27هزار میلیارد ریال سرمایه گذاری در کهگیلویه وبویراحمد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایرنا، استان کهگیلویه وبویراحمد با مساحت 16هزار و 264 کیلومتر مربع یک درصدخاک و با جمعیتی حدود 713 هزار نفری دارای یک درصد جمعیت کشور است.دولت تدبیر و امید از سال 92 در حالی رئوس برنامه ها و خط و مشی و سیاست های راهبردی خود را با بینشی عمیق و روشن و با چاشی تدبیر، امید و اعتدال در حوزه های گوناگون ترسیم کرد که اکنون آثار و نتایج مثبت و امیدآفرین آن برای مردم قدرشناس این خطه از میهن مان به زیبایی ملموس است.سیاست های مبتنی بر رویکردهای یک جانبه نگری، فقدان توسعه نامتوازن منطقه ای، غفلت از ظرفیت ها و قابلیت های استانی توام با سوء تدبیر و مدیریت، زخمهای کهنه ای بوده که تا پیش از سال 92 به عقیده کارشناسان و نخبگان بر پیکر استان کهگیلویه وبویراحمد سنگینی می کرد.مسئولان و تیم اجرایی دولت یازدهم در کهگیلویه و بویراحمد از آغاز فعالیت دولت تدبیر و امید با کارکرد و رویکردی امیدبخش و کارشناسانه و همگام با حرکت امیدآفرین دولتمردان اقدام به تهیه و تدوین برنامه عملیاتی در طول چهارسال گذشته برای خروج از محرومیت و پرکردن گودال های عمیق و مشکلات انباشت شده از گذشته کردند.البته باید همواره به این نکته نیز توجه داشت که در بررسی شاخص ها و ارزیابی ها در زمینه کارکردهای اجرایی نباید وضعیت فعلی را با وضعیت مطلوب، آرمانی و ایده آل ها سنجش کرد.** توسعه پرشتاب کهگیلویه وبویراحمد در دولت یازدهمرشد سه برابری اعتبارات عمرانی، بهره برداری از 2 هزار و 990 طرح عمرانی و اقتصادی، آغاز عملیات اجرایی پتروشیمی دهدشت مرکز شهرستان کهگیلویه پس از 12 سال از کلنگ زنی آن، افزایش طول بزرگراههای استان از 50 کیلومتر به بالای 120کیلومتر در سال 95، افزایش میزان تجهیز زمین های کشاورزی به روش های نوین آبیاری از 20هزار هکتار به 28هزار هکتار، اجرای بیش از 15 طرح پمپاژ آب کشاورزی، آغاز عملیات اجرایی آبرسانی به چهار شهر استان از طریق سد کوثر، سرمایه گذاری 6 هزار میلیارد ریالی بخش صنعت، رشد شاخص آبرسانی روستاهای استان از 67به 73درصد و جذب 381 میلیارد ریال اعتبار از طریق صندوق توسعه ملی برای 18 مجتمع آبرسانی روستایی بخشی ناچیزی از کارنامه درخشان دولت تدبیر و امید در این استان بوده است.**حوزه عمرانی و اقتصادی/سرمایه گذاری 27 هزار میلیارد ریالی دولت یازدهماستاندار کهگیلویه وبویراحمد گفت که دولت تدبیر و امید ظرف چهار سال گذشته افزون بر 27هزار میلیارد ریال در حوزه های عمرانی و اقتصادی در این استان سرمایه گذاری کرده است.سید موسی خادمی تصریح کرد: این میزان سرمایه گذاری در قالب 2 هزار 990 طرح عمرانی و اقتصادی در طول چهار سال فعالیت دولت یازدهم در این استان بوده است.وی یادآور شد که یکهزار و 839 طرح عمرانی و اقتصادی از این تعداد ظرف سه سال گذشته از دهه فجر (92 تا 95) بوده است.خادمی گفت که اعتبار طرح های عمرانی و اقتصادی افتتاحی و کلنگ زنی این استان در این مدت افزون بر 23 هزار و 450 میلیارد ریال بوده است.وی اظهار داشت: این اعتبار مربوط به دهه فجر سال 1392 تا دهه فجر سال 1395 است که 13 هزار و 850 میلیارد ریال آن مربوط به طرح های افتتاحی و 9 هزار و 590 میلیارد ریال نیز مربوط به طرح های کلنگ زنی استان بود.وی افزود: در این مدت یکهزار و 839 طرح عمرانی و اقتصادی در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح و یا کلنگ زنی شد.استاندار کهگیلویه و بویراحمد بیان کرد: از این تعداد طرح یکهزار و 580 مورد عمرانی و 259 مورد نیز اقتصادی بوده است.خادمی تاکید کرد: از مجموع این یکهزار و 839 طرح کهگیلویه و بویراحمد یک هزار و 555 مورد عمرانی افتتاحی و 284 مورد نیز عمرانی کلنگ زنی بود.وی ابراز داشت: برای اجرای طرح های عمرانی افتتاحی و کلنگ زنی کهگیلویه و بویراحمد در سه سال گذشته 12هزار و 580 میلیارد ریال و برای اجرای طرح های اقتصادی افتتاحی و کلنگ زنی استان در این مدت 10 میلیارد و 860 میلیون ریال هزینه شده است.استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت: هشت هزار و 98 فرصت شغلی از سال 1392 تا 1395 با افتتاح و یا کلنگ زنی این یک هزار 839 طرح عمرانی و اقتصادی در استان ایجاد شد.خادمی ابراز داشت: یکهزار و 160 مورد از این طرح های افتتاحی و آماده اجرا نیز مربوط به هفته دولت امسال است که ظرف روزهای آینده به طور رسمی افتتاح و کلنگ زنی خواهند شد.وی میزان اعتبار هزینه شده و یا پیش بینی شده برای این تعداد طرح را افزون بر سه هزار و 270 میلیارد ریال و میزان اشتغالزایی آنها را نیز افزون بر 2 هزار و 180 نفر ذکر کرد.وی یادآور شد: 248 طرح از این تعداد عمرانی و 912 مورد اقتصادی هستند.استاندار کهگیلویه وبویراحمد طرح های عمرانی افتتاحی هفته دولت سال 96 در این استان را 225 مورد با سرمایه گذاری افزون بر یکهزار و 691 میلیارد ریال ذکر کرد و گفت: 23 طرح با اعتباری افزون بر 856 میلیارد ریال نیز کلنگ زنی خواهد شد.وی گفت که از مجموع 912 طرح اقتصادی در هفته دولت امسال در کهگیلویه وبویراحمد 908 مورد افتتاحی و چهار طرح نیز کلنگ زنی است.** سفر رئیس جمهوری به کهگیلویه وبویراحمدسرآغاز تحولاستاندار کهگیلویه وبویراحمد همچنین گفت: سفر پر برکت رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت به استان در مرداد سال جاری سرآغاز و نقطه عطفی از تحول، امید و رونق در طرح های مختلف عمرانی و سرمایه گذاری در این استان شده است.خادمی یادآور شد که 46 مصوبه با اعتباری افزون بر 9 هزار و 600 میلیارد ریال رهاورد سفر رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت به این استان بود.وی اظهار داشت که این طرح ها در حوزه های راهسازی، بهداشت و درمان، کشاورزی، آب و فاضلاب، علمی و فرهنگی و توسعه شهری در سال های 95 و 96 مصوب شده است.وی تصریح کرد که پنج هزار و 890 میلیارد ریال از این میزان اعتبار برای سال 95و سه هزار و 770 میلیارد ریال نیز برای سال 96 مصوب شده است.چهار طرح از مجموع طرح های مصوب درحوزه عمران شهری، 6 طرح در بخش کشاورزی، 9 مورد در حوزه منابع آب، پنج طرح در بخش علمی، فرهنگی و گردشگری، هفت طرح در حوزه بهداشت و درمان و چهار مورد نیز در بخش حمل و نقل است.استاندار کهگیلویه و بویراحمد تاکید کرد: 2 هزار و 600میلیارد ریال از این اعتبار در بخش راهسازی، 2 هزار و 190 میلیارد ریال آب و فاضلاب، یکهزار و 740 میلیارد ریال عمران شهری، یکهزار و 330 میلیارد ریال کشاورزی،970 میلیارد ریال به چهار بیمارستان در حال ساخت و 720 میلیارد ریال برای طرح های فرهنگی دانشگاه ها در نظر گرفته شده است.** بهره برداری از 158 طرح سفر رئیس جمهوریاستاندار کهگیلویه وبویراحمد همچنین گفت که تاکنون 158 طرح در بخش های مختلف دولتی و بخش خصوصی در قالب طرح های مصوب سفر هیات دولت در این استان به بهره برداری رسیده است.وی مجموع سرمایه گذاری این 158 طرح را افزون بر 6 هزار و 70 میلیارد ریال ذکر کرد و افزود: از این تعداد 128طرح دولیت و 30 مورد نیز خصوصی بوده است.خادمی ابراز داشت: عملیات اجرایی 9 طرح نیز با میزان اشتغالزایی پنج هزار و 283 نفر نیز آغاز شده است.** افزایش سه برابری اعتبارات عمرانیمعاون عمرانی استاندار کهگیلویه وبویراحمد با اشاره به تخصیص میزان بودجه سالانه و اعتبارات عمرانی استان در طول چهار سال گذشته نسبت به قبل از فعالیت دولت یازدهم گفت که در سال 91 کل بودجه عمرانی این استان اعم از استانی و ملی سه هزار و 420 میلیارد ریال بود که در سال 95 با بیش از 2 برابر رشد به رقمی افزون بر هفت هزار و320 میلیارد ریال رسید.نیک اقبالی اظهار داشت که سهم استان از کل اعتبارات عمرانی دولت در سال 92 حدود 62 صدم درصد بوده که در سال 96 به 1.7دهم درصد رسیده است.وی تصریح کرد که کل اعتبارات تملک و دارایی های کهگیلویه و بویراحمد در سال 91هزار و 800 میلیارد ریال بوده که در سال 96 نیز به هفت هزار و 930 میلیارد ریال رسید.نیک اقبالی یادآور شد که شورای برنامه ریزی و توسعه استان کهگیلویه و بویراحمد در حالی که در سال 91 تنها مجاز به توزیع و تصمیم گیری راجع به هزار و 800 میلیارد ریال بودجه بود اما در سال 96 میزان بودجه ای که استان می تواند بین شهرستان ها و مناطق مختلف توزیع کند به رقمی افزون بر هفت هزار و 930 میلیارد ریال رسیده است.وی ادامه داد که کل بودجه عمرانی مصوب در سال 96 در استان کهگیلویه و بویراحمد با بیش از سه برابر رشد نسبت به سال 92 رقمی افزون بر 12 هزار میلیارد ریال شده است.وی، توفیقات حاصل شده در زمینه رشد قابل محسوس اعتبارات عمرانی که منجر به توسعه و رشد همه جانبه در استان شده را نتیجه توجه و اهتمام ویژه دولت به استان های محروم، همدلی، هماهنگی و هم افزایی مجموعه مدیریت استان با مجمع نمایندگان و رهنمودهای نماینده ولی فقیه در کهگیلویه وبویراحمد ذکر کرد.وی افزود: کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم شاهد تحول اساسی و چشمگیر در حوزه های مختلف از جمله امور عمرانی بوده در حالی که وضعیت اقتصادی کشور در ابتدای دولت یازدهم به دلیل تحریم ها و قیمت پایین نفت چندان مطلوب نبوده است.** افزایش 70درصدی ظرفیت تصفیه خانه های فاضلابمدیر کل امور شهری استانداری کهگیلویه و بویر احمد گفت که ظرفیت تصفیه خانه های فاضلاب در این استان با 70 درصد افزایش در دولت تدبیر و امید از 44 هزار متر مکعب به 75 هزار و 200 متر مکعب رسید.عدبالکریم عزیزی ابراز داشت: شمار مشترکان فاضلاب در این استان از 20 هزار و 639 مشترک در سال 92 با 60 درصد افزایش به 33 هزار مشترک افزایش یافت.تعداد مشترکان آب شرب این استان درحالی که در سال 92، 120 هزار و 983 مشترک بود در سال جاری به 148 هزار مشترک رسیده است.وی گفت: تا سال 92 یکهزار و 362 کیلومتر شبکه آبرسانی در استان احداث شده بود که این میزان در سال 95 به یک هزار و 400 کیلومتر افزایش یافته است.** کمک 770 میلیارد ریالی دولت یازدهم به دهیاری هامدیرکل رفتر امور روستایی استانداری کهگیلویه وبویراحمد گفت: دولت یازدهم ظرف چهار سال گذشته افزون بر 770 میلیارد ریال به دهیاری های این استان کمک کرده است.داریوش مظفر گفت که 155روستای این استان در دولت یازدهم از نعمت آب آشامیدنی سالم برخوردار شدند.وی گفت که این تعداد روستا بیش از 11 هزار و 600 خانوار روستایی در قالب 47 هزار و 87 نفر را شامل می شود.کهگیلویه و بویراحمد دارای یکهزار و 676 روستای دارای سکنه است.یکهزار و 420 روستا از این تعداد دارای تأسیسات آب رسانی هستند.وی تصریح کرد که این تعداد روستا در قالب 65 طرح آب رسانی با اعتبار افزون بر 240 میلیارد ریال از آب سالم بهره مند شدند.وی گفت که شاخص بهره مندی از آب سالم در این استان هم اینک با پنج درصد افزایش نسبت به سال 92 از 68 درصد به حدود 73.15 درصد رسیده است.** اجرای 18مجتمع آب رسانی در کهگیلویه و بویراحمدمظفر همچنین تصریح کرد که 381 میلیارد ریال از محل بند ج تبصره پنج قانون بودجه سال 1394(صندوق توسعه ملی) برای اجرای 18 مجتمع آب رسانی روستایی این استان تخصیص یافته است.وی با اشاره به فرایند هزینه کرد 381 میلیارد ریال صندوق توسعه ملی برای طرح های آب رسانی روستایی در استان، گفت: این میزان اعتبار برای 18 مجتمع آب رسانی روستایی در قالب 470 روستا تخصیص یافته است.وی با بیان اینکه تخصیص این میزان اعتبار نیز 100 درصد است، گفت: 107 هزار نفر از جمعیت روستایی کهگیلویه و بویراحمد با بهره برداری و تکمیل این مجتمع های آب رسانی از نعمت آب آشامیدنی سالم برخوردار خواهند شد.**رشد 12 درصدی جایگاههای عرضه سوخت در کهگیلویه و بویراحمدمدیر کل دفتر فنی استانداری کهگیلویه وبویراحمد گفت که فروش انرژی در این استان در دولت یازدهم از یکهزار و 28 مگاوات ساعت به یکهزار و 130 مگاوات ساعت رسید.سید حسین کاظمی ابراز داشت: تعداد جایگاه های عرضه بنزین و نفت گاز (گازوئیل) در کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم با 12 درصد رشد از 25 به 28، جایگاه های سی.ان.جی از 25 به 27، ظرفیت ناوگان ویژه حمل و نقل فرآورده های نفتی (نفتکش) از 80 دستگاه به 120 دستگاه و میزان توزیع فرآورده های نفتی از 956 هزار لیتر به 968 هزار لیتر افزایش یافت.** کمک 700میلیارد ریالی وزارت نفت به ورزش کهگیلویه و بویراحمدکاظمی گفت که استادیوم 15 هزار نفری شهر یاسوج سالها بلاتکلیف و رها شده بود و اکنون آماده برگزاری رقابت هاست و انتظار می رود با حمایت هر چه بیشتر حامیان و مسئولان ورزش این استان شاهد حضور تیم هایی از استان در لیگ های برتر باشیم.وی اظهار داشت: از اعتبارات وزارت نفت 700 میلیارد ریال برای ساخت طرح های ورزشی در شهرستان های کهگیلویه و بویراحمد کمک گرفته شد.وی افزود که سرانه فضای ورزشی کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم از هشت صدم مترمربع به 86 صدم مترمربع رسید.** کهگیلویه وبویراحمد میراث دار 1800 طرح نیمه تمام دولت گذشتهمدیرکل دفتر فنی استاندار کهگیلویه وبویراحمد گفت که افزون بر یکهزار و 800 طرح عمرانی نیمه تمام استانی از دولت های نهم و دهم بر این استان تحمیل شده بود.کاظمی اظهار داشت که میانگین پیشرفت فیزیکی بخش عمده ای از آنها زیر 20 درصد بوده و اکثر آنها نیز تعطیل و یا راکد بود.وی بیان کرد که با توجه به کمبود اعتبار برای اجرا و تکمیل این طرح های عمرانی نیمه تمام کهگیلویه و بویراحمد مشکلات این طرح ها شناسایی و اولویت بندی شد.وی ادامه داد که یک برنامه چهار ساله به دستور سید موسی خادمی استاندارکهگیلویه و بویراحمد تدوین و با کار کارشناسی نیز شاخص ها مشخص شدند.وی عنوان کرد که این برنامه به یک کتابچه تبدیل و در پایگاه خبری استانداری کهگیلویه و بویراحمد برای جمع آوری نقدها و نظرات کارشناسان به نمایش گذاشته شد و شاخص ها نیز سال به سال ارزیابی می شوند.کاظمی ابراز داشت: درصد اعتبارات عمرانی کهگیلویه و بویراحمد در بخش ملی به نسبت جمعیت، وسعت و حق آن پایین و در ابتدای دولت یازدهم هشت دهم درصد بود.وی اظهار داشت: دلایل منطقی برای افزایش اعتبارات عمرانی کهگیلویه و بویراحمد به وزارتخانه ها اعلام و درخواست هایی نیز به سازمان برنامه و بودجه ارسال شد.مدیرکل دفتر فنی استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفت که هر سه نماینده مردم این استان در مجلس شورای اسلامی در طرح های عمرانی بیشتر از مباحث سیاسی فعال و پای کار هستند.** هزینه افزون بر پنج هزار میلیارد ریال در حوزه راهسازیمعاون عمرانی استاندار کهگیلویه وبویراحمد گفت که افزون بر پنج هزار میلیارد ریال در دولت تدبیر و امید در بخش بهسازی و زیرساخت راههای استان اعم از اصلی، فرعی و برطرف کردن نقاط حادثه خیز هزینه شده است.وی افزود که با ساخت 71.5 کیلومتر بزرگراه جدید در کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم طول بزرگراه های این استان از 50 به بیش از 122 کیلومتر رسید و حدود 200 کیلومتر بزرگراه در استان نیز در حال ساخت است.وی عنوان کرد که طرح ملی جاده ارتباطی پاتاوه - دهدشت تا سال 1392 تعطیل بود و مردم منطقه نیز هیچ امیدی برای ساخت و افتتاح آن نداشتند اما در سفر استانی 24 و 25 مرداد سال گذشته رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت به کهگیلویه و بویراحمد بر شتاب بخشی در اجرای آن تاکید شد زیرا جزء طرح های سفر رهبر معظم انقلاب به استان در خرداد سال 1373 بود.نیک اقبالی ابراز داشت: پیشرفت فیزیکی این جاده ارتباطی از 47 درصد سال 1392 به 71درصد در پایان سال 1395رسید.معاون عمرانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت که پایان اردیبهشت سال جاری قطعه دوم این جاده ارتباطی با نام دم چنار تا لوداب و به طول 28.5 کیلومتر با حضور معاون وزیر راه و شهرسازی افتتاح شد.نیک اقبالی اظهار داشت: قطعه های اول و چهارم این جاده ارتباطی در گذشته افتتاح شده بود و قطعه سوم نیز توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا در حال ساخت است و تا پایان سال مالی 1396 (تیر 1397) افتتاح می شود.وی افزود که 15 کیلومتر از باند دوم جاده ارتباطی بابامیدان - گچساران - بهبهان و از شهر دوگنبدان تا پل عبداللهی افتتاح شد.نیک اقبالی بیان کرد: بهره برداری اولیه از جاده ارتباطی یاسوج - باغچه سادات - سرفاریاب انجام و برای نخستین بار ارتباط آسفالتی بین شهرستان های کهگیلویه و چرام با یاسوج برقرار و اکنون نیز این جاده در حال ارتقای وضعیت است.وی عنوان کرد که طول راه های روستایی آسفالت شده کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم از یکهزار و 752 کیلومتر به یکهزار و 975 کیلومتر رسید.** تحول در فرودگاه یاسوجنیک اقبالی ابراز داشت: فرودگاه یاسوج در ابتدای دولت یازدهم به دلیل کوتاهی طول باند، نزدیکی به زندان مرکزی این شهر، نداشتن دستگاه های ناوبری و کمبود فضای فیزیکی تنها یک پرواز در هفته داشت.معاون عمرانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت که پس از برگزاری نشست هایی در شرکت مادر تخصصی فرودگاه های کشور 600 متر به طول باند فرودگاه یاسوج افزوده و از 2 هزار و 600 متر به سه هزار و 200 متر رسید.نیک اقبالی اظهار داشت: این طرح هم اکنون 90 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و تا یک ماه آینده افتتاح می شود.وی افزود که تطویل باند فرودگاه یاسوج سبب ایمنی پروازها، نشستن هواپیماهای متوسط، انجام پروازهای شبانه و افزایش تعداد پروازها می شود.نیک اقبالی با اشاره به اینکه هر هفته 6 پرواز با حداکثر ظرفیت در فرودگاه یاسوج انجام می شود، بیان کرد: دستگاه ناوبری یا d.v.o.r با اعتبار 25 میلیارد ریال از محل اعتبارات استانی در این فرودگاه نصب، محوطه و سالن ترانزیت این فرودگاه بازسازی و تامین زمین برای جابجایی زندان مرکزی یاسوج نیز در حال انجام است.وی عنوان کرد که راه آهن اقلید به یاسوج که از خواسته های اصلی مردم کهگیلویه و بویراحمد است در سکوت رسانه ای و یک فضای آرام عملیات اجرایی آن در دولت یازدهم آغاز شد.نیک اقبالی ابراز داشت: هم اکنون 22.5 کیلومتر از این طرح به مناقصه رفته و به پیمانکار واگذار شد که زیرسازی این میزان به طور کامل انجام شده است.** اتمام طرح مطالعاتی سد تنگ سرخ یاسوجوی افزود که سد تنگ سرخ که با هدف تامین آب آشامیدنی شهرهای یاسوج و شیراز در حال اجراست با حساسیت و پیگیری های لازم آب آشامیدنی شیراز از آن جدا و آب آشامیدنی، کشاورزی و صنعت یاسوج از طریق آن در بلندمدت تامین می شود.داوودی بیان کرد: با افتتاح این طرح ها آب مورد نیاز 6 هزار هکتار زمین کشاورزی در این مناطق از طریق آبیاری تحت فشار تامین شد.وی عنوان کرد که جمعیت شهری زیر پوشش آبرسانی در کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم از 99.2 درصد به 99.8 درصد رسیده است.** رشد 55 درصدی گازرسانی به روستاهامعاون عمرانی استاندار کهگیلویه وبویراحمد گفت که گازرسانی به روستاهای این استان در دولت یازدهم با 52 درصد رشد از 356 مورد به 576 مورد افزایش یافت.نیک اقبالی عنوان کرد که خانوارهای روستایی برخوردار از نعمت گاز در کهگیلویه و بویراحمد با 13 درصد افزایش از 59 درصد به 72 درصد رسید.وی ابراز داشت: 97 درصد شهرهای کهگیلویه و بویراحمد دارای نعمت گاز بودند و تنها 2 شهر قلعه رئیسی و دیشموک باقی مانده بود که عملیات اجرایی طرح گازرسانی به آنها در دولت یازدهم آغاز شد و اکنون با پیشرفت بالای 90 درصد در حال اجراست که یکهزار میلیارد ریال هزینه در بر داشته است.معاون عمرانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت که پایان سال جاری خط انتقال اصلی و پایان سال 1397 نیز کل طرح گازرسانی به این 2 شهر افتتاح می شود.نیک اقبالی اظهار داشت: حدود 99 درصد جمعیت شهری و 72 درصد جمعیت روستایی کهگیلویه و بویراحمد تا سال 1395 از نعمت گاز برخوردار بودند که حدود 200 روستای استان نیز در دولت یازدهم گازدار شدند.**افتتاح 20 طرح راکد کشاورزی در دولت یازدهموی افزود که مساحت زیر پوشش شبکه های آبیاری تحت فشار کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم از چهار هزار و 550 هکتار به 15 هزار و 410 هکتار رسید و به ازای هر هکتار نیز یک شغل ایجاد شده است.نیک اقبالی بیان کرد: 20 طرح راکد کشاورزی از دولتهای قبل که حدود 12 تا 16 سال از آغاز عملیات اجرایی آنها گذشته بود در این دولت تامین اعتبار و به بهره برداری رسیدند.وی ادامه داد: هشت مورد از این طرح ها شامل پمپاژ آب کشاورزی که عملیات اجرایی برخی 15 سال قبل آغاز شده بود در دولت یازدهم به اتمام رسید.**ساخت 240 باب مسکن برای خانواده های 2 معلولوی عنوان کرد که سهم مسکن حمایتی در کهگیلویه و بویراحمد برای افراد زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی در دولت یازدهم از 10.15 مترمربع به 15.7 مترمربع رسید.نیک اقبالی ابراز داشت: 240 باب مسکن برای خانواده های 2 معلولی کهگیلویه و بویراحمد در سه و نیم سال دولت تدبیر و امید ساخته شده است.معاون عمرانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت که یکهزار و 230 واحد مسکن مهر در این استان آماده افتتاح است.نیک اقبالی اظهار داشت: بهسازی و نوسازی مسکن روستایی در کهگیلویه و بویراحمد در دولت یازدهم با 21.9 درصد افزایش از 22 هزار و 685 به 27 هزار و 648 واحد رسید.**برق رسانی به حدود 40 روستای کهگیلویه و وبر احمدمدیر کل دفتر روستایی استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفت که برق رسانی به روستاهای این استان در دولت یازدهم از یکهزار و 599 روستا به یکهزار و 631 روستا رسید.مظفر بیان کرد: تمامی روستاهای بالای 10 خانوار کهگیلویه و بویراحمد برق دار بوده و روستاهای زیر 10 خانوار استان نیز در حال برق رسانی هستند.** پرداخت 30 میلیارد ریال تسهیلات کم بهره به عشایرمدیر کل دفتر روستایی استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفت: افزون بر 30 میلیارد ریال تسهیلات کم بهره در سفر سال گذشته رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت به این استان به جامعه عشایری پرداخت شده است.مظفر تصریح کرد که ظرف چهار سال گذشته دولت یازدهم افزون بر 70 کیلومتر از مجموع چهار هزار کیلومتر جاده های عشایری این استان بهسازی و آسفالت شده است.وی عنوان کرد که برخورداری خانوارهای عشایری کهگیلویه و بویراحمد از راه ارتباطی مناسب در دولت یازدهم از 6 هزار خانوار به هشت هزار خانوار، میزان بهره مندی از آب آشامیدنی از چهار هز ...

ادامه مطلب  

گالری شیک ترین کیف های اداری چرم زنانه  

درخواست حذف این مطلب
کیف اداری, کیف چرم زنانهکیف اداری کیف چرم زنانهکیف زنانه جدیدترین مدل های کیف چرمی زنانه اداری کیف دوشی زنانه مسلما کیفی که برای مجالس استفاده می شود در موقعیت های اداری امکانش نیست که آن کیف را به همراه داشته باشیم. پس بهتر است یک کیف چرم اداری زیبا و متفاوت را کنار کیف های مجلسی داشته باشیم. خرید کیف چرم چیزی است که باید با دقت فراوان انجام شود و نباید در هنگام خرید فقط به زیبایی و لوکس بودن آن توجه داشته باشیم. درست است زیبایی مهم است اما در درجات بعدی اهمیت قرار دارد. کیفیت کیف در درجه اول واقع شده است. در انتخاب کیف چرم مناسب یکسری در نظر گرفتن یکسری نکاتی لازم و ضروری است که برای بررسی بهتر و راهنمایی در هنگام خرید کیف چرم در این پست برای شما آورده شده است. کیف اداریتوی بازار چرم، می شود کیف بادوام و باکلاس پیدا کرد؛ قیمتش از ۳۵هزار تومان شروع می شود تا حدود ۱۱۰ هزار تومان . سبکی کیف، داشتن جیب های مختلف، قفل مناسب و ترکیب ظاهری خوب، ویژگی هایی است که هنگام خرید باید به آنها دقت کرد. کیف های «نیم چرم» سبک، ارزان و مناسب اند. اما اگر هدفتان تهیه بهترین هاست، دنبال کیف های قرص و محکم با چرم گاو و قفل رمزدار بگردید. نکاتی برای خرید کیف چرم:۱- پرداخت کار وقتی کیف چرم می خرید، چک کنید که چرم ایرادی نداشته باشد. چرم باید نرم و صاف باشد. عموماً هرچه چرم نرم تر باشد گران تر است. همچنین نقشی که نوع پرداخت در نگهداری کیف دارد در نظر بگیرید. مثلاً پرداخت های صاف و براق نگهداری آسان تری دارند اما پرداخت جیر، به نگهداری و مراقبت بیشتری برای تمیز ماندن نیاز دارد. ۲- دوخت هنگام خرید کیف چرم باید دوخت آن را چک کرد. باید مطمئن شوید که دوخت ها و درز ها قوی هستند و می توانند فشار را تحمل کنند. همچنین دوخت ها باید تمیز باشند در واقع باید کنترل کیفیت انجام دهید! اگر دوخت کیف نا مرتب است یا هر ایراد دیگری دارد، احتمالاً کیفیت خوبی نخواهد داشت. ۳- تو دوزی وقتی کیف چرم می خرید به یاد داشته باشید که داخل کیف به اندازه ی بیرون آن مهم است. کیف را باز کنید و تو دوزی ها و درز ها را بررسی کنید. شما تو دوزی با کیفیتی می خواهید که پاره یا جدا نشود. به ویژه اگر قرار است از این کیف هر روز استفاده کنید این نکته بسیار مهم است. ۴- ضمائم به متعلقات کیف خوب نگاه کنید تا مطمئن شوید ایمن هستند. مثل دسته ها، بند ها و جیب ها. دسته ها و بند ها قرار است وزن کیف را تحمل کنند پس باید محکم و مطمئن باشند. هیچ چیز بدتر از زیپ در رفته، قلاب خراب یا دسته ی کنده شده نیست، به خصوص اگر بیرون در حال انجام کار ها باشید. ۵- سخت افزار و لوازم وقتی کیف چرم یا هر کیف دیگری می خرید سخت افزار و لوازم آن را چک کنید تا مطئن شوید به خوبی کار می کنند. زیپ ها را چند بار باز و بسته کنید تا مطمئن شوید به راحتی حرکت کرده و گیر نمی کنند. مسلماً نمی خواهید زمانی که شروع به استفاده از کیف کردید بفهمید که لو ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان/ فرصت طلبی ضعف جریان اصلاحات است  

درخواست حذف این مطلب
لیست شورای شهر اصلاح طلبان حواشی بسیاری آفرید؛ دبیرکل حزب اراده ملت و عضو کنونی شورای شهر تهران، روایتی جالب از پشت پرده این لیست دارد.«احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد. در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به سیاست داخلی مخصوصا در بُعد اقتصاد و اشتغال بیشتر توجه کند؛ ضمنا بقیه حوزه ها هم نباید تعطیل شودآقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ا ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان/ فرصت طلبی ضعف جریان اصلاحات است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حسام رضایی: «احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به سیاست داخلی مخصوصا در بُعد اقتصاد و اشتغال بیشتر توجه کند؛ ضمنا بقیه حوزه ها هم نباید تعطیل شودآقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوز ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
«احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به سیاست داخلی مخصوصا در بُعد اقتصاد و اشتغال بیشتر توجه کند؛ ضمنا بقیه حوزه ها هم نباید تعطیل شودآقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوزه ها به طور کامل برط ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان/ فرصت طلبی ضعف جریان اصلاحات است/ فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد  

درخواست حذف این مطلب
معتقدم که ماموریت شورای عالی اصلاح طلبان تمام شده و باید مجددا مورد بازنگری قرار بگیردبه گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از مهر، «احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟من می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟آقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوزه ها به طور کامل برطرف شده باشد؛ چالش ها و تنش ها همچنان وجود دارد. در مجموع معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به س ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی فردی بود که دوم خرداد ۷۶ را رقم زد. در دولت اول اصلاحات وی عهده دار وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش بود. برخی منتقدان او می گویند نگاه منفعت طلبانه و اقتصادی او در وزارتخانه اقتصادی «معدن» باعث شد که او در دوره وزارتش بر آموزش و پرورش نظام آموزشی را بر پایه «پول» و «سرمایه» ببندد. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری خاتمی وی به همراه چند تن از وزرای کابینه خود بنیاد باران را پایه گذاشت. مرتضی حاجی یکی از آن وزرا بود. حاجی یکی از اعضای هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز هست. در یک ظهر گرم تابستانی به خیابان «آزادی» می رویم. او هم اکنون مدیرعامل «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران» است. در نزدیکی او به دولت روحانی همین بس که او مسئول ستاد انتخاباتی سال ۹۶ حسن روحانی در «تهران» بود. میزش رنگارنگ است و روی آن کلاه کاسکتی قرار داده است. البته حاجی شخصیتی چند وجهی دارد. هم ورزشکار است هم اقتصاددان. هم وزیر آموزش و پرورش بوده و هم فردی سیاسی که چند دهه ای در عرصه انتخابات در جبهه اصلاحات فعال بوده است. برایمان دمنوش می آورد و چای. مقابل او ظرفی از «خرما» قرار گرفته.از دوران وزارتش بر آموزش و پرورش می گوید. از تلاشش برای تغییر نگاه به کودکان و خردسالان این کشور می گوید و موانعی که باعث می شود بچه ها در مدرسه مدیر نشوند و صرفا وقت بگذرانند. او از سفر سال های ابتدایی وزارتش در آموزش و پرورش به آرژانتین می گوید. از «جمهوری کودکان»؛ محلی که برای بچه های خردسال از همان ایام دولت تشکیل داده بودند و در آن جمهوری بچه ها برای خود رئیس جمهور و قوه مقننه و قضائیه تشکیل داده بودند. تحلیل او این بود که در آن سیستم بچه ها از همان کودکی «مدیر» می شوند و یاد می گیرند که در امور کشور باید چگونه برخورد کنند. مرتضی حاجی معتقد است که اصلاح طلبان با حمایت خود موجب شدند روحانی بر سر کار بیاید. البته او مسئولیت کارهای روحانی را قبول نمی کند و معتقد است: «اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست. بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است.» رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در تهران با خنده می گوید روحانی در مراسم تحلیف یادش رفته بود که نامی از آیت ا…هاشمی و سیدمحمد خاتمی ببرد. او از اینکه باز هم رحمانی فضلی بر مسند وزیر کشوری نشسته ناراحت است و می گوید این یکی از بزرگ ترین انتقادات ما به کابینه است. وی همچنین نبود وزیر زن در کابینه را اشتباهی بزرگ می داند. عضو بنیاد باران، شانس جهانگیری را برای انتخابات ۱۴۰۰ بالا می داند و معتقد است ظریف به علت اینکه فردی اقتصادی نیست به درد نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ نمی خورد البته اگرچه محبوبیت بالایی نزد مردم دارد. وی احتمال اینکه اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات ۹۶ می شد، تا آخر می ماند را کم نمی داند. حاجی همچنین بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب تر از سایر گزینه ها بودند اگرچه همه حدس می زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. در ادامه متن کامل گفت وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بخوانید.ابتدا بحث را با رقابت های انتخابات ۹۶ آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات ۹۶ چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل های سیاسی شناسنامه دار و بعضا بی شناسنامه و خلق الساعه قرار گرفت. من با افشاگری رابطه خوبی ندارمدر انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ تر و بحث ها جدی تر می شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده های یکدیگر را افشا می کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.فکر کنم از سال ۸۴ و دولت احمدی نژاد این افشاگری ها شروع شد.بله. آن صحبت ها که اتهام آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت ها وجود دارد و این مطالب بیان می شود. نقد برنامه ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به شدت به آنها ایمان دارند و علاقه مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی شود.بین کسانی که از فیلترها عبور می کنند و به صحنه می آیند، ۶ نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده ای می تواند در انتظار آنها باشد. به عملکرد روحانی انتقاد وارد بوده و هستانتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به خصوص در بخش تولید ضعف های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه ها هم نسبتا روشن بود، وعده هایی که دلخوشی بی دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می توانست برای خیلی ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بودفکر می کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می کنند که قابل دفاع هم نیست.یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟آن روزها بحث این بود که همه تخم مرغ ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش بینی نشده در آن زیاد رخ می دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت. جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره گیری داشتکار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت ها کنار بکشد. خودش تصمیم به کناره گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟بله. زمانی که مساله صلاحیت ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی تر می توان تصمیم گرفت. جهانگیری پوششی نبود و برای حضور در عرصه جدی بوداگر جهانگیری ابتدای کار کنار می رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود. کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار ندادهمچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته است.کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد. چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی هم گفتند روحانی ۳درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای ۵۰ درصد رسید.نمی خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش گذاری شده و درنهایت تصمیم گیری می شود. در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش های دیگری کمتر بود. جهانگیری به آنچه کرد اعتقاد داشتبرخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می شود و می گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح طلب نیست به قدرت برسد؟جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می شود. اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات می شد امکان داشت که تا آخر بمانددیدارها، سفرها و نشست های تخصصی و بحث های رسانه ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت. امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می داشت؟ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود. اشتباه بزرگ آیت ا… هاشمی در انتخابات ۸۴ این بود که گفت به استان ها سفر نمی کنمباتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره گیری می کرد؟نمی دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره به چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال ۸۴ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی گفتند مردم من را می شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می افتند و نیاز نیست به سفر بروم.البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی افتد. مردم او را می شناختند اما اینکه وی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی کند. شناخت می تواند مکمل باشد اما تعیین کننده رای نیست. این انتقاد وارد است که جهانگیری بین مردم نبود.فرصت نداشت. حتی در طول این ۴ سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟منظورم حضور در عرصه به عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به عنوان مقام رسمی نیست که می خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه ها و درخواست رای از مردم باید انجام می شد. علت اصلی پیروزی روحانی در انتخابات حمایت «اصلاحات» از او بودنقش اصلاح طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می دانید؟فکر می کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح طلبان بودند. فعالیت های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح طلبان بود. در نهایت حمایت بی بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس جمهور نمی شدپس نقش اول را اصلاح طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی افتاد. اصلاح طلبان از روحانی «سهم خواهی حکومتی» نکردنداگر همین اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک تر است حمایت کردند؟اصلاح طلبان نخواستند سهم خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات ۹۶ در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح طلبان شدند. جهانگیری را بیشتر از عارف می توانیم کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنیماین امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح طلبی با خود کاندیدای اصلاح طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.برای ۱۴۰۰ ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید. عارف شخصا کاندیدا شد ولی جهانگیری با اصراردر حالی که نامزد اصلاح طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می شود باز هم اصلاح طلبان کاندیدای خود را کنار می کشند.شاید این دوره بیشتر می توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح طلبان ثبت نام کردند. عارف شخصا تصمیم گرفت که کاندیدای انتخابات ۹۲ شودیعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال ۹۲ نبود؟عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی ای که انجام شد این طور واقع شد.طبیعتا اگر اصلاح طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست. عارف انتخاب اصلاح طلبان برای انتخابات ۹۲ نبوددر انتخابات سال ۸۴ اصلاح طلبان متعددی ثبت نام کردند. اصلاح طلبان باید چه می کردند؟ اگر اصلاح طلبان از قبل باهم هماهنگی می کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح طلبان مشخص شده باشد.همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی ها اصلاح طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.اما عارف می گفت به درخواست خاتمی ثبت نام کرده استاین حرفی که من می گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح طلبان بالا رفت را نمی دانم. جبهه اصلاحات از مجموع ۴۰ الی ۳۰ حزب تشکیل می شود و تعداد زیادی شخصیت های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد. غفوری فرد گفته بود به عارف قول داده است معاون اول شود. اما بعدها روحانی پست های دیگری معرفی کرد که او قبول نکرد.چنین چیزی نیست. هیچ شرطی در آن زمان نبود؛ البته تا آنجا که من خبر دارم. روحانی حتی برای ریاست مجلس از عارف حمایت نکرددر مجلس هم از وی حمایت نشد که رئیس مجلس شود. حتی روحانی هم از او حمایت نکرد و بعضا عارف مطرح کرد که برخی از وزرای اصلاح طلب روحانی به دنبال ریاست لاریجانی هستند.بله. همین طور است. علت خاصی داشت؟این را باید از خودشان پرسید. آیا خود اصلاح طلبان دنبال ریاست عارف بودند؟بله، باید از وزیری که به گونه دیگر عمل کرده پرسید چرا چنین کاری کرده است. دولت در انتخاب ریاست مجلس تک روی کردمی گویند روحانی هم علاقه داشته است لاریجانی رئیس مجلس باشد. شما هم معتقد هستید که لاریجانی مجلس را خوب اداره می کند و توقعات دولت را بهتر برآورده کرده است؟چنین چیزی نیست. به چه دلیلی لاریجانی بهتر اداره می کند؟ مگر عارف قبلا رئیس مجلس بوده که بتوان عملکردها را مقایسه کرد؟ چنین چیزی نیست. به نظرم قدری اینجا تک روی شده و دولتی ها کار خوبی نکرده اند. شاید روحانی می ترسید اتفاقی که برای هاشمی رخ داده برای او هم رخ دهد؛ اینکه مجلس علیه دولت شود و موضع دست اصلاح طلبان بیفتد.به چه دلیل باید اصلاح طلبان چنین کنند؟ اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند که رئیس جمهور شود؛ چرا مجلس باید مخالف او شود؟ لاریجانی در موفقیت روحانی هیچ نقشی نداشتبالاخره انتخابات ۹۶ در پیش بود و این ترس وجود داشت که اصلاح طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح کنند.مگر لاریجانی و تیم وی چند درصد در موفقیت روحانی نقش داشتند؟ چنین نبود. شاید پشت صحنه چنین فکری کرده اند اما من از این موضوع خبر ندارم. این را باید از خودشان پرسید. مسئولیت عملکرد روحانــی با خــودش استقبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند.دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی برعهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند. وارد بحث کابینه شویم. در تحلیف شاهد بودیم که روحانی در صحبت های خود از خاتمی و مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد نکرد. محمد هاشمی، برادر هاشمی یا فاطمه هاشمی، فرزند ارشد هاشمی، گلایه کردند و گفتند در زمان انتخابات روحانی در تمام جلسات و دیدارها اسم او را می بردند و حتی «یا حسین میر حسین» می گفتند یا «خاتمی زنده باد» می گفتند اما الان به تمامی این سخنان پشت کرده و حرف های خود را فراموش کرده اند.مردم می گفتند؛ او که نمی گفت. او در صحبت های خود از آنها یاد می کرد اما الان فراموش کرده است. موافق هستید؟ علت این کار چه بوده است؟نمی دانم، علت را باید خودشان بگویند. ولی فکر نمی کنم لازم باشد در مراسم تنفیذ یا مراسم تحلیف از یکی از این شخصیت ها یاد کند. اینکه روحانی اسم برخی مقامات را در مراسم تحلیف نیاورده است به حساب «غفلت» بگذاریداما از بیت امام تشکر کرد.بیت امام فرق می کند. موقعیت حضرت امام با بقیه متفاوت است. سلیقه ها متفاوت است و برخی معتقدند باید آنجا ذکر می شد ولی خود او صلاح ندان ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شما در ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

مانتو اداری 2018 + شیک ترین مدل مانتو اداری 2018  

درخواست حذف این مطلب
مانتو اداری 2018جدیدترین و شیک ترین مدل مانتو اداری ۲۰۱۸انواع مجموعه مدل مانتو دخترانه و زنانه شیک و جدیدپیشنهاد مدل مانتو های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۸ و ۹۷ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی و… قرار میدهیم پوشش بانوان موفقکسی تردیدی ندارد که شما برای موفقیت در کار خود زحمت بسیاری کشیده اید؛ سال ها درس خوانده اید تا بالاترین دانش علمی را داشته باشید و با وارد شدن به دنیای کار سعی کرده اید بیشترین تجربه ممکن را کسب کنید تا فردی موفق و قابل اعتماد در حوزه کاری خود باشید. برای تکمیل این کارنامه ما یک راز درگوشی را به شما می گوییم. درست یا نادرست، شیوه لباس پوشیدن شما، اولین عامل تاثیرگذار در کسی است که برای اولین بار شما را می بیند. وقتی وارد یک جلسه کاری می شوید، تیپ و سبک لباس پوشیدن شما، می تواند چند گام اساسی شما را به موفقیت نزدیک کند. پوشیدن لباس های فاخر لزوما انتخاب خوبی برای یک جلسه مهم نیست؛ برعکس شما باید نشان بدهید، فرق لباس مهمانی با جلسه کاری را به خوبی می دانید. انتخاب نوع لباس تا حد زیادی بستگی به نوع شغل شما دارد. حتی کسانی که در سطح مدیریت فعالیت می کنند، بسته به حوزه کاری خود باید نوع و ست لباس های شان را انتخاب کنند، مثلا مدیر مدرسه، مدیر یک گالری آثار هنری و مدیر بازرگانی یک شرکت، هرچند در سطح مدیریتی فعالیت می کنند ولی هر کدام سبک و سیاق خاص خودشان را دارند. در این شماره، دو ست آراسته به مدیران بازرگانی و کسانی که شغل مشابهی دارند پیشنهاد می دهیم و در شماره های بعد به سایر مشاغل خواهیم پرداخت. اگر شال برای شما انتخاب بهتر و راحت تری است، از همان شال برای شرکت در جلسه استفاده کنید اما دقت کنید که شال نخی و ساده انتخاب خوبی برای شما نیست. شال نخی برای ست های اسپرت و دخترانه مناسب است. شال حریر به دلیل لیز و سر بودن، انتخاب هوشمندانه ای برای یک جلسه کاری محسوب نمی شود؛ به همین دلیل بهتر است سراغ شال های ابریشمی بروید. برخی شال های ابریشمی از پارچه های بافت دار و طرحدار دوخته شده اند که انتخاب خوبی هستند. شما به عنوان یک خانم مدیر بهتر است به جای کیف های زنانه مرسوم از کیف کار استفاده کنید. از بین انواع کیف، کیف چرم انتخاب شایسته ای برای یک خانم مدیر است. اگر می خواهید شیک پوشی و به روز بودن خودتان را نشان دهید، سراغ کیف چرم طرحدار بروید. به این نکته هم دقت کنید که کیف چرم نامرغوب در شان یک خانم مدیر نیست.یک خانم مدیر، در کمد لباس های کار خود حتما به یک مانتو ابریشم (خام یا مصنوعی) احتیاج دارد. پیشنهاد ابریشم به این دلیل است که ابریشم در ذات خود، پارچه ای نفیس و ارزشمند است که سختگیری و خوش سلیقگی شما در انتخاب لباس را نشان می دهد. ابریشم، پارچه مناسبی برای دوخت مانتوهای کتی شکل است. استفاده از لباس هایی با خطوط شکسته و صاف، شما را فردی جدی و قانونمند نشان می دهد و باعث می شود، شرکای کاری بیشتر به شما اعتماد کنند. سعی کنید از رنگ های سنگین مانند سورمه ای، قهوه ای، زرشکی و… مانتو خودتان را انتخاب کنید.شما ملزم به پوشیدن کفش پاشنه دار نیستید ولی باید کفش شما واکس خورده و ک ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

اصلاح طلبان در پی کابینه 24 میلیونی هستند  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه اعتماد در گفت وگو با مرتضی مبلغ معاون سیاسی سابق وزارت کشور دولت اصلاحات نوشت: سال های عسرت و مهجوریت اصلاح طلبان از عرصه قدرت یک دستاورد مهم داشت و آن حرکت جبهه ای این جریان سیاسی بود.در ادامه این گزارش می خوانیم: احزاب و گروه های سیاسی رنگ و وارنگ اصلاح طلب مدت ها بدون پرچم واحد و بدون یک تابلوی مشخص حرکتی نامنظم را دنبال می کردند. از نمودهای آن انتخابات ٨٤ بود که به اعتراف بسیاری از فعالان اصلاح طلب عدم وحدت و معرفی نامزد واحد موجبات شکست شان را فراهم کرد. پس از انتخابات ٩٢ اما جرقه حرکت جبهه ای زیر پرچم شورای عالی سیاستگذاری زده شد و در انتخابات اخیر این شورا زمام حرکت اصلاح طلبان را به عهده گرفت. اگرچه هنوز هم برخی پایان فعالیت این شورا را می خواهند اما پاسخ دست اندر کاران شورای عالی ادامه حرکت همراه با ترمیم و روزآمد کردن آن است. مرتضی مبلغ، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران معتقد است که این شورا امروز مسوولیت مهم دیگری را به عنوان سازمان وحدت بخش اصلاحات می تواند به عهده بگیرد و آن برقراری ارتباط سیستماتیک از جانب اصلاح طلبان با دولت روحانی است. او همچنین بیان می کند که با وجود دفاع و پشتیبانی همه جانبه اصلاح طلبان ارتباط تعاملی با دولت آن طور که باید و شاید محقق نشد. این عضو شورای عالی سیاستگذاری همچنین معتقد است که تعامل بین اصلاح طلبان و دولت برای حرکت به سمت انسجام اجتماعی ضروری است.**جریان اصلاحات مدتی است که نوعی سیاست ورزی ائتلافی را پیگیری می کند و با نیروهای سیاسی معتدل همکاری می کند. اصلاح طلبان از همان زمان تاکنون پستی و بلندی هایی از این نوع همکاری ها را تجربه کرده اند. پس از کسب تجربه به نظر شما چطور می توان این همکاری سیاسی و ائتلاف را در قالب مشخصی سازماندهی کرد؟ آیا باید ارتباط بین اصلاح طلبان و دولت از طریق شورای عالی سیاستگذاری یا فراکسیون امید در مجلس باشد یا می توان از طریق چهره های بزرگ اصلاح طلب این ارتباط را برقرار کرد؟ائتلافی که بین اصلاح طلبان و معتدلین رخ داد طی فرآیندی بود که پشتوانه های نظری و راهبردی داشت. اصلاح طلبان با توجه به شرایط خطیری که در کشور به وجود آمده بود اصل را بر پیگیری منافع ملی گذاشتند و از هر گونه منافع جناحی و شخصی عبور کردند. همچنین تلاش شد تا بر اساس عقل و خرد جمعی رفتار کرده تا از تک روی و چند صدایی پرهیز شود.سعی کردند به گونه ای عمل کنند که نیروهای دلسوز کشور و نظام بتوانند همدلانه برای پیشبرد اهداف نظام و تعالی و پیشرفت ایران وارد عرصه شوند. موارد یاد شده پشتوانه های شکل گیری ائتلاف بین اصلاح طلبان و معتدلین بود. این فرآیند در دل خود سازوکارهایی را به وجود آورد. شورای عالی سیاستگذاری که به وجود آمد و در مراحل مختلف خود را آسیب شناسی و بازسازی کرد، نیز از این بستر برخاست. اصلاح طلبان در ادامه این ائتلاف باید چند نکته را مورد نظر قرار دهند. یکی اینکه با بهینه سازی، ترمیم و اصلاح سازوکارهای خود وضعیت را ارتقا بخشیده؛ نقاط ضعف خود را برطرف کنند و حرکت جبهه ای و ائتلافی را مدام روزآمد کنند. بخش دوم مربوط به دولتمردان است که باید در پاسخ و در تراز مطالبات مردم عمل کنند. درست نیست که یک وزیر کار خود را کند و توجهی نداشته باشد که با نیروهای سیاسی و اجتماعی چگونه باید تعامل کند و از ظرفیت ها بهره نگیرد. بنابراین در راستای تعامل و گفت وگو با اقشار مختلف جامعه اتخاذ راهبردهای جدیدی نیاز است. بخشی از مساله نیز مربوط به اصولگرایان معتدل است. آنهایی که از تندروی فاصله گرفته اند و به عرصه سازنده سیاست ورزی پا گذاشته اند، باید مشی تعاملی خود را تقویت کنند. سعی کنند به گونه ای رفتارهای شان را تنظیم کنند که هم در جبهه خودشان افراد بیشتری را به خود جذب کنند و هم در تعامل با رقیب و دولت روند سازنده تری را به وجود آورند.**این تعامل از چه طریقی باید صورت گرفته و سازماندهی شود؟هم فراکسیون امید مجلس؛ هم چهره ها و شخصیت های بزرگ اصلاحات و هم شورای عالی سیاستگذاری باید مناسبات سازنده تعاملی را با دولت تدبیر و امید سازمان دهند و متقابلا رییس جمهور و دولت هم باید نسبت به این امر اهتمام جدی بورزند. ترجمه دیگر تعامل، حرکت به سمت انسجام اجتماعی و آشتی و گفت وگوی ملی است. این امر چندجانبه و چندسویه است. در یک قشر خاص و حد خاص متوقف و محدود نمی شود. همه باید این مساله را پیگیری کنند و سازوکارهای منطقی و سازنده آن را به وجود بیاورند. فراکسیون امید باید فعال تر، قوی تر و منسجم تر در ارتباط با دولت عمل کند. باید رفتار خود را نسبت به دولت موثر تر کند. دولت باید خواهان شکل گیری تعامل باشد و با شورای عالی سیاستگذاری، احزاب اصلاح طلب، نهادهای مدنی و اقشار اجتماعی ارتباط مدونی را ایجاد کند. بارها گفته شده که تیم رسانه ای دولت ضعیف عمل می کند. دولت دوازدهم باید این نقیصه را جبران کند. تیم رسانه ای وظایف خطیری به عهده دارد و بار آن به دوش کل بخش های دولت است. از سخنگو تا تیم هایی که پشتیبانی این امر را به عهده دارند و همه وزارتخانه ها باید بتوانند وارد مناسبات دوسویه ومستمر با اقشاراجتماعی ونیروهای سیاسی بشوند و پاسخگوی مطالبات مردم باشند. شخصیت های ملی اصلاح طلب، اصولگرای معتدل، دولت، شخص رییس جمهور و فراکسیون امید به طور مستقیم و سیستماتیک باید در این راستا ایفای نقش کنند.**ارتباط بین اصلاح طلبان و دولت در ٤ سال گذشته چگونه بوده است؟با وجود دفاع و پشتیبانی همه جانبه اصلاح طلبان از دولت این ارتباط تعاملی در ٤ سال گذشته آن طور که باید و شاید محقق نشده است. نقطه ضعف های جدی داشت. بیشتر دارای شکلی جزیره ای و پراکنده بوده و سیستماتیک و منسجم نبود. لذا حتما در دولت دوازدهم یکی از اتفاقات مهمی که باید رخ دهد، شکل گیری این فرآیند به طور سیستماتیک و نظام وار است.**آیا شورای عالی به عنوان سازمان وحدت بخش اصلاح طلبان که تلاش می کند طیف های مختلف این جریان را زیر یک چتر نگاه دارد، ظرفیت و توان تعامل با دولت را دارد؟شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان ظرفیت تعامل با دولت را دارد اما نکته مهمی که اصلاح طلبان مدنظر داشتند، عدم سهم خواهی بود چرا که راهبرد اصلی اصلاح طلبان توجه به منافع ملی بود. لذا دست دولت را باز گذاشتند که خودش عمل کند و در کنار آن دولت را تقویت هم کردند. اصلاح طلبان بیشتر مطالبه محور عمل کردند. این امر طبعا محدودیت هایی را به وجود می آورد. اصلاح طلبان به دنبال این نیستند که حتما نیرویی که مد نظر دارند، در کابینه بیاید اما به هر حال شاخص ها و مطالبات اصلی را مطرح می کنند. متقابلا از دولت نیز توقع می رود که به این مطالبات توجه کند. در شرایط پس از انتخابات نیروهایی به شدت فعال می شوند. هدف آنها عمدتا این است که به سِمت یا پستی دست پیدا کنند. بسیاری از این نیروها تا قبل از انتخابات فعال نبودند. انگیزه های این افراد عمدتا شخصی، گروهی یا باندی است. بحث منافع ملی و مصالح عمومی کمتر مدنظرشان قرار دارد. در مقابل کسانی هم هستند که به منافع عمومی توجه دارند. طبیعی است که گروه اول ممکن است موفق تر باشند چون تلاش و لابی می کنند. اینجا دیگر وظیفه آقای رییس جمهور است که مستقل از این نوع لابی گری ها نیروهای شایسته و توانمند را انتخاب کند. افرادی را که می توانند به جامعه خدمت کنند و به دنبال منافع شخصی نیستند، گزینش کند؛ نه اینکه تحت تاثیر لابی ها قرار بگیرد و دولت را از تراز شایسته اش تقلیل دهد.**آیا حضور نیروهای اصلاح طلب در دولت همیشه حمل بر سهم خواهی است؟ آیا لازم نیست جریان اصلاحات به عنوان جریانی که از آقای روحانی حمایت کرده، نیروهایی در دولت داشته باشد تا نمایندگی این جریان سیاسی را بکند؟دولت باید متشکل از نیروهایی باشد که چند ویژگی مهم دارند. کارآمدی و تجربه از مهم ترین این ویژگی ها است. بدون تجربه در شرایط پیچیده سیاسی نمی توان اثرگذار بود. همچنین ویژگی سوم یعنی شجاعت نیروهای دولتی بسیار اهمیت دارد. کسانی که صادقانه، بدون هیچ گونه مماشات و لحاظ کردن منافع شخصی در راستای اهداف ملی قاطعانه و خردمندانه عمل می کنند. نیروهایی که کارآمدی و تجربه داشته باشند اما شجاعت لازم در انجام کارهای شان نباشد، به سرعت در شرایط حساس منفعل می شوند. اینها با یک هجمه به انفعال می افتند و تجربه و کارآمدی شان بی خاصیت می شود. این افراد نمی توانند اهداف دولت را محقق کنند. آقای رئیس جمهور هم اخیرا اشاره کرد که برخی مدیران گیوه های شان خوابیده بود. دولتمردان باید بسیاری از بحران ها و مشکلات را پشت سر بگذارند و مطالبات مردم را محقق کنند و آنچه بر زمین مانده را پیگیری کنند. تجربه ٤ سال گذشته نشان داده که نوعا در طیف اصلاح طلبان نیروهای واجد این ویژگی ها خیلی بیشتر و آماده تر پیدا می شوند. هیچ اصلاح طلبی خود را به دولت تحمیل نکرده است ولی آقای رئیس جمهور عملا دیده کسانی که دارای چنین ویژگی هایی باشند در بین اصلاح طلبان بیشتر پیدا می شوند. به طور طبیعی جایگاه آنها در دولت باید برتر باشد وگرنه کسی به دنبال سهم خواهی نیست.**در آستانه تعیین کابینه دولت دوازدهم ارتباط اصلاح طلبان و دولت را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا اصلاح طلبان در چینش یک کابینه کارآمد با دولت همکاری داشته اند؟امید است که این اتفاق بیفتد. به این لحاظ که آقای روحانی در ٤ سال گذشته به تدریج نشان داده که به این ارتباط تمایل دارد. در رقابت های انتخاباتی خیلی شفاف و قاطعانه اعلام کرد که در راستای چیدن کابینه مقتدر، توانمند و متناسب تر با مطالبات ملی اقدام خواهد کرد. هم روحیه و مواضع شخص آقای رییس جمهور نشان می دهد که باید این اتفاق بیفتد. اصلاح طلبان هم بیشتر راهبردها و شاخص ها را مطرح کرده و مطالبات عمده را بیان کرده اند. وقتی از نحله های مختلف اصلاح طلبی خواسته شد که نیرو معرفی کنند، این کار را کردند. البته پراکنده بود و هیچ کار سیستماتیکی بین اصلاح طلبان در زمینه معرفی نیرو به آقای روحانی انجام نشد. هر کسی نظری داشته به صورت پراکنده به آقای رییس جمهور اعلام کرده است. بنای اصلاح طلبان بر این نبوده که سهم خواهی کنند. به هر حال نیروها ناپیدا و ناشناخته نیستند. این امر به نوع انتخاب رییس جمهور برمی گردد و اینکه بتوانند از بین همه ملاحظات موجودی که برای تشکیل کابینه وجود دارد، بهترین نیروها را انتخاب کنند.**در انتخابات شورای شهر مردم به لیست اصلاح طلبان اعتماد کردند و نتیجه کار شورای عالی سیاستگذاری به لحاظ رای آوری موفقیت آمیز بود. اگرچه انتقاداتی هم به لیست شورای شهر مطرح بود. دیدیم که لیست های دیگری در کنار لیست اصلاحات منتشر شد و حتی تشکل های موازی با شورای عالی سیاستگذاری مثل شورای هماهنگی احزاب در انتخابات فعالیت کردند. چرا شورای عالی نتوانست شرایط را مدیریت کند و به چنین اتفاقاتی منجر شد؟چند نکته در این مورد ضروری است. اول اینکه اگر کسانی برخلاف همه تعهدات و موازین کار جمعی به دلیل منافع شخصی یا گروهی یاهوای نفس یا به هر دلیل دیگر دست به اقدام ناشایست بزنند ربطی به مدیریت جریان ندارد و باید ائتلاف شکنان پاسخگو باشند. دوم اینکه وقتی کار جبهه ای می شود، به همان نسبتی که جبهه گسترده تر شود، کیفیت های مورد نظر کمی افت می کند اما در ازای آن کیفیت دیگری ظهور و بروز پیدا می کند که همان اجماع و خردجمعی است. میزان تاثیر این موضوع نیز در جامعه بسیار بالا است. اگر حزب یا جریان خاصی بخواهد نیروهایی را انتخاب کند و لیستی منتشر کند ممکن است از نظر خود بهترین نیروها را در فهرست بیاورد. لیکن وقتی جبهه ای عمل می شود، نحله ها و افکار مختلف در یک جبهه نظری دارند که تصمیم گیری را سخت می کند. بعضا نظرات برای انتخاب افراد کاملا متفاوت است. مهم این است که خردجمعی به برآیند و میانگینی می رسد. خیلی ها به این نکته توجه ندارند و از منظر خودشان نگاه می کنند. گویا توقع دارند که شورای عالی باید از منظر آنها کار را انجام می داده است. اگر نگاه را گسترده تر و از منظر کلی نگاه کنیم، خیلی از ایرادات مرتفع می شود. برای نخستین بار در دو دهه گذشته است که با یک فرآیندی رو به رو می شویم که تعداد بسیار زیادی از نیروهای برجسته و توانمند در عرصه نامزدی انتخابات می آیند و تایید صلاحیت هم می شوند. حدود ٦٧٠ نفر در فراخوان نام نوشتند که حداقل در بررسی ها ١٦٠نفرشان افراد برجسته ای بودند. به هر حال در فرآیند بستن لیست هم تعدادی از افراد توانمند و برجسته حذف می شوند.**یک نگاه دیگر هم این است که با این میزان بالا از نیروهایی که جریان اصلاحات در اختیار داشت می توانست، لیستی ببندد که حتما همه افرادش توانمند باشند؟این هم یک منظر است. هر کدام از افراد انتخاب شده از نگاه برخی از دست اندرکاران بستن لیست توانمند بودند. شاید از نگاه شما فردی کارآمد نباشد اما از منظرفرد دیگر توانمند و مناسب باشد. کار جبهه ای چنین ویژگی ای را در خود دارد. جالب است بدانید که در فرآیند بستن لیست به دلیل گروه ها و افراد مختلف، بعضا نظرهای کاملا متضادی وجود داشته و در نهایت مشکل از طریق رای گیری فیصله پیداکرده است. البته بیان این حرف به این معنا نیست که من گوینده انتقادی ند ...

ادامه مطلب  

روحانی از برخی اصلاح طلبان شجاع تر است  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه آرمان: روحانی از هم اکنون به آینده سیاسی خود در پرتو ادبیات اعتدالی، اصلاحی می اندیشد. زمانی که به ترکیب کابینه دوازدهم می نگریم، جز این برداشت، شاید بیراهه باشد. به هر طریق دولت دوازدهم تشکیل شده و اصلاح طلبان درکنار نقد به برخی از اعضای کابینه با قدرت از کلیت دولت دوازدهم و رفتار اعتدالی روحانی دفاع می کنند. اصلاح طلبان باید از فضای موجود استفاده کنند تا در انتخابات سال۱۴۰۰ شانس پیروزی در مقابل اصولگرایان را بالا ببرند و البته روحانی وظیفه ای در این زمینه ندارد. جراید اصلاح طلب، تئورسین های اصلاحات و فعالان سیاسی در طول چهار سال آینده باید در این مسیر حرکت کنند. به منظور بررسی آینده اصلاحات در پرتو ادبیات اعتدالی، محمدصادق جوادی حصار، فعال سیاسی اصلاح طلب، با «آرمان» گفت وگو کرده که در ادامه می خوانید.دولت دوازدهم به رغم تمامی نقد ها از سوی جریان اصلاحات آغاز به کار کرد. کابینه فعلی را چگونه ارزیابی می کنید؟اگر از منظر فضای انتخابات و توقعاتی که درآن زمان مطرح شد، بخواهیم کابینه را مورد ارزیابی قرار دهیم و به دولت دوازدهم نمره بدهیم، نباید از ترکیب کابینه خرسند بود، اما اگر از منظر واقعیت و شرایط که آقای روحانی در آن قرار داد، به مسائل مطرح شده در مورد کابینه بنگریم، به این نتیجه خواهیم رسید که رئیس جمهور چند فاکتور جدی را در نظر دارد. ازجمله اینکه کابینه دوازدهم باید در شرایطی باشد که با نهادهای موثر دیگر تعامل سازنده برقرار کرده تا بتواند در ادامه مسیر طی شده با تنش کمتری حرکت کند. به همین علت به هیچ وجه نباید از روحانی توقع داشت که نقش آوانگارد داشته باشد. چون واقعیت آن است که فضای گذشته فضای خاصی بود و شرایط فعلی شرایط خاص تری برای دولت دوازدهم است. برای پیروزی در انتخابات با توجه به طرح برخی از مباحث توسط رقیب، ارائه پاره ای از مباحث، گفتار و رفتارها شاید ضرورت انتخاباتی بود. اما در ادامه مسیر، ایجاد ثبات و از منظر اقتصادی ایجاد پایداری در وضعیت بازار و حرکت به سوی تعامل در معادلات بین المللی، در منظومه تعاملات ایران با جهان و مجموعه های درونی کشور، اقتضا می کند که آقای روحانی نوعی تاکید برتنش زادیی را دنبال کند. از جمله عوامل دیگری که روحانی به شدت به آن توجه دارد، دقت نظر در شرایط کشور در تعاملات منطقه ای و شرایط خاصی است که احتمالا در چهار سال آینده در کشور به وجود خواهد آمد. از این رو روحانی به آینده سیاسی خود می اندیشد تا فضای کشور همگون و همرنگ باشد، تا در رفتار مسئولان عالی رتبه شائبه اختلاف به وجود نیاید. به همین دلیل به اعتقاد من روحانی گوشه چشمی به این دست از مسائل دارد. رئیس جمهور به بعد از ریاست جمهوری خود می اندیشد و نمی خواهد سرنوشتی مانند برخی از ریاست جمهور های قبلی گریبانگیر او شود. روحانی به معادلات آینده قدرت در ایران می اندیشد.پس باید پذیرفت که حسن روحانی در مقطع انتخابات مجبور بود با توجه به اجماع اصولگرایان نقشی آوانگارد را از خود به نمایش بگذارد؟ ادبیات روحانی در زمان انتخابات، ادبیاتی مبارزاتی در معنای سیاسی بود. درحال حاضر صحنه سیاسی کشور کاملا غیر مبارزاتی است و روحانی باید در جهت تحقق وعده های انتخاباتی خود حرکت کند. روحانی این روزها اثباتی حرکت می کند اما در زمان انتخابات کاملا سلبی سخن می گفت. روحانی در زمان انتخابات برصلح جویی و نفی جنگ تاکید می کرد، این موارد یعنی نفی مواضع دیگران. در شرایط فعلی که فصل رقابت تمام شده، روحانی باید با تغییر ادبیات خود به سوی تحقق عدالت، صلح و پایداری درونی و بیرونی حرکت کند. درنظر گرفتن این موارد در شکل گیری کابینه، تاثیر گذاشته است.دولت دوازدهم درمقایسه با دولت قبل هنوز هم خط ومشی اعتدالی دارد؟ خط و مشی اعتدالی فعلی چه تاثیری بر جریان اصلاحات خواهد گذاشت؟آنچه اصلاح طلبان از ابتدا تاکنون بر آن تاکید داشتند، این است که تنها از دولت روحانی حمایت کرده و دولت فعلی را دولت اصلاحات نمی دانند. اصلاح طلبان همواره تاکیدکرده اند که دولت فعلی دولت مورد حمایت اصلاح طلبان است و این دولت را بر هر دولت احتمالی دیگری ترجیح دادند. اصلاح طلبان از اکنون به بعد باید بر وجه انتقادی و تمایز آفرین بین جریان اصلاحات و اعتدالی تاکید کنند. اصلاح طلبان باید بر شفاف تر کردن مواضع خود با مواضع اعتدالی آقای روحانی در چهار سال آینده تاکید کنند. در این معنا که در عین حمایت از رئیس جمهور موارد مطلوب و نیز اختلاف نظر خود را با دولت به جامعه منتقل کنند تا در انتهای این فرایند، امکان ارائه یک برنامه اصلاح طلبانه و یا یک دولت جایگزین اصلاح طلبی- اعتدالی، به جای دولت اعتدالی آقای روحانی وجود داشته باشد. اگر این دولت همه آن چیزی تلقی شود که اصلاح طلبان می خواهند، آنگاه اصلاح طلبان در پایان دولت روحانی هیچ حرفی برای گفتن و هیچ برنامه ای برای ارائه دادن نخواهند داشت. به نظر من بسیار مساله مهمی است که جامعه سیاسی و فرهنگی ایران از هم اکنون متوجه رفتارهای انتقادی و برنامه های مد نظر اصلاح طلبان که فراتر از دولت کنونی، تعریف می شوند، شده و اطلاع داشته باشند که دولت روحانی تماما مطلوب اصلاح طلبان نیست. بلکه مردم باید متوجه شوند که اصلاح طلبان در حال بسترسازی هستند تا به کمک آقای روحانی شرایطی فراهم شود و درپایان دولت دوازدهم یک دولت اصلاحی- اعتدالی به وجود آید. دولت روحانی دولت اعتدالی است، اما باید به دنبال ایجاد دولتی با محوریت اصلاحات به معنی واقعی کلمه باشیم تا این دولت جایگزین دولت فعلی در چهار سال آینده شود.این روزها اصلاح طلبان برحمایت توام با نقد در چهارسال آینده به دولت روحانی تاکید دارند. اصولگرایان هم در چهارسال انتهایی دولت احمدی نژاد، آن دولت را نقد کردند، اما مردم سمت اصلاح طلبان آمدند. چه تضمینی وجود دارد که مردم باز هم از اصلاح طلبان حمایت کنند؟ این هنر اصلاح طلبان است که تفاوت ...

ادامه مطلب  

دو کلمه حرف حساب با «متخصص سکوت»  

درخواست حذف این مطلب
سخنان محمدرضا عارف رییس فراکسیون امید در مجلس یازدهم که پس از مدتها سکوت منفعلانه خود را شکست و تلویحا رییس جمهور را به قدرناشناسی از اصلاح طلبان متهم کرد و هرگونه سهم خواهی خود و دوستانش را بشدت تکذیب کرد، واکنش گسترده ای درفضای مجازی بخصوص توییتر داشته است که بخشی از پاسخهای قابل انتشار جوانان اصلاح طلب منتشر شده است. به گزارش بانکداران ۲۴ (banker)، اینکه آیا روحانی به وعده هایش در انتخابات برای ٤ سال آینده پایبند بماند یا خیر موضوعی نیست که بتوان قبل از آغاز دوره جدید ریاست جمهوری وی در مورد آن بررسی کرد چه رسد به قضاوت!اما برعکس آن، افکار عمومی در مورد محمدرضا عارف قضاوت روشنی دارند، قضاوتی که هر بار که وی با هویت فردی خود در افکار عمومی سنجیده شده نتیجه روشنی داده است و آخرین آن نیز نظرسنجی بود که وی رکورددار دیس لایک شد!براساس نظرسنجی فوق، عارف رکوردار رای منفی با «4 هزار دیسلایک» استالبته اصلاح طلبان آنقدر نجیب هستند که قضاوت فردی خود نسبت به عارف را زمانی که وی با نماد اصلاح طلبی در عرصه حاضر می شود و عدم اقبال به وی می تواند به معنای ناکامی اصلاح طلبان و خدشه به اعتبار رهبر اصلاحات تلقی شود، بروز ندهند و به همین دلیل رایی که عارف در تهران آورد و البته اگر چهره محبوبی سرلیست اصلاح طلبان بود آرایی بیش از دومیلیون رای می آورد را باید به حساب اعتبار رهبر اصلاحات نزد مردم گذاشت نه قهرمان سکوتهای منفغلانه. و اساساً مردم اصلاحات را به رهبر و رییس دولتش می شناسند، نه با عارف و امثال او. البته جناب عارف اگر اصرار دارند که به دنبال سهم خواهی نیستند به سوالات افکارعمومی درباره گذشته خود پاسخ دهند تا مردم بتوانند نسبت به ایشان قضاوت کنند:- گرایشات سیاسی ایشان قبل از پست گرفتن در دولت اصلاحات، بعنوان رییس دانشگاه تهران چه بوده است؟ آیا ایشان جزو مدیران دو زیست نبوده اند؟ مشخصا در دوم خرداد در کدام اردوگاه فعالیت داشته اند؟ ایا حضور ایشان در ستاد انتخاباتی رقیب خاتمی در سال ٧٦ صحت دارد؟ اینکه برخی نمایندگان مجلس ششم اصرار دارند که عارف در جلسات همواره تاکید می کرده نمیداند اصلاحات را با سین می نویسند یا صاد، این اظهارنظر را تایید می فرمایند؟- در طول هشت سال دولت اصلاحات مشخصاً غیر از دریافت پست وحقوق ومزایا، چه هزینه ای در دوران سخت سالهای ٧٧ تا ٨٤ داده اند؟ در دورانی که اصلاح طلبان متحمل هزینه های گزاف شدند، چرا جریان مقابل به ایشان با وجود قرار گرفتن در حساسترین پستها نازک تر از گل نگفته است! حجم تخریبها علیه دکترجهانگیری معاون اول دولت فعلی را با ایشان که معاون اول دولت اصلاحات بوده اند مقایسه کنید. - ایا صحت دارد که تلاش جنابعالی باعث القائتان در دولت احمدی نژاد شد تا این بار در لباس اصولگرا، معاون اول احمدی نژاد شوید؟! و این احمدی نژاد بود که دست اخر زیر بار نرفت و در هفته های نخست، حکم به برکناری وی داد؟! - - در طول دوره هشت ساله دولت احمدی نژاد که حتی صدای بسیاری از اصولگرایان هم علیه بی قانونی و فساد دولتهای نهم ودهم بلند بود ایشان غیر از سکوت منفعلانه مشغول چه فعالیتی بودند؟ در 4 سال دوم دولت احمدی نژاد که دیگر بسیاری به حاشیه رفته بودند، ایشان کجا بودند و چه می کردند؟- یکبار برای همیشه در مورد فعالیتهای اقتصادی فرزند شریف خود شفاف سازی کنند، حقیقت ابهاماتی که در مورد قرار داد ام تی ان و برخی فعالیتهای دیگر وجود دارد چیست؟، علت انصراف ایشان قبل از تایید صلاحیت در انتخابات مجلس چه بوده است؟ تصاویر فوق مربوط به افتتاح کافی شاپ دوست فرزند آقای عارف است! - در مورد فعالیتهای رسانه ای دفتر خود و به خدمت گرفتن یک روزنامه (با نام محلی) برای تخریب چهره های اصلاح طلب و استخدام یک فعال رسانه ای (ولو کم سابقه، غیرحرفه ای و ضعیف که بیشتر به میرزا بنوبس و بعضاً کیف کش فرزند بزرگوار ایشان شهره شده) برای واسطه گری رسانه ای و تبلیغ ایشان در رسانه ها چه توضیحی دارند؟- در شرایطی که ایشان خود در مصاحبه ای اذعان کرده اند که طی مدت سپری شده از مجلس یازدهم حتی بعنوان رییس تشریفاتی فراکسیون صدنفره امید مورد مشورت رییس مجلس قرار نگرفته اند چه اصراری دارند که رییس جمهور با ایشان مشورت کند، اگر ایشان یک رجل پخته سیاسی و یا یک فعال هزینه داده و صریح اصلاح طلب یا حتی یک استراتژیست مدیریتی بودند، حتما دکتر روحانی مانند دهها چهره دیگر با ایشان مشورت می کرد که درصدر آنان مشورت با رییس دولت اصلاحات، آیت الله سید حسن خمینی و برخی دیگر از بزرگان توسط رییس جمهور و دکتر جهانگیری اتفاق افتاده، اما آیا کسی می تواند مدع ...

ادامه مطلب  

قایق روحانی را سوراخ نکنید!  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه آرمان: با معرفی کابینه دوازدهم گمانه زنی ها برای رأی اعتماد وزرای پیشنهادی در مجلس افزایش پیدا کرده است. به نظر می رسد مطالبات از آقای روحانی در چهار سال آینده با چهار سال گذشته تفاوت های معناداری پیدا کرده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی کابینه جدید آقای روحانی و دغدغه های اصلاح طلبان در این زمینه با دکتر فیاض زاهد استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت وگو کردیم. وی معتقد است: «در شرایط کنونی این سوال جدی برای اصلاح طلبان وجود دارد که هدف حسن روحانی از چینش کابینه دوازدهم تقویت رویکردی است که در نهایت به حمایت از فردی مانند اسحاق جهانگیری منجر خواهد شد یا اینکه رویکرد حسن روحانی و حزب اعتدال و توسعه در نهایت به حمایت از فردی مانند علی لاریجانی خواهد انجامید. بدون شک این مسائل ممکن است اختلافات جدی تری را در آینده بین اصلاح طلبان و دولت آقای روحانی به وجود بیاورد.» این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین تصریح می کند: «در کابینه جدید مطالبه اقتصادی اصلاح طلبان در نظر گرفته نشده و برخی از این انتخاب ها بدون پیش زمینه صورت گرفته است. به نظر می رسد برخی از این انتخاب ها براساس ضرورت ها صورت گرفته و ارتباطات فردی در آنها نقش تعیین کننده ای داشته است. دولت آقای روحانی باید برای رأی اعتماد گرفتن از مجلس استدلال های مناسبی داشته باشد، و گرنه با چالش جدی در این زمینه مواجه خواهد شد.» در ادامه متن گفت وگوی «آرمان» با فیاض زاهد را می خوانید.آقای روحانی در چینش کابینه خود چه ملاحظاتی را در نظر گرفته است؟ چرا آقای روحانی به جای ورود نیروهای جدید به کابینه موقعیت افراد کابینه گذشته را تغییر داده است؟ به نظر شما کابینه آقای روحانی نیاز به تکان های شدیدتری نداشت؟به نظر من آقای روحانی استراتژی چند لایه ای را اتخاذ کرده است. از یک طرف آقای روحانی در طول مبارزات انتخاباتی یک ذهنیت چالش گرا از خود نشان داد. این در حالی است که ایشان از نظر عملی یک شخصیت اصولگرای محافظه کار به شمار می رود. در نتیجه ما با یک سیاستمدار سیاست ورز روبه رو هستیم. آقای روحانی به هر حال شاگرد مکتب آیت ا... هاشمی است و سیاست ورزی را از ایشان آموخته است. نگاه بسیاری از مردم نسبت به سیاست، نگاهی چریکی، صفر و صد و یا سیاه و سفید است. این در حالی است که هدف اصلی «سیاست» دستیابی به موقعیت های قابل تحقق است. به همین دلیل نیز برای رسیدن به اهداف آرمانی باید قدم ها را آهسته برداشت. به نظر من آقای روحانی از این رویکرد پیروی می کند. آقای روحانی از دل محافظه کاری بیرون می آید. با این وجود ایشان به دلیل همنشینی با اصلاح طلبان و برخی ضرورت های داخلی و بین المللی موقعیت خود را به یک موقعیت مطالبه جو و آوانگارد تغییر داده است. وضعیت در انتخابات ریاست جمهوری به شکلی بود که آقای روحانی به برخی از چالش ها وارد شدند که حتی یک شخصیت اصلاح طلب نیز از ورود به آن خودداری می کرد و یا اینکه با احتیاط بیشتری وارد می شد. با این وجود هنگامی که انتخابات به سود حسن روحانی به پایان رسید ایشان یک کنش دوگانه را در پیش گرفت. آقای روحانی پس از انتخابات ریاست جمهوری تا یک ماه همچنان موضع طعنه زنانه به رقیب را حفظ کرد، اما پس از پایان یک ماه دست خود را برای تعامل با همه طیف های سیاسی دراز کرد. به نظر من آقای روحانی در حال اجرای یک نوع سیاست ورزی واقعیت گرایانه و پراگماتیستی است. روحانی هنگامی که احساس کند نیاز به مذاکره است، مذاکره می کند و هنگامی که احساس می کند باید قاطعیت بیشتری به خرج داد، با قاطعیت بیشتری وارد زمین بازی می شود. به همین دلیل در شرایط کنونی با یک روحانی جدید مواجه هستیم که از آسمان به زمین آمده و رویاها را کنار گذاشته و تلاش می کند با واقعیت های سیاسی جامعه روبه رو شود. در نتیجه روحانی که در دوران انتخابات مانند منتسکیو و ژان ژاک روسو رفتار می کرد، پس از انتخابات به فردی تبدیل می شود که به دنبال حساب و کتاب است و با برنامه جلو می رود. اگر حسن روحانی را با وضعیت اصلاح طلبان در دوم خرداد76 مقایسه کنید وی یک گام عقب است اما اگر وی را با دوران پس از احمدی نژاد مقایسه کنید وی دو گام جلو تر حرکت می کند.چرا آقای روحانی یک گام از دولت اصلاحات عقب تر است؟دلیل این مسأله این است که آرمان ها و مطالبات و کابینه دولت اصلاحات وجه اصلاح طلبانه تری نسبت به کابینه آقای روحانی دارد. حسن روحانی پس از دوران احمدی نژاد با دو نیرو مواجه بود. اول نیروهایی که به دنبال آوانگاردیسم بودند و تلاش می کردند به سرعت مطالبات خود را تحقق بخشند و دوم نیروهای ایستا و ساکنی وجود داشتند که هرگونه تغییر را برای خود خطرناک و مرگ آفرین می دانستند. در نتیجه بازی کردن بین این دو نیروهای ایستا و دینامیک کار بسیار سختی است. در انتخابات ریاست جمهوری سال96 اصولگرایان احساس می کردند اگر «چوب» هم در مقابل آقای روحانی قرار بگیرد پیروز خواهد شد. استدلال اصولگرایان نیز این بود که برجام موفق نبوده و دولت نتوانسته از دستاوردهای برجام به سود خود استفاده کند و اتفاقات مهمی در زندگی مردم رخ نداده است. به همین دلیل اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که با اجماع بر یک نفر تنها با یک کاندیدا در مقابل حسن روحانی قرار بگیرند. به نظر من بزرگ ترین شانس آقای روحانی این بود که اصولگرایان به وحدت رسیدند و در نهایت با یک کاندیدا در انتخابات حضور پیدا کردند. بزرگ ترین لطفی که اصولگرایان به آقای روحانی کردند این بود که آقای قالیباف را از صحنه انتخابات خارج کردند. اصلاح طلبان و آقای روحانی به دنبال دو قطبی کردن انتخابات بودند. ظرفیت آرای خاکستری اصلاح طلبان در حمایت از آقای روحانی زمانی می توانست به صحنه بیاید که جامعه احساس نگرانی کند. تجربه تاریخی نشان داده که در حدود10 میلیون آرای خاکستری که معمولا در انتخابات حضور پیدا نمی کنند در شرایط استثنائی که احساس خطر کنند در حمایت از جریان اصلاح طلب در انتخابات شرکت می کنند. این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری سال96 رخ داد. به نظر من اگر انتخابات سه یا چهار قطبی بود و سنسور های جامعه تحریک نمی شد احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود بیشتر می شد. در شرایطی که انتخابات به دور دوم کشیده می شد اعتماد به نفس رئیس جمهور کاهش پیدا می کرد و کمپین انتخاباتی ایشان دچار فروپاشی می شد و چه بسا اصولگرایان به پیروزی دست پیدا می کردند. اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری فاقد تحلیل و استراتژی بودند. دلیل این مسأله نیز این است که اصولگرایان همواره از رانت هایی برخوردار بوده اند که اصلاح طلبان فاقد آن هستند. به همین دلیل نیز اصلاح طلبان مجبور هستند به صورت واقعی در زمین بازی حاضر شوند. هنگامی که آقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کرد ترس نیروهای اجتماعی فروخفته را به اوج خود رساند. در نتیجه اصلاح طلبان با القای این تفکر که مردم ایران یا باید از حسن روحانی حمایت کنند تا وی ثبات مدیریت جامعه را حفظ کند و تعامل با جهان را افزایش بدهد یا اینکه رقیب به پیروزی برسد که در چنین شرایطی احتمال بازگشت تحریم ها و نابسامانی های داخلی وجود دارد. در نتیجه، مردم را به حمایت از آقای روحانی تشویق کردند و استراتژی اصلاح طلبان به موفقیت رسید.آیا رأی به آقای روحانی رأی سلبی و برای عدم پیروزی رقیب بوده است؟ چرا مردم در انتخابات اخیر به جای اینکه به صورت ایجابی در انتخابات شرکت کنند، تلاش می کنند یک طیف خاص در انتخابات به پیروزی دست پیدا نکنند؟رأی آقای روحانی با رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری بدون در نظر گرفتن10 میلیون آرا ...

ادامه مطلب  

طراحی الهام بخش برای فضای اداری مدرن و شیک  

درخواست حذف این مطلب
فضای اداری مدرنجدیدترین طراحی فضای اداری مدرن و شیک ۹۶انواع مجموعه مدل فضای اداری شیک و جدیدپیشنهاد مدل دکوراسیون های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۸ و ۹۷ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیم دکوراسیون دفتر کارانتخاب رنگ دفتر کار کاملا به خصوصیات و روحیات شما بستگی دارد تا احساس رضایت کرده، کارایی بهتری داشته باشید.بررسی ویژگی های خاص و برنامه ریزی در رسیدن به نتیجه مورد نظر، مرحله انتخاب رنگ را آسان تر می کند. قبل از انتخاب رنگ، در نظر گرفتن عوامل مختلف دارای اهمیت است. با انتخاب صحیح، فضای مورد نظر را کوچک تر، بزرگ تر، گرم تر یا سردتر نشان دهید. ۱ – اندازه دفتر کار را در نظر بگیریداگر می خواهید اتاق بزرگ تر به نظر برسد، از سفید، کرم و رنگ های روشن استفاده کنید. سقف سفید نیز اتاق را بزرگ تر نشان می دهد. اگر فضا خیلی بزرگ و سرد است، رنگ های تیره آن را گرم تر نشان می دهند. ۲ – به احساس درونی خود توجه کنیداگر می خواهید انرژی و اشتیاق ایجاد کنید، رنگ های گرم قرمز تا سبز را از چرخه رنگ که شامل قرمز، نارنجی، زرد و سبز هستند، انتخاب کنید. اگر احساس آرامش را ترجیح می دهید، رنگ های سرد از آبی تا بنفش را انتخاب نمایید. ۳ – به مقدا ...

ادامه مطلب  

چگونه روحانی پس از انتخابات تبدیل به نامزد رسمی چپ ها شد نامزد رسمی اصلاح طلبان چه کسی بود؟/وقتی ناامید از برد روحانی زبان به «ستایش پوپولیسم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس_گروه سیاسی_مسعود یارضوی: هفته ها و روزهای پیش از انتخابات 96 بود.و اصلاح طلبان خیلی راحت تر از آنچه به فکر کسی برسد، مشغول بیان این بودند که آقای روحانی نامزد رسمی آنها نیست!«مرتضی الویری» از فعالان اصلاح طلب و شهردار اسبق تهران در همین زمینه طی اظهاراتی در خبرگزاری ایلنا گفته بود: «همان طور که در سال 92 هم مطرح بود روحانی کاندیدای اصلاح طلبان نیست بلکه کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان است.»[1]پس از او نیز، این «فیض ا... عرب سرخی» دیگر فعال اصلاح طلب بود که بدون هیچ واهمه ای تأکید کرده بود: آقای روحانی نه در این دوره و نه در دوره قبل، کاندیدای اصلاح طلبان نبوده است. آقای روحانی (فقط) مورد حمایت اصلاح طلبان است.[2]علت اینهمه تأکید بر اینکه آقای روحانی نامزد رسمی ما نیست را کسی نمی دانست...و البته معلوم نبود رئیس جمهور روحانی و ستادی های مکتب نیاوران که در اطراف او بودند نیز این حرف ها را می شنیدند یا نه؟!آنها حتی این صحبت های محمدجواد حق شناس، از فعالان حزب اعتماد ملی را هم نشنیدند که گفته بود: روحانی نماینده تمام عیار اصلاح طلبان نیست و اصلاح طلبان مستقل کاندیدا شوند...[3]*کاندیدای ما نیست، هیچ! ستاد انتخاباتی هم برایش تشکیل نمی دهیمدر کنار تلاش های اصلاح طلبان ستادی برای انکار رئیس جمهور روحانی در پیشاانتخابات و پاک نگاه داشتن دامان اصلاح طلبی از عملکرد ضعیف آقای روحانی، اما رخدادهای دیگری هم برای کادوپیچی بهتر این پروژه در جریان بود.تأکید جریان سیاسی خاص بر اینکه برای روحانی ستاد انتخاباتی تشکیل نمی دهیم! هم یکی از این رخدادها بود.«مرتضی حاجی» از فعالان اصلاح طلب، شهریورماه سال گذشته در همین باره آب پاکی را روی دست آقای روحانی ریخت و به روزنامه آرمان امروز گفت:«اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال92 نیز به این معنا ستاد تشکیل ندادند. معمولا در انتخابات مختلف خود کاندیداها اقدام به تشکیل ستاد می کنند و سپس از همفکران خود دعوت می کنند تا در ستادها حضور پیدا کنند. جریان اصلاحات هنوز برای تشکیل ستاد در انتخابات96 تصمیم قطعی نگرفته است. با این وجود دو حالت برای این مساله وجود دارد؛ اول این که آقای روحانی خود اقدام به تشکیل ستاد انتخاباتی کند و از اصلاح طلبان بخواهد که مسئولیت های ستاد ایشان را برعهده بگیرند و در امور انتخابات ایشان را یاری کنند. حالت دوم در شرایطی است که اصلاح طلبان به این نتیجه برسند که باید نیروهای خود را برای انتخابات به صورت مستقل سازمان دهی کنند. بدون شک اگر حالت دوم اتفاق بیفتد اصلاح طلبان برای آقای روحانی ستاد تشکیل خواهند داد. با این وجود به نظر می رسد تمرکز جریان اصلاحات به صورت مستقل روی انتخابات شوراها قرار بگیرد و درانتخابات ریاست جمهوری به صورت مشترک با طرفداران دولت همکاری داشته باشد. به همین دلیل اصلاح طلبان برنامه ای برای تشکیل "ستاد آقای روحانی" نخواهند داشت، بلکه "ستاد حمایت از آقای روحانی" تشکیل خواهند داد!»چهره های جریان سیاسی خاص در عین تأکید بر این مقولات که به نظر می رسد قرار بود برای اجرای فرمان مخصوص سعید حجاریان مبنی بر اینکه «شکست دولت روحانی شکست اصلاح طلبان نیست»! اجرا شوند، اما اِبا می کردند و تحفّظ به خرج می دادند که به مردم بگویند وقتی جریانی سیاسی برای کاندیدای مورد حمایت خود ستاد انتخاباتی تشکیل نمی دهد و حتی عنوان می کند که کاندیدای رسمی نداریم! این مسئله به معنی بی تأثیری آنها در فرایند انتخابات و عدم قبول پذیرش مسئولیت های دموکراتیک است.روی دیگر سکّه آن بود که اگر رئیس جمهور روحانی در انتخابات شکست می خورد، اصلاح طلبان به راحتی عنوان می کردند که بازنده انتخابات نبوده اند چون نه ستادی تشکیل داده اند و نه کاندیدای رسمی داشته اند... و البته راست هم می گفتند.در ادامه اظهارات حاجی، «یدالله طاهرنژاد» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران نیز به نشریه صدا گفته بود:«نظر به اینکه انتخابات ریاست جمهوری متولی دارد و ستاد ریاست جمهوری کارهای انتخابات را انجام می دهد و شورا(ی مرکزی حزب کارگزاران) هم از آن حمایت خواهد کرد، بخش قابل توجهی از فعالیت شورا معطوف به ساماندهی فعالیت های انتخابات شهر و روستاست. مدیریت جوامع شهر و روستایی با شوراها است و این انتخابات بسیار مهم و تأثیرگذار است. به همین دلیل باید به این امر عنایت بیشتری شود و ترکیبی شکل بگیرد تا نظر اکثریت مردم تأمین شود.»آنها خیلی شیک و مجلسی به مردم و به ستاد روحانی اعلام می کردند که از تشکیل ستادهای انتخاباتی برای روحانی خبری نیست تا مسئولیتی متوجه آنها نباشد.*اصلاح طلبانی که معتقد به «عبور از روحانی» بودند/ تاج ...

ادامه مطلب  

مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است نه ما!/ آشنا مجاهد شنبه است و واعظی دشمن اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس_گروه سیاسی: رئیس جمهور روحانی با تمام بیم و امیدها اما توانست در انتخابات دولت دوازدهم نیز به پیروزی برسد و 4 سال دیگر در ساختمان پاستور بماند.4 سالی که خیلی ها پیش از انتخابات می گفتند اصلاح طلبان طی آن سفره خود را از اعتدالیون جدا خواهند کرد و از آنجا که قصد دارند در انتخابات سال 1400 با کاندیدای خود در انتخابات شرکت کنند، نیاز دارند نسبت به دولت روحانی ژست اپوزسیون گرفته و ایضاً خود را مبرّی از اشتباهات و کم کاری های دولت و بویژه بی دستاوردی برجام نشان بدهند.این گزاره اگرچه حتی در روزهای جاری که نشانه های آن هویداتر شده است، نیز گزاره ای ثقیل به نظر می رسد و موافقان زیادی ندارد، اما اندکی تأمل در رفتار و گفته های پساانتخاباتی اصلاح طلبان و حامیان چپ رئیس جمهور روحانی، حقایق بیشتری درباره آن آشکار می شود.*حاجی: مسئولیت عملکرد روحانی بر عهده خودش است/فدائیان دیروز، بیگانگان امروز...با ابتنا به موارد پیش گفته، برخی محافل سیاسی در پیشاانتخابات تحلیلی ارائه می دادند مبنی بر اینکه اعلام حمایت اصلاح طلبان از روحانی و بیان اینکه او کاندیدای ماست! حرکتی صادقانه نیست و یک تلوّن مهم درون خود دارد.آنها از این می گفتند که اصلاح طلبان با عدم تشکیل ستاد انتخاباتی برای روحانی و عدم ارائه بیانیه امضا شده انحصاری در حمایت از وی، قصد دارند صبح فردا خود را از مظان پاسخگویی نسبت به روحانی برهانند و اینطور بگویند که ما هیچوقت «رسماً» از روحانی حمایت نکردیم.با این حال اما ابراز بستگی اصلاح طلبان به روحانی در آن روزها به حدی بود که خیلی ها حتی تا هم اکنون نیز به چنین گزاره هایی باور ندارند.در واقع، برخی رفتارهای اصلاح طلبان نظیر اینکه می گفتند ما «فدائیان دولت» هستیم و یا «آقای روحانی هر کاری می کند، قانونیست»، فضا را به سمتی برده است که شاید کمتر کسی باور کند چپ ها بصورت بطئی و آرام در حال اعلام برائت خود از روحانی هستند و ممکن است کار به جایی برسد که روحانی برای در امان ماندن دولت از هجمه های جریان چپ نیازمند دلسوزی و حمایت خواص ارزشی کشور هم باشد.همانطور که اشاره کردیم، این ماجرا نشانه های زیادی دارد که از جمله آنها می توان به اظهارات اخیر 3 چهره ستادی اصلاح طلب اشاره کرد که در مقاطع مختلفی نسبت به عملکرد روحانی و سرنوشت وی بصورت تلویحی اعلام برائت کرده اند.نفر اول «مرتضی حاجی» است...او که در زمره اصلاح طلبان ستادی به شمار می رود چند روز قبل در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه فرهیختگان در همین رابطه و در پاسخ به این سؤال که «قبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟» گفته است:«اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند. دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی بر عهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند.»[1]پیش از او هم «محمدرضا تاجیک» تئوریسین عصیانگر اصلاح طلبان بود که در لابه لای یک مصاحبه خود با روزنامه آرمان امروز پیرامون رابطه اصلاح طلبان با روحانی، ناگهان گفت:«اینکه ما فرض کنیم حیات اصلاح طلبی مدیون کسانی است که به ما اجازه دادند از فضای قدرت نصیبی ببریم و حظی ببریم و جایی در سریر قدرت بنشینیم، این مساله را به حیات اصلاح طلبی وصل کردن خطایی فاحش و جفا به جریان اصلاح طلبی است. جریان اصلاح طلبی در هر شرایطی جریانی توفنده، مردمی و تاریخی است که با تمام و فرازوفرودهای تاریخ ما، حیات خود را حفظ کرده است.»او افزود:«اساسا بر این تصور و تحلیل نیستم که جریان اعتدال از یک پشتوانه اجتماعی وسیعی برخوردار بوده که به سبب آن پشتوانه، مشروعیت و مقبولیت مردمی توانسته هژمونیک و آلترناتیو برتر شود و در این راستا با بالا رفتن خود دست اصلاح طلبان را نیز گرفته و از ته چاه بالا آورده است؛ این تحلیل غلطی است. آن کسانی که سازمان رأی و پایگاه اجتماعی این جریان را ایجاد کردند، اصلاح طلبان بودند. این جریان اصلاح طلبی است که در بدنه اجتماعی و ریزبدنه های جامعه حضور دارد، چون اعتدال که اساسا شکل جریانی و گفتم ...

ادامه مطلب  

جلسه شورای اداری فارس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه شورای اداری فارستصاویر جلسه ...

ادامه مطلب  

ماجرای تقلب در بستن لیست های شوراهای شهر اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات هیات رئیسه مجلس، انتخابات شوراها و تعیین لیست موضوعاتی است که سایه ای از ابهام بر آن سنگینی می کند؛ علیرضا محجوب از نمایندگان اصلاح طلب مجلس و فعال حوزه کارگری که به قول خودش از بیست سالگی پا در رکاب سیاست و کار حزبی گذشته است با پاسخ های خود پرده دیگری از ماجرا را نشان داد.در این گفت و گو که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین انجام شد او گاهی به سی و هفت سال پیش و دوران حزب جمهوری اسلامی هم بازگشت و از حزبی نبودن سیاست کشور گلایه داشت.. محجوب در این مصاحبه اشاره کرد در جریان بستن لیست شوراها تقلبی صورت گرفت و برخی جریانات بیشترین استفاده را کردند.مشروح گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با علیرضا محجوب را در ادامه بخوانید؛نتیجه انتخابات هیات رئیسه مجلس برای شما هم شوک آور بود؟انتخابات سالانه برگزار می شود و معمولا کم تغییر است و این دور هم دیدیم که تغییرات کمی در آن ایجاد شد. فراکسیون امید همواره گفته بود خط قرمزش حفظ دو نواب رئیس است و در این رابطه نیاز بود با دیگران هم به یک توافقی می رسیدیم، طبیعتا وقتی قرار است مهره وزیر در صفحه شطرنج حفظ شود چاره ای نمی ماند تا دو مهره اسب و فیل را قربانی کنیم و ما تلاش کردیم مهره های حساس را حفظ کنیم البته منکر نمی شوم که با اقداماتی می توانستیم کرسی های بیشتری بگیریم اما از آنجایی که رئیس در تصمیم گیری ها بیشترین تاثیر را دارد و بخشی از این وظایف به نواب تفویض می شود لذا کرسی های نواب رئیس بسیار اهمیت دارد و دیگر سمت ها چندان تاثیرگذاری زیادی ندارد. بنابراین به نظرم ما در انتخابات هیات رئیسه برد کردیم.پشت پرده تلاش ها برای حذف مطهری از نگاه شما چه بود؟برخی به علت اظهارنظرهای مطهری همواره در موضع مخالف مطهری قرار داشتند و مواضع ایشان را شاذ می دانستند درحالی که ایشان همواره این مواضع را داشتند و در مجلس قبل هم ما با هم سوال از رئیس جمهور را پیگیری کردیم و یک سال و چند ماه طول کشید تا این سد شکسته شود تا بقبولانیم رئیس جمهور قابل سوال کردن است و جالب اینجاست که انقدر این غیر محتمل بود که روند سوال از رئیس جمهور در ائین نامه مجلس پیش بینی نشده بود و ما برای آنکه بتوانیم از احمدی نژاد سوال کنیم مجلس مجبور شد اول آئین نامه را اصلاح کنند و سپس، از رئیس جمهور برای انجام سوال دعوت کنند.بنابراین اظهارات افرادی مانند مطهری برای کشور و مجلس لازم است و اساسا باعث عزتمندی و حیثیت مندی مجلس می شود.اینکه گفته می شد عزم اصولگرایان برای حذف مطهری به دیدار با سید محمد خاتمی مرتبط می شد واقعا همین دلیل واقعی اش بود یا بهانه حذف کردنش از هیات رئیسه را این موضوع قرار داده بودند؟این افراد به بهانه دیدار با آقای خاتمی در تلاش حذف مطهری بودند اما اصل ماجرا به مواضع آقای مطهری بر می گشت آنها تحمل صحبت ها و موضع گیری های علی مطهری را نداشتند چرا که این مخالفت ها با او سال های گذشته هم بود و آنها سال پیش هم رای ندادند در حالی که پیش از این آقای مطهری دیداری با آقای خاتمی نداشت بنابراین آنچه مطرح شد یک بهانه ای بود که برای رای ندادن توجیه پذیر نبود. به هر صورت مطهری یکی از بهترین گزینه ها برای نواب رئیس بود.شما گفتید برای حفظ وزیر دو مهره هم فدا کردیم اما واقعیت این است که بسیاری با لیست امید به مجلس آمدند اما راه دیگری رفتند و رای به دیگری دادند.من یک چیز را بگویم و آن اینکه در شهرستان ها خیلی لیست تاثیر ندارد و در بحث کلان شهرها هم تعداد این افراد زیاد نیست و به بیشتر از دو سه نفر محدود نمی شود. شاید در شهرستان ها با این عنوان هم تبلیغ کرده باشند اما واقعیت این است که در شهرستان ها به ویژه شهرستان های کوچک لیست تاثیری ندارد.آرای فراکسیون امید کم نشد اما کسانی که با ادعای اصلاح طلبی و با حکایت اصلاح طلبان به مجلس آمدند برخلاف تعهدشان عمل کردند؟ به هر صورت اگر خالص رای فراکسیون امید را رای به عارف قلمداد کنیم تعداد همان 105 نفر بود که کم نشده است و سال گذشته افراد یک تلاش منطقه ای هم کردند وگرنه امسال هم شانس داشتند.در انتخابات هیات رئیسه امسال یک زیاده خواهی صورت گرفت و عده ای خارج از لیست کاندیدا شدند که مجلس نسبت به این موضوع احساس بدی پیدا کرد و این باعث شد یکی دو نفر از فراکسیون امید به این دلیل در هیات رئیسه حضور پیدا نکنند.یعنی کاندیدا شدن و رای دادن به امیرآبادی و هادی قوامی یک بداخلاقی بود؟رای مجلس خیلی وقت ها جریانی نیست و آقای امیرآبادی از مدتها قبل برنامه ریزی کرده بود و با نماینده ها وارد تعامل شده بود به نماینده ها قول هایی داده بود و لابی کرده بود. نهایتا نتیجه حضور امیرآبادی در هیات رئیسه شد و در مقابل این طرف کمتر وارد لابی شد.یعنی فراکسیون امید نباید به قول و قرارها اعتماد می کرد؟ببینید یکی از گزینه های امید به دلیل تلاش کمتر در جلب نظر نمایندگان، رای نیاورد و دوم اینکه بعضی گزینه ها را ما اشتباه حذف کردیم مثل آقای یوسف نژاد؛ چراکه او قطعا رای داشت و خودش هم می توانست رای بیشتری جذب کند بنابراین ما آمدیم گزینه ای که می توانست رای بیاورد را حذف کردیم. من نمی گویم نباید از خانم ها کسی می آمد اما در چند دوره اخیر حتی وقتی مجلسی در اکثریت بود خانمی را کاندید کردند ولی فرد دیگری رای آورد.به هر صورت باید برای مجلس حضور یک زن در هیات رئیسه جا بیفتد؛ نمی توان زنان را حذف کرد، این از وعده های لیست امیدی ها برای رای گرفتن از مردم بود.خب باید هزینه هم داد. من نمی گویم چرا یک خانم را کاندیدا کردند و اینکه این خوب یا بد بود شما سریع مقابله می کنید؛ مسلما این اقدام خوبی بود و حتما باید از خانم ها در هیات رئیسه باشد من که خودم سال گذشته خانم سهیلا جلودارزاده را که بیش از همه احتمال رای آوری داشت را مطرح کردم که اگر خود خانم هایی که در مجلس بودند همکاری می کردند حتما این اتفاق رخ می داد.مگر همکاری نبود؟سال گذشته با خانم جلودارزاده همکاری نکردند، امسال هم این اتفاق رخ نداد.یعنی وقتی یک خانم با رای فراکسیون زنان معرفی می شود باز هم روی او برای رای دادن حتی از سوی نمایندگان زن وفاق وجود ندارد؟من نمی دانم که چه چیزی رخ داده است هر چند امسال تلاشی نکردم اما سال گذشته وقتی با خانم ها صحبت کردم تعدادی جواب منفی به من دادند می گویم خود زنان همکاری نکردند. برای مثال کاندیدای امسال فقط از من خواست به او رای بدهم و من رای دادم اما دیگر از من برای لابی کردن درخواستی نکردند اما خانم جلودارزاده سال گذشته از من خواستند تا به او برای رای آوری کمک کنم و من با تک تک خانم ها صحبت کردم و می دانم چند نفر موضع موافق داشتند و چند نفر موضع مخالف.بنابراین باید گفت مجلس دهم میانه خوبی با زنان ندارد؟به نظر من اول زنان باید در بین خود به توافق برسند و باید کمک کنند تا ابتدا موضوع حضور زنان در هیات رئیسه جا بیفتد بعد به رقابت بپردازند به هر حال موضوع صنفی یک موضوع با اهمیت تر است. البته بگویم برخی از زنان جناح مقابل کمک کردند تا یک زن رای بیاورد اما وفاق کامل وجود نداشت و افرادی که درون یک جناح بودند باهم وفاق نداشتند و این عامل موجب شد تا گزینه زنان حذف شد.پس شما می گویید باید چهره هایی چون آقای یوسف نژاد از ابتدا در لیست قرار می گرفتند شاید اینطور شانس پیروزی امیدی ها بالاتر می رفت؟یوسف نژاد مثل امیرآبادی یک رای عمومی دارد و ربطی هم به جریان های سیاسی ندارد. صرفا به دلیل همراهی که با نمایندگان دارد در پی گیری طرح ها و لوایح، مرخصی رد کردن ها و ... توانسته نظر نمایندگان را جلب کند هرچند آن لحظه آقای عارف چون طرف مقابل تعهد نقض کرد گفت یوسف نژاد ثبت نام کند اما اگر یک روز قبل به او گفته بودند خودش هم می توانست برای خودش رای جمع کند.بنابراین علت رای نیاوردن این دو نفر مشخص است و ربطی به توافق ندارد چراکه اساسا نباید مبنا را بر توافق گذاشت و باید همیشه فرض را بر بدترین وضعیت گذاشت.خیلی ها به عارف انتقاد می کنند که باید شیوه بهتری در پیش می گرفت و نباید به اصولگرایان اعتماد می کرد و ائتلاف را پایدار می دانست؟من از آقای عارف حمایت می کنم چراکه معتقدم آقای عارف کار مهمی انجام داد و او را باید به عنوان چهره ای پایبند به امور تشکیلاتی و کار جمعی بشناسیم. به هر صورت تا بحال در مجلس چنین اتفاقی رخ نداده بود که جناح ها در مجلس دور هم جمع شوند و بر سر یک موضوع کوچک به توافق برسند، حتی یک توافق اسمی؛ به هر صورت این یک امر مسلم است که چنین توافقی لغزان است اما اینکه افرادی را که هیچ قرابتی با هم ندارند را کنار هم نشاندند ظرفیت بالایی از دموکراسی را بیان می کند و آقای عارف این را محقق کرد.به هر صورت آنچه من دیدم رویکرد کاملا عقلانی آقای عارف بود و ایشان را یک شخصیت تشکیلاتی و خالی از حب و بغض دیدم.اما در نتیجه همین اتفاقات یک دلخوری میان دو فراکسیون های مستقلین و امید ایجاد شده است؟این دلخوری ها دلخوری های موضعی است و پایدار نخواهد ماند.یعنی این دلخوری ها به رای اعتماد وزرا نمی رسد؟تردید نکنید که این موضوع به تعیین وزرا می رسد و لازم است در این رابطه گفت و گو شود. هر چند ما چون حزب قدرتمند نداریم نمی توانیم از افراد انتظار رفتارهای تشکیلاتی داشته باشیم.بنابراین اصلاح این رفتارها نیاز به اصلاح احزاب دارد؟قطعا ما نیاز به یک دگردیسی در احزاب داریم که این هم بر عهده نسل سوم است و تا این دگردیسی رخ ندهد نمی توانیم انتظار داشته باشیم رفتارها تشکیلاتی شود. اگر امروز ایرادهایی می بینید در جریان ها فراکسیون ها این سوراخ های حزبی است که در تصمیمات بزرگتر بیشتر خودش را نشان می دهد.ما رفتارهای حزبی و جریانی نداریم برای مثال ما در مجلس قبل می خواستیم جمع شویم و از مرحوم هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری حمایت کنیم با اینکه در صحن اقدام کردیم جمعیت ما به 50 نفر نرسید و در مورد آقای روحانی به آقای تابش گفتم اسم ندهیم چون نمایندگان جمع نمی شوند ولی او اصرار کرد و نهایتا با آقای پزشکیان و چند نفر دیگر جمع شدیم که تعدادمان به 10 نفر نرسید و مجبور شدیم فراکسیونی حمایت کنیم.ما باید بپذیریم که درمورد فعالیت های حزبی در دوران طفولیت به سر می بریم. من معتقد نیستم که مردم ایران اقبالی به احزاب ندارند.برای مثال حزب کار یک تشکیلات صنفی است اما با وجود آن در دوران آقای احمدی نژاد با انواع تبلیغات فعالیت ما را به صفر رساندند و هر ماه یک بیانیه علیه ما صادر می کردند اما در همان دوران بیشترین عضو گیری را داشتیم و یک میلیون و نهصد هزار نفر عضو گرفتیم. در واقع اقدام انها ضدتبلیغ بود و به نفع ما تمام شد. درخواست ها برای عضویت در مقابل تبلیغات منفی که از سوی دولت در مورد ما می شد به گونه ای پیش رفت که ما برای اعضا توضیح می دادیم که اگر به تصور عضویت در یک حزب اپوزیسیون آمده اند اشتباه نکنند چراکه ما مخالف نظام نیستیم.واقعیت احزاب ما این است که مردم یک فعالیت و سودمندی مستمر از احزاب نمی بینند و بستر آن نه برای احزاب در کشور مهیا است و نه احزاب به دنبال آن هستند.من معتقدم احزاب می توانند در ایران موفق باشند . من در اولین حزبی که در جمهوری اسلامی تشکیل شد یعنی حزب جمهوری اسلامی هم عضو شورای مرکزی بودم و هم عضو دفتر سیاسی آن حزب بودم.من اقرار می کنم آن روز برای فعالیت حزبی توانا تر بودم. من بارها به دفتر سیاسی حزب معرفی شدم اما چون نمی خواستم کار سیاسی کنم نپذیرفتم.از طریق آقای کمالی به حزب دعوت شدید؟نه آقای کمالی از طریق من به حزب جمهوری اسلامی آمد چون اول من عضو شورای مرکزی حزب بودم. در ان زمان حزب تاثیر زیادی داشت و من یادم می آید در سال 59 برای دولت شورای انقلاب می خواستیم کابینه تعیین کنیم و فردی پیشنهاد شد به نام امیری که به جهت فاصله ای که میان حزب و دولت موقت ایجاد شد او از حزب کنار کشید لازم بود کسی جای او معرفی شود که من را معرفی کردند. چند ماه بعد رئیس دفتر سیاسی حزب هم عوض شد و رئیس جدید با اصرار از من دعوت کرد.چه کسی بود؟آقای مهندس موسوی. حتی شهید بهشتی مرا خواست و از من دعوت کرد تا به عضو شورای مرکزی شوم که انجا گفتم من پیش از این به عنوان عضو دفتر دعوت شده ام چون اساسا تمایل به کار سیاسی ندارم. نهایتا ایشان استدلالاتی آوردند و نهایتا من پذیرفتم و بعد به اتفاق به من رای داده شد تا عضو شورای مرکزی شوم. شاید پذیرفتنش برای شما سخت باشد اما آن زمان اغلب تحلیل های حزب را من می نوشتم. یک گروه 7 الی 8 نفره ای بودیم که کارمان تحلیل مسائل بود.آقای بادامچیان هم با شما بود؟نه آقای بادامچیان در شورای مرکزی در دفتر سیاسی اول بود که ریاست آن برعهده شهید آیت بود و او از من دعوت کرد که من نماندم.گفته می شود آقای بادمچیان و مهندس موسوی آب شان در یک جوی نمی رفت و اختلافات زیادی داشتند؟بله. شهید بهشتی فرد عجیبی بود او تغییرات را اساسی انجام می داد، بافت را تغییر می داد و منتظر نمی ماند تا بافت قدیم کژدار و مریض کار را به پیش ببرد وقتی دید انها در ارائه تحلیل ضعیف هستند انها را تغییر داد. او بر این باور بود که دفتر سیاسی حزب را از افراد سن دار پس بگیرد و به جوانترها بسپارد بالاترین سن را در بین ما فقط آقای مهنددس موسوی و خود شهید بهشتی و آقای آقازاده داشتند که بالای 30 سال بودند و بقیه سنشان زیر سی سال بود.شهید بهشتی همیشه به دنبال چهره هایی با مواضع تند و پر هیاهو بود و حتی در آن زمان آقای فرشاد مومنی را که مواضعی آرامتر را داشت دعوت نکرد.همه افرادی که تحلیل می نوشتیم معمولا تحلیل های تندی ارائه می کردیم و شهید بهشتی وقتی قرار بود تحلیل ها خوانده بشود تا در روزنامه به چاپ برسانیم معمولا می گفت هر کسی نظری دارد باید نظرش را بنویسد و بعد از خوانده شدن تحلیل اجازه می داد تا هرکسی نظرش را بگوید. یادم می آید آن زمان آقای هاشمی بعد از بیانات امام (ره) موضع ملایم تری نسبت به بنی صدر داشت و مایل نبود حزب موضع تندی بگیرد اتفاقا من تحلیلی نوشتم در مورد بنی صدر که بسیار تند بود بعد از آنکه تحلیلم را خواندم بسیار ایراد گرفتند و گفتند این تحلیل نباید کار شود و از نو باید نوشته شود اما شهید بهشتی فقط گفت چند کلمه را تغییر بدهی بهتر است و نهایتا با یک تغییر در چند کلمه آن تحلیل چاپ شدبه شما برای عضویت در دولت آقای بنی صدر پیشنهادی شد؟بله به من پیشنهاد شد. من در دولت در سایه مسوولیت کمیته اجرایی را داشتم یعنی 60 درصد کابینه را مشخص کرده بودیم بنابراین به صورت اولی به من پیشنهاد شد. و حتی وقتی آقای رجایی امد، پنج نفر را به عنوان مشاور برای تعیین کابینه معرفی کرد که یکی از آنها من بودم.با بنی صدر هم دیدار داشتید؟به صورت شخصی با بنی صدر دیدار داشتم اما نه به نمایندگی از حزب. ما قرار بود سه نفر را به عنوان وزیر معرفی کنیم و ما پیش از این کار کرده بودیم و لیستی از وزرا و معاونین معرفی کرده بودیم. به هر صورت ما در آن زمان به صورت جدی کار حزبی می کردیم و شهید بهشتی هم به علت اینکه مدتها در این عرصه کار کرده بود با فعالیت حزبی آشنا بود و رمز و رموز حزبی را می شناخت و از آنجایی که دفتر سیاسی قبلی توانایی در این زمینه از خود نشان نداد و نتواست دولت سایه و مجلس سایه درست کند اول گفت دولت سایه باید تشکیل شود و مسئولیتش را به من داد که من همان زمان گفتم من نمی توانم کار سیاسی بکنم و علاقه ای ندارم که در جواب من گفت وقتی اینجا هستی باید اهل کار سیاسی باشی.یعنی شما مسوول دولت سایه ای بودی که مقابل دولت بنی صدر قرار داشت؟البته قبل از دولت، شورای انقلاب تشکیل شده بود و در تعیین وزرای آن دولت هم نقش داشتیم.مسوولیت شما چه بود؟من رئیس کمیته قوه مجریه بودم و رئیس دولت سایه می شد نخست وزیر که این سمت را آقای مهندس میرحسین موسوی برعهده داشت.شهید رجایی را حزب جمهوری اسلامی به بنی صدر معرفی کرده بود؟شهید رجایی علیرغم مخالفت های بسیار با اصرار بسیار شخص شهید بهشتی معرفی شد و با رای نه چندان قوی انتخاب شد؛ اما با اینکه شهید رجایی عضو حزب جمهوری اسلامی نبود و قبلا عضو نهضت آزادی بود و تقریبا چهره غیر حزبی شناخته می شد اما بیش از هر فرد حزبی، حزبی رفتار کرد و هیچ مقاومتی در مقابل افرادی که حزب برای کابینه به او معرفی کرد انجام نداد. به هر حال همانطور که اشاره کردم همه ما افراد کم سن و سالی بودیم و قدرت قیاس ما فقط دولت موقت و دولت شورای انقلاب بود و تجربه کمی داشتیم و ممکن بود اشتباه کنیم اما با وجود آنکه شهید رجایی تجربه زیادی داشت اما کاملا تسلیم لیست ما بود.بنی صدر را خائن دیدید؟بنی صدر جاه طلب بی نظیری بود.این یعنی تعبیر به خائن بودن می توان کرد؟من هیچ نسبتی به او نمی دهم اما اگر کسی بخواهد به بنی صدر نسبتی بدهد باید گفت بیشتر حماقت داشت، حتی وقتی به امام نامه نوشت که اجازه بدهد او بازگردد، امام (ره) در پاسخ به او گفت شما درس بخوانید و تدریس کنید بهتر است.یعنی بعد از آنکه بنی صدر از کشور خارج شد به امام نامه نوشت که به کشور بازگردد؟او یک سال بعد از اینکه از کشور خارج شد به امام (ره) نامه نوشت که می خواهم برگردم و دوباره رئیس جمهور باشم برگشتنش به کشور و انجام فعالیت سیاسی که مانعی نداشت. حتی نگفت که برگردم و دوباره کاندیدا ریاست جمهوری شود بلکه می خواست برگردد و دولت را به دست بگیرد.اما آن زمان که آیت الله خامنه ای رئیس جمهور شده بود؟به هر صورت بنی صدر می گفت ریاست جمهوری من غصب شده است و می خوام دوباره رئیس جمهور باشم که اما نامه او را بی جواب نگذاشت و برایش نوشت بهتر است شما درس بخوانید و درس بدهید.از نگاه شما آقای احمدی نژاد، بنی صدر دوم بود؟به نظرم نه در مورد بنی صدر و نه در مورد احمدی نژاد نباید قیاس ها را بپذیریم ما باید منصف باشیم؛ حتما آقای بنی صدر برای خراب کردن جمهوری اسلامی ایران سر کار نیامد و به این قصد کاندیدا ریاست جمهوری نشد. او یک کتابی نوشته بود درمورد کیش شخصیت و خودش مصداق بارز کیش شخصیت بود یعنی خودشیفته بود مثل ترامپ که خودشیفته است اما آیا می توان گ ...

ادامه مطلب  

حاجی: مسؤولیت عملکرد روحانی با خودش است نه ما!  

درخواست حذف این مطلب
چهره های ستادی اصلاح طلب، یکان یکان در حال ابراز برائت از عملکرد و سرنوشت رئیس جمهور روحانی هستند. این مسأله نشانه آغاز فرآیند «طلاق سیاسی چپ ها از روحانی» است.به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا از فارس، رئیس جمهور روحانی با تمام بیم و امیدها اما توانست در انتخابات دولت دوازدهم نیز به پیروزی برسد و 4 سال دیگر در ساختمان پاستور بماند.4 سالی که خیلی ها پیش از انتخابات می گفتند اصلاح طلبان طی آن سفره خود را از اعتدالیون جدا خواهند کرد و از آنجا که قصد دارند در انتخابات سال 1400 با کاندیدای خود در انتخابات شرکت کنند، نیاز دارند نسبت به دولت روحانی ژست اپوزسیون گرفته و ایضاً خود را مبرّی از اشتباهات و کم کاری های دولت و بویژه بی دستاوردی برجام نشان بدهند.این گزاره اگرچه حتی در روزهای جاری که نشانه های آن هویداتر شده است، نیز گزاره ای ثقیل به نظر می رسد و موافقان زیادی ندارد، اما اندکی تأمل در رفتار و گفته های پساانتخاباتی اصلاح طلبان و حامیان چپ رئیس جمهور روحانی، حقایق بیشتری درباره آن آشکار می شود.*حاجی: مسئولیت عملکرد روحانی بر عهده خودش است/فدائیان دیروز، بیگانگان امروز...با ابتنا به موارد پیش گفته، برخی محافل سیاسی در پیشاانتخابات تحلیلی ارائه می دادند مبنی بر اینکه اعلام حمایت اصلاح طلبان از روحانی و بیان اینکه او کاندیدای ماست! حرکتی صادقانه نیست و یک تلوّن مهم درون خود دارد.آنها از این می گفتند که اصلاح طلبان با عدم تشکیل ستاد انتخاباتی برای روحانی و عدم ارائه بیانیه امضا شده انحصاری در حمایت از وی، قصد دارند صبح فردا خود را از مظان پاسخگویی نسبت به روحانی برهانند و اینطور بگویند که ما هیچوقت «رسماً» از روحانی حمایت نکردیم.با این حال اما ابراز بستگی اصلاح طلبان به روحانی در آن روزها به حدی بود که خیلی ها حتی تا هم اکنون نیز به چنین گزاره هایی باور ندارند.در واقع، برخی رفتارهای اصلاح طلبان نظیر اینکه می گفتند ما «فدائیان دولت» هستیم و یا «آقای روحانی هر کاری می کند، قانونیست»، فضا را به سمتی برده است که شاید کمتر کسی باور کند چپ ها بصورت بطئی و آرام در حال اعلام برائت خود از روحانی هستند و ممکن است کار به جایی برسد که روحانی برای در امان ماندن دولت از هجمه های جریان چپ نیازمند دلسوزی و حمایت خواص ارزشی کشور هم باشد.همانطور که اشاره کردیم، این ماجرا نشانه های زیادی دارد که از جمله آنها می توان به اظهارات اخیر 3 چهره ستادی اصلاح طلب اشاره کرد که در مقاطع مختلفی نسبت به عملکرد روحانی و سرنوشت وی بصورت تلویحی اعلام برائت کرده اند.نفر اول «مرتضی حاجی» است...او که در زمره اصلاح طلبان ستادی به شمار می رود چند روز قبل در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه فرهیختگان در همین رابطه و در پاسخ به این سؤال که «قبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟» گفته است:«اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند. دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی بر عهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند.»[1]پیش از او هم «محمدرضا تاجیک» تئوریسین عصیانگر اصلاح طلبان بود که در لابه لای یک مصاحبه خود با روزنامه آرمان امروز پیرامون رابطه اصلاح طلبان با روحانی، ناگهان گفت:«اینکه ما فرض کنیم حیات اصلاح طلبی مدیون کسانی است که به ما اجازه دادند از فضای قدرت نصیبی ببریم و حظی ببریم و جایی در سریر قدرت بنشینیم، این مساله را به حیات اصلاح طلبی وصل کردن خطایی فاحش و جفا به جریان اصلاح طلبی است. جریان اصلاح طلبی در هر شرایطی جریانی توفنده، مردمی و تاریخی است که با تمام و فرازوفرودهای تاریخ ما، حیات خود را حفظ کرده است.»او افزود:«اساسا بر این تصور و تحلیل نیستم که جریان اعتدال از یک پشتوانه اجتماعی وسیعی برخوردار بوده که به سبب آن پشتوانه، مشروعیت و مقبولیت مردمی توانسته هژمونیک و آلترناتیو برتر شود و در این راستا با بالا رفتن خود دست اصلاح طلبان را نیز گرفته و از ته چاه بالا آورده است؛ این تحلیل غلطی است. آن کسانی که سازمان رأی و پایگاه اجتماعی این جریان را ایجاد کردند، اصلاح طلبان بودند. این جریان اصلاح طلبی ...

ادامه مطلب  

زیباکلام: خوب و بد روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته می شود؛ حجاریان اشتباه می کند/ «برخی تفنگ تفرقه بدست گرفته اند؛ درگیر فتنه مذهبی هستیم»!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -«وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه لای اخبار و مطالب رسانه های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل ها و پیشینه هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می گذاریم. ۷:۳۰ هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.*** برای حمایت از دولت پشیمان نیستیم ولی روحانی به بسیاری از مطالبات مردم پاسخ نداده است!«غلامرضا انصاری» قائم مقام حزب اصلاح طلب اتحاد ملت ایران (حزبی به دبیر کلی علی شکوری راد) به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا پیرامون دولت آقای روحانی گفته است: ما اصلاح طلبان علیرغم انتقادات مهمی که به دولت آقای روحانی داریم از تصمیمات چند سال اخیرمان پشیمان نیستیم.او افزوده است: «درست است دولت روحانی، نخواست یا نتوانست یا نگذاشتند که به بسیاری از انتظارات و مطالبات مردم جامه عمل بپوشاند اما قرینه این حرکت چه بود؟ اگر به روحانی 92 و 96، شوراهای 92 و 96، مجلس 94 ورود پیدا نمی کردیم چه کار دیگری می توانستیم، بکنیم تا کشور از سقوط آزاد نجات یابد؟ به طور مثال در انتخابات مجلس دهم وقتی تا رده های سوم و چهارم ما را هم رد صلاحیت کرده بودند چه کار باید می کردیم؟ آیا باید با صندوق ها قهر می کردیم تا یک مجلس تندروی دیگر سرکار بیاید؟ نه ما برای نجات کشور باید ائتلاف می کردیم.»[1]*درباره اظهارات آقای انصاری تأملات زیادی وجود دارد.یکم: اینکه اصلاح طلبان در قبال حمایت خود از آقای روحانی پشیمان نیستند و در عین حال انتقادات مهمی هم به او دارند! گزاره صحیحی به نظر نمی رسد. چه اینکه چهره هایی نظیر تاجیک، حاجی، صوفی، شیرزاد و غیره طی هفته های اخیر اعلام کرده اند مسئولیتی در قبال دولت متوجه اصلاح طلبان نیست[2] و یا مثلا عبدالله ناصری چندی قبل حتی از کابینه اول رئیس جمهور روحانی نیز با الفاظی مثل ناهماهنگ و ناکارآمد یاد کرده بود.[3]به سخن دیگر اینکه معاریف جریان چپ علی الظاهر از حمایت های خود پشیمان اند اما قصد دارند بدون عذرخواهی از این حمایت ها همه چیز را به گردن رئیس جمهور روحانی انداخته و خود را مبرّی نشان دهند.از طرفی اثباتا می توان گفت که اصلاح طلبان حتی یک مورد انتقاد مهم نیز که مرتبط با معیشت مردم یا اقتصاد یا امنیت و یا فرهنگ باشد به دولت نداشته و ندارند و مشخص نیست انتقادات مهم اشاره شده در کدامین ناکجا قرار دارند؟!دوم: آقای انصاری در حالی می گوید روحانی نتوانست به بسیاری از مطالبات مردم عمل کند که اصلاح طلبان نه تنها طی 4 سال گذشته حتی درباره یک مورد از این مطالبات عمل نشده نیز صحبت نکرده اند بلکه در صبح و شام مشغول تقدیس تمام اعمال و رفتار رئیس جمهور روحانی بودند و حتی از این می گفتند که تحریم ها تمام شد، ارزانی آمد و غیره.در واقع به نظر می رسد در صحبت های این چهره اصلاح طلب یک جعل بزرگ در حال رخدادن است.سوم: انصاری از این می گوید که اصلاح طلبان چاره دیگری جز ائتلاف با روحانی نداشته اند.اولا حتی یک برگ سند رسمی و بیانیه امضا شده وجود ندارد که اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت رسمی کرده و یا با او وارد ائتلاف شده باشند. (و حتی آقای عارف هم در سال 92 برای حمایت از رئیس جمهور روحانی نبود که از عرصه کنار رفت!)درثانی اصلاح طلبان می توانستند راه های پیموده شده قبلی خود نظیر «تحریم انتخابات مجلس نهم» و یا «عدم پذیرش نتیجه انتخابات در سال 88» را بیازمایند و تن به «بردگی برای روحانی» ندهند.ضمن اینکه بر خلاف اظهارات این چهره حزب اتحاد ملت، کشور به هیچ وجه در شرایط سقوط آزاد نبوده است و آمارها و ارقام در مباحثی مثل امنیت و اقتصاد، اظهارات آقای انصاری را تأیید نمی کند.گفتنیست، این قبیل اظهارات هفته های اخیر اصلاح طلبان مبنی بر اینکه پشیمان نیستیم اما روحانی ضعیف بوده، چاره ای نداشتیم و... تماما در راستای پروژه «طلاق سیاسی اصلاح طلبان از روحانی» ارزیابی می شوند.پروژه ای که به نظر می رسد در روزهای آینده وارد مراحل تازه تری شود و قصد دارد تا با مرده و منفور جلوه دادن جریان اصولگرایی و ابراز برائت از رئیس جمهور روحانی، خود را آلترناتیو جریانات سیاسی کشور در دو انتخابات پیش رو جلوه دهد و از مردم رأی بستاند.***زیباکلام: خوب و بد روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته می شود؛ حجاریان اشتباه می کندصادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب به تازگی در بخشی از مصاحبه خود با سایت نامه نیوز، در پاسخ به این سؤال که «به نظر شما اصلاح طلبان حاضرند مسئولیت دولت آقای روحانی را در سال 1400 بپذیرند؟» گفته است:«آقای عباس عبدی و آقای حجاریان سال 93-94 شروع کردند و گفتند مسئولیت دولت آقای روحانی خیلی با اصلاح طلبان نیست. یعنی اگر نتیجه دولت آقای روحانی خیلی ناامیدکننده درآمد و خیلی با انتظاراتی که از او بود همخوانی نداشت، این مسئله به اصلاح طلبان مربوط نیست. برخی اصلاح طلبان یک چنین نگاهی دارند به قول تهرانی های قدیم «خر را یک وَر سوارند» تا هر جا ببینند به مشکل برمی خورند بلافاصله پایین بپرند. این زشت است ما نباید اصلا این رویه را داشته باشیم. ما اصلاح طلبان چه در سال 92 و چه در سال 96 از مردم خواستیم و دعوت کردیم که بیایند و به آقای روحانی رأی دهند. ما نمی توانیم در وسط راه زرنگی کنیم و بگوییم اگر آقای روحانی خوب عمل کرد افتخارش برای ماست اما اگر بد عمل کرد خیلی به ما ارتباطی ندارد. ما نمی توانیم این طوری عمل کنیم. اصلاح طلبان باید محکم و استوار و تمام قد پای آقای روحانی بیاستند، از او حمایت کنند و مسئولیت پاسخ به کسانی که به دعوت شان پای صندوق های رأی رفتند و به آقای روحانی رأی دادند برعهده بگیرند. من با صدای بلند از آقای روحانی انتقاد کردم در عین حال حمایت هم کردم، در عین حال خواستم بگویم ناتوانی هایش کجاها است. این طور نیست که مسئولیت عملکرد آقای روحانی به اصلاح طلبان ارتباطی ندارد. مردم اسباب بازی اصلاح طلبان نیستند که یک روز از آنها بخواهند پای صندوق بیایند و بعد هم وقتی مقداری ناملایمات می شود بگوییم به ما مرب ...

ادامه مطلب  

وقتی اصلاح طلبان از «امیدی ها» ناامید می شوند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، با گذشت چند روز از مشخص شدن تکلیف شانزده وزارتخانه دولت دوازدهم اما هنوز گفت وگو و گمانه زنی ها در خصوص نتایج و برآیند جلسه رای اعتماد ادامه دارد.پیش از معرفی کابینه و جلسه رای اعتماد، اصلاح طلبان که به دنبال سهم خواهی در کابینه جدید دولت بودند فشارهای فراوانی را به شخص رئیس جمهور وارد آوردند، آنها به دنبال تشکیل کابینه ای بودند که حوزه نفوذ خود را در سطح دستگاه های اجرایی تعمیق ببخشند، از این رو و در زمانی که روحانی بر فراجناحی بودن کابینه جدید تاکید کرد موج رسانه ای زیادی را با محوریت نقد به این موضع رئیس جمهور ایجاد کردند.رسانه های اصلاح طلب حملات انتقادی خود را متوجه شخص حسن روحانی کرده و از اینکه او، راجع به آنچه درباره کابینه فراجناحی می داند، سخن می گوید انتقاد کردند، در همین رابطه یک روزنامه اصلاح طلب با انتقاد از کابینه فراجناحی نوشت: بین اصلاح طلبان عده ای پایداری چی هستند؛ افرادِ اصلاح طلبِ اصولگرایِ پایداری چی که همواره در جمع اصلاح طلبان بوده و به اصطلاح از سبد رأی آنان به مجلس و شورا راه یافته اند، اینک نعل وارونه می زنند، گاه از رفع حصر می گویند و گاه از کابینه فراجناحی و دفاع از اصولگرایان که مگر چه اشکالی دارد که در کابینه هم اصولگرایان باشند و هم اصلاح طلبان، به راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه ای است که برخی از اصلاح طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می کنند! مگر مردم خودشان نمی توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده ای دنبال احقاق حق آنها هستند.اصلاح طلبان به دنبال اجرایی شدن مطالبات خود در دولت جدید بودند اما به نوعی با پاسخ منفی حسن روحانی روبرو شدند، از رهگذر این موضوع فاز عملیاتی خود را به جلسه رای اعتماد و رایزنی های پیش از جلسه بردند.با تغییر زمین بازی توسط اصلاح طلبان در خصوص این که چه کسی رای بیاورد و چه وزیری رای نیاورد و تمرکز جدی بر رای آوری اصلاح طلب ترین وزیر (حبیب الله بی طرف) و عدم رای اعتماد به چند وزیر دیگر، تصور "پیروزی" در این فاز، دور از تصور جریان اصلاح طلب نبود.اختلاف نظر در فراکسیون امیداما گزینه مورد حمایت ویژه اصلاح طلبان، وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای کسوت وزارت نیرو در حالی از مجلس "نه" گرفت که تنها سهمیه اصلاح طلبان در کابینه پیشنهادی دوزادهم بود.حبیب الله بی طرف که سابقه حضور در کابینه دولت اصلاحات را در کارنامه داشت بر خلاف پیش بینی های رسانه های زنجیره ای وابسته به اصلاح طلبان، کلید حضور در کابینه را به دست نیاورد.وزیر پیشنهادی نیرو با توجه به بافت حزبی و سیاسی مجلس و میزان مانوری که در افکار عمومی شده بود پیش بینی می شد حداقل در مقام سه وزیر نخست در کابینه رای اعتماد بگیرد، حال حتی با گذشت حدود یک هفته هنوز هم رسانه های اصلاح طلب نتوانستند دلیل روشنی را در خصوص این ناکامی بیان کنند.نکته اساسی که وجود دارد اختلاف و زاویه آشکار اعضای فراکسیون امید با سیاست این مجموعه نیز می باشد به طوری که احمد مازنی نمایندۀ مردم تهران در واکنش به انتقاداتی که دربارۀ رأی نیاوردن بیطرف و رأی آوردن آذری جهرمی به فراکسیون امید مطرح می شود گفت: «در خیلی از موارد فراکسیون تصمیم می گیرد، اما اعضای فراکسیون تعهدی به انجام کار تشکیلاتی ندارند. من با بعضی دوستان صحبت می کردم، می گفتند ما حجت شرعی نداریم که به فلانی رأی بدهیم؛ با وجود اینکه نظر فراکسیون این بود که رأی بدهیم.»اختلاف نظر در میان فراکسیون امید در ماجرای رأی اعتماد به حبیب الله بیطرف، تنها گزینه اصلاح طلب در کابینه دو ...

ادامه مطلب  

فارس گزارش می دهد وقتی اصلاح طلبان از «امیدی ها» ناامید می شوند/ کابینه دوازدهم و «گسست» دولت با اردوگاه اصلاحات  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس- حوزه دولت: با گذشت چند روز از مشخص شدن تکلیف شانزده وزارتخانه دولت دوازدهم اما هنوز گفت وگو و گمانه زنی ها در خصوص نتایج و برآیند جلسه رای اعتماد ادامه دارد. پیش از معرفی کابینه و جلسه رای اعتماد، اصلاح طلبان که به دنبال سهم خواهی در کابینه جدید دولت بودند فشارهای فراوانی را به شخص رئیس جمهور وارد آوردند، آنها به دنبال تشکیل کابینه ای بودند که حوزه نفوذ خود را در سطح دستگاه های اجرایی تعمیق ببخشند، از این رو و در زمانی که روحانی بر فراجناحی بودن کابینه جدید تاکید کرد موج رسانه ای زیادی را با محوریت نقد به این موضع رئیس جمهور ایجاد کردند. رسانه های اصلاح طلب حملات انتقادی خود را متوجه شخص حسن روحانی کرده و از اینکه او، راجع به آنچه درباره کابینه فراجناحی می داند، سخن می گوید انتقاد کردند، در همین رابطه یک روزنامه اصلاح طلب با انتقاد از کابینه فراجناحی نوشت: بین اصلاح طلبان عده ای پایداری چی هستند؛ افرادِ اصلاح طلبِ اصولگرایِ پایداری چی که همواره در جمع اصلاح طلبان بوده و به اصطلاح از سبد رأی آنان به مجلس و شورا راه یافته اند، اینک نعل وارونه می زنند، گاه از رفع حصر می گویند و گاه از کابینه فراجناحی و دفاع از اصولگرایان که مگر چه اشکالی دارد که در کابینه هم اصولگرایان باشند و هم اصلاح طلبان، به راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه ای است که برخی از اصلاح طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می کنند! مگر مردم خودشان نمی توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده ای دنبال احقاق حق آنها هستند. اصلاح طلبان به دنبال اجرایی شدن مطالبات خود در دولت جدید بودند اما به نوعی با پاسخ منفی حسن روحانی روبرو شدند، از رهگذر این موضوع فاز عملیاتی خود را به جلسه رای اعتماد و رایزنی های پیش از جلسه بردند. با تغییر زمین بازی توسط اصلاح طلبان در خصوص این که چه کسی رای بیاورد و چه وزیری رای نیاورد و تمرکز جدی بر رای آوری اصلاح طلب ترین وزیر (حبیب الله بی طرف) و عدم رای اعتماد به چند وزیر دیگر، تصور "پیروزی" در این فاز، دور از تصور جریان اصلاح طلب نبود.اختلاف نظر در فراکسیون امید اما گزینه مورد حمایت ویژه اصلاح طلبان، وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای کسوت وزارت نیرو در حالی از مجلس "نه" گرفت که تنها سهمیه اصلاح طلبان در کابینه پیشنهادی دوزادهم بود. حبیب الله بی طرف که سابقه حضور در کابینه دولت اصلاحات را در کارنامه داشت بر خلاف پیش بینی های رسانه های زنجیره ای وابسته به اصلاح طلبان، کلید حضور در کابینه را به دست نیاورد. وزیر پیشنهادی نیرو با توجه به بافت حزبی و سیاسی مجلس و میزان مانوری که در افکار عمومی شده بود پیش بینی می شد حداقل در مقام سه وزیر نخست در کابینه رای اعتماد بگیرد، حال حتی با گذشت حدود یک هفته هنوز هم رسانه های اصلاح طلب نتوانستند دلیل روشنی را در خصوص این ناکامی بیان کنند. نکته اساسی که وجود دارد اختلاف و زاویه آشکار اعضای فراکسیون امید با سیاست این مجموعه نیز می باشد به طوری که احمد مازنی نمایندۀ مردم تهران در واکنش به انتقاداتی که دربارۀ رأی نیاوردن بیطرف و رأی آوردن آذری جهرمی به فراکسیون امید مطرح می شود گفت: «در خیلی از موارد فراکسیون تصمیم می گیرد، اما اعضای فراکسیون تعهدی به انجام کار تشکیلاتی ندارند. من با بعضی دوستان صحبت می کردم، می گفتند ما حجت شرعی نداریم که به فلانی رأی بدهیم؛ با وجود اینکه نظر فراکسیون این بود که رأی بدهیم.» اختلاف نظر در میان فراکسیون امید در ماجرای رأی اعتماد به حبیب الله بیطرف، تنها گزینه اصلاح طلب در کابینه ...

ادامه مطلب  

وقتی اصلاح طلبان از «امیدی ها» ناامید می شوند/ کابینه دوازدهم و «گسست» دولت با اردوگاه اصلاحات  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس- حوزه دولت: با گذشت چند روز از مشخص شدن تکلیف شانزده وزارتخانه دولت دوازدهم اما هنوز گفت وگو و گمانه زنی ها در خصوص نتایج و برآیند جلسه رای اعتماد ادامه دارد. پیش از معرفی کابینه و جلسه رای اعتماد، اصلاح طلبان که به دنبال سهم خواهی در کابینه جدید دولت بودند فشارهای فراوانی را به شخص رئیس جمهور وارد آوردند، آنها به دنبال تشکیل کابینه ای بودند که حوزه نفوذ خود را در سطح دستگاه های اجرایی تعمیق ببخشند، از این رو و در زمانی که روحانی بر فراجناحی بودن کابینه جدید تاکید کرد موج رسانه ای زیادی را با محوریت نقد به این موضع رئیس جمهور ایجاد کردند. رسانه های اصلاح طلب حملات انتقادی خود را متوجه شخص حسن روحانی کرده و از اینکه او، راجع به آنچه درباره کابینه فراجناحی می داند، سخن می گوید انتقاد کردند، در همین رابطه یک روزنامه اصلاح طلب با انتقاد از کابینه فراجناحی نوشت: بین اصلاح طلبان عده ای پایداری چی هستند؛ افرادِ اصلاح طلبِ اصولگرایِ پایداری چی که همواره در جمع اصلاح طلبان بوده و به اصطلاح از سبد رأی آنان به مجلس و شورا راه یافته اند، اینک نعل وارونه می زنند، گاه از رفع حصر می گویند و گاه از کابینه فراجناحی و دفاع از اصولگرایان که مگر چه اشکالی دارد که در کابینه هم اصولگرایان باشند و هم اصلاح طلبان، به راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه ای است که برخی از اصلاح طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می کنند! مگر مردم خودشان نمی توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده ای دنبال احقاق حق آنها هستند. اصلاح طلبان به دنبال اجرایی شدن مطالبات خود در دولت جدید بودند اما به نوعی با پاسخ منفی حسن روحانی روبرو شدند، از رهگذر این موضوع فاز عملیاتی خود را به جلسه رای اعتماد و رایزنی های پیش از جلسه بردند. با تغییر زمین بازی توسط اصلاح طلبان در خصوص این که چه کسی رای بیاورد و چه وزیری رای نیاورد و تمرکز جدی بر رای آوری اصلاح طلب ترین وزیر (حبیب الله بی طرف) و عدم رای اعتماد به چند وزیر دیگر، تصور "پیروزی" در این فاز، دور از تصور جریان اصلاح طلب نبود.اختلاف نظر در فراکسیون امید اما گزینه مورد حمایت ویژه اصلاح طلبان، وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای کسوت وزارت نیرو در حالی از مجلس "نه" گرفت که تنها سهمیه اصلاح طلبان در کابینه پیشنهادی دوزادهم بود. حبیب الله بی طرف که سابقه حضور در کابینه دولت اصلاحات را در کارنامه داشت بر خلاف پیش بینی های رسانه های زنجیره ای وابسته به اصلاح طلبان، کلید حضور در کابینه را به دست نیاورد. وزیر پیشنهادی نیرو با توجه به بافت حزبی و سیاسی مجلس و میزان مانوری که در افکار عمومی شده بود پیش بینی می شد حداقل در مقام سه وزیر نخست در کابینه رای اعتماد بگیرد، حال حتی با گذشت حدود یک هفته هنوز هم رسانه های اصلاح طلب نتوانستند دلیل روشنی را در خصوص این ناکامی بیان کنند. نکته اساسی که وجود دارد اختلاف و زاویه آشکار اعضای فراکسیون امید با سیاست این مجموعه نیز می باشد به طوری که احمد مازنی نمایندۀ مردم تهران در واکنش به انتقاداتی که دربارۀ رأی نیاوردن بیطرف و رأی آوردن آذری جهرمی به فراکسیون امید مطرح می شود گفت: «در خیلی از موارد فراکسیون تصمیم می گیرد، اما اعضای فراکسیون تعهدی به انجام کار تشکیلاتی ندارند. من با بعضی دوستان صحبت می کردم، می گفتند ما حجت شرعی نداریم که به فلانی رأی بدهیم؛ با وجود اینکه نظر فراکسیون این بود که رأی بدهیم.» اختلاف نظر در میان فراکسیون امید در ماجرای رأی اعتماد به حبیب الله بیطرف، تنها گزینه اصلاح طلب در کابینه دوازدهم، چنان مشهود بود که برخی فعالان سیاسی این جناح هم به آن اعتراض کردند. صادق زیبا کلام از نحوه عملکرد فراکسیون امید در جریان رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی انتقاد کرد و گفت: این 110 تا 150 نماینده ای ...

ادامه مطلب  

حسن روحانی در تقاطع «چپ» و «راست»  

درخواست حذف این مطلب
0نودیها:موضوع نسبت میان دولت روحانی و اصلاحات، روز گذشته از سوی برخی از چهره های اصلاح طلب مورد بحث قرار گرفت.بحثی که البته از زمان معرفی کابینه دوازدهم و ترکیب آن، که به گفته برخی اصلاح طلبان به بخش معتدل جناح مقابل نزدیک تر شده است شروع شده بود. برخی از این چهره ها معتقدند روحانی پس از انتخابات از گفتمان اصلاحات دور و به جریان راست یا اصولگرا نزدیک شده و برخی دیگر نیز این موضوع را نفی می کنند.زیباکلام: اصلاح طلبان نمی توانند بگویند روحانی به ما ربطی نداردبه گزارش نامه نیوز، صادق زیباکلام از فعالان سیاسی اصلاح طلب درباره رابطه روحانی با اصلاح طلبان معتقد است: روحانی بیش از آن چه که یک اصلاح طلب باشد یک اصولگراست. حتی می خواهم یک مرحله جلو بروم و بگویم آقای روحانی بیش از آن که به اصلاح طلبان نزدیک باشد در حقیقت به اصولگرایان نزدیک است. وی در عین حال تأکید کرد: در شرایط فعلی آقای روحانی بهترین گزینه ای است که وجود دارد چون اگر روحانی رئیس جمهور نبود کسی مثل احمدی نژاد رئیس جمهور می شد و اگر خیلی شانس می آوردیم قالیباف رئیس جمهور بود بنابراین چاره ای نیست مگر این که با آقای روحانی حرکت کنیم و در عین حال همه امیدمان به آقای روحانی نیست بلکه بیشتر امیدمان به توانمندی های خودمان است که بتوانیم کمر راست کنیم و بلند شویم. وی همچنین افزود: بد و خوب روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته می شود و اصلاح طلبان نمی توانند بگویند روحانی به ما ارتباطی ندارد.تاجرنیا: دولت روحانی در ۴سال آینده به یک دولت راست تبدیل خواهد شدعلی تاجرنیا، نماینده سابق مجلس نیز در گفت و گو با آرمان درباره رویکرد دولت دوازدهم گفت: انتظار ما این بود که آقای روحانی کابینه دوازدهم را اصلاح طلبانه تر از کابینه گذشته تشکیل بدهد. این در حالی است که در عمل این اتفاق رخ نداده است. وی افزود: به نظر من رویکردی که آقای روحانی در پیش گرفته است در چهار سال آینده به یک دولت «حداکثر میانه» و یا «راست» تبدیل خواهد شد. تاجرنیا ادامه داد: اگر اصلاح طلبان به دنبال این هستند که پس از دولت آقای روحانی یک دولت اصلاح طلب روی کار بیاید باید از هم اکنون زمینه های این کار را فراهم و از گردش بیشتر آقای روحانی به سمت راست جلوگیری کنند.کرباسچی: روحانی به سمت جناح راست مایل نشده استدرعین حال غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران با رد کردن فاصله گرفتن روحانی از اصلاح طلبان و درباره رویکرد روحانی در گفت وگوی زنده تلویزیونی با مردم که برخی اصلاح طلبان آن را محافظه کارانه می دانند، با اشاره به این که حتی رئیس دولت اصلاحات نیز در دوران ریاست جمهوری مثل دوران انتخابات سخن نمی گفت، افزود: «انتخابات شرایط سیاسی کشور را حساس می کند و همه از ایده آل ها صحبت می کنند اما زمان اجرا که می رسد باید با مسائل به صورت واقعی و به دور از شعار برخورد کرد». کرباسچی با تاکید بر این که روحانی به سمت جناح راست مایل نشده است، گفت: «روحانی را باید با توجه به شخصیت اش ارزیابی کرد. او را نمی توان با تاج زاده و حجاریان مقایسه کرد. همان طور که نمی توان او را با حسین شریعتمداری یا سردار عباسی مقایسه کرد».امانی: روحانی به وعده های انتخاباتی خود پای بند خواهد ماندهمچنین شهربانو امانی عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران هم در واکنش به زمزمه های مطرح شده درباره فاصله گرفتن حسن روحانی از اصلاح طلبان، گفت: رئیس جمهور حتی اگر ظاهرا از اصلاح طلبان فاصله گرفته باشد، در عمل به تعهدات و وعده های انتخاباتی خود پای بند خواهد ماند. وی افزود: آقای روحانی را مثل هر فرد دیگری باید بر اساس عملکرد و سوابقش ارزیابی کرد.نقیب زاده: کابینه روحانی «زد و بندی» استهمچنین احمد نقیب زاده فعال سیاسی اصلاح طلب هم در گفت و گو با آفتاب یزد درباره چینش کابینه دوازدهم اظهار کرد: نه کابینه دولت یازدهم و نه کابینه دولت دوازدهم هیچ کدام فراجناحی نبودند، بلکه کابینه اضطراری بودند. وی افزود: روحانی با تنگناهایی که وجود داشت افرادی را در آخرین لحظات انتخاب کرده است. وی با بیان این که خود من از ابتدا قائل به این بودم که کشور ما در وضعیتی نیست که بخواهد نزاع های ایدئولوژیک را تحمل کند، در تشریح دیدگاهش توضیح داد: مقصود من از فراجناحی بودن این است که افراد تکنوکرات غیر ایدئولوژیک را روی کار بیاورید و شروع به کار کردن کنید و محکم پیش روید.در چنین شرایطی موفق هستید ولی اگر بخواهید یک نوع کابینه «زد و بندی» سرهم کنید و هر گروهی را راضی نگه دارید، در چنین شرایطی کارکرد خوبی هم نخواهید داشت.وی تاکید کرد: من فکر می کنم رئیس جمهور باید بداند که به پشتیبانی اصلاح طلبان نیازمند است برای این که جناح مقابل اگر او را تنها ببینند فقط در یک صورت با او مماشات خواهند کرد، در صورتی که آقای روحانی به سمت آن ها متمایل شود. اما اگر بخواهد مستق ...

ادامه مطلب  

همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیج  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگار ...

ادامه مطلب  

سهم اصلاح طلبان در کابینه ی دوازدهم چقدر خواهد بود  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی برهان/عباس حسینی؛ یکی از مسائل قابل توجه در رابطه با دولت یازدهم در چهار سال اخیر، نوع مواجهه ی حسن روحانی به عنوان رئیس دولت با اصلاح طلبان بوده است. اصلاح طلبان که معتقد بودند روحانی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 92 را مدیون آن هاست، در پی سهم خواهی از دولت یازدهم بودند و در این مسیر حتی از اینکه دولت یازدهم را «رحم اجاره ای» برای اصلاحات هم بنامند، ابایی نداشتند. اما آنچه در طول چهار سال گذشته در حوزه ی عمل شاهد بوده ایم، چیزی غیر از این بوده و حسن روحانی هرچند سعی کرده از ظرفیت اجتماعی اصلاح طلبان برای اهداف مورد نظر خود استفاده کند، اما با این وجود، هیچ گاه آن گونه که اصلاح طلبان از او انتظار داشتند، به آن ها باج نداده و سعی کرده است تا می تواند آن ها را به دنبال خودش بکشاند.این واقعیت حتی در جریان انتخابات هیئت رئیسه ی مجلس دهم نیز خود را نشان داد و دولت روحانی به وضوح با نقش آفرینی برای ریاست علی لاریجانی در مقابل محمدرضا عارف، پیام مدنظرش را به اصلاح طلبان منتقل کرد. همین مسئله بود که موجب شد در چهار سال گذشته برخی چهره های برجسته ی اصلاح طلب به صراحت از رویکرد اصلاح طلبان و به تعبیر آن ها «چک سفید دادن اصلاح طلبان به روحانی» به شدت انتقاد کنند.به عنوان مثال محمدرضا تاجیک چند ماه قبل در مصاحبه با روزنامه ی «آرمان» گفته بود: «در شرایط کنونی برخی از اصلاح طلبان دچار نوعی خودکم بینی شده اند و احساس می کنند باید در زیر سایه ی دیگران در فضای سیاسی زیست کنند. این افراد گمان می کنند برای ادامه ی حیات خود باید با کارت دیگران بازی کنند. عقل سیاسی حکم می کند اصلاح طلبان وارد بازی ای شوند که سودش بیشتر از زیانش باشد. این در حالی است که اصلاح طلبان در حال وارد شدن در بازی ای هستند که ضررش بیشتر از سود آن است. این اتفاق در چهار سال اول دولت آقای روحانی برای اصلاح طلبان رخ داده است. به نظر من، این اتفاق در چهار سال دوم به دلیل اینکه دولت نیازی به پشتوانه ی اصلاح طلبی خود ندارد، ممکن است به صورت عمیق تر و جدی تری برای اصلاح طلبان رخ بدهد.»1همچنین ابراهیم اصغرزاده بهمن ماه سال گذشته در این رابطه گفته بود: «یک نیروی سیاسی وقتی دستش را بالا می برد و از قبل، یک شرایط پراگماتیستی می دهد و می گوید آن چیزی که من می خواهم همان هدفی است که من می خواستم بدون اینکه مطالبات خودش را مطرح کند، دچار اشتباه می شود. قطعاً باید مطالبات خودشان را مطرح می کردند. شرایط خودشان را می گفتند. یعنی چه که به آقای روحانی مثلاً یا کاملاً چک سفید بدهیم.»2حال به نظر می رسد بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، بازهم شاهد همین رویکرد از سوی روحانی هستیم. اصلاح طلبان این روزها حتی بیشتر از خرداد 92 خود را در پیروزی روحانی شریک می دانند. لذا بیش از گذشته انتظار دارند حسن روحانی آن ها را وارد بازی کند و در واقع خواستار امتیازهای بیشتری از وی هستند. این مسئله حتی در مواضع علنی آن ها نیز نمود دارد. به عنوان مثال، عبدالله ناصری از چهره های تندرو اصلاح طلب چند روز قبل در مصاحبه با روزنامه ی «آرمان» با تعیین تکلیف برای دولت روحانی گفته بود: «تغییر در کابینه صد درصد باید صورت گیرد. آقای روحانی در سه روز گذشته در جمع مدیران ارشد، قوه ی اجرایی کشور در تمام سطوح و از جمله اعضای کابینه و مدیران را به صراحت به دو دسته تقسیم کردند. همان طور که آقای روحانی اذعان داشتند، عده ای با دولت همکاری لازم را داشتند و تمام قد از دولت دفاع می کردند و عده ای هم نصفه ونیمه دولت را همراهی می کردند.»3 ناصری در گفت وگو با روزنامه ی «شرق» هم می گوید: «تا به اینجا یک انتظار اجتماعی جدی شکل گرفته است که کابینه تغییرات پنجاه درصدی داشته باشد. اگر چنین انتظاری محقق نشود، این موضوع تبدیل به یک مسئله برای دولت جدید روحانی خواهد شد.» 4این در حالی است که برخی از رسانه های اصلاح طلب نیز با طرح اسامی چهره های خاص برای کابینه ی روحانی، سیاست تحمیل افراد مورد نظر خود به دولت دوازدهم را دنبال می کنند.همچنین ابراهیم اصغرزاده در گفت وگو با هفته نامه ی «صدا» می گوید: «دولت روحانی نمی تواند به طور هم زمان و به دلخواه خود میان نیروهای اصلاح طلب و اصولگرا مطابق نقشه ی دولت اول موازنه برقرار کند. به نظرم او ناچار است با اصلاح طلبان بیش از گذشته دست به یک تعامل بزرگ و استراتژیک بزند. تجربه ی دوره ی نخست به روحانی آموخته که عقب نشینی از سیاست های اصلاحی می تواند او را به یک مدیر تدارکاتچی تقلیل دهد؛ تاجایی که نتواند از برگزاری یک کنسرت حتی در تهران دفاع کند، چه رسد به وعده های ...

ادامه مطلب  

اتوماسیون اداری چیست و چه کاربردی دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
احتمالا این روزها زیاد عبارت «اتوماسیون اداری» را می شنوید، ولی شاید دقیقا نمی دانید که اتوماسیون اداری چیست؟ اتوماسیون اداری به معنای یکپارچه سازی عملیات و امور اداری است؛ عملیات و اموری که با مدیریت اطلاعات در ارتباط هستند. ابزارهای زیادی برای اتوماسیون یا خودکارسازی عملیات موجود است و گسترش ابزارهای الکترونیکی مختلف رایانه ای و چاپگرها، دستگاه های کپی و … در مرکزیت بسیاری از پیشرفت های اخیر اتوماسیون اداری قرار دارند.ذخیره ی داده های خام، انتقال داده های الکترونیکی و مدیریت اطلاعات کسب وکار الکترونیک به پیشبرد فعالیت های پایه در اتوماسیون اداری کمک می کند. تاریخ اتوماسیون اداری جدید از زمانی آغاز شد که دستگاه های نوشتن (تایپ) و کپی جایگزین فعالیت هایی شدند که با دست انجام می گرفت. این روزها اتوماسیون اداری تنها به ماشینی کردن فعالیت های دستی محدود نیست، بلکه با کمک آن می توان اطلاعات را به شکل الکترونیکی ردوبدل کرد.ظهور رایانه های شخصی در اتوماسیون اداری انقلابی ایجاد کرده است و امروز سیستم های عملیاتی معروف و تعاملی با کاربران تکمیل و تکمیل تر شده و به بخش های مختلف کسب وکار نیز نفوذ کرده اند. به طوری که در هر کسب وکاری حداقل از یک رایانه ی تجاری در فعالیت های روزانه ی خود بهره می گیرند. حتی کوچک ترین شرکت ها نیز از فناوری های رایانه ای برای ثبت اطلاعات مالی، دارایی ها، پرداخت ها (حقوق، دستمزد و…) و سایر اطلاعات کسب وکار خود بهره می برند. با ما همراه باشید تا دقیق تر بدانید اتوماسیون اداری چیست؟مقاله های مرتبط:در سال های ۱۹۸۰ میلادی استفاده از اتوماسیون اداری کم کم ظهور کرد و به عنوان گزینه ای کاربردی اما اختیاری مورد بهره برداری بعضی شرکت ها و ادارات قرار گرفت. اما در سال های ۱۹۹۰ این ابزار جدید به یکی از اولویت های کار اداری بدل شد. بعد از ورود به هزاره ی اخیر نیز این اولویت به الزام در انجام کسب وکار تغییر پیدا کرده است.اساس اتوماسیون اداری چیست؟به طورکلی اتوماسیون اداری ۳ وظیفه ی عمده برعهده دارد: ذخیره ی اطلاعات، تبادل داده ها و مدیریت داده ها. در هریک از این حیطه ها از نرم افزارها و سخت افزارهایی برای پیشبرد اهداف و عملیات استفاده می شود.ذخیره ی اطلاعاتاولین حیطه ی کاری اتوماسیون اداری به ذخیره ی اطلاعات بازمی گردد. ذخیره ی اطلاعات معمولا مربوط به اموری چون ثبت فُرم ها و مستندات گوناگون اداری است. کاربرد داده ها شامل دریافت و ویرایش فایل ها، تصاویر یا داده های صفحه گسترده است. بسته های نرم افزاری تحت دسکتاپ و پردازش متن، داده های متنی و گرافیکی خام را بررسی و پردازش می کنند و نرم افزارهای صفحه گسترده نیز کار با داده های عددی را ساده تر می کنند. برنامه های تصویری نیز ویرایش تصاویر را ممکن می سازند.نرم افزارها و برنامه های پردازش متن امور مرتبط با متون و نوشتار را ساده تر می کنند. این نرم افزارها رایج ترین و ساده ترین ابزار از ابزارهای اتوماسیون اداری هستند و امکان دخل وتصرف در داده هایی که معمولا از طریق صفحه کلید به سیستم وارد می شود را برعهده دارند و خدمات بی نظیری در زمینه ی نوع تایپ، ویرایش و چاپ مدارک و مستندات ارائه می دهند.یکی از امکانات بسیار عالی این نرم افزارها الگوهایی است که امکان انتخاب اندازه، فونت، سبک پاراگراف نویسی، پاورقی ها، عنوان گذاری و … را در اختیار کاربر می گذارد. پس در هر بار استفاده ی مجدد از یک فایل تایپ شده لزومی به تنظیم دوباره ی موارد ذکرشده نیست. با وجود نرم افزارهای جدید نشر رومیزی، به سادگی می توان نوشته را با عکس ها، تصاویر، نمودارها، جلوه های گرافیکی و … ترکیب کرد.نرم افزارهای پردازش تصاویر و سیستم ها از دیگر مظاهر اتوماسیون اداری جدید هستند. نمونه ای از این اطلاعات تصویری شامل اطلاعات بصری، عکس ها و سایر اطلاعات گرافیکی مانند نمودارها و جدول هاست. این تصاویر به فایل های دیجیتالی تبدیل می شوند و شیوه ی ویرایش آنها با فایل های متنی متفاوت است. در نرم افزارهای پردازش داده ها و نشر رومیزی به هر واژه یا نویسه ای (کاراکتر) جداگانه نگاه می شود اما در سیستم پردازش تصویر، تمام تصویر به عنوان یک واحد کلی مورد پردازش و بررسی قرار می گیرد.یکی از کاربردهای گسترده ی برنامه های پردازش تصاویر در ارائه ها و سخنرانی های اداری و شرکت هاست. به کمک نرم افزارهای چندرسانه ای می توان از ترکیب ابزارهای ارائه مانند تصویر، ویدئو، متن و … استفاده کرد. برنامه های صفحه گسترده نیز به شما اجازه دست کاری و دخل و تصرف در داده های عددی را می دهند. از نمونه های اولیه این نرم افزارها می توان به «ویسیکالک» (visicalc) و «لوتوس۱۲۳» اشاره کرد. این نرم افزارها فعالیت های رایج اداری در زمینه ی ثبت و پیگیری امور را به خوبی برعهده می گرفتند.یکی از ویژه ترین کاربردهایی که نرم افزارهای صفحه گسترده در اختیار کاربران می گذارند، امکان استفاده متغیرها در حالت پیش فاکتور است. پیش فاکتور کردن داده ها باعث می شود کاربر توانایی تغییر متغیرها و اعمال محاسبات مجدد مبتنی بر متغیرهای جدید را به دست بیاورد. بسیاری از کسب وکارها از نرم افزارهای صفحه گسترده برای مدیریت امور مالی، طرح های مالی و حسابداری کمک می گیرند.تبادل داده هاتبادل داده ها نیز به اندازه ی مؤلفه ی دیگر اتوماسیون اداری یعنی ذخیره سازی داده ها حائز اهمیت است. انتقال الکترونیکی، تبادل اطلاعات میان کاربران مختلف را امکان پذیر می کند. پُست الکترونیکی، پست صوتی و … نمونه هایی از ابزارهای انتقال الکترونیکی هستند. سیستم هایی که اجازه ی انتقال به هنگام یا فوری اطلاعات را می دهند (مثلا امکان برقراری مکالمات آنلاین ویدئویی و…) در دسته ی سیستم های به اشتراک گذاری الکترونیکی قرار می گیرند.این سیستم ها نمایان گر طبیعت مشارکتی سیستم های اتوماسیون اداری هستند. سیستم های اداری ای ...

ادامه مطلب  

سرنوشت منتقدان شورایعالی اصلاح طلبان چه شد؟!  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: «شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان»... نامی که هر از چند گاهی در آستانه انتخابات ها به ناگاه در افواه تکرار می شود، پس از چندی موضع رسمی اصلاح طلبان را اعلام می کند و یا اعلام نمی کند، بعد از انتخابات مورد چند انتقاد قرار می گیرد و سپس دوباره پنهان می شود و روز از نو، روزی از نو...گفته می شود این شورا تشکیل شده از جمعی از عقلای اصلاح طلب و اعضای احزاب چپ است که با محوریت محمد خاتمی و به ریاست عارف دور یکدیگر جمع شده اند و فرامین آنها نیز برای اصلاح طلبان لازم الاتباع محسوب می شود.الاحق و الانصاف این شورا چندان هم بد عمل نمی کند... طراحی فرمول هایی برای اعلام برد انتخاباتی به هر قیمتی، پیروزی یکی از فهرست های انتخاباتی اصلاح طلبان در تهران، کنار کشیدن عارف از انتخابات 92 بدون اعلام حمایت از روحانی، فتح شورای شهر پنجم و حرکت هوشمندانه برای عدم اعلام حمایت رسمی از رئیس جمهور روحانی در انتخابات اخیر تنها بخشی از خدمات مهم این شورا به چپ های ایرانی است.با اینهمه اما برخی اصلاح طلبان و برخی تئوری ها در اردوگاه جریان اصلاحات هستند که نقدهای تندی به این شورا دارند. *خیزش روحانیون اصلاح طلب علیه شورای سیاست گذاری/ رهامی: جریان تحمل نمی کند!همانطور که اشاره شد، عرصه انتقاد اصلاح طلبان از شورایعالی سیاستگذاری همواره پس از انتخابات هاست...مثل امروز که انتخابات 96 تمام اما انتقادات فصلی از شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان دوباره آغاز شده است.اوایل تیرماه جاری بود که حجت الاسلام رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی طی اظهاراتی گفت: شورای عالی سیاست گذاری نمودی از یک نوع استبداد رای و فردگرایی است و اختلافات در انتخابات هیات رئیسه مجلس هم میوه تلخ شورای عالی بوده است.او افزوده بود: تفکر رهبری اصلاحات یک تفکر ارتجاعی، استبدادی و فردگرایی است و شورای عالی سیاستگذاری باید تا زمان انتخابات مجلس یازدهم رسما منحل شود. شورای عالی سیاست گذاری نمودی از یک نوع استبداد رأی و فردگرایی است و اختلافات در انتخابات هیات رئیسه مجلس هم میوه تلخ شورای عالی بوده است.[1]محسن رهامی، از اعضای شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان نیز چندی قبل دست به انتقادات تندی از این شورا زد.او گفته بود: «من همان اندازه که با جریان اصلاحات رفیقیم با آقای ناطق نوری و آقای محسن قمی بیت رهبری، مراجع و علما قم همچون حضرت آیت الله یزدی و حضرت آیت الله مومن ارتباط و جلسات مستمر داریم اما آن جریان تحمل نمی کند، می گوید اگر اصلاح طلب هستید از همه ببُرید فقط با ما مرتبط باشید، هر کاری هم می کنید باید با اجازه و هماهنگی ما باشد. خوب این مبنا غلط است. این اصلاحات نیست بلکه دیکتاتوری است».وی با انتقاد از سیاست های تک صدایی این شورا گفت: «شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب، تشکل هایی هستند که عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری نیستند. این حرف که شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان می گوید هر مجموعه ای خارج از این شورا برای انتخابات لیست بدهد تقلبی، بدلی و غضنفر است، به لحاظ مبنایی مشکل دارد چون دیکتاتوری محسوب می شود. 18 حزب تقاضای عضویت در شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب را داشتند اما این شورا تقاضای آنها را تاکنون نپذیرفته است بنابراین در شورای عالی سیاستگذاری نیز حضور ندارند، خود این 18 حزب مجموعه ای را تحت عنوان شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب تشکیل دادند و من را هم برای هماهنگی و ساماندهی امور انتخاباتی شان دعوت کردند، منتها خودشان قرار بود لیست بدهند، نه من».[2]چندی قبل نیز عبدا... ناصری، دیگر عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز در اظهاراتی اذعان کرد که انتقاداتی به عملکرد شورایعالی وارد شده است.*رئیس شورایعالی سیاست گذاری: هیچ اختلافی با هم نداریم.../عضو فراکسیون امید: دوستان هوشیار باشند!/مقام حزب ندا: می خواهند انتقادات از شورایعالی شامل مرور زمان شودمواردی که به آن اشاره شد تنها بخشی از واگویه های اصلاح طلبان در انتقاد از شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان است اما به نظر می رسد در ستاد جریان خاص خبرهای دیگری باشد.خبرهای دیگری که همچون همیشه فقط نشانه هایی از آنها دیده می شود اما دست آخ ...

ادامه مطلب  

برخی تندروهای اصلاحات می خواهند موسوی و کروبی اعدام شوند/موافق دادگاهی شدن نیستم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: 7 سال از حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم زهرا رهنورد به دلیل اقدامات سال 89 که با تصویب شورای عالی امنیت ملی انجام شد، می گذرد؛ آن گونه که آقای اژه ای سخنگوی قوه قضائیه گفته، این شورا اخیراً نیز در جلسه خود طی بحثی راجع به موضوع حصر تصمیم به تداوم آن گرفته و تصمیم جدیدی راجع به آن اتخاذ نشده است. با توجه به گذشت هفت سال از این موضوع و مطرح شدن مسئله حصر به ویژه پس از ماجرای اخیر آقای کروبی، به نظر می رسد نیازمند آنیم تا بار دیگر گفت وگوهایی در این باره با شخصیت های سیاسی اجتماعی و صاحب نظر در این زمینه صورت گیرد.خبرگزاری تسنیم در پرونده ای که از روز گذشته با مطلبی با عنوان "صورت بندی شفاف تر مسئله «حصر» و حداقل های رفع آن" آغاز شد، سعی کرده است فارغ از مواضع جناحی و جریانی، از موضعی فراجناحی به این مسئله بپردازد تا صاحب نظران ضمن ارائه صورت بندی خود از علل حصر، به ارائه نظرات خود درباره وضعیت کنونی بپردازند.آنچه در ادامه می آید گفت وگوی تسنیم با عباس سلیمی نمین روزنامه نگار، پژوهشگر تاریخ معاصر و کارشناس مسائل سیاسی است. او در دسته بندی های سیاسی نزدیک به اصولگرایان محسوب می شود اما در این گفت وگو مواضعی متفاوت با برخی اصولگرایان اتخاذ کرده است؛ عده ای که تعدادشان محدود است و به گفته آقای سلیمی نمین نگاه آنها به این موضوع با نگاه حاکمیت به معنای نظام جمهوری اسلامی ضرورتاً منطبق نیست.تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ موضوع گفت وگوی ما درباره حصر است؛ قبل از اینکه ما سؤالات خود را مطرح کنیم، مایلیم اگر شما راجع به کلّیت موضوع مقدمه ای دارید، مطرح کنید تا به سؤالات برسیم.سلیمی­ نمین: بسم الله الرحمن الرحیم؛ اصولاً حصر یک اقدام بازدارنده است، بدین ­معنی که یک موضع گیری و اقدامی صورت می­ گیرد و برای کنترل آن اقدام که قطعاً به زیان جامعه است، یک حرکتِ بازدارنده­ ای از سوی مراکز قانونی یا مراجعِ قانونی صورت می گیرد. طبعاً هرگاه دامنه این اقدام محدود یا منتفی شود، علی القاعده آن اقدام بازدارنده هم از بین می ­رود و دیگر موضوعیت ندارد چراکه اینها رابطۀ تنگاتنگی با هم دارند.ما قبلاً هم این بحث را داشتیم؛ در مورد برخی افراد دیگر هم برخی اقداماتی صورت گرفته بود که این اقدامات البته جنبه ­ها و لایه ­های مختلف داشت، نظام برای اینکه فرصت برای مردم ایجاد شود تا در آن تأمل کنند یا فضای احساسی تبدیل به یک فضای عقلایی شود، از حصر استفاده کرده است. در زمان امام هم این اقدام انجام می­ شد، امام حتی برای بعضی از نزدیکان خود نیز از حصر استفاده کردند تا آن فضای احساسی برطرف شود، مثلاً فرض کنید یکی از نزدیکان امام(ره) به مجاهدین خلق گرایشِ تندِ احساسی پیدا کرده بود، امام از ابزار حصر استفاده کردند تا آن فرد از فضای احساسی خارج شود. وقتی از آن فضای احساسی خارج شد طبیعتاً دیگر تداوم این مطلب موضوعیتی نداشت. حالا آن جنبۀ محدودتری داشت امادر ارتباط با موضوعاتی که چندلایه است یعنی مسائلِ مختلفی در آن دخیل است، قطعاً اقدامات بازدارنده می ­تواند به جامعه برای شناخت فرصت دهد.تسنیم: یکی از مسائلی که درباره حصر وجود دارد، این است که شاید عده ای تصور می کنند یک گروه از حصر بما هو حصر لذت می برند و دوست دارند عده ای در حصر باشند اما گروه دیگری هم هستند که همه فکر و ذکرشان آزادی است! آیا اساساً چنین فضایی درباره حصر وجود دارد؟ مسئله مدافعان حصر شکل گیری فضایی است که گویا یک طیفی موافق همه­ گونه آزادی­ ها، به طور کلی داعیه ­دار آزادی هستند اما گروه دیگر که جبهۀ طرفدار و حامی انقلاب هستند، به مسائلی مانند حصر علاقه دارند و از حصر لذت می­ برند. شما جزء جبهه انقلاب محسوب می ­شوید واقعاً چنین احساسی در جبهه انقلاب وجود دارد که آنها از حصر لذت ببرند یا طرفدار محدودیت­ها باشند؟ یا برای بحث حصر و ادامۀ حصر، دلایل دیگری دارند و این طور نیست که از آن لذت ببرند یا منافعی برای آنها داشته باشد؟سلیمی ­نمین:خوب، طبیعتاً هستند عده محدودی میان اصولگرایان هم که نسبت به حصر یک نگاهِ غیرحاکمیتی دارند، چون اساساً اصولگرایان مساوی حاکمیت نیستند. بعضی از اینها معتقدند همان طوری که در رفتارِ فردی، اگر کسی تعرضی به ما کرد، سعی می­ کنیم به گونه ­ای جبران کنیم، گاهی در عرصۀ مسائل سیاسی هم همین نگاه غلبه پیدا می­ کند که این نگاهِ الزاماً یک نگاهِ حاکمیتی نیست؛ یک نگاهِ فردمحور است. اینها نگاه می ­کنند و می­ گویند یک فردی با عملکرد خود این ضربه را به نظام وارد کرد و حیات این تعداد آدم بیگناه را به مخاطره انداخت و این مشکلات اعتباری را برای کشور ایجاد کرد، بنابراین حتی از حصر فراتر می ­روند و خواهان محاکمۀ فرد می­ شوند و درواقع می خواهند آن فرد به اشدّ مجازات برسد.اما مسئله ای که من دارم این است که آیا این مقابله به مثل می ­تواند منجر به آن چیزی شود که یک نظام سیاسی می خواهد و حاصل آن «آگاهی جامعه» است، البته اینکه به این خواسته خود می­ رسد یا نمی­ رسد، خیلی کاری ندارم. ببینید، هدف نظام­ های سیاسی این است که مردم در نهایت در این قضیه رشد پیدا کرده و به یک شناختی برسند.آنچه در ارتباط با قانون مطرح می ­کنیم، چیست؟ چون قانون ملاکی است که می ­تواند موجب رشد جامعه شود، وقتی در مورد یک فرد قضاوتی می ­کند این می ­تواند تشخیصی را در جامعه تقویت کند، بنابراین قانون را مبنا قرار می ­دهند تا ما از مسائل فردمحوری و تمایلات فردی به دور بمانیم. وقتی یک اتفاقی در جامعه رخ می­ دهد، یک فردی که احساساتش غلبه دارد، یک حکمی می ­دهد، فرد دیگری که احساساتش لطیف­تر است، یک حکم دیگری می ­دهد، یک فرد دیگری هم احساساتش ذیل مثلاً مواضع سیاسی­ اش قرار می ­گیرد، نظر دیگری می­ دهد، بنابراین در جامعه قانون را محور قرار می ­دهند، چون قانون موجب رشد، تشخیص و تمیز می ­شود.در مورد حصر که یک جنبه از قانون و یک نوع نقش ­آفرینی نهادها و مراجع قانونی را در آن شاهدیم، هدف رشد جامعه است، می ­خواهد یک محدودیت برای یک تحرک احساسات ­برانگیز ایجاد کند تا از فضای احساسی خارج شویم و بتوانیم به تشخیص برسیم، بنابراین آن عده ای که می گویند همین الآن باید به اشد مجازات برسند، به نظرم نگاه حکومتی ندارند، می گویند او موجب کشته شدن 5 نفر آدم شده است، پس حتماً باید کشته شود. حکم اسلام این است، اما در حکم اسلام هم تشخیص برای جامعه مهم است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید آن بحث­ های فقهی یک بخش قضیه است که اگر اجرایی شود همان بحث دادگاه...سلیمی ­نمین: نه اینها هم جزء فقه اسلامی است.تسنیم: بحث­ های سطح اول همین است اما آن بحث مصلحت های کلان تر که روشن شدن جامعه و نشستن فضای غبارآلود از جامعه است، مهمتر است که شاید بحث ­های فقهی را هم به نوعی پوشش می دهد.سلیمی­ نمین: نه، براساس فقه این کار را می­ کنند. هدف از متنبه­ سازی چیست؟ هدف آگاهی جامعه، تشخیص و رشد جامعه است.تسنیم: یعنی شما می­ گویید اگر هم بخواهیم تنبّه بالاتری حاصل شود حتی برای خود محصورین، اینکه فضا برای مردم شفاف­تر شود، محاکمۀ جدی ­تری است حتی نسبت به اشد مجازات و امثالهم.سلیمی ­نمین: من بارها این مطلب را نوشتم، برای یک سیاستمدار محاکمۀ او نزد افکار عمومی بالاترین تنبیه است. برای یک سیاستمدار و روشنفکر، قضاوت جامعه مهم است، اگر قضاوت جامعه از او برگردد، او هیچ چیزی ندارد و صفر می شود. شما می­ خواهید جان او را بگیرید تا او صفر شود؟ جایگاه او را نزد مردم گرفتن برای او، از صدمجازات اعدام کُشنده ­تر است.ببینید یک اتفاقی در جامعه افتاد و یک عده ­ای بر احساسات جامعه سوار شدند. من در کتاب «ورای نمودها و نمادها» این موارد را نوشتم. در یک رقابت جدی، مردم و کسانی که رأی می­ دهند، احساسات­شان برانگیخته می­ شود، چون یک یا دو ماه شبانه روز برای فردی کار کردند که او را لایق می پنداشتند و سرمایه ­گذاری کرده اعتبار خود را پای او نهادند، اگر یک حرف یا قضاوتی به اینها منتقل شود که رأی و تلاش شما زیر پا گذاشته شده است، احساسات آنها به شدت جریحه­ دار می ­شود و می ­تواند منجر به واکنش ­های غیرمنطقی شود که شد، در واقع یک پیام غلط به هواداران انتقال داده شد. سیاسیون باید نسبت به پیامی که به جامعه می دهند، مسئولانه عمل کنند. نمی ­توانند راحت بگویند "من شب دو ساعت خوابیدم، صندوق­ها را جابه جا کردند!" از قضا در کتابی که اخیراً در خارج از کشور مرتبط با آقای کروبی منتشر شد، به نقل از آقای کروبی این بحث را مجدداً مطرح می ­کند که "سال 84 من چند ساعتی خوابم بُرد و روند قرائت آرا تغییر کرد. در قرائت ­های اولیه قرار بود من و آقای هاشمی به دور دوم انتخابات برویم اما روند یک دفعه تغییر کرد و از قضاء به خاطر دو ساعت خوابی بود که من داشتم"!چه کسی آرا را قرائت می­ کند؟ عوامل وزارت کشور. از قضاء آقای کروبی در این مکتوبش می­ گوید "من نامه اعتراضی به رهبری نوشتم و رهبری در جواب من گفتند: «من با آقای خاتمی صحبت کردم، آقای خاتمی گفتند سالم­ ترین انتخاباتی که می ­توانسته برگزار شود، برگزار شده است»."، پس ببینید استدلال آقای کروبی چقدر ضعیف است و بعد هم که با واکنش هم­ گروهی ­ها و هم ­حزبی­ های خود مواجه می شود که می ­گویند "ما انتخابات را برگزار کردیم و در شمارش آرای انتخابات مشکلی پیش نیامده است"، می ­گوید: "قبل از انتخابات دخالت­ های سازمان­ یافته صورت گرفته است".اگر دخالت­های سازمان ­یافته صورت گرفته و در انتخابات تأثیر داشته، شما قبل از انتخابات باید اعتراض می ­کردید و رأی نمی ­دادید. در واقع این مسائل باید باز شود و مورد بحث قرار گیرد تا نوع و سطح نگاه یک نخبه که برگزیده شده و یا به دور نهایی یک رقابت سیاسی برای کسب جایگاه ریاست ­جمهوری راه یافته، مشخص شود.در واقع این فرد نمی تواند بگوید "در سال 84 مخالف ما سرنوشت انتخابات را به مسیر دیگری کشاند."، چراکه هم گروهی و هم حزبی خود این افراد انتخابات را برگزار کردند و اگر دست­ اندرکاران انتخابات خلافی می­ دیدند، باید ابراز می کردند، یعنی آقای خاتمی اگر قبل از انتخابات متوجه خلافی می شد، باید اعلام می­ کرد، در حالی که نه تنها بروز خلافی را اعلام نکرده بلکه آن انتخابات را سالم ترین انتخابات تا آن زمان اعلام کرده است.اما متأسفانه به جای اینکه بحث ­های فکری انجام دهیم و نوع استدلال ­ آنها را بررسی کنیم، دایم بر طبل محاکمه می کوبیم. فکر می ­کنیم محاکمه بالاترین مجازاتی است که می­ تواند در مورد یک فردی صورت بگیرد، در حالی که این طور نیست. ما باید محاکمه را در تک­ تک محافل برگزار کنیم، یعنی بحث­ هایی ایجاد کنیم که آن فرد به عنوان کسی که اطلاعات غلطی به جامعه داده، احساسات جامعه را برانگیخته و با احساسات جوانان بازی کرده، در محافل مردمی محاکمه شود و آن افراد را مقصر این مشکلات، به هم ریختگی جامعه و ضربه به خانواده ­هایی بدانند که مشکلی برای آنها ایجاد شده است.تسنیم: تا 9 دی این مسئله تا حد زیادی انجام شد.سلیمی­ نمین: من نمی­ توانم بگویم انجام شد. خیر، به اندازۀ کافی انجام نشد. ما باید این محاکمه را به جمع کسانی می ­کشاندیم که به این آقایان 13 میلیون رأی داده بودند.تسنیم: قائلینِ به تقلب در نظرسنجی­ هایی که خود آن طرف انجام داده، بسیار محدود بودند.سلیمی ­نمین: آن بحث دیگری است. وقتی مجموعۀ استدلال ­ این آقایان را کنار هم می ­گذاریم، این مجموعه استدلا ل ها از جانب هم­ حزبی ­های خودشان نفی و باطل شده است. اما ما چقدر روی این قضیه کار کردیم؟ وقتی به آقای میرحسین موسوی گفته می ­شد "اگر معتقدید در انتخابات ایرادی وجود دارد، از طریق مراجع قانونی پیگیری کنید"، در جواب چه می­ گفت؟ می­ گفت "مراجع قضایی در کشور سوگیری دارند و من آنها را به رسمیت نمی­ شناسم و این قضیه را هرگز از طریق مراجع قانونی دنبال نخواهم کرد و از مردم می خواهم که حقوق خود را استیفاء کنند".این استدلال چقدر توسط نیروهای معقو­ل ­تر جریان اصلاح­ طلب مورد پذیرش واقع شد؟ به عبارت دیگر چقدر مُهر بطلان بر این نگاه زدند؟ ما باید این را پررنگ می­ کردیم، در واقع برای اینکه این آقایان را در محافل مختلف محاکمه کنیم، باید این مسائل را روشن می­ کردیم. اما گفتیم اگر در این قضیه عملکرد مثبت آقای خاتمی را پررنگ کنیم، این به نفع آقای خاتمی تمام خواهد شد. به این نوع استدلال برخی از افراد دقت کنید؛ می گفتند "اگر ما بگوییم آقای خاتمی اینجا درست عمل کرد، باعث می شود چهره آقای خاتمی برجسته شود"، بنابراین این کار را نکردند در حالی که همین مسئله پررنگ­ترین مهر بطلان به روی پیشانی آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی بود، معنای این عمل یعنی نخیر. حرف های شما درست نیست. ساختار نظام قابل اعتماد است، ساختار نظام سالم است، ساختار نظام از آرای مردم صیانت می­ کند.تسنیم: بله، در واقع رأی دادن آقای خاتمی به ویژه در سال 90 یعنی اینکه اولاً انتخابات حداقل آن قدر رقابتی هست که من خاتمی هم می توانم گزینه هایم را از بین کاندیداها انتخاب کنم؛ ثانیاً آن قدر به سیستم اعتماد دارم که معتقد باشم رأی دادن من واقعاً مهم و اثرگذار است. سلیمی نمین: بله دقیقاً. همۀ اینها داخل آن بود اما چرا از آن استفاده نکردیم؟ متأسفانه ما در این وادی قرار نداریم.کسانی که در اصولگرایان بر طبلِ تلافی ­جویی می ­کوبند، تعداد زیادی نیستند اما مؤثرند و می توانند جریان­ ساز باشند و صدایشان شفاف و پرتلاطم یا پرنهیب است. البته من قبول ندارم که کلّیت اصولگرایان چنین اعتقادی دارند، شاید بسیاری از اصولگرایان معتقدند آنچه را مراجع قضایی در این زمینه تصمیم گرفتند، نشان از سیاست نظام است. اگر نظام تصمیم به محاکمه این افراد داشت، با کسی تعارف نمی کرد. در این قضیه محاکمه می ­توانست انجام شود اما نظام مانند این آقایان محدود نگاه نمی­ کند و معتقد نیست که اگر تو یک سیلی زدی، من هم حتماً باید به تو یکی سیلی بزنم، بلکه هدف نظام این است که اگر تو یک سیلی به منافع جامعه زدی، منافع جامعه باید از طریق خود مردم دوباره احیاء شود. هدف نظام بسیار هوشمندانه و عاقلانه است.البته افراد زیادی می ­گویند طرفدار منویات و سیاست­ های نظام هستیم اما عملاً نیستند. چه کسی است که نفهمد نظام فعلاً دَعوی محاکمه قضایی این آقایان را ندارد بلکه دعوی این را دارد که با آگاهی دادن به مردم، میزان رشدیافتگی و قابل اتکا بودن این افراد روشن شود. نظام می ­خواهد مردم متوجه شوند آیا این سیاستمدار قابل اتکا و دارای فهم و فکر لازم است یا خیر. این موارد را می توانستیم از طریق عملکرد سایر نیروهای اصلاح­ طلب برای جامعه روشن کنیم. وقتی آقای خاتمی این حرف را می ­گوید یعنی تو به لحاظ سیاست­مداری، فرد سیاستمداری نیستی، تویی که تمام مبانی را زیر سؤال می­ بری، چندان فرد برجسته ­ای نیستی، با این اقدامات جامعه را دچار مشکل می­ کنی. یک سیاستمدار قطعاً باید فکر و فهم خود را در مسیری قرار دهد که مطالباتش جامعه را به هم نریزد. وقتی افرادی مانند آقای عارف و آقای خاتمی و برخی دیگر، با مشارکت در رأی ­گیری، کاندیدا شدن یا رأی دادن، فهم آقای کروبی و آقای میرحسین موسوی را زیر سؤال می­ برند، ما چقدر از این قضیه استفاده کردیم؟ ما از این قضیه برای روشن شدن قشری که باید در محافل خود، این افراد را محاکمه می ­کرد، 10 درصد هم استفاده نکردیم.تسنیم: فهم من از فرمایش شما این است که حاکمیت نه تنها لذتی نمی­ برد بلکه دلیلی هم بر این نمی­ بیند این آقایان را تا ابد در حصر نگه دارد. اتفاقاً تنها دعوی جمهوری اسلامی این است که فضا و آن فلسفه ای که منجر به شکل ­گیری حصر شد، یعنی مسئله امنیت و ایجاد نشدن زمینه ناامنی، برای مردم شفاف شود. شما درباره برخی موانع رفع حصر صحبت کردید؛ لطفاً راجع به بقیه موانع رفع حصر و کسانی که نمی خواهند رفع حصر صورت بگیرد، صحبت کنبد. یکی از این موارد قطعاً خود محصورین هستند، به گونه ­ای که به جمهوری اسلامی تضمین نمی­ دهند اگر این افراد از حصر بیرون بیایند، دیگر از شرایط ناامنی قبل خبری نیست و گروه دیگر کسانی هستند که در جبهۀ اصلاح­ طلبان و جناح اوپوزیسیون هستند و می خواهند این افراد در حصر باشند، حتی اگر فراتر از این هم برود و در حصر فوت کنند، آورده بیشتری برای آنها دارد. این موارد را چگونه ارزیابی می­ کنید و دیگر موانع رفع حصر را کدام می دانید؟ همچنین راجع به آقای خاتمی گفتید که حرکاتی داشتند که از آن احساس خوب منعکس می شد مانند رأی دادن در سال 90 یا بعد از آن، شاید یکی از موارد خود آقای خاتمی است. اگر آقای خاتمی به عنوان یک فرد شاخص در آن جبهه رسماً بگوید تقلبی صورت نگرفته، بخش مهمی از این آگاهی بخشی انجام می ­شود.سلیمی ­نمین: از قضا گفته است؛ آقای خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی گفته "این غرور کاذب آقای موسوی برای ما خیلی هزینه داشت". گفته یا نگفته؟تسنیم: بله، گفته اما در محافل خصوصی.سلیمی نمین: ما باید انتظارات را از این افراد واقعی کنیم.تسنیم: مسئله من انتظار ما نیست، بحث این است که؛ چطور می توانست به بهبود فضا کمک کند و حتی زمینه ای ایجاد کند که حصری هم در کار نباشد؟سلیمی­ نمین: می­ تواند. حرف من این است که از افراد باید متناسب با شرایط، ایثارگری و فداکاری­ هایشان انتظار داشته باشیم. اکنون کسی ایثارگری ندارد. شما باید انتظار خود را با واقعیت او تنظیم کنید. در مورد فرمایش شما من اصلاً معتقد نیستم ما بگوییم "میرحسین موسوی حتماً باید بگوید «غلط کردم»". اگر محاکمۀ او را به محافلی که به او رأی دادند، بکشانیم، اصلاً نیازی به این مسئله نیست، یعنی برای محافلی که به او رأی دادند، روشن شود که آقای میرحسین موسوی یک آدمِ احساسی است و نمی تواند شکست را تحمل کند. ببینید، آدم احساسی این گونه است. یک آدمِ سیاستمدار غیراحساسی، اگر 10 بار شکست بخورد، بازی را به هم نمی ­زند. من نمی­ خواهم از بعضی از سیاستمداران نام ببرم اما شما کسی را سیاستمدار می­ دانید که اگر شکست می­ خورد، دوباره تلاش کرده و در همان مسیر حرکت می ­کند و به پیروزی هم می ­رسد. شما وقتی این تصویر واقعی آقای موسوی را روشن کنید که در شرایط ویژه، احساس بر تعقلش، غالب می شود، کافی است.شما باید در این مسیر حرکت کنید که اگر آقای موسوی در یک صحنۀ دیگری وارد شد، مردم دیگر به عنوان یک سیاستمدار برجسته به او اعتماد نکنند و او را تنزل داده و بگویند "این سیاستمداری است که نمی­ توانیم با طناب او به چاه برویم".ما نباید معطل این باشیم که موسوی عذرخواهی می کند یا نمی کند؛ اصلاً مسئله ما این نیست. باید مردم بدانند او دقیقاً کیست و چیست. ولی کمتر می­ بینید به جای اینکه بگوییم شما عذرخواهی کنید، بگوییم "مردم جامعه، آیا شما به این سیاستمدار که به خاطر رأی نیاوردن، همه چیز حتی قانون و مراجع قانونی را لگدمال می ­کند، اعتماد می کنید؟ اگر این فرد مجدداً به صحنه دیگری بیاید و در این صحنه ناکام بماند، همۀ دستاوردهای مدنی ما را از بین می ­برد یا نه؟".ببینید، ما یک دستاورد مدنی داریم و باید آن را تقویت کنیم. آیا سیاستمداری که اساسِ همۀ دستاوردهای مدنی را می ­زند، قابل اعتماد است؟ البته ممکن ...

ادامه مطلب  

همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهر ...

ادامه مطلب  

روایت عارف از شایعه دست داشتن پسرش در بستن لیست شوراها  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا از ایسنا، محمدرضا عارف از چهره های شاخص مجلس دهم و رئیس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان، درباره معرفی کابینه از سوی دولت دوازدهم می گوید: توقع جریان اصلاحات این است که در تشکیل دولت آینده مورد مشورت و رایزنی قرار گیرد تا یک کابینه برجسته با کارایی بالا تشکیل شود.رئیس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی معتقد است فراکسیون امید بر روی مصادیقی که دولت برای کابینه معرفی کند، نظر پیشنهادی می دهد.عارف همچنین درباره ادعای دریافت دو میلیارد تومان از هرکاندیدای شورای شهر، تاکید کرد که این مساله هیچ ربطی به شورای عالی سیاست گذاری نداشته و پی گیری حقوقی می شود، ضمن این که ستاد تهران اعلام کرده بود تا ۱۰۰ میلیون تومان را به عنوان هزینه های تبلیغاتی بپردازند.متن گفت وگوی تفصیلی با محمدرضا عارف به این شرح است:*درباره بسته شدن لیست انتخابات شوراها انتقاداتی مطرح شد و شما گفتید بعد از انتخابات درباره آن توضیح می دهید، اگر امکان دارد تا حدی شفاف در این باره توضیح دهید.در نظر داشته باشید ما در ارتباط با یک جریان سیاسی صحبت می کنیم نه یک حزب. احزاب سازوکار خود را دارند و با یک سلسله مراتبی در عرصه های سیاسی حضور پیدا کرده و افراد را معرفی می کنند.در حرکت جبهه ای طبیعتا ما باید براساس مشترکات حرکت کنیم به خصوص جبهه ای که مدعی هستیم اکثریت مردم طرفدار آن هستند و به نوعی گفتمان انقلاب است و اعتقاد به مردم سالاری دینی دارد.در این راستا در دهه اخیر مبنای حرکت مان را تعامل و همفکری حداکثری با مردم و نخبگان قراردادیم. در سال ۹۴ و انتخابات مجلس وقتی بحث بستن لیست مطرح شد، چون کاندیداها را خیلی نمی شناختیم و عملا تعداد قابل توجهبی از نخبه های اصلاحات رد صلاحیت شده بودند، ناگزیر به فراخوان شدیم. البته می دانید جریانات سیاسی در هیچ جای دنیا با فراخوان لیست کاندیداهای شان برای رقابت را نمی بندند. به هر حال به سمت فراخوان رفتیم و جواب گرفتیم.نکته جالب این است که در سال ۹۴ در فاز اول احساس می کردیم که کاندیدا به اندازه کافی نداریم اما بعد از بستن لیست حرف و حدیث هایی درآمد و گله هایی مطرح شد در مورد عدم حضور برخی نخبگان اصلاح طلب در لیست. طبیعی هم است احزاب، فلسفه وجودی خودشان را کسب قدرت می دانند و نماد قدرت هم انتخابات است و داشتن سهم در لیست های انتخاباتی. اما موضع ما حرکت جبهه ای بود، از یک طرف بنا، براین بود که تعصب و سهم خواهی حزبی کنار گذاشته شود و گفتمان جبهه ای را دنبال کنیم، از طرف دیگر اولویت هایی مانند سهمیه به خانم ها و جوانان را در نظر داشتیم.بنابراین، در نظر گرفتن این سهمیه ها به نوبه خود میتوانست به کمرنگ تر شدن یا حذف برخی چهره های برجسته اصلاحات منجر شود.مثلا شما اگر در نظر داشته باشید تا نیرویی جوان را وارد عرصه کنید طبیعی است که باید یک چهره برجسته را کنار بگذارید.در سال ۹۶ هم با توجه به استقبال خیلی خوب نخبگان در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا،با تورم کاندیداها روبرو شدیم. همان رویکرد سال ۹۴را دنبال کرده و فراخوان دادیم. حدود ۷۰۰ نفر در تهران در فراخوان شرکت کردند.درسال ۹۴ برای اولین بار بود که انتخاب لیست را براساس شاخص هایی انجام دادیم، شاخص های متنوع با توجه به شرایطی که یک نماینده باید داشته باشد مشخص کردیم. برای هر شاخص هم یک کف و یک سقف امتیاز در نظر گرفتیم. بعد از اتمام انتخابات ارزیابی نسبت به عملکرد شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان انجام و کارگروهی تعیین شد برای بازنگری در عملکردها و تصمیمات شورای عالی و انجام اصلاحات لازم.در نتیجه این کار شاخص ها برای انتخابات ۹۶بازنگری و اصلاح شدند. اما گستردگی کار و این که از میان ۷۰۰ نفر، بابد۲۱نفر را انتخاب می کردیم قابل پیش بینی بود که باچالش های جدی روبرو می شویم. زیرا کاندیداها همه خود را اصلح می دانند و کمتر حاضرند به نفع دیگری کنار بروند.برای ما مبنا این بود تا براساس شاخص ها بتوانیم تصمیم گیری کنیم. در تهران به دلیل حساسیتی که وجود داشت مسئولیت انتخاب لیست به عهده هیئت رئیسه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان گذاشته شد و در عین حال قرار شد لیست به تایید نهایی شورای عالی برسد. البته شورای عالی در هیچ استانی در مصداق ها دخالت نکرد؛ فقط در تهران به دلیل حساسیت آن شورای عالی ورود پیدا کرد.نظرمان این بود که براساس شاخص ها غربالگری انجام شود و با توجه به اولویت ها و مصوبات شورا همین مسیر جلو رفت. ارزیابی ها براساس پرونده های افراد و مبنا را خوداظهاری قرار دادیم و کارگروهی ۱۴ نفره تعیین شد تا کار کارشناسی را انجام دهند و براساس پرونده ها و شاخص ها به افراد امتیاز دهند.کارگروهی ۷ نفره تشکیل شد که ۵ نفر از اعضای آن از هیات رئیسه شورای عالی بودند مسئولیت کارگروه بر عهده آقای موسوی لاری بود و خانم فرامرزیان، آقایان صادقی، مرعشی و کمالی و خانم کولایی و آقای گرامی مقدم هم از اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان در این کارگروه فعالیت داشتند.در تهران به دلیل حساسیتی که وجود داشت مسئولیت انتخاب لیست به عهده هیئت رئیسه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان گذاشته شد ، البته شورای عالی در هیچ استانی در مصداق ها دخالت نکرد؛ فقط در تهران به دلیل حساسیت آن شورای عالی ورود پیدا کرددر واقع این ۷ نفر مسئول تنظیم لیست تهران شدند. کمیته کارشناسی زیرنظر این ۷ نفر کار می کرد. با توجه به غربالگری انجام شده به لیست ۱۵۰ نفره رسیدیم از این بعد نگاه دیگر نه امتیاز بندی بلکه رأی گیری بود. بنا بود بر اساس مصوبات شورای عالی و رعایت سهمیه هاْلیست در هیات رئیسه و در نهایت پیشنهاد شده بود که از ۷۰۰ نفر بخواهیم تا خودشان با رای گیری ۲۱ نفر را به ما معرفی کنند که چهره های غیرحزبی با این روند مخالف بودند و می گفتند اعضاء با هم تعامل می کنند و فقط چهره های حزبی بالا می آیند. اما در مرحله ای که به ۱۵۰ نفر رسیدیم در جلسه ای از این افراد خواستیم در انتخاب لیست نهایی به ما کمک کنند.براساس تخصص هایی که مورد نیاز شورای شهر بود، تخصص ها در ۱۰گروه تخصصی تقسیم بندی شدند و برای هر گروه ظرفیتی در نظر گرفته شد.بر همین اساس در جلسه که این ۱۵۰ نفر حضور داشتند درخواست کردیم تا خودشان در این ۱۰ گروه بر اساس پیشنهاد اولیه خودشان تقسیم شوند و در هر گروه تا سه برابر ظرفیت آن گروه را به ما معرفی کنند.در اینجا یکی از دوستانی که بعدا در فضای مجازی شعار داد و با لیست خیلی مخالفت کرد، مطرح کرد که کار مشکلی است و چون به شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان اعتماد داریم تفویض اختیار می کنیم به شورا تا شورا این کار را بکند، آن جا مطرح شد که شما نمی خواهید تفویض اختیار کنید این اختیار برای شورا محفوظ است، اما شورا قصد دارد با کمک شما این کار انجام شود و لیست نهایی حتی الامکان با نظر این ۱۵۰ نفر بسته شود.در نهایت قرار شدگروه ها تشکیل جلسه دهند اگر همه امضا کردند که نمی توانیم افراد راانتخاب و معرفی کنیم ما(شورای عالی) خودمان این کار را انجام می دهیم و نهایتا همه امضا کردند که نمی توانند و بعد از آن کمیته ۷ نفره فعال شد و این مسئولیت را بعهده گرفت.کمیته ۷ نفره پیشنهاد اولیه خود را در هیات رئیسه مطرح کرد و در هیات رئیسه برای هر کرسی ۲ نفر با رای گیری انتخاب شدند.بنابراین برای هر کرسی دو برابر ظرفیت در نظر گرفته شد یعنی لیست ۴۲ نفره تعیین شد و با رای گیری در شورای عالی از میان ۴۲ نفر ۲۱ نفر انتخاب و به مردم معرفی شدند.البته به لیست و چگونگی تعیین لیست انتقادهایی شد.ما نقدها را می پذیریم. ماهیت گفتمان اصلاحات نقدپذیری است. از نخبگان جامعه می خواهیم عملکرد شورای عالی را در همه زمینه ها از جمله بستن لیست نقد کنند و در سه چهار ماه آینده برای ما ارسال کنند قطعا از نظرات آنها در ادامه کار شورای عالی استفاده خواهد شد.در مرحله بعد انتخابات مجلس را در سال ۹۸ پیش رو داریم باید بررسی شود که با این مکانیزم پیش برویم یا مکانیسم دیگری داشته باشیم. انشالله با استفاده از نظرات کارشناسی،سعی خواهد شد با خطای کمتر و کیفیت بهتر امور دنبال شود.*آیا تکیه بر سهمیه بندی ها موجب غافل شدن از توانمندی های افراد نشد؟در چارچوب رعایت سهمیه ها، به توانمندی و شایستگی کاندیدا توجه جدی شد. راهبرد ما نوعی تبعیض مثبت به نفع جوانان و بانوان بود. در دهه های گذشته از توانایی ها و نقش آفرینی جوانان و خانم ها در این سطوح غافل شده بودیم، باید این هزینه را بپذیریم و به جوانان میدان دهیم، ممکن است در کوتاه مدت کارایی یک جوان نسبت به نسل اولی ها پایین تر باشد، ما باید این هزینه را بپردازیم.در مجلس این کار را کردیم، در مورد فراکسیون امید در مجلس خیلی راضی هستیم. باید این مسیر را ادامه دهیم. شاید در گام های بعدی دیگر نیازی به سهمیه بندی نباشد.اگر این صرفا مساله توانمندی مد نظر باشد باید سهمیه بندی را کنار بگذاریم و این همان چیزی است که بزرگترها می خواهند که وزن لیست سنگین تر باشد؛ اگر چنین شود به نسل اولی ها محدود می شویم. در حالی که ما از این مساله عبور کرده و جواب خوبی هم گرفتیم.ما به هرگونه نقدی احترام می گذاریم و سعی می کنیم از آنها استفاده کنیم اما مشاهده می کنید که مردم در تهران چه کار کردند در این دوره از انتخابات حدود ۵۰ لیست به صورت جعلی و موازی منتشر شد اما مردم تهران لیست واقعی را تشخیص دادند. مردم این انسجام و رویکرد را به خوبی قبول کرده اند. دوستانی که نظر می دهند، بدانند حفظ سرمایه اجتماعی و حفظ اعتماد مردم برای ما اهمیت فوق العاده ای دارد.بالاخره مردم این رویکرد را پذیرفتند که به دهه ۸۰ که خانم ها و جوانان سهمی نداشتند، برنگردیم. البته باز می گویم درب انتقاد باز است و هرجای کارمان اشکال داشته باشد در گام های بعدی اصلاح می کنیم.*آیا در انتخابات بعدی هم مجددا با همین رویه عمل می کنید؟ آیا نقاط ضعفی وجود داشته که بخواهید اصلاح کنید؟ما اصلاح طلب هستیم و ویژگی ما پذیرش اصلاحات است. البته پیش از این به چند روش کارها انجام می شد. یا اینکه ریش سفیدان لیست را می بستند، یا اینکه به احزاب سهمیه داده می شد که هرکدام چند سهمیه داشته باشند و روش سوم هم همانی بود که در سالهای ۹۴ و ۹۶ انجام سهمیه بندی حزبی کنار گذاشته شد و براساس شاخصها عمل کردیم و مبنای تصمیم گیری را گفتمانی و خرد جمعی در چارچوب ضوابط قرار دادیم.در حال حاضر نقدهایی وجود دارد و ممکن است روش چهارمی هم در آینده پیشنهاد شود اما مسئله مهم برای ما حفظ انسجام و ارائه لیستی قابل دفاع بود که مورد استقبال مردم قرار گرفت و بهترین ها را براساس شاخص ها و اولویت ها و تصمیم جمعیمطرح کردیم. در یک مرحله بر اساس شاخص ها کمی و در مرحله بعد بصورت کیفی انتخاب انجام شد و انتظار داریم تا نخبگان پیشنهاد دهند که در گام هی بعدی که انتخابات دیگری را در پیش داریم چگونه لیست بسته شود که از هر نظر لیست کاملی باشد.*این که گفته می شود از افراد لیست مبلغ دو میلیارد تومان دریافت شده یا فرزند شما در بستن لیست نقش داشته، منشا این اخبار از کجاست؟در مورد هزینه های تبلیغاتی برآوردی که دوستان در ستاد تهران داشتند اعلام کردند و البته خیلی مربوط به شورای عالی سیاستگذاری نیست. ستاد تهران برآورد کرده و به این نتیجه رسیده هرکدام از کاندیداهایی که در لیست قراردارند تا سقف مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان برای هزینه تبلیغاتشان بپردازند.این موضوع در شورای عالی سیاست گذاری و هیات رئیسه مطرح شد و مبلغ ۵۰ میلیون تومان را برای هزینه های تبلیغاتی تعیین شد و مقرر شد ستاد سایر هزینه ها را از تشکل ها و خیرین بگیرد.در جلسه ای که ستاد تهران با ۲۱ نفر اعضای لیست امید تشکیل داد مجددا بر دریافت سقف هزینه تبلیغاتی یعنی ۱۰۰ میلیون تومان تاکید شد در واقع سقفی که ستاد تهران از کاندیداها خواسته ۱۰۰ میلیون تومان بود و تا جایی که من اطلاع دارم این است که خیلی ها هنوز هزینه تبلیغاتی شان را پرداخت نکرده اند.هیچ فردی در بستن لیست نقشی غیر از تصمیمات شورای عالی و هیات رئیسه نداشت. چه برسد به پسر بنده که اصلا درگیر انتخابات نشددر مورد دو میلیارد تومان هم قبل از این که واردبستن لیست شویم گزارشی دریافت شد مبنی بر اینکه حدود ۶-۵ ماه قبل فردی به یک فرد دیگر گفته برای اینکه در لیست قرار بگیری باید دو میلیارد تومان بپردازی. آن فرد هیچ ارتباطی با شورای عالی سیاست گذاری نداشت. در آن زمان آقای محمودصادقی نایب رئیس هیئت رئیسه شورای عالی بود، او را مامور پیگیری کردیم و ایشان بحث جدی را با هر دو نفر داشت، هم آن خانمی که مدعی شده بود و هم آقایی که قرار بود پول را بگیرد.اولا مشخص شد هیچ ربطی به شورای عالی سیاست گذاری نداشته و توسط وابستگان یکی از احزاب این موضوع مطرح شده است.بنابراین هیچ ربطی به شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان نداشت. بعد از آن مجددا این مسئله مطرح شد در حالی که ما بنا داشتیم تا از این مسائل بگذریم. نهایتا قرار شد تا این موضوع را پیگیری حقوقی کنیم. این نکته را باید تاکید کنم که ویژگی بارز جریان اصلاح طلب پاکدستی است و نسبت به آن حساس هستیم و اجازه نمی دهیم برخی جریانات بخواهند با اتهامات بی اساس جریان اصیل اصلاح طلب را وارد حاشیه کنند و انتظار هم از اصلاح طلبان است که از این ویژگی مهم جریان اصلاح طلب به خوبی حفاظت و حراست کنند.در مورد نقش پسر بنده در بستن لیست ها هم باید بگویم که پسرم مدتهاست همکاری در کار سیاسی ندارد و نه در انتخابات مجلس و نه در انتخابات شوراها حضور نداشت. فرزندم اگرچه از بنیانگذاران بنیاد امید ایرانیان بود و برای تشکیل این بنیاد زحمات زیادی کشید و اولین مدیر عامل بنیاد هم بود ولی بعد از انتخابات ۹۲ به دلیل اعتقاد به گردش نخبگان به صورت داوطلبانه از مدیرعاملی کناره گیری کرد و اکنون در هیات مدیره بنیاد امید حضوری ندارد و مسئولیتی هم در بنیاد امید متوجه او نیست و به دنبال علایق شخصی خودش است. فعالیت های فرهنگی و اقتصادی او که حق طبیعی هر فردی است ارتباطی با بنیاد امید ایرانیان ندارد. در انتخابات مجلس دهم از حوزه انتخابیه یزد کاندیدا شد ولی به احترام برخی بزرگان انصراف داد. در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ هم در کنار من بود و به مانند دیگر جوانان در انتخابات نقش آفرین بود. به همین دلیل نه تنها فرزند من بلکه هیچ فرد دیگری در بستن لیست انتخاباتی نقش نداشته است. رأی، رأی شورای عالی بود. هیچ فردی در بستن لیست نقشی غیر از تصمیمات شورای عالی و هیات رئیسه نداشت. چه برسد به پسر بنده که اصلا درگیر انتخابات نشد. به هر حال شرایط کشور حکم می کند هرطور که می توانیم به ا ...

ادامه مطلب  

برنامه معاونت علمی ریاست جمهوری در زمینه حمایت از بالگردهای تولید داخل  

درخواست حذف این مطلب
مسؤول کمیته بالگردهای تجاری ستاد توسعه فناوری و صنایع دانش بنیان هوایی و هوانوردی معاونت علمی وفناوری ریاست جمهوری حمایت از بالگردهای تولید داخل به منظور رقابت این محصولات با نمونه های خارجی را از برنامه های این کمیته در س ...

ادامه مطلب