جمعی از نمایندگان مجلس به دیدار خاتمی رفتند :: نشریه خبری پایدار


از سناریو پیچیده قتل های زنجیره ای تا یکشنبه سیاه؛ چرا دولت ها میل به بحران سازی دارند؟  

درخواست حذف این مطلب
حال که بیش از ۱۲ سال از پایان ریاست جمهوری خاتمی می گذرد، معلوم شد که دست کم در بحران های مهم و قابل توجهی که خاتمی از آن دم می زد، پای جبهه وابسته به خود او، جبهه دوم خرداد، به عنوان عامل وسط بود.گروه سیاسی «تیتریک»؛ در شرایطی خاص، به عوض این که دولت ها به دنبال ثبات، آرامش و سطح پایین تنش ها مناقشه باشند، به دنبال ایجاد بحران هایی مدیریت شده و کانالیزه هستند، تا اهدافی جدای از کارویژه های معمول دولت ها(معیشت، کار، مسکن، تولید و....) را دنبال کنند(صد البته همیشه ابعاد این بحران تحت مدیریت دولت باقی نمی ماند و منجر به آشوب فراتر از کنترل آن می شود)؛ هدفی مانند بقاء و استمرار برای مدتی طولانی و به هر قیمت، در شرایطی که پایه های محبوبیت و مقبولیت اجتماعی به دلیل عدم کارآمدی در حال سست شدن است. و البته ذیل این هدفِ کلیِ راهبردی برای ایجاد بحران، بسته به شرایط و زمان، اهدافی تاکتیکی هم تعریف می شوند که اهمّ آن ها می تواند به این قرار باشند: مظلوم نمایی، متهم کردن رقبا برای تضعیف جایگاه، انحراف افکار عمومی از مسایل مبتلا به دولت در یک مقطع خاص، کاستن از فشار مطالبات عمومی(عمدتا اقتصادی)، امتیازگیری از رقیبان، توجیه ضعف ها(در فرهنگ عامّه، «ماله کشی» نیز خوانده می شود)، بر هم زدن تمرکز جناح های رقیب و مشغول داشتن آن ها به امور حاشیه ای، و در شرایط حاد، پیشبرد برنامه های تغییرات بنیادین در نظام سیاسی به قصد تغییر ماهیت و هویت آن(عمدتا از طریق بسیج افکار عمومی و اصطلاحا «فشار از پایین»). به واقع، از دو سه دهه اخیر، به طور خاص از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی که آغاز عصر انفجار اطلاعات و تحولات شگرف رسانه های جمعی و ابزارهای ارتباط اجتماعی بود، «بحران-سازی» یکی از ابزارهای دولت ها در سرتاسر جهان، برای دستیابی به دامنه ای از مقاصد سیاسی، اقتصادی و امنینی بوده است، چرا که این نوع استفاده ابزاری از بحران که شاخه ای از «عملیات روانی-تبلیغاتی» است، پیوندی عمیق و تنگاتنگ با رسانه و ابزارهای مدیریت اطلاعات دارد. بدیهی است که نمونه های شناخته شده و کم تر شناخته شده ای از هر کدام از اهداف فوق الذکر بحران سازی دولت ها، در دو سه دهه اخیر در نقاط مختلف دنیا وجود داشته است. در کشور ما هم سابقه این نوع عملیات «بحران سازی از بالا» به همان اوایل دولت اصلاحات باز می گردد که البته بعد از پایان عصر دوم خرداد هم ادامه یافت و شاهد نمونه هایی آُشکار از آن در دولت «عدالت و مهرورزی» هم بوده ایم. در ادامه، به مرور دو نمونه شناخته شده در دو دولت مختلف می پردازیم: «هر ۹ روز یک بحران»... ساختیم! سید محمد خاتمی، رییس جمهور اصلاحات، جمله ای معروف با این مضمون داشت که " در دولت اصلاحات هر ۹ روز با یک بحران مواجه بودیم" که به نوعی به مانیفست مظلوم نمایی جناح اصلاح طلب و «هیولانمایی» جناح مقابل تا همین امروز تبدیل شد. اما حقیقت این است که دولت خاتمی هر" ۹ روز با بحرانی مواجه بود"(که البته اغراق واضحی بیش نیست)که دولت خود او یا جریان سیاسی حامی آن به راه می انداخت. حال که بیش از ۱۲ سال از پایان ریاست جمهوری خاتمی می گذرد، با مطالعات و بررسی های دقیقی که به دور از التهابات و غوغا و هیاهو در این همه این سال های انجام گرفت، معلوم شد که دست کم در همه بحران های مهم و قابل توجهی که خاتمی از ان دم می زد، پای جبهه وابسته به خود او، جبهه دوم خرداد، به عنوان تحریک کننده، عامل یا تشدیدکننده غائله در میان بود.مهم ترین این بحران ها ماجرای قتل های زنجیره ای در پاییز ۷۷، کوی دانشگاه در تیر ۷۸، حمله به اتوبوس «توریست»های آمریکایی(که بعدا معلوم شد اصلا توریست هم نبودند)، بحث لوایح حدود اختیارات ریاست جمهوری(موسوم به لوایح دوقلو)، ناآرامی در کوی دانشگاه در تیرماه ۸۲ و تحصن شماری از نمایندگان مجلس ششم بودند. ما به نقش آفرینی دولت اصلاحات در یکی از مهم ترین این بحران ها، یعنی پرونده قتل های زنجیره نگاهی اجمالی می اندازیم:قتل های زنجیره ای: سناریوی تقابل سازی در راسدر آذر ماه ۱۳۷۷، کشف جنازه شماری از چهره های سیاسی منتقد جمهوری اسلامی (مرحومه پروانه اسکندری به همراه همسرش داریوش فروهر، مرحوم محمد جعفر پوینده و مرحوم محمد مختاری)پرده از یک سناریوی وحشتناک و شنیع برداشت که به پرونده «قتل های زنجیره ای» معروف شد. با انتشار اطلاعیه معروف وزارت اطلاعات دولت اصلاحات مبنی بر ارتکاب قتل ها توسط "شماری از نیروهای خودسر این وزارتخانه"، هجمه های سنگین سیاسی-مطبوعاتی برای تخریب این وزارتخانه آغاز شد. در این اطلاعیه آمده بود:" وزارت اطلاعات بنابر وظیفه قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری، کشف و ریشه کنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و با همکاری کمیته ویژه تحقیق رئیس جمهوری موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تاسف تعداد معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس‏‎، ‏‎ کج اندیش ‏‎ و خودسر این وزارت که بی شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت منافع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده اند در میان آن ها وجود دارند."مطبوعات زنجیره ای دوم خرداد در روندی هدایت شده و هماهنگ تلاش وسیعی را آغاز کردند تا تقصیر این قتل های غیرانسانی و غیرقابل توجیه را به گردن آن چه «محافظه کاران خشونت طلب» خوانده می شدند، بیاندازند. چهره ای چون «اکبر گنجی» که تبدیل به گل سرسبد این روزنامه ها شده بود، تمام همّ و وقت خود را مصروف داستان پردازی های پر شاخ و برگ در قالب افشاگری علیه جناح راست کرد. البته در این راه چهره های امنیتی اصلاح طلبان چون سعید حجاریان،عباس عبدی و علیرضا علوی تبار به واسطه پیوندهایی که با وزارتخانه داشتند، به او یاری می رساندند. گنجی اتهامات و داستان پردازی های خود در موضوع قتل های زنجیره ای را در کتابی تحت عنوان «عالیجناب سرخپوش» منتشر کرد که تحت فضاسازی های جبهه دوم خرداد، بسیار پرفروش شد.جالب این که سیبل اصلی حملات گنجی در این کتاب، مرحوم هاشمی رفسنجانی بود که بعدها به ملجاء و مراد همان اصلاح طلبان تبدیل شد! لیکن باید به این نکته توجه داشت که در ان مقطع، مرحوم هاشمی به عنوان یکی از ارکان نظام، و یار و امین رهبری معظم انقلاب مطرح بود و نیروهای رادیکال اصلاحات قصد داشتند با کوبیدن و اتهام زنی به آن مرحوم، سنگر دیگری را هدف بگیرند که همانا مقام عظمای ولایت بود. این چیزی بود که بعدها از لابه لای اعترافات متهم ردیف دوم(و به یک روایت متهم ردیف اول و عامل اصلی قتل ها) «سید مصطفی کاظمی»(موسوی) به عیان گفته شد.به هر حال، فضاسازی ها از درون دولت و رسانه های وابسته یا طرفدار دولت علیه نهادهای انقلابی و شخصیت های جناح اصول گرا به طور خاص، و کلیت نظام به طور عام، آن قدر سنگین و آلوده بود که تقریبا نیروهای انقلابی را به حالت انفعال فرو برده بود. باید در نظر داشت که این وقایع مربوط به سال دوم دولت اصلاحات و زمانه ای بود که کل فضای کشور در سیطره سنگین گفتمان «دوم خرداد» قرار داشت. زمانه ای که حتی نفس ابراز حزب اللهی بودن و دفاع از انقلاب و نظام از سوی هوچی گران و غوغاسالاران جبهه اصلاحات یک جرم حسوب می شد و از آن بالاتر، «بسیج» بودن در تصویرسازی آن دوران، یک گناه نابخشودنی در نظر گرفته می شد! جالب این جاست که بخش عمده فضاسازی های ضد نظام را در رسانه های دوم خردادی، چهره های موسوم به ملی-مذهبی و جریان نهضت آزادی انجام می دادند. یعنی روزی نبود که یکی از این روزنامه های چند مصاحبه، تحلیل یا یادداشت ازافرادی چون مرحوم عزت الله سحابی، ابراهیم یزدی و مهندس معین فر منتشر نکنند که در آن، این چهره های اپوزیسیون جمهوری اسلامی به صراحت انگشت اتهام را به سوی حناح راست نگیرند. مثلا مرحوم سحابی در مصاحبه ای با روزنامه «خرداد» عبدالله نوری به صراحت مدعی شد: "انتساب جنایت های اخیر به جناح انحصار غیر قابل انکار است."(خرداد، ۲۲.۰۹.۷۷) گفتنی است که که «جناح انحصار» یکی از چند برچسبی بود که روزنامه های زنجیره ای علیه اصول گرایان به کار می بردند.به لحاظ سیاسی هم، کار بررسی این پرونده بر عهده یک کمیته حقیقت یاب سه نفره، منصوب رییس جمهور وقت بود که از علی ربیعی(مسوول وقت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و از مشاوران و دوستان نزدیک خاتمی)، ناصر سرمدی پارسا(معاون وقت وزارت اطلاعات) و علی یونسی(رییس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح و وزیر اطلاعات بعدی) تشکیل می شد. این کمیته، همان تیمی از بازجوها را مسوول تحقیقات پرونده کردند که با عملکرد به شدت منفی و مورد انتقاد خود و انتشار فیلمی تکان دهنده از نحوه بازجویی آن ها، مسیر پرونده را به کل منحرف کردند. بعدها گزارش هایی منتشر شد مبنی بر این که این تیم بازجویی در واقع توسط سعید حجاریان(معاون پیشین وزارت اطلاعات و مشاور ارشد خاتمی) انتخاب وبه کمیته سه نفره معرفی شده بود.در این فضای سنگین و یکطرفه، یکی از معدود شخصیت هایی که از جناح مقابل اصلاحات، تسلیم صحنه پردازی ها برای تخریب وزارت اطلاعات، سپاه و نهادهای عالی نظام نشد، حجت الاسلام روح الله حسینیان بود. روح الله حسینیان که خود سال ها معاون شعبه دادستانی در وزارت اطلاعات بود و با حساس ترین پرونده های حفاظتی این سازمان سر و کار داشت، در مقطعی یک تنه این انحصار تبلیغاتی جناح وابسته به دولت را شکست و با ارایه ترکیبی از تحلیل-خبرهای امنیتی، در سخنرانی ها خود و در برنامه تلویزیونی به نام «چراغ»، روایتی جدید را از ماجرای «قتل های زنجیره ای» مطرح کرد.طبق این روایت جدید(که هیچ گاه از جانب دولت اصلاحات پاسخ متقنی دریافت نکرد)، مسوول اصلی قتل های زنجیره ای، نه سعید امامی(اسلامی) که سید مصطفی کاظمی(موسوی) بود. حسینیان با شناخت دقیقی که از بدنه وزارت اطلاعات داشت این استدلال را مطرح کرد در مقطع وقوع قتل ها، سعید امامی یک نیروی در انزوا و در حد یک مشاور بود، در حالی که مصطفی کاظمی، معاون وقت معاونت امنیت وزارتخانه(مهم ترین معاونت وزارت) بود و به لحاظ جایگاه و امکاناتِ در اختیار، قابل مقایسه با امامی نبود. اما نکته اصلی درباره این فرد، وابستگی او به جریان دوم خرداد بود! حسینیان در سخنرانی معروف خود در جمع طلاب مدرسه حقانی درباره مصطفی کاظمی(موسوی) چنین گفت:" موسوی بچه استان فارس است. از همان زمانی که اطلاعات در سپاه تشکیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود که با دستگاه آقای منتظری، سیدهادی و مهدی هاشمی در ارتباط است. بعد از این که وزارت اطلاعات تشکیل شد و اداره کل اطلاعات هم در استان فارس تشکیل شد، وی به عنوان مسئول اداره کل اطلاعات فارس انتخاب شد که درگیری درونی از همان جا در استان فارس هم شروع شد. موسوی معروف بود در همان زمان از بچه های چپ استان فارس هست و به اصطلاح جزو بچه های مسجد «آتشی ها» بود. درگیری بین وی و امام جمعه شیراز به اوج خود رسید که ناچار شدند موسوی را از شیراز به تهران منتقل کنند و در وزارت هم که بود معروف بود به چپگرایی. در جریان انتخابات به شدت از جناب آقای خاتمی حمایت می کرد و این حمایت هم به قدری افراطی شده بود که حتی طرفداران خود آقای خاتمی هم ناراحت می شدند. بعدها مشخص شد که مصطفی کاظمی از دوستان نزدیک [رسول] منتجب نیا نماینده شیراز در مجلس سوم و مشاور سید محمد خاتمی بوده است و از این طریق با خاتمی ارتباط داشته است. کاظمی در اعترافاتش گفته بود که منتجب نیا در جریان قتل ها قرار داشته است."حسینیان در ادامه افشاگری های خود به نقل از بازجویی های کاظمی که توسط سازمان قضایی نیروهای مسلح انجام گرفت، پرده از هدف نهایی سناریوی قتل های زنجیره ای، کودتا علیه مقام ولایت، برمی دارد. حسینیان این بخش از اعترافات موسوی را چنین نقل می کند:" تحلیل ما از اوضاع جاری روز این بود که آقای خامنه ‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی هم به دلیل این که ۲۰ میلیون رأی آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنی‏ صدر است و ما این قتل‏ها را مرتکب می‏شویم و به گردن آقای خامنه ‏ای می ‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شکست آقای خامنه‏ ای در مقابل خاتمی خواهد شد... قرار بود ما این قتل ها را به گردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این کار را کرده و معلوم هم بود که سپاه زیر نظر فرماندهی کل قواست و وقتی که به گردن سپاه بیفتد، معنایش این است که آقای خامنه ای چنین چیزی را دستور داده است."نکته قابل تامل این جاست که وقتی دو هفته بعد از دستگیری مصطفی کاظمی، حسینیان برای اتمام حجت با رییس جمهور وقت به دفتر او می رود، مسوول دفتر او، سید محمدعلی ابطحی، تقریبا عین همین تحلیل را به او ارایه می دهد:" فلانی ببین، آقای خامنه ‏ای غیر از امام است و آقای خا ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی فردی بود که دوم خرداد ۷۶ را رقم زد. در دولت اول اصلاحات وی عهده دار وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش بود. برخی منتقدان او می گویند نگاه منفعت طلبانه و اقتصادی او در وزارتخانه اقتصادی «معدن» باعث شد که او در دوره وزارتش بر آموزش و پرورش نظام آموزشی را بر پایه «پول» و «سرمایه» ببندد. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری خاتمی وی به همراه چند تن از وزرای کابینه خود بنیاد باران را پایه گذاشت. مرتضی حاجی یکی از آن وزرا بود. حاجی یکی از اعضای هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز هست. در یک ظهر گرم تابستانی به خیابان «آزادی» می رویم. او هم اکنون مدیرعامل «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران» است. در نزدیکی او به دولت روحانی همین بس که او مسئول ستاد انتخاباتی سال ۹۶ حسن روحانی در «تهران» بود. میزش رنگارنگ است و روی آن کلاه کاسکتی قرار داده است. البته حاجی شخصیتی چند وجهی دارد. هم ورزشکار است هم اقتصاددان. هم وزیر آموزش و پرورش بوده و هم فردی سیاسی که چند دهه ای در عرصه انتخابات در جبهه اصلاحات فعال بوده است. برایمان دمنوش می آورد و چای. مقابل او ظرفی از «خرما» قرار گرفته.از دوران وزارتش بر آموزش و پرورش می گوید. از تلاشش برای تغییر نگاه به کودکان و خردسالان این کشور می گوید و موانعی که باعث می شود بچه ها در مدرسه مدیر نشوند و صرفا وقت بگذرانند. او از سفر سال های ابتدایی وزارتش در آموزش و پرورش به آرژانتین می گوید. از «جمهوری کودکان»؛ محلی که برای بچه های خردسال از همان ایام دولت تشکیل داده بودند و در آن جمهوری بچه ها برای خود رئیس جمهور و قوه مقننه و قضائیه تشکیل داده بودند. تحلیل او این بود که در آن سیستم بچه ها از همان کودکی «مدیر» می شوند و یاد می گیرند که در امور کشور باید چگونه برخورد کنند. مرتضی حاجی معتقد است که اصلاح طلبان با حمایت خود موجب شدند روحانی بر سر کار بیاید. البته او مسئولیت کارهای روحانی را قبول نمی کند و معتقد است: «اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست. بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است.» رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در تهران با خنده می گوید روحانی در مراسم تحلیف یادش رفته بود که نامی از آیت ا…هاشمی و سیدمحمد خاتمی ببرد. او از اینکه باز هم رحمانی فضلی بر مسند وزیر کشوری نشسته ناراحت است و می گوید این یکی از بزرگ ترین انتقادات ما به کابینه است. وی همچنین نبود وزیر زن در کابینه را اشتباهی بزرگ می داند. عضو بنیاد باران، شانس جهانگیری را برای انتخابات ۱۴۰۰ بالا می داند و معتقد است ظریف به علت اینکه فردی اقتصادی نیست به درد نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ نمی خورد البته اگرچه محبوبیت بالایی نزد مردم دارد. وی احتمال اینکه اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات ۹۶ می شد، تا آخر می ماند را کم نمی داند. حاجی همچنین بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب تر از سایر گزینه ها بودند اگرچه همه حدس می زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. در ادامه متن کامل گفت وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بخوانید.ابتدا بحث را با رقابت های انتخابات ۹۶ آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات ۹۶ چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل های سیاسی شناسنامه دار و بعضا بی شناسنامه و خلق الساعه قرار گرفت. من با افشاگری رابطه خوبی ندارمدر انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ تر و بحث ها جدی تر می شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده های یکدیگر را افشا می کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.فکر کنم از سال ۸۴ و دولت احمدی نژاد این افشاگری ها شروع شد.بله. آن صحبت ها که اتهام آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت ها وجود دارد و این مطالب بیان می شود. نقد برنامه ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به شدت به آنها ایمان دارند و علاقه مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی شود.بین کسانی که از فیلترها عبور می کنند و به صحنه می آیند، ۶ نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده ای می تواند در انتظار آنها باشد. به عملکرد روحانی انتقاد وارد بوده و هستانتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به خصوص در بخش تولید ضعف های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه ها هم نسبتا روشن بود، وعده هایی که دلخوشی بی دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می توانست برای خیلی ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بودفکر می کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می کنند که قابل دفاع هم نیست.یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟آن روزها بحث این بود که همه تخم مرغ ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش بینی نشده در آن زیاد رخ می دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت. جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره گیری داشتکار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت ها کنار بکشد. خودش تصمیم به کناره گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟بله. زمانی که مساله صلاحیت ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی تر می توان تصمیم گرفت. جهانگیری پوششی نبود و برای حضور در عرصه جدی بوداگر جهانگیری ابتدای کار کنار می رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود. کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار ندادهمچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته است.کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد. چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی هم گفتند روحانی ۳درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای ۵۰ درصد رسید.نمی خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش گذاری شده و درنهایت تصمیم گیری می شود. در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش های دیگری کمتر بود. جهانگیری به آنچه کرد اعتقاد داشتبرخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می شود و می گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح طلب نیست به قدرت برسد؟جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می شود. اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات می شد امکان داشت که تا آخر بمانددیدارها، سفرها و نشست های تخصصی و بحث های رسانه ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت. امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می داشت؟ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود. اشتباه بزرگ آیت ا… هاشمی در انتخابات ۸۴ این بود که گفت به استان ها سفر نمی کنمباتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره گیری می کرد؟نمی دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره به چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال ۸۴ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی گفتند مردم من را می شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می افتند و نیاز نیست به سفر بروم.البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی افتد. مردم او را می شناختند اما اینکه وی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی کند. شناخت می تواند مکمل باشد اما تعیین کننده رای نیست. این انتقاد وارد است که جهانگیری بین مردم نبود.فرصت نداشت. حتی در طول این ۴ سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟منظورم حضور در عرصه به عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به عنوان مقام رسمی نیست که می خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه ها و درخواست رای از مردم باید انجام می شد. علت اصلی پیروزی روحانی در انتخابات حمایت «اصلاحات» از او بودنقش اصلاح طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می دانید؟فکر می کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح طلبان بودند. فعالیت های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح طلبان بود. در نهایت حمایت بی بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس جمهور نمی شدپس نقش اول را اصلاح طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی افتاد. اصلاح طلبان از روحانی «سهم خواهی حکومتی» نکردنداگر همین اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک تر است حمایت کردند؟اصلاح طلبان نخواستند سهم خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات ۹۶ در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح طلبان شدند. جهانگیری را بیشتر از عارف می توانیم کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنیماین امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح طلبی با خود کاندیدای اصلاح طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.برای ۱۴۰۰ ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید. عارف شخصا کاندیدا شد ولی جهانگیری با اصراردر حالی که نامزد اصلاح طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می شود باز هم اصلاح طلبان کاندیدای خود را کنار می کشند.شاید این دوره بیشتر می توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح طلبان ثبت نام کردند. عارف شخصا تصمیم گرفت که کاندیدای انتخابات ۹۲ شودیعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال ۹۲ نبود؟عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی ای که انجام شد این طور واقع شد.طبیعتا اگر اصلاح طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست. عارف انتخاب اصلاح طلبان برای انتخابات ۹۲ نبوددر انتخابات سال ۸۴ اصلاح طلبان متعددی ثبت نام کردند. اصلاح طلبان باید چه می کردند؟ اگر اصلاح طلبان از قبل باهم هماهنگی می کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح طلبان مشخص شده باشد.همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی ها اصلاح طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.اما عارف می گفت به درخواست خاتمی ثبت نام کرده استاین حرفی که من می گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح طلبان بالا رفت را نمی دانم. جبهه اصلاحات از مجموع ۴۰ الی ۳۰ حزب تشکیل می شود و تعداد زیادی شخصیت های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد. غفوری فرد گفته بود به عارف قول داده است معاون اول شود. اما بعدها روحانی پست های دیگری معرفی کرد که او قبول نکرد.چنین چیزی نیست. هیچ شرطی در آن زمان نبود؛ البته تا آنجا که من خبر دارم. روحانی حتی برای ریاست مجلس از عارف حمایت نکرددر مجلس هم از وی حمایت نشد که رئیس مجلس شود. حتی روحانی هم از او حمایت نکرد و بعضا عارف مطرح کرد که برخی از وزرای اصلاح طلب روحانی به دنبال ریاست لاریجانی هستند.بله. همین طور است. علت خاصی داشت؟این را باید از خودشان پرسید. آیا خود اصلاح طلبان دنبال ریاست عارف بودند؟بله، باید از وزیری که به گونه دیگر عمل کرده پرسید چرا چنین کاری کرده است. دولت در انتخاب ریاست مجلس تک روی کردمی گویند روحانی هم علاقه داشته است لاریجانی رئیس مجلس باشد. شما هم معتقد هستید که لاریجانی مجلس را خوب اداره می کند و توقعات دولت را بهتر برآورده کرده است؟چنین چیزی نیست. به چه دلیلی لاریجانی بهتر اداره می کند؟ مگر عارف قبلا رئیس مجلس بوده که بتوان عملکردها را مقایسه کرد؟ چنین چیزی نیست. به نظرم قدری اینجا تک روی شده و دولتی ها کار خوبی نکرده اند. شاید روحانی می ترسید اتفاقی که برای هاشمی رخ داده برای او هم رخ دهد؛ اینکه مجلس علیه دولت شود و موضع دست اصلاح طلبان بیفتد.به چه دلیل باید اصلاح طلبان چنین کنند؟ اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند که رئیس جمهور شود؛ چرا مجلس باید مخالف او شود؟ لاریجانی در موفقیت روحانی هیچ نقشی نداشتبالاخره انتخابات ۹۶ در پیش بود و این ترس وجود داشت که اصلاح طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح کنند.مگر لاریجانی و تیم وی چند درصد در موفقیت روحانی نقش داشتند؟ چنین نبود. شاید پشت صحنه چنین فکری کرده اند اما من از این موضوع خبر ندارم. این را باید از خودشان پرسید. مسئولیت عملکرد روحانــی با خــودش استقبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند.دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی برعهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند. وارد بحث کابینه شویم. در تحلیف شاهد بودیم که روحانی در صحبت های خود از خاتمی و مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد نکرد. محمد هاشمی، برادر هاشمی یا فاطمه هاشمی، فرزند ارشد هاشمی، گلایه کردند و گفتند در زمان انتخابات روحانی در تمام جلسات و دیدارها اسم او را می بردند و حتی «یا حسین میر حسین» می گفتند یا «خاتمی زنده باد» می گفتند اما الان به تمامی این سخنان پشت کرده و حرف های خود را فراموش کرده اند.مردم می گفتند؛ او که نمی گفت. او در صحبت های خود از آنها یاد می کرد اما الان فراموش کرده است. موافق هستید؟ علت این کار چه بوده است؟نمی دانم، علت را باید خودشان بگویند. ولی فکر نمی کنم لازم باشد در مراسم تنفیذ یا مراسم تحلیف از یکی از این شخصیت ها یاد کند. اینکه روحانی اسم برخی مقامات را در مراسم تحلیف نیاورده است به حساب «غفلت» بگذاریداما از بیت امام تشکر کرد.بیت امام فرق می کند. موقعیت حضرت امام با بقیه متفاوت است. سلیقه ها متفاوت است و برخی معتقدند باید آنجا ذکر می شد ولی خود او صلاح ندان ...

ادامه مطلب  

از سناریو پیچیده قتل های زنجیره ای تا یکشنبه سیاه؛ چرا دولت ها میل به بحران سازی دارند؟  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق - در شرایطی خاص، به عوض این که دولت ها به دنبال ثبات، آرامش و سطح پایین تنش ها مناقشه باشند، به دنبال ایجاد بحران هایی مدیریت شده و کانالیزه هستند، تا اهدافی جدای از کارویژه های معمول دولت ها(معیشت، کار، مسکن، تولید و....) را دنبال کنند(صد البته همیشه ابعاد این بحران تحت مدیریت دولت باقی نمی ماند و منجر به آشوب فراتر از کنترل آن می شود)؛ هدفی مانند بقاء و استمرار برای مدتی طولانی و به هر قیمت، در شرایطی که پایه های محبوبیت و مقبولیت اجتماعی به دلیل عدم کارآمدی در حال سست شدن است.و البته ذیل این هدفِ کلیِ راهبردی برای ایجاد بحران، بسته به شرایط و زمان، اهدافی تاکتیکی هم تعریف می شوند که اهمّ آن ها می تواند به این قرار باشند: مظلوم نمایی، متهم کردن رقبا برای تضعیف جایگاه، انحراف افکار عمومی از مسایل مبتلا به دولت در یک مقطع خاص، کاستن از فشار مطالبات عمومی(عمدتا اقتصادی)، امتیازگیری از رقیبان، توجیه ضعف ها(در فرهنگ عامّه، «ماله کشی» نیز خوانده می شود)، بر هم زدن تمرکز جناح های رقیب و مشغول داشتن آن ها به امور حاشیه ای، و در شرایط حاد، پیشبرد برنامه های تغییرات بنیادین در نظام سیاسی به قصد تغییر ماهیت و هویت آن(عمدتا از طریق بسیج افکار عمومی و اصطلاحا «فشار از پایین»).به واقع، از دو سه دهه اخیر، به طور خاص از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی که آغاز عصر انفجار اطلاعات و تحولات شگرف رسانه های جمعی و ابزارهای ارتباط اجتماعی بود، «بحران-سازی» یکی از ابزارهای دولت ها در سرتاسر جهان، برای دستیابی به دامنه ای از مقاصد سیاسی، اقتصادی و امنینی بوده است، چرا که این نوع استفاده ابزاری از بحران که شاخه ای از «عملیات روانی-تبلیغاتی» است، پیوندی عمیق و تنگاتنگ با رسانه و ابزارهای مدیریت اطلاعات دارد. بدیهی است که نمونه های شناخته شده و کم تر شناخته شده ای از هر کدام از اهداف فوق الذکر بحران سازی دولت ها، در دو سه دهه اخیر در نقاط مختلف دنیا وجود داشته است. در کشور ما هم سابقه این نوع عملیات «بحران سازی از بالا» به همان اوایل دولت اصلاحات باز می گردد که البته بعد از پایان عصر دوم خرداد هم ادامه یافت و شاهد نمونه هایی آُشکار از آن در دولت «عدالت و مهرورزی» هم بوده ایم. در ادامه، به مرور دو نمونه شناخته شده در دو دولت مختلف می پردازیم:«هر ۹ روز یک بحران»... ساختیم!سید محمد خاتمی، رییس جمهور اصلاحات، جمله ای معروف با این مضمون داشت که " در دولت اصلاحات هر ۹ روز با یک بحران مواجه بودیم" که به نوعی به مانیفست مظلوم نمایی جناح اصلاح طلب و «هیولانمایی» جناح مقابل تا همین امروز تبدیل شد.اما حقیقت این است که دولت خاتمی هر" ۹ روز با بحرانی مواجه بود"(که البته اغراق واضحی بیش نیست)که دولت خود او یا جریان سیاسی حامی آن به راه می انداخت. حال که بیش از ۱۲ سال از پایان ریاست جمهوری خاتمی می گذرد، با مطالعات و بررسی های دقیقی که به دور از التهابات و غوغا و هیاهو در این همه این سال های انجام گرفت، معلوم شد که دست کم در همه بحران های مهم و قابل توجهی که خاتمی از ان دم می زد، پای جبهه وابسته به خود او، جبهه دوم خرداد، به عنوان تحریک کننده، عامل یا تشدیدکننده غائله در میان بود.مهم ترین این بحران ها ماجرای قتل های زنجیره ای در پاییز ۷۷، کوی دانشگاه در تیر ۷۸، حمله به اتوبوس «توریست»های آمریکایی(که بعدا معلوم شد اصلا توریست هم نبودند)، بحث لوایح حدود اختیارات ریاست جمهوری(موسوم به لوایح دوقلو)، ناآرامی در کوی دانشگاه در تیرماه ۸۲ و تحصن شماری از نمایندگان مجلس ششم بودند. ما به نقش آفرینی دولت اصلاحات در یکی از مهم ترین این بحران ها، یعنی پرونده قتل های زنجیره نگاهی اجمالی می اندازیم:قتل های زنجیره ای: سناریوی تقابل سازی در راسدر آذر ماه ۱۳۷۷، کشف جنازه شماری از چهره های سیاسی منتقد جمهوری اسلامی (مرحومه پروانه اسکندری به همراه همسرش داریوش فروهر، مرحوم محمد جعفر پوینده و مرحوم محمد مختاری)پرده از یک سناریوی وحشتناک و شنیع برداشت که به پرونده «قتل های زنجیره ای» معروف شد. با انتشار اطلاعیه معروف وزارت اطلاعات دولت اصلاحات مبنی بر ارتکاب قتل ها توسط "شماری از نیروهای خودسر این وزارتخانه"، هجمه های سنگین سیاسی-مطبوعاتی برای تخریب این وزارتخانه آغاز شد. در این اطلاعیه آمده بود:قربانیان قتل های زنجیره ای" وزارت اطلاعات بنابر وظیفه قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری، کشف و ریشه کنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و با همکاری کمیته ویژه تحقیق رئیس جمهوری موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تاسف تعداد معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس‏‎، ‏‎ کج اندیش ‏‎ و خودسر این وزارت که بی شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت منافع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده اند در میان آن ها وجود دارند."مطبوعات زنجیره ای دوم خرداد در روندی هدایت شده و هماهنگ تلاش وسیعی را آغاز کردند تا تقصیر این قتل های غیرانسانی و غیرقابل توجیه را به گردن آن چه «محافظه کاران خشونت طلب» خوانده می شدند، بیاندازند. چهره ای چون «اکبر گنجی» که تبدیل به گل سرسبد این روزنامه ها شده بود، تمام همّ و وقت خود را مصروف داستان پردازی های پر شاخ و برگ در قالب افشاگری علیه جناح راست کرد. البته در این راه چهره های امنیتی اصلاح طلبان چون سعید حجاریان،عباس عبدی و علیرضا علوی تبار به واسطه پیوندهایی که با وزارتخانه داشتند، به او یاری می رساندند. گنجی اتهامات و داستان پردازی های خود در موضوع قتل های زنجیره ای را در کتابی تحت عنوان «عالیجناب سرخپوش» منتشر کرد که تحت فضاسازی های جبهه دوم خرداد، بسیار پرفروش شد.جالب این که سیبل اصلی حملات گنجی در این کتاب، مرحوم هاشمی رفسنجانی بود که بعدها به ملجاء و مراد همان اصلاح طلبان تبدیل شد! لیکن باید به این نکته توجه داشت که در ان مقطع، مرحوم هاشمی به عنوان یکی از ارکان نظام، و یار و امین رهبری معظم انقلاب مطرح بود و نیروهای رادیکال اصلاحات قصد داشتند با کوبیدن و اتهام زنی به آن مرحوم، سنگر دیگری را هدف بگیرند که همانا مقام عظمای ولایت بود. این چیزی بود که بعدها از لابه لای اعترافات متهم ردیف دوم(و به یک روایت متهم ردیف اول و عامل اصلی قتل ها) «سید مصطفی کاظمی»(موسوی) به عیان گفته شد.اکبر گنجیبه هر حال، فضاسازی ها از درون دولت و رسانه های وابسته یا طرفدار دولت علیه نهادهای انقلابی و شخصیت های جناح اصول گرا به طور خاص، و کلیت نظام به طور عام، آن قدر سنگین و آلوده بود که تقریبا نیروهای انقلابی را به حالت انفعال فرو برده بود. باید در نظر داشت که این وقایع مربوط به سال دوم دولت اصلاحات و زمانه ای بود که کل فضای کشور در سیطره سنگین گفتمان «دوم خرداد» قرار داشت. زمانه ای که حتی نفس ابراز حزب اللهی بودن و دفاع از انقلاب و نظام از سوی هوچی گران و غوغاسالاران جبهه اصلاحات یک جرم حسوب می شد و از آن بالاتر، «بسیج» بودن در تصویرسازی آن دوران، یک گناه نابخشودنی در نظر گرفته می شد! جالب این جاست که بخش عمده فضاسازی های ضد نظام را در رسانه های دوم خردادی، چهره های موسوم به ملی-مذهبی و جریان نهضت آزادی انجام می دادند. یعنی روزی نبود که یکی از این روزنامه های چند مصاحبه، تحلیل یا یادداشت ازافرادی چون مرحوم عزت الله سحابی، ابراهیم یزدی و مهندس معین فر منتشر نکنند که در آن، این چهره های اپوزیسیون جمهوری اسلامی به صراحت انگشت اتهام را به سوی حناح راست نگیرند. مثلا مرحوم سحابی در مصاحبه ای با روزنامه «خرداد» عبدالله نوری به صراحت مدعی شد: "انتساب جنایت های اخیر به جناح انحصار غیر قابل انکار است."(خرداد، ۲۲.۰۹.۷۷) گفتنی است که که «جناح انحصار» یکی از چند برچسبی بود که روزنامه های زنجیره ای علیه اصول گرایان به ار می بردند.به لحاظ سیاسی هم، کار بررسی این پرونده بر عهده یک کمیته حقیقت یاب سه نفره، منصوب رییس جمهور وقت بود که از علی ربیعی(مسوول وقت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و از مشاوران و دوستان نزدیک خاتمی)، ناصر سرمدی پارسا(معاون وقت وزارت اطلاعات) و علی یونسی(رییس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح و وزیر اطلاعات بعدی) تشکیل می شد. این کمیته، همان تیمی از بازجوها را مسوول تحقیقات پرونده کردند که با عملکرد به شدت منفی و مورد انتقاد خود و انتشار فیلمی تکان دهنده از نحوه بازجویی آن ها، مسیر پرونده را به کل منحرف کردند. بعدها گزارش هایی منتشر شد مبنی بر این که این تیم بازجویی در واقع توسط سعید حجاریان(معاون پیشین وزارت اطلاعات و مشاور ارشد خاتمی) انتخاب وبه کمیته سه نفره معرفی شده بود.در این فضای سنگین و یکطرفه، یکی از معدود شخصیت هایی که از جناح مقابل اصلاحات، تسلیم صحنه پردازی ها برای تخریب وزارت اطلاعات، سپاه و نهادهای عالی نظام نشد، حجت الاسلام روح الله حسینیان بود. روح الله حسینیان که خود سال ها معاون شعبه دادستانی در وزارت اطلاعات بود و با حساس ترین پرونده های حفاظتی این سازمان سر و کار داشت، در مقطعی یک تنه این انحصار تبلیغاتی جناح وابسته به دولت را شکست و با ارایه ترکیبی از تحلیل-خبرهای امنیتی، در سخنرانی ها خود و در برنامه تلویزیونی به نام «چراغ»، روایتی جدید را از ماجرای «قتل های زنجیره ای» مطرح کرد.روح الله حسینیانطبق این روایت جدید(که هیچ گاه از جانب دولت اصلاحات پاسخ متقنی دریافت نکرد)، مسوول اصلی قتل های زنجیره ای، نه سعید امامی(اسلامی) که سید مصطفی کاظمی(موسوی) بود. حسینیان با شناخت دقیقی که از بدنه وزارت اطلاعات داشت این استدلال را مطرح کرد در مقطع وقوع قتل ها، سعید امامی یک نیروی در انزوا و در حد یک مشاور بود، در حالی که مصطفی کاظمی، معاون وقت معاونت امنیت وزارتخانه(مهم ترین معاونت وزارت) بود و به لحاظ جایگاه و امکاناتِ در اختیار، قابل مقایسه با امامی نبود. اما نکته اصلی درباره این فرد، وابستگی او به جریان دوم خرداد بود! حسینیان در سخنرانی معروف خود در جمع طلاب مدرسه حقانی درباره مصطفی کاظمی(موسوی) چنین گفت:سعید امامیمصطفی کاظمی(موسوی) به باور حسینیان متهم اصلی پرونده بود که به جریان دوم خرداد وابسته بود" موسوی بچه استان فارس است. از همان زمانی که اطلاعات در سپاه تشکیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود که با دستگاه آقای منتظری، سیدهادی و مهدی هاشمی در ارتباط است. بعد از این که وزارت اطلاعات تشکیل شد و اداره کل اطلاعات هم در استان فارس تشکیل شد، وی به عنوان مسئول اداره کل اطلاعات فارس انتخاب شد که درگیری درونی از همان جا در استان فارس هم شروع شد. موسوی معروف بود در همان زمان از بچه های چپ استان فارس هست و به اصطلاح جزو بچه های مسجد «آتشی ها» بود. درگیری بین وی و امام جمعه شیراز به اوج خود رسید که ناچار شدند موسوی را از شیراز به تهران منتقل کنند و در وزارت هم که بود معروف بود به چپگرایی. در جریان انتخابات به شدت از جناب آقای خاتمی حمایت می کرد و این حمایت هم به قدری افراطی شده بود که حتی طرفداران خود آقای خاتمی هم ناراحت می شدند. بعدها مشخص شد که مصطفی کاظمی از دوستان نزدیک [رسول] منتجب نیا نماینده شیراز در مجلس سوم و مشاور سید محمد خاتمی بوده است و از این طریق با خاتمی ارتباط داشته است. کاظمی در اعترافاتش گفته بود که منتجب نیا در جریان قتل ها قرار داشته است."حسینیان در ادامه افشاگری های خود به نقل از بازجویی های کاظمی که توسط سازمان قضایی نیروهای مسلح انجام گرفت، پرده از هدف نهایی سناریوی قتل های زنجیره ای، کودتا علیه مقام ولایت، برمی دارد. حسینیان این بخش از اعترافات موسوی را چنین نقل می کند:" تحلیل ما از اوضاع جاری روز این بود که آقای خامنه ‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی هم به دلیل این که ۲۰ میلیون رأی آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنی‏ صدر است و ما این قتل‏ها را مرتکب می‏شویم و به گردن آقای خامنه ‏ای می ‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شکست آقای خامنه‏ ای در مقابل خاتمی خواهد شد... قرار بود ما این قتل ها را به گردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این کار را کرده و معلوم هم بود که سپاه زیر نظر فرماندهی کل قواست و وقتی که به گردن سپاه بیفتد، معنایش این است که آقای خامنه ای چنین چیزی را دستور داده است."نکته قابل تامل این جاست که وقتی دو هفته بعد از دستگیری مصطفی کاظمی، حسینیان برای اتمام حجت با رییس جمهور وقت به دفتر او می رود، مسوول دفتر او، سید محمدعلی ابطحی، تقریبا عین همین تحلیل را به او ارایه می دهد:" فلانی ببین، آقای خامنه ‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی بیست میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنه ‏ای ۸ میلیون رأی آورد و ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

شایعه «بستن کابینه با نظر رهبری» به دلیل ترس از آینده است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- فهیمه رضیان و حامد حسین عسکری: برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم و روی کار آمدن مجدد حسن روحانی، فرصتی را فراهم کرد تا هم مجلس دهم تکلیف خود و آرایش سیاسی اش را با دولت معلوم کند و هم دولت، در آینده ای نزدیک، تکلیف خود را با عملکردش مشخص و عیان کند؛ مسئله ای که بعد از این، در انتخاب و معرفی وزرا و نیز نحوه رفتار نمایندگان مردم با دولت مشخص خواهد شد.حمیدرضا حاجی بابایی نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی که در دوره های ششم، هفتم، هشتم و دهم در مجلس حضور داشته و از دوره هفتم تا نیمه دوره هشتم عضو هیات رئیسه خانه ملت بوده، معتقد است که در آینده و با انتخاب وزرا و آغاز فعالیت دولت جدید، این رفتارها برای مردم شفاف تر خواهد شد.وی که در کارنامه خود سابقه وزارت آموزش و پرورش را هم دارد و اکنون ریاست فراکسیون جدید «نمایندگان ولایی» را برعهده گرفته، در گفتگو با خبرنگاران مهر، به تشریح آرایش سیاسی مجلس دهم و علت چرخش های آن، علت تشکیل فراکسیون نمایندگان ولایی و آینده تعامل دولت و مجلس پرداخته است.مشروح این گفتگو به شرح زیر است؛آقای دکتر؛ به نظر شما آرایش سیاسی مجلس دهم، قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ چقدر تغییر کرده است؟در آغاز به کار مجلس دهم، اصولگرایان به دنبال تشکیل فراکسیون اکثریت برای انتخاب آقای لاریجانی به ریاست مجلس بودند؛ بنابراین «فراکسیون ولایت» با عضویت ۱۷۰ نفر از نمایندگان تشکیل شد.شورایی در فراکسیون ولایت برای تصمیم گیری وجود نداشت شخص آقای لاریجانی تصمیم می گرفت و هیچ گاه مشورتی با ما انجام نمی شدطبق روال گذشته فراکسیون های سیاسی مجلس باید مواضع خود را در مورد مسائل مختلف بیان کنند و در فضای سیاسی کشور بروز و ظهور داشته باشند. از همان ابتدا تعدادی از دوستان ما اعلام کردند که ما با شما سنخیتی نداریم و نقطه وصل ما با شما انتخاب آقای لاریجانی به عنوان ریاست مجلس است.برای ما اصل این بود که فراکسیون اکثریت مجلس را تشکیل داده و آقای لاریجانی را به ریاست مجلس انتخاب کنیم. پس از انتخاب آقای لاریجانی، فراکسیون باید در مورد موضوعات متعدد مانند رای اعتماد به وزرا، استیضاح ها و یا طرح ها و لوایح اعلام نظر می کرد اما متاسفانه منفعل بود.اولین انشعاب از فراکسیون ولایت چه زمانی ایجاد شد؟پس از گذشت چند ماه آقای لاریجانی گفت که تعدادی از دوستان می خواهند در زیرمجموعه فراکسیون ولایت به عنوان «فراکسیون مستقلان» فعالیت کنند، ما خیلی تلاش کردیم از این موضوع جلوگیری کنیم، چون معتقد بودیم این اتفاق می تواند منجر به انشقاق در فراکسیون شود. جلسات متعددی گذاشته شد اما دوستان ما تاکید داشتند که ما هیچ سنخیتی با شما نداریم و اگر در یک جلسه می نشینیم فقط به خاطر انتخاب آقای لاریجانی برای ریاست مجلس است.تعامل فراکسیون مستقلان و «نمایندگان ولایی» (زیرمجموعه فراکسیون ولایت) قبل از انتخابات ریاست جمهوری و در زمانی که تحت پوشش فراکسیون ولایت قرار داشتند، چگونه بود؟در این مدت پیش از انتخابات سال ۹۶ در اکثر موضع گیری ها فراکسیون نمایندگان ولایی و فراکسیون مستقلان هماهنگی با یکدیگر نداشتند و فقط نقطه اشتراک ما انتخاب آقای لاریجانی به عنوان ریاست مجلس بود. در موضوع انتخابات شوراهای شهر و روستا اعضای فراکسیون ولایت نتوانستند به صورت هماهنگ عمل کنند، در مورد رای اعتماد به سه وزیر پیشنهادی در سال قبل نیز نظر فراکسیون نمایندگان ولایی در مورد برخی وزرا منفی بود اما نتوانستیم هماهنگ شویم.در دو انتخاباتی که برای هیات رئیسه برگزار شد رکب خوردیماین اختلاف نظرات در درون فراکسیون ولایت موجب می شد تا ما بیرون از مجلس نتوانیم پاسخگوی مردم باشیم. مردم سوال می کردند چرا علیرغم اینکه شما اکثریت مجلس را در اختیار دارید به فلان وزیر رای اعتماد دادید و فلان لایحه را به تصویب رساندید. اعضای فراکسیون مستقلان در برخی آراء با فراکسیون امید و در برخی مصوبات با فراکسیون ولایت هماهنگ بودند.فراکسیون مستقلان قدرت تصمیم گیری ما را سلب کرده بود و ما را در موضع انفعال قرار داده بود؛ به عنوان مثال اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی تصمیم گرفتیم که برای بررسی رای اعتماد به سه وزیر پیشنهادی ساعت ۷ تا ۸ صبح پیش از برگزاری جلسه رای اعتماد تشکیل جلسه دهیم تا تصمیم گیری کنیم. دو ساعت بعد از تصمیم فراکسیون نمایندگان ولایی برای برگزاری جلسه، فراکسیون ولایت اطلاعیه ای صادر کرد که ساعت ۷ تا ۸ صبح روز رای اعتماد این فراکسیون برای بررسی رای اعتماد تشکیل جلسه خواهد داد. ما هم چون زیرمجموعه این فراکسیون قرار داشتیم جلسه خود را تعطیل کردیم تا همه در جلسه فراکسیون ولایت شرکت کنند.فراکسیون مستقلان قدرت تصمیم گیری ما را سلب کرده بود و ما را در موضع انفعال قرار داده بودمتاسفانه در جلسه فراکسیون ولایت بحث شد اما رای گیری صورت نگرفت. نمایندگان به صحن مجلس آمدند اما نمی دانستند که نظر فراکسیون در مورد رای اعتماد به هریک از وزرا چیست. این سرگردانی باعث شد ۵۰ درصد اعضای فراکسیون به وزرا رای اعتماد دهند. این اقدامات حساب شده بود و در همین راستا تصمیم گیری شد. در واقع در این نوع تصمیم گیری ها ما بودیم که متضرر می شدیم و نمی توانستیم نظرات خود را اعمال کنیم.تشکیل فراکسیون «نمایندگان ولایی» منجر به نقش آفرینی اصولگرایان در مجلس شد؟پس از تشکیل فراکسیون ولایت تعدادی از دوستان ما تحت عنوان فراکسیون مستقلان از فراکسیون جدا شدند و اصولگرایان باقی ماندند. بعد از شش ماه فراکسیون نمایندگان ولایی را در زیر مجموعه فراکسیون ولایت تشکیل دادیم اما با گذشت حدود یک سال نیز فراکسیون نمایندگان ولایی قدرت تصمیم گیری نداشت، هر تصمیمی که می خواستیم بگیریم دعوتی از سوی فراکسیون ولایت صورت می گرفت و در آنجا تصمیمی اتخاذ می شد و تصمیم ما به کلی به حاشیه می رفت.برای اتخاذ تصمیمات مهم فراکسیون ولایت با شما به عنوان رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی مشورت می شد؟بنده رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی بودم اما یک سر سوزن در تصمیمات اتخاذ شده در فراکسیون ولایت دخالتی نداشتم؛ حتی مورد مشورت نیز قرار نمی گرفتم. فراکسیون نمایندگان ولایی هیچ تاثیری در تصمیم گیری های نهایی کلان در فراکسیون ولایت نداشتند و حتی با ما مشورتی صورت نمی گرفت. شورایی در فراکسیون ولایت برای تصمیم گیری وجود نداشت شخص آقای لاریجانی تصمیم می گرفت و هیچ گاه مشورتی با ما انجام نمی شد.من هم که رئیس فراکسیون بودم مثل بقیه از طرف دفتر آقای لاریجانی برای شرکت در جلسات دعوت می شدم. اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی به نحوه فعالیت فراکسیون ولایت اعتراض داشتند و من هم به شدت تحت فشار بودم. اگر کار ما همین طور ادامه پیدا می کرد اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی در اعتراض به این رویه از فراکسیون جدا می شدند و این موضوع خطرناک بود.در انتخابات هیات رئیسه سال دوم مجلس دهم، فراکسیون مستقلان با فراکسیون نمایندگان ولایی برای انتخاب نامزدهای «فراکسیون ولایت» همراهی کرد؟در دو انتخاباتی که برای هیات رئیسه برگزار شد ما رکب خوردیم! دوستان ما دیدگاه متفاوتی داشتند و اشکال از ما بود که تلاش داشتیم با دوستانی که اعلام می کردند ما با شما سنخیتی نداریم، هماهنگ شویم. اعضای فراکسیون مستقلان دائم می گفتند که ما با مواضع فراکسیون نمایندگان ولایی هماهنگ نیستیم اما ما می گفتیم استدعا می کنیم ما هماهنگ هستیم!بیش از ۱۲۰ نماینده برای عضویت در فراکسیون نمایندگان ولایی ثبت نام کرده اند. در مورد تعداد اعضای فراکسیون مستقلان و امید نیز اطلاع دقیقی ندارم، مثل سن خانم هاست نمی توانیم عدد دقیقی بگوییم ناراحت می شوندبالاخره وقتی می خواهیم عملیاتی در مجلس انجام دهیم باید بدانیم که چند نفر هستیم، تصمیم می گیریم که در دو محور کار کنیم اما وقت عملیات می بینیم یک محور هستیم! در انتخابات هیات رئیسه اجلاسیه دوم اقدامات فراکسیون مستقلان آنقدر عجیب بود که موجب شد اعتراضات شدیدی در فراکسیون نمایندگان ولایی شکل بگیرد که برای ما هم قابل کنترل نبود.انتخاب نواب رئیس مجلس بسیار مهم است، بسیاری از دوستان ما از فراکسیون ولایت شفاف و صریح اعلام کردند که به نامزدهای فراکسیون امید رای خواهند داد اما باز هم دوستان ما می گفتند خواهش می کنم ما با هم یک فراکسیون و متحد هستیم!گامی که فراکسیون نمایندگان ولایی برای استقلال از فراکسیون ولایت و مستقلان برداشت موجب شد دو فراکسیون دیگر نیز اقدام به ثبت نام از نمایندگان برای عضویت در فراکسیون هایشان کنند. فراکسیون نمایندگان ولایی به نمایندگان برگه داده و یکی یکی ثبت نام کردند. تا امروز بیش از ۱۲۰ نماینده برای عضویت در فراکسیون نمایندگان ولایی ثبت نام کرده اند. در مورد تعداد اعضای فراکسیون مستقلان و امید نیز اطلاع دقیقی ندارم، مثل سن خانم ها می ماند که نمی توانیم عدد دقیقی بگوییم ناراحت می شوند. (می خندد)علت حمایت تمام قد لاریجانی از روحانی برای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری چه بود؟ببینید، آقای لاریجانی اصولگرایی است که برای خودش دیدگاه و نظر و مشی منحصر به فردی دارد. او می خواهد که در اصولگرایی صاحب نظر و تاثیرگذار باشد. می خواهد هر کجا که حضور دارد تاثیرگذار باشد. نمی خواهد تابع باشد. نمی خواهد در تعزیه نقش نعش را داشته باشد من هم نمی خواهم نقش نعش را داشته باشم که من را بچرخانند. خیلی از سیاسیون چنین نظری را دارند.آقای لاریجانی اصول گرایی است که برای خود دیدگاه و نظر و مشی منحصر به فردی دارد. نمی خواهد در تعزیه نقش نعش را داشته باشدجریان اصولگرایی «جمنا» به سمتی حرکت کرد که فاصله اش با نگاه آقای لاریجانی افزایش یافت. معرفی آقای رئیسی به معنای ناامید کردن آقای لاریجانی بود. شاید اگر فرد دیگری معرفی می شد آقای لاریجانی رفتاری متفاوت می داشت. برخی ها نمی دانستند بین آقای روحانی و رئیسی چه کار کنند. برخی از اعضای فراکسیون ولایت نیز بین این دو گزینه آقای روحانی را انتخاب کردند.بنابراین اولین موضوع این است که آقای لاریجانی می خواست تاثیرگذار باشد، موضوع دوم این بود که ممکن است دو نفر کاندیدا باشند که شما با هیچ یک صد درصد موافق نباشید اما بین دو گزینه، گزینه ای را که به افکار شما نزدیک تر است، انتخاب می کنید.به این ترتیب، اقدامات ریاست مجلس و فراکسیون ولایت نیز در راستای حمایت از دولت مدیریت می شد؟روند مجلس در طول یک سال گذشته به نفع آقای روحانی بود؛ از اصلاح بودجه ۹۶ که ۴۰ هزار میلیارد تومان از طریق صکوک و اوراق به دولت کمک شد که در واقع بزرگترین کمک مجلس به دولت در انتخابات بود تا عدم نظارت قدرتمند مجلس بر دولت. علاوه بر این در پَستی و بلندی های اوضاع اقتصادی کشور، دولت در جلسات غیرعلنی به مجلس گزارش می داد تا مشکلات رفع و رجوع شود و اعتراضات نمایندگان بالا نگیرد و منجر به استیضاح و سوال نشود.همه اقدامات مجلس در مسیر تقویت دولت بوده؛ فراکسیون ولایت نیز با شیوه ای که در پیش گرفته بود نمی توانست تاثیرگذار باشد و نظرش را بگوید. در واقع اصولگرایان مجلس توسط فراکسیون ولایت در برابر دولت مدیریت می شدند.در جریان تبلیغات انتخاباتی این حمایت ها چه رنگ و بویی به خود گرفت؟نزدیک انتخابات این حمایت روشن تر و شدیدتر شد، به عنوان مثال یکی از کاندیداها افزایش یارانه را به عنوان شعار خود مطرح می کرد که شدیدا با او برخورد می شد، اما کاندیدای دیگر مسئله ای بالاتر از افزایش یارانه را مطرح می کرد، اما هیچکس به او اعتراض نمی کرد.هیچکس به آقای روحانی اعتراض نکرد که در فروردین ماه برنامه ششم توسعه در خصوص کمک به اقشار محروم را بدون اینکه قانون ابلاغ شده باشد اجرا کردند. در این اقدام دولت تخلفات قانونی نیز وجود داشت، زیرا مستقیما به حساب افراد تحت پوشش امداد و بهزیستی مبلغی واریز شد، در حالی که باید به حساب خزانه واریز می شد و بعد از تخصیص، از سوی کمیته امداد به افراد تحت پوشش اختصاص می یافت.شاید آقای لاریجانی اعلام کند که هیچ حمایتی از آقای روحانی در انتخابات نکرده است، اما برداشت ما این بود که سمت و سوی حرکت در مجلس به گونه ای است که مجلس و فراکسیون هایش مدیریت شوند.نظر شما در مورد اقدام نمایندگانی که رسماً در ستادهای انتخاباتی آقای روحانی فعالیت می کردند، چیست؟من با این موضوع که مجلس چوب لای چرخ دولت بگذارد و مانع فعالیت دولت شود، مخالف هستم. نمایندگانی که در ستادهای تبلیغات آقای روحانی یا سایر نامزدها کار کرده اند این اقدام را در راستای تقویت روابط دولت و مجلس می دانستند.در مجلس تعدادی از نمایندگان دوست داشتند که آقای روحانی رای بیاورد و تعدادی دوست نداشتند که آقای رئیس رای بیاورد، هر دوی این طیف به آقای روحانی رای دادند، کما اینکه اگر آقای عارف هم همزمان با آقای روحانی کاندیدای ریاست جمهوری بود، تعدادی از نمایندگانی که به آقای روحانی رای دادند، به آقای عارف رای می دادند، یا اگر فرد دیگری از جریان اصولگرایی نامزد بود شاید افرادی که به آقای روحانی رای دادند، به ایشان رای می دادند.جریان اصولگرایی باید معایب خود را شناسایی و برطرف کند. به نظر من نمایندگان مجلس واقع گرایانه رای دادند و مطابق با دل و خواستشان در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند. نمایندگان مجلس نمی توانند در انتخابات ریاست جمهوری نقش آفرینی نکنند، زیرا در حوزه های انتخابیه شان زیر سوال می روند، بنابراین چون نماینده مردم هستند نقش آفرینی می کنند. اصل حمایت نمایندگان از نامزدهای ریاست جمهوری ایرادی ندارد، اما اگر از امکانات مجلس در این روند استفاده شده باشد محل اشکال است. به نظر شما چه نقطه ضعفی در جریان اصولگرایی موجب شد روحانی در انتخابات ۹۶ پیروز شود؟اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات نیازمند جلب رای بیش از ۵۰ درصد از مردم بودند، باید همه گزینه هایمان را در معرض رای مردم قرار دهیم و کسی که رای مردم را در اختیار دارد در نهایت در صحنه انتخابات باقی بماند. اصولگرایان نتوانستند گزینه و خوراکی را به مردم معرفی کنند که بتواند بیش از ۵۰ درصد آرای مردم را جلب کند. ما نباید آقای لاریجانی را مقصر بدانیم، باید در انتخاب گزینه هایمان دقت بیشتری می کردیم.اعتقاد دارم آقای روحانی در چینش کابینه باید حرف اصلاح طلبان را قبول کند، زیرا اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری برای آقای روحانی تلاش کردند و امروز حقشان است که در کابینه باشندمی توان با این نگاه موضوع را بررسی کنیم که افرادی که با ما در انتخابات ریاست جمهوری هماهنگ نبودند بد عمل کردند، اما نگاه دیگری نیز وجود دارد که ما بد عمل کردیم که بعضی از سیاسیون با ما هماهنگ نشدند.برای اصولگرایان در بهترین وضعیت در کشور ممکن است ۱۵ درصد رای اعتقادی داشته باشیم، بدین معنا که افراد به دلیل اینکه اصولگرا هستند به گزینه اصولگرایی رای می دهند. در جریان مقابل نیز ۱۰ تا ۱۲ درصد جمعیت افرادی هستند که به گزینه اصلاح طلبی به صرف اصلاح طلب بودنش رای می دهند، اما برای جلب رای ۵۰ درصد بقیه باید توجه داشت که قشری در جامعه وجود دارند که در اختیار احزاب و گروه ها نیستند و بررسی می کنند که ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

بقایی برای انتخابات با من مشورت کرد  

درخواست حذف این مطلب
موضوع ما حزبی و جریانی نیست. شما هنوز ما را نشناخته اید.او درباره چرایی نگارش نامه اخیر خود خطاب به سید محمد خاتمی نیز گفت: آن نامه را جز خاتمی برای چه کسی می توان نوشت و مخاطب آن نامه جز خاتمی چه کسی می تواند باشد؟ به نظر من موضوع این نامه هیچ ربطی به اینکه من و آقای خاتمی قر ...

ادامه مطلب  

اصلاح طلبان ادبیات خود را اصلاح کنند تا «آشتی ملی» صادقانه تلقی شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، محمدعلی وکیلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نشست «نوگرایی در حکومت؛ پایبندی به حاکمیت» که عصر امروز دوشنبه در دانشکده الهیات و ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، با اشاره به بخشی از اظهارات حجت الاسلام مجتبی ذوالنور نماینده مردم قم در مجلس و دیگر سخنران این نشست درباره دیدار چند ماه پیش جمعی از نمایندگان با سیدمحمد خاتمی گفت: در آن دیدار که آقای ذوالنور آن را اقدام ضد امنیتی عنوان کرد حضور داشتم. وی با اشاره به اینکه خاتمی جزو ذی نفوذترین افراد در کشور بوده و با یک «تکرار کردن» روی سرنوشت انتخابات ها تأثیر می گذارد، اظهار داشت: هرچقدر ایشان را بیشتر محدود کنیم بیشتر اثر می گذارد و هر چه کمتر محدود کنیم کمتر اثر می گذارد؛ حتی اگر او معاند باشد که نیست، نباید عنوان معاند را درباره او به کار ببریم، زیرا که خاتمی متعهد به نظام جمهوری اسلامی است و افتخارش پایبندی به امام و رهبری است. البته شاید خطایی هم کرده باشد که حتماً دارد، اما چه کسی است که خطا نکند؟ وکیلی با تأکید بر اینکه از ابتدا قرار نبود نمایندگان با این حجم و تعداد به دیدار سیدمحمد خاتمی بروند، گفت: قرار بود عده ای در حدود چهار یا پنج نفر از مجمع نمایندگان تهران و نه فراکسیون امید به دیدار آقای خاتمی بروند و بعد که از افراد دیگری که آمده بودند، پرسیدیم، گفتند ما شنیدیم که قرار است دیدار با آقای خاتمی داشته باشیم و سایرین هم که نیامده بودند بعداً به ما هم گفتند اگر خبر می شدیم می آمدیم یعنی اصلاً دیدار سازمانی نبوده است. وی در تشریح جزئیات سخنان خود در دیدار این دسته از نمایندگان مجلس با خاتمی عنوان داشت: به آقای خاتمی گفتم صاحب تئوری ولایت فقیه، گفتمان اصلاح طلبی است، اما در پروژه زمان، اصلاح طلبان دچار اعوجاج در ادبیات شدند. وکیلی افزود: در ادامه به آقای خاتمی عرض کردم شما پیش از اینکه به تئوری آشتی ملی متوسل شوید که شمارا متهم به ترسیم چهره ای مصلح نما از خود می کند، یا اینکه دستتان را به نام گفت وگوی ملی دراز کنید که این دست نیز پس رانده می شود، متوجه این باشید تا زمانی که اصلاحی در ادبیات سیاسی اصلاح طلبی رخ ندهد، آشت ...

ادامه مطلب  

برخی تندروهای اصلاحات می خواهند موسوی و کروبی اعدام شوند/موافق دادگاهی شدن نیستم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، 7 سال از حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آنگونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر بویژه پس از ماجرای اخیر آقای کروبی، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های سیاسی اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.آنچه در ادامه می آید گفت وگو با عباس سلیمی نمین روزنامه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل سیاسی است. او در دسته بندی های سیاسی نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام جمهوری اسلامی ضرورتاً منطبق نیست. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سوالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سوالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسمه الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تامل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان امام هم این اقدام انجام می­ شد، امام حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده کردند تا آن فضای احساسی برطرف شود. مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان امام (ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، امام از ابزار حصر استفاده کردند تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چند لایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد. یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان آزادی است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله ی مدافعان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه آزادی­ ها، به طور کلی داعیه ­دار آزادی هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و اینطور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد.سلیمی ­نمین:خب طبیعتاً هستند عده محدودی در میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند. چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همانطوری که در رفتارِ فردی، اگر کسی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل سیاسی هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ الزاماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیاتِ این تعداد آدمِ بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می­ خواهند آن فرد به اَشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام سیاسی می­ خواهد و حاصل آن «آگاهیِ جامعه» است، البته اینکه به این حواسته خود می­رسد یا نمی­رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید هدف نظام­ های سیاسی این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه که در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائلِ فردمحوری و تمایلاتِ فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد،یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکمِ دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضعِ سیاسی­ش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد. بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است.می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرکِ احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم. بنابراین آن عده ای که می گویند همین الان باید به اشد مجازات برسند ، به نظرم نگاهِ حکومتی ندارند. می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم اسلام این است، اما در حکم اسلام هم تشخیص برای جامعه مهم است. یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه اسلامی است. بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهدسلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است. یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او در نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوتِ جامعه مهم است، اگر قضاوتِ جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را در نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات اعدام کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابتِ جدی، مردم و کسانی که رای می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار کردند که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده و اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رای و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد. در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. سیاسیون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خوابیدم، صندوق­ها را جابجا کردند!" از قضا در کتابی که اخیرا در خارج از کشور مرتبط با آقای کروبی منتشر شد، به نقل از آقای کروبی این بحث را مجددا مطرح می ­کند که سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود، من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خوابی بود که من داشتم!چه کسی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور.از قضاء آقای کروبی در این مکتوبش می­گوید "من نامه اعتراضی به رهبری نوشتم و رهبری در جواب من گفتند: من با آقای خاتمی صحبت کردم، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است". پس ببینید استدلال آقای کروبی چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخالت­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخالت­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تاثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رای نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطحِ نگاهِ یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابتِ سیاسی برای کسب جایگاهِ ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند". چراکه همگروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار کردند و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می کردند. یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالیکه نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متاسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوعِ استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می ­کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالیکه اینطور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان کسی که اطلاعاتِ غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافلِ مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، بهم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است. تا 9 دی این مساله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمعِ کسانی می ­کشاندیم که به این آقایان 13 میلیون رای داده بودند. قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلال­ هااز جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین موسوی گفته می ­شد "اگر معتقدیددر انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­گفت؟ می­گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم. در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبتِ آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوعِ استدلالِ برخی از افراد دقت کنید. می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را نکردند در حالی که همین مساله پررنگ­ترین مهرِ بطلان بر روی پیشانی آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی بود. معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست.ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­کند. بله در واقع رای دادن آقای خاتمی بویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آنقدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین کاندیداها انتخاب کنم؛ ثانیاً آنقدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رای دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متاسفانه ما در این وادی قرار نداریم.کسانی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما موثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را که مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با کسی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه کسی است که نفهمد نظام فعلاً دعوِ محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دَعوِ این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر؟ این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سوال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را بهم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رای ­گیری، کاندیدا شدن یا رای دادن، فهم آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی را زیر سوال می­برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم. فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دَعو جمهوری اسلامی این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مساله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفا راجع به بقیه موانع رفع حصر و کسانی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به جمهوری اسلامی تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر کسانی هستند که در جبهۀ اصلاح­طلبان و جناح اپوزوسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزیابی می­کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منعکس می شد مانند رای دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرورِ کاذب آقای موسوی برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟ بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم. مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد.سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون کسی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین موسوی حتماً باید بگوید غلط کردم". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رای دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مساله نیست. یعنی برای محافلی که به او رای دادند، روشن شود که آقای میرحسین موسوی یک آدمِ احساسی است و نمی تواند شکست را تحمل کند. ببینید آدم احساسی اینگونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار شکست بخورد، بازی را بهم نمی ­زند. من نمی­خواهم از بعضی از سیاستمدارن نام ببرم اما شما کسی را سیاستمدار می­ دانید که اگر شکست می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویرِ واقعی آقای موسوی را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای موسوی در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدارِ برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که موسوی عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم مردم جامعه آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رای نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجعِ قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجددا به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟ببینید ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن است یک سیاستمدار بگوید بخشی از این دستاوردهای مدنی که داشتیم نقیصه دارد و باید برطرف شود یا بخش دیگر آن باید شفاف شود و... بله. این موارد درست و خیلی هم خوب ا ...

ادامه مطلب  

برخی تندروهای اصلاحات می خواهند موسوی و کروبی اعدام شوند/موافق دادگاهی شدن نیستم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آن گونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر به ویژه پس از ماجرای اخیر آقای کروبی، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های سیاسی اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که از روز گذشته با مطلبی با عنوان "صورت بندی شفاف تر مسئله «حصر» و حداقل های رفع آن" آغاز شد، سعی کرده است فارغ از مواضع جناحی و جریانی، از موضعی فراجناحی به این مسئله بپردازد تا صاحب نظران ضمن ارائه صورت بندی خود از علل حصر، به ارائه نظرات خود درباره وضعیت کنونی بپردازند.آنچه در ادامه می آید گفت وگوی تسنیم با عباس سلیمی نمین روزنامه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل سیاسی است. او در دسته بندی های سیاسی نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام جمهوری اسلامی ضرورتاً منطبق نیست.تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سؤالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلّیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سؤالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسم الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­ گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تأمل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان امام هم این اقدام انجام می­ شد، امام حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده کردند تا آن فضای احساسی برطرف شود، مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان امام(ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، امام از ابزار حصر استفاده کردند تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چندلایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد.تسنیم: یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان آزادی است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله مدافعان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه آزادی­ ها، به طور کلی داعیه ­دار آزادی هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و این طور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد؟سلیمی ­نمین:خوب، طبیعتاً هستند عده محدودی میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند، چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همان طوری که در رفتارِ فردی، اگر کسی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل سیاسی هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ الزاماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیات این تعداد آدم بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می خواهند آن فرد به اشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام سیاسی می خواهد و حاصل آن «آگاهی جامعه» است، البته اینکه به این خواسته خود می­ رسد یا نمی­ رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید، هدف نظام­ های سیاسی این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائل فردمحوری و تمایلات فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد، یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکم دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضع سیاسی­ اش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد، بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است، می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرک احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم، بنابراین آن عده ای که می گویند همین الآن باید به اشد مجازات برسند، به نظرم نگاه حکومتی ندارند، می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم اسلام این است، اما در حکم اسلام هم تشخیص برای جامعه مهم است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه اسلامی است.تسنیم: بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهد.سلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوت جامعه مهم است، اگر قضاوت جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات اعدام کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابت جدی، مردم و کسانی که رأی می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار کردند که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رأی و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد، در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. سیاسیون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خوابیدم، صندوق­ها را جابه جا کردند!" از قضا در کتابی که اخیراً در خارج از کشور مرتبط با آقای کروبی منتشر شد، به نقل از آقای کروبی این بحث را مجدداً مطرح می ­کند که "سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خوابی بود که من داشتم"!چه کسی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور. از قضاء آقای کروبی در این مکتوبش می­ گوید "من نامه اعتراضی به رهبری نوشتم و رهبری در جواب من گفتند: «من با آقای خاتمی صحبت کردم، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است»."، پس ببینید استدلال آقای کروبی چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­ گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخالت­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخالت­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تأثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رأی نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطح نگاه یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابت سیاسی برای کسب جایگاه ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند."، چراکه هم گروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار کردند و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می کردند، یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالی که نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متأسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوع استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالی که این طور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان کسی که اطلاعات غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافل مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، به هم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است.تسنیم: تا 9 دی این مسئله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمع کسانی می ­کشاندیم که به این آقایان 13 میلیون رأی داده بودند.تسنیم: قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلا ل ها از جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین موسوی گفته می ­شد "اگر معتقدید در انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­ گفت؟ می­ گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­ شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم، در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبت آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوع استدلال برخی از افراد دقت کنید؛ می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را نکردند در حالی که همین مسئله پررنگ­ترین مهر بطلان به روی پیشانی آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی بود، معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست. ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­ کند.تسنیم: بله، در واقع رأی دادن آقای خاتمی به ویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آن قدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین کاندیداها انتخاب کنم؛ ثانیاً آن قدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رأی دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متأسفانه ما در این وادی قرار نداریم.کسانی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما مؤثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلّیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با کسی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه کسی است که نفهمد نظام فعلاً دَعوی محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دعوی این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر. این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سؤال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را به هم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رأی ­گیری، کاندیدا شدن یا رأی دادن، فهم آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی را زیر سؤال می­ برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم.تسنیم: فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دعوی جمهوری اسلامی این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مسئله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفاً راجع به بقیه موانع رفع حصر و کسانی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به جمهوری اسلامی تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر کسانی هستند که در جبهۀ اصلاح­ طلبان و جناح اوپوزیسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزیابی می­ کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منعکس می شد مانند رأی دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرور کاذب آقای موسوی برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟تسنیم: بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم.تسنیم: مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که؛ چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد؟سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون کسی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین موسوی حتماً باید بگوید «غلط کردم»". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رأی دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مسئله نیست، یعنی برای محافلی که به او رأی دادند، روشن شود که آقای میرحسین موسوی یک آدمِ احساسی است و نمی تواند شکست را تحمل کند. ببینید، آدم احساسی این گونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار شکست بخورد، بازی را به هم نمی ­زند. من نمی­ خواهم از بعضی از سیاستمداران نام ببرم اما شما کسی را سیاستمدار می­ دانید که اگر شکست می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویر واقعی آقای موسوی را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای موسوی در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدار برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­ توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که موسوی عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم "مردم جامعه، آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رأی نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجع قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجدداً به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟".ببینید، ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن ...

ادامه مطلب  

گزارش ایلنا از دومین جلسه رسیدگی به صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم  

درخواست حذف این مطلب
دومین جلسه رسیدگی به صلاحیت وزرای پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی در حال برگزاری است. به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، امروز دومین جلسه رسیدگی به صلاحیت وزرای پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی برگزار شد.ساعت ۱۷:۵۱سلامت، مسئولیت پذیری و حضور ربیعی در سنگرهای انقلابی بر کسی پوشیده نیست محمود محمودی شاه نشین در موافقت با وزیر پیشنهادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: وزارت تعاون و کار از مهم ترین وزارتخانه های دولت است. زندگی بازنشستگان، مقابله با آسیب دیده ها، حمایت از نیازمندان، آموزش مهارت، درمان بیش از ۵۰ درصد از مردم کشور، در حوزه مسئولیت این وزارتخانه است.او ادامه داد: بررسی صلاحیت وزیر باید در قالب مسئولیت و وظایف او باشد. مسئولیت عدالت اجتماعی، حمایت از اقشار کم درآمد، احقاق حقوق کارگران و کارفرمایان، ساماندهی کودکان کار، نظارت و مدیریت صندوق های بازنشستگی، ایجاد تعادل بین سهم درآمدی بیمه درمانی از مواردی است که باید وزیر محترم به آن پاسخگو باشند. آیا آقای ربیعی در ایفای این مسئولیت ها موفق بوده است؟شاه نشین ادامه داد: بی شک سلامت آقای ربیعی و مسئولیت پذیری ایشان و دلسوزی و حضور در سنگرهای انقلابی بر کسی پوشیده نیست. او در کودکی در دهه ۵۰ در کوره های آجرپزی کار کرده و با پوست و گوشت و استخوانش طعم کار در کودکی را چشیده است.نماینده مردم شهریار گفت: موکلان من قشر آسیب پذیری هستند که مشمول بیمه تامین اجتماعی هستند. در این منطقه بیشترین مراکز نگهداری سالمندان، معلولان، کمپ های آسیب دیدگان اجتماعی وجود دارد و این می تواند انعکاس خوبی بر عملکرد وزیر کار در حوزه مسئولیت محول شده اش باشد .او در ادامه گفت: شاهد رشد خدمات بهزیستی از استانداردسازی مهدکودک و شیرخوارگاه تا نگهداری سالمندان و توسعه مراکز مهارت آموزی و جلب مشارکت بخش خصوصی و افزایش پرداخت سهم دولت بوده ایم که شامل رشد ۹۹ درصدی مراکز اورژانس، رشد ۵۲ درصدی مراکز اعتیاد، رشد ۱۱ درصدی پایگاه سلامت اجتماعی رشد ۵۳ درصدی پایگاه های خدمات اجتماعی و همچنین رشد ۱۳ و نیم درصدی تعداد مراکز نگهداری کودکان کار و خیابان و تحویل ۳۳ هزار و ۵۲۲ واحد مسکونی توسط بهزیستی به مددجویان تحت پوشش هستیم و هزار و ۱۶۱ واحد مسکونی به خانواده های حداقل ۲ معلول تحویل داده شده است.او افزود: رشد ۴ برابری اعطای وام ضروری با کارمزد ۴ درصدی بازنشستگان و افراد تحت پوشش صندوق بازنشستگی کشور را شاهدیم و اگر من امروز به عنوان موافق وزیر کار صحبت می کنم پاسخ به پیامک های کارگران و بازنشستگانی است که بارها و بارها طی این روزها تماس گرفته اند.شاه نشین گفت: اقدام بی نظیر آقای وزیر و تصویب نمایندگان برای سه برابر مستمری مددجویان به نهادهای اجتماعی و اختصاص ۴ هزار میلیارد به این بخش جای تقدیر دارد و استفاده از فناوری، تکنولوژی در مجموع وزارت تعاون و رفاه به چشم می خورد.نماینده ملارد گفت: از آ قای ربیعی پرسیدم کاری که در تصدی وزارت کار در این دوره انجام داده اید چه بوده است گفت، صدور شناسنامه اقتصادی الکترونیک برای ۲۳ میلیون خانوار براساس ۵۲ پایگاه اطلاعاتی انجام گرفت که برای همه خانوارهای ایرانی شناسنامه اقتصادی تهیه کرده است که در این شناسنامه ها مشخص است که فرد استخدام دولت است یا خیر و خود و خانواده اش جزو بیمه شدگان قرار دارند و دارای مجوز صنفی هستند و یا چه سندی به نام آنها به ثبت رسیده است.او بیان کرد: ثبات در مدیریت تامین اجتماعی از جمله مواردی است که در این دوره شاهدش بوده ایم و ما یادمان نرفته ظرف ۴ سال، ۵ مدیر عوض شده است و الان طی چهار سال یک مدیر پاکدست و متخصص که خود از یادگاران دفاع مقدس است و حجم تلاش ربیعی برای خروج از بحران ها به ویژه در مسائل حیثیتی و عبور از مقاطع هویتی سازمان قابل تقدیر است. همچنین ار دیگر خدمات ربیعی می توان درمان مستقیم، احداث و تکمیل مراکز درمانی که حاصل آن افتتاح چهار بیمارستان و ۱۶ درمانگاه و دو بیمارستان و ۷ درمانگاه که در شرف افتتاح هستند را نام برد. این مراکز درمانی به صورت صددرصد به ۴۲ میلیون نفر خانواده خدمت می کنند.شاه نشین ادامه داد: پوشش بیمه ای دندانپزشکی کودکان زیر ۱۴ سال در این دوره کار تازه ای است و در طول این چهار سال آقای نوربخش حق الجلسات همه را به حساب تامین اجتماعی وارد کرده است که حدود ۵۰۰ میلیارد تومان است.ساعت ۱۷:۴۲درخواست فولادگر از نمایندگان برای رعایت جایگاه موافق و مخالف وزرای پیشنهادی حمیدرضا فولادگر در جریان نشست علنی مجلس شورای اسلامی در تذکری با اشاره به رای گیری دقایق قبل مجلس شورای اسلامی در مورد نحوه برگزاری جلسه اعتماد اعلام کرد: به هر حال قرار شده که مذاکرات تا هفته آینده نیز ادامه پیدا کند باید بگویم بعضی از وزرا مخالف جدید ندارند و می توان از این فرصت استفاده کرد .او همچنین بر عدم رعایت جایگاه موافق و مخالف از سوی برخی نمایندگان اشاره کرد و با انتقاد از این روند گفت: خواهش من این است که این مسایل رعایت شود و کسانی که برای موافق و مخالف ثبت نام می کنند. در جایگاه خود صحبت کنند تا وقت رعایت شود.علی لاریجانی در پاسخ به این تذکر گفت: البته در این مورد دوستانی که موافق بودند در جایگاه موافق و مخالفان نیز در جایگاه مخالف صحبت کردند و من مساله خاصی احساس نکردم. او گفت: با این حال برخی از دوستان مسایلی را مطرح کردند که در این موارد نیز تذکر لازم داده می شود ولازم است نمایندگان رعایت کنند .رییس مجلس همچنین تاکید کرد: نمایندگان موافق ، موافقت کرده و مخالفان نیز مخالفت خود را بیان کنند و اگر موضوع منطقی وجود دارد باید در جایگاه خود بحث شود.ساعت ۱۷:۲۰صندوق های بازنشستگی از ابر چالش های کشور هستند امیر خجسته در مخالفت با وزیر پیشنهادی تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: ما در اینجا جمع شده ایم تا برای بهترین مردم، بهترین وزرا را انتخاب کنیم و از همه وزرا می خواهیم تا حق مردم را به خوبی ادا کنند و به صورت خستگی ناپذیر در این امر تمام تلاش خود را انجام دهند.نماینده مردم همدان ادامه داد: مردم ما در حال حاضر مشکل اشتغال و معیشت دارند که این موضوع ارتباط مستقیمی با مبارزه فساد اقتصادی و مبارزه با کالای قاچاق دارد. در حال حاضر مفاسد اقتصادی مانند اژدهای هشت سر از جاهای مختلف سر بیرون می آورد.او خطاب به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم اظهار کرد: از وزرای پیشنهادی محترم درخواست می کنم تا برنامه خود را برای مبارزه با مفاسد اقتصادی به ما و مردم ارائه دهند و در میدان حکم خدا را اجرا کنند.خجسته گفت: با توجه به اینکه مجموعه وزارت آقای ربیعی بسیار گسترده است نیاز به قاطعیت بیشتری داریم. در این وزارتخانه باید به اقشار آسیب پذیر توجه ویژه ای شود و برای آنها برنامه های اثرگذاری را داشته باشیم.این نماینده مجلس به وضعیت بازنشستگان اشاره کرد و گفت: در حال حاضر کارمندان و کارکنان ما هنگامی به مرز بازنشستگی می رسند که با خطر سکته های مغزی و قلبی روبرو می شوند. شما به عنوان وزیر پیشنهادی کار، تعاون و رفاه اجتماعی چه برنامه هایی برای بهبود وضعیت بازنشستگان دارید.او ادامه داد: شما برای اصلاح قوانین کار و روابط کار چه برنامه هایی ارائه دادید. چرا لایحه اصلاح قانون کار در حالی که هنوز به مجلس نیامده بود را پس گرفتید؟ در حال حاضر گفته می شود که در سال های آینده یکی از هشت ابر چالش ما صندوق های بازنشستگی است. شما برای بهبود وضعیت صندوق های بازنشستگی چه برنامه هایی دارید؟نماینده مردم همدان ادامه داد: شما به عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای کاهش خطر از دست دادن شغل و بالا بردن امنیت کاری برای کارگران چه کرده اید؟ و همچنین در دفاع از برنامه خودتان نظام جامع تامین اجتماعی به کجا رسید؟خجسته به آسیب های اجتماعی اشاره کرد و گفت: در حال حاضر آسیب های اجتماعی در حال افزایش است. شما برای بهبود وضعیت کودکان کار و معتادان متجاهر، با بازماندگان از تحصیل و دیگر آسیب دیدگان چه کارهایی انجام داده اید؟این نماینده مجلس گفت: شما در دفاع از برنامه های خود بفرمایید در رابطه با شرکت های شستا و هولدینگ های بزرگ چه مدیرانی را به کار بردید و چرا در رابطه با ۱۱ میلیون نفری که در طرح تحول سلامت بیمه شده اند بازنشستگان و کارگران از این اتفاق نگران شدند؟ ما بالای ۶ تا ۷ میلیون بیکار داریم ولی در چنین شرایطی سه میلیون از اتباع خارجی در کشور مشغول به کار هستند.ساعت ۱۷:۰۷حضور همراهان وزرا در صحن مغایر آیین نامه است/ لاریجانی: معاونان وزرا به جایگاه نمایندگان نروند علی ادیانی راد در نشست علنی بعد از ظهر مجلس در تذکری با استناد ماده ۲۰۶ و ۸ آیین نامه داخلی اعلام کرد: در بحث مربوط به نامه وزیر پیشنهادی ارتباطات آنچه که به درستی تاکید کردید، وزرای پیشنهادی باید به سوالات مربوطه نمایندگان پاسخ دهند و اگر قرار باشد دوستان خلاف آنچه که شما به عنوان رییس مجلس گفتید تفسیر دیگری ارایه داده و کتبا پاسخگو باشد ، نوعی بدعت در بعد نظارتی و فلسفه ویژگی طرح سوال است.او گفت: بحثی که جز اقتضائات شان مجلس است تاکید شده برخی مسوولان و معاونین محترم امور مجلس در جلساتی که دستور مجلس مرتبط با وزارت خانه و سازمان آنها باشد ، می توانند شرکت کنند. مگر این که قائل به تسری این مفهوم باشیم که چون دستور حال حاضر قائل به بررسی صلاحیت هیات وزیران است شاید حضور معاونان آنها جای سوال نباشد اما این گونه نیست .عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس تصریح کرد: آیین نامه می گوید فقط هنگامی که دستور مرتبط با وزارت خانه آنها باشد می توانند در صحن حاضر باشد حال آنکه در جلسه صبح مشخص بود که صلاحیت کدام وزرا در نوبت صبح و صلاحیت کدام وزرا در نوبت دوم است.نماینده قائمشهر در مجلس خاطرنشان کرد: حضور گسترده معاونان و دیگر همراهان وزرای پیشنهادی البته با برکت است و دوستان را زیارت می کنیم اما با روند آیین نامه مغایر است ضمن آنکه آیین نامه در بخش دیگری تسری دارد به جز نمایندگان هیچ کس مجاز به تردد در محوطه صندلی های صحن نیست اما به طور علنی برخی از دوستان غیر نماینده حضور پیدا می کنند.ادیانی راد با اشاره به پخش زنده جلسات بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی یادآور شد:به نظر می رسد تجمع نمایندگان با وجود این که بعضا شاید لازم باشد اما اگر رعایت شود هم کار سریعتر پیش می رود وهم انتظام امور در مسیر خود قرار می گیرد.علی لاریجانی در واکنش به این تذکر تاکید کرد: در مورد انتظام امور کاملا درست است و خواهشمند است عزیزان در صندلی خود مستقر شده تا هم کار سریعتر پیش رود و هم به شیوه صحیح تری انجام شود.او ادامه داد: با توجه به اینکه بحث ما رای اعتمادبه وزراء است موضوع به معاونان پارلمانی مربوط است و حضورشان اشکال آیین نامه ای ندارد اما اینکه باید در جایگاه خود در صندلی های ردیف جلو مستقر شوند صحیح است .رییس مجلس خاطرنشان کرد: خواهش من از معاونین وزراء این است که در جایگاه نمایندگان نروند و نمایندگان نیز لطفا در صندلی جلو ننشینند.ساعت ۱۶:۴۷فعال سازی بنگاه های تعطیل در دوره ربیعی در دستور کار قرار گرفتسید فرید موسوی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در جایگاه موافق علی ربیعی در جلسه رای اعتماد سخنرانی کرد.موسوی با بیان اینکه شرکت های اقتصادی تحت تصدی گری وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی در مسیری درست از لحاظ حسابرسی و شفافیت واقع شده اند، گفت: تمامی زیرساخت های ایجاد شده در مدت چهار ساله تصدی گری آقای ربیعی در بهترین وضعیت قرار دارند و تمامی زیرساخت ها برای مردم به عنوان یک دستاورد ملموس است.او با بیان اینکه در دولت گذشته واگذاری حجم عمده بنگاه های زیان ده در قالب رد دیون صورت گرفته بود، افزود: حجم نیروهای مازاد در وزارتخانه و شرکت های تابعه و فساد موجود در آنها موجب وجود فضایی ناسالم شده بود.نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: امروز به برکت ارتقای شفافیت فعل و انفعالات مالی در زیرمجموعه های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی دسترسی مدیران به اطلاعات شفاف بهبود یافته است و این اطلاعات قابل دسترسی شده اند.عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: هم اکنون دو شغله بودن اعضای هیات مدیره ها در شرکت های تابعه ممنوع شده است و آقای ربیعی ۳۰ بخشنامه در این خصوص صادر کرده اند.موسوی افزود: هم اکنون شرکت های تابعه در بورس حاضر هستند و واحدهای حسابرسی در تمامی شرکت ها حضور دارند. همچنین تمامی اقدامات به صورت جامع در شستا اعمال شده است.او با بیان اینکه اموال سازمان تامین اجتماعی مورد تاراج قرار گرفته بود، گفت: پس از تغییر دولت و روی کار آمدن دولت یازدهم فعال سازی بنگاه های تعطیل در دستور کار قرار گرفت و هم اکنون از صد شرکت روسی ۳۳ شرکت تابع وزارت اقتصاد هستند. در عین حال صورت های مالی شرکت های تابعه در سامانه های بورس منتشر شده اند.موسوی با اشاره به سرمایه گذاری های انجام گرفته در شرکت های تابعه افزود: با وجود اینکه رکود اقتصادی در فضای کشور حاکم است بازدهی سرمایه گذاری در صندوق های بازنشستگی به ۳۰۰ درصد افزایش یافته است.او گفت: سود خالص تلفیقی شستا ۹۰ درصد افزایش یافته است. در عین حال برای مجموعه های اقتصادی حسب نگاه راهبردی، برنامه های راهبردی پنج ساله توسط وزیر کار تعریف شده اند.ساعت ۱۶:۳۵امروز دیگر از اعتصاب های کارگری خبری نیست نماینده رشت تاکید کرد: امروز بازنشستگان فولاد در مقابل مجلس تجمع نمی کنند و از اعتصاب های کارگری خبری نیست.به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، محمد صادق حسینی نماینده رشت در موافقت با وزیر پیشنهادی تعاون، کار و رفاه اجتماعی تاکید کرد: همکاران؛ روزی که داعش به مجلس حمله کرد من هم مانند مردم ایران قدر امنیت را بیشتر فهمیدم بسیاری از چیزهایی که به رایگان در اختیار ما قرار گرفته اند زمانی قدر آنها را می دانیم که از دست مان می روند .او خاطرنشان کرد: امروز بازنشستگان فولاد در کنار مجلس تجمع نمی کنند و از اعتصابات کارگری خبری نیست و آرامش در عین رکود گسترده برقرار است.نماینده مردم رشت با اشاره به فیلم ماجرای نیمروز گفت: به قول کارگردان فیلم ماجرای نیمروز که مورد پذیرش مقام معظم رهبری قرار گرفت، او گفت که می خواستم به مردم ایران بگویم که نعمت امنیت همیشه برقرار نبوده است در دهه ۶۰ ناامنی همه کشور را فرا گرفته بود و جوانان انقلابی آن را خالصانه به ملت هدیه دادند .او خطاب به نمایندگان مجلس گفت: دکتر ربیعی از نسل همان جوانان است خود را در دهه ۶۰ برای برقراری امنیت در کردستان و گیلان و جای جای ایران به آب و آتش می زد و امروز برای برقراری امنیت اجتماعی یا همان تامین اجتماعی شب ها در وزارت خانه می خوابد.حسینی ادامه داد: از وزارت رفاه چه می خواهیم؟ دکتر ربیعی چه کرد دولت قبل، از هدفمندی یارانه ها فرار کرد و آن را در نیمه راه رها کرد اما دولت تدبیر و امید یارانه نزدیک به ۴ میلیون را حذف کرد. البته از او انتظار داشتیم که یارانه خانوار بیشتری را حذف کند اما به او نمره قبولی بدهیم یا خیر؟این نماینده مجلس دهم تاکید کرد: وضعیت بازنشستگان باعث شرمندگی همه ما مسئولان است اما عملکرد ۴ ساله اخیر را با ۸ سال قبل مقایسه کنید حداقل حقوق بازنشستگان در آن سال ها ۴۵۰ هزار تومان بود که امروز به یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.ساعت ۱۶:۳۰نمایندگان با ادامه بررسی صلاحیت وزرا در نوبت عصر فردا مخالفت کردندعلی لاریجانی در خلال بررسی کلیات برنامه هیات وزیران پیشنهادی دولت دوازدهم در جلسه علنی امروز مجلس، گفت: ما فردا در مجلس شورای اسلامی بررسی صلاحیت نمایندگان را خواهیم داشت که فکر می کردیم با توجه به آنکه امشب نیز در خدمت شما باشیم، می توانیم داستان رای به وزرا عصر فردا تمام کنیم.او ادامه داد: برخی از نمایندگان به ما نامه هایی دادند و گفتند که ما فردا در حوزه های انتخابیه خود قرار گذاشته ایم. با توجه به عدم رای آوردن شیفت سوم در جلسه امروز، در جلسه فردا هم نمی توانیم داستان رای به وزرا را تمام کنیم. هماینک این مسئله را به رای می گذاریم که آیا نوبت عصر مجلس برای فردا هم تشکیل شود یا خیر.پس از سخنان لاریجانی، رای گیری برای ادامه بررسی جلسه پس از نوبت عصر فردا انجام شد که به تصویب نمایندگان نرسید.ساعت ۱۶:۱۳خدری: وزرا وقت خود را به نمایندگان بدهند/ لاریجانی: قانون می گوید وزرا وقتشان را به رییس جمهور دهندعبدالحمید خدری در جلسه علنی نشست مجلس با استناد ماده ۲۶ آیین نامه داخلی در اخطاری اعلام کرد: در آیین نامه ذکر شده رییس جمهور می تواند بخشی از زمان خود را به نمایندگان یا کسانی بدهد که این عام بودن کسان شامل نمایندگان مجلس نیز می شود. این درحالی بود که دیروز چند نفر از وزرای محترم نطق کرده و مقداری از وقت خود را در اختیار بنده قرار دادند اما جنابعالی آن را خلاف ایین نامه دانستید.او در خطاب به رییس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: هنگامی که آیین نامه صراحت دارد که رییس جمهور می تواند وقت خود را در اختیار نمایندگان قرار دهد، طبیعتا وزیر نیز به طریق اولی قادر خواهد بود و از مفهوم اولویت چنین استنباط می شود.نماینده اصلاح طلب بوشهر در مجلس همچنین با اشاره به بخشی از توضیحات لاریجانی در این رابطه خاطرنشان کرد: شما گفتید آیین نامه در این رابطه ساکت است بنابراین باید به سراغ اصول مسلط حقوقی برویم که براین اساس حق هم قابل اثبات و هم قابل واگذاری است. وقتی که در اختیار وزیر است هم می تواند آن را بخشیده و واگذار کند و هم می تواند آن را ثابت کند.خدری تاکید کرد: براساس این سه دلیل وزیر می تواند مقداری از وقت خود را در اختیار نماینده قرار دهد.علی لاریجانی با اشاره به تاکید ابتدایی خدری مبنی بر اینکه خواسته بود اجازه داده شود تمام صحبت را بیان کند خطاب به این نماینده اصلاح طلب گفت: آیا اکنون کلام شما منعقد شد؟او ادامه داد: درباره این که رییس جمهور می تواند وقت خود را به کسانی که می خواهد بدهد ، مربوط به کلیات بود که انجام شد و آقای روحانی بخشی از زمان را در اختیار آقای جهانگیری قرار داد و نمی خواست فرصت را در اختیار نمایندگان بگذارد اما درباره این که می گویید به این دلیل وزرا نیز می توانند وقت خود را در اختیار نمایندگان بگذارند باید بگوییم این رویکرد سیاسی است و شما که فقه خوانده اید می دانید که در فقه قیاس نداریم.مصطفی کواکبیان در این لحظه با انتقاد از نحوه استدلال رییس مجلس با صدای بلند فریاد زد این قیاسی که شما می گویید فرق دارد و با سکوت از سوی لاریجانی مواجه شد.لاریجانی در ادامه گفت: آیین نامه ابهام ندارد و صراحتا می گوید وزرا می توانند بخشی از وقت خود را به رییس جمهور بدهند.ساعت ۱۶:۰۵تعاونی ها را ساماندهی و سازمان بهزیستی را تبدیل به معاونت کنید فرج الله رجبی، مخالف وزیر پیشنهادی تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: پیامک های زیادی از جبهه کارگری و بازنشستگان آمده که از من خواسته اند در تائید شما صحبت کنم که شرمنده این دوستان هستم. چنین وزارتخانه ای که شما در آن کار می کنید از خیلی جهات از جمله منابع و ساختار کم نظیر است.او افزود: بحث بیکاری را نمی شود از وزارت کار خواست اما نمی دانم چرا وزارتخانه شما اصرار دارد خودش را برنامه ریز کار نشان دهد. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از نظر امکانات و وظایف وزارتخانه ای در مذیقه است و مدیریت گسترده ای را می طلبد. به همین دلیل سایر وزارتخانه ها و نهادها باید به کمک آن بشتابند.نماینده شیراز تاکید کرد: من با تعاونی ها ۲۶ سال است که از نزدیک آشنا هستم. کمتر تعاونی بوده که جان سالم به در برده باشد. این بخش باید درمان شود، مشکلاتش از طریق اعمال حاکمیت حل شود. این همه تعاونی ناتوان و نابسامان وجود دارد، کی می خواهیم با اعمال حاکمیت مشکل اینها را حل کنیم.نماینده مردم شیراز افزود: وظیفه اصلی وزارت کار اصلاح و وضع قوانین روابط ک ...

ادامه مطلب  

حدود ۵۰ نفر/خاتمی برای دیدار با رهبری، چه کسی را واسطه کردند؟ رهبری چه گفتند؟  

درخواست حذف این مطلب
نماینده قم در مجلس مدعی شد که در جریان حوادث ۸۸ حدود ۵۰ نفر کشته شدند. وی همچنین در ادعایی دیگر گفته است که "پرونده آقای خاتمی سبک تر از موسوی و کروبی در فتنه نیست." آفتاب نیوز : حجت الاسلام مجتبی ذوالنوری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در نشست سالانه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، ضمن اشاره شعار و عنوان این نشست، اظهار داشت: اگر نوگرایی در حکومت وجود نداشته باشد، حکومت تبدیل به فسیل می شود و سنت ها و سلایقی که منبعث از افراد خاصی است در شریان حکومت رسوب ایجاد کرده و باعث ایجاد سدی در گردش خون حکومت می شود و آن را به عارضه سکته دچار می کند.به گزارش آفتاب نیوز، بخش هایی از این نماینده مجلس را در ادامه می خوانید:*حکومت باید مرتب رسوب زدایی و پوست اندازی کند. در همین پوست اندازی هاست که فروع جا مانده از منابع جریان های مختلف سیاسی کنار رفته و باعث پیدایش اصول می شود، لذا باید مرتب هرس کاری کرد، اما مراقب بود که ریشه و تنه اصلی حکومت حفظ شود و در خاک بماند.*(با اشاره به عکس های سلفی حاشیه ساز نمایندگان با موگرینی نماینده اتحادیه اروپا) عکس های سلفی که مطرح شد، به برخی از نمایندگان مجلس گفتم وقتی کشف حجاب صورت گرفت یک نفر رضاخان را بسیار دعا می کرد، وقتی از او پرسیدند تو چرا آن قدر رضاخان را دعا می کنی، گفت که من همسری بدقیافه داشتم و با کشف حجاب مردم متوجه شدند من با چه زن بدچهره ای زندگی می کنم.با عکس های سلفی، مردم حداقل متوجه شدند داخل مجلس چه خبر است. به یکی از نمایندگان که دنبال گرفتن عکس با موگرینی بود گفتم این کار خوب نیست، اما هر چه اصرار کردم عکس گرفت و گفت می خواستم اشتیاق مردم ایران به ارتباط با قاره سبز را به این نماینده اتحادیه اروپا اعلام کنم.*(درباره رأی اعتماد وزرا در مجلس) زنگنه در دفاعیات خود اعلام کرد که به من ایراد می گیرند که برای لابی کردن و همدستی نمایندگان را مشغول کار کرده ام. اگر این نمایندگانی که پس از نمایندگی کاری ندارند مشغول جایی نشوند برای کشور مفسده ایجاد می کنند.*طیف امید، اعتدال و اصلاحات رقمی بین 110 تا 120 نفر را در مجلس تشکیل می دهد. نمایندگانی که خود را اصولگرا می دانند و تعهد داده اند در فراکسیونی غیر از اصولگرایان ثبت نام نکنند نیز 121 نفر هستند و حدود 59 نفر از نمایندگان نیز به ظاهر مستقل هستند، اما در مواقع خاص نگاه های خاصی دارند. آقای بهروز نعتی جزوی از این افراد است که بنده با او مراوده نیز دارم. در ایام انتخابات به او گفتم از من می پرسند شتر گاو پلنگ چیست که من گفتم معنی اش این است که با لیست امید به مجلس بیایید، فراکسیون مستقل تشکیل دهید و بعد ستاد اصولگرایان معتدل را در انتخابات راه اندازی کنید.*در ابتدای مجلس و قبل از تعیین اعضای هیئت رئیسه، فراکسیون ولایت با محوریت آقای لاریجانی در مقابل فراکسیون امید با 170 نفر نماینده تشکیل شد، اما پس از اینکه اعضای هیئت رئیسه مشخص شدند و رئیس انتخاب شد، جلسات این فراکسیون تشکیل نشد و فراکسیون کارکرد اصلی خود را در مسائل مهم کشور از دست داد. در نهایت زمزمه ای برای شکل گیری فراکسیون مستقل ایجاد شد و هر چند که ما مخالف شکل گیری فراکسیون جدیدی بودیم، اما فراکسیون نمایندگان ولایی با 121 نفر افراد پای کار به وجود آمد، اما این گونه نیست که این فراکسیون در بزنگاه ها بتواند تصمیمات خوبی را اخذ کند.نماینده قم در مجلس در همین زمینه با ذکر خاطره ای از جمع آوری امضا برای استیضاح آخوندی افزود: برای این ...

ادامه مطلب  

اجرای برنامه ششم توسعه سخت یا نشدنی است  

درخواست حذف این مطلب
معاون پارلمانی رئیس جمهور در آخرین نشست خبری در سال جاری نشست روحانی با فراکسیون امیدمجلس را غیر انتخاباتی خواند و مدعی شد که هیچ گونه شرط و شروطی برای آقای روحانی به منظور حمایت از ایشان نگذاشتند و چنین بحثی مطرح نشد لذا این نشست یک نشست کاری و در راستای تعامل دولت و مجلس بود. به گزارش «جوان» حسینعلی امیری روز گذشته در نشست خبری خود در خصوص احتمال استیضاح سه تن از وزرا در مجلس و واکنش دولت گفت: سؤال و تذکر و استیضاح حق نمایندگان است و دولت هم به این حق نمایندگان احترام می گذارد. آقای روحانی همواره تأکید داشته اند که درخواست نمایندگان آنجای ...

ادامه مطلب  

لزوم محک وعده ها و شعارها؛چه کسی عملکرد نمایندگان را بررسی می کند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها- ثمین مامقانی نژاد: موضوع نظارت بر کار منتخبین مردم در مجلس شورای اسلامی و همچنین اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا از مسائلی است که کمتر به آن پرداخته شده و آنچه بیشتر مدنظر بوده عملکرد مسئولان و مدیران دستگاه های اجرایی است.این در حالی است که تصمیمات نمایندگان مجلس به عنوان قانون گذار و ناظر و همچنین اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان نمایندگان پارلمان های محلی به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بر زندگی مردم تأثیرگذار است و عقل حکم می کند عملکردها بررسی شود که این تأثیرات مثبت بوده است یا منفی.اهمیت این موضوع تا آنجاست که در متن سوگندنامه نمایندگان مجلس موارد مختلفی از وظایف آنها آمده است که آنها را مکلف به پایبندی می کند.رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت آغاز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی تأکید کردند: سوگند نمایندگان –که در نخستین روزِ کاریِ خود ادا خواهند کرد و سوگندی شرعی و الزام آور است- سرفصل های اساسیِ وظایف نمایندگی در مجلس را بیان کرده است؛ شما برادران و خواهران محترم می توانید با حکمت و خردمندی و اخلاص و پارسایی، این وظایف را در خلال عمل قانونی خود –که عمدتاً قانون گذاری و نظارت است- تحقق بخشیده، نزد خدا و خلق سرافراز گردید.لزوم محک وعده هاو اما کاندیداهای نمایندگی مجلس و همچنین داوطلبان عضویت در شوراهای اسلامی شهر و روستا قبل از انتخاب توسط مردم و ورود به این مسئولیت، برنامه هایی را به ویژه در حوزه انتخابیه و شهر خود عنوان می کنند و به مردم وعده عملی کردن این برنامه ها را در صورت انتخاب شدن می دهند.صرف نظر از آنکه بسیاری از این وعده ووعیدها عملاً در حوزه وظایف این کاندیداها در صورت انتخاب شدن نیست، پس ازآنکه کار به سرانجام رسید و نماینده منتخب مشخص و اعضای شورای شهر برگزیده شدند، به درستی مشخص نیست چه کسی بر محقق شدن یا نشدن این وعده ها نظارت می کند.به طورکلی در هر عرصه ای که نظارت و ارزیابی مسکوت بماند، زمینه برای فرار از مسئولیت و عملکرد نامطلوب فراهم می شوددر حقیقت به نظر می رسد نظارت های مردمی در ساختارهای مختلفی مانند تشکل های مردمی و احزاب باید توسعه یابد تا در انتخابات بعدی مردم بدانند کدام منتخب عملکرد فعال و شایسته داشته و بازهم وی را برگزینند یا اینکه از نوشتن نامش روی برگه رأی خودداری کنند.به طورکلی در هر عرصه ای که نظارت و ارزیابی مسکوت بماند، زمینه برای عرض اندام تخلف و یا فرار از مسئولیت و عملکرد نامطلوب فراهم می شود و از سوی دیگر در فضای عدم دسترسی به اطلاعات جامع از عملکرد منتخبین، مردم در دوره های بعدی انتخابات مجلس و شوراها نیز نمی توانند تصمیم صحیحی گرفته و اصلح را برگزینند.در حقیقت این روند به یک فرآیند معیوب ادامه دار تبدیل می شود که قطعاً هزینه های سنگینی را بر دوش اجتماع و اقتصاد می گذارد و مردم نخستین کسانی هستند که از این ضعف آسیب می بینند.فعال سیاسی: تشکل های مردمی و رسانه ها مطالبه گری از منتخبین را دنبال کنندعباس خسروانی، سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی و فعال سیاسی در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: نظارت بر ارکان حکومت و نهادهای حکومتی یکی از دغدغه های نظام های دموکراتیک است و در نظام مردم سالاری دینی این نظارت باید جدی تر و با حساسیت بیشتری دنبال شود تا حاکمیت و نهادهای آن دچار سوءاستفاده از قدرت و فساد نشوند.وی افزود: معمولاً فساد در نهادهایی رخ می دهد که نظارت بر آن ها دچار ضعف جدی و یا ناکارآمدی در روش است. نظارت دقیق و علمی و نه سیاسی همراه با حب و بغض، نه تنها از فساد جلوگیری می کند بلکه به کارآمدی نهادها منجر می شود و این تجربه در بسیاری از کشورهای دنیا قابل مشاهده است.سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی بیان کرد: مجلس شورای اسلامی ضمن اینکه نهاد رسمی قانون گذاری در کشور است وظیفه نظارت بر مصوبات خود را نیز بر عهده دارد. در اینجا سؤالی که مطرح می شود این است؛ نمایندگان این نهاد، خود توسط چه نهاد یا نهادهایی تحت نظارت قرار می گیرند؟وقتی مردم در برابر عملکرد ضعیف نمایندگان خود سکوت می کنند یعنی نظارت خود را تعطیل کرده اند و معمولا نمایندگانی که با سکوت و عدم مطالبه گری موکلان خود مواجه هستند تبدیل به ناکارامدترین نمایندگان می شوندخسروانی خاطرنشان کرد: در قانون جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی مجلس از نظارت معاف نیست و در حال حاضر نظارت کننده بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی مردم هستند، درواقع وقتی یک نماینده، منصب خود را به واسطه رأی مستقیم مردم کسب می کند می بایست توسط مردم ابقا یا عزل شود.وی ادامه داد: مردم بهترین ناظر بر عملکرد نماینده خود در مجلس و یا شوراها هستند و باید طی چهار سالی که فرصت خدمت را به یک نماینده می دهند، به طور مرتب از او مطالبه گری کنند و عمل به وعده ها را از او بخواهند.سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی تصریح کرد: وقتی مردم در برابر عملکرد ضعیف نمایندگان خود سکوت می کنند یعنی نظارت خود را تعطیل کرده اند و معمولاً نمایندگانی که با سکوت و عدم مطالبه گری موکلان خود مواجه هستند تبدیل به ناکارآمدترین نمایندگان می شوند.خسروانی اضافه کرد: همچنین در این رابطه نباید از نقش مهم تشکل ها و نهادهای سیاسی و حتی غیرسیاسی غافل شد؛ نظام مردم سالاری بدون نهادهای تشکیلاتی و سیستم حزبی، کمیتش می لنگد و ما امروز عوارض نبود نظام تشکیلاتی را به خصوص در عرصه های سیاسی مشاهده می کنیم.وی افزود: احزاب، تشکل ها و نهادهای غیردولتی باید زبان گویای مردم باشند و از نمایندگان مردم مطالبه گری کنند. منتخبین مردم باید گزارش عملکرد خود را مرتباً به سمع و نظر مردم برسانند و اگر از این کار به هر دلیلی غفلت کردند، احزاب و تشکل ها با کمک رسانه ها این کار را انجام دهند تا مردم در دوره بعدی انتخابات، با آگاهی کامل و شفاف تصمیم بگیرند.نماینده مردم اراک: سیستم حزبی بایستی عهده دار نظارت بر کار منتخبین مردم شودعلی اکبر کریمی، نماینده مردم اراک، خنداب و کمیجان در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره لزوم تقویت نظارت بر کار نمایندگان و اعضای شوراهای شهر اظهار داشت: بر اساس مصوبه سال ۹۱ مجلس شورای اسلامی، در حال حاضر هیاتی برای نظارت بر رفتار نمایندگان در مجلس فعالیت دارد، اما در رابطه با ارزیابی عملکرد نمایندگان در حوزه انتخابیه شان نظارتی وجود ندارد.وی افزود: نمایندگان به طور قانونی در خصوص مسائل عمومی در برابر قانون با آحاد مردم برابر هستند و مصونیت خاصی شامل حال آنان نمی شود، بنابراین نظارت و پایش در مورد نمایندگان نیز می تواند صورت بگیرد.کریمی تصریح کرد: در کشورهای دیگر احزاب مسئولیت این نظارت را بر عهده دارند، اما در کشور ما نمایندگان عمدتاً به صورت انفرادی و نه لیستی، انتخاب می شوند و نهایت نظارتی هم که اعمال می شود، قضاوت عمومی مردم است.وجود خلأ قانونی شرایطی را به وجود آورده که برمبنای آن، مکانیزم و ساز و کار قانونی، شفاف و دقیق برای ارزیابی و قضاوت در خصوص عملکرد نمایندگان مردم وجود نداردنماینده مردم اراک، خنداب و کمیجان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: وظایف اصلی نمایندگان ملت در دو حیطه قانون گذاری و نظارت بر فرآیند اجرای قانون است، اما متأسفانه در حال حاضر بسیاری از امور اجرایی نامرتبط به نمایندگان نسبت داده شده و مردم نیز رسیدگی به این امور ر از نمایندگان توقع دارند.وی گفت: درزمینهٔ نظارت بر عملکرد منتخبین مردم، بهترین روشی که در دنیا متداول است و خلأ آن در کشور ما احساس می شود، فعالیت سیستم حزبی است که می تواند ناظر خوبی بر عملکرد نماینده خود در پارلمان باشند.کریمی افزود: از دیگر مشکلات فقدان وجود ناظران حزبی، این است که گاهی نمایندگان به دلیل نبود سازمان دهی مشخصی بین خودشان، توانایی انجام وظایف و اختیارات قانونی خود را ندارند، درحالی که اگر در کشور اح ...

ادامه مطلب  

لزوم محک وعده ها و شعارها؛چه کسی عملکرد نمایندگان را بررسی می کند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها- ثمین مامقانی نژاد: موضوع نظارت بر کار منتخبین مردم در مجلس شورای اسلامی و همچنین اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا از مسائلی است که کمتر به آن پرداخته شده و آنچه بیشتر مدنظر بوده عملکرد مسئولان و مدیران دستگاه های اجرایی است.این در حالی است که تصمیمات نمایندگان مجلس به عنوان قانون گذار و ناظر و همچنین اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان نمایندگان پارلمان های محلی به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بر زندگی مردم تأثیرگذار است و عقل حکم می کند عملکردها بررسی شود که این تأثیرات مثبت بوده است یا منفی.اهمیت این موضوع تا آنجاست که در متن سوگندنامه نمایندگان مجلس موارد مختلفی از وظایف آنها آمده است که آنها را مکلف به پایبندی می کند.رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت آغاز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی تأکید کردند: سوگند نمایندگان –که در نخستین روزِ کاریِ خود ادا خواهند کرد و سوگندی شرعی و الزام آور است- سرفصل های اساسیِ وظایف نمایندگی در مجلس را بیان کرده است؛ شما برادران و خواهران محترم می توانید با حکمت و خردمندی و اخلاص و پارسایی، این وظایف را در خلال عمل قانونی خود –که عمدتاً قانون گذاری و نظارت است- تحقق بخشیده، نزد خدا و خلق سرافراز گردید.لزوم محک وعده هاو اما کاندیداهای نمایندگی مجلس و همچنین داوطلبان عضویت در شوراهای اسلامی شهر و روستا قبل از انتخاب توسط مردم و ورود به این مسئولیت، برنامه هایی را به ویژه در حوزه انتخابیه و شهر خود عنوان می کنند و به مردم وعده عملی کردن این برنامه ها را در صورت انتخاب شدن می دهند.صرف نظر از آنکه بسیاری از این وعده ووعیدها عملاً در حوزه وظایف این کاندیداها در صورت انتخاب شدن نیست، پس ازآنکه کار به سرانجام رسید و نماینده منتخب مشخص و اعضای شورای شهر برگزیده شدند، به درستی مشخص نیست چه کسی بر محقق شدن یا نشدن این وعده ها نظارت می کند. به طورکلی در هر عرصه ای که نظارت و ارزیابی مسکوت بماند، زمینه برای فرار از مسئولیت و عملکرد نامطلوب فراهم می شود در حقیقت به نظر می رسد نظارت های مردمی در ساختارهای مختلفی مانند تشکل های مردمی و احزاب باید توسعه یابد تا در انتخابات بعدی مردم بدانند کدام منتخب عملکرد فعال و شایسته داشته و بازهم وی را برگزینند یا اینکه از نوشتن نامش روی برگه رأی خودداری کنند.به طورکلی در هر عرصه ای که نظارت و ارزیابی مسکوت بماند، زمینه برای عرض اندام تخلف و یا فرار از مسئولیت و عملکرد نامطلوب فراهم می شود و از سوی دیگر در فضای عدم دسترسی به اطلاعات جامع از عملکرد منتخبین، مردم در دوره های بعدی انتخابات مجلس و شوراها نیز نمی توانند تصمیم صحیحی گرفته و اصلح را برگزینند.در حقیقت این روند به یک فرآیند معیوب ادامه دار تبدیل می شود که قطعاً هزینه های سنگینی را بر دوش اجتماع و اقتصاد می گذارد و مردم نخستین کسانی هستند که از این ضعف آسیب می بینند.فعال سیاسی: تشکل های مردمی و رسانه ها مطالبه گری از منتخبین را دنبال کنندعباس خسروانی، سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی و فعال سیاسی در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: نظارت بر ارکان حکومت و نهادهای حکومتی یکی از دغدغه های نظام های دموکراتیک است و در نظام مردم سالاری دینی این نظارت باید جدی تر و با حساسیت بیشتری دنبال شود تا حاکمیت و نهادهای آن دچار سوءاستفاده از قدرت و فساد نشوند.وی افزود: معمولاً فساد در نهادهایی رخ می دهد که نظارت بر آن ها دچار ضعف جدی و یا ناکارآمدی در روش است. نظارت دقیق و علمی و نه سیاسی همراه با حب و بغض، نه تنها از فساد جلوگیری می کند بلکه به کارآمدی نهادها منجر می شود و این تجربه در بسیاری از کشورهای دنیا قابل مشاهده است.سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی بیان کرد: مجلس شورای اسلامی ضمن اینکه نهاد رسمی قانون گذاری در کشور است وظیفه نظارت بر مصوبات خود را نیز بر عهده دارد. در اینجا سؤالی که مطرح می شود این است؛ نمایندگان این نهاد، خود توسط چه نهاد یا نهادهایی تحت نظارت قرار می گیرند؟ وقتی مردم در برابر عملکرد ضعیف نمایندگان خود سکوت می کنند یعنی نظارت خود را تعطیل کرده اند و معمولا نمایندگانی که با سکوت و عدم مطالبه گری موکلان خود مواجه هستند تبدیل به ناکارامدترین نمایندگان می شوند خسروانی خاطرنشان کرد: در قانون جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی مجلس از نظارت معاف نیست و در حال حاضر نظارت کننده بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی مردم هستند، درواقع وقتی یک نماینده، منصب خود را به واسطه رأی مستقیم مردم کسب می کند می بایست توسط مردم ابقا یا عزل شود.وی ادامه داد: مردم بهترین ناظر بر عملکرد نماینده خود در مجلس و یا شوراها هستند و باید طی چهار سالی که فرصت خدمت را به یک نماینده می دهند، به طور مرتب از او مطالبه گری کنند و عمل به وعده ها را از او بخواهند.سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی تصریح کرد: وقتی مردم در برابر عملکرد ضعیف نمایندگان خود سکوت می کنند یعنی نظارت خود را تعطیل کرده اند و معمولاً نمایندگانی که با سکوت و عدم مطالبه گری موکلان خود مواجه هستند تبدیل به ناکارآمدترین نمایندگان می شوند.خسروانی اضافه کرد: همچنین در این رابطه نباید از نقش مهم تشکل ها و نهادهای سیاسی و حتی غیرسیاسی غافل شد؛ نظام مردم سالاری بدون نهادهای تشکیلاتی و سیستم حزبی، کمیتش می لنگد و ما امروز عوارض نبود نظام تشکیلاتی را به خصوص در عرصه های سیاسی مشاهده می کنیم.وی افزود: احزاب، تشکل ها و نهادهای غیردولتی باید زبان گویای مردم باشند و از نمایندگان مردم مطالبه گری کنند. منتخبین مردم باید گزارش عملکرد خود را مرتباً به سمع و نظر مردم برسانند و اگر از این کار به هر دلیلی غفلت کردند، احزاب و تشکل ها با کمک رسانه ها این کار را انجام دهند تا مردم در دوره بعدی انتخابات، با آگاهی کامل و شفاف تصمیم بگیرند.نماینده مردم اراک: سیستم حزبی بایستی عهده دار نظارت بر کار منتخبین مردم شودعلی اکبر کریمی، نماینده مردم اراک، خنداب و کمیجان در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره لزوم تقویت نظارت بر کار نمایندگان و اعضای شوراهای شهر اظهار داشت: بر اساس مصوبه سال ۹۱ مجلس شورای اسلامی، در حال حاضر هیاتی برای نظارت بر رفتار نمایندگان در مجلس فعالیت دارد، اما در رابطه با ارزیابی عملکرد نمایندگان در حوزه انتخابیه شان نظارتی وجود ندارد.وی افزود: نمایندگان به طور قانونی در خصوص مسائل عمومی در برابر قانون با آحاد مردم برابر هستند و مصونیت خاصی شامل حال آنان نمی شود، بنابراین نظارت و پایش در مورد نمایندگان نیز می تواند صورت بگیرد.کریمی تصریح کرد: در کشورهای دیگر احزاب مسئولیت این نظارت را بر عهده دارند، اما در کشور ما نمایندگان عمدتاً به صورت انفرادی و نه لیستی، انتخاب می شوند و نهایت نظارتی هم که اعمال می شود، قضاوت عمومی مردم است. [cite]وجود خلأ قانونی شرایطی را به وجود آورده که برمبنای آن، مکانیزم و ساز و کار قانونی، شفاف و دقیق برای ارزیابی و قضاوت در خصوص عملکرد نمایندگان مردم وجود ندارد نماینده مردم اراک، خنداب و کمیجان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: وظایف اصلی نمایندگان ملت در دو حیطه قانون گذاری و نظارت بر فرآیند اجرای قانون است، اما متأسفانه در حال حاضر بسیاری از امور اجرایی نامرتبط به نمایندگان نسبت داده شده و مردم نیز رسیدگی به این امور ر از نمایندگان توقع دارند.وی گفت: درزمینهٔ نظارت بر عملکرد منتخبین مردم، بهترین روشی که در دنیا متداول است و خلأ آن در کشور ما احساس می شود، فعالیت سیستم حزبی است که می تواند ناظر خوبی بر عملکرد نماینده خود در پارلمان باشند.کریمی افزود: از دیگر مشکلات فقدان وجود ناظران حزبی، این است که گاهی نمایندگان به دلیل نبود سازمان دهی مشخصی بین خودشان، توانایی انجام وظایف و اختیارات قانونی خود را ندارند، درحالی که اگر در کشور احزا ...

ادامه مطلب  

لزوم محک وعده ها و شعارها؛چه کسی عملکرد نمایندگان را بررسی می کند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها- ثمین مامقانی نژاد: موضوع نظارت بر کار منتخبین مردم در مجلس شورای اسلامی و همچنین اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا از مسائلی است که کمتر به آن پرداخته شده و آنچه بیشتر مدنظر بوده عملکرد مسئولان و مدیران دستگاه های اجرایی است.این در حالی است که تصمیمات نمایندگان مجلس به عنوان قانون گذار و ناظر و همچنین اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان نمایندگان پارلمان های محلی به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بر زندگی مردم تأثیرگذار است و عقل حکم می کند عملکردها بررسی شود که این تأثیرات مثبت بوده است یا منفی.اهمیت این موضوع تا آنجاست که در متن سوگندنامه نمایندگان مجلس موارد مختلفی از وظایف آنها آمده است که آنها را مکلف به پایبندی می کند.رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت آغاز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی تأکید کردند: سوگند نمایندگان –که در نخستین روزِ کاریِ خود ادا خواهند کرد و سوگندی شرعی و الزام آور است- سرفصل های اساسیِ وظایف نمایندگی در مجلس را بیان کرده است؛ شما برادران و خواهران محترم می توانید با حکمت و خردمندی و اخلاص و پارسایی، این وظایف را در خلال عمل قانونی خود –که عمدتاً قانون گذاری و نظارت است- تحقق بخشیده، نزد خدا و خلق سرافراز گردید.لزوم محک وعده هاو اما کاندیداهای نمایندگی مجلس و همچنین داوطلبان عضویت در شوراهای اسلامی شهر و روستا قبل از انتخاب توسط مردم و ورود به این مسئولیت، برنامه هایی را به ویژه در حوزه انتخابیه و شهر خود عنوان می کنند و به مردم وعده عملی کردن این برنامه ها را در صورت انتخاب شدن می دهند.صرف نظر از آنکه بسیاری از این وعده ووعیدها عملاً در حوزه وظایف این کاندیداها در صورت انتخاب شدن نیست، پس ازآنکه کار به سرانجام رسید و نماینده منتخب مشخص و اعضای شورای شهر برگزیده شدند، به درستی مشخص نیست چه کسی بر محقق شدن یا نشدن این وعده ها نظارت می کند.به طورکلی در هر عرصه ای که نظارت و ارزیابی مسکوت بماند، زمینه برای فرار از مسئولیت و عملکرد نامطلوب فراهم می شوددر حقیقت به نظر می رسد نظارت های مردمی در ساختارهای مختلفی مانند تشکل های مردمی و احزاب باید توسعه یابد تا در انتخابات بعدی مردم بدانند کدام منتخب عملکرد فعال و شایسته داشته و بازهم وی را برگزینند یا اینکه از نوشتن نامش روی برگه رأی خودداری کنند.به طورکلی در هر عرصه ای که نظارت و ارزیابی مسکوت بماند، زمینه برای عرض اندام تخلف و یا فرار از مسئولیت و عملکرد نامطلوب فراهم می شود و از سوی دیگر در فضای عدم دسترسی به اطلاعات جامع از عملکرد منتخبین، مردم در دوره های بعدی انتخابات مجلس و شوراها نیز نمی توانند تصمیم صحیحی گرفته و اصلح را برگزینند.در حقیقت این روند به یک فرآیند معیوب ادامه دار تبدیل می شود که قطعاً هزینه های سنگینی را بر دوش اجتماع و اقتصاد می گذارد و مردم نخستین کسانی هستند که از این ضعف آسیب می بینند.فعال سیاسی: تشکل های مردمی و رسانه ها مطالبه گری از منتخبین را دنبال کنندعباس خسروانی، سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی و فعال سیاسی در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: نظارت بر ارکان حکومت و نهادهای حکومتی یکی از دغدغه های نظام های دموکراتیک است و در نظام مردم سالاری دینی این نظارت باید جدی تر و با حساسیت بیشتری دنبال شود تا حاکمیت و نهادهای آن دچار سوءاستفاده از قدرت و فساد نشوند.وی افزود: معمولاً فساد در نهادهایی رخ می دهد که نظارت بر آن ها دچار ضعف جدی و یا ناکارآمدی در روش است. نظارت دقیق و علمی و نه سیاسی همراه با حب و بغض، نه تنها از فساد جلوگیری می کند بلکه به کارآمدی نهادها منجر می شود و این تجربه در بسیاری از کشورهای دنیا قابل مشاهده است.سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی بیان کرد: مجلس شورای اسلامی ضمن اینکه نهاد رسمی قانون گذاری در کشور است وظیفه نظارت بر مصوبات خود را نیز بر عهده دارد. در اینجا سؤالی که مطرح می شود این است؛ نمایندگان این نهاد، خود توسط چه نهاد یا نهادهایی تحت نظارت قرار می گیرند؟وقتی مردم در برابر عملکرد ضعیف نمایندگان خود سکوت می کنند یعنی نظارت خود را تعطیل کرده اند و معمولا نمایندگانی که با سکوت و عدم مطالبه گری موکلان خود مواجه هستند تبدیل به ناکارامدترین نمایندگان می شوندخسروانی خاطرنشان کرد: در قانون جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی مجلس از نظارت معاف نیست و در حال حاضر نظارت کننده بر عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی مردم هستند، درواقع وقتی یک نماینده، منصب خود را به واسطه رأی مستقیم مردم کسب می کند می بایست توسط مردم ابقا یا عزل شود.وی ادامه داد: مردم بهترین ناظر بر عملکرد نماینده خود در مجلس و یا شوراها هستند و باید طی چهار سالی که فرصت خدمت را به یک نماینده می دهند، به طور مرتب از او مطالبه گری کنند و عمل به وعده ها را از او بخواهند.سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان مرکزی تصریح کرد: وقتی مردم در برابر عملکرد ضعیف نمایندگان خود سکوت می کنند یعنی نظارت خود را تعطیل کرده اند و معمولاً نمایندگانی که با سکوت و عدم مطالبه گری موکلان خود مواجه هستند تبدیل به ناکارآمدترین نمایندگان می شوند.خسروانی اضافه کرد: همچنین در این رابطه نباید از نقش مهم تشکل ها و نهادهای سیاسی و حتی غیرسیاسی غافل شد؛ نظام مردم سالاری بدون نهادهای تشکیلاتی و سیستم حزبی، کمیتش می لنگد و ما امروز عوارض نبود نظام تشکیلاتی را به خصوص در عرصه های سیاسی مشاهده می کنیم.وی افزود: احزاب، تشکل ها و نهادهای غیردولتی باید زبان گویای مردم باشند و از نمایندگان مردم مطالبه گری کنند. منتخبین مردم باید گزارش عملکرد خود را مرتباً به سمع و نظر مردم برسانند و اگر از این کار به هر دلیلی غفلت کردند، احزاب و تشکل ها با کمک رسانه ها این کار را انجام دهند تا مردم در دوره بعدی انتخابات، با آگاهی کامل و شفاف تصمیم بگیرند.نماینده مردم اراک: سیستم حزبی بایستی عهده دار نظارت بر کار منتخبین مردم شودعلی اکبر کریمی، نماینده مردم اراک، خنداب و کمیجان در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره لزوم تقویت نظارت بر کار نمایندگان و اعضای شوراهای شهر اظهار داشت: بر اساس مصوبه سال ۹۱ مجلس شورای اسلامی، در حال حاضر هیاتی برای نظارت بر رفتار نمایندگان در مجلس فعالیت دارد، اما در رابطه با ارزیابی عملکرد نمایندگان در حوزه انتخابیه شان نظارتی وجود ندارد.وی افزود: نمایندگان به طور قانونی در خصوص مسائل عمومی در برابر قانون با آحاد مردم برابر هستند و مصونیت خاصی شامل حال آنان نمی شود، بنابراین نظارت و پایش در مورد نمایندگان نیز می تواند صورت بگیرد.کریمی تصریح کرد: در کشورهای دیگر احزاب مسئولیت این نظارت را بر عهده دارند، اما در کشور ما نمایندگان عمدتاً به صورت انفرادی و نه لیستی، انتخاب می شوند و نهایت نظارتی هم که اعمال می شود، قضاوت عمومی مردم است.وجود خلأ قانونی شرایطی را به وجود آورده که برمبنای آن، مکانیزم و ساز و کار قانونی، شفاف و دقیق برای ارزیابی و قضاوت در خصوص عملکرد نمایندگان مردم وجود نداردنماینده مردم اراک، خنداب و کمیجان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: وظایف اصلی نمایندگان ملت در دو حیطه قانون گذاری و نظارت بر فرآیند اجرای قانون است، اما متأسفانه در حال حاضر بسیاری از امور اجرایی نامرتبط به نمایندگان نسبت داده شده و مردم نیز رسیدگی به این امور ر از نمایندگان توقع دارند.وی گفت: درزمینهٔ نظارت بر عملکرد منتخبین مردم، بهترین روشی که در دنیا متداول است و خلأ آن در کشور ما احساس می شود، فعالیت سیستم حزبی است که می تواند ناظر خوبی بر عملکرد نماینده خود در پارلمان باشند.کریمی افزود: از دیگر مشکلات فقدان وجود ناظران حزبی، این است که گاهی نمایندگان به دلیل نبود سازمان دهی مشخصی بین خودشان، توانایی انجام وظایف و اختیارات قانونی خود را ندارند، درحالی که اگر در کشور اح ...

ادامه مطلب  

گعده نمایندگان در گوشه و کنار صحن/ صندلی عارف محور مذاکرات «امید»/ لاهوتی؛ مخالفی در لباس موافق  

درخواست حذف این مطلب
صبح امروز جلسه رای اعتماد به کابینه دوازدهم در صحن مجلس آغاز و با حواشی همراه بود. به گزارش خبرنگار پارلمانی ایلنا نشست علنی مجلس شورای اسلامی به منظور بررسی صلاحیت کابینه دوازدهم و وزرای پیشنهادی این دولت از صبح امروز به ریاست علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و با حضور حجت الاسلام حسن روحانی و ۱۷ وزیر پیشنهادی او برای تشکیل هیات وزیران دولت دوازدهم آغاز شد.در حالی که جلسه امروز مجلس با ۲۳۴ نماینده کار خود را آغاز کرد، همزمان با گشایش درب ورودی خبرنگاران به صحن علنی مجلس و در لحظه آغاز رسمی صحن علنی روحانی، به همراه ۱۷ وزیر و همراهانش در صحن حضور داشتند.رییس جمهور کشورمان از ابتدای نشست امروز در سخنانی دفاعیات کلی خود از کابینه را آغاز کرده و هم اکنون نیز در حال سخنرانی است.در این میان در دقایق ابتدایی سخنرانی روحانی با توجه به اینکه نمایندگان باید اسامی خود را برای سخنرانی به عنوان موافق و مخالف کلیت کابینه اعلام کنند در گوشه گوشه صحن گروه های مختلفی از نمایندگان تجمع کرده و مشغول انجام هماهنگی های لازم بودند که این مسئله منجر به برهم خوردن نظم جلسه در دقایق ابتدایی شد و علی لاریجانی رئیس مجلس به آنها تذکر داد که روی صندلی هایشان بنشینند.همزمان با تجمع حدود ۳۰ نفر از نمایندگان از طیف های مختلف مجلس در گوشه سمت چپ صحن به منظور انجام هماهنگی جهت نام نویسی برای صحبت در مورد کابینه، گروه های کوچک تری نیز در دیگر قسمت های صحن تجمع کرده و با یکدیگر صحبت می کردند.لا بی گری دهقان و تابش در صحندر این میان تلاش سه فراکسیون مجلس نیز کاملاً مشهود بود که به نظر می رسد عبدالکریم حسین زاده، محمدرضا تابش و بهرام پارسایی به عنوان سه عضو هیات رئیسه فراکسیون امید در انجام هماهنگی های این فراکسیون نقش مهمی برعهده داشته و در طیف مقابل نیز محمد دهقانی نقندر مسئول انجام هماهنگی ها در فراکسیون نمایندگان ولایی است.دهقانی در حالی که پوشه ای در دست دارد در صحن حرکت کرده و با نمایندگان مختلف صحبت می کند که از جمله می توان به درخواست او از محمدرضا پورابراهیمی دیگر نماینده اصولگرا و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس اشاره کرد که بر این اساس از او خواست در مخالفت با ظریف نام نویسی کند.از دیگر نکات جالب در حاشیه نشست علنی امروز مجلس همزمان با صحبت ها و رایزنی هایی که میان نمایندگان فراکسیون های مختلف انجام می شود در مواردی صحبت هایی نیز میان نمایندگانی با سلایق سیاسی مختلف در جریان است.هم اکنون گروهی از اصولگرایان با محوریت دهقانی در گوشه ای از صحن سرگرم انجام مذاکرات خود هستند که حضور جواد کریمی قدوسی، محسن کوهکن، حسین نوروزی و عباس گودرزی در این جمع به چشم می آیند.همزمان در حالی که اصولگرایان در نیمه سمت راست صحن گعده کرده بودند تعدادی از اصلاح طلبان هم در منتها علیه سمت چپ مشغول مذاکره بودند. در این جمع حدوداً ۱۰ نفره محمدرضا تابش، عبدالکریم حسین زاده بهرام پارسایی، مسعود گودرزی، قاسم میرزایی نیکو، شهاب نادری، محسن علی جانی زمانی، فریده اولادقباد و فاطمه سعیدی حضور داشتند.از دیگر حواشی جالب امروز صحن این بود که پس از سپری شدن کمتر از یک ساعت از آغاز جلسه علنی مجلس و سخنرانی رئیس جمهوری در صحن لحظاتی نطق رئیس جمهور متوقف شد.علی لاریجانی در این لحظه با یادآوری زمان باقی مانده از مهلت انجام نطق خطاب به روحانی گفت که دو ساعت و نیم فرصت صحبت دارد که این مسئله منجر به واکنش توام با مطایبه روحانی شد.حسن روحانی با لبخند خطاب به نمایندگان و رئیس مجلس گفت: به هرحال «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» من هم ۲۰ سال شبیه به شما نماینده بودم و این فضا را درک می کنم و وقتی که روسای جمهور برای معرفی کابینه به مجلس می آمدند، مثل شما بودم.روحانی تاکید کرد که با جمع بندی سخنانش فرصت را در اختیار اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری قرار خواهد داد.کنایه لاریجانی به روحانیاز دیگر حواشی جالب نشست علنی امروز مجلس شورای اسلامی هنگامی بود که رئیس جمهوری یک به یک از وزرای پیشنهادی خود برای دولت دوازدهم دفاع می کرد و درباره هریک از آنها نکاتی را مطرح می کرد.روحانی هنگامی که قصد داشت از وزیر پیشنهادی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی نام ببرد و از عملکرد او دفاع کند با اظهارنظر رئیس مجلس درباره عدم حضور علی ربیعی نیز در صحن مواجه شد.رئیس مجلس با اشاره به این مسئله تاکید کرد که این وزیر پیشنهادی در صحن حضور ندارد و لحظاتی رئیس جمهوری با نگاه به گوشه گوشه صحن به دنبال ربیعی گشت.با این حال دقایقی بعد بود که لاریجانی در حاشیه پاسخ به تذکر یکی از نمایندگان به این موضوع اشاره کرد و مشخص شد که علت عدم حضور وزیر پیشنهادی کار ، تعاون و رفاه اجتماعی تصادف او بوده است.لاریجانی در این رابطه گفت که بعضاً ممکن است برخی وزرا حضور نداشته باشند مثل آقای ربیعی که گویا تصادف کرده اند.استقبال نمایندگان از حضور ربیعی در جلسهبا این حال ساعاتی پس از آن علی ربیعی نیز در صحن حاضر شد و با استقبال تعدادی از نمایندگان نیز مواجه گردید.همزمان در حالی که بنا بر آیین نامه داخلی مجلس وزرا حق ندارند با ترک صندلی خود در جمع نمایندگان حضور یافته و به اطراف صحن بروند، برخی از وزرای پیشنهادی با حضور در بعضی نقاط صحن با نمایندگان صحبت کردند.همزمان با نام نویسی نمایندگان برای اظهارنظر موافق و مخالف کلیت کابینه پیشنهادی شنیده ها از احتمال اظهارنظر محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید در موافقت با کلیت کابینه حکایت دارد.نطق عارف در حمایت از برنامه های دولت دوازدهمبر این اساس یکی از نمایندگان مجلس که نمی خواست نامش فاش شود به خبرنگار ایلنا گفت که به احتمال بسیار قوی دکتر عارف نیز امروز در دفاع از کلیات کابینه نطق خواهند کرد.این عضو فراکسیون امید مجلس در واکنش به اینکه نام عارف در میان ناطقان موافق کابینه درج نشده یادآور شد: بنا به قانون این امکان وجود دارد که نماینده ای که نامش در قرعه کشی در آمده بخشی از فرصتش را به دیگر نمایندگان بدهد و بنا بر این اساس مذاکراتی انجام شده تا دقایقی نیز دکتر عارف در صحن صحبت کنند.گعده نمایندگان در گوشه و کنار صحن و خارج صحندر ادامه جلسه علنی امروز مذاکرات و گعده های نمایندگان همچنان یکی از حواشی جالب نشست امروز است که در مواردی گفت وگوی برخی از نمایندگان با نگاه سیاسی مختلف حائز اهمیت است.در این میان در حدود نیم ساعت اخیر محمدرضا تابش نایب رئیس نخست فراکسیون امید و محمد دهقانی عضو ارشد فراکسیون نمایندگان ولایی با یکدیگر گفت وگو کردند و این در حالی بود که به نظر می رسد تابش و دهقانی مسئولیت هماهنگی در صحن را از جانب فراکسیون های خود برعهده دارند.بر این اساس ابتدا دهقانی به سمت تابش آمد و پس از چند دقیقه مذاکره این دو نماینده صحن علنی را ترک کردند و حدود پنج دقیقه بعد دست در دست هم بازگشتند اما این پایان مذاکرات دو نماینده اصولگرا و اصلاح طلب مجلس نبود؛ مذاکراتی که پس از سپری شدن نیم ساعت همچنان ادامه دارد و این دو نماینده هم اکنون نیز با حضور در محل پشت جایگاه هیات رئیسه سرگرم مذاکره هستند.تابش و دهقانی پس از بازگشت به صحن به سراغ اکبر رنجبرزاده عضو اصولگرای هیات رئیسه رفته و دقایقی نیز با او صحبت کردند. آنها سپس به جایگاه هیات رئیسه رفتند و صحبت های خود را در حالی ادامه دادند که رسول خضری عضو فراکسیون مستقلین ولایی نیز به جمع آنها پیوست و به نظر می رسد موضوع صحبت این چند نماینده همان هماهنگی ها برای اجرای اهداف فراکسیونی در بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی باشد.این مذاکره تا جایی ادامه داشت که پس از حدود یک ساعت تابش به سراغ وکیلی و امیرآبادی فراهانی دو عضو هیات رئیسه رفت و با آنها گفت وگو کرد و سپس به همراه وکیلی با پزشکیان صحبت کردند و دهقانی نیز با تلفن با کسی احتمالاً خارج از صحن.گعده امیدی ها و قشقاویالبته این مذاکرات محدود به این چند نفر نبود و دقایقی پیش از آن نیز بهرام پارسایی، پروانه سلحشوری، طیبه سیاوشی، زهرا ساعی و چند عضو دیگر فراکسیون امید مجلس به همراه حسن قشقاوی معاون پارلمانی وزیر امور خارجه به گوشه صحن رفته و مذاکراتی داشتند.صندلی عارف محور مذاکرات «امید»با این همه شاید امروز هم همچون اکثر جلسات علنی صحن نقطه محوری گعده های نمایندگان صندلی محمد ...

ادامه مطلب  

روحانی راهی ندارد، یا هاشمی شود یا...  

درخواست حذف این مطلب
اهم اظهارات محمد عطریانفر به شرح زیر است:* اگر اصلاح طلبی را به عنوان یک گفتمان سیاسی به رسمیت بشناسیم، به جای انتخاب یک چهره از درون خودش مثل آقای عارف، به سمت آقای روحانی تمایل پیدا کرد این انتخاب، انتخاب از سر جبر و استیصال هم نبود بلکه به عنوان یک انتخاب مبتنی بر تدبیر صورت گرفت. نکته دیگری که می توانیم روی آن تاکید کنیم اینکه در این انتخاب اصلاح طلبان در مقام معامله نبودند. به این معنا که ما آقای روحانی را بر گزینیم که آقای روحانی متقابلا به نفع ما چک بکشد و اصلا چنین گفتگویی رخ نداد. * خاطره تلخ 88 به عنوان یک حادثه نگران کننده که در ادبیات سیاسی جاری از آن یا به فتنه یا سوءتفاهم نام برده شد و خیلی هم برای ما مهم نیست که این رویداد را سوءتفاهم ببینیم یا فتنه؟ فتنه از باب اینکه آیا دشمنان ملت و ایران در بزنگاه ها و فراز و فرودها قصد سوءاستفاده داشتند؟ بله، داشتند. ولی آیا اینکه این آشفتگی و سوءاستفاده چه نسبتی با یک جریان فکری داشت؟ از نظر من هیچ نسبتی نداشت و سوءتفاهمی بیشتر نبود که خوشبختانه از آن گذر شد. * سال 96 اصلاح طلبان و این گفتمان سیاسی در ایران از آقای روحانی با اعتماد به نفس بالاتر و نیرومندی نسبت به سال 92 رخ داد و این را به رسمیت می شناسیم. شاید در سال 92 ظرفیت اصولگرایی خیلی در مقام تقابل با آقای روحانی نبود. این را هم تائید می کنم که از منظر اصولگرایی به آقای روحانی با یک نگاه کج دار و مریز و نگاهی از منظر نگرانی و نیم نگاهی از ناحیه امید نگاه می شد اما آنچه امروز رخ می دهد، مرز بین تردید و امید سال 92 در بین اصولگرایان نسبت به آقای روحانی، در سال 96 کمی روشن تر و دقیق تر شد. * گفته شد اصلاح طلبان نسبت به آقای روحانی کمی دغدغه مند شده اند و نوعی معترض اند. اگر ملاک عرصه گفتگوهای رسانه ای که در اختیار چهره هایی است و از آن برداشت شده، درست است اما حقیقت سیاست و سیاست ورزی فقط رسانه نیست و پشت صحنه هم هست. آنچه ما شاهدش هستیم که نمادش آقای خاتمی است-در گذشته قبل از رحلت آقای هاشمی- پشتیبان این نظریه بود و بخش نیرومندی از نیروهایی که در احزاب کلیدی اصلاح طلب حضور دارند و حول محور شورای عالی اصلاحات نشست ها و گفتگوهایی انجام می دهند، توقعات مصداقی و موردی از آقای روحانی ندارند و خیلی دنبال این نیستند که چه کسی در چه موقعیتی باشد. * نه خاتمی تابع روحانی است و نه روحانی تابع خاتمی است. نه روحانی، تابع هاشمی است و نه هاشمی تابع روحانی بود. من مثلا خیلی باور ندارم که اگر آقای روحانی حرف آقای هاشمی رفسنجانی را گوش نمی کرد پس این دلالت بر این دارد که گفتمانشان کاملا متفاوت بود. * در مورد بازداشت آقای فریدون هم باید بگویم که این موضوع با موضوع چینش کابینه اصلا ربطی به هم ندارد همانطور که وی اصلا 48 ساعت بیشتر بازداشت نبود و موضوع خاصی نبود. ظاهرا بحث بر سر چرایی دریافت پول از کسی است که آقای فریدون هم ادعا دارد که اصلا ربطی به حکومت ندارد و پای بخش خصوصی در میان است که البته در مورد اینها دستگاه قضایی باید قضاوت کند و ما نباید خیلی داخل شویم. ولی من به عنوان یک عنصر سیاسی حتما می گویم که آقای حسین فریدون حتما باید پرهیز می کرد. خیلی باید مراعات کرد. ما در کنار آقای محمد خاتمی یک علی خاتمی داشتیم که سمبل وجاهت و رفتار است و کاملا قابل دفاع است. اینکه هر شخصیتی در چنین موقعیتی قرار می گیرد حتما باید از ریسمان سفید و سیاه پرهیز کند. مبادا که عارضه ای بر دامان شخصیت بالاتر بنشیند. من در این رابطه حتما توصیه ام این بود که آقای فریدون باید مراعات می کرد.* آقای فریدون در کابینه اول که رئیس جمهور در مقام تاسیس کابینه بود، ممکن است همفکری داده باشد، علتش هم این بود که در آن مقطع آقای حسن روحانی خیلی درگیر با زندگی سیاسی افراد نبود و حسین آقای فریدون شاید اطلاعاتی را کسب می کرد و مشورت هایی هم می داد ولی در سال 96 آقای حسن روحانی اصلا نیاز به مشورت آقای حسین فریدون نداشت.* آقای نهاوندیان به آقای لاریجانی همانقدر نزدیک است که به آقای ولایتی. به آقای ولایتی همانقدر نزدیک است که به آقای حسن روحانی. خیلی از اینها در ذهنتان نمادسازی نکنید. اجازه دهید نکته ای را بیان کنم؛ تحلیلی که در ابتدای کار عنوان کردم، خوشبختانه خواسته یا ناخواسته اتفاقی را رخ می دهد. ما داریم بر می گردیم و دوباره خودمان را بازخوانی می کنیم که چقدر از این خصومت ها، پنجه در افکن ها و رقابتها اصل است و چقدر فرع و جعلی. ما داریم جعلیات را از بین می بریم. علی لاریجانی کسی است که منِ محمد عطریانفر از ریاست مجلس ایشان در برابر آقای عارف دفاع کردم. علی لاریجانی کسی است که در لیست اصلاح طلبان در قم مورد حمایت واقع شد. * آقای روحانی دنبال ...

ادامه مطلب  

انتخابات ۹۶ یک رفراندوم بود/ با اجرای حقوق شهروندی مساله حصر و محدودیت رئیس اصلاحات حل می شود/ روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدصفایی فراهانی از معدود چهره های ایران است که در چند حوزه مختلف سیاست، اقتصاد و ورزش فعالیت داشته است. مردی که به رویکردهای تکنوکراتیک شهره است امروز در برابر سوالاتی که به احتمال حضور مجدد او در سمت های اجرایی اشاره می کند می خندد. صفایی فراهانی از اینکه در نظرسنجی های توییتر به عنوان بهترین گزینه برای شهرداری تهران از سوی کاربران انتخاب شده تعجب می کند و معتقد است هنوز برخی افراد تحمل حضور مجدد او را در سمت های اجرایی کشور ندارند و این مساله را به فال نیک می گیرد چرا که قلبا به نسل جوان ایران ایمان دارد.مصاحبه تفصیلی ایلنا با محسن صفایی فراهانی را در ذیل می خوانید:انتخابات ۹۶ فقط انتخاب یک دولت نبود؛ یک رفراندوم بودتحلیل شما از پیام رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری چیست؟ آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی این دوره چرخشی در اظهارات خود به سمت رویکردهای اصلاح طلبانه تر داشت. اظهارات مطرح شده طبعا مطالباتی هم به دنبال خواهد داشت. پیام رای مردم چه بود؟بیان روحانی بیان خود او نبود؛ بلکه بیان جامعه ای بود که می خواهد با رای خود تحول ایجاد کند. بعد از ۱۱۰ سال که از مشروطیت می گذرد، درخت مشروطه به بار نشسته است. کشور در بیست سال گذشته شاهد تحولات اساسی در جامعه مدنی و رشد سیاسی مردم است و این پیام روشنی برای مسئولان است. ۲۰ سال برگزاری انتخابات و مشارکت جدی و رفراندوم گونه مردم نشان می دهد مردم از چه رشد و توانایی برخوردار شده اند. این دستاورد بزرگی برای ایران در منطقه است.روحانی هم برآیندی از خواسته های مردم را مطرح کرد. مردم درک می کنند امروز قرن ۲۱ است. در این ۲۰ سال به دلیل رشد فضای مجازی و رسانه ها و دانشی که در جامعه ایجاد شده است شاهد تغییراتی هستیم. نزدیک به ده سال است که سالی یک میلیون دانشجو در دانشگاه های کشور حضور پیدا کرده اند و امروز این جمعیت جوان تحصیل کرده مطالباتی دارند.من انتخابات ۹۶ را از ناحیه مردم فقط انتخاب یک دولت نمی دانم؛ بلکه یک رفراندوم می دانم. رفراندومی که چندین موضوع را پاسخ داده است. جامعه ای که در آن چهل درصد زیر خط فقر زندگی می کنند و در انتخاباتش وعده پرداخت سه چهار برابری یارانه مطرح می شود و اکثریت مردم پاسخ منفی می دهند یعنی مردم هم به پوپولیست نه گفتند هم به یارانه ای که به هیچ وجه در زندگی شخصی آنها تغییری ایجاد نمی کند.مردم با درایت کامل برای حرکت های تعاملی عقلانی بین المللی ارزش قائل شدند. وقتی روحانی می گوید رفع تحریم های جدا از تحریم های هسته ای را دنبال می کنم، این مطالبه مردم است. مردم خواهان صلح و دوستی و تعامل بین المللی هستند که ظرفیت های جدیدی برای فرزندان کشور ایجاد می کند.انتخاب روحانی در پرتوی شعارهایی که داد نشان می دهد مردم یک بعدی به وضعیت اقتصادی نگاه نکردند. آنها به توسعه همه جانبه آری گفتند. مردم نگاهی جامع تر به آینده دارند.مردم در کنار این بحث ها ، قانون گرایی، مساله حصر و حذف محدودیت های غیرقانونی را مورد توجه قرار دادند و کرارا این را در نشست های انتخاباتی مطالبه کردند و با رای خود نشان دادند چه چیزهایی را دنبال می کنند. این نشان می دهد مردم بعد از صد و ده سال از مشروطه، حاکمیت را به سمت پذیرش ابعاد مشروطه می برند. مشارکت مردم در اداره کشور و برقراری حکومت قانون خواست عمومی مردم است و این نشان دهنده رشد و بالندگی جامعه امروز است.مردمی که به یارانه نه گفتند می فهمند هدف مندی یارانه و اصلاح سیاست های مصرف انرژی است که می تواند در اقتصاد ملی نقش تعیین کننده بازی کند؛ (برعکس آنچه در دولت دهم انجام شد و بار سنگینی بر کشور تحمیل نمود.)رفع حصر و محدودیت های خاتمی به اجبار باید زیر مجموعه حقوق شهروندی حل و فصل شودتحقق وعده رفع حصر و رفع ممنوع التصویری چقدر از عهده روحانی ساخته است؟باید مسائل را از نظر ملی اهم و فی الاهم کنیم. روحانی میگوید تحریم ها را در این دوره حذف می کنم. یعنی کشور وارد دیالوگ جدیدی با دنیا می شوید که به جای ایجاد هر هزینه اضافی برای کشور، ایران به سمت عقلانیت و سازماندهی جدید قدرت دیپلماسی در منطقه و جهان برود .تیم دیپلماسی کشور در مذاکرات هسته ای نشان دادند از پتانسیل مناسب و خوبی برخوردارند. پس عملا امروز هم، این پتانسیل می تواند با درایت و هماهنگی عقلانی در کشور برای اهداف بزرگتر کارساز باشد. اگر این نگاه، در کشور حاکم شود، الزامات آن خود شرایطی را برای کشور پیش می آورد که به اجبار مسائلی مثل عدم رعایت شئونات قانونی و حقوق شهروندی در جامعه به معنای جامع باید حل شود. در غالب آن مساله حصر و محدودیت های آقای خاتمی هم حل خواهد شد.این ها نکاتی بود که روحانی در بحث هایی که با مردم داشت مطرح کرد. ایشان روی دو نکته تکیه کرد؛ یکی بحث رفع تحریم های غیر هسته ای و یکی اجرای حقوق شهروندی. حقوق شهروندی، همه آحاد جامعه را در بر می گیرد. وقتی قرار باشد کشور دیپلماسی فعال با دنیا داشته باشد و گروه بندی جدیدی در منطقه شکل دهد، اینها کشور را وارد مسیری جدید و درایت جدیدی می کند که در ده سال گذشته فاصله جدی با آن داشت. اگر روحانی بتواند این دو وعده را عملیاتی کند، بسیاری از مسائل دیگر در کنار آن حل می شود.مساله بعدی، مساله اقتصاد است، درست است کشور در سال گذشته رشد اقتصادی داشت ولی بحران اقتصادی کشور مساله کوچکی نیست. باید بتوانند بازارهای جدید صادراتی بدست آورند. باید بتوانند سرمایه خارجی را جذب کنند. باید تکنولوژی جدید وارد شود تا محصولات صادراتی به لحاظ کیفیت و قیمت قابل رقابت باشند. آقای روحانی باید در اصلاحات کابینه و سیاست گذاری به این پارامترها توجه کند و برنامه داشته باشد. کابینه در دور دوم یک ستاد اقتصادی قوی و یکدست نیاز دارد.دولت دوم روحانی باید درباره موانع مستقیما با مردم سخن بگویدچقدر می توان از روحانی انتظار داشت که با توجه به موانعی که بر سر راه تحقق وعده های اصلاح طلبانه اش است در این راه موفق ظاهر شود؟دور دوم روحانی به راحتی می تواند بخش عمده ای از این مسائل را سامان دهند؛ در غیر این صورت این رفراندومی که مردم در رای خود عنوان کردند بی پاسخ می ماند. جامعه از طریق فضای مجازی و رسانه باید پرسش گر باشد. آنچه در کشور ما به عنوان مولفه جدید مطرح شده، حضور مردم و قدرت شبکه های مجازی و رسانه هاست. اینها می تواند در پاسخگو کردن ارکان حکومت موثر باشد. دولت بایستی خود را موظف به پاسخگویی بداند و برای تحقق خواسته های مردم نیاز به شفافیت وجود دارد.دولت روحانی باید در این دوره راحت تر با مردم صحبت کند و موانعی که ایجاد می شود را با آنها در میان بگذارد. این موانع، مساله خصومت فردی نیست؛ رفتارهایی است که به توسعه ملی لطمه می زند. یعنی ابعاد ملی موضوع، حکم می کند از نیروهای مردمی که ۵۸ درصد آنها خواسته شان را تحت یک انتخابات مطرح کردند و به شعارهای او آری گفتند استفاده شود. وقتی این مردم توسعه اقتصادی را در غالب توسعه همه جانبه انتخاب کرده اند پس نباید موانع تحقق حقوق شهروندی و حقوق بشر و حقوق مالکیت را از نگاه جامعه دور نگاه داشت، ضمن اینکه بعید است سایر قوا بخواهند به رای و نظر مردم بی تفاوت باشند.هریک از قوا اگر مانعی دید باید با مردم در میان بگذارد؛ چون مردمی که رای دادند حق دارند بدانند چه کسانی در کشور ایجاد مانع می کنند که نه فقط حقوق فردی آنها را از بین می برد بلکه باعث پس رفت کشور در این شرایط منطقه می شود!وقتی در سال ۱۹۷۵ ایران و کره جنوبی به لحاظ تولید ناخالص داخلی هر دو در یک سطح قرار داشتند و امروز کره جنوبی درآمد سرانه ای نزدیک به پنج برابر ایران دارد این سوال ایجاد می شود که چرا ایرانی ها عقب ماندند؟این که مسئولان امروز در تبلیغات انتخاباتی، خانواده های فقیر را دستاویز می کنند و با آنها عکس می گیرند و درب خانه آنها آرد و برنج می فرستند ناشی از تصمیمات و این سیاست هایی است که به عقب افتادگی کشور منجر شده است. اگر درآمد سرانه ایران بالای ۲۵ هزار دلار بود خاطر جمع باشید تعداد فقرا زیر ده درصد بود و کمک کردن به آنها هم ساده تر می شد، تا با جامعه ای که چهل درصد آن زیر خط فقرند. در این عقب ماندگی به هیچ وجه مردم مقصر نیستند؛ منابع و نیروی انسانی و شرایط کشور، بیان کننده این است که اگر به سمت قانون گرایی و توزیع عادلانه حرکت کنند و منابع و فرصت های کشور را تنها به عده ای خاص اختصاص ندهند و در روابط خارجی عقلانی و هماهنگ حرکت کنند بسیاری از عقب ماندگی ها جبران می شود.کشوری که یک درصد جمعیت جهان را دارد و از لحاظ ذخایر گاز در دنیا دوم است و ده درصد ذخایر نفت و پنج درصد فولاد دنیا را دارد و در حال حاضر از نظر تربیت نیروی مهندسی در دنیا در رده پنجم است نباید جمعیتی از فقرا را در خود جای داده باشد که در انتخابات بخواهند با حرکت های پوپولیستی به دلیل فقر، آرای خود را نادانسته بفروشند!دولت روحانی در دور دوم وظیفه دارد نه فقط به دلیل مسائل فردی بلکه به دلیل حفظ مصالح کل جامعه اگر موانعی ایجاد شد که جلوی توسعه همه جانبه را می گیرد، با مردم مستقیما در میان بگذارد چون مردم به او رای دادند و اعتماد کردند و به پیشنهادات او آری گفتند.حلال و حرام کردن رای مردم و انگلیسی خواندن لیست اصلاحات دیگر مورد توجه مردم نیستدر کابینه روحانی در دور دوازدهم چه تغییراتی باید حاصل شود؟به نظر من آنچه روحانی در طول تبلیغات انتخاباتی مطرح کرد بدون تحول در کابینه امکان پذیر نیست. وقتی بحث اقتصاد می شود این شامل یک وزارت خانه نیست بلکه شامل وزارت اقتصاد و دارایی، بانک مرکزی، سازمان برنامه، وزارت نفت، صنایع و کشاورزی و بسیاری از سازمان های دیگر را نیز در برمی گیرد که یک مدار به هم پیوسته هستند و نیاز به یک ستاد هماهنگ کننده جدی و نیروی متخصص و هماهنگ دارد. در بخش تعاملات بین المللی هم این فقط وزارت خارجه نیست که مسئول تعامل های بین المللی است بلکه بخش های دیگری نیز وجود دارد که بایستی هماهنگ حرکت کنند. پس همگن شدن اعضای دولت و ایجاد پتانسیل لازم می تواند راهکار حل مشکلات باشد.دور اول توفیقات خوبی نصیب دولت روحانی شده ولی این توفیقات در مقایسه با خرابی های قبل بود. اگر قرار باشد رشد هشت درصدی در اقتصاد داشته باشیم و بحث اشتغال و رعایت حقوق شهروندی را عملیاتی کنند، این ها تشکیلات منسجم به هم پیوسته را می طلبد که کابینه روحانی امروز دارای این ویژگی نیست؛ پس باید نیروهای جدیدی به آن تزریق شود. به نحوی که اعضای دولت بطور عینی عنوان یک هیات دولت و یک هیات منسجم را نشان دهند.علاوه بر همه این ها همگرایی بین قوای کشور را می طلبد. یعنی ایجاد رابطه بین قوای کشور .ارکان حاکمیت باید به نوعی حرکت کنند که منویات و مطالبات مردم عملیاتی شود. امروز انتخابات تمام شده است و باید به مشکلات کشور نگاه کنند. آیا سازمان تحت امر آنها برای بالا بردن پتانسیل ایران تلاش می کند؟ پس ارکان حاکمیت و نیروهای کشور اعم از نیروهای نظامی و انتظامی چه به این دولت رای دادند یا ندادند و سلیقه شان با آن منطبق بوده یا نه باید برای پیشرفت و توسعه کشور بحث ها و مشاجره های انتخاباتی را کنار بگذارند تا ساختار اتخاذ سیاست های کشور، به سمت اتفاق نظر برود.امروز در فرانسه گروه پوپولیست ها شکست خوردند. این به معنی آن نیست که از فردا فرانسوی ها دو قسمت می شوند، یک قسمت تخریب می کند یک قسمت می سازد. اگر قرار است تحولی رخ دهد باید در ارکان حاکمیت در جهت حفظ منافع ملی همگرایی بوجود آید.لازمه حرکت ایجاد بستری است که رییس جمهور و روسای قوا وظیفه تغییر را به خواست اکثریت مردم در دستور کار قرار دهند باید انرژی مضاعف مصرف کنند و هم به مردم هم به ارکان حکومتی لزوم تغییرات را توضیح دهند. همان طور که مردم در این بیست سال از خود پویایی نشان دادند، ارکان حکومت هم باید پویایی داشته باشند.دیگر انگ های حلال و حرام کردن، رای مردم را انگلیسی خواندن و لیست اصلاحات را آمریکایی خواندن مورد توجه اکثریت مردم نیست. باید توجه نمایند دوره این نوع نگرش ها گذشته و جواب نمی دهد. بایستی برای اعتلای کشور و رسیدن مردم به اهدافشان بطور اساسی تغییر نگرش داشته باشند!تشکیل دولت در سایه شروط و ساز و کارهایی دارددور دوم روحانی با گفتمان جدیدی تحت عنوان دولت سایه روبه روست. جریانی که در انتخابات مقابل روحانی شکست خورده معتقد است با پشتیبانی پایگاه رای خود می تواند دولتی در سایه تشکیل دهد. اصلا چقدر این امکان وجود دارد؟اگر جریانی که رای نیاورده بتواند یک اقلیت پرسشگر جدی شود و نه بر اساس تخریب بلکه براساس سازندگی بتواند نقد کند در همه دنیا چنین چیزی هست. شما در انگلیس هم دولت سایه را می بینید، ولی در جهت ساختن کشور است نه تخریب. آنها با انتقاد منطقی و ارائه راه حل درست، به ساختار کشور کمک می کنند. اگر آرای آقای رییسی بتواند انسجام حزبی ایجاد کند و دولت سایه ای داشته باشد که منافع ملی را بخوبی رصد کند و با اطلاعات دقیق به عملکرد دولت انتقاد کنند بسیار مفید است، اما اگر قرار است تهمت بی دلیل بزنند و با جو روانی و تخریب و اتهامات واهی حیثیت کشور را زیر سوال قرار دهند و دائماً تشنج آفرینی کنند این خطرناک است و در هیچ جای دنیا پسندیده نیست و این اقدام را هیچ جا دولت در سایه نمی دانند. از این رو تشکیل دولت در سایه واقعی عامل پیشرفت است اما منوط به بلوغ سیاسی است.همه بجای نقش تخریبی نگران سرنوشت کشور باشندجریانی که در انتخابات پیروز نشده از مهندسی انتخابات حرف می زند. نظر شما در این باره چیست؟من در انتخابات مسئولیتی نداشتم اما می بینیم در طول این سال ها با همه تهمت هایی که جناح اقتدارگرا زد، مردم حرف خود را زدند. مردمی که در خبرگان و مجلس در تهران و اکثر شهرها حرف خود را زده بودند همان نگاه و هدف را در انتخاب اعضای شوراها و ریاست جمهوری نیز تکرار کردند. این باید برای آنها یک زنگ خطر باشد. نمی شود به سرنوشت اکثریت مردم بی توجه بود نمی توانند با ابزارهایی چهارصد سال پیش کشور را اداره کنند. همان ...

ادامه مطلب  

موساد می خواهد ردپای ملاقات خاتمی با جرج سوروس را پاک کند  

درخواست حذف این مطلب
مدیرمسئول روزنامه کیهان بابیان اینکه ماجرای گلپور به ملاقات خاتمی و جرج سوروس ربطی ندارد، گفت: آن ها بسیار ناشیانه عمل کرده و علت اصلی نگرانی خود را لو داده اند، چرا باید موساد نگران لو رفتن ملاقات خاتمی با جرج سوروس باشد؟گروه سیاسی "تیتریک"،سایت ضدانقلابی «آمد نیوز» که مقر آن در سازمان اطلاعاتی ترکیه «میت» است و زیر نظر mi6 انگلیس اداره می شود در کنار کینه توزی های فراوان و آشکاری که علیه اسلام و انقلاب بروز می دهد اصرار دارد که هرازچندگاه علیه حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان مطلبی داشته باشد، آمد نیوز اخیراً با انتشار یک عکس نوشته به خبر محاکمه رضا گلپور که به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شده اشاره کرده و نوشته است رضا گلپور نویسنده کیهان بوده است و در همان عکس نوشته آورده است که شریعتمداری شایعه ملاقات خاتمی با جرج سوروس را منتشر کرده بود.در همین زمینه فارس نظر حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان را جویا شد و شریعتمداری در پاسخ به خبرنگار فارس گفت: ابتدا باید عرض کنم آمد نیوز را موساد باواسطه mi6 اداره می کند و میت برای رد گم کنی است کما اینکه حمله چند روز قبل بی بی سی فارسی به آمد نیوز هم ردگم کن بوده است.شریعتمداری گفت: از کینه توزی ضدانقلاب علیه کیهان نه فقط تعجب نمی کنیم بلکه این کینه توزی ها و دروغ پراکنی ها را نشانه حقانیت راه خود می دانیم البته این دشمنی ها به اندازه ای فراوان است که اگر قرار باشد به هرچه می نویسند و می گویند پاسخ بدهیم باید همه وقت و فرصت خود را در این زمینه صرف کنیم. وی اظهار داشت به عنوان مثال درباره همین مسئله که گلپور نویسنده کیهان بوده است، اگرچه صحت ندارد ولی برفرض صحت چه چیزی را اثبات می کند؟ اما ازقضا این قضیه نه فقط صحت ندارد بلکه کاملاً برعکس هم بوده است و یا ملاقات خاتمی با جرج سوروس، سرمایه دار صهیونیست و معروف به پدر کودتاهای مخملی شایعه نیست بلکه یک واقعیت مستند و غیرقابل انکار است. «خوشبختانه کنار هم نهادن این دو موضوع که ظاهراً بی ارتباط به نظر می رسند ضمن آنکه مصداق بارز حماقت دشمنان است و به قول حضرت سجاد علیه السلام جای شکر دارد، انگیزه اصلی آن ها از این دروغ پراکنی را هم به وضوح نشان می دهد.»مدیرمسئول روزنامه کیهان درباره رضا گلپور تصریح کرد: وقتی رضا گلپور در سال 81 کتاب خود بنام «شنود اشباح» را منتشر کرد ازآنجاکه ظاهر کتاب علیه برخی از اصلاح طلبان بود، خیلی ها بدون توجه به موضوع اصلی کتاب درباره آن به به و چه چه کردند ولی بنده فقط چند روز بعد از انتشار کتاب طی یادداشتی طولانی و 8 ستونی در روزنامه کیهان 8 بهمن 81 — یعنی 15 سال قبل — که متن آن موجود و برای همگان قابل دسترسی است به نقد شنود اشباح پرداختم و با ارائه دلایلی از متن کتاب که به گونه ای کاملاً محترمانه نیز مطرح شده بود، دو هدف اصلی نویسنده را از یک سو متهم کردن دانشجویان پیرو خط امام به دستور گرفتن از شوروی در تسخیر لانه جاسوسی یعنی همان دروغ بزرگی که آمریکا درپی القاء آن بود و از سوی دیگر، پاک کردن رد پای شبکه موساد دانستم که با عنوان «شبکه زیتون» در دوران طاغوت در ایران حضور داشت. در آن یادداشت پیش بینی کرده بودم که حرکت بعدی نویسنده متهم کردن حضرت امام (ره) است که این پیش بینی هم به وقوع پیوست و گلپور در جلد دوم کتاب مزبور که آماده انتشار کرده بود به صراحت علیه حضرت امام (ره) موضع گرفته بود که البته به همین علت اجازه انتشار نیافت.وی اضافه کرد: او بعد از انتشار یادداشت بنده در نقد شنود اشباح و نشان دادن هدف اصلی آن، از من شکایت کرد ولی ازآنجاکه می دانست دلایل بنده مستحکم و غیرقابل انکار است پی گیر شکایت خود نشد گلپور بعد از انتشار شنود اشباح عازم لبنان بود که بنده با توجه به مشکوک بودن هویت وی، مخصوصاً احتمال ارتباط با موساد به برادران حزب الله لبنان درباره هویت وی هشدار دادم که آنان ضمن تشکر اعلام کردند از هویت وی بی خبر نیستند.شریعتمداری ادامه داد: تمامی این موارد به صورت مکتوب موجود است و در روزنامه کیهان چاپ شده که برای همگان قابل دسترسی است و فحاشی های گلپور به بنده و کیهان نیز موجود است.مدیرمسئول روزنامه کیهان درباره اینکه گلپور نویسنده کیهان بوده است گفت: اولاً، او هیچ گاه عضو کیهان نبوده است. ثانیاً، افراد مختلف برای روزنا ...

ادامه مطلب  

دیدار تیم های نفت آبادان و استقلال تهران  

درخواست حذف این مطلب
شنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۶برترین هااخبار ورزشیفوتبالکد خبر: ۵۷۲۸۰۷تاریخ انتشار:۰۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۴۷۱۱۱ بازدیداستقلال با شکست برابر صنعت نفت برای اولین بار در طول تاریخ در بازی افتتاحیه طعم شکست را چشید.امتیاز خبر: 18 از 100 تعداد رای دهندگان 111 رونمایی از مدل جدید پژو در ایران پر پشت کردن موی شما بدون جراحی و با قیمت مناسب به اشتراک بگذارید: گزارش خطامطالب مرتبطدومین پیروزی کمالوند مقابل استقلالهیجان بالای سرمربی آبی ها و تذکر داورناکامی 10 ماهه زوجِ سمت راست استقلالدین محمدی: باخت در بازی اول، خوب نیستفراز و عصر جدید در آبادان7 بازیکن جدید؛ استقلال دوباره برمی گردد؟افتخاری: به 140 نفر، 70 میلیارد بدهی داریممنصوریان: شهید دادیم که آزادی بیان باشددومین پیروزی کمالوند مقابل استقلالهیجان بالای سرمربی آبی ها و تذکر داورناکامی 10 ماهه زوجِ سمت راست استقلالدین محمدی: باخت در بازی اول، خوب نیستفراز و عصر جدید در آبادان7 بازیکن جدید؛ استقلال دوباره برمی گردد؟افتخاری: به 140 نفر، 70 میلیارد بدهی داریممنصوریان: شهید دادیم که آزادی بیان باشدکاخ سفید: ترامپ مصوبه تحریم ایران را امضا می کندبیانیه ضدایرانی آمریکا و سه کشور اروپاییدومین دور مسابقات دریفت قهرمانی کشوراپلیکیشن هایی برای حفاظت از حریم شخصی تانعناوین روزنامه های امروز 96/05/07ایران به پرداخت 209 میلیون دلار غرامت به آمریکا محکوم شدمجلس آمریکا، «قانون اختیارات اطلاعاتی» را تصویب کرد؛ ایران، کشور متخاصم آمریکا شدخانه تکانی ترامپ در کاخ سفید ادامه داردحمایت ترانه علیدوستی از ماندن مولاوردیفرود اضطراری پرواز نجف-مشهد در فرودگاه امامسال 95، در هر ساعت 6 تهرانی از دنیا رفتشوخی جالب رهبر انقلاب با محسن هاشمیکاخ سفید:ترامپ مصوبه تحریم ایران را امضا می کندبیانیه ضدایرانی آمریکا و سه کشور اروپاییاکران یک فیلم پس از 10 سال توقیفمنصوریان: شهید دادیم که آزادی بیان باشدآزاده نامداری، شایعه پناهندگی اش را تکذیب کردحکم فیفا به پرسپولیس در خصوص دستیاران ژوزهشکست استقلال پرادعا مقابل صنعت نفت بی ادعاکره شمالی یک موشک به آب های ژاپن شلیک کردکنسرت «ناظری» ها برگزار نشد؛ دلجویی حافظ از مخاطبان و انتقال استاد به بیمارستانحمله موشکی انصارالله به مکه تکذیب شدرویکرد رهبر معظم انقلاب در قبال انتخاب وزیرانخشم پدر «بنیتا» در بازسازی صحنه ربودن دخترششکست بزرگ ترامپ؛ «اوباما کِر» لغو نشددادگاه عالی پاکستان، نواز شریف را رد صلاحیت کردامام جمعه اصفهان: خیر ما در تحریم است رویکرد رهبر معظم انقلاب در قبال انتخ ...

ادامه مطلب  

پشت پرده عدم رأی اعتماد به بیطرف  

درخواست حذف این مطلب
رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی آقای روحانی در مجلس با تمام فراز و نشیب ها به پایان رسید و شانزده وزیر از هفده وزیر پیشنهادی حسن روحانی موفق شدند در کابینه دوازدهم حضور داشته باشند. با این وجود به نظر می رسد لابی های گسترده ای در مجلس برای رأی اعتماد به وزرا صورت گرفته و اتفاقاتی در پشت پرده رخ داده که در نهایت حبیب ا... بیطرف موفق نشد از نمایندگان مجلس رأی اعتماد بگیرد. به همین دلیل روزنامه آرمان با دکتر محمود صادقی عضو هیات رئیسه فراکسیون امید و یکی از نمایندگان فعال اصلاح طلب در جریان رأی اعتماد به وزرا گفت وگو کرده است. دکتر صادقی معتقد است: «در زمان رأی اعتماد به آقای بیطرف برخی از نمایندگان که مخالف ایشان بودند و اغلب نیز دارای دغدغه منطقه ای بودند به شکلی در مجلس فضاسازی و جوسازی کردند که دیگر نمایندگان نیز به آقای بیطرف رأی موافق ندهند. برخی از این نمایندگان حتی به خود بنده نیز مراجعه کردند و درخواست داشتند که به آقای بیطرف رأی موافق داده نشود. با این وجود وضعیت زمانی پیچیده تر شد که این افراد در برخی مواقع تنها از نمایندگان درخواست نمی کردند و بلکه برگه رأی آنها را خط می زدند و رأی موافق را به رأی مخالف تبدیل می کردند. به همین دلیل نیز در شرایط کنونی تعداد قابل ملاحظه ای آرای خط خورده از ایشان وجود دارد.» در ادامه متن گفت وگوی دکتر محمود صادقی با «آرمان» را از نظر می گذرانید.برنامه فراکسیون امید برای رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی آقای روحانی چه بود؟ آیا فراکسیون امید به صورت فراکسیونی به وزرا رأی داد یا هر کدام از نمایندگان می توانستند با توجه به دغدغه های شخصی در این زمینه تصمیم گیری کنند؟فراکسیون امید برنامه ریزی دقیقی برای رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی آقای روحانی انجام داده بود. شرایط به شکلی بود که فراکسیون امید با هر هفده وزیر پیشنهادی آقای روحانی جلسه برگزار کرد و علاوه بر اینکه برنامه وزرا را مورد بررسی قرار داد، دغدغه ها و مطالبات فراکسیون را نیز به دولت منتقل کرد. در فراکسیون امید هفت کمیته تخصصی تشکیل شده بود که هر کدام از کمیته ها در زمینه تخصصی خود فعالیت می کردند. از سوی دیگر فراکسیون امید شاخص هایی در نظر گرفته بود که براساس آن هر کدام از وزرای پیشنهادی را در یک رده تقسیم بندی می کرد. فراکسیون امید فرم نظرسنجی را بین همه اعضای خود در مجلس پخش کرد و از آنها خواست که دغدغه های خود را درباره وزرای پیشنهادی با توجه به شرایط کشور و مطالبات مردم بیان کنند. در نهایت نیز هیات رئیسه فراکسیون امید از اعضا انتظار داشت که به صورت فراکسیونی به وزرای پیشنهادی رأی اعتماد بدهند. با این وجود در نهایت هیات رئیسه به این نتیجه رسید که تا آنجا که امکان دارد به صورت فراکسیونی عمل کنیم اما نمایندگان برای تصمیم گیری آزاد باشند و به هر شکل که تمایل دارند رفتار کنند. به نظر من این مسأله که همه اعضای فراکسیون از تصمیم هیات رئیسه برای رأی فراکسیونی به وزرا تبعیت کنند، تصمیم واقع بینانه ای نبود. به هر حال اعضای فراکسیون دارای دغدغه های منطقه ای نیز هستند و نمی توان دغدغه های آنها را در فراکسیون خلاصه کرد. به همین دلیل نیز بسیاری از نمایندگان با وزرایی که می توانستند در زمینه حل مشکلات منطقه ای موثر باشند ارتباط برقرار می کردند و دغدغه های خود را مطرح می کردند. نکته دیگر اینکه فراکسیون امید حزب سیاسی نیست و این انتظار که همه اعضای آن به صورت حزب از تصمیم کلی حزب تبعیت کنند انتظاری واقع بینانه نیست. با این وجود از نتایج رأی اعتماد به وزرا می توان نتیجه گرفت که اغلب اعضای فراکسیون به صورت فراکسیونی عمل کرده اند و تنها تعداد اندکی از نمایندگان رأی متفاوتی با نظر فراکسیون به وزرای پیشنهادی داده اند.این مسأله که برخی نمایندگان به صورت فراکسیونی عمل نکرده اند در نتیجه آرا تأثیر منفی نگذاشت؟آرا به صورت مخفیانه داده شده و به همین دلیل بنده نمی توانم به صورت صریح و روشن عنوان کنم که برخی از نمایندگان به صورت فراکسیونی عمل نکرده اند. در نتیجه نمی توان به صورت دقیق به تحلیل و بررسی عملکرد اعضای فراکسیون امید در جریان رأی اعتماد به وزرا پرداخت. به عنوان مثال در قضیه رأی اعتماد به آقای بیطرف نتایج آرا نشان می دهد که همه فراکسیون امید کار خود را درست انجام داده است. آقای بیطرف دارای133 رأی موافق و132 رأی مخالف بودند. اگر ما به رأی آقای عارف در انتخاب رئیس مجلس دقت کنیم متوجه می شویم که آقای عارف103 رأی به دست آوردند. این در حالی است که آقای بیطرف133 رأی به دست آورده اند. در نتیجه به نظر می رسد آقای بیطرف از ظرفیت آرای فراکسیون امید رأی بیشتری کسب کرده اند. البته وضعیت آرای آقای مطهری و پزشکیان برای انتخاب هیات رئیسه که آرای بیشتری کسب کردند با بقیه متفاوت است. زیرا این افراد بین فراکسیون های دیگر مجلس نیز دارای پایگاه رأی بودند و به همین دلیل موفق شدند با آرای بیشتری به نایب رئیسی مجلس انتخاب شوند.چرا مجلس به دوازده وزیر از بین شانزده وزیر پیشنهادی آقای روحانی بالای200 رأی داد؟ به نظر شما فاصله نظارتی مجلس و دولت در این زمینه حفظ شد؟به نظر من فاصله نظارتی مجلس با دولت را نمی توان با این مسأله مشخص کرد که مجلس به وزرای پیشنهادی رأی اعتماد ندهد و یا اینکه رأی پایینی بدهد. فراکسیون امید از ابتدای تشکیل خود تاکنون همواره به دنبال تعامل فعال با دولت بوده است. تعامل فعال نیز به معنای بیان دغدغه ها و انتقادات و در عین حال تعامل سازنده است. از سوی دیگر مجلس می تواند با رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت زمینه تعامل و همکاری موثر را با دولت فراهم کند و همزمان وظایف نظارتی خود را نیز انجام بدهد تا دولت به وظایف تعیین شده خود عمل کند. ما باید این مسأله را قبول کنیم که رابطه دولت و مجلس یک رابطه دوطرفه است و نمی توان عملکرد یک طرف را مجزا از دیگری در نظر گرفت. به همین دلیل نیز مجلس از دولت آینده انتظار دارد که به تعهدات و شعارهایی که به مردم و مجلس داده است عمل کند. بدون شک مجلس نیز از تمام ظرفیت خود استفاده خواهد کرد که وظایف نظارتی خود را مقابل عملی کردن وعده های دولت برای مردم انجام بدهد.هیات رئیسه فراکسیون امید چند جلسه با آقای روحانی برای انتخاب اعضای کابینه برگزار کرد؟ جزئیات این جلسات چیست؟ آیا آقای عارف نیز به تنهایی با آقای روحانی در این زمینه دیدار داشتند؟در این زمینه یک جلسه بین هیات رئیسه فراکسیون امید و آقای روحانی برگزار شد و هیات رئیسه فراکسیون دغدغه های تخصصی خود را نسبت به اعضای جدید کابینه به رئیس جمهور اعلام کرد. از طرف دیگر یک کارگروه از طرف شورای عالی سیاستگذاری جریان اصلاحات نیز با آقای روحانی در این زمینه جلسه برگزار کرد. در این جلسه کارگروه مربوطه، شاخص های مورد نظر خود را با آقای روحانی در میان گذاشت و از طرف دیگر آقای روحانی نیز به برخی از محدودیت های موجود برای انتخاب اعضای کابینه اشاره کردند. از سوی دیگر این کارگروه با آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور نیز دیدار داشتند و در این دیدار نیز دغدغه های خود را مطرح کردند. نکته دیگر اینکه اغلب وزرا علاوه براینکه برنامه های خود را با اعضای فراکسیون امید مطرح کردند با آقای عارف نیز به صورت دو جانبه دیدار و گفت وگو داشتند.آیا عدم رأی اعتماد مجلس به آقای بیطرف برای به حاشیه راندن اصلاح طلبان و قدرت نمایی اصولگرایان در مجلس بود؟ چرا اصلاح طلبان مجلس برای آقای بیطرف که دوز بالاتری از اصلاح طلبی نسبت به بسیاری از وزرای کابینه داشت اقدام جدی تری انجام ندادند؟در مسأله عدم رأی اعتماد مجلس به آقای بیطرف مجموعه ای از عوامل نقش داشته و به همین دلیل نمی توا ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.همان زمان انتخابات گفته می شد اگر رییسی کنار می رفت و قالیباف در انتخابات می ماند، قالیباف رای بیشتری داشت. شما هم این موضوع را قبول دارید؟بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس به نظر شما ریزش رای داشتند و زیاد هم نباید روی این 16 میلیون رای حساب کنند و انتظار داشته باشند که آقای روحانی آنطور که آن ها می خو ...

ادامه مطلب  

تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید  

درخواست حذف این مطلب
نماینده اصلاح طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به روند حمایت اصلاح طلبان از حسن روحانی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، از جلسات حسن روحانی با سیدمحمد خاتمی و سایر چهره های اصلاح طلب برای رایزنی درباره کابینه دوازدهم خبر داد. آفتاب نیوز : غلامرضا حیدری به تشریح عملکرد فراکسیون امید مجلس در بیش از یک سال گذشته، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم و انتظارات از دولت دوازدهم و تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید پرداخت.وی با اشاره به زمینه فعالیت سیاسی جریانات مختلف در ادوار متفاوت سیاسی، اظهار داشت: قبل از انقلاب فضای فعالیت های سیاسی فضای تخریبی بود و متاسفانه این شرایط در دوران پس از انقلاب هم ادامه پیدا کرد که خسارت های زیادی را برای کشور به دنبال دارد. من در آخرین نطقم در اردیبهشت سال ۷۱ در مجلس سوم گفتم که اگر تخریب چهره ها و شخصیت ها بدعت شود مثل شتری است که در خانه هر کسی می خوابد و اکنون به وضوح این را می بینیم.عارف در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را افراشته نگه داشته بوداین نماینده مجلس یادآور شد: بعد از این که اصلاح طلبان در برهه ای از فضای سیاسی حذف شده بودند انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ فرا رسید. شرایط طوری بود که مرحوم آقای هاشمی انصافا پایداری کرده بود، به سمت مردم آمد و از طرفی آقای خاتمی به مناسبت های مختلف نقطه نظراتش را می گفت و یک شورای مشورتی تشکیل شد که به جریان اصلاحات کمک کرد؛ البته انصافا آقای دکتر عارف هم در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را در دانشگاه ها افراشته نگه داشته بود و مجموعه این ها باعث شد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با محوریت آقای خاتمی به طور جدی به میدان بیایند.وی همچنین خاطرنشان کرد: در آن زمان از سویی آقای هاشمی و از سوی دیگر یکسری اصولگرایان معتدل در این مجموعه گرد هم آمدند. بعد از ردصلاحیت آقای هاشمی انسجام اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل بیشتر شد و این جمع بندی انجام شد که یک نفر از بین آقایان روحانی و عارف در صحنه انتخابات باقی بماند تا شانس رای آوری افزایش پیدا کند. با نظرسنجی های آن زمان قرار شد آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار برود و البته آقای خاتمی هم این را به جد از دکتر عارف خواست و جوانمردی ایشان بود که منافع عمومی را ترجیح داد و خوشبختانه آقای روحانی در دور اول انتخاب شد.حیدری با بیان این که حسن روحانی از پایگاه اصولگرایان بوده است، گفت: آقای روحانی رویکرد واقع بینانه ای پیدا کرده بود و صحبت ها و جهت گیری هایش اصلاح طلبانه بود که به نظر ما یک نقطه قوت است. برداشت ما این بود که تحولی در آقای روحانی اتفاق افتاده که همین طور هم بود. در همین راستا ایشان تعامل مثبت با دنیا را به عنوان یکی از شعارهای خود برگزید و مساله هسته ای که منجر به برجام و رفع نسبی تحریم ها شد را پیش برد.رویکرد اصلاح طلبانه روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تعمیم پیدا کرداین نماینده مجلس در ادامه با اشاره به تاکید سیدمحمد خاتمی و آیت الله هاشمی رفسنجانی بر حمایت از حسن روحانی برای دور دوم ریاست جمهوری وی، گفت: با توجه به بحث هایی که در مورد رد صلاحیت آقای روحانی پیش آمده بود قرار شد گزینه آلترناتیوی وجود داشته باشد که آن فرد آقای جهانگیری بود. باید اذعان کرد آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم رویکرد اصلاح طلبانه اش تعمیم پیدا کرد. در این دوره رقابت فشرده بود و رقیب با همه توان بسیج شده بود تا کاندیدای مورد نظرش رای بیاورد. در این شرایط رقیب از شگرد کاندیداهای قبلی استفاده می کرد و بر موضوع یارانه ها تاکید داشت اما آقای روحانی نه تنها افزایش یارانه را نفی کرد بلکه موضوع تعامل مثبت با دنیا را مطرح کرد.وی در بخشی دیگر از این گفت وگو با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم انتخاب مردم بین دو اندیشه و دو رویکرد بود، اظهار داشت: آنچه مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری دوازدهم در خصوص تعامل مثبت با دنیا مطرح کردند پیش از این جزو شعارهای اصلاح طلبان بود و آن هایی که این را چماقی بر سر اصلاح طلبان کرده بودند اگر واقعا به رهبری اعتقاد دارند باید پرچمدار این حرکت شوند. اتفاقا ما معتقدیم اصولگرایان باید بیشتر پشت سر آقای روحانی بیایند. درست است ایشان کاندیدای جریان اصلاح طلبی بوده اما باید افتخاری برای اصولگرایان باشد که پایگاه آقای روحانی اصولگرایان بوده و البته نتیجه عملکرد ایشان به نفع کشور خواهد بود.رویکرد کابینه دوازدهم با رویکرد و وعده های رییس جمهور همخوانی داشته باشداین عضو فراکسیون امید مجلس در ادامه تصریح کرد: مهم ترین درخواست از آقای روحانی پاسخگویی به مطالبات عمومی مردم و تحقق وعده هایی است که ایشان در انتخابات و در همه میتینگ ها مطرح کرد. یکی از ابزارهای تحقق این وعده ها کابینه دوازدهم، چینش استانداران، فرمانداران و سفرا و همچنین تحقق شعارهای اقتصادی دولت و تعامل مثبت با دنیا است.حیدری با بیان این که رویکرد کابینه دوازدهم باید با رویکرد رییس جمهور و وعده هایی که به مردم داده شده همخوانی داشته باشد، گفت: متاسفانه درباره کابینه برخی برای آقای روحانی ایجاد هزینه می کنند و حاشیه درست می کنند. رویکرد این افراد تحقق شعارهای انتخاباتی نیست. نمایندگان مجلس در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت به سوگند خود برای پاسداری از حقوق مردم وفادار هستند و نحوه رای اعتماد آنها بر اساس ارزیابی ها خواهد بود.وی با اشاره به ارزیابی وزرای کابینه یازدهم در فراکسیون امید مجلس، اظهار داشت: بر اساس ارزیابی ها برخی وزرای فعلی در سطح قابل قبول بودند و برخی دیگر عملکرد قابل قبولی نداشتند که آقای روحانی به نسبت این موضوع را مورد توجه قرار داد. البته اینکه فکر کنیم آقای روحانی باید صددرصد همه آنهایی که مورد نظر ما هستند را معرفی کند و همه کسانی که مورد نظر ما نیست را در گزینه ها نیاورد قدری بلندپروازانه و غیرواقع بینانه است.نماینده مردم تهران در مجلس درباره لابی دولت با رییس مجلس درباره گزینه های پیشنهادی کابینه، گفت: به هر حال آقای لاریجانی رییس مجلس است و این که آقای روحانی با ایشان رایزنی داشته باشند امری غیرعادی نیست. نظرات فراکسیون امید مجلس هم به طور نسبی مورد توجه دولت قرار گرفته، فراکسیون ارتباط خود را با مجموعه دولت چه از طریق آقای روحانی و چه جهانگیری داشته و نظرات خود را منتقل کرده است.مذاکرات روحانی با خاتمی درباره کابینه دوازدهمحیدری همچنین یادآور شد: آقای روحانی درباره چینش کابینه دوازدهم با آقای خاتمی جلساتی داشته و ایشان و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب را طرف مشورت خود برای انتخاب کابینه دوازدهم قرار داده است.موضع مجلس نسبت به وزرای پیشنهادی احتمالیاین نماینده اصلاح طلب مجلس درباره برخی گمانه زنی ها در خصوص وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم نیز گفت: در مورد وزارت ارتباطات شنیده هایی مطرح است که باید دید چقدر صحت دارد و ما امیدواریم این مواردی که درباره گزینه پیشنهادی وزارت ارتباطات گفته می شود صحت نداشته باشد.حیدری همچنین با اشاره به برخی مخالت ها با رحمانی فضلی گفت: بیشتر مسائل آنها مربوط به استانداران و فرمانداران است که این انتقادها در جای خود قابل توجه است البته برخی انتقادات هم درباره خانم مینوخالقی به ایشان وارد بود که ایشان توضیحی داد و گفت که در حد خود تلاشش را کرده و مابقی از اختیارش خارج بوده است.احتمال رای آوری بالای ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتیوی با بیان اینکه ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتی امکان رای آوری بالایی در مجلس دارند، گفت: ممکن است نسبت به عملکرد برخی وزرا مخالفت وجود داشته باشد اما در آخر رای موافق داده شود. به هر حال لازم است که انتقادها و ضعف ها گفته شود. این مخالفت با عناد و لجاجت فرق می کند.این نماینده مجلس هم چنین با بیان اینکه انتقادهایی به عملکرد ربیعی در وزارت کار نیز وجود دارد، گفت: در فراکسیون امید نظرسنجی هایی درباره وزرای فعلی صورت گرفته که برخی ارزیابی خوبی داشتند و برخی دیگر در صورت معرفی مجدد امکان رای آوری کمتری خواهند داشت.اصولگرایان به نقش تعیین کننده خاتمی در انتخابات اذعان دارند.وی در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا درباره نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلس دهم، گفت: انتخابات با احزاب عجین است و احزاب وقتی به میدان رقابت می آیند هر حزبی درون خود غربالگری انجام می دهد و مردم با حزب شعار و برنامه های آن طرف هستند. در نهایت این احزاب هستند که باید به مردم پاسخگو باشند اما در کشور ما احزاب خیلی در انتخابات میدان دار نیستند. در دو دوره انتخابات گذشته آقای خاتمی بسیار نقش تعیین کننده ای داشت، هم در سازماندهی نیروها و هم پیام ایشان به جامعه ای که مورد اقبال قرار گرفت. خود بزرگان اصولگرا هم به نقش تعیین کننده آقای خاتمی اذعان داشتند.نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلساین نماینده اصلاح طلب مجلس با ا ...

ادامه مطلب  

تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید  

درخواست حذف این مطلب
نماینده اصلاح طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به روند حمایت اصلاح طلبان از حسن روحانی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، از جلسات حسن روحانی با سیدمحمد خاتمی و سایر چهره های اصلاح طلب برای رایزنی درباره کابینه دوازدهم خبر داد.به گزارش ایسنا، غلامرضا حیدری با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران به تشریح عملکرد فراکسیون امید مجلس در بیش از یک سال گذشته، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم و انتظارات از دولت دوازدهم و تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید پرداخت.وی با اشاره به زمینه فعالیت سیاسی جریانات مختلف در ادوار متفاوت سیاسی، اظهار داشت: قبل از انقلاب فضای فعالیت های سیاسی فضای تخریبی بود و متاسفانه این شرایط در دوران پس از انقلاب هم ادامه پیدا کرد که خسارت های زیادی را برای کشور به دنبال دارد. من در آخرین نطقم در اردیبهشت سال ۷۱ در مجلس سوم گفتم که اگر تخریب چهره ها و شخصیت ها بدعت شود مثل شتری است که در خانه هر کسی می خوابد و اکنون به وضوح این را می بینیم.عارف در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را افراشته نگه داشته بوداین نماینده مجلس یادآور شد: بعد از این که اصلاح طلبان در برهه ای از فضای سیاسی حذف شده بودند انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ فرا رسید. شرایط طوری بود که مرحوم آقای هاشمی انصافا پایداری کرده بود، به سمت مردم آمد و از طرفی آقای خاتمی به مناسبت های مختلف نقطه نظراتش را می گفت و یک شورای مشورتی تشکیل شد که به جریان اصلاحات کمک کرد؛ البته انصافا آقای دکتر عارف هم در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را در دانشگاه ها افراشته نگه داشته بود و مجموعه این ها باعث شد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با محوریت آقای خاتمی به طور جدی به میدان بیایند.وی همچنین خاطرنشان کرد: در آن زمان از سویی آقای هاشمی و از سوی دیگر یکسری اصولگرایان معتدل در این مجموعه گرد هم آمدند. بعد از ردصلاحیت آقای هاشمی انسجام اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل بیشتر شد و این جمع بندی انجام شد که یک نفر از بین آقایان روحانی و عارف در صحنه انتخابات باقی بماند تا شانس رای آوری افزایش پیدا کند. با نظرسنجی های آن زمان قرار شد آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار برود و البته آقای خاتمی هم این را به جد از دکتر عارف خواست و جوانمردی ایشان بود که منافع عمومی را ترجیح داد و خوشبختانه آقای روحانی در دور اول انتخاب شد.حیدری با بیان این که حسن روحانی از پایگاه اصولگرایان بوده است، گفت: آقای روحانی رویکرد واقع بینانه ای پیدا کرده بود و صحبت ها و جهت گیری هایش اصلاح طلبانه بود که به نظر ما یک نقطه قوت است. برداشت ما این بود که تحولی در آقای روحانی اتفاق افتاده که همین طور هم بود. در همین راستا ایشان تعامل مثبت با دنیا را به عنوان یکی از شعارهای خود برگزید و مساله هسته ای که منجر به برجام و رفع نسبی تحریم ها شد را پیش برد.رویکرد اصلاح طلبانه روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تعمیم پیدا کرداین نماینده مجلس در ادامه با اشاره به تاکید سیدمحمد خاتمی و آیت الله هاشمی رفسنجانی بر حمایت از حسن روحانی برای دور دوم ریاست جمهوری وی، گفت: با توجه به بحث هایی که در مورد رد صلاحیت آقای روحانی پیش آمده بود قرار شد گزینه آلترناتیوی وجود داشته باشد که آن فرد آقای جهانگیری بود. باید اذعان کرد آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم رویکرد اصلاح طلبانه اش تعمیم پیدا کرد. در این دوره رقابت فشرده بود و رقیب با همه توان بسیج شده بود تا کاندیدای مورد نظرش رای بیاورد. در این شرایط رقیب از شگرد کاندیداهای قبلی استفاده می کرد و بر موضوع یارانه ها تاکید داشت اما آقای روحانی نه تنها افزایش یارانه را نفی کرد بلکه موضوع تعامل مثبت با دنیا را مطرح کرد.وی در بخشی دیگر از این گفت وگو با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم انتخاب مردم بین دو اندیشه و دو رویکرد بود، اظهار داشت: آنچه مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری دوازدهم در خصوص تعامل مثبت با دنیا مطرح کردند پیش از این جزو شعارهای اصلاح طلبان بود و آن هایی که این را چماقی بر سر اصلاح طلبان کرده بودند اگر واقعا به رهبری اعتقاد دارند باید پرچمدار این حرکت شوند. اتفاقا ما معتقدیم اصولگرایان باید بیشتر پشت سر آقای روحانی بیایند. درست است ایشان کاندیدای جریان اصلاح طلبی بوده اما باید افتخاری برای اصولگرایان باشد که پایگاه آقای روحانی اصولگرایان بوده و البته نتیجه عملکرد ایشان به نفع کشور خواهد بود.رویکرد کابینه دوازدهم با رویکرد و وعده های رییس جمهور همخوانی داشته باشداین عضو فراکسیون امید مجلس در ادامه تصریح کرد: مهم ترین درخواست از آقای روحانی پاسخگویی به مطالبات عمومی مردم و تحقق وعده هایی است که ایشان در انتخابات و در همه میتینگ ها مطرح کرد. یکی از ابزارهای تحقق این وعده ها کابینه دوازدهم، چینش استانداران، فرمانداران و سفرا و همچنین تحقق شعارهای اقتصادی دولت و تعامل مثبت با دنیا است.حیدری با بیان این که رویکرد کابینه دوازدهم باید با رویکرد رییس جمهور و وعده هایی که به مردم داده شده همخوانی داشته باشد، گفت: متاسفانه درباره کابینه برخی برای آقای روحانی ایجاد هزینه می کنند و حاشیه درست می کنند. رویکرد این افراد تحقق شعارهای انتخاباتی نیست. نمایندگان مجلس در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت به سوگند خود برای پاسداری از حقوق مردم وفادار هستند و نحوه رای اعتماد آنها بر اساس ارزیابی ها خواهد بود.وی با اشاره به ارزیابی وزرای کابینه یازدهم در فراکسیون امید مجلس، اظهار داشت: بر اساس ارزیابی ها برخی وزرای فعلی در سطح قابل قبول بودند و برخی دیگر عملکرد قابل قبولی نداشتند که آقای روحانی به نسبت این موضوع را مورد توجه قرار داد. البته اینکه فکر کنیم آقای روحانی باید صددرصد همه آنهایی که مورد نظر ما هستند را معرفی کند و همه کسانی که مورد نظر ما نیست را در گزینه ها نیاورد قدری بلندپروازانه و غیرواقع بینانه است.نماینده مردم تهران در مجلس درباره لابی دولت با رییس مجلس درباره گزینه های پیشنهادی کابینه، گفت: به هر حال آقای لاریجانی رییس مجلس است و این که آقای روحانی با ایشان رایزنی داشته باشند امری غیرعادی نیست. نظرات فراکسیون امید مجلس هم به طور نسبی مورد توجه دولت قرار گرفته، فراکسیون ارتباط خود را با مجموعه دولت چه از طریق آقای روحانی و چه جهانگیری داشته و نظرات خود را منتقل کرده است.مذاکرات روحانی با خاتمی درباره کابینه دوازدهمحیدری همچنین یادآور شد: آقای روحانی درباره چینش کابینه دوازدهم با آقای خاتمی جلساتی داشته و ایشان و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب را طرف مشورت خود برای انتخاب کابینه دوازدهم قرار داده است.موضع مجلس نسبت به وزرای پیشنهادی احتمالیاین نماینده اصلاح طلب مجلس درباره برخی گمانه زنی ها در خصوص وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم نیز گفت: در مورد وزارت ارتباطات شنیده هایی مطرح است که باید دید چقدر صحت دارد و ما امیدواریم این مواردی که درباره گزینه پیشنهادی وزارت ارتباطات گفته می شود صحت نداشته باشد.حیدری همچنین با اشاره به برخی مخالت ها با رحمانی فضلی گفت: بیشتر مسائل آنها مربوط به استانداران و فرمانداران است که این انتقادها در جای خود قابل توجه است البته برخی انتقادات هم درباره خانم مینوخالقی به ایشان وارد بود که ایشان توضیحی داد و گفت که در حد خود تلاشش را کرده و مابقی از اختیارش خارج بوده است.احتمال رای آوری بالای ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتیوی با بیان اینکه ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتی امکان رای آوری بالایی در مجلس دارند، گفت: ممکن است نسبت به عملکرد برخی وزرا مخالفت وجود داشته باشد اما در آخر رای موافق داده شود. به هر حال لازم است که انتقادها و ضعف ها گفته شود. این مخالفت با عناد و لجاجت فرق می کند.این نماینده مجلس هم چنین با بیان اینکه انتقادهایی به عملکرد ربیعی در وزارت کار نیز وجود دارد، گفت: در فراکسیون امید نظرسنجی هایی درباره وزرای فعلی صورت گرفته که برخی ارزیابی خوبی داشتند و برخی دیگر در صورت معرفی مجدد امکان رای آوری کمتری خواهند داشت.اصولگرایان به نقش تعیین کننده خاتمی در انتخابات اذعان دارندوی در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا درباره نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلس دهم، گفت: انتخابات با احزاب عجین است و احزاب وقتی به میدان رقابت می آیند هر حزبی درون خود غربالگری انجام می دهد و مردم با حزب شعار و برنامه های آن طرف هستند. در نهایت این احزاب هستند که باید به مردم پاسخگو باشند اما در کشور ما احزاب خیلی در انتخابات میدان دار نیستند. در دو دوره انتخابات گذشته آقای خاتمی بسیار نقش تعیین کننده ای داشت، هم در سازماندهی نیروها و هم پیام ایشان به جامعه ای که مورد اقبال قرار گرفت. خود بزرگان اصولگرا هم به نقش تعیین کننده آقای خاتمی اذعان داشتند.نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلساین نماینده اصلاح طلب مج ...

ادامه مطلب  

تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید  

درخواست حذف این مطلب
نماینده اصلاح طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به روند حمایت اصلاح طلبان از حسن روحانی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، از جلسات حسن روحانی با سیدمحمد خاتمی و سایر چهره های اصلاح طلب برای رایزنی درباره کابینه دوازدهم خبر داد. غلامرضا حیدری با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران به تشریح عملکرد فراکسیون امید مجلس در بیش از یک سال گذشته، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم و انتظارات از دولت دوازدهم و تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید پرداخت.وی با اشاره به زمینه فعالیت سیاسی جریانات مختلف در ادوار متفاوت سیاسی، اظهار داشت: قبل از انقلاب فضای فعالیت های سیاسی فضای تخریبی بود و متاسفانه این شرایط در دوران پس از انقلاب هم ادامه پیدا کرد که خسارت های زیادی را برای کشور به دنبال دارد. من در آخرین نطقم در اردیبهشت سال ۷۱ در مجلس سوم گفتم که اگر تخریب چهره ها و شخصیت ها بدعت شود مثل شتری است که در خانه هر کسی می خوابد و اکنون به وضوح این را می بینیم.عارف در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را افراشته نگه داشته بوداین نماینده مجلس یادآور شد: بعد از این که اصلاح طلبان در برهه ای از فضای سیاسی حذف شده بودند انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ فرا رسید. شرایط طوری بود که مرحوم آقای هاشمی انصافا پایداری کرده بود، به سمت مردم آمد و از طرفی آقای خاتمی به مناسبت های مختلف نقطه نظراتش را می گفت و یک شورای مشورتی تشکیل شد که به جریان اصلاحات کمک کرد؛ البته انصافا آقای دکتر عارف هم در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را در دانشگاه ها افراشته نگه داشته بود و مجموعه این ها باعث شد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با محوریت آقای خاتمی به طور جدی به میدان بیایند.وی همچنین خاطرنشان کرد: در آن زمان از سویی آقای هاشمی و از سوی دیگر یکسری اصولگرایان معتدل در این مجموعه گرد هم آمدند. بعد از ردصلاحیت آقای هاشمی انسجام اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل بیشتر شد و این جمع بندی انجام شد که یک نفر از بین آقایان روحانی و عارف در صحنه انتخابات باقی بماند تا شانس رای آوری افزایش پیدا کند. با نظرسنجی های آن زمان قرار شد آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار برود و البته آقای خاتمی هم این را به جد از دکتر عارف خواست و جوانمردی ایشان بود که منافع عمومی را ترجیح داد و خوشبختانه آقای روحانی در دور اول انتخاب شد.حیدری با بیان این که حسن روحانی از پایگاه اصولگرایان بوده است، گفت: آقای روحانی رویکرد واقع بینانه ای پیدا کرده بود و صحبت ها و جهت گیری هایش اصلاح طلبانه بود که به نظر ما یک نقطه قوت است. برداشت ما این بود که تحولی در آقای روحانی اتفاق افتاده که همین طور هم بود. در همین راستا ایشان تعامل مثبت با دنیا را به عنوان یکی از شعارهای خود برگزید و مساله هسته ای که منجر به برجام و رفع نسبی تحریم ها شد را پیش برد.رویکرد اصلاح طلبانه روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تعمیم پیدا کرداین نماینده مجلس در ادامه با اشاره به تاکید سیدمحمد خاتمی و آیت الله هاشمی رفسنجانی بر حمایت از حسن روحانی برای دور دوم ریاست جمهوری وی، گفت: با توجه به بحث هایی که در مورد رد صلاحیت آقای روحانی پیش آمده بود قرار شد گزینه آلترناتیوی وجود داشته باشد که آن فرد آقای جهانگیری بود. باید اذعان کرد آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم رویکرد اصلاح طلبانه اش تعمیم پیدا کرد. در این دوره رقابت فشرده بود و رقیب با همه توان بسیج شده بود تا کاندیدای مورد نظرش رای بیاورد. در این شرایط رقیب از شگرد کاندیداهای قبلی استفاده می کرد و بر موضوع یارانه ها تاکید داشت اما آقای روحانی نه تنها افزایش یارانه را نفی کرد بلکه موضوع تعامل مثبت با دنیا را مطرح کرد.وی در بخشی دیگر از این گفت وگو با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم انتخاب مردم بین دو اندیشه و دو رویکرد بود، اظهار داشت: آنچه مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری دوازدهم در خصوص تعامل مثبت با دنیا مطرح کردند پیش از این جزو شعارهای اصلاح طلبان بود و آن هایی که این را چماقی بر سر اصلاح طلبان کرده بودند اگر واقعا به رهبری اعتقاد دارند باید پرچمدار این حرکت شوند. اتفاقا ما معتقدیم اصولگرایان باید بیشتر پشت سر آقای روحانی بیایند. درست است ایشان کاندیدای جریان اصلاح طلبی بوده اما باید افتخاری برای اصولگرایان باشد که پایگاه آقای روحانی اصولگرایان بوده و البته نتیجه عملکرد ایشان به نفع کشور خواهد بود.رویکرد کابینه دوازدهم با رویکرد و وعده های رییس جمهور همخوانی داشته باشداین عضو فراکسیون امید مجلس در ادامه تصریح کرد: مهم ترین درخواست از آقای روحانی پاسخگویی به مطالبات عمومی مردم و تحقق وعده هایی است که ایشان در انتخابات و در همه میتینگ ها مطرح کرد. یکی از ابزارهای تحقق این وعده ها کابینه دوازدهم، چینش استانداران، فرمانداران و سفرا و همچنین تحقق شعارهای اقتصادی دولت و تعامل مثبت با دنیا است.حیدری با بیان این که رویکرد کابینه دوازدهم باید با رویکرد رییس جمهور و وعده هایی که به مردم داده شده همخوانی داشته باشد، گفت: متاسفانه درباره کابینه برخی برای آقای روحانی ایجاد هزینه می کنند و حاشیه درست می کنند. رویکرد این افراد تحقق شعارهای انتخاباتی نیست. نمایندگان مجلس در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت به سوگند خود برای پاسداری از حقوق مردم وفادار هستند و نحوه رای اعتماد آنها بر اساس ارزیابی ها خواهد بود.وی با اشاره به ارزیابی وزرای کابینه یازدهم در فراکسیون امید مجلس، اظهار داشت: بر اساس ارزیابی ها برخی وزرای فعلی در سطح قابل قبول بودند و برخی دیگر عملکرد قابل قبولی نداشتند که آقای روحانی به نسبت این موضوع را مورد توجه قرار داد. البته اینکه فکر کنیم آقای روحانی باید صددرصد همه آنهایی که مورد نظر ما هستند را معرفی کند و همه کسانی که مورد نظر ما نیست را در گزینه ها نیاورد قدری بلندپروازانه و غیرواقع بینانه است.نماینده مردم تهران در مجلس درباره لابی دولت با رییس مجلس درباره گزینه های پیشنهادی کابینه، گفت: به هر حال آقای لاریجانی رییس مجلس است و این که آقای روحانی با ایشان رایزنی داشته باشند امری غیرعادی نیست. نظرات فراکسیون امید مجلس هم به طور نسبی مورد توجه دولت قرار گرفته، فراکسیون ارتباط خود را با مجموعه دولت چه از طریق آقای روحانی و چه جهانگیری داشته و نظرات خود را منتقل کرده است.مذاکرات روحانی با خاتمی درباره کابینه دوازدهمحیدری همچنین یادآور شد: آقای روحانی درباره چینش کابینه دوازدهم با آقای خاتمی جلساتی داشته و ایشان و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب را طرف مشورت خود برای انتخاب کابینه دوازدهم قرار داده است.موضع مجلس نسبت به وزرای پیشنهادی احتمالیاین نماینده اصلاح طلب مجلس درباره برخی گمانه زنی ها در خصوص وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم نیز گفت: در مورد وزارت ارتباطات شنیده هایی مطرح است که باید دید چقدر صحت دارد و ما امیدواریم این مواردی که درباره گزینه پیشنهادی وزارت ارتباطات گفته می شود صحت نداشته باشد.حیدری همچنین با اشاره به برخی مخالت ها با رحمانی فضلی گفت: بیشتر مسائل آنها مربوط به استانداران و فرمانداران است که این انتقادها در جای خود قابل توجه است البته برخی انتقادات هم درباره خانم مینوخالقی به ایشان وارد بود که ایشان توضیحی داد و گفت که در حد خود تلاشش را کرده و مابقی از اختیارش خارج بوده است.احتمال رای آوری بالای ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتیوی با بیان اینکه ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتی امکان رای آوری بالایی در مجلس دارند، گفت: ممکن است نسبت به عملکرد برخی وزرا مخالفت وجود داشته باشد اما در آخر رای موافق داده شود. به هر حال لازم است که انتقادها و ضعف ها گفته شود. این مخالفت با عناد و لجاجت فرق می کند.این نماینده مجلس هم چنین با بیان اینکه انتقادهایی به عملکرد ربیعی در وزارت کار نیز وجود دارد، گفت: در فراکسیون امید نظرسنجی هایی درباره وزرای فعلی صورت گرفته که برخی ارزیابی خوبی داشتند و برخی دیگر در صورت معرفی مجدد امکان رای آوری کمتری خواهند داشت.اصولگرایان به نقش تعیین کننده خاتمی در انتخابات اذعان دارند.وی در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا درباره نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلس دهم، گفت: انتخابات با احزاب عجین است و احزاب وقتی به میدان رقابت می آیند هر حزبی درون خود غربالگری انجام می دهد و مردم با حزب شعار و برنامه های آن طرف هستند. در نهایت این احزاب هستند که باید به مردم پاسخگو باشند اما در کشور ما احزاب خیلی در انتخابات میدان دار نیستند. در دو دوره انتخابات گذشته آقای خاتمی بسیار نقش تعیین کننده ای داشت، هم در سازماندهی نیروها و هم پیام ایشان به جامعه ای که مورد اقبال قرار گرفت. خود بزرگان اصولگرا هم به نقش تعیین کننده آقای خاتمی اذعان داشتند.نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلساین نماینده اصلاح ط ...

ادامه مطلب  

تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید  

درخواست حذف این مطلب
نماینده اصلاح طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به روند حمایت اصلاح طلبان از حسن روحانی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، از جلسات حسن روحانی با سیدمحمد خاتمی و سایر چهره های اصلاح طلب برای رایزنی درباره کابینه دوازدهم خبر داد.به گزارش شفاف به نقل از ایسنا، غلامرضا حیدری با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران به تشریح عملکرد فراکسیون امید مجلس در بیش از یک سال گذشته، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم و انتظارات از دولت دوازدهم و تشکیل کمیته حصر در فراکسیون امید پرداخت.وی با اشاره به زمینه فعالیت سیاسی جریانات مختلف در ادوار متفاوت سیاسی، اظهار داشت: قبل از انقلاب فضای فعالیت های سیاسی فضای تخریبی بود و متاسفانه این شرایط در دوران پس از انقلاب هم ادامه پیدا کرد که خسارت های زیادی را برای کشور به دنبال دارد. من در آخرین نطقم در اردیبهشت سال ۷۱ در مجلس سوم گفتم که اگر تخریب چهره ها و شخصیت ها بدعت شود مثل شتری است که در خانه هر کسی می خوابد و اکنون به وضوح این را می بینیم.عارف در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را افراشته نگه داشته بوداین نماینده مجلس یادآور شد: بعد از این که اصلاح طلبان در برهه ای از فضای سیاسی حذف شده بودند انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ فرا رسید. شرایط طوری بود که مرحوم آقای هاشمی انصافا پایداری کرده بود، به سمت مردم آمد و از طرفی آقای خاتمی به مناسبت های مختلف نقطه نظراتش را می گفت و یک شورای مشورتی تشکیل شد که به جریان اصلاحات کمک کرد؛ البته انصافا آقای دکتر عارف هم در زمان غربت اصلاح طلبان پرچم اصلاح طلبی را در دانشگاه ها افراشته نگه داشته بود و مجموعه این ها باعث شد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با محوریت آقای خاتمی به طور جدی به میدان بیایند.وی همچنین خاطرنشان کرد: در آن زمان از سویی آقای هاشمی و از سوی دیگر یکسری اصولگرایان معتدل در این مجموعه گرد هم آمدند. بعد از ردصلاحیت آقای هاشمی انسجام اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل بیشتر شد و این جمع بندی انجام شد که یک نفر از بین آقایان روحانی و عارف در صحنه انتخابات باقی بماند تا شانس رای آوری افزایش پیدا کند. با نظرسنجی های آن زمان قرار شد آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار برود و البته آقای خاتمی هم این را به جد از دکتر عارف خواست و جوانمردی ایشان بود که منافع عمومی را ترجیح داد و خوشبختانه آقای روحانی در دور اول انتخاب شد.حیدری با بیان این که حسن روحانی از پایگاه اصولگرایان بوده است، گفت: آقای روحانی رویکرد واقع بینانه ای پیدا کرده بود و صحبت ها و جهت گیری هایش اصلاح طلبانه بود که به نظر ما یک نقطه قوت است. برداشت ما این بود که تحولی در آقای روحانی اتفاق افتاده که همین طور هم بود. در همین راستا ایشان تعامل مثبت با دنیا را به عنوان یکی از شعارهای خود برگزید و مساله هسته ای که منجر به برجام و رفع نسبی تحریم ها شد را پیش برد.رویکرد اصلاح طلبانه روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تعمیم پیدا کرداین نماینده مجلس در ادامه با اشاره به تاکید سیدمحمد خاتمی و آیت الله هاشمی رفسنجانی بر حمایت از حسن روحانی برای دور دوم ریاست جمهوری وی، گفت: با توجه به بحث هایی که در مورد رد صلاحیت آقای روحانی پیش آمده بود قرار شد گزینه آلترناتیوی وجود داشته باشد که آن فرد آقای جهانگیری بود. باید اذعان کرد آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم رویکرد اصلاح طلبانه اش تعمیم پیدا کرد. در این دوره رقابت فشرده بود و رقیب با همه توان بسیج شده بود تا کاندیدای مورد نظرش رای بیاورد. در این شرایط رقیب از شگرد کاندیداهای قبلی استفاده می کرد و بر موضوع یارانه ها تاکید داشت اما آقای روحانی نه تنها افزایش یارانه را نفی کرد بلکه موضوع تعامل مثبت با دنیا را مطرح کرد.وی در بخشی دیگر از این گفت وگو با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم انتخاب مردم بین دو اندیشه و دو رویکرد بود، اظهار داشت: آنچه مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری دوازدهم در خصوص تعامل مثبت با دنیا مطرح کردند پیش از این جزو شعارهای اصلاح طلبان بود و آن هایی که این را چماقی بر سر اصلاح طلبان کرده بودند اگر واقعا به رهبری اعتقاد دارند باید پرچمدار این حرکت شوند. اتفاقا ما معتقدیم اصولگرایان باید بیشتر پشت سر آقای روحانی بیایند. درست است ایشان کاندیدای جریان اصلاح طلبی بوده اما باید افتخاری برای اصولگرایان باشد که پایگاه آقای روحانی اصولگرایان بوده و البته نتیجه عملکرد ایشان به نفع کشور خواهد بود.رویکرد کابینه دوازدهم با رویکرد و وعده های رییس جمهور همخوانی داشته باشداین عضو فراکسیون امید مجلس در ادامه تصریح کرد: مهم ترین درخواست از آقای روحانی پاسخگویی به مطالبات عمومی مردم و تحقق وعده هایی است که ایشان در انتخابات و در همه میتینگ ها مطرح کرد. یکی از ابزارهای تحقق این وعده ها کابینه دوازدهم، چینش استانداران، فرمانداران و سفرا و همچنین تحقق شعارهای اقتصادی دولت و تعامل مثبت با دنیا است.حیدری با بیان این که رویکرد کابینه دوازدهم باید با رویکرد رییس جمهور و وعده هایی که به مردم داده شده همخوانی داشته باشد، گفت: متاسفانه درباره کابینه برخی برای آقای روحانی ایجاد هزینه می کنند و حاشیه درست می کنند. رویکرد این افراد تحقق شعارهای انتخاباتی نیست. نمایندگان مجلس در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت به سوگند خود برای پاسداری از حقوق مردم وفادار هستند و نحوه رای اعتماد آنها بر اساس ارزیابی ها خواهد بود.وی با اشاره به ارزیابی وزرای کابینه یازدهم در فراکسیون امید مجلس، اظهار داشت: بر اساس ارزیابی ها برخی وزرای فعلی در سطح قابل قبول بودند و برخی دیگر عملکرد قابل قبولی نداشتند که آقای روحانی به نسبت این موضوع را مورد توجه قرار داد. البته اینکه فکر کنیم آقای روحانی باید صددرصد همه آنهایی که مورد نظر ما هستند را معرفی کند و همه کسانی که مورد نظر ما نیست را در گزینه ها نیاورد قدری بلندپروازانه و غیرواقع بینانه است.نماینده مردم تهران در مجلس درباره لابی دولت با رییس مجلس درباره گزینه های پیشنهادی کابینه، گفت: به هر حال آقای لاریجانی رییس مجلس است و این که آقای روحانی با ایشان رایزنی داشته باشند امری غیرعادی نیست. نظرات فراکسیون امید مجلس هم به طور نسبی مورد توجه دولت قرار گرفته، فراکسیون ارتباط خود را با مجموعه دولت چه از طریق آقای روحانی و چه جهانگیری داشته و نظرات خود را منتقل کرده است.مذاکرات روحانی با خاتمی درباره کابینه دوازدهمحیدری همچنین یادآور شد: آقای روحانی درباره چینش کابینه دوازدهم با آقای خاتمی جلساتی داشته و ایشان و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب را طرف مشورت خود برای انتخاب کابینه دوازدهم قرار داده است.موضع مجلس نسبت به وزرای پیشنهادی احتمالیاین نماینده اصلاح طلب مجلس درباره برخی گمانه زنی ها در خصوص وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم نیز گفت: در مورد وزارت ارتباطات شنیده هایی مطرح است که باید دید چقدر صحت دارد و ما امیدواریم این مواردی که درباره گزینه پیشنهادی وزارت ارتباطات گفته می شود صحت نداشته باشد.حیدری همچنین با اشاره به برخی مخالت ها با رحمانی فضلی گفت: بیشتر مسائل آنها مربوط به استانداران و فرمانداران است که این انتقادها در جای خود قابل توجه است البته برخی انتقادات هم درباره خانم مینوخالقی به ایشان وارد بود که ایشان توضیحی داد و گفت که در حد خود تلاشش را کرده و مابقی از اختیارش خارج بوده است.احتمال رای آوری بالای ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتیوی با بیان اینکه ظریف، زنگنه، قاضی زاده هاشمی و حجتی امکان رای آوری بالایی در مجلس دارند، گفت: ممکن است نسبت به عملکرد برخی وزرا مخالفت وجود داشته باشد اما در آخر رای موافق داده شود. به هر حال لازم است که انتقادها و ضعف ها گفته شود. این مخالفت با عناد و لجاجت فرق می کند.این نماینده مجلس هم چنین با بیان اینکه انتقادهایی به عملکرد ربیعی در وزارت کار نیز وجود دارد، گفت: در فراکسیون امید نظرسنجی هایی درباره وزرای فعلی صورت گرفته که برخی ارزیابی خوبی داشتند و برخی دیگر در صورت معرفی مجدد امکان رای آوری کمتری خواهند داشت.اصولگرایان به نقش تعیین کننده خاتمی در انتخابات اذعان دارندوی در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا درباره نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلس دهم، گفت: انتخابات با احزاب عجین است و احزاب وقتی به میدان رقابت می آیند هر حزبی درون خود غربالگری انجام می دهد و مردم با حزب شعار و برنامه های آن طرف هستند. در نهایت این احزاب هستند که باید به مردم پاسخگو باشند اما در کشور ما احزاب خیلی در انتخابات میدان دار نیستند. در دو دوره انتخابات گذشته آقای خاتمی بسیار نقش تعیین کننده ای داشت، هم در سازماندهی نیروها و هم پیام ایشان به جامعه ای که مورد اقبال قرار گرفت. خود بزرگان اصولگرا هم به نقش تعیین کننده آقای خاتمی اذعان داشتند.نحوه حضور برخی افراد در لیست امید مجلساین نماینده اصلا ...

ادامه مطلب  

وزیر پیشنهادی بهداشت در قضاوت مخالفان و موافقان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار سلامت ایرنا، تاکنون پنج وزیر معرفی شده از سوی رئیس جمهوری و موافقان و مخالفان آنان در مجلس شورای اسلامی نقطه نظرات خود را در صحن علنی مطرح کرده اند.هشت نماینده مخالف و موافق در باره برنامه های حسن قاضی زاده هاشمی به عنوان وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سخن گفتند که سهم هر یک از نماینده های مخالف و موافق چهار نفر بود.**احمد علیرضا بیگی: تشکیل شرکت های خصولتی غیرقانونی استنماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو گفت: تاسیس شرکت های متعدد خصولتی توسط وزارت بهداشت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی صورت می گرفت.احمد علیرضا بیگی روز چهارشنبه به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، انجام فعالیت های غیرمرتبط و تشکیل غیرقانونی شرکت های متعدد خصولتی ( خصوصی و دولتی) مانند آوا پردیس، کارآفرین، آواسلامت و آوا پزشک و سایر شرکت های مشابه را که وزیر بهداشت تشکیل دادند، مورد نقد قرار داد.وی ادامه داد: اولین اشکال این است که طبق قانون تشکیل شرکت های غیردولتی بایستی به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد اما متاسفانه معاون توسعه وزارت بهداشت به دانشگاهها اجازه داده، بدون برگزاری مناقصه و با ترک تشریفات نسبت به عقد قرارداد با این شرکت ها اقدام کنند.نماینده مجلس شورای اسلامی افزود: قابل تامل این است که گردانندگان این شرکت ها همان مدیران وزارت بهداشت و درمان هستند و به عبارتی کارفرما، مجری، ناظر و فروشنده همه باهم یکی هستند و این همان حیاط خلوتی است که فساد بوجود می آورد.فسادی که دیوان محاسبات در نامه خود اعلام کرده که این شرکت ها غیرقانونی است ومعاملات آنها باطل است. اجرا نکردن بند 'د' ماده 32 توسط وزارت بهداشت و درمان نیز یکی دیگر از انتقادات نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی بود.وی در این باره گفت: در بند 'د' ماده 32 آمده است، وزارت بهداشت موظف است حداکثر تا پایان سال برنامه نظام درمانی کشور را در چارچوب یکپارچگی بیمه پایه درمانی، پزشک خانواده، نظام ارجاع و راهنماهای درمانی و اورژانس های پزشکی و بیمه های تکمیلی تهیه و جهت تصویب به هیات وزیران ارایه نماید.وی افزود: اگر این طرح را به طور کامل اجرا می کردیم امروز شاهد این هزینه های کمر شکن که بیمه ها و دولت را به خاک سیاه نشانده و 12 هزار میلیارد تومان بدهی را بوجود آورده نبودیم.بیگی ادامه داد: در تبصره 2 ماده 32 آمده است، پزشکانی که در استخدام پیمانی و یا رسمی مراکز آموزشی، درمانی، دولتی و عمومی باشند، مجاز به فعالیت پزشکی در مراکز آموزشی درمانی و بیمارستانی بخش خصوصی وخیریه نیستند و سایر شاغلین حرف سلامت، مشمول حکم این تبصره خواهند بود، یعنی آنها را هم از ورود به کار در خارج از مراکز درمانی دولتی منع می کند.** انجام سپرده گذاری در بانک های مختلفنماینده مردم تبریز، آذر شهر و اسکو انجام سپرده گذاری وزارت بهداشت در بانک های مختلف به جای پرداخت بدهی سازمان های خصوصی و دولتی را از دیگر اشکالات این وزارتخانه توصیف کرد و گفت: وزارت بهداشت و درمان علی رغم ادعای کسری شدید بودجه 12 هزار میلیارد تومانی، 400 میلیارد تومان را در بانک های مختلف سپرده گذاری کرده است.وی اظهار کرد: آقای وزیر، هیات امنای ارزی وزارت بهداشت و درمان برای واردات دارو و تجهیزات پزشکی بیماران خاص در زمان جنگ تشکیل شده، ولی امروز حیات خلوت برخی افراد خاص شده و آنها از مالیات فرار می کنند و دهها صفحه گزارش این حیات خلوت در کمیسیون بهداشت و درمان موجود است.بیگی ادامه داد: معاون غذا و داروی وزارت بهداشت شرکت دارد، وارد کننده است تولید کننده است، فروشنده است و در کمیسیون بهداشت و درمان مستندات را به شما ارائه کردند، انکار کردید حالا اثبات شده که شرکت روناک متعلق به ایشان است و تعدادی هم به بستگان و مقامات واگذار شده است. وی با این سئوال که نمایندگی واردات اختصاصی لنز داخل چشمی متعلق به چه کسی است، گفت: البته خیلی هم خوشحال می شوم که بگویید خبرندارم و قطعا درست خواهد بود. نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: یکی از اصول اولیه در اداره حکومت این است که مسوولان حاکمیتی ذیسهم و سهامدار دربخش خصوصی نباشند، چرا که حضور ذینفعان بخش خصوصی در مناصب حاکمیتی مثل پست وزارت، معاونت وزارت و مدیرکل موجب بروز تعارض در منافع اقتصادی شخصی با منافع عمومی جامعه خواهد شد.بیگی ادامه داد: برخی از تحولات وسیاست های غلط اتخاذ شده در حوزه بهداشت و درمان طی 4 سال گذشته با نادیده گرفتن منافع عمومی منجر به تامین منافع گروه خاص شده است و برای همین است که امروز بودجه عظیم ردیف سلامت به هیچ عنوان پاسخگوی چاه ویل هزینه های تحول سلامت نیست.علیرضا تاجگردون: محرومان جامعه از عملکرد هاشمی راضی هستندعلیرضا تاجگردون به عنوان موافق وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: محرومان جامعه از عملکرد دکتر هاشمی وزیر پیشنهادی بهداشت راضی هستند و مهم نیز همین موضوع است.نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی در جلسه صبح روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی افزود: هاشمی در مدت تصدی وزارت بهداشت، مشکلات این وزارتخانه و بحث درمان و سلامت را کاملا خوب شناخت و این از نقاط قوت وی است.وی اظهار کرد هاشمی در دولت یازدهم تا دیر وقت در رفع مشکلات بهداشتی مردم در کنار آنان بود و این قابل تقدیر است.تاجگردون گفت: وزیر بهداشت دولت یازدهم بار سنگینی در رفع بهداشت و درمان مردم بدوش کشید و رفتار حسنه او با محرومان جامعه، قابل ستایش است.وی تصریح کرد بخاطر اینکه او محرومان را خشنود کرد مورد رضایت ما است و آنچه که مهم هست نیز رضای مردم است.تاجگردون اظهار کرد هاشمی خدمات فراوانی به بهداشت و درمان کشورکرد و کاهش هزینه های بهداشت و درمان از جیب مردم از دستاورد او بوده است.وی تصریح کرد: در دوره هاشمی سطح واردات داروی کشور کاهش یافته و واردات این کالا ساماندهی شده است.تاجگردون در پایان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست به هاشمی به عنوان وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رای اعتماد دهند.**صفاری: برنامه های ارائه شده هاشمی با قوانین بالادستی همپوشانی داردنماینده مردم نطنز در مجلس شورای اسلامی گفت: برنامه های ارائه شده دکتر هاشمی حکایت از اشراف و تسلط ایشان بر مسایل و مشکلات حوزه سلامت دارد و بالاترین همپوشانی را با قوانین بالادستی دارد و با شاخص های قابل اندازه گیری مشخص شده است که در نوع خود بی نظیر است.مرتضی صفاری عصر چهارشنبه در جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی رییس جمهوری افزود: اقدامات وزیر بهداشت در4 سال گذشته همواره همراه با اخلاق مداری و تخصص علمی ایشان در حوزه درمان بوده است بطوریکه ایشان با تاکید برفرمایشات رهبرمعظم انقلاب مبنی بر کاهش هزینه های درمان برای فرد بیمار دستاوردهای ارزشمندی را به ثمر رسانده اند که موجب رضایتمندی است.وی در ادامه افزود: همچنین آقای هاشمی علاوه بر تلاش در حوزه بهداشت، از شخصیتی علمی و حرفه ای برخوردار هستند که ستودنی است، شخصیت ایشان به گونه ای است که حتی دوستان مخالف امروز در مجلس عمدتا بصورت موافق صحبت کردند.صفاری درادامه راه اندازی و احداث 122 بیمارستان جدید، احداث 365 مرکز جامع پزشکی روستایی و راه اندازی مراکز اورژانس متعدد و کلینک در 128 شهر و منطقه محروم، راه اندازی اورژانس هوایی در برخی مناطق کشور، افزایش بیش از یک هزار تخت بیمارستانی جدید، ایجاد مراکز ناباروی،تکمیل و بهره برداری طرح سلامت ،احداث خانه های بهداشت و خانه های روستایی را بخشی از اقدامات و دستاوردهای دکتر هاشمی در 4 سال گذشته عنوان کرد و گفت: دکتر هاشمی بیش از 10 جلد کتاب تالیف کرده اند و تعداد قابل توجهی مقاله داخلی و خارجی دارند.نماینده مردم نظنز اظهارکرد: هاشمی در 4 سال گذشته اقدام به 270 بار سفر استانی برای ارزیابی وضعیت بهداشت و درمان استانهای کشور کرده اند و 313 روز خود را با مردم در شهرها بوده اند . ایشان همچنین در حاشیه این بازدیدهای استانی بدون هیچ چشمداشتی وقت خود را صرف درمان مردم کرده اند.این نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی گفت: بیایید قدر هاشمی را بدانیم و با دادن رای اعتماد از ایشان دفاع کنیم .**ولی ملکی: نظام ارجاع اجرا نشده استنماینده مردم مشکین شهر در مجلس شورای اسلامی در مخالفت وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت:کسانی که رتبه های اول را در تخصص می آورند، کنار گذاشته می شود و در عین حال هم نظام ارجاع اجرا نشده است.ولی ملکی: نظام ارجاع اجرا نشده استولی ملکی در جلسه صبح روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی افزود: داشتن سعه صدر در نظام اسلامی اصل است .وی با بیان اینکه کسی اصلاح نشود ،زیبنده کارگزار اسلامی نیست، ادامه داد: کار شما طوری است یا با کسانی سر و کار دارید که بیمار هستند یا اینکه همراه بیمار هستند .ملکی خاطر نشان کرد: عدم شایسته سالاری در وزارت بهداشت از موارد مورد اشاره من است ، وقتی کسانی که رتبه اول در تخصصی می شوند کنار گذاشته می شوند و یا حتی کسانی که چند سال اول شده اند کنار گذاشته می شوند از مشکلات این وزارتخانه است.وی افزود : نظام ارجاع اجرا نمی شود و در وزارت بهداشت سلیقه ای عمل می شود که این امر موجب تحمیل هزینه سنگین و زیادی شده است .ملکی اجرا نشدن پزشک خانواده را از دیگر دلایل مخالفت خود با وزیر پیشنهادی بهداشت عنوان کرد و افزود: این طرح از مجلس هفتم مطرح شده بود ،اما اجرا و عمل نشد و این مجلس به دنبال اجرای آن است .ملکی گفت: اینکه آقای هاشمی وزیر توانایی است و از لحاظ مادی و علمی بی نیاز است و البته با اصرار برای وزارت آمده، برای همگان مشخص است. اما ایشان تحمل مخالفت را ندارد و به سرعت از کوره درمی روند که زیبنده یک مسئول جمهوری اسلامی نیست. وی ادامه داد: حرمت شکنی در برخورد پزشکان طبق گزارشات اتفاق افتاده یکی دیگر از ایرادات موجود در مدیریت آقای هاشمی است. تبعیض و نبود شایسته سالاری در مدیریت ایشان وجود دارد و طرح پزشک خانواده هنوز اجرایی نشده و خواست مجلس از دولت اجرایی شدن این طرح است. نماینده مردم مشکین شهر در مجلس شورای اسلامی، نبود مدیریت مالی درست در وزارت بهداشت را یکی دیگر از ایرادات وارده به وزیر پیشنهادی بهداشت دانست و گفت: 20 میلیارد بدهی بیمه ها در دوره مدیریت آقای هاشمی وجود دارد. چرا از جیب کارمندانی که یک میلیون حقوق می گیرند، برداشته می شود و به جیب افرادی ریخته می شود که یک میلیارد حقوق دارند؟ اقدامات آقای هاشمی در دوره ریاستشان، بیمه ها را زمین گیر کرده و در پرداختی پزشکان در مناطق محروم تأخیر یک ساله وجود دارد. رانت خواری هم یکی دیگر از ایرادات وارده در مدیریت ایشان است که امیدوارم اگر ایشان رای بیاورد تمام مسایلی که مطرح کردم را سرلوحه کارشان قرار دهند . **احمد بیگدلی: کمبودهای دارویی در دوران وزارت هاشمی کاهش یافتنماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی گفت: در دوران وزارت دکتر سیدحسن قاضی زاده هاشمی، کمبود دارو از 350 قلم به 30 قلم رسید و 128 کلینیک تخصصی در شهرهای مختلف تاسیس شد.احمد بیگدلی در جلسه صبح روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی در موافقت با وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی افزود: در دوران وزارت هاشمی ، تنها سه درصد بیماران برای تهیه نیازهای خود به خارج از بیمارستان ارجاع داده می شوند و همچنین 32 پایگاه اورژانس هوایی تاسیس شد. یکهزار و 500 تخت اورژانس افزایش یافت و مسائل زیرمیزی از بین رفت. وی ، ایجاد یکهزار و 800 واحد اختصاصی زایمان و تکمیل و بهره برداری چهارهزار و 388 تخت در قالب طرح تحول سلامت را از دیگر خدمات هاشمی در دوره وزارتش نام برد و گفت:این خدمات به جز همت تلاشگران عرصه سلامت به ویژه شخص وزیر بهداشت ، میسر نمی شد.نماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی با اشاره به دوران پیش از وزیری قاضی زاده هاشمی ،گفت: در آن زمان، وقتی مردم به مراکز درمانی مراجعه می کردند اگر وضعیت مالی بدی داشتند نه بیمارشان درمان می شد و نه جنازه متوفی به خانواده تحویل داده می شد. حدود پنج تا 6 میلیون نفر فاقد هرگونه بیمه درمانی بودند. بیگدلی ادامه داد: بیش از 75 درصد از هزینه های درمانی برعهده مردم بود و مردم در تهیه دارو حدود 350 قلم دارو مشکل داشتند و مردم باید تمام ملزومات و تجهیزات را از خارج بیمارستان و با هزینه شخصی تهیه می کردند، در آن روز کمبود منابع مالی علت اصلی چالش های وزارت بهداشت و درمان نبود بلکه مشکل در مدیریت برنامه بود و هیچ چشم انداز شفاف قابل اندازه گیری برای حقوق سلامت مردم در این حوزه وجود نداشت. وی تاکید کرد: با این اوضاع حوزه بهداشت و درمان و کاهش شدید اعتماد مردم، آقای دکتر هاشمی با اعتقادی که به فرمایش رهبر معظم انقلاب داشت، تفکر و تلاش خود را براین اساس شکل دادند و عملیاتی کردند و رفاه و راحتی و آسایش شخصی خودشان و خانواده شان را کنار گذاشتند و با روحیه جهادی وارد این محیط پراضطراب وزارت شد. وی اضافه کرد: او مانند شما تمامی نمایندگان ، طبق اصل 29 قانون اساسی، سلامت را حق همگانی مردم می دانستند، انسان سالم را محور توسعه پایدار می دانستند و رشد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی پایدار بدون داشتن انسان های سالم را امکان پذیر نمی دانستند و دنبال یک تحول اساسی در نحوه مدیریت پرجمعیت ترین و تخصصی ترین وزارتخانه بود. نماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی گفت: دکتر هاشمی وعده ایجاد بیمه فراگیر با عمق و کیفیت مناسب برای همه آحاد مردم دادند. در برنامه خود، تقویت و ارتقای نظام شبکه های بهداشتی و درمانی کشور را دیده بودند و دنبال راهکاری برای تامین نیروی انسانی متخصص برای مناطق محروم بودند. بازسازی و نوسازی و گسترش شبکه بهداشتی و درمانی کشور که فرسوده و پیر شده بود را قول دادند و ر ...

ادامه مطلب  

شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان در انتظار تجدیدنظرهای جدی  

درخواست حذف این مطلب
عضو شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان تأکید کرد: مکانیزمی که دور اول تأسیس شورای عالی سیاست گذاری استفاده شد در دور بعدی تغییر کرد، بنابراین برای دور آینده هم تجدیدنظرهای جدی و مثبت تری صورت خواهد گرفت. در این زمینه باید سازوکارهای مؤثرتری پیش بینی شود که این مسئله برای انجام کاری مفیدتر درنتیجه مشاوره با مجموعه صاحب نظرانی که در احزاب اصلاح طلب هستند، صورت خواهد گرفت. شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باهدف یکپارچه سازی استراتژی اصلاح طلبان فعالیت خود را از سال 92 آغاز کرد و از آن زمان تا به امروز سه انتخابات را با موفقیت پشت سر گذاشته اند. در کسب این موفقیت چیزی را که نباید دور ازنظر داشت نقش سید محمد خاتمی و اعتمادی که هواداران اصلاحات به او دارند، است.علی شکوری راد، دبیر کل حزب اتحاد ملت در تازه ترین گفت وگو خود به این نکته اشاره کرده است که آقای خاتمی حاضر به تائید لیست تهیه شده برای شورای شهر از سوی شورای سیاست گذاری نبود و با یک هفته تأخیر این کار را تنها ازاین جهت که امکان جابه جایی گزینه ها وجود ندارد، انجام داد.علی صوفی، فعال سیاسی اصلاح طلب که قبلاً از اعضای شورای عالی سیاست گذاری به حساب می آمد نیز در گفت وگویی به این نکته اشاره کرده است که موفقیت اصلاح طلبان مرهون شورای عالی اصلاح طلبان نیست و نباید نقش رهبری فردی را در این پیروزی نادیده گرفت.اختلافات درباره تصمیم گیری های شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان آشکارا نشان می دهد که حفظ چنین شورایی می تواند بیش از سود همراه با ضرر باشد و این شورا بیش از هر چیز نیاز مبرمی به چرخش و تغییر در راس هرم مدیریتی دارد.مرتضی مبلغ، معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات و از اعضای شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان، در گفت وگو با رویداد۲۴ در رابطه با ضرورت تغییر مدیران در راس هرم مدیریتی در شورای سیاست گذاری با توجه به نقدهای مطرح گفت: اعضا اصلی شورای عالی سیاست گذاری که اکثریت واقعی آن را تشکیل می دهد از احزاب اصلاح طلب هستند و احزاب را نه تنها نمی توان تغییر داد بلکه باید بیش از گذشته آن ها را تقویت کرد.وی در این رابطه اضافه کرد: در مورد روش انتخاب افراد یا چهره های غیر حزبی که ملی هستند، می توان روش های بهتر و مناسب تری را دنبال کرد تا چهره های حاضر برای انجام بهتر کار نمایندگی، جامع تر باشند.معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات یادآور شد: مکانیزمی که دور اول تأسیس شورای عالی سیاست گذاری استفاده شد در دور بعدی تغییر کرد، بنابراین برای دور آینده هم تجدیدنظرهای جدی ...

ادامه مطلب  

دولت روحانی؛ کهن سال ترین کابینه تاریخ جمهوری اسلامی/ وزرای دولت دوازدهم شجاع و انقلابی باشند  

درخواست حذف این مطلب
درحالی ملت ایران منتظر آغاز به کار کابینه دولت دوازدهم هستند که تاکنون از میان هشت رئیس جمهور گذشته کابینه انتخابی هاشمی رفسنجانی در دولت پنجم لقب جوانترین و وزرای معرفی شده حسن روحانی در دولت یازدهم نیز به عنوان پیرترین هیئت دولت تاریخ جمهوری اسلامی را به خود اختصاص داده است.به گزارش خبرنگار عصرهامون، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در 22بهمن ماه1357 پایانی بر بیش از دوهزار و 500سال استبداد و خونریزی شاهان با فرهنگ ترین کشور جهان بود و آغازی بر تحولی شگرف و نو در جهان و منطقه خاور میانه بود تا سرمشقی برای دیگر ملت های ستم دیده و مظلوم جهان باشد.از بهمن 1357 تاکنون یازده دولت اداره امور اجرایی را در دست گرفته اند که هر کدام سلیقه متفاوتی با یکدیگر داشته اند و ملت ایران و مردم جهان در این سال ها شاهد روی کار آمدن 8 رئیس دولت اعم از نخست وزیر و رئیس جمهور، با سلیقه های سیاسی متفاوت بوده اند که طبیعتا هر یک کم و بیش در طول دوره زمامداری خود قدمی برای تثبیت و پیشرفت نظام برداشته اند و با انتخاب های مثبت و منفی خود اثری ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی ایران داشته اند.دولت موقت یا زیربنای انقلابدولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان نخستین دولتی که در نظام جمهوری اسلامی تشکیل شد را می توان زیربنا و شالوده اصلی دولت های انقلاب مردمی ایران دانست، بازرگان را شورای انقلاب به امام خمینی (ره) معرفی کرد و وی که از اعضا و بنیان گذران نهضت آزادی کشور بود، در بهمن ماه سال 57 در حکمی که آیت الله هاشمی رفسنجانی آن را قرائت می کرد، توسط امام خمینی به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی معرفی و تنفیذ شد.دولت بازرگان برآمده از تفکری به نام ملی گرایی بود که در آن سال ها گروهی به نام نهضت آزادی این تفکر را در جامعه نمایندگی می کرد و بی شک در دورانی که تقریبا هیچ یک از انقلابیون تجربه کشورداری و اداره دولت را نداشتند، به راستی میتوان گفت که ترکیب دولت موقت گزینه مناسبی برای استقرار نظام جدید در ایران بود.مهدی بازرگان به مدت ۹ ماه (۲۷۵ روز) سمت نخست وزیری موقت را بر عهده داشت و دولت او اگرچه عمر کوتاهی داشت، اما نقش مثبتی را در زمینه انتقال قدرت به رییس جمهور انتخابی ایفا کرد مهمترین اتفاقات سیاسی که در دوران استقرار دولت موقت در ایران رخ داد، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام بود اما این اقدام انقلابی با مخالف دولت و شخص بازرگان روبرو شد و وجود اختلاف سلیقه های قبلی اعضای دولت و به ویژه نخست وزیر در اداره امور کشور با نیروهای انقلابی کشور زمینه استعفای دولت را فراهم کرد و منجر به استعفای بازرگان از سمت نخست وزیر شد و در نقطه مقابل نیز مهمترین دستاورد این دولت را می توان در استقرار ساز و کار اجرایی در کشور بعد از انقلاب قلمداد کرد. اولین رئیس جمهور ایرانبعد از استعفای دولت موقت مهندس مهدی بازرگان و برگزاری رفراندوم تعیین حکومت در 12 فروردین 58، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در صدر اولویت های انقلاب اسلامی ایران قرار گرفت و نهایتا پس از مشخص شدن زمان برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران، گروه های سیاسی و همچنین احزاب تازه تاسیس مانند حزب جمهوری اسلامی فعالیت خود را آغاز و کاندیداهای مورد نظر خود را به مردم معرفی کردند و انتخابات اول ریاست جمهوری ایران با حضور 14 میلیونی مردم انقلابی کشور همراه شد و پس از شمارش آرای انتخابات، ابولحسن بنی صدر با 10 میلیون رای یعنی هفتاد و شش درصد آرا به عنوان اولین رئیس جمهوری معرفی شد.شاید بتوان گفت که دوران ریاست جمهوری بنی صدر از پر حاشیه ترین دوران های کشور بود و اولین دولت و کابینه حاشیه های فراوانی را برای انقلاب اسلامی به همراه آوردند که میتوان انتخاب نخست وزیر، درگیری با حزب جمهوری اسلامی، مجلس و فرماندهی جنگ را از مهمترین آنها نام برد.در ابتدای انقلاب انقلاب و بر اساس قانون اساسی وزرای کشور توسط نخست وزیر انتخاب و به مجلس معرفی میشدند و خود نخست وزیر نیز توسط رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی معرفی میشد تا رای اعتماد نمایندگان ملت را دریافت کند و به همین دلیل بود که پس از برگزاری انتخابات مجلس و پیروزی حزب جمهوری اسلامی، مجلس شهید رجایی را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد اما این اقدام نمایندگان مردم با مخالفت شدید رئیس جمهور روبه رو شد اما سرانجام بنی صدر به نخست وزیری رجایی رضایت داد و شهید رجایی نیز در ادامه با معرفی وزرای پیشنهادی کار خود را آغاز کرد وی در 15 شهریور 1358 طی نامه ای به هاشمی رفسنجانی 21 نفر از اعضای دولت خود را به مجلس معرفی کرد و کابینه او با 169 رای موافق در مقابل 14 رای مخالف و 10 ممتنع توانست از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد بگیرد اما انتخاب رجایی توسط مجلس سبب بدبینی و دشمنی رئیس جمهور با حزب جمهوری اسلامی و بویژه شهید بهشتی دبیر کل آن شد.عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر در اولین روزهای حمله عراق به ایران نیز از ویژگی های اولین رئیس جمهور، جمهوری اسلامی بود و او نیز همچون اولین نخست وزیر نتوانست کار خود را به پایان برساند و پس از بروز مشکلاتی جدی برای انقلاب و کارشکنی های فراوان، با رای قاطع مجلس مبنی بر عدم کفایت سیاسی او و تایید امام خمینی(ره)، بنی صدر از ریاست جمهوری خلع شد و پس از آنکه همکاری نزدیک وی با مفافقین برای عموم مشخص شد با کمک مسعود رجوی به پاریس گریخت.از نکات قابل ذکر در مورد اعضای کابینه اولین رئیس جمهور ایران، حضور جوانان انقلابی در میان وزرای پیشنهادی شهید رجایی است به گونه ای که کابینه وی در جایگاه دوم جوانترین کابینه دولت در تاریخ انقلاب اسلامی ایران جای دارد.دومین رئیس جمهور ایران و تنها رئیس جمهور و تنها نخست وزیر شهید کشورپس از برکناری بنی صدر توسط مجلس شورای اسلامی، شهید محمد علی رجایی به مدت 30 روز مسئولیت شورای موقت ریاست جمهوری را برعهده داشت تا اینکه در 12 مرداد 1360 بار دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و محمدعلی رجایی که مسوولیت نخست وزیری را در دولت قبلی بر عهده داشت به عنوان دومین رئیس جمهور ایران انتخاب و شهید محمد جواد باهنر نیز به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی شد.رجایی تفکراتی نزدیک به نیروهای انقلاب داشت و به همین دلیل خیلی زود محبوب مردم شد این دولت فقط 28 روز عمر کرد و در پی انفجار در دفتر نخست وزیر در تارخ 8 شهریور 1360 به همراه شهید محمدجواد باهنر در دفتر نخست وزیری به شهادت رسید و بدین صورت وی و شهید محمد جواد باهنر تنها رئیس جمهور و تنها نخست وزیر شهید ایران را لقب گرفتند.شاید کمتر کسی فکر می کرد که 2 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز هم دولت موقت برای زمینه سازی انتقال قدرت تشکیل شود. اما این بار به واسطه ناتمام ماندن دولت انقلابی رجایی، دولت موقت تشکیل شد با این تفاوت که این بار نیروهای معتقد به انقلاب در زمینه اداره کشور باتجربه تر شده بودند و می توانستند دولتی تشکیل دهند که از پس اداره امور برآید.بر اساس مواد 130و 131 قانون اساسی جمهوری اسلامی (نسخه قبل از اصلاحیه) در صورت ناتوانی رئیس جمهور از اداره کشور، «شورای موقت ریاست جمهوری» متشکل از نخست وزیر، رئیس‏ مجلس شورای اسلامی‏ و رئیس دیوان عالی کشور اداره کشور را تا انتخاب رئیس جمهور جدید بر عهده می گیرند و بر همین اساس پس از شهادت محمد علی رجایی شورای موقت ریاست جمهوری در 8 شهریور1360 آیت الله محمدرضا مهدوی کنی را که وزیر کشور کابینه باهنر بود به عنوان نخست وزیر موقت انتخاب کرد وی تا 17مهر همان سال به مدت 31 روز این مسئولیت را بر عهده داشت.مهدوی کنی در 11شهریور 1360کابینه موقت خود را که به جز دو تغییر، مشابه کابینه باهنر بود تشکیل و وزرا را به مجلس معرفی کرد. در کابینه آیت الله مهدوی کنی تنها حجه الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری جایگزین آیت الله مهدوی کنی در وزارت کشور شد و برای پست وزارت راه و شهرسازی که از شورای موقت ریاست جمهوری(با نخست وزیری محمد علی رجایی) توسط سید ابوالحسن خاموشی به عنوان سرپرست اداره می شد هادی نژادحسینیان معرفی گردید. کابینه وی با 170رأی موافق، 13رأی ممتنع و 4رأی مخالف رأی اعتماد گرفت. اولین دولت هشت ساله و اولین رئیس جمهوری روحانی ایرانامام خمینی (ره) در ابتدای انقلاب بارها مخالفت خود را با حضور روحانیون در راس قوه مجریه اعلام کرده بودند اما پس از شهادت محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر و روزهای بحرانی سال 60 و کشتار مردم بیگناه توسط منافقین در داخل و جنگ تمامی کفر در برابر همه اسلام در مرزهای کشور باعث شد تا رهبر کبیر انقلاب با حضور روحانیون در عرصه انتخابات ریاست جمهوری موافقت کردند و حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان کاندیدای حزب جمهوری اسلامی معرفی و در انتخابات شرکت کردند و توانستند با کسب 15 میلیون رای یعنی نود و پنج در صد آراء به عنوان سومین رئیس جمهور کشور و اولین رئیس جمهوری روحانی جمهوری اسلامی ایران انتخاب شوند.پس از استقرار اولین دولت 8 ساله ایران میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر از سوی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد تا با لیستی 23 نفره از وزیران برای تأیید صلاحیت، راهی مجلسی شود و نهایتا کابینه وی با اکثریت آرا از مجلس رای اعتماد گرفت و به این ترتیب برنامه ریزی بلند مدت برای اداره کشور آغاز شد.آیت الله خامنه ای به مدت هشت سال عهده دار ریاست قوه مجریه بودند و مدیریت جنگ و پشت سر گذاشتن بحران های اقتصادی از ویژگی های دوران ریاست جمهوری ایشان و کابینه سوم و چهارم بود.6 روز قبل از پایان دوره ریاست جمهوری چهارم(6 مرداد 1368) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصلاحاتی را به خود دید. بنابر قانون اساسی اولیه، رییس جمهور منتخب مردم موظف بود نخست وزیر را برای تشکیل کابینه تعیین کند و پس از انتخاب نخست وزیر از طرف رییس جمهوری و تایید آن از جانب مجلس، وی مسئول تشکیل کابینه و تعیین وزرا بود. رییس جمهور نیز تنها به روابط بین المللی کشور و ارتباط با قوای دیگر می پرداخت. اما پس از اصلاح قانون اساسی مقام نخست وزیری حذف شده و مقام معاون اولی جایگزین آن شد تا در مواقع ضروری و شرایطی وی عهده دار وظایف رئیس جمهورشود.دولت پنجم و ششم، توسعه اقتصادیهاشمی رفسنجانی ریاست جمهوری خود را رسماً از ۱۲ مرداد ۱۳۶۸ آغاز کرد، فعالیت دولت پنجم با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی همزمان شده بود و به همین دلیل رویکرد عمده دولت در این مقطع زمانی، اقتصادی بود. توجه دولت به ساختن ویرانه های حاصل از جنگ معطوف شد و توسعه اقتصادی مد نظر دولتمردان قرار گرفت.هاشمی رفسنجانی اولین دولت بدون نخست وزیر را تشکیل داد و با معرفی 22 وزیر پیشنهادی به مجلس اولین گام را برای تشکیل کابینه برداشت، سومین مجلس شورای اسلامی به تمامی اعضای پیشنهادی کابینه اول هاشمی رفسنجانی رای اعتماد داد، برخی دلیل این کار را حرمت نگه داشتن برای هاشمی از جانب نمایندگان مجلس، به موجب ریاست دو ساله اش بر این مجلس می دانند اما از نکات قابل توجه در باره وزرای پیشنهادی وی میانگین سن41 سال است که باعث میشود لقب جوانترین کابینه تاریخ جمهوری اسلامی به دولت پنجم برسد.اجرای اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب در این دولت انجام گرفت. با نگاهی به کارنامه این دولت می توان دریافت که سیاست باز اقتصادی و وضع قوانین ضد انحصار از جمله اقدامات موثر دولتمردانی بوده است که در آن دوران مسوولیت اجرایی کشور را بر عهده داشتند. رویکرد دولت به سازندگی موجب شد که وزارتخانه های دخیل در این حوزه گرایش تکنوکرات و عملگرایانه داشته باشند که کم کم به رویکرد غالب دولت پنجم تبدیل شد. سهم پروژه های عمرانی در بودجه کشور افزایش یافت.دولت ششم جمهوری اسلامی ایران نیز به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی کار خود را رسماً از ۱۲ مرداد ۱۳۷۲ آغاز کرد وی کابینه دوم خود را با حفظ 13 نفر از 22 وزیر کابینه اول و تغییر 9 وزیر تشکیل داد، لاریجانی که با حکم مقام معظم رهبری به عنوان رئیس صداوسیما انتخاب شده بود از وزارت فرهنگ و ارشاد کنار رفت و میرسلیم جانشین او در این سمت شد و نوربخش نیز وزارت اقتصاد و دارایی را ترک کرده و به عنوان رئیس کل ...

ادامه مطلب  

فرمول مقابله با رانت ژنتیکی  

درخواست حذف این مطلب
طی ماه های اخیر هشتگ «ژن خوب» به یکی از پرتکرارترین عبارت ها در فضای مجازی کشور تبدیل شده است. ۵۵آنلاین :فارغ از صحت و سقم اخبار منتشر شده با این کلید واژه، این گونه شیوه پرداختن به مساله ترجیح منافع شخصی سیاستمداران به منفعت عمومی به دلیل توجه به یک بعد ماجرا و غفلت از ریشه ها در میان مدت می تواند موجب تضعیف سرمایه اجتماعی در کشور شود. چنین پدیده هایی در کشورهای دیگر نیز وجود داشته اما آنها به واسطه ماهیت تعارض آمیز مناصب سیاسی، چارچوب مشخصی را برای بررسی انحرافات ناشی از اصطکاک بین منافع شخصی و منفعت عمومی ترسیم کرده اند. این چارچوب قانونی مناسبات دستگاه ها و نهاد های عمومی را در دو سطح ایجابی و سلبی تنظیم کرده است. در رویکرد سلبی مصادیق انحراف مشخص و با آنها برخورد می شود. برای مثال در برخی کشورها «اداره مستقل بررسی استاندارد نمایندگان» قوانین مختلفی مبنی بر منع استخدام بستگان درجه یک نمایندگان در حوزه کاری آنها و برخوردهای قانونی متناسب با تخلف وضع کرده اند. در رویکرد ایجابی نیز ابزارهایی چون گردش آزاد اطلاعات منجر به خودکنترلی سیاستمداران می شود. «دنیای اقتصاد» در گزارشی تطبیقی با اشاره به برخی از ابزارهای ضد رانتی در کشورهای مختلف، پیشنهادهایی را برای حداقل سازی رانت ژنتیکی در کشور ارائه کرده است.در یک ماه گذشته در فضای خبری کشور خبرهای متفاوتی در حوزه تعامل مجلس و دولت بازنشر شده است. این اخبار عمدتا دو بازه زمانی قبل و بعد از رای اعتماد نمایندگان مجلس به کابینه دولت را پوشش می دهد. قبل از رای اعتماد عمده اخبار منتشر شده در حوزه لابی های بین نمایندگان و وزرای پیشنهادی برای کسب رای و بده بستان های متفاوت بین نمایندگان و وزرای پیشنهادی بود. پس از برگزاری جلسه رای اعتماد نیز بخشی از اخبار با کلیدواژه «ژن خوب»، نحوه استفاده نمایندگان مجلس و نزدیکان آنها از منابع عمومی را بررسی و نقد کرده اند. سوءاستفاده نمایندگان از کرسی نمایندگی به منظور سوق دادن منابع عمومی به سمت عده ای خاص به ویژه در حوزه استخدام بستگان و رانت اطلاعاتی، با عنوان «رانت پارلمانی» شناخته می شود. صرف نظر از صحت یا سقم این اخبار، نبود چارچوب قانونی مرجع برای پرداختن به آن می تواند باعث تحلیل اعتماد سرمایه اجتماعی نسبت به نظام سیاسی کشور شود. بررسی تجربه جهانی نشان می دهد کشورهای مختلف در برخورد با مساله ناشی از «تضاد منافع» شخصی و منفعت عمومی، از دو دسته قوانین استفاده می کنند؛ «قوانین سلبی» که احتمال بروز تخلف در شرایط تضاد منافع را به حداقل می رساند و «قوانین ایجابی» که چارچوب برخورد با تخلف در شرایط «تضاد منافع» را هدفگذاری کرده است. «دنیای اقتصاد» در این گزارش ضمن بررسی تجربه کشورهای متفاوت از جمله فرانسه، انگلستان و آمریکا در طراحی چارچوب قانونی برای پرداختن به مساله تضاد منافع، برخی از راهکارهای پیشنهادی برای برخورد با مساله تضاد منافع را بررسی کرده است.رانت پارلمانیبه عقیده کارشناسان قدرت در یک نهاد عمومی به طور بالقوه فرد را در معرض یک «رانت غیرطبیعی» قرار می دهد. منظور از «رانت غیرطبیعی» هرگونه استفاده ابزاری از منابع عمومی است که استفاده کنندگان از منابع را در یک شرایط نابرابر قرار می دهد. به تعبیری دیگر، رانت غیرطبیعی سوءاستفاده افراد دولتی از منابع، فرصت ها و اطلاعات عمومی است که دست عموم را از آن منابع کوتاه کرده و زمینه استفاده را برای عده اندکی فراهم می کند، بنابراین همه کشور ها در معرض رانت هستند اما چیزی که کشور ها را در رتبه بندی خاصی از رانت قرار می دهد نوع برخورد و مبارزه با رانت است. یکی از منشأ های عمومی ایجاد رانت که تخصیص منابع را از حالت عادلانه خارج می کند، «رانت پارلمانی» است. منظور از رانت پارلمانی هر نوع سوءاستفاده نماینده یا سناتور از موقعیت خود است که به جای لحاظ منافع عمومی، مبنای تصمیمات خود را رفاه خود و بستگان خود لحاظ کند. نماینده به عنوان یک قانون گذار می تواند منشأ ایجاد رانت های گسترده باشد. از جمله مهم ترین رانت های پارلمانی می توان به «سوء استفاده های مالی»، «خویشاوند سالاری» در انتصاب ها، «لابی گری سیاسی» و «رای دهی امتیاز محور» در انتخاب کابینه اشاره کرد. کشور های مختلف بسته به درجه متفاوت حساسیت نسبت به مساله رانت پارلمانی، سیاست های متفاوتی را در پیش گرفته اند.سه علت کلیبا استفاده از بررسی های صورت گرفته، در یک نگاه کلی، مساله «رانت پارلمانی» از سه عامل مهم «کلیت سیاسی حاکم بر جامعه»، «جریمه های قضایی در صورت مشاهده رانت» و عواملی که از زاویه اقتصاد، فرد را در معرض پدیده «تعارض منافع» قرار می دهد، تاثیر می پذیرد. منظور از «کلیت سیاسی حاکم بر جامعه» عواملی مانند نوع انتخابات، ارزش رای سناتور، مکانیزم بودجه ریزی ایالتی و نقش نماینده در انحراف فرآیند بودجه ریزی است. در حوزه «جریمه های قضایی در صورت مشاهده رانت» کشور های مختلف سیاست های متفاوتی را به منظور بازداشتن سناتور ها از رانت پارلمانی در پیش گرفته اند. عمده کشور ها با استفاده از کمیسیون های مختلف مانند «کمیسیون های نظارت بر استاندارد های پارلمان» با وضع جریمه های سنگین تصمیم نمایندگان به استفاده از رانت را تحت الشعاع قرار داده اند. فرانسه از جمله کشور هایی است که به طور گسترده از جریمه های مختلف به منظور اصلاح رفتار نمایندگان استفاده کرده است. از جمله این جریمه ها می توان به حبس تا سه سال، جریمه سنگین و توبیخ اشاره کرد. اگرچه کشور های مختلف در دو زمینه اول سیاست های مختلفی را در پیش گرفته اند، اما بررسی کشور های موفق نشان می دهد که عمده آنها بخش قابل توجهی از سیاست های خود را در زمینه کنترل «تضاد منافع» در پیش گرفته اند.تعارض منافعدر زمینه سوم، تصمیم سناتور ها در حیطه «تعارض منافع» مورد واکاوی قرار می گیرد. در ادبیات اقتصادی زمانی که فرد در یک موقعیت قدرت قرار می گیرد، در معرض پدیده ای به نام «تعارض منافع» است که تصمیم های فرد را تحت الشعاع قرار می دهد به این معنی که فرد می تواند مبنای تصمیمات خود را رفاه عمومی قرار دهد یا اینکه در مقابل، به خاطر منافع شخصی تصمیم های خود را اخذ کند. به طور عمده دو دسته تعارض منافع وجود دارد. در دسته اول به علت برخی ویژگی های مربوط به نماینده(مثلا روابط خانوادگی، روابط سهامداری، اشتغال و ...) منافع شخصی در تعارض با منافع عموم قرار دارد. در دسته دوم منافع عموم جامعه در تعارض با منافع سازمان یا شهر یا ایالتی که نماینده منتفع آن یا در معرض رای مردم آن است، قرار دارد. پدیده «تعارض منافع» نه تنها در حوزه پارلمان بلکه در همه نهاد های عمومی در عمده کشور ها مورد توجه قرار گرفته است. اما چیزی که کشور ها را در زمینه رانت پارلمانی از همدیگر متمایز می سازد سیاست هایی است که آنها برای این پدیده مخرب که فرآیند «تخصیص منابع» را روی ریل غیربهینه سوار می کند، اخذ کرده اند. بررسی ها حاکی از آن است که کشور های موفق همواره سعی کرده اند تا با استفاده از ابزارهای متفاوت مبنای تصمیم سناتور ها را از حالت خود منفعت-محور به حالت رفاه اجتماعی-محور سوق دهند. وارسی تجربه کشور های موفق، حاکی از آن است که این کشور ها با استفاده از 4 ابزار مختلف سعی داشته اند دست پدیده «تعارض منافع» را از سر «تخصیص بهینه منابع» کوتاه کنند. این 4 ابزار «قوانین بازدارنده»، «آزادی چرخش اطلاعات»، «مرام نامه (code of conduct)» و «برخورد های حزبی» هستند. در میان ابزار های ذکر شده دو ابزار «قوانین بازدارنده» و «آزادی چرخش اطلاعات» بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند.قوانین بازدارندهدر وهله اول کشور ها با استفاده از وضع «قوانین بازدارنده» مختلف سعی در کنترل تصمیمات نمایندگان مجلس داشت ...

ادامه مطلب  

رانت خواری یک نماینده و مقام دولتی چگونه قابل مهار است  

درخواست حذف این مطلب
طی ماه های اخیر هشتگ «ژن خوب» به یکی از پرتکرارترین عبارت ها در فضای مجازی کشور تبدیل شده است. فارغ از صحت و سقم اخبار منتشر شده با این کلید واژه، این گونه شیوه پرداختن به مساله ترجیح منافع شخصی سیاستمداران به منفعت عمومی به دلیل توجه به یک بعد ماجرا و غفلت از ریشه ها در میان مدت می تواند موجب تضعیف سرمایه اجتماعی در کشور شود. ۵۵آنلاین :چنین پدیده هایی در کشورهای دیگر نیز وجود داشته اما آنها به واسطه ماهیت تعارض آمیز مناصب سیاسی، چارچوب مشخصی را برای بررسی انحرافات ناشی از اصطکاک بین منافع شخصی و منفعت عمومی ترسیم کرده اند. این چارچوب قانونی مناسبات دستگاه ها و نهاد های عمومی را در دو سطح ایجابی و سلبی تنظیم کرده است. در رویکرد سلبی مصادیق انحراف مشخص و با آنها برخورد می شود. برای مثال در برخی کشورها «اداره مستقل بررسی استاندارد نمایندگان» قوانین مختلفی مبنی بر منع استخدام بستگان درجه یک نمایندگان در حوزه کاری آنها و برخوردهای قانونی متناسب با تخلف وضع کرده اند. در رویکرد ایجابی نیز ابزارهایی چون گردش آزاد اطلاعات منجر به خودکنترلی سیاستمداران می شود. در این گزارش تطبیقی با اشاره به برخی از ابزارهای ضد رانتی در کشورهای مختلف، پیشنهادهایی را برای حداقل سازی رانت ژنتیکی در کشور ارائه کرده ایم.در یک ماه گذشته در فضای خبری کشور خبرهای متفاوتی در حوزه تعامل مجلس و دولت بازنشر شده است. این اخبار عمدتا دو بازه زمانی قبل و بعد از رای اعتماد نمایندگان مجلس به کابینه دولت را پوشش می دهد. قبل از رای اعتماد عمده اخبار منتشر شده در حوزه لابی های بین نمایندگان و وزرای پیشنهادی برای کسب رای و بده بستان های متفاوت بین نمایندگان و وزرای پیشنهادی بود. پس از برگزاری جلسه رای اعتماد نیز بخشی از اخبار با کلیدواژه «ژن خوب»، نحوه استفاده نمایندگان مجلس و نزدیکان آنها از منابع عمومی را بررسی و نقد کرده اند. سوءاستفاده نمایندگان از کرسی نمایندگی به منظور سوق دادن منابع عمومی به سمت عده ای خاص به ویژه در حوزه استخدام بستگان و رانت اطلاعاتی، با عنوان «رانت پارلمانی» شناخته می شود. صرف نظر از صحت یا سقم این اخبار، نبود چارچوب قانونی مرجع برای پرداختن به آن می تواند باعث تحلیل اعتماد سرمایه اجتماعی نسبت به نظام سیاسی کشور شود. بررسی تجربه جهانی نشان می دهد کشورهای مختلف در برخورد با مساله ناشی از «تضاد منافع» شخصی و منفعت عمومی، از دو دسته قوانین استفاده می کنند؛ «قوانین سلبی» که احتمال بروز تخلف در شرایط تضاد منافع را به حداقل می رساند و «قوانین ایجابی» که چارچوب برخورد با تخلف در شرایط «تضاد منافع» را هدفگذاری کرده است. در این گزارش ضمن بررسی تجربه کشورهای متفاوت از جمله فرانسه، انگلستان و آمریکا در طراحی چارچوب قانونی برای پرداختن به مساله تضاد منافع، برخی از راهکارهای پیشنهادی برای برخورد با مساله تضاد منافع را بررسی کرده ایم.رانت پارلمانیبه عقیده کارشناسان قدرت در یک نهاد عمومی به طور بالقوه فرد را در معرض یک «رانت غیرطبیعی» قرار می دهد. منظور از «رانت غیرطبیعی» هرگونه استفاده ابزاری از منابع عمومی است که استفاده کنندگان از منابع را در یک شرایط نابرابر قرار می دهد. به تعبیری دیگر، رانت غیرطبیعی سوءاستفاده افراد دولتی از منابع، فرصت ها و اطلاعات عمومی است که دست عموم را از آن منابع کوتاه کرده و زمینه استفاده را برای عده اندکی فراهم می کند، بنابراین همه کشور ها در معرض رانت هستند اما چیزی که کشور ها را در رتبه بندی خاصی از رانت قرار می دهد نوع برخورد و مبارزه با رانت است. یکی از منشأ های عمومی ایجاد رانت که تخصیص منابع را از حالت عادلانه خارج می کند، «رانت پارلمانی» است. منظور از رانت پارلمانی هر نوع سوءاستفاده نماینده یا سناتور از موقعیت خود است که به جای لحاظ منافع عمومی، مبنای تصمیمات خود را رفاه خود و بستگان خود لحاظ کند. نماینده به عنوان یک قانون گذار می تواند منشأ ایجاد رانت های گسترده باشد. از جمله مهم ترین رانت های پارلمانی می توان به «سوء استفاده های مالی»، «خویشاوند سالاری» در انتصاب ها، «لابی گری سیاسی» و «رای دهی امتیاز محور» در انتخاب کابینه اشاره کرد. کشور های مختلف بسته به درجه متفاوت حساسیت نسبت به مساله رانت پارلمانی، سیاست های متفاوتی را در پیش گرفته اند.سه علت کلیبا استفاده از بررسی های صورت گرفته، در یک نگاه کلی، مساله «رانت پارلمانی» از سه عامل مهم «کلیت سیاسی حاکم بر جامعه»، «جریمه های قضایی در صورت مشاهده رانت» و عواملی که از زاویه اقتصاد، فرد را در معرض پدیده «تعارض منافع» قرار می دهد، تاثیر می پذیرد. منظور از «کلیت سیاسی حاکم بر جامعه» عواملی مانند نوع انتخابات، ارزش رای سناتور، مکانیزم بودجه ریزی ایالتی و نقش نماینده در انحراف فرآیند بودجه ریزی است. در حوزه «جریمه های قضایی در صورت مشاهده رانت» کشور های مختلف سیاست های متفاوتی را به منظور بازداشتن سناتور ها از رانت پارلمانی در پیش گرفته اند. عمده کشور ها با استفاده از کمیسیون های مختلف مانند «کمیسیون های نظارت بر استاندارد های پارلمان» با وضع جریمه های سنگین تصمیم نمایندگان به استفاده از رانت را تحت الشعاع قرار داده اند. فرانسه از جمله کشور هایی است که به طور گسترده از جریمه های مختلف به منظور اصلاح رفتار نمایندگان استفاده کرده است. از جمله این جریمه ها می توان به حبس تا سه سال، جریمه سنگین و توبیخ اشاره کرد. اگرچه کشور های مختلف در دو زمینه اول سیاست های مختلفی را در پیش گرفته اند، اما بررسی کشور های موفق نشان می دهد که عمده آنها بخش قابل توجهی از سیاست های خود را در زمینه کنترل «تضاد منافع» در پیش گرفته اند.تعارض منافعدر زمینه سوم، تصمیم سناتور ها در حیطه «تعارض منافع» مورد واکاوی قرار می گیرد. در ادبیات اقتصادی زمانی که فرد در یک موقعیت قدرت قرار می گیرد، در معرض پدیده ای به نام «تعارض منافع» است که تصمیم های فرد را تحت الشعاع قرار می دهد به این معنی که فرد می تواند مبنای تصمیمات خود را رفاه عمومی قرار دهد یا اینکه در مقابل، به خاطر منافع شخصی تصمیم های خود را اخذ کند. به طور عمده دو دسته تعارض منافع وجود دارد. در دسته اول به علت برخی ویژگی های مربوط به نماینده(مثلا روابط خانوادگی، روابط سهامداری، اشتغال و ...) منافع شخصی در تعارض با منافع عموم قرار دارد. در دسته دوم منافع عموم جامعه در تعارض با منافع سازمان یا شهر یا ایالتی که نماینده منتفع آن یا در معرض رای مردم آن است، قرار دارد. پدیده «تعارض منافع» نه تنها در حوزه پارلمان بلکه در همه نهاد های عمومی در عمده کشور ها مورد توجه قرار گرفته است. اما چیزی که کشور ها را در زمینه رانت پارلمانی از همدیگر متمایز می سازد سیاست هایی است که آنها برای این پدیده مخرب که فرآیند «تخصیص منابع» را روی ریل غیربهینه سوار می کند، اخذ کرده اند. بررسی ها حاکی از آن است که کشور های موفق همواره سعی کرده اند تا با استفاده از ابزارهای متفاوت مبنای تصمیم سناتور ها را از حالت خود منفعت-محور به حالت رفاه اجتماعی-محور سوق دهند. وارسی تجربه کشور های موفق، حاکی از آن است که این کشور ها با استفاده از 4 ابزار مختلف سعی داشته اند دست پدیده «تعارض منافع» را از سر «تخصیص بهینه منابع» کوتاه کنند. این 4 ابزار «قوانین بازدارنده»، «آزادی چرخش اطلاعات»، «مرام نامه (code of conduct)» و «برخورد های حزبی» هستند. در میان ابزار های ذکر شده دو ابزار «قوانین بازدارنده» و «آزادی چرخش اطلاعات» بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند.قوانین بازدارندهدر وهله اول کشور ها با استفاده از وضع «قوانین بازدارنده» مختلف سعی در کنترل تصمیمات نمایندگان مجلس داشته اند. به ع ...

ادامه مطلب  

چه کسی آبروی ما را بیشتر می برد: «متکدیان» یا نمایندگان فراکسیون امید؟ / تحقیر ملت ایران در روز عزت ملی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، روز شنبهدر صحن علنی مجلس در یک مراسم ملی که هر چهار سال یکبار رخ داد فاجعه ای رونمایی شد که دل هر ایرانی را به درد آورد. عده ای از «نمایندگان دوربین به دست» از «فدریکا مودرینی» گدایی عکس می کردند.این حرکت بهت مردم و بسیاری از شخصیت های سیاسی را برانگیخت و نشان داد بی فرهنگی اجتماعی در دل نخبگان جامعه یعنی نمایندگان خانه ملت هم نفوذ کرده است. در زیر به واکنش ها و چرایی وقوع این مساله از زبان کارشناسان و فعالان رسانه ای و سیاسی-فرهنگی پرداخته ایم.این حقارت را دست به دست نکنیدمحسن مهدیان در کانال تلگرامی «کشکول» به انتشار تصاویر عطش بعضی نمایندگان مجلس برای گرفتن عکس سلفی و یادگاری با موگرینی واکنش نشان داده و آن را حقارت آمیز و ناشی از خودکم پنداری خوانده است؛این عکس یادگاری یکی از تلخ ترین صحنه های سیاسی است که در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد. مساله برجام و هسته ای و موگرینی نیست. مساله هیجان زننده ایست که در دل این تصویر نهفته است. چه بسا عکس یادگاری هم منعی نداشت؛ با بدتر از موگرینی هم منع نداشت.متاسفانه این عکس اصلا سیاسی نیست. ای کاش می شد از این عکس برداشت سیاسی کرد؛ مثل اینکه عطش سیاسی برای عکس یادگاری با موافقان برجام. اما اینطور نیست و این برداشت خطاست. این عکس یک تحقیر ملیست نه به جهت اینکه با "میاندار برجام" به یادگار مانده است؛ بلکه حقارتش به جهت "هیجان خود کم پنداری" است.یکی از نمایندگان حاضر در این عکس که گویا در زمان عکس گرفتن زشتی رفتارش را درک نکرده است، با دیدن تصاویر مجبور به عذرخواهی شد. اما عذرخواهی از چه چیز؟ اتفاقا هیچ خطائی صورت نگرفته است. این عکس منویات قلبی و خصائص درونی است که در یک بزنگاه خودش را نشان داده است. خطائی نیست که عرض اعتذار ببرد. کسی که ترسید رنگش زرد می شود. از زردی رنگ که عذرخواهی نمی کنند.درون مان چه خبر است که چنین سراسیمه شدیم که نکند از قاب عکس جا بمانیم؟نماینده مجلس، نماینده ملت است. این عکس ها تصویر ملت ماست؟ ملت ما اینگونه اند؟ کرامت و عزت نفس و علو هویتی مردم ما چنین است؟خواستم بنویسم این عکس ها را دست به دست کنید تا همگان باخبر شوند که در خانه شان چه خبرست؛ اما نگران شدم خدای نکرده این عکس ها دست پدران و مادران شهدا بیافتد. غصه نمی خورند؟ رنج نمی کشند؟ احساس حقارت نمی کنند؟کاش سطح اختلاف با این مجلس شبیه مجلس ششم بود. کاش دعوای هر روزمان سیاسی بود. کاش سر اولویت آزادی یا عدالت بحث می کردیم. اما این مجلس یکبار برای دفاع دختر از حقوق نجومی پدر خبرساز می شود. یکبار شکستن دماغ مامور قانون. حالا هم هیجان مشمئز کننده برای عکس یادگاری.چه اتفاقی افتاده است؟آن قدیم ها نگران "انحراف سیاسی" مسئولین بودیم و حالا نگران "کوتاهی سیاسی" شان. بماند در تاریخ که اینها نتیجه رای دادن با "تکرار می کنم..." است.دنیای مبتذل سلبریتی زدهوحید یامین پور مجری برنامه جهان آرا در یادداشتی نوشت:پرده اول:چند روز پیش از این بر سر مزار استاد شهید مرتضی مطهری مشغول فاتحه خواندن بودم که چند نوجوان حدوداً ۱۶ یا ۱۷ ساله جلوی سنگ قبر ایستادند.یکی از آنها با شیطنت گفت "این همونیه که ما کشته شدنش را جشن میگیریم؛ روز معلم."بقیه سعی کردند روی سنگ قبر را بخوانند تا اسم صاحب آنرا پیدا کنند.بعدی انگار کشفی کرده باشد گفت: "آهان همون عینکیه!"معطل نکردند و رفتند.من بهت زده بودم؛ حتی نام ایشان را به خاطر نیاوردند؛ "همون عینکیه" کل نشانی بود که از استاد مطهری داشتند.پرده دوم:چند ساعت بعد خبر حضور دو بازیکن ایرانی یک تیم یونانی در بازی با یک تیم رژیم صهیونیستی کل فضای مجازی را در نوردید. سلبریتی ها دست به کار شدند و عامیانه ترین استدلال ها را برای توجیه این اتفاق تراشیدند. در کمال ناباوری طی چند ساعت همین توجیهات دهان به دهان و کامنت به کامنت، همه جا را پُر کرد!پرده سوم:روز تحلیف، تصویر جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ژست هایی سخیف در حال عکس گرفتن با خانم موگرینی منتشر شد. عکس گرفتن با خانم موگرینی، به مثابه سلبریتی سیاست زدگان، یک رسوایی بزرگ است. نه برای یک جریان یا جناح سیاسی، بلکه برای فرهنگی که سالها سیاست ورزی را شعبه ای از دینداری معرفی کرده و واژگان "خدمت" و "تکلیف" را بی محابا مصرف کرده است.همه چیز ابتذال معانی را گواهی می دهد. سلبریتی ها جای متفکرین، رسانه ها جای معلّمان و اپورچونیست ها جای تکلیف گرایان را تنگ کرده اند. نظام تعلیم و تربیت ما آشکارا زمین گیر شده و ما درمان آنرا در نسخه هایی چون ۲۰۳۰ می جوییم.چه کسی آبروی ما را بیشتر می برد؟ «متکدیان» و «اتباع افغانی» یا نمایندگان مجلس امید؟ نادرفتوره چی در یادداشتی نوشت:1. سخنانی که در بالای دو عکس «حقارت آمیز» نمایندگان مجلس با فدریکا موگرینی ملاحظه می کنید، متعلق به معاون استاندار تهران است که از «پاکسازی» متکدیان و « اتباع افغانی » یعنی همان «مستضعفان» و «پابرهنگان» سابق، برای «حفظ آبرو» در منظر هیات های خارجی شرکت کننده در مراسم تحلیف خبر داده است.اکنون سوال این است:شما «مستضعفان» و «گورخواب ها»و«افغانی ها» را از سطح شهر «پاکسازی» کردید، اما نمایندگان را توجیه نکردید که کمی «آبروداری» کنند؟ چه کسی آبروی ما را بیشتر برد؟ «متکدیان» و «اتباع افغانی» یا «نمایندگان» مجلس «امید»؟2. هیچ تصویری به این وضوح نمی تواند «احساس واقعی» مقامات ما نسبت به «غرب» را بازتاب دهد. به قول فروید« در پس هر نفرت اغراق شده، یک شیفتگی و میل شدید در حال سرکوب است».3.ز این عکس می تواند فهمید چرا همه «آقازاده ها» در اروپا و آمریکا زندگی می کنند.4.این عکس مرا یاد یک خاطره انداخت: در اولین همایش شوراهای شهر و روستا، در پایان همایش، منتخبان به جای عکس با خاتمی که رئیس جمهور بود، با «حیاتی»(مجری برنامه و گوینده اخبار) عکس یادگاری می گرفتند.5.دیروز سالگرد «انقلاب مشروطه» بود.سلفی گرفتن مشکل سیاسی نیست، فرهنگی استتقدیم به سلفی بازهای خانه ملتخبرگزاری ایسنا در گزارشی نوشت:توجه خاص سعودی ها به ایوانکا ترامپ، دختر رییس جمهور آمریکا را یادتان می آید؟ همان رفتارهای سوال برانگیز برخی مقامات سعودی در قبال دختر ترامپ که در حاشیه سفر رئیس جمهور ایالات متحده به این کشور رخ داد و در شبکه های اجتماعی سوژه عام و خاص شد. حتی ما ایرانی ها هم در آن روزها رفتار سعودی ها را به سخره گرفتیم ...حالا تنها چند ساعت پس از برگزاری این مراسم به جای اینکه شاهد عکس ها و اخبار رسمی از این رویداد مهم باشیم، شاهد انتشار عکس هایی از تعدادی از نمایندگان در خانه ملت هستیم که در حال تقلا کردن برای ثبت یک عکس با فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هستند.اینکه چنین رفتار ...

ادامه مطلب  

بازی های همبستگی کشورهای اسلامی شانس کسب 4 مدال برنز برای فرنگی کاران کشورمان (عکس)  

درخواست حذف این مطلب
طرفداری- مسابقات روز دوم رقابت های کشتی فرنگی چهارمین دوره بازی های همبستگی کشورهای اسلامی از صبح امروز (پنج شنبه) در شهر باکو پایتخت کشور آذربایجان در حال برگزاری است و در پایان دیدارهای مقدماتی چهار نماینده کشورمان به دیدار رده بندی راه یافتند.به گزارش روابط عمومی فدراسیون کشتی در وزن 66 کیلوگرم مهدی زیدوند پس از استراحت در دور نخست در دور دوم مقابل کامران ممدوف قهرمان جوانان جهان و دارنده مدال برنز اروپا از آذربایجان رفت و با نتیجه 6 بر صفر مغلوب این کشتی گیر شد. اما با توجه به حضور این کشتی گیر در دیدار فینال زیدوند به دیدار رده بندی رفت تا عصر ام ...

ادامه مطلب  

شکست تیم ملی فوتسال ایران در دیدار دوستانه مقابل کرواسی  

درخواست حذف این مطلب
شکست تیم ملی فوتسال ایران در دیدار دوستانه مقابل کرواسیشماره خبر : 138457 تیم ملی فوتسال ایران که برای انجام دو دیدار دوستانه به کرواسی سفر کرده است در نخستین دیدار خود با نتیجه 4 بر 2 شکست خورد.تیم ملی فوتسال ایران در نخستین دیدار تدارکاتی خود شامگاه دوشنبه در شهر دوبرونیک کروا ...

ادامه مطلب  

نجفی: گزارش جدید آژانس تاییدی دیگر بر فعالیت های هسته ای ایران در چارچوب برجام است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم رضا نجفی نماینده کشورمان در آژانس بین المللی انرژی اتمی که امروز منتشر شد گفت: اولین گزارش آمانو در سال 2017 منتشر شد گزارش بار دیگر تایید کرده که تمام فعالیتهای هسته ای ایران در چارچوب برجام پیش می رود.وی افزود: بطور کلی بیشتر گزارش مشابه گزارش قبلی است و فقط تحولات فنی از زمان گزارش قبلی تا حالا اضافه شده است. مهمترین تحول ذکر شده در گزارش تزریق گاز به سانتریفیوژ آی آر 8 می باشد که تاییدی بر ادامه فعالیتهای تحقیق و توسعه هسته ای کشورمان بر طبق برنامه دراز مدت اعلام شده از سوی ایران است. (این تحول و دستاورد فنی ...

ادامه مطلب