ثبت نام نفر در انتخابات میاندوره ای :: نشریه خبری پایدار


موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

شورای نگهبان صحت انتخابات میاندوره ای مجلس را تایید کرد  

درخواست حذف این مطلب
شورای نگهبان صحت انتخابات میاندوره ای مجلس را تایید کرد ایران > سیاست داخلی - همشهری آنلاین:سخنگوی وزارت کشور از وصول نامه شورای نگهبان به وزارت کشور در خصوص تایید صحت انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی در هر ٤ حوزه انتخابیه موضوع این انتخابات خبر داد. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، سید سلمان سامانی سخنگوی وزارت کشور از وصول نامه شورای نگهبان به وزارت کشور در خصوص تایید صح ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور: در این دوره از انتخابات با کمبود تعرفه مواجه نشدیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، عبدالرضا رحمانی فضلی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گزارشی از روند انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح زیر ارائه کرد:«بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَسلام برنبی مکرم اسلام وخاندان پاک و معصومش؛با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذارفقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس ومدافعان ازحرم؛با درود وسلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)؛خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع وهوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی؛و با سلام وعرض احترام خدمت حضارمحترم؛میلاد با سعادت هشتمین اخترآسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه سلام) را خدمت ملت شریف ایران وحضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری درچارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظرملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده وخواست مردم می باشد.یکی از بزرگترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل(رحمت اله علیه) و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان بعنوان یکی ازمهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزارگردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام؛ حضور پر شور حدوداً (۴۲) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون: قانونمداری و رعایت مُرقانون، برگزاری انتخاباتی سالم، آنهم درفضائی کاملاً امن، رعایت کامل بی طرفی، صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس، فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی، اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال ۱۳۹۵، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛ امن بودن، سالم بودن، قانون مند بودنومشارکت حداکثری مردم، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات، کمیته ی حراست واستعلامات، کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. تامین امنیت کامل انتخابات، آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود. که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.در این دوره، (۳) انتخاباتِدوازدهمین دوره ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستاو میاندوره ای مجلس شورای اسلامی، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (۹) دوره آموزشی عمومی وتخصصی، (۱۰) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (۳۱)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و۱۵۰ هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.برگزاری دوره ی (۵) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(۴۵۰) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد.به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(۳) انتخابات، که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم، به بیش از ۲۰۰ میلیون برگه می رسید، بیش از (۱۰) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (۵) شاخص آن، برای اولین بار درطول ۳۵ انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی، به استانها ومتعاقبِ آن، به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ شرایط درکل کشور وهمچنین هر استان و نهایتاً چاپ وتخصیص مناسب تعرفه ه ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور در مراسم تنفیذ : انتخابات دوازدهم یکی از مهمترین حماسه های سیاسی بود  

درخواست حذف این مطلب
رحمانی فضلی انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور دانست. ۵۵آنلاین : عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور که در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.متن کامل گزارش وزیر کشور از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح ذیل است:بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- سلام بر نبی مکرم اسلام و خاندان پاک و معصومش- با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس و مدافعان از حرم- با درود و سلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)- خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع و هوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی- و با سلام و عرض احترام خدمت حضارمحترم- میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‏ سلام) را خدمت ملت شریف ایران و حضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.- بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.- در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری در چارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده و خواست مردم می باشد.- یکی از بزرگ ترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.- انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان به عنوان یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزار گردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.- در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام حضور پر شور حدوداً (42) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.- بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.- وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون:" قانونمداری و رعایت مُرقانون"،" برگزاری انتخاباتی سالم،آن هم درفضائی کاملاً امن"،"رعایت کامل بی طرفی"،"صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس"،"فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات"،"همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان"؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی،اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.- در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال 1395، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛"امن بودن"،"سالم بودن"، "قانون مند بودن" و"مشارکت حداکثری مردم"، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات،کمیته ی حراست واستعلامات،کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. - تامین امنیت کامل انتخابات،آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان ، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.- ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود.که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.- در این دوره، (3) انتخاباتِ"دوازدهمین دوره ریاست جمهوری"،"پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا"و" میاندوره ای مجلس شورای اسلامی"، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه ، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :- در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.- نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (9) دوره آموزشی عمومی وتخصصی،(10) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (31)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و150 هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.- برگزاری دوره ی (5) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(450) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد. - به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان ، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(3) انتخابات که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم ، به بیش از 200 میلیون برگه می رسید، بیش از (10) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (5) شاخص آن، برای اولین بار درطول 35 انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.- سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی،به استانها ومتعاقبِ آن،به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.- با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ ...

ادامه مطلب  

سخنرانی عجیب وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری / حتی یک تعرفه رای هم کم نیامد!  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی - رجانیوز: عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور که در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.به گزارش رجانیوز، وزیر کشور در گزارش خود که به مناسبت مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور توسط رهبر انقلاب تنظیم شده بود، مدعی شد حتی یک تعرفه برگ رای هم در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم کم نیامده و این انتخابات در کمال صحت برگزار شده است،این در حالی است که تاکنون چندین استاندار و فرماندار به دلیل تخلفات گسترده انتخاباتی توسط دستگاه قضائی احضار و پرونده آنها در دست اقدام و بررسی قرار گرفته است.در ادامه متن کامل گزارش وزیر کشور از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را می خوانید:بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- سلام بر نبی مکرم اسلام و خاندان پاک و معصومش- با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس و مدافعان از حرم- با درود و سلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)- خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع و هوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی- و با سلام و عرض احترام خدمت حضارمحترم- میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‏ سلام) را خدمت ملت شریف ایران و حضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.- بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.- در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری در چارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده و خواست مردم می باشد.- یکی از بزرگ ترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.- انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان به عنوان یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزار گردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.- در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام حضور پر شور حدوداً (42) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.- بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.- وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون:" قانونمداری و رعایت مُرقانون"،" برگزاری انتخاباتی سالم،آن هم درفضائی کاملاً امن"،"رعایت کامل بی طرفی"،"صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس"،"فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات"،"همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان"؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی،اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.- در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال 1395، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛"امن بودن"،"سالم بودن"، "قانون مند بودن" و"مشارکت حداکثری مردم"، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات،کمیته ی حراست واستعلامات،کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. - تامین امنیت کامل انتخابات،آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان ، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.- ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود.که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.- در این دوره، (3) انتخاباتِ"دوازدهمین دوره ریاست جمهوری"،"پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا"و" میاندوره ای مجلس شورای اسلامی"، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه ، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :- در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.- نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (9) دوره آموزشی عمومی وتخصصی،(10) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (31)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و150 هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.- برگزاری دوره ی (5) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(450) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد. - به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان ، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(3) انتخابات که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم ، به بیش از 200 میلیون برگه می رسید، بیش از (10) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (5) شاخص آن، برای اولین بار درطول 35 انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.- سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگه ...

ادامه مطلب  

انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم یکی از مهمترین حماسه های سیاسی بود - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری تسنیم، عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور که در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.متن کامل گزارش وزیر کشور از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح ذیل است:بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- سلام بر نبی مکرم اسلام و خاندان پاک و معصومش- با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس و مدافعان از حرم- با درود و سلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)- خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع و هوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی- و با سلام و عرض احترام خدمت حضارمحترم- میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‏ سلام) را خدمت ملت شریف ایران و حضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.- بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.- در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری در چارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده و خواست مردم می باشد.- یکی از بزرگ ترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.- انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان به عنوان یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزار گردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.- در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام حضور پر شور حدوداً (42) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.- بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.- وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون:" قانونمداری و رعایت مُرقانون"،" برگزاری انتخاباتی سالم،آن هم درفضائی کاملاً امن"،"رعایت کامل بی طرفی"،"صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس"،"فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات"،"همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان"؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی،اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.- در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال 1395، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛"امن بودن"،"سالم بودن"، "قانون مند بودن" و"مشارکت حداکثری مردم"، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات،کمیته ی حراست واستعلامات،کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. - تامین امنیت کامل انتخابات،آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان ، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.- ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود.که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.- در این دوره، (3) انتخاباتِ"دوازدهمین دوره ریاست جمهوری"،"پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا"و" میاندوره ای مجلس شورای اسلامی"، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه ، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :- در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.- نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (9) دوره آموزشی عمومی وتخصصی،(10) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (31)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و150 هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.- برگزاری دوره ی (5) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(450) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد. - به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان ، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(3) انتخابات که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم ، به بیش از 200 میلیون برگه می رسید، بیش از (10) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (5) شاخص آن، برای اولین بار درطول 35 انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.- سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی،به استانها ومتعاقبِ آن،به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.- با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ شرایط درکل کشور وهمچنین هر استا ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

مشارکت حداکثری در انتخابات معادلات بین المللی را به نفع ایران تغییر داد  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در ارائه گزارشی از روند برگزاری سه انتخابات ریاست جمهوری، شوراها و میان دوره ای مجلس گفت که مشارکت حداکثری مردم در انتخابات معادلات منطقه ای و جهانی را به نفع ایران تغییر داد.به گزارش ایسنا، عبدالرضا رحمانی فضلی در جلسه علنی امروز (سه شنبه) مجلس در ارائه گزارشی از چگونگی برگزاری دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و میان دوره ای مجلس شورای اسلامی گفت: انتخابات در ۲۹ اردیبهشت در امنیت کامل برگزار شد آن هم در شرایطی که تامین امنیت در این انتخابات در منطقه ای بود که با جنگ و بحران مواجه است، لذا برگزاری آن بدون مشکل امنیتی نشان دهنده یکی دیگر از تلاش های موفق نیروهای امنیتی و انتظامی کشور است.وی با بیان اینکه این گزارش در قالب چند بخش تهیه شده است گفت که بخش اول تبیین اصول حاکم بر اجرای انتخابات است. وزارت کشور به عنوان متولی انتخابات به تأسی از رهنمودهای مقام معظم رهبری و در چارچوب قوانین و مقررات با اصول مهمی همچون قانونمداری و رعایت مر قانون، برگزاری انتخاباتی سالم آن هم در فضایی کاملا امن، رعایت کامل بی طرفی، صیانت از آراء مردم به عنوان حق الناس، فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای نگهبان و هیأت نظارت منتخب مجلس شورای اسلامی توانست با تلاش صادقانه همکارانم در ستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها و همچنین همکاری تمامی دستگاه های نظامی و اطلاعاتی و قضایی و انتظامی، صدا و سیما و همدلی آحاد مردم و همراهی رسانه ها و مشارکت سازنده احزاب و گروه های سیاسی و وحدت و انسجام مثال زدنی تمامی اقوام و مذاهب، برنامه ها و اقدامات خود را به انجام رساند.وزیر کشور ادامه داد: این انتخابات در شرایطی برگزار شد که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی و امنیت ملی و مسائل داخلی در وضعیتی قرار داشت که حضور گسترده مردم ایران را در صحنه مشارکت بیش از هر دوره دیگر ضروری ساخته بود. در این میان بزرگترین و مهمترین پیام حضور پرشور بیش از ۴۱ میلیون نفر از هموطنان عزیز در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمان های انقلاب و اشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود. بدون شک این مشارکت حداکثری توانست تحولات منطقه ای و بین المللی را به نفع نظام و کشورمان تغییر دهد.به گفته رحمانی فضلی ایجاد هماهنگی در سطوح مختلف اجرا و نظارت زیر نظر هیأت اجرایی مرکزی، تشکیل ۱۰۶۰ هیأت اجرایی انتخابات ریاست جمهوری در شهرستان ها و بخش ها، متشکل از ۱۳ عضو و ۱۴۸۶ هیأت اجرایی، همچنین انتخابات شوراهای شهر و روستا با ۱۱ عضو که ترکیبی از نمایندگان دستگاه قضا، اجرایی اعم از ثبت احوال، آموزش و پرورش، جهاد کشاورزی و معتمدین مردمی هستند با هیأت های نظارت شورای محترم نگهبان و هیأت های نظارت منتخب مجلس شورای اسلامی در ۳۱ استان، ۴۲۹ شهرستان، ۱۰۵۷ بخش و بکارگیری قریب به ۱۷۰ هزار عوامل انتظامی به منظور تأمین امنیت مستقیم انتخابات در شعب اخذ رأی و استقرار بیش از ۷۱ هزار بازرس با هدف حسن اجرای قانون تنها گوشه ای از اقدامات انجام شده است.وی با برگزاری سه انتخابات مجزا و مبتنی بر سه قانون متفاوت را از دیگر ویژگی های انتخابات این دوره عنوان و اظهار کرد: هر کدام از این انتخابات به لحاظ شیوه اجرا، نحوه نظارت و زمان بندی اقدامات از الزامات خاص خود برخوردار بود.وزیرکشور تاکید کرد: تامین امنیت انتخابات آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه با جنگ های داخلی و بحران مواجه هستند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی از هیچ اقدامی برای بر هم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند موضوع دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی و امنیتی کشورمان مانع از تحقق اهداف پلید آن ها گشت.وی تاکید کرد: در راستای تحقق اصول اعلامی از مرداد ۹۵ سازمان و تشکیلات اجرایی منظمی متناسب با چهار مولفه اساسی ایمن بودن، سالم بودن، قانونمند بودن و مشارکت حداکثری مردم در قالب ستاد انتخابات کشور و کمیته های زیرمجموعه آن ایجاد شد. برای امن بودن انتخابات ستاد امنیت انتخابات با حضور نمایندگان کلیه دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی برای تضمین سلامت انتخابات هیات های بازرسی انتخابات، کمیته حراست و استعلامات، کمیته پشتیبانی و مالی، سازمان ثبت احوال و کمیته فناوری اطلاعات برای اطمینان از رعایت مر قانون در فرآیند برگزاری انتخابات، کمیته حقوقی، هیات های بازرسی و کمیته های فناوری اطلاعات و برای مشارکت حداکثری کمیته پایش در قالب ستاد انتخابات کشور سازماندهی و هماهنگ انجام وظیفه کرد.رحمانی فضلی مهم ترین اقدامات ستاد مرکزی انتخابات را تعیین روز انتخابات با هماهنگی شورای نگهبان عنوان کرد و افزود: تعیین تعداد شعب اخذ رأی به ۶۲ هزار و ۳۸۱ شعبه ثابت و سیار در سراسر کشور و در ۱۰۳ نمایندگی خارج از کشور، فراهم نمودن امکانات و تدوین فرآیند الکترونیکی شدن انتخابات و تهیه الزامات و توزیع آن ها، تشکیل کمیته ها و کمیسیون های اجرایی انتخابات از این موارد است.وی تاکید کرد: برای کلیه افراد دخیل در برگزاری انتخابات اقدامات آموزشی صورت گرفت؛ برخی از اقدامات ستاد امنیت کشور اشراف کامل و تهیه برآورد امنیت کشور در کلیه مراحل شامل تهدیدها، فرصت ها و راهبردها، تعیین وضعیت امنیتی استان ها بر مبنای شاخص های معین و تهیه اطلس امنیتی انتخابات، تشکیل کمیته های سه گانه زیرمجموعه ستاد انتخابات به عنوان کمیته اطلاعات و رصد، کمیته عملیات و انتظامات انتخابات، کمیته امنیت انتخابات در فضای مجازی و از مهم ترین ویژگی های این دوره برگزاری ۱۷۸۸ همایش و گردهمایی مهم سیاسی و تبلیغی در دوره تبلیغات ریاست جمهوری بود که در کمال آرامش و نشاط برگزار شد. کلیه عوامل برگزاری انتخابات نهایت تلاش خود را برای صیانت در آراء ماخوذه کردند.وزیر کشور در ادامه درباره بازرسی تشکیل هیات های بازرسی انتخابات گفت: هیات های بازرسی انتخابات در سطح ملی، استانی و شهرستانی در سطوح سه گانه در ۹ مرحله با شرکت ۶۲ هزار و ۳۸۱ بازرس، ۴۲۱۰ سربازرس و ۵۵۰ بازرس ویژه در سراسر کشور امر بازرسی را برعهده داشتند. ثبت احوال با تشکیل ستاد ویژه برای انتخابات و استقرار کارکنان ثبت احوال در فرمانداری ها هماهنگی با مرکز آمار ایران جهت تعیین دقیق تعداد واجدین شرایط، پاسخگویی به موقع به استعلامات و ایجاد پایگاه های از اطلاعات هویتی تمام ایرانیان برای نصب در رایانه های موجود و مرکز داده های وزارت کشور از اقدامات این دوره از انتخابات بود.رحمانی فضلی همچنین درباره مهم ترین اقدامات کمیته فناوری اطلاعات گفت که انجام اقدامات لازم برای آماده سازی فرآیندهای انتخابات، سامانه جامع انتخابات و اتخاذ تمهیدات لازم برای برگزاری انتخابات مکانیزه در ۱۴۰ شهر و انجام اقدامات مناسب در حوزه زیرساخت و امنیت اطلاعات انتخاباتی و راه اندازی بستر یکپارچه تبلیغات انتخابات کشور از موارد مورد توجه در این دوره از انتخابات بود.وی تکمیل مراحل برگزاری تمام الکترونیک انتخابات شوراهای اسلامی در برخی از شهرها را یکی از اقدامات برجسته انتخابات در این دوره عنوان و اظهار کرد: همانگونه که نمایندگان اطلاع دارند تا قبل از برگزاری انتخابات از مجموع ۲۵ فرآیند موجود صرفا تعداد ۲۳ مرحله به صورت الکترونیکی انجام ...

ادامه مطلب  

با کدخدایی؛از انتقاد رهبری به شورای نگهبان تا ردصلاحیت احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی:آن زمان که دوباره برگشت به مقام سخنگویی چندان مایل نبود به برگشتن؛ می گفت به اصرار دوستان بوده که به او لطف داشته اند.حالا هم همین را می گوید؛ عباسعلی کدخدایی حالا یک سالی می شود که دوباره ردای سخنگویی شورای نگهبان بر تن کرده؛ او که پیش از این از سال های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ در همین کسوت بود از تیرماه پارسال که دوباره پشت تریبون سخنگویی رفت تا همین امروز یکی از اعضای شورای نگهبان و یار قدیمی دبیر این شورا بوده؛ شاید به خاطر همین رفاقت قدیمی باشد که معتقد است جایگاه شخصی و وارستگی آیت الله جنتی همه اعضای شورای نگهبان را تحت الشعاع قرار می دهد اما اختلاف نظرهایی هم وجود دارد.قرارملاقات و مصاحبه با سخنگوی شورای نگهبان که تنظیم شد با رویِ گشاده پذیرایمان شد؛ «ما شما خبرنگارها را خیلی دوست داریم» شاید به خاطر همین هم بود که یک ساعت و نیم مصاحبه با او که با کار رسانه ای غریب نیست، چندان استرس آور نبود.با او از انتخابات گفتیم. انتخابات اردیبهشت ماه که حرف و حدیث کم نداشت؛ از ردصلاحیت محمود احمدی نژاد و حمیدرضا بقایی تا روز انتخابات که خیلی ها موفق نشدند رای هایشان را به صندوق بیندازند.او هم از روزی که ردصلاحیت احمدی نژاد و بقایی را به وسیله غلامحسین الهام به گوش آن ها رساند گفت و تاکید کرد که رای گیری در رو انتخابات مطابق با قانون اساسی انجام شده و آنگونه هم نبوده که طبق شنیده ها 5 میلیون نفر نتوانسته باشند رای بدهند. کدخدایی سخت ترین دوران عضویتش در شورای نگهبان را انتخابات سال 88 می داند و می گوید با توجه به خساراتی که آن سال به کشور وارد شد احمدی نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی دیگر هرگز تاییدصلاحیت نخواهند شد.او از رابطه اش با اصلاح طلبان هم می گوید؛ می گوید ابا ندارد که همه بدانند او رابطه اش با بعضی چهره های اصلاح طلب خوب است و محمدرضا عارف را فردی متدین و با انصاف می داند.از او درباره اصلاح قانون انتخابات، ردصلاحیت آیت الله هاشمی، رابطه اعضای شورای نگهبان با آیت الله جنتی، تفاوت نظر رهبری با شورای نگهبان، احتمال حضور زنان در جایگاه نامزدی ریاست جمهوری، رابطه شخصی او با آیت الله جنتی و... پرسیدیم که مشروح آن را در زیر می خوانید؛****بحث را درباره ابلاغ سیاست های کلی انتخابات که از طرف رهبر انقلاب ابلاغ شد شروع کنیم. مجلس هم نظرش را در این باره داده و حتی آقای لاریجانی هم در نطقی گفتند شورای نگهبان در این زمینه دو بار با اصلاحات مجلس مخالفت کرده و منتظر سیاست های کلی است. در این زمینه اصلاحات چه زمانی قرار است انجام شود؟ چه زمانی قرار است نظر شورای نگهبان به مجلس برود و کلا چه زمانی شاهد اجرایی شدن این سیاست ها باشیم؟ چون همانطور که می دانید مناقشات در این زمینه در چند سال اخیر زیاد بوده است...سیاست های کلی انتخابات که از سوی مقام معظم رهبری درخصوص انتخابات ابلاغ شد تکالیفی را برای نهادهای مختلف دارد. طبیعتا بخش عمده ای قانونگذاری است که در همکاری دولت و مجلس باید انجام شود. یک بخش هم جزو بند 10 است، تعیین معیارهای رجل سیاسی مذهبی و مدیر و مدبر بودن را به شورای نگهبان واگذار کرده است. البته قبلا کارهایی را در دوره قبل انجام داده بودیم. شبه آیین نامه ای را در داخل شورا تنظیم کرده بودیم که قبل از تعیین سیاست های کلی بود و نیازمند بازنگری است و انشاءالله به زودی بتوانیم در دستور کارمان داشته باشیم. در بخشی که دولت و مجلس قرار است همکاری کنند ما هم همکاری خوبی را داشتیم و با رئیس محترم مجلس رایزنی هایی را داشتیم و در چند هفته گذشته در این خصوص دو جلسه داشتیم. رئیس محترم مجلس هم استقبال خوبی کرد و بین وزیر محترم کشور، بنده، رئیس مرکز پژوهش های مجلس و برخی معاونان و رئیس کمیسیون شوراها جلسه ای یک ساعت و نیمه را گذاشتند و در مورد محورهایی بحث شد، نظرات گرفته شد و نهایتا قرار شد کارگروهی بین سه نهاد دولت، مجلس و شورای نگهبان تشکیل شود، کارهای کارشناسی را انجام دهند و در جلسات کار را به جمع بندی برسانیم و نهایتا در قالب لایحه جامع به مجلس ارائه شود. کارهایی نهایی لایحه جامع را مجلس انجام داده و نسخه ای هم برای ما فرستاده اند. امیدواریم زودتر در دستور کار قرار گیرد. همه اینها مستلزم همکاری دولت، مجلس و تصویب این لایحه است که طبیعتا چون لایحه بزرگی است زمان زیادی نیاز دارد و ممکن است نقدهایی به آن وارد باشد که باید پاسخ داده شود.بیشترین اختلافی که در این زمینه بر سر این قانون بین شورای نگهبان، وزیر کشور و مجلس وجود دارد چیست؟ آیا اختلافاتی در این زمینه بین فقهای شورای نگهبان وجود دارد که کار را سخت تر می کند؟ اختلاف به مفهوم خاصی که بگویم بین مجلس، شورای نگهبان و دولت است وجود ندارد و بحث ها کارشناسی است. دولت، مجلس و شورای نگهبان مصمم هستند قانون جدیدی را داشته باشند که اشکالات کار برطرف شود. قوانین موجود در شأن و منزلت مردم و جمهوری اسلامی نیست. باید تلاش کنیم قانون خوبی را تدوین کنیم که مشکلاتمان را برطرف کند. مشکلات هم گریبان همه دستگاه ها را گرفته است. فرقی نمی کند دولت، مجلس، شورای نگهبان. در بحث بررسی صلاحیت ها، شرایط کیفی را قانونگذار گذاشته و ما هم در شورای نگهبان نسبت به اینها اختلاف داریم زمانی که بررسی می کنیم. طبیعتا اگر این شرایط عینی و ملموس باشد می توانیم بهتر پاسخگو باشیم و سریع تر رسیدگی کنیم. زمان بررسی صلاحیت ها یکی از مشکلات ما مخصوصا در حوزه مجلس است که با تعداد زیادی از ثبت نام کنندگان مواجه هستیم. اگرچه من در ارتباط با ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری امسال از وزارت کشور بازدید داشتم و آنجا را به جشنواره ثبت نام تشبیه کردم. ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هرکسی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم. می توانیم بگوییم در تبلیغات قانونی حاکم نیست به جز یکی دو ممنوعیت که داریم بقیه موارد ساکت است و بسیار نیازمند هستیم که قانون را در حوزه تبلیغات ساماندهی کنیم. مناظره ها را ملاحظه کردید، اینکه کلا باید مناظره باشد یا نه همه سلیقه ای شده و اینکه چه مباحثی در مناظره ها گفته شود. طبیعتا اختیارات نهادهای مجری و ناظر باید دقیق تر مشخص باشد. اگر بتوانیم اینها را هماهنگ کنیم و نظراتی را به دست بیاوریم که قانون خوبی را به ما ارائه کند اختلاف دیگری باقی نمی ماند. بیشتر اختلافات به این خاطر است که قانون یا ساکت است یا ابهام دارد و به این خاطر ممکن است وزارت کشور و شورای نگهبان مسائلی داشته باشند. [span] [span] آقای کدخدایی! سال هاست بر سر رجل سیاسی بحث و تحلیل وجود دارد و هنوز اجماعی بر سر آن نیست و انتقادهای گسترده ای را هم به دنبال داشته اشت. آیا قرار است در بحث رجل سیاسی تغییری ایجاد شود و اگر اینطور است چه نوع تغییری است؟ [span] [span]ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هرکسی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم.ما دو بعد را در بحث رجل سیاسی مذهبی داریم. اول اینکه در بین آقایان اصطلاحا رجل مذهبی سیاسی کیست و چه کسی را می توانیم رجل بدانیم.. در این حوزه هم که فقط در بین آقایان باشد ابهام های زیادی وجود دارد. آیا رجل مذهبی باید فقط عبادات یومیه اش را انجام دهد مثلا از محرمات پرهیز کند و واجبات را انجام دهد یا کسی فراتر از این باشد؟ مثلا کسی باشد که الزاما در حوزه درس خوانده باشد تا بتوانیم بگوییم رجل مذهبی است یا کسی که در دانشگاه الهیات خوانده باشد هم رجل مذهبی است؟ آیا اصولا فقط درس خواندن در این جهت ملاک است، یا باید برجستگی هایی در حوزه مذهب داشته باشد کارهای بزرگی کرده باشد و نظریه هایی داده باشد؟ همه اینها مراحل مختلفی است که هنوز برای ما هم روشن نیست.در آینده می توانیم شاهد حضور زنان در سطح نامزدی ریاست جمهوری و نه صرفا کاندیداتوری باشیم؟شورای نگهبان هنوز در هیچ کدام از اینها به جمع بندی نرسیده است. چیزی که از شورای نگهبان داریم رویه ای است که از ابتدای انقلاب تاکنون داشته و این رویه گاهی با هم حسب ظاهر تعارضاتی هم داشته است. مثلا در تأیید یا رد بعضی از افراد. ولی هنوز به جمع بندی نرسیده ایم که قاطعانه عرض کنم خانم ها می توانند یا نمی توانند، یا ممنوعیت نسبت به آنها وجود دارد. آنچه جاری است این است که خانم ها ثبت نام کنند و آقایان نسبت به آنها نظر دهند. چیز دیگری را هنوز نمی توانیم اعلام کنیم. اما اگر براساس جز 5 بند 10 سیاست ها شورای نگهبان ورود کرد و به نقطه نظرهایی رسیدیم طبیعتا اعلام خواهیم کرد اگر نظر شورا این باشد که فقط آقایان باشند و خانم ها نباشند. نگرانی از این بابت وجود ندارد. یا اینکه رجل مذهبی سیاسی چه معیارها و استانداردهایی داشته باشد. اجازه دهید پاسخ نهایی را به مباحثی که خوشبختانه شروع شده موکول کنم و امیدوارم به جمع بندی برسیم. تا به حال شده نظر مثبتی از سوی بعضی شورای نگهبان در مورد حضور زنان وجود داشته باشد یا همه متفق القول هستند که زنان نباید در عرصه های سیاسی حضور داشته باشند؟نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به خانم ها منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم و خانم مجلس آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح کردند. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. وقتی موضوع فقهی یا حقوقی دارید و اختلاف نظر بین علما هست، نمی توانید بگویید نگاه منفی یا مثبت. نظرها متفاوت است. نگاه مثبت و منفی را تعقیب نفرمایید. یک نظر فقهی این است که خانم ها در یک چارچوب نمی توانند حضور داشته باشند، نظر فقهی دیگر این است که منعی نیست اما بستگی به شرایط دارد. همه اینها در جای خود نظر علمی و فقهی معتبر است. مثلا اگر فقیهی به شما گفت نماز جمعه واجب است و فقیهی گفت نماز جمعه اختیاری است و شما مخیر بین نماز ظهر و نماز جمعه هستید، نگاه منفی یا مثبت به نماز جمعه نیست و هر کدام ادله ای دارند. مطلبی که اشاره می کنید با توجه به اختلاف نظرهای علمی که به بخش علمی آن تأکید می کنم، طبیعتا همیشه مورد بحث بوده است. در خبرگان قانون اساسی چرا نتوانستند تصمیم بگیرند که در زمان حضرت امام بود؟ افرادی که بودند با امام ارتباط داشتند و می توانستند نظر ایشان را بگیرند اما در همان مجلس هم اگر مطالعه بفرمایید اختلاف نظر بوده که این اختلاف نظر علمی است و باید دید کدام نظر می تواند خودش را در جامعه مستدل تر توجیه کند و غلبه کرده و نظر اجماعی قانونگذار و تصمیم گیرنده شود.در هر انتخابات در کنار تمام بحث ها یک بحث مطرح می شود که کمیته ناظر بر انتخابات وجود داشته باشد. بعضی ها حتی از نظارت یک کمیته به شورای نگهبان سخن می گویند به این دلیل که در بعضی انتخابات ها رفتارهای شورای نگهبان گاهی محل شائبه بوده. آیا شورای نگهبان از بودن چنین کمیته ای که ناظر بر رفتار و حرکات و تصمیمات شورای نگهبان در مقطع انتخابات باشد استقبال می کند؟ اگر خیر چرا و اگر بله چرا تا به حال صورت نگرفته است؟ [span] [span]نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به حضور خانم ها به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم مجلس از خانم ها آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح کردند. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. شورای نگهبان که خالق جهان نیست که تصمیمی بگیرد و کن فیکون شود. شورای نگهبان در قانون اساسی نهادی است با اختیارات و وظایفی که قانون اساسی برایش تعریف کرده است. نه فراتر از آن اختیارات عمل می کند و نه می تواند کمتر از آن را انجام دهد. اصل 99 قانون اساسی به شورای نگهبان می گوید شما ناظر بر انتخابات هستید. در موضوع انتخابات هم نظارت شورای نگهبان در انتخابات خبرگان رهبری، ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی وجود دارد اما شوراها را نگفته است و سال هاست که به ما فشار می آورند بر انتخابات شوراها نظارت کنید و ما هم قبول نمی کنیم. پس شورای نگهبان دنبال توسعه طلبی نیست، اختیاری هم از این جهت ندارد که بخواهد حیطه وظایف و مسئولیتش را توسعه دهد یا کمتر کند. باید در همان چارچوب حرکت کند. قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست عدول کند و قانون اساسی و کسی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپارید. مثلا اگر از مجلس سؤال کنید، مجلس طبق اصل 71 وظیفه قانونگذاری دارد. مجلس نمی تواند بگوید بخشی از قانونگذاری را به دانشکده های حقوق و علوم سیاسی واگذار می کنم. شاید اگر این کار انجام شود قوانین بهتری تصویب شود اما نمی تواند وظیفه اش را به نهاد دیگری واگذار کند. پس شورای نگهبان هم در این حیطه اختیاری ندارد که بخواهد وظایفش را به نهاد دیگری واگذار کند. اما اگر فردا قانون اساسی اصلاح شد و قرار شد شورای نگهبان نباشد و نهاد جدیدی تشکیل شود اشکالی ندارد. وقتی اصطلاحا درون قانون اساسی بحث می کنیم ناچاریم اصل 99 را رعایت کنیم. ولی وقتی می خواهیم از خارج نگاه کنیم ممکن است بگوییم شورای نگهبان تعطیل باشد، پنج نهاد دیگر تشکیل می دهیم برای نظارت بر قانون اساسی. اما در وضعیت فعلی سخن گفتن از کمیته یا کمیسیونی که بخواهد وظایف شورای نگهبان را انجام دهد، غیر از شورای نگهبان خلاف اصل 99 قانون اساسی است.آقای کدخدایی! یکی از بحث های مهم به وجود آمده در روز انتخابات امسال که چهره های مختلف سیاسی هم در موردش صحبت کردند طول زمان رای گیری در انتخابات بود. اینکه چرا بعد از ساعت 12 از کسانی که در شعب بودند رای گرفته نشد، اینکه حتی از سوی بعضی از نامزدها گفته شد چهار، پنج میلیون رای گرفته نشد و مردم در صف های طویل ماندند. نگاه شما به این اتفاق چیست؟در بحث انتخابات گذشته چند مشکل داشتیم که باید با دوستانمان در وزارت کشور تلاش کنیم این مشکلات را حل کنیم. اگرچه همکاری خوبی با وزارت کشور داشتیم و همینجا مجددا تشکر می کنم از همکاری وزیر محترم کشور و همکارانشان. قانون روز جمعه را روز انتخابات تعیین کرده و گفته شده میزانش کمتر از 10 ساعت نباشد اما بیشترش اشکالی ندارد. از طرف دیگر محدودیتی است که گفته اند روز جمعه. وقتی می گویید روز پنجشنبه، وقتی مغرب می شود و به ساعات پایانی روز می رویم و به انتهای شب می رسیم نمی گویید روز پنجشنبه. از جهت قانونی تفکیک قائل شده اند که از ساعت 12 به مدت 24 ساعت یک 24 ساعت می شود. روز و شبش با هم می شود. 24 ساعت سر کار هستیم عرفا این است. پس هرجور هم روز را تفسیر کنیم یا روز فاصله طلوع خورشید تا غروب خورشید است یا روز و شب را با هم یک روز می گوییم یعنی 24 ساعت. هر شکلی که تفسیر کنیم هیچگاه بعد از ساعت 12 شب روز قبل خوانده نمی شود. اخبار رادیو در 12 و یک دقیقه اعلام می کند یک دقیقه بامداد روز شنبه و نمی گوید جمعه. از قدیم در این مورد با دوستان وزارت کشور بحث داشتیم که ساعات رای گیری را به گونه ای تنظیم کنیم که مردم به ساعات پایانی موکول نکنند. ضمن اینکه 10 ساعت رعایت می شود اگر زمان باقی باشد یک ساعت، یک ساعت تمدید کنیم و بعد قطع کنیم که 12 شب در حوزه ها بسته شود. هر بار دوستان وزارت کشور ایرادی می گرفتند و مشکلی درست می کردند. در دولت های قبل هم این مشکل را داشتیم و تلاش می کردیم تا ساعت 12 رای گیری تمام شود. این بار با آقای وزیر تصمیم گرفتیم که ساعت 12 رای گیری تمام شود. به برخی از حوزه ها که اصرار داشتند بیشتر کار کنند اعلام شده بود که خلاف قانون است با این حال با توافقی که با وزیر کشور شد اعلام کردیم ساعت 12 و ساعت 12 هم اعلام کردیم آرایی که ممکن است بعد از آن گرفته شود مخدوش باشد اما آرا تا ساعت 12 مشکلی ندارد ضمن اینکه باوجود اعلامی هم که شد برخی از استان ها و حوزه ها در جریان بودیم از مردمی که در آن حوزه رای گیری بودند بعد از ساعت 12 رای گرفته شد. اینطور نبود که بعد از ساعت 12 شب تعداد زیادی نتوانند رای دهند. تعداد بسیار اندکی بود و به میلیون هم نمی رسد و آماری را هم نامزدهای ریاست جمهوری در این زمینه اعلام کردند به هیچ وجه تأیید نمی کنم. اما از این طرف هم مشکلات دیگری داشتیم. بحث احراز هویت را که این بار قرار شد مکانیزه انجام شود و ما هم موافقت کردیم مشکلات زیادی داشت. سامانه کار نمی کرد، نرم افزار، سخت افزار، کاربر بلد نبود کار کند و میانگینی که گرفتیم بالای 10 صبح رای گیری ها آغاز شده است. همین تهران برخی از آقایان اعضای شورای نگهبان ساعت 8 که می خواستند رای دهند دستگاه ها آماده نبودند. در طول رای گیری بیشتر طرف صبح این کاهش رای گیری را داشتیم به دلیل خرابی سامانه ولی در ساعات پایانی شب تقریبا عملا رای ها گرفته شده بود و غالب مردم رفته بودند، تعداد اندکی بودند که رای بخشی از اینها هم گرفته شد. اما به نظرم مبنای خوبی شد برای آینده که هیچوقت از ساعت 12 عبور نکنیم.قبلا هم گفتید دو نفر از نامزدها گفته بودند تخلفاتی صورت گرفته است. حتی خاطرم هست که از ظهر صحبت از تخلف ها شروع شده بود. اینکه می گفتند پنج میلیون از رای ما را نشمرده اند یا تعرفه ها تمام شده است. ناظران نامزدها از تخلفات گسترده صحبت می کردند. این صحبت ها چقدر قابل تأیید بود و آیا در روز انتخابات چه خبرهایی در این زمینه به شما می رسید؟ [span] [span]قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست عدول کند و قانون اساسی و کسی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپاریدناظران ما به این دلیل سر صندوق هستند که تخلفات را ثبت کرده و به ما اطلاع دهند. از طرف دیگر نهادهای دیگری که حضور دارند ممکن است گزارش دهند. مردم هم گزارش می دهند. فراتر از این، کاری که چند دوره است بنده در شورای نگهبان شروع کرده ام، نمایندگان نامزدها را دعوت می کنیم، همه امکانات هم در اختیارشان است و با ستادشان در ارتباط هستند، هر تخلفی صورت بگیرد به ما گزارش می دهند. وقتی از تخلفات صحبت می کنیم، تخلفی است که می بینید صورت می گیرد اما روند کار هم ادامه دارد. مثلا شما در زمان رانندگی کمربند نمی بندید، با اینکه مرتکب تخلف می شوید اما به این معنی نیست که رانندگی نمی کنید. یا با تلفن همراه صحبت کردن و غذا خوردن در زمان رانندگی که تخلف است. به مقصد می رسید اما با تخلف. گاهی تخلفی مرتکب می شوید که مانع رسیدن شما به مقصد می شود. مثلا تصادف منجر به جرح یا خسارت که ناچار هستید منتظر کارشناس بمانید و به مقصد نمی رسید. در انتخابات هم چنین وضعیتی داریم. تخلفاتی را داریم که با وجود اینکه آن تخلف صورت می گیرد اما انتخابات ادامه دارد و حتی خللی به روند انتخابات وارد نمی کند، اما تخلف است. مثلا خرید و فروش جزئی آرا یا تعرفه را مهر نکردن. یا مثلا اگر عمدا تعرفه ای به کسی نداده باشند یا تبلیغات روز رای گیری. اگر امکان داشته باشد همان زمان با تخلف برخورد می شود، به شخص تذکر داده می شود یا از محیط تخلف دور می کنند، در قانون لحاظ شده تعرفه بدون مهر جزو آرای باطله حساب می شود. نتیجه تعرفه بدون مهر این است که از تعداد تعرفه های دیگر خارج شود اما با وجود این تخلفات انتخابات صحیح برگزار شده. در این انتخابات همین وضعیت را داشتیم. تعدادی تخلفات داشتیم که به قوه قضاییه فرستاده شد. قوه قضاییه این بار سریع رسیدگی کرد.دسته ای از تخلفات هم هست که در سرنوشت انتخابات تاثیرگذار است مثل تصادفی مهمی که راننده می کند. اینجا اگر برای شورای نگهبان احراز شود که تخلف عمده صورت گرفته مکلف است انتخابات را متوقف کند و نهایتا ممکن است به ابطال انتخابات بینجامد. حرفمان این بود که در این انتخابات تخلفاتی صورت گرفته که در جریان و سرنوشت انتخابات تاثیرگذار نبوده و در جای خودش باید توسط قوه قضاییه رسیدگی شود و اصل انتخابات هم صحیح است. شورای نگهبان به این دلیل صحت انتخابات را اعلام کرد چون تخلف عمده ای صورت نگرفته بود که شورای نگهبان انتخابات را ابطال کند. انتخابات این دوره هم مثل بقیه انتخابات دارای تخلفاتی بود که به قوه قضاییه فرستاده شد، بقیه هم تأیید شد و صحتش اعلام شد.در سال 88 این صحبت ها خیلی تبعات داشت. آن زمان نظر رئیس و فقهای شورای نگهبان در این زمینه چطور بود؟ آیا همه متفق القول بودند که باید صحت انتخابات تأیید شود یا نظراتی بود که بهتر است بازنگری در آرا صورت بگیرد که صندوق ها را ابطال کنیم یا بازشماری شود.نظرات مختلف همیشه هست. در سال 88 هم عده ای معتقد بودند کار دیگری انجام دهیم. اما نظر اکثریت تعیین کننده است. اگر اکثریت گفتند انتخابات صحیح است تمام است. مثل تأیید صلاحیت که با رای اکثریت است. اقلیتی همچنان اعتراض دا ...

ادامه مطلب  

خبرگزاری ایمنا - 96 داوطلب برای انتخابات اولین میاندوره ای مجلس تایید شدند  

درخواست حذف این مطلب
فرماندار اصفهان گفت: از داوطلب انتخابات اولین میاندوره ای مجلس شورای اسلامی نفر انصراف دادند صلاحیت آنها مورد تایید هیات اجرایی قرار نگرفت و نفر تأیید شدند.احمد رضوانی فرماندار اصفهان در گفتگوی با اختصاصی ایمنا با اشاره به اعلام نتایج احراز صلاحیت داوطلبان انت ...

ادامه مطلب  

آغاز تبلیغات نامزدهای میاندوره ای مجلس و شوراها در مراغه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از تبریز ظفر محمدی معاون استاندار و فرماندار شهرستان ویژه مراغه گفت: تبلیغات رسمی نامزدهای انتخابات میاندوره ای مجلس و شوراهای اسلامی شهر و روستا از ساعت 24 امشب آغاز شده است. وی افزود: تعداد نامزدهای انتخابات میاندوره ای ...

ادامه مطلب  

حقوق ثبت اسناد و املاک در قانون به چه معناست؟  

درخواست حذف این مطلب
آگاهی و اطلاع نسبت به قوانین، یکی از وظایف اصلی و اساسی هر فرد است. قوانین و مقررات ثبتی یکی از قوانین مهم و درعین حال پیچیده ی حقوقی هستند که تسلط به آن ضروری و مستلزم کسب تجربه ی علمی است؛ به عبارت دیگر به صِرف مطالعه ی این قوانین و مقررات نمی توان ادعای تجربه ی قوانین ثبتی را نمود، گاه در عمل به مقررات مذکور، مسائل و مواردی اتفاق می افتد که در هیچ یک از قوانین پیش بینی نگردیده بود و به همین دلیل در زمان های گذشته رویه های مختلفی در ادارات ثبت، در اجرای موضوعی واحد وجود داشت که به تدریج با اصلاح آیین نامه ها و صدور دستورالعمل ها و بخشنامه های مختلف سعی در حل این مشکلات و یکنواخت کردن رویه ها در موضوعات واحد شد و به نظر می رسد که سازمان ثبت یکی از سازمان های نادری باشد که دارای مجموعه ای از بخشنامه های ثبتی است که توسط خود سازمان و در سال های اخیر توسط افرادی جمع آوری و تدوین گردیده است، لذا در این مقاله سعی شده است تا در بررسی و شرح مراحل مختلف عملیات مربوط به حقوق ثبت، علاوه بر توضیح مواد قانون و آیین نامه، تاحدودی به موضوع بخشنامه ها و دستورالعمل های مربوطه اشاره نماییم.مقاله های مرتبط:تعاریف و مفاهیم۱. تعریف حقوق ثبت از منظر ترمینولوژی حقوقثبت در لغت به معنای قرار دادن، برجای بودن، استواری، پایداری، نگاشتن در دفتر و یادداشت کردن است و در کلمات مرکبی چون ثبت نام، ثبت احوال، ثبت اسم تجاری، ثبت اسناد، ثبت املاک، ثبت شرکت ها و … در معانی مناسب با هریک به کار رفته است.در اصطلاح: مجموعه ای از اعمال اداری-حقوقی که طی آن رسما ایجاد، تغییر، زوال و انتقال حقی را در دفاتر ویژه، اوراق و فهرست هایی یادداشت و اعلام می کنند.۲. مبنای ثبتمبنای ثبت املاک و نوشتن اسناد را می توان به زبان، رواج خط و کتابت در جوامع مختلف بشری دانست، اما به تحقیق، نمی توان گفت که ثبت اسناد و املاک و تعهدات، منجزاً از چه زمانی آغاز شده است.۳. آیات الاحکام حقوق ثبتخداوند در سوره ی بقره آیه ی ۲۸۲ می فرماید: ای کسانی که ایمان آوردید، اگر وامی به یکدیگر تا سرآمد معینی دادید، آن را بنویسید و باید نویسنده ای میان شما به عدالت بنویسد. آیه ی مذکور به صراحت به تنظیم سند و تنظیم کننده و شرایط مربوط به آن اشاره دارد.۴. تعریف حقوق ثبتهمانطور که ذکر شد، در اصطلاح، مجموعه ی اعمال اداری- حقوقی است که طی آن، رسما ایجاد، تغییر، زوال و انتقال حقی را در دفاتر ویژه، اوراق و فهرست هایی یادداشت و اعلام می کنند و بدین ترتیب حقوق ثبت، مجموعه ی قواعدی است که اعمال فوق را تحت نظم درآورده و بر آنها حاکم است و دانش حقوق ثبت، آگاهی بر آن قواعد و بررسی و تحلیل و تبیین آنهاست. مراد از حقوق ثبت اسناد و املاک، مجموع قوانین و مقررات مربوط به ثبت اسناد و املاک است و منظور از ثبت، نوشتن قراردادها و معاملات و چگونگی ثبت املاک در دفاتر دولتی (رسمی) است. حقوق ثبت را «شبه مدنی» نامیده اند.۵. شاخه های حقوق ثبتحقوق ثبت خود نیز دارای انواع و شاخه هایی است که در ذیل به آن اشاره می کنیم:ثبت املاک؛ثبت اسناد؛ثبت شرکت ها؛ثبت نام تجاری؛ثبت احوال؛ثبت اختراع و طرح های صنعتی.۶. شکلی یا ماهوی بودن قانون ثبتمحتوای مواد (قانون ثبت) بین دو قطب قانون شکلی و ماهوی در حرکت است و از ترکیب این دو، مقررات ثبت پدید می آید.۷. دامنه ی شمول قانون ثبتبا توجه به تعریف حقوق ثبت و نیز قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۱۳۱۰ با اصلاحات و الحاقات آن استفاده می شود که عمده ی محور و موضع ما در قانون ثبت، دو چیز است: ثبت اسناد؛ثبت املاک.ثبت املاک از جنبه ی حقوقی و اقتصادی، اهمیت ویژه ای دارد و اکثر معاملات ثبت شده نیز مربوط به املاک و حقوق مربوط به املاک است. گرچه در قانون ثبت، در رابطه با ثبت شرکت ها، نام تجاری ثبت احوال، اختراع و طرح های صنعتی نیز مقررات ذکر شده است، اما در این مقاله از دایره ی شمول بحث ما خارج است.ثبت اسنادمفرد آن سند است و سند اینگونه تعریف می شود که سند، عبارت است از هر نوشته ای که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد. سند بر دو نوع است: سند رسمی: اسنادی که در اداره ی ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی و در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند، رسمی هستند.سند عادی: غیر از مواردی که درمورد اسناد رسمی ذکر شد، سایر اسناد، اسناد عادی هستند.ثبت املاکاملاک جمع ملک است و ملک از نظر حقوق ثبت و در رابطه با ثبت املاک، عبارت است از مال غیرمنقول، البته نه به معنای عام آن، بلکه به معنای اخص آن که در عرف هم ملک و املاک نامیده می شود و فقط شامل زمین و بنای احداثی در آن است. در حقوق ثبت بررسی بار معنایی سه واژه ی «مال، ملک و غیرمنقول» واجد نفع و اثر است که در ادامه مطرح می شود:مال: عبارت است از دارایی و مجموع آنچه ملک شخصی است و به صورت اموال جمع بسته می شود؛ اما در اقتصاد، مال به هر چیزی اطلاق می شود که ارزش مبادله ای داشته باشد.ملک: به معنای چیزی است که در قبضه و تصرف باشد و نیز زمین یا هر چیز دیگری که مال شخص باشد. بنابراین، مال و ملک هر دو به همه ی متملکات اطلاق می شود، هرچند که به سبب اهمیت یافتن بیشتر زمین و غیرمنقول درطی تحولات اجتماعی و اقتصادی، واژه ی ملک غالبا نزد ما در معنای اموال غیرمنقول به کار می رود. اموال به دو قسم منقول و غیرمنقول با تفاوت احکام آن، تقسیم می گردند.اهداف ثبت املاک و اسناد۱. اهداف ثبت املاکبرای تعیین و محفوظ بودن مالکیت مالکان و حقوق صاحبان حقوق نسبت به آنها.سهولت اخذ مالیات اراضی از صاحبان آنها و برقراری نظم مالیاتی املاک و حفظ حقوق عمومی.استقرار و استحکام مالکیت اموال غیرمنقول و ایجاد امنیت قضایی برای صاحب ملک.۲. اهداف ثبت اسنادرسمیت و اعتبار دادن به آن و درنتیجه امتیازاتی که قانون برای اسناد ثبت شده قائل گردیده است.ضمن اینکه ثبت اسناد نیز مانند ثبت املاک، موجب کسب درآمد برای دولت است.برخی امتیازات قانونی لحاظ شده برای اسناد ثبت شدهاسناد رسمی درباره ی طرفین و وراث و قائم مقام آنها معتبر است.درمقابلِ اسناد رسمی یا اسنادی که اعتبار اسناد رسمی را دارند، انکار و تردید مسموع نیست و طرف می تواند ادعای جعلیت، نسبت به اسناد مزبور کند یا ثابت کند که اسناد مزبور به جهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است.سندی که مطابق قوانین به ثبت رسیده باشد، رسمی است و تمام محتویات و امضاهای مندرج در آن، معتبر خواهند بود، مگر اینکه مجعولیت آن سند ثابت شود.اسناد ثبت شده در قسمت مربوط به معاملات و تعهدات مندرجه در آ ...

ادامه مطلب  

ایکس ری های کامیونی وارد کشور شدند/۴ فردی که بهشتی بودن آن ها حتمی است/مصرف یک قرص خواب برابر با استعمال یک پاکت سیگار است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگارگروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، رسانه ها در فضای خبری روزانه خود اخبار اختصاصی و عمومی مختلفی را منتشر می کنند که این اخبار بعضا فقط در یک رسانه منتشر شده است. گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان در نظر دارد هر روز اخبار منتخب فضای مجازی را از سایت ها و خبرگزاری ها و حتی کانال های تلگرامی مختلف جمع آوری کرده و در قالب یک بسته خبری منتشر کند. در این بسته همه خبر ها و آیتم ها با ذکر منبع منتشر می شوند و انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست. وقتی خواننده سرشناس هوادارانش را غافلگیر می کندخبرآنلاین: خواننده جوان آمریکایی که برای برگزاری یک کنسرت خیریه به انگلستان بازگشته است پیش از برگزاری کنسرت در بیمارستان مدت زمانی را کنار هوادارن مصدومش گذراند.ماه پیش حرکت تروریستی سلمان عابدی در کنسرت آریانا گرنده در شهر منچستر موجب مرگ ۲۲ نفر شد.کنسرت خیریه آریانا گرانده در استادیوم کریکت اولدترافورد برگزار خواهد شد و خوانندگان سرشناسی، چون کلدپلی، کیتی پری، جاستین بیبر و مایلی سایروس در آن حضور خواهند داشت. عواید این کنسرت به قربانیان حادثه و خانواده های آن ها اهدا می شود.پیتر مان پدر یکی از مصدومان حادثه بمب گذاری منچستر پس از حضور گرانده در بیمارستان گفت: «این حرکت برای ما ارزش بسیار زیادی داشت. دخترم را هیچگاه تا این اندازه خوشحال ندیده بود.»عابدی به تنهایی بمب گذاری در منچستر را انجام داد، اما پلیس پس از آن عده زیادی را دستگیر و اعلام کرد که تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.از میان بازداشت شدگان ۱۰ نفر همچنان مظنون هستند و شش نفر تبرئه و آزاد شده اند. «خطرناک ترین» آلاینده محیط زیست چیست؟ تسنیم: چگونه می توان تصور کرد که رنگ داخل ساختمان، جواهرآلات، لامپهای فلورسنت، مواد آرایشی و حتی ماده پرکننده داخل دندان های مان، می تواند ما را در معرض مهم ترین ماده خطرناک شیمیایی در جهان قرار دهد؟«جیوه» ماده ای است که توسط برنامه محیط زیست سازمان ملل به عنوان مهم ترین ماده از مواد شیمیایی ده گانه پرخطر که سلامت انسان و محیط زیست را تهدید می کند، مطرح شده است؛ هجدهم می ۲۰۱۷، هفت کشور اتحادیه اروپا خواستار الزامی تسریع کننده برای اهش آلودگی جیوه در محیط زیست و اجرای کنوانسیون مرتبط با جیوه (میناماتا) ظرف مدت ۹۰ روز شدند.تاریخچه شکل گیری این کنوانسیون که توسط ۱۲۸ کشور جهان امضا شده نیز، قابل تامل است؛ این پیمان بین المللی نامش را از غم انگیزترین واقعه ناشی از آلودگی جیوه در تاریخ به عاریت گرفته است؛ در واقعه میناماتا ژاپن در سال ۱۹۵۶، پس از آنکه تخلیه فاضلاب های صنعتی حاوی جیوه به خلیج میناماتا در دهه ۱۹۳۰ شروع شد، روستاهای اطراف با مصرف آبزیان از خلیج دچار تشنج، بیماری اعصاب مرکزی، از دست دادن هشیاری و کما شدند.بیش از ۲۲۰۰ نفر قربانیان تایید شده این واقعه هستند؛ در سال ۲۰۱۰ میلادی، «یوکیو ها تویاما» نخست وزیر وقت کشور ژاپن با شرکت در مراسم پنجاه و چهارمین سالگرد این بیماری، از همه قربانیان و رنج دیدگان آن، عذرخواهی کرد و اعلام کرد که هنوز مساله میناماتا پایان نیافته است!واقعیت نیز جز این نیست، وقتی در معادن ۷۰ کشور جهان، بیش از ۱۵ میلیون انسان که پنج میلیون نفر از آن ها زن و کودک هستند، هنوز در معرض بخارات جیوه قرار دارند، زمانی که اعلام می شود سالانه ۸۹۰۰ تن جیوه به محیط زیست منتشر می شود، با توجه به سمیت فوق العاده این فلز و اثر تجمعی آن در بافت های زنده و قابلیت انتشار آن تا دورترین نقاط کره زمین، می شود گفت: هنوز مساله میناماتا و حضور یک آلاینده به شدت خطرناک در پیرامون ما حل نشده است!متاسفانه حد ایمنی در مواجهه با جیوه وجود ندارد و هر فرد در مجاورت این ماده در معرض خطر است؛ در حال حاضر بیش از ۶۰۰ شغل در جهان وجود دارند که به نوعی با جیوه سر و کار دارند، این فلز سمی در صنایع شیمیایی، الکتریکی، الکترونیکی و باتری سازی، دستگاه های اندازه گیری، مصارف دارویی و کلینیک های دندان پزشکی کاربرد دارد.با توجه به ضرورت اجماع جهانی برای کاهش آلودگی جیوه در محیط زیست، متن پایانی کنوانسیون میناماتا در مورد جیوه در ژانویه ۲۰۱۳ نهایی شد؛ مفاد این کنوانسیون باتوجه به الزامات حقوقی آن، در مجموع متنی متوازن است که مانند سایر معاهدات حقوقی زیست محیطی، حاصل چانه زنی دو گروه از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با عنایت به اصل مسئولیت مشترک، اما متفاوت آن هاست و اجرای اقدامات مهمی برای ممنوعیت و کنترل فعالیت ها در سطح ملی مانند ممنوعیت فعالیت معادن جدید، متوقف کردن معادن موجود، کنترل انتشار جیوه در اتمسفر و رهاسازی آن در آب و خاک، حذف پروسه های صنعتی نظیر کلر الکالیتا سال ۲۰۲۵ میلادی و حذف تدریجی کاربرد جیوه در دندانپزشکی را تا سال ۲۰۲۰ میلادی خواستار شده است.خوشبختانه در تاریخ ۱۸ / ۵ / ۱۳۹۴ قانون تصویب کنوانسیون میناماتا در مورد جیوه به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید و برخی اقدامات برای اجرای کنوانسیون همچون حذف واحدهای کلرآلکالی پتروشیمی ها در دستور کار قرار گرفت.با این حال هنوز منابع بالقوه بسیاری از انتشار آلاینده جیوه در اطراف ما است که می تواند برای سلامت همه ما مخاطره آمیز باشد؛ جیوه ناشی از آمال گام دندانی، محصولات آرایشی بهداشتی حاوی جیوه، تجهیزات پزشکی حاوی جیوه، رنگ های ساختمانی، لامپ های کم مصرف همچنین صنایع الکترونیک، واحدهای تولید خودرو، تولید سیمان، ذوب فلزات، مجتمع های تولید فولاد و صنایع چوب و کاغذ از مهم ترین واحدهایی هستند که به عنوان منابع انتشار جیوه شناسایی شده اند.در حال حاضر با تاکید تعدادی از کشورهای اتحادیه اروپا مبنی بر الزامات تسریع کننده، به نظر می رسد منافع زیست محیطی و بهداشتی ناشی از اجرای مفاد کنوانسیون جیوه، انگیزه ای باشد برای تمامی کشورهای متعهد تا در اجرای کامل آن همکاری و مشارکت کنند؛ توجه ملی به این موضوع مهم می تواند گامی موثر برای حفظ محیط زیست به طور اعم و حفظ سلامت انسان ها به طور خاص در برابر یکی از خطرناک ترین آلاینده های شیمیایی که به شکل های مختلف وارد زندگی بشر شده به شمار آید. شینا انصاری؛ مدیرکل دفترپایش سازمان محیط زیست ورود اولین دستگاه کاشف قاچاق به کشور صبحانه: مسعود کرباسیان با اشاره به افزایش و ارتقاء توانمندی دستگاه های کاشف کالای قاچاق، افزود: برای تسهیل تجارت و مقابله با کالای قاچاق در حال رایزنی با مجلس برای تجمیع عوارض و معافیت ها هستیم.کرباسیان با بیان این مطلب به خبرگزاری خانه ملت، با اشاره به تلاش گمرک برای بروز رسانی تجهیزات مقابله با قاچاق، گفت: بنا به فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر ضرورت تامین تجهیزاتی با سرعت بالا جهت کشف کالای قاچاق، گمرک نسبت به تامین تجهیزات کاشف اقدام کرده است.رییس کل گمرک ایران با بیان اینکه نخستین دستگاه پُرسرعت کاشف کالای قاچاق ۱۰ روز پیش به کشور وارد شده است، افزود: در راستای ارتقاء تجهیزات کاشف، سازمان انرژی اتمی و وزارت دفاع برای ساخت ایکس ری های کامیونی اعلام آمادگی کردند که قرارداد ساخت ۵ دستگاه ایکس ری کامیونی میان گمرک و وزارت دفاع منعقد شد.کرباسیان از تعامل گمرک با بخش خصوصی برای تامین تجهیزات کنترلی پیشرفته به صورت بی او تی خبر داد و تصریح کرد: وزارت راه و شهرسازی نیز نسبت به خرید دو دستگاه ایکس ری کامیونی جهت مقابله با کالای قاچاق اقدام کرده است.وی با بیان اینکه با نصب و بهره برداری از تجهیزات پیشرفته همچون ایکس ری می توان تا حد زیادی به مقابله با کالای قاچاق پرداخت، افزود: با توجه به اینکه امروزه بخشی از کالای قاچاق به ایران ترانزیت می شود، افزایش تجهیزات کاشف می تواند ابزار خوبی برای مقابله با این نوع قاچاق باشد.کرباسیان ادامه داد: تجهیزات دیگری همچون جی پی اس و ردیابی ماهواره ای نیز در گمرک ایران برای مقابله با ورود کالای قاچاق به کشور مورد استفاده قرار می گیرند و در حال حاضر بیش از ۹۰ هزار کامیون به جی پی اس مجهز شدند تا در نقشه مسیر تطبیق داده شوند.وی با اشاره به نوع دیگری از تجهیزات گمرک برای مقابله با کالای قاچاق، گفت: کار دیگری که در این زمینه انجام می شود پلمب الکترونیک است که هوشمند بوده و مجهز به آر اف آی دی (شناسایی با فرکانس رادیویی) است و می توانند مشخصات کامل نوع کالا و مسیر را ضبط کند.کرباسیان همچنین از همکاری خوب گمرک با ناجا خبر داد و افزود: گلوگاه ها و ایستگاه های ناجا مجهز بوده و دسترسی به تمام اطلاعات گمرک برای مقابله با ورود کالای قاچاق صورت می گیرد.رییس کل گمرک ایران با تاکید بر ضرورت اصلاح برخی از مقررات گمرکی، بیان داشت: تعامل گمرک با مجلس برای اصلاح برخی قوانین می تواند ریسک ورود کالای قاچاق را بیشتر کند.وی ادامه داد: در حال حاضر، در حدود ۳۳ نوع عوارض علاوه بر حقوق گمرکی، سود بازرگانی و مالیات ارزش افزوده از واردات اخذ می شود که این رقم زیادی است از اینرو باید برای به صرفه تر شدن واردات رسمی برای در مقابل کالای قاچاق اقداماتی صورت بگیرد.کرباسیان با بیان اینکه مقررات فعلی قیمت تمام شده کالای وارداتی را افزایش می دهد، تصریح کرد: قیمت تمام شده یک دلار برای هر کالای وارداتی با اخذ عوارض و تعرفه های بسیار بالغ بر ۹ هزار تومان می شود؛ در حالی که قاچاق ارزان تر تمام می شود.وی با تاکید بر اینکه باید روند مقابله با قاچاق باید به گونه ای باشد که ریسک قاچاق به مراتب بیشتر از واردات رسمی باشد، گفت: در حال حاضر جذابیت های قاچاق زیاد بوده از این رو ارز به سمت قاچاق هدایت شده و عایدی دولت از واردات رسمی نیز از بین می رود.رییس کل گمرک ایران با اشاره به ۶۵ نوع معافیت گمرکی، افزود: در بحث معافیت ها ما ۶۵ نوع معافیت داریم که این خود به هم زدن توازن قیمت ها منجر می شود. وی ادامه داد: ما باید به سمتی برویم که قیمت ها و تعرفه ها به حد واقعی خود رسیده و تعرفه نیز طبق قانون برنامه ششم توسعه با مکانیزم تعرفه لحاظ شود.کرباسیان همچنین از رایزنی با مجلس برای تجمیع عوارض و معافیت های گمرکی خبر داد و گفت: ما باید به صورت اولویت دار شده معافیت ها را تقسیم کنیم. چه کسانی «مخبت» هستند/ ۴ فردی که بهشتی بودن آن ها حتمی استفارس: استاد حسین انصاریان از اساتید اخلاق شهر تهران شب های ماه مبارک رمضان در حسینیه همدانی ها جلسات سخنرانی و موعظه دارد که از این پس هر یک از این جلسات تقدیم علاقه مندان می شود:این جلسه از درس اخلاق استاد انصاریان در مسجد حضرت امیر (ع) برگزار شده است: در جلد دوم کتاب شریف «اصول کافی» فصلی هست به نام فصل عبادت، یک روایت این فصل این است وجود مقدس رسول خدا (ص) می ­فرماید: «من عشق العباده» کسی که عاشق عبادت باشد عبادت به مجموعه ­ای از مسائل باطنی و ظاهری و مالی و رفتاری و کرداری است، اگر سؤال شود که چه راهی دارد انسان عاشق عبادت شود، درجا که نمی­ شود مردم را دعوت کرد عاشق عبادت بشوید نمی ­شوند، برای اینکه انسان عاشق عبادت شود باید هدف عبادت را فلسفه عبادت را، نتیجه عبادت را بشناسد، در دو سه دقیقه هم می شود شناخت «فإن الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ»، کلام امیرالمؤمنین است حضرت می ­فرماید: بهشت پیچیده به عبادات است، باید این پیچ بهشت را، پیچش بهشت را باز کرد تا بهشت به دست بیاید، «فإن الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ» یعنی بهشت به همه عبادات پیچیده شده است.شما هفت روز است روزه گرفته اید و هفت شبانه روز است هر شبانه روزی هفده رکعت نماز خواندید، شما با روزه گرفتن این پوشش بهشت را از روی بهشت دارید باز می­ کنید، شما با نمازهای یومیه دارید این پوشش روی بهشت را باز می­ کنید، بهشت یک گوهری است که از ابتدا پروردگار عالم او را به مجموع عبادات پیچانده، یک عروسی است به ...

ادامه مطلب  

دستور شروع انتخابات میاندوره ای مجلس صادر شد  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در ابلاغی خطاب به فرمانداران اصفهان مراغه اهر و بندرلنگه دستور شروع انتخابات اولین میاندوره ای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی را در این حوزه انتخابیه صادر کرد.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور متن کامل نامه عبدالرضا رحمانی فضلی به فرمانداران یاد شده ...

ادامه مطلب  

ثبت نام نفر در انتخابات میاندوره ای  

درخواست حذف این مطلب
دبیر ستاد انتخابات کشور درخصوص گزارش نخستین روز ثبت نام داوطلبین انتخابات میاندوره ای مجلس گفت: در نخستین روز از مدت تعیین شده برای ثبت نام داوطلبان 15 نفر ثبت نام کردند به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از فارس علی پور علی مطلق دبیر ستاد انتخابات کشور اظهار داشت: در نخستین روز از مدت تعیین شده برای ثبت نام داوطلبان شرکت در انتخابات میاندوره ای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی 15 نفر ثبت نام کردند وی گفت: از این 15 نفر 4 نفر در وزارت کشور و 11 نفر در 4 حوزه انتخابیه اصفهان در استان اصفهان اهر و هریس مراغه و عجب شیر در استان آذربایجان ...

ادامه مطلب  

۶۰گلوله ای که سهم یک «نماینده مجلس» از سفره انقلاب شد+عکس و فیلم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
"...دیدم محافظش تیر خورده و خونریزی شدیدی دارد. حسن هم از ناحیه گردن و مغز تیر خورده بود او را از ماشین بیرون کشیدم و دیدم از بینی و دماغش خون بیرون زد و رنگش زرد شد. فردای آن روز رسانه ها اعلام کردند که او را با 60 عدد گلوله، یعنی سه تا خشاب تفنگ ژ-3 مورد حمله قرار داده اند و به سرعت گریخته اند".این روایت ترور مردی است که گرچه کارهای بزرگش برای انقلاب اسلامی، بعد از شهادتش کم تر اجر دید و از نامش کم تر در حافظه تاریخی انقلاب یاد شد، اما هراندازه که از عمر انقلاب می گذرد و هر میزان که فتنه های تهدید کننده آن، پیچیده تر و مخوف تر می شوند، دوست و دشمن بیشتر از پیش به بصیرت انقلابی اش اذعان می کنند. صحبت از شهید «سید حسن آیت» است.به راستی این آیت که بود که دشمنانش برای تمام کردن کار او، " سه خشاب ژ-3 را به سوی پیکرش شلیک کردند، حال آن که پیکر نحیف این سید نجف آبادی را یک یا نهایت دو گلوله سهمگین پلنگ کش ژ3 کفایت می کرد. چه سرّی در این ترور وحشیانه نهفته بود؟ راز این خشم و کینه نسبت به او چه بود؟بصیرت اولمثل بسیاری از انقلابیون شاخص، اهل استان اصفهان و زاده نجف آباد بود. او در 1317 به دنیا آمد. از خصوصیات بارز او این بود که در زمانه ای که اوضاع مالی خانوادگی او نیز مانند بیشتر مردم بد بود، او در زمان محصلی، همان مختصر پولی را که برای خرج خورد و خوراک از خانواده می گرفت، صرف خرید روزنامه و مجله و کتاب می کرد و بسیاری از اوقات به مقدار کافی غذا نمی خورد. شاید یکی از دلایل نحیف بودن پیکرش همان بود که در نوجوانی که سن رشد بدنی او بود، غذای روح را بر غذای جسم ترجیح می داد.نقل است که همه نشریات و مکتوباتی را که می خرید به دقت مطالعه می کرد و هر کجا، هر نکته جالبی می دید، با قیچی جدا می کرد و یک آرشیو مفصل از بریده جراید داشت. همین روزنامه خوانی حرفه ای، کنار هوش بالا، کم کم ذهن او را به رایانه ای تبدیل کرد که سوابق تقریباً تمام رجال و کارگزاران و فعالان سیاسی کشور را از دهه 1330 در خود ضبط شده داشت. به واقع او از همان نوجوانی یک شم اطلاعاتی و هوش تحلیلی داشت که می توانست از لابه لای محفوظات خود، روابط میان اشخاص را کشف کند و همین به او کمک می کرد که با رجوع به عقبه و سوابق ارتباطات افراد، انحرافات فکری افراد را خیلی زودتر از دیگران تشخیص دهد. علی ایّ حال، در جریانات ملی شدن صنعت نفت، او که از همان اوایل نهضت ملی شدن، به خلاف بسیاری از جوانان و نوجوانان آن روز که طرفدار مصدق بودند، طرفدار آیت الله کاشانی و بالتبع یار آن روز کاشانی، یعنی مظفر بقایی بود، دو نامه بلند به بقایی نوشت که البته به واسطه کمی سن، خجالت کشید که به دست بقایی برساند.به هر حال، او همزمان با تحصیل دبیرستان در اصفهان، دروس حوزوی را هم تا حد فقه و اصول گذراند و از همین رو علاوه بر تسلط به عربی، به مبانی و مباحث فقهی هم آشنایی خوبی داشت. با پایان دبیرستان به تهران آمد و لیسانس خود را در ادبیات فارسی و فوق لیسانس خود را در رشته جامعه شناسی از مؤسسه عالی علوم اجتماعی تهران کسب کرد. در رشته جامعه شناسی شاگرد اول شده بود، لیکن به دلیل تسلط ملی گرایان مصدقی بر این مؤسسه، از دادن بورس تحصیلی خارج از کشور به آیت که به طرفداری از کاشانی شناخته شده بود، خودداری کردند. اتفاقاً از جمله کسانی که از سوی این مؤسسه بورس تحصیلی خارج از کشور دریافت کردند، یکی «سید ابوالحسن بنی صدر»، یک مصدقی دوآتشه ضدآخوند بود که بعدها اولین رییس جمهوری اسلامی ایران شد! داستان تقابل سید حسن آیت و سید ابوالحسن بنی صدر بعد از پیروزی انقلاب، خود یکی از مهم ترین فرازهای زندگی شهید آیت بود.تا زمانی که مرحوم کاشانی زنده بود، سید حسن آیت جوان هم در خط ایشان حرکت می کرد و مدافع خط مشی و مرام سیاسی کاشانی بود. با وفات آیت الله کاشانی در اسفندماه سال 40، آیت 23ساله که گویی فعالیت سیاسی با ذات و سرشت او عجین بود، باید برای ادامه مسیر مبارزه با استبداد پهلوی، از سه مسیر موجود یکی را برمی گزید: یا روش ملی گرایان طرفدار مصدق در دو شاخه جبهه ملی (لائیک) یا نهضت آزادی (مذهبی اما سکولار)، یا حزب توده که مشی مارکسیست ــ لنینیست داشت، یا روش طرفداران آیت الله کاشانی که به صورت ویژه تحت رهبری مظفر بقایی در حزب «زحمتکشان» گرد هم آمده بودند.سید حسن آیت، به عنوان یک جوان عمیقاً مذهبی، طبعاً نمی توانست هیچ همراهی با حزب توده مارکسیست داشته باشد، با ملی گرایان مصدقی هم هیچ سر سازگاری نداشت. آیت اعضای جبهه ملی را ضدشرع می دانست. درباره نهضت آزادی که به نوعی انشعاب مسلمانان جبهه ملی بود، آیت معتقد بود که آنها صرفاً از دین به عنوان عامل جذب نیرو و همچنین همراه کردن روحانیت استفاده می کنند، و عملاً هیچ اعتقادی به ورود دین به سیاست ندارند، از همین رو با دیدگاه آیت درباره رابطه دین و سیاست سازگار نبودند. خود آیت درباره دیدگاهش نسبت به ملی گرایان مصدقی گفته بود:"من از همان سالهای 1332 که روزنامه شورش به عنوان ارگان تبلیغاتی استعمارگران و به عنوان بزرگترین مدافع مصدق، سنگین ترین اتهامات و فحش های رکیک را به آیت الله کاشانی می داد، به مظلومیت این شخصیت مجاهد اسلامی پی بردم و راه او را به عنوان راه اسلام و آزادی تشخیص دادم".در چنین فضایی، آیت برای ادامه مبارزه، حزب زحمتکشان را انتخاب کرد که توسط بقایی اداره می شد. لازم به ذکر است که مظفر بقایی در آن مقطع، گرچه ذاتاً انسان متشرعی نبود، اما چندان بروز ضدمذهبی عمومی نداشت، مضاف بر این که وقتی مراد سیاسی آیت، سید کاشانی، به بقایی اعتماد و اطمینان داشت و حتی پسران آیت الله کاشانی جملگی از یاران بقایی در زحمتکشان بودند، بر آیت 4ــ23ساله حرجی نبود. تازه روابط پیچیده بقایی با سرویس های اطلاعاتی بیگانه در آن زمان از پرده برون نیفتاده بود و اطلاعاتی که امروز ما درباره بقایی داریم، در آن زمان موجود نبود.«اسدالله بادامچیان» از دوستان شهید آیت که از همان دوران مبارزه با رژیم شاه، با او در ارتباط بود، در این زمینه گفت:"این که چرا او وارد حزب زحمتکشان شده است، دلیلش این بود که در جریان نهضت ملی شدن نفت، دو جریان وجود داشت؛ یکی جریان آیت الله کاشانی و دیگری جریان مصدق. دکتر آیت جزو طرفداران جدی آیت الله کاشانی و مخالفان مصدق بود، بنابراین در این حرکت جریانی، به دکتر بقایی که از حامیان آیت الله کاشانی بود نزدیک شد و این نزدیکی او را به طرف کار تشکیلاتی با دکتر بقایی پیش برد. اما از وقتی امام ظهور کردند، دیگر کسی نیاز به این افراد نداشت، به همین دلیل آیت با امام همراهی کرد و اختلاف هایش از همان جا با دکتر بقایی شروع شد و در نتیجه از حزب زحمتکشان کنار رفت، بنابراین فعالیت او در حزب زحمتکشان مثل فعالیت همان کسانی است که در انقلاب اسلامی ما با گروه های گوناگون فعالیت کردند، ولی بعد از نهضت امام، با امام همراهی کردند. البته مخالفان شهید آیت از هر بهانه ای علیه او استفاده کردند".با این حال، آیت جوان در همان سال های نخستین دهه 40، تلاش متمرکز و منظمی را آغاز کرد که به حزب زحمتکشان صبغه ای مذهبی ببخشد و در پلات فرم حزب، جایی برای مذهب باز کند. نمود این تلاش، نامه ای مفصل و چند ده صفحه ای بود که آیت در آذر 42 خطاب به رهبر حزب، بقایی، نوشت و نقش مهم و کلیدی مذهب را در مبارزه سیاسی در کشوری شیعه و دینمدار مثل ایران، یادآور شد. در بخشی از این نامه که مصداق بارزی از امر به معروف و نهی از منکر است، می خوانیم:"در مرامنامه (حزب زحمتکشان) حتماً باید بعضی از اموری که جنبه مذهبی دارد و موجب جلب افراد مذهبی می شود گنجانده شود و نیز به مذهب اسلام و اجرای قوانین مذهبی اشاره گردد تا ضمن اینکه عده ای بدین وسیله به ما می گروند در آینده هم از حربهٔ دین بر علیه ما استفاده ای نتوانند بکنند. همین اصلاحات ارضی را مطابق قوانین اسلامی شدید تر و بهتر از این می شود انجام داد که صدای کسی هم درنیاید و همین حال را دارد بسیاری از امور دیگر. ما باید از نیروی روحانیون حداکثر استفاده را بکنیم. بیشتر با آنها و مردم متدین مراوده داشته باشیم، یقیناً به موفقیت ما کمک شایانی خواهد کرد".البته کسانی چون «محمد قوچانی» که به دلایلی کاملاً مشخص آیت را نواخته اند و او را که خود قربانی نفاق شد، به نفاق متهم کرده اند(!) این نامه مهم و قابل تأمل آیت به بقایی را مصداق «نهان روشی» و توصیه به استفاده ابزاری از دین می خوانند. اما باید دقت داشت که آیت 25ساله در سال 42 به رهبر 51ساله حزب که یک سیاستمدار شناخته شده و بسیار پیچیده بود، نامه نوشت و طبیعتاً نمی توانست در همان ابتدای امر از او بخواهد که حزب خود را به یک حزب تمام اسلامی تبدیل کند. اما همین که یک جوان 25ساله در مقطعی که هنوز نهضت امام فراگیر نشده و عموم مردمان تصوری از نقش آفرینی دین در سیاست و حکومت اسلامی ندارند، از رهبر حزب خود می خواهد که اسلام را وارد مرامنامه حزب کند، نمی توان نامی دیگر جز «بصیرت» بر آن نهاد. آیت حتی با جسارت مثال زدنی خود، از در نصیحت رهبر کارکشته حزب درمی آید و به او گوشزد می کند که هیچ گاه در منظر عموم، کاری صورت ندهد که مغایر با شرع باشد:"این خیلی مضحک است که حزب ما مثلاً مرجعیت آیت الله خمینی را اعلام کند ولی بعضی اوقات تظاهر به اعمالی شود که آشکارا با مذهب مغایرت داشته باشد البته هرکس در زندگی خصوصی خود آزاد است که هرگونه می خواهد رفتار کند و چه از نظر شرعی و چه از نظر اخلاقی تجسس و دخالت در زندگی خصوصی افراد کاری مذموم و ناپسندیده است ولی تظاهر به بعضی اعمال که با ظواهر مذهب و شعایر مورد قبول اکثریت مردم مغایرت داشته باشد به ویژه از طرف عده ای که سمت رهبری دارند (اشاره به بقایی) مذموم و نیز ناپسندیده تر است. امیدوارم که به خصوص این پیشنهاد مجمل و سربسته حمل به عدم نزاکت و تجاوز از حد نشود".اما تلاش آیت برای اسلامی کردن حزب محدود به همین جا نبود. او در همین نامه از فعالیت محفلی به نام «کانون تشیع» سخن می گوید که هدف آن مبارزه با رفتن جوانان مذهبی مشتاق فعالیت سیاسی به زیر چتر نهضت آزادی بود:"«فعالیت خود را در کانون تشیع که مدت ها پیش به منظور تقویت حزب (زحمتکشان) و مقابله با دارودسته مهندس بازرگان تشکیل داده بودیم و تا حدودی هم در پیش بردن مقاصد خود موفق شده بودیم متمرکز کردیم".شاید بارقه تابناک بصیرت آیت برای اولین بار در همین جا متجلی می شود، چرا که همان جوانان مذهبی و معتقدی که به دلیل نداشتن هیچ گزینه دیگری برای فعالیت سیاسی، به نهضت آزادی پیوستند، چند سال بعد «سازمان مجاهدین خلق» را تشکیل دادند که به واسطه تفکرات التقاطی و تز «اسلام منهای روحانیت» خود، در نهایت راه به گمراهی برد و سرنوشت هزاران جوان مسلمان را تباه کرده و می کند.در سال های 41 و 42، با ظهور حضرت امام خمینی به عنوان یک رهبر مذهبی ــ سیاسی جدید در سپهر سیاست ایران، این آیت بود که با همراه کردن جوانان مذهبی حزب زحمتکشان همچون محمود کاشانی و محمدباقر کاشانی (فرزندان آیت الله کاشانی) توانست پذیرش مرجعیت دینی امام را به موضع رسمی حزب تبدیل کند. آنها حتی در جریانات خرداد 42، نشریه ای مفصل در حمایت امام و روحانیت در مسئله «لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی» منتشر کردند.این تحرکات آیت و کسانی که در حزب تحت تأثیر تفکر او بودند، به شدت مورد مخالفت رهبری حزب، مظفر بقایی، بود که به هیچ عنوان به روحانیت به عنوان یک نیروی فعال سیاسی اعتقادی نداشت و کاملاً به حکومت مشروطه سلطنتی پایبند بود. دکتر «حسین آبادیان»، در کتاب خود «زندگینامه سیاسی دکتر مظفر بقایی» درباره این مقطع از فعالیت حزب، چنین نوشته است:"تحولات سالهای 1341 و 1342، بسیاری از نیروهای حزب زحمتکشان را که با انگیزه های مذهبی وارد صفوف این تشکیلات شده بودند، در مقابل مواضع رسمی بقائی قرار داد... بدون تردید برجسته ترین منتقد خط مشی بقائی در این زمان، سید حسن آیت بود".به واقع، آیت و طیف او در این برهه در دست کم سه زمینه با رهبری حزب زحمتکشان در تقابل بودند: جشن گرفتن سالروز کودتای 28 مرداد و «قیام ملی» خواندن این کودتا توسط بقایی، عدم حمایت از حضرت امام و روحانیون و سکوت در برابر سرکوب قیام 15 خرداد، نبود کوچک ترین انتقاد به شاه و دربار از جانب رهبری حزب.دکتر «منوچهر محمدی» از مدیران ارشد پیشین وزارت امور خارجه، که همرزم و همراه دکتر آیت در حزب زحمتکشان بود، آن ایام را چنین به خاطر می آورد:"زمانی که هم ایشان و هم من عضو دانشجویی حزب زحمتکشان بودیم و شهید آیت جهت دهی حزب زحمتکشان را به سمت اسلامی شدن برعهده داشت… تا سال 1340 هم شهید آیت و هم دیگران کار زیادی انجام دادند تا اینکه امام آمد… در نتیجه تمام افرادی که در تشکیلات حضور داشتند از مجموعه جدا شدند… به طور مثال آقای محمود کاشانی و دیگران بودند… شهید آیت در بیرون از حزب زحمتکشان فعالیت بسیار قوی تر داشت به طوری که حزب او را اخراج کرد چرا که می خواست هیچ رابطه ای با وی نداشته باشد تا مشکلی برای آنها پیش نیاید. این وضعیت تا نزدیک سال های 44 و 45 ادامه داشت و در آن زمان هم من و هم آیت دانشجو بودیم و جلسات تفسیر و قرائت قرآن داشتیم. معمولاً در خانه های ما این جلسات برگزار می شد در عین حال این جلسات، جلسات سیاسی هم بود. در آن زمان سازمان مجاهدین خلق شکل گرفت و تعداد قابل توجهی از اعضای گروه مانند حمید بهرامی، محمدی گرگانی و حسین احمدی به سازمان مجاهدین خلق ملحق شدند ولی تعدادی از افراد مانند آیت و خود من و محمود کاشانی این مسأله را نپذیرفتیم".با افزایش ارادت آیت به امام، و زاویه گیری روزافزون از بقایی، سید حسن جوان تصمیم به تشکیل یک گروه زیرزمینی گرفت که هدف اصلی آن، آماده کردن یک گروه مسلحانه برای زمانی بود که یک انقلاب دینی آغاز می شد.بصیرت دومخانم «مهرانه معلم»، همسر شهید آیت، تلاش او را برای تشکیل محفلی از نیروهای مکتبی و خط امامی ارتش شاهنشاهی چنین شرح داده است:"همیشه تشکیلاتی فکر می کرد و به تشکیلات و همچنین به تشکیلات نظامی معتقد بود که حتماً باید در ارتش نیرو داشته باشد، به همین دلیل هم دنبال ارتشی ها بود، یعنی برخلاف بعضی گروه ها که ارتش نزدشان مطرود بود و می گفتند "ارتش، ارتش شاه است، ارتش شاه نمی تواند عناصری داشته باشد که به درد ما بخورد" ولی آیت این اعتقاد را نداشت، بچه هایی که می آمدند زمان انقلاب همه از آقایانی بود که در ارتش شاه بودند… اعضای این گروه خودشان یک چیزهای مدونی داشتند و اینها یک چیزهایی می نوشتند ولی خودشان چون خیلی ملاحظه امنیتی می کردند که نکند اینها جایی بیفتند، مثلاً سعی می کردند هر سطری از هر اصلی که برای خودشان گذاشته بودند این را متفرق در جاهای مختلف یادداشت کنند".به بیان دیگر، در اواسط دهه 40، زمانی که هیچ روی خوشی در افکار عمومی نسبت به ارتش شاهنشاهی وجود نداشت، آیت هم وجود عناصر مکتبی را در ارتش تشخیص داد، هم ضرورت تشکیل یک محفل نظامی را برای کمک به انقلاب در بزنگاه های حساس.شهیدان یوسف کلاهدوز، موسی نامجو، حسن اقارب پرست و سرهنگ مهدی کتیبه که همه در جریان و پس از پیروزی انقلاب، نقش های کلیدی در تبدیل ارتش شاهنشاهی به ارتش انقلابی و مکتبی داشتند، اعضای شاخص این محفل نظامی مخفی بودند که هر دو هفته یک بار با سید حسن آیت تشکیل جلسه می دادند. شمّ اطلاعاتی قوی آیت و رعایت نهایت مخفی کاری باعث شد که این محفل مهم هیچ گاه مورد شناسایی ساواک یا رکن دوی ارتش قرار نگیرد. در اهمیت این افراد همین بس که یوسف کلاهدوز جزو مؤسسان سپاه پاسداران شد، موسی نامجو به وزارت دفاع جمهوری اسلامی رسید، حسن اقارب پرست جزو فرماندهان ارشد نیروی زمینی ارتش در جریان دفاع مقدس شد و سرهنگ مهدی کتیبه به ریاست اداره دوم ارتش یا رکن دو (سازمان اطلاعات نظامی) ارتش جمهوری اسلامی ایران شد. «هادی جعفری» از اعضای حزب زحمتکشان ایران که از نزدیک با شهید آیت در تماس بود، درباره اهمیت این تشکیلات که آیت تشکیل داده بود نوشت: «او با همه مبارزین خوشنام و مسلح، آشنایی و همکاری نزدیک داشت و خاطرم هست سه روز بعد از انقلاب بود… گفت "اگر می خواهی شیخ محمد (منتظری) را ببینی اینجاست"… همگی همراهش رفتیم و به ساختمانی رسیدیم که چند اتاق ب ...

ادامه مطلب  

ستاد انتخابات کشور رسماً افتتاح شد/ ثبت نام از کاندیداهای ریاست جمهوری 22 فروردین  

درخواست حذف این مطلب
ستاد انتخابات کشور عصر امروز با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور رسماً افتتاح شد.به گزارش خبرگزاری فارس ستاد انتخابات کشور عصر امروز با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور رسماً افتتاح شد. در این مراسم نیز تمامی اعضای ستاد انتخابات کشور حضور دارند.بر همین اساس دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندوره ای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به طور همزمان در 29 اردیبهشت 96 برگزار خواهد شد.طبق اعلام اعضای ستاد انتخابات کشور ثبت نام از داوطلبان شرکت در انتخابات میاندوره ای مجلس از 8 اسفندما ...

ادامه مطلب  

ستاد انتخابات کشور رسماً افتتاح شد/ ثبت نام از کاندیداهای ریاست جمهوری فروردین  

درخواست حذف این مطلب
ستاد انتخابات کشور عصر امروز با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور رسماً افتتاح شد.به گزارش تهران نیوز ستاد انتخابات کشور عصر امروز با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور رسماً افتتاح شد. در این مراسم نیز تمامی اعضای ستاد انتخابات کشور حضور دارند.بر همین اساس دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندوره ای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به طور همزمان در اردیبهشت برگزار خواهد شد.طبق اعلام اعضای ستاد انتخابات کشور ثبت نام از داوطلبان شرکت در انتخابات میاندوره ای مجلس از اسف ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» به گزارش روزنامه ایران، آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام.در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتم ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» «ایران» در ادامه نوشت: آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام. در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتمن ...

ادامه مطلب  

افتتاح رسمی ستاد انتخابات کشور  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: ستاد انتخابات کشور عصر امروز با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور رسماً افتتاح شد. در این مراسم نیز تمامی اعضای ستاد انتخابات کشور حضور دارند.بر همین اساس دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندوره ای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به طور همزمان در 29 اردیبهشت 96 برگزار خواهد شد.طبق اعلام اعضای ستاد انتخابات کشور ثبت نام از داوطلبان شرکت در انتخابات میاندوره ای مجلس از 8 اسفندماه آغاز شده و تا آخر وقت اداری امروز ( 14 اسفند) ادامه خواهد داشت.همچنین ثبت نام از داوطلبان شرکت ...

ادامه مطلب  

ستاد انتخابات کشور رسماً افتتاح شد  

درخواست حذف این مطلب
ستاد انتخابات کشور عصر امروز با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور رسماً افتتاح شد. در این مراسم نیز تمامی اعضای ستاد انتخابات کشور حضور دارند.بر همین اساس دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندوره ای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به طور همزمان در 29 اردیبهشت 96 برگزار خواهد شد.طبق اعلام اعضای ستاد انتخابات کشور ثبت نام از داوطلبان شرکت در انتخابات میاندوره ای مجلس از 8 اسفندماه آغاز شده و تا آخر وقت اداری امروز ( 14 اسفند) ادامه خواهد داشت.همچنین ثبت نام از داوطلبان شرکت در انتخابات ...

ادامه مطلب  

پورعلی مطلق:رشد ثبت نام کاندیداها برای انتخابات میان دوره ای مجلس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز علی پورعلی مطلق دبیر ستاد انتخابات کشور در مراسم افتتاح ستاد انتخابات کشور طی سخنانی اظهار داشت: کارهای مقدماتی انتخابات را از تیرماه آغاز کردیم و جدول زمانبندی نیز طبق تقویمی که تنظیم شده اجرایی خواهد شد.وی افزود: ٣ انتخابات ریاست جمهوری شوراهای شهر و روستا و میاندوره ای مجلس را در سال ٩٦ برگزار خواهیم کرد که البته رسما کار خود را در روز ٨ اسفندماه با ثبت نام داوطلبان انتخابات میاندوره ای مجلس آغاز کردیم و امروز آخر ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم/ دستگاه قضا بدون مماشات با متخلفان انتخابات برخورد کند  

درخواست حذف این مطلب
تولیت آستان قدس رضوی گفت: یک برکت و نعمت این انتخابات، جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز کشور دور هم و کنار گذاشتن کدورت ها بود.به گزارش ایسکانیوز ؛ چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم / دولت وادار شد صدای مردم را بشنود / دستگاه قضا بدون مماشات با متخلفان انتخابات برخورد کن?  

درخواست حذف این مطلب
تولیت آستان قدس رضوی گفت: یک برکت و نعمت این انتخابات، جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز کشور دور هم و کنار گذاشتن کدورت ها بود.به گزارش شفاف، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نم ...

ادامه مطلب  

یک بام و دو هوای ثبت نام در مدرسه خوب!  

درخواست حذف این مطلب
نگاهی به کمیت و کیفیت روند ثبت نام مدارس در سال تحصیلی جدید گروه گزارش شاید تا چند سال گذشته دانش آموزان با اتمام امتحانات خرداد ماه و آغاز تابستان چند ماهی را فارغ از دغدغه مدرسه می گذراندند، اما این روزها حتی در تابستان هم یکی از مهم ترین دغدغه های برخی خانواده ها مسائل مربوط به ثبت نام دانش آموزان در مدرسه ای جدید یا تجدید ثبت نام درهمان مدرسه قبلی است.در این حوزه،ستادهایی تحت عنوان ستاد ثبت نام اصلی و فرعی برای کمک به روند ثبت نام دانش آموزان در مدارس شکل گرفته است.طبق دستور العمل ثبت نام سال تحصیلی جدید به منظور پوشش کامل تحصیلی افراد لازم التعلیم فاقد مدارک هویتی که از نظر سنی امکان تحصیل در نظام آموزش رسمی کشور را دارند، به استناد مصوبه هیئت وزیران و نامه معاون اول رئیس جمهور در تاریخ دوم اسفند ماه 1395 با ارائه کارت حمایت تحصیلی صادر شده از سوی وزارت کشور (فرمانداری ها) ثبت نام از آنها انجام می شود. با توجه به لزوم مدیریت منابع مالی و سرمایه انسانی ضروری است برای استفاده از فرصت شهریورماه 96 به گونه ای برنامه ریزی شود که روند ثبت نام دانش آموزان تا تاریخ 31 مرداد ماه سال جاری به اتمام برسد.مدیران مدارس ابتدایی موظفند اطلاعات دانش آموزان به ویژه در پایه اول را در اسرع وقت در سامانه سنجش بدو ورود و حداکثر تا پایان مردادماه 96 ثبت کنند. ثبت نام و تحصیل کودکان معلول و استثنایی به دلیل شرایط ویژه آنها یعنی امکانات ویژه و ضرورت حضور نیروی متخصص در مدارس عادی ممنوع است و با مدیران متخلف مطابق ضوابط و مقررات برخورد خواهد شد. در مدارس غیردولتی نصب نرخ شهریه مصوب ابلاغی به همراه رئوس تمام فعالیت ها در محل ثبت نام و در معرض دید اولیاء دانش آموزان الزامی است.مدیران مدارس غیردولتی موظفند هنگام ثبت نام نسبت به انعقاد قرارداد اخذ شهریه بین ولی دانش آموز و واحد آموزشی در سامانه تعیین شهریه اقدام و یک نسخه از قرارداد تکمیل شده را چاپ و پس از مهر و امضا به ولی دانش آموز تحویل دهند.قبولی خرداد در پایه نهم با معدل کل حداقل 16 و کسب شرایط علمی لازم توسط دانش آموز در انتخاب شاخه یا رشته تحصیلی یکی از مهم ترین شرایط ثبت نام در پایه دهم است.کسب مقیاس خوب حداکثر یک درس و خیلی خوب در سایر دروس در امتحانات نوبت دوم پایه ششم ابتدایی سال تحصیلی 95-96 از شرایط ثبت نام پایه هفتم در مدارس شاهد است.ستادها برای سهولت در ثبت نام تشکیل شده اند گفت و گویم را با غلامرضا محبت پور کارشناس ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش منطقه 9 در حالی آغاز می کنم که عده ای از اولیا دانش آموزان به ستاد ثبت نام با مسئولیت او مراجعه کرده اند و به نظر می رسد از روند کارها رضایت دارند. وی که 27 سال سابقه فعالیت به عنوان کارشناس مسئول ابتدایی و کارشناس متوسطه را دارد و هم اکنون کارشناس ارزیابی عملکرد منطقه 9 است ؛ مسئولیت نظارت بر تمامی ستادهای ثبت نام فرعی منطقه 9 را بر عهده دارد .وی در مورد نحوه عملکرد ستادهای ثبت نام می گوید: «ستاد ثبت نام سال های پیش وجود نداشت و این به دلیل دو نوبته بودن مدارس بود، اما در سال های اخیر ستاد ثبت نام برای تسهیل ثبت نام دانش آموزان با توجه به آدرس و... تشکیل شده است. اولیا ابتدا به مدرسه مورد نظرخود مراجعه می کنند و در صورت عدم رفع مشکلات و مسائل به ستادهای ثبت نام فرعی مراجعه دارند. چنانچه ستاد ثبت نام فرعی نیز قادر به حل مسائل نبود، به ما مراجعه می کنند.»این مسئول همچنین در ادامه می گوید: «چهار نقطه به عنوان ستاد ثبت نام فرعی در منطقه 9 وجود دارد؛ که درهر نقطه چند ستاد برای هر مقطع تحصیلی و در نهایت 15 ستاد وجود دارد.»با توجه به زمانی که از آغاز ثبت نام مدارس می گذرد، در مورد تعداد مراجعه هایی که به ستاد اصلی شده است، سؤال می کنم؛ وی پاسخ می دهد: «با توجه به عملکرد ستادهای فرعی اغلب مسائل در مدرسه حل می شوند و تعداد مراجعه زیادی نداریم.»برای هر دانش آموز حق ثبت نام تعیین شده استمحبت پور مهم ترین مسئولیت ستادهای ثبت نام واقع در هر نقطه را شناسایی نزدیک ترین مدرسه به محل سکونت هر دانش آموز می داند .همچنین معتقد است یکی از دلایل مهم تشکیل ستادهای ثبت نام، ثبت نام در مدارسی هستند که از اقبال خوبی به نسبت سایر مدارس برخوردارند و این موضوع سبب تراکم ثبت نام در آن مدارس با توجه به ظرفیت های محدود آنها می شود؛ اما وجود ستادها کمک می کند تا مدرسه ای که دانش آموزان در آن سهمیه برای ثبت نام دارند، تعیین شود. این کارشناس همچنین می افزاید: «ما موارد انتقالی از مناطق دیگر را داریم که آنها هم باید به ستادهای فرعی مراجعه کنند تا سهولت در ثبت نام برایشان ایجاد شود.»از او در مورد این که آیا ثبت نام ها تنها بر اساس محل سکونت انجام می شود؟ سؤال می کنم، وی می گوید: «اولویت هایی برای فرزندان فرهنگی و... هم وجود دارد که در کنار موقعیت مکانی برای ثبت نام به عنوان امتیازی قرار می گیرد.»محبت پوردر تکمیل صحبت هایش می گوید: «در حالی که تاکنون اقداماتی از جمله: تشکیل ستاد منطقه و تشکیل جلسه، تعیین مسئولین ستادهای فرعی در مدارس، صدور ابلاغ برای اعضای ستاد ثبت نام، توجیه مدیران مدارس در خصوص ثبت نام و تهیه بنرهای ستاد ثبت نام را انجام داده ایم؛ در انتها از مدیران مدارس خواستاریم که وقت بگذارند و مشکلات مردم را حل کنند و در این ایام صحبت از مشارکت های مردمی نکنند و اگر تمایلی از سوی اولیا بود،حتما به حساب مدرسه واریز شود.»او همچنین در توصیه ای به اولیا دانش آموزان می گوید: «در نزدیک ترین مدرسه محل سکونت ثبت نام کنند، چون هم حق آنان در آن مدرسه است و هم به راهنمایی های مسئولین اعتماد کنند.»هفته ها تلاش برای ثبت نام که هنوز به نتیجه نرسیده!در هیاهوی ایام ثبت نام دانش آموزان، بسیاری از افراد نیز از ثبت نام در مدرسه مورد نظرشان ناکام می مانند یا با مشکلاتی در مسیر ثبت نام خود مواجه می شوند که با وجود موفقیت در فرآیند ثبت نام اما دل آزرده ازمراکز و ستاد های ثبت نامی می شوند. در این میان به گفت و گو با صادقی، اولیاء متقاضی ثبت نام در پایه اول دبستان مدرسه ای دول ...

ادامه مطلب  

اگر برخی از برخوردها نمی بود، در مناظره ها آن طور ظاهر نمی شدم / گفت و گوی ملی را تا آخر پیش می برم »  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری می گوید گفتگوهای ملی را به منظور رفع سوء تفاهم ها تا آخر پیش می برد.متن کامل گفتگوی ایران با جهانگیری در زیر می آید: رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته؛ اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت، برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه 95 آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟ این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات 92 هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد، اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال 92 رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، بویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنا براین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند بخوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز بخوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند. اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتماً می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه؛ حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دوبار درعین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت 4 عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا، رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم. لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست، اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. درنتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد، اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت 8 و 9 شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره 15-20 روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم(باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است، اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالاً در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی. پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود، اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعاً من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها؛ فضا چگونه بود آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم. اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. اما پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال 92 یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال 96 هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساساً ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در 4 سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. بویژه اینکه در 4 سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال 92 هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در 4 سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست.» واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آنکه مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند. اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت 10 صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، بویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است، اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه؛ دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود. زیرا در این توافق ما در مقابل 6 کشور قدرتمند که عضو شورای امنیت بودند و نیز در کنار دشمنی امریکا، توانستیم به آنچه می خواستیم دست یابیم. دومین دستاورد بزرگ دولت این بود که کشور به طور کامل از مسیر خود خارج شده بود و این می توانست کشور را به بحران بکشاند، اما ما با کمترین هزینه کشور را به مسیر صحیح خود بازگرداندیم. نمود این وضع در اقتصاد این است که یک فضای متلاطم، به یک فضای باثبات تبدیل شد. همچنین رابطه متدینین و مراجع با دولت متشنج بود که این امر به یک رابطه مثبت تبدیل شد. در حوزه سیاسی نیز جریان های درون نظام که با هم این نظام را مستقر کرده بودند، به یکدیگر به دید دشمن نگاه کرده و رو در روی هم قرار گرفته بودند. ما سعی کردیم این جریان ها را در مسیر دوستی قرار بدهیم. تفاهم قوای سه گانه از میان رفته و حتی به افشاگری علیه یکدیگر در جلسات رسمی رسی ...

ادامه مطلب  

آسیب شناسی و تحلیل عملکرد اصولگرایان در انتخابات ۹۶ در گفت وگو با سیدمحمد حسینی اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنند/ با متخل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، در آخرین روزهای تابستان به سراغ عضو شورای مرکزی جمنا و استاد دانشگاه ادبیات و الهیات دانشگاه تهران می رویم. سیدمحمد حسینی، وزیر کرمانی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم محمود احمدی نژاد، حتما باید ناگفته های بسیاری از اتمام دوران آخرین دولت اصولگرایان و انتخابات های بعد از سال 92 داشته باشد. تابستان است و دانشگاه تعطیل. به محض اینکه وارد اتاق می شویم انگار منتظر ما بوده و خیلی گرم به استقبال ما می آید. بالاخره مشخص است وجه تمایز احمدی نژاد و وزرایش با سایر دولت ها همین مردم داری و نزدیکی با مردم بوده است. برای ما «کلمپه» یا همان شیرینی معروف کرمان را می آورد. البته به دلیل نداشتن پسته خندان رفسنجان از ما عذرخواهی می کند و می گوید چند وقتی است به شهرشان، رفسنجان نرفته تا سوغاتی بیاورد. وزیر محبوب دولت دهم از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق به شمار می رود و در سال ۱۳۶۸ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و تبلیغ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. حسینی سپس به دانشگاه تهران رفت و دکتری خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی اخذ کرد. او به مدت چهار سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و پس از آن در انتخابات میان دوره ای مجلس پنجم از شهر رفسنجان به مجلس راه یافت. او در مجلس پنجم از استیضاح کنندگان عطاءا... مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود که هم اکنون به بی بی سی و انگلستان پناه برده است. سیدمحمد حسینی در سال ۱۳۸۸ و توسط محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با کسب اکثریت آرا انتخاب شد. در ادامه گفت وگوی چهارساعته ما را با سیدمحمد حسینی می خوانید.چندین ماه از انتخابات 96 گذشته است، اگر موافق باشید با توجه به گذشت زمان و شرایط مساعد کنونی برای نقد و تحلیل عملکرد جریان های سیاسی بحث را از انتخابات شروع کنیم.جریان اصولگرایی متاسفانه در انتخابات ریاست جمهوری علی رغم اینکه گزینه واحدی داشتند، نتیجه را واگذار کردند. در این رخداد عوامل متعددی نقش داشتند ولی نقطه مثبت هماهنگی و انسجام بین نیروهای ارزشی بود. در این انتخابات به جای اینکه چند نفر با رای های پراکنده وارد میدان شوند، یک رای متمرکز 16 میلیونی شکل گرفت. رای 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر بی سابقه بودبسیاری از سیاسیون و احزاب معتقدند شرکت در رقابت با رئیس جمهور مستقر امری اشتباه است و نباید به این مساله ورود کرد. در سال 96 هم از ابتدا عده ای این ساز را کوک کردند که اصولگرایان بهتر است گزینه ای در انتخابات نداشته باشند یعنی از نگاه آنان رقابت «بی فایده» بود! اما امروز می توانیم ببینیم که رای آوری 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر هم «بی سابقه» بوده است. روحانی با برجسته کردن آزادی های فرهنگی و اجتماعی رای آوردعلت پیروزی روحانی و رای 24 میلیونی او را چه می دانید؟شواهد و قرائن متعدد نشان دهنده آن است که بیشتر رای ها به حجت الاسلام روحانی به دلیل برجسته شدن آزادی های فرهنگی و اجتماعی است نه به خاطر عملکرد اقتصادی دولت یازدهم. اقدامات نادرست قوه قضائیه و شورای نگهبان ربطی به اصولگرایان نداردیکی از نقدهایی که همواره درباره اصولگرایان مطرح بوده عدم عملکرد مناسب در برخی از مناصب و نهادهای زیرمجموعه خودشان است.نقش اصلی برای برطرف شدن مشکلات مردم بر دوش دولت خواهد بود. درست است که بسیج، سپاه، بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد در این زمینه وارد می شوند و کمک می کنند ولی از باب ناگزیری و ضرورت حاد وارد این عرصه ها می شوند. البته شاید یکی از اشکالاتی که همواره به اصولگرایان نسبت داده شده، این است که بار ضعف نهادها بر دوش اصولگرایان بوده، در حالی که جریان اصولگرایی یک جریان سیاسی است یعنی در عین حال که موید نظام و در مسیر امام و رهبری گام برمی دارد و از ارکان نظام با صراحت حمایت می کند به این معنا نیست که مثلا هر مشکلی در قوه قضائیه یا شورای نگهبان باشد، جریان اصولگرایی باید هزینه آن را بپردازد. صداوسیما روابط عمومی دولت شده استجریان اصولگرایی تاکنون مرزبندی با عملکرد نامناسب قوه قضائیه داشته است؟به ندرت اتفاق افتاده که ایرادات را مطرح و به جد انتقاد نکند. مثلا صداوسیما در این چهار سال در دست جریان اصولگرایی بوده یا بیشتر با دولت همراهی داشته است؟ روند برنامه های صداوسیما به گونه ای بوده است که درمجموع نتیجه به نفع آقای روحانی رقم خورد و ایشان انتخاب شد.البته ما هیچ گاه نمی خواهیم مانند اصلاح طلبان افراطی نقش اپوزیسیون را ایفا کنیم. در عین حال که نقاط قوت نهادهای حاکمیتی را بیان می کنیم و حمایت لازم را دربرابر هجمه های ناجوانمردانه انجام می دهیم. اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنندآیا نقد مشخص و روشن از دستگاه ها جزء برنامه های آینده اصولگرایی است؟به عنوان فردی که سال های سال در جریان اصولگرایی بودم، فکر می کنم باید در مواردی تجدید نظر صورت گیرد و باید برخی از ملاحظات نادرست را کنار بگذاریم. به عنوان مثال اگر در جایی قوه قضائیه در برخورد با دانه درشت ها کوتاهی و مماشات می کند ما باید پیشگام مطالبه گری باشیم و طلایه دار امر به معروف و نهی ازمنکر شویم. مدل جمنا برای اولین بار در کشور شکل گرفتبه نظر شما مدل جمنا توانسته است پاسخگوی نیازها باشد؟ برخی نقدها به این مجموعه وارد بود که می گفتند در راس تشکیلات حلقه بسته ای وجود دارد.جبهه مردمی یک هیات موسس داشت که گام به گام به سمت فراگیری و مردمی شدن حرکت کرد و برای اولین بار این شیوه در کشور عملیاتی شد که حدود سه هزار نفر از سراسر کشور در یک تجمع ملی اتخاد تصمیم کنند. عملکرد جمنا خالی از اشکال نبودالبته انتخاب آن سه هزار نفر هم قدری سوال ایجاد کرد.ممکن است اشکالات، ضعف ها و نقدهایی وجود داشته باشد، به هر حال خالی از اشکال نبود اما در نوع خود این حرکت بی نظیر بود. مثلا در گذشته می گفتیم پنج نفر از شورای هماهنگی بنشینند و تصمیم گیری کنند یا ترکیب های گوناگونی مانند ۵+۶ پشت درهای بسته تصمیم گیر بودند.رای گیری ها درست بود؟بعد از شمارش آقای حاجی بابایی حرف و حدیث هایی مطرح بود که حتی با بازشماری آرا نیز ادامه پیدا کرد.براساس مکانیسم اعلام شده، سعی بر این بود که رای گیری به درستی انجام شود. بله، یک مورد بود که رسیدگی شد و ایشان در جمع پنج نفر اول قرار گرفت. برای نشست 17 فروردین با آقای رئیسی صحبت شدگفته شده که پنج فروردین اعضای جمنا نزد آقای رئیسی رفتند و موافقت ایشان را برای حضور در انتخابات گرفتند، یعنی دقیقا قبل از 17 فروردین و برگزاری انتخابات جمنا، آیا این صحت دارد؟بالاخره باید با کاندیداها صحبت می شد تا بدانیم جدی کاندیدا هستند یا خیر. از 22 نفر به 21 نفر رسیدیم و رای گیری بین 21 نفر انجام شد. درخصوص آقای رئیسی عده ای تردید می کردند و بعضی هم می گفتند قطعا حضور دارد لذا لازم بود با ایشان صحبت شود تا تعیین تکلیف شود.این امر باعث نارضایتی در اعضای مرکزی جمنا شد؟خیر. بحثی نبود. از ابتدا که نام آقای رئیسی مطرح شد هم در اولین مجمع ملی بیشترین رای را داشتند.بنا نبود قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی جمنا شودبرخی ها شبهه ایجاد کردند که در ابتدا هیات رئیسه تصمیم گیری کردند و بعدا اعلام شد.خیر. از همان ابتدا بعضی دوستان اصولگرا و احزاب جبهه مردمی را متهم می کردند که می خواهند آقای قالیباف را گزینه نهایی کنند و می گفتند گزینه شما معلوم است و همه این حرکات و اقدامات صوری و نمایشی است. در ادامه دیدند اصلا بنا نبود آقای قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی شود.طبق نظرسنجی ها اگر آقای رئیسی کناره گیری می کرد احتمال داشت آقای قالیباف به مرحله دوم برود.نه چنین نبود. نظرسنجی های صداوسیما، بسیج و دانشگاه تهران مبنای کار بود. یکشنبه قبل از انتخابات هرسه نظرسنجی آرای آقای رئیسی را با فاصله بیشتری از قالیباف نشان می داد. اگر استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودیم وضع بهتر بودالبته اوایل که حضور آقای رئیسی نامعلوم بود آرای آقای قالیباف با فاصله قابل توجهی از دیگر کاندیداهای اصولگرا بیشتر بود. ولی بعد که کاندیداتوری آقای رئیسی جدی و تبلیغات ایشان گسترش یافت به تدریج از بقیه پیشی گرفت و اواخر از آقای قالیباف هم بیشتر شد. لذا تصمیم شورای مرکزی جبهه مردمی همراه واقع نگری و شرایط میدانی و به دور از حب و بغض و اعمال نظر شخصی اعضای شورای مرکزی بود، چون مهم نتیجه گیری بهتر بود نه اینکه ملاحظه افراد اصل باشد. برخی افراد که اظهار دلخوری و گلایه می کنند خودشان چقدر فعال بودند و به جبهه کمک کردند؟ اگرآستین همت را بالازده و استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودند قطعا وضع بهتری داشتیم.برخی در حرف ادعا داشتند همراه هستند و اظهار محبت هم می کردند اما عملا اقدامی ندیدیم. البته اگر فعالیت های غیبی داشتند ما بی خبر هستیم. {خنده}منتقدانی که فعالیت نمی کردند جزء شورای مرکزی هم بودند؟در شورای مرکزی کسی را ندیدم که با اصل حرکت جبهه مخالف باشد و اگر انتقاداتی هم اعضا داشتند در جلسات بیان می کردند. وظیفه اعضای شورای مرکزی جمنا هدایت جبهه بودمثلا به آقای حداد و برخی افراد که در شورای مرکزی بودند انتقاد می شد که چرا زمان انتخابات خوب وارد میدان نشدند.آنها هدایت کار را در جبهه برعهده داشتند و این وظیفه سنگین و پرزحمتی بود. مرتب جلسه برگزار می شد. کار را کم نبینید.فعالیت هایی پشت صحنه صورت می گرفت و ارتباطی که با افراد و احزاب و گروه ها بود کار زمان بری بود.یکسری از افراد می گویند جمنا مدلی از پایگاه بسیج بود. برخی دوستان می گفتند برخی ها لابی می کردند تا کمیته ها را در اختیار گیرند. مثلا در کمیته دانشجویی دانشگاه ها از بسیج دانشجویی افرادی حضور داشتند یا در برخی استان ها اعضا فقط از پایگاه بسیج و فرهنگیان بودند؟در اینکه برخی انتقادات وارد است هیچ تردیدی وجود ندارد. کسی نمی گوید هیچ ضعفی وجود نداشته است. زمانی که جبهه مردمی کار خود را رسمی شروع کرد تا انتخابات فقط پنج ماه فرصت بود. شما حساب کنید حرکت گسترده ای قرار است در سراسر کشور انجام شود، یک عملیات سنگین برای انتخابات انجام دهد و از قبل هم نبوده است و طی مدت پنج ماه می خواهد این کار سترگ را انجام دهد.مدل جمنا چه تفاوتی در سال 96 با انتخابات های سال 92و94 داشت؟ در انتخابات سال ۹۲ تفرقه حاکم بود و بدنه نیروهای اصولگرا و برخی فعالان و چهره های سیاسی به خاطر گلایه هایی که نسبت به ترکیب لیست داشتند به طور جدی وارد صحنه نشدند. سازوکار جبهه مردمی هرچند از نظر عده ای ایده آل نیست ولی در مشارکت دادن جمع زیادی از عناصر تاثیرگذار توفیق زیادی داشت. تبلیغات داخلی کاندیداها و هواداران شان در جمنا غیرقابل اجتناب بودلابی بازی در جمنا بوده است؟کاندیداها و هواداران شان علی القاعده دوست داشتند در شمار۱۰ نفر و بعدا هم جزء پنج کاندیدا قرار گیرند. لذا تبلیغاتی هم قبل از مجمع و روز نشست به طور پراکنده انجام شد که غیرقابل اجتناب بود. مسلما در آینده نیازمند ضوابط دقیق و نظارت بر اجرا هستیم که مشکلی پیش نیاید و مستمسکی برای گلایه ها وجود نداشته باشد.در جبهه واقعا تصمیمات مردمی گرفته می شود یا دوباره 10 نفر برای مردم تصمیم می گیرند؟ساختار جبهه باید به گونه ای طراحی و اساسنامه به صورتی تدوین شود که جامع باشد و تا حد امکان از اشکالات پیشگیری شود و کسانی که تاکنون با جبهه همکاری نداشتند مثل جبهه پایداری و بعضی اشخاص موثر، همراه شوند تا نتیجه بهتری حاصل شود. منتقدان جمنا وارد گود شوندبرخی اذعان داشتند سهم خواهی در جمنا وجود دارد.بهتر است منتقدان وارد گود شوند و نظرات و پیشنهادهای خود را برای تصحیح و تکمیل ارائه دهند و اگر تصور می کنند اشکالاتی وجود دارد برطرف کنند. در ریاست جمهوری اصل بر رسیدن به کاندیدای مورد وفاق بود و سهم خواهی معنا نداشت. احتمال حضور برخی کاندیداها در شورای مرکزی جمنااحتمال تغییر اعضای شورای مرکزی جمنا وجود دارد؟پیشنهاد تغییر و ورود برخی شخصیت ها که قبلا به خاطر کاندیداتوری نمی توانستند عضو شورا باشند مطرح شده که باید مجمع ملی تصمیم بگیرد. 3 هزار نفر مجمع جمنا به 1200 نفر می رسدآیا سه هزار نفر اصلاح و مجمع عمومی به نخبگان اختصاص پیدا می کند یا همچنان به همین صورت باقی می ماند؟عدد سه هزار نفر احتمالا به 1200 نفر کاهش یابد و نحوه انتخاب آنان کاملا منقح شود که بازگو کننده نظرات بدنه اجتماعی نیروهای انقلاب باشند. امیدواریم تا دور بعد شاهد ارتقای کیفی فعالیت ها باشیم.دور بعد منظور انتخابات 98 است؟بله. وقتی ساختار و ساز وکار اجرایی درست طراحی و نظرات نخبگان و صاحب نظران لحاظ شود فعالیت ها با اتقان، تاثیرگذاری و فراگیری بیشتری انجام خواهد شد.وزن احزاب و جریانات در جمنا چطور است؟اکثر تشکل های ارزشی با وجود برخی سختی ها و مشکلات همراهی داشتند.در انتخابات 96 که قدری همراهی نشد اما در انتخابات آینده قرار است همراهی باشد؟بنابر این است که همه جریانات سیاسی، تشکل ها و فعالان و افراد موثر را مجدد دعوت کنیم و گروهی از لیست جا نماند. با جبهه پایداری گفت وگو می کنیم تا در جمنا حضور یابدبه عنوان مثال با جبهه پایداری صحبتی شده است؟بله، گفت وگوها در جریان است. روش کار جمنا با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان متفاوت استاینکه احزاب نظر بدهند یعنی همانند شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که 10 سهمیه به اعتماد ملی و... می دهد شما هم به احزاب و جریانات اصولگرا سهم بدهید؟خیر. روش کار ما با اصلاح طلبان متفاوت است. برای آنها اصل و محور احزاب و سهمیه بندی است ولی انتخاب شورای مرکزی جمنا با رای مجمع ملی است.با وجود آنکه می دانستید یکی از ضعف های دولت یازدهم بحث اقتصادی است چرا یکی از کاندیداها که می توانست در بحث های اقتصادی مسلط باشد و کمک حال در ایام مناظره جزء پنج نفر باشد همانند آقای نادران ورود نکرد؟ یا اگر بحث گفت وگو و تسلط گفتاری مطرح است چرا آقای ضرغامی حمایت نشد که جزء پنج نفر باشد؟ یا از آن پنج نفر که حداقل دو نفر جمنا را قبول نداشتند به عنوان مثال آقای رئیسی گفت من متعلق به همه هستم و هر کسی می خواهد از من حمایت کند یا آقای قالیباف متن جمنا را امضا نکرد، چرا از لیست پنج نفره خط نخوردند و جمنا باز هم روی آقای رئیسی و قالیباف تکیه داشت؟ما از حدود 50 نفر که برای کاندیداتوری پیشنهاد شده بودند شروع کردیم. به همه اقشار و استان ها و شهرستان ها اعلام شد کسانی را که فکر می کنید برای ریاست جمهوری مناسب هستند مطرح کنید.صریح بگویید که آیا چنین چیزی نبود؟ آقای قالیباف در برنامه جهان آرا اعلام کردند که به من فشار آوردند که من کاندیدا شوم و بعد با فشار کنار رفتم.به هرحال از 50 نفر پیشنهادی، هیات بررسی کننده 22 نفر را واجد حداقل شرایط دانستند که نسبتا شناخته شده باشند و احتمال تایید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان باشد. این 22 نفر کسانی بودند که سابقه مدیریت ارشد داشتند یا نماینده مجلس بودند. بقیه هرچند افراد خوب و ارزشی بودند ولی تایید شدن آنها از سوی شورای نگهبان بلاشک منتفی بود. از ۲۲نفر تعدادی فعال تر وشناخته شده تر بودند و برای تبلیغ به استان ها و شهرستان ها سفر می کردند و برخی اصلا حاضر نبودند تلاشی کنند و می گفتند اگر قطعی شد و جزء پنج نفر قرار گرفتیم شروع می کنیم که جزء پنج نفر اول انتخاب نشدند و دلیل مهم آن کم کاری خودشان بود. پنج نفر که مشخص شد رئیسی و قالیباف گفتند سازوکار جمنا را قبول نداریم، عملا باید حذف می شدند. آقای ضرغامی هم نامه ای برای شورای مرکزی نوشت که اگر این دو نفر را قبول ندارند حذف شوند و افراد بعدی جایگزین شوند.وقتی رای گیری انجام شد و پنج نفر تعیین شدند بنا بر این بود که از پنج نفر به یک نفر برسیم نه اینکه اگر کسی انصراف داد فرد دیگری جایگزین شود و همین طور تا آخر پنج نفر باقی بمانند. قالیباف و رئیسی سازوکار جمنا را قبول داشتندآقای فتاح گفت من انصراف می دهم و من قرار نبود بیایم و اسم من را همین طور گذاشتند و بعد ایشان انصراف دادند و آقای حاجی بابایی آمدند. آقای حاجی بابایی گفتند رای گیری اشتباه بود و رای من بیشتر بود. اگر چنین بود چرا آقای قالیباف و رئیسی که قبول نداشتند حذف نشدند که دو نفر بالاتر قرار گیرند؟قبول داشتند و با هردو نفر جلسات متعددی برگزار شد.حتی نماینده به مجمع نفرستادند. آقای رئیسی نماینده نفرستادند.بله در مجمع عمومی شرکت نکردند ولی نمایندگان شان شرکت کردند.این طور که اعلام شده آقای فروزنده متن را برای آقای رئیسی می خواندند و ایشان می گویند آقای مرتضوی هم بخوانند. آقای مرتضوی هم می گویند اجازه دهید من بالا صحبت کنم و بعد آقای رئیسی شخصا خودشان تکذیب کردند.نشنیدم که شخصا تکذیب کنند. فتاح گفت با جمنا همکاری می کنمدر خبرگزاری فارس اعلام شد.بله از قول منبعی در دفتر ایشان،اعلام شد. علی ای حال مرتب با کاندیداها تماس داشتیم و در ارتباط بودیم و جلسه داشتیم و حتی با آقای فتاح صحبت شد و ایشان با صراحت اعلام کرد هر گونه همکاری که بتوانم انجام می دهم. تک تک آقایان به اهمیت و ضرورت کار جبهه اذعان داشتند و همکاری و تقویت جبهه را اصل می دانستند و درصدد تخطئه و تضعیف نبودند. البته اطرافیان گاهی اوقات مطالبی می گفتند که چندان مورد توجه قرار نمی گرفت.با توجه به اینکه دبیرکل حزب موتلفه جزء هیات مرکزی بود شاهد بودیم با اینکه آقای میرسلیم جزء پنج نفر نبود ثبت نام کرد.ظاهرا مستقل ثبت نام کرده بود.موتلفه حمایت کرد. عملا جمنا را زیر سوال بردند.آقای حبیبی و چند نفر از موتلفه بیانیه دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. موتلفه بیانیه داد و از رئیسی حمایت کرد نه از میرسلیمروز آخر بود که آقای میرسلیم هم تکذیب کرد.طبق گفته آقای حبیبی بیانیه ای دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. قصد ورود در مباحث داخلی موتلفه و اختلافات شان را ندارم اما اطلاعیه آقای حبیبی با باورها و مبانی موتلفه سازگاری بیشتری دارد. برای نمونه شعار همیشگی موتلفه به ویژه در انتخابات تبعیت از جامعتین(روحانیت مبارز و مدرسین) است که هردو جامعه از آقای رئیسی حمایت کردند. تصور بر این بود که میرسلیم هفته آخر انصراف می دهداین باعث نمی شود دیدگاه جمنا مثلا نسبت به حزبی تغییر کند مانند موتلفه؟تصور بر این بود که آقای میرسلیم هفته آخر انصراف می دهد باتوجه به پیوند این حزب با روحانیت. نسبت به ثبت نام میرسلیم در انتخابات گلایه هایی بودآقای میرسلیم در مجمع ملی جبهه جزء پنج نفر کاندیدای اول انتخاب نشد پس برچه مبنایی از اول ثبت نام کرد؟کسانی که خارج از روال جبهه ثبت نام کردند گلایه هایی را مطرح کردند که البته موجه به نظر نمی رسید. ولی از نظر قانونی نمی شد مانع ثبت نام کسی شد. نظام انتخابات که حزبی نیست بنا بر تفاهم و همدلی متقاعد شدن بود، همین مساله رسیدن به یک گزینه را مشکل می کند که لازم است راهکار مناسبی درنظر گرفته شود. اصلاح طلبان در چنین مواردی سازمانی عمل و فرد را طرد می کنند مثل برخوردی که با خانم الهه راستگو در شورای شهر کردند که این روش هم نوعی دیکتاتوری و سلب اختیار و اراده افراد است و نیروها ملزم به تبعیت چشم وگوش بسته از دستورات مرکزیت می شوند! میرسلیم می خواست رئیسی از او بخواهد که انصراف بدهدتذکری در شورای مرکزی جمنا به موتلفه داده نشد؟بله. در شورا این بحث ها همواره مطرح بود. طوری جلوه داده می شد که شما نگران نباشید و این قضیه حل و فصل می شود. همان طور که گفتم حزب موتلفه می گفت ما تابع جامعتین هستیم. در مورد عدم انصراف هم ظاهرا ایشان استدلال کرده بود در سفر مشهد با آقای رئیسی صحبت کرده ام و ایشان نگفته کنار بروم، طبیعی است که کمتر کسی حاضر می شود به کاندیدای دیگر بگوید کنار برود و بعد از انتخابات وامدار باشد!فکر می کردید آقای زاکانی ردصلاحیت شوند؟ سابقه ردصلاحیت هم داشت.باتوجه به سابقه موضوع این احتمال وجود داشت و مطرح هم شد که به خاطر نداشتن سابقه مدیریت اجرایی مثل دور قبل شورای نگهبان تایید نکند. پاسخ دوستان این بود که ایشان از جوانی درجنگ مسئولیت های خطیر و مهمی داشته و مدیریت در آن شرایط بحرانی به مراتب دشوارتر از وضع عادی است. مضافا اینکه در بسیج، مجلس و فعالیت های اجتماعی و سیاسی نقش موثر و ممتازی داشته ازجمله در هدایت و مدیریت طرح تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد اسلامی که در نوع خود بی بدیل است. درخصوص رجل سیاسی بودن ایشان هم باتوجه به چند دور نماینده مجلس بودن و حضور فعال در عرصه های سیاسی شائبه ردصلاحیت وجود نداشت.با توضیحاتی که به برخی اعضای شورای نگهبان داده شده بود انتظار می رفت وی تایید شود که درنهایت تصمیم شورا چیز دیگری شد.آقای بذرپاش و آقای حاجی بابایی چرا تایید نشدند؟در این خصوص هم بر عملکرد شورای نگهبان انتقاد جدی وجود دارد، انگار شورای نگهبان نقش مجمع تشخیص مصلحت را می خواست ایفا کند که آرایش سه به سه درست شود. در غیر این صورت تایید هاشمی طبا چه وجهی داشت یا انتخاب آقای جهانگیری که از اول معلوم بود نقشی جز تخطئه و تخریب رقیب و دفاع از گاف هایی چون حقوق های نجومی و فعالیت های انتفاعی اطرافیان وزرا همچون دختر وزیر آموزش و پرورش و نیز دستاوردتراشی برای دولت ندارد، بر چه مبنایی صورت گرفت و فردی چون دکترحاجی بابایی باسابقه پنج دوره نمایندگی و سابقه درخشان وزارت آموزش وپرورش چرا تایید نشد!این صحت داشت که آقای روحانی اول رد شده بود؟این را من نمی دانم و شورای نگهبان باید پاسخ دهد. ما در جمنا نگفتیم که بذرپاش ثبت نام نکندجمنا خواست آقای بذرپاش ثبت نام نکند؟خیر. ما هیچ تصمیمی در شورای مرکزی نگرفتیم. جوان بودن بذرپاش جرم نبوداحتمال رد صلاحیت بود؟تنها چیزی که مطرح می شد جوانی ایشان بودکه براساس آموزه های اسلامی و سنت پیامبر(ص)در نصب جوانان به مسئولیت های بسیار مهم، جوانی ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم/ جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز انقلاب برکت این انتخابات بود/ دولت وادار شد صدای مردم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزای فارس- چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید. در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید. آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذ ...

ادامه مطلب  

تتلو تاوان داد/ حجم تخریب روحانی بالا بود، انتظار نداشتم/ تصور می کردم روحانی، به واسطه لباس روحانیت حد نگه دارد  

درخواست حذف این مطلب
کاری که با این خواننده کردند «حرام بیّن» بود.سید ابراهیم رئیسی گفت: تصور می کردیم آقای روحانی در انتخابات حداقل به واسطه لباس روحانیتش، در تخریب و تهمت حدّ نگه دارد.به گزارش عصرایران به نقل از تسنیم، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی(ع) فراهم گردید. در این دیدار، سؤالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید. آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیسی در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجدداً نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خوب، این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد به نفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده بانشاط به نام انقلاب، نگاه «ما نمی توانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ بانشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمی شود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متأسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند، منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلأهایی دارد که باید پوشانده شود، همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مؤمن و فداکار ما برای انقلابشان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الّا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که "شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست"، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مؤمن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم، من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد؛ یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه می دهد بیندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان می داند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما می دانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رأی می دهند، اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رأی مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از آمریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند، چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد، می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی، اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند، به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم؛ چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، به خاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89، این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلطشان امید مردم و به خصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذنشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که بر اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و باکرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که بر اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود، یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است. اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب توسط آقای روحانی را نداشتم/رأی ۱۶میلیونی علی رغم باران تهمت و تخریب، نشانه مهمی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی(ع) فراهم گردید. در این دیدار، سؤالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید. آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیسی در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.س: آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجدداً نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خوب، این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد به نفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده بانشاط به نام انقلاب، نگاه «ما نمی توانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ بانشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمی شود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متأسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند، منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلأهایی دارد که باید پوشانده شود، همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مؤمن و فداکار ما برای انقلابشان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الّا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که "شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست"، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مؤمن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم، من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد؛ یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه می دهد بیندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان می داند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.س: با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما می دانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رأی می دهند، اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رأی مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از آمریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند، چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد، می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی، اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند، به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم؛ چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، به خاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89، این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلطشان امید مردم و به خصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذنشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که بر اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و باکرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که بر اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود، یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است. اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست. این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.س: یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است. س : یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هن ...

ادامه مطلب  

حجم تخریب روحانی بالا بود ، انتظار نداشتم/ مردم را ترساندند تا فضای روانی کشور تحت تأثیر قرار گیرد/ تصور می کردم روحانی، به واسطه لباس روحانی?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارشسرویس سیاسی پایگاه 598، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.به گزارش فارس، در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.* آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هن ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

متأسف شدم وقتی شنیدم که تصاویر نامناسبی از گذشته او پخش شد/ این کار خیلی زشت و اشاعه فحشاء از جوانیست که توبه کرده / انتظار این حجم از تخریب تو?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر، سید ابراهیم رئیسی گفت:تصور می کردیم آقای روحانی در انتخابات حداقل به واسطه لباس روحانیتش، در تخریب و تهمت حدّ نگه دارد. وی از دیدارش با تتلو نیز توضیحاتی ارائه داده است: خیلی متأسف شدم وقتی شنیدم که تصاویر نامناسبی از گذشته که او از آنها اعلام برائت کرده با طراحی همان اتاق عملیات روانی به طور گسترده در فضای مجازی پخش شد./ این کار خیلی زشت و حرام بیّن و اشاعه فحشاء از جوانی است که اظهار میکند من توبه کرده ام متن کامل مصاحبه فارس و تسنیم با رییسی در ادامه می آید:آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟ من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسوولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد. جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد. خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است. واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود. حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر میکنم. اساسا برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمیگردد. یک نگاه که میگوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است. س: با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟ تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای میدهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است. در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟ برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید. البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد. در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟ رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است. اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست. این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.س: یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟ من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد. مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود. نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است. س : یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید. بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟ قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند! یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم ...

ادامه مطلب  

نامه مطهری به آملی لاریجانی، محاکمه متهم پرونده ستایش، احضار برخی مدیران کانال های تلگرامی و...  

درخواست حذف این مطلب
نامه علی مطهری به رئیس قوه قضاییه، اعلام تاریخ محاکمه متهم پرونده ستایش و دو متهم پرونده فساد نفتی، احضار برخی مدیران کانال های تلگرامی، شکایت معاونت حقوقی رییس جمهور از "خبرگزاری فارس"، تایید صحت انتخابات میاندوره ای مجلس توسط شورای نگهبان، اظهارات حدادعادل درباره ابراهیم رئیسی و ... از جمله گزیده اخبار سیاسی ایسنا در روزهای پنج شنبه، جمعه، شنبه و یکشنبه، ۱۱، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ خردادماه ۱۳۹۶ است که می توانید در لینک های زیر دنبال کنید.*روحانی: نمی پذیریم هر کس در ‏هر شهر با سلیقه خود با زندگی مردم بازی کندرییس جمهور با بیان اینکه ملت ایران پذیرفته است که تنها یک رهبر و قانون اساسی در کشور وجود ‏دارد، اظهار داشت: ما نمی پذیریم که هر کسی در هر شهری ادعای رهبری مردم را داشته باشد و ‏بخواهد با قانون و سلیقه خود با زندگی مردم بازی کند چراکه معتقدیم آرامش مردم در صورتی امکان پذیر است که هر روز قانون را عوض نکرده و زندگی مردم را تغییر ندهیم.‏*جهانگیری: پیروزی در انتخابات پایان کار نیست، بلکه اول کار است/ مشکل لاینحل نداریممعاون اول رییس جمهور با بیان اینکه در مقطع فعلی با رأی بالای مردم به دکتر روحانی فرصتی ملی و بزرگ برای عبور از تنگناهای کشور پیش روی ما قرار گرفته است، گفت: باید از اعتماد و امید مردم و از همبستگی ملی که بیش ۴۰ میلیون نفر را به پای صندوق های رای کشاند استفاده کنیم و مطمئن هستم با اتکا به این فرصت هیچ مشکلی در کشور لاینحل نخواهد بود.*شکایت معاونت حقوقی رییس جمهور از "خبرگزاری فارس"معاونت حقوقی رییس جمهور علیه خبرگزاری فارس اعلام شکایت کرد.*علی مطهری به رییس قوه قضاییه نامه نوشت + متننایب رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رئیس قوه قضاییه، به اظهارات اخیر وی درباره موضوع حصر واکنش نشان داد و از وی خواست اقدام عاجلی برای رفع حصر انجام دهد.*سیاست ها و اقدامات ساماندهی پیام رسان های اجتماعی نهایی شد"سیاست ها و اقدامات ساماندهی پیام رسان های اجتماعی" عصر شنبه در جلسه شورای عالی فضای مجازی به ریاست حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی رییس جمهور، نهایی شد.*شورای نگهبان صحت انتخابات میاندوره ای مجلس را تایید کردسخنگوی وزارت کشور از وصول نامه شورای نگهبان به وزارت کشور در خصوص تایید صحت انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی در هر ٤ حوزه انتخابیه موضوع این انتخابات خبر داد.*متهم پرونده ستایش ۱۶ خردادماه محاکمه می شود/ رضایت خانواده ستایش منتفی استوکیل مدافع متهم پرونده «ستایش» از محاکمه موکلش در روز ۱۶ خردادماه در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران خبر داد.*دو متهم پرونده فساد نفتی تیرماه محاکمه می شوندوکیل مدافع حمید فلاح هروی متهم ردیف سوم پرونده موسوم به فساد نفتی از محاکمه موکلش و دیگر متهم این پرونده در تیرماه سال جاری در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب خبر داد.*احضار برخی مدیران کانال های تلگرامی به دادسرارئیس کل دادگستری استان تهران از احضار برخی مدیران کانال های تلگرامی به دادسرا خبر داد.*بازداشتی صورت نگرفته استدادستان عمومی و انقلاب مرکز استان مازندران، مطالب مطرح شده در خصوص تشکیل پرونده قضایی، دستگیری و بازداشت جانباز مدافع حرم در دادگستری محمودآباد را خلاف واقع برشمرد و گفت: در حال حاضر تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.*دومین گزارش سال ۲۰۱۷ مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره اجرای برجاممدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی عصر روز جمعه(۱۲ خرداد) دومین گزارش خود در سال ۲۰۱۷ درباره اجرای برجام در ایران را در اختیار ۳۵ عضو شورای حکام قرار داد.*نجفی: فعالیت های هسته ای ایران در چارچوب برجام پیش می رودن ...

ادامه مطلب  

آرزوی دشمن قهر مردم با نظام است/این حجم تخریب راپیش بینی نمی کردم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام رئیسی،چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح شد که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد.*اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد خدمت بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاءهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه انتخابات چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم ۴۱ میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال ۸۹. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از ۸۸ دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از ۶۰ درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ ۸۸ را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود ۱۵ میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار اینگونه رای دادند؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی۹۵۵ هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش ۳ برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا ۵ برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم پیچیده و چندلایه ای علیه ملت ایران طراحی و تصویب شد؟ اینها شماتت نیست، بلکه تبیین واقعیت است.کار دشمن دشمنی است. برای دشمن فرقی بین دولت ها نیست. او می ...

ادامه مطلب  

گلایه های انتخاباتی رئیسی  

درخواست حذف این مطلب
س: آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجدداً نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خوب، این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد به نفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده بانشاط به نام انقلاب، نگاه «ما نمی توانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ بانشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمی شود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متأسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند، منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلأهایی دارد که باید پوشانده شود، همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مؤمن و فداکار ما برای انقلابشان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الّا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که "شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست"، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مؤمن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم، من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد؛ یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه می دهد بیندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان می داند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.س: با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما می دانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رأی می دهند، اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رأی مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از آمریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند، چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد، می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی، اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند، به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم؛ چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، به خاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89، این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلطشان امید مردم و به خصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذنشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که بر اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و باکرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که بر اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود، یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم به ویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است، اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید "سالی 955 هزار شغل ایجاد می کنیم"، وعده افزایش 3برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الآن شنیده می شود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، "می خواهیم وصل کنیم"، الآن پیامک داده اند که "نه، باید بررسی کنیم"! امیدوارم اینها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بود که دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود، همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.س: یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم، مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یک ماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساساً مرا نمی شناختند، به خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد، حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند، این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فراانتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست، مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خوب، تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب به خلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر به وضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین مأموریت های آینده است.س: یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعاً وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید.بله، این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خوب، در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما به هم خورد.س: یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار مؤثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زودهنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند "اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟" (خنده) اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعاً اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خوب، اخیراً مردم خبرها را می بینند، در آمریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خوب، چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم پیچیده و چندلایه ای علیه ملت ایران طراحی و تصویب شد؟ اینها شماتت نیست، بلکه تبیین واقعیت است. کار دشمن دشمنی است. برای دشمن فرقی بین دولت ها نیست. او می خواهد ریشه ملت مسلمان ایران و اسلام و اصل انقلاب را بزند. اتفاقاً آمریکا بیش از هر کس با ...

ادامه مطلب  

متابعت عملی از ائمه معصومین در استمرار مبارزه با کفر و نفاق است/ متصل کردن حوادث صدر اسلام با امروز رسالتی مهم برای شاعران دینی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری بسیج به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در آستانه ایام شهادت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها امشب (پنج شنبه) جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با تأکید بر اهمیت محتوای اشعار دینی خاطرنشان کردند: مدح و مصیبت ائمه علیهم السلام بخش مهمی از شعر دینی است اما در این بخش باید سخنان معقول منطقی و برخاسته از نگاه و سلیقه درست به کار برده شود و از برداشتهای عامیانه و سطحی و بیان مسائل جعلی و توهمی پرهیز شود.حضرت آیت الله خامنه ای متصل کردن ...

ادامه مطلب