آوارگی و خاکستر بجا مانده از داعش در موصل  

درخواست حذف این مطلب
اردوگاه 'حمام العلیل' 2 یکی از 23 اردوگاه آوارگان جنگ موصل است که در فاصله 20 کیلومتری جنوب شهر موصل هنوز بالغ بر 25 هزار آواره را طبق گفته مسوولان این اردوگاه در خود جای داده است، جایی که باید از آن به عنوان خاکستر بجا مانده از آتش افراط گرایی و تکفیر توصیفش کرد.مسوولان این اردوگاه که حاضر نشدند نامشان ذکر شود، گفتند که اکثر آوارگان از محلات غربی موصل به ویژه 'وادی الحجر'، 'اصلاح زراعی' و 'حی التنک' و شهر 'الحضر' درجنوب استان نینوا هستند اما طی گشت و گذار در این اردوگاه و گفت وگو با آوارگان مشخص شد، از 'زمار' و 'سحاجیه' و 'حمیدات' شمال و غرب موصل هم در میان آوارگان وجود دارند.کافی است با یکی از آوارگان سر صحبت از مشکلات شان باز کنی تا یکباره لشکری از آنها دوره ات کنند و هریک از گوشه ای از رنج ها و بی پولی و بیکاری و نبود کمک های انسانی سخن می گوید.یکی از پیرمردها از اهالی زمار است و می گوید که منطقه آنها از جنگ آسیب چندانی ندیده و می خواهد به سر خانه و زندگی اش برگردد اما چون شهر آنها در حوزه نیروهای پیشمرگ کرد واقع شده، فعلا به آنها اجازه بازگشت داده نمی شود. یکی دیگر می گوید که خانه اش کاملا تخریب شده و هیچ توان مالی برای بازسازی منزلش ندارد و دولت عراق و سازمان های بشردوستانه بین المللی نیز هیچ کمک مالی به آنها برای تعمیر منازلشان و بازگشت آنها نمی کنند.مرد میان سالی هم می گفت که حدود سه ماه است که در این اردوگاه زندگی می کند و بیکار است هرچه داشته و نداشته فروخته و خرج خورد و خوارک کرده است.مرد آواره موصلی می گوید: 'می خواهم به سر خانه و زندگی ام برگردم و از این وضعیت خسته شده ام، نه کاری دارم نه آینده ای روشن، بلاتکلیفم و بچه هایم از درس و مدرسه محروم شده اند.' مرد میان سال دست آخر گفت: 'اگر مسوولان اردوگاه اجازه بدهند این وسایل که شامل خیمه و پتو و چراغ آشپزی و کولر آبی است با خود ببرم، حداقل می توانم آنها را بفروشم و از محل آنها مبلغی تهیه کرده و زندگی را چند روزی سپری کنم.' اما گزارش مسوولان اردوگاه آمارهای تکان دهنده ای از درصد خانوارهای بی سرپرست و معلولان جنگی و فقر عمومی آنها می دهد.طبق این گزارش، 18 درصد از کل جمعیت 25 هزار نفری این اردوگاه را زنان بی سرپرست تشکیل می دهند که به دلیل جنگ، شوهران خود را از دست داده اند و به ازای هر سه خانواده یک فرد معلول جنگی وجود دارد که طبق گفته خانواده ها یا براثر انفجار بمب یا سوختگی شدید ناشی از انفجار دچار قطع عضو و معلولیت شده اند.در سطح شهر حمام العلیل که جمعیت شهر آن، به سختی از 10 هزار نفر در حال حاضر تجاوز می کند، صدها کودک ریز و درشت دیده می شوند که به پر و پای هر رهگذاری می چسبند و برای 250 دینار (کمترین واحد پولی عراق)، التماس کمک نقدی می کنند.همه این بچه ها - که درمیان آنها پسربچه ها و دختربچه ها دیده می شوند- از خانواده های اردوگاه آوارگان حمام العلیل هستند. گاه گداری برخی از زنان و مردان نیز دیده می شوند که در مغازه ها و دور و بر کباب فروشی های سطح شهر می چرخند و مشغول تکدی گری هستند و مدعی هستند که چند روز است که چیزی نخورده اند.بعضی اهالی اردوگاه مدعی بودند که بیش از یک ماه است هیچ کمک غذایی بین آنها توزیع نشده اما مسوولان اردوگاه می گویند که هر خانواده در بدو ورود به اردوگاه 15 بسته کمکی شامل پتو، چراغ آشپزی، زیر انداز، چادر، پوشاک و مواد غذایی دریافت می کند.یک موسسه بین المللی بشردوستانه دیگر به نام 'دست های رحمت' نیز علاوه برآن، 9 بسته کمکی که شامل انواع مواد غذایی خشک (حبوبات و برنج و غیره) بین آنها توزیع می کند و وزارت مهاجرین و رانده شدگان عراق به هر خانواذه یک کولر آبی و مقادیری پوشاک می دهد. در منطقه حمام العلیل دو اردوگاه آوارگان وجود دارد اما از آوارگان شهر قدیم موصل که شاهد ب ...

ادامه مطلب  

ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریب  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردوگاه شهدای تخریبتصاویر ضیافت افطاری رزمندگان اردو ...

ادامه مطلب  

آوارگی و خاکستر بجا مانده از افراط گرایی و تکفیر  

درخواست حذف این مطلب
مسوولان این اردوگاه که حاضر نشدند نامشان ذکر شود، گفتند که اکثر آوارگان از محلات غربی موصل به ویژه 'وادی الحجر'، 'اصلاح زراعی' و 'حی التنک' و شهر 'الحضر' درجنوب استان نینوا هستند اما طی گشت و گذار در این اردوگاه و گفت وگو با آوارگان مشخص شد، از 'زمار' و 'سحاجیه' و 'حمیدات' شمال و غرب موصل هم در میان آوارگان وجود دارند.کافی است با یکی از آوارگان سر صحبت از مشکلات شان باز کنی تا یکباره لشکری از آنها دوره ات کنند و هریک از گوشه ای از رنج ها و بی پولی و بیکاری و نبود کمک های انسانی سخن می گوید.یکی از پیرمردها از اهالی زمار است و می گوید که منطقه آنها از جنگ آسیب چندانی ندیده و می خواهد به سر خانه و زندگی اش برگردد اما چون شهر آنها در حوزه نیروهای پیشمرگ کرد واقع شده، فعلا به آنها اجازه بازگشت داده نمی شود.یکی دیگر می گوید که خانه اش کاملا تخریب شده و هیچ توان مالی برای بازسازی منزلش ندارد و دولت عراق و سازمان های بشردوستانه بین المللی نیز هیچ کمک مالی به آنها برای تعمیر منازلشان و بازگشت آنها نمی کنند.مرد میان سالی هم می گفت که حدود سه ماه است که در این اردوگاه زندگی می کند و بیکار است هرچه داشته و نداشته فروخته و خرج خورد و خوارک کرده است.مرد آواره موصلی می گوید: 'می خواهم به سر خانه و زندگی ام برگردم و از این وضعیت خسته شده ام، نه کاری دارم نه آینده ای روشن، بلاتکلیفم و بچه هایم از درس و مدرسه محروم شده اند.'مرد میان سال دست آخر گفت: 'اگر مسوولان اردوگاه اجازه بدهند این وسایل که شامل خیمه و پتو و چراغ آشپزی و کولر آبی است با خود ببرم، حداقل می توانم آنها را بفروشم و از محل آنها مبلغی تهیه کرده و زندگی را چند روزی سپری کنم.'اما گزارش مسوولان اردوگاه آمارهای تکان دهنده ای از درصد خانوارهای بی سرپرست و معلولان جنگی و فقر عمومی آنها می دهد.طبق این گزارش، ۱۸ درصد از کل جمعیت ۲۵ هزار نفری این اردوگاه را زنان بی سرپرست تشکیل می دهند که به دلیل جنگ، شوهران خود را از دست داده اند و به ازای هر سه خانواده یک فرد معلول جنگی وجود دارد که طبق گفته خانواده ها یا براثر انفجار بمب یا سوختگی شدید ناشی از انفجار دچار قطع عضو و معلولیت شده اند.در سطح شهر حمام العلیل که جمعیت شهر آن، به سختی از ۱۰ هزار نفر در حال حاضر تجاوز می کند، صدها کودک ریز و درشت دیده می شوند که به پر و پای هر رهگذاری می چسبند و برای ۲۵۰ دینار (کمترین واحد پولی عراق)، التماس کمک نقدی می کنند.همه این بچه ها - که درمیان آنها پسربچه ها و دختربچه ها دیده می شوند- از خانواده های اردوگاه آوارگان حمام العلیل هستند.گاه گداری برخی از زنان و مردان نیز دیده می شوند که در مغازه ها و دور و بر کباب فروشی های سطح شهر می چرخند و مشغول تکدی گری هستند و مدعی هستند که چند روز است که چیزی نخورده اند.بعضی اهالی اردوگاه مدعی بودند که بیش از یک ماه است هیچ کمک غذایی بین آنها توزیع نشده اما مسوولان اردوگاه می گویند که هر خانواده در بدو ورود به اردوگاه ۱۵ بسته کمکی شامل پتو، چراغ آشپزی، زیر انداز، چادر، پوشاک و مواد غذایی دریافت می کند.یک موسسه بین المللی بشردوستانه دیگر به نام 'دست های رحمت' نیز علاوه برآن، ۹ بسته کمکی که شامل انواع مواد غذایی خشک (حبوبات و برنج و غیره) بین آنها توزیع می کند و وزارت مهاجرین و رانده شدگان عراق به هر خانواذه یک کولر آبی و مقادیری پوشاک می دهد.در منطقه حمام العلیل دو اردوگاه آوارگان وجود دارد اما از آوارگان شهر قدیم موصل که شاهد بیشترین درگیری ها و ویرانی ها بود، در این منطقه اثری دیده نمی شود و اغلب آنها به اردوگاه 'سلامیه' در بخش 'نمرود' (توابع استان نینوا) در ساحل ش ...

ادامه مطلب  

فارس به مناسبت سالروز ورود آزادگان به کشور گزارش می دهد روایت آقا معلم از 10 سال اسارت/ از سهمیه 10 قاشق غذا تا حمام کردن با یک سطل آب گرم در زمست  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس-محمد تاجیک: در منظومه لغات، وقتی به واژه اسارت می رسیم، جز در بند بودن و در حصار سختی و تنگنا قرار گرفتن، چیز دیگری را نمی توان متصور بود و حکایت غریبی است که در آن مظلومانه زیستن و روزگار همراه با مشقت گذراندن به خوبی مشهود و ملموس است.حتی اگر کوتاه هم باشد، بسیار آزاردهنده است؛ حال اینکه بخواهید 10 سال در بدترین شرایط ممکن در چنگال جماعتی سنگدل قرار بگیری و روی اعتقادات و ارزش های خود استوار بمانی و خم به ابرو نیاوری!آری! حکایت زیر، داستان زندگی و یا بهتر بگوییم اسارت 10 ساله یکی از فرهنگیان است که گران سنگ ترین مضمون و محتوای دانایی و متعالی ترین گلواژه های انسانیت و مردانگی در چنگال اهریمنان و دهشتناکترین لحظات معنا کرد و ناب ترین ترجمان ممکن را از گذشت و فداکاری به نگارش در آورد تا بهترین منشور و الگو برای هدایت انسان ها و خاصه دانش آموزان و آینده سازان این مرز و بو م برای همیشه تاریخ پر افتخار ایران زمین باشد. او همچون کوه استوار و مانند سروی قد کشیده در برابر همه ناملایمات مردانه ایستاد و امروز همزمان با 26 مرداد سالروز ورود آزادگان سرافراز به کشورمان با ما از دنیایی از غرور و افتخار گفت وگو نشسته و از آن روزگاران سخت در اردوگاه های مخوف عراق برایمان حکایت می کند.زنگ درِ خانه اش را که می زنم، با همان صمیمیت بچه های دیروز جبهه و با آغوشی باز «بفرما» می گوید و دستانم را می فشارد. چهره اش هنوز رنگ و بوی جبهه می دهد. عینکی به چشم دارد و لبخند ملیحی به چهره.باصفا و صمیمی سخن می گوید، بدون هرگونه تکلف و پیچیدگی در کلام، هنوز می توان به خوبی خلوص بچه های دفاع مقدس را در او دید.او آنقدر حرف برای گفتن داشت که من را بین گوش دادن و نکته برداشتن حیران کرده بود! جذاب و درعین حال ساده حرف می زد؛ گویا همین روزهای نزدیک این اتفاقات سراسر ناخوشایند و در عین حال سند افتخار، برایش روی داده است.بله! از آقا حسین یا بهتر بگوییم آقا «محسن معصوم شاهی»،آزاده سرافراز ورامینی می گویم که امروز با روی خوش پذیرایم شده و می خواهد داستان 10 سال اسارت سرفرازانه خود را این چنین برایمان روایت کند.از درخواست 400 نفری آزادگان در بند اسارت در اوج سختی اردوگاه موصل برای روزه داری می گوید و از سرهنگ عراقی به اصطلاح اسرای اردوگاه«حزب اللهی!» که ادعای مسلمان بودن کرده است وبرای آنها در ماه رمضان گرم و سوزان موصل عراق امکانات ابتدایی روزه داری را فراهم کرده بود.از جیره غذایی روزانه ای که تنها در چند قاشق غذاخوری خلاصه می شد روایت می کند تا یک سطل آب جوشی که تنها سهمیه استحمام آنها در کل فصل زمستان بود می گوید.از کتک خوردن های مدام با کابل و چوب در مسیر سرویس های بهداشتی یادآور می شود و از هدایت های مدبرانه سید آزادگان حاج آقای ابوترابی و خلاصه از هر درِ سختی و مشقت بی پایان اسارت برایم گفت.با هم گفت وگوی صمیمی با این آزاده قهرمان را مرور می کنیم.این آزاده سر فراز اظهار می دارد: متولد سال 1336 شهرستان ورامین هستم. پدرم حاج محمد معصوم شاهی بود که به شغل پارچه فروشی مشغول بوده و از فعالان قیام 15 خرداد سال 42 بود.افتخار جزئی از خانواده شهدا بودن را در زندگینامه خود دارم؛ چرا که عموی بنده «امیرهوشنگ معصوم شاهی» یکی از شهدای قیام 15 خرداد 42 مردم ورامین بود.او ادامه می دهد: در زمان قیام 15 خرداد 42، تنها 6 سال داشتم، اما حوادث آن روزگار را هنوز به خاطر دارم.معصوم شاهی می افزاید: تحصیلات خود را در دبیرستان های شهید شیرازی فعلی و دوره ای را در دبیرستان رضا پهلوی سابق شهرستان ورامین گذراندم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با داشتن مدرک دیپلم تجربی و با اینکه در مقطع کاردانی در رشته ریاضی قبول شده بودم، از تحصیل خودداری کرده و به جهاد سازندگی رفتم و مدت یک سال به عنوان نیروی افتخاری در آنجا فعالیت کردم.این فرهنگی آزاد یادآور می شود: با شروع جنگ تحمیلی در قالب نیروهای بسیجی و از طریق پادگان جی تهران به عنوان نیروی کمکی به منطقه جنگی دزفول اعزام شدم. در آن زمان نیروهایی تحت عنوان «پیشمرگان کرد کردستان» زیر نظر سپاه پاسداران فعالیت می کردند، اما در آن زمان این نیروها از کردستان به منطقه جنوب کشور آمده بودند و ما نیز در کنار آنها مشغول به فعالیت بودیم.آن زمان «حاج محمد قمی» نماینده فعلی مردم پاکدشت به همراه برادران خود «حاج حسن» و «حاج ولی قمی» درگیر اعزام نیروهای داوطلب به جبهه بودند و در اول دی ماه سال 59 ما به منطقه آبادان رفتیم.او تصریح می کند: درآن زمان عملیات شکست حصر آبادان طراحی شد؛ چراکه آبادان در محاصره نیروهای عراقی بود و جاده آبادان ـ ماهشهر به تصرف عراقی ها درآمده بود؛ در نتیجه از سمت آبادان نیروهای بسیجی و از سمت ماهشهر نیروهای ارتشی حرکت کردند تا بتوانند آبادان را از محاصره بیرون کنند، اما بر اثر وجود ناهماهنگی های بین نیروها، شکست حصر آبادان ناکام ماند. این عملیات 9 ماه قبل از عملیات اصلی شکست حصر آبادان صورت گرفت و در آن تعداد زیادی از نیروها مجروح و شهید شدند.* 21 دی ماه 59، زمان اسارتمعصوم شاهی یادآور می شود: در 21 دی ماه سال 59 در سن 23 سالگی به همراه 50 تا 60 نفر از نیروها از جمله «حاج حسن سلطانیه»، «حسین خلیلی» و چند نفر از نیروهای منطقه پاکدشت به اسارت نیروهای عراقی درآمدیم و آنها پس از یک هفته، ما را به اردوگاه موصل یک بردند.*از کودک 2 ساله تا پیرمرد و پیرزن 80 ساله در اردوگاه موصلاین آزاده فرهنگی بیان می دارد: اردوگاه موصل یک اردوگاهی بود که مربوط به تجمع نیروهای عراقی هنگام حمله به کشورمان بود و آنها پس از اسارت نیروهای ایرانی، این اردوگاه را به محل و اسارتگاه تبدیل کرده بودند.در آنجا افراد مختلفی با فرهنگ های گوناگون وجود داشتند، از پیرمرد و پیرزن 80 ساله تا کودکان 2 ساله ای که در مسیر فرار در جاده آبادان ـ ماهشهر به اسارت نیروهای عراقی درآمده بودند.شرایط در آنجا بسیار سخت و طاقت فرسا بود؛ ضمن اینکه در جمع ما تعدادی از طرفداران منافقان و نیروهای نفوذی وجود داشتند که در گیرودار جنگ به اسارت نیروهای عراقی درآمده بودند و در آنجا به صورت آشکار هویت و دشمنی خود را با نظام جمهوری اسلامی بیان می کردند.*سرهنگ حزب الهی عراقی!او در عین حال که از سختی های روزگار اسارت می گوید، از سرهنگ عراقی روایت می کند که در میان آن همه گستاخی و سنگدلی نیروهای بعثی هنوز رگه هایی از انسانیت در وجودش باقی مانده بود و ابراز می دارد: آن زمان حدود 2 هزار اسیر در اردوگاه موصل یک بود و نزدیک به ماه رمضان بود. یک روز سرهنگ عراقی که بعدها به عنوان «سرهنگ حزب اللهی» معروف شده بود، اعلام کرد «آیا کسی دوست دارد در ماه رمضان روزه بگیرد؟» از این جمع 2 هزار نفری، 400 نفر از اسرا اعلام کردند که حاضر هستند در ماه رمضان به روزه داری بپردازند.*روزه داری در تابستانمعصوم شاهی اضافه می کند: البته در بین این 400 نفر سرنوشت عده ای از افراد بعد از 36 سال اسارت هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد؛ چراکه در آن زمان نیروهای بعثی عراق، تعدادی از اسرا را جدا کردند و به نقطه نامعلومی بردند. بالاخره این سرهنگ عراقی مقدمات روزه داری اسرا را در سطح بسیار ابتدایی فراهم کرد و 400 اسیری که قصد روزه داری داشتند را در سه آسایشگاه جداگانه از سایر اسرا اسکان داد.او ادامه می دهد: این سرهنگ عراقی دستور داد تا مواد غذایی لازم برای اسرا در ماه رمضان آن هم در گرمای تابستان تأمین شود و هر شب ساعت 2 بامداد غذای اسرا توسط آشپزهایی که از خود اسرا تعیین شده بودند، در اختیار آنها قرار می گرفت تا بتوانیم روزه بگیریم؛ البته نیروهای عراقی اجازه هرگونه برگزاری نماز جماعت را نمی دادند و فقط می توانستیم به صورت انفرادی اعمال دینی خود را انجام دهیم.این آزاده فرهنگی درحالی که عینک خود را به چشم می زند و گاهی نیز از سر دقت و کنجکاوی آن را در دست می گیرد، خاطرنشان کرد: بعد از ماه رمضان آنها به اسرا اعلام کردند که باید در اردوگاه کاری را شروع کنند و گفتند باید بلوک های سیمانی را برای سنگرهای جبهه و نبرد با نیروهای ایرانی آماده کنید، اما اسرا حاضر به انجام چنین کاری نشدند.*تنبیه بدنی شدید در 5 دقیقه هواخوریاو می گوید: بعد از نافرمانی اسرا و امتناع از انجام ساخت بلوک های سیمانی برای سنگرهای نیروهای بعثی، گزارش این نافرمانی به بغداد رسید و دستور صادر شد تا درهای آسایشگاه به روی اسرا بسته شود؛ این در حالی بود که فقط غروب ها می توانستیم مدت 5 دقیقه هنگامی که درهای آسایشگاه باز می شد، برای امور بهداشتی خود بیرون بیاییم، اما در مسیر استفاده از سرویس های بهداشتی نیز با باتوم و چوب توسط تعدادی از افسران عراقی به شدت شکنجه می شدیم و هر روز چند نفر از اسرا دچار آسیب های جدی می شدند.*پخش ناسزا و اطلاعیه های منافقین در ساعت 12 شب از بلندگوبه اینجا که می رسیم انگار این آزاده قهرمان خود را در فضای ملموس شکنجه های آن روزها می بیند و با کمی مکث ادامه می دهد: فشارهای روحی و جسمی زیادی به اسرا وارد می شد؛ برای نمونه افسران عراقی در فضای اردوگاه، بلندگوهای خود را روشن می کردند و در آن اطلاعیه های سازمان منافقان علیه کشورمان پخش می شد و یکی از منافقان آشکارا به ناسزاگویی علیه کشور و مسئولان ایرانی می پرداخت که این صدای بلندگوها اغلب موارد در ساعت 12 شب و یا صبح زود هنگامی که اسرا در خواب بودند در فضای اردوگاه پخش می شد و باعث لطمات روحی فراوانی به اسرا می شد.این شرایط سخت که در اثر نافرمانی و انجام ندادن ساخت بلوک های سیمانی اتفاق افتاده بود، بیش از سه ماه طول کشید.این آزاده فرهنگی با اشاره به آزار و اذیت های زیاد نیروهای عراقی بیان می کند؛ آنها هر روز درِ آسایشگاه ها را باز می کردند و با اصطلاح عربی خود می گفتند « اُشتُغل ما اُشتغل» یعنی آیا کار می کنید یا نه؟ و این جمله تکراری هر روزه آنها بود.او ادامه می دهد: بالاخره بعد از مدت یکسال حاج آقا ابوترابی سید بزرگ آزادگان را به اردوگاه آوردند و او نیز با عراقی ها صحبت کرده بود و گفته بود من را به اردوگاه ببرید تا مشکل شما را با اسرا حل کنم و به آنها قول داده بود تا اسرا در ساخت بلوک های سیمانی با آنها همکاری کنند. حاج آقا ابوترابی از فرماندهان اردوگاه خواسته بود تا سه چهار روز به او مهلت دهند تا بتواند با اسرا صحبت کرده و آنها را به ساخت بلوک های سیمانی راضی کند.معصوم شاهی به شخصیت کم نظیر حاج آقا ابوترابی فرد اشاره می کند و می افزاید: یک روز او به آسایشگاه ما آمد و با اسرا به صحبت نشست و با استدلال های عقلانی و اعتقادی خود با ما صحبت کرد؛ تا آنجا که چند نفر از اسرا با کار کردن موافقت کردند؛ البته حاج آقا به ما گفت «من طوری برنامه ریزی می کنم که شما از آسایشگاه بیرون بروید، اما کار نکنید». او به اسرا تأکید می کرد که باید با سیاست رفتار کنیم.این آزاده فرهنگی تصریح می کند: بالاخره همه اسرا فهمیدند که حاج آقا ابوترابی با درایت و تدبیر است و می توان به او تکیه کرد. از فردای آن روز نیروهای عراقی در آسایشگاه ها را باز کردند و از اینکه اسرا به خواسته آنها تن داده بودند، خوشحال بودند.*رودست خوردن عر ...

ادامه مطلب  

سرنوشت مبهم یازده هزار اسیر ایرانی در عراق  

درخواست حذف این مطلب
بنفشه سا م گیس در روزنامه اعتماد نوشت: «پاییز ٨٩، مهمان گردهمایی ٩٠٠ آزاده دفاع مقدس بودم؛ مردانی که سال های اسارت را در اردوگاه «تکریت ١٢» سپری کردند.«تکریت ١٢»، «موصل ۴»، «تکریت ١١»، «موصل ٣»، «رمادیه ١٠» و «کمپ ٧» امروز برای من و شما معنایی ندارد و حتی شاید هفته بعد، این اسامی به یادمان هم نماند و اگر هم به یاد آوردیم، تلفظش چندان درست و آسان به زبان مان ننشیند. اما کالبد این اسامی، کابوس درهم تنیده با خاطرات عزیزترین مردان این سرزمین است. مردانی که هموطن ما بودند و سال های مدید، ٣ سال و ۵ سال و ٨ سال و ١١ سال از روزهای عمرشان در حصار دیوارهای سر به فلک رسیده «تکریت ١٢» و «موصل ۴» و «رمادی ١٠» گذشت؛ بی آن که احدی از خانواده، حتی امیدی به زنده بودن شان داشته باشد. طراوت صبح پاییزی آن سال گره خورده بود به اندوه خانه بسته در نگاه صدها مرد جنگ؛ یادگاران جنگ که آن روز از آن سال های اسارت خاطره ساخته بودند. مردانی که بعضی شان بعدها برایم تعریف کردند که «...۴ نفر بودیم. نیم ساعت در مقابل سپاه هفتم عراقی ها مقاومت کردیم. بعد از نیم ساعت فشنگ مان تمام شد. اسلحه ها را زمین گذاشتیم و دست های مان را بالا بردیم... در هر کامیون آیفا، ۵ یا ۶ اسیر دست بسته سوار کردند و یک صف ۵٠ ماشینی درست کردند و بردند بصره. مردم بصره جشن شکست دادن ما را گرفته بودند و سنگ و میوه گندیده به طرف مان پرتاب می کردند. اشکی که از چشم های مان می آمد از تلخی اسارت نبود. به خاطر مظلومیت جمهوری اسلامی گریه می کردیم.ماشاءالله ابراهیم مجروح بود که اسیر شد. او را یک گوشه گذاشتند و آن قدر ماند تا از شدت خونریزی شهید شد... یک اسیر زخمی کنار من بود و آن قدر ماء ماء گفت و به او آب ندادند که از تشنگی شهید شد... اسرای مجروح را در یک کمپرسی جا داده بودند. وقتی خواستند پیاده شان کنند، یکی از بعثی ها به راننده گفت که جک کمپرسی را بالا بزند. در عقب کمپرسی باز شد و کمپرسی بالا رفت و بچه های مجروح، انگار که بار آجر خالی می شود، روی سر هم زمین افتادند؛ طوری که وقتی ما بدن شان را از روی همدیگر برمی داشتیم، دو، سه نفرشان آن زیر مانده و از خفگی و بی هوایی شهید شده بودند... یک سطل برای قضای حاجت داده بودند. سطل پر شد. تشنه بودیم و آب می خواستیم. گفتند همان سطل را خالی کنید و حالا پر آب کنید و ببرید. اجازه شستشوی سطل را خواستیم. کتک مان زدند و اجازه ندادند... کف دست حسین سلطانی تیر خورده بود. دستش را با یک تکه پارچه بسته بود. بوی عفونت دستش توی سلول پیچیده بود. یک روز گفت احساس می کنم انگشتم دارد از جا درمی آید. یکی از انگشت هایش را گرفت و کشید و انگشت جلو آمد. گفتم حسین چکار می کنی؟ گفت: ببین! همه شان درآمده اند. ۵ انگشت دستش را جلوی چشم من از زیر پارچه کند و دور انداخت.»۴۵ هزار رزمنده و غیرنظامی که طی ٨ سال جنگ عراق علیه ایران، به اسارت رژیم بعث درآمدند و حتی پس از امضای قطعنامه ۵٩٨ هم سال های جوانی خود را در اردوگاه های مفقودین و صلیب سرخ عراق گذراندند، مستحق عنوان «شهید زنده» هستند؛ مردانی که از دل جنگ به اسارت برده شدند و در اردوگاه هایی که فاقد هرگونه شرایط استاندارد نگهداری اسرای جنگی بود، گاه تا ١١ سال در اسارت زندگی کردند. از این تعداد اسیر ایرانی که پس از توافق دو جانبه ایران و عراق برای تبادل اسرای جنگی، به تدریج به وطن بازگشتند و از همان زمان، به عنوان «آزادگان جنگ» شناخته شدند، ١١ هزار اسیر بنا بر تایید مسوولان وقت صلیب سرخ، هنوز و پس از ٢٩ سال از پایان جنگ، سرنوشتی نامعلوم دارند و خانواده هایشان همچنان چشم به راه این مفقودان هستند.در حالی که طی ٨ سال جنگ عراق علیه ایران، حدود ۶٨ هزار نفر از نیروهای عراقی توسط رزمندگان ایرانی به اسارت درآمدند که تمام این اسرا، درجه داران رژیم بعث بودند، در جمع اسرای ایرانی که در ٣۵ اردوگاه واقع در استان ها و شهرهای الانبار و صلاح الدین و بعقوبه و بغداد نگهداری می شدند، می شد از غیرنظامیانی همچون کشاورزان و دامداران و حتی کسبه ساکن شهرهای مرزی واقع در خطه جنوبی و غربی ایران هم بسیار سراغ گرفت که این واقعیت تلخ، در خاطرات مکتوب و شفاهی آزادگان اسیر در اردوگاه های مفقودین یا صلیب سرخ هم مورد اشاره قرار گرفته است. مهم آن که رژیم بعث، اردوگاه های اسرای ایرانی را در شهرهایی دایر کرده بود که یا بیشترین جمعیت سُنی نشین یا بیشترین جمعیت سرسپرده رژیم بعث را داشتند و بسیاری از آزادگان، در خاطرات خود یادآور شده اند که تلخ ترین لحظات، نه روزها و ساعات اسارت در اردوگاه های بی نشان و مخوف موسوم به اردوگاه های مفقودین، بلکه زمان هایی بود که برای انتقال به اداره استخبارات یا مراکز درمانی، دست بسته و سوار در قسمت بار ماشین های باربری عراقی، از سطح شهر رد می شدند و ساکنان این شهرها، با پرتاب تخم مرغ گندیده و گوجه فرنگی لهیده و انداختن آب دهان بر سر و روی اسرا و به زبان آوردن دشنام، انزجار خود را از نژاد ایرانی و از غیرت رزمنده ایرانی نشان می دادند.اگر «اردوگاه مفقودین» امروز برای ما یک واژه معمولی است، برای صدها آزاده، یادآور ایامی است که در هر لحظه اش، مرگ، منتهای خواسته شان بود. معصومه آباد؛ که خاطرات ۴٠ ماه اسارت – ٢٣ مهر ١٣۵٩ / ١٢ بهمن ١٣۶٢ - در سلول های الرشید، تنومه و موصل و عنبر به همراه شمسی بهرامی، فاطمه ناهیدی و حلیمه آزموده را در کتاب «من زنده ام» به تحریر درآورده، در خط به خط تصاویری که در این صفحات مکتوب شده، به یاد می آورد از اسرایی که فقط یک فریاد از شدت درد، یادگار حضورشان شد و از اسرایی که با ضربات چوب زندانبان بعثی، دچار خونریزی مغزی شدند و به شهادت رسیدند و از اسرایی که از تشنگی شهید شدند و...به استناد خاطرات آزادگان که در نهادهای متولی ثبت اسناد مکتوب و شفاهی دفاع مقدس، گردآوری شده، نیروهای صلیب سرخ در طول ٨ سال جنگ تحمیلی علیه ایران، فقط مجوز بازدید از ١۵ اردوگاه اسرای ایرانی (از مجموع ٣۵ اردوگاه نگهداری اسرای ایران) را از رژیم بعث دریافت کردند و بنابراین، فقط نام ١۵ هزار اسیر ایرانی که در این اردوگاه های برخوردار از حداقل هایی به عنوان حقوق اسرای جنگی، اسیر بودند در فهرست رسمی اسرا ثبت شد اما بیش از ٢٠ هزار اسیر ایرانی، در تمام سال های اسارت، در اردوگاه هایی که هیچ نام و نشانی نداشت، از چشم بازرسان صلیب سرخ پنهان نگاه داشته شدند و دقیقا به همین سبب، رژیم بعث این مجوز را برای خود قایل شد که بیشترین شکنجه ها و محرومیت ها و آسیب های جسمی و روحی را بر این گروه از اسرای ایرانی وارد کند؛ چنان که سرهنگ «عبدالرشید الباطن» - بازپرس ویژه گارد ریاست جمهوری عراق در جنگ علیه ایران - ...

ادامه مطلب  

سرنوشت مبهم یازده هزار اسیر ایرانی در عراق  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر، «پاییز ٨٩، مهمان گردهمایی ٩٠٠ آزاده دفاع مقدس بودم؛ مردانی که سال های اسارت را در اردوگاه «تکریت ١٢» سپری کردند. «تکریت ١٢»، «موصل ٤»، «تکریت ١١»، «موصل ٣»، «رمادیه ١٠» و «کمپ ٧» امروز برای من و شما معنایی ندارد و حتی شاید هفته بعد، این اسامی به یادمان هم نماند و اگر هم به یاد آوردیم، تلفظش چندان درست و آسان به زبان مان ننشیند. اما کالبد این اسامی، کابوس درهم تنیده با خاطرات عزیزترین مردان این سرزمین است. مردانی که هموطن ما بودند و سال های مدید، ٣ سال و ٥ سال و ٨ سال و ١١ سال از روزهای عمرشان در حصار دیوارهای سر به فلک رسیده «تکریت ١٢» و «موصل ٤» و «رمادی ١٠» گذشت؛ بی آن که احدی از خانواده، حتی امیدی به زنده بودن شان داشته باشد. طراوت صبح پاییزی آن سال گره خورده بود به اندوه خانه بسته در نگاه صدها مرد جنگ؛ یادگاران جنگ که آن روز از آن سال های اسارت خاطره ساخته بودند.مردانی که بعضی شان بعدها برایم تعریف کردند که «...٤ نفر بودیم. نیم ساعت در مقابل سپاه هفتم عراقی ها مقاومت کردیم. بعد از نیم ساعت فشنگ مان تمام شد. اسلحه ها را زمین گذاشتیم و دست های مان را بالا بردیم... در هر کامیون آیفا، ٥ یا ٦ اسیر دست بسته سوار کردند و یک صف ٥٠ ماشینی درست کردند و بردند بصره. مردم بصره جشن شکست دادن ما را گرفته بودند و سنگ و میوه گندیده به طرف مان پرتاب می کردند. اشکی که از چشم های مان می آمد از تلخی اسارت نبود. به خاطر مظلومیت جمهوری اسلامی گریه می کردیم.ماشاءالله ابراهیم مجروح بود که اسیر شد. او را یک گوشه گذاشتند و آن قدر ماند تا از شدت خونریزی شهید شد... یک اسیر زخمی کنار من بود و آن قدر ماء ماء گفت و به او آب ندادند که از تشنگی شهید شد... اسرای مجروح را در یک کمپرسی جا داده بودند. وقتی خواستند پیاده شان کنند، یکی از بعثی ها به راننده گفت که جک کمپرسی را بالا بزند. در عقب کمپرسی باز شد و کمپرسی بالا رفت و بچه های مجروح، انگار که بار آجر خالی می شود، روی سر هم زمین افتادند؛ طوری که وقتی ما بدن شان را از روی همدیگر برمی داشتیم، دو، سه نفرشان آن زیر مانده و از خفگی و بی هوایی شهید شده بودند... یک سطل برای قضای حاجت داده بودند. سطل پر شد. تشنه بودیم و آب می خواستیم. گفتند همان سطل را خالی کنید و حالا پر آب کنید و ببرید. اجازه شستشوی سطل را خواستیم. کتک مان زدند و اجازه ندادند... کف دست حسین سلطانی تیر خورده بود. دستش را با یک تکه پارچه بسته بود. بوی عفونت دستش توی سلول پیچیده بود. یک روز گفت احساس می کنم انگشتم دارد از جا درمی آید. یکی از انگشت هایش را گرفت و کشید و انگشت جلو آمد. گفتم حسین چکار می کنی؟ گفت: ببین! همه شان درآمده اند. ٥ انگشت دستش را جلوی چشم من از زیر پارچه کند و دور انداخت.»٤٥ هزار رزمنده و غیرنظامی که طی ٨ سال جنگ عراق علیه ایران، به اسارت رژیم بعث درآمدند و حتی پس از امضای قطعنامه ٥٩٨ هم سال های جوانی خود را در اردوگاه های مفقودین و صلیب سرخ عراق گذراندند، مستحق عنوان «شهید زنده» هستند؛ مردانی که از دل جنگ به اسارت برده شدند و در اردوگاه هایی که فاقد هرگونه شرایط استاندارد نگهداری اسرای جنگی بود، گاه تا ١١ سال در اسارت زندگی کردند. از این تعداد اسیر ایرانی که پس از توافق دو جانبه ایران و عراق برای تبادل اسرای جنگی، به تدریج به وطن بازگشتند و از همان زمان، به عنوان «آزادگان جنگ» شناخته شدند، ١١ هزار اسیر بنا بر تایید مسوولان وقت صلیب سرخ، هنوز و پس از ٢٩ سال از پایان جنگ، سرنوشتی نامعلوم دارند و خانواده هایشان همچنان چشم به راه این مفقودان هستند.در حالی که طی ٨ سال جنگ عراق علیه ایران، حدود ٦٨ هزار نفر از نیروهای عراقی توسط رزمندگان ایرانی به اسارت درآمدند که تمام این اسرا، درجه داران رژیم بعث بودند، در جمع اسرای ایرانی که در ٣٥ اردوگاه واقع در استان ها و شهرهای الانبار و صلاح الدین و بعقوبه و بغداد نگهداری می شدند، می شد از غیرنظامیانی همچون کشاورزان و دامداران و حتی کسبه ساکن شهرهای مرزی واقع در خطه جنوبی و غربی ایران هم بسیار سراغ گرفت که این واقعیت تلخ، در خاطرات مکتوب و شفاهی آزادگان اسیر در اردوگاه های مفقودین یا صلیب سرخ هم مورد اشاره قرار گرفته است. مهم آن که رژیم بعث، اردوگاه های اسرای ایرانی را در شهرهایی دایر کرده بود که یا بیشترین جمعیت سُنی نشین یا بیشترین جمعیت سرسپرده رژیم بعث را داشتند و بسیاری از آزادگان، در خاطرات خود یادآور شده اند که تلخ ترین لحظات، نه روزها و ساعات اسارت در اردوگاه های بی نشان و مخوف موسوم به اردوگاه های مفقودین، بلکه زمان هایی بود که برای انتقال به اداره استخبارات یا مراکز درمانی، دست بسته و سوار در قسمت بار ماشین های باربری عراقی، از سطح شهر رد می شدند و ساکنان این شهرها، با پرتاب تخم مرغ گندیده و گوجه فرنگی لهیده و انداختن آب دهان بر سر و روی اسرا و به زبان آوردن دشنام، انزجار خود را از نژاد ایرانی و از غیرت رزمنده ایرانی نشان می دادند.اگر «اردوگاه مفقودین» امروز برای ما یک واژه معمولی است، برای صدها آزاده، یادآور ایامی است که در هر لحظه اش، مرگ، منتهای خواسته شان بود. معصومه آباد؛ که خاطرات ٤٠ ماه اسارت – ٢٣ مهر ١٣٥٩ / ١٢ بهمن ١٣٦٢ - در سلول های الرشید، تنومه و موصل و عنبر به همراه شمسی بهرامی، فاطمه ناهیدی و حلیمه آزموده را در کتاب «من زنده ام» به تحریر درآورده، در خط به خط تصاویری که در این صفحات مکتوب شده، به یاد می آورد از اسرایی که فقط یک فریاد از شدت درد، یادگار حضورشان شد و از اسرایی که با ضربات چوب زندانبان بعثی، دچار خونریزی مغزی شدند و به شهادت رسیدند و از اسرایی که از تشنگی شهید شدند و...به استناد خاطرات آزادگان که در نهادهای متولی ثبت اسناد مکتوب و شفاهی دفاع مقدس، گردآوری شده، نیروهای صلیب سرخ در طول ٨ سال جنگ تحمیلی علیه ایران، فقط مجوز بازدید از ١٥ اردوگاه اسرای ایرانی (از مجموع ٣٥ اردوگاه نگهداری اسرای ایران) را از رژیم بعث دریافت کردند و بنابراین، فقط نام ١٥ هزار اسیر ایرانی که در این اردوگاه های برخوردار از حداقل هایی به عنوان حقوق اسرای جنگی، اسیر بودند در فهرست رسمی اسرا ثبت شد اما بیش از ٢٠ هزار اسیر ایرانی، در تمام سال های اسارت، در اردوگاه هایی که هیچ نام و نشانی نداشت، از چشم بازرسان صلیب سرخ پنهان نگاه داشته شدند و دقیقا به همین سبب، رژیم بعث این مجوز را برای خود قایل شد که بیشترین شکنجه ها و محرومیت ها و آسیب های جسمی و روحی را بر این گروه از اسرای ایرانی وارد کند؛ چنان که سرهنگ «عبدالرشید الباطن» - بازپرس ویژه گارد ریاست جمهوری عراق در جنگ علیه ایران - در ...

ادامه مطلب  

جراحی ساختار مالی بانک ها در سال 96  

درخواست حذف این مطلب
سال 96 سال دشواری برای بانک هاست و اگرچه نظام بانکی وارد مرحله تازه یی از اصلاح نظام بانکی جراحی سیاست گذاران اقتصادی تداوم اصلاح صورت های مالی بانک ها و تثبیت برنامه های دولت درراستای رونق پلکانی و توام با آرامش اقتصاد می شود تا نتایج مثبتی برای اقتصاد و بانک ها به همراه داشته باشد اما بانک ها نیاز دارند برای مشکلات فزاینده و تنگنای مالی و کاهش فشار برای تامین نقدینگی و رشد توان تسهیلات دهی خود از طریق افزایش کارمزد و درآمدهای غیرمشاع متنوع سازی خدمات در سوپرمارکت مالی کاهش بدهی دولت به بانک ها و کاهش اضافه برداشت از بانک مر ...

ادامه مطلب  

مقاومت تیپ سراب در میمک بازجوی عراقی را خشمگین کرد/ انگشتر عقیق باعث شد تا سرباز عراقی کمکم کند  

درخواست حذف این مطلب
به مناسبت سالگرد ورود آزادگان سرهنگ محمد صحت در گفتگویی با خبرنگار دفاع پرس در مشهد به تشریح چگونگی اسارت و نحوه آزادسازی خود پرداخت که در ادامه می­خوانیم. روز عاشورای سال 1367 به اسارت درآمدممن سرهنگ آزاده وجانباز، محمد صحّت هستم. دوران دانشکده افسری را پیش از انقلاب گذراندم. به عنوان یک افسر پیاده، از ابتدای جنگ، یعنی از زمان آزادسازی بوکان، در جبهه حضور داشتم، تا این که در فکّه به اسارت درآمدم. عملیات هایی که من در آن شرکت کردم، غالباً عملیات های پدافندی بودندچون بیشتر با لشکرهایی مثل «تیپ 40 سراب» همکاری داشتم که واحدهای سبک بودند و به همین خاطر بیشتر در مناطق مختلف جابه جا می شدند. ابتدا به عنوان فرمانده گروهان و سپس به عنوان فرمانده گردان در تیپ 30 خدمت می کردم. هنگام آزادسازی بوکان، حدود هفت یا هشت ماه به عنوان فرمانده گروهان در کردستان بودم و پس از آن، لشکر30 به بازی دراز منتقل شد. سپس به ارتفاعات مش اکبر یا همان کانی مانگا یا لری رفته و از آنجا به سرپل ذهاب و قصر شیرین و در ادامه در مناطق دیگری همچون بازدی­ دراز، سومار، میمک و مهران مشغول به خدمت شدم. پس از مدتی که از حضورم در مهران گذشت به فکه رفتم و در نهایت در اول شهریورماه 1367درست پس از پذیرش آتش بس، در منطقه شرهانی به اسارت نیروهای عراقی درآمدم.در زمان حضورم در شرهانی، آیت الله العظمی خامنه ای رئیس جمهور وقت به عین خوش آمدند. فرماندهان فرا خوانده شده بودند وایشان به سخنرانی پرداختند. ایشان تأکیدشان بر این بود که با توجه به پذیرش آتش بس، ما باید مناطقی را در اختیار داشته باشیم که بتوانیم حرف اول را بزنیم. زندان الرّشید یادآور خاطرات تلخدر اواخر جنگ، مسئولین جمهوری اسلامی تأکید داشتند که بخش های بیشتری از خاک عراق را در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم حرف خودمان را به کرسی بنشانیم، اما عراقی ها اصرار داشتند که ما عقب نشینی کنیم ولی ما تأکید بر ماندن داشتیم. با قانع نشدن دو طرف ، ارتش عراق­ که از توان بالایی هم برخوردار بود حمله­ ای را در آن منطقه انجام داد که در این حمله من که فرماندهی یک از گردان­های تیپ 40 سراب را عهده دار بودم به همراه مرحوم ستوان گیلانی و بیسیم چی من در عصر روز عاشورای سال 1367 به اسارت نیروهای عراقی در آمدیم.پس از اسارت ما را به العماره منتقل کردند. ساعت 7 بعد از ظهر بود که وارد العماره شدیم. پس از چند روز بازجویی در العماره، ما را به پادگان الرّشید، که درحقیقت زندان اختصاصی برای زندانیان سیاسی عراق و زندان دژبان مرکزی صدام بود، منتقل کردند. در آنجا خیلی به ما سخت گرفتند. در الرشید، اسرای زیادی از لشکر 77، لشکر 30، لشکر 81 زاهدان، لشکر کرمانشاه، تیپ 40 سراب و دیگر یگان­های ارتش حضور داشتند. روزی که ما را به العماره برده بودند، سی وهفت نفر بودیم. ما را حدود چهار روز در آن جا نگه داشتند و بازجویی های مختلفی انجام می شد. بر اساس قانون ژنو، وقتی شما اسیر می شوید باید در بازجویی درجه، اسم و شهرت، و واحد نظامی را بگویید و بیشتر از آن، خلاف قانون صلیب سرخ است. در العماره، این قوانین برای عراقی ها اهمیت نداشت. سرگرد استخبارات بازجوی من بودبر اساس همین قانون ژنو، کسی که شما را بازجویی می کند، یا باید هم درجه شما باشد یا درجه اش بیشتر از شما باشد. از آنجایی که درجه من سرگرد بود، که عراقی ها به آن «راعد» می گویند، کسی که از من بازجویی می کرد، سرگرد نیروی استخبارات عراق بود. او خیلی از من سوال می کرد و تأکید داشت که «تو فرمانده گردانی هستی که در میمیک بودی». وقتی علت پرسشش را پرسیدم، گفت : «سیدرئیس دستور داده است که تو را اعدام کنیم!» من با شنیدن این حرف واقعاً ترسیدم. ترسم هم از این بود که با اینکه در جنگ بودم و اتفاقی برایم نیفتاده اما باید در اسارت کشته شوم. من جواب دادم «من آن زمان در مرخصی بوده ام». میمک، یا همان «سیف سعد» یا «شمشیربران»، محلی است که سردار قادسیه، سعدبن وقاص، در زمان عمَر به ایران حمله کرد؛ از ایلام و از کرمانشاه عبور کرد و یزدگرد را در محل خلافتش، پاتاق، شکست داد و بی بی شهربانو را به اسارت در می آورد. البته در تاریخ آمده است که امام حسین(ع)و امام حسن(ع) نیز در آن عملیات به عنوان فرمانده لشکر حضور داشته اند. باید این توضیح را در مورد منطقه میمک بدهم که این منطقه از نظر استراتژیک، اهمیت زیادی برای عراقی ها داشت؛ به این دلیل که از طرف عراق به سمت میمیک شیب ملایم دارد و از طرف ایران، شیب بسیار تندی دارد. یکی از محل های مورد منازعه صدام و شاه، همین میمک بوده است. در آن زمان، شاه که قدرتش از صدام بیشتر بوده، در قرارداد الجزایر، میله های مرزی را به بالای ارتفاعات میمک منتقل می کند. شاید این ارتفاعات، پنج بار میان نیروهای ایرانی و عراقی جابجا شده بود و بالأخره، در اواخر سال 1365، عراق با یک سپاه به میمک حمله کرد. تحرکات دشمن در میمک مقدمه یک حمله سنگین بودعراق، سه روز پیش از حمله به میمک، یک عملیات ایذایی در منطقه سومار ترتیب داده بود و بسیاری از نیروها و تانک ها و توپ های ما به سومار منتقل شده بودند. گردان ما، به عنوان یک گردان پیاده، در میمک دست تنها بود. در آن زمان، من فرمانده گردان 806 تیپ 40 بودم. بعد از ظهر یکی از روزهایی که در میمک بودم به من خبر دادند که در منطقه، تحرکاتی مشاهده شده است. ساعت سه ونیم به منطقه رفتم و دیدم که عراق در حال پیاده کردن نیرو است. فرمانده وقت تیپ مستقل 40سراب، مرحوم امیر نصیرزیبا بود که البته در آن زمان، درجه سرهنگی داشت. او در اواخر جنگ مدتی نیز فرماندهی لشکر77 خراسان را عهدار بود. به فرمانده تیپ را در جریان تحرکات دشمن در منطقه قرار دادم و مرحوم نصیرزیبا، بلافاصله، خودش را به آنجا رساند. به نیروی زمینی و همه قوای ارتش اعلام کردیم که «عراق امشب به میمک حمله خواهد کرد». آن شب، مهمات، آب و غذا را تا حد امکان به نیروها رساندیم و اعلام کردیم، تا زمان اجرای آتش تهیه عراق، کسی کاری انجام ندهد و با پایان آتش تهیه عراق، تیراندازی آغاز شود. عراق با سپاهی که بیش از 170 اسلحه کاتیوشا داشت، حمله کرد. صدمات زیادی به من و سربازهایم وارد شد. شاید از کل گردان من، بیشتر از هفت یا هشت نفر زنده نماند. یادشان بخیر! من هرموقع یاد آن ها می افتم، بدنم می لرزد. هنوز هم بعضی وقت ها، بازماندگان آن شهدا با من تماس می گیرند. همین چند روز پیش، شخصی از ارومیه با من تماس گرفت و از من درخواست کرد تا یک یادگاری از پدرش به او بدهم. بغض مرا گرفت. در آن منطقه، نیروهای ما که ترک زبان بودند، با غیرت ایستادند. آن ها، یا شهید شدند؛ یا مجروح شدند ولی میمک را حفظ کردند. شب دوم عملیات، فرمانده وقت نیروی زمینی، سرهنگ حسنی سعدی به قرارگاه تیپ آمد. من قرارگاه را به او تحویل دادم و خودم به خط رفتم. من خیلی خسته شده بودم. حوالی ساعت 3 و نیم صبح بود. یکی از بی سیم چی هایم شهید شده بود. مسئله مهمات و زخم ها و خونریزی ها، مرا خسته کرده بود. آتش تهیه، که اجرا می شود، همه توپخانه ها، سلاح های کاتیوشا و... تیراندازی می کنند و آتش، مثل تگرگ روی منطقه ریخته می شود. ما اصلا مهمات و نیروی کافی برای پاسخگویی آتش عراق را نداشتیم؛ چرا که عراق عملیات ایذایی را در سومار اجرا کرده و بخش اعظمی از نیروهای ما به آنجا رفته بودند.با کد و رمز صحبت کردن در میمک معنا نداشتدر زمان جنگ، برای رعایت جانب احتیاط، از مکالمه های رمزی استفاده می شود ولی با توجه به فشار زیادی که روی ما در منطقه میمک بود، همه را بی خیال شده بودیم. من و نصیرزیبا، برای مکالمه از کد «صحت به نصیر» استفاده می کردیم. با توجه به اینکه او اهل آستار بود و من نیز با زبان ترکی آشنا بودم، به زبان ترکی به من گفت: «باید هرجور که هست، مقاومت کنی». در منطقه، تپه ای به نام تپه شهدا بود که حفظش برای ما اهمیت داشت. سروان حسینی (اهل اصفهان و رئیس رکن 2 گردان بود و الآن سرهنگ حسینی شده است) پیشنهاد داد تا همراه او و یک بیسیم چی به محل تپه شهدا برویم و شرایط آنجا را بررسی کنیم. از ساعت سه ونیم عصر تا سه ونیم بامداد، با دیدن آن همه شهید؛ انجام امور مربوط به تخلیه مجروحان و شهدا؛ پیگیری انتقال مهمات و تدارکات و فشار دشمن، رمقی برایم نگذاشته بود. به مرحله ای رسیده بودم که شهادتین را خواندم و از سروان حسینی خواستم تا همراه با بی سیم چی از تپه بالا برود و شرایط را بررسی کند. او امتناع کرد و گفت : «ما بدون شما نمی رویم». به اوگفتم: «این دستور است و اگر نروید، لغو دستور کرده اید. من نای راه رفتن ندارم و همین جا می مانم. شما اگر زنده ماندید، به خانواده ام بگویید که ما تا آخر ایستادیم. چشم هایم را برای چند لحظه بستم. تشعشع نوری باعث شد تا چشم هایم را باز کنم. حالا نمی دانم نور خمپاره بود یا توپ باعث شد تا چشم هایم را باز کنم. انگار جان تازه ای گرفتم. از جا برخاستم و به سمت تپه، به طرف حسینی و بی سیم چی دویدم. به بالای تپه رسیدیم. عراقی ها آنجا بودند. به سمتشان تیراندازی کردیم و آن ها عقب نشینی کردند. وعده ­هایی برای حفظ روحیه نیروهاهوا کم کم روشن شد. روشن شدنِ هوا، باعث کاهش تحرک نیروها می شود. هوا که روشن شد، دستور تخلیه پیکر شهدا را دادم. ما برای شب دوم، از هوانیروز تقاضای پشتیبانی هوایی کردیم. شب دوم، ساعت حدود 10 بود. غذا و مهمات بین نیروها تقسیم شد. تقریباً فقط نیمی از نیروها باقی مانده بودند و هنوز نیروی کمکی هم نرسیده بود. این مسئله هرگز از خاطرم نخواهد رفت: فرمانده ما، نصیر زیبا، بی سیم زد که نیروی پشتیبانی برای ما فرستاده شده است. در آن شرایط، معمولاً این چنین وعده ها را برای حفظ روحیه نیروها به آنها می­ دادند. نیروی کمکی که آمد، تعدادشان جمعاً پنج نفر بود! آن پنج نفر، شامل یک افسر عقیدتی سیاسی؛ «امربر» ]پیک[ همان افسر (که نوجوانی ریزنقش و کم سن وسال بود)؛ راننده همان افسر؛ سرباز عقیدتی و یک نفر از نیروهای حفاظت می شدند. در آن لحظه، من فهمیدم که نیرویی باقی نمانده است و می بایست خودمان به تنهایی از پس کار بربیاییم. به سروان رضایی و افسر دیگری به نام جمشید رضایی، گفتم که باید خودمان دفاع کنیم و تپه را حفظ کنیم. یکی از مزیت های منطقه میمک این بود که کانال های رفت وآمد بسیار عمیق بودند و سنگرها نیز تقویت شده بودند. همین امر باعث شده بود تا پس از پنج بار حمله عراق، بتوانیم در برابرشان مقاومت کنیم و تپه را نگه داریم. عراق، روی تپه آتش اجرا می کرد و ما هرچه از توپخانه تقاضای آتش می کردیم، پاسخ درخواست هایمان داده نمی شد. در بحبوحه عملیات، هرکس به نحوی تأخیر می کند و سعی می کند به بهانه خرابی ماشین و گیرکردن اسلحه و درد پا و دل درد و... دیرتر وارد منطقه شود. آتش داخل منطقه نبرد را اجرا کنصدای من در همه کانال های بی سیم پخش می شد؛ نیروهای سپاه، گردان های تانک، گردان های توپ خانه و... به من روحیه می دادند و می گفتند «ما به زودی به منطقه خواهیم رسید». به مرحله ای رسیدیم که من به نصیر زیبا بیسیم زدم که «نصیر! آتش داخل منطقه نبرد را اجرا کن». این عبارت، یک اصطلاح نظامی است که در ارتش به کار می رود. تپه های خودی قبلاً روی نقشه ثبت می شوند. من به او گفتم آتش داخل منطقه را اجرا کن و منظورم این بود که همان تپه ای را که من روی آن قرار داشتم، هدف آتش قرار دهد. او گفت: «تا زمانی که صدای تو به گوش من می رسد، این کار را نخواهم کرد. تو زنده هستی! من چگونه منطقه را زیر آتش بگیرم؟!» به هرحال شب دوم هم دوام آوردیم. در شب سوم، کم کم نیروهای کمکی از راه رسیدند و الحمدلله، منطقه تثبیت شد. دو سوم نیروهای سپاه عراق که به آنجا حمله کرده بود، کشته شدند. صدام قول داده بود که به کسانی که بتوانند از آن تپه بالا بیایند و منطقه را بگیرند، مدال و خودرو بنز و... خواهد داد. نیروهای عراق، حتی می خواستند با هلی کوپتر، هلی بُرد کنند اما نتوانستند کاری از پیش ببرند. هوانیروز، هواپیماهای ایران، توپخانه های خودی، تانک ها و نیروهای کمکی به ما پیوستند؛ چرا که فرمانده نیروی زمینی ارتش ستادش را به محل تیپ ما آورده بود و همه مجبور بودند به کمک ما بیایند. از شب سوم، منطقه تثبیت شد. یک گردان از لشکر 30 به منطقه آمد.منافقین تا نزدیکی ما آمده بودندسرهنگ حسنی سعدی، (در حال حاضر سرلشکر هستند) مرا احضار کرد و گزارش خواست. من گزارش عملیات را بدون هیچ کم وکاستی به اطلاع اش رساندم. البته خودش مکالمات بی سیم را شنیده و در جریان همه چیز بود. این مسئله را هم بگویم که در بحبوحه عملیات، بی سیم چی گفت: «یک نفر به زبان فارسی دارد به من می گوید که دست من را بگیر و من را به بالای سنگر ببر». به او گفتم: «ما اصلاً در این منطقه که او قرار دارد ایرانی نداریم». یعنی منافقین هم به عراقی ها کمک می کردند. آن ها تا نزدیک سنگرهای ما آمده بودند. آن همه هزینه کرده بودند. این مسئله برای عراق یک معما شده بود؛ که چطور فقط یک گردان، به فرماندهی «صحت» توانسته است منطقه را حفظ کند. که این هم خواست خدا بود تا ما بتوانیم مقاومت کنیم و منطقه را حفظ کنیم. همچنین حضورم در خط مقدم و در بین نیروها؛ وجود معبرهای عمیق و سنگرهای مستحکم و آگاه شدن ما از حمله عراق، چندساعت پیش از شروع حمله نیز به موفقیت ما کمک کرد. هوشیاری سرباز دیده­ بان عامل موفقیت شد علت اصلی این پیروزی هوشیاری سرباز بود که به ما خبر داد که در منطقه عراقی ها، تحرکات زیادی دیده می­ شود. پس از اطلاع رسانی دیده بان، به دیدگاه رفتم و متوجه اوضاع و حمله قریب الوقوع عراقی ها شدم. ما در آن جا یک قبضه مینی کاتیوشا داشتیم. با همان به طرف عراقی ها تیراندازی کردیم ولی آن ها پاسخ تیراندازی مان را ندادند؛ در حالی که اگر پیش از آن، یک بار به طرفشان تیراندازی می کردیم، آن ها حجم سنگینی از آتش را بر سر ما می­ ریختند! ارتش عراق مانع ثبت نام توسط صلیب سرخ شدبا این مقدمه و مشخص شدن نقش گردانی که فرماندهی آن بر عهده من بود در حفظ منطقه میمک، وقتی افسر استخبارات به این امر اشاره کرد، من خیلی ترسیدم. به خودم گفتم: «من در آنجا جنگیدم و حالا در اینجا کشته می­ شوم. تکلیف جنازه ام وخانواده ام چه خواهد شد؟!». در العماره، مدام مرا بازجویی می کردند و من انکار می کردم که در آن عملیات حضور داشته ام. مرا به الرشید منتقل کردند. زندان های پادگان الرشید، مربوط به زمان هارون الرشید است! ما سی و هفت افسر ارتش بودیم که ما را به الرشید بردند. مدتی بعد، اسرای دیگری هم به آنجا آوردند. ما را به عنوان مفقودالأثر در آن جا نگه داشتند و اطلاعاتمان را به صلیب سرخ ندادند. در الرشید، خیلی ما را اذیت کردند. در آنجا من در یک اتاق نگه داری می شدم که در آن اتاق یک سطل آب و یک سطل برای قضای حاجت قرار داده بودند و فقط یک بار در روز، من را از سلول بیرون می بردند. مکالمات بی­سیم را که در میمک داشتم برایم پخش کردندچندین بار من را مورد بازجویی قرار دادند. یک بار، کسی که مرا بازجویی می کرد، یک ژنرال عراقی بود. او مدام می گفت که باید به دستور سید رئیس، من را اعدام کنند. در آن جا، یک سرگرد عراقی، وظیفه مترجمی را به عهده داشت. او به خوبی فارسی صحبت می کرد و به احتمال زیاد جزو نیروهای منافقین بود. او تمام حرف های ژنرال را به من انتقال می داد؛ حتی ناسزاهایی را هم که می­ گفت برایم ترجمه می­ کرد. او مدام در صحبت­ هایش از اعدام می گفت و به امام،مسئولین و خانواده ام توهین می کرد. ما وقتی در ایران هستیم، شاید مسئله ای ناراحتمان کند ولی هنگامی که از ایران خارج شویم، غیرت و عِرق ملی باعث می شود تا از ایران دفاع کنیم. من اصلاتاً سبزواری هستم. شهری که دیار «سربداران» لقب گرفته است. در آن شرایط با اینکه خبر اعدامم کمی مرا به هم ریخته بود اما با این همه، غیرت و غرور پیشینیان زادگاهم در من وجود داشت و هنوز هم این حس در من وجود دارد. در جواب سوال مکرر آنها که می­ پرسیدند تو در میمک حضور داشتی به آن ها گفتم: «من در آن عملیات حضور نداشتنم و در مرخصی بودم».گفتند: «ثابت می کنیم که تو در آن عملیات بوده ای. ما صدای تو را هم داریم». صداهای ضبط شده را هم انکار کردم. گفتم: شما در زمان شاه پهلوی هم نتوانسیتد میمک را بگیرید. بروید و تاریخ را مطالعه کنید. یعقوب لیث صفاری هم ... شما هرکار هم بکنید، نخواهید توانست به میمک دسترسی پبدا کنید». این را که گفتم، ژنرال عراقی، سطلِ پر از آب و یخ را پرت کرد سمت صورت من که صورتم جراحت برداشت و از اتاق خارج شد. مترجم به من گفت: این ها چه بود گفتی؟! می دانی این مسئله یعقوب لیث صفاری و ظلم به اعراب را در کلاس های درس تدریس می­ کنند؟»ملاقات 6 نفر از پرسنل تیپ 40 سراب در زندان الرشیدبه دستور ژنرال، من را با دست ها و چشم های بسته از اتاق بازجویی بیرون بردند. پشت در اتاق بازجویی نشسته بودم. از صدای رفت و آمدی که شنیدم، متوجه شدم چند نفر را کشان کشان برای بازجویی می برند. یکی از آن ها گفت: «این را ببین. چقدر پیر شده!» البته این را هم خدمتتان بگویم که در میمک، علاوه بر شهدا و زخمی ها، پنج نفر سرباز و یکی از افسرهای وظیفه گردان به نام ستوان خسروشاهی( که آذری بود) نیز مفقود شدند. من به خودم اطمینان داشتم که پرسنلم همه تا پای جان می جنگند و به همین خاطر، احتمال می دادم که جنازه آن شش نفر در جایی جا مانده باشد. این شش نفر به تله افتاده و اسیر شده بودند. ما اسامی آن ها را به عنوان «مفقودالاثر» ثبت کرده بودیم. هنگام عملیات، این افسر خیلی به من اصرار کرد که او را به منطقه جنگی نفرستم و او را به آشپزخانه مأمور کنم. قیافه او در ذهنم مانده بود.پس از اینکه آن چند نفر را به اتاق بازجویی بردند، من را هم به اتاق بردند. چشم هایم را باز کردند. همان افسر و پنج سرباز دیگر روبرویم نشسته بودند! هنگامی که آن افسر را دیدم، ناخودآگاه همدیگر را در آغوش کشیدیم و گریه کردیم. یکی از آن سربازها گفت: «خودش هست!» نام آن سرباز در خاطرم نیست. او گفت: «این همان سرگرد صحّت است. همان کسی که به ما دستور حمله می داد و مدام می گفت «بکشید این صدامی های فلان شده را...». گفتم :«پسر جان! چرا الکی می گویی؟!» گفت: «خودت هستی دیگه! ده دفعه آمدی پیش ما. همش می گفتی بکشید. استقامت کنید...». ژنرال عراقی گفت: «حالا دیدی ثابت کردیم که تو صحت هستی؟!» گفتم: «بله. من اهل سبزوارم. سربداران در برابر چنگیز ایستادند؛ در برابر شما هم ایستادیم. حالا هرکاری که دوست دارید بکنید. بله! من همان فرمانده گردانی هستم که در برابر شما ایستاد». گفت : «170 قبضه کاتیوشا به طرف شما تیراندازی می کردند! بیش از 180-170 توپخانه به طرف شما تیراندازی می کردند. چطور طاقت آوردید؟» گفتم: «منم دیگه. من هستم». این را که گفتم، گفت: «برید اعدامش کنید». انگشتر عقیقی که نجاتم دادمرا به سلول بردند. نفسم گرفته بود. با خودم گفتم : «خدایا سکته نکنم! سکته از اعدام هم بدتر است!» شروع کردم به کوبیدن روی در آهنی سلول. من از زبان عربی «الموت» را بلد بودم. شروع کردم به داد زدن «الموت!... انا موت»؛ که یعنی من دارم می میریم. عراقی ها تصور کردند من دارم «مرگ بر صدام» می گویم. ساعت حدود دوازده شب، دریچه در سلول را کنار زدند. یک نفر مشتش را از داخل دریچه پرت کرد که اگر سرم را عقب نمی کشیدم، حتما سرم له می شد. همه چیزم را گرفته بودند و فقط یک انگشتر عقیق برایم مانده بود؛ ان هم به خاطر آن که نگینش را چرخانده بودم به طرف کف دستم و انگشتر، شبیه حلقه نامزدی شده بود. در آن جا، حلقه های ازدواج را از زندانی ها نمی گرفتند. انگشتر را از دریچه نشان دادم و آن سرباز انگشتر را گرفت و رفت. دریچه را هم نبست و من می توانستم به راحتی نفس بکشم. ده دقیقه ای گذشت که سرباز عراقی برگشت. در را باز کرد. دست مرا گرفت و با خودش برد بیرون. به من گفت : «کذب! اعدام کذب!» به من فهماند که مسئله اعدام و اینها دروغ است. همانطور که داشت راجع به اعدام با من صحبت می کرد، یک استکان نیز برای من آورد؛ که تقریبا تا نیمه اش چای داش ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » فکر می کردیم تا ابد دفن شده ایم  

درخواست حذف این مطلب
فکر می کردیم تا ابد دفن شده ایمreviewed by on aug 20rating: بیژن چهارمحالی یکی از آزادگان خوزستانی است که در آستانه سالروز بازگشت آزادگان مهمان ایسنای خوزستان بود.چهارمحالی درباره روزهای قبل از جنگ گفت: وقتی جنگ شروع شد کم سن و سال بودم و در مدرسه فتح شوشتر درس می خواندم، شور و شوقی میان بچه ها برای جنگیدن وجود داشت. اکنون برخی می گویند با این جوانان که می بینیم اگر دوباره جنگ شود، این جوانان به دفاع از کشور نمی روند اما من چنین اعتقادی ندارم. معتقدم اگر خدای ناکرده دوباره جنگی شود همین جوانان به دفاع از کشور می روند.وی افزود: سال ۶۱ اولین باری بود که در جبهه رفتم که مصادف با عملیات بیت المقدس بود و خرمشهر هنوز در اشغال عراقی ها قرار داشت. یک جایی بود که به آن انرژی اتمی می گفتند و روبری شادگان قرار داشت. این محل مرکز تیپ حضرت رسول بود و فرمانده آن حاج احمد متوسلیان بود و من ایشان را دیدم. در زمان فتح خرمشهر در جبهه بودم.این جانباز خوزستانی بیان کرد: زمان جنگ تحمیلی فقط آدم های حزب الهی در جبهه نبودند نباید اغراق کنیم و بگوئیم تمام آدم های جنگ حزب الهی بودند. البته اکثر آن ها این طور بودند اما رزمندگان زیادی هم داشتیم که جنگجو بودند و خیلی هم مذهبی نبودند. بعد از عملیات بیت المقدس، امام (ره) دستور دادند که دیگر شرط رضایت پدر و مادر مطرح نباشد. با صدور این دستور خیل عظیمی از نوجوانان به جبهه رفتند و در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کردند.چهارمحالی ادامه داد: عملیات والفجر مقدماتی لو رفت و در این عملیات خیلی تلفات دادیم و بچه های ما اسیر یا شهید شدند. ۱۴ سال داشتم که در زمان عملیات بیت المقدس به جبهه رفتم و در این عملیات شرکت کردم. در زمان عملیات فتح المبین به دو کوهه منتقل شدم. دو کوهه جای بسیار عجیبی است و برای اولین بار حاج احمد متوسلیان را آن جا دیدم. یادی از حاج احمد متوسلیانوی بیان کرد: حاج احمد آدم عجیب و با صفات عجیبی بود. نسبت به بسیجی ها بسیار مهربان و نسبت به فرماندهان زیردست خود بسیار قاطع رفتار می کردند. و حتی اشک فرماندهان را در می آوردند. بالاخره برای عملیات بیت المقدس آماده شدیم مرحله اول را پشت سر گذاشتیم که در این مرحله بچه های ما برای بازپس گیری جاده اهواز – خرمشهر به عراقی ها حمله کردند. چون این منطقه یک دشت صاف و هموار بود و عراقی ها پشت خاکریزها پناه گرفته بودند همین طور بچه های ما را به رگبار بستند در آن جا خیلی تلفات دادیم.این آزاده خوزستانی ادامه داد: به گونه ای به رگبار می بستند که حتی نمی توانستیم سر، بلند کنیم. در این مرحله عملیات یکی از همشهریان من پایش تیر خورد و مجروح شده بود. در این بحبوحه که نزدیک بود اسیر شوم و زیر آتش رگبار بودیم، وقتی می خواستم منطقه را ترک کنم این رزمنده مجروح به من گفت”تو می خواهی ترکم کنی و من را تنها بگذاری بروی.” در آن شرایط همه در حال عقب نشینی بودند. من هم جثه کوچکی داشتم و جثه این رزمنده از من خیلی بزرگ تر بود.اسلحه ای که بعدها دردسرساز شدچهارمحالی افزود: در این شرایط فردی آمد و اسلحه من را قرض گرفت و من هم اسلحه ام را به او دادم که البته بچکی کردم و این مسئله بعدها برای من خیلی بد تمام شد. به هر حال آن رزمنده مجروح را روی دوشم گذاشتم و عقب نشینی کردیم. در مسیر عقب نشینی همچنان زیر آتش رگبار عراقی ها بودیم حدود ۵۰۰ متر که این رزمنده را به عقب بردم گفتم دیگر نمی توانم و خسته شدم. هوا هم بسیار گرم بود به آن رزمنده گفتم می روم کمک بیاورم. عقب تر که رفتم نیروهای کمکی رسیدند و آن مجروح را نیز منتقل کردند.وی ادامه داد: اما در این عملیات یک مشکلی برای من ایجاد شد. اسلحه ام گم شد و هر کجا دنبال آن گشتم پیدا نمی شد. سردار جهرمی در آن زمان فرمانده من بود که رفتار بسیار خشنی داشت چرا که فرمانده زیردست حاج احمد متوسلیان بود. سردار آدم شجاع و عجیبی و فرمانده گردان تخریب بود و من هم در آن گردان بودم. سردار جعفری وقتی فهمید اسلحه ام را به فرد دیگری دادم به من گفت: “غلط کرده ای که اسلحه ات را داده ای. اسلحه تو ناموست است و برای چه گذاشتی اسلحه ات را ببرند؟”این رزمنده خوزستانی افزود: سردار به من گفت “اسلحه تو واجب تر از خطر شهادت دیگری است” و هر چقدر من پاسخ می دادم سردار در نهایت گفت به من پایان مأموریت و عملیات نمی دهد و باید همین جا بمانم. من هم که کم سن و سال و بچه بودم از این حرف فرمانده ناراحت شدم. تمام انبارها را برای پیدا کردن اسلحه ام گشتم و خیلی اذیت شدم و حتی به سردار گفتم “تو نگران اسلحه من هستی؟ من به جای کلاشینکف برای تو تیربار می آورم، خوبه؟”خوشحالی زیاد از شنید شایعه شهادت فرمانده خشنچهارمحالی ادامه داد: این حرف را که به فرمانده زدم انگار به او فحش داده بودم خیلی عصبانی شد و گفت “مگر می خواهی ارث و مال پدرت را بدهی؟ این خون ملت است و خون این رزمنده ریخته شده است، برو و اسلحه ات را پیدا کن” وقتی که شایعه شهادت فرمانده را شنیدم خیلی خوشحال شدم اما فرمانده شهید نشده بود.بازگشت دوباره با والفجروی بیان کرد: پس از آن از جبهه برگشتم و یک کلاس درس خواندم. دوره دوم راهنمایی را گذراندم. در کلاس سوم راهنمایی نشسته بودم که دوباره شور جبهه به سرم زد و با آن همه دردسر باز به جبهه برگشتم و به خاطر همان مشکل اسلحه ام حتی گریه کردم. عملیات والفجر بود که باز وارد جنگ شدم.بیژن چهارمحالی نیز با اشاره به پایمردی و شجاعت رزمندگان گفت: احساس می شود باید تلاش بیشتری صورت بگیرد تا خاطرات این شجاعت ها و پایمردی ها به نسل فعلی برسد. که متأسفانه اکنون این کار انجام نمی شود و کم لطفی و کوتاهی زیادی شده که الان وضعیت این است. در عملیات والفجر مقدماتی قرار بود شهر العماره تسخیر شود جدا از لو رفتن این عملیات، والفجر مقدماتی پرمانع ترین عملیات جنگ بود.لو رفتن عملیاتی به قیمت ۹ سال اسارتوی ادامه داد: از زمان همین عملیات بود که دوباره به جبهه برگشتم دو گردان از شوشتر به نام های گردان ابوالفضل و گردان شرافت برای شرکت در این عملیات اعزام شدند. ۱۸ بهمن ماه سال ۶۱ گردان ابوالفضل عملیات کرد که مقر آن جنگل امقر نزدیک به منطقه شیب میسان عراق بود.این جانباز خوزستانی افزود: آن شب حدود ساعت ۲:۳۰ که حرکت کردیم به خاطر تجربه شرکت در عملیات بیت المقدس احساس کردم این عملیات در واقع عملیات نیست. نزدیک ۳ یا ۴ کانال، سیم خاردار و مین و موانع دیگر در مسیر ما گذاشته بودند. بالاخره در آن شب به هر شکلی شده، مانع بزرگ یا همان کانال دوم را پشت سر گذاشتیم. حوالی ۱۰ صبح بود که دیدیم جنگ دارد به حالت تن به تن کشیده می شود. خیلی از بچه ها شهید شدند و عراقی ها در روشنایی هوا بچه های را با دوشکا می زدند.چهارمحالی ادامه داد: از فرمانده گردان که تکلیف را جویا شدیم گفت که تا دستور ندهند عقب نشینی نمی کنم. موقعی به عقب برگشتیم که متأسفانه خیلی دیر شده بود. در حال عقب نشینی بودم که موج انفجار مرا پرتاب کرد و تیر خوردم. کمی که حالم سرجا آمد دوباره بلند شدم و دیدم که دستم رها شد، ترکش به دستم خورده بود و به درون کانالی سقوط کردم که پر از اجساد شهدای ما بود.وی افزود: ده دقیقه طول نکشید که عراقی ها بالای سرم رسیدند، و یک سرباز عراقی مدام از من می خواست تا بلند شوم که به دلیل جراحت های شدیدم نمی توانستم بلند شوم. این سرباز هم که آدم بدی نبود دستم را گرفت و روی شانه اش گذاشت و بعد مرا عقب برد، یک سرباز سودانی هیکلی که جثه بزرگی داشت این صحنه را که دید گلنگدن تفنگ خود را کشید تا مرا بزند که این سرباز عراقی با او درگیر شد، بالاخره با تمام این جراحت ها و آسیب های شدید جان سالم به در بردم.تکرار حکایت اسرای شام ۱۴۰۰ سال پس از عاشوراوی ادامه داد: مرا به اتاق فرماندهی منتقل کردند. آن جا پرسیدند “تو چرا به جبهه آمدی، سن کمی داری و نباید به جبهه می آمدی”. بعد از آن دست مجروحم که شکسته بود را از پشت و کنار کمرم به دست دیگرم که از بالای کتفم رده کرده بودند بستند. به شکلی که داشتم خفه می شدم. با اسرای مجروح دیگر هم همینطور رفتار می کردند و ما به درون ماشین پرتاب کردند.این جانباز خوزستان ادامه داد: عراقی ها مانند داستان اسرای شام ما را در خیابان های العماره چرخاندند متأسفانه مردم این شهر نیز ما را با سنگ، چوب و هرچه به دستشان می رسید می زدند. دشنام می دادند و حتی زنان آن جا می رقصیدند. وضع بسیار بدی بود. پس از آن به درون اتاقکی در یک مدرسه منتقل شدیم.چهارمحالی بیان کرد: اسرا و رزمندگان دو عملیات آدم های خیلی محکمی بودند یکی عملیات والفجر که بچه های این عملیات خیلی حزب الهی و سرسخت بودند و دیگری عملیات خیبر که بچه های آن به سرسختی معروف هستند. خلاصه نزدیک ۶۰، ۷۰ اسیر مجروح بودیم که همه ما را در یک اتاقک کوچک نگه داشتند یکی از اسرا که تیر به ناحیه حساسی از بدن او خورده بود تا صبح داد کشید و در آخر در بی توجهی عراقی ها شهید شد.وی ادامه داد: پس از آن به بیمارستان نظامی الرشید بغداد که در واقع بیشتر یک قصاب خانه بود منتقل شدیم. بعد از آن نیز ما را به اردوگاه عنبر در حوالی شهر رمادی استان الانبار انتقال دادند. دو سال در این اردوگاه سپری کردیم و در این مدت اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری در آن جا افتاد.چهارمحالی بیان کرد: در اردوگاه عنبر یکی از آیشگاه ها را به بیمارستان تبدیل کرده بودند. این اردوگاه از ۳ قاطع (بلوک) تشکیل شده و هر قاطع دارای ۶ آسایشگاه بود. قاطع مجموعه ساختمانی ۲ طبقه است که طبقه پایین ۲ آسایشگاه و طبقه بالای دارای ۴ آسایشگاه است. یک قاطع مخصوص بسیجی ها، یک قاطع مخصوص سربازان و یک قاطع نیز مخصوص افسران رده بالای ایرانی بود. البته ۴ امدادگر زن ایرانی نیز به فاصله دوری از آسایشگاه مردان در این اردوگاه اسیر بودند.حمله بسیجی های عنبر به خبرنگاران صدا و سیمای عراقوی ادامه داد: یک سال از روزی که به ارودگاه عنبر وارد شده بودم می گذشت سال ۶۳ و حوالی بهمن ماه بود. صدا و سیمای عراق برای با اهداف تبلیغاتی و برای سوءاستفاده از اسراء با دوربین ها ماشین و تجهیزات و بساط مجهز خود به اردوگاه عنبر آمدند. عصر بود که تعدادی از عوامل صدا و سیما عراق رسیدند و آن روز برخلاف سایر روزهای عادی عراقی ها فراموش کرده بودند درب های آسایشگاه را روی اسرا ببندند و قفل کنند.این آزاده خوزستانی افزود: نیروهای صدا و سیما عراق به جای اینکه پیش قاطع سربازان یا افسران ...

ادامه مطلب  

تهیه گزارش ثبات مالی برای مقاوم سازی اقتصاد  

درخواست حذف این مطلب
برقراری وضعیت ثبات مالی در اقتصاد در کنار پایداری بودجه ای و بخش ارزی یکی از ویژگی های اصلی اقتصاد مقاومتی قلمداد می شود. با توجه به جامعیت و چند بعدی بودن مفهوم ثبات مالی تاکنون تعاریف متعددی از آن ارائه شده است با اینحال یک دسته از تعاریف صورت گرفته که به جنبه مقاوم بودن سیستم اقتصادی در برابر نوسانات و قابلیت جذب شوک های وارده و ممانعت از تأثیرگذاری مخرب آن بر بخش حقیقی و سیستم مالی اقتصاد می پردازد بالاترین هماهنگی را با مفهوم اقتصاد مقاومتی مطرح شده دارداقتصاد گردان - فصلنامه روند در شماره پاییز 95 خود در گزارشی با عنوان ضرورت توجه به تحلی ...

ادامه مطلب  

پرداخت غرامت به ساکنان اردوگاه پناهجویان  

درخواست حذف این مطلب
دولت استرالیا به پناهجویان اعزامی به یک اردوگاه خارج از این کشور غرامت می پرازد.به گزارش صدخبر دولت استرالیا به پناهجویان اعزامی به یک اردوگاه خارج از این کشور غرامت می پرازد.روز چهارشنبه، ١٥ شهریور (٦ سپتامبر)، دادگاه عالی ایالت ویکتوریا در استرالیا تایید کرد که دولت باید غرامتی به مبلغ ٧٠ میلیون دلار استرالیا (٥٦ میلیون دلار آمریکایی) را به گروهی از پناهجویان یپردازد که به اردوگاه های پناهجویان در خارج این کشور اعزام و به طور غیرقانونی در شرایط نامساعدی نگهداری می شدند. این سنگین ترین غرامتی است که دولت استرالیا به خاطر نادیده گرفتن موازین حقوق بشر مجبور به پرداخت آن شده است.دولت استرالیا پناهجویانی را که به طور غیرقانونی به سواحل این کشور وارد شوند بازداشت و به اردوگاه های پناهجویی در جزیره نارو در اقیانوس آرام و جزیره مانوس متعلق به پاپوآ گینه نو اعزام می کرده است. این افراد اجازه ورود به خاک استرالیا را ندارند.شرایط این اردوگاه ها با انتقاد شدید مدافعان حقوق پناهجویان در استرالیا و خارج از آن کشور مواجه بوده و سازمان ملل نیز وضعیت آنها را قابل قبول ندانسته است. به گفته منتقدان، اقامت طولانی در این اردوگاه ها به سلامت روانی پناهجویان آسیب می زند.شرایط اردوگاه مانوس با انتقاد مدافعان حقوق پناهجویان مواجه بوده استسه سال پیش وکلای گروهی از پناهجویان اعزامی به مانوس علیه دولت استرالیا و دو شرکت طرف قرارداد دولت برای مدیریت این اردوگاه به محاکم قضایی شکایت کردند و خواستار دریافت غرامت برای موکلان خود شدند. پیش از محاکمه و صدور حکم، دولت استرالیا خواستار سازش با شاکیان شد و در ماه ژوئن سال جاری، دو طرف با غرامتی به مبلغ ٧٠ م ...

ادامه مطلب  

اقتصاد بانک محور بهتر است یا بازار محور؟  

درخواست حذف این مطلب
به استناد تجربه این کشورها بانک محور یا بازارمحور بودن اقتصاد رابطه مستقیمی بر رشد اقتصادی ندارد، بلکه کارایی و توسعه یافتگی بخش های تامین مالی اعم از بانک یا بازار سرمایه اهمیت دارد. مطابق یافته های این پژوهش، بستر اصلی رشد اقتصادی وجود یک چارچوب مناسب حقوقی و شفاف در بازار سرمایه و در بازار پول است. این بستر می تواند بر توسعه مالی اثر مثبت بگذارد و در نتیجه توسعه مالی نیز بستر لازم را برای تقویت رشد اقتصادی مهیا می کند. به گزارش دنیای اقتصاد، یافته های یک پژوهش با بررسی 48 کشور «پیشرفته» و «در حال توسعه» نشان می دهد که بانک محور یا بازار محور بودن اقتصاد رابطه مستقیمی بر رشد اقتصادی ندارد، بلکه مهم این است که بخش های تامین مالی اعم از بانک یا بازار سرمایه، توسعه یافته و کارآ باشند. مطابق یافته های این پژوهش، وجود یک چارچوب مناسب حقوقی و شفاف در بازار سرمایه و در بازار پول، می تواند بر توسعه مالی اثر مثبت بگذارد و در نتیجه توسعه مالی نیز بستر لازم را برای تقویت رشد اقتصادی مهیا می کند.ابهام در اندازه بازار یکی از موضوعات مطرح در مورد نظام پولی و بانکی کشور، بانک محور بودن آن است و برخی از کارشناسان یکی از راهکارهای عبور از بحران بانکی را افزایش سهم بازار سرمایه در تامین مالی عنوان می کنند. این تغییر در ساختار تامین مالی انتقادهایی نیز در پی داشته است؛ به طوری که معتقدند تنها با فاصله گرفتن از بانک محوری و عمیق کردن بازار سرمایه نمی توان بر مشکلات سیستم بانکی فائق آمد.بررسی ها از ساختار مالی بانک های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا نیز موید این موضوع است که اساسا مهم نیست که سهم بازار سرمایه یا بانک از تامین مالی چقدر است و این موضوع به عنوان یکی از معیارهای پیشرفت اقتصاد مطرح نمی شود، بلکه مهم این است که کیفیت خدمات مالی ارائه شده در هر بازاری بالا باشد و هر بازار کار خود را به درستی انجام دهد. بانک محور یا بازار محور بودن به دلیل شرایط اقتصادی هر کشور است و به نوعی معلول شیوه ها و ابزارهای تامین مالی است. علاوه براین به نظر می رسد در هر اقتصادی، نخست بانک محور بودن ملاک قرار گرفته؛ اما با پیشرفت ابزارهای مالی، سهم بازار سرمایه نیز از میزان تامین مالی به خصوص در بنگاه های بزرگ افزایش یافته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت، بیش از آنکه حجم بازار سرمایه در تامین مالی اقتصاد کشور مهم باشد، بهره گیری از ابزارها و ظرفیت های جدید به شیوه درست در اقتصاد اولویت دارد. مطابق این بررسی ها برخی کشورهای توسعه یافته مالی مانند ژاپن و آلمان بانک محور و کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا بازار محور هستند و هر دو گروه نیز نظام مالی پیشرفته ای دارند.سهم بانک در اقتصاد ایرانتامین مالی به شکل عمده در اقتصاد کشور از سه طریق بازار پول یا همان نظام بانکی، بازار سرمایه و تامین مالی خارجی انجام می شود. بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده در سال 94، از 530 هزار میلیارد تومان کل تامین مالی از طریق این سه بازار، حدود 420 هزار میلیارد تومان آن از طریق شبکه بانکی، 103هزار میلیارد آن از طریق بازار سرمایه و 7 هزار میلیارد آن از طریق تامین مالی خارجی انجام شده است. به این ترتیب، سهم بازار پول از تامین مالی کشور، در سال 94 حدود 1/ 79درصد و سهم بازار سرمایه تقریبا 5/ 19 درصد بوده است. این در حالی است که سهم بازار سرمایه در سال 93 حدود 2/ 9 درصد بوده است. این افزایش حدود 10 واحد درصدی به دلیل افزایش سهم صندوق های سرمایه گذاری در کشور بوده که در صورت حذف آن، سهم بازار سرمایه در کشور به حدود 9 درصد در سال 94 کاهش پیدا می کند که تغییر چشمگیری با سال های گذشته نداشته است. سهم تامین مالی خارجی نیز در سال 94 حدود 4/ 1 درصد بوده که به نسبت سال قبل از آن 2/ 0 واحد درصد کمتر شده است. بنابراین، با توجه به سهم بالایی که بانک های کشور در تامین مالی دارند اقتصاددانان سیستم تامین مالی کشور را بانک محور دانسته و برخی کارشناسان همین امر را سبب افزایش فشار به شبکه بانکی کشور می دانند. در این راستا، یکی از راهکارهای پیشنهادشده برای حل معضل نظام بانکی کشور تغییر ساختار تامین مالی کشور از بانک محوری به بازار محوری عنوان شده است. از سوی دیگر این تغییر ساختار با انتقادهایی نیز رو به رو است. صاحب نظران این حوزه معتقدند اینکه با افزایش سهم بازار سرمایه از تامین مالی مشکلات بخش بانکی کمتر می شود، تصور اشتباهی است. این اشتباه از اینجا نشات می گیرد که فعالان بخش بانکی گمان می کنند با فاصله گرفتن از تامین مالی بانک محور، قرار است بدون اینکه منابع مالی از بانک ها به سمت بازار سرمایه برود، بخشی از بار تامین مالی بر عهده بازار سرمایه گذاشته شود. این در حالی است که وقتی ساختار مالی یک کشور به سمت بازار سرمایه سوق پیدا کند، در واقع تجهیز و تخصیص منابع با ابزار بهتری در این بازار شکل می یابد. در نتیجه بدون حل مشکلات بانکی، نمی توان با عمیق تر کردن بازار سرمایه و کاهش سهم بازار پول از تامین مالی، مشکلات سیستم بانکی را حل کرد و باید در کنار آن سیاست های مکملی در راستای بهبود کارآیی فرآیند بانکی نیز در دستور کار قرار گیرد.تفاوت ...

ادامه مطلب  

دارایی های قدیمی شرکت ها عامل تشدید نیاز به نقدینگی بانک ها در آینده  

درخواست حذف این مطلب
تزریق شدید نقدینگی بدون اصلاح صورت های مالی شرکت ها و تجدید ارزیابی دارایی ها بی نتیجه استاقتصاد گردان - مجید امامی: وضعیت صورت های مالی و دارایی های قدیمی شرکت ها باعث ایجاد نگرانی های مختلفی خواهد شد که نیاز به نقدینگی برای نوسازی دارایی ثابت کاهش سود در صورت های مالی فشار بر نرخ ارز برای واردات ماشین آلات جدید افزایش هزینه تولید به خاطر بهره وری پایین و مصرف کالای خارجی به خاطر کمبود تولید را به همراه خواهد داشت و این موضوع ضمن افزایش تعداد شرکت های زیان ده کشور بحران مالی و نیاز شدید به نقدینگی برای سرپاماندن شرکت ها را به همراه دارد.در صورت ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

کوچ اجباری از «یافا»؛ ۶۵ سال مقاومت در «بلاطه» +فیلم  

درخواست حذف این مطلب
سیف الدین نوفل، خبرنگار خبرگزاری تسنیم، کرانه باختری، شمال نابلس، اردوگاه بلاطه: در سال 1952 اردوگاه پناهندگان بلاطه در شرق نابلس شمال کرانه باختری تأسیس شد تا پناهگاهی برای آوارگانی باشد که بعد از «نکبت» در سال 1948 از 31 روستای فلسطینی وارد این منطقه می شدند؛ فلسطینی هایی که به واسطه اجبار چریک های صهیونیستی کوچانده شدند. این اردوگاه بزرگترین اردوگاه در کرانه باختری است. اردوگاه، ایستگاه انتظار تا هنگام بازگشت (به سرزمین اصلی و اشغال شده فلسطین)عبدالله الخروبی از مسئولان مرکز فرهنگی یافا به خبرنگار تسنیم می گوید: اکثریت ساکنان اردوگاه بلاطه از شهر یافا و یا از روستاهای شهر یافا هستند. اصالت 80 درصد از ساکنان این اردوگاه به منطقه یافا برمی گردد و در حال حاضر تعداد جمعیت ساکنان این اردوگاه بر اساس آمارهای رسمی آژانس آنروا 27 هزار و 200 نفر است، اما بر اساس دانسته ها و اطلاعات ما از این اردوگاه، این تعداد بسیار بیشتر است یعنی نزدیک به 30 هزار نفر در همان فضایی که از زمان تأسیس در سال 1952 بود، زندگی می کنند.همان طور که درباره 22 اردوگاه دیگر کرانه باختری صدق می کند، اردوگاه بلاطه نیز از مشکلات اجتماعی، اقتصادی و معیشتی رنج می برد و شاید دلیل واضح بودن آن جمعیت زیاد ساکنان در مساحتی است که از زمان تأسیسش تا به امروز تغییری نکرده است.تیسیر نصرالله عضو شورای انقلاب در اردوگاه بلاطه ب ...

ادامه مطلب  

پشت پرده های اجرای طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان/ از سرنوشت برخی کودکان اطلاعی در دست نیست - آسیب های اجتماعی - سلامت اجتماعی  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز: فعالان حقوق کودک ضمن ابراز نگرانی از ادامه دار شدن اجرای غیرکارشناسی طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان می گویند، بی خبری خانواده ها از وضعیت نگهداری کودکانشان پس از اجرای این طرح باعث شده از سرنوشت برخی کودکان و مددجویان نهادهای مدافع حقوق کودک که در این طرح جمع آوری شده اند اطلاعی در دست نباشد. آنهایی که وضعیتشان مشخص شده است هم یا در اردوگاه هستند یا در مراکز موقت بهزیستی نگهداری می شوند و بدون ارائه دلیل موجه به خانواده هایشان تحویل داده نمی شوند.به گزارش سلامت نیوز، روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: «عبدالبصیر» را همین یک هفته پیش در مقابل خانه شان گرفته اند و به اردوگاه ورامین منتقل کرده اند. او حتی در حین کار هم نبوده... پدرش را در صف پدر و مادرهایی که برای پیگیری وضعیت فرزندشان به اردوگاه ورامین آمده بودند، دیدم. کارنامه تحصیلی سال گذشته فرزندش را که در طرح اخیر جمع آوری کودکان کار و خیابان برده شده، همراه خودش آورده بود به همراه یک کارت شناسایی که عکس فرزندانش روی آن بود. با انگشت نشان می داد؛ «این یکی! عبدالبصیر این است... بچه من را آورده اند اردوگاه! این هم کارنامه اش!! ... اما مسئول اردوگاه ورامین گفت کارنامه قبول نیست و بدون اینکه جواب دیگری به او بدهد، او را رد کرد.»بر اساس طرح آمایش، اتباع افغانی که دارای هر نوع کارت شناسایی باشند مجاز به اقامت در ایران هستند و بردن آنها به اردوگاه برای رد کردن از مرز با مفاد قانونی این طرح در تضاد است. آنچنان که آیدین حلال زاده، فعال حقوق کودک و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان به «وقایع اتفاقیه» می گوید: در طول یک هفته ای که از اجرای طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان می گذرد، جمع زیادی از کودکانی که در طرح آمایش جای می گیرند به اردوگاه ها فرستاده شده اند تا رد مرز شوند. «درحالی که بر اساس طرح آمایش این کودکان مجاز به اقامت هستند و باید به خانواده تحویل داده شوند.» عبدالبصیر و چندین و چند کودک دیگری که در یک هفته اخیر و در پی اجرای طرح ضربتی جمع آوری کودکان کار و خیابان از سطح شهر جمع آوری شده اند شرایط مشابه هم دارند.فعالان حقوق کودک ضمن ابراز نگرانی از ادامه دار شدن اجرای غیرکارشناسی طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان می گویند، بی خبری خانواده ها از وضعیت نگهداری کودکانشان پس از اجرای این طرح باعث شده از سرنوشت برخی کودکان و مددجویان نهادهای مدافع حقوق کودک که در این طرح جمع آوری شده اند اطلاعی در دست نباشد. آنهایی که وضعیتشان مشخص شده است هم یا در اردوگاه هستند یا در مراکز موقت بهزیستی نگهداری می شوند و بدون ارائه دلیل موجه به خانواده هایشان تحویل داده نمی شوند.شیوه جمع آوری کودکان کار مسئله ساز شدهمزمان با نزدیک شدن به روزهای پایان تابستان، طرحی در خیابان های پایتخت در حال اجراست که هدف آن جمع آوری کودکان کار و خیابان از سطح شهر است. طرحی که این بار سلب حضانت برخی والدین از سرپرستی کودکان را نیز در پی دارد. در این طرح که در روزهای اخیر با شدت و گستردگی بیشتری در حال انجام است، تعداد زیادی از کودکان ایرانی و مهاجر که در خیابان های پایتخت مشغول به کار هستند یا به گفته مسئولین به صورت غیرقانونی در کشور اقامت دارند، جمع آوری و جهت تعیین تکلیف به مراکز بهزیستی منتقل می شوند.فعالان حقوق کودک، طرح اخیر را به لحاظ گستردگی و دامنه فعالیت همتای طرحی می دانند که پس از حملات تروریستی تهران در راستای جمع آوری کودکان کار و خیابان از سطح شهر صورت گرفت. گفت وگو با یکی از فعالان حقوق کودک در زمینه شیوه اجرای این طرح و ابعاد مختلف آن نشان می دهد، طرحی که با همکاری بهزیستی، قوه قضائیه و وزارت کار در حال اجراست. به گفته فعالان حقوق کودک در طرح اخیر دقیقا مشخص نیست کدام نهاد و ارگانی مسئولیت اصلی جمع آوری کودکان را به عهده دارد و به همین دلیل پیگیری بعضی از خانواده ها برای پس گرفتن فرزندانشان به نتیجه نمی رسد. در طرح اخیر برخی کودکانی که دارای کارت های شناسایی هستند نیز جمع آوری شده اند که در نوع خود جالب توجه است. مسلط شدن نگرش اتهامی و جرم انگارانه به این کودکان و خانواده هایشان باعث شده تعداد زیادی از کودکان کار ایرانی و غیرایرانی در این طرح جمع آوری شوند و به مراکز بهزیستی یا مکان های دیگر منتقل شوند. شیوه اجرایی که به باور برخی فعالان حقوق کودک با آرمان های حقوق کودک در تضاد و تعارض است.کودکانی که مدارک دارند نباید به اردوگاه بروندآیدین حلال زاده، مددکار اجتماعی و فعال حقوق کودک درباره اجرای این طرح که چند سالی است همزمان با پایان تابستان و شروع مهرماه اجرا می شود، می گوید: در سال های اخیر این طرح در همین ایام و همزمان با شروع مدارس اجرا می شود اما در یکی ، دو ساله گذشته طرح آمایش هم به طور همزمان در حال اجرا بوده است. طرح آمایش چند دسته بندی مختلف دارد و برای کسانی که دارای مدارک یا فاقد آن هستند، اجرا می شود. به این ترتیب درواقع کودکانی که دارای مدارک هستند می توانند به مدارس دولتی بروند و ثبت نام کنند. نکته عجیب این است که در طرح در حال اجرای جمع آوری کودکان کار و خیابان و در بین برخی کودکان، بچه هایی جمع آوری شده اند که در طرح آمایش ثبت شده اند و کارنامه مدرسه و کارت بهداشت دارند و به هر ترتیب یک مدرک قانونی در اختیار دارند. درحالی که اینها اصولا نباید به اردوگاه ها فرستاده یا رد مرز شوند. این فعال حقوق کودک با اشاره به اینکه طرح اخیر، دومین طرحی است که با شدت و گستردگی بیشتری در سطح شهر تهران در حال انجام است، می گوید: این طرح یک بار بعد از حملات تروریستی تهران، شدت گرفت که بسیار گسترده بود. تعداد زیادی از مددجویانی که ما با آنها در ارتباط بودیم ظرف یک هفته جمع آوری شدند. اینها بچه هایی هستند که هرکدامشان یک کاری انجام می دهند. یکی فال فروش است، دیگری زباله گرد است آن یکی بلال درست می کند و ...

ادامه مطلب  

بستر پولی رشد اقتصادی  

درخواست حذف این مطلب
یافته های یک پژوهش با بررسی 48 کشور «پیشرفته» و «در حال توسعه» نشان می دهد که بانک محور یا بازار محور بودن اقتصاد رابطه مستقیمی بر رشد اقتصادی ندارد، بلکه مهم این است که بخش های تامین مالی اعم از بانک یا بازار سرمایه، توسعه یافته و کارآ باشند. مطابق یافته های این پژوهش، وجود یک چارچوب مناسب حقوقی و شفاف در بازار سرمایه و در بازار پول، می تواند بر توسعه مالی اثر مثبت بگذارد و در نتیجه توسعه مالی نیز بستر لازم را برای تقویت رشد اقتصادی مهیا می کند.ابهام در اندازه بازار یکی از موضوعات مطرح در مورد نظام پولی و بانکی کشور، بانک محور بودن آن است و برخی از کارشناسان یکی از راهکارهای عبور از بحران بانکی را افزایش سهم بازار سرمایه در تامین مالی عنوان می کنند. این تغییر در ساختار تامین مالی انتقادهایی نیز در پی داشته است؛ به طوری که معتقدند تنها با فاصله گرفتن از بانک محوری و عمیق کردن بازار سرمایه نمی توان بر مشکلات سیستم بانکی فائق آمد.بررسی های «دنیای اقتصاد» از ساختار مالی بانک های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا نیز موید این موضوع است که اساسا مهم نیست که سهم بازار سرمایه یا بانک از تامین مالی چقدر است و این موضوع به عنوان یکی از معیارهای پیشرفت اقتصاد مطرح نمی شود، بلکه مهم این است که کیفیت خدمات مالی ارائه شده در هر بازاری بالا باشد و هر بازار کار خود را به درستی انجام دهد. بانک محور یا بازار محور بودن به دلیل شرایط اقتصادی هر کشور است و به نوعی معلول شیوه ها و ابزارهای تامین مالی است. علاوه براین به نظر می رسد در هر اقتصادی، نخست بانک محور بودن ملاک قرار گرفته؛ اما با پیشرفت ابزارهای مالی، سهم بازار سرمایه نیز از میزان تامین مالی به خصوص در بنگاه های بزرگ افزایش یافته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت، بیش از آنکه حجم بازار سرمایه در تامین مالی اقتصاد کشور مهم باشد، بهره گیری از ابزارها و ظرفیت های جدید به شیوه درست در اقتصاد اولویت دارد. مطابق این بررسی ها برخی کشورهای توسعه یافته مالی مانند ژاپن و آلمان بانک محور و کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا بازار محور هستند و هر دو گروه نیز نظام مالی پیشرفته ای دارند.سهم بانک در اقتصاد ایرانتامین مالی به شکل عمده در اقتصاد کشور از سه طریق بازار پول یا همان نظام بانکی، بازار سرمایه و تامین مالی خارجی انجام می شود. بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده در سال 94، از 530 هزار میلیارد تومان کل تامین مالی از طریق این سه بازار، حدود 420 هزار میلیارد تومان آن از طریق شبکه بانکی، 103هزار میلیارد آن از طریق بازار سرمایه و 7 هزار میلیارد آن از طریق تامین مالی خارجی انجام شده است. به این ترتیب، سهم بازار پول از تامین مالی کشور، در سال 94 حدود 1/ 79درصد و سهم بازار سرمایه تقریبا 5/ 19 درصد بوده است. این در حالی است که سهم بازار سرمایه در سال 93 حدود 2/ 9 درصد بوده است. این افزایش حدود 10 واحد درصدی به دلیل افزایش سهم صندوق های سرمایه گذاری در کشور بوده که در صورت حذف آن، سهم بازار سرمایه در کشور به حدود 9 درصد در سال 94 کاهش پیدا می کند که تغییر چشمگیری با سال های گذشته نداشته است. سهم تامین مالی خارجی نیز در سال 94 حدود 4/ 1 درصد بوده که به نسبت سال قبل از آن 2/ 0 واحد درصد کمتر شده است. بنابراین، با توجه به سهم بالایی که بانک های کشور در تامین مالی دارند اقتصاددانان سیستم تامین مالی کشور را بانک محور دانسته و برخی کارشناسان همین امر را سبب افزایش فشار به شبکه بانکی کشور می دانند. در این راستا، یکی از راهکارهای پیشنهادشده برای حل معضل نظام بانکی کشور تغییر ساختار تامین مالی کشور از بانک محوری به بازار محوری عنوان شده است. از سوی دیگر این تغییر ساختار با انتقادهایی نیز رو به رو است. صاحب نظران این حوزه معتقدند اینکه با افزایش سهم بازار سرمایه از تامین مالی مشکلات بخش بانکی کمتر می شود، تصور اشتباهی است. این اشتباه از اینجا نشات می گیرد که فعالان بخش بانکی گمان می کنند با فاصله گرفتن از تامین مالی بانک محور، قرار است بدون اینکه منابع مالی از بانک ها به سمت بازار سرمایه برود، بخشی از بار تامین مالی بر عهده بازار سرمایه گذاشته شود. این در حالی است که وقتی ساختار مالی یک کشور به سمت بازار سرمایه سوق پیدا کند، در واقع تجهیز و تخصیص منابع با ابزار بهتری در این بازار شکل می یابد. در نتیجه بدون حل مشکلات بانکی، نمی توان با عمیق تر کردن بازار سرمایه و کاهش سهم بازار پول از تامین مالی، مشکلات سیستم بانکی را حل کرد و باید در کنار آن سیاست های مکملی در راستای بهبود کارآیی فرآیند بانکی نیز در دستور کار قرار گیرد.تفاوت نسبت تامین مالی در دنیانگاهی به ساختار تامین مالی در سایر کشورها به خصوص کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا نشان می دهد که بیش از آنکه حجم بازار سرمایه در تامین مالی اقتصاد کشور مهم باشد، بهره گیری از ابزارها و ظر ...

ادامه مطلب  

ضرورت اصلاح ساختار حقوقی استفاده از وثایق منقول در کنار غیرمنقول برای رونق تولید و گردش مالی بانک ها  

درخواست حذف این مطلب
حدود ۷۸ درصد از موجودی سرمایه کسب و کارها در قالب دارایی های منقول و ۲۲ درصد آن در قالب دارایی های غیرمنقول طبقه بندی می شود. از این رو تمرکز نهادهای مالی در کشورهای در حال توسعه برخوردار از نظام حقوقی ضعیف وثیقه، بر استفاده از اموال غیر منقول مشتمل بر زمین، املاک مسکونی و مستغلات تجاری، و در برخی موارد تجهیزات و ماشین آلات در اعطای تسهیلات، منجر به کاهش میزان دسترسی به تامین مالی خواهد شدخبراقتصادی - در صورت پیاده سازی زیرساخت های حقوقی لازم در تامین مالی وثیقه ای به پشتوانه انواع مختلفی از دارایی های منقول، نه تنها بر میزان دسترسی بنگاه ها به منابع مالی افزوده خواهد شد و نرخ سود و دوره بازپرداخت وام های اعطایی به این بانک ها از شرایط مناسب تری برخوردار خواهد شد، بلکه بانک ها و موسسات اعتباری غیر بانکی عرضه کننده اعتبار به این گروه از مشتریان، با افزایش دامنه فعالیت واسطه گری مالی خود به سود بالاتری دست خواهند یافت. ظرفیت بالقوه مغفول شیوه تامین مالی از طریق وثایق منقول، تاییدکننده ابعاد ناگوار ناشی از عدم تامین منافع برای دو طرف عرضه و تقاضای تامین مالی وثیقه ای به پشتوانه وثایق منقول است؛ مقوله ای که نه تنها دسترسی شرکت های با اندازه کوچک و متوسط، بلکه شرکت های با اندازه بزرگ را به منابع مالی محدود کرده است. از این رو تائیدکننده ضرورت ارتقای ساختار حقوقی وثایق منقول در کشور استمحدودیت ارائه وثایق غیرمنقول مانند زمین و ساختمان و کارخانه به بانک ها برای دریافت وام و عدم ارائه وثایق منقول مانند سهام، مواد و کالا، ماشین آلات، اوراق بهادار و همچنین مشکلات تبدیل وثایق غیرمنقول به نقدینگی که روی دست بانک ها باقی مانده و دسترسی آنها به مطالبات معوق را به چالش بزرگی تبدیل کرده و انبوهی از وثایق بدون سودآوری و هزینه ساز را روی دست بانک ها گذاشته، همگی ضرورت استفاده از وثایق منقول را در سالهای اخیر مطرح کرده است تا هم تولید کننده و فعال اقتصادی بتواند از سایر وثایق استفاده کند و هم بانک بتواند در صورت نیاز، این وثایق را به پول نقد تبدیل کند و طلب خود را از بدهکار بانکی بگیرد. به گزارش تعادل، در این زمینه، پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی در گزارشی با عنوان واکاوی ظرفیت تأمین مالی مغفول به پشتوانه وثایق منقول در شبکه بانکی، به قلم زهرا خوشنود و مرضیه اسفندیاری، به ضرورت استفاده از وثایق منقول اشاره و به بررسی راهکار استفاده از وثایق منقول در کنار وثایق اموال غیرمنقول پرداخته و نتیجه گرفته که در صورت پیاده سازی زیرساخت های حقوقی لازم در تامین مالی وثیقه ای به پشتوانه انواع مختلفی از دارایی های منقول، نه تنها بر میزان دسترسی بنگاه ها به منابع مالی افزوده خواهد شد و نرخ سود و دوره بازپرداخت وام های اعطایی به این بانک ها از شرایط مناسب تری برخوردار خواهد شد، بلکه بانک ها و موسسات اعتباری غیر بانکی عرضه کننده اعتبار به این گروه از مشتریان، با افزایش دامنه فعالیت واسطه گری مالی خود به سود بالاتری دست خواهند یافت. مساله همیشگی تامین مالی و شدت بیشتر آن در بنگاه های با اندازه کوچک و متوسط که عموماً از دسترسی لازم به بازار سرمایه برخوردار نبوده و در تامین مالی از بازار پول و شبکه بانکی با مشکل عدم برخورداری از وثایق لازم مواجه هستند، همواره ضرورت تدوین راهبردهایی برای برطرف کردن مشکل تامین مالی این بنگاه ها را در اولویت قرار داده است. به دلیل تمرکز بانک ها و موسسات اعتباری بر روش های مختلف تامین مالی با وثیقه سپاری اموال غیرمنقول و دامنه محدود وثایق منقول به رسمیت شناخته شده در تامین مالی در شبکه بانکی؛ دسترسی بنگاه های با اندازه کوچک و متوسط و با حجم بیشتر اموال منقول غیرقابل وثیقه سپاری در شبکه بانکی در ترازنامه، با محدودیت مواجه شده است.البته بررسی ظرفیت بالقوه مغفول این شیوه تامین مالی، براساس ترازنامه مجموعه ای از شرکت ها نیز تاییدکننده ابعاد ناگوار ناشی از عدم تامین منافع فوق در کشور برای دو طرف عرضه و تقاضای تامین مالی وثیقه ای به پشتوانه وثایق منقول است؛ مقوله ای که نه تنها دسترسی شرکت های با اندازه کوچک و متوسط، بلکه شرکت های با اندازه بزرگ را به منابع مالی محدود کرده است. از این رو شواهد تجربی در عرصه بانکداری داخلی نیز تائیدکننده ضرورت ارتقای ساختار حقوقی وثایق منقول در کشور است.عدم دسترسی بنگاه های کوچک و متوسط به اموالی غیرمنقول و یا واجد شرایط شناخته نشدن حجم اعظمی از داراییهای منقول آنها به عنوان وثایق واجد شرایط در تامین مالی از شبکه بانکی، دسترسی آنها به این منابع را تا حدود زیادی محدود کرده است. حال آنکه پیاده سازی زیرساخت های حقوقی لازم در وثیقه سپاری اموال منقول میتواند با کاهش ظرفیت تامین مالی مغفول، متافع دو طرف عرضه و تقاضای اعتبار را تا حد زیادی ارتقا دهد. در این راستا با استفاده از اطلاعات ترازنامه حسابرسی شده شرکت ها برای سال ۱۳۹۴ در نرم افزار رهاورد نوین شرکت نوین ایده و طبقه بندی آنها براساس اندازه و تفکیک انواع مختلف دارایی های منقول و غیرمنقول، مشاهده می شود که صرفاً عدم امکان تامین مالی به پشتوانه دریافتنی ها و موجودی مواد و کالا، نه تنها دسترسی شرکت های با اندازه کوچک و متوسط، بلکه شرکتهای با اندازه بزرگ را به منابع مالی به مقدار زیادی محدود کرده که این مساله ضرورت ارتقای ساختار حقوقی وثایق منقول در کشور را به دنبال دارد.عموماً بنگاه های تولیدی فعال در کشور، فارغ از اندازه خود، به مشکل عدم دسترسی به منابع مالی لازم برای سرمایه در گردش ؛ و کارآفرینان نیز به مشکل تامین سرمایه ثابت برای راه اندازی طرح های تولیدی و خدماتی متنوع ارائه شده توسط خود اشاره می کنند. این مسئله به خصوص در مورد بنگاه های با اندازه کوچک و متوسط، با شدت بیشتری مطرح می شود. در حقیقت عدم دسترسی و یا دسترسی محدودتر آنها برای تامین مالی به بازار سرمایه، و صرف توسل به بازار پول، بر محدودیتهای پیشروی آنها میافزاید. این بنگاه ها در مقایسه با بنگاه های بزرگ، به دلیل دسترسی به دامنه محدودتر و یا حتی خاص تر دارایی ها و به خصوص در برخی موارد، عدم برخورداری از اموال غیرمنقول در سبد دارایی های موجود در ترازنامه خود، عموماً با مشکلات بیشتری در تامین مالی مواجه هستند. در حقیقت از یک سو تمرکز بیشتر شبکه بانکی بر اموال غیرمنقول در وثیقه سپاری و از طرف دیگر به رسمیت شناختن دامنه محدودی از اموال منقول، دسترسی بالقوه این بنگاه ها به منابع مالی را تا حدود زیادی کاهش می دهد. به عنوان مثال در سبد دارایی بسیاری از بنگاه های تولیدی و شرکتهای با اندازه کوچک و متوسط، دریافتی ها و موجودی انبار و حتی تجهیزات بخش مهمی از دارایی ها را به خود اختصاص می دهند. این در حالی است که امکان تامین مالی به پشتوانه دریافتنی ها و یا تجهیزات مستهلک شده در شبکه بانکی موجود نیست. از این رو شناسایی ظرفیت بالقوه و مغفول تامین مالی به پشتوانه اموال منقول، میتواند تصویر دقیق تری از فرصت های از دست رفته تامین مالی و سرمایه گذاری در کشور را به تصویر بکشد. این در حالی است که در صورت وجود زیرساخت های مقرراتی و عملیاتی لازم، هر دو طرف اعتباردهنده و اعتبار گیرنده از منافع موجود در این روش تامین مالی برخوردار می شدند. نتایج حاصل از بررسی ها، بیانگر ضرورت توجه هر چه بیشتر و اتخاذ اقدام های لازم برای پیاده سازی زیرساخت های لازم در اعمال تامین مالی وثیقه ای در کشور به پشتوانه دامنه گسترده تری از وثایق منقول است. واکاوی ابعاد خرد ضرورت وجودی نظام حقوقی وثایق منقول فضای بانکداری با وجود طرف تقاضا و عرضه اعتبار در هر کشوری، نیاز به نظام حقوقی مناسبی در اعمال حق تضمین وثایق اعم از منقول و غیرمنقول دارد. در حقیقت این نظام حقوقی می تواند زیر ساخت مناسب برای گسترش میزان دسترسی به منابع مالی با حفظ منافع و حقوقی دو طرف ذینفع در فرایند اعطای اعتبار را به دنبال داشته باشد.در کشور ما که عموماً بر وثایق غیرمنقول در تامین مالی تمرکز می شود و همواره مشکل عدم دسترسی کافی به منابع مالی از طرف تقاضاکننده اعتبار و از سوی دیگر عدم کفایت و واجد شرایط بودن وثایق از طرف عرضه کننده اعتبار مطرح است، توجه به زیر ساخت حقوقی وثایق غیر منقول می تواند بسیاری از کاستی های موجود در این زمینه را برطرف کند.به بیان دقیق تر در مورد طرف تقاضای اعتبار مشاهده میشود که در آن گروه از نظام های حقوقی که پشتیبانی کننده حق تضمین وثایق منقول نیستند، بخش اعظمی از دارایی های شرکت های با اندازه کوچک و متوسط در این کشورها از قابلیت استفاده در تامین مالی برخوردار نبوده و ...

ادامه مطلب  

شاهد دانمارکی از گزارش fatf  

درخواست حذف این مطلب
اهمیت گزارش گروه اقدام مالی گروه اقدام مالی (fatf) از 2 تا 18 نوامبر سال 2016 بازدیدی از دانمارک، دستگاه های قضایی و اجرایی و نظام مالی آن انجام داد تا چارچوب های قانونی، نهادی و نظارتی مبارزه با پولشویی و نظام مالی تروریسم را در آن کشور ارزیابی کند. به تازگی گزارشی حاوی یافته های بازدید مزبور و نظرات گروه اقدام مالی درباره وضعیت مبارزه با پولشویی و مبارزه با تامین مالی تروریسم منتشر شده است. نگاهی به این گزارش، علاوه بر اطلاعاتی که درباره وضعیت مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم در دانمارک ارائه می کند، می تواند نشانگر این باشد که گروه اقدام مالی هنگام ارزیابی کشورها چه مسائلی را مورد بررسی قرار می دهد و چه نکاتی مورد توجه آن قرار می گیرند؟ بررسی این گزارش، به طور اجمالی نشانگر این است که در هیچ موردی، گروه اقدام مالی به اطلاعات خاص و موردی نمی پردازد و همان طور که نهادهای ذی ربط و کارشناسان مبارزه با پولشویی در کشور بارها تکرار و تاکید کرده اند، صرفا قوانین، مقررات، سیاست ها و رویه ها مورد توجه و مدنظر گروه مزبور قرار می گیرند و دریافت اطلاعات موردی به هیچ وجه دغدغه گروه اقدام مالی نیست.تحمیل نکردن سیاست به دانمارکگزارش گروه اقدام مالی با ذکر این نکته آغاز می شود که در دانمارک، درکی که درباره مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم وجود دارد متوسط است و به طور کلی، مبارزه با تامین مالی تروریسم بیش از مبارزه با پولشویی مورد توجه قرار گرفته است. در دانمارک، ریسک پولشویی، در بخش های مختلف اقتصاد به طور پراکنده مورد توجه قرار گرفته است و یک سیاست کلی و جامع مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم که در تمامی بخش های اقتصاد آن کشور به نحو هماهنگ اعمال شود، وجود ندارد. یکی از اقداماتی که دانمارک باید انجام دهد، ارزیابی جامع و فراگیر اثربخشی سیاست های مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم خود است و دانمارک تا کنون چنین کاری را انجام نداده است. سیاست های مبتنی بر ریسک که دانمارک در رابطه با مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم اتخاذ کرده است جامع نیستند و در بخش های مختلف اقتصادی به نحو پراکنده و غیرهماهنگ اعمال می شوند. همان طور که ملاحظه می شود، گزارش مزبور، اولا به سیاست ها و رویه ها پرداخته است نه به مسائل خاص و موردی، ثانیا از دانمارک می خواهد که خود به طراحی و اعمال سیاست جامع مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم بپردازد و اثر بخشی آن را ارزیابی کند و هیچ سیاست خاصی را بر آن تحمیل نمی کند.فقدان نهادهای مجری قانون و نیروی کافی در گزارش گروه اقدام مالی درباره دانمارک قید شده است که علاوه بر این اقدامات مقامات مختلف آن کشور درخصوص مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم با یکدیگر هماهنگ نیست، دبیرخانه مبارزه با پولشویی آن کشور (که همان واحد اطلاعات مالی دانمارک است) فاقد نیروی انسانی و امکانات لازم برای ایفای وظایف خود است. در این مورد نیز واحد اطلاعات مالی، دغدغه این را دارد که واحد اطلاعات مالی آن کشور، امکان اجرای وظایف خود را بر اساس وظایفی که در نظام حقوقی آن کشور بر عهده آن نهاده شده است، داشته باشد. طبیعی است که در هر کشوری، نهادهای مجری قانون باید امکانات و نیروی کافی برای انجام وظایف خود را داشته باشند و اشاره به چنین نقص و کاستی ای امری طبیعی محسوب می شود.مجازات جرم پولشویی در قوانین بر اساس گزارش گروه اقدام مالی، در دانمارک جرمی تحت عنوان «در اختیار گرفتن اشیای مسروقه» وجود دارد. این جرم شامل تمامی عواید حاصل از جرم می شود و بنابراین تمامی جرایم منشأ پولشویی تحت شمول آن قرار دارند. با این حال، در سنت حقوقی دانمارک، این جرم شامل پولشویی صرف (بدون توجه به جرم منشأ آن) نمی شود. از این رو، نظام حقوقی دانمارک در این مورد خالی از نقص نیست. همین کاستی موجب آن می شود که پلیس دانمارک، توجه خود را بیشتر متوجه جرم منشأ کند و به مبارزه با پولشویی آنطور که باید نپردازد. مجازات جرم پولشویی در حالت ساده یک و نیم سال زندان و در حالت مشدد، حداکثر تا 6 سال زندان است. با توجه به اینکه حداکثر مجازات مشدد، عموما اعمال نمی شود، گروه اقدام مالی نتیجه می گیرد که مجازات جرم پولشویی بالنسبه پایین است و بنابراین متناسب با ماهیت این جرم نیست. ملاحظه می شود که در این مورد نیز گروه اقدام مالی صرفا به بررسی متن قوانین و رویه های اجرایی آنها پرداخته است و از شخص، پرونده یا محاکمه خاصی سخن به میان نیاورده است.عملکرد دستگاه قضایی دانمارک در تامین مالی تروریسمدر گزارش گروه اقدام مالی قید شده است که در دانمارک، بر اساس قوانین و مقررات جاری در آن از سال 2011 تا سال 2016 به 16 پرونده درباره تامین مالی تروریسم در محاکم آن کشور رسیدگی شده است که از این 16 پرونده در 7 مورد حکم محکومیت صادر شده است. بر این اساس، گروه اقدام مالی نتیجه می گیرد که جرم تامین مالی تر ...

ادامه مطلب  

شکست لابی مالی علیه ایران  

درخواست حذف این مطلب
با تصمیم گروه ویژه اقدام مالی (fatf) مبنی بر تمدید تعلیق محدودیت اعمال شده علیه ایران، لابی مالی ضد ایرانی شکست خورد. ۵۵آنلاین : پیش از این تصمیم، گروه های تندور در آمریکا با همراهی برخی از کشورهای منطقه در تلاش بودند که از تصمیم گروه ویژه اقدام مالی جلوگیری کنند؛ اما همکاری ایران با این نهاد بین المللی در بحث مقابله با پولشویی و تروریسم، تلاش برای محدود کردن ایران را بی ثمر ساخت. تصمیم اخیر گروه ویژه اقدام مالی از این جهت اهمیت دارد که می تواند یک علامت دهی مهم به بانک های خارجی در جهت توسعه روابط مالی و بانکی باشد. در این خصوص دو نگاه در نزد کارشناسان وجود دارد. گروه نخست که این تصمیم را یک پیشرفت تلقی می کنند، اعتقاد دارند که با این تصمیم فضا برای فعالیت بانک ها بازتر می شود و این تصمیم، یک ضمانت اولیه برای کشورهای بانک های بین المللی در ارتباط با نظام بانکی ایران است. گروه دوم با رویکرد محتاط تر، معتقدند این تصمیم شرط لازم برای رفع محدودیت های مالی است و برای شرط کافی باید اقدامات ایران طبق نقشه راه ارائه شده به گروه ویژه اقدام مالی دنبال شود. «دنیای اقتصاد» در یک گزارش، با تشریح بیانیه جدید گروه ویژه اقدام مالی، پیامدهای آن در آینده فضای سیاسی و اقتصادی کشور را بررسی کرده است.لابی اسرائیلی- عربستانی علیه ایران در نشست گروه ویژه اقدام مالی شکست خورد. مثلث آمریکا، عربستان و اسرائیل در روزهای گذشته تلاش زیادی کردند که نام ایران به فهرست گروه کشورهای نیاز به اقدام متقابل بازگردد که در صورت موفقیت، به واسطه افزایش ریسک ایران، بانک های خارجی از روابط کارگزاری با ایران حذر می کردند. اما با همکاری کشورهای اروپایی و غیراروپایی برای دومین سال متوالی توقف اعمال محدودیت ها ادامه یافت. کشورهای مهم جهان با این رویکرد، امکان توسعه روابط بانکی و مالی خود با ایران را تضمین کردند. بر این اساس ایران می تواند طبق نقشه راه پیشنهادی خود، اقدامات لازم را انجام دهد تا از فهرست کشورهای نیاز به «شناسایی با دقت مضاعف» خارج شود. وزارت اقتصاد نیز در خبر خود در این باره از حذف قید زمان در تعلیق جدید خبر داده است؛ اما به عقیده برخی کارشناسان، ایران باید طبق برنامه زمان بندی شده قبلی، اقدامات لازم را برای ارتقای جایگاه خود انجام دهد. طبق نقشه راهی که ایران در سال گذشته ارائه داده بود، ایران در یک بازه زمانی 18 ماهه باید یکسری اقدامات لازم را انجام می داد که از آن زمان 6 ماه باقی مانده است. تحلیلگران معتقدند که بیانیه جدید پس از یک سال همکاری، می تواند نسبت به بیانیه قبلی یک گام رو به جلو باشد؛ چراکه معنای بیانیه جدید اعتماد گروه ویژه اقدام مالی به اقدامات ایران در طول یک سال گذشته است.ضرورت خروج از کشورهای غیرهمکارگروه اقدام مالی، یک نهاد بین الدولی است که در سال 1989 تاسیس شده است. کارکرد گروه اقدام مالی عبارت است از وضع استانداردهایی برای مقابله با پولشویی، تامین مالی تروریسم و سایر جرائمی که سلامت نظام مالی داخلی و بین المللی را تهدید می کنند. تقریبا تمامی کشورهای دنیا، استانداردهای گروه اقدام مالی را در قالب قوانین، آیین نامه ها، دستورالعمل ها و رویه های اجرایی داخلی خود اعمال کرده و بر اجرای آنها نظارت می کنند. ذکر این نکته ضروری است که گروه اقدام مالی، یک نهاد سیاست گذار است و یک نهاد اجرایی نیست. بنابراین گزارش مربوط به معاملات و تراکنش های خاص را دریافت نمی کند و چنین اطلاعاتی به این گروه ارسال نمی شوند. این گروه به قوانین، مقررات، رویه ها و سیاست های کشورها می پردازد و در پی آن است که اطمینان حاصل کند در داخل هر کشور و مطابق با سازوکارهای حقوقی همان کشور، مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم به نحو مناسب و کارآمدی صورت می گیرد. این گروه به هیچ وجه جایگزین نهادهای ذی صلاح داخلی کشورها نمی شود و نه اختیار و نه ابزارهای انجام چنین کاری را دارد.همکاری و تعامل با گروه اقدام مالی از آن رو ضرورت دارد که امروزه تمام بانک ها، موسسات مالی، شرکت ها و بنگاه های اقتصادی در سراسر جهان موظف هستند که استانداردهای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم را اجرا کنند. این تکلیف، براساس قوانین داخلی کشورها بر عهده تمام بنگاه های اقتصادی و تجاری گذاشته شده است. بر این اساس، در مواردی که کشوری توسط گروه اقدام مالی در فهرست کشورها و مناطق پرخطر و غیر همکار قرار گرفته باشد، بانک ها، موسسات مالی و حتی شرکت ها و سایر بنگاه های اقتصادی یا به طور کلی از تعامل با بانک ها و بنگاه های اقتصادی آن کشور صرف نظر می کنند یا همکاری خود را منوط به بررسی های به شدت سختگیرانه ای می کنند که در نهایت، هزینه های معامله را به طور جدی افزایش داده و باعث تحمیل بار اضافی بر کشوری که نام آن در فهرست مزبور قرار دارد، می شوند.بر این اساس، کشورها تلاش می کنند تا در فهرست یادشده قرار نگیرند و در مواردی نیز که در این فهرست قرار می گیرند، به سرعت در پی آن بر می آیند که اقدامات لازم برای خروج از فهرست را انجام دهند. علاوه بر این، قرار داشتن نام کشور در فهرست مناطق و کشورهای پر خطر و غیر همکار، لطمه ای به حسن شهرت و اعتبار تجاری و اقتصادی کشورها به شمار می آید و بنابراین هیچ کشوری تمایل ندارد که نام آن در فهرست مزبور باقی بماند و بی تفاوتی نسبت به گروه اقدام مالی و فهرست آن با منافع ملی کشورها همخوانی ندارد.مبانی قانونی تعامل ایران و گروه اقدام مالیدر قانون الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مبارزه با فساد، (که یکی از جرایم اصلی موضوع آن، جرم پولشویی (مذکور در ماده 14 است) که در سال 87 تصویب شده، در موارد متعددی جمهوری اسلامی ایران مکلف به همکاری های بین المللی شده است. به عنوان مثال، در بند (4) از ماده (5) قید شده است: «کشورهاى عضو، به نحو مقتضى و طبق اصول اساسى نظام حقوقى خود با یکدیگر و سازمان هاى منطقه‏اى و بین المللى مربوط در جهت ارتقا و توسعه اقدامات موضوع این ماده همکارى خواهند کرد».همچنین در قسمت «ب» از بند 1 ماده 14 قید شده است: «بدون خدشه وارد آمدن به ماده(46) این کنوانسیون، تضمین اینکه مراجع ادارى، نظارتى، مجرى قانون و سایر مراجع متعهد به مبارزه با پولشویى (ازجمله و درصورت اقتضا به‏موجب قانون داخلى، مراجع قضایی) این توانایى را دارند تا در سطوح ملى و بین‏المللى در چارچوب شرایطى که قانون داخلى آن تعیین کرده است همکارى و تبادل اطلاعات کنند و به این ‏منظور ایجاد واحد اطلاعاتى مالى را مدنظر قرار خواهند داد تا به عنوان مرکز ملى جمع‏آورى، تجزیه و تحلیل و نشر اطلاعات مربوط به پولشویى بالقوه خدمت کنند.» همچنین، بند 9 ماده 38 آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی (مصوب 1388) یکی از وظایف واحد اطلاعات مالی ایران را «تبادل اطلاعات با سازمان ها و نهادهای بین المللی طبق مقررات» در نظر گرفته است. و در بند 4 ماده 5 کنوانسیون مبارزه با فساد نیز قید شده است: «در راستاى ایجاد نظام نظارتى و کنترلى طبق این ماده و بدون خدشه وارد آمدن به هر ماده دیگر این کنوانسیون، از کشورهاى عضو درخواست مى‏شود تا از ابتکارات مربوط به سازمان هاى منطقه‏اى، بین‏المللى و چندجانبه علیه پولشویى استفاده کنند.» و در بند 5 همان ماده نیز ذکر شده است «کشورهاى عضو، تلاش خواهند کرد تا همکاری هاى جهانى، منطقه‏اى، زیرمنطقه‏اى و دوجانبه را در بین مراجع نظارتى قضایی، مجرى قانون و مالى به منظور مبارزه با پولشویى گسترش دهند. مواد متعدد دیگری از این کنوانسیون که به صورت قانون داخلی درآمده و در کشور لازم الاجراست به ابعاد گوناگون همکاری های بین المللی با نهادهای بین المللی، منطقه ای و چندجانبه پرداخته اند از جمله ماده (43) در رابطه با همکاری های بین المللی، ماده (44) در مورد استرداد، ماده (46) در رابطه با معاض ...

ادامه مطلب  

مدیریت مالی شخصی چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
مدیریت مالی شخصی علم مدیریت پول است و تمامی تصمیمات و فعالیت های مالی یک فرد نظیر کسب درآمد، پس انداز کردن، سرمایه گذاری و خرج کردن را دربرمی گیرد. برنامه ریزی های مدیریت مالی شخصی به صورت عمومی شامل تحلیل وضعیت مالی کنونی، پیش بینی نیازهای کوتاه مدت و بلندمدت و اجرای یک برنامه ی همه جانبه برای پوشش تمام نیازها، با درنظرگیری محدودیت های مالی است. این فرایند به درآمد، هزینه ها، نیاز های زندگی، اهداف و تمایلات هر شخص بستگی دارد. مدیریت مالی شخصی بهترین راه ها را برای بودجه بندی حرفه ای و افزایش درآمد در اختیار شما قرار می دهد. در این مقاله نکات و راهکارهایی برای مدیریت مالی شخصی به شما معرفی می کنیم.مقاله های مرتبط:مختصری از مبانی مالی۱. ارزش خالص دارایی هایتان را محاسبه کنیدارزش خالص دارایی ها (net worth) به صورت حاصل تفاضل مجموع دارایی های نقدی و غیر نقدی از مجموع بدهی ها تعریف می شود. این عدد تصویرِ کلیِ جایگاه و وضعیت مالی شما را نشان می دهد. حواس تان به این عدد باشد، چرا که شما را از روند پیشبرد اهداف مالی تان مطلع نگه می دارد و زمانی که از مسیر اهداف تان خارج شوید، به شما هشدار می دهد.۲. یک تقویم مالی ایجاد کنیداگر دائما نگران فراموش کردن موارد مالی و ضرب الاجل هایشان هستید، یک تقویم مالی برای خود ایجاد کنید. این درست مثل تقویمی است که زمان ویزیت یک دکتر یا سرویس ماشین تان را یادآوری می کند. اپلیکشین هایی برای مدیریت مالی شخصی وجود دارند که با نصب و استفاده ی پیوسته از آنها می توانید به امور مالی تان بیشتر مسلط شوید و این موارد مهم را از قلم نیندازید. درصورتی که استفاده از اپلیکیشن ها و نرم افزارها برای تان دشوار به نظر می رسد، یک تقویم کوچک جیبی هم برای این بخش کفایت می کند.۳. نرخ های بهره را بررسی کنیدشاید برای تان پیش آمده باشد که ندانید کدام قرض یا وام را باید قبل از بقیه پرداخت کنید یا در بانک و مؤسسات مالی چه نوع حسابی افتتاح کنید. جواب به صورت کلی و صرف نظر از تأثیر عوامل دیگر، انتخاب گزینه ای با نرخ بهره ی بیشتر است. میزان نرخ بهره به شما کمک می کند بدانید روی بازپرداخت کدام وام یا افتتاح چه حسابی برای پس انداز، بیشتر تمرکز کنید.مدیریت مالی شخصی با بودجه بندی حرفه ای۱. برای هر دوره ی زمانی بودجه ای در نظر بگیریدهدف از بودجه بندی این است که بتوانید دخل وخرج تان را کنترل کنید و روی موارد مالی مهم تر متمرکز شوید. فراموش نکنید که بودجه بندی زمانی معنا پیدا می کند که مدت زمان مشخصی برای صرف هر بودجه در نظر بگیرید.برای شروع بودجه بندی بهتر است یک دید اولیه و کلی از وضعیت کنونی تان به دست بیاورید. روند تراکنش های مالی خود را در طول یک ماه به درستی ثبت کنید تا الگوهای مالی مختص خود را به دست بیاورید. این کار به شما نشان می دهد که هزینه های کم در طولانی مدت به چه مبالغ هنگفتی تبدیل می شوند و همچنین مواردی را به شما یادآوری می کند که در حالت عادی نسبت به آنها بی توجه بوده اید.۲. رژیم پول نقد بگیریداگر بیش از اندازه خرج می کنید، راه ِحل پیشنهادی ما می تواند شما را از این مخمصه نجات بدهد. کارت بانکی خود را در خانه بگذارید و مبلغ موردنیاز و ضروری خود را به صورت نقد حمل کنید. حتی می توانید یک کارت بانکی جداگانه داشته باشید تا به جای حمل پول نقد، همان مقدار را در کارت ذخیره کنید و به همراه داشته باشید. این کار شما را از ولخرجی های بی رویه نجات می دهد.۳. هر روز یک دقیقه تأمل کنیدسعی کنید روزی یک دقیقه با آرامش بنشینید و تراکنش های مالی خود را در آن روز مرور کنید. این ۶۰ ثانیه به شما کمک می کند تا مشکلات را سریع شناسایی کنید، جریان اهداف خود را دنبال کنید و برای بقیه ی روز، روند مناسبی برای هزینه هایتان در نظر بگیرید. باز هم برای راحتی کار می توانید دریافت ها و پرداخت های خود را در اپلیکیشن های مدیریت مالی شخصی ثبت کنید تا در نهایت تصویر جامعی به دست بیاورید.۴. از قانون «۲۰-۳۰-۵۰» استفاده کنیدطبق این قانون شما باید درآمد خود را قبل از خرج کردن به سه بخش تقسیم کنید:هزینه های ضروری: بخش اول نیازهای شما را تشکیل می دهند مانند مواد غذایی، اجاره خانه یا پرداخت وام مسکن، قبوض همیشگی، بیمه و … . باید بتوانید هزینه های نسبتا ثابت خود را به گونه ای تنظیم کنید که بیش از ۵۰ درصد دریافتی تان را شامل نشود.انتخاب های مربوط به سبک زندگی: بخش دوم خواسته ها و ترجیحات شما را تشکیل می دهند، مانند رستوران ، سفر، پوشاک غیر ضروری، سینما و … که نباید بیش از ۳۰ درصد دریافتی تان را صرف آنها کنید. مرزی بین این دو دسته است که تشخیص آن برعهده ی شماست. به عنوان مثال در بحث تأمین غلات، نان یک کالای ضروری محسوب می شود اما یک بسته بیسکویت گران قیمت با اینکه جزو غلات است اما در دسته ی خواسته ها و ترجیحات شما جای می گیرد.اولویت های مالی: بخش سوم که ۲۰٪ دریافتی را تشکیل می دهد بر روی برنامه های مالی بلندمدت متمرکز است. پس انداز، سرمایه گذاری، بازپرداخت بدهی ها و به طورکلی رفع نگرانی ها و تعهدات مالی آینده، در این دسته جای می گیرند.انگیزش مالی۲. یک تابلوی چشم انداز مالی ایجاد کنیدشما برای ایجاد عادت های جدید، نیاز به انگیزه دارید. به همین دلیل تابلوی چشم انداز مالی (vision board) به شما یادآوری می کند که در مسیر مطلوب حرکت کنید و اهداف مالی خود را به درستی دنبال کنید.۲. اهداف مالی مشخصی تنظیم کنیددر تعیین اهداف مالی تان نه تنها از کلمات و جملات بلکه از اعداد و روزها نیز استفاده کنید، به طوری که با بیان آنها بتوانید کاری را که می خواهید به انجام برسانید، به خوبی توصیف کنید. به عنوان مثال چه مقدار بدهی دارید که باید پرداخت شود و مهلت پرداخت آنها چه زمانی است؟ قصد دارید چه مقدار از درآمدتان را پس انداز کنید و چه روزی در ماه این کار را انجام خواهید داد؟۳. تعیین اهداف مالی کوچک را فراموش نکنیدتحقیقی نشان می دهد که هرچه اهداف دورتر به نظر برسند و از زمان تحقق آنها اطمینان کمتری داشته باشیم، احتمال بیشتری دارد که در میانه ی راه تسلیم شویم. پس علاوه بر تمرکز روی هدف های مالی بلندمدت مانند خرید خانه یا یک سرمایه گذاری بزرگ، اهداف مالی کوچکی برای خود تعیین کنید، به عنوان مثال می توانید مقدار مشخصی پول در هر هفته پس انداز کنید تا در ۶ ماه آینده به یک سفر جانانه بروید. تعیین اهداف مالی کوچک تر با دوره ی زمانی کوتاه مدت بسیار انگیزه بخش است، چرا که نتایج آن را سریع تر مشاهده می کنید و درنهایت باعث می شود به تعهدات بلندمدتان هم بیشتر پایبند باشید.سعی کنید عبارات و آواهایی را نجوا کنید که بار معنایی مثبتی دارند. به عنوان مثال اگر قبل از شروع فرایند مدیریت مالی شخصی خود، در ذهن تان تکرار کنید «من هرگز نمی خواهم زیر بار بدهی بروم»، مستقیما به سمت شکست راهی شده اید. همچنین یک عبارت مثبت انتخاب کنید که مانند یک قاعده ی سرانگشتی کوچک برای نحوه ی خرج کردن شما عمل کند. برای مثال از خودتان بپرسید: «آیا این لباس گران قیمت از سفری که می خواهم سال آینده به بالی بروم، بهتر است؟» این مقایسه ها سبب می شوند که تصمیم گیری درست و منطقی انجام بدهید و از اهداف مالی تان منحرف نشوید.درنهایت به جای اینکه صرفا تلاش کنید با به دست آوردن چیز های بیشتری خوشحال شوید، قدردانِ دارایی هایتان باشید.۵. دست به کار شویدحتما به افرادی برخورد کرده اید که مدت زمانی است تصمیم گرفته اند یک برنامه ی تمرینی مشخصی را در راستای سلامتی و ورزش دنبال کنند. هر روزی که بگذرد این افراد بیشتر به برنامه ی خود متعهد می شوند. مدیریت مالی شخصی نیز مانند ورزش دوی ماراتن است باید پیوسته راهی طولانی را بدوید اما لازمه ی آن تمرین زیاد است تا عضلات تفکر مالی تان تقویت شوند و همچنین استمرار آن، پایبندی شما را به تعهدات مالی افزایش می دهد.بدهی ها و اقساط۲. با پرداخت بدهی های کوچک شروع کنیدتحقیقات نشان داده اند اگر بدهی های زیادی داشته باشید، پرداخت بدهی های کوچک به شما اعتماد به نفس می دهد و باعث می شود راحت تر از عهده ی بدهی ...

ادامه مطلب  

گورستان آرزوها: لهستانی ها در تهران  

درخواست حذف این مطلب
«روزنامه اطلاعات | سه شنبه هیجدهم فروردین ماه ۱۳۲۱- این روزها آمدورفت لهستانی ها در تهران زیاد شده، هرروز عده زیادی وارد و خارج می شوند. در خیابان ها سربازان لهستانی خیلی دیده می شوند و روی هم رفته این کثرت آمد و رفت افسران و سربازان لهستانی توجه عمومی را به خود جلب کرده است. شایعات بسیاری هم در این باب بین مردم وجوددارد و ما لازم می دانیم اطلاعاتی که در این خصوص داریم برای آگاهی خوانندگان گرامی منتشر سازیم :...»مرد جوان دسته ی چوبیِ سرد و زبر تبر را در دستان نحیفش فشار می داد. مدت ها بود چیز دندان گیری نخورده بود. سنگین ترین چیزی که به عمرش بلند کرده بود ویولون بود و آرشه. در پانزده سالگی می توانست به خوبی استادش بنوازد اما حالا تنها نوایی که می توانست خلق کند، صدای کوبیدن تبر بود که با ریتم تند نفس هایش همراه بود. روزهای بلند سیبری از سر دلسوزی برای هیچ کس زودتر شب نمی شد.وقتی سوار بر قطار به سوی شهر «لوبلین» می رفتند نمی دانست دو سال پایانی عمرش را تبر به دست در جنگل های سیبری خواهد گذراند. آگوستین که اول سپتامبر ۱۹۳۹، ساعت چهار و ۴۵ دقیقه ، به جای صدای خروس با صدای بمب افکن های نازی ها از خواب بیدار شده بود، دو روز بعد، وقتی دیگر خانه جای ماندن نبود، سازش را کنار تمام خاطرات خوش کودکی در خانه جا گذاشت و با مادر و خواهرش به راه افتاد. پدرش در جبهه ی متفقین مقابل آلمان ها کشته شده بود و حالا او مرد خانواده بود.توافق ننگین آلمان و شوروی سرزمین مادری اش را دو نیم کرده بود؛ غرب برای ژرمن ها و شرق برای روس ها. برای فرار از کشتار نازی ها، شرق جای امن تری به نظر می رسید. در نیمه راه بمباران بی امان هواپیماهای آلمانی مسافران را ناچار به پیاده شدن کرد. جمعیت مسافران به زودی به لکه های کوچک پراکنده در دل دشت تبدیل شد. برای پیدا کردن آبادی یک راه بیشتر نبود؛ رفتن و رفتن و رفتن. سرگردان، گرسنه، ترسخورده و بی مقصد به راه افتادند. صدای پارس کردن سگ و آواز خروس مثل رد نوری در دل شب راه آبادی را مشخص کرد. رای در امان ماندن از بمباران، روزها در روستاهایی که در مسیرشان بود پناه می گرفتند و شب ها راه می رفتند. برای دور شدن از ورشو قریب به یک ماه را در دشت و جنگل راه پیمایی کردند.به آبادی رسیده بودند. آگوستین دست خواهر کوچکش، آنا را محکمتر فشرد. گام های مادر تندتر شد و بچه ها به دنبالش. کمی آب و غذا معنای خوشبختی می داد اما این خوشی دیری نپایید. سروکله سربازان روس پیدا شد و سفر اجباری دیگری به سوی شوروی آغاز شد. حدود یک ونیم میلیون لهستانی دیگر در طول جنگ با قطارهای بی نام ونشان آنجا برده شدند. اسرا ۱۰ روز با قطار حمل احشام در راه بودند. که مقصد برای مسافران معلوم نبود و هیچکس نمی دانست در جهنم سرد سیبری، وسط جنگل های برفی چه چیز انتظارش را می کشد. امیدی در دل اسیران می گفت وضعیت اردوگاه آنقدرها هم بد نخواهد بود!۲۲ هزار افسر، نیروی امنیتی و دگراندیش لهستانی در جنگل های کاتین قتل عام و همانجا دفن شدند. مردم عادی باید زنده می ماندند که کار کنند. آنا و آگوستین به همراه مادر و هزاران اسیر لهستانی دیگر به اردوگاه های کار اجباری در سرتاسر سیبری منتقل شدند. اولین مقصد این خانواده ی سه نفره جنگل های آرخانگلسک در شمال غرب شوروی بود و از آنجا به سیبری برای کار؛ کاری که هیچ کس نمی دانست چرا ناچار به انجام آن است؛ نمی دانست کِی به پایان می رسد و حتی مشخص نبود کار زودتر تمام می شود یا زندگی .یک تکه نان در ازای یک روز کار. برای کسی که نمی توانست کار کند، از نان هم خبری نبود. این قانون «گولاگ» یا همان «اداره کل اردوگاه های کار و اصلاح» بود. به این ترتیب مادر آگوستین و آنا که بیماری رمقی برایش نگذاشته بود از خوردن نان هم محروم بود.کار آگوستین بریدن تنه ی یخ زده ی درختان بود و آنا که آن زمان ۲۲ سال داشت، کمی آنسوتر با تبر پوسته ی درختان بریده شده را می تراشید. حضور پلیس های شوروی جرئت یک لحظه آسودن را از آنها می گرفت. دو سال تمام کارشان همین بود. زندگی در کلبه های چوبی وسط سفیدیِ تایگا، رنگ ها، طعم ها و عطرها را از یاد آدم ها برده بود. زنده ماندن سخت بود و سخت تر هم شد. وقتی به آنا خبردادند که برادرش در اثر بیماری ذات الریه مرده است، نمی دانست این خبر را چطور به مادر بگوید. جایی لابه لای درختان یخ بسته که گورستان لهستانی ها بود، گودالی حفر کرد و صلیبی ساخته از شاخه ی درختان، تنها نشان آرامگاه برادرش شد. وقتی لباس های آگوستین را به کلبه برد، دیگر نیازی به توضیح نبود.روزهای سخت و سختی روزها را پایانی نبود تا اینکه خبر حمله ی آلمان به شریکش همه جا پیچید. هیتلر که از ابتدا به روس ها خوشبین نبود پس از فتح سرزمین های غربی اروپا، به طمع گسترش مرزهای شرقی امپراتوری خود، بزرگترین لشگرکشی تاریخ را با بیش از چهار میلیون سرباز ترتیب داد.استالین هم راهبردهای متنوعی برای مقابله با نازی ها داشت که یکی از آنها سازماندهی ارتشی از لهستانی های دربند بود. پس با همکاری دولت در تبعید لهستان، اسرای این کشور که در اردوگاه های کار اجباری نگه داشته می شدند، به سرکردگی ژنرال آندِرس آماده ی نبرد علیه دشمن مشترک شدند و ارتش لهستان این بار در خاک شوروی شکل گرفت.تهاجم گسترده ی آلمان به خاک شوروی، این کشور پهناور را نیز برای تأمین مایحتاج مردم و سربازانش با دشواری روبرو کرده بود. استالین تصمیم گرفت لهستانی ها را برای سازماندهی و اسکان موقت راهی حیاط خلوت خود کند تا از آنجا به جبهه ی نبرد اعزام شوند. پس عده ی زیادی از اسرا به بندر کراسنووسک در شرق دریای خزر منتقل شدند و از آنجا با کشتی به بندر پهلوی (انزلی).حالا خانواده ی کوچک آنا باید رنج سفری دیگر را متحمل می شد. سفری که این بار کورسویی از امید آزادی در آن بود. مادر و دختر به همراه هزاران هموطن دیگرشان به بندرگاه منتقل شدند تا از آنجا با کشتی راهی «کریدور فارس» شوند؛ اسمی که اشغالگران برای ایران انتخاب کرده بودند.اردوگاه مهاجران لهستانی در تهران - عکس از نیک پارینو - ۱۹۴۳تا آن زمان تصور مهاجران لهستانی از ایران، محدود به چیزهایی بود که در کتاب تاریخ مدرسه از تمدنی کهن خوانده بودند. ایران و لهستان از دیرباز مراودات سیاسی و تجاری داشتند. روابطی که از قرن هشتم قمری آغاز شده و در دوران صفویان به اوج رسیده بود. پس از آن قجرها هم روابط دوستانه ای با لهستانی ها داشتند اما در عصر پهلوی این قلدری متفقین بود که مسبب پیوندی تازه بین دو ملت شده بود. اما شاید آنها هم تصور نمی کردند این سفر و سرگذشتشان، نقطه ی عطفی در روابط دو ملت است که بعدها درکتاب های تاریخ نوشته خواهد شد.فوریه ۱۹۴۲ (زمستان ۱۳۲۱) اولین کشتی اسرا که حالا «پناهجو» بودند، وارد آب های ایران شد. کشتی ها یکی یکی در بندر پهلو می گرفتند و از هرکدام صدها زن و کودک و افراد سالخورده به همراه سربازان، پا به اسکله می گذاشتند؛ انسان هایی اندوهگین که تنها بردباری و امیدواری زنده نگهشان می داشت.کشتی روسی حامل مهاجران-۱۹۴۲روزانه حدود ۲۵۰۰ لهستانی وارد ایران می شد و در مجموع عده ی آنان به بیش از ۱۱۶ هزار نفر رسید. مقصد اصلی کسانی که به نظامیان می پیوستند خط مقدم نبرد بود و غیرنظامیان باید فوراً از ایران خارج می شدند. اما پیش از آن باید کمی به احوالاتشان رسیدگی می شد؛ کاری که روس ها لزومی به انجامش ندیده بودند. به سرعت اردوگاه هایی برای اسکانشان برپا شد. دولت ایران با همکاری صلیب سرخ آمریکا به تیمار آنان پرداخت و کسانی که به سبب وضع اسفبار بهداشت در اردوگاه های کار اجباری، سخت بیمار بودند قرنطینه شدند.چهره های پریده رنگ و پیکرهای نحیف مهاجران که استثمار استالین مچاله شان کرده بود، جانی دوباره گرفت. لباس های تازه و تمیز به آنان داده شد و لباس های قدیمی سوزانده شدند. مردم محلی در مسیر حرکت کاروان مهاجران می ایستادند و از پنجره ی اتوبوس ها چیزهایی به داخل پرت می کردند. وقتی یکی از آن چیزها به آنا برخورد کرد، فکر می کرد این فریادها و پرت کردن ها از خشم و ناراحتی مردم باشد اما می دانست کسی از سر خشم نان و میوه ی آبدار برای کسی پرت نمی کند! و فهمید این فریادها ندای خوش آمد ...

ادامه مطلب  

اجلاس هیأت خدمات مالی اسلامی در مالزی برگزار می شود  

درخواست حذف این مطلب
پانزدهمین جلسه مجمع عمومی سالانه و سی امین جلسه شورای عالی هیأت خدمات مالی اسلامــــی (ifsb) روز ششم آوریل 2017 مصادف با هفدهم فروردین ماه 1396 در کوالالامپور مالزی به ریاست قائم مقام بانک مرکزی ایران برگزار می شود. به گزارش شمانیوز در حاشیه این اجلاس نشست ها و سخنرانی های جانبی در روزهای چهارم و پنجم آوریل مقارن با پانزدهم و شانزدهم فروردین ماه نیز برنامه ریزی شده است. اکبرکمیجانی قائم مقام بانک مرکزی به عنوان یکی از سخنرانان کلیدی در خصوص نقش و جایگاه ifsb در ارتقای ثبات نظام مالی کشورهای اسلامی در این اجلاس سخنرانی خواهد کرد. در اجلا ...

ادامه مطلب  

فاصله بانکداری ایران با رضایت مشتری و خدمات متنوع  

درخواست حذف این مطلب
ر اقتصاد ایران همچنان روش های سنتی جذب پول و منابع و جذب مشتریان و سپرده گذاران بزرگ اولویت اصلی است و هنوز از ایجاد سوپرمارکت مالی در تمام شعب بانک ها و گسترش خدمات متنوع برای جذب رضایت مشتری خبری نیستاقتصاد گردان - فرشاد قاسمعلی - محسن شمشیری: در حالی که بسیاری از بانک های جهان در رقابت تنگاتنگ با صنایع مختلف در بازارهای گوناگون برای جذب منابع مالی و حفظ حاشیه سود اندک تشکر از هر شخصی که حتی برای یک بار وارد بانک می شود را الگوی رفتاری و اخلاقی خود اعلام می کنند تا در شرایط بحران مالی بتوانند با تکیه بر وفاداری مشتریان و ارائه خدمات م ...

ادامه مطلب  

سیاست یکسان سازی نرخ ارز از برنامه های مهم و آتی بانک مرکزی است  

درخواست حذف این مطلب
ولی الله سیف در گفت وگو با با پایگاه اطلاع رسانی دولت، به تشریح دستاوردها و چشم انداز آینده بانک مرکزی پرداخت. بانک مرکزی در دولت یازدهم با تلاش و اعتقاد به انضباط پولی به دستاوردهای بزرگی در زمینه های اقتصادی از جمله کنترل تورم، رشداقتصادی، گسترش روابط کارگزاری و حمایت از تولید دست یافته است.دکترولی اله سیف، مردی نام آشنا برای عموم جامعه است، مردی فرهیخته که با شکیبایی ستودنی با سکانداری نظام بانکی، کشتی اقتصادی که دچار تلاطمات ناشی از طوفان های سهمگین دولت های نهم و دهم شده بود به ساحل آرامش و ثبات رساند.به بهانه هفته دولت و برای شنیدن دستاوردها و اقدامات بانک مرکزی از زبان رییس کل این بانک پای صحبت های دکتر ولی اله سیف نشستیم. او از دستاوردها و چشم اندازهای آینده می گوید.جناب آقای دکتر سیف، بیش از چهار سال از آغاز ریاست جنابعالی بر بانک مرکزی می گذرد و در این دوره شاهد تحولات مثبتی در حوزه های مختلف سیاستگذاری پولی، بانکی و ارزی به خصوص در سال گذشته بوده ایم. از منظر حضرتعالی مهم ترین دستاورد بانک مرکزی در طی سال گذشته چه بوده است؟بی شک مهمترین دستاورد بانک مرکزی در سال های اخیر، استمرار کنترل نرخ تورم و تک رقمی شدن آن در سال 1395 بوده است که موفقیتی قابل توجه برای اقتصاد ایران پس از 26 سال به حساب می آید. علی رغم این مسئله، اتخاذ این رویکرد هیچگاه به معنی عدم توجه این بانک به مقوله تولید نبوده و این بانک با توجه به اقتضائات و شرایط موجود، کمک های قابل توجهی را در برای حمایت از فعالیت های تولیدی انجام داده است؛ به طوری که با حمایت های انجام شده در خصوص تامین مالی سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و کمک به بنگاه های کوچک و متوسط و همچنین گشایش های حاصله در خصوص توافقات هسته ای و آثار مثبت آن بر تحولات فروش نفت کشور، شاهد رشد بی سابقه اقتصاد در سال گذشته بودیم که امیدواریم در سال جاری نیز این روند استمرار داشته باشد.دستیابی به سطوح تک رقمی نرخ تورم به عنوان مهم ترین دستاورد دولت و بانک مرکزی در سال گذشته به چه صورت محقق شده است؟ شرایط و تحولات نرخ تورم را در طول سال جاری چگونه ارزیابی می کنید؟ چه برنامه هایی برای تداوم روند گذشته دارید؟پیش از هرچیز باید عنوان کرد که دستیابی به نرخ تورم تک رقمی در سال گذشته در سایه مجموعه اقدامات بانک مرکزی و همراهی و همگامی دولت در اتخاذ سیاست های منضبطانه مالی که در طول یک فرایند چند ساله از ابتدای استقرار دولت یازدهم محقق شده است. رعایت انضباط پولی و مالی، ثبات و آرامش در بازار ارز، بهبود نسبی روابط مالی در سطح بین المللی و مدیریت انتظارات تورمی در طول چند سال گذشته، نرخ تورم را از 40.4 درصد در مهرماه سال 1392 به سطح تک رقمی 9 درصد در سال 1395 رساند. هرچند به واسطه تخلیه رشدهای دو رقمی نقدینگی و نوسانات مقطعی نرخ ارز در سال گذشته، مسیر نزولی نرخ تورم در ماه های ابتدایی سال جاری تغییر کرده و روند افزایشی به خود گرفت، لیکن نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به مردادماه ۱۳۹۶ نسبت به دوازده ماه منتهی به مردادماه ۱۳۹۵ براساس سال پایه ۱۰۰=۱۳۹۵ مجدداً به ۱۰ درصد رسید. نکته امیدوارکننده در این زمینه بازگشت تورم نقطه به نقطه براساس سال پایه ۱۰۰=۱۳۹۵ از 9.4 درصد در تیرماه 1396 به 8.6 درصد در مرداد ماه سال جاری است که امید می رود با رعایت رویکردهای انضباط گرایانه پولی و مالی، حرکت اقتصاد کشور در راستای اهداف تورم تک رقمی پایدار، استمرار یابد.در همین زمینه، بانک مرکزی به منظور صیانت از دستاوردهای تورمی حاصل شده در چند سال اخیر و همچنین نیل به نرخ های تورم تک رقمی پایدار و مستمر در سال های پیش رو، تلاش خواهد کرد با اتخاذ راهکارهای سیاستی نظیر مدیریت نرخ سود بانکی متناسب با تحولات نرخ تورم و مدیریت نوسانات بازار ارز، در راستای اهداف تورم تک رقمی پایدار و مستمر گام بر دارد. بدیهی است که دست یابی به این مهم نیازمند الزاماتی نظیر سیاست های انضباط گرایانه مالی و بودجه ای و کاهش سلطه مالی دولت بر شبکه بانکی خواهد بود.در ابتدای فرمایشات خود به کمک های قابل توجه نظام بانکی به تامین مالی واحدهای تولیدی اشاره داشتید، لطفاً در این ارتباط توضیحات بیشتری ارائه فرمایید. عمده تسهیلات و اعتبارات نظام بانکی به چه حوزه هایی اعطا شده و چه تاثیری بر اقتصاد کشور داشته است؟ برنامه های بانک مرکزی برای سال جاری چیست؟سیاست های اعتباری بانک مرکزی از بدو استقرار دولت یازدهم ناظر بر استفاده از ظرفیت های خالی اقتصاد از طریق تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و حمایت از بنگاه های کوچک و متوسط متمرکز بوده است. در این ارتباط کل تسهیلات پرداختی شبکه بانکی طی سال 1395 معادل 5483 هزار میلیارد ریال بود که نسبت به رقم مشابه سال گذشته به میزان 31.4 درصد رشد داشته است. از مجموع این تسهیلات، سهم سرمایه در گردش به رقم 64.1 درصد رسیده که نسبت به رقم 46 درصدی آن در سال 1391 افزایش قابل ملاحظه ای نشان می دهد. سهم بخش صنعت و معدن از این تسهیلات در سال 1395 معادل 82.3 درصد بود. همچنین طی چهار ماهه نخست سال 1396، کل تسهیلات پرداختی شبکه بانکی معادل1533.1هزار میلیارد ریال بوده که نسبت به رقم مشابه سال گذشته به میزان 18.4 درصد رشد داشته است. مضاف بر این، 64.9 درصد از تسهیلات پرداختی شبکه بانکی در این دوره، به تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی اختصاص داشته که این میزان برای بخش صنعت و معدن معادل86.7 درصد بود.علاوه بر این، در راستای حمایت از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط، این بانک در ابتدای سال 1395 نسبت به تنظیم "دستورالعمل تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط" اقدام و آن را به شبکه بانکی ابلاغ کرد که این امر شرایط مناسب تری را برای تأمین مالی واحدهای یاد شده ایجاد کرد؛ به نحوی که تا تاریخ 07/06/1396، مبلغ 175.4 هزار میلیارد ریال تسهیلات در اختیار 24.9 هزار بنگاه تولیدی کشور قرار گرفته است. افزون بر این، بر اساس دستورالعمل تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط (نامه 81160/96 مورخ 20/03/1396) پیش بینی شده است که 300 هزار میلیارد ریال تسهیلات در سال جاری توسط شبکه بانکی به این بنگاه ها پرداخت شود. به علاوه، مطابق آئین نامه اجرایی بند "الف" تبصره 18 قانون بودجه سال 1396 مقرر شده است مبلغ 200 هزار میلیارد ریال تسهیلات بانکی به منظور ایجاد فرصت های شغلی جدید و پایدار برای بهره برداری از مزیت های نسبی و رقابتی (با اولویت مناطق روستایی، عشایری و محروم) به طرح ها و پروژه های کوچک، متوسط و صنایع دستی پرداخت شود.بنابراین همانگونه که در پاسخ به سوال اول اشاره شد، اقتصاد کشور در سال 1395 شاهد رشد بالایی بود. در حقیقت عمده رشد 12.5 درصدی اقتصاد در سال گذشته، در سایه حمایت های بانک مرکزی از بخش صنعت (بویژه تأکید بر تأمین مالی سرمایه در گردش بنگاه های اقتصادی و مساعدت های انجام شده در خصوص بنگاه های کوچک و متوسط) و همچنین رشد مثبت بخش نفت به تبع گشایش های حاصل شده از توافقات هسته ای بود. امید می رود با توجه به استمرار حمایت بانک مرکزی از بخش صنعت و سایر بخش های اقتصادی، رشد مثبت اقتصاد در سال جاری نیز تداوم یابد.با توجه به اشاره حضرتعالی در خصوص نرخ مثبت رشد اقتصادی در سال گذشته، پیش بینی شما از رشد اقتصادی در سال جاری چیست؟ لطفا در این ارتباط توضیحات مختصری را ارایه فرمایید.همانطور که در پاسخ به سوال قبل اشاره شد اقتصاد کشور در سال گذشته رشد بالایی را تجربه کرد. مایلم به عرض برسانم که مشاهده نماگرهای پیش رو در این زمینه نیز حاکی از استمرار رشد مطلوب اقتصاد در فصل اول سال جاری است. در همین راستا، بررسی اقلام و نسبت های مالی صنایع منتخب بورس در سه ماهه اول سال 1396 نشانگر بهبود عملکرد فعالیت های صنعتی در مقایسه با دوره مشابه سال 1395 است؛ به نحوی که طی این مدت و از مجموع 15 رشته فعالیت صنعتی، 13 رشته فعالیت افزایش عملکرد فروش را تجربه کرده و تنها 2 گروه با کاهش درآمد حاصل از فروش مواجه بوده اند؛ این در حالی است که در سه ماهه اول سال 1395 عملکرد فروش 8 گروه صنعتی با کاهش مواجه بود. بنابراین با توجه به شواهد موجود، پیش بینی می شود رشد اقتصادی مناسبی برای سال 1396 محقق شده و روند رو به بهبود رشد اقتصادی که از سال گذشته آغاز شده است، در سال جاری نیز استمرار یابد. ذکر این نکته ضروری است که با توجه به استفاده کامل از ظرفیت های بخش نفت در سال گذشته امکان تحقق رشدهای بالای سال گذشته پایین است، لیکن بانک مرکزی و مجموعه تیم اقتصادی دولت مصصم هستند با اجرای کامل برنامه ها و اقدامات تحریک کننده رشد و اشتغال در کشور، علاوه بر زمینه سازی برای تحقق رشد بالای اقتصاد در سال جاری، سهم بخش غیر نفتی از رشد اقتصادی را در سال جاری نسبت به سال گذشته افزایش دهند.یکی از دغدغه های مهم جوانان, موضوع تسهیلات قرض الحسنه ازدواج و مشکلات دریافت آن از بانک هاست. در این ارتباط، در طول سال گذشته بانک مرکزی چه اقداماتی انجام داده و در حال حاضر چه طرح ها و برنامه هایی را برای شتاب در پرداخت این تسهیلات در نظر گرفته است؟ همانگونه که می دانید جهت گیری اصلی بانک مرکزی در تامین مالی خرد اقتصاد در طول سالهای گذشته، بر اعطای تسهیلات قرض الحسنه ازدواج متمرکز بوده است. در همین راستا با تلاش بانک مرکزی و همراهی شبکه بانکی، در طول سال 1395 بالغ بر 98.2 هزار میلیارد ریال تسهیلات قرض الحسنه ازدواج به بیش از 1.02 میلیون نفر از متقاضیان پرداخت شده است که نسبت به سال 1394 تعداد و ارزش آن به ترتیب 26.6و 300 درصد رشد داشته است که بسیار قابل توجه است. در چهارماهه سال 1396 نیز 34.8 هزار میلیارد ریال تسهیلات به بیش از 331 هزار نفر اعطا شده است. در استمرار این امر و در راستای اجرای بند (ج) تبصره ۱۶ قانون بودجه سال ۱۳۹۶ با موضوع اعطای تسهیلات قرض الحسنه ازدواج، بانک مرکزی مجدانه تلاش کرد تا در پایان شهریورماه، متقاضیان در صف دریافت وام ازدواج به حداقل ممکن کاهش یابند. در همین ارتباط، از ابتدای مردادماه تا پایان شهریورماه سال جاری، طرح ضربتی اعطای تسهیلات قرض الحسنه ازدواج را با تمرکز بر مناطق محروم و همکاری 11 بانک، در دستور کار خود قرار داده است. بر اساس آخرین آمار موجود، از ابتدای مردادماه سال جاری با اجرای این طرح، در مجموع ۲۴۵ هزار فقره وام ازدواج به زوجین اعطا شده است که ۶۰ هزار فقره از آن در استان های محروم و کم برخوردار و ۱۸۵ هزار فقره در سایر استان ها و مناطق کشور تخصیص یافته است.یکی از دستاوردهای بانک مرکزی ایجاد ثبات و آرامش در بازار ارز بوده است. چه تمهیدات اقداماتی برای دستیابی به ثبات در این بازار در طول سال گذشته انجام گرفت؟ چه نتایجی نیز حاصل شد؟با توجه به اثر معنی دار تحولات نرخ ارز در شکل دهی انتظارات تورمی و هزینه تولید، حفظ ثبات و آرامش بازار ارز یکی از مهمترین اولویت های سیاست گذاری بانک مرکزی در طول سال های اخیر بوده است. در همین ارتباط بانک مرکزی در طول یک سال گذشته از طریق انجام اقداماتی نظیر پاسخگویی مناسب به متقاضیان واقعی ارز (واردکنندگان به ویژه واردکنندگان کالاهای اساسی و ملزومات تولید و متقاضیان ارز خدماتی نظیر دانشجویان و بیماران)، تقویت سمت عرضه بازار ارز (از طریق هدایت ارز صادرکنندگان به ویژه واحدهای پتروشیمی به بازار ارز و مجاز کردن صرافی های بانک ها به خرید و فروش ارز با نرخ آزاد)، ابلاغ دستورالعمل و ضوابط اجرایی خرید و فروش ارز به نرخ آزاد، توسعه روابط کارگزاری با بانک های خارجی و فروش ارز با نرخ بازار برای اعتبارات اسنادی با نرخ روز گشایش یا نرخ معامله اسناد (هر کدام کمتر باشد)، توانست ثبات بسیار مناسبی را بر بازار ارز حکمفرما ساخته و از ارزش پول ملی به نحو مناسبی محافظت کند. بدیهی است که تزریق آرامش به اقتصاد از معبر ایجاد ثبات در بازار ارز از جمله مصادیق بارز اصول اقتصاد مقاومتی در مباحث سیاست گذاری اقتصادی به شمار می آید.علاوه بر این، در حالی که بواسطه کاهش شدید قیمت نفت، کشورهای صادرکننده نفت با مشکلات قابل توجهی در زمینه مدیریت بازار ارز روبرو بوده و بسیاری دیگر از کشورها نیز با کاهش ارزش پول ملی خود در مقابل دلار روبرو بوده اند، هر دلار آمریکا در بازار آزاد در سال 1395 به طور متوسط 36440 ریال معامله شد که در مقایسه با سال 1394 تنها به میزان 5.6 درصد افزایش نشان می دهد. همچنین این ارز در بازار آزاد در پنج ماهه اول سال 1396 به طور متوسط 37725 ریال معامله شد که در مقایسه با دوره مشابه سال 1395 به میزان 8 درصد افزایش یافت. افزون بر این، متوسط نرخ یورو در بازار آزاد در طول سال 1395 (40390 ریال) نسبت به رقم مشابه در سال 1394 (38215 ریال) به میزان 5.7 درصد افزایش داشته است. همچنین، متوسط نرخ یورو در بازار آزاد در پنج ماهه اول سال 1396 (42946 ریال) نسبت به رقم مشابه در سال 1395 (39365 ریال) به میزان 9.1 درصد افزایش داشته است. بر این اساس، مشاهده سیر تحولات نرخ ارز در بازار آزاد حاکی از مناسب بودن شرایط بازار ارز و وجود ثبات در این بازار در طول سال 1395 و پنج ماهه سال جاری بوده که حاکی از تحقق اهداف کلی اقتصاد مقاومتی در حوزه سیاست های ارزی است.در کنار تبیین شرایط و تحولات شکل گرفته در نرخ ارز، بخش عمده ای از افزایش نرخ دلار در طول چند سال گذشته نیز به تغییر برابری ارزها در بازارهای جهانی و تقویت دلار مربوط بوده است؛ به طوری که در فاصله مرداد سال 1392 تا اسفند ماه سال 1395 متوسط نرخ برابری دلار مقابل یورو از 7523‏/0 به 9422‏/0 رسیده که نشان دهنده تقویت 25.2درصدی دلار در مقابل یورو می باشد. در همین مدت نرخ دلار بازار آزاد با 18.6 درصد افزایش از 31807 ریال به 37721 ریال و در مقابل نرخ یورو بازار آزاد از 42335 ریال به 40885 ریال رسیده که نشان دهنده 3.4 درصد کاهش می باشد.با توجه به فرمایشات جنابعالی در خصوص ثبات ایجادشده در بازار ارز، نظر شما در خصوص یکسان سازی نرخ ارز چیست؟با توجه به توضیحات ارائه شده در پاسخ به سوال قبلی، بانک مرکزی در طول سال های گذشته تلاش زیادی برای ایجاد ثبات در بازار ارز داشته است. این بانک در طول سال جاری نیز از طریق مدیریت موثر عرضه و تقاضای ارز، تلاش خواهد کرد ثبات فعلی بازار ارز در سال های پیش رو نیز به طور مستمر و پایدار ادامه داشته باشد تا به نوعی گام مؤثری در راستای حمایت از بخش حقیقی اقتصاد و پیشبرد برنامه های کلان دولت برداشته باشد. بدیهی است که یکی از مهمترین اقدامات آتی بانک مرکزی در این زمینه، اجرای موفق سیاست یکسان سازی نرخ ارز خواهد بود تا از مسیر آن، ضمن بهبود فضای کسب و کار و کاهش ریسک های موجود در اقتصاد، زمینه مناسبی جهت سرمایه گذاری های داخلی و خارج در اقتصاد فراهم آید.یکی از مطالبی که در پاسخ به سوالات قبلی به آن اشاره کردید گسترش روابط کارگزاری با بانک های خارجی است. در این ارتباط چه اقداماتی صورت گرفته و چه ملاحظاتی نیز در این زمینه وجود دارد؟ پس از توافق بزرگ هسته ای میان ایران و گروه 1+5 و گشایش های حاصله در این زمینه، شرایط برای بازگشت نظام بانکی به شرایط مطلوب و افزایش روابط کارگزاری در سطح بین الملل بیش از پیش فراهم آمد. در همین راستا، جهت گیری اصلی بانک مرکزی نیز بر استفاده از ظرفیت های برجام برای تعامل با بانک های بزرگ و افزایش روابط کارگزاری در سطح بین الملل استوار شده است، هرچند انتظار می رود روند بازگشت به سطح مطلوب تدریجی باشد. تدریجی بودن بازگشت روابط کارگزاری، دلایل متعددی دارد که یکی از آنها فرایندهای پیچیده و طولانی اجرای استانداردها و ضوابط بین المللی فعالیت های بانکی است که بعد از بحران مالی سال های 2009-2007 تشدید شده اند. با وجود این، بانک مرکزی مجموعه اقدامات اجرایی در این زمینه داشته که از جمله آن ها می توان به تلاش در جهت پیاده سازی استانداردهای مالی مورد قبول در سطح بین المللی جهت انطباق هر چه بیشتر شبکه بانکی کشور با استانداردهای بین المللی (نظیر الزامات اخیر بانک مرکزی در زمینه رعایت استانداردهای گزارش دهی مالی و ابلاغ دستورالعمل محاسبه سرمایه نظارتی و کفایت سرمایه مؤسسات اعتباری با اضافه کردن ریسک بازار و ریسک عملیاتی به محاسبات نسبت کفایت سرمایه)، تکمیل پرسش نامه های مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم بانک های کارگزار جهت ایجاد روابط کارگزاری و پاسخ به استعلام بانک های ایرانی در این زمینه، انجام بازرسی جامع از تمامی بانک ها در خصوص نحوه اجرای مقررات مبارزه با پولشویی و تدوین و ابلاغ بخشنامه ها به شبکه بانکی در راستای اجرای مصوبات شورای عالی مبارزه با پولشویی اشاره کرد. البته در سایه گشایش های ایجاد شده از تاریخ اجرای برجام تا پایان سال 1395، شبکه بانکی کشور 704 رابطه کارگزاری با 249 بانک دنیا ایجاد نموده است. طی این مدت، 17.9 هزار فقره گشایش اعتبار اسنادی، 1.9 هزار فقره ثبت سفارش برات اسنادی و 80.2 هزار فقره حواله ارزی صادر شده است. ارزش دلاری خدمات مذکور بیش از 38 میلیارد دلار و شامل 17.7 میلیارد دلار گشایش اعتبار اسنادی، حدود 4 میلیارد دلار برات اسنادی و 16.6 میلیارد دلار حواله ارزی است.یکی از مشکلات و معظلات نظام بانکی در سال های گذشته حضور مخرب موسسات غیرمجاز بود. در ارتباط با این موسسات چه اقداماتی در حوزه نظارت انجام گرفت؟ بانک مرکزی چه اقدامات نظارتی دیگری نیز داشته است؟ همانگونه که به درستی به آن اشاره داشتید حضور موسسات غیرمجاز و پرداخت نرخ های سود غیرمتعارف این موسسات به سپرده گذاران، یکی از عوامل اصلی شکل گیری رقابت منفی در بانک ها و به تبع آن چسبندگی رو به پایین نرخ های سود بانکی بود. برای حل این معضل، بانک مرکزی اقدامات خود را از سال 1394 با اجرای مصوبه شورای عالی امنیت ملی و تعیین چهارگام "شناسایی نهادهای پولی غیرمجاز"، "تعیین وضعیت نهادهای متقاضی مجوز"، "جلوگیری از فعالیت نهادهای غیرمجاز" و "انحلال و پی گیری حقوقی کیفری نهادهای غیرمجاز" در ذیل برنامه جامع ساماندهی بازار غیرمتشکل پولی آغاز کرده بود، لیکن در سال 1395 و 1396 برخوردهای جدی و قاطعانه خود را به مرحله اجرا گذاشت. انحلال تعاونی های اعتباری "ثامن الحجج" و "میزان" به دلیل مشکلات اساسی موجود در صورت های مالی موسسات مزبور و ساماندهی بیش از یک میلیون سپرده گذار در این موسسات، تعیین تکلیف ۹۶ درصد تعداد سپرده گذاران تعاونی منحله فرشتگان و برنامه واگذاری سه مؤسسه البرز ایرانیان، افضل توس و وحدت (آرمان) در بانکهای «تجارت»، «آینده» و «موسسه اعتباری ملل» از مهمترین اقدامات اجرایی صورت گرفته در این زمینه بوده است؛ به نحوی که می توان ادعا کرد که تا پایان سال 1396 تمامی موسسات اعتباری غیرمجاز بطور کامل ساماندهی خواهند شد.علاوه بر این حوزه نظارتی بانک با بررسی شرایط بازار پول و شناسایی موضوعات مهم در این حوزه، اقدامات متعدد دیگری را اجرایی کرد که می توان به موارد زیر اشاره نمود:استمرار جلسات مربوط به "کمیته فرادستگاهی رسیدگی به مطالبات معوق" در راستای اجرای بند یکم مصوبه یازدهمین جلسه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی و رسیدگی به پرونده بدهکاران عمده بانکیالزام بانک ها به تنظیم صورت های مالی بر اساس استانداردهای گزارشگری مالی بین المللی (ifrs) در راستای ارتقای کیفیت و شفافیت گزارشگری مالی و افزایش مقایسه پذیری صورت های مالی بانک ها و تسهیل روابط بانکی بین المللیکاهش نسبت مطالبات غیرجاری بانک ها از 14.1 درصد در پایان سال 1392 به 10 درصد در پایان سال 1395ابلاغ "دستورالعمل اجرایی کارت اعتباری" ( بخشنامه شماره 194227/95 مورخ 18/06/1395)ابلاغ "دستورالعمل اجرایی تأسیس، فعالیت و نظارت بر مؤسسات پس انداز و تسهیلات مسکن" (بخشنامه شماره 216122/95 مورخ 08/07/1395)ابلاغ "دستورالعمل اجرایی تأسیس، نحوه فعالیت و نظارت بر شرکت های لیزینگ (واسپاری)" (بخشنامه شماره 341800/95 مورخ 28/10/1395)ابلاغ "دستورالعمل حسابداری اعتبار اسنادی داخلی – ریالی" (بخشنامه شماره 341690/95 مورخ 28/10/1395)ابلاغ "صورت های مالی نمونه بانک ها و موسسات اعتباری" (بخشنامه شماره 420418/95 مورخ 26/12/1395) ابلاغ دستورالعمل الزامات ناظر بر حاکمیت شرکتی در مؤسسات اعتباری غیردولتی با هدف ایجاد و تقویت سلامت، مدیریت ریسک، نظارت، شفافیت در نظام بانکی (بخشنامه شماره ۹۶/۵۱۹۳۵ مورخ 24/02/1396)ابلاغ "ضوابط ناظر بر حداقل استانداردهای شفافیت و انتشار عمومی اطلاعات توسط موسسات اعتباری دولتی" (بخشنامه شماره ۹۶/۱۰۵۷۴۹ مورخ 11/04/1396)ابلاغ "دستورالعمل محاسبه سرمایه نظارتی و کفایت سرمایه مؤسسات اعتباری" با افزودن مواردی نظیر موزون کردن دارایی ها بر اساس انواع ریسک های مختلف شامل ریسک اعتباری، ریسک بازار و ریسک عملیاتی و تعیین سرمایه مورد نیاز برای پوشش ریسک های عملیاتی (بخشنامه شماره ۹۶/۱۱۱۵۹۷ مورخ 17/04/1396)ابلاغ "دستورالعمل ناظر بر وضعیت باز ارزی موسسات اعتباری" و افزایش حد مجاز خالص وضعیت باز هر ارز و تمامی ارزها نسبت به قبل درکنار امکان برخورداری از حدود بیشتر وضعیت باز ارزی برای مؤسسات اعتباری در صورت فراتر بودن نسبت کفایت سرمایه آنها از حد تعیین شده در دستورالعمل محاسبه سرمایه نظارتی و کفایت سرمایه مؤسسات اعتباری (بخشنامه شماره 143113/96 مورخ 10/05/1396)در حوزه نظام های پرداخت و بانکداری الکترونیک چه اقداماتی انجام شد؟ لطفاً در این خصوص توضیحاتی ارایه فرمایید.جهت گیری اصلی بانک مرکزی در حوزه نظام های پرداخت بر استفاده از ظرفیت داخلی فناوری های نوین و بومی سازی آن در نظام بانکی کشور استوار بوده است که این امر از مصادیق بارز فعالیت های دانش بنیان و پیاده سازی اهداف اقتصاد مقاومتی به شمار می آید. اهم اقدامات انجام شده به شرح زیر می باشند:توسعه زیرساخت مرکز کنترل و نظارت اعتباری (مکنا) به عنوان پروژه های با اولویت ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتیتعمیق نظارت بانک مرکزی و ایجاد شفافیت حداکثری در اقتصاد و جلوگیری از اقدامات، فعالیت ها و زمینه های فساد زا در حوزه پولی و اعتباری با توسعه نظام هویت الکترونیکی بانکی (نهاب) به عنوان مرکز استعلام یکپارچه نظام بانکی کشورپیاده سازی پروژه های «برقراری ارتباطات برون مرزی»، «ایجاد نظام پرداخت مبتنی بر برداشت مستقیم» و «توانمندسازی استانداردهای ب ...

ادامه مطلب  

اعتماد fatf در هیاهوی ضد ایرانی  

درخواست حذف این مطلب
گروه اقدام مالی متقابل، بار دیگر به ایران اعتماد کرد و رای به تمدید تعلیق محدودیت ها و اقدامات تنبیهی علیه آن داد. در این بین گرچه لابی های زیادی از سوی آمریکا و برخی کشورهای عربی برای اجرای دوباره محدودیت ها برای کشورمان وجود داشت اما پیشرفت های ایران در ارتباط با اجرای برنامه های نظارت مالی و البته پایبندی به تعهدات خود موجب خنثی شدن هجمه ها علیه ایران شده و fatf دوباره اعتماد خود را تمدید کرداقتصاد گردان - این در حالی است که در بیانیه پایانی اجلاس ۲۴ ژوئن سال گذشته (چهارم تیرماه ۱۳۹۵) به دنبال رایزنی های تیم بانکی و اقتصادی، برای اولین بار نام ایران از فهرست کشورهایی که لازم است علیه آنها اقدام های متقابل اتخاذ شود، حذف شده بود.به گزارش ایسنا، مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، یکی از گام های ضروری مبارزه با فساد مالی در هر کشور است و استانداردهای گروه اقدام مالی، موازینی هستند که هر کشوری در راستای مبارزه با فساد باید آنها را اعمال کند تا شفافیت لازم در فضای اقتصادی کشور ایجاد شود، فعالیت های مجرمانه از فعالیت های قانونی مشروع قابل تمایز باشند، مقامات قضایی و اجرایی اختیارات قانونی و نهادی لازم برای مقابله با جرایم مالی بویژه در نظام بانکی را داشته باشند و مجازات های موثر و بازدارنده برای ارتکاب این جرایم وضع و اعمال شوند. بنابراین تمامی کشورهای دنیا استانداردهای گروه اقدام مالی را در قالب قوانین، آیین نامه ها، دستورالعمل ها و رویه های اجرایی داخلی خود اعمال کرده و بر اجرای آن نظارت می کنند. گروه ویژه اقدام مالی(fatf) یک نهاد بین الدولی است که در سال ۱۹۸۹ و توسط وزرای کشورهای عضو آن پایه گذاری شده است. هدف این نهاد که حدود ۱۹۸ کشور به صورت مستقیم و یا از طریق گروه های منطقه ای در آن عضویت دارند و یا توصیه های این نهاد را به اجرا در آورده اند، تدوین استانداردها و ارتقای شیوه اجرای موثر اقدامات قانونی، مقرراتی و عملیاتی در موارد مرتبط با مبارزه با پولشویی، تامین مالی تروریسم و دیگر تهدیداتی است که قابلیت اعتماد به نظام مالی بین المللی را تهدید می کند. fatf، کشورها را ملزم به رعایت مواردی می کند که در اهم آن چند مورد خاص قرار دارد؛ شناسایی ریسک ها، تدوین خط مشی ها و انجام هماهنگی های لازم در سطح ملی، رسیدگی قضایی به جرایم پولشویی، تامین مالی تروریسم و تامین مالی اشاعه سلاح های کشتار جمعی، اتخاذ تدابیر پیشگیرانه برای بخش مالی و سایر بخش های تعیین شده، اعطای h ختیارات و مسئولیت ها به مراجع ذی صلاح (مانند نهادهای نظارتی، مراجع اعمال قانون و مراکز انجام تحقیقات درباره جرایم) و سایر اقدامات سازمان یافته، افزایش شفافیت و همچنین تسهیل همکاری های بین المللی.اجلاس های این گروه، به طور معمول سه بار در سال تشکیل می شود که در آن وضعیت کشورها از نظر میزان انطباق با استانداردهای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم مورد بررسی قرار گرفته و در پایان، نظرها و تصمیم های اعضا در قالب بیانیه های پایانی آن منتشر می شود. بخشی از بیانیه های این جلسات، به بررسی و اظهار نظر در خصوص وضعیت اجرای استانداردهای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم در کشورهای مختلف اختصاص دارد که بر اساس آن اسامی کشورهایی که باید در مورد آنها اقدام های متقابل اتخاذ شود و کشورهایی که در وضعیت سفید قرار می گیرند مشخص می شود. انجام اقدامات متقابل علیه یک کشور به معنای اتخاذ موضع تنبیهی، تحریمی و قطع روابط کاری بین نهادهای مالی کشورها با نهاد های مالی کشوری است که تحت تحریم قرار دارد.ایران نیز تا سال گذشته جزو کشورهایی قرار داشت که مشمول مواضع تنبیهی، تحریمی و البته قطع روابط کاری بین نهادهای مالی قرار داشت اما در اجلاسی که حدود یکسال پیش برگزار شد علی رغم لابی رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای دیگر نام ایران از فهرست کشورهایی که لازم است در خصوص آن ها اقدامات تنبیهی به عمل آید، حذف شد. این در حالی است که در تازه ترین جلسه ای که اعضای fatf در شهر والنسیای اسپانیا برگزار کردند ضمن تقدیر از اقدامات موثر نظام بانکی و مالی ایران برای مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم، برای دومین سال متوالی اعمال محدودیت های تحمیلی قبلی این نهاد بر نظام بانکی و مالی ایران را تعلیق و متوقف کردند. با این تصمیم کشورهای اروپایی و بزرگ اقتصادی جهان امکان توسعه روابط بانکی و مالی خود با ایران را که یکی از اهداف عمده تفاهم هسته ای برجام است، تضمین کردند.البته این جریان در فضایی ضد ایرانی اتفاق افتاده است. آنطور که بعیدی نژاد- سفیر ایران در انگلیس و عضو تیم ایران در جریان مذاکرات هسته ای – عنوان کرده است «این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که برخی محافل و مراکز تندرو در آمریکا از ترامپ رئیس جمهوری این کشور خواسته بودند که به هر ترتیبی مانع این اقدام شود، اما آمریکا تحت فشار کشورهای اروپایی در نهایتا پذیرفت که متن مورد حمایت تمامی کشورهای مهم جهان را بپذیرد. آمریکا با پذیرش متن مصوبه این نهاد بین المللی مجبور شد اقدامات موثر بین المللی ایران در مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم را مورد تایید قرار دهد تا راه برای رفع هر چه بیشتر محدودیت های بانکی و مالی ایران طبق برجام هموار شود.»اما از دلایل اهمیت تصمیم fatf را می توان اثرگذاری آن در تسریع روند ارتباطات بانکی ایران با بانک های بزرگ جهان با لغو تحریم ها دانست.این در حالی است که بعد از اجرایی شدن برجام و لغو تحریم ها با وجود اینکه شرایط بانک های ایرانی متفاوت از گذشته در حوزه بین الملل پیش رفت، اما با تمامی دستاوردهای موجود هنوز درسطح ایده آلی قرار ندارد. به طوری که بانک های بزرگ همچنان به دلیل بیم و ترسی که بابت تمهیدات احتمالی آمریکا به دلیل ایجاد روابط کارگزاری با بانک های ایرانی دارند، در این مورد به سختی حرکت می ک ...

ادامه مطلب  

تقدم نجات بانک ها بر مهار تورم  

درخواست حذف این مطلب
در حالی که مهار تورم به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای دولت یازدهم عنوان می شد، در روزهای پایانی فعالیت این دولت تورم تک رقمی که پس از 26 سال حاصل شده بود، بار دیگر در هم شکست تا این نظریه که تورم تک رقمی در اقتصاد ایران چندان پایدار نخواهد ماند درست از آب در بیاید. بانک مرکزی در جدیدترین اعلان خود از این شاخص، تورم را 10.2درصد اعلام کرد.خبراقتصادی - نقدی که پژوهشگران و اقتصاددانان به مهار تورم در طول 4سال فعالیت دولت یازدهم وارد می کنند، این است که مهار تورم در شرایطی بوده که افزایش حجم نقدینگی به دلیل انجماد منابع مالی در بانک ها اثر خود را در تورم نشان نداده است. اما حال که بانک های کشور در شرایط بحرانی قرار گرفته اند، معادلات جدیدی پیش روی اقتصاد قرار گرفته است که می تواند تورم تک رقمی را فدای نجات سیستم بانکی کند. در این زمینه تیمور رحمانی چندی پیش با ارائه پژوهشی عدم امکان تحقق تورم تک رقمی پایدار را در اقتصاد ایران پیش بینی کرد و بی ثباتی مالی را مهم ترین علت ناکامی دولت در مهار تورم دانست. او که پیش تر هم افزایش تورم را پیش بینی کرده بود، در رابطه با روند آتی تورم در کشور این گونه توضیح داد: «وضعیتی که در سال های گذشته به صورت رشد نقدینگی ناشی از نرخ سود بالا وجود داشته، به تدریج آثار تورمی خود را ظاهر می کند؛ مگر اینکه اجازه دهیم تعدادی از بانک ها به صورت طبیعی ورشکسته شوند.» پذیرفتن تورم بالا دردسر کمتری داردرحمانی البته بر این باور است که ورشکستگی بانک ها عوارض بدتری دارد؛ بنابراین طبیعی است که انتظار افزایش تورم را داشته باشیم. به اعتقاد این اقتصاددان اگر مجموع شرایط را در اقتصاد ایران در نظر بگیریم، به نظر می رسد که پذیرفتن تورم بالا دردسر کمتری دارد تا اینکه عوارض ورشکستگی و نابود شدن بانک ها را بپذیریم.این عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه به پژوهش خود با عنوان «ثبات مالی، تورم و رشد پایدار اقتصادی» ارجاع می دهد و می گوید: «پیام اصلی این پژوهش این است که کشوری که درگیر بی ثباتی مالی است، نمی تواند کنترل تورم را با موفقیت انجام دهد. کشورهایی که بی ثباتی مالی دارند، در کنترل تورم با دشواری های بسیاری مواجه خواهند شد. بر همین اساس، پیش بینی می شود که بی ثباتی مالی و گرفتاری نظام بانکی قطعا نرخ تورم را برمی گرداند. این چیزی است که در ایران هم اتفاق افتاد. امروز می بینیم که تورم از تک رقمی شدن خارج شده است؛ این موضوع پیش تر هم قابل پیش بینی بود.»این اقتصاددان در عین حال که نجات بانک ها را مقدم بر افزایش تورم می داند، اثرات اجتماعی افزایش تورم را منکر نمی شود و می گوید: «افزایش تورم تبعات اجتماعی هم در زندگی مردم برجای خواهد گذاشت اما این اثر چندان شدید نخواهد بود. البته میزان افزایش تورم بستگی به نوع طرح نجاتی دارد که بانک مرکزی در پیش می گیرد تا بانک های ورشکسته را ساماندهی کند، ادغام ها را انجام دهد. در این خصوص نوع نظارت بانک مرکزی روی بانک های جدید که پس از ادغام ها تشکیل می شود و همچنین بانک های موجود موثر خواهد بود.»رحمانی بر این باور است که افزایش تورم به عملکرد بانک مرکزی در نجات سیستم بانکی بستگی دارد و بر این اساس، پیش بینی میزان افزایش تورم جواب یکسانی نخواهد داشت. البته به باور این اقتصاددان، پیش بینی افزایش تورم تا 15درصد چیز دور از ذهنی نیست. در ادامه مشروحی از یافته های پژوهش تیمور رحمانی و پوریا اصفهانی در خصوص ثبات مالی و اثر آن بر رشد اقتصادی و تورم را می خوانید. پیش شرط های رشد اقتصادی پایداراقتصاد ایران مانند هر اقتصاد دیگری برای دستیابی به رشد پایدار اقتصادی نیاز به محیط با ثبات اقتصاد کلان دارد. دلایل نظری و شواهد تجربی وجود دارد که یک اقتصاد در صورتی می تواند به رشد پایدار اقتصادی دست یابد که از محیط باثبات اقتصاد کلان در کنار محیط باثبات سیاسی برخوردار باشد. یکی از مهم ترین شاخص های محیط با ثبات اقتصاد کلان وجود تورم پایین با تغییرپذیری پایین است.اقتصاد ایران پس از یک شوک شدید رکود تورمی با رشد اقتصادی منفی قابل توجه و تورم بالا و رو به افزایش، سیاست کاهش و تک رقمی کردن نرخ تورم را برای ایجاد محیط با ثبات اقتصاد کلان تجربه کرد. گرچه کاهش تورم اساسا از نظر اقتصادی و اجتماعی ضروری است، اما سیاست گذاران اقتصاد کلان عمدتا برای ایجاد محیط با ثبات اقتصاد کلان و فراهم سازی رشد اقتصادی بالاتر بر تک رقمی کردن و نه صرفا کاهش تورم اصرار ورزیدند که در درست بودن اصل هدف تردیدی نیست.اقتصاد ایران در همین بین که سیاست ایجاد ثبات اقتصادی با تمرکز بر کاهش و تک رقمی کردن تورم را دنبال کرد، با دشواری و بی ثباتی مالی روبه رو بود. نشانه های این بی ثباتی مالی، افزایش نرخ های سود بود. درست در شرایطی نرخ های سود افزایش یافت که تورم و انتظارات تورمی رو به کاهش بود. متعاقب آن، دشواری موسسات اعتباری و بانکی و نگرانی سپرده گذاران از امکان از دست دادن سپرده های خود نزد این گونه موسسات و مشکلات حاصل از آن پدیدار شد. نقش ثبات مالی در کنترل تورم و رشد پایدارتوجه به ثبات مالی بیش از آنچه تاکنون تصور شده است برای توجه به تورم پایین و رشد اقتصادی پایدار ضروری است. به عبارت دیگر، در شرایطی که سیاست گذاری اقتصاد کلان در راستای ایجاد محیط با ثبات اقتصاد کلان تدوین و اجرا می شود، لازم است ابتدا از وجود ثبات مالی و عدم ایجاد بی ثباتی مالی بر اثر اجرای سیاست مورد نظر اطمینان حاصل شود تا زمینه دستیابی به موفقیت را فراهم کند.در حالت کلی می توان به بررسی رابطه بین بی ثباتی مالی و بی ثباتی سطح قیمت ها و رشد اقتصادی پرداخت. همچنین می توان اثر بی ثباتی رشد اقتصادی یا بی ثباتی سطح قیمت ها روی بی ثباتی مالی را بررسی کرد. به عنوان مثال می توان به مطالعه بوردو و سایرین در سال 2003 میلادی راجع به اثر شوک های سطح قیمت و شوک های تورم در ایجاد بی ثباتی مالی برای دوره 1٧٩٦ تا 1999 میلادی انگلستان اشاره کرد. اما در اینجا تمرکز روی اثر بی ثباتی مالی روی نرخ تورم و رشد اقتصادی است. همچنین در مفهومی گسترده تر می توان بی ثباتی مالی را به بحث مالیه دولت و پیامد آن برای رشد پایدار اقتصادی گسترش داد. اما در اینجا تمرکز بر بی ثباتی بخش مالی و به ویژه بخش بانکی است. اثر 2 متغیر به بزرگ شدن اقتصادگرچه در مورد اثر نرخ تورم روی نرخ رشد اقتصادی نتایج تجربی متفاوت و گاهی متضاد وجود دارد، اما به نوعی توافق عمومی وجود دارد که اگر نرخ تورم از آستانه یی عبور کند و هنگامی که نرخ تورم بالا باشد، اثر منفی آن بر رشد اقتصادی قابل تردید نیست. به طور عمده برای این اثر منفی تورم بالا روی رشد اقتصادی، بر اثر منفی تورم بر انباشت انواع سرمایه تاکید می شود و اختلالی که در واسطه گری مالی ایجاد می کند؛ به این ترتیب که تورم های بالا سبب کاهش انگیزه انباشت سرمایه و به تبع آن کاهش رشد اقتصادی بلندمدت می شود.رابطه بین تعمیق مالی و به ویژه بانکی و رشد اقتصادی از زمان شومپیتر مطرح بوده است. این موضوع از دهه ١٩٧٠ میلادی به بعد بیشتر مورد توجه قرار گرفت و در عین حال دو دیدگاه رابطه علی از تعمیق مالی به سوی رشد اقتصادی و از رشد اقتصادی به سوی تعمیق مالی وجود داشته است. با وجود این، رابطه بین ثبات بخش مالی و رشد اقتصادی از قدمت کمتری برخوردار است.توسعه مالی از راه هایی چون تجهیز پس انداز، خلق اعتبار و افزایش کارآیی به کارگیری منابع مالی بر رشد اقتصادی اثر مثبت دارد. در عین حال، عدم تعمیق مالی بازدارنده رشد اقتصادی است و اثر علی غالب از توسعه مالی به رشد اقتصادی است.توسعه مالی با امکان ایجاد اعتبار در کنار وساطت مالی برای فعالیت های نوآورانه و دارای ریسک به رشد اقتصادی کمک می کند. ثبات مالی برای این وساطت و شراکت در ریسک نقش حیاتی دارد. در واقع ثبات مالی ماهیت ی ...

ادامه مطلب  

«ابوترابی» می گفت روح و جسمتان را برای خدمت پس از جنگ حفظ کنید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، «محمود محسنی فرد» متولد 1345 پس از چند بار ناکامی در رفتن به جبهه ، در آخر در 17 سالگی خودش را به مناطق عملیاتی می رساند. حضور در عملیات «والفجر مقدماتی و خیبر» حاصل حضور او در جبهه بود. وی در عملیات «خیبر» اسیر و از اینجا به بعد مسیر زندگی اش عوض می شود. شش سال و نیم اسارت و همنشینی با انسان های بزرگی همچون مرحوم ابوترابی لحظات شیرین و به یاد ماندنی زیادی برای او به یادگار گذاشته است. به مناسبت ورود آزادگان سرفراز به کشور، محسنی فرد در گفت وگو با «جوان» مروری بر روزهای تلخ و شیرین اسارت دارد که در ادامه می خوانیم. اولین بار در چه سالی ردای رزمندگی به تن کردید و وارد جبهه شدید؟سال 60 و در 15 سالگی دو بار برای رفتن به جبهه اقدام کردم که به خاطر کوچک بودن جثه و کم بودن سن، اجازه حضور پیدا نکردم. حتی یک بار طبق روالی که بچه های خوب آن زمان شناسنامه هایشان را تغییر می دادند، من هم سنم را در کپی شناسنامه ام تغییر دادم و دوباره کپی گرفتم که باز ناموفق بودم. اولین اعزام من برای والفجر مقدماتی در بهمن 61 بود. در مرحله اول و دوم عملیات شرکت کردم و هر دو بار تا آستانه اسارت رفتم. بعد از آن اعزامم به صورت پدافندی بود تا مهر سال 62 در 17 سالگی برای عملیات خیبر اعزام شدم. اسارتتان در عملیات خیبر اتفاق افتاد؟9/12/62 در عملیات خیبر اسیر شدم. تیپ ما که تیپ ویژه امام حسن(ع) بود، در شب اول عملیات تا مسافتی پیشروی کرد و بعد مجبور به عقب نشینی در دژ خیبر شد. چند روز آنجا بودیم که دژ شکست و از آنجا هم عقب نشینی کردیم. محل استقرارمان 70 کیلومتر داخل خاک عراق بود و پشت سرمان نیزار و هور وجود داشت و باید با قایق و از راه آبی برمی گشتیم. روز هفتم عملیات فرمانده گروهانمان آقای عبدالرضا سرخه - که الان در کماست- گفتند تک تیرانداز ها بروند. من در این عملیات بیسیم چی بودم. گفت فقط فرماندهان، آرپیجی زن ها، بیسیم چی ها و تیربارچی ها بمانند و بقیه بروند. حتی دو راهنمای راه بلد عراقی که از مجاهدین عراقی بودند هم سوار قایق شدند و رفتند. آن شب ماندیم و فردا صبح زیر آتش دشمن بودیم و جناحین ما شکسته شد و تا جایی که جا داشت، عقب رفتیم. 70، 80 نفر توانستیم جان سالم به در ببریم. شب در یک روستای عراقی ماندیم. تعدادی با قایق های محلی سوار شدند و رفتند. هر چند تعدادی از آنها به مدت 20 روز در هور گم شدند و بعداً آنها را هم پیش ما آوردند. شرایط خیلی سختی داشتیم. فردا ظهر بعثی ها روستا را با خاک یکسان کردند و نزدیک 50 نفر اسیر شدیم که همه همسن بودیم. دست های ما را بستند، جلوی یک نفربر می گذاشتند و می ترسانند که می خواهیم با نفربر زیرتان بگیریم. حال و هوای شما و دیگر رزمندگان با توجه به سن کمی که داشتید در آن لحظات سخت و دشوار چگونه بود؟آدم در آن لحظات سخت منتظر ساعت های آینده است که ببیند چه می شود و چه اتفاقی می افتد. ترس از کشته شدن نداشتیم ولی در دست دشمن بودن خیلی سخت بود. در آن لحظه نگران آینده و منتظر اتفاقات بعدی بودیم. خاطرم است برخی از سربازان عراقی بسیار انسان بودند و در کلاهشان به بچه ها آب می دادند. عکس های حضرت امام را که روی جیب هایمان بود، می کندند و یواشکی در جیب هایشان می گذاشتند. شنیده بودیم کسانی که در خط مقدم می جنگند از شیعیان هستند و شاید دلیل این کارهایشان همین بود. آن لحظات در چنگ دشمن اسیر بودید و این می تواند یکی از سخت ترین لحظات زندگی هر انسانی باشد.لحظه اسارت هیچ سلاح و مهماتی نداشتیم. عراقی ها 48 ساعت منتظر بودند 40 نفر را با مجهزترین سلاح ها و آرپی جی بگیرند و وقتی دیدند ما هیچ سلاحی نداریم خیلی تعجب کردند. شب سنگری را کنده بودیم و پنج شش نفر در آن رفته بودیم و نارنجک می انداختیم. یکی از دوستان گفت از اینجا بیرون برویم که الان همه را می زنند. بنده خدا دستش را که بالا برد، می خواستند پیشانی اش را بزنند که تیر به گوشه سرش خورد و زخمی شد. وقتی بالا آمدیم دیدیم روستا را با خاک یکسان کرده و بقیه بچه ها را گرفته اند. ما آخرین نفراتی بودیم که آنجا اسیر شدیم. پس اسارت شما از 9/12/62 شروع شد؟بله، از این تاریخ شروع شد و تا 4/6/69 به طول انجامید. شش سال و نیم در اسارت دشمن بودم. اسارت برای یک جوان 17 ساله چطور دنیایی بود؟اگر بخواهیم تقسیم بندی کنیم از جبهه تا اسارت و وارد اردوگاه شدن و عادت به شرایط کردن یک دوره می شود و یک دوره هم زمانی است که تب و تاب اولیه خوابیده و دیگر پذیرفته ایم اسیر شده ایم. ما را در العماره به یک مرکز نظامی، بعد به استخبارات بغداد و در آخر به موصل بردند. از اسفند ماه 62 تا اردیبهشت 63 آنجا بودیم. عراقی ها بیشترین تعداد اسیر را تا آن زمان گرفته بودند (2 هزار اسیر) و از این موضوع خیلی خوشحال بودند. در اردیبهشت یک روز به اردوگاه آمدند و تعدادی را بر اساس چهره که کم سن و سال تر باشد جدا کردند و اسم هایشان را نوشتند. اسم کسانی که زیر 18، 17 سال داشتند را نوشتند که من هم جزوشان بودم. با ماشین دنبالمان آمدند و به اردوگاه اطفال اسیر ایرانی بردند. آنجا بنا را روی تبلیغات گذاشتند و چندین اکیپ خبرنگاری برای عکاسی و فیلمبرداری جهت تهیه فیلم آمدند. چند نفر در این اردوگاه حضور داشتند؟زمانی که ما را جدا کردند، حدود 400 نفر می شدیم. سطح آگاهی تان از مسائل سیاسی و بین المللی تا چه اندازه بود تا وارد بازی های سیاسی و تبلیغاتی بعثی ها نشوید؟همه می دانستند به چه خاطر به جبهه آمده اند و بر اساس منطق و آگاهی وارد جبهه شده بودند. بچه ها می گفتند که ما جنگ را شروع نکردیم و برای دفاع آمدیم. عراقی ها می گفتند چرا می جنگید که بچه ها جواب می دادند شما وارد ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » روایت ۷۸ ماه اسارت رزمنده اردبیلی/ ۱۵سالم بود که اسیر شدم+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
روایت ۷۸ ماه اسارت رزمنده اردبیلی/ ۱۵سالم بود که اسیر شدم+تصاویرreviewed by on aug 17rating: به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سبلان ما، ۱۵ ساله بود که اسیر دشمن شد، ۱۵ ماه از اسارتش می گذشت که اولین نامه از خانواده اش به همراه دو تا عکس خانوادگی به دستش رسید؛ عبدالله می گوید وقتی چشمم به تصویر مادرم افتاد بغض گلویم را گرفت، مادرم لباس سیاه به تن داشت و یکی از برادرانم نیز در حال گریه کردن بود، نگرانی و غم و غصه در نگاه پدر بیمارم موج می زد، بی‎اختیار از دیدگانم اشک جاری شد، سعی کردم جلوی گریه ام را بگیرم اما نتوانستم، از آسایشگاه بیرون رفتم و در حیاط کنار سیم خاردار شروع به قدم زدن کردم، حیاط خلوت بود، با صدای بلند گریه می کردم، شانه هایم از شدت گریه و زاری تکان می خورد… خبرنگار "سبلان ما" به بهانه روز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی (۲۶ مرداد ۱۳۶۹) با عبدالله محمدی آزاده اردبیلی به گفتگو نشسته است، رزمنده ای که در دوران نوجوانی اسیر دشمن شد و ۷۸ ماه درد اسارت چشید. عبدالله محمدی ینگجه سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۷ شمسی در روستای ینگجه رضابیگلو واقع در بیست کیلومتری شهراردبیل دیده به جهان گشود در سه سالگی همراه خانواده به شهرستان اردبیل آمد و در محله خاتم النبیین این شهر ساکن شد؛ دوران ابتدایی را در دبستان شمس حکیمی پشت سرگذاشت؛ سال سوّم ابتدایی بود که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. همزمان با تحصیل در دوره راهنمایی در مدرسه شهید چهره برقی، در پایگاه مقاومت ۱۷ شهریور محله ائمه علاوه بر شرکت در کلاس های عقیدتی به خواندن سرود و تربیت گروه سرود می پرداخت، به همراه دوستانش صابر فیضی و عزیز حبیبی گروه تئاتر را در پایگاه راه اندازی کرد. او اکثر شبها با گروه گشتی پایگاه برای حفظ امنیت مردم به گشت زنی در کوچه پس کوچه های محله می رفت بطوری که بیشتر اوقاتش در مسجد و پایگاه سپری می شد. به خاطر فعالیت ها و تلاش های شبانه روزی، پس از شهادت فرمانده پایگاه مقاومت ۱۷ شهریور (برادر جها نبخش عباس زاده ) در سن ۱۳ سالگی به فرماندهی پایگاه مقاومت محله منصوب شد.بعد از اتمام امتحانات دوره راهنمایی در قالب نیروی ویژه بسیج عازم جبهه های نبرد شد و در اولین حضورش با عنوان اعزام مجدد در عملیات والفجر چهار شرکت کرد؛ حدود دو ماه بعد، دوباره راهی جبهه های نبرد شد و به جمع رزمندگان لشگر نجف اشرف (اصفهان) پیوست و همراه نیروهای گردان چهارده معصوم(ع) در عملیات غرور آفرین خیبر حضور یافت و دو روز بعد از عملیات، پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲ که منطقه شرق بصره به محاصره دشمن درآمد، در حین درگیری با بعثی ها به شدت زخمی شد و حدود ساعت ۳۰/۱۳ دقیقه در شرق بصره به اسارت دشمن درآمد در اسارت بود که پدرش دار فانی را وداع گفت، بعد از ۷۸ ماه تحمل اسارت، در سوم شهریور ماه 1369 از بند اسارت رهایی یافت و به میهن اسلامی بازگشت و پانزدهم آبان ماه سال ۱۳۶۹ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک پسر و دو دختر است.لحظه‎های دردناک اسیر شدن ظهر روز پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲ شمسی بود، به پشت روی زمین افتاده بودم و به خاطر شدت جراحات وارده، توان بلند شدن نداشتم، ولی باید بلند می شدم، در غیر این صورت عراقی ها تیر خلاص را می‎زدند؛ نمی دانستم چه کار باید بکنم؟ هر گونه تأخیر به مرگم منتهی می شد، از خداوند متعال کمک خواستم، دست هایم را روی زمین گذاشتم و یواش یواش بلند شدم، نشستم؛ عراقی ها نزدیک تر می شدند و مدام داد می زدند «ارفع ایدیک »، یعنی دستهایت را بالا ببر؛ آرام آرام نیم خیز شده و روی پاهایم ایستادم؛ خداوند به من قدرت تازه ای داد ه بود، دست هایم را بالا بردم، یکی از عراقی ها داد زد و با دستش به من اشاره کرد که دست هایم را در پشت سر قرار دهم، دستهایم را پشت سرم گذاشتم، خواستم از خاکریز بالا بروم پاهایم سست شدند و با صورت به زمین خوردم و به پایین خاکریز سرخوردم؛ با سعی و تلاش زیاد از خاکریز بالا رفتم، هر قدمی که بر می داشتم، خون با فشار زیادی از زخم ساق پایم بیرون می زد؛ عراقی ها با لوله ی اسلحه به من اشاره کردند که جلوتر از آن ها بروم، جلوی عراقی ها به راه افتادم و آن ها پشت سرم در حالی که سلاحشان را به طرفم گرفته بودند با فاصله دو متری می آمدند، عراقی ها مرا به خاکریز دایره ای شکل که همان سنگر اجتماعی بود آوردند، وقتی آنجا رسیدم چند ایرانی دیگر را هم در حالی که دست هایشان را از پشت بسته بوند دیدم؛ بیست، سی نفر عراقی مسلح مراقب اسرای ایرانی بودند، به من اشاره کردند که در کنار سایر اسرا بنشینم.اکثر بچه ها زخمی بودند، وقتی که کنار آن ها نشستم، یک دفعه آسمان دور سرم چرخید و روی زمین افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم، نمی دانم چقدر بی هوش بودم اما وقتی چشمانم را باز کردم دیدم عراقی ها، اسرا را سوار خودرو ی نظامی می کنند، تا آن ها را به عقب منتقل کنند، همه سوار شده بودند و خودرو می خواست حرکت کند، با استمداد از خداوند بلند شدم و با عجله به طرف خودرو دویدم، خودرو یواش یواش حرکت می کرد، از پشت خودرو گرفتم، دو نفر از بچه ها که دستشان باز بود دستم را گرفتند و مرا بالا کشیدند، وقتی سوار خودرو شدم از حال رفتم و در کف ماشین بی هوش افتادم، زمانی به هوش آمدم که عراقی ها داشتند اسرا را از ماشین پیاده می کردند؛ آخر از همه به کمک یکی از بچه های اصفهانی که بی سیم چی گروهان ما بود از خودرو پیاده شدم، فکر کنم آنجا خط پشتیبانی دشمن بود، نیروهای زیادی در آنجا متمرکز شده بودند و تا چشم کار می کرد توپ و تانک بود. از خودرو که پیاده شدیم، عراقی ها دورمان را گرفتند، هر کدام حرفی می زد، بعضی فحش و ناسزا می گفت و بعضی هم دلش به حال ما می سوخت، آنجا ما را به گروه دیگری تحویل دادند و آن ها هم با خودرو ما را به جایی در نزدیکی شهر بصره بردند. محلی که پیاده شدیم هیچ شباهتی به پادگان نداشت ولی اطراف را که نگاه می کردم همه جا استحکامات نظامی بود. ما را به داخل کانتینر قرمز رنگی بردند، سی، سی و پنج نفر می شدیم و کانتینر برای این تعداد خیلی کوچک بود. حالم خوب نبود، چون خون زیادی از بدنم رفته بود. نه می توانستم بنشینم و نه بایستم؛ مجبور بودم دراز بکشم، پوتین نظامی که به پا داشتم داخلش پر از خون شده بود، وقتی ما را به داخل کانتینر انداختند در آن را بستند.تلخ ترین خاطره عبدالله «امام حسین (ع): قُولُونَ المَوتِ صَعبٌ وَالله مُفارقه الاَحباء اَصعَب، می گویند مرگ سخت است، قسم به خدا دوری عزیزان سخت تر است». آبان ماه سال ۱۳۶۴ بود، ۱۵ ماه از اسارتم می گذشت که اولین نامه از خانواده ام به دستم رسی، به جز نامه، دو تا عکس خانوادگی هم فرستاده بودند، وقتی چشمم به تصویر مادرم افتاد، بغض گلویم را گرفت، مادرم لباس سیاه به تن داشت و یکی از برادرانم نیز در حال گریه کردن بود، نگرانی و غم و غصه در نگاه پدر بیمارم موج می زد، بی اختیار از دیدگانم اشک جاری شد، سعی کردم جلوی گریه ام را بگیرم ولی نتوانستم برای این که آرامش دیگران را به هم نزنم از آسایشگاه بیرون رفتم و در حیاط کنار سیم خاردار شروع به قدم زدن کردم، اکثر بچه ها به خاطر حضور صلیب سرخ در داخل آسایشگاه بودند، حیاط خلوت بود، با صدای بلند گریه می کردم، شانه هایم از شدت گریه و زاری تکان می خورد . هق هق کنان ناله می کردم، نمی دانم چرا چنین حالتی به من دست داده بود، خاطرات خانوادگی از ذهنم می گذشت، چهره ی تک تک اعضا ی خانواده ام را جلوی چشمم مجسم می کردم تا شاید به آرامش برسم و از این وضعیت خارج شوم، ولی همه ی این کار ها بی فایده بود، نیم ساعت بود که زیر آفتاب قدم می زدم هنوز یک ساعت به سوت داخل باش مانده بود دوباره به داخل آسایشگاه برگشتم و بدون این که با کسی حرفی بزنم، به سراغ قرآن رفتم و مشغول قرائت قرآن شدم، بعد از سوت داخل باش، عراقی ها آمار گرفتند و رفتند.در آسایشگاه وقتی بچه ها می پرسیدند چرا چشمات قرمز شده ؟ گریه کردی؟ حالم بد تر می شد، بغضم می ترکید و بی اختیار اشک از چشمانم جاری می شد؛ بین نماز مغرب وعشاء به بهانه دعا، بلند بلند گریه کردم، همه متوجه حال من شده بودند، بعضی از بچه ها بالای سرم نشستند و از من خواهش کردند که گریه و زاری را تمام کنم ولی نمی دانستند که من عنان اختیار از کف داده بودم ونمی توانستم به احساساتم غلبه کنم، بعد از این که حسابی گریه کردم . احساس کردم دیگر سبک شده ام و دیگر غم و غصه ای در دلم نمانده است؛ صورتم را شستم و در کنار بچه ها که سر سفره منتظر شام بودند نشستم و با بسم الله الرحمن الرحیم همراه آن ها دست به سفره شام بردم.اوقات فراغت در اسارتسال ۱۳۶۳، اوایل اسارت بود که در اردوگاه "رمادی ۷ " روزها بیهوده و به بطالت سپری می شد، ما برای پرکردن اوقات فراغت خود برنامه ای نداشتیم البته نداشتن تجربه از یک طرف و فشار روانی و محدودیت شدید از طرفی دیگر؛ همگی دست به دست هم داده بودند تا فکرمان فقط مشغول سپری کردن دوران اسارت باشد و نتوانیم به چیز دیگری بیندیشیم، مشغولیت ما شده بود نقطه بازی و بازی با سنگ و تعریف داستان و خاطره. من چند جلد کتاب داستان و رمان را قبل از اسارت خوانده بودم شب که می شد تعدادی از بچه ها دور مرا می گرفتند و من برای آنها قصه تعریف می کردم، روزها با تمام سختی هایش به سرعت می گذشت، تا این که در خرداد ماه سال ۱۳۶۳ تعدادی از اسرای قدیمی را به قاطع ما آوردند، با آمدن آنها جنب و جوش خاصی در بین بچه ها به وجود آمد، در کوتاه ترین زمان از تجربیات گرانقدر آن ها بهره بردیم، پرکردن اوقات بیکاری در محیطی مثل اسارت برای ما اهمیت فوق العاده ای داشت، مشغول کردن خودمان به کارهای مفید و ارزشمند علاوه بر اندوختن علم و دانش و استفاده از تجربیات دیگران، ما را از ناراحتی روحی و روانی با ز می داشت، حتی فرصت فکر کردن به خانواده را هم به ما نمی داد، اکثر اسرا زمانی به فکر خانواده می افتادند که صلیب سرخ می آمد. بر اساس تجربیات قدیمی ها برنامه های مختلفی برای پرکردن اوقات بیکاری خود طراحی و برنامه ریزی کرده بودیم، برنامه ها به صورت عمومی و خصوصی اجرا می شد، برنامه های عمومی مربوط به آسایشگاه بود، هر آسایشگاهی در طول سال برای افراد خود برنامه های متنوعی تدارک می دید، از جمله راه اندازی گروه های سرود، تئاتر، برگزاری مسابقات فرهنگی، ورزشی، جشن وسرود به ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » ماجرای سه کامیون طلایی که رژیم آل سعود به رجوی داد/رجوی در سال ۸۸ دستور کشتار مردم ایران را داد  

درخواست حذف این مطلب
ماجرای سه کامیون طلایی که رژیم آل سعود به رجوی داد/رجوی در سال ۸۸ دستور کشتار مردم ایران را دادreviewed by on sep 3rating: به گزارش ایران ویج به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، هنگامی که مجلس شورای اسلامی سرگرم بررسی کفایت سیاسی بنی صدر بود، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به گمان خود وضعیت را برای ورود به فاز نظامی مساعد دیده و انگشت بر ماشه اسلحه گذاشت. در گام اول، در روز ۳۱ خردادماه، منافقین با راه اندازی یک اغتشاش سازماندهی شده در سطح تهران، عده ای از مردم و چند تن از پاسداران را به شهادت رساندند و چند روز بعد، در هفتم تیرماه، ترور بزرگ را ترتیب دادند. این آغاز کار بود و تنها دو ماه بعد، در ۸ شهریور، عامل نفوذی منافقین توانست دفتر نخست وزیری را منفجر کند. از این زمان به بعد، سراسر دهه ۶۰ جولانگاه منافقین شد، به طوری که در اغلب ترورهای مهم، رد پای آنها دیده می شد.البته فعالیت های تروریستی منافقین محدود به دهه ۶۰ نشد و طی سال ها بعد نیز ادامه یافت و در مراحل بعدی شکل دیگری به خود گرفت. آنها با نزدیک شدن به بلوک غرب –که روزگاری آنها را امپریالیست می خواندند- در راستای مقابله با جمهوری اسلامی ایران گام برداشتند. با این حال بسیاری از فعالیت های منافقین هنوز پوشیده مانده است. مهم ترین علامت سوال در این باره، پیرامون مسائل مالی است؛ اینکه منابع مالی سازمان از چه طریقی تامین می شود؟ و دولت های دیگر همچون امریکا، رژیم صهیونیستی و آل سعود تا چه اندازه در تامین مالی سازمان نقش دارند؟ مهم ترین سوال ها در این زمینه است. علاوه بر این، نقش سازمان در مسائل مربوط به ایران، به ویژه فتنه ۸۸ محل سوال است. همچنین شرایط درونی سازمان و نحوه عمل سران آن هنوز پوشیده مانده است.از آنجا که بهترین افراد برای بازگو کردن حقایق درباره منافقین، اعضای جداشده سازمان هستند، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی به سراغ مریم سنجابی رفته است که سابقه بیش از دو دهه حضور در سازمان را داشته است. او هنوز هم با بغض و کینه نسبت به سازمان صحبت می کند و می گوید: «تجربه بیش از ۲۰ سال بودن در کمپ اشرف و اینکه از نزدیک شاهد بودم چگونه اعضای ناراضی سر به نیست شده و یا از یاس و غم خودکشی می کردند بسیار دشوار بود و از خاطرات بسیار تلخ زندگی ام است.» وی که به گفته خود بیش از ۲۰ سال در عضویت سازمان بود و مسئولیت پرسنلی و رسیدگی به پرونده های تشکیلاتی را بر عهده داشت، در سال ۱۳۹۰ توانست از کمپ اشرف فرار کند.سنجابی ضمن توصیف فضای حاکم بر سازمان و کمپ اشرف، از محدودیت ها و اسارتی که در آنجا دامنگیر اعضا شده بود سخن می گوید و درباره تناقض های موجود در سازمان صحبت می کند و می گوید: «با اینکه تبلیغات بیرونی شدیدی از طرف رجوی و سران سازمان برای آزادی می شد، افراد درون کمپ حتی در ساده ترین امور مانند انتخاب رنگ لباس و نوع غذای خود هم مختار نبودند و همه چیز را تشکیلات مشخص می کرد.»این عضو جداشده سازمان منافقین درباره وقایع سال ۶۶ و کشتار حجاج ایرانی در مکه مکرمه به همکاری منافقین با رژیم آل سعود اشاره می کند و می گوید: «در هنگام بازگشت رجوی از عربستان، مقامات عربستان از طرف "ملک عبدالله" ولیعهد عربستان علاوه بر هزینه سفر، سه کامیون طلا حاوی مقادیر چشمگیری شمش طلا و جواهرات و ساعت های طلای رولکس با آرم سلطنتی آل سعود به رجوی هدیه دادند.» او همچنین معتقد است علاوه بر آل سعود، رژیم صهیونیستی هم یکی از حامیان مالی سازمان منافقین است.مریم سنجابی که در سال ۸۸ در سازمان حضور داشته، ناگفته های فراوانی از نقش سازمان منافقین در فتنه ۸۸ دارد. او که در آن زمان در یکی از بخش های جمع آوری خبر و اطلاعات کار می کرد درباره نقش سازمان در فتنه ۸۸ می گوید: «نفرات زیادی به کار گرفته شده بودند که از صبح تا شب ایمیل و پیام به تمام آدرس های عمومی و مراکز عمومی و دولتی بفرستند و جو را متشنج کنند. تعداد فراوانی سایت و وبلاگ تهیه شده بود و عکس های تجمعات انتخاباتی را همراه با متون اعتراضی منتشر می کردند. وظیفه ما این بود که از صبح تا شب هرگونه خبرهای اعتراضی و تجمعات را جمع کرده و در وبلاگ ها و سایت های ایجاد شده بگذاریم و فضا را متشنج کنیم.»وی درباره اهداف سازمان از به خشونت کشاندن انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز صحبت کرده و می گوید: «هدف تمام این اقدامات به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام های داخلی اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.»مریم سنجابی همچنین درباره منابع مالی سازمان منافقین و کمک های مالی صدام حسین به سازمان صحبت می کند.آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت وگوی پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی با مریم سنجابی است.برای ورود به بحث لطفا درباره آشنایی و نحوه ورود خود به سازمان مجاهدین خلق توضیح دهید. در چندسالگی و چگونه به سازمان گرایش پیدا کردید؟ وقتی وارد سازمان شدید فضای درونی سازمان چگونه بود؟ و چه اتفاقی افتاد که به فکر فرار از کمپ اشرف سازمان افتادید؟مریم سنجابی: بسم الله الرحمن الرحیم و با تشکر از فرصت و امکانی که در اختیار من قرار داده شد. در زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ سازمان های زیادی در ایران تشکیل شدند؛ یکی از آنها سازمان مجاهدین بود که تبلیغات زیادی برای برادری و برابری می کرد و به همین دلیل ما هم به تصور اینکه سازمان مجاهدین آزادیخواه است جذب آن شدیم.از طریق برادرم در حالی که ۱۰ الی ۱۲ ساله بودم با سازمان مجاهدین آشنا شدم و هنگامی که در مقطع راهنمایی بودم فعالیت های تبلیغی به مانند فروش نشریه مجاهد برای سازمان انجام می دادم تا اینکه ارتباطم قطع شد. در آن میان به تحصیلم تا مقطع دیپلم ادامه دادم و پس از ارتباط مجدد کانال های سازمان با برادرم در سال ۱۳۶۶ از کشور خارج شده و به ترکیه رفتیم و از آنجا به عراق و کمپ اشرف منتقل شدیم.تناقض های موجود در سازمان منافقینچند سالی طول کشید تا اینکه متوجه ماهیت جداگانه درونی و بیرونی تشکیلات سازمان مجاهدین شدم. مشکل همین است که سازمان مجاهدین دو شخصیت متفاوت در درون و بیرون خودش دارد. در خارج از تشکیلات تبلیغات بسیار زیادی مخصوصا در بین جوانان در ایران داشت و مدعی بود خواهان آزادی و برابری است و عدالت و آزادی را برای مردم و جوانان و زنان ایران می خواهد.با مرور زمان من به عنوان یک نوجوان آرمان خواه که فریب شعارهای آنها را خورده بود متوجه این تفاوت رفتار در شعارهای بیرونی و عملکرد در درون شدم. بیش از ۲۰ سال آنجا بودم و مسئولیت پرسنلی و پرونده های تشکیلاتی به عهده ام بود و همواره شاهد تناقضات رفتاری در سخن و عمل بودم.واقعیت این است که در حالیکه در سخنرانی و نشریات بیرونی رهبران سازمان ادعای آزادی داشتند ولی در درون تشکیلات تمامی اعضا را از حق و حقوق اولیه انسانی محروم می کردند. در تمام مناسبات درونی سازمان اعضاء اجازه تماس با خانواده هایشان که با هم به عراق آمده بودند را نداشتند.درحالی که سازمان به نظام جدید و انقلابی در ایران انتقاد داشت و ادعا می کرد که آزادی در ایران محدود است، وقتی به جامعه ای که توسط تشکیلات سازمان در کمپ اشرف ایجاد شده بود وارد شدیم کم کم متوجه شدیم که وارد یک زندان شده ایم. ما در آنجا اجازه دسترسی به هیچ کانال خبری از جمله رادیو، تلویزیون، اینترنت و نشریات ایرانی، عربی، یا خارجی و حتی ارتباط با یکدیگر را نداشتیم.من زمانی که از کمپ خارج شدم نمی دانستم تلفن موبایل چیست و حتی شکل استفاده از آن را بلد نبودم. بسیاری از نفرات بعد از سال ها به عنوان نمونه بعد از ۱۰ یا ۲۰ سال از کمپ خارج می شوند و نمی دانند تلفن موبایل چیست و کار با آن را بلد نیستند. آنها حتی در طی سال ها تماسی با خانواده هایشان نداشته و از سرنوشت آنها اطلاعی نداشتند.حتی افرادی هم که در درون کمپ بودند جز با بستگان درجه یک اجازه ارتباط با سایر بستگان خود را نداشتند و تازه بستگان درجه یک یعنی پدر و مادر و فرزندان خود را که در کمپ با هم بودند فقط سالی یک بار در عید نوروز اجازه داشتند ملاقات کنند؛ آن هم به صورت کنترل شده و محدود.اسارت در ورای آزادیبه اسم انقلاب ایدئولوژی درونی که موضوعی الگوبرداری شده از فرقه هاست و فقط برای محصور کردن و وابسته کردن بیشتر افراد به رهبری در درون کمپ بود، قانونی مرسوم شد که براساس آن خود رجوی و زنش می گفتند رهبری سازمان آن قدر مقدس است که باید فقط رهبری سازمان را دوست داشته باشید و لذا داشتن خانواده، فرزند، و ازدواج در کمپ ممنوع شد. افرادی که متاهل بودند مجبور شدند همسرانشان را طلاق بدهند و افراد مجرد نیز حق ازدواج نداشتند. حتی زنان اجازه فرزنددار شدن نداشتند و تمامی مادرانی هم که از قبل از پیوستن به تشکیلات فرزندی داشتند آنها را از مادرانشان جدا کرده و به خارج کشور فرستادند و کم کم ارتباط با دنیای بیرون هم قطع شد.در همین مناسبات، افراد اجازه انتخاب شغل، محل کار، دوستان خود و حتی صحبت با همکاران خود را هم نداشتند. محل های کار زنان و مردان از هم جدا شد. خانواده ها از هم پاشیده شدند و روزانه چندین ساعت جلسات مغزشویی برگزار می شد.با اینکه تبلیغات بیرونی شدیدی از طرف رجوی و سران سازمان برای آزادی می شد، افراد درون کمپ حتی در ساده ترین امور مانند انتخاب رنگ لباس و نوع غذای خود هم مختار نبودند و همه چیز را تشکیلات مشخص می کرد.به عنوان مثال، رجوی بحث حجاب و قومیت ها و اقلیت های دینی را در داخل ایران به چالش می کشید و زمانی ظاهرا تبلیغ می کرد که افراد لائیک و دارای هر دینی می توانند به سازمان بپیوندند. در حالی که در درون مناسبات کمپ، حجاب اجباری بود.در درون کمپ محیط بسته فرقه ای حاکم بود. با رهبری که خودش را مادام العمر رهبر سازمان می دانست و معتقد بود فقط باید به خدا حساب پس بدهد و مدعی ارتباط با انبیا و ماورا الطبیعه هم بود. در حالیکه تمامی خط و خطوط و استراتژی را مشخص می کرد پاسخگوی اشتباهاتش هم نبود و خطاهایش را به گردن پیروان می انداخت. او در حالی که خود را منتسب به امامان شیعه می کرد و می گفت امام حسین(ع) الگوی من است دقیقا برخلاف امامان و رهبران تاریخی، همواره خود را از صحنه های جنگ بیرون می کشید و فرار می کرد به طوری که در حال حاضر حدود ۱۴ سال است که از ترس جان بی مقدارش خودش را پنهان کرده و اعضایش را به صحنه می فرستد. رجوی در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۵ و ۱۳۶۷ و ۱۳۸۲ و در تمامی وضعیت های حساس سازمان فرار و خود را پنهان می کرد و باز هم ادعای رهبری داشت.در درون مناسبات کمپ، افراد اجازه صحبت با همدیگر را نداشتند و از ۲۴ ساعت، ۱۸ساعت وقت ما صرف کارهای اجباری می شد که چند ساعت آن به جلسات مغزشویی و کنترل ذهن افراد اختصاص داشت.جلسات مواخذه بدین صورت بود که یک نفر می بایست در مقابل صد نفر فحش و بدوبی راه بشنود و به او انتقاد می کردند و ناسزا می گفتند که چرا مثلا وظیفه ات را خوب انجام ندادی؟ یا چرا به خانواده ات فکر کردی؟سال ها بود که می خواستم از تشکیلات خارج شوم ولی از سال ۱۳۷۴ در دوران قدرت صدام حسین بر اثر تبانی رجوی با نیروهای بعث کسی اجازه خروج از کمپ اشرف را نداشت و هر کس هم فرار می کرد توسط نیروهای بعثی دستگیر شده و مجددا به کمپ اشرف برگردانده می شد. حدود ۱۰ سال در قسمت پرسنلی و دفتری آنجا کار می کردم و بعدها هم فهمیدم افرادی که قصد خروج از سازمان را دارند به اجبار در تشکیلات نگه داشته می شوند و تعدادی از دوستانم از جمله "مهری موسوی" و "مرجان اکبریان" و خانم "مینو فتحعلی" نیز به علت اصرار بر خروج توسط سران تشکیلات سربه نیست شدند و بسیاری دیگر در معرض تهدید و آزار قرار داشتند. احساس کردم دیگر ماندن در این تشکیلات در قدم اول خیانت به خودم و در قدم بعدی خیانت به هرگونه انسانیت و آرمان های والای انسانی و آرمان آزادی خواهی است. لذا نهایتا تصمیم گرفتم به هر ترتیب شده از این تشکیلات جهنمی فرار کنم، حتی به بهای جانم. زیرا رجوی جداشدگان را تهدید به مرگ و ترور می کرد.بالاخره موفق به فرار و جدایی از کمپ اشرف شدم که البته کار آسانی هم نبود و طبق قوانین فرقه گرایانه این سازمان کسی حق جدایی از آن را ندارد. به همین دلیل مخفیانه طرح فرارم را ریختم و شبانه از اشرف گریختم و در اولین فرصت خودم را به نیروهای عراقی رسانده و با کمک آنها از اشرف خارج شدم.تجربه بیش از ۲۰ سال بودن در کمپ اشرف و اینکه از نزدیک شاهد بودم چگونه اعضای ناراضی سر به نیست شده و یا از یاس و غم خودکشی می کردند بسیار دشوار بود و از خاطرات بسیار تلخ زندگی ام است. این سازمان به شکل خیلی پیچیده و بغرنجی اسیر افکار خودپرستی و دیکتاتوری شخص مسعود رجوی شده و به نابودی کشیده شد.*یکی از روش های سازمان مجاهدین شیوه "نفوذ" بود. آنها از این روش در بسیاری از عملیات های خود بهره بردند. به عنوان مثال می توان به نفوذ محمدرضا کلاهی در تشکیلات حزب جمهوری اسلامی و نفوذ کشمیری در دفتر نخست وزیری اشاره کرد که منجر به شهادت شهید بهشتی و شهیدان رجایی و باهنر شد. لطفا درباره این عملیات های نفوذ صحبت کنید. عملیات های نفوذ چگونه تئوریزه می شد؟مریم سنجابی: در پاسخ به این سوال شما مقدمتا باید کمی درباره ساختار و تشکیلات سازمان مجاهدین توضیح بدهم. شاید تاکنون شما و محققینی که درباره سازمان های فرقه ای مطالعه می کنند متوجه شده باشید که ساختار تشکیلاتی سازمان مجاهدین خیلی پیچیده و به نوعی پلیسی و امنیتی است. اکثر افرادی که از این سازمان جدا شدیم با اینکه سالیان دراز در درون تشکیلات آن و در کمپ اشرف زندگی کردیم از خیلی از جنایات و وقایع درونی آن اطلاع نداریم و هر کس بنا به موضوع کاری که در آن قسمت بر عهده اش بوده است می تواند از وقایع اطرافش سخن بگوید.ولی به طور کلی می توانم توضیح بدهم رجوی براساس اعتقاد کلی اش به دنبال براندازی نظام ایران و به قدرت رسیدن خودش بود و از طرفی هم به هیچ اصولی پایبند نبود. برای رسیدن به قدرت از هر امکانی استفاده می کرد.شما مقایسه کنید کدام نیروی اصیل و کدام گروهی که حتی به اولیه ترین اصول انسانی پایبند باشد و آب و خاک میهنش را دوست داشته باشد با دشمن کشورش در زمان جنگ همگام می شود و اطلاعات کشورش را به دشمن می فروشد؟ کدام گروهی مانع پیشرفت های علمی کشورش می شود؟ منظورم راپورت ها و فعالیت هایی است که علیه پیشرفت های هسته ای کشور انجام شد. و یا کدام گروه برای رسیدن به قدرت حتی اعضای خویش را زندانی و به قتل می رساند؟خوب، زمانی که سردمداری از تمامی پرنسیب های انسانی و اجتماعی و اخلاقی خارج می شود دیگر برای رسیدن به قدرت به تئوری و توضیحی نیاز ندارد. و رجوی از همان روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، سودای براندازی و به حکومت رسیدن را در سر داشت و درحالی که در ظاهر هزاران جوان بی تجربه را فریب می داد و برای آزادی یقه می دراند و به این بهانه باعث ریختن خون هزاران جوان ایرانی می شد، در مقاطعی هم شورش ها و نابسامانی هایی را ایجاد کرد. برنامه ریزی های نفوذ و خیانت را نیز از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب شروع کرده بود.*براساس شواهد موجود، کاخ الیزه از ترورهایی که توسط مجاهدین انجام می شد اطلاع کامل داشته است. رجوی در دیدار با سران رژیم بعث عراق به این موضوع اشاره می کند و می گوید: «من در سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ در پاریس بودم. با کاخ الیزه هم ارتباط داشتیم و آنها می دانستند که چه کسی حزب جمهوری را منفجر کرد.» همچنین فرانسه اولین کشوری بود که اعلام کرد حاضر است به اعضای منافقین اردوگاه اشرف پناهندگی سیاسی بدهد. علاوه براین، امروز هم شاهد برگزاری نشست های سازمان در فرانسه هستیم. به نظر شما قرابت سازمان منافقین و فرانسه چیست؟ و چرا سازمان با فرانسه ائتلاف سیاسی بست؟مریم سنجابی: من فکر می کنم همراهی و قرابت کشور فرانسه با سازمان مجاهدین بی ربط به مواضع ضد ایرانی سایر کشورهای غربی نیست. امروزه مخالفت و ضدیت کشورهای غربی از جمله امریکا و انگلیس و همچنین فرانسه با ایران در صحنه های بین المللی نیز بر همگان ثابت شده و به همین دلیل به حمایت و همراهی با مخالفین و گروه های ضد ایرانی ادامه می دهند و این با سیاست کلی آنها که مخالف پیشرفت و استقلال کشور ایران هستند مطابقت دارد. در این کشورها منافع و قدرت طلبی مهم تر از موازین و حقوق بشر و عرف های بین المللی است، برخلاف آنچه که به طور مستمر دم از آزادی و حقوق بشر می زنند.*در کشتار حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۶ هم می توان رد پای سازمان منافقین را مشاهده کرد. چنان که مهدی ابریشمچی، در مذاکر ...

ادامه مطلب  

راهکارهای رفع انحصار شرکت های نرم افزاری در بورس  

درخواست حذف این مطلب
نرم افزارهای مالی موجب ایجاد تغییرات چشمگیری در امور مالی واحدهای تجاری شده و تاثیرات زیادی در رونق بازار کسب وکار گذاشته است و و در اینجا نگاهی داریم به وضعیت انحصار شرکت های نرم افزاری در بورس کشور.به گزارش افتانا (پایگاه خبری امنیت فناوری اطلاعات)، امروزه بیشتر شرکت ها از انواع مختلف نرم افزارهای حسابداری به منظور مدیریت عملیات های مالی خود استفاده می کنند. سیستم های مالی و نرم افزارهای حسابداری غیر از آن که مشکلات و موانع حسابداری به شیوه سنتی را از بین می برد، امکانات دیگری را در اختیار استفاده کنندگان از اطلاعات مالی قرار می دهند. همچنین نرم افزارهای مالی موجب ایجاد تغییرات چشمگیری در امور مالی واحدهای تجاری شده و تاثیرات زیادی در رونق بازار کسب وکار گذاشته است.درحال حاضر برخی فعالان حوزه نرم افزار گردهم آمدند تا از رکود کسب وکار خود و رونق بازار نرم افزار به نفع یک برند جلوگیری کنند، ولی از تمام این شرکت ها، تنها پنج شرکت هستند که تمام نرم افزار صندوق های بازار را طراحی و پشتیبانی می کنند و در قبال این مزایا از صندوق ها، هزینه های بسیار زیادی دریافت می کنند که می توان گفت به نوعی این پنج شرکت در بازارسرمایه انحصار ایجاد کرده اند.از نظر مدیرعامل شرکت نرم افزاری رایان هم افزا که یکی از شرکت های مهم در این زمینه است، مطرح شدن مسائلی از قبیل انحصار یا هزینه بالای فناوری اطلاعات از سوی برخی مدیران نشان از این دارد که هنوز به شناخت دقیق و صحیحی از تحولات کسب وکار و نقش فناوری اطلاعات در این زمینه نرسیده ایم ولی از نگاه مدیرعامل تامین سرمایه امید، انحصار موجود در بازار الزاما خواسته شرکت های نرم افزاری موجود نیست و چه بسا شرکت های دیگری عزم ورود به این عرصه را نداشته و یا در صورت تمایل به این اقدام با دیدن موانع ورود، منصرف شده اند؛ اما در هر صورت تداوم وضع فعلی، مطلوب بازارسرمایه نخواهد بود و کارشناسان دیگر هم نظر خود را در این زمینه بیان و راهکارهایی را برای رفع این انحصار ذکر کرده اند. در اینجا دیدگاه برخی کارشناسان بازار را در خصوص راهکارهای رفع انحصار شرکت های نرم افزاری در بورس بخوانید.شرکت های نرم افزاری خواستار انحصار نیستندبه گفته حبیب رضا حدادی، مدیرعامل شرکت تامین سرمایه امید، اصول اقتصاد آزاد انحصار را برنمی تابد. این گزاره هرچند که از قدیم در کتب اقتصادی بیان می شود، ولی هر از چند گاهی شواهدی دال بر تایید یا رد از سوی موافقان و مخالفان آن ارائه می شود. واقعیت آن است که ساختار هر صنعت شکل دهنده میزان رقابت در آن صنعت است. عواملی چون میزان بازدهی حقوق صاحبان سهام و چشم انداز بلندمدت آن، موانع ورود به صنعت، موانع خروج از صنعت و قدرت های چانه زنی خریداران و عرضه کنندگان در شکل دهی ساختار صنعت موثرند. در بازار سرمایه ایران صنایع مختلفی با میزان رقابت پذیری متفاوت وجود دارند.وی معتقد است که برخی از صنایع نظیر کارگزاری با رقابت زیاد در یک سر طیف و برخی دیگر نظیر شرکت های ارائه دهنده خدمات نرم افزاری با انحصار تقریبی در سر دیگر طیف قرار دارند. آنچه مسلم است وجود انحصار در صنعت خدمات نرم افزاری بازارسرمایه به اختصار (شرکت های نرم افزاری) در نگاه نخست نتیجه موانع ورود به صنعت است. فرآیند پرپیچ و خم اخذ مجوزهای لازم از سازمان بورس و اوراق بهادار و ایجاد امکانات و ظرفیت های مورد نظر نهاد ناظر اقدام لازمی است که کافی نیست.از نگاه وی برای کسب نظر مشتریان اقداماتی بسیار فراتر از حداقل های وضع شده از سوی نهاد ناظر لازم است و جالب آن که شرکت های نرم افزاری با انجام ناقص این اقدامات و گاها بدون انجام آن از قدرت چانه زنی پایین خریداران خود نهایت استفاده را می برند. در صنعت خدمات نرم افزاری در بازار سرمایه نه انحصار کامل بلکه انحصار چندجانبه با وجود پنج شرکت ارائه دهنده خدمات حاکم است و با نگاهی دقیق تر واژه انحصار چندجانبه نیز جای خود را به انحصار دوگانه(duaplay) می دهد. در این شرایط قیمت توسط عرضه کنندگان تعیین شده و مصرف کنندگان قدرت کمی برای چانه زنی و امکان کمی برای جابه جایی میان عرضه کنندگان دارند. این شرایط در بلندمدت به جمود این صنعت خواهد انجامید. وی برخی از معایب این ساختار برای سایر بازیگران بازار را این گونه برمی شمرد:الف: دیتابیس های یک شرکت قابلیت تبادل اطلاعات با شرکت های دیگر را ندارند و یا این امر به سختی امکان پذیر است. عدم رقابت شرکت نرم افزاری در تدوین دیتابیس خود به صورت قابل تبادل نیز در دشوار کردن این امر بسیار موثر است. این موضوع باعث می شود مصرف کننده پس از انتخاب در ابتدای امر در گوشه رینگ شرکت های نرم افزاری به دام افتد و به خواسته های منطقی و گاهی غیرمنطقی آن پاسخ مثبت دهد.ب: بازاریابی شرکت های نرم افزاری معطوف به مجاب کردن مشتریان جدید خواهد بود و نه راضی نگه داشتن مشتریان قدیمی، از این رو کیفیت ارائه خدمات الزامی جهت بهبود نخواهد داشت.ج: شرکت های نرم افزاری با اندک تلاش و تبانی می توانند انحصار چندجانبه موجود را به یک انحصار کامل تبدیل و شرایط را برای مصرف کنندگان بیش از پیش سخت کنند. با توجه به نبود کالا و خدمات، یا عرضه کنندگان جایگزین، میزان کنترل نهاد ناظر بر عرضه کنندگان این صنعت محدودتر خواهد شد. به عنوان مثال فرض کنیم که یکی از شرکت های بزرگ نرم افزاری از تن دادن به نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار سر باز زند. در این صورت به دلیل حجم زیادی از عملیات روزانه نهادهای مالی که با این شرکت نرم افزاری کار می کنند، نمی تواند دچارخدشه شود، بنابراین امکان اعمال محدودیت از سوی سازمان بر شرکت نرم افزاری مزبور کاهش می یابد.هـ: در صورت بروز حملات سایبری به دلیل تمرکز در سرورها و امکانات تعداد محدودی شرکت نرم افزاری بخش بزرگی از نهادهای مالی در معرض خطر خواهند بود. وجود انحصار در این صنعت به نوعی پدافند غیرعامل را تضعیف می کند.به منظور کاهش تبعات موارد فوق برای بازار پیشنهاد می شود که اولا با کاهش موانع ورود به صنعت و ثانیا با ارائه تسهیلاتی نظیر یکسان و استاندارد کردن طراحی پایگاه های داده که موجب افزایش امکان جابجایی مشتریان میان عرضه کنندگان می شود از میزان انحصار در این صنعت کاست.در پایان ذکر این نکته ضروریست که انحصار موجود در بازار الزاما خواسته شرکت های نرم افزاری موجود نیست و چه بسا شرکت های دیگری عزم ورود به این عرصه را نداشته و یا در صورت وجود عزم، با دیدن موانع ورود منصرف شده اند، اما در هر صورت تداوم وضع فعلی مطلوب بازارسرمایه نخواهد بود.انحصار در ارائه مجوز به شرکت های پردازش اطلاعات مالیاز نگاه فیروزه سالارالدینی، عضو هیئت مدیره شرکت مشاور سرمایه گذاری آرمان آتی، شرکت ها هر ساله اطلاعات مالی زیادی را تهیه و افشا می کنند که در بسیاری از موارد نیاز به پردازش دارد. شرکت های پردازش اطلاعات مالی فرآیند پردازش اطلاعات مالی را به عهده دارند و سرمایه گذاران از این اطلاعات پردازش شده در تحلیل های خود استفاده می کنند. شرکت های پردازش اطلاعات مالی نخستین بار در قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال ۱۳۸۴ احصا شد ولی تعریف مشخصی در خصوص آنها در قانون مذکور ارائه نشده است. هدف از تأسیس و راه اندازی شرکت های پردازش اطلاعات مالی در بازارسرمایه ایران ارائه اطلاعات درست، مناسب و مربوط متناسب با نیاز و خواست سلایق متفاوت مشتریان به صورتی طبقه بندی شده و پردازش شده است. شرکت پردازش اطلاعات مالی شخصیت حقوقی است که تحت عنوان شرکت پردازش اطلاعات مالی به صورت یک نهاد مالی موضوع بند ۲۱ ماده ۱ قانون بازار اوراق بهادار، نزد سازمان ثبت و تحت نظارت سازمان به پردازش اطلاعات مالی می پردازد. درحال حاضر پنج شرکت پردازش اطلاعات مالی به نام های پردازش اطلاعات مالی پویا، پردازش اطلاعات مالی مبنا، پردازش اطلاعات مالی پارت، پردازش اطلاعات مالی نوآوران امین، پردازش اطلاعات مالی اندیشه پارس موفق به دریافت مجوز فعالیت از سازمان بورس و اوراق بهادار شده اند.به گفته وی دیدگاهی در بازارسرمایه وجود دارد که سازمان بورس و اوراق بهادار به نهاد های مالی جدید مجوز نمی دهد. البته این موضوع فقط معطوف به شرکت های پردازش اطلاعات مالی نبوده و کارگزاری ها، تأمین سرمایه ها، مشاوران سرمایه گذاری و سایر نهادهای مالی را هم شامل می شود. به نظر او هم سازمان بورس چنین ملاحظاتی را دارد و آن را رعایت می کند، هرچند شاید به طور علنی در سال های اخیر به آن نپرداخته باشد ولی عملا به آن پایبند بوده است. اما عدم صدور مجوز، کاری غیرقانونی است: بر اساس ماده ۷ اصلاحیه قانون اجرای سیاست های اصل ۴۴ به منظور تسهیل سرمایه گذاری در ایران، مراجع صدور مجوزهای کسب وکار موظف اند شرایط و فرآیند صدور یا تمدید مجوزهای کسب وکار را به نحوی ساده کنند که هر متقاضی مجوز کسب وکار در صورت ارائه مدارک مصرح در پایگاه اطلاع رسانی مجوزهای کسب وکار بتواند در حداقل زمان ممکن، مجوز مورد نظر خود را دریافت کند. سقف زمانی برای صدور مجوز در هر کسب وکار، توسط «هیئت مقررات زدایی و تسهیل صدور مجوزهای کسب وکار» تعیین و در پایگاه اطلاع رسانی مذکور اعلام می شود. در تبصره ۱ همین ماده آمده است که در صورتی که هر یک از مراجع صادرکننده مجوز کسب وکار از ارائه مجوز در ظرف زمانی تعیین شده در پایگاه اطلاع رسانی یاد شده امتناع کند، متقاضی مجوز می تواند علاوه بر ارائه شکایت حضوری یا الکترونیک به مرکز ملی رقابت، به صورت کتبی از بالاترین مقام دستگاه اجرایی یا استاندار مربوط، تسریع در صدور مجوز مورد نیاز خود را درخواست کند. در این موارد، بالاترین مقام دستگاه اجرایی یا استاندار مربوط موظف است ظرف حداکثر هفت روز کاری از تاریخ ثبت درخواست، با دعوت از متقاضی صدور مجوز و مراجع صادرکننده مجوز، موضوع را بررسی و در چارچوب قوانین، زمینه صدور فوری مجوز مورد درخواست را فراهم کند. بالاترین مقام دستگاه اجرایی یا استاندار مربوط موظف است اشخاصی که در صدور مجوز کسب وکار اخلال یا اهمال کرده اند را به هیأت تخلفات اداری معرفی کند. این اشخاص چنان چه هیئت مذکور تخلف شان را تأیید کند به مجازات های مقرر در بندهای (د) به بعد ماده (۹) قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۷/ ۹/ ۱۳۷۲ محکوم می شوند. در تبصره ۲ ماده ۷ قانون مزبور، هر یک از مراجع صادرکننده مجوز کسب وکار موظفند درخواست متقاضیان مجوز کسب وکار را مطابق شرایط مصرح در پایگاه اطلاع رسانی مذکور دریافت و بررسی کنند. صادرکنندگان مجوز کسب وکار اجازه ندارند به دلیل «اشباع بودن بازار»، از پذیرش تقاضا یا صدور مجوز کسب وکار امتناع کنند.وی همچنین اشاره می کند که امتناع از پذیرش مدارک و درخواست مجوز و تأخیر بیش از ظرف زمانی تعیین شده در پایگاه اطلاع رسانی مذکور در صدور مجوز برای متقاضیانی که مدارک معتبر مصرح در پایگاه اطلاع رسانی یادشده را ارائه داده اند، مصداق «اخلال در رقابت» موضوع ماده (۴۵) این قانون است و شورای رقابت موظف است به شکایت ذی نفع رسیدگی و بالاترین مقام مسئول دستگاه مربوطه را به مجازات تعیین شده در بند (۱۲) ماده (۶۱) این قانون محکوم کند. همچنین بر اساس بند ۲ و بند ۶ ماده ۴۴ قانون تسهیل رقابت و منع انحصار هرگونه تبانی اشخاص حقیقی و حقوقی بخش های عمومی، دولتی، تعاونی وخصوصی از طریق قرارداد، توافق و یا تفاهم (اعم از کتبی، الکترونیکی، شفاهی و یا عملی) بین اشخاص که موجب «محدود کردن یا تحت کنترل درآوردن مقدار تولید، خرید یا فروش کالا یا خدمت در بازار و تقسیم یا تسهیم بازار کالا یا خدمت بین دو یا چند شخص را سبب شود، به نحوی که نتیجه آن بتواند اخلال در رقابت باشد ممنوع است. بر این اساس عدم ارائه مجوز از طرف یک نهاد نظارتی کاری نقض قوانین است که قاعده بازی عادلانه را نیز بر هم می زند. مسلما راهکار تعادل بازار در دستان خود شرکت ها و از طریق ادغام و تملیک است. به عبارتی در صورتی که نهادهای مالی به دلیل تعداد زیادشان، بازار کار مناسبی نداشته باشند و مجبور به کاهش نرخ های خود برای دریافت کار شوند که درنهایت سبب زیان دهی و حتی از بین رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه آنها خواهد شد، راهکار در ادغام و تملیک خواهد بود.مطرح شدن انحصار، نشانی از عدم شناخت نقش فناوری اطلاعاتبه نظر حمیدرضا عبدالله پور، مدیرعامل شرکت نرم افزاری رایان هم افزا، موضوع انحصار در ارائه خدمات نرم افزاری دیگر جایی برای طرح نداشته و قابل دفاع نیست. سوال این است: چه کسی انحصار ایجاد کرده است؟ آیا هیچ یک از ارکان بورس و بخصوص سازمان بورس به عنوان اعطاکننده مجوز ا ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

هوش مالی چیست و چه تاثیری در پولدار شدن دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
همیشه با خودم فکر می کردم که چرا بعضی از افراد خیلی راحت پول در می آورند، ولی نوبت من که می شود انگار پول از من فرار می کند. گاهی در خودم یا اطرافیانم به دنبال ایراد کار می گشتم. به تازگی فهمیده ام که برای پولدار شدن هم باید باهوش بود، البته هوشی متفاوت از iq. در ادامه به بررسی مفهوم هوش مالی پرداخته ایم تا راز سربه مهر پول درآوردن را فاش کنیم. مقاله های مرتبط:هوش مالی مفهومی ذهنی است که به عملکرد یا کارهای خاصی اشاره دارد که ثروت را به زندگی شما می آورند.جیمی مک اینتایر در کتاب خود با نام «درس هایی که آرزو داشتم در مدرسه یاد می گرفتم» به مفهوم ماتریس هوش اشاره کرده است. او با استناد به این مفهوم روش هایی را برای مدیریت امور مالی پیشنهاد کرده و گفته است که چگونه به استقلال مالی برسید.این کتاب به موضوعات بسیار متنوعی در زمینه ی پول سازی پرداخته است که نمی توان تمام فصل های آن را در یک مقاله گنجاند. ازاین رو منحصرا چند راهکار عملی و تکنیکی را که نویسنده شخصا برای مشکل مالی خود به کار برده است، تجزیه وتحلیل می کنیم. مک اینتایر با این تکنیک ها خود را از دست بدهی ۱۵۰ هزار دلاری خود خلاص کرد و به این ترتیب راهش را به سوی میلیون ها دلار پول و آرامش خاطر هموار نمود.با خواندن این مقاله به ویژگی های شخصیتی و رفتاری مدیران کارآمد و ناکارآمد پی می برید، ذهنیت لازم برای موفقیت و شکست را می آموزید و یاد می گیرید که چگونه باورهای محدودکننده ای را که سد راه پول درآوردن شما هستند، کنار بگذارید. همچنین دستورالعملی به شما می دهد تا با طراحی مؤثر بعد مالی زندگی تان، خود را به سمت اهداف اولیه ی پول سازی متمرکز و هدایت کنید. نقشه ی ذهنیِ ارائه شده در کتاب، به تحلیل دانسته های ساده ی مالی و راهکارهایی می پردازد که شما را در بلندمدت به سوی پولدار شدن سوق می دهند. نویسنده شخصا استراتژی های ارائه شده را هر روز در زندگی خود به کار می بَرد و تاکنون با آنها مقادیر هنگفتی به دست آورده است.در ذهن فردی که هوش مالی بالایی دارد چه می گذرد؟مک اینتایر برخلاف انتظارش، فهمید که مدیران مالیِ کاردان، برای رسیدن به ثروت و رفاه مالی اقدامات خاصی انجام می دهند. این یافته طبیعتا ما را به این نتیجه می رساند که افرادی که از نظر مالی موفق هستند و افرادی که وضع مالی اسف باری دارند، دارای ذهنیت های متفاوتی نسبت به پول هستند. این دو مورد در کنار هم رازی را برای ما آشکار می سازند: موفقیت مالی ما تا حد زیادی تحت کنترل باوری است که درباره ی پول داریم. طبق این فرضیه، اگر به باورهای محدودکننده ای که درباره ی پول داریم بچسبیم، همیشه از پیامدهای ماندن در این نیروی آسیب رسان، ضرر خواهیم کرد. این باورهای منفی ما هستند که نمی گذارند به بالاترین سطح استقلال مالی برسیم.ویژگی های مدیر مالی کارآمدموارد زیر بین تمام مدیرانی که درآمد بالایی داشته اند، مشترک است. این خصوصیات عبارتند از:داشتن طرح عملیاتیاشخاصی که از هوش مالی سرشاری برخوردارند، برای موارد مالی خود طرح عملیاتی جامعی دارند و برای مدیریت و پیاده سازی آن برنامه ی روزانه ای ریخته اند.پس انداز کردن ده درصد از درآمدچنین اشخاصی به طور مرتب دست کم ده درصد از درآمدشان را نگه می دارند. آنها یا با آن به سرمایه گذاری می پردازند یا در بلندمدت سود به دست می آورند.به حداقل رساندن بدهیافرادی با هوش مالی زیاد، می دانند که قرض بالا آوردن بار سنگینی است و در درازمدت تأثیر بدی بر میزان ثروت شان می گذارد. این افراد سعی می کنند تا بدهی های خود را به حداقل برسانند. با این وجود، اگر مجبور باشند که با قرض کردن اقدام به خرید کنند، قبل از تصمیم گیری برای خرید، بهترین و مناسب ترین قیمت را انتخاب می کنند. آنها در اغلب موارد بدهی هایشان را با سودی که از سرمایه گذاری هوشمندانه به دست می آورند، صاف می کنند.تعیین اهداف مالی بلندمدت و کوتاه مدتاهداف مالی ارتباط تنگاتنگی با طرح های عملیاتی مؤثر دارند. اهدافِ افراد باهوش به دو دسته ی کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم می شود، و همین امر باعث می شود تا درطول روز فکرشان را روی دستیابی به آنها متمرکز کنند.داشتن استراتژی در خرج کردنافراد باهوش درباره ی هر مبلغی که می خواهند خرج کنند با دقت تأمل می کنند.مدیران مالی موفق از پیامدهای کوچک ترین خرید خود هم آگاهند. آنها می دانند که جمع شدن خریدهای به ظاهر کوچک در بلندمدت چه عواقبی به دنبال دارد. خریدهای کوچک موجب تلنبار شدن بدهی می شوند و بر فرصت هایی که برای کسب سود پیش می آیند، تأثیر می گذارند.افراد مذکور توانایی عجیبی در پیش بینی آینده دارند. این قابلیت به آنها کمک می کند تا پیامدهای خرج کردن پول شان را بشناسند و به این ترتیب برای خرج کردن یا نکردن آن تصمیم درستی اتخاذ کنند. اگر نتیجه بگیرند که خرج کردن پول شان در بلندمدت برای آنها سودی ندارد، پیش از هر اقدامی تصمیمات شان را اولویت بندی می کنند.توصیه گرفتن از متخصصین مدیریت مالیافرادی که هوش مدیریت مالی بالایی دارند خود را عقل کل نمی دانند. بنابراین دائما با افراد متخصصی که در این زمینه سابقه ی مفیدی دارند مشورت می کنند.در تع ...

ادامه مطلب  

توافق وزیر و رئیس باعث برگزاری سریعتر مجامع می شود و اثری بر سود و زیان بانک ها ندارد  

درخواست حذف این مطلب
جزییات توافق مشترک سیف و کرباسیان؛ سرانجام سازمان حسابرسی نظر بانک مرکزی را پذیرفتتوافق بین مسعود کرباسیان و ولی اله سیف تنها باعث تهیه سریعتر صورت های مالی و گزارش حسابرسی، تصویب صورت های مالی، برگزاری مجامع و مدتی بعد باز شدن نماد بانک ها می شود و هیچ تاثیری در سود یا زیان بانک ها نخواهد داشت بلکه صورت های مالی شفاف را سریعتر ارائه خواهد کرداقتصاد گردان – محسن شمشیری: سرانجام پس از دوسال اختلاف نظر بین بانک مرکزی، سازمان حسابرسی و بانک های کشور، در ارتباط با تهیه صورت های مالی براساس فرمت جدید بانک مرکزی و رعایت استانداردهای ifrs، که منجر به تاخیر طولانی در تصویب صورت های مالی و برگزاری مجامع و بسته شدن نماد بانک ها، کاهش قیمت سهام بانک ها و زیان ده معرفی شدن تعدادی از بانک ها شده بود، مسعود کرباسیان وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی در توافقی مشترک، تکلیف صورت های مالی بانک ها، وظایف بانک مرکزی و سازمان حسابرسی را مشخص کردند و بانک ها ملزم شدند که یک صورت مالی و یک گزارش حسابرسی برای برگزاری مجمع ارائه کنند. برخی کارشناسان و رسانه ها با اشاره به تعیین تکلیف و استاندارد شدن صورت های مالی و گزارش های سالیانه بانک ها که تکلیف سازمان ها و موسسات حسابرسی و بانک ها و بانک مرکزی را مشخص کرده، معتقدند که این موضوع می تواند به اختلاف نظرها و تاخیر در برگزاری مجامع و بسته شدن نماد بانک هاخاتمه دهد. اما در عین حال، برخی کارشناسان مالی از جمله غلامحسین دوانی حسابرس خبره و ارشد، معتقدند که این توافق بین وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی، تنها می تواند به برگزاری زودتر مجامع بانک ها و همچنین باز شدن نماد بانک ها کمک کند اما در زیان ده یا سود ده معرفی شدن برخی بانک ها، قیمت سهام و... تاثیری نخواهد داشت و تنها ارائه گزارش شفاف مالی را سرعت می بخشد که تکلیف سهامداران را مشخص خواهد کرد که قیمت سهام بانک ها چقدر خواهد بود تا بتوانند بر پایه آن خرید و فروش کنند. براین اساس، این دسته از کارشناسان معتقدند که با توجه به تغییراتی که در تنظیم صورت های مالی جدید وجود دارد نمی توان انتظار داشت که زیان دهی بانک ها به سود دهی مانند سال های قبل تبدیل شود بلکه گزارش مالی را سریعتر تنظیم کرده و برگزاری مجامع را سریعتر عملی خواهد کرد و بعد از مدتی نیز بورس نماد بانک ها را باز خواهد کرد. صورت جلسه 7 بندی وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی در صورتجلسه مشترک سیف و کرباسیان در خصوص تعیین تکلیف صورت های مالی و گزارش های سالیانه بانک ها، آمده به منظور حل مسائل ایجاد شده در مورد تنظیم صورت های مالی و گزارش سالیانه بانک ها که برگزاری مجامع عمومی را تحت تاثیر قرار داد بررسی های کارشناسی به عمل آمد که مهم ترین نتایج به شرح زیر است.مرجع تدوین اصول حسابداری سازمان حسابرسی بوده اما مرجع نظارتی بانک مرکزی است. صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام در دستور کار سازمان حسابرسی قرار خواهد گرفت.بر اساس این توافق مشترک؛ بانک ها موظف شده اند صورت های مالی سال ۹۵ خود را بر اساس موارد مطرح شده تنظیم و همراه با گزارش حسابرسی با تاکید بر تنظیم یک صورت مالی و ارایه یک گزارش حسابرسی جهت برگزاری مجمع عمومی اقدام کنند.طبق این مصوبه که 21 شهریور در 7 بند به امضاء مسعود کرباسیان و ولی اله سیف رسیده ، اصلاحاتی مدنظر قرار گرفته و بانک ها ملزم فقط به ارایه یک صورت مالی و یک گزارش حسابرسی برای برگزاری مجمع شده اند.علاوه بر این مصوبه ، 28 شهریور اداره نظارت بر بانک ها و موسسات اعتباری بانک مرکزی نامه ایی نمونه به همه 33 بانک و موسسه مالی و اعتباری و 17 موسسه حسابرسی ارسال کرده و خواسته تا مفاد مصوبه جدید وزارت اقتصاد و بانک مرکزی رعایت شوددر ترازنامه طبق دستورالعمل بانک مرکزی، سرفصل حقوق صاحبان سپرده های سرمایه گذاری در قسمت بدهی های ترازنامه به صورت جداگانه، بعد از بدهی ها و قبل از حقوق صاحبان سهام درج شده که باید اصلاح شود و حقوق صاحبان سپرده سرمایه گذاری در گروه بدهی ها و جزء بدهی ها به طور مشخص ارائه و درج شود. صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام در دستور کار سازمان حسابرسی قرار گیرد و در استانداردهای ملی پذیرفته شود. تشریح ریسک های بانک ها که در یادداشت های پیوست صورت های مالی بانک مرکزی از بانک ها خواسته در دستور کار سازمان حسابرسی قرار گیرد و در استانداردهای ایران پذیرفته شود. صورت عملکرد سپرده های سرمایه گذاری در دستورالعمل بانک مرکزی به عنوان یکی از صورت های مالی اساسی توسط بانک ها برای سال 95 تنظیم و ارائه شود و در استانداردهای ایران قرار گیرد . همچنین سازمان حسابرسی با همکاری بانک مرکزی با بنیاد استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی ifrs مذاکره کند تا صورت عملکرد سپرده های سرمایه گذاری در استانداردهای آن بنیاد پذیرفته و از الزامات صورت های مالی بانک های اسلامی تلقی شود. حسابرس مسقل می تواند مواردی که با استانداردها تطبیق ندارد و بنا به مقررات بانک مرکزی رعایت شده را در بند اظهارنظر گزارش حسابرسی توضیح دهدروند صورت های مالی جدید بانک هااز بهمن ماه سال 94 که با بخشنامه بانک مرکزی، تنظیم صورت های مالی بانک ها براساس فرمت جدید بانک مرکزی و استانداردهای ifrs در دستور کار قرار گرفت، منجر به شکل گیری غائله ایی برای سهامداران و بانک ها و مدیران بازار سرمایه و بانک ها شد که هنوز هم با عدم برگزاری مجمع سالانه و توقف طولانی مدت نماد بانک هایی چون صادرات، پارسیان ، پاسارگاد و ... ادامه دارد.از یک سو، ...

ادامه مطلب  

برگزاری مجامع شرکت تامین سرمایه نوین با رشد 100 درصدی عملکرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه خبری اخبار بانک به نقل از روابط عمومی بانک اقتصادنوین این جلسه با حضور مدیریت نظارت بر نهادهای مالی سازمان بورس و اوراق بهادار حسابرس شرکت و نمایندگان سهامداران از جمله مجموعه بانک اقتصادنوین سرمایه گذاری غدیر گروه صنایع بهشهر سرمایه گذاری ساختمان ایران موسسه اعتباری ملل و نمایندگان دیگر سهامداران تشکیل شد.در این جلسه دکتر نادی مدیرعامل شرکت تامین سرمایه نوین اقدامات و دستاوردهای گروه تامین سرمایه نوین را در سال 95 تشریح کرد.وی ضمن تاکید بر هماهنگی و همکاری موثر بین هیات مدیره مدیران و کارکنان شرکت و تشکر از آنان انتشار ...

ادامه مطلب  

دل و جگر مرغ با بدن شما چه می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تراز با توجه به افزایش قیمت گوشت مرغ و دام بسیاری از مردم به خوردن دل و جگر مرغ که غذایی خوشمزه است رو آورده اند. اما آیا مصرف دل و جگر مرغ سلامتی افراد را با مشکل مواجه می کند؟جگر مرغ به عنوان یکی از غذاهای خوشمزه و مورد علاقه بسیاری از افراد سه برابر نیاز روزانه ویتامین ب وارد بدن می کند این درحالی است که این ویتامین یکی از ویتامین های اصلی کمک کننده به تولید سلول های قرمز خون و جلوگیری از کم خونی و فقر آهن است.جگر مرغ دارای ویتامین آ است که به بهبود و تقویت بینایی کمک می کند.جگر مرغ دارای اسید فولیک بوده و موجب تقویت باروری و جلوگیر ...

ادامه مطلب