واردات در تناژ کمر شکن، تولیدملی را نابود کرده است/دچار تهاجم به تولید داخلی هستیم/ سنگر تولید را رها نخواهیم کرد  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی بسیج//نامه استمداد 210 تن از تولیدکنندگان ماهی به رهبر انقلاب درباره ممنوعیت واردات ماهی؛در پی واردات بی رویه ماهی تیلاپیا از کشور چین و متضرر شدن تولید کنندگان داخلی ماهی، جمعی از تولیدکنندگان داخلی ماهیان سردابی نامه ای به رهبر معظم انقلاب نگاشته و از ایشان استمداد طلبیدند.به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری بسیج 210 تن از تولید کنندگان ماهیان سردابی در کشور با امضای نامه ای به رهبری فرزانه انقلاب اسلامی نسبت به واردات بی رویه ماهیان خارجی و چینی از جمله تیلاپیا که باعث متضرر شدن تولیدکنندگان داخلی و ضربه به اقتصاد درون زا می شود گلایه و از ایشان درخواست کردند تا با تذکر جدی به مسئولان مربوطه به داد تولید کنندگان داخلی برسند.بنا بر این گزارش متن کامل این نامه به همراه اسامی امضا کنندگان و نیز برخی از درد دل های تولید کنندگان در نامه به رهبری معظم انقلاب اسلامی بدین شرح است: بسمک الهمرهبر بزرگ ایرانسلام علیکمما پرورش دهندگان ماهی در ایران هستیم. بار سنگینی را در سالهای جنگ تحمیلی . تولید جهادی و تحریمهای اقتصادی بر دوش کشیده ایم. گاه با سود اندک و گاه بدون سود . گوش به فرامین تان در عرصه تولید پشت به پشت هم ایستادیم و ایران اسلامی را ساختیم. با اراده ای راسخ و عزمی استوار ایران را به رتبه اعلای تولید ابزیان رساندیم. در این راه سازمانها. ادارات. وزارتخانه مربوطه. کارشناسان. صمیمانه و دلسوز در کنارمان بودند که جای تقدیر و تشکر دارد. اکنون که انتظار میرفت نفسی باید تازه کرد. گویا دچار تهاجمی از برخی نابخردان و ظالمان شده ایم که کمر به ریشه کنی این تولید بسته اند. در سالهای اخیر گروهی وارد کننده با همکاری معدودی از مسوولین و رتبه بالائی ها با واردات گوشت ماهی در تناژهای کمر شکن و کم کیفیت کار را بجایی رسانده اند که قیمت فروش ماهی تولید شده به کمتر از قیمت تمام شده آن رسیده است. 7000 نفر تولید کننده ماهی در کشورمان پس از دو سال تحمل این وضع برخی کنار کشیدند و برخی دهها راه اداری را رفتند ولی افاقه نکرد. کارد به استخوان رسیده و مطرح شده است که تحصنی هزار نفره روبروی ادارات مربوطه داشته باشیم. ولی بعنوان آخرین امید و بهترین ماوا شکایتمان را نزد رهبر اگاه و بصیر و مقتدرمان می بریم تا مبادا با حرکتی اشتباه دشمنان این کشور را شاد کنیم. بلکه با مدد جستن از عنایات آن رهبر بزرگوار و با قطع دستان طماع رانت خواران و مافیای آسیب رسان به این شاخه تولیدی به حقمان برسیم. بنظر می آید تنها دلیل این افراد سود جو این است که گوشت ماهی با قیمت مناسب تری بدست مصرف کننده ایرانی برسد. در پاسخ این مسئله تمامی ما پرورش دهندگان حاضریم تعهد بدهیم تولید ماهی این موجود زنده با این همه زحمت و استرس و با طول مدت 10 ماهه را فقط با سود معقولی به مردم عزیزمان عرضه کنیم. ای رهبر مقتدر و بصیرهمواره گوش بفرمانتان هستیم و سنگر تولید را رها نخواهیم کرد ولی اگر دیگر جانی نمانده باشد دیگر سربازی هم در سنگر ها باقی نخواهد ماند. بحق پروردگار دادرس. به دادمان برسید و سایه شوم این مافیای ایران شکن را با دستور مبارکتان از سر تولید کنندگان این مرز و بوم کنار زنید. عمرتان مستدام. لطفتان متعال. دشمنانتان ذلیل و سفسته گران دولت تان رسوا باد. یا حق امضاء هزاران نفر از قشر مظلوم و سختی کش تولید دست بوستاناسامی امضاکنندگان نامه بدین شرح است:1- رامین محمد علی ها از استان گیلان - شهرستان کوچصفهان: دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.2- محسن بقایی نژاد از استان خراسان رضوی شهرستان سبزوار: می خواهم درتولید کشورم سهیم باشم.3- جواد ملک پور از استان خراسان رضوی.سبزوار: دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.4- سجاد بنی هاشم از اردبیل مشکین شهر شرکت تعاونی قیزیل بالیق: می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.5- جمال الدین معروفی از استان آذربایجان غربی شهرستان پیرانشهرروستای کانی باغ: دارم ورشکست می شوم ولی میخواهم درتولید کشورم سهیم باشم.6- تیمورمحمدی از خراسان شمالی شهرستان گرمه: دارم ورشکست می شوم ولی میخوام درتولیدکشورم سهیم باشم.7- طهمورث اللهیاری از استان گیلان ماسال : میخواهم درتولید کشور سهیم باشم.8- امین زارع از استان گیلان.سنگر: میخواهم در تولید کشور سهیم باشم.9- روح اله دیباوند از شهر املش ... روستای شکرپس: دارم ورشکست می شوم ولی دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم.10- مسلم میرزا از پاوه11- موسی کریمی از استان کرمانشاه شهرستان پاوه.12- مهدی طاهری از لاهیجان روستای گوکه.13- مهرداد رفیع زاده از اصفهان.14- اورنگ برازنده، از تولید و فروش دستگاه های ضدعفونی کننده ازن ژنراتور.15- پیمان فتاحی از کرمانشاه - سرپل ذهاب.16- حمید یعقوبی از استان گیلان شهرستان ماسال.17- محمود فلاح از شهرستان علی اباد کتول: بدلیل واردات ماهی چینی دارم ورشکست میشم کشورم را دوست دارم و میخواهم تولید کننده بمانم.18- امیر صالحی از پرورش در قفس ماهی قزل الا از شهرستان الیگودرز: کشورم را دوست دارم و میخوام در عرصه تولید غذای سالم برای مردمم و ایجاد اشتغال برای همشهریانم سهیم بمانم.19- هانی پناهی از پرورش ماهی قزل آلا از استان گیلان..شهرستان رودسر : در حال ورشکستگی هستم ولی دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم.20- فیروز رفائی از پرورش ماهی قزل آلا استان گیلان شهرستان تالش.21- ابراهیم نجفی رزوه از استان اصفهان شهرستان چادگان: دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.22- روح اله زمانی از استان البرز شهرستان نظرآباد: دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.23- حسن چهارنایی از شهرستان علی اباد کتول: بدلیل واردات ماهی چینی دارم ورشکست میشم کشورم را دوست دارم و میخواهم تولید کننده بمانم.24- حسین کلاته از شهرستان جوین روستای عطاملک: دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.25- نادر قره گوزی از پرورش ماهی قزل الا افشار شهرستان شاهین دژ شهر محمود اباد26- محمد علی سالاروند از محل پرورش ماهی قزل الا لرستان شهرستان دورود: دارم ورشکست می شوم میخواهم در تولید کشورم سهیم باشم.27- افشین رحمان نژاد از تالش ....گیلان: دارم ورشکست می شوم می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.28- رضاعلی آزادگان از استان مازندران . تنکابن .روستای پس کلایه.29- ابراهیم بیگ از شهرستان شاهین دژ روستای طومار اقاج : بدلیل واردات ماهی چینی دارم ورشکست میشم کشورم را دوست دارم و میخواهم تولید کننده بمانم.30- رضا ابراهیمی از پرورش ماهی قزل آلا از زنجان.31- مسعودبه آفرین از گیلان رودسر.32- علی ایمانی از استان زنجان شهر دندی: بدلیل واردات داریم ورشکست می شویم دوست دارم تولید کننده کشور عزیزم باقی بمانم کمک کنید.33- اسداله رزی از استان زنجان.شهرستان ماهنشان: بدلیل واردات ماهیان بی کیفیت چینی دارم ورشکست می شوم کشورم را دوست دارم و میخواهم تولید کننده بمانم.34- مهدی فرامرزی از استان گلستان شهر گالیکش روستای قلی تپه.35- ادریس ال اقا کلانتری از اذربایجان شرقی سراب روستای کلانتر شرکت تعاونی قزل الای رنگین کمان سبلان.36- امین امیرزاده از مازندران، نوشهر: دارم ورشکست میشم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.37- بهزاد رزاقی از مازندران، آمل: دارم ورشکست میشم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.38- سید ابوالفضل نزل ابادی از سبزوار روستای طزر : دارم ورشکست میشم ولی می خواهم در تولید کشور سهیم باشم.39- ذبیح الله عزیزی از شهر وروستای یاسوج, چیتاب: دارم ورشکست میشم ولی میخواهم درتولید کشورم سهیم باشم.40- روح الله فرهی ازغرب مازندران کلاردشت: بدلیل واردات انواع فیله خارجی و ضربه به بازار تولید آسیب جدی خورده و نگران عدم امکان تولید با وجود مشکلات فراوان ایجاد شده هستم41- مسعود احمدزاده از صومعه سرا ، روستای ندامان: دارم ورشکست میشم ، ولی میخواهم در تولید کشورم سهیم باشم.42- مهدی شفیقی از استان گیلان تالش روستای تنده بین: به امیدموفقیت تولیدکنندگان43- ابجد اکبری از استان کردستان شهرستان بیجار روستای قمچقاء: بخاطر واردات بی رویه ماهی بی کیفیت دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.44- اسماعیل اسماعیل زادگان از استان البرز: به زور خودم را در این بازار سرپا نگه داشتم می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.45- اشکان سیاه منصوری از استان البرز: دارم ورشکست میشم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.46- پرویز پیری پور از استان مازندران.آمل: دارم ورشکست میشم ولی میخواهم در تولید کشورم سهیم باشم.47- مصطفی داسار از استان قم. 48- شاهین صولتی از استان خراسان رضوی : می خواهم تولید کننده باقی بمانم.49- مهرزادقربانی از استان چهارمحال بختیاری: می خواهم تولیدکننده باقی بمانم.50- سیاوش علیخانی از استان آذربایجان غربی شهرستان شاهیندژ روستای ینگی آباد 51- رسول خسروی از استان چهارمحال و بختیاری بخش میانکوه.52- یاور قربانی از استان آذربایجان غربی : بدلیل ورود بی رویه فیله و ماهی چینی و ورشکستگی همکارانم دارم ورشکست می شوم ولی می خواهم در تولید ملی کشورم بمانم.53- شهاب نوتاش از پرورش دهنده استان البرز _محمدشهر : دارم ورشکست میشم ولی می خوام در تولید کشورم سهیم باشم.54- علی صالحی از استان مرکزی شهرستان اراک روستای میقان : دارم ورشکست میشم ولی میخوام درتولیدکشورم سهیم باشم.55- محمد مرادی پور از پرورش دهنده.چهارمحال بختیاری.اردل56- دارم برشکست میشم ولی میخوام درتولیدملی سهیم باشم57- مقصود کاظمی رودپشتی ، پرورش دهند قزل الا از گیلان تالش: میخوام درتولید ملی کشورم سهیم باشم58- ابراهیم بشیری، پرورش دهنده ماهی سردابی شهرستان صومعه سرا59- می خواهم در تولید میهن عزیزم شریک باشم,60- مجید حمیدی، پرورش دهنده ماهی قزل الا شهرستان شیراز داریم نابود میشم ولی میخوام در تولید ملی سهیم باشم.61- مجتبی بازی، پرورش دهنده ماهی قزل آلا یاسوج روستای کریک دارم نابود میشم ولی دوست دارم در تولید ملی سهیم باشم.62- کاوه وکیلی از شهرستان پاوه: دارم و داریم نابود میشویم (صد البته شده ایم) ولی بینهایت دوست دارم در تولید ملی سهیم باشم.63- سجاد دهقانی از چهار و محال بختیاری64- توحید عبداله نژاد ملکی از میاندواب اذربایجان غربی: دوست دارم به تولید کشورم کمک کنم و رو به نابودی و ورشکستی نرم.65- اصغر بهرامی فارسانی از لرستان دورود مجتمع پرورش ماهی امارت : دوست دارم به تولید کشورم کمک کنم ولی دارم ورشکست میشم .66- فیروز رفائی از استان گیلان شهرستان تالش روستای تکی آباد: دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم و در شرایط بهتری تولید کنم قبل از اینکه مجبور شوم تولید را قطع کنم.67- علی براتی از استان مرکزی: دوست دارم تولید کننده باقی بمانم و به کشورم خدمت نماییم.68- کورش ابراهیمی از پرورش دهنده استان اصفهان فلاورجان.69-هادی کمیزی از خراسان رضوی - سبزوار70-سعید جمشیدی از پاوه71- ابوالفضل واسع حقدوست از شهرستان تنکابن: بیش از 18سال خدمتگذار صنعت آبزی پروری هستم،دلم برای وطنم و تولید ملی می سوزد. صنعت قزل آلا در حال نابودی است. می خواهم با تمام وجود در تولید ملی سهیم باشم و از آن حمایت می کنم.72- سیاوش ملکی نظری از استان گیلان.شهرستان رضوانشهر: دارم ورشکست میشم ولی میخوام در تولید کشورم سهیم باشم.73- ناصر شهابی شهمیری از شهرستان بابل: بیش از 13سال خدمتگذار صنعت آبزی پروری هستم،دلم برای وطنم و تولید ملی می سوزد. صنعت قزل آلا در حال نابودی است. می خواهم با تمام وجود در تولید ملی سهیم باشم و از آن حمایت می کنم.74- سید مهدی افراز از چهارمحال و بختیاری: 15 سال ماهی پرورش میدم دارم ورشکست میشم ولی می خواهم در تولید کشورم سهیم باشم.75- مسعود یزدی از گیلان لنگرود بلوردکان: دارم ور شکست میشم ولی دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم.76- حسن گرائلی از قائمشهر77- عبدالله کردستانی از آذربایجان غربی شهرستان پیرانشهر: دارم ور شکست میشم ولی دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم.78- سیامند پورمحمود از اذربایجان غربی شهرستان پیرانشهر: به دلیل واردات ماهی بی کیفیت چینی دارم ورشکشت می شوم. ولی دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم.79- دکتر محمد سجاد انصاری از تهران ( ورامین ): من یک دامپزشک و تولید کننده ، سرباز اقتصادی در جهاد اقتصادی هستم اما بدلیل سو مدیریت ها و برنامه ریزی های غلط در حال ورشکستگی و نابودی هستم .ولی دوست دارم در تولید کشورم سهیم باشم و به فرمان رهبرم لبیک گویم ...80- قربانی ازاتحادیه استان مازندران.81- نبی الله پاک روش: یک سال هست شروع به تولید کردم؛ شرایط بسیار سخت شده برای ادامه کار امید دارم باتلاش همکاران پیشکسوت این صنعت به بالندگی برسد.82- مائده خاکساریان از استان مازندران، بابل، روستای کبودکلا: در حال ورشکستگی ولی علاقمند به ماندن در تولید هستم.83- سعید محمدی از استان اصفهان: درحال ورشکستگی ولی علاقمند به ماندن در تولید هستم.84- علی ...

ادامه مطلب  

اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) 96  

درخواست حذف این مطلب
گروه: اخبار استانخبر: 100515/تاریخ انتشار : 1396/5/12 ساعت : 23:40مجموعه اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) را به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد امام هشتم، برای شما کاربران گرامی جمع آوری کرده ایم. به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ماه ذی القعده با سالروز ولادت حضرت معصومه علیها سلام آغاز و پس از ده روز به ولادت باسعادت خورشید هشتم امامت، حضرت شمس الشموس ، هدیه خدا به ما ایرانیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام میرسد؛ دهه ای که به ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی، دهه کرامت نامگذاری شد. یازده ذی القعده روز ولادت امامی است که ایران خود را متبرک به قدوم منورش میداند و از برکات حضور بارگاهش ارتزاق میکند. به این مناسب مجموعه ای از اس ام اس تبریک ولادت امام رضا علیه السلام ، آماده کرده ایم که در ادامه میتوانید مشاهده کنید. ذکر است تکلم کبوترهایتقربان تبسم کبوترهایتای کاش جوی نوک زده می بودم مندر کاسه گندم کبوترهایتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد برسر ایوان طلا نوشته با خط خداجدا ز نار و دوزخ است هرکه بر این در آمدهمست خوش بوی توام مولانا ابالحسنخاک در کوی توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد شب است و منادى ندا مى کندمریدان حق را صدا مى کندکه امشب در رحمت خویش راخدا بر رخ خلق وا مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خاک کف زائر تو سرمه ی چشم حوریانای شه بی قرینه و ملجا جمله بی کسانکبوتر بام تو ام مولانا ابالحسنتشنه ی یک جام توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد یک جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقینهر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زنداى گل به روى ماه تو یا ثامن الحججماییم در پناه تو یا ثامن الحججمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بهر زیارتت رضا فرشته پرگشوده استنگاه دلربای تو از همه دل ربوده استچه گویم از خصال تو لسان شیعه قاصر استوصف خصال تو رضا حضرت حق نموده استمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبروفور علم و علو مکان اوست به حدى‏که شرح آن نتوان نمود کلک سخنورقلم اگر همگى وصف ذات او بنویسدحدیث او نشود در هزار سال مکررمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بوسه زدن به قبر تو به نیت تبرک استچون که زده بوسه به آن مهدی صاحب الزمانمنبر صحن گوهر و ضریح با صفای تودل از همه ربوده است، شبیه قم و جمکرانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد عطر خوش نسیم تو شبیه عطر کربلاستمست شمیم کوی تو جامعه پیمبراندر بارگاه تو زهیبت و جلال تودست به سینه می نهند فرشتگان آسمانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایىجان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایىمیوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایتبحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى لحظه های شادی دلهای ما آغاز شدباز ذکرِ حمد حقِ با سینه ها دمساز شدامشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضاغنچه ای از گلشن آل محمد باز شد ساقى که خود تجلى مستانه مى‏کندما را خمار وارد میخانه مى‏کندبنیانگذار شیوه لیلائیان رضاستکز دل جنون بسازد و دیوانه مى ‏کند ما دولت تسلیم و رضا می طلبیمراهی سوی اقلیم بقا می طلبیماندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجاتاز فیض ولایت رضا می طلبیم دل داده ام زدست که دلداده ام کنیافتاده ام به پات که افتاده ام کنیسالک که بی تو راه به جایی نمی بردباید خودت مسافر این جاده ام کنیولادت امام رضا (ع) خجسته باد هشتمین حجت خدا اینجاستقبله هفتمین رضا اینجاستهر چه خواهى بخواه از این درگاهمنبع رحمت خدا اینجاستمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اگر اژدها کرد موسى عصا رارضا این عمل بى عصا مى کندکند زنده در پرده تصویر شیرانببین پور موسى چه ها مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد در قطره جود و کرمت بحر چه باشددر تابش وجهِ قمرت بدر چه باشددر جلوه نور نظرت فجر چه باشددر شمّه بخشش ز کَفَت اَبر چه باشدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همهبفرست بر این روح کرامت صلوات صلواتمیلاد امام رضا مبارک باد ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارماگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارمز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم در باغ ولایت گل خوشبوست رضاسروچمن گلشن مینوست رضانومید مشو زدرگه احسانشزیرا به جهان ضامن اهوست رضا میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیتای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمی خواهمبر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همه ************************************************* ای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم دادهدر حلقه ی عشق خویش راهم دادهاینها همه علتش فقط یک چیز استایرانی ام و رضا پناهم دادهمیلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضاای کلید ساده مشکل گشاآن گل زیبا گل خوشبو توییای رضا جان، ضامن آهو توییبا نگاهت چون کبوتر کن، مراتا بگیرم اوج، خوشحال و رها میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) از این همه انزوا مردد شده ام،دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام،امروز دلم حال کبوتر دارد،انگار که بی قرار مشهد شده ام. میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس تولد امام رضا (ع) پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ولادت امام رضا (ع) ای پسر فاطمه، نور هدیسبزترین باغ بهار خدابا تو دل از غصه رها می شودپاکتر از آینه ها می شودای گل گلزار خدا، یا رضاآینه ی قبله نما یا رضا میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) السلام ای حضرت سلطان عشقیا علی موسی الرضا ای جان عشقالسلام ای بهر عاشق سرنوشتالسلام ای تربتت باغ بهشتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک متن تبریک ولادت امام رضا (ع) کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زدبدون واسطه دم از احد نخواهد زدگدای کوی رضا شو که آن امام رئوفبه سینه ی احدی دست رد نخواهد زد بهترین شادباش ها تقدیم به شما،بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع) شعر ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا آن گل زیبا گل خوشبو تویی ای رضا جان، ضامن آهو تویی با نگاهت چون کبوتر کن، مرا تا بگیرم اوج، خوشحال و رهامیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ویژه ولادت امام رضا (ع) مهر تو ز لوح دل سپردن نتوانحاجت برکس به جز تو بردن نتواناز هجر تو مرگ بهر من آسان تردل بر کس دیگری سپردن نتوانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا(ع) به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمدبه درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمدخدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعدهکه آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمدمیلاد امام رضا (ع) مبارک اس ام اس میلاد امام رضا (ع) میدونم شفاعت بی منتت زبون زدهبه همین امید دلم به مشهد تو اومده میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) ایـــن راه اگـــر خــــاره و خــــارا، بطلــــب!گــــر قابـــل آبلــــه اســت ایـن پــا، بطلــب!«دســت از طـلب...» آه، فــــال خــــوبی آمــــدیعنـــــی تـه مطـــلب ایـــــن که: آقـــــا! بطـــلبایشاله بزودی قسمت همه مشهدالرضا.. پیامک ولادت امام رضا (ع) نقاره ها ز اوج مناره وزیده اندمردم صدای آمدنت را شنیده اندزیباتر از همیشه شده آستان توآقا! چقدر ریسه برایت کشیده اندولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا (علیه السلام) مبارکباد. اس ام اس تولد امام رضا (ع) آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردندباران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک "آقا" آشنا کردند ********************************************************* بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات بر شافع ما روز قیامـت صـلوات در شـام ولادتـش که شادنـد همـه بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،از روز الست با رضا گفتم چشممن آمده ام تا به ولایت برسم،گفتی انا من شروطها گفتم چشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بلیط ماندن است مانده روی دستهای مندر این همه مسافر حرم نبود جای من؟رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببرسفارش مریض حضرت امام را ببر * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زآستان رضا سرخط امان دارم رخ نیاز بر این پاک آستان دارم اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را ... بهترین شادباش ها تقدیم به شما، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(ع) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند مردم صدای آمدنت را شنیده اند زیباتر از همیشه شده آستان تو آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند ... ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *امام رضا-ع: خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن زیاد از همنوعان را دشمن می دارد. ... میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت --- ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک. * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ای پسر فاطمه، نور هدی سبزترین باغ بهار خدا با تو دل از غصه رها می شود پاکتر از آینه ها می شود ای گل گلزار خدا، یا ...

ادامه مطلب  

قصّه ی پر غصّه ای که خون به پا می کند  

درخواست حذف این مطلب
0نودیها:عدالت، صفتی است که مورد قبول همه است. امّا آنچه مهم است، شناخت دقیق حقیقت آن و نحوه اجرای آن است. شخصیّت امیرالمؤمنین (علیه السلام) تجسّم همه صفات عالی انسانی و الهی است؛ امّا عدالت امیر المؤمنین از هر ویژگی دیگری برجسته تر می نماید.امیر المؤمنین علی علیه السلام، به گونه ای عدالت را مجسّم کردند که به واسطه آن، بهترین دوستان و سخت ترین دشمنان علی، پدیدار شدند و بالأخره، آن دشمنی که علی را از مردم گرفت، جهل بود و جهل! ورنه همگان از عدالتش بهره می بردند.برکات عدالتإِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْل‏؛ در حقیقت، خدا به دادگرى فرمان می دهد. (نحل؛ ۹۰)‏ نفع همگانی، در گرو استقرار عدالت است؛ لذا امام علی (علیه السلام) می فرمایند: فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَهً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَق‏؛ در عدالت، گشایش است و آن که عدالت را برنتابد، ستم را سخت‏تر یابد. (نهج البلاغه؛ خطبه۱۵) پس؛ تنها، کسانی مخالف عدالتند که به دنبال نفع ویژه و بیشتر برای خود، حتّی با پایمال شدن منافع عمومی (بیت المال) هستند. در همین راستا، دشمنان امام علی (علیه السلام) تعریف می شوند و لذا روشن می شود که، منطق امیرالمؤمنین (علیه السلام) خیرخواه همه مردم و نه طبق میل قشر خاصّی است.جنگ برای عدالتاهمیّت عدالت تا جایی است که برای به وجود آوردن و دفاع از آن، هیچ حد و مرزی نیست. حضرت علی (علیه السلام) در نکوهش هر کس به جهاد نرود می فرمایند: وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْه‏ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفُ وَ مُنِعَ الْنِّصْف؛ و با رها کردن جهاد، حقّ از او روى گردان، به خوارى محکوم و از عدالت محروم می شود. (همان؛ خطبه۲۷)دشمنان عدالت علی، بالأخره نه در میدان نبرد، که در محراب عبادت بر او تیغ کشیدند. و چه نادان است کسی که با عدالت، چنین به پیکار می پردازد! چون نادانسته، عدالت را پیروز، اعلان کرده است.انسانیّت به قیافه و شکل انسان داشتن نیست؛ بلکه بُروز عقل و بصیرت انسان است که او را به مقام حقیقی انسان می رساند. اصلی ترین دشمن عدالت علوی، نه ظلم ظالمان و غارت ویژه خواران، بلکه؛ جهل مردم آن زمان (و هر زمان) است. و این قصّه پُر غُصّه و جانکاه، عاقبت، قتل مرتضی به دست جهل را در پی داشت. تا جهل هست، مَرکب ظلم نیز می تازد.نبرد جهل و عدالتوقتی حکومت را به دست گرفت، دلیل قبول حکومت را چنین بیان داشت: أَیَّتُهَا النُّفُوسُ الْمُخْتَلِفَهُ وَ الْقُلُوبُ الْمُتَشَتِّتَهُ الشَّاهِدَهُ أَبْدَانُهُمْ وَ الْغَا ...

ادامه مطلب  

بعید است امروز کسی محور شرارت در دنیا را نشناسد / اگر امروز علی(ع) زنده بود برای نجات مظلومین فریاد می زد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در خطبه های نماز جمعه این هفته با محکومیت جنایات رژیم سعودی در یمن اظهارداشت: بعید است امروز کسی محور شرارت ها در دنیا را نشناسد.متن خطبه های نماز جمعه این هفته هامبورگ به این شرح است:متاسفانه عدّه ای درصدد هستند که جنگ افروزی در سطح دنیا توسعه یابد و لذا کشورها را به جان یکدیگر می اندازند. برخی از این دولت ها از یک طرف صلح دوستی و مقابله با تروریسم را مطرح می کند و از سوی دیگر با حملات مکرّر، مردم یمن را به خاک و خون می کشند و این در حالی است که بسیاری از سازمان های بین المللی و نیز کشورهای اسلامی در برابر این اتفاقات سکوت می کنند. * بعید است امروز کسی محور شرارت ها در دنیا را نشناسداین وظیفه ماست که امروز در مورد محور شرارت ها، خشونت ها و عامل اصلی حمایت از تروریسم سخن بگوییم و منشأ این امور را به بشریت معرفی کنیم. البته بعید است که امروزه کسی منشا ترور و تروریسم را نشناسد و محور شرارت ها در دنیا را نداند. این سوال برای همه آزادی خواهان عالم مطرح است که مدعیان حقوق بشری که خود را مدعی دموکراسی نیز می دانند چرا از افرادی که حتی یک بار تجربه مردم سالاری ندارند، حمایت می کنند و با شعار حمایت از صلحِ میان بشریت، بزرگ ترین قرار داد تسلیحاتی دنیا با آل سعود را منعقد می کنند؟ به راستی این سلاح ها به چه کار می آید جز کشتار مردم مظلومی چون مردم یمن؟* تجاوز و کشتار مردم یمن یک غصّه بزرگ و ننگ تاریخی استاین یک غصّه بزرگ و ننگ تاریخی است که در طی 800 روز تجاوز به این کشور مظلوم 2689 کودک، 1942 زن و 7943 مرد غیر نظامی کشته شوند. به راستی اینها به کدامین گناه کشته شدند « بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ »* حکایت سلطه گران مثل دزدی است که خود به دنبال دزد می گردداین قدرتها از یکسو با برخی از کشورها به اسم حمایت از صلح، قرداد تسلیحاتی می بندند و از سوی دیگر برخی از کشورهایی که حاضر به سرسپردگی و ذلت در برابر آنان نیستند را تحریم می کنند. حکایت کار این نوع سناریوها، حکایت آن دزدی است که برای رد گم کردن، او هم همچون مال باخته، داد و فریاد سر می دهد و به دنبال دزد می گردد، در حالیکه دزد خود اوست. امروز داستان این سناریونویسان اینطور شده است که آنها که خود محور ترور، خشونت و ایجاد وحشت در دنیای امروز بشری هستند، شعار مبارزه با تروریسم و خشونت را سر می دهند و آنهایی که در جریان نیستند گمان می کنند که اینها رهبران واقعی مبارزه با تروریسم هستند و حال آنکه در بحث ایجاد رعب و وحشت و حمایت از خشونت، انگشت اتّهام به سمت خود آنها می باشد.* اگر امروز علی(ع) زنده بود برای نجات مظلومین فریاد سر می داددانشمند مسیحی، جرج جرداق می گوید: «قُتِلَ عَلِیٌّ فِی مِحْرَابِ عِبَادَتِهِ لِشِدَّةَ عَدْلِهِ؛ امام علی (ع) در محراب عبادت خویش قربانی عدالتش گردید.» اگر امروز علی بن ابیطالب (ع) زنده بود، لب به سخن می گشود و برای نجات انسان های مظلوم فریاد سر می داد و این جنایات را محکوم می کرد و برای برون رفت از آن به تکلیف الهی و انسانی خود عمل می کرد.* امام علی(ع) معجزۀ تربیتی پیامبراکرم(ص) بودامام علی(ع) شخصیتی جامع و در حقیقت معجزۀ تربیتی پیامبراکرم(ص) با مجموعۀ شرائط زمانش بوده است. زیرا آن حضرت نفس و جان پیامبر اکرم(ص) و برادر و وصّی او بوده و پیامبر رحمت(ص) او را باب علم و حکمت معرّفی کرده است: «أنَا مَدینَةُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها، فَمَن أرادَ العِلمَ فَلیَأتِ الباب‏؛ من شهر دانشم و على، دروازه آن است. آن که دانش مى‏خواهد، باید از [این‏] دروازه وارد شود».[1] در جای دیگر فرمودند: «أَنَا دَارُ الْحِکْمَةِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا؛ من خانه حکمت و على درب آن خانه است‏».[2]* علی(ع) الگویی کامل برای نظام سازی و حکومت داریبا توجه به این که امیر المؤمنین (ع) الگویی کامل از حیث معنوی و اخلاقی نیز می باشد، لکن در این مختصر به دنبال تبیین فضایل آن امام هدایت(ع) از منظر قرآن و روایات و یا دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان نیستیم، بلکه روی سخن در خصوص دوران حکومت آن وجود نورانی است که حدوداً پنج سال طول کشیده است. بدین بیان که آن حضرت(ع) در این دوران به عنوان حاکم اسلامی، حکومتی بر اساس قوانین اسلام داشته است. به همین جهت مناسب است نگاه آن حضرت در خصوص «سیاست، حکومت، شرائط حاکم، عدالت» مورد تبیین قرار گیرد تا حاکمان امروزۀ جوامع بشری به اندازه ظرفیت خود از آن حضرت الگو بگیرند.* نگاه امیرالمومنین(ع) به «سیاست» نگاه توحیدی و الهی استروشن و واضح است که سیاست از دیدگاه اسلام به معنای اصلاح امور جامعه برای حفظ کرامت افراد آن جامعه است.[3] و نگاه امیرالمومنین(ع) در خصوص «سیاست» یک نگاه توحیدی و الهی است. لذا این دیدگاه با نگاه کسانی که سیاست را فقط برای دنیا و یا کسب قدرت دنبال می کنند، متفاوت است. چراکه آن حضرت(ع) بر اساس نظام توحیدی جهان را آفریدۀ خدای تعالی و او را مالک و حاکم مطلق هستی می داند، چراکه خداوند از منظر آن امام همام(ع) حکیم است، و قوانین مربوط به سعادت و خوشبختی انسانها را براساس حکمت تعیین می کند. از این رو حق حاکمیت با خدا است، چون قانون خدا همۀ شرایط لازم برای ارائه بهترین ضوابط و قواعد زندگی فردی و اجتماعی را دارا است. لذا اطاعت از قوانین الهی ـ البته اگر به گونۀ صحیحی انجام پذیرد ـ انسان را به سعادت و آرامش می رساند. به همین جهت مولای متقیان(ع) در این زمینه فرموده اند: «لکِنَّهُ سُبحانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَى العِبادِ أن یُطیعوهُ، وجَعَلَ جَزاءَهُم عَلَیهِ مُضاعَفَةَ الثَّوابِ تَفَضُّلًا مِنه؛ لیکن خداى سبحان، حقّ خود بر بندگان را این قرار داد که اطاعتش کنند و پاداش آنان را بر این اطاعت، از روى لطف و گشایش خویش، چند برابر قرار داد».[4] بر این اساس محیط جامعه باید به گونه ای از عدالت و امنیت برخوردار باشد که انسانها برای رشد و تعالی خود، به بندگی خدا پرداخته و به دیگران نیز کمک کنند؛ تا همگان به صفات الهی آراسته شوند. لذا چنین جامعه ای به طور حتم نباید از فقر هلاکت بار رنج ببرد، چرا که اگر عدالت اجتماعی در این جامعه حاکم شود، در چنین وضعیتی ثروت مانند قدرت به صورت عادلانه در میان همه تقسیم و توزیع خواهد شد. بنابراین حاکم اسلامی باید به سامان دادن امور جامعه بپردازد تا مردم از امنیت کامل و رفاه نسبی برخوردار باشند. چه اینکه فرمود: «وَ الأمانَةَ (الإِمامَةَ) نِظاماً لِلُامَّةِ، وَالطّاعَةَ تَعظیماً لِلإِمامَة؛ خداوند امامت را برای سامان یافتن امورات و فرمانبرداری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرده است».[5]* سیاست و حکومت در شکل گیری اخلاق جامعه و سرنوشت معنوی مردم جایگاه مهمی داردسیاست و ساختار حکومت از منظر امیر المؤمنین(ع)، فقط برای سامان یافتن مدیریت امور اقتصادی و اجتماعی، تامین امنیت و آبادی و رفاه مردم نیست؛ بلکه به این جهت نقش اساسی و مهم دارد که در شکل گیری رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوی مردم جایگاه برجسته و مهمی پیدا می کند. چه اینکه آن حضرت در این خصوص نیز می فرمایند: «النّاسُ بِامَرائِهِم أشبَهُ مِنهُم بِآبائِهِم‏؛ شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتر است تا به پدرانشان».[6]از اینرو جایگاه سیاست از نظر امام علی(ع) بیش از یک قرارداد اجتماعی میان مردم و حکومت است. زیرا مبنای اساسی نظام سیاسی از دیدگاه آن بزرگوار(ع) تلاش و مجاهدت مشترک امام و امت برای اعتلای کلمۀ حق و امت است. چرا که امام و امت آن را با جان دل پذیرفته، و ضرورت آن را ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » «جنگ رسانه ای» از منظر رهبر معظم انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
در مقالات پیشین اندیشکده به مؤلفه های گوناگون مفهوم «جنگ رسانه ای» اشاره شد و مؤلفه های اصلی این مفهوم چنین فهرست گردید:وجود دو جبهه ی متقابل در جنگاستفاده از رسانه ها به عنوان ابزار جنگ علیه حریفمخاطب قرار دادن احساس و ادراک مردم و مسئولان طرف مقابلبازنمایی واقعیت یا واقعیت سازی در ارائه ی تصویر دلخواه از خود و دیگریهدف غایی تأثیر بر تصمیم گیری و رفتار مردم و مسئولان طرف مقابلتعیین راهبردها و خط مشی ها توسط سیاستمداران، نظامیان و دستگاه های امنیتیآمیختگی هنر و سیاست و استفاده از ظرافت های هنری و فن های تأثیرگذاری در ابلاغ پیام های باطناً سیاسیهمچنین با تجمیع مؤلفه های فوق و افزودن برخی نکات، چنین تعریفی از مفهوم جنگ رسانه ای ارائه شد:«به کارگیری رسانه ها به عنوان ابزاری جهت تأثیرگذاری بر احساس و ادراک مردم و مسئولان جبهه ی مقابل، مطابق اهداف مدنظر خویش برای تصویرسازی از خود و جبهه ی مقابل، به وسیله ی فعالیت هنرمندان و اصحاب رسانه و راهبری و خط مشی گذاری سیاست مداران، نظامیان و دستگاه های امنیتی، و با هدف نهایی تأثیرگذاری بر تصمیم گیری و رفتار مخاطبان در چارچوب نظام ارزشی و هنجاری حق یا باطل.»[1]اکنون با شناختی نسبی از این مفهوم، ضروری است تا با بررسی بیانات رهبر معظم انقلاب، ابعاد و مؤلفه های «جنگ رسانه ای» را از منظر ایشان شناسایی نمود و با عمق بیشتری به این مسئله توجه کرد. برای جستجوی دیدگاه های رهبر معظم انقلاب در خصوص جنگ رسانه ای، واژگان کلیدی گوناگونی را می توان در میان بیانات ایشان جستجو کرد. به عبارت دیگر، غیر از ترکیب واژگانی «جنگ رسانه ای»، مواردی همچون «جنگ نرم»، «جنگ روانی»، «تبلیغات دشمن»، و امثال این موارد را نیز می توان جستجو کرد. جهت رعایت اختصار و پرداختن به اصل موضوع، در میان بیانات گوناگون، تنها دیدگاه هایی که قرابت و نزدیکی بیشتری به «جنگ رسانه ای» دارند بررسی می شود.بخش اول: ماهیت و اهمیت۱- تحلیل جایگاه رسانه با توجه به جبهه بندی کلان دنیارهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار خود با مسئولان سازمان صداوسیما، به عنوان مقدمه ای برای شناخت جایگاه رسانه ی ملی، یک تحلیل کلان از وضعیت جهان و «جغرافیای بشری عالم» ارائه می دهند و سپس بیان می دارند که جایگاه رسانه ی ملی با توجه به این وضعیت ترسیم شده، چگونه است. این نکته بسیار اهمیت دارد که برای تحلیل جنگ رسانه ای باید با «نگاه از بالا» به صحنه نگریست و با رویکرد جزئی نگرانه نمی توان درک صحیحی از آن داشت.«مسأله ی اصلی این است که ما جایگاه کشور و نظام جمهوری اسلامی را در جغرافیای بشری عالم بشناسیم و ببینیم در جبهه بندی های بسیار وسیع و متنوع و پیچیده یی که در دنیا وجود دارد، ما کجا قرار داریم. وقتی به این نکته توجه شد، نقش رسانه ی ملی در این مجموعه، بیشتر بارز و آشکار خواهد شد.»[2]سپس ایشان منطقه ی غرب آسیا یا به عبارت دقیق تر کشورهای اسلامی را به یک شهر اشغال شده یا در حال اشغال تشبیه می کنند که در این ماجرا، چند دسته قابل فرض اند: «دشمن اشغالگر»، «گروه خائنین که از پیش با اشغالگر تفاهم کرده اند»، «گروه فرصت طلبان که بعد از ورود دشمن، می روند خود را به او نزدیک می کنند»، «کسانی که کاری به این کارها ندارند و در خانه ها می مانند و تسلیم سرنوشت می شوند»، «گروه کسانی که تحت تأثیر تبلیغات اشغالگر قرار می گیرند و میگویند حضور دیگران چه عیبی دارد! و آن ها هم این گونه تسلیم می شوند.» که می توان این گروه را فریب خوردگان نام نهاد و «یک گروه کسانی که ایستادگی می کنند».[3]«خاورمیانه و شمال آفریقا – حکم همان شهری را دارد که دشمن آن را اشغال کرده یا در حال اشغال است. البته این نوع اشغال با اشغالِ سنتی نظامی قدیم تفاوت دارد؛ سیطره ی فرهنگی و اقتصادی و سیاسی کامل است؛ حتّی در مواردی ممکن است بدون حضور اشغالگر باشد؛ مگر این که حضور نظامی یا حضور فوق العاده لازم باشد؛ این اتفاق الان دارد میافتد.»[4]ایشان بعد از یادآوری لزوم تحلیل کلان شرایط جهان و تبیین مثال شهر در حال اشغال، به طور مشخص بحث «جنگ رسانه ای» را مطرح می کنند و می فرمایند: «امروز جنگ دنیا، جنگ رسانه هاست. پیشرفت کارها و سیاست های بین المللی دستگاه های مختلف و جبهه های گوناگون، به وسیله ی تبلیغ، خبرسازی، مفهوم سازی و تبیین های درست و نادرست – یعنی راست و دروغ – دارد انجام می گیرد. تبلیغات، هم قبل از یک حرکت نظامی و اقتصادی، هم دراثنای آن، هم بعدازآن، نیاز وافر دستگاه هایی است که می خواهند در دنیا فعال باشند؛ لذا سرمایه گذاری هم می کنند، فکر هم مصرف می کنند و دانش هم به کار می برند، برای این که بتوانند این را گسترش دهند.»[5]بنابراین به عنوان اولین و شاید مهم ترین نکته برای شناخت درست جنگ رسانه ای باید ابتدا تحلیل کلانی از شرایط جهان و پازل کلی جبهه بندی های دنیا داشت و سپس نقش و جایگاه جنگ رسانه ای را تبیین کرد.۲- اعتقاد به اصل وجود جنگ رسانه ای و دو جبهه ی جنگرهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان صداوسیما، با ذکر مقدمه ای از تاریخ کشور، در دوره های قبل از انقلاب و بهره گیری بیگانگان از سرمایه های ملی، به نقش انقلاب اسلامی در کوتاه کردن دست اجانب اشاره می کنند و سپس می فرمایند: «حال شما ببینید که در وضع کنونی و با این جغرافیای فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی موجود دنیا، چنین کشوری با این اهداف و با این موقعیّت و جایگاهی که برای خود انتخاب کرده، در این جنگ رسانه ای چه موضعی دارد. طبیعی است که ما مورد تهاجم باشیم؛ یعنی هیچ شبهه ای نباید به ذهن راه بیابد در این که ما یکی از اهداف اصلی و اوّلی تهاجم رسانه ای هستیم.»[6]در مقابل کسانی که از اساس وجود چنین تقابلی در عرصه ی رسانه را قبول ندارند و تهمت توهم توطئه را مطرح می کنند، ایشان به واقعیت «جنگ رسانه ای» تصریح می کنند. تذکر چندباره ی ایشان بر اصل وجود چنین جنگی نشان دهنده ی غفلت و فراموشی این مسئله و لزوم یادآوری آن است. هرچند که در برخی موارد، اقدامات رسانه ای طرف مقابل بسیار ظریف و غیرمحسوس است اما وجود آثار رسانه ای قابل توجهی که به طور مستقیم و صریح علیه فرهنگ و ارزش های ایرانی اسلامی ساخته می شود، جایی برای شک و شبهه در اصل وجود این مسئله نمی گذارد.۳- جنگ رسانه ای، جنگی اجتناب ناپذیررهبر معظم انقلاب در یکی از دیدارهای خود با مسئولان صداوسیما به یک اصل کلی در خصوص اجتناب ناپذیربودن جنگ رسانه ای اشاره می کنند و می فرمایند: «هر ملتی به تناسب موقعیت و هدف ها و همت های بلند یا کوتاهی که دارد، در این جنگ [فرهنگی و رسانه ای] به نحوی درگیر می شود.»[7] این نکته کلی و اصل عمومی در طول تاریخ رسانه های جمعی به کرات مشاهده شده و در صدسال اخیر نمونه های گوناگون آن را می توان برشمرد. چه اینکه گروه هایی همچون حزب الله و مبارزین آمریکای لاتین نیز در طی سال های مدید به نوبه ی خود مورد هجوم رسانه ای قرار گرفته اند.بنابراین ساده لوحانه است اگر فرد یا جریانی تصور کنند اگر ملتی کاری با دیگری نداشته باشد، دیگران هم با آن کاری ندارند. ایشان در همایش بین المللی رسانه های جهان اسلام در حمایت از انتفاضه فلسطین، تمام رسانه های جهان اسلام و جهان عرب را مخاطب قرار می دهند و اجتناب ناپذیربودن جنگ رسانه ای و لزوم مسئولیت پذیری آن ها را گوشزد می کنند: «سیستم رسانه ای اسلام و سیستم رسانه ای عرب باید طوری رفتار کند که معنایش این نباشد که از معرکه دور است. شما وسط میدانید؛ چه بخواهید و چه نخواهید.»[8]4- جنگ رسانه ای، جنگ ارائه ی تصویر خود و دیگریهمان طور که در مقدمه ذکر شد، جنگ رسانه ای «به کارگیری رسانه ها به عنوان ابزاری جهت تأثیرگذاری بر احساس و ادراک مردم و مسئولان جبهه ی مقابل، مطابق اهداف مدنظر خویش برای تصویرسازی از خود و جبهه ی مقابل» است و «تصویرسازی» یکی از محورهای اصلی این مفهوم است. رهبر معظم انقلاب نیز در تبیین وظایف و مسئولیت های رسانه های جهان اسلام در قضیه ی فلسطین، به تصویرسازی امپراتوری رسانه ای صهیونیستی از خود و تصویرسازی آن ها علیه مردم فلسطین اشاره می کنند و می فرمایند: «امروز در دنیا رسانه های صهیونیستی تجاوزهای مکرّر و همه روزه اسرائیل را به صورت گذرا مطرح می کنند. اگر می توانستند همین را هم مطرح نکنند، نمی کردند؛ منتها مصالح رسانه ای آن ها ایجاب می کند که مطرح کنند؛ ولی خیلی گذرا، خیلی سطحی، خیلی ناقص و گزینشی؛ اما عملیات فلسطینی ها را که دفاع از وجود و شرف و میهن و سرزمینشان است، طوری منعکس می کنند که گویا اسرائیل مظلوم است! مظلوم واقعی را که ملت فلسطین است، تروریست و جنایتکار جلوه می دهند؛ اما متجاوزِ سفّاکِ جنایتکار را مظلوم نشان می دهند. امروز رسانه های دنیا این کار را می کنند.»[9]ایشان در ادامه به راهبرد اصلی رسانه های رژیم صهیونیستی در ارائه ی تصویر از خود اشاره می کنند: «صهیونیست ها از اوّلِ کار، یک شگرد تبلیغی را انتخاب کردند که بسیار مهم و تعیین کننده بود و تا امروز تأثیرگذار بوده است؛ آن شگرد تبلیغی عبارت است از مظلوم نمایی.»[10]بیان هولوکاست و اصرار به یهودی ستیزی از نمونه های بارز این راهبرد است. حتی سرود به اصطلاح ملی این رژیم، برخلاف سرودهای ملی جهان که از نوع موسیقی اپیک (حماسی) هستند، یک ملودی آرام و حالت رمانتیک دارد و معنای شعر آن نیز در چارچوب مظلوم نمایی می گنجد: «تا زمانی که از ژرفای قلب، روح یک یهودی هنوز در حسرت و آرزو است، و پیش به سوی شرق، چشمی صهیون را می نگرد، امیدمان هنوز از دست نرفته، امید دوهزارساله مان، که ملتی آزاد باشیم در سرزمین مادری خود، سرزمین صهیون و اورشلیم.»ایشان در دیدار مدیران و برنامه سازان رسانه ای نیز می فرمایند: «امروز شما سیاست های رسانه ای مسلط دنیا را ملاحظه کنید. مصلحت آن ها اقتضاء می کند که اسلام را با تروریست مساوی بدانند. این کار با سرعت هر چه بیشتر و با استفاده هر چه بیشتر از فناوری های پیشرفته انجام می گیرد. مصلحت آن ها اقتضاء می کند که متقابلاً امریکا را مظهر حقوق بشر و دمکراسی به حساب آورند. این کار به راحتی و با شیوه های پیچیده و بسیار پیشرفته ی رسانه ای در دنیا انجام می گیرد. دروغ های بزرگ مثل حقیقت در امواج رادیویی، تلویزیونی، اینترنتی و غیره منعکس می شود.»[11]با نگاهی به فیلم های ضد اسلامی موجود می توان هم نشینی اسلام و تروریسم و القاء یکسانی این دو مفهوم در ذهن مخاطب را دید. برخی از کارشناسان سینمای هالیوود، از اسلام ستیزی موجود در این سینما، تحت عنوان سندرم ۳b یاد می کنند، به عقیده آنان اعراب و مسلمانان به تصویر کشیده شده در فیلم های هالیوودی طی سه دوره در قالب belly dancer (رقاص)، billonair (میلیاردر و پولدار) و bombers (بمب گذار و تروریست) به تصویر کشیده شده اند.[۱۲]در دوره اول که به لحاظ زمانی به سه دهه ی ابتدای قرن بیستم برمی گردد، اعراب را انسان هایی خشن، بی تمدن، دزد و بی سروپا معرفی می کرد و در اکثر فیلم ها، زنان عرب (مسلمان) رقاصه هایی فریبنده و مرموز بودند که نه تنها عامل فریب مردان که به عنوان ابزار لهو و لعب تحت تسلط کامل مردان بودند.در دوره ی دوره بیلیونرها که پس از گذشت چند دهه از تأسیس سینمای هالیوود است، با فرارسیدن بحران جهانی نفت، اعراب تبدیل به میلیونرهایی شکم چران و بی خردی می شوند که مسئول اصلی این بحران اند.هرچند در دید مخاطب جهانی سینما چندان تفاوتی بین عرب و مسلمان برداشت نمی شود اما در دوره ی «بمب گذارها و تروریست ها» با صراحت بیشتری «اسلام و مسلمانان» مورد هدف قرار گرفت. در این دوره، با فروپاشی شوروی و برطرف شدن خطر کمونیست ها در اواخر قرن بیست، هالیوود بار دیگر در فیلم هایش، به دنبال دشمن دیگری است. این بار دوره فیلم هایی چون «عملیات کندور» و «جی.ای. جین» فرا رسید و آمریکا در جست وجوی دشمنی جدید، این بار مسلمانان را در چهره ی تروریست هایی خطرناک وارد فیلم هایش می کند که این مسئله ادامه می یابد و پس از حادثه ۱۱ سپتامبر به اوج خود می رسد. ازجمله فیلم های ضد اسلامی که به طور خاص تروریسم را سوژه ی خود قرار داده می توان «اورشلیم: شمارش معکوس/ ۲۰۱۱»، «فیلم سیریانا/ ۲۰۰۵»، «cleanskin/ 2012»، «غیرقابل تصور / ۲۰۱۰» و مانند این ها را نام برد.۵- سلاح رسانه: مؤثرترین سلاح بین المللیرهبر معظم انقلاب پس از دیدار خود از مجموعه ی صداوسیما، این چنین به اهمیت سلاح رسانه اشاره می کنند: «امروز مهم ترین ابزار جنگ بین قدرت ها در دنیا رسانه است و امروز حتی قدرت های بزرگ هم با رسانه ها دارند کار می کنند. امروز تأثیر رسانه ها و تلویزیون ها و هنرها و این شبکه های عظیم اطلاع رسانیِ اینترنتی و… از سلاح و از موشک و از بمب اتم بیشتر است. امروز دنیا، یک چنین دنیایی است.»[13] همچنین ایشان در بحبوحه ی ایام فتنه ی سال ۸۸ می فرمایند: «امروز مؤثرترین سلاح بین المللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات و سلاح ارتباطات رسانه ای است.»[14]با دقت در بیانات فوق می توان چنین برداشت کرد که اولاً «رسانه» یک سلاح است و باید به مثابه یک ابزار جنگی به آن نگریست. ثانیاً این سلاح، «مهم ترین» سلاح است. علت مهم ترین بودن سلاح رسانه به شرایط زمانه برمی گردد. گسترش رسانه های گوناگون و اهمیت تعیین کننده ی افکار عمومی جهان، بازی قدرت ها را به زمین رسانه ها کشانده است؛ به طوری که حتی قدرتمندترین ارتش ها و ثروتمندترین کشورها بی نیاز از توجیه افکار عمومی خود و جهان برای فعالیت های خود نیستند.رهبر معظم انقلاب بیان می دارند که علت تغییر صحنه ی اصلی تقابل ها از میدان نظامی به میدان رسانه ای، «فراگیری وسایل رسانه ای» است: «امروز دنیا بر مدارِ جنگ تبلیغاتی و رسانه ای و درواقع بر مدارِ جنگ جبهه های خبری و دستگاه های تولیدکننده ی پیام می گردد. نه این که در گذشته، جهانگیران و جهانخ ...

ادامه مطلب  

آیا «اکسیدان» به اسلام و ادیان الهی توهین کرده؟!  

درخواست حذف این مطلب
«اکسیدان» ازجمله فیلم هایی است که پیش از اکران عمومی اش، فضایی پیرامون اصلاحیه های فراوان فیلم از سوی ارشاد و بعد تر تحریم آن از سوی حوزه هنری سروصدای زیادی درست کرد؛ فیلمی که دومین ساخته کارگردان جوانش، حامد محمدی، است.مجله اینترنتی کمونه (kamooneh.com) : «اکسیدان» ازجمله فیلم هایی است که پیش از اکران عمومی اش، فضایی پیرامون اصلاحیه های فراوان فیلم از سوی ارشاد و بعد تر تحریم آن از سوی حوزه هنری سروصدای زیادی درست کرد؛ فیلمی که دومین ساخته کارگردان جوانش، حامد محمدی، است و تهیه کننده باسابقه سینمای ایران منوچهر محمدی ١٣ سال پس از تجربه ساخت فیلم مارمولک، بار دیگر به سراغ ساخت فیلم کمدی رفت؛ فیلمی که به زعم نویسنده و کارگردانش برای بیان برخی موضوعات، نیاز به لحن کمدی داشت و باید در این قالب قصه اش را تعریف می کرد، اما قطعا این فیلم هم نظیر بسیاری از فیلم ها دچار سوءتفاهم های فراوانی شد و تا جایی پیش رفت که برخی از نمایندگان مجلس خواستار توقیف این فیلم شدند. در ادامه، صحبت های دو فیلم ساز از دو نسل متفاوت را می خوانید. این بار فریدون جیرانی مقابل حامد محمدی نشست و از حواشی اکران فیلم اکسیدان و مخالفت هایی پرسید که به زعم او خیلی ربطی به خود فیلم ندارند و در ادامه به چگونگی ساخت کمدی در ایران رسیدند.فریدون جیرانی: وقتی «اکسیدان» را با مردم دیدم، هیجان زده شدم. این فیلم مردم را شاد می کند و درنهایت مخاطبان سالن را با حس وحال خوب ترک می کنند و درعین حال هم لحن سرخوشی دارد. پشت تمام شوخی ها نگاهی وجود دارد که به زعم من مشخص است از صافی ذهنی عبور کرده که به موضوعات سلامت نگاه می کند. در چنین شرایطی واقعا معنی مخالفت ها را درک نمی کنم. مگر نمی گویند با سینمایی مخالفیم که سیاه نماست و موضوعات تلخی را مطرح می کند؟ خب «اکسیدان» فیلمی است که نه تلخ است و نه سیاه نما! دعوا سر چیست؟حامد محمدی: چون عملا خودم یک طرف دعوا هستم، قضاوت های من ممکن است کمی جنبه احساسی پیدا کنند... .جیرانی: هرچی... بگو دعوا سر چیست؟محمدی: من هم هنوز متوجه نشده ام واقعا مسئله برخی ها با فیلم چیست؟ آقای جیرانی! شما بهتر می دانید، کمدی اجزایی دارد که معمولا شوخی ها در آن تعریف می شوند، محورهایی مثل شوخی های اروتیک، سیاست یا شوخی با اصناف مختلف و... اگر این موارد را از کمدی بگیریم با چه چیزی باید شوخی کنیم؟ چه موضوعاتی را باید دست مایه ساخت فیلم کمدی قرار داد؟ بخشی از مخالفت ها و هجمه هایی که درباره «اکسیدان» مطرح است، این است که فیلم شوخی های اروتیک دوپهلو زیاد دارد.جیرانی: خب ما در فیلم های دیگر هم چنین شوخی هایی داریم...محمدی: دست کم در همین فصل اخیر اکران سینماها فیلم هایی داشتیم که چنین شوخی هایی داشتند.جیرانی: اتفاقا قبلا در فیلم هایی که در حوزه هنری ساخته شده بود هم همین شوخی ها را داشتیم؛ مثلا در فیلم «مرد عوضی» یا «مومیایی ٣» از این شوخی ها فراوان داشتیم، اما کسی آن زمان در مورد این فیلم ها اعتراضی نکرد و سروصدایی به پا نشد. داستان چیست؟ آیا این حواشی جنبه سیاسی دارند؟ آیا بخشی از آن مخالفت با پدر شماست؟محمدی: به نظرم بخشی از این موارد به آقای محمدی برمی گردد، زمانی هم که ایشان دید فشارها روی فیلم زیاد شد و نگرانی مرا دید، گفت: «نگران فیلم نباش و بعضی از این حواشی مسئله شخصی با من است و به نوعی انتقام های شخصی است». آقای جیرانی! با سن وسالی که دارم و تجربه های اندکم در سینما این موضوع را خوب متوجه می شوم که حسادت اهالی سینما عجیب است! چیزی که خود اهالی سینما دوست ندارند درباره اش حرف بزنند و باز شود، اما شما دیدید و من هم دیدم، جلو من کارگردان نوعی می نشینند و تشویقم می کنند و از کارم تعریف و تمجید می کنند، ولی پشت سر حرف دیگری می زنند!جیرانی: کاملا قبول دارم، به این دلیل که من هم ٣٠ سال است در این سینما نفس می کشم، ما کارگردان ها تنها صنفی هستیم که برخلاف دیگر صنوف با هم دوست نیستیم و اتفاقا دشمن هستیم؛ مثلا خوشحال نیستیم فیلم تو می فروشد، برعکس ناراحتیم... .محمدی: یا ناراحت می شویم اصغر فرهادی اسکار می گیرد!جیرانی: من ناراحت شدن این دوستان را دیدم و در آدم هایی این ناراحتی را دیدم که اگر اسم بیاورم باور نمی کنی.محمدی: راستش متأسفانه باور می کنم و در این سال ها به این نتیجه رسیده ام که از اهالی سینما باید این مسائل را باور کرد.جیرانی: باز هم برمی گردم به سؤال قبلی که مطرح کردم؛ فیلم لحن سرخوشی دارد و پایانی دارد که مخاطب با حال خوب سالن را ترک می کند و درعین حال لحن فیلم هم تند نیست. یک روحانی خوب و یک کشیش خوب در فیلم می بینیم و با تمام این ویژگی ها مخالفت با فیلم شما را متوجه نمی شوم.محمدی: ما هم نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده.جیرانی: «اکسیدان»، فیلم خوش ساختی است، به هیچ وجه مبتذل نیست، بازی های خوبی در فیلم می بینیم. دیالوگ ها بی نظیرند و این تمام ویژگی هایی است که می توان به تماشای یک فیلم خوب نشست.محمدی: تحلیل خودتان از این مخالفت ها چیست؟جیرانی: درست نمی دانم، اما فکر می کنم فیلم بهانه است و فضایی شکل گرفته و درواقع فیلم شما در آن فضا قرار گرفته و می توان از یک جریان سیاسی حرف زد که وقتی خودش رشته کار را در اختیار داشته به فیلمی پروانه داده که عده ای نمی توانستند تحمل کنند و حالا آن جریان علیه عده ای که مخالف بودند اقدام کرده و به نظرم این اتفاق بسیار سیاسی است و اصلا نمی توان از منظر سینمایی به آن نگاه کرد.محمدی: سیاست هم که به نظر من در این شرایط کشور خیلی قابل تحلیل نیست... .جیرانی: نه. سیاست قابل تحلیل هست از این زاویه، که به هرحال یک عده انتخابات را باختند و حالا دولت جدید چهار سال دیگر به کارش ادامه می دهد و در این شرایط عده ای فکر می کنند نباید فضای آرامی داشته باشیم تا دولت نتواند درست کار کند. ضمن اینکه حسادت به منوچهر محمدی زیاد است و هستند آدم هایی که تلاش می کنند به هر نحوی به اصطلاح زیر پای پدر شما را خالی کنند. خودت تا چه اندازه فکر می کنی وجود سیاست در سینما می تواند مانع رشد فیلم سازی یا رشد نسل جوانی مثل شما شود؟ سیاستی که نگاهش هم نگاه درستی نیست؟محمدی: کمی به عقب برگردیم، به نظرم سیاست در کشور ما آلوده شده است. ما می دانیم در تمام دنیا سیاست با دروغ گره خورده است. در سیاست دو به علاوه دو، چهار نخواهد شد و قرار هم نیست چهار شود. اگر سیاست مدار دوست داشته باشد، دو به علاوه دو می شود چهار، اگر دوست نداشته باشد می شود پنج یا سه و... . همان طور که دیدید، در هشت سال دولت آقای احمدی نژاد هر چیزی می توانست اتفاق بیفتد. وقتی سیاست با تفکرات شخصی یا چیزهایی که معنای سیاست نمی دهد همراه شود، پوششی می شود روی سیاست؛ در این شرایط کار سخت می شود و زمانی که قصد داری تا به ذات سیاست برسی، همه چیز سخت تر شده است، چراکه دیگر پوششی روی آن است که وقتی می خواهی حرفی بزنی یا حتی انتقادی مطرح کنی، گاهی به این شکل که با چه و چه مخالفت می کنید تعبیر می شود! یعنی یکباره، برچسب خیلی بزرگی روی شخص شما و بعد هم اثرتان زده می شود که به این راحتی ها نمی شود جواب داد. اجازه بدهید مصداقی صحبت کنم؛ مثلا درباره فیلم «اکسیدان» می گویند نامه ای از مجلس آمده که در آن نوشته شده این فیلم به اسلام و ادیان الهی توهین کرده، اینجاست که یکباره برچسب بزرگی به فیلم زده می شود که حیرت می کنید تا نشان دهید و حالا باید تلاش کنید مسلمان هستید و ضدانقلاب نیستید و قرار هم نیست با فیلمتان کاری کنید.جیرانی: موضوع اینجاست که قطعا آن ١٧ نفر فیلم را ندیده اند.محمدی: همان سیاستی که بعد از دولت آقای احمدی نژاد باب شد، فراگیرتر شده است. دروغ های بزرگ گفتن رسم شده است و در این شرایط تا بخواهی دست وپا بزنی که حرف من چه بوده، زمان از دست می رود و ناخودآگاه خودت را گوشه رینگ می بینی و اجازه دفاع به تو داده نمی شود. اگر درباره فیلم نقد ها به این شکل باشد که مثلا فیلم ضعیفی ساختی یا ساختارش ضعیف است قطعا جوابی برای این انتقاد خواهم داشت، اما وقتی این اتهام زده می شود که با این فیلم ادیان الهی را مسخره کردی، تا بخواهم پاسخی برای این اتهام داشته باشم، تمام انرژی، وقت و سرمایه ما صرف پاسخ گویی و دفاع از این اتهام شده است.جیرانی: اصلا سرمایه سینما هم صرف این اتهام می شود.محمدی: متأسفانه سیاست با چیزهای دیگری؛ گره خورده است... .جیرانی: به گمانم این ها بهانه است، اما سؤال اینجاست که چه کسی این جریان را هدایت می کند؟ اینها جریان های هدایت شده اند، جریان های خودجوشی نیستند. زمانی جریان ها خودجوش بودند، اما الان این اعتراض ها هدایت شده اند.محمدی: راستش من در جایگاهی نیستم که بخواهم حکم کلی صادر کنم که این جریانات از کجا نشئت می گیرند، ولی خوشحالم که دست کم این انتقادها و فحاشی هایی که در قالب نقد مطرح می شود، در قالب رسانه و فضای مجازی و روزنامه باقی می ماند و به جریانی که پرده سینما را آتش بزنند یا شیشه سینما بشکنند ختم نمی شود.جیرانی: چیزی که درباره آن صحبت می کنی، شدنی نیست. به اعتقاد من مخالفت هایی که با آتش زدن پرده سینما و شیشه سالن ها همراه باشد، نتیجه عکس خواهد داد و شدنی نیست. در گذشته مثلا یک گروه ٥٠ نفری وقتی برای مخالفت با فیلمی همراه می شدند، تعداد بسیار زیادی از آنها اصلا فیلم را ندیده بودند، اما در جمع معترضان بودند، چراکه از جای دیگری هدایت شده بودند. نکته اینجاست؛ آنهایی که هدایت می کنند، دیگر هدایتگر نیستند که آدم هایشان را در خیابان ها ببینیم، چون الان شرایط را طبیعی نمی بینند که مثل گذشته مخالفت کنند، اما به هرحال، فیلمی که در آن خیانت هست یا فیلم تلخی است که مثلا در فستیوال کن با آن طور دیگری برخورد شده است و شرایط ویژه ای را طی می کند و عده ای با آن مخالفت می کنند را متوجه می شوم، اما سؤال من اینجاست با اینکه تو کشیش و روحانی خوب در فیلم نشان داده ای و آدم ها در نهایت به خوبی می رسند و فیلم هم پایان خوشی دارد، مخالفت با آن را متوجه نمی شوم. راستی این لحن سرخوش از کجا می آید؟ از زندگی شخصی؟ چون خاطرم هست در «فرشته ها با هم می آیند» هم بود.محمدی: در متن های قبلی هم بود.جیرانی: در«طلا و مس» نبود.محمدی: ولی پایان شیرین و امیدواری داشت.جیرانی: لحن خاصی در دو فیلمت هست که در فیلم دو کارگردان دیگری که فیلم نامه هایشان را تو نوشتی نیست؛ لحنی که به نظر من در عین تلخی، سرخوشی در آن هست.محمدی: اجازه دارم سرخوشی را به امید تعبیر کنم؟ قطعا بخشی از آن از زندگی شخصی می آید.جیرانی: فیلم کمدی زیاد دیده ای؟محمدی: فیلم کمدی خیلی دوست دارم، اما زیاد ندیده ام، اما یکی از علایق جدی من این است که هفته ای یک بار فیلم لئون (لوک بسون) را می بینم.جیرانی: من هم این فیلم را دوست دارم، اما ربطی به فیلم های تو ندارد... .محمدی: اصلا ربطی ندارد؛ اما در همین فیلم گانگستری و فضای بی رحمی که تصویر شده است، امیدی هست که برایم لذت بخش است. گاهی از خودم می پرسم دلیل اینکه هر چند وقت یک بار فیلم را می بینم و هنوز هم از دیالوگ های فیلم لذت می برم، چیست؟ این فیلم برایم شبیه این است که انگار نمی توانم با چیزهایی بجنگم و قهرمان های قصه کاری را که من دوست دارم، انجام می دهند و این فیلم حالم را خیلی خوب می کند.جیرانی: تو اصلا فیلم ایتالیایی می بینی؟محمدی: خیلی کم.جیرانی: ولی دیالوگ های فیلم «اکسیدان» خیلی شبیه فیلم های ایتالیایی است... .محمدی: راستش پیش از این هم از خیلی دوستان فیلم بین حرفه ای شنیدم که گفتند اتمسفر و فضای فیلم اکسیدان، شبیه کمدی های قدیمی ایتالیایی است.جیرانی: تو اصلا کتاب دن کامیلو را خوانده ای؟محمدی: نه.جیرانی: ماجرای کشیش کمونیست را نخوانده ای؟محمدی: نه.جیرانی: «اکسیدان» خیلی شبیه این فضا هاست. اصلا وقتی کتاب را بخوانی، انگار جواد عزتی و امیر جعفری را می بینی.محمدی: البته کمدی های اخیر آمریکایی را نسبتا زیاد می بینم.جیرانی: اما جنس فیلم تو شبیه کمدی های آمریکایی نیست. کمدی تو یک تلخی زیر دارد و یک دیالوگ نویسی که مربوط به طبقه ای خاص است که این نکته ها در کمدی های ایتالیایی دیده می شود. راستی تحصیلات سینمایی داری؟محمدی: نه، من سینما نخوانده ام. فوق لیسانس حقوق از دانشگاه تهران دارم و اتفاقا بچه درس خوانی بودم. واقعیت این است که پدرم دوست نداشت وارد سینما شوم؛ اما من علاقه مند به سینما بودم و حتی کنکور هنر دادم و قبول شدم؛ اما اجازه نداد سینما بخوانم. معتقد بود سینما نیاز زیادی به تحصیلات آکادمیک ندارد.جیرانی: بسیار حرف درستی است.محمدی: دوست داشت وکیل شوم و با اصرار خانواده حقوق خواندم. مدتی هم کار حقوقی کردم. بعد متوجه شدم از کاری که انجام می دهم، آسیب می بینم و همان سال ها خیلی جدی تیزر و فیلم مستند ساختم. کارهای سفارشی و تبلیغاتی می ساختم و تجربه کسب می کردم. از جایی شروع کردم به نوشتن که هیچ کدام از آنها موردپسند آقای محمدی قرار نگرفت و فیلم نامه را جلوی چشمم دور می انداخت و تشویقم می کرد بهتر و بیشتر کار کنم. از «طلا و مس» به بعد، کمی به من اعتماد کرد و نوشتن را خیلی جدی ادامه دادم.جیرانی: فیلم نامه «طلا و مس» حین ساخت تغییر کرد؟محمدی: طبیعتا هر فیلم نامه ای در زمان ساخت لحن کارگردانش را می گیرد و تا حدی شبیه لحن آقای اسعدیان شد؛ اما ما زیاد با هم درباره سناریو بحث می کردیم.جیرانی: به نظرم «طلا و مس» یکی از فیلم نامه های خوب ٢٠ساله اخیر سینمای ایران است و درست نوشته شده.محمدی: مسیری که آقای محمدی برای روند کار هنری ام تعریف کرد، بسیار درست بود و دستش را می بوسم که درست هدایتم کرد. از ابتدا برایم مشخص کرد که سینما نیاز به فیلم نامه نویس دارد و گفت: «اگر قصد ورود به سینما را داری، فکر نکن از طرف من راهی برایت باز می شود و شرایط را برایت فراهم می کنم». بنابراین از ٢٦-٢٧سالگی که درسم تمام شد و سربازی رفتم، هم زمان کار حقوقی می کردم و خیلی جدی تیزر و مستند می ساختم. اتفاقا سه مستند بلند برای تلویزیون ساختم که دو تا از آنها توقیف شد و اتفاقا مستندهای خوبی هم بود.جیرانی: درباره چه موضوعاتی تیزر می ساختی؟محمدی: از پفک گرفته تا ماشین یا لوازم خانگی... .جیرانی: تیزر یعنی مثلا در ٥٠ ثانیه یک موضوع ببینیم و این تجربه خوبی است.محمدی: متنش را خودم می نوشتم. به هرحال، ساخت تیزر یعنی اینکه با کاغذ و زبانت مدیری را راضی کنی که در ١٠ ثانیه شرکتت را از نقطه الف به ب می رسانم و باید قصه ای تعریف کنی که طرف مقابلت مجاب شود و برای ایده تو سرمایه گذاری کند.جیرانی: فکر نمی کنم تو خاطرات حاتمی را خوانده باشی؛ ولی حاتمی در خاطراتش می گوید ساختن آگهی تبلیغاتی که در ٢٠ یا ٥٠ ثانیه بتوانم کالایی را معرفی کنم، به من سینما یاد داد.محمدی: به من هم تیزر سازی چیزهای زیادی یاد داد.جیرانی: از تیزر رسیدی به سناریو. اینکه پدرت خوب سناریو را می شناسد تردیدی نیست. اتفاقا در جایی که منوچهر محمدی را دیدیم، به او گفتم شما جزء معدود تهیه کنندگانی هستید که فیلم نامه را درست می شناسید. در کودکی فیلم نامه خوانده بودی؟محمدی: قبل از مدرسه اولین متن هایی که در خانه می خواندم، فیلم نامه بود. چون کار پدر ایجاب می کرد، در خانه ما همیشه حجم زیادی فیلم نامه وجود داشت.جیرانی: یادت هست چه فیلم نامه ای خواندی که تأثیر زیادی روی تو داشت؟محمدی: خیلی از فیلم نامه های کارگردان های بزرگ سینما را خوانده بودم. حسنش هم این بود که اول فیلم نامه را خوانده بودم و بعد فیلم را می دیدم؛ یعنی من کیمیایی را از فیلم نامه می شناختم یا فیلم نامه های مهرجویی را خوانده بودم. به هر حال پدر سال هایی در ارشاد و فارابی بود و همیشه فیلم نامه در خانه ما بود. از یک جایی به هدایت آقای محمدی به سمت کتاب و رمان خواندن رفتم. الان که دقت می کنم، می بینم مطالعه ام را کاملا با هدف و مشخص مسیر هدایت کرده اند. جیرانی: اولین رمان یا از اولین رمان هایی که خواندی چه بود؟محمدی: بینوایان بود.جیرانی: کشیش فیلم «اکسیدان» هم از بینوایان می آید.محمدی: یکی از علایقم، کهن الگوهاست و من در کودکی به قصه شنیدن عادت داشتم و پدر هر شب برایم قصه می گفت.جیرانی: قصه های کودکانه یا نه؟محمدی: همیشه قصه بچگانه نمی گفت، مثلا قصه های نخودی را هر شب برایم به شکل متفاوتی تعریف می کرد و بر حسب اینکه در طول روز چه آتش هایی سوزانده بودم، سعی می کرد نکات پندآموزی برایم در قصه تعریف کند. از یک جایی به بعد در مسیر مطالعه، رمان هایی مثل «کلیدر» را خواندم یا در دوران راهنمایی روی آوردم به خواندن هدایت و شریعتی و... .جیرانی: فکر نمی کنم تفکر شریعتی داشته باشی... . محمدی: خیلی دوستش دارم.جیرانی: یعنی فکر می کنی شریعتی امروز هم جواب می دهد؟محمدی: نگاهش به مذهب همانی است که دوست دارم. یعنی خرافه ها را کنار می گذارد و با فطرتی به مذهب نگاه می ک ...

ادامه مطلب  

«توطئه زبانی» به جای «اقدام و عمل» عامل غلبه ن?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی رجانیوز - مهدی جمشیدی*: در این مقاله، دوازدهمینِ انتخاباتِ ریاست جمهوری که در سالِ نودوشش برگزار گردید، «تبیین» شده است. به بیان دیگر، پرسش این است که چرا در این انتخابات، نیروهای اعتدال گرا توانستند بیشتر از نیروهای انقلابی، توجه و اعتنای افکارِ عمومی را به سوی خود جذب کرده و اکثریتِ آراء را به دست آورند؟ از آنجا که در این انتخابات، «زبان» و «گفتار» از جایگاه و نقشِ متمایز و بسیار برجسته ای برخوردار بود، کامیابی نیروهای اعتدال گرا به عنصرِ زبان و گفتار ارجاع داده شد. نیروهای اعتدال گرا به دلیل این که کارنامه اشان در مدّتِ چهار سالی که دولت را در اختیار داشتند، از «عمل» و «اقدام» و «کار» تهی بود، «توطئۀ زبانی» را جایگزینِ «نقدِ عمل» کردند و به این واسطه، بر نیروهای انقلابی، غلبة نسبی یافتند. در این نوشته، بازی زبانی و گفتاریِ نیروهای اعتدال گرا، از این جهت «توطئه» خوانده شده که آنها در این بازی، «حقیقت» و «اخلاق» را نادیده گرفتند و به انجامِ عملیّاتِ روانی رو آوردند تا بتوانند نیروهای انقلابی را به حاشیه کشانده و به هر وسیله ای، حضورِ خود را در قدرت، تداوم بخشند. در این مقاله، فروعِ «تدافعی» و «تهاجمیِ» توطئۀ زبانیِ نیروهای اعتدال گرا، برشمرده شده و مشخص گردیده که آنها بر اساسِ کدام «دوگانه سازی های غیرواقعی و جعلی»، خود را از لبة پرتگاه رهانده و دولتِ بعدی را نیز از آنِ خود کردند. در حالی که نیروهای انقلابی از اهمیت و قدرتِ زبان و گفتار در جهانِ اجتماعی و میدانِ رقابت ها و کشمکش های سیاسی، غافل هستند، نتیجه ای که از این مطالعه حاصل شد، سلسله قواعد و مقولاتِ زبان شناختی و گفتاری است که به آنها پیشنهاد شده است تا نقص ها و خلاء های زبان و ادبیات خود را برطرف سازند.عالَمی را یک سخن، ویران کندروبَهانِ مُرده را شیران کند[1]مقدّمه:انتخاباتِ ریاست جمهوری سالِ نودوشش، یک «واقعیّتِ اجتماعی» به شمار می آید؛ چراکه از متنِ «جهانِ اجتماعی» برخاسته و حاصلِ کنشِ جمعی در پهنه ای گسترده است که وضعِ سیاسی را مشخص کرده است. نتیجۀ این واقعیّتِ اجتماعی، احوال و اوضاعِ «فکری» و «بینشیِ» جهانِ اجتماعی را آشکار کرد و نشان داد که در زیرِ پوستِ جامعه، چه می گذارد و برآیندِ جهت گیری های آن چگونه است. به این سبب، انتخابات از این منظر که به شناختِ دقیق و معتبرِ جهانِ اجتماعی کمک می کند، اهمیت فراوان دارد.«تبیینِ» واقعیّتِ اجتماعی، به معنی «تعلیل» آن است؛ و تعلیل یعنی محققِ اجتماعی باید مطالعه کند که واقعیّتِ اجتماعی، چرا شکل گرفته است. پس تبیین، ناظر به «چرایی» است و از عواملِ مؤثر بر پدید آمدنِ واقعیّتِ اجتماعی سخن می گوید. از آنجا که تبیینِ هر واقعیّتِ اجتماعی، «ریشه ها» و «خاستگاه ها»ی آن را مشخص می کند، خواه نا خواه، به روشن شدنِ «ماهیّتِ» آن نیز می انجامد. دربارۀ انتخاباتِ ریاست جمهوری سالِ نودوشش نیز، نخستین و عمده ترین پرسشی که باید به آن پرداخت، پرسش از چراییِ نتیجه ای است که در اثرِ آن به دست آمد.در مقالۀ پیش رو، نگارنده کوشیده است از زاویۀ گفتار و زبان، به انتخابات سال نودوشش بنگرد و آن را تحلیل کند؛ زاویه ای که تا حدّ زیادی، مغفول واقع شده و کمتر محققی به آن توجه کرده است، حال آن که به طورِ کلّی، اهمیت و منزلتِ گفتار و زبان در جهانِ اجتماعی، فراتر از توصیف است و به طورِ خاص، آنجا که مباحثات و مجادلات به عرصۀ عمومی کشیده می شود و نخبگان باید با توده های مردم سخن بگویند تا آنها را به خود جذب کنند، مسأله بسیار حساس تر و پیچیده تر می شود و چه بسا تمامِ تقابل ها و کشمکش ها، به ساحتِ گفتار و زبان منحصر گردد و این ساحت، سرنوشتِ شخصیت ها و جریان ها را تعیین کند.در انتخاباتِ ریاست جمهوری سالِ نودوشش، نه پیروزیِ نیروهای اعتدال گرا، قطعی بود و نه پیروزیِ نیروهای انقلابی. از یک سو، نیروهای انقلابی در شرایطی قرار داشتند که همراه کردنِ اکثریّتِ مردم با خود، کاری نبود که برای آنها ساده باشد؛ و از سوی دیگر، نیروهای اعتدال گرا نیز دچارِ این ضعف و محدودیّت بودند که در عمل، نتوانسته بودند تغییری ایجاد کنند و واقعیت های جاری، با وعده های آنها فاصلۀ بسیار زیادی داشت. بر این اساس، نیروهای اعتدال گرا برای این که نتیجۀ انتخابات را از آنِ خود کنند، «روش ها»ی خاص و متفاوتی را در پیش گرفتند که پیروزیِ «غیرطبیعی» و «نابهنجار» آنها را به دنبال داشت. به عبارتِ دیگر، آنچه که بیش از پیروزیِ دوبارۀ نیروهای اعتدال گرا اهمیت دارد، «روش ها»ی بی سابقه یا کم سابقه ای بود که آنها در تبلیغاتِ انتخاباتیِ خود به کار گرفتند. در حالی که نیروهای انقلابی، بر حوزۀ اقتصاد تمرکز کرده بودند و به درستی، این نقطه را پاشنۀ آشیلِ نیروهای اعتدال گرا می دانستند، نیروهای اعتدال گرا نیز جهت گیریِ متقابلِ تهاجمی را برگزیدند، اما با این تفاوت که بی پروا و گستاخانه، به برخی از «خطوطِ قرمز» و «بیّنات» و «محکماتِ» انقلاب حمله کردند. حسن روحانی به خوبی می دانست که برجام، از آنچنان قدرتی برخوردار نیست که بتواند دوباره او را بر کرسیِ ریاست جمهوری بنشاند و همین واقعیت، به طورِ واضح، او را «نگران» و «آشفته» و «عصبی» کرده بود. منطقِ عمل گرایانۀ او اقتضاء می کرد که با وجودِ این نقص و ضعفِ بزرگ، چاره ای بیندیشید و به هر روشی روآورد تا به رئیس جمهورِ تک دوره ای تبدیل نشود. او که «قشرِ متجدِّد» و «قشرِ خاکستری» را به عنوانِ مخاطبانش انتخاب کرده بود، خود را ناگزیر دید که به واسطۀ «ساختارشکنیِ زبانی» و «عبورِ گفتاری از خطوطِ قرمز»، مقبولیّتِ اجتماعی خود را در میانِ این دو قشر، بازتولید و احیاء کند. کار حسن روحانی در جنبۀ ایجابی نیز، ماهیّتِ غیرزبانی نداشت؛ او در اینجا نیز به زبان روآورد و به واسطۀ «اقتدار و غلبۀ زبانی»- و نه غلبۀ «عملکردی» یا «برنامه ای» یا «شخصی»- دوباره به قدرت دست یافت. بر این اساس، او بر «زبان» تمرکز کرد و از آن، بهره های فراوان برد.[یکم]. کارنامۀ نیروهای اعتدال گرا، از «عمل» تهی بوددر طولِ چهار سال که نیروهای اعتدال گرا، در دولت مستقر بودند و قدرتِ اجرایی را در اختیار داشتند، «فرضیه ها»ی خود را آزمودند، اما تمامِ فرضیه های شان دربارۀ چگونگیِ مدیریتِ انقلاب، ابطال گردید. نیروهای اعتدال گرا معتقد بودند که بازسازیِ رابطه با دولت های غربی، به خصوص ایالات متحدۀ امریکا، کلیدِ گشایشِ اقتصادی است و باید بی درنگ، در مسیرِ مذاکرۀ مستقیم و مستقل با امریکا حرکت کرد تا هر چه زودتر، توافق حاصل شود و رونق و شکوفاییِ اقتصادی پدید آید. کوشش های نیروهای اعتدال گرا در این باره، به شکل گیریِ توافق نامۀ «برجام» انجامید، اما گذشته از این که محتوای برجام، دلالت بر عقب نشینی های گستردۀ مذاکره کنندگان ایرانی از منافعِ هسته ای داشت، امریکا در عمل حتی به همین توافق نامه هم پایبند نبود و برخلافِ وعدۀ نیروهای اعتدال گرا، نه تنها در روزِ اجرای برجام، همۀ تحریم ها لغو نشدند و این روند تاکنون نیز ادامه یافته است، بلکه گفته شد مقصود از لغو تحریم ها، لغو تحریم هایی بوده که در برابرِ فعالیت های هسته ای ایران برقرار گردیده است، و نه تحریم های دیگر. بنابراین، برجام به عنوانِ بزرگ ترین پیروزیِ موردِ ادعای نیروهای اعتدال گرا، تأثیری بر «معیشتِ مردم» ننهاد و با این که «چرخِ سانتریفیوژها» از کار افتاد، اما «چرخِ اقتصاد» به حرکت درنیامد. علاوه بر این، چون در طولِ این مذاکراتِ چهار ساله، دولت از «ظرفیت ها و استعدادهای درونی» غفلت کرد و تمامِ همّت و توان خود را صَرفِ به نتیجه رسیدنِ مذاکرات نمود، خود نیز نتوانست گِرهی از مشکلاتِ معیشتیِ مردم بگشاید و طبقاتِ محروم و فقیر را از چنگالِ دشواری ها و تنگناهای غیرقابلِ تحمل برهاند.به این ترتیب، نیروهای اعتدال گرا در ماه های پایانیِ دولتِ خویش، و پس از یک فرصتِ چهار ساله ، کارنامۀ درخور و درخشانی نداشت که رضایت و خشنودیِ مردم را به دست آورد. دستِ نیروهای اعتدال گرا، خالی از «عمل» و «اقدام» بود؛ انبوهِ «وعده های بر زمین مانده»، آنها را به هراس افکنده بود؛ کلیدِ آنها، هیچ قفلی را نگشوده بود؛ فاصلۀ میانِ «ادعا» و «عمل»، بسیار بود؛ آنها سخت از مناظره می هراسیدند، چون می دانستند در «لبۀ پرتگاه» قرار دارند و با تلنگری، به عمقِ درّه فرومی افتند. از این رو، احتمالِ «تک دوره ای شدنِ» دولتِ نیروهای اعتدال گرا، بلوفِ سیاسی نبود، بلکه یک امکانِ واقعی و برخاسته از شواهد و قراینِ عینی بود. این «بن بستِ هولناک»، آنها را وادشت تا چاره ای بجویند.[دوم]. نیروهای اعتدال گرا، «توطئۀ زبانی» را جایگزینِ «نقدِ عمل» کردنددر این میان، ناگهان نیروهای اعتدال گرا، جنگِ روانیِ عجیب و غریبی به راه انداختند که متکی بر «گفتار» و «زبان» بود. نیروهای اعتدال گرا که در قلمرو «عمل» و «اقدام»، برگِ برنده ای در اختیار نداشتند، به گفتار و زبان پناه بردند تا شاید از مهلکه ای که در آن گرفتار شده بودند، رهایی یابند. حسن روحانی، چه در سخنرانی های انتخاباتی و چه در مناظره های انتخاباتی خویش، شروع به «لفّاظی» و «مغالطه» کرد و کوشید با «فرار به جلو»، سایۀ نقد را از سرِ خود بردارد و رقیبان را منفعل گرداند. او در تجربۀ انتخاباتِ سالِ نودودو، به خوبی دریافته بود که در فعالیّت های انتخاباتی، «حرف» و «سخن» و «کلامِ» کوتاه و مجمل و ساده، اما جذاب و گیرا و ابتکاری، بیش از هر سلاحی، بُرنده است و او باید تلاش کند از طریقِ «زبان»، همه را کنار زده و دوباره قدرت را در دست گیرد. حسن روحانی که هم بیش از هر چیز، به کارهای امنیتی پرداخته بود و هم به دلیل برخورداری از روحیۀ عمل گرایی، معیارهای اخلاقی در نظرش اهمیتی نداشت، بازی باخته را تنها بر اساسِ به کار گرفتنِ «شگردها و حیله های زبانی»، بُرد: او میانِ «مردم» و «واقعیت»، دیوار کشید تا واقعیت، از جامعه پنهان بماند؛ او برای خودش، از «هیچ»، «همه چیز» ساخت؛ «کذب» را به جای «حقیقت» نشاند؛ «جوفروشی» و «گندم نمایی» کرد؛ «تزویر» و «نفاق» و «دوگانگی» را به اوج رساند؛ از «خدعه» و «نیرنگ» و «فریب کاری» نهراسید؛ و ... . نیروهای اعتدال گرا، دست شان از «عمل» تهی بود، ولی دهان شان پُر از «حرف» بود؛ آنها با «دستِ خالی» و «دهانِ پُر»، بر نیروهای انقلابی غلبه یافتند. آنها نتوانستند در طول چهار سال، واقعیّت ها را متناسب با وعده هایی که به مردم داده بودند، دگرگون سازند، اما توانستند در طول چند هفته، «حقیقت» را از دسترسِ ذهنِ مردم خارج سازند. آنها از طریقِ «تهاجمِ زبانی»، واقعیت ها را وارونه تصویر کردند، و از این جمله باید به «تصویرسازیِ بسیار منفی از رقیب» یا «رقیب هراسی» اشاره نمودکه بخش هایی از مردم را از نیروهای انقلابی، گریزان کرد.[سوم]. تقدیرِ جهانِ انسانی، در اختیارِ زبان استتأکید و حساسیّتِ نگارنده بر گفتار و زبان، برخاسته از علومِ انسانیِ غربی نیست، بلکه قرن ها پیش از این، میراثِ معرفتیِ ما بر اهمیتِ خاصِ زبان در جهانِ اجتماعی، اصرارِ فراوان ورزیده و نقش و منزلتِ زبان را به شکل های گوناگون، بازگو کرده است. از جمله در قرآن کریم می خوانیم:وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلی‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً[2]و این گونه است که در برابرِ هر پیامبری، دشمنانی از شیاطینِ انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها به طورِ پنهانی و برای فریفتنِ مردم، سخنانِ آراسته اما باطل، به یکدیگر می گفتند.شیطان در لغت به معناى شریر است و در اثرِ غلبۀ استعمال، بیشتر به ابلیس اطلاق مى شود. کلمۀ جِنّ از مادۀ جَنّ و در لغت به معناى استتار و نهان شدن است و در عرفِ قرآن به معناى طائفه اى از موجوداتِ غیرملائکه هستند که شعور و اراده دارند و از حواسِ ما پنهانند، و خداوند، ابلیس را از سنخِ جنّ معرفى کرده است. کلمۀ وحى به معناى گفتارِ درِ گوشى و پنهانى و محرمانه است. و زُخْرُف، آن آرایشی را گویند که آدمى را به اشتباه بیندازد، پس زُخْرُفَ الْقَوْل، آن گفتارى است که امر را بر انسان مُشتبه سازد. بنابراین، معناى آیه چنین مى شود: ای پیامبر! همان طور که براى تو، دشمنانى از شیطان هاى اِنسى و جنّى قرار داده ایم که «پنهانى» و «با اشاره»، بر ضدّ تو نقشه می ریزند و با «سخنانِ آراسته»، مردم را «اغفال» و دچارِ «خطا» و «اشتباه» می کنند، براى تمامىِ انبیاى گذشته نیز، چنین دشمنانى قرار دادیم. از طرفِ دیگر، گویا مُراد آیه این باشد که شیطان هاى جنّى به وسیلۀ وسوسه، مطالبی را به شیطان هاى اِنسى منتقل و القاء مى کنند و شیطان هاى اِنسى هم، آن مطالب را به طور مَکر و تسویلِ[3] پنهانى و براى این که مردم را فریب دهند - یا براى این که خودشان فریب آن را خورده اند - به همدیگر مى رسانند.[4]پس در اینجا، حکمتِ آهسته سخن گفتنِ شیاطین با یکدیگر این است که کسی از آن مطلع نگردد تا نقشه های شان، به سرانجام برسد. و نکتۀ دیگر این که شیاطین، راه های اغفالِ مردم را به یکدیگر می آموزند و در واقع، تجربه های خود را بازگو می کنند تا بر قدرتِ شیاطینِ دیگر نیز در گمراه کردنِ انسان ها، افزوده شود. آنچه در این آیه، ارتباطی تنگاتنگ با مسألۀ این نوشته دارد، «زُخْرُفَ الْقَوْل» که همچون ابزار و وسیله ای برای پیشبردِ هدف های خبیث و شیطانی، به کار گرفته می شود. «زُخْرُفَ الْقَوْل»، در درجۀ اول، «قَوْل» است؛ یعنی «سخن» و «بیان» و «گفتار» است، و نه بیشتر، اما سخن و بیان و گفتاری که «زُخْرُف» است؛ به این معنی که «زیبا» و «آراسته» است، دلنشین و جذاب به نظر می رسد، در حالی که زیبایی و آراسته گی، فقط خصوصیتِ «ظاهر» و «پوستۀ» آن است، اما «باطن» و «مغزش»، باطل و تباه است. اصلِ مسأله نیز همین «زیبایی» و «آراسته گی» است؛ چه این که اگر گفته های شیاطین، «زُخْرُف» نباشد، شاید کمتر کسی به دامِ شیاطین گرفتار شود و از گفته های شان تبعیّت کند. از این رو، می توان گفت اقوالِ شیاطین نه به سببِ باطل بودن شان، که به سببِ تزیین و زیباییِ ظاهری، انسان را به سوی خود جذب می کنند.به طورِ کلّی گفته می شود که چون «اکثریّتِ افردِ جامعه» از کسانی هستند که سخنانِ باطل و انحرافی در آنها اثر می گذارد و در دیانت شان، خلل ایجاد می کند، مقتضای «مصلحتِ جامعه» این است سخنانی که تودۀ مردم را دچار انحراف و گمراهی می کند، در عرصۀ عمومی مطرح نشود، به خصوص از این جهت که برخی اشکالات و شبهات را می توان به صورتی بیان کرد که هم مستحکم و معقول به نظر آیند، و هم با به کارگیری چاشنی های ادبی از قبیلِ شعر و داستان، جذاب و اثرگذار و گیرا شوند؛ چنان که قرآن کریم در آیۀ دوازدهم از سورۀ انعام تصریح می کند که «شیاطینِ إنس»، به وسیلۀ سخنانِ زیبا و شیرین (زُخْرُفَ الْقَوْل)، دیگران را مى فریبند.[5]در نهج البلاغه نیز، روایتِ پُرمغز و عمیقی از رسول اکرم - صل الله علیه و آله و سلم - دربارۀ زبانِ منافق نقل شده است:وَ لَقَدْ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله) إِنِّی لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِکاً أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَیَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِیمَانِهِ وَ أَمَّا الْمُشْرِکُ فَیَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْکِهِ وَ لَکِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ کُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ یَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ یَفْعَلُ مَا تُنْکِرُونَ[6]رسول خدا - صلی الله علیه و آله – می فرمود: من بر امّتم نه از مؤمن هراسانم و نه از مشرک ترسان، چه مردِ با ایمان را، خدا به خاطرِ ایمان وى باز مى دارد، و مشرک را به خاطرِ شرکِ او، از پاى در مى آرد. لیکن من بر شما از مردِ دورویى مى ترسم که - به حُکمِ شرع - داناست. او چیزى را مى گوید که آن را نیکو مى شمارید و کارى مى کند که آن را ناپسند مى دارید.در این روایتِ شریف، دوگانۀ «جَنَان/ لِّسَان»، متناسب با دوگانۀ «مُنَافِق/ عَالِم» بیان شده است، به طوری که «نِفَاق» به «جَنَان» نسبت داده شده است، و «علم» به «لِّسَان».«جَنَان» مفهومی است ناظر به «قلب/ دل/ درون/ باطن» که امری «پنهان» و «ناپیدا»ست، و «لِّسَان» مفهومی ناظر به «زبان/ گفتار/ حرف/ سخن» که امری «آشکار» و «پیدا»ست. بنابراین، انسانِ منافق کسی است که از لحاظِ «باطن»، «منافق» است، نه «مؤمن»، یعنی ایمان/ اعتقاد/ باورِ قلبی به دین ندارد و مسلمان نیست؛ و از لحاظِ «زبان»، «عالم» است نه «جاهل»، یعنی هر چند «دین دار» و «متدیّن» نیست، ولی در مقامِ زبان/ گفتار/ سخن، «دین شناس» و «دین دان» است. آنچه که باعث می شود کارِ شناخت منافق بر مردم دشوار شود، یکی پنهان بودنِ نفاق در دلِ اوست (مُنَافِقِ الْجَنَان)، و دیگری تظاهرِ او از طریقِ سخن دانی و سخنوری اش (عَالِمِ اللِّسَان) که امر را بر مردم، مُشتَبه می سازد. منافق در مقامِ «قَول» و «لِّسان»، عالِم و اهلِ مَعروف است و در قلمرو «دل» و «قلب»، منافق، و در «عمل» و «رفتار»، اهلِ مُنکَر.جلال الدین محمد بلخی، شاعرِ حکیمِ مسلمان، همین مضمون را به صورتی دیگر بیان کرده است:راه هموار است، زیرش دام هاقحطِ معنی در میانِ نام هالفظ ها و نام ها چون دام ها ستلفظِ شیرین، ریگِ آبِ عمرِ ماست[7]مقصود این است که اگر چه راهی که انسان پیش رو دارد، «هموار» است و انسان تصوّر می کند به آسانی می تواند آن را بپیماید، اما در زیرِ این راهِ هموار، «دام ها»ی فراوانی نهفته است که ممکن است انسان را گرفتار خود کند. و از جمله این دام ها، «الفاظ» و «اصطلاحات» هستند. پاره ای از الفاظ و اصطلاحات و گفتارها، از این جهت «معنا» ندارند و «دام» هستند که از هیچ حقیقتی حکایت نمی کنند و دروغین و ساختۀ توهم و نفسانیّتِ انسان هستند. ریگ عبات است از شن و رمل و سنگ ریزه، که خصوصیت آن این است که آب را در خود فرو می بَرد، و الفاظِ به ظاهر شیرین و در باطن «تهی» و «بیگانه با حقیقت»، از این لحاظ به ریگ تشبیه شده اند، که عمر و زندگیِ انسان را هدر می دهند و نابود می کنند. به بیانِ دیگر، اگر انسان فرصت های خود را صَرفِ سرگرم شدن با «الفاظِ بی محتوا» و «اصطلاحاتِ باطل» کند، در واقع، نه تنها حاصلی به دست نیاورده، بلکه سرمایۀ بی بدیل و گرانسنگِ عمرِ خود را به باد داده است. چه فرصت های بزرگی که به سببِ پرداختن به الفاظِ پُر طُمْطُراق و پُر هیاهو و صاحبِ شوکت و شکوه، از دست رفته اند، و چه انسان هایی که به واسطۀ بازی با الفاظ، انسان های دیگر را فریفته و جامعۀ انسانی را به انحطاط و سقوط کشاندند. ما در انتخاباتِ سالِ نودوشش، به روشنی مشاهده کردیم که «بازی با الفاظ» و «بازی گریِ زبانی» و «حرف های عامه پسند اما غلط و دورغین»، چگونه موجب گردید نتیجۀ انتخابات، تغییر یابد و نیروهای اعتدال گرا از موقعیتِ لرزانی که در آن قرار داشتند، عبور کنند، در حالی که شاید در نگاه ابتدایی و خام، نتوان شأن و نقشِ چندانی برای گفتار و زبان در نظر گرفت.و به راستی، زبان مقوله ای بس پیچیده و حیرت زاست:ای زبان! هم گنجِ بی پایان توییای زبان! هم رنجِ بی درمان تویی [8][چهارم]. توطئۀ زبانیِ نیروهای اعتدال گرا، فروعِ تدافعی و تهاجمی داشتتوطئۀ زبانیِ نیروهای اعتدال گرا، در دو حوزه سامان دهی و طراحی شده بود: حوزۀ «تدافعی» و حوزۀ «تهاجمی». اما در حوزۀ تدافعی، راهبردهای زبانی که از پی می آیند، در پیش گرفته شد:[الف]. برجام، یک موفقیتِ بزرگ و بی نظیر بود.[ب]. تمام تحریم ها در اثرِ برجام، لغو شده است.[ج]. می توان با برجام های دیگر، بقیۀ تحریم ها را نیز لغو کرد.[د]. مطابقِ آمار، تورم و بیکاری کاهش یافته، و رشد و سرمایه گذاری، افزایش.[هـ]. بقیۀ دستاوردها و نتایجِ اقتصادیِ برجام، به تدریج و در دولتِ دوم، ظاهر خواهد شد.[و]. باید راهی را که با یکدیگر شروع کردیم را ادامه دهیم، و از نیمۀ راه بازنگردیم.نیروهای اعتدال گرا در انتخاباتِ سالِ نودودو نیز گفته بودند «باید چرخِ سانتریفیوژ بچرخد، اما چرخِ اقتصاد هم باید بچرخد». اگرچه این گفته، تأثیر زیادی بر بخش هایی از مردم نهاد و آنها را با خود همراه کرد، اما تن ...

ادامه مطلب  

سه گروهی که ماه رمضان را درک نمی کنند/ چگونه طول عمر داشته باشیم؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، متن زیر مشروح جلسه تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت الله قرهی است که در 22 خرداد ماه ایراد شده است.سلام سه هزار و سه ملک بر مولی الموالی در شب هفدهم ماه مبارک«أُقْسِمُ بِاللَّهِ وَ آلائِهِ وَ الْمَرْءُ عَمَّا قَالَ مَسْئُولٌ إِنَّ عَلِیِّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَی الْتُّقَی وَ الْبِرِّ مَجْبُولٌ کَانَ إِذَا الْحَرْبُ مَرَتْهَا الْقَنَا وَ أَحْجَمَتْ عَنْهَا الْبَهَالِیلُ یَمْشِی إِلَی الْقِرْنِ وَ فِی کَفِّهِ أَبْیَضُ مَاضِی الْحَدِّ مَصْقُولٌ مَشْیَ الْعَفَرْنَا بَیْنَ أَشْبَالِهِ أَبْرَزَهُ لِلْقَنَصِ الْغِیلُ ذَاکَ الَّذِی سَلَّمَ فِی لَیْلَةٍ عَلَیْهِ مِیکَالٌ وَ جِبْرِیلٌ مِیکَالُ فِی أَلْفٍ وَ جِبْرِیلُ فِی أَلْفٍ وَ یَتْلُوهُمْ سَرَافِیلُ لَیْلَةَ بَدْرٍ مَدَدا أُنْزِلُوا کَأَنَّهُمْ طَیْرٌ أَبَابِیلُ».امشب، شب هفدهم ماه مبارک رمضان، شب باعظمتی است. پروردگار عالم، امشب را شب مبارکی قرار داد. در این شب لشگر کفار قریش با لشکر رسول خدا در جنگ بدر ملاقات کردند. امشب، اتّفاقات عجیبی افتاد که یکی از آن ها را بیان می کنم.در این شعر هم که سید حمیری تبیین می کند، بیش از سه هزار ملک می آیند که هر هزار نفر هم یک فرمانده دارند، فرماندهان، میکائیل، جبرائیل و اسرافیل هستند. این مطلب هم در کتب اهل جماعت و هم کتب ما شیعیان وجود دارد. یعنی بحث مشترک است و اختلافی در آن نیست که ملائک برای یاری لشکر خدا می آیند. کما این که پروردگار عالم هم فرمود: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله».سه هزار و سه منقب هم برای وجود مقدّس مولی الموالی تبیین شده، از جمله این که وقتی حضرت رفتند آب بیاورند، ناگهان باد سختی وزید و حضرت لاجرم صبر کردند و بعد از آن چاه که آب آوردند، مجدّد در راه باد سختی آمد که حضرت باز ایستادند. بادی که لشگریان بیان کردند: اسب ها به حالت کنده شدن بودند و همه تعجّب کرده بودند. پیامبر فرمودند: این سه مرتبه ای که باد آمد، یک مرتبه جبرائیل بود، یک مرتبه میکائیل و یک مرتبه، اسرافیل که هر کدام با هزار فرشته بر تو سلام کردند.امشب، شب پربرکتی است و اجابت دعا در این شب از ماه مبارک - که در تمام لحظاتش «دعائکم فیه مستجاب» است - مضاعف است و طبعاً قرین به اجابت است.حالا این که در جنگ بدر چه اتّفاقاتی افتاد، بحث مفصّلی است که باید در جای دیگری بیان کنیم. کفّار قریش شکستشان را باور نمی کردند و به شدّت ناراحت بودند. لذا یک دلیل کاری که هند جگرخوار کرد، به خاطر همین قضیّه بود که خیلی به آن ها سخت گذشت. چون لشگرشان بسیار زیاد بود و همه آمده بودند و هر چه بود و نبود، آورده بودند که دیگر کار را یکسره کنند. گفته بودند: پیامبر و سپاهش باید قلع و قمع شوند و پاکسازی مطلق شود. لذا باورشان نمی شد چنین شکست سختی بخورند و سران خود را در این جنگ از دست دادند و تا مدّت ها مبهوت بودند و باورشان نمی شد.خیلی جالب است که بدانید در تاریخ داریم: فقط این جنگ است که بیشترین تجهیزات برای دشمن آماده شد و بیشترین کشته ها برای دشمن هم در این جنگ بود. تجهیزات زیادی را از دست دادند. بعد از این جنگ، جنگ احزاب است که این مطلب در آن، به وجود آمد.لذا یک روز میمون و مبارکی برای اسلام است و دعا هم مستجاب است.بریده باد زبانی که منافقانه به دنبال ایجاد شکاف در قومیت هاست!حضرت امام العارفین در این فراز می فرمایند: فَإِنْ عَفَوْتَ ‏فَخَیْرُ رَاحِمٍ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَیْرُ ظَالِمٍ. در جلسات گذشته بیان کردیم که عفو باید در مقابل چه کسی باشد. جنگ بدر، یک نمونه است، عفو به کسانی که می آیند اسلام را از بین ببرند، یک نوع ظلم است و باید خیلی مراقبت و مواظبت کرد.مثل این شخص ملعونی که بیان کرد: اگر داعشی ها را گرفتیم، اعدام نکنیم. اگر اعدام کنیم، باعث اختلاف در قومیّت ها می شود و ... . در حالی که قومیّت ها، از جمله کردهای عزیز، خودشان از این ها ضربه خوردند.کلیپی پخش شده که در همین ترکیه، قاچاقچیان اعضاء بدن، در صدد خارج کردن اعضاء بدن دختر بچّه ی سوری هستند. متأسّفانه مسئولین ما گوش نمی دهند و با ترکیه و ... در ارتباط هستند. البته برخی ها که احمق هستند که هیچ، برخی هم که جاسوس هستند که هیچ، امّا آن هایی هم که باید گوش بدهند، گوش نمی دهند که آقا، شوخی نیست، شتر سواری هم دولا دولا نمی شود. آن ها در کشور ما عملیّات می کنند، همین کار داعش، مال سعودی ها و ترکیه ای هاست. طبعاً ما هم باید عملیّات کنیم، اگر نکنیم، اشتباه است. باید ضرب شصتی به آن ها بزنیم.لذا در همین ترکیه، بچّه ها را داخل اتاق می برند، سرهایشان را می برند و اعضاء بدنشان را خارج می کنند تا بفروشند. این ها که دیگر انسان نیستند، قرآن می فرماید: «کالانعام بل هم اضل». آن وقت می شود به این ها رحم کرد؟! پس چطور این احمق می گوید: اگر این ها را اعدام کنیم، اشتباه است. من اگر رئیس قوّه قضائیّه بودم، اوّل از همه دستور می دادم این را بگیرند و اعدام کنند تا دیگر چنین حرف هایی بیان نشود. حکمش هم شرعی است.مردکی به نام سلمان رشدی کتابی به نام آیات شیطانی نوست، امام راحل عظیم الشّأنمان فرمودند: اگر ناشر هم مطّلع است، باید اعدام شود. اگر امام راحل بودند، اجازه می دادند چنین حرف هایی بیان شود که داعشی ها اعدام نشوند و ...؟! چه کنیم که این سیّد بزرگوار به خاطر شرایط زمانی، مظلوم هستند. در آن زمان، کسی جرأت این حرف زدن ها را نداشت.امام معمولاً نیم ساعتی در روز، در حیاط راه می رفتند، در همان زمان اخبار گوش می دادند و بعد روزنامه می خواندند. یک روز که روز ولادت حضرت زهرا بود، ایشان داشتند پیاده روی می کردند، رادیوی کوچکی داشتند که گوش می دادند، خبرنگار می پرسد: در بین زنان، الگوی شما کیست؟ آن فرد هم نام بازیگری ژاپنی را که در آن زمان، سریالش پخش می شد، بیان می کند. برای این که امام ناراحتی قلبی داشتند، زنگی در جایی که می نشستند، قرار داده بودند که اگر مشکلی پیش آمد، دیگران را خبر کنند. امام داخل می آیند، آن زنگ را فشار می دهند و حاج سیّد احمد آقا را صدا می زنند و می گویند: بگویید تهیّه کننده که این برنامه را درست کرده، اعدام شود. مسئولان برنامه تعجّب می کنند و بهانه تراشی می کنند. امام می فرمایند: این مزخرفات چیست که بیان می کنید؟! مگر می شود هر چیزی را از رادیو پخش کرد؟! زهرای اطهر را رها کنیم و الگو یک بازیگر شود؟!حالا این بی حیاها چگونه وارد ساختمان مجلس می شوند و از همان ابتدا شروع به تیراندازی می کنند، آن هم به سمت مردم بیگناهی که در ساختمان مجلس نشستند و منتظر هستند نماینده ای ببینند و مشکلشان را مطرح کنند. آن وقت بگوییم: این ها را نکشید و اعدام نکنید چون چنین و چنان می شود؟! باید این شخصی را که چنین حرفی زده، هر کس می خواهد باشد، بگیرند و اعدام کنند تا کسی جرأت نکند چنین غلط هایی کند.اگر این ها حاکم شده بودند، در کشور هیچ امنیّتی دیده نمی شد. در حالی که الآن الحمدلله و المنّه، ساعت 2 شب هم مردم به راحتی در پارک ها و ... هستند. این امنیّت به واسطه ی نیروهای انقلاب، سپاه باعظمت، ارتش بزرگوار، نیروی انتظامی، بسیج و سربازان گمنام در وزارت اطلاعات و هم چنین اطلاعات سپاه است که شبانه روزی دارند زحمت می کشند. اگر این عزیزان امنیّت و آرامش را برقرار نمی کردند، امروز بچّه های دو ساله ما را می بردند و اعضاء بدنش را بیرون می آوردند. بچّه های خودتان را نگاه کنید، تصوّر کنید او را ببرند سلاخی کنند و اعضائش را بفروشند! شخصی که می گوید: داعشی ها را اعدام نکنیم، حکمش، اعدام است.البته این مطلب، بدین معنا نیست که ما می گوییم: یکی برود و این فرد را بکشد. من می گویم: اگر من جای رئیس قوّه قضائیّه بودم، چنین حکمی می دادم و إلّا ما نمی توانیم ابداً خودسر کاری را انجام بدهیم، نه شرعاً درست است و نه می شود.حالا آیا در چنین مواردی، عفو خوب است؟ خیر. آیا آن جایی که دارند اسلام را از بین می برند، باید عفو کرد و از جنگیدن خودداری کرد؟! مثلاً مسلمانان در آن زمان می گفتند: یا رسول الله، ماه رمضان است، روزه مان را بگیریم. امّا همان پیامبری که رحمة للعالمین است، اشداء علی الکفّار است. یعنی شدیدترین برخورد را دارد. چون یک جایی باید مراقب باشیم اصل اسلام بماند تا بتوانیم روزه بگیریم.خدا آن زبان هایی که به سپاه باعظمت، بسیج و نیروی انتظامی ما در مناظره حرف هایی زدند، قطع کند، لال کند و مریضی به جانشان بیاندازد؛ چون اگر بگوییم کشته شوند که شهید محسوبشان می کنند و حیف اسم شهادت است، لذا إن شاءالله لال شوند. اگر امام راحل بودند، بلاشک می گفتند: از همان مناظره این ها را ببرید، اعدام کنید و تمام. اصلاً اجازه ی بردن به زندان هم نمی دادند. چون دارند امنیّت مملکت را مورد خدشه قرار می دهند. ببینید مردم چقدر آرام در نیمه شب، در پارک ها و ... هستند. چقدر نامردید که در دنیا طوری جلوه می دهید که ایران چه بوده و ... . هر غلطی که دلتان می خواهد می کنید، بی حیایی را به نام آزادی، آزادی زیاد کردید و ...، دیگر چه می خواهید؟! تازه امروز یک جرقّه ای زد تا مردم بفهمند جدّی اگر این ها نبودند، امنیّت نداشتند.نماینده ها در مجلس داشتند سخنرانی می کردند، شهید بزرگوار، شهید تیموری، درب را بست و با کارش تروریست ها را به سمت دیگری برد، امّا 30 تیر به بدن مبارکش زدند. اگر می رفتند نماینده ها را اسیر کرده یا می کشتند، کار مملکت به کجا می کشید؟! تمام این امنیّت ها را مدیون این ها هستیم. اگر آرامش نبود، ما الآن می توانستیم بنشینیم دعا بخوانیم؟! در خانه هایمان هم اگر بودیم، می ترسیدیم که نکند چیزی شود.الآن سوریه را ببینید، با خاک یکسان است. فقط منطقه کوچکی در دمشق سالم مانده است. اوضاعی است، بروید از نزدیک ببینید چه خبر است. یمن هم همین طور است.حالا ما این آرامش و امنیّت را از این نیروهای خودمان داریم، امّا یک عدّه با این که دارند در همین امنیّت، عیاشی می کنند، باز هم زبان درازی می کنند. باید به آن ها گفت: بی حیاها، بنشینید عیاشی تان را بکنید، دیگر چرا زبانتان دراز است؟!اگر این ها نبودند، ه ...

ادامه مطلب  

ماسک حنا | ماسک های مختلف با حنا برای تقویت مو سر  

درخواست حذف این مطلب
ماسک حنا, ماسک حنا برای مو سر آموزش گام به گام درست کردن ماسک حنا و ماسک های مختلف با حنا برای تقویت مو سر ماسک موهای شیمیایی گاهی اوقات نه تنها برایمو مفید نیستند بلکه میتوانند علی رغم تبلیغات وسیعی که دارند به مو آسیب هم وارد کنند. استفاده از مواد طبیعی در عطاری ها از قدیم برای درست کردن انواع ماسک مو مفید و رایج بوده است. حنا یکی از موادی است که همیشه طرفداران خود را دارد و استفاده ی فراوانی به موها میرساند. در مقاله آموزشی زیر طرز تهیه ۸ نوع ماسک خانگی با استفاده از حنا را معرفی میکنیم. حنا یک درمان طبیعی ضد ریزش مو و حفظ سلامت مو است. کوتیکول های مو را درمان میکند در نتیجه در بهبود سلامت ریشه مو نیز موثر است که این امر مانع از خرد شدن تارهای مو شده و درخشندگی موها را حفظ می کند. همچنین حنا ph پوست سر را در حد متعادل نگه می دارد تا از ریزش موی زودرس جلوگیری کند.بسیاری از مشکلات پوست سر نظیر شوره و خشکی را درمان می کند. علاوه بر آن اثرات آلودگی بر روی مو و خشکی بیش از حد بعلت استفاده از سشوار را از بین می برد. در آخر ذکر توجه داشته باشید که حنا مانع از سفیدی زودرس مو می شود. خواص نرم کنندگی حناحنا یک نرم کننده گیاهی بسیار عالی بشمار می آید. سبب می شود تا موهایتان شفاف و براق بنظر برسد همچنین مو را تغذیه می کند و آن را نرم و ابریشمی می سازد. بهترین راه جهت استفاده از فواید حنا برای نرم کردن مو خیساندن آن در ماست ساده و سپس مالیدن آن به تمام نواحی سر است. ماست مانع از خشکی مو شده و درخشندگی تارهای مو را سبب می شود. همچنین می توانید پودر حنا را با ماست و چند قطره آبلیمو مخلوط نمایید و به سر خود بمالید و بعد از یکساعت سرتان را بشویید. اگر می خواهید از حنا برای تیره کردن رنگ موهایتان استفاده کنید پودر حنا و آبلیمو را در یک ظرف آهنی مخلوط نمایید و بگذارید یک شبانه روز بماند. البته اگر می خواهید موهایتان رنگ قهوه ای مایل به قرمز داشته باشد به هیچ وجه از ظروف آهنی استفاده نکنید. اگر از دانه های شنبلیله در مخلوط بالا استفاده نمایید حنا بعنوان یک ضد شوره عالی به شما در از بین بردن آنها کمک می کند. برای این کار یک قاشق چایخوری دانه شنبلیله را در آب خیس کنید و بگذارید یک شب بماند سپس ماده ای خمیری شکل از آن تهیه کنید و با حنا مخلوط نمایید. همچنین می توانید با اضافه نمودن چند قطره روغن کرچک و روغن نعنا خاصیت آن را افزایش دهید. این ماده نه تنها موی شما را محکم و سالم می کند بلکه درخشندگی زیبایی به آنها می بخشد. ماسک حنا و روغن کنجد برای رشد موها حنا می تواند به همراه روغنهای گیاهی به کار برده شده و از ریزش مو، سفیدی مو و تاثیر آلودگی بر مو جلوگیری کند. ۵ فنجان پودر حنا۲۵۰ گرم روغن کنجد روغن کنجد را روی حرارت بگذارید تا گرم شود، سپس پودر حنا را به آن اضافه کرده و بگذارید ۶-۵ دقیقه بجوشد. اجازه دهید مخلوط حاصل خنک شود و سپس به موها و پوست سر بمالید( از ریشه موها تا نوک موها را آغشته سازید) و مابقی ماسک را در ظرف پلاستیکی دربسته ای برای استفاده های بعدی نگهداری کنید. حتما این ماسک روغنی را ۳-۲ بار در هفته و به مدت ۲ ماه استفاده کنید. ماسک حنا و شنبلیله برای درمان شوره سر روش های بسیار خوبی برای مقابله با شوره سر با استفاده از حنا وجود دارد. یکی از بهترین روش ها استفاده از تخم شنبلیله و لیمو ترش به همراه حنا می باشد. یک فنجان تخم شنبلیله۲ فنجان کشکیک فنجان پودر حنایک عدد لیمو ترش یک شب قبل تخم شنبلیله را داخل کشک ریخته و بگذارید تا صبح خیس بخورد.روز بعد مخلوط را در داخل مخلوط کن ریخته و به خوبی له کنید و پودر حنا را به آن اضافه کنید و در آخر آب لیمو ترش را به آن بیفزایید و ماسک را بطور کامل به پوست سر بمالید. موهایتان را بعد از ۴۵ دقیقه بشویید. این ماسک را هفته ای یک بار استفاده کنید. شما به آرامی می توانید کاهش شوره ها مشاهده کنید. موهایتان را تنها با آب سرد شستشو دهید و بعد از استفاده از این ماسک موهایتان را شامپو نزنید. روز بعد از استفاده این ماسک موهایتان را با شامپو بشویید و سعی کنید از شامپویی ملایم استفاده کنید. ماسک حنا، شنبلیله و انگور فرنگی هندی برای درمان ریزش مو دلایل زیادی برای ریزش مو وجود دارد. با استفاده از این ماسک می توانید ریزش موی خود را بطور کامل متوقف سازید. یک فنجان پودر انگور فرنگی هندی۳ قاشق غذاخوری پودر حنا۲ قاشق غذاخوری پودر تخم شنبلیلهیک عدد سفیده تخم مرغیک عدد لیمو ترش یک ساعت قبل از استفاده این ماسک بایستی آن را تهیه کنید. تمام مواد را با هم مخلوط کنید و بطور کامل روی پوست سر و موها بمالید و بگذارید تا ۴۵ دقیقه بماند. سپس موها را شستشو دهید. این ماسک را هفته ای یک بار استفاده کنید. در ۶ هفته شما تغییری اساسی و موثر را در ریزش موهایتان مشاهده خواهید کرد.ماسک حنا و چای سبز برای رنگ کردن و نرم کردن موها در ادامه این مقاله با نحوه استفاده از حنا و چای سبز برای رنگ کردن و نرم کردن موها بیشتر آشنا خواهیم شد. این ماسک مو می تواند برای رنگ کردن موها نیز مورد استفاده قرار گیرد و همزمان با آن دارای اثر نرم کنندگی باشد. برای رنگ گرفتن کامل موها بایستی این ماسک را به مدت چندین ساعت بگذارید تا روی موهایتان باقی بماند. پودر حناچند قطره آب لیمو ترش تازهدمنوش چای سبزیک عدد تخم مرغ۲ قاشق غذاخوری ماست۲ قاشق غذاخوری روغن اسطوخودوس اگر می خواهید این ماسک را برای حالت دهی یا نرم کردن موها به کار ببرید بهتر است حنا را با مقداری آب در شب قبل بخیسانید و بگذارید تا صبح بماند. اگر می خواهید این ماسک را برای رنگ کردن موها استفاده کنید، بهتر است که حنا ر ...

ادامه مطلب  

روش های سفید کردن پوست صورت با ۱۰ ماسک طبیعی  

درخواست حذف این مطلب
قرار گرفتن در معرض نور خورشید، آلودگی های محیطی، بیماری، خشکی پوست، استرس، سبک زندگی نادرست و استفاده ی طولانی مدت از محصولات آرایشی شیمیایی می تواند پوست را تیره و کدر کند.خیلی از افراد تلاش می کنند تا پوستی روشن و بدون نقص داشته باشند. بازار، پُر از انواع کرم ها و لوسیون های روشن کننده ی پوست است. اما این محصولات، مواد شیمیایی مضری دارند که می تواند به پوست آسیب بزند و نیز اغلب گران قیمت هستند.شما می توانید با استفاده از راهکارهای طبیعی که به شیوه ای مؤثر، پوست تان را روشن و درخشان می کنند در زمان و پول خود صرفه جویی کنید. این نوشته را بخوانید تا با روش های سفید کردن پوست صورت با ۱۰ ماسک طبیعی، آشنا شوید.مقاله مرتبط: راز جوان ماندن پوست صورت چیست؟یک ماسک سفیدکننده صورت، ماست است. ماست که از فرآورده های جانبی شیر است، مواد مغذی فراوانی دارد که برای پوست مفید هستند. همچنین ماست حاوی اسید لاکتیک است که خواص روشن کنندگی دارد. راهکارهای اشاره شده در زیر برای انواع مختلف پوست مناسب است.ماست ساده را به آرامی به پوست خود بمالید، اجازه بدهید چند دقیقه بماند و سپس با آب ولرم بشویید. این کار را روزی یک بار و تا چند هفته انجام بدهید تا متوجه تغییرات چشم گیری در رنگ پوست تان شوید.می توانید یک قاشق غذاخوری ماست تازه را با نصف قاشق غذاخوری عسل ترکیب کنید و آن را به پوست صورت و گردن خود بمالید. اجازه بدهید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بماند و سپس آب کشی کنید. این کار را هر روز انجام بدهید تا رنگ پوست تان روشن تر شود.همچنین می توانید کمی آب لیمو و جو دوسر به ماست اضافه کنید تا خمیر سفتی درست شود و آن را به عنوان ماسک صورت استفاده کنید. این راهکار باعث انعطاف پذیری و مرطوب شدن پوست تان هم می شود.۲. پرتقالمهمترین عنصر در مراقبت از پوست، ویتامین سی است، که به وفور در پرتقال وجود دارد. ضمنا پرتقال دارای خواص روشن کنندگی است و رنگ پوست تان را سفید می کند.یافته ها نشان داده اند که مصرف مداوم آب پرتقال تازه می تواند در بهبود بافت پوست و انعطاف پذیری آن بسیار مؤثر باشد. از پرتقال به دو شیوه می توانید برای روشن شدن پوست تان استفاده کنید.دو قاشق غذاخوری آب پرتقال را با مقدار کمی زردچوبه ترکیب کنید و قبل از خواب آن را روی پوست صورت و گردن خود قرار بدهید (به دست ها و پاهای تان هم می توانید بمالید)، بعد از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بشویید. این کار را هر روز انجام بدهید.پوست خشک شده ی پرتقال را آسیاب کنید، یک قاشق غذاخوری از آن را با یک قاشق غذاخوری ماست ساده ترکیب کنید تا ماده ای خمیرمانند تهیه شود. این خمیر را روی پوست بمالید و بگذارید ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بماند و سپس آب کشی کنید. این راهکار برای برطرف کردن لکه های صورت مفید است. در استفاده از این شیوه کمی محتاط عمل کنید و بیش از یک یا دو بار در هفته از آن بهره نبرید.مقاله مرتبط: لایه برداری پوست صورت با ۲۸ ماسک موثر خانگی۳. آرد نخودآرد نخود یکی از بهترین عنصرها برای افرادی است که تمایل زیادی به روشن شدن پوست شان دارند. آرد نخود حاوی مواد مغذی گوناگونی است که به سلامت پوست بسیار کمک می کند. استفاده از این شیوه، به صورت یک روز در میان، چربی اضافی پوست را برطرف خواهد کرد و رطوبت طبیعی پوست را حفظ می کند.مقداری آرد نخود را با مقدار کمی آب یا گلاب ترکیب کنید تا خمیر سفتی درست شود.خمیر را به صورت، دست ها و پاهای خود بمالید.اجازه بدهید خمیر بماند تا خشک شود و سپس با آب بشویید.۴. عسلعسل به سفید شدن پوست و رطوبت رسانی به آن کمک می کند. خشکی پوست عاملی است که منجر به ناهمواری و تیرگی پوست می شود. عسل دارای خواص ضدباکتری نیز هست که به برطرف شدن لکه های ناشی از بالا رفتن سن و جای زخم ناشی از آکنه کمک می کند.عسل را به صورت خود بمالید، بگذارید چند دقیقه بماند و سپس با آب ولرم بشویید. این راهکار ساده به جدا کردن سلول های مرده ی پوست کمک می کند و جلوه ی باطراوت تر و روشن تری به پوست تان می دهد. روزی یک بار این کار را انجام بدهید.برای درست کردن ماسک روشن کننده ی پوست، یک قاشق چای خوری از آبلیمو و عسل را با یک قاشق غذاخوری شیر خشک و یک و نیم قاشق چای خوری روغن بادام به خوبی ترکیب کنید و به آرامی به پوست خود بمالید. بگذارید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بماند و سپس با آب سرد بشویید. این کار را یک روز در میان انجام بدهید.مقاله مرتبط: آبرسانی به پوست با ۱۰ روشی که پوست شما را از خشکی در می آوردخاصیت اسیدی لیموترش به عنوان یک سفیدکننده ی طبیعی برای پوست عمل می کند و ویتامین c بالای آن باعث افزایش رشد سلول های جدید پوست می شود. لیموترش آنتی اکسیدان هایی دارد که برای روشن شدن رنگ پوست بسیار مفیدند.یک پنبه ی توپی را به آب لیموی تازه آغشته کنید و آن را مستقیما به صورت تان بمالید. حتی می توانید یک عدد لیموترش را بُرش بزنید و آن را روی پوست تان قرار بدهید تا آب لیموترش به پوست بچسبد. بگذارید حداقل یک ساعت بماند و سپس با آب بشویید. این کار را هر روز انجام بدهید. این راهکار ساده رنگ پوست تان را روشن می کند و می تواند از تشدید جای زخم ها روی صورت تان هم پیشگیری کند.سه قاشق چای خوری آب لیموترش را با یک قاشق چای خوری پودر زردچوبه ترکیب کنید و آن را روی پوست خود قرار بدهید، بگذارید نیم ساعت بماند. سپس با آب بشویید، این کار را هر روز انجام بدهید.می توانید یک قاشق چای خوری آب لیموترش را با یک قاشق چای خوری شیر خشک و یک قاشق چای خوری عسل ترکیب کنید و روی پوست بمالید، اجازه بدهید ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بماند و سپس آب ک ...

ادامه مطلب  

اس ام اس تبریک تولد عزیزان و خوبان متن و پیام تبریک خاص  

درخواست حذف این مطلب
جدیدترین اس ام اس تبریک تولد پدر, تبریک خواهر, اس ام اس تبریک به دوست, اس ام اس تبریک به دختر, اس ام اس تبریک تولد به برادر, تبریک تولد به مادرالفبا برای سخن گفتن نیست / برای نوشتن نام توست اعدادپیش از تولد تو به صف ایستاده اند تا راز زاد روز تو را بدانند.تولدت مبارک—–زبان ما قاصر است از شکر نعمت تولد و حس بودن شمادر روز تولدت سر بر زمین سائیده و از درگاه حضرت حق نهایت سپاس خود را بجا آوردهو برایت سالهای سال عمر با عزت و برکت خواستاریم.باشد که بقاء عمرت با عزت و سربلندی و توام با خدمت باشد …—–امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست / احسنت، به این جشن دل انگیز که برپاستگویا که گلی پای نهاده ست به گیتی / کز فرّ و شرف، آبروی جمله ی گلهاست …تولدت مبارک—–بیشتر : اس ام اس تبریک تولد به خواهر عزیزتو یک تولدی شدی به قلب زخمی ام ببین / که با تو من ظهور شدم احیا شدم مثل نگینعزیز مبارکت باشه امروز روز تولدت / این قلب خسته منه بردار برو ما خودت …—–جشن میلادت را به پرواز می رومدراین خانگی ترین آسمانِ بی انتهاآسمانی که نه برای مننه برای توکه تنها برای “ما” آبیست …همچنین : اس ام اس تبریک تولد به عزیزان—–امروز روز توست و من تمام دلتنگیهایم را به جای تو در آغوش می کشم. چقدر جایت میان بازوانم خالیست. تولدت مبارک—–صدای یک پروازفرود یک فرشتهآغاز یک معراجو شروع یک زندگیتولدت مبارک—–این هدیه ی آسمانی چشمانت / دلبسته به شمعدانی چشمانتای عشق تولدت مبارک، قلبم / تقدیم به مهربانی چشمانت …—–وجود زیبایت وارد به دنیا میشود / هدیه سالروزش این آوا میشودعاشقی چون من بی پروا میشود / در شعر تولد غرق رویا میشوداینگونه سالی دگر ازعمر تو آغاز میشودتولدت مبارک—–سالروز زمینی شدنت مبارک …راستی از ونوس و مریخ چه خبر !؟—–روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسیدکه آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر استبهانه ی زندگیم تولدت مبارکهمچنین : اس ام اس عاشقانه تبریک تولد—–تو هیچی کم نداریبرای همه چیز من بودنتولدت مبارک—–زادروزت شیرین، پرعشق و نورآفرین باد.قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم …—–زمین در انتظار تولد یک برگ، من در حال شمارش معکوسصفر همیشه پایان نیست گاهی آغاز پرواز استتولدت مبارک—–از یک نگاه تو رنگم پریده است، قربان آن شوم که تو را آفریده استعزیزم تولدت مبارک—–تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیستجشن میلادت بهترین بهانه برای فکر کردن به تو و به یاد آوردن خوبی هایت استسالروز تولدت مبارک—–همچنین : عکس تبریک روز تولد و پیامک های روز تولدامشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کنمن هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو مندمتبریک دست خالی مرا باسخاوت بی حدت بپذیر(تولدت مبارک)—–هدیه ای از آسمان برای؛روز تولدت رسید.و دیدم هیچ چیزگلم راجز عشقلایق نیست.تولدت مبارک—–تولدت مبارکای گل گلدون منهزار سال زنده باشیبسته به تو جون مناین هدیه تولدپیشکش چشمای تونازگل زیبای منچشام زیر پای تو—–سالروز تولد قشنگت را با رقص سفید برف ها همچون سفیدی دلتبر اسمان قلبمان جشن می گیریم و صمیمانه فصل شکفتنت را تبریک می گوییم—–آرزو می کردم که درجشن میلادت تک ستاره آسمان چشمانت باشمتا در آغوشت طولانی ترین شبم را تقدیمت کنمو درکلبه انتظارت بوسه هایم را میهمانت !تولدت مبارک—–گل من تولد تو تولد من است، من تمام طول سال بیدار مانده امکه مبادا روز تولد تو تمام شود، و من در خواب بمانم و نتوانم به تو بگویمتولدمان مبارک!—–امروز تولد توست و بهترین زمانی که خدا میخواست مرا با هدیه ای شاد کند.آری درست است این هدیه قبل قبل از وجود خودم از آسمان آمده ولی مهماین است که از آن دل من بوده …تولدت مبارک—–از همان روزی که پای تو به این دنیا رسیدغصه هایم یک به یک از قلب و جانم پر کشیدروز میلاد تو دنیا یک صدا خندیده بوداسمان در مقدمت باران گل باریده بودتولدت مبارک—–میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آنبه رنجهای زندگی هم دل بستو در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست.میلادتو معراج دستهای من استوقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم—–میلادت ای عزیز تر از جـان خجسته باددر مقـدمت غــزل به ترنم، نشسته بادتولد تو مــــبارک! بروی تودروازه های غم به چنین روز بسته باد!—–امروز روز توست … روز میلادتدنیا تبسم کرده است امروز با یادتامروز بی شک اسمان ابی ترین ابیستچرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیستتولدت مبارک—–عزیز دلم تولدت را تبریک می گویم و دعاگویم مزرعه ی زندگی اتهمواره پر از محصول موفقیت و بردباری باشد …—–برخاستن از عدم و درآمدن بر سیرت انسانی، باشکوهترین پدیده هستی استاین باشکوه ترین، بر شما مبارک باد …—–زندگیت را با لبخند هایت نگاه کن نه با اشکهایتسالهای عمرت با با دوستانت بشمار نه با تعداد شمع های روی کیک تولدت …—–امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسیدگویی بساط عیش مداوم به من رسیدنور ستاره ای در شب تولدتانگار که فرشته ای از ازل رسیدفرشته ی من تولدت مبارک—–تولد تکرار امیدواری خداوندی است، یاداوری این تکرار بر شما گرامی باد—–یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشنیکی به نیت تو یکی از طرف منالهی که هزارسال همین جشنو بگیریمبه خاطر و جودت به افتخار بودن—–مبارک بادت این روز جهانیکه نوشیدی شراب زندگانیبدنیا آمدی لپّت تپل بودولیکن معده ات همواره شل بود ! تولدت مبارک—–امروز سالروز گزینش زمین اختیار و انتخاب و نفی بهشت بی دردی از جانب شماست.این انتخاب بر شما فرخنده باد …—–تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتیبا یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتیببین تو اسمونا پر از نور و پرندستو قلبا پر عشقه، رو لبا پر خندستولد مبارک—–کدامین هدیه را به قلب مهربانت تقدیم کنیم که خود گنجینه ی زیبایی های عالمی؟ای شیرینی لطیف ترین سرود طبیعت، چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گوییم؟تولدت مبارک—–تولدت عزیزم پراز ستاره بارونپر از باد کنک و شوق، پر از اینه و شمعدونالهی که همیشه واسه تبریک امروزبیان یه عالم عاشق، بیاد هزار تا مهمون—–تو این روز طلایی تو اومدی به دنیاوجود پاکت اومد تو جمع خلوت ماتو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روزاز آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا—–بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخکمیگن کهنه نمی شه تولدت مبارکتو این روز طلایی تو اومدی به دنیاو جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما—–ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانهعاشق مهربانی تؤام…. برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنیتولدت مبارک—–آسمان با وسعتش تقدیم تورقص ماهی های دریا مال توهرچه دارم از تو دارم مهربانزندگیم امروز و فردا مال توتولدت مبارک—–روز میلاد تو، روزصدور شناسنامه عشق است! عشق من تولدت مبارک—–باشی نباشی پیشه من تو بهترین همنفسـیهرجای دنیـا که میــــری به ارزوهـــات بـرسیروزه تـــولـــده توئه میـــــلاده هرچی خاطــــرهروزی که غیـره ممکنه هیچ جـــوری از یادم بره—–مبارک بادت این روز جهانیکه نوشیدی شراب زندگانیبدنیا آمدی لپّت تپل بودولیکن معده ات همواره شل بودعمو،خاله،مامان،دائی و عمّهبگفتن تخته اش انگار کمّهولی بخت زمان گردید یارتهمان تخته، بشد بازار کارتکه هم هالو و هم استاد گشتیبه چشم حاسدانت خار گشتیخدا یارت بوَد ای دوست جونیایشالا تا ۱۲۰ سال بمونی—–تولد و مرگ را درمانی نیست. مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم …—–روز تولد تو، روز نگاه باران / بر شوره زار تشنه، بر این دل بیابانروز تولد تو، گویی پر از خیال است / یاس و کبوتر و باد، در حیرت تو خواب استتولدت مبارک عزیزم—–امروز سالروز تولد توست و من برایت هدیه ای نخریده امآنچه خریدنی است بی شک ٬ لایق تو نیست.نمی دانم با کدام جمله “دوستت دارم” را برایت انشا کنماما کاملتر از این چیزی ندارمدوستت دارم، تولدت مبارک—–سالروز تولدت را تسلیت میگم به فرشته های آسمون !چون ۲۰ سال پیش ازشون جدا شدیاما تبریک میگم به خودم چون فرشته زمینی من شدیتولدت مبارک—–شب میلاد تو ای دوست برای دل منشب میلاد همه خوبی هاست …تولدت مبارک—–یک سبد احساس را، با تو قسمت می کنمدر شب میلاد تو، جان نثارت می کنممی نشینم در برت، با تو صحبت می کنمداغ،لبهای تو را، بوسه باران می کنمتولدت مبارک—–امروز روز میلاد توستو من در تب در کنار تو بودنمیسوزممن نیستم و توبی من این روز را جشن خواهی گرفتو چه بی من ها و بی تو هااین روزها بر ما میگذردتولدت مبارک—–همیشه دوست دارم ساده و کوتاه بنویسمو باز هم کوتاه مینویسمعزیزم تولد ۲۰ سالگیت مبارک—–تولدت مبارک با صد هزار تا بوسه !عشق منی عزیزم نذار دلم بپوسه !—–زادروزت شیرین، پرعشق و نورآفرین باد.قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم—–روز تولد تو و گرچه نه یم کنار تومبارک ای عزیز جان تولد و بهار تودر این دیار نازنین، که یاسمن شکفته استشکفته باد نرگس جمال نوربار تو …—–زمین در انتظار تولد یک برگ، من در حال شمارش معکوسصفر همیشه پایان نیست گاهی آغاز پرواز است …تولدت مبارک—–روز تولد توروز نگاه بارانبر شوره زار تشنهبر این دل بیابانروز تولد توگویی پر از خیال استیاس و کبوتر و باددر حیرت تو خواب استتولدت مبارک—–تودنیای بی سروته من چی دارم به جز خودتمی خوام که غوغا بکنم بیام جشن تولدتتویک تولدی شدی به قلب زخمی ام ببینکه با تومن ظهور شدم احیا شدم مثل نگین—–پرواز در آسمان آرزوها و فرود در فرودگاه موفقیت را برایتان آرزومندم !تولدتان مبارک—–روزی که تو آمدیشعر نابی بودیآفتاب و بهار با تو آمدندروزی که آمدیطوفان شد و پیکانی آتشیندر نقطه ای از جهان فرود آمد …و من با تو باور کردمکه می شود هم پای رنگین کمانی در باران قدم زد !تولدت مبارک—–در روز تولدتتنها کمیبرای چشم به هم زدنیدستت را به من بدهتا دلت را در آغوش گیرمتولدت مبارک—–مبارک باشه میلاد شما خاتونشمایی که ستاره جون میگیره توی چشماتونشمایی که شدید معنای شعرای من عاشقشما که زندگی میده بمن هرم نفسهاتون—–هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفریدتا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد …سالروز شکفتنت مبارک—–تولدت آغاز زیباییها ستهزاران گل یاس سپید تقدیمت میکنم—–نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم رانمی دانم که حس کردی سکوتم راولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستموجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستمعزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بودتولدت مبارک—–می خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسماما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباستتولدت مبارکدوستت دارم—–خوشبختی من در بودن باتو است و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من استتو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبم نشاندیزیباترین گلهای دنیا تقدیم به تو، بهترین عشق دنیاتولدت مبارک—–عزیزم به خاطر همه آرامشی که از تو دارم خدا را شکر میگویمبه پاس تمام خوبیهایت بهترینها را برایت آرزو میکنم …تولدت مبارک—–روز تولدت اولین روز از سفر ۳۶۵ روزه توست به دور خورشیداز سفرت لذت ببرتولدت مبارک—–ای زیباترین ترانه هستیبدان که شب میلادت برایم ارمغان خوبیها و زیباییهاستپس ای سرکرده خوبیها میلادت مبارک …—–دستانم تشنه دستان تو، شانه هایم تکیه گاه خستگیهایتبه پاکی چشمانت قسم تا ابد با تو میمانمبی آنکه دغدغه فردا را داشته باشمچون میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشتعزیزم سالروز تولدت مبارک.—–وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند من را لایق آن دانستو هدیه من به تو نازنین قلب عاشقی است که فقط برای تو میتپدعاشقانه و صادقانه دوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک میگویمتولدت مبارک—–تمام لحظه های عمرم بدرقه نفس کشیدن توستبه دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنمورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات را تبریک میگویمتولدت آذین زندگی ام باد …—–الهی جاده زندگیت هموارآسمان چشمانت صاف و دریای دلت همیشه آرام و زلال باشدو هیچ وقت از دنیا خسته نباشی …تولدت مبارک—–در تمام عمرم یک بار عاشق شدمو وابسته به کسی که برای داشتنش حاضرم از تمام زیبایی های دنیا بگذرمنبض حیاتم بعد از عشق به خدا برای تو می تپدسالروز تولدت مبارک—–عزیزماز وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شداندیشیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است.سالروز تولدت را که قشنگترین روز زندگی ام است تبریک میگویم.—–عشق را اولین بار در نگاهت تجربه کرم زندگی را در کنار تو آموختمدلم را به تو بهترین امینم سپردمروز تولدت را در تاریخنگار قلبم حک کردمتولدت مبارک—–عزیزتر از جانمتو قلبی به بزرگی دریا و روحی به وسعت آسمانها داریامیدوارم همیشه شاداب، خندان و سالم باشیتولدت مبارک—–زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامشهمه در کنار تو برایم معنی پیدا کرده استسالروز تولدت را تبریک میگویم …—–عزیزم یکسال دیگر از بدنیا آمدن تو گذشتو امیدوارم بهترین سال عمرت را پیش رو داشته باشیتولدت مبارک—–تمام لحظه های عمرم بدرقه نفس کشیدن توستبه دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنمورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات را تبریک میگویمتولدت آذین زندگی ام باد—–روز تولدت آغاز سفر زیبا و پرهیجان“دور خورشید در ۳۵۶ روز” استخیلی مواظب خودت یاش و سعی کن بهت خوش بگذرهتولدت مبارک—–زیباترین چشم انداز تندیس نگاه توستو قشنگترین لحظه لحظه روییدن توستسالروز تولدت را با تقدیم یک سبد گل سرخ تبریک میگویم …—–(تبریک تولد برای دوست)دوست عزیزمبه یمن آمدنت هزاران ستاره در آسمان دلم خندیدتنها برای تو که و اولین و آخرین حکایت بی انتهای دوستی هستیمینویسم که به یادت هستمو هزاران شاخه گل مریم را در روز تولدت تقدیمت میکنمتولدت مبارک—–(تبریک تولد برای پدر)پدر عزیزمانما با هر تبسمت هزاران بار می شکفیم و با هر تپش قلبمان هزار بار نامت را میخوانیماگر بر روی زمین تنهاییم، ولی تو مثل ماه نگاهمان میکنیما بر وجود نازنینت سجده شکر میگذاریم.تولدت مبارک. فرزندانت—–(تبریک تولد مادر)مادر مهربانمالهی جاده زندگیت هموار، آسمان چشمانت صاف و دریای دلت همیشه آرام و زلال باشدو هیچ وقت از دنیا خسته نباشیتولدت مبارک—–روز میلاد روز آفرینش است و بهترین روز خداروز میلاد تو آفرینش بهترین هدیه برای قلب تنهای من استروز میلادت را با ۲۰ شاخه گل سرخ تبریک میگویم …—–(تبریک تولد همسر)(نام همسر) عزیزمتا دیروز نبودی ولی حس بودنت به من شوق زیستن بخشیدهبه دنیا آمدی و دنیای من شدی و بهترین صدا تپش قلب توست و بودنت تنها دلیل بودنمبه جای شمع غمهایت را به آتش میکشم و هدیه ام قلبی است کوچکتو را به روز تولدت تبریک میگویمهمسرت—–(تبریک تولد همسر)(نام همسر) جان تنها مونسم،یک باغ گل شقایق تقدیم به تو که بهترینی، (روز تولد)سالروز تولدت مبارک—–(تبریک تولد برادر)برادر عزیزتر از جانموقتی به دنیا آمدی خداوند با تمام عظمتش به زمین لبخند زدو بهار را به یمن حضورت به ما بخشیدعزیزم تولدت مبارک—–(تبریک تولد همسر)(نام همسر) جانبا وجود پرمهر و نگاه گرمت دنیایی از پاکی، صداقت و صمیمیت را برایم به ارمغان آوردیبرای توصیف مهربانی ات واژه ها یاری نمی دهند. تا ابد به تو وفادار خواهم ماندسالروز شکفتن گل وجودت را عاشقانه تبریک می گویم …—–(تبریک تولد همسر)(نام همسر) عزیزهمیشه برقرار باش تا بی قرار نباشیچرا که در تمام لحظه های سخت و مشکلات زندگی تو تنها تکیه گاهم هستیدوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک می گویم …—–تبریک تولد همکار یا مدیر (رسمی):جناب آقای .. ،تولدتان را صمیمانه تبر گفته و از ایزد منان برایتان شادی سلامتی و سربلندی آرزو دارم.مایه خوشبختی و سعادت برای من است که یکسال در کنار شما بوده ام—–عزیزتر از جانممی خواستم زیباتری ...

ادامه مطلب  

دوست دارم پیکرم همچون جدم در صحنه نبرد بماند/ نمی خواهم مردم بگویند که به خاطر پول به جبهه رفت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، شهید تازه تفحص شده «مهدی غلامی» که در عملیات خیبر به شهادت رسیده بود، پیش از آغاز عملیات وصیت نامه ای نوشت و در آن از خداوند خواست تا پیکرش در صحنه نبرد بماند. پیکر این شهید بزرگوار 33 سال مفقود ماند و سرانجام طی تفحص های اخیر کمیته جستجوی مفقودین پیدا و هویتش شناسایی شد.در ادامه وصیت نامه این شهید را می خوانید.«پدر و مادر عزیزم! من می دانم که شما چقدر زحمت و رنج بردید تا من را بزرگ کردید. من می دانم که چقدر شما از دوری من رنج می برید. می دانم که چه شبها تا صبح بیدار هستید. می دانم که هر وقت بیکار می شوید به یادم هستید و ناراحت می شوید و به یاد گذاشته ها می افتید. همه و همه چیز را می دانم؛ ولی پدر و مادر عزیزم یادتان هست که وقتی که ما بچه بودیم شما به ما گفتید که چگونه امام حسین (ع) را در دشت کربلا تنها گذاشتند؟ شما به ما گفتید که چگونه فرزندان امام حسین (ع) را با لب تشنه به شهادت رساندند. مادر و پدر عزیزم! حالا هم همان موقع است. همان موقعی که امام حسین (ع) تنها مانده است و فریاد «هل من ناصر ینصرنی» بلند است که می گوید آیا کسی هست که مرا یاری کند و در این زمان باز هم ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خمینی بت شکن بلند است و اگر ما به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خود لبیک نگوییم. آیا مثل مردم کوفه نیستیم که امام را در کربلا تنها گذاشتند؟پدر و مادر عزیزم! من وظیفه خود می دانم که به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خود لبیک بگویم. اگر مجروح شدم. دست از جبهه برنخواهم داشت. یک عده انسان دلسوز که اشتباه کرده اند به من گفته اند به فکر جوانی ات باش، به فکر آینده خودت باش. آیا وقتی که اسلام را از دست بدهیم آیا دیگر جوانی بدرد می خورد؟ آیا دیگر زندگی برای ما فایده دارد؟ به جوانهایتان نگویید که نمی خواهد به جبهه بروی. اگر بروی کشته می شوی. اگر بروی معلول می شوی. آیا این حرف درست است؟ آیا این کار شما درست است که نمی گذارید فرزندانتان به جبهه بروند؟ خدا نکرده دوست دارید که فرزندتان در اثر تصادف از دنیا برود؟ آیا دوست دارید که فرزندتان در اثر بیماری از دنیا برود؟ آیا بهتر نیست در جبهه باشد و در اثر توپ و خمپاره تکه تکه شود و پیش خدای خود سربلند باشد؟ تا وقتی که ندای لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) در جهان طنین افکن نشود، مبارزه را ادامه خواهیم داد. پدر و مادر عزیزم! می دانم که شما از شهادت من ناراحت می شوید؛ ولی شما را به مادرم زهرا قسم می دهم که اگر می خواهید گریه کنید، در یک جای خلوت و آن هم برای خاطر امام حسین (ع) گریه کنید که چگونه در دشت کربلا ناجوانمردانه فرزندانش را به شهادت رساندند.من می دانم که در جنگ انسان امکان دارد دست و پای خود را از دست بدهد. من می دانم که در جنگ انسان امکان دارد که چشم های خود را از دست بدهد. من می دانم که در جنگ انسان امکان دارد که در اثر ترکش یک عمر گوشه نشین شود. من ...

ادامه مطلب  

از رئیس جمهور می خواهیم ربیعی در سمت وزیر کار باقی بماند  

درخواست حذف این مطلب
نماینده سردشت و پیرانشهر در مجلس با اشاره به اینکه تصویب و اجرای طرح بیمه کولبران مدیون پیگیری های علی ربیعی است تأکید کرد: از رئیس جمهور خواسته ایم با تداوم فعالیت های ربیعی در سمت وزیر رفاه امکان تداوم سیاست های رفاهی این وزارتخانه فراهم شودگروه اجتماعی: نماینده سردشت و پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه تصویب و اجرای طرح بیمه کولبران مدیون پیگیری های علی ربیعی است گفت: به نمایندگی از مرزنشینان تشکر ویژه از وزیر رفاه دارم. این خبر در حالی منتشر می شود که دکتر ربیعی برای بررسی بیشتر به آذربایجان غربی سفرکرده است.به گزارش بولتن نیوز، خضری با تأکید بر این که وجود بخش های مهمی نظیر حوزه روابط کار، اشتغال، رفاه و تعاون باعث شده است وزارتخانه تعاون کار و رفاه اجتماعی به عنوان یک مجموعه استراتژیک و هماهنگ نقشی محوری در ارتقای کیفیت زندگی و رفاه مردم ایفا کند گفت: از رئیس جمهور خواسته ایم با تداوم فعالیت های ربیعی در سمت وزیر رفاه امکان تداوم سیاست های رفاهی این وزارتخانه فراهم شوددر این رابطه دکتر علی ربیعی در سفری به آذربایجان غربی وضعیت بیمه کولبرها و بررسی وضعیت کار در بازارچه های مرزی این استان را موردبررسی قرارداد.علی ربیعی در سفر خود به شهرهای استان ازجمله شهرستان سلماس و نیز شهرستان های جنوب این استان در گفت وگو با خبرنگاران اظهار کرد: یکی از مسائل مهم ما بحث کولبری استان ها و شهرستان های مرزی به ویژه استان آذربایجان غربی است که به منظور بیمه کردن آن ها نیز تصمیمات جدی اتخاذشده و امروز به جهت بررسی وضعیت بیمه این عزیزان در این استان حضور داریم تا تصمیم گیری های لازم در این راستا انجام شود.دکتر ربیعی با اشاره به اتخاذ تصمیمات جدید توسط هیئت وزیران در خصوص بازارچه های مرزی، اظهار کرد: بخشی از این تصمیمات مربوط به استان آذربایجان غربی است و امروز در بازدیدی که با استاندار از بازارچه های مرزی سطح آذربایجان غربی داشتیم، آخرین تصمیمات و جوانب بهبود وضعیت اشتغال و کار در این بازارچه های مرزی را بررسی خواهیم کرد.وی با اشاره به اعلام بهره برداری از چندین پروژه اجتماعی، فرهنگی و رفاهی در سطح استان در حوزه درمان در این سفر، افزود: امروز شاهد ارتقای درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان سلماس به پلی کلینیک هستیم و دستور جذب نیرو و پزشکان نیز داده شده است و امیدواریم این پلی کلینیک مدرن بتواند خدمات بهتری را به بازنشستگان و کارگران تأمین اجتماعی عرضه کند.وزیر کار در خصوص دغدغه مردم شهرستان سلماس که برخلاف دیگر شهرستان های هم مرز با ترکیه متأسفانه از امرارمعاش از طریق اشتغال در مرزها بی بهره اند، خاطرنشان کرد: در کل سامان بخشیدن به کارهای مرزی یا در قالب بازارچه ها و یا در قالب مناطق مرزی است لذا در خصوص بازارچه های مرزی بررسی های لازم را انجام داده ایم و در حا ...

ادامه مطلب  

گلیم طالقان و رودوزی ساوجبلاغ صنایع اصیل البرز هستند/من به سازمان صنایع دستی انتقاد دارم!/برخی مسئولیت ها در صنایع دستی تخصصی نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش "تیتریک": استان البرز به دلیل حضور اقوام مختلف در زمینه صنایع دستی دارای ویژگی های خاصی است که با استان هایی مانند اصفهان قابلیت رقابت دارد به مناسبت روز صنایع دستی با مهندس سعید امینی معاونت صنایع دستی استان البرز نشستی صمیمانه در تحریریه تیتریک داشتیم که مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید.*وضعیت صنایع دستی استان در چه جایگاهی است؟ابتدا تعریفی از صنایع دستی داشته باشیم؛ صنایع دستی یک هنر صنعت است، حتما تولید کننده باید ذوق و سلیقه ای داشته باشد تا به صنایع دستی اشتغال پیدا کند.صنایع دستی علت دیده نشدنش مسئله ای است که باید شخصی که وارد این حوزه کاری می شود به کار خود علاقه داشته باشد در غیر اینصورت موفقیت در این امر حاصل نمی شود؛ بخاطر این موضوع ما هنر را در صنایع دستی مقدم می دانیم.صنایع دستی اصیل استان البرز رودوزی ساوجبلاغ و گلیم طالقان است/سرامیست های هنری کشور در البرز هستنددر استان البرز چیزی حدود 315 رشته صنایع دستی ثبت شده در 14 گروه اصلی داریم و برا اساس متریال گروه ها دسته بندی می شوند مانند چرم ،سفال، نگار گری، بافته های داری و از این قبیل هنرهای دستی.در استان البرز بخاطر شکل و قدمت استان ما بیشترین رشته را که مالک آن هستیم و از بقیه هنرها قدمت بیشتر دارد، گروه رو دوزی و گلیم در روستاهای ساوجبلاغ نظرآبادمی باشد.به نوع مکان و موقعیت کرج مهاجرینی که از غرب کشور آمدند مانند اقوام لر در گروه های چوب حضور فعال دارند بعد از گروه صنایع دستی چوب منبت و معرق بیشتر ین پراکندی را البرز دارد و قدمت حدود 70 و80 ساله دارد که در حال بومی شدن هستند.گروه سنگ نیز زیاد داریم صنایع دستی فلزی و گروه سفال و سرامیک که در منطقه گلستانک مهرشهر بهترین سرامیست های هنری کشور در آنجا قرار دارند و به نوعی صنعت سرامیک دستی در کشور در استان البرز حضور فعال دارد.در صنعت برای اشتغال یک نفر 2میلیارد تومان هزینه می شود/ هزینه اشتغال در صنایع دستی 1 میلیون تومان * صنایع دستی در حوزه اقتصادی چه باید بکند که باعث ایجاد اشتغال شود.بیشترین اشتغال زایی می تواند در صنایع دستی شکل بگیرد. بعد از بررسی که از افتتاح و شروع به کار برخی پروژه ها به نتیجه رسیدیم پروژه های صنعتی میزان سرمایه گذاری و اشتغال ایجاد شده به ازای ایجاد هر شغل هر نفر 1.5تا 2 میلیاد تومان هزینه می شود اما در بخش صنایع دستی برای اشتغال زایی یک نفر با میلغ 30 میلیون تومان می توان شغل ایجاد کرد.صنایع دستی 70 برابر از صنعت می تواند اشتغال زایی کند، برخی صنایع دستی هم 1 میلیون تومان هم سرمایه نمی خواهد! مشکلی که وجود دارد بخش بازار و تجارت است.هنر اولین کالایی است که از سبد مردم حذف می شود/ دغدغه اشتغال داریمصنایع دستی نیاز ثانویه یا ثالثه مردم نیست ! مردم هر زمان از همه جهات تامین شوند تازه چشمشان باز می شود به سمت هنر و صنایع دستی، حال اگر پول اضافه داشته باشند در این زمینه صرف می کنند در حالی که وقتی به مشکلی بر می خورند اولین چیزی که از سبد آنها حذف می شود صنایع دستی و هنر است. مثل سینما تئاتر وصنایع دستی ...در صنایع دستی اشتغالزایی برای من در این سالها دغدغه بوده و من به عنوان یک کارشناس این موضوع را درک کرده ام؛ صنایع دستی ارتباط مستقیم با گردشگری دارد، اصفهان مهد صنایع دستی شده بخاطر گردشگری و جاذبه هایی که وجود دارد به این عنوان شناخته می شود.بیش از 80درصد خرید صنایع دستی برای چشم روشنی و هدیه دادن است و فقط 20 درصد مردم برای خودشان صنایع دستی تهیه می کنند و این از ارزیابی های است که به دست ما آمده است.برای تولید، بازار آن ایجاد شود هنرمند نیازی به حمایت دیگری نداردفرق صنایع دستی و دیگر لوازم صنایع دستی جاذبه و زیبایی مد نظر است ، بحث تولید و اشتغال زمانی مفهوم پیدا می کند که تولید ایجاد شود ولی بازاریی برای فروش نداشته باشد محکوم به فنا است.به نظر ما اگر مقام معظم رهبری امسال را "تجارت و اشتغال " یا بازایابی و اشتغال" نامگذاری می کردند بهتر بود چون مشکل "بازار" گریبان گیر صنعت گران و صنایع دستی است. اگر تولید کننده اطمینان پیدا کند که بازاری برای فروش محصولاتشان وجود دارد قطعاً نیازی به هیچ حمایتی نخواهند داشت.موضع اقتصادی برجام در حال حرکت است اما مشهود نیست!/صنایع دستی باید کاربردی شود*شما مسئول دغدغه مند هستید و مشکل بازار سالهاست مطرح است و چه کسی باید مشکل بازار را حل کنند؟ چه خلاء هایی وجود دارد و دولت چه امکانی را باید ایجاد کند.یک مسئله موضوع تجارت خارجی است که البته در این یکی دوسال گذشته در موضوع برجام در موضع اقتصادی آن در حال حرکت است اما نه آنچنان که باید خیلی مشهود باشد، همین بحث گردشگرهای خارجی میزان کردشکران در حال افزایش است؛ یکی از متولیان این امر ما هم هستیم یکی از این روش ها برگزاری نمایشگاه هاست.در این نمایشگاه ها بین تولید کنندگان تبادل اطلاعات می شود و یکی دیکر از مواردی که باعث رونق می شود باید صنایع دستی کاربردی شود. در گذشته صنعت اینچنین رشد نکرده بود مردم از صنایع دستی به عنوان وسایل روزمره استفاده می کردند مانند کوزه به عنوان وسیله ای برای خنک نگه داشتن آب استفاده می شد، ظروف های چوبی و مسی استفاده می شد اما بعد از انقلاب، کشور به سمت تکنولوژی پیش رفت و صنایع دستی نیز به سمت تزئینات حرکت کرد اما سازمان با هدف اینکه باید صنایع دستی کاربردی شود در حال حرکت است.بطور مثال با استفاده از چرم جلد گوشی موبایل تولید می شود. و این اتفاقی است که باید صنایع دستی را کاربردی کنیم .بازاریابی در کشور ای خارجی است باید بر روی صادرات هم کار صورت بگیرد اما هنوز صنعت گر ما بازار داخلی را اشباء نکرده است و ما می گویم باید اول صنعت گر داخلی را با مردم آشتی بدهیم و بازار داخل را رونق بدهیم و بعد از اضافه ظرفیت تولید شده برای صادرات اختصاص دهیم؛اتاق بازرگانی و دیگر نهاد ها باید روی این مسئله کار کنند .من به سازمان صنایع دستی انتقاد دارم!یکی از انتقادهایی که من به سازمان خودمان دارم ، سازمان حمایت ها رو طوری برنامه ریزی کرده که میخواهد از تولید کننده حمایت کند یعنی انتظار دارد بسته بندی را خود هنرمند انجام بدهد ، بازار یابی خارجی را هم هنرمند انجام بدهد صادرات را هم تولید کننده انجام بدهد در حالی که تمامی این موضوعات بحث های تخصصی است که باید راهکار برای آنها دیده شود .ما باید از تولید کننده حمایت کنیم تولید را انجام بدهد و ما بازار را برای او پیدا کنیم و باید کسی که متخصص بسته بندی است را ما از او حمایت کنیم و در ازای آن و میزان حمایتی که انجام می دهیم او به تولید کننده ما مشاوره تخصصی بدهد و از او حمایت کند.متاسفانه ما تمامی حمایت هایمان را یکجا متمرکز کردیم بر روی تولید کنند و قابلیت جذب حمایت نداریم ما اگر بخواهیم یک تحصیلاتی به یک کارگاه تولیدی بدهیم این است که آن کارگاه را شناسایی کرده و مجوزی صادر می کنیم و به صندوقهای حمایتی معرفی می کنیم، اگر به یک تولید کننده بسته بندی که کار صنعتی است این را معرفی کنم برای حمایتها نمی توانم مجوزی برای او صادر کنم بنابر این از جانب من صنایع بسته بندی نمی تواند مورد حمایت ...

ادامه مطلب  

رز رضوی؛ یک اسکی باز حرفه ای و عاشق مسافرت  

درخواست حذف این مطلب
ماهنامه دیده بان - عباس وردی: شخصیتی کاملا پرنشاط که از هر طرف به آن نگاه می کنیم ضد و نقیض هایی در آن وجود دارد که حتی خودش هم دلایل آن را نمی داند. رز یک دوست صمیمی در زندگی اش دارد که هر جا او هست وی نیز وجود دارد و آن چیزی نیست جز ترس. البته اصلا نکته بدی نیست چون باعث شده خانم دکتر ما از کلی حاشیه سینما و سوپراستارها دور بماند.من خیلی بازیگوش بودماز دوران کودکی تان شروع کنیم و خاطرات تلخ و شیرینی که در آن زمان داشتید؟دوران کودکی که به خودی خود بهترین دوران برای هر فردی در زندگی اش محسوب می شود از خاطرات مهدکودک رفتن گرفته و بازی هایش تا مدرسه. من خیلی کودک بازیگوشی بودم در حدی که وقتی مادرم از خانه بیرون می رفت با برادرم شروع می کردیم به خراب کاری و زمانی که مادرم باز می گشت رویه عوض می شد و می شدیم بچه های خوبی که همه مامان ها دوست دارند. مثلا ما کیسه های فریزر را پرآب می کردیم و تا مامانم از خانه بیرون می رفت و تا جا داشت کیسه های آبی بود که پرتاب می کردیم به بیرون از خانه و یک بار مادرم مچ مان را گرفت و چشم تان روز بد نبیند.دوست داشتید وقتی بزرگ می شوید چه کاره بشوید؟دوست داشتم پزشک شوم اما برادرم رفت رشته مهندسی پزشکی و من هم به دنبالش از تجربی به ریاضی تغییر رشته دادم و قبول نشدم و بعد تصمیم گرفتم مترجمی زبان اسپانیایی بخوانم.رابطه شما با دکترها چطور است؟من از خون می ترسم و اصلا دکتر رفتن، آمپول زدن و دندانپزشکی برایم ترسناک است.با توجه به این که کمی از فضای سینما و تلویزیون دور شده اید، الان چه می کنید.فعلا مشغول کار تئاتر هستم اما سال گذشته دو کار سینمایی داشتم و در تلویزیون هم در سریال معمای شاه ایفای نقش کرده بودم. به نظر خودم همین مقدار حضور کافی است و نمی دانم چرا جدیدا همه این سوال را از بازیگران می پرسند، از طرفدار گرفته تا بقیه. احتمالا اخبار کارهای بازیگران به درستی منتقل نمی شود. البته من فکر می کنم مردم از دنیای روزنامه و مجله فاصله گرفته اند و به درستی قضایا را دنبال نمی کنند. از طرفی هم کار هنرمند کاملا بسته به روحیات و شرایط او است و شاید هنرمندی در یک سال 10 کار داشته باشد و در عین حال دو سال پشت سر هم اصلا کار نکند.به نظرتان شما با مردمی که شناخته شده نیستند فرقی دارید؟در ابتدا همه باید یادمان باشد که اما از یک جا آمده ایم و به یک جا هم بر می گردیم، بنابراین خیلی با هم تفاوتی نداریم اما خب در طول زندگی مان هر فردی به واسطه شرایط و نوع شغلش سبک زندگی متفاوتی دارد و هنرمندان هم به واسطه شغل شان سبک زندگی متفاوتی را دارند.می گویند سینما پولساز است و هر کس وارد این حیطه شود پولدار خواهدشد. نظر شما چیست؟مردم باید بدانند در هر شغلی می توان پولدار شد. چه بسا که یک بازیگر شاید کارش خیلی خوب باشد اما در فیلمی بازی کند که سرمایه گذاری و تبلیغ خوبی برای فیلم صورت نگیرد و به طبع همین باعث می شود که فیلم مورد توجه مردم قرار نگیرد و بازیگر هم دیده نشود. در نتیجه کار برایش پول به ارمغان نمی آورد. تمام شغل های دیگر هم همین است. اگر به تمام زوایا در آنها توجه نشود پول خوبی در بر نخواهدداشت.البته این روزها بودجه دولتی برای فیلم سازی بسیار کم است و بازیگران هم با این مالیات هایی که بابت بازی در فیلم ها می پردازند، خیلی شرایط خوبی ندارند. البته از سال 90 این مالیات معاف شد که خیلی از بازیگران مثل خود من تا سال 94 اطلاعی نداشتیم و مبالغ هنگفتی را پرداخت کردیم.باید به همه جای ایران سفر کردبه جز بازیگری مشغول چه کاری هستید؟من از نظر شغلی که کار دیگری انجام نمی دهم اما غیر از آن بیشتر وقتم را به ورزش کردن و مسافرت می گذرانم. در روزش رشته اسکی را به صورت تخصصی دنبال می کنم و 15 سال است که تا درجه مربیگری پیش رفته ام و غیر از آن هم روزش های زیرشاخه بدنسازی را دنبال کردم.چرا اسکی؟یکی از ترس های زندگی من برف بود. با این که سرما را دوست داشتم اما همیشه وقتی برف می آمد فکر می کردم اگر زمین بخورم خیلی دردناک خواهدبود. یک روز تصمیم گرفت بر همین ترس غلبه کنم برای همین رفتم و اسکی را امتحان کردم. هم برف بود و هم زمین خوردن در آن زیاد. با خودم گفتم آنقدر زمین می خورم تا ترسم از برف بریزد اما خوب بعد از چند جلسه به این ورزش علاقه مند شدم و آن را تا به امروز دنبال کردم.اهل سفر هستید و کجا را برای سفر ترجیح می دهید؟همه جای ایران را دوست دارم اما سفر به جنوب با یک گرما و گیرایی خاصی همراه است اما به نظر من باید همه جای ایران را دید و صرفا نباید گفت فقط برویم اینجا چون یک بار لذت برده ایم.آدم خونگرمی هستید یا نه؟من آدم ها را دوست دارم و همین باعث می شود ناخودآگاه با آدم ها به گرمی برخورد کنم و معمولا دیگران می گویند آدم خونگرمی هستم.مردم آزار نیستم اما خیلی از افراد اذیتم کردند!رز رضوی چه کاری دوست دارد انجام بدهد که هم دیگران را متعجب می کند و هم خوشحال؟نه اینکه بگویم همین حالا این کار را انجام می دهم اما اگر شرایط کاری و مالی این اجازه را به من بدهد دوست دارم رد آینده یک مدرسه برای کودکان نیازمند تاسیس کنم خصوصا آنهایی که پدر و مادران شان رفته گر و کارگر هستند تا ...

ادامه مطلب  

از بین بردن جای جوش؛ ۱۴ ماده طبیعی که صورت شما را پاکسازی می کند  

درخواست حذف این مطلب
بدیهی است که هیچ کس دوست ندارد بر روی صورتش جای جوش داشته باشد! خود جوش نسبتا به راحتی از بین می رود، اما از بین بردن جای جوش گاهی بسیار سخت است. جای جوش معمولی، در مدت یک تا دو ماه از بین خواهد رفت. ممکن است گاهی بر اثر عوامل خاصی، جای جوش خطرناک تر شود. راه های زیادی برای درمان جای جوش از طریق مواد طبیعی ضد التهاب و حتی ضدباکتری ها وجود دارد. این ترکیبات طبیعی کمک زیادی می کنند. اما گاهی جای جوش ها خیلی لج باز می شوند و به این راحتی ها از بین نمی روند. اما نگران نشوید! از بین بردن آنها غیر ممکن نیست. اگر آلودگی شدید باشد ممکن است برای از بین بردن آن تلاش زیادی صورت گیرد، اما با تلاش مداوم می توانید از شر جای جوش ها خلاص شوید. برای این کار باید به سراغ مواد طبیعی بروید چون این مواد اثرات جانبی بر جای نمی گذارند. مواد طبیعی در ابتدا شروع به روشن کردن محل جوش می کنند و به تدریج جای جوش را به صورت دائمی از بین می برند.مقاله مرتبط: درمان جوش سرسفید با ۱۰ روشی که صورتتان را مثل آینه می کندجای جوش چیستجای جوش اثری است که بعد از آسیب پوستی یا آکنه بر روی پوست باقی می ماند. وقتی فولیکول مو یا منافذ پوست با چربی های اضافی، سلول های مرده یا حتی عوامل خارجی مانند باکتری ها پُر می شوند، جوش ایجاد می شود. سپس این منافذ متورم می شوند تا در مناطق جداکننده ی فولیکول شکاف ایجاد کنند. اگر این شکاف نزدیک سطح پوست ایجاد شود، جوش کوچک خواهد بود و زود بهبود می یابد. جوش، یک دستی بافت پوست را بر هم می زند و حالتی مانند زخم روی پوست ایجاد می کند. اگر این زخم به درستی درمان نشود ممکن است باکتری های موجود در آن به طور کامل از بین نروند و دوباره جوش بزنید.دلایل اصلی به وجود آمدن جای جوشوقتی جوش به وجود می آید، تا عمق پوست نفوذ می کند و علاوه بر پوست، به بافت های زیر آن هم آسیب می زند. بعد از اینکه جوش برطرف می شود، بدن شروع به تلاش برای اصلاح آسیب های حاصل از آن می کند. بدن برای این کار، دست به تولید کلاژن می زند. کلاژن در اصل ماده ای است که از پوست پشتیبانی می کند. در صورتی که بدن مقدار بیش از حد کم یا زیاد از این ماده تولید کند شما متوجه ایجاد جای زخم می شوید. نوع زخمی که مشاهده می کنید بستگی به میزان کلاژنی دارد که بدن شما تولید کرده است.التهاب جای جوش فرورفتهاگر میزان کلاژنی که بدن شما تولید می کند بیش از حد کم باشد، پس از بهبودی پوست، سستی یا فرورفتگی ایجاد می شود.التهاب جای جوش متورمدر برخی موارد وقتی بدن در حال تلاش برای بازسازی پوست و بافت پایه ای آن است، کلاژن زیادی تولید می کند. در این صورت جای جوش متورم می شود. این نوع جوش در افراد رنگین پوست مانند نژادهای آفریقایی ، آسیایی و اسپانیایی رایج تر است.بهترین راه برای نجات پیدا کردن از انواع جای جوش، استفاده از درمان های طبیعی است چون این درمان ها عوارض جانبی ندارند. در صورتی که از این روش ها استفاده کنید می توانید در مدتی کوتاه، خودتان را از شر لکه های به جا مانده از جوش خلاص کنید.برای درمان جای جوش روش های مختلفی وجود دارد. اگر می خواهید بدانید از بین درمان های خانگی و طبیعی و کرم های تبلیغاتی کدام یک برای از بین بردن دائمی جوش ها مؤثرتر هستند، بهتر است تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.مقاله مرتبط: درمان جوش سرسیاه با ۱۱ روش موفق و قطعی خانگیراهکارهای خانگی برای خلاص شدن از جای جوش۱. آبلیموخواص روشن کننده ی آب لیمو برای پوست شناخته شده است. آب لیمو حاوی آلفا هیدروکسی اسید (aha) است که یکی از رایج ترین مواد تشکیل دهنده ی کرم های برطرف کننده ی جای جوش به حساب می آید. این ماده همچنین پوست را ترمیم و جوان سازی می کند.آب لیموی تازه را با فشردن لیمو بگیرید. اگر پوست تان حساس است با کمی آب آن را رقیق کنید. با یک تکه پنبه، آب لیمو را روی جای جوش ها بمالید. کمی فرصت بدهید تا خشک شود. با آب خنک پوست صورت تان را بشویید. هر دو روز یک بار این کار را تکرار کنید تا در مدتی کوتاه از تیرگی های جای جوش خلاص شوید. بعد از هر بار استفاده از این روش، حتما پوست تان را با میزان کافی مرطوب کننده رطوبت دهی کنید. آب لیمو با وجود قدرت زیادی که در از بین بردن تیرگی های پوست و جای جوش دارد می تواند پوست را به شدت خشک کند.جوش شیرین خاصیت لایه برداری دارد. بنابراین می تواند به عنوان یک درمان خانگی برای از بین بردن جای جوش به کار رود. این ماده با ساییدن بافت نقاط تیره و جای جوش، باعث می شود این نقاط به تدریج از بین بروند. اگر مرتب از آن استفاده کنید می توانید به سرعت جای جوش هایتان را از بین ببرید.برای این کار ابتدا باید خمیری از بی کربنات سدیم تهیه کنید. جوش شیرین را در ظرفی بریزید، کمی آب اضافه کنید و هم بزنید تا خمیری یک دست آماده شود. خمیر را روی جای جوش قرار بدهید. بگذارید خمیر در طول شب روی جوش بماند و صبح آن را بشویید.جوش شیرین همچنین باعث درخشندگی پوست می شود. اگر می خواهید پوستی جوان و درخشان داشته باشید، می توانید در دستور العمل بالا، گلاب را جایگزین آب معمولی کنید. با استفاده ی مداوم، طی چند روز تا یک هفته از شر جای جوش ها خلاص می شوید.عسل درمان خوبی برای آکنه و جوش های قرمز و ملتهب است. عسل به علت خاصیت ضدباکتری ای که دارد درمان خوبی برای بسیاری از مشکلات پوستی محسوب می شود. یکی از این کاربردها از بین بردن نقاط تیره و جای جوش های پوستی است. توصیه می شود برای درمان جای جوش از عسل خام استفاده کنید. روش استفاده به صورت زیر است.کمی عسل خام را مستقیما روی نقطه ی جوش قرار بدهید. بگذارید شب تا صبح روی صورت تان بماند و صبح آن را با آب تمیز بشویید. این کار را هر روز تکرار کنید تا به سرعت و به طور دائمی از شر جای جوش ها خلاص شوید.مقاله مرتبط: ۱۴ روش سریع برای درمان جوش صورت۴. آب سیب زمینیآب سیب زمینی یکی از بهترین درمان های خانگی برای از بین بردن نقاط تیره و لکه های پوستی است. اگر جای جوش ها روی صورت تان باقی مانده است یکی از بهترین گزینه ها برای از بین بردن سریع و دائم این لکه ها، آب سیب زمینی است.یک سیب زمینی آب دار و تازه را به ورقه های نازک بُرش بزنید. آن ها را مستقیما روی نقاطی که دارای لکه های تیره هستند قرار بدهید. بگذارید بُرش های سیب زمینی چند دقیقه روی صورت تان بماند. صورت تان را با آب ولرم بشویید.می توانید تأثیر این روش را با رنده کردن سیب زمینی و تهیه ی ماسک سیب زمینی و عسل تقویت کنید. این کار جای جوش ها را طی چند هفته کاملا برطرف می کند.۵. آب خیاردر بسیاری از فرهنگ ها، آب خیار یکی از موارد پُرطرفدار برای ترمیم و التیام پوست است. خیار غنی از پتاسیم و ویتامین a است. بیشتر افراد برای درمان جای جوش و عارضه های پوستی دیگر، برش های آن را مستقیما روی پوست خود قرار می دهند. خیار همچنین به صاف و شفاف شدن پوست تان کمک می کند.آب خیار را با رنده کردن یا لِه کردن آن بگیرید. آب آن را به صورت تان بزنید و بگذارید شب تا صبح بماند و صبح صورت تان را با آب ولرم بشویید. این روش شاید زمان زیادی ببرد و نتواند یک شبه شما را از شر همه ی جای جوش ها خلاص کند، اما با استفاده ی مداوم و روزانه از آن، پوستی صاف و سالم به شما هدیه خواهد داد.آلوئه ورا دارای آنزیم ها، مواد مغذی و پلی ساکاریدهاست و خاصیت ضدقارچی و ضدباکتری دارد. بلافاصله بعد از به وجود آمدن جوش می توانید با درمان به موقع آن از به وجود آمدن جای جوش جلوگیری کنید. آلوئه ورا یک ماده ی مفید طبیعی برای از بین بردن لک و تیرگی پوست است.یک برگ تازه و باطراوت آلوئه ورا را انتخاب کنید. آن را بفشارید تا ژل آلوئه ورا به دست آید. به آرامی با انگشتان تان این ژل را روی نقاط جوش دار یا تیره ماساژ بدهید. این کار را دو بار در روز به مدت چند هفته تکرار کنید تا جای جوش های شما به روشی طبیعی از بین بروند.مقاله مرتبط: برای رفع لکه های قهوه ای صورت چه باید کرد؟۷. زردچوبهزردچوبه برای از بین بردن جای جوش و لکه های پوستی بسیار مؤثر است. حتی می توانید کاربرد آن را گسترش بدهید و کک ومک ها و خال ها را هم با این روش محو کنید. برای استفاده از این روش شگفت انگیز، از دستورالعمل زیر استفاده کنید.پودر زردچوبه، شیر و آب لیمو را مخلوط کنید تا خمیر غلیظی به دست آید. آن را بر روی قسمت هایی از پوست که دارای جای جوش یا لکه هستند بمالید. اجازه بدهید کاملا خشک شود و سپس آن را با آب ولرم بشویید.به صورت روزانه از این درمان خانگی برای از بین بردن تیرگی های ناشی از جای جوش استفاده کنید تا نتیجه ی بهتری بگیرید. دستورالعمل دیگری به غیر از روش بالا، مخلوط کردن پودر زردچوبه با روغن زیتون است. این روش هم برای از بین بردن جای جوش ها بسیار مؤثر است.۸. گلاب و گلیسیرینبیشتر مردم از تأثیرات شگفت انگیز گلیسیرین بی اطلاعند. گلیسیرین خاصیت ترمیم کنندگی فوق العاده ای دارد و می تواند اثر به جا مانده از هر زخم یا جوشی را از بین ببرد. کافی است حداقل دو بار در روز از ماسک گلیسیرین استفاده کنید تا تمام جای جوش ها از بین بروند. خشکی پوست می تواند باعث سوزش و لایه لایه شدن پوست شود. در این حالت سلول های مرده ی پوست زیاد می شوند و با بستن منافذ پوست باعث تشدید مشکل جوش و آکنه خواهند شد. خاصیت اشباع کنندگی گلیسیرین به منافذ اجازه ی تنفس می دهد، رطوبت را حفظ می کند و انسداد منافذ را از بین می برد. به این معنا که گلیسیرین، یکی از مهم ترین دلایل اولیه ی ایجاد جوش را (بسته شدن منافذ پوست) از بین می برد. این ماده با پُر کردن حفره ها و شیارهای کوچک سطح پوست، جلوه ای سالم و صاف به پوست می دهد. گل ...

ادامه مطلب  

از بین بردن جای جوش و پاکسازی پوست  

درخواست حذف این مطلب
راهکارهای زیبایی،, مراقبت و زیبایی پوست،از بین بردن جای جوش و پاکسازی پوست | ۱۴ماده طبیعی برای پاکسازی پوست پاکسازی پوست چه فایده ای دارد و چرا باید پاکسازی پوست انجام دهیم؟ مقاله ی زیر را بخوانید و با انواع روش خانگی و نکات مفید برای سلامت پوستتان آشنا شوید. جای جوش چیست جای جوش اثری است که بعد از آسیب پوستی یا آکنه بر روی پوست باقی می ماند. وقتی فولیکول مو یا منافذ پوست با چربی های اضافی، سلول های مرده یا حتی عوامل خارجی مانند باکتری ها پُر می شوند، جوش ایجاد می شود. سپس این منافذ متورم می شوند تا در مناطق جداکننده ی فولیکول شکاف ایجاد کنند. اگر این شکاف نزدیک سطح پوست ایجاد شود، جوش کوچک خواهد بود و زود بهبود می یابد. جوش، یک دستی بافت پوست را بر هم می زند و حالتی مانند زخم روی پوست ایجاد می کند. اگر این زخم به درستی درمان نشود ممکن است باکتری های موجود در آن به طور کامل از بین نروند و دوباره جوش بزنید.دلایل اصلی به وجود آمدن جای جوش علت ایجاد جای جوش – درمان جای جوش وقتی جوش به وجود می آید، تا عمق پوست نفوذ می کند و علاوه بر پوست، به بافت های زیر آن هم آسیب می زند. بعد از اینکه جوش برطرف می شود، بدن شروع به تلاش برای اصلاح آسیب های حاصل از آن می کند. بدن برای این کار، دست به تولید کلاژن می زند. کلاژن در اصل ماده ای است که از پوست پشتیبانی می کند. در صورتی که بدن مقدار بیش از حد کم یا زیاد از این ماده تولید کند شما متوجه ایجاد جای زخم می شوید. نوع زخمی که مشاهده می کنید بستگی به میزان کلاژنی دارد که بدن شما تولید کرده است.التهاب جای جوش فرورفته اگر میزان کلاژنی که بدن شما تولید می کند بیش از حد کم باشد، پس از بهبودی پوست، سستی یا فرورفتگی ایجاد می شود.التهاب جای جوش متورم در برخی موارد وقتی بدن در حال تلاش برای بازسازی پوست و بافت پایه ای آن است، کلاژن زیادی تولید می کند. در این صورت جای جوش متورم می شود. این نوع جوش در افراد رنگین پوست مانند نژادهای آفریقایی ، آسیایی و اسپانیایی رایج تر است. بهترین راه برای نجات پیدا کردن از انواع جای جوش، استفاده از درمان های طبیعی است چون این درمان ها عوارض جانبی ندارند. در صورتی که از این روش ها استفاده کنید می توانید در مدتی کوتاه، خودتان را از شر لکه های به جا مانده از جوش خلاص کنید. برای درمان جای جوش روش های مختلفی وجود دارد. اگر می خواهید بدانید از بین درمان های خانگی و طبیعی و کرم های تبلیغاتی کدام یک برای از بین بردن دائمی جوش ها مؤثرتر هستند، بهتر است تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.مقاله مرتبط: درمان جوش سرسیاه با ۱۱ روش موفق و قطعی خانگیراهکارهای خانگی برای خلاص شدن از جای جوش۱. آبلیمو خواص روشن کننده ی آب لیمو برای پوست شناخته شده است. آب لیمو حاوی آلفا هیدروکسی اسید (aha) است که یکی از رایج ترین مواد تشکیل دهنده ی کرم های برطرف کننده ی جای جوش به حساب می آید. این ماده همچنین پوست را ترمیم و جوان سازی می کند. آب لیموی تازه را با فشردن لیمو بگیرید. اگر پوست تان حساس است با کمی آب آن را رقیق کنید. با یک تکه پنبه، آب لیمو را روی جای جوش ها بمالید. کمی فرصت بدهید تا خشک شود. با آب خنک پوست صورت تان را بشویید. هر دو روز یک بار این کار را تکرار کنید تا در مدتی کوتاه از تیرگی های جای جوش خلاص شوید. بعد از هر بار استفاده از این روش، حتما پوست تان را با میزان کافی مرطوب کننده رطوبت دهی کنید. آب لیمو با وجود قدرت زیادی که در از بین بردن تیرگی های پوست و جای جوش دارد می تواند پوست را به شدت خشک کند.۲. جوش شیرین جوش شیرین خاصیت لایه برداری دارد. بنابراین می تواند به عنوان یک درمان خانگی برای از بین بردن جای جوش به کار رود. این ماده با ساییدن بافت نقاط تیره و جای جوش، باعث می شود این نقاط به تدریج از بین بروند. اگر مرتب از آن استفاده کنید می توانید به سرعت جای جوش هایتان را از بین ببرید. برای این کار ابتدا باید خمیری از بی کربنات سدیم تهیه کنید. جوش شیرین را در ظرفی بریزید، کمی آب اضافه کنید و هم بزنید تا خمیری یک دست آماده شود. خمیر را روی جای جوش قرار بدهید. بگذارید خمیر در طول شب روی جوش بماند و صبح آن را بشویید. جوش شیرین همچنین باعث درخشندگی پوست می شود. اگر می خواهید پوستی جوان و درخشان داشته باشید، می توانید در دستور العمل بالا، گلاب را جایگزین آب معمولی کنید. با استفاده ی مداوم، طی چند روز تا یک هفته از شر جای جوش ها خلاص می شوید.۳. عسل عسل – درمان جای جوش عسل درمان خوبی برای آکنه و جوش های قرمز و ملتهب است. عسل به علت خاصیت ضدباکتری ای که دارد درمان خوبی برای بسیاری از مشکلات پوستی محسوب می شود. یکی از این کاربردها از بین بردن نقاط تیره و جای جوش های پوستی است. توصیه می شود برای درمان جای جوش از عسل خام استفاده کنید. روش استفاده به صورت زیر است.کمی عسل خام را مستقیما روی نقطه ی جوش قرار بدهید. بگذارید شب تا صبح روی صورت تان بماند و صبح آن را با آب تمیز بشویید. این کار را هر روز تکرار کنید تا به سرعت و به طور دائمی از شر جای جوش ها خلاص شوید.مقاله مرتبط: ۱۴ روش سریع برای درمان جوش صورت۴. آب سیب زمینی آب سیب زمینی یکی از بهترین درمان های خانگی برای از بین بردن نقاط تیره و لکه های پوستی است. اگر جای جوش ها روی صورت تان باقی مانده است یکی از بهترین گزینه ها برای از بین بردن سریع و دائم این لکه ها، آب سیب زمینی است. یک سیب زمینی آب دار و تازه را به ورقه های نازک بُرش بزنید. آن ها را مستقیما روی نقاطی که دارای لکه های تیره هستند قرار بدهید. بگذارید بُرش های سیب زمینی چند دقیقه روی صورت تان بماند. صورت تان را با آب ولرم بشویید. می توانید تأثیر این روش را با رنده کردن سیب زمینی و تهیه ی ماسک سیب زمینی و عسل تقویت کنید. این کار جای جوش ها را طی چند هفته کاملا برطرف می کند.۵. آب خیار در بسیاری از فرهنگ ها، آب خیار یکی از موارد پُرطرفدار برای ترمیم و التیام پوست است. خیار غنی از پتاسیم و ویتامین a است. بیشتر افراد برای درمان جای جوش و عارضه های پوستی دیگر، برش های آن را مستقیما روی پوست خود قرار می دهند. خیار همچنین به صاف و شفاف شدن پوست تان کمک می کند. آب خیار را با رنده کردن یا لِه کردن آن بگیرید. آب آن را به صورت تان بزنید و بگذارید شب تا صبح بماند و صبح صورت تان را با آب ولرم بشویید. این روش شاید زمان زیادی ببرد و نتواند یک شبه شما را از شر همه ی جای جوش ها خلاص کند، اما با استفاده ی مداوم و روزانه از آن، پوستی صاف و سالم به شما هدیه خواهد داد.۶. آلوئه ورا آلوئه ورا دارای آنزیم ها، مواد مغذی و پلی ساکاریدهاست و خاصیت ضدقارچی و ضدباکتری دارد. بلافاصله بعد از به وجود آمدن جوش می توانید با درمان به موقع آن از به وجود آمدن جای جوش جلوگیری کنید. آلوئه ورا یک ماده ی مفید طبیعی برای از بین بردن لک و تیرگی پوست است. یک برگ تازه و باطراوت آلوئه ورا را انتخاب کنید. آن را بفشارید تا ژل آلوئه ورا به دست آید. به آرامی با انگشتان تان این ژل را روی نقاط جوش دار یا تیره ماساژ بدهید. این کار را دو بار در روز به مدت چند هفته تکرار کنید تا جای جوش های شما به روشی طبیعی از بین بروند.مقاله مرتبط: برای رفع لکه های قهوه ای صورت چه باید کرد؟۷. زردچوبه ماسک زردچوبه – درمان جای جوش زردچوبه برای از بین بردن جای جوش و لکه های پوستی بسیار مؤثر است. حتی می توانید کاربرد آن را گسترش بدهید و کک ومک ها و خال ها را هم با این روش محو کنید. برای استفاده از این روش شگفت انگیز، از دستورالعمل زیر استفاده کنید.پودر زردچوبه، شیر و آب لیمو را مخلوط کنید تا خمیر غلیظی به دست آید. آن را بر روی قسمت هایی از پوست که دارای جای جوش یا لکه هستند بمالید. اجازه بدهید کاملا خشک شود و سپس آن را با آب ولرم بشویید. به صورت روزانه از این درمان خانگی برای از بین بردن تیرگی های ناشی از جای جوش استفاده کنید تا نتیجه ی بهتری بگیرید. دستورالعمل دیگری به غیر از روش بالا، مخلوط کردن پودر زردچوبه با روغن زیتون است. این روش هم برای از بین بردن جای جوش ها بسیار مؤثر است.۸. گلاب و گلیسیرین بیشتر مردم از تأثیرات شگفت انگیز گلیسیرین بی اطلاعند. گلیسیرین خاصیت ترمیم کنندگی فوق العاده ای دارد و می تواند اثر به جا مانده از هر زخم یا جوشی را از بین ببرد. کافی است حداقل دو بار در روز از ماسک گلیسیرین استفاده کنید تا تمام جای جوش ها از بین بروند. خشکی پوست می تواند باعث سوزش و لایه لایه شدن پوست شود. در این حالت سلول های مرده ی پوست زیاد می شوند و با بستن منافذ پوست باعث تشدید مشکل جوش و آکنه خواهند شد. خاصیت اشباع کنندگی گلیسیرین به منافذ اجازه ی تنفس می دهد، رطوبت را حفظ می کند و انسداد منافذ را از بین می برد. به این معنا که گلیسیرین، یکی از مهم ترین دلایل اولیه ی ایجاد جوش را (بسته شدن منافذ پوست) از بین می برد. این ماده با پُر کردن حفره ها و شیارهای کوچک سطح پوست، جلوه ای سالم و صاف به پوست می دهد. گلیسیرین علاوه بر ویژگی های متعددی که دارد می تواند با بیماری های مسری پوستی مانند آلودگی های باکتریایی، التهاب پوست و پسوریازیس مقابله کند. می توانید در این مورد با ساختن ماسک، از گلاب هم برای درمان جای جوش کمک بگیرید. برای ساخت این ماسک دو قاشق چای خوری گلاب را با یک قاشق چای خوری گلیسیرین مخلوط کنید. سپس مخلوط را روی ناحیه ...

ادامه مطلب  

درمان های خانگی برای رفع تیرگی دست و پا  

درخواست حذف این مطلب
دست ها و پاهای ما بیشتر اوقات در معرض عواملی است که می توانند باعث شوند پوست این قسمت ها نسبت به سایر نواحی بدن، تیره تر بشوند. خوشبختانه راهکارهای طبیعی زیادی برای روشن کردن پوست دست ها و پاها وجود دارد. به گزارش شفاف، دست ها و پاهای ما بیشتر اوقات در معرض عواملی است که می توانند باعث شوند پوست این قسمت ها نسبت به سایر نواحی بدن، تیره تر بشوند. مدام در معرض پرتو مضر آفتاب بودن موجب می شود پوست، ملانین بیشتری جهت حفاظت از خودش تولید کند. ملانین باعث تیرگی پوست می شود مخصوصا در دست ها و پاهایی که با لباس یا ضدآفتاب محافظت نمی شوند.علاوه بر نور آفتاب، تیرگی پوست می تواند ناشی از خاک، آلودگی و قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی باشد. بیشتر افراد به زیبایی دست ها و پاهای خود اهمیتی نمی دهند و بیشتر توجه شان به صورت است. اما باید به تمام قسمت های بدن به یک اندازه توجه داشت تا از آسیب و تیرگی پیشگیری شود.دست و پای تیره، جلوه ی خوشایندی ندارد و می تواند گاهی باعث احساس ناراحتی شما بشود. خوشبختانه راهکارهای طبیعی زیادی برای روشن کردن پوست دست ها و پاها وجود دارد.۱. لیموترشلیموترش یک راهکار ارزان و ساده برای روشن کردن پوست است. خاصیت اسیدی لیموترش مانند یک عامل سفید کننده ی طبیعی عمل می کند. لیموترش سرشار از ویتامین c بوده و کمک می کند تا سلول های مرده ی پوست زدوده شده و رنگ پوست روشن و شفاف شود و برای رشد سلول های جدید پوست نیز مفید است. یک عدد لیموترش را از وسط به دو نیم کرده و کمی شکر روی آن بپاشید. با آن پوست را ماساژ دهید تا سلول های مرده و آلودگی ها برطرف شوند. سپس ۱۰ دقیقه صبر کرده و بعد آبکشی کنید. هفته ای یک بار این کار را انجام دهید. همچنین می توانید مقداری آب لیموی تازه را با همان مقدار عسل ترکیب کرده و آن را به دست ها و پاهای خود بمالید. اجازه دهید ۱۵ دقیقه بماند و سپس آبکشی کنید. این کار را روزی دو بار می توانید انجام دهید. یادتان باشد بعد از استفاده از لیموترش، مرطوب کننده بزنید تا پوست تان خشک نشود، دست کم یک تا دو ساعت در معرض نور خورشید قرار نگیرید.۲. ماستاسید لاکتیک موجود در ماست، یک عامل سفید کننده ی موثر است که به روشن شدن پوست تیره کمک می کند. اسید لاکتیک می تواند پوست را لایه برداری کرده و رطوبت رسانی کند. ضمنا، پروتئین و ویتامین های موجود در ماست، پوست تان را نرم و درخشان نگه می دارد. کمی ماست ساده را روی نواحی تیره ی پوست چند دقیقه ماساژ دهید و بگذارید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بماند و سپس با آب بشویید. این کار را ۱ تا ۲ بار در روز انجام دهید. همچنین می توانید کمی ماست را با مقدار مساوی عصاره ی رُز ترکیب کرده و سپس یک قاشق چایخوری گلیسرین گیاهی به آن اضافه کنید. دست ها و پاهای را با این ترکیب خوب ماساژ بدهید تا جذب بشود، اجازه دهید در طول شب بماند و صبح، با آب سرد آبکشی کنید. هر شب قبل از خواب این کار را انجام دهید. ۳. خیارخیار می تواند دست و پای تیره ی شما را در عرض یک مدت روشن کند. ویتامین a موجود در خیار با کنترل تولید ملانین پوست، رنگ آن را روشن خواهد کرد.این میوه ی آبدار پوست تان را مرطوب نگه می دارد. برش های یک خیار تازه را ۵ دقیقه به نواحی تیره ی پوست بمالید، ۱۵ دقیقه صبر کنید تا پوست، آب خیار را جذب کند و سپس با آب بشویید. این کار را روزی ۲ تا ۳ بار می توانید انجام دهید. همچنین می توانید مقداری آب خیار با مقدار مساوی آبلیمو ترکیب کرده و با آن، دست ها و پاهای خود را ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ماساژ دهید و سپس با آب سرد، آبکشی کنید.یک راه دیگر هم این است که یک عدد خیار کوچک را پوره کرده و با ۲ قاشق غذاخوری ژل آلو ئه ورا ترکیب کنید، آن را به دست ها و پاهای خود بمالید و بگذارید ۱۰ دقیقه بماند. سپس با یک دستمال کاغذی، آن را از روی پوست تان پاک کرده و بعد آبکشی کنید.۴. آلوئه وراآلوئه ورا هم می تواند زنگ اصلی پوست را برگرداند. آلوئه ورا قابلیت درمان هایپر پیگمانته ها (تجمع رنگدانه های پوست) را دارد و برای همین می تواند پوست را روشن کند. همچنین یک مرطوب کننده ی قوی برای پوست بوده و درخشش طبیعی به آن می دهد. ژل آلو ئه ورا را از برگ آن استخراج کرده و ۵ دقیقه آن را به دست و پای خود بمالید. ۳۰ دقیقه صبر کرده و سپس با آب بشویید. این کار را روزی دو بار انجام دهید. همچنین می توانید ۲ قاشق غذاخوری ژل آلوئه ورا را با چند قطره روغن بادام ترکیب کرده و آن را به نواحی تیره ی پوست بمالید و ماساژ دهید تا جذب پوست شود، ۱۵ تا ۲۰ دقیقه صبر کرده و سپس آبکشی کنید. یادتان باشد بعد از استفاده از آلو ئه ورا در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرید.۵. پوست پرتقالپوست پرتقال که بیشتر ما آن را دور می اندازیم می تواند تیرگی پوست را برطرف کند. این میوه سرشار از ویتامین c بوده و به عنوان عاملی روشن کننده به درمان هایپر پیگمانته ها کمک می کند. ضمنا، اسید سیتریک موجود در پوست پرتقال، عاملی لایه بردار نیز هست. ۲ قاشق غذاخوری پوست پرتقال پودر شده را با کمی مسات یا شیر ترکیب کنید تا خمیر مانند شود. این خمیر را روی پوست تیره ...

ادامه مطلب  

ما فرزندان خط قرمز هستیم  

درخواست حذف این مطلب
«اکسیدان» نخستین فیلم کمدی سال های اخیر نیست که گرفتار حواشی اکران شده است و بدون تردید آخرین اثر شایبه برانگیز سینمای ایران هم نخواهد بود. اما بدن نیمه جان ژانر کمدی هم در سال هایی که گذشت، نشان داد بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. فارغ از تمام نقدهای ساختاری و محتوایی به این فیلم، «اکسیدان» خوراک بخش قابل توجهی از مخاطبان را فراهم و به گرداندن چرخه سینما کمک می کند و به همین منظور و با استناد به مجوزهای صادر شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیچ نهاد و ارگانی نباید فراتر از قانون عمل کند و با اعمال فشار سبب شود فیلمی از نمایش برای عموم مردم بی نصیب بماند. نقد درست اما، حقی است که حامد محمدی و امیر جعفری کارگردان و بازیگر این فیلم، برای عموم مردم قایلند. نقدی که پایه و اساس درست دارد و می تواند در روند کاری فیلمساز و بازیگر تاثیرگذار باشد. گفت وگو با این دو سینماگر در روزهایی انجام شد که نامه ١٧ نماینده مجلس به سیدرضا صالحی امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر پایین کشیدن «اکسیدان» از روی پرده، جنجال به پا کرده بود. شاید به همین بهانه، عمده صحبت های این مصاحبه، به مساله حدود و اختیارات واقعی وزارت ارشاد و شیوه قضاوت درست، معطوف شد.فکر نمی کنم حواشی اکران «اکسیدان» را در ساخت فیلم دیگری تجربه کرده باشید. از اینکه سراغ ساخت فیلم کمدی رفتید، پشیمان نیستید؟حامد محمدی: من پشیمانم آقای جعفری؟امیر جعفری: نه خیلی هم خوشحال به نظر می رسی! اتفاقا پیشنهاد داد باز هم با هم کمدی کار کنیم. (می خندد)محمدی: آقای جعفری گفت پیشنهاد دو فیلم جدی را رد کرده و می خواهد کمدی کار کند، من هم تشویقش کردم! قطعا از ساخت فیلم کمدی پشیمان نیستم. اتفاقا بعد از این مسائل مطمئن شدم یک عده از خندیدن مردم ناراحت می شوند و به نظرم این ناراحت شدن هم طبیعی است! چرا طبیعی؟! وقتی تلویزیون ما در اعیاد هم مرثیه سرایی پخش می کند، ظاهرا قرار است فرهنگی باب شود که مردم کمتر بخندند. ما در دورانی این شرایط را پشت سر گذاشتیم، مثلا زمان جنگ با توجه به سنگین بودن فضا و سختی شرایط، آدم ها کمتر خوشحالی می کردند اما حالا یک عده دوست دارند آن فضا برگردد و مردم به اندازه قبل جدی باشند. به همین خاطر تاویل و تفسیرهای عجیب و غریبی از خنده های مردم می کنند. اجازه بدهید کمی ساده تر حرف بزنیم. در همه جای دنیا دولت ها فضای مناسبی را برای رفاه و شادی مردم به وجود می آورند. مثلا برای تفریح و سرگمی مردم هزینه می کنند و پارک می سازند، اما در ایران برای ایجاد چنین فضایی منت سر مردم می گذارند یا به وظایف شان نزدیک انتخابات عمل می کنند. دم انتخابات پارک افتتاح می کنند و باغ کتاب راه می اندازند، اینکه چرا در حالت عادی این شرایط را فراهم نمی کنند و اسباب شادی را از مردم دریغ می کنند، سوال خیلی هاست. مهیا کردن اسباب شادی مردم، وظیفه دولت ها و مسوولان است.می خواهید بگویید انگیزه اصلی تان برای ساخت «اکسیدان» مردم بودند؟!محمدی: به شهادت دوستان و همکارانم در پشت صحنه و جلوی دوربین، آدم جدی ای هستم اما فیلم «اکسیدان» برایم با همه فیلم ها فرق داشت. گاهی از شدت خنده متوجه نمی شدیم چه اتفاقی در یک پلان می افتد! فکر می کنم زمان ساخت این فیلم به همه ما خوش گذشت. می خواهم بگویم خودمان از ساخت فیلم لذت بردیم. اصلا می دانید یکی از مشکلات جدی ما زمان ساخت چه بود؟ اینکه فیلمبرداری به تاخیر می افتاد چون فیلمبردار نمی توانست نخندد! به همین خاطر از جایی به بعد در فیلم دوربین دیگر روی سه پایه نیست و فیلمبرداری روی دست است. حالا همین دوربین روی دست گاهی تکان های عجیب و غریبی دارد که به خاطر خنده های فیلمبردار است. او در بعضی صحنه ها قهقهه می زد.جعفری: فیلمبردار خیلی وقت ها مجبور بود هدفون در گوشش بگذارد تا دیالوگ ها را نشود!محمدی: فیلمبردار چهار طرف صفحه نمایش مانیتور را کاغذ می گذاشت تا به صورت بازیگر نگاه نکند.نیت قلبی مان این بود که در متن به سبکی از کمدی و کلاسی از خندیدن برسیم و از تجربه های مان برای بهتر شدن فیلم استفاده کنیم. می خواستیم درجه ای از خنده به وجود بیاید که خودمان دوستش داشتیم. درباره کمدی های دیگر هیچ قضاوتی ندارم که خوب اند یا بد، اما من مدلی را بلد بودم و از دوستان خواهش کردم در این فضا کار کنیم. من حتما برای مردم فیلم می سازم. در عین حال تلاش می کنم حرفم را هم بزنم. خیلی دوست دارم باز شرایطی پیش بیاید و فیلمی با این حال و هوا بسازم و اصلا هم پشیمان نیستم. فکر می کنم از این طریق بهتر می توانیم جلوی آنهایی که می خواهند مردم نخندند، بایستیم!جعفری: اگر ما فیلم کمدی برای مردم بازی نکنیم و نسازیم اصلا کارمان معنی ندارد. من اگر بخواهم برای خودم شیرین کاری دربیاورم، این کار را در خانه انجام می دهم و با خانواده ام دور هم می خندیم.یعنی هر فیلمنامه کمدی ای که دست تان می آید تنها به خنده دار بودن آن فکر می کنید؟ صرف خنده دار بودن ملاک حضورتان در فیلم های کمدی است؟جعفری: قطعا همه شرایط را در نظر می گیرم. تا امروز کمدی های زیاد و متفاوتی به من پیشنهاد شده است. در تلویزیون هم کمدی بازی کردم و مدعی ام اتفاقا آن کمدی ها هم خیلی آبرومند است. سریال «چاردیواری»، «چک برگشتی»، «من یک مستاجرم» و «بدون شرح» در دوره ای واقعا جزو کمدی های خوب تلویزیون بود اما مهم است خودم هم از کاری لذت ببرم.اما همانطور که می دانید عده ای معتقدند بعضی از این کمدی ها وجاهت ندارد و برای خنداندن مردم به هر وسیله ای متوسل می شود!جعفری: به کار بردن کلمه مردم از سوی جناح دلواپسان واقعا خنده دار است. آنها خودشان را جزیی از مردم می دانند اما ما را در این دسته بندی قرار نمی دهند! فکر می کنند ما از کره مریخ آمدیم! شاید هم فکر می کنند آن تماشاگرانی که ٢٠ میلیارد تومان پول دادند و «گشت ٢» را دیدند از مریخ آمده اند. من نمی فهمم چرا گروهی در جامعه به خودشان اجازه می دهند از جانب مردم حرف بزنند در حالی که می توانند بگویند فیلم هایی از قبیل «اکسیدان» مورد پسندشان نیست. به نظر هیچ کس حق ندارد از جانب مردم حرف بزند. این همان کاری است که طی سال های گذشته با نام و خاطره شهدا کردند. بعضی ها شهدا را به نام خودشان زدند در حالی که شهدا و جانبازان تنها به یک قشر خاص تعلق ندارند. من خودم همیشه به آنها ارادت داشتم و فیلم «نفوذی» را هم به عشق آزاده ها بازی کردم. باز هم اگر فیلم دفاع مقدسی خوب و قابل دفاعی پیشنهاد شود، بازی در آن را با کمال میل می پذیرم. چون به خانواده شهدا ارادت دارم اما این حق را به کسی نمی دهم که شهدا را از آن خود کند. آقایان به بهانه اینکه ما شهید داده ایم، می گویند نباید فیلم کمدی ساخته شود! این حرف ها و دلایل توهین به مردم و نظام جمهوری اسلامی است. می خواهند به این بهانه همه چیز را از آن خود کنند. من با چنین نگاهی مخالفم و نمی فهمم چرا ساخت فیلم کمدی در ایران مشکل دارد. حالا جالب است اگر شما فیلم کمدی کار کنید و بعد به کاندیدای مورد نظر آقایان در انتخابات رای ندهید، محکوم می شوید به دلقک بودن و کار هجو و هزل کردن! لازم به توضیح است که هجو و هزل هم جزیی از ادبیات و سینماست. اما به شیوه ای تو را محکوم می کنند که نمی توانی از خودت دفاع کنی. آنها حتی لفظ دلقک را هم نوعی توهین می دانند چون سواد این را ندارند که دلقک حرفه و سبکی از بازیگری است و حرمتش خیلی بالاست. کسی که این لفظ را به تمسخر به کار می برد در واقع حرمت شکنی می کند. همه این مسائل به خاطر این است که برخی با خندیدن مشکل دارند. این مساله هم ریشه در فرهنگ ما دارد. مثلا پدرم همیشه می گفت کسی که با صدای بلند می خندد، خودش را سبک می کند.در سینمای ایران ژانر کمدی هم به معنای واقعی وجود ندارد پس نمی توانیم انتظار داشته باشیم همه قواعد بازی در این ژانر رعایت شود.جعفری: مگر می توانیم ژانر کمدی در سینمای ایران داشته باشیم؟! کدام فیلم کمدی را در دنیا دیده اید که شوخی های سیاسی، اروتیک، اجتماعی و اقتصادی نکند؟ با همه این محدودیت ها باز هم کمدی می سازیم. به خدا آنهایی که در چنین شرایطی دلسرد نمی شوند، دست مریزاد دارند. شما یک فیلم کمدی در دنیا به من نشان دهید که بدون شوخی کردن با مسائلی که نام بردم، توانسته از مردم خنده بگیرد.محمدی: چرا در دنیا، در ایران یک فیلم کمدی نشان دهید که سراغ مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی نرفته باشد. اصلا بیایید کمدی های خوب را نام ببریم. «مارمولک»، «لیلی با من است»، «مومیایی سه»، «اجاره نشین ها» و... در کدام یک از این فیلم ها شوخی های اروتیک وجود ندارد؟ اصلا لازمه کمدی در همه دنیا این گونه شوخی هاست. هنر کمدی ساز این است که تا اندازه ای به مسائل جامعه ورود پیدا کند و باقی ماجرا را به مخاطب بسپارد. آنهایی که از ساخت فیلم های کمدی ناراضی اند، وقتی می خواهند برای هم جک بفرستند و بخندند، با چه موضوعاتی شوخی می کنند؟! واقعا دوست دارم بدانم آقایان معترض به فیلم های کمدی در خانه و فضای شخصی شان، به چه چیزهایی می خندند؟! خب بگویند ما هم یاد بگیریم. آنهایی که معتقدند فیلم هایی چون «اکسیدان» مصداق بارز ولنگاری فرهنگی است، بد نیست به ما بگویند و یاد بدهند چطور می خندند. از طرفی شما برای ساخت فیلم کمدی، سراغ هر قشری از جامعه بروید می گویند به ما توهین شده است! پزشک، مهندس، رستوران دار، کاسب، معلم، سیاستمدار و... همه معترض می شوند. ما باید با چه چیزی شوخی کنیم که به کسی برنخورد؟ من واقعا خوشحال می شوم شما قراری را تنظیم و آقایان معترض را جمع کنید تا به ما بگویند در خلوت شان به چه چیزهایی می خندند. البته می شود تا اندازه ای حدس زد. وقتی بخش هایی از صحبت های دومین مقام مملکت را کنار هم قرار می دهند و از تلویزیون پخش می کنند و از مردم می خواهند به رییس جمهورشان بخندند، مشخص است چه مسائلی مایه خنده شان می شود! با این شیوه می خواهیم مردم را بخندانیم؟! اگر بله، که خب ما هم بلدیم، بسم الله. اگر اجازه می دهید با سیاست مداران شوخی کنیم، ما خیلی خوب می توانیم این کار را انجام بدهیم! ما هم توهین کردن را بلدیم! اگر توهین کردن قرار است شیوه متداول خنداندن مردم باشد، به ما هم اجازه ورود به این حوزه را بدهند. این نمی شود که عده ای به رییس دولت اصلاحات بخندند و توهین کنند و آن وقت در مقابل فیلم های کمدی بایستند و سینه سپر کنند. راستش را بخواهید فهم این ماجرا برای من فیلمساز و دوستان هنرمند سخت است. اینکه ما باید با چه کسانی و در چه فضایی شوخی کنیم، کار را سخت می کند.جعفری: من فکر می کنم همه مسائل به فرهنگ ما برمی گردد. در فضای آموزش و پرورش بچه ها جرات انتقاد کردن ندارند و اگر این کار را بکنند محکوم می شوند به بی ادبی و بی شعوری! همین اتفاق در خانواده ها هم می افتد، اگر فرزندم دو بار به من انتقاد کند، ناراحت و دلگیر می شوم. چون جنبه نقد شنیدن را ندارم. ما اصولا در دایره ای مدام در حال چرخ زدن هستیم و فکر می کنم تنها یک زلزله می تواند همه چیز را اصلاح کند. زلزله ای که به واسطه آن فرهنگ مان هم تکان بخورد و شیوه صحیح نقد کردن و نقد شنیدن را یاد بگیریم. نه اینکه به قول حامد همدیگر را مسخره کنیم! اگر قرار است مسخره کنیم، من بهتر از خیلی ها بلدم این کار را انجام دهم. در حاشیه انتخابات عکس همسرم را با جمله ای بسیار زشت و زننده منتشر کردند، می خواهم بدانم این کار هنر است؟! نیاز به تخصص ویژه دارد؟! این دایره سال هاست اشتباه می چرخد و از ریشه نیاز به تحول دارد. به همین خاطر هر آن چیزی که مخالف نظر و عقیده دلواپسان باشد به آنها برمی خورد در غیر این صورت ما آدم های خوبی می شویم!شما خودتان تحمل شنیدن نقد و شوخی را دارید که انتظار دارید دیگران داشته باشند؟ خیلی از سینماگران از نقد گریزانند و انتظار سعه صدر دارند!جعفری: صادقانه بگویم من تحمل نقد و شوخی را دارم. دوستانی دارم که کاریکاتورم را می کشند و برایم جوک می سازند و خودم و بازی ام را نقد می کنند، اتفاقا خیلی هم خوشحال می شوم! اما کسانی داریم در حرفه مان که تحمل شنیدن نقد را ندارند. من خیلی وقت ها می گویم اگر چهار کارگردانی که با هم مشکل دارند، بتوانند روزی سر یک میز بنشینند و با هم حرف بزنند و چای بخورند، اتفاقات خوبی در کشورمان می افتد! ما نمی توانیم به این مرحله برسیم. خود ما هم در برخی مسائل مشکل داریم و باز هم تاکید می کنم ریشه این مشکل را باید در آموزش و پرورش جست وجو کرد. من با ٤٣ سال سن دیگر نمی توانم تغییر کنم چون با این فرهنگ بزرگ شدم. اما به بچه شش ساله می شود خیلی چیزها را یاد داد.در مورد همین اتفاق دردناک اخیر، مرگ دلخراش آتنا اصلانی، اگر در مدرسه به او آموزش داده می شد، شاید این اتفاق نمی افتاد. متاسفانه در مدارس ما در مورد خیلی چیزها به بچه ها آموزش نمی دهند. بچه ها در مدرسه باید یاد بگیرند خندیدن با مسخره کردن تفاوت دارد. چه چیزی نقد است و چه چیزی تخریب. بچه خودم خیلی وقت ها فرق بین مسخره کردن و شیوه درست خندیدن را نمی داند.با همه این حرف ها «اکسیدان» روی موضوعی دست گذاشته که حساسیت برانگیز است چون با اعتقادات و ایدئولوژی سر و کار دارد و طبیعی است برخی از جمله ١٧ نماینده مجلس به اکران آن واکنش منفی نشان دهند!محمدی: ما هرچه گشتیم نتوانستیم اسامی آن ١٧ نفری که پای درخواست پایان اکران «اکسیدان» را امضا کردند، پیدا کنیم. فکر می کنم خودشان پشیمان شده اند و حوصله پیگیری خواسته شان را ندارند. راستش از روی امضاها هم نتوانستیم معترضان را شناسایی کنیم.جعفری: من حاضرم قسم بخورم که آن ١٧ نفر اصلا فیلم را ندیده اند. این اتفاق مثل همان مصاحبه ای است که سر انتخابات کردم و یک رسانه اول و آخرش را زد و یک دقیقه از آن را روی خروجی اش گذاشت. این اتفاق برای خیلی از سیاستمداران ما از جمله آقایان روحانی و ظریف هم افتاده است. با هنرمندان هم همین کار را کردند. یک دقیقه از حرف های پژمان بازغی و رامبد جوان را دیدند و بر اساس همان یک دقیقه آنها را قضاوت کردند. به آنهایی که بر این اساس قضاوت می کنند فقط باید گفت: وامصیبتا! خیلی ها با توسل به نام خدا و پیغمبر نسبت های دروغ به دیگران می دهند و معلوم است که متوجه منظورم نمی شوند. من در یک گفت وگوی ٥٠ دقیقه ای حرف های مختلفی زدم که متاسفانه فقط یک دقیقه از آن را در معرض قضاوت قرار دادند. حرف هایم سر و ته داشت و مردم باید کل مصاحبه را می دیدند. در مورد «اکسیدان» هم همین اتفاق افتاد و معمولا ندیده فیلم را نقد کردند.محمدی: آقای جعفری و باقی دوستان می دانند که از روز اول ما اصلا به این حواشی فکر نمی کردیم.جعفری: نمی دانستیم این مسائل برای مان معضل می شود.چطور فکر نمی کردید؟ آقای منوچهر محمدی که تجربه فیلم «مارمولک» را پشت سر گذاشته بود و شما هم برخورد با دیگر فیلم ها را دیده بودید، چطور می شود انقدر خوشبین بود؟محمدی: راستش را بگویم می دانستم سوژه ای که انتخاب کردم تازه است و هر چیز جدید و تازه ای هم حساسیت ایجاد می کند. وقتی شما آغازگر راه تازه ای هستی، ابتدای امر همه تعجب می کنند اما در ادامه آن کار روال مرسوم تری پیدا می کند. هر سوژه ای وقتی برای نخستین بار دیده می شود در معرض قضاوت قرار می گیرد و همیشه دلنگرانی هایی را با خود به همراه دارد. این اتفاق سر فیلم «زیر نور ماه» هم افتاد. زمان اکران خیلی ها درباره آن جبهه گیری کردند اما بعدا درباره روحانیت در سینما فیلم های مختلفی ساخته شد. «زیر نور ماه» قطعا نخستین فیلمی نبود که به زندگی روحانیت می پرداخت اما در میان دیگر کارها بیشتر دیده شد. خیلی از این کارها هم سفارشی و چون از دل سازندگان برنیامده بودند، بر دل مخاطب هم ننشستند. به همین خاطر مردم با این فیلم ها ارتباط برقرار نکردند. اما چرا مردم با «طلا و مس» ارتباط برقرار کردند؟ چون به گمانم با جان و دل ساخته شده بود و سازندگانش به حرفی که می زدند ایمان داشتند.حرفی که شما در «اکسیدان» می زنید هم واقعا دغدغه تان بود؟ قرار بود مردم بخندند یا...محمدی: من حرف اکسیدان را باور داشتم و به نظرم خیلی ها در این باره با من اتفاق نظر دارند که مساله مطرح شده در «اکسیدان» به معضلی فراگیر میان جوانان ایرانی تبدیل شده است. برگردم به همان مساله اعتراض و مخالفت با فیلم. خیلی از آقایان می گویند درست است که در جامعه بحث مهاجرت داغ شده و واقعیت است اما شما نباید آن را نشان دهید! شما رتبه های تک رقمی ١٠ سال اخیر کنکور را بررسی کنید، متوجه می شوید که تقریبا بیشترشان از ایران رفته اند آن وقت توقع دارند بگوییم همه چیز خوب است، در حالی که نیست! چرا نباید در کشورمان محیطی فراهم کنیم که یک نخبه در ایران بماند و کار کند؟ حالا قصه ما به نخبه ها نمی پردازد و اصلا فضای مان چیز دیگری است. اما می گویند درباره رفتن و مهاجرت حرف نزنید. این کار در واقع همان اتهام سیاه نمایی زدن است. اما نمی توانند این اتهام را به «اکسیدان» بزنند و به همین خاطر اعتراض را به سمت و سوی دیگری می برند. به نظرم بخشی از دلواپسان برچسب هایی آماده کرده اند که بتوانند به موقع و در این شرایط از آنها استفاده کنند. همین ها به «فروشنده» می گویند مصداق ولنگاری فرهنگی! فیلمی که اسکار گرفته و افتخار یک کشور است. فیلمی که هر جای دنیا اگر بود، آن را روی سرشان می گذاشتند و تندیس کارگردانش را می ساختند.جعفری: مجسمه اصغر فرهادی را همین حالا باید بسازند.محمدی: اصغر فرهادی که سینمای ایران را به عالی ترین سطح در دنیا برده، اینطور مورد قضاوت قرار می دهند. حتی حاضر نیستند به خودشان این زحمت را بدهند و سوادش را هم ندارند که واژه های جدیدتری برای توصیف این فیلم ها پیدا کنند. همین شیوه هم آدم را عصبی می کند. اصلا بحث و شیوه مقابله شان عصبی کردن طرف مقابل است.کدام بخش حرف های شان شما را عصبی کرده است؟محمدی: اینکه می گویند فیلمساز از رختخوابش بلند شده و رفته فلان پلان را گرفته، مصداق بارز بی ادبی و ولنگاری فرهنگی نیست؟ واژه هایی که من حتی جرات نوشتنش را ندارم در سطح وسیعی به کار می برند و تیتر می زنند که اکسیدان از اندام زنان بازیگر فیلم می گیرد. این مدل حرف زدن را نمی فهمم! آیا من هم اجازه دارم با این ادبیات حرف بزنم؟ من هم اجازه دارم دوربین دستم بگیرم و بروم در شهرستان حوزه انتخابی نمایندگانی که به این ادبیات با من حرف می زنند و از قول هایی که عمل نکردند فیلم بگیرم و فیلم را هم نمایش بدهم؟! اجازه این کار را به من نمی دهند! لازمه دموکراسی این شیوه است اما این حق را برای من قایل نمی شوند! اگر نمایندگان مجلس به من اجازه این کار ر ...

ادامه مطلب  

گفت و گو با «جورج آر. آر. مارتین»، خالقِ بازی تاج و تخت  

درخواست حذف این مطلب
سریال «بازی تاج و تخت» حالا به یکی از مهم ترین سریال های شبکه hbo و محبوب ترین شو تلویزیونی بسیاری از سریال دوستان جهان و ایران بدل شده است. سریال «بازی تاج وتخت» مجموعه سریال تلویزیونی فانتزی حماسی است که دیوید بیناف و دی. بی. وایس براساس رمان های پرفروش جورج آر. آر. مارتین یعنی «ترانه یخ و آتش»، ساخته اند. داستان سریال در قاره های خیالی وستروس و اسوس، در نزدیکی پایان یک تابستان ۱۰ ساله اتفاق می افتد و چندین خط داستانی را دنبال می کند. نخستین داستان به جنگ بین خانواده های اشرافی برای به دست آوردن تخت آهنی پادشاهی هفت اقلیم مربوط می شود. دومین خط داستانی، نزدیک بودن زمستانی طولانی و یورش موجوداتی افسانه ای از شمال را شرح می دهد و سومین خط داستانی مجموعه، تلاش فرزندان شاه مخلوع، برای بازپس گیری تاج و تخت است. این مجموعه از طریق شخصیت هایی که اخلاقیات مبهمی دارند، حول مسائلی چون طبقات اجتماعی، مذهب، وفاداری، فساد، جنگ داخلی و مجازات می گردد. گستردگی دنیای قلمروی وستروس به حدی رسیده که قرار است زبان جنگجویان آن در دانشگاه امریکایی تدریس شود. همین هفته سومین قسمت هفتمین فصل این سریال منتشر شد. به تازگی مجله معتبر تایم نیز پرونده ای را به بررسی شخصیت ها و چگونگی شکل گیری این سریال «بازی تاج و تخت» اختصاص داد. همچنین در مصاحبه ای ویژه با جورج آر. آر. مارتین به بحث درباره چالش های پیش روی اقتباس تلویزیونی و تفاوت داستان ها و... پرداخته است.هنوز هم احساس می کنید بداهه می نویسید؟ با وجودی که پایان بندی را در ذهن دارید، باز هم احساس می کنید چیزهایی هست که از دنیای وستروس به ذهن تان برسد؟بله. این موضوع مختص وستروس یا «بازی تاج و تخت» نیست. این روش کار من است و همیشه این طوری کار کرده ام.در مورد تک تک رمان هایم، کم وبیش می دانم از کجا شروع کنم، کجا می خواهم داستان را تمام کنم. برخی نقاط عطف را در میانه راه متوجه می شوم، چیزهایی که من برای شان ساخته شده ام، اما خیلی چیزها را در میانه راه کشف می کنی. شخصیت ها قیام می کنند و بااهمیت می شوند و تو به آنچه فکر می کردی نقطه عطف تعیین کننده ای است، می رسی و... گاهی فکری که دو سال پیش داشتی هم خیلی خوب جواب نمی دهد، بنابراین ایده بهتری به ذهنت می رسد! همیشه این فرآیند کشف برایم پیش می آید. می دانم همه نویسنده ها این طور کار نمی کنند اما من همیشه این طوری کار کرده ام.این ایده های جدیدی که وسط کار به ذهن تان می رسند در واکنش به سریال تلویزیونی «بازی تاج و تخت» هستند؟ سعی دارید داستان پیچیده تر از آنچه روی آنتن می رود، باشد یا گاهی پیش آمده با آن اختلاف نظر داشته باشید؟ یا به اندازه ای که شما در کتاب ها به شخصیتی پرداختید، در سریال به آن پرداخته نشده است؟من این چیزها را در نظر نمی گیرم. سریال، سریال است و در حال حاضر زندگی خودش را دارد. البته من از ابتدا در ساخت سریال دخالت داشته ام اما تمرکز اصلی من باید روی کتاب ها باشد. باید به خاطر داشته باشید نوشتن این داستان را در سال ١٩٩١ شروع کردم و نخستین باری که دیوید و دانیل (بینیوف و وایز) را در سال ٢٠٠٧ دیدم. قبل از اینکه حتی ساخت سریال را شروع کنیم، ١٦ سالی با این شخصیت ها و دنیای شان زندگی کردم. شخصیت ها کاملا در ذهنم حک شده اند و قصد ندارم به خاطر سریال، واکنشی به آن یا فکری که طرفداران می کنند، چیزی را تغییر بدهم. من هنوز روی داستانی کار می کنم که اوایل دهه ١٩٩٠ نوشتنش را شروع کردم.به غیر از واقعه «جنگ رزها» (١٤٨٥- ١٤٥٥)، چه ایده هایی از تاریخ و زندگی گرفته اید؟کتاب های تاریخی زیاد خواندم، داستان های تاریخی و فانتزی هم زیاد خواندم. بحثی مشخص میان نسل های نویسنده ها هست، مخصوصا نویسنده های علمی- تخیلی و فانتزی، چون ما هم بخشی از این خرده فرهنگ هستیم. وقتی کتاب های فانتزی بقیه نویسنده ها را می خوانم، مخصوصا تالکین و پیروان تالکین، همیشه در پس ذهنم میل داشتم به آنها این جواب را بدهم: «خوب است، اما من بودم این بخش را جور دیگر می نوشتم.» یا «نه، به گمانم اشتباه کرده ای.»من به طور خاص از تالکین انتقاد نمی کنم، نمی خواهم خود را به عنوان چهره منتقد تالکین معرفی کنم. مردم همیشه می خواهند من را در مقابل تالکین قرار بدهند که این موضوع خیلی برایم ناامیدکننده است چون من همیشه تالکین را تحسین می کنم، او پدر فانتزی مدرن است و اگر او پیش از من نیامده بود، جهان من هرگز وجود نداشت! با این حال، من تالکین نیستم و نوشتن من با تالکین فرق دارد، با وجود اینکه «ارباب حلقه ها» را یکی از بهترین کتاب های قرن بیستم می دانم اما بحثی میان من و تالکین و البته بین من و برخی پیروان تالکین است؛ بحثی که ادامه دار خواهد بود.وقتی نوشتن این مجموعه را شروع کردید، جورج ایچ. دبلیو. بوش، رییس جمهور امریکا بود. از آن زمان خیلی چیزها تغییر کرده است. لحظاتی بوده است که تحت تاثیر سیاست زمانه قرار گرفته یا اظهارنظر کرده باشید؟فکر می کنم شاید کمی تحت تاثیر قرار گرفته باشم. قصد انجام چنین کاری را نداشته ام. مثل تالکین که متنفر بود او را متهم به نوشتن تمثیلی کنند و همیشه با شنیدن اینکه به او بگویند «ارباب حلقه ها» درباره جنگ جهانی دوم یا حتی جنگ جهانی اولی است که در آن حضور داشته، از کوره در می رفت. من هم تمثیلی نمی نویسم اما در این دوره ها زندگی کرده ام و ناگزیر آنها روی من تاثیرگذار بوده اند. اما طی پیشرفت روند نوشتن این کتاب ها، احتمالا بیشتر در سیاست قرون وسطایی، جنگ های صلیبی، جنگ رزها و جنگ صد ساله فرو رفته ام.شخصیت های زن داستان های شما برای رسیدن به قدرت و پیچیدگی مصمم هستند اما رفتار مردان با آنها که اغلب این زنان را قربانی خشونت می کنند، برخی مخاطبان را نگران کرده است. این واکنش غافلگیرتان کرد؟بله، حقیقتا غافلگیر شدم و با برخی از آنها مخالفت کردم. فکر نمی کنم انتقادها درست و مناسب باشند. این را می دانم که هر کسی حقی در قبال بیان نظراتش دارد اما... خب در هر صورت. من اساسا داستان جنگی می نویسم مانند جنگ رزها، جنگ صد ساله. «جنگ» در عنوان همه الهاماتم هست. و وقتی کتاب های تاریخ را می خوانیم، می بینیم که تجاوز بخشی از این جنگ ها است. هرگز جنگی بدون تجاوز نبوده است و در جنگ های این روزها هم این مساله را می بینیم. به نظرم اگر داستانی جنگی بنویسی و این موضوع را نادیده بگیری، داستانت بنیانی ناراست دارد.همچنین متاسفانه تا حدی با تاریخ انسانی گره خورده است. مثلا اگر دنریس را در کودکی مجبور به ازدواج نمی کردند، در واقع او را به عنوان یک برده نمی فروختند، به جایی که حالا هست، نمی رسید.و باید به این موضوع هم اشاره کنم که اگر کتاب ها را خوانده و سریال را تماشا کرده باشید شاید متوجه شده باشید، شب عروسی دنریس با آنچه در کتاب توصیف شده، کاملا متفاوت است. در حقیقت ما نسخه آزمایشی اصلی را فیلمبرداری کردیم که برای آن بازیگر شخصیت دنریس عوض شد و فیلمی که برای نخستین بار گرفتیم و تامزین مرچانت این نقش را ایفا می کرد؛ در این نسخه، داستان خیلی به کتاب شباهت داشت. این صحنه ای بود که در کتاب نوشته شده بود. اما در داستان این قسمت تغییراتی به وجود آمد که باید با دیوید و دانیل درباره اش صحبت کنید.شما قادر نیستید شخصیت ها را آزادانه حرکت بدهید چرا که طرفدارها آنها را خیلی دوست دارند. این مساله شبیه به ماندن بر سر دوراهی است.نویسنده می خواهد خواننده مراقب شخصیت هایش باشد؛ اگر نباشد، بنابراین دیگر درگیری احساسی وجود ندارد. اما من درعین حال می خواهم شخصیت هایم لایه لایه هم باشند، خاکستری باشند، از نوع بشر باشند. فکر می کنم انسان ها همه لایه لایه هستند. گرایشی هم هست که می خواهی انسان ها را به قهرمان یا انسانی شرور تبدیل کنی و به گمانم زندگی حقیقی، انسان های شرور و قهرمان دارد. اما حتی قهرمان های بزرگ هم کاستی هایی دارند و اعمال بدی را مرتکب می شوند و حتی بزرگ ترین قهرمان ها قادر به عشق ورزی و درد کشیدن هستند و گهگاه لحظاتی را تجربه می کنند که با آنها همدردی می کنید. همانقدر که ژانر علمی- تخیلی و فانتزی و موضوعات تخیلی را دوست دارم، به همان میزان هم باید برای تعیین معیارهای خود به زندگی حقیقی بازگردم و از خودم بپرسم: «حقیقت چیست؟»اجازه اقتباس از کتاب ها شبیه به یک فرصت بوده، می دانستید سریال به اندازه ای که رمان می تواند درون ذهنی باشد، نیست.قطعا ریسکی داشت. از اواسط دهه ٨٠ تا اواسط دهه ٩٠، در تلویزیون مشغول کار بودم. هروقت سراغ فیلمنامه ام در نخستین پیش نویسم می رفتم، با واکنشی روبه رو می شدم که می گفتند: «جورج، عالی بود، اما پنج برابر بودجه ما است، پس... می شود بعضی چیزها را حذف کنی؟ نمی توانیم هزینه های جلوه های ویژه آن چیزی را که نوشتی، بپردازیم و آن نبرد عظیم که ١٠ هزار نفر یک طرف ایستاده اند، آن را به دوئلی میان قهرمان و انسان شرور داستان می کند.» و من می رفتم و تمام کارهایی را که می گفتند انجام می دادم چون وظیفه ام بود. اما من همیشه عاشق نخستین پیش نویسم بودم حتی با وجودی که آراسته و تروتمیز نشده بود، اما همه عناصر خوب را در خود داشت. وقتی سرانجام تلویزیون و سینما را ترک کردم و در نیمه های دهه ٩٠ سراغ نثر رفتم، گفتم دیگر به این چیزها اهمیت نمی دهم، می خواهم چیزی بنویسم که به اندازه تخیلاتم بزرگ باشد، همه شخصیت هایی را که می خواهم خلق می کنم، قلعه های بزرگ، اژدها، گرگ ، صدها سال وقایع تاریخی و پیرنگی پیچیده می نویسم و اینها عالی هستند چون می خواهم کتاب بنویسم. قطعا داستانم قابلیت فیلم شدن ندارد. اما وقتی کتاب در صدر پرفروش ترین ها قرار گرفت و فیلم های «ارباب حلقه ها»ی پیتر جکسون اکران شد، کم کم هالیوود علاقه اش را به من نشان داد. مدت ها قبل از اینکه دیوید و دان را ببینم، با سینماگرانی چندین جلسه داشتم که می گفتند «بازی تاج و تخت» بعد از مجموعه «ارباب حلقه ها» بیرون می آید. اما نتوانستند محتوای داستان ها را درک کنند؛ و تنها نیت من هم همین بود. در تمام این جلسات می شنیدم که می گویند: «شخصیت ها زیاد هستند، داستان خیلی مفصل است و جان اسنو هم که شخصیت محوری است. پس بقیه شخصیت ها را حذف می کنیم و فیلمی درباره جان اسنو می سازیم.» یا «دنریس شخصیت محوری است. بقیه را حذف می کنیم و فیلم را درباره دنریس می سازیم» و من همه این پروژه ها را رد کردم. این جلسه ها من را به فکر واداشت و گفتم: «هنوز هم مطمئن نیستم بشود فیلمش را ساخت. داستان مفصلی برای فیلم شدن است. اما اگر بشود فیلمش را ساخت، می توانیم یک فیلم بلند بسازیم.» داستان بلندی است و اگر می خواستی فیلم بلند آن را هم بسازی، ١٠ فیلم بلند می شد. بعد می شنیدم که می گفتند: «آه، یک فیلم از مجموعه را می سازیم و اگر خوب جواب داد آن وقت بقیه اش را می سازیم.» خب، همیشه قسمت اول مجموعه فیلم جواب نمی دهد، همان اتفاقی که برای «نیروی اهریمنی اش» نوشته فیلیپ پولمن افتاد. (اقتباس سینمایی قسمت اول سه گانه «نیروی اهریمنی اش» به نام «پرگار طلایی» در سال ٢٠٠٧ اکران شد اما دنباله ای برای آن ساخته نشد.) اگر قسمت اول خوب نباشد، نمی توانی بقیه داستان را فیلم کنی. تلویزیون بهتر از سینما است. ولی به خاطر صحنه های خشن نمی توان آن را در شبکه تلویزیونی پخش کرد. این شخصیت ها خیلی دوست داشتنی نیستند و برخی صحنه ها را نمی توان در شبکه تلویزیونی نشان داد. به اینجا رسیدم که hbo یا شبکه ای مشابه مثل شوتایم، استارز یا شبکه های پولی تنها راه باقی مانده است که بتوان از روی هر کدام از کتاب ها یک فصل سریال ساخت. این طوری به سریالی شدن کتاب ها رسیدم. و وقتی مدیربرنامه هایم قرار ناهاری را با دیوید و دان، نویسنده هایی که در درجه اول نویسنده های فیلم بلند هستند و کتاب ها را با تصور ساخت فیلم بلند دریافت کرده بودند. اما آنها کتاب را خوانده بودند و به همان نتیجه رسیده بودند؛ اینکه نمی توان فیلم بلند ساخت. بنابراین آن ناهار معروف را که به شام تبدیل شد، چون ما سه، چهار یا پنج ساعت آنجا بودیم. من خیلی از آنها خوشم آمد و از همان اول با همدیگر رفیق شدیم. خیلی چیزها طی کار عوض شد، وقتی کسی از پروژه جدا یا کسی به آن اضافه می شود، عواملی تغییر می کند در نتیجه برخی اوقات شانس خود را امتحان می کردم و خوشبختانه شانس یار من بود.چطور طی گذشت زمان، حضور شما در این سریال تغییر کرد؟من تهیه کننده اجرایی سریال هستم؛ دیوید و دان سرپرستی پروژه را برعهده دارند. از همان ابتدا می دانستیم این دو سهم بزرگی در این پروژه دارند اما م ...

ادامه مطلب  

اعمال شب نوزدهم از غروب آفتاب احیای شب قدر و بخشش گناهانی به اندازه ستارگان آسمان+اعمال مشترک و مخصوص  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، شب نوزدهم اوّل شب هاى قدر است و شب قدر همان شبى است که در تمام سال شبى به خوبى و فضیلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال مى شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل مى شوند و به خدمت امام زمان علیه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هرکس مقدّر شده است بر امام زمان(عج) عرضه مى کنند.اعمال شب هاى قدر بر دو نوع است یکى آنکه در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آنکه مخصوص است به هر شبى.*اعمال مشترک لیالی قدراول: غسل است علامه مجلسى فرموده که غسل این شب ها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را باغسل بخوانند.دوم: دو رکعت نماز است در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیهِ بگوید در روایت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله است که از جاى خود برنخیزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بیامرزد.سوم: قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید:«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِکتابِک»؛خدایا از تو خواهم به حق کتاب«الْمُنْزَلِ وَما فیهِ وَفیهِ اسْمُک الاْکبَرُ وَاَسْماَّؤُک الْحُسْنى وَما یخافُ»؛فرستاده شده ات و آنچه در آنست که در آن است نام بزرگت و نام هاى نیکویت و آنچه بدانها ترس«وَیرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِک مِنَ النّارِ»؛و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخپس هر حاجت که دارد بخواهد.چهارم آنکه مُصحَف شریف رابگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:«اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَبِحَقِّ کلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ وَبِحَقِّک عَلَیهِمْ»؛خدایا به حق این قرآن و بحق آنکس که او را بدان فرستادى و بحق هر مؤمنى که در این قرآن مدحش کرده اى و بحقى که تو بر ایشان؛«فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّک مِنْک»؛ پس ده مرتبه بگوید: «بِک یا اَللّهُ» و ده مرتبه؛ «بِمُحَمَّدٍ»، ده مرتبه «بِعَلی»، ده مرتبه «بِفاطِمَةَ» و ده مرتبه «بِالْحَسَنِ» و ده مرتبه «بِالْحُسَینِ» و ده مرتبه «بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَینِ» و ده مرتبه «بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِی» و ده مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ» و ده مرتبه «بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ» و ده مرتبه «بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى» و ده مرتبه «بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِی» و ده مرتبه «بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ» و ده مرتبه «بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِی» و ده مرتبه «بِالْحُجَّةِ». پس هر حاجت که دارى طلب کن.پنجم: زیارت کند امام حسین(ع) را در خبر است که چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى کند از بُطنان عرش که حقّ تعالى آمرزیده هر که را که به زیارت قبر حُسین علیه السلام آمده است.ششم: احیا بدارد این شب ها را همانا روایت شده هرکه احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگینى کوه ها و کیل دریاها باشد.هفتم: صد رکعت نماز کند که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند هشتم بخواند:«اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَیتُ لَک عَبْداً داخِراً لا اَمْلِک لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا»؛خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویش نیستم و نتوانم«اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِک عَلى نَفْسى وَاَعْتَرِفُ لَک بِضَعْفِ»؛از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من ...

ادامه مطلب  

اعمال شب نوزدهم ماه مبارک رمضان  

درخواست حذف این مطلب
شب نوزدهم ماه رمضان، اوّل شب های قدر است، شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه. در آن شب تقدیر امور سال می شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می شوند و به خدمت امام زمان(ع) مشرف می شوند و آن چه برای هرکس مقدّر شده است بر امام زمان(ع) عرضه می کنند.به گزارش ایسنا، اعمال شب های قدر بر دو نوع است؛ یکی آن که در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آن که مخصوص است به هر شبی اعمال مشترک شب های قدر(۱۹، ۲۱، ۲۳) به این شرح است:اوّلغسل؛ علاّمه مجلسی فرموده که غسل این شب ها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را با غسل بخواند.دوّمدو رکعت نماز؛ در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ ۷۰ مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید.در روایت نبوی(ص) است که از جای خود برنخیزد تا حقّ تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.سوّمباز کردن قرآن در مقابل خود و گفتن این جملات؛اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِخدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده اتوَ ما فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَاَسْماَّؤُکَ الْحُسْنیو آن چه در آن است که در آن است نام بزرگت و نام های نیکویتوَما یُخافُ وَ یُرْجی اَنْ تَجْعَلَنی مِنْ عُتَقاَّئِکَ مِنَ النّارِو آن چه بدان ها ترس و امید شود که قرارم دهی از زمره آزاد شدگانت از دوزخ"پس هر حاجت که دارد بخواهد"چهارمقرآن کریم را بر سر گذارده و می گوید؛اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِخدایا به حق این قرآنوَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِو بحق آنکس که او را بدان فرستادیوَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِو بحق هر مؤمنی که در این قرآن مدحش کرده ایوَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَو بحقی که تو بر ایشان داری زیرا کسی نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسدپس ۱۰ مرتبه بگوید؛ «بِکَ یا اَللّهُ» بحق خودت ای خداو ۱۰ مرتبه«بِمُحَمَّدٍ» بحق محمدصلی الله علیه و آلهو ۱۰ مرتبه «بِعَلی» بحق علی علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِفاطِمَةَ» بحق فاطمه سلام الله علیهاو ۱۰ مرتبه «بِالْحَسَنِ» بحق حسن علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِالْحُسَیْنِ» بحق حسین علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِعَلِیّ بْنِ الْحُسَیْنِ» بحق علی بن الحسین علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِی» بحق محمد بن علی علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق جعفر بن محمد علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ» بحق موسی بن جعفرعلیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُوسی» بحق علی بن موسی علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِی» بحق محمد بن علی علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق علی بن محمدعلیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِی» بحق حسن بن علی علیه السلامو ۱۰ مرتبه «بِالْحُجَّةِ» به حق حضرت حجت علیه السلام"پس هر حاجت که داری طلب کن"پنجمزیارت امام حسین علیه السلام؛ در خبر است که چون شب قدر می شود منادی از آسمان هفتم ندا می کند از بُطنان عرش که حقّ تعالی آمرزیده هر که را که به زیارت قبر حُسین علیه السلام آمده است.ششمبر پا داشتن احیا؛ همانا روایت شده هرکه احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه ها و وزن دریاها باشد.هفتم۱۰۰ رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که در هر رکعت بعد از حمد ۱۰ مرتبه توحید بخواند.هشتمبخواند: اَللّهُمَّ اِنّی اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَلا ضَرّاًخدایا من شام کردم در حالی که بنده خواری هستم که مالک سود و زیانی برای خویشتن نیستموَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلی نَفْسیو نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگواری را بازگردانم و این مطلبی است که من آن را بر خویش گواهی دهموَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتی وَقِلَّةِ حیلَتی فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍو به ناتوانی خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمدوَاَنْجِزْ لی ما وَعَدْتَنی وَ جَمیعَ الْمُؤْمِنینَ و ...

ادامه مطلب  

اعمال مشترک شب های قدر  

درخواست حذف این مطلب
مجله اینترنتی کمونه (kamooneh.com) : شب نوزدهم ماه رمضان، اوّل شب های قدر است، شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه.در آن شب تقدیر امور سال می شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می شوند و به خدمت امام زمان(ع) مشرف می شوند و آن چه برای هرکس مقدّر شده است بر امام زمان(ع) عرضه می کنند.اعمال شب های قدر بر دو نوع است؛ یکی آن که در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آن که مخصوص است به هر شبی.پس اعمال مشترک شب های قدر(19، 21، 23) به این شرح است:اوّلغسل؛ علاّمه مجلسی فرموده که غسل این شب ها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را با غسل بخواند.دوّمدو رکعت نماز؛ در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ 70 مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید.در روایت نبوی(ص) است که از جای خود برنخیزد تا حقّ تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.سوّمباز کردن قرآن در مقابل خود و گفتن این جملات؛اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِخدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده اتوَ ما فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَاَسْماَّؤُکَ الْحُسْنیو آن چه در آن است که در آن است نام بزرگت و نام های نیکویتوَما یُخافُ وَ یُرْجی اَنْ تَجْعَلَنی مِنْ عُتَقاَّئِکَ مِنَ النّارِو آن چه بدان ها ترس و امید شود که قرارم دهی از زمره آزاد شدگانت از دوزخ"پس هر حاجت که دارد بخواهد"چهارمقرآن کریم را بر سر گذارده و می گوید؛اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِخدایا به حق این قرآنوَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِو بحق آنکس که او را بدان فرستادیوَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِو بحق هر مؤمنی که در این قرآن مدحش کرده ایوَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَو بحقی که تو بر ایشان داری زیرا کسی نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد اعمال مشترک شب های قدر پس 10 مرتبه بگوید؛ «بِکَ یا اَللّهُ» بحق خودت ای خداو 10 مرتبه«بِمُحَمَّدٍ» بحق محمدصلی الله علیه و آلهو10 مرتبه «بِعَلی» بحق علی علیه السلامو 10 مرتبه «بِفاطِمَةَ» بحق فاطمه سلام الله علیهاو 10 مرتبه «بِالْحَسَنِ» بحق حسن علیه السلامو 10 مرتبه «بِالْحُسَیْنِ» بحق حسین علیه السلامو 10 مرتبه «بِعَلِیّ بْنِ الْحُسَیْنِ» بحق علی بن الحسین علیه السلامو 10 مرتبه «بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِی» بحق محمد بن علی علیه السلامو 10 مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق جعفر بن محمد علیه السلامو 10 مرتبه «بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ» بحق موسی بن جعفرعلیه السلامو 10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُوسی» بحق علی بن موسی علیه السلامو 10 مرتبه «بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِی» بحق محمد بن علی علیه السلامو 10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق علی بن محمدعلیه السلامو 10 مرتبه «بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِی» بحق حسن بن علی علیه السلامو 10 مرتبه «بِالْحُجَّةِ» به حق حضرت حجت علیه السلام"پس هر حاجت که داری طلب کن"پنجمزیارت امام حسین علیه السلام؛ در خبر است که چون شب قدر می شود منادی از آسمان هفتم ندا می کند از بُطنان عرش که حقّ تعالی آمرزیده هر که را که به زیارت قبر حُسین علیه السلام آمده است.ششمبر پا داشتن احیا؛ همانا روایت شده هرکه احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه ها و وزن دریاها باشد.هفتم100 رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که در هر رکعت بعد از حمد 10 مرتبه توحید بخواند.هشتمبخواند: اَللّهُمَّ اِنّی اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَلا ضَرّاًخدایا من شام کردم در حالی که بنده خواری هستم که مالک سود و زیانی برای خویشتن نیستموَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلی نَفْسیو نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگواری را بازگردانم و این مطلبی است که من آن را بر خویش گواهی دهموَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتی وَقِلَّةِ حیلَتی فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍو به ناتوانی خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمدوَاَنْجِزْ لی ما وَعَد ...

ادامه مطلب  

آیا چله گرفتن برای دیدار امام زمان(عج) صحیح است  

درخواست حذف این مطلب
آنچه از چله ها و ختم ها و اذکار در کتاب هایى دیده مى شود که اهلیّت تألیف ندارند، اصلى ندارد. زیرا بناى اصلى بر غیبت است، نه بر رؤیت؛ البته دیدن ممکن است؛ ولى به شرط اقتضاى مصلحت. آن هم امرش به دست امام(عج) است، نه به خواسته من و شما! به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) شبستان نوشت: سوالی مطرح می شود که آیا چله ها و ختم هایى که براى مشاهده و دیدار امام زمان(عج) در بعضى از کتاب ها نقل شده، درست است و مى توان از این طریق به محضر آن حضرت(عج) شتافت؟ابتدا باید بدانیم که وظیفه و تکلیف ما در عصر غیبت کبرى، زمینه سازى براى ظهور و قیام امام زمان(عج) و آمادگى براى همراهى با او، ترویج و تبلیغ آرمان هاى والاى امام (علیه السلام)، هم سنخى و ارتباط روحى و قلبى با آن حضرت(عج)، عمل به دستورات دینى، شناخت خواسته هاى او از ما و رفع موانع ظهور است.دوران ما، عصر انتظار پویا و سازنده است و معناى آن چشم به راه بودن، دعا کردن، صبر و تحمّل داشتن و تقویت ایمان و یقین است. ما از این طریق مى توانیم ارتباط روحى و قلبى عمیقى با امام (علیه السلام) برقرار سازیم و همیشه و در همه جا، به فکر و یاد او باشیم و براى سلامتى و فرج آن حضرت دعا کنیم. بر این اساس در کتاب هاى معتبر روایى، سفارش و دستورى مبنى بر زیارت و ملاقات با امام زمان(عج) نرسیده است. چنین خواسته اى، خارج از وظایف ما و الزامات غیبت کبرى است و حتّى با آن منافات دارد.آرى اگر درخواست ملاقات با حضرت(عج) در عصر غیبت، به جهت بهره مندى از وجود او و مورد عنایت خاص او قرار گرفتن است، مطلوب و پسندیده است و چنانچه همراه با اخلاص، ورع، معرفت، تسلیم و عشق باشد، عنایاتى به انسان خواهد شد و به کمالاتى دست خواهد یافت.مى جویم از کوى شفق آواى دیدار /مى خواهم او را در دل سیناى دیدار آئینه اشکم شده پژواک افسوس/مى میرم از این حسرت پیداى دیداهر بامداد از یاس هاى آسمانى/مى پرسم از هنگامه زیباى دیدار مى بینمش در خواب شیرین بهارى/کى مى شود تعبیر این رؤیاى دیداراصل امکان تشرّف به خدمت حضرت مهدى(عج)، به نصّ خاصّى ثابت نشده، جز به تواتر اجمالى که از ادّعاى صالحان و عالمان (داستان هاى دیدار)، به دست آمده است؛ آنچه از چله ها و ختم ها و اذکار در کتاب هایى دیده مى شود که اهلیّت تألیف ندارند، اصلى ندارد. زیرا بناى اصلى بر غیبت است، نه بر رؤیت؛ البته دیدن ممکن است؛ ولى به شرط اقتضاى مصلحت. آن هم امرش به دست امام(عج) است، نه به خواسته من و شما!! پس نباید پى این و آن رفت و درخواست ختم و چله و راه کرد که هر چه گفته شود، بى اصل است! کسانى که رسیده اند، با این ختم ها و چله ها نرسیده اند[1]!!ممکن است برخى از روى خلوص، عملى را شروع کرده باشند و مدّتى ادامه داده اند و بسیار جدیّت کرده اند (از روى رجا و امید)؛ بدون اینکه نظرى به ختم داشته باشند یا آن را چلّه حساب کنند و چون جدیّت بسیار کرده اند، عاقبت برقِ لطف جستن کرده و شامل حال ایشان شده است. مانند اینکه شخصى، احیانا در شب هاى چهارشنبه به مسجد سهله رفته و براى انجام دادن عمل مخصوصى که در شب چهارشنبه رسیده، در آنجا حاضر شده است؛ به این امید که شاید به ملاقات مشرّف شود، چند مدّتى این رنج را به خود داده تا اینکه بالاخره نایل شده است و چون او، از این راه به مقصود رسیده، دیگران نیز به طمع افتاده اند!! کم کم آن را به صورت چله در آورده اند و پس از مدّتى شهرت یافته که: «هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله برود، امام خود را خواهد دید» ؛ کم کم عمل مجرّب خوانده شده و... در حالى که این هیچ موضوعیّت و سندى ندارد. آرى به وسیله عمل و جدیّت، با صفاى باطن و نیّت پاک و عمل صالح، مى توان به خدمت امام(عج) رسید؛ به شرط اینکه نظر علیّت به آن نداشته باشد؛ یعنى، این طور نباشد که عمل خود را علّت بداند که در آن تخلّف نخواهد بود؛ زیرا عمل و جدیّت مقتضى است، علّت نیست بلکه باید به قصد رجا باشد و به شرط اینکه اعمالش مطابق دستور شرع و صلاح و تقوایش مورد پسند باشد.اظهار اشتیاق:اظهار علاقه و اشتیاق به دیدار آن بزرگوار، از نشانه هاى دوستان و موالیان آن حضرت(عج) است و در خوبى و استجابت آن تردیدى نیست؛ چون در دعاها، این معنا آمده است و چه خوب سروده اند:قلبى الیک من الأشواق محترق/و دمعُ عینى من الآماق مُندفقالشوق یُحرقُنى و الدمعُ یُغرقِنى/فهل رأیت غریقا و هو محتَرقُ* * *ز آتش دل سوزم و در سیل اشکم غوطه ور/کس غریقى همچو من دیده در آتش شعله ورشوق روى انورت آرد شگفتى ها به بار/از ظهور طلعتت گردد زمستان ها بهارشوق دیدار یار را شاید نتوان براى همگان یک وظیفه شمرد؛ این وظیفه عاشقى است؛ این تکلیف سوختگان هجران است. آن کس که فراق حضرت مهدى(عج) بى تابش کرده؛ آن کس که دورى رخ زیباى یوسف فاطمه علیها السلام، خواب را از چشمانش گرفته و آن کس که غیبت مولایش راحت و آرامش و آسایش را از او سلب کرده، به چیزى جز دیدار نمى اندیشد:«عزیزُ عَلَىّ اَن اَرَى الخلق و لاترى»[2]؛ «بر من دشوار است که مردم را ببینم اما تو دیده نشوى»[3].مولایمان امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز - با اینکه دو قرن پیش از تولّد امام مهدى(عج) مى زیست - اظهار اشتیاق به دیدارش داشت ؛ چنان که در حدیثى آمده است: امام على (علیه السلام) پس از آنکه قسمتى از صفات و نشانه هاى او را بیان فرمود و به بیعت با او و اجابت دعوتش، امر کرد ؛ فرمود: «آه و به سینه اش اشاره کرد و شوق دیدارش را اظهار داشت».در حدیثى دیگر از احمد بن ابراهیم نقل شده که مى گوید: «به جناب ابو جعفر محمد بن عثمان، اشتیاقم را به دیدار مولایمان بیان کردم ؛ به من فرمود: با وجود اشتیاق مایل هستى او را ببینى؟! گفتم: آرى، فرمود: خداوند پاداش شوق تو را عنایت فرماید و دیدن رویش را به آسانى و عافیت، به تو روزى کند! ابوعبداللّه ! التماس نکن که او را ببینى ؛ زیرا در ایام غیبت، به او اشتیاق دارى و درخواست مکن که با او همنشین گردى که این از عزایم الهى است و تسلیم بودن به آن بهتر است ؛ ولى با زیارت به سوى او توجّه کن...»[4].بر این اساس نیک و پسندیده بودن اشتیاق به آن حضرت، امر واضح و روشنى است ؛ زیرا این از لوازم محبّت است که از دوستان جدا نمى گردد و عبارت «خداوند پاداش شوق تو را عنایت فرماید»، اشاره به ثواب ارزنده اى است که بر آن مترتّب مى شود.اینکه در روایت آمده است: «اى ابوعبداللّه التماس مکن که او را ببینى...»، منظور دیدن آن حضرت به گونه امامان گذشته است ؛ یعنى، هر وقت خواسته باشى، این امر برایت فراهم باشد. جمله «به او اشتیاق دارى...»، در حقیقت، امر به شوق دیدار آن حضرت است و بر فضیلت اشتیاق اهلِ اخلاص به دیدار آن حضرت دلالت مى کند[5]. این اظهار اشتیاق و علاقه، منافاتى با درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان ندارد و درخواست و دعا غیر از چله نشینى و ختم گرفتن و... است.در دعاى عهد از خداوند مى خواهیم: «اللّهُم أرنى الطلعة الرَّشیدة و الغُرَّة الحمیدة»[6] ؛ «بار خدایا! آن طلعت رشید و آن چهره نازنین را به من بنماى...».در دعایى دیگر مى گوییم: «اللّهم انّى اسئلک اَن تُرینى ولىَّ امرک ظاهرا نافذَ الامَر...»[7] ؛ «بار خدایا! از تو مسئلت دارم که ولىّ امرت را به من بنمایانى، در حالى که فرمانش نافذ باشد...».البته منظور از این دعاها و درخواست ها، مى تواند دیدار و مشاهده آن حضرت در عصر ظهور و اشتیاق به همراهى و نصرت او باشد. این را هم باید بدانیم که - به فرض صحّت این دعاها و حکایات نقل شده در رابطه با ملاقات و مشاهده حضرت - تشرّف به محضر حجّت حقّ و آیت عظماى الهى بر روى زمین، به آسانى و به طور عادى، امکان پذیر نیست و شرایط دشوار و طاقت فرسایى دارد.مهم ترین شرط، رفع موانع و حجاب هایى است که بین انسان و امام زمانش وجود دارد و او را دلبسته مادیات، شهوات، نفسانیات و... مى کند. در داستان تشرّف على بن مهزیار آمده است که او نوزده بار به عزم زیارت امام مهدى(عج) به سفر حج مشرّف شد ؛ ولى توفیقى به دست نیاورد ؛ تا اینکه در سفر بیستم، لطف الهى شامل حال او گردید و با اذن و اراده امام توفیق دیدار یافت. وقتى که قاصد مى خواست على بن مهزیار را به محضر امام ببرد، پرسید: چه مى خواهى و دنبال چه مى گردى؟! وى جواب داد: من به دنبال امامى هستم که محجوب و غایب از دیده ها است «ارید الامام المحجوب عن العالم»! قاصد گفت: پاسخ اشتباهى دادى ؛ چه کسى مى گوید که حضرت محجوب از عالم است؟ بلکه این اعمال بد شما او را محجوب کرده است «و ما هو المحجوبُ عن العالم و لکن حَجَبه سوءُ اعمالِکم»[8] و نمى توانید به محضرش بشتابید؟خود على بن مهزیار نقل مى کند که امام زمان(عج) علّت عدم توفیق دیدار را چنین دانسته بود: «لا و لکنّکُم کَثَّرتُم الأموالَ و تَجَبَّرتُم على ضُعفاء المؤمنین و قطّعتم الرّحم الّذى بینکم فاَىُّ عُذر لَکُم؟» ؛ «شما اموالتان را زیاد کردید و بر مؤمنان ضعیف کبر و بزرگى نمودید و قطع رحم کردید ؛ پس هیچ عذرى براى شما نیست». مهم تر از این، کسب لیاقت و شایستگى در پرتو تهذیب و تزکیه نفس و در نتیجه جلب ...

ادامه مطلب  

بامداد بیات: از نام پدرم سوءاستفاده کردند  

درخواست حذف این مطلب
«بامداد بیات» دانش آموخته موسیقی و آهنگساز است و از معروف ترین ساخته های او می توان به «آسیمه سر» و «حوالی اتوبان» اشاره کرد. پسر استاد و آهنگساز نامدار موسیقی ایران «بابک بیات» که خیلی زود توانست مسیر و فضای مستقل خود را پیدا کند.در سن یازده سالگی وارد هنرستان موسیقی شده و سپس برای ادامه تحصیل به کشور کانادا می رود. او پدرش «بابک بیات» را استاد اصلی خود می داند و اعتقاد دارد انسان ها بعد از فوت شان تازه به دنیا می آیند و به همین دلیل، در طول گفت وگو مصّر است تا به جای واژه ی مرحوم بابک بیات بگوییم «استاد بابک بیات». می گوید یک بار مرگ را تجربه کرده ام. در اثر تصادف تا مرحله ی مرگ پیش رفته و آن را خوب می شناسد. شاید همین باعث شده نگاه و جهان بینی اش نسبت به اتفاقات جهان کمی متفاوت باشد.در آثار شاخص کارنامه ی هنری اش می توان به آهنگسازی فیلم هایی چون «سام و نرگس»، «خانه دوست کجاست» و «عصیان» اشاره کرد.بامداد در تلاش است در ماه های آینده کنسرتی تحت عنوان «یادمان استاد بابک بیات» را در تهران روی صحنه ببرد و نزدیک شدن به سالروز تولد این پیشکسوت موسیقی (۲۳ خرداد) بهانه ای بود برای یک گفت وگوی صریح با او که درباره اتفاقات این سال ها حرف بزند. **** این گفت وگو را با یک «فلاش بک» به گذشته شروع کنیم. دورترین تصویری که از موسیقی و پدر در ذهن داری، چیست؟ از دوران بچگی، همیشه نوای دلنشین پیانوی بابا می آمد و ما همیشه پدرم را در حال نواختن و سپس نوشتن موسیقی روی پارتیتور می دیدیم. آن زمان خیلی کوچک بودم و هنوز ساز نمی زدم؛ ولی همیشه برای من یک احساس ناب و خاص بود که در عین کودکی، من را هم جذب می کرد، چه برسد به آدم های بزرگسال. بعد از آن، آرام آرام با همان پیانوی یادگاری پدر -که هنوز هم پیش من است- به همراه خودش موسیقی های مختلفی کار کردیم. از ۱۳ سالگی که دوم راهنمایی بودم، من همه آهنگ های پدر را تنظیم می کردم. * این موضوع آن زمان خیلی خبرساز شد.گله من این است که متأسفانه بسیاری از مردم ما هنوز نمی دانند کار تنظیم کننده چیست. اینکه در موسیقی پاپ روی آلبوم بنویسیم آهنگساز x و تنظیم کننده y فکر می کنند که آهنگساز همه کارها را انجام داده و نمی دانند که کار تنظیم کننده چیست. حتی من آدم های باسوادی -که رشته آن ها موسیقی نبوده- را دیده ام که نمی دانند تنظیم کننده چه کاری انجام می دهد. باید به آن ها توضیح بدهم که کار تنظیم کننده این است که هرچه سازها می نوازند را باید بنویسد. گله ی دیگری که دارم، این است که چرا موسیقی ما -از موسیقی پاپ گرفته تا موسیقی فیلم- با سمپل و کیبورد و سازهایی که پارتیتور ندارد، به درستی اجرا نمی شود و هیچ کس هم در جای خودش نیست. من در آموزشگاه ، شاگردهای بسیاری داشتم ولی آن قدر محیط آلوده بود و کسی هم برای یادگیری موسیقی نیامده بود که از آن جا بیرون آمدم. دوست دارم موسیقی خوب کار کنم ولی می بینم که در دنیای امروز، همه چیز از طریق واسطه ها و کانال ها شکل می گیرد. من فیلم سینمایی خوبی مثل «بن بست وثوق» را کار کرده ام و هر چند سال یک بار این کار را انجام می دهم. دوست دارم فیلم سینمایی خوب و خاص کار کنم. همیشه خود آهنگسازها برای ساختن موسیقی فیلم های خوب پیش قدم می شوند و کار را در دست می گیرند. * این رویه همیشه بوده است. در مورد اولین آثار پدر که در ذهن تو مانده صحبت کنیم. کدام آثار از آن مان در ذهن تو مانده است؟«علی کوچولو» و بعد از آن سریال «سلطان و شبان». من در پروژه ساخت این آثار نبودم و آن زمان سنی نداشتم ولی برای من خیلی جذاب بودند. من از ۱۲ سالگی وارد هنرستان موسیقی شدم و چون همیشه کنار بابا بودم، بی ادعا می گویم که از یک سال بعد از آن -یعنی در ۱۳ سالگی- موسیقی می نوشتم و روی پارتیتورها کار می کردم. چون علم آهنگسازی را از پدرم آموخته بودم. * در هنرستان طبیعتاً خیلی جلوتر از بقیه بچه ها بودی. درست است؟من با معلم ها رابطه دوستانه ای داشتم. هنوز هم افتخار دوستی با آن ها را دارم و از بهترین های ایران هستند. این افتخار را دارم که از دوستان قدیمی بابا هستند و از بچگی با من همکاری می کنند. * می گویند آقای بیات مقابل خواننده ها گارد محکمی داشته و نگاه شان به صدای خواننده به عنوان ابزاری کنار موسیقی بوده و نه بیش از آن. آیا تو ذهنیتی از این موضوع داری؟این مسأله در ۹۹درصد مواقع اتفاق می افتاد. بابا خواننده ها را برند می کرد. از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب هر کسی با بابا کار می کرد، معروف می شد. پدر من همیشه چنین تفکری داشت که ما انسان بزرگ و کوچک نداریم و هر کس جایگاه خودش را دارد. از کارگر زحمت کشی که در خیابان جارو می کشد تا هر کس دیگری جایگاه خودش را دارد و پدر من همیشه این گونه رفتار می کرد و هیچ وقت «منیت» نداشت و من از بابا یاد گرفته ام که این چنین باشم. درخت هر چه پربارتر باشد، خمیده تر می شود و من این رفتار را در دوران بچگی از پدرم و استاد شاملو می دیدم و به نظرم، کمتر انسان هایی در این زمانه این گونه رفتار می کنند. من همیشه سعی می کردم که علاوه بر موسیقی و آهنگسازی، اخلاق را هم از پدر بیاموزم. پدر در کنار درس موسیقی، درس اخلاق هم به من می داد. * در مورد همکاری با خواننده ها، شیوه کار آقای بیات به چه شکل بود؟ بر اساس صدای یک خواننده ملودی را می ساختند یا ابتدا ترانه و ملودی ساخته می شد و سپس دنبال خواننده مناسب برای آن می گشتند؟همیشه هر دوی این روال ها اتفاق می افتاد. اکنون من هم مثل پدر همین کار را می کنم و روی ترانه های خوب از ترانه سراهای مختلف ملودی ساخته و حتی تنظیم هم کرده ام. هر وقت خواننده ای که دوستش داشته باشم را ببینم، کار را برایش می خوانم و اگر به نقطه نظر حسی یکسانی رسیدیم، کار را به او می دهم تا بخواند. ولی الان دوره و زمانه مثل دوران پدران مان نیست و تغییر کرده است. * معروف است که بابک بیات صدای بسیار خوبی داشت. هیچ وقت به این فکر نکرده بود که خودش بخواهد خواننده شود؟بابا همیشه از هر خواننده ای خواننده تر بود و بهتر است بگویم از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب بهترین خواننده های کشور شاگرد پدر من بودند. همیشه از پدرم این را به یاد دارم که آهنگ را لقمه می کردند و در دهان خواننده می گذاشتند. به حدی تحریرهای پدرم زیبا بود که همه خواننده ها دوست داشتند به همان شیوه اجرا کنند. پدرم آهنگ را برای خواننده اجرا می کرد و آن ها گوش می دادند و یاد می گرفتند و دقیقاً مثل همان را اجرا می کردند. برای همین در تلفظ واژه ها و کلمات و نوع گویش و ترکیب ها، دقیقاً سبک بابا را پیاده می کردند. * شما و برادرتان هیچ وقت تمایلی برای خواننده شدن نداشتید؟ پدر مخالفت می کرد و اجازه نمی داد یا خودتان تمایلی به این موضوع نداشتید؟پدرم در این مورد چیزی نگفته بودند ولی بعید هم نیست که خوانندگی را تجربه کنم. البته قصدم از این کار تهیه آلبوم نیست و زمانی این کار را می کنم که خاص باشد و فقط کاری را می خوانم که سبک و استایل خودم باشد. من هیچ وقت نمی گویم خواننده خوبی هستم. من آهنگسازی ام که ممکن است زمانی بخواهم کاری را برای پدرم بخوانم که حس خودم باشد و کس دیگری نتواند از پس اجرای حس من بربیاید. به همین دلیل دوست دارم روی تک تک واژه هایی که نوشته می شود، فکر کنم و آن کار را به امید خدا برای یادمان پدرم اجرا می کنم. * شما و برادرتان به ندرت در یک قاب با هم دیده شده اید و گفته می شود رابطه خوبی با هم ندارید. در حالی که به نظر می رسد همکاری دو پسر بابک بیات، اتفاقات بزرگی را می توانست رقم بزند. این ماجرا تا چه حد صحت دارد؟اتفاقاً ما رابطه خوبی با هم داریم و فقط سبک موسیقی مان با هم فرق دارد. باربد بهترین نوازنده ساز فرنچ هورن در ایران است و سبک موسیقی اش کلاسیک است. من هم موسیقی کلاسیک نوشته ام ولی سبک کارم موسیقی فیلم و سریال یا موسیقی پاپ است که ربطی به موسیقی کلاسیک ندارد. سلیقه ما فرق می کند و در ژانرهای مختلفی کار می کنیم. * همکاری او با علی رهبری در ترکیه در راستای پرداختن به موسیقی کلاسیک است؟من در این مدت به حدی درگیری کاری داشته ام که اطلاعات شما در این زمینه از من بیشتر است. بله با آقای رهبری کار می کنند! * کمی موشکافانه تر در مورد آهنگسازان نسل جدید موسیقی پاپ صحبت کنیم. به نظرت فضای موسیقی امروز با فضای آن سال ها چه قدر تفاوت کرده است؟ موسیقی پاپ در این سال ها مدل هایی از فضای آکوستیک، الکترونیک و… را تجربه کرده.من اعتقاد دارم خیلی ها الکترونیک کار نیستند و وقتی تنظیم الکترونیک می کنند، به درستی از آب در نمی آید و البته برعکس این هم وجود دارد. با کیبورد می زنند و بعد با کا ...

ادامه مطلب  

سعید شهروز: آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم  

درخواست حذف این مطلب
شاید هم همین نکته باعث شد تا برخی مسائل را برای اولین بار عنوان کند. «سعید شهروز» از جمله خواننده های باانرژی و پرخاطره موسیقی پاپ است که با او پس از مدت ها مصاحبه مفصلی درباره همه این سال های حضورش در عرصه موسیقی انجام دادیم. البته صحبت های ما فقط به دوران فعالیت حرفه ای او در عرصه خوانندگی محدود نشد و سعید شهروز نکات جالب و تأمل برانگیزی درباره سال های حضورش در جبهه و جانبازی اش عنوان کرد. موضوعی که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند.با وجود فراز و نشیب ها و دوری دو ساله این خواننده از استیج، کنسرت او روز ۲۲ تیر در فضای باز کاخ نیاوران برگزار می شود و در جریان گپی که با هم داشتیم، او نکاتی درباره این اجرا هم بیان کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید.* در برخی مطالبی که درباره شما نوشته شده، خواندم که ظاهراً پدرتان با فعالیت موسیقایی شما مخالف بودند. درست است؟بله، پدرم صدای زیبایی داشت ولی با موسیقی من مخالف بود. چون موسیقی جایگاه خوبی در جامعه نداشت و همیشه مورد سوال قرار می گرفت. من هم علاقه ذاتی داشتم و وقتی که دید انگیزه زیادی دارم، خودش مشتاق شد. پس از انتشار آلبوم ها هم نظرش عوض شد و حامی و طرفدار من شد. اما مادرم از همان ابتدا مشوق و پشتیبان اصلی من در راه موسیقی بود و بیشترین حمایت ها را از من کرد. همین جا از زحمات پدر و مادرم قدردانی و تشکر ویژه می کنم. بارها به خاطر موسیقی و خوانندگی از خانه قهر کردم! گاهی اوقات هم وقتی که پدرم سرِ کار بود، دوستانم را به خانه می آوردم و موسیقی کار می کردیم. مشکلات زیادی هم برای مسائل آموزش موسیقی داشتیم ولی بالاخره توانستم مسیری که دوست دارم را دنبال کنم.* شما در دوران جنگ به جبهه رفتید. بعضی از هنرمندانی به جبهه می رفتند، از هنرشان برای کارهای فرهنگی و تفریح رزمندگان استفاده می کردند. شما هم این کار را انجام می دادید؟من آن زمان حدوداً ۱۴ سال سن داشتم و با دستکاری شناسنامه ام به جبهه رفتم. دلیل اصلی من هم این بود که ما ساکن کرج بودیم و با شهید فهمیده هم مدرسه ای بودم. آن قدر به شهید فهمیده علاقه داشتم که در سریال «بچه های بهشت» که راجع به او بود هم بازی کردم. زمانی هم که به جبهه رسیدم در برخی مراسم ها می خواندم. آن زمان برای بچه های شهرستان ها قطعات لُری هم می خواندم و دوست داشتند. به خاطر حُزنی که در صدای من وجود داشت، در جبهه که می خواندم مورد استقبال واقع می شد.* گویا در جبهه جانباز هم شدید ولی روی این مسئله مانوری ندادید. از امکاناتی که طبیعتاً برایتان بوده در زمینه موسیقی استفاده کردید؟ با وجود اینکه همیشه در این مورد سوال پرسیده، اما زیاد نخواستم صحبت کنم و موضوع را باز کنم. راستش را بخواهی الان هم کمی برایم سخت است در این زمینه صحبت کنم. وقتی شما بگویید که جنگ بودم با تبصره ای برایتان اتفاقی رخ می دهد و شاید اغماضی در حقتان کنند. هیچ وقت نخواستم از حضورم در جبهه رانت خواری کنم چون نمی خواهم از آن فضای پاک و پرافتخار برای خواندن یک تیتراژِ بیشتر یا اجرای چند کنسرت بیشتر سوءاستفاده کنم. آنقدر خاطراتم از جبهه و جانبازی برایم مقدس است که با هیچ کنسرت و آلبوم و تیتراژی عوضش نمی کنم. تا الان هم سعی کردم در هیچ جا صحبتی از این مسأله به میان نیاورم.در میان خواننده های پاپ، هیچکس شرایط من را ندارد چون دردهای زیادی از جبهه در بدن دارم. برای اولین بار می گویم که از لحاظ روحی و اعصاب مشکلاتی دارم و واقعاً یکی از دلایل کنسرت های کم و آثار کم من همین است. این موارد به غیر از ترکشی است که در بدن دارم. ولی فقط با توکل به خدا زندگی می کنم. هیچ وقت این را نگفتم که بعد از خواندن روی صحنه، حالم چطور می شود. با سیلی صورت خودم را سرخ نگه می دارم. کلاً هم دوست ندارم خاطرات واقعی ام از جبهه و جانبازی را با واقعیت های مجازی و بی ارزش الان عوض کنم.* ولی جالب است که بین خواننده های پاپ، همیشه شوخ تر و با انرژی تر از بقیه هستید.من همه چیز را درون خودم می ریزم و کلاً هم اهل این نیستم که قیافه بگیرم. از خدا می خواهم همه در برخورد اول از من انرژی بگیرند تا خاطره خوب از من داشته باشند. این دیدگاه را آن زمان که معروف شدم هم داشتم چون معروفیت ما واقعی بود. شاید من آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم!* شاید به دلیل همین سابقه دفاع مقدس و تفکراتی که داشتید هیچ وقت از ایران نرفتید.از نفرات اولی بودم که پیشنهادات خیلی زیادی برای اجرای خارج از کشور داشتم و هنوز هم پیشنهاداتی دریافت می کنم. خارج از ایران برایم جذابیت ندارد ولی کلاً با نوع برگزاری کنسرت های خواننده های پاپ در خارج از ایران مخالف هستم. این موضوع هم دلایلی دارد که نمی توانم عنوان کنم.* طی بیست سال اخیر فقط ۴-۵ بار به تلویزیون رفته اید و کلاً آثارتان را بسیار کم پخش می کنند. دلیل خاصی دارد؟تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم «پسرای مشرقی» بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت ۱۲ به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت ۴ عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر ناراحت شدم که خستگی بر تنم ماند. از همان زمان فهمیدم که در تلویزیون لابی وجود دارد و هر زمان که می رفتم می دیدم چند خواننده هم نسل ما مشغول بگو و بخند هستند. ولی من یا شادمهر همیشه تنها بودیم. به خاطر دارم که یک بار شادمهر کار «کویر نشه دلای ما» را برای پخش آورده بود و چند ایراد از کار او گرفتند. در صورتی که چنین چیزی نبود و مشخص بود آن مسئول مربوطه حتماً می خواست جلوی افرادی که آنجا هستند ایرادی به کار ما بگیرد! با شادمهر از دفتر بیرون آمدیم و به او گفتم که این نوار را به من بده و فردا همین نوار را می آوریم و اگر مهمان نداشته باشد، حتماً کار را تأیید می کند! فردا همان نوار را بدون هیچ تغییری آوردیم و در حالی که مهمان نداشت گفت این شد و درست است!در عین حال اگر تلویزیون نبود برای بسیاری از خواننده های هم نسل من اتفاقی رخ نمی داد. همه آنها مورد حمایت بودند و اتفاقات خوبی برایشان رخ داد. آن خواننده ها از طریق تلویزیون برای خودشان کنسرت ها و برنامه های ارگانی متعدد می گرفتند و اگر الان هم سرمایه ای دارند به این دلیل است که با پول با ارزش آن دوره درآمد داشتند. من هم دیدم که از در راهم نمی دهند تصمیم گرفتم از پنجره وارد شوم! دیدم چه سبکی در موسیقی پاپ کم است و با تجربیات خودم و محبت های «بهنام ابطحی» تصمیم گرفتیم کار بزرگی انجام دهیم. آلبوم «پسرای مشرقی» منتشر شد و یکی از معدود کارهای پاپ بود که مجوز «الف» گرفت و می توانست اتفاقات بزرگی برایش رخ دهد و اغلب قابل پخش از تلویزیون بودند ولی یک کار را هم پخش نکردند و حمایتی صورت نگرفت. بحث تیتراژ سریال «نرگس» هم که بعدها به وجود آمد و در نهایت اجازه ندادند کار پخش شود.* با این وجود «پسرای مشرقی» هم بازخورد خوبی داشت.یک روز برای گرفتن چند نوار به شرکت «هم آواز آهنگ» و نزد آقای سلطانی رفتم. ایشان گفت نمی خواهی آلبوم تولید کنی؟ من هم گفتم که این آلبوم زیر نظر حوزه هنری و برای شرکت «آوای برگ» بود و دستمزدی نگرفتم. آلبوم با ارکستر کامل و تنظیم های بهنام ابطحی تولید شد ولی آنها با من همین یک قرارداد را داشتند. با آقای سلطانی صمیمی شدم. ایشان به من گفت سرمایه ای برای کار داری؟ من هم گفتم که اگر سرمایه داشتم بدون دستمزد آن آلبوم را نمی خواندم! آقای سلطانی از کشوی میزش پنج میلیون تومان پول درآورد و به من داد و گفت که سرمایه آلبوم جدیدت است. چون ایشان با دل جلو آمدند، من هم با دل کار کردم و به همراه بهنام ابطحی کار را شروع کردیم و آلبوم «غزلک» تولید شد و در بین پرفروش ترین ها قرار گرفت. به خاطر معرفت آقای سلطانی، با عشق در کنار ایشان ایستادم و ۸ آلبوم با شرکتشان کار کردم. کمتر از ۶ ماه بعد از آلبوم «پسرای مشرقی»، آلبوم «غزلک» بهمن ماه ۱۳۷۹ منتشر شد. نزدیک عید به شرکت هم آواز آهنگ رفتم تا چند نوار بگیرم که در ایام نوروز به اقوام بدهم. غزلک از اولین آلبوم هایی بود که همراهش سی دی داشت. دیدم که شرکت آقای سلطانی خیلی شلوغ است و نمی دانستم که چه می خریدند! به ایشان گفتم ببخشید دست خالی آمدم ولی آقای سلطانی گفت شما عیدی ات را به ما داده ای و برای تولید این آلبوم کم آورده ایم! قرارداد ما تمام شده بود و پولمان را هم گرفته بودیم ولی همان جا آقای سلطانی دوباره یک عدد قابل توجهی را به من داد و گفت این هم عیدی ما به شما است. پس از عید دوباره نزد ایشان رفتم و دو سه برابر آن مبلغ قبل از عید را به عنوان سرمایه تولید آلبوم جدید به من داد. این را هم بگویم که «غزلک» کاری کرد تا دیگر نیازی به تلویزیون نداشته باشم. ضمن اینکه دیگر جذابیتی هم برایم نداشت و علاقه ای به حضور در قاب رسانه نداشتم. با وجود پیشنهادات زیاد در این سالها، خیلی گزینشی عمل کردم و اگر در برنامه ای حضور داشتم به اصرار هواداران عزیزم یا دوستان نزدیکم بود.* درباره میزان فروش غزلک صحبت های زیادی هست. یک جا به نقل از شما خواندم که پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی بوده است. این اثر دقیقاً چقدر فروخت؟آلبوم غزلک تیراژ خیلی بالایی داشت و برای اینکه حساسیت ایجاد نشود عدد نمی گویم اما در بین پرفروش ترین آلبوم های تاریخ موسیقی ایران قرار گرفت.* کل کل زیادی هم با آلبوم «دهاتی» شادمهر عقیلی از لحاظ میزان فروش داشت!در آن زمان همه ما دوست بودیم و این قبیل حرف ها را نداشتیم. خواننده ها در دهه هفتاد برای همدیگر خوب می خواستند و با هم خاطره می ساختند. اما سال ها است که نمی توانیم در این فضای موسیقی خاطره ای بسازیم.* یک نکته جالب درباره شما، روند سریع انتشار آثارتان است. کارها با فاصله کم منتشر می شدند. چطور با این سرعت می توانستید آلبوم منتشر کنید؟ چون شنیده ام که آلبوم «پسرم» را در دو هفته تعطیلات نوروز جمع کردید!زمانی که تولید آلبوم ها را شروع کردیم پر از ایده بودم و ملودی های مختلفی به ذهنم می رسید و شب و روزم را برای موسیقی گذاشتم. برنامه دیگری هم نداشتم و تمام فکرم روی تولید بود. قضیه کنسرت ها مثل الان نبود که خواننده ها هر شب درگیر اجرای تهران و شهرستان باشند. عادت من هم این بود که چند روز پس از پخش آلبوم، سه یا چهار شب کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کردم و سراغ آلبوم بعدی می رفتم. من در آن سال ها فکر نمی کردم که باید از راه خوانندگی پولدار شوم. فقط عشق در کارها داشتیم و به مسائل اولیه زندگی ام فکر می کردم. اگر یک مقدار در آن دوره چرتکه می انداختم، شاید الان خیلی پولدارتر بودم! آلبوم «پسرم» در سال ۸۴ منتشر شد و شرکتی که همیشه با آن کار می کردم خواست تا تغییری در سبک و سیاق کارها ایجاد کنم. ۳ سال فاصله افتاد و در سال ۸۷ آلبوم «بی خوابی» را منتشر کردم.* احتمالاً یکی از دلایل سرعت بالای کارتان، درک متقابل شما و بهنام ابطحی بود. این تنظیم کننده آن سال ها سرش خیلی شلوغ بود و با خیلی ها کار می کرد ولی چطور همدیگر را این قدر خوب پیدا کرده بودید؟در دهه ۷۰، «لاله زار» قیمت و تیراژ یک آلبوم را تعیین می کرد. چند نفر از جمله آقای سلطانی در بازار لاله زار بودند که آلبوم ها را می خریدند و می گفتند اگر سرکاست فلان آلبوم اسمی از بهنام ابطحی باشد من آلبوم را می خرم. اصلاً شرایط طوری شده بود که حتماً باید در سرکاست ها یک کار از بهنام قرار می گرفت. اما شرایط کاری ما این طور بود که من تحمل بالایی داشتم و او اغلب اوقات بی خیال بود. باید سعی می کردم بهنام را جمع و جور کنم! حتی سعی می کردم مدیریت آلبوم های دیگرش را انجام دهم تا کارهای آلبوم خودم هماهنگ باشد! (خنده)من و بهنام ابطحی اول رفاقت کردیم و بعد همکار شدیم. آشنایی ما هم خیلی خنده دار بود! یک روز که برای خواندن اتود یک اثر به شرکت دارینوش رفته بودم، بهنام را دیدم. در مسیر برگشت با هم دوست شدیم و به خانه اش رسیدیم. من هم سعی کردم آدرسش را یاد بگیرم تا دوباره سراغش بیایم! چند مرتبه تلفن خانه اش را گرفتم و حالا نمی دانم خودش بود یا شخص دیگری که جواب می داد و می گفت بهنام نیست! (خنده) یک روز زنگ زدم و فکر کنم خودش بود اما گفت بهنام جام جم است! همان روز به خانه اش رفتم و در زدم و ناگهان خودش در را باز کرد و گفت: «از جان من چه می خواهی؟! بیا تو کُشتی من را!» (خنده) و همین باعث شد که ابتدا رفاقت کنیم و بعد سبک و سیاق همدیگر را درک کردیم. بهنام همه فن حریف بود و هنوز هم اگر حوصله کار داشته باشد به نظرم می تواند موفق باشد.* یعنی اگر الان هم کار کنید می توانید قطعه موفقی تولید کنید؟به غیر از توانایی های بهنام و شناختی که از هم داریم، حضور من و او در کنار هم نوستالژیک خواهد بود. گاهی اوقات صحبت می کنیم ولی زمان سریع می گذرد و نمی توانیم کار را انجام دهیم.* به نظر من بی انگیزگی خواننده های دهه ۷۰ به تنظیم کننده های آن دوره هم سرایت کرد. نمی دانم چه بلایی سر نسل اول موزیسین های پاپ آمد. وقتی جشنواره ای برگزار می شود و هیچ کدام از چهره های فعال آن دوره را دعوت نمی کنند، نشان می دهد که خیلی زود نسل ما را فراموش کردند. همین می شود که هیچ کدام از آن افراد انگیزه ای برای کار نداشته باشد. وقتی فراموش می کنند یک روز این صنعت پس از سال ها سکوت به دست چه کسانی راه افتاد و حتی در یک مراسم رسمی دعوت نمی شوند، دیگر چه انگیزه ای باقی می ماند؟ در دنیا بیشترین احترام برای پیش کسوتان است ولی در ایران آخرین نفر که آمده محترم تر است! حضور ماهواره و اینترنت هم در شرایط کنونی بی تأثیر نیست. در آن زمان حتی دسترسی به موبایل هم کم بود. همین روند پیشرفت تکنولوژی هم باعث شد که نوجوانان طیف تأثیرگذاری در میان مخاطبان موسیقی باشند. با همه این مسائل مدیران می توانستند عزت نسل اول پاپ را حفظ کنند ولی کوتاهی کردند.* یکی از نکات در مورد کارهای سعید شهروز این است که شادمهر در دو آلبوم برایش آهنگسازی کرد. د ...

ادامه مطلب  

سعید شهروز: آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم  

درخواست حذف این مطلب
به گفته خودش برای اولین بار پس از سال ها بود که برای انجام گفت وگو به دفتر یک رسانه می رفت. شاید هم همین نکته باعث شد تا برخی مسائل را برای اولین بار عنوان کند. «سعید شهروز» از جمله خواننده های باانرژی و پرخاطره موسیقی پاپ است که با او پس از مدت ها مصاحبه مفصلی درباره همه این سال های حضورش در عرصه موسیقی انجام دادیم. البته صحبت های ما فقط به دوران فعالیت حرفه ای او در عرصه خوانندگی محدود نشد و سعید شهروز نکات جالب و تأمل برانگیزی درباره سال های حضورش در جبهه و جانبازی اش عنوان کرد. موضوعی که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند.با وجود فراز و نشیب ها و دوری دو ساله این خواننده از استیج، کنسرت او روز ۲۲ تیر در فضای باز کاخ نیاوران برگزار می شود و در جریان گپی که با هم داشتیم، او نکاتی درباره این اجرا هم بیان کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید. * در برخی مطالبی که درباره شما نوشته شده، خواندم که ظاهراً پدرتان با فعالیت موسیقایی شما مخالف بودند. درست است؟بله، پدرم صدای زیبایی داشت ولی با موسیقی من مخالف بود. چون موسیقی جایگاه خوبی در جامعه نداشت و همیشه مورد سوال قرار می گرفت. من هم علاقه ذاتی داشتم و وقتی که دید انگیزه زیادی دارم، خودش مشتاق شد. پس از انتشار آلبوم ها هم نظرش عوض شد و حامی و طرفدار من شد. اما مادرم از همان ابتدا مشوق و پشتیبان اصلی من در راه موسیقی بود و بیشترین حمایت ها را از من کرد. همین جا از زحمات پدر و مادرم قدردانی و تشکر ویژه می کنم. بارها به خاطر موسیقی و خوانندگی از خانه قهر کردم! گاهی اوقات هم وقتی که پدرم سرِ کار بود، دوستانم را به خانه می آوردم و موسیقی کار می کردیم. مشکلات زیادی هم برای مسائل آموزش موسیقی داشتیم ولی بالاخره توانستم مسیری که دوست دارم را دنبال کنم. * شما در دوران جنگ به جبهه رفتید. بعضی از هنرمندانی به جبهه می رفتند، از هنرشان برای کارهای فرهنگی و تفریح رزمندگان استفاده می کردند. شما هم این کار را انجام می دادید؟من آن زمان حدوداً ۱۴ سال سن داشتم و با دستکاری شناسنامه ام به جبهه رفتم. دلیل اصلی من هم این بود که ما ساکن کرج بودیم و با شهید فهمیده هم مدرسه ای بودم. آن قدر به شهید فهمیده علاقه داشتم که در سریال «بچه های بهشت» که راجع به او بود هم بازی کردم. زمانی هم که به جبهه رسیدم در برخی مراسم ها می خواندم. آن زمان برای بچه های شهرستان ها قطعات لُری هم می خواندم و دوست داشتند. به خاطر حُزنی که در صدای من وجود داشت، در جبهه که می خواندم مورد استقبال واقع می شد. * گویا در جبهه جانباز هم شدید ولی روی این مسئله مانوری ندادید. از امکاناتی که طبیعتاً برایتان بوده در زمینه موسیقی استفاده کردید؟ با وجود اینکه همیشه در این مورد سوال پرسیده، اما زیاد نخواستم صحبت کنم و موضوع را باز کنم. راستش را بخواهی الان هم کمی برایم سخت است در این زمینه صحبت کنم. وقتی شما بگویید که جنگ بودم با تبصره ای برایتان اتفاقی رخ می دهد و شاید اغماضی در حقتان کنند. هیچ وقت نخواستم از حضورم در جبهه رانت خواری کنم چون نمی خواهم از آن فضای پاک و پرافتخار برای خواندن یک تیتراژِ بیشتر یا اجرای چند کنسرت بیشتر سوءاستفاده کنم. آنقدر خاطراتم از جبهه و جانبازی برایم مقدس است که با هیچ کنسرت و آلبوم و تیتراژی عوضش نمی کنم. تا الان هم سعی کردم در هیچ جا صحبتی از این مسأله به میان نیاورم.در میان خواننده های پاپ، هیچکس شرایط من را ندارد چون دردهای زیادی از جبهه در بدن دارم. برای اولین بار می گویم که از لحاظ روحی و اعصاب مشکلاتی دارم و واقعاً یکی از دلایل کنسرت های کم و آثار کم من همین است. این موارد به غیر از ترکشی است که در بدن دارم. ولی فقط با توکل به خدا زندگی می کنم. هیچ وقت این را نگفتم که بعد از خواندن روی صحنه، حالم چطور می شود. با سیلی صورت خودم را سرخ نگه می دارم. کلاً هم دوست ندارم خاطرات واقعی ام از جبهه و جانبازی را با واقعیت های مجازی و بی ارزش الان عوض کنم. * ولی جالب است که بین خواننده های پاپ، همیشه شوخ تر و با انرژی تر از بقیه هستید.من همه چیز را درون خودم می ریزم و کلاً هم اهل این نیستم که قیافه بگیرم. از خدا می خواهم همه در برخورد اول از من انرژی بگیرند تا خاطره خوب از من داشته باشند. این دیدگاه را آن زمان که معروف شدم هم داشتم چون معروفیت ما واقعی بود. شاید من آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم! * شاید به دلیل همین سابقه دفاع مقدس و تفکراتی که داشتید هیچ وقت از ایران نرفتید.از نفرات اولی بودم که پیشنهادات خیلی زیادی برای اجرای خارج از کشور داشتم و هنوز هم پیشنهاداتی دریافت می کنم. خارج از ایران برایم جذابیت ندارد ولی کلاً با نوع برگزاری کنسرت های خواننده های پاپ در خارج از ایران مخالف هستم. این موضوع هم دلایلی دارد که نمی توانم عنوان کنم. * طی بیست سال اخیر فقط ۴-۵ بار به تلویزیون رفته اید و کلاً آثارتان را بسیار کم پخش می کنند. دلیل خاصی دارد؟تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم «پسرای مشرقی» بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت ۱۲ به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت ۴ عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر ناراحت شدم که خستگی بر تنم ماند. از همان زمان فهمیدم که در تلویزیون لابی وجود دارد و هر زمان که می رفتم می دیدم چند خواننده هم نسل ما مشغول بگو و بخند هستند. ولی من یا شادمهر همیشه تنها بودیم. به خاطر دارم که یک بار شادمهر کار «کویر نشه دلای ما» را برای پخش آورده بود و چند ایراد از کار او گرفتند. در صورتی که چنین چیزی نبود و مشخص بود آن مسئول مربوطه حتماً می خواست جلوی افرادی که آنجا هستند ایرادی به کار ما بگیرد! با شادمهر از دفتر بیرون آمدیم و به او گفتم که این نوار را به من بده و فردا همین نوار را می آوریم و اگر مهمان نداشته باشد، حتماً کار را تأیید می کند! فردا همان نوار را بدون هیچ تغییری آوردیم و در حالی که مهمان نداشت گفت این شد و درست است!در عین حال اگر تلویزیون نبود برای بسیاری از خواننده های هم نسل من اتفاقی رخ نمی داد. همه آنها مورد حمایت بودند و اتفاقات خوبی برایشان رخ داد. آن خواننده ها از طریق تلویزیون برای خودشان کنسرت ها و برنامه های ارگانی متعدد می گرفتند و اگر الان هم سرمایه ای دارند به این دلیل است که با پول با ارزش آن دوره درآمد داشتند. من هم دیدم که از در راهم نمی دهند تصمیم گرفتم از پنجره وارد شوم! دیدم چه سبکی در موسیقی پاپ کم است و با تجربیات خودم و محبت های «بهنام ابطحی» تصمیم گرفتیم کار بزرگی انجام دهیم. آلبوم «پسرای مشرقی» منتشر شد و یکی از معدود کارهای پاپ بود که مجوز «الف» گرفت و می توانست اتفاقات بزرگی برایش رخ دهد و اغلب قابل پخش از تلویزیون بودند ولی یک کار را هم پخش نکردند و حمایتی صورت نگرفت. بحث تیتراژ سریال «نرگس» هم که بعدها به وجود آمد و در نهایت اجازه ندادند کار پخش شود. * با این وجود «پسرای مشرقی» هم بازخورد خوبی داشت.یک روز برای گرفتن چند نوار به شرکت «هم آواز آهنگ» و نزد آقای سلطانی رفتم. ایشان گفت نمی خواهی آلبوم تولید کنی؟ من هم گفتم که این آلبوم زیر نظر حوزه هنری و برای شرکت «آوای برگ» بود و دستمزدی نگرفتم. آلبوم با ارکستر کامل و تنظیم های بهنام ابطحی تولید شد ولی آنها با من همین یک قرارداد را داشتند. با آقای سلطانی صمیمی شدم. ایشان به من گفت سرمایه ای برای کار داری؟ من هم گفتم که اگر سرمایه داشتم بدون دستمزد آن آلبوم را نمی خواندم! آقای سلطانی از کشوی میزش پنج میلیون تومان پول درآورد و به من داد و گفت که سرمایه آلبوم جدیدت است. چون ایشان با دل جلو آمدند، من هم با دل کار کردم و به همراه بهنام ابطحی کار را شروع کردیم و آلبوم «غزلک» تولید شد و در بین پرفروش ترین ها قرار گرفت. به خاطر معرفت آقای سلطانی، با عشق در کنار ایشان ایستادم و ۸ آلبوم با شرکتشان کار کردم. کمتر از ۶ ماه بعد از آلبوم «پسرای مشرقی»، آلبوم «غزلک» بهمن ماه ۱۳۷۹ منتشر شد. نزدیک عید به شرکت هم آواز آهنگ رفتم تا چند نوار بگیرم که در ایام نوروز به اقوام بدهم. غزلک از اولین آلبوم هایی بود که همراهش سی دی داشت. دیدم که شرکت آقای سلطانی خیلی شلوغ است و نمی دانستم که چه می خریدند! به ایشان گفتم ببخشید دست خالی آمدم ولی آقای سلطانی گفت شما عیدی ات را به ما داده ای و برای تولید این آلبوم کم آورده ایم! قرارداد ما تمام شده بود و پولمان را هم گرفته بودیم ولی همان جا آقای سلطانی دوباره یک عدد قابل توجهی را به من داد و گفت این هم عیدی ما به شما است. پس از عید دوباره نزد ایشان رفتم و دو سه برابر آن مبلغ قبل از عید را به عنوان سرمایه تولید آلبوم جدید به من داد. این را هم بگویم که «غزلک» کاری کرد تا دیگر نیازی به تلویزیون نداشته باشم. ضمن اینکه دیگر جذابیتی هم برایم نداشت و علاقه ای به حضور در قاب رسانه نداشتم. با وجود پیشنهادات زیاد در این سالها، خیلی گزینشی عمل کردم و اگر در برنامه ای حضور داشتم به اصرار هواداران عزیزم یا دوستان نزدیکم بود. * درباره میزان فروش غزلک صحبت های زیادی هست. یک جا به نقل از شما خواندم که پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی بوده است. این اثر دقیقاً چقدر فروخت؟آلبوم غزلک تیراژ خیلی بالایی داشت و برای اینکه حساسیت ایجاد نشود عدد نمی گویم اما در بین پرفروش ترین آلبوم های تاریخ موسیقی ایران قرار گرفت. * کل کل زیادی هم با آلبوم «دهاتی» شادمهر عقیلی از لحاظ میزان فروش داشت!در آن زمان همه ما دوست بودیم و این قبیل حرف ها را نداشتیم. خواننده ها در دهه هفتاد برای همدیگر خوب می خواستند و با هم خاطره می ساختند. اما سال ها است که نمی توانیم در این فضای موسیقی خاطره ای بسازیم. * یک نکته جالب درباره شما، روند سریع انتشار آثارتان است. کارها با فاصله کم منتشر می شدند. چطور با این سرعت می توانستید آلبوم منتشر کنید؟ چون شنیده ام که آلبوم «پسرم» را در دو هفته تعطیلات نوروز جمع کردید!زمانی که تولید آلبوم ها را شروع کردیم پر از ایده بودم و ملودی های مختلفی به ذهنم می رسید و شب و روزم را برای موسیقی گذاشتم. برنامه دیگری هم نداشتم و تمام فکرم روی تولید بود. قضیه کنسرت ها مثل الان نبود که خواننده ها هر شب درگیر اجرای تهران و شهرستان باشند. عادت من هم این بود که چند روز پس از پخش آلبوم، سه یا چهار شب کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کردم و سراغ آلبوم بعدی می رفتم. من در آن سال ها فکر نمی کردم که باید از راه خوانندگی پولدار شوم. فقط عشق در کارها داشتیم و به مسائل اولیه زندگی ام فکر می کردم. اگر یک مقدار در آن دوره چرتکه می انداختم، شاید الان خیلی پولدارتر بودم! آلبوم «پسرم» در سال ۸۴ منتشر شد و شرکتی که همیشه با آن کار می کردم خواست تا تغییری در سبک و سیاق کارها ایجاد کنم. ۳ سال فاصله افتاد و در سال ۸۷ آلبوم «بی خوابی» را منتشر کردم. * احتمالاً یکی از دلایل سرعت بالای کارتان، درک متقابل شما و بهنام ابطحی بود. این تنظیم کننده آن سال ها سرش خیلی شلوغ بود و با خیلی ها کار می کرد ولی چطور همدیگر را این قدر خوب پیدا کرده بودید؟در دهه ۷۰، «لاله زار» قیمت و تیراژ یک آلبوم را تعیین می کرد. چند نفر از جمله آقای سلطانی در بازار لاله زار بودند که آلبوم ها را می خریدند و می گفتند اگر سرکاست فلان آلبوم اسمی از بهنام ابطحی باشد من آلبوم را می خرم. اصلاً شرایط طوری شده بود که حتماً باید در سرکاست ها یک کار از بهنام قرار می گرفت. اما شرایط کاری ما این طور بود که من تحمل بالایی داشتم و او اغلب اوقات بی خیال بود. باید سعی می کردم بهنام را جمع و جور کنم! حتی سعی می کردم مدیریت آلبوم های دیگرش را انجام دهم تا کارهای آلبوم خودم هماهنگ باشد! (خنده)من و بهنام ابطحی اول رفاقت کردیم و بعد همکار شدیم. آشنایی ما هم خیلی خنده دار بود! یک روز که برای خواندن اتود یک اثر به شرکت دارینوش رفته بودم، بهنام را دیدم. در مسیر برگشت با هم دوست شدیم و به خانه اش رسیدیم. من هم سعی کردم آدرسش را یاد بگیرم تا دوباره سراغش بیایم! چند مرتبه تلفن خانه اش را گرفتم و حالا نمی دانم خودش بود یا شخص دیگری که جواب می داد و می گفت بهنام نیست! (خنده) یک روز زنگ زدم و فکر کنم خودش بود اما گفت بهنام جام جم است! همان روز به خانه اش رفتم و در زدم و ناگهان خودش در را باز کرد و گفت: «از جان من چه می خواهی؟! بیا تو کُشتی من را!» (خنده) و همین باعث شد که ابتدا رفاقت کنیم و بعد سبک و سیاق همدیگر را درک کردیم. بهنام همه فن حریف بود و هنوز هم اگر حوصله کار داشته باشد به نظرم می تواند موفق باشد. * یعنی اگر الان هم کار کنید می توانید قطعه موفقی تولید کنید؟به غیر از توانایی های بهنام و شناختی که از هم داریم، حضور من و او در کنار هم نوستالژیک خواهد بود. گاهی اوقات صحبت می کنیم ولی زمان سریع می گذرد و نمی توانیم کار را انجام دهیم. * به نظر من بی انگیزگی خواننده های دهه ۷۰ به تنظیم کننده های آن دوره هم سرایت کرد. نمی دانم چه بلایی سر نسل اول موزیسین های پاپ آمد. وقتی جشنواره ای برگزار می شود و هیچ کدام از چهره های فعال آن دوره را دعوت نمی کنند، نشان می دهد که خیلی زود نسل ما را فراموش کردند. همین می شود که هیچ کدام از آن افراد انگیزه ای برای کار نداشته باشد. وقتی فراموش می کنند یک روز این صنعت پس از سال ها سکوت به دست چه کسانی راه افتاد و حتی در یک مراسم رسمی دعوت نمی شوند، دیگر چه انگیزه ای باقی می ماند؟ در دنیا بیشترین احترام برای پیش کسوتان است ولی در ایران آخرین نفر که آمده محترم تر است! حضور ماهواره و اینترنت هم در شرایط کنونی بی تأثیر نیست. در آن زمان حتی دسترسی به موبایل هم کم بود. همین روند پیشرفت تکنولوژی هم باعث شد که نوجوانان طیف تأثیرگذاری در میان مخاطبان موسیقی باشند. با همه این مسائل مدیران می توانستند عزت نسل اول پاپ را حفظ کنند ولی کوتاهی کردند. * یکی از نکات در مورد کارهای سعید شهروز این است ...

ادامه مطلب  

در میان مشهورها گم شدم...!  

درخواست حذف این مطلب
تبلیغات در سایتتماس با مادرباره ماصفحه اولامروز: جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ - 16 june 2017قیمت تبلتقیمت دوربینقیمت سکه و طلاقیمت موبایلقیمت لپ تاپقیمت خودرونرخ ارزشاخص بورسصفحه نخستمدیریت شهریشهرداری تهرانتستشورای شهرشهرداری هاسیاسیاجتماعیاقتصادیفرهنگی هنریورزشیعلمی آموزشیمذهبیچند رسانه ایفیلمرهبریسیاسیطنزکلیپصداگزارش تصویریعکسکاریکاتوراینفوگرافیکگرافیکانیمیشنبین المللمطالبات مردمیاعلام دارایی مسئولانتصاویرچهره هاعجایبدیدنی هادکوراسیونطبیعت و حیاط وحشاستانها هشداری تی وی تلویزیون اینترنتی یادداشتعلی برکت الله برای روحانی مجاز است برای قالیباف ممنوع!گنجینه آثار آقازاده سیدحسن خمینی و چند سوال! + تصاویرچند کلمه حرف حساب با روسای سه قوه حساس ترین خیابان جهان در تهران پاشنه ی آشیلِ جمهوری اسلامیاز نگاه مبارزپرور رهبری تا نگاه کوتوله‎پرور آقایان!اخبار برگزیدهقیمت سکه و طلاقیمت دوربینقیمت موبایلماجرای استفاده از پنبه به جای گوشت در حلیم چه بود؟!آتش سوزی برج مسکونی 27 طبقه در لندن +تصاویر کلاهبرداری میلیاردی بچه سردار قلابی از دختران دم بخت/ متهم را شناسایی کنید نخستین شهید وزارت اطلاعات در درگیری با تروریست ها از گیلان+تصویر علی مطهری: رفع حصر هم آتش به اختیار است!گنجینه آثار آقازاده سیدحسن خمینی و چند سوال! + تصاویرچند کلمه حرف حساب با روسای سه قوه ریختن «شربت معده» در روغن های سرخ کردنی باشکوه ترین متروی جهان+تصاویر خودتحریمی «حج» به نفع کیست؟ دیدار دکتر قالیباف با سرپرست دانشگاه آزاد و محسن هاشمیوام درمان و تحصیل 10 میلیون تومان شدپلاسکوی لندن در آتش سوخت (تصاویر)میزان پاداش پرداختی فیفا به تیم ملی ایران برای صعود به جام جهانی حساس ترین خیابان جهان در تهران پاشنه ی آشیلِ جمهوری اسلامی دلیل ملاقات تاج، ساکت و اعضای هیئت رئیسه فدراسیون با سرمربی ایرانی وردربرمن چه بود؟ + عکس تکذیب ارسال پیام رهبرانقلاب به احمدی نژادگزارشبا خدا چگونه حرف بزنیم؟سعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!املتی پُر از فیبر، پروتئین و آهن«جام جهانی» به جای «جنگ جهانی»مائو تسه تونگ؛ پدر خلق چین یا دیکتاتوری خشن؟!بیشترپنجرهبیشتراشتراک خبر نامهدریافت مهمترین و جدیدترین اخبار بصورت روزانه در ایمیل خودپربازدیدترین اخبارپیگیری شکایات مشتریان ایران خودرو در 60 دقیقهحقوق ۷میلیون تومانی برای کم سوادان و ۲میلیونی برای معلمان عدالت نیستداعشی هلاک شده در مجلس و نشانه گیری دقیق نیروهای امنیتی/عکس18+اسامی مصدومان و کشته شدگان امروز مجلس و حرم امام (ره)گمانه زنی ها برای تصدی "وزارت آموزش و پرورش" در دولت دوازدهمداعش مسئول حملات امروز تهران!داعش چگونه به تهران حمله کرد؟وزیر آموزش و پرورش شهادت ۲ فرهنگی حادثه تروریستی تهران را تسلیت گفتبرگزاری دوره «ضمن خدمت» تفسیر برگزیده واژه های آسمانی برای تمام فرهنگیانمولاوردی و تصدی وزارت آموزش و پرورش/معاون جنجالی رئیس جمهور به وزارت آموزش و پرورش می رود؟بیشترآخرین اخباربا خدا چگونه حرف بزنیم؟سعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!املتی پُر از فیبر، پروتئین و آهنمقدمات لازم برای انجام مبادلات بانکی با ارز ملی بین ایران و ترکیه فراهم شده استواگذاری مدیریت مرکز نگهداری معتادان استان مرکزی به بهزیستی«جام جهانی» به جای «جنگ جهانی»مائو تسه تونگ؛ پدر خلق چین یا دیکتاتوری خشن؟!این نوع از «پیتزا» دیگر نوبر است!!آیا محمود عباس، غزه را «منطقه شورشی» اعلام می کند؟تکفیری ها دشمنان ولایت و نظام هستند/ایجاد فتنه در جهان اسلامخوب و بد حکومت قاجاراما استون: مرگ، هیجان زندگی استقیمه کاسالین و کیچری؛ لذتِ تجربه ی غذای هندیسفیر روسیه در فلسطین اشغالی: حزب الله و حماس «تروریستی» نیستندآرامش در حرم حضرت عبدالعظیم/ ترقه دست ساز منشاء صدا بوداحیای شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان در استان ها 2۷ کشته و ده ها زخمی در انفجار در ورودی مهدکودکی در چینتوبه واقعی اولین شرط قرار گرفتن انسان در مدار عظمت شب های قدر استواگذاری ۲ جزیره مصری به عربستان در پارلمان در کمتر از ۳۰ دقیقه۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدرکد خبر: 238670 تاریخ انتشار: جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۱۰ دسته: تصاویرسعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!وب سایت موسیقی ما: به گفته خودش برای اولین بار پس از سال ها بود که برای انجام گفت وگو به دفتر یک رسانه می رفت. شاید هم همین نکته باعث شد تا برخی مسائل را برای اولین بار عنوان کند. «سعید شهروز» از جمله خواننده های باانرژی و پرخاطره موسیقی پاپ است که چند روز پیش میهمان ما بود و با او پس از مدت ها مصاحبه مفصلی درباره همه این سال های حضورش در عرصه موسیقی انجام دادیم. البته صحبت های ما فقط به دوران فعالیت حرفه ای او در عرصه خوانندگی محدود نشد و سعید شهروز نکات جالب و تأمل برانگیزی درباره سال های حضورش در جبهه و جانبازی اش عنوان کرد. موضوعی که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند.با وجود فراز و نشیب ها و دوری دو ساله این خواننده از استیج، کنسرت او روز 22 تیر در فضای باز کاخ نیاوران برگزار می شود و در جریان گپی که با هم داشتیم، او نکاتی درباره این اجرا هم بیان کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید. در برخی مطالبی که درباره شما نوشته شده، خواندم که ظاهراً پدرتان با فعالیت موسیقایی شما مخالف بودند. درست است؟بله، پدرم صدای زیبایی داشت ولی با موسیقی من مخالف بود. چون موسیقی جایگاه خوبی در جامعه نداشت و همیشه مورد سوال قرار می گرفت. من هم علاقه ذاتی داشتم و وقتی که دید انگیزه زیادی دارم، خودش مشتاق شد. پس از انتشار آلبوم ها هم نظرش عوض شد و حامی و طرفدار من شد. اما مادرم از همان ابتدا مشوق و پشتیبان اصلی من در راه موسیقی بود و بیشترین حمایت ها را از من کرد. همین جا از زحمات پدر و مادرم قدردانی و تشکر ویژه می کنم. بارها به خاطر موسیقی و خوانندگی از خانه قهر کردم! گاهی اوقات هم وقتی که پدرم سرِ کار بود، دوستانم را به خانه می آوردم و موسیقی کار می کردیم. مشکلات زیادی هم برای مسائل آموزش موسیقی داشتیم ولی بالاخره توانستم مسیری که دوست دارم را دنبال کنم. شما در دوران جنگ به جبهه رفتید. بعضی از هنرمندانی به جبهه می رفتند، از هنرشان برای کارهای فرهنگی و تفریح رزمندگان استفاده می کردند. شما هم این کار را انجام می دادید؟من آن زمان حدوداً 14 سال سن داشتم و با دستکاری شناسنامه ام به جبهه رفتم. دلیل اصلی من هم این بود که ما ساکن کرج بودیم و با شهید فهمیده هم مدرسه ای بودم. آن قدر به شهید فهمیده علاقه داشتم که در سریال «بچه های بهشت» که راجع به او بود هم بازی کردم. زمانی هم که به جبهه رسیدم در برخی مراسم ها می خواندم. آن زمان برای بچه های شهرستان ها قطعات لُری هم می خواندم و دوست داشتند. به خاطر حُزنی که در صدای من وجود داشت، در جبهه که می خواندم مورد استقبال واقع می شد. گویا در جبهه جانباز هم شدید ولی روی این مسئله مانوری ندادید. از امکاناتی که طبیعتاً برایتان بوده در زمینه موسیقی استفاده کردید؟با وجود اینکه همیشه در این مورد سوال پرسیده، اما زیاد نخواستم صحبت کنم و موضوع را باز کنم. راستش را بخواهی الان هم کمی برایم سخت است در این زمینه صحبت کنم. وقتی شما بگویید که جنگ بودم با تبصره ای برایتان اتفاقی رخ می دهد و شاید اغماضی در حقتان کنند. هیچ وقت نخواستم از حضورم در جبهه رانت خواری کنم چون نمی خواهم از آن فضای پاک و پرافتخار برای خواندن یک تیتراژِ بیشتر یا اجرای چند کنسرت بیشتر سوءاستفاده کنم. آنقدر خاطراتم از جبهه و جانبازی برایم مقدس است که با هیچ کنسرت و آلبوم و تیتراژی عوضش نمی کنم. تا الان هم سعی کردم در هیچ جا صحبتی از این مسأله به میان نیاورم.در میان خواننده های پاپ، هیچکس شرایط من را ندارد چون دردهای زیادی از جبهه در بدن دارم. برای اولین بار می گویم که از لحاظ روحی و اعصاب مشکلاتی دارم و واقعاً یکی از دلایل کنسرت های کم و آثار کم من همین است. این موارد به غیر از ترکشی است که در بدن دارم. ولی فقط با توکل به خدا زندگی می کنم. هیچ وقت این را نگفتم که بعد از خواندن روی صحنه، حالم چطور می شود. با سیلی صورت خودم را سرخ نگه می دارم. کلاً هم دوست ندارم خاطرات واقعی ام از جبهه و جانبازی را با واقعیت های مجازی و بی ارزش الان عوض کنم. ولی جالب است که بین خواننده های پاپ، همیشه شوخ تر و با انرژی تر از بقیه هستید.من همه چیز را درون خودم می ریزم و کلاً هم اهل این نیستم که قیافه بگیرم. از خدا می خواهم همه در برخورد اول از من انرژی بگیرند تا خاطره خوب از من داشته باشند. این دیدگاه را آن زمان که معروف شدم هم داشتم چون معروفیت ما واقعی بود. شاید من آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم! شاید به دلیل همین سابقه دفاع مقدس و تفکراتی که داشتید هیچ وقت از ایران نرفتید.از نفرات اولی بودم که پیشنهادات خیلی زیادی برای اجرای خارج از کشور داشتم و هنوز هم پیشنهاداتی دریافت می کنم. خارج از ایران برایم جذابیت ندارد ولی کلاً با نوع برگزاری کنسرت های خواننده های پاپ در خارج از ایران مخالف هستم. این موضوع هم دلایلی دارد که نمی توانم عنوان کنم. طی بیست سال اخیر فقط 4-5 بار به تلویزیون رفته اید و کلاً آثارتان را بسیار کم پخش می کنند. دلیل خاصی دارد؟تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم «پسرای مشرقی» بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت 12 به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت 4 عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر ناراحت شدم که خستگی بر تنم ماند. از همان زمان فهمیدم که در تلویزیون لابی وجود دارد و هر زمان که می رفتم می دیدم چند خواننده هم نسل ما مشغول بگو و بخند هستند. ولی من یا شادمهر همیشه تنها بودیم. به خاطر دارم که یک بار شادمهر کار «کویر نشه دلای ما» را برای پخش آورده بود و چند ایراد از کار او گرفتند. در صورتی که چنین چیزی نبود و مشخص بود آن مسئول مربوطه حتماً می خواست جلوی افرادی که آنجا هستند ایرادی به کار ما بگیرد! با شادمهر از دفتر بیرون آمدیم و به او گفتم که این نوار را به من بده و فردا همین نوار را می آوریم و اگر مهمان نداشته باشد، حتماً کار را تأیید می کند! فردا همان نوار را بدون هیچ تغییری آوردیم و در حالی که مهمان نداشت گفت این شد و درست است!در عین حال اگر تلویزیون نبود برای بسیاری از خواننده های هم نسل من اتفاقی رخ نمی داد. همه آنها مورد حمایت بودند و اتفاقات خوبی برایشان رخ داد. آن خواننده ها از طریق تلویزیون برای خودشان کنسرت ها و برنامه های ارگانی متعدد می گرفتند و اگر الان هم سرمایه ای دارند به این دلیل است که با پول با ارزش آن دوره درآمد داشتند. من هم دیدم که از در راهم نمی دهند تصمیم گرفتم از پنجره وارد شوم! دیدم چه سبکی در موسیقی پاپ کم است و با تجربیات خودم و محبت های «بهنام ابطحی» تصمیم گرفتیم کار بزرگی انجام دهیم. آلبوم «پسرای مشرقی» منتشر شد و یکی از معدود کارهای پاپ بود که مجوز «الف» گرفت و می توانست اتفاقات بزرگی برایش رخ دهد و اغلب قابل پخش از تلویزیون بودند ولی یک کار را هم پخش نکردند و حمایتی صورت نگرفت. بحث تیتراژ سریال «نرگس» هم که بعدها به وجود آمد و در نهایت اجازه ندادند کار پخش شود. با این وجود «پسرای مشرقی» هم بازخورد خوبی داشت.یک روز برای گرفتن چند نوار به شرکت «هم آواز آهنگ» و نزد آقای سلطانی رفتم. ایشان گفت نمی خواهی آلبوم تولید کنی؟ من هم گفتم که این آلبوم زیر نظر حوزه هنری و برای شرکت «آوای برگ» بود و دستمزدی نگرفتم. آلبوم با ارکستر کامل و تنظیم های بهنام ابطحی تولید شد ولی آنها با من همین یک قرارداد را داشتند. با آقای سلطانی صمیمی شدم. ایشان به من گفت سرمایه ای برای کار داری؟ من هم گفتم که اگر سرمایه داشتم بدون دستمزد آن آلبوم را نمی خواندم! آقای سلطانی از کشوی میزش پنج میلیون تومان پول درآورد و به من داد و گفت که سرمایه آلبوم جدیدت است. چون ایشان با دل جلو آمدند، من هم با دل کار کردم و به همراه بهنام ابطحی کار را شروع کردیم و آلبوم «غزلک» تولید شد و در بین پرفروش ترین ها قرار گرفت. به خاطر معرفت آقای سلطانی، با عشق در کنار ایشان ایستادم و 8 آلبوم با شرکتشان کار کردم. کمتر از 6 ماه بعد از آلبوم «پسرای مشرقی»، آلبوم «غزلک» بهمن ماه 1379 منتشر شد. نزدیک عید به شرکت هم آواز آهنگ رفتم تا چند نوار بگیرم که در ایام نوروز به اقوام بدهم. غزلک از اولین آلبوم هایی بود که همراهش سی دی داشت. دیدم که شرکت آقای سلطانی خیلی شلوغ است و نمی دانستم که چه می خریدند! به ایشان گفتم ببخشید دست خالی آمدم ولی آقای سلطانی گفت شما عیدی ات را به ما داده ای و برای تولید این آلبوم کم آورده ایم! قرارداد ما تمام شده بود و پولمان را هم گرفته بودیم ولی همان جا آقای سلطانی دوباره یک عدد قابل توجهی را به من داد و گفت این هم عیدی ما به شما است. پس از عید دوباره نزد ایشان رفتم و دو سه برابر آن مبلغ قبل از عید را به عنوان سرمایه تولید آلبوم جدید به من داد. این را هم بگویم که «غزلک» کاری کرد تا دیگر نیازی به تلویزیون نداشته باشم. ضمن اینکه دیگر جذابیتی هم برایم نداشت و علاقه ای به حضور در قاب رسانه نداشتم. با وجود پیشنهادات زیاد در این سالها، خیلی گزینشی عمل کردم و اگر در برنامه ای حضور داشتم به اصرار هواداران عزیزم یا دوستان نزدیکم بود. درباره میزان فروش غزلک صحبت های زیادی هست. یک جا به نقل از شما خواندم که پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی بوده است. این اثر دقیقاً چقدر فروخت؟آلبوم غزلک تیراژ خیلی بالایی داشت و برای اینکه حساسیت ایجاد نشود عدد نمی گویم اما در بین پرفروش ترین آلبوم های تاریخ موسیقی ایران قرار گرفت. کل کل زیادی هم با آلبوم «دهاتی» شادمهر عقیلی از لحاظ میزان فروش داشت!در آن زمان همه ما دوست بودیم و این قبیل حرف ها را نداشتیم. خواننده ها در دهه هفتاد برای همدیگر خوب می خواستند و با هم خاطره می ساختند. اما سال ها است که نمی توانیم در این فضای موسیقی خاطره ای بسازیم. یک نکته جالب درباره شما، روند سریع انتشار آثارتان است. کارها با فاصله کم منتشر می شدند. چطور با این سرعت می توانستید آلبوم منتشر کنید؟ چون شنیده ام که آلبوم «پسرم» را در دو هفته تعطیلات نوروز جمع کردید!زمانی که تولید آلبوم ها را شروع کردیم پر از ایده بودم و ملودی های مختلفی به ذهنم می رسید و شب و روزم را برای موسیقی گذاشتم. برنامه دیگری هم نداشتم و تمام فکرم روی تولید بود. قضیه کنسرت ها مثل الان نبود که خواننده ها هر شب درگیر اجرای تهران و شهرستان باشند. عادت من هم این بود که چند روز پس از پخش آلبوم، سه یا چهار شب کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کردم و سراغ آلبوم بعدی می رفتم. من در آن سال ها فکر نمی کردم که باید از راه خوانندگی پولدار شوم. فقط عشق در کارها داشتیم و به مسائل اولیه زندگی ام فکر می کردم. اگر یک مقدار در آن دوره چرتکه می انداختم، شاید الان خیلی پولدارتر بودم! آلبوم «پسرم» در سال 84 منتشر شد و شرکتی که همیشه با آن کار می کردم خواست تا تغییری در سبک و سیاق کارها ایجاد کنم. 3 سال فاصله افتاد و در سال 87 آلبوم «بی خوابی» را منتشر کردم. احتمالاً یکی از دلایل سرعت بالای کارتان، درک متقابل شما و بهنام ابطحی بود. این تنظیم کننده آن سال ها سرش خیلی شلوغ بود و با خیلی ها کار می کرد ولی چطور همدیگر را این قدر خوب پیدا کرده بودید؟در دهه 70، «لاله زار» قیمت و تیراژ یک آلبوم را تعیین می کرد. چند نفر از جمله آقای سلطانی در بازار لاله زار بودند که آلبوم ها را می خریدند و می گفتند اگر سرکاست فلان آلبوم اسمی از بهنام ابطحی باشد من آلبوم را می خرم. اصلاً شرایط طوری شده بود که حتماً باید در سرکاست ها یک کار از بهنام قرار می گرفت. اما شرایط کاری ما این طور بود که من تحمل بالایی داشتم و او اغلب اوقات بی خیال بود. باید سعی می کردم بهنام را جمع و جور کنم! حتی سعی می کردم مدیریت آلبوم های دیگرش را انجام دهم تا کارهای آلبوم خودم هماهنگ باشد! (خنده) من و بهنام ابطحی اول رفاقت کردیم و بعد همکار شدیم. آشنایی ما هم خیلی خنده دار بود! یک روز که برای خواندن اتود یک اثر به شرکت دارینوش رفته بودم، بهنام را دیدم. در مسیر برگشت با هم دوست شدیم و به خانه اش رسیدیم. من هم سعی کردم آدرسش را یاد بگیرم تا دوباره سراغش بیایم! چند مرتبه تلفن خانه اش را گرفتم و حالا نمی دانم خودش بود یا شخص دیگری که جواب می داد و می گفت بهنام نیست! (خنده) یک روز زنگ زدم و فکر کنم خودش بود اما گفت بهن ...

ادامه مطلب  

جلوی خودسری ها را گرفته ام/ آخرین تصمیمات درباره حصر و ممنوع التصویری خاتمی/ 60 فرماندار و استاندار احضار شده اند/ 80 درصد مدیران دولت قبل را عو?  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در گفت و گویی نظرات خود پیرامون ارتباطش با رئیس جمهور، حضورش در دولت دوازدهم، رابطه اش با «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی و ظرفیت او برای ریاست جمهوری، حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی، احضار برخی استانداران به دلایلی که مربوط به انتخابات اخیر است، ممنوع التصویری رئیس دولت اصلاحات و ... را بیان کرده است.به گزارش «تابناک» آنچه در ادامه می خوانید، مشروح مصاحبه خبرگزاری ایلنا، با «عبدالرضا رحمانی فضلی» وزیر کشور است.وضعیت ادامه حضورتان در کابینه آینده به کجا رسیده است؟آقای دکتر روحانی با من صحبت کردند و صحبت های اولیه شده است. ایشان اول باید به جمع بندی برسد و بعد تصمیم خود را اعلام کند. اما اگر منظورتان این است که با من صحبت شده است یا خیر بله، با من از سوی رئیس جمهور صحبت هایی شده است ولی معرفی در اختیار ایشان است.شرایط رئیس جمهور برای وزارت کشور دوازدهماین صحبت ها برای پست وزارت کشور بود؟بله، برای وزارت کشور صحبت شده است. در این مورد هم آقای رئیس جمهور شرایط و نقطه نظراتی داشتند و سیاست هایی را برای دوره جدید مدنظر دارند که این ها را به من گفتند. تقریباً هم صحبت با بقیه وزرا نیز بر همین روال بوده است که احتمالاً ایشان برای هر وزارتخانه ای با افراد دیگری هم صحبت کرده اند. روحانی باید جمع بندی کند و بعد نظرش را بگوید.تاکید روحانی برای برگزاری انتخابات الکترونیک در دوره آیندهشرایط و سیاست هایی که اشاره کردید از سوی رئیس جمهور به شما اعلام شده چه محورهایی دارد؟یکی از اولویت های جدی رئیس جمهور در دوره جدید بحث سیاست داخلی بود و برای این مسئله اهمیت بالایی قائل هستند و در کنار آن روی بحث اقتصاد مقاومتی خیلی تاکید داشتند که این دوره ما باید روی بحث اقتصاد و توسعه مناطق تاکید بیشتری داشته باشیم. همچنین رئیس جمهور در صحبت با بنده روی مسئله امنیت داخلی با توجه به شرایط منطقه ای تاکید بسیار زیادی داشتند. در موارد دیگر آقای روحانی روی مسئله انتخابات خیلی تاکید کردند و تاکید داشتند که باید بتوانیم در انتخابات های بعدی آن را به صورت کاملاً الکترونیک برگزار کنیم. وقتی انتخابات دستی است و با توجه به نهادهای مختلفی که در این زمینه حضور دارند حتماً ما یک سلسله مسائل و مشکلاتی را خواهیم داشت ولی اگر بتوانیم انتخابات را الکترونیکی کنیم بیش از ۸۰ درصد مشکلات فعلی حل خواهد شد. برای همین هم آقای رئیس جمهور تاکید داشت که بحث انتخابات الکترونیک جدی گرفته شود.پس انتخابات الکترونیک یکی از دغدغه های آقای رئیس جمهور بود؟نمی توان اسم آن را دغدغه گذاشت. بیشتر به نظر می رسید که یکی از اولویت های جدی آقای روحانی بود که در این دور حتماً انتخابات را کاملاً الکترونیک کنیم. این مسئله حق است ما هم همیشه دنبال آن بوده ایم اما علی ایحال نتوانسته ایم موافقت ها را جلب کنیم.در این چهار سال خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیمبرای دفاع از آزادی های قانونی و جلوگیری از برخی خودسری ها که در دوره چهارساله اخیر شاهد آن بودیم برنامه ای دارید و آیا رئیس جمهور در صحبت با شما در این مسئله تاکیدی داشته اند؟ما در این چهار سال تقریباً خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیم اگر موردی هست نمونه آن را به من بگویید. برای مثال در ۱۶ آذر امسال ما ۷۰۰ سخنرانی در سراسر کشور داشتیم. شاید به تعداد انگشتان دست برخی سخنرانی ها انجام نشد آن هم نه به دلیل اینکه شلوغ شود و نگذارند. گاهی یکی از طرف های مناظره نرفت، یا در مواردی سخنران مربوطه نتوانست بلیت هواپیما تهیه کند یا اینکه در سخنرانی هایی که داخل دانشگاه برگزار می شد خود دانشگاه تشخیص داده بود یک سخنرانی می تواند مشکلاتی را ایجاد کند اما اینطور نبوده که عده ای بروند و نگذارند سخنرانی ها برگزار شوند.برای سخنرانی مازنی در گلستان شخصا به استاندار زنگ زدمدر بیرون از دانشگاه هم تعدادخیلی کمی سخنرانی لغو شده داشتیم، مثلاً در لرستان یک مورد را داشتیم که به سرعت و با قاطعیت برخورد شد و نهایتاً خود فرد سخنران به آن مکان نرفت. در مورد دیگری یکی از نمایندگان محترم برای سخنرانی در استان گلستان به مناسبت ۲۲ بهمن دعوت بود. در این استان فضا به گونه ای بود که سخنرانی ایشان لغو شده بود. در این مورد من شخصا به استاندار زنگ زدم و گفتم آقای مازنی حتماً باید برای سخنرانی به گلستان بیاید و شما هم حتماً باید امنیت ایشان را تامین کنید اما خود ایشان تشریف نبردند. بعد هم دو سخنرانی دیگر برای ایشان در استان گلستان گذاشتند که این مسائل مرتفع شود.در موضوع آقای مطهری هم که در اوایل دولت ما رخ داد ما سریعاً برخورد کردیم. همه عوامل را شناسایی کردیم و مستندات را فوراً به دادگاه فرستادیم و هنوز هم قوه قضائیه در حال پیگیری آن است.به افراد گزارش نمی دهیمآقای مطهری و وکیل ایشان معتقدند وزارت کشور گزارش خود را به آن ها و حتی دادگاه نداد.ما گزارش را به افراد نمی دهیم. گزارش خود را به محاکم و مراجع رسمی می دهیم. ما هم گزارش خود را به دادگاه دادیم. فکر می کنید دادگاه از کجا به این پرونده رسیدگی می کند؟ فکر می کنید همین طور به خیابان رفتند و از افراد خواستند که به دادگاه بیایند و توضیح دهند؟ وزارت کشور رسماً گزارش مستند خود را در مورد عوامل این حمله به دادگاه داد.پیدا کردن آمران حمله به مطهری وظیفه ما نیستیعنی اسناد مربوط به آمران حمله به مطهری را هم شما به دادگاه دادید؟ما اسناد مربوط به تمام کسانی که سر صحنه بودند و دچار جرم حمله به نماینده مجلس شده بودند به قوه قضائیه دادیم. اینکه چه کسانی دستور این حمله را داده بودند را دادگاه باید پیدا کند و این وظیفه ما نیست. دادگاه در مراحل رسیدگی به پرونده باید آمران را پیدا کند.عین همین موضوع قبلاً در قم اتفاق افتاده که زمان ما هم نبود. در آنجا به رئیس مجلس با کفش و دمپایی و مهر تعرض شد و هیچ یک از افراد و عوامل آن دستگیر نشدند و به دادگاه هم معرفی نشدند ولی ما در موضوع آقای مطهری این کار را کردیم و این پرونده الان در مسیر رسیدگی است.ظرف ۱۰ روز تمام عوامل حمله به سفارت عربستان را شناسایی کردیمآقای رحمانی فضلی من به عنوان یک نمونه از خودسری هایی که شما می گویید نداشتیم مسئله حمله به سفارت عربستان را مثال می زنم. این مسئله ای است که هنوز هم حل نشده.کاملاً درست است. بخشی از مسئله رسیدگی به این موضوع مربوط به قوه قضائیه است. در ماجرای حمله به سفارت عربستان ما ظرف ۱۰ روز تمام عواملی را که آنجا بودند شناسایی کردیم و با همه مشخصات و اسناد به قوه قضائیه دادیم و آن ها هم برخی از این افراد را بازداشت کردند و مدتی هم در بازداشت بودند. الان هم مراحل بازجویی، بازپرسی و اقدامات قانونی در حال طی شدن است.پرونده حمله به سفارت عربستان هنوز در مراحل قضایی استاینکه متهمان این پرونده به راحتی به امور جاری خود می پردازند و حتی به پیاده روی اربعین می روند و تصاویر خود را منتشر می کنند گواهی بر عدم برخورد جدی با آن ها نیست.این مسائل واقعاً به ما مربوط نمی شود و به قوه قضائیه مرتبط است. ما تا جایی که بتوانیم باید کسی که دچار جرم شده شناسایی کنیم و مستندات آن را توسط نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تهیه کرده و آن را به قوه قضائیه بدهیم. از آن مرحله به بعد کار کاملاً از دست ما خارج است. البته پیگیری های لازم را می کنیم. در این مورد هم بار ها پرسیده ایم این پرونده در چه مرحله ای است و این ها هم پاسخ داده اند که هنوز در مراحل قضایی است. پس نحوه رسیدگی به این پرونده ها دو بخش است. ما نباید بخش مربوط به قوه قضائیه را با بخش مربوط به وزارت کشور قاطی کنیم. البته من دیده ام که در برخی محافل چنین بحث هایی را مطرح می کنند فکر می کنم شاید سطح برداشتشان از جنبه های حقوقی مقداری ناقص است و برداشت برخی از آن ها تا حدی سیاسی است البته به معنای بد سیاسی منظورم نیست. این مورد را هم رسیدگی کردیم.وقتی قوه قضائیه حکم صادر می کند، دیگر از وزارت کشور کاری برنمی آیداگر خاطرتان باشد در قضیه مشهد هم آقای رئیس جمهور در نامه ای به شما این اتفاق را مایه شرمساری نظام دانستند.البته منظور آقای رئیس جمهور از این نامه ما نبودیم؛ منظورشان افرادی بودند که این سخنرانی را به هم زدند. آقای مطهری به مشهد رفته و دادستانی حکم صادر کرده و نیروی انتظامی را به محل سخنرانی فرستاده که این مراسم نباید برگزار شود. وقتی قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می شود دیگر از دست وزارت کشور کاری برنمی آید.گفتم اگر مطهری آمادگی دارد روی صندلی بایستد و سخنرانی کندولی گفته شد که قوه قضائیه به استاندار اطلاع داده بود و آقای استاندار هم تلفن همراه خود را پاسخ نداده بود.خیر، این ها حرف های درستی نیست. استاندار در این مورد تشکیل جلسه داده بود و نظر خود را دراین خصوص اعلام کرده بود و آن را به دادستان هم گفته بود.معاون سیاسی –امنیتی استانداری هم با نماینده قوه قضائیه صحبت و مکاتبه کرده بود.من در تماس با استانداری اعلام کردم که اگر آقای مطهری آمادگی دارد در همان محل صندلی بگذارید و آقای مطهری روی صندلی بایستد و سخنرانی خود را انجام دهد که اعلام کردند فضای این کار هم مهیا نیست و قوه قضائیه هم گفته اصلاً نمی گذاریم چنین سخنرانی صورت گیرد. پس وقتی دادستانی حکم داده مسئله به وزارت کشور مربوط نیست.شما گزارش این اتفاقات را تهیه کردید؟بله، در تمام مراحل این اتفاق گزارش خودرا تهیه کردیم.سه ماه یک بار رئیس قوه قضائیه را ملاقات کنمآیا در این رابطه با شخص رئیس قوه قضائیه هم رایزنی داشتید؟در این موضوع خاص با رئیس قوه قضائیه تماسی نداشتم اما من به صورت دوره ای با رئیس قوه قضائیه جلسه دارم و سعی می کنم سه ماه یک بار ایشان را ملاقات کنم البته در حاشیه برخی مراسم ها و همچنین در حاشیه جلسه شورای عالی امنیت ملی زیاد یکدیگر را می بینیم و برخی مسائل را مطرح می کنیم. واقعاً هم نظر رئیس قوه قضائیه در این نوع مسائل نظر بسیار باز و واقعاً دموکراتیک است.رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها رابطه حاکمیتی آمرانه نیستآنطور که ما تصور می کنیم رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها یک رابطه حاکمیتی آمرانه نیست همه قضات استقلال قضایی دارند و به اقتضای شرایط خودشان تصمیم می گیرند اما ما هرگاه در مسائل اینگونه گیر کرده ایم و به ایشان مراجعه کردیم با نظر حسن، دستور پیگیری دادند.مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی استفکر نمی کنید اینکه شما ظرف ۱۰ روز تمام مستندات مربوط به حمله به سفارت عربستان را به دادگاه داده اید اما این مسئله هنوز در قوه قضائیه به سرانجام نرسیده تا حدی باعث دلسردی مردم نسبت رسیدگی به اینگونه اتفاقات می شود؟قطعاً اینطور است. همین هفته جلسه شورای امنیت داشتیم، دو فقره جرم در جایی اتفاق افتاده بود و همان دو فقره را به دادستان محترم که عضو این شورا هستند گفتم باید آن ها را خارج از نوبت رسیدگی و برخورد کنید چون قدرت بازدارندگی در این موارد بالا است. موارد زیادی را هم داریم که به دوستان قضایی می گوییم و آن ها هم تایید می کنند. متاسفانه مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی است چون قانون ما به کسی که متهم است یا در معرض اتهام است فرصت داده است که از خود دفاع کند وا ین مرحله ای بودن رسیدگی به پرونده های قضایی و موضوع تجدیدنظر از همین موارد است. ضمن اینکه متهمان چون وکلای واردی دارند اغلب از تمام مراحل قانونی و فرصت های قانونی استفاده می کنند. شاید لازم باشد در موارد خیلی خاصی قانون شرایطی را بگذارد که موضوع به صورت ویژه بررسی شود.رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرداز نظر بنده به عنوان وزیر کشور موضوع سفارت عربستان مسئله ای بود که باید با سرعت انجام می شد چون حیثیت بین المللی ما در این رابطه مطرح بود و یک مسئله صرفاً داخلی نبود. ما آسیب بسیار زیادی از این موضوع دیدیم. رابطه ما با عربستان بعد از این موضوع به چالش کشیده شد. البته قبل از آن هم مسائلی با عربستان داشتیم اما حمله به سفارت عربستان درست در شرایطی رخ داد که بحث منا و کشتارهای صورت گرفته مطرح بود و همین موارد می توانست آن ها را به چالش بسیار بزرگی بکشد. اما دیدیم که حمله به سفارت عربستان به خبر اول دنیا تبدیل شد و به ضرر ما شد. برای همین معتقدم رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرد. البته دوستان قضایی هم می گویند ما کارهای خود را انجام داده ایم و همه مراحل قضایی باید طی شود. در موضوع حمله به مطهری در شیراز چون یکی از اولین حواشی دولت ما بود ما با قدرت و سرعت کار را انجام دادیم ولی رسیدگی قضایی به آن طول کشید. ما هم باید به قوه قضائیه در این راستا کمک کنیم.فکر کنم آمران حمله به مطهری هنوز محاکمه نشده اندفکر نمی کنید درجه نظامی آمران حمله به مطهری در شیراز باعث شد که رسیدگی به این قضیه کمی طولانی شود؟من اطلاعی ندارم. من فکر می کنم افرادی که الان به عنوان متهم این پرونده مطرح هستند آمران نیستند؛ افرادی هستند که سر صحنه بودند و آمران هنوز محاکمه نشده اند. البته مواردی را هم که اعلام شده است از درجه نظامیشان اطلاعی ندارم که بخواهم اظهارنظر کنم. البته گفته شده که برخی جلسات بوده که این افراد در آن تصمیم می گرفتند و این الزاماً به معنای نظامی بودن این افراد نیست. ضمن اینکه باز هم می گویم من از این مسئله اطلاعی ندارم.دست مطهری برای پیگیری پرونده خودش باز استوکیل آقای مطهری اعلام کردند که ایشان برای اعلام اسامی آمران دست نگه داشته اند.من نمی دانم آقای مطهری می خواهد چه کار کند. آقای مطهری نایب رئیس مجلس است حتماً قدرت بالایی هم دارد. خواهشم از ایشان این است که همین پرونده خود را پیگیری کند. به نظر می رسد در این راستا دستشان باز است و قدرتش را هم دارند.در مورد احضار استانداران چند وقت پیش در حاشیه جلسه هیات دولت با شما گفت وگو کردیم و شما از این مسئله ابراز بی اطلاعی کردید.در حاشیه حیاط دولت من در حال عبور بودم که این سوال از من پرسیده شد.هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شودالان مدتی از آن زمان گذشته آیا پیگیری کرده اید و جزئیات آن را می دانید؟بله، حدود هفت استاندار احضار شده اند. اینکه می گویم حدود هفت استاندار برای این است که هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شود. تعدادی شکایت به قوه قضائیه رسیده و آن ها به مرور همکاران ما را برای پرس وجو می خواهند برای همین هم تعداد رفت و آمد ها گاهی زیاد تر می شود. تا جایی که من امروز خبر دارم حدود ۶ یا ۷ استاندار احضار شده اند. طبق آنچه معاونت حقوقی بنده پیگیری کرده آمار آنچه مدیران استانی ما به خاطر آن احضار شده اند اعم از استاندار، فرماندار و بخشدار حدود ۶۲ یا ۶۳ مورد است. ما حدود ۴۰۰ فرماندار و ۲هزار بخشدار داریم و ۶۰ نفر احضار شده اند.۹۰ درصد دلایل احضار استانداران تخلف نیستتمام مواردی که در مورد همکارانمان دیده ام مطرح می کنم واقعا و انصافا به عنوان کسی که سال ها در این سیستم ها کار کرده ام و تخلف را می شناسم می توانم بگویم شاید ۹۰ درصد این موارد حتی تخلف هم نیست. ولی خب، شکایتی شده است و قوه قضائیه باید شکایت ها را مورد رسیدگی قرار دهد. ما هم به آن حق می دهیم و مانعی برای رسیدگی به شکایت ها نیست ما هم پیگیر هستیم معاونت حقوقی بنده به صورت مرتب مساله را پیگیری می کند وکیل گرفته ایم و تاکید داشته ایم از دیگر وکلای توانمند در بیرون هم استفاده شود. بنده خودم با دادستان محترم هم در این رابطه صحبت کردم که در این بحث ها به گونه ای حرکت نکنید که وجهه اقتدار و موقعیت نماینده عالی نظام و دولت در استان ها دچار خدشه شود.احضار استانداران طوری در رسانه ها مطرح شد، گویی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کردنددر این راستا به دادستان کل کشور اظهار گلایه کردم گفتم چرا شما هر روز می گویید که این تعداد استانداران را احضار کرده اید و برای آن ها کیفرخواست نوشته اید. کیفرخواست یکی از همکاران ما این است که با ماشین مقابل یک ستادی ایستاده و با دوستان حاضر در آن ستاد احوالپرسی کرده است و همین به عنوان تخلف تلقی شده است یا یکی از استانداران رفته در جایی سخنرانی کرده که عکس آقای روحانی هم از قبل از انتخابات در آن سالن بوده است و الان هم وجود دارد اما می گویند این سخنرانی به همین دلیل تبلیغاتی بوده است. وقتی ما می آییم در رسانه ها مطرح می کنیم استانداران را احضار کرده ایم و کیفرخواست برای آن ها صادر شده گویی جانی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کرده ایم.به دادستان کل کشور گلایه کردمهمین استاندارانی که احضار شده اند در استان خودشان مسئول اول استان از نظر حاکمیت هستند همین قوه قضائیه همین نیروی انتظامی و همین سپاه در شورای تامین استاندار، رئیسشان است باید حرمت مدیرانمان را نگه داریم و شان و جایگاه ها را باید حفظ کنیم.به دادستان کل کشور گلایه کردم گفتم اصلا نمی پسندم که شما می آیید و هر روز در این رابطه مصاحبه می کنید ما هم می توانیم ده ها مصاحبه راجع به ضعف های دستگاه های مختلف داشته باشیم که به طور روزانه با آن مواجه هستید اما این مساله به مصلحت نیست و ما باید موضوعات مختلف را از مراحل قانونی خود پیگیری کنیم.ان شاالله قوه قضاییه با رعایت حرمت ها به موضوع احضار رسیدگی کندبه هر حال کار استانداران و فرمانداران و تمام مدیرانی که در معرض اتهام هستند در حال پیگیری است هم ما از طریق وزارت کشور پیگیری می کنیم و هم معاونت حقوقی رئیس جمهور پیگیر مساله است.مسائل خرد را هم خود استانداران در استان خودشان پیگیری می کنند منتظر هستیم که قوه قضائیه انشاءالله با دقت و عدالت و رعایت حرمت ها و با سرعت به این موضوع رسیدگی کنند.گزارش و مستندات تخلفات انتخاباتی را تهیه کردیمآقای انصاری چند وقت پیش گفتند که شکایتی از سوی دولت علیه برخی فرماندهان نظامی و ائمه جمعه در رابطه با انتخابات مطرح شده است آیا از این موضوع اطلاع دارید آیا این مساله اقدام مشابهی در راستای احضار استانداران بوده است.ما در ایام انتخابات در وزارت کشور مجموعه تخلفاتی را که صورت می گرفته و گزارشات را دیده ایم و خود ما هم مستنداتی داشته ایم.معاونت حقوقی به عنوان جایگاه پیگیری حقوقی ریاست جمهوری از طریق به عنوان وکیل دولت مسائل را پیگیری می کند. در همین راستا هم شکایت هایی شده است که به صورت ریز و جزئی در جریان آن نیستم.برخی منتقد عملکرد شما در وزارت کشور هستند و حتی بسیاری از فعالان سیاسی خواستار تغییر شما در وزارت کشور بوده اند پاسخ شما به نقدهایی که علیه شما می شود چیست؟این نقد ها چیست که می گویند؟گفتم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشندجدی ترین نقد به عملکرد شما در مورد ادامه همکاری با مدیرانی بود که از دولت گذشته باقی مانده بودند و با رویکرد دولت روحانی هماهنگ نبودند و در همین راستا شاهد برخی ناهماهنگی ها در استان ها بودیم.دولت روحانی دولت اعتدال است؛ نه دولت اصلاح طلب است و نه دولت اصولگراست. بنابراین وقتی ایشان بنده را در وزارت کشور انتخاب کردند به من گفتند فراموش نکن افرادی را که می خواهی به عنوان مدیران خود انتخاب کنی حتما باید تفکر اعتدالی داشته باشند دوم اینکه باید برنامه های دولت را قبول داشته باشند سوم گفتند که باید تجربه داشته باشند و چهارم باید برای مردم وقت بگذارند.وقتی ما وارد وزارت کشور شدیم حدود ۸۰ درصد فرمانداران ما از بیرون بودند و وزارت کشوری نبودند اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که گفتیم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشند چون معتقدیم وقتی فرماندار وزارت کشوری باشد تجربه لازم را هم دارد آموزش پذیر است دلبستگی لازم را هم دارد و در سلسله مراتب اداری فرمانبرداری خوبی دارد ضمن اینکه موجب انگیزه و شوق برای مدیران وزارت کشور می شوند و متوجه می شوند که می توانند ارتقا پیدا کنند. وقتی ۸۰ درصد فرمانداران را از بیرون بیاوریم دیگر خود وزارت کشوری ها انگیزه ای برای ارتقا نخواهند داشت و این تصمیم درستی بود که ما اتخاذ کردیم و بر اساس همین تصمیم درست در مرحله بعد این تعداد فرمانداران جابجا شدند. بقیه موارد را هم با همین مشخصات عوض کردیم البته در همین مشخصات هم عده ای از فرمانداران از قبل ماندند و به کار خود ادامه دادند یا در پست دیگری جا به جا شدند.یکی از مشخص ترین این موارد فرماندار تهران بود ایشان فرمانداری است که از زمان آقای احمدی نژاد مانده است من همان زمان هم اعلام که فرماندار تهران را خودم به شخصه می شناسم و ایشان در صدا و سیما مدیر بنده بوده است ایشان انسانی کاملا متدین و خوب است و گفتم با شناختی که از ایشان دارم می دانم مدیر متدین و معتدلی است و برنامه آقای روحانی را هم قبول دارد.اگر هر فردی در هر دولتی رفت و مسئولیتی را قبول کرد الزاماً به این معنا نیست که او را در دوره بعد کنار بگذاریم.اصلاح طلبان درباره آمار مدیرانی که از دولت قبل ماندند، عدد بدهندخب اگر می گویید ۸۰ درصد فرمانداران را تغییر دادید شما هم اتوبوسی عمل کردید؟نه این تصمیم بیشتر مدیریتی بود تا سیاسی دوستان به همین میزان هم قائل نیستند و می گویند همین ۵ نفر هم از دولت قبل نباشد.دوستان اصلاح طلب معتقدند آماری که شما برای تغییر مدیران استانی اعلام می کنید به هیچ عنوان ۸۰ درصد نیست.این تفکر اشتباه است. اگر طور دیگری فکر می کنند به ما هم عدد بدهند. من با صراحت می گویم که این دوستان هیچ عدد و رقمی ندارند ماندن یک فرماندار به معنای این نیست که سیاست های دولت اجرایی نشده است. تهران شاخص ترین مثال در این مورد است در حالیکه همین تهران انتخابات مجلس را انجام داد سوال من است در این انتخابات چه کسانی رای آوردند؟اتفاقا نقد جدی اصلاح طلبان متو ...

ادامه مطلب  

پاکسازی پوست صورت با ۱۰ روشی که چهره شما را متفاوت می سازد  

درخواست حذف این مطلب
پوست در زیبایی تأثیر زیادی دارد. مراقبت از پوست، یکی از رازهای جوان ماندن چهره و زیبایی پوست است. همان طور که می دانید برای پاکسازی پوست، روش های مختلفی وجود دارد، اما درمان های خانگی همواره یکی از بهترین روش هاست که عوارض جانبی کمتری نیز دارد. در این مقاله می خواهیم روش های درمانی خانگی بسیار ساده ای برای پاکسازی پوست صورت به شما ارائه کنیم تا با استفاده از آنها، پوستی نرم، زیبا و جوان داشته باشید.مقاله مرتبط: راز جوان ماندن پوست صورت چیست؟منافذ پوست شما می تواند با چربی، سلول های خشک یا مرده پر شده و همه روزه با آلودگی و انواع کثیفی مسدود شود. زمان هایی نیز به دلیل زیاد بودن گلبول های سفید خون، پوست متورم و این منافذ مسدود می شود.جلوگیری از مسدود شدن منافذ پوست در جلوگیری از جوش و آکنه بسیار مؤثر است. بهترین راه برای خلاصی از مسدود شدن منافذ پوست، داشتن یک رژیم روزانه ی مناسب برای مراقبت از پوست است. لایه برداری های منظم پوست، سلول های مرده، چربی، آلودگی و سایر ناپاکی هایی را که منجر به مسدود شدن منافذ آن می شود، از بین می برد.بسیاری از درمان های خانگی به شما کمک می کند که از دست این منافذ بسته خلاص شوید و از داشتن پوستی نرم و شاداب لذت ببرید.در اینجا ۱۰ روشِ برترِ از بین بردن منافذ مسدود پوست را به شما آموزش می دهیم:۱. بخور صورتبخوردادن صورت، درمانی ارزان و بسیار مؤثر برای منافذ مسدود شده ی پوست و در کل پاکسازی پوست صورت است. این روش منافذ مسدود را باز کرده و اجازه می دهد تا انواع آلودگی که وارد پوست شده، شسته شود و از بین برود.یک قوری را پر از آب کنید و درپوش اش را بگذارید و آن را روی اجاق گاز قرار دهید تا آب داغ شود. زمانی که آب به اندازه ی کافی داغ شد که بخار تولید کند، قوری را از روی اجاق بردارید. روی سر خود، حوله ای بیندازید و صورت خود را رو به بخار آب بگیرید. اجازه بدهید بخار به مدت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه به پوست شما نفوذ کند و تقریبا صورت تان را خیس کند. سپس به آهستگی صورت خود را خشک کرده و از تونر صورت (برای تعادل ph پوست) و مرطوب کننده ی ملایم (برای محافظت از پوست در برابر خشکی) استفاده کنید. صورت خود را دو بار در هفته بخور بدهید تا منافذ آن پاک شود و پوست تان جوان بماند.نکته: از پاشیدن آب داغ به صورت خودداری کنید، چون می تواند پوست شما را بسوزاند.شکر به عنوان یک عامل لایه بردار طبیعی عمل می کند که به ترمیم بافت التیامی و منافذ مسدودشده ی پوست کمک می کند.دو قاشق غذاخوری شکر را به حالت پودر درآورید. آن را در آبِ نصفِ لیمو و مقدار کمی آب ترکیب کنید تا خمیر غلیظی به دست آید. این خمیر را روی قسمت های آسیب دیده ی پوست بمالید. به آرامی و به مدت ۵ دقیقه، صورت خود را دَورانی ماساژ بدهید. سپس آن را با آب خنک بشویید و از مرطوب کننده استفاده کنید. این کار را یکبار در هفته انجام دهید تا از مسدود شدن منافذ پوست جلوگیری کند.مقاله مرتبط: لایه برداری پوست صورت با ۲۸ ماسک موثر خانگی۳. گِل رخت شوییگِل رخت شویی نیز به شما کمک می کند که از منافذ مسدودشده خلاصی پیدا کنید و موادی که این منافذ را مسدود کرده اند، بیرون می کشد. به علاوه، گل رخت شویی برای پوست های چرب نیز بسیار مفید است، چون می تواند ترشح بیش ازاندازه ی چربی را کاهش بدهد و باعث پاکی و سلامت پوست شود.یک قاشق غذاخوری گل رخت شویی، آب و بلغور جودوسر را ترکیب کنید. صورت خود را تمیز کنید و این ترکیب را روی آن بمالید و بگذارید ۱۰ الی ۱۵ دقیقه روی صورت تان بماند. در نهایت، صورت خود را با آب بشویید و با یک حوله ی نرم خشک کنید. سپس از یک مرطوب کننده ی ملایم استفاده کنید. این درمان خانگی را یکبار در هفته انجام دهید.به جای آن می توانید مقداری گل رخت شویی، گلاب و پودر چوب صندل (از هر کدام به اندازه ی یکسان) را با هم مخلوط کنید تا خمیر غلیظی به دست آید. اگر لازم بود، مقدار آب را کمی بیشتر کنید. این ترکیب را به صورتِ خود که تمیز است، بمالید و بعد از این که کاملا خشک شد، بشویید. این روند را یکبار در هفته تکرار کنید.عسل نیز برای جلوگیری از مسدود شدن منافذ پوست بسیار مفید است. این ماده همچنین می تواند در کاهش ترشح بیش از اندازه ی چربی روی پوست و تنگ تر کردن منافذ آن مؤثر باشد. به علاوه، عسل به هیدارته نگهداشتن پوست کمک می کند.عسل را روی منطقه ی آسیب دیده ی پوست بمالید. آن را ماساژ داده و بگذارید چند دقیقه بماند. سپس آن را با آب ولرم بشویید. این کار دو یا سه بار در هفته انجام دهید تا از مسدود شدن منافذ پوست جلوگیری شود.همچنین می توانید از ترکیب سه قاشق غذاخوری عسل و دو قاشق چای خوری پودر دارچین، نوعی ماسک صورت تهیه کنید. این مخلوط را روی پوست صورت بمالید. بگذارید حدود ۲۰ دقیقه روی پوست تان بماند و سپس آن را با آب ولرم بشورید. این روش درمان خانگی را یک یا دو بار در هفته، به منظور از بین بردن چربی و آلودگی های منافذ پوست انجام دهید.همچنین می توانید ماسکی دیگر تهیه کنید: دو قاشق غذاخ ...

ادامه مطلب  

گفت و گو با «کاوه آفاق»؛ ستاره جوان جنجال آفرین عاشق وطن!  

درخواست حذف این مطلب
هنرآنلاین - مینا آتشی: اسم کاوه آفاق با خیلی چیزها گره خورده، از ممنوع از کار بودن تا موسیقی راک، از حرف های جنجالی گاه وبی گاهش تا عشقی که به وطنش دارد. از the ways تا "شال"، "اتاق آبی"، "فلوکستین" و "بیگانه". همه و همه نام او را به ترکیبی جذاب تبدیل کرده تا یکی از ستاره های جوان نسل خودش باشد؛ نسلی که عصیان از ویژگی های آن است و می شود آن را در هنرهای مختلف از سینما و تئاتر گرفته تا موسیقی و هنرهای تجسمی دنبال کرد.آقای آفاق، شاید الآن پس از گذشت بیش از یک سال از آلبوم "با قرص ها می رقصد" فرصت خوبی باشد که در مورد بازخوردهای این آلبوم صحبت کنید. آلبوم چقدر راضی تان کرد و آیا به خواسته های تان از آن رسیدید؟شما از هر خواننده ای بپرسید که بازخورد آلبومش چطور بوده، قطعاً می گوید که عالی بود. من هم واکنش های خوبی از آلبومم دریافت کرده ام، اما طبیعی است هنوز به نهایت آنچه می خواهیم نرسیده ایم. از زمانی که کار انتشار آثارم را شروع کردم و قطعه هایی چون "شال" و "اتاق آبی" بیرون آمدند،بیش از 10 سال می گذرد و من در این مسیر هنوز به رضایت صد درصدی نرسیده ام که اگر رسیده بودم، دیگر موسیقی کار نمی کردم. بنابراین همواره تلاش میکنم که رشد کنمسبک موسیقی شما در زمان حضورتان در گروه the ways بیشتر به موسیقی راک نزدیک بود و پس از آن گویا شما به صورتی هدفمند به دنبال آن بودید که تا حدودی پاپیولارتر شوید و یک مقدار موسیقی تان را به سمت پاپ پیش ببرید. این تحلیل را قبول داریدیا معتقدید که تغییری در سبک کاری تان رخ نداده است؟من از ابتدای کارم تا الآن به دنبال پاپیولارتر شدن آثارمان بوده ام نشان به آن نشان که "اتاق آبی" و "شال" را در زمان the ways بود که منتشر کردم. اگر حس کنید که پاپیولار شدن قطعات من بیشتر شده، به خاطر تغییر ذائقه مردم است، نه سبک آهنگ ها وگرنه هرگز آثاری پاپ تر از "شال" و "اتاق آبی" که بنده در آلبوم قبلی قرار ندادم. مردم در سال های 87-88 موسیقی راک را به سختی گوش می کردند و الآن چون هضم موسیقی راک برای شان راحت شده، گمان می کنند که موسیقی ها پاپیولار شده است. موسیقی راک موسیقی طبقه متوسط شهری است که اگر در میان این قشر از جامعه پا بگیرد، آرام آرام موسیقی های دیگر تضعیف می شوند. ذائقه جامعه ما عوض شده است. ما ده سال پیش زمانی که قطعه "اتاق آبی" را به سایت های موسیقی دادیم، اکثراً آن را منتشر نمی کردند و می گفتند که این چه آهنگی است؟ آهنگ هایی بدهید که مردم گوش کنند! آن موقع درست زمانی بود که بسیاری آهنگ هایی در سبک آهنگ محسن یگانه با حامد هاکان را گوش می کردند. سایت ها حاضر نبودند آهنگ نرمی مانند "اتاق آبی" را منتشر کنند اما الآن بعد از چند سال خودشان آن را به اشتراک می گذارند و مردم هم آن را در کنسرت همراه با ما می خوانند. بنابراین سبک من تغییری نکرده و این مردم ما هستند که سلیقه شان رشد کرده و موسیقی راک تندتری را طلب می کنند و این نشان می دهد همانجور که شما فرمودید ما هدفمند جلو رفتیم و تا حدودی به اهدافمان در ارتقا سطح سلیقه موسیقایی عمومی نزدیکیم.موسیقی پاپ بیست سال بعد از انقلاب از اواخر دهه 70 پا گرفت و در دهه 80 به اوج خود رسید اما در شروع دهه 90 این موسیقی رفته رفته از محبوبیتش دارد کاسته می شود و الآن با افت شدیدی مواجه شده است. در این بین موسیقی تلفیقی خیلی زود برخاست و در بین عامه جامعه شنیده شد اما موسیقی راک که شاید از اوایل دهه 80 به طور جدی در ایران آعاز شد، کی می تواند به یک موسیقی عامه پسند و همه گیر تبدیل شود. شما چه چشم اندازی را برای این نوع موسیقی ها متصورید؟قدمت موسیقی راک در ایران با قدمت موسیقی پاپ قابل مقایسه نیست و موسیقی تلفیقی هم که اشاره کردید، ریشه هایی از موسیقی سنتی دارد که توانسته فعلا آرام آرام عامه پسند شود. موسیقی راک تازه چند سال است که در ایران کار می شود و طبیعتاً زمان لازم دارد تا بتواند به عمق فرهنگ مردم بنشیند.هنوز مدتی نگذشته از اولین قطعات پاپ-راک که در خانه بسیاری ایرانی ها شنیده شد که آن قطعات "اتاق آبی" یا "شال" یا "قصه زیرزمین"که با یاس و آراد آریا خواندیم که اثر این حقیر بودند و یا قطعه "شمال" و"لاله زار"رضا یزدانی بود.این دو اثر، قطعاتی بودند که از حوزه راک به حوزه پاپ رسوخ کردند. یعنی مردم کوچه و خیابان بدون توجه به سبک این آهنگ ها، در دورهمی و مهمانی ها آن را زدند و خواندند. از زمان انتشار این آهنگ ها حدود ده سال می گذرد و در همین اندک مهلتی که ما چند نفر خواننده و آهنگساز راک داشتیم موسیقی راک در ایران را در حد توانمان تغییر دادیم. فراموش نکنیم ما نهایتاً پنج شش خواننده بودیم اما آن ها پانصد ششصد خواننده بودند که همه سایت ها، کانال های ماهواره و حتی صداسیما را هم دارند. امکان ندارد که جامعه متوسط شهری رشد کند و موسیقی راک با پیشرفت مواجه نشود چون موسیقی راک از جنس مردم است. اکثر خواننده های زیرزمینی پیش از انتشار آلبوم مجاز با تک آهنگ یا البوم های غیر رسمی به بازار موسیقی معرفی شده اند، پس از دریافت مجوز، قطعات هیت خود را در آلبوم مجاز اول خود می گذارند تا ضمن آن که برای قطعات پرطرفدار شان شناسنامه درست کند، از آن آهنگ ها برای بالا بردن مخاطب آلبوم اول شان که آلبوم مهمی هم است، کمک گیرند. شما چرا این کار را انجام ندادید و قطعاتی چون "اتاق آبی"یا"شال" وغیره را در آلبوم "با قرص ها می رقصد" قرار ندادید؟یک دلیل که "شال" و "اتاق آبی" و غیره را در آلبوم اول قرار ندادم این بود که گفتم شاید کار درستی نیست که البته پشیمانم و معتقدم که اشتباه کرده ام. البته "شال" در آلبوم دوم ما که به زودی منتشر میشود قرار دارد اما "اتاق آبی" در این آلبوم هم نیست چون اساساً بحثش فرق می کند، طبق اصول روانشناختی اگر هر موزیسین نقاش یا عکاسی همه آثارخوبش را کنار هم گذارد، در این بین چندین اثر خوبش در قیاس با دیگر آثار حیف میشود و معتقدم که در هر مجموعه ای 3 ،4 اثر سطح پایین تر هم باید باشد تا کارهای قوی تر دیده شوند، در غیر این صورت مجموعه شما با سر به زمین می خورد.آلبوم جدیدتان در چه وضعی است و چه زمان به بازار می آید؟آلبوم آماده انتشار است. 12 قطعه در آلبوم جای می گیرند. از میان 12 قطعه نهایی هم احتمالاً 5 قطعه مثل "شال" از آثار قدیم باشند.حال و هوای آلبوم جدیدتان چطور است؟از هر 100 آهنگی که من خوانده ام، 98 تایش را خودم آهنگسازی کرده و ترانه اش را گفته ام، عملا ً باز هم چون خودم هستم پس حال و هوای آهنگ ها نیز در امتداد گذشته است و به موسیقی راک و پاپ نرم همیشگی ادامه داده ام ولی با بچه ها سعی کرده ایم که در آن یک بروزرسانی هم ایجاد شود تا برای مخاطب امروزین جذابیتی امروزین داشته باشد. مخاطبان در این آلبوم اصوات جدیدی خواهند شد و امیدوارم که این آلبوم نیز مورد استقبال قرار بگیرد.چرا دایره همکاری تان با موزیسین های دیگر کوچک است؟ به خصوص در بحث تنظیم، با موزیسین های خیلی زیادی همکاری نمی کنید.در کارهایی که از ما شنیدید، نخست آهنگسازی انجام می گیرد و کارم فقط ملودی سازی نیست، به همین خاطر از همان ابتدا برای تنظیم برخی از قطعات هم قبل تنظیم ایده و برنامه دارم. از این رو بخشی از آثارم را خودم تنظیم می کنم و نیاز نیست که یک سری از قطعات برای تنظیم به اشخاص دیگری داده شود.همچنین ترجیح این است که آثارم را با دوستانی تنظیم کنیم که با فضای روحی من آشنایی دارند مثل رهبر ارکسترمان آقای آرمان مهربان، با این حال، هر وقت که جوانی را دیده ام که کارش خوب بوده و ذکاوت دارد، خودم جلو رفتم و پیشنهاد همکاری داده ام.مثلا آراد آریا را از بچگی می شناختم و با همدیگر کار کردیم آهنگهای "شهر من کو" قصه زیرزمین را ما با همدیگر تنظیم کردیم حتی "عطر تو" هم کار آراد است. یا در تنظیم "اتاق آبی" یازده سال پیش با پویا ثابتیِ جوان کار کردیم. الآن هم با جوان هایی عالی مثل اشکان دباغ و شهاب آفاقی کار می کنم و فعلا ترجیح می دهیم که با همین روال پیش برویم. در کل آدمی هستم که وقتی اثری را می سازم، باید در آن نوازندگی کنم و در تنظیمش هم حضور داشته باشم. اگر به شناسنامه آثار ما نگاهی کنید، متوجه این قضیه خواهید شد. زمانی که شما از گروه the ways جدا شدید، گروه به هر صورت به کار خود ادامه داد اما موفقیت آن هرگز به موفقیت آلبوم زیرزمینی "استرس" و کارهایی که شما با گروه انجام دادید نرسید. خودتان فکر می کنید که گروه the ways بعد از جدایی شما در چه بخش هایی بیشترین آسیب را دید؟من زمان خروج، یک سری از ساخته هایم را که گذاشتم و بیرون آمدم. یک سری فن و فرمول های آهنگسازی و تنظیم توی این سبک را هم به بچه ها در طول زمان یاد داده بودم که الآن در کارهای جدیدشان هم آن فوت و فن ها را به کار بگیرند انشااله. اما به نظرم مشکلی اصلی گروه the ways خواننده است. به هر حال خوانندگی حرفه ای یک سری ویژگی می خواهد و همچنین به قول قدیمی ها صدای گرم و گیرا می خواهد. به نظرم اگر the ways خواننده را عوض کند شاید موفق شود.در میان موسیقی های راک دهه های اخیر میلادی، به موسیقی کدام دهه علاقه بیشتری دارید و کدام گروه های موسیقی راک جهانی بیشترین تأثیر را در شما گذاشته اند؟دهه هشتاد میلادی و پینک فلوید، کوئین، متالیکا، سوپرترمپ، کریس دی برگ، بیتلز، بیجیز و...از کودکی روی هم نسلان ما موثر بودند شما در خصوص انتخاب اعضای ارکسترتان خیلی حساسیت دارید. توضیح دهید که اعضای فعلی را بر چه اساس و معیارهایی انتخاب کرده اید؟کنسرت های ما را هر اهل فنی که دیده است لطف کردند و گفتند سطح این گروه جدید کاوه آفاق فراتر از بسیاری گروه هاست. اما اولین اصل بنده برای انتخاب همکارا ...

ادامه مطلب  

گفت و گو با «کاوه آفاق»؛ ستاره جوان و جنجال آفرینِ عاشق وطن  

درخواست حذف این مطلب
اسم کاوه آفاق با خیلی چیزها گره خورده، از ممنوع از کار بودن تا موسیقی راک، از حرف های جنجالی گاه وبی گاهش تا عشقی که به وطنش دارد. از the ways تا "شال"، "اتاق آبی"، "فلوکستین" و "بیگانه". همه و همه نام او را به ترکیبی جذاب تبدیل کرده تا یکی از ستاره های جوان نسل خودش باشد؛ نسلی که عصیان از ویژگی های آن است و می شود آن را در هنرهای مختلف از سینما و تئاتر گرفته تا موسیقی و هنرهای تجسمی دنبال کرد.آقای آفاق، شاید الآن پس از گذشت بیش از یک سال از آلبوم "با قرص ها می رقصد" فرصت خوبی باشد که در مورد بازخوردهای این آلبوم صحبت کنید. آلبوم چقدر راضی تان کرد و آیا به خواسته های تان از آن رسیدید؟شما از هر خواننده ای بپرسید که بازخورد آلبومش چطور بوده، قطعاً می گوید که عالی بود. من هم واکنش های خوبی از آلبومم دریافت کرده ام، اما طبیعی است هنوز به نهایت آنچه می خواهیم نرسیده ایم. از زمانی که کار انتشار آثارم را شروع کردم و قطعه هایی چون "شال" و "اتاق آبی" بیرون آمدند،بیش از 10 سال می گذرد و من در این مسیر هنوز به رضایت صد درصدی نرسیده ام که اگر رسیده بودم، دیگر موسیقی کار نمی کردم. بنابراین همواره تلاش میکنم که رشد کنمسبک موسیقی شما در زمان حضورتان در گروه the ways بیشتر به موسیقی راک نزدیک بود و پس از آن گویا شما به صورتی هدفمند به دنبال آن بودید که تا حدودی پاپیولارتر شوید و یک مقدار موسیقی تان را به سمت پاپ پیش ببرید. این تحلیل را قبول داریدیا معتقدید که تغییری در سبک کاری تان رخ نداده است؟من از ابتدای کارم تا الآن به دنبال پاپیولارتر شدن آثارمان بوده ام نشان به آن نشان که "اتاق آبی" و "شال" را در زمان the ways بود که منتشر کردم. اگر حس کنید که پاپیولار شدن قطعات من بیشتر شده، به خاطر تغییر ذائقه مردم است، نه سبک آهنگ ها وگرنه هرگز آثاری پاپ تر از "شال" و "اتاق آبی" که بنده در آلبوم قبلی قرار ندادم. مردم در سال های 87-88 موسیقی راک را به سختی گوش می کردند و الآن چون هضم موسیقی راک برای شان راحت شده، گمان می کنند که موسیقی ها پاپیولار شده است. موسیقی راک موسیقی طبقه متوسط شهری است که اگر در میان این قشر از جامعه پا بگیرد، آرام آرام موسیقی های دیگر تضعیف می شوند. ذائقه جامعه ما عوض شده است. ما ده سال پیش زمانی که قطعه "اتاق آبی" را به سایت های موسیقی دادیم، اکثراً آن را منتشر نمی کردند و می گفتند که این چه آهنگی است؟ آهنگ هایی بدهید که مردم گوش کنند! آن موقع درست زمانی بود که بسیاری آهنگ هایی در سبک آهنگ محسن یگانه با حامد هاکان را گوش می کردند. سایت ها حاضر نبودند آهنگ نرمی مانند "اتاق آبی" را منتشر کنند اما الآن بعد از چند سال خودشان آن را به اشتراک می گذارند و مردم هم آن را در کنسرت همراه با ما می خوانند. بنابراین سبک من تغییری نکرده و این مردم ما هستند که سلیقه شان رشد کرده و موسیقی راک تندتری را طلب می کنند و این نشان می دهد همانجور که شما فرمودید ما هدفمند جلو رفتیم و تا حدودی به اهدافمان در ارتقا سطح سلیقه موسیقایی عمومی نزدیکیم.موسیقی پاپ بیست سال بعد از انقلاب از اواخر دهه 70 پا گرفت و در دهه 80 به اوج خود رسید اما در شروع دهه 90 این موسیقی رفته رفته از محبوبیتش دارد کاسته می شود و الآن با افت شدیدی مواجه شده است. در این بین موسیقی تلفیقی خیلی زود برخاست و در بین عامه جامعه شنیده شد اما موسیقی راک که شاید از اوایل دهه 80 به طور جدی در ایران آعاز شد، کی می تواند به یک موسیقی عامه پسند و همه گیر تبدیل شود. شما چه چشم اندازی را برای این نوع موسیقی ها متصورید؟قدمت موسیقی راک در ایران با قدمت موسیقی پاپ قابل مقایسه نیست و موسیقی تلفیقی هم که اشاره کردید، ریشه هایی از موسیقی سنتی دارد که توانسته فعلا آرام آرام عامه پسند شود. موسیقی راک تازه چند سال است که در ایران کار می شود و طبیعتاً زمان لازم دارد تا بتواند به عمق فرهنگ مردم بنشیند.هنوز مدتی نگذشته از اولین قطعات پاپ-راک که در خانه بسیاری ایرانی ها شنیده شد که آن قطعات "اتاق آبی" یا "شال" یا "قصه زیرزمین"که با یاس و آراد آریا خواندیم که اثر این حقیر بودند و یا قطعه "شمال" و"لاله زار"رضا یزدانی بود.این دو اثر، قطعاتی بودند که از حوزه راک به حوزه پاپ رسوخ کردند. یعنی مردم کوچه و خیابان بدون توجه به سبک این آهنگ ها، در دورهمی و مهمانی ها آن را زدند و خواندند. از زمان انتشار این آهنگ ها حدود ده سال می گذرد و در همین اندک مهلتی که ما چند نفر خواننده و آهنگساز راک داشتیم موسیقی راک در ایران را در حد توانمان تغییر دادیم. فراموش نکنیم ما نهایتاً پنج شش خواننده بودیم اما آن ها پانصد ششصد خواننده بودند که همه سایت ها، کانال های ماهواره و حتی صداسیما را هم دارند. امکان ندارد که جامعه متوسط شهری رشد کند و موسیقی راک با پیشرفت مواجه نشود چون موسیقی راک از جنس مردم است. اکثر خواننده های زیرزمینی پیش از انتشار آلبوم مجاز با تک آهنگ یا البوم های غیر رسمی به بازار موسیقی معرفی شده اند، پس از دریافت مجوز، قطعات هیت خود را در آلبوم مجاز اول خود می گذارند تا ضمن آن که برای قطعات پرطرفدار شان شناسنامه درست کند، از آن آهنگ ها برای بالا بردن مخاطب آلبوم اول شان که آلبوم مهمی هم است، کمک گیرند. شما چرا این کار را انجام ندادید و قطعاتی چون "اتاق آبی"یا"شال" وغیره را در آلبوم "با قرص ها می رقصد" قرار ندادید؟یک دلیل که "شال" و "اتاق آبی" و غیره را در آلبوم اول قرار ندادم این بود که گفتم شاید کار درستی نیست که البته پشیمانم و معتقدم که اشتباه کرده ام. البته "شال" در آلبوم دوم ما که به زودی منتشر میشود قرار دارد اما "اتاق آبی" در این آلبوم هم نیست چون اساساً بحثش فرق می کند، طبق اصول روانشناختی اگر هر موزیسین نقاش یا عکاسی همه آثارخوبش را کنار هم گذارد، در این بین چندین اثر خوبش در قیاس با دیگر آثار حیف میشود و معتقدم که در هر مجموعه ای 3 ،4 اثر سطح پایین تر هم باید باشد تا کارهای قوی تر دیده شوند، در غیر این صورت مجموعه شما با سر به زمین می خورد.آلبوم جدیدتان در چه وضعی است و چه زمان به بازار می آید؟آلبوم آماده انتشار است. 12 قطعه در آلبوم جای می گیرند. از میان 12 قطعه نهایی هم احتمالاً 5 قطعه مثل "شال" از آثار قدیم باشند.حال و هوای آلبوم جدیدتان چطور است؟از هر 100 آهنگی که من خوانده ام، 98 تایش را خودم آهنگسازی کرده و ترانه اش را گفته ام، عملا ً باز هم چون خودم هستم پس حال و هوای آهنگ ها نیز در امتداد گذشته است و به موسیقی راک و پاپ نرم همیشگی ادامه داده ام ولی با بچه ها سعی کرده ایم که در آن یک بروزرسانی هم ایجاد شود تا برای مخاطب امروزین جذابیتی امروزین داشته باشد. مخاطبان در این آلبوم اصوات جدیدی خواهند شد و امیدوارم که این آلبوم نیز مورد استقبال قرار بگیرد.چرا دایره همکاری تان با موزیسین های دیگر کوچک است؟ به خصوص در بحث تنظیم، با موزیسین های خیلی زیادی همکاری نمی کنید.در کارهایی که از ما شنیدید، نخست آهنگسازی انجام می گیرد و کارم فقط ملودی سازی نیست، به همین خاطر از همان ابتدا برای تنظیم برخی از قطعات هم قبل تنظیم ایده و برنامه دارم. از این رو بخشی از آثارم را خودم تنظیم می کنم و نیاز نیست که یک سری از قطعات برای تنظیم به اشخاص دیگری داده شود.همچنین ترجیح این است که آثارم را با دوستانی تنظیم کنیم که با فضای روحی من آشنایی دارند مثل رهبر ارکسترمان آقای آرمان مهربان، با این حال، هر وقت که جوانی را دیده ام که کارش خوب بوده و ذکاوت دارد، خودم جلو رفتم و پیشنهاد همکاری داده ام.مثلا آراد آریا را از بچگی می شناختم و با همدیگر کار کردیم آهنگهای "شهر من کو" قصه زیرزمین را ما با همدیگر تنظیم کردیم حتی "عطر تو" هم کار آراد است. یا در تنظیم "اتاق آبی" یازده سال پیش با پویا ثابتیِ جوان کار کردیم. الآن هم با جوان هایی عالی مثل اشکان دباغ و شهاب آفاقی کار می کنم و فعلا ترجیح می دهیم که با همین روال پیش برویم. در کل آدمی هستم که وقتی اثری را می سازم، باید در آن نوازندگی کنم و در تنظیمش هم حضور داشته باشم. اگر به شناسنامه آثار ما نگاهی کنید، متوجه این قضیه خواهید شد. زمانی که شما از گروه the ways جدا شدید، گروه به هر صورت به کار خود ادامه داد اما موفقیت آن هرگز به موفقیت آلبوم زیرزمینی "استرس" و کارهایی که شما با گروه انجام دادید نرسید. خودتان فکر می کنید که گروه the ways بعد از جدایی شما در چه بخش هایی بیشترین آسیب را دید؟من زمان خروج، یک سری از ساخته هایم را که گذاشتم و بیرون آمدم. یک سری فن و فرمول های آهنگسازی و تنظیم توی این سبک را هم به بچه ها در طول زمان یاد داده بودم که الآن در کارهای جدیدشان هم آن فوت و فن ها را به کار بگیرند انشااله. اما به نظرم مشکلی اصلی گروه the ways خواننده است. به هر حال خوانندگی حرفه ای یک سری ویژگی می خواهد و همچنین به قول قدیمی ها صدای گرم و گیرا می خواهد. به نظرم اگر the ways خواننده را عوض کند شاید موفق شود.در میان موسیقی های راک دهه های اخیر میلادی، به موسیقی کدام دهه علاقه بیشتری دارید و کدام گروه های موسیقی راک جهانی بیشترین تأثیر را در شما گذاشته اند؟دهه هشتاد میلادی و پینک فلوید، کوئین، متالیکا، سوپرترمپ، کریس دی برگ، بیتلز، بیجیز و...از کودکی روی هم نسلان ما موثر بودند شما در خصوص انتخاب اعضای ارکسترتان خیلی حساسیت دارید. توضیح دهید که اعضای فعلی را بر چه اساس و معیارهایی انتخاب کرده اید؟کنسرت های ما را هر اهل فنی که دیده است لطف کردند و گفتند سطح این گروه جدید کاوه آفاق فراتر از بسیاری گروه هاست. اما اولین اصل بنده برای انتخاب همکارانم فضائل اد ...

ادامه مطلب  

حوزه نیوز :حضور آگاهانه در پای صندوق های رأی بدخواهان را ناامید می کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان حضرت آیت الله مظاهری در پیامی با دعوت ملت بزرگ ایران برای حضور باشکوه در پای صندوق های رأی تصریح کردند: بی شک شما ملّت حقّ جو و بصیر با دقت و آگاهی کامل در پای صندوق های رأی حاضر خواهید شد و با خلق حماسۀ دیگری بدخواهان و مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی را نا امید خواهید کرد.متن پیام این مرجع تقلید بدین شرح است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِملّت بزرگوار ایران جمعه 29 اردیبهشت صحنۀ س ...

ادامه مطلب  

گمراهان با انتخاب خود به دوزخ می روند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیات 118 و 119 سوره بقره پرداخته است. وَقَالَ الَّذِینَ لاَ یَعْلَمُونَ لَوْلاَ یُکَلِمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأتِینَا آیَةٌ کَذَ لِکَ قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَبَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الأَیَتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَإِنَّآ أَرْسَلْنَکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَنَذِیراً وَلاَ تُسْئَلُ عَنْ أَصْحَبِ الْجَحِیمِ آنان که نمى‏دانند (و نمى‏خواهند حق را بشناسند و بپذیرند) گویند: چرا خداوند (مستقیماً) با خود ما سخن نمى‏گوید، یا آیه و نشانه‏اى بر خود ما نمى‏آید؟ همچنین گروهى که پیش از آنان بودند مثل سخن آنها را مى‏گفتند. دلها و ادراکاتشان مشابه است، همانا ما آیات و نشانه‏ها را (به اندازه کافى) براى اهل یقین (و حقیقت جویان) روشن ساخته‏ایم. (اى پیامبر) ما ترا به حق فرستادیم تا بشارت‏گر و بیم‏دهنده باشى و تو مسئولِ (گمراهى) دوزخیان (و به جهنم رفتن آنها) نیستى. یکى از ایرادهایى که افراد ناآگاه و یا مُغرض در برابر پیامبر اسلام مطرح مى‏کردند این بود که چه لزومى دارد خ ...

ادامه مطلب  

پاسخ امام رضا علیه السلام به سه سئوال در مورد ماه رمضان  

درخواست حذف این مطلب
اگر سؤال شود: چرا روزه در ماه رمضان واجب شده نه ماههاى دیگر؟ در جواب گفته مى ‏شود: به خاطر اینکه ماه رمضان ماهی است که خداوند متعال در این ماه قرآن را نازل فرمودهو بین حقّ و باطل تفرقه انداخته استمحدث عالیقدر شیخ صدوق به روایت از فضل بن شاذان (از یاران خاص امام رضا) پاسخ امام رضا علیه السلام را به سه سئوال در باره ماه رمضان بدین شرح مطرح می کند: اگر سئوال شود چرا مردم به روزه گرفتن امر شده ‏اند؟ در جواب گفته مى ‏شود: تا درد گرسنگى و تشنگى را بیابند و درک نمایند و با درک این درد، بر فقر و نیاز خود در آخرت استدلال کنند. و بدین وسیله روزه ‏دار خاشع و ذلیلو خاکسار و در ضمن به خاطر آنچه از ناحیه گرسنگى و تشنگى به وى متوجّه مى‏ گردد، صاحب اجر و عارف و صابر گردد، و در نتیجه مستحقّ ثواب مى ‏شود. مضافا به این که روزه، شخص را از شهوات و امیال نفسانى حفظ و نگهدارى مى‏ کند. و روزه در دنیا براى روزه‏ داران واعظى بوده و راضى‏ کننده ایشان است بر ادای تکالیف و در آخرت دلیل و راهنما(بر بهشت) مى‏ باشد. و بدین وسیله روزه ‏دار سختى گرسنگ ...

ادامه مطلب  

رَحِم به چه کسانی اطلاق می شود/ چگونه از قطع رَحِم توبه کنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه» آیت الله العظمی مظاهری در خصوص چگونگی صله رحم و عواقب ترک این سنت اخلاقی به بیان چند نکته پرداخته اند. * قطع رحم «یعنى بریدن از خویشان» یکى از گناهان کبیره در اسلام است و قرآن شریف کراراً قاطع رحم را لعن فرموده است:«اولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار»[1] «براى آنان لعنت و بدى سراى آخرت مى‏باشد.»* معناى صلۀ رحم این است که باید کارى نکند که وابستگان و خویشان را ناراحت کند و تا مى‏تواند به آنها خدمت کند، ولى رفت و آمد با آنها مخصوصاً اگر موجب مزاحمت براى خود و آنها باشد لازم نیست.* رحم یک معناى عرفى است که عبارت است از خویشان نزدیک نظیر پدر و مادر، جد و جده، اولاد و نوه، برادر و برادرزاده، خواهر و خواهرزاده، عمه و عمه‏زاده، عمو و عموزاده، خاله و خاله‏زاده، دایى و دایى‏زاده، و امّا خویشان سببى نظیر زن و شوهر و داماد و پدر زن و مادر زن و پدر و مادر شوهر گرچه رحم واقعى نیستند و احکام رحم را ندارند، ولى چون عرفاً آنان نیز رحم محسوب مى‏شوند، احکام قطع رحم را شامل آنها نمودن بسیار به‏جاست و از این جه ...

ادامه مطلب  

«دیو و دلبر» بیشترین واکنش های اینترنتی را برانگیخته است  

درخواست حذف این مطلب
فیلم «دیو و دلبر»(beauty and the beast) که تازه ترین اقتباس دیزنی از انیمیشن های کلاسیک و قدیمی اش به حساب می آید در هفته ی گذشته و با انتشار ویدیوی از پشت صحنه اش بیشترین واکنش اینترنتی را در پی کاربران فضای مجازی داشته است. فیلم نت نیوز جدیدترین محصول کمپانی دیزنی دیو و دلبر ک ...

ادامه مطلب