بیوگرافی حدیث فولادوند و عکس های حدیث فولادوند و شوهر  

درخواست حذف این مطلب
زندگیامه حدیث فولادوند و عکس های حدیث فولادوند و شوهرحدیث فولادوند (متولد ۲۰ دی ۱۳۵۶ در تهران) بازیگر سینما و دانشجوی انصرافیرشتهٔ معماری.زندگی هنریوی فعالیت هنری را از کودکی آغاز کرد، در دوازده سالگی زیر نظر گلاب آدینه آموزش دید و در نمایش «گل های دوستی» روی صحنهرفت. وی برای اولین بار نقش کوتاهی را در فیلم سینمایی دستهای آلوده به کارگردانی سیروس الوند بازی کرد وبدین ترتیب اولین حضورش را در سینما در سال ۱۳۷۸ اعلام نمود. او که پس از گرایش به هنرهای مختلف از جمله موسیقی و نقاشی اکنون خود را در بازیگری موفق می دید یک سال بعد از اولین تجربه خود، در فیلم سینمایی مارال به کارگردانی مهدی صباغ زاده هنرنمایی کرد.همچنین درخشش فولادوند در تلویزیون با بازی در سریال گم گشته اغاز شد. او هم چنین در مجموعه های تلویزیونی سال های خاکستری، دیوار شیشه ای، معصومیت از دست رفته بازی کرده است. وی علاوه بر آن در نمایش مده آ نیز نقش آفرینی نموده است. حدیث فولادوند در سال ۱۳۸۹ به ازدواج رامبد شکرابی درآمد. در حال حاضر حدیث فولادوند و همسرش رامبد شکرابی در شمال ایران و در شهر ساری زندگی می کنند. آنها یک بوتیک لباس های مجلسی زنانه هم در این شهر دارند. حدیث فولادوند تا کنون بازی های قابل قبولی ارائه داده و باعث مطرح شدن وی بین مخاطبان تلویزیون و سینما شده است. فولادوند در اوایل بازیگری در سینما بیشتر در ژانرهای درام، جدی و اجتماعی ظاهر میشد و داشت به ستاره ی آن روزها تبدیل میشد. با اکران فیلمهای غزل، همکلاس، رز زرد و کما، بر سر زبان ها افتاد. اما با بازی در فیلم شاخه گلی برای عروس مسیر بازیگری را تغییر داد و در فیلمهای کمدی دیگری مثل کلاهی برای باران، چشمک، افراطی ها، داماد خجالتی، دزدان خیابان جردن حضور پیدا کرد. گویا خودش عرصه طنز را ترجیح داد. اما در تلویزیون روند گذشته را ادامه داد و در فیلمهای تلویزیونی و تله فیلم های زیادی که مظمون اجتماعی داشتند ایفای نقش کرد. فولادوند در آثار داود میرباقری همیشه خوش درخشید. اولین همکاری اش با میرباقری در مسافر ری بود. نقش کوتاهی را داشت. در نقش دختری به نام ستاره بود. در سریال معصومیت از دست رفته و با بازی در نقش رباب که نقش های اصلی و محوری سریال بود، بار دیگر در تلویزیون درخشید. بازی روان و باورپذیری در این سریال داشت که در ذهن مخاطبان خواد ماند. در پروژه مختارنامه هم با بازی در نقش راحله همسر ابراهیم ابن مالک اشتر نخعی، بار دیگر جلوی دوربین میرباقری رفت. وی هم اکنون در فیلم جدیدش “تتل و راز صندوقچه” بازی میکند که عکسهای منتشر شده از گریم عجیبش در این فیلم گواه این است که فیلم در ژانر کودک میباشد. حدیث فولادوند و رامبد شکرآبی در بسیاری از فیلمها مشترک هستن ...

ادامه مطلب  

«حدیث کساء» دعایی با نتیجه تضمین شده و راز این تأثیر  

درخواست حذف این مطلب
برکات حدیث کساء و آثار آن قابل دفاع است زیرا خداوند رحمت را بر هر محفلی که این حدیث در آن خوانده شود، نازل، غم و اندوه آن جمع را برطرف و حاجاتشان را برآورده می کند.حدیث کساء که حدیثی قدسی و در فضیلت پیامبر(ص)، امیرالمومنین امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س) و امامان حسن(ع) و حسین(ع) است یک دوره ناب از معرفت اهل بیت(ع) و امامان را طی فرازهایی کوتاه مرور می کند.حجت الاسلام سیدمجتبی معنوی، استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به سندیت حدیث کساء اظهار کرد: از احادیث مشهوری که در کتاب مفاتیح الجنان و دیگر کتب ادعیه و ارتباط با خدا، نقل شده، حدیث کساء است.وی با اشاره به اینکه حدیث کساء در کتاب مفاتیح الجنان توسط نویسنده کتاب گنجانده نشده است، افزود: این رویداد خللی به جایگاه و اعتبار این حدیث وارد نمی کند زیرا حدیث کساء دارای سندی موثق است اما متن مشهور مطرح شده از آن در کتاب مفاتیح الجنان، سازگاری تطبیقی چندانی با دیگر روایات این حدیث ندارد، و متن اصلی این حدیث بسیار بیشتر است.متن مشهور«حدیث کساء» متناظر با آیه تطهیر نگارش شده استمعنوی اضافه کرد: این متن، بیشتر با رویکرد «خبر واحد» نقل شده و کمتر احادیث متواتر در آن مدنظر قرار گرفته است اما مطلبی هم نیست که قابل انکار باشد بلکه تنها متن این حدیث متفاوت است و آنچه در کتاب مفاتیح الجنان و دیگر کتب برگرفته از آن آمده، متنی است که از احادیث قبلی اقتباس شده و در ادعیه و زیارات نیز این روش معمول است و این متن مشهور، متناظر با آیه شریفه تطهیر نگارش شده است.این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: با بررسی سند حدیث کساء، مشاهده می شود که این حدیث، از لحاظ خبری، در کتاب دلائل الامامه وارد و ذیل آیه تطهیر ذکر شده است که پیامبر (ص) در خصوص آن آیه فرمودند: «اللّهُمَّ هؤُلاءِ اهلُ بَیتی، اللّهُمَّ اذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ و طَهِّرهُم تَطهیراً ؛ بار خدایا! اینان اهل بیت من هستند. خدایا پلیدی را از ایشان دور کن و کاملاً پاکشان گردان».نقل «حدیث کساء» در کتب شیعه و اهل تسننوی با اشاره به نقل این حدیث در کتب شیعی گفت: در تفسیر قمی، تفسیر فرات کوفی، تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن و ... به این حدیث پرداخته شده است و حتی متن حدیث در اصول کافی و الأمالى شیخ طوسی نیز آمده است و در کتب حدیثی اهل سنت از جمله کتاب صحیح مسلم، به این حدیث اشاره شده است که عایشه، همسر پیامبر(ص) گفت: روزی پیامبر(ص) خارج شد و عبایی نقش دار که از موی سیاه بافته شده بود، روی دوش داشت و ابتدا امام حسن(ع) آمد، سپس امام حسین(ع) و پس از آنها، حضرت زهرا(س) و در آخر امیرالمومنین(ع) و ایشان تمام آنها را زیر عبا جای دادند و فرمودند: «انَّما یریدُ اللّهُ لِیذهِبَ عَنکمُ الرِّجسَ اهلَ البَیتِ و یطَهِّرَکم تَطهیراً؛ خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.»معنوی اضافه کرد: حتی ابن حجر در «صواعق المحرقه» به سند صحیح رسیده است که پیامبر(ص) کساء را روی این چهار نفر انداخت، به این معنا که این حدیث را درباره اهل بیت(ع) بصورت ویژه و خاص پذیرفته است و همچنین ابن اثیر در «اسدالغابه»، احمد بن حنبل در مسند خود و حتی ابن تیمیه که از مخالفین است، در «منهاج السنة»، حدیث کساء را صحیح السند دانسته است.این استاد حوزه و دانشگاه گفت: ترمذی در «مسند أحمد» به این حدیث اشاره کرده است که حدیث کساء در خانه ام سلمه اتفاق افتاده است و زمخشری در «الکشاف»، فخر رازی در «تفسیر الکبیر» و قرطبی، ابن کثیر و سیوطی نیز در تفسیرهای خود، حدیث کساء را نقل کرده اند بنابراین اصل این حدیث مورد سوال نیست بلکه متن آن متفاوت از متن مشهور است و در حقیقت این کتب، هر کدام به بخشی از این حدیث مشهور پرداخته اند.وی ادامه داد: اصل این حدیث مورد وفاق است و به عنوان دعا و ...

ادامه مطلب  

مدت حکومت امام مهدى (عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، مدت حکومت امام زمان (عج) در احادیث از ۵ تا ۳۰۹ سال ذکر شده است. در برخى احادیث نیز مدتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى (ع) هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. در این نوشتار، ابتدا زمان‏ هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها می پردازیم. [ ۱]در اخبار و احادیث اسلامى، زمان هاى متفاوتى درباره مدّت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه هاى مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخى به یکى از زمان هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخى دیگر تلاش کرده اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، مى آوریم، سپس به بیان دیدگاه هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها مى پردازیم.* زمان هاى ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، ۱۴۰ و نهایتاً ۳۰۹ سال، زمان هایى هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگى امام زمان (عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [ ۲]در برخى احادیث نیز مدّتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. مستند زمان هاى یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولى براى هر یک از آن ها مى توان حدیث یا احادیثى را نقل کرد. احادیثى از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدى علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبرى است که از ابو سعید خدرى نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:: «قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى کند و زمین را پر از عدل مى کند، چنان که پر از ظلم شده است؛ و این، هفت سال طول مى کشد». [ ۳]ابن ماجه از ابو سعید خُدرى نقل مى کند که از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده است که: «مهدى در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [ ۴]احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى کند. [ ۵]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدرى به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى آورد: «مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود...». [ ۶]سلیمان بن عیسى - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - مى گوید: روایت شده که مهدى علیه السلام چهارده سال حکومت مى کند؛ [ ۷]، امّا معلوم نمى کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است. برخى محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [ ۸]نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [ ۹]از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند». [ ۱۰]حدیثى از امام على علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را سى یا چهل سال بیان کرده است. [ ۱۱]برخى احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى کند». [ ۱۲]امام حسن مجتبى علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل مى کند که فرمود:: «خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایى مى کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [ ۱۳]احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [ ۱۴]عبدالکریم خثعمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت مى کند؟». امام علیه السلام فرمود:: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانى مى شوند تا آنجا که هر سال از سال هاى او با ده سال از سال هاى شما برابرى مى کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال هاى شما برابر مى شود». [ ۱۵]بزرگ ترین عددى که در باره مدّت حکومت مهدى علیه السلام ذکر شده است، ۳۰۹ سال است. طبرى از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود:: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [ ۱۶]نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود:: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى کند، افزون بر نه سال». جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى گردد؟ امام علیه السلام مى فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». مى گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام مى فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [ ۱۷]بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى علیه السلام پس از قیام، کوتاه (۱۹ سال) است؛ امّا دوران بقاى نظامى که مهدى علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (۳۲۲ سال) [ ۱۸]است. البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه مى خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن ها مى خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [ ۱۹]در پاره اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [ ۲۰]حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهى دیگر از موضوع را پیشاروى ما مى گشاید. در این حدیث، مدّت خاصى براى حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:: «اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى گردد. سپس مهدى علیه السلام از فرزندانم خارج مى شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج مى شود». [ ۲۱]این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمى که در احادیث اسلامى براى بیان زمان حکومت مهدوى یا اقامت مهدى علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها مى تواند تا حدّى ما را در جمع بندى موضوع، یارى دهد. برخى احادیث از تعبیر «یکون» [ ۲۲]به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» [ ۲۳]و «یَعیشُ». [ ۲۴]ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تن ها یک مورد است که زندگى مهدى علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [ ۲۵]بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [ ۲۶]استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقّف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود:: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک» [ ۲۷]و «یملک»، [ ۲۸]ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [ ۲۹]نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدّى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه اى نمى تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که در آن، گفته شده مهدى علیه السلام در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى کند. [ ۳۰]در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتى طول مى کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان براى برپایىِ حکومت و استقرار در منطقه اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام، برخى بر همه مدّت فرمان روایى ایشان، برخى بر زمانِ استقرار دولت او، برخى بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخى هم بر سال ها و ماه هاى طولانى زمان ایشان حمل مى شود. [ ۳۱]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى کند که گویاى تردید خود وى در این جمع بندى است. ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى کند. [ ۳۲]آیت الله سیّد صدرالدین صدر مى گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى علیه السلام است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ مى دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.وى سرانجام این احتمال را مطرح مى کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگى مهدى علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [ ۳۳]به نظر آیت الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى اش بیش از سیصد سال. ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدّتى طولانى است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [ ۳۴]* بررسىاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى علیه السلام یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف اند. تن ها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخى از اهل سنّت، صحیح به حساب مى آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف مى دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [ ۳۵]اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندى مى پردازیم و تلاش مى کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهى است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمى تواند از حدّ فرضیه هاى محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدى علیه السلام تحقّق ارزش هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تن ها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند». [ ۳۶]مسلّم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجّه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمى توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى شود و مدّتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب هایى در برپایىِ حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى رود و به واسطه رجعت پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار مى یابد. یک احتمال این است که حکومت خود مهدى علیه السلام کوتاه تر باشد و حکومت سایراهل بیت علیه السلام پس از رجعت آنان استمرار یابد و تحقّق اهداف این حکومت در درازمدت و به دست دیگر امامان علیه السلام باشد. بر این اساس، زمان هاى طولانى تر را باید ناظر به نظام حکومت مهدوى دانست، نه حکومت شخص ام ...

ادامه مطلب  

زندگینامه کامل امام حسین (ع)  

درخواست حذف این مطلب
دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص) رسید، به خانه حضرت علی (ع) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی . و به این ترتیب نام پرعظمت “حسین ” از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.حسین (ع) و پیامبر (ص)از ولادت حسین بن علی (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز می داشت ، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان “عج “) می باشد. انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ، فرمود:بارها رسول گرامی حسن (ع) و حسین (ع) را به سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را، (10) آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند که : “رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است . عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی اسلام (ص) خواند که فرمود: “حسین از من و من از (12) حسینمامام حسین (ع) با پدرشش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زیست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام این مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ، مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای “جمل “، “صفین ” و “نهروان ” شرکت و به این ترتیب ، از پدرش امیرالمؤمنین (ع) و دین خدا حمایت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد.در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: “از منبر (14) پدرم فرود آی ….امام حسین (ع) با برادرپس از شهادت حضرت علی (ع)، به فرموده رسول خدا (ص) و وصیت امیرالمؤمنین (ع)مامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع)، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع)، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع) گوش فرادارند. امام حسین (ع) که دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتیها را تحمل نماید، امام حسین (ع) شریک رنجهای برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع) وامام حسین (ع) دهان آلوده اش را به بدگویی نسبت به امام حسن (ع) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع) گشود، امام حسین (ع) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع) پذیرا شد و به جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع) خود به پاسخ معاویه (15) برآمد، و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .امام حسین (ع) در زمان معاویهچون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و وصیت حسن بن علی (ع) امامت و رهبری شیعیان به امام حسین (ع) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین خداوند است ، و از این حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج می برد، ولی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع) نیز وضعی مشابه او داشت .امام حسین (ع) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پیش از هر جنبش و حرکت مفیدی به قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت که اگر برمی خاست ، پیش از اقدام به دسیسه کشته می شد، و از این کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ، جز آن که گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی که معاویه از مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می گرفت ، حسین به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولی عهدی او را نپذیرفت و حتی گاهی (16) سخنانی تند به معاویه گفت و یا نامه ای کوبنده برای او نوشت .معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، به او اصراری نکرد و امام (ع) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت …قیام حسینییزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند،و برای این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم این خبر را به امام حسین (ع) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع) چنین فرمود:“انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل (17) یزید آن گاه که افرادی چون یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتی ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بین می برند.)امام حسین (ع) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است ، اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع) که در مکه بسر می برد دعوت کردند تا به سوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای به امام حسین (ع) نگاشت و حرکت فوری امام (ع) را لازم گزارش داد.هر چند امام حسین (ع) کوفیان را به خوبی می شناخت ، و بی وفایی و بی دینی شان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذی حجه ، یعنی روزی که همه مردم مکه عازم رفتن به “منی ” بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) به کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهایی با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع) برانگیخت ، و کار به جایی رسید که عده ای از همان کسانی که برای امام (ع) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع) از راه برسد و به قتلش برسانند.امام حسین (ع) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به اعلان می داشت که : “مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم . و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت امام حسین (ع) را بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع)، و خود امام حسین (ع) به (19) رسول گرانمایه اسلام (ص) شهادتش را تذکر داده بود.علم امامت می دانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، یا از اسارت خانواده اش واهمه ای به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .خبر “شهادت حسین (ع) در کربلا” به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته ، از رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن بن علی (ع) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع) با آن درگیریها ...

ادامه مطلب  

روایات درباره مدت حکومت امام زمان(عج) چه می گوید مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، در این نوشتار، ابتدا زمان‏ هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها می پردازیم. [1]در اخبار و احادیث اسلامى، زمان هاى متفاوتى درباره مدّت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه هاى مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخى به یکى از زمان هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخى دیگر تلاش کرده اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، مى آوریم، سپس به بیان دیدگاه هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها مى پردازیم.* زمان هاى ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، 140 و نهایتاً 309 سال، زمان هایى هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگى امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [2]در برخى احادیث نیز مدّتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. مستند زمان هاى یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولى براى هر یک از آن ها مى توان حدیث یا احادیثى را نقل کرد. احادیثى از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدى علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبرى است که از ابو سعید خدرى نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى کند و زمین را پر از عدل مى کند، چنان که پر از ظلم شده است. و این، هفت سال طول مى کشد». [3] ابن ماجه از ابو سعید خُدرى نقل مى کند که از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده است که: «مهدى در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [4] احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى کند. [5]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدرى به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى آورد: «مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود...». [6] سلیمان بن عیسى - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - مى گوید: روایت شده که مهدى علیه السلام چهارده سال حکومت مى کند؛ [7] امّا معلوم نمى کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است. برخى محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [8] نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [9] از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند». [10] حدیثى از امام على علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را سى یا چهل سال بیان کرده است. [11] برخى احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى کند». [12] امام حسن مجتبى علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل مى کند که فرمود: «خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایى مى کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [13] احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [14] عبدالکریم خثعمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت مى کند؟». امام علیه السلام فرمود: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانى مى شوند تا آنجا که هر سال از سال هاى او با ده سال از سال هاى شما برابرى مى کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال هاى شما برابر مى شود». [15] بزرگ ترین عددى که در باره مدّت حکومت مهدى علیه السلام ذکر شده است، 309 سال است. طبرى از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [16] نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى کند، افزون بر نه سال». جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى گردد؟ امام علیه السلام مى فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». مى گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام مى فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [17] بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى علیه السلام پس از قیام، کوتاه (19 سال) است؛ امّا دوران بقاى نظامى که مهدى علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (322 سال) [18] است. البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه مى خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن ها مى خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [19] در پاره اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [20]حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهى دیگر از موضوع را پیشاروى ما مى گشاید. در این حدیث، مدّت خاصى براى حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى گردد. سپس مهدى علیه السلام از فرزندانم خارج مى شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج مى شود». [21] این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمى که در احادیث اسلامى براى بیان زمان حکومت مهدوى یا اقامت مهدى علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها مى تواند تا حدّى ما را در جمع بندى موضوع، یارى دهد. برخى احادیث از تعبیر «یکون» [22] به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» [23] و «یَعیشُ». [24] ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگى مهدى علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [25] بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [26] استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقّف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک» [27] و «یملک»، [28] ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [29] نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدّى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه اى نمى تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که در آن، گفته شده مهدى علیه السلام در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى کند. [30] در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتى طول مى کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان براى برپایىِ حکومت و استقرار در منطقه اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام، برخى بر همه مدّت فرمان روایى ایشان، برخى بر زمانِ استقرار دولت او، برخى بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخى هم بر سال ها و ماه هاى طولانى زمان ایشان حمل مى شود. [31]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى کند که گویاى تردید خود وى در این جمع بندى است. ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى کند. [32] آیت الله سیّد صدرالدین صدر مى گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى علیه السلام است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ مى دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.وى سرانجام این احتمال را مطرح مى کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگى مهدى علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [33] به نظر آیت الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى اش بیش از سیصد سال. ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدّتى طولانى است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [34]* بررسىاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى علیه السلام یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف اند. تنها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخى از اهل سنّت، صحیح به حساب مى آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف مى دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [35] اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندى مى پردازیم و تلاش مى کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهى است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمى تواند از حدّ فرضیه هاى محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدى علیه السلام تحقّق ارزش هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند». [36] مسلّم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجّه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمى توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى شود و مدّتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب هایى در برپایىِ حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى رود و به واسطه رجعت پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار مى یابد. یک احتمال این است که حکومت خود مهدى علیه السلام کوتاه تر باشد و حکوم ...

ادامه مطلب  

چرا حکومت امام زمان کوتاه نیست؟  

درخواست حذف این مطلب
مدت حکومت امام زمان(عج) در احادیث از ۵ تا ۳۰۹ سال ذکر شده است. در برخى احادیث نیز مدتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى(ع) هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. به گزارش خبرگزاری بسیج، در این نوشتار، ابتدا زمان‏ هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها می پردازیم. [1]در اخبار و احادیث اسلامى، زمان هاى متفاوتى درباره مدّت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه هاى مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخى به یکى از زمان هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخى دیگر تلاش کرده اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، مى آوریم، سپس به بیان دیدگاه هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها مى پردازیم.* زمان هاى ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، 140 و نهایتاً 309 سال، زمان هایى هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگى امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [2]در برخى احادیث نیز مدّتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. مستند زمان هاى یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولى براى هر یک از آن ها مى توان حدیث یا احادیثى را نقل کرد. احادیثى از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدى علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبرى است که از ابو سعید خدرى نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى کند و زمین را پر از عدل مى کند، چنان که پر از ظلم شده است. و این، هفت سال طول مى کشد». [3] ابن ماجه از ابو سعید خُدرى نقل مى کند که از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده است که: «مهدى در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [4] احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى کند. [5]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدرى به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى آورد: «مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود...». [6] سلیمان بن عیسى - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - مى گوید: روایت شده که مهدى علیه السلام چهارده سال حکومت مى کند؛ [7] امّا معلوم نمى کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است. برخى محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [8] نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [9] از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند». [10] حدیثى از امام على علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را سى یا چهل سال بیان کرده است. [11] برخى احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى کند». [12] امام حسن مجتبى علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل مى کند که فرمود: «خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایى مى کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [13] احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [14] عبدالکریم خثعمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت مى کند؟». امام علیه السلام فرمود: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانى مى شوند تا آنجا که هر سال از سال هاى او با ده سال از سال هاى شما برابرى مى کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال هاى شما برابر مى شود». [15] بزرگ ترین عددى که در باره مدّت حکومت مهدى علیه السلام ذکر شده است، 309 سال است. طبرى از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [16] نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى کند، افزون بر نه سال». جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى گردد؟ امام علیه السلام مى فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». مى گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام مى فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [17] بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى علیه السلام پس از قیام، کوتاه (19 سال) است؛ امّا دوران بقاى نظامى که مهدى علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (322 سال) [18] است. البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه مى خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن ها مى خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [19] در پاره اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [20]حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهى دیگر از موضوع را پیشاروى ما مى گشاید. در این حدیث، مدّت خاصى براى حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى گردد. سپس مهدى علیه السلام از فرزندانم خارج مى شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج مى شود». [21] این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمى که در احادیث اسلامى براى بیان زمان حکومت مهدوى یا اقامت مهدى علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها مى تواند تا حدّى ما را در جمع بندى موضوع، یارى دهد. برخى احادیث از تعبیر «یکون» [22] به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» [23] و «یَعیشُ». [24] ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگى مهدى علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [25] بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [26] استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقّف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک» [27] و «یملک»، [28] ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [29] نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدّى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه اى نمى تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که در آن، گفته شده مهدى علیه السلام در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى کند. [30] در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتى طول مى کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان براى برپایىِ حکومت و استقرار در منطقه اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام، برخى بر همه مدّت فرمان روایى ایشان، برخى بر زمانِ استقرار دولت او، برخى بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخى هم بر سال ها و ماه هاى طولانى زمان ایشان حمل مى شود. [31]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى کند که گویاى تردید خود وى در این جمع بندى است. ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى کند. [32] آیت الله سیّد صدرالدین صدر مى گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى علیه السلام است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ مى دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.وى سرانجام این احتمال را مطرح مى کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگى مهدى علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [33] به نظر آیت الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى اش بیش از سیصد سال. ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدّتى طولانى است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [34]* بررسىاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى علیه السلام یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف اند. تنها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخى از اهل سنّت، صحیح به حساب مى آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف مى دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [35] اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندى مى پردازیم و تلاش مى کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهى است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمى تواند از حدّ فرضیه هاى محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدى علیه السلام تحقّق ارزش هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند». [36] مسلّم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجّه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمى توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى شود و مدّتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب هایى در برپایىِ حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى رود و به واسطه رجعت پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار مى یاب ...

ادامه مطلب  

مدت حکومت امام مهدی(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، در این نوشتار، ابتدا زمان‏ های ذکر شده با اشاره به حدیثی که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ های ارائه شده و ارزیابی آن ها می پردازیم. [۱]در اخبار و احادیث اسلامی، زمان های متفاوتی درباره مدّت حکومت مهدوی، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه های مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخی به یکی از زمان های ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخی دیگر تلاش کرده اند که وجهی برای جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان های ذکر شده با اشاره به حدیثی که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه های ارائه شده و ارزیابی آن ها می پردازیم.* زمان های ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندی، بیست، سی، چهل، هفتاد، ۱۴۰ و نهایتاً ۳۰۹ سال، زمان هایی هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگی امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخی احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [۲]در برخی احادیث نیز مدّتی ذکر نشده و گفته شده که مهدی علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقی خواهد ماند. مستند زمان های یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولی برای هر یک از آن ها می توان حدیث یا احادیثی را نقل کرد. احادیثی از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدی علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبری است که از ابو سعید خدری نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «قیامت به پا نمی شود، مگر اینکه مردی از اهل بیت من حکومت می کند و زمین را پر از عدل می کند، چنان که پر از ظلم شده است. و این، هفت سال طول می کشد». [۳] ابن ماجه از ابو سعید خُدری نقل می کند که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده است که: «مهدی در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [۴] احمد بن حنبل، ابن ابی شیبه، طبرانی و دیگران، احادیثی را می آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر می کند. [۵]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدری به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می آورد: «مهدی، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم می شود...». [۶] سلیمان بن عیسی - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - می گوید: روایت شده که مهدی علیه السلام چهارده سال حکومت می کند؛ [۷] امّا معلوم نمی کند که حدیث از کیست و از چه طریقی به او رسیده است. برخی محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [۸] نعمانی در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتی در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدی علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [۹] از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدی، فرزند من است... بیست سال حکومت می کند». [۱۰] حدیثی از امام علی علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام را سی یا چهل سال بیان کرده است. [۱۱] برخی احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روی زمین فرمان روایی می کند». [۱۲] امام حسن مجتبی علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل می کند که فرمود: «خداوند در آخر زمان، مردی را بر می انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابری، نور و برهان پر می کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایی می کند. پس خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [۱۳] احادیث با مضامین دیگری نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [۱۴] عبدالکریم خثعمی می گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت می کند؟». امام علیه السلام فرمود: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانی می شوند تا آنجا که هر سال از سال های او با ده سال از سال های شما برابری می کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال های شما برابر می شود». [۱۵] بزرگ ترین عددی که در باره مدّت حکومت مهدی علیه السلام ذکر شده است، ۳۰۹ سال است. طبری از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [۱۶] نعمانی، از جابر جُعفی، از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: «مردی از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت می کند، افزون بر نه سال». جابر می پرسد: چه زمانی این امر واقع می گردد؟ امام علیه السلام می فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». می گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام می فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [۱۷] بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدی علیه السلام پس از قیام، کوتاه (۱۹ سال) است؛ امّا دوران بقای نظامی که مهدی علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (۳۲۲ سال) [۱۸] است. البته برخی احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه می خواهند حتمی بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخی از آن ها می خوانیم که حتی اگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد، خداوند، کسی از اهل بیت را برمی انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [۱۹] در پاره ای احادیث از طولانی بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [۲۰]حدیث دیگری وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهی دیگر از موضوع را پیشاروی ما می گشاید. در این حدیث، مدّت خاصی برای حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشی عامدانه و آشکار بر مخفی ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ای عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا می کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگی واقع می گردد. سپس مهدی علیه السلام از فرزندانم خارج می شود. خداوند، کارش را در یک شب درست می کند. پس از آن، زمین را پر از عدل می کند چنان که پر از ظلم شده است و باقی می ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج می شود». [۲۱] این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علمای شیعه نیز در مقام احتجاج برای اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جاری مربوط می شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه ای مخفی مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمی که در احادیث اسلامی برای بیان زمان حکومت مهدوی یا اقامت مهدی علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها می تواند تا حدّی ما را در جمع بندی موضوع، یاری دهد. برخی احادیث از تعبیر «یکون» [۲۲] به معنای بودن و شاید در اینجا به معنای زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنی زیستن است: «عاشَ» [۲۳] و «یَعیشُ». [۲۴] ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگی ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثی که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگی مهدی علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگی امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [۲۵] بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [۲۶] استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگی ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگری در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگی ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقی می ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصی را تعیین نمی کند و ثانیاً، برخی قرائن دیگر حاکی از این است که مراد از توقّف ایشان بر روی زمین، اصل زندگی ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فی الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست می کند. پس از آن زمین را پر از عدل می کند چنان که پر از ظلم شده است و باقی می ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنی پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنی «ملک» [۲۷] و «یملک»، [۲۸] ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان های ذکر شده با یکی از این دو تعبیر آمده اند. برخی احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [۲۹] نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه ای گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معنای حکومت تا حدّی تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه ای نمی تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معنای حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثی را از ابو سعید خُدری از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که در آن، گفته شده مهدی علیه السلام در آن وضع، یعنی پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگی می کند. [۳۰] در این عبارت، میان حکومت و زندگی، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، می توان گفت که احادیث دارای تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگی امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگی ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتی طول می کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان برای برپاییِ حکومت و استقرار در منطقه ای از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانی را به خود اختصاص می دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگی ایشان طولانی تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفی برای جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسی برای جمع احادیث چنین می گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام، برخی بر همه مدّت فرمان روایی ایشان، برخی بر زمانِ استقرار دولت او، برخی بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخی هم بر سال ها و ماه های طولانی زمان ایشان حمل می شود. [۳۱]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده می کند که گویای تردید خود وی در این جمع بندی است. ابن حجر عسقلانی معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بی تردید هفت سال حکومت می کند. از ابن الحسین ابری هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت می کند. [۳۲] آیت الله سیّد صدرالدین صدر می گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتی بزرگ برای مهدی علیه السلام است که قیام او برای اصلاح دین و دنیایی وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ می دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنی از سال دوم هجری به بعد، به ثمر نشست.وی سرانجام این احتمال را مطرح می کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمی خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگی مهدی علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانی ترین زمان را برای بقای مهدی آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [۳۳] به نظر آیت الله مکارم شیرازی، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران های آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنی آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی اش بیش از سیصد سال. ولی قطع نظر از احادیث اسلامی، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات برای یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً برای مدّتی طولانی است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [۳۴]* بررسیاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدی علیه السلام یا مقدار بقای ایشان بر روی زمین پس از قیام، به لحاظ سندی، ضعیف اند. تنها برخی موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخی از اهل سنّت، صحیح به حساب می آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف می دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخی و اعتقادی نمی توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزی را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگری نیز در کار باشد تا بتوان به درستی مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [۳۵] اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندی می پردازیم و تلاش می کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهی است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمی تواند از حدّ فرضیه های محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدی علیه السلام تحقّق ارزش های الهی و قرآنی و تأسیس جامعه توحیدی به معنای کامل آن است به گونهٍ ای که هیچ گونه اثری از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند». [۳۶] مسلّم است که تأسیس چنین بنای عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگی غیر قابل توصیف، کاری است که با توجّه به روند طبیعی امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمی توان برخی اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمی شود و مدّتی مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتی طی خواهد شد و فراز و نشیب هایی در برپاییِ حکومت مهدوی وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمی رود و به واسطه رجعت پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار می یابد. یک احتمال این است که حکومت خود مهدی علیه السلام کوتاه تر باشد و حکومت سایراهل بیت علیه السلام پس از رجعت آنان استمرار یابد و تحقّق اهداف این حکومت در درازمدت و به دست دیگر امامان علیه السلام باشد. بر این اساس، زمان های طولانی تر ر ...

ادامه مطلب  

اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) 96  

درخواست حذف این مطلب
گروه: اخبار استانخبر: 100515/تاریخ انتشار : 1396/5/12 ساعت : 23:40مجموعه اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) را به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد امام هشتم، برای شما کاربران گرامی جمع آوری کرده ایم. به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ماه ذی القعده با سالروز ولادت حضرت معصومه علیها سلام آغاز و پس از ده روز به ولادت باسعادت خورشید هشتم امامت، حضرت شمس الشموس ، هدیه خدا به ما ایرانیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام میرسد؛ دهه ای که به ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی، دهه کرامت نامگذاری شد. یازده ذی القعده روز ولادت امامی است که ایران خود را متبرک به قدوم منورش میداند و از برکات حضور بارگاهش ارتزاق میکند. به این مناسب مجموعه ای از اس ام اس تبریک ولادت امام رضا علیه السلام ، آماده کرده ایم که در ادامه میتوانید مشاهده کنید. ذکر است تکلم کبوترهایتقربان تبسم کبوترهایتای کاش جوی نوک زده می بودم مندر کاسه گندم کبوترهایتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد برسر ایوان طلا نوشته با خط خداجدا ز نار و دوزخ است هرکه بر این در آمدهمست خوش بوی توام مولانا ابالحسنخاک در کوی توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد شب است و منادى ندا مى کندمریدان حق را صدا مى کندکه امشب در رحمت خویش راخدا بر رخ خلق وا مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خاک کف زائر تو سرمه ی چشم حوریانای شه بی قرینه و ملجا جمله بی کسانکبوتر بام تو ام مولانا ابالحسنتشنه ی یک جام توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد یک جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقینهر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زنداى گل به روى ماه تو یا ثامن الحججماییم در پناه تو یا ثامن الحججمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بهر زیارتت رضا فرشته پرگشوده استنگاه دلربای تو از همه دل ربوده استچه گویم از خصال تو لسان شیعه قاصر استوصف خصال تو رضا حضرت حق نموده استمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبروفور علم و علو مکان اوست به حدى‏که شرح آن نتوان نمود کلک سخنورقلم اگر همگى وصف ذات او بنویسدحدیث او نشود در هزار سال مکررمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بوسه زدن به قبر تو به نیت تبرک استچون که زده بوسه به آن مهدی صاحب الزمانمنبر صحن گوهر و ضریح با صفای تودل از همه ربوده است، شبیه قم و جمکرانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد عطر خوش نسیم تو شبیه عطر کربلاستمست شمیم کوی تو جامعه پیمبراندر بارگاه تو زهیبت و جلال تودست به سینه می نهند فرشتگان آسمانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایىجان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایىمیوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایتبحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى لحظه های شادی دلهای ما آغاز شدباز ذکرِ حمد حقِ با سینه ها دمساز شدامشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضاغنچه ای از گلشن آل محمد باز شد ساقى که خود تجلى مستانه مى‏کندما را خمار وارد میخانه مى‏کندبنیانگذار شیوه لیلائیان رضاستکز دل جنون بسازد و دیوانه مى ‏کند ما دولت تسلیم و رضا می طلبیمراهی سوی اقلیم بقا می طلبیماندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجاتاز فیض ولایت رضا می طلبیم دل داده ام زدست که دلداده ام کنیافتاده ام به پات که افتاده ام کنیسالک که بی تو راه به جایی نمی بردباید خودت مسافر این جاده ام کنیولادت امام رضا (ع) خجسته باد هشتمین حجت خدا اینجاستقبله هفتمین رضا اینجاستهر چه خواهى بخواه از این درگاهمنبع رحمت خدا اینجاستمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اگر اژدها کرد موسى عصا رارضا این عمل بى عصا مى کندکند زنده در پرده تصویر شیرانببین پور موسى چه ها مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد در قطره جود و کرمت بحر چه باشددر تابش وجهِ قمرت بدر چه باشددر جلوه نور نظرت فجر چه باشددر شمّه بخشش ز کَفَت اَبر چه باشدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همهبفرست بر این روح کرامت صلوات صلواتمیلاد امام رضا مبارک باد ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارماگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارمز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم در باغ ولایت گل خوشبوست رضاسروچمن گلشن مینوست رضانومید مشو زدرگه احسانشزیرا به جهان ضامن اهوست رضا میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیتای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمی خواهمبر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همه ************************************************* ای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم دادهدر حلقه ی عشق خویش راهم دادهاینها همه علتش فقط یک چیز استایرانی ام و رضا پناهم دادهمیلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضاای کلید ساده مشکل گشاآن گل زیبا گل خوشبو توییای رضا جان، ضامن آهو توییبا نگاهت چون کبوتر کن، مراتا بگیرم اوج، خوشحال و رها میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) از این همه انزوا مردد شده ام،دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام،امروز دلم حال کبوتر دارد،انگار که بی قرار مشهد شده ام. میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس تولد امام رضا (ع) پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ولادت امام رضا (ع) ای پسر فاطمه، نور هدیسبزترین باغ بهار خدابا تو دل از غصه رها می شودپاکتر از آینه ها می شودای گل گلزار خدا، یا رضاآینه ی قبله نما یا رضا میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) السلام ای حضرت سلطان عشقیا علی موسی الرضا ای جان عشقالسلام ای بهر عاشق سرنوشتالسلام ای تربتت باغ بهشتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک متن تبریک ولادت امام رضا (ع) کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زدبدون واسطه دم از احد نخواهد زدگدای کوی رضا شو که آن امام رئوفبه سینه ی احدی دست رد نخواهد زد بهترین شادباش ها تقدیم به شما،بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع) شعر ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا آن گل زیبا گل خوشبو تویی ای رضا جان، ضامن آهو تویی با نگاهت چون کبوتر کن، مرا تا بگیرم اوج، خوشحال و رهامیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ویژه ولادت امام رضا (ع) مهر تو ز لوح دل سپردن نتوانحاجت برکس به جز تو بردن نتواناز هجر تو مرگ بهر من آسان تردل بر کس دیگری سپردن نتوانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا(ع) به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمدبه درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمدخدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعدهکه آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمدمیلاد امام رضا (ع) مبارک اس ام اس میلاد امام رضا (ع) میدونم شفاعت بی منتت زبون زدهبه همین امید دلم به مشهد تو اومده میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) ایـــن راه اگـــر خــــاره و خــــارا، بطلــــب!گــــر قابـــل آبلــــه اســت ایـن پــا، بطلــب!«دســت از طـلب...» آه، فــــال خــــوبی آمــــدیعنـــــی تـه مطـــلب ایـــــن که: آقـــــا! بطـــلبایشاله بزودی قسمت همه مشهدالرضا.. پیامک ولادت امام رضا (ع) نقاره ها ز اوج مناره وزیده اندمردم صدای آمدنت را شنیده اندزیباتر از همیشه شده آستان توآقا! چقدر ریسه برایت کشیده اندولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا (علیه السلام) مبارکباد. اس ام اس تولد امام رضا (ع) آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردندباران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک "آقا" آشنا کردند ********************************************************* بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات بر شافع ما روز قیامـت صـلوات در شـام ولادتـش که شادنـد همـه بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،از روز الست با رضا گفتم چشممن آمده ام تا به ولایت برسم،گفتی انا من شروطها گفتم چشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بلیط ماندن است مانده روی دستهای مندر این همه مسافر حرم نبود جای من؟رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببرسفارش مریض حضرت امام را ببر * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زآستان رضا سرخط امان دارم رخ نیاز بر این پاک آستان دارم اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را ... بهترین شادباش ها تقدیم به شما، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(ع) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند مردم صدای آمدنت را شنیده اند زیباتر از همیشه شده آستان تو آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند ... ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *امام رضا-ع: خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن زیاد از همنوعان را دشمن می دارد. ... میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت --- ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک. * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ای پسر فاطمه، نور هدی سبزترین باغ بهار خدا با تو دل از غصه رها می شود پاکتر از آینه ها می شود ای گل گلزار خدا، یا ...

ادامه مطلب  

حسین منزوی، شاعری که درباره اش حرف نمی زنند  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه کرگدن - حورا نژاد صداقت: گفت و گو با بهرور رضوی، دوست قدیمی و همیشگی حسین منزوی، از روز آشنایی شان تا امروز که خیلی ها او را نادیده گرفته اند و حرفی درباه اش نمی زنند.حسین منزوی حالت غریبانه ای دارد، شهرت شعرش زیاد است و شیفتگانش زیادتر؛ اما همین که بخواهیم درباره اش با کسی هم صحبت شویم، مدام این دایره آشنایان و طرفداران منصف تنگ و تنگ تر می شود. در این میان، یکی از کسانی که سال های طولانی همراه او بوده، بهروز رضوی است؛ صداپیشه ای که شاعر نیست ولی در جوانی سراغ شعر رفت و در تمام سال های کاری اش با افرادی مثل اخوان ثالث و نادر نادرپور و حسین منزوی و... در ارتباط مستقیم بود. غیر از این همکاری ها رابطه دوستی و او با منزوی زبانزد عام و خاص است. ریشه این دوستی به سال های دوری بر می گردد که منزوی به تهران آمده بود و بهروز رضوی جوان با شنیدن شعرش باب دوستی با او را باز کرد و این دوستی ادامه پیدا کرد تا روزی که خبر درگذشتش را به رضوی دادند. خبری که برایش خیلی عجیب بود چون به قول خودش هیچ وقت فکر نمی کرد که حسین منزوی هم روزی از دنیا برود.همین شد که سراغ او رفتم و هم موری کردم بر خاطراتش و هم دنیایی که منزوی از شعر باری او تصویر می کرد؛ در همان شب بیداری ها و قدم زدن های طولانی و گپ و گفت های کاری. رضوی خیلی از شعرهای منزوی را حفظ است و در میان حرف هایش به آن ها استناد می کند. او از صحبت درباره یار غارش خوشحال می شود، اما دلتنگی اش را به خاطر دوری از او و مهم تر از همه به خاطر کم مهری هایی که در تمام این سال ها به منزوی شده، نمی تواند پنهان کند. بهرور رضوی به همی خاطر است که ناراحت ولی مطمئن با کلی مثال اثبات می کند که حسین منزوی دچار توطئه سکوت شده و خیلی ها خودخواسته کمتر حرفی درباره نقش مهم او در ادبیات معاصر گفته اند. آقای منزوی در خاطراتشان از سال های دور، از پسر جوان لاغراندامی حرف می زنند که یک بار بعد از شعرخوانی اش آمده بود پیش او و گفته بود: «شما که شعرتان را خواندید، من نوشتم ولی چند کلمه اش را جا ماندم...» و بعد با همین خاطره باب صحبت درباره شما را آغاز می کنند. حالا می خواهم ماجرا را از زبان شما بشنوم که دوست قدیمی شان هستید.انجمن ادبی سعد در خیابان ژاله (شهدای فعلی)، سر چهارراه آبسردار، در خانه ای قدیمی که متعلق به خانم فخیمه ای به نام سعد بود، برگزار می شد. خانه هم خانه عجیب و غریب بود. از آن خانه های قاجاری که تمام در و دیوارش پر بود از عکس های مختلف و اشیای عتیقه و روشنایی اش با نور شمع بود و ما هم اغلب شیطنت هایی با همین شمع ها داشتیم. دبیر آن انجمن، پرویز والی زاده (خدا رحمتش کند) برادر منوچهر والی زاده بود که یک بار اعلام کرد: امشب در جمع ما شاعر جوانی از زنجان حضور دارد و... آن زمان خود من هم شعرک هایی می گفتم و همیشه گوشم را تیز می کردم تا شعر شاعران تازه را اگر خوب بود، بنویسم.آن وقت ها من ویژگی عجیبی داشتم؛ اگر شعری را یک بار می شنیدم و یک بار می نوشتم و یک بار دیگر از روی آن می خواندم، حفظ می شدم. وقتی نوبت به حسین منزوی رسید، به محض این که مصرع اولش را خواند، فهمیدم که شعر خوبی است. من مصرع اول را جا افتادم و بعد از تمام شدن برنامه سراغش رفتم و سلام و علیکی کردم و خوشامدی گفتم و همان یک مصرع را هم پرسیدم. مسلما این رفتار و برخورد برای حسین که تازه از زنجان به تهران آمده بود، جالب بود و خلاصه با صمیمیت شعرش را کامل کرد و از همان جا پیاده راه افتادیم به سمت منزل ما در خیابان شهباز (هفده شهریور فعلی) و در راه درباره شعر حرف زدیم و شعرهایمان را برای یکدیگر خواندیم. البته ما معمولا این مسیر را با افرادی مثل جواد طالعی و جلال سرفراز و محمدعلی بهمنی و... پیاده می رفتیم.خلاصه، همین آشنایی باعث شد از ان روز به بعد، حسین برنامه هایش را جوری تنظیم کند که با قرار جمعه شب های این جلسه هماهنگ شود و بعد از انجمن به منزل ما بیاید و به شعرخوانی و گپ و گفت بنشینیم. بنابراین، شاید بتوان گفت من اولین کسی بودم که با حسنی منزوی در اولین سفرش به تهران ارتباط دوستانه برقرار کرد و این ارتباط تا آخر عمر آن خدابیامرز ادامه داشت. دوستی ما حال و هوای دیگری داشت.چطور؟ از همان حال و هوای خاصش برایمان بگویید.شاید یکی از دلایلش راحتی یا بی شیله پیلگی و بی تعارف بودن من بود، آن هم در برابر شاعر جوان شهرستانی. بیشتر از این که بخواهم به این موضوع بپردازم، مایلم از خود حسین بگویم.حسین اخلاق های ویژه ای داشت؛ مثلا خیلی صریح و بی پروا بود. بعضی ها حتی گاهی او را به خاطر بی پروایی هایش بی تربیت می دانستند، اما واقعا این طور نبود. چون من ذات خوب را می شناختم و می دانستم که حرف هایش از روی صداقتی است که دارد.به همین خاطر، بارها و بارها پیش آمد که اگر کسی از او دلخور می شد، سراغش می رفتم و از دلش در می آوردم و خلاصه، میانه را می گرفتم تا کسی با حسین دشمن نشود. در کل، حسنی رفتارهای دشمن تراشانه ای داشت که گهگداری باعث رنجش دیگران می شد اما مجموعا آدم باصفا و بسیار صریح و صادقی بود. همین صداقت در شعرهایش هم کاملا مشخصا است. او حتی در شعرهایش به ضعف های خودش اقرار کرده.این دوستی مسیر شاعری خودتان را به کدام سمت برد؟من بعد از دوستی با حسین دیگر دست و دلم به شعرگفتن نرفت و فعالیت جدی ام را صرفا به ترانه سرایی محدود کردم. همیشه با خنده به حسین می گفتم: همه تا دوست شاعر پیدا می کنند، طبعشان گل می کند و شعر می گویند اما من از وقتی با تو رفیق شده ام، شعرم هم تعطیل شده است. حسین هم می خندید. او کلا با همه شاعران همعصرش کل کل داشت. خصوصا با محمدعلی بهمنی کل کل و حتی تفاخرهای شاعرانه داشتند. البته خیلی وقت ها بهمنی نجیبانه کوتاه می آمد و دور را به حسین منزوی می داد و حسین هم به ترک تازی های خودش می پرداخت.در آن دیدارهای شبانه و قدم زدن ها و جمع هایتان درباره شعر و عالم شاعری چه صحبت هایی می کردید؟منزوی از شاعران معاصر خیلی ها را قبول داشت و مراتب شاعرانه شان را هم پذیرفته بود. مثلا یکی از شاعران محبوبش شهریار بود. او از بعضی اشعار یا مضامین شهریار استفاده و تضمین می کرد یا حتی بر همان وزن و قافیه شعر می گفت.شعر آقای هوشنگ ابتهاج را هم می پسندید و قبول داشت. اخوان ثالث و فروغ و سهراب سپهری و شاملو را هم قبول داشت و درباره شان فراوان صحبت می کرد. البته همیشه یکسری ان قلت هایی هم نسبت به همین شاعران محبوبش داشت.مثلا چه ان قلت هایی؟گاهی در جمع خودمان می گفت که شاملو خیلی از مضامین شعرهایش را از شاعران خارجی می گیرد. می دانید که شاملو اهل ترجمه کردن بود و ادبیات خارج از ایران را هم می شناخت. حسین هم گاهی با مقایسه شعرهای لورکا و شاملو به سادگی حرفش را اثبات می کرد. البته، درست هم می گفت. اما در آن روزگار نه شاملو اقرار می کرد که شعرش اقتباسی است و نه اشخاص دیگر از این ماجرا اطلاع داشتند، چون به منابعش دسترسی نداشتند. منزوی از نوع به کارگیری مضامین و نگاهی که شاملو به موضوعات داشت، چنین حدس هایی را می زد که همه نشان دهنده تیزهوشی اش بود. بارقه های عجیبی از استعداد در منزوی وجود داشت.پس همین صحبت ها موجب می شد دیگران از او رنجیده خاطر شوند؟البته این نظرات حسین به گوش شاملو نمی رسید، چون در جمع های خودمانی مان مطرح می شد و اصراری هم نداشت که حرف هایش به شاملو برسد. اما در مقابل، اخوان ثالث و زبان شاعرانه اش را دربست قبول داشت. حسین معتقد بود که سهراب سپهری با شعر بیدل آشنایی دارد. دلیلش ار که از او می پرسیدیم، میگفت: چون سهراب قرار بود برای بینالی به ژاپن برود. در این مسیر، توقفی در هند داشت ولی آن قدر این کشور برایش جذاب بود که قید سفر ژاپن را می زند و دو سال در هند می ماند .حرف حسین پر بیراه نبود. چه بسا سهراب سپهری در همان دو سال با شعر بیدل آشنا شده باشد. قاعدتا می دانید که آن زمان دیوانی از بیدل در دسترس ما نبود. در مجموع، از گفتن حرف هایش هیچ ابایی نداشت ولی نظرات تخصصی اش موجب ناراحتی دیگران نمی شد. چون در هر صورت او شاعر سخن سنجی بود و خیلی ها با او همراه می شدند و حتی شاعران سعی می کردند که ضعف هایی را که او مطرح می کند، در آثارشان از بین ببرند. حسین چنان به شان و جایگاه خودش واقف بود که اصلا سر چنین مسائلی با دیگران بحثی نمی کرد و چانه نمی زد.آن نکته ای که گفتم بیشتر به برخوردهای اجتماعی او برمی گردد. به او می گفتم: آخر حسین چرا این طور با مردم حرف می زنی؟ می گفت: فلانی راست نمی گوید، دروغ می گوید، بازی در می آورد. البته معمولا حق با او بود. ببینید، من حیث المجموع، حسین یک شاعر تمام و کمال بود، با تمام پریشان خیالی ها و حساسیت ها و دغدغه های خاصش. تمام این ها دست به دست هم می داد تا از حسین منزوی شاعری بسازد که برای بعضی ها دل آزار بود.به اخوان ثالث اشاره کردید. آقای منزوی در خاطراتشان در کتاب «از عشق تا عشق» بارها از او صحبت کرده اند و حتی هنوز هم می شو ...

ادامه مطلب  

حسین منزوی، شاعری که درباره اش حرف نمی زنند  

درخواست حذف این مطلب
گفت و گو با بهرور رضوی، دوست قدیمی و همیشگی حسین منزوی، از روز آشنایی شان تا امروز که خیلی ها او را نادیده گرفته اند و حرفی درباه اش نمی زنند.حسین منزوی حالت غریبانه ای دارد، شهرت شعرش زیاد است و شیفتگانش زیادتر؛ اما همین که بخواهیم درباره اش با کسی هم صحبت شویم، مدام این دایره آشنایان و طرفداران منصف تنگ و تنگ تر می شود. در این میان، یکی از کسانی که سال های طولانی همراه او بوده، بهروز رضوی است؛ صداپیشه ای که شاعر نیست ولی در جوانی سراغ شعر رفت و در تمام سال های کاری اش با افرادی مثل اخوان ثالث و نادر نادرپور و حسین منزوی و... در ارتباط مستقیم بود. غیر از این همکاری ها رابطه دوستی و او با منزوی زبانزد عام و خاص است. ریشه این دوستی به سال های دوری بر می گردد که منزوی به تهران آمده بود و بهروز رضوی جوان با شنیدن شعرش باب دوستی با او را باز کرد و این دوستی ادامه پیدا کرد تا روزی که خبر درگذشتش را به رضوی دادند. خبری که برایش خیلی عجیب بود چون به قول خودش هیچ وقت فکر نمی کرد که حسین منزوی هم روزی از دنیا برود.همین شد که سراغ او رفتم و هم موری کردم بر خاطراتش و هم دنیایی که منزوی از شعر باری او تصویر می کرد؛ در همان شب بیداری ها و قدم زدن های طولانی و گپ و گفت های کاری. رضوی خیلی از شعرهای منزوی را حفظ است و در میان حرف هایش به آن ها استناد می کند. او از صحبت درباره یار غارش خوشحال می شود، اما دلتنگی اش را به خاطر دوری از او و مهم تر از همه به خاطر کم مهری هایی که در تمام این سال ها به منزوی شده، نمی تواند پنهان کند. بهرور رضوی به همی خاطر است که ناراحت ولی مطمئن با کلی مثال اثبات می کند که حسین منزوی دچار توطئه سکوت شده و خیلی ها خودخواسته کمتر حرفی درباره نقش مهم او در ادبیات معاصر گفته اند. آقای منزوی در خاطراتشان از سال های دور، از پسر جوان لاغراندامی حرف می زنند که یک بار بعد از شعرخوانی اش آمده بود پیش او و گفته بود: «شما که شعرتان را خواندید، من نوشتم ولی چند کلمه اش را جا ماندم...» و بعد با همین خاطره باب صحبت درباره شما را آغاز می کنند. حالا می خواهم ماجرا را از زبان شما بشنوم که دوست قدیمی شان هستید.انجمن ادبی سعد در خیابان ژاله (شهدای فعلی)، سر چهارراه آبسردار، در خانه ای قدیمی که متعلق به خانم فخیمه ای به نام سعد بود، برگزار می شد. خانه هم خانه عجیب و غریب بود. از آن خانه های قاجاری که تمام در و دیوارش پر بود از عکس های مختلف و اشیای عتیقه و روشنایی اش با نور شمع بود و ما هم اغلب شیطنت هایی با همین شمع ها داشتیم. دبیر آن انجمن، پرویز والی زاده (خدا رحمتش کند) برادر منوچهر والی زاده بود که یک بار اعلام کرد: امشب در جمع ما شاعر جوانی از زنجان حضور دارد و... آن زمان خود من هم شعرک هایی می گفتم و همیشه گوشم را تیز می کردم تا شعر شاعران تازه را اگر خوب بود، بنویسم.آن وقت ها من ویژگی عجیبی داشتم؛ اگر شعری را یک بار می شنیدم و یک بار می نوشتم و یک بار دیگر از روی آن می خواندم، حفظ می شدم. وقتی نوبت به حسین منزوی رسید، به محض این که مصرع اولش را خواند، فهمیدم که شعر خوبی است. من مصرع اول را جا افتادم و بعد از تمام شدن برنامه سراغش رفتم و سلام و علیکی کردم و خوشامدی گفتم و همان یک مصرع را هم پرسیدم. مسلما این رفتار و برخورد برای حسین که تازه از زنجان به تهران آمده بود، جالب بود و خلاصه با صمیمیت شعرش را کامل کرد و از همان جا پیاده راه افتادیم به سمت منزل ما در خیابان شهباز (هفده شهریور فعلی) و در راه درباره شعر حرف زدیم و شعرهایمان را برای یکدیگر خواندیم. البته ما معمولا این مسیر را با افرادی مثل جواد طالعی و جلال سرفراز و محمدعلی بهمنی و... پیاده می رفتیم.خلاصه، همین آشنایی باعث شد از ان روز به بعد، حسین برنامه هایش را جوری تنظیم کند که با قرار جمعه شب های این جلسه هماهنگ شود و بعد از انجمن به منزل ما بیاید و به شعرخوانی و گپ و گفت بنشینیم. بنابراین، شاید بتوان گفت من اولین کسی بودم که با حسنی منزوی در اولین سفرش به تهران ارتباط دوستانه برقرار کرد و این ارتباط تا آخر عمر آن خدابیامرز ادامه داشت. دوستی ما حال و هوای دیگری داشت.چطور؟ از همان حال و هوای خاصش برایمان بگویید.شاید یکی از دلایلش راحتی یا بی شیله پیلگی و بی تعارف بودن من بود، آن هم در برابر شاعر جوان شهرستانی. بیشتر از این که بخواهم به این موضوع بپردازم، مایلم از خود حسین بگویم.حسین اخلاق های ویژه ای داشت؛ مثلا خیلی صریح و بی پروا بود. بعضی ها حتی گاهی او را به خاطر بی پروایی هایش بی تربیت می دانستند، اما واقعا این طور نبود. چون من ذات خوب را می شناختم و می دانستم که حرف هایش از روی صداقتی است که دارد.به همین خاطر، بارها و بارها پیش آمد که اگر کسی از او دلخور می شد، سراغش می رفتم و از دلش در می آوردم و خلاصه، میانه را می گرفتم تا کسی با حسین دشمن نشود. در کل، حسنی رفتارهای دشمن تراشانه ای داشت که گهگداری باعث رنجش دیگران می شد اما مجموعا آدم باصفا و بسیار صریح و صادقی بود. همین صداقت در شعرهایش هم کاملا مشخصا است. او حتی در شعرهایش به ضعف های خودش اقرار کرده.این دوستی مسیر شاعری خودتان را به کدام سمت برد؟من بعد از دوستی با حسین دیگر دست و دلم به شعرگفتن نرفت و فعالیت جدی ام را صرفا به ترانه سرایی محدود کردم. همیشه با خنده به حسین می گفتم: همه تا دوست شاعر پیدا می کنند، طبعشان گل می کند و شعر می گویند اما من از وقتی با تو رفیق شده ام، شعرم هم تعطیل شده است. حسین هم می خندید. او کلا با همه شاعران همعصرش کل کل داشت. خصوصا با محمدعلی بهمنی کل کل و حتی تفاخرهای شاعرانه داشتند. البته خیلی وقت ها بهمنی نجیبانه کوتاه می آمد و دور را به حسین منزوی می داد و حسین هم به ترک تازی های خودش می پرداخت.در آن دیدارهای شبانه و قدم زدن ها و جمع هایتان درباره شعر و عالم شاعری چه صحبت هایی می کردید؟منزوی از شاعران معاصر خیلی ها را قبول داشت و مراتب شاعرانه شان را هم پذیرفته بود. مثلا یکی از شاعران محبوبش شهریار بود. او از بعضی اشعار یا مضامین شهریار استفاده و تضمین می کرد یا حتی بر همان وزن و قافیه شعر می گفت.شعر آقای هوشنگ ابتهاج را هم می پسندید و قبول داشت. اخوان ثالث و فروغ و سهراب سپهری و شاملو را هم قبول داشت و درباره شان فراوان صحبت می کرد. البته همیشه یکسری ان قلت هایی هم نسبت به همین شاعران محبوبش داشت.مثلا چه ان قلت هایی؟گاهی در جمع خودمان می گفت که شاملو خیلی از مضامین شعرهایش را از شاعران خارجی می گیرد. می دانید که شاملو اهل ترجمه کردن بود و ادبیات خارج از ایران را هم می شناخت. حسین هم گاهی با مقایسه شعرهای لورکا و شاملو به سادگی حرفش را اثبات می کرد. البته، درست هم می گفت. اما در آن روزگار نه شاملو اقرار می کرد که شعرش اقتباسی است و نه اشخاص دیگر از این ماجرا اطلاع داشتند، چون به منابعش دسترسی نداشتند. منزوی از نوع به کارگیری مضامین و نگاهی که شاملو به موضوعات داشت، چنین حدس هایی را می زد که همه نشان دهنده تیزهوشی اش بود. بارقه های عجیبی از استعداد در منزوی وجود داشت.پس همین صحبت ها موجب می شد دیگران از او رنجیده خاطر شوند؟البته این نظرات حسین به گوش شاملو نمی رسید، چون در جمع های خودمانی مان مطرح می شد و اصراری هم نداشت که حرف هایش به شاملو برسد. اما در مقابل، اخوان ثالث و زبان شاعرانه اش را دربست قبول داشت. حسین معتقد بود که سهراب سپهری با شعر بیدل آشنایی دارد. دلیلش ار که از او می پرسیدیم، میگفت: چون سهراب قرار بود برای بینالی به ژاپن برود. در این مسیر، توقفی در هند داشت ولی آن قدر این کشور برایش جذاب بود که قید سفر ژاپن را می زند و دو سال در هند می ماند .حرف حسین پر بیراه نبود. چه بسا سهراب سپهری در همان دو سال با شعر بیدل آشنا شده باشد. قاعدتا می دانید که آن زمان دیوانی از بیدل در دسترس ما نبود. در مجموع، از گفتن حرف هایش هیچ ابایی نداشت ولی نظرات تخصصی اش موجب ناراحتی دیگران نمی شد. چون در هر صورت او شاعر سخن سنجی بود و خیلی ها با او همراه می شدند و حتی شاعران سعی می کردند که ضعف هایی را که او مطرح می کند، در آثارشان از بین ببرند. حسین چنان به شان و جایگاه خودش واقف بود که اصلا سر چنین مسائلی با دیگران بحثی نمی کرد و چانه نمی زد.آن نکته ای که گفتم بیشتر به برخوردهای اجتماعی او برمی گردد. به او می گفتم: آخر حسین چرا این طور با مردم حرف می زنی؟ می گفت: فلانی راست نمی گوید، دروغ می گوید، بازی در می آورد. البته معمولا حق با او بود. ببینید، من حیث المجموع، حسین یک شاعر تمام و کمال بود، با تمام پریشان خیالی ها و حساسیت ها و دغدغه های خاصش. تمام این ها دست به دست هم می داد تا از حسین منزوی شاعری بسازد که برای بعضی ها دل آزار بود.به اخوان ثالث اشاره کردید. آقای منزوی در خاطراتشان در کتاب «از عشق تا عشق» بارها از او صحبت کرده اند و حتی هنوز هم می شود هیجان ایشان را ...

ادامه مطلب  

نگاهی به آیین نقاره نوازی حرم امام رضا(ع)  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری شبستان و به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، دکتر احمد جولایی، استاد دانشگاهی هنرهای نمایشی و پژوهشگر هنرهای آیینی در آستانه میلاد با سعادت امام رضا(ع) در یادداشتی به نقاره نوازی در حرم رضوی، تاریخچه آن و کم و کیف سفر امام به ایران پرداخته است.متن این یادداشت چنین است:امام رضا(ع) شخصی است که خراسان را معنا و هویت می بخشد. چرا که برخی خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته اند و آن را واژه ای آمیخته شده از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان» به معنی شرق دانسته اند. این چنین است که نور خورشید برای ورود به کشور عزیزمان ایران ابتدا باید به گنبد طلایی حرم رضوی بتابد. سپس آن گنبد است که تمامی کشور و سرزمین های اطراف خود را نورانی می سازد. سالروز میلاد حضرت ثامن الائمه(ع) را به تمامی مسلمانان جهان به خصوص مردم عزیز ایران تبریک می گویم.بی شک ورود امام رضا(ع) به ایران و وجود بارگاه ملکوتی ایشان در مشهد تاثیر مهم و موثری بر فرهنگ و هنر کشور داشته است. این مطلب تنها برای امروز نیست. چرا که هنگام ورود آقا به کشور، ماموران مأمون عباسی برای کمترین ارتباط مردم با ایشان و عدم آگاهی مردم ایران از وجود ارزشمند حضرت، وی را از خلوت ترین مسیرها عبور دادند. گواه این موضوع مربوط به نحوه سفر حضرت از مدینه به ایران و رسیدن ایشان به خراسان است.ماجرای حرکت امام از مدینه به مردمنابع اولیه، آغاز حرکت امام رضا(ع) را، از مدینه به سوی بصره ذکر کرده اند. با این وجود برخی از منابع به خصوص تذکره های متاخر نوشته اند که حضرت، ابتدا به مکه رفته و در این سفر امام جواد(ع) نیز همراه ایشان بوده است. امام با خانه خدا وداع کرد و سپس از مکه به سفر ادامه داد. در هر حال تاریخ حرکت امام به سمت بصره، نیمه محرم سال ۲۰۱ گزارش شده است. به دستور مأمون، «رجاء بن ابی ضحاک» خویشاوند «فضل به سهل» مامور شد تا امام رضا(ع) را از مدینه به خراسان آورد. نهایتا شخصی به نام «جلودی» به مامور همراهی امام تا مرو شد. مأمون مسیر مشخصی برای سفر امام رضا(ع) به مرو انتخاب کرد تا آن حضرت از مراکز شیعه نشین عبور نکند، زیرا از اجتماع شیعیان بر گرد امام می ترسید. او به طور خاص دستور داد که حضرت را از مسیر کوفه نیاورند بلکه از طریق بصره، خوزستان و فارس، به نیشابور بیاورند.مسیر حرکت امام به ایران طبق کتاب اطلس شیعه مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، و در نهایت مرو بوده است.جریان حدیث معروف به «سلسلة الذهب»مهم ترین و مستندترین حادثه در طول مسیر نیز، در نیشابور اتفاق افتاد که امام رضا(ع) در آنجا حدیث معروف به سلسلة الذهب را ایراد کرد. حدیث «سِلسِلَةُ الذَّهَب» حدیث قدسی منقول از امام رضا(ع) در باب توحید و شروط آن است. امام رضا(ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو بیان کرده است. راویان این حدیث همگی امامان معصوم اند تا به پیامبر(ص) و سرانجام به خداوند می رسد. به همین دلیل این حدیث را «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» توصیف کرده اند. بر اساس این حدیث، اعتقاد به توحید باعث نجات از آتش جهنم است، ولی امام رضا(ع) خود را شرط این نجات معرفی کرده است. به گفته عالمان شیعه، منظور امام رضا اعتقاد به امامت که در نهایت به ولایت حضرت علی(ع) می رسد مربوط است.این حدیث معروف به حدیث سلسلة الذّهب «یعنی زنجیرۀ زرّین» است. این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومان اند؛ یعنی امام رضا(ع) از امام هفتم(ع) و او از امام ششم(ع) تا اینکه به امام اول(ع) می رسد و او از پیامبر(ص) و پیامبر از خدای تعالی نقل می کند. علاوه بر این نقل شده که امیرى از امیران سامانى، این حدیث شریف را با طلا نوشت و دستور داد آن را با وى در قبر بگذارند. از این رو، برخى همین قضیه را وجه نام گذارى حدیث به سلسلة الذهب دانسته اند. امام رضا(ع) در مورد این حدیث فرمود: کلام «لا إلهَ إلّا اللّهُ یعنی هیچ معبودی بجز الله نیست» به معنای دژ و حصار من (خدا) است پس هر کس به دژ و حصار من داخل شود از عذاب من امنیت خواهد یافت، و این شروطی دارد و من (علی بن موسی الرّضا) یکی از آن شرط ها هستم.موضوع ولایتعهدی امام رضا(ع)مهم ترین فصل تاریخى زندگى امام رضا علیه السّلام جریان ولایتعهدى آن حضرت است. جریانی که به موجب آن حضرت مجبور شدند از شهر مدینه به مرو سفر کنند و پس از مدتی و با کینه مأمون به شهادت برسند. پس از آنکه امام به مرو رسیدند ، مأمون دستور داد تا از امام استقبال رسمى شود، بنا بر این نیروهاى مسلح با بقیه مردم براى استقبال از او خارج شدند در حالى که مأمون در صفّ مقدم استقبال کنندگان بود و با او سهل بن فضل و بقیه وزرا و مستشاران او بودند. پس از مستقر شدن امام در مرو ، مأمون رسما خلافت را به امام تحویل داد و از حضرت درخواست کرد که آن را به عهده بگیرد. اما امام کاملا از قصد مأمون آگاهى داشت. چرا که مأمون براى رسیدن به خلافت برادرش «امین» را کشته بود و بغداد را ویران ساخته بود. به همین دلیل امام به مامون گفت: «اگر این خلافت مال تو است جایز نیست خودت را خلع کنى و لباسى را که خدا به تو پوشانده به دیگرى بدهى، و اگر خلافت مال تو نیست چیزى که مال تو نیست جایز نیست آن را به من بدهى».پس از نپذیرفتن خلافت توسط امام ، مأمون به امام پیشنهاد ولایتعهدی را داد. اما این پیشنهاد مأمون را نیز نپذیرفتند. اما امام در نهایت بنا به مصلحت الهی، با شروطی ولایتعهدی مأمون را پذیرفتند. اول اینکه احدى را به عنوان والى در کار دولتى منصوب نکند. همچنین هیچ کس را عزل و هیچ رسمى را نقض نکند. در امور دولتى هم تنها به عنوان مشاورى از دور حضور داشته باشد.مأمون با این شرایط موافقت کرد. بلافاصله سندی مبنی بر ولایتعهدی امام رضا (ع) نوشته شد که به امضای امام و مأمون رسید و پس آن مأمون مجلسی در رمضان سال هجری ترتیب داد که در آن مجلس بزرگان و درباریان و مردم با امام رضا (علیه السلام) بیعت کردند و سکه های دینار و درهمی به نام امام رضا (علیه السلام) ضرب شد. آن زمان رسم بود تا در چنین مراسمی برای اطلاع عموم مردمی سازهای کوبه ای و شیپورها نواخته شود.آیین نقاره نوازی در حرم رضویاما در مورد تاریخچه نقاره ابتدا باید به تشریح نوع ساز و کاربرد آن بپردازیم. نقاره زنی آیینی است که از قدیمی ترین ایام در حرم رضوی برگزار می شد. اما پیش از آن نیز خبر از نقاره نوازی در تاریخ داریم تا جایی که قدمت آن را به دوران باستان می توان رساند. نقاره نوازی در ایران و جهان قدمت بسیاری دارد. سابقه استفاده از دو ابزار مهم در نقاره کوبی، یعنی طبل و کرنا به عهد باستان می رسد. این دو عنصر موسیقی در جنگ و مناسبت های دیگر مرسوم بوده است، چنان که در هزاره چهارم قبل از میلاد از طبل پایه دار در بین النهرین و از طبل باریکی به نام بلخ (منسوب به خدای اِ آ ) در مراسم مذهبی استفاده می شده است.سازهای کاربردی در نقاره نوازیآیین نواختن دُهل، کرنا و شیپور که به تدریج شکل خاصی از آن در ایران باستان، نقاره کوبی نام گرفته است. نقاره زنی از ایران به کشورهای دیگر راه یافته، از گذشته های دور در سرزمین های مختلف و در سفر، جنگ و صلح و شادمانی و عزا رایج بوده است. استفاده از طبل و کرنا و شیپور در جنگ ها بیشتر برای اطلاع رسانی و اعلام خبر ورود سپاه به یک سرزمین یا تشویق سربازان در جنگ یا برچیدن اردوگاه ها و سان نظامی و رویدادهای بزرگ نظامی همچون فتح و پیروزی و اعلان جنگ مرسوم ...

ادامه مطلب  

آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران  

درخواست حذف این مطلب
پرستار حضرت امام خمینی ضمن تشریح جزییات احوال ایشان در طول درمان و مراقبتهای پزشکی ایشان، از خون دل هایی که به پیر جماران روا داشته شد پرده برداشت. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دکتر احمد زرگر در مقدمه مصاحبه ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات خوانندگان روزنامه وزین جام جم، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به عموم هموطنان تسلیت گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری امام داشتند بیشتر در خصوص ناراحتی گوارشی ایشان بوده و اینکه عموما مردم تصور می کنند جراجی معده ایشان تنها اقدام درمانی تیم پزشکی بود. اما واقعیت آن است که پیر خمین در طول عمر پر برکت خود از عارضه قلبی رنج می بردند. ایشان بعد از ورودشان دچار عارضه قلبی شدند، از این رو دوباره به تهران عزیمت کرده و در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند. پزشک معالج امام آقای دکتر عارفی متخصص قلب و عروق بودند. بنابراین بعد از ترخیص از بیمارستان و به مرور یک تیم پزشکی تحت نظارت وی در منزل امام واقع در جماران مستقر شد که حقیر هم افتخار حضور در تیم پرستاری این مجموعه را داشتم. در روزهای اول با امکانات ابتدایی و در حدی که کنترل فشار و ضربان نبض و قلب حضرت امام کنترل شود در حسینیه جماران شروع بکار درمان نمودیم. زمانی که قلب امت ایستاد بعد از عملیات فاو در سال 65 بیماری قلبی امام خمینی جدی تر شد بگونه ای که ایشان در منزل دچار ایست قلبی شدند ولی خوشبختانه توسط کادر درمان احیای قلبی شدند. پس از این واقعه بنیانگذار جمهوری اسلامی در درمانگاهی جماران که برای سیر روال درمان ایشان پیش بینی شده بود بستری شدند. چرا بخاطر وخامت حال امام ایشان در بیمارستانی مثل شهید رجایی بستری نشدند؟ سوال خوبی بود. در مقطعی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند خیل عظیمی از مردم برای عیادت و دعا برای ایشان در محل بستری امام راحل تجمع کرده و عملا در روند درمان ایشان اخلال ایجاد می شد. از طرفی اگر یک بخشی مجزا برای امام اختصاص می دادیم یک تزاحمی در بیمارستان شهید رجایی اتفاق می افتاد. مجموعه این عوامل موجب شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ضمن حفاظت فیزیکی از امام یک چتر درمانی هم فراهم کند. نا گفته نماند اگر به ایشان گفته می شد یک بیمارستان اختصاصی برایشان احدث شود، قطعا ایشان با این امر مخالفت می کردند. لذا قرار شد برای مراجعات معمولی محافظان بیت یک درمانگاهی ایجاد گردد که عندالزوم در اختیار حضرت امام نیز قرار گیرد. این درمانگاه دارای چه ویژگیهایی بود؟ آیا از امکانات مطلوب برای مراقبت امام برخوردار بود؟ درمانگاه جمع و جور و کوچکی بود اما به لحاظ امکانات مشتمل بر آزمایشگاه، رادیولوژی و داروخانه بود و به سبب عارضه قلبی امام این درمانگاه مجهز به اتاق آنژیوگرافی و هم اتاق عمل بود.قلب فقرای اصفهانی در درمانگاه امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا تحت درمان قرار می گیرند و فقط می دانستند در درمانگاه سپاه معالجه می شوند. با این کار دیگر درمانگاه منحصر به امام نبود و بعد از ایشان هم بلا استفاده نمی ماند. در حال حاضر بیش از 300 پرونده آنژیوگرافی بیماران بستری در درمانگاه جماران موجود است. اما در طول این مدت چند بار امام مراجعه به درمانگاه داشتند. مثلا ناخن شست پای امام را کشیدند و یا وقتی که دچار ایست قلبی شده بودند. در همین حال ایشان نسبت به اینکه مبادا رسانه های بیگانه متوجه موضوع بیماری شوند، نزد سید احمد آقا فرزند برومند خود تاکید کرده بودند. یادگار امام ضمن اطمینان بخشی به حضرت امام گفتند که این درمانگاه متعلق به سپاه است و الان هم در اختیار شما قرار داده اند. این مسایل گذشت و خرداد سال 68 بود که امام در این درمانگاه جراحی شدند.گلایه امام از مشکلات گوارشی چند روز قبل از این بنده شیفت بودم. حضرت امام با زنگ تیم پرستاری را احضار فرمودند که کارهای معمول پرستاری انجام شود که من به حضور ایشان مشرف شدم. بعد از اتمام کار ایشان نسبت به مشکلات گوارشی خودشان ابراز گلایه کردند و من هم موضوع را به کادر پزشکی اطلاع دادم. سپس یکسری آزمایش از امام گرفته شد و تصمیم بر آن شد که آندوسکوپی انجام شود و نتیجه آن حکایت از کانسر و وجود توده سرطانی در معده حضرت امام داشت. به خوبی یاد دارم امام برای دوم اجازه ندادند از ایشان آندوسکوپی انجام شود. کسی دلش نمی خواست که بر اساس پاسخ پاتولوژی علت بیماری امام سرطان باشد.چهره درهم دکتر عارفی پزشک امام دکتر عارفی از حضرت امام خواهش کردند که اجازه دهند برای بار دوم آندوسکوپی شوند که امام در پاسخ فرمودند مگر اینکه من بمیرم ما اجازه این کار را به شما نمی دهم. دکتر عارفی با چهره ای غم زده در کنار ایستادند که حضرت امام دکتر عارفی را صدا زدند و خطاب به وی فرمودند من شما را خیلی دوست دارم و به نوعی از آقای عارفی دلجویی نمودند و ایشان هم دست امام را بوسیدند.حیات پرستاران در گرو ریتم قلبی امام خوبان در طول بیماری حضرت امام ما از دستگاهی استفاده می کردیم بنام تکه متری که هر آن ضربان قبل ایشان را به ما مخابره و مانیتور می کرد. ریتم قلبی باید به صورت سینوسی، منظم و نرمال عمل می کرد و در صورت بی نظمی نشان از شرایط نامساعد قلبی داشت. در طول هفته دستگاه به امام وصل بود و در روزهای خاصی همچون سه شنبه و جمعه تعویض می شد و یک ساعت در هفته بین ساعت 8 تا 9 صبح چسب های دستگاه از بدن امام برداشته می شد تا ایشان بتوانند استحمام کنند. واقعیت این است که ما هم با این دستگاه زندگی می کردیم. دوشنبه ها سه شنبه ها و پنچ شنبه ها ساعاتی بود که ما با زنگ امام خدمت ایشان می رسیدیم تا جای چسب ها را عوض کنیم یا مثلا چون پوست امام خشک می شد به بدنشان پماد مرطوب کننده بمالیم. ولی باقی اوقات ما امام را ملاقات نمی کردیم و عملا با این دستگاه زندگی می کردیم. کادر پزشکی و پرستاری ابدا صبحانه و نهار خوردن ایشان را نمی دید چرا که همواره در کنار خانواده بودند. ولی باید بگویم آن موقع که حضرت امام یک ساعت قبل از نماز صبح برای شب زنده داری از خواب بیدار می شدند ما متوجه این موضوع می شدیم بخصوص اینکه جنگ شهرها و ما در زیر پله محل زندگی امام مستقر شده بودیم.امام منضبط و دقیق همچون ساعت یکی از مسائلی که مردم در ارتباط با حضرت امام (ره) شنیده اند، نظم ایشان است و ما این موضوع را به چشم، حین مراقبت از ایشان، مشاهده کردیم. برای استحمام سه دقیقه مانده به هشت صبح روز جمعه دستگاه مانیتور قطع و سه دقیقه مانده به ساعت 9 وصل می شد. همیشه به همین روال بود و امام نیز به صورت منظم یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدند و داروهایشان را هم به موقع و سر وقت مصرف می کردند.ریتم عاشقی هنگام نماز ظهر یک اتفاقی برای قلب حضرت امام می افتاد. ریتم طبیعی ایشان مشکلی پیدا می کرد و تا پایان نماز ضربان قلب پایین بود. در این خصوص دو نظریه مطرح است: یکی اینکه سطح سرمی دارویی امام کاهش پیدا کرده و دیگر اینکه مسایل معنوی موجب کاهش تپش قلب و آرامش ایشان می شود. معتقدم تئوری دوم یعنی موضوعات عرفانی هنگام نماز عامل این تغییر ریتم بود. آیا خانواده و نزدیکان اطلاع داشتند که شما پرستار حضرت امام هستید؟ خیر تنها همسر و برادرم در جریان بودند و بقیه وابستگان خبر نداشتند. چون احتمال داشت این خبر سینه به سینه به دیگران منتقل شود مردم تصور کنند که امام بیمار است و این به فضای منفی که دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از بیماری ایشان بود؟ خیر. این تصور و تحلیل من است که عامل این موضوع بیماری نبود. شاید دلیل عدم سخنرانی امام در دیدار مردمی خود در جماران این بود که (خواص) حرف امام را گوش نمی کردند. اواخر عمر با برکت امام مجموعه اتفاقاتی افتاد که واقعا امام را رنجیده خاطر کرد و اگر در خصوص اینها انسان سخن به میان نیاورد در حق امام اجحاف نموده است. یکی از مواردی که در طول این مدت دایما رخ می داد صحبتهایی بود که در ارتباط با بحث ولایت فقیه مطرح می شد. برخی اوقات سوالات شرعی مطرح می شد که امام به آن پاسخ می دادند. از جمله بازی شطرنج بود که در آن مقطع عنوان شد بازی شطرنج از قالب قمار خارج شده و حضرت امام هم به این شرط بازی را مباح اعلام کردند. از دیگر مسایلی که در آن دوران مورد مناقشه بود این بود که مسجدی در وسط محل احداث اتوبان شهید محلاتی واقع شده بود که امام جماعت آن اجازه تخریب این مسجد را نمی داد. این مسئله هم از امام کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند اگر عبور و مرور مسلمین و مسلمات آسان می شود مسجد را بردارید. آنچه مسئولین باید به عمل می کردند و نکردند از امام سوال کردند که بعد از جنگ رسیدگی به اقتصاد کشور مهم است یا فرهنگ، ایشان گفتند فرهنگ اما دیدیم که به فرهنگ عمل نشد. در زمینه توسعه صنعت و کشاورزی از حضرت امام کسب تکلیف شد که کدام حوزه نیازمند توجه و فعالیت بیشتر است، پاسخ دادند بخش کشاورزی که باز هم دیدیم به کشاورزی هم اهمیت داده نشد. اما وقتی به امام گفتند عکس شهدای هفتم تیر در حاشیه اتوبان تهران-قم نصب شده و این تصاویر باعث حواس پرتی رانندگان می شود و شما در این مورد چه دستور می فرمایید، حضرت امام فرمودند عکسها را بردارید و در نهایت مسئولین آنها را از اتوبان جمع آوری کردند. حالا... هدف از طرح این موضوعات چه بود؟! می خواهم به شما عرض کنم آن مواردی که به تخریب مسجد و برداشتن تصاویر شهدا ختم می شد بخوبی رسیدگی و انجام شد ولی توسعه کشاورزی، توجه به فرهنگ مغفول ماند. پس از مجموعه این عوامل نتیجه می گیریم گوش شنوایی نداریم و البته این بدان معنا نیست که امام با مردم قهر کردند. ایشان همواره دوستدار آحاد جامعه بودند و در وصیت نامه خود هم تاکید داشتند این مردم مردمی هستند که از جماعت صدر اسلام هم بهتر هستند.آن دو شبی که خواب را از چشمان امام گرفت حضرت امام برخی از اوقات شبها نمی خوابیدند. در چنین مواقعی پرسنلی که با امام ارتباط تنگاتنگی داشتند اینطور تصور می کردند که عملیات نظامی در شرف انجام است و در آن شبهایی ایشان نمی خوابند مشغول دعا برای رزمندگان اسلام هستند. بنابراین هر شبی که ضربان قلب امام افت نداشت و ریتم خواب نمی گرفت و داروی ساعت ده شب خودشان را میل می کردند، فردای آن روز ما منتظر بودیم که مارش عملیات از طریق رادیو و تلویزیون به صدا در آید که چنین هم می شد. اما ما دو شب را بخاطر داریم که حضرت امام به خواب نرفتند و هیچ عملیاتی هم رخ نداد. یکی از شبها امام مشغول تنظیم نسخه اول وصیت نامه سیاسی عبادی خودشان بودند و اعضا مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشگینی که رییس مجلس خبرگان بودند را صدا زدند و وصیت نامه به ایشان داده شد. وصیت نامه هم به آستان قدس رضوی منتقل و در آنجا نگهداری شد. ولی یک شب دیگری هم بود که امام تا صبح نخوابیدند. شبی که آقای منتظری را سمت قایم مقام رهبری عزل کرده بودند و ما ناراحتی امام را در این موضوع شهادت می دهیم. بعدازظهر همان روز هم امام دچار مشکل قلبی بودند یعنی نوع ضربان قلبی که از ابتدای نماز شروع و با پایان نماز تمام می شد در آن روز تمام نشد. فکر می کنم پنجم فروردین سال 68 بود که ضربان قلبشان آرام نگرفت. ما دکتر طباطبایی متخصص قلب و عروق که برادر خانم حاج احمد آقا هم بودند را در جریان قرار دایدم. آقای طباطبایی از امام سئوال کردند آیا شما حالتان خوب نیست؟ امام فرمودند خیر من قدری ناراحت هستم. آقای طباطبایی هم به ایشان گفتند که ما مراقب شما هستیم و امام هم برای او دعا کرد. آقای طباطبایی در جمع پرستاران ابراز کردند که امام ناراحت موضوعی هستند و ما باید مراقب باشیم. پس شبی که امام نخوابیدند و ما منتظر انجام عملیات بودیم، در اصل عملیاتی رخ نداد، بلکه نامه6/1/68 حضرت امام خوانده شد، با این مضم ...

ادامه مطلب  

آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران  

درخواست حذف این مطلب
پرستار حضرت امام خمینی ضمن تشریح جزییات احوال ایشان در طول درمان و مراقبتهای پزشکی ایشان، از خون دل هایی که به پیر جماران روا داشته شد پرده برداشت.به گزارش سرویس سیاسی عصرهامون، دکتر احمد زرگر در مقدمه مصاحبه ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات خوانندگان روزنامه وزین جام جم، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به عموم هموطنان تسلیت گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری امام داشتند بیشتر در خصوص ناراحتی گوارشی ایشان بوده و اینکه عموما مردم تصور می کنند جراجی معده ایشان تنها اقدام درمانی تیم پزشکی بود. اما واقعیت آن است که پیر خمین در طول عمر پر برکت خود از عارضه قلبی رنج می بردند. ایشان بعد از ورودشان دچار عارضه قلبی شدند، از این رو دوباره به تهران عزیمت کرده و در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند. پزشک معالج امام آقای دکتر عارفی متخصص قلب و عروق بودند. بنابراین بعد از ترخیص از بیمارستان و به مرور یک تیم پزشکی تحت نظارت وی در منزل امام واقع در جماران مستقر شد که حقیر هم افتخار حضور در تیم پرستاری این مجموعه را داشتم. در روزهای اول با امکانات ابتدایی و در حدی که کنترل فشار و ضربان نبض و قلب حضرت امام کنترل شود در حسینیه جماران شروع بکار درمان نمودیم. زمانی که قلب امت ایستاد بعد از عملیات فاو در سال 65 بیماری قلبی امام خمینی جدی تر شد بگونه ای که ایشان در منزل دچار ایست قلبی شدند ولی خوشبختانه توسط کادر درمان احیای قلبی شدند. پس از این واقعه بنیانگذار جمهوری اسلامی در درمانگاهی جماران که برای سیر روال درمان ایشان پیش بینی شده بود بستری شدند. چرا بخاطر وخامت حال امام ایشان در بیمارستانی مثل شهید رجایی بستری نشدند؟ سوال خوبی بود. در مقطعی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند خیل عظیمی از مردم برای عیادت و دعا برای ایشان در محل بستری امام راحل تجمع کرده و عملا در روند درمان ایشان اخلال ایجاد می شد. از طرفی اگر یک بخشی مجزا برای امام اختصاص می دادیم یک تزاحمی در بیمارستان شهید رجایی اتفاق می افتاد. مجموعه این عوامل موجب شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ضمن حفاظت فیزیکی از امام یک چتر درمانی هم فراهم کند. نا گفته نماند اگر به ایشان گفته می شد یک بیمارستان اختصاصی برایشان احدث شود، قطعا ایشان با این امر مخالفت می کردند. لذا قرار شد برای مراجعات معمولی محافظان بیت یک درمانگاهی ایجاد گردد که عندالزوم در اختیار حضرت امام نیز قرار گیرد. این درمانگاه دارای چه ویژگیهایی بود؟ آیا از امکانات مطلوب برای مراقبت امام برخوردار بود؟ درمانگاه جمع و جور و کوچکی بود اما به لحاظ امکانات مشتمل بر آزمایشگاه، رادیولوژی و داروخانه بود و به سبب عارضه قلبی امام این درمانگاه مجهز به اتاق آنژیوگرافی و هم اتاق عمل بود.قلب فقرای اصفهانی در درمانگاه امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا تحت درمان قرار می گیرند و فقط می دانستند در درمانگاه سپاه معالجه می شوند. با این کار دیگر درمانگاه منحصر به امام نبود و بعد از ایشان هم بلا استفاده نمی ماند. در حال حاضر بیش از 300 پرونده آنژیوگرافی بیماران بستری در درمانگاه جماران موجود است. اما در طول این مدت چند بار امام مراجعه به درمانگاه داشتند. مثلا ناخن شست پای امام را کشیدند و یا وقتی که دچار ایست قلبی شده بودند. در همین حال ایشان نسبت به اینکه مبادا رسانه های بیگانه متوجه موضوع بیماری شوند، نزد سید احمد آقا فرزند برومند خود تاکید کرده بودند. یادگار امام ضمن اطمینان بخشی به حضرت امام گفتند که این درمانگاه متعلق به سپاه است و الان هم در اختیار شما قرار داده اند. این مسایل گذشت و خرداد سال 68 بود که امام در این درمانگاه جراحی شدند.گلایه امام از مشکلات گوارشی چند روز قبل از این بنده شیفت بودم. حضرت امام با زنگ تیم پرستاری را احضار فرمودند که کارهای معمول پرستاری انجام شود که من به حضور ایشان مشرف شدم. بعد از اتمام کار ایشان نسبت به مشکلات گوارشی خودشان ابراز گلایه کردند و من هم موضوع را به کادر پزشکی اطلاع دادم. سپس یکسری آزمایش از امام گرفته شد و تصمیم بر آن شد که آندوسکوپی انجام شود و نتیجه آن حکایت از کانسر و وجود توده سرطانی در معده حضرت امام داشت. به خوبی یاد دارم امام برای دوم اجازه ندادند از ایشان آندوسکوپی انجام شود. کسی دلش نمی خواست که بر اساس پاسخ پاتولوژی علت بیماری امام سرطان باشد.چهره درهم دکتر عارفی پزشک امام دکتر عارفی از حضرت امام خواهش کردند که اجازه دهند برای بار دوم آندوسکوپی شوند که امام در پاسخ فرمودند مگر اینکه من بمیرم ما اجازه این کار را به شما نمی دهم. دکتر عارفی با چهره ای غم زده در کنار ایستادند که حضرت امام دکتر عارفی را صدا زدند و خطاب به وی فرمودند من شما را خیلی دوست دارم و به نوعی از آقای عارفی دلجویی نمودند و ایشان هم دست امام را بوسیدند.حیات پرستاران در گرو ریتم قلبی امام خوبان در طول بیماری حضرت امام ما از دستگاهی استفاده می کردیم بنام تکه متری که هر آن ضربان قبل ایشان را به ما مخابره و مانیتور می کرد. ریتم قلبی باید به صورت سینوسی، منظم و نرمال عمل می کرد و در صورت بی نظمی نشان از شرایط نامساعد قلبی داشت. در طول هفته دستگاه به امام وصل بود و در روزهای خاصی همچون سه شنبه و جمعه تعویض می شد و یک ساعت در هفته بین ساعت 8 تا 9 صبح چسب های دستگاه از بدن امام برداشته می شد تا ایشان بتوانند استحمام کنند. واقعیت این است که ما هم با این دستگاه زندگی می کردیم. دوشنبه ها سه شنبه ها و پنچ شنبه ها ساعاتی بود که ما با زنگ امام خدمت ایشان می رسیدیم تا جای چسب ها را عوض کنیم یا مثلا چون پوست امام خشک می شد به بدنشان پماد مرطوب کننده بمالیم. ولی باقی اوقات ما امام را ملاقات نمی کردیم و عملا با این دستگاه زندگی می کردیم. کادر پزشکی و پرستاری ابدا صبحانه و نهار خوردن ایشان را نمی دید چرا که همواره در کنار خانواده بودند. ولی باید بگویم آن موقع که حضرت امام یک ساعت قبل از نماز صبح برای شب زنده داری از خواب بیدار می شدند ما متوجه این موضوع می شدیم بخصوص اینکه جنگ شهرها و ما در زیر پله محل زندگی امام مستقر شده بودیم.امام منضبط و دقیق همچون ساعت یکی از مسائلی که مردم در ارتباط با حضرت امام (ره) شنیده اند، نظم ایشان است و ما این موضوع را به چشم، حین مراقبت از ایشان، مشاهده کردیم. برای استحمام سه دقیقه مانده به هشت صبح روز جمعه دستگاه مانیتور قطع و سه دقیقه مانده به ساعت 9 وصل می شد. همیشه به همین روال بود و امام نیز به صورت منظم یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدند و داروهایشان را هم به موقع و سر وقت مصرف می کردند.ریتم عاشقی هنگام نماز ظهر یک اتفاقی برای قلب حضرت امام می افتاد. ریتم طبیعی ایشان مشکلی پیدا می کرد و تا پایان نماز ضربان قلب پایین بود. در این خصوص دو نظریه مطرح است: یکی اینکه سطح سرمی دارویی امام کاهش پیدا کرده و دیگر اینکه مسایل معنوی موجب کاهش تپش قلب و آرامش ایشان می شود. معتقدم تئوری دوم یعنی موضوعات عرفانی هنگام نماز عامل این تغییر ریتم بود. آیا خانواده و نزدیکان اطلاع داشتند که شما پرستار حضرت امام هستید؟ خیر تنها همسر و برادرم در جریان بودند و بقیه وابستگان خبر نداشتند. چون احتمال داشت این خبر سینه به سینه به دیگران منتقل شود مردم تصور کنند که امام بیمار است و این به فضای منفی که دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از بیماری ایشان بود؟ خیر. این تصور و تحلیل من است که عامل این موضوع بیماری نبود. شاید دلیل عدم سخنرانی امام در دیدار مردمی خود در جماران این بود که (خواص) حرف امام را گوش نمی کردند. اواخر عمر با برکت امام مجموعه اتفاقاتی افتاد که واقعا امام را رنجیده خاطر کرد و اگر در خصوص اینها انسان سخن به میان نیاورد در حق امام اجحاف نموده است. یکی از مواردی که در طول این مدت دایما رخ می داد صحبتهایی بود که در ارتباط با بحث ولایت فقیه مطرح می شد. برخی اوقات سوالات شرعی مطرح می شد که امام به آن پاسخ می دادند. از جمله بازی شطرنج بود که در آن مقطع عنوان شد بازی شطرنج از قالب قمار خارج شده و حضرت امام هم به این شرط بازی را مباح اعلام کردند. از دیگر مسایلی که در آن دوران مورد مناقشه بود این بود که مسجدی در وسط محل احداث اتوبان شهید محلاتی واقع شده بود که امام جماعت آن اجازه تخریب این مسجد را نمی داد. این مسئله هم از امام کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند اگر عبور و مرور مسلمین و مسلمات آسان می شود مسجد را بردارید. آنچه مسئولین باید به عمل می کردند و نکردند از امام سوال کردند که بعد از جنگ رسیدگی به اقتصاد کشور مهم است یا فرهنگ، ایشان گفتند فرهنگ اما دیدیم که به فرهنگ عمل نشد. در زمینه توسعه صنعت و کشاورزی از حضرت امام کسب تکلیف شد که کدام حوزه نیازمند توجه و فعالیت بیشتر است، پاسخ دادند بخش کشاورزی که باز هم دیدیم به کشاورزی هم اهمیت داده نشد. اما وقتی به امام گفتند عکس شهدای هفتم تیر در حاشیه اتوبان تهران-قم نصب شده و این تصاویر باعث حواس پرتی رانندگان می شود و شما در این مورد چه دستور می فرمایید، حضرت امام فرمودند عکسها را بردارید و در نهایت مسئولین آنها را از اتوبان جمع آوری کردند. حالا... هدف از طرح این موضوعات چه بود؟! می خواهم به شما عرض کنم آن مواردی که به تخریب مسجد و برداشتن تصاویر شهدا ختم می شد بخوبی رسیدگی و انجام شد ولی توسعه کشاورزی، توجه به فرهنگ مغفول ماند. پس از مجموعه این عوامل نتیجه می گیریم گوش شنوایی نداریم و البته این بدان معنا نیست که امام با مردم قهر کردند. ایشان همواره دوستدار آحاد جامعه بودند و در وصیت نامه خود هم تاکید داشتند این مردم مردمی هستند که از جماعت صدر اسلام هم بهتر هستند.آن دو شبی که خواب را از چشمان امام گرفت حضرت امام برخی از اوقات شبها نمی خوابیدند. در چنین مواقعی پرسنلی که با امام ارتباط تنگاتنگی داشتند اینطور تصور می کردند که عملیات نظامی در شرف انجام است و در آن شبهایی ایشان نمی خوابند مشغول دعا برای رزمندگان اسلام هستند. بنابراین هر شبی که ضربان قلب امام افت نداشت و ریتم خواب نمی گرفت و داروی ساعت ده شب خودشان را میل می کردند، فردای آن روز ما منتظر بودیم که مارش عملیات از طریق رادیو و تلویزیون به صدا در آید که چنین هم می شد. اما ما دو شب را بخاطر داریم که حضرت امام به خواب نرفتند و هیچ عملیاتی هم رخ نداد. یکی از شبها امام مشغول تنظیم نسخه اول وصیت نامه سیاسی عبادی خودشان بودند و اعضا مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشگینی که رییس مجلس خبرگان بودند را صدا زدند و وصیت نامه به ایشان داده شد. وصیت نامه هم به آستان قدس رضوی منتقل و در آنجا نگهداری شد. ولی یک شب دیگری هم بود که امام تا صبح نخوابیدند. شبی که آقای منتظری را سمت قایم مقام رهبری عزل کرده بودند و ما ناراحتی امام را در این موضوع شهادت می دهیم. بعدازظهر همان روز هم امام دچار مشکل قلبی بودند یعنی نوع ضربان قلبی که از ابتدای نماز شروع و با پایان نماز تمام می شد در آن روز تمام نشد. فکر می کنم پنجم فروردین سال 68 بود که ضربان قلبشان آرام نگرفت. ما دکتر طباطبایی متخصص قلب و عروق که برادر خانم حاج احمد آقا هم بودند را در جریان قرار دایدم. آقای طباطبایی از امام سئوال کردند آیا شما حالتان خوب نیست؟ امام فرمودند خیر من قدری ناراحت هستم. آقای طباطبایی هم به ایشان گفتند که ما مراقب شما هستیم و امام هم برای او دعا کرد. آقای طباطبایی در جمع پرستاران ابراز کردند که امام ناراحت موضوعی هستند و ما باید مراقب باشیم. پس شبی که امام نخوابیدند و ما منتظر انجام عملیات بودیم، در اصل عملیاتی رخ نداد، بلکه نامه6/1/68 حضرت امام خوانده شد، با این مضمو ...

ادامه مطلب  

هنگام ضربت خوردن امام علی (ع) در نمار صبح، امام حسن و امام حسین کجا بودند؟  

درخواست حذف این مطلب
مداحان می خوانند که پس از شهادت علی (ع) ایشان پیش امام حسن و امام حسین رفتند. آیا در نماز صبح این بزرگواران در نماز پدر در مسجد حاضر نبودند؟ مستندات تاریخی چه می گویند؟پاسخ اجمالیروایاتی که در باره ضربت خوردن حضرت علی (ع) و حضور امام حسن و امام حسین (ع) وارد شده است،متعدد است. به همین جهت چند احتمال در این بحث تصور می شود:1.ضربت خوردن امام علی (ع) در خارج مسجد بوده است.که بنا بر این احتمال می توان گفت اگر امام حسن و امام حسین در آن لحظه در کنار پدر نبوده اند به این دلیل بوده است که امام علی (ع) قبل از امام حسن و امام حسین به سوی مسجد حرکت کرده بودند.2. ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد و در حین نماز بوده است که روایات متعددی در تأیید این احتمال و نظر وجود دارد. بنا بر صحت این دسته در باره حضور امام حسن و امام حسین دو احتمال وجود دارد:1. امام حسن و امام حسین (ع) در مسجد در هنگام نماز و ضربت خوردن پدر بزرگوارشان حضور داشتند.2. امام حسن و امام حسین در هنگام نماز و ضربت خوردن پدر بزرگوارشان حضور نداشتند.در باره احتمال دو م (عدم حضور در موقع نمار و ضربت خوردن ) باید بگوئیم:اولا: مستند معتبری ندارد تا ما به بحث در آن بپردازیم.ثانیاً: بسیاری از خطباء روایت می کنند که در موقع ضربت خوردن امام (ع)، حسنین (ع) در مسجد حضور داشتند و ایشان را به منزل آوردند و ام کلثوم با دیدن پدر در آن حالت، گریه و ناله سر داد!.ثالثاً: شیخ طوسی روایت می کند :” وقتی ابن ملجم می خواست به امام على (ع) ضربه بزند، شخص دیگری با او همدست بود که ضربه اش به دیوار برخورد کرد، امّا ضربه ابن ملجم به آن حضرت اصابت کرد. و در حالی که امام در سجده بود، بر سر آن حضرت فرود آمد. و حسن و حسین آمدند و ابن ملجم را گرفته و در بند کردند.”بنا بر این ادله باید گفت که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در هنگام ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد بودند.اما بنا بر این احتمال که امام حسن و امام حسین در هنگام نماز و ضربت خوردن پدر بزرگوارشان حضور نداشتند. ممکن است به این دلیل بوده است که امام علی(ع) هنوز فریضه صبح را شروع نکرده بودند و مشغول نماز مستحبی بوده اند و فرزندان ایشان قصدشان حضور برای فریضه صبح بوده است ولی در همان نماز مستحبی ضربت ابن ملجم بر ایشان وارد شده است.پاسخ تفصیلیدر پیشینه شهادت امام علی (ع) قضیه ای که مسلم است و باید مورد توجه قرار گیرد این است که سه تن از خوارج ( ابن ملجم و همدستانش ) نقشه کشیده و تصمیم گرفتند امام علی(ع) ، معاویه و عمرو عاص را همزمان در شب نوزده ماه مبارک ترور کرده به قتل برسانند.وقتی به گزارشاتی که متعرض جریان ترور معاویه و عمرو عاص شده اند مراجعه می کنیم در آنها چنین آمده است:1. ترور معاویه: در حالی که معاویه در سجده بود برک ضربه ای به او وارد کرد و از آن به بعد بود که در هنگام نماز برای خلفاء محافظ می گذاشتند، بعد از این واقعه معاویه به منظور محافظت از خود از “المقصوره”(محراب) استفاده می کرد. ” [1] 2. عمرو بن بکیر (بکر) منتظر عمرو عاص ماند اما او به خاطر درد شکم ، در آن شب از منزلش خارج نشده بود و به جای او خارجة بن حذاقة العدوی با مردم نماز خواند، بکر به گمان اینکه او عمر عاص ایت ضربه را بر او وارد کرد و او را کشت. [2] 3. درباره ضربت خوردن حضرت علی (ع) و حضور امام حسن و امام حسین (ع) وارد شده است، چند احتمال وجود دارد:احتمال اول: این که ضربت خوردن امام علی (ع) درخارج مسجد بوده است.که بنا بر صحت این احتمال می توان گفت اگر امام حسن و امام حسین در آن لحظه در کنار پدر نبوده اند به این دلیل بوده است که امام علی (ع) قبل از آنان به سوی مسجد حرکت کرده بودند. آنان قصد داشته اند که بعداً برای شرکت در نماز جماعت صبح به مسجد بروند که ابن ملجم مهلت نداده است.احتمال دوم: ضربت خوردن امام علی (ع)در مسجد و در حین نماز بوده است دلائل و روایات متعددی بر این احتمال تأکید دارند از جمله:1. امام سجاد (ع) فرمودند: وقتی ابن ملجم می خواست به امام على (ع) ضربه بزند، شخص دیگری با او همدست بود که ضربه اش به دیوار برخورد کرد، امّا ضربه ابن ملجم به آن حضرت اصابت کرد. و در حالی که امام در سجده بود، بر سر آن حضرت (جایى که قبلاً نیز در جنگها زخم برداشته بود.) فرود آمد. در آن هنگام حسن و حسین آمدند و ابن ملجم را گرفتند و در بند کردند.”[3] 2. در کنزالعمال در باب فضائل علی (ع) آمده است: هنگامی که حضرت علی (ع) سر از رکوع برداشت، ابن ملجم (با شمشیر ) ضربه خود را وارد کرد. حضرت به کنار رفت و فرمود: نمازتان را تمام کنید و کسی را مقدم (امام جماعت) نکرد.[4] 3. تاریخ دمشق در شرح حال امام علی(ع)آورده است: عبدالرحمان بن ملجم در حالی که آشفته بود در نماز صبح علی (ع) را به وسیله شمشیری که سمّی بود ضربت زد …[5] و همچنین گفته است: عبدالرحمان بن ملجم، در نماز صبح علی (ع) را به وسیله شمشیری که سمّی بود، از روی آشفتگی ضربت زد و علی (ع) همان روز از دنیا رفت و در کوفه دفن شد. [6] 4. ابن ابی الدنیا در مقتل امیرالمؤمنین (ع) گفته است: علی (ع) بیرون آمد و تکبیرة الاحرام نماز را گفت، سپس یازده آیه از سوره انبیا را قرائت کرد، سپس ابن ملجم ضربتی را بر وسط سرش زد…[7] و همچنین می گوید: وقتی که ابن ملجم امام علی (ع) را در در نماز بود، ضربت زد، عقب رفت سپس جعده را به جلو فرستاد و با او (جعده) مردم نماز خواندند…[8] 5. ما روایتی پیدا نکرده ایم که به صراحت شهادت امام علی (ع) را در محراب نفی کند. بلکه نهایت چیری که در روایات آمده است این است که ابن ملجم متعرض امام شد، یا ...

ادامه مطلب  

عکس/منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امام خمینی(ره) پس از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و فروردین ۱۳۴۳ و بعد از آن، سرانجام در آبان آن سال به ترکیه و سپس به عراق تبعید شدند. ایشان پس از ورود به نجف اشرف، در منزلی کوچک در نزدیکی حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام اقامت گزیدند.منزلی تاریخی ایشان هم اکنون در بخش غربی شارع الرسول(ص) و در نزدیکی کتابخانه و مقبره علامه امینی(ره) واقع شده است.ساختمان قدیمی آن تخریب گردیده بود که در سال ۱۳۸۷ توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی خریداری و بازسازی شد. هم اکنون در سرداب این منزل، نمایشگاهی از تصاویر روند انقلاب اسلامی برقرار شده است.سادگی و کوچکی این منزل، مورد توجه بازدیدکنندگان است. تصاویر اختصاصی از بیت پربرکت حضرت روح الله را ببینید.منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خ ...

ادامه مطلب  

آزادی امام موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود/ سکوت مجامع جهانی مدعی حقوق بشر / کمیته پیگیری آزادی فعال تر عمل کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش به گزارش خبرگزاری «حوزه» از تهران، «تریبون آزادی امام موسی صدر» با حضور چهره ها و نخبگان فرهنگی و سیاسی در موسسه امام موسی صدر، در تهران برگزار شد و سخنرانان بر لزوم پیگری جدی این پرونده تا به نتیجه رسیدن آن، با استفاده از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی تاکید کردند.دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان و خبرگان رهبری:پرونده آزادی امام موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود- من اطلاعات کافی ندارم که مراجع مسئول و نهادهای اداری برای یافتن این گمشده انسانیت چه کرده اند؟- پیشنهاد من این است که پیگیری پرونده امام صدر را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم. به گونه ای که هر روز با این سوال مواجه شویم که چه شد؟ در این راستا دو کار را باید انجام داد، نخست این که در مهمترین میدان شهر یک تابلوی روزشمار برای ربایش امام موسی صدر نصب شود تا همه با روزهایی که از ربودن ایشان می گذرد مواجه شده و بدانند که چند روز و چند سال از ربایش و دوری امام گذشته است؟- دوم اینکه مسئولان مربوطه ملزم شوند که هر ۶ ماه یک بار گزارش علنی در حضور رسانه ها نسبت به پیگیری های خود به مردم ارائه کنند. این کار باعث می شود که افکار عمومی همچنان با امام موسی صدر زندگی کند. بنابراین هم برای پیگیری پرونده مهم است و هم برای زنده نگه داشتن یاد امام موسی صدر در جامعه. محرومیتی که ما از ایشان برای خود ساخته ایم بسیار شدیدتر از محرومیتی است که دیگران با ربودنش بر ما روا داشته اند.- یکی از ویژگی های مهم امام صدر این است که درد شیعه و مسلمان نداشت. بلکه درد او درد انسان بوده و هست. امام صدر از موضع دین، درد بشریت داشت. او در دوران حضورش به نام خدا خدمتگذار خلق خدا با هر گرایش، دین و ملتی بود. بُعد دیگر اندیشه و عمل امام صدر در نگاه عرفانی اوست. نگاه او به دین، انسان، طبیعت، فقه و... نگاهی عرفانی بود و ما هنوز نتوانسته ایم در این بعد وجودی امام صدر تفکر کرده و آن را تحلیل کنیم. ای کاش فرصتی باشد که از این نگاه نیز امام صدر بازخوانی و بازگویی شود.- جهان امروزه بیش از پیش نیازمند این نگاه است. ما در دوران بحران ها زندگی می کنیم. بحران های متفاوت فکری که در مقابل آن بحران های سیاسی نظامی و اجتماعی هیچ هم نیستند. بدون تعارف امروز جوانان تحصیل کرده ای را می بینیم که قرابتی با اندیشه های دینی احساس نمی کنند و گناه این جریان به گردن ماست، چرا که ما نتوانستیم دین را آنگونه که هست معرفی کنیم. بلکه دین را آنگونه که خودمان می خواهیم معرفی کرده ایم.- بی تردید اگر معارف زلال دین با همان خوانشی که امثال امام موسی صدر داشته به بشریت امروز عرضه شود مورد اقبال و استقبال عمومی مردمان جهان قرار می گیرد. امام هشتم می فرمایند که خدا رحمت کند کسی که امر ما را احیا می کند. از امام پرسیدند که برای اینکار چه باید کرد، در جواب فرمودند که هیچ فقط آنچه را که ما گفتیم به مردم اعلام کنید. امام موسی صدر توان این کار را دارد و به اندازه خود این را برای ما به یادگار گذاشته. ضرورت است که امروزه هرکس بر مبنای تخصص خود اندیشه این مرد بزرگ را مورد مطالعه قرار دهد. - ما قاطعانه امیدواریم که امام صدر به میان ما برگردد. اما فراموش نکنید که امام موسی صدر فرد نیست. بیش از همه چیز، فکرش اثرگذار است. ربودن جسم او به این دلیل بود که فکرش گسترش پیدا نکند. اگر امام صدر دست از تفکراتش برمی داشت و سکوت می کرد که او را نمی رباییدند.- امام صدر یک فکر است و فکر قابل ربایش نیست. فکر گاهی با ربایش یا با شهادت بیشتر رشد می کند. بنابراین نباید اکنون که از فردی به نام امام موسی صدر که به ظاهر محروم هستیم، خود را به محرومیت بزرگتری که فکر امام صدر است دچار کنیم. این محرومیت خودخواسته است. چرا باید هنوز کسانی باشند که از آثار و افکار او مطلع نباشند؟- امام صدر یک متفکر جامع شرایط، یک مصلح اجتماعی، یک مبلغ دین و یک سیاستمدار برجسته است و باید در همه این حوزه ها مورد مطالعه قرار گیرد. ما این مطالعات را انجام نداده و در نتیجه به الگوسازی روی نیاورده ایم. امام صدر خودش الگوست و باید معرفی شود اما به نظر من او ظرفیت الگوسازی دارد و می توان در وجوه مختلف به تکثیرش اقدام کرد. این وظیفه هنرمندان است. زندگی امام صدر ظرفیت ساخت بهترین فیلم های سینمایی، ظرفیت نگارش رمان های خواندنی و... را دارد. باید از بخش های مختلف زندگی ایشان الگوسازی کرد.حسین جابری انصاری، معاون عربی، آفریقایی وزارت امور خارجه:نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد- امام موسی صدر یک شخصیت دینی برآمده از حوزه سنتی دینی علمیه قم است. در دوره ای که ایشان در قم تحصیل می کردند، با دوستان و همراهانش یک نسل طلایی را تشکیل دادند به قسمی که تعدادی از آنها از جمله آحضرات آیات سیدموسی شبیری زنجانی، مکارم شیرازی، شهید دکتر بهشتی، مرحوم عبدالکریم موسوی اردبیلی و... امروزه به عنوان بزرگان دینی و سیاسی ما مطرح هستند.- در میان این طیف اما زندگی امام موسی صدر رنگ و بوی دیگری دارد. امام صدر از بستر سنتی حوزه علمیه قم خارج شده و وارد بستر و فضای اجتماعی خاصی می شوند که تنوع مختلفی از فرهنگ ها و بینش ها و عقاید را دارد. لبنانی که امام صدر وارد آن می شوند، آزمایشگاه عملیات سیاسی و فرهنگی جریان های مختلف در منطقه و جهان بود. شرایط لبنان از امام صدر مردی مردستان ساخت که بدل به نیاز امروز و فردای همه ما شد.- با توجه به وضعیت امروز ما، به سه بُعد از زندگی و عمل اجتماعی امام موسی صدر نیاز مبرم داریم: نخستین بعد بحث همزیستی مسالمت آمیز میان اجزای طبیعی جامعه است. منطقه خاورمیانه غرق در درگیری هاست. این همزیستی که یکی از مهمترین ابعاد اندیشه امام صدر بود، نیاز امروز و فردای ماست. ما در منطقه هم با تروریسم تکفیری افراطی مواجه هستیم و هم با حکومت های کم تحملی که نماینده اصلی جامعه خود نیستند. این دو جریان باعث به وجود آمدن فضای درگیری، عدم تحمل، جنگ، خونریزی و... در منطقه شده است. بنابراین تا اطلاع ثانوی منطقه ما به امام موسی صدر و تفکرش نیاز مبرم دارد.- یکی دیگر از ابعاد مهم اندیشه و عمل امام موسی صدر، مسئله مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی است. بذر مقاومت در منطقه را امام موسی صدر پاشید. رژیم اسرائیل با اشغال فلسطین درصدد امنیتی کردن منطقه است تا بتواند فضا را برای رشد جریان های تروریستی آماده نگه دارد.- بعد سوم مهم اندیشه امام موسی صدر در تحولات جدید منطقه و قدرتمند شدن شیعه در آن است که پس از سقوط صدام و قدرت گرفتن شیعیان در عراق آغاز شد. فراموش نکنیم که این اضلاع سه گانه در اندیشه امام موسی صدر به هم پیوسته است و هیچ کدام دیگری را نفی نمی کند. یعنی اگر از قدرت گرفتن شیعه صحبت می کنیم، این مقوله اصل همزیستی مسالمت آمیز را نفی نمی کند. بلکه قدرت گرفتن شیعه به همراه قدرت گرفتن اهل سنت است.- مسئولیت ما در برابر امام موسی صدر دو بعد دارد: مسئولیت برای آزادی امام موسی صدر، که در این زمینه همه ما تقصیر کردیم و مسئولیت بزرگتر ما این است که در فضایی آزاد به انتشار، توزیع و بازتوزیع اندیشه امام صدر بپردازیم. امروزه باید مبنای حرکت ما هم اندیشه و عمل امام موسی صدر باشد.- برای آزادی امام صدر راه حل سحرآمیزی که سریعا به نتیجه برسد، نمی توان ارائه داد. نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد. نقشه از پیش تعیین شده وجود ندارد. به نظر می رسد که جنبش ها بیشتر از دولت ها می توانند اثرگذار باشند. من در آخرین سفر به لبنان در دیداری که با خانواده داشتم، قرار شد دیداری بین ما و موسسات مختلف برای آزادی امام موسی صدر شکل بگیرد تا در آن به یک راه حل جدید با همفکری همه برسیم.- برای پیگیری پرونده در زمان حضور قذافی با یک مشکل مواجه بودیم و زمانی که حکومت او ساقط شد با هزاران مشکل مواجه شدیم. پس از سقوط او دیگر دولت به معنای واقعی کلمه در لیبی وجود ندارد که بتوان با آن مذاکره کرد. اکنون با چندین و چند دولت در لیبی مواجه هستیم و در واقع هر قبیله ای بر نقطه ای حکومت می کند و این کار پیگیری را بسیار سخت می کند.حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی:کمیته پیگیری آزادی فعال تر عمل کندـ شیادان و مکاران مانع پیشرفت کار بنده خدا هستند و خداوند این بدی ها را از بندگان خوبش دور می کند. بنده اگر بندگی کرد، خداوند می گوید من چشم و گوش او می شوم. از ویژگی های امام موسی صدر این بود که یک بنده خوب به معنای عادل و حکیم بود و به دلیل همین روحیه به دنبال وحدت بود. ـ افکار انسان ها اگر نتواند جمع شود به مشکلات بزرگی بر می خورد. تنها کشوری که سه گروه نصرانی، سنی و شیعه در آن زندگی می کنند لبنان است و هیچ کس در آن دعوا نمی کند. روحیه امام موسی صدر باعث این همزیستی مسالمت آمیز شد.ـ چهره جذاب امام موسی صدر درکنار افکارش موجب شد که فقدان این حکیم عابد و عاقل دینی که افکار مشتت و متفرق را جمع و همه را به یک وحدت و یگانگی برای پیشبرد اهداف دین و سیاست آماده ساخت، به شدت به چشم بخورد.ـ امیدوارم ایشان را زنده ببنیم. افکار بلند ایشان هم اکنون پخته تر هم شده و اگر مجال طرح پیدا کند، قطعا تحول بزرگی در کشورهای اسلامی به وجود می آید که مخالفان را نیز اسلام جذب خواهد کرد. امیدوارم کمیته ای که برای پیگیری آزادی ایشان تشکیل شده زودتر به نتیجه برسد.علی اکبر اشعری، رئیس اسبق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران:هیچ فریادی برای آزادی امام صدر در مجامع جهانی سر داده نمی شود؟ـ علی رغم همه شعارهایی که در دنیا درباره حقوق بشر و آزادی می دهند، معلوم نیست این شعارها تا چه حد عملی می شود؟ و کی قرار است این شعارها به احقاق حقوق انسان ها برسد؟ شخصیت بزرگی چون امام موسی صدر در قامت میهمان به لیبی رفته و دیوانه ای چون قذافی ایشان را ناجوانمردانه محبوس می کند، اما هیچ واکنشی در دنیا نسبت به این جریان رخ نداده و نمی دهد و هیچ فریادی مبنی بر آزادی ایشان در مجامع جهانی سر داده نمی شود.ـ به گمان من هرچند ما از طریق دیپلماسی رسمی و دستگاه های دولتی ممکن است نشانه هایی به دست بیاوریم اما به حقیقت نمی رسیم، چون محدودیت هایی در دنیای دیپلماتیک وجود دارد. به نظرم گروه ها و تشکل هایی هستند که منهای دستگاه های رسمی می توانند با اقوام و قبیله ها در لیبی ارتباط گرفته و کار را دنبال کنند. باید پا را فراتر از مرزهای ایران گذاشت و با شخصیت ها و چهره های جهانی ارتباط برقرار کرد.ـ در زمان پیروزی انقلاب شخصیت های اثرگذاری چون شهید مطهری، شهید بهشتی و... بودند، اما متاسفانه آنان به مرور از میان ما رفتند. ما امروز به شخصیت های بزرگی نیاز داریم تا در کوران حوادث مانند کشتی مطمئنی برای نجات باشند. بنابراین امروزه جامعه ما به امام صدر نیاز مبرم دارد. امیدوارم تلاش های خود را برای پیگیری این پرونده زیادتر کنیم.حسین محمودیان، مستندساز:رسانه ها آزادی امام صدر را جدی تر مطالبه کنندـ در سال 81 یا کمی زودتر سال 79 با امام موسی صدر از طریق یک مستند آشنا شدم و از آنجا که فیلم سازی برایم فقط صرف تامین معاش نبوده فکر می کردم اگر کار من قرار است روی مخاطب تاثیری داشته باشد باید خودش محتوای خوبی داشته باشد و ایشان را بشناسم. ـ در کشور سنگال با ماشین در سال 2006 حدود 2500 کیلومتر مسیری را که ایشان رفته بود، رفتم. سال 2005 سرعت ماشینم 10 کیلومتر بود، چون مسیر صعب العبور بود و نشان می داد که امام موسی صدر 30 سال پیش چگونه این مسیر را رفته است.ـ ما اگر نتوانیم دنیا را از چشم امام موسی صدر ببینیم صرفا یک ماکت می شویم. اگر بخواهیم اصل باشیم باید ببینیم ایشان دنیا را از چه زوایه ای می دید. در زمان ابتدای ربوده شدن ایشان هم حرکت های مردمی صورت گرفت و هم پیگیری ها بیشتر بود اما بعدها سیاستمداران مردم را به پیگیری های خودشان حواله کردند و به همین دلیل پیگیری های مردمی هم کمتر شد امیدوارم که این پیگیری ها با کمک رسانه های جمعی جدی تر دنبال شود.منیژه حکمت، کارگردان سینما:فیلم امام موسی صدر ساخته شودـ اعتراف می کنم که شناخت چندانی از امام موسی صدر نداشتم. متاسفانه ما چندان برای شناخت ایشان جست وجوگر نبودیم. فقط می دانستم که امام صدری در جامعه حضور داشت و در لیبی زندانی شد.ـ تا اینکه روزی مهندس مهدی فیروزان، دو کتاب برای مطالعه به من پیشنهاد داد. یکی خاطرات خانواده امام صدر از ایشان بود و دیگری سخنرانی های ایشان در کلیسا. ساعت 7 عصر کتاب نخست را شروع کردم و بی وقفه تا ساعت 2 بامداد مطالعه کردم. از تعاریف ایشان درباره دین شگفت زده شدم و مدام این افکار به من هجوم می آورد که در این بلبشویی که در جهان حاکم است، ایشان کجاست؟ـ حضور یک روحانی که تعریف جدیدی از دین داشته باشد، نیاز امروز بشریت است. این افکار بعد از مطالعه کتاب به ذهن من هجوم می آورد و البته تصاویری سینمایی، که آن چهره پرهیبت و زیبا 39 سال پشت درهای بسته زندان چه حسی دارد؟ امام صدر در این سال ها چه فکری می کرده آیا به گوشش می رسد که در جهان با زنان شیعه چه می کنند؟ آیا می داند که امروزه با نام خدا، محمد و علی، آدم می کشند؟ چقدر دردناک بود که من ایشان را نمی شناختم.ـ کتاب دوم پیشنهادی مهندس فیروزان را مطالعه کردم بازهم دچار حیرت و بی خوابی شدم. محتوای کتاب سخنرانی ایشان در کلیسا بود. نیاز امروز ما به حضور یک روحانی است که از دریچه دیگری به ادیان نگاه می کند و تفکراتش باعث وصل همه پیروان ادیان است.ـ فکر می کنم خالق امام صدر ایشان را بسیار دوست دارد، اما مرارت های فعلی بر وجود امام را درک نمی کنم. اما به نظرم درامی که در زندگی ایشان وجود دارد، اگر ساخته شود فیلمی شاهکار خواهد شد؟ ما باید بتوانیم تفکر امام صدر را اشاعه بدهیم و ساخت فیلم قدمی در این راستا خواهد بود. آرزوی هر فیلمسازی ساخت فیلم زندگی امام موسی صدر است.ـ آیا واقعا می توان فیلمی درباره امام صدر را ساخت و همه ابعاد وجودی ایشان را در آن لحاظ کرد؟ کار سختی است و به تبحر و دانش زیادی نیاز دارد.ـ ۳۹ سال اسارت سخت است و تحمل ایشان ستودنی است. کاش من آن قدر متبحر بودم که می توانستم روزی این فیلم را بسازم. قطعا اگر آن را می ساختم فیلم من، زندگی امام صدر از منظر یک زن بود، اما گمان نکنم توانایی آن را داشته باشم.فابیو تیدیا، مسلمان ایتالیایی:شاگرد ساده مکتب امام موسی صدر هستمـ چند ویژگی از امام صدر می توانم بیان کنم. اولین بار که درباره امام در ایتالیا شنیدم متوجه شدم ایشان مثل یک مرد برای شیعه در لبنان کارهای زیادی کرد، وقتی که شیعیان هیچ چیزی در لبنان نداشتند و فقیر بودند. بعدها درباره امام بیشتر خواندم و یاد گرفتم که ایشان فیلسوف هم هستند.ـ من هم فلسفه می خوانم. وقتی که اینجا آمدم یاد گرفتم او فیلسوف بزرگی است و نوشته ای برای کتاب هانری کربن در لبنان داشته است. او انسان بزرگی است و با مسیحیان و افراد دیگری که متفاوت با او فکر می کردند کار می کرد و این یک کلاس بزرگ برا ...

ادامه مطلب  

حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند ، تهران نیوز پایتخت خبری ایران  

درخواست حذف این مطلب
ائمه جمعه استان تهران در خطبه های نماز جمعه امروز با تاکید بر این که آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند، در ارتباط با سند ۲۰۳۰ عنوان کردند: حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند.امام جمعه تهران: آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند/ امام خمینی(ره) بار دیگر اسلام را به دنیا ارائه کردآیت الله امامی کاشامی، خطیب این هفته نماز جمعه تهران در خطبه دوم با اشاره به سالگرد ارتحال امام خمیمی (ره) گفت: امام راحل، اسلام را به دنیا ارائه کرد. اسلامی که مرده بود، اسلامی که جز اسم و رسم از او چیزی نبود ولی اسلام را به دنیا ارائه کرد. البته چهره ای از حقیقت اسلام رونمایی شد اما اصل آن را شخص امام زمان ارائه خواهد کرد. حقیقتا امام اسلام را از حوزه های علمیه خارج و امروز در همه دنیا مطرح می شود، یا به عنوان تایید و یا به عنوان مخالفت. هر چه است پرچم محمد (ص) و علی (ع) در دنیا به اهتزاز درآمده است.وی انتخابات را مورد توجه قرار داد و افزود: ملت در این انتخابات حماسه بزرگی آفریدند. درود به مردمی که به ندای رهبری انقلاب لبیک گفتند و صف های طولانی شکل دادند و این جای تشکر و قدردانی است.امام جمعه موقت تهران با اشاره به بیانات رهبر انقلاب در محفل انس قرآن کریم ادامه داد: مقام معظم رهبری در آن مجلس فرمودند که قرآن تمام پاسخ های مشکلات بشر را داده است. عبادت خدا دعوت قرآن است، قرآن به همه دنیا راه زندگی را نشان می دهد، راه زندگی تکیه به خدا است، ایمان به خدا و راه را از خدا بگیریم.آیت الله امامی کاشانی تصریح کرد: پاسخ درست به قرآن این بود که دست از تفرقه برداریم و همه با هم باشیم، از اینکه دولت آمریکا جنایت می کند؛ آنها همه ملت نیستند، این که صهیونیست ها جنایت می کنند همه اشان که مردم نیستند، اینکه می بینیم در جامعه این همه ظالم و این همه جنایت رخ می دهد، تعداد کمی در برابر جمعیت میلیاردی دنیا هستند. قرآن می گوید همه باهم باشیم. علت این ناآرامی و ظلم ها وخون ها یک کلمه است که از خدا بریده اند و به دنیا توجه کرده اند. باید ملت مسلمان توجه کند. ملت ها باید قیام کنند، در برابر ظلم بایستند و این چه نظری است که انسان در دنیا ببیند ترامپ بیایید در خاورمیانه و از ریاض که برمی گردد بگوید ما رفتیم صدها ملیادرد دلار از خاورمیانه به آمریکا برگرداندیم. مگر مال آمریکا بود؟ تو غارت کردی؛ حاکم سعودی نوکر توست. شما مال ملت را دزدید.وی گفت: امت اسلام به هوش بیایید. دولت های اسلامی به هوش بیایند. آنها دنیا را ازبین می برند. این وضع سوریه، فلسطین، یمن، افغانستان و عراق است. این آتش را آمریکا را روشن کرده و هیزم آن را حاکمان سعودی آورده اند. دنیای اسلام باید به هوش بیایند و بیدار شود. حاکمان ظالم دست از همراهی با آمریکا بردارند و اینقدر بی آبرو نباشند.امام جمعه موقت تهران در ادامه تصریح کرد: آمریکا داعش را تربیت می کند و پولش را از سعودی می گیرد و بعد این، آدم های بی شرم پیام می دهند که این ماه مبارک است و باید صلح باشد و نباید تروریست و ترور باشد. شما خودتان تروریست درست کردید. بنابراین ملت ایران می داند در چه شرایطی هستند و در این شرایط فقط باید یک نفر سخن بگوید و یک نفر بنویسد و یک ندا بلند باشد و آن ندای شخص ولی امر باشد و بقیه باید پیروی کنند و نداهای مختلف غلط است.آیت الله امامی کاشانی اظهار داشت: آمریکا می گوید باید برای بی ثبانی ایران اقدام شود، البته ۴۰ سال است که این مزخرفات را می گویند اما خدا با دست این ملت به دهانشان زده است، اما دشمن چنین قصدی دارد، لذا باید کاملا مراقب بود. کشور باید آرام و اطمینان بخش و همراه با آرامش باشد و همه رفیق و برادر و خواهر و خدمت گذار باشند و این وظیفه همه ما است.به گزارش تسنیم، آیت الله امامی کاشانی در خطبه اول نماز جمعه تهران نیز با اشاره به نزدیک بودن شب های قدر گفت: شب قدر، سلام است، “سلامٌ هی حتی مطلع الفجر”. در تعبیری نقل شده است که در شب قدر شیطان زنجیر شده است، می توان چنین گفت گه قدرت نفوذ شیطان در شب های قدر به صفر می رسد و این بخاطر رحمت خدا در شب قدر است که گسترده شده تا همه موفق شوند به استغفار و راز و نیاز و گریه.وی افزود: در شب قدر، انسان دلش می خواهد اشک بریزد و توبه کند و خوب می توان فهمید که شب قدر با شب های دیگر متفاوت است و این عنایت و لطف و رحمت الهی است، بنابراین شب قدر شب مهمی است.امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در این شب ها، توجه ما به امام عصر (عج) باشد، اهل توبه و استغفار باشیم.امام جمعه خیرآباد: حمایت کنندگان سند ۲۰۳۰ با امام خمینی(ره) و اصول معمار کبیر انقلاب بیگانه هستندحجت الاسلام طزری، امام جمعه خیرآباد در خطبه های نماز روحبخش جمعه خیرآباد اظهار داشت: ائمه اطهار علیهم السلام و بزرگان اهل ایمان از خداوند متعال خواسته اند که هم توان روزه گرفتن را به آن ها بدهد و هم این که معرفت آداب روزه گرفتن را به آن ها عطا کند.وی گفت: امام سجاد علیه السلام در دعاهای خود می فرماید خدایا گوش های ما را از شنیدن حرف های لغو، چشم های ما را از دیدن لهویات و مسائل بی فایده و دستان ما را از دراز شدن به سوی آنچه حرام است و پاهای ما را رفتن به جاهای ممنوع حفاظت فرما.حجت الاسلام طزری در خطبه دوم این هفته نماز جمعه خیرآباد ضمن تسلیت رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها گفت: حضرت خدیجه سلام الله علیها بانوی بزرگواری است که برای اسلام از همه چیز گذشت و تا آخرین لحظات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را یاری می کرد و آنقدر برای پیامبر عزیر بود که تا سال ها بعد پیامبر به یاد او بود و در غم او اشک می ریخت.وی بیان داشت: به شهادت رسیدن عده ای از مرزداران عزیر در ارومیه را که به دست گروه تروریستی پژاک به شهادت رسیدند را تسلیت عرض می کنم.امام جمعه خیرآباد با اشاره به رحلت امام خمینی (ره) اظهار داشت: امام خمینی (ره) بزرگ مردی است که توانست با ایمان به خدا و ایمانی که به هدف خود داشت و همچنین ایمانی که به مردم داشت انقلاب بزرگی را رقم بزند.حجت الاسلام طزری بیان کرد: این انقلاب سبب شد که خواب از چشم استکبار برود و امام خمینی (ره) با انقلاب خود زمینه از بین رفتن استکبار را نیز فراهم کند.امام جمعه خیرآباد افزود: انقلابی که امام خمینی (ره) برپا کرد دارای چند اصول بود که وقتی این اصول را مرور می کنیم نشان می دهد که آیا در مسیر انقلاب و در خط امام راحل قرار داریم یا خیر.وی خاطر نشان کرد: امروز عده ای هستند که دم ار امام و انقلاب می زنند اما راه آنان با اهداف و اصول امام راحل تفاوت بسیار دارد.حجت الاسلام طزری ادامه داد: یکی از اصول انقلاب مبارزه با ظالم و ظلم بود اما هرگز حاضر نبود که با ظالم معامله و سازش کند و اگر مذاکره با آمریکا را امام نپذیرفت برای این بود که منشأ تمام ظلم های عالم را از آمریکا می دانست.امام جمعه خیرآباد تصریح کرد: امروز اگر نگاهی به جهان اسلام بیندازیم دست آمریکا را در همه قتل ها و کشتارها می بینیم اما با این وجود متاسفانه عده ای در داخل کشور سعی دارند که با حیله ها و نیرنگ ها رابطه با آمریکا را محقق کنند.وی ادامه داد: این افراد امروز این شعار را می دهند که کلید حل مشکلات ما آمریکا و رابطه با اوست در حالی که امام (ره) آمریکا را کلید همه مشکلات مسلمانان می دانست.حجت الاسلام طزری افزود: اصل دیگر انقلاب امام راحل (ره) حمایت از ملت مظلوم فلسطین بود؛ امام خمینی(ره) فلسطین را پاره ای از دنیای اسلام می دانست که باید به اسلام برگردد و راه آن حذف اسرائیل از صحنه روزگار می دانست.وی تاکید کرد: امروز هم همه دنیای اسلام وظیفه دارند که از فلسطین و مردم آن در حالی که ائتلاف عربی _ غربی برای سازش با رژیم صهیونیستی برنامه ریزی می کنند، حمایت کنند.امام جمعه خیرآباد با بیان این که امام راحل به فرهنگ اسلامی بسیار توجه داشت و در خصوص نفوذ فرهنگ غرب بسیار تذکر می داد، اظهار داشت: امام خمینی (ره) انقلاب را صورت داد تا در کشور اسلامی ایران فرهنگ ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم رواج یابد.وی افزود: امام خمینی (ره) می فرمود فرهنگ غرب بسیار برنده تر از شیشه و حمله دشمن است؛ امروز نیز ما شاهد هستیم دشمن با سند ۲۰۳۰ قصد نفوذ در فرهنگ کشور را دارد.حجت الاسلام طرزی اظهار داشت: امروز کسانی که با تمام قوا از ۲۰۳۰ حمایت می کنند هر چند دم از امام خمینی (ره) می زنند اما از امام (ره) و اصول امام بیگانه هستند.وی در پایان گفت: امام خمینی (ره) هرگز بر سر اصول انقلاب با کسی مذاکره و معامله نکرد و حاضر نشد مصالح انقلاب را بخاطر خوشایندی دشمنان از بین ببرد و هیچ گاه در میان اصول و ارزش های انقلاب مصلحت اندیشی نکرد بلکه به طور صریح اصول خود را بیان می کرد.امام جمعه خیرآباد ادامه داد: امام راحل اعتقاد بر این داشت که اصول انقلاب برای تمام زمان هاست و قابل حذف و یا کمرنگ شدن نیست؛ بنابراین امروز هم از مسئولان انتظار می رود در بیان مواضع انقلاب کوتاهی نکنند بلکه آن را با صراحت بیان کنند.امام جمعه رباط کریم: علت اصلی طلاق سخت گیری و دخالت خانواده ها استحجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه شهر رباط کریم ظهر امروز در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو در مصلی امام خمینی(ره) برپا شد، اظهار داشت: ازدواج موضوع مهمی است که امروزه در میان جوانان به عنوان یک دغدغه به شمار می آید، این که جوانان در سنین پیری ازدواج می کنند نشان از یک دغدغه دارد و باید برای آن ها تلاش کنیم تا مشکلی برای آن ها پیش نیاید.وی گفت: خانواده ها باید شرایط ازدواج را فراهم کنند و بر فرزندان خود سخت گیری نکنند، تقوا مهمترین اصل در ازدواج است و خانواده ها از شرط گذاشتن مهریه های سنگین خودداری کنند تا راه ازدواج بر جوانان هموار شود.امام جمعه رباط کریم با انتقاد از افزایش طلاق ها در میان مردم، به بررسی علل این موضوع پرداخت و گفت: دخالت های اقوام زن و شوهر، این ها علل اختلاف افکنی میان زن و شوهر است و والدین آنقدر در زندگی فرزندان دخالت می کنند که زندگی آن ها دچار مشکل می شود و به طلاق می کشد.وی به حضور میلیونی و باشکوه مردم در انتخابات امسال اشاره کرد و افزود: انتخابات سال ۹۶ نشان داد که ملت ایران هیچ وقت به آمریکا بله نمی گویند و نه محکمی به دهان آمریکا زدند که سر آغاز این نهضت عظیم ۱۵ خرداد بود که سر انجام این نهضت انقلاب بود.امام جمعه بخش گلستان: سند ۲۰۳۰ توجیه پذیر نیست / در مهدکودک ها مسائل جنسی آموزش داده می شودحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صفایی، امام جمعه بخش گلستان در خطبه های نماز جمعه امروز این بخش ضمن بیان احادیث و روایاتی از پیامبر اکرم (ص)، بیان داشت: خالی ماندن خانه ها، انبار کردن برخی کالاها و مواردی از این نظیر به اقتصاد کشور ضربه می زند، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها به این نکات اشاره کرده اند.وی در ادامه با اشاره به این که در آستانه ارتحال امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب هستیم، تصریح کرد: امام را در حدود ۱۰ میلیون نفر تشییع کردند، و مراسم باشکوهی برای وی برگزار شد، امام خمینی (ره) دائم الذکر بودند و تا آخرین لحظات عمرشان ذکر «لا اله الا الله» را زیر لب زمزمه می کردند.امام جمعه بخش گلستان در ارتباط با سخنان رهبر معظم انقلاب در وصف امام خمینی (ره)، گفت: بنیانگذار انقلاب اسلامی شب ها به دعا مشغول بودند و اشک می ریختند، اما روزها در سخنرانی های خود کوچک ترین ضعفی نشان نمی دادند و به هیچ وجه اهل مذاکره و مصالحه با دشمنان نبودند.وی همچنین با بیان سخن امام در ارتباط با لزوم حفظ ارزش های اسلامی، اظهار داشت: امروز متاسفانه شاهد آموزش مسائل جنسی در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها با عنوان لک لک به کودکان هستیم، اما با این حال برخی در حال توجیه سند ۲۰۳۰ هستند، سندی که حذف آیات و روایات و ممنوعیت ایثار و آموزش آن در لابه لای آن امضا شده است.امام جمعه شهر گلستان با اشاره به خانه نشین شدن دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا، تشریح کرد: دشمنان اسلام و انقلاب هر چقدر دست و پا بزنند، و در مقابل جریان فمینیسم بایستند، بازهم شکست خواهند خورد، درست مثل رئیس جمهور آمریکا که میلیاردها پول از عربستان و جاهای دیگر به کشور خود برد، اما می بینیم که خانه نشین شده است.وی در پایان باتوجه به مراسم ارتحال امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: روز سیزدهم، که مصادف با رحلت معمار کبیر انقلاب است، در سراسر کشور مراسم هایی برگزار می شود، و بخش گلستان هم در مسجد حضرت جواد الائمه علیه السلام برنامه محلی خواهیم داشت، که از شما می خواهم در آن شرکت کنید.امام جمعه دماوند: ۱۵ خرداد، ضدیت دستگاه سلطنت با اسلام را آشکار کرد / آمریکا روزی گاو شیرده سعودی را هم چون صدام و قذافی ذبح می کندحجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی در خطبه های نماز عبادی- سیاسی این هفته شهر دماوند که با حضور مردم مؤمن و روزه دار دیار دارالمؤمنین در مصلای این شهر برگزار شد، با اشاره به تأثیرات سیاسی و اجتماعی ۱۵ خرداد، اظهار داشت: جاذبه گروه های دیگر مانند ملی گراها و غرب گرایان در مبارزه با شاه کمتر شد و برخلاف آن که همه گروه های دیگر به کمتر از سرنگونی شاه راضی بودند، امام راضی نبودند و جاذبه را به این سمت کشاند.وی گفت: بعد از این ماجرا، ضدیت شاه با اسلام آشکارتر شد و دیگر شاه نتوانست ریاکارانه برخورد کند و بعد از این ماجرا، امام خمینی (ره) آشکار کرد که دستگاه سلطنت با اسلام مخالف است.امام جمعه دماوند با بیان این که مردم با جان و مال خود از امام امت دفاع کردند، خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد با قلبی آرام به لقاءالله پیوست و نظامی را از خود به یادگار گذاشت و همچنین فرزند خلفی را تربیت کرد که در طول این ۲۷ سال، با رهبری مدبرانه، از فتنه ها عبور کرد.حجت الاسلام فتاح دماوندی تاکید کرد: قدر رهبر معظم انقلاب را مردم مظلوم پاکستان، افغانستان، یمن، سوریه و عراق بیشتر می دانند و بیدار شدند.وی با بیان این که خبرهای بدی از جمله قحطی و وبا در یمن به گوش می رسد، تصریح کرد: طرح صهیونیست ها برای سرزمین های اشغالی، خرید سلاح و تسهیلات توسط عربستان و تشکیل ناتو عربی برای مبارزه با تندروی ها ازجمله مواردی است که به گوش می رسد.امام جمعه دماوند تصریح کرد: تنها راه مبارزه با چنین دشمنی، خط و راه مقاومت است و عربستان برای آمریکا همچون گاوی شیرده است که وقتی آمریکا بهره اش را از او برد، همچون صدام و قذافی، آن را ذبح خواهد کرد.امام جمعه شهرری: نظام اسلامی بزرگترین یادگار امام خمینی (ره) است / کسانی که نظام را قبول دارند، علیه آن قیام نمی کنندحجت الاسلام والمسلمین سید علی شاهچراغی ، امام جمعه شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته که با حضور پرشور مردم خداجوی در مصلی بزرگ آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، اظهار داشت: پرهیزگاری انسان را درمقابل معصیت و گناهان مصون می دارد.وی با بیان این که ماه رمضان بهترین فرصت برای ارتباط با خداست، گفت: از نمازهای مستحبی، دعا کردن و استغفار در این ماه غافل نشوید، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این ماه بر نماز مستحبی، دعا و صلوات مداومت می کردند.امام جمعه شهرری تصریح کرد: روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست، اگر اخلاق خود را نیکو کنید و با دیگران خوش رفتاری کنید در روز قیامت از پل صراط به راحتی عبور خواهید کرد.حجت الاسلام شاهچراغی با بیان این که امام خمینی (ره) یک شخصیت بی نظیر، عارف، مدیر و مرجع تقلید بود، بیان داشت: آنچه همه خوبان دارند امام (ره) به تنهایی داشت و چیزی که با جان ایشان اجیر شده بود نظام ولایی کشور بود که نظام اسلام را تسکیل داد و مدیریت کرد.وی با بیان این که یادگاری که از امام راحل داریم همین نظام اسلامی است، عنوان کرد: در گذشته امام خمینی (ره) و امروز امام خامنه ای مدظله العالی نائب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و بنابراین حرفی که رهبر ما می زند، سخن یک مرجع و عارف نیست بلکه بیانات نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.امام جمعه شهرری ادامه داد: حضرت امام (ره) نگفتند پشتیبان من باشید بلکه تاکید داشتند؛ پشتیبان ولایت فقیه باشید و با همین اندیشه و فرهنگ به خدا دلدادگی داشت و عاشق خدا بود.حجت الاسلام شاهچراغی بیان کرد: امام خمینی با اخلاصی که داشت نظام اسلامی را پی ریزی کرد و اگر دشمنان نمی توانند کاری بکنند به خاطر چراغی است که ایزد برافروخته است.وی در ادامه به حماسه حضور ۴۰ میلیونی در انتخابات اخیر اشاره کرد و افزود: شورای نگهبان صحت انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد و مردم نیز آن را پذیرفتند، این گونه نبود که مانند عده ای اعتراض بکنند. کسانی که امام و نظام را قبول دارند که علیه نظام قیام نمی کنند.امام جمعه شهرری با بیان این که حکم شورای نگهبان فصل الخطاب است، خاطرنشان کرد: تخلفاتی صورت گرفته بود که قوه قضائیه باید پیگیری و با متخلفان برخورد کند.حجت الاسلام شاهچراغی با تاکید بر این که فرهنگ امام استکبار ستیزی بود، اظهار داشت: امام راحل تا روزی که زنده بود با دشمنان آشتی نکرد، به دشمن لبخند نزد و به دشمن امید نداشت، امیدش به خدا و مردم بود؛ این موارد قابل تحریف نیست.وی با اشاره به وقایع ۱۵خرداد۱۳۴۲ و ۱۹دی ۱۳۵۶ گفت: هر دو در راستای دفاع از اسلام و ولایت بود. کمونیست ها، توده ای ها، ملی گراها و منافقان همه آمدند و رفتند ولی شما مردم مسلمان هنوز پای نظام ایستاده اید. آن روز حضزت امام خمینی (ره) سکان دار این نظام بود و امروز امام خامنه ای ولایت فقیه را عهده دار است.امام جمعه شهرری گفت: جشن گلریزان کار پسندیده ای است که برای کمک به زندانیان غیر عمد در ماه مبارک رمضان انجام می شود و روایت داریم که اگر کسی دلی را شاد کند آن شادی مانند نوری در قبر و آخرت کنار او خواهد بود.امام جمعه قدس: حوادث یمن و افغانستان از چشم مدعیان حقوق بشر غربی به دور نمانده و خودشان عاملان آن هستندحجت الاسلام والمسلمین سید ابوالقاسم میر احمدی در خطبه های نماز جمعه این هفته شهر قدس که با حضور پرشور نمازگزاران برگزار شد، اظهار داشت: خودم و همه شما را به رعایت تقوا الهی دعوت می کنم چراکه تقوا تنها ملاک انسان در پیشگاه حق تعالی است.وی در ادامه گفت: مردم و جوامع بشری در طول تاریخ عبرت های بسیاری از خود برای آیندگان به جا گذاشتند و خداوند نخواست به بسیاری از جوامع ...

ادامه مطلب  

والپیپر و پوستر ولادت امام رضا(ع) 96  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغگروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ ماه ذی القعده با سالروز ولادت حضرت معصومه علیها سلام آغاز و پس از ده روز به ولادت باسعادت خورشید هشتم امامت، حضرت شمس الشموس ، هدیه خدا به ما ایرانیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام می رسد؛دهه ای که به ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی ، دهه کرامت نامگذاری شد.یازده ذی القعده روز ولادت امامی است که ایران اسلامی خود را متبرک به قدوم منورش می داند و از برکات حضور بارگاهش ارتزاق می کند.به این مناسب مجموعه ای از تصاویر پس زمینه با کیفیت را تحت عنوان والپیپر و پوستر روز ولادت حضرت امام رضا علیه السلام ، آماده کرده ایم که در ادامه می توانید مشاهده و دانلود کنید.والپیپر و پوستر ولادت امام رضا(ع) 96والپیپر و پوستر ولادت امام رضا ...

ادامه مطلب  

پسرم! با مدد از روح عموی شهیدتان «محسن» متعهدانه قدم بردارید در سینمای ارزشی که عبادتیست پایان ناپذی  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: آخرین نامه حبیب الله کاسه ساز که در ویژه نامه ششمین جشنواره فیلم شهر منتشر شد. به گزارش خبرنگار سینماپرس، آخرین نامه حبیب الله کاسه ساز که در ویژه نامه ششمین جشنواره فیلم شهر منتشر شد.بنام خدای مهربان که می بخشداین حدیث ، افسانه نیستحدیث، حدیث خون استحدیث عاشقان پاکباخته ای ستکه چه درایام شیرین دفاع، زیررگبار مسلسلهاوخمسه خمسه های دشمن وچه اکنون که در روزگار سخت وتنگنای اقتصادی ، سربه خاک معبود میگذارد وخالصانه ندا می دهدیارب.... یارب....بارب....حدیث ، حدیث مجنون های عاشقی ست که درفراق شهادت اشک میریزند وطلب وصال میجویند واز ذره ذره طبیعت بوی یار می شمندحدیث ، حدیث تشنگان ترکیده لبی است که در پی جستن اب حیات ، تشنگی را له له میزنندیامن اسمه دوا و ذکره شفا...حدیث ، حدیث مادران رختشویی است که عاشقانه تنهاامیدشان را گاه به دشت کربلا و گاه به سوی مدافعین حرم فرستاده اندحدیث ، حدیث بوسه فرزند کوچکی ست که برلب های خونین پدر نقش می بنددحدیث، حدیث پرواز پرستوهایی ست که بسوی اشیانه نور پر گشوده اندحدیث ، حدیث پرواز درنهایت ، هور دراتش، حماسه مجنون، بازگشت از بوداپست، مزرعه پدری، پرنده باز کوچک شیخ بهایی، اخراجی ها، و درچشم باد است که به طرفة العینی میگذرد وانچه میماند نام است ویادهنر و سین ...

ادامه مطلب  

پسرم! با مدد از روح عموی شهیدتان «محسن» متعهدانه قدم بردارید در سینمای ارزشی که عبادتیست پایان ناپذیر  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: آخرین نامه حبیب الله کاسه ساز که در ویژه نامه ششمین جشنواره فیلم شهر منتشر شد. به گزارش خبرنگار سینماپرس، آخرین نامه حبیب الله کاسه ساز که در ویژه نامه ششمین جشنواره فیلم شهر منتشر شد.بنام خدای مهربان که می بخشداین حدیث ، افسانه نیستحدیث، حدیث خون استحدیث عاشقان پاکباخته ای ستکه چه درایام شیرین دفاع، زیررگبار مسلسلهاوخمسه خمسه های دشمن وچه اکنون که در روزگار سخت وتنگنای اقتصادی ، سربه خاک معبود میگذارد وخالصانه ندا می دهدیارب.... یارب....بارب....حدیث ، حدیث مجنون های عاشقی ست که درفراق شهادت اشک میریزند وطلب وصال میجویند واز ذره ذره طبیعت بوی یار می شمندحدیث ، حدیث تشنگان ترکیده لبی است که در پی جستن اب حیات ، تشنگی را له له میزنندیامن اسمه دوا و ذکره شفا...حدیث ، حدیث مادران رختشویی است که عاشقانه تنهاامیدشان را گاه به دشت کربلا و گاه به سوی مدافعین حرم فرستاده اندحدیث ، حدیث بوسه فرزند کوچکی ست که برلب های خونین پدر نقش می بنددحدیث، حدیث پرواز پرستوهایی ست که بسوی اشیانه نور پر گشوده اندحدیث ، حدیث پرواز درنهایت ، هور دراتش، حماسه مجنون، بازگشت از بوداپست، مزرعه پدری، پرنده باز کوچک شیخ بهایی، اخراجی ها، و درچشم باد است که به طرفة العینی میگذرد وانچه میماند نام است ویادهنر و سین ...

ادامه مطلب  

امام رضا(ع)؛شرط اساسی برای ورود به دایره توحید را چه می دانند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،حرکت حضرت امام رضا(ع) به سمت خراسان و حضور آن حضرت در ایران منشاء آثار و برکات زیادی برای این سرزمین شد. حدیث مشهوری که حضرت رضا(ع) در ضمن این سفر بیان فرمودند که تفسیرها و تقریرهای زیادی از این حدیث انجام شده و بازخوانی آن و مروری بر محتوای آن خالی از لطف نیست. در گفتگو با دو تن از کارشناسان دینی به بررسی حدیث سلسله الذهب و همچنین موضوع زیارت امام رضا(ع)، عالم آل محمد بودن آن حضرت و مقام رضا نشسته ایم. متن زیر مشروح گفتگوی ما با کارشناسان دینی است.حجت الاسلام علوی تهرانی ذیل توضیحی بر حدیث سلسلة الذهب گفت: حضرت امام رضا (ع) در حرکت از مدینه به مرو، به شهر نیشابور رسیدند. شیعیان درخواست یادگار کردند. امام «حدیث سلسلة الذهب» را بیان فرمودند. معنای آن سلسله طلایی است چون راویان این حدیث، ائمه معصومین (ع) هستند. حضرت فرمودند: از پدرم موسی بن جعفر (ع) شنیدم که از پدران بزرگوارم [در حدیث، همه را نام برده اند] به نقل از رسول خدا از جبرئیل نقل کردند که خداوند فرمود: «لا الهَ الّا الله حِصنِی فَمَن دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِن عَذابِی» توحید حصار و حصن امن من است، پس هرکس در مقام توحید قرار گیرد از عذاب من در امان است.وی ادامه داد: موکب امام آماده حرکت شد که حضرت دوباره شیعیان را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند «بشُرُوطِهَا وَ اَنَا مِن شُرُوطِها» اما شرایط دارد و من از شرایط آن هستم.امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می داننداین کارشناس دینی در توضیح این حدیث به نکاتی اشاره کرد. وی گفت: نکته اول این است که امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می دانند.وی افزود: در فرمایش پیامبر اکرم به صراحت آمده که فرمودند: اگر کسی بعد از من، ولایت علی (ع) را انکار کند، مانند کسی است که رسالت مرا در زمان حیاتم انکار کرده و کسیکه رسالت مرا در حیاتم انکار کند مانند کسی است که توحید را انکار کرده باشد.علوی تهرانی با بیان نکته دیگری در توضیح حدیث سلسلة الذهب گفت: نکته دوم این است که چرا امام رضا (ع) مشخصا پذیرش ولایت خودشان را، شرط پذیرش توحید معرفی می کنند؟وی ادامه داد: حضرت علی (ع) از رسول خدا نقل کردند همانا امت من بزودی به ۷۲ فرقه متفرق می شوند، که فقط یک گروه نجات می یابند و رستگار می شوند. سپس فرمودند: از این ۷۱ فرقه اهل دوزخ، ۱۳ فرقه ولایت من را قبول دارند.وی افزود: در زمان امام رضا (ع)، فرقه های مختلفی به نام اهل بیت، فعالیت می کردند که در تاریخ به ثبت رسیده است که از جمله آن واقفیه (که در امامت امام کاظم توقف کردند)، اسماعیلیه (شش امامی بودند و اسماعیل فرزند امام صادق را بعنوان امام هفتم پذیرفتند)، زیدیه (چهار امامی بودند)، غُلات (درباره اهل بیت غلوّ می کردند) و فرقه منحرف صوفیه است.این کارشناس دینی گفت: مقابله امام رضا (ع) با این فرقه ها سبب شد تا بعد از ایشان فرقه دیگری شکل نگیرد. پس هرکسی ولایت و امامت امام رضا (ع) را پذیرفته باشد، عملا به امامت همه امامان بعد از ایشان تا امام زمان (عج) اعتقاد دارد و شیعه دوازده امامی است.وی افزود: امام رضا (ع) به این صورت، مانع تفرقه در اعتقاد به اهل بیت شدند. از اینجا به بعد است که زمینه بیان مقام ولایت و امامت اهل بیت (ع) آغاز می شود و در زیارت جامعه کبیره حضرت امام هادی (ع) به اوج ظهور و بروز خود می رسد.زیارت مخصوصه امام رضا (ع) با فضیلت ترین زیارتحجت الاسلام علوی با اشاره به روایتی در مورد زیارت امام رضا(ع) گفت: راوی از امام جواد (ع) پرسید زیارت پدرتان با فضیلت تر است یا حضرت سید الشهداء؟ حضرت فرمودند «زیارت پدرم برتر است، چون همگان امام حسین را زیارت می کنند، اما پدرم را فقط طائفه خاصی زیارت می کنند.»چرا زیارت امام رضا (ع) بالاتر است؟وی در توضیح اینکه چرا زیارت امام رضا(ع) از دیگر زیارات بالاتر است گفت: در تاریخ، گروه ها و فرقه های مختلفی از شیعه منشعب شده اند. مانند: چهار امامی، شش امامی (اسماعیلیه)، هفت امامی (واقفیه) و ... که اعتقادشان به امامت ناقص است. همگی به امامت امام علی، امام حسن و امام حسین اعتقاد دارند. به همین جهت، زیارت امام حسین عمومیت دارد. اما در تاریخ، کسانیکه امامت و ولایت حضرت رضا را قبول کرده اند، در پذیرش امامت تا امام دوازدهم دچار انشعاب نشده و شیعه دوازده امامی نام گرفته اند. لذا در روایت، خواص نام برده می شوند. این خواص، معرفتی هستند نه جمعیتی.زیارت، انجام وظیفه استوی ادامه داد: ما نسبت به تمام فرائض، تکلیف داریم. اگر ائمه معصومین روایتی در فضیلت عبادتی بیان کرده اند و آن را برتری داده اند، ما حق نداریم فقط آن عبادت خاص را انتخاب کنیم و از بقیه غافل شویم.زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویموی افزود: زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویم.حجت الاسلام علوی تهرانی گفت: دلیل اعتقاد و ارادت نسبت به ائمه معصومین در زیارت جامعه کبیره آمده است: «خدایا! همانا اگر از پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و از اهل بیت برگزیده ی او که همان امامان ابرار هستند، کسی را برتر و مقرب تر نزد ...

ادامه مطلب  

امام رضا(ع) و مقام رضا/ ولایت از نگاه امام رضا(ع) شرط توحید است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: حرکت حضرت امام رضا(ع) به سمت خراسان و حضور آن حضرت در ایران منشاء آثار و برکات زیادی برای این سرزمین شد. حدیث مشهوری که حضرت رضا(ع) در ضمن این سفر بیان فرمودند که تفسیرها و تقریرهای زیادی از این حدیث انجام شده و بازخوانی آن و مروری بر محتوای آن خالی از لطف نیست. در گفتگو با دو تن از کارشناسان دینی به بررسی حدیث سلسله الذهب و همچنین موضوع زیارت امام رضا(ع)، عالم آل محمد بودن آن حضرت و مقام رضا نشسته ایم. متن زیر مشروح گفتگوی ما با کارشناسان دینی است.حجت الاسلام علوی تهرانی ذیل توضیحی بر حدیث سلسلة الذهب گفت: حضرت امام رضا (ع) در حرکت از مدینه به مرو، به شهر نیشابور رسیدند. شیعیان درخواست یادگار کردند. امام «حدیث سلسلة الذهب» را بیان فرمودند. معنای آن سلسله طلایی است چون راویان این حدیث، ائمه معصومین (ع) هستند. حضرت فرمودند: از پدرم موسی بن جعفر (ع) شنیدم که از پدران بزرگوارم [در حدیث، همه را نام برده اند] به نقل از رسول خدا از جبرئیل نقل کردند که خداوند فرمود: «لا الهَ الّا الله حِصنِی فَمَن دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِن عَذابِی» توحید حصار و حصن امن من است، پس هرکس در مقام توحید قرار گیرد از عذاب من در امان است.وی ادامه داد: موکب امام آماده حرکت شد که حضرت دوباره شیعیان را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند «بشُرُوطِهَا وَ اَنَا مِن شُرُوطِها» اما شرایط دارد و من از شرایط آن هستم.امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می داننداین کارشناس دینی در توضیح این حدیث به نکاتی اشاره کرد. وی گفت: نکته اول این است که امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می دانند.وی افزود: در فرمایش پیامبر اکرم به صراحت آمده که فرمودند: اگر کسی بعد از من، ولایت علی (ع) را انکار کند، مانند کسی است که رسالت مرا در زمان حیاتم انکار کرده و کسیکه رسالت مرا در حیاتم انکار کند مانند کسی است که توحید را انکار کرده باشد.علوی تهرانی با بیان نکته دیگری در توضیح حدیث سلسلة الذهب گفت: نکته دوم این است که چرا امام رضا (ع) مشخصا پذیرش ولایت خودشان را، شرط پذیرش توحید معرفی می کنند؟وی ادامه داد: حضرت علی (ع) از رسول خدا نقل کردند همانا امت من بزودی به ۷۲ فرقه متفرق می شوند، که فقط یک گروه نجات می یابند و رستگار می شوند. سپس فرمودند: از این ۷۱ فرقه اهل دوزخ، ۱۳ فرقه ولایت من را قبول دارند.وی افزود: در زمان امام رضا (ع)، فرقه های مختلفی به نام اهل بیت، فعالیت می کردند که در تاریخ به ثبت رسیده است که از جمله آن واقفیه (که در امامت امام کاظم توقف کردند)، اسماعیلیه (شش امامی بودند و اسماعیل فرزند امام صادق را بعنوان امام هفتم پذیرفتند)، زیدیه (چهار امامی بودند)، غُلات (درباره اهل بیت غلوّ می کردند) و فرقه منحرف صوفیه است.این کارشناس دینی گفت: مقابله امام رضا (ع) با این فرقه ها سبب شد تا بعد از ایشان فرقه دیگری شکل نگیرد. پس هرکسی ولایت و امامت امام رضا (ع) را پذیرفته باشد، عملا به امامت همه امامان بعد از ایشان تا امام زمان (عج) اعتقاد دارد و شیعه دوازده امامی است.وی افزود: امام رضا (ع) به این صورت، مانع تفرقه در اعتقاد به اهل بیت شدند. از اینجا به بعد است که زمینه بیان مقام ولایت و امامت اهل بیت (ع) آغاز می شود و در زیارت جامعه کبیره حضرت امام هادی (ع) به اوج ظهور و بروز خود می رسد.زیارت مخصوصه امام رضا (ع) با فضیلت ترین زیارتحجت الاسلام علوی با اشاره به روایتی در مورد زیارت امام رضا(ع) گفت: راوی از امام جواد (ع) پرسید زیارت پدرتان با فضیلت تر است یا حضرت سید الشهداء؟ حضرت فرمودند «زیارت پدرم برتر است، چون همگان امام حسین را زیارت می کنند، اما پدرم را فقط طائفه خاصی زیارت می کنند.»چرا زیارت امام رضا (ع) بالاتر است؟وی در توضیح اینکه چرا زیارت امام رضا(ع) از دیگر زیارات بالاتر است گفت: در تاریخ، گروه ها و فرقه های مختلفی از شیعه منشعب شده اند. مانند: چهار امامی، شش امامی (اسماعیلیه)، هفت امامی (واقفیه) و ... که اعتقادشان به امامت ناقص است. همگی به امامت امام علی، امام حسن و امام حسین اعتقاد دارند. به همین جهت، زیارت امام حسین عمومیت دارد. اما در تاریخ، کسانیکه امامت و ولایت حضرت رضا را قبول کرده اند، در پذیرش امامت تا امام دوازدهم دچار انشعاب نشده و شیعه دوازده امامی نام گرفته اند. لذا در روایت، خواص نام برده می شوند. این خواص، معرفتی هستند نه جمعیتی.زیارت، انجام وظیفه استوی ادامه داد: ما نسبت به تمام فرائض، تکلیف داریم. اگر ائمه معصومین روایتی در فضیلت عبادتی بیان کرده اند و آن را برتری داده اند، ما حق نداریم فقط آن عبادت خاص را انتخاب کنیم و از بقیه غافل شویم.زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویموی افزود: زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویم.حجت الاسلام علوی تهرانی گفت: دلیل اعتقاد و ارادت نسبت به ائمه معصومین در زیارت جامعه کبیره آمده است: «خدایا! همانا اگر از پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و از اهل بیت برگزیده ی او که همان امامان اب ...

ادامه مطلب  

امام رضا(ع) و مقام رضا/ ولایت از نگاه امام رضا(ع) شرط توحید است  

درخواست حذف این مطلب
حرکت حضرت امام رضا(ع) به سمت خراسان و حضور آن حضرت در ایران منشاء آثار و برکات زیادی برای این سرزمین شد. حدیث مشهوری که حضرت رضا(ع) در ضمن این سفر بیان فرمودند که تفسیرها و تقریرهای زیادی از این حدیث انجام شده و بازخوانی آن و مروری بر محتوای آن خالی از لطف نیست. در گفتگو با دو تن از کارشناسان دینی به بررسی حدیث سلسله الذهب و همچنین موضوع زیارت امام رضا(ع)، عالم آل محمد بودن آن حضرت و مقام رضا نشسته ایم. متن زیر مشروح گفتگوی ما با کارشناسان دینی است.حجت الاسلام علوی تهرانی ذیل توضیحی بر حدیث سلسله الذهب گفت: حضرت امام رضا (ع) در حرکت از مدینه به مرو، به شهر نیشابور رسیدند. شیعیان درخواست یادگار کردند. امام «حدیث سلسله الذهب» را بیان فرمودند. معنای آن سلسله طلایی است چون راویان این حدیث، ائمه معصومین (ع) هستند. حضرت فرمودند: از پدرم موسی بن جعفر (ع) شنیدم که از پدران بزرگوارم [در حدیث، همه را نام برده اند] به نقل از رسول خدا از جبرئیل نقل کردند که خداوند فرمود: «لا الهَ الّا الله حِصنِی فَمَن دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِن عَذابِی» توحید حصار و حصن امن من است، پس هرکس در مقام توحید قرار گیرد از عذاب من در امان است.وی ادامه داد: موکب امام آماده حرکت شد که حضرت دوباره شیعیان را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند «بشُرُوطِهَا وَ اَنَا مِن شُرُوطِها» اما شرایط دارد و من از شرایط آن هستم.امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می داننداین کارشناس دینی در توضیح این حدیث به نکاتی اشاره کرد. وی گفت: نکته اول این است که امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می دانند.وی افزود: در فرمایش پیامبر اکرم به صراحت آمده که فرمودند: اگر کسی بعد از من، ولایت علی (ع) را انکار کند، مانند کسی است که رسالت مرا در زمان حیاتم انکار کرده و کسیکه رسالت مرا در حیاتم انکار کند مانند کسی است که توحید را انکار کرده باشد.علوی تهرانی با بیان نکته دیگری در توضیح حدیث سلسله الذهب گفت: نکته دوم این است که چرا امام رضا (ع) مشخصا پذیرش ولایت خودشان را، شرط پذیرش توحید معرفی می کنند؟وی ادامه داد: حضرت علی (ع) از رسول خدا نقل کردند همانا امت من بزودی به ۷۲ فرقه متفرق می شوند، که فقط یک گروه نجات می یابند و رستگار می شوند. سپس فرمودند: از این ۷۱ فرقه اهل دوزخ، ۱۳ فرقه ولایت من را قبول دارند.وی افزود: در زمان امام رضا (ع)، فرقه های مختلفی به نام اهل بیت، فعالیت می کردند که در تاریخ به ثبت رسیده است که از جمله آن واقفیه (که در امامت امام کاظم توقف کردند)، اسماعیلیه (شش امامی بودند و اسماعیل فرزند امام صادق را بعنوان امام هفتم پذیرفتند)، زیدیه (چهار امامی بودند)، غُلات (درباره اهل بیت غلوّ می کردند) و فرقه منحرف صوفیه است.این کارشناس دینی گفت: مقابله امام رضا (ع) با این فرقه ها سبب شد تا بعد از ایشان فرقه دیگری شکل نگیرد. پس هرکسی ولایت و امامت امام رضا (ع) را پذیرفته باشد، عملا به امامت همه امامان بعد از ایشان تا امام زمان (عج) اعتقاد دارد و شیعه دوازده امامی است.وی افزود: امام رضا (ع) به این صورت، مانع تفرقه در اعتقاد به اهل بیت شدند. از اینجا به بعد است که زمینه بیان مقام ولایت و امامت اهل بیت (ع) آغاز می شود و در زیارت جامعه کبیره حضرت امام هادی (ع) به اوج ظهور و بروز خود می رسد.زیارت مخصوصه امام رضا (ع) با فضیلت ترین زیارتحجت الاسلام علوی با اشاره به روایتی در مورد زیارت امام رضا(ع) گفت: راوی از امام جواد (ع) پرسید زیارت پدرتان با فضیلت تر است یا حضرت سید الشهداء؟ حضرت فرمودند «زیارت پدرم برتر است، چون همگان امام حسین را زیارت می کنند، اما پدرم را فقط طائفه خاصی زیارت می کنند.»چرا زیارت امام رضا (ع) بالاتر است؟وی در توضیح اینکه چرا زیارت امام رضا(ع) از دیگر زیارات بالاتر است گفت: در تاریخ، گروه ها و فرقه های مختلفی از شیعه منشعب شده اند. مانند: چهار امامی، شش امامی (اسماعیلیه)، هفت امامی (واقفیه) و ... که اعتقادشان به امامت ناقص است. همگی به امامت امام علی، امام حسن و امام حسین اعتقاد دارند. به همین جهت، زیارت امام حسین عمومیت دارد. اما در تاریخ، کسانیکه امامت و ولایت حضرت رضا را قبول کرده اند، در پذیرش امامت تا امام دوازدهم دچار انشعاب نشده و شیعه دوازده امامی نام گرفته اند. لذا در روایت، خواص نام برده می شوند. این خواص، معرفتی هستند نه جمعیتی.زیارت، انجام وظیفه استوی ادامه داد: ما نسبت به تمام فرائض، تکلیف داریم. اگر ائمه معصومین روایتی در فضیلت عبادتی بیان کرده اند و آن را برتری داده اند، ما حق نداریم فقط آن عبادت خاص را انتخاب کنیم و از بقیه غافل شویم.زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویموی افزود: زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویم.حجت الاسلام علوی تهرانی گفت: دلیل اعتقاد و ارادت نسبت به ائمه معصومین در زیارت جامعه کبیره آمده است: «خدایا! همانا اگر از پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و از اهل بیت برگزیده ی او که همان امامان ابرار هستند، کسی را برتر ...

ادامه مطلب  

روایتی از عاشق پیشگی یک مدافع حرم/ پاسداری که شوق رفتن در مسیر خدا را داشت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم از نکا، دفاع مقدس را همه می شناسیم و می دانیم چگونه گذشت. خواندیم، فیلم ها دیدیم و برایمان تعریف کردند و با هشت سال رشادت، ایثار، شهامت و فداکاری رزمندگان اسلام مقابل جبهه کفر آشنا شدیم.اما اکنون دفاع وطن و دفاع حرم را می شنویم و اینکه تصاویری از شهدای مقدس دیگری با عنوان " شهدای مدافع حرم" زینت بخش خیابان های شهرهای ایران زمین شده است.شهدا کیستند؟ شهدا مردان بزرگ وخوش نامان تاریخ هستند. آری اینان غیورمردان فرزندان ایران زمین هستند که به عشق اهل بیت و برای حفظ اسلام سینه هایشان را آماج گلوله های دشمنان کردند.سلام بر آنانی که رفتند بدون هیچ نشانی تا مانند مادرشان فاطمه زهرا(س) بی مزار بمانند اما هرگز بی یار نمی مانند. آنان با جاودانگی و سبک بالی رفتند تا ما بمانیم و راهی که مسیرش واضح است. حال ما می مانیم و مسیر و راه شهدا...این بار نیز برای انجام رسالت خبری خود برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، به سراغ شهید مدافع حرم شهید پاسدار حسین مشتاقی رفتیم. پدر و مادر مهربان شهید از ما به گرمی استقبال می کنند.تسنیم: لطفا خودتان را معرفی کنید؟پدر شهید: محمدعلی مشتاقی در سال 1336در دهستان صوفیان شهمیرزاد به دنیا آمدم. سال61 با حاجیه خانم سکینه صادقی اهل نکا ازدواج کردم و حاصل ازدواجمان سه پسر به نام های روح الله به عشق امام این نام را انتخاب کردیم. حسین که میلاد امام سوم یعنی دوم اردیبهشت سال 1364مصادف با سوم شعبان خدا او را به ما داد و پسرسوم ما نیز محسن است.تسنیم: از حسین و خصوصیات اخلاقی وی بگویید؟پدر شهید: حسین رفیق ما بود. یار ما بود، مهربان، فداکار، شجاع، بی باک بود. شیفته اهل بیت عصمت و طهارت بود، از دوران ابتدایی روزه می گرفت. دوره راهنمایی اذان صبح حسین ما را بیدار می کرد. بسیار روحیه شادی داشت و بسیار خندان بود پرجنب و جوش بود. خیلی به ما توجه داشت کلاس مداحی دعای توسل و نوحه خوانی رفته بود و بسیار صدای دلنشینی داشت.از 15 سالگی عضو شورای پایگاه بسیج شد. زمانی که وارد سپاه شد معرفت، تقوا، صبر و استقامتش نیز بیشتر شد.تسنیم: حسین چگونه به نهاد مقدس سپاه ملحق شد؟پدر شهید:حسین اعتقاد خاصی داشت. دوست داشت پاسدار شود می گفت پدر من برای پول وارد سپاه نشدم من عاشق دفاع کردن هستم. برای اسلام و نظام وارد سپاه شدم اگر می خواهم سرباز امام زمان باشم باید با لباس سبز سپاه باشم و اخیرا می گفت اول سوریه، سوریه تمام شد عربستان و یمن هم هستند. از فرماندهان گردان صابرین لشکر عملیاتی 25کربلا بود.مادر شهید: من فرزندانم را نذر آقا امام زمان (عج) کردم. خیلی دوست داشت در سپاه بماند و خدمت کند که گفت مادر اول من بروم سربازی خدمتم که تمام شد با خیال راحت می توانم تصمیم بگیرم و با این نیت سال 85 وارد سپاه شد.یعنی 5 آذرماه 85 بود که از بسیج ساری تماس گرفتند. خلاصه بعد از صحبت و گزینش وارد سپاه شد. گفتم مادر جان پیگیر باش جایی که اداری باشد را انتخاب کن. گفت مادر رفتم گردان صابرین و تکاور شوم. اگر من پشت میز بنشینم مثل مرداب می شم اما اگر مدام عملیات باشم مثل یک رود جاری خواهم بود پس اصرار نکنید پستم اداری باشد.تسنیم: از ازدواج حسین بگویید و آیا فرزندی از وی به یادگار ماند؟مادر شهید: همیشه در تمام ماموریت های داخل شرکت می کرد و اینکه به فکر ازدواجش افتادیم تا با تشکیل خانواده سرو سامانی بگیرد.27 بهمن 88 حسین آقا زاهدان بود. قبلا به من گفته بود مادر هر دختری که شما بپسندین منم قبول می کنم و باید از خانواده خوب ، داشتن حجاب توجه کنید و با شغل پاسدار بودن منم مشکلی نداشته باشد، در این لحظه مادر شهید با لبخند می گوید البته حسین جان به آشپزی هم اهمیت می داد و می گفت مامان باید عروس خانم آشپزی خوب بلد باشد که خدا روشکر دختری نجیب و مومن از خانواده ای خوب عروس ما شدند.حسین برای ما هم دختر بود و هم پسر و برای برادرانش نیز بهترین همدم و رفیق بود. در کارهای خانه به ما کمک می کرد در آشپزی و شستن ظرف ها به ویژه در اعیاد مختلف به خصوص نیمه شعبان اجازه نمی داد کسی به ظرف ها دست بزند.5 خرداد 93 خداوند دوقلوها امیر مهدی و نازنین زهرا را به ما داد. نسبت به حجاب بسیار حساس بود و می گفت نازنین زهرا باید باحجاب باشد و لحظه ای چادر از وی جدا نشود.تسنیم: در این لحظه خاطره ای که از شهید به ذهنتان رسید، برایمان تعریف کنید؟مادر شهید: راستش اول اینکه حسین عاشق ولایت بود. در دیدار اسفند 94 با رهبری بسیار بسیار خوشحال بودند و دیگر آنکه یک روز که در همدان عملیات تکاوری داشتند، حسین که پرش داشت با گوشی وی شماره منزل گرفته می شه و من صدای حسین را داشتم که بسم الله گفت. هرچه صدایش کردم او صدایم را نداشت من صدای نفس حسین را می شنیدم.بعد از اینکه با چتر اومد پایین دید از گوشی همراهش صدا می آید گفت: الو گفتم جانم حسین جان، گفت: مادر شما تماس گرفتی گفتم نه حسین جان از وقتی پریدی من صداتو دارم.تسنیم: شهید چگونه شما را از اعزام خود به سوریه مطلع کرد؟مادر شهید: مدام در شهرهای مختلف مانند اشنویه، پیرانشه، چابهار در ماموریت بود. حوالی مهر94 بود که گفت: مامان شاید بریم سوریه. همه پدر و مادرا بچه هاشونو دوست دارن اما برای من و حاجی بچه ها نفس ما بودند. دلم نیامد بگم نرو وابستگی ما به بچه ها زیاد بود.اگر بنا به رفتن باشد عمر انسان یک روزی تمام می شود اما رفتنی زیباست که با شور و شوق باشد. رفتنی قشنگ است که برای خدا و برای رضای خدا باشد.تسنیم: خاطره ای از شهید در سوریه دارید؟مادر شهید: در سوریه حسین به عنوان خط مقدم بود. منطقه را پاکسازی می کردند. بچه های دیگه اونجا مستقر می شدند. شهید رحیم فیروز آبادی و حسین خیلی با هم صمیمی بودند تماسی که گرفته بود حسین برایم تعریف کرد که به یکی از بچه ها گفتم از رحیم چه خبر او گفت: رحیم صورتش تیر خورده بردنش عقب.حسین هم به شوخی گفت: خب رحیم میره جراحی زیبایی می کنه زیبا ترمیشه. اما مادر زمانی که به من گفتند رحیم شهید شد تا نیم ساعت بدنم روح نداشت. بعد پرسید مادر از نکا چه خبر گفتم همه شهر سیاه پوشند مادر. حسین تعریف می کرد خونه هایی در حلب آزادسازی می کردیم. در یکی از منازل سفره ها پهن بود و در یک پارچه کلی طلاجات بود. با خودم گفتم آنقدر بندگان خدا سریع از منزل خارج شدند حتی فرصت نکردند طلاهای خود را ببرند.طلا را برداشتم و در یکی از ظرف هایی که در بالای کابینت بود گذاشتم تا اگر صاحبش آمد بتواند پیدا کند. در برخی از مناطق که نیاز ...

ادامه مطلب  

روایتی از عاشق پیشگی یک شهید مدافع حرم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق،دفاع مقدس را همه می شناسیم و می دانیم چگونه گذشت. خواندیم، فیلم ها دیدیم و برایمان تعریف کردند و با هشت سال رشادت، ایثار، شهامت و فداکاری رزمندگان اسلام مقابل جبهه کفر آشنا شدیم.اما اکنون دفاع وطن و دفاع حرم را می شنویم و اینکه تصاویری از شهدای مقدس دیگری با عنوان " شهدای مدافع حرم" زینت بخش خیابان های شهرهای ایران زمین شده است.شهدا کیستند؟ شهدا مردان بزرگ وخوش نامان تاریخ هستند. آری اینان غیورمردان فرزندان ایران زمین هستند که به عشق اهل بیت و برای حفظ اسلام سینه هایشان را آماج گلوله های دشمنان کردند.سلام بر آنانی که رفتند بدون هیچ نشانی تا مانند مادرشان فاطمه زهرا(س) بی مزار بمانند اما هرگز بی یار نمی مانند. آنان با جاودانگی و سبک بالی رفتند تا ما بمانیم و راهی که مسیرش واضح است. حال ما می مانیم و مسیر و راه شهدا...این بار نیز برای انجام رسالت خبری خود برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، به سراغ شهید مدافع حرم شهید پاسدار حسین مشتاقی رفتیم. پدر و مادر مهربان شهید از ما به گرمی استقبال می کنند. لطفا خودتان را معرفی کنید؟پدر شهید: محمدعلی مشتاقی در سال 1336در دهستان صوفیان شهمیرزاد به دنیا آمدم. سال61 با حاجیه خانم سکینه صادقی اهل نکا ازدواج کردم و حاصل ازدواجمان سه پسر به نام های روح الله به عشق امام این نام را انتخاب کردیم. حسین که میلاد امام سوم یعنی دوم اردیبهشت سال 1364مصادف با سوم شعبان خدا او را به ما داد و پسرسوم ما نیز محسن است.از حسین و خصوصیات اخلاقی وی بگویید؟پدر شهید: حسین رفیق ما بود. یار ما بود، مهربان، فداکار، شجاع، بی باک بود. شیفته اهل بیت عصمت و طهارت بود، از دوران ابتدایی روزه می گرفت. دوره راهنمایی اذان صبح حسین ما را بیدار می کرد. بسیار روحیه شادی داشت و بسیار خندان بود پرجنب و جوش بود. خیلی به ما توجه داشت کلاس مداحی دعای توسل و نوحه خوانی رفته بود و بسیار صدای دلنشینی داشت.از 15 سالگی عضو شورای پایگاه بسیج شد. زمانی که وارد سپاه شد معرفت، تقوا، صبر و استقامتش نیز بیشتر شد.حسین چگونه به نهاد مقدس سپاه ملحق شد؟پدر شهید:حسین اعتقاد خاصی داشت. دوست داشت پاسدار شود می گفت پدر من برای پول وارد سپاه نشدم من عاشق دفاع کردن هستم. برای اسلام و نظام وارد سپاه شدم اگر می خواهم سرباز امام زمان باشم باید با لباس سبز سپاه باشم و اخیرا می گفت اول سوریه، سوریه تمام شد عربستان و یمن هم هستند. از فرماندهان گردان صابرین لشکر عملیاتی 25کربلا بود.مادر شهید: من فرزندانم را نذر آقا امام زمان (عج) کردم. خیلی دوست داشت در سپاه بماند و خدمت کند که گفت مادر اول من بروم سربازی خدمتم که تمام شد با خیال راحت می توانم تصمیم بگیرم و با این نیت سال 85 وارد سپاه شد.یعنی 5 آذرماه 85 بود که از بسیج ساری تماس گرفتند. خلاصه بعد از صحبت و گزینش وارد سپاه شد. گفتم مادر جان پیگیر باش جایی که اداری باشد را انتخاب کن. گفت مادر رفتم گردان صابرین و تکاور شوم. اگر من پشت میز بنشینم مثل مرداب می شم اما اگر مدام عملیات باشم مثل یک رود جاری خواهم بود پس اصرار نکنید پستم اداری باشد.از ازدواج حسین بگویید و آیا فرزندی از وی به یادگار ماند؟مادر شهید: همیشه در تمام ماموریت های داخل شرکت می کرد و اینکه به فکر ازدواجش افتادیم تا با تشکیل خانواده سرو سامانی بگیرد.27 بهمن 88 حسین آقا زاهدان بود. قبلا به من گفته بود مادر هر دختری که شما بپسندین منم قبول می کنم و باید از خانواده خوب ، داشتن حجاب توجه کنید و با شغل پاسدار بودن منم مشکلی نداشته باشد، در این لحظه مادر شهید با لبخند می گوید البته حسین جان به آشپزی هم اهمیت می داد و می گفت مامان باید عروس خانم آشپزی خوب بلد باشد که خدا روشکر دختری نجیب و مومن از خانواده ای خوب عروس ما شدند.حسین برای ما هم دختر بود و هم پسر و برای برادرانش نیز بهترین همدم و رفیق بود. در کارهای خانه به ما کمک می کرد در آشپزی و شستن ظرف ها به ویژه در اعیاد مختلف به خصوص نیمه شعبان اجازه نمی داد کسی به ظرف ها دست بزند.5 خرداد 93 خداوند دوقلوها امیر مهدی و نازنین زهرا را به ما داد. نسبت به حجاب بسیار حساس بود و می گفت نازنین زهرا باید باحجاب باشد و لحظه ای چادر از وی جدا نشود.در این لحظه خاطره ای که از شهید به ذهنتان رسید، برایمان تعریف کنید؟مادر شهید: راستش اول اینکه حسین عاشق ولایت بود. در دیدار اسفند 94 با رهبری بسیار بسیار خوشحال بودند و دیگر آنکه یک روز که در همدان عملیات تکاوری داشتند، حسین که پرش داشت با گوشی وی شماره منزل گرفته می شه و من صدای حسین را داشتم که بسم الله گفت. هرچه صدایش کردم او صدایم را نداشت من صدای نفس حسین را می شنیدم.بعد از اینکه با چتر اومد پایین دید از گوشی همراهش صدا می آید گفت: الو گفتم جانم حسین جان، گفت: مادر شما تماس گرفتی گفتم نه حسین جان از وقتی پریدی من صداتو دارم. شهید چگونه شما را از اعزام خود به سوریه مطلع کرد؟مادر شهید: مدام در شهرهای مختلف مانند اشنویه، پیرانشه، چابهار در ماموریت بود. حوالی مهر94 بود که گفت: مامان شاید بریم سوریه. همه پدر و مادرا بچه هاشونو دوست دارن اما برای من و حاجی بچه ها نفس ما بودند. دلم نیامد بگم نرو وابستگی ما به بچه ها زیاد بود.اگر بنا به رفتن باشد عمر انسان یک روزی تمام می شود اما رفتنی زیباست که با شور و شوق باشد. رفتنی قشنگ است که برای خدا و برای رضای خدا باشد.خاطره ای از شهید در سوریه دارید؟مادر شهید: در سوریه حسین به عنوان خط مقدم بود. منطقه را پاکسازی می کردند. بچه های دیگه اونجا مستقر می شدند. شهید رحیم فیروز آبادی و حسین خیلی با هم صمیمی بودند تماسی که گرفته بود حسین برایم تعریف کرد که به یکی از بچه ها گفتم از رحیم چه خبر او گفت: رحیم صورتش تیر خورده بردنش عقب.حسین هم به شوخی گفت: خب رحیم میره جراحی زیبایی می کنه زیبا ترمیشه. اما مادر زمانی که به من گفتند رحیم شهید شد تا نیم ساعت بدنم روح نداشت. بعد پرسید مادر از نکا چه خبر گفتم همه شهر سیاه پوشند مادر. حسین تعریف می کرد خونه هایی در حلب آزادسازی می کردیم. در یکی از منازل سفره ها پهن بود و در یک پارچه کلی طلاجات بود. با خودم گفتم آنقدر بندگان خدا سریع از منزل خارج شدند حتی فرصت نکردند طلاهای خود را ببرند.طلا را برداشتم و در یکی از ظرف هایی که در بالای کابینت بود گذاشتم تا اگر صاحبش آمد بتواند پیدا کند. در برخی از مناطق که ن ...

ادامه مطلب  

ولایت امام رضا(ع) شرط پذیرش توحید است/ امام رضا(ع) و مقام رضا  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: حرکت حضرت امام رضا(ع) به سمت خراسان و حضور آن حضرت در ایران منشاء آثار و برکات زیادی برای این سرزمین شد. حدیث مشهوری که حضرت رضا(ع) در ضمن این سفر بیان فرمودند که تفسیرها و تقریرهای زیادی از این حدیث انجام شده و بازخوانی آن و مروری بر محتوای آن خالی از لطف نیست. در گفتگو با دو تن از کارشناسان دینی به بررسی حدیث سلسله الذهب و همچنین موضوع زیارت امام رضا(ع)، عالم آل محمد بودن آن حضرت و مقام رضا نشسته ایم. متن زیر مشروح گفتگوی ما با کارشناسان دینی است.حجت الاسلام علوم تهرانی ذیل توضیحی بر حدیث سلسلة الذهب گفت: حضرت امام رضا (ع) در حرکت از مدینه به مرو، به شهر نیشابور رسیدند. شیعیان درخواست یادگار کردند. امام «حدیث سلسلة الذهب» را بیان فرمودند. معنای آن سلسله طلایی است چون راویان این حدیث، ائمه معصومین (ع) هستند. حضرت فرمودند: از پدرم موسی بن جعفر (ع) شنیدم که از پدران بزرگوارم به نقل از رسول خدا از جبرئیل نقل کردند که خداوند فرمود: «لا الهَ الّا الله حِصنِی فَمَن دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِن عَذابِی» توحید حصار و حصن امن من است، پس هرکس در مقام توحید قرار گیرد از عذاب من در امان است.وی ادامه داد: موکب امام آماده حرکت شد که حضرت دوباره شیعیان را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند «بشُرُوطِهَا وَ اَنَا مِن شُرُوطِها» اما شرایط دارد و من از شرایط آن هستم. [cite]امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می دانند این کارشناس دینی در توضیح این حدیث به نکاتی اشاره کرد. وی گفت: نکته اول این است که امام، توحید را منشأ سعادت و نجات از عذاب معرفی می کنند، اما پذیرش ولایت اهل بیت و در رأس آن ولایت حضرت علی (ع) را شرط اساسی برای ورود به دایره توحید می دانند.وی افزود: در فرمایش پیامبر اکرم به صراحت آمده که فرمودند: اگر کسی بعد از من، ولایت علی (ع) را انکار کند، مانند کسی است که رسالت مرا در زمان حیاتم انکار کرده و کسیکه رسالت مرا در حیاتم انکار کند مانند کسی است که توحید را انکار کرده باشد.علوی تهرانی با بیان نکته دیگری در توضیح حدیث سلسلة الذهب گفت: نکته دوم این است که چرا امام رضا (ع) مشخصا پذیرش ولایت خودشان را، شرط پذیرش توحید معرفی می کنند؟وی ادامه داد: حضرت علی (ع) از رسول خدا نقل کردند همانا امت من بزودی به ۷۲ فرقه متفرق می شوند، که فقط یک گروه نجات می یابند و رستگار می شوند. سپس فرمودند: از این ۷۱ فرقه اهل دوزخ، ۱۳ فرقه ولایت من را قبول دارند. وی افزود: در زمان امام رضا (ع)، فرقه های مختلفی به نام اهل بیت، فعالیت می کردند که در تاریخ به ثبت رسیده است که از جمله آن واقفیه (که در امامت امام کاظم توقف کردند)، اسماعیلیه (شش امامی بودند و اسماعیل فرزند امام صادق را بعنوان امام هفتم پذیرفتند)، زیدیه (چهار امامی بودند)، غُلات (درباره اهل بیت غلوّ می کردند) و فرقه منحرف صوفیه است.این کارشناس دینی گفت: مقابله امام رضا (ع) با این فرقه ها سبب شد تا بعد از ایشان فرقه دیگری شکل نگیرد. پس هرکسی ولایت و امامت امام رضا (ع) را پذیرفته باشد، عملا به امامت همه امامان بعد از ایشان تا امام زمان (عج) اعتقاد دارد و شیعه دوازده امامی است. وی افزود: امام رضا (ع) به این صورت، مانع تفرقه در اعتقاد به اهل بیت شدند. از اینجا به بعد است که زمینه بیان مقام ولایت و امامت اهل بیت (ع) آغاز می شود و در زیارت جامعه کبیره حضرت امام هادی (ع) به اوج ظهور و بروز خود می رسد. زیارت مخصوصه امام رضا (ع) با فضیلت ترین زیارتحجت الاسلام علوی با اشاره به روایتی در مورد زیارت امام رضا(ع) گفت: راوی از امام جواد (ع) پرسید زیارت پدرتان با فضیلت تر است یا حضرت سید الشهداء؟ حضرت فرمودند «زیارت پدرم برتر است، چون همگان امام حسین را زیارت می کنند، اما پدرم را فقط طائفه خاصی زیارت می کنند.»چرا زیارت امام رضا (ع) بالاتر است؟وی در توضیح اینکه چرا زیارت امام رضا(ع) از دیگر زیارات بالاتر است گفت: در تاریخ، گروه ها و فرقه های مختلفی از شیعه منشعب شده اند. مانند: چهار امامی، شش امامی (اسماعیلیه)، هفت امامی (واقفیه) و ... که اعتقادشان به امامت ناقص است. همگی به امامت امام علی، امام حسن و امام حسین اعتقاد دارند. به همین جهت، زیارت امام حسین عمومیت دارد. اما در تاریخ، کسانیکه امامت و ولایت حضرت رضا را قبول کرده اند، در پذیرش امامت تا امام دوازدهم دچار انشعاب نشده و شیعه دوازده امامی نام گرفته اند. لذا در روایت، خواص نام برده می شوند. این خواص، معرفتی هستند نه جمعیتی.زیارت، انجام وظیفه استوی ادامه داد: ما نسبت به تمام فرائض، تکلیف داریم. اگر ائمه معصومین روایتی در فضیلت عبادتی بیان کرده اند و آن را برتری داده اند، ما حق نداریم فقط آن عبادت خاص را انتخاب کنیم و از بقیه غافل شویم. زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویم وی افزود: زیارت اهل بیت، وفای به عهد و اظهار مودّت به ایشان است و طبق آیات قرآن، امری واجب است. ما نباید فقط بخاطر ثواب به زیارت ائمه معصومین برویم.حجت الاسلام علوی تهرانی گفت: دلیل اعتقاد و ارادت نسبت به ائمه معصومین در زیارت جامعه کبیره آمده است: «خدایا! همانا اگر از پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و از اهل بیت برگزیده ی او که همان امامان ابرار هستند، ک ...

ادامه مطلب  

بررسی لایه های پنهان پذیرش ولایتعهدی امام رضا(ع) / دستاوردهای امام رضا(ع) از سفر به ایران - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا حرکت تاریخی امام رضا(ع) به سوی ایران و مرو یکی از مهم ترین نقاط عطف تاریخ تشیع شناخته می شود که قبول ولایتعهدی، به اجبار حکومت ظالم عباسی یکی از دلایل این سفر امام(ع) بود. حال برای فهم چرایی پذیرش این ولایتعهدی نیاز به فهم اوضاع سیاسی و اجتماعی سده های دوم و سوم هجری است که در این باره در خدمت حجت الاسلام عبدالرضا پورذهبی، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی و استاد حوزه و دانشگاه رسیدیم تا از نظرات ایشان بهره مند شویم. حجت الاسلام پورذهبی معتقد است بررسی ابعاد سیاسی و اجتماعی دوران امام رضا(ع) برای فهم چرایی پذیرش ولایتعهدی به تنهایی نمی تواند ما را به پاسخ این امر رهنمود کند بلکه باید لایه های پنهانی و غیبی این جریان مورد مطالعه قرار گیرد. بنابراین رفتار اهل بیت(ع) در هر دوران دارای ابعاد ظاهری و باطنی است که باید به هر دو در کنار یکدیگر پرداخته شود. مشروح این گفت وگو را در ادامه بخوانید. تسنیم: شاید بتوان گفت دوران امامت امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) اوج فرقه گرایی ها و تشتت های مذهبی بود و این مسأله باعث ایجاد چالش های گوناگونی بین امت اسلامی شده بود، نظر شما در این باره چیست؟ پاسخ شما را از اینجا آغاز کنم که امام رضا (علیه السلام) یک ویژگی‎های شخصی دارند که مخصوص ایشان است. ایشان از جمله ائمه ای هستند که تنها یک فرزند دارند که آن هم امام جواد (علیه السلام) هستند، در حالی که سایر اهل بیت (علیهم السلام) فرزندان متعددی دارند. امام جواد (علیه السلام) نیز در اواخر عمر شریف امام رضا (علیه السلام) به دنیا آمدند که این مسأله با حواشی زیادی همراه بود تا جایی که این مسائل امام(ع) را به شدت متأثر می کرد؛ ماجرا این بود امام رضا (علیه السلام) سفیدرو و امام جواد (علیه السلام) سبزه رو بودند و همین مسأله باعث شد که حتی اطرافیان حضرت به ایشان شک کنند و بگویند ابوالحسن نعوذاً بالله چون به کهنسالی نزدیک شده، یک نفر را آورده است تا جانشینی را به او واگذار کند. همین مسأله باعث شد که یک قیافه‎شناس و نسب‎شناسی از اهل یهود را بیاورند تا تشخیص دهد که آیا امام رضا (علیه السلام) راست می گوید یا خیر. اما اقوام حضرت به این اکتفا نکردند و به تن امام (علیه السلام) لباس باغبانی پوشاندند و یک بیل دست حضرت دادند تا باغبانی کند. آن مرد چهره‎شناس هم وقتی وارد شد، از دور تشخیص داد که پدر واقعی امام جواد (علیه السلام) همان مردی است که لباس باغبانی تنش کردند؛ یعنی امام رضا (علیه السلام). این ماجرا برای امام (علیه السلام) خیلی گران آمد و از اقوام خویش ناراحت شدند؛ از این داستان بر می آید مسأله امامت یکی از مسائل و چالش های بزرگ آن دوران بود و خداوند نیز شیعیان و محبان اهل بیت(ع) را به این وسیله بارها به آزمون های سختی دچار می کرد. چون امام رضایی می توانست با فتنه های بنی العباس تقابل کندتسنیم: اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران امام رضا (علیه السلام) را چگونه ارزیابی می کنید؟ جوّی که در آن زمان حاکم بود، حاکی از یک مظلومیت و خفقان خاص برای اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان ایشان بود. امام رضا (علیه السلام) در زمان بدترین و قدرتمندترین خلفای بنی‎عباس به دنیا آمدند. در زمان حضرت، منصور دوانیقی و هارون‎الرشید و مأمون عباسی حضور داشتند. شاید بتوان گفت یکی از قدرت مندترین خلفای عباسی در بین خلفای 500 ساله آنها، هارون‎ الرشید بود. وقتی از او می خواهند امام رضا (علیه السلام) را به شهادت برساند، آن ملعون می گوید من نمی‎توانم دستم را به خون دو نفر آغشته کنم؛ یعنی عامل شهادت موسی جعفر (علیه السلام) هم این ملعون بود. اما پس از مرگ هارون، فرزندانش محمدامین، عبدالله مأمون و معتصم برای خلافت رقابت کردند. امین سعی می کند مأمون را از سر راه خودش بردارد اما شکست می خورد و مأمون به خلافت می رسد. مأمون را هم یکی از پنج خلیفۀ بنی‎العباس می‎دانند که برخی حتی او را قدرتمندترین خلیفه عباسی معرفی می کنند. به هر حال نشان می دهد دوران امام رضا (علیه السلام)، دوران برتری مطلق خلفای بنی العباس است. در این دوران بود که تنها امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) می توانستند در این مدت 55 ساله امامت (35 سال امام کاظم(ع) و 20 سال امام رضا(ع)) و با اِعمال امامتشان جلوی بسیاری از فتنه‎ها را بگیرند.نکته دیگر اینکه مأمون مادر ایرانی و خراسانی الاصل دارد که در مرو (یکی از چهار شهر خراسان قدیم) بود. مرو هم سرزمین بسیار خوش آب و هوای آن دوران سرزمین های اسلامی بود. مأمون به خلاف سایر خلفای بنی العباس کسی بود که اهل علم و فضل بود. یعنی نشان می داد که دوست دارد مطالب علمی گسترش پیدا کند، خودش هم اهل مطالعه بود، اما با این وجود او یکی از خلفای ظالم عباسی بود و خلفای ظالم هم کسانی هستند که با تحت نظر گرفتن مخالفان خود، به دنبال قدرت طلبی و منکوب کردن آنها هستند و این را به عنوان تاکتیک سیاسی خود تعریف می کنند. به هر حال مأمون واجد همین ویژگی های خاصی بود که سایر خلفای بنی العباس از آن بی بهره بودند. سیره اهل بیت(ع) دارای ابعاد ظاهری و باطنی استتسنیم: در این باره بیشتر توضیح می فرمایید؟ببینید، آنچه مأمون را نسبت به سایر خلفای عباسی متمایز می کرد، همان طور که عرض کردم، برتری علمی او بود؛ علاوه بر این او بر خلاف سایر خلفای اموی و عباسی تاکتیک خاصی را در قبال یک امام معصوم برگزید؛ یعنی اولین حاکمی بود که یک امام را برای بهره‎بردای خاصی وارد حکومت کرد. این حالی بود که امامان شیعه (علیهم‎السلام) توسط حکومت ها یا تحت نظر بودند، یا تبعید و یا زندان می شدند. انتخاب حضرت به عنوان ولیعهد توسط مأمون، چند آسیب ظاهری و مقطعی را در پی داشت. اول اینکه دوستداران امام رضا (علیه السلام) را مجاب می کرد مأمون عباسی آدم بدی نیست وگرنه امام را به ولیعهدی دعوت نمی کرد. از سوی دیگر باعث سستی یکسری شعیان شد که ارادت بیشتری به امام رضا (علیه السلام) داشتند؛ به این صورت که می گفتند چطور علی بن موسی الرضا (علیه السلام) قبول کرد در دستگاه ظالم عباسی قرار گیرد؟! با این حساب این اتفاق واقعاً فتنه سختی برای شیعیان و محبان اهل عترت(ع) بود. به هر حال ماجرای ولایت عهدی امام (علیه السلام) در سه سال آخر عمر شریف حضرت یعنی در سال 200 هجری اتفاق افتاد که طی آن از امام (علیه السلام) خواسته می شود به مرو بروند، زیرا مأمون آنجا را به عنوان مرکز حکومت خود برگزیده بود.تسنیم: شما اشاره داشتید ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) با آسیب های ظاهری و مقطعی همراه بود؛ منظورتان از آسیب های ظاهری چیست؟زندگی و سیره اهل بیت(ع) دارای لایه های مختلف است که برخی آشکار و برخی پنهان است. لایه های ظاهری همان چیزی است که در تاریخ ثبت شده است و این لایه به تنهایی ما را نمی تواند به معرفت واقعی سیره عترت(ع) برساند. اما لایه پنهان سیره اهل بیت(ع)، همان نگاه قرآنی و نگاه معرفتی است. سیره امام رضا(ع) هم مانند سایر اهل بیت(ع) دارای لایه های پنهانی زیادی بود که تاکنون نسبت به این مسأله غفلت زیادی صورت گرفته است که خدمت شما عرض خواهم کرد. مأمون در ماجرای ولیعهدی امام رضا(ع) دچار مکر خداوند شدببینید، ظاهر ماجرای این بود که مأمون توانست بر امام رضا(ع) حکومت کند و او را در راستای مطامع خود حرکت دهد، با این نگاه ظاهری می بینیم که امام رضا(ع) در موضع انفعال و ضعف قرار دارند، زیرا ما تنها ظاهر ماجرا را می بینیم. اما پاسخ این است که خداوند در ماجرای امام رضا(ع) یک برنامه کلان‎تری را مدنظر داشت که با یک مقدار توضیح و شرح می توانیم به این حقیقت برسیم، اما قبل از اینکه پاسخ را مطرح کنم، این را عرض کنم که امام رضا (علیه السلام) در جریان سفرشان به مرو، یک تاکتیکی را انتخاب می کند. به این معنا که خانواده و اقوام را با خود همراه نمی کنند بلکه یارانش را با خود به این سفر می برد و این شاید به خاطر این بود که امام (علیه السلام) از خطرات این سفر آگاهی داشتند و ممکن بود امامت امام جواد (علیه السلام) در معرض خطر قرار بگیرد. حضرت معصومه(س) و حضرت احمد بن موسی (علیه‏السلام) یا شاهچراغ هم که در مسیر به فوت می شوند، بعد از حضرت به سوی امام (علیه السلام) حرکت می کنند. سایر اقوام حضرت هم به این صورت بعد از امام رضا (علیه السلام) به سمت ایران حرکت کردند که اکثراً در بین راه به شهادت ...

ادامه مطلب  

دعاها و ذکرهایی برای آرامش در هنگام خواب  

درخواست حذف این مطلب
در روایت ها و منابع مختلف دعا ها و ذکرهایی برای آرامش در هنگام خواب سفارش شده است. به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا از میزان، در دین اسلام برای آرامش پیدا کردن افراد در امور مختلف زندگی خواندن دعاها، سوره ها و ذکرهایی سفارش شده است که بخشی از این دعاها برای کسب آرامش قبل از خواب است.باید توجه داشته باشیم که خواندن این دعاها قبل از خواب باعث آرامش هرچه بیشتر افراد می شود.در هر حال شما هر کار مستحبی را قبل از خواب انجام دهید در کسب آرامش مؤثر خواهد بود. از صلوات غافل نباشید که حلّال مشکلات است؛ «دعای فرج» را زمزمه کنید و در نهایت در رختخواب کارهای روزتان را مرور نمایید. هرکدام اشتباه بوده سعی کنید جبران کنید و به فکر آن باشید که دیگر تکرار نشود و یا اگر قابل اصلاح است اصلاح کنید.خود را به ایزد منان سپرده و گونه خود را بر زمین بگذارید و بگوید «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا» ؛ خداوندا مرا لحظه ای(چشم بر هم زدنی) به خودم وامگذار.حضرت محمد(ص) فرموده اند: هر گاه سه مرتبه قل هو الله احد بخوانی مثل آن است که ختم قرآن کردی و هر گاه صلوات بفرستی بر من و بر پیامبران قبل از من،در روز قیامت ما شفیعان تو خواهیم بود ،و هر گاه برای مؤمنین استغفار کنی همه آنان از تو خشنود می شوند ،و هر گاه بگویی «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر »،مثل آن است که حج و عمره انجام دادی.دعا هنگام خواب:۱- گفتن سه بار تسبیحات اربعه .۲- سه بار خواندن سوره توحید.۳- چهارده بار صلوات به نیابت ۱۴معصوم .۴- طلب مغفرت برای تمام مؤمنان و مردگان .۵- گفتن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) .۶- خواندن آیت الکرسی،فلق،ناس و کافرون .۷- خواندن این دعا که به منزله ی هزار نماز است: یَفْعَلُ اللهُ ما یشاءُبِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ*در حدیث صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که هرگاه کسى دست را در زیر سر گذاشته بخوابد بگوید:بِسْمِ اللّهِ اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْلَمْتُ نَفْسى اِلیْکَ وَ وَجَّهْتُ وَجْهى اِلَیْک وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَیْکَ وَاَلْجَاْتُ ظَهْرى اِلَیْکَ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ رَهْبَةً مِنْکَ وَرَغْبَةً اَِلیْکَ لامَلْجَاءَ وَلا مَنْجا مِنْکَ اِلَیْکَ امَنْتُ بِکِتابِکَ الَّذى اَنْرَلْتَ وَبِرَ سُولکَ الَّذى اَرْسَلْتَ وبعد از آن تسبیح حضرت فاطمه علیهماالسلام بخواند.*در حدیث صحیح دیگر فرمود که ترک نکند در وقت خواب این دعا را اُعیذُ نَفْسى وَ دُرّیَتى وَ اَهْل بَیْتى وَمالى بِکَلِماتِ اللّهِ التّاماتِ مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ وَهامَةٍ وَمِنْ کُلِّ عَیْنِ لامَةٍکه باین دعا تعویذ میفرمود حضرت رسول صلّى اللّه عیله وآله وسلّم امام حسن و امام حسین صلوات اللّه علیهما را.*در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است که سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ وسوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ را پیش از خواب بخوان که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ بیزارى از شرک وَقُلْ هُوَّاللّهُ اَحَدٌ نسبت پروردگار است .*در حدیث صحیح دیگر فرمود که هر که بعد از خوابیدن در رختخواب سه مرتبه بگوید: اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى عَلافَقَهَرَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى بَطَنَ فَخَبَرَ وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذى مَلَکَ فَقَدَرَ وَالْحَمْدُللّهِ الَّذى یُحْیِى الْمَوْتى وَیُمیتُ اْلاَحْیاء وَهُوَ عَلى کُلِّ شىِءِ قَدیر از گناهان بیرون میآید، مانند روزى که از مادر متولدشده بود.*از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که آیة الکرسى در وقت خواب بخواند، از فالج ایمن گردد.از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که سوره یس پیش از خواب بخواند، حق تعالى هزار ملک باو موکل گرداند که او را از شر شیاطین و هر بلائى حفظ کند.*از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که هر که سوره اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهْ هر شب پیش از خواب بخواند، در قیامت روى او مانند ماه شب چهارده باشد.*در حدیث دیگر فرمود که هر که سوره هائى که در اَوّلشان سَبَّحَ لِلّهِ وَیُسَّبِحُ لِلّهِ است ، پیش ازخواب بخواند، نمیرد تا بخدمت حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه برسد و اگر بمیرد، در همسایگى حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم جا دهند اورا.*در حدیث دیگر فرموده که هر که هر شب این دعا را بخواند، تا صبح او را عقرب و هیچ گزنده نگز د:اَعُوذُ بِکَلِماتِ اللّهِ التّاماتِ الَّتى لایُجاوَزْ هُنَّ بَرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ ماذَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ مابَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّةٍ هُوَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِرطٍ مُسْتَقیمٍ.*از جناب امام رضا علیه السلام منقول است که هر که در وقت خواب این آیه را بخواند خانه برسرش خراب نشود:اِنَّ اللّهَ یُمْسِکُ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ اَنْ تَزُوِ لاوَلَئِنْ زاَلتا اِنْ اَمْسَکَهُما مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ اِنَّهُ کانَ حَلیما غَفُورا.*از حضرت صادق علیه السلام منقول است که چون کسى برختخواب رود، بگوید:اَلّلهُمَّ اِنّى اَحْتَبْسَتُ نَفْسى فَاحتَبِسْها فى مَحَلِّ رِضْوانِکَ وَمَغْفِرَتِکَ وَاِنْ رَدَدْتَها فَارْدُدْها مُؤ مِنةً عارِفَةً بِحَقِّ اَوْلِیائِکَ حَتّى تَتَوَفّاها عَلى ذلِکَ.*در حدیث دیگرفرمود که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم در این وقت آیة الکرسى میخواندند و بعد از آن مى گفتند:بِسْمِ اللّهِ آمَنْتُ بِاللّهِ وَکَفَرْتُ بِالطّاغُوتِ اَلّلهُمَّ احْفَظْنى فى مَنامى وَفى یَقِظَتى و بهتر اینست که آیة الکرسى را تا هُمْ فیها خالِدوُنَ بخواند.*در حدیث دیگر فرمود که چون برختخواب رفتى تسبیح حضرت فاطمه صلوات اللّه علیها بخوان و آیة الکرسى و:قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ وَقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق و ده آیه از اول سوره والصافات و ده آیه از آخر سوره والصافات بخواند.*در حدیث صحیح دیگر منقول است که آنحضرت فرمودند که این دعا را در وقت خواب بخوان :اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اِللّهُ وَاَنَّ مُحَمَدّا صَلَى اللّهُ عَلَیهِ وَآل ...

ادامه مطلب  

دعاها و ذکرهایی برای آرامش در هنگام خواب  

درخواست حذف این مطلب
شیعه نیوز: در دین اسلام برای آرامش پیدا کردن افراد در امور مختلف زندگی خواندن دعاها، سوره ها و ذکرهایی سفارش شده است که بخشی از این دعاها برای کسب آرامش قبل از خواب است.باید توجه داشته باشیم که خواندن این دعاها قبل از خواب باعث آرامش هرچه بیشتر افراد می شود.در هر حال شما هر کار مستحبی را قبل از خواب انجام دهید در کسب آرامش مؤثر خواهد بود. از صلوات غافل نباشید که حلّال مشکلات است؛ «دعای فرج» را زمزمه کنید و در نهایت در رختخواب کارهای روزتان را مرور نمایید. هرکدام اشتباه بوده سعی کنید جبران کنید و به فکر آن باشید که دیگر تکرار نشود و یا اگر قابل اصلاح است اصلاح کنید.خود را به ایزد منان سپرده و گونه خود را بر زمین بگذارید و بگوید «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا» ؛ خداوندا مرا لحظه ای(چشم بر هم زدنی) به خودم وامگذار.حضرت محمد(ص) فرموده اند: هر گاه سه مرتبه قل هو الله احد بخوانی مثل آن است که ختم قرآن کردی و هر گاه صلوات بفرستی بر من و بر پیامبران قبل از من،در روز قیامت ما شفیعان تو خواهیم بود ،و هر گاه برای مؤمنین استغفار کنی همه آنان از تو خشنود می شوند ،و هر گاه بگویی «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر »،مثل آن است که حج و عمره انجام دادی.دعا هنگام خواب:۱- گفتن سه بار تسبیحات اربعه .۲- سه بار خواندن سوره توحید.۳- چهارده بار صلوات به نیابت ۱۴معصوم .۴- طلب مغفرت برای تمام مؤمنان و مردگان .۵- گفتن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) .۶- خواندن آیت الکرسی،فلق،ناس و کافرون .۷- خواندن این دعا که به منزله ی هزار نماز است: یَفْعَلُ اللهُ ما یشاءُبِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ*در حدیث صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که هرگاه کسى دست رادر زیر سر گذاشته بخوابد بگوید:بِسْمِ اللّهِ اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْلَمْتُ نَفْسى اِلیْکَ وَ وَجَّهْتُ وَجْهى اِلَیْک وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَیْکَ وَاَلْجَاْتُ ظَهْرى اِلَیْکَ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ رَهْبَةً مِنْکَ وَرَغْبَةً اَِلیْکَ لامَلْجَاءَ وَلا مَنْجا مِنْکَ اِلَیْکَ امَنْتُ بِکِتابِکَ الَّذى اَنْرَلْتَ وَبِرَ سُولکَ الَّذى اَرْسَلْتَ وبعد از آن تسبیح حضرت فاطمه علیهماالسلام بخواند.*در حدیث صحیح دیگر فرمود که ترک نکند در وقت خواب این دعا را اُعیذُ نَفْسى وَ دُرّیَتى وَ اَهْل بَیْتى وَمالى بِکَلِماتِ اللّهِ التّاماتِ مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ وَهامَةٍ وَمِنْ کُلِّ عَیْنِ لامَةٍکه باین دعا تعویذ میفرمود حضرت رسول صلّى اللّه عیله وآله وسلّم امام حسن و امام حسین صلوات اللّه علیهما را.*در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است که سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ وسوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ را پیش از خواب بخوان که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ بیزارى از شرک وَقُلْ هُوَّاللّهُ اَحَدٌ نسبت پروردگار است .*در حدیث صحیح دیگر فرمود که هر که بعد از خوابیدن در رختخواب سه مرتبه بگوید: اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى عَلافَقَهَرَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى بَطَنَ فَخَبَرَ وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذى مَلَکَ فَقَدَرَ وَالْحَمْدُللّهِ الَّذى یُحْیِى الْمَوْتى وَیُمیتُ اْلاَحْیاء وَهُوَ عَلى کُلِّ شىِءِ قَدیر از گناهان بیرون میآید، مانند روزى که از مادر متولدشده بود.*از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که آیة الکرسى در وقت خواب بخواند، از فالج ایمن گردد.از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که سوره یس پیش از خواب بخواند، حق تعالى هزار ملک باو موکل گرداند که او را از شر شیاطین و هر بلائى حفظ کند.*از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که هر که سوره اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهْ هر شب پیش از خواب بخواند، در قیامت روى او مانند ماه شب چهارده باشد.*در حدیث دیگر فرمود که هر که سوره هائى که در اَوّلشان سَبَّحَ لِلّهِ وَیُسَّبِحُ لِلّهِ است ، پیش ازخواب بخواند، نمیرد تا بخدمت حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه برسد و اگر بمیرد، در همسایگى حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم جا دهند اورا.*در حدیث دیگر فرموده که هر که هر شب این دعا را بخواند، تا صبح او را عقرب و هیچ گزنده نگز د:اَعُوذُ بِکَلِماتِ اللّهِ التّاماتِ الَّتى لایُجاوَزْ هُنَّ بَرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ ماذَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ مابَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّةٍ هُوَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِرطٍ مُسْتَقیمٍ.*از جناب امام رضا علیه السلام منقول است که هر که در وقت خواب این آیه را بخواند خانه برسرش خراب نشود:اِنَّ اللّهَ یُمْسِکُ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ اَنْ تَزُوِ لاوَلَئِنْ زاَلتا اِنْ اَمْسَکَهُما مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ اِنَّهُ کانَ حَلیما غَفُورا.*از حضرت صادق علیه السلام منقول است که چون کسى برختخواب رود، بگوید:اَلّلهُمَّ اِنّى اَحْتَبْسَتُ نَفْسى فَاحتَبِسْها فى مَحَلِّ رِضْوانِکَ وَمَغْفِرَتِکَ وَاِنْ رَدَدْتَها فَارْدُدْها مُؤ مِنةً عارِفَةً بِحَقِّ اَوْلِیائِکَ حَتّى تَتَوَفّاها عَلى ذلِکَ.*در حدیث دیگرفرمود که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم در این وقت آیة الکرسى میخواندند و بعد از آن مى گفتند:بِسْمِ اللّهِ آمَنْتُ بِاللّهِ وَکَفَرْتُ بِالطّاغُوتِ اَلّلهُمَّ احْفَظْنى فى مَنامى وَفى یَقِظَتى و بهتر اینست که آیة الکرسى را تا هُمْ فیها خالِدوُنَ بخواند.*در حدیث دیگر فرمود که چون برختخواب رفتى تسبیح حضرت فاطمه صلوات اللّه علیها بخوان و آیة الکرسى و:قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ وَقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق و ده آیه از اول سوره والصافات و ده آیه از آخر سوره والصافات بخواند.*در حدیث صحیح دیگر منقول است که آنحضرت فرمودند که این دعا را در وقت خواب بخوان :اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اِللّهُ وَاَنَّ مُحَمَدّا صَلَى اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ اَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللّهِ وَاَعوُ ...

ادامه مطلب  

صلح امام حسن(ع) به روایت رهبر معظم انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
یه گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، 15 رمضان الکریم ولادت دومین امام شیعیان جهان «امام حسن مجتبی (ع)» است؛ در دوران شش ماهه امامت امام حسن (ع)، صلح ایشان با معاویه به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ تشیع قلمداد می شود؛ در ادامه به بررسی دیدگاه های حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون موضوع «صلح امام حسن مجتبی (ه)» می پردازیم: پذیرش صلح به خاطر حفظ اسلامدر صدر اسلام بزرگترین و مهمترین ضربه ای که بر اسلام وارد شد، این بود که حکومت اسلامی از امامت به سلطنت تبدیل شد. حکومت امام حسن و حکومت علی بن ابی طالب (علیهم السّلام) به سلطنت شام تبدیل شد! البته امام حسن مجتبی (علیه آلاف التّحیةوالثناء) آن روز به خاطر یک مصلحت بزرگتر -که حفظ اصل اسلام بود- مجبور شد این تحمیل را به جان بپذیرد. حکومت را از امام حسن گرفتند. وقتی حکومت از مرکز دینىِ خودش خارج شد و در اختیار دنیاطلبان و دنیاداران گذاشته شد، بدیهی است که بعد هم حادثه ی کربلا پیش می آید. آن وقت حادثه ی کربلا حادثه ای نیست که بشود جلویش را گرفت؛ اجتناب ناپذیر میشود. بیست سال بعد از آن که حکومت اسلامی از دست محور اصلی آن -که امامت است- گرفته شد، امام حسینِ فرزند پیامبر در کربلا با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیده شد. اساس حمله و نقشه ی دشمن این است که حکومت را از محور اصلی -محور امامت، محور دین- خارج کند. بعد خاطرش جمع است که همه کار خواهد کرد!(۱ اردیبهشت ۱۳۷۹ در دیدار با جوانان در مصلّای بزرگ تهران)نبود تحلیل سیاسی در مردم، باعث شکست امام شدبنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکررا گفته ام که، چیزی که امام حسن مجتبی علیه السلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه ی خوارج را به وجود آورد و امیرالمومنین علیه السلام را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود والا همه ی مردم که بی دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن می انداخت؛ فورا این شایعه همه جا پخش می شد و همه آن را قبول می کردند!(۱۲ آبان ۱۳۷۲ در دیدار جمعی از دانش آموزان و دانشجویان)کشته شدن امام در آن زمان، شهادت محسوب نمی شدصلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیری از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم «شیخ راضی آل یاسین» (رضوان الله تعالی علیه)، در این کتاب «صلح الحسن» -که من آن را ترجمه کردم و چاپ شده است- ثابت می کند که اصلا جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آن جا نبود و اگر امام حسن (علیه السلام)، در آن روز کشته می شدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت آمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد.بعد از صلح امام حسن مجتبی (علیه الصلاةوالسلام)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلوده یی که به نام خلافت -و در معنا سلطنت- به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام -که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمؤمنین و زمان خود او رسیده بود- در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها اگر نه به شکل حکومت -زیرا ممکن نبود- لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره ی سوم اسلام است.اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم ستیز، اسلام سازش ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرا از این که بازیچه ی دست هوا ها و هوس ها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن (علیه الصلاةوالسلام)، تفکر انقلابی اسلامی -که دوره یی را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود- دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکلتر از دوره ی خود پیامبر بود؛ زیرا شعار ها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ درحالی که از مذهب نبودند. مشکل کار ائمه ی هدی (علیهم السلام)، این جا بود.اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمی داد، آن اسلام ارزشی نهضتی باقی نمی ماند و از بین می رفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا می کرد. وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبی (علیه السلام) غلبه پیدا کند. همه ی عوامل، در جهت عکس غلبه ی امام مجتبی (علیه السلام) بود. معاویه غلبه پیدا می کرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهره ی او در اسلام، چهره یی نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن (ع) صلح نمی کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر (ص) را از بین می بردند و کسی را باقی نمی گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین می رفت و ذکر اسلام برمی افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید.اگر بنا بود امام مجتبی (علیه السلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین (ع) هم باید در همین ماجرا کشته می شد، اصحاب برجسته هم باید کشته می شدند، «حجربن عدی» ها هم باید کشته می شدند، همه باید از بین می رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصت ها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشی خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی ماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی (علیه الصلاةوالسلام) بر بقای اسلام دارد.(۲۲ فروردین ۱۳۶۹ در دیدار اقشار مختلف مردم در روز پانزدهم ماه مبارک رمضان) تفاوت های صلح امام حسن علیه السلام با قیام امام حسین علیه السلام امام حسین (علیه السلام) یک معترض نسبت به حاکم جائر بود، ولی امام حسن (علیه السلام) در برابر یک رعیت خودش قرار داشت. یک حرف این است طبق بیان شهید مطهرى، امام حسین که به شهادت رسید، یک معترض، یک آمرِ به معروف و ناهىِ از منکرى بود که در مقابل یک حاکم جائرى قیام کرد؛ چون او داشت ظلم می کرد، داشت فسق می کرد، از وجود او شَر، می تراوید و امام حسین به عنوان یک معترض، یک مؤمن، تکلیف شرعى خودش را احساس کرد که باید به او اعتراض کند. این اعتراض واجب بود و نقطه ى اوج زیبائى و شکوه این کار هم این بود که این اعتراض را ادامه بدهد تا ...

ادامه مطلب  

نیم نگاهى به سیره سیاسى امام رضا(ع ) امام رئوف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، در عصر حاضر، آگاهى از زندگانى سیاسى و اخلاقى پیشوایان لازم است زیرا آنچه در تاریخ پیامبر(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام براى ما مهم و آموزنده است، شناخت نوع زندگى و سبک رفتار اجتماعى آن بزرگواران و چگونگى موضع گیرى اجتماعى و سیاسى در برابر حوادث و رخدادهاى اجتماعى است.نوع زندگى و چگونگى موضع گیرى هاى سیاسى امامان معصوم(ع)، زمانى براى ما بهتر روشن مى گردد که از شرایط خاص اجتماعى و سیاسى آن بزرگواران آگاه باشیم. ازاین روى نگاهى کوتاه به تاریخ زندگانى امام رضا(ع) و بررسى سیره سیاسى ایشان به عنوان هشتمین اختر آسمان ولایت که بعد از حضرت على(ع) در مسند حکومت قرار گرفت از نکات تأثیرگذار تاریخ است که مى تواند در سیاست اسلامى همواره مد نظر قرار گیرد. امام رضا(ع) با سیاست هاى مدبرانه و آگاهانه خویش در مرحله عدم همراهى خانواده از مدینه به مرو، بیان احادیث متعدد در زمینه امامت و رهبرى، ولایت و شروط توحید، گسترش ارتباطات خویش را با مردم حفظ کردند. امام(ع) با تعیین شروط ولایتعهدى و ده ها موضع استوار و مدبرانه و حساب شده ى دیگر، مأمون را از رسیدن به اهداف شومش ناامید کردند و توانستند موضع بر حق امامان معصوم(ع) و وظیفه امامت خویش را در هدایت یاران و شیعیان حتى با تحمیل ولایتعهدى از سوى حکومت غاصب به انجام برساندند که سرانجام نیت واقعى مأمون با شهادت امام رضا(ع) آشکار شد.* میلاد هشتمین ستاره امامت امام رضا(ع) در روز یازدهم ذى القعده سال 148 هجرى از مادرى به نام نجمه دیده به جهان گشود. امام علی بن موسی الرضا(ع) نماینده تام فضایل اخلاقى بود. عبادت و تقوا، تواضع، احسان و... از عناصر شخصیت ایشان می باشد. در میان ویژگى ها و برجستگى هاى امام رضا(ع) مقام علم و عصمت از جایگاه برترى برخوردار است.* دوران امامت حضرت رضا(ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد در سن 35 سالگى عهده دار مقام ولایت و رهبرى گشت و مدت امامت آن حضرت بیست سال به طول انجامیدکه ده سال آن معاصر با خلافت هارون الرشید و پنج سال معاصر با خلافت محمد امین و پنج سال دیگر معاصر با خلافت عبدالله بن مأمون بود.مقام والا، اندیشه هاى بزرگ و محبوبیت فوق العاده ائمه بزرگوار شیعه موجب گشته بود خلفاى اموى و عباسى پیوسته پیشوایان شیعه را به تبعید و زندان بفرستد تا مردم نتوانند آن چنان که باید از آن ذوات مقدس استفاده کنند، حتى آنان راضى نبودند که این چهره ها براى مردم شناخته شوند.* امام رضا(ع) در عصرهارون ده سال از آغاز امامت امام رضا(ع) در روزگار هارون سپرى شد، (از سال 183 تا 193). این دوره از جهاتى شبیه به دوره امام چهارم(ع) است. در این دوره با توجه به وضعیت سیاسى موجود و سخت گیرى عباسیان نسبت به امامت شیعه، امام رضا(ع) سعى کرد از شیوة دیگرى در مبارزه با حاکمان استفاده کند. چنان که امام زین العابدین(ع) در مقابل برخورد خصمانه امویان و به شهادت رساندن امام حسین(ع) سعى کرد با توجه به وضعیت موجود، پیام رسانى عاشورا را با کمک حضرت زینب(ع) انجام دهد.امام رضا(ع) نیز با شناخت موقعیت زمانى خویش و با توجه به شرایط سیاسى - فرهنگى حاکم بر جامعة اسلامى از سیاست و شیوة خاصى استفاده کرد. ایشان به منظور تثبیت امامت خویش و جلوگیرى از انحراف در افکار عمومى که گروههاى مخالف جبهة امامت به ویژه واقفیه با تبلیغات سوء خود در سطح جامعه به وجود آورده بودند، دعوت خود را آشکار ساخت و در محور سیاسى و فرهنگى در برابر هر دو جبهه ى مخالف، یعنى دستگاه خلافت عباسى و گروه هاى منحرف از خط امامت به مبارزه ى علنى و اصولى دست زد.* هجرت امام از مدینه به مروآوردن امام از مدینه به مرو هرچند به ظاهر به صورت دعوت بود، اما ماهیت واقعى آن چیزى جز ایجاد محدودیت هرچه بیشتر براى امام نبود. از این جهت امام براى تفهیم ماهیت این دعوت، هیچ یک از خاندان خویش را همراه خود نیاورد تا از این طریق به مسلمانان تفهیم کند، این سفر نوعى تبعید است نه سفرى مقرون به رضایت ولى مأمون براى خنثى کردن هدف امام، دستور داد گروهى از رجال و اشراف ازجمله والى مدینه ملازم رکاب امام گردند.* استقبال مردمى امام در مسیر خود با استقبال شخصیت ها و گرامى داشت هاى مردم روبه رو بود. وقتى به شهر نیشابور رسید، از او در خواست کردند که حدیثى را از او بشنوند. امام رئوف شیعه، حدیث قدسى سلسله الذهب را بیان فرمودند.* حدیث سلسله الذهب در این حدیث حضرت اشاره داشتند که خداوند خبیر فرموده است : «کلمه لا اله الا الله حصنى... انا من شروطها» عصارة تحلیل این سخن قدسى، آن است که اقرار به توحید در صورتى ایمنی بخش و نجات آفرین است که دیگر شرایط به آن ضمیمه گردد و یکى از شرایط آن است که بشر از حکومت معصوم کنار نرود و حکومت معصوم را کاملا بپذیرد و در حقیقت امام مسأله ولایت و حکومت معصوم را تکمیل کننده توحید مى داند زیرا در غیر این صورت حکومت طاغوت ها سبب مى شود که همان توحید نیز از میان برود.یکى از فرازهاى شکوهمند موضع گیرى هاى سیاسى امام در حدیث سلسله الذهب، تببین امامت و ولایت است که در این حدیث، امام(ع) براى مردم روشن کردند که بستر اصلى و اصیل رهبرى، در خاندان اهل بیت است و هر کس که به خود اختصاص دهد، حاکمیتش از نظر اسلام مشروعیتى ندارد و بدین وسیله مشروعیت حکومت مأمون را در نزد افکار عمومى زیر سؤال بردند.امام پس از ورود به مرو به ظاهر مورد احترام مأمون و دیگر درباریان قرار گرفت و در نخستین جلسه، مأمون دو مطلب به او پیشنهاد کرد، نخست پا فشارى نمود که خلافت را بپذیرد و مأمون به نفع امام کنار رود، آن گاه که از پذیرش امام مأیوس شد، مسأله ولایتعهدى را مطرح کرد، امام نیز تحت شرایطى آن را پذیرفت.* پیشنهاد خلافت وولایتعهدى امام(ع) پیشنهاد خلافت را به جهت فراهم نبودن شرایط با دست گیرى زمام خلافت و تشکیل حکومت عدل علوى و نیز صادق نبودن مأمون در ادعاى خویش و پیش بینى ایجاد فضاى درگیرى میان عباسیان و شیعیان و و ضعیت نابرابر در برخورد نپذیرفتند. سپس مأمون دست بر حیله دیگرى زد و پیشنهاد ولایتعهدى را به امام کرد. اگر امام این پیشنهاد دوم را نمى پذیرفت، تهدید به قتل و مرگ مى شد بلکه قتل امام آن هم بدون این که موجى در جامعه بر ضد حاکم وقت پدید آورد، قطعى مى شد، به گواه این که وقتى امام از پذ ...

ادامه مطلب  

بزرگترین عبرت از ماجرای بن?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، برنامه دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران و با حضور آِیت الله موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران اجرا و سوالاتی از ایشان پرسیده شد.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت میگویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت. مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد.مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؟بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود. مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند.مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام.بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید. مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبلهمجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.مجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید. مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.مجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛مجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری ...

ادامه مطلب  

امام صادق(ع) تشکیلات علمی منسجمی را پایه ریزی کرد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه-سمانه بیدی: حضرت صادق(ع) با بهره گیری از علم لدنی خود به تربیت شاگردانی همت گمارده اند که به واقع میتوان گفت هرکدام پایه گذار علم و مدنی ارزشمند بوده اند, مانند جابربن حیان که پدر علم شیمی لقب گرفته است. در دستگاه تربیتی ایشان بسیاری از افراد غیر شیعی نیز حضور دارند که نشان از عمق آزاد اندیشی و منطق پروری امام را نشان می دهد. همچنین مناظرات علمی گسترده امام با افراد مختلف غیر شیعی که در این مقاله چند نمونه از آنها بیان شده است بسیار جالب است. زیرا که در این مناظرات امام با منطقی قوی و علمی غنی به پاسخگویی پرداخته اند. ایشان در تکریم شاگردانشان نیز بسیار دقت به خرج می دادند.امام صادق(ع) در ارائه الگوی کامل علمی و تربیتی, هم در عصر خود و هم آینده بی نظیر و ناب بوده اند. و برای این الگو سازی تلاش بسیاری کردند. شخصیت علمی بالای امام صادق(ع) نه تنها مورد توجه عالمان شیعی قرار دارد بلکه در همه قرون متمادی مورد توجه اکثر دانشمندان جهان است.روش علمی امامصادق(ع)الف)مؤلفه های روش علمی امام صادق(ع)از نظر امام صادق (ع) نهضت نرم افزاری می بایست بر دو پایه اصلی تعقل و تعبد قرار گیرد. اصولا نهضتی در بعد انسانی و تمدن سازی موفق و مطلوب است که انسان را چنان که هست بشناسد و او را موجودی تک بعدی به شمار نیاوردامام صادق (ع) همانند جد بزرگوارش در برنامه خویش در مساله تولید علم و تمدن سازی، مولفه ها و شاخصه هایی را در نظر داشت که نمی توانست از آن عدول کند. از نظر امام صادق (ع) نهضت نرم افزاری می بایست بر دو پایه اصلی تعقل و تعبد قرار گیرد. اصولا نهضتی در بعد انسانی و تمدن سازی موفق و مطلوب است که انسان را چنان که هست بشناسد و او را موجودی تک بعدی به شمار نیاورد. از این رو، همان اندازه که نادیده گرفتن معنویت و ابعاد روحی و روانی انسان، به معنای شکست نهضت تولید علم و تمدنی و هر طرح و پروژه ی دیگری است. نادیده گرفتن تعقل و ابعاد عقلانی و عقلایی نیز بهره ای جز این نخواهد داشت.انسان موجودی است که می بایست آرامش را در تعبد و آموزه های وحیانی بجوید و آسایش را با تعقل و به کارگیری عقل و عقلانیت و این پیامبر درونی فراهم آورد. آرامش و آسایش دو مؤلفه ی اصلی سعادت بشری است. این دو مولفه دو بخش و دو بعد انسانی را تامین می کند. پس برای رسیدن به آرامش، نیازمند وحی و آموزه های وحیانی یعنی تعبد است و برای رسیدن به آسایش نیازمند آن است تا از عقلانیت به درستی بهره مند گردد و آن را به خوبی به کار گیرد. از این روست که امام صادق (ع) همچون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بر عقلانیت و بهره گیری از آن تاکید می ورزید. از دیگر شاخصه هایی که آن حضرت (ع) برای تولید علم مبتنی بر اصول وحیانی و عقلانی بیان می دارد و بر آن باور دارد، فرهنگ سازی است. به نظر آن حضرت نمی توان بدون فرهنگ سازی از جامعه امید داشت تا به اصول علمی علاقه مند باشد و در راستای تمدن سازی اقدام به تلاش علمی و کوشش عملی نماید. از این جاست که مساله ارزش علم و دانش آموزی در نظر آن حضرت (ع) بسیار مهم جلوه می کند و روایات بسیاری در ترغیب و تشویق علم آموزی از آن حضرت وارد می شود. در این راستا امام صادق (ع) خود به ایجاد کلاس های متعدد آموزشی و کارگاه های علم آموزی اقدام می کند.به نظر امام صادق (ع) علم می بایست پویا، اثرگذار، کاربردی و پاسخ گو باشد. از این روست که در دانشگاه آن حضرت (ع) که اختصاص به علم خاصی نداشت و همه علوم و فنون رایج تدریس می شد، نه تنها پویایی و اثرگذاری، اصل است بلکه تاکید بر کاربردی و پاسخ گو بودن به نیازهای عصری، اصل اساسی و شاخصه ی اصلی استبه نظر امام صادق (ع) علم می بایست پویا، اثرگذار، کاربردی و پاسخ گو باشد. از این روست که در دانشگاه آن حضرت (ع) که اختصاص به علم خاصی نداشت و همه علوم و فنون رایج تدریس می شد، نه تنها پویایی و اثرگذاری، اصل است بلکه تاکید بر کاربردی و پاسخ گو بودن به نیازهای عصری، اصل اساسی و شاخصه ی اصلی است.دانشگاه چهار هزار نفری آن حضرت تاکیدی است بر اصل فراگیری علوم و ایجاد فرهنگ سازی عمومی در همه دانش های تمدن ساز و موثر از این روست که به شاگردان خود پاسخ هایی را می آموزد که متناسب با دانش های عصری آن روز است و به شاگردان تعلیم می دهد که روش پاسخ گویی می بایست با توجه به شرایط فردی و یا جمعی و نیز با هدف حل مشکلات و معضلات بشری باشد.[۱]ب)روش مطالعه طبیعت و پدیده های آنامتیاز برجسته امام جعفر صادق (ع) در این بود که با استفاده از قرآن مجید به شناخت صحیح روشهای علمی توفیق یافت .آن هنگام که امام صادق (ع) درباره خدا و توحید بحث می کند می بینیم که خط گردش فکری امام ، مطالعه طبیعت و پدیده های آن می باشد، آن هم مطالعه ای عینی و حسی .خیانت عظیم خلفای عباسی و مخصوصاً مأ مون به جامعه اسلام و علم و فرهنگ اسلامی در درجه اول این بوده است که : به منظور درهم کوبیدن عظمت علمی خاندان نبوّت و ایجاد دستگاهی در برابر دستگاه مذهب ، دروازه های جامعه اسلامی را به روی روش های علمی کهنه و فرسوده یونان قدیم باز کرد. روشهایی که درست در قطب مخالف روش مشاهده عینی طبیعت قرار داشت.مسلمین می رفتند تا با استفاده از روش تحقیقاتی قرآن و امام جعفر صادق (ع) قدم در راه شناخت صحیح طبیعت بردارند و نخستین محصول این مکتب دراسلام ، شاگرد هوشمند امام صادق (ع) جابر بن حیّان است که می توان به حق او را پدر شیمی لقب داد. امام جعفر صادق (ع) با استفاده از روشهای صحیح علمی موفق شد شاگردانی بزرگ تربیت کند و دریچه های دانش خود را به روی ملّت اسلام باز کند.[۲]ج)روش امام صادق(ع) در بازتولید علمدر اندیشه و بینش امام صادق (ع) ترس و خطر این که علم به بیراهه رود و از اهداف اصلی خود منحرف شود، ترس روشن و پرواضحی است. نمی توان امید داشت که علم در مسیر خود حرکت کند و به بیراهه در اهداف و مقصد نرود. سوء استفاده از علم همواره وجود داشته و دارد، چنان که علم بدون نقد، تحلیل و بازتولید، هرگز به کمال نمی رسد. در بینش امام صادق (ع) برای رسیدن به علم کامل، مفید و کاربردی و سازنده، لازم است همواره از همه جهات مورد نقد و بررسی و باز تولید قرار گیرد تا به بیراهه نرود و در راستای اهداف ضد بشری به کار گرفته نشود.[۳]امام صادق (ع) در روایات بسیاری به این مهم و شاخصه ها توجه داشته و اهتمام می ورزد. از این رو همواره آثار علمی گذشتگان را نقد می کند و اشکالات و نارسایی های آن را باز می نمایاند. علوم موجود زمانه خود از فلسفه و کلام و نجوم و ادبیات و فقه و قانون و نظام های حکومتی را نقد و بررسی و تحلیل می کند و نقاط ضعف و قوت ها آن ها را می نمایاند و با باز تولید علوم موجود زمانه، می کوشد تا کارآیی آن ها را حفظ یا افزایش دهد.نگاهی گذرا به گزارش ها و روایات و اخبار می تواند این مطلب را به خوبی نشان بدهد و معلوم کند که آن حضرت (ع) تمدن اسلامی را چنان قدرتمند و سازنده و پویا نماید که آثار آن تا سده های چهارم و پنجم هجری بر جای ماند. بنابراین برای رسیدن به نهضت تولید علم و تمدن سازی مدرن لازم است شاخصه های مطرح شده از سوی امام صادق (ع) دوباره مورد توجه و بازخوانی قرار گیرد و دستگاه معرفتی جامعه اسلامی برپایه تعبد و عقلانیت بازسازی شود.امام صادق (ع) برای این کار از سه راه وارد شد:اول تشکیل جلسات درس که در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تشکیل می شد و ورود به آن برای همه اعم از شیعه و اهل سنت و غیر آنان آزاد بود.دوم تشکیل مجالس خصوصی که اغلب در منزل آن حضرت انجام می گرفت و فقط اشخاص خاص در آن شرکت می کردند.سوم تربیت شاگردان بحاث و مبلغ امثال هشام بن حکم و مؤمن طاق[۴] و دیگران که همه جا تبلیغ می کردند و بدعت گذاران و مدعیان زعامت دینی از دستشان خواب راحت نداشتند.ارباب حدیث نام راویان موثق را که از سوی حضرت نقل حدیث کرده اند به چهار هزار نفر رسانده اند که همه با اختلاف آراء و نظراتی که داشتند از آن حضرت نقل روایت کرده اند.شاگردان امام صادق(ع)الف)تأسیس نهضت علمی و فرهنگی برای تربیت شاگردانبرای نهادینه سازی تولید علم، آن حضرت تشکیلات علمی منسجمی را پایه ریزی کرد. برای تامین نیازهای مالی با استفاده از خمس و دیگر امکانات مادی، دانشمندان جوان را در راستای تولید علم واقعی مبتنی بر اصول شیعی بسیج نمودبرای نهادینه سازی تولید علم، آن حضرت تشکیلات علمی منسجمی را پایه ریزی کرد. برای تامین نیازهای مالی با استفاده از خمس و دیگر امکانات مادی، دانشمندان جوان را در راستای تولید علم واقعی مبتنی بر اصول شیعی بسیج نمود. این اقدام امام صادق (ع) موجب شد تا حرکت های علمی فرد محور نشود و با از دست رفتن دانشمندی، علم به قهقرا نرود، بلکه دیگر شاگردان آن را ادامه دهند و به نهایت و بلوغ رسانند. چنین است که پس از مرگ هر شاگردی آن علم را به شاگردان دیگر منتقل کرده و دانشمندان شیعی در همه علوم سرآمد روزگار می گردند.شاگردان امام باقر (ع) پس از درگذشت آن‏ حضرت به گرد شمع وجود امام صادق (ع) حلقه زدند. امام (ع) نیز با جذب شاگردان جدید به تاسیس یک نهضت عظیم فکری و فرهنگی بالنده مبادرت ورزید، به‏ گونه ‏ای که طولی نکشید مسجد نبوی در مدینه منوره و مسجد کوفه در شهر کوفه به ‏دانشگاهی عظیم تبدیل شد. درگیری شدید بین بنی ‏عباس و بنی ‏امیه، آنان را آن چنان‏ به خود مشغول ک ...

ادامه مطلب  

مردی که با چشمان بسته نور حسین(ع) می بیند + صوت  

درخواست حذف این مطلب
گروه اجتماعی: مداح پیشکسوت کشورمان، مردی که سال ها مرد میدان حسین(ع)، انقلاب و جنگ بود، از زندگی خود و خاطرات دیدار با امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب می گوید. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) حاج علی اصغر زنجانی، مداح روشندل دوران انقلاب، جنگ و پس از جنگ، مردی که برای فرار از دست مأموران ساواک مدت ها مهمان شهرهای مختلف کشورمان شده بود، در خانه اجاره ای خود در یکی از محله های متوسط شهر تهران میزبان ما بود. مصاحبه با سؤال ساده ما و پاسخ بزرگ حاج علی اصغر زنجانی شروع شد؛ وقتی بچه بودید دوست داشتید مداح شوید؟من برای رسیدن به جایی که می خواستم، مداحی را بهانه کردمپاسخ زنجانی این بود: عشقی که در وجود من به سید الشهداء(ع) بود، هست و خواهد بود ـ اگر بپذیرند ـ باعث شد که مداحی را بهانه کنم و به قول نظامی «چون میسر نیست من را کام او عشق بازی می کنم با نام او»، در مداحی هم به هیچ جا نتوانستیم برسیم مداحی یک داستان عریض و طویلی دارد.از استادان مداحی او سؤال کردیم که پاسخ داد: برای آموزش مداحی افرادی در اطراف ما بود؛ اما من دیدم که باید از خود ائمه(ع) بطلبم و مدد بگیرم و مدد هم گرفتم و آرام آرام از ۱۰، ۱۱ سالگی شروع کردم به مداحی.این مداح پیشکسوت کشورمان به تفاوت های مداحی در گذشته و حال اشاره و عنوان کرد: مداحی در گذشته خاص و متفاوت از اکنون بود و برای خود حرفی برای گفتن داشت. مقدمه، مؤخره و ... داشت و مثل منبر اول شعرهایی می خواندیم که عبرتی و نصیحت آمیز باشد و جلسه را آماده می کردیم. در جلسات عزاداری قدیم همه چیز بر عهده مداح بود و همه چیز به مداح ختم می شد اما اکنون بلندگو، اکو، تنظیم صدا، نور و ... اضافه شده است. نشدن مداحی های کنونی تأکید کرد: با وسایل جدیدی که وجود دارد فهم ها خیلی بالا رفته است و اکنون مداحی مطالعه و دانش زیاد می طلبد و فرد مداح باید خیلی تلاش و کنکاش کند؛ در این خط و این داستان انسان هر قدر بفهمد و وارد این دایره شود، بهتر است. برخی فکر می کنند که دو تا شعر که بخواند مداح می شود اما مداحی دانش زیادی را می طلبد.مداحی یعنی شما سخنگوی نهضت امام حسین(ع) هستید زنجانی در پاسخ به این سؤال که آیا مداحان جوان ما نیز متوجه این مسئله هستند که باید علم و دانش خود را افزایش دهند، گفت: ما باید از «فرزدق» یاد بگیریم که سخنگوی حضرت سجاد(ع) شد. مداح هم در واقع اکنون سخنگوی نهضت حضرت سید الشهداء(ص) به فراخور حال خودش است.بیایید ..... اینجا حرفی برای گفتن داریم وی ادامه داد: وقتی «السلام علیک یا اباعبدالله» گفته می شود (مداحی ها معمولاً با این جمله آغاز می شوند)؛ در واقع یعنی اینجا حرفی برای گفتن داریم و می خواهیم کربلا را برای شما بگوییم؛ این همه از کربلا گفته اند اما باز هم حدیث کربلا گفته نشده است. باید ببینیم در کربلا چه شده است، بیایید ببینیم آیا شما توان شنیدن و ما توان گفتن را داریم؟ حاج زنجانی در ادامه سخنانش منقلب شد و با رنگ و بوی مداحی ادامه داد: «می خواهیم فرهنگ کربلا را با شعر بگوییم. با شعر بگوییم که چرا متوکل می خواهد قبر امام حسین(ع) را ویران کند؟ آن قبر مگر چه خطری برای متوکل داشت آن هم قبری که حتی ضریح هم نداشت! پس چرا متوکل می خواست آن را ویران کند، چرای این مسئله را «ماهاتما گاندی» گفت که ای مردم هند من هیچ چیزی برای شما ندارم اگر می خواهید از انگلستان استقلال بگیرید من فقط داستان ابا عبدالله(ع) را مطالعه کردم. با نام حسین (ع) بیایید هند را از چنگ انگلستان خارج کنیم و این کار را کرد.»اولین مداحی برای زائران امام رضا(ع) حاج علی اصغر زنجانی از اولین مداحی خود در جمع تعداد زیادی از مردم نیز گفت، وقتی که ۱۱ ساله بوده و هیئتی از زنجان می خواست عازم مشهد شود. جمعیت زیادی برای بدرقه و التماس دعا آمده بودند که برای اولین بار مداحی کرد و امام رضا(ع) هم به او مدد رسید. امام (ره) گفت من ترکی را یاد گرفتم که فقط برای سید الشهداء(ع) گریه کنموی در پاسخ به این سؤال که چرا مداحی ها به زبان ترکی سوزناک تر است؟ گفت: باید مداح، مداح باشد. مردم از هر خواندنی لذت نمی برند؛ باید دید مداحی از کجای وجود آدم بیرون می آید. مداحی باید از دل بیرون بیاید؛ مرحوم امام(ره) به من گفت من ترکی را یاد گرفتم که فقط برای سید الشهدا(ع) گریه کنم. اولین بار هم که به عراق مشرف شدم مرحوم «حکیم» با اینکه فارسی را خیلی کم متوجه می شد ولی وقتی ما شروع کردیم به مداحی استقبال کرد و ۲۰ روز شخصاً ما را مهمان کرد و طی این مدت مداحی می کردیم. مداحی هنر است؛ «سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست».زنجانی در خصوص ویژگی های شعر مداحی هم گفت: شعر باید همه جانبه باشد به نهضت ما بخورد (همسو با نهضت حسینی باشد)، از لحاظ تاریخی صحیح و از نظر هنری ارزش بالایی داشته باشد.الگوهای مداحی خوبی داریم جوانان به پیشکسوتان نگاه کنندوی ادامه داد: مداحان جوان ببینند قدیمی ها چه چیزهایی را خوانده اند. هنوز یاد و خاطره مداحی های مرحوم حاج حسن محمدی، مرحوم حاج حسن دولابی، مرحوم حاج محمد علامه و مرحوم شمشیری که با ما دوست بودند باقی است و این افراد چندان از دوره کنونی دور نبوده اند. الگوهای خوبی در مداحی داریم و مداحان جوان باید از آنها الگو برداری کنند باید به سراغ پیشکسوتان بروند و ببینند آنها با سید الشهداء(ع) چه الفتی داشته اند.و جایی که جملات برای بیان احساسش کافی نبود شعر می خواند: «بر من لباس نوکریم را کفن کنید/ نوکر اگر بهشت رود باز نوکر است / فرموده است حضرت صادق هر آنکسی / گریان جد ماست که با ما برادر است/ در حج و در عبادت و در سجده های شب/ گریه کن حسین شریک پیامبر است / ما را از این تلاطم دنیا هراس نیست/ تا کشتی نجات حسینی شناور است».زنجانی ادامه داد: این ها برای تعارف و وقت گذرانی نیست با این مطالب سال ها عشق کرده اند. پیامبر(ص) قبل از شهادت امام حسین(ع)، وقتی ایشان را می دید از منبر پایین می آمد، به دنبال او می دوید، او را بغل می کرد، می بوسید، می بویید و می فرمود: بیا بیا ای زینت آسمان ها، آسمان ها از زمینیان حسین(ع) را بهتر می شناسند.بیان این جملات چنان لذت و شعفی در این مداح به وجود آورد که بی اختیار از صندلی خود بلند شد و درست همانند مداحی در میان خیل جمعیت بلند خواند: «عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت / قنداقه حسین شرف عرش اعظم است/ گفتم یوسف گفت بله او شاه مصر باشد/ حسین شاه عالم است».با شور خوانده ایم که محاسن مان سفید شده استاز شور و حالش که پرسیدیم گفت: با شور خوانده ایم که محاسنمان سفید شده است و یک تأثیر این شور و توسل به حسین(ع) در زندگیمان این بود که نزدیک به هفت سال در بیابان های خوزستان، غرب، سومار و ... مانده ایم. «گفتیم حسین جان غم عشقت بیایان پرورم کرد»لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب(ع)از وی در خصوص خاطرات جنگ سؤال کردیم که خواند: «یاران سید الشهدا(ع) یادتان به خیر/ ای کشتگان راه خدا یادتان به خیر». اطراف شلمچه با موتور می رفتیم که جوانی از من سؤال کرد، حاج علی اصغر راه کربلا کی باز می شود؟ گفتم: ان شاء الله باز می شود، چطور؟ گفت: من به مادرم قول داده ام که او را ببرم. یک ساعت بعد که بمباران هوایی شد به من خبر دادند که همان جوان ترکش خورد و شهید شده است و در لحظه شهادت به رفیقش گفته است: برو به حاج علی اصغر بگو راه کربلا باز شده. من رفتم.تفاوت مداحی در جبهه با مداحی در شهر/ همه بسیجی ها مداح شده بودندزنجانی از کم بودن مداح در جبهه سخن گفت و اینکه خود بسیجیان همه مداح شده بودند و آنجا به جوانان مداحی یاد می داده است؛ شاگردانی که چند نفر از آنها شهید شدند و چند نفر دیگر بازگشتند و مداحی را ادامه دادند.درآمد از مداحی / با پادشاه گو که روزی مقدر استوی در خصوص مطالبی که درباره درآمدهایی که برخی مدعی دریافت آن هستند، گفت: بسیاری از اینها شایعه است. اما برخی با این استدلال که چند سال دیگر پیر می شوند و ...

ادامه مطلب  

امام صادق علیه السلام؛ نام ها و یادها  

درخواست حذف این مطلب
صاحب نیوز– حجت الاسلام مهران آدرویش/ قرآن کریم از چهار بخش تشکیل شده است: عقائد، احکام، اخلاق و سرگذشت عبرت آموز گذشتگان. امام صادق علیه السلام نیز به تبعیت از سبک قرآن کریم هم مسائل عقیدتی را مطرح نموده و هم احکام و اخلاق و به مناسبت نام بسیاری از گذشتگان و برخی از آیندگان را ذکر کرده و از آنان مطالبی گفته که برای همه ما درس آموز است.امام صادق علیه السلام و یاد خداوند متعال:اصولا ائمه اطهار علیهم السلام آمده اند تا ما را عاشق خدا کنند. در ادامه به نمونه هایی از یاد خدا در زندگی امام صادق علیه السلام اشاره می کنم.الف. عنوان بصری برای آموختن خدمت امام صادق رسید. اما حضرت فرمود: «من در هر ساعت از ساعات شبانه روز، أوراد و اذکاری دارم که بدانها مشغولم . تو مرا از وِردم و ذِکرم باز مدار! و علومت را که می خواهی ، از مالک بگیر و در نزد او رفت و آمد داشته باش ، همچنان که سابقاً حالت اینطور بود که به سوی وی رفت و آمد داشتی ».ای کاش ما هم برای عبادت خدا به طور ویژه وقتی را تنظیم می کردیم تا عمر ما هم برکت می گرفت.ب. چندین نوبت که متوکّل ملعون افرادی را برای تفتیش و بازرسی به منزل امام فرستاده بود، مأموران متوکّل در هر دفعه که وارد خانه می شوند می بینند که اما بر روی سجّاده حصیری مشغول عبادت و نماز خواندن و تلاوت قرآن است.ج. امام صادق وقتی در نماز به آیه شریفه ایاک نعبد و ایاک نستعین رسید، آن قدر مکرر فرمود که از خود بی خود شد و بر زمین افتاد و چون به حالت عادی باز آمد و سبب آن وضع را پرسیدند فرمود: لازَال اُکَرِّ رُها حتّی سَمِعتُ مِن قَآئِلُها؛ آن قدر آیه را تکرار کردم تا آن را از گوینده حقیقی آن، باز شنیدم و ذوق این سماع و لذت این استماع، مرا از هوش برد و بی خود از خویشتنم ساخت.و. حمران ابن عین به امام صادق عرض کرد: ای پسر رسول خدا! خدا شما را طول عمر عنایت کند و ما را بیش از این بهره مند گرداند. خواستم وضع خود را برایتان شرح دهم: «وقتی ما شرفیاب خدمت شما می شویم. هنوز خارج نشده ایم قلبمان صدائی پیدا می کند و مادیات و دنیا را فراموش می کنیم. اما همین که وارد اجتماع و تجارت و کسب می شویم باز به دنیا علاقه پیدا می کنیم.»امام علیه السلام فرمود: قلب چنین است گاهی سخت و زمانی نرم می شود. سپس فرمود: اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله به آن حضرت عرض می کردند: ما می ترسیم منافق باشیم. پیامبر صلی الله علیه و آله می پرسید به واسطه چه چیز؟می گفتند: وقتی خدمت شما هستیم ما را بیدار کرده به آخرت متمایل می فرمائید، ترس به ما روی می آورد و دنیا را فراموش کرده بی میل به آن می شویم به طوری که گویا به چشم آخرت و بهشت و جهنم را مشاهده می کنیم. این حالت موقعی است که در خدمت شما هستیم. اما همین که خارج شدیم به منزل که می رویم بوی فرزندان که به شامه ما می رسد خانواده و زندگی خود را که می بینیم حالت معنوی که از محضر شما کسب کرده بودیم از دست می دهیم. آیا با این خصوصیات ما گرفتار نفاق نمی شویم؟فرمود: هرگز، این پیشامدها و تغییرات از وسوسه های شیطان است که شما را به دنیا متمایل می کند. به خدا سوگند اگر بر همان حال اولی که ذکر کردید مداومت داشته باشید ملائکه با شما مصافحه می کنند و بر روی آب راه خواهید رفت.ن. بعد از شهادت امام باقر علیه السلام عده ای از مخالفان نزد امام صادق آمدند و بی ادبانه گفتند «آن که بی واسطه می گفت قال رسول الله مُرد. تو عاقل باش! حضرت به منبر رفت و فرمود: «قال الله…». رابطه حضرت با خدا اینطور بود.م. آخرین وصیت امام صادق دعوت به نماز و تفخیم و تکریم یاد خدا بود؛ آنگاه که اقوام خویش را جمع کردند و فرمود: «شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.»ر. مالک بن انس، فقیه مدینه، درباره آن حضرت گفته است: امام صادق، از یکی از این سه حال خارج نبود: یا روزه دار بود یا در حال نماز و یا در حال ذکر. از بزرگ ترین عبادت کنندگان و زاهدان و خداترس ترین مردم بود. کثیرالحدیث و خوش جلسه و پرفایده بود.ز. مالک بن انس، فقیه مدینه گوید: یک سال، برای انجام دادن مراسم حج، خدمت آن حضرت بودم. هنگامی که خواست برای احرام تلبیه بگوید، صدا در گلویش قطع می شد و نمی توانست تلبیه بگوید و نزدیک بود از روی حیوانِ سواریِ خود بر زمین بیفتد. عرض کردم: «یا ابن رسول الله! بگو! ناچار باید تلبیه بگویى!».فرمود: «یا ابن عامر! با چه جرئتى بگویم: لبیک! اللّهم لبیک! در حالى که مى‏ ترسم خداى عّزوجلّ به من بگوید: لالبیک و لا سعدیک! (بحارالأنوار، ج ۴۷، ص ۱۶) و این در حالی بود که از آن حضرت در علم و عبادت و ورع برتر نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه تصورش به قلب کسی خطور کرده.س. برخی از منکرین خدا نزد امام صادق می آمدند تا در مورد وجود خدا بحث کنند اما همینکه در محضر امام قرار می گرفتند بدون هیچ بحثی بلند می شدند و می رفتند. ائمه اینطور خدایی و خداگونه بودند که اگر کسی آمادگی و ظرفیت و ظرافتی در جانش داشت همین که در محضر امام قرار می گرفت خدا را حس می کرد.به عنوان نمونه آقای بهجت می گوید کسی وارد سرداب مقدسه شده بود و دیده بود کسی زیارت عاشورا می خواند وقتی به او نزدیک شده بود خود را در حرم امام حسین دیده بود و وقتی به عقب برگشته بود دوباره خود را در سرداب دیده بود و چندبار این کار را تکرار کرده بود و باز همان وضع پیش آمده بود. برخی اینطور در حضور به سر می برند که اگر کسی به آنها نزدیک شود آنها هم در ساحت حضور قرار می گیرند (کتاب العبد ص ۱۸۷- ناشر شمس الشموس).آری! امام صادق طوری در محضر خدا به سر می برد که برخی که مستعد بودند با نزدیک شدن به ایشان حضور خود را در محضر خداوند درک می کردند. این مربوط به آن حضرت است؛ یعنی در محضر خدا بودنش آن قدر برایش حضور بوده که اطرافیانش هم حاضر می شدند.مخلص کلام این که راه نجات در همین ارتباط خاضعانه و خاشعانه با خداست. اینکه نسبت به خدا ستایش و خضوع داشته باشی. لذا امام صادق فرمود: «به ذکر یونسیه پناه ببرید». چون ذکر یونسیه یک طرفش تسبیح خدا و طرف دیگرش اعتراف به ضعف و گناه خویش است. و خدا فرموده هر کس به بزرگی من و حقارت خود اعتراف کند او را می آمرزم. «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» دقت کنید که در ادامه آیه به طور عام فرمود «فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذالک ننجی المومنین». یعنی راه نجات در معرفت خدا به غنی و معرفت خود به ظلمت و فقر و اعتراف به آن است۰فنادی فی الظلمات…).آقای بهجت ره می فرمود وقتی خدا روح را خلق کرد فرمود «من انا؟» من کیستم؟ چون رو به خدا بود و المومن مراه المومن (خدا آینه مومن است) خداوند در او تجلی داشت. لذا روح سوال را به خود خدا بازگرداند و عرض کرد «من انا؟» من کیستم؟ یعنی هر کی هستم اما از تو کم ندارم.خدا به او فرمود اَدبِر: برگرد. وقتی برگشت خداوند دوباره همان سوال را پرسید. این بار روح جواب داد «انت رب الجلیل و انا عبد ذلیل» من فقیرم و تو غنی. (کتاب العبد ص ۱۰۲).پس خوش به سعادت کسی که خود را به فقر و خدا را به غنی شناخت که این اساس معرفت الله و معرفت نفس است. یعنی رابطه شناخت انسان با شناخت خدا عکس هم است. هر چه خودت را نبینی خدا در زندگی پر رنگ تر می شود و هر چه خودت را کسی ببینی خدا در زندگی کم رنگ تر می شود لذا حافظ گفته: حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز.امام صادق و ابراهیم علیهما سلام:یونس بن ظبیان می‏ گوید: با جمعی کثیری در خدمت امام صادق علیه‏السلام بودم. کسی پرسید: «ای فرزند رسول خدا! پرندگانی که حق تعالی در قرآن مجید یاد نموده و به ابراهیم خطاب فرموده که «خدا اربعه من الطیر فصرهن الیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزء»: خداوند فرمود چهار پرنده را بگیر و گوشت آنها را با هم در آمیز، سپس هر قسمتی را بر سر کوهی بگذار (کریمه بقره/ شریفه ۲۶۰) آیا آن پرنده ‏ها از یک جنس بودند یا مختلف بودند؟!» امام صادق علیه ‏السلام فرمود: «می‏ خواهید به شما مثل آن را نشان بدهم؟» ما همه گفتیم: «بلی ای فرزند رسول خدا».پس ایشان چهار پرنده را طلبید که عبارت بودند از: طاووس، باز و کبوتر و کلاغ، و آنها را ذبح فرمود و سرهای آن پرنده ‏ها را نزد خود گذاشت. به دستور آن حضرت استخوان و پر و گوشت آن پرندگان درهم کوفته شد و بعد آنها به چهار بخش تقسیم شده در چهار گوشه خانه گذاشته شد. سپس امام صادق علیه‏ السلام اول طاووس را صدا زد، ناگهان دیدم که از آن چهار بخش، ذره ذره جدا می‏ شد و به هم می ‏پیوست تا طاووس کاملی ساخته شد و سرش نیز به بدنش پیوست. بعد از آن، کلاغ را صدا زد، باز از هر بخشی، ذره ذره به یکدیگر پیوستند تا یک کلاغ کامل شده و سر به بدن ملحق گشت. آن دو پرنده دیگر را نیز به همین طریق صدا زد و اجزاء آنها بهم پیوست تا آن چهار پرنده، زنده و متحرک گردیدند (حدیقه الشیعه)چهار مرغ معنوی راهزن/ کرده اند اندر دل خلقان وطن/ تو خلیل وقتی ای خورشید هُش/ این چهار اطیار رهزن را بکش/ خلق را گر زندگی خواهی ابد/ سر ببر این چهار مرغ شوم و بد/ سر ببر این چهار مرغ زنده را / سرمدی کن خُلق ناپاینده را/ بط و طاووس است و زاغ است و خروس/ این مثال چهار خُلق اندر نفوس/بط حرص است و خروس آن شهوت است/ جاه چون طاووس و زاغ اُمنیّت استانسان اگر بتواند این چهار خُلق مُهلک را که عبارتند از؛ شهوت (خروس)، حرص (اردک که لجن خوار و حرام خوار است)، خودنمایی (طاووس) و آرزوهای طول و دراز (کلاغ که بسیار عمر می کند)، در خود کنترل کند (نه اینکه نابود کند) آنگاه به سعادت خواهد رسید.آتش زدن خانه امام صادق (ع)مفضل بن عمر گوید: منصور عباسى فرمانى به والى خود بر حرمین حسن بن زید (نواده امام حسن مجتبى که معلوم مى‏ شود طرفدار بنى عباس و منحرف از امام صادق بوده) گسیل داشت که خانه جعفر بن محمد را بر سر او آتش بزن. او هم آتش به خانه امام صادق زد و آتش بر در خانه و آستانه آن برافروخت.امام صادق بیرون شد و در میان آن آتش افروخته، گام مى ‏زد و مى‏ فرمود: منم پسر اعراق الثرى (ریشه های خاک. لقب اسماعیل بوده) منم پسر ابراهیم خلیل خدا که آتش نمرود بر او سرد و سلامت گشت. (اصول کافی ترجمه کمره ای جلد ۳ ص ۳۶۷)یکى از شیعیان مى گوید: یک روز بعد از آتش زدن خانه امام صادق(علیه السلام) در مدینه به محضرش رفتم، دیدم بسیار غمگین است، و اشک از دیدگانش بر صورتش مى ریخت، عرض کردم: چرا ناراحت و گریان هستید؟ فرمود: قتى که روز قبل آتش در دالان خانه ام زبانه کشید، با اینکه من در خانه بودم، دیدم بانوان خانه، شیون زنان براى حفظ جان خود از آتش، از این سو به آن سو مى دوند. به یاد ترس و هراس اهل بیت جدم امام حسین افتادم که در روز عاشورا، دشمن به خیمه هاى آنها هجوم کرد، در حالى که منادى دشمن فریاد مى زد، خانه ظالمان را بسوزانید (اصول کافى، ج ۱، ص ۴۷۳).در این دو مساله امام صادق علیه السلام سنگ تمام گذاشته و دو مساله سخت و سنگین (سرد شدن آتش، زنده کردن مردگان) از سوی شیخ الانبیاء ابراهیم خلیل را تفسیر تکوی ...

ادامه مطلب  

40 حدیث از امام جعفر صادق(ع) بخوانید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از پایگاه خبری باشت نیوز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفرى ( شیعه ) در روز 17ربیع الاول سال 83 هجرى چشم به جهان گشود.پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر مى باشد. 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند.کنیه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12 سالگى معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینى کرده است .حدیث اول : من أحب لله و أبغض لله و أعطی لله فهو ممن کمل إیمانه . امام جعفر صادق (ع) : هر که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمن دارد و برای خدا عطاء کند ، از کسانی است که ایمانش کامل است . اصول کافی ، ج 3 ، ص 189حدیث دوم : ان المسلمین یلتقیان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه . امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان که به هم برخورد می کند آن که دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است . اصول کافی ، ج 3 ، ص193 حدیث سوم : جعل الخیر کله فی بیت و جعل مفتاحه الزهد فی الدنیا . امام جعفر صادق (ع) : همه خیر در خانه ای نهاده شده و کلیدش را زهد و بی رغبتی به دنیا قرار داده اند . اصول کافی ، ج 3 ، ص194 حدیث چهارم: اذا أراد الله بعبد خیرا زهده فی الدنیا و فقهه فی الدین و بصره عیوبها و من أوتیهن فقد أوتی خیر الدنیا و الاخرة . امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خیر بنده ای را خواهد او را نسبت به دنیا بی رغبت و نسبت به دین دانشمند کند و به دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلتها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده . اصول کافی ، ج 3 ، ص 196حدیث پنجم: خف الله کأنک تراه و إن کنت لا تراه فإنه یراک . امام جعفر صادق (ع) : چنان از خدا بترس که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند . اصول کافی ، ج 3 ، ص 110حدیث ششم : کان أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه یقول : أفضل العبادة العفاف . امام جعفر صادق (ع) : امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود : بهترین عبادت عفت است . اصول کافی ، ج 3 ، ص 125حدیث هفتم : قال رسول الله : من ترک معصیة لله مخافة الله تبارک و تعالی أرضاه الله یوم القیامة . امام جعفر صادق (ع) : پیامبر خدا فرمود : هر که گناهی را برای خدا و ترس از او ترک کند خدا او را در روز قیامت خشنود گرداند . اصول کافی ، ج 3 ، ص128 حدیث هشتم : قال الله تبارک و تعالی : ما تحبب إلی عبدی بأحب مما افترضت علیه . امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من دوستی نکند . اصول کافی ، ج 3 ، ص 129حدیث نهم : العباد ثلاثة : قوم عبدوا الله عز و جل خوفا فتلک عبادة العبید و قوم عبدوا الله تبارک و تعالی طلب الثواب ، فتلک عبادة الأجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلک عبادة الأحرار و هی أفضل العبادة . امام جعفر صادق (ع) : عبادت کنندگان سه دسته اند : گروهی خدای متعال را از ترس عبادت کنند و این عبادت بردگان است ، گروهی خدای متعال را به طمع ثواب عبادت کنند و این عبادت مزدوران است . دسته ای خدای متعال را برای دوستیش عبادت کنند و این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است . اصول کافی ، ج 3 ، ص 131حدیث دهم : إنما خلد أهل النار فی النار لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا . و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا ، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء . ثم تلا قوله تعالی : " قل کل یعمل علی شاکلته " قال : علی نیته . امام جعفر صادق (ع) : اهل دوزخ از اینرو در دوزخ جاودان باشند که نیت داشتند اگر در دنیا جاودان باشند همیشه نافرمانی خدا کنند و اهل بهشت از اینرو در بهشت جاودان باشند که نیت داشتند اگر در دنیا باقی بمانند همیشه اطاعت خدا کنند پس این دسته و آن دسته به سبب نیت خویش جاودانی شدند ، سپس قول خدای تعالی را تلاوت نمود : بگو هرکس طبق طریقه خویش عمل می کند . فرمود : یعنی طبق نیت خویش . اصول کافی ، ج 3 ، ص 135 - 136حدیث یازدهم : لا تکرهوا إلی أنفسکم العبادة . امام جعفر صادق (ع) : عبادت را به خود مکروه و ناپسند ندارید . اصول کافی ، ج 3 ، ص 137حدیث دوازدهم : ان الله عز و جل إذا أحب عبدا فعمل قلیلا جزاه بالقلیل الکثیر. امام جعفر صادق (ع) : چون خدای تعالی بنده ای را دوست دارد و او عمل کوچکی انجام دهد ، خدا او را پاداش بزرگ دهد . اصول کافی ، ج 3 ، ص 137 – 138حدیث سیزدهم : الصبر رأس الایمان . امام جعفر صادق (ع) : صبر سر ایمان است . اصول کافی ، ج 3 ، ص 140 حدیث چهاردهم : ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من یحب و من یبغض . امام جعفر صادق (ع) : سه چیز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا . اصول کافی ، ج 3 ، ص 192حدیث پانزدهم : من ابتلی من المؤمنین ببلاء فصبر علیه ، کان له مثل أجر الف شهید . امام جعفر صادق (ع) : هر مؤمنی به بلائی گرفتار شود و صبر کند ، اجر هزار شهید برای اوست . اصول کافی ، ج 3 ، ص 146حدیث شانزدهم : محمد بن سلیمان الدیلمی عن أبیه قال : قلت لابی عبدالله - علیه السلام - فلان بن عبادته و دینه و فضله ! فقال : کیف عقله ؟ قلت : لا أدری : فقال : ان الثواب علی قدر العقل . امام جعفر صادق (ع) : سلیمان دیلمی می گوید : به امام صادق - علیه السلام - عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمی دانم . فرمود : پاداش به اندازه عقل است . اصول کافی ، ج 1 ، ص 12حدیث هفدهم : أکمل الناس عقلا أحسنهم خلقا . امام جعفر صادق (ع) : عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست . اصول کافی ، ج 1 ، ص 27حدیث هیجدهم : قال رسول الله (ص ) : إنا معاشر الانبیاء أمرنا أن نکلم الناس علی قدر عقولهم . امام جعفر صادق (ع) : پیامبر خدا (ص ) فرموده است:ما گروه پیامبران مأموریم که با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوئیم . اصول کافی ، ج 1 ، ص27 حدیث نوزدهم : قال رجل له - علیه السلام - ما العقل ؟ قال : ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان . قال : قلت : فالذی کان فی معاویة ؟ فقال : تلک النکراء ، تلک الشیطنة ، وهی شبیهة بالعقل ، و لیست بالعقل . امام جعفر صادق (ع) : شخصی از امام صادق - علیه السلام - پرسید عقل چیست ؟ فرمود : چیزی است که به وسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید . آن شخص گوید : گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نیرنگ است ، آن شیطنت است ، آن نمایش عقل را دارد ، ولی عقل نیست . اصول کافی ، ج 1 ، ص11 حدیث بیستم : عبدالله بن سنان قال : ذکرت لابی عبدالله - علیه السلام - رجلا مبتلی بالوضوء و الصلاة و قلت : هو رجل عاقل ، فقال : أبو عبدالله و أی عقل له و هو یطیع الشیطان ؟ فقلت له : و کیف یطیع الشیطان ؟ فقلت له : سله هذا الذی یأتیه من أی شیء هو ؟ فانه یقول لک من ...

ادامه مطلب  

سریع ترین رایانه های تاریخ در راهند  

درخواست حذف این مطلب
محققان می گویند باید منتظر رایانه هایی باشیم که سرعت عمل آنها برابر قدرتمندترین لپ تاپ هایی است که در دست داریم. به گزارش افتانا (پایگاه خبری امنیت فناوری اطلاعات) طی چهار دهه گذشته صنعت الکترونیک سازی دنیا همواره متأثر از قانون «مور» بوده است که می گوید سرعت و ق ...

ادامه مطلب