جنایات داعش: روز شمار ۸۳ جنایت داعش در سراسر جهان  

درخواست حذف این مطلب
جنایات داعش تاکنون جان قربانیان زیادی را در اقصی نقاط دنیا گرفته است و دنیا را ناامن تر کرده است. این گروه تروریستی که از مزدوران چند ملیتی تشکیل شده است از بطن گروهک تروریستی القاعده بر پایه ی تاسیس حکومت اسلامی جهادی بر اساس برداشت ناصواب از تعلیمات جهاد و شهادت اسلامی متولد شد. جنایات داعش نه تنها از کشورهای همسایه مثل ایران، سوریه و عرق قربانی گرفته است بلکه تمام کشورها شامل آمریکا، بریتانیا ، آلمان ، فرانسه،… و مانند این ها را هدف قرار می دهد. در این نوشتار فهرست مهم ترین جنایات داعش که تا کنون ثبت شده است آمده است.تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۱۳جنایات داعش تاکنون جان قربانیان زیادی را در اقصی نقاط دنیا گرفته است و دنیا را ناامن تر کرده است. این گروه تروریستی که از مزدوران چند ملیتی تشکیل شده است از بطن گروهک تروریستی القاعده بر پایه ی تاسیس حکومت اسلامی جهادی بر اساس برداشت ناصواب از تعلیمات جهاد و شهادت اسلامی متولد شد. جنایات داعش نه تنها از کشورهای همسایه مثل ایران، سوریه و عرق قربانی گرفته است بلکه تمام کشورها شامل آمریکا، بریتانیا ، آلمان ، فرانسه،… و مانند این ها را هدف قرار می دهد. در این نوشتار فهرست مهم ترین جنایات داعش که تا کنون ثبت شده است آمده است. ۱. اشغال شهر فلوچه: ژانویه ی ۲۰۱۴ (دی ۱۳۹۲) داعش کنترل شهر فلوجه را به دست می گیرد. ۲. ربودن کودکان سوری: مه ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳) به گزارش گروه نظارت دیده بان حقوق بشر سوریه واقع در لندن، داعش بیش از ۱۴۰ پسر مدرسه ای کُرد را در سوریه ربود، و آن ها را مجبور فراگیری الهیات اسلامی افراطی نمود. ۳. تصرف بصره: ۹ و ۱۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۱۹ و ۲۰ خرداد ۱۳۹۳) در فاصله ی یک شب، از دوشنبه شب تا روز سه شنبه، تروریست های داعش فرودگاه، ایستگاه های تلویزیونی و دفتر فرمانداری موصل را به تصرف درآوردند. داعش حدود ۱۰۰۰ زندانی را از زندان ها آزاد کرد. ۴. تصرف و کنترل موصل و تکریت: ۱۰ و ۱۱ ژوئن، ۲۰۱۴ (۲۰ و ۲۱ خرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل موصل و تکریت را به دست گرفت. ۵. آواره کرده عراقی ها: ۲۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۳۰ خرداد ۱۳۹۳) سازمان ملل متحد اعلام کرد بیش از یک میلیون عراقی آواره شده اند. ۶. تصرف القائم : ۲۱ ژوئن، ۲۰۱۴ (۳۱ خرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل شهر القائم – در نزدیکی مرز با سوریه – و هم چنین سه شهر دیگر عراق را به دست گرفت. ۷. تاسیس دولت اسلامی عراق و شام( داعش) : ۲۹ ژوئن، ۲۰۱۴ (۸ تیر ۱۳۹۳) داعش پیدایش خلافتی (دولت اسلامی) را اعلام می کند که همه ی مرزهای رسمی را از بین می برد، و البغدادی را به عنوان ولی خود خوانده ی حدود یک و نیم میلیارد مسلمان جهان معرفی می کند. هم چنین این گروه تغییر نام خود را به دولت اسلامی (is) اعلام می کند. ۸. افزایش آمار آورگان عراقی: ۳۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۹ تیر ۱۳۹۳) سازمان ملل اعلام می کند حدود ۱ میلیون و دویست هزار عراقی مجبور به ترک خانه های شان شده اند. ۹. حمله به سوریه و انفجار آرامگاه یونس نبی: جولای ۲۰۱۴ (مرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل بزرگ ترین میدان نفتی سوریه را به دست گرفت و یک میدان گازی را در استان حمص تصاحب کرد، به تجهیزات آن جا یورش برد و ده ها کارگر را به قتل رساند. آنان گستره ی ۱۴۵ کیلومتری از شهرهای سوریه را به اشغال خود درآوردند؛ از دیرالزور تا مرز عراق. آن ها آرامگاه یونس نبی را در موصل منفجر کردند؛ قدمت این مکان مقدس به قرن هشتم پیش از میلاد باز می گشت. ۱۰. حمله به شنگال و قتل عام ایزدیان: ۶ آگوست، ۲۰۱۴ (۱۵ مرداد ۱۳۹۳) تروریست های داعش به شهر شنگال در شمال عراق حمله کردند؛ این شهر موطن گروه اقلیت مذهبی به نام ایزدی ها است. به گفته ی یکی از نمایندگان قانونگذار ایزدی، متعاقب این حمله ۵۰۰ مرد کشته شدند، ۷۰ کودک از تشنگی مردند و زنان نیز برای بردگی به فروش رسیدند. بیش از ۳۰،۰۰۰ خانواده در کوه های شنگال گیر افتادند. ۱۱. سر بریدن جیمز فولی: ۱۹ آگوست، ۲۰۱۴ (۲۸ مرداد ۱۳۹۳) در یوتیوب ویدئویی ارسال شد که در آن، خبرنگار آمریکایی، جیمز فولی، که از ۲۰۱۲ در سوریه ناپدید شده بود،توسط تروریست های داعش سر بریده شد. سپس این تروریست ها تهدید کردند خبرنگار دیگر آمریکایی (قاعدتا استیون ساتلاف) را که در بند آن ها است، به قتل خواهند رساند. ۱۲. سربریدن استیون ساتلاف: ۲ سپتامبر، ۲۰۱۴ (۱۱ شهریور ۱۳۹۳) داعش ویدئوی دیگری را منتشر کرد که صحنه ی سر بریدن خبرنگار آمریکایی، استیون ساتلاف، را به نمایش می گذاشت. جلادی که سر ساتلاف را از تن جدا کرد، آشکارا با لهجه ی بریتانیایی مشابه ی مردی صحبت می کرد که ظاهرا پیش تر فولی را به قتل رسانده بود. ۱۳. اعدام امدادگر بریتانیایی دیوید هینس: ۱۳ سپتامبر، ۲۰۱۴ (۲۲ شهریور ۱۳۹۳) تروریست های داعش در وب سایتی مرتبط با این کار ویدئویی ارسال کردند که در آن، اعدام یک امدادگر بریتانیای به نام دیوید هینس را آشکاری نشان می داد. وی سومین اسیر غربی بود که در ظرف یک ماه به دست این گروه افراط گرای اسلامی به قتل رسانده شد. در پایان این ویدئو، یک اسیر بریتانیای دیگر به نام آلن هنینگ را نشان دادند که وی را نیز آشکارا به قتل تهدید می کردند. ۱۴. سر بریدن آلن هینینگ: ۳ اکتبر، ۲۰۱۴ (۱۱ مهر ۱۳۹۳) داعش ویدئویی دیگر منتشر کرد که در آن، سر بریده شدن گروگان بریتانیایی، آلن هینینگ، را به طور آشکار نشان می داد. در همان ویدئو، این گروه تهدید کرد یک امدادگر آمریکایی را به نام پیتر کسیگ که به عبدالرحمن کاسیگ نیز مشهور بود به قتل خواهند رساند. ۱۵. قتل عام قبلیه ی البونمر: ۳ نوامبر، ۲۰۱۴ (۱۲ آبان ۱۳۹۳)دولت عراق اعلام کرد تروریست های داعش ۳۲۲ نفر از اعضای قبیله ی البونمر را به طور دسته جمعی اعدام کردند. ۱۶. بریدن سر پیتر گاسیک: ۱۶ نوامبر، ۲۰۱۴ (۲۵ آبان ۱۳۹۳) تروریست های داعش با انتشار ویدئویی در اینترنت ادعا کردند گروگان آمریکایی، پیتر کاسیگ، را سر بریده اند. پیتر کاسیگ که به عبدالرحمن کاسینگ نیز مشهور است، پنجمین اسیر غربی بود که داعش طی پیام های ویدئویی مدعی شد سرشان را بریده است. ۱۷. حمله به شارلی ابدو: ۷ ژانویه، ۲۰۱۵ (۱۷ دی ۱۳۹۳) ۲ فرد مسلح به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در پاریس حمله کردند. در این تیراندازی ۱۲ نفر کشته و ۱۰ نفر زخمی شدند. این حمله در پاسخ به کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام توسط مجله ی طنز شارلی ابدو صورت گرفت. ۱۸. باج خواهی از دولت ژاپن: ۲۰ ژانویه، ۲۰۱۵ (۳۰ دی ۱۳۹۳) داعش در ازای حفظ جان دو گروگان ژاپنی به نام های کنجی گوتو و هارونا یوکاوا از کشور ژاپن ۲۰۰ میلیون دلار پول طلب کرد. ۱۹. نمایش سر بریده هارونا یوکاوا در دست کنجی گوتو: ۲۴ ژانویه، ۲۰۱۵ (۴ بهمن ۱۳۹۳) یکی از طرفداران داعش به صورت آنلاین (برخط) ویدئویی ارسال کرد که در آن کنجی گوتو (یکی از گروگان های ژاپنی) را نشان می داد که عکسی از بدن و سر بریده شده ی هارونا یوکاوا را به دست داشت. این ویدئو حاوی درخواستی برای آزادی ساجده الریشاوی، زنی اردنی و مظنون به انجام اعمال تروریستی، در ازای کنجی گوتو بود. ۲۰. بریدن سر کنجی گوتو: ۳۱ ژانویه، ۲۰۱۵ (۱۱ بهمن ۱۳۹۳) داعش ویدئویی در اینترنت منتشر کرد که در آن جسد سر بریده شده ی کنجی گوتو، خبرنگار ژاپنی، را نشان می داد. ۲۱. زنده سوزانی معاذالکساسه: ۳ فوریه، ۲۰۱۵ (۱۴ بهمن ۱۳۹۳) طرفداران داعش عکس ها و ویدئوهایی را در اینترنت منتشر کردند که در آن ها به صورت آشکار نشان می داد معاذ الکساسبه، خلبان نیروی هوایی ارتش اردن، زنده زنده در قفس به آتش کشیده شد. ۲۲. کشته شدن کایلا مولر: ۶ فوریه، ۲۰۱۵ (۱۷ بهمن ۱۳۹۳) داعش در یک پست اینترنتی مدعی شد حملات هوایی اردن باعث مرگ گروگان آمریکایی، کایلا مولر شده است. این پست حاوی عکسی بود که ساختمان فرو ریخته ای را نشان می داد که به ادعای داعش کایلا مولر زیر آن مدفون شده بود. هیچ شاهد و مدرکی درباره ی مرگ این دختر جوان آمریکایی وجود نداشت. ۲۳. سربریدن مسیحیان مصری: ۱۵ فوریه، ۲۰۱۵ (۲۶ بهمن ۱۳۹۳) داعش بار دیگر ویدئویی منتشر کرد که در آن تروریست ها سر ۲۱ مسیحی مصری را در سواحل لیبی بریده بودند. فردای آن روز، طی یک عمل انتقامی هواپیماهای جنگی مصر چند حمله ی هوایی علیه اهداف داعش در لیبی ترتیب دادند. ۲۴. اسارت گرفتن پیشمرگان کرد: ۲۲ فوریه، ۲۰۱۵ (۳ اسفند ۱۳۹۳) داعش ویدئویی منتشر کرد که در آن دست کم ۲۱ مبارز پیشمرگ کُرد را نشان می داد که داخل قفس در حال عبور از خیابان های عراق بودند. آخرین صحنه های ویدئو این اسیرها را زنده نشان می داد. ۲۵. کشتن مردی هم جنس گرا در رقه: ۴ مارس، ۲۰۱۵ (۱۳ اسفند ۱۳۹۳) داعش تصویری از مردی را منتشر کرد که از ساختمانی در شهر رقه سوریه به پایین انداخته شده است. این یکی از دست کم ده ها موردی بود که در آن، داعش مردی را به اتهام هم جنس گرایی به قتل می رساند. ۲۶. حمله ی موشکی به ستاد ارتش عراق: ۱۲ مارس، ۲۰۱۵ (۲۱ اسفند ۱۳۹۳) فردی که به عنوان سخنگوی داعش شناسایی شد، در یک پیام صوتی ادعا کرد، خلافت داعش تا غرب آفریقا گسترش یافته است و رهبر گروه داعش ، ابوبکر البغدادی، پیمان وفاداری بوکوحرام را پذیرفته است. در همین روز، نیروهای عراقی بیش تر بخش های تکریت را از داعش پس گرفت، و داعش ستاد ارتش عراق را در شمال رمادی منفجر کرد، و دست کم ۴۰ سرباز عراقی را از بین برد. ۲۷. جمله به موزه باردو در تونس: ۱۸ مارس، ۲۰۱۵ (۲۷ اسفند ۱۳۹۳) دو مرد مسلح ناشناس با حمله به موزه ملی باردو در پایتخت کشور تونس، اقدام به گروگان گیری کردند. مجموع تلفات این حمله به ۲۳ تن رسید. ۲۸. سربریدن زندانیان: ۱۹ آوریل، ۲۰۱۵ (۳۰ فروردین ۱۳۹۴) بازوی رسانه ای شبکه ی تروریست های داعشی ویدئویی را منتشر کردند که در آن عمال داعش دو گروه از زندانیان را شامل ۳۰ شهروند اتیوپیایی در نقاط مختلف لیبی سر می برند. ۲۹. تصرف رمادی: ۱۷ می، ۲۰۱۵ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴) پس از عقب نشینی نیروهای امنیتی دولت عراق از یک پایگاه نظامی در رمادی، بزرگ ترین شهر در غرب عراق، داعش کنترل این شهر را به دست گرفت. ۳۰. به دست گرفتن کنترل پالمیرا: ۲۱ می، ۲۰۱۵ (۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴) داعش کنترل شهر پالمیرا، شهری ۲۰۰۰ ساله ای در بیابان سوریه، را به دست گرفت. به گزارش دیده بان حقوق بشر سوریه، این شهر آخرین منطقه ی مرزی میان سوریه و عراق تحت کنترل ارتش سوریه بود. ۳۱. انفجار در مسجد امام علی القدیح: ۲۲ می، ۲۰۱۵ (۱ خرداد ۱۳۹۴)مسجد امام علی در شهرک شیعه نشین القدیح از توابع استان قطیف عربستان سعودی در هنگام نماز جمعه منفجر شد. این انفجار منجر به کشته شدن ۲۲ تن و زخمی شدن ۱۰۲ تن دیگر شد. ۳۲. حمله به مقر فرماندهی شبه نظامیان شیعه در عراق: ۱۴ ژوئن، ۲۰۱۵ (۲۴ خرداد ۱۳۹۴) طبق گزارش ها، یک نوجوان بریتانیایی به نام طلحه اسمال، به همراهی سه بمب گذار انتحاری دیگر به مقر فرماندهی گروه شبه نظامی شیعه در عراق حمله کردند و دست کم ۱۱ نفر را کشتند. پیش از این عملیات انتحاری، داعش عکس هایی را از اسمال ۱۷ ساله در کنار پرچم سیاه داعش در شبکه های اجتماعی منتشر کرد. به گزارش بی بی سی، اسمال در ماه مارس آن سال، لندن را به قصد پیوستن به این گروه اسلامی بنیادگرا ترک کرده بود. ۳۳. انهدام دو مکان مقدس در پالمیرا: ۲۴ ژوئن، ۲۰۱۵ (۳ تیر ۱۳۹۴)دولت سوریه گزارش داد تروریست های داعشی دو مکان مقدس مسلمانان را در پالمیرا نابود کرده است. این گروه به حرم و آرامگاه ۵۰۰ ساله ای حمله کرد که گفته می شود نوه ی پسرعموی پیامبر اسلام در آن مدفون بوده است. ۳۴. حملات در تونس و کویت: ۲۶ ژوئن، ۲۰۱۵ (۵ تیر ۱۳۹۴)یک مرد مسلح دست کم ۳۸ نفر را در یک هتل ساحلی در تونس به قتل رساند، و یک بمب نیز در مسجدی در کویت باعث مرگ دست کم ۲۷ نفر شد. داعش مسئولیت این حملات را به عهده گرفت. ۳۵. حمله به نقاط نظامی مصر: ۱ جولای، ۲۰۱۵ (۱۰ تیر ۱۳۹۴) داعش به صورت هم زمان حملاتی را در پنج نقطه ی نظامی کشور مصر آغاز کرد؛ طبق گزارش ها ۱۷ سرباز مصری کشته و ۳۰ نفر دیگر زخمی شدند. به گفته ی ارتش مصر، ۱۰۰ نفر از تروریست ها نیز در این درگیری از بین رفتند. ۳۶. اعدام اسرای پالمیرا: ۴ جولای، ۲۰۱۵ (۱۳ تیر ۱۳۹۴) دیده بان حقوق بشر سوریه گزارش داد، ویدئویی به دست اش رسیده است که نشان می دهد تروریست های داعشی ۲۵ اسیر را در شهر پالمیرای سوریه اعدام کردند. ۳۷. انفجار کامیون در خان بنی سعد: ۱۷ جولای، ۲۰۱۵ (۲۶ تیر ۱۳۹۴) هم زمان با برگزاری جشن عید فطر توسط شهروندان عراقی، داعش با انفجار یک کامیون یخ در بازار شلوغی در شهر خان بنی سعد، دست کم ۱۲۹ نفر را کشته و دست کم ۱۴۰ نفر دیگر را زخمی کرد. ۳۸. انفجار بمب در مرکز فرهنگی آمارا در ترکیه: ۲۰ جولای، ۲۰۱۵ (۲۹ تیر ۱۳۹۴)محوطه ی مرکز فرهنگی آمارا در منطقه سوروچ در استان شانلی اورفه ترکیه هدف بمب گذاری قرار گرفت. تلفات این بمب گذاری ۳۲ کشته و بیش از ۱۰۴ زخمی اعلام گردید. ۳۹. انهدام آثار باستانی پالمیرا: آگوست ۲۰۱۵ (مرداد ۱۳۹۴) داعش آثار باستانی موجود در شهر تاریخ پالمیرای سوریه را نابود کرد، از جمله این آثار باستانی می توان به معبد ۲۰۰۰ ساله ی بعل شمین اشاره کرد. یونسکو، سازمان فرهنگی ملل متحد، تخریب این معبد را یک ” جنایت جنگی ” خواند. ۴۰. انفجار انتحاری در ایستگاه مرکزی آنکارا: ۱۰ اکتبر، ۲۰۱۵ (۱۸ مهر ۱۳۹۴) دو بمب گذار انتحاری در میان راهپیمایان (صلح برای دموکراسی) در مقابل ایستگاه مرکزی راه آهن آنکارا خود را منفجر کردند. تعداد کشته شدگان این حادثه حدود ۱۰۲ نفر عنوان شد. ۴۱. انفجار بمب های انتخاری در بیروت: ۱۲ نوامبر، ۲۰۱۵ (۲۱ آبان ۱۳۹۴) دو بمب انتحاری در منطقه ی برج البراجنه در جنوب بیروت منفجر شد، و بیش از ۴۰ کشته و صدها زخمی به جای گذاشت. داعش مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت و اعلام کرد، مهاجمان دو روز قبل از حادثه، از سوریه به لبنان آمده بودند. ۴۲. بمب گذاری انتحا ...

ادامه مطلب  

انفجارهای انتحاری در کابل‎  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر انفجارهای انتحاری در کابل‎تصاویر ...

ادامه مطلب  

پهپاد انتحاری هیرو 30؛ کوچک و سبک، اما کشنده!  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت گجت نیوز - رضا موسوی: پهپادهای انتحاری یکی از پدیده هایی هستند که اخیرا توجه بیشتری به آنها شده است، گرچه قدمت ایده و آزمایش های عملی آن به جنگ جهانی دوم باز می گردد. یکی از نمونه های امروزی این گونه پهپادها، هیرو 30 (hero 30) است که توسط کمپانی یویژن (uvision) طراحی و ساخته شده است. گام بعدی در صنعت ساخت پهپادهای نظامی، حرکت به سمت کوچک کردن آن هاست. پهپادهای کوچک پتانسیل تغییر توازن و شرایط نبرد به سود یک طرف درگیری (اصطلاحا تغییر دهنده جریان بازی) را دارند. هیرو 30 که یکی از این پهپادهاست، توسط سربازان (همچون نیروهای ویژه) حمل با استفاده از پرتابگر مخصوص خود که شبیه خمپاره انداز 60 میلی متری است، با کمک فشار هوا پرتاب می شود. پس از پرتاب، پهپاد موتور خود را روشن و بال هایش را باز کرده و به سمت منطقه و یا هدف مورد نظر پرواز می کند. ماکتی از ugl-h30 و هیرو 30این پهپاد را همچنین می توان از روی تجهیزات دیگر نیز پرتاب کرد. خودرو بدون سرنشین ugl-h30 که توسط یوویژن توسعه یافته است، یک بستر پرتاب برای هیرو 30 است که 4 پرتابگر دارد و درون هر یک از آن ها، یک فروند هیرو 30 آماده پرتاب قرار دارد.هیرو 30 تنها 3 کیلوگرم وزن دارد که نیم کیلوگرم آن متعلق به سرجنگی انفجاری است. این پهپاد یک موتور الکتریکی پیشران در انتهای بدنه خود دارد که می تواند آن را به سرعتی بیش از 185 کیلومتر بر ساعت برساند. هیو 30 قادر است با سرعت بالا خود را به منظقه مورد نظر رسانده و پس از رسیدن، با سرعت پایین به گشت زنی در منطقه بپردازد. برد پهپاد بسته به آنتن مورد استفاده توسط کاربر زمینی تا 5، 10 و 40 کیلومتر است. پیوستگی پروازی آن نیز نیم ساعت می باشد که به کاربر زمان مورد نیاز برای گشت زنی و هدف یابی از چندین کیلومتر دورتر را می دهد. پس از هدف یابی، کاربر هیرو 30 را به سمت آن روانه کرده تا پهپاد به صورت انتحاری، هدف مورد نظر را نابود کند. هیرو 30 دارای دوربین تلویزیونی و تصویر ساز فروسرخ است که هر 2 در دماغه آن قرار داشته و به منظور افزایش کیفیت تصویر هنگام پرواز و لرزش ناشی از پرواز، دارای پایدارکننده هستند. دوربین تلویزیونی برای دید در روشنایی مناسب است و تصویر ساز فروسرخ نیز برای کشف اهداف پنهان و استتار شده و همچنین هدف یابی در شب کاربرد دارد. کاربر با کمک این دوربین ها و البته با کمک سیستم های ناوبری و سیستم هدایت ماهواره ای gps، اقدام به هدایت پهپاد می کند. کنسول هدایت هیرو 30این پهپاد می تواند با استفاده از کنسول هدایتی به صورت دستی به سمت یک نقطه هدایت و با دشمن درگیر شود و یا این فرایند را به صورت خودکار با کمک gps انجام دهد. همچنین این قابلیت را دارد که پس از قفل روی یک هدف مورد نظر، همچون اهدافی که تعقیب آن ها به صورت دستی سخت است، به صورت خودکار اقدام به تعقیب آن کرده و خود را به هدف بکوبد.در گذشته سربازان برای در امان ماندن از آتش دشمنی که در مقابل قرار داشت، اقدام به کندن چاله، پناه گرفتن پشت موانع سخت و یا ساخت خاکریز می کردند. اما این روش ها دیگر برای پنهان ماندن از دید پهپادهایی همچون هیرو 30 کارآمد نیست. این پهپاد می تواند پس از رسیدن به منطقه، اقدام به گشت زنی با سرعت پایین در ناحیه کرده و پس از هدف یابی، با هر زاویه ای، حتی به صورت کاملا عمودی، روی هدف شیرجه زده و خود را به آن بکوبد. به نظر میرسد تنها راه در امان ماندن از دست هیرو 30، پناه گرفتن داخل سنگری بسته و سخت است. از دیگر موارد استفاده از این پهپاد، عملیات جاسوسی (اطلاعاتی)، جستجو و شناسایی (که تحت عنوان عملیات isr شناخته می شوند) در شب و روز است. یک مزیت دیگر در استفاده از این پهپادها، مخفی ماندن کاربر از دید دشمن است. استفاده از دیگر جنگ افزارها همچون خمپاره، به سرعت محل شلیک را از روی آتش دهانه و صدای تولیدی لو می دهند و دشمن می داند که حریف چه زمانی و از کجا دارد به سویش شلیک می کند. در حالی که هیرو 30 را م ...

ادامه مطلب  

آقای روحانی و آقای ظریف دیر آمدند!  

درخواست حذف این مطلب
آقای روحانی و آقای ظریف دیر آمدند! آمریکایی ها خیلی وقت است که چارچوب تحلیلی شان را دربارۀ ما و نیروهای مختلف در ایران و نحوۀ تعامل با این نیروها عوض کرده اند.روزنامه صبح نو:آقای روحانی و آقای ظریف دیر آمدند! آمریکایی ها خیلی وقت است که چارچوب تحلیلی شان را دربارۀ ما و نیروهای مختلف در ایران و نحوۀ تعامل با این نیروها عوض کرده اند. یک سال از اجرای توافق برجام و بعد از چند سال از بیان این ادعا که همة مشکلات کشور به واسطۀ تحریم ها اتفاق افتاده و با این توافق بین المللی، تحریم ها برداشته شده و به تبعِ آن، مشکلات کشور مرتفع خواهد شد گذشت. اکنون و پس از گذشتِ این مدت، شاهد آن هستیم که حتی موافقان برجام هم به انحای مختلف اذعان می کنند که برجام با نوعی شکست مواجه شده است. البته ممکن است به این مطلب تصریح نکنند یا بگویند برجام هنوز «شکست» نخورده است اما عباراتی نظیر «آمریکایی ها بدعهدی می کنند» یا «برجام موفقیت آمیز نبوده و به همۀ اهداف خودش نرسیده» بیان متفاوتی از همان شکست است. به نحوی که خود آقای ظریف هم در سفر اخیرش به آمریکا به این مطلب تصریح کرده و گفته است که آمریکا مدام بدعهدی می کند و مانع موفقیت برجام است. آنچه از نظر شما می گذرد، گفت وگویی است که با دکتر حسین کچویان در این رابطه انجام داده ایم. نظر شما در مورد وضعیت ما پس از برجام چیست و اصولاً چه چیزی باعث شده که ما در چنین موقعیتی قرار بگیریم؟ قبل از پاسخ به چرایی شکست برجام و اینکه چرا به اهداف و مقاصدش نرسید، ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهیم که آیا اصولاً برجام باید به اهدافی که برای آن مطرح کرده اند، می رسید؟! سؤال شما بر این فرض مبتنی است که برجام یک قرارداد است و هر قراردادی هم پس از اجرا، لزوماً به اهدافی مشخص می رسد؛ اما به نظر بنده این فرض، فرضِ غلطی است. از ابتدای مذاکرات و پس از آن و حتی پس از توافق، قرائن و شواهد اینطور نشان می دهند که برجام به حسبِ متن و مفاد آن، متضمن تحقق هدف یا اهداف مشخصی نبوده است! عمده تحلیلی که اکنون مطرح می شود، این است که دلیل شکست برجام عمل نکردن آمریکا به تعهدات خود در این قرارداد است اما به نظر من و به حسبِ متن و مفاد قرارداد، واقعاً این گونه نیست! متن و مفاد برجام به گونه ای است که عمل کردن به آن چنین نتیجه ای در پی دارد. کارهای آمریکایی ها مبتنی بر مفاد قرارداد است. به عبارت دیگر، شکستِ قرارداد، خروجی و نتیجۀ خود قرارداد است. اگر این نتایج به اقتضای مفاد و محتوای قرارداد نبود، باید اعتراض می شد که فرضاً فلان ماده از قرارداد را اجرا نکرده اند. اما استنادکردن به روح یک قرارداد و تکرار مدام آن، بیانگر مساله دیگری است که در بخش های بعدی صحبتم به آن بیشتر می پردازم. بنده معتقدم که هر قراردادی برای دستیابی به اهداف و مقاصد خود، بر مفروضاتی مبتنی است. وقتی در نوع عملکرد آقایان روحانی و ظریف و دیگرانی که موافق مذاکرات و قرارداد بودند توجه می کنیم، می بینیم که به گونه ای عمل کرده اند که به حسبِ قرائن و شواهد، نمی خواستند از طریق قرارداد به اهداف و مقاصدشان برسند. یعنی تصور می کردند بیرون از قرارداد به اهداف و مقاصدشان پاسخ داده می شود، نه خودِ برجام. علی الاصل دو فرض در اینجا متصور است. اول این که اهداف و مقاصد، صرفاً از راه مذاکره به دست می آیند و بنابراین، باید طوری مذاکره کنیم که به قراردادی که همۀ اهداف و مقاصد را تأمین کند، منجر شود و هیچ خدشه ای به آن وارد نیاید. به نحوی که اگر اهداف و مقاصد را محقق نکرد، معلوم باشد که فلان ماده یا تعهد مشخص در متن قرارداد «نقض» شده است. دوم این که گاهی اگرچه اقدامات، مذاکرات و عقد قرارداد، متناسب با اهداف و مقاصد است، اما گویی آن اهداف و مقاصد قرار بوده بیرون از مذاکره و قرارداد محقق شوند. یعنی خود قرارداد و مذاکرات، فی نفسه به آن اهداف و نتایج منتهی نمی شود. حتی اگر مذاکره نمی شد و قرارداد هم منعقد نمی شد، آن اهداف به دلایل دیگری تحقق می یافت؛ یعنی مهم نیست که قرارداد را محکم بنویسیم یا در مذاکره سخت گیری کنیم، چراکه مطمئن هستیم اهداف و نیازهایی که داریم به جهات دیگری محقق می شود. این اهداف ربط چندانی به این قرارداد مشخص و چگونگی مذاکره برای آن ندارد و حتی ممکن است چیزهایی در قرارداد نیامده باشد، اما به آنها برسیم! لذا برای این که مذاکرۀ قدرتمندانه ای صورت بگیرد و قرارداد محکمی که "مو لای درزش" نرود نوشته شود، حساسیت چندانی خرج نمی شود! وقتی به کارهایی که از سوی دولت و قبل و بعد مذاکرات انجام شده است نگاه می کنیم، فرض دوم تقویت می شود. یعنی شما معتقدید که مذاکره برای بالابردن دقت در تنظیم توافقنامه میان ایران و 5+1 شکل نگرفته و اصلاً این میزان از دقت و وسواس در تنظیم برجام مدنظر تیم دولت نبوده است؟ بله؛ برای روشن شدن مطلب باید مسیر مذاکرات را پیش از شروع، حین آن، خود قرارداد و سپس بعد از قرارداد مرور کرد. باید دید آیا کارها و فعالیت هایی که انجام گرفته و متنی که تنظیم شده، به گونه ای هست که مقاصد و اهداف ما و به طور مشخص لغو تحریم ها را محقق کند؟ آیا اگر تحریم ها لغو نشدند، می توان به برجام استناد کرد و نقض عهد طرف مقابل را نشان داد؟ مذاکره به طور معمول، روشی است برای تحقق اهداف و مقاصد طرفین. معمولاً هم این اهداف با یکدیگر سازگار نیستند. قاعده یا منطق مذاکره، چانه زنی و بده بستان است و فردی که به مذاکره می نشیند می خواهد به گونه ای آن را اداره کند که به اعتبار به کارگیری اهرم های مختلفی که در دست دارد، طرف مقابل را مجبور کند که به بیشترین اهداف و منافع او تن دهد و به اهداف و منافع کمتری از خود دست یابد. بنابراین تمام امکانات و مقدورات طرفین که به تحقق اهداف و مقاصد آن ها کمک می کنند، اهرم های سلبی و ایجابی آن ها هستند. مذاکرۀ خوب، مذاکره ای است که طرفین در آن از این اهرم ها به خوبی استفاده کنند و بیشترین امتیاز را بگیرند و کمترین امتیاز را واگذار کنند. با این فرض، برای ورود به مذاکره و در بدو امر باید نشان بدهیم که نیازی به این قرارداد نداریم و می توانیم وضع موجود را ادامه دهیم و تحت فشار نیستیم. هرچه نیازمندتر جلوه کنیم، احتمالاً مجبور می شویم امتیاز بیشتری بدهیم. زیرا طرف مقابل خود را بی نیاز احساس خواهد کرد و می داند که می تواند امتیاز ندهد، زیرا این سو نیازمند است و حاضر است امتیاز بدهد. حتی نفْسِ آمدن به میدان مذاکره، خود بخشی از فرایند مذاکره است. هر سخن یا اقدامی که پیش از مذاکره نشان بدهد یکی از طرفین به مذاکره و قراردادی برای برون رفت از وضعی که در آن است، محتاج است، خلافِ منطق مذاکره است، حتی اگر واقعاً نیازمند بوده باشد. وای به آنکه نیازمند نباشد و طوری عمل کند که نیازمند به نظر بیاید. چراکه هم از اهرم بی نیازی خود استفاده نکرده و هم زمینه را برای تقویت موضع سیاسی و روانی طرف مقابل ایجاد کرده است. بر اساس این منطق، تمام ادعاهایی که آقای روحانی و افرادِ هم فکر و جناح او در انتخابات کردند تا رأی بیاورند، خلاف تدبیر بود. منطق ما تا قبل از آقای روحانی، این بودکه نشان دهیم تحت فشار نیستیم و مذاکره ما با غربی ها به این خاطر نیست. از سوی دیگر غربی ها مدام اینطور القا می کردند که فشارهاست که ایران را پای میز مذاکره آورده است! حال اگر در این میانه فرد یا جریانی مدام بگوید: «مذاکره ضروری است و باید مذاکره کنیم» و «چرخ اقتصاد باید بچرخد» و ... بیانگر این است که تحریم ها اثر کرده است و طرف غربی را به نتیجه گرفتن از اهرم فشار امیدوار می کند. در کل مذاکرات، تا وقتی که قرارداد منعقد شد، یک کار ثابت دولت، وزرا و حامیان بیرونی و درونی آقای روحانی این بودکه مدام بگویند اگر مذاکره نکنیم و قرارداد نبندیم، وضع ما خیلی خراب است! از همان اول که گفتند خزانه خالی است، تا نان، اشتغال، ورزش، سینما و حتی آب وهوا را منوط به مذاکرات هسته ای کردند! در خوش بینانه ترین حالت می توان گفت، آقای روحانی و جناح سیاسی و گروه کاری وی ازآن جاکه منتقدانی قوی داشتند، برای پس زدن این منتقدان یا به شکست کشاندن و تحت فشارگذاشتنِ آن ها ازسوی مردم، این حرف ها را می زدند. یعنی به قدری مشغول منتقدان و مخالفان داخلی بودند که فکر نکردند حرف هایی که می زنند، نقض قواعد عقلی و منطقی مذاکره است! حرف هایی که به دشمن بفهماند به شدت نیازمند هستید، موضع شما را در مذاکره ضعیف می کند. نتیجۀ این رفتار حتماً در مذاکره و نتیجۀ آن منعکس می شود. به طور مثال در زمان سفر هیاتی فرانسوی به ایران، فرانسویان هم زمان مانوری در خلیج فارس انجام دادند. یکی از بازرگانان فرانسوی که در این سفر بود، به مقامات سیاسی کشورش اعتراض کرده بود که چطور وقتی مشغول مذاکره با ایران هستیم، این مانور را انجام می دهید؟! مانور تهدیدآمیز، شما را برای دولت ایران به دولتِ خصم تبدیل می کند و درنتیجه در مقابل شما جبهه می گیرند و مانع همراهی آن ها می شود؛ اما مقامات سیاسی فرانسه گفته بودند ایرانیان چنان نیازمند هستند که هیچ اعتراضی نمی کنند و تاکنون هم اعتراض نکرده اند! یا در مثالی دیگر؛ رادیو فرانسه در تحلیلی که در ایام مذاکرات ارائه داد، می گوید مقامات غربی به این نتیجه رسیده اند که ایران در موقعیت فروشنده ای است که در شرایط سختی قرار دارد و حتی به فروش حقوق ملی خود مجبور شده است! طرف مقابل با این موضع وارد مذاکرات شد. نتیجه این شد که ما مدام از مواضع خود پایین بیاییم و هر زمان مذاکرات دچار مشکل می شد، به جای تلاش و اعمال فشار به طرف مقابل برای کوتاه آمدن از مواضع خود، تیم آقای ظریف و همراهان آنها در داخل کشور تلاش می کردند که موضع کشور را در مذاکرات پایین بیاورند و فضای سیاسی داخل کشور را به نحوی سازمان بدهند که زمینه اینکه در آن جا از موضع خود پایین بیایند، فراهم شود. نکته دومی که نشان می دهد قرارداد حاصل از مذاکره، برای ما موضوعیت نداشته این است که در ابتدای دولت آقای روحانی و زمانی که هنوز دولت به طور کامل مستقر نشده و حتی مذاکره شروع نشده است، در اقدامی پیش دستانه بخش زیادی از فعالیت های هسته ای را تعلیق می کنند! هریک از این رفتارها یک امتیاز است! طرف مقابل به دنبال چیست؟ می خواهد شما فعالیت های هسته ای را ادامه ندهید. اگر یک روز هم زودتر این کار را انجام بدهید، برای آنها موضوعیت دارد. هر روز ادامۀ فعالیت یعنی غنی سازی بیشتر که اتفاقاً موضع ما را قوی تر می کرد. همانطور که دیدیم بعدها سرِ گِرم به گِرم مواد غنی شده مذاکره می کردند که دست ما را خالی کنند! یعنی برایشان مهم بود. خیلی فرق است بین 100 کیلو یا یک تُن از این مواد. سطح غنی سازی 20 درصدی ما و تعداد سانتریفیوژها و پیشرفتی که در این عرصه ها کسب کرده بودیم با زمان مذاکرات سعدآباد بسیار متفاوت بود و قدرت چانه زنی ما را بالا می برد؛ اما ما چه کردیم؟ مطابق منطق مذاکره، هرچه تعداد سانتریفیوژها، میزان اورانیوم غنی شده و حتی تعداد سانتریفیوژهای فعال بیشتری داشتیم، در موقعیت برتری قرار می گرفتیم که براساس هریک از این اهرم ها امتیاز بگیریم. فرق منطق مذاکرات در سعدآباد با بعد از آن در همین نکته بود که در موقعیت برتری بودیم و می توانستیم امتیازهای بیشتری بگیریم؛ اما قبل از این که مذاکره را شروع کنند، همۀ این اهرم ها را رها کردند! از چه طریقی می خواستند از طرف مقابل امتیاز بگیرند؟ اهرم هایی را که به اعتبار آن می توانستند قرارداد خوب ببندند، با دست خود کنار گذاشتند! اگر ایشان واقعاً به دنبال این بودند که ازطریق مذاکرات و قرارداد حاصل از آن، صنعت هسته ای خود را حفظ و تحریم ها را رفع کنند، هرچه دستشان پُرتر باشد بهتر است. این اهرم ها را باید در جریان مذاکره یکی یکی می دادند که در ازای آنها امتیازهای بیشتری به دست بیاورند! اما این گونه عمل نکردند و باز، این فرض را در ذهن ما تقویت می کند که اساساً مذاکره و قرارداد حاصل از آن برای ایشان موضوعیت نداشت! در این جا چند احتمال وجود دارد؛ یا خدای نکرده، جاهل هستند و نمی فهمند که مذاکره و قرارداد یعنی چه؛ یا خائن هستند که منابع و اهرم ها و امتیازهای کشور را بدون مابه ازا به دشمن می دهند! رهبر انقلاب گفتند این ها خائن نبودند. نمی توان هم گفت که نادان بودند. حداقل خودشان که در این زمینه خیلی ادعا می کنند و به حسبِ تجربۀ بیش از بیست سالی هم که آقای روحانی در شورای امنیت ملی و آقای ظریف در امور خارجه دارند، این اندازه از جهل تصورشدنی نیست! بنابراین، تنها یک احتمال باقی می ماند و آن این است که قرار نبوده ازطریق قرارداد و مذاکره به اهدافی که داشتند برسند. آن ها مسیر دیگری در ذهن داشته اند و مفروض این بوده که قرار است به گونۀ دیگری به مقاصد خود برسند. پس این قرارداد مهم نبوده تا بر سرِ تنظیمش محکم بایستند. به همین دلیل، برادر رئیس جمهور در مذاکرات به وزیر امور خارجه سقلمه می زند و به زبان سرخه ای می گوید که بشور و برو! نکته ای که گفتید به نوعی تأیید حرف رهبر انقلاب است که این ها مؤمن هستند و خائن نیستند. بله، به حسبِ فرض هایی که وجود دارد، نظر رهبر انقلاب تقویت می شود. این ها می خواستند به همان اهداف و مقاصد برسند، اما نه از راه قرارداد و مذاکره؛ بلکه از راه دیگری که توضیح خواهم داد. اما از ادلۀ دیگری که نشان می دهد قرارداد حاصل از مذاکره برای این دوستان موضوعیت نداشته، نحوۀ اجرای برجام است. بخشی از یک قرارداد، نحوۀ اجرای آن است. این که ابتدا شما تعهداتتان را انجام بدهید، یا طرف مقابل؟ این که کدام یک از امتیازهای خود را و در چه موقع از دست بدهید، بخشی از مذاکره اند. این نکته بسیار مهم است که چه کسی اجراکنندۀ اول باشد. زیرا یکی از ساده ترین نتایج قضیه این است که شما تعهداتتان را اجرا کنید، اما طرف مقابل زیر حرفش بزند و تعهداتش را عملی نکند. قرارداد خوب باید این جنبه ها را لحاظ کند. در برجام این جنبه ها اصلاً لحاظ نشده است. قبل از این که آمریکایی ها کاری انجام بدهند، ما به سرعت همۀ تعهدات خود را اجرا کردیم! مانند اولِ کار و قبل از ورود به مذاکره که دست خود را خالی کردیم، این جا هم قبل از این که آمریکایی ها حتی روی کاغذ در مقام اجرای تعهداتشان بربیایند، ما همۀ تعهدات خود را انجام دادیم. یعنی سانتریفیوژها را کم کردیم، اراک را بتن ریزی کردیم، خارج کردن اورانیوم غنی شده را آغاز کردیم و قس علی هذا. دلیل دیگر برای این مطلب که قرارداد موضوعیت و اهمیت نداشته و قرار نبوده مجرای تحقق اهداف و مقاصد کشور باشد، رجوع به خود قرارداد است. این که اکنون سراغ روح برجام می روند و می گویند روح برجام نقض شده است، به این خاطر است که متن برجام چنین نتیجه ای از نقض عهد آمریکایی ها را نمی دهد. برای یک کشور، استناد به روح قرارداد مهم است، اما کجا باید به روح قرارداد استناد کرد؟ استناد به روح قرارداد اتفاقاً ابزاری است برای تحقق اهداف بیشتری از متن قرارداد؛ اما این استناد در عرف روابط بین الملل، معنا و مفهوم خودش را دارد و در مواقع خیلی خاص به آن رجوع و استناد می شود. به همین علت است که می بینیم آمریکایی ها بسیار به روح برجام اشاره می کردند. منظور آمریکایی ها از روح برجام چیست؟ آمریکایی ها مفروضاتی دربارۀ برجام دارند که به استناد آن، اوایل خیلی به روح برجام استناد می کردند. آن ها فکر می کردند که برجام قرار است منشأ کنارگذاشتنِ اهداف منطقه ای ایران باشد. یا ایران باید بر سر اهداف و مقاصدی که معارض با اهداف و مقاصد آمریکا در منطقه است، نایستد یا به نظم هژمونیک مدنظر آمریکایی ها تمکین کند. این که حزب الله لبنان، سوریه و یمن را رها کند و هیچ اقدامی در مجامع بین المللی علیه سیاست های آمریکا انجام ندهد. اوباما این مطلب را صریح نمی گفت، اما بعداً ترامپ به صراحت گفت: "ایرانیان باید از ما متشکر باشند، اما به جای آن علیه ما شاخ وشانه می کشند!" یعنی فرض این ها این بوده که برجام مجرایی است برای این که ما انقلاب را فراموش و نسبت به سلطۀ آمریکا سکوت کنیم و هرکاری علیه ما و اهداف و مقاصد ما در جهان انجام دادند، هیچ نگوییم. آمریکایی ها دربارۀ مسائل این چنینی به روح برجام استناد می کنند؛ اما آیا دربارۀ مسائل هسته ای هم به روح برجام رجوع می کنند؟ خیر! آمریکایی ها می گویند سانتریفیوژهای شما باید این قدر باشد؛ میزان اورانیوم غنی شده و سطح غنی سازی این اندازه باشد؛ میزان آب سنگین شما باید این اندازه باشد و ... . همۀ این ها را در خود قرارداد و مفادش گنجانده اند. برای این دست از مسائل، خود قرارداد باید تأمین کنندۀ مقاصد باشد. متن قرارداد باید تأمین کنندۀ رفع تحریم ها و عادی سازی وضع اقتصادی ما در دنیا باشد تا بانک ها و سازمان ها با ما کار کنند. متن قرارداد باید م ...

ادامه مطلب  

آمریکایی ها برجام را منشا کنار گذاشتن اهداف منطقه ای ایران می دیدند/ اگر ایران به نقض برجام اعتراض کند، می توانند همه قطعنامه های سازمان ملل ?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی - رجانیوز : در گفتگوی علیرضا معادی با دکتر حسین کچویان مطرح شد :یک سال از اجرای توافق برجام و بعد از چند سال از بیان این ادعا که همة مشکلات کشور به واسطۀ تحریم ها اتفاق افتاده و با این توافق بین المللی، تحریم ها برداشته شده و به تبعِ آن، مشکلات کشور مرتفع خواهد شد گذشت. اکنون و پس از گذشتِ این مدت شاهد آن هستیم که حتی موافقان برجام هم به انحای مختلف اذعان می کنند که برجام با نوعی شکست مواجه شده است. البته ممکن است به این مطلب تصریح نکنند یا بگویند برجام هنوز «شکست» نخورده است اما عباراتی نظیر «آمریکایی ها بدعهدی می کنند» یا «برجام موفقیت آمیز نبوده و به همۀ اهداف خودش نرسیده» بیان متفاوتی از همان شکست است. به نحوی که خود آقای ظریف هم در سفر اخیرش به آمریکا به این مطلب تصریح کرده و گفته است که آمریکا مدام بدعهدی می کند و مانع موفقیت برجام است. به عنوان سوال اول بفرمایید که نظر شما در مورد وضعیت ما پس از برجام چیست و اصولا چه چیزی باعث شده است که ما در چنین موقعیتی قرار بگیریم؟قبل از پاسخ به چرایی شکست برجام و اینکه چرا به اهداف و مقاصدش نرسید، ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهیم که آیا اصولا برجام باید به اهدافی که برای آن مطرح کرده اند می رسید؟! سؤال شما بر این فرض مبتنی است که برجام یک قرارداد است و هر قراردادی هم پس از اجرا لزوما به اهدافی مشخص می رسد.اما به نظر بنده این فرض، فرضِ غلطی است. از ابتدای مذاکرات و پس از آن و حتی پس از توافق، قرائن و شواهد اینطور نشان می دهد که برجام به حسبِ متن و مفاد آن، متضمن تحقق هدف یا اهداف مشخصی نبوده است.!!عمده تحلیلی که اکنون مطرح می شود این است که دلیل شکست برجام عمل نکردن آمریکا به تعهدات خود در این قرارداد است اما به نظر من و به حسبِ متن و مفاد قرارداد، واقعاً این گونه نیست.! متن و مفاد برجام به گونه ای است که عمل کردن به آن چنین نتیجه ای در پی دارد. کارهای آمریکایی ها مبتنی بر مفاد قرارداد است. به عبارت دیگر، شکستِ قرارداد، خروجی و نتیجۀ خود قرارداد است. اگر این نتایج به اقتضای مفاد و محتوای قرارداد نبود، باید اعتراض می شد که فرضاً فلان ماده از قرارداد را اجرا نکرده اند. اما استنادکردن به روح یک قرارداد و تکرار مدام آن بیانگر مسئله دیگری است که در بخش های بعدی صحبتم به آن بیشتر می پردازم.بنده معتقدم که هر قراردادی برای دستیابی به اهداف و مقاصد خود، بر مفروضاتی مبتنی است. وقتی در نوع عملکرد آقای روحانی و ظریف و دیگرانی که موافق مذاکرات و قرارداد بودند توجه می کنیم، می بینیم که به گونه ای عمل کرده اند که به حسبِ قرائن و شواهد، نمی خواستند از طریق قرارداد به اهداف و مقاصدشان برسند. یعنی تصور می کردند بیرون از قرارداد به اهداف و مقاصدشان پاسخ داده می شود، نه خودِ برجام. علی الاصل دو فرض در اینجا متصور است؛اول این که اهداف و مقاصد، صرفاً از راه مذاکره به دست می آید و بنابراین، باید طوری مذاکره کنیم که به قراردادی که همۀ اهداف و مقاصد را تأمین کند، منجر شود و هیچ خدشه ای به آن وارد نیاید. به نحوی که اگر اهداف و مقاصد را محقق نکرد، معلوم باشد که فلان ماده یا تعهد مشخص در متن قرارداد «نقض» شده است.دوم این که گاهی اگرچه اقدامات، مذاکرات و عقد قرارداد، متناسب با اهداف و مقاصد است، اما گویی آن اهداف و مقاصد قرار بوده بیرون از مذاکره و قرارداد محقق شود. یعنی خود قرارداد و مذاکرات، فی نفسه به آن اهداف و نتایج منتهی نمی شود. حتی اگر مذاکره نمی شد و قرارداد هم منعقد نمی شد، آن اهداف به دلایل دیگری تحقق می یافت؛ یعنی مهم نیست که قرارداد را محکم بنویسیم یا در مذاکره سخت گیری کنیم، چراکه مطمئن هستیم اهداف و نیازهایی که داریم به جهات دیگری محقق می شود. این اهداف ربط چندانی به این قرارداد مشخص و چگونگی مذاکره برای آن ندارد و حتی ممکن است چیزهایی در قرارداد نیامده باشد، اما به آنها برسیم.!! لذا برای این که مذاکرۀ قدرتمندانه ای صورت بگیرد و قرارداد محکمی که "مو لای درزش" نرود نوشته شود حساسیت چندانی خرج نمی شود.! وقتی به کارهایی که از سوی دولت و قبل و بعد مذاکرات انجام شده است نگاه می کنیم، فرض دوم تقویت می شود.یعنی شما معتقدید که مذاکره برای بالابردن دقت در تنظیم توافق نامه میان ایران و 5+1 شکل نگرفته و اصلا این میزان از دقت و وسواس در تنظیم برجام مدنظر تیم دولت نبوده است؟بله؛ برای روشن شدن مطلب باید مسیر مذاکرات را پیش از شروع، حین آن، خود قرارداد و سپس بعد از قرارداد مرور کرد. باید دید آیا کارها و فعالیت هایی که انجام گرفته و متنی که تنظیم شده است، به گونه ای هست که مقاصد و اهداف ما و به طور مشخص لغو تحریم ها را محقق کند؟ آیا اگر تحریم ها لغو نشد، می توان به برجام استناد کرد و نقض عهد طرف مقابل را نشان داد؟مذاکره به طور معمول، روشی است برای تحقق اهداف و مقاصد طرفین. معمولاً هم این اهداف با یکدیگر سازگار نیستند. قاعده یا منطق مذاکره، چانه زنی و بده بستان است و فردی که به مذاکره می نشیند می خواهد به گونه ای آن را اداره کند که به اعتبار به کارگیری اهرم های مختلفی که در دست دارد، طرف مقابل را مجبور کند که به بیشترین اهداف و منافع او تن دهد و به اهداف و منافع کمتری از خود دست یابد. بنابراین تمام امکانات و مقدورات طرفین که به تحقق اهداف و مقاصد آن ها کمک می کنند، اهرم های سلبی و ایجابی آن ها هستند. مذاکرۀ خوب، مذاکره ای است که طرفین در آن از این اهرم ها به خوبی استفاده کنند و بیشترین امتیاز را بگیرند و کمترین امتیاز را واگذار کنند.با این فرض، برای ورود به مذاکره و در بدو امر باید نشان بدهیم که نیازی به این قرارداد نداریم و می توانیم وضع موجود را ادامه دهیم و تحت فشار نیستیم. هرچه نیازمندتر جلوه کنیم، احتمالاً مجبور می شویم امتیاز بیشتری بدهیم. زیرا طرف مقابل خود را بی نیاز احساس خواهد کرد و می داند که می تواند امتیاز ندهد، زیرا این سو نیازمند است و حاضر است امتیاز بدهد. حتی نفْسِ آمدن به میدان مذاکره، خود بخشی از فرایند مذاکره است. هر سخن یا اقدامی که پیش از مذاکره نشان بدهد یکی از طرفین به مذاکره و قرادادی برای برون رفت از وضعی که در آن است، محتاج است، خلافِ منطق مذاکره است، حتی اگر واقعاً نیازمند بوده باشد. وای به آنکه نیازمند نباشد و طوری عمل کند که نیازمند به نظر بیاید. چراکه هم از اهرم بی نیازی خود استفاده نکرده و هم زمینه را برای تقویت موضع سیاسی و روانی طرف مقابل ایجاد کرده است.بر اساس این منطق، تمام ادعاهایی که آقای روحانی و افرادِ هم فکر و جناح او در انتخابات کردند تا رأی بیاورند، خلاف تدبیر بود. منطق ما تا قبل از آقای روحانی، این بودکه نشان دهیم تحت فشار نیستیم و مذاکره ما با غربی ها به این خاطر نیست. از سوی دیگر غربی ها مدام اینطور القا می کردند که فشارهاست که ایران را پای میز مذاکره آورده است! حال اگر در این میانه فرد یا جریانی مدام بگوید «مذاکره ضروری است و باید مذاکره کنیم» و «چرخ اقتصاد باید بچرخد» و ... بیانگر این است که تحریم ها اثر کرده است و طرف غربی را به نتیجه گرفتن از اهرم فشار امیدوار می کند. در کل مذاکرات، تا وقتی که قرارداد منعقد شد، یک کار ثابت دولت، وزرا و حامیان بیرونی و درونی آقای روحانی این بودکه مدام بگویند اگر مذاکره نکنیم و قرارداد نبندیم، وضع ما خیلی خراب است! از همان اول که گفتند خزانه خالی است، تا نان، اشتغال، ورزش، سینما و حتی آب وهوا را منوط به مذاکرات هسته ای کردند! در خوش بینانه ترین حالت می توان گفت، آقای روحانی و جناح سیاسی و گروه کاری وی ازآن جاکه منتقدانی قوی داشتند، برای پس زدن این منتقدان یا به شکست کشاندن و تحت فشارگذاشتنِ آن ها ازسوی مردم این حرف ها را می زدند. یعنی به قدری مشغول منتقدان و مخالفان داخلی بودند که فکر نکردند حرف هایی که می زنند، نقض قواعد عقلی و منطقی مذاکره است! حرف هایی که به دشمن بفهماند به شدت نیازمند هستید، موضع شما را در مذاکره ضعیف می کند. نتیجۀ این رفتار حتماً در مذاکره و نتیجۀ آن منعکس می شود. به طور مثال در زمان سفر هیئتی فرانسوی به ایران، فرانسوی ها هم زمان مانوری در خلیج فارس انجام دادند. یکی از بازرگانان فرانسوی که در این سفر بود به مقامات سیاسی کشورش اعتراض کرده بود که چطور وقتی مشغول مذاکره با ایران هستیم، این مانور را انجام می دهید؟! مانور تهدیدآمیز، شما را برای دولت ایران به دولتِ خصم تبدیل می کند و درنتیجه در مقابل شما جبهه می گیرند و مانع همراهی آنها می شود. اما مقامات سیاسی فرانسه گفته بودند ایرانی ها چنان نیازمند هستند که هیچ اعتراضی نمی کنند و تاکنون هم اعتراض نکرده اند.!! یا در مثالی دیگر؛ رادیو فرانسه در تحلیلی که در ایام مذاکرات ارائه داد، می گوید مقامات غربی به این نتیجه رسیده اند که ایران در موقعیت فروشنده ای است که در شرایط سختی قرار دارد و حتی به فروش حقوق ملی خود مجبور شده است.!طرف مقابل با این موضع وارد مذاکرات شد. نتیجه این شد که ما مدام از مواضع خود پایین بیاییم و هر زمان مذاکرات دچار مشکل می شد، به جای تلاش و اعمال فشار به طرف مقابل برای کوتاه آمدن از مواضع خود، تیم آقای ظریف و همراهان آنها در داخل کشور تلاش می کردند که موضع کشور را در مذاکرات پایین بیاورند و فضای سیاسی داخل کشور را به نحوی سازمان بدهند که زمینه اینکه در آن جا از موضع خود پایین بیایند فراهم شود.نکته دومی که نشان می دهد قرارداد حاصل از مذاکره برای ما موضوعیت نداشته این است که در ابتدای دولت آقای روحانی و زمانی که هنوز دولت به طور کامل مستقر نشده و حتی مذاکره شروع نشده است، در اقدامی پیش دستانه بخش زیادی از فعالیت های هسته ای را تعلیق می کنند! هریک از این رفتارها یک امتیاز است! طرف مقابل به دنبال چیست؟ می خواهد شما فعالیت های هسته ای را ادامه ندهید. اگر یک روز هم زودتر این کار را انجام بدهید، برای آنها موضوعیت دارد. هر روز ادامۀ فعالیت یعنی غنی سازی بیشتر که اتفاقاً موضع ما را قوی تر می کرد. همانطور که دیدیم بعدها سرِ گِرم به گِرم مواد غنی شده مذاکره می کردند که دست ما را خالی کنند.!یعنی برایشان مهم بود. خیلی فرق است بین 100 کیلو یا یک تُن از این مواد. سطح غنی سازی 20 درصدی ما و تعداد سانتریفیوژها و پیرفتی که در این عرصه ها کسب کرده بودیم با زمان مذاکرات سعدآباد بسیار متفاوت بود و قدرت چانه زنی ما را بالا می برد. اما ما چه کردیم؟مطابق منطق مذاکره، هرچه تعداد سانتریفیوژها، میزان اورانیوم غنی شده و حتی تعداد سانتریفیوژهای فعال بیشتری داشتیم، در موقعیت برتری قرار می گرفتیم که براساس هریک از این اهرم ها امتیاز بگیریم. فرق منطق مذاکرات در سعدآباد با بعد از آن در همین نکته بود که در موقعیت برتری بودیم و می توانستیم امتیازهای بیشتری بگیریم. اما قبل از این که مذاکره را شروع کنند، همۀ این اهرم ها را رها کردند! از چه طریقی می خواستند از طرف مقابل امتیاز بگیرند؟ اهرم هایی را که به اعتبار آن می توانستند قرارداد خوب ببندند، با دست خود کنار گذاشتند! اگر ایشان واقعا به دنبال این بودند که ازطریق مذاکراتو قرارداد حاصل از آن، صنعت هسته ای خود را حفظ کنند و تحریم ها را رفع کنند، هرچه دستشان پُرتر باشد بهتر است. این اهرم ها را باید در جریان مذاکره یکی یکی می دادند که در ازای آنها امتیازهای بیشتری به دست بیاورند! اما این گونه عمل نکردند و باز این فرض را در ذهن ما تقویت می کند که اساسا مذاکره و قرارداد حاصل از آن برای ایشان موضوعیت نداشت.!!در این جا چند احتمال وجود دارد؛ یا خدای نکرده؛ جاهل هستند و نمی فهمند که مذاکره و قرارداد یعنی چه؛ یا خائن هستند که منابع و اهرم ها و امتیازهای کشور را بدون مابه ازا به دشمن می دهند! رهبر انقلاب گفتند این ها خائن نبودند. نمی توان هم گفت که نادان بودند. حداقل خودشان که در این زمینه خیلی ادعا می کنند و به حسبِ تجربۀ بیش از بیست سالی هم که آقای روحانی در شورای امنیت ملی و آقای ظریف در امور خارجه دارند، این اندازه از جهل تصورشدنی نیست! بنابراین، تنها یک احتمال باقی می ماند و آن این است که قرار نبوده ازطریق قرارداد و مذاکره به اهدافی که داشتند برسند. آن ها مسیر دیگری در ذهن داشته اند و مفروض این بوده که قرار است به گونۀ دیگری به مقاصد خود برسند. پس این قرارداد مهم نبوده تا بر سرِ تنظیمش محکم بایستند. به همین دلیل، برادر رئیس جمهور در مذاکرات به وزیر امور خارجه سقلمه می زند و به زبان سرخه ای می گوید که بشور و برو!نکته ای که گفتید به نوعی تایید حرف رهبر انقلاب است که این ها مؤمن هستند و خائن نیستند.بله، به حسبِ فرض هایی که وجود دارد، نظر رهبر انقلاب تقویت می شود. این ها می خواستند به همان اهداف و مقاصد برسند، اما نه از راه قرارداد و مذاکره. بلکه از راه دیگری که توضیح خواهم داد.اما از ادلۀ دیگری که نشان می دهد قرارداد حاصل از مذاکره برای این دوستان موضوعیت نداشته، نحوۀ اجرای برجام است. بخشی از یک قرارداد، نحوۀ اجرای آن است. این که ابتدا شما تعهداتتان را انجام بدهید، یا طرف مقابل؟! این که کدام یک از امتیازهای خود را و در چه موقع از دست بدهید، بخشی از مذاکره هستند. این نکته بسیار مهم است که چه کسی اجراکنندۀ اول باشد. زیرا یکی از ساده ترین نتایج قضیه این است که شما تعهداتتان را اجرا کنید، اما طرف مقابل زیر حرفش بزند و تعهداتش را عملی نکند. قرارداد خوب باید این جنبه ها را لحاظ کند. در برجام این جنبه ها اصلاً لحاظ نشده است. قبل از این که آمریکایی ها کاری انجام بدهند، ما به سرعت همۀ تعهدات خود را اجرا کردیم! مانند اولِ کار و قبل از ورود به مذاکره که دست خود را خالی کردیم، این جا هم قبل از این که آمریکایی ها حتی روی کاغذ در مقام اجرای تعهداتشان بربیایند، ما همۀ تعهدات خود را انجام دادیم. یعنی سانتریفیوژها را کم کردیم، اراک را بتن ریزی کردیم، خارج کردن اورانیوم غنی شده را آغاز کردیم و قس علی هذا.دلیل دیگر برای این مطلب که قرارداد موضوعیت و اهمیت نداشته و قرار نبوده مجرای تحقق اهداف و مقاصد کشور باشد، رجوع به خود قرارداد است. این که اکنون به سراغ روح برجام می روند و می گویند روح برجام نقض شده است، به این خاطر است که متن برجام چنین نتیجه ای از نقض عهد آمریکایی ها را نمی دهد. برای یک کشور، استناد به روح قرارداد مهم است، اما کجا باید به روح قرارداد استناد کرد؟ استناد به روح قرارداد اتفاقا ابزاری است برای تحقق اهداف بیشتری از متن قرارداد؛ اما این استناد در عرف روابط بین الملل، معنا و مفهوم خودش را دارد و در مواقع خیلی خاص به آن رجوع و استناد می شود.به همین علت است که می بینیم آمریکایی ها بسیار به روح برجام اشاره می کردند. منظور آمریکایی ها از روح برجام چیست؟ آمریکایی ها مفروضاتی دربارۀ برجام دارند که به استناد آن، اوایل خیلی به روح برجام استناد می کردند. آن ها فکر می کردند که برجام قرار است منشأ کنارگذاشتنِ اهداف منطقه ای ایران باشد. یا ایران باید بر سر اهداف و مقاصدی که معارض با اهداف و مقاصد آمریکا در منطقه است، نایستد یا به نظم هژمونیک مدنظر آمریکایی ها تمکین کند. این که حزب الله لبنان، سوریه و یمن را رها کند و هیچ اقدامی در مجامع بین المللی علیه سیاست های آمریکا انجام ندهد. اوباما این مطلب را صریح نمی گفت، اما بعداً ترامپ به صراحت گفت: "ایرانی ها باید از ما متشکر باشند، اما به جای آن علیه ما شاخ وشانه می کشند.!" یعنی فرض این ها این بوده که برجام مجرایی است برای این که ما انقلاب را فراموش کنیم و نسبت به سلطۀ آمریکا سکوت کنیم و هرکاری علیه ما و اهداف و مقاصد ما در جهان انجام دادند، هیچ نگوییم. آمریکایی ها دربارۀ مسائل این چنینی به روح برجام استناد می کنند. اما آیا دربارۀ مسائل هسته ای هم به روح برجام رجوع می کنند؟ خیر! آمریکایی ها می گویند سانتریفیوژهای شما باید این قدر باشد؛ میزان اورانیوم غنی شده و سطح غنی سازی این اندازه باشد؛ میزان آب سنگین شما باید این اندازه باشد و ... . همۀ این ها را در خود قرارداد و مفادش گنجانده اند. برای این دست از مسائل، خود قرارداد باید تأمین کنندۀ مقاصد باشد. متن قرارداد باید تأمین کنندۀ رفع تحریم ها و عادی سازی وضع اقتصادی ما در دنیا باشد تا بانک ها و سازمان ها با ما کار کنند. متن قرارداد باید متضمن این باشد که تحریم جدیدی وضع نکنند. همۀ این نکات جزو شروط نه گانۀ رهبر انقلاب است. آن شروط نه گانه را متن قرارداد باید تأمین می کرد. قرارداد باید طوری تنظیم می شد ...

ادامه مطلب  

عکس/سلفی های نظامیان عراقی در نبرد با داعش  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، ـ گرفتن عکس سلفی یکی از کارهایی است که نیروهای نظامی عراق به صورت مرتب در هنگام نبرد با تروریست های داعشی انجام می دهند.سلفی های نظامیان عراقی در نبرد با داعش سلفی های نظامیان عراقی در نبرد با داعش سلفی های نظامیان عراقی در نبر ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

اصابت موشک بالستیک یمن به مواضع سعودی در تعز  

درخواست حذف این مطلب
منابع امنیتی یمن از اصابت یک فروند موشک بالستیک به مواضع شبه نظامیان وابسته به ائتلاف سعودی در جنوب منطقه «المخا» در استان تعز خبر دادند. یگان موشکی ارتش یمن و انصارالله روز چهارشنبه یک فروند موشک بالستیک یمن را به سمت محل تجمع «مزدوران» سعودی در جنوب منطقه «المخا» واقع در استان تعز شلیک کرد. شبکه المسیره گزارش داد که نیروهای یمنی پس از رصد تحرکات شبه نظامیان ائتلاف ...

ادامه مطلب  

از حضور خواننده های زن در جشن های شبانه بن سلمان تا پیشنهاد ۱۰میلیون دلاری به مدل آمریکایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ خبرگزاری رسمی عربستان سعودی (واس) صبح روز چهارشنبه با انتشار خبری اعلام کرد، «سلمان بن عبد العزیز»، پادشاه این کشور در فرمانی جدید با برکناری «محمد بن نایف»، وزیر کشور و ولی عهد عربستان سعودی «محمد بن سلمان»، پسرش و وزیر دفاع و جانشین ولی عهد عربستان را به جای وی منصوب کرد.بر اساس فرمان ملک سلمان، محمد بن نایف علاوه بر ولایت عهدی، از مناصب دیگرش مانند وزارت کشور و معاونت ریاست شورای وزیران نیز برکنار شد.«مجتهد» افشاگر معروف سعودی در توئیتر خود این اقدام سلمان را «کودتای بن سلمان» خواند و نوشت که به زودی سلمان به نفع پسرش از قدرت کناره گیری خواهد کرد.درباره محمد بن سلمان که از زمان مرگ «عبد الله بن عبد العزیز»، پادشاه سابق عربستان و به قدرت رسیدن سلمان چه می دانیم، مطلب زیر تلاش دارد، نگاهی به زوایای نادیده و مخفی زندگی محمد بن سلمان بیاندازد. نمایی از داخل یکی از کاخ های محمد بن سلمان- با نفوذترین شخصیت در خاندان سعودیاز محمد بن سلمان در حال حاضر به عنوان با نفوذترین شخصیت در خاندان سعودی یاد می شود. وی علاوه بر تصدی منصب وزارت دفاع و نایب رئیسی مجلس وزیران عربستان سعودی، ریاست شورای اداره کننده شرکت نفتی «آرامکو»، بزرگ ترین شرکت نفتی عربستان سعودی را برعهده دارد و از بن سلمان به عنوان حاکم مطلق بر سیاست های داخلی و خارجی عربستان یاد می شود و ملک سلمان حرف شنوی خاصی از وی دارد، به گونه ای که پیشنهادات و نظرات وی را بدون اندکی تامل می پذیرد.وی که متولد 31 أوت 1985 میلادی می باشد، پس از فراغت از تحصیل با مدرک حقوق، چندین شرکت تجاری و اقتصادی را تاسیس کرد و از سال 2007 وارد دنیای سیاست و تصدی مناصب سیاسی شد، تا اینکه هم اکنون به سمت ولی عهدی عربستان سعودی منصوب شده و به نوشته روزنامه «نیویورک تایمز» از اختیاراتی برخوردار است که تاکنون هیچ یک از اعضای خاندان سعودی از این اختیارات برخوردار نبوده اند.خرید کاخ 300 میلیون ریال سعودی برای همسرشچندی پیش محمد بن سلمان از خزینه بیت المال اقدام به خرید کاخی برای همسرش به قیمت 300 میلیون ریال سعودی در منطقه «النخیل» شهر «ریاض» کرد، نکته مهم اینجا بود که این کاخ از آن «عبدالله بن مشبب»، دوستان شاهزاده «سلطان بن عبد العزیز»، ولی عهد اسبق عربستان سعودی بود و در حالی که ارزش آن بیش از 150 میلیون ریال سعودی برآورد شده بود، اما بن سلمان به عنوان پاداش دوران خدمتش، آن را به دو برابر ارزش واقعی اش برای همسرش خریداری کرد. شیخ صالح بن فوزانبرگزاری مناقصیه و خرید املاک دولتاز سوی دیگر، برملا شده یکی از مهمترین شگردهای محمد بن سلمان در سال های اخیر جهت سرقت املاک کشور، برگزاری مناقصه های متعدد با هم دستی وزیر دستگاه قضایی و وزیر شهرها و روستاها و وزیر دارایی است و در حالی که دلیل برگزاری این مناقصه ها بهانه هایی مانند کمک به کسر بودجه عمومی کشور و فروش اراضی به قیمت های بسیار ناچیز و بی ارزش بوده، معارضان عربستانی بر ملا کردند که در پس تمام این مناقصه و املاک خریداری شده، بن سلمان قرار دارد و وزیر دفاع سعودی به این جهت «ولید الصمعانی»، وزیر دستگاه قضایی عربستان را به عنوان یکی از هم دستان خود در این امر برگزید تا روند اجرایی و اقدامات حقوقی و قانونی لازم در این زمینه را دنبال کند، به ویژه موضوع پرداخت بهای این اراضی و صدور چک های آنها که البته هیچ گاه پرداختی در قبال آنها صورت نمی گیرد.گفتنی است، «ولید الصمعانی»، وزیر دستگاه قضایی عربستان سعودی زمانی وکیل شرکت های شخصی بن سلمان و مشاور و رایزن شرعی محمد بن سلمان نیز تلقی می شد. دیدار بن سلمان و مفتی عربستان برای ارام کردن نارضایتی مردمیدخالت در امور کشور و دادن رشوه های کلانگفته می شود، محمد بن سلمان حتی پیش از بر کناری محمد بن نایف به عنوان ولی عهد و وزیر کشور عربستان سعودی، در امور داخلی وزارت کشور و ولی عهدی که مربوط به حوزه کاری بن نایف می شده، نیز دخالت های بسیاری داشته است و برای اینکه زمینه پذیرش بر کناری محمد بن نایف از ولی عهدی و انتصاب خود به این سمت را هموار سازد، اقدام به پرداخت چک هایی به مبالغ گزاف و کلان به مشایخ وهابی «آل شیخ» و دیگر مفتی های وهابی سعودی از جمله شیخ «صالح بن فوزان»، از مهم ترین فقه های در خدمت آل سعود که بن نایف در وی نفوذ بسیار داشت، به عنوان رشوه و حق السکوت نمود. دیدار شخصی بن سلمان با شیخ صالح بن فوزانارزش یکی از این چک ها 25 میلیون ریال سعودی عنوان شده که به محمد بن سلمان طی دیدار شخصی اش با شیخ صالح بن فوزان، آن را به وی پرداخت کرده است. حضور خوانندگان معروف امریکایی در یکی از [شن های شبانه محمد بن سلمانرسوایی های اخلاقی محمد بن سلمان حضور شکیرا در یکی از حشن های شبانه محمد بن سلمانبالطبع سخن گفتن از رسوایی های اخلاقی محمد بن سلمان از حوصله این مقال خارج است، به همین دلیل به مهم ترین آنها اشاره می کنیم، «غانم الدوسری»، معارض مشهور عربستانی در یکی از افشاگری های خود می نویسد که طی سفر محمد بن سلمان به جزایر مالدیو در سال 2015 میلادی وی برای یک شب خوشگذرانی خود 8 میلیون دلار هزینه کرده است و طی آن از شماری از خواننده های معروف غربی از جمله «شکیرا» دعوت نمود، این در حالی است که رسوایی اخلاقی وی با «کیم کارداشیان»، ستاره آمریکایی هالیوود در سال 2014 و اینکه به خاطر یک شب بودن با وی پیشنهاد یک میلیون دلار را داده بود، بر کسی پوشیده نیست و البته ناگفته نماند، پس از رسیدن بن سلمان به وزارت دفاع و جانشین ولی عهدی این مبلغ به 10 میلیون دلار افزایش یافت، اما گویا این ستاره هالیوود به 10 میلیون دلار نیز رضایت نداده بود، لذا بن سلمان مبلغ را تا 20 میلیون دلار افزایش داده بود. رسوایی محمد بن سلمان با کیم کارداشیانمهندس و طراح ایده پرداخت مالیات هزینه کرد 8 میلیون دلاری برای یکی از جشن های شبانه محمد بن سلماناز محمد بن سلمان به عنوان مهندس و طراح ایده پرداخت مالیات توسط شهروندان عربستانی و کاهش حقوق کارمندان دستگاه های حکومتی یاد شده است، این در حالی است که 90درصد درآمد حاصل از فروش نفت عربستان به عنوان های مختلف به جیب شاهزادگان سعودی می رود و از این درآمد تنها 10 درصد عاید مردم عربستانی می شود که بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی معارضان این کشور 30 درصد آنها زیر خط فقر قرار دارند و در زباله ها به دنبال یافتن یک لقمه نان جهت سیر کردن شکم خود و خانواده هایشان هستند.این موضوع موجب اعتراض های بسیاری در میان شهروندان عربستانی شده بود، به همین دلیل محمد بن سلمان از بیم اعتراض های مردمی به سراغ مفتی عربستان رفته و از وی درخواست آرام کردن نارضایتی مردمی را می کند. اسناد شرکت صنایع شیشه طویقرسوایی تملک معادن تیماءبه گفته «غانم الدوسری»، معارض عربستانی مقیم لندن که محمد بن سلمان را «دزد» و «سارق» می داند و معروف است که وی را «خرس گنده» توصیف می کند، در یکی از افشا گری های خود می گوید که «خرس گنده» ملک سلمان مالک شرکت صنایع شیشه به نام «طویق» است. بن سلمان برای تامین مواد اولیه این شرکت دو وزارت نفت و منابع معدنی عربستان را وادار کرد، مجوز بهره برداری از معادن «سیلیس» استان «تیماء» را به مدت 30سال برای وی صادر کنند، به همین منظور سه مجوز صادر شده است که موجب مجوز اول اجازه بهره برداری از معادن سلیس منطقه به مساحت 47 میلیون و 477هزار و 984 متر مربع و مجوز دوم بهره برداری از معادن سلیس منطقه به مساحت 16 میلیون و 556 هزار و 451 متر مربع را به شرکت بن سلمان داده و در عمل بن سلمان بهره برداری از معادن سیلیس استان تیماء را به انحصار خود در آورده است.برگزاری جشن های غیر مذهبی کنسرت نغمه های فرهنگی با حضور خوانندگان معروف کشورهای عربی خلیج فارس کنسرت گفت و گوی موسیقی با حضور خوانندگان معروف کشورهای عربی خلیج فارسدر حالی که زنان در عربستان سعودی با محدودیت های بسیاری مواجه هستند و از سوی دیگر مردم این کشور در تنگناهای شدید اقتصادی به سر می برند و از لحاظ مذهبی به ظاهر هیئتی معروف به هیئت امر به معروف و نهی از منکر در خصوصی ترین امور ...

ادامه مطلب  

از حضور خواننده های زن در جشن های شبانه بن سلمان تا پیشنهاد ۱۰میلیون دلاری به مدل آمریکایی  

درخواست حذف این مطلب
غانم الدوسری، معارض مشهور عربستانی در یکی از افشاگری های خود می نویسد که طی سفر محمد بن سلمان به جزایر مالدیو در سال ۲۰۱۵ میلادی وی برای یک شب خوشگذرانی خود ۸ میلیون دلار هزینه کرده است.به گزارش صدخبر؛ خبرگزاری رسمی عربستان سعودی (واس) صبح روز چهارشنبه با انتشار خبری اعلام کرد، «سلمان بن عبد العزیز»، پادشاه این کشور در فرمانی جدید با برکناری «محمد بن نایف»، وزیر کشور و ولی عهد عربستان سعودی «محمد بن سلمان»، پسرش و وزیر دفاع و جانشین ولی عهد عربستان را به جای وی منصوب کرد. بر اساس فرمان ملک سلمان، محمد بن نایف علاوه بر ولایت عهدی، از مناصب دیگرش مانند وزارت کشور و معاونت ریاست شورای وزیران نیز برکنار شد.«مجتهد» افشاگر معروف سعودی در توئیتر خود این اقدام سلمان را «کودتای بن سلمان» خواند و نوشت که به زودی سلمان به نفع پسرش از قدرت کناره گیری خواهد کرد.درباره محمد بن سلمان که از زمان مرگ «عبد الله بن عبد العزیز»، پادشاه سابق عربستان و به قدرت رسیدن سلمان چه می دانیم، مطلب زیر تلاش دارد، نگاهی به زوایای نادیده و مخفی زندگی محمد بن سلمان بیاندازد. نمایی از داخل یکی از کاخ های محمد بن سلماناز محمد بن سلمان در حال حاضر به عنوان با نفوذترین شخصیت در خاندان سعودی یاد می شود. وی علاوه بر تصدی منصب وزارت دفاع و نایب رئیسی مجلس وزیران عربستان سعودی، ریاست شورای اداره کننده شرکت نفتی «آرامکو»، بزرگ ترین شرکت نفتی عربستان سعودی را برعهده دارد و از بن سلمان به عنوان حاکم مطلق بر سیاست های داخلی و خارجی عربستان یاد می شود و ملک سلمان حرف شنوی خاصی از وی دارد، به گونه ای که پیشنهادات و نظرات وی را بدون اندکی تامل می پذیرد.وی که متولد 31 أوت 1985 میلادی می باشد، پس از فراغت از تحصیل با مدرک حقوق، چندین شرکت تجاری و اقتصادی را تاسیس کرد و از سال 2007 وارد دنیای سیاست و تصدی مناصب سیاسی شد، تا اینکه هم اکنون به سمت ولی عهدی عربستان سعودی منصوب شده و به نوشته روزنامه «نیویورک تایمز» از اختیاراتی برخوردار است که تاکنون هیچ یک از اعضای خاندان سعودی از این اختیارات برخوردار نبوده اند.خرید کاخ 300 میلیون ریال سعودی برای همسرشچندی پیش محمد بن سلمان از خزینه بیت المال اقدام به خرید کاخی برای همسرش به قیمت 300 میلیون ریال سعودی در منطقه «النخیل» شهر «ریاض» کرد، نکته مهم اینجا بود که این کاخ از آن «عبدالله بن مشبب»، دوستان شاهزاده «سلطان بن عبد العزیز»، ولی عهد اسبق عربستان سعودی بود و در حالی که ارزش آن بیش از 150 میلیون ریال سعودی برآورد شده بود، اما بن سلمان به عنوان پاداش دوران خدمتش، آن را به دو برابر ارزش واقعی اش برای همسرش خریداری کرد. شیخ صالح بن فوزانبرگزاری مناقصیه و خرید املاک دولتاز سوی دیگر، برملا شده یکی از مهمترین شگردهای محمد بن سلمان در سال های اخیر جهت سرقت املاک کشور، برگزاری مناقصه های متعدد با هم دستی وزیر دستگاه قضایی و وزیر شهرها و روستاها و وزیر دارایی است و در حالی که دلیل برگزاری این مناقصه ها بهانه هایی مانند کمک به کسر بودجه عمومی کشور و فروش اراضی به قیمت های بسیار ناچیز و بی ارزش بوده، معارضان عربستانی بر ملا کردند که در پس تمام این مناقصه و املاک خریداری شده، بن سلمان قرار دارد و وزیر دفاع سعودی به این جهت «ولید الصمعانی»، وزیر دستگاه قضایی عربستان را به عنوان یکی از هم دستان خود در این امر برگزید تا روند اجرایی و اقدامات حقوقی و قانونی لازم در این زمینه را دنبال کند، به ویژه موضوع پرداخت بهای این اراضی و صدور چک های آنها که البته هیچ گاه پرداختی در قبال آنها صورت نمی گیرد.گفتنی است، «ولید الصمعانی»، وزیر دستگاه قضایی عربستان سعودی زمانی وکیل شرکت های شخصی بن سلمان و مشاور و رایزن شرعی محمد بن سلمان نیز تلقی می شد. دیدار بن سلمان و مفتی عربستان برای ارام کردن نارضایتی مردمیدخالت در امور کشور و دادن رشوه های کلانگفته می شود، محمد بن سلمان حتی پیش از بر کناری محمد بن نایف به عنوان ولی عهد و وزیر کشور عربستان سعودی، در امور داخلی وزارت کشور و ولی عهدی که مربوط به حوزه کاری بن نایف می شده، نیز دخالت های بسیاری داشته است و برای اینکه زمینه پذیرش بر کناری محمد بن نایف از ولی عهدی و انتصاب خود به این سمت را هموار سازد، اقدام به پرداخت چک هایی به مبالغ گزاف و کلان به مشایخ وهابی «آل شیخ» و دیگر مفتی های وهابی سعودی از جمله شیخ «صالح بن فوزان»، از مهم ترین فقه های در خدمت آل سعود که بن نایف در وی نفوذ بسیار داشت، به عنوان رشوه و حق السکوت نمود. دیدار شخصی بن سلمان با شیخ صالح بن فوزانارزش یکی از این چک ها 25 میلیون ریال سعودی عنوان شده که به محمد بن سلمان طی دیدار شخصی اش با شیخ صالح بن فوزان، آن را به وی پرداخت کرده است. حضور خوانندگان معروف امریکایی در یکی از [شن های شبانه محمد بن سلمانرسوایی های اخلاقی محمد بن سلمان حضور شکیرا در یکی از حشن های شبانه محمد بن سلمانبالطبع سخن گفتن از رسوایی های اخلاقی محمد بن سلمان از حوصله این مقال خارج است، به همین دلیل به مهم ترین آنها اشاره می کنیم، «غانم الدوسری»، معارض مشهور عربستانی در یکی از افشاگری های خود می نویسد که طی سفر محمد بن سلمان به جزایر مالدیو در سال 2015 میلادی وی برای یک شب خوشگذرانی خود 8 میلیون دلار هزینه کرده است و طی آن از شماری از خواننده های معروف غربی از جمله «شکیرا» دعوت نمود، این در حالی است که رسوایی اخلاقی وی با «کیم کارداشیان»، ستاره آمریکایی هالیوود در سال 2014 و اینکه به خاطر یک شب بودن با وی پیشنهاد یک میلیون دلار را داده بود، بر کسی پوشیده نیست و البته ناگفته نماند، پس از رسیدن بن سلمان به وزارت دفاع و جانشین ولی عهدی این مبلغ به 10 میلیون دلار افزایش یافت، اما گویا این ستاره هالیوود به 10 میلیون دلار نیز رضایت نداده بود، لذا بن سلمان مبلغ را تا 20 میلیون دلار افزایش داده بود. رسوایی محمد بن سلمان با کیم کارداشیانمهندس و طراح ایده پرداخت مالیات هزینه کرد 8 میلیون دلاری برای یکی از جشن های شبانه محمد بن سلماناز محمد بن سلمان به عنوان مهندس و طراح ایده پرداخت مالیات توسط شهروندان عربستانی و کاهش حقوق کارمندان دستگاه های حکومتی یاد شده است، این در حالی است که 90درصد درآمد حاصل از فروش نفت عربستان به عنوان های مختلف به جیب شاهزادگان سعودی می رود و از این درآمد تنها 10 درصد عاید مردم عربستانی می شود که بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی معارضان این کشور 30 درصد آنها زیر خط فقر قرار دارند و در زباله ها به دنبال یافتن یک لقمه نان جهت سیر کردن شکم خود و خانواده هایشان هستند.این موضوع موجب اعتراض های بسیاری در میان شهروندان عربستانی شده بود، به همین دلیل محمد بن سلمان از بیم اعتراض های مردمی به سراغ مفتی عربستان رفته و از وی درخواست آرام کردن نارضایتی مردمی را می کند. اسناد شرکت صنایع شیشه طویقرسوایی تملک معادن تیماءبه گفته «غانم الدوسری»، معارض عربستانی مقیم لندن که محمد بن سلمان را «دزد» و «سارق» می داند و معروف است که وی را «خرس گنده» توصیف می کند، در یکی از افشا گری های خود می گوید که «خرس گنده» ملک سلمان مالک شرکت صنایع شیشه به نام «طویق» است. بن سلمان برای تامین مواد اولیه این شرکت دو وزارت نفت و منابع معدنی عربستان را وادار کرد، مجوز بهره برداری از معادن «سیلیس» استان «تیماء» را به مدت 30سال برای وی صادر کنند، به همین منظور سه مجوز صادر شده است که موجب مجوز اول اجازه بهره برداری از معادن سلیس منطقه به مساحت 47 میلیون و 477هزار و 984 متر مربع و مجوز دوم بهره برداری از معادن سلیس منطقه به مساحت 16 میلیون و 556 هزار و 451 متر مربع را به شرکت بن سلمان داده و در عمل بن سلمان بهره برداری از معادن سیلیس استان تیماء را به انحصار خود در آورده است.برگزاری جشن های غیر مذهبی کنسرت نغمه های فرهنگی با حضور خوانندگان معروف کشورهای عربی خلیج فارس کنسرت گفت و گوی موسیقی با حضور خوانندگان معروف کشورهای عربی خلیج فارسدر حالی که زنان در عربستان سعودی با محدودیت های بسیاری مواجه هستند و از سوی دیگر مردم این کشور در تنگناهای شدید اقتصادی به سر می برند و از لحاظ مذهبی ...

ادامه مطلب  

نام: بیژن، نام خانوادگی: مصور رحمانی، ماموریت: تسهیل شرایط جاسوسی در ایران/ اسناد دیجیتالی پژوهشگر آمریکایی پروژه نفوذ کجا ذخیره شده اند؟  

درخواست حذف این مطلب
زی یو وانگ شهروند آمریکاست اما در چین (پکن) به دنیا آمده، در رشته تاریخ به مدت ۴ سال در دانشگاه پرینستون فعالیت کرده و در سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ مطالعات گروهی را در مورد ایران به همراه افرادی در موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (موسسه ای با دستور کار پیچیده و البته روابط عنکبوتی با نهادهای سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی کشورهای آمریکا و انگلیس) انجام داده است.به گزارش تهران نیوز ، طبق معمول جلسات گذشته آقای سخنگو در اول جلسه توضیحاتی را از مهمترین پرونده های قضائی ارائه و در ادامه اظهار کرد: یکی از عوامل نفوذی امریکا که دو تابعیتی بود و هم تابعیت امریکا را داشت و هم از تابعیت یک کشور خارجی دیگر برخوردار بود، با نفوذ خاصی وارد ایران شده بود که توسط نیرو های وزارت اطلاعات شناسایی و دستگیر شد و محرز شد که وی در جهت جمع آوری اطلاعات فعالیت می کند و در بحث نفوذ دخالت داشته است که پرونده این فرد به دادگاه رفت و در دادگاه بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شد که البته این حکم قابل اعتراض و تجدید نظرخواهی است و چنانچه حکم این فرد که مستقیما از ناحیه امریکا هدایت می شده است، قطعی شد، شاید من بیشتر توضیح دهم که چه اقداماتی داشته است.خبرگزاری قوه قضائیه در گزارشی که هفته گذشته منتشر شد و بازتاب های زیادی هم داشت نوشت: زی یو وانگ شهروند آمریکاست اما در چین (پکن) به دنیا آمده، در رشته تاریخ به مدت ۴ سال در دانشگاه پرینستون فعالیت کرده و در سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ مطالعات گروهی را در مورد ایران به همراه افرادی در موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (موسسه ای با دستور کار پیچیده و البته روابط عنکبوتی با نهادهای سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی کشورهای آمریکا و انگلیس) انجام داده است.وانگ در پوشش یک دانشجوی ارشد پژوهشگر وارد کشور شد، مطالعات میدانی از ایران را در قالب مقاله های آشکار(چاپ شده و قابل دسترس در فضای مجازی)، محرمانه و خیلی محرمانه در اختیار تیم تحقیقاتی وزارت امور خارجه آمریکا، موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (که در دانشگاه پرینستون فعالیت می کند)، مدرسه کندی دانشگاه هاروارد و موسسه ایرانشناسی بریتانیا قرار داد و در قالب پروژه نفوذ به نهادهای مطالعاتی کشور سعی در نفوذ به آرشیوهای معتبر کشور را داشت.وی تا پیش از دستگیری موفق به ثبت آرشیو دیجیتال از ۴۵۰۰ صفحه از اسناد کشور شده بود که البته این اقدام او با نظارت کارشناسان مجرب پرونده که وی را به صورت نامحسوس تحت نظر داشته اند صورت گرفته است.در همین زمینه بخوانید: جاسوسی در پوشش پژوهشگر؛ تهیه آرشیو دیجیتالی برای بزرگترین نهاد جاسوس علیه ایراندر انتهای گزارش قبلی؛ خبرگزاری میزان وعده داد تا در گزارش های دیگری جزئیات بیشتری از افراد مرتبط و نهادهای همکار جاسوس آمریکایی در پوشش پژوهشگر در فراسوی مرزها را به اطلاع کاربران گرامی برساند.در گزارش امروز به معرفی مرکز شرمین و بیژن مصور رحمانی برای مطالعات ایران خلیج فارس و چند نفر از اعضای آن خواهیم پرداخت. در گزارش بعدی به دیگر افراد نزدیک به این مرکز پرداخته خواهد شد.همکاری آقای جاسوس با موسسه شرمین و بیژن!همانطور که در گزارش پیشین اشاره شد، زی یو ونگ در زمان حضور در دانشگاه پرینستون به همکاری با موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی برای مطالعات ایران و خلیج فارس می پردازد؛ یکی از ده ها موسسه مطالعاتی وزارت خارجه آمریکا در دانشگاه های این کشور که با نگاهی به افراد و روابط آن مشخص میشود با پوشش مطالعاتی و فرهنگی در واقع پروژه های بزرگ تری از نفوذ و در نهایت براندازی نرم داخل ایران را مدیریت میکنند.مراکز مطالعاتی امریکا دقیقا دنبال چه هستند؟اینگونه مراکز با فرستادن نمایندگان یا همان جاسوسان حرفه ای خود به داخل ایران با پوشش هایی مانند سخنرانی، اعطای بورسیه های تحصیلی، حمایت از پروژه های ترجمه، پژوهش و کمپین های گوناگون فرهنگی به جمع آوری اسناد و مدارک از ایران می پردازند، اقدامی که دقیقا وانگ در ایران و در کتابخانه های نهادهای رسمی کشور دنبال کرده است.مرکز شرمین و بیژن مصور رحمانی وابسته به دانشگاه پرینستون آمریکا است. این مرکز نیز مانند بسیاری دیگر از مراکز ایران شناسی در دانشگاه های آمریکا مانند هاروارد، ییل، کالج پارک، کالیفرنیا، استنفورد و … در زمینه های فراوان و پیچیده ای از فرهنگ، اقتصاد، تاریخ گرفته تا حمایت از پروژه های هدف دار ترجمه و حتی آثار تاریخی و فرهنگی فعالیت میکند.براساس آنچه در وب سایت این مرکز آمده است ” مرکز مصور رحمانی در زمینه هایی گسترده از جمله مسائل سیاسی مانند تأثیر ایران و خلیج فارس در امنیّت منطقه و جهان و بر بازار نفت و انرژی و تجارت و مراودات مالی بین المللی پژوهش می کند. امّا محدودۀ فعالیت ها از تدریس و پژوهش در تاریخ تا سیاست، جامعه، اقتصاد،مذهب، ادبیّات، هنر و فرهنگ معاصر منطقه، از ایران پیش از اسلام تا کشورهای جدیدی که اکنون گرداگرد خلیج فارس هستند، را در بر می گیرد.”عمده تمرکز مرکز ایران شناسی پرینستون، با استخدام افراد متخصص در حوزه ایران جمع آوری اسناد و اطلاعات و ایجاد آرشیوی از اسناد ملی ایران است که برخی از آن ها اشاره می کنیم:*ایجاد زیرساخت تحقیقاتی در آمریکا، از طریق تهیه آرشیودیجیتالی در مورد ایران*ایجاد هماهنگی وتبادل اطلاعات بین تمام دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی در موضوعات مربوط به ایران به منظور شناسایی موضوعات مرتبط با براندازی نرم**حمایت مادی ومعنوی از اشخاص حقیقی که با موضوعات قابل بهره برداری دراهداف از پیش تعیین شده در خصوص ایران اقدام به تحقیق و پژوهش می نمایند**نظرسنجی گسترده با موضوع چگونگی رویگردانی مردم از انقلاب بخصوص در انتخابات و تغییرنسل **ایجاد زیرساخت (بانک اطلاعاتی) درحوزه علوم انسانی با رویکرد القاء اهداف آمریکا (تغییر افکار)**تجزیه وتحلیل ساختار اقتصادی ایران به منظور چگونگی اعمال تحریم های اقتصادی هدفمند و تأثیرگذاردانشگاه پرینستون امریکا، یکی از بهترین دانشگاه های دنیا از ترجمه برخی متون برای انتشار در ایران حمایت مادی می کند، کاری که توسط مرکز مصور رحمانی انجام میگیرد.مرکز مصور رحمانی که با سرمایه گذاری ۱۰ میلیون دلاری بیژن و شرمین مصور رحمانی، از دانشجویان سابق پرینستون و هاروارد در سال ۲۰۱۲ راه اندازی شد؛ در تهران نیز پایگاه هایی دارد و از طریق نهادهایی مانند انجمن ایران شناسی فرانسه در تهران پروژه های خود را انجام می دهد. بیژن مصور رحمانیآنطور که خود مرکز مصور رحمانی اشاره کرده است، این مرکز پروژه هایی را نیز در ایران دنبال می کند که برای اجرای آن با نهادهایی بنیاد سعدی در تهران، موسسه دهخدا که وانگ در آنجا فعالیت داشته است، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شیراز، دانشگاه امام خمینی قزوین، دانشگاه مشهد همکاری دارد.موسسه مصر رحمانی با بنیادهایی نظیر وودرو ویلسون، مدرسه کندی هاروارد، دانشگاه تل آویو، شورای ایران-آمریکا ، بنیاد راکفرو … به صورت مستقیم و غیر مستقیم ارتباط دارد.در واقع این بنیادها شاید در ظاهر ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مواردی مانند، تحقیقات مشترک، برگزاری کنفرانس و نشست های تخصصی با حضور افراد مشترک نشان از اهداف یکسان آن ها دارد که مستقیما ایران را نشانه گرفته اند.این بنیادها، بازوهای تحقیقاتی و اطلاعاتی وزارت خ ...

ادامه مطلب  

تسهیل شرایط جاسوسی در ایران/ اسناد دیجیتالی پژوهشگر آمریکایی پروژه نفوذ کجا ذخیره شده اند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، طبق معمول جلسات گذشته آقای سخنگو در اول جلسه توضیحاتی را از مهمترین پرونده های قضائی ارائه و در ادامه اظهار کرد: یکی از عوامل نفوذی امریکا که دو تابعیتی بود و هم تابعیت امریکا را داشت و هم از تابعیت یک کشور خارجی دیگر برخوردار بود، با نفوذ خاصی وارد ایران شده بود که توسط نیرو های وزارت اطلاعات شناسایی و دستگیر شد و محرز شد که وی در جهت جمع آوری اطلاعات فعالیت می کند و در بحث نفوذ دخالت داشته است که پرونده این فرد به دادگاه رفت و در دادگاه بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شد که البته این حکم قابل اعتراض و تجدید نظرخواهی است و چنانچه حکم این فرد که مستقیما از ناحیه امریکا هدایت می شده است، قطعی شد، شاید من بیشتر توضیح دهم که چه اقداماتی داشته است.خبرگزاری قوه قضائیه در گزارشی که هفته گذشته منتشر شد و بازتاب های زیادی هم داشت نوشت: زی یو وانگ شهروند آمریکاست اما در چین (پکن) به دنیا آمده، در رشته تاریخ به مدت 4 سال در دانشگاه پرینستون فعالیت کرده و در سال های 2013 و 2014 مطالعات گروهی را در مورد ایران به همراه افرادی در موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (موسسه ای با دستور کار پیچیده و البته روابط عنکبوتی با نهادهای سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی کشورهای آمریکا و انگلیس) انجام داده است.وانگ در پوشش یک دانشجوی ارشد پژوهشگر وارد کشور شد، مطالعات میدانی از ایران را در قالب مقاله های آشکار(چاپ شده و قابل دسترس در فضای مجازی)، محرمانه و خیلی محرمانه در اختیار تیم تحقیقاتی وزارت امور خارجه آمریکا، موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (که در دانشگاه پرینستون فعالیت می کند)، مدرسه کندی دانشگاه هاروارد و موسسه ایرانشناسی بریتانیا قرار داد و در قالب پروژه نفوذ به نهادهای مطالعاتی کشور سعی در نفوذ به آرشیوهای معتبر کشور را داشت.وی تا پیش از دستگیری موفق به ثبت آرشیو دیجیتال از 4500 صفحه از اسناد کشور شده بود که البته این اقدام او با نظارت کارشناسان مجرب پرونده که وی را به صورت نامحسوس تحت نظر داشته اند صورت گرفته است.در همین زمینه بخوانید: جاسوسی در پوشش پژوهشگر؛ تهیه آرشیو دیجیتالی برای بزرگترین نهاد جاسوس علیه ایراندر انتهای گزارش قبلی؛ خبرگزاری میزان وعده داد تا در گزارش های دیگری جزئیات بیشتری از افراد مرتبط و نهادهای همکار جاسوس آمریکایی در پوشش پژوهشگر در فراسوی مرزها را به اطلاع کاربران گرامی برساند.در گزارش امروز به معرفی مرکز شرمین و بیژن مصور رحمانی برای مطالعات ایران خلیج فارس و چند نفر از اعضای آن خواهیم پرداخت. در گزارش بعدی به دیگر افراد نزدیک به این مرکز پرداخته خواهد شد.همکاری آقای جاسوس با موسسه شرمین و بیژن!همانطور که در گزارش پیشین اشاره شد، زی یو ونگ در زمان حضور در دانشگاه پرینستون به همکاری با موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی برای مطالعات ایران و خلیج فارس می پردازد؛ یکی از ده ها موسسه مطالعاتی وزارت خارجه آمریکا در دانشگاه های این کشور که با نگاهی به افراد و روابط آن مشخص میشود با پوشش مطالعاتی و فرهنگی در واقع پروژه های بزرگ تری از نفوذ و در نهایت براندازی نرم داخل ایران را مدیریت میکنند.مراکز مطالعاتی امریکا دقیقا دنبال چه هستند؟اینگونه مراکز با فرستادن نمایندگان یا همان جاسوسان حرفه ای خود به داخل ایران با پوشش هایی مانند سخنرانی، اعطای بورسیه های تحصیلی، حمایت از پروژه های ترجمه، پژوهش و کمپین های گوناگون فرهنگی به جمع آوری اسناد و مدارک از ایران می پردازند، اقدامی که دقیقا وانگ در ایران و در کتابخانه های نهادهای رسمی کشور دنبال کرده است.مرکز شرمین و بیژن مصور رحمانی وابسته به دانشگاه پرینستون آمریکا است. این مرکز نیز مانند بسیاری دیگر از مراکز ایران شناسی در دانشگاه های آمریکا مانند هاروارد، ییل، کالج پارک، کالیفرنیا، استنفورد و ... در زمینه های فراوان و پیچیده ای از فرهنگ، اقتصاد، تاریخ گرفته تا حمایت از پروژه های هدف دار ترجمه و حتی آثار تاریخی و فرهنگی فعالیت میکند.براساس آنچه در وب سایت این مرکز آمده است " مرکز مصور رحمانی در زمینه هایی گسترده از جمله مسائل سیاسی مانند تأثیر ایران و خلیج فارس در امنیّت منطقه و جهان و بر بازار نفت و انرژی و تجارت و مراودات مالی بین المللی پژوهش می کند. امّا محدودۀ فعالیت ها از تدریس و پژوهش در تاریخ تا سیاست، جامعه، اقتصاد،مذهب، ادبیّات، هنر و فرهنگ معاصر منطقه، از ایران پیش از اسلام تا کشورهای جدیدی که اکنون گرداگرد خلیج فارس هستند، را در بر می گیرد."عمده تمرکز مرکز ایران شناسی پرینستون، با استخدام افراد متخصص در حوزه ایران جمع آوری اسناد و اطلاعات و ایجاد آرشیوی از اسناد ملی ایران است که برخی از آن ها اشاره می کنیم:*ایجاد زیرساخت تحقیقاتی در آمریکا، از طریق تهیه آرشیودیجیتالی در مورد ایران*ایجاد هماهنگی وتبادل اطلاعات بین تمام دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی در موضوعات مربوط به ایران به منظور شناسایی موضوعات مرتبط با براندازی نرم**حمایت مادی ومعنوی از اشخاص حقیقی که با موضوعات قابل بهره برداری دراهداف از پیش تعیین شده در خصوص ایران اقدام به تحقیق و پژوهش می نمایند**نظرسنجی گسترده با موضوع چگونگی رویگردانی مردم از انقلاب بخصوص در انتخابات و تغییرنسل **ایجاد زیرساخت (بانک اطلاعاتی) درحوزه علوم انسانی با رویکرد القاء اهداف آمریکا (تغییر افکار)**تجزیه وتحلیل ساختار اقتصادی ایران به منظور چگونگی اعمال تحریم های اقتصادی هدفمند و تأثیرگذاردانشگاه پرینستون امریکا، یکی از بهترین دانشگاه های دنیا از ترجمه برخی متون برای انتشار در ایران حمایت مادی می کند، کاری که توسط مرکز مصور رحمانی انجام میگیرد.مرکز مصور رحمانی که با سرمایه گذاری 10 میلیون دلاری بیژن و شرمین مصور رحمانی، از دانشجویان سابق پرینستون و هاروارد در سال 2012 راه اندازی شد؛ در تهران نیز پایگاه هایی دارد و از طریق نهادهایی مانند انجمن ایران شناسی فرانسه در تهران پروژه های خود را انجام می دهد. بیژن مصور رحمانیآنطور که خود مرکز مصور رحمانی اشاره کرده است، این مرکز پروژه هایی را نیز در ایران دنبال می کند که برای اجرای آن با نهادهایی بنیاد سعدی در تهران، موسسه دهخدا که وانگ در آنجا فعالیت داشته است، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شیراز، دانشگاه امام خمینی قزوین، دانشگاه مشهد همکاری دارد.موسسه مصر رحمانی با بنیادهایی نظیر وودرو ویلسون، مدرسه کندی هاروارد، دانشگاه تل آویو، شورای ایران-آمریکا ، بنیاد راکفرو ... به صورت مستقیم و غیر مستقیم ارتباط دارد.در واقع این بنیادها شاید در ظاهر ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مواردی مانند، تحقیقات مشترک، برگزاری کنفرانس و نشست های تخصصی با حضور افراد مشترک نشان از اهداف یکسان آن ها دارد که مستقیما ایران را نشانه گرفته اند.این بنیادها، بازوهای تحقیقاتی و اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا و نهادی امنیتی این کشور برای اجرای پروژه های کلان برای کشورهایی مانند ایران هستند. حضور جان لیمبرت، سفیر سابق فارسی زبان آمریکا در ایران و حسین موسویان در یکی از نشست ...

ادامه مطلب  

آقای سخنگو! جنایات جنگی آمریکا در افغانستان یادتان نرود! - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش دفتر منطقه ای تسنیم، از سال 2001 میلادی و ورود نظامیان آمریکایی به خاک افغانستان قریب به 16 سال می گذرد، هر چند نظامیان آمریکایی هدف خود را از حضور در افغانستان مقابله با ناامنی و تلاش برای ایجاد صلح در این کشور عنوان می کنند اما آمار تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات جنگنده های آمریکایی در ولایات مختلف افغانستان گویای حکایت دیگری است، حکایت از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان چه در شمال، چه در مرکز و چه در شرق و چه در جنوب افغانستان.گرچه پس از هر حمله یا با رد آن از سوی ناتو و یا اخباری روتین و تکراری به نقل از مقامات آمریکایی مبنی بر سهوی بودن حملات مواجه می شویم اما با نگاهی اجمالی و در عین حال دقیق به اخبار منتشره و فعالیت نیروهای خارجی در افغانستان که عمده آنها را نظامیان آمریکایی تشکیل می دهد، در ذهن هر شنونده آگاهی این سوال ایجاد می شود که در چهار ماه کشته و زخمی شدن بیش از 50 غیرنظامی در افغانستان در حملات جنگنده های آمریکایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟صرف نظر از دو حمله مرگبار نیروهای آمریکایی در ماه های اخیر بر نظامیان افغان در شهرستان های «نادعلی» و «گرشک» در جنوب افغانستان که منجر به کشته شدن 25 نظامی افغان و زخمی شدن بیش از 15 نفر دیگر شد، باید گفت تعداد حملات بر غیرنظامیان و آمار تلفات آن نیز بیشتر بوده است.در ادامه تنها به بخشی از جنایت جنگی افغانستان و کشتار غیرنظامیان افغان بدست نیروهای آمریکایی در چهار ماهه نخست امسال نگاهی اجمالی می کنیم:یک کشته و هشت زخمی در حمله هوایی نیروهای آمریکایی در «هسکه مینه» ننگرهار در شرق افغانستان پنج کشته و پنج زخمی در حمله جنگنده های آمریکایی به ارزگان در مرکز افغانستان حمله هوایی جنگنده های آمریکایی به مناطق مسکونی و مدرسه دخترانه در منطقه «بندرخان آباد» ولایت قندوز در شمال افغانستان که به دلیل تلفات بالای آن آمار دقیقی از کشته و زخمی های حادثه مشخص نشد. 6 کشته و 17 زخمی باز هم در حمله جنگنده های آمریکایی به ارزگان در مرکز افغانستان انتقام گیری ناجوانمردانه آمریکایی ها از کودکان افغان و کشتن دو فرزند به همراه پدرشان در «غنی خیل» ننگرهار در شرق افغانستان پس از حمله طالبان به کاروان نیروهای آمریکایاین موارد تنها قسمتی از جنایات جنگی آمریکایی ها در خاک افغانستان و وارد ساختن تلفات بر غیرنظامیان افغان در چند ماه گذشته بوده است، جنایتی معادل کشته و زخمی شدن بیش از 50 غیرنظامی آن هم به ادعای آمریکایی ها به شکل سهوی...بی تردید مرور بر این وقایع و رخدادها ما را بر می گرداند به سخنان صریح رهبر معظم انقلاب در ارتباط ...

ادامه مطلب  

آمریکا ۶۴ سال بعد از امضای قرارداد مستشاری با مصدق، اسناد دخالتش را در کودتا منتشر کرد - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، کودتای آمریکایی ــ انگلیسی 28 مرداد 1332 در تاریخ ایران یادآور روزی است که نهضت ضد استعماری ملی شدن صنعت نفت در ایران به دلیل عوامل متعددی با ناکامی مواجه شد. بازگشت مجدد محمدرضا پهلوی به عرصه قدرت در ایران، موجب شد تا پایه های سلطه آمریکا در ایران مستحکم تر شود و آمریکا اقدامات گوناگونی را جهت کادرسازی و نهادسازی و تشکیلات از کودتای 1332 تا 1340 انجام دهد.گفت وگوی خبرگزاری تسنیم با قاسم تبریزی کارشناس مسائل سیاسی و تاریخی در ادامه منتشر می شود.تسنیم: در ابتدا لطفاً یک شمای کلی از وضعیت ایران معاصر در دهه 1320 بدهید. یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر ما دهه 1320 است که جامعه از یک استبداد و اختناق سنگینی مثل دوره رضاخان گذشت. بین سال 26-1320 علیرغم قحطی، اشغال ایران توسط سه کشور متجاوز شوروی و انگلیس و آمریکا یا حوادث ناگوار و خیانت بار فرقه دموکرات آذربایجان و حزب دموکرات کردستان که در حقیقت توطئه شوروی ها بود جامعه خودش را پیدا کرد و توانست روی پای خودش بایستد. در این دوره به خصوص بعد از فروپاشی استبداد رضاخان، حزب توده از موقعیت استفاده کرد و جو جامعه را بدست گرفت. می توانیم بگوییم که تا سال 1324 جو کل جامعه سیاسی ما خصوصا دانشجویی تحت تأثیر حزب توده بود. با آن خیانت و آن حرکت یک مرتبه جامعه پشت پرده این حزب را دید که چگونه این حزب وابستگی دارد.در این جا دو جریان ملی و مذهبی وارد میدان شدند. مذهبی ها با تأسیس فدائیان اسلام، اتحادیه مسلمین، حزب برادران، حزب اسلام در شاهرود، حزب مؤتلفه در مشهد (که با این حزب مؤتلفه مشهور تفاوت دارد) ، نشریات، مجلات، انجمن تبلیغات اسلامی دکتر شهاب پور و ... وارد میدان شدند. حرکت هایی که نشانگر پیدا کردن خود و بازگشت به هویت اسلامی بود. از طرفی هم جریان ملی گرایی در تقابل با انگلیس و حزب توده بود. اگر چه این ها در مبانی فکری سیاسی خود دو خطا داشتند: یکی این که ناسیونالیسم را به عنوان ایدئولوژی پذیرفتند یا دموکراسی و سوسیالیسم غرب را برای درست کردن ساختار ایران قبول داشتند؛ خطای دوم که فاجعه آمیز شد این بود که به آمریکا به عنوان یک ناجی نگاه می کردند و باور نداشتند که آمریکا استعمارگر است. حتی قدمی جلوتر می گذاشتند و مطرح می کردند که ما برای مبارزه با انگلیس و شوروی که هر دو دشمن هستند نیاز به یک قدرتی داریم که با اتکا به آن، این دو کشور را از ایران بیرون کنیم. این یک تفکر انحرافی بود. تحلیلشان هم این بود که در آمریکا دو جریان دموکرات و جمهوری خواه وجود دارد و ما می توانیم با دموکرات ها کنار بیاییم. مصداقشان هم این بود که آمریکایی ها بعد از جنگ جهانی دوم وقتی وارد ایران شدند مثل شوروی و انگلیس دست به غارت نزدند. اگرچه مفاسدشان زیاد بود اما آن ها غافل از این بودند که آمریکا درحال شروع کردن نفوذ خود درون حکومت است. چون از سال 1321 رسما مستشاران آمریکایی به کار گرفته شدند. در مجلس هم تصویب کردند که ما مستشار آمریکایی داشته باشیم. اصل 4 ترومن هم که سال های 1326 مطرح شد که برای دگرگونی ساختار کشاورزی و اقتصاد ایران بود این تحلیل را داشتند که این ها در جهت رشد و توسعه است خصوصا با توجه به آن نطق هایی که ترومن و سیاستمداران آمریکایی می کردند؛ غافل از این که این ها دارند شناسایی می کنند تا از بین ببرند. اتفاقا در اسناد داریم که در یک جلسه نهج البلاغه در سال 1328در شیراز یکی از اساتید روحانی که شرح نهج البلاغه می گفت می گوید که آمریکایی ها مشغول شناسایی هستند تا بعدا جانشین انگلیسی ها شوند. این تفکر در مثل حزب ایران و ملی گراهایمان نبود.تسنیم: آغاز نهضت ملی شدن صنعت نفت چه زمانی بود؟نهضت ضد استعماری ملی شدن نفت برای کوتاه کردن دست انگلستان از ثروت مردم و سلطه بر مردم از سال 1327 شروع شد. دلیل آن هم این بود که قرارداد 60 ساله ای که زمان پادشاهی مظفرالدین شاه امضا شد در سال 1327 تمام می شد. اگرچه در دوره رضاخان با سیاست خود انگلستان و خیانت رضاخان و تقی زاده این قرار داد 60 سال دیگر تمدید شد که تا سال 1372 تمدید شده بود اما جامعه ایستاد که همان قرارداد سیدحسن تقی زاده درست است و قرارداد دوم خیانت است.این حرکت شروع می شود تا سال 1329 دو جریان ملی و مذهبی در کنار هم هستند. جبهه ملی هم در آبان 1328 شروع می شود یعنی یکسال بعد از شروع نهضت ملی شدن صنعت نفت. این که روی تاریخ گاهی تکیه می کنیم به این دلیل است که در مواقعی مسائل را طوری مطرح می کنند که انگار همه این ها در یک شخص و یک زمان صورت گرفته است و به تقدم و تأخر زمانی توجه نمی کنند. سال 1328 جبهه ملی تشکیل می شود که در آن هم افراد سلطنت طلب بودند مثل عباس خلیل، مهدی میراشرافی، ابوالحسن عمید نوری و تعداد زیادی از رجال درباری؛ چون انگیزه اعتراض به انتخابات بود. هم مذهبی ها بودند و هم ملیون ولی رهبری آن با دکتر محمد مصدق بود. جبهه ملی در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت هم فعال می شود و در کنار مذهبی ها شروع به فعالیت می کند. اگرچه باید این را بگوییم که موقعیت ملیون از مذهبی ها بهتر بود. در ابتدا فدائیان اسلام هم جزو تشکیلات اقماری جبهه ملی هستند و این نکته ای است که گفته نمی شود و نمی دانم علت آن چیست؟ اگر خطا است باید نقد شود و اگر صحیح است باید مطرح شود. فدائیان اسلام و جبهه ملی جلساتی داشتند و خود شهید حجت الاسلام سید مجتبی نواب صفوی و دکتر مصدق با یکدیگر صحبت می کردند. حتی شهید نواب صفوی از مصدق قول می گیرد که ما بعدا باید قانون اسلام را عمل کنیم و حدود اسلامی باید در این مملکت جاری شود.شهید نواب صفویتسنیم: جایگاه فدائیان اسلام در نهضت ملی شدن صنعت نفت چیست؟یکی از مهم ترین علل موفقیت نهضت ملی شدن صنعت نفت، از بین بردن موانع ملی شدن نفت بود. اولین مانع عبدالحسین هژیر بود؛ او عنصری انگلیسی بود و برکشیده سید حسن تقی زاده که در کنار او بود وهم چنین با میس لمبتون جاسوس انگلستان مرتبط بود؛ اگرچه جزو تشکیلات بهائیت بودنش را هم نباید از نظر دور داشت. او به دست فدائیان اسلام از سر راه برداشته شد. اگر خود را در سال های 29-1327 قرار دهید می بینید که شور و هیجان در جامعه بالا رفت، برای تقابل با این قضیه، دولت نظامی و حکومت نظامی تشکیل می شود. دولت نظامی با رزم آرا و عده ای از ارتشی ها است و حکومت نظامی هم تشکیل می شود. در این زمان رزم آرا می گوید که ملتی که حتی نمی تواند لوله آفتابه بسازد ملی شدن نفت چه معنی دارد؟ چنین توهینی کرد. یکی از استدلال های آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی مبنی بر مهدورالدم بودن رزم آرا همین توهین و تحقیر ملت و دفاع غیر مستقیم از منافع انگلیس بود.به هرصورت او در برابر این قضیه می ایستد. رزم آرا توسط چه کسی از بین می رود؟ فدائیان اسلام. بلافاصله حسین علاء را که استاد اعظم لژ فراماسونری و از اعضای مورد تأیید آمریکایی ها و انگلیسی ها بود (عضو لژ بیداری انگلیسی و رئیس انجمن ایران و آمریکا است) نخست وزیر می شود. شهید حجت الاسلام نواب بیانیه ای می دهد که حسین علاء جایگاه نخست وزیری ایران در خور تو نیست؛ اگر کنار نروی به سرنوشت آن دو دچار می شوی. و از ترس استعفا می دهد. بلافاصله در 29 اسفند 1329 قانون ملی شدن نفت در مجلس تصویب می شود. از این جا است که آمریکایی ها و انگلیسی ها کنار هم قرار می گیرند. آمریکایی ها مشاهده می کنند که نفت دارد از دست هر دو کشور انگلیس و خودشان بیرون می رود. توجه داشته باشید که آمریکا و انگلیس با یکدیگر دشمن نیستند بلکه رقیب هستند؛ همیشه این طور بوده که ابرقدرت ها با هم رقیب بوده اند. در مجلس مطرح می شود که چه کسی نخست وزیر شود. آیت الله کاشانی، دکتر مصدق را به عنوان بهترین فرد برای نخست وزیری مطرح می کند اگر چه جمال امامی به درست یا نادرست شاید اولین کسی بود که مصدق را به عنوان نخست وزیر مطرح می کند. شاید می پندارد که دکتر مصدق نمی پذیرد و یا احیانا چیزهای دیگری؛ عمدتا هم جریانات مذهبی و هم ملی، درست یا غلط، دکتر مصدق را انتخاب می کنند. از این جهت درست که در آن زمان شاید بهتر از مصدق فردی در ذهن آن ها نمی آید و نمی شناختند؛ دوم این که او امتحان خود را پس نداده بود. او که در برابر مثل شهید حجت الاسلام نواب صفوی همه چیز را قبول می کند.تسنیم: اولین شقاق و جدایی بین فدائیان اسلام و جبهه ملی در چه زمانی شکل گرفت؟در 14 اردیبهشت 1330 دکتر مصدق نخست وزیر می شود. اولین خطایی که مرتکب می شود این است که در 14 خرداد 1330 نواب صفوی را دستگیر و روانه زندان می کند که از این جا اولین شقاق شروع می شود. حتی وقتی که فدائیان اسلام اعتراض می کنند آیت الله کاشانی آن ها را دعوت به صبر و شکیبایی می کند و می گوید که ما الان در حال مبارزه با انگلیس هستیم و شما سکوت کنید. فدائیان اسلام سکوت می کنند اما حجت الاسلام والمسلمین نواب آزاد نمی شود. حتی بخشی از فدائیان اسلام که شور و هیجان دارند به آیت الله کاشانی تعرض می کنند که تو همدست مصدق هستی برای نابودی فدائیان اسلام و این که مسئله ترور دکتر سید حسین فاطمی مطرح شده باز این هم من نمی دانم که چرا بعضی ها این قدر به دنبال تحریف تاریخ هستند؛ عده ای از فدائیان به زندان می روند برای ملاقات شهید نواب صفوی. در حیاط زندان تحصن می کنند تا زمانی که نواب آزاد نشود خارج نمی شوند اما دستور می دهند تا مورد ضرب و شتم قرار گیرند. تعداد بیش از 50 نفر به زندان می افتند که دو تحلیل فدائیان اسلام داشتند مثل شهید حجت الاسلام و المسلمین واحدی. یکی این که همه این دستورات از طرف سیدحسین فاطمی است و برخی هم می گویند که اگر فاطمی را بزنیم مصدق از ترس نواب را رها می کند؛ دلیل ترور دکتر فاطمی، عملکرد دولت دکتر مصدق نسبت به فدائیان اسلام است. این که کار ترور اشتباه است و خطا است درست است اما می توانیم به چرایی این ترور بپردازیم. این ترور حتما یک پیشینه و زمینه ای دارد. دولت مصدق 28 ماه حکومت کرد که مدت 20 ماه آن را حجت الاسلام و المسلمین نواب در زندان به سر برد. برای این مسئله چه پاسخی وجود دارد؟ بهانه اش این بود که دو سال قبل یعنی 1328 در ساری این ها به یک مشروب فروشی حمله کرده اند.این وضعیت ما در درون بود که جریانات را در برابر هم قرار دادند و البته اگر هم این ها را در برابر هم قرار نمی دادند دو ایدئولوژی ناسیونالیسم و اسلام نمی توانست تا آخر کنار هم قرار بگیرد. به تعبیر برخی نهضت ملی شدن یک ایدئولوژی مستقل نداشت و دوتا ایدئولوژی متضاد در کنار هم بود؛ چون بعد از 30 تیر آیت الله کاشانی به دنبال تشکیل کنفرانس نهضت های اسلامی در ایران بود که مصدق مخالفت می کند، به دنبال حذف تولید شراب بود که مصدق مخالفت می کند که ما الان داریم بودجه مان را از راه مالیات شراب درمی آوریم. اما این اختلافاتی که ما مطرح می کنیم در درون بیش از این است که می گوییم.آیت الله کاشانییک جریان حزب توده است که وابسته به شوروی است و از اول تا آخر نهضت کار شکنی کرد، یک جریان دربار است، یک جریان وابسته به استعمار مثل بهائیت و فراماسونری و خاندان های فرمانفرما و رشیدیان و علم و قوام الملک است که این ها هم کارشکنی می کنند؛ یعنی در داخل باید به بررسی این ها بپردازیم. همه این ها که مطرح می شود باید حواسمان باشد که دشمن اصلی فراموش نشود. ما می توانستیم در داخل خودمان مشکل خود را حل کنیم و بالاخره مملکت خودمان است، ایده آل این بود که مذهبی ها بیایند و معمول این بود که ملی ها بیایند و حداقل آن هم این بود که همان شاه باشد و ظلم و ستم شخصی خود را بکند ولی استعمار و سلطه و خیانت و جنایت و غارت در آن نباشد. هم چنین در این جا ما استعمار انگلیس را داریم با قدمت حدود 300 سال.تسنیم: اما بپردازیم به مسئله حضور و نقش آمریکایی ها در ایران در این دوره، لطفا کمی در این مورد صحبت بفرمایید.اگر بخواهیم درمورد آمریکایی ها مطرح کنیم یک سوابقی از دوران محمدشاه دارند که به سلماس می آیند به بهانه دفاع از مسیحیان. همیشه این جریان تبشیری مسیحت نه تنها در ایران، بلکه در آفریقا، جهان اسلام و جاهای دیگر پیش قراولان استعمار بودند. یعنی شخص به دلیل صلح و صفای حضرت مسیح به این جا نمی آمد بلکه به دلیل تضعیف اسلام وهم چنین جاسوسی برای غرب می آمد؛ چون دستگاه کلیسا یک دستگاه فاسد و عمدتا در اختیار سرمایه داری و حاکمیت غرب بوده است ، لذا همواره ایزار بود.در این جا باید آمریکایی ها را از سال 1320 مطرح کنیم که 1320 تا 1330 یک دوره حضور و نفوذ است. این حضور و نفوذ چه مستشاران خود را می آورند، چه اصل 4 ترومن را مطرح می کنند، مطبوعات را جذب می کنند، بعضی از نیروهای سیاسی را جذب می کنند، فارغ التحصیلان مدرسه البرز روی کار می آیند که مدافع آمریکا هستند، افرادی مثل اللهیار صالح که تحصیل کرده مدرسه آمریکایی ها بود سال های 1299 کارمند سفارت آمریکا بود و بعد هم در دوران پهلوی معاون وزیر بود و کار خود را انجام می داد. تا سال 1357 هم مدافع آمریکایی ها بود. بقیه هم همین طور بودند و در تفکر آن ها این بود که آمریکا ناجی است و سرنوشت این ها هم به آمریکا گره می خورد و آمریکا هم استعمارگر نیست. بر همین اساس سیاست صبر و انتظار را در دوران پهلوی توجیه می کردند.این دوره، دوره نفوذ و جایگزین شدن آمریکایی ها به جای انگلیسی ها بود؛ خصوصا انگلیس و شوروی در جنگ جهانی دوم هردو آسیب سنگینی دیدند و موقعیت خود را به دلیل مسائل داخلی و خارجی از دست دادند. یک قدرت تازه نفس توانمند وارد میدان شده است. وقتی که آمریکا می بیند که ملت در حال دسترسی و دست یابی به استقلال خود است درکنار انگلیس می ایستد و عجیب است که این نکته هم از مواردی است که کتمان می شود. مرتبا از زمان تصویب لایحه ملی شدن صنعت نفت در مجلس (1329)، آمریکایی ها به دولت فشار می آورند که شما باید رضایت انگلیس را به دست آورید. موارد زیادی است که سفیر آمریکا با دکتر مصدق و دولتمردان صحبت می کند که باید رضایت انگلیسی ها را بدست آورید.آمریکایی ها در این دوره وارد قضیه می شوند و عمدتا به دنبال تضعیف و ا ...

ادامه مطلب  

ماشین های مرگ داعش از درون و بیرون +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
در سال های گذشته تجهیز خودروهای سواری و عادی به منظور استفاده در اهداف تروریستی از سوی گروه های تروریستی به ویژه داعش توسعه یافته است.به گزارش صد خبر از زمان شدت گرفتن فعالیت گروه های تروریستی در منطقه خاورمیانه شاید کمتر روزی باشد که در پهنه ای به گستردگی افغانستان و پاکستان تا عراق و شام، خیابانی از یک شهر شاهد صدای انفجار تروریستی و انتحاری نباشد.یکی از مهم ترین ابزارهایی که تروریست ها در سال های گذشته ساخته اند ابزاری ساده به نام " خودروی انتحاری" است."کمربند" و "خودروی انتحاری" دو ابزار مهم تروریست ها برای وحشت افکنی و ضربه زدن به جمعیت های مردمی و ارتش ها و نیروهای دولتی است.از کمربند یا جلیقه انتحاری بیشتر برای عملیات ها علیه غیر نظامیان و کشتار مردم بی دفاع و وحشت افکنی در شهرها و جوامع هدف استفاده می شود در حالی که از خودروی انتحاری بیشتر برای اهداف و مقاصد نظامی – تروریستی استفاده می شود.در عملیات های نظامی دا ...

ادامه مطلب  

آمریکا اسناد کودتای ۲۸مرداد را به دلیل مذاکرات هسته ای منتشر نکرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر،کودتای ۲۸ مرداد از بحث برانگیزترین وقایع تاریخ معاصر ایران به شمار می رود که در مرداد سال ۱۳۳۲ از سوی سرویس اطلاعاتی انگستان و آمریکا علیه دولت مستقر دکتر مصدق در ایران صورت گرفت. این کودتا در شرایطی رخ داد که جریان ضد استبداد در ایران با سه شاخه دکتر مصدق، آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام توانستند سلطه انگلستان بر نفت ایران را از بین ببرند. اما وجود برخی اختلاف نظرها بین این سه راس که البته نه اختلاف بر سر ملی شدن نفت ،بلکه تفاوت در نوع نگاه ملی و مذهبی بود ، باعث شد که جریان بیگانه در کشور فضای وحدت شکل گرفته در جامعه ایرانی را به نفع خود برگرداند.این اختلافات البته زمانی بستر ساز کودتا شد که انگلستان در وحدتی پشت پرده با سازمان اطلاعات آمریکا سیا توانست بر آتش آن دمیده و در جریان فضاسازی های کاذب بین نیروهای متحد شده این وحدت را از بین ببرد.اما در سالروز کودتای ۲۸ مرداد، به سراغ «عباس سلیمی نمین» مورخ و کارشناس مسائل تاریخی رفتیم تا ضمن واکاوی آنچه باعث شکل گیری کودتای ۲۸ مرداد شد، به بررسی اقدام دولت آمریکا در انتشار برخی اسناد که گواه دست داشتن این دولت در کودتای ۲۸ مرداد است ،اقدام کنیم.در ادامه مشروح این گفتگو از نظرتان می گذرد.به عنوان سوال نخست بفرمایید چرا نهضت ملی شدن صنعت نفت که یک افتخار و حرکت عظیم ملی در ایران بود با شکل گیری کودتای ۲۸ مرداد خاموش و سرکوب شد و اساسا چرا در شرایطی که نیروهای داخلی دست به یک حرکت عظیم زده و یک نهضت بزرگ را رقم زده بودند، در ایران کودتایی شکل گرفت و بنای تسلط بیگانگان بر ایران محکم تر شد؟قبل از نهضت ملی شدن صنعت نفت ملت ایران به این جمع بندی رسیده بود که به ایجاد یک توان ملی در کشور نیاز است، این هم از نظر تجربیات تاریخی و هم شناخت دشمن در ایران به وجود آمده بود. اختلاف فاحشی بین نیروهای تشکیل دهنده نهضت وجود داشت؛ یعنی وقتی به لحاظ قرابت این نیروها مطالعه هایی را انجام می دهید، می بینید بین فدائیان اسلام و دکتر مصدق تفاوت وجود دارد؛ حتی بین فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی هم که دو جریان مذهبی نهضت بودند، اختلافاتی وجود داشت. این ها برحسب ظاهر شبیه هم بودند، اما تفاوت آن ها بسیار زیاد است. اما اینکه چه عاملی این ها را کنار هم قرار داد، نکته اساسی است. اگر توان مقابله با دشمن وجود نداشته باشد، حرکتی به دنبال وحدت صورت نخواهد گرفت؛ بنابراین زمانی به سراغ وحدت می رویم که بدانیم با چه پدیده ای مواجه هستیم و برای مواجهه موفق با آن پدیده چه ساز و کاری را طراحی می کنیم، سازوکاری که با توان دشمن متناسب باشد.در آن دوران دشمنی بیرونی بر نفت مسلط بود که می توانست اعمال نظر و نفوذ کند. ملت ایران می خواست در برابر این سلطه بایستد و ابتدایی ترین حقوق خود را احیا کند. این شناخت از شرایط آن زمان موجب می شود دکتر مصدق در کنار آیت الله کاشانی قرار گرفته و آیت الله کاشانی در کنار فدائیان اسلام و در نهایت این وحدت شکل بگیرد تا یک توان و قدرت ملی به وجود آید.چنین فهمی به وجود آمد که باید یک توان ملی شکل گیرد و قبل از اینکه این وحدت شکل بگیرد دکتر مصدق هیچ گامی در جهت نهضت و نفی سلطه بیگانگان برنداشت. نه تنها گامی برنداشت، حتی وارد فاز مبارزه هم نشد. وی زندگی مسالمت آمیزی با سلطه داشت، برخلاف مشی آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام که حتی به صورت انفرادی هم با سلطه انگلیس مبارزه می کردنددر حقیقت بدون شکل گیری توان ملی هرگز قادر به تغییر اساسی در کشور نبودند، چون از یک سو با استبداد مواجه بودند که به ابزار مختلف مسلط بود و از سوی دیگر با قدرت بیگانه که آن هم به ابزارهای متعدد مجهز بود. قبل از اینکه این وحدت شکل بگیرد، دکتر مصدق هیچ گامی در جهت نهضت و نفی سلطه بیگانگان برنداشت؛ نه تنها گامی برنداشت حتی وارد فاز مبارزه هم نشد. وی زندگی مسالمت آمیزی با سلطه داشت، برخلاف مشی آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام که حتی به صورت انفرادی هم با سلطه انگلیس مبارزه می کردند.زمانی که مصدق والی استان فارس بود، با نیروهای اشغالگر با مرکزیت انگلیسی ها مدارا داشت و در مراسم رسمی و اعیاد، رئیس پلیس جنوب را هم دعوت می کرد. بنابراین دکتر مصدق هم تا زمانی که قدرت ملی شکل نگرفته بود، وارد فضای مبارزه نشد اما وقتی این وحدت به وجود آمد، مصدق هم محکم ایستاد.چه نیروهایی که پیشقراول مبارزه با سلطه بیگانه بودند و چه کسانی که تعصب ملی داشتند اما انگیزه جانفشانی نداشتند، وقتی قدرت ملی شکل گرفت انگیزه ای برای آن ها به وجود آمد که می توانند در برابر سلطه بایستند و در برابر دشمن عددی باشند. گاهی نیروهای جامعه دوست دارند تحولی ایجاد شود، اما حاضر نیستند هزینه سنگین مبارزه را پرداخت کنند، اما وقتی مبارزه راه افتاد و مردم به صفوف مبارزه پیوستند، همه همراه خواهند شد و همکاری می کنند چون حضور یک قدرت در صحنه را به گونه ای ارزیابی می کنند که می تواند کاری انجام دهد.پس گروه های مختلف در ایران به این تفکر رسیدند که باید حرکتی انجام داده و در نهایت نهضتی را رقم بزنند که منتهی به نهضت ملی شدن نفت بود؟بله؛ درواقع همه می دانستند باید روابط ناعادلانه ای که در کشور حاکم است به هم بریزد چون انگلیسی ها در شرایطی که ملت ایران درگیر فقر بودند و بیماری ملت را گرفتار کرده بود، نفت ایران را به چپاول می بردند، به خصوص بعد از برداشته شدن استبداد رضاخان؛ چون استبداد رضاخان اجازه نمی داد کسی وارد حیطه منافع انگلیسی ها شود، با قدرت و استبداد شدید با هر کسی که می خواست به سلطه انگلیس پایان دهد، مقابله می کرد.حتی آمریکایی ها که متحد و هم پیمان انگلیسی ها بودند، چندین بار با حالت قهرآمیز رضاخان در مواجهه با پیشنهاد برخورداری امتیاز نفت شمال مواجه شده بودند. در نفت شمال وقتی «داور» قرارداد نفت شمال با آمریکایی ها را به مجلس برد، فردای تصویب آن کشته شد. چندین بار قرارداد بسته شد، اما رضاخان هم کسی که قرارداد را بست، از صحنه محو کرد و هم طرف آمریکایی را از ایران خارج کرد.بعد از برداشته شدن استبداد رضاخانی، فرصت انتقال اطلاعات به جامعه ایجاد شد. علاوه بر این امر، حوزه رقابت خارجی در ایران گسترش پیدا کرد، یعنی ابتدا سلطه مطلق انگلیسی ها بود، بعد از حضور متفقین در ایران این سلطه مطلق انگلیسی ها برداشته شد. انگلیسی ها بودند، اما در کنار آن ها هم روس ها بودند و هم آمریکایی ها.همه می دانستند باید روابط ناعادلانه ای که در کشور حاکم است به هم بریزد چون انگلیسی ها در شرایطی که ملت ایران درگیر فقر بودند و بیماری ملت را گرفتار کرده بود، نفت ایران را به چپاول می بردندهمین فضا باعث شد ملت ایران اطلاعاتی در خصوص این چپاول ها به دست آورد. در دهه ۲۰ ملت ایران بر اساس دریافت اطلاعات به این جمع بندی رسید که باید یک کاری بکند. همین باعث شد یک مطالبه جدی در کشور شکل بگیرد.البته خود انگلیسی ها بی تمایل نبودند و به این فضا دامن می زدند. آن ها نیروهای خود را داشتند که بر نفت جنوب تسلط کامل داشت، هم به لحاظ کارشناسی و هم به لحاظ روابط اجتماعی ارتباطات خود را محفوظ کرده بودند. بختیاری ها را به طور کامل در اختیار گرفته بودند و در مجموع ساختاری حول محدوده ای که تحت اشغال آن ها به لحاظ حوزه نفتی بود ایجاد کرده بودند اما علیه قراردادهای نفتی عمل کرده و به فضایی که در ایران به وجود آمده بود دامن می زدند، چون می خواستند همچنان آمریکایی ها نتوانند از فرصت انعقاد قرارداد استفاده کنند و روس ها هم از این امکان محروم باشند.انگلیسی ها مایل بودند اطلاعاتی به جامعه داده شود که امضای این قراردادهای نفتی حقارت بار و فاجعه آمیز است. انگلیسی ها قراردادهای خود را داشتند اما دامن زدن به این فضا باعث می شد قراردادهای جدیدی امضا نشود؛ این باعث شد مجلس تصویب کند که در دوران اشغال هیچ قرارداد نفتی جدیدی منعقد نخواهد شد. این مسئله علیه روس ها و آمریکایی ها بود، همین باعث شد وقتی مصدق در مجلس در جریان نهضت ملی شدن نفت نطق کند، انگلیسی ها تمام قد از او دفاع کنند.تصور انگلیسی ها این بود که می توانند با همین روند فضای ایران را کنترل کنند و مطالبه جامعه را در حد منعقد نشدن قرارداد جدید مهار کنند، اما تصور نمی کردند که ائتلافی بین نیروهای غیرهمگون ایرانی حول یک محور مشترک شکل بگیرد. همین باعث شد که کنترل فضا از اراده انگلیسی ها خارج شود.انگلیسی ها تصور می کردند ایرانی ها قادر نخواهند بود نفت را اداره کنند و در نهایت تحقیر جدی شده و مجدداً انگلیسی ها کنترل قدرت نفت را ادامه خواهند داد اما این گونه نشد یعنی ایرانی ها توانستند انگلیسی ها را از کشور خارج کنند و زیر بار فشارهای آمریکایی ها هم نروند. آمریکایی ها می خواستند در این جریان به نوعی واسطه گری کنند تا کنترل نفت از دست انگلستان خارج شود و یک شرکتی که ترکیبی از خارجی ها آن را اداره کنند نه فقط انگلستان در نفت ایران مسلط شود. این مسئله ناقض روح ملی شدن صنعت نفت بود و باعث شد مصدق این پیشنهاد آمریکایی ها را هم نپذیرد.«ویلبر» از عناصر تعیین کننده در کودتای ۲۸ مرداد بود که در خاطرات خود نوشته است «ما افراد زیادی را در حزب توده نفوذ دادیم که آدم های ما بودند. آنها درواقع به آشوب های داخلی ایران دامن می زدند». اینها درواقع تلاش می کردند بی نظمی های ایران را در قالب زد و خورد و آشوب افزایش دهند و این آشوب ها به پای جریان چپ نوشته شودبه نظر من در این شرایط نکته ای که قابل توجه است و می توان گفت به نوعی جعل تاریخ به حساب می آید، این است که گفته می شود آمریکایی ها به ملی شدن صنعت نفت روی خوش داشتند و بعد از تغییرات در حاکمیت آمریکا و روی کار آمدن «آیزن هاور»، آمریکایی ها با انگلستان در مسئله ملی شدن نفت همراه شدند و قبل از آن نسبت به نهضت ملی شدن نفت روی خوش داشتند و در مسیر کودتا قرار نداشتند ولی اسنادی که همین اواخر منتشر شد، نشان می دهد که این مسئله یک جعل تاریخی است و صحت ندارد.خلاف واقع تاریخی گفته می شود که انگلیسی ها توانستند آمریکایی ها را قانع کنند که اگر نجنبند، جناح چپ ایران را اشغال کرده و قدرت را به دست خواهد گرفت. این مسئله موجب شد که آمریکایی ها با کودتای طراحی شده توسط انگلیسی ها همراه شوند. این خلاف واقع است. اساساً بحث چپ یک بهانه برای توجیه دخالت در مسائل داخلی ایران بود؛ به این معنی که تحلیل آمریکایی ها این نبود که چپ نمی تواند قدرت را در ایران به دست بگیرد. چون بر اساس شناختی که نسبت به بافت اجتماعی ایران داشتند، می دانستند که هرگز چپ در ایران توفیقی نخواهد داشت.آمریکایی ها برای اینکه بتوانند افکار عمومی خود و جهانیان را قانع کنند به اینکه جنایت های انجام داده برای نجات بشریت بوده، این گونه بهانه ها را می تراشند. چنانچه درباره بمباران شیمیایی ژاپن می گویند ما به خاطر اینکه میلیون ها نفر از ادامه جنگ جهانی کشته نشوند، این جنایت را کردیم تا بشریت نجات پیدا کند. ما با استفاده از سلاح اتمی توانستیم جنگ جهانی را متوقف کنیم و موجب جلوگیری از خسارت های بیشتر به بشریت شویم. اینها توجیهات بسیار عوام فریبانه ای است که آمریکایی ها درباره جنایات خودشان به کار می برند.هم انگلیسی ها و هم آمریکایی ها درواقع آمدند در راستای همین هدف علاوه بر چپِ واقعی، یک چپِ ساختگی در ایران به وجود آوردند؛ یعنی عناصر نفوذی را به جناح چپ در ایران تزریق کردند و حرکت های چپ را تقویت نمودند؛ این بسیار مسئله مهمی بود که نشان می داد چپ یک دستاویز شده است. «ویلبر» از عناصر تعیین کننده در کودتای ۲۸ مرداد بود که در خاطرات خود نوشته است «ما افراد زیادی را در حزب توده نفوذ دادیم که آدم های ما بودند. آنها درواقع به آشوب های داخلی ایران دامن می زدند». این ها درواقع تلاش می کردند بی نظمی های ایران را در قالب زد و خورد و آشوب افزایش دهند و این آشوب ها به پای جریان چپ نوشته شود.پس پروژه نفوذ سابقه عمیقی داشته است؟بله همین طور است. در ایران پروژه نفوذ در خصوص یهودیت سابقه بسیار زیادی دارد. سازمان جهانی یهود در ایران جدیدالاسلام ساخت. نه در ایران بلکه در ترکیه و کشورهای مختلف چنین چیزی به وجود آورد. یهودی های نفوذی به نام «جدیدالاسلام» ایجاد شدند و در ترکیه نیز به نام «دوومَه» بودند. اینها جنایت زیادی انجام دادند. بنابراین پروژه نفوذ، سابقه تشکیلاتی بسیاری در ایران دارد.پس شما چپ را در حقیقت دستاویز انگلیس و آمریکا برای زمینه سازی کودتای ۲۸ مرداد می دانید؟بله چون اگر این ها چپ را تهدید می دانستند، خودشان آن را تقویت نمی کردند. خود آمریکایی ها اذعان دارند که ما چپ را در ایران تقویت کردیم. بنابراین از لحاظ تاریخی این مسئله ادعای سستی است که گفته شود آمریکایی ها از ابتدا با طرح کودتا مشکل داشتند و بعدها با آن همراه شدند. این گونه نیست آن ها به عنوان یک گزینه، کودتا را در دستور کار خود داشتند. یعنی اگر می توانستند از طریق پیشنهاداتی که به دکتر مصدق می دهند، مسئله را حل کنند قطعاً دست به کودتا نمی زدند اما آن ها این گزینه را داشتند همانطور که انگلیسی ها به این گزینه فکر می کردند. از ابتدای ملی شدن صنعت نفت هم گزینه نظامی و هم فشار اقتصادی و سیاسی در دستور کار انگلیسی ها و آمریکایی ها قرار داشت.انگلیسی ها، ایران را تحریم کرده بودند و اجازه نمی دادند نفت فروخته شود. به هر شرکتی که نفت ایران را می خرید، فشار شدید اقتصادی وارد می کردند و در نهایت نفت را در دریای آزاد مصادره می کردند چون می گفتند نفت مال ماست و کسی حق فروش آن را ندارد. انگلیسی ها تحریم را در بالاترین شکل علیه ایران دنبال می کردند و آمریکایی ها هم در این قضیه نقش داشتند؛ به این صورت که مثلاً وعده کمک مالی از طرف آمریکایی ها به دکتر مصدق داده می شد اما برای اینکه دولت مصدق را در شرایط نابسامان قرار دهند، وعده های خود را عملی نمی کردند و امروز و فردا می کردند؛ یعنی شرایط اقتصادی دولت مصدق را به صورت نامعلومی در فضای مبهم نگه می داشتند. این سخت تر از این بود که دولت مصدق به این باور می رسید که پول یا کمکی نخواهند داد و باید بر اساس توانمندی داخلی کشور را اداره کند.در این بین دلیل دیگری وجود دارد که استدلال همراهی آمریکایی ها با کودتا را رد می کند و آن تعداد کارمندان سفارت بود؛ به طوری که کارمندان سفارت از مدت ها قبل از کودتا چندین برابر افزایش پیدا کرده بود؛ این امر دلیلی جز رهبری کودتا نداشت. وقتی کارمندان سفارت در یک بازه زمانی بیشتر از حد معمول می شود، یعنی بسیاری از افسران سیا برای هدایت کودتا در ایران در قالب دیپلمات وارد سفارت شدند؛ به طوری که همین ها زاهدی را از ماه ها قبل از کودتا مدیریت می کردند؛ از مدیریت زاهدی گرفته تا مدیریت ارتش و همه عواملی که در کودتا مؤثر بودند. «ویلبر» در خاطرات خود می گوید که «ما با تمام افسرانی که آشنا بودیم، ارتباط گرفتیم و آنها را سازمان دادیم».انگلیسی ها، ایران را تحریم کرده بودند و اجازه نمی دادند نفت فروخته شود. به هر شرکتی که نفت ایران را می خرید، فشار شدید اقتصادی وارد می کردند و در نهایت نفت را در دریای آزاد مصادره می کردند چون می گفتند نفت مال ماست و کسی حق فروش آن را ندارد. انگلیسی ها تحریم را در بالاترین شکل علیه ایران دنبال می کردند کودتای ۲۸ مرداد مهم است چون چگونگی شکست اتحاد ملت در آن نهفته است. ما در کارهای بزرگ حتماً باید ملت را در کنار خود داشته باشیم والا نمی توانیم کاری را از پیش ببریم. کارهای بزرگ معارض دارد. در ملی شدن صنعت نفت هم برخی دوستدار بودند و برخی معارض؛ در حالی که برخی امروز معتقدند برای به دست آوردن منافع خود هیچ معارضی نداریم. برخی هم برای بی معنی کردن واقعیت می گویند مگر قدرت های بزرگ بیکارند که علیه منافع ما کار کنند.همانطور که ملت از ملی شدن صنعت نفت شادمان شده و با قرار گرفتن کنار هم، وحدت و انسجام را شکل دادند تا بتوانند به آرمان خود برسند، کسانی هم که از شرایط نامطلوب بهره می گیرند، تلاش می کردند این وحدت را از بین ببرند. یکی از گزینه هایی که به طور جدی آمریکا و انگلیس دنبال کردند، این بود که این اتحاد را از بین ببرند.وجه مشترک این اتحاد، نفت بود والا نگرش اعتقادی و سیاسی گروه هایی که در این مسئله وحدت کردند، با هم تفاوت داشت. آمریکایی ها و انگلیسی ها از این تفاوت ها نهایت استفاده را بردند تا وحدت را شکست دهند. امروز در سالروز حرکت تلخ علیه ملت ایران یعنی کودتای ۲۸ مرداد که عمیقاً باید گفت واقعه تلخی علیه ملت ایران بود و هر عنصر آزاد ایرانی از اینکه عواملی دست به دست هم می دهند تا توفیق بسیار ارزشمند و سرافرازانه ایران را در هم بشکنند، دلش به درد می آید؛ باید این حادثه به طور جدی مورد مطالعه قرار گیرد. اگر می خواهیم سرفراز زندگی کنیم و عزت داشته باشیم حتماً باید حول موضوعاتی که عزت ما را حفظ می کند، متحد باشیم، چراکه دشمن از همین فضا استفاده کرده و چنددستگی ایجاد می کند.چرا آمریکایی ها اسناد کودتای ۲۸ مرداد را با تأخیر فراوان منتشر می کنند که شاهد بودیم حدود دو ماه پیش بخشی از این اسناد منتشر شد و البته فیلمی هم ساخته شد که حاشیه های بسیاری را به دنبال داشت.طبق قانون آمریکا هر سی ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » از فشار واشنگتن درباره برجام تا آشفتگی بازار طلا و بیرون کشیدن اجساد نظامیان آمریکایی از دریا+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
از فشار واشنگتن درباره برجام تا آشفتگی بازار طلا و بیرون کشیدن اجساد نظامیان آمریکایی از دریا+تصاویرreviewed by on aug 28rating: به گزارش ایران ویج به نقل از گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان، برگزیده اخبار بین الملل مورخ ششم شهریور ماه ۱۳۹۶ را با کلیک برروی لینک آنها بخوانید. گاردین: کاخ سفید مقامات اطلاعاتی آمریکا…از فشار واشنگتن درباره برجام تا آشفتگی بازار طلا و بیرون کشیدن اجساد نظامیان آمریکایی از دریا+تصاویرreviewed by on aug 28rating: به گزارش ایران ویج به نقل از گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان، برگزیده اخبار بین الملل مورخ ششم شهریور ماه ۱۳۹۶ را با کلیک برروی لینک آنها بخوانید.گاردین: کاخ سفید مقامات اطلاعاتی آمریکا را درباره برجام تحت فشار قرار داده استگاردین در مطلبی نوشت دولت آمریکا مقامات اطلاعاتی این کشور را برای یافتن مدرکی دال بر نقض توافق هسته ای از سوی ایران تحت فشار قرار داده است. دیلی استار: ترامپ توافق هسته ای ایران را به خطر می اندازدروزنامه انگلیسی دیلی استار با انتقاد از سیاست های ترامپ در قبال برجام نوشت پایبندی آمریکا به توافق هسته ای ایران و ۱+۵، به نفع این کشور خواهد بود.نیویورک تایمز: اگر گزارش جدید آژانس پایبندی ایران را به برجام تایید کند، ترامپ آن را می پذیرد؟یک روزنامه آمریکایی در گزارشی احتمال تایید مجدد پایبندی ایران به توافق هسته ای و واکنش «دونالد ت ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

تاثیر شگرف سردار سلیمانی بر نیروهای مردمی عراق آزادسازی مناطق راهبردی موصل رسیدن نیروهای عراقی به مرزهای سوریه  

درخواست حذف این مطلب
روز یکشنبه انفجار انتحاری در مرکز شهر بعقوبه در استان دیالی عراق 4 کشته و 14 مجروح بر جا گذاشت.رسانه های دولتی عراق صبح روز یکشنبه گزارش دادند که نیروهای بسیج مردمی عراق در ادامه عملیات خود علیه تروریست های داعش در غرب موصل موفق شدند منطقه «قحطانیه» در شمال شهر «البعاج» را از اشغال داعش آزاد کنند.بسیج نیروهای مردمی عراق در منطقه قحطانیه مواضع داعش را از دو محور مورد حمله قرار دادند و موفق شدند خسارات گسترده ای را به تروریست ها وارد کنند.با آزادسازی قحطانیه ارتش عراق عملیات خود برای آزادسازی شهر تلعفر که آخرین موضع داعش در استان نینوی است را آغاز خواهند کرد.فرماندهی عملیات «قادمون یا نینوی» روز شنبه اعلام کرد که نیروهای ارتش و پلیس عراق توانستند در عملیاتی جدید شماری از مناطق بخش غربی موصل را آزاد کنند.«ابراهیم الجعفری» روز دوشنبه گفت: ایران از سال 2003 تاکنون هیچ دخالتی در امور عراق نداشته است.وی اظهار داشت: ایران هیچ یگان نظامی در خاک عراق ندارد.وزیر خارجه عراق با تاکید بر اینکه ایران همواره در کنار عراق قرار گرفته و بغداد را کمک کرده است تصریح کرد: ایران همواره در راستای نزدیک شدن به کشورهای منطقه و جهان گام برداشته و خطری برای هیچ طرفی به شمار نمی رود.الجعفری با بیان اینکه ایران جزئی از خاورمیانه است افزود: اظهارات مطرح شده علیه ایران اقدامی زیان بار است.حضور حشدالشعبی در مرزهای عراق و سوریهنیروهای بسیج مردمی عراق (حشدالشعبی) روز دوشنبه در ادامه عملیات خود علیه تروریست های داعش به مرز سوریه رسیدند.«هادی العامری» دبیر کل سازمان بدر و از فرماندهان حشدالشعبی اعلام کرد که نیروهای حشدالشعبی در ادامه عملیات خود علیه تروریست های داعش به مرز سوریه رسیدند.وی افزود: نیروهای حشدالشعبی به مرز سوریه رسیده اند و اکنون در روستای مرزی «ام جریص» قرار دارند.نقش سردار سلیمانی در پیشروی حشدالشعبیرسانه های نزدیک به نیروهای مقاومت در منطقه با انتشار تصاویری از حضور سردار سلیمانی در مرزهای عراق و سوریه خبر دادند.پایگاه «المصدر» ضمن اشاره به پیشروی های راهبردی روز دوشنبه نیروهای مردمی ...

ادامه مطلب  

چرا پنتاگون از اعلام فوری خبر کشته شدن نظامیان آمریکایی خودداری می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
بر اساس استراتژی جدید و تصمیم فرمانده نظامیان آمریکایی، ارتش آمریکا پس از کشته شدن نظامیان خود در افغانستان از صدور بیانیه و اعلام هویت این نظامیان خودداری می کند. با تغییری در رویکرد، ارتش آمریکا دیگر خبر تلفات نظامیان خود را بطور فوری منتشر نمی کند و اعلام آن را به روزهای آینده موکول می کند. در این رویکرد جدید مقامات نظامی آمریکایی از انتشار هرگونه اطلاعات مربوط به کشته شدن نظامیان این کشور در افغانستان تا ۲۴ ساعت و قبل از اطلاع به خانواده نظامیان کشته شده، خودداری می کند. پیش از این ارتش آمریکا چند ساعت پس از درگیری اطلاعاتی را بدون اعلام هویت نظامیان کشته شده منتشر می کرد، بطوری که نام و جزئیات تا ۲۴ ساعت و تا زمانی که خانواده نظامی کشته شده از این موضوع مطلع نشده بود، منتشر نمی شد. در این رویکرد جدید که توسط ژنرال «جان نیکلسون» فرمانده نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان تصمیم گیری شده است، ارتش آمریکا دیگر بیانیه اولیه درباره مرگ نظامیان خود را ...

ادامه مطلب  

گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی  

درخواست حذف این مطلب
گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3*گزارش تصویری/جمعه خشم در سرزمین های اشغالی در یورش نظامیان و شهرک نشینان صهیونیستی به تظاهرکنندگان فلسطینی در کرانه باختری و بیت المقدس دستکم سه فلسطینی به شهادت رسیدند و 193 نفر نیز زخمی شدند.راهپیمائی هزاران تن از اهالی شهرهای مختلف فلسطین در نوار غزه،کرانه باختری ،قدس اشغالی و سرزمین های 48 امروز جمعه که «جمعه خشم» نام گرفته است، در حمایت از مسجدالاقصی و مخالفت با اقدامات تجاوزگرایانه رژیم صهیونیستی علیه مسجد الاقصی و اهالی قدس آغاز شد.*3* ...

ادامه مطلب  

خودروهای عجیب داعشی ها+ تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
از زمان شدت گرفتن فعالیت گروه های تروریستی در منطقه خاورمیانه شاید کمتر روزی باشد که در پهنه ای به گستردگی افغانستان و پاکستان تا عراق و شام، خیابانی از یک شهر شاهد صدای انفجار تروریستی و انتحاری نباشد. آفتاب نیوز : "یکی از مهم ترین ابزارهایی که تروریست ها در سال های گذشته ساخته اند ابزاری ساده به نام "خودروی انتحاری" است."کمربند" و "خودروی انتحاری" دو ابزار مهم تروریست ها برای وحشت افکنی و ضربه زدن به جمعیت های مردمی و ارتش ها و نیروهای دولتی است.از کمربند یا جلیقه انتحاری بیشتر برای عملیات ها علیه غیر نظامیان و کشتار مردم بی دفاع و وحشت افکنی در شهرها و جوامع هدف استفاده می شود در حالی که از خودروی انتحاری بیشتر برای اهداف و مقاصد نظامی – تروریستی استفاده می شود.در عملیات های نظامی داعش در سال های گذشته، خودروی انتحاری جایگاه مهمی دارد و در بس ...

ادامه مطلب  

الف - خودروهای عجیب داعشی ها+ تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
از زمان شدت گرفتن فعالیت گروه های تروریستی در منطقه خاورمیانه شاید کمتر روزی باشد که در پهنه ای به گستردگی افغانستان و پاکستان تا عراق و شام، خیابانی از یک شهر شاهد صدای انفجار تروریستی و انتحاری نباشد.عصر ایران با این مقدمه نوشت: "یکی از مهم ترین ابزارهایی که تروریست ها در سال های گذشته ساخته اند ابزاری ساده به نام "خودروی انتحاری" است."کمربند" و "خودروی انتحاری" دو ابزار مهم تروریست ها برای وحشت افکنی و ضربه زدن به جمعیت های مردمی و ارتش ها و نیروهای دولتی است.از کمربند یا جلیقه انتحاری بیشتر برای عملیات ها علیه غیر نظامیان و کشتار مردم بی دفاع و وحشت افکنی در شهرها و جوامع هدف استفاده می شود در حالی که از خودروی انتحاری بیشتر برای اهداف و مقاصد نظامی – تروریستی استفاده می شود.در عملیات های نظامی داعش در سال های گذشته، خودروی انتحاری جایگاه م ...

ادامه مطلب  

برگزاری دوره آشنایی با عملیات انتحاری در شیراز  

درخواست حذف این مطلب
رحیم آزادی مدیر کل پدافند غیرعامل استانداری فارس : هدف از برگزاری این دوره تخصصی را آشنایی کارکنان با این مقوله شوم و کسب مهارت های مقدماتی پیشگیرانه دانست . وضمن اشاره به اوضاع منطقه و وقوع حوادثی از این قبیل ، نقش آموزش را ضروری و ارتقاء سطح آگاهی را از الزامات پدافندغیرعامل دانست .به گزارش خبرنگار پایداری ملی، رحیم آزادی مدیر کل پدافند غیرعامل استانداری فارس : هدف از برگزاری این دوره تخصصی را آشنایی کارکنان با این مقوله شوم و کسب مهارت های مقدماتی پیشگیرانه دانست و ضمن اشاره به اوضاع منطقه و وقوع حوادثی از این قبیل ، نقش آموزش را ضروری و ارتقاء سطح آگاهی را از الزامات پدافندغیرعامل دانست .آزادی گفت : یکی از اصول اساسی پدافند غیرعامل که از مهم ترین اهداف نیز محسوب می گردد موضوع حفاظت از جان انسان ها و زیر ساخت های اساسی کشور است . دشمن پس از ناکامی های پی در پی امروزه به انتهای خط رسیده و با اهداف تاکتیکی دست به هر اقدام دیگری می زند که بارزترین آنها عملیات انتحاری می باشد .امروزه شاهد این قبیل اقدامات تروریستی در قالب عملیات انتحاری در کشورهایی مثل عراق و سوریه و افغانستان، مردم بی گناه را به خاک و خون می کشاند. جدا از بحث در مورد تروریست و عقاید سرگروه های تروریستی که بیشتر سیاسی است و بعضا جامه مذهبی به تن کرده، سئوال این است که چه کسانی حاضرند دست به عملیات انتحاری بزنند و چه اعتقاد و انگیزه ای در پس این پرده است؟ مگر نه این که جان شیرین است و انسان برای حفظ جان حاضر است از همه چیز و همه کس بگذرد؟ پس چه اهرمی این افراد را وادار به این کار می کند؟عملیات انتحاریحمله انتحاری نوعی خودکشی است که در این نوع از خودکشی فرد دست به طراحی و اجرای یک برنامه تخریبی می زن ...

ادامه مطلب  

نمایش «حقوق بشر آمریکایی» در چند پرده؛ از سوءقصد به جان رهبر انقلاب تا هدایت جنگ های نیابتی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، در جمهوری اسلامی ایران 6 تا 12 تیرماه به عنوان هفته حقوق بشر آمریکایی نامگذاری شده است. در این هفته با بررسی حوادث و اتفاقات سالهای گذشته پی می بریم که در این رویدادهای تلخ و ضد انسانی این هفته بیشترین نقش و تاثیرگذاری مربوط به آمریکا به عنوان یکی از بازیگران نظام بین الملل و مداخله گر در امور دیگران است.برای درک بیشتر موضوع شاید بهتر است بدانیم علت نامگذاری این هفته به نام "حقوق بشر آمریکایی" به این دلیل است که در تاریخ تحولات و حوادث بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مواردی برمی خوریم که نقش و میدان داری واشنگتن به طور مستقیم و غیر مستقیم در این حوادث مشهود است. حوادث مهم این هفته می تواند چنین مواردی از تحولات ایران باشد:6 تیر 1360 سوء قصد و ترور نافرجام مقام معظم رهبریششم تیر سال 1360 حضرت آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران توسط عوامل منافقین ترور شد. هرچند درباره انتساب این ترور به منافقین و یا باقیمانده های گروه فرقان اختلاف نظر است، اما در سایت مرکز حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای آمده که منابع غیررسمی همچنان این ترور را به گروهک تروریستی منافقین منسوب کردند و این اقدام اولین مورد از سلسله اقدامات تروریستی منافقین علیه مقامات جمهوری اسلامی بوده است.شرح حادثه بدین گونه بود که؛ پس از شروع سخنرانی حضرت آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران، ضبط صوتی میان مردم دست به دست می شود و سمت راست سخنران، حضرت آیت الله خامنه ای قرار می گیرد.این ضبط صوت توسط عامل انفجار به گونه­ ای در جلوی آیت الله خامنه­ ای قرار داده می­ شود که قلب ایشان را نشانه رود؛ اما در میانه سخنرانی به دلیل مشکل صدا، ایشان (آیت الله خامنه ای) کمی جابه جا می شوند و ضبط از جلوی قلب فاصله می گیرد. همین مساله باعث می شود آسیب جدی در نهایت به دست ایشان وارد شود و دست راست، صدمه زیادی می بیند. هر چند وضعیت قلب هم بحرانی بوده به نوعی که بعد از انتقال ایشان به یک درمانگاه در خیابان قزوین و سپس بیمارستان بهارلو در پل جوادیه، آیت الله خامنه ای در نهایت به بیمارستان قلب شهید رجایی منتقل می شوند تا ادامه درمان آنجا صورت گیرد.فاجعه هفتم تیرانفجار تروریستی 7 تیر ماه 1360 از بزرگترین انفجارهای تروریستی تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که طی آن آیت الله سیدمحمد حسینی بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و 72 تن از مسئولان نظام (چهار وزیر، 12 معاون وزیر و حدود 30 نماینده مجلس) با بمب گذاری منافقان ترور شده و به شهادت رسیدند.این فاجعه آن قدر بزرگ بود که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «به طور طبیعی باید منجر به شکست انقلاب اسلامی می شد اما به برکت خون این شهدا، درست عکس آنچه تصور می ­رفت اتفاق افتاد و بعد از این حادثه، ملت متحد شد و انقلاب در مسیر واقعی و صحیح خود قرار گرفت.»حادثه هفتم تیر، 6 روز پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری و یک ماه قبل از فرار وی و مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین به فرانسه صورت گرفت. بمباران شیمیایی سردشتدر بعداز ظهر روز 7 تیر1366، نیروی هوایی ارتش رژیم بعثی مورد حمایت آمریکا و غرب، با استفاده از بمب های شیمیایی دریافتی از کشورهای غربی، چهار نقطه پر ازدحام شهر سردشت ( از توابع استان آذربایجان غربی) را مورد حمله قرار داد.در این حمله، 110 نفر از ساکنان غیرنظامی که تعداد زیادی از آنها را زنان و کودکان خردسال تشکیل می­ دادند، به شهادت رسیده و بیش از 8000 نفر دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند، که هنوز نیز مصدومیت های ناشی از آن اقدامات تروریستی را با خود به همراه دارند.بمباران شیمیایی سردشت یکی از نقاط تاریک تاریخ است که حمایت مدعیان حقوق بشر از اقدامات تروریستی و انفعال نهادهای بین المللی را در این زمینه نشان می دهد. با گذشت بیش از 29 سال از بمباران شیمیایی دشمن بعثی، هنوز فجایع ناشی از آن التیام نیافته و آثار مصیبت بار آن و قصور و اغماض عامدانه حامیان صدام را ـ که با کمک و مساعدت به این رژیم و تجهیز آن به سلاح های ممنوعه شیمیایی، او را در ارتکاب این جنایات یاری کردند ـ نمی توان فراموش کرد.به گفته حسن قشقاوی، معاون وزیر امور خارجه؛ 400 شرکت خارجی در تهیه مواد مورد نیاز بمب های شیمیایی با رژیم بعث عراق همکاری داشتند، ولی هیچ گونه اقدامی برای احقاق حقوق مردم این شهرستان در مجامع بین المللی انجام نداده اند.وزارت امور خارجه بیش از 12 هزار صفحه مدرک و سند در محکومیت شرکت های اروپایی در اختیار دادگاه بین المللی لاهه قرار داد؛ ولی این دادگاه تاکنون فقط به محکوم کردن یک نفر هلندی در این زمینه اکتفا کرده است. تاکنون یک دلار نیز در راستای کمک به مردم بی دفاع سردشت و جبران خسارت های وارد شده از سوی مجامع بین المللی پرداخت نشده است.فاجعه سردشت نشان داد کنوانسیون ها و معاهدات حقوقی درباره منع استفاده از سلاح های کشتار جمعی چگونه تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و منفعت نگری قدرت های به اصطلاح حامی حقوق بشر قرار می گیرد که امروز نیز همین کشورها مانع اجرایی شدن کنوانسیون منع استفاده از سلاح های شیمیایی هستند. شهادت آیت الله صدوقی چهارمین شهید محرابترور و شهادت آیت الله صدوقی از یاران دیرین نهضت اسلامیو از افراد موثر جریان انقلاب اسلامی توسط عوامل استکبار از دیگر وقایع هفته دوم تیرماه است. آیت الله صدوقی که پس از پیروزی انقلاب توسط امام خمینی(ره) به امامت جمعه یزد منصوب شده بود به دلیل تاثیرگذاری فراوان در جریان انقلاب، به شدت مورد خشم دشمنان انقلاب قرار داشت و چند بار نیز مورد سوءقصد قرار گرفت.سرانجام آیت الله صدوقی در یازدهم تیر 1360 مصادف با دهم ماه مبارک رمضان 1402 بعد از نماز جمعه مورد حمله انتحاری مزدور منافقین محمدرضا ابراهیم زاده قرار گرفت و در سن 75 سالگی به شهادت رسید که به شیخ الشهدای محراب نیز لقب گرفت. در این حادثه علاوه بر شهید آیت ا... صدوقی، تعدادی از پاسداران محافظ ایشان مجروح شدند و سه نفر از نمازگزاران نیز به شهادت رسیدند. حمله ناو جنگی آمریکا به هواپیمای مسافری ایرباساز مهم ترین وقایع هفته دوم تیرماه که استکبار جهانی به طور مستقیم دست به جنایت علیه مردم ایران زد، حمله موشکی ناو جنگی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی در آب­های نیلگون خلیج فارس در 12 تیرماه 1367 برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی است. این حادثه لکه ننگی است که در کنار دیگر جنایات آمریکا به خوبی بی صداقتی مقامات این کشور را در زمینه حقوق بشر نشان می دهد.در اقدام تروریستی 12 تیر 67، پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر شناسه پروازی r655 از مبدأ بندرعباس به مقصد دبی، با شلیک دو موشک کروز از ناو هواپیمابر یو.اس.اس.جک وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز آب های نیلگون خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" در فضای هوایی جمهوری اسلامی ایران مورد هدف قرار گرفت و سقوط کرد.در پی این حمله تروریستی، همه 290 سرنشین ایرباس ایرانی شامل ۱۵۶ مرد، ۵۳ زن، ۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر دو سال و ۴۲ نفر با ملیت های یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عربی و ۱۶ خدمه پروازی در دم جان باختند.بر اساس گزارش ها، اولین موشک، بال سمت چپ هواپیما را جدا می کند و موشک دیگر نیز مستقیم به قسمت دم هواپیما شلیک می شود که پس از برخورد، آن را از جا می کند. هواپیما مستقیم به سمت دریا شیرجه می رود و تنها 84 ثانیه پس از شلیک موشک ها، هواپیما به سطح دریا برخورد می کند و منفجر می شود.بلافاصله پس از این حادثه، مقامات آمریکایی تلاش کردند با بازی رسانه ای، خود را در این اقدام تروریستی بی­گناه نشان دهند و ابتدا مدعی شدند به اشتباه تصور کرده اند یک فروند هواپیمای اف14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار داده اند؛ ادعایی که البته طبق شواهد و اسناد به دست آمده رد شد.آمریکا ادعا می کرد هواپیمای ایرباس 300 a خارج از دالان هوایی پرواز می کرده و رزمناو آمریکایی نیز هفت بار اخطار رادیویی برای هواپیما مخابره کرده، ولی در پی آن جوابی دریافت نکرده است؛ در حالی که مطابق اسناد و مدارک موجود ایرباس شماره 655 در مسیر پروازی خود در دالان تجاری آمبر 59 و در ارتفاع 14 هزار پایی در حال پرواز بوده است.دلایل و قرائن نشان می‎دهد که نه تنها کشتی­ های جنگی ایالات متحده از پیام های رادیویی هواپیمای ایرباس شماره 655 که بر روی فرکانس­ های باز و به زبان انگلیسی مخابره می ­شد، باخبر و مطلع بودند، بلکه قطعاً آن پیام­ ها را نیز در اختیار داشتند.پیام­ های رادیویی‎ای که نشان دهنده غیرنظامی بودن هواپیما و مسافری و تجاری بودن آن بود. این مدعا با بررسی یافته‎های مربوط به تحقیقات رسمی که ایالات متحده بلافاصله بعد از حادثه انجام داد، ثابت می‎شود. تحقیقات وزارت دفاع آمریکا در خصوص حادثه مزبور در تاریخ 19 ژوئیه (28 تیرماه 67)انجام و در ت ...

ادامه مطلب  

حمله انتحاری به نظامیان آمریکایی در فغانستان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش «شیعه نیوز» بخش انگلیس خبرگزاری «پژواک» افغانستان روز دوشنبه نوشت که یک مهاجم انتحاری نظامیان آمریکایی را در این استان هدف قرارداده است.سفارت آمریکا امروز دوشنبه نسبت به حملات انتحاری و تروریستی علیه شهروندان کشور خود و دیگر شهروندان خارجی در کابل و دیگر استان های ...

ادامه مطلب  

چرا طالبان از عوامل انتحاری در بین مردم استفاده می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند به نقل از «اوراسیا نیوز»، طی 6 ماه اول سال 2017 میلادی در افغانستان یک هزار و 662 غیر نظامی بیشتر از مدت مشابه سال قبل کشته شدند.چندی پیش یک عامل انتحاری اتومبیلی را در کنار اتوبوس کارمندان دولتی منفجر کرد و مسئولیت این انفجار را «طالبان» بر عهده گرفت.چرا طالبان از عوامل انتحاری استفاده و در نتیجه صدها مردم غیرنظامی را می کشد؟حملات انتحاری در این کشور در سال 2005 میلادی پس از 15 سال جنگ به وجود آمد.این تاکتیک از شورشیان برخی کشورهای منطقه الهام گرفته شد و با مرور زمان طالبان این تاکتیک مؤثر را برای دستیابی به اهداف خود پذیرفتند.در اوایل طالبان عوامل انتحاری را فقط به مرزها و پایگاه های ارتش اعزام می کردند.در حال حاضر چنین حملاتی در بازارها و خیابان های کابل و دیگر شهرها انجام می شود در نتیجه مردم کشته می شوند. طالبان نزدیک به 40 درصد افغانستان را تحت کنترل دارد ولی سرزمین های کوهستانی و کویری است که فقط حدود 20 درصد جمعیت این کشور در این مناطق زندگی می کنند.طالبان برخی مناطق را مانند استان «هلمند» که نیروهای آمریکایی و انگلیسی به مدت طولانی حمایت کردند در حال حاضر در کنترل دارد.حدود 2 سال پیش در افغانستان شبه نظامیان «داعش» به وجود آمدند. آنان شامل مجاهدان متعصب یا طالبان سابق بودند.گروه داعش به خشونت بیش از حد و به کار بردن وحشتناک ترین روش ها برای دستیابی به اهدافش، معروف است.در حال حاضر طالبان در 2 جبهه، با نیروهای دولتی از یک طرف و با گروه های داعش از طرف دیگر می جنگد.ط ...

ادامه مطلب  

بساط داعشی ها را جمع خواهیم کرد/آمریکا آرزوی بازدید از مراکز نظامی ایران را به گور می برد/به هر نوع اقدامی پاسخی بسیار سخت خواهیم داد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایداری ملی، سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران 21 مرداد ماه با حضور در برنامه نگاه یک به بررسی تحولات منطقه پرداخت. جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران در ابتدای برنامه پیرامون شهادت محسن حججی گفت: شهادت فرزند برومند ایران اسلامی برادر عزیزم پاسدار محسن حججی را که مظلومانه اما با صلابت، شکوه قامت یک ملت در صحنه را، عجیب به نمایش گذاشت به رهبر معظم انقلاب و ملت بزرگ و پر احساس ایران و خانواده صبور و مؤمن ایشان تبریک عرض می کنم.محسن حججی تجسم شکوه ملت ایرانوی با اشاره به اینکه افتخار می کنم که چنین فرزندانی برومند و شجاع تربیت می شوند، اظهار داشت: محسن حججی تجسم شکوه ملت ایران است، موج عجیبی از احساس در جامعه ما ایجاد شده و غرور و وحدتی مثال زدنی پس از شهادت حججی ایجاد شده است، حججی امروز فرزند برومند تمام ایران است.جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه شهید محسن حججی در دفاع از آرمان های مقدس انقلاب و امنیت ملی کشور و در دفاع از ملت مظلوم سوریه به شهادت رسید افزود: تا وقتی جوانانی با این رشادت وجود دارند این جامعه، ملت و کشور هیچ آسیبی نخواهند دید.وی ادامه داد : شهید حججی به همراه برخی از مدافعان حرم در مرزهای مشترک عراق و سوریه در حدفاصل تنف و بوکمال حضور داشتند، نیروهای داعش با چند خودروی انتحاری به آنها حمله می کنند و به این شکل درگیری ایجاد می شود، همه شهید می شوند و محسن اسیر، که او نیز شهید می شود.سردار سلامی با اشاره به اینکه تمام خانواده ها محسن حججی را عضوی از خانواده خود می دانند، گفت: هیچ دشمنی قادر نیست به شرافت این جوانان غلبه پیدا کند، و این صلابت و شکوه ناشی از ایمان حقیقی است.نه در اسلام و نه در هیچ منطقی، کشتن اسیر قابل توجیه نیستجانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه نه در اسلام و نه در هیچ منطقی، کشتن اسیر قابل توجیه نیست، ادامه داد: این محصول سیاست های آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای مرتجع منطقه است تا چهره اسلام را معکوس نشان دهند، تکفیری ها بزرگترین آسیب را به چهره پر مهر اسلام می زنند و سبب ایجاد نفرت در جهان، نسبت به این دین نورانی و مقدس می شوند.آفتاب عمر داعشی ها در حال غروب استوی با اشاره به اینکه تکفیری ها مسلمانان را نماد وحشت و ترور معرفی می کنند گفت: بزودی با مجاهدتهای زیادی که می شود، آفتاب عمر داعشی ها در حال غروب است و باقیمانده آنها جمع می شود؛ البته آنها خسارتهای زیادی به اسلام زده اند ، چهره و رفتار این شهید به گونه ای بود که در واقع باید گفت آن فرد داعشی اسیر حججی است، این نشانه ایمان واقعی و تزریق روح مقاومت در یک جامعه است.سردار سلامی تصریح کرد : به دلیل وجود این جوانان است که ما آرمان های بلندمان را دنبال می کنیم و رهبر ما روی این جوانان حساب می کند و به پشتوانه آنان بر صورت استکبار سیلی می زند.بساط داعشی ها را جمع خواهیم کرد وی اظهار داشت : وقتی که رژیم صهیونیستی سردار شهید الله دادی و جوانان حزب الله را به شهادت رساند، گفتیم انتقام می گیریم و چند روز بعد انتقام گرفیم، وقتی به مجلس حمله کردند ضربه سنگینی به آنها وارد کردیم، امروز هم اعلام می کنیم که بساط داعشی ها را جمع خواهیم کرد و ضربت شمشیر ما بیشتر و سخت تر بر آنها وارد می شود.جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه عملیات هایی که پس از این انجام می شود بنام این شهید (محسن حججی) است افزود: داعش برای عملیات روانی و ارعاب ملت ایران و در پاسخ به عملیات موشکی ما نیازمند بازیابی خود است و این ویدئو را پس از خبر شهادت او منتشر کرد تا تاثیر روانی مخربی در روحیه ملت ایران بگذارد.نظام اطلاعاتی ما پویا و زنده استسردار سلامی بیان کرد : ما بعد از حادثه مجلس، شرایط اطلاعاتی و عملیاتی را برای مقابله با این گروه ها افزایش دادیم و امروز نظام اطلاعاتی ما پویا، زنده و مشرف است و نظام عملیاتی خود را تغییرآرایش داده و گسترده کردیم.به هر نوع اقدامی پاسخی بسیار سخت خواهیم دادوی گفت : ما به هرنوع اقدامی پاسخی بسیار سخت خواهیم داد؛ داعشی ها می دانند که پس از حادثه مجلس، چه تعداد از نیروهایشان توسط نیروهای اطلاعاتی ما منهدم و یا دستگیر شدند.جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه با استفاده از توسعه و گسترش توانمندی اطلاعاتی، فضا های نفوذ گروه های این چنینی را برای اعمال تروریستی بسته ایم، افزود: صحبت از فداکاری و صلابت در اسارت و شهادت آسان است، اما عمل کردن به آن خیلی مشکل است، ایمان واقعی عامل موفقیت ما در صحنه است، اینها استوانه های مستحکم امنیت ملی، اقتدار و پیشرفت ما هستند، به ملت اطمینان می دهم که با آرامش زندگی کنند و تحت تاثیر فضای روانی قرار نگیرند. سردار سلامی با اشاره به صحبت های «هنری کسینجر» مبنی بر تقویت داعش گفت: آمریکا ، انگلیس و مرتجعین درصدد جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی ایران بودند، لذا تشدید درگیری های طایفه ای، شیعی، سنی و همچنین ایجاد جغرافیای از هم گسسته، از توطئه های خطرناک آنهاست.وی با بیان اینکه چرا گروهی که هیچ هویتی در زمین نداشت، ناگهان مسلح شد، قدرت، زمین و نیرو گرفت و پول به دست آورد اظهار داشت: آمریکا حتی نمی خواهد داعش قدرت بسیار بگیرد، زیرا دامنه ناامنی آنها تا قلب آمریکا و اروپا می رود و از طرفی هم نمی خواهند داعش از بین برود تا با مقاومت مقابله کند.جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه هر گروه تروریستی سازمان یافته ای متکی بر جریان سازمان یافته مالی ، زیر نظر آمریکا و دوستانش است گفت: داخلی کردن درگیری ها در جهان اسلام مطلوب اسرائیل است.سردار سلامی با اشاره به اینکه آمریکایی ها در قبال داعش سیاست فریبکارانه را در پیش گرفته، در ظاهر مخالف آنها هستند ولی در باطن به آنها کمک می کنند ادامه داد: البته نمی توانند قبول کنند که داعش به حاکمیت برسد، چون می دانند در این صورت امواج ناامنی داعش به اروپا هم می رسد، لذا نمی خواهند هم از بین برود.داعش و تکفیری ها کاملا در دایره منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی حرکت می کنندسردار سلامی افزود : داعش و تکفیری ها کاملا در دایره منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی حرکت می کنند اما سرانجام مکر شوم آمریکایی ها به خودشان برمی گردد و اروپایی ها و آمریکایی ها باید منتظر باشند، که منافع شان توسط اینها تهدید شود.وی با بیان اینکه پدیده داعش و تروریسم تکفیری در جهان اسلام محصول مشترک سیاست آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس و برخی از شرکای منطقه ای آمریکا است عنوان کرد: آمریکا و متحدانش قادر به مدیریت تحولات میدانی بر روی زمین نیستند.داعش محصول دولت اوباما استجانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه اطلاعات ما و اظهارات ترامپ می گوید که داعش محصول دولت اوباماست و ما اطلاعات دقیق داریم که سیا تجهیزات و تسلیحات در اختیار این گروه ها قرار داده و با صدها فروند هواپیما به همراه تجهیزات از آنها پشتیبانی کردند افزود: راهبرد آمریکایی ها در مناطق مختلف، تولید معمای امنیتی است ، آنها دنبال ایجاد موازنه قدرت هستند، یعنی تهدیداتی را ایجاد می کنند و به کشورهای دیگر می گویند که باید خودشان را در مقابل این تهدیدات بالا بکشند تا فضا از این طریق برای گسترش خودشان ایجاد شود.وی با اشاره به اینکه الان هم تهدید کره شمالی را خیلی برجسته می کنند تا کره جنوبی و کشورهای این منطقه را تحت تأثیر قرار بدهند و سیطره خودشان را در آنجا گسترش دهند، گفت: در خصوص منطقه ما هم، ایران را به عنوان تهدید برای کشورهای منطقه مطرح می کنند تا به بهانه موازنه قدرت، سیطره پیدا کنند.وی افزود: اسناد و اطلاعات دقیقی وجود دارد که ده ها و شاید صدها فروند هواپیما که توسط سازمان سی آی ای مدیریت می شوند، تسلیحات ، مهمات و پشتیبانی عمومی گره های تروریستی نظیر داعش را برعهده داشتند البته خود آمریکایی ها حد فاصل سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ این اطلاعات را منتشر کردند و گرچه این اطلاعات مربوط به آن زمان است ولی بعد از انتشار آن هم این جریان ادامه داشت و حتی تا امروز هم این ماجرا ادامه دارد.سردار سلامی با تأکید بر اینکه همواره تفاوتی بین راهبردهای اعلامی و راهبردهای اعمالی آمریکایی ها وجود دارد گفت: همیشه آن چیزی که آن ها اعلام می کنند، با آنچه که عمل می کنند می تواند ۱۸۰ درجه متفاوت باشد.جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: آمریکا در مورد حمایت از دموکراسی با ادعا صحبت می کنند، ولی همه دیکتاتورهای جهان را پشتیبانی می کنند. و یا از منع تکثیر سلاح های کشتار جمعی صحبت می کنند، ولی ذرات خانه های هسته ای آن ها هزاران کلاهک هسته ای دارد و تنها کشوری است که از سلاح کشتار جمعی در حد وسیع استفاده کرده است.وی افزود: آن ها از آزادی صحبت می کنند، ولی همه دستگاه های شکنجه جهان را تولید و به اقصی نقاط جهان می فرستند تا دیکتاتورها، آزادی خواهان را به وسیله آن شکنجه کنند. بنابراین این که اساسا هویت آمریکا از تناقض و تفاوت تشکیل شده یک حقیقت است و به همین دلیل هم هرچه که آن ها از مبارزه با تروریسم سخن بگویند، مفهومش این است که از آن حمایت می کنند، و این واقعیات چیزهایی است که ما باید آن را بدانیم.راهبرد آمریکات تولید معمای امنیت استسردار سلامی در ادامه اظهاراتش در خصوص قراردادهای کلان نظامی آمریکا با برخی کشورهای منطقه، اظهار داشت: آمریکایی ها یک راهبردی را در مناطق مختلف دنبال می کنند و آن راهبرد تولید معمای امنیت است که براساس آن به دنبال ایجاد موازنه قدرت هستند، یعنی یک تهدیدی را به شکل مجازی و مصنوعی بزرگ می کنند و کشورهای دیگر را در معرض هراس از آن قرار می دهند و به آن ها ثابت می کنند که یک عدم توازن در اطراف آنها وجود دارد و آن ها باید بیایند و توازن قدرت را بر قرار کنند و این راهی برای سیطره سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا در مناطق مختلف است.جانشین فرمانده کل سپاه افزود: براین اساس شما امروز ملاحظه می کنید در منطقه شرق آسیا و در دریای جنوبی چین و سواحل اقیانوس آرام آمریکایی ها تهدید کره شمالی را خیلی برجسته می کنند تا بتوانند کره جنوبی، ژاپن و دیگران را تحت تاثیر این تهدید قرار دهند و سیطره نظامی، امنیتی و سیاسی و اقتصادی خود را آن جا استحکام ببخشند.وی افزود: در منطقه خلیج فارس هم همین حالت اتفاق افتاده است. آمریکا ایران را تهدید بزرگ جلوه می دهد، در حالیکه ایران برای کشورهای همسایه هیچ گونه تهدیدی نبوده و تاریخ گواه این است که ایران هیچ گونه سیاست و راهبردی را برای تهدید همسایگان خود در دستور کار قرار نداده است، بلکه آن چه را به عنوان قدرت دفاعی انباشته، برای دفاع از تمامیت جهان اسلام در مقابل کفاری که از خارج منطقه می خواهند سرنوشت منطقه و مسلمانان را تحت کنترل و مدیریت خود قرار دهند، تهیه کرده است.وی با تاکید بر اینکه این اتفاق هیچ گونه تغییری در موازنه قدرت صورت نمی دهد گفت: برای هیچ کشوری مثل عربستان، یک قرارداد چند صد میلیاردی سلاح و تجهیزات هرگز ظرفیت ساز نیست که بتواند موازنه قدرت منطقه ای را برهم بزند، چون مختصات و عناصری که شخصیت و موقعیت قدرت یک کشور را تعیین می کنند چیزی نیست که با خرید تسلیحات از کشور دیگری رخ دهد.استقلال و اراده سیاسی است که در یک کشور تولید قدرت می کندجانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تاکید براینکه در درجه اول اقتدار، استقلال و اراده سیاسی است که در یک کشور تولید قدرت می کند تصریح کرد: وقتی رژیمی سرتا پا وابسته به یک قدرت بزرگ است، هرگز نمی تواند مولد یک قدرت واقعی باشد، و ظرفیت های این گونه کشورها بسیار محدود است و هرچه سلاح به آن ها تزریق شود نخواهند توانست قدرت جدید بسازند و مناسبات قدرت را تغییر دهند.سردار سلامی تایید کرد: قدرت اگر درونی نباشد و از درون اراده یک جامعه نجوشیده باشد و با آرمان های یک ملت پیوند نخورده باشد و در سطح سیاسی به یک اراده مستحکم تبدیل نشده باشد و در سطح سخت افزار ها و جنگ افزار ها از درون استعدادهای یک جامعه رشد نکرده باشد، یک سلسه تجهیزات و سلاح های فیزیکی است که بعد از دوره معینی از رده خارج می شوند و هزینه نگهداری آن ها هرچند متکی به دلارهای نفتی باشد، آن رژیم را از پای درخواهد آورد.وی با اشاره به جنگ عربستان و یمن اظهار داشت: آیا عربستان سعودی توانست در جنگ با یمنی ها که از نظر نظامی ضعیف تر از این کشور هستند و علی رغم هم مرز بودن با سعودی ها و وجود فضای نابرابر سیاسی، اقتصادی و نظامی، خالق موفقیتی در این کشور باشند، بنابراین بضاعت، ظرفیت و استعداد این کشورها همین اندازه است.ادعای نزدیک شدن پهباد ایرانی به هواپیمای آمریکاییجانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص ادعای نزدیک شدن پهباد ایرانی به هواپیمای آمریکایی در خلیج فارس نیز بیان داشت: من از مقامات آمریکایی به شکل رسمی چیزی نشنیده ام و گزارش خاصی هم از نیروهای خودی در این خصوص به ما نرسیده ، لذا فکر می کنم طرح این موضوع بیشتر یک فضا سازی روانی است.سردار سلامی افزود: البته پهبادها و پرنده های با سرنشین ما همواره تمام خطوط مرزی ما را رصد می کنند و بر فراز آب های آزاد حضور دارند و در خلیج فارس نیز تمام فعل و انفعالات مربوط به حضور نیروهای نظامی بیگانه را رصد می کنند.وی با تاکید براینکه خلیج فارس متعلق به ایران است گفت: این جای سوال دارد که آمریکایی ها از چند هزار مایل آن طرف تر در خل ...

ادامه مطلب  

خودروهای عجیب داعشی ها +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
عصر ایران: "یکی از مهم ترین ابزارهایی که تروریست ها در سال های گذشته ساخته اند ابزاری ساده به نام "خودروی انتحاری" است."کمربند" و "خودروی انتحاری" دو ابزار مهم تروریست ها برای وحشت افکنی و ضربه زدن به جمعیت های مردمی و ارتش ها و نیروهای دولتی است.از کمربند یا جلیقه انتحاری بیشتر برای عملیات ها علیه غیر نظامیان و کشتار مردم بی دفاع و وحشت افکنی در شهرها و جوامع هدف استفاده می شود در حالی که از خودروی انتحاری بیشتر برای اهداف و مقاصد نظامی – تروریستی استفاده می شود.در عملیات های نظامی داعش در سال های گذشته، خودروی انتحاری جایگاه مهمی دارد و در بسیاری موارد عوامل انتحاری داعش سوار بر این خودروها معابر را برای این گروه تروریستی باز کرده و ب ...

ادامه مطلب  

خودروهای عجیب داعشی ها +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، "یکی از مهم ترین ابزارهایی که تروریست ها در سال های گذشته ساخته اند ابزاری ساده به نام "خودروی انتحاری" است."کمربند" و "خودروی انتحاری" دو ابزار مهم تروریست ها برای وحشت افکنی و ضربه زدن به جمعیت های مردمی و ارتش ها و نیروهای دولتی است.از کمربند یا جلیقه انتحاری بیشتر برای عملیات ها علیه غیر نظامیان و کشتار مردم بی دفاع و وحشت افکنی در شهرها و جوامع هدف استفاده می شود در حالی که از خودروی انتحاری بیشتر برای اهداف و مقاصد نظامی – تروریستی استفاده می شود.در عملیات های نظامی داعش در سال های گذشته، خودروی انتحاری جایگاه مهمی دارد و در بسیاری موارد عوامل انتحاری داعش سوار بر این خودروها معابر را برای این گروه تروریستی باز کرده و به مر ...

ادامه مطلب  

تعداد عملیات های انتحاری داعش طی یک ماه گذشته/اینفوگرافیک  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز رسانه های تروریستی وابسته به گروه تکفیری داعش آمار حملات انتحاری این گروه در سوریه و عراق طی یک ماه گذشته (فوریه) را منتشر کردند.بر اساس این گزارش عناصر تروریستی داعش 66 عملیات انتحاری را علیه مواضع نیروهای عراقی در استان های «الانبار صلاح الدین دیاله نینوا و بغداد» عراق انجام داده اند.در این گزارش آمده است که عناصر این گروه تکفیری 20 عملیات انتحاری علیه مواضع نیروهای سوری نیروهای کُرد ارتش ترکیه و سایر گروه های تروریستی در استان های «حلب الرقه و الحسکه» انجام داده اند.بر اساس این گزارش 69 عملیات انتحاری به وسیله خودرو ...

ادامه مطلب  

برگزاری همایش بین المللی ایالات متحده، حقوق بشر و گفتمان سلطه  

درخواست حذف این مطلب
برگزاری همایش بین المللی ایالات متحده، حقوق بشر و گفتمان سلطه جهان > آمریکا - همشهری آنلاین:به مناسبت هفته حقوق بشر آمریکایی همایش بین المللی یک روزه ایالات متحده، حقوق بشر و گفتمان سلطه به همت مرکز تحقیقات سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی دانشگاه تهران و با همکاری انجمن ایرانی مطالعات جهان، مؤسسه اسلامی حقوق بشر لندن و دانشکده مطالعات جهان در روز یکشنبه ۱۱ تیرماه در تالار حنانه دانشکده مطالعات جهان برگزار شد. در ابتدای این همایش که با حضور چشمگیر کارشناسان و اساتید داخلی و خارجی برگزار شد، دکتر سعیدرضا عاملی؛ رییس دانشکده مطالعات جهان ضمن خیرمقدم به حضار، از حضور میهمانان غیر ایرانی در همایش قدردانی کرد. و با اشاره به اهمیت برگزاری این همایش، آن را تاریخی خواند.ریاست دانشکده مطالعات جهان سپس به مقایسه وضعیت حقوق بشر در گذشته و امروز پرداخت و گفت: امروزه در دنیای خشن تر و پرتهدیدتری زندگی می کنیم و به لحاظ جهانی مردم در معرض فشارهای جدی تری از طرف عوامل انسانی هستند. منشأ این سختی های جامعه بشری، سیاست انسان سلطه طلب است. از اساسی ترین حقوق بشر؛ حق زندگی، حق آرامش و کیفیت بالای زندگیست و هر اقدامی که این حقوق را از انسان سلب کند ضد بشری است. متاسفانه شاهد هستیم که انسان های بی گناه در یمن، بحرین، عراق، نیجریه، در فضای جنگ به سر می برن.دکتر عاملی همچنین گفت: منشأ تضادهای بین المللی در جهان سیاست همه چیز برای من است و این سیاست به صورت با ما یا بر ما و یا به صورت استثنا گرایی آمریکایی ظهور پیدا می کند. این استثنا گرایی آمریکایی مربوط به ملت آمریکا نیست، بلکه به نظام سلطه این کشور بر می گردد. جنگ و فضای سلطه تمام استانداردهای مربوط به حقیقت و زندگی را نسبی کرده است، بدین سان که حقوق بشر آنان، اینگونه است که به عراق حمله می کنند و قریب 600 هزار کودک تحت تأثیر تحریم دارو در عراق از بین می روند. و یا ایران را که خود برایند حکومت مردم سالار است و بیش از ده ها انتخابات در آن برگزار شده است را، محور شرارت می خوانند. لذا با وجود حمله داعش به مجلس شورای اسلامی که نماد مردم سالاری ایرانی است، آمریکا ایران را تروریسم می خواند.رییس دانشکده مطالعات جهان در ادامه گفت: همه این ها برخاسته از ذهن بیمار، خودخواه و استثناگرای آمریکاست که خود را از همه ضوابط مستثنا می کند. سلطه طلبی ایالات متحده باعث شده تا در بیش از 140 کشور از جمله کشورهای اطراف ما همچون بحرین، ترکیه و عراق حضور نظامی داشته باشد و بودجه نظامی آن، از 437 میلیارد دلار در سال 2003 به 824 میلیارد دلار در اکتبر 2018 برسد.وی در ادامه نقض جهانی حقوق بشر را یکی از موارد دیگری که توسط آمریکا نقض می شود دانست و گفت: آمریکا که خودش هزاران کلاهک هسته ای دارد برای یک کلاهک هسته ای خیالی جنجال به پا می کند. در صورتی که خودش می داند ایران به دنبال بمب هسته ای نیست. این مسائل را بهانه می کند.دکتر عاملی همچنین به نقض فرهنگی و اجتماعی حقوق انسان ها توسط آمریکا اشاره کرد و گفت: ملت ها دوست دارند در فرهنگ خودشان زندگی کنند اینکه یک مدل فرهنگی را به دیگران تحمیل کنیم نقض فراگیر فرهنگی حقوق بشر است.وی با اشاره به افزایش تحریم های هرروزه علیه ایران بعد از انقلاب اسلامی توسط دولت های دموکرات و محافظه کار آمریکایی گفت: تحریم یک ابزار ضد حقوق بشر است چراکه این ملت ها هستند که هزینه تحریم را می پردازند و نه دولت ها.دکتر سعید رضا عاملی در ادامه به بیان چهار مورد از نقض حقوق بشر از سوی آمریکا پرداخت و گفت: اولاً که صحبت از حقوق بشر کاملاً با جنگ ناسازگاری دارد، و نمی توان برای توسعه حقوق بشر از جنگ سخن گفت. دومین مورد نقض ساختاری و نهادی است، به طوری که گویی وظیفه بسیاری از نهادهای بین المللی همچون سازمان ملل و بانک جهانی، تأمین سلطه آمریکاست. سومین مورد، نقض جهانی حقوق بشر از طریق مداخلات نظامی آمریکا در جهان و حس تولی گری آمریکا در مقابل سایر کشورها است، بدین گونه که آمریکا در ابتدا کشورها را رژیم می خواند و آنگاه مشروعیت لازم برای مداخله را برای خود فراهم می کند.رییس دانشکده مطالعات جهان سپس افزود: با وجود اینکه ایران با 17000 شهید ترور، قربانی گروه تروریستی مجاهدین خلق است، باز این گروهک دائماً تصاویر غلطی از ایران را در پارلمان های جهان ارائه می دهد و متأسفانه تحت الحمایه دولتی مثل آمریکا قرار می گیرد. و درنهایت، چهارمین مورد نقض حقوق بشر توسط ایالات متحده، نقض فرهنگی و اجتماعی حقوق بشر از طریق تحمیل مدل سیاسی و فرهنگی مطلوب خود به جهان است.ریاست دانشکده مطالعات دانشگاه تهران، در ادامه به خطرات داعش برای دنیا اشاره کرد و گفت: تلاش ایران برای از بین بردن داعش، راهبردی ترین تلاش برای ایجاد امنیت در اروپا و امریکاست و هیچ کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران در از بین بردن بنیادین داعش موفق نبوده است. باوجوداینکه ایران بالاترین هزینه را برای از بین بردن داعش و منابع اصلی ترور در دنیا کرده است اما همچنان به عنوان کشوری که محل خطرزایی برای آمریکاست، تلقی می شود.دکتر عاملی در پایان گفت: ایران گرفتار یک تصویر غلط است که بر مبنای همین تصویر غلط رفتارهای غلط علیه ما صورت می گیرد و باید راهی برای مقابله با آن در نظر گرفت. برای اینکه حقوق بشر واقعی و فراگیر در جهان تأمین شود، باید تفکر سلطه و نفرت از جهان برداشته شود و ما به اصالت حقیقت باور داشته باشیم و آن را بر مبنای منافع خود و تفکر مکتب واقع گرایانه "قدرت بیشتر، حق بیشتر" دچار نسبیت نکنیم. منشأ حقیقت آن چیزی است که خداوند به عنوان قوانین و مقررات زندگی برای بشر تعریف کرده است که بر مبنای نفع و احترام همگان است.دکتر فواد ایزدی؛ رییس مرکز تحقیقات سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی دانشگاه تهران دومین سخنران بخش افتتاحیه بود که ضمن خیر مقدم به حاضرین به ترورهای مردم ایران توسط منافقین و دشمنان اشاره کرد و با یاداوری کمک آمریکا به صدام در زمان جنگ گفت: کشور ما متهم به نقض حقوق بشر است، در قانونی که اخیرا آمریکا تصویب کرده به بهانه حقوق بشر بوده است. آمریکا به بهانه حقوق بشر دارد حقوق بشر را نقض می کند.وی افزود: تحریم های اخیر که توسط آمریکا تصویب شده بسیار گسترده تر از تحریم های قبل از برجام است. کشور ما باید در برابر اتهاماتی که در رابطه با حقوق بشر زده می شود از خودش دفاع کند و در این رابطه ما در داخل کشور مشکلی نداریم. مشکل ما در خارج کشور است و دیپلماسی عمومی در این حوزه باید جدی تر اقدام کند.وی تاکید کرد: دشمنان ما با یک مجموعه با قدرت مالی بالا به صورت جدی علیه ایران کار می کنند آنها یک گفتمان علیه ما ایجاد کرده اند و ما نیز باید همین کار را انجام دهیم و در حوزه بین المللی جدی تر وارد شویم.وی در ادامه با اشاره به برگزاری این همایش تاکید کرد: اساتیدی که امروز از آمریکا و کشورهای دیگر در این همایش حضور دارند هم به خودشان کمک می کنند و هم به ایران و با وجود اینکه حضور در ایران باعث می شود ورود به آمریکا برایشان مشکل شود در این همایش حضور یافتند.دکتر ایزدی ادامه داد: گفتمانی که علیه ما ایجاد شده راهی برای اصلاح ندارد مگر اینکه مسئولان ما جدی تر وارد عمل شوند. ما باید مقابل به مثل کنیم.وی در ادامه به مذاکرات هسته ای اشاره کرد و گفت: بعد از این مذاکرات و توقف صنعت هسته ای، آمریکا دیگر بهانه هسته ای ندارد و بحث حقوق بشر یکی از موارد اصلی است که می خواهند در مورد آن کار کنند و ما باید با برنامه ریزی در این رابطه اقدامات جدی تری داشته باشیم.سومین سخنران همایش دکتر دانیل کوالیک؛ استاد حقوق بشر بین الملل در دانشکده حقوق دانشگاه پیتزبرگ بود که در سخنرانی با عنوان "آمریکا و امپریالیسم، به نام حقوق بشر" گفت: به دنبال تهاجم نظامی آمریکا به عراق در سال 2003 مباحث گسترده ای در محافل رسانه ای با محوریت این موضوع آغاز شد که هدف دولت بوش از ملت سازی در عراق چیست؟ بسیاری از عراقی ها معتقدند لشکرکشی آمریکا، کشورشان را در شرایط بسیار ناگواری قرار داد که از تهاجم مغولها هم بدتر بوده است.وی ادامه داد: واقعیت آزار دهنده این است که آمریکا واقعا به هیچ عنوان قصد ندارد در خاورمیانه یا هرجای دیگری در ایجاد ملتی مقتدر نقش داشته باشد. بلکه برعکس همانطورکه بارها شاهد بودیم هدف سیاست خارجی آمریکا به صورت روزافزون بر تهدید کشورهای مستقل استوار است.این استاد حقوق بشر با بیان اینکه آمریکا با داشتن 5 درصد از جمعیت جهان مواد غذایی و مواد مصرفی بیشتری نسبت به سایر کشورها استفاده می کند، گفت: آنها فقط با تضعیف قابلیت حیات کشورهای مستقل می توانند منافع خود را تضمین کنند. آمریکایی ها با همدستی همپیمانان خود تلاش کرده اند که کشورهای مستقل جهان را نابود کنند. آنها این اقدامات را به نام حمایت از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر انجام داده و اغلب از حمایت و همراهی سازمانهای حقوق بشری که نقش ایدئولوژیک مهمی در زمینه سازی جنگ ایفا می کنند، برخوردار هستند.کوالیک خاطر نشان کرد: در راستای سلطه گری آمریکایی ها دولت بوش به منظور تضعیف ایران که عمدتا یک کشور شیعه است تصمیم گرفت اولویت های خود را در خاورمیانه بار دیگر سازماندهی کند. در لبنان هم با دولت عربستان سعودی که کشوری سنی است تلاش کرد در عملیات مخفیانه همکاری کند و هدف دولت بوش در این موارد تنها تضعیف جامعه حزب الله بود . دولت آمریکا همچنین در عملیات مخفیانه دیگری علیه ایران و متحدش، سوریه شرکت کرده است که یکی از محصولات چنین فعالیتهایی را می توان تولید گروههای تندرو سنی و طرفدار اسلام ستیزجو دانست.وی ادامه داد: یکی از ویژگی های متناقض استراتژی جدید این است که در عراق بیشترین موارد شورش علیه نظامیان آمریکایی از جانب نیروهای سنی و نه شیعیان انجام گرفته است.کوالیک با بیان اینکه آمریکا همچنان به دخالت در امور سوریه ادامه می دهد به گونه ای که این امر مانع از آن می شود که دولت سوریه علیه گروه های ستیزه جو که با آنها می جنگد به پیروزی قاطع برسد. همچنین برخی از این گروه های ستیزه جو از نظر آمریکا هم تروریست هستند و به همین دلیل هدف حملات آمریکا قرار میگیرند و به این ترتیب هیچ یک از طرفهای درگیر یعنی دولت سوریه و تروریست ها نسبت به دیگری دست برتر ندارند.وی در پایان تاکید کرد: به نظر می رسد آمریکا عامدانه در حال گسترش هرج و مرج در سراسر مناطق استراتژیک دنیا است تا هیچ کشور مستقلی نتواند از منابع خود به ویژه از منابع نفتی در مقابل استثمار غرب مقابله کند. به عنوان یک غربی و آمریکایی امروز می گویم که من مخالف اقدامات نظامی علیه ایران هستم. در حقیقت برای مقابله با این تراژدی هرچه در توان دارم به کار خواهم گرفت.سخنران بعدی همایش پروفسور بو گروسکاپ؛ استاد اقتصاد سیاسی بین الملل در دپارتمان علوم سیاسی، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا بود که در زمینه " جنگ آمریکا با تروریسم: فرار از عنوان تروریسم" سخنرانی کرد و با تأکید بر اینکه آمریکا در کلمه ترور مالکیت دارد گفت: یعنی آمریکا در موقعیت برتر قدرت قرار گرفته و اوست که مشخص می کند چه کسانی تروریست و چه کسانی مبارزان آزادی خواه هستند.وی ادامه داد: شاهد هستیم که اسرائیل می خواهد دکترین خود را در جهان اعمال کند که بر اساس آن تخریب کامل ساختارهای غیرنظامی توجیه می شود همانطور که در لبنان و مناطق اشغالی اینگونه عمل کرد و در این مسیر نیروهایی کاملاً نابرابر را علیه غیرنظامیان فلسطینی به کار گرفت و از بمب های فسفری نیز در راه رسیدن به هدف خود استفاده کرد.بوگراسکاب با بیان اینکه اسرائیلی ها در مسیر دستیابی به اهداف خود دانشمندان هسته ای ایران را در داخل این کشور ترور می کنند و با این وجود ایرانی ها و فلسطینی ها هستند که تروریست محسوب می شوند، ادامه داد: عربستان سعودی می تواند در یمن عملیات انجام دهد و ده ها غیرنظامی را قتل عام کند اما عنوان تروریست به آنها به آنها زده نشود. مشخص است که آمریکا از طریق جنگِ تروریسم، به جنگ با تروریسم می پردازد و هر آن کس که او مشخص کند تروریست است.این استاد اقتصاد سیاسی بین الملل در دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا ادامه داد: فرار از عنوان تروریست همچنین به معنای کنترل رسانه ها در عرصه نبرد میدانی است. بعد از تجربه جنگ ویرانگر ویتنام که در آن رسانه های جمعی آمریکا جلسات روزانه ارتش را تحریم کردند تا به دنبال حقیقت باشند، فرماندهی ارتش آمریکا انحصار رسانه ای در عرصه میدانی را از آن خود کرد. همچنین پروژه رسانه ای پنتاگون برای عراق توانسته است روند گزارشگری در مناطق جنگی را کاملاً کنترل کند.وی با بیان اینکه با توجه به اینکه آمریکا تملک واژه ترور را در اختیار خود دارد و با به کارگیری یک یا چند دسیسه مسأله حیثیت و اعتبار را به نفع خود تمام می کند، گفت: به عبارت دیگر فرار از برچسب تروریست را در برنامه خود دارد و اگر از این طریق به اهداف خود نرسد تلاش می کند بر آن سرپوش بگذارد. آمریکا با تحریم (سکوت تحقیقاتی) تمرکز افکار عمومی را از مسائل منحرف می کند. در اختیار داشتن واژه ترور فقط به معنای سلطه در گفته تروریسم نیست بلکه مفهوم دیگر آن در اختیار داشتن سکوت و در پیش گرفتن یک روند تحقیقاتی و برنامه زمانی مشخص است.این استاد اقتصاد سیاسی بین الملل در دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در پایان با بیان اینکه اعلان جنگ آمریکا با تروریسم بعد از حوادث 11 سپتامبر آغاز شد، گفت: این مسأله که یک نفر تروریست و همان فرد از نظر دیگری مبارز راه آزادی است یک کلیشه ناقص و درک نادرست از تروریسم است زیرا این عبارت در بین مولفه های یکسان، تعابیر مختلفی را شامل می شود. کلمه واقعی تروریسم در جایی به کار می رود که آمریکا به عنوان دارنده رتبه نخست کشورها قادر است تشخیص دهد چه کسانی تروریست هستند و چه کسانی مبارز راه آزادی و این تفاوت را در سیاست و گفتمان عمومی و خصوصی آنها نیز به کار گرفته می شود.در ادامه این همایش پروفسور تانیا گلاش بوزا استاد جامعه شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، در خصوص سیاست های مهاجرتی آمریکا، گفت: طی40 سال گذشته، تعداد افرادی که دولت آمریکا به عنوان مهاجر بازداشت و اخراج کرده افزایش یافته است. در سال 1973 دولت فدرال به صورت متوسط روزانه 2 هزار و 370 مهاجر را بازداشت کرد. این رقم در سال 1994 به بیش از دو برابر یعنی به 5 هزار و 532 نفر رسید و تا سال 2009 نیز به 34 هزار نفر افزایش یافت. امروزه بیش از 40 هزار نفر از این افراد پشت میله های زندان هستند. بنابراین می توان گفت که این الگوهای اخراج از یک روال مشابه پیروی کرده است.وی در خصوص مسئله بازداشت مهاجران در آمریکا، گفت: هنگامی که فردی وارد آمریکا می شود و اسناد لازم را برای اثبات شهروندی آمریکا ندارد به یک مرکز بازداشت مهاجرین انتقال می یابد. این مراکز که زیر نظر امنیت ملی آمریکا فعالیت می کنند بسیار شبیه به زندان هستند اما از نظر حقوقی این مراکز زندان محسوب نمی شوند.استاد دانشگاه کالیفرنیا سپس افزود: این افراد بدون ارتکاب جرمی در این مراکز بازداشت شده و بدون هیچ دادگاه و محاکمه ای مورد بازجویی قرار می گیرند. بنابراین هیچ گونه قوانین سیستم قضایی برای آنها اعمال نمی شود.پروفسور تانیا گلاش بوزا در ادامه بیان کرد: موضوع بازداشت پناهجویان و مهاجرین در آمریکا بسیار مهم است به طوری که حتی اگر شهروندان آمریکایی نتوانند آمریکایی بودن خود را اثبات کنند دستگیر می شوند.وی در ادامه گفت: در آمریکا بازداشت پناهجویان امری مجازاتی نیست بلکه از سر احتیاط صورت می گیرد و ابزاری برای حصول اطمینان برای ورود قانونی افراد است تا تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا نباشد.گلاش بوزا همچنین اظهار داشت: براساس پنجمین اصلاحیه قانون اساسی آمریکا، این حق به افراد داده شده که محرومیت از حیات، آزادی و اموال بدون دادرسی ممکن نیست. طراحان قانون اساسی آمریکا دریافتند که محرومیت از اختیار عمل یعنی نادیده گرفتن آزادی، به همین دلیل دو ماده حمایتی بسیار مهم یعنی دادرسی و حکم آزادی را در قانون اساسی گنجاندند.وی پس گفت: این دو ماده تضمین می کند که بازداشت بای ...

ادامه مطلب  

حمله انتحاری به کاروان نظامیان آمریکایی در قندهار  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پیام آفتاب، لحظاتی پیش یک عامل انتحاری خود را در مسیر عبور کاروان نظامیان آمریکایی در قندهار منفجر کرد.بر اساس گزارشات، کاروان نظامیان آمریکایی از م ...

ادامه مطلب  

آمریکا حق نداشت به جنگنده سوری حمله کند/ امکان حمله تلافی جویانه سوریه به مواضع آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، ائتلاف به اصطلاح ضدتروریستی به سرکردگی آمریکا، یک فروند جنگنده بمب افکن سوخوی-22 ارتش سوریه را مورد هدف قرار داده و سرنگون کرد. مقامات دمشق این اقدام را تجاوز نظامی نامیده و یادآور شدند که آمریکایی ها مایل نیستند که نیروهای دولتی در جنگ با داعش هیچ موفقیتی بدست آورند. ائتلاف آمریکایی ادعا می کند که جنگنده سوری به نیروهای متحد آنها حمله کرده است. کارشناسان و مقامات سیاسی روسی در گفتگو با سایت خبری-تحلیلی «لنتا.رو» دیدگاه خود در مورد آنچه اتفاق افتاده، آیا این حمله اقدامی تحریک آمیز بود و هدف از آن چه بوده را توضیح داده اند.امکان حمله تلافی جویانه سوریه به مواضع آمریکا"یوری اشویتکین" نائب رئیس کمیته امور دفاعی دومای دولتی روسیه معتقد است: «اقدامات ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا باعث تاسف است. من شخصا این حمله را اقدامی متجاوزانه علیه یک کشور مستقل می دانم. مسئله این است که آمریکا حاضر به برقراری تماسهای کافی برای تامین امنیت نظامیان دولتی سوریه و دیگر نیروهایی که در حال مبارزه با داعش در خاک سوریه هستند، نیست. در عوض حتی اقداماتی در جهت تشدید وخامت اوضاع نیز انجام می دهد و این نشان می دهد که هدف واقعی آمریکا در سوریه، حضور نظامی این کشور و نه نیروهای دیگر در خاک سوریه است.»این مقام پارلمانی روس افزود: «مقامات ما بارها خواستار اقدامات لازم طرف آمریکایی برای عدم تکرار این حملات شده اند، ولی متاسفانه درخواست آنها نادیده گرفته می شود. به نظر من آمریکا و متحدانشان باید یکبار دیگر خود فکر کنند که چه نقش و چه اهدافی در سوریه دارند. اکنون از لحاظ قانونی و حقوقی ارتش سوریه کاملا حق دارد تا حملات تلافی جویانه ای به محل استقرار نیروهای آمریکایی انجام دهد، چرا که اقدام آمریکا دقیقا یک تجاوز نظامی بوده و سوریه حق دارد از خود دفاع کند. و چنین پاسخی از سوی دمشق می تواند باعث بروز مناقشه جدی در خاک سوریه شود.»هشدارهای نظامی دقیقا برای ممانعت از همین حوادث است"ولادیمیر جباروف" معاون اول رئیس کمیته امور بین الملل شورای فدراسیون (سنای) روسیه گفته است: «حمله به جنگنده سوری را باید تناقض و بی دقتی کامل نیروهای ائتلافی بنامیم، برای اینکه راههای زیادی برای تبادل هشدارهای نظامی وجود دارد و لزومی به حمله به جنگنده ارتش یک کشور مستقل وجود نداشت. ولی مشکل اینجاست که مکانیزم خاصی در این رابطه وجود ندارد. اکنون آمریکایی ها می گویند که هواپیمای سوری به نیروهای مخالف متحد آنها حمله کرده بود، ولی این ادعا را نمی توانند ثابت کنند. بجای این کار می توانستند با فرماندهی نیروهای نظامی روسیه در خاک سوریه تماس گرفته و مسئله را با آنها در میان بگذارند.»این سناتور روس یادآور شد: «اکنون دفعه دیگر یک هواپیمای آمریکایی یا دیگر کشورهای هضو ائتلاف ممکن است هدف حمله هوایی قرار بگیرد. ارتش سوریه کاملا امکان چنین اقدامی را دارد. به همین دلیل است که بسیار اهمیت دارد اقدامات نظامی نیروهای مختلف در سوریه با یکدیگر هماهنگ شده و در مورد هشدارهای متقابل به توافق برسند. البته این بسیار خوب است که طرف سوری تصمیم به اقدام تلافی جویانه نگرفته، درغیراینصورت اوضاع سوریه بشدت متشنج می شد.»هدف بعدی ممکن است یک هواپیمای آمریکایی باشد"آلکسی چیپا" عضو کمیته امور بین الملل دومای روسیه می گوید: «قطعا مناقشه در سوریه تشدید خواهد شد و این ربطی به آن نخواهد داشت که طرف آمریکایی به چه علت دست به چنین اقدامی زده است. مسئله این است که آمریکا بطور غیرقانونی در خاک سوریه حضور نظامی دارد و حادثه حمله به جنگنده سوری، دقیقا دخالت در امور داخلی سوریه تلقی می شود.»به گفته این نماینده دوما، بعید است چنین اقدامی باعث تضعیف توان نظامی ارتش سوریه شود. در حال حاضر سیاست دمشق، مبارزه جدی با تروریسم است . در این راه هم نیروهای نظامی-هوایی روسیه و هم متحدین سوریه، از جمله ایران، به این کشور کمک می کنند. البته بروز این حادثه لزوم تلاش هر چه بیشتر برای برقراری آتش بس پایدار در خاک سوریه ...

ادامه مطلب  

جنجال بر سر مسببان کشته شدن نظامیان لبنانی  

درخواست حذف این مطلب
همزمان با بسته شدن پرونده تروریست ها در ارتفاعات مرزی، بحث و جدل در داخل لبنان برای تعیین مسببان واقعی کشته شدن نظامیان ربوده شده اسیر دست داعش به اوج خود رسیده است.به گزارش بولتن نیوز، بعد از گذشت هشت روز از عملیات «فجر ارتفاعات» و «وان عدتم عدنا» در دو سوری مرزهای شرقی لبنان با سوریه، عناصر داعش با دادن تلفات زیاد و در حالی که بیش از 80 درصد از مناطق تحت اشغال خود عقب نشینی کرده بودند خود را تسلیم حزب الله و ارتش سوریه کرده و برای حفظ جان خود و انتقال به دیرالزور در شرق سوریه حاضر به قبول شروط مقاومت در خصوص تحویل یک اسیر و پیکرهای چند شهید مقاومت و شهید ایرانی (محسن حججی) و نیز اعلام مکان دفن نظامیان ربوده شده لبنانی شدند. این پیروزی بزرگ یعنی پاکسازی کامل ارتفاعات لبنان و موفقیت حزب الله در بازگرداندن پیکرهای 8 نظامی ربوده شده در نوع خود دستاورد مهم و چشمگیری است به ویژه اینکه هیچ کس نمی تواند نقش حزب الله را در آن نادیده بگیرد. به همین دلیل رقیبان سیاسی حزب الله در داخل لبنان برای کمرنگ کردن این پیروزی از همان لحظه اول با طرح موضوع انتقام از تروریست ها، حزب الله را به خاطر توافق با تروریست های داعش برای خروج از ارتفاعات به باد انتقاد گرفتند. این در حالی است که همین گروه های سیاسی تا چندی پیش به بهانه های مختلف مانند پناهجو نامیدن تروریست های موجود در خاک لبنان از آنها دفاع کرده و مانع از اقدام جدی دولت و ارتش لبنان علیه آنها می شدند. با اعلام پیدا شدن پیکر شهدای ارتش لبنان و بسته شدن پرونده سه ساله این افراد، این سوال در بین مردم لبنان مطرح شده که چرا برای نجات نظامیان لبنانی اقدامی صورت نگرفت؟ و چه کسانی مسبب کشته شدن این افراد هستند؟ روز گذشته هشتگی به مضمون «دولتی که از زنده ها دفاع نمی کند حق جشن گرفتن برای پیکرها را ندارد» در شبکه های ارتباط جمعی لبنان رواج یافت و برخی خواستار واکاوی در این پرونده برای تعیین مسببان واقعی اعدام نظامیان لبنانی شدند. «جبران باسیل» وزیر خارجه لبنان به همین مناسبت در پیام توئیتری نوشت: غم و اندوه ما نباید جلوی کشف حقیقت را بگیرد و کسانی که باعث جان باختن نظامیان شدند باید مورد پیگرد قرار گیرند. انتقادها از عملکرد «عماد جان قهوجی» فرمانده وقت ارتش و «تمام سلام» نخست وزیر آن زمان به جایی رسید که دو گروه سیاسی با صف آرایی در برابر هم، یکدیگر را در این قضیه متهم ساختند. «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله روز گذشته در واکنش به کسانی که معتقدند باید کار داعش از طریق نظامی تمام می شد گفت: فرق ما و شما در همین است که ما به توافقی که کردیم پایبندیم و بر عهدی را که بستیم نمی شکنیم. توافق صورت گرفته این بود که تروریست ها در ازای اعلام مکان دفن نظامیان لبنانی اجازه انتقال به منطقه دیگری در داخل سوریه را داشته باشند.نصرالله افزود: تصفیه حساب با داعش از طریق نظامی باعث می شد سرنوشت نظامیان لبنانی نامعلوم باقی بماند. وی تصریح کرد: به آنهایی که به فکر انتقام گرفتن هستند می گوییم بروید سراغ کسانی که سربازان لبنانی را در دست داعش رها کردند. بروید از دولت و مجلس بخواهید تحقیق کند تا ببین ...

ادامه مطلب  

29 شهید و 60 زخمی، آخرین آمار حمله انتحاری لشکرگاه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه افغانستان باشگاه خبرنگاران، نجیب دانش، سخنگوی وزارت داخله افغانستان می گوید که در این حمله انتحاری که ساعت ۱۲ ظهر امروز در مقابل نمایندگی کابل بانک در شهر لشکرگاه صورت گرفت، ۲۹ تن شهید و دست کم ۶۰ تن دیگر زخمی شدند.در همین حال، ملاداد تابیدار، رئیس شفاخانه "بست" لشکرگاه می گوید که در این رویداد ۲۹ نفر به شمول زن و کودکان شهید و دست کم ۶۰ نفر دیگر زخمی شدند. به گفته او، برخی نظامیان نیز در میان قربانیان حضور دارند.این در حالی است که پیش از این آمارهای مختلفی از میزان تلفات این حمله انتحاری از سوی مقامات محلی منتشر شده بود.آقانور کینتوز، فرمانده پلیس هلمند در مورد چگونگی این حمله انتحاری گفته است، زمانی که پلیس در قسمت چک پوینت ها مانع ورود موتر بمب گذاری شده می شود، فرد انتحاری موتر را به عقب می راند و خود را در میان مردم منفجر می سازد.گفته می شود ک ...

ادامه مطلب  

باید رفتار ترافیکی تغییر کند  

درخواست حذف این مطلب
وزیر راه و شهرسازی گفت: تغییر رفتار شهروندان برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی به جای خودرو شخصی ضروری است.به گزارش مشرق «عباس آخوندی» در سومین جشنواره «تعالی حمل و نقل ریلی»گفت : وسایل نقلیه کشور به 19 میلیون دستگاه رسیده است و اگر موتورسیکلت ها نیز به آن اضافه شود این میزان بیش از 20 میلیون دستگاه می شود. آخوندی گفت: هرسال بیش از 500 هزار وسیله نقلیه به این تعداد اضافه می شود و اجرای طرح های محدودیتی نیز نتوانسته است تاکنون مشکل رفت و آمد را در کلانشهرها برطرف کند. به گفته وی اکنون 15 میلیون و 700 میلیون نفر در مناطق مختلف شهری تهران زندگی می ...

ادامه مطلب