جام نیوز jamnews حزب حاکم ارمنستان در انتخابات پارلمانی پیروز شد :: نشریه خبری پایدار


ارمنستان دروازه امن به اروپا  

درخواست حذف این مطلب
تهران- ایرنا- روزنامه شرق در گفت وگو با سِرژ سرکیسیان رییس جمهوری ارمنستان در آستانه سفر به ایران، نوشت: قفقاز به ویژه قفقاز جنوبی همواره به عنوان یک منطقه راهبردی، جایگاه ویژه ای در ایران داشته است. یکی از کشورهای قفقاز جنوبی، ارمنستان است که همسایه شمالی ایران است. ۵۵آنلاین :در ادامه این گزارش می خوانیم: ارمنستان در دو و نیم دهه گذشته روابط باثبات و دوستانه ای با ایران داشته و دارد. روزهای آینده تهران میزبان شماری از رهبران و مقامات خارجی است که برای شرکت در مراسم تحلیف ریاست جمهوری عازم ایران هستند، یکی از این مقامات عالی رتبه که در مراسم تحلیف آقای روحانی شرکت خواهد کرد، ریاست جمهوری ارمنستان آقای سِرژ سرکیسیان است. به دلیل اهمیت سفر رئیس جمهوری ارمنستان به ایران، روزنامه «شرق» اقدام به اعزام یکی از پژوهشگران مطالعات منطقه ای و قومی کشور و از تحلیلگران و نویسندگان روزنامه «شرق» یعنی احسان هوشمند به ایروان کرد تا مصاحبه ای با آقای سِرژ سرکیسیان رئیس جمهور ارمنستان ترتیب دهد. مصاحبه حاضر ماحصل گفت وگوی احسان هوشمند با ریاست جمهوری کشور ارمنستان است.رئیس جمهور سرکیسیان در ٣٠ ژوئن ١٩٥٤ در شهر استِپاناکِرت متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را آنجا پی گرفت و در سال ١٩٧١ به دانشگاه دولتی ایروان راه یافت. او بین سال های ١٩٧٢ تا ١٩٧٤ خدمت سربازی خود را در اتحاد جماهیر شوروی سابق گذراند و در سال ١٩٧٩ در رشته زبان شناسی از دانشگاه دولتی ایروان فارغ التحصیل شد. در سال ١٩٧٥ کارش را در یک کارخانه سازنده قطعات الکتریکی در ایروان آغاز کرد و تا سال ١٩٧٩ در آنجا مشغول به کار بود. سِرژ سرکیسیان فعالیت سیاسی خود را در قالب عضویت در حزب کمونیست شوروی سابق در ارمنستان آغاز کرد و در سال های ١٩٧٩ تا ١٩٨٨ به عنوان دبیر دوم کمیته جوانان حزب کمونیست در شهر استپاناکرت فعالیت داشت. بعدها به عنوان دبیر اول بخش تبلیغاتی حزب کمونیست مشغول به کار شد. سپس به عنوان دستیار اول هنریک پوغوسیان رهبر کمیته محلی ناگورنو قراباغ انتخاب شد و از سال ١٩٨٩-١٩٩٣ به عنوان رئیس کمیته نیروهای خودمختار قراباغ مشغول به فعالیت شد. سِرژ سرکیسیان در سال ١٩٩٠ به عنوان نماینده شورای عالی ارمنستان انتخاب شد و در ١٩٩٣ تا ١٩٩٥ مسئولیت وزارت دفاع جمهوری ارمنستان بر عهده او بود و در سال ١٩٩٥ تا ١٩٩٦ به عنوان رهبر دپارتمان امنیت دولت ارمنستان و بعدها به عنوان وزیر امنیت ملی انتخاب شد. سِرژ سرکیسیان در سال ١٩٩٦ تا ١٩٩٩ به عنوان وزیر امنیت ملی و امنیت داخلی جمهوری ارمنستان فعالیت می کرد و در سال ١٩٩٩ مسئولیت امنیت ملی دولت ارمنستان را برعهده گرفت. سرکیسیان از سال ١٩٩٩ تا ٢٠٠٠ مسئولیت رئیس دفتر ریاست جمهوری ارمنستان را برعهده داشت و از ١٩٩٩ تا ٢٠٠٧ به عنوان دبیر امنیت ملی ارمنستان که از طرف رئیس جمهوری ارمنستان فرمانش ابلاغ می شود، انتخاب شد. او دوباره از سال ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٧ وزیر دفاع جمهوری ارمنستان بود و در چهارم آوریل ٢٠٠٧ و در زمان ریاست جمهوری روبرت کوچاریان به عنوان نخست وزیر جمهوری ارمنستان و در هفتم ژوئن ٢٠٠٧ بعد از انتخابات پارلمانی مجددا به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. سِرژ سرکیسیان از سال ٢٠٠٨ و در دو دوره متوالی رئیس جمهور ارمنستان است.او از سال ٢٠٠٦ عضو حزب جمهوری ارمنستان بوده و از سال ٢٠٠٧ به عنوان رئیس شورای حزب جمهوری ارمنستان برگزیده شده است. علاوه بر ریاست جمهوری سِرژ سرکیسیان در حال حاضر ریاست فدراسیون شطرنج ارمنستان را نیز برعهده دارد.رئیس جمهور سرکیسیان در سال ١٩٨٣ با همسرش خانم ریتا سرکیسیان که معلم موسیقی است، ازدواج کرده و صاحب دو دختر است. در ارمنستان فعالیت روزنامه ها و رسانه ها آزاد است و جمهوری ارمنستان در دوران ریاست جمهوری سرژ سرکیسیان از معدود جمهوری های قفقاز و آسیای میانه است که روزنامه نگار زندانی نداشته و مطبوعات مخالف و موافق به صورت آزادانه مشغول به فعالیت هستند.سِرژ سرکیسیان در دوران ریاست جمهوری و نیز سایر مسئولیت های خود همواره بر اهمیت روابط با تهران و گسترش همه جانبه روابط با ایران تأکید کرده است. او سال گذشته و به هنگام سفر رهبر کاتولیک های جهان ضمن اشاره به روابط ایران و ارمنستان به عنوان دو کشور مسیحی و مسلمان تأکید کرد که روابط این دو می تواند الگوی مناسبی از روابط کشورها با دین و مذهب متفاوت باشد؛ آن هم در جهانی که شاهد گسترش افراط گرایی است. لازم به ذکر است این مصاحبه در دفتر سِرژ سرکیسیان در شهر ایروان پایتخت ارمنستان برگزار شد. **با تشکر صمیمانه از جناب عالی، به عنوان نخستین پرسش مایلم بپرسم ارزیابی جناب عالی از روابط ایران و ارمنستان چگونه است؟پیش از هر چیز مایلم به خاطر فرصتی که شما و روزنامه «شرق» برای گفت وگو با ملت دوست و برادرمان یعنی فراهم آوردید، مراتب خشنودی خود را اعلام کنم.در ارتباط با اولین سؤال شما، باید خاطرنشان کنم که برای پیشرفت هرچه بیشتر روابط خاص میان دو کشور و ملت های ما زمینه های فراوانی وجود دارد، که ریشه های این زمینه ها از ژرفنای هزاره ها سرچشمه می گیرند. دوستی بین مردم ایران و ارمنستان آن قدر مستحکم است، که ما فقط باید مشترکاتی را که از اعماق سده ها به ما به ارث رسیده و موجب اتحاد ما می شود حفظ کرده و به فکر گسترش و تعمیق هر چه بیشتر این روابط باشیم که در واقع این میراث بزرگ، ریشه و بستر اطمینان بخش مناسبات ما است. دو کشور ارمنستان و ایران از وارثان کهن ترین و ثروتمندترین تمدن های منطقه هستند. دو کشوری که همسایگی چندین هزار ساله، آنان را با رشته هایی ناگسستنی به همدیگر پیوند داده است.سال ٢٠١٧ میلادی بیست وپنجمین سالگرد روابط نوین دو کشور است. در ٢٥ سال گذشته یعنی پس از استقلال ارمنستان روابط دو کشور ارمنستان و ایران پیوسته سیر صعودی خود را پیموده و زمینه های مختلفی از گفت وگوی سیاسی از عالی ترین سطح تا همکاری های تنگاتنگ اقتصادی- بازرگانی، از مناسبات مردمی تا همکاری های علمی، آموزشی و فرهنگی را دربرمی گیرد. **روابط عمیق ایران و ارمنستان چه نقشی در ایجاد و گسترش صلح منطقه ای و جهانی دارد؟ارمنستان و ایران در همسایگی یکی از بی ثبات ترین و ناآرام ترین مناطق کره خاکی قرار دارند. در برخی از کشورهای هم جوار شاهد وحشیگری های تروریست ها هستیم. بخش های بزرگی از این کشورها در کنترل ساختارهای افراطی ننگین یا همان داعش قرار دارند و بازتاب آن از این مناطق به دیگر کشورهای منطقه نیز سرایت می کند و ما به تازگی شاهد هدف قرارگرفتن کشور دوست یعنی جمهوری اسلامی ایران از طرف گروه تروریستی یادشده بودیم. در چنین شرایطی باید همه جوامع بین المللی به صورت مشترک در تحکیم امنیت و صلح منطقه بکوشند و تلاش های خود را در راه مبارزه با افراط گری منسجم کنند. در حقیقت، تمام مساعی دو کشور ارمنستان و ایران متوجه امنیت و برقراری صلح و ثبات منطقه ای است. به عقیده این جانب ارمنستان و ایران در یک امر مهم اشتراک نظر دارند و آن این است که سیاست بین المللی هر دو کشور متکی بر آرمان عدالت خواهی است و این از نظر حل صلح آمیز و اساسی بسیاری از مسائل موجود بی اندازه مهم است. **در دیدار سال گذشته جناب عالی با پاپ فرانسیس، رهبر دینی کاتولیک های جهان، شما با تمجید از روابط برادرانه ایران و ارمنستان اشاره داشتید که این روابط و همکاری میان دو کشور مسلمان و مسیحی یک نمونه است، به نظر جناب عالی در چه حوزه هایی می توان امیدوار بود این روابط بیش از پیش گسترش یابد؟با اطمینان کامل می توان اعلام کرد ارمنستان و ایران به بهترین نحو این واقعیت انکارناپذیر را به جهانیان نشان می دهند که مردم با عقاید مذهبی مختلف می توانند در صلح و صفا زندگی کنند و بدون استثنا در همه زمینه هایی که برای هر دو کشور و ملت سودمند باشد، در توسعه روابط دوستانه و همکاری های مؤثر بکوشند. اطمینان دارم روابط نزدیک مردم دو کشور و اشتراکات فرهنگی آنها مبتنی بر مناسبات حُسن هم جواری شکل گرفته در طول قرن ها و متکی بر نقطه آغازین گفت وگوی مسیحیت و اسلام که از ارزش های والای انسانیت هستند، کمک می کنند روابط دو کشور به طور مستمر به سطوح جدید کیفی برسند. از این نگاه روابط ارمنستان و ایران بدون اغراق روابطی نمونه و منحصربه فرد است، چون ما در راه استحکام این روابط به بهترین نحو قادر هستیم ارزش های سنتی قرون گذشته را با واقعیت های معاصر هماهنگ کنیم. **موضع ارمنستان در برابر گسترش تروریسم و افراط گرایی چیست؟ ایران و ارمنستان دراین باره چه اقدامات مشترکی را می توانند در دستور کار قرار دهند؟همان گونه که قبلا ذکر کردم، خطر تروریسم در جهان پیش از هر زمانی به چالشی جدی مبدل شده است. در این شرایط جامعه جهانی باید در راستای تأمین امنیت و ثبات داخلی بکوشد و اجازه ندهد گروه های تروریستی در سرزمین های آنها مستقر شوند. درعین حال باید همکاری های بین دولتی را در زمینه های مبادله اطلاعات و پیشگیری از تهدیدها توسعه بخشید و همچنین باید در مبارزه با تروریسم اراده مشترک و قاطعیت نشان داد. موضع گیری قاطعانه در مبارزه با تروریسم و تحمل ناپذیری واقعی این پدیده ضرورتی حیاتی است. جامعه جهانی در راه ریشه کن کردن طاعون وحشتناک تروریسم که بشریت متمدن را تهدید می کند، باید بکوشد و راه های حمایت های مالی آن را مسدود کند. متأسفانه بعضی از کشورهای منطقه ما با دنبال کردن مقاصد مشکوک مقطعی، با تروریست ها همکاری می کنند، به آنها پناه می دهند و از آنها حمایت به عمل می آورند. در مقابل چنین رفتارهایی باید نابردباری از خود نشان داد. **برای توسعه روابط در حوزه گردشگری هم شاهد اجرائی شدن لغو روادید میان دو کشور بودیم، لغو روادید میان ایران و ارمنستان می تواند چه دستاوردهایی در پی داشته باشد؟ آیا برای توسعه گردشگری میان ایران و ارمنستان زیرساخت های لازم ازجمله راه های ریلی و زمینی و هوایی و هتل ها و سایر خدمات این بخش تدارک دیده شده است؟ما اهمیت زیادی به لغو روادید بین دو کشور که اثرات مثبتی بر توسعه روابط بین دست اندرکاران تجارت، سرمایه گذاری و ت ...

ادامه مطلب  

چشم انداز روشن تعاملات ایران و ارمنستان  

درخواست حذف این مطلب
جمهوری ارمنستان کشوری در قفقاز جنوبی است و با کشورهای گرجستان، جمهوری آذربایجان، ترکیه، ایران و نخجوان مرز مشترک دارد. گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد این کشور محسوب می شود و این صنعت نقش مهمی را در اقتصاد آن ایفا می کند و در سال های گذشته نیز، ورود گردشگران خارجی به این کشور افزایش داشته است.ایران و ارمنستان همواره با یکدیگر دارای ارتباط گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده اند. کارشناسان بر این باورند که تعاملات این 2 کشور می تواند الگویی موفق از روابط 2 ملت کهن و دارای تمدن، فرهنگ بالا و ارزش های سنتی باشد چرا که تهران و ایروان در تمام عرصه ها به بهترین شکل با هم همکاری و تعامل داشته اند. پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سفر «سرژ سرکیسیان» رییس جمهوری ارمنستان به ایران به بررسی و واکاوی روابط 2 کشور در دولت یازدهم اقدام کرده است.**چهارم مرداد 1396- «آرا بابلویان» رییس مجلس ارمنستان در آستانه سفر رییس جمهوری این کشور به تهران با تاکید بر ضرورت توسعه همه جانبه روابط تهران و ایروان گفت: برای ما فعالیت گروه های دوستی پارلمانی اهمیت بسیاری دارد و گروه های دوستی به تعمیق و گسترش روابط دو کشور کمک می کنند. روابط پارلمانی یکی از مهم ترین و کلیدی ترین جزئیات دستور کار روابط ایران و ارمنستان است که ما شاهد همکاری موثر و مفید و روابط نزدیک هستیم.** 20 تیر 1396- «محسن ضیایی» رییس سازمان هلال احمر در گفت وگو با «تونویان» وزیر وضعیت های فوق العاده جمهوری ارمنستان برای تشکیل کارگروه مشترک مرتبط، برگزاری مانور و دوره های آموزشی کوتاه و بلندمدت، ایجاد کلینیک درمانی، استفاده از تجربیات ایران در ایجاد پایگاه های امداد جاده ای، همکاری های استانی در مناطق مرزی برای کمک رسانی و واکنش سریع هنگام بروز مخاطرات و حوادث اعلام آمادگی کردند.**16 تیر 1396- «محمد فرهادی» وزیرعلوم، تحقیقات و فناوری و «لئون مکردیچیان» وزیر علوم و آموزش ارمنستان در شهر ایروان پایتخت این کشور تفاهم نامه همکاری های علمی، آموزشی، پژوهشی و فناوری امضا کردند.در چارچوب تفاهم نامه همکاری 2 وزارت خانه توافق کردند، همکاری ها میان نهادهای علمی، دانشگاهی و موسسه های پژوهشی را تقویت کنند و راه های روابط بین جوامع علمی 2 کشور را توسعه دهند. در این تفاهم نامه پنج ساله و قابل تمدید در زمینه اجرای طرح های مشترک پژوهشی، برگزاری همایش های علمی، اعطای متقابل بورس، تبادل استادان و اعضای هیات علمی و تجربیات در حوزه های پارک های علم و فناوری و شرکت های دانش بنیان مورد تاکید قرار گرفته است.** 13 تیر 1396- «مجتبی خسرو تاج» قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت به همراه «علی اکبر مهرفرد» قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی و مدیرانی از وزارتخانه های صنعت، معدن و تجارت و جهاد کشاورزی که به منظور پیگیری گفت گوهای اوراسیا، تهیه فهرست کالاهای مورد مبادله و برقراری تعرفه های تجاری به ارمنستان سفر کرده بود با «سورن کارایان» وزیر توسعه اقتصادی ارمنستان و معاون وزیر کشاورزی ارمنستان، درباه صادرات ماشین آلات کشاورزی مورد نیاز ارمنستان از ایران به گفت و گو پرداخت.**31 خرداد 1396- «اشرف بروجردی» رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در دیدار با «آرداشس تومانیان» سفیر ارمنستان در ایران با اشاره به روابط نزدیک و دوستانه تهران و ایروان بر گسترش همکاری های فرهنگی ایران و ارمنستان تاکید کرد.**23 بهمن 1395- «محمدجواد ظریف» و «ادوارد نعلبندیان» وزیران خارجه ایران و ارمنستان در پیام هایی، بیست و پنجمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک تهران و ایروان را تبریک گفتند.**14 بهمن 1395- «کارن کاراپتیان» نخست وزیر ارمنستان در دیدار «سیدکاظم سجادی» سفیر ایران در ایروان در زمینه راه های گسترش روابط در عرصه های مختلف گفت وگو و بر آمادگی ایروان برای رسیدن به توافق سوآپ گازی با تهران و عشق آباد تاکید کرد.** 13 بهمن 1395- «ویگن سرکسیان» وزیر دفاع ارمنستان در سفر به تهران با «علی لاریجانی» رییس مجلس شورای اسلامی دیدار و ضمن ابراز خرسندی از سفر به ایران گفت: میان دو کشور ایران و ارمنستان نیازهای حیاتی برای گسترش همکاری ها وجود دارد و ما در دیدار با مقامات ایرانی زمینه های این همکاری ها را مورد بررسی قرار دادیم. برای ما گسترش همکاری های پارلمانی خیلی اهمیت دارد و با توجه به انتخابات مجلس ما که تا دو هفته دیگر برگزار خواهد شد، تلاش خواهیم کرد که گروه دوستی جدید ایران و ارمنستان را هرچه سریعتر تشکیل دهیم تا بتوانیم سطح روابط را ارتقاء بخشیم.- «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه در دیدار با «ویگن سرکیسیان» وزیر دفاع ارمنستان با اشاره به وجود روابط تاریخی و نهادینه میان ایران و ارمنستان گفت: مناسبات دو کشور در دنیای کنونی که گرایش های افراطی تحت نام ادیان مختلف در حال گسترش است، می تواند رابطه ای نمونه باشد و شاهدیم که این روابط در حوزه های مختلف بخوبی به پیش می رود.**12 بهمن 1395- «سرتیپ پاسدار حسین دهقان» و «ویگن سرکیسیان» وزیران دفاع ایران و ارمنستان در یک گفت وگوی دو جانبه در محل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح کشورمان بر گسترش صلح، ثبات و امنیت پایدار در منطقه تأکید کردند.** سوم دی 1395- همزمان با سفر «حسن روحانی» رییس جمهوری ایران به ارمنستان، مقامات 2 کشور پنج یادداشت تفاهم و موافقتنامه همکاری در حوزه های گردشگری، موزه، ورزش و امور مرزی امضا کردند.موافقتنامه میان دولت جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان در مورد استفاده مشترک از دروازه مرزی نوردوز – مغری، یادداشت تفاهم همکاری میان وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران و وزارت وضعیت های اضطراری جمهوری ارمنستان در زمینه شرایط اضطراری و یادداشت تفاهم همکاری های جهانگردی میان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری جمهوری اسلامی ایران و وزارت توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری جمهوری ارمنستان بخشی از این اسناد امضا شده است.همچنین یادداشت تفاهم همکاری های میان موزه ای با موزه ملی ایران و موزه تاریخ ارمنستان و یادداشت تفاهم همکاری بین وزارت ورزش و جوانان جمهوری اسلامی ایران و وزارت ورزش و جوانان جمهوری ارمنستان در زمینه ورزش، دیگر اسناد امضا شده در راستای تحکیم همکاری های دوجانبه است.** دوم دی 1395- «مجتبی روزبهانی» سفیر ایران در قرقیزستان، سفر «حسن روزحانی» رییس جمهوری اسلامی ایران به قرقیزستان را سبب مساعد شدن فضای فعالیت برای تجاری ایرانی و افزایش صادرات غیرنفتی کشورمان دانست.- پیرو امضای یادداشت تفاهم همکاری میان رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشورمان و وزیر فرهنگ ارمنستان؛ «محمدرضا کارگر» مدیرکل امور موزه ها و اموال منقول فرهنگی و تاریخی تأکید کرد که امضای تفاهم نامه در حوزه های فرهنگی، به شناخت مشترکات فرهنگی کشورها از هم منجر می شود.** یکم دی 1395- «حسن روحانی» رییس جمهوری اسلامی ایران به همراه هیاتی عالی رتبه وارد ایروان شد و در فرودگاه بین المللی زوارتنوتس مورد استقبال «سرژ سرکیسیان» رییس جمهوری ارمنستان قرار گرفت.- «حسن روحانی» رییس جمهوری در نشست مشترک هیات های عالی رتبه ایران و ارمنستان در ایروان با استقبال از توسعه روابط و همکاری با ارمنستان در حوزه های انرژی، ترانزیت ریلی، فرهنگی و محیط زیست گفت: ایران به دنبال توسعه روابط با کشورهای عضو اوراسیا با هدف گیری تجارت آزاد است.- جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان در بیانیه ای مشترک که در جریان سفر رسمی حجت الاسلام و المسلمین «حسن روحانی» رییس جمهوری به ایروان منتشر شد، تاکید کردند که برای ارتقای بیش از پیش روابط اراده قاطع دارند.– «ناتالی گولی» معاون کمیته روابط خارجی مجلس سنای فرانسه گفت: سفر رییس جمهوری ایران به ارمنستان می تواند گام مهم و موثری برای حل مسالمت آمیز مناقشه قره باغ باشد.- «سیدکاظم سجادی» سفیر ایران در ارمنستان گفت: سفر رییس جمهوری به ایروان گام اصلی گسترش فراگیر روابط دوجانبه، منطقه ای و همچنین زمینه ساز توسعه فرصت های فعالیت های بازرگانی و ترانزیتی با اروپا است.** 29 آذر 1395- «واهان مارتیروسیان» وزیر حمل و نقل، ارتباطات و فناوری اطلاعات ارمنستان در دیدار «سیدکاظم سجادی ...

ادامه مطلب  

نخست وزیر در شرایط فعلی بازیچه دست نمایندگان می شود/ مردم به تغییر نظام ریاستی به پارلمانی رأی نمی دهند/ بدون نظام حزبی، نظام پارلمانی یک فسا?  

درخواست حذف این مطلب
مشکل قانون اساسی از نگاه عباس عبدی/ نخست وزیر در شرایط فعلی بازیچه دست نمایندگان می شود/ تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی فاجعه جدی ایجاد می کند/ مردم به تغییر نظام ریاستی به پارلمانی رأی نمی دهند/ ترجیحم این بود جای دولت احمدی نژاد نظام پارلمانی درب و داغون داشته باشیم/ پارلمان به معنای واقعی کلمه معرف جامعه ایران نیست/ در یک مجلس خوب «علی مطهری» جزو نیروهای متوسط بود/ مهمترین مشکل قانون اساسی ایجاد ساختار دوگانه است/ قانون اساسی ما یک الگوبرداری ناقص از نظام های غربی است/ بدون نظام حزبی، نظام پارلمانی یک فساد تمام عیار خواهد شد/ نظام پارلمانی را به شرط ایجاد نظام حزبی ترجیح می دهم/ در شرایط فعلی ایجاد نظام پارلمانی به نفع کشور نیست/ مجلس فعلی حداکثر 30 درصد جامعه را نمایندگی می کند و هشدار درباره احتمال بروز یک خطر برای نظام از مهمترین بخش های سخنان «عباس عبدی» است.«عباس عبدی» روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گویی با «تابناک» پیرامون مساله مطرح شده درباره احتمال بازنگری در قانون اساسی و تبدیل نظام ریاستی به نظام پارلمانی اظهار نظر کرد. او در این گفت و گو به معایب قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی اشاره کرد.وی آنچه را که برخی نمایندگان مبنی بر احتمال تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی دنبال می کنند، نیاز فعلی جامعه نمی داند و بر این عقیده است که موضوعاتی دیگر وجود دارد که در صورت بازنگری در قانون اساسی می توان نسبت به اصلاح آن اقدام کرد. عبدی البته بر این نظر است که اگر نظام حزبی در کشور استقرار پیدا کند، طبیعتا او هم خواستار شکل گیری نظام پارلمانی است، اما اگر در این شرایط و بدون ایجاد زیر ساخت ها نسبت به تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی اقدامات لازم انجام شود، اولا مردم به آن رأی نخواهند داد در ثانی به فرض هم اگر رأی بیاورد یک فساد تمام عیار ایجاد خواهد کرد.آنچه در ادامه می خوانید پاسخ «عباس عبدی» به 7 سئوال خبرنگار «تابناک» در خصوص مساله بازنگری احتمالی در قانون اساسی است.· سئوال تابناک:اخیرا «عزت الله یوسفیان ملا» رئیس کمیسیون تدوین آئین نامه داخلی مجلس گفته که احتمال ارسال نامه نمایندگان به رهبری برای بازنگری در قانون اساسی وجود دارد، با توجه به اینکه از زمان اعمال آخرین تغییرات در قانون اساسی 28 سال می گذرد، چقدر نیاز می بینید که بازنگری در قانون اساسی صورت بگیرد؟- پاسخ عباس عبدی: واقعیت این است که با توجه به تغییراتی که در این سال ها در ایران انجام شده و تجربه ای که از این 4 دهه در ایران داریم، اشکالات قانون اساسی زیاد است. ولی این اشکالات آن موردی نیست که آقایان درصدد اصلاح آن هستند و اصلا مساله این نیست. مشکل قانون اساسی از نگاه عباس عبدیمساله نظام تدبیر است که ضعف های جدی دارد و ربطی هم به این موضوعات ندارد. مشکل قانون اساسی این است که شکاف عمیقی وجود دارد بین قدرت؛ قدرتی که در قانون اساسی ارائه داده شده به افراد و نهادها با مسئولیتی که آن افراد دارند. تا این شکاف وجود داشته باشد، مشکلی هم از این مملکت حل نخواهد شد.بنده بعید می دانم آنهایی که این مساله را پیشنهاد کرده اند، به دنبال رفع این مشکل باشند.بعلاوه لازمه نظام پارلمانی و نخست وزیری شدن سیستم وجود یک نظام حزبی هماهنگ و قوی است که در ایران اصلا وجود ندارد.وضعیت موجود مجلس ایران 2 ویژگی مهم دارد. اول اینکه به شدت غیر حزبی است و دوم اینکه تحت یک نظارت استصوابی گسترده قرار دارد که اخیرا بنده دیدم بعضی نیروهای اصولگرا هم شاکی شده اند که این چه مجلسی است که درست می کنید. نخست وزیر در شرایط فعلی بازیچه دست نمایندگان می شودشما مجلس الان و مجلس سال های اخیر را با مجالس سال های اول انقلاب مقایسه کنید. اصلا به لحاظ کارایی، سلامت و خیلی مسائل دیگر قابل مقایسه نیستند. در هر مجلسی که افراد منتزع از احزاب و با فیلتر وارد آن شوند، مسئولیت پذیری کمی خواهند داشت و در چنین سیستمی نخست وزیر و وزیران بازیچه دست تک تک نمایندگان آن مجلس خواهند شد.تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی فاجعه جدی ایجاد می کنددر حال حاضر حداقل یک رئیس جمهوری سر کار می آید که از تک تک مردم رأی خود را گرفته است، اما اگر نظام ریاستی فعلی تبدیل به نظام پارلمانی بشود، همین شرایط فعلی هم از بین می رود و من فکر می کنم در این صورت با یک فاجعه جدی مواجه خواهیم شد، هرچند معتقد نیستم که مردم به این مساله رأی بدهند. در واقع برداشت من این است که مردم این را علیه رای خودشان تصور خواهند کرد و با فاصله زیاد رای منفی خواهند داد و بعید است که حکومت هم چنین ریسکی کند. این مجالس استصوابی مشکل در کارایی خودشان است والا کسی جلوی آنان را نگرفته بود که با مثلا احمدی نژاد برخورد کنند. · از طرفی «خلیل رحیمی جهان آبادی» عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس گفته "اگر انتخابات پارلمانی داشته باشیم، سیستم نخست وزیری و پارلمانی احیا می شود که به نفع کشور و لازمه آن تغییر قانون اساسی است" طبق آنچه این نماینده مجلس گفته اصلی ترین هدف از بازنگری قانون اساسی احیاء نظام پارلمانی است، آیا این مساله را در شرایط فعلی محقق شدنی و لازم می دانید؟مردم به تغییر نظام ریاستی به پارلمانی رأی نمی دهند- بنده معتقد نیستم که حتی اگر تغییر نظام ریاستی به نظام پارلمانی بر اساس بازنگری احتمالی و جدید در قانون اساسی تصویب بشود، مردم به آن رأی بدهند. بر این عقیده ام که مردم چنین حقی؛ را از خود سلب نمی کنند که انتخاب رئیس جمهور را از خود سلب کنند و به جای آن نمایندگانی را بفرستند که اصلا هیچ مسئولیت پذیری از یک نهاد حزبی برای آنان متصور نیستیم. اگر توجه کنیم تنها میزان الحراره ای که تا حدی نبض جامعه را نشان می دهد همین انتخابات ریاست جمهوری است و اگر این گرفته شود حکومت در بی خبری از جامعه و مردم فرو خواهد رفت. · به نظر شما تجربه نظام ریاستی (فعلی) که از 28 سال پیش تاکنون اجرا شده، نا موفق بوده است که حال باز مجلس بر آن شده تا نظام پارلمانی احیاء شود؟ترجیحم این بود جای دولت احمدی نژاد نظام پارلمانی درب و داغون داشته باشیم- تجربه منفی که کم نداشتیم، ولی ربطی به ریاستی و یا پارلمانی بودن نظام ندارد. این به موضوعات دیگری مربوط است. بله، اگر شما بر اساس دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد بگویید، من ترجیح می دادم که یک نظام پارلمانی (حتی درب و داغون) بجای آن وجود می داشت، احتمالا چنین سیستمی در آن شرایط به ...

ادامه مطلب  

اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستان  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از بازگشت از اردوی ارمنستانتصاویر اولین تمرین استقلال پس از ب ...

ادامه مطلب  

محافظه کاران اکثریت پارلمان انگلستان را از دست دادند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر، مردم انگلیس روز پنج شنبه هشتم ژوئن برای شرکت در انتخابات پارلمانی این کشور به پای صندوقهای رأی رفتند؛ انتخاباتی که هیچ حزب نتوانست اکثریت ۳۲۶ کرسی برای تشکیل دولت یکپارچه را به دست آورد.*خبرنگار بی بی سی به نقل از منابعی در حزب محافظه کار گزارش داد علی رغم شکست این حزب در به دست آوردن اکثریت کرسی های پارلمان، «ترزا می» فعلا قصدی برای کناره گیری از سمت نخست وزیری ندارد.*نخست وزیر فرانسه در واکنش به نتیجه انتخابات پارلمانی انگلیس: شگفت انگیز است اما درخواست برای خروج از اتحادیه اروپا(برگزیت) را زیر سوال نمی برد.*احتمالا جرمی کوربین که حزب متبوع وی ۲۶۲ کرسی در پارلمان انگلستان کسب کرده برای تشکیل دولت اقلیت تلاش خواهد کرد. طرفهای مذاکره وی در تشکیل ائتلاف، احزاب لیبرال دموکرات، حزب ملی اسکاتلند، حزب ملی ولز، حزب سبز و sdlp خواهند بود.*«پیر مسکوویچی» کمیسر روابط مالی و اقتصادی اتحادیه اروپا در واکنش به نتیجه انتخابات پارلمانی انگلستان گفت: بی شک نتایج به دست امده بر روح مذاکرات برگزیت تأصثیرگذار خواهد بود. با این حال آنچه اتفاق افتاد روند آغاز برگزیت را زیر سوال نمی برد چرا که تقویم اختیاری نیست.*«گونتر اوتینگر» کمیسر بودجه و منابع انسانی اتحادیه اروپا در واکنش به نتیجه انتخابات پارلمانی انگلستان، درباره امکان آغاز مذاکرات برگزیت ابراز تردید کرد و گفت: ضعف مذاکره کننده بریتانیایی به نتیجه ای ضعیف منجر خواهد شد.*«برنی سندرز» نامزد سوسیالیست انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا، ضمن تبریک به جرمی کوربین رهبر حزب کارگر انگلستان، از نتیجه انتخابات پارلمانی این کشور ابراز رضایت کرد.*تا این لحظه حزب محافظه کار توانسته ۳۱۸ کرسی و حزب کارگر ۲۶۲ کرسی را کسب کرده است.*در حالیکه کوربین خواستار استعفای ترزا می است، نخست وزیر انگلستان همچنان بر وعده خود مبنی بر تجربه دوره ای از ثبات تأکید کرد.*ترزا می نخست وزیرانگلیس ساعت ۱۰ به وقت محلی سخنرانی خواهد کرد.*تا پیش از انتخابات پارلمانی انگلستان احتمال روند مذاکرات برگزیت در کوتاه مدت وجود داشت حال آنکه با تشکیل پارلمان معلق، احتمالا اتحادیه اروپا مذاکرات برگزیت را به تعویق خواهد انداخت.*نیکلا استورجن رهبر حزب ملی اسکاتلند نتیجه انتخابات را برای حزب متبوع خود نا امید کننده و برای ترزا می نخست وزیر انگلستان فاجعه بار توصیف کرد.*جرمی کوربین رهبر حزب کارگر متعاقب نتایج پارلمان انگلستان خواهان استعفای ترزا می نخست وزیر شد.*فرانس پرس از تأیید تشکیل پارلمان معلق خبر داد.*شبکه بی بی سی خبر داد که محافظه کاران(توری) نتوانستند اکثریت آراء را به دست آورند.*بر اساس آخرین نتایج حزب محافظه کار ۳۱۱ کرسی، حزب کارگر ۲۶۰، حزب ملی اسکاتلند ۳۵، حزب لیبرال دموکرات ۱۲ کرسی را کسب کرده اند.*برخی منابع خبری به بی بی سی اعلام کرده اند احتمال استعفای «ترزا می» ۵۰ درصد است.*بر اساس گزارش شبکه بی بی سی بر اساس نتایج اعلام شده حزب محافظه کار به رهبری ترزا می در انتخابات پارلمانی تا کنون از مجموع ۶۵۰ کرسی، ۳۰۹ و حزب کارگر ۲۵۷ کرسی به دست آورده اند.*بر اساس آخرین شمارش آرای ۶۲۵ حوزه تعداد کرسی محافظه کاران از رقم ۳۰۳ کرسی گذشتوحزب کارگر نیز ۲۵۶ کرسی را کسب کرده است*حزب محافظه کار ۳۰۲ کرسی و حزب کارگر ۲۵۶ کرسی، حزب لیبرال دموکرات ۱۰ کرسی، حزب ملی اسکاتلند ۳۳ کرسی و بقیه احزاب ۲۱ کرسی کسب کرده اند. احزاب سبز و استقلال(یوکیپ) تا این لحظه موفق به کسب کرسی پارلمانی نشده اند.این نتیجه از افزایش ۲۳ درصدی محبوبیت حزب کارگر به رهبری «جرمی کوربین» و کاهش حدود ۱۰ درصدی حزب محافظه کار به رهبری «ترزا می» حکایت دارد.حزب ملی اسکاتلند هم با شکست روبرو شد ،«الکس سالموند» رهبر پیشین حزب ملی اسکاتلند و «انگلس رابرتسون» رهبر نمایندگان حزب ملی اسکاتلند در مجلس عوام انگلیس نیز کرسی های خود را در پارلمان این کشور از دست دادند.*آخرین نتایج شمارش آراء انتخابات پارلمانی انگلیس تا این لحظه نشان می دهد که حزب حاکم محافظه کار ۲۹۰ کرسی و حزب کارگر انگلیس تا کنون ۲۵۰ کرسی در پارلمان به دست آورده اند.*با شمارش ۲۲۲ حوزه انتخابیه محافظه کاران از حزب کارگر پیشی گرفته اند. این اختلاف ۲ حوزه ای است و نشان از نزدیکی رقابت میان دو حزب سنتی انگلستان دارد.*تا این لحظه با شمارش آرای ۲۹۴ حوزه انتخابیه، حزب کارگر ۱۳۸ کرسی، حزب محافظه کار ۱۲۳ کرسی، حزب ملی اسکاتلند ۱۸ کرسی، حزب دموکراتیک اتحادگرا (ایرلند شمالی) ۷ کرسی، و ...

ادامه مطلب  

محافظه کاران اکثریت پارلمان انگلستان را از دست دادند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش امروز آنلاین، مردم انگلیس روز پنج شنبه هشتم ژوئن برای شرکت در انتخابات پارلمانی این کشور به پای صندوقهای رأی رفتند؛ انتخاباتی که هیچ حزب نتوانست اکثریت ۳۲۶ کرسی برای تشکیل دولت یکپارچه را به دست آورد.*خبرنگار بی بی سی به نقل از منابعی در حزب محافظه کار گزارش داد علی رغم شکست این حزب در به دست آوردن اکثریت کرسی های پارلمان، «ترزا می» فعلا قصدی برای کناره گیری از سمت نخست وزیری ندارد.*نخست وزیر فرانسه در واکنش به نتیجه انتخابات پارلمانی انگلیس: شگفت انگیز است اما درخواست برای خروج از اتحادیه اروپا(برگزیت) را زیر سوال نمی برد.*احتمالا جرمی کوربین که حزب متبوع وی ۲۶۲ کرسی در پارلمان انگلستان کسب کرده برای تشکیل دولت اقلیت تلاش خواهد کرد. طرفهای مذاکره وی در تشکیل ائتلاف، احزاب لیبرال دموکرات، حزب ملی اسکاتلند، حزب ملی ولز، حزب سبز و sdlp خواهند بود.*«پیر مسکوویچی» کمیسر روابط مالی و اقتصادی اتحادیه اروپا در واکنش به نتیجه انتخابات پارلمانی انگلستان گفت: بی شک نتایج به دست امده بر روح مذاکرات برگزیت تأصثیرگذار خواهد بود. با این حال آنچه اتفاق افتاد روند آغاز برگزیت را زیر سوال نمی برد چرا که تقویم اختیاری نیست.*«گونتر اوتینگر» کمیسر بودجه و منابع انسانی اتحادیه اروپا در واکنش به نتیجه انتخابات پارلمانی انگلستان، درباره امکان آغاز مذاکرات برگزیت ابراز تردید کرد و گفت: ضعف مذاکره کننده بریتانیایی به نتیجه ای ضعیف منجر خواهد شد.*«برنی سندرز» نامزد سوسیالیست انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا، ضمن تبریک به جرمی کوربین رهبر حزب کارگر انگلستان، از نتیجه انتخابات پارلمانی این کشور ابراز رضایت کرد.*تا این لحظه حزب محافظه کار توانسته ۳۱۸ کرسی و حزب کارگر ۲۶۲ کرسی را کسب کرده است.*در حالیکه کوربین خواستار استعفای ترزا می است، نخست وزیر انگلستان همچنان بر وعده خود مبنی بر تجربه دوره ای از ثبات تأکید کرد.*ترزا می نخست وزیرانگلیس ساعت ۱۰ به وقت محلی سخنرانی خواهد کرد.*تا پیش از انتخابات پارلمانی انگلستان احتمال روند مذاکرات برگزیت در کوتاه مدت وجود داشت حال آنکه با تشکیل پارلمان معلق، احتمالا اتحادیه اروپا مذاکرات برگزیت را به تعویق خواهد انداخت.*نیکلا استورجن رهبر حزب ملی اسکاتلند نتیجه انتخابات را برای حزب متبوع خود نا امید کننده و برای ترزا می نخست وزیر انگلستان فاجعه بار توصیف کرد.*جرمی کوربین رهبر حزب کارگر متعاقب نتایج پارلمان انگلستان خواهان استعفای ترزا می نخست وزیر شد.*فرانس پرس از تأیید تشکیل پارلمان معلق خبر داد.*شبکه بی بی سی خبر داد که محافظه کاران(توری) نتوانستند اکثریت آراء را به دست آورند.*بر اساس آخرین نتایج حزب محافظه کار ۳۱۱ کرسی، حزب کارگر ۲۶۰، حزب ملی اسکاتلند ۳۵، حزب لیبرال دموکرات ۱۲ کرسی را کسب کرده اند.*برخی منابع خبری به بی بی سی اعلام کرده اند احتمال استعفای «ترزا می» ۵۰ درصد است.*بر اساس گزارش شبکه بی بی سی بر اساس نتایج اعلام شده حزب محافظه کار به رهبری ترزا می در انتخابات پارلمانی تا کنون از مجموع ۶۵۰ کرسی، ۳۰۹ و حزب کارگر ۲۵۷ کرسی به دست آورده اند.*بر اساس آخرین شمارش آرای ۶۲۵ حوزه تعداد کرسی محافظه کاران از رقم ۳۰۳ کرسی گذشتوحزب کارگر نیز ۲۵۶ کرسی را کسب کرده است*حزب محافظه کار ۳۰۲ کرسی و حزب کارگر ۲۵۶ کرسی، حزب لیبرال دموکرات ۱۰ کرسی، حزب ملی اسکاتلند ۳۳ کرسی و بقیه احزاب ۲۱ کرسی کسب کرده اند. احزاب سبز و استقلال(یوکیپ) تا این لحظه موفق به کسب کرسی پارلمانی نشده اند.این نتیجه از افزایش ۲۳ درصدی محبوبیت حزب کارگر به رهبری «جرمی کوربین» و کاهش حدود ۱۰ درصدی حزب محافظه کار به رهبری «ترزا می» حکایت دارد.حزب ملی اسکاتلند هم با شکست روبرو شد ،«الکس سالموند» رهبر پیشین حزب ملی اسکاتلند و «انگلس رابرتسون» رهبر نمایندگان حزب ملی اسکاتلند در مجلس عوام انگلیس نیز کرسی های خود را در پارلمان این کشور از دست دادند.*آخرین نتایج شمارش آراء انتخابات پارلمانی انگلیس تا این لحظه نشان می دهد که حزب حاکم محافظه کار ۲۹۰ کرسی و حزب کارگر انگلیس تا کنون ۲۵۰ کرسی در پارلمان به دست آورده اند.*با شمارش ۲۲۲ حوزه انتخابیه محافظه کاران از حزب کارگر پیشی گرفته اند. این اختلاف ۲ حوزه ای است و نشان از نزدیکی رقابت میان دو حزب سنتی انگلستان دارد.*تا این لحظه با شمارش آرای ۲۹۴ حوزه انتخابیه، حزب کارگر ۱۳۸ کرسی، حزب محافظه کار ۱۲۳ کرسی، حزب ملی اسکاتلند ۱۸ کرسی، حزب دموکراتیک اتحادگرا (ایرلند شمالی) ۷ ک ...

ادامه مطلب  

کناره گیری نواز شریف؛ نجات یا مرگ دموکراسی پاکستان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم، دیوان عالی پاکستان جمعه گذشته ( 6 مرداد 96) تحت تدابیر شدید امنیتی در پایتخت، نواز شریف نخست وزیر این کشور را به دلیل رسوایی فساد در پرونده پاناما مجرم شناخت و از کار برکنار کرد. پنج قاضی دادگاه عالی پاکستان به ریاست قاضی «آصف سعید خوسا» و با همراهی «اعجاز افضل خان»، «گلزار احمد»، «شیخ عظمت سعید» و «اعجاز الاحسان» این تصمیم را اعلام کردند.صدور رای نهایی دادگاه عالی پاکستان در سلب صلاحیت نواز شریف باعث شد، پرونده سومین دوره نخست وزیری نواز شریف نیز مثل ادوار گذشته بدون اینکه پنج سال آن تمام شود، نیمه کاره بسته شد. اساساً در پشت پرده کناره گیری نوازشریف از قدرت چه نهادی قرار دارد؟ کناره گیری نواز شریف از پست نخست وزیری در جهت حمایت از دموکراسی پاکستان صورت گرفته است یا خیر؟ با کناره گیری نواز شریف از پست نخست وزیری، آرایش سیاسی احزاب و گروههای سیاسی تا انتخابات 2018 به چه سمتی سوق پیدا خواهد کرد؟ در مقاله پیش رو به این پرسش ها و ابعاد دیگر کناره گیری نواز شریف از قدرت می پردازیم.* برکناری نواز شریف و واکنش های احزاب سیاسی پاکستان دادگاه عالی پاکستان جمعه گذشته یعنی 6 مرداد، بعد از حدود یک سال و نیم از آغاز روند رسیدگی قضایی به اتهام های فساد مالی ادعا شده علیه نخست وزیر این کشور و فرزندانش (پرونده اسناد پاناما)، سرانجام با صدور حکم نهایی، رای به "سلب صلاحیت "نواز شریف داد. در پی اعلام این حکم، نواز شریف استعفا کرد. بر اساس حکم دادگاه عالی نواز شریف دیگر تا آخر عمر حق ندارد فعالیت سیاسی داشته باشد. هم چنین بر اساس حکم دادگاه نواز شریف و خانواده اش ممنوع الخروج شده اند.در پی حکم دادگاه عالی پاکستان مبنی بر سلب صلاحیت نواز شریف و برکناری وی از سمت نخست وزیری، احزاب و شخصیت های موافق و مخالف وی واکنش های متفاوت نشان دادند:1-حزب مسلم لیگ نواز:خانم مریم اونگزیب وزیر اطلاع رسانی کابینه منحله دولت نواز شریف در واکنش به رای دادگاه گفت: نواز شریف با وجود سلب صلاحیت از سوی دادگاه عالی همچنان در قلب مردم و حامیانش حکمرانی می کند. به گفته وی نواز شریف برای سومین بار به عنوان نخست وزیر پاکستان 'انتخاب' شده بود و هیچ اتهامی مبنی بر اختلاس و فساد مالی علیه وی ثابت نشده بود با این حال آن روز دور نیست که وی برای چهارمین بار مجدداً به عنوان نخست وزیر پاکستان انتخاب خواهد شد.در این بین خانم مریم نواز دختر نواز شریف نیز اعلام کرد که 'نخست وزیر منتخب مردم' یک بار دیگر خانه نشین شد، اما همه بدانند که او بار دیگر و به زودی، با قدرت و اقتدار بیشتر به صحنه بازخواهد گشت.2-حزب تحریک انصاف:شاه محمود قریشی از "حزب تحریک انصاف" به رهبری "عمران خان" و اصلی ترین جناح مخالف نواز شریف که درخواست سلب صلاحیت وی را به دادگاه عالی ارائه کرد بود، بعد از اعلام رای نهایی دادگاه در پرونده پاناما گفت: امروز روز تاریخی است، از امروز باید پاکستان را تقویت کنیم و تروریسم را از کشور ریشه کن سازیم. در این میان 'جهانگیر تارین' از حزب تحریک انصاف پاکستان نیز گفت: امروز عدالت واقعی به نمایش در آمد و این پیروزی متعلق به حزب تحریک انصاف و ملت پاکستان است.3- حزب تحریک عوامی:محمد طاهر القادری رئیس حزب تحریک عوامی پاکستان نیز در پیامی اعلام کرد: پاکستان امروز پیروز شد و این پیروزی متعلق به مردم این کشور است.4-حزب مردم:قمر زمان کائره از" حزب مردم" به ریاست آصف علی زرداری نیز با استقبال از رای نهایی دادگاه عالی گفت: تمام احزاب مخالف نقش تعیین کننده ای در به ثمر رسیدن پرونده 'اسناد پاناما' ایفا کردند که البته نقش حزب تحریک انصاف و شخص عمران خان پررنگ تر از دیگران بود.5- حزب جماعت اسلامی:سراج الحق" رئیس حزب جماعت اسلامی پاکستان" که یکی دیگر از طرف های ارائه دهنده دادخواست علیه نواز شریف به دادگاه عالی بود نیز گفت: دادگاه رای به حقانیت و عدالت داد ما امروز سربلند از دادگاه بیرون آمدیم.6- حزب مجلس وحدت مسلمین:حزب مجلس وحدت مسلمین، از احزاب پیشروی شیعیان پاکستان به رهبری علامه راجا ناصر عباس جعفری گفت: حاکمان کشور از صلاحیت لازم برخوردار نبودند و امروز دادگاه عالی با رای خود علیه نواز شریف این موضوع را تایید کرد.* پشت پرده کناره گیری نوازشریف از پست نخست وزیری در تاریخ 70 ساله کشور پاکستان، این دومین بار است که دادگاه عالی این کشور نخست وزیری را فاقد صلاحیت حفظ این مقام اعلام می کند.در سال 2012 نیز پس از آن که یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر وقت پاکستان، از بازگشایی پرونده فساد علیه آصف علی زرداری، رئیس جمهور، خودداری کرد، دادگاه عالی او را از این مقام برکنار کرد. در آن موقع بسیاری از کارشناسان نقش اطلاعات ارتش را عامل اصلی کناره گیری گیلانی ذکر کردند. به هر تقدیر صرف نظر از اینکه دادگاه عالی پاکستان و یا هر نهادی دیگر در کناره گیری نواز شریف از قدرت نقش اساسی داشته است این موضوع جای کتمان ندارد که این سومین بار است که نواز شریف، سیاستمدار باسابقه پاکستانی، بی آن که دوره حکومت خود را به پایان برساند از کار برکنار می شود. او در سال 1993 با رو شدن اتهامات مبنی بر اختلاس به دست رئیس جمهور وقت از کار برکنار شد و در سال 1999 در یک کودتای نظامی از مقامش خلع شد. اکنون این سوال مطرح است که نواز شریف به چه دلیل از قدرت کناری کرد؟ چه نهادی در کناره گیری نواز شریف از پست نخست وزیری نقش داشته است؟* استعفای نواز شریف؛ نجات یا مرگ دموکراسی پاکستانکارشناسان درباره کناره گیری نواز شریف از قدرت دو دیدگاه متفاوت ارائه کردند:1- دادگاه عالی پاکستان:برخی از کارشناسان دادگاه عالی پاکستان را اصلی ترین عامل برکناری نواز شریف از قدرت بیان می کنند. به اعتقاد این کارشناسان قوه قضائیه در پاکستان نهادی مستقل است و اقدامات و تصمیمات این نهاد در راستای وظیفه ذاتی این نهاد صورت گرفته است. به بیان دیگر دادگاه عالی پاکستان بدون در نظر گرفتن فشارهای سیاسی احزاب ونهادهای تاثیر گذار در پاکستان رای به سلب صلاحیت نوز شریف داده است و این تصمیم در یک کلام در راستای "حمایت از دموکراسی پاکستان" صورت گرفته است.2- دادگاه عالی پاکستان ابزار نهادهای متنفذ:برخی از کار شناسان بر این باورند که تصمیم دادگاه عالی پاکستان در صلب صلاحیت نواز شریف، تصمیم قوه قضائیه نبوده است بلکه دادگاه عالی پاکستان با اعمال نظر دیگر نهادهای دیگر این تصمیم را گرفته است. به بیان دیگر نظامیان به ویژه ای اس آی مرکز اطلاعات ارتش پاکستان در پشت پرده، هدایت و رهبری تصمیم دادگاه عالی پاکستان نقش اصلی را بر عهده داشته است. براین اساس نواز شریف اگر چه برای سومین بار است که از طریق انتخابات به قدرت رسیده بود، بار دیگر موفق نشد دوره 5 ساله خود را طبق قانون اساسی پاکستان به اتمام برساند. به اعتقاد این کارشناسان کناره گیری نواز شریف از قدرت که با رای مردم به نخست وزیری رسیده بود، حکایت از" مرگ دموکراسی" در پاکستان محسوب می شود .به هرتقدیر وضعیت پاکستان هم اکنون در شرایطی کاملا امنیتی به سر می برد و طرفداران نخست وزیر سابق این تصمیم دادگاه را ناعادلانه و به نوعی سرکوبگرانه می دانند.نواز شریف هم گفته است که این برخورد، نشان گر مرگ دموکراسی در پاکستان است؛ حال آنکه مخالفین وی، این اتفاق را تجلی دموکراسی در پاکستان خوانده اند.اکنون این پرسش مطرح است که واقعا چه نهادی در کنار زدن نواز شریف از قدرت نقش اصلی را بر عهده داشته است؟ اگر چه کناره گیری نواز شریف این بار به اصطلاح با محمل قانونی صورت گرفته است، اما به اعتقاد نگارنده، نقش نهادهای اطلاعاتی ارتش را نباید در جابجایی قدرت در پاکستان نادیده گرفت. با مفروض قرار دادن عملکرد ارتش در هفت دهه گذشته پاکستان و همچنین فعالیتهای احزاب نزدیک به نهاد ارتش در ماههای اخیر و رویارویی آنها با نواز شریف، می توان به نقش تعیین کننده ارتش در کناره گیری نواز شریف از قدرت پی برد.* کناره گیری نواز شریف؛ کودتای ارتش با زر ورق قضاییاکنون آنچه مسلم است اینکه ،با رای 6 مرداد دادگاه عالی پاکستان، نواز شریف یک بار دیگر از ادامه مسیر نخست وزیری و تکمیل دوره پنج ساله این پست عالی، ناکام ماند.در طول تاریخ سیاسی پاکستان از زمان استقلال این کشور در سال 1947 تا کنون، هیچ یک از نخست وزیران پاکستان نتوانسته اند دوره پنج ساله قانونی را تکمیل کنند - البته فقط حزب مردم پیش از به حکومت رسید ن نواز شریف در سال 2013 موفق شدند ، دوره پنج ساله نخست وزیری را پشت سر بگذارند -تمام آنها بنا به دلایل مختلف از جمله کودتای نظامی و یا متهم شدن به فساد مالی، در نیمه راه، ناچار به ترک کرسی نخست وزیری شده اند. منحل شدن حکومت غیرنظامی پاکستان، یک سناریوی طولانی و همیشگی در پاکستان بوده است.پاکستان کشور کودتاهای سیاسی و نظامی است. کمتر دولت غیرنظامی پاکستان بوده که موفق شده بدون تنش و دردسر دوران خود را به پایان ببرد و از سوی ارتش این کشور که قدرت مطلقه پاکستان به شمار می رود؛ منحل نگردد. اگر چه کناره گیری نواز شریف با رای دادگاه عالی پاکستان صورت گرفته و به اصطلاح با محمل قانونی این بار رای دادگاه عالی پاکستان باعث شد که نواز شریف از پست نخست وزیری کناره گیری کرده و خانه نشین شود.اما اینکه چقدر رای و نظر نظامیان پاکستان که همیشه در پشت پرده تحولات بزرگ و سیاسی این کشور نشسته و نقش داشته اند؛ در این مساله دخیل بوده؛ موثر بودن آن را نمی توان کتمان کرد. چرا که در یک نگاه تقلیل گرایانه به این موضوع ،اگر قدرتی بزرگ به عنوان یک اهرم فشار قوی برای اعمال نظر دادگاه بر ضد نواز شریف وجود نمی داشت؛ قطعا نواز شریف از قدرت کناره گیری نمی کرد.* رای دادگاه عالی پاکستان در چه شرایطی صادر شد؟یک نکته مهم درباره کناره گیری نواز شریف از قدرت به زمان صدور این رای مربوط می شود .به بیان دیگر رای دادگاه عالی پاکستان در شرایطی صادر شد که نواز شریف در داخل و خارج از کشور با نهادهای قدرت اختلاف نظر داشت:1- داخلی :نواز شریف در داخل کشور حداقل با دو نهاد قدرت اختلاف نظر داشت:الف)دولت نواز شریف پیش از اینکه با رای دادگاه عالی پاکستان روبرو گردد، اختلاف نظرهای جدی با " نهاد پرقدرت نظامیان داشت"داشت. دولت نواز شریف از زمان روی کار آمدن خود در سال 2013 در مسایلی چون سیاستهای پاکستان در قبال" کشمیر و افغانستان" با نظامیان اختلاف نظر جدی داشت.ب) قوه قضائیه:در کنار اختلاف نظرهای دولت نواز شریف با نظامیان، قضات دیوان عالی پاکستان نیز بانواز شریف ارتباط مناسبی نداشتند .این قضات کسانی هستند که پیش از این ، نواز شریف آنها را از کار برکنار کرده بود اما با کودتای پرویز مشرف بار دیگر این قضات به قوه قضائیه و دادگاه عالی بازگشتند و به همین دلیل با توجه به سابقه ای که این قضات با نواز شریف داشتند، آنها از روابط حسنه ای با نواز شریف برخوردار نبودند.2- خارجی:صرف نظر از اختلاف نظرهای نواز شریف با نهادهای پرقدرت " ارتش وقوه قضائیه"، دولت نواز شریف در خارج از پاکستان نیز با دغدغه هایی روبرو بود:1- سیاستهای پاکستان ظرف چند سال گذشته یک سیر متفاوت به خود گرفته است. این کشور دیگر دوست ایالات متحده نیست و بسیاری از چهره های شناخته شده کاخ سفید، پاکستان را امن ترین کشور جهان برای پرورش تروریسم دانسته اند. به نوشته رسانه های منطقه، نواز شریف در سیاست های گذشته خود، به شدت به آمریکا تاخته بود و غرب را متهم به فرافکنی و پوشاندن شکست های خود در افغانستان کرده بود. ظاهراً او خود را در کسوتی مهم از قدرت می دید که از پایگاه سنتی پاکستان حذر کرده و از آمریکا دور شد. به سمت شرق متمایل گشت و چنین تصور کرد که رفتن به سمت چین و روسیه، رویکردی خانمان ساز برای او خواهد بود. اینکه چه قدرتی باعث شکست آقای شریف شد و اسناد پاناما اولین کسی که دامنش را گرفت او بود؛ چگونه با این سرعت به نتیجه رسید؛ کمی باید صبر کرد.2- در کنار این موضوع، صدور رای دادگاه عالی پاکستان در استانه اعلام راهبرد جدید آمریکا در افغانستان و پاکستان روی داد .آمادگی کاخ سفید برای ارائه راهبرد دید در منطقه در شرایطی است که مقامات آمریکا نگاه یکسانی به افغانستان و پاکستان ندارند و احزاب وشخصیتهای متنفذ و موثر کاخ سفید نسخه های واحدی را در این باره نمی پیچند . این نسخه ها از فشارهای سیاسی تا کاهش حمایتهای مالی در نوسان است .به هر تقدیر آنچه مسلم است اینکه نواز شریف در شرایطی از قدرت فاصله گرفت که دولت وی در داخل وخارج از کشور با موانع و چالشهایی روبرو بود .اکنون این پرسش باردیگر مطرح می شود که چه عواملی باعث شد تا نواز شریف پیش از این که دوره زمامداری 5 ساله اش در پاکستان تمام شود ، از قدرت کناره گیری نماید ؟ چه نهاد و یا کانون های پرقدرت در پاکستان در کناره گیری نواز شریف سهم بیشتری داشتند؟ واساسا پشت صحنه کناره گیری نواز شریف از قدرت چیست ؟* علت کناره گیری نواز شریف 67 ساله از قدرت:اگر چه کناره گیری نواز شریف از قدرت با رای دادگاه عالی پاکستان صورت گرفته است اما این تصمیم دادگاه عقبه 4 ساله دارد .به بیان دیگر ،مخالفت ها با نواز شریف در دو مرحله پی گیری شده است که در هردو مرحله،" عمران خان رهبر" تحریک انصاف نقش اصلی را بازی کرده است :1- تحرکات" عمران خان" در سال 2014(94):"عمران خان"رهبر حزب تحریک انصاف که در جریان انتخابات سال 2013 توانست اکثر کرسی های ایالت خیبرپختونخوا را به دست بگیرد یک سال بعد از انتخابات تصمیم جدی گرفت که نقش اول ساقط کردن حکومت نواز شریف باشد.شاید در ابتدا دو حزب مقتدر پاکستان ینی " حزب مردم و مسلم لیگ"این مدعی جدید را اصلا در حد و اندازه ای نمی دیدند که تبدیل به تهدیدی برای آنان شود ولی عمران خان نشان داد که با هزاران نفر از طرفدارانش می تواند بیش از دو ماه مقابل پارلمان پاکستان اعتصاب کند و حتی گلوله باران نیروهای پلیس پنجاب هم مانع آنان نیست.این اعتصاب هرچند به دلیل کارشکنی حزب مردم (حزب اپوزیسیون!) و اینکه آنها طرف نواز شریف را گرفتند به نتیجه نرسید ولی سنگ محکی برای عمران خان بود که توانمندی های خود را جدی تر بگیرد.2- تحرکات" عمران خان" در سال 2016(95):"عمران خان رئیس تحریک انصاف "پاکستان برای وادار کردن نواز شریف نخست وزیر به کناره گیری ازقدرت، 12آبان95 تجمع میلیونی را در اسلام آباد پایت ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » تحریم حزب الله از سوی آمریکا؛ ابعاد و پیامدها  

درخواست حذف این مطلب
طرح تحریم حزب الله از سوی آمریکا که در هفته های اخیر نگرانی های زیادی را در داخل لبنان به وجود آورده است در واقع شامل ارائه تدابیر جدیدی برای اجرای سفت و سخت تحریم هایی است که از سال ۲۰۱۱ یعنی پس از همکاری نظامی حزب الله با دولت سوریه، از سوی آمریکا آغاز شد. این تحریم ها که تنها بر اساس فرمان اجرایی رییس جمهور آمریکا باراک اوباما آغاز شده بود، در سال ۲۰۱۴ با تصویب قانونی در کنگره آمریکا ابعاد گسترده تری به خود گرفت. پس از آن در سال ۲۰۱۶ قانون جدیدی برای تشدید این تحریم ها تصویب شد. در ماه جولای سال جاری نیز مجددا طرحی از جانب رویس نماینده کالیفرنیا به کنگره ارائه شد که احتمالا در ماه سپتامبر به رای گذاشته خواهد شد. تاثیر این قانون بر بانک های لبنان و تلاش طرح برای کاهش وزن سیاسی حزب الله در لبنان موجب نگرانی مقامات لبنان شده است. چرا که این دو اقدام عواقب مبهمی برای این کشور در پی خواهد داشت.دلایل آمریکا برای تحریم حزب اللهانگیزه های پنهان تحریم: به طور کلی طراحان تحریم ها دلایل متعددی را برای ارائه این طرح بیان کرده اند و طیفی از جرائم و تخلفات را به حزب الله نسبت داده اند: اتهاماتی مانند قاچاق انسان و یا همکاری این گروه با شبکه های قاچاق مواد مخدر در آمریکای جنوبی که کوکایین را به آمریکای شمالی و اروپا ارسال می کنند و با استفاده از بازار سیاه پزو پولشویی می کنند. با این وجود نگرانی اصلی تصمیم گیرندگان آمریکایی در ابتدای یکی از اسنادی که در جلسه استماع کنگره مطرح شد- گزارش لویت – پیداست: “جنگ در سوریه به شدت حزب الله را تغییر داده است. این گروه که زمانی محدود به فعالیت برای کسب قدرت سیاسی در لبنان و مبارزه با اسراییل بود، اکنون یک بازیگر منطقه ای است که درگیر منازعاتی بسیار دورتر از حوزه عملیاتی تاریخی خود در یمن و عراق و عمدتا با همکاری ایران است.” در ادامه گزارش اتهاماتی درخصوص فعالیت این گروه در کویت، امارات و بحرین نیز مطرح شده است.افزایش قدرت داخلی حزب الله و توافق بر سر تشکیل دولت: این در حالی است که به نظر می رسد دولتمردان آمریکایی از کارایی نیروهای موجود در لبنان برای مهار حزب الله ناامید شده اند. حتی تا سال گذشته نیز این امیدواری وجود داشت که نتیجه اختلافات سیاسی در لبنان در کنار طرح تحریم های قبلی، فشار افکار عمومی بر حزب الله و محدود شدن این گروه از سوی نیروهای سیاسی داخلی لبنان باشد. اما سال گذشته رییس جمهور لبنان – که مورد تایید حزب الله نیز بود – انتخاب شد و دولت جدیدی بر سر کار آمد. اگرچه سعد حریری به داشتن اختلافات زیاد با حزب الله مشهور است اما نمی تواند در این مقام، حزب الله را تماما انکار کند. برای مثال حریری بعد از کنفرانس خبری با ترامپ که در آن ترامپ حزب الله را خطری برای منطقه معرفی کرده بود به خبرنگاران لبنانی گفته بود ما با داعش و القاعده می جنگیم. حزب الله در دولت حضور دارد و بخشی از پارلمان است و ما با آن تفاهم داریم. نارضایتی از حریری تا حدی است که برخی وی را به فریب دولت آمریکا برای اخذ کمک های مالی و نظامی از این کشور و یا حتی “تبدیل سربازان آمریکایی به سپر لبنان در جنگ آینده با اسراییل” متهم می کنند. برای مثال یک تحلیلگر آمریکایی با انتقاد از حریری به حمایت های علنی الیاس بوصعب – یکی از اعضای هیئت همراه حریری – از حزب الله اشاره می کند که در جریان سفر به آمریکا عکس هایی در حمایت از اقدامات حزب الله در عرسال در فیس بوک منتشر کرد. به گفته این تحلیلگر آمریکایی هم زمانی سفر حریری به آمریکا با نبرد عرسال نیز اقدامی برنامه ریزی شده برای کاهش فشارها بر حزب الله و فریب دادن ترامپ بود. در مجموع به نظر می رسد بعد از انتخاب رییس جمهور و تشکیل کابینه و دستیابی حزب الله به بخش مهمی از خواسته های خود در این روند، تصمیم گیرندگان آمریکایی درصدد اعمال فشار بیشتر بر این گروه برآمده اند. با توجه به اینکه تحریم ها مقامات سیاسی وابسته به این گروه را نیز در بر می گیرد می توان چنین انگیزه ای را در پشت این طرح تصور کرد.ابعاد تحریم ها بر علیه حزب اللهطرح های پیشین: در بررسی مفاد تحریم ها نباید فراموش کرد که این طرح شکل جامع تری از تحریم های تصویب شده در ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ است. برای مثال معرفی تمامی خدمات دهندگان ماهواره ای به تلویزیون المنار حزب الله، اعمال ممنوعیت و محدودیت شدید بر گشایش و حفظ حساب های بانکی نهادهای مالی که به حزب الله و یا افراد همسو با آن خدمات ارائه می کنند، شناسایی بانک های مرکزی خارجی مرتبط با فعالیت های منع شده در این سند، شناسایی کشورهایی که حزب الله در آن ها فعالیت مالی دارد و بررسی نحوه برخورد دولت های این کشورها با فعالیت های حزب الله، و همچنین بررسی علل عدم ممانعت احتمالی دولت ها از فعالیت های این گروه و اتخاذ تدابیری برای تشویق این دولت ها به مقابله با اقدامات حزب الله طرح هایی هستند که اولین بار در سال ۲۰۱۴ مطرح شد. طرح رویس در سال ۲۰۱۵ نیز ادامه طرح قبلی تحریم ها بود. این قانون در ۱۵ آوریل ۲۰۱۶ بعد از اینکه خزانه داری آمریکا ترتیبات اجرای آن را تعیین کرد عملیاتی شد و خزانه داری لیستی صد نفره از افراد و مجموعه های مرتبط با حزب الله که هدف تحریم ها هستند منتشر کرد.طرح تحریمی جدید: طرح جدید ۲۰۱۷ نیز در واقع متممی است که بعد از ذکر تمامی اتهامات ذکر شده در نسخه های قبلی تحریم ها، پیشنهاداتی برای تشدید اقدامات قبلی ارائه کرده است. این طرح که توسط ادوارد رویس عضو جمهوریخواه کنگره تدوین شده است، قانونگذاران و وزرای عضو حزب الله را نیز در لیست افراد هدف تحریم قرار می دهد. بر اساس این طرح رییس جمهور باید اتباع خارجی را که به سازمان های مرتبط با حزب الله کمک می کنند و یا از آن ها حمایت می کنند و یا حمایت مالی و تکنولوژیک قابل توجهی برای آن ها فراهم می کنند تحریم کند. بیت المال، جهادالبنا، انجمن حمایت از مقاومت اسلامی، بخش روابط خارجی حزب الله و سازمان امنیت خارجی حزب الله از جمله نهادهایی هستند که هدف این تحریم ها قرار گرفته اند. همچنین تلویزیون المنار، رادیوی النور و گروه رسانه های لبنان که مرتبط با حزب الله است هدف تحریم ها ذکر شده است. بر اساس این لایحه ظرف ۹۰ روز از تصویب آن رییس جمهور گزارشی به کنگره ارائه خواهد کرد که درباره شناسایی نهادهای مالی خارجی تامین کننده مالی حزب الله توضیح خواهد داد. گزارش درباره فعالیت این نهادها خواهد بود و مصادره اموال و تعلیق فعالیت های افراد درگیر در تامین مالی حزب الله را پیشنهاد خواهد کرد. موارد تحریم شامل مصادره اموال و یا منافع حاصل از آن توسط دولت آمریکا و منع انتقال آن، ممنوعیت دریافت ویزا و ورود به خاک آمریکا، و اعمال سایر مجازات ها بر علیه نقض-کنندگان این قانون است.واکنش بانک های لبنانواکنش ها به قانون ۲۰۱۶: در بررسی مواضع بانک های لبنانی باید توجه داشت که این بانک ها بعد از ارائه طرح های قبلی تحریم نسبت به آن واکنش نشان داده اند و البته این واکنش ها به صورت اعلام موضع نبوده است بلکه شامل تغییر رویه در موارد مرتبط با تحریم ها بوده است. تنها اعلام موضع در این حوزه از سوی ریاض سلامه رییس بانک مرکزی لبنان بود که در اوایل مه ۲۰۱۶ دو هفته بعد از عملی شدن قانون، در دستورالعملی به بانک های لبنانی بر لزوم اطاعت کامل از این قانون تاکید کرد. به دنبال آن بانک ها شروع به بستن حساب های مقامات حزب الله و اعضای خانواده آن ها کردند. در ۲۸ آوریل ریاض سلامه در شبکه ال بی سی لبنان اعلام کرد که بانک های لبنانی باید کاملا با تحریم ها همراهی کنند و اظهار داشت: قانون آمریکا نمی تواند کنار گذاشته شود زیرا ترتیبات اجرای آن شامل همه ارزها از جمله لیره لبنان می شود. وی گفت که بانک مرکزی بیانیه ای صادر خواهد کرد برای تاکید بر اینکه لبنان به اجرای این قانون متعهد خواهد بود و بانک ها را مسئول اجرای آن خواهد شناخت. وی اضافه کرد که” این بیانیه روشن و شفاف خواهد بود و راهی برای دور زدن آن وجود نخواهد داشت؛ این یک موضع رسمی و قانونی است و بانک ها باید با ما همراهی کنند.”چند روز بعد در سوم مه ۲۰۱۶ سلامه دستورالعملی را صادر کرد که تمام بانک ها در لبنان و همه موسسات زیر نظارت بانک مرکزی را ملزم می کرد که هرگونه تعلیق یا بسته شدن هر حساب یا هر گونه رد درخواست گشوده شدن حساب و دلایل خود را برای این کار فورا به اطلاع بانک مرکزی برسانند. بر اساس گزارش رسانه های لبنانی پس از این دستورالعمل بانک ها اجرای آن را شروع کردند و حساب های زیادی متعلق به نمایندگان پارلمان حزب الله و وابستگان آن را بستند. اگرچه در ابتدا تصور می شد که بستن حساب ها باید با دستور شخص سلامه باشد و فقط شامل حساب های ارزی است و اعضای حزب الله می توانند حساب هایی به لیره داشته باشند اما دستور سلامه در اوایل ماه مه با این تفسیر مغایر بود و بر اساس آن بانک ها باید راسا این کار را انجام دهند و سپس به بانک مرکزی اطلاع دهند. ضمنا اعلام شد که این دستور شامل همه ارزها می شود.نگرانی بخش بانکی از قانون جدید: با این حال قانون جدید ریاض سلامه را نیز نگران کرده است. وی در ماه مه در گفتگو با سی ان بی سی گفت امیدواریم اصلاحیه لایحه تعدیل شود. وی اظهار داشت نگرانی ما ارتباط با جهان خارج است. برای لبنان بسیار مهم است که بخش بانکی آن در بازارهای مالی جهانی ادغام شده بماند. به گفته وی مبنای ثبات در بخش پولی و اقتصادی منابع مالی است که از لبنانی های مقیم خارج وارد این کشور می شود و ۱۵ درصد تولید ناخالص ملی این کشور را تشکیل می دهد و باعث می شود لبنان به ارزهای خارجی از جمله دلار دسترسی داشته باشد. سلامه به شهروندان اطمینان داد که روندهای بانکی از بسته شدن حساب های آن ها جلوگیری می کند و بسته شدن حساب های افراد و سازمان ها باید با اجازه کمیته ویژه تحقیق بانک مرکزی باشد که نهادی بی طرف است. موضع مقامات و گروه های لبنانیاگرچه تعداد اندکی از مقامات لبنانی مستقیما درباره تحریم های حزب الله اظهار نظر کرده اند اما همین تعداد کم نیز با آگاهی از تاثیر مخرب تحریم ها بر اقتصاد لبنان و یکپارچگی این کشور موضع منفی در قبال آن نشان داده اند. برای مثال محمد قبانی عضو پارلمان لبنان از جریان المستقبل اظهار داشت که تحریم ها در صورت عملی شدن فقط مردمی را که حساب های بانکی به دلار دارند تحت تاثیر قرار خواهد داد. یاسین جابر وزیر سابق اقتصاد و عضو پارلمان نیز پس از درز کردن اطلاعات اولیه درباره قانون جدید به المانیتور گفت که “ما نیازی به قانونگذاری جدید نمی بینیم. ما فکر می کنیم که قانون جدید فقط به لبنان و بخش اقتصادی و بانکداری آن که اکنون در اوج آسیب پذیری و ضعف است ضربه می زند.” یاسین جابر به رویترز نیز گفت: “یک سوال وجود دارد که هر کس که می خواهد بر لبنان فشار وارد کند باید به خاطر داشته باشد: آیا شما یک دولت از هم پاشیده دیگر در مدیترانه شرقی می خواهید.”مخالفت میشل عون و حریری با تحریم ها: میشل عون و سعد حریری نیز هر دو هشدار داده اند که تحریم ها تاثیر منفی بر اقتصاد شکننده لبنان خواهد گذاشت. میشل عون اظهار داشت طرح رویس به لبنان و مردم آن به شدت صدمه می زند. سعد حریری نیز طی یک کنفرانس خبری در ۲۸ آوریل گفت که این تحریم ها برای لبنان ناگوار خواهد بود و وی امیدوار است با همکاری سیاستمداران آمریکایی لایحه را تغییر دهد. همچنین در اواخر ماه جولای سعد حریری با هیئتی از مقامات لبنانی از جمله رییس بانک مرکزی این کشور راهی واشنگتن شد تا از مقامات آمریکایی بخواهد تاثیر شدید تحریم ها بر اقتصاد لبنان را کاهش دهند. در این سفر وی پس از دیدار با پل رایان اظهار داشت: ما باید بانک ها و مردم لبنان را از تصمیماتی که افراد دارای حساب های بانکی را تحت تاثیر قرار می دهد حفظ کنیم چرا که اقتصاد ملی لبنان را تحت تاثیر قرار می دهد. وی ابراز امیدواری کرد که “مسایل مربوط به بانک های لبنانی و مردم لبنان به طور مثبت پیش برود زیرا در نهایت بانک ها از حساب های لبنانی ها محافظت می کنند و این چیزی است که برای ما مهم است.” وی بعد از کنفرانس خبری با ترامپ نیز به خبرنگاران گفت: شما مواضع رییس جمهور آمریکا را درباره حزب الله شنیدید. آنچه برای من مهم است محافظت از نهادهای لبنانی و مردم لبنان و بدست آوردن کمک مالی آمریکا به ارتش است که برای نبرد در مقابل ترورویسم بسیار مهم است. ما باید بر این موضوع تمرکز کنیم. درباره حزب الله موضع آمریکا شناخته شده است و چیز جدیدی نیست. پیامدهای این تحریم ها بر حزب اللهپیامدهای مالی و اقتصادی: به نظر می رسد که این تحریم ها از جنبه مالی تا حدی بر حزب الله تاثیرگذار خواهد بود. برای مثال ناتوانی در دریافت کمک های مالی حامیان این گروه که در خارج از لبنان زندگی می کنند احتمالا بر مشکلات حزب الله خواهد افزود. همچنین ایجاد محدودیت برای شرک ...

ادامه مطلب  

روایتی از شهادت یک «دبیرکل» انقلابی/ شهدای هفتم تیر نقاب از روی «نفاق» برانداختند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، واقعه هفتم تیر حادثه ای تروریستی بود که نام یک حزب را در تاریخ انقلاب جاودانه کرد، حزب جمهوری اسلامی که برای ایجاد انسجام تشکیلاتی و مقابله با لیبرال ها راه خود را در سپهر سیاسی پسا انقلابی گشوده بود، پس از برخی تحولات سیاسی دستخوش تغییراتی شد، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی اتفاقی بود که در حیات این حزب تاثیر بسیاری گذاشت. حزب جمهوری اسلامی مهم ترین حزب در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، شماری از شخصیت های علمی، مذهبی و سیاسی ایران که در پیروزی انقلاب نقش داشتند و از یاران امام خمینی بودند حزب جمهوری اسلامی را در سال 1357 تأسیس کردند. این حزب به خاطر حُسن شهرت مؤسسان روحانی آن، به شدت از سوی جامعه انقلابی ایران مورد استقبال قرار گرفت و «سید محمد حسینی بهشتی» نخستین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی شد.وجود تشکیلات سیاسی فراگیر و کارآمد بعد از پیروزی انقلاب و دچار نشدن انقلاب به سرنوشت نهضت مشروطه فلسفه تأسیس حزب جمهوری اسلامی بود. حزب در جهت نیل به مقاصد خود فعالیت های گسترده ای کرد و به موفقیت های مهمی نایل آمد اما بر اثر عواملی از جمله اختلاف اعضای شورای مرکزی و اشتغال رهبران حزب در اداره امور مهم کشور با موافقت امام خمینی در سال 1366 تعطیل شد. موسسین حزب جمهوری اسلامیزمینه های شکل گیری یک حزب انقلابیتنها یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در 29بهمن 1357 شمسی، شماری از برجسته‏ ترین شخصیت‏های علمی، مذهبی و سیاسی ایران که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی داشتند و از یاران نزدیک حضرت امام خمینی(ره) محسوب می‏ شدند حزب جمهوری اسلامی را تأسیس کردند؛ در روز اول ثبت نام، بیش از 80 هزار نفر برای عضویت، به مراکز حزب در سراسر کشور مراجعه کردند.مرتضی نبوی درباره نحوه استقبال مردم از تأسیس حزب جمهوری اسلامی می گوید: «مردم به دلیل نام حزب ابتدا تصور می کردند که هر کس که به جمهوری اسلامی اعتقاد دارد، باید عضو حزب باشد و به همین دلیل استقبال خوبی از عضویت در حزب می کردند و تعداد زیادی آمدند و ثبت نام کردند، در این میان از طرفداران همه گروه ها بودند، سپس در دفتر مرکزی حزب در سرچشمه مشغول انجام مصاحبه و گزینش از میان کسانی بودیم که ثبت نام کرده بودند.»مؤسسین حزب، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب تلاش کردند که موافقت امام خمینی را برای تشکیل حزب جلب کنند، هاشمی رفسنجانی در این باره می گوید: «دولت که تشکیل شد من خودم رفتم پیش امام، گفت وگوی صریحی با امام کردم و گفتم بالاخره تا به حال ما مبارزه می کردیم اما از این به بعد مسئول اداره کشوریم. در نخستین قدم شما دیدید که یک حزب کوچک توفیق پیدا کرد دولت درست کند، اگر اینها نبودند شما حتماً مشکلتان بیشتر بود. به علاوه بیرون می بینید احزاب چگونه فعالیت می کنند... من گفتم ببینید بخشی از قلمرو جامعه را اینها دارند پر می کنند، ما هیچ جا نیستیم، در حالی که همه جا هستیم، معلوم است که حزب در شرایط مسئولیت اداره کشور یک ضرورت است. به هر حال اگر ما حزب نداشته باشیم دیگران که حزب دارند، شما که جلو دیگران را نمی خواهید بگیرید (ایشان نمی خواستند جلوی دیگران را بگیرند و مانع تحزب دیگران بشوند) خب آنها که دارند، فقط دوستان شما تشکیلات ندارند... گفتم روحانیت الان انسجامی که شما فکر می کنید، حتی در این شرایط ندارند، هرچه هم پیش برویم بدتر می شود، ما تشکیلات می خواهیم؛ ایشان پذیرفتند و گفتند که حزب تشکیل بدهید».نحوه تأسیس حزب جمهوری اسلامیدر آن روزها بحث بر سر این بود که مؤسسین از 3گروه «روحانی»، «تحصیل کرده و دانشگاهی» و «کسبه و بازاری» انتخاب و موجودیت حزب را رسما اعلام کنند. اما از آنجا که پس از پیروزی انقلاب هنوز چهره ها کاملا شناخته شده نبودند و توقعات و ادعاهای بسیاری از افراد سرشناس ممکن بود، مشکلاتی پدید آورد، لذا تصمیم گرفته شد که 5نفر از روحانیون شناخته شده که مورد تأیید امام و همه اقشار ملت بودند، هیأت مؤسس باشند و تأسیس حزب جمهوری اسلامی را رسماً اعلام کنند. بدین ترتیب آیت الله خامنه ای، آیت الله بهشتی، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام باهنر و آیت الله موسوی اردبیلی به عنوان هیأت مؤسس، تأسیس حزب جمهوری اسلامی را به طور رسمی اعلام کردند.دکتر باهنر، 100 روز پس از تأسیس حزب، مواضع آن را در مسائل سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و فرهنگی بیان داشت و تعداد اعضای حزب را تا آن روز، 2میلیون نفر ذکر کرد. هدف این حزب، ایجاد یکپارچگی و همکاری هرچه بیشتر نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی، سامان‏بخشیدن به حکومت اسلامی و پایه ‏گذاری دولت جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی بود.نخستین موسسان حزب جمهوری، با همفکری و همکاری شماری دیگر از نیروهای انقلابی توانستند در دوره‏ای حساس و سرنوشت‏ ساز از تاریخ انقلاب اسلامی، در تدوین قانون اساسی و تشکیل ارکان نظام اسلامی، دفاع از مبانی فکری جمهوری اسلامی و تبیین اندیشه‏ ها و برنامه‏ های مترقی اسلام برای رشد و کمال جامعه اسلامی و نظام مردم سالاری دینی در برابر اندیشه‏ های مارکسیستی، لیبرالی و ملی‏ گرایی، نقشی مهم ایفا کنند، از همین رو، احزاب و گروه‏ های منحرف و وابسته به بیگانگان و پشتیبانان خارجی آنان، با حزب جمهوری اسلامی و رهبران آن به مخالفت پرداخته و در دفعات متعدد، افراد مهم و مؤثر حزب و انقلاب را به شهادت رساندند.از سوی دیگر روز سه شنبه 30 خرداد سال 60 طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس شورای اسلامی بررسی و با 177 رای موافق تصویب شد و روز اول تیرماه، حضرت امام خمینی(ره) حکم عزل بنی صدر را از مقام ریاست جمهوری صادر کردند، سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع، اعلام کرد که فعالیت های این سازمان وارد فاز نظامی شده و موج این فعالیت ها از مردم عادی در کوچه و خیابان تا مسوولین شاخص نظام را در بر گرفت.انفجار در دفتر حزبغروب 7تیرماه 1360 انفجاری در سرچشمه تهران دنیا را لرزاند. ساعت 20:30 روز یکشنبه 7تیر 1360، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هیأت دولت و... به تدریج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه تهران وارد شدند. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی سخن آغاز کرد. بحث درباره تورم بود، اما عده ای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات ادامه داد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند، انتخاب شوند.»جملات آیت الله بهشتی ناتمام ماند؛ صدایی مهیب برخاست و در کمتر از ثانیه ای از سالن جز تلی از خاک ب ...

ادامه مطلب  

پیروزی حزب آنگلا مرکل با بهایی سنگین  

درخواست حذف این مطلب
پیروزی حزب آنگلا مرکل با بهایی سنگین جهان > اروپا - همشهری آنلاین:با اعلام نخستین نتایج از انتخابات پارلمانی آلمان، مشخص شد باوجود پیشتازی و پیروزی حزب آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، پیروز واقعی حزب راست گرا و ضدخارجی آلترناتیو برای آلمان بود. آرای احزاب حاکم کنونی به شدت کاهش یافت و آرایش پارلمان شش حزبی شد. دولت آینده آلمان احتمالا ائتلافی از سه حزب خواهد بود.پس از اعلام نخستین نتایج انتخابات پارلمانی، که شکستی برای احزاب حاکم کنونی بود، رهبران حزب سوسیال دموکرات آلمان صریحا اعلام کردند که وارد ائتلاف دولتی نخواهند شد و در جایگاه اپوزیسیون قرار خواهند گرفت.آنها می گویند نتایج انتخابات در واقع یک "نه" به ائتلاف بزرگ حاکم بود، بنابراین سوسیال دموکرات ها "اخلاقاً" موظف اند به این خواست رای دهندگان احترام بگذارند.به گزارش ایسنا به نقل از دویچه وله، در رد ائتلاف بزرگ و مشارکت در دولت، سوسیال دموکرات ها به آرایش جدید پارلمان نیز توجه دارند. اگر آنها وارد ائتلاف دولتی شوند، آنگاه رهبری اپوزیسیون به دست آلترناتیو برای آلمان خواهد افتاد و موقعیت این حزب راست گرا و افراطی را در ساختار سیاسی آلمان بیش از پیش تقویت خواهد کرد. اما حضور حزب سوسیال دموکرات در اپوزیسیون این شانس را از آنها خواهد گرفت.کسب پیروزی ۱۳ درصدی شاید برای برخی هواداران حزب پوپولیست و ضد خارجی آلترناتیو برای آلمان نیز دور از انتظار بود. به همین دلیل هلهله شادی ناشی از این پیروزی بزرگ، در ستاد مرکزی این حزب در برلین بلند بود.اعضا و رهبران این حزب جشن پیروزی خود را با سرودی ملی آلمان و هوا کردن بادکنک های رنگارنگ آغاز کردند.برای نخستین بار در تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم آلمان، حزبی وارد پارلمان آلمان شده که راست تر از حزب حاکم دموکرات مسیحی است.الکساندر گاولند، یکی از رهبران این حزب در جشن پیروزی، اعضا و هوداران حزبش را به خویشتنداری فراخواند و خطاب به آنها گفت، مخالفان سیاسی همه نیروی خود را به کار خواهند گرفت تا حزب آلترناتیو را به منتهی الیه راست برانند. از این رو او از هم حزبی های خود خواست که در بروز و بیان شادی خود عاقلانه رفتار کنند و کاری نکنند که بعدا به پای این حزب نوشته شود.در مراسم پیروزی این حزب، شعارهایی مبنی بر درخواست استعفای آنگلا مرکل،صدراعظم آلمان نیز در فضای جشن طنین انداز بود.در مواردی حتی لحن شادی ها و شعارها، حالت نظامی پیدا کرد: «پیروی از آن ماست؛ ما آمده ایم و هیچ گاه دیگر باز نخواهیم گشت...» و آندریاس اوتی، یکی از رهبران این حزب از بالای تریبون مراسم گفت: «بالاخره یک بحث پارلمانی درباره میلیون ها نفری که به آلمان آمده اند به وجود خواهد آمد.»حزب سوسیال دموکرات آلمان و احزاب متحد دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بازندگان واقعی انتخابات سراسری ۲۰۱۷ آلمان هستند. سوسیال دموکرات ها حدود ۵ درصد و اتحادیه دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بیش از ۸ درصد آرای خود را نسب به انتخابات سال ۲۰۱۳ از دست داده اند. با این نتایج حزب سوسیال دموکرات بدترین نتایج تاریخ خود را به دست آورده است. دهه های قبل آرای این حزب کمتر از۳۰ درصد نبود.علاوه بر مشکلات نظری و برنامه ای موجود، در کل سوسیال دموکراسی اروپا در دو دهه اخیر، سوسیال دموکرات های آلمان از زمان دولت گرهارد شرودر بدین سو، بخش قابل توجهی از آرای خود در میان رای دهندگان سنتی و بیش از همه طبقه کارگر و طبقه متوسط آلمان را از دست داده است. سیاست های راستگرایانه شرودر یک علت آن بوده و علت دیگر از بین رفتن سیمای سوسیال دموکراتیک این حزب در ائتلاف چهارساله با اتحادیه احزاب مسیحی به رهبری آنگلا مرکل بوده است.احزاب متحد دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی نیز به نظر می رسد چوب سیاست های مهاجرتی آنگلا مرکل در سال ۲۰۱۵ را خوردند.مرکل هر چند به خوبی توانست از پس ورود نزدیک به میلیون مهاجر از خاورمیانه به آلمان بربیاید اما این کار بدون آسیب نبود و او بخشی از نفوذ خود در میان رای دهندگان را از دست داد. این آرا به طور عمده به کیسه حزب ضدخارجی آلترناییو برای آلمان ریخته شد.انتخابات پارلمانی روز ۲۴ سپتامبر آلمان دو برنده واقعی داشت. برنده نخست حزب پوپولیست و راست گرای "آلترناتیو برای آلمان" است که در سال ۲۰۱۳ در صحنه سیاست آلمان ظهور کرده است. این حزب پیش از انتخابات روز یکشنبه، تنها در چند پارلمان محلی آلمان حضور داشت اما اکنون نه تنها وارد پارلمان سراسری شده بلکه به سومین فراکسیون قوی در بوندستاگ نیز ت ...

ادامه مطلب  

عکس جشن صعود به جام جهانی/ شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ +گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید... گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید...توضیح؛ برخی از تصاویر از اینستاگرام و سایر رسانه های مجازی جمع آوری شده است. عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ ...

ادامه مطلب  

«نه» فرانسوی ها به چپ و راست کهنه  

درخواست حذف این مطلب
سیدرضا میرطاهربا برگزاری دومین دور انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در روز یک شنبه 28 خرداد همان گونه که قبلاً نیز پیش بینی شده بود حزب میانه «جمهوری در حرکت»، که امانوئل ماکرون رئیس جمهوری فرانسه، بنیانگذار آن است، اکثریت کرسی های پارلمان فرانسه را به خود اختصاص داد. این حزب در انتخابات پارلمانی 310 کرسی و حزب متحد آن یعنی حزب «جنبش دموکرات»(مودم) نیز 40 کرسی را به دست آورد. ائتلاف این دو حزب روی هم 1/49 درصد از آرا و بیش از 7/60 درصد کرسی های مجمع ملی فرانسه را از آن خود کردند. بدین ترتیب جناح امانوئل ماکرون، با کسب 350 کرسی، اکثریت کرسی های نهاد قانون گذاری فرانسه را که 577 کرسی دارد از آن خود کرد. حزب راست میانه جمهوری خواهان نیز 137 کرسی را از آن خود کرد. حزب جمهوری در حرکت که فقط 16 ماه قبل از سوی ماکرون بنیانگذاری شد توانست نقشه سیاسی فرانسه را از نو ترسیم کند، اگر چه شمار کرسی هایی که این حزب عملاً در انتخابات توانست به دست آورد به نحو قابل ملاحظه ای کمتر از 470 کرسی بود که طبق بررسی های قبل از انتخابات پیش بینی شده بود. در عین حال موفقیت ماکرون با توجه به نرخ مشارکت پایین 44 درصدی مردم فرانسه در دور دوم انتخابات پارلمانی کمرنگ شده و منجر به آن شده که منتقدان وی ادعا کنند که ماکرون چندان پشتوانه حمایتی گسترده ای ندارد. یک هفته قبل از برگزاری دور دوم انتخابات پارلمانی، یعنی روز یک شنبه 21 خرداد فرانسه شاهد برگزاری دور اول انتخابات پارلمانی بود که به گفته تحلیلگران انتخابات سرنوشت سازی محسوب می شد. پس از برگزاری این انتخابات، آمارها حاکی از پیروزی قاطع ائتلاف احزاب «جمهوری در حرکت» وابسته به ماکرون و«مودم» با کسب 32/32 درصد آرا و پس از آن حزب راست میانه «جمهوری خواهان» با کسب 56/21 درصد آرا بود. حزب راست افراطی جبهه ملی نیز 2/13 درصد آرا را به دست آورد. حزب چپ فرانسه حدود ۱۱ درصد و حزب سوسیالیست فرانسه تنها حدود ۸ درصد آرا را به دست آوردند. آمار مشارکت در انتخابات پارلمانی روز یک شنبه قریب به 49 درصد اعلام شد که یکی از پایین ترین نرخ های مشارکت در دهه های گذشته بود. پیروزی ائتلاف حزب«جمهوری در حرکت» و حزب«مودم»، باعث نگرانی احزاب بزرگ سنتی فرانسه شد. در واقع بزرگ ترین شکست متوجه حزب سوسیالیست شد. ژان کریستوف کامبادلیس دبیر اول حزب سوسیالیست فرانسه به شکست خود در انتخابات پارلمانی این کشور اذعان کرد. ضمن اینکه بنوآ آمون نامزد سوسیالیست ها در انتخابات پیشین ریاست جمهوری فرانسه نیز در انتخابات پارلمانی این کشور شکست خورد. در واقع پیروزی ماکرون نشان داده که احزاب سنتی فرانسه از جمله حزب سوسیالیست این کشور که اکثریت کرسی های پارلمان کنونی فرانسه را در دست داشتند به حاشیه رانده شده اند و نقش تعیین کننده پیشین خود را از دست داده اند. در این راستا فرانسوا باروئن از حزب جمهوری خواهان فرانسه با هشدار درباره تمرکز قدرت در اختیار ماکرون و حزبش تصریح کرد که فرانسه به توازن قوا و نه تمرکز قوا احتیاج دارد. ضمن اینکه با توجه به آرای نسبتاً پایین حزب راستگرای افراطی جبهه ملی، مارین لوپن رهبر این حزب به شکست خود در انتخابات پارلمانی اذعان کرد. در این زمینه «جکی ناژلان»کارشناس فرانسوی تأکید کرد که مردم فرانسه به شدت خواستار تغییر بافت انسانی پارلمان و نو شدن آن بوده و هستند. ضمن اینکه بسیاری از نمایندگان کنونی نیز با توجه به قانون ممنوعیت دوشغله بودن نمایندگان ناگزیر به چشم پوشی از شرکت در انتخابات پار ...

ادامه مطلب  

پیامک های شهادت حضرت علی (علیه السلام)  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جام نیوز، در تاریخ شیعه شهره است که حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی (ع) در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان مصادف با شب قدر به ضرب شمشیر ابن ملجم مرادی فرقش شکافته شد و در شامگاه بیست و یکم به شهادت رسید. در روایتی به نقل از ابن عثم که با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابقت دارد آمده است: «پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. على (علیه‎السلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار مى‏ کرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز کرد، به رکوع و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى که عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان کشته شد.» «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الکعبة و آخرین سخن او این آیه بود. «و من‏ یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره. به هرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیرى نگذشت که قاتل را دستگیر کرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:ـ «پسر ملجمى؟»ـ «آرى!»ـ «حسن او را سیر کن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمى کنم و اگر زنده ماندم یا مى‏بخشم یا قصاص مى‏ کنم.»جام نیوز ضمن تسلیت به مناسبت سالروز ضربت خوردن امیرمومنان علی (ع)، پیامک های تسلیتی را برای شما کاربران گرامی گردآوری کرده است.روا باشد که گردد آسمان زیر و زبر امشبکه شد فرق على شیر خدا شقّ القمر امشبز خون فرق حیدر دامن محراب گلگون شدبه خاک افتاد از بیداد، نخلى بارور امشب . .حضرت علی(ع) فرمودند:بپرهیز از هر کارى که انجام‏دهنده‏اش آن را براى خود می ‏پسندد، امّا براى عموم مسلمانان نمی ‏ پسندد.(غررالحکم و دررالکلم)دانی زچه رو دیده ما میگرید / در ماتم شاه اولیا می گریدتنها ز غمش اهل زمین گریان نیست / عیسی بفلک از این عزا میگریددل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع) / یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)وقتی که شکافت فرق او در محراب / گفتند مگر نماز می خواند علی(ع) . . .هیچ گناهکاری را نا امید مکن، چه بسیار گناهکاری که عاقبت به خیر گشتهو چه بسیار خوش کرداری که در پایان عمر تباه شده و جهنمی گشته است . . .( امام علی-ع)شد کشته بمحراب عبادت حیدر / هر دیده بحال مرتضی می گریدبـا گفتن "قد قتل” ز جبریل امین / در خلد برین خیر نساء می گرید . . .امام على علیه ‏السلام فرمودند:خداوند مرا پیشواى خلق خود قرار داد. از این رو، بر من واجب کرد که درباره خودم و خورد و خوراک و پوشاکم همانند مردمان تنگدست باشم تا نادار به ...

ادامه مطلب  

ناگفته های میرسلیم از انتخابات  

درخواست حذف این مطلب
یکی از تفاوت های انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم با ادوار گذشته، حضور یک نامزد حزبی در صحنه رقابت ها بود؛ حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین تشکل های سیاسی کشور، سید مصطفی میرسلیم را به عنوان کاندیدای اختصاصی خود معرفی کرد. چندی بعد از معرفی او، شماری از اصولگرایان تشکلی به نام «جمنا» را پایه ریزی کردند که هدفش معرفی گزینه واحد از سوی این جریان بود. حزب مؤتلفه اسلامی هم با وجود داشتن یک نامزد حزبی در صحنه، اعلام کرد با «جمنا»یی که می خواست در نهایت به یک نامزد برسد، تعامل خواهد داشت. این در حالی بود که سید مصطفی میرسلیم از همان زمان اعلام موجودیت «جمنا» انتقاداتی را متوجه این نهاد کرد. او در گفت و گو با «ایران» از دلایل مخالفتش با «جمنا» می گوید؛ همچنین از تفاوت دیدگاهش با حزب مؤتلفه اسلامی که مقرر کرده بود او در مناظره ها درباره تخلفات منتسب به محمدباقر قالیباف شهردار اصولگرای تهران حرفی نزند. میرسلیم همچنین خبر داد پیش از تشکیل «جمنا» 50 نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری خواستار نامزدی سید ابراهیم رئیسی بودند و اصرار و پافشاری آنها بود که تولیت آستان قدس رضوی را به میدان رقابت آورد. ناگفته های مصطفی میرسلیم نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم را در زیر می خوانید...حزب مؤتلفه اسلامی بر خلاف ادوار گذشته، حضور فعال تری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داشت و علاوه بر معرفی نامزد اختصاصی، جناب عالی که نامزد حزب بودید تا روز انتخابات در صحنه رقابت باقی ماندید. چه تحول و ضرورتی باعث شد تا مؤتلفه چنین رویکرد جدی ای به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوی داشته باشد؟ برآورد حزب مؤتلفه اسلامی ازشرایط عمومی کشور و وضعی که در آن به سر می بریم، این بود که قطعاً باید تحولی رخ دهد تا موجب بروز مشکلات اجتماعی نشود. بر مبنای اطلاعات دقیقی که از استان های کشور داشتیم، خسارت های مهمی احساس می کردیم. از نظرشرایط اقتصادی و اجتماعی نیز مشکلاتی وجود داشت که باید چاره جویی می شد. به نظرمان رسید که باید با حضور حزب هشدار لازم را در این زمینه بدهیم. چه خودمان برای ایفای تکلیف مسئولیت پیدا کنیم یا دیگران در قالبی که وجود دارد ایفای وظیفه نمایند، باید مشکلات گفته شود؛ زیرا نپرداختن به آنها مسائلی بغرنج تر در آینده می آفریند. هم اکنون نیز اگر دولت محترم به آن موارد نپردازد، نظام ما با مشکل مواجه خواهد شد. براین اساس اعتقاد ما این است که دولت دوازدهم باید موفق بشود؛ با اینکه رقیب ما بوده است. چون منافع ملی برتر از همه این رقابت هاست و باید به آن توجه کرد. بنابراین علت حضور ما این بود که احساس کردیم کفایت لازم در دولت یازدهم نبوده و باید به نحوی جبران شود. به همین دلیل در حد خودمان برای حضور در صحنه انتخابات اعلام آمادگی کردیم تا برای مسائل و مشکلات کشور چاره جویی کنیم. چه زمانی به «جمنا» دعوت شدید؟ما در حزب مؤتلفه از اردیبهشت ماه برای حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم گیری کردیم. هنوز تشکیلاتی تحت عنوان «جمنا» وجود نداشت، مگر در ذهن مؤسسان اصلی آن؛ ما خبر نداشتیم و اقدام مستقل خودمان را در حزب انجام دادیم. تشکیلات حزب شناخته شده است و معرفی نامزد فرایندی دارد که آن را طی کردیم. برای اصل حضور و مصداق نامزد، فرایندی چند ماهه طی شد و با نظرسنجی از استان ها، اعضای مجمع، دبیران و بعد هم در شورای مرکزی حزب تصمیم نهایی گرفته شد. در دی ماه سال ۹۵ به مشهد مشرف شدیم و آنجا تصمیم حزب اعلام شد. به موازات این، برخی از دوستان دیگر ما در جبهه اصولگرایان هم به فکر چاره جویی مسائل بودند و به سازماندهی جمعی به عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» مبادرت کردند. آنان مبنای خود را کار حزبی قرار ندادند، بنابراین از ابتدا به سراغ ما به عنوان حزب نیامدند؛ هر چند سراغ شخصیت های حزب آمدند. ما هم چون در نیت، آنان را با خود مشترک می دیدم، با این همکاری موافقت کردیم و گفتیم در استان ها هم این همکاری صورت بگیرد؛ زیرا نیت آنها را هم مثل خودمان اصلاح امور کشور می دیدیم؛ هر چند به لحاظ روش به آنان انتقاد داشتیم. همان طور که اشاره کردید، «جمنا»، متشکل از «افراد» بود اما مؤتلفه تأکید داشت به عنوان یک «حزب» وارد رقابت ها شود. با توجه به عدم تجانس فعالیت مشترک فرد و حزب که از همان ابتدا هویدا بود، مؤتلفه با چه استدلالی ورود به بحث امکان فعالیت مشترک انتخاباتی را با «جمنا» پذیرفت؟آیا چنین نکته ای در مذاکرات و رایزنی های درون حزبی مورد اشاره و بحث قرار گرفت؟بله؛ طبیعتاً همه مسائل در حزب قبل از تصمیم گیری بررسی می شود. در مجموع به این نتیجه رسیدیم که چون هدف مشترکی وجود دارد و نیت ما و آنان یکسان است، پس با این دوستان همکاری داشته باشیم و ضمناً به آنان بگوییم که پیشبرد صحیح این کار مستلزم طی کردن فرایند دقیق تشکیلاتی است؛ به آنان اعلام کردیم خوب است در سازماندهی خود از تجربه ما استفاده کنید که در بهترین وضع به نتیجه مطلوب برسید. شاید هم آنان عنایت کردند، اما این نقیصه تا آخر وجود داشت و اکنون هم هست و من خبر ندارم در آینده می خواهند چه کاری انجام دهند. به هر حال تفاوتی است که بین ما و «جمنا»جود دارد.«جمنا» از ابتدا اعلام کرده بود بنا دارد به«نامزد واحد» برسد؛ پیش بینی مؤتلفه این بود که مثلاً نامزد مؤتلفه می تواند نامزد نهایی باشد؟ و اگر نامزد دیگری معرفی می شد، قرار بود حزب چه واکنشی نشان دهد؟ما که نیازمند آن نبودیم در «جمنا» درباره ما تصمیم گیری شود.به هر حال یک جبهه شکل گرفته و اعلام شده بود که قرار است در فرایندی چند مرحله ای و با مکانیزم از پیش مشخص شده به «گزینه واحد» برسند؛ مؤتلفه هم از این هدف گذاری «جمنا» مطلع بود، پس طبیعتاً باید برای احتمالات مختلف، درون مؤتلفه بحث و پیش بینی لازم انجام می شد...بله، اعلام کردند ما هم به آنان پاسخ دادیم تصمیم گیری ای که در حزب انجام می دهیم، مستقل از نظراتی است که در جمنا اعلام می شود و در نهایت شورای مرکزی حزب باید تصمیم بگیرد. لذا ما از دادن تعهد شخصی خودداری کردیم. می دانید که آنان با تمام کسانی که نامزد می شدند یا نامزدشان می کردند این مذاکره را داشتند تا متعهد شوند اگر تصمیم گیری شد که کنار بروند، همراهی و تبعیت کنند.با توجه به اصرار حزب مؤتلفه به تصمیم گیری مستقل از سویی و تأکید «جمنا» برای معرفی نامزد واحد، تعامل مؤتلفه و «جمنا» برای کار مشترک انتخاباتی همچنان مبهم به نظر می رسد...درست است؛ مبهم است، بود و تا آخر هم مبهم ماند. چون تشخیص اینکه چه کسی باشد و چه کسی نباشد یا چه کسی بماند و نماند، سازوکار می خواهد. در مورد این ابهام در حزب مؤتلفه بحثی نشد؟بله. بحث شد.این بحث به نتیجه مشخصی هم رسید؟نه؛ تا آخرین لحظه به نتیجه مشخصی نرسیدیم. من خودم با نامزد نهایی جمنا که آقای رئیسی بود، صحبت کردم و هر دو به این نتیجه رسیدیم که بهتر است، هر دو در صحنه رقابت انتخاباتی باقی بمانیم.این جمع بندی شما و نامزد نهایی «جمنا»، قاعدتاً، مربوط به واپسین روزهای رقابت انتخاباتی است؛ سؤال مشخص من درباره ابتدای مذاکرات تعامل بود. بعد از اینکه نام شما به عنوان نامزد حزب مؤتلفه اسلامی اعلام شد، از طرف «جمنا» چه کسی وظیفه مذاکره کننده با شما را ایفا کرد؟شورای مرکزی «جمنا» هنوز تشکیل نشده و هیأت اولیه مشغول سازماندهی بودند. فکر می کنم اواسط دی ماه از بنده دعوت کردند که با آنها صحبت کنم.در آن جلسه چه افرادی حضور داشتند؟اکثرشان بودند. غیر از یکی دو نفر که در مسافرت بودند.محورهای بحث آن جلسه چه موضوعات و نکاتی بود؟آنان می خواستند ببینند برنامه و هدف ما برای انتخابات چیست و چگونه می خواهیم در انتخابات حاضر شویم؛ خب ما برای آنها برنامه، تدابیر و نحوه حضور خود را شرح دادیم. سپس پرسیدند:«آیا موفق به رأی آوری می شوید؟» و من پاسخ دادم: «شخصاً پانصدهزار رأی دارم. اگر در چارچوب حزب مؤتلفه باشد، آرای من می تواند به دو تا چهار میلیون رأی برسد و اگر همه شما دوستان همکاری کنید می توانیم تا به دست آوردن 40 درصد کل آراء را تضمین کنیم؛ باقی هم بستگی به شرایطی دارد که پیش می آید».با توجه به سخنان شما در آن جلسه، در واقع، پیشنهاد مشخص شما این بود که شما به عنوان نامزد مؤتلفه، گزینه نهایی «جمنا» برای انتخابات ریاست جمهوری باشید. این برداشت درست است؟بله؛ دعوتشان هم کردم؛ به آنها گفتم با توجه به نکاتی که تصمیم گیری کرده اید، خوب است که در شورای مرکزی حزب بیایید و با ما هم مذاکره کنیم و ان شاءالله به نتیجه برسیم. واکنش آنها چه بود؟ظاهراً استقبال کردند، اما در عمل، ترتیب اثر ندادند. قطعاً آنها هم برنامه شان را اعلام کردند...بله. برنامه شان مشخص بود و می خواستند بر همان مبنا از ما هم تعهدی بگیرند که اگر به این نتیجه رسیدند که ما هم کنار برویم، طبق تعهد داده شده، کنار برویم. من هم گفتم تصمیم گیری با شورای مرکزی حزب مؤتلفه است و من نمی توانم از طرف آنها قولی بدهم.وقتی محتوای مذاکره خود را با «جمنا» در شورای مرکزی مؤتلفه مطرح کردید، واکنش اعضا چه بود؟ چون در رسانه ها به نقل از اعضای حزب عنوان شد که تعهد نمی دهند... فرایند ما دوگانه نبود؛ وضعیت روشن بود.اگر شکاف، چنین عمیق بوده و هر دو طرف از مواضع خود کوتاه نمی آمدند، چرا مؤتلفه و «جمنا» روند و مذاکره انتخاباتی را ادامه دادند؟ شکاف به تشکیلات برمی گردد به مسائل سیاسی برنمی گردد.وقتی مؤتلفه از نظر تشکیلاتی و معرفی نامزد با «جمنا» نقطه اشتراکی نداشتند و این نکته از همان ابتدا هم واضح بود، ادامه مذاکره و تلاش برای رسیدن به تعامل، متکی به چه منطق و استدلالی بود؟ تعاملی شکل نگرفت.اما در اعلام نتایج رأی گیری اولیه «جمنا» برای معرفی نامزدها، اسم شما به عنوان نفر چهاردهم اعلام شد... خیر؛ هیچ وقت اسم من نبود. شایعات است. بعد از آن حتی از بنده دعوت هم نشد.ولی خبر نتایج این رأی گیری «جمنا» و قرار گرفتن نام شما در رده چهاردهم در رسانه های رسمی مثل خبرگزاری ها منتشر شد؛ نکته اینجاست که چرا مؤتلفه به این خبر که انتشار گسترده ای هم داشت، واکنش نشان نداد و آن را تکذیب نکرد؟ اصلاً قرار به ۱۴ نفر نبود و هدف رأی گیری معرفی ۱۰ نفر بود. من هم به همان جلسه ای که گفتم، رفتم.در آن برهه، شما در گفت و گویی درباره احتمال «مهندسی آرا» در انتخابات درونی «جمنا» هشدار دادید. این انتخابات را سالم و شفاف می دانید یا مهندسی شده و هدایت شده؟بحث اصلی ما همین بود؛ گفتیم اگر قرار است یک مجمع عمومی تشکیل شود، دعوت از اعضا برای شکل دادن مجمع عمومی قواعدی دارد. چگونه این ها از استان های مختلف جمع شدند؟ شما همین طوری حکم دادید؟گزینشی برخورد کردید؟ یا از میان حاضران انتخاب صورت گرفته است؟ تشکیل مجمع عمومی قواعدی دارد؛ اگر مراعات شود اعتبار رأی گیری بیشتر می شود. در غیر این صورت حالت خصوصی به خود می گیرد. این نکته ای بود که ما بحث داشتیم.آنها برای جلب اعتماد شما چه توضیحی دادند؟هیچگونه توضیحی ندادند و دنبال جلب اعتماد ما نبودند و برنامه شان را به روالی که تشخیص می دادند، ادامه دادند. الان، چه جمع بندی ای دارید؟ انتخابات «جمنا» برای تعیین مجمع عمومی و نامزدها قابل اعتماد بود؟ ما با توجه به شناختی که داریم، معتقدیم آن نحوه گردآوری افراد در مجمع عمومی اشکال داشت. با معیارهای ما سازگار نبود. ما اینگونه کار نمی کنیم. اعضای جمنا با وجود واگذاری نتیجه انتخابات می گویند این تشکل تجربه موفقی بود و باید این تشکیلات را ادامه دهیم. چنین برداشتی را می پذیرید؟ما از مبنا با این نوع اقدام تشکیلاتی موافق نیستیم.چرا موافق نیستید؟ وقتی تصمیم جمعی اصولگرایان این است که... تکلیف یک تشکیلات باید به شکل قانونی مشخص باشد؛ وقتی ما می گوییم حزب مؤتلفه اسلامی قانون آن را تعریف کرده است؛ وقتی می گوییم «جبهه پیروان خط امام» باز این متشکل از احزاب است. ولی یک جبهه ای به نام «جمنا» ایجاد شده که نه متشکل از احزاب است و نه هنوز تکلیف ثبت قانونی آن مشخص است؛ باید بنشینند و خیلی موارد را درست کنند تا به قول خودشان این تجربه موفق، موفق تر شود.«جمنا» و حامی آن کسب ۱۶ میلیون رأی در انتخابات اخیر را سند موفقیت خود می دانند. نظر شما چیست؟بله؛ این میزان رأی قابلیت خوبی است.«جمنا» ملاک ارزیابی فعالیت انتخاباتی را تعداد آرا می داند و با همین شاخص نتیجه می گیرد که روش هم درست بوده، شما تأیید می کنید که رأی آوری اصولگرایان خوب بوده اما منتقد روش «جمنا» هستید. چگونه می توان تعداد آرای کسب شده را موفقیت دانست اما روش گزینش نامزدی که آن تعداد آرا را جذب کرده، نادرست دانست؟ خیر، من بنا را به نتیجه نمی گذارم. اصلاً اعتقاد ندارم تعداد رأی ملاک حق است. حق چیز دیگری است.اما در انتخابات همواره تعداد آرای جذب شده از ملاک های اصلی ارزیابی است؟ بله ،عملاً ملاک است و چاره بهتری هم نداریم؛ اما به این معنا نیست که فرد انتخاب شده، حقانیت هم دارد. اجازه بدهید یک بار دیگر این نکته را تکرار کنم اما اگر «جمنا» بگویند ما با این روش نامزدی را انتخاب کردیم که این میزان رأی آورده، بنابراین روش ما درست است، این در تعارض با حرف شماست که تعداد آرای نامزد نهایی «جمنا» را خوب می دانید روش آنها را درست نمی دانید... ولو اینکه رأی هم بیاورد درست نیست؛ چون ما قبول نداریم به هر شکلی رأی آورده شود.یعنی معتقدید راه رأی آوری نامزد «جمنا»، درست نبوده؟بله، روش های رأی آوری که اتخاذ شده بود از نظر ما درست و مقبول نبوده است. در هیچ کدام از طرف ها. به اصولگرایان هم توصیه می کنیم این روش ها را تکرار نکنند.پیش بینی بسیاری از ناظران این بود که شما دقیقه 90 انصراف می دهید و گمانه زنی آنان این بود که مؤتلفه دنبال سهم از دولت آینده است. درباره حضور در دولت احتمالی نامزد نهایی «جمنا»، پیشنهاد مشخصی به شما شد؟ از طرف دوستان ما در «جمنا» پیشنهاد رسمی به ما نشد. اما غیررسمی روز بیست و هفتم اردیبهشت به ما اعلام شد که خوب است اتحادی پدید بیاید؛ نظر ما این بود که نه، اتفاقاً این مناسب نیست.چه کسانی این پیشنهاد را دادند؟دوستان ما در «جمنا» این پیشنهاد و خبر را به ما دادند. این پیشنهاد را به آقای قالیباف هم دادند که آقای قالیباف زیربار رفت و پذیرفت به نفع آقای رئیسی کنار برود.گفته شد به آقای قالیباف پیشنهاد شده کنار بروند و در صورت پیروزی آقای رئیسی، معاون اول شوند...من خبر ندارم.به شما هم پیشنهاد پست و مقامی در کابینه داده شد؟ اصلاً پیشنهادی به ما نشد.یعنی فقط گفتند بی قید و شرط کنار بروید؟ رسماً نگفتند کنار بروید ولی پیغام دادند؛ برخی از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که در شورای مرکزی «جمنا» هستند، تمایل آنها را به ما منعکس کردند. در شورای مرکزی بحث کردیم؛ چون تصمیم گیری شخصی نیست که دو یا سه نفر بگویند این کار را انجام دهید. وقتی شورای مرکزی حزب مؤتلفه، یک نفر را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب می کند، همان شورا باید بگوید آیا به مصلحت است که آن نامزد انصراف دهد یا نه؟ شورای مرکزی همچنین چیزی را تصویب نکرد؛ تمایل «جمنا» این بود که ما کنار برویم اما شورای مرکزی حزب این تصمیم را نگرفت. با آقای قالیباف هم مذاکره ای داشتید؟من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.چرا اعتقاد ندارید؟ به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم. در مورد آقای رئیسی هم همین دیدگاه را داشتید؟خیر؛ وضع آقای رئیسی فرق می کند؛ او اهل خلاف نیست، اما او یک عنصر قضایی در کشور است. با وجود این، معمولاً کسی که در صحنه نظامی، قضایی و اطلاعاتی فعال بوده ، نباید وارد صحنه سیاسی شود. یک قاضی معمولاً به دلیل نوع کارش، پنجاه درصد موافق و پنجاه درصد مخالف دارد. قاضی رأی می دهد، نمی شود دل همه را به دست بیاورد؛ باید تصمیم گیری کند؛ طبیعی است. یک عنصر قضایی نباید خود را در معرض آرای عمومی قرار دهد. با آقای رئیسی در دوره رقابت انتخابات گفت و گویی داشتید؟در دوره انتخابات با ایشان صحبتی نداشتم؛ البته قرار بود ما بعد از اعلام نامزدی من در مشهد، با ایشان دیداری داشته باشیم که انجام نشد؛ اگر انجام می شد، صحبت می کردیم.چرا انجام نشد؟ ما وقت گرفته بودیم؛ ظاهراً ایشان گفته بودند که در سفرند و برنامه دیدار ما لغو شد. ایشان تولیت آستان قدس رضوی را داشتند و ما هم نمی دانستیم ایشان قصد نامزدی دارند؛ اما احتمالاً تصمیم را در دی ماه ۹۵ گرفته بودند. اگر تصمیم مشخص بوده که فراخوان «جمنا» ظاهرسازی می شود... ما خبرنداشتیم. بعداً فهمیدیم عده ای در مجلس خبرگان متمایل به آقای رئیسی بودند که به عنوان یک شخصیت روحانی، از خانواده سادات و معتمد می تواند نامزد موجهی باشد و در مقابل آقای روحانی جایگاه خوبی به دست آورد. تشخیص آنها با توجه به نتیجه آرا، ضعیف نبود. اما این تصمیم گیری در دی ماه رو نشده بود.یک ایرادی به اصولگرایان مطرح می شود این است که چطور جناحی با این قدمت و سابقه کار در نهایت به دو نامزدی می رسید که یکی مثل آقای رئیسی اصلاً در صحنه سیاسی نبوده و ناگهان نامزد نهایی می شود و دیگری، آقای قالیباف که در کارنامه خود شکست های متعدد انتخاباتی داشته.چرا باید یک جناح با سابقه و ریشه دار به نقطه ای برسد که در زمان انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری، ناگزیر شود با نامزدی ناشناخته یا با نامزدی که قبلاً دو بار از مردم جواب منفی گرفته، وارد صحنه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری شود؟اولاً یک نفر می تواند ۱۰ بار هم از ملت رأی نیاورد و دفعه یازدهم رأی بیاورد؛ به شرط آنکه پشتوانه حزبی داشته باشد. با نکته ای که درباره آقای قالیباف اشاره کردید موافقم. دو بار شکست خورده بود و پشتوا ...

ادامه مطلب  

ماکرون به پیش - روزنامه جهان اقتصاد  

درخواست حذف این مطلب
علیرضا امامی فرد-گروه سیاسیانتخابات پارلمانی دور اول فرانسه به اتمام رسید.وزارت کشور فرانسه اعلام کرد که حزب تازه تاسیس «جمهوری به پیش» متعلق به ماکرون پیشی گرفته است.شمارش کل آرا نشان می دهد که حزب ماکرون بیش از ۳۲ درصد آرا را به دست آورده اند. در همین حال، حزب جمهوری خواهان با کسب کمتر از ۱۶ درصد آرا، جایگاه دوم را در این انتخابات برای خود به ارمغان آورده است. حزب راست افراطی جبهه ملی ۱۳.۲ درصد و بعد از آن حزب چپ افراطی با ۱۱ درصد آرا قرار دارد. هم چنین حزب سوسیالیست که تا پیش از این حزب حاکم فرانسه بود فقط ۷.۴ درصد آرا را کسب کرده است.نتایج بعد از رای گیری نشان می دهد که حزب امانئل ماکرون می تواند ۴۱۵ تا ۴۵۵ کرسی پارلمانی را از آن خود کند.پیروزی حزب ماکرون در دور اول باعث شد تا آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در پیامی پیروزی حزب امانوئل ماکرون در دور اول انتخابات پارلمانی فرانسه را تبریک گفت و نتایج این انتخابات فرانسه را “رای قدرتمند به اصلاحات” خواند.بعد از انتخابات پارلمانی در فرانسه نگرانی بابت عدم مشارکت حداکثری مردم به وجود آمده است.مشارکتی که در دوره گذشته حدود ۵۷ درصدبوده ولی این دوره به ۴۸٫۷ درصد رسیده است.عده ای معتقدند که حضور کم مردم در این انتخابات به این دلیل بوده است که برخی از افرادی که با سیاست های ماکرون مخالف بوده اند در این انتخابات شرکت نکرده اند.در انتخابات پارلمانی فرانسه معمولا افرادی پیروز شده اند که متعلق به حزب رئیس جمهور بوده اند و شاید همین دلیل باعث شده تا طبق روال مرسوم افراد مخالف از شرکت در انتخابات ناامید شده اند.قوانین انتخابات پارلمانی فرانسه به این شکل است که اگر حزبی بتواند بیش از ۵۰ درصد آرا را به خود اختصاص دهد به دور دوم کشیده نخواهد شد اما به این خاطر که در این انتخابات چنین درصدی مربوط به یک حزب کسب نشده است، انتخابات پارلمانی به دور دوم کشیده شده که این مرحله یکشنبه هفته اینده برگزار خواهد شد.کسانی که در دور اول کمتر از ۱۲.۵ درصد کل واجدان شرایط رای آورده باشند حذف خواهند شد و بقیه به دور دوم خواهند رفت. در دور دوم هر کسی که بیشترین رای را داشته باشد نماینده پارلمان خواهد شد.اما نکته مهم اینجاست که اگر حزب رئیس جمهور بتواند ۴۱۵ الی ۴۵۵ کرسی پارلمانی را از آن خود کند، اتفاق بی نظیری رقم زده که در ۶۰ سال اخیر بی سابقه بوده است.در این میان حزب متعلق به رئیس جمهور سابق فرانسه، فرانسوا اولاند شکست سنگینی را متحمل شده است.حزب سوسیالیست تقریبا ۲۰۰ کرسی پارلمان را از دست داده است و این بدان معنی است که مردم فرانسه از تفکرات این حزب نا امید شده اند.نکته مهم دیگر اینجاست که شاید عده ای پیش بینی کرده بودند که حزب مارین لوپن، رقیب جدی امانوئل ماکرون در انتخابات فرانسه، بتواند تعداد کرسی قابل توجهی را در پارلمان کسب کند اما برخلاف تصور حزب راست افراطی کمتر از پنج کرسی را در پارلمان کسب کرده است.این در حالی است که مارین لوپن اظهار کرده بود که جلوی ماکرون را در پارلمان خواهد گرفت اما نتایج به دست آمده در دور اول انتخابات پارلمانی نشان داد که حزب مارین لوپن قدرت چندانی در مقابله با سیاست های مارکون نخواهد داشت.اما مارین لوپن رهبر جبهه ملی عملکرد ضعیف حزب خود را به مشارکت پایین مردم نسبت داد و گفت که سیستم انتخاباتی فرانسه که به نفع احزاب بزرگتر است باید اصلاح شود.اما اگر بخواهیم نگاهی عمیق تر به انتخابات فرانسه بیندازیم متوجه ...

ادامه مطلب  

دور دوم انتخابات پارلمانی فرانسه فردا برگزار می شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه اینترنتی رادیو بین المللی فرانسه (rfi)، در حالی که حزب 'جمهوری در حرکت' امانوئل مکرون توانست دور نخست انتخابات پارلمانی فرانسه را ازآن خود کند ومی رود تا فردا، اکثریت قاطع را در پارلمان کسب کند، برخی روزنامه های فرانسه نتایج و عواقب چنین موفقیتی را بررسی کرده اند.روزنامه راست گرای فیگارو حصول احتمالی 400 تا 440 کرسی پارلمان توسط حزب رئیس جمهور و متحد میانه رو آن را یک پیروزی «کوبنده» برای این حزب و «انفجار» در درون سایر احزاب سیاسی رقیب نامیده و نوشته است که آرزوی امانوئل در حال تحقق یافتن است.بی شک می توان گفت که یکی از پیامدهای پیروزی حزب رئیس جمهور، وضعیت رقت بار حزب راست سنتی 'جمهوریخواهان' است که به نوشته فیگارو، هیچگاه موفق نشد به اختلافات درونی چندین ساله خود فایق آید و اکنون میان دو سنگ آسیاب حزب 'جمهوری در حرکت' رئیس جمهور و 'جبهه ملی' راست افراطی، گرفتار شده است. لوفیگارو وضعیت حزب سوسیالیست بعد از انتخابات پارلمانی یکشنبه آینده را بدتر از حزب جمهوریخواهان ارزیابی کرده و نوشته است که یکی از قدیمی ترین احزاب سیاسی فرانسه که نتوانست خود را با «واقعیت های سیاسی جدید» مطابقت دهد، بزودی به گورستان فراموشی سپرده خواهد شد و جایش را به حزب ' فرانسه نا فرمان' چپ رادیکال خواهد داد.این روزنامه فرانسوی هشدار داد که بیش از پنجاه درصد فرانسویان در دور نخست انتخابات پارلمانی شرکت نکردند و این تلنگری به مقامات فرانسوی است. روزنامه چپ گرای اومانیته نیز به احتمال پیروزی هفتاد تا هشتاد درصدی حزب امانوئل مکرون در پارلمان اشاره کرده و نوشته است که غیبت بیش از پنجاه درصد رأی دهندگان در حوزه های رأی دهی یکی از دلایل این پیروزی بوده است.به نوشته اومانیته، این پیروزی، پیروزی یک جنبش سیاسی است که بیش از یک سال از عمر آن نمی گذرد اما می رود که برای اولین بار، یک اکثریت پارلمانی مطلق را در دستان یک فرد متمرکز کند. آنهم در حالی که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری، امانوئل مکرون نتوانسته بود بیش از 24 درصد آراء را بدست بیارد.روزنامه لیبراسیون به نوبه خود می نویسد امتناع بیش از پنجاه درصد رأی دهندگان از شرکت در انتخابات هفته گذشته که در تاریخ جمهوری پنجم بی سابقه است، می رود تا اکثریت مطلق پارلمانی را به حزب امانوئل مکرون بسپارد.یکی از نتایج زیان بار این اکثریت، که لوفیگارو از آن به عنوان 'اکثریت استالینی' یاد کرده است، این خواهد بود که هیچگونه اپوزیسیونی نتواند د ...

ادامه مطلب  

با رزمندگان مسیحی حزب الله آشنا شوید/ مسیحیانی که پابه پای شیعیان با تروریست ها می جنگند+عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، جنبش حزب الله در حالی سال ها از سوی دشمنان و مخالفان داخل و خارج لبنان به طایفه گرایی و سلطه جویی و توسعه طلبی متهم می شود که شواهد و قراین بسیاری وجود دارد که خلاف این ادعاها و تهمت ها را ثابت می کند و یکی از این شواهد و قراین حضور جوانان طایفه مسیحیان لبنان در صفوف مقاومت و در سنگر مبارزه با تروریسم تکفیری است.این گزارش به «یگان مسیحیان لبنان» در مقاومت حزب الله می پردازد.شکل گیری ایده حمل سلاح مسیحیان و پیوستن به مقاومتبحران سوریه ظهور گروه های تروریستی متعدد در انواع و اقسام و با نام و نشان های مختلف را به همراه داشت که خطرناک ترین آنها گروه هایی هستند که از آنها تحت عنوان گروه های تروریستی تکفیری یاد می شود.خطری که این گروه ها برای طوایف مختلف لبنانی از سمت مرزهای شرقی لبنان داشت، موجب شد تا بسیاری از جوانان طایفه مسیحیان لبنان که حقیقت و ماهیت واقعی این خطر بزرگ را درک کرده بودند، خواستار پیوستن به صفوف مقاومت حزب الله جهت دفاع از شهرک ها و روستاهای خود در منطقه «القلمون» لبنان شوند که خط تماس با منطقه «القلمون» سوریه محسوب می شود و تحت تصرف گروه های تروریستی تکفیری مانند «داعش» و «جبهه النصره» است، حتی برخی از این جوانان پا را از این فراتر نهاده آمادگی خود را برای مشارکت در نبردهای مقاومت حزب الله در سوریه با این گروه ها اعلام کردند.در این راستا، جنبش حزب الله لبنان اقدام به تشکیل واحدی نظامی در منطقه «بقاع» نمود که نیروهای آن را جوانان داوطلب مسیحی شرق لبنان تشکیل می دهند، واحدی که هدف آن مبارزه با دو گروه تکفیری داعش و جبهه النصره و دفع حملات این دو گروه علیه روستاها و شهرک های مسیحی نشین منطقه بقاع شرقی مانند شهرک «القاع» و دفاع از این مناطق است.«رفعت نصر الله»، بازرگان کاتولیک مسیحی لبنانی درباره تشکیل این واحد نظامی به دست حزب الله چنین توضیح می دهد: «شماری از مردان و جوانان طایفه مسیحیان شرق لبنان، پس از بررسی اوضاع امنیتی و خطری که از سوی گروه های تروریستی تکفیری متوجه مناطق مسیحی نشین شرق لبنان است، به این نتیجه رسیدند که برای مقابله با این خطر بهترین گزینه هم پیمانی و متحد شدن با حزب الله است، لذا پس از اعلام موضع خود به این حزب، خواستار آموزش نظامی از سوی مقاومت شدند».حزب حامی و مدافع مسیحیان در برابر خطر تروریسم تکفیریاین تاجر مسیحی لبنانی با اشاره به کمک های حزب الله به این طایفه در شرق لبنان و برگزاری دوره های مختلف آموزش نظامی و مسلح کردن آنها به مهمات مورد نیاز برای رویارویی با گروه های تروریستی تکفیری، می گوید: «طایفه مسیحیان لبنان در وضعیت بسیار خطرناکی به سر می برد و در لبنان تنها مقاومت حزب الله است که قدرت دفاع از ما را دارد».رفعت نصر الله می افزاید: «اجازه دهید، با هم صریح و شفاف باشیم، در لبنان تنها مقاومت حزب الله را می توان یافت که در مبارزه با خطر گروه های تروریستی تکفیری در کنار ارتش لبنان است و در این نبرد از ارتش حمایت می کند.»وی در این خصوص که آیا حزب الله در ازای ارائه این تسهیلات و برگزاری دوره های آموزشی چه چیزی طلب کرده است، می گوید: «در تمام طول این مدت حزب الله هیچ گاه در ازای آنچه به ما ارائه داد، هیچ چشم داشت و توقعی نداشت. حزب الله نه از ما خواست به اسلام روی بیاوریم و نه مانند مقاومت به اصول و مبادی ارزشی اش پایبند باشیم. حزب الله از ما نخواست، در کنارش و در صفوفش در نبردها شرکت کنیم، بلکه این خواسته ما و درخواست ما بود که به آن پاسخ گفت.این تاجر مسیحی ساکن شرق لبنان خاطر نشان می کند که «حزب الله هیچ چیز را بر ما تحمیل نکرده، ما آزادانه فرایض دینی خود را ادا و مراسم و مناسبت های مذهبی خود را برگزار می کنیم. در یک جمله باید بگوییم که مردمان این بخش از لبنان با آغوش باز از حزب الله و کمک های مقاومت استقبال می کنند».گزارش ها در این زمینه تاکید می کند که مقاومت حزب الله عملا گروه هایی از مسیحیان شرق لبنان را در پایگاه های ویژه خود آموزش داده و ضمن تسلیح آنها و اختصاص بودجه ای برای تامین هزینه های حضور آنها در جبهه های نبرد، تلاش کرده، برخی احتیاجات مادی و نیازهای مالی خانواده های نیازمند را نیز تامین و شرایط معیشتی در این مناطق را برای آنها تسهیل کند.رفعت نصر الله که هم اکنون یکی از طرف های مسیحی است که مسئولیت هماهنگی بین طایفه مسیحیان شرق لبنان با حزب الله را برعهده دارد، می گوید: «ما از تهدید فرضی سخن نمی گوییم، از تجاوزی حقیقی صحبت می کنیم که خطر آن هر ساعت و هر شب و هر روز موجودیت ما را تهدید می کند».حمایت کلیسای مارونی از حزب اللهاین تنها مسیحیان شرق لبنان نیستند که خطر تروریسم تکف ...

ادامه مطلب  

پایان تراژیک قمار «ترزا می»  

درخواست حذف این مطلب
رای دهندگان بریتانیایی شکست «ترزا می»، نخست وزیر این کشور را رقم زدند. حزب محافظه کار «می» توانست 316 کرسی و حزب کارگر 261 کرسی به دست بیاورد. با این حال، یک حزب برای کسب اکثریت به ۳۲۶ کرسی نیاز دارد. «می» نیاز به یک پارلمان یکدست برای حضور قوی در مذاکرات مربوط به خروج از اتحادیه اروپا داشت. برخی بازیگران سیاسی در انگلیس به «قمار می» اشاره می کنند و معتقدند او «بازنده بزرگ» انتخابات بوده است. نتیجه انتخابات بازارها را نیز با نوسان روبه رو کرده است. ۵۵آنلاین :رای دهندگان بریتانیایی شکست «ترزا می»، نخست وزیر این کشور را رقم زدند. آنها با رای خود باعث شدند محافظه کاران اکثریت پارلمانی خود را از دست بدهند و درخواست برای استعفای «می» بالا گیرد. با این حال، خانم نخست وزیر استعفا را نپذیرفته و برای تشکیل کابینه دیروز جمعه به دیدار ملکه بریتانیا رفت. سی ان ان در گزارش خود می نویسد: «اگرچه حزب محافظه کار خانم نخست وزیر بیشتر کرسی ها را به دست آورد اما برای تشکیل دولت و بدون حمایت احزاب اقلیت کافی نیست.» حزب محافظه کار «می» توانست 316 کرسی و حزب کارگر 261 کرسی به دست بیاورند. با این حال، یک حزب برای کسب اکثریت به ۳۲۶ کرسی نیاز دارد. سی ان ان می نویسد: «این انتخابات نتیجه ای ویرانگر برای می داشت زیرا 3 سال زودتر از موعد قانونی خواستار انتخابات زودهنگام شد. حدود یک ماه ونیم پیش نخست وزیر انگلیس به میان خبرنگاران آمد و از تصمیمش برای برگزاری انتخابات زودهنگام خبر داد. خانم «می» نیاز به یک پارلمان یکدست و حامی دولت برای حضور قوی در مذاکرات مربوط به خروج از اتحادیه اروپا، موسوم به «برگزیت» را دلیل این تصمیم اعلام کرد. برخی بازیگران سیاسی در انگلیس به «قمار می» اشاره می کنند و معتقدند او «بازنده بزرگ» انتخابات بوده و در صورت تشکیل دولت هم دولت او «لرزان» خواهد بود. این گزارش می افزاید خانم می «قانع شده بود که در نظرسنجی ها بسیار جلوتر از حزب کارگر به رهبری جرمی کوربین قرار دارد.» با این حال، برخی کارشناسان معتقدند «می» فریب نظرسنجی ها را خورد و به این تصور که می تواند اکثریت قاطع را به دست آورد، عملا به «بازنده» انتخابات تبدیل شد. نتیجه این انتخابات بریتانیا را به دوره ای از «هرج و مرج جدید سیاسی» می کشاند. این در حالی است که مذاکرات برگزیت هم احتمالا بر میزان بحران بیفزاید. مذاکراتی در میان حلقه های محافظه کاران در جریان بود که براساس آن «می» باید زودتر از اینها استعفا می داد. جورج اوسبورن، وزیر دارایی سابق که از مقام خود استعفا داد اعلام کرد که این نتیجه برای حزب متبوعش «فاجعه بار» است. آنا سوبری، نماینده محافظه کار هم گفت «می» باید در مورد جایگاه خود به تامل دوباره بپردازد.انتقادها از «می» بالا گرفته استپس از اعلام نتایج، ترزا می در یک سخنرانی اعلام کرد: «در این دوره زمانی بیش از هر زمان دیگری کشور به ثبات نیاز دارد.» وی همزمان اعلام کرد که تلاش می کند تا دولت جدید را با وجود از دست دادن اکثریت پارلمانی تشکیل دهد. به گزارش سی ان ان، حزبی که دارای بیشترین تعداد کرسی ها باشد مبادرت به تشکیل دولت با احزاب کوچک تر خواهد کرد. لارا کنزبرگ، سردبیر سیاسی بی بی سی، معتقد است که قمار سیاسی ترزا می در برگزاری انتخابات زودهنگام شکست خورد. جان مک دونل از حزب کارگر نیز اعلام کرد: نتیجه این انتخابات «ماهیت سیاست» را در بریتانیا تغییر خواهد داد.به گزارش رویترز، جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر، نیز اعلام کرد که اکنون زمان آن فرارسیده که ترزا می نخست وزیر بریتانیا از قدرت کناره گیری کند. وی افزود: «برگزاری این انتخابات از سوی نخست وزیر درخواست شد تا برای تثبیت قدرت و موقعیت خود، اکثریت بالاتری از کرسی های پارلمان را کسب کند. اگر انتخابات اخیر پیامی داشته باشد، این است: محافظه کاران کرسی های پارلمانی را از دست داده اند، آرا را از دست دادند و حمایت و اعتماد مردم را از دست داده اند.» کوربین گفت: «به نظر من همه این موارد برای کناره گیری از قدرت کافی است.»رویترز همچنین در گزارشی به رهبر حزب ملی اسکاتلند اشاره کرد و به نقل از او نوشت که نتایج انتخابات پارلمانی برای نخست وزیر بریتانیا فاجعه بار بوده است. نیکولا استورژن، وزیر اول اسکاتلند و رهبر حزب ملی تاکید کرد: «بی شک، نتایج انتخابات برای حزب ملی اسکاتلند ناامید کننده است. ما برخی کرسی های نمایندگی را از دست دادیم. این یک فاجعه برای ترزا می نخست وزیر بریتانیا است. وی تصور می کرد که با برگزاری انتخابات پارلمانی می تواند مخالفان را شکست دهد و با کنار زدن همه مخالفان به اکثریت قاطع کرسی های پارلمانی دست یابد ولی این انتخابات برای او فاجعه بار شده است.» وی افزود: «درباره خواست حزب ملی اسکاتلند برای برگزاری همه پرسی دوم استقلال از پادشاهی متحد، بازنگری خواهم کرد.» حزب ملی اسکاتلند در این انتخابات برخی از کرسی های پارلمانی خود را از دست داده است. حزب لیبرال دموکرات 12 کرسی و حزب ملی گرای اسکاتلند 35 کرسی کسب کردند.در روزهای گذشته نظرسنجی های عمومی حاکی از کاهش چشمگیر فاصله بین دو حزب محافظه کار و کارگر بود. ترزا می به دلیل پرهیز از مناظره رودررو با رهبران دیگر احزاب مورد انتقادهای زیادی قرار گرفت و برخی توانایی های او به عنوان یک رهبر مقتدر را زیر سوال برده اند. واکنش می به خروج آمریکا از پیمان اقلیمی پاریس هم انتقادهایی را برانگیخته است. در مقابل جرمی کوربین که تا چند هفته پیش به طور وسیعی به عنوان شخصی با عقاید چپ افراطی و فاقد توانایی رهبری اپوزیسیون شناخته می شد، موفق شد دامنه حمایت از خود را گسترش دهد. سی ان ان در گزارش خود بر این باور است که در سایرمناطق بریتانیا هم نگرانی مشهود است: «حزب ملی اسکاتلند» (snp) شکست چشمگیری خور ...

ادامه مطلب  

تشکیل حزب جمهوری اسلامی «نظر ولایی» امام بود/سازشکاران می خواهند بهشتی را سازشکار معرفی کنند/می خواه  

درخواست حذف این مطلب
گروه احزاب- خبرگزاری فارس: واقعه هفتم تیر حادثه ای تروریستی بود که نام یک حزب را در تاریخ انقلاب جاودانه کرد، حزب جمهوری اسلامی که برای ایجاد انسجام تشکیلاتی و مقابله با لیبرال ها راه خود را در سپهر سیاسی پسا انقلابی گشوده بود، پس از برخی تحولات سیاسی دستخوش تغییراتی شد، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 60 اتفاقی بود که در حیات این حزب تاثیر بسیاری گذاشت.حزب جمهوری اسلامی مهم ترین حزب در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، شماری از شخصیت های علمی، مذهبی و سیاسی ایران که در پیروزی انقلاب نقش داشتند و از یاران امام خمینی بودند حزب جمهوری اسلامی را در سال 1357 تأسیس کردند. این حزب به خاطر حُسن شهرت مؤسسان روحانی آن، به شدت از سوی جامعه انقلابی ایران مورد استقبال قرار گرفت و «سید محمد حسینی بهشتی» نخستین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی شد.اسدالله بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در این مصاحبه ضمن مروری بر روند شکل گیری و علل و انگیزه های تاسیس حرب موتلفه اسلامی بر این باور است که حزب جمهوری اسلامی ورای یک حزب به تعبیر کنونی آن، ضرورت انقلاب در نظم تشکیلاتی برای تداوم جریان مبارزاتی حضرت امام با رژیم پهلوی بود.وی با تشریح نگاه اسلام به تحزب این پدیده را بنا به شروطی مورد قبول می داند هرچند حزب جمهوری را حزبی متشکل از آرای متفاوت توصیف می کند.بادامچیان آمریکا، وسوسه خناس،شیطان و گروه ها و افراد فریب خورده را دشمنان شهید بهشتی قلمداد کرده و تاکید دارد که نباید بگذاریم بهشتی های الان مظلوم واقع شوند.متن مصاحبه گروه احزاب خبرگزاری فارس با اسدالله بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در ذیل می آید:*تحزب در اسلام لازم و مفید برای اجتماع استفارس: نگاه اسلام به مقوله تحزب چگونه است؟چه دسته بندی هایی در این زمینه وجود دارد؟بادامچیان: طبعاً تفاوت تحزب اسلامی با غیر اسلامی، غربی، کمونیستی، فاشیستی، ملی گرا، لیبرال - دموکراسی، لیبرال - دموکراتیک غربی که چپ غربی است حائز اهمیت است. چون مسئله تحزب در اسلام امری لازم و مفید برای اجتماع است ولی شرط و شروطی دارد. اینکه من در دو کتابی که در مورد تحزب نوشته ام به این بحث اشاره کرده ام که اساساً کدام تحزب؟آنکه در قرآن فهم من است این است که یک حزب الله داریم که حزبی خدامحور است؛ یک حزب الشیطان وجود دارد که به تعبیر قرآن «هم الخاسرون» است. احزاب دیگری نیز هستند که نه حزب الله و نه حزب الشیطانند بلکه احزابی هستند که به تعبیر قرآن «بمالدیهم فرحون» هستند و خود را قبول دارند و به خاطر اهداف خاص خود دور هم جمع شدند.فارس:حزب جمهوری اسلامی بر اساس چه ضرورتی شکل گرفت؟ یک بازگویی از سیر تاسیس این حرب داشته باشید.بادامچیان: حزب جمهوری اسلامی حزبی نبود که سیاسیون دور هم جمع شوند و بگویند می خواهیم حزب راه بیاندازیم. ضرورت انقلاب در نظم تشکیلاتی بود و ضرورت حزبی برای بعد از پیروزی انقلاب که از حرکت انقلابی و اسلامی که امام علیه رژیم حاکم انجام می داد حال تبدیل به حزب درون حکومت و نظام شد.در سال حدود 56 این موضوع مطرح شد که احتمال اینکه انقلاب به پیروزی برسد وجود دارد و برای بعد از پیروزی باید حزبی متناسب با آن مرحله از انقلاب داشته باشیم. قبل آن احزاب مخفی و سرّی بودند و هرکسی عضو حزب می شد باید پی شکنجه ساواک و دستگاه های امنیتی رژیم را به جان می خرید. این بحث ها حدودا از دی ماه 1356 با آقای بهشتی و دوستان که من هم در آن جمع بودم مطرح شد.*تشکیل حزب جمهوری اسلامی «نظر ولایی» امام بودامام در اسفند 56 فرمودند همه با هم یک حزب بشوید. کار در مجموعه ما از حد یک تحلیل سیاسی گذشت و به حد یک«نظر ولایی» رسید. وقتی به این نظر ولایی رسیدیم آنجا بحث شد که ما چگونه حزبی را باید تشکیل دهیم که حزبی اسلامی، ولایی و ولایت پذیر باشد و این حزب غیر از حزب اسلامی باشد که اسلامی هست ولی بالای سرش ولایت فقیه نیست.*بهشتی خود را در معرض افرادی قرار داد که احتمال دستگیری یا ترور آنها می رفتبر این اساس برای ترکیب حزب بحث شد و بالاخره قرار شد حزبی با سه گروه 10 نفره از مؤتلفه ای ها، جامعه روحانیت و مدرسین و از بین سایر تشکل ها و چهره های درخدمت امام و انقلاب تشکیل شود که یا سه تا 10 نفره باشند و یا سه تا 7 نفر. یعنی نیمی از اینها اسامی شان اعلام شود و به قول آقای بهشتی اعتبار مجموعه شوند ولو اینکه رژیم دستگیر و شهیدشان کند و نیم دیگر کار را اداره کنند که اگر اینها هم دستگیر یا شهید یا ترور شدند کار ادامه یابد. جالب است که مرحوم شهید بهشتی خود را در تیپ اول و بنده را در تیپ دوم قرار داد. فارس: یعنی در خود را در تیپ افراد در معرض ترور قرار داد؟ بادامچیان: بله. خود را در معرض افرادی قرار داد که احتمال دستگیری یا ترور آنها می رفت. هرچه به ایشان گفتیم که شما از گذشته تا حالا چهره مخفی ما بودید و ما زیر شکنجه های سخت و علی رغم اینکه بسیار اذیت مان کردند پای شما را به صحنه نیاوردیم، ایشان گفتند الان مصلحت همین است که این یک حزب معتبر شود و شماها در قسمت دوم و چهره پنهانی حزب باشید. از این طریق که راه افتاد مرحوم عراقی را که خدمت امام فرستادیم که بپرسند. امام فرمودند من اینجا حفاظت لازم دارم و همین جا بمان. مرحوم عراقی نیز در پاریس ماند.بعد آقای بهشتی چارچوب را با امام حل کردند و به ایران برگشتند. امام با کلیت بحث موافقت داشت و کار را در اختیار خودشان گذاشته بود. اینجا از گروه روحانیت و مدرسین دعوت کردیم و 14 نفر شدند و شورای مرکزی حزب را تشکیل دادند و از تیپ ما نیز 7 نفر شدیم که خرداد 57 انتخاب کردیم که مرحوم شهید عراقی، مرحوم امانی، مرحوم عسگراولادی، شهید اسلامی، یکی دیگر از دوستان و بنده این 7 نفر را شامل می شدیم.*فارس: افراد دیگر چطور. همراه نشدند؟بادامچیان: از دوستان دیگر نتوانستیم خیلی همراه کنیم چون بین شان خیلی اختلاف سلیقه وجود داشت. بعد آقای عسگراولادی را خدمت امام فرستادیم. امام گفتند شما اینجا بمانید چون اگر بخواهید به کار حزب برسید از کارهای روزمره انقلاب می مانید. ان شاءالله با هم به ایران می رویم و به حزب فکر می کنیم. بنابراین عسگراولادی هم آنجا ماند و با هواپیمای امام برگشت. در اینجا در 22 بهمن که انقلاب پیروز شد، از 23 یا 24 بهمن امام از آقای هاشمی پرسیدند که آن حزب چه شد و پیگیر این قضیه شدند. ما مجبور شدیم 29 بهمن اعلام رسمی کنیم که مرحوم باهنر اساسنامه را در خانه شهید اسلامی نوشت. بنابراین این سیر تأسیس حزب جمهوری اسلامی بود.فارس: در مورد علت تأسیس حزب مقداری توضیح دهید. با چه ضرورتی حزب جمهوری تأسیس شد.بادامچیان: علت اول این بود که مرحوم بهشتی می گفت حزب متناسب با بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای نظام جمهوری اسلامی ولایی باید شکل گیرد.علت دوم این بود که بهشتی می گفت در دوران مبارزه چون مسائل سیاسی را به طور مخفی برگزار می کردیم، دوستان مخلص امام هم با سلایق و دیدگاه های مختلف شکل گرفتند. بعد از پیروزی انقلاب لازم است که این افراد در یک مجموعه زیر نظر روحانیتی که مورد تأیید امام است جمع شوند و با هم تبادل نظر کنند و افکارشان با هم هماهنگ شود.همچنین مشخص شود چه کسانی با امام هستند و چه کسانی واقعاً خط اصیل فقاهت و اسلام ناب نبوی، علوی و عاشورایی امام را قبول دارند و در مقابل چه کسانی دارای سلیقه های چپ و راست و غربگرا، ملی گرا و یا مقام گرا هستند.بنابراین شورای مرکزی حزب جمهوری، یک حزب به معنای واقعی نبود. جبهه ای از تفکرات با آرای گوناگون تحت نظارت یک مجموعه واحد مورد تأیید امام از روحانیت بود که رعایت تحزب اسلامی را در دستور کار قرار دهد. پس یکی از اهداف نزدیکی افکار و دل ها به هم بود تا همدیگر را درک کنند.*عده ای می گفتند آوردن مالیات در قانون اساسی ضد اسلام استتفکر دیگر نیز این بود که پالایش شوند. تیپ میرحسین موسوی که جزو شورای مرکزی دعوت شد معلوم بود که چپ غربی است و در نهایت دیدیم که چطور شد. یا مثلاً دیدیم که درون ما اسلامی و مذهبی بودند ولی به بهشتی می گفتند چون در قانون اساسی جمهوری اسلامی بحث مالیات ها را گذاشتید پس شما حتماً طرفدار سرمایه داری هستید. علت آن نیز این است که مالیات از درآمد است و درآمد هم از سرمایه است و سرمایه هم که سرمایه گذاری می شود پس شما با آوردن قانون مالیات به برقراری نظام سرمایه داری در ایران کمک می کنید و این ضد اسلام است. در مقابل بهشتی با خونسردی می گف ...

ادامه مطلب  

فرهنگ و هنر زبان گفت وگو با جهان معاصر است  

درخواست حذف این مطلب
علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایى فارابى در ادامه سفر به ارمنستان با آرمن امیریان وزیر فرهنگ جمهورى ارمنستان دیدار و گفت وگو کرد.به گزارش فیلم نت نیوز، در این دیدار که سفیر جمهورى اسلامى ایران و رییس مرکز ملى سینماى ارمنستان نیز حضور داشتند، وزیر فرهنگ ارمنستان در سخنانى با اشاره به قدمت دوستی و همزیستی مسالمت آمیز دو ملت، آمادگی دولت ارمنستان را برای گسترش بیش از پیش مناسبات فرهنگی و سینمایى اعلام کرد.او با اشاره به امضاى توافقنامه سینمایى دو کشور همزمان با سفر تابش به ایروان گفت: «ایران همسایه مهم ارمنستان است و روابط این دو کشور در عالى ترین سطح قرار دارد و خوشحالم این توافقنامه سینمایى در مرحله ای امضا می شود که قانون سینمای ارمنستان در دست بررسی نهایی و تصویب قرار دارد و یقین دارم این سند، چشم انداز جدید و وسیعی برای همکاری سینمایی دو کشور ترسیم خواهد کرد.»آرمن امیریان گفت: «هدف گذارى ارمنستان و ایران در قالب یک برنامه براى توسعه همکارى هاى سینمایى با اهمیت است و گذشته کهن و همزیستى ایرانیان و ارمنیان در همکارى هاى معاصر تداوم پیدا می کند، امروز ارمنستان با ایران وارد مرحله جدیدی از همکاری فرهنگى می شود، چرا که ریشه های تاریخى فرهنگى ایران و ارمنستان با تفاهمات و همکاری های جدید، مستحکم تر از گذشته خواهد شد.»وزیر فرهنگ ارمنستان تلاش ها و حمایت بنیاد سینمایى فارابى در تولید مشترک با ارمنستان را ستود و گفت: «با تولید مشترک فیلم سینمایى یه واو اکران آن، عزم ما براى همکارى هاى گسترده هنرى و فرهنگى با ایران، راسخ تر می شود.»او خطاب به مدیرعامل بنیاد سینمایى فارابى گفت: «از اینکه مهمان کشور ما هستید خوشوقتم و مفتخرم سلام گرم و پر مهر بانوى اول ارمنستان سرکار خانم ریتا سرکیسیان را به شما ابلاغ کنم. همسر رییس جمهور ارمنستان از سهم قابل توجه شما در تولید مشترک ارمنستان و ایران قدردانى کرده است و متاسفانه به دلیل همزمانى افتتاحیه فیلم «یه وا» با جشن هاى استقلال، امکان حضور او در افتتاحیه این فیلم فراهم نشد.»در ادامه این دیدار، کمال سجادى سفیر جمهورى اسلامى ایران در سخنانى گفت: «عرصه فرهنگی زیربنا، نقطه آغاز و گسترش دیگر همکاری ها است و حمایت هر چه بیشتر وزارتخانه های فرهنگ دو کشور در این حوزه با هدف توسعه مناسبات لازم است.»به گفته او باید در تولید فیلم و مستند به صورت مشترک اهتمام بیشتری صورت گیرد تا دو ملت با شناخت هرچه بیشتر از فرصت های موجود، بهره بردای لازم را در این عرصه داشته باشند.سجادى همکارى هاى فرهنگى را مقوّم همکارى هاى سیاسی و اقتصادى دو کشور دانست و گفت: «نقش هنرمندان دو کشور در این حوزه بسیار با اهمیت است، خوشبختانه شاهد تبادلات گروه هاى هنرى بین دو کشور در عرصه ساخت فیلم سینمایی و فیلم هاى مستند هستیم و امضاى توافقنامه سینمایى، فصل جدیدى از روابط فرهنگى دو کشور را رقم خواهد زد.»او توسعه تبادلات سینمایی و شناخت و معرفى فرهنگ و تاریخ دو کشور را با اهمیت دانست و گفت: «حضور مدیرعامل بنیاد فارابی در ارمنستان گویاى ت ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفر شبانه رهبرانقلاب پس از عزل بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- فاطمه کرمانی: دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه از عمر انقلاب اسلامی، مملو از وقایع مهم و تعیین کننده ای است. رخدادهایی همچون ترور حضرت آیت الله خامنه ای، انفجار حزب جمهوری اسلامی و بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری همگی از جمله رخدادهایی هستند که در فاصله بسیار کوتاهی از هم صورت گرفتند و به اذعان بسیاری از کارشناسان تنها یکی از آنها کافی بود تا یک حکومت انقلابی نوپا را که در مرزهایش هم درگیر جنگی تمام عیار است، سرنگون کند.در ادامه بررسی پرونده ابعاد ناشناخته دهه ۶۰، به سراغ «حسین شمسایی» از مبارزان انقلاب اسلامی و اعضای قدیمی حزب جمهوری اسلامی رفتیم تا با مرور برخی حوادث سالهای نخستین دهه ۶۰ به بازخوانی برخی حوادث مهم آن دوران و نیز جایگاه این حزب در تحولات سیاسی کشور بپردازیم.این گفتگو حاوی خاطرات جذاب و ناشنیده ای از شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و حضرت آیت الله خامنه ای است.شمسایی که عضو کمیته استقبال از امام در ۱۲ بهمن ۵۷ بود همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت این حزب در آمد و معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی شد. وی در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان رییس کل روابط عمومی دفتر رئیس جمهور مشغول بکار شد و پس از آن در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری شد. وی سپس وارد مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و در کسوت مشاور فعالیت کرد.وی درحال حاضر عمده وقت خود را به مسائل فرهنگی اختصاص داده و مدیرعاملی موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام را برعهده دارد و معتقد است ورود به این عرصه مصداق «آتش به اختیاری» است که رهبر انقلاب فرمودند.در ادامه مشروح گفتگو با حسین شمسایی از نظرتان می گذرد:انقلاب اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده از جنگ تحمیلی تا تحریم های اقتصادی و ترور شخصیت های طراز اول نظام اما در این بین دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی از ویژگی های خاصی برخوردار است دهه ای که شاید بتوان گفت پایه های انقلاب را به درستی استحکام بخشید. رهبر انقلاب اسلامی اما این دهه را دهه مظلوم انقلاب معرفی کردند و فرمودند دهه ۶۰ آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید دهه ۶۰ چه ویژگی هایی داشت که امروز بعد از گذشت ۴ دهه رهبر انقلاب از دغدغه مظلوم بودن و ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آورند. انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب کشور با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بود؛ مسئله قومیت ها، سنندج، ترکمن صحرا، کردستان؛ اینها جاهایی بودند که در آن به بهانه قومیت گرایی شاهد درگیری واقدامات گروهک های جدایی طلب و وابسته به بیگانگان بودند. فضا، فضای خاصی بود، تا جایی که هیأتی از بزرگان انقلاب همچون شهید آیت الله بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی برای بررسی اوضاع و ایجاد وحدت و آرامش در بین اقوام مختلف کرد راهی کردستان شدند و نقش بسزایی در خاموشی این فتنه ایفا کردند، تمام دنیا چشم به ما دوخته بود تا ببینند سرنوشت این انقلاب که دم از مردم و اسلام می زند، چه خواهد بود، چگونه می خواهیم با دوستانمان ارتباط برقرار کرده و با دنیا تعامل کنیم. ما می خواستیم به گونه ای کار را مدیریت کنیم که نشان دهیم هیچ گونه تزلزلی در کار انقلابمان که از ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شده بود، وجود ندارد. در سال ۵۸ به طور کامل درگیر تثبیت پایه های انقلاب اسلامی بودیم. تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی و تصویب آن، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و بخش های مختلف حکومت از جمله اقدامات مؤثر و مشغله های اوایل انقلاب بود. بعد از مراسم شهید شیرودی که حضرت آقا برای سخنرانی و من برای مداحی به شیرود مازندران رفته بودیم برای استراحت به محفلی رفتیم ساعت ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفتند. ما هنوز نخوابیده بودیم، رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردنددشمن وقتی فهمید امیدی نیست که بتواند این انقلاب را سرنگون کند، در شهریور ۵۹ از سمت عراق علیه ایران جنگ هشت ساله ای را آغاز کرد و به طور گسترده علیه ما هجمه کردند، از داخل کشور هم توسط منافقین به آنها خط داده می شد. با تمام امکاناتی که از شرق و غرب و کشورهای بزرگ دنیا در اختیار عراق قرار می گرفت، علیه ما حمله گسترده ای انجام دادند و توانستند بخش هایی از غرب و جنوب کشور را به تصرف درآورند. به ظاهر در برابر انقلاب اسلامی، صدام ایستاده بود اما پشت سر او، تمام قدرتهای جهانی قرار گرفتند. این مسئله هم به سایر مشکلات داخلی اضافه شد. در کنار این مشکلات، رئیس جمهور نچسبی با رأی مردم روی کار آمده بود که باید او را تحمل می کردیم چون امام (ره) حکم تنفیذ به او داده بود. بزرگان انقلاب از جمله شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی و همه بزرگان، مدام با او درگیری داشتند اما چاره ای نبود جز اینکه او را تحمل کنند تا کار به جایی برسد که بشود او را برکنار کرد. بی درایتی و وادادگی های بنی صدر باعث شد روزهای ابتدایی جنگ شرایط بر نیروهای رزمنده تنگ شود و بخش های زیادی از خاک کشور را در غرب و جنوب از دست دادیم. بزرگانی چون شهید چمران پس از رشادتهای فراوان در این راه به شهادت رسیدند. یادم هست اوایل سال ۶۰ شهید شیرودی که یکی از خلبانان رشید و دلاور و مکتبی ارتش بود هم به شهادت رسید. بنده بعنوان مداح و آیت الله خامنه ای هم بعنوان سخنران به مراسم این شهید در مازندران دعوت شدیم و در این مراسم شرکت کردیم. بعد از اتمام جلسه شب برای استراحت به محفلی رفتیم. ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفته بودند. ما هنوز نخوابیده بودیم، من بودم با جمعی از پاسداران همراه آقا. رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند . مرحوم هاشمی آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای، قبل از مغرب حزب را ترک کرد و به عیادت آیت الله خامنه ای رفتاز صدای تکبیر و خوشحالی ما آقا بلافاصله از اتاق بیرون آمدند و با دفتر حزب تماس گرفتند، از پشت تلفن به ایشان گفتند چند بار از بیت امام سراغ شما را گرفتند اما نتوانستیم پیدایتان کنیم. صحبت شد همان شبانه به سمت تهران حرکت کنیم. آقا گفتند بچه ها خسته اند، از صبح درگیر برنامه ختم بودند، سخت است که شبانه تا تهران رانندگی کنند. من گفتم ایرادی ندارد تا تهران برایتان می خوانم که راننده خوابش نبرد. نماز صبح را بین راه به امامت حضرت آقا به جماعت خواندیم وحدود ساعت ۶ یا ۷ صبح بود که به تهران رسیدیم. ما به حزب رفتیم و آقا مستقیم به سمت جماران رفتند که بعد از آن موضوع رأی عدم کفایت بنی صدر نیز از سوی مجلس داده شد. منافقین هم در چنین فضایی کار تشکیلاتی کرده بودند و در جاهای مختلف، حتی در دانشگاهها اسلحه پنهان کرده و مشغول خرابکاری بودند تا با یک اتحاد نامقدس با بنی صدر به ترور دست بزنند، دیدند که قوای مسلح در جبهه ها درگیر مبارزه با صدام است، بستر را مهیا دیدند و از فرصت نهایت استفاده را برده و رو به حذف فیزیکی و ترور چهره های موجه و مقامات ارشد نظام آوردند. بعد از ورود منافقین به فاز مسلحانه، یکی از نخستین اقدامات این گروهک، ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر تهران بود. آن روز کجا بودید و چگونه از این ماجرا باخبر شدید؟ حزب جمهوری برای کادرسازی نظام به وجود آمده بود که شهید بهشتی در رأس آن و مابقی در بدنه تلاش می کردند که بخش های مختلف را به طور درست در کشور به دست انقلابی های متعهد ومتخصص و با نگرشی برآمده از اسلام راستین بسپارند. همین کادرسازی ها امکان تشکیل بخش های مختلف را فراهم می کرد به طوری که نهضت آزادی به دلیل داشتن چنین سیستم تشکیلاتی توانست بازرگان را به مسئولیت برساند. من آن زمان معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودم، مسئولیت تنظیم برنامه ها و ضبط سخنرانی ها با واحد ما بود. آقا فرمودند می خواهم به طور منظم در مساجد شاخص محله های تهران سخنرانی کنم و به سؤالات مردم به ویژه جوانان پاسخ دهم. آن زمان شبهات زیادی را مطرح می کردند که عمده آن هم از جانب منافقین بود. شهید بهشتی بسیار مورد هجمه بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی و خود آقا هم به شدت تحت هجمه های افکار عمومی که تحت تأثیر منافقین بود، قرار داشتندآقا این تصمیم را به عنوان کاری که می توان سریع انجام داد تا افکار عمومی روشن شود، گرفتند. اولین جا مسجد ابوذر تهران بود. آقای مطلبی امام جماعت آن مسجد بود که از قبل از انقلاب پایگاهی برای انقلابیون آن منطقه بود و پس از انقلاب نیز با تقدیم شهدای فراوان نقش بسزایی در پیشبرد انقلاب داشته و دارد. بنا شد اولین مسجد از سلسله مساجد تهران در جنوب غرب و در این مسجد باشد. در معاونت تبلیغات حزب، یکی از همکاران ما به نام شهید بالاگر مسئول ضبط برنامه ها بود که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید. به او گفتم برای ضبط برنامه به مسجد ابوذر برود. سخنرانی اعلام عمومی شده بود، یعنی تبلیغاتی برای آن انجام شد؟ در منطقه تبلیغ کردند و همین تبلیغات باعث شد دشمنان نظام از این تصمیم باخبر شده و برای آن برنامه ریزی کنند. جمعیت کثیری در مسجد جمع شدند، منافقین هم در مسجد آدم داشتند. قبل از این هم گروهک فرقان دست به ترورها می زدند که مرحوم هاشمی، شهید مطهری و شهید مفتح را هم آنها ترور کردند. سران منافقین با بنی صدر از کشور خارج شده بودند و خانه های تیمی فراوانی شناسایی شده بود که مرحوم لاجوردی در این شناسایی ها نقش بسیار پررنگی داشت. اینها در چنین فضای آشفته داخلی اقدام به آغاز عملیات های مسلحانه در ۶ تیر سال ۶۰ کردند. بعد از نماز ظهر و عصر، آقا پشت تریبون رفته و تنها بخشی از سخنرانی شان گذشته بود که انفجار صورت گرفت. ضبط صوت معاونت تبلیغات حزب جمهوری هم از بین رفت. به ما خبر دادند که انفجار در مسجد ابوذر رخ داده، حال آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بهارلو بردند. کل حزب به هم ریخت، فضا آشفته شد. همه به شدت به هم ریخته بودند و مدام با بیمارستان تماس می گرفتند. چند نفری از حزب برای ملاقات راهی بیمارستان شدند اما امکان ملاقات وجود نداشت. شرایط بحرانی بود، مدام با کسانی که احساس می کردیم به لحاظ پزشکی با بیمارستان در ارتباط هستند و اطلاعاتی از اوضاع آقا دارند، تماس می گرفتیم. عصر روز ششم تیر برخلاف همیشه که فضای بسیار پرشور و حرارتی بر حزب حاکم بود فضای غمگینی در حزب به وجود آمد. غروب ششم تیر بود که آقای بهشتی با حزب تماس گرفتند و گفتند از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود غروب ششم تیر بود که در جریان کارهای حزب، به اتاق شهید حاج علی درخشان رفتم که از اعضای شورای مرکزی و مسئول امور مالی حزب بود، از مبارزین ثابت قدم و خوش خلق بودکه ایشان هم در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید. رفتم از اوضاع آقا باخبر شوم که گفت همه در حال تلاشند تا وضعیت بهبود پیدا کند. ایشان چند دقیقه ای از اتاق خارج شدند، تلفن روی میز زنگ خورد، گوشی را برداشتم. شهید بهشتی پشت خط بود. خطاب کرد: آقای درخشان؟ گفتم: حاج آقا، آقای درخشان نیستند. همین الان از اتاق رفتند بیرون. گفت: شما؟ گفتم: من فلانی هستم. شهید بهشتی پاسخ داد اتفاقاً با خود شما کار داشتم. و فرمودند من از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود. شما که اهل آن حوالی هستید، بروید و از قول من برای مردم توضیح دهید که مصلحت نبود امشب به این مسجد بروم. به مجرد اینکه فضا مساعد باشد، در اولین فرصت برای سخنرانی خواهم آمد. من رفتم بعد از نماز پشت تریبون قرار گرفتم و طی سخنانی ضمن ابلاغ سلام آیت الله بهشتی اعلام کردم بنا بر مصلحت و با توجه به حوادث پیش آمده در مسجد ابوذر ایشان عذر خواهی کردند و وعده دادند در اولین فرصت پس از استقرار شرایط و آرامش اوضاع سیاسی در جمع نمازگزاران حاضر شوند. روز ششم تیر یعنی یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، کلاهی را در دفتر حزب دیدید، چه واکنش هایی از خودش نشان می داد، اصلاً چگونه انسانی بود؟ بله، روز ششم تیر هم در حزب بود. کلاهی یک جوان شیک پوش، خوش رو و به شدت کاری بود و کارمند بخش استان تهران حزب بود. چطور توانست به کار تشکیلات آن هم در بخش استان تهران ورود کند؟ البته مسئولیت مهمی نداشت اما کار گزینش آن زمان این گونه نبود که به طور ریز تمام سوابق یک نفر استخراج شود. در گرماگرم کار بود و همه می خواستند تلاش کنند؛ روزی که برای ثبت نام در حزب اعلام عمومی شد، در کانون توحید اعضای اصلی حزب مثل شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، مرحوم هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر، همه بودند، سیل جمعیت بود که برای ثبت نام مراجعه می کرد. مردم احساس می کردند یک تشکیلات اسلامی به وجود آمده که می توانند در آن ورود کنند. شناسایی تک تک این افراد و استخراج سوابق آنها آن هم در آن شرایط کار دشواری بود. کلاهی هم مثل بقیه ثبت نام کرد و بعد در تشکیلات تهران مشغول به کار شد.کلاهی کارمند تدارکات وخدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کردکلاهی کارمند تدارکات و خدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کرد. همین باعث شد رابط بین دفتر تشکیلات تهران با دفتر مرکزی شود. کارش این بود که روزهای یکشنبه که جلسه حزب برگزار می شد، یک کارتن از نشریات مختلف و خبرنامه برای پخش بین مهمانان جلسه از دفتر استان تهران به ساختمان مرکزی بیاورد. هر هفته ۱۰۰ تا ۱۵۰ مهمان از سه قوه و کارشناسان و شخصیتهای مختلف در جلسه حزب حضور داشتند. این خبرنامه ها بین آنها توزیع می شد. روز هفتم تیر هم طبق معمول این کارتن را آورد و چون برنامه همیشگی بود، مورد بازرسی قرار نگرفت. روز هفتم تیر همچنان نگرانی از حال آیت الله خامنه ای وجود داشت اما شهید بهشتی آمدند و گفتند اوضاع ایشان بهتر است و تقریباً تثبیت شده؛ جلسه حزب هم امروز برگزار می شود. دکتر بهشتی نماز مغرب و عشاء را در زمین ورزشی ساختمان حزب خواندند و بعد از آن به سمت سالن حرکت کردند. اشاره کردند کسی بیرون نماند، همه وارد اتاق جلسات شوند تا جلسه رأس ساعت خود آغاز شود. جلسه که آغاز شد، کلاهی گفته بود سفارش بستنی دادم، می روم بستنی ها را بگیرم. می رود که بستنی ها را بیاورد، سر خیابان سوئیچ بسته انفجاری را فشار داده و سالن اجتماعات حزب را منفجر می کند. مقام معظم رهبری که مصدوم بودند و در جلسه حضور نداشتند، اما مرحوم هاشمی رفسنجانی کجا بودند؟ مرحوم هاشمی رفسنجانی هر هفته در جلسات حزب حاضر می شدند و همیشه هم در صندلی های جلو، نزدیک شهید بهشتی می نشستند. اما آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای مرحوم هاشمی قبل از مغرب حزب را ترک می کند و به عیادت آیت الله خامنه ای می رود. شهید باهنر هم در جلسه نبود و مقدر بود که هیچ کدام از اینها در آن جلسه حاضر نباشند والا اگر بودند، اینها هم همان جا به شهادت می ر ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفر شبانه رهبرانقلاب بعد از عزل بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از مهر، وقایع دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی اگرچه وقایع متعدد و بسیار تعیین کننده است اما در بین این وقایع برخی رخدادها تاثیر شگرفتی در استحکام و ماندگاری ستون های انقلاب نوپای اسلامی داشت. رخدادهایی همچون ترور حضرت آیت الله خامنه ای، انفجار حزب جمهوری اسلامی ایران و بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری همگی از جمله رخدادهایی بودند که در همان سالهای نخست پیروزی انقلاب و در حالی که ملت با هجمه شرق و غرب و دشمن داخلی و خارجی دست و پنجه نرم می کرد توانست تاریخ انقلاب اسلامی را تورق کند.رخدادهایی که بدون شک بهای انقلاب اسلامی بود تا خون شهدایی همچون بهشتی ها، منتظری ها، بیک نژادها، باهنر ها و رجایی ها مهر تاییدی بر حقانیت اسلام و بلند کردن علم دین توسط انقلاب اسلامی ایران باشد.در ادامه بررسی پرونده ابعاد ناشناخته دهه ۶۰، به سراغ «حسین شمسایی» از مبارزان انقلاب و اعضای قدیمی حزب جمهوری اسلامی رفتیم تا با مرور برخی حوادث سالهای نخستین دهه 60 به واکاوی نقش حزب جمهوری اسلامی ایران در ساختن انقلاب بپردازیم.شمسایی که عضو کمیته استقبال از امام در 12 بهمن 57 بود همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت این حزب در آمد و معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی شد. وی در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان رییس کل روابط عمومی دفتر رئیس جمهور مشغول بکار شد و پس از آن در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری شد. وی سپس وارد مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و در کسوت مشاور فعالیت کرد. مدیرعامل موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلاموی درحال حاضر عمده وقت خود را به مسائل فرهنگی اختصاص داده و مدیرعاملی موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام را برعده دارد و معتقد است ورود به این عرصه مصداق «آتش به اختیاری» است که رهبر انقلاب فرمودند.در ادامه مشروح گفتگو با حسین شمسایی از نظرتان می گذرد:انقلاب اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده از جنگ تحمیلی تا تحریم های اقتصادی و ترور شخصیت های طراز اول نظام اما در این بین دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی از ویژگی های خاصی برخوردار است دهه ای که شاید بتوان گفت پایه های انقلاب را به درستی استحکام بخشید. رهبر انقلاب اسلامی اما این دهه را دهه مظلوم انقلاب معرفی کردند و فرمودند دهه ۶۰ آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید دهه ۶۰ چه ویژگی هایی داشت که امروز بعد از گذشت ۴ دهه رهبر انقلاب از دغدغه مظلوم بودن و ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آورند.انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب کشور با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بود؛ مسئله قومیت ها، سنندج، ترکمن صحرا، کردستان؛ اینها جاهایی بودند که در آن به بهانه قومیت گرایی شاهد درگیری واقدامات گروهک های جدایی طلب و وابسته به بیگانگان بودند. فضا، فضای خاصی بود، تا جایی که هیأتی از بزرگان انقلاب همچون شهید آیت الله بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی برای بررسی اوضاع و ایجاد وحدت و آرامش در بین اقوام مختلف کرد راهی کردستان شدند و نقش بسزایی در خاموشی این فتنه ایفا کردند، تمام دنیا چشم به ما دوخته بود تا ببینند سرنوشت این انقلاب که دم از مردم و اسلام می زند، چه خواهد بود، چگونه می خواهیم با دوستانمان ارتباط برقرار کرده و با دنیا تعامل کنیم. ما می خواستیم به گونه ای کار را مدیریت کنیم که نشان دهیم هیچ گونه تزلزلی در کار انقلابمان که از ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شده بود، وجود ندارد. در سال ۵۸ به طور کامل درگیر تثبیت پایه های انقلاب اسلامی بودیم. تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی و تصویب آن، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و بخش های مختلف حکومت از جمله اقدامات مؤثر و مشغله های اوایل انقلاب بود.بعد از مراسم شهید شیرودی که حضرت آقا برای سخنرانی و من برای مداحی به شیرود مازندران رفته بودیم برای استراحت به محفلی رفتیم ساعت ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفتند. ما هنوز نخوابیده بودیم، رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردنددشمن وقتی فهمید امیدی نیست که بتواند این انقلاب را سرنگون کند، در شهریور ۵۹ از سمت عراق علیه ایران جنگ هشت ساله ای را آغاز کرد و به طور گسترده علیه ما هجمه کردند، از داخل کشور هم توسط منافقین به آنها خط داده می شد. با تمام امکاناتی که از شرق و غرب و کشورهای بزرگ دنیا در اختیار عراق قرار می گرفت، علیه ما حمله گسترده ای انجام دادند و توانستند بخش هایی از غرب و جنوب کشور را به تصرف درآورند. به ظاهر در برابر انقلاب اسلامی، صدام ایستاده بود اما پشت سر او، تمام قدرتهای جهانی قرار گرفتند. این مسئله هم به سایر مشکلات داخلی اضافه شد.در کنار این مشکلات، رئیس جمهور نچسبی با رأی مردم روی کار آمده بود که باید او را تحمل می کردیم چون امام (ره) حکم تنفیذ به او داده بود. بزرگان انقلاب از جمله شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی و همه بزرگان، مدام با او درگیری داشتند اما چاره ای نبود جز اینکه او را تحمل کنند تا کار به جایی برسد که بشود او را برکنار کرد. بی درایتی و وادادگی های بنی صدر باعث شد روزهای ابتدایی جنگ شرایط بر نیروهای رزمنده تنگ شود و بخش های زیادی از خاک کشور را در غرب و جنوب از دست دادیم. بزرگانی چون شهید چمران پس از رشادتهای فراوان در این راه به شهادت رسیدند. یادم هست اوایل سال ۶۰ شهید شیرودی که یکی از خلبانان رشید و دلاور و مکتبی ارتش بود هم به شهادت رسید.بنده بعنوان مداح و آیت الله خامنه ای هم بعنوان سخنران به مراسم این شهید در مازندران دعوت شدیم و در این مراسم شرکت کردیم.بعد از اتمام جلسه شب برای استراحت به محفلی رفتیم. ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفته بودند. ما هنوز نخوابیده بودیم، من بودم با جمعی از پاسداران همراه آقا. رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند . از صدای تکبیر و خوشحالی ما آقا بلافاصله از اتاق بیرون آمدند و با دفتر حزب تماس گرفتند، از پشت تلفن به ایشان گفتند چند بار از بیت امام سراغ شما را گرفتند اما نتوانستیم پیدایتان کنیم.صحبت شد همان شبانه به سمت تهران حرکت کنیم. آقا گفتند بچه ها خسته اند، از صبح درگیر برنامه ختم بودند، سخت است که شبانه تا تهران رانندگی کنند. من گفتم ایرادی ندارد تا تهران برایتان می خوانم که راننده خوابش نبرد. نماز صبح را بین راه به امامت حضرت آقا به جماعت خواندیم وحدود ساعت ۶ یا ۷ صبح بود که به تهران رسیدیم. ما به حزب رفتیم و آقا مستقیم به سمت جماران رفتند که بعد از آن موضوع رأی عدم کفایت بنی صدر نیز از سوی مجلس داده شد.منافقین هم در چنین فضایی کار تشکیلاتی کرده بودند و در جاهای مختلف، حتی در دانشگاهها اسلحه پنهان کرده و مشغول خرابکاری بودند تا با یک اتحاد نامقدس با بنی صدر به ترور دست بزنند، دیدند که قوای مسلح در جبهه ها درگیر مبارزه با صدام است، بستر را مهیا دیدند و از فرصت نهایت استفاده را برده و رو به حذف فیزیکی و ترور چهره های موجه و مقامات ارشد نظام آوردند.بعد از ورود منافقین به فاز مسلحانه، یکی از نخستین اقدامات این گروهک، ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر تهران بود. آن روز کجا بودید و چگونه از این ماجرا باخبر شدید؟حزب جمهوری برای کادرسازی نظام به وجود آمده بود که شهید بهشتی در رأس آن و مابقی در بدنه تلاش می کردند که بخش های مختلف را به طور درست در کشور به دست انقلابی های متعهد ومتخصص و با نگرشی برآمده از اسلام راستین بسپارند. همین کادرسازی ها امکان تشکیل بخش های مختلف را فراهم می کرد به طوری که نهضت آزادی به دلیل داشتن چنین سیستم تشکیلاتی توانست بازرگان را به مسئولیت برساند. من آن زمان معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودم، مسئولیت تنظیم برنامه ها و ضبط سخنرانی ها با واحد ما بود. آقا فرمودند می خواهم به طور منظم در مساجد شاخص محله های تهران سخنرانی کنم و به سؤالات مردم به ویژه جوانان پاسخ دهم. آن زمان شبهات زیادی را مطرح می کردند که عمده آن هم از جانب منافقین بود. شهید بهشتی بسیار مورد هجمه بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی و خود آقا هم به شدت تحت هجمه های افکار عمومی که تحت تأثیر منافقین بود، قرار داشتندآقا این تصمیم را به عنوان کاری که می توان سریع انجام داد تا افکار عمومی روشن شود، گرفتند. اولین جا مسجد ابوذر تهران بود. آقای مطلبی امام جماعت آن مسجد بود که از قبل از انقلاب پایگاهی برای انقلابیون آن منطقه بود و پس از انقلاب نیز با تقدیم شهدای فراوان نقش بسزایی در پیشبرد انقلاب داشته و دارد. بنابراین شد اولین مسجد از سلسله مساجد تهران در جنوب غرب و در این مسجد باشد. در معاونت تبلیغات حزب، یکی از همکاران ما به نام شهید بالاگر مسئول ضبط برنامه ها بود که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید. به او گفتم برای ضبط برنامه به مسجد ابوذر برود.سخنرانی اعلام عمومی شده بود، یعنی تبلیغاتی برای آن انجام شد؟در منطقه تبلیغ کردند و همین تبلیغات باعث شد دشمنان نظام از این تصمیم باخبر شده و برای آن برنامه ریزی کنند. جمعیت کثیری در مسجد جمع شدند، منافقین هم در مسجد آدم داشتند. قبل از این هم گروهک فرقان دست به ترورها می زدند که مرحوم هاشمی، شهید مطهری و شهید مفتح را هم آنها ترور کردند. سران منافقین با بنی صدر از کشور خارج شده بودند و خانه های تیمی فراوانی شناسایی شده بود که مرحوم لاجوردی در این شناسایی ها نقش بسیار پررنگی داشت. اینها در چنین فضای آشفته داخلی اقدام به آغاز عملیات های مسلحانه در ۶ تیر سال ۶۰ کردند. بعد از نماز ظهر و عصر، آقا پشت تریبون رفته و تنها بخشی از سخنرانی شان گذشته بود که انفجار صورت گرفت. ضبط صوت معاونت تبلیغات حزب جمهوری هم از بین رفت. به ما خبر دادند که انفجار در مسجد ابوذر رخ داده، حال آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بهارلو بردند. کل حزب به هم ریخت، فضا آشفته شد.همه به شدت به هم ریخته بودند و مدام با بیمارستان تماس می گرفتند. چند نفری از حزب برای ملاقات راهی بیمارستان شدند اما امکان ملاقات وجود نداشت. شرایط بحرانی بود، مدام با کسانی که احساس می کردیم به لحاظ پزشکی با بیمارستان در ارتباط هستند و اطلاعاتی از اوضاع آقا دارند، تماس می گرفتیم.عصر روز ششم تیر برخلاف همیشه که فضای بسیار پرشور و حرارتی بر حزب حاکم بود فضای غمگینی در حزب به وجود آمد.غروب ششم تیر بود که آقای بهشتی با حزب تماس گرفتند و گفتند از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود غروب ششم تیر بود که در جریان کارهای حزب، به اتاق شهید حاج علی درخشان رفتم که از اعضای شورای مرکزی و مسئول امور مالی حزب بود، از مبارزین ثابت قدم و خوش خلق بودکه ایشان هم در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید. رفتم از اوضاع آقا باخبر شوم که گفت همه در حال تلاشند تا وضعیت بهبود پیدا کند.ایشان چند دقیقه ای از اتاق خارج شدند، تلفن روی میز زنگ خورد، گوشی را برداشتم. شهید بهشتی پشت خط بود. خطاب کرد: آقای درخشان؟ گفتم: حاج آقا، آقای درخشان نیستند. همین الان از اتاق رفتند بیرون. گفت: شما؟ گفتم: من فلانی هستم. شهید بهشتی پاسخ داد اتفاقاً با خود شما کار داشتم. و فرمودند من از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود.شما که اهل آن حوالی هستید، بروید و از قول من برای مردم توضیح دهید که مصلحت نبود امشب به این مسجد بروم. به مجرد اینکه فضا مساعد باشد، در اولین فرصت برای سخنرانی خواهم آمد. من رفتم بعد از نماز پشت تریبون قرار گرفتم و طی سخنانی ضمن ابلاغ سلام آیت الله بهشتی اعلام کردم بنا بر مصلحت و با توجه به حوادث پیش آمده در مسجد ابوذر ایشان عذر خواهی کردند و وعده دادند در اولین فرصت پس از استقرار شرایط و آرامش اوضاع سیاسی در جمع نمازگزاران حاضر شوند.روز ششم تیر یعنی یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، کلاهی را در دفتر حزب دیدید، چه واکنش هایی از خودش نشان می داد، اصلاً چگونه انسانی بود؟بله، روز ششم تیر هم در حزب بود. کلاهی یک جوان شیک پوش، خوش رو و به شدت کاری بود و کارمند بخش استان تهران حزب بود.چطور توانست به کار تشکیلات آن هم در بخش استان تهران ورود کند؟البته مسئولیت مهمی نداشت اما کار گزینش آن زمان این گونه نبود که به طور ریز تمام سوابق یک نفر استخراج شود. در گرماگرم کار بود و همه می خواستند تلاش کنند؛ روزی که برای ثبت نام در حزب اعلام عمومی شد، در کانون توحید اعضای اصلی حزب مثل شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، مرحوم هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر، همه بودند، سیل جمعیت بود که برای ثبت نام مراجعه می کرد. مردم احساس می کردند یک تشکیلات اسلامی به وجود آمده که می توانند در آن ورود کنند. شناسایی تک تک این افراد و استخراج سوابق آنها آن هم در آن شرایط کار دشواری بود. کلاهی هم مثل بقیه ثبت نام کرد و بعد در تشکیلات تهران مشغول به کار شد.کلاهی کارمند تدارکات وخدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کردکلاهی کارمند تدارکات و خدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کرد.همین باعث شد رابط بین دفتر تشکیلات تهران با دفتر مرکزی شود. کارش این بود که روزهای یکشنبه که جلسه حزب برگزار می شد، یک کارتن از نشریات مختلف و خبرنامه برای پخش بین مهمانان جلسه از دفتر استان تهران به ساختمان مرکزی بیاورد. هر هفته ۱۰۰ تا ۱۵۰ مهمان از سه قوه و کارشناسان و شخصیتهای مختلف در جلسه حزب حضور داشتند. این خبرنامه ها بین آنها توزیع می شد.روز هفتم تیر هم طبق معمول این کارتن را آورد و چون برنامه همیشگی بود، مورد بازرسی قرار نگرفت. روز هفتم تیر همچنان نگرانی از حال آیت الله خامنه ای وجود داشت اما شهید بهشتی آمدند و گفتند اوضاع ایشان بهتر است و تقریباً تثبیت شده؛ جلسه حزب هم امروز برگزار می شود.دکتر بهشتی نماز مغرب و عشاء را در زمین ورزشی ساختمان حزب خواندند و بعد از آن به سمت سالن حرکت کردند. اشاره کردند کسی بیرون نماند، همه وارد اتاق جلسات شوند تا جلسه رأس ساعت خود آغاز شود. جلسه که آغاز شد، کلاهی گفته بود سفارش بستنی دادم، می روم بستنی ها را بگیرم. می رود که بستنی ها را بیاورد، سر خیابان سوئیچ بسته انفجاری را فشار داده و سالن اجتماعات حزب را منفجر می کند.مقام معظم رهبری که مصدوم بودند و در جلسه حضور نداشتند، اما مرحوم هاشمی رفسنجانی کجا بودند؟مرحوم هاشمی رفسنجانی هر هفته در جلسات حزب حاضر می شدند و همیشه هم در صندلی های جلو، نزدیک شهید بهشتی می نشستند. اما آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای مرحوم ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » آیا مرکز دولت داعش به شمال افغانستان و آسیای مرکزی منتقل می شود؟  

درخواست حذف این مطلب
مقدمه:هم زمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به تبع آن بلوک شرق در سال ۱۹۹۱، این ایده در فکر مسلمانان جهان شکل گرفت که خیل عظیم برادران مسلمان بعد از سده ها اسارت به آغوش اسلام بازخواهند گشت و سبب گسترش و تقویت جهان اسلام خواهند شد. پس ازاین اتفاق بود که کشورهای مسلمان برای توسعه نفوذ خود در مناطق استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای وابسته به بلوک شرق اقدام به ایجاد مراکزی فرهنگی و دینی کردند تا بدین وسیله زمینه فراگیر شدن قرائت خود از اسلام را فراهم نمایند. کشورهایی همچون عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در این امر پیشگام بودند و به تبع آن، در حال حاضر نیز از نفوذ بسیاری در این منطقه برخوردارند.در این بین جمهوری اسلامی ایران که گسترش اسلام ناب محمدی را هدف خود داده است، حضور چشم گیر و تأثیرگذاری در آسیای مرکزی ندارد و فضا را برای رقبای خود باز گذاشته است. در این پژوهش بر آنیم تا با بررسی شرایط منطقه و وضع احزاب اسلامی در آسیای مرکزی و شمال افغانستان امکان حضور داعش در این منطقه و عوامل احتمالی آن را بررسی کنیم.مسئله افراط گرایی، امروزه یکی از تهدیدهای جامعه بین المللی محسوب می شود که متأسفانه در کشورهای اسلامی به شدت در حال رشد می باشد و در اندیشه محققان، خاستگاه این افراطی گری را می توان در مدل های مختلفی موردبررسی قرارداد که به همین منظور به مدل های سه گانه ای که از جامعیت بیشتری برخوردار است اشاره می کنیم.مدل اول: این مدل به نقش عوامل اقتصادی در تبیین و شکل گیری بنیادگرایی اسلامی تأکید می کند. دیدگاه هایی که بر اساس این مدل به تبیین بنیادگرایی می پردازند عمدتاً تحت تأثیر نظریه "محرومیت نسبی" استدلال های خود را سازمان می دهند. به عقیده آنان حرکت های اسلام گرا واکنش نوینی هستند به گسترش شدید شهرنشینی، ازدیاد جمعیت، بیکاری، فقر، به حاشیه رانده شدن طبقات پایین، توزیع نابرابر درآمدها، فساد نخبگان و … . دراین بین جوانان برای پاسخ به این وضعیت و محرومیت های اجتماعی و اقتصادی موجود درصدد تغییرات رادیکال و در برخی موارد مبارزه مسلحانه برآمده اند و این هدف را از طریق پیوستن به گروه های افراط گرا دنبال کرده اند.در این مدل ادبیات گروه های اسلامی حول محور مسائلی همچون فقر، نابرابری درآمد و فقدان خدمات اجتماعی می باشد که انگیزه جوانان برای پیوستن به آن ها را افزایش می دهد و جذاب ترین وعده این گروه ها، تشکیل دولت اسلامی است که زنده کننده مجد و عظمت گذشته مسلمانان می باشد. در نقد این مدل گفته می شود که شکل گیری حرکت های خشونت آمیز به این دلیل بسیار نادر می باشد. به عقیده محمد حافظ[۱]، برای پاسخ دادن به کمبودهایی ازاین دست، گرایش به اندیشه های چپ گرایانه در مقابل گرایش به افراط گرایی اسلامی بسیار جذاب تر و تأثیرگذارتر به نظر می رسد. علاوه بر این پس از بررسی های صورت گرفته مشخص می گردد که افرادی که به گروه های اسلام گرا می پیوندند نه از محرومین اقتصادی هستند و نه از به حاشیه رانده شدگان، بلکه هدف آن ها از پیوستن به این گروه ها جست جوی سعادت و تلاش برای رسیدن به آن در آخرت می باشد. به عنوان نمونه، اسامه بن لادن و ایمن الظواهری هریک جزو طبقات بالا در عربستان سعودی و مصر بودند. کسانی هم که از کشورهای غربی به افراط گرایان می پیوندند معمولاً از افراد تحصیل کرده و آموزش دیده جامعه خود می باشند. به طورکلی حدود ۸۰% تروریست ها و بمب گذاران انتحاری در این تعریف نمی گنجند.مدل دوم: تمرکز این مدل بر نقش فرهنگ در گسترش افراط گرایی اسلامی می باشد. بر اساس این مدل استدلال می شود که بنیادگرایی اسلامی پاسخی به نفوذ فزاینده فرهنگ غربی و سایر فرهنگ های بیگانه است و افراط گرایی یک نوع فرآیند دفاع فرهنگی در مقابل بیگانگان است. با این وجود مدل دوم نیز همانند مدل اول از جامعیت کافی برخوردار نیست و مثال های نقض فراوانی برای آن وجود دارد. به عنوان نمونه حزب عدالت و توسعه در ترکیه علیرغم پایبندی به اسلام سیاسی خواهان پیوستن به اتحادیه اروپا و وارد شدن به فرآیندهای غربی است.مدل سوم: این مدل فشارهای اجتماعی را به عنوان منبع از خودبیگانگی و افراط گرایی ذکر می کند. بر اساس این استدلال، افراط گرایی واکنشی به استبداد و سرکوب دولتی است. برخلاف دو مدل قبل برای اثبات این مدل مثال های فراوانی قابل ذکر است ازجمله؛ اخوان المسلمین در مصر بین سال های ۱۹۵۴-۱۹۶۹، اخوان المسلمین سوریه در سال ۱۹۸۰ و حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در ۱۹۹۲-۱۹۹۷ که همگی در ابتدا متمایل به فعالیت قانونی در چارچوب فرآیندهای دموکراتیک در نهادهای حکومتی بودند اما به دلیل نادیده گرفته شدن و سرکوب توسط دولت ها به افراط گرایی روی آوردند.هر چند یکی از دلایل مهم شکل گیری گروههای افراطی ، وجود استبداد و سرکوب در کشورها می باشد ، اما اگرتنها با این استدلال پیش برویم باید قاعدتا کشورهایی همچون عربستان و برخی کشورهای شمال آفریقا و عربی امروز گرفتار افراط گرایی داخلی و دستخوش تغییر و تحول شوند. درست است که این کشورها مولد افراط گرایی هستند ولی تهدید افراط گرایی متوجه محیط پیرامونی آنهاست و استبداد و هرگونه سرکوب داخلی نتوانسته باعث فعالیت آنها در محیط داخل و تغییر حاکمیت شود. امروز در حالی شاهد اقدامات گروههای افراطی در سوریه و عراق پس از صدام هستیم که هر دو این کشورها به نسبت دیگران ، بهتر نرم های دموکراسی را رعایت می کردند.داعش پس از موصلدر طی چند هفته اخیر خصوصاً پس از شکست داعش در موصل، مسئله ناامنی و جنگ در شمال افغانستان به یکی از موضوعات مهم خبرگزاری ها و محافل رسانه ای در داخل و خارج افغانستان تبدیل شده است.در ابتدای طرح مسئله داعش در افغانستان، حکومت وحدت ملی حضور و فعالیت این گروه در افغانستان را موردتردید قرارداد؛ اما پس از اعلام رسمی تشکیل شاخه «خراسان» داعش در ژانویه ۲۰۱۵ و بیعت سران آن با البغدادی، حضور داعش در افغانستان را تائید نمود. در مقابل نمایندگان پارلمان افغانستان خصوصاً نمایندگان ولایات شرقی و شمالی بارها و بارها از حضور داعش و تحرکات گسترده آن، اظهار نگرانی کرده اند؛ اما دولت این اظهارات را بزرگنمایی از سوی برخی گروه های خاص معرفی نموده و بر محدود بودن دامنه فعالیت آن تأکید می نماید.نمایندگان مجلس و همچنین شخصیت های سیاسی ولایات شمالی بغلان، قندوز، تخار، بدخشان، سمنگان، بلخ، جوزجان، فاریاب، بادغیس و سرپل در مصاحبه ها و گفتگوهای متعدد با رسانه ها همواره بر گسترش خطر داعش در شمال افغانستان تأکید نموده اند. در فروردین ۱۳۹۴ ژنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول رئیس جمهوری افغانستان اعلام کرد که نیروهای وابسته به داعش به ولایت های شمالی فاریاب، جوزجان، سرپل و بدخشان افغانستان رسیده اند.فتح الله قیصاری عضو گروه امور دفاعی پارلمان نیز روز شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵ در صحبت با رادیو آزادی بیان داشته بود که «مردم شمال از موجودیت طالبان و بیشتر از آن از گروه داعش نگرانی دارند حضور این نیروها در مرز های قندوز، مزار، فاریاب و ولایات هم جوار بیشتر شده است و می خواهند در آسیای مرکزی نفوذ پیدا کنند.»درباره اهداف پشت پرده انتقال جنگ از جنوب به شمال افغانستان و گسترش اقدامات داعش در ولایات شرقی و خصوصاً شمالی، تحلیل های متنوعی ارائه می گردد. بسیاری از صاحب نظران، افغانستان را با توجه به ویژگی های خاص و منحصربه فرد آن مقصد بعدی داعش معرفی می نمایند حال آنکه برخی دیگر این کشور را به عنوان معبری برای عبور تروریست ها به سمت آسیای مرکزی و سپس روسیه می دانند.در همین راستا، محمد حنیف اتمر مشاور امنیت ملی در جلسه پارلمان افغانستان در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ بیان می کند که داعش درصدد گسترش فعالیت های خود به آسیای مرکزی می باشد. عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ در ۲۹ اسفند ۱۳۹۳ نیز در اظهاراتی مشابه از وجود برنامه استراتژیک برای نفوذ گروه داعش از طریق شمال به کشورهای آسیای مرکزی خبر می دهد. همچنین زبیر مسعود، از مشاوران شورای امنیت ملی افغانستان، هدف داعش را روسیه معرفی می کند.البته نگرانی از فعالیت داعش تنها محدود به محافل داخلی افغانستان نمی شود، پس از انفجار چهارراه زنبق در کابل، سفیر آلمان در مصاحبه ای اظهار داشت: داعش در شمال افغانستان حضور دارد و این یک نگرانی جدی برای آلمان است.روسیه نیز بارها از وجود تحرکات در مناطق شمالی افغانستان اظهار نگرانی نموده است. روز یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان در مصاحبه ای بیان داشت: مسکو منتظر واکنش آمریکا و کشورهای غرب در مورد گزارش های منتشرشده مبنی بر حمایت «هواپیماهای ناشناس» از گروه تروریستی داعش در افغانستان است و مسکو نگران این مسئله است. نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان افزود: پارلمان افغانستان نیز مانند روسیه در مورد پرواز بالگردهای ناشناس در مناطق مختلف کشور نگران است. کابلوف همچنین گفت: نمایندگان خود پارلمان افغانستان صریح می گویند که بالگردهای نظامی ناشناس متعلق به آمریکایی هاست.اما سؤالی که در اینجا مطرح می گردد این است که چرا داعش شمال افغانستان را برای فعالیت خویش انتخاب نموده است؟ چه بسترها و یا چه امکاناتی در شمال افغانستان وجود دارد که می تواند حضور این گروه را در این منطقه توجیه نماید؟علیرضا صمدی، استاد دانشگاه کابل در مطلبی با عنوان «چرا شمال افغانستان ناامن شد» دلایل ده گانه ناامن سازی شمال افغانستان را مورد بررسی قرار می دهد. وی درباره موقعیت ژئوپلیتیک شمال افغانستان می نویسد: «ولایت بدخشان وصل کننده سه کشور پاکستان، چین و تاجیکستان است. افغانستان در شمال با کشورهای آسیای مرکزی مرز مشترک و چندین بندر[۲] دارد. ناامن سازی شمال می تواند در قدم بعدی ناامنی آسیای مرکزی و ناامنی روسیه محسوب گردد همچنین چین از ناامنی های شمال و گسترش افراط گرای اسلامی آسیب پذیر می گردد، علاوه ­بر این شمال دارای معادن مختلف و ارزشمندی است که سلطه بر آن درآمدهای هنگفتی به بار آورده و منابع مالی سرشاری برای تداوم و توسعه تروریسم فراهم می آورد . شمال معبری کوتاه، کم­هزینه و سهل برای قاچاق مواد مخدر افغانستان به بازارهای آسیای مرکزی، روسیه و اروپا می باشد. تنها در کشور روسیه سالانه حدود سی هزار نفر براثر استفاده از مواد مخدر که قسمت اعظم آن از افغانستان قاچاق می شود، جان می دهند. شمال نه تنها برای طالبان ارزش استراتژیک دارد بلکه برای مافیای مواد مخدر و مافیای قدرت دولت نیز از اهمیت بالایی برخوردار است» علاوه بر این یکی از مفاهیم بنیادینی که داعش همیشه بر روی آن تأکید می کند، آن است که دولت اسلامی دوام خواهد داشت و پیوسته گسترش خواهد یافت. از این نظر داعش خود را دولتی می داند که هیچ گاه شکست نخواهد خورد و پیوسته توسعه پیدا خواهد کرد. به همین جهت یکی از مفاهیم کلیدی در تفکر دولت اسلامی عراق و شام گسترش سرزمینی است که بعضاً از متحدشدن با نیروهای بنیادگرای اسلامی نیز حاصل می شود. برای مثال ازنظر داعش، گروه اسلامی بوکوحرام نیجریه در صورت اتحاد با دولت اسلامی جزئی از آن محسوب می شود هرچند که هزاران کیلومتر با مناطق تحت سلطه دولت اسلامی فاصله داشته باشد. وجود چنین نگرشی به مسائل ژئوپلیتیکی سبب شده است تا سیاست گذاران و سیاست مداران برجسته دنیا همواره به این موضوع فکر کنند که مقصد بعدی داعش کجاست؟به لحاظ نظری، شمال افغانستان و آسیای مرکزی مکانی مناسب برای گسترش سرزمینی داعش محسوب می شود و مردم کشورهای منطقه آسیای مرکزی تحت حکومت های اقتدارگرایانه ای قرار دارند که آینده اقتصادی روشنی را برای آن ها به تصویر نمی کشد و ضمن وجود فسادهای گسترده، هرگونه گرایشی به اسلام را نیز شدیداً سرکوب می کند.اگرچه در زمان حال همه ی توجه داعش به حفظ سرزمین های تحت تسلط خود در عراق و شام است و به همین دلیل از گروه های جهادی آسیای مرکزی نمی خواهد که در کشور خود اقدام به تأسیس حکومت اسلامی نمایند؛ اما دورنمای احتمالی چنین امری همگان را به وحشت انداخته است، به خصوص آن که داعش در مفهوم سازی آینده خود، این مناطق را نیز در قلمرو دولت اسلامی قرار داده است و از آن به عنوان ولایت خراسان نام می برد.فارغ از آنچه که در تصور رهبران داعش در رابطه با آسیای مرکزی وجود دارد، آن ها اولویت امروز گروه های جهادی را فعالیت در عراق و سوریه می دانند و از همین رواز همه ی داوطلبین پیوستن به خود می خواهند که به این کشورها سفر کنند.برای آن که شناخت دقیق تری از محبوبیت و نفوذ داعش در آسیای مرکزی به دست آوریم، باید مناطق استراتژیک و دارای پتانسیل افراط گرایی را موردبررسی قرار دهیم، بنابراین در بخش پیش رو به تحلیل وضعیت منطقه ای بحران خیز، موسوم به دره فرغانه خواهیم پرداخت، البته پیش ازاین، بررسی اجمالی موضوع جایگاه داعش در کشورهای آسیای مرکزی ضروری به ­نظر می­رسد.بر اساس داده ها و آمارهای موجود، ازبکستان با حدود ۵۰۰ تروریست در داعش جایگاه نخست کشورهای آسیای مرکزی در تمایل پیوستن به دولت اسلامی را دارا می باشد. حزب حرکت اسلامی ازبکستان که بزرگ ترین گروه اسلام گرا در این کشور می باشد به صورت رسمی از داعش اعلام حمایت کرده و در بین تمامی احزاب اسلامی آسیای مرکزی بیشترین قرابت را با آن دارد. به همین دلیل بی جهت نیست که این حزب سنی گرا به دنبال ساخت امارت اسلامی در منطقه آسیای مرکزی است و از این جهت با تشویق طرفداران خود برای پیوستن به القاعده، طالبان و داعش به دنبال آموزش نظامی آنان می باشد.کشور تاجیکستان که به لحاظ قومیتی نسبت به سایر کشورهای منطقه متفاوت می باشد نیز درخطر تمایل همگانی برای پیوستن به داعش قرار دارد. حدود ۹۰ درصد مردم این کشور سنی هستند که اکثریت آن ها در غرب و جنوب غربی کشور، یعنی دره فرغانه و حوالی آن زندگی می کنند. یعنی درست در همان جایی که بیشترین افرادی که به داعش پیوسته اند از آن ناحیه هستند.بر اساس داده های دولت تاجیکستان حدود ۴۰۰ شهروند این کشور به داعش پیوسته اند که این تعداد در بعضی از آمارهای بین المللی تا ۲۰۰۰ نفر نیز ذکر می گردد. البته این میزان در جمعیت ۷ میلیون نفری تاجیکستان جمعیت زیادی به حساب نمی آید.در دهه گذشته ۲ انقلاب در قرقیزستان رخ داده است که در هردوی آن ها، شورش ها و اعتراضات از جنوب کشور آغاز گشته است. فقر و بی عدالتی ای که در جنوب قرقیزستان جاری و ساری بوده و مفهوم حکومت برابر اسلامی در اندیشه داعش، سبب شده است تا مردم این منطقه از قرقیزستان که همواره تحت فشار بوده اند به سمت دولت اسلامی حرکت کنند. بر اساس تخمین ها بین ۱۰۰ تا ۶۰۰ نفر از شهروندان قرقیز از میان جمعیت ۷/۵ میلیون نفری این کشور به داعش پیوسته اند که اکثریت آن ها مرد و در بازه سنی ۲۲ تا ۲۸ سال قرار دارند. آنچه که قرقیز های پیوسته به داعش را از سایر افراد آسیای مرکزی که به داعش پیوسته اند جدا می سازد، آن است که قاطبه آن ها از یک محل جغرافیایی خاص هستند.این کشور اگرچه به لحاظ موقعیت اجتماعی به گونه ای بوده است که کمترین برخورد را با تفکر داعش داشته است، اما ازنظر تعداد افرادی که برای پیوستن به دولت اسلامی، به عراق و سوریه سفرکرده اند با تعداد تقریبی ۳۶۰ نفر در رده های بالای این امر قرار دارد.تفکر بنیادگرایی اسلامی از نوع داعشی در ترکمنستان به علت نهادینه شدن مفهوم ملیت و قومیت، در بین اکثریت مردم جایگاهی ندارد و به احتمال قوی این تعداد از افراد داوطلب پیوستن به داعش ازجمله افرادی هستند که هویت مشخصی را در جامعه ترکمن ها برای خود پیدا نکرده اند.حدود ۲۵۰ شهروند قزاق در صفوف داعش علیه دولت های عراق و سوریه می جنگند و از این تعداد حدود نیمی از آن ها درگذشته در سطوح مشاغلی همچون پرستاری، استادی دانشگاه و مهندسی بوده اند که بر اساس برخی تحلیل ها نیمی از آن ها زن هستند.وجود مذهب حنفی و گستره آن در خاک قزاقستان سبب شده تاقزاق ها تمایل شدیدی برای پیوستن به داعش داشته باشند. از سوی دیگر حزب بنیادگرای "جماعت تبلیغی" که فعالیت آن در قزاقستان ممنوع اعلام شده نیز پیوسته مردم را برای حرکت به سمت پیوستن به داعش تشویق می کند.بر اساس داده های ذکرشده صحبت از تشکیل دولت اسلامی در آسیای مرکزی زود به نظر می رسد، اما درصورتی که داعش بتواند با جا انداختن مفهوم ولایت خراسان حتی قسمت کوچکی از آسیای مرکزی را برای مدت کوتاهی تحت سلطه خود درآورد، این احتمال به صورت بسیار قوی وجود دارد که در مدت زمان کوتاهی با سرعت هر چه تمام تر اسلام گرایی بنیادگرای سنی در آسیای مرکزی رشد یابد. در صورت وقوع چنین امری، عمده خطرها و تهدیدات متوجه ترکیه، روسیه، چین و حتی ایران که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل می دهند خواهد شد.دره فرغانه؛ کانون ناآرامی های آینده آسیای مرکزیامروزه بی شک یکی از مناطقی که ظرفیت های بالایی برای بروز جنبش های اسلام گرا در آسیای مرکزی دارد، دره فرغانه است. علاوه بر تحولات سیاسی، تحولات این منطقه از جهات اندیشه ای نیز برای اسلام پژوهان دارای اهمیت است، چون اتحاد و ائتلاف میان جریان ها و گروه های اسلام گرا در این منطقه و یا اختلاف سازمانی و اندیشه ای بین آن ها تأثیرات خود را بر کل تحولات هویتی و اسلامی آسیای مرکزی می گذارد. از طرف دیگر به دلیل مجاورت با شمال افغانستان، این تحولات تأثیرات مهمی نیز بر شمال افغانستان داشته و خواهد داشت. به همین دلیل ضروری است که توضیحاتی پیرامون دره فرغانه داده شود.دره فرغانه محل اتصال سه جمهوری تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان است که شامل سه استان از قرقیزستان (جلال آباد، اوش، باتکن) سه استان از ازبکستان (نمنگان، اندیجان، فرغانه) و یک استان تاجیکستان (سغد) می باشد و جمعیت آن حدود ۱۲ میلیون نفر ذکر می گردد. دره فرغانه به لحاظ تراکم جمعیتی پس از چین و بنگلادش در مقام سوم جهان قرار دارد، به گونه ای که در یک کیلومترمربع از آن، حدود ۳۶۰ نفر زندگی می کنند. از سوی دیگر به غیراز گروه های اصلی قومی (قرقیز ها، ازبک ها و تاجیک ها)، ۵۰ اقلیت قومی دیگر نیز در این منطقه زندگی می کنند.این منطقه به طول ۳۰۰ کیلومتر و عرض ۱۷۰ کیلومتر یکی از اصلی ترین مناطق کشاورزی در آسیای مرکزی محسوب می شود. در اواخر قرن ۱۹، روسیه تصرف آسیای مرکزی را از همین دره شروع کرد. دره فرغانه در بدو ورود استعمارگران روسیه تزاری به کانون مقاومت علیه متجاوزان تبدیل شد. در سال ۱۸۷۵ شورش بزرگی علیه حاکمان روسیه تزاری در این منطقه به وقوع پیوست که شدیداً سرکوب و موجب انحلال خان نشین "خوقند" شد. در دوران بعد از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ روسیه و گسترش آن به مستعمرات این کشور؛ دره فرغانه صحنه ظهور اولین گروه های مقاومت گردید و از آن زمان تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز به عنوان کانون ناآرامی ها شناخته می شد.در سال ۱۹۸۹ میلادی و در واپسین سال های حیات اتحاد شوروی "ولایت اندیجان ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفرشبانه رهبرانقلاب پس از عزل بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
عضو حزب جمهوری اسلامی گفت: دم در حزب کلاهی جلویم را گرفت، گفت چرا می روی، گفتم امشب از مشهد مهمان دارم. گفت جلسه امشب مهم است، اگر بروی از دستت رفته. آفتاب نیوز : به گزارش فارس، دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه از عمر انقلاب اسلامی، مملو از وقایع مهم و تعیین کننده ای است. رخدادهایی همچون ترور حضرت آیت الله خامنه ای، انفجار حزب جمهوری اسلامی و بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری همگی از جمله رخدادهایی هستند که در فاصله بسیار کوتاهی از هم صورت گرفتند و به اذعان بسیاری از کارشناسان تنها یکی از آنها کافی بود تا یک حکومت انقلابی نوپا را که در مرزهایش هم درگیر جنگی تمام عیار است، سرنگون کند.در ادامه بررسی پرونده ابعاد ناشناخته دهه ۶۰، به سراغ «حسین شمسایی» از مبارزان انقلاب اسلامی و اعضای قدیمی حزب جمهوری اسلامی رفتیم تا با مرور برخی حوادث سالهای نخستین دهه ۶۰ به بازخوانی برخی حوادث مهم آن دوران و نیز جایگاه این حزب در تحولات سیاسی کشور بپردازیم.این گفتگو حاوی خاطرات جذاب و ناشنیده ای از شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و حضرت آیت الله خامنه ای است.شمسایی که عضو کمیته استقبال از امام در ۱۲ بهمن ۵۷ بود همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت این حزب در آمد و معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی شد. وی در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان رییس کل روابط عمومی دفتر رئیس جمهور مشغول بکار شد و پس از آن در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری شد. وی سپس وارد مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و در کسوت مشاور فعالیت کرد.وی درحال حاضر عمده وقت خود را به مسائل فرهنگی اختصاص داده و مدیرعاملی موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام را برعهده دارد و معتقد است ورود به این عرصه مصداق «آتش به اختیاری» است که رهبر انقلاب فرمودند.در ادامه مشروح گفتگو با حسین شمسایی از نظرتان می گذرد:انقلاب اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده از جنگ تحمیلی تا تحریم های اقتصادی و ترور شخصیت های طراز اول نظام اما در این بین دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی از ویژگی های خاصی برخوردار است دهه ای که شاید بتوان گفت پایه های انقلاب را به درستی استحکام بخشید. رهبر انقلاب اسلامی اما این دهه را دهه مظلوم انقلاب معرفی کردند و فرمودند دهه ۶۰ آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید دهه ۶۰ چه ویژگی هایی داشت که امروز بعد از گذشت ۴ دهه رهبر انقلاب از دغدغه مظلوم بودن و ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آورند.انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب کشور با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بود؛ مسئله قومیت ها، سنندج، ترکمن صحرا، کردستان؛ اینها جاهایی بودند که در آن به بهانه قومیت گرایی شاهد درگیری واقدامات گروهک های جدایی طلب و وابسته به بیگانگان بودند. فضا، فضای خاصی بود، تا جایی که هیأتی از بزرگان انقلاب همچون شهید آیت الله بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی برای بررسی اوضاع و ایجاد وحدت و آرامش در بین اقوام مختلف کرد راهی کردستان شدند و نقش بسزایی در خاموشی این فتنه ایفا کردند، تمام دنیا چشم به ما دوخته بود تا ببینند سرنوشت این انقلاب که دم از مردم و اسلام می زند، چه خواهد بود، چگونه می خواهیم با دوستانمان ارتباط برقرار کرده و با دنیا تعامل کنیم. ما می خواستیم به گونه ای کار را مدیریت کنیم که نشان دهیم هیچ گونه تزلزلی در کار انقلابمان که از ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شده بود، وجود ندارد. در سال ۵۸ به طور کامل درگیر تثبیت پایه های انقلاب اسلامی بودیم. تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی و تصویب آن، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و بخش های مختلف حکومت از جمله اقدامات مؤثر و مشغله های اوایل انقلاب بود. دشمن وقتی فهمید امیدی نیست که بتواند این انقلاب را سرنگون کند، در شهریور ۵۹ از سمت عراق علیه ایران جنگ هشت ساله ای را آغاز کرد و به طور گسترده علیه ما هجمه کردند، از داخل کشور هم توسط منافقین به آنها خط داده می شد. با تمام امکاناتی که از شرق و غرب و کشورهای بزرگ دنیا در اختیار عراق قرار می گرفت، علیه ما حمله گسترده ای انجام دادند و توانستند بخش هایی از غرب و جنوب کشور را به تصرف درآورند. به ظاهر در برابر انقلاب اسلامی، صدام ایستاده بود اما پشت سر او، تمام قدرتهای جهانی قرار گرفتند. این مسئله هم به سایر مشکلات داخلی اضافه شد.در کنار این مشکلات، رئیس جمهور نچسبی با رأی مردم روی کار آمده بود که باید او را تحمل می کردیم چون امام (ره) حکم تنفیذ به او داده بود. بزرگان انقلاب از جمله شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی و همه بزرگان، مدام با او درگیری داشتند اما چاره ای نبود جز اینکه او را تحمل کنند تا کار به جایی برسد که بشود او را برکنار کرد.بی درایتی و وادادگی های بنی صدر باعث شد روزهای ابتدایی جنگ شرایط بر نیروهای رزمنده تنگ شود و بخش های زیادی از خاک کشور را در غرب و جنوب از دست دادیم. بزرگانی چون شهید چمران پس از رشادتهای فراوان در این راه به شهادت رسیدند. یادم هست اوایل سال ۶۰ شهید شیرودی که یکی از خلبانان رشید و دلاور و مکتبی ارتش بود هم به شهادت رسید.بنده بعنوان مداح و آیت الله خامنه ای هم بعنوان سخنران به مراسم این شهید در مازندران دعوت شدیم و در این مراسم شرکت کردیم.بعد از اتمام جلسه شب برای استراحت به محفلی رفتیم. ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفته بودند. ما هنوز نخوابیده بودیم، من بودم با جمعی از پاسداران همراه آقا. رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند . از صدای تکبیر و خوشحالی ما آقا بلافاصله از اتاق بیرون آمدند و با دفتر حزب تماس گرفتند، از پشت تلفن به ایشان گفتند چند بار از بیت امام سراغ شما را گرفتند اما نتوانستیم پیدایتان کنیم.صحبت شد همان شبانه به سمت تهران حرکت کنیم. آقا گفتند بچه ها خسته اند، از صبح درگیر برنامه ختم بودند، سخت است که شبانه تا تهران رانندگی کنند. من گفتم ایرادی ندارد تا تهران برایتان می خوانم که راننده خوابش نبرد.نماز صبح را بین راه به امامت حضرت آقا به جماعت خواندیم وحدود ساعت ۶ یا ۷ صبح بود که به تهران رسیدیم. ما به حزب رفتیم و آقا مستقیم به سمت جماران رفتند که بعد از آن موضوع رأی عدم کفایت بنی صدر نیز از سوی مجلس داده شد.منافقین هم در چنین فضایی کار تشکیلاتی کرده بودند و در جاهای مختلف، حتی در دانشگاهها اسلحه پنهان کرده و مشغول خرابکاری بودند تا با یک اتحاد نامقدس با بنی صدر به ترور دست بزنند، دیدند که قوای مسلح در جبهه ها درگیر مبارزه با صدام است، بستر را مهیا دیدند و از فرصت نهایت استفاده را برده و رو به حذف فیزیکی و ترور چهره های موجه و مقامات ارشد نظام آوردند.بعد از ورود منافقین به فاز مسلحانه، یکی از نخستین اقدامات این گروهک، ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر تهران بود. آن روز کجا بودید و چگونه از این ماجرا باخبر شدید؟حزب جمهوری برای کادرسازی نظام به وجود آمده بود که شهید بهشتی در رأس آن و مابقی در بدنه تلاش می کردند که بخش های مختلف را به طور درست در کشور به دست انقلابی های متعهد ومتخصص و با نگرشی برآمده از اسلام راستین بسپارند. همین کادرسازی ها امکان تشکیل بخش های مختلف را فراهم می کرد به طوری که نهضت آزادی به دلیل داشتن چنین سیستم تشکیلاتی توانست بازرگان را به مسئولیت برساند. من آن زمان معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودم، مسئولیت تنظیم برنامه ها و ضبط سخنرانی ها با واحد ما بود. آقا فرمودند می خواهم به طور منظم در مساجد شاخص محله های تهران سخنرانی کنم و به سؤالات مردم به ویژه جوانان پاسخ دهم. آن زمان شبهات زیادی را مطرح می کردند که عمده آن هم از جانب منافقین بود. شهید بهشتی بسیار مورد هجمه بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی و خود آقا هم به شدت تحت هجمه های افکار عمومی که تحت تأثیر منافقین بود، قرار داشتندآقا این تصمیم را به عنوان کاری که می توان سریع انجام داد تا افکار عمومی روشن شود، گرفتند. اولین جا مسجد ابوذر تهران بود. آقای مطلبی امام جماعت آن مسجد بود که از قبل از انقلاب پایگاهی برای انقلابیون آن منطقه بود و پس از انقلاب نیز با تقدیم شهدای فراوان نقش بسزایی در پیشبرد انقلاب داشته و دارد. بنا شد اولین مسجد از سلسله مساجد تهران در جنوب غرب و در این مسجد باشد. در معاونت تبلیغات حزب، یکی از همکاران ما به نام شهید بالاگر مسئول ضبط برنامه ها بود که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید. به او گفتم برای ضبط برنامه به مسجد ابوذر برود.سخنرانی اعلام عمومی شده بود، یعنی تبلیغاتی برای آن انجام شد؟در منطقه تبلیغ کردند و همین تبلیغات باعث شد دشمنان نظام از این تصمیم باخبر شده و برای آن برنامه ریزی کنند. جمعیت کثیری در مسجد جمع شدند، منافقین هم در مسجد آدم داشتند. قبل از این هم گروهک فرقان دست به ترورها می زدند که مرحوم هاشمی، شهید مطهری و شهید مفتح را هم آنها ترور کردند. سران منافقین با بنی صدر از کشور خارج شده بودند و خانه های تیمی فراوانی شناسایی شده بود که مرحوم لاجوردی در این شناسایی ها نقش بسیار پررنگی داشت. اینها در چنین فضای آشفته داخلی اقدام به آغاز عملیات های مسلحانه در ۶ تیر سال ۶۰ کردند. بعد از نماز ظهر و عصر، آقا پشت تریبون رفته و تنها بخشی از سخنرانی شان گذشته بود که انفجار صورت گرفت. ضبط صوت معاونت تبلیغات حزب جمهوری هم از بین رفت. به ما خبر دادند که انفجار در مسجد ابوذر رخ داده، حال آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بهارلو بردند. کل حزب به هم ریخت، فضا آشفته شد.همه به شدت به هم ریخته بودند و مدام با بیمارستان تماس می گرفتند. چند نفری از حزب برای ملاقات راهی بیمارستان شدند اما امکان ملاقات وجود نداشت. شرایط بحرانی بود، مدام با کسانی که احساس می کردیم به لحاظ پزشکی با بیمارستان در ارتباط هستند و اطلاعاتی از اوضاع آقا دارند، تماس می گرفتیم.عصر روز ششم تیر برخلاف همیشه که فضای بسیار پرشور و حرارتی بر حزب حاکم بود فضای غمگینی در حزب به وجود آمد. غروب ششم تیر بود که در جریان کارهای حزب، به اتاق شهید حاج علی درخشان رفتم که از اعضای شورای مرکزی و مسئول امور مالی حزب بود، از مبارزین ثابت قدم و خوش خلق بودکه ایشان هم در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید. رفتم از اوضاع آقا باخبر شوم که گفت همه در حال تلاشند تا وضعیت بهبود پیدا کند.ایشان چند دقیقه ای از اتاق خارج شدند، تلفن روی میز زنگ خورد، گوشی را برداشتم. شهید بهشتی پشت خط بود. خطاب کرد: آقای درخشان؟ گفتم: حاج آقا، آقای درخشان نیستند. همین الان از اتاق رفتند بیرون. گفت: شما؟ گفتم: من فلانی هستم. شهید بهشتی پاسخ داد اتفاقاً با خود شما کار داشتم. و فرمودند من از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود.شما که اهل آن حوالی هستید، بروید و از قول من برای مردم توضیح دهید که مصلحت نبود امشب به این مسجد بروم. به مجرد اینکه فضا مساعد باشد، در اولین فرصت برای سخنرانی خواهم آمد. من رفتم بعد از نماز پشت تریبون قرار گرفتم و طی سخنانی ضمن ابلاغ سلام آیت الله بهشتی اعلام کردم بنا بر مصلحت و با توجه به حوادث پیش آمده در مسجد ابوذر ایشان عذر خواهی کردند و وعده دادند در اولین فرصت پس از استقرار شرایط و آرامش اوضاع سیاسی در جمع نمازگزاران حاضر شوند.روز ششم تیر یعنی یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، کلاهی را در دفتر حزب دیدید، چه واکنش هایی از خودش نشان می داد، اصلاً چگونه انسانی بود؟بله، روز ششم تیر هم در حزب بود. کلاهی یک جوان شیک پوش، خوش رو و به شدت کاری بود و کارمند بخش استان تهران حزب بود.چطور توانست به کار تشکیلات آن هم در بخش استان تهران ورود کند؟البته مسئولیت مهمی نداشت اما کار گزینش آن زمان این گونه نبود که به طور ریز تمام سوابق یک نفر استخراج شود. در گرماگرم کار بود و همه می خواستند تلاش کنند؛ روزی که برای ثبت نام در حزب اعلام عمومی شد، در کانون توحید اعضای اصلی حزب مثل شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، مرحوم هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر، همه بودند، سیل جمعیت بود که برای ثبت نام مراجعه می کرد. مردم احساس می کردند یک تشکیلات اسلامی به وجود آمده که می توانند در آن ورود کنند. شناسایی تک تک این افراد و استخراج سوابق آنها آن هم در آن شرایط کار دشواری بود. کلاهی هم مثل بقیه ثبت نام کرد و بعد در تشکیلات تهران مشغول به کار شد.کلاهی کارمند تدارکات و خدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کرد.همین باعث شد رابط بین دفتر تشکیلات تهران با دفتر مرکزی شود. کارش این بود که روزهای یکشنبه که جلسه حزب برگزار می شد، یک کارتن از نشریات مختلف و خبرنامه برای پخش بین مهمانان جلسه از دفتر استان تهران به ساختمان مرکزی بیاورد. هر هفته ۱۰۰ تا ۱۵۰ مهمان از سه قوه و کارشناسان و شخصیتهای مختلف در جلسه حزب حضور داشتند. این خبرنامه ها بین آنها توزیع می شد.روز هفتم تیر هم طبق معمول این کارتن را آورد و چون برنامه همیشگی بود، مورد بازرسی قرار نگرفت. روز هفتم تیر همچنان نگرانی از حال آیت الله خامنه ای وجود داشت اما شهید بهشتی آمدند و گفتند اوضاع ایشان بهتر است و تقریباً تثبیت شده؛ جلسه حزب هم امروز برگزار می شود.دکتر بهشتی نماز مغرب و عشاء را در زمین ورزشی ساختمان حزب خواندند و بعد از آن به سمت سالن حرکت کردند. اشاره کردند کسی بیرون نماند، همه وارد اتاق جلسات شوند تا جلسه رأس ساعت خود آغاز شود. جلسه که آغاز شد، کلاهی گفته بود سفارش بستنی دادم، می روم بستنی ها را بگیرم. می رود که بستنی ها را بیاورد، سر خیابان سوئیچ بسته انفجاری را فشار داده و سالن اجتماعات حزب را منفجر می کند.مقام معظم رهبری که مصدوم بودند و در جلسه حضور نداشتند، اما مرحوم هاشمی رفسنجانی کجا بودند؟مرحوم هاشمی رفسنجانی هر هفته در جلسات حزب حاضر می شدند و همیشه هم در صندلی های جلو، نزدیک شهید بهشتی می نشستند. اما آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای مرحوم هاشمی قبل از مغرب حزب را ترک می کند و به عیادت آیت الله خامنه ای می رود. شهید باهنر هم در جلسه نبود و مقدر بود که هیچ کدام از اینها در آن جلسه حاضر نباشند والا اگر بودند، اینه ...

ادامه مطلب  

قالیباف مایل به انصراف نبود/میرسلیم تصمیم موتلفه را نپذیرفت/پدرخوانده اصولگرایان نیستیم  

درخواست حذف این مطلب
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه در حزب موتلفه درباره حمایت از ابراهیم رییسی اختلاف نظر وجود داشت گفت: تصمیم نهایی موتلفه انصراف از نامزد خود و حمایت از رییسی بود که البته میرسلیم تصمیم موتلفه را نپذیرفت.محمدنبی حبیبی در گفت و گو با ایسنا، به برگزاری جلسه ای حساس در موتلفه در چهارشنبه شب پیش از انتخابات می پردازد. شبی که او، بادامچیان و توکلی بینا تصمیم می گیرند که دیگر موتلفه از میرسلیم حمایت نکرده و حامی رییسی شود. آنطور که حبیبی می گوید از همان ابتدا در موتلفه درباره حمایت از رییسی اختلاف نظر وجود داشت و در نهایت شورای مرکزی موتلفه نتوانست به تصمیم مشخصی در این باره برسد. بعد از مناظره سوم انتخاباتی، تصمیم اصولگرایان حمایت از رییسی بود و بنابراین پیشنهاد کناره گیری به قالیباف و میرسلیم داده شد که قالیباف برخلاف نظر شخصی خود کناره گیری کرد.وقتی مذاکرات در موتلفه در طی روزهای شنبه تا چهارشنبه پیش از انتخابات برای کناره گری میرسلیم به نتیجه نمی رسد، حبیبی، بادامچیان و توکلی بینا، شب پنجشنبه بدون حضور اعضای شورای مرکزی موتلفه جلسه ای تشکیلداده و اعلام می کنند که این حزب از رییسی حمایت می کند که البته میرسلیم این تصمیم را نمی پذیرد و مذاکرات برای راضی کردن او برای کناره گیری به نتیجه نمی رسد.متن کامل مصاحبه ایسنا با محمدنبی حبیبی درباره چگونگی مدیریت تصمیمات انتخاباتی موتلفه، نحوه تعامل این حزب با جبهه مردمی نیروهای انقلاب و دلیل کناره گیری نکردن میرسلیم از انتخابات ریاست جمهوری به شرح زیر است:حزب موتلفه از جمله احزاب اصولگرایی بود که خیلی زود فعالیت انتخاباتی خود را در سال 95 آغاز و مصطفی میرسلیم را به عنوان نامزد خود معرفی کرد. جبهه مردمی نیروهای انقلاب هم ادعای جمع کردن اصولگرایان زیر یک چتر را داشت. چرا موتلفه از جمنا فاصله گرفت و به آن نپیوست؟ما در موتلفه فعالیت های انتخاباتی را از اوایل سال 95 شروع کردیم و در نهایت هم به این نتیجه رسیدیم که باید برای انتخابات ریاست جمهوری برخلاف دوره های قبلی، نامزد داشته باشیم. ما در دوره های گذشته چنین اقدامی نکرده بودیم و در واقع تصمیم ما یک تصمیم استثنایی در طول عمر موتلفه بود. تصمیم دیگر ما این بود که چون هم احتمال ائتلاف اصولگرایان وجود دارد و هم احتمال عدم ائتلاف بنابراین ما برای هر دو حالت برنامه داشته باشیم و در هر صورت به تکلیف شرعی خود عمل کنیم.در آن مقطع اصولا مراوده چندانی میان اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری برقرار نشده بود. ما تا اوایل آذر سال 95 براساس نظرسنجی های داخل حزب، به یک نامزد نهایی رسیدیم. در واقع تصمیم ما نه از بالا به پایین بلکه براساس نظرخواهی از بدنه موتلفه و نهایتا تصمیم شورای مرکزی حزب بود. من از همان ابتدای سال اعلام کرده بودم که نامزد حزب نمی شوم. نهایتا در هفته اول آذر، سید مصطفی میرسلیم به عنوان نامزد حزب موتلفه انتخاب شد و در اجلاس کشوری موتلفه در مشهد در هفته اول دی، نامزدی میرسلیم را برای انتخابات ریاست جمهوری رسما اعلام کردیم.این در حالی بود که روزهای قبل از برگزاری اجلاس سراسری موتلفه در مشهد، جمنا شکل گرفت. البته از چند ماه قبل از من هم در مذاکرات خصوصی برای تشکیل جمنا دعوت شد، اما به من گفتند که شما را به عنوان شخص خودتان دعوت کرده ایم نه به عنوان حزب موتلفه. من همان جا گفتم بدون اینکه اذنی از موتلفه داشته باشم نمی توانم در این جلسات شرکت کنم و اگر مصوباتی در این جلسه ها شکل بگیرد، ملزم هستم آنها را در شورای مرکزی موتلفه مطرح کنم و نظر شورای مرکزی را به شما اعلام کنم. اگر شما مایل نیستید من به عنوان حزب موتلفه در این جلسه باشم، از جلسه بعدی نمی آیم.البته با مذاکراتی که انجام شد و با تلاش های شخص آیت الله موحدی کرمانی، آنها اعلام کردند که من را به عنوان حزب موتلفه دعوت می کنند و من هم در این جلسات شرکت کرده و ابتدا نامزد و در نهایت عضو شورای مرکزی جمنا شدم اما باز هم در جلسات رسمی اعلام کردم که من به عنوان دبیرکل حزب موتلفه در این جلسات شرکت می کنم و به تصمیمات انتخاباتی جمنا احترام گذاشته ولی بعد از تایید شورای مرکزی موتلفه، خود را شریک این تصمیمات می دانم. آنها هم گفتند فعلا در جلسات شرکت کنید و رای خود را بدهید. بالاخره این مسائل مبهم ماند و من هم بر شرط خود تاکید داشتم.اعضای جمنا بعد از مدتی از میرسلیم دعوت کردند و خواستند از او تعهدنامه ای بگیرند. جمنا قصد داشت این تعهدنامه را از همه نامزدهای انتخابات بگیرد. میرسلیم هم به جمنا گفته بود که من نامزد حزب موتلفه هستم و به تعهدات شما احترام گذاشته ولی در صورتی آنها را امضا می کنم که حزب موتلفه آن تعهدنامه ها را تایید کرده باشد. البته حزب هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را نداد. جمنا از میرسلیم دعوت کرد تا از او تعهدنامه ای بگیرد. میرسلیم گفت در صورتی تعهدنامه را امضا می کنم که موتلفه آن را تایید کند. موتلفه هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را ندادالبته موتلفه در همان اجلاس مشهد چارچوبی را به عنوان سیاست رابطه خود با جمنا اعلام کرد از جمله آنکه از آمدن این ظرفیت جدید استقبال کرده و اجازه بیان هیچ مخالفتی با جمنا را به اعضای خود نمی دهد. در آن مقطع نظر ما این بود که اصولگرایان با یک نامزد به انتخابات بیایند و ما هم نامزد خود را داشته باشیم تا اواخر تبلیغات انتخابات و سپس به تکلیف شرعی خود عمل کنیم.چرا جمنا از همان ابتدای فعالیت خود با موتلفه زاویه داشت؟جمنا مخالفتی با حزب موتلفه نداشت. آنها گفتند جمنا جمع حزبی نیست و دایره آن به قدری وسیع است که همه جریان اصولگرایی را در بر می گیرد. آنها مخالفتی با موتلفه نداشتند و گفتند هیچ کس قرار نیست در این جمع با شخصیت حزبی حضور یابد. مثلا شخصیت های ایثارگران و رهپویان در جمنا بودند ولی تشکل ایثارگران و رهپویان دعوت نشده بود. در درون حزب موتلفه چه دیدگاهی نسبت به جمنا وجود داشت؟گویا نسبت به جمنا در موتلفه اختلاف دیدگاه وجود داشت.این اختلاف در موتلفه راجع به پیوستن به جمنا وجود داشت. برخی می گفتند نیت جمنا خیر است و موتلفه در جمنا ادغام شود. نظر دیگر این بود که رابطه با جمنا حفظ شود اما شروطی در نظر گرفته شود و دیدگاه سوم هم این بود که کاری به فعالیت جمنا نداشته باشیم. هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم.هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم تصمیم نهایی موتلفه درباره نحوه تعامل با جمنا چه بود؟این تصمیم گرفته شد که تعهداتی که جمنا می خواهد را در شورای مرکزی حزب مطرح می کنیم و اگر شورای مرکزی به آنها رای داد، آن تعهدات را می پذیریم در غیر این صورت آن را نمی پذیریم. جمنا چه تعهداتی از موتلفه می خواست؟مهم ترین تعهد این بود که اگر جمنا در تصمیم گیری های خود به یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری رسید، بقیه نامزدها بی چون و چرا کنار بروند و همه موظف باشند از آن نامزد حمایت کنند. اکثریت شورای مرکزی موتلفه این تعهد را نپذیرفتند.اختلاف موتلفه با جمنا بخاطر این بود که اعضای جمعیت ایثارگران دست بالا را در جمنا داشتند؟نه چنین موضوعی مطرح نبود. قبل از تشکیل جمنا ما تصمیم گرفتیم نامزد واحدی داشته باشیم و نمی دانستیم ائتلافی انجام می شود یا نه. بعد از اینکه جمنا تشکیل شد، ما گفتیم مخالفتی با تصمیمات جمنا نداریم اما در صورتی آنها را می پذیریم که شورای مرکزی موتلفه آن را تایید کند. ما در اصول اختلافی با جمنا نداشتیم.در آن مقطع این دیدگاه مطرح شد که موتلفه دنبال پدرخواندگی جریان اصولگرایی است و چون نقش محوری در جمنا ندارد، با این تشکل همکاری لازم را ندارد. این دیدگاه چقدر به واقعیت نزدیک بود؟نه چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. ما برای انتخابات 94 بیش از 50 جلسه با پایدرای و ایثارگران داشتیم که در هیچ جلسه موضع پدرخواندگی نگرفتیم. در این جلسات همه نظرات خود را آزادانه مطرح می کردند. تکرار می کنم ما مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرا نیستیم.چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. تکرار می کنم موتلفه مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرایی نیستدر روزهای پایانی انتخابات، موتلفه به تدریج به جمنا نزدیک شد و در نهایت از ابراهیم رییسی حمایت کرد. چرا موتلفه از حمایت از نامزد حزبی خود که میرسلیم بود دست برداشت؟تا قبل از پایان مناظره سوم، موتلفه، جمنا، تشکیلات روحانیت و سایر تشکل های اصولگرایی به این نتیجه رسیدند حالا که سه نامزد اصولگرا یعنی میرسلیم، قالیباف و رئیسی در انتخابات حضور دارند، هر سه در صحنه بمانند تا سبد رای اصولگرایان در یک جا متمرکز شده و رقیب نتواند در دور اول رای کافی را بیاورد و انتخابات به مرحله دوم برود. در جریان اصولگرایی نشنیدم کسی بگوید ما در مرحله اول صد در صد پیروزیم. قرار شد ما از سبد رای خود حفاظت کنیم تا حتی یک رای ما به سمت رقیب نرود. لازمه آن هم این بود که هر سه نامزد در صحنه بمانند.اما پس از مناظره سوم براساس نظرسنجی ها، آرای روحانی از زیر 50 درصد به بالای 50 درصد رسید و به همین دلیل هم نظر ما در روز شنبه پس از مناظره سوم تغییر کرد. در روز شنبه بحث های مفصلی انجام شد و در نهایت این نظر غالب شد که برخلاف دو روز پیش بهتر است اکنون با یک نامزد به میدان بیاییم که البته این حرف هم منطقی بود. جمعی انتخاب شدند تا با قالیباف صحبت کنند که انصراف دهد البته قالیباف خودش موافق کناره گیری نبود اما گفت به نظر جمع احترام می گذارم و برخلاف نظر خودم و برای تبعیت از جمع کناره گیری می کنم.به ما هم در موتلفه گفته شد که میرسلیم کنار برود. ما این تصمیم را در موتلفه مطرح کردیم اما اکثریت شورای مرکزی موافق کنار رفتن میرسیلم نبودند. خود میرسلیم هم موافق کناره گیری نبود بنابراین در شورای مرکزی موتلفه نظرات به دو دسته موافق کناره گیری میرسلیم و مخالف این کناره گیری تقسیم شد و این دو نظر در مقابل هم قرار گرفتند. از روز یکشنبه تا چهارشنبه قبل از انتخابات ما چند جلسه در شورای مرکزی برگزار کردیم و ملاقات های متعددی هم با اشخاص مختلف داشتیم تا به تصمیم نهایی برسیم. روز چهارشنبه قبل انتخابات جلسه ای سه نفره در حزب با حضور من به عنوان دبیرکل، آقای بادامچیان رئیس شورای مرکزی و توکلی بینا به عنوان رئیس هیات نظارت موتلفه برگزار شد. بحث های ما هم تا نیمه شب ادامه یافت و ما باید تا قبل از ساعت 8 صبح پنجشنبه نظر نهایی حزب را اعلام می کردیم زیرا بعد از آن تبلیغات ممنوع بود.ما سه نفر به تصمیم ویژه ای رسیدیم. سابقه موتلفه نشان می داد اگر ما سنگ زیربنای وحدت اصولگرا نبودیم اما اجازه هم نداده ایم که اختلافی در میان اصولگرایان ایجاد شود. تصمیم کلی اصولگرایان و همچنین جامعتین حمایت از ابراهیم رئیسی بود. موتلفه در معرض این امتحان قرار گرفته بود که یا نظر جمع را نادیده بگیرد یا آن را بپذیرد. در نهایت تصمیم ما این شد که از نامزدی رئیسی حمایت کنیم. ما در بیانیه ای همان شب اعلام کردیم که موتلفه از نامزد خود صرف نظر کرده و از رئیسی حمایت می کند، اما یک ساعت بعد میرسلیم بیانیه ای داد که این تصمیم را قبول ندارد.ما مذاکرات مفصلی روز پنجشنبه قبل از انتخابات با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت که وظیفه شرعی من این است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت.مذاکرات مفصلی در روز پنجشنبه با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت وظیفه شرعی من است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت. در شورای مرکزی هم عده ای مخالف و عده ای موافق تصمیم ما بودند. آیا این ضعف موتلفه نبود که ...

ادامه مطلب  

قالیباف مایل به انصراف نبود/پدرخوانده اصولگرایان نیستیم  

درخواست حذف این مطلب
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه در حزب موتلفه درباره حمایت از ابراهیم رییسی اختلاف نظر وجود داشت گفت: تصمیم نهایی موتلفه انصراف از نامزد خود و حمایت از رییسی بود که البته میرسلیم تصمیم موتلفه را نپذیرفت.جمهوریت؛ محمدنبی حبیبی به برگزاری جلسه ای حساس در موتلفه در چهارشنبه شب پیش از انتخابات می پردازد. شبی که او، بادامچیان و توکلی بینا تصمیم می گیرند که دیگر موتلفه از میرسلیم حمایت نکرده و حامی رییسی شود. آنطور که حبیبی می گوید از همان ابتدا در موتلفه درباره حمایت از رییسی اختلاف نظر وجود داشت و در نهایت شورای مرکزی موتلفه نتوانست به تصمیم مشخصی در این باره برسد. بعد از مناظره سوم انتخاباتی، تصمیم اصولگرایان حمایت از رییسی بود و بنابراین پیشنهاد کناره گیری به قالیباف و میرسلیم داده شد که قالیباف برخلاف نظر شخصی خود کناره گیری کرد. وقتی مذاکرات در موتلفه در طی روزهای شنبه تا چهارشنبه پیش از انتخابات برای کناره گری میرسلیم به نتیجه نمی رسد، حبیبی، بادامچیان و توکلی بینا، شب پنجشنبه بدون حضور اعضای شورای مرکزی موتلفه جلسه ای تشکیل داده و اعلام می کنند که این حزب از رییسی حمایت می کند که البته میرسلیم این تصمیم را نمی پذیرد و مذاکرات برای راضی کردن او برای کناره گیری به نتیجه نمی رسد. متن کامل مصاحبه ایسنا با محمدنبی حبیبی درباره چگونگی مدیریت تصمیمات انتخاباتی موتلفه، نحوه تعامل این حزب با جبهه مردمی نیروهای انقلاب و دلیل کناره گیری نکردن میرسلیم از انتخابات ریاست جمهوری به شرح زیر است: حزب موتلفه از جمله احزاب اصولگرایی بود که خیلی زود فعالیت انتخاباتی خود را در سال 95 آغاز و مصطفی میرسلیم را به عنوان نامزد خود معرفی کرد. جبهه مردمی نیروهای انقلاب هم ادعای جمع کردن اصولگرایان زیر یک چتر را داشت. چرا موتلفه از جمنا فاصله گرفت و به آن نپیوست؟ ما در موتلفه فعالیت های انتخاباتی را از اوایل سال 95 شروع کردیم و در نهایت هم به این نتیجه رسیدیم که باید برای انتخابات ریاست جمهوری برخلاف دوره های قبلی، نامزد داشته باشیم. ما در دوره های گذشته چنین اقدامی نکرده بودیم و در واقع تصمیم ما یک تصمیم استثنایی در طول عمر موتلفه بود. تصمیم دیگر ما این بود که چون هم احتمال ائتلاف اصولگرایان وجود دارد و هم احتمال عدم ائتلاف بنابراین ما برای هر دو حالت برنامه داشته باشیم و در هر صورت به تکلیف شرعی خود عمل کنیم. در آن مقطع اصولا مراوده چندانی میان اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری برقرار نشده بود. ما تا اوایل آذر سال 95 براساس نظرسنجی های داخل حزب، به یک نامزد نهایی رسیدیم. در واقع تصمیم ما نه از بالا به پایین بلکه براساس نظرخواهی از بدنه موتلفه و نهایتا تصمیم شورای مرکزی حزب بود. من از همان ابتدای سال اعلام کرده بودم که نامزد حزب نمی شوم. نهایتا در هفته اول آذر، سید مصطفی میرسلیم به عنوان نامزد حزب موتلفه انتخاب شد و در اجلاس کشوری موتلفه در مشهد در هفته اول دی، نامزدی میرسلیم را برای انتخابات ریاست جمهوری رسما اعلام کردیم. این در حالی بود که روزهای قبل از برگزاری اجلاس سراسری موتلفه در مشهد، جمنا شکل گرفت. البته از چند ماه قبل از من هم در مذاکرات خصوصی برای تشکیل جمنا دعوت شد، اما به من گفتند که شما را به عنوان شخص خودتان دعوت کرده ایم نه به عنوان حزب موتلفه. من همان جا گفتم بدون اینکه اذنی از موتلفه داشته باشم نمی توانم در این جلسات شرکت کنم و اگر مصوباتی در این جلسه ها شکل بگیرد، ملزم هستم آنها را در شورای مرکزی موتلفه مطرح کنم و نظر شورای مرکزی را به شما اعلام کنم. اگر شما مایل نیستید من به عنوان حزب موتلفه در این جلسه باشم، از جلسه بعدی نمی آیم. البته با مذاکراتی که انجام شد و با تلاش های شخص آیت الله موحدی کرمانی، آنها اعلام کردند که من را به عنوان حزب موتلفه دعوت می کنند و من هم در این جلسات شرکت کرده و ابتدا نامزد و در نهایت عضو شورای مرکزی جمنا شدم اما باز هم در جلسات رسمی اعلام کردم که من به عنوان دبیرکل حزب موتلفه در این جلسات شرکت می کنم و به تصمیمات انتخاباتی جمنا احترام گذاشته ولی بعد از تایید شورای مرکزی موتلفه، خود را شریک این تصمیمات می دانم. آنها هم گفتند فعلا در جلسات شرکت کنید و رای خود را بدهید. بالاخره این مسائل مبهم ماند و من هم بر شرط خود تاکید داشتم. اعضای جمنا بعد از مدتی از میرسلیم دعوت کردند و خواستند از او تعهدنامه ای بگیرند. جمنا قصد داشت این تعهدنامه را از همه نامزدهای انتخابات بگیرد. میرسلیم هم به جمنا گفته بود که من نامزد حزب موتلفه هستم و به تعهدات شما احترام گذاشته ولی در صورتی آنها را امضا می کنم که حزب موتلفه آن تعهدنامه ها را تایید کرده باشد. البته حزب هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را نداد. جمنا از میرسلیم دعوت کرد تا از او تعهدنامه ای بگیرد. میرسلیم گفت در صورتی تعهدنامه را امضا می کنم که موتلفه آن را تایید کند. موتلفه هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را نداد البته موتلفه در همان اجلاس مشهد چارچوبی را به عنوان سیاست رابطه خود با جمنا اعلام کرد از جمله آنکه از آمدن این ظرفیت جدید استقبال کرده و اجازه بیان هیچ مخالفتی با جمنا را به اعضای خود نمی دهد. در آن مقطع نظر ما این بود که اصولگرایان با یک نامزد به انتخابات بیایند و ما هم نامزد خود را داشته باشیم تا اواخر تبلیغات انتخابات و سپس به تکلیف شرعی خود عمل کنیم. چرا جمنا از همان ابتدای فعالیت خود با موتلفه زاویه داشت؟ جمنا مخالفتی با حزب موتلفه نداشت. آنها گفتند جمنا جمع حزبی نیست و دایره آن به قدری وسیع است که همه جریان اصولگرایی را در بر می گیرد. آنها مخالفتی با موتلفه نداشتند و گفتند هیچ کس قرار نیست در این جمع با شخصیت حزبی حضور یابد. مثلا شخصیت های ایثارگران و رهپویان در جمنا بودند ولی تشکل ایثارگران و رهپویان دعوت نشده بود. در درون حزب موتلفه چه دیدگاهی نسبت به جمنا وجود داشت؟گویا نسبت به جمنا در موتلفه اختلاف دیدگاه وجود داشت. این اختلاف در موتلفه راجع به پیوستن به جمنا وجود داشت. برخی می گفتند نیت جمنا خیر است و موتلفه در جمنا ادغام شود. نظر دیگر این بود که رابطه با جمنا حفظ شود اما شروطی در نظر گرفته شود و دیدگاه سوم هم این بود که کاری به فعالیت جمنا نداشته باشیم. هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم. هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم تصمیم نهایی موتلفه درباره نحوه تعامل با جمنا چه بود؟ این تصمیم گرفته شد که تعهداتی که جمنا می خواهد را در شورای مرکزی حزب مطرح می کنیم و اگر شورای مرکزی به آنها رای داد، آن تعهدات را می پذیریم در غیر این صورت آن را نمی پذیریم. جمنا چه تعهداتی از موتلفه می خواست؟ مهم ترین تعهد این بود که اگر جمنا در تصمیم گیری های خود به یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری رسید، بقیه نامزدها بی چون و چرا کنار بروند و همه موظف باشند از آن نامزد حمایت کنند. اکثریت شورای مرکزی موتلفه این تعهد را نپذیرفتند. اختلاف موتلفه با جمنا بخاطر این بود که اعضای جمعیت ایثارگران دست بالا را در جمنا داشتند؟ نه چنین موضوعی مطرح نبود. قبل از تشکیل جمنا ما تصمیم گرفتیم نامزد واحدی داشته باشیم و نمی دانستیم ائتلافی انجام می شود یا نه. بعد از اینکه جمنا تشکیل شد، ما گفتیم مخالفتی با تصمیمات جمنا نداریم اما در صورتی آنها را می پذیریم که شورای مرکزی موتلفه آن را تایید کند. ما در اصول اختلافی با جمنا نداشتیم. در آن مقطع این دیدگاه مطرح شد که موتلفه دنبال پدرخواندگی جریان اصولگرایی است و چون نقش محوری در جمنا ندارد، با این تشکل همکاری لازم را ندارد. این دیدگاه چقدر به واقعیت نزدیک بود؟ نه چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. ما برای انتخابات 94 بیش از 50 جلسه با پایدرای و ایثارگران داشتیم که در هیچ جلسه موضع پدرخواندگی نگرفتیم. در این جلسات همه نظرات خود را آزادانه مطرح می کردند. تکرار می کنم ما مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرا نیستیم. چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. تکرار می کنم موتلفه مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرایی نیست در روزهای پایانی انتخابات، موتلفه به تدریج به جمنا نزدیک شد و در نهایت از ابراهیم رییسی حمایت کرد. چرا موتلفه از حمایت از نامزد حزبی خود که میرسلیم بود دست برداشت؟ تا قبل از پایان مناظره سوم، موتلفه، جمنا، تشکیلات روحانیت و سایر تشکل های اصولگرایی به این نتیجه رسیدند حالا که سه نامزد اصولگرا یعنی میرسلیم، قالیباف و رئیسی در انتخابات حضور دارند، هر سه در صحنه بمانند تا سبد رای اصولگرایان در یک جا متمرکز شده و رقیب نتواند در دور اول رای کافی را بیاورد و انتخابات به مرحله دوم برود. در جریان اصولگرایی نشنیدم کسی بگوید ما در مرحله اول صد در صد پیروزیم. قرار شد ما از سبد رای خود حفاظت کنیم تا حتی یک رای ما به سمت رقیب نرود. لازمه آن هم این بود که هر سه نامزد در صحنه بمانند. اما پس از مناظره سوم براساس نظرسنجی ها، آرای روحانی از زیر 50 درصد به بالای 50 درصد رسید و به همین دلیل هم نظر ما در روز شنبه پس از مناظره سوم تغییر کرد. در روز شنبه بحث های مفصلی انجام شد و در نهایت این نظر غالب شد که برخلاف دو روز پیش بهتر است اکنون با یک نامزد به میدان بیاییم که البته این حرف هم منطقی بود. جمعی انتخاب شدند تا با قالیباف صحبت کنند که انصراف دهد البته قالیباف خودش موافق کناره گیری نبود اما گفت به نظر جمع احترام می گذارم و برخلاف نظر خودم و برای تبعیت از جمع کناره گیری می کنم. به ما هم در موتلفه گفته شد که میرسلیم کنار برود. ما این تصمیم را در موتلفه مطرح کردیم اما اکثریت شورای مرکزی موافق کنار رفتن میرسیلم نبودند. خود میرسلیم هم موافق کناره گیری نبود بنابراین در شورای مرکزی موتلفه نظرات به دو دسته موافق کناره گیری میرسلیم و مخالف این کناره گیری تقسیم شد و این دو نظر در مقابل هم قرار گرفتند. از روز یکشنبه تا چهارشنبه قبل از انتخابات ما چند جلسه در شورای مرکزی برگزار کردیم و ملاقات های متعددی هم با اشخاص مختلف داشتیم تا به تصمیم نهایی برسیم. روز چهارشنبه قبل انتخابات جلسه ای سه نفره در حزب با حضور من به عنوان دبیرکل، آقای بادامچیان رئیس شورای مرکزی و توکلی بینا به عنوان رئیس هیات نظارت موتلفه برگزار شد. بحث های ما هم تا نیمه شب ادامه یافت و ما باید تا قبل از ساعت 8 صبح پنجشنبه نظر نهایی حزب را اعلام می کردیم زیرا بعد از آن تبلیغات ممنوع بود. ما سه نفر به تصمیم ویژه ای رسیدیم. سابقه موتلفه نشان می داد اگر ما سنگ زیربنای وحدت اصولگرا نبودیم اما اجازه هم نداده ایم که اختلافی در میان اصولگرایان ایجاد شود. تصمیم کلی اصولگرایان و همچنین جامعتین حمایت از ابراهیم رئیسی بود. موتلفه در معرض این امتحان قرار گرفته بود که یا نظر جمع را نادیده بگیرد یا آن را بپذیرد. در نهایت تصمیم ما این شد که از نامزدی رئیسی حمایت کنیم. ما در بیانیه ای همان شب اعلام کردیم که موتلفه از نامزد خود صرف نظر کرده و از رئیسی حمایت می کند، اما یک ساعت بعد میرسلیم بیانیه ای داد که این تصمیم را قبول ندارد. ما مذاکرات مفصلی روز پنجشنبه قبل از انتخابات با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت که وظیفه شرعی من این است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت. مذاکرات مفصلی در روز پنجشنبه با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت وظیفه شرعی من است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت. در شورای مرکزی هم عده ای مخالف و عده ای موافق تصمیم ما بودند. آیا ا ...

ادامه مطلب  

خط و نشان رهبر حزب کارگر برای محافظه کاران انگلیس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا ، «ترزا می» نخست وزیر و رهبر حزب محافظه کار انگلیس فروردین ماه گذشته در اقدامی تعجب برانگیز درخواست انحلال مجلس و برگزاری انتخابات زودهنگام را مطرح کرد. آنچه که موجب شگفتی تحلیلگران شد این بود که حزب متبوع وی یعنی محافظه کاران پیش از با داشتن اکثریت در مجلس مشکلی برای ادامه کار نداشت. مجلس عوام با 522 رأی موافق در برابر 13 رأی مخالف، با پیشنهاد غیرمنتظره نخست وزیر انگلیس موافقت کرد. انتخابات عمومی هفته گذشته انگلستان، پنجاه وهفتمین انتخابات پارلمانی انگلیس از سال 1801میلادی بود که برای تعیین سرنوشت 650 کرسی مجلس عوام از سوی مردم این کشور صورت گرفت. نتیجه نهایی آن نیز اوضاع را به ضرر حزب حاکم مجلس پیشین تغییر داد زیرا حزب محافظه کار 318 و حزب کارگر 262 کرسی مجلس عوام را بدست آوردند و در عمل هیچ حزبی اکثریت (325 کرسی) را برای تشکیل دولت کسب نکرد. غیر از این دو حزب اصلی انگلیس، حزب ملی اسکاتلند 35 کرسی و حزب لیبرال دموکرات هم 12کرسی را کسب کردند. حزب دموکراتیک وحدت طلب ایرلند شمالی (dup ) قادر شد 10 کرسی را به دست آورد. حزب شین فین نیز8 کرسی ایرلند شمالی را به دست آورد اما همچون گذشته به دلیل داشتن دیدگاه ضد سلطنت، از حضور در مجلس عوام خودداری می کند. تا پیش از انحلال مجلس عوام، از 650 کرسی این مجلس، حزب محافظه کار 330 کرسی، حزب کارگر 229 کرسی، حزب ملی اسکاتلند، 54 کرسی، حزب لیبرال دموکرات 9 کرسی، حزب دمکراتیک وحدت طلب (ایرلند شمالی) 8 کرسی، حزب شین فین ( ایرلند شمالی) 4کرسی، حزب 'پلاید کامری' ( ولز) 3 کرسی را در اختیار داشتند. **کوربین پدیده انتخابات انگلیسبرخلاف پیش بینی ترزا می انتخابات جایگاه نسبتا مستحکم وی را لرزان کرد زیرا اکنون حزب محافظه کار انگلیس برخلاف دوره قبل باید با یک حزب دیگر برای تشکیل دولت ائتلاف تشکیل دهد. این امر به علت اجبار در اعطای امتیازاتی به حزبی کوچک، موجب کاهش قدرت اجرایی دولت خواهد شد. شگفتی این انتخابات «جرمی کوربین» رهبر چپگرای حزب کارگر انگلستان بود که به رغم مخالفت های درون حزبی، توانست برای اولین بار پس از 1997 حزب کارگر را در یک انتخابات عمومی در مسیر پیشرفت قرار دهد. کوربین خود را به عنوان پدیده این انتخابات معرفی کرد و توانست عرصه سیاسی را به نفع حزب کارگر برگرداند. تارنمای روزنامه «ایندیپندنت» در گزارشی نوشت از زمان برگزاری انتخابات سراسری میزان آرای حزب کارگر و به ویژه رهبر آن جرمی کوربین بین 6 تا 8 درصد افزایش داشته است. تارنمای انگلیسی مترو (metro.co.uk) نیز عنوان داشت که پس از پایان انتخابات مجلس، حزب کارگر با موجی از استقبال مردمی روبرو شد که خواهان پیوستن به آن بودند. در همین مدت اندک پس از انتخابات، صدها هزار نفر به حزب کارگر پیوستند. گفته می شود در سه روز پس از انتخابات 150 هزار نفر به اعضای این حزب افزوده شد. در زمان نخست وزیری «گوردون براون» حزب کارگر با کاهش محبوبیت روبرو شد و اعضای آن حداقل 156 هزار نفر کاهش یافت. اما اکنون در حالیکه هزینه سالانه عضویت معمولی در حزب حدود 24 پوند است بسیاری از مردم به ویژه جوانان به حزب کارگر پیوسته اند. بخشی از این استقبال به دلیل حضور کوربین در صدر حزب است. وی برای ده ها سال فردی کمتر شناخته شده و حاشیه ای در سیاست انگلستان بود. کوربین با دیگر رهبران احزاب کارگر تاحدودی متفاوت است. با اینکه از سال 1993 تاکنون عضو پارلمان است اما نزدیک به 500 بار علیه طرح های پیشنهادی حزب کارگر رای داده است. وی در سال 2015 در شرایطی به عنوان رهبر حزب کارگر تعیین شد که کمتر فردی این موضوع را پیش بینی می کرد ولی با دریافت 60 درصد آرا موجب شگفتی همه اعضای حزب شد. وعده های کوربین مبنی بر افزایش مالیات برای ثروتمندان، ملی کردن راه آهن و کمک های بلاعوض به دانشجویان موجی از حمایت ها را برای وی ...

ادامه مطلب  

عکس: دختران و زنانی که برای نبرد با داعش تعلیم می بینند +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
زنان و دختران شیردل برای رزم با تروریست های تکفیری آماده می شوند. این مهرویان قوی پنجه خواب خوش را بر داعشی ها حرام کرده اند.گزارش تصویری از دختران و زنانی که برای نب ...

ادامه مطلب  

احتمال پیروزی حزب حاکم سوسیالیست در انتخابات پارلمانی آلبانی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایرنا از پایگاه های اینترنتی بالکان، همچنین گزارش های غیر رسمی پس از انتخابات پارلمانی که روز یکشنبه انجام شد، بیانگر این موضوع است که حزب حاکم سوسیالیست ممکن است از 140 کرسی پارلمان بیش از 71 کرسی را به دست آورد.بر اساس نتایج این نظرسنجی ها، انتظار می رود که حزب اپوزیسیون (دموکرات) 34 درصد آرای مردم را از آن خود کند.ادی راما نخست وزیر آلبانی که رهبری حزب سوسیالیست این کشور را بر عهده دارد، تلاش دارد که کشورش را در مسیر اتحادیه اروپا قرار دهد و برای این منظور باید بیش از 70 کرسی پارلمان را از آن حزب خود کند.نهمین انتخابات پارلمانی در آلبانی از زمان سقوط رژیم کمونیستی انور خوجه در سال 1991 و برقراری نظام چند حزبی در این کشور، از ساعت هفت بامداد روز یکشنبه به وقت محلی آغاز که پس از یک ساعت تمدید در ساعت 20 پایان یافت.بنا به بیانیه کمیسیون مرکزی انتخابات آلبانی سه میلیون و 500 هزار افراد واجد شرایط رای دادن این امکان را داشتند که با حضور در 5 هزار و 362 حوزه رای گیری به نماینده مورد نظر خود برای ورود به ساختار جدید مجلس رای دهند.همچنین گفته شده است که پنج هزار و 351 ناظر از داخل و خارج کشور بر روند انتخابات در سراسر کشور نظارت داشتند. ناظران از سازمان امنیت و همکاری اروپا و 45 نماینده نیز از 18 کشور بر مراحل انتخابات پارلمانی آلبانی نظارت داشتند.طبق بیانیه کمیسیون مرکزی انتخابات آلبانی، نمایندگان 18 حزب برای کسب 140 کرسی در پارلمان آلبانی، به رقابت پرداختند و از جمله سه حزب سیاسی بزرگ به نام های حزب سوسیالیست آلبانی، حزب دموکراتیک آلبانی و جنبش سوسیالیست برای همگرایی آلبانی از احزابی به شمار می روند که بیشترین آرا را به خود اختصاص دادند.این انتخابات پس از عضویت آلبانی در سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در سال 2009 میلادی و همچنین از زمان دریافت وضع پیوستن به اتحادیه اروپا، اولین انتخابات پارلمانی در این کشور به شمار می رفت.انتخابات پارلمانی در آلبانی ابتدا برای 18 ژوئن (28 خرداد) امسال اعلام شده بود که بخاطر تحریم احزاب مخالف تا بیست و پنجم همین ماه تعویق افتاد.انتخابات پارلمانی امروز در آلبانی، یک آزمایش برای بلوغ سیاسی در این کشور به شمار می رفت که با خشونت، تظاهرات گسترده و مخالفت با نتایج انتخابات رو به رو بود.برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه ...

ادامه مطلب  

حزب حاکم سوسیالیست آلبانی در آستانه پیروزی در انتخابات پارلمانی این کشور  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری میزان،گزارش های غیر رسمی بر اساس نتایج نظر سنجی های انجام شده در انتخابات پارلمانی آلبانی نشان می دهد که حزب حاکم سوسیالیست به رهبری «ادی راما» نخست وزیر کنونی با کسب 45 تا 49 درصد از آرا، بیشترین رای مردم را از آن خود می کند.به نقل از پایگاه های اینترنتی بالکان، همچنین گزارش های غیر رسمی پس از انتخابات پارلمانی که روز یکشنبه انجام شد، بیانگر این موضوع است که حزب حاکم سوسیالیست ممکن است از 140 کرسی پارلمان بیش از 71 کرسی را به دست آورد.بر اساس نتایج این نظرسنجی ها، انتظار می رود که حزب اپوزیسیون (دموکرات) 34 درصد آرای مردم را از آن خود کند.ادی راما نخست وزیر آلبانی که رهبری حزب سوسیالیست این کشور را بر عهده دارد، تلاش دارد که کشورش را در مسیر اتحادیه اروپا قرار دهد و برای این منظور باید بیش از 70 کرسی پارلمان را از آن حزب خود کند.نهمین انتخابات پارلمانی در آلبانی از زمان سقوط رژیم کمونیستی انور خوجه در سال 1991 و برقراری نظام چند حزبی در این کشور، از ساعت هفت بامداد روز یکشنبه به وقت محلی آغاز که پس از یک ساعت تمدید در ساعت 20 پایان یافت.بنا به بیانیه کمیسیون مرکزی انتخابات آلبانی سه میلیون و 500 هزار افراد واجد شرایط رای دادن این امکان را داشتند که با حضور در 5 هزار و 362 حوزه رای گیری به نماینده مورد نظر خود برای ورود به ساختار جدید مجلس رای دهند.همچنین گفته شده است که پنج هزار و 351 ناظر از داخل و خارج کشور بر روند انتخابات در سراسر کشور نظارت داشتند. ناظران از سازمان امنیت و همکاری اروپا و 45 نماینده نیز از 18 کشور بر مراحل انتخابات پارلمانی آلبانی نظارت داشتند.طبق بیانیه کمیسیون مرکزی انتخابات آلبانی، نمایندگان 18 حزب برای کسب 140 کرسی در پارلمان آلبانی، به رقابت پرداختند و از جمله سه حزب سیاسی بزرگ به نام های حزب سوسیالیست آلبانی، حزب دموکراتیک آلبانی و جنبش سوسیالیست برای همگرایی آلبانی از احزابی به شمار می روند که بیشترین آرا را به خود اختصاص دادند.این انتخابات پس از عضویت آلبانی در سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در سال 2009 میلادی و همچنین از زمان دریافت وضع پیوستن به اتحادیه اروپا، اولین انتخابات پارلمانی در این کشور به شمار می رفت.انتخابات پارلمانی در آلبانی ابتدا برای 18 ژوئن (28 خرداد) امسال اعلام شده بود که بخاطر تحریم احزاب مخالف تا بیست و پنجم همین ماه تعویق افتاد.انتخابات پارلمانی ...

ادامه مطلب  

سقوط آزاد سوسیالیست ها از برج ایفل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، انتخابات پارلمانی فرانسه با پیروزی طرفداران امانوئل مکرون، رئیس جمهور جوان این کشور، و شکست سنگین حزب سوسیالیست و جبهه ملی به پایان رسید. این انتخابات در حالی برگزار شد که بسیاری از تحلیلگران مسائل اجتماعی و سیاسی، احتمال شکست سنگین سوسیالیست ها را پیش بینی کرده بودند. به عبارت بهتر، متعاقب برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 2017 در فرانسه، که با شکست سنگین سوسیالیست ها و پیروزی مکرون همراه بود، پیش بینی نتایج انتخاباتی اخیر در فرانسه چندان دشوار نبود.بحران در اردوگاه سوسیالیست های فرانسههم اکنون سوسیالست های فرانسه در بحرانی ترین وضعیت ممکن قرار گرفته اند. اکثر نمایندگان حزب سوسیالیست فرانسه که طی سال های اخیر اکثریت نسبی کرسی های پارلمان این کشور را در اختیار داشتند، در انتخابات اخیر کرسی های نمایندگی خود را به حامیان دولت مکرون واگذار کردند. حتی کار به آنجایی رسید که «ژان کریستف کابادلیس» رهبر حزب سوسیالیست، کرسی خود را در پارلمان فرانسه از دست داد و حتی «بنوا آمون»، نامزد حزب سوسیالیست در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نیز نتوانست کرسی خود را در پارلمان حفظ کند. آمون در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری امسال، با کسب 7 درصد آرا در رتبه پنجم قرار گرفته و به نماد شکست حزب سوسیالیست تبدیل شد.مطابق آخرین بر آوردهای صورت گرفته، حزب سوسیالیست فرانسه حدود 240 کرسی پارلمانی را از دست داده است. این حزب تا کنون دارای 277 کرسی پارلمان بود، اما هم اکنون در بهترین حالت ممکن قادر به کسب 40 کرسی پارلمان خواهد بود. بدون شک، این شکست سنگین، معادلات درون حزبی سوسیالیست های فرانسه را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد. حزب سوسیالیست فرانسه هم اکنون در بدترین وضعیت ممکن در طول تاریخ سیاسی خود قرار دارد.پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امسال، سران حزب سوسیالیست از وضعیت آشفته این حزب خبر داده بودند. به نظر می رسد پس از برگزاری انتخابات پارلمانی، این آشفتگی تقویت شده است. حزب سوسیالیست هم اکنون از حزب اول فرانسه، تبدیل به یکی از بی تاثیر ترین احزاب سیاسی در این کشور شده است. این برای سران حزبی که همواره مدعی کسب قدرت در فرانسه بوده یک فاجعه محسوب می شود.سوال اصلی اینجاست که آیا حزب سوسیالیست فرانسه قادر به بازیابی وضعیت آسیب دیده خود در جریان دو انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان خواهد بود؟ پاسخ این سوال منفی است! بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی فرانسه معتقدند که حزب سوسیالیست مسیر بسیار سخت و پیچیده ای در این خصوص پیش رو خواهد داشت. هم اکنون، ائتلاف حزب «جنبش دمکراتیک» و حزب نوپای «جمهوری در حرکت» به رهبری «امانوئل مکرون» رئیس جمهوری جدید فرانسه توانسته اند اعتماد افکار عمومی این کشور را جهت حضور حداکثری در پارلمان جلب کنند. در چنین شرایطی، احزاب سنتی دیگر مانند حزب جمهوریخواه، جبهه ملی و حتی حزب چپ سوسیالیست به مراتب وضعیت آرام تر و بهتری را نسبت به حزب سوسیالیست دارند. باید اذعان کرد که شهروندان فرانسوی حزب سوسیالیست فرانسه را به بدترین نحو ممکن در دو انتخابات اخیر تنبیه کرده اند.نقش اولاند در ناکامی سوسیالیست های فرانسهناکامی فرانسوا اولاند رئیس جمهور سابق فرانسه در کاخ الیزه، یکی از اصلی ترین عوامل شکست حزب سوسیالیست و افول شدید محبوبیت آن در نزد افکار عمومی این کشور بوده است. اولاند در سال 2012 میلادی توانست با حمایت معلمان و کارگران فرانسوی به پیروزی دست یابد و رقیب سرسخت خود، نیکولا سارکوزی، را شکست دهد. پس از راهیابی اولاند به کاخ الیزه، وی نه تنها نتوانست اقدامی در راستای بهبود وضعیت معیشتی شهروندان فرانسوی صورت دهد، بلکه در داخل اتحادیه اروپا و منطقه یورو نیز عملا سیاست های منفعلانه ای در پیش گرفت. بی دلیل نبود که مطابق نظرسنجی های عمومی صورت گرفته در داخل فرانسه، از اولاند به عنوان بدترین و ناتوان ترین رئیس جمهور تاریخ فرانسه یاد می شد. نارضایتی افکار عمومی فرانسه از اولاند به اندازه ا ...

ادامه مطلب  

شناسنامه بهترین دروازه بانان ایران و جهان + عکس  

درخواست حذف این مطلب
کد خبر: 137809 زمان انتشار: 18 تیر 1396 12:02:00 دروازه بانان فوتبال از کلیدی ترین بازیکنان در زمین محسوب می شوند ، بازیکنانی که نامشان در تاریخ ثبت خواهد شد.به گزارش فوتبال آنلایندر یک تیم 11 نفره فوتبال، دروازه بان یکی از کلیدی ترین مهره ها محسوب می شود.باشگاه های فوتبال ایران و گاهی تیم ملی بارها تاثیرات دروازه بانان خوب و بد را حس کرده اند و شاید اشتباهات دروازه بانان، لطمه های جبران ناپذیری را به آنها وارد کرده است اما داشتن یک دروازه بان خوب گاهی می تواند یک تیم را به موفقیت برساند.در ذیل گزارشی از بهترین گلرهای ایران و جهان که تاثیر زیادی در موفقیت های ملی و باشگاهی داشته اند را مرور خواهیم کرد.بهترین سنگربانان بازنشسته ایران و جهان *چیلاورت خوزه لوئیس فلیکس چیلاورت گونزالس، زاده ی 27 ژوئیه 1965 است. این دروازه بان بازنشسته پاراگوئه ای، 3 بار از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال های 1995، 1997 و 1998 ، بهترین دروازه بان جهان شناخته شده است.مهارت چیلاورت در ضربات آزاد بسیار معروف بود و معمولا پنالتی زن تیمش بود. اگر وی پست مهاجم را انتخاب می کرد، شاید خیلی بیشتر از این در دنیای فوتبال می درخشید!وی در دوران بازی حرفه ای خود 62 گل به ثمر رساند که 8 تای آن در بازی های ملی بود.چهار گل ملی او در مقدماتی جام جهانی 2002 به ثمر رسید.وی در جام جهانی 1998 در بازی با بلغارستان با دویدن به پشت محوطه جریمه حریف برای زدن ضربه ایستگاهی، تماشاگران را حیرت زده کرد و نخستین دروازه بان در تاریخ جام جهانی شد که ضربه آزاد و مستقیم به توپ زده است. او در سال 1996 بازیکن سال آرژانتین و فوتبالیست سال آمریکای جنوبی شد. چیلاورت در سال 1999 نخستین دروازه بان تاریخ فوتبال شد که در یک بازی هت تریک کرده است.وی همچنین یک گل به یاد ماندنی با ضربه ایستگاهی از نیمه زمین خودی به تیم "ریور پلاته" دارد.چیلاورت در سال های 1984 تا 1988 عضو تیم "سن لورنزو" آرژانتین بود که با پیراهن این تیم 341 بازی انجام داده و 48 گل به ثمر رسانده است!*کوپکهآندریاس کوپکه متولد 12 مارس 1962 در کیل، دروازه بان ملی پوش سابق اهل آلمان است که از سال 2004 تاکنون به عنوان مربی دروازه بانان در تیم ملی فوتبال آلمان مشغول به کار است. او به همراه تیم ملی آلمان موفق به کسب مقام قهرمانی در جام جهانی 1990 و جام ملت های اروپا 1996 شد. وی در سال 1996 توسط فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال، به عنوان بهترین دروازه بان دنیا انتخاب شد.*شوماخرهارالد آنتون شوماخر در جریان فعالیت ورزشی تقریبا 2 دهه ای خود، به جایگاه یکی از بهترین دروازه بانان فوتبال آلمان و جهان دست یافت. وی 76 بازی ملی در کارنامه خود دارد از جمله: جام جهانی 1982 و 1986. وی افتخارات زیادی برای خود ثبت کرد. ازجمله:سال 1973: نایب قهرمان بوندس لیگا و فینالیست جام حذفی آلمانسال 1977: قهرمان جام حذفی آلمانسال 1978: قهرمان بوندس لیگا و قهرمان جام حذفی آلمانسال 1980: قهرمان اروپا و فینالیست جام حذفی آلمانسال 1982: نایب قهرمان جهان و نایب قهرمان بوندس لیگاسال 1983: قهرمان جام حذفی آلمانسال 1984: فوتبالیست سال آلمانسال 1986: نایب قهرمان جهان، فوتبالیست سال آلمان، فینالیست جام یوفا و قهرمان لیگ ترکیهسال 1996: قهرمان بوندس لیگاشوماخر پس از دوران بازیگری اش، به مربی گری روی آورد و مربی دروازه بان تیم هایی چون شالکه 04، بایرن مونیخ، دورتموند، اس سی فورتوناکلن بایر 04 لورکوزن شد.*سپ مایرسپ مایر زاده ی 28 فوریه 1944، بازیکن فوتبال آلمانی است که سال ها محافظ دروازه تیم ملی فوتبال آلمان و باشگاه بایرن مونیخ بود، وی در دوره شانزده ساله فعالیت ورزشی حرفه ای خود، به تمامی افتخارهایی که یک بازیکن فوتبال می تواند به آن ها دست یابد، رسید.وی 95 دیدار ملی و 536 بازی با پیراهن بایرن مونیخ (بزرگسالان) در کارنامه خود دارد.سپ مایر همراه تیم بایرن مونیخ افتخارات زیر را به دست آورد:جام حذفی آلمان: قهرمان 1967 – 1969 – 1971لیگ قهرمانان اروپا: قهرمان 1974 – 1975 – 1976بوندس لیگا: قهرمان 1969 – 1972 – 1973 – 1974 – 1980 – 1981جام برندگان اروپا: قهرمان 1976جام باشگاه های جهان: قهرمان 1976همچنین وی با تیم ملی آلمان غربی قهرمان جام جهانی 1974 و قهرمان جام ملت های اروپا 1972 شده است.*الیور کانالیور رالف کان، متولد پانزدهم ژوئن 1969 در شهر "کارلسروهه" در جنوب آلمان و در نزدیکی شهر "اشتوتگارت"، کاپیتان و بازیکن پیشین تیم ملی آلمان و باشگاه فوتبال بایرن مونیخ است."کان" تنها دروازه بانی است که عنوان بهترین بازیکن جام جهانی را از آن خود کرده است.وی دارای افتخارات متعددی می باشد. او همراه تیم بایرن مونیخ به مقام های زیر دست یافت: بوندس لیگا: قهرمانی در سال های 1997 – 1999 – 2000- 2001 – 2003 – 2005 – 2006 – 2008جام حذفی فوتبال آلمان: قهرمانی در سال های 1998 – 2000 – 2003 – 2005 – 2006 – 2008لیگا پوکال: قهرمانی در سال های 1997 – 1998 – 2000 – 2004 – 2007 جام یوفا: قهرمان 1996لیگ قهرمانان اروپا: قهرمان سال 2001جام بین قاره ای: قهرمان سال 2001همچنین، الیورکان همراه تیم ملی آلمان، قهرمانی در جام ملت های اروپا 1996 را در کارنامه خود دارد و عنوان نایب قهرمانی در جام جهانی 2002 و سومی جام جهانی 2006 را یدک می کشد.وی افتخارات شخصی بسیاری دارد از جمله:_ بهترین بازیکن برای عملکرد فوق العاده در دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 2001_ بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال های 1999 – 2001 – 2002_ مقام دوم بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال 2000_ مقام سوم بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال 2003_ مقام چهارم بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال 2004_ بهترین دروازه بان اروپا در سال های 1999- 2000 -2001 – 2002_ مرد سال فوتبال آلمان در سال های 2000 و 2001_ مقام دوم مرد سال فوتبال جهان در سال 2002_ بهترین دروازه بان بوندس لیگا در سال های 1994 – 1997 – 1998 – 1999 – 2001_ کسب توپ طلای جام جهانی در سال 2002_ بهترین دروازه بان جام جهانی 2002_ جایزه بازی جوانمردانه یوفا در سال 2001_ جایزه ورزشی نشریه بیلد در سال 2006*ایلگنربودو ایلگنر زاده ی 7 آوریل 1967 در "کوبلنتس" بازیکن فوتبال و دروازه بان آلمانی است که نقش بسزایی در قهرمانی آلمان در جام جهانی 1990 داشت.وی اولین دروازه بان تاریخ فوتبال بود که در فینال جام جهانی گلی دریافت نکرد. ایلگنر به دفع و مهار کردن شوت معروف بود.در موقعیت های تک به تک تقریبا شکست ناپذیر بود و روی سانتر ها و شوت های از راه دور فوق العاده نشان می داد.وی به همراه رئال مادرید افتخارات خوبی به دست آورد که می توان به دو قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا در سال های 1998 و 2000 اشاره کرد.ایلگنر 326 بازی با پیراهن تیم فوتبال کلن آلمان انجام داد و همچنین 91 بازی به عنوان گلر رئال مادرید از سال 1996 تا سال 2001 دارد.بودو ایلگنر 91 دیدار ملی در کارنامه خود دارد.*دینوزوفدینوزوف زاده ی 28 فوریه 1942 در ایتالیا است و در دوران بازیگری اش در تیم های اودینزه، مونتووا ، ناپولی و یوونتوس بازی کرده است و 112 بازی ملی هم برای تیم ملی فوتبال ایتالیا انجام داده است. همچنین به عنوان مربی در تیم های یوونتوس، تیم ملی فوتبال ایتالیا، لاتزیو و فیورنتینا فعالیت کرده است. دینورزوف افتخارات زیادی را در کارنامه خود دارد. او با تیم یوونتوس به مقام های زیر دست یافت:سری آ: قهرمانی در فصل های 1973 – 1972 ، 1975 – 1974، 1977 – 1976، 1978-1977، 1981 – 1980، 1982 – 1981کوپا ایتالیا: قهرمانی در فصل های 1979 – 1978، 1983 – 1982جام یوفا: قهرمان فصل 1977 – 1976دینورزوف به همراه تیم ملی ایتالیا قهرمانی در جام جهانی 1982 و جام ملت های اروپا 1968 را کسب کرده است. وی همچنین، در دوران مربی گری اش نایل به کسب مقام شده است که از آن جمله است:قهرمانی به همراه تیم یوونتوس در کوپا ایتالیا و جام یوفا در فصل 1990 – 1989 و نایب قهرمانی تیم ملی ایتالیا در جام ملت های اروپا 2000.*والتر زنگاوالتر زنگا متولد 28 آوریل 1960 در میلان، فوتبالیست بازنشسته و مربی کنونی اهل ایتالیاست. او مدت ها دروازه بان تیم ملی ایتالیا و تیم اینتر میلان بوده است.وی 58 بازی ملی برای تیم ملی ایتالیا انجام داده است.والتر زنگا به همراه تیم فوتبال اینتر میلان قهرمانی در فصل 1989 – 1988 سری آ، قهرمانی در سوپر جام ایتالیا در سال 1989 و دوبار قهرمانی لیگ اروپا در سال های 1991 و 1994 را تجربه کرده است.همچنین وی به عناوین زیر نایل آمده است:_ بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال های 1989 – 1990 – 1991_ دروازه بان سال یوفا در سال 1990_ بازیکن سال سری آ در سال 1987والتر زنگا 58 بازی ملی در کارنامه خود دارد. او در تیم هایی چون سالرنیتانا، ساونا، سامبندتزه، اینتر میلان، سمپدوریا، پادوا و نیوانگلند رولوشن عضویت داشت و در مجموع 530 بازی برای این تیم ها انجام داده است. پس از پایان دوران بازیگری اش نتوانست از دنیای فوتبال دور شود و به مربی گری روی آورد. وی مربی تیم های نیوانگلند رولوشن، بدرا، ناسیونال بخارست، استوا بخارست، ستاره سرخ بلگراد، گازیانتسپور، العین امارات، دینامو بخارست، کاتانیا، پالرمو، النصر ریاض، النصر دوبی، الجزیره امارات و سمپدوریا بود و توانست به همراه تیم استوا بخارست در لیگ دسته اول رومانی قهرمان فصل 2005 – 2004 بشود و همچنین قهرمانی در سوپر لیگ و جام حذفی صربستان را همراه تیم فوتبال ستاره سرخ بلگراد در فصل 2006 – 2005 تجربه کند.*پیتر اشمایکلپیتر اشمایکل متولد 18 نوامبر 1963 در گلادساکس دانمارک است که در دهه ی نود یکی از بهترین دروازه بان های جهان محسوب می شد. اشمایکل به همراه تیم فوتبال منچستر یونایتد روزهایی طلایی را پشت سر گذاشت و یکی از مهره های تأثیر گذار در موفقیت های این تیم انگلیسی محسوب می شد.وی قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در سال های 1993 ، 1994 ، 1996 ، 1997 و 1999 - قهرمانی در جام حذفی انگلیس در سال های 1994 ، 1996 و 1999 - و قهرمانی در جام باشگاه های اروپا را به همراه تیم منچستر یونایتد تجربه کرده است.پیتر اشمایکل در قهرمانی تیم فوتبال اسپورتینگ لیسبون پرتغال در لیگ پرتغال (سال 2000) نقش مهمی را ایفا کرد و یکی از مهر ه های کلیدی این تیم بود.اشمایکل که به همراه تیم دانمارک، قهرمان جام ملت های اروپا شد، توانست عنوان برترین دروازه بان این تورنمنت را به نام خود کند. همچنین در تیم های استون ویلا و منچستر سیتی سنگربان بوده است.*پیتر شیلتونپیتر شیلتون دروازه بان اهل کشور انگلستان، متولد 18 سپتامبر 1949 است. وی 1005 بازی باشگاهی در تیم های مختلف انجام داده است! تیم هایی همچون: لسترسیتی، استوک سیتی، ناتینگهام فارست، ساوتهمپتون، دربی کانتی، پلیموث آرگیل، وبمبلدون، بولتون واندررز، کاونتری سیتی، وستهام یونایتد و لیتون اوربنت. همچنین، 125 بازی ملی برای تیم انگلستان در کارنامه دارد.*گوردون بنکسیکی دیگر از دورازه بان های خوب دنیا که با جایگیری های تیزبینانه و واکنش های سریع همه را غافلگیر می کرد، گوردون بنکس بود. وی زاده ی 30 دسامبر 1937 و اهل کشور انگلستان بود که سابقه ی بازی در تیم ملی فوتبال انگلستان را در کارنامه خود دارد. او در تاریخ 6 آوریل 1963 نخستین بازی خود را مقابل تیم ملی اسکاتلند انجام داد و با حضور در 73 بازی ملی، در تاریخ 27 مه 1972 واپسین بازی ملی اش را در برابر تیم ملی فوتبال اسکاتلند برگزار کرد. وی همچنین در تیم هایی مثل لسترسیتی و استوک سیتی عضویت داشته است.*تافارل کلودیو آندره مرگن تافارل زاده ی 8 می 1966، گلر پیشین تیم ملی فوتبال برزیل بود. وی در باشگاه هایی مانند پارما، گالاتاسرای، اینتر ناسیونال و امپولی بازی کرده است. تافارل با شیرجه های شگفت انگیز و پرش های تماشایی خود نقش مهمی در قهرمانی برزیل در جام جهانی 1994 و نایب قهرمانی آن در جام جهانی 1998 ایفا کرد.*ژان – ماری فافژان – ماری فاف زاده ی 4 دسامبر 1953 در لبکه، دروازه بان پیشین فوتبال اهل بلژیک است.پله، اسطوره ی فوتبال برزیلی، ژان ماری فاف را در مارس 2004 از جمله فوتبالیست های برتر جهان نام برد.ژان – ماری فاف هم اکنون یکی از ستاره های تلویزیونی در بلژیک است و در برنامه ای به نام فاف ها، که زندگی او و خانواده اش را نشان می دهد، شرکت می کند. وی 64 بازی ملی در کارنامه خود دارد. ژان – ماری فاف ( از سال 1972 تا 1982 ، 305 بازی برای باشگاه بورن ) - ( از سال 1982 تا 1988 ، 156 بازی برای تیم بایرن مونیخ ) - ( در فصل 1989 – 1988 ، 23 بازی در باشگاه لیژر ) و ( در فصل 1989-1990 ، 22 بازی در تیم ترابوزان اسپور ) انجام داده است.*لو یاشینلو ایوانوویچ یاشین ( که در ایران با نام لئویاشین شناخته می شود ) زاده ی 22 اکتبر 1929 است که در تاریخ 20 مارس 1990 نیز در گذشت. وی دروازه بان نامدار تیم ملی فوتبال شوروی بود که اغلب او را بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال می دانند. یاشین به دفع ضربات پنالتی معروف بود و در دوران بازیگری اش بیش از 150 پنالتی مهار کرد و نیز اولین دروازه بانی بود که عنوان فوتبالیست سال اروپا را کسب کرد.وی بین سال های 1954 تا 1967 اولین انتخاب برای ایستادن در دروازه اتحاد جماهیر شوروی بود. در این مدت او با تیم ملی کشورش در سه دوره جام جهانی یعنی سال های 1958 ، 1962 و 1966 شرکت کرد. بازی های فوق العاده او در جام آخر باعث شد تا اتحاد جماهیر شوروی در سال 1966 به نیمه نهایی راه یابد. همچنین در قهرمانی تیم اتحاد جماهیر شوروی در سال 1956 در بازی های المپیک ملبورن سهم بسزایی داشت. یاشین چهار سال بعد به همراه تیمش فاتح جام ملت های اروپا شد.از مهمترین موفقیت های او این بود که در سال 1963 به عنوان بهترین بازیکن اروپا شناخته شد. ( عنوانی که تنها یک بار به یک دروازه بان تعلق گرفته است.)وی تنها گلری است که این افتخار نصیبش شده است. در المپیک 1956 ملبورن، به لطف درخشش یاشین، تیم شوروی به مدال طلای فوتبال دست یافت و دو سال بعد در جام جهانی 1958 حضور پیدا کرد. اوج موفقیت های شوروی در این سال ها، اولین دوره جام ملت های اروپا به سال 1960 بود که با هنرنمایی یاشین، با فتح جام به پایان رسید.در جام جهانی 1966 انگلیس، تیم شوروی با رهبری دروازه بان خود تا مرحله ی نیمه نهایی پیش رفت و در نهایت به مقام چهارم رسید. لویاشین در ژانویه 1971، پس از انجام 812 بازی باشگاهی و ملی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. این دروازه بان در 207 مسابقه از 438 دیدار رسمی خود گلی دریافت نکرد که رکوردی جالب توجه است!!!پس از مرگ وی در مارچ 1990، فیفا به احترام او از جام جهانی 1998 جایزه ای را تحت نام یاشین به بهترین دروازه بان هر جام جهانی اهدا می کند.*رینات داسایفرینات فیض رحمانوویچ داسایف زاده ی 13 ژوئن 1957 در آستاراخان، دروازه بان سابق اهل شوروی بود. او در 3 جام جهانی فوتبال 1982، 1986 و 1990 برای تیم ملی شوروی بازی کرد و پس از لویاشین بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال این کشور و به واسطه ی حرکات ناگهانی و غیر قابل پیش بینی اش از بهترین گلر های دهه ی 1980 دنیا محسوب می شود.داسایف در سال 1982 بهترین فوتبالیست سال شوروی شد، در سال 1980 مدال برنز المپیک مسکو را به همراه تیم ملی شوروی به دست آورد، در نایب قهرمانی تیم ملی شوروی در یورو 88 شریک بود، همراه تیم اسپارتاک مسکو قهرمان شوروی در سال های 1979 و 1987 شد و در سال 1988 بهترین دروازه بان جهان به انتخاب فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال اعلام شد.وی در مجموع 91 بازی ملی برای شوروی انجام داد و دومین بازیکن از نظر تعداد بازی ملی برای شوروی است.*ادوین فن درسارادوین فن درسار زاده ی 29 اکتبر 1970، بازیکن فوتبال بازنشسته هلندی است که در دوران بازی اش در فوتبال حرفه ای در تیم های آژاکس، یوونتوس، فولهام و منچستر یونایتد بازی کرد.او از معدود بازیکنانی است که با دو تیم مختلف در لیگ قهرمانان اروپا به مقام قهرمانی دست یافته است: همراه تیم آژاکس در سال 1996 و با تیم منچستر یونایتد در سال 2008. همچنین فن درسار در سال 1992، همراه آژاکس در جام یوفا قهرمان شد.وی در طول دوران حرفه ای طولانی اش، با پرش های شگفت انگیز و حرکات دلیرانه اش، به رکوردها و موفقیت های زیادی رسید. او در سال 1995 و 2009، عنوان بهترین دروازه بان اروپا را به دست آورد. به گفته منتقدان و هم بازی هایش، فن درسار یکی از بهترین دروازبانان تاریخ فوتبال است.*فابیان بارتزفابیان بارتز متولد 28 ژوئن 1971، دروازه بان بازنشسته تیم ملی فوتبال فرانسه است. بارتز در جام جهانی 1998 نقش اساسی در قهرمانی تیم فرانسه داشت که در طی هفت بازی تنها دو گل از تیم مخالف دریافت کرد.وی 87 بازی ملی در کارنامه ی خود دارد و در تیم هایی چون تولوز، المپیک مارسی، موناکو، منچستر یونایتد و نانت بازی کرده است. بارتز بعد از زین الدین زیدان دومین فوتبالیست مورد علاقه مردم فرانسه است.*خورخه کامپوسخورخه فرانسیکو کامپوس ناوارته زاده ی 15 اکتبر 1966 در آکاپولکو بود. وی یکی از بهترین بازیکنان فوتبال اهل مکزیک در دهه ی 1990 بود و در مجموع، 130 بازی ملی برای تیم ملی فوتبال مکزیک انجام داد.پست اصلی کامپوس دروازه بانی بود اما در تیم های باشگاهی، گاهی در پست مهاجم بازی می کرد و حتی در برخی بازی ها ابتدا به عنوان دروازه بان در زمین قرار داشت و در ادامه ی بازی جای خود را با یکی از بایکنان داخل زمین عوض می کرد.کامپوس یکی از معدود بازیکنان تاریخ فوتبال است که در سطح حرفه ای در دو پست دروازه بان و مهاجم بازی کرده است و همچنین یکی از کوتاه قدترین گلرهای سطح اول دنیا به شمار می آید. او به جهت حرکات آکروباتیک در دروازه، بازی با توپ در محوطه جریمه و لباس ها و دستکش هایی که خودش طراحی می کرد، معروف شده بود. مهارت بالای او در شیرجه زدن باعث شده بود تا قد نسبتا کوتاهش برای این پست جبران شود.*دیوید سیمندیوید سیمن دروازه بان سابق تیم ملی انگلیس است. سیمن عمده افتخارات دوران ورزشی خود را همراه باشگاه آرسنال کسب کرد. به عبارت دیگر، طرفداران توپچی های لندن در ورزشگاه هایبوری، هر یکشنبه منتظر درخشش و رهبری تیمشان توسط این مرد بلند قد بودند. از جمله افتخارات سیمن، کسب دو جام لیگ برتر همراه آرسنال بود. واکنش های بی نظیر وی، همواره در یاد و خاطره علاقه مندانش باقی خواهد ماند اما دیوید سیمن از دو حضور در جام های جهانی به سال های 1998 فرانسه و 2002 کره و ژاپن، نتوانست به افتخاری با تیم ملی کشورش دست یابد به خصوص در جام جهانی 2002 و در مرحله یک چهام نهایی مسابقات، در بازی حساس و تعیین کننده مقابل برزیل، با اشتباه در جایگیری، یک گل باد آورده را تقدیم ط ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » قالیباف مایل به انصراف نبود/میرسلیم تصمیم موتلفه را نپذیرفت/پدرخوانده اصولگرایان نیستیم  

درخواست حذف این مطلب
قالیباف مایل به انصراف نبود/میرسلیم تصمیم موتلفه را نپذیرفت/پدرخوانده اصولگرایان نیستیمreviewed by on oct 3rating: محمدنبی حبیبی در گفت و گو با ایسنا، به برگزاری جلسه ای حساس در موتلفه در چهارشنبه شب پیش از انتخابات می پردازد. شبی که او، بادامچیان و توکلی بینا تصمیم می گیرند که دیگر موتلفه از میرسلیم حمایت نکرده و حامی رییسی شود. آنطور که حبیبی می گوید از همان ابتدا در موتلفه درباره حمایت از رییسی اختلاف نظر وجود داشت و در نهایت شورای مرکزی موتلفه نتوانست به تصمیم مشخصی در این باره برسد. بعد از مناظره سوم انتخاباتی، تصمیم اصولگرایان حمایت از رییسی بود و بنابراین پیشنهاد کناره گیری به قالیباف و میرسلیم داده شد که قالیباف برخلاف نظر شخصی خود کناره گیری کرد.وقتی مذاکرات در موتلفه در طی روزهای شنبه تا چهارشنبه پیش از انتخابات برای کناره گری میرسلیم به نتیجه نمی رسد، حبیبی، بادامچیان و توکلی بینا، شب پنجشنبه بدون حضور اعضای شورای مرکزی موتلفه جلسه ای تشکیل داده و اعلام می کنند که این حزب از رییسی حمایت می کند که البته میرسلیم این تصمیم را نمی پذیرد و مذاکرات برای راضی کردن او برای کناره گیری به نتیجه نمی رسد.متن کامل مصاحبه ایسنا با محمدنبی حبیبی درباره چگونگی مدیریت تصمیمات انتخاباتی موتلفه، نحوه تعامل این حزب با جبهه مردمی نیروهای انقلاب و دلیل کناره گیری نکردن میرسلیم از انتخابات ریاست جمهوری به شرح زیر است:حزب موتلفه از جمله احزاب اصولگرایی بود که خیلی زود فعالیت انتخاباتی خود را در سال ۹۵ آغاز و مصطفی میرسلیم را به عنوان نامزد خود معرفی کرد. جبهه مردمی نیروهای انقلاب هم ادعای جمع کردن اصولگرایان زیر یک چتر را داشت. چرا موتلفه از جمنا فاصله گرفت و به آن نپیوست؟ما در موتلفه فعالیت های انتخاباتی را از اوایل سال ۹۵ شروع کردیم و در نهایت هم به این نتیجه رسیدیم که باید برای انتخابات ریاست جمهوری برخلاف دوره های قبلی، نامزد داشته باشیم. ما در دوره های گذشته چنین اقدامی نکرده بودیم و در واقع تصمیم ما یک تصمیم استثنایی در طول عمر موتلفه بود. تصمیم دیگر ما این بود که چون هم احتمال ائتلاف اصولگرایان وجود دارد و هم احتمال عدم ائتلاف بنابراین ما برای هر دو حالت برنامه داشته باشیم و در هر صورت به تکلیف شرعی خود عمل کنیم.در آن مقطع اصولا مراوده چندانی میان اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری برقرار نشده بود. ما تا اوایل آذر سال ۹۵ براساس نظرسنجی های داخل حزب، به یک نامزد نهایی رسیدیم. در واقع تصمیم ما نه از بالا به پایین بلکه براساس نظرخواهی از بدنه موتلفه و نهایتا تصمیم شورای مرکزی حزب بود. من از همان ابتدای سال اعلام کرده بودم که نامزد حزب نمی شوم. نهایتا در هفته اول آذر، سید مصطفی میرسلیم به عنوان نامزد حزب موتلفه انتخاب شد و در اجلاس کشوری موتلفه در مشهد در هفته اول دی، نامزدی میرسلیم را برای انتخابات ریاست جمهوری رسما اعلام کردیم.این در حالی بود که روزهای قبل از برگزاری اجلاس سراسری موتلفه در مشهد، جمنا شکل گرفت. البته از چند ماه قبل از من هم در مذاکرات خصوصی برای تشکیل جمنا دعوت شد، اما به من گفتند که شما را به عنوان شخص خودتان دعوت کرده ایم نه به عنوان حزب موتلفه. من همان جا گفتم بدون اینکه اذنی از موتلفه داشته باشم نمی توانم در این جلسات شرکت کنم و اگر مصوباتی در این جلسه ها شکل بگیرد، ملزم هستم آنها را در شورای مرکزی موتلفه مطرح کنم و نظر شورای مرکزی را به شما اعلام کنم. اگر شما مایل نیستید من به عنوان حزب موتلفه در این جلسه باشم، از جلسه بعدی نمی آیم.البته با مذاکراتی که انجام شد و با تلاش های شخص آیت الله موحدی کرمانی، آنها اعلام کردند که من را به عنوان حزب موتلفه دعوت می کنند و من هم در این جلسات شرکت کرده و ابتدا نامزد و در نهایت عضو شورای مرکزی جمنا شدم اما باز هم در جلسات رسمی اعلام کردم که من به عنوان دبیرکل حزب موتلفه در این جلسات شرکت می کنم و به تصمیمات انتخاباتی جمنا احترام گذاشته ولی بعد از تایید شورای مرکزی موتلفه، خود را شریک این تصمیمات می دانم. آنها هم گفتند فعلا در جلسات شرکت کنید و رای خود را بدهید. بالاخره این مسائل مبهم ماند و من هم بر شرط خود تاکید داشتم.اعضای جمنا بعد از مدتی از میرسلیم دعوت کردند و خواستند از او تعهدنامه ای بگیرند. جمنا قصد داشت این تعهدنامه را از همه نامزدهای انتخابات بگیرد. میرسلیم هم به جمنا گفته بود که من نامزد حزب موتلفه هستم و به تعهدات شما احترام گذاشته ولی در صورتی آنها را امضا می کنم که حزب موتلفه آن تعهدنامه ها را تایید کرده باشد. البته حزب هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را نداد. جمنا از میرسلیم دعوت کرد تا از او تعهدنامه ای بگیرد. میرسلیم گفت در صورتی تعهدنامه را امضا می کنم که موتلفه آن را تایید کند. موتلفه هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را ندادالبته موتلفه در همان اجلاس مشهد چارچوبی را به عنوان سیاست رابطه خود با جمنا اعلام کرد از جمله آنکه از آمدن این ظرفیت جدید استقبال کرده و اجازه بیان هیچ مخالفتی با جمنا را به اعضای خود نمی دهد. در آن مقطع نظر ما این بود که اصولگرایان با یک نامزد به انتخابات بیایند و ما هم نامزد خود را داشته باشیم تا اواخر تبلیغات انتخابات و سپس به تکلیف شرعی خود عمل کنیم.چرا جمنا از همان ابتدای فعالیت خود با موتلفه زاویه داشت؟جمنا مخالفتی با حزب موتلفه نداشت. آنها گفتند جمنا جمع حزبی نیست و دایره آن به قدری وسیع است که همه جریان اصولگرایی را در بر می گیرد. آنها مخالفتی با موتلفه نداشتند و گفتند هیچ کس قرار نیست در این جمع با شخصیت حزبی حضور یابد. مثلا شخصیت های ایثارگران و رهپویان در جمنا بودند ولی تشکل ایثارگران و رهپویان دعوت نشده بود. در درون حزب موتلفه چه دیدگاهی نسبت به جمنا وجود داشت؟گویا نسبت به جمنا در موتلفه اختلاف دیدگاه وجود داشت.این اختلاف در موتلفه راجع به پیوستن به جمنا وجود داشت. برخی می گفتند نیت جمنا خیر است و موتلفه در جمنا ادغام شود. نظر دیگر این بود که رابطه با جمنا حفظ شود اما شروطی در نظر گرفته شود و دیدگاه سوم هم این بود که کاری به فعالیت جمنا نداشته باشیم. هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم.هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم تصمیم نهایی موتلفه درباره نحوه تعامل با جمنا چه بود؟این تصمیم گرفته شد که تعهداتی که جمنا می خواهد را در شورای مرکزی حزب مطرح می کنیم و اگر شورای مرکزی به آنها رای داد، آن تعهدات را می پذیریم در غیر این صورت آن را نمی پذیریم. جمنا چه تعهداتی از موتلفه می خواست؟مهم ترین تعهد این بود که اگر جمنا در تصمیم گیری های خود به یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری رسید، بقیه نامزدها بی چون و چرا کنار بروند و همه موظف باشند از آن نامزد حمایت کنند. اکثریت شورای مرکزی موتلفه این تعهد را نپذیرفتند.اختلاف موتلفه با جمنا بخاطر این بود که اعضای جمعیت ایثارگران دست بالا را در جمنا داشتند؟نه چنین موضوعی مطرح نبود. قبل از تشکیل جمنا ما تصمیم گرفتیم نامزد واحدی داشته باشیم و نمی دانستیم ائتلافی انجام می شود یا نه. بعد از اینکه جمنا تشکیل شد، ما گفتیم مخالفتی با تصمیمات جمنا نداریم اما در صورتی آنها را می پذیریم که شورای مرکزی موتلفه آن را تایید کند. ما در اصول اختلافی با جمنا نداشتیم.در آن مقطع این دیدگاه مطرح شد که موتلفه دنبال پدرخواندگی جریان اصولگرایی است و چون نقش محوری در جمنا ندارد، با این تشکل همکاری لازم را ندارد. این دیدگاه چقدر به واقعیت نزدیک بود؟نه چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. ما برای انتخابات ۹۴ بیش از ۵۰ جلسه با پایدرای و ایثارگران داشتیم که در هیچ جلسه موضع پدرخواندگی نگرفتیم. در این جلسات همه نظرات خود را آزادانه مطرح می کردند. تکرار می کنم ما مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرا نیستیم.چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. تکرار می کنم موتلفه مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرایی نیستدر روزهای پایانی انتخابات، موتلفه به تدریج به جمنا نزدیک شد و در نهایت از ابراهیم رییسی حمایت کرد. چرا موتلفه از حمایت از نامزد حزبی خود که میرسلیم بود دست برداشت؟تا قبل از پایان مناظره سوم، موتلفه، جمنا، تشکیلات روحانیت و سایر تشکل های اصولگرایی به این نتیجه رسیدند حالا که سه نامزد اصولگرا یعنی میرسلیم، قالیباف و رئیسی در انتخابات حضور دارند، هر سه در صحنه بمانند تا سبد رای اصولگرایان در یک جا متمرکز شده و رقیب نتواند در دور اول رای کافی را بیاورد و انتخابات به مرحله دوم برود. در جریان اصولگرایی نشنیدم کسی بگوید ما در مرحله اول صد در صد پیروزیم. قرار شد ما از سبد رای خود حفاظت کنیم تا حتی یک رای ما به سمت رقیب نرود. لازمه آن هم این بود که هر سه نامزد در صحنه بمانند.اما پس از مناظره سوم براساس نظرسنجی ها، آرای روحانی از زیر ۵۰ درصد به بالای ۵۰ درصد رسید و به همین دلیل هم نظر ما در روز شنبه پس از مناظره سوم تغییر کرد. در روز شنبه بحث های مفصلی انجام شد و در نهایت این نظر غالب شد که برخلاف دو روز پیش بهتر است اکنون با یک نامزد به میدان بیاییم که البته این حرف هم منطقی بود. جمعی انتخاب شدند تا با قالیباف صحبت کنند که انصراف دهد البته قالیباف خودش موافق کناره گیری نبود اما گفت به نظر جمع احترام می گذارم و برخلاف نظر خودم و برای تبعیت از جمع کناره گیری می کنم.به ما هم در موتلفه گفته شد که میرسلیم کنار برود. ما این تصمیم را در موتلفه مطرح کردیم اما اکثریت شورای مرکزی موافق کنار رفتن میرسیلم نبودند. خود میرسلیم هم موافق کناره گیری نبود بنابراین در شورای مرکزی موتلفه نظرات به دو دسته موافق کناره گیری میرسلیم و مخالف این کناره گیری تقسیم شد و این دو نظر در مقابل هم قرار گرفتند. از روز یکشنبه تا چهارشنبه قبل از انتخابات ما چند جلسه در شورای مرکزی برگزار کردیم و ملاقات های متعددی هم با اشخاص مختلف داشتیم تا به تصمیم نهایی برسیم. روز چهارشنبه قبل انتخابات جلسه ای سه نفره در حزب با حضور من به عنوان دبیرکل، آقای بادامچیان رئیس شورای مرکزی و توکلی بینا به عنوان رئیس هیات نظارت موتلفه برگزار شد. بحث های ما هم تا نیمه شب ادامه یافت و ما باید تا قبل از ساعت ۸ صبح پنجشنبه نظر نهایی حزب را اعلام می کردیم زیرا بعد از آن تبلیغات ممنوع بود.ما سه نفر به تصمیم ویژه ای رسیدیم. سابقه موتلفه نشان می داد اگر ما سنگ زیربنای وحدت اصولگرا نبودیم اما اجازه هم نداده ایم که اختلافی در میان اصولگرایان ایجاد شود. تصمیم کلی اصولگرایان و همچنین جامعتین حمایت از ابراهیم رئیسی بود. موتلفه در معرض این امتحان قرار گرفته بود که یا نظر جمع را نادیده بگیرد یا آن را بپذیرد. در نهایت تصمیم ما این شد که از نامزدی رئیسی حمایت کنیم. ما در بیانیه ای همان شب اعلام کردیم که موتلفه از نامزد خود صرف نظر کرده و از رئیسی حمایت می کند، اما یک ساعت بعد میرسلیم بیانیه ای داد که این تصمیم را قبول ندارد.ما مذاکرات مفصلی روز پنجشنبه قبل از انتخابات با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت که وظیفه شرعی من این است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت.مذاکرات مفصلی در روز پنجشنبه با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت وظیفه شرعی من است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت. در شورای مرکزی هم عده ای مخالف و عده ای موافق تصمیم ما بودند. آیا این ضعف موتلفه نبود که در شورای مرکزی به تصمیم نهایی نرسید و در نهایت شما سه نفر برای ...

ادامه مطلب  

سقوط آزاد سوسیالیست ها از برج ایفل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، انتخابات پارلمانی فرانسه با پیروزی طرفداران امانوئل مکرون، رئیس جمهور جوان این کشور، و شکست سنگین حزب سوسیالیست و جبهه ملی به پایان رسید. این انتخابات در حالی برگزار شد که بسیاری از تحلیلگران مسائل اجتماعی و سیاسی، احتمال شکست سنگین سوسیالیست ها را پیش بینی کرده بودند. به عبارت بهتر، متعاقب برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۷ در فرانسه، که با شکست سنگین سوسیالیست ها و پیروزی مکرون همراه بود، پیش بینی نتایج انتخاباتی اخیر در فرانسه چندان دشوار نبود.بحران در اردوگاه سوسیالیست های فرانسه هم اکنون سوسیالست های فرانسه در بحرانی ترین وضعیت ممکن قرار گرفته اند. اکثر نمایندگان حزب سوسیالیست فرانسه که طی سال های اخیر اکثریت نسبی کرسی های پارلمان این کشور را در اختیار داشتند، در انتخابات اخیر کرسی های نمایندگی خود را به حامیان دولت مکرون واگذار کردند. حتی کار به آنجایی رسید که «ژان کریستف کابادلیس» رهبر حزب سوسیالیست، کرسی خود را در پارلمان فرانسه از دست داد و حتی «بنوا آمون»، نامزد حزب سوسیالیست در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نیز نتوانست کرسی خود را در پارلمان حفظ کند. آمون در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری امسال، با کسب ۷ درصد آرا در رتبه پنجم قرار گرفته و به نماد شکست حزب سوسیالیست تبدیل شد. مطابق آخرین بر آوردهای صورت گرفته، حزب سوسیالیست فرانسه حدود ۲۴۰ کرسی پارلمانی را از دست داده است. این حزب تا کنون دارای ۲۷۷ کرسی پارلمان بود، اما هم اکنون در بهترین حالت ممکن قادر به کسب ۴۰ کرسی پارلمان خواهد بود. بدون شک، این شکست سنگین، معادلات درون حزبی سوسیالیست های فرانسه را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد. حزب سوسیالیست فرانسه هم اکنون در بدترین وضعیت ممکن در طول تاریخ سیاسی خود قرار دارد. پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امسال، سران حزب سوسیالیست از وضعیت آشفته این حزب خبر داده بودند. به نظر می رسد پس از برگزاری انتخابات پارلمانی، این آشفتگی تقویت شده است. حزب سوسیالیست هم اکنون از حزب اول فرانسه، تبدیل به یکی از بی تاثیر ترین احزاب سیاسی در این کشور شده است. این برای سران حزبی که همواره مدعی کسب قدرت در فرانسه بوده یک فاجعه محسوب می شود.سوال اصلی اینجاست که آیا حزب سوسیالیست فرانسه قادر به بازیابی وضعیت آسیب دیده خود در جریان دو انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان خواهد بود؟ پاسخ این سوال منفی است! بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی فرانسه معتقدند که حزب سوسیالیست مسیر بسیار سخت و پیچیده ای در این خصوص پیش رو خواهد داشت. هم اکنون، ائتلاف حزب «جنبش دمکراتیک» و حزب نوپای «جمهوری در حرکت» به رهبری «امانوئل مکرون» رئیس جمهوری جدید فرانسه توانسته اند اعتماد افکار عمومی این کشور را جهت حضور حداکثری در پارلمان جلب کنند. در چنین شرایطی، احزاب سنتی دیگر مانند حزب جمهوریخواه، جبهه ملی و حتی حزب چپ سوسیالیست به مراتب وضعیت آرام تر و بهتری را نسبت به حزب سوسیالیست دارند. باید اذعان کرد که شهروندان فرانسوی حزب سوسیالیست فرانسه را به بدترین نحو ممکن در دو انتخابات اخیر تنبیه کرده اند. نقش اولاند در ناکامی سوسیالیست های فرانسه ناکامی فرانسوا اولاند رئیس جمهور سابق فرانسه در کاخ الیزه، یکی از اصلی ترین عوامل شکست حزب سوسیالیست و افول شدید محبوبیت آن در نزد افکار عمومی این کشور بوده است. اولاند در سال ۲۰۱۲ میلادی توانست با حمایت معلمان و کارگران فرانسوی به پیروزی دست یابد و رقیب سرسخت خود، نیکولا سارکوزی، را شکست دهد. پس از راهیابی اولاند به کاخ الیزه، وی نه تنها نتوانست اقدامی در راستای بهبود وضعیت معیشتی شهروندان فرانسوی صورت دهد، بلکه در داخل اتحادیه اروپا و منطقه یورو نیز عملا سیاست های منفعلانه ای در پیش گرفت.بی دلیل نبود که مطابق نظرسنجی های عمومی صورت گرفته در داخل فرانسه، از اولاند به عنوان بدترین و ناتوان ترین رئیس جمهور تاریخ فرانسه یاد می شد. نارضایتی افکار عمومی فرانسه از اولاند به اندازه ای بود که ا ...

ادامه مطلب  

مردم نقاط ضعفی از ما سراغ داشتند و به اصولگرایان رای ندادند »  

درخواست حذف این مطلب
محمدنبی حبیبی به برگزاری جلسه ای حساس در موتلفه در چهارشنبه شب پیش از انتخابات می پردازد. شبی که او، بادامچیان و توکلی بینا تصمیم می گیرند که دیگر موتلفه از میرسلیم حمایت نکرده و حامی رییسی شود. آنطور که حبیبی می گوید از همان ابتدا در موتلفه درباره حمایت از رییسی اختلاف نظر وجود داشت و در نهایت شورای مرکزی موتلفه نتوانست به تصمیم مشخصی در این باره برسد. بعد از مناظره سوم انتخاباتی، تصمیم اصولگرایان حمایت از رییسی بود و بنابراین پیشنهاد کناره گیری به قالیباف و میرسلیم داده شد که قالیباف برخلاف نظر شخصی خود کناره گیری کرد.وقتی مذاکرات در موتلفه در طی روزهای شنبه تا چهارشنبه پیش از انتخابات برای کناره گری میرسلیم به نتیجه نمی رسد، حبیبی، بادامچیان و توکلی بینا، شب پنجشنبه بدون حضور اعضای شورای مرکزی موتلفه جلسه ای تشکیل داده و اعلام می کنند که این حزب از رییسی حمایت می کند که البته میرسلیم این تصمیم را نمی پذیرد و مذاکرات برای راضی کردن او برای کناره گیری به نتیجه نمی رسد.متن کامل مصاحبه ایسنا با محمدنبی حبیبی درباره چگونگی مدیریت تصمیمات انتخاباتی موتلفه، نحوه تعامل این حزب با جبهه مردمی نیروهای انقلاب و دلیل کناره گیری نکردن میرسلیم از انتخابات ریاست جمهوری به شرح زیر است:حزب موتلفه از جمله احزاب اصولگرایی بود که خیلی زود فعالیت انتخاباتی خود را در سال 95 آغاز و مصطفی میرسلیم را به عنوان نامزد خود معرفی کرد. جبهه مردمی نیروهای انقلاب هم ادعای جمع کردن اصولگرایان زیر یک چتر را داشت. چرا موتلفه از جمنا فاصله گرفت و به آن نپیوست؟ما در موتلفه فعالیت های انتخاباتی را از اوایل سال 95 شروع کردیم و در نهایت هم به این نتیجه رسیدیم که باید برای انتخابات ریاست جمهوری برخلاف دوره های قبلی، نامزد داشته باشیم. ما در دوره های گذشته چنین اقدامی نکرده بودیم و در واقع تصمیم ما یک تصمیم استثنایی در طول عمر موتلفه بود. تصمیم دیگر ما این بود که چون هم احتمال ائتلاف اصولگرایان وجود دارد و هم احتمال عدم ائتلاف بنابراین ما برای هر دو حالت برنامه داشته باشیم و در هر صورت به تکلیف شرعی خود عمل کنیم.در آن مقطع اصولا مراوده چندانی میان اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری برقرار نشده بود. ما تا اوایل آذر سال 95 براساس نظرسنجی های داخل حزب، به یک نامزد نهایی رسیدیم. در واقع تصمیم ما نه از بالا به پایین بلکه براساس نظرخواهی از بدنه موتلفه و نهایتا تصمیم شورای مرکزی حزب بود. من از همان ابتدای سال اعلام کرده بودم که نامزد حزب نمی شوم. نهایتا در هفته اول آذر، سید مصطفی میرسلیم به عنوان نامزد حزب موتلفه انتخاب شد و در اجلاس کشوری موتلفه در مشهد در هفته اول دی، نامزدی میرسلیم را برای انتخابات ریاست جمهوری رسما اعلام کردیم.این در حالی بود که روزهای قبل از برگزاری اجلاس سراسری موتلفه در مشهد، جمنا شکل گرفت. البته از چند ماه قبل از من هم در مذاکرات خصوصی برای تشکیل جمنا دعوت شد، اما به من گفتند که شما را به عنوان شخص خودتان دعوت کرده ایم نه به عنوان حزب موتلفه. من همان جا گفتم بدون اینکه اذنی از موتلفه داشته باشم نمی توانم در این جلسات شرکت کنم و اگر مصوباتی در این جلسه ها شکل بگیرد، ملزم هستم آنها را در شورای مرکزی موتلفه مطرح کنم و نظر شورای مرکزی را به شما اعلام کنم. اگر شما مایل نیستید من به عنوان حزب موتلفه در این جلسه باشم، از جلسه بعدی نمی آیم.البته با مذاکراتی که انجام شد و با تلاش های شخص آیت الله موحدی کرمانی، آنها اعلام کردند که من را به عنوان حزب موتلفه دعوت می کنند و من هم در این جلسات شرکت کرده و ابتدا نامزد و در نهایت عضو شورای مرکزی جمنا شدم اما باز هم در جلسات رسمی اعلام کردم که من به عنوان دبیرکل حزب موتلفه در این جلسات شرکت می کنم و به تصمیمات انتخاباتی جمنا احترام گذاشته ولی بعد از تایید شورای مرکزی موتلفه، خود را شریک این تصمیمات می دانم. آنها هم گفتند فعلا در جلسات شرکت کنید و رای خود را بدهید. بالاخره این مسائل مبهم ماند و من هم بر شرط خود تاکید داشتم.اعضای جمنا بعد از مدتی از میرسلیم دعوت کردند و خواستند از او تعهدنامه ای بگیرند. جمنا قصد داشت این تعهدنامه را از همه نامزدهای انتخابات بگیرد. میرسلیم هم به جمنا گفته بود که من نامزد حزب موتلفه هستم و به تعهدات شما احترام گذاشته ولی در صورتی آنها را امضا می کنم که حزب موتلفه آن تعهدنامه ها را تایید کرده باشد. البته حزب هم به میرسلیم اجازه امضای تعهدنامه را نداد.البته موتلفه در همان اجلاس مشهد چارچوبی را به عنوان سیاست رابطه خود با جمنا اعلام کرد از جمله آنکه از آمدن این ظرفیت جدید استقبال کرده و اجازه بیان هیچ مخالفتی با جمنا را به اعضای خود نمی دهد. در آن مقطع نظر ما این بود که اصولگرایان با یک نامزد به انتخابات بیایند و ما هم نامزد خود را داشته باشیم تا اواخر تبلیغات انتخابات و سپس به تکلیف شرعی خود عمل کنیم.چرا جمنا از همان ابتدای فعالیت خود با موتلفه زاویه داشت؟جمنا مخالفتی با حزب موتلفه نداشت. آنها گفتند جمنا جمع حزبی نیست و دایره آن به قدری وسیع است که همه جریان اصولگرایی را در بر می گیرد. آنها مخالفتی با موتلفه نداشتند و گفتند هیچ کس قرار نیست در این جمع با شخصیت حزبی حضور یابد. مثلا شخصیت های ایثارگران و رهپویان در جمنا بودند ولی تشکل ایثارگران و رهپویان دعوت نشده بود. در درون حزب موتلفه چه دیدگاهی نسبت به جمنا وجود داشت؟گویا نسبت به جمنا در موتلفه اختلاف دیدگاه وجود داشت.این اختلاف در موتلفه راجع به پیوستن به جمنا وجود داشت. برخی می گفتند نیت جمنا خیر است و موتلفه در جمنا ادغام شود. نظر دیگر این بود که رابطه با جمنا حفظ شود اما شروطی در نظر گرفته شود و دیدگاه سوم هم این بود که کاری به فعالیت جمنا نداشته باشیم. هیچ وقت در موتلفه درباره چگونگی تعامل با جمنا به اتفاق نظر کامل و متفق نرسیدیم. تصمیم نهایی موتلفه درباره نحوه تعامل با جمنا چه بود؟این تصمیم گرفته شد که تعهداتی که جمنا می خواهد را در شورای مرکزی حزب مطرح می کنیم و اگر شورای مرکزی به آنها رای داد، آن تعهدات را می پذیریم در غیر این صورت آن را نمی پذیریم. جمنا چه تعهداتی از موتلفه می خواست؟مهم ترین تعهد این بود که اگر جمنا در تصمیم گیری های خود به یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری رسید، بقیه نامزدها بی چون و چرا کنار بروند و همه موظف باشند از آن نامزد حمایت کنند. اکثریت شورای مرکزی موتلفه این تعهد را نپذیرفتند.اختلاف موتلفه با جمنا بخاطر این بود که اعضای جمعیت ایثارگران دست بالا را در جمنا داشتند؟نه چنین موضوعی مطرح نبود. قبل از تشکیل جمنا ما تصمیم گرفتیم نامزد واحدی داشته باشیم و نمی دانستیم ائتلافی انجام می شود یا نه. بعد از اینکه جمنا تشکیل شد، ما گفتیم مخالفتی با تصمیمات جمنا نداریم اما در صورتی آنها را می پذیریم که شورای مرکزی موتلفه آن را تایید کند. ما در اصول اختلافی با جمنا نداشتیم.در آن مقطع این دیدگاه مطرح شد که موتلفه دنبال پدرخواندگی جریان اصولگرایی است و چون نقش محوری در جمنا ندارد، با این تشکل همکاری لازم را ندارد. این دیدگاه چقدر به واقعیت نزدیک بود؟نه چنین نیتی در موتلفه تا به حال وجود نداشته و الان هم ندارد که خود را پدرخوانده بقیه بدانیم. ما برای انتخابات 94 بیش از 50 جلسه با پایدرای و ایثارگران داشتیم که در هیچ جلسه موضع پدرخواندگی نگرفتیم. در این جلسات همه نظرات خود را آزادانه مطرح می کردند. تکرار می کنم ما مدعی پدرخواندگی جریان اصولگرا نیستیم.در روزهای پایانی انتخابات، موتلفه به تدریج به جمنا نزدیک شد و در نهایت از ابراهیم رییسی حمایت کرد. چرا موتلفه از حمایت از نامزد حزبی خود که میرسلیم بود دست برداشت؟تا قبل از پایان مناظره سوم، موتلفه، جمنا، تشکیلات روحانیت و سایر تشکل های اصولگرایی به این نتیجه رسیدند حالا که سه نامزد اصولگرا یعنی میرسلیم، قالیباف و رئیسی در انتخابات حضور دارند، هر سه در صحنه بمانند تا سبد رای اصولگرایان در یک جا متمرکز شده و رقیب نتواند در دور اول رای کافی را بیاورد و انتخابات به مرحله دوم برود. در جریان اصولگرایی نشنیدم کسی بگوید ما در مرحله اول صد در صد پیروزیم. قرار شد ما از سبد رای خود حفاظت کنیم تا حتی یک رای ما به سمت رقیب نرود. لازمه آن هم این بود که هر سه نامزد در صحنه بمانند.اما پس از مناظره سوم براساس نظرسنجی ها، آرای روحانی از زیر 50 درصد به بالای 50 درصد رسید و به همین دلیل هم نظر ما در روز شنبه پس از مناظره سوم تغییر کرد. در روز شنبه بحث های مفصلی انجام شد و در نهایت این نظر غالب شد که برخلاف دو روز پیش بهتر است اکنون با یک نامزد به میدان بیاییم که البته این حرف هم منطقی بود. جمعی انتخاب شدند تا با قالیباف صحبت کنند که انصراف دهد البته قالیباف خودش موافق کناره گیری نبود اما گفت به نظر جمع احترام می گذارم و برخلاف نظر خودم و برای تبعیت از جمع کناره گیری می کنم.به ما هم در موتلفه گفته شد که میرسلیم کنار برود. ما این تصمیم را در موتلفه مطرح کردیم اما اکثریت شورای مرکزی موافق کنار رفتن میرسیلم نبودند. خود میرسلیم هم موافق کناره گیری نبود بنابراین در شورای مرکزی موتلفه نظرات به دو دسته موافق کناره گیری میرسلیم و مخالف این کناره گیری تقسیم شد و این دو نظر در مقابل هم قرار گرفتند. از روز یکشنبه تا چهارشنبه قبل از انتخابات ما چند جلسه در شورای مرکزی برگزار کردیم و ملاقات های متعددی هم با اشخاص مختلف داشتیم تا به تصمیم نهایی برسیم. روز چهارشنبه قبل انتخابات جلسه ای سه نفره در حزب با حضور من به عنوان دبیرکل، آقای بادامچیان رئیس شورای مرکزی و توکلی بینا به عنوان رئیس هیات نظارت موتلفه برگزار شد. بحث های ما هم تا نیمه شب ادامه یافت و ما باید تا قبل از ساعت 8 صبح پنجشنبه نظر نهایی حزب را اعلام می کردیم زیرا بعد از آن تبلیغات ممنوع بود.ما سه نفر به تصمیم ویژه ای رسیدیم. سابقه موتلفه نشان می داد اگر ما سنگ زیربنای وحدت اصولگرا نبودیم اما اجازه هم نداده ایم که اختلافی در میان اصولگرایان ایجاد شود. تصمیم کلی اصولگرایان و همچنین جامعتین حمایت از ابراهیم رئیسی بود. موتلفه در معرض این امتحان قرار گرفته بود که یا نظر جمع را نادیده بگیرد یا آن را بپذیرد. در نهایت تصمیم ما این شد که از نامزدی رئیسی حمایت کنیم. ما در بیانیه ای همان شب اعلام کردیم که موتلفه از نامزد خود صرف نظر کرده و از رئیسی حمایت می کند، اما یک ساعت بعد میرسلیم بیانیه ای داد که این تصمیم را قبول ندارد.مذاکرات مفصلی در روز پنجشنبه با میرسلیم انجام دادیم اما او گفت وظیفه شرعی من است که بمانم و پیشنهاد کناره گیری ما را نپذیرفت. در شورای مرکزی هم عده ای مخالف و عده ای موافق تصمیم ما بودند. آیا این ضعف موتلفه نبود که در شورای مرکزی به تصمیم نهایی نرسید و در نهایت شما سه نفر برای حزب تصمیم گرفتید؟زمانی که ما چهارشنبه شب جلسه را برگزار کردیم اصلا فرصتی برای تشکیل جلسه شورای م ...

ادامه مطلب  

بارش باران در 11 استان  

درخواست حذف این مطلب
کارشناس سازمان هواشناسی گفت: امروز و فردا در 11 استان کشور شاهد باران باران خواهیم بود.به گزارش میزان محمد اصغری اظهار داشت: هفته پر بارشی پیش روی کشور است و اوج بارندگی ها را در استان های غرب و جنوب غرب کشور شاهد خواهیم بود. از امروز بارش ها آغاز شده و اوج بارندگی ها در استان های ایلام لرستان چهارمحال کهگیلویه کرمانشاه کردستان آذربایجان غربی و شرقی است. وی با بیان اینکه در بخش هایی از استان خوزستان باران می بارد تاکید کرد:به علت گرد و غبار ایجاد شده در عراق و کا ...

ادامه مطلب