ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفت: دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات برنامه ریزی کرده بود و خواستار پخش زنده هم بود، اما جلوی این کار را گرفتیم. انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید.از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد د ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفت: دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات برنامه ریزی کرده بود و خواستار پخش زنده هم بود، اما جلوی این کار را گرفتیم. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند. در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود. سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد. وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت. بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند! مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت. اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم. مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد. ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم. بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود. در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است. درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد! از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد. بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد. مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود. من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟ نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد. استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم. پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم. از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم. بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت. پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند! بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود. تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند. این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود. حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب د ...

ادامه مطلب  

دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات انتخابات برنامه ریزی کرده بود  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید.از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق برابر دارند؛ بنابراین اگر اطلا ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات 96/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حامد حسین عسکری و فهیمه رضیان: انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق ب ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حامد حسین عسکری و فهیمه رضیان: انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق ب ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مهر، در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرکزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.هر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق برابر دارند؛ بنابراین اگر اطلاعاتی داشتند یا خواهان پاسخگویی بودند، باید آن را به کمیسیون تبلیغات ارائه می دادند یا اگر فکر می کردند ایراد اتهامی علیه آنها شده یا تهمتی زده شده، آن را مرجع قضایی پیگیری می کند، اما رسانه ای کردن این مسائل خلاف قانون انتخابات است.این تخلف تقریباً از مناظره اول اتفاق افتاد؛ چرا تا قب ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی فردی بود که دوم خرداد ۷۶ را رقم زد. در دولت اول اصلاحات وی عهده دار وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش بود. برخی منتقدان او می گویند نگاه منفعت طلبانه و اقتصادی او در وزارتخانه اقتصادی «معدن» باعث شد که او در دوره وزارتش بر آموزش و پرورش نظام آموزشی را بر پایه «پول» و «سرمایه» ببندد. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری خاتمی وی به همراه چند تن از وزرای کابینه خود بنیاد باران را پایه گذاشت. مرتضی حاجی یکی از آن وزرا بود. حاجی یکی از اعضای هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز هست. در یک ظهر گرم تابستانی به خیابان «آزادی» می رویم. او هم اکنون مدیرعامل «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران» است. در نزدیکی او به دولت روحانی همین بس که او مسئول ستاد انتخاباتی سال ۹۶ حسن روحانی در «تهران» بود. میزش رنگارنگ است و روی آن کلاه کاسکتی قرار داده است. البته حاجی شخصیتی چند وجهی دارد. هم ورزشکار است هم اقتصاددان. هم وزیر آموزش و پرورش بوده و هم فردی سیاسی که چند دهه ای در عرصه انتخابات در جبهه اصلاحات فعال بوده است. برایمان دمنوش می آورد و چای. مقابل او ظرفی از «خرما» قرار گرفته.از دوران وزارتش بر آموزش و پرورش می گوید. از تلاشش برای تغییر نگاه به کودکان و خردسالان این کشور می گوید و موانعی که باعث می شود بچه ها در مدرسه مدیر نشوند و صرفا وقت بگذرانند. او از سفر سال های ابتدایی وزارتش در آموزش و پرورش به آرژانتین می گوید. از «جمهوری کودکان»؛ محلی که برای بچه های خردسال از همان ایام دولت تشکیل داده بودند و در آن جمهوری بچه ها برای خود رئیس جمهور و قوه مقننه و قضائیه تشکیل داده بودند. تحلیل او این بود که در آن سیستم بچه ها از همان کودکی «مدیر» می شوند و یاد می گیرند که در امور کشور باید چگونه برخورد کنند. مرتضی حاجی معتقد است که اصلاح طلبان با حمایت خود موجب شدند روحانی بر سر کار بیاید. البته او مسئولیت کارهای روحانی را قبول نمی کند و معتقد است: «اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست. بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است.» رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در تهران با خنده می گوید روحانی در مراسم تحلیف یادش رفته بود که نامی از آیت ا…هاشمی و سیدمحمد خاتمی ببرد. او از اینکه باز هم رحمانی فضلی بر مسند وزیر کشوری نشسته ناراحت است و می گوید این یکی از بزرگ ترین انتقادات ما به کابینه است. وی همچنین نبود وزیر زن در کابینه را اشتباهی بزرگ می داند. عضو بنیاد باران، شانس جهانگیری را برای انتخابات ۱۴۰۰ بالا می داند و معتقد است ظریف به علت اینکه فردی اقتصادی نیست به درد نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ نمی خورد البته اگرچه محبوبیت بالایی نزد مردم دارد. وی احتمال اینکه اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات ۹۶ می شد، تا آخر می ماند را کم نمی داند. حاجی همچنین بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب تر از سایر گزینه ها بودند اگرچه همه حدس می زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. در ادامه متن کامل گفت وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بخوانید.ابتدا بحث را با رقابت های انتخابات ۹۶ آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات ۹۶ چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل های سیاسی شناسنامه دار و بعضا بی شناسنامه و خلق الساعه قرار گرفت. من با افشاگری رابطه خوبی ندارمدر انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ تر و بحث ها جدی تر می شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده های یکدیگر را افشا می کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.فکر کنم از سال ۸۴ و دولت احمدی نژاد این افشاگری ها شروع شد.بله. آن صحبت ها که اتهام آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت ها وجود دارد و این مطالب بیان می شود. نقد برنامه ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به شدت به آنها ایمان دارند و علاقه مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی شود.بین کسانی که از فیلترها عبور می کنند و به صحنه می آیند، ۶ نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده ای می تواند در انتظار آنها باشد. به عملکرد روحانی انتقاد وارد بوده و هستانتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به خصوص در بخش تولید ضعف های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه ها هم نسبتا روشن بود، وعده هایی که دلخوشی بی دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می توانست برای خیلی ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بودفکر می کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می کنند که قابل دفاع هم نیست.یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟آن روزها بحث این بود که همه تخم مرغ ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش بینی نشده در آن زیاد رخ می دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت. جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره گیری داشتکار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت ها کنار بکشد. خودش تصمیم به کناره گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟بله. زمانی که مساله صلاحیت ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی تر می توان تصمیم گرفت. جهانگیری پوششی نبود و برای حضور در عرصه جدی بوداگر جهانگیری ابتدای کار کنار می رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود. کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار ندادهمچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته است.کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد. چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی هم گفتند روحانی ۳درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای ۵۰ درصد رسید.نمی خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش گذاری شده و درنهایت تصمیم گیری می شود. در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش های دیگری کمتر بود. جهانگیری به آنچه کرد اعتقاد داشتبرخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می شود و می گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح طلب نیست به قدرت برسد؟جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می شود. اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات می شد امکان داشت که تا آخر بمانددیدارها، سفرها و نشست های تخصصی و بحث های رسانه ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت. امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می داشت؟ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود. اشتباه بزرگ آیت ا… هاشمی در انتخابات ۸۴ این بود که گفت به استان ها سفر نمی کنمباتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره گیری می کرد؟نمی دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره به چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال ۸۴ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی گفتند مردم من را می شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می افتند و نیاز نیست به سفر بروم.البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی افتد. مردم او را می شناختند اما اینکه وی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی کند. شناخت می تواند مکمل باشد اما تعیین کننده رای نیست. این انتقاد وارد است که جهانگیری بین مردم نبود.فرصت نداشت. حتی در طول این ۴ سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟منظورم حضور در عرصه به عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به عنوان مقام رسمی نیست که می خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه ها و درخواست رای از مردم باید انجام می شد. علت اصلی پیروزی روحانی در انتخابات حمایت «اصلاحات» از او بودنقش اصلاح طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می دانید؟فکر می کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح طلبان بودند. فعالیت های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح طلبان بود. در نهایت حمایت بی بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس جمهور نمی شدپس نقش اول را اصلاح طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی افتاد. اصلاح طلبان از روحانی «سهم خواهی حکومتی» نکردنداگر همین اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک تر است حمایت کردند؟اصلاح طلبان نخواستند سهم خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات ۹۶ در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح طلبان شدند. جهانگیری را بیشتر از عارف می توانیم کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنیماین امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح طلبی با خود کاندیدای اصلاح طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.برای ۱۴۰۰ ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید. عارف شخصا کاندیدا شد ولی جهانگیری با اصراردر حالی که نامزد اصلاح طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می شود باز هم اصلاح طلبان کاندیدای خود را کنار می کشند.شاید این دوره بیشتر می توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح طلبان ثبت نام کردند. عارف شخصا تصمیم گرفت که کاندیدای انتخابات ۹۲ شودیعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال ۹۲ نبود؟عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی ای که انجام شد این طور واقع شد.طبیعتا اگر اصلاح طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست. عارف انتخاب اصلاح طلبان برای انتخابات ۹۲ نبوددر انتخابات سال ۸۴ اصلاح طلبان متعددی ثبت نام کردند. اصلاح طلبان باید چه می کردند؟ اگر اصلاح طلبان از قبل باهم هماهنگی می کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح طلبان مشخص شده باشد.همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی ها اصلاح طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.اما عارف می گفت به درخواست خاتمی ثبت نام کرده استاین حرفی که من می گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح طلبان بالا رفت را نمی دانم. جبهه اصلاحات از مجموع ۴۰ الی ۳۰ حزب تشکیل می شود و تعداد زیادی شخصیت های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد. غفوری فرد گفته بود به عارف قول داده است معاون اول شود. اما بعدها روحانی پست های دیگری معرفی کرد که او قبول نکرد.چنین چیزی نیست. هیچ شرطی در آن زمان نبود؛ البته تا آنجا که من خبر دارم. روحانی حتی برای ریاست مجلس از عارف حمایت نکرددر مجلس هم از وی حمایت نشد که رئیس مجلس شود. حتی روحانی هم از او حمایت نکرد و بعضا عارف مطرح کرد که برخی از وزرای اصلاح طلب روحانی به دنبال ریاست لاریجانی هستند.بله. همین طور است. علت خاصی داشت؟این را باید از خودشان پرسید. آیا خود اصلاح طلبان دنبال ریاست عارف بودند؟بله، باید از وزیری که به گونه دیگر عمل کرده پرسید چرا چنین کاری کرده است. دولت در انتخاب ریاست مجلس تک روی کردمی گویند روحانی هم علاقه داشته است لاریجانی رئیس مجلس باشد. شما هم معتقد هستید که لاریجانی مجلس را خوب اداره می کند و توقعات دولت را بهتر برآورده کرده است؟چنین چیزی نیست. به چه دلیلی لاریجانی بهتر اداره می کند؟ مگر عارف قبلا رئیس مجلس بوده که بتوان عملکردها را مقایسه کرد؟ چنین چیزی نیست. به نظرم قدری اینجا تک روی شده و دولتی ها کار خوبی نکرده اند. شاید روحانی می ترسید اتفاقی که برای هاشمی رخ داده برای او هم رخ دهد؛ اینکه مجلس علیه دولت شود و موضع دست اصلاح طلبان بیفتد.به چه دلیل باید اصلاح طلبان چنین کنند؟ اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند که رئیس جمهور شود؛ چرا مجلس باید مخالف او شود؟ لاریجانی در موفقیت روحانی هیچ نقشی نداشتبالاخره انتخابات ۹۶ در پیش بود و این ترس وجود داشت که اصلاح طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح کنند.مگر لاریجانی و تیم وی چند درصد در موفقیت روحانی نقش داشتند؟ چنین نبود. شاید پشت صحنه چنین فکری کرده اند اما من از این موضوع خبر ندارم. این را باید از خودشان پرسید. مسئولیت عملکرد روحانــی با خــودش استقبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند.دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی برعهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند. وارد بحث کابینه شویم. در تحلیف شاهد بودیم که روحانی در صحبت های خود از خاتمی و مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد نکرد. محمد هاشمی، برادر هاشمی یا فاطمه هاشمی، فرزند ارشد هاشمی، گلایه کردند و گفتند در زمان انتخابات روحانی در تمام جلسات و دیدارها اسم او را می بردند و حتی «یا حسین میر حسین» می گفتند یا «خاتمی زنده باد» می گفتند اما الان به تمامی این سخنان پشت کرده و حرف های خود را فراموش کرده اند.مردم می گفتند؛ او که نمی گفت. او در صحبت های خود از آنها یاد می کرد اما الان فراموش کرده است. موافق هستید؟ علت این کار چه بوده است؟نمی دانم، علت را باید خودشان بگویند. ولی فکر نمی کنم لازم باشد در مراسم تنفیذ یا مراسم تحلیف از یکی از این شخصیت ها یاد کند. اینکه روحانی اسم برخی مقامات را در مراسم تحلیف نیاورده است به حساب «غفلت» بگذاریداما از بیت امام تشکر کرد.بیت امام فرق می کند. موقعیت حضرت امام با بقیه متفاوت است. سلیقه ها متفاوت است و برخی معتقدند باید آنجا ذکر می شد ولی خود او صلاح ندان ...

ادامه مطلب  

چرا ظریف کاندیدای پوششی روحانی نشد؟ | قالیباف دوقطبی 88 را زنده کرد و خودش جای احمدی نژاد نشست!  

درخواست حذف این مطلب
غلامحسین کرباسچی در گفتگو با روزنامه شهروند روند انتخابات 96 به نکات جالبی اشاره می کند. او معتقد است که اصولگرایان در انتخابات شروعی خوب داشتند و در ادامه با اشتباهات عدیده روبه رو بودند و همین موضوع را یکی از دلایل پیروزی حسن روحانی عنوان کرد. غلامحسین کرباسچی در گفتگو با روزنامه شهروند روند انتخابات 96 به نکات جالبی اشاره می کند. او معتقد است که اصولگرایان در انتخابات شروعی خوب داشتند و در ادامه با اشتباهات عدیده روبه رو بودند و همین موضوع را یکی از دلایل پیروزی حسن روحانی عنوان کرد.بخشی از این گفتگو را بخوانید: یکی از مباحثی که قبل از انتخابات در فضای سیاسی مطرح می شد، بحث حضور کاندیدای پوششی در کنار آقای روحانی در انتخابات بود. این بحث کاندیدای پوششی از کجا آمد؟ آیا از برنامه های جریان اصولگریی اطلاعاتی موجود بود که بحث کاندیدای پوششی مطرح شد؟از چند جهت این کار لازم بود. جهت نخست این که به نظر می آمد سناریوی جناح مقابل دولت این است که با تاکتیک تضعیف دولت مستقر، بیان نقاط ضعف و طرح مسائل سیاسی و ایدئولوژیک ارزشی که در مجموع گفتمان اصولگرایی را درگیر خود کرده است، وارد انتخابات شود. این وضعیت الزامی را به وجود می آورد که کسی در کنار آقای روحانی باشد که بتواند به لحاظ وقت و فضای حاکم بر مناظره ها از عملکرد دولت دفاع کند. جهت دوم این بود که براساس سازوکار انتخابات در ایران باید پیش بینی هر اتفاقی تا روز رأی گیری می شد. براساس قوانین موجود نهادی به نام شورای نگهبان وجود دارد که می تواند تا آخرین لحظه درباره صلاحیت افراد اظهارنظر کند و این موضوع محدودیت هم ندارد. از سویی دیگر حوادث طبیعی هم همیشه ممکن است برای هر انسانی اتفاق بیفتد. به هرحال نمی شود در عرصه مهمی مانند انتخابات ریاست جمهوری که سرنوشت ٤ سال کشور در آن رقم می خورد به این مسائل فکر نکرد. چرا آقای جهانگیری برای این کار انتخابات شد؟چه کسی باید انتخاب می شد؟ افراد دیگری هم بودند. ظریف، نجفی، عارف یا افراد دیگر. این که در قدم نخست معاون اول دولت به عنوان رقیب انتخاباتی روحانی در رسانه ها مطرح شود، مخاطراتی را با خود به همراه داشت.در سال ٩٢ هم یک بار آقای جهانگیری برای کاندیداتوری مطرح بود، اما با ورود آقای هاشمی به صحنه ورود نکرد. آن سال جمع بندی این بود که ایشان ورود نکند. اما این دور شرایط کمی فرق می کرد. بر سر این موضوع بحث زیاد بود. در جلسات متعددی صحبت شد که حتما کسی که می خواهد وارد این عرصه شود با هماهنگی آقای روحانی کاندیدا شود. آقای جهانگیری هم به سفارش خود آقای روحانی به صحنه آمد. جهانگیری تنها کسی در دولت بود که بر تمام کارنامه دولت در حوزه های مختلف تسلط داشت و همان طور که در مناظره های انتخاباتی هم دیدیم، جهانگیری نشان داد که انتخاب درستی بوده است. او هم بر کارنامه دولت برای دفاع از عملکردش تسلط داشت و هم می توانست از نظرات جریان اصلاح طلب و اعتدال گرا دفاع کند. از لحاظ موقعیتش در فضای سیاسی هم این اطمینان وجود داشت که می تواند از مراحل تشخیص صلاحیت به عنوان رجل سیاسی عبور کند و تایید شود. برای همین بهترین گزینه جهانگیری بود. مثلا اگر آقای ظریف انتخاب می شد امکان داشت نتواند در مسائل اقتصادی تسلط کامل داشته باشد. به مناظره ها اشاره کردید. آقای جهانگیری در مناظره ها شروعی طوفانی داشت. اما در مناظره دوم و سوم کمی متفاوت از مناظره نخست ظاهر شد. در مناظره دوم بیشتر به روخوانی متن هایی که از پیش تنظیم کرده بود، اکتفا کرد و در مناظره سوم هم ترجیح داد روحانی خود پاسخ منتقدانش را بدهد. آیا این به تعبیر من عقب نشینی برنامه ریزی شده بود؟من نمی دانم عقب نشینی تعبیر درستی است یا نه. اما به هرحال آقای جهانگیری قرار بود برای دفاع از آقای روحانی و عملکرد دولت به صحنه بیاید. وقتی به عنوان کاندیدای حامی دولت به صحنه ورود می کند، لازمه اش هماهنگی با آقای روحانی ا ست. درباره مناظره ها هم باید بگویم واقعیت این است که شرایط در مناظره به گونه ای است که دست خود طرف مناظره کننده نیست و بسته به شریط باید تصمیم گیری کرد. گاهی باید تند شد و گاهی هم باید با نرمی پاسخ داد. آقای روحانی در مناظره نخست تلاش داشت مناظره آرام، منطقی و بدون تنش سپری شود، ولی متاسفانه از طرف رقبای ایشان هجمه ها علیه روحانی سنگین بود. به نظرم همین مسأله باعث شد آقای جهانگیری وجهه تهاجمی خود در انتخابات را نشان دهد و به قول شما طوفانی از آقای روحانی دفاع کرد. در مناظره دوم و سوم من فکر می کنم آقای روحانی با توجه به تحلیل مناظره نخست به این نتیجه رسید که نمی توان در مقابل حجم عظیم هجمه ها آرام و منطقی بود و فعال شد و در آن جا آقای جهانگیری به این نتیجه رسید که آقای روحانی می تواند در مقابل این هجمه ها از عملکرد دولت دفاع و آرام تر صحبت کند و فضا را به سمت آرامش هدایت کند. بنابراین با تعبیر عقب نشینی زیاد موافق نیستم و به نظرم برخوردها براساس شرایطی بود که در مناظره ها پیش آمد. شیوه مناظره ها را چگونه دیدید؟به نظرم این شیوه مناظره ها زیاد مفید نیست. در مناظره طرف های مناظره کننده باید از برنامه های خود برای اداره کشور بگویند و برنامه ها نقد شود. این مناظره ها بیشتر شبیه تست و حاضر جوابی و رو کم کنی بود. در وقت ٢ یا ٣دقیقه ای نمی توان برنامه های اقتصادی را طرح یا نقد کرد و می دیدیم طرف های مناظره خود را مقید به نقد برنامه ها نمی دانستند و در وقتی که برای نقد برنامه های همدیگر داشتند به موضوعات خود یا بعضا اتهام زنی علیه سایر کاندیداها می پرداختند. ایراد ندارد که ناگفته ها بیان شود، اما در زمینه خودش باید این صحبت ها مطرح شود. به هرحال من فکر می کنم که دستگاه رسانه ملی باید در شیوه مناظره ها برای دوره های آتی تجدید نظر کند. به رقیب آقای روحانی اشاره کردید. در همان زمان انتخابات شما در رابطه با عملکرد آقای قالیباف گفتید که او درحال دست وپا زدن است. چرا آقای قالیباف باید به این شکل در انتخابات ورود کند؟ تحلیل شما از رفتار انتخاباتی ایشان چیست؟خیلی پیش از آن در مصاحبه ای گفتم که من خیلی بعید می دانم کسی که ٢دوره سابقه حضور در انتخابات ریاست جمهوری را داشته و موفق هم نبوده بتواند برای بار سوم خودش را در افکار عمومی مطرح کند. برخلاف تحلیل من این اتفاق افتاد. تحلیل شما چه بود؟من فکر می کردم کسی مثل آقای قالیباف با توجه به مشورت با نیروهایی که در کنار ایشان چه در رسانه مطبوعاتی وابسته به شهرداری و سایر رسانه ها و نیروهای سیاسی حضور داشتند به انتخابات ورود نکند. به نظر شما چرا او به انتخابات ورود کرد؟من اطلاع دقیقی ندارم که او با چه تحلیل و انگیزه ای در این دوره کاندیدا شد. دیدم اخیرا برخی از دوستان سیاسی با تعبیر فریب خورده از او یاد کرده اند که البته من این تعبیر را نمی پسندم. به هرحال ورود قالیباف در این دور عرصه انتخابات یک اشتباه فاحش بود. او یک زمینه رأی داشت که این دور زیاد همراه او نبود و رفتار انتخاباتی او هم این زمینه را منفی تر کرد. ورود برای بار سوم آن هم با روش تخریبی که تکراری هم بود و سابقه خوبی هم این روش در ذهن افکار عمومی ندارد، درست نبود. آقای روحانی، آقای موسوی نیست، اما قالیباف به گونه ای به روحانی حمله کرد که در جامعه روحانی، جای موسوی و قالیباف، جای احمدی نژاد نشست. این تجربه در کشور ما موجود بود. اگر کسی می خواست خودش را جای کسی بگذارد، باید سعی می کرد خودش را جای کسی بگذارد که در افکار عمومی برد مثبتی دارد، نه کسی که وجهه منفی داشته باشد. بنابراین چرایی ورود قالیباف در این دور هنوز برای من با علامت سوال روبه رو است. آقای قالیباف با شعار دولت ٩٦ درصدی به صحنه رقابت آمد. به نظر می رسد با توجه به این که این یک شعار عوام پسند بود، جامعه از این شعار استقبال کند، اما این گونه نشد. عدم استقبال جامعه به خصوص قشر مستضعف از این شعار را چگونه تحلیل می کنید؟ابتدا این که من نفهمیدم که ملاک ایشان برای این ٤ درصد چه بود! جایی به شوخی گفتم شاید چون انتخابات در سال ٩٦ برگزار می شود، آقای قالیباف هم شعار دولت ٩٦ درصدی را انتخاب کرده است که دیدم آقای روحانی هم از این شوخی در مناظره ها استفاده کرد. ثانیا این حرف و شعار باید توسط کسی مطرح می شد که بتواند یک واقعیت را ب ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» به گزارش روزنامه ایران، آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام.در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتم ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» «ایران» در ادامه نوشت: آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام. در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتمن ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

شیوه مناظرات امام رضا(ع) و درس های آن برای حوزه های علمیه امروز  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری حوزه – تبریز:مناظرات امام رضا(ع) با علمای ادیان و پیروان مکاتب در طول عمر بابرکت شان، فراوان است که مهم ترین آن ها به «هفت مناظره» مشهور است؛ این مناظرات را شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرضا آورده و مرحوم علامه مجلسى نیز در جلد ۴۹ بحار الانوار از کتاب عیون نقل کرده و در کتاب مسند الامام الرضا جلد ۲ نیز آمده است.این مناظرات عبارتند از: مناظره با جاثلیق(عالم بزرگ مسیحی)، مناظره با رأس الجالوت(پیشواى بزرگ یهودیان)، مناظره با هربز اکبر، مناظره با عمران صابى؛ این چهار مناظره در یک مجلس و با حضور مامون و جمعى از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.اما مناظره با سلیمان مروزى که به صورت مستقل در یک مجلس با حضور مامون و اطرافیانش صورت گرفت، مناظره با على بن محمد بن جهم و مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره از دیگر مناظراتی است که از امام رضا(ع) به یادگار مانده است.هر یک از این مناظرات داراى محتواى عمیق و جالبى است که امروزه با گذشت حدود هزار و ۲۰۰ سال از آن تاریخ هم از نظر محتوا و هم از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحث ها رهگشا و بسیار آموزنده و پر بار است.مناظرات امام رضا(ع) نمونه ای از کرسی آزاد اندیشی بود، در آن زمان که اروپا در جهل مطلق به سر می برد در جهان اسلام به ویژه ایران بحث آزاد اندیشی مطرح بود؛ شیوه مناظرات امام رضا(ع) می تواند الگویی برای مباحثه و مناظره در حوزه علمیه باشد. با آیت الله سیدمحمدتقی آل هاشم امام جمعه موقت تبریز، به بررسی شیوه مناظرات حضرت ثامن الحجج(ع) پرداخته ایم که تقدیم شما می شود: یکی از شیوه های هدایتی ائمه(ع)، مناظره و احتجاج با مخالفان بوده است، روش و شیوه مناظره حضرت رضا(ع) و برخوردهای ایشان با مخالفان و مکتب ها و مذهب های مختلف، چگونه بود؟یکی از مسائلی که کاملا امام رضا(ع) در شیوه مناظره اش رعایت می کرد، این بود که به طرف مقابلش میدان می داد، هرگز حضرت در مناظره، حالت تهاجمی نگرفت و شروع به پرسش نکرد؛ بلکه با حوصله فراوان به مخالفان میدان داد تا اگر خواستند، پیشقدم شوند که مناظره ایشان با «رأس الجالوت»، پیشوای بزرگ یهودیان از این نمونه هاست.ممکن است به افراد در آغاز مباحثه میدان داده شود، ولی در پرسش ها محدودیت ایجاد شود و به آنها اجازه پرسش در حیطه خاص داده نشود؛ اما حضرت ثامن الحجج کاملا به مخالف خود آزادی داد و به او اعلام کرد که هر چه می خواهد بپرسد.در برخی مناظرات، ممکن است گاهی خصم از مرز اعتدال خارج شود، در این صورت مروجان و مدافعان اسلام چگونه باید بر خصم خود فائق آمده و مناظره را هدایت کنند؟ روش تربیتی حضرت ثامن الحجج در این مواقع به چه صورت بود؟در این مواقع لازم است با صبر و حوصله، طرف مقابل را رام کرد، حضرت ثامن الحجج در مناظره خودشان از این ویژگی نیز به خوبی استفاده کرده و هرگز برخورد نامناسب طرف مقابل، باعث نشد که از مرز حق و اعتدال خارج شود، بلکه با حوصله تمام و با منطقی قوی، طرف را به تسلیم واداشت.دقت در برخورد و مناظره به خوبی نشان می دهد که تا چه حد امام رضا(ع) در برخوردها حوصله به خرج می داد و هرگز بی ادبی طرف، باعث نمی شد که حضرت نیز تند برخورد کند.مناظره امام رضا(ع) با «حسین بن قیاما» از رؤسای واقفیه و هفت امامی ها نمونه ای از این شیوه است، در این مناظره این شخص با بی ادبی تمام روبه امام رضا کرده و می گوید: «تو امامی؟» و در ادامه ایشان را عقیم می داند اما امام هر بار، مدتی به زمین خیره می شوند و با متانت پاسخ وی را می دهند.آیا شیوه مناظره تک نفره با جمع، شیوه موفقی می تواند باشد؟گاه انسان با جمعی رو به رو می شود که همه مخالف اند، در این موارد شیوه مناظره، می طلبد که از آنان خواسته شود، فردی را به عنوان نماینده خودشان معرفی کنند تا با او مناظره شود، در غیر این صورت، به نتیجه نمی رسد.حضرت رضا(ع) این شیوه را نیز به کار برده است؛ از جمله روزی مأمون، گروهی از فقها و متکلمان را جمع کرد تا با امام هشتم مناظره کنند که حضرت ثامن الحجج از وی خواست یک نفر را به عنوان نماینده معرفی کنند.برای تربیت مناظره گرهای جوان در حوزه علمیه، چه روشی را باید پیش گرفت؟یکی از امور مورد اهتمام حضرت رضا(ع) در مناظره ها، کادرسازی و پرورش نیروهای جوان و باسواد بود، خوب است علمایی که در فن مناظره تخصص دارند، این فن را به دیگران تعلیم دهند تا شاهد ورود طلاب و علمای جوان به فن مناظره باشیم.حضرت رضا(ع) پس از آنکه «عمران صابی» مسلمان شد، روی او سرمایه گذاری و او را برای مناظره با مخالفان آماده کرد، بعد ازاین قضیه، کار عمران این بود که متکلمان، نزد او جمع می شدند، پس او دلایل آنان را ابطال می کرد؛ بدین طریق شاگردان، فن مناظره را می آموختند و کادرسازی صورت می گرفت. چطور می توان روش مناظره حضرت رضا(ع) را در حوزه های علمیه پیاده و عملی کرد؟شیوه مناظرات امام رضا(ع) الگویی مناسب برای مباحثه و مناظره در حوزه اندیشه اسلامی و حوزه های علمیه است، این امام همام به دلیل م ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

ویدیو: قالیباف در مناظره به جهانگیری درباره "کاندیدای پوششی" چه گفت؟  

درخواست حذف این مطلب
در مناظره دوم میان کاندیدای دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری محمد قالیباف خطاب به جهانگیری گفت: ای کاش خود شما اخلاق را رعایت می کردید این از پدیده های عجیبی است که جنابعالی به عنوان معاون اول رئیس جمهور نامزد شده اید. در مناظره دوم میان کاندیدای دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری محمد قالیباف خطاب به جهانگیری گفت: ای کاش خود شما اخلاق را رعایت می کردید این از پدیده های عجیبی است که جنابعالی به عنوان معاون اول رئیس جمهور نامزد شده اید. البته حق شهروندی شما هست شما هم می گویید رقیب هستیم اما مردم باید قضاوت کنند. صداقت شما را مردم چند روز آین ...

ادامه مطلب  

تاکید جهانگیری بر انضباط مالی، اصلاحات اقتصادی، کاهش سود بانکی و ثبات نرخ ارز  

درخواست حذف این مطلب
دولت یازدهم با اتخاذ سیاست هایی در زمینه انضباط مالی و پولی و مدیریت نقدینگی و کنترل انتظارات تورمی با وجود کاهش درآمدهای نفتی توانست ثبات را در شاخص های کلان اقتصادی کشور نگه دارد و پایدار کندخبراقتصادی - اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور در بیست و هفتمین همایش سیاست های پولی و ارزی با محوریت ثبات مالی در سالن همایش های صداو سیما، با تاکید بر تداوم انضباط مالی که از دولت یازدهم در کشور حاکم شده و منجر به کنترل تورم شده است، به ضرورت اصلاحات اقتصادی نظیر مدیریت بدهی دولت، تک نرخی کردن ارز، کاهش نرخ سود بانکی، اصلاحات ساختار بودجه دولت اشاره کرد. علی طیب نیا وزیر اقتصاد افزایش سرمایه بانک ها را از ضرورت ها و اولویت های کشور برشمرد و تاکید کرد که سرمایه گذاری در نظام بانکی از هر سرمایه گذاری دیگر در افزایش رشد اقتصادی کشور اثر گذار تر دانست. ولی اله سیف رییس کل بانک مرکزی نیز با تاکید بر اهمیت حفظ ثبات بازار ارز و پیگیری سیاست یکسان سازی نرخ ارز به فعالیت موسسات اعتباری غیر مجاز اشاره و بر اهمیت تقویت بعد نظارتی بانک مرکزی تاکید کرد.معاون اول رییس جمهور با اشاره به ضرورت های موجود برای برخی اصلاحات اقتصادی نظیر مدیریت بدهی دولت، تک نرخی کردن ارز، کاهش نرخ سود بانکی و اصلاحات ساختار بودجه دولت، گفت: مجموعه ای از اصلاحات اقتصادی در دستور کار دولت دوازدهم خواهد بود و انتظار داریم اقتصاد دانان و نخبگان کشور با نقد سیاست های دولت و ارائه پیشنهادات ما را در این زمینه همراهی کنند. دولت یازدهم با اتخاذ سیاست هایی در زمینه انضباط مالی و پولی و مدیریت نقدینگی و کنترل انتظارات تورمی با وجود کاهش درآمدهای نفتی توانست ثبات را در شاخص های کلان اقتصادی کشور نگه دارد و پایدار کند.وی اظهار داشت: هم اکنون در روزهای پایانی دولت یازدهم قرار داریم و لازم است که ارزیابی دقیقی بر سیاست هایی که در این دوره اتخاذ شده و نیز موفقیت ها و یا عدم توفیقات را به صورت دقیق بررسی کنیم.معاون اول رییس جمهور افزود: با توجه به آنکه در آستانه ی تشکیل دولت دوازدهم هستیم باید در نظر داشته باشیم که مطالبات بیشتری از دولت جدید وجود دارد که بخش قابل توجهی از این مطالبات در حوزه اقتصاد است.معاون اول رییس جمهور اضافه کرد: البته بعضی ها نمی توانند عصبانیت خود را از مردم و رای مردم کتمان کنند. مردم ایران کار بدی نکردند که عده ای اینقدر عصبانی هستند و بر مردم و منتخب ملت می تازند. مردم بر اساس حق قانونی خود و بر اساس قانون اساسی و حقی که انقلاب به آنها داده در انتخابات حضور یافتند و رای و نظر خود را اعمال کردند.لازم نیست اینقدر آسمان و ریسمان ببافید که بگویید ملت در انتخابات اشتباه کردند. در مقطع فعلی نیازمند آن هستیم که دولت قوی تر و توانا تری تشکیل دهیم و نمی خواهیم خود را با این مباحث سرگرم کنیم اما گویا این افراد هدفشان این است که با طرح این گونه مباحث دولت و رییس جمهور را سرگرم کنند. جهانگیری در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: دولت یازدهم با اتخاذ سیاست هایی در زمینه انضباط پولی و مالی و کنترل تورم نشان داد که با وجود تنگناهای مالی ناشی از کاهش درآمدهای نفتی، می تواند ثبات را در شاخص های کلان اقتصاد کشور حفظ کند و این دستاورد بزرگی برای دولت یازدهم بود.کاهش سود بانکی و ثبات نرخ ارز معاون اول رییس جمهور تصریح کرد: دولت یازدهم در کنار سیاست گذاری برای ثبات اقتصادی، برای کاهش نرخ سود بانکی همگام با کاهش تورم نیز تلاش کرد اما بنای دولت بر آن بود که در این زمینه به صورت دستوری عمل نکند اما متاسفانه آنطور که انتظار داشتیم عمل نشد. نرخ سود بین بانکی در زمان آغاز به کار دولت یازدهم حدود ۳۰ درصد بود که در دولت تدبیر و امید تا ۱۷ درصد کاهش یافت اما اخیراً اندکی افزایش پیدا کرده که انتظار داریم مدیران بانک مرکزی و نظام بانکی برای اصلاح این وضعیت با جدیت دست به کار شوند.وی مدیریت بازار ارز و استقرار ثبات در این بخش را از دیگر دستاوردهای دولت یازدهم برشمرد و گفت: در چند سال گذشته تغییری جزئی در نرخ ارز بوجود آمد و عده ای اصرار داشتند که دولت سیاست های خود را تغییر دهد اما دولت سیاست هایی مناسب اتخاذ کرد و توانست تا این لحظه ثبات بازار ارز را حفظ کند.دکتر جهانگیری با یادآوری اینکه در ابتدای دولت یازدهم سه نرخ ارز در کشور وجود داشت، افزود: نرخ ارز مرجع ۱۲۲۶ تومان، نرخ ارز مبادله ای ۲۴۷۰ تومان و نرخ دیگر نرخ آزاد بود که دولت تدبیر و امید در ماه های نخست فعالیت خود، ارز مرجع و مبادله ای را ادغام کرد و هم اکنون دو نرخ ارز در کشور وجود دارد و بر اساس برنامه ریزی ها قرار بود پس از برقراری تعامل میان بانک های کشور با بانکهای بین المللی، در زمانی مناسب برای تک نرخی کردن ارز در کشور گام برداریم که به دلایلی سال قبل این برنامه عملیاتی نشد اما جزو اولویت های دولت دوازدهم خواهد بود. معاون اول رییس جمهور در ادامه با بیان اینکه دولت دوازدهم با چالش های متعددی روبرو خواهد بود، مهمترین چالش امروز پیش روی جامعه در کشور را معضل بیکاری دانست و افزود: نرخ بیکاری جوانان تحصیلکرده کشور بیش از ۲۵ درصد است و با توجه به آنکه حدوداً یک میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی در سال داریم، به اجبار نیازمند آن هستیم که سالانه حداقل یک میلیون شغل ایجاد کنیم تا بتوانیم به مطالبات افراد جویای کار پاسخ دهیم. وی وضعیت معیشتی مردم را از دیگر چالش های پیش روی دولت برشمرد و گفت: بخش وسیعی از مردم کشور از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. اقتصاد ایران باید در منطقه پر تلاطم خاورمیانه که رقبای فراوانی دارد قادر باشد به اقتدار اقتصادی برسد تا صحنه را به رقبا واگذار نکنیم.دکتر جهانگیری افزود: ایران همواره بزرگ منطقه خاورمیانه بوده و هیچ کس نمی تواند این بزرگی را از ایران بگیرد. تاریخ و تمدن ایران، جایگاه والای ایران را تثبیت کرده است. البته ممکن است این روزها برخی کشورهای منطقه با حمایت غرب گرد و خاک کنند اما چیزی از بزرگی ایران کاسته نخواهد شد. معاون اول رییس جمهور اظهار داشت: اگر برای برون رفت از مشکلات و مقابله با چالش ها به دنبال سیاست هایی باشیم که بتواند همه ارکان نظام را در یک جهت قرار دهد، اقتصاد مقاومتی این ویژگی را دارد و مجموعه ای از سیاست های اقتصادی است که هیچ کس در ارکان تصمیم گیری کشور نمی تواند بگوید که با این سیاست ها همراهی نمی کند. همه باید همراهی کنند، قوه قضاییه، دولت و مجلس و همه نهادهای دیگر باید در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی تلاش کنند.وی با اشاره به اینکه در سالهای گذشته رشد سرمایه گذاری در کشور به شدت منفی بوده است، تصریح کرد: برای پاسخگویی به مشکل بیکاری باید از تولید و سرمایه گذاری فزاینده و صادرات غیرنفتی بالا برخوردار باشیم که مانع اصلی پیش روی همه اینها محدودیت تامین منابع مالی است.دکتر جهانگیری اضافه کرد: بخش اصلی تامین منابع مالی در ایران از نظام بانکی و بخش دیگر از طریق بودجه دولت، منابع خارجی و بازار سرمایه تامین می شود. در برنامه ششم توسعه پیش بینی شده که امسال بیش از ۵۰ میلیارد دلار منابع خارجی جذب شود و در برنامه ها و اولویت گذاری های ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی هدف گذاری کرده ایم که ۲۰میلیارد دلار در سال جاری منابع مالی خارجی جذب کنیم و از مسئولین و مدیران اقتصادی کشور انتظار داریم که در این زمینه با جدیت پیگیری کنند.معاون اول رییس جمهور در ادامه با قدردانی از تلاش های نظام بانکی کشور در پیشبرد برنامه های اقتصادی در سال ۹۵ گفت: متاسفانه گاهی در حق مدیران کشور و مدیران نظام بانکی بی انصافی می شود. مدیران نظام بانکی مسئولیت مهمی برای اجرای برنامه های اقتصادی کشور بر دوش دارند و نباید هر مشکل کوچکی را صد برابر بزرگنمایی کرد و بر سر آنها کوبید.وی با یادآوری تاکید مقام معظم رهبری برای احیا و راه اندازی ۷۵۰۰ واحد کوچک و متوسط تولیدی در سال گذشته، گفت: برای تحقق منویات رهبر معظم انقلاب نظام بانکی با همه توان به صحنه آمد و با اینکه هدف گذاری برای ۷۵۰۰ واحد تولیدی بود، در عمل برای بیش از ۲۳ هزار واحد تولیدی تامین سرمایه در گردش صورت گرفت و در سالجاری نیز نظام بانکی برنامه مشابهی را در دستور کار خود دارد که امیدواریم نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته باشد.دکتر جهانگیری همچنین به دستاوردهای صورت گرفته در سال گذشته مبنی بر تکمیل تعداد زیادی از واحدهای تولیدی نیمه کاره، گفت: نخستین بار است که نظام بانکی عهده دار تکمیل واحدهای تولیدی نیمه کاره و نوسازی صنعت کشور شد و امسال نیز قرار است برای واحدهای تولیدی خرد که با اندک سرمایه می توانند فعال شوند و اشتغال قابل توجهی ایجاد کنند، کمک کند.معاون اول رییس جمهور اظهار امیدواری کرد دولت بتواند با کمک اقتصاد دانان کشور سیاست گذاری مناسبی برای عبور از چالش های اقتصادی انجام دهد و بتواند برنامه منسجمی در این راستا در دستور کار خود در دولت دوازدهم قرار دهد.وی یکی از این برنامه ها را اصلاح نظام بانکی عنوان کرد و افزود: دو سال برای این برنامه تلاش شده و هدف اصلی این برنامه آن است که بانک های کشور بتوانند از استانداردهای بین المللی برخوردار شوند تا امکان ارتباط قوی با بانک های بین المللی فراهم شود و بتوانند برای واحدهای تولیدی کشور منابع مورد نیاز را تجهیز کنند. جهانگیری همچنین با اشاره به برنامه ی دیگر دولت تحت عنوان مدیریت بدهی های دولت تصریح کرد: دولت یازدهم در سال آخر فعالیت خود بر این موضوع متمرکز شد و اوراق بدهی با همین هدف تعریف شد که در دولت دوازدهم نیز بصورت دقیق تر دنبال خواهد شد تا دولت بتواند بدهی خود را با پیمانکاران و نظام بانکی تسویه کند.معاون اول رییس جمهور اضافه کرد: اصلاح ساختار بودجه دولت، افزایش درآمدهای دولت بدون ایجاد بار مالی و اصلاح فضای کسب و کار نیز از دیگر برنامه هایی است که در دولت دوازدهم با جدیت دنبال خواهد شد.معاون اول رئیس جمهور با تاکید بر اینکه مدیران نظام بانکی زحمات زیادی را متحمل شده اما همیشه در حق آنها بی انصافی می ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس به نظر شما ریزش رای داشتند و زیاد هم نباید روی این 16 میلیون رای حساب کنند و انتظار داشته باشند که آقای روحانی آنطور که آن ها می خو ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.همان زمان انتخابات گفته می شد اگر رییسی کنار می رفت و قالیباف در انتخابات می ماند، قالیباف رای بیشتری داشت. شما هم این موضوع را قبول دارید؟بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس ...

ادامه مطلب  

اگر برخی از برخوردها نمی بود، در مناظره ها آن طور ظاهر نمی شدم / گفت و گوی ملی را تا آخر پیش می برم »  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری می گوید گفتگوهای ملی را به منظور رفع سوء تفاهم ها تا آخر پیش می برد.متن کامل گفتگوی ایران با جهانگیری در زیر می آید: رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته؛ اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت، برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه 95 آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟ این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات 92 هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد، اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال 92 رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، بویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنا براین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند بخوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز بخوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند. اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتماً می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه؛ حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دوبار درعین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت 4 عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا، رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم. لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست، اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. درنتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد، اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت 8 و 9 شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره 15-20 روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم(باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است، اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالاً در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی. پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود، اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعاً من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها؛ فضا چگونه بود آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم. اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. اما پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال 92 یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال 96 هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساساً ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در 4 سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. بویژه اینکه در 4 سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال 92 هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در 4 سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست.» واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آنکه مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند. اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت 10 صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، بویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است، اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه؛ دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود. زیرا در این توافق ما در مقابل 6 کشور قدرتمند که عضو شورای امنیت بودند و نیز در کنار دشمنی امریکا، توانستیم به آنچه می خواستیم دست یابیم. دومین دستاورد بزرگ دولت این بود که کشور به طور کامل از مسیر خود خارج شده بود و این می توانست کشور را به بحران بکشاند، اما ما با کمترین هزینه کشور را به مسیر صحیح خود بازگرداندیم. نمود این وضع در اقتصاد این است که یک فضای متلاطم، به یک فضای باثبات تبدیل شد. همچنین رابطه متدینین و مراجع با دولت متشنج بود که این امر به یک رابطه مثبت تبدیل شد. در حوزه سیاسی نیز جریان های درون نظام که با هم این نظام را مستقر کرده بودند، به یکدیگر به دید دشمن نگاه کرده و رو در روی هم قرار گرفته بودند. ما سعی کردیم این جریان ها را در مسیر دوستی قرار بدهیم. تفاهم قوای سه گانه از میان رفته و حتی به افشاگری علیه یکدیگر در جلسات رسمی رسی ...

ادامه مطلب  

جهانگیری روحانی را به حاشیه برد  

درخواست حذف این مطلب
مناظره جمعه از نگاه حامیان هر کاندیدا پیروزی همان کاندیدا بود. اما این میان اتفاقی روز جمعه افتاد که شاید ستاد انتخاباتی حسن روحانی پیش بینی آن را نمی کرد. هر قدر حسن روحانی انفعالی حاضر شد جهانگیری توانست با ایفای نقش پشتیبان او توجه حامیان روحانی را به خود جلب کند دفاعی که البته در نهایت به ضرر روحانی خواهد شد و ناتوانی های او را در ارائه گزارش عملکرد چهار ساله اش مشهود می کند. از روز گذشته تردیدها در فضای مجازی و میان حامیان روحانی بالا رفته که آیا جهانگیری باید صرفاً یک کاندیدای پوششی باقی بماند یا آنکه می توان به این گزینه هم خیلی جد ...

ادامه مطلب  

دانلود gmail - نرم افزار موبایل مدیریت جی میل  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: gmail gmail for android google mail android جی میل جیمیل ایمیل گوگل جیمیل برای اندروید آندروید اندروید gmail جیمیل download gmail download gmail for android gmail for android دانلود gmail دانلود gmail برای اندروید gmail برای اندروید نرم افزار gmail برای اندروید جیمیل نرم افزار جیمیل نرم افزار gmail برای htc نرم افزار gmail برای samsung نرم افزار gmail برای motorola نرم افزار gmail برای سامسونگ نرم افزار gmail برای اچ تی سی نرم افزار gmail برای موتورولا نرم افزار جیمیل برای htc نرم افزار جیمیل برای samsung نرم افزار جیمیل برای motorola نرم افزار جیمیل برای سامسونگ نرم افزار جیمیل برای اچ تی سی نرم افزار جیمیل برای موتورولا ...

ادامه مطلب  

دفاعیات روحانی از وزیران پیشنهادی و پرسش نمایندگان در مورد توان وزرا در مقابله با ابرچالش های کشور  

درخواست حذف این مطلب
در معرفی وزرا تحت فشار هیچ جناح و حزبی نبودم البته همه جریان ها پیشنهادات خود را مطرح کردند. شایعات دیگری هم در مورد تهیه لیست با نظر رهبری مطرح شد که درست نبود. من در چینش کابینه دوازدهم مانند کابینه یازدهم عمل کردم. با رهبر انقلاب من سابقه رفاقت ۵۰ ساله و ارادت به ایشان داشته و در همه مسائل مهم با ایشان مشورت می کنم ایشان هم با کمال محبت آنچه که مصلحت کشور است را تذکر می دهند.اقتصاد گردان - مجلس شورای اسلامی امروز(سه شنبه) در دو نوبت صبح و بعد از ظهر کلیات کابینه دوازدهم و برنامه های دولت را با سخنرانی رئیس جمهور در دفاع از این وزرا بررسی کرد.پس از آغاز جلسه علنی مجلس که رئیس جمهور نیز از همان ابتدا در جلسه حضور داشت، اکبر رنجبرزاده با ارائه توضیحاتی در خصوص نحوه اظهارات موافقان و مخالفان و زمانبندی سخنان آنان گفت: براساس قرعه کشی انجام شده که نمایندگانی از هر سه فراکسیون امید، مستقلین ولایی و نمایندگان ولایی حضور داشتند؛ یوناتن بت کلیا نماینده آشوریان، زهرا ساعی نماینده تبریز، بهروز نعمتی نماینده تهران، نبی هزار جریبی نماینده گرگان و احمد همتی نماینده سمنان به عنوان موافق کلیات کابینه حسن روحانی در دولت دوازدهم صحبت می کنند.وی افزود: همچنین محمدرضا صباغیان نماینده مهریز، حشمت الله فلاحت پیشه نماینده اسلام آباد غرب، محمدحسین فرهنگی نماینده تبریز، سیدجواد حسینی کیا نماینده سنقر و محمدمهدی زاهدی نماینده کرمان در مخالفت با کلیات کابینه طی جلسه صبح امروز مجلس صحبت خواهند کرد.بعد از آن نوبت به رئیس جمهور رسید که طبق آیین نامه داخلی مجلس حدود دو ساعت ونیم برای دفاع از وزیران پیشنهادی اش فرصت داشت. البته چون طبق آیین نامه رئیس جمهور می توانست از بخشی از وقت خود در پایان جلسه بررسی صلاحیت وزرا و قبل از رای گیری برای کابینه استفاده کند، حدود دو ساعت و ۴ دقیقه صحبت کرد و ۲۶ دقیقه باقیمانده وقت رئیس جمهور به درخواست وی به اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور اختصاص یافت.سپس رئیس جمهور برای دفاع از وزرای پیشنهادی اش به مجلس پشت تریبون قرار گرفت و ضمن تشکر از مجلس به دلیل مهمان نوازی در مراسم تحلیف گفت: آزادی، آرامش، امنیت و پیشرفت برنامه های اساسی در ۴ سال آینده است.رییس جمهور در مجلس در دفاع از وزیران پیشنهادی اشوی با اشاره به این که «مردم در انتخابات اخیر مسیر اعتدال و برنامه های رئیس جمهور منتخب را برگزیدند»، اظهار داشت: من خود را به تحقق این برنامه ها متعهد می دانم و از حقوق همه مردم چه آن هایی که به من رای دادند و چه آن ها که به دیگران رای دادند صیانت و دفاع می کنم.روحانی تصریح کرد: نقش نمایندگان در مجلس نقش ویژه و تعیین کننده است و رئیس جمهور و نمایندگان وظیفه مشترکی برای تحقق خواست مردم دارند. این وظیفه مشترک هم در تعیین وزرا تجلی می یابد و هم در فراهم کردن فضای حقوقی و قانونی برای اقدام و عمل. کاری که امروز آغاز می کنیم شروع یک همکاری ۴ ساله خواهد بود و وزیرانی که از مجلس رای اعتماد می گیرند باید این اطمینان را داشته باشند که در طول مسیر خدمت خود از حمایت و همکاری مجلس برخوردار خواهند بود. همانطور که رهبری بارها تاکید فرمودند مسائل کشور تنها با همکاری سه قوه و دیگر نهادها حل می شود.پاسخ رئیس جمهور به شایعات در مورد انتخاب وزرای کابینهحسن روحانی گفت: من می خواهم به شایعاتی که در این روزها در مورد کابینه مطرح است پاسخ بدهم. کابینه دوازدهم را با توجه به رویکردها و برنامه های مطرح شده و پس از مشورت های فراوان و ارزیابی علمکردها و براساس کارآمدی و با توجه به جمیع جهات و محدودیت ها موجود انتخاب کرده و به همه آن ها اعتماد دارم.وی ادامه داد: در معرفی وزرا تحت فشار هیچ جناح و حزبی نبودم البته همه جریان ها پیشنهادات خود را مطرح کردند. شایعات دیگری هم در مورد تهیه لیست با نظر رهبری مطرح شد که درست نبود. من در چینش کابینه دوازدهم مانند کابینه یازدهم عمل کردم. با رهبر انقلاب من سابقه رفاقت ۵۰ ساله و ارادت به ایشان داشته و در همه مسائل مهم با ایشان مشورت می کنم ایشان هم با کمال محبت آنچه که مصلحت کشور است را تذکر می دهند.وی خاطر نشان کرد: معرفی وزرا در چارچوب قانون اساسی است و امروز من ۱۷ وزیر را به شما معرفی می کنم و وزیر علوم را نیز در فرصت باقیمانده معرفی خواهم کرد. دلیل آن که وزیر علوم معرفی نشد این است که در ساعات پایانی تهیه لیست وزرا، وزیر پیشنهادی علوم اعلام انصراف کرد و دیگر فرصت نبود فرد جدیدی را معرفی کنیم.برای وزارت آموزش و پرورش سفارش جدی می کنمرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش به بیان سیاست ها و برنامه های اتخاذ شده برای این وزارتخانه پرداخت.روحانی ضمن تقدیر از فانی و دانش آشتیانی وزرای پیشین این وزارتخانه در دولت یازدهم و آرزوی موفقیت برای آن ها با تاکید بر این که «وزارت آموزش و پرورش مهمترین و بزرگترین وزارتخانه است»، گفت: هرچه در این وزارتخانه کار تلاش و سرمایه گذاری کنیم شاهد نتایج بهتری برای جامعه وکشور خواهیم بود.رییس جمهور اظهار داشت: من همانطور که انتظار دارم همه ۱۷ وزرای پیشنهادی از مجلس رای اعتماد کسب کنند، برای وزارت آموزش و پرورش سفارش جدی می کنم؛ چراکه دلم می خواهد وزیر این وزارتخانه بسیار قوی و با حمایت نمایندگان و مجلس مسئولیت بسیار سخت و پیچیده آموزش و پرورش را برعهده بگیرد. آذری جهرمی پرورش یافته فضای بعد از انقلاب استرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به بیان سیاست ها و برنامه های اتخاذ شده برای این وزارتخانه پرداخت.روحانی در دفاع از وزیر پیشنهادی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ضمن تقدیر از محمود واعظی وزیر پیشین این وزارتخانه در دولت یازدهم، اظهار داشت: آقای واعظی زحمات بسیاری کشیدند و کار بزرگی در زمینه دولت الکترونیک و زیرساخت ها انجام دادند. همچنین در زمینه شبکه ملی اطلاعات اقدامات بسیار موثری انجام شده است و فضای کسب وکار و علم و دانش وارتباطات مناسب را در کشور فراهم کرده است که کار بسیار بزرگی بوده است و از افتخارات دولت یازدهم محسوب می شود.رئیس جمهور با بیان این که «ان شاءالله شبکه ملی اطلاعات در دولت دوازدهم به طور کامل فعال خواهد شد» به آذری جهرمی؛ وزیر پیشنهادی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اشاره کرد و گفت: برای این وزارتخانه برای نخستین بار جوانگرایی را تجربه می کنیم. همواره یکی از آرزوهای من در دولت یازدهم موضوع جوانگرایی بوده و به همه وزرا توصیه کرده ام و کتبا نیز در این دولت به آن ها ابلاغ خواهم کرد که تمام وزرا باید در سمت های بالا از تعدادی جوان و زنان استفاده کنند. وزیر اطلاعات عملکرد بسیار خوبی در مقابله با تروریست ها داشته استرئیس جمهور در دفاع از علوی با اشاره به اینکه آشنایی من با وزیر اطلاعات به دوران نمایندگی در مجلس برمی گردد، گفت: وزیر اطلاعات عملکرد بسیار خوبی در مقابله با تروریست ها د اشته است.حسن روحانی به دفاع از سید محمود علوی وزیر پیشنهادی اطلاعات پرداخت و در معرفی وزیر اطلاعات به نمایندگان مجلس اظهار داشت: وزیر اطلاعات باید برای تامین امنیت توام با آرامش تلاش کند. وظیفه وزارت اطلاعات سنگین است. ما به دنبال تامین امنیت و آرامش در کشور هستیم. اگر نحوه ایجاد امنیت دقیق نباشد، آرامش به هم می خورد. بنابراین وزارت اطلاعات می تواند با رعایت کامل حقوق مصرح در قانون اساسی و رعایت حقوق شهروندی، احترام به مردم و برخورد حداقلی، امنیت کشور را تامین کند.رییس جمهور با اشاره به اینکه عملکرد وزارت اطلاعات در مقابله با تروریست ها خیلی خوب بوده است، خاطرنشان کرد: در زمینه رفتار با مجرمان عملکرد وزارت اطلاعات بهتر از قبل شده اما من هنوز رضایت کامل از برخورد ماموران با دستگیرشدگان ندارم. گزارش هایی که در این زمینه به من رسیده مطلوب نیست و آقای علوی باید این مسائل را حل کند.کرباسیان سابقه طولانی در مدیریت رده های بالای اقتصادی کشور داردرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی اقتصاد با اشاره به این که «مسعود کرباسیان سابقه طولانی در مدیریت رده های بالای اقتصادی کشور دارد»، گفت: وی در زمینه علم و دانش و ترجمه و نوشتن کتاب هم موفق بوده است. رشته تحصیلی وی نیز برنامه ریزی و مدیریت است.روحانی در معرفی وزیر پیشنهادی اقتصاد با اشاره به این که «یکی از موفقیت های کرباسیان ساماندهی گمرک بود»، خاطرنشان کرد: گمرک ما خیلی مشکل داشت اما با تلاش های کرباسیان سامانه الکترونیکی در گمرک فعال شد، درآمد گمرک افزایش یافت و با فساد مبارزه شد.رئیس جمهور خاطرنشان کرد: از وزیر اقتصاد مبارزه قاطع با پولشویی و اجرای همه مقررات و آیین نامه های مقابله با پولشویی، مقابله با فسادهای سازمان یافته، اصلاح نظام بانکی، رفع مقررات زائد برای کسب و کار، انضباط مالی، اصلاح نظام مالیاتی و برقراری عدالت مالیاتی، سالم سازی مسیر خصوصی سازی، برقراری دولت الکترونیک و حل مشکلات بیمه را می خواهم. ظریف فردی پرکار، کارشناس و با صبروحوصله زیاد استرئیس جمهور در دفاع از ظریف با اشاره به این که «آقای ظریف فردی با تقوا، پاکدامن، کارشناس در مسائل سیاست خارجی، پرکار و با صبر و حوصله زیاد است»، گفت: مذاکرات طولانی با آن جماعت عجیب و غریب به صبروحوصله زیادی نیاز داشت که ظریف این صبر را داشت و برای ملت کار بزرگی انجام داد.روحانی در دفاع از محمدجواد ظریف با بیان این که «ظریف کار بزرگی انجام داده و توطئه بزرگ دشمنان را خنثی کرد»، گفت: از وزیر امورخارجه و سایر وزرا برای رفع این توطئه دشمنان تشکر می کنم. چندین سال چماق اصل ۷ منشور سازمان ملل بر سر ما بود اما توانستیم آن را از بین ببریم.وی ادامه داد: بعضی فکر می کنند برجام فقط یک مسئله اقتصادی است در حالی که برجام به امنیت ملی ما و برهم زدن توطئه آمریکا هم مرتبط است. امروز ما کار هسته ای انجام می دهیم و دنیا به ما کمک می کند. ما حق هسته ای خود را تثبیت کرده ایم. از سویی منع معاملات نظامی را محدود کرده و از این طریق راه را برای تقویت بنیه نظامی کشور باز کرده ایم.رئیس جمهور با بیان این که «بحث برخی ترامپ و کنگره نیست بلکه با برجام مشکل دارند»، گفت: از ظریف حفظ برجام و استفاده از آن برای کشور، استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای صادرات غیرنفتی، جذب سرمایه و فناوری و تحقق اقتصاد مقاومتی، کاهش مشکلات منطقه ای، انتشار تصویر مناسب از ملت ایران در جهان، کسب جایگاه مناسب در نظام بین المللی و توجه به محیط زیست را خواستارم.وزیر بهداشت برای اجرای طرح تحول سلامت زحمات زیادی کشیدرئیس جمهور در دفاع از قاضی زاده هاشمی با بیان اینکه «وزیر بهداشت زحمات زیادی برای اجرای طرح تحول سلامت کشیده است» گفت: اجرای این طرح بسیار سخت و بزرگ بود.روحانی در دفاع از قاضی زاده هاشمی وزیر پیشنهادی بهداشت با اشاره به اینکه همه دولت باید برای اجرای طرح تحول سلامت تلاش کنند، اظهار داشت: آقای قاضی زاده از کمبود بودجه اوقاتش تلخ می شد، اما الحمدلله مردم از اجرای این طرح راضی هستند.رییس جمهور گفت: از وزیر بهداشت ساماندهی نظام تشخیص، اجرای پرونده الکترونیک سلامت، سطح بندی خدمات، حذف همپوشانی های بیمه و توسعه توریسم سلامت را می خواهم.روحانی در دفاع از وزیر پیشنهادی تعاون، کار و رفاه اجتماعی: ربیعی کارگر بوده و طعم مضیقه را چشیده استرئیس جمهور در دفاع از ربیعی؛ وزیر پیشنهادی تعاون، کار و رفاه اجتماعی با بیان این که «آن هایی که سختی ندیده اند حس نمی کنند مضیقه چیست»، گفت: وزیر تعاون طعم مضیقه را در زندگی چشیده است و خودش کارگر بوده است.رئیس جمهور اظهار داشت: ربیعی در زمینه سیستم رفاه اجتماعی برنامه و فکر خوبی داشته که باید آن را ادامه دهد. آوایی فرد معتدلی استرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی دادگستری با اشاره به اینکه «آوایی شخصیت شناخته شده در حوزه قضایی است» گفت: هرچه درباره آوایی شنیده ایم از اعتدال وی بوده است.روحانی با اشاره به سابقه آشنایی خود با آوایی از اوایل انقلاب، اظهار داشت: هر وقت آوایی چیزی می گفت برای ما اطمینان آور بود زیرا به روحیه اعتدالگری وی اعتقاد داشتیم.رئیس جمهور گفت: من از آقای آوایی توجه به حقوق بشر و حقوق شهروندی، مبارزه با فساد، بهبود سازمان تعزیرات و توجه به مسائل حقوقی ایرانیان خارج از کشور را می خواهم. شریعتمداری جزو مدیران برتر کشور استرئیس جمهور در دفاع از وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: انتظار داریم تا وزیر معرفی شده صنعت، معدن و تجارت با سه معاون قبلی خود بتواند به بهبود فضای کسب و کار و مبارزه جدی با فساد بپردازد.روحانی اظهار داشت: شاید این که برخی به آقای نعمت زاده می گویند پدر علم صنعت، نادرست نباشد. درست است که ایشان شیخ الوزرای ما در دولت یازدهم بودند اما همیشه در تلاش و سفر برای پیشبرد امور بودند.وی با اشاره به دلایل معرفی شریعتمداری به عنوان وزیر آتی صنعت نیز گفت: محمد شریعتمداری امروز برای قبول کردن این مسئولیت معرفی شده است. ایشان جزو مدیران برتر هستند. در دولت قبل معاون اجرایی رئیس جمهور بوده است. صالحی به مسائل حوزه و دانشگاه مشرف استرئیس جمهور در دفاع از سید عباس صالحی گفت: وقتی وظیفه ای بر عهده دولت و وزارت ارشاد است دستگاه های دیگر حق مداخله در امور کشور را نباید داشته باشند. اگر این حق وجود دارد بهتر است مجلس شورای اسلامی وظیفه را به همان نهادها واگذار کند نه به دولت.روحانی با تشکر از دو وزیر پیشین این وزارتخانه اظهار داشت: علی جنتی و دکتر صالحی امیری تلاش های زیادی برای پیشبرد اهداف وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داده اند.وی ادامه داد: امروز سیدعباس صالحی مسئولیت را بر عهده می گیرد. این در حالی است که ما ۴ سال از حضور ایشان در همین وزارتخانه استفاده کرده ایم. ایشان اشراف خوبی به شرایط حوزه و دانشگاه دارد. امیر حاتمی کاملا به امور وزارت دفاع مسلط استرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: امیر حاتمی سال ها جانشین این وزارتخانه بوده و کاملا به امور آن مسلط است.روحانی ضمن تقدیر از سردار حسین دهقان وزیر دفاع دولت یازدهم بخاطر فعالیت های انجام شده در این دوره تاکید کرد: امیر سرتیپ حاتمی شخصیتی است که در رده های مختلف ارتش و در صف و ستاد حضور داشته است. ایشان همچنین در ستاد کل نیروهای مسلح نیز حضور داشته و مدت زیادی را با آقای سردار باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح همکاری داشته است و از این به بعد نیز در کنار ایشان فعالیت خواهند داشت.با حضور آخوندی در بخش مسکن شاهد حرکت بسیار خوبی خواهیم بودرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی راه و شهرسازی دولت دوازدهم گفت: ان شاءالله در دولت دوازدهم در بخش مسکن شاهد حرکت بسیار خوبی خواهیم بود.روحانی اظهار داشت: آقای عباس آخوندی وزیر بسیار فعالی در دولت یازدهم بود، گرچه نتوانستیم با ایشان در بخش مسکن به توافق نهایی برسیم اما در دولت دوازدهم توجه به مسکن اولین موضوعی است که من از او می خواهم.روحانی با بیان اینکه یکی از مشکلات آقای آخوندی در استان تهران شهرداری این شهر بود که مشکلات آن هیچگاه هم حل نشد، افزود: با توجه به شورای شهر جدید و انتخاب شهردار جدید در تهران امیدواریم هماهنگی ها میان مجموعه شهر تهران و وزارت راه و شهرسازی افزایش یابد.زنگنه با تخصصش ایران را در حوزه گاز خودکفا کردرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی نفت گفت: دیدیم که با قطع گاز وراداتی از سوی خارج ما به مشکل برنخوردیم. زنگنه در این حوزه اقدامات موثری داشته است.روحانی اظهار داشت: بیژن زنگنه کار بسیار بزرگی در حوزه نفت انجام داده است. من در آغاز دولت یازدهم در مجلس عرض کردم که به چه دلیل اصرار دارم در حوزه نفت ایشان وزیر باشند. من از تخصص و خبرگی ایشان باخبر هستم.بیطرف در زمینه وزارت نیرو تجربه و مهارت بسیاری داردرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی نیروی دولت دوازدهم گفت: آقای بیطرف سال ها در زمینه وزارت نیرو تجربه و مهارت بسیاری دارند.روحانی به اقدامات انجام شده از سوی حمید چیتچیان وزیر این وزارتخانه در دولت یازدهم اشاره و با تشکر از او اظهار کرد: آقای مهندس چیتچیان کار بسیار بزرگی در بخش آب و برق انجام دادند. ایشان در مناطق استراتژیک کارهای عظیمی کرد.رئیس جمهوری با اشاره به پیشنهاد حبیب الله بیطرف به عنوان وزیر نیروی دولت دوازهم اظهار کرد: آقای بی طرف سال ها در زمینه وزارت نیرو تجربه و مهارت بسیاری دارند.روحانی در دفاع از وزیر پیشنهادی کشور: رحمانی فضلی برای هماهنگی با افراد و نهادهای مرتبط با وزارت کشور سعه صدر خوبی داردرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی کشور گفت: رحمانی فضلی توانست سه انتخابات را با موفقیت برگزار کند و از سوی دیگر ایشان برای هماهنگی با افراد و نهادهای مرتبط با وزارت کشور مثل شورای نگهبان سعه صدر خوبی دارد.وی افزود: من از ایشان می خواهم برای تقویت و انسجام ملی در سطح ملی در بخش های مختلف از زنان و اهل سنت استفاده کنند. برای ما شیعه و سنی، بلوچ و کرد فرقی ندارد. ما انتظار داریم بستر برای نقش آفرینی زنان، توسعه مناطق مرز، مبارزه با قاچاق کالا، مبارزه با خشونت وافراطی گری و امثال آن فراهم شود.حجتی وزیری شایسته و مسلط استرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی گفت: حجتی وزیری است که به موضوع کارش تسلط دارد و در دوران وزارتش هم تحولات خوبی در این حوزه انجام داده است.روحانی اظهار داشت: حجتی در دوران دولت یازدهم نیز مسئولیت این وزارتخانه را بر دوش داشته و در این دولت هم باز این مسئولیت به ایشان واگذار شده است. به حق که ایشان وزیر شایسته ای و به موضوع مسلط هستند.وی ادامه داد: آقای حجتی در حوزه وزارت کشاورزی تحولات خوبی انجام داده اند. او کسی بود که بعد از سال ها ما را در گندم خودکفا کرده و در حوزه هایی مثل شکر، ماهی های در قفس، دانه های روغنی، مزارع مدرن و صرفه جویی در آب اقدامات مفیدی انجام داده است. سلطانی فر دغدغه جوانان را به خوبی می شناسدرئیس جمهور در دفاع از وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان دولت دوازدهم گفت: آقای مسعود سلطانی فر ۳۵ سال در سمت های مختلف فعالیت داشته اند و دغدغه جوانان را به خوبی می شناسند.روحانی ضمن تقدیر از اقدامات محمود گودرزی به عنوان یکی از وزرای ورزش و جوانان دولت یازدهم اظهار کرد: آقای مسعود سلطانی فر ۳۵ سال در سمت های مختلف فعالیت داشته اند و دغدغه جوانان را به خوبی می شناسند.وی اظهار کرد: آقای سلطانی فر باید تا روزی که مجلس شورای اسلامی استقلال سازمان ملی جوانان را ا ...

ادامه مطلب  

نمی توانیم گمانه زنی کنیم توفیق دولت دوازدهم قطعی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، مناظره بررسی کابینه دوازدهم با حضور مهدی فضائلی کارشناس مسائل سیاسی و محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران عصر امروز (یکشنبه) در استودیوی خبرگزاری فارس برگزار شد.این نشست که به موضوع روند رأی اعتماد به کابینه دوم حسن روحانی و رویکردهای سیاسی، اقتصادی کابینه می پردازد، به صورت زنده از طریق سایت و کانال خبرگزاری فارس پخش شد.در ابتدای این نشست فضائلی در ارزیابی خود از کابینه جدید روحانی، اظهار داشت: ما در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم و انتظار این است در همه عرصه ها به یک رشد 40 ساله ای رسیده باشیم، یکی از مسائلی که می تواند نشانه این رشد و بلوغ باشد نوع مواجهه ما با پدیده های مهم سیاسی ازجمله تشکیل دولت دوازدهم است. *نگاه ما به دولت ها باید بر اساس منافع کشور و منافع نظام باشداین کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: ممکن است برخی در یک نگاه کوته بینانه و با نگرش سطحی از اینکه دولتی به عنوان رقیب سیاسی آن ها موفق نباشد، خوشحال شوند درحالی که باید طرز نگاه ما به دولت ها بر اساس منافع کشور و منافع نظام باشد. چراکه قبل از اینکه هر دولتی به یک جریان سیاسی وابسته باشد دولت جمهوری اسلامی است.وی بابیان اینکه حتماً وضعیت و عملکرد دولت های قبلی در عملکرد دولت بعدی مؤثر است، افزود: ما اگر منافع سیاسی و جناحی خود را در طول منافع نظام تعریف کنیم حتماً باید برای موفقیت این دولت دعا کنیم تا وعده های آن ها محقق شود.فضائلی در ادامه اظهار داشت: حتماً وضعیت و عملکرد دولت قبل در اقدامات و عملکرد دولت بعدی مؤثر است و اینکه دولت در چه شرایطی کار را تحویل گرفته بسیار مهم است هرچند چند نکته در این زمینه وجود دارد.* وقتی خاتمی دولت را از مرحوم هاشمی تحویل گرفت نقدهای جدی درباره عملکرد آن دولت وجود داشتاین کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه هیچ کدام از دولت ها که مابعد از انقلاب داشته ایم در فضای رقابتی نمی گویند که ما دولت را در شرایط خوبی تحویل گرفتیم، افزود: معمولاً مبنای هر دولت این است که جریان قبلی نتوانسته کشور را خوب اداره کند، همان طور که وقتی آقای خاتمی دولت را از مرحوم هاشمی تحویل گرفت نقدهای جدی درباره عملکرد آن دولت وجود داشت.وی تأکید کرد: ما باید دولت ها را مبتنی بر وعده هایی که داده اند ارزیابی کنیم، آقای روحانی دولتی را تحویل گرفته و بر اساس آن وعده هایی را به مردم داده است اما اینکه مجدد برخی مباحث به دولت قبل ارجاع داده شود بخصوص در دولت دوازدهم این امر قابل تأیید نیست.* دولت یازدهم چندان توفیق اقتصادی نداشتفضائلی با تأکید مجدد بر اینکه باید معنای ارزیابی تحقق وعده ها باشد، تصریح کرد: دولت یازدهم چندان توفیق اقتصادی نداشت و ما امیدواریم دولت دوازدهم از تجارب خود استفاده کرده و اتفاقات مثبتی رقم بخورد.این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به عملکرد دولت اول و دوم خاتمی، اظهار داشت: دولت اول آقای خاتمی ازلحاظ اقتصادی عملکرد ضعیفی داشت چراکه درگیر مسائل سیاسی بود و آن زمان به تعبیر مرحوم هاشمی هرروز یک بمب در روزنامه ها منفجر می شد که البته برخی از آن ها را نیز آقای عطریانفر اداره می کرد، هرچند آن زمان دولت اصلاحات طرف آقای هاشمی بود.وی یادآور شد: آقای خاتمی باتجربه ای که از دولت اول خود و پس از درگیری های سیاسی به دست آورده بود دولت دومش را به فضای اقتصادی برد و ما شاهد اتفاقات مثبت اقتصادی در آن دوره بودیم؛ لذا اگر همین رفتار در دولت آقای روحانی وجود داشته باشد کشور معطل نخواهد ماند.فضائلی با اشاره به موضوع برجام خاطرنشان کرد: علی رغم ضرورتی که برجام برای کشور داشت اما ما نباید کشور را سه سال معطل برجام نگه می داشتیم؛ بنابراین امیدواریم این تجربه در دولت دوازدهم بکار گرفته و به موضوع اقتصاد توجه شود.*سرمایه گذاری خارجی باید بیاید اما نه با معطل گذاشتن کشوراین کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به سخنان امروز روحانی در دفاع از وزرای خود سرمایه گذاری خارجی و فناوری را امری لازم برای کشور برشمرد و گفت: سرمایه گذاری خارجی باید بیاید اما نباید با معطل گذاشتن کشور فرصت ها را از بین ببریم.وی درباره برخی رفتارهای نمایندگان در مجلس شورای اسلامی و ثبت نام به عنوان مخالف و سخنرانی به عنوان موافق اظهار داشت: این مسئله جدید نیست و قبلاً هم سابقه داشته است و بخشی از این امر ناشی از مشکلات آیین نامه ای و بخشی نیز ناشی از مشکلات رفتاری نمایندگان است.فضائلی بابیان اینکه نقش لابی در رأی آوردن برخی وزرا حتماً مؤثر بوده است درعین حال تصریح کرد: مجموعه ای از عوامل در رأی مجلس دهم و 16 وزیری که رأی اعتماد گرفتند مؤثر بوده و لازم است نقش این لابی، کار کارشناسی و دفاع از برنامه و عملکرد به صورت جداگانه بررسی شود.فضائلی در ادامه و در پاسخ به اظهارنظر عطریانفر در این مورد که جریانات سیاسی می توانند باهم به گفت وگو بپردازند، اظهار داشت: از این فرصت باید استفاده کرد که دو جریان به هم نزدیک تر شوند و به صورت کلی با این اظهارات آقای عطریانفر موافقم چون این گفت وگوها را برای کشور مفید می دانم که جریان های سیاسی گفت وگوهای مفید و سازنده ای را داشته باشند و به نقاطی برسند که ماحصل آن فضای خوبی برای رقابت های سیاسی ایجاد کند. وی در پاسخ به سؤال مجری برنامه با این عنوان که چرا علیرغم اینکه آقای عطریانفر تأکید بر گفت وگوهای سیاسی بین جریان ها دارند، جریانی در سال 88 بدون در نظر گرفتن منافع ملی دست به اعتراضات غیرمعقول و آشوب های خیابانی زد، اظهار داشت: اتفاقات مشابه سال 88 که هزینه ها و خسارات زیادی به کشور از باب یک بدفهمی از شرایط توسط یک جریان سیاسی بر کشور تحمیل شد و این جریان تصور کرد از آن طریق و با به هم زدن بازی به قدرت می رسد و شرایط برمی گردد، عقلای این جریان اکنون متوجه شدند که رفتارشان پرهزینه بوده و اکنون می پذیرند که کار عقلانی نبود.کارشناس مسائل سیاسی افزود: البته هستند کسانی که به رغم اینکه می دانند اشتباه کرده اند ولی حاضر به این نیستند که به اشتباه خود اذعان کنند و اگر می پذیرفتند اکنون فضای سیاسی کشور بهتر از این بود.فضائلی با تأکید بر اینکه نیروهای اصلاح طلبی که علاقه مند به کشور و نظام هستند می توانند با نیروهای اصولگرا گفت وگو کنند، تصریح کرد: من معتقدم با این طرف و آن طرف ایستادن و با خط کشی ها چیزی به دست نمی آوریم. وی در پاسخ به این بخش از اظهارات عطریانفر که گفته بود روحانی یک شخصیت اصولگرا است، خاطرنشان کرد: این با بخشی از ادعاهای جریان اصلاحات سازگاری ندارد جریان اصلاحات مدعی است که جریان اصولگرا با توجه به نتایج دو انتخابات گذشته با اقبال روبه رو نیست و شکست خورده است. اگر آقای عطریانفر و جریان اصلاحات بپذیرد که روحانی اصولگراست اینجا یک تناقض به وجود می آید.فضائلی درعین حال با تأکید بر اینکه روحانی را با بخش هایی متعددی از شاخص های اصولگرایی منطبق نمی دانم، خاطرنشان کرد: روحانی امروز با روحانی دهه 60 و بخش هایی از دهه 70 متفاوت است و شاید برای توصیف شرایط ایشان بتوان به مرحوم هاشمی رفسنجانی اشاره کرد، هاشمی پایه گذار خاستگاهی است که اکنون آقای روحانی در آن قرار دارد و امروز کسی آقای هاشمی را اصولگرا نمی داند هرچند شاید عده ای بگویند آقای هاشمی از اول اصولگرا بوده است. کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: امروز روحانی را چه به اعتبار ارزش های اصولگرایی و چه به اعتبار ساختار اصولگرایی اصولگرا نمی دانم چون ایشان فاصله های قابل توجهی با معیارهای اصولگرایی دارند. *اصلاحات دنبال سهم خواهی از روحانی بوده و هستوی در بخش دیگری از اظهارات خود بابیان اینکه نکته دیگر مسئله سهم خواهی از آقای روحانی است تصریح کرد: اصلاحات دنبال سهم خواهی از روحانی بوده و هست و هم اخبار پشت صحنه و هم مصاحبه های شخصیت های اصلاح طلب این مسئله را تأیید می کنند.وی با اشاره به عدم معرفی وزیر علوم توسط روحانی برای رأی اعتماد از مجلس خاطرنشان کرد: یکی از مهم ترین دلایل بی وزیر بودن وزارت علوم به عنوان یکی از مهم ترین وزارتخانه های کشور این است که اصلاحات همواره دنبال این بوده که این وزارتخانه را در اختیار خود داشته باشد و اکثریت قریب به اتفاق وزرای بعد از انقلاب اصلاح طلب بوده اند و حتی این مسئله در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی نیز وجود داشت. هر زمان که وزیر علوم دولت اصلاح طلب بوده مشکلاتی در دانشگاه ها ازنظر سیاسی به وجود آمده و الان هم نیز عده ای همان وضعیت را دنبال می کنند.فضائلی در بخش دیگری از این نشست با اشاره به عدم رأی آوری حبیب الله بیطرف در جریان رأی اعتماد مجلس اظهار داشت: به نظر من هم روحانی نتوانست دفاع خوبی از بیطرف کند و هم بیطرف ارائه خوب و موفقی به مجلس نداشت. کارشناس مسائل سیاسی همچنین با اشاره به بخشی از اظهارات عطریانفر مبنی بر تعامل روحانی و رهبر انقلاب در مورد انتخاب برخی از وزرای کابینه تصریح کرد: اینکه آقای عطریانفر می گویند وزارت خارجه اطلاعات و دفاع با هماهنگی رهبر انقلاب انجام شده باید بگویم این هماهنگی نسبی است و کسی نمی تواند بگوید وزرای خارجه اطلاعات و دفاع قبلی یا فعلی منصوب رهبری هستند و در تعاملی توافق صورت می گیرد و وزیری که معرفی می شود وزیر رئیس جمهور است.* روحانی و اصلاحات باید پاسخگوی عملکرد دولت دوازدهم باشندوی همچنین با اشاره به بخش دیگری از اظهارات عطریانفر پیرامون نقش جهانگیری در دولت روحانی تصریح کرد: در فرآیندی که کابینه برای تعیین شدن طی می کرد به شرایطی رسید که جهانگیری می خواست از روحانی جدا شود ولی این اتفاق نیفتاد و نظر جهانگیری تغییر کرد فرد دیگری غیر از آقای کرباسیان مدنظر روحانی بود که آن فرد مورد اعتراض جهانگیری قرارگرفته بود ولی درنهایت با انتخاب آقای کرباسیان آقای جهانگیری در دولت دوازدهم باقی ماند.فضائلی تأکید کرد: هم روحانی و هم اصلاحات باید پاسخگوی موفقیت و یا خدایی ناکرده عدم موفقیت دولت دوازدهم باشند. کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سؤال مجری برنامه که آیا کابینه دوازدهم کارآمدتر از کابینه سابق خواهد بود، گفت: باید ابراز امیدواری کنیم که به دلایلی همچون تجربه ارزشمند 4 ساله و به به کارگیری آن و اینکه به نظر می آید این دولت نباید حاشیه ساز باشد و معطوف به کار باشد و با توجه به اینکه فضای کشور را خوب می بینم و امیدوارم طوری باشد که نتیجه خوبی حاصل شود. فضائلی در پاسخ به این بخش اظهارات عطریانفر که گفته بود اصولگرایان از احمدی نژاد دفاع کردن و احمدی نژاد گزینه اصولگرایان بود، تصریح کرد: اصولگرایان در دور اول از احمدی نژاد دفاع نکردند و در دور دوم هم همه چهره های شاخص پشت آقای احمدی نژاد نبودند. در نشستی که جریان اصولگرایی نامزد خود را مشخص کرد ولی آقای احمدی نژاد به آن جلسه نیامد.وی همچنین بابیان اینکه در برخی اظهارنظرها توسط برخی از وزرای پیشنهادی این عنوان شد که اشتغال وظیفه وزارتخانه من نیست، خاطرنشان کرد: تا زمانی که این نگاه در دولت درست نشود نمی توان امیدی برای بهبود داشت.* همه وزرای دولت باید یکی از وظایف خود را ایجاد اشتغال بدانندکارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر اینکه همه وزرای دولت باید یکی از وظایف خود را ایجاد اشتغال بدانند، گفت: اینکه کسی خود را موظف در این زمینه نداند خطاست و باید آن را اصلاح کند.فضائلی با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر سه مؤلفه معیشت و اقتصاد، تعامل با همه جهان و صلابت در برابر سلطه طلبان که اخیراً مطرح کردند خاطرنشان کرد: اگر به این سه مؤلفه توجه شود شاهد دستاوردهای خوبی خواهیم بود و دولت باید نشان دهد که به معیشت، تعامل با جهان و اقتصاد اهمیت می دهد. اینکه فقط به چند کشور محدود شویم تعامل با جهان نیست و متأسفانه امروز شاهد هستیم در وزارتخانه ای چون نفت تعامل با جهان نیست و جهت گیری سوم نیز که صلابت در برابر سلطه طلبان است باید توسط دولت دوازدهم مدنظر قرار گیرد.عطریانفر: سر اصلاح طلبان در جریان کابینه کلاه نرفته/ «بیطرف» هیچ علاقه ای به عضویت در کابینه نداشتبه گزارش فارس، در ادامه این نشست عطریانفر طی سخنانی اظهار داشت: دولت ها دارای اهداف بلندمدت و کوتاه مدت هستند که هرکدام آثار و تبعات خود را دارند.عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی افزود: مدیریت اجرایی حکم می کند ما در مقام تعمیم منافع بلندمدت دولت ها حتماً باید پیوندی تمام عیار بین آنچه دولت فعلی عمل می کند با دولت های پیشین و آتی قائل باشیم.عطریانفر معتقد است که دولت ها در مقام تأمین منافع پایدار و بلندمدت خود حتماً باید در راستا و همسو با آهنگ عمومی نظام که برگرفته از تاریخ چند ده ساله آن است در تاکتیک ها و عملیات اجرایی کوتاه مدت خود روش و سرعت مختص به خود را دارند.این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: در کشورهای دیگر هم که رقابت ها نوعی رقابت حزبی و گروهی است احزاب رقیب یک افق بلندمدت تر را تعقیب می کنند و همسویی دارند؛ چون در مقام تعقیب هدف اصلی منافع مردم است و آن ها در این جهت حرکت می کنند چون مردم یک مجموعه ثابت و پایدار هستند؛ بنابراین در مقام گفتار نیز همان چیزی را می گویند که دولت پیشین و رقیبشان می گفت.وی توضیح داد: اگر مقایسه کنیم می بینیم که شعارها چه در دولت احمدی نژاد، خاتمی، هاشمی و روحانی همگی در قالب شعار قابل دفاع هستند؛ اما مردم در پایان هر دولت بررسی می کنند که بین آنچه گفته و عمل شده چه فواصلی وجود دارد.عضو شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان در پاسخ به این پرسش که شما یکی از مدافع سرسخت کابینه دوازدهم بوده اید و تأکید داشته اید که کابینه دوازدهم با وعده های رئیس دولت سنخیت دارد؛ بنابراین یکی از مشکلات جدی مردم موضوع اقتصاد است و برخی ها معتقدند که این تغییر با شعارهایی که داده شد هماهنگ نیست؛ به نظر شما آیا وعده های جدید آقای روحانی و منابع اقتصادی مردم تحقق می یابد یا خیر گفت: آرزو می کنیم که تأمین شود.*نمی توانیم گمانه زنی کنیم که توفیق در دولت دوازدهم قطعی استعطریانفر خاطرنشان کرد: ما نمی توانیم نیت خوانی و گمانه زنی کنیم که توفیق در دولت دوازدهم قطعی است چراکه این را بازی کردن با افکار عمومی می دانیم. ما باید در مقام پاسخ دادن سؤال بررسی کنیم که در چه نقطه ای قرار داریم.به باور وی پدی ...

ادامه مطلب  

دانلود google maps - نرم افزار موبایل مکان یابی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: google maps نقشه گوگل download google maps download google maps for ios google maps for ios دانلود google maps دانلود نقشه گوگل download google maps for iphone google maps for iphone download google maps for ipad google maps for ipad download google maps for ipod google maps for ipod download نقشه گوگل download نقشه گوگل for ios نقشه گوگل for ios دانلود نقشه گوگل download نقشه گوگل for iphone نقشه گوگل for iphone download نقشه گوگل for ipad نقشه گوگل for ipad download نقشه گوگل for ipod نقشه گوگل for ipod دانلود google maps برای iphone google maps برای iphone دانلود google maps برای ipad google maps برای ipad دانلود google maps برای ipod google maps برای ipod دانلود نقشه گوگل دانلود نقشه گوگل برای ios نقشه گوگل برای ios دانلود نقشه گوگل دانلود نق ...

ادامه مطلب  

دانلود chrome - نرم افزار موبایل گوگل کروم  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: chrome گوگل کروم download chrome download chrome for android chrome for android دانلود chrome دانلود chrome برای اندروید chrome برای اندروید نرم افزار chrome برای اندروید گوگل کروم نرم افزار گوگل کروم نرم افزار chrome برای htc نرم افزار chrome برای samsung نرم افزار chrome برای motorola نرم افزار chrome برای سامسونگ نرم افزار chrome برای اچ تی سی نرم افزار chrome برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گوگل کروم برای samsung نرم افزار گوگل کروم برای motorola نرم افزار گوگل کروم برای سامسونگ نرم افزار گوگل کروم برای اچ تی سی نرم افزار گوگل کروم برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گو ...

ادامه مطلب  

دلیل بی وزیر ماندن وزارت علوم چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
این نشست که به موضوع روند رأی اعتماد به کابینه دوم حسن روحانی و رویکردهای سیاسی، اقتصادی کابینه می پردازد. در ابتدای این نشست فضائلی در ارزیابی خود از کابینه جدید روحانی، اظهار داشت: ما در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم و انتظار این است در همه عرصه ها به یک رشد 40 ساله ای رسیده باشیم، یکی از مسائلی که می تواند نشانه این رشد و بلوغ باشد نوع مواجهه ما با پدیده های مهم سیاسی ازجمله تشکیل دولت دوازدهم است. *نگاه ما به دولت ها باید بر اساس منافع کشور و منافع نظام باشد این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: ممکن است برخی در یک نگاه کوته بینانه و با نگرش سطحی از اینکه دولتی به عنوان رقیب سیاسی آن ها موفق نباشد، خوشحال شوند درحالی که باید طرز نگاه ما به دولت ها بر اساس منافع کشور و منافع نظام باشد. چراکه قبل از اینکه هر دولتی به یک جریان سیاسی وابسته باشد دولت جمهوری اسلامی است. وی بابیان اینکه حتماً وضعیت و عملکرد دولت های قبلی در عملکرد دولت بعدی مؤثر است، افزود: ما اگر منافع سیاسی و جناحی خود را در طول منافع نظام تعریف کنیم حتماً باید برای موفقیت این دولت دعا کنیم تا وعده های آن ها محقق شود. فضائلی در ادامه اظهار داشت: حتماً وضعیت و عملکرد دولت قبل در اقدامات و عملکرد دولت بعدی مؤثر است و اینکه دولت در چه شرایطی کار را تحویل گرفته بسیار مهم است هرچند چند نکته در این زمینه وجود دارد. * وقتی خاتمی دولت را از مرحوم هاشمی تحویل گرفت نقدهای جدی درباره عملکرد آن دولت وجود داشت این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه هیچ کدام از دولت ها که مابعد از انقلاب داشته ایم در فضای رقابتی نمی گویند که ما دولت را در شرایط خوبی تحویل گرفتیم، افزود: معمولاً مبنای هر دولت این است که جریان قبلی نتوانسته کشور را خوب اداره کند، همان طور که وقتی آقای خاتمی دولت را از مرحوم هاشمی تحویل گرفت نقدهای جدی درباره عملکرد آن دولت وجود داشت. وی تأکید کرد: ما باید دولت ها را مبتنی بر وعده هایی که داده اند ارزیابی کنیم، آقای روحانی دولتی را تحویل گرفته و بر اساس آن وعده هایی را به مردم داده است اما اینکه مجدد برخی مباحث به دولت قبل ارجاع داده شود بخصوص در دولت دوازدهم این امر قابل تأیید نیست. * دولت یازدهم چندان توفیق اقتصادی نداشت فضائلی با تأکید مجدد بر اینکه باید معنای ارزیابی تحقق وعده ها باشد، تصریح کرد: دولت یازدهم چندان توفیق اقتصادی نداشت و ما امیدواریم دولت دوازدهم از تجارب خود استفاده کرده و اتفاقات مثبتی رقم بخورد. این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به عملکرد دولت اول و دوم خاتمی، اظهار داشت: دولت اول آقای خاتمی ازلحاظ اقتصادی عملکرد ضعیفی داشت چراکه درگیر مسائل سیاسی بود و آن زمان به تعبیر مرحوم هاشمی هرروز یک بمب در روزنامه ها منفجر می شد که البته برخی از آن ها را نیز آقای عطریانفر اداره می کرد، هرچند آن زمان دولت اصلاحات طرف آقای هاشمی بود. وی یادآور شد: آقای خاتمی باتجربه ای که از دولت اول خود و پس از درگیری های سیاسی به دست آورده بود دولت دومش را به فضای اقتصادی برد و ما شاهد اتفاقات مثبت اقتصادی در آن دوره بودیم؛ لذا اگر همین رفتار در دولت آقای روحانی وجود داشته باشد کشور معطل نخواهد ماند. فضائلی با اشاره به موضوع برجام خاطرنشان کرد: علی رغم ضرورتی که برجام برای کشور داشت اما ما نباید کشور را سه سال معطل برجام نگه می داشتیم؛ بنابراین امیدواریم این تجربه در دولت دوازدهم بکار گرفته و به موضوع اقتصاد توجه شود. *سرمایه گذاری خارجی باید بیاید اما نه با معطل گذاشتن کشور این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به سخنان امروز روحانی در دفاع از وزرای خود سرمایه گذاری خارجی و فناوری را امری لازم برای کشور برشمرد و گفت: سرمایه گذاری خارجی باید بیاید اما نباید با معطل گذاشتن کشور فرصت ها را از بین ببریم. وی درباره برخی رفتارهای نمایندگان در مجلس شورای اسلامی و ثبت نام به عنوان مخالف و سخنرانی به عنوان موافق اظهار داشت: این مسئله جدید نیست و قبلاً هم سابقه داشته است و بخشی از این امر ناشی از مشکلات آیین نامه ای و بخشی نیز ناشی از مشکلات رفتاری نمایندگان است. فضائلی بابیان اینکه نقش لابی در رأی آوردن برخی وزرا حتماً مؤثر بوده است درعین حال تصریح کرد: مجموعه ای از عوامل در رأی مجلس دهم و 16 وزیری که رأی اعتماد گرفتند مؤثر بوده و لازم است نقش این لابی، کار کارشناسی و دفاع از برنامه و عملکرد به صورت جداگانه بررسی شود. فضائلی در ادامه و در پاسخ به اظهارنظر عطریانفر در این مورد که جریانات سیاسی می توانند باهم به گفت وگو بپردازند، اظهار داشت: از این فرصت باید استفاده کرد که دو جریان به هم نزدیک تر شوند و به صورت کلی با این اظهارات آقای عطریانفر موافقم چون این گفت وگوها را برای کشور مفید می دانم که جریان های سیاسی گفت وگوهای مفید و سازنده ای را داشته باشند و به نقاطی برسند که ماحصل آن فضای خوبی برای رقابت های سیاسی ایجاد کند. وی در پاسخ به سؤال مجری برنامه با این عنوان که چرا علیرغم اینکه آقای عطریانفر تأکید بر گفت وگوهای سیاسی بین جریان ها دارند، جریانی در سال 88 بدون در نظر گرفتن منافع ملی دست به اعتراضات غیرمعقول و آشوب های خیابانی زد، اظهار داشت: اتفاقات مشابه سال 88 که هزینه ها و خسارات زیادی به کشور از باب یک بدفهمی از شرایط توسط یک جریان سیاسی بر کشور تحمیل شد و این جریان تصور کرد از آن طریق و با به هم زدن بازی به قدرت می رسد و شرایط برمی گردد، عقلای این جریان اکنون متوجه شدند که رفتارشان پرهزینه بوده و اکنون می پذیرند که کار عقلانی نبود. کارشناس مسائل سیاسی افزود: البته هستند کسانی که به رغم اینکه می دانند اشتباه کرده اند ولی حاضر به این نیستند که به اشتباه خود اذعان کنند و اگر می پذیرفتند اکنون فضای سیاسی کشور بهتر از این بود. فضائلی با تأکید بر اینکه نیروهای اصلاح طلبی که علاقه مند به کشور و نظام هستند می توانند با نیروهای اصولگرا گفت وگو کنند، تصریح کرد: من معتقدم با این طرف و آن طرف ایستادن و با خط کشی ها چیزی به دست نمی آوریم. وی در پاسخ به این بخش از اظهارات عطریانفر که گفته بود روحانی یک شخصیت اصولگرا است، خاطرنشان کرد: این با بخشی از ادعاهای جریان اصلاحات سازگاری ندارد جریان اصلاحات مدعی است که جریان اصولگرا با توجه به نتایج دو انتخابات گذشته با اقبال روبه رو نیست و شکست خورده است. اگر آقای عطریانفر و جریان اصلاحات بپذیرد که روحانی اصولگراست اینجا یک تناقض به وجود می آید. فضائلی درعین حال با تأکید بر اینکه روحانی را با بخش هایی متعددی از شاخص های اصولگرایی منطبق نمی دانم، خاطرنشان کرد: روحانی امروز با روحانی دهه 60 و بخش هایی از دهه 70 متفاوت است و شاید برای توصیف شرایط ایشان بتوان به مرحوم هاشمی رفسنجانی اشاره کرد، هاشمی پایه گذار خاستگاهی است که اکنون آقای روحانی در آن قرار دارد و امروز کسی آقای هاشمی را اصولگرا نمی داند هرچند شاید عده ای بگویند آقای هاشمی از اول اصولگرا بوده است. کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: امروز روحانی را چه به اعتبار ارزش های اصولگرایی و چه به اعتبار ساختار اصولگرایی اصولگرا نمی دانم چون ایشان فاصله های قابل توجهی با معیارهای اصولگرایی دارند. *اصلاحات دنبال سهم خواهی از روحانی بوده و هست وی در بخش دیگری از اظهارات خود بابیان اینکه نکته دیگر مسئله سهم خواهی از آقای روحانی است تصریح کرد: اصلاحات دنبال سهم خواهی از روحانی بوده و هست و هم اخبار پشت صحنه و هم مصاحبه های شخصیت های اصلاح طلب این مسئله را تأیید می کنند. وی با اشاره به عدم معرفی وزیر علوم توسط روحانی برای رأی اعتماد از مجلس خاطرنشان کرد: یکی از مهم ترین دلایل بی وزیر بودن وزارت علوم به عنوان یکی از مهم ترین وزارتخانه های کشور این است که اصلاحات همواره دنبال این بوده که این وزارتخانه را در اختیار خود داشته باشد و اکثریت قریب به اتفاق وزرای بعد از انقلاب اصلاح طلب بوده اند و حتی این مسئله در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی نیز وجود داشت. هر زمان که وزیر علوم دولت اصلاح طلب بوده مشکلاتی در دانشگاه ها ازنظر سیاسی به وجود آمده و الان هم نیز عده ای همان وضعیت را دنبال می کنند. فضائلی در بخش دیگری از این نشست با اشاره به عدم رأی آوری حبیب الله بیطرف در جریان رأی اعتماد مجلس اظهار داشت: به نظر من هم روحانی نتوانست دفاع خوبی از بیطرف کند و هم بیطرف ارائه خوب و موفقی به مجلس نداشت. کارشناس مسائل سیاسی همچنین با اشاره به بخشی از اظهارات عطریانفر مبنی بر تعامل روحانی و رهبر انقلاب در مورد انتخاب برخی از وزرای کابینه تصریح کرد: اینکه آقای عطریانفر می گویند وزارت خارجه اطلاعات و دفاع با هماهنگی رهبر انقلاب انجام شده باید بگویم این هماهنگی نسبی است و کسی نمی تواند بگوید وزرای خارجه اطلاعات و دفاع قبلی یا فعلی منصوب رهبری هستند و در تعاملی توافق صورت می گیرد و وزیری که معرفی می شود وزیر رئیس جمهور است. * روحانی و اصلاحات باید پاسخگوی عملکرد دولت دوازدهم باشند وی همچنین با اشاره به بخش دیگری از اظهارات عطریانفر پیرامون نقش جهانگیری در دولت روحانی تصریح کرد: در فرآیندی که کابینه برای تعیین شدن طی می کرد به شرایطی رسید که جهانگیری می خواست از روحانی جدا شود ولی این اتفاق نیفتاد و نظر جهانگیری تغییر کرد فرد دیگری غیر از آقای کرباسیان مدنظر روحانی بود که آن فرد مورد اعتراض جهانگیری قرارگرفته بود ولی درنهایت با انتخاب آقای کرباسیان آقای جهانگیری در دولت دوازدهم باقی ماند. فضائلی تأکید کرد: هم روحانی و هم اصلاحات باید پاسخگوی موفقیت و یا خدایی ناکرده عدم موفقیت دولت دوازدهم باشند. کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سؤال مجری برنامه که آیا کابینه دوازدهم کارآمدتر از کابینه سابق خواهد بود، گفت: باید ابراز امیدواری کنیم که به دلایلی همچون تجربه ارزشمند 4 ساله و به به کارگیری آن و اینکه به نظر می آید این دولت نباید حاشیه ساز باشد و معطوف به کار باشد و با توجه به اینکه فضای کشور را خوب می بینم و امیدوارم طوری باشد که نتیجه خوبی حاصل شود. فضائلی در پاسخ به این بخش اظهارات عطریانفر که گفته بود اصولگرایان از احمدی نژاد دفاع کردن و احمدی نژاد گزینه اصولگرایان بود، تصریح کرد: اصولگرایان در دور اول از احمدی نژاد دفاع نکردند و در دور دوم هم همه چهره های شاخص پشت آقای احمدی نژاد نبودند. در نشستی که جریان اصولگرایی نامزد خود را مشخص کرد ولی آقای احمدی نژاد به آن جلسه نیامد. وی همچنین بابیان اینکه در برخی اظهارنظرها توسط برخی از وزرای پیشنهادی این عنوان شد که اشتغال وظیفه وزارتخانه من نیست، خاطرنشان کرد: تا زمانی که این نگاه در دولت درست نشود نمی توان امیدی برای بهبود داشت. * همه وزرای دولت باید یکی از وظایف خود را ایجاد اشتغال بدانند کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر اینکه همه وزرای دولت باید یکی از وظایف خود را ایجاد اشتغال بدانند، گفت: اینکه کسی خود را موظف در این زمینه نداند خطاست و باید آن را اصلاح کند. فضائلی با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر سه مؤلفه معیشت و اقتصاد، تعامل با همه جهان و صلابت در برابر سلطه طلبان که اخیراً مطرح کردند خاطرنشان کرد: اگر به این سه مؤلفه توجه شود شاهد دستاوردهای خوبی خواهیم بود و دولت باید نشان دهد که به معیشت، تعامل با جهان و اقتصاد اهمیت می دهد. اینکه فقط به چند کشور محدود شویم تعامل با جهان نیست و متأسفانه امروز شاهد هستیم در وزارتخانه ای چون نفت تعامل با جهان نیست و جهت گیری سوم نیز که صلابت در برابر سلطه طلبان است باید توسط دولت دوازدهم مدنظر قرار گیرد. عطریانفر: سر اصلاح طلبان در جریان کابینه کلاه نرفته/ «بیطرف» هیچ علاقه ای به عضویت در کابینه نداشت به گزارش فارس، در ادامه این نشست عطریانفر طی سخنانی اظهار داشت: دولت ها دارای اهداف بلندمدت و کوتاه مدت هستند که هرکدام آثار و تبعات خود را دارند. عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی افزود: مدیریت اجرایی حکم می کند ما در مقام تعمیم منافع بلندمدت دولت ها حتماً باید پیوندی تمام عیار بین آنچه دولت فعلی عمل می کند با دولت های پیشین و آتی قائل باشیم. عطریانفر معتقد است که دولت ها در مقام تأمین منافع پایدار و بلندمدت خود حتماً باید در راستا و همسو با آهنگ عمومی نظام که برگرفته از تاریخ چند ده ساله آن است در تاکتیک ها و عملیات اجرایی کوتاه مدت خود روش و سرعت مختص به خود را دارند. این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: در کشورهای دیگر هم که رقابت ها نوعی رقابت حزبی و گروهی است احزاب رقیب یک افق بلندمدت تر را تعقیب می کنند و همسویی دارند؛ چون در مقام تعقیب هدف اصلی منافع مردم است و آن ها در این جهت حرکت می کنند چون مردم یک مجموعه ثابت و پایدار هستند؛ بنابراین در مقام گفتار نیز همان چیزی را می گویند که دولت پیشین و رقیبشان می گفت. وی توضیح داد: اگر مقایسه کنیم می بینیم که شعارها چه در دولت احمدی نژاد، خاتمی، هاشمی و روحانی همگی در قالب شعار قابل دفاع هستند؛ اما مردم در پایان هر دولت بررسی می کنند که بین آنچه گفته و عمل شده چه فواصلی وجود دارد. عضو شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان در پاسخ به این پرسش که شما یکی از مدافع سرسخت کابینه دوازدهم بوده اید و تأکید داشته اید که کابینه دوازدهم با وعده های رئیس دولت سنخیت دارد؛ بنابراین یکی از مشکلات جدی مردم موضوع اقتصاد است و برخی ها معتقدند که این تغییر با شعارهایی که داده شد هماهنگ نیست؛ به نظر شما آیا وعده های جدید آقای روحانی و منابع اقتصادی مردم تحقق می یابد یا خیر گفت: آرزو می کنیم که تأمین شود. *نمی توانیم گمانه زنی کنیم که توفیق در دولت دوازدهم قطعی است عطریانفر خاطرنشان کرد: ما نمی توانیم نیت خوانی و گمانه زنی کنیم که توفیق در دولت دوازدهم قطعی است چراکه این را بازی کردن با افکار عمومی می دانیم. ما باید در مقام پاسخ دادن سؤال بررسی کنیم که در چه نقطه ای قرار داریم. به باور وی پدیده معضلات اقتصادی محصول یک حرکت فردی نیست که بتوان به صورت فردی به آن پاسخ داد. بلکه بخش بزرگی از معضلات ما در حوزه اقتصادی ناش ...

ادامه مطلب  

دانلود true skate - بازی موبایل اسکیت سواری  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری download true skate download true skate for android true skate for android دانلود true skate دانلود true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسک ...

ادامه مطلب  

دانلود real steel - بازی موبایل جنگ ربات ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: real steel جنگ ربات ها download real steel download real steel for android real steel for android دانلود real steel دانلود real steel برای اندروید real steel برای اندروید بازی real steel برای اندروید جنگ ربات ها بازی جنگ ربات ها بازی real steel برای htc بازی real steel برای samsung بازی real steel برای motorola بازی real steel برای سامسونگ بازی real steel برای اچ تی سی بازی real steel برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ها برای motorola بازی جنگ ربات ها برای سامسونگ بازی جنگ ربات ها برای اچ تی سی بازی جنگ ربات ها برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ه ...

ادامه مطلب  

دانلود بازی موبایل limbo game  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: limbo game limbo game download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برای ipad limbo game برای ipad دانلود limbo game برای ipod limbo game برای ipod دانلود limbo game دانلود limbo game برای ios limbo game برای ios دانلود limbo game دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برا ...

ادامه مطلب  

دانلود lucky patcher - نرم افزار موبایل حذف لایسنس برنامه ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: lucky patcher حذف لایسنس برنامه ها download lucky patcher download lucky patcher for android lucky patcher for android دانلود lucky patcher دانلود lucky patcher برای اندروید lucky patcher برای اندروید نرم افزار lucky patcher برای اندروید حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار lucky patcher برای htc نرم افزار lucky patcher برای samsung نرم افزار lucky patcher برای motorola نرم افزار lucky patcher برای سامسونگ نرم افزار lucky patcher برای اچ تی سی نرم افزار lucky patcher برای موتورولا نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای htc نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای samsung نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای motorola نرم افزار حذف لایسنس ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

دانلود bridge constructor - بازی موبایل پل سازی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: bridge constructor پل سازی download bridge constructor download bridge constructor for android bridge constructor for android دانلود bridge constructor دانلود bridge constructor برای اندروید bridge constructor برای اندروید بازی bridge constructor برای اندروید پل سازی بازی پل سازی بازی bridge constructor برای htc بازی bridge constructor برای samsung بازی bridge constructor برای motorola بازی bridge constructor برای سامسونگ بازی bridge constructor برای اچ تی سی بازی bridge constructor برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای samsung بازی پل سازی برای motorola بازی پل سازی برای سامسونگ بازی پل سازی برای اچ تی سی بازی پل سازی برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای ...

ادامه مطلب  

روحانی مخالف شیوه فعلی یارانه ها بود اما طرح جدیدی هم نداشت/ برجام فرصتی بود که مردم بدانند آمریکا و اروپا بدعهدی می کنند/ ناگفته های مناظره ت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از حوزه احزاب خبرگزاری فارس، مهمان این هفته برنامه دست خط یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال ۸۴ را آن مناظره تغییر داد.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد خوش چهره را در برنامه دست خط می خوانید:*شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.* وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.*نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است… مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.*آقای دکتر روحانی سال ۹۲ با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.* مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی…* درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.*از قطع کردنش…خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتند*خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.*از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد ۳۰ درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.*آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.*آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا ۷۰ درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از ۷۰ درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ ۴ دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم ۸۰ میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی ۸۰ میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما ۲۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از ۱۰ هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.*گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد – من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید ۷۰ تا ۸۰ درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا ۷۰ درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و مجلس و برخی سیاست مداران ما چطور به مسائل نگاه می کنند.*تیم اقتصادی دولت یازدهم هماهنگ بود؟خوش چهره: خود دوستان اعتراف داشتند که هماهنگ نبودند. در نامه ای که دوستان دولت دادند اعتراض داشتند و ۴-۳ امضا هم از وزرا داشت. ما هم در دانشگاههاا استقبال کردیم که اینها نسبت به برخی سیاست ها اعتراض داشتند.*پس هماهنگ نبودند.خوش چهره: به صورت مطلق و نسبی نگوییم. بالاخره هیئت دولت است و در جایی بالا و پائین وجود دارد. به نظر من سیاست های پولی و مالی تناقض دارد. وزیر رفاه معتقد است اشتغال بالا برود ولی موقع سیاست های پولی می بینیم هماهنگ با اشتغال و در راستای آن نیست.*مناظرات انتخابات ریاست جمهوری را دیدید؟خوش چهره: بله.*سه مناظره را دیدید؟خوش چهره: تقریبا.*کدام یک از استدلال های اقتصادی نامزدها به تفکرات شما نزدیک بود؟خوش چهره: آن چیزی که در مناظرات بود همه واقف بودند مشکلات معیشتی وجود دارد. این خوب است. مطالبات مردم از مسئولین است. مردم تحت فشار هستند. اما راه حل های درمان از نظر من جامعیت نداشت. من فراجناحی صحبت می کنم. تعلقات ارزشی دارم ولی جناحی ندارم.اگر اعتقاد داریم اقتصاد ما بیمار است، این بیمار را در ۴ درمانگاه فرستادیم. یکی سازندگی، دیگری اصلاحات و غیره بود. این بیمار یک شبه بیمار نشده است. نگوییم این برای دولت یازدهم است. *درمان هم نشده است.خوش چهره: بله. در راه درمان هم مثلا به اسم عدالت کارهایی کردیم که ضد عدالت شده است.*این چند نفر از شما کمک گرفتند؟خوش چهره: اسم نمی برم ولی کمک گرفتند البته همه نه.*اسم ببرید چه اشکالی دارد؟خوش چهره: نه اسم نمی برم. این توفیق را داشتم که مورد مشورت باشم و حرف خود را هم زدم. خیلی پیام مهمی می دهیم. آیا تفکرات نزدیک بود؟ این یک حرف است. آیا نسخه و پلن و روش درمان به شما نزدیک بود؟ روش درمان خیلی ها را نپسندیدم.*پیش بینی پیروزی آقای روحانی را می کردید؟خوش چهره: به طور طبیعی پیش بینی وضع آینده را بخواهید کنید، باید تحلیل روند را کنید. اینکه قبلا چه بود و وضع موجود چیست. تمام روسای جمهور ۸ ساله بودند. بنابراین کسی که در مسند کار است و تمام ابزارها دست اوست، این شانس بالاتری دارد.(دلنوشته فرزند دکتر خوش چهره): خدای بزرگ را برای داشتن پدری چون شما شاکرم و امیدوارم بتوانم حق فرزندی را برای شما به طور کامل بجا بیاورم. ان شاالله سال های سال سایه شما برای خانواده در وهله ی اول و برای کشور در وهله دوم مستدام باشد و کشور از ظرفیت های فراوان شما استفاده کافی را داشته باشد. این را دختر خانم شما برای شما نوشتند.*چه سالی ازدواج کردید؟خوش چهره: سال ۵۹ ازدواج کردیم.*چطور با حاج خانم آشنا شدید؟خوش چهره: من در مقطعی سال ۵۸ مسئولیتی داشتم. در انجمن اسلامی غرب تهران بودم. چند نفری بودیم. بعد شورای مرکزی امور تربیتی شکل گرفت که من توفیق داشتم در شورا باشم. در تهران هم خیلی فعال بود. آنجا بودم و بعد مسئولیت امور تربیتی آموزش وپرورش منطقه ۱۰ در اختیار من بود. آنجا با دوستان امور تربیتی بودیم.من قصد ازدواج نداشتم. مرحوم مادرم در سال ۶۰ سرطان مری گرفتند. ایشان با حالت تحکم گفتند من می خواهم ازدواج شما را ببینم. من حرف ایشان را زمین نگذاشتم. حاج خانم از همکاران فعال و خوب امور تربیتی بود. دیپلم بودند و به لطف خدا ازدواج کردم.*خطبه عقد را چه کسی خواند؟خوش چهره: توفیق داشتیم به همراه مرحوم مادر من و همسرم نزد حضرت امام رسیدیم و خطبه عقد را سال ۵۹ برای ما خواندند.*مهریه چقدر بود؟خوش چهره: من یک خاطره در این باره بیان کنم. آنجا رفتیم و خدمت حضرت امام رسیدیم. آنجا مرحوم رسولی بودند. حاج احمد آقا هم بودند. چند نفری جلو رفتند و با حالتی به من گفتند مهریه را تعیین کردید؟ من هم آرام گفتم بله. گفتند مهریه چیست؟ گفتیم ۱۴ سکه است. من آن زمان که فعال بودم یک دوره وسائل الشیعه هم جزو مهریه گذاشتیم. این را از لبنان برای من فرستاده بودند.خدمت امام رسیدیم پرسیدند مهریه چیست؟ گفتم ۱۴ سکه و یک دوره وسائل الشیعه است. امام نگاه حکیمانه و عاقلانه ای به من انداختند و پرسیدند می توانند بخوانند؟ من آنجا فروریختم و نگاهی به خانم انداختم تا شاید کمکی کنند. بعد از آن گفتم در ضمن یک سفر حج هم هست. بنا نبود حج باشد. این را گفتم تا ذهن امام را به موضوع دیگری بکشانم.*خانم دکتر هم رشته شما نیستند؟خوش چهره: خیر. ایشان داروساز هستند. دکترای تخصصی را در فیتوشیمی و گیاهان دارویی گرفتند.* ۵ فرزند دارید؟خوش چهره: این اولین بار است که در رسانه مطرح می شود. بله ما از نعمات خداوند متعال ۵ فرزند داریم.* چند دختر و چند پسر دارید؟خوش چهره: ۳ دختر و ۲ پسر دارم.*چه می کنند؟ همه تحصیل کردند؟خوش چهره: بله.*چه رشته ای خواندند؟خوش چهره: … بحمدالله بچه ها خوب تربیت شدند. ازدواج کردند طرف مقابل همواره لطف دارند به نیکی یاد می کنند. از حاج خانم تشکر می کنند.* کمربند مشکی جودو داریم.خوش چهره: در دوران جوانی بود. در دوره ای که دانشگاه بودم مربی ژاپنی خوبی داشتیم و من علاقه مند شدم. قبلا کاراته کار می کردم. کمربند قهوه ای داشتم. ایشان آمد من فوتبال بازی می کردم. علاقه هایم فوتبال و شنا بود. جودو را از ایشان به خوبی آموختم.*در دانشگاه ملی درس می خواندید؟خوش چهره: بله.*هنوز هم کار می کنید؟خوش چهره: خیر. وقتی انگلیس رفتم مربی جودوی دانشگاه شدم. ماهی ۲۰۰ پوند بابت این به من می دادند. ساعت کاری که دخترم می گفت من کار می کنم به این خاطر است که من وقتی مربی بودم فرصت استفاده از استخر خصوصی را در ساعت غذا داشتم. یعنی نیم ساعتی شنا داشتم. این کمک به بازیابی می کرد.دوچرخه کورسی هم گرفته بودم و رفت وآمدهای کورسی هم داشتم. دویدن را داشتم. اینها تاثیرگذار بود. تغذیه خوب، فیزیک مناسب بدن و غیره راندمان را بالا می برد. فیزیک هم باید در بهره وری کمک کند.*چه شد که وارد مناظره شوید؟خوش چهره: مناظره ۸۴ برای ریاست جمهوری؟* با آقای نوبخت.خوش چهره: رئیس جمهور آن زمان که قبلا شهردار بود نسبت به من اطلاع داشت اما من نداشتم، مثلا می دانستند من دو رشته خواندم و در تهران عضو هیات علمی و عضو پیوست وابسته علوم شهرسازی و اقتصاد بودم. نظرات من را هم می دانست. ایشان زمانی که شهردار شدند علاقه داشتند من در کنار ایشان باشم. من هم خوب نمی شناختم.خدمت آقای ابوترابی در دانشگاه تهران بودم. رئیس جمهور وقت که آن زمان شهردار بودند آن زمان خود را رساندند و از من خواستند که معاون ایشان شوم. من قبول نکردم. فکر کردند بحث پست است و پیشنهاد قائم مقامی را دادند و من گفتم وارد اجرا نمی شوم. در آن جمع یکی گفت استخاره کنید و همواره نه نیاورید. گفتم استخاره بگیرید.استخاره گرفتند و خوب نیامد. من هم به شوخ ...

ادامه مطلب  

روحانی مخالف شیوه فعلی یارانه ها بود اما طرح جدیدی هم نداشت/ برجام فرصتی بود که مردم بدانند آمریکا و  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، مهمان این هفته برنامه دست خط یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال 84 را آن مناظره تغییر داد.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد خوش چهره را در برنامه دست خط می خوانید:*شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.* وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.*نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است... مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.*آقای دکتر روحانی سال 92 با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.* مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی...* درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.*از قطع کردنش...خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتند*خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.*از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد 30 درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.*آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.*آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا 70 درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از 70 درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم 80 میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی 80 میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.*گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد - من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید 70 تا 80 درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا 70 درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و مجلس و برخی سیاست مداران ما چطور به مسائل نگاه می کنند.*تیم اقتصادی دولت یازدهم هماهنگ بود؟خوش چهره: خود دوستان اعتراف داشتند که هماهنگ نبودند. در نامه ای که دوستان دولت دادند اعتراض داشتند و 4-3 امضا هم از وزرا داشت. ما هم در دانشگاههاا استقبال کردیم که اینها نسبت به برخی سیاست ها اعتراض داشتند.*پس هماهنگ نبودند.خوش چهره: به صورت مطلق و نسبی نگوییم. بالاخره هیئت دولت است و در جایی بالا و پائین وجود دارد. به نظر من سیاست های پولی و مالی تناقض دارد. وزیر رفاه معتقد است اشتغال بالا برود ولی موقع سیاست های پولی می بینیم هماهنگ با اشتغال و در راستای آن نیست.*مناظرات انتخابات ریاست جمهوری را دیدید؟خوش چهره: بله.*سه مناظره را دیدید؟خوش چهره: تقریبا.*کدام یک از استدلال های اقتصادی نامزدها به تفکرات شما نزدیک بود؟خوش چهره: آن چیزی که در مناظرات بود همه واقف بودند مشکلات معیشتی وجود دارد. این خوب است. مطالبات مردم از مسئولین است. مردم تحت فشار هستند. اما راه حل های درمان از نظر من جامعیت نداشت. من فراجناحی صحبت می کنم. تعلقات ارزشی دارم ولی جناحی ندارم.اگر اعتقاد داریم اقتصاد ما بیمار است، این بیمار را در 4 درمانگاه فرستادیم. یکی سازندگی، دیگری اصلاحات و غیره بود. این بیمار یک شبه بیمار نشده است. نگوییم این برای دولت یازدهم است. *درمان هم نشده است.خوش چهره: بله. در راه درمان هم مثلا به اسم عدالت کارهایی کردیم که ضد عدالت شده است.*این چند نفر از شما کمک گرفتند؟خوش چهره: اسم نمی برم ولی کمک گرفتند البته همه نه.*اسم ببرید چه اشکالی دارد؟خوش چهره: نه اسم نمی برم. این توفیق را داشتم که مورد مشورت باشم و حرف خود را هم زدم. خیلی پیام مهمی می دهیم. آیا تفکرات نزدیک بود؟ این یک حرف است. آیا نسخه و پلن و روش درمان به شما نزدیک بود؟ روش درمان خیلی ها را نپسندیدم.*پیش بینی پیروزی آقای روحانی را می کردید؟خوش چهره: به طور طبیعی پیش بینی وضع آینده را بخواهید کنید، باید تحلیل روند را کنید. اینکه قبلا چه بود و وضع موجود چیست. تمام روسای جمهور 8 ساله بودند. بنابراین کسی که در مسند کار است و تمام ابزارها دست اوست، این شانس بالاتری دارد.(دلنوشته فرزند دکتر خوش چهره): خدای بزرگ را برای داشتن پدری چون شما شاکرم و امیدوارم بتوانم حق فرزندی را برای شما به طور کامل بجا بیاورم. ان شاالله سال های سال سایه شما برای خانواده در وهله ی اول و برای کشور در وهله دوم مستدام باشد و کشور از ظرفیت های فراوان شما استفاده کافی را داشته باشد. این را دختر خانم شما برای شما نوشتند.*چه سالی ازدواج کردید؟خوش چهره: سال 59 ازدواج کردیم.*چطور با حاج خانم آشنا شدید؟خوش چهره: من در مقطعی سال 58 مسئولیتی داشتم. در انجمن اسلامی غرب تهران بودم. چند نفری بودیم. بعد شورای مرکزی امور تربیتی شکل گرفت که من توفیق داشتم در شورا باشم. در تهران هم خیلی فعال بود. آنجا بودم و بعد مسئولیت امور تربیتی آموزش وپرورش منطقه 10 در اختیار من بود. آنجا با دوستان امور تربیتی بودیم.من قصد ازدواج نداشتم. مرحوم مادرم در سال 60 سرطان مری گرفتند. ایشان با حالت تحکم گفتند من می خواهم ازدواج شما را ببینم. من حرف ایشان را زمین نگذاشتم. حاج خانم از همکاران فعال و خوب امور تربیتی بود. دیپلم بودند و به لطف خدا ازدواج کردم.*خطبه عقد را چه کسی خواند؟خوش چهره: توفیق داشتیم به همراه مرحوم مادر من و همسرم نزد حضرت امام رسیدیم و خطبه عقد را سال 59 برای ما خواندند.*مهریه چقدر بود؟خوش چهره: من یک خاطره در این باره بیان کنم. آنجا رفتیم و خدمت حضرت امام رسیدیم. آنجا مرحوم رسولی بودند. حاج احمد آقا هم بودند. چند نفری جلو رفتند و با حالتی به من گفتند مهریه را تعیین کردید؟ من هم آرام گفتم بله. گفتند مهریه چیست؟ گفتیم 14 سکه است. من آن زمان که فعال بودم یک دوره وسائل الشیعه هم جزو مهریه گذاشتیم. این را از لبنان برای من فرستاده بودند.خدمت امام رسیدیم پرسیدند مهریه چیست؟ گفتم 14 سکه و یک دوره وسائل الشیعه است. امام نگاه حکیمانه و عاقلانه ای به من انداختند و پرسیدند می توانند بخوانند؟ من آنجا فروریختم و نگاهی به خانم انداختم تا شاید کمکی کنند. بعد از آن گفتم در ضمن یک سفر حج هم هست. بنا نبود حج باشد. این را گفتم تا ذهن امام را به موضوع دیگری بکشانم.*خانم دکتر هم رشته شما نیستند؟خوش چهره: خیر. ایشان داروساز هستند. دکترای تخصصی را در فیتوشیمی و گیاهان دارویی گرفتند.* 5 فرزند دارید؟خوش چهره: این اولین بار است که در رسانه مطرح می شود. بله ما از نعمات خداوند متعال 5 فرزند داریم.* چند دختر و چند پسر دارید؟خوش چهره: 3 دختر و 2 پسر دارم.*چه می کنند؟ همه تحصیل کردند؟خوش چهره: بله.*چه رشته ای خواندند؟خوش چهره: ... بحمدالله بچه ها خوب تربیت شدند. ازدواج کردند طرف مقابل همواره لطف دارند به نیکی یاد می کنند. از حاج خانم تشکر می کنند.* کمربند مشکی جودو داریم.خوش چهره: در دوران جوانی بود. در دوره ای که دانشگاه بودم مربی ژاپنی خوبی داشتیم و من علاقه مند شدم. قبلا کاراته کار می کردم. کمربند قهوه ای داشتم. ایشان آمد من فوتبال بازی می کردم. علاقه هایم فوتبال و شنا بود. جودو را از ایشان به خوبی آموختم.*در دانشگاه ملی درس می خواندید؟خوش چهره: بله.*هنوز هم کار می کنید؟خوش چهره: خیر. وقتی انگلیس رفتم مربی جودوی دانشگاه شدم. ماهی 200 پوند بابت این به من می دادند. ساعت کاری که دخترم می گفت من کار می کنم به این خاطر است که من وقتی مربی بودم فرصت استفاده از استخر خصوصی را در ساعت غذا داشتم. یعنی نیم ساعتی شنا داشتم. این کمک به بازیابی می کرد.دوچرخه کورسی هم گرفته بودم و رفت وآمدهای کورسی هم داشتم. دویدن را داشتم. اینها تاثیرگذار بود. تغذیه خوب، فیزیک مناسب بدن و غیره راندمان را بالا می برد. فیزیک هم باید در بهره وری کمک کند.*چه شد که وارد مناظره شوید؟خوش چهره: مناظره 84 برای ریاست جمهوری؟* با آقای نوبخت.خوش چهره: رئیس جمهور آن زمان که قبلا شهردار بود نسبت به من اطلاع داشت اما من نداشتم، مثلا می دانستند من دو رشته خواندم و در تهران عضو هیات علمی و عضو پیوست وابسته علوم شهرسازی و اقتصاد بودم. نظرات من را هم می دانست. ایشان زمانی که شهردار شدند علاقه داشتند من در کنار ایشان باشم. من هم خوب نمی شناختم.خدمت آقای ابوترابی در دانشگاه تهران بودم. رئیس جمهور وقت که آن زمان شهردار بودند آن زمان خود را رساندند و از من خواستند که معاون ایشان شوم. من قبول نکردم. فکر کردند بحث پست است و پیشنهاد قائم مقامی را دادند و من گفتم وارد اجرا نمی شوم. در آن جمع یکی گفت استخاره کنید و همواره نه نیاورید. گفتم استخاره بگیرید.استخاره گرفتند و خوب نیامد. من هم به شوخی گفتم استخاره بد آمد والا من می آمدم. آقای ابوترابی چیزی را که من کمتر شنیده بودم، گفتند که ترک این را هم استخاره کنید. ترک را استخاره کردند و جمله ای گفتند که من فراموش کردم و خودم هم دوست دارم بدانم که کدام آیه بود، ترجمه ا ...

ادامه مطلب  

روحانی مخالف شیوه فعلی یارانه ها بود اما طرح جدیدی هم نداشت/ خام فروشی نفت به معنی رشد اقتصادی نیست/ برجام فرصتی بود که مردم بدانند آمریکا و ا?  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -دکتر محمد خوش چهره از اساتید و کارشناسان اقتصادی کشور مهمان برنامه این هفته دستخط بود.مهمان این هفته برنامه یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال 84 را آن مناظره تغییر داد.دست خط این هفته میزبان دکتر محمد خوش چهره استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی و نماینده اسبق شورای اسلامی است. شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.س: وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.س: نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است... مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.س: آقای دکتر روحانی سال 92 با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.س: مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی...س: درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.س: از قطع کردنش...خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتندس: خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.س: از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد 30 درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.س: آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.س: آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا 70 درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از 70 درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم 80 میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی 80 میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.س: گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد - من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید 70 تا 80 درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا 70 درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و مجلس و برخی سیاست مداران ما چطور به مسائل نگاه می کنند.س: تیم اقتصادی دولت یازدهم هماهنگ بود؟خوش چهره: خود دوستان اعتراف داشتند که هماهنگ نبودند. در نامه ای که دوستان دولت دادند اعتراض داشتند و 4-3 امضا هم از وزرا داشت. ما هم در دانشگاههاا استقبال کردیم که اینها نسبت به برخی سیاست ها اعتراض داشتند.س: پس هماهنگ نبودند.خوش چهره: به صورت مطلق و نسبی نگوییم. بالاخره هیئت دولت است و در جایی بالا و پائین وجود دارد. به نظر من سیاست های پولی و مالی تناقض دارد. وزیر رفاه معتقد است اشتغال بالا برود ولی موقع سیاست های پولی می بینیم هماهنگ با اشتغال و در راستای آن نیست.س: مناظرات انتخابات ریاست جمهوری را دیدید؟خوش چهره: بله.س: سه مناظره را دیدید؟خوش چهره: تقریبا.س: کدام یک از استدلال های اقتصادی نامزدها به تفکرات شما نزدیک بود؟خوش چهره: آن چیزی که در مناظرات بود همه واقف بودند مشکلات معیشتی وجود دارد. این خوب است. مطالبات مردم از مسئولین است. مردم تحت فشار هستند. اما راه حل های درمان از نظر من جامعیت نداشت. من فراجناحی صحبت می کنم. تعلقات ارزشی دارم ولی جناحی ندارم.اگر اعتقاد داریم اقتصاد ما بیمار است، این بیمار را در 4 درمانگاه فرستادیم. یکی سازندگی، دیگری اصلاحات و غیره بود. این بیمار یک شبه بیمار نشده است. نگوییم این برای دولت یازدهم است. س: درمان هم نشده است.خوش چهره: بله. در راه درمان هم مثلا به اسم عدالت کارهایی کردیم که ضد عدالت شده است.س: این چند نفر از شما کمک گرفتند؟خوش چهره: اسم نمی برم ولی کمک گرفتند البته همه نه.س: اسم ببرید چه اشکالی دارد؟خوش چهره: نه اسم نمی برم. این توفیق را داشتم که مورد مشورت باشم و حرف خود را هم زدم. خیلی پیام مهمی می دهیم. آیا تفکرات نزدیک بود؟ این یک حرف است. آیا نسخه و پلن و روش درمان به شما نزدیک بود؟ روش درمان خیلی ها را نپسندیدم.س: پیش بینی پیروزی آقای روحانی را می کردید؟خوش چهره: به طور طبیعی پیش بینی وضع آینده را بخواهید کنید، باید تحلیل روند را کنید. اینکه قبلا چه بود و وضع موجود چیست. تمام روسای جمهور 8 ساله بودند. بنابراین کسی که در مسند کار است و تمام ابزارها دست اوست، این شانس بالاتری دارد.(دلنوشته فرزند دکتر خوش چهره): خدای بزرگ را برای داشتن پدری چون شما شاکرم و امیدوارم بتوانم حق فرزندی را برای شما به طور کامل بجا بیاورم. ان شاالله سال های سال سایه شما برای خانواده در وهله ی اول و برای کشور در وهله دوم مستدام باشد و کشور از ظرفیت های فراوان شما استفاده کافی را داشته باشد. این را دختر خانم شما برای شما نوشتند.س: چه سالی ازدواج کردید؟خوش چهره: سال 59 ازدواج کردیم.س: چطور با حاج خانم آشنا شدید؟خوش چهره: من در مقطعی سال 58 مسئولیتی داشتم. در انجمن اسلامی غرب تهران بودم. چند نفری بودیم. بعد شورای مرکزی امور تربیتی شکل گرفت که من توفیق داشتم در شورا باشم. در تهران هم خیلی فعال بود. آنجا بودم و بعد مسئولیت امور تربیتی آموزش وپرورش منطقه 10 در اختیار من بود. آنجا با دوستان امور تربیتی بودیم.من قصد ازدواج نداشتم. مرحوم مادرم در سال 60 سرطان مری گرفتند. ایشان با حالت تحکم گفتند من می خواهم ازدواج شما را ببینم. من حرف ایشان را زمین نگذاشتم. حاج خانم از همکاران فعال و خوب امور تربیتی بود. دیپلم بودند و به لطف خدا ازدواج کردم.س: خطبه عقد را چه کسی خواند؟خوش چهره: توفیق داشتیم به همراه مرحوم مادر من و همسرم نزد حضرت امام رسیدیم و خطبه عقد را سال 59 برای ما خواندند.س: مهریه چقدر بود؟خوش چهره: من یک خاطره در این باره بیان کنم. آنجا رفتیم و خدمت حضرت امام رسیدیم. آنجا مرحوم رسولی بودند. حاج احمد آقا هم بودند. چند نفری جلو رفتند و با حالتی به من گفتند مهریه را تعیین کردید؟ من هم آرام گفتم بله. گفتند مهریه چیست؟ گفتیم 14 سکه است. من آن زمان که فعال بودم یک دوره وسائل الشیعه هم جزو مهریه گذاشتیم. این را از لبنان برای من فرستاده بودند.خدمت امام رسیدیم پرسیدند مهریه چیست؟ گفتم 14 سکه و یک دوره وسائل الشیعه است. امام نگاه حکیمانه و عاقلانه ای به من انداختند و پرسیدند می توانند بخوانند؟ من آنجا فروریختم و نگاهی به خانم انداختم تا شاید کمکی کنند. بعد از آن گفتم در ضمن یک سفر حج هم هست. بنا نبود حج باشد. این را گفتم تا ذهن امام را به موضوع دیگری بکشانم.س: خانم دکتر هم رشته شما نیستند؟خوش چهره: خیر. ایشان داروساز هستند. دکترای تخصصی را در فیتوشیمی و گیاهان دارویی گرفتند.س: 5 فرزند دارید؟خوش چهره: این اولین بار است که در رسانه مطرح می شود. بله ما از نعمات خداوند متعال 5 فرزند داریم.س: چند دختر و چند پسر دارید؟خوش چهره: 3 دختر و 2 پسر دارم.س: چه می کنند؟ همه تحصیل کردند؟خوش چهره: بله.س: چه رشته ای خواندند؟خوش چهره: ... بحمدالله بچه ها خوب تربیت شدند. ازدواج کردند طرف مقابل همواره لطف دارند به نیکی یاد می کنند. از حاج خانم تشکر می کنند.س: کمربند مشکی جودو داریم.خوش چهره: در دوران جوانی بود. در دوره ای که دانشگاه بودم مربی ژاپنی خوبی داشتیم و من علاقه مند شدم. قبلا کاراته کار می کردم. کمربند قهوه ای داشتم. ایشان آمد من فوتبال بازی می کردم. علاقه هایم فوتبال و شنا بود. جودو را از ایشان به خوبی آموختم.س: در دانشگاه ملی درس می خواندید؟خوش چهره: بله.س: هنوز هم کار می کنید؟خوش چهره: خیر. وقتی انگلیس رفتم مربی جودوی دانشگاه شدم. ماهی 200 پوند بابت این به من می دادند. ساعت کاری که دخترم می گفت من کار می کنم به این خاطر است که من وقتی مربی بودم فرصت استفاده از استخر خصوصی را در ساعت غذا داشتم. یعنی نیم ساعتی شنا داشتم. این کمک به بازیابی می کرد.دوچرخه کورسی هم گرفته بودم و رفت وآمدهای کورسی هم داشتم. دویدن را داشتم. اینها تاثیرگذار بود. تغذیه خوب، فیزیک مناسب بدن و غیره راندمان را بالا می برد. فیزیک هم باید در بهره وری کمک کند.س: چه شد که وارد مناظره شوید؟خوش چهره: مناظره 84 برای ریاست جمهوری؟س: با آقای نوبخت.خوش چهره: رئیس جمهور آن زمان که قبلا شهردار بود نسبت به من اطلاع داشت اما من نداشتم، مثلا می دانستند من دو رشته خواندم و در تهران عضو هیات علمی و عضو پیوست وابسته علوم شهرسازی و اقتصاد بودم. نظرات من را هم می دانست. ایشان زمانی که شهردار شدند علاقه داشتند من در کنار ایشان باشم. من هم خوب نمی شناختم.خدمت آقای ابوترابی در دانشگاه تهران بودم. رئیس جمهور وقت که آن زمان شهردار بودند آن زمان خود را رساندند و از من خواستند که معاون ایشان شوم. من قبول نکردم. فکر کردند بحث پست است و پیشنهاد قائم مقامی را دادند و من گفتم وارد اجرا نمی شوم. در آن جمع یکی گفت استخاره کنید و همواره نه نیاورید. گفتم استخاره بگیر ...

ادامه مطلب  

برجام فرصتی بود که مردم بدانند آمریکا و اروپا بدعهدی می کنند  

درخواست حذف این مطلب
کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه سال 92 مورد مشورت روحانی بودم، گفت: روحانی مخالف شیوه فعلی یارانه ها بود اما طرح جدیدی هم نداشت.به گزارش ایسکانیوز ، مهمان این هفته برنامه دست خط یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال 84 را آن مناظره تغییر داد.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد خوش چهره را در برنامه دست خط می خوانید:*شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.* وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.*نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است... مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.*آقای دکتر روحانی سال 92 با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.* مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی...* درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.*از قطع کردنش...خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتند*خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.*از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد 30 درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.*آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.*آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا 70 درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از 70 درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم 80 میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی 80 میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.*گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد - من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید 70 تا 80 درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا 70 درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و مجلس و برخی سیاست مداران ما چطور به مسائل نگاه می کنند.*تیم اقتصادی دولت یازدهم هماهنگ بود؟خوش چهره: خود دوستان اعتراف داشتند که هماهنگ نبودند. در نامه ای که دوستان دولت دادند اعتراض داشتند و 4-3 امضا هم از وزرا داشت. ما هم در دانشگاههاا استقبال کردیم که اینها نسبت به برخی سیاست ها اعتراض داشتند.*پس هماهنگ نبودند.خوش چهره: به صورت مطلق و نسبی نگوییم. بالاخره هیئت دولت است و در جایی بالا و پائین وجود دارد. به نظر من سیاست های پولی و مالی تناقض دارد. وزیر رفاه معتقد است اشتغال بالا برود ولی موقع سیاست های پولی می بینیم هماهنگ با اشتغال و در راستای آن نیست.*مناظرات انتخابات ریاست جمهوری را دیدید؟خوش چهره: بله.*سه مناظره را دیدید؟خوش چهره: تقریبا.*کدام یک از استدلال های اقتصادی نامزدها به تفکرات شما نزدیک بود؟خوش چهره: آن چیزی که در مناظرات بود همه واقف بودند مشکلات معیشتی وجود دارد. این خوب است. مطالبات مردم از مسئولین است. مردم تحت فشار هستند. اما راه حل های درمان از نظر من جامعیت نداشت. من فراجناحی صحبت می کنم. تعلقات ارزشی دارم ولی جناحی ندارم.اگر اعتقاد داریم اقتصاد ما بیمار است، این بیمار را در 4 درمانگاه فرستادیم. یکی سازندگی، دیگری اصلاحات و غیره بود. این بیمار یک شبه بیمار نشده است. نگوییم این برای دولت یازدهم است.*درمان هم نشده است.خوش چهره: بله. در راه درمان هم مثلا به اسم عدالت کارهایی کردیم که ضد عدالت شده است.*این چند نفر از شما کمک گرفتند؟خوش چهره: اسم نمی برم ولی کمک گرفتند البته همه نه.*اسم ببرید چه اشکالی دارد؟خوش چهره: نه اسم نمی برم. این توفیق را داشتم که مورد مشورت باشم و حرف خود را هم زدم. خیلی پیام مهمی می دهیم. آیا تفکرات نزدیک بود؟ این یک حرف است. آیا نسخه و پلن و روش درمان به شما نزدیک بود؟ روش درمان خیلی ها را نپسندیدم.*پیش بینی پیروزی آقای روحانی را می کردید؟خوش چهره: به طور طبیعی پیش بینی وضع آینده را بخواهید کنید، باید تحلیل روند را کنید. اینکه قبلا چه بود و وضع موجود چیست. تمام روسای جمهور 8 ساله بودند. بنابراین کسی که در مسند کار است و تمام ابزارها دست اوست، این شانس بالاتری دارد.(دلنوشته فرزند دکتر خوش چهره): خدای بزرگ را برای داشتن پدری چون شما شاکرم و امیدوارم بتوانم حق فرزندی را برای شما به طور کامل بجا بیاورم. ان شاالله سال های سال سایه شما برای خانواده در وهله ی اول و برای کشور در وهله دوم مستدام باشد و کشور از ظرفیت های فراوان شما استفاده کافی را داشته باشد. این را دختر خانم شما برای شما نوشتند.*چه سالی ازدواج کردید؟خوش چهره: سال 59 ازدواج کردیم.*چطور با حاج خانم آشنا شدید؟خوش چهره: من در مقطعی سال 58 مسئولیتی داشتم. در انجمن اسلامی غرب تهران بودم. چند نفری بودیم. بعد شورای مرکزی امور تربیتی شکل گرفت که من توفیق داشتم در شورا باشم. در تهران هم خیلی فعال بود. آنجا بودم و بعد مسئولیت امور تربیتی آموزش وپرورش منطقه 10 در اختیار من بود. آنجا با دوستان امور تربیتی بودیم.من قصد ازدواج نداشتم. مرحوم مادرم در سال 60 سرطان مری گرفتند. ایشان با حالت تحکم گفتند من می خواهم ازدواج شما را ببینم. من حرف ایشان را زمین نگذاشتم. حاج خانم از همکاران فعال و خوب امور تربیتی بود. دیپلم بودند و به لطف خدا ازدواج کردم.*خطبه عقد را چه کسی خواند؟خوش چهره: توفیق داشتیم به همراه مرحوم مادر من و همسرم نزد حضرت امام رسیدیم و خطبه عقد را سال 59 برای ما خواندند.*مهریه چقدر بود؟خوش چهره: من یک خاطره در این باره بیان کنم. آنجا رفتیم و خدمت حضرت امام رسیدیم. آنجا مرحوم رسولی بودند. حاج احمد آقا هم بودند. چند نفری جلو رفتند و با حالتی به من گفتند مهریه را تعیین کردید؟ من هم آرام گفتم بله. گفتند مهریه چیست؟ گفتیم 14 سکه است. من آن زمان که فعال بودم یک دوره وسائل الشیعه هم جزو مهریه گذاشتیم. این را از لبنان برای من فرستاده بودند.خدمت امام رسیدیم پرسیدند مهریه چیست؟ گفتم 14 سکه و یک دوره وسائل الشیعه است. امام نگاه حکیمانه و عاقلانه ای به من انداختند و پرسیدند می توانند بخوانند؟ من آنجا فروریختم و نگاهی به خانم انداختم تا شاید کمکی کنند. بعد از آن گفتم در ضمن یک سفر حج هم هست. بنا نبود حج باشد. این را گفتم تا ذهن امام را به موضوع دیگری بکشانم.*خانم دکتر هم رشته شما نیستند؟خوش چهره: خیر. ایشان داروساز هستند. دکترای تخصصی را در فیتوشیمی و گیاهان دارویی گرفتند.* 5 فرزند دارید؟خوش چهره: این اولین بار است که در رسانه مطرح می شود. بله ما از نعمات خداوند متعال 5 فرزند داریم.* چند دختر و چند پسر دارید؟خوش چهره: 3 دختر و 2 پسر دارم.*چه می کنند؟ همه تحصیل کردند؟خوش چهره: بله.*چه رشته ای خواندند؟خوش چهره: ... بحمدالله بچه ها خوب تربیت شدند. ازدواج کردند طرف مقابل همواره لطف دارند به نیکی یاد می کنند. از حاج خانم تشکر می کنند.* کمربند مشکی جودو داریم.خوش چهره: در دوران جوانی بود. در دوره ای که دانشگاه بودم مربی ژاپنی خوبی داشتیم و من علاقه مند شدم. قبلا کاراته کار می کردم. کمربند قهوه ای داشتم. ایشان آمد من فوتبال بازی می کردم. علاقه هایم فوتبال و شنا بود. جودو را از ایشان به خوبی آموختم.*در دانشگاه ملی درس می خواندید؟خوش چهره: بله.*هنوز هم کار می کنید؟خوش چهره: خیر. وقتی انگلیس رفتم مربی جودوی دانشگاه شدم. ماهی 200 پوند بابت این به من می دادند. ساعت کاری که دخترم می گفت من کار می کنم به این خاطر است که من وقتی مربی بودم فرصت استفاده از استخر خصوصی را در ساعت غذا داشتم. یعنی نیم ساعتی شنا داشتم. این کمک به بازیابی می کرد.دوچرخه کورسی هم گرفته بودم و رفت وآمدهای کورسی هم داشتم. دویدن را داشتم. اینها تاثیرگذار بود. تغذیه خوب، فیزیک مناسب بدن و غیره راندمان را بالا می برد. فیزیک هم باید در بهره وری کمک کند.*چه شد که وارد مناظره شوید؟خوش چهره: مناظره 84 برای ریاست جمهوری؟* با آقای نوبخت.خوش چهره: رئیس جمهور آن زمان که قبلا شهردار بود نسبت به من اطلاع داشت اما من نداشتم، مثلا می دانستند من دو رشته خواندم و در تهران عضو هیات علمی و عضو پیوست وابسته علوم شهرسازی و اقتصاد بودم. نظرات من را هم می دانست. ایشان زمانی که شهردار شدند علاقه داشتند من در کنار ایشان باشم. من هم خوب نمی شناختم.خدمت آقای ابوترابی در دانشگاه تهران بودم. رئیس جمهور وقت که آن زمان شهردار بودند آن زمان خود را رساندند و از من خواستند که معاون ایشان شوم. من قبول نکردم. فکر کردند بحث پست است و پیشنهاد قائم مقامی را دادند و من گفتم وارد اجرا نمی شوم. در آن جمع یکی گفت استخاره کنید و همواره نه نیاورید. گفتم استخاره بگیری ...

ادامه مطلب  

حرف های مجری برنامه های مناظره در خندوانه  

درخواست حذف این مطلب
مرتضی حیدری امشب در برنامه خندوانه حضور یافت و درباره اجرای برنامه های مناظره و خاطراتش در این راستا سخن گفت.به گزارش ایسنا، مرتضی حیدری، مجری برنامه های مناظره انتخابات ریاست جمهوری با حضور در برنامه خندوانه درباره کارهای خود بعد از برنامه های مناظره بیان کرد: من گوینده خبر هستم و برنامه های اقتصادی و سیاسی اجرا می کنم و بعد از مناظرات نیز مانند سابق اجرای این برنامه ها را برعهده دارم.حیدری درباره احساس اضطراب و نگرانی در اجرای برنامه های مناظره گفت: من در اجرای برنامه های مناظره اضطراب زیادی نداشتم به دلیل اینکه تمرین زیادی برای این اجرا انجام داده بودم. قبل از برگزاری مناظره تمام دکوپاژهای صحنه را نوشته بودیم و با عوامل برنامه و کارگردان اجرا می کردیم. در واقع می دانستیم که قرار است روند برنامه چگونه باشد. مدیریت عالی و درجه یک معاونت سیما، معاونت سیاسی و ستاد انتخابات سازمان باعث شد که برنامه مناظره به صورت عالی اجرا شود. علی رغم اینکه صدها نفر در پشت صحنه برنامه های مناظره تلاش می کردند تا برنامه به خوبی اجرا شود اتفاق تنش زا و استرس زایی به وجود نیامد.وی افزود: در سه برنامه زنده مناظره که تقریبا ده ساعت بود و حساسیت بالایی نیز داشت حتی یک نفر هم در طول این ساعات درباره نحوه اجرا و گفتارم از گوشی حرفی به من نزد که این اتفاق به دلیل مدیریت بسیار خوب آقایان میرباقری و آخوندی بود که در بیرون از برنامه تلاش می کردند که آرامش جریان داشته باشد.این مجری با اشاره به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در برنامه مناظره اظهار کرد: نامزدهای برنامه طبیعتا به دلیل قرار گرفتن در موقعیت حساس و تعیین کننده استرس داشتند اما به دلیل اینکه چندین دهه در حوزه های ارشد مدیریتی و سیاسی کار کردند به نظرم توانستند بر احساسات خود مسلط باشند.وی با بیان اینکه مجری برنامه مناظره نباید گرایش سیاسی خود را نشان دهد گفت: فاجعه بارترین اتفاق برای مجری مناظره این است که مخاطبان بفهمند گرایش به کدام نامزد انتخابات ریاست جمهوری دارد، زیرا مجری نماینده آحاد مردم است و باید حرفه ای کار کند. براساس اصول حرفه ای، اخلاقی و قانونی مجری حق ندارد گرایش خود را به نامزد خاصی ابراز کند. برای نامزدهای ریاست جمهوری برنامه مناظره بازاریابی رای است و آن ها علاقه مند هستند که بعد از مناظره ها تعداد رای شان بالا رود. این اتفاق برای مجری هم صدق می کند. مجری مناظره تصویری در ذهن مخاطب دارد که اگر گرایش به نامزد خاصی از خود نشان دهد آن تصویر خراب می شود بنابراین مجری هم به دنبال بازاریابی میان مخاطبان است و برای اینکه تصویر درستی از او در ذهن مخاطبان قرار بگیرد مستلزم بی طرفی مطلق اوست.حیدری با اشاره به اتفاقی که در برنامه مناظره پیش آمد و باعث شایعه شد اظهار کرد: من زمانی که کاغذ را برای خواندن شماره نامزد مورد نظر بیرون آوردم متوجه شدم که دو پاکت در داخل هم رفته است به همین دلیل به نظرم منطقی ترین کار این بود که دو پاکت را به داخل جام برگردانم چون شرایط حساس بود و برخی فکر می کردند تقلبی انجام شده است و برخی هم بدشان نمی آمد که مظلوم نمایی کنند چون یک رقابت بود. در واقع هیچ اتفاق خاصی نیفتاد زیرا تا زمانی که پاکت را باز نکنی و کاغذ را باز نکنی امکان ندارد شماره نامزد مورد نظر را ببینی.مجری برنامه های مناظره در ادامه با اشاره به رفتار خود برابر نامزدهای ریاست جمهوری گفت: ما آنقدر وسواس داشتیم که با رفتارمان در پشت صحنه گرایشی به نامزد خاصی صورت نگیرد. من معمولا چهار دقیقه قبل از شروع مناظره به جایی می رفتم تا با نامزدها روبه رو نشوم زیرا ممکن بود که این شائبه پیش بیاید که با نامزدی بیشتر گرم می گیرم و صمیمی هستم. حتی یکبار در وقت استراحت دیدم که یکی از نامزدهای ریاست جمهوری با مشاورش از راهروی روبه رویی می آ ...

ادامه مطلب  

دانلود google play services - نرم افزار موبایل سرویس اجرایی برنامه های  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: google play services سرویس اجرایی برنامه های گوگل download google play services download google play services for android google play services for android دانلود google play services دانلود google play services برای اندروید google play services برای اندروید نرم افزار google play services برای اندروید سرویس اجرایی برنامه های گوگل نرم افزار سرویس اجرایی برنامه های گوگل نرم افزار google play services برای htc نرم افزار google play services برای samsung نرم افزار google play services برای motorola نرم افزار google play services برای سامسونگ نرم افزار google play services برای اچ تی سی نرم افزار google play services برای موتورولا نرم افزار سرویس اجرایی برنامه های گوگل برای htc نرم افزار سر ...

ادامه مطلب  

مدارک تحصیلی مفتی اعظم قرقیزستان جعلی ازآب درآمد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش «شیعه نیوز» امروز در نشستی مطبوعاتی «کلدیبک عسکرعالیف» و «اکین تاکتالیف» نمایندگان «کمیته دفاع افتخار و عزت مردم قرقیزستان» سازمان حقوق بشر «مقصدبک حاجی تاکتاموشف» مفتی قرقیزستان را به نداشتن مدرک تحصیلی معتبر متهم کردند.تاکتالیف در این نشست گفت: بر طبق ق ...

ادامه مطلب