عبدالله ناصری در گفتگوی تفصیلی با فارس/بخش اول بخشی از سرمایه اصلاحات در حمایت از روحانی سوخت/در شرایطی با ریاست جمهوری لاریجانی هم موافقیم  

درخواست حذف این مطلب
حوزه احزاب خبرگزاری فارس- قاسم عزیزی و مهدی بختیاری: عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی اصلاحات، از دهه 70 تا اواسط دهه 80 به واسطه فعالیت در روزنامه بیان، سلام و خبرگزاری ایرنا، بیشتر یک شخصیت رسانه ای بود. با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در تیرماه سال 84، ناصری بلافاصله خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) را ترک کرد تا با ورود به سازمان مجاهدین انقلاب، فعالیت خود را این بار در عرصه سیاسی با کار تشکیلاتی پی بگیرد.او که به دلیل مشکل بیماری، مدتی است برخی کارهای خود ازجمله تدریس در دانشگاه را رها کرده، در منزلش در شمال شهر پذیرای ما بود و در گفتگویی تفصیلی به برخی نقطه نظرات خود درباره عملکرد دولت، حمایت اصلاح طلبان از روحانی و آینده این جریان گفت و خبرگزاری فارس نیز به رسم امانتداری، متن این گفتگو را پس از تایید وی منتشر می کند.ناصری در این گفت و گو با بیان اینکه روحانی همه داشته های خود را در برجام متمرکز کرد، می گوید که بسیاری از کنش گران سیاسی و حتی دوستان نزدیک به خود رئیس جمهور نیز به ایشان تذکر می دادند که انتظارات منطقی از نظر افکارسازی در برابر برجام شکل بدهد.عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان به سیاست های محمدباقر نوبخت در سازمان برنامه و بودجه اشاره ای داشت و معتقد بود که متاسفانه جای حساسی مثل سازمان برنامه و بودجه در دست مدیران غیراقتصادی و غیرکارشناس قرار دارد و آقای روحانی نباید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده و فرافکنی کند.وی با بیان اینکه بخشی از سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان به خاطر حمایت از روحانی سوخت شد، در عین حال تصریح دارد که دوم خردادی ها ضمن حمایت از روحانی حتما از رئیس جمهور انتقاد می کنند و سعی هم دارند که مخالفان دولت از این انتقادات سوء استفاده و بهره برداری نکنند.ناصری همچنین تاکید دارد: اصلاح طلبان بابت بعضی از تصمیمات و انتصابات مهم و غیرمعقول آقای روحانی خیلی هزینه دادند.این فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: به عبارتی اگر کشور به این سمت برود که مسائل ملی، اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، سیاسی، حقوق بشر، منطقه ای و بین المللی ایجاب کند، اصلاح طلبان حتما رضایت می دهند که یک اصولگرا مثل آقای لاریجانی به ریاست جمهوری برسد و مجلس آن بدست آقای باهنر بیفتد و اصلاح طلبان حتی خانه نشین شوند و کنش سیاسی خود را انجام دهند.بخش اول از مشروح گفت وگو با عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان به شرح زیر است:** روحانی هیچ عقبه سیاسی نداشت* اصلاح طلبان بسیاری معتقدند که آقای روحانی، دولتش را مدیون آنها و حمایت هایی است که اصلاح طلبان از او کردند. اما امروز ما شاهد انتقاداتی از سوی این جریان و برخی افراد شاخص آن به دولت هستیم که شاید در برخی موارد از جناح رقیب و منتقد دولت هم شدیدتر است. خصوصا در موضوع اقتصادی که این روزها بسیاری می گویند دولت هیچ تلاشی برای رفع آن نمی کند و یا اصولا توانی ندارد و کار را رها کرده است.آیا جبهه اصلاحات که شما هم عضوی از آن هستید و در انتخابات هم از آقای روحانی حمایت کردید، در این خصوص مطالبه ای از دولت داشتید و آیا شما هنوز به نگاه خودتان در حمایت از آقای روحانی معتقدید؟من قصد ندارم منفعل بودن دولت در بعضی از موارد را انکار کنم اما ابتدا می خواهم در مورد سیاست اصلاح طلبان صحبت کنم چرا که آقای روحانی نامزد تشکیلاتی اصلاح طلبان نبود بلکه از او حمایت شد و البته معتقدم حتما اصلاح طلبان در سال های ۹۲ و ۹۶ بهترین تصمیم را گرفتند.هسته مرکزی و اصلی جبهه اصلاحات هیچگاه در ارتباط با آقای رئیس جمهور و اعضای هیات دولت به دنبال سهم خواهی نبودند و تا ۱۴۰۰ هم همین روند ادامه پیدا خواهد کرد. خط قرمز اصلاح طلبان بحث جامعه مدنی و مردم بود.بدون تعارف، این موتور محرکه اصلاح طلبان بود که مردم را در سال ۹۲ با یک سیاست و سال ۹۶ با تاکتیک هایی پای صندوق رای کشاند تا به آقای روحانی رای بدهند. ما باید بپذیریم که آقای روحانی هیچ عقبه سیاسی نداشت و حتی مرحوم آقای هاشمی هم در زمانی که آقای روحانی برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرد، معتقد بود آقای روحانی بیش از سه تا چهار میلیون رای ندارد اما بالاخره تصمیم تاریخی که اصلاح طلبان گرفتند، سرنوشت ساز بود.اینکه آیا ما مطالبه ای از دولت داریم یا نه، باید اینطور بگویم که اصلاح طلبان همچنان منتقد هستند و سرسختانه هم انتقاد خود را با آقای روحانی در میان می گذارند. البته آقای روحانی هم سهم مشخصی در مدیریت کشور دارد. اگرچه طبق قانون اساسی دومین مقام اجرایی کشور است، اما در دولت قبل هم که حاکمیت یکدست بود -خصوصا در دولت دوم آقای احمدی نژاد- می دیدیم که رئیس جمهور علیرغم همراه بودن از لحاظ فکری، مشکلاتی داشت.** رئیس جمهور یک قدرت قابل توجه به نام رسانه در اختیار نداردرئیس جمهور اسمش رئیس جمهور است اما قدرت محدودی دارد خیلی خوش بینانه 50 درصد از قدرت را می توانیم برای رئیس جمهور در نظر بگیریم. امروز صدا و سیما در اختیار رئیس جمهور نیست و یا لااقل می توانیم بگوییم هماهنگ با جاهای دیگری است هرچند که اخبار رئیس جمهور را هم پخش می کند اما رئیس جمهور یک قدرت قابل توجه به نام رسانه را در اختیار ندارد.دولت اصلاحات هم با این محدودیت ها روبه رو بود و ناهمسویی سیاسی بین صدا و سیما و دولت وجود داشت هر چند خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران با هماهنگی تیم سخنگوی دولت و شورای اطلاع رسانی، ظرفیت هایی را ایجاد کرده بود.دستگاه امنیتی دولت یعنی وزارت اطلاعات، یک نهاد ثانوی تلقی می شود و در خصوص اقتصاد هم که پول و سرمایه ملی متوجه آن می شود، در خوشبینانه ترین حالت، ۵۲ درصد آن در اختیار دولت است و بقیه آن در دست نهادهای قدرتمندی است که بعد از جنگ و در اوایل انقلاب شکل گرفتند و بعضی از این نهادها در دولت احمدی نژاد با سیاست غلط اصل ۴۴ قدرت فوق العاده پیدا کردند.امروز مناسبات بین المللی سیاسی، اجتماعی، منطقه ای و اقتصادی همه در هم گره خورده است و دیگر جهان نمی تواند بپذیرد که شما در یک قوه مسیری را بروید و قوه دیگر مسیری متفاوت از آن را دنبال کند.شما نگاه کنید موضوع آتش زدن سفارت عربستان که از سوی رهبری نیز توبیخ و تقبیح شد، بیش از اینکه دستاورد داشته باشد و بخواهیم آن را به حادثه منا و کشتارهای سال ۶۶ ارتباط بدهیم -که البته آنها هم در جای خود مهم هستند- برای ما هزینه داشت و من فکر می کنم که حالا حالاها با آن درگیر خواهیم بود.این مسئله دیگر دست دولت نبود. من و شما هم به عنوان یک کنشگر و تعقیب کننده اخبار می دانیم که پشت این قضایا چه کسانی بودند و به کجا رسید. اگر ما دولتی داشتیم که واقعاً مطابق منشور قانون اساسی، بالاترین مقام اجرایی بود و در کل امور اجرایی کشور دخالت داشت و به عبارتی صاحب اراده و اختیار بود، حتماً خیلی راحت تر می شد کارکرد رئیس جمهور را در حوادث امروز سنجید.** روحانی همه داشته های خود را در برجام متمرکز کرد * گذشته از این موضوعاتی که شما مدعی آن شدید و برخی از آنها از نظر ما جای نقد دارد، حتی اگر اینها را هم قبول کنیم، بازهم نمی توان دامن دولت را بری از خیلی اشکالات فعلی دانست. شما مشخصا چه ایرادی به آقای روحانی و عملکردی که به قول شما در حیطه اختیارات دولت بوده، دارید؟آقای روحانی همه داشته های خود را در برجام متمرکز کرد در حالی که بسیاری از کنش گران سیاسی و حتی دوستان نزدیک به خود رئیس جمهور نیز به ایشان تذکر می دادند که انتظارات منطقی از نظر افکارسازی در برابر برجام شکل بدهید.** روحانی نباید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کندامروز سهم آقای روحانی و ناکارآمدی تیم اقتصادی ایشان مشخص است. متاسفانه جای حساسی مثل سازمان برنامه و بودجه در دست مدیران غیراقتصادی و غیر کارشناس قرار دارد و آقای روحانی نباید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده و فرافکنی کند. این یک واقعیت است که مردم باید بدانند که بخشی از این اقتصاد بحران زده مربوط به دولت است و البته بخش دیگر آن حتما ارتباطی با دولت ندارد.وقتی موسسات مالی و اعتباری بی حساب و کتاب در دولت آقای احمدی نژاد شکل می گیرد و بعد همه تبعات آن به دولت فعلی می رسد و دولت و بانک مرکزی هم باید تعهدات خود در برابر مردم را ادا کنند، مسائلی از این قبیل قطعا مسئولیت را سخت می کند و بازدهی را پایین می آورد.** روحانی به بخش قابل توجهی از انتظارات پاسخ ندادالبته باید بپذیریم که اگر بعد از برجام، نهادهای برون دولتی و اجرایی به گونه دیگری رفتار می کردند، می توان ادعا کرد که احتمال اینکه ترامپ از برجام بیرون برود ضعیف بود.بنابراین رئیس جمهور و دولت با وجود همه این محدودیت ها بهتر از این نمی توانست عمل کند اما مردمی که به گفتمان اصلاح طلبی اتکا کرده بودند و به گفتمان اصلاح طلبی رای دادند، انتظارات مشخصی داشتند که آقای روحانی به بخش قابل توجهی از این انتظارات پاسخ نداد.امروز با این شرایطی که پیش آمده و در حالی که 5 سال از عمر دولت آقای روحانی می گذرد شاهد آن هستیم که بحران ها بیشتر شده است. اگر به سال ۹۲ برگردیم، آقای روحانی باید تیم اقتصادی، سیاسی و افکارسازی خود را به گونه ای دیگر تنظیم می کرد و بعضی از مسیرهای طی شده را نمی رفت تا در سال چهلم انقلاب شاهد ابر بحران اقتصادی نمی بودیم.** تا 1400 با روحانی* آیا اصلاح طلبان که مدعی روی کار آوردن دولت یازدهم و دوازدهم هستند، حاضرند پای هزینه هایی که آقای روحانی و دولت وی داشته نیز بایستند؟ به نظر خیلی منصفانه نیست جبهه ای خود را مدعی بداند که آقای روحانی را بر سر کار آورده اما در شرایط فعلی که دولت به مشکل خورده اینگونه خود را کنار بکشد.اصلاح طلبان بارها و مکرر گفته اند که سیاست ما تا 1400 بدون تردید کماکان حمایت از آقای روحانی است یعنی اگر دوباره بخواهد انتخابات 22 اردیبهشت تکرار شود در همان فضای سیاسی و اجتماعی، حتما رویکرد اصلاح طلبان حمایت از آقای روحانی خواهد بود.** «اعتدال و توسعه» یک حزب حرفه ای نیست*ما در درون خود دولت هم شاهد دعواها و رقابت های حزبی هستیم که خصوصا در مسائلی مثل اقتصاد و معیشت، دود آن در چشم مردم می رود. این دعواها مثل دعوای حزب کارگزاران با اعتدال و توسعه دیگر علنی هم شده و صراحتا علیه هم بیانیه می دهند. شما این دعواها را ناشی از چه می دانید؟ چطور شد که رفقای دیروز، رقبای امروز شدند؟دعواهای حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه را بهتر است از خودشان بپرسید. به نظر من کار خوبی نبود. در عین حال که این اعتقاد را دارم که این واقعیت جامعه سیاسی ماست و مردم هم باید در جریان کار قرار بگیرند چرا که اگر مسائل شفاف و آشکار شود، خیلی بهتر از این است که پشت پرده باقی بماند.من در تقسیم بندی تشکیلاتی، اعتدال و توسعه را یک حزب حرفه ای نمی دانم و سابقه کار تشکیلاتی حرفه ای و جدی هم ندارد هر چند که در 4-5 سال اخیر به پشتوانه دولت و بعضی از انتصابات برای افراد در استان ها و مسئولیت های حزبی رده بالا توانسته عرض اندام کند. این ها منطقی برای یادگیری کار حزبی نیست. البته یادگیری کار تشکیلاتی حق هر حزبی است اما اعتدال و توسعه هنوز در آغاز کار است و پختگی سیاسی را ندارد. اگر این حزب از پختگی سیاسی برخوردار بود حتما خیلی بهتر می توانست فضای سیاسی و حتی اقتصادی را برای دولت آقای روحانی شکل دهد.من اهمیتی در بیانیه حزب کارگزاران سازندگی و اعتدال و توسعه نمی بینم اما بر این باورم که اگر صدور این بیانیه در شورای سیاسی حزب کارگزاران با حضور آقای جهانگیری بررسی می شد حتما آقای جهانگیری اجازه انتشار چنین چیزی را نمی داد.** رفتارهای ناهماهنگ، حزب کارگزاران را زیر سوال می بردجهت گیری های چهره های سرشناس حزب کارگزاران سازندگی همیشه متفاوت بوده است. به عنوان مثال در انتخابات سال 88 دبیرکل حزب کارگزاران (غلامحسین کرباسچی) در ستاد انتخابات آقای کروبی فعالیت می کرد و همه افراد و از جمله چهره های ورزیده و پخته ای مثل حسین مرعشی در ستاد آقای موسوی بودند هرچند آقای کرباسچی هم در نهایت به میرحسین موسوی رای داد.این نوع رفتارهای ناهماهنگ، حزب کارگزاران را زیر سوال می برد. مثل آن نامه معروف که بعد از خروج آمریکا از برجام نوشته شد.* همان نامه ای که آقای کرباسچی هم آن را امضا کرد؟بله؛ در مورد همان نامه حتماً اگر آقای کرباسچی با آقایان مرعشی، نجفی و زنگنه و آقای جهانگیری مشورت می کرد حتما با استدلال، از امضا کردن زیر چنین نامه ای جلوگیری می کردند. هرچند این نامه خیلی دامنه تاثیرگذاری را هم شکل نداد.در مورد این اظهارات شما که فرمودید «رفقای دیروز، رقبای امروز» شده اند (اشاره به دو حزب کارگزاران سازندگی و اعتدال و توسعه) باید بگویم که رفتار حزبی و تشکیلاتی حزب اعتدال و توسعه و نزدیک بودن بسیار زیاد حزب به دولت و گلوگاه های دولت مثل سازمان برنامه و بودجه، دفتر رئیس جمهور، وزارت آموزش و پرورش و بعضی از مشاورین رئیس جمهور، خیلی رفتارهای مطلوبی برای رضایت گیری از جامعه مدنی نیست. حزب اعتدال و توسعه اگر چندین سال با فعالیت تشکیلاتی به یک پختگی سیاسی برسد و بعد وارد قدرت سیاسی اجرایی شود، موفق تر خواهد بود.حزب اعتدال و توسعه نتوانسته خیلی در اندیشه های سیاسی کشور تاثیرگذار باشد. همین وضعیت را حزب کارگزاران سازندگی نیز در روزهای ابتدای فعالیت خود داشت.نامه نگاری های حزب کارگزاران باید در دفتر سیاسی این حزب مورد بررسی قرار می گرفت. ما در سازمان مجاهدین انقلاب هم همین روند را طی می کردیم. متن نامه در شورای سیاسی به طور کامل خوانده می شد و حتی اعضا در مورد بعضی از واژه ها و کلمات، اظهار نظر می کردند. بنابراین اگر صدور بیانیه یک روند اینچنینی را در تشکیلات طی کند، خیلی به اوت out (بیرون) نمی زند.من باورم این است که اگر اعضای حزب اعتدال و توسعه نیز متن بیانیه را با آقایان نوبخت و واعظی هماهنگ می کردند، سعی می شد که پاسخی ندهند؛ اما در عین حال ظرفیت احزاب سیاسی باید از یکدیگر متمایز باشد و تشخیص داده شود چون اگر بنا به گلایه باشد، احزاب با سابقه و منسجم تر اصلاحات حرف های بسیاری دارند اما شرایط کشور ایجاب نمی کند که با این ادبیات که چه سهمی در دولت داشتند، با هم حرف بزنیم.احزاب اصلی اصلاحات هیچگاه به دنبال سهم خواهی از آقای روحانی نبودند که امروز گروکشی و گلایه کنند. به هر حال اصلاحات یک ظرفیت است و رهبری جبهه اصلاحات می تواند با یک نوار ویدیویی فراخوان می دهد و دیدیم که افراد زیادی برای اولین بار به جمهوری اسلامی رأی دادند. این می تواند ظرفیت خوبی برای نظام سیاسی تلقی شود البته اگر از آن استفاده کنیم.* آقای دکتر شما فرمودید حزب اعتدال و توسعه خیلی حزب پخته ای نیست، اگر این حزب خیلی حزب جدی نبود پس چرا در انتخابات های سال 94 و 96 اینقدر از سوی اصلاح طلبان تحویل گرفته شد؟اصلاح طلبان به دلیل تجربه ای که از سال 92 کسب کرده بودند، به این نتیجه رسیدند که هرچه وسعت این ائتلاف را افزایش دهند متناسب با شرایط فعلی کشور خواهد بود. با همین تحلیل هم بود که آقای لاریجانی را در لیست قم وارد کردند و ممکن هم بود که اگر آقای لاریجانی در لیست اصلاح طلبان وارد نشود، مقداری از رأی ایشان جا به جا شود.جمع بندی نهایی اصلاح طلبان این بود که آقای لاریجانی را که سابقه تشکیلاتی و فعالیت سیاسی وی مشخص است و نیز به دلیل اینکه در کنار آقای روحانی قرار گرفت، وارد لیست قم کنند.درباره لیست تهران نیز جلسات مختلفی برگزار شد و در پایان دوستان به این جمع بندی رسیدند که بخشی از سهمیه را به حزب اعتدال و توسعه بدهند و این حزب دیگر لیست جداگانه ای نداشته باشد که آقای جلالی و نعمتی هم از آن لیست و جریان وارد شدند.* ولی به نظر می رسد که اصلاح طلبان این ترس را هم داشتند که اگر حزب اعتدال و توسعه برای انتخابات لیستی جداگانه بدهد، حمایت دولت را به دنبال داشته باشد.نه دولت که نمی توانست رسماً وارد انتخابات شود. جبهه اصلاحات به خاطر تجربه کار انتخاباتی طولانی مدت خود می دانست که شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان کجای کار و حزب اعتدال و توسعه در چه نقطه ای است.بالاخره جریانی که بعد از انتخابات سال 96 کنار آقای ناطق و شخصیت های سابقه دار اصولگرا قرار می گیرد و از آقای روحانی حمایت می کند، طبیعی است که در شرایط خطیر کشور این ائتلاف را جدی تر کند.راهبرد اصلاح طلبان برای سال 94 این بود که مجلسی متفاوت تر از مجلس نهم شکل بگیرد و مشی مجلس نهم دیگر حاکم نباشد و این کف انتظارات بود و ایده آل نیز مجلسی با اکثریت نمایندگان اصلاح طلب بود.البته ما اصلاح طلبان در خیلی از حوزه های انتخابیه، به صورت رسمی و غیر رسمی از نامزدهای معتدل اصولگرایی حمایت کردیم چرا که می خواستیم مجلس دهم متفاوت تر از مجلس نهم باشد و خوشبختانه این محقق شد. برای این ائتلاف جلسات زیادی هم برگزار شد تا نهایتا دوستان در هیات رئیسه به این جمع بندی رسیدند که همه یک لیست بدهند و همین روند هم طی شود.** نه عارف قربانی شد و نه جهان ...

ادامه مطلب  

انتظار اصلاح طلبان از کابینه دوازدهم بیشتر بود/ 3 میلیون فارغ التحصیل بیکار در کشور داریم/اعتدال گفتمان نیست/ شکی در دروغ گویی و بهانه جویی آم  

درخواست حذف این مطلب
حوزه احزاب خبرگزاری فارس-امین صبحی و قاسم عزیزی: از حق که نگذریم! ویژگی های رفتاری وی علی رغم سوابقی که بر می شمرد به یک سیاستمدار بیشتر شبیه است تا یک روحانی یا امام جماعت! هرچند که تاکید دارد زمانی که در خارج از کشور حضور داشته امام جماعت بوده است.امروز شخصیت کدمانکی (برنامه نویسی) سبب جایگاه ممتاز وی در جبهه اصلاح طلبان شده است و اکنون نیز که توانسته به شورای شورای شهر تهران راه یابد بر ضرورت ساماندهی شهر از حیث برنامه تاکید دارد.سید محمود میرلوحی که در شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان حضور دارد مداخله شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان در خصوص شهرداری محسن هاشمی را رد می کند و می گوید که به فرض که ایشان منشور را امضا نکرده باشند، موافقت 20 عضو دیگر شورای شهر با استعفای ایشان برای خروج از شورا نیز ملاک است.وی ضمن رد تشکیل هرگونه ساز و کار جدید از سوی اصلاح طلبان در کنار یا به جای شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان تصریح دارد که به دنبال اصلاح و تکمیل شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان هستیم.با آقای میرلوحی به گذشته های دور رفتیم به زمانی که سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام (ره) تسخیر شد و این روزها برخی از آنان از این اقدام خود اظهار پشیمانی می کنند اما وی تاکید می کند که تسخیر سفارت آمریکا اشتباه نبود ما به اقتضای زمان آن کارها را انجام دادیم اما حالا زمان این کارها نیست.وی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عضو ستاد حسن روحانی بود و از حال و هوای انتخابات سخن گفت و بیان کرد: رای آقای روحانی پله پله به اوج رسید یعنی تا 15 اردیبهشت حرکت های جامعه و نظرسنجی ها خیلی سینوسی بود و ما تقریبا در اسفند ماه فکر می کردیم که آقای روحانی بی رقیب است.«برخی از دوستان ما معتقد بودند که از روحانی مشروط حمایت کنیم و قبل از این حمایت توافق نامه ای را به صورت کاغذ امضا کنیم اما این کار بنا بر توصیه بزرگان صورت نگرفت و دلیل آن این بود که اصولگرایان بعد از انتخابات سال 94 و پس از امضای برجام به جای همکاری با دولت رفتار عکس از خود نشان دادند و اصلاح طلبان احساسشان این بود که بیشتر از آقای روحانی حمایت کنند.»میرلوحی با تاکید بر اینکه انتظار اصلاح طلبان از کابینه دوازدهم بیشتر بود، گفت: اصلاح طلبان برای کابینه هیچ لیستی به دولت ندادند در حالی ما می توانستیم برای کابینه لیست بدهیم و محکم نیز پای آن بایستیم.مشروح گفت وگوی تفصیلی خبرنگاران حوزه احزاب خبرگزاری فارس، با سید محمود میرلوحی به شرح زیر است:*شهر تهران باید از حیث برنامه و هزینه کرد سامان یابد/توسعه باید متوازن و هماهنگ باشدفارس: آقای میرلوحی برای شروع مصاحبه فکر میکنم اگر به برنامه و ایده هایی که برای تهران دارید بگویید خوب باشد. میرلوحی: وسعت کار در تهران از نظر کمیت و کیفیت خیلی زیاد است. همه افرادی که از لیست امید وارد شورای شهر تهران شده اند دارای یک برنامه واحد هستند البته چون سابقه کاری من بیشتر در حوزه برنامه ریزی است، معتقدم که تهران باید از حیث برنامه، تعیین اولویت ها، ایجاد درآمدها و هزینه کرد مناسب سامان یابد و اگر این معادله کارآمد شود بر بسیاری از حوزه ها اثر خواهد گذاشت. خواهش من از دوستان رسانه این است که چهره فعلی شهر تهران را ثبت کنند و بعد ببینیم در چهار سال یا دو سال آینده چهره شهر چه تغییری می کند. برخی شاخص ها مثل مترو،اتوبوس، فضای سبز و آلودگی قابل ارزیابی است اما بعضی از موارد براحتی قابل شاخص شدن نیستند بنابراین باید ما بتوانیم شاخص ها را هم به صورت کیفی هم کمی در تهران ثبت و ضبط کنیم و بعد از 2 سال یا 4 سالبه ارزیابی بنشینیم. کارآمدی امروز مسأله اصلی کشور ما است؛ ما وارد 40 سالگی انقلاب می شویم بنابراین نظام ما در معرض این سؤال است که اگر جمهوری اسلامی نبود در این 40 سال چه اتفاقی می افتاد؟ آیا شرایط بهتر یا بدتر از حال حاضر می شد؟ با این حال کارشناسان و اهل نظر این حق را دارند که مقایسه کنند و بگویند 40 سال پیش در این منطقه و دنیا از حیث اقتصادی، سیاسی، دانشگاه و حوزه های توسعه ای چه وضعی داشتیم و اکنون کجا قرار داریم. ما در شهر تهران 4 سال وقت خواهیم داشت بنابراین اگر بتوانیم در شورای پنجم برشی از وضعیت فعلی را ضبط و ثبت کنیم می توانیم بعد از 4 سال گزارش دهیم که چه کرده ایم.فارس: اولویت هایی که فکر می کنیدباید به جریان بی افتدمیرلوحی: معتقدم که اولویت های ما نخست باید نگاه برنامه محور برای شهری مثل تهران باشد. چشم انداز 20 ساله، سندهای بالادستی و برنامه دوم از برنامه های موجود برای شهر تهران است و اگر ما بتوانیم این برنامه ها را به صورت یک مجموعه نگاه و برخورد سیستمی کنیم، موفق خواهیم شد. هر چه ارتباط، هم افزایی و عدم تزاحم برنامه ها با هم بیشتر باشد آن برنامه ها قابل اجرا تر خواهد بود. البته امروز در کشور شاهد تراکم و تورم قوانین هستیم که باید ما باید تنقیح و پالایش کنیم به عبارتی قوانین ما باید نظام یافته شود یعنی همه برنامه های شهر تهران همدیگر را پشتیبانی کنند؛ وقتی از توسعه همه جانبه صحبت می کنیم یعنی فرهنگ، اجتماع، سیاست، امنیت، اقتصاد، ترافیک، ساخت وساز و محیط زیست همه دارای اولویت هستند. در تهران اشغال جزو اولویت ها خواهد بود چرا که نخستین دلیل کوچ روستائیان و شهرستانی ها به تهران اشتغال بوده و طبق همین نمودار خدمات، دانشگاه و غیره در مراتب پایین تر قرار دارند. شهرداری تهران مسئول ایجاد شغل نیست اما برنامه های شهرداری نمی تواند نسبت به اشغال بی تفاوت باشد به عبارتی شهرداری تهران نسبت به فرهنگ، امنیت و اقتصاد نمی تواند بی تفاوت باشد چراکه 15 درصد از جمعیت کل کشور در این شهر سکونت دارند. امنیت تهران مسأله کوچکی نیست که ارگانی بخواهد از نقش خود در تامین آن شانه خالی کند به عبارتی یک اقدام درست یا اشتباه بر امنیت تاثیرگذار است و البته تعریف امروز از امنیت یک تعریف فیزیکی و مکانیکی نیست بلکه بسیار عمیق، جامعه و فراگیر است. معتقدم توسعه باید متوازن و هماهنگ باشد که این خود مستلزم نگاه عمیق به حوزه برنامه ریزی است.*شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بنا ندارد جای احزاب را تنگ کند/ما در سیاست خودکفا شده ایمفارس: برگریدم به موضوعات سیاسی، برخی اصلاح طلبان معتقدند باید اصلاحاتی در شورای سیاست گذاری صورت بگیرد. نظر شما در این باره چیست؟میرلوحی: ایجاد شورای سیاست گذاری به دلیل شرایط زمان و ویژگی های چهره های اصلاح طلب بود به عبارتی اصلاح طلبان به نوعی در حاکمیت خودکفا شدند. در زمان حضرت امام (ره) ما بیش از اصول گرایان متکی به امام (ره) بودیم اما رحلت حضرت امام (ره) سبب شد که ما زودتر از دیگران در سیاست خودکفا و به توانمندی های درونی جریان اصلاحات متکی شویم. ما زودتر از اصول گرایان به سمت تحزب حرکت کردیم و در دولت اصلاحات به این کار بها دادیم و خود این مسیر به جایی رسید که برای تجدید سازمان اصلاحات، همکاری و همدلی همه جانبه برای تشکیل شورای سیاست گذاری را شاهد بودیم. بعد از اینکه در سال 92 جریان اصلاحات به موفقیت رسید این سؤال مطرح شد که تکلیف شورای عالی بعد از این پیروزی چیست؟ در این زمینه 2 نگاه وجود داشت برخی ها معتقد بودند که مأموریت پایان یافته و همه به دنبال کارهای خود برویم اما نگاه دیگر تاکید داشت که لیست امید از سوی این شورا عرضه شده است و علیرغم تشکیل فراکسیون امید باید به این نکته توجه داشت که فراکسیون امید مبعوث شورای عالی است بنابراین نمی توان شورای عالی را رها کرد و شورای عالی باید پاسخگوی مردم باشد. پس از انجام کارهای کارشناسی نتیجه این شد که شورای عالی تکمیل و اصلاح شود بنابراین تغییرات مختصری صورت گرفت که نتیجه ان شورای شهر تهران و انتخابات ریاست جمهوری سال 96 شد و پس از نتایج آن انتخابات نیز تردیدها در مورد ادامه فعالیت شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان کاهش یافت.فارس: پس علت انتقاد های امروز چیست؟دوستانی هستند که شاید در مورد شورای عالی نگاهی تعجیل آمیز دارند و یا فکر می کنند شورای عالی بخواهد در آینده دائم بماند و جای احزاب را تنگ کند که این گونه نیست. شورای عالی در این دوره پایه را بر احزاب گذاشت ما دو دسته افراد در شورای عالی داریم یکی 24 دبیر کل احزاب هستند و نصف دیگر را هم اشخاص حقیقی تشکیل می دهند که مبعوث از احزاب نیستند اما پیوند و مکانیزمی که ایجاد شده این است که اکنون در استان ها شخصیت های حقوقی، حقیقی ها را پیشنهاد می دهند به عبارتی حقوقی ها هسته اولیه محسوب می شوند به عنوان مثال اگر در شورای عالی استان ها 10 حزب حضور دارند، 5 نفر از افراد حقیقی به پیشنهاد آنان عضو شورا می شوند بنابراین می توان گفت که قاعده کار احزاب هستند و ما نیز عملاً به سمت قوی تر و عمیق تر شدن احزاب می رویم.فارس: حق وتوی نهایی با چه کسی است؟میرلوحی: ما تفویض اختیار داده ایم و اساساً نگاه شورای عالی از اول این بود و در شرایط فعلی از این فراتر نیز می توان رفت. شورای عالی اصلاح طلبان اصلاً قابل مقایسه با جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) نیست. ظاهر جمنا این بود که 3 هزار نفر را از استان ها به مرکز بیاورد اما اگر آنالیز کنید متوجه چگونه انتخاب شدن آن 3 هزار نفر خواهید شد. شورای عالی از بالا هدایت می کند و این طبیعی است؛ وقتی ما تاکید بر شورای عالی سیاست گذاری داریم طبیعی است که سیاست گذاری کردن با این شورا باشد. اینکه ما می گوییم نصف اعضای شورای عالی متشکل از حقیقی ها و حقوقی ها باشند خود یک سیاست است در حالی که می توانیم بگوییم برابر و یا یک سوم باشند.*نگاه ما به تحزب باید مورد مطالعه قرار بگیرد/تشریح سازوکار انتخاب افراد حقیقی در شورای عالیفارس: احزاب می گویند نباید حق رأی حقیقی ها برابر با تشکیلات حزبی باشد.میرلوحی: نمی شود به کسی که پشت میز نشست بگویید چون شما حقوقی هستید یک رأی دارید و آنهایی که حقیقی هستند نصف رأی را دارند. احزاب ما شاید به دلیل گرفتاری های تاریخی و اجتماعی در وضعیتی قرار دارند که هنوز برخی ها حاضر نیستند که زیر چتر احزاب بروند و این بحث مرغ و تخم مرغ است یعنی افراد ادعا دارند که احزاب قوی نیستند و از آن سو احزاب می گویند که این افراد روحیه کار تشکیلاتی و حزبی ندارند به عنوان مثال آقای ناطق نوری تمایلی به پیوستن به احزاب ندارد حال عیب از کدامین طرف است قابل بحث خواهد بود. مثلاً من و شما شاید از آقای ناطق بپرسیم که چرا خود شما یک حزب تشکیل نمی دهید چون اگر حزب تشکیل دهید افراد زیر چتر حزب شما قرار می گیرند به هر حال اتفاقاتی است که وجود دارد. معتقدم نگاه ما به تحزب باید مورد مطالعه قرار بگیرد ما در شرایط کنونی در شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان هم به احزاب جایگاه دادیم هم به افراد حقیقی و در استان ها و مرکز (تهران) این اتفاق صورت گرفته است که احزاب در هسته قرار می گیرند و این هسته افراد حقیقی را معرفی می کنند البته تأکید شده است که حقیقی ها یا باید ملی و یا در استان ها یک چهره شناخته شده باشند بنابراین احزاب نمی توانند با هم توافق کنند و افراد معمولی را وارد شورای عالی کنند. استان ها بهتر است به دنبال چهره های توانمند، فراگیر و دارای نفوذ بروند و به عبارتی افراد اعتبار استانی در شورای عالی باشند و این موارد در مرکز که تهران باشد نیز کنترل می شود. در بعضی از استان ها یکسری مسائل محلی داریم و ممکن است برخی دسته بندی های قومی وجود داشته باشد که باید این مسائل رعایت شود.فارس: برخی معتقد هستند شورای سیاست گذاری احازه نداد تا آقای هاشمی شهردار شوند؟میرلوحی: شورای عالی در این مسأله اصلاً مداخلاتی نداشته است.فارس: یعنی این مسئله به منشوری که در زمان انتخابات نامزدها امضا کردند برنمی گردد؟میرلوحی: ما قبل از انتخابات با کسانی که قرار بود در لیست اصلاح طلبان باشند میثاق نامه ای را امضا کردیم.*هاشمی برای شهرداری اگر از شورا استعفا می داد با استعفای وی موافقت نمی شدفارس: اما گفته شد که آقای هاشمی این میثاق نامه را امضا نکرده است.میرلوحی: اصلاً آقای هاشمی امضا نکرده باشد. 21 نفر باید با امضای یک عضو شورا موافقت کنند؛ امضا یا امضا نکردن میثاق نامه اصلاً مشکلی به وجود نمی آورد چون اول باید استعفا یک عضو شورا پذیرفته شود تا وی بتواند به عنوان شهردار معرفی شود، وقتی اعضا استعفای وی را نپذیرند بنابراین قضیه تمام است. اینکه هر 21 نفر عضو لیست امید توانستند وارد شورای شهر پنجم تهران شوند لطف خداوند بود و ما خودمان نیز چنین فکر و انتظاری را نداشتیم و هر لحظه هم خدا را شکر می کنیم و نسبت به کرامت مردم هم خود را بدهکار می دانیم. ما قبل از پیروزی لیست امید در پنجمین دوره شورای شهر مراحل مختلف را مدنظر داشتیم نخست اینکه کل لیست ما برنده شود بنابراین برنامه ای برای این شرایط اختصاص دادیم و ما باید به این برنامه پایبند باشیم چرا که مردم به آن لیست و برنامه رأی دادند. دومین حالتی که برای شورای پنجم پیش بینی می کردیم این بود که اکثریت بشویم و رقبای ما هم حضور داشته باشند و یا اینکه اقلیت بشویم در هر صورت ما برای همه حالت ها برنامه داشتیم در عین حال مردم در انتخابات به لیست ما طوری رأی داده اند که فاصله عمیقی بین ما و رقبا ایجاد کردند و این به معنی این است که مردم می خواهند همه اعضای لیست امید با هم باشند و اتفاقی شکل بگیرد دهند.فارس: حرفتان این است که اگر آقای هاشمی استعفا می داد مجموعه با استعفای ایشان موافقت نمی کرد؟میرلوحی: برخی ها به دنبال این هستند که آیا آقای هاشمی منشور را امضا کرده یا نکرده است، به فرض که ایشان منشور را امضا نکرده باشند، موافقت 20 عضو دیگر شورای شهر با استعفای ایشان برای خروج از شورا نیز ملاک است.*به دنبال اصلاح و تکمیل شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان هستیمفارس: جناب آقای میرلوحی بنده در بحث شورای سیاست گذاری به جواب مشخصی نرسیدیم آیا قرار است تشکیلات جدیدی شکل بگیرد یا خیر؟میرلوحی: خیر، در بحث شورای عالی به دنبال اصلاح و تکمیل این شورا هستیم.*تشکیلات یا ساز و کار جدیدی در جبهه اصلاح طلبان راه اندازی نمی شودفارس: پس قرار نیست یک شورای و سازوکار جدید شکل بگیرد. میرلوحی: نه، زمین جدید زمانی مطرح می شود که شما بخواهید تمام نیروها، ساختار و سیاست ها را عوض کنید. شورای عالی اصلاح طلبان نسبت به فراکسیون امید و شورای شهر تهران مرتباً باید پاسخگو باشد. نمی توان نسبت به تعهدی که به مردم داده شده جا خالی داد؛ کاسب کاری سیاسی که صورت نگرفته است. زمانی برخی ها رأی می آورند و بعد می گفتند ما به هیچ گروهی متعهد نیستیم؛ مگر می شود متعهد نباشید؟ ما به مردم عزیز تعهد داده ایم که نسبت به رفتار و اعمال خود پاسخگو باشیم به گونه ای که اگر منتخب مردم هم پاسخگو نبود و عذرخواهی نکرد ما از طرف وی از مردم پوزش خواهیم طلبید به عبارتی اگر فراکسیون امید با شورای شهر تهران اشتباه کند ما (شورای عالی اصلاح طلبان) به جای آنها از مردم عذرخواهی خواهیم کرد بنابراین حیثیت حقوقی شورای عالی باید حفظ شود. شورای عالی انتخابات 92، 94، 96 را برگزار کرده و انشاءالله همین شورای عالی دوره چهارم یعنی انتخابات سال 98 را برگزار خواهد کرد و بنابراین ما در سال 98 پاسخگو عملکرد خود در 92، 94 و 96 خواهیم بود و سعی می کنیم گام چهارم خود را مسئولانه برداریم.فارس: آقایان منتجب نیا، رهامی، هادی خامنه ای، کواکبیان و غیره معتقدند که اصلاح طلبان در قالب همان شورای گذشته یعنی شورای هماهنگی به فعالیت خود بپردازند. میرلوحی: می توانند پیشنهادشان را بدهند چون شورای هماهنگی همچنان موجود است.فارس: معتقدند که شورای عالی با مجوز شورای هماهنگی شکل گرفت.میرلوحی: مجوز خیر چرا که تأسیس این شورا دارای یک فرآیند بود و بخش مهمی از این فرآیند را هم شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر عهده داشت یعنی پیشنهاد دهنده شورای عالی اصلاح طلبان را شورای هماهنگی داد. فارس: زمان ریاست علی محمد غریبانی بود؟میرلوحی: بله، اکنون دوستان شورای هماهنگی اگر پیشنهادی دارند می توانند ارائه کنند چرا که شورای هماهنگی عضو هماهنگ با شورای عالی اصلاح طلبان است.فارس: برای رفع این اختلافات باید ...میرلوحی: به نظرم اختلافی وجود ندارد بالاخره در فضای سیاسی کشور تفاوت دیدگاه وجود دارد و الان مشخصاً از دو مسیر سخن گفته می شود یک مسیر فعالیت جبهه ای است و معنی جبهه ای نیز حضور اشخاص، احزاب و تشکل ها است و هیچ یک انحصار در دیگری نیست بلکه همه به موازات هم برای رسیدن به هدفی مشخص حرکت می کنند تا به یک حزب فراگیر در انتها دست یابیم و البته معنی جبهه ای این است که هنوز شرایط برای یک حزب فراگیر به وجود نیامده است. مسیر دوم هم یک فعالیت بدون ساختار و هیئتی است. البته امروز گفت وگوهایی که در جریان اصول گرایی مطرح است نیز همین سمت و سو را دارد، رقبای ما ناچاراً به این سو بروند چون اگر تأخیر کنند متضرر می شوند. شما اگر بحث های اخیر آقای باهنر و برخی شخصیت های جریان اصولگرایی را مشاهده کنید، در خواهید یافت که آنها نیز به همین نقطه رسیده اند. اصولگرایان در طول این 20 سال اخیر امکاناتی داشتند چرا که این جریان رابطه قوی ای با بسیج و مساجد داشت. خداوند آیت الله مهدوی کنی را رحمت کند از یک سو هم دبیرکل جامعه روحانیت بود و این باعث می شد که اختیار مساجد را در دست بگیرند. تقریباً عموم اصلاح طلبان از مساجد کنار گذاشته شده اند و امام جماعت های اصلاح طلب در تهران به عدد انگشت های دست نمی رسید و هر کدام را به هر دلیلی کنار گذاشتند. از سوی دیگر رابطه بسیج با اصولگرایان خیلی خوب بود و اصولگرایان احساس زیادی به کارهای تشکیلاتی نداشتند اما ما اصلاح طلبان چون احساس نیاز کردیم، زودتر وارد شدیم. در شرایط کنونی هم تأخیر اصولگرایان برای کار تشکیلاتی گسترده تر، موجب زیان و ضرر بیشتر خواهد شد. دیگر نمی شود از حیثیت رهبری استفاده کرد. چون رهبری، رهبر همه جامعه است و اصلاح طلب و اصولگرا ندارد بنابراین چون اصولگرایان از این بخش ها و پایگاه ها استفاده می کردند، احساس نیاز به حزب و تشکیلات را در خود نمی دیدند به گونه ای که در مقاطعی با تحزب نیز روبه رو شدند و در محافل خود حزب را مخالف ولایت فقیه و نگاه دینی می دانستند اما در شرایط کنونی این وضعیت ها کنار رفته است. آقای لاریجانی اخیراً مفصل در این زمینه صحبت کردند به خصوص بعد از دولت احمدی نژاد حرکات موجی تقبیح شد.فارس: آقای میرلوحی! اما با ورق زدن درست تاریخ می بینیم این گونه نبوده که جریانی بخواهد اصلاح طلبان را از مساجد کنار بگذارد یا اینکه بخواهد از رهبری هزینه کند بلکه درون جریان اصلاحات تفکراتی موج می زد که این تفکرات باعث دوری آنها از مساجد شد چراکه این جریان صحبت هایی نظیر راهپیمایی و تظاهرات علیه خدا و ...میرلوحی: آقای صبحی من قرار است با شما به عنوان یک خبرنگار مصاحبه کنم؛ قرار نیست شما مدافع جریان خاص باشید.فارس: جناب میرلوحی من از جریان خاصی دفاع نکردم فقط باهم تورقی در بخشی از تاریخ این جریان داشتیم.میرلوحی: شما که می دانید همه اینها تهمت بود.فارس: یعنی راهپیمایی و تظاهرات علیه خدا تهمت بود؟ آقای میرلوحی ... میرلوحی: اصلاح طلبان از نظر دین داری دست کمی از دیگران ندارند اما در هر صورت ما دارای نگاه هایی هستیم. حضرت امام (ره) می فرمود در فقه ما هم اجتهاد زمان و مکان شرط است اینها را ما داشته ایم حال ممکن است یکی بگوید بله امام این صحبت ها را فرموده اند، اما شما زیاد آن را پررنگ می کنید.فارس: قطعاً مخاطبی که این مصاحبه را می خواند سؤالات متعددی خواهد داشت که پس نویسنده آن نشریات موهن چه کسانی بودند این اظهارات موهن را چه کسانی بیان می کردند، چرا در دولت های هفتم و هشتم، اقداماتی از سوی جریانی که دولت را به دست داشت در جهت به حاشیه بردن مقدسات مطرح می شد. شما به عنوان وکیل مدافع جریان اصلاحات ...میرلوحی: ما با مشکلی در جامعه روبه رو هستیم که باید این مسأله حل شود شما رسانه ای هستید که باید نکته نظر افراد با هر گرایشی که دارند را به جامعه برسانید و جامعه خود قدرت داوری دارد.فارس: دقیقاً ما براساس میثاق نامه حرفه ای که برآن پایبندیم نکته نظرات شما را قطعا منعکس می کنیم، اما تفاوت مصاحبه و سخنرانی در این است که خبرنگار می تواند سوال خود را هم بپرسد؟میرلوحی: بله حتماً خبرنگار می تواند سؤالات مردم را بپرسد و ما هم خدمت شما آمادگی داریم اما وظایف در بسیاری از موارد جا به جا شده است یعنی رسانه ها کار حزبی می کند و حزب کار رسانه ای می کند.فارس: آقای میرلوحی سؤالات من از خدمت شما به عنوان یک شهروندی که دولت اصلاحات را درک کرده است.میرلوحی: بله عرض می کردم خدمتتان که به خاطر این جابه جایی نقش ها مسائل دگرگونه طرح می شود به عنوان مثال در مبارزه با فساد قضایا سیاسی می شود تا حرف از حقوق نجومی می شود رسانه های فارس، تسنیم و کیهان قلم فرسایی هایی صورت می دهند که انگار تمام مملکت باید به این قضیه بپردازد که البته این کارها از جهت حساسیت مطبوعات به مسأله فساد خوب است اما اگر فردا روزی املاک نجومی نیز مطرح شد، لااقل سکوت نکنند. از اصل مصاحبه دور نشویم و آن اینکه در مسائل دینی نیز همین گونه است اصلاح طلبان خود را نزدیک ترین به امام (ره) می دانیم.فارس: خبرگزاری فارس در حال حاضر هم معتقد است باید حقیقت برای مردم بازگو شود، چه موضوع حقوق های نجموی باشد چه مسئله ای که شما از آن به عنوان املاک نجومی یاد می کنید، بله برگردیم به اصل مصاحبه، جریان چپ روزی نگاه تند و تیزی داشت و بر مسائل عقیدتی تاکید داشت...میرلوحی: بله، ما پاسدار و دانشجو بودیم و بنده تا 20 سال در نهادهایی همچون انجمن اسلامی، بنیاد شهید و پاسدار بودم و این همان نهادهایی است که امروز شما مدافع آنها هستید؛ ما در مساجد و انجمن اسلامی بزرگ شدیم. بنده یک جوان 20 ساله بودم که به خارج رفتم و در آنجا امام جماعت بودم و دعای ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
«احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به سیاست داخلی مخصوصا در بُعد اقتصاد و اشتغال بیشتر توجه کند؛ ضمنا بقیه حوزه ها هم نباید تعطیل شودآقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوزه ها به طور کامل برط ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان/ فرصت طلبی ضعف جریان اصلاحات است/ فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد  

درخواست حذف این مطلب
معتقدم که ماموریت شورای عالی اصلاح طلبان تمام شده و باید مجددا مورد بازنگری قرار بگیردبه گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از مهر، «احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟من می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟آقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوزه ها به طور کامل برطرف شده باشد؛ چالش ها و تنش ها همچنان وجود دارد. در مجموع معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به س ...

ادامه مطلب  

اصلاح طلبان مدت هاست از بلوک قدرت خارج شده اند  

درخواست حذف این مطلب
حجاریان تمایز میان بلوک قدرت و بلوک ثروت را تشریح کرد و صادقی با تیزبینی بر مبنای همین تحلیل انتقاد جدی را متوجه مواضع اصلاح طلبِ خارج از بلوک قدرت کرد.چرا در نظر بعضی، اصلاح طلبان و اصول گرایان هر دو مانند یکدیگرند؟ ریشه شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا» چه بود؟ این پرسش ها و پرسش هایی از این دست، اساس گفت و گوی حاضر را تشکیل می هد. گفت و گویی که یک سوی آن سعید حجاریان است؛ فردی که به رغم نگاه انتقادی اش [حتی به بعضی اصلاح طلبان] همچنان خود را نیرویی تشکیلاتی می داند و رازداری می کند. سوی دیگر گفت و گو فاطمه صادقی است؛ فردی که تحلیل های فراجناحی ارائه می دهد و معتقد است نباید برای نقادی حد و مرز قائل بود و مصلحت اندیشی کرد. حجاریان در این گفت و گو تمایز میان بلوک قدرت و بلوک ثروت را تشریح کرد و صادقی با تیزبینی بر مبنای همین تحلیل انتقاد جدی را متوجه مواضع اصلاح طلبِ خارج از بلوک قدرت کرد. همچنین از امکان و امتناع راه سوم در ایران پرسش به میان آمد؛ حجاریان این امر را لزوماً امری منفی نمی داند ولی معتقد است اکنون که با تعدد خطوط سوم مواجه ایم، نمی توان به بعضی افراد و گروه ها که راهکار انضمامی ندارند و راه گذار ارائه نمی دهند، تکیه کرد بنابراین وی همچنان از «اصلاح اصلاحات» سخن می گوید اما صادقی در نگاهی متفاوت معتقد است راه سوم از دل مردم عادی ساخته می شود...این رفت و برگشت ها در طول گفت و گو به فراخور پرسش ها تکرار شد. ماحصل این بحث را ادامه می خوانید...در ادامه گفت و گوی هفته نامه صدا با این دو تحلیلگر و فعال سیاسی را می خوانید:اعتراضات دی ماه سال جاری [1396] به لحاظ جریان شناسی سیاسی نقطه عطفی به حساب می آید. ماجرا به طور خلاصه این بود که اصلاح طلبان که گمان می رفت همواره آن دیگریِ بهبودخواه هستند ناگهان با طرح شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» هم جنس اصول گرایان پنداشته شدند. برای آغاز بحث می توان به این پرسش پاسخ داد که اساساً چرا مرزهای میان این دو جریان در نظر مردم از بین رفته است؟ آیا این امر ریشه تاریخی دارد یا مربوط به تحولات اخیر است؛ آقای حجاریان! مقطعی شما گفته بودید در جمهوری اسلامی اتاق همه نیروهای سیاسی [اعم از راست و چپ] یکی است؛ فقط موتور چپ ها عوض شده است.سعید حجاریان: من دقیقاً این عبارت را به کار بردم؟بله. مقصودتان این بود که همه نیروهای سیاسی ابتدا خط امامی بودند ولی از مقطعی موتور چپ ها تغییر کرد و در برخی مسائل همچون توسعه و... پیشتاز شدند.حجاریان: به نظرم تعبیر خوبی است. ولی باید درباره نوع موتور دو جناح صحبت کنیم؛ آن ها موتور هزار دارند ولی ما به موتور 125 بسنده کرده ایم. خب، به اصل سؤال شما بپردازم. ابتدا باید بگویم شعاری که به آن اشاره کردید تا حدودی شبیه شعارهای قدیمی ماست. مثلاً به خاطر دارم زمانی عده ای می گفتند: «ساواکی، مجاهد، پیوندتان مبارک» به نظر من این قبیل شعارها اساساً ساختگی و حتی بعضاً ناشی از القائات خارجی هستند. چنانکه شاهد بودیم ابتدا بعضی سلطنت طلبان بودند که نیروهای سیاسی جمهوری اسلامی را یکسان دانستند و بعضی در داخل دنباله رو همین تحلیل شدند. البته ما نباید تصور کنیم این شعار تماماً وارداتی است؛ واقعیت این است، مردم معترض در شرایط بد اقتصادی که خود در مضیقه هستند، فکر کردند، اصول گرایان و اصلا ح طلبان دست در دست هم در حال خوردن بیت المال هستند. شاید گمان کردند بهزاد نبوی و فلان شخص اصول گرا در یک پروژه شریک هستند! پس ریشه دیگر این شعار را می توان ناآگاهی مردم نسبت به گذشته و حال شخصیت های سیاسی دو جناح دانست. ریشه دیگر این شعار ممکن است برآمده از حقیقت محض باشد؛ بی پرده بگویم بعضی اصلاح طلبانِ کانفورمیست، رانت خوار هستند و سابقه رانت خواری شان به چند دهه پیش باز می گردد؛ رانت خواری در زمان حیات امام(ره) وجود داشت و در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی و ادوار بعد تداوم یافت. بعضی تشکل ها که قرابت بیشتری با قدرت داشتند، حتماً رانت خواری کرده اند. من زمانی در نقد یکی از گروه های چپ یادداشتی نوشتم و به آن ها لقب «سندیکای زرد» دادم. در آنجا گفتم، شاید کارگران نخواهند هزینه اشتراک روزنامه آن تشکل از حقوق شان کسر شود که این موضوع باعث شد برخی اعضای این تشکل به من پاسخ تند بدهند. من از سال ها پیش علیه این طیف از اصلاح طلبان موضع گیری کرده و می کنم. به خاطر دارم سال ها پیش یکی از بانوان اصلاح طلب پس از رد صلاحیت نزد آقای جنتی رفته و برای تأیید صلاحیت گریه کرده بود، من گفتم چرا گریه کردی؟! برو و به رد صلاحیت شدنت افتخار کن. من از برخی فسادهای درون جریان اصلاحات خبر دارم اما می گویم فساد این طیف فراگیر نیست. نیروهای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب جز داغ و درفش و زنجیر چه نصیبی برده اند؛ البته نمونه های ناخالص هم داشته ایم.فاطمه صادقی: به لحاظ تاریخی قطعاً تفاوت هایی میان دو جریان اصلاح طلب و اصول گرا وجود داشته است که البته این تفاوت ها در بعضی موارد همچون اصل نظام و ماهیت انقلاب رقیق می شود. اما من در اینجا ترجیح می دهم از زاویه ای دیگر به بحث وارد شوم و به جای توضیح پیشینه اصلاح طلبان و اصول گرایان، از منظر معترضان به تفاوت ها و تمایزات این دو جریان نگاه کنم. زمانی که از این جایگاه به موضوع نگاه می کنیم، شعار معترضان معنادار می شود و در واقع اختلاف چندانی میان این دو جریان مشاهده نمی کنیم. به گمان من معترضان چه آن هایی که به خیابان آمدند و چه آن هایی که در خانه ماندند، میان خود و بدنه حاکمیت اعم از اصلاح طلب و اصول گرا، اختلاف و شکاف عظیمی مشاهده می کنند که در چند زمینه قابل مشاهده است. اول شکاف نسلی؛ اگر متوسط سن معترضان را -که حدود بیست و پنج سال اعلام شده است- با سن کارگزاران حکومتی که حدود60 سال است، مقایسه کنیم، به عمق این شکاف پی می بریم. در واقع نسلی که حاکم است، هیچ فهم و شناختی از نسل جدید و نیازهای او ندارد. این شکاف، خود محملی برای اعتراض است، زیرا به معنای تبعیض نظام مند است. اختلاف دیگر به مسأله اقتصاد باز می گردد. طبقه اقتصادی معترضان و نیروهای سیاسی حتی آن هایی که به شکل «قانونی» از مواهب اقتصادی سیستم بهره مند شده اند، به حدی متفاوت است که اساساً مسائل و دغدغه های اقتصادی معترضان را به درستی فهم نمی­کنند و درکی از آنها ندارند. اختلاف دیگر مربوط به مسأله سیاست است. واقعیت این است که معترضان به وضعیت سیاست در کشور همچون اصلاح طلبان نگاه نمی کنند؛ اصلاح طلبان همچنان سیستم را اصلاح پذیر می دانند ولی معترضان چنین تصوری ندارند. این مسأله نوعی بن بست و استیصال سیاسی را پدید آورده است. بنابراین فارغ از اختلافات میان دو جریان اصلاح طلب و اصول گرا که در جای خود مهم و قابل بحث است، از منظر معترضان که نگاه کنیم، می بینیم به دلیل این سه شکاف، اصلاح طلب و اصول گرا با یکدیگر تفاوتی ندارند. البته این مسأله لزوماً به شرایط کنونی مربوط نمی شود و از ابتدای انقلاب این اختلافات وجود داشته است. چرا که بدنه نخبگان و توده مردم همواره به گونه ای متفاوت زندگی کرده اند. اما امروز دامنۀ این اختلافات به حدی رسیده که به لحاظ سبک زندگی، عقاید، معیشت و تفکر سیاسی تفاوت فاحشی میان طبقه فرادست و توده مردم وجود دارد و اساساً ارتباط و درک متقابل از میان رفته است. در واقع نوعی نابینایی و ناشنوایی در سطح نخبگان حکومتی به وجود آمده است که جامعه با اعتراض خود در حال بیان آن است؛ یعنی زمانی که معترضان می گویند: «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» در واقع حامل این پیام هستند که دو جناح حاضر، ناشنوا و نابینا هستند؛ این وضعیت، چیزی جز یأس و خشم تولید نمی کند.آقای حجاریان! خانم صادقی با نوعی تحلیل طبقاتی به تبیین مسأله پرداختند. آیا شما قائل به اختلاف بالا و پایین چنانکه ایشان اشاره کردند، هستید؟حجاریان: ما به جای اینکه در سطح بمانیم باید قدری به عمق مسأله برویم. هدف حاملان این شعار چه بود؟ آن ها کلیّت جمهوری اسلامی را هدف گرفته بودند؛ بنابراین دو بازوی حکومت یعنی اصلاح طلبان و اصول گرایان را خطاب قرار دادند ولی باید گفت فرض آن ها نشأت گرفته از خیال باطلی بوده است؛ چرا که اصلاح طلبان سال هاست به عنوان بازوی حکومت به رسمیت شناخته نمی شوند؛ چنانکه می بینیم رئیس دولت اصلاحات حتی قادر نیست خانه اش را به مقصد کتابخانه ملی ترک کند.واقعیت این است، شعار عبور از اصلاح طلبان اول بار توسط سازمان مجاهدین خلق و دقیقاً پس از دوم خرداد مطرح شد؛ سازمان، خاتمی را فتنه نامید چرا که معتقد بود دولت اصلاحات طول عمر جمهوری اسلامی را زیاد کرده و برای آن فرصت خریده و سرنگونی را بیست سال به تعویق انداخته است؛ این موارد در بیانیه های سازمان منعکس شده است. لذا سازمان از همان ابتدا اصلاح طلبان را خطرناک تر از اصول گرایان دانست و آن ها را پیچیده خطاب می کرد. همانطور که شاهد بودید در اعتراضات دی ماه هم لبه تیز انتقادات متوجه اصلاح طلبان بود و کسی با اصول گرایان کاری نداشت.آقای دکتر! شما با نگاهی تاریخی این اعتراضات را تحلیل می کنید. آیا قبول دارید در جامعه سلسله مسائل حادی وجود دارد که به تبع آن ها بعضی مردم، معترض وضع موجود شده اند؟حجاریان: بله، همانطور که خانم صادقی هم اشاره کردند، اعتراض مردم ناشی از فاصله به وجود آمده میان نظام و مردم است. اما ما باید مشخص کنیم نظام چیست؟ بلوک قدرت چیست؟ ما باید روشن کنیم اصلاح طلبان داخل بلوک قدرت هستند یا خارج از آن. چرا شعار مذکور علیه نهضت آزادی مطرح نشد؟چون معترضان معتقدند نهضت آزادی و ملی مذهبی ها تماماً بیرون از بلوک قدرت نشسته اند.حجاریان: مقصود من این است که ابتدا باید تعریف مان را از بلوک قدرت مشخص کنیم و بعد شعارهای مردم را نشانه شناسی کنیم. ببینید! چسبندگی به بلوک قدرت پارامتر مثبتی به شمار نمی آید. چنانکه می بینیم زمانی که آقای ابوالفضل قدیانی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب بیانیه اعتراضی می دهد او را تحسین می کنند. می توان گفت برچسب همراهی با بلوک قدرت از فرد جدا نمی شود مگر آنکه اعلام علنی کند چرا که در نظر بخشی از مردم همه حکومتی اند مگر آنکه خلاف اش ثابت شود. برای مثال من را هنوز جزئی از بلوک قدرت می دانند و می گویند همین که برای جمهوری اسلامی وزارت اطلاعات ساخته کافی است. حتی دیدم آقای دکتر کاشی هم نوشته بود، شرمنده ام که از دانشگاه حقوق می گیرم؛ این در صورتی است که معلمی و حقوق آن شرمندگی ندارد. فردی از مسئولان از وضعیت زلزله زدگان کرمانشاه بازدید کرده بود؛ یکی از اهالی منطقه که با یارانه گذران زندگی می کرد به او گفته بود از ظاهرت مشخص است دو میلیون حقوق می گیری! آن مسئول می گفت خجالت کشیدم بگویم پنج میلیون حقوق می گیرم. به این چند مثال اشاره کردم تا نشان دهم بلوک قدرت در نظر مردم چه عرض عریضی دارد. بلوک قدرت از نظر من آن 9 نفری هستند که ظرف چند روز و از طریق واردات ماشین به اندازه بودجه یک سال یک نهاد در جیب شان گذاشتند. امروز باید مرز داخل و خارج بلوک را مشخص کرد؛ والّا کارگرانی که حقوق عادی می گیرند هم جزو بلوک تلقی می شوند. از این گذشته باید میان بلوک قدرت و بلوک ثروت تفکیک قائل شد چرا که قدرت و نفوذ و قوه سرکوب متفاوت است از ثروت و دارایی و مکنت. و این در حالی است که مردم چنین تفکیکی را در نظر نمی گیرند و همه چیز را با بِرَند و ارزش ماشین فرد می سنجند و می گویند هر آنکه ماشین خارجی دارد، وصل است، و هر که ماشین ایرانی دارد، جزو مردم عادی است. باید برای مردم این مسائل را توضیح داد و تفاوت میان «ثروت و سرقت» را تشریح کرد؛ کسانی که شعار دادند ممکن است سبک زندگی خوبی داشته باشند -و ثروت شان از طرق مشروع حاصل شده باشد- ولی ضد جمهوری اسلامی هم باشند. در مقابل ممکن است یک نیروی خودسر با سبک زندگی معمولی و حتی پایین تر از حد معمول درون بلوک قدرت تعریف شود.به نظر می رسد در تعریف بلوک قدرت دچار نوعی دوگانگی مفهومی شدیم. بیایید امسال را با سال 1379 مقایسه کنیم. اصلاح طلبان در آن سال دولت، مجلس و شورای شهر تهران را در اختیار داشتند اکنون نیز دولت و شورای شهر را در اختیار دارند و به کیفیتی در مجلس نیز حضور دارند. حال با توجه به این قیاس باید پرسید آیا اکنون اصلاح طلبی درون بلوک قدرت است؟حجاریان: اصلاح طلبان مدت هاست از بلوک قدرت خارج شده اند منتهی به روی خودشان نمی آورند و نمی گویند همچون نهضت آزادی شده اند. اکنون آقای خاتمی عملاً محصور است؛ وضعیت آقایان کروبی و موسوی هم اظهر من الشمس است. سایر نیروها نیز خانه نشین هستند ولی با این حال پُررویی می کنند و به قول مصطفی [تاج زاده] می گویند: «نظام یعنی ما». اصلاح طلبان این شرایط را درک می کنند منتهی بحثی از قدیم وجود داشته و اکنون نیز وجود دارد که آیا نظام آفت است یا آفت زده؟ اصلاح طلبان معتقدند نظام مریض است و باید جراحی شود؛ و عده ای صرفاً به دلیل همین موضع اصلاح طلبان را درون بلوک قدرت می دانند چرا که معتقدند جمهوری اسلامی آفت است و سوریه و یمن و عراق را هم آفت زده کرده است و می گویند باید محو شود. همه دعوای ما بر سر همین موضع گیری است.صادقی: به نظر بهتر است اصلاح طلبان را با دو بخش حکومتی و غیرحکومتی تقسیم کرد. اگر قائل به این تقسیم بندی باشیم به نظر صحبت آقای حجاریان معطوف به اصلاح طلبان غیرحکومتی است؛ افرادی همچون خود ایشان، آقایان تاج زاده، رمضان زاده و...حجاریان: و حتی جوانان.صادقی: بله؛ ما نباید فراموش کنیم که بعضی اصلاح طلبان یا لااقل آن هایی که ادعای اصلاح طلبی دارند، هنوز درون قدرت هستند که برای نمونه می شود به فراکسیون امید مجلس اشاره کرد. اما نکته این است که اتفاقاً اصلاح طلبان حکومتی در این اعتراضات موضع تعجب آوری نداشتند. بهت آور، موضع اصلاح طلبان غیرحکومتی یعنی پرت شدگان از قدرت و آن هایی بود که هزینه هم داده اند. آنها آمدند و در اظهارنظرهایشان اعتراضات را منکوب کردند و معترضان را اغتشاشگر خواندند. من فکر می کنم این اتفاق بود که باعث سرخوردگی شبکه حامیان شد. در واقع اصلاح طلبان غیرحکومتی می خواستند زبان حاکمیت را برای مردم ترجمه کنند، در صورتی که مردم زبان حاکمیت را می فهمند. می بایست زبان مردم را برای حاکمیتی که به تدریج دچار نابینایی و ناشنوایی سیستمایتک شده است، ترجمه کرد. به تعبیر دیگر موضع اصلاح طلبان مؤید شعار عبور از اصلاح طلبی شد و آن ها به نحوی ناخواسته ثابت کردند، شعار معترضان درست است. با این کار آنها میانجی ها را از میان برداشتند.ببینید! شاید من با اصلاح طلبان مواضع مشترک سیاسی نداشته باشم، ولی معتقدم وجود میانجی در شرایط سیاسی ایران بسیار مهم است. وقتی وضع سیاسی سوریه و لیبی قبل از جنگ داخلی را بررسی می کنیم، می بینیم که از مقطعی تضادها بسیار شدید شدند و اساساً میانجی ها از بین رفته اند. این وضعیت باعث شد دو طرف منازعه صحبت یکدیگر را نفهمند الا با اسلحه. تصور من این است که اصلاح طلبان در ایفای نقش یک میانجی شکست خوردند؛ در حالیکه وجود این میانجی هاست که باعث می شود ایران به جایی مثل سوریه و لیبی تبدیل نشود. بنابراین گمان می کنم بخش اعظمی از اعتراضات فعالان مدنی این است که چرا اصلاح طلبان حتی قادر نیستند نقش میانجی را ایفا کنند و کنار حاکمیت ایستاده اند. این موضوع نگران کننده است. حاکمیتی که به حد کفایت دست و زبان سرکوب دارد، اساساً نیازی به اصلاح طلب ندارد. بنابراین به عقیده من این موضع گیریِ نادرست اصلاح طلبان است که ایران را به سمت سوریه ای شدن می برد.حجاریان: توجه کنید یکی از عللی که باعث شد آقای کروبی نامه سرگشاده بنویسد این بود که صداوسیما آمد و مستندی را در مورد وقایع سال 88 پخش کرد و مجدداً علیه اصلاح طلبان موضع گرفت. کروبی در آن نامه حتی به تندی از خاتمی و موسوی لاری انتقاد می کند. خاتمی میانجی بود؛ تعبیر من از نقش میانجی، بالشتک ضربه گیر بود. جامعه نرمال، جامعه ای است که توزیع ایستارهایش نرمال باشد؛ یعنی گرایش میانه، در کوهان شتر باشد و دو گرایش افراط و تفریط به کناره ها برود اما شرایط جامعه ما این گونه نیست و جامعه دوکوهانه (پولاریزه) شده است. در حال حاضر دو ادعانامه علیه اصلاح طلبی وجود دارد و این جریان از دو سمت (داخلی و خارج) تحت فشار است...صادقی: آقای دکتر، من صحبت شما را که اصلاح طلبان هم با اصول گرایان و هم با اپوزیسیون خارج نشین متفاوت اند، می فهمم. ولی اینجا مسأله بر سر یک چیز دیگر است. آنچه در اعتراضات دی ماه از سوی اصلاح طلبان مطرح شد، این بود که مردم حق اعتراض دارند، اما نباید اعتراض کنند و به همین سبب هم عمدتاً از راهکارهای انتخاباتی سخن گفتند. ولی پرسشی که پاسخی نمی گیرد، این است: راه حل خروج از وضعیت فعلی چیست؟ مردم پس از انتخابات 88، به شرکت در انتخابات 92 تن دادند؛ پس از آن به لیست خبرگان و شورای شهر و... رأی دادند. یعنی با سیاست های انتخاباتی همراه شدند ولی اکنون می بینند نه شکاف طبقاتی کم شده، و نه آنچنان که باید و شاید در سیاست های پیشین تغییری ایجاد شده است. با این وصف، هرگاه از اصلاح طلبان طلب راهکار می کنیم فقط سیاست انتخ ...

ادامه مطلب  

پایگاه اجتماعی دولت و اصلاحات در اعتراضات اخیر دچار ریزش رأی شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حسام رضایی: متولد تهران و بزرگ شده یزد است. وقتی انقلاب اسلامی به ثمر نشست، ۱۵ سال را پُر کرده بود. در سال ۵۹ مسئول کانون دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی در یزد شد. غلامعلی دهقان در سال ۶۲ وارد دانشگاه امام صادق(ع) شد اما چون فضا به مذاقش خوش نیامد، پس از ۲ سال و نیم جلای دانشگاه کرد. در دانشگاه با مصطفی کواکبیان، عبدالله رمضان زاده، سیدمحمد حسینی و مصطفی میرلوحی هم دوره بود. دهقان در دانشگاه امام صادق(ع) وارد حلقه ای به ریاست «مصطفی کواکبیان» شد که با توجه به مخالفت اساتیدی چون آیت الله علم الهدی، فعالیت های سیاسی مخفیانه ای را ترتیب داده بود. وی در سال ۸۱ به حزب «اعتدال و توسعه» ورود کرد و جای مجید قاسمی(رئیس کل بانک مرکزی در دولت دوم موسوی) به عنوان سخنگوی حزب را گرفت. دهقان اخیرا از سخنگویی حزب اعتدال و توسعه کنار رفت و جایش را به «رمضانعلی سبحانی فر» نماینده کنونی مجلس داد. به سراغ دهقان رفتیم و درباره موضوعات مختلف با وی به گفتگو نشستیم. دهقان درباره مشورت های حزب اعتدال و توسعه به حسن روحانی در ایام انتخابات اظهار داشت: یادم هست در جلسه ای که پیرامون مباحث انتخاباتی بود، گفته شد که روحانی مثلا چه مباحثی را مطرح کند؛ یکی از اعضا که نماینده یکی از شهرستان ها در شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است گفت که کشاورزان از اینکه پول گندم هایشان به خوبی از سوی دولت خریداری می شود، راضی هستند و روحانی باید این ها را در مناظره ها مطرح کند.وی درباره نظر محمود واعظی پیرامون «گزینه پوششی» در ایام انتخابات اظهار داشت: واعظی می گفت که شورای نگهبان روحانی را تایید می کند؛ شاید خبر داشت! به همین دلیل مخالف گزینه پوششی بود. دهقان پیرامون سهم اصلاح طلبان در دولت تصریح کرد: اصلاح طلبان هم گزینه های خود را داشتند. مثلا در وزارت علوم فرجی دانا را داشتند اما گزینه هایی که معرفی می کردند، شاید روحانی نمی توانست اجماع کلیت نظام را پشت سر خود داشته باشد. بالاخره نسبت به برخی وزارتخانه ها باید کلیت نظام راضی شود.دهقان با «یک کلاغ؛ چهل کلاغ» دانستن اظهارات برخی اصلاح طلبان پیرامون رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت جدید تاکید کرد: دو نفر در دوران غربت در دهه 80 در مرکز تحقیقات استراتژیک به روحانی نزدیک بودند؛ یکی واعظی و دیگری نوبخت. این ها از شخصیت های نزدیک به روحانی بودند. بنابراین معلوم است کسانی که در دوران غربت با شما هستند، نمی توانید فراموش شان کنید.سخنگوی سابق حزب اعتدال و توسعه درباره آینده ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالیون گفت: در شرایط جدید(اشاره به اعتراضات اخیر) ما دچار ریزش رای شده ایم و اصلا نباید بحث جدایی مطرح شود.وی در همین باره تصریح کرد: من معتقدم که جهانگیری همچنان نفر دوم کابینه است. جهانگیری جسور و شجاع است و انصافا روحانی به چنین فردی نیاز داشت. در ادامه، مشروح گفتگوی یک ساعت و سی دقیقه ای خبرگزاری مهر با «غلامعلی دهقان» را می خوانید. امروز حزب اعتدال و توسعه تا چه اندازه خود را ملزم به ارائه مشورت به دولت در زمینه های مختلف می داند؟ سوال شما، سوال خوبی است منتهی اگر این سوال را از حزبی مطرح می کردید که اعضایش کمتر در دولت حضور داشتند، منطقی تر بود تا حزبی که دبیرکل اش عضو برجسته و قطب نمای دولت است. آقای واعظی هم که در دوره اول وزیر ارتباطات بود و الان مسئول دفتر رئیس جمهور است. علی جنتی وزیر ارشاد بود و الان مشاور رئیس دفتر است. آقای ترکان و آقای سلطانی فر هم هر کدام به شیوه خود. افرادی که نام بردم، از اعضای موثر اعتدال و توسعه هستند.اعضای دفتر سیاسی اعتدال و توسعه وظیفه خود می داند که آنچه از جامعه می شنود یا پیشنهاد دیگر کارشناسان است، در جلسات مطرح کند و بازخورد امور در جامعه را منتقل کند. این پل ارتباطی قطعاً وجود دارد.به نوعی خود را حزب دولتی می دانید؟واژه حزب دولتی بیشتر برای احزابی به کار رفت که مثلاً یک رئیس جمهوری انتخاب می شد و پشت بند آن، حزبی شکل می گرفت.مثل حزب مشارکت.بله؛ خاتمی در سال ۷۶ به ریاست جمهوری رسید و پس از آن، فعالین سیاسی که به رئیس جمهور وقت نزدیک بودند، در سال ۷۸ «حزب مشارکت» را تأسیس کردند. «حزب کارگزاران» هم نمونه دیگر این موضوع است. مفهوم حزب دولتی، این گونه وارد دایره واژگان سیاسی کشور شد. در حالی که روحانی در سال ۹۲ رأی آورد و حزب اعتدال و توسعه سال ها قبل از آن یعنی در سال ۷۸ تأسیس شد. البته من با مفهوم حزب دولتی هم موافق نیستم؛ به هر حال عده ای از نزدیکان سیاسی یک رئیس جمهور تصمیم می گیرند تا فعالیت تشکیلاتی داشته باشند و لزوماً نمی توان روی آن ها اصطلاح دولتی بودن را گذاشت.اعضای حزب اعتدال و توسعه، ضعف ها را بیشتر در چه حوزه ای می بینند و بیشتر در چه حوزه هایی به دولت مشورت می دهند؟محور جلساتی که داریم، امورات مربوط به خود حزب است. قرار نیست ما در حزب، کار دولتی انجام دهیم.اما به هر حال آقای نوبخت که سخنگوی دولت و رئیس سازمان برنامه و بودجه است، در کسوت دبیرکلی حزب اعتدال و توسعه قرار دارد.بله؛ اما به هر حال نوبخت دبیرکل حزب است یعنی مباحثی که ما در شورای مرکزی حزب داریم، پیرامون هر چه بهتر شدن فعالیت تشکیلاتی مان است.بنابراین چندان بحثی درباره دولت در شورای مرکزی اعتدال و توسعه مطرح نمی شود.معمولاً احزاب، بخشی را برای خود تعریف کرده اند به نام بخش «اخبار» که در آنجا بابِ تحلیل باز است. ممکن است فردی بگوید که آقای نوبخت! این سیاست هایی که شما در دولت اتخاذ کرده اید، بهتر بود جور دیگری باشد یا مثلاً به آقای واعظی گفته شود که اگر فلان مباحث به روحانی انتقال داده شود، بهتر خواهد بود. بسته به شرایط، مشورت های خود را به دولت ارائه می دهیم.آیا پیشنهادات شما از سوی دولت با استقبال مواجه می شود؟من به نوبه خودم مواردی که یادم هست، دقیقاً همانی شد که می خواستیم.بیشتر در چه حوزه هایی مشورت می دادید؟مثلاً یادم هست در جلسه ای که پیرامون مباحث انتخاباتی بود، گفته شد که روحانی مثلا چه مباحثی را مطرح کند؛ یکی از اعضا که نماینده یکی از شهرستان ها در شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است گفت که کشاورزان از اینکه پول گندم هایشان به خوبی از سوی دولت خریداری می شود، راضی هستند و روحانی باید این ها را در مناظره ها مطرح کند.پس مشاوره های انتخاباتی هم به روحانی می دادید.اعتدال و توسعه وظیفه خود می داند به دولت مشورت بدهد بله؛ البته اشتباه نشود که غیر از اعتدال و توسعه که وظیفه خود می دانست، روحانی حلقه های مشورتی دیگری هم داشت که حدس می زنم یکی از آن ها، حلقه مشورتی آقای «آشنا» بود. حزب اعتدال و توسعه هم بحث های تشکیلاتی خود را دارد و هم از باب امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه خود می داند به دولت مشورت بدهد.آیا حزب شما در زمینه های اقتصادی هم به دولت مشورت می دهد؟سران حزب اعتدال و توسعه خودشان اقتصاددان هستند. مثلا نمی شود که نوبخت به خودش مشورت بدهد اما آنچه در کف جامعه می گذرد را منتقل می کنیم. حسین مرعشی در گذشته خبری اعلام کرد مبنی بر تشکیل کارگروهی در دولت به ریاست اسحاق جهانگیری. گفته شد که این کارگروه، جلسات مختلفی با نخبگان پیرامون مسائل مختلف از جمله در موضوعات اقتصادی برگزار می کند. آیا نماینده ای از حزب اعتدال و توسعه برای شرکت در جلسات این کارگروه حضور پیدا می کرد؟اگر این جلسات بوده با مجموعه حزب برگزار نشده. شاید با مجموعه دولتمردان اقتصادی که حزب در کابینه دارد، جلساتی برگزار شده باشد. بنابراین حزب شما با کارگروهی از دولت جلسه ای نداشته است.خیر؛ ما یک حزب هستیم و حزب برای خود تعریفاتی دارد؛ مرامنامه و اساسنامه دارد. ما بخشی به نام اخبار داریم که در این بخش، دیدگاه های کف جامعه به دولتمردان منتقل می شود. ما در توده مردم بهترین آنالیزور هستندبازی فوتبال علاوه بر بازیکن، کارشناس و آنالیزور هم داریم. به نظر من، بهترین آنالیزور، توده مردم هستند که هیچ وقت نباید فراموش شوند و حزب، وظیفه دارد تا بازخوردهای تصمیمات دولت در کف جامعه را به دولتمردان منتقل کند اما اینکه کارگروهی داشته باشیم که به طور مشخص با دولت نشست و برخاست داشته باشد، این طور نبوده است.از مشاوره های شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه به رئیس جمهور در زمان انتخابات صحبت کردید؛ در مجموع عملکرد روحانی و اظهارات وی در مناظره ها را چگونه دیدید و اساسا اعتدال و توسعه در این باره چه موضعی داشت؟آن زمان(انتخابات) جلسات شورای مرکزی اصلا تشکیل نمی شد چون همه دوستان درگیر بودند. فقط در حزب یک کارگروه انتخاباتی به ریاست واعظی تشکیل شده بود.در همین کارگروه، درباره عملکرد روحانی در مناظره ها چه برداشتی وجود داشت؟نگاه این بود که روحانی مناظره دیگری دارد و نظر ما باید برای این مناظره ها چه باشد.اساسا در این کارگروه به طور کلی چه مباحثی مطرح می شد؟موضوعات که یکی، دو تا نبود؛ اینکه ما چه موضوعی را مطرح کنیم، بستگی به این داشت که در جامعه چه می گذرد. من خدمت شما عرض کردم، یکی از نمایندگان استان ها در شورای مرکزی روحانی پیروزی اش را فقط مدیون خودش استاعتدال و توسعه پیشنهاد داد که روحانی درباره خرید گندم از کشاورزان در مناظره ها صحبت کند چرا که بسیاری از این موضوع خبر نداشتند و می گفتند دولت، دولت سرمایه داری است و به فکر کشاورزان نیست.من بارها گفته ام روحانی در پیروزی اش فقط مدیون خودش است، یعنی اگر غیر از آقای روحانی حضور داشت، با آن عقبه تشکیلاتی رقیب و چهار سالی که دولت توسط صدا و سیما مورد کم لطفی قرار گرفت، قطعا بازی واگذار می شد.در واقع صحبت شما برخلاف نظر اصلاح طلبان است که می گویند اگر ما نبودیم حسن روحانی هم امروز در جایگاه ریاست جمهوری قرار نداشت.اصلاح طلبان شرط لازم بودند اما کافی نبودند، اصلاح طلبان قطعا نقش به سزایی داشتند اما گل نهایی و طلایی را حسن روحانی زد. حتی بدون حضور جهانگیری؟قطعا پاس گل را جهانگیری می داد.یعنی به نوعی پاس اصلاح طلبان با پای جهانگیری به روحانی ارسال می شد؟بله. یک مجموعه دست به دست هم می دهند منتهی نفر آخر بسیار مهم است.حزب اعتدال و توسعه پیرامون گزینه پوششی نظری داشت؟ آیا این گزینه را قبول داشت؟آقای واعظی ابتدا اعلام کرد که گزینه پوششی لازم نیست.اما بعدا لازم شد!بله؛ ببینید آقای واعظی به عنوان یکی از شخصیت های مهم حزب اعتدال و توسعه، این بحث را مطرح کرد اما فراموش نکنیم که سیاست در ایران آن هم پیرامون مباحث انتخاباتی، سیالیت خاص خود را دارد؛ یعنی اگر غیر از این باشد، سیاستمدار «لِه» می شود. انعطاف، شرط بقای یک سیاستمدار است. اینکه می گویند حرف مرد یکی است، در سیاست معنی ندارد. این را هم البته امام به ما یاد دادند؛ مثلا در تشکیل مجمع روحانیون مبارز یکی از آقای «ری شهری» تعریف می کرد خدمت امام رفته و گفته که تشکیل این مجمع اختلاف افکن است اما امام قبول واعظی ابتدا مخالف گزینه پوششی بودنکرده و در نهایت دیدیم که مجمع از جامعه روحانیت مبارز شکل گرفت. دنیای سیاست، دنیای رقابت است و جمهوری اسلامی با همین رقابت ماندنی شد. آقای واعظی ابتدا مخالف گزینه پوششی بود و حزب اعتدال و توسعه بنا به صحبت های وی با این مساله مخالفت کرد.چرا شما با گزینه پوششی مخالفت می کردید اما اصلاح طلبان روی این مساله تاکید می کردند؟در ستاد انتخاباتی حزب از واعظی پرسیدم چطور شما با توجه به اینکه مخالف گزینه پوششی بودید، این اتفاق افتاد که واعظی در جواب گفت وقتی روحانی قبول می کند، ما هم تابع ایشان هستیم.یعنی تصمیم قبول گزینه پوششی از سوی روحانی، یک تصمیم شخصی بود و واعظی هیچ نقشی در آن نداشت؟واعظی، آن زمان مسئول دفتر نبود و تنها وزیر ارتباطات بود. آن زمان روحانی به مشورت نیازی نداشت. حزب اعتدال و توسعه مخالف گزینه پوششی بود اما در نهایت جهانگیری در دقیقه ۹۰ ثبت نام کرد.من جواب سوالم را نگرفتم؛ چه اختلافی بین شما و اصلاح طلبان بود که آنها طرفدار گزینه پوششی بودند و حزب شما مخالف؟به نظرم، آن ها (اصلاح طلبان) بهتر فکر می کردند. من خودم به شخصه طرفدار گزینه پوششی بودم اما همیشه گفتم که موضع حزب، این نبود.چون بسیار شنیده شد که اطلاح طلبان برای «عبور از روحانی» طرح گزینه پوششی را مطرح کردند؛ این نظر را قبول دارید؟خیر؛ محمد هاشمی اخیرا درباره موضع آیت الله هاشمی نسبت به گزینه پوششی گفت که مرحوم هاشمی، اسم چند نفر را برای این گزینه مطرح کرد.در حزب اعتدال و توسعه آیا افرادی به عنوان گزینه پوششی به رئیس جمهور معرفی شدند.دو دیدگاه در حزب مطرح بود؛ یک دیدگاه می گفت که الا و بالله حسن روحانی! منطقش هم این بود که گفته می شد دلیلی برای رد صلاحیت روحانی وجود ندارد. دیدگاه دوم می گفت که هاشمی در سال ۹۲ رد صلاحیت شد و بنابراین یک درصد هم احتمال این رد صلاحیت وجود دارد؛ اصلاح طلبان دیدگاه دوم را داشتند. من خودم به شخصه موافق حضور گزینه پوششی بودم؛ من حتی گفتم که در طرف مقابل، چندین نفر حضور دارند و نمی شود که یک نفر به چند نفر باشد. اما واعظی، تحلیل شما را قبول نداشت...خب! واعظی هم از روی حسن نیت مخالف این نظر(حضور گزینه پوششی) بود. واعظی می گفت که شورای نگهبان روحانی را تایید می کند؛ شاید خبر داشت! به همین دلیل مخالف گزینه پوششی بود. به ترکیب دولت دوازدهم بپردازیم؛ چند درصد از کابینه ای که امروز می بینیم، پیشنهاد شده از سوی حزب اعتدال و توسعه بود؟اینکه اعتدال و توسعه جلسه ای داشته باشد که بخواهد ۱۸ وزیر را معرفی کند، اینطور نبود اما برای هر وزارتخانه، بالاخره چند نفر مطرح بودند؛ مثلا برای وزارت آموزش و پرورش، تا دو، سه روز آخر، بحث آقای «زرافشان» مطرح بود که به یکباره آقای بطحایی مطرح شد. نظر کلی شما درباره ترکیب امروز کابینه چیست؟عصاره ها و خلاصه شده چهار دهه مدیریت جمهوری اسلامی در دولت حضور دارند. آقای زنگنه، شیخ الوزرا با آن سابقه! خانم ابتکار چند دوره در دولت بوده؛ آقای حجتی یا بقیه هم به همین صورت. پس در مجموع، ترکیب کابینه را قابل دفاع می دانید؟بله؛ نمی گویم که بهتر از این نمی شد. در ضمن فراموش نکنیم که دولتی قرار بود، شکل بگیرد که دولتِ پساانتخاباتیِ رقابتیِ نزدیک به هم بود؛ بالاخره دیدیم که رقابت فشرده ای در انتخابات شکل گرفت. آیا به صلاح کشور است که همان فضای انتخاباتی را دوباره ادامه بدهیم؟ حتما به صلاح نیست. انتخابات تمام شد. الان مردم آرامش، کار و سرمایه گذاری خارجی می خواهند. نمی شود که همیشه دعوا کنیم. متاسفانه ما ملت سیاست زده ای هستیم. الان مردم آرامش، کار و سرمایه گذاری خارجی می خواهنداز بعد از مشروطیت همین سیاست زدگی، پدر ما را درآورده است! به نظر من، دیگر سیاست زدگی کافی است؛ الان ما باید به مسائل زیربنایی بپردازیم. در همه جای دنیا از جمله در ایران انتخابات شکل می گیرد اما پس از آن، باید به نفر پیروز احترام گذاشت و تبریک گفت. نباید چوب، لای زخم بگذاریم؛ فرقی هم نمی کند. به نظر من، رفتار دو جناح در زمانی که نفری پیروز شده، قابل نقد بوده است؛ فرقی هم نمی کند. شاید تنها موردی که خوب عمل شد، ناطق نوری بود که هنوز پیروزی خاتمی در انتخابات ۷۶ قطعی نشده، به خاتمی تبریک گفت. اما در دفعه های بعد خوب عمل نکردیم؛ در سال ۸۸ هم خوب عمل نشد. این بار هم فکر کردیم که خوب عمل شده اما داستان مشهد نشان داد که عده ای هنوز ناراضی اند. به بحث اصلی خود بازگردیم. قسم قابل توجهی از اصلاح طلبان نسبت به ترکیب کابینه روی خوشی نشان ندادند. بله؛ نقد داشتند.شاید یک دلیل نارضایتی بخشی از اصلاح طلبان از ترکیب کابینه، این بود که روحانی انتظارات را در ایام انتخابات بالا برد.بله؛ این هم هست.روحانی گفت که وزیر زن انتخاب می کند و متوسط سنی کابینه را پایین می آورد. روحانی در ایام انتخابات انتظارات اصلاح طلبان را بالا برد و بعد از انتخابات این وعده ها عملی نشد و به عبارتی برخی می گویند این دوگانگی برای اصلاح طلبان قابل تحمل نبود؟اینکه شما می گویید اصلاح طلبان، منظورتان چیست؟ به چه کسی می گویید اصلاح طلب؟ اصلاح طلب یعنی تاجزاده، حجاریان و میردامادی؛ مگر همین محمد خاتمی چند روز پیش در یکی از سخنرانی هایش از دولت حمایت نکرد؟ اصلاح طلبی یک عام است. خب ما به جای استفاده از اصلاح طلبی بگوییم غالب پایگاه رای روحانی.قسمتی از این پایگاه. سران اصلاحات از روحانی حمایت می کنند.حمایت با راضی بودن فرق دارد. شما یک زمان از موضوعی راضی نیستید اما بنا به مصالحی کج دار و مریز برخورد می کنید. بله این هم هست؛ اما ما که نمی توانیم مکنونات(پنهان داشته های قلبی) انسان ها را دریابیم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

مشکل اقتصاد را گردن بگیریم، انتخابات را باختیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از تسنیم، اصلاح طلبان در طول 5 سالی که حسن روحانی رئیس جمهور بوده است، بیش از آنکه از او حمایت کرده باشند بر اساس اهداف و برنامه ریزی های شان از دولت روحانی سهم خواهی کرده اند. این جریان سیاسی در دو انتخابات یازدهم و دوازدهم ریاست جمهوری تمام قد از روحانی حمایت کردند اما رسانه هایی از دل این جریان بوده اند که به فاصله 24 ساعت بعد از برگزاری انتخابات سهم خواهی خودشان را از روحانی به رخ کشیده اند. البته همواره طی 5 سال گذشته بسیاری از چهره های سیاسی جریان اصلاح طلب در اظهارات شان این گونه وانمود کرده اند به دنبال سهم خواهی از روحانی نیستند. اما رفتار سیاسیون و رسانه های این جریان خلاف این موضوع را نشان می دهد. حتی بر خلاف این تصور که اصلاح طلبان فقط به وزارتخانه کشور، علوم و ارشاد نظر دارند، شواهدی هست که نشان می دهد اصلاح طلبان به وزارتخانه های اقتصادی و مرتبط با اقتصاد چشم دارند.باخت جهانگیری به بهای ریاست بر تیم اقتصادیهمان طور که اشاره شد اصلاح طلبان در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری حمایت ویژه ای از روحانی کردند و تمام ظرفیت خود را به میدان آوردند تا روحانی پیروز میدان شود و اسحاق جهانگیری که چهره محبوب آنها در انتخابات بود فقط به عنوان کاندیدای پوششی روحانی ایفای نقش کند. البته این به معنای آن نبود که در چینش کابینه هم آنها بخواهند جهانگیری نقش فرعی داشته باشد. بلکه برعکس یکی از اصلی ترین خواسته های اصلاح طلبان از روحانی این بود که جهانگیری در چینش کابینه نقش اصلی را ایفا کند و فرماندهی اقتصاد را بر عهده بگیرد. البته روحانی در عمل چینش کابینه را به جهانگیری واگذار نکرد و مدیریت اقتصادی دولتش را به محمد نهاوندیان و مسعود نیلی واگذار کرد. همین موضوع هم زمینه ای را فراهم کرد تا جهانگیری مدتی از دولت فاصله بگیرد و رسانه های اصلاح طلب نیز به کمک برخی چهره های سیاسی همچون صادق زیبا کلام با هدف حمایت از جهانگیری اهداف بزرگتری همچون سهم خواهی از روحانی را دنبال می کردند. 2 نگاه سودجویانه اصلاح طلباننگاه اصلاح طلبان به کابینه دوم روحانی این بوده است که می بایست حداکثر استفاده را از این کابینه برد و با فراموش کردن این موضوع که 24 میلیون نفری که به روحانی رای دادند به صورت الزامی اصلاح طلب نبوده اند، این سبد رای را در جهت خواسته های شان مورد استفاده قرار دهند. ادامه نگاه اصلاح طلبان به کابینه دوم روحانی شامل این موضوع است که روحانی در دور دوم ریاست جمهوری قرار دارد و بعد از این آنها باید در انتخابات های سال 1398 مجلس و 1400 ریاست جمهوری به دنبال اقداماتی باشند که می تواند قیمت آن عبور از روحانی و کابینه دوازدهم باشد. بر اساس هر دو نگاه هم اصلاح طلبان یک سری رفتارها دارند و از کل کابینه دوازدهم انتظاراتی دارند و به آن انتقاداتی می کنند که در این خصوص تیم اقتصادی کابینه دوازدهم در معرض انتقادات فراوانی قرار گرفته است. ضعف اقتصادی دولت؛ پل پیروزی اصلاح طلبان؟انتقادهای اصلاح طلبان از کابینه دوازدهم و اعضای تشکیل دهنده آن در ابتدای تشکیل دولت کمتر شامل حال تیم اقتصادی می شد. اما بعد از یکسال که از عمر این دولت می گذرد با مشخص شدن ضعف دولت در فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی انتقادها از تیم اقتصادی بیشتر شده است تا زمینه پیروزی های آتی اصلاح طلبان را فراهم کند. تلاش برای مدیریت چینش کابینهدر ابتدای تشکیل دولت شاید بر اساس نگاه اصلاح طلبان مبنی بر اینکه 24 میلیون اصلاح طلب (به ظن برخی سیاسیون اصلاح طلب همچون محمد رضا عارف) به روحانی رای دادند آنها تلاش کردند کابینه اصلاح طلب تشکیل نشود و حتی بر خلاف شعارهای آنها مبنی بر اینکه کابینه ای فراجناحی از متخصصان تشکیل شود، با اعلام تمایل دولت برای تشکیل کابینه فراجناحی یک سری انتقادها به این خواست دولت مطرح شد. این تلاش اصلاح طلبان برای اینکه با تصاحب آرای 24 میلیونی مردم را می توان در راستای هدف حداکثری سود بردن از کابینه دوازدهم ارزیابی کرد. چرا که با موفق شدن اصلاح طلبان در چینش کابینه آنها در عمل مدیریت دولت را از بیرون به دست می گرفتند و روحانی به وسیله در دست آنها مبدل می شد.ناتوان نشان دادن روحانی برای تصاحب کابینهنمونه ای از انتقاد اصلاح طلبان به موضوع تشکیل کابینه فراجناحی را می توان در یک مقاله روزنامه شرق که سال گذشته در چنین روزهایی منتشر شده بود، ملاحظه کرد. در مقدمه این مقاله اشاره شده است در میان اصلاح طلبان برخی چهره های اصولگرا هستند که در کنار حمایت اصلاح طلبان از آنها توانستند به مجلس و شورا راه پیدا کنند، این افراد صحبت از کابینه فراجناحی می کنند اما در واقع به منافع جریان خودشان می اندیشند. در ادامه سپس موضوع کابینه فراجناحی به شکل تندی مورد انتقاد مقاله نویس قرار گرفته است. در بخشی از این مطلب این گونه آمده است: «به راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه ای است که برخی از اصلاح طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می کنند! مگر مردم خودشان نمی توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده ای دنبال احقاق حق آنها هستند... مردم از روحانی که با ٢٤ میلیون رأی قاطع آنها روی کار آمده، انتظار دارند کابینه ای تشکیل بدهد که چهره واقعی آرای آنان را نشان دهد...»در ادامه این مقاله هم شرق تاکید کرده است که ایده کابینه فراجناحی قلب مفهوم واقعی آن است. از نگاه این روزنامه اصلاح طلب منتقدان دولت فقط به فکر چوب لای چرخ گذاشتن کار دولت هستند و اجازه نمی دهند دولت به خوبی عمل کند. از سویی روحانی هم توانایی ندارد تا با منتقدان خود با سعه صبر رفتار کند. در حالی که این ناتوانی دولت باعث می شود آرای مردم مخدوش شود. در بخش انتهایی این مقاله به صراحت سهم خواهی اصلاح طلبان از کابینه به وضوح به این شکل مشخص است: «اپوزیسیون نوازی با صندلی کابینه، مردم را از دولت روحانی دلسرد می کند. دولت روحانی یا دولتی «متوازن» است یا دولتی «توازنگر». دولت متوازن با چیدمان وزرای شایسته می تواند با کارایی، منتقدان و مخالفان خود را در رده های پایین تر به مشارکت بگیرد و از نظرات شان بهره ببرد. توصیه به دولت فراجناحی توصیه به روش دولت توازنگر است. دولتی که آن قدر قوی است که می تواند طیف های منزویِ سیاسی را حمایت کرده و آنان را در دستگاه دولت بالا بکشد. آیا دولت روحانی این قدر مقتدر است که توازنگری کند؟ اگر دولت روحانی توازنگر است، چرا ابتدا چهره های کنارگذاشته شده اصلاح طلبان را که بیش از هر طیفی مستحق برکشیدن اند، به کار نمی گیرد؟ و بر فرض محال اگر کابینه ای فراجناحی شکل بگیرد، آیا این کابینه می تواند منویات رئیس جمهور منتخب را پیش ببرد؟»وقتی کابینه فراجناحی ب ...

ادامه مطلب  

دوران روحانی مانند دوران هاشمی امنیتی است/ رئیسی در جریان محدودیت های رئیس دولت اصلاحات نبود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، در روزهای برگ ریزان پاییزی به سراغ نزدیک ترین شخصیت فرهنگی و هنری سیدمحمد خاتمی می رویم. ابتدای صبح است که به دفتر دوبلکس او در محله ونک می رسیم. سید محمدعلی ابطحی در دولت خاتمی مسئول دفتر او بود. البته در دولت اصلاحات سمت های دیگری هم داشت. معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری و مشاور رئیس دولت اصلاحات، دیگر سمت های او بود. این روزها بیشتر در نمایشگاه های عکس و مجسمه حضور می یابد. شب ها به تئاتر می رود و در اینستاگرام و کانال تلگرامی اش پست می گذارد و در جلسات خاتمی را همراهی می کند. با این حال، در دوره دهم ریاست جمهوری، برخلاف خاتمی که از حامیان موسوی به شمار می آمد، از حامیان مهدی کروبی بود. ابطحی، رئیس موسسه گفت وگوی ادیان و از اعضای اصلی مجمع روحانیون مبارز، عضو بنیاد باران و شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز به شمار می رود. رفاقت ابطحی با خاتمی دیرینه است. او پس از سال ها فعالیت و سمت های مختلف در رادیو و تلویزیون، در تاریخ 12 دی 1367 از طرف سیدمحمد خاتمی که آن روزها وزیر ارشاد بود، در حکمی به معاونت امور بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد و با استعفای خاتمی از ارشاد در 5 مرداد 1371 او هم استعفا داد. با کاندیدا شدن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، کارش را در نمایندگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران رها کرده و به ستاد انتخاباتی رفت. در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی، در 11 شهریور 1380 معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور شد. پس از انتخابات مجلس هفتم او که رابط دولت و مجلس بود، سه بار استعفا داد تا بالاخره در 21 مهر 1383 استعفایش موردقبول خاتمی قرار گرفت و پس از آن به سمت مشاور رئیس جمهور انتخاب شد. در ادامه متن گفت وگوی دوساعته ما را با سید محمدعلی ابطحی می خوانید.نقش آیت ا... هاشمی رفسنجانی را در طول دوران حیات سیاسی شان در مدیریت کشور چگونه تحلیل می کنید؟ منظومه سیاسی ایشان را چگونه می بینید؟آیت ا... هاشمی چه قبل و چه بعد از انقلاب ستون همیشه ثابت انقلاب اسلامی بود. ستونی که تکیه گاه ایشان امام و مسیرشان مسیر امام بود. پیش از انقلاب به عنوان یکی از اصلی ترین چهره های مبارز سیاسی بودند که با انقلاب همراهی داشتند و در واقع انقلاب را مدیریت می کردند. بعد از انقلاب هم نقش و مدیریت ایشان از روزهای ابتدای نهضت وسیع بود. امام اعتماد بالایی به هاشمی داشتنداعتماد بی سابقه و درجه اول امام به ایشان بسیار بالا بود. روحیه کارآزمودگی و فعالیت ایشان در سطح مدیریت کلان انقلاب تاثیرگذار بود. به همین دلیل از روزهایی که طلیعه انقلاب اسلامی شروع شد، آیت ا... هاشمی رفسنجانی یکی از محورهای اساسی هدایت این انقلاب بود. تا لحظه مرگ ایشان نوسانات زیادی در زندگی ایشان بود، ولی همواره قدرت بزرگی در مدیریت انقلاب داشتند. بعد از فوت امام ایشان نقش بسیار مهمی در کشور داشتند. یکسری اختلاف نظرها ایجاد شد، ولی اقتداری در وجود ایشان بود که ایشان را سیاستمدار عملگرا معرفی می کرد. هاشمی مبانی نظری ثابتی نداشتاختلاف چه دهه ای منظور شماست؟اختلاف دهه آخر عمر ایشان که عمدتا بعد از انتخابات سال 88 شکل گرفت. آیت ا... هاشمی رفسنجانی شخصیتی عملگرا بودند. خیلی مبانی نظری ثابتی نداشتند، ولی مبانی سیاسی عملیاتی عملگرایانه ثابتی داشتند که به تناسب شرایط آن نیروی سیاسی فعالی که در وجودشان بود، به تناسب شرایط روز بهره مند می شدند و از آن استفاده می کردند. هاشمی، بحران در رفتار سیاسی خود را مدیریت می کردبرخی معتقدند رفتار آیت ا... هاشمی رفسنجانی دهه 60 با دهه 70 و هاشمی دهه 80 با دهه 90 متفاوت بود. شما هم اشاره کردید مبانی نظری ثابتی نداشتند. یکسری تغییر رویکرد در مواضع ایشان بود. تحلیل شما چیست؟همیشه به تناسب شرایط روز دیدگاه ها و جایگاه خود را در مدیریت سیاسی کشور تعریف می کردند. به همین دلیل وقتی بحرانی در رفتار سیاسی ایشان ایجاد می شد، ایشان خود را برای غلبه بر آن بحران مدیریت می کردند.عملگرا بودن آقای هاشمی یعنی اینکه ممکن است در یک دهه ایشان درون اصلاحات باشد و در یک دهه جزئی از اصلاحات و در یک دهه دیگر در قدرت بخشی به نظام و رهبری که در این موضوع بعد از دوران امام خیلی تلاش کردند.بین چه کسانی فاصله افتاد؟بین رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی منظورم است. خدا از سر تقصیرات احمدی نژاد بگذردچه کسانی دنبال این مساله بودند که بین رهبری و آقای هاشمی اختلاف نظر ایجاد کنند؟دهه آخر عمر آقای هاشمی را می گویم. اختلاف نظرها پیش می آمد. رابطه آیت ا... هاشمی رفسنجانی و امام نزدیک تر بود. ایشان همیشه به عنوان شخصیت بعد از امام در دوران حیات امام شناخته می شد. تفاوت اندیشه ها با تفکرات موثر بود. به خصوص گمان می کنم در نحوه مدیریت حوادث سال 88 بود که بحران خیلی زیادی ایجاد شد. من همانند آقای وحید حقانیان نمی گویم که خدا آقای احمدی نژاد را چه کار کند، ولی می گویم خدا به عنوان نگاه تاریخی از تقصیرات احمدی نژاد بگذرد که این بحران را در مدیریت کشور ایجاد کرد. اختلاف نظرها را تشدید کرد. رویارویی خانواده انقلاب را با هم ایجاد کرد. در مدیریت 88 اختلافات رهبری و آیت ا... هاشمی رفسنجانی ایجاد شد.نامه بدون سلام آیت ا... هاشمی رفسنجانی باعث این اختلاف شد؟این تعبیر سیاسی است. معمولا اختلاف نظر وجود داشت که خود رهبری گفتند نظر من به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است. هاشمی در یک دهه آخر عمرش محور اتحاد اصلاحات نبودجای خالی مرحوم هاشمی حس می شود و بحث جانشینی ایشان داغ است. برخی آقای خاتمی، روحانی یا ناطق نوری را برای جایگزینی ایشان به عنوان رهبر جریان اعتدال و اصلاح طلب پیشنهاد می کنند. تحلیل شما چیست؟ چه فردی می تواند جایگزین آیت ا... هاشمی شود؟در تعریف هایی که از آیت ا... هاشمی رفسنجانی دارید، با شما هم نظر نیستم. در دهه آخر عمر، آیت ا... هاشمی رفسنجانی قدرت اصلی ای که اصلاحات و رهبران اصلاحات را با هم متحد کند و با جریان مقابل هم حلقه وصل باشد، نبود. آیت ا... هاشمی رفسنجانی به عنوان محور جریان اصلاحات نبود که بخواهیم برای ایشان امروز جانشین اینچنینی انتخاب کنیم. هاشمی قدرت ذاتی داشت و این قدرت شخصی قابل انتقال نیستآیت ا... هاشمی رفسنجانی قدرت ذاتی داشت که به روحیه ایشان و سوابقی که از قبل انقلاب داشت، بازمی گشت. آن مجموعه وقتی در جایی جمع می شد، قدرت شخصی برای آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود که این قدرت شخصی خیلی قابل انتقال نیست. برای این انتقال قدرت لازم است که سوابقی وجود داشته باشد. خلأ وجودی ایشان هم خلأ مهمی است. به طور مشخص یک خلأ مشخصی نیست که بگوییم فلان فرد یا فلان جریان جای او را پر می کند.بخشی از وجود ایشان لنگرگاهی برای انقلاب بود و این لنگرگاه وقتی تاثیرپذیر بود که دو جریان سیاسی در صحنه بودند و آیت ا... هاشمی رفسنجانی بالای این دو جریان قرار می گرفت و قدرت می یافت. ایشان بالانسی در جریانات سیاسی کشور بودند. دهه آخر عمر این بالانس از ایشان گرفته شده بود. هاشمی در دهه آخر عمر خود با اصلاحات یک مجموعه شده بودخود آیت ا... هاشمی رفسنجانی در سال 94 گفتند که پیروزی آقای روحانی به خاطر حمایت ما بود. حمایت ما باعث شد رای او به بالای 50 درصد برسد. پس یک چهره تاثیرگذار هستند که رای مثلا سه درصدی آقای روحانی را به حداکثر آرا افزایش دادند.من نمی دانم این نقل قول از سوی آیت ا... هاشمی رفسنجانی درست است یا خیر و فرقی هم ندارد. آیت ا... هاشمی رفسنجانی که در دهه آخر عمر خود با اصلاحات یک مجموعه شده بود، متفاوت از آیت ا... هاشمی رفسنجانی به عنوان شخصیت مستقل است که تا پیش از این بود. جریان اصلاحات در انتخابات 96 با وجود فشارها و قرار گرفتن آقای خاتمی پشت آقای روحانی بود که معادله ها را عوض کرد و آقای روحانی توانست پیروز انتخابات شود.پس امروز جایگزینی برای آقای هاشمی نیست.من می گویم آیت ا... هاشمی رفسنجانی شخصیت مستقلی داشتند. با امام بوده و روحیات شخصی داشتند که با هم مجموعه آیت ا... هاشمی رفسنجانی را ساخته بود. تشکیلات اعتدال پشتوانه نظری نداردحزب کارگزاران معتقد است که به جای آیت ا... هاشمی رفسنجانی، آقای ناطق نوری می تواند این نقش را برعهده گیرد. حتی اخیرا عکس ایشان به عنوان جایگزین بعدی مرحوم هاشمی در جلد یکی از رسانه های این جریان قرار گرفت. نظر شما در این باره چیست؟اظهارنظر درباره اعتدال را با پشتوانه ثابت و مشخص نمی بینم. جریان اصولگرا و اصلاح طلب به صورت ثابت در کشور وجود دارد. اصولگرا با حمله احمدی نژاد از هم پاشید. جریان اصلاح طلب از درون وجود دارد اما پس از وقایع 88 مخفی شد و قدرت ظهور و بروز ندارد. در انتخابات اخیر اگر اعتدال پشتوانه اصلاحات را نداشت، به رقیب باخته بودیعنی شما معتقدید که اصلاحات و اصولگرایی را می توان یک جریان دید، ولی اعتدال را جریان نمی دانید و حزب می دانید؟من پشتوانه نظری برای اعتدال نمی بینم. مفهوم اعتدال مدنظرم نیست. به معنای تشکیلات اعتدال است. در انتخابات اخیر اعتدال اگر پشتوانه اصلاحات را نداشت، به رقیب باخته بود و قدرتی نداشت که رای بیاورد. ناطق هوشمندی فوق العاده ای داردبرخی معتقدند آقای روحانی که امروز نمایندگی جریان اعتدال را برعهده دارد، می تواند رهبری این جریان را برعهده گیرد و جایگزین آقای هاشمی شود.همه این افراد نیروهای خوبی هستند و به درد کشور می خورند. آقای ناطق باهوش هستند و این هوشمندی فوق العاده است که بزرگ ترین رقابت سیاسی اول انقلاب تا سال 76 بین خاتمی و ناطق شکل گرفت، ولی امروز آنها در کنار هم قرار دارند. این هوشمندی است که جامعه را بشناسد. بیشتر هم به خاطر افراط جریانات پایداری و منسوبین به جریان اصولگراست که باعث شد ایشان این چرخش را داشته باشند. این مجموعه ها در اثر افراط ها به نقطه نظرات نزدیک به هم رسیدند. وقتی آزادی اجتماعی در جامعه رشد پیدا می کند، باید تبعات آن هم پذیرفته شوددر دورانی جریان اصلاحات با آیت ا... هاشمی رفسنجانی به مشکل برخورد و کدورت های بسیاری ایجاد شد. علت این حمله ها در آن زمان چه بود؟ چرا اصلاح طلبان در آن زمان به آیت ا... هاشمی رفسنجانی عنوان عالیجناب سرخ پوش را دادند و آقای خاتمی سکوت کردند؟جریان اصلاحات یک نقطه مثبتی داشت که آزادی های اجتماعی را در جامعه رشد داد. وقتی چنین شد، باید تبعات آن را هم پذیرفت. هر کسی ممکن است حرف بزند و روزنامه های مختلف داشته باشد. برای تحلیل جریان سیاسی نباید در آن فضای آزاد سراغ افراد مختلف برویم که آنها را معیار جریانات سیاسی بدانیم؛ مثلا بعد از انتخابات دوم خرداد 76. حملات اصلاح طلبان به هاشمی از طرف خاتمی نبوددر این مورد از سوی جریان اصلاحات سکوت شد.وقتی به عنوان جریان حرفی زده نشده، نباید موضع گیری شود. موضع گیری را باید درباره دیدگاه آقای خاتمی در آن دوران دید. آقای خاتمی از این تعابیر در آن دوران استفاده نکرد.در مقابل برخی اصلاح طلبان تندرو این لقب ها را به آقای هاشمی دادند و آقای خاتمی سکوت کردند.قبول ندارم که یک عده تندرو حرف بزنند و رهبر یک جریان هر روز بیاید این حرف ها را تکذیب کند. به اسم رهبری انقلاب چندین حزب ایجاد شد. موضع های تند گرفته می شود و کسی هم توقع ندارد که از سوی دفتر رهبری اینها تکذیب شود.قبول دارید رهبری یک جریان با رهبری یک جامعه متفاوت است؟به اسم رهبری جامعه کسی مواضعی بگیرد بدتر است.رهبر جریان اصلاحات وقتی می بیند به آیت ا... هاشمی رفسنجانی که استوانه نظام بود این القاب داده می شود، چرا سکوت می کند؟خیلی چیزها دیده می شود، ولی اگر چنین باشد، صبح به صبح باید همه کارها را کنار گذاشت و جواب اینها را داد. من معتقدم اگر می خواهیم مواضع یک جریان را نسبت به یک فرد بدانیم، باید مواضع رهبر آن جریان را بشنویم و براساس آن قضاوت کنیم نه اینکه به خاطر سر حرف یک عضو از آن جریان سیاسی اظهارنظر کنیم. اصلاحات هیچ دینی به هاشمی نداشته استآقای محمد هاشمی برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی اذعان داشتند وقتی آقای خاتمی وزیر فرهنگ دولت آیت ا... هاشمی رفسنجانی بودند، انتظار می رفت یکسری مواضعی می گرفتند که در آن فضای رادیکال توهین ها کاهش می یافت.در مورد آیت ا... هاشمی رفسنجانی حرف زدن سخت است، چراکه ایشان فوت کرده اند. این مبنا که آقای خاتمی وزیر ایشان بودند و باید از ایشان حرف می زدند، مبانی درستی نیست. اینها را قبول ندارم. آیت ا... هاشمی رفسنجانی هم از یک سو هیچ حمایتی از جریان اصلاحات نداشتند و پشتوانه ای هم برای جریان اصلاحات نبودند. یعنی اصلاحات هیچ دینی به آیت ا... هاشمی رفسنجانی نداشته است. اصلاحات آسیب های مفصلی پیش از دوران هاشمی خورده بودایشان شخصیت محترمی در کشور بودند که بعدها اعلام کردند در آن روزها به آقای ناطق نوری رای دادند. جریان اصلاحات برای خود تلاش کرد و وارد انتخابات شد و رای آورد. اصلاحات آسیب های مفصلی هم از دوران پیش از آیت ا... هاشمی رفسنجانی خورده بود. دوران هاشمی بسیار امنیتی بودجریان اصلاحات از فضای بسته دوران آیت ا... هاشمی رفسنجانی رشد کرد.آن دوره بسیار امنیتی بود. مرحوم هاشمی توسعه سیاسی را متوازن با توسعه اقتصادی نمی دانستند. آن دوران شاهد توسعه سیاسی نبودیم. من با افراط هایی که نسبت به آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود موافق نیستم، ولی نمی شد نقد آیت ا... هاشمی رفسنجانی در آن شرایط وجود نداشته باشد، چراکه ایشان هیچ زمانی در مقام حمایت از اصلاحات دیده نشده بودند و مشخصا باید نقدها را هم می شنیدند. مشکل اصلی جریان اصلاحات فشارهای شدید از بیرون استبه عنوان مشاور آقای خاتمی و تئوریسین های جبهه اصلاحات به زمان دوم خرداد بازگردید. چه تغییراتی در رفتار خود بروز می دهید؟مجموعه شرایط اتفاقی را رقم می زند. اگر اتفاقی خوب بود، به خاطر یک بخش نبود، آنها هم باید تغییراتی می داشتند. یکی از بحران های جریانات سیاسی این است که از رقبا می خواهند خود را نقد کنند و این را نقد علیه آنها می دانند. اگر قرار باشد جریانی آسیب شناسی شود، راه آن این است که دو جریان سیاسی هرکدام درون خود بدون بهانه گیری علیه خود، ارزیابی مجدد نسبت به خود داشته باشند و خود را نقد کنند. اینکه یک جریان بخواهد نقد کند، تعیین کننده نیست. مشکل اصلی جریان اصلاحات در آن دوران، درون جریان اصلاحات نبود. مشکل فشار شدیدی بود که از بیرون جبهه اصلاحات به این جریان وارد می شد و آقای خاتمی به آن اشاره کرده بود.در نشست ها با بزرگان اصلاحات و جلسات بنیاد باران واکاوی شما از علل آسیب های اصلاحات چیست؟من نظرات خود را دارم. عدم موفقیت ها در دوم خرداد ریشه در بحران آفرینی دیگر مراکز قدرت بودفکر می کنید چه کمبودها و ضعف هایی از دوم خرداد شکل گرفت که اگر آن زمان اصلاح می شد بهتر بود؟عمده ضعف هایی که اصلاحات داشت، درون جبهه اصلاحات نبود. عمده آنها اتفاقاتی بود که مجموعه قدرتمندی که جزئی از بدنه حاکمیت بودند و در مراکز دیگر قدرت حضور داشتند بحران هایی را ایجاد کردند که در نتیجه عدم موفقیت این جریان را موجب می شد. تفکر آقای خاتمی اگر حاکم بود خلاف تفکر رهبری نبودتفکر آقای خاتمی اگر حاکم بود، خلاف تفکر رهبری نبود. بی اتفاق ترین و کمترین رویارویی علنی را در دوران همه روسای جمهور در دوران آقای خاتمی شاهد بودیم. آقای خاتمی یک بار رهبری را پشت بلندگو نکشاند. اختلاف نظرات زیادی با هم داشتند، ولی درون خود حل می کردند، چون ایشان به رهبری اعتقاد داشتند. حرف شنوی خاتمی از رهبری اعتقادی بودحرف شنوی از طرف آقای خاتمی وجود داشت؟اعتقادی وجود داشت. اگر این اعتقاد آن زمان در چهره ای همانند آقای خاتمی باقی می ماند و بهانه های مختلف ایجاد نمی شد، گفت وگوی تمدن ها در دنیا شکل می گرفت و یک سازمان بین المللی می شد و رئیس این سازمان هم رئیس جمهور ایران بود. معتقدم الگوی اسلام متسامحی در دنیا شکل می گرفت که آقای خاتمی می توانست نقش بزرگی را در این کار داشته باشد. بسیاری از خشونت های داعشی به اعتقاد من می توانست شکل نگیرد. بسیاری از کشورهای عربی که در بهار عربی سقوط کردند دچار ترس نمی شدند. این گام های بزرگی بود. الگوی مهمی در دنیا ایجاد می کرد. در نگاه های تنگ داخلی هیچ دو شخصیتی در ایران از لحاظ مبانی نظری، ذهنی، فکری، روشنفکری و اعتقادی به هم نزدیک تر از آیت ا... خامنه ای و سیدمحمد خاتمی نیستند. رهبری و خاتمی اگر به هم برسند، ریزش های بسیاری رخ می دهدهمه تلاش ها برای این شد که این دو همفکر به هم نرسند. چون اگر به هم می رسیدند، ریزش زیادی در بین بدنه ها ایجاد می شد. این اتفاق مهمی است. اگر به جای رویارویی جریان حاکم و رویارویی اصلاحات سعی می کردیم تفکر آقای خاتمی و اسلامی که آقای خاتمی متناسب با دنیا می توانست ارائه دهد به هم نزدیک شود، ممکن بود نفوذ منطقه ای چند برابر را داشته باشیم.شما گفتید اعتماد آقای خاتمی به رهبری «بود». یعنی امروز این اعتماد وجود ندارد؟تعبیر من این است که آقای خاتمی و رهبری در طول هشت سال ریاست جمهوری کمترین اختلاف را بروز دادند. کمترین رویارویی بین آقای خاتمی و رهبری وجود داشت.یکی از اصول جبهه اصلاحات آزادی بیان و خودانتقادی است. درون جریان اصلاحات دیده می شود که برخی اذعان می کنند در جریان اصلاح طلب خودانتقادی وجود ندارد. به نظر شما درست است؟به جریان اصلاح طلبی هشت سال رادیو و تلویزیون هرگونه اتهامی را وصل می کند. حجم بد و بیراه و اهانت و تهمت بسیار است. اصلاحات درون جامعه رشد کرده نه با احزاببحث ما درون جبهه ای است نه جریان رقیب شما یا صدا و سیما و رسانه ها؛ انتقاداتی که برخی از دبیران احزاب اصلاح طلب به این جریان وارد می دانند و می گویند که توان و اجازه انتقاد را از ما گرفته اند. مثالش آقایان رهامی، کواکبیان، حق شناس، منتجب نیا و... . مثلا آقای رهامی می گوید به من در شورای عالی سیاستگذاری اجازه نمی دهند با آقایان مومن و یزدی دیدار کنم.رشد اصلاح طلبی در تاریخ متکی به احزاب خود نبوده است. جریانی است که در جامعه رشد کرده است.یعنی فردگرا نبود و یک فرد در این جریان حرف نمی زند که بعد از حرف او همه بگویند چشم؟خیر. تفکر اصلاحات چنین نیست و جمعی است.توسعه سیاسی یکی از اصولش توسعه احزاب است.احزاب وقتی است که کشور این را بپذیرد. امروزه قالب هایی به نام احزاب در کشور داریم، ولی آن به معنای احزابی نیست که در همه جای دنیا وجود دارد.به عنوان مثال آیا شورای عالی سیاستگذاری حزب اعتماد ملی را به عنوان حزب می شناسد؟می خواهم بگویم نگاه جریان اصلاح طلبی تفکری است که وارد جامعه شده است. همان رای جذب می کند. رای نظر بنده و حزب فلان نیست. جریان اصلاح طلب و اصولگرا یک صدم رای که ایجاد می شود توسط تشکیلات نیست. به همین دلیل من خود را متوقف در تشکیلات اصلاح طلب و اصولگرا نمی کنم و سعی دارم تفکر را در جامعه نفوذ دهم. اصلاح طلبان بدلی در شرایط امروز به خوبی رشد می کنندمن می خواهم بگویم عادلانه نیست در این شرایط جریان اصلاح طلب را چه در احزاب و چه درون جامعه همانند جریان مقابل بررسی کرد. چند سال است که امنیتی ترین شرایط را علیه اصلاح طلبی داریم. صحبت های من نظر خود من است. در شرایطی که این گونه فشار وجود دارد و این جریان حداقلی ایجاد شده، نمی توان با امکانات جریان اصولگرا مقایسه کرد.این موضوع اصلاح طلبی بدلی را رشد می دهد. وقتی اصلی ترین محور جریان اصلاح طلب جز دفتر و خانه خود جای دیگری نمی تواند برود. تصویر او و مطلب او ممنوع است. جامعه هم با یک تکرار می کنم آقای خاتمی شکل می گیرد. در چنین شرایطی اگر واقع بین باشیم، با این محدودیت ها نهایتا راه بسیار باز است که جریانات بدلی ایجاد شود، رهبران بدلی، احزاب بدلی، سخنگوهای بدلی و اختلافات بدلی. اینها همه دست به دست هم می دهد که اصلاحات را به زمین بزند.سخنگوهایی به نام اصلاح طلبی شکل می گیرد. حمایت ها و آتشی که بر فتنه اختلاف داخل جریان اصلاح طلبی دمیده می شود، همه دست به دست هم می دهد. اگر جریان اصلاح طلبی بخواهد به عنوان حزب مورد نقد قرار گیرد، باید امکان حضور و ارائه نظر وجود داشته باشد.در سال 92 شاهد بودیم که چهره ای اصلاح طلب به نام محمدرضا عارف و چهره ای اصولگرا به نام روحانی وجود داشت. اصلاح طلبان به جای حمایت از آقای عارف به آقای روحانی رسیدند.این نظر من نیست.چرا اصلاح طلبان در سال 92 از آقای عارف حمایت نکردند؟سال 92 هم کاندید کل جریان اصولگرا و پایداری آقای روحانی نبود. ائتلاف سال 92 بلوغ اصلاح طلبی بودچرا اصلاح طلبان بین آقای عارف و روحانی، به آقای روحانی رسیدند؟در آن شرایط سیاسی عمده ترین اتفاق بلوغی بود که در ائتلاف شکل گرفت. به این معنا که تمام جریان روبه روی اصلاح طلبی در قالب آقای قالیباف و آقای جلیلی فعالیت داشتند. آقای روحانی و آقای عارف دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند. هیچ تشکل اصولگرایی از آقای روحانی حمایت نکرد. دو کاندیدای اصلاح طلبان با هم رشد کردند و بزرگ ترین اتفاق این بود که اصلاح طلبی آنقدر قدرتمند رفتار کرد که با مدیریت آقای خاتمی یکی به نفع دیگری کنار رفت که رای بیاورد. در آن شرایط اصلاح طلبان می توانستند انتخابات را ببازند. در انتخابات 92 اصلاح طلبی در برابر اصولگرایی برد. عارف از لاریجانی اصلاح طلب تر استبین آقای عارف و آقای لاریجانی کدام را اصلاح طلب تر می دانید؟بین آقای لاریجانی و آقای عارف، قطعا آقای عارف را اصلاح طلب می دانم.بین آقای عارف و آقای روحانی کدام را اصلاح طلب تر می دانید؟بستگی به شرایط کشور و رای دارد. آن رای را مدیریت کردند.بین آقای جلیلی و آقای قالیباف کدام را انتخاب می کنید؟بین رای آقای عارف و آقای روحانی به این نتیجه رسیدیم که باید ائتلاف کنیم.با چه کسی ائتلاف کردید؟درون جریان اصلاحات ائتلاف شد. با ائتلاف سال 96 اصولگرایان رای قالیباف به رئیسی منتقل نشدآن روز شنیده شد که آقای عارف از نامه آقای خاتمی اعلام ناراحتی کردند و گفتند نامه رئیس جمهور اصلاحات استبدادی بود و از طرف آقای خاتمی به آقای عارف دیکته شد و ایشان با ناراحتی از انتخابات کناره گیری کردند.این بسیار تکرار شده است. اوج توسعه سیاسی بود که در این توسعه سیاسی یک فرد محوریت پیدا می ...

ادامه مطلب  

۴ طرح اصلاح طلبان برای «وحدت»/انشعاب هایی که به«بن بست» رسید  

درخواست حذف این مطلب
اصلاح طلبان در حالی فرمان آماده باش برای انتخابات های پیش رو را دریافت کرده اند که با ۴ طرح نتوانستند «وحدت» در جبهه اصلاحات را رقم بزنند.به گزارش عصرهامون و به نقل از مهر، اصلاح طلبان مشغول تدارک و بازسازی تشکیلاتی برای حضور در انتخابات های آینده هستند. چند روز پیش محسن هاشمی رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران و رئیس شورای شهر تهران در گفتگویی، آماده باش حضور اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات های آینده را اعلام کرد. با این وجود، آنطور که پیداست اصلاح طلبان هنوز نتوانسته اند به طرح دلخواه و نهایی خود دست پیدا کنند. انواع پارلمان اصلاحات، مجمع ملی اصلاح طلبان، شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان و این آخری، هسته سخت، از جمله طرح هایی هستند که اصلاح طلبان برای خود در نظر دارند. در ادامه به هر کدام از این طرح ها خواهیم پرداخت.طرح اول؛ «پارلمان اصلاحات» آذرماه سال گذشته بود که مصطفی کواکبیان در کنگره حزب اسلامی کار، از طرحی سخن گفت که به زعم او می توانست ایرادات شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را از میان بردارد. کواکبیان به عنوان دبیرکل حزب مردم سالاری نام این طرح را «پارلمان اصلاحات» گذارد. در حالی کواکبیان و حزب مردم سالاری خود را مبدع طرح پارلمان اصلاحات عنوان کردند که برخی دیگر نظیر حسین کمالی، این حزب را از چنین اقدامی برحذر می داشتند. کمالی با بیان اینکه کواکبیان و حزب مردم سالاری به طرح پارلمان اصلاحات به چشم طرحی ملی نگاه کنند اظهار داشت: خواهشی که از آقای کواکبیان دارم این است که این طرح(پارلمان اصلاحات) را به عنوان طرحی ملی ببینند و به شکلی نشود که گروهی این طرح را برای خود بدانند و بقیه هم به همین دلیل، با آن مخالفت کنند. بحث ها و اخبار پیرامون این طرح در رسانه ها مطرح بود تا اینکه بحث استعفای شهردار اصلاح طلب تهران در رسانه ها جای خود را باز کرد. استعفای نجفی در اسفندماه سال ۹۶ آنقدر عجیب و غیرمنتظره بود که همه تشکل های اصلاح طلب را به بحث درباره این استعفا و جانشینی نجفی سوق داد به طوری که طرح پارلمان اصلاحات به محاق نادیدگی کشیده شد. تنها خبری که به طور متناوب از چهره های اصلاح طلبی نظیر کمالی، کواکبیان یا دیگر اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شنیده می شد، این بود که طرح پارلمان اصلاحات به کمیته سیاسی شورای هماهنگی ارجاع داده شده و این کمیته مشغول بحث و بررسی درباره آن است. اصلاح طلبانِ عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، نظیر موسوی لاری، محمود میرلوحی، آذر منصوری، عبدالله ناصری، مرعشی در ابتدا به طور جد مخالف طرح پارلمان اصلاحات بودند. میرلوحی عضو حزب اتحاد ملت در این باره گفته بود: شکل گیری پارلمان اصلاحات در شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان منتفی شده و این شورا این پیشنهاد را رد کرده است. آذر منصوری هم درباره این طرح گفته بود: با وجود شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان و پیگیری هایی که در دستور کار این شورا برای آسیب شناسی و بهبود عملکرد در انتخابات آینده قرار گرفته، تشکیل نهادهای دیگر موجب سردرگمی افکار عمومی و تضعیف نهادهایی که نقش موثری در دو انتخابات قبل ایفا کنند خواهد شد. عبدالله ناصری هم گفته بود: نه در شورای مشورتی و نه در شورای عالی سیاست گذاری فضای پذیرش پارلمان اصلاحات حاکم نیست.کدام «پارلمان اصلاحات»؟ علاوه بر اینکه مخالفت های زیادی با طرح «پارلمان اصلاحات» صورت گرفت، بعد از مدتی مشخص شد فقط یک طرح مطرح نیست و تشابه اسمی وجود دارد. مثلا مصطفی کواکبیان به نمایندگی از حزب مردم سالاری درباره طرح پارلمان اصلاحات گفته بود: هم اکنون ٢٥ حزب داخل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستند، ٢٥ حزب اصلاح طلب هم خارج از شورای هماهنگی هستند و در نتیجه این ٥٠ حزب می توانند هر کدام ٣٠ عضو معرفی کنند و درنتیجه حداقل اعضای پارلمان اصلاحات یعنی ١٥٠٠ نفر تشکیل می شود. کواکبیان تصریح کرده بود: با این حال برای دستیابی به نصاب حداکثری پارلمان اصلاحات که همان ۴ هزار عضو باشد، ۲ هزار و ۵۰۰ عضو دیگر هم می توانند توسط احزاب مختلف معرفی شوند که در این راستا شاخص هایی تعیین شده که اگر حزبی این شاخص ها را داشته باشد، می توانند از حداکثر سهم خود استفاده کند. حسین کمالی به عنوان دبیرکل حزب اسلامی کار درباره پارلمان اصلاحات گفته است: باید همه مسائل پارلمان اصلاحات بررسی شود. پارلمان تولید مفاهیم مشترک، برنامه و مانیفست است اما احتمال دارد که شخص دیگری، وظایف دیگری برای پارلمان اصلاحات در نظر بگیرد. باید به تعریف و مفهوم مشترکی برای پارلمان اصلاحات برسیم. در کنار کواکبیان و کمالی، کرباسچی دبیرکل کارگزاران هم نظر حزب متبوعش درباره طرح پارلمان اصلاحات را اینگونه بیان کرده است: قرار است که پارلمان اصلاحات با مکانیزمی مشخص و با حضور ۲۹۰ نفر از نمایندگان ادوار در آینده ای نزدیک فعالیت خود را آغاز کند. همچنین قرار است به برخی شخصیت های اصلاح طلب مانند رئیس دولت اصلاحات و برخی اقشار از جمله صنعت گران و هنرمندان سهمیه ای جداگانه برای عضویت در این پارلمان تعلق بگیرد که مجموع تعداد اعضای را پس از تایید نهایی به حدود ۶۰۰ نفر خواهد رساند. محسن رهامی هم به نمایندگی از انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها درباره طرح تشکل متبوعش گفته است: در صورت اجرایی شدن که بهتر است به آن مجلس سنای اصلاح طلبان گفته شود از هر استان مثلاً دو نفر و از تهران هم ۲۰ تا ۳۰ تن از دبیران کل احزاب اصلاح طلب را شامل می شود که جمعاً حدود ۸۰ تا ۱۰۰ نفر خواهند شد، این عده دورهم جمع می شوند و مسائل عمده و کلان مربوط به انتخابات و امثال آن را موردبحث و تصمیم گیری قرار می دهند. وی تصریح کرد: طرحی تحت عنوان پارلمان اصلاحات را مطرح کرده ایم تا اشخاص توانمند و باسابقه اصلاح طلبی بتوانند وارد شوند. در این صورت ۴۰۰۰ نفر از درون احزاب می توانند حضور فعال داشته باشند. می خواهیم شورای هماهنگی مجری این طرح شود. حتی امیدواریم کاندیدای ریاست جمهوری هم از این طریق به مردم معرفی شود. بقیه احزاب و گروه های اصلاح طلب هم به طور جسته و گریخته مشغول طرح ریزی های خود برای پارلمان اصلاحات هستند که هنوز البته به جمع بندی خاصی در این زمینه نرسیده اند.طرح دوم؛ «مجمع ملی اصلاح طلبان» حزب کارگزاران سازندگی نیز مستقلاً طرحی برای اصلاح طلبان در حال تدوین دارد که محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی آن را «مجمع ملی اصلاح طلبان» عنوان کرد و گفت: به دلیل اینکه تشکیلات اصلاح طلبان اعم از «شورای هماهنگی»، «شورای عالی سیاستگذاری» و حتی برخی مجامع فردی باید هر چه بیشتر همسو و هماهنگ باشند و در بزنگاه های انتخاباتی صدای واحدی از اردوگاه اصلاح طلبان شنیده شود تصمیم بر این است بر اساس فکر جمعی و اجماع بزرگان اصلاحات همه این مجموعه ها در قالب مجمع ملی اصلاح طلبان یکپارچه شود. وی با بیان اینکه پیش نویس طرح مجمع ملی اصلاح طلبان تهیه شده است، تصریح کرد: پیش نویسی تهیه شده تا مجمع عالی اصلاح طلبان، چتر فراگیری برای همه افراد و گروه های اصلاح طلب باشد.تفاوت مجمع ملی اصلاح طلبان با پارلمان اصلاحات عطریانفر در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا مجمع ملی اصلاح طلبان با طرح پارلمان اصلاحات که از سوی «مصطفی کواکبیان» مطرح شد، تفاوت دارد، گفت: طرح مجمع ملی اصلاح طلبان فراتر، جامع تر و عمیق تر از آن چیزی است که اشاره می کنید. وی تصریح کرد: ممکن است کواکبیان طرحی را برای خود ارائه داده باشد اما آن چه مهم است، «مسما»ست نه «اسم ...

ادامه مطلب  

کواکبیان در گفتگوی تفصیلی با تسنیم: «لاریجانی» اگر در خیابان قدم بزند کسی او را نمی شناسد/ اصلاح طلبان در انتخابات نردبان «روحانی» شدند - اخب?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی یونس ترکچین، محمدعلی سافلی: یکشنبه 9 اردیبهشت مهمان مصطفی کواکبیان، عضو هیئت رئیسه فراکسیون امید و دبیرکل حزب مردم سالاری در دفتر کار او بودیم. همه کواکبیان را در مجلس با نطق های جنجالی و تذکراتش می شناسند اما در مصاحبه، از آن حرارت و شور پارلمان خبری نبود و با حوصله و منطق به سوالاتمان پاسخ داد.در یک ساعتی که با او در دفتر کارش ملاقات و گفت وگو کردیم، از زمان تشکیل مجلس دهم تا انتخابات ریاست جمهوری و گلایه هایش از شورای عالی سیاست گذاری پرسیدیم و وی با وجود مشغله کاری که داشت به همه سوالات پاسخ داد.متن زیر مشروح گفت وگوی تفصیلی خبرنگاران سیاسی تسنیم با مصطفی کواکبیان است که از منظرتان می گذرد:** از ابتدا هم اسم امید را برای فراکسیون قبول نداشتمتسنیم:با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، سوال را از اینجا شروع کنیم که چه شد در مجلس دهم به دنبال تشکیل فراکسیون امید رفتید، در حالی که برخی انتظار داشتند نام این فراکسیون،"اصلاح طلبان" باشد؟به نام خدا. اولاً ما اصلا اسم امید را از اول برای فراکسیون قبول نداشتیم و به دنبال فراکسیون اصلاح طلبان بودیم. همانطور که در مجلس هشتم ما (اصلاح طلبان) فراکسیون خط امام(ره) بودیم، لیست را در شورای سیاستگذاری که جزو هیئت رئیسه آن بودیم، تنظیم کردیم؛ لذا به طور طبیعی باید در فراکسیون اصلاح طلبان قرار می گرفتیم، ولی دوستان اصرار داشتند که کلمه و نام "امید" را بر روی فراکسیون بگذاریم. بنده هم از اول خیلی موافق این موضوع نبودم و الان هم موافق نیستم. اعتقاد دارم که باید موضع گیری خودمان به صورت شفاف مشخص شود. یا اصلاح طلب هستیم یا نیستیم، اگر هستیم، باید اصول خودمان را رعایت کنیم. برخی به بهانه این که می خواهیم سایر نمایندگان را جذب کنیم، گفتند کلمه امید را بر روی فراکسیون قرار دهیم تا نیروهای معتدل را هم داشته باشیم.اصلا اسم امید را از اول برای فراکسیون قبول نداشتیم، به دنبال فراکسیون اصلاح طلبان بودیم، همانطور که در مجلس هشتم ما فراکسیون خط امام(ره) بودیم.البته پس از ورود به مجلس برخی که به نام اصلاح طلبی وارد مجلس شده بودند، دنبال تشکیل فراکسیون دیگری رفتند و فراکسیون مستقلان را تشکیل دادند، هیچ وقت هم در جلسات ما شرکت نکردند. لذا من همیشه گفته ام از 158 نفری که در لیست ما بودند تنها 102 نفر به آقای عارف در بحث ریاست مجلس رای دادند.** مستقلان مجلس با اصولگراها بیشتر همراه هستندیک مشکل ساختار پارلمانی داریم که حزب را مبنا قرار نمی دهیم. لذا جناح مطرح می شود که این جناح با یکسری مباحث دیگر خلط می شود. این جمله بنده که گفتم "برخی با ما عکس سلفی گرفتند و زنبیل شان را در جای دیگر گذاشتند" این مسئله را نشان می دهد. هرچه در مجلس پیش رفتیم، دیدیم که پیش بینی ما دقیق تر است.بله الان در مجلس 3 جریان اصول گرایان، مستقلان و اصلاح طلبان داریم، اگر در موضوعی دو گروه با یکدیگر باشند؛حرف آنها پیش می رود. البته تجربه نشان داده جز در مقطع رای اعتماد به وزرا و برخی استیضاح ها، جریان مستقل در اختیار اصول گراها بوده و با آنها بیشتر هماهنگ تر بودند.ما در خانه احزاب که بنده 3 بار رئیس موقت آن بودم، سیستم 7+7+7 را راه انداختیم؛ 7 اصلاح طلب، 7 اصول گرا و 7 مستقل، بعداً دیدیم که این مستقلان با اصول گرایان همراه می شوند، لذا جریانی به عنوان مستقل در کشور نداریم.** بحثی برای ادامه شورای عالی اصلاح طلبان نداشتیمتسنیم:در بستن لیست امید مجلس دهم با آقای عارف تضادی نداشتید؟خیر، ما استثنائا پذیرفته بودیم که فقط برای مجلس موقتاً شورای سیاست گذاری تشکیل شود و گرنه هیچ بحثی نداشتیم که این نهضت ادامه داشته باشد! ما شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بودیم که آن هم ساز و کار خودش را دارد. البته این شورا طی دو یا سه سال تشکیل نشده است. این جبهه از سال 77 بعد از جریان خرداد 76 شکل گرفته و سابقه طولانی 20 ساله دارد. شورای سیاستگذاری در همین چند سال اخیر شکل گرفته است و ظاهرا برخی هم خوششان آمده و می گویند، این موضوع را ادامه دهیم. ولی ما بعد از انتخابات مجلس، در آن شرکت نکردیم و آن ساز و کار را خیلی قبول نداریم.اعتقاد داریم باید به ساز و کار شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بازگردیم.** دیگر در شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان شرکت نمی کنیم تسنیم:اگر دوباره بخواهند این شورا را تشکیل بدهند، شما در آن شرکت نمی کنید؟ آقای عارف پیش از سال جدید گفته بود اعضای جدید شورای سیاست گذاری مشخص می شوند و به کار خودش ادامه می دهد.خیر، ما در آن شرکت نمی کنیم. ما 7، 8 حزب مهم اصلاح طلب، اعلام کردیم که پس از انتخابات مجلس شورای سیاستگذاری باید "کات" شود. البته برخی دوست ندارند این اتفاق بیفتد.** کاظم جلالی با لیست امید وارد مجلس شد اما بعداً فراکسیون دار شدتسنیم:در دو سال اخیر در مجلس دیالوگ های شما با آقای لاریجانی مورد توجه قرار گرفته است، آیا بحث خاصی در این باره وجود دارد؟ و اینکه با خود آقای لاریجانی در این باره صحبتی کرده اید؟خط سیاسی بنده با آقای لاریجانی هم خوانی ندارد، مگر در برخی مواقع در جریان مستقلان که لاریجانی راهبری این جریان را بر عهده دارد. افرادی مثل کاظم جلالی که در لیست ما بودند، بعد در مجلس "فراکسیون دار" شدند. عملاً پشت پرده آن فراکسیون هم خود آقای لاریجانی است. بنده در نحوه اداره مجلس بحث دارم. برخی مواقع هیئت رئیسه در خود رئیس خلاصه می شود که این برای ما سنگین است. به طور مثال موضوعی را می بینید که صبح در مجلس در رابطه با آن جلسه غیرعلنی برگزار می شود و از هیئت رئیسه که پرسیده می شود موضوع چیست، آنها نیز اظهار بی اطلاعی می کنند. شاید هم یک زنگی به ما زده باشند اما تصمیم جلسه ای نبوده است، یا برعکس موضوعاتی در دستور کار قرار می گیرد که خیلی مهم نیست، تذکرات بنده بیشتر برای این است که رئیس به آئین نامه عمل کند.بنده در نحوه اداره مجلس بحث دارم، برخی مواقع هست که هیئت رئیسه خلاصه می شود در خود رئیس که این برای ما سنگین است، به طور مثال موضوعی را می بینید که صبح می آیید در مجلس در رابطه با آن جلسه غیرعلنی برگزار می شود و از هیئت رئیسه که پرسیده می شود موضوع چیست، آنها نیز اظهار بی اطلاعی می کنند.** لاریجانی اگر در خیابان قدم بزند فردی او را نمی شناسدیکی از موضوعاتی که آقای لاریجانی به من گفت، پروفسور کواکبیان بود که بنده این موضع را قبول نداشتم که مثلاً لایحه ای 34 ماده دولت به مجلس آورده و 144 ماده شده است و استدلال آقای لاریجانی این بود که شورای نگهبان ایراد می گیرد که ما موارد را خیلی زیادتر کردیم. ما گفتیم که شما چه حقی داشتید که به رهبری نامه نوشتید، ما قانون نوشتیم و اگر شورای نگهبان قبول نمی کرد به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده می شد، که به آقای لاریجانی برخورد و گفت باید با شما مشورت می کردم که البته باید با نمایندگان در این مورد مشورت می کرد.لاریجانی می گفت من به عنوان رئیس مجلس نامه نوشتم نه مجلس، آقای لاریجانی اگر رئیس مجلس نباشد اگر در خیابان قدم بزند شاید فردی او را نشناسد، الان به عنوان رئیس مجلس هست که مطرح هست و هر روز خبر یک صدا و سیما است. تسنیم:در یکی از نطق های میان دستور خود نیز گفتید که آقای لاریجانی سخنگوی مجلس است.در کشورهای اروپایی اینگونه است، یعنی رئیس سخنگوی نمایندگان است. البته در کشور ما این افراد خیلی رئیس هستند، نباید خیلی از مسائل مجلس را به دوش هیئت رئیسه مجلس گذاشت.تسنیم:در چند وقت اخیر انتقاداتی به فراکسیون امید و به شخص رئیس آن وارد می شود، حتی بعضی از اصلاح طلبان نیز از آقای عارف انتقاد می کنند و می گویند وی تماشاچی است. آیا اختلاف نظرهایی در فراکسیون وجود دارد؟بله از اول هم گفتم اختلافاتی وجود دارد، البته بنا ندارم ضعف هایی که درون فراکسیون وجود دارد خیلی رسانه ای شود چون باعث تضعیف فراکسیون می شود.** ضعف هایی در فراکسیون امید وجود داردتسنیم:پس قبول دارید ضعف هایی در بین امیدی ها وجود دارد؟حتماً ضعف هایی داریم، خیلی مسائل هست. به طور نمونه یک بار حداقل 27 مورد بود که ما می توانستیم بهتر عمل کنیم که متاسفانه به دلایل مختلف این بحث ها را نتوانستیم پیش ببریم، برخی از دوستان هم جسته و گریخته صحبت هایی می کنند و من می گویم کاملا حق دارند، اما نباید آنها را رسانه ای کرد، چون خیلی به مصلحت نیست.تسنیم: رابطه فراکسیون و نمایندگان لیست امید با آقای روحانی الان چگونه است؟ خیلی ها می گویند روحانی به اصلاح طلبان بهایی نمی دهد.اگر فردی روحانی را خوب نشناسد من چون همشهری او هستم او را خوب می شناسم. از سال 58 مسئولیت ستاد انتخاباتی او برای انتخابات مجلس اول را داشتم، روحانی اخلاقیاتی دارد، یکی از اخلاقیاتش این هست که به دنبال قدرت مستقر است، یعنی الان اگر لاریجانی رئیس نبود خیلی از جلسات را با او نمی گذاشت، چون الان او قدرت دارد فعلاً با او ارتباط برقرار می کند. ما در انتخابات احساس می کردیم آقای روحانی اگر رئیس جمهور نشود جریانی بدتر از او سرکار می آید.اگر فردی روحانی را خوب نشناسد من چون همشهری او هستم او را خوب می شناسم. از سال 58 مسئولیت ستاد انتخاباتی او برای انتخابات مجلس اول را داشتم، روحانی اخلاقیاتی دارد، یکی از اخلاقیاتش این هست که به دنبال قدرت مستقر است، یعنی الان اگر لاریجانی رئیس نبود خیلی از جلسات را با او نمی گذاشتتسنیم:برخی از نمایندگان اصلاح طلب از آقای واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور گلایه های دارند به طور نمونه برخی از این افراد معتقدند لابی گری آقای واعظی و حزب اعتدال و توسعه باعث شد که لاریجانی رئیس مجلس شود.آقای روحانی رئیس جمهور است، مگر متوجه نیست که چه کار دارد انجام می دهد؟ (با خنده). واقعیت این است که بعضی از دوستان کار تشکیلاتی و حزبی نکرده اند و فکر می کنند کار سیاسی شان فقط همین 2، 3 سال است که جولانی بدهند و کاری کنند و بعد هم ممکن است در قدرت نباشند و امروز باید از این قدرت استفاده کنند.** واعظی نه پیشینه حزبی دارد و نه کار تشکیلاتی کردهآقای واعظی هم یکی از آن افرادی است که به خوبی از این موقعیت سیاسی اش دارد استفاده می کند، ایشان نه پیشینه حزبی جدی دارد و نه کارتشکیلاتی کرده است، شاید بعدها گفتند که در حزب اعتدال و توسعه هم حضور داشته، اما امثال ما که شخصیت های سیاسی را می شناسیم معتقدیم که ایشان به هر حال رئیس دفتر رئیس جمهور است و تقریباً همه کاره دفتر ایشان است که ما برای وی آرزوی توفیق می کنیم! اما بنده اجمالاً می گویم که قدرت آقای واعظی 2 روزه نیست. بعد از دولت دوازدهم هم ایشان باید با افراد سیاسی، شخصیت های سیاسی ارتباطات خوبی داشته باشد.** محسن هاشمی سوابق اجرایی ممتدی در شهرداری دارد و دارای محبوبیت عمومی است تسنیم:در سال 84 که دوره آقای خاتمی هم تمام شده بود، شما گفتید که در دولت ایشان دولت سالاری به وجود آمد تا مردم سالاری، فکر می کنید در دولت آقای روحانی هم چنین اتفاقی افتاد و مردم سالاری محقق شد؟ زیرا خیلی در این دولت به مردم سالاری پرداخته شده، حتی حقوق شهروندی نیز نوشته و تدوین شد؛ فکر می کنید دولت دوازدهم در این زمینه تفاوتی با دولت های قبل دارد؟ زیرا خیلی ها می گویند که آقای روحانی اصلاح طلبان متصل شد تا رای آورد و شعارهای مهم اصلاح طلبان را مطرح کرد؟ یک موقعی شما دولت آقای روحانی را با دولت آقای احمدی نژاد مقایسه می کنید که باید بگویم اینها اصلا با هم قابل مقایسه نیست، لذا فضایی که در آن قرار داریم امروز خیلی نعمت است، اما در موقعیتی دولت روحانی را با دولت خاتمی مقایسه می کنید، ما می گوییم که خیلی از جنبه های دولت آقای خاتمی در دولت آقای روحانی نیست و این واقعیتی است که باید بپذیریم.بنده آن زمان که گفتم دولت خاتمی دولت سالار است بحث هایی بود که پیرامون شورای اول و انحلال آن از سوی وزارت کشور مطرح شده بود و در آن زمان اوضاع خیلی حاد بود. وزارت کشور دولت آقای خاتمی، شورای شهر اول را منحل کرد، در آن زمان این موضوع برای بنده مسئله بود، سوال مان این بود که چرا شورای شهر را منحل می کنید؟! اصلا اگر اختلافی هم داشتند هنر شما این بود که آن را مدیریت و حل می کردید، لذا در این موضوع گفتند که بیشتر دولت آقای خاتمی جنبه دولت سالاری تا مردم سالاری دارد و این مسئله پررنگ شد.الان هم واقعاً اوضاع همینگونه است، بنده هیچ قرابت ویژه ای با آقای محسن هاشمی رفسنجانی ندارم، اما بارها گفته ام که وقت را برای انتخاب شهردار تهران نباید در شورای شهر تلف کنند؛ دوستان اصلاح طلب ما باید در شورای شهر تهران از موقعیت شورای شهر استفاده کنند، بالاخره محسن هاشمی سوابق اجرایی ممتدی در شهرداری تهران دارد و دارای محبوبیت عمومی است و در رای مردم نیز مشخص شد که او در نزد آنها جایگاه دارد؛ اما قرار نیست که همه حرف ما را گوش دهند و کار خودشان را می کنند.محسن هاشمی سوابق اجرایی ممتدی در شهرداری تهران دارد و دارای محبوبیت عمومی است و در رای مردم نیز مشخص شد که او در نزد آنها چه جایگاهی دارد.البته بنده از آقای هاشمی رفسنجانی نشنیده ام که میثاق نامه اصلاح طلبان را امضا کرده باشد.بنابراین این هم مانند همان بحثی است که در موضوع دولت آقای خاتمی گفتم و مسئله دولت سالاری آقای خاتمی را در موضع بحث انحلال شورای شهر تهران در دوره اول مطرح کردم. در آن شرایط آقای موسوی لاری وزیر کشور بود و شورای اول را منحل کرد که بنده خیلی در آن زمان ناراحت شدم، لذا گفتیم که این مردم سالاری نیست و دولت سالاری است.** نشنیده ام که محسن هاشمی میثاق نامه اصلاح طلبی را امضا کرده باشدتسنیم:به نظر می رسد که خودِ اعضای شورای شهر تهران و اکثریت اصلاح طلبان هم به شهردار شدن آقای محسن هاشمی رفسنجانی معتقدند، برخی از اصولگرایان هم به توانمندی ایشان اعتقاد دارند و معتقدند که او در اداره شهر تهران توانمند است اما این روزها بحث میثاق نامه اصلاح طلبان را به میان می آورند. به نظر شما مطرح کردن میثاق نامه شورای سیاست گذاری و عدم نقض آن در مورد یک نفر چقدر درست است؟ البته بنده از آقای هاشمی رفسنجانی نشنیده ام که میثاق نامه اصلاح طلبان را امضا کرده باشد، شاید دیگران آن را امضا کردند. در آن زمان بحثی مطرح بود مبنی بر این که افرادی در شورای شهر بیایند که فقط قصدشان خدمت و کار در شورای شهر باشد و نخواهند شهردار و رئیس جمهور شده و یا منصب دیگری بگیرند، اما چه کسی پیش بینی می کرد که شهردار بودن آقای نجفی به این وضع دچار و این مسائل ایجاد شود، به هر حال شرایط تفاوت کرده است.لذا فلسفه اولیه میثاق نامه اگرهم درست بوده، چنین فلسفه ای داشته است. الان شرایط متفاوت است، بنابراین حرف هایی مطرح می کنند و می گویند که ممکن است نفر بیست ودوم و عضو علی البدل به شورا بیاید، این چه اشکالی دارد؟! مگر ما شهرداری و شورای شهر شیشه ای نمی خواهیم؟ یک نفر می خواهد چه اطلاعات محرمانه ای پیدا کند؟ می گویند اصولگرایان نباید باشند، این حرفها اصلاً مبنایی و منطقی نیست. ما در مجلس حدود 100 نفر هستیم، مگر چه کار می توانیم انجام دهیم، در شرایطی که اکثریت نداریم نمی توانیم کاری بکنیم؛ یک ن ...

ادامه مطلب  

«لاریجانی» اگر در خیابان قدم بزند کسی او را نمی شناسد/ اصلاح طلبان در انتخابات نردبان «روحانی» شدند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، روز گذشته یکشنبه 9 اردیبهشت مهمان مصطفی کواکبیان عضو هیئت رئیسه فراکسیون امید و دبیرکل حزب مردم سالاری در دفتر کار او بودیم. همه کواکبیان را در مجلس با نطق های جنجالی و تذکراتش می شناسند اما در مصاحبه، از آن حرارت و شور پارلمان خبری نبود و با حوصله و منطق به سوالاتمان پاسخ داد.در یک ساعتی که با او در دفتر کارش ملاقات و گفت وگو کردیم، از زمان تشکیل مجلس دهم تا انتخابات ریاست جمهوری و گلایه هایش از شورای عالی سیاست گذاری پرسیدیم و وی با وجود مشغله کاری که داشت به همه سوالات پاسخ داد.بیشتر بخوانید:متن زیر مشروح گفت وگوی تفصیلی با مصطفی کواکبیان است که از منظرتان می گذرد:** از ابتدا هم اسم امید را برای فراکسیون قبول نداشتمبا تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، سوال را از اینجا شروع کنیم که چه شد در مجلس دهم به دنبال تشکیل فراکسیون امید رفتید، در حالی که برخی انتظار داشتند نام این فراکسیون،"اصلاح طلبان" باشد؟به نام خدا. اولاً ما اصلا اسم امید را از اول برای فراکسیون قبول نداشتیم و به دنبال فراکسیون اصلاح طلبان بودیم. همانطور که در مجلس هشتم ما (اصلاح طلبان) فراکسیون خط امام(ره) بودیم، لیست را در شورای سیاستگذاری که جزو هیئت رئیسه آن بودیم، تنظیم کردیم؛ لذا به طور طبیعی باید در فراکسیون اصلاح طلبان قرار می گرفتیم، ولی دوستان اصرار داشتند که کلمه و نام "امید" را بر روی فراکسیون بگذاریم. بنده هم از اول خیلی موافق این موضوع نبودم و الان هم موافق نیستم. اعتقاد دارم که باید موضع گیری خودمان به صورت شفاف مشخص شود. یا اصلاح طلب هستیم یا نیستیم، اگر هستیم، باید اصول خودمان را رعایت کنیم. برخی به بهانه این که می خواهیم سایر نمایندگان را جذب کنیم، گفتند کلمه امید را بر روی فراکسیون قرار دهیم تا نیروهای معتدل را هم داشته باشیم.البته پس از ورود به مجلس برخی که به نام اصلاح طلبی وارد مجلس شده بودند، دنبال تشکیل فراکسیون دیگری رفتند و فراکسیون مستقلان را تشکیل دادند، هیچ وقت هم در جلسات ما شرکت نکردند. لذا من همیشه گفته ام از 158 نفری که در لیست ما بودند تنها 102 نفر به آقای عارف در بحث ریاست مجلس رای دادند.** مستقلان مجلس با اصولگراها بیشتر همراه هستندیک مشکل ساختار پارلمانی داریم که حزب را مبنا قرار نمی دهیم. لذا جناح مطرح می شود که این جناح با یکسری مباحث دیگر خلط می شود. این جمله بنده که گفتم "برخی با ما عکس سلفی گرفتند و زنبیل شان را در جای دیگر گذاشتند" این مسئله را نشان می دهد. هرچه در مجلس پیش رفتیم، دیدیم که پیش بینی ما دقیق تر است.بله الان در مجلس 3 جریان اصول گرایان، مستقلان و اصلاح طلبان داریم، اگر در موضوعی دو گروه با یکدیگر باشند؛حرف آنها پیش می رود. البته تجربه نشان داده جز در مقطع رای اعتماد به وزرا و برخی استیضاح ها، جریان مستقل در اختیار اصول گراها بوده و با آنها بیشتر هماهنگ تر بودند.ما در خانه احزاب که بنده 3 بار رئیس موقت آن بودم؛ سیستم 7+7+7 را راه انداختیم، 7 اصلاح طلب، 7 اصول گرا و 7 مستقل بودند. بعداً دیدیم که این مستقلان با اصولگرایان همراه می شوند، جریانی به عنوان مستقل در کشور ما نداریم.** بحثی برای ادامه شورای عالی اصلاح طلبان نداشتیمدر بستن لیست امید مجلس دهم با آقای عارف تضادی نداشتید؟خیر، ما استثنائا پذیرفته بودیم که فقط برای مجلس موقتاً شورای سیاستگذاری تشکیل شود وگرنه هیچ بحثی نداشتیم که این نهضت ادامه داشته باشد! ما شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بودیم که آن هم ساز و کار خودش را دارد. البته این شورا طی دو یا سه سال تشکیل نشده است، این جبهه از سال 77 بعد از جریان خرداد 76 شکل گرفته است و سابقه طولانی 20 ساله دارد و شورای سیاستگذاری در همین چند سال اخیر شکل گرفته است و ظاهرا برخی هم خوششان آمده و می گویند این موضوع را ادامه بدهیم، ولی ما بعد از انتخابات مجلس در آن شرکت نکردیم و خیلی آن ساز و کار را قبول نداریم و اعتقاد داریم باید به ساز و کار شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بازگردیم.** دیگر در شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان شرکت نمی کنیماگر دوباره بخواهند این شورا را تشکیل بدهند شما در آن شرکت نمی کنید؟ آقای عارف پیش از سال جدید گفته بود اعضای جدید شورای سیاست گذاری مشخص می شوند و به کار خودش ادامه می دهد.خیر، ما در آن شرکت نمی کنیم. ما 7، 8 حزب مهم اصلاح طلب اعلام کردیم که پس از انتخابات مجلس شورای سیاستگذاری باید کات شود. البته برخی دوست ندارند این اتفاق بیفتد.** کاظم جلالی با لیست امید وارد مجلس شد اما بعداً فراکسیون دار شددر دو سال اخیر در مجلس دیالوگ های شما با آقای لاریجانی مورد توجه قرار گرفته است، آیا بحث خاصی در این باره وجود دارد؟ و این که با خود آقای لاریجانی در این باره صحبتی کرده اید؟خط سیاسی بنده با آقای لاریجانی هم خوانی ندارد مگر در برخی مواقع در جریان مستقلان که لاریجانی راهبری این جریان را بر عهده دارد. افرادی مثل کاظم جلالی که در لیست ما بودند، بعد در مجلس فراکسیون دار شدند، عملاً پشت پرده آن فراکسیون هم خود آقای لاریجانی است. بنده در نحوه اداره مجلس بحث دارم، برخی مواقع هست که هیئت رئیسه خلاصه می شود در خود رئیس که این برای ما سنگین است، به طور مثال موضوعی را می بینید که صبح می آیید در مجلس در رابطه با آن جلسه غیرعلنی برگزار می شود و از هیئت رئیسه که پرسیده می شود موضوع چیست، آنها نیز اظهار بی اطلاعی می کنند. شاید هم یک زنگی به ما زده باشند اما تصمیم جلسه ای نبوده است، یا برعکس موضوعاتی در دستور کار قرار می گیرد که خیلی مهم نیست، تذکرات بنده بیشتر برای این است که رئیس به آئین نامه عمل کند.** لاریجانی اگر در خیابان قدم بزند فردی او را نمی شناسدیکی از موضوعاتی که آقای لاریجانی به من گفت، پروفسور کواکبیان بود که بنده این موضع را قبول نداشتم که مثلاً لایحه ای 34 ماده دولت به مجلس آورده و 144 ماده شده است و استدلال آقای لاریجانی این بود که شورای نگهبان ایراد می گیرد که ما موارد را خیلی زیادتر کردیم. ما گفتیم که شما چه حقی داشتید که به رهبری نامه نوشتید، ما قانون نوشتیم و اگر شورای نگهبان قبول نمی کرد به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده می شد، که به آقای لاریجانی برخورد و گفت باید با شما مشورت می کردم که البته باید با نمایندگان در این مورد مشورت می کرد.لاریجانی می گفت من به عنوان رئیس مجلس نامه نوشتم نه مجلس، آقای لاریجانی اگر رئیس مجلس نباشد اگر در خیابان قدم بزند شاید فردی او را نشناسد، الان به عنوان رئیس مجلس هست که مطرح هست و هر روز خبر یک صدا و سیما است.در یکی از نطق های میان دستور خود نیز گفتید که آقای لاریجانی سخنگوی مجلس است.در کشورهای اروپایی اینگونه است، یعنی رئیس سخنگوی نمایندگان است. البته در کشور ما این افراد خیلی رئیس هستند، نباید خیلی از مسائل مجلس را به دوش هیئت رئیسه مجلس گذاشت.در چند وقت اخیر انتقاداتی به فراکسیون امید و به شخص رئیس آن وارد می شود، حتی بعضی از اصلاح طلبان نیز از آقای عارف انتقاد می کنند و می گویند وی تماشاچی است. آیا اختلاف نظرهایی در فراکسیون وجود دارد؟بله از اول هم گفتم اختلافاتی وجود دارد، البته بنا ندارم ضعف هایی که درون فراکسیون وجود دارد خیلی رسانه ای شود چون باعث تضعیف فراکسیون می شود.** ضعف هایی در فراکسیون امید وجود داردپس قبول دارید ضعف هایی در بین امیدی ها وجود دارد؟حتماً ضعف هایی داریم، خیلی مسائل هست. به طور نمونه یک بار حداقل 27 مورد بود که ما می توانستیم بهتر عمل کنیم که متاسفانه به دلایل مختلف این بحث ها را نتوانستیم پیش ببریم، برخی از دوستان هم جسته و گریخته صحبت هایی می کنند و من می گویم کاملا حق دارند، اما نباید آنها را رسانه ای کرد، چون خیلی به مصلحت نیست.رابطه فراکسیون و نمایندگان لیست امید با آقای روحانی الان چگونه است؟ خیلی ها می گویند روحانی به اصلاح طلبان بهایی نمی دهد.اگر فردی روحانی را خوب نشناسد من چون همشهری او هستم او را خوب می شناسم. از سال 58 مسئولیت ستاد انتخاباتی او برای انتخابات مجلس اول را داشتم، روحانی اخلاقیاتی دارد، یکی از اخلاقیاتش این هست که به دنبال قدرت مستقر است، یعنی الان اگر لاریجانی رئیس نبود خیلی از جلسات را با او نمی گذاشت، چون الان او قدرت دارد فعلاً با او ارتباط برقرار می کند. ما در انتخابات احساس می کردیم آقای روحانی اگر رئیس جمهور نشود جریانی بدتر از او سرکار می آید.برخی از نمایندگان اصلاح طلب از آقای واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور گلایه های دارند به طور نمونه برخی از این افراد معتقدند لابی گری آقای واعظی و حزب اعتدال و توسعه باعث شد که لاریجانی رئیس مجلس شود.آقای روحانی رئیس جمهور است، مگر متوجه نیست که چه کار دارد انجام می دهد؟ (با خنده). واقعیت این است که بعضی از دوستان کار تشکیلاتی و حزبی نکرده اند و فکر می کنند کار سیاسی شان فقط همین 2، 3 سال است که جولانی بدهند و کاری کنند و بعد هم ممکن است در قدرت نباشند و امروز باید از این قدرت استفاده کنند.** واعظی نه پیشینه حزبی دارد و نه کار تشکیلاتی کردهآقای واعظی هم یکی از آن افرادی است که به خوبی از این موقعیت سیاسی اش دارد استفاده می کند، ایشان نه پیشینه حزبی جدی دارد و نه کارتشکیلاتی کرده است، شاید بعدها گفتند که در حزب اعتدال و توسعه هم حضور داشته، اما امثال ما که شخصیت های سیاسی را می شناسیم معتقدیم که ایشان به هر حال رئیس دفتر رئیس جمهور است و تقریباً همه کاره دفتر ایشان است که ما برای وی آرزوی توفیق می کنیم! اما بنده اجمالاً می گویم که قدرت آقای واعظی 2 روزه نیست. بعد از دولت دوازدهم هم ایشان باید با افراد سیاسی، شخصیت های سیاسی ارتباطات خوبی داشته باشد.** محسن هاشمی سوابق اجرایی ممتدی در شهرداری دارد و دارای محبوبیت عمومی استدر سال 84 که دوره آقای خاتمی هم تمام شده بود، شما گفتید که در دولت ایشان دولت سالاری به وجود آمد تا مردم سالاری، فکر می کنید در دولت آقای روحانی هم چنین اتفاقی افتاد و مردم سالاری محقق شد؟ زیرا خیلی در این دولت به مردم سالاری پرداخته شده، حتی حقوق شهروندی نیز نوشته و تدوین شد؛ فکر می کنید دولت دوازدهم در این زمینه تفاوتی با دولت های قبل دارد؟ زیرا خیلی ها می گویند که آقای روحانی اصلاح طلبان متصل شد تا رای آورد و شعارهای مهم اصلاح طلبان را مطرح کرد؟ یک موقعی شما دولت آقای روحانی را با دولت آقای احمدی نژاد مقایسه می کنید که باید بگویم اینها اصلا با هم قابل مقایسه نیست، لذا فضایی که در آن قرار داریم امروز خیلی نعمت است، اما در موقعیتی دولت روحانی را با دولت خاتمی مقایسه می کنید، ما می گوییم که خیلی از جنبه های دولت آقای خاتمی در دولت آقای روحانی نیست و این واقعیتی است که باید بپذیریم.بنده آن زمان که گفتم دولت خاتمی دولت سالار است بحث هایی بود که پیرامون شورای اول و انحلال آن از سوی وزارت کشور مطرح شده بود و در آن زمان اوضاع خیلی حاد بود. وزارت کشور دولت آقای خاتمی، شورای شهر اول را منحل کرد، در آن زمان این موضوع برای بنده مسئله بود، سوال مان این بود که چرا شورای شهر را منحل می کنید؟! اصلا اگر اختلافی هم داشتند هنر شما این بود که آن را مدیریت و حل می کردید، لذا در این موضوع گفتند که بیشتر دولت آقای خاتمی جنبه دولت سالاری تا مردم سالاری دارد و این مسئله پررنگ شد.الان هم واقعاً اوضاع همینگونه است، بنده هیچ قرابت ویژه ای با آقای محسن هاشمی رفسنجانی ندارم، اما بارها گفته ام که وقت را برای انتخاب شهردار تهران نباید در شورای شهر تلف کنند؛ دوستان اصلاح طلب ما باید در شورای شهر تهران از موقعیت شورای شهر استفاده کنند، بالاخره محسن هاشمی سوابق اجرایی ممتدی در شهرداری تهران دارد و دارای محبوبیت عمومی است و در رای مردم نیز مشخص شد که او در نزد آنها جایگاه دارد؛ اما قرار نیست که همه حرف ما را گوش دهند و کار خودشان را می کنند.بنابراین این هم مانند همان بحثی است که در موضوع دولت آقای خاتمی گفتم و مسئله دولت سالاری آقای خاتمی را در موضع بحث انحلال شورای شهر تهران در دوره اول مطرح کردم. در آن شرایط آقای موسوی لاری وزیر کشور بود و شورای اول را منحل کرد که بنده خیلی در آن زمان ناراحت شدم، لذا گفتیم که این مردم سالاری نیست و دولت سالاری است.** نشنیده ام که محسن هاشمی میثاق نامه اصلاح طلبی را امضا کرده باشدبه نظر می رسد که خودِ اعضای شورای شهر تهران و اکثریت اصلاح طلبان هم به شهردار شدن آقای محسن هاشمی رفسنجانی معتقدند، برخی از اصولگرایان هم به توانمندی ایشان اعتقاد دارند و معتقدند که او در اداره شهر تهران توانمند است اما این روزها بحث میثاق نامه اصلاح طلبان را به میان می آورند. به نظر شما مطرح کردن میثاق نامه شورای سیاست گذاری و عدم نقض آن در مورد یک نفر چقدر درست است؟ البته بنده از آقای هاشمی رفسنجانی نشنیده ام که میثاق نامه اصلاح طلبان را امضا کرده باشد، شاید دیگران آن را امضا کردند. در آن زمان بحثی مطرح بود مبنی بر این که افرادی در شورای شهر بیایند که فقط قصدشان خدمت و کار در شورای شهر باشد و نخواهند شهردار و رئیس جمهور شده و یا منصب دیگری بگیرند، اما چه کسی پیش بینی می کرد که شهردار بودن آقای نجفی به این وضع دچار و این مسائل ایجاد شود، به هر حال شرایط تفاوت کرده است.لذا فلسفه اولیه میثاق نامه اگرهم درست بوده، چنین فلسفه ای داشته است. الان شرایط متفاوت است، بنابراین حرف هایی مطرح می کنند و می گویند که ممکن است نفر بیست ودوم و عضو علی البدل به شورا بیاید، این چه اشکالی دارد؟! مگر ما شهرداری و شورای شهر شیشه ای نمی خواهیم؟ یک نفر می خواهد چه اطلاعات محرمانه ای پیدا کند؟ می گویند اصولگرایان نباید باشند، این حرفها اصلاً مبنایی و منطقی نیست. ما در مجلس حدود 100 نفر هستیم، مگر چه کار می توانیم انجام دهیم، در شرایطی که اکثریت نداریم نمی توانیم کاری بکنیم؛ یک نفر در بین 21 نفر کاری نمی تواند بکند.واقعیت این است که احتمال می دهم که مقداری برای ...

ادامه مطلب  

ارتباط اصلاح طلبان و دولت پس از انتخابات 96  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه اعتماد: انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در حالی برگزار شد که اصلاح طلبان برای بار دوم از حسن روحانی حمایت کردند. حمایت از حسن روحانی با توجه به ویژگی های امروز عرصه سیاست، مهم ترین دلیل برای چنین تصمیمی بود. آنها در عین انجام این حمایت بارها گفتند که ارتباط شان با دولت تنها مبتنی بر حمایت نبوده و نقد و نظرشان را با دولت در میان خواهند گذاشت. با این حال امروز این پرسش پیش می آید که بهترین و مطلوب ترین شکل ارتباط جریان اصلاح طلب از دولت چیست؟ عبدالله ناصری، فعال سیاسی اصلاح طلب معتقد است که «اصلاح طلبان از ابتدای روی کار آمدن آقای روحانی چه به صورت فردی و چه با احزاب ارتباط شان را با دولت داشته اند. هر گاه هم نقطه نظری داشته اند، به طور مستقیم با آقایان روحانی، جهانگیری و تعدادی از وزرا مطرح کرده اند. همچنین این ارتباط از طریق احزاب نیز تا به حال صورت گرفته است.» این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین بیان می کند که «روحانی ضمن اینکه گفتمان اصلاح طلبی اش را حفظ کرده است، به اصلاح طلبان و حتی بخش های مختلف حاکمیت نشان داده که مستقل است و فراجناحی عمل می کند.»تعامل و ارتباط اصلاح طلبان و دولت به نظر شما باید چگونه باشد؟اصلاح طلبان در سال ٩٢ با علم به اینکه یک نامزد غیر اصلاح طلب را حمایت می کنند، پا به عرصه انتخابات و حمایت از آقای روحانی گذاشتند. دولت اول آقای روحانی دستاورد بزرگی به نام برجام داشت و از این حیث موفق تلقی می شد. اگرچه همان زمان هم اصلاح طلبان نمره ٢٠ به آقای روحانی نمی دادند ولی نمره قابل قبولی می دادند. از همین رو نیز در دوره دوم کاندیداتوری آقای روحانی از او حمایت کردند و بر همین اساس سازمان رایی که ٢٩ اردیبهشت ماه برای آقای روحانی شکل گرفت نتیجه کار سازمانی اصلاح طلبان و جامعه مدنی بود که پشت سر آقای روحانی آمد و انتظاراتی منطبق و مطابق با شعارهای آقای روحانی داشت. درست است که اصلاح طلبان کار تشکیلاتی کردند و این تشکیلات اصلاح طلبان بود که جامعه را وارد رقابت کرد اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از جامعه مدنی بدون وابستگی به جریان های سیاسی و به اعتبار شعارها و گفتمان های آقای روحانی به او رای دادند. وقتی فهمیدند که نامزد رقیب او با یک پشتوانه تشکیلاتی متصل به برخی کانون های قدرت به میدان رقابت می آید بنابراین از ترس عدم تکرار اشتباهات دولت در پیش از سال ٩٢ به آقای روحانی رای دادند و طبیعتا انتظاراتی هم از او دارند. اصلاح طلبان کماکان حامی آقای روحانی هستند. محدودیت های آقای روحانی را هم می دانند و نبود فضا برای تحقق بعضی از شعارها و وعده های انتخاباتی را هم می دانند. با همه این اوصاف این انتقاد را به دولت و آقای روحانی دارند که باید از حال انفعال در بیاید. تلقی ای که در جامعه ایجاد شده که او در دولت دوم خود منفعل تر است، الزاما تلقی درستی هم نیست. با این حال آقای روحانی باید تلاش کند تا با مردم سخن بگوید تا این رفع ابهام برای جامعه صورت بگیرد و دولت باید این تلقی را از بین ببرد. اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت می کنند چون شرایط کشور بسیار حساس است. به علاوه اینکه اصلاح طلبان ذهن جامعه را باید متمرکز بر انتخابات ٩٨ مجلس شورای اسلامی کنند. گاهی رسانه ها بحث انتخابات ١٤٠٠ را مطرح می کنند که خیلی زود است و باید توجه به سمت انتخابات ٩٨ برود. بخشی از نتیجه انتخابات ٩٨ نیز وابسته به کار آقای روحانی و دستاوردهای دولت خواهد بود. شرایط اقتصادی جامعه سخت است و شرایط بین المللی نیز نسبت به دولت اول سخت تر شده است. مردم و اصلاح طلبان با توجه به واقعیت موجود، از آقای روحانی حمایت خود را ادامه خواهند داد.در انتخاب کابینه دولت های یازدهم و دوازدهم ارتباط اصلاح طلبان و دولت چقدر نقش داشت؟اصلاح طلبان در هر دو دوره فقط توصیه های مشورتی به آقای روحانی داشتند و مطالبه شان از او این بود که نیروهای کارآمد و با تجربه را ب ...

ادامه مطلب  

جلسات کاری، معایب، چالش ها و راهکارهایی برای بهبود آن ها  

درخواست حذف این مطلب
جلسات کاری در طول نیم قرن گذشته افزایش قابل توجهی در شرکت ها داشته اند و بهره گیری حداکثری از این گردهم آیی ها، چالش حیاتی مدیران شده است.جلسات کاری همواره مورد انتقاد و دلیلی برای طنزپردازی کارمندان بوده اند. این جلسات در صورت عدم مدیریت صحیح می توانند تأثیر مخربی روی تیم و سازمان داشته باشند. مجله ی کسب وکار هاروارد در مقاله ای به تشریح مفصل این پدیده، تأثیرات آن روی شرکت ها و راهکارهایی برای حل چالش آن ها پرداخته است. این تحقیق با مصاحبه با مدیران شرکت های بزرگ جهان در زمینه های گوناگون از فناوری تا صنعت دارو و شرکت های مشاوره ای انجام شده و نتیجه ی اولیه این است که اکثر مدیران، از تعدد جلسات کاری در طول هفته ابراز نارضایتی کرده اند.خستگی از جلسات کاری ارتباطی به نوع آن ها ندارد. جلسات حضوری یا ویدیو کنفرانس، سنتی یا مدرن و رسمی یا غیر رسمی، همگی تأثیری مشابه روی مدیران و کارمندان دارند. برخی مدیران حجم بالای جلسات را مانند خفه شدن زیر آب توصیف کرده اند و برخی دیگر از شرایط دشوار کنترل عصبانیت در خلال گفتگوهای متعدد گفته اند.مقاله های مرتبط:نتایج یک گزارش آماری نشان می دهد که جلسات کاری از لحاظ زمان و تعدد در نیم قرن گذشته افزایشی بیش از دو برابر داشته اند. این جلسات در دهه ی ۱۹۷۰ تا ۱۰ ساعت از زمان مدیران را درهفته به خود اختصاص می دادند. این در حالی است که این عدد اکنون به ۲۳ ساعت در هفته رسیده است. علاوه بر آن، این آمار شامل جلسه های قریب الوقوع که در برنامه ریزی شرکت ثبت نشده اند، نمی شود.تاکنون مقالات متعددی در مورد این چالش بزرگ مدیریتی و راهکارهای آن نوشته شده است؛ اما عموم راهکارهای ارائه شده کلی و ناملموس هستند: دستور جلسه ی روشن و مشخص داشته باشید، جلسات ایستاده برگزار کنید، فردی را جایگزین خود قرار بدهید و راهکارهایی از این دست که عموما قابل اجرا نیستند. نتایج تحقیق hbrنشان می دهد که رسیدن به نتیجه ی کاربردی، نیاز به ایجاد تغییرات سیستماتیک دارد. این تغییرات نیز باید به سرعت و با جدیت انجام شوند؛ چرا که جلسات کاری، نحوه ی همکاری افراد و انجام وظایف توسط آن ها را تحت تأثیر قرار می دهند.مدیران باوجود اطلاع از خسارت های جلسات، به برگزاری آن ها اصرار دارندنکته ی مهم این که تغییر نگرش و رفتار نسبت به جلسات کاری به ندرت به ذهن مدیران خطور می کند. به بیان دیگر آن ها با دانستن خسارت های واردشده به خاطر این جلسات، باز هم به برگزاری آن ها علاقه مند هستند. نکته ی جالبی که در تحقیقات هاروارد مشخص شد این بود که عموم مدیرانِ شاکی از جلسات کاری، باز هم برگزاری آن ها را مفید می دانند. آن ها معتقدند این جلسات پدیده های مضر ولی ضروری هستند. در یکی از مصاحبه های این تحقیق، مدیر یک شرکت داروسازی برگزاری جلسات را موجب همکاری بیشتر افراد می دانست و بر این عقیده بود که جایگزین مناسبی برای آن ها وجود ندارد.قطعا جلسات کاری برای افزایش همکاری مفید هستند. این زمان ها خلاقیت و نوآوری را نیز در سازمان جاری می کنند. علاوه بر آن، جلسه ی کاری باعث بهبود روابط می شود و تبادل اطلاعات را نیز سرعت می بخشد. در نهایت آن ها مزایای قابل لمسی دارند. سؤال اصلی این است که باوجود ناراحتی ها از جلسات مکرر سازمانی، چرا برخی مدیران از آن ها دفاع می کنند؟پاسخ ساده است. مدیران تمایل دارند سربازانی خوب و فداکار برای سازمان باشند. آن ها با تصور این که بهترین کار را برای سازمان انجام می دهند، از زمان و سلامتی خود می گذرند تا جلسات بیشتری برگزار شود. آن ها متوجه هزینه های این فداکاری برای سازمان نمی شوند و اهمیت بیش از حدی برای بهره وری، تمرکز و انگیزه ی ایجادشده در نتیجه ی جلسات قائل هستند.نکته ی قابل توجه این است که زمان، دارایی باارزش به هدر رفته در جلسات بیش از حد است. هر دقیقه ای که در یک جلسه ی اضافه صرف می شود، مقدار بیشتری از زمان مورد نیاز برای پیشرفت شخصی، افزایش خلاقیت و بازدهی افراد از بین می برد. از طرفی، برنامه ریزی های کاری که توسط جلسات متعدد قطع شده اند، امکان انجام «کار عمیق» را از افراد سلب می کنند.کار عمیق اصطلاحی است که توسط پروفسور علوم کامپیوتر دانشگاه جورج تاون، کال نیوپورت ابداع شده است. این اصطلاح به معنای توانایی تمرکز روی یک وظیفه بدون حواس پرتی یا ابلاغ وظیفه ای جدید به فرد است. اکثر مدیران این تحقیق اذعان کرده اند که این نوع از کار برای آن ها بسیار به ندرت اتفاق می افتد. در نتیجه ی تمامی این اتفاقات، افراد باید زودتر به محل کار بیایند و دیرتر آن را ترک کنند و حتی زمانی از تعطیلات خود را برای بازیابی تمرکز روی وظایف اصلی صرف کنند.مسئله ی دیگر، هزینه ای است که این جلسات به سازمان تحمیل می کنند. نتایج تحقیقی از ۲۰ شرکت فعال در صنعت خودروسازی نشان می دهد که رفتارهای نامناسب و بیهوده در جلسات کاری مانند دور شدن از بحث اصلی، شکایت کردن و انتقاد کردن، نتایجی عمیق همچون کاهش سهم بازار، نوآوری و پایداری کارمندان داشته است.کاهش رضایت کارمندان از محیط کار از پیامدهای حتمی جلسات بیش از اندازه استتأثیر مخرب بعدی جلسات کاری بیش از اندازه و مضر، کاهش رضایت کارمندان از محیط کاری است. نتایج تحقیقی در دانشگاه کارولینای شمالی نشان می دهد دیدگاه کارمندان نسبت به اثربخشی جلسات کاری، ارتباطی مستقیم با رضایت یا عدم رضایت آن ها از محیط کاری دارد. به بیان دیگر حتی با کنترل کردن موارد شخصی و محیطی مانند طراحی محل کار، سبک نظارت و حقوق پرداختی، جلسات کاری تأثیری عمیق تر خواهند داشت.تحقیقات بالا نشان می دهد که جلسات مضر به جای بهبود روابط کاری و همکاری افراد، باعث تخریب آن ها خواهند شد. در نتیجه مدیران نباید چند نتیجه ی معدود به دست آمده از برخی جلسات در طول هفته را به حساب فایده ی حتمی آن ها بگذارند و باید تصمیمی جدی برای کاهش زمان و افزایش بهره وری این پدیده ها داشته باشند.آماری کلی از تحقیق مجله ی کسب وکار هاروارد در مصاحبه با ۱۸۲ مدیر میانی به این شرح است: ۶۵ درصد معتقدند جلسات کاری آن ها را از انجام وظایف باز می دارد. ۷۱ درصد آن ها جلسات کاری را غیر مفید و ناکارآمد می دانند. ۶۴ درصد معتقدند جلسات مانع تفکر عمیق می شوند و ۶۲ درصد، جلسات کاری را مانع ایجاد فرصت های تیمی و اتحاد بیشتر در سازمان می دانند.مجله ی کسب وکار هاروارد پس از بررسی آمارهای ارائه شده، راهکارهایی برای بهبود این پدیده بیان کرده است. برای آزمایش این راهکارها، یک شرکت مشاوره ی قانون گذاری انتخاب شده که سه ماه پس از ایجاد تغییرات در طرز تفکر مدیران نسبت به جلسات، نتایج مثبت در بخش های گوناگون سازمان رؤیت شده اند: همکاری تیمی ۴۲ درصد افزایش داشته است. امنیت روانی برای صحبت کردن و ابراز عقیده رشد ۳۲ درصدی داشته است. کارایی تیم ها نیز به ۲۸ درصد افزایش یافته است. بعلاوه دیگر جنبه های زندگی سازمانی مانند رضایت از تعادل در زندگی شخصی و کاری نیز به خوبی افزایش یافته اند (از ۶۲ درصد به ۹۲ درصد).به هر حال تحقیقات نشان داد که تمرکز روی تغییر دادن نحوه ی برگزاری جلسات، بهتر از تحمل کردن آن ها است. قدم اول برای ایجاد این تغییرات، مشخص کردن نوع مشکلات جلسات کاری است.بررسی تأثیر جلسات روی اعضای گروهمشکل اصلی جلسات کاری زمانی بروز پیدا می کند که برنامه ریزی برای آن ها بدون توجه به تأثیر روی زمان شخصی و گروه درگیر انجام شود. اغلب گروه ها برای رسیدن به زمان جلسه باید زمان کار شخصی یا گروهی خود را قربانی کنند. برخی اوقات نیز هر دو زمان از بین می روند. به هر حال ایجاد اعتدال میان این نیازها راهکار ایده آل است اما شرکت های کمی آن را در نظر می گیرند.در تحقیق انجام شده از ۲۰۰ مدیر در صنایع مبا ختلف، تنها ۱۷ درصد از آن ها گزارش کرده اند که جلسات کاری استفاده ای سازنده از زمان گروهی و شخصی داشت اند. بقیه ی افراد، جلسات را در دسته بندی های زیر قرار داده اند:هدر دهنده ی زمان کار گروهیبرخی سازمان ها جلسات کاری کمی دارند اما در مدیریت آن ها ضعیف عمل می کنند. در نتیجه ی این رویکرد، زمان شخصی افراد برای انجام وظایف محوله و همچنین تفکر عمیق به خوبی سپری می شود؛ اما زمان گروهی مورد نیاز برای افزایش همکاری و کارایی تیمی از بین می رود. ۱۶ درصد از مدیران حاضر در این تحقیق، این نتیجه را تایید کرده اند.اجرای نامناسب جلسات کاری باعث هدر رفتن زمان کل گروه می شودبه عنوان مثال تیمی در یک شرکت تجارت الکترونیک جهانی، آمار جلسات هفتگی را یک یا دو جلسه بیان کردند؛ اما باز هم آن ها را ناکارآمد و مضر دانستند. یکی از دلایل این اظهار نظر، زمان و مکان جلسات بود که به کرّات تغییر می کرد. به دلیل این برنامه ریزی نامناسب، افراد زیادی بدون آمادگی در جلسه حضور پیدا می کردند و برخی نیز به کلی غیبت می کردند. دلیل دوم، دستورکارهای مبهم جلسات یا بحث های بی فایده در مورد تصمیماتی بود که از قبل اتخاذ شده اند. دلیل سوم، عدم پرداختن مناسب به موضوع اصلی بود که در نتیجه ی آن، مکالمات اضافه بیرون از جلسه مزاحم زمان کاری کارمندان می شد.برخی کارمندان در چنین جلساتی به کارهای شخصی خود می پردازند؛ چرا که فایده ای در مشارکت در بحث های گروهی نمی بینند. در نگاه اول این رویکرد برای بهره وری هرچه بیشتر از زمان تلف شده در جلسه مناسب است اما در واقع این حرکت ها باعث کاهش بهره وری زمان کار گروهی می شوند. به بیان دیگر وقتی افراد مشارکتی در بحث نداشته و اهمتی به موضوع اصلی ندهند، تیم توانایی بهره وری از تمامی استعدادهای موجود را نخواهد داشت و جلسه، زمان همه ی افراد را هدر می دهد.هدردهنده ی زمان کار فردیبرخی اوقات جلسات کیفیت بالایی دارند و بهترین بهره را از مشارکت گروهی افراد می برند. در مقابل، تعدد این جلسات، زمان کار ...

ادامه مطلب  

دو کلمه حرف حساب با «متخصص سکوت»  

درخواست حذف این مطلب
سخنان محمدرضا عارف رییس فراکسیون امید در مجلس یازدهم که پس از مدتها سکوت منفعلانه خود را شکست و تلویحا رییس جمهور را به قدرناشناسی از اصلاح طلبان متهم کرد و هرگونه سهم خواهی خود و دوستانش را بشدت تکذیب کرد، واکنش گسترده ای درفضای مجازی بخصوص توییتر داشته است که بخشی از پاسخهای قابل انتشار جوانان اصلاح طلب منتشر شده است. به گزارش بانکداران ۲۴ (banker)، اینکه آیا روحانی به وعده هایش در انتخابات برای ٤ سال آینده پایبند بماند یا خیر موضوعی نیست که بتوان قبل از آغاز دوره جدید ریاست جمهوری وی در مورد آن بررسی کرد چه رسد به قضاوت!اما برعکس آن، افکار عمومی در مورد محمدرضا عارف قضاوت روشنی دارند، قضاوتی که هر بار که وی با هویت فردی خود در افکار عمومی سنجیده شده نتیجه روشنی داده است و آخرین آن نیز نظرسنجی بود که وی رکورددار دیس لایک شد!براساس نظرسنجی فوق، عارف رکوردار رای منفی با «4 هزار دیسلایک» استالبته اصلاح طلبان آنقدر نجیب هستند که قضاوت فردی خود نسبت به عارف را زمانی که وی با نماد اصلاح طلبی در عرصه حاضر می شود و عدم اقبال به وی می تواند به معنای ناکامی اصلاح طلبان و خدشه به اعتبار رهبر اصلاحات تلقی شود، بروز ندهند و به همین دلیل رایی که عارف در تهران آورد و البته اگر چهره محبوبی سرلیست اصلاح طلبان بود آرایی بیش از دومیلیون رای می آورد را باید به حساب اعتبار رهبر اصلاحات نزد مردم گذاشت نه قهرمان سکوتهای منفغلانه. و اساساً مردم اصلاحات را به رهبر و رییس دولتش می شناسند، نه با عارف و امثال او. البته جناب عارف اگر اصرار دارند که به دنبال سهم خواهی نیستند به سوالات افکارعمومی درباره گذشته خود پاسخ دهند تا مردم بتوانند نسبت به ایشان قضاوت کنند:- گرایشات سیاسی ایشان قبل از پست گرفتن در دولت اصلاحات، بعنوان رییس دانشگاه تهران چه بوده است؟ آیا ایشان جزو مدیران دو زیست نبوده اند؟ مشخصا در دوم خرداد در کدام اردوگاه فعالیت داشته اند؟ ایا حضور ایشان در ستاد انتخاباتی رقیب خاتمی در سال ٧٦ صحت دارد؟ اینکه برخی نمایندگان مجلس ششم اصرار دارند که عارف در جلسات همواره تاکید می کرده نمیداند اصلاحات را با سین می نویسند یا صاد، این اظهارنظر را تایید می فرمایند؟- در طول هشت سال دولت اصلاحات مشخصاً غیر از دریافت پست وحقوق ومزایا، چه هزینه ای در دوران سخت سالهای ٧٧ تا ٨٤ داده اند؟ در دورانی که اصلاح طلبان متحمل هزینه های گزاف شدند، چرا جریان مقابل به ایشان با وجود قرار گرفتن در حساسترین پستها نازک تر از گل نگفته است! حجم تخریبها علیه دکترجهانگیری معاون اول دولت فعلی را با ایشان که معاون اول دولت اصلاحات بوده اند مقایسه کنید. - ایا صحت دارد که تلاش جنابعالی باعث القائتان در دولت احمدی نژاد شد تا این بار در لباس اصولگرا، معاون اول احمدی نژاد شوید؟! و این احمدی نژاد بود که دست اخر زیر بار نرفت و در هفته های نخست، حکم به برکناری وی داد؟! - - در طول دوره هشت ساله دولت احمدی نژاد که حتی صدای بسیاری از اصولگرایان هم علیه بی قانونی و فساد دولتهای نهم ودهم بلند بود ایشان غیر از سکوت منفعلانه مشغول چه فعالیتی بودند؟ در 4 سال دوم دولت احمدی نژاد که دیگر بسیاری به حاشیه رفته بودند، ایشان کجا بودند و چه می کردند؟- یکبار برای همیشه در مورد فعالیتهای اقتصادی فرزند شریف خود شفاف سازی کنند، حقیقت ابهاماتی که در مورد قرار داد ام تی ان و برخی فعالیتهای دیگر وجود دارد چیست؟، علت انصراف ایشان قبل از تایید صلاحیت در انتخابات مجلس چه بوده است؟ تصاویر فوق مربوط به افتتاح کافی شاپ دوست فرزند آقای عارف است! - در مورد فعالیتهای رسانه ای دفتر خود و به خدمت گرفتن یک روزنامه (با نام محلی) برای تخریب چهره های اصلاح طلب و استخدام یک فعال رسانه ای (ولو کم سابقه، غیرحرفه ای و ضعیف که بیشتر به میرزا بنوبس و بعضاً کیف کش فرزند بزرگوار ایشان شهره شده) برای واسطه گری رسانه ای و تبلیغ ایشان در رسانه ها چه توضیحی دارند؟- در شرایطی که ایشان خود در مصاحبه ای اذعان کرده اند که طی مدت سپری شده از مجلس یازدهم حتی بعنوان رییس تشریفاتی فراکسیون صدنفره امید مورد مشورت رییس مجلس قرار نگرفته اند چه اصراری دارند که رییس جمهور با ایشان مشورت کند، اگر ایشان یک رجل پخته سیاسی و یا یک فعال هزینه داده و صریح اصلاح طلب یا حتی یک استراتژیست مدیریتی بودند، حتما دکتر روحانی مانند دهها چهره دیگر با ایشان مشورت می کرد که درصدر آنان مشورت با رییس دولت اصلاحات، آیت الله سید حسن خمینی و برخی دیگر از بزرگان توسط رییس جمهور و دکتر جهانگیری اتفاق افتاده، اما آیا کسی می تواند مدع ...

ادامه مطلب  

قایق روحانی را سوراخ نکنید!  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه آرمان: با معرفی کابینه دوازدهم گمانه زنی ها برای رأی اعتماد وزرای پیشنهادی در مجلس افزایش پیدا کرده است. به نظر می رسد مطالبات از آقای روحانی در چهار سال آینده با چهار سال گذشته تفاوت های معناداری پیدا کرده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی کابینه جدید آقای روحانی و دغدغه های اصلاح طلبان در این زمینه با دکتر فیاض زاهد استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت وگو کردیم. وی معتقد است: «در شرایط کنونی این سوال جدی برای اصلاح طلبان وجود دارد که هدف حسن روحانی از چینش کابینه دوازدهم تقویت رویکردی است که در نهایت به حمایت از فردی مانند اسحاق جهانگیری منجر خواهد شد یا اینکه رویکرد حسن روحانی و حزب اعتدال و توسعه در نهایت به حمایت از فردی مانند علی لاریجانی خواهد انجامید. بدون شک این مسائل ممکن است اختلافات جدی تری را در آینده بین اصلاح طلبان و دولت آقای روحانی به وجود بیاورد.» این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین تصریح می کند: «در کابینه جدید مطالبه اقتصادی اصلاح طلبان در نظر گرفته نشده و برخی از این انتخاب ها بدون پیش زمینه صورت گرفته است. به نظر می رسد برخی از این انتخاب ها براساس ضرورت ها صورت گرفته و ارتباطات فردی در آنها نقش تعیین کننده ای داشته است. دولت آقای روحانی باید برای رأی اعتماد گرفتن از مجلس استدلال های مناسبی داشته باشد، و گرنه با چالش جدی در این زمینه مواجه خواهد شد.» در ادامه متن گفت وگوی «آرمان» با فیاض زاهد را می خوانید.آقای روحانی در چینش کابینه خود چه ملاحظاتی را در نظر گرفته است؟ چرا آقای روحانی به جای ورود نیروهای جدید به کابینه موقعیت افراد کابینه گذشته را تغییر داده است؟ به نظر شما کابینه آقای روحانی نیاز به تکان های شدیدتری نداشت؟به نظر من آقای روحانی استراتژی چند لایه ای را اتخاذ کرده است. از یک طرف آقای روحانی در طول مبارزات انتخاباتی یک ذهنیت چالش گرا از خود نشان داد. این در حالی است که ایشان از نظر عملی یک شخصیت اصولگرای محافظه کار به شمار می رود. در نتیجه ما با یک سیاستمدار سیاست ورز روبه رو هستیم. آقای روحانی به هر حال شاگرد مکتب آیت ا... هاشمی است و سیاست ورزی را از ایشان آموخته است. نگاه بسیاری از مردم نسبت به سیاست، نگاهی چریکی، صفر و صد و یا سیاه و سفید است. این در حالی است که هدف اصلی «سیاست» دستیابی به موقعیت های قابل تحقق است. به همین دلیل نیز برای رسیدن به اهداف آرمانی باید قدم ها را آهسته برداشت. به نظر من آقای روحانی از این رویکرد پیروی می کند. آقای روحانی از دل محافظه کاری بیرون می آید. با این وجود ایشان به دلیل همنشینی با اصلاح طلبان و برخی ضرورت های داخلی و بین المللی موقعیت خود را به یک موقعیت مطالبه جو و آوانگارد تغییر داده است. وضعیت در انتخابات ریاست جمهوری به شکلی بود که آقای روحانی به برخی از چالش ها وارد شدند که حتی یک شخصیت اصلاح طلب نیز از ورود به آن خودداری می کرد و یا اینکه با احتیاط بیشتری وارد می شد. با این وجود هنگامی که انتخابات به سود حسن روحانی به پایان رسید ایشان یک کنش دوگانه را در پیش گرفت. آقای روحانی پس از انتخابات ریاست جمهوری تا یک ماه همچنان موضع طعنه زنانه به رقیب را حفظ کرد، اما پس از پایان یک ماه دست خود را برای تعامل با همه طیف های سیاسی دراز کرد. به نظر من آقای روحانی در حال اجرای یک نوع سیاست ورزی واقعیت گرایانه و پراگماتیستی است. روحانی هنگامی که احساس کند نیاز به مذاکره است، مذاکره می کند و هنگامی که احساس می کند باید قاطعیت بیشتری به خرج داد، با قاطعیت بیشتری وارد زمین بازی می شود. به همین دلیل در شرایط کنونی با یک روحانی جدید مواجه هستیم که از آسمان به زمین آمده و رویاها را کنار گذاشته و تلاش می کند با واقعیت های سیاسی جامعه روبه رو شود. در نتیجه روحانی که در دوران انتخابات مانند منتسکیو و ژان ژاک روسو رفتار می کرد، پس از انتخابات به فردی تبدیل می شود که به دنبال حساب و کتاب است و با برنامه جلو می رود. اگر حسن روحانی را با وضعیت اصلاح طلبان در دوم خرداد76 مقایسه کنید وی یک گام عقب است اما اگر وی را با دوران پس از احمدی نژاد مقایسه کنید وی دو گام جلو تر حرکت می کند.چرا آقای روحانی یک گام از دولت اصلاحات عقب تر است؟دلیل این مسأله این است که آرمان ها و مطالبات و کابینه دولت اصلاحات وجه اصلاح طلبانه تری نسبت به کابینه آقای روحانی دارد. حسن روحانی پس از دوران احمدی نژاد با دو نیرو مواجه بود. اول نیروهایی که به دنبال آوانگاردیسم بودند و تلاش می کردند به سرعت مطالبات خود را تحقق بخشند و دوم نیروهای ایستا و ساکنی وجود داشتند که هرگونه تغییر را برای خود خطرناک و مرگ آفرین می دانستند. در نتیجه بازی کردن بین این دو نیروهای ایستا و دینامیک کار بسیار سختی است. در انتخابات ریاست جمهوری سال96 اصولگرایان احساس می کردند اگر «چوب» هم در مقابل آقای روحانی قرار بگیرد پیروز خواهد شد. استدلال اصولگرایان نیز این بود که برجام موفق نبوده و دولت نتوانسته از دستاوردهای برجام به سود خود استفاده کند و اتفاقات مهمی در زندگی مردم رخ نداده است. به همین دلیل اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که با اجماع بر یک نفر تنها با یک کاندیدا در مقابل حسن روحانی قرار بگیرند. به نظر من بزرگ ترین شانس آقای روحانی این بود که اصولگرایان به وحدت رسیدند و در نهایت با یک کاندیدا در انتخابات حضور پیدا کردند. بزرگ ترین لطفی که اصولگرایان به آقای روحانی کردند این بود که آقای قالیباف را از صحنه انتخابات خارج کردند. اصلاح طلبان و آقای روحانی به دنبال دو قطبی کردن انتخابات بودند. ظرفیت آرای خاکستری اصلاح طلبان در حمایت از آقای روحانی زمانی می توانست به صحنه بیاید که جامعه احساس نگرانی کند. تجربه تاریخی نشان داده که در حدود10 میلیون آرای خاکستری که معمولا در انتخابات حضور پیدا نمی کنند در شرایط استثنائی که احساس خطر کنند در حمایت از جریان اصلاح طلب در انتخابات شرکت می کنند. این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری سال96 رخ داد. به نظر من اگر انتخابات سه یا چهار قطبی بود و سنسور های جامعه تحریک نمی شد احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود بیشتر می شد. در شرایطی که انتخابات به دور دوم کشیده می شد اعتماد به نفس رئیس جمهور کاهش پیدا می کرد و کمپین انتخاباتی ایشان دچار فروپاشی می شد و چه بسا اصولگرایان به پیروزی دست پیدا می کردند. اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری فاقد تحلیل و استراتژی بودند. دلیل این مسأله نیز این است که اصولگرایان همواره از رانت هایی برخوردار بوده اند که اصلاح طلبان فاقد آن هستند. به همین دلیل نیز اصلاح طلبان مجبور هستند به صورت واقعی در زمین بازی حاضر شوند. هنگامی که آقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کرد ترس نیروهای اجتماعی فروخفته را به اوج خود رساند. در نتیجه اصلاح طلبان با القای این تفکر که مردم ایران یا باید از حسن روحانی حمایت کنند تا وی ثبات مدیریت جامعه را حفظ کند و تعامل با جهان را افزایش بدهد یا اینکه رقیب به پیروزی برسد که در چنین شرایطی احتمال بازگشت تحریم ها و نابسامانی های داخلی وجود دارد. در نتیجه، مردم را به حمایت از آقای روحانی تشویق کردند و استراتژی اصلاح طلبان به موفقیت رسید.آیا رأی به آقای روحانی رأی سلبی و برای عدم پیروزی رقیب بوده است؟ چرا مردم در انتخابات اخیر به جای اینکه به صورت ایجابی در انتخابات شرکت کنند، تلاش می کنند یک طیف خاص در انتخابات به پیروزی دست پیدا نکنند؟رأی آقای روحانی با رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری بدون در نظر گرفتن10 میلیون آرا ...

ادامه مطلب  

سرمقاله های روزنامه های ۱۲ خرداد  

درخواست حذف این مطلب
سرمقاله های روزنامه های ۱۲ خرداد ارتباطات > رسانه و روزنامه نگاری - همشهری آنلاین:شبکه های اجتماعی،حمله به اصلاح طلبان و ... از جمله موضوعاتی بودند که در ستون سرمقاله برخی از روزنامه های شنبه-۱۲ خرداد-جای گرفتند. روزنامه کیهان در ستون سرمقاله اش با تیتر« جلوی آن روزنه ها را بگیرید»، نوشت:یک یا دو سالی می شد که شبکه های پیام رسان وارد زندگی ما ایرانی ها شده و به دلیل امکانات خارق العاده ای که داشتند، به سرعت در حال گسترش بین مردم بودند. رقابت مرموز و مرگباری نیز بین چند پیام رسان خارجی برای ادامه بقا در ایران آغاز شده بود که در نهایت بنا به دلایلی که بعدها معلوم شد بی ارتباط با «خواست دولت» نبوده، یکی از آنها ماندگار شد و سایر رقبا با همان سرعتی که ظاهر شده بودند، رفتند. هنوز آسیب های چنین پیام رسان هایی مثل فواید آن برای بیشتر مردم کشورمان نمایان نشده بود که خیلی اتفاقی در همایشی که راجع به آسیب های ورود چنین فن آوری هایی بر زندگی خانواده های ایرانی برگزار شده بود شرکت کردم. یک روانشناس نتایج تحقیقات خود را از آسیب های این پیام رسان ها و شبکه های مجازی برای حضار می خواند. نتایج قابل تامل بود. چه خانواده هایی که زندگی شان متلاشی می شد، چه کلاهبرداری هایی که غالبا از زنان می شد، چه حیثیت هایی که بر باد رفته بود و چه خودکشی هایی که به واسطه سوءاستفاده عده ای خدا بی خبر از این فضا اتفاق افتاده بود. اینها گوشه ای از آسیب های چنین تکنولوژی در عرصه فضای مجازی بود که در کمتر از 2 سال، خود را نمایان کرده بود و این جدای از آسیب های ریز و درشت دیگری است که شرح آن به درازا می کشد.خوب به یاد دارم آن روانشناس در ایامی که شاید هیچ یک از ما زیاد نگران تبعات «رها شدگی» این فضاها نبودیم، هشدار می داد و از مستمعین و خانواده ها می خواست مراقب فرزندان به ویژه دانش آموزان خود باشند و استفاده از فضای مجازی را نه تعطیل که، «مدیریت» کنند. مثلا به عنوان یک راه حل می گفت، پدر و مادرها خود نیز نباید زیاد از این شبکه ها استفاده کنند به ویژه در خانه و حضور خانواده. می گفت وقتی والدین وقت زیادی را صرف استفاده از فضای مجازی کنند، تربیت فرزندان در این حوزه سخت تر می شود چرا که، فرزندان به سختی می پذیرند، کاری را از آنها بخواهیم که خود اعتقاد عملی به آن نداریم!چند سالی از این ماجرا گذشته و با توجه رهاشدگی که این عرصه در این ایام داشته، خدا می داند، چه حریم هایی که دریده نشده و چه جنایت هایی که صورت نگرفته. رخدادهای تلخی که شاید اگر «مدیریتی» بود، به وقوع نمی پیوست. طی این سال ها پیام رسان های خارجی آرام آرام و با رفع گام به گام مشکلات و بهبود کیفیت و به لطف امکاناتی که مسئولین محترم طی قراردادهای پنهانی در اختیار برخی از آنها قرار دادند، تا بتوانند در انتخاباتی که پیش رو داشتند چند رای بیشتر کسب کنند! جای پای خود را خیلی بیشتر و عمیق تر از گذشته درست مثل خیلی کشورهای دیگر دنیا در زندگی ما ایرانی ها باز کردند. اما آنچه در ایران می گذشت با کشورهای دیگر یک تفاوت اصولی و مهم داشت و آن، همانی است که در بالا اشاره کردیم:«ولنگاری مجازی». شاید در هیچ کشور دنیا اینترنت و شبکه های مجازی و پیام رسان ها، مثل کشور ما، رها شده نباشند.شاید عده ای بگویند اینکه همه تکنولوژی ها به محض آغاز فعالیت و ورود به زندگی مردم، آسیب هایی با خود به همراه می آورند «طبیعی است» اما اینکه بی تفاوت از کنار این خطرات و آسیب ها بگذریم و به فکر چاره نباشیم، اصلا «طبیعی نیست.» شناسایی و رفع و رجوع این آسیب ها برخلاف آنچه برخی مسئولین و رسانه هایشان می گویند، به معنی از بین بردن آن نیست. تقریبا همه کشورهای دنیا به محض مشاهده آسیب ها -یا شاید حتی با پیش بینی آنها- به فکر چاره می افتند و با تهیه قوانین و مقرراتی، جلوی جولان متخلفان را تا حد امکان می گیرند تا مردم ضمن استفاده از مزایای این فضا، از معایب و خطرات آن مصون بمانند. این وظیفه دولت هاست که مردم را از خطرات آگاه و جلوی خسارات را تا جایی که ممکن است بگیرند، نه اینکه مردم را به اسم «آزادی بیان» و«مخالفت با سانسور» به مسلخ بکشند. مَخلص کلام اینکه «سامان بخشی» شبکه های اجتماعی و فضای مجازی در بسیاری از کشورها از اصول مهم و پذیرفته شده است و برخلاف تبلیغات رسانه ای، در کشورهای غربی این «سامان بخشی» و «کنترل» بسیار جدی تر از سایر کشورهاست. پیش از این نوشته ایم و اینجا تکرار می کنیم، نحوه فعالیت شبکه های اجتماعی در کشورهای غربی و شرقی مثل آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین با قوانین سخت گیرانه ای سروسامان داده شده و در هیچ جای دنیا ابزاری که حالا تبدیل به وسیله کنترل افکار عمومی شده، رهاشده نیست، چه رسد به اینکه کنترل این ابزار مهم در دست بیگانه هم باشد.متاسفانه در کشور ما به دلایل سیاسی و انتخاباتی اداره کنندگان کشور ترجیح دادند این فضا «رها شده» باقی بماند، ولو به قیمت خسارت های غیر قابل جبرانی مثل وقوع قتل و تجاوز به حریم دیگران و این آخری ها هم جنایت در دبیرستان غرب تهران. هیچ کس نمی تواند منکر این شود که، هیجانات ناشی از مشاهده تصاویر مستهجن، متون ضد دینی و ضد اسلامی و... می تواند در اراده فرد تاثیر گذاشته و پس از مدتی، شخصیت و روحیه فرد را دگرگون کند. معاون آن دبیرستان در غرب تهران می گوید، در گوشی تلفن همراهش تصاویر مستهجن داشته و با دانش آموزان به تماشای آنها می پرداخته و یکی از دانش آموزان نیز گفته این تصاویر را با استفاده از پیام رسان، بین خود و آن معاون و سایر دانش آموزان رد و بدل می کرده است! شاید بتوان دلایل متعددی برای یافتن ریشه جنایت دبیرستان یافت اما آنچه مسلم و قطعی است، یکی از این دلایل نقش همین شبکه های مجازی بی در و پیکر است.اشاره کردیم در هیچ جای دنیا حتی در کشورهای غربی که انباشته از جنایت های اخلاقی و جنسی است فضای مجازی رها شده نیست. شاید بد نباشد بدانید بزرگترین مرکز کنترل اینترنت و شبکه های اجتماعی در انگلیس با نام«جی سی اچ کیو» قرار دارد. این مرکز به دولت انگلیس امکان می دهد تا دسترسی افراد و آی پی ها به اینترنت را به صورت هوشمند کنترل کنند. چندین بنیاد نظارت بر شبکه های اجتماعی از جمله «ای دبلیو اف» نیز در این کشور به ویژه در مورد پورنوگرافی کودکان، نژادپرستی و مسائل تروریستی فعال اند.فرانسه نیز در اروپا، یکی از شدیدترین نظارت های حاکمیتی بر فضای سایبری را دارد. قانون های «هادویی» و «لوپسی» که مصوب سال ۲۰۰۹ هستند کاربران فرانسوی ناقض قوانین شبکه را از دسترسی به آن محروم می کنند و علاوه بر اینکه فهرست بلندی از سایت ها و شبکه های اینترنتی غیراخلاقی یا ایدئولوژیک مسدود هستند، به مردم اجازه جست وجوی برخی کلمات در موتورهای جست وجو داده نمی شود. در این کشور اینترنت مدارس نیز دسترسی دانش آموزان به شبکه های اجتماعی را محدود کرده است.هر چند دیر اما سرانجام، فعالیت های شبکه های پیام رسانی داخلی مدتی است با تمام نامهربانی ها و سنگ اندازی ها آغاز شده و امید است با کنترل منطقی این فضا بتوان فعالیت متخلفان را هم کنترل کرد. فراموش نکنیم اگر داعش با سوءاستفاده از روزنه های مرزی توانست وارد تهران شده و دست به کشتار هموطنان عزیزمان بزند و جلوی تکرار این فاجعه با کنترل دقیق تر مرزهای کشور گرفته شد، دشمن در فضای مجازی نیز با سوء استفاده از همین روزنه ها و ولنگاری هاست که هرازچندگاهی، شبیخون زده و از بین فرزندانمان قربانی می گیرد. با بستن این روزنه های نفوذ و مدیریت آن جلوی تکرار جنایات مشابه دبیرستان تهران را می توان تا حد زیادی گرفت. انشاءالله.غلامرضا ظریفیان در ستون سرمقاله روزنامه اعتماد نوشت:مدت هاست که دشمنان نظام اعم از اپوزیسیون برانـداز، اسـراییلی هـا، ســازمان منافقیــن و بخشی از سلطنت طلبان، اصلاح طلبان را بیش از اصولگرایان مورد حمله قرار داده اند. آنها تصور می کنند که جمهوری اسلامی دچار بحران های جدی بوده و به پایان خود نزدیک می شود اما اصلاح طلب ها نظام را از بحران نجات دادند و با ایجاد ظرفیت هایی در جامعه و به ویژه جوانان باعث ادامه حیات نظام شده اند. از این رو بیشترین تعرض ها را به اصلاح طلبان می کنند. رسانه های اپوزیسیونی چون بی بی سی هم چنین سیاستی را در پیش گرفتند.رفتار امروز اپوزیسیون برانداز با اصلاح طلبان از همین تصور نشات می گیرد. جریان اصلاحات به اصولی اعتقاد دارد. با وجود تبلیغات ناجوانمردانه ای که حتی خودی ها انجام دادند تا اصلاح طلبان را خارج از نظام نشان بدهند، اصلاح طلبان به هیچ وجه شالوده شکن نبوده اند. چه در دوره اصلاحات و چه در اتفاقات ١٨ تیر سعی کرد ...

ادامه مطلب  

حمایت اصلاح طلبان از روحانی ادامه می یابد؟  

درخواست حذف این مطلب
مثلث آنلاین: شکل گیری کمپین پشیمانی که در ادامه طرح عبور از روحانی توسط اصلاح طلبان ارزیابی شده است، بازخوردهای فراوانی در رسانه ها داشته است. در پرونده این هفته این مساله را بررسی کرده ایم.این روزها برای حسن روحانی متفاوت تر از همیشه شده است. خیلی ها می گویند او دیگر چندان شبیه «روحانی» روزهای قبل از انتخابات نیست. تحلیل ها درباره چرایی وقوع این پدیده به نسبت کسانی که تحلیل و تفسیر می کنند پای مولفه های زیادی را به میان می آورد. برخی ادعا می کنند رئیس جمهور با فاکتورهایی مواجه شده که بالاجبار تغییر رویه داده است. برخی دیگر می گویند او از ابتدا همین بوده، طبیعت انتخابات موجب شده آن حرف و شعار ها مطرح شود. برخی می گویند روحانی دانسته و با حساب و کتاب این رفتار را از خود نشان می دهد. آنها باورشان این است که او در حال بالانس آرایش سیاسی کشور است. علت هر چه باشد موجبات رخ نمایی یک پدیده دیگر را نیز فراهم کرده است. صورت این پدیده این است: «پشیمان شده ایم؛ باید از روحانی عبور کنیم.»آنچه رخ داده این است که چند چهره مشهور یا اصطلاحا سلبریتی در فضای مجازی پست هایی گذاشته اند با مضمون گلایه از حسن روحانی و البته برخی در این ماجرا پیشرو تر هم شده اند و کمپین پشیمانی به راه انداخته اند. این داستان به صورت همزمان گره خوردگی پیدا کرده با ایده برخی اصلاح طلبان که از چند وقت پیش ایده کناره گیری جهانگیری از دولت و آغاز تلاش برای ورود به انتخابات 1400 را بیان کرده بودند. پیشنهادی که از سمت رسانه ها اتیکت «عبور از روحانی» خورده است.این مساله با یک رخداد دیگر هم مواجه شده؛ ایراد سخنانی از سوی اسحاق جهانگیری که برخی رسانه ها از آن تعبیر کرده اند که اختلاف به مرکزیت دولت رسیده است. سوال اینجاست که حسن روحانی چه نسخه ای برای عبور از این شرایط متفاوت دارد؟ نرو سمیه!ماجرا از پست های برخی هنرمندان و سلبریتی ها در فضای مجازی آغاز شد. گروه های زیادی از هنرمندان در فضای شخصی خود پست به اشتراک گذاشتند. جنس پست ها را می توان از چند جنبه گروه بندی کرد. بعضی از هنرمندان از جنبه منفی و تندی به لایحه و دولت انتقاد کردند. به عنوان مثال، «باران کوثری» پست گذاشته است: «یک توئیت خیلی جالب خواندم، مضمونش این بود: «یعنی یک سفر خارج رفتن جریمه اش (چون این پول عوارض نیست، جریمه است) از جریمه ای که دادگاه برای قاضی مرتضوی در نظر گرفته بیشتر است.» یا «مهرداد صدیقیان» برای تاثیرگذاری پست خود دست روی نوستالژی گذاشته و با نگاه نقادانه طرح شیر کرده است: «لابد اونایی که این طرح رو دادن گمان می کنند کسانی که با دلار ۴۲۰۰ تومانی خارج می رن حتما ثروتمندن! بدون هیچ توجیهی پول گزاف می گیریم ازشون... فکر کنم کارتون رابین هود رو دیدن آقایون! فقط تا آخر ندیدن! وسطش برق رفته! چون آخرش از پولدارا می گرفت می داد به فقیرا.» پست «فرهاد آئیش» اما کوتاه بود: «هر روز بهتر از دیروز.» آئیش البته سریع پستش را پاک کرد؛ اما طرح آن قدر برای بسیاری از هنرمندان سنگین بوده که حتی باوجود نداشتن سابقه اعتراض های اجتماعی، برای نخستین بار وارد صحنه اعتراض شدند. «حدیث میرامینی» یکی از آنهاست. او اعتراضش را با این مضمون انتشار داده است: «جالبه که هنوز داریم بهش می گیم عوارض خروج، به قول یه دوستی این دیگه عوارض نیست، جریمه خروج از کشوره.» این لایحه البته چشمه طنز بعضی از هنرمندان را هم جوشان کرده است. «مجید صالحی» در پستی همه تقصیرها را گردن عمل جراحی امیر نوری گذاشته است: «بفرما سه روز امیر نوری نبود، بیمارستان بود؛ عوارض خروج از کشور سه برابر شد. خدا رو شکر زودتر مرخص شد تا وضعیت آشفته تر نشده، منم شرمندم.» صالحی البته زهرخند خود را با انتشار عکس امیر نوری و رئیس مجلس ریخته است. واکنش «نوید محمدزاده» اما لقب طنزترین پست را از آن خود کرد. محمدزاده با انتشار دیالوگ ماندگار شخصیت محسن فیلم «ابد و یک روز» و انتشار عکسش در استوری، اینگونه نوشته است: «سمیه نرو، اگه رفتی بار اول ۲۲۰ هزار تومان، دفعه دوم، ۳۳۰ هزار تومان، دفعه سوم ۴۴۰ هزار تومان باید عوارض خروج از کشور بدی.»مهدی پاکدل، بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی نوشت: «دوستان عزیز، این مردم خیلی بیشتر از اینا شریف اند... و با سیلی صورت خودشونو سرخ نگه میدارن!» رضا صادقی، خواننده هم در صفحه خود آورده است: «سلام آقای رئیس جمهور... رای دادیم، حمایت کردیم، توهین شنیدیم، تهمت شنوفتیم... حرف من عوارضی و قیمتش، نون و قیمتش، زلزله زده و محرومیتش، گرونی و مصیبتش، حتی نون و نداشتنش نیست، درد اینجاست که انگار از حال و روزمون خبر ندارید... چشم یاری داشتیم... حیف؛ خداحافظ آقای رئیس جمهور.» علی رام نورایی، بازیگر سینما و تلویزیون که البته در انتخابات اخیر از روحانی حمایت نکرده بود هم در واکنش به هزینه جدید عوارض خروج از کشور در فضای مجازی نوشت: «خدا رو شکر که زمان انتخابات برای کسی تبلیغ نکردم... جالبه الان به خاطر این یک موضوع همه به رنگ بنفش دارن حساسیت پیدا می کنن! عوارض وجود نگیرن ازمون تا ۱۴۰۰ صلوات.»دو بازیگر دیگر سینما که در انتخابات از روحانی حمایت کرده بودند نیز مطالبی را در انتقاد از تصمیم جدید دولت منتشر کردند. پیش از این نیز هنرمندانی چون مهدی فخیم زاده و حمیدرضا آذرنگ در مطالبی نوشته بودند که حمایت خود از روحانی را پس می گیرند. یک جامعه شناس: اعتراض سلبریتی ها اثرگذار استروزنامه صبح نو با انتشار مطلبی در این مورد به بررسی تاثیر اجتماعی این ماجرا پرداخت. دکتر سیدحسن حسینی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در رابطه با تاثیری که اعتراض مجازی سلبریتی ها خواهد گذاشت، به این روزنامه توضیح می دهد: «درحال حاضر که لایحه به تصویب مجلس نرسیده است اما مسلما این موضع گیری هایی که از طرف سلبریتی ها انجام می شود، اثرگذار خواهد بود. اعتراض سلبریتی ها بر افکار عمومی تاثیرگذار است. این اعتراض ها ممکن است که بر رای مجلس هم اثرگذار باشد. دولت عوارض را سیصد درصد افزایش داده ولی احتمال این وجود دارد که مجلس سیصد درصد را به صد درصد کاهش دهد.» او دلیل واکنش های سلبریتی ها را این طور عنوان می کند: «معلوم نیست که مسئولان ما در کجا زندگی می کنند. شما در هیچ جای دنیا نمی بینید که در بودجه بندی هایشان یک دفعه یک سری سیستم های عوارضی را سیصد درصد زیاد کنند. خروجی کشور ما برای کشورهای غیرزیارتی ۷۵ هزار تومان بوده است، این میزان قرار است که برای بار اول به ۲۲۰ هزار تومان برسد. این نشان می دهد که این آقایان در منظومه شمسی زندگی نمی کنند. این گونه گران کردن ها باعث گران شدن زندگی مردم می شود. من اگر بخواهم کالایی را از مغازه داری بخرم، شاید آن مغازه دار اصلا سفر خارج از کشور نداشته باشد، اما کالایش را به من گران می فروشد وقتی من به او اعتراض می کنم، از قانونی که مجلس و دولت تصویب کرده است، حرف می زند. هیچ جای دنیا اینها سابقه ندارد.» حسینی درباره نگاه مردم به دولتمران نیز می گوید: «من به عنوان یک جامعه شناس، این گونه قیمت گذاری ها جمله عوارض خروج از کشور را یک توهین به حساب می آورم. دولت ما و تنظیم کنندگان بودجه ما نسبت به کسانی که می خواهند از کشور خارج شوند، حساسیت دارند، درصورتی که کسانی که از کشور خارج می شوند، هنرمندند، استاد دانشگاه اند، خانواده ای که فرزندش در آنجاست و برای دیدار او به خارج از کشور می رود. هرسال ما ۶ الی ۷ میلیون نفر مسافر به عتبات عالیات داریم. این سرکیسه کردن مردم است. در کشوری که بالاترین منابع گازی را دارد، بیشترین منابع نفتی را دارد، چهارمین کشور ازنظر وجود منابع در دنیا هستیم. این موضوع بر کل اقتصاد جامعه اثر می گذارد. در دنیا دولتمردان نخستین کاری که انجام می دهند این است که قیمت های مواد خوراکی مردم شان را کنترل می کنند. این روند رشد قیمت ها بسیار بطئی است. کمترین عوارض و مالیات را هم روی آن می گذارند. سفر هم جزو سبدهای هزینه مردم است. یکی سفر زیارتی می رود و یکی همسفر سیاحتی، با این جور کارها، با این جریمه ها نمی توانند جلوی سفر رفتن مردم را بگیرند. این جریمه کردن های این چنینی اتفاقا تبعات منفی سیاسی زیادی دارد. یکی از آنها فاصله انداختن میان دولت و مردم است. مبلغ ممکن است که زیاد نباشد اما بحثی که در رسانه ها و فضای مجازی به وجود آورده است، مردم دولت را کمتر از خودشان می دانند. اگر مجلس آن را تغییر دهد، به آن دید منفی پیدا می کنند. اینها جنبه های ظریف این اتفاق است که متأسفانه مشاوران، اینها را به دولتمردان خوب مشاوره نمی دهند.» حال باید منتظر ماند و دید، هنرمندانی که تا دیروز موافق منافع دولت بودند و امروز به شیوه خود دست به اعتراض زده اند، چگونه می توانند در رای مجلس تاثیرگذار باشند.پشیمانیم به صحن علنی مجلس رسیداما در ادامه این تحولات برخی نمایندگان مجلس که در انتخابات ۹۶ از حسن روحانی حمایت کرده بودند، در جلسه علنی مجلس انتقادات تندی را متوجه دولت دوازدهم کردند. این روزها اختلاف بین اصلاح طلبان و دولت فزونی یافته؛ به طوری که گام های اصلاح طلبان برای عبور از دولت بلندتر شده و سرعت بیشتری پیموده است. هر لحظه ای که از عمر دولت دوازدهم سپری می شود، حامیان اصلاح طلب او ریزش می کنند و حالا چهره های شاخص این جریان آشکارا انتقادها و انتظارات خود را در محافل عمومی نسبت به روحانی اعلام می کنند. موج فزاینده ابراز پشیمانی از انتخاب روحانی به صحن بهارستان کشید و برخی چهره های اصلاح طلب مجلس انتقادات تندی را از عملکرد دولت وی مطرح کردند. مصطفی کواکبیان، نماینده مردم تهران که جزو ناطقان میان دستور صحن علنی مجلس بود انتقادات تندی علیه عملکرد دولت روحانی در هشت ماهه اخیر انجام داد. کواکبیان در بخشی از اظهارات خود خطاب به روحانی گفت: «آقای رئیس جمهور! همشهری گرانقدر من، آیا در فضای مجازی هستید تا ببینید امروز بابت حمایت از شما چه ناسزاهایی که به ما اصلاح طلبان گفته نمی شود؟» در بخش دیگری از جلسه، محمود صادقی عضو فراکسیون امید و از نمایندگان اصلاح طلب مجلس دهم در نطق میان دستور خود با انتقاد از توزیع نامناسب اعتبارات در بودجه های سالانه کل کشور گفت: «توزیع نامناسب اعتبارات در بودجه، منجر به عدم توازن در طبقات اجتماعی شده است و سال به سال با بودجه های سالانه کشور شکاف بین لایه های مختلف جامعه بیشتر شده و فقیر فقیرتر و غنی غنی تر می شود.» اما این پایان کار نبود، نطق کواکبیان و صادقی واکنش های انتقادآمیز سایر نمایندگان را نیز برانگیخت. در یکی از این واکنش ها سید حسین نقوی حسینی نماینده مردم ورامین در مجلس با اعتراض به اظهارات کواکبیان که گفته بود یک اصولگرا نامش در حامیان روحانی نیست، گفت: «آقایان مصباحی مقدم و کاظم جلالی به نام اصولگرایی معتدل برای آقای روحانی در انتخابات ستاد زده اند و از آقای روحانی حمایت کردند، اینها اگر اصولگرا هستند، بگویند.» همچنین بهروز نعمتی یکی دیگر از نمایندگان تهران در واکنش به نطق کواکبیان در صحن علنی خاطر نشان کرد: «باید یادمان باشد که انتخابات ریاست جمهوری تمام شده، چرا به آن دامن می زنید؟ آقای روحانی همان وعده ای که به شما داده اند را به اصولگرایان معتدل هم داده اند.» کواکبیان نیز در پاسخ به نعمتی گفت: «ما گفتیم که از آقای روحانی حمایت کرده ایم، بنده وکیل الدوله نیستم، وکیل المله هستم.» براساس این گزارش، پس از پایان جلسه علنی مجلس نیز کواکبیان و نعمتی با درگیری لفظی یکدیگر را تهدید کردند. با این اوصاف حدودا سه سالی به پایان کار دولت دوازدهم و آخرین دوره ریاست جمهوری روحانی زمان باقی است و حالا اصلاح طلبان پروژه عبور از روحانی را کلید زده اند؛ عبور از کسی که در انتخابات 92، 94 و 96 بزرگترین ائتلاف را با او برقرار کردند و حالا به باور برخی کارشناسان، سودای انتخابات مجلس در 98 را در سر می پرورانند، البته بدون ائتلاف با روحانی و جریان تابع او تا با عبور از لیست امید و تبدیل کردن آن به لیست یکپارچه اصلاح طلبان، مجلس یازدهم را به پایگاه اصلی و مرکز پشتیبانی نامزد خودشان در انتخابات ریاست جمهوری 1400 بدل کنند. به نظر می رسد در این بین، اصلاح طلبان نیز نمی خواهند عملکرد غیر قابل دفاع دولت مورد حمایت شان در 92 و 96، که عمدتا در وضعیت اقتصادی کشور و عدم بهبود وضعیت معیشتی مردم نمایان است، به پای آنها نوشته شود.اعتراض به ناکارآمدی به مرکزیت دولت رسیدموج کمپین پشیمانی تا آنجا بالا گرفت که حسام الدین آشنا هم تصمیم به واکنش در این مورد گرفت. او در صفحه توییتر خود نوشت: «پویش پشیمانی با پشتیبانی کسانی شکل گرفت که باید در مورد کارهای کرده و نکرده خود پاسخگو باشند. آنها ثروت و سعادت ملت را به تاراج دادند. چه سدهایی ساختند که پشتش آبی نیست، چه فرودگاه هایی ساختند و پروازی به آنجا نیست.» آشنا در توییت دیگری نوشت: «به دست هر نماینده یک مجوز پالایشگاه و پتروشیمی به اسم خصوصی سازی؛ پتروشیمی را به وزارت رفاه، پالایشگاه را به وزارت دفاع، روغن کشی را به بنیاد شهید، نیروگاه سازی را به آستان قدس، مخابرات را به سپاه و ستاد پیمانکاری را به قرارگاه خاتم‎الانبیا.»این اما تنها صدایی از دولت نبود که شنیده می شد. از پاستور حرف های دیگری هم بود که مردم آن را بشنوند و البته متعجب شوند. سخنان برخی از اعضای دولت نشان دهنده اختلاف نظری جدی در خصوص منشأ این نارضایتی ها بین دولتمردان دولت دوازدهم است. اختلاف نظری که نشان می دهد حجم مشکلات به اندازه ای است که دیگر مدیریت آن تنها در مجموعه دولت امکان پذیر نیست و دامنه نقدها به داخل دایره مدیران ارشد دولتی رسیده است. یکی از این انتقادها از سوی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور که این روزها اخباری مبنی بر حضور حاشیه ای وی در دولت به گوش می رسد، بیان شد. جهانگیری، که زمانی از وی به عنوان یکی از جانشینان احتمالی حسن روحانی در سال 1400 نام برده می شد و در انتخابات سال جاری به عنوان مدافع تمام قد دولت ظاهر شد، حالا زیر سایه محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور قرار گرفته است. از همین رو جهانگیری در دومین همایش اقتصاد ایران می گوید: «قدرت خرید و درآمد آحاد جامعه کاهش پیدا کرده است. رشد اقتصادی، بودجه دولت و بهره وری وضعیت مناسبی ندارد. استنباط من این است که در سیاستگذاری ضعف اصلی را داشتیم. با تغییر دولت ها سیاست های ما عوض می شود و رئیس جمهور جدید فکر کرده هرچه رئیس جمهور قبلی کرده همه را باید تغییر دهد یا با تغییر یک وزیر یا یک مدیر خیلی از سیاست ها تغییر یافته است.» وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح می کند: «یک بازنشسته را نمی بینید که از حقوق خود راضی باشد، این در حالی است که قبلا فرض بر این بود که با بازنشستگی یک کارمند دولت سبک می شود، اما امروز با بازنشسته شدن یک فرد ردیف بودجه این کارمند از یک ردیف به ردیف دیگر منتقل می شود و اتفاقی در بودجه دولت نمی افتد.» در سخنان جهانگیری نه تنها نشانه ای از استدلال آشنا در خصوص اینکه طرفداران دولت قبل مسبب این مشکلات هستند، دیده نمی شود، بلکه به درستی به نارسایی های دولت دوازدهم در اموری همانند کاهش قدرت خرید مردم و بازنشستگان اشاره می کند که اتفاقا منشأ اصلی نارضایتی های فعلی از دولت است. روزنامه جوان در مطلبی در این مورد با اشاره به سخنان آشنا نوشت: «سوال اصلی با در نظر گرفتن تمام این فرضیه ها این است که فرجام چنین شکافی در دولت به کجا می انجامد؟ آیا با شدیدتر شدن اختلافات ممکن است که چنین برخوردهایی شکل علنی به خود بگیرد و به پاکسازی دولت منجر شود؟ پاسخ به این سوال به شدت به تحولات پیش روی اقتصاد کشور بستگی دارد. طبیعی است که اگر تحول جدی در لایحه بودجه سال 97 روی ندهد، موج تورمی ناشی از افزایش قیمت حامل های انرژی می تواند موج انتقادات را علیه دولت سنگین تر کند. در صورت بالا گرفتن فشارها و افزایش انتقادات به احتمال زیاد شاهد استعفا یا خروج برخی از عناصر مهم از دولت روحانی خواهیم بود. گزینه اول در این باره اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور است که انتقادهای وی را چند سطر بالاتر خواندیم. خروجی که بنا به تحلیل برخی از صاحبنظران به شدت تحت تاثیر رقابت های سیاسی در سال های 98 و 1400 خواهد بود. شاید جهانگیری امیدوار است که بتواند با خروج همراه با اعتراض خود بار عملکرد انتقاد برانگیز دولت در حوزه اقتصادی را از دوش خود برداشته و اندک امیدی برای اینکه بتواند به عنوان نامزد اصلاح طلبان به صحنه بیاید را حفظ کند. البته در این میان برخی خروج چهره هایی همچون جهانگیری را مقدمه فاصله گرفتن کامل دولت از بدنه اصلاح طلبان می دانند. صادق زیباکلام به عنوان یکی از چهره های رسانه ای اصلاح طلبان به صراحت به این نکته اشاره کرد که خروج جهانگیری دولت را به قعر دره خواهد فرستاد. از سوی دیگر چهره ای همچون عطاءالله مهاجرانی فاصله گرفتن از دولت را زمینه شکست کامل در انتخابات های پیش رو می داند. با تمام این تحلیل ها آنچه قطعی به نظر می رسد عمیق تر شدن گسل های درونی در دولت با وخاومت اوضاع اقتصادی است. گسل هایی که می تواند به فروپاشی برخی از اتحادها در فضای سیاسی امروز کشور بینجامد.» این روزنامه ادامه داده است: «در تمام این کش و قوس ها یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه اگر روحانی بخواهد از موضع خود در برابر اصلاح طلبان کوتاه بیاید و به خواسته های آنان تن در دهد، وی در طول ریاست جمهوری خود با چالشی جدی در خصوص افزایش مطالبات و خواسته های آنان مواجه خواهد شد؛ اتفاقی که می تواند به انحراف دولتش از مسیر اصلی خود بینجامد اما اگر روحانی در سمت ریاست جمهوری بخواهد در برابر این خواسته ها مقاومت کند و به سهم خواهی اصلاح طلبان که ناشی از حمایت آنان در جریان دو ا ...

ادامه مطلب  

چگونه روحانی پس از انتخابات تبدیل به نامزد رسمی چپ ها شد نامزد رسمی اصلاح طلبان چه کسی بود؟/وقتی ناامید از برد روحانی زبان به «ستایش پوپولیسم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس_گروه سیاسی_مسعود یارضوی: هفته ها و روزهای پیش از انتخابات 96 بود.و اصلاح طلبان خیلی راحت تر از آنچه به فکر کسی برسد، مشغول بیان این بودند که آقای روحانی نامزد رسمی آنها نیست!«مرتضی الویری» از فعالان اصلاح طلب و شهردار اسبق تهران در همین زمینه طی اظهاراتی در خبرگزاری ایلنا گفته بود: «همان طور که در سال 92 هم مطرح بود روحانی کاندیدای اصلاح طلبان نیست بلکه کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان است.»[1]پس از او نیز، این «فیض ا... عرب سرخی» دیگر فعال اصلاح طلب بود که بدون هیچ واهمه ای تأکید کرده بود: آقای روحانی نه در این دوره و نه در دوره قبل، کاندیدای اصلاح طلبان نبوده است. آقای روحانی (فقط) مورد حمایت اصلاح طلبان است.[2]علت اینهمه تأکید بر اینکه آقای روحانی نامزد رسمی ما نیست را کسی نمی دانست...و البته معلوم نبود رئیس جمهور روحانی و ستادی های مکتب نیاوران که در اطراف او بودند نیز این حرف ها را می شنیدند یا نه؟!آنها حتی این صحبت های محمدجواد حق شناس، از فعالان حزب اعتماد ملی را هم نشنیدند که گفته بود: روحانی نماینده تمام عیار اصلاح طلبان نیست و اصلاح طلبان مستقل کاندیدا شوند...[3]*کاندیدای ما نیست، هیچ! ستاد انتخاباتی هم برایش تشکیل نمی دهیمدر کنار تلاش های اصلاح طلبان ستادی برای انکار رئیس جمهور روحانی در پیشاانتخابات و پاک نگاه داشتن دامان اصلاح طلبی از عملکرد ضعیف آقای روحانی، اما رخدادهای دیگری هم برای کادوپیچی بهتر این پروژه در جریان بود.تأکید جریان سیاسی خاص بر اینکه برای روحانی ستاد انتخاباتی تشکیل نمی دهیم! هم یکی از این رخدادها بود.«مرتضی حاجی» از فعالان اصلاح طلب، شهریورماه سال گذشته در همین باره آب پاکی را روی دست آقای روحانی ریخت و به روزنامه آرمان امروز گفت:«اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال92 نیز به این معنا ستاد تشکیل ندادند. معمولا در انتخابات مختلف خود کاندیداها اقدام به تشکیل ستاد می کنند و سپس از همفکران خود دعوت می کنند تا در ستادها حضور پیدا کنند. جریان اصلاحات هنوز برای تشکیل ستاد در انتخابات96 تصمیم قطعی نگرفته است. با این وجود دو حالت برای این مساله وجود دارد؛ اول این که آقای روحانی خود اقدام به تشکیل ستاد انتخاباتی کند و از اصلاح طلبان بخواهد که مسئولیت های ستاد ایشان را برعهده بگیرند و در امور انتخابات ایشان را یاری کنند. حالت دوم در شرایطی است که اصلاح طلبان به این نتیجه برسند که باید نیروهای خود را برای انتخابات به صورت مستقل سازمان دهی کنند. بدون شک اگر حالت دوم اتفاق بیفتد اصلاح طلبان برای آقای روحانی ستاد تشکیل خواهند داد. با این وجود به نظر می رسد تمرکز جریان اصلاحات به صورت مستقل روی انتخابات شوراها قرار بگیرد و درانتخابات ریاست جمهوری به صورت مشترک با طرفداران دولت همکاری داشته باشد. به همین دلیل اصلاح طلبان برنامه ای برای تشکیل "ستاد آقای روحانی" نخواهند داشت، بلکه "ستاد حمایت از آقای روحانی" تشکیل خواهند داد!»چهره های جریان سیاسی خاص در عین تأکید بر این مقولات که به نظر می رسد قرار بود برای اجرای فرمان مخصوص سعید حجاریان مبنی بر اینکه «شکست دولت روحانی شکست اصلاح طلبان نیست»! اجرا شوند، اما اِبا می کردند و تحفّظ به خرج می دادند که به مردم بگویند وقتی جریانی سیاسی برای کاندیدای مورد حمایت خود ستاد انتخاباتی تشکیل نمی دهد و حتی عنوان می کند که کاندیدای رسمی نداریم! این مسئله به معنی بی تأثیری آنها در فرایند انتخابات و عدم قبول پذیرش مسئولیت های دموکراتیک است.روی دیگر سکّه آن بود که اگر رئیس جمهور روحانی در انتخابات شکست می خورد، اصلاح طلبان به راحتی عنوان می کردند که بازنده انتخابات نبوده اند چون نه ستادی تشکیل داده اند و نه کاندیدای رسمی داشته اند... و البته راست هم می گفتند.در ادامه اظهارات حاجی، «یدالله طاهرنژاد» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران نیز به نشریه صدا گفته بود:«نظر به اینکه انتخابات ریاست جمهوری متولی دارد و ستاد ریاست جمهوری کارهای انتخابات را انجام می دهد و شورا(ی مرکزی حزب کارگزاران) هم از آن حمایت خواهد کرد، بخش قابل توجهی از فعالیت شورا معطوف به ساماندهی فعالیت های انتخابات شهر و روستاست. مدیریت جوامع شهر و روستایی با شوراها است و این انتخابات بسیار مهم و تأثیرگذار است. به همین دلیل باید به این امر عنایت بیشتری شود و ترکیبی شکل بگیرد تا نظر اکثریت مردم تأمین شود.»آنها خیلی شیک و مجلسی به مردم و به ستاد روحانی اعلام می کردند که از تشکیل ستادهای انتخاباتی برای روحانی خبری نیست تا مسئولیتی متوجه آنها نباشد.*اصلاح طلبانی که معتقد به «عبور از روحانی» بودند/ تاج ...

ادامه مطلب  

وقت گفت وگوی منصفانه با مردم است  

درخواست حذف این مطلب
وقت گفت وگوی منصفانه با مردم است ایران > سیاست داخلی - فرزانه آیینی - خبر نگار: مصاحبه که تمام شد، گفتم: «چقدر دلتان از شرایط پیش آمده برای دولت و اصلاحات پر بود». خنده تلخی کرد و با تلخی بیشتری گفت: «شما نمی دانید که در یک سال گذشته چند نفر از مردم عادی، همراهان بیماران و حتی بیماران و کادر بیمارستان آمده اند و گاه و بیگاه نسبت به وضعیت اقتصادی - اجتماعی شان به من گلایه کرده اند و گفتند ما به خاطر شما رأی دادیم، اما نتیجه اش این شد!» وقتی از او پرسیدم مگر انتظاراصلاحات از دولت روحانی چه بود؟گفت: «ما می خواستیم روحانی حلقه وصل باشد، اما حضورش قوز بالاقوز شد و کار به جایی رسیده که اصلاح طلبانی که خود مغضوبند باید پشتش را نگه دارند که از پشت ضربه نخورد.» محمدرضا خاتمی ازجمله چهره های شناخته شده جریان اصلاحات است که هم محبوب است و هم مسئول. محبوبیتش به صراحت و شجاعتش برمی گردد و مسئولیتش هم به احساس تکلیفش برای پاسخگویی به مردم.با او در دفتر کارش در بیمارستان امام خمینی(ره) درباره چرایی شکل گیری اعتراضات مردمی به وضعیت اجتماعی - اقتصادی شان، عملکرد دولت و فراکسیون امید و جایگاه اصلاح طلبان پس انتخابات دوازدهمین دوره انتخابات بین مردم به گفت وگو نشستیم؛ گفت وگویی 90دقیقه ای که خاتمی بی تعارف و حساب شده پاسخگویم بود؛پاسخ هایی قابل تأمل که از عدم اعتماد بین حاکمیت به مردم، پاره شدن بند امید مردم و چرایی توجه به نقدهای مردم شروع شد و به جایگاه و نقش اصلاحات در نظام سیاسی کشور کشیده شد و او به صراحت اعلام کرد: «اصلاح طلبان ابایی از این ندارند که بگویند ما سوپاپ اطمینان نظامیم، ما معتقدیم تغییر نظام بر مشکلات و مشقات کشور خواهد افزود» نایب رئیس مجلس ششم پیشنهادهایی نیز برای بازسازی اعتماد مردم به حاکمیت و باروری امید آنها به مسئولان داشت، ازجمله اینکه به روحانی پیشنهاد کرد به مردم بگوید مردم ببخشید ما این وعده را داده ایم، اما حالا شرایط و توانایی انجام آن را نداریم و فقط می توانیم این کارها را انجام دهیم. مشروح مصاحبه همشهری با محمدرضا خاتمی در پی می آید.چند ماهی می شود که برخی مسائل در گوشه و کنار کشور سبب شکل گیری برخی نارضایتی ها شده که گهگاه بروز و ظهور می یابند، به نظرشما علت عیان شدن نارضایتی مردم از دی ماه گذشته تاکنون چیست، آیا آستانه تحمل مردم کم شده است؟برعکس شما من فکر نمی کنم، آستانه تحمل مردم ما کم است و یا حتی پایین آمده، مردم ما ملتی خیلی صبور، بردبار و پرتحملند، در ارزیابی این شرایط می توانم بگویم آن چیزی که ما در ماه های اخیر می بینیم به نوعی انفجار همه ناکامی هایی است که مردم در سال های گذشته احساس کرده اند؛به تعبیری دیگر می توان گفت که مردم از مسیرهایی که در سال های گذشته طی کرده اند تا وضعیت شان بهبود پیدا کند و به رفاه و آرامش برسند، مایوس شده اند. شما اگر مقایسه کنید، می بینید که در سال گذشته همین ایام مردم به دلیل امیدی که به ایجاد تغییرات و اصلاح وجود داشت، چقدر شور و نشاط و اشتیاق داشتند، اما همین شور و نشاط به دلایل مختلفی چون همزمان شدن کم کاری های دولت، کارشکنی های مخالفان و رقبای دولت و حتی فشار خارجی و راه هایی که گشوده نشدند کم رنگ و کم رنگ تر شده و این احساس را به مردم منتقل کرده که حضورشان هیچ تأثیری در بهبود شرایط شان نداشته است.درپی شکل گیری این احساس است که ما می بینیم از دی ماه سال گذشته بحران های بسیاری را داشته ایم؛ یک روز بحران اعتراض های دی ماه، روز دیگر مسئله مؤسسات مالی - اعتباری، روزی اعتراضات دراویش گنابادی و روز دیگر بحث حضور زنان در ورزشگاه ها، روزی بحران آب، روزی اعتراضات کازرون و اعتراضات به شرایط خرمشهر و این حوادث پی درپی که کم کم شکل دومینو پیدا می کند سبب شکل گیری شرایط کندی در کشور شده است.این نشان می دهد که به نوعی گروهی از مردم آن اعتمادی که باید به کارآمدی سیستم داشته باشند ندارند و در پی شکل گیری این احساس عدم اعتماد، این گروه وارد جریانات اعتراضی می شوند؛ جریان هایی که هیچ کس نمی تواند بگوید سرانجامش چه می شود. دلیل اینکه نمی توان سرانجامی برای آن متصور بود این است که حکومت در سال های گذشته اجازه نداده است جریانات شناخته شده، شناسنامه دار و تأثیرگذار سیاسی و حتی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی رهبری حرکت های مدنی مسالمت آمیز را به عهده بگیرند.بنابر این ما باحرکت هایی مواجه ایم که نه کسی مسئولیتش را قبول می کند و نه کسی می تواند کنترلش کند و با تداوم این حرکت ها که علی الظاهر ادامه هم خواهد یافت، می تواند به جاهای بدتری هم برسد. با درنظرگرفتن همه این موضوعات من فکر می کنم که شکاف عمیقی میان ملت و حاکمیت شکل گرفته است که متأسفانه هیچ تلاشی هم از سوی صاحبان قدرت برای اینکه پل ارتباطی این بین زده شود دیده نمی شود.این شکاف چرا و از چه زمانی ایجاد شده است؟من فکر می کنم مردم ما آن اعتمادی که باید به حکومت داشته باشند را ندارند. این بی اعتمادی برمی گردد به عدم اعتمادی که حکومت نسبت به مردم داشته است. در طول 20تا 30سال گذشته حاکمیت به مردم گفته که ما به شما اعتماد نداریم، مصداق روشن و واضحش در روند برگزاری انتخابات است؛ به این معنا که سیستم انتخاباتی ما به گونه ای نیست که مردم بتوانند از هرکس که می خواهند حمایت کنند و هرکس تأکید می کنم هرکس را که بخواهند به قدرت برسانند، چرا که حکومت یک نوع قیمومیت در قالب نظارت استصوابی قائل می شود.همین الان ما رئیس جمهوری داریم که وعده های سیاسی- اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زیادی داده است، مردم نگاه می کنند می ببینند در 5سال گذشته کسر قابل توجهی از این قول ها انجام نشده است. همه آنهایی که در عرصه سیاست هستند می دانند که رئیس جمهور واقعا دنبال این است که قول هایش را عملی کند اما گویا دست و پای او در انجام تعهداتش بسته شده است.این در حالی است که برای مردم فرقی نمی کند به چه علت این قول ها عملیاتی نشده است. آنها می بینند که وعده های داده شده اجرایی نشده است، با خودشان می گویند که اولا اجازه انتخاب کامل خودمان را که نداریم و ثانیا همین افرادی را هم که انتخاب می کنیم کاری از پیش نمی برند. با این دودلیل است که بند امیدشان پاره می شود. عدم اعتماد فقط در روند برگزاری انتخابات نیست،مثلا در بحث ورود به ورزشگاه ما در مواضع مان رسما به مردم می گوییم اگر در ورزشگاه زن و مرد کنار هم بنشینند فساد می کنند. یا اینکه ما در خیلی جاها اجازه برگزاری کنسرت نمی دهیم، این یعنی چه؟ یعنی اینکه اگر جایی کنار هم باشید ارزش ها را نادیده می گیرید. دوستان اصولگرای ما می گویند چرا سر مسئله ورود به ورزشگاه آن قدر انتقاد می کنید،در حالی که این همه مشکل در کشور وجود دارد، آنها به ما انتقاد می کنند اما از این نکته غافلند که این پیامی که به مردم (زن، مرد و جوان) مخابره می شود این است که ما به شما اعتماد نداریم. وگرنه چرا در این همه مراسم مذهبی، فرهنگی، در راهپیمایی ها، در مراسم مختلف در کنسرت ها (البته غیر از مشهد) همین زن و مرد یک جا جمع می شوند و مشکلی پیش نمی آید؟این عدم اعتماد به مردم از کجا نشات گرفته است؟فکر می کنم نظام یک حلقه خیلی تنگ را «خودی» فرض می کند و بقیه را «ناخودی»می داند. مردم را برای تظاهرات، راهپیمایی و مسائل عمومی که جنبه حمایتی و تبلیغاتی دارد، می خواهند اما آنجا که مردم چیزی را می خواهند آن قدر قید وبند سر راهشان گذاشته اند که نمی توانند کاری از پیش ببرند. ماحصل این نگاه، این شده که مردم احساس می کنند نظام به آنها اعتماد ندارد.در حرف و شعار و سخنرانی و خطبه های نمازجمعه ما به مردم صفت های غیور، شجاع، دین دار و... می دهیم اما در عمل با آنها اینگونه رفتار نمی کنیم و آنها را صغیر و محتاج قیم می دانیم. علاوه بر بحث اعتماد مردم به نظام که شما به آن اشاره کردید، برخی کارشناسان از ضعف مدیریت در سال های گذشته به عنوان عامل اصلی شکل گیری مشکلات بروزیافته اخیر سخن می گویند. جایگاه و سبک مدیریتی چقدر در شکل گیری شرایط فعلی کشور نقش آفرین بوده است؟نحوه نگاه به نقش مردم مزید بر انتقال حس بی اعتمادی به جامعه، سبب شده است ما خود را از شایسته سالاری محروم کنیم؛ به این معنی که وقتی بهترین آدم ها را که ممکن است منتقد سیاست ها و روش های اجرایی باشند و به دلیل شجاعتشان و دلسوزی هایشان نقدهایشان را مطرح کرده اند کنار می گذاریم به دست خودمان آسیب جدی به چرخ مدیریتی کشور زده ایم. به تعبیر امام علی(ع) کنار زدن افاضل و جایگزینی آنها با ناشایستگان بهترین روش زمین زدن یک ملت و حکومت است.ماحصل عدم حضور مدیران شایسته در دولت در درجه اول همین ناکارآمدی مزمن مخرب است. در بهترین حالتش منجر به روی کارآمدن مدیران ساکت می شود؛ مدیران ساکت، محترم و عزیزی که استرات ژیشان این است که آهسته بیا آهسته برو و یا سری که درد نمی کند را دستمال نبندیم. حالت دوم این است که بخش اعظمی از کسانی که وارد سیستم می شوند، کسانی اند که دنبال منافع شخصی خودشان هستند. آدم های ریاکاری هستند که برای خوش آمد ارباب قدرت حاضرند هر راست و دروغی را بگویند اما در سمت هایشان باقی بمانند.نمونه عیانش بحران مدیریتی عظیمی است که از دوران آقای احمدی نژاد به اوج خود رسید و آقای روحانی می خواست تلاش کند تا حدی آن را اصلاح کند، اما می بینیم که او می گوید من وزرایی را مدنظر داشتم که اجازه ندادند بیایند! این نقص در انتصاب مدیران ارشد، استانداری ها و فرمانداری ها هم دیده می شود که افراد شاخص و کارآمد را به دلیل یک سخنرانی، یک مصاحبه و یا امضای یک نامه از گردونه مدیریتی کنار گذاشته اند، درحالی که همگان می دانند آنها از شایسته ترین مدیران هستند.بنابراین فکر می کنم آن بی اعتمادی حکومت به مردم این روند را ایجاد کرده است و مردم را متقابلا نسبت به مسئولان بی اعتماد کرده است و مردم حالا دیگر نمی دانند چه باید بکنند؟ آنها وقتی می بینند نتیجه حضورشان در انتخابات راه به جایی نمی برد، اسیر احساسات می شوند و اعتراضاتشان اینگونه عیان می شود.از سوی دیگر من فکر می کنم خیلی از مسئولان مان در سبک مدیریت 2دهه آخر قرن بیستم مانده اند؛ دهه ای که دو ابرقدرت وجود داشتند که در سایه هم کارها را پیش می بردند و از شکاف بین آنها عده ای منتفع می شدند، دریغ از اینکه علاوه بر اینکه آن نظم جهانی به هم خورده است، در آن سال ها شبکه های ارتباط جمعی آن قدر گسترده نبودند و صدای مسئولان در دو روزنامه و رادیو و تلویزیون دولتی به صورت بی رقیب به مردم منتقل می شد و مردم برای آگاهی یافتن، مرجع و مسیر دیگری نداشتند.الان اما شرایط آن روزها نیست و شباهتی به آن ایام ندارد، امروز در کسری از ثانیه نتانیاهو یا هرکس و ناکسی می تواند با همه خانه های ملت ما ارتباط برقرار کند اما آقایان هنوز دنبال جاسوس گرفتن هستند. من نمی گویم جاسوسی صورت نمی گیرد نه بلکه منظورم این است که فرمت و شکل ارتباطات واقعا دگرگون شده است. در گذشته هم بارها شاهد اعتراضات مردمی بوده ایم که به طرق مختلف کنترل شده اند به همین دلیل جمعی معتقدند این اعتراضات مسائلی است که با سازو کار گذشته حل و فصل می شود؟واقعیت این است که ما از انقلاب تاکنون، تجمع این همه مشکل با هم را نداشته ایم، همواره مسائل و موضوعاتی مثل تقسیمات کشور یا ورشکستگی مؤسسات مالی بوده که در سال های گذشته هم محل اعتراض قرار گرفته اما اینکه در این حد انباشت مسئله داشته باشیم که هر روز و یکباره و پی در پی آنها را شاهد باشیم وضعیت بی سابقه ای است. نکته دیگر این است که ما سر الفاظ هم اختلاف داریم؛یکی می گوید ما بحران نداریم چند مسئله کوچک است که حل می کنیم، یکی می گوید مسئله هم نداریم موضوعاتی است که باید به آنها رسیدگی شود، یکی دیگر می آید می گوید ما سر سیاستگذاری های کلان مشکلاتی داریم، دیگری پاسخ می دهد خود مردم آمدند و روحانی را انتخاب کردند این مدیریت دولت است که مشکل دارد. بعد اضافه می کنند که نظرسنجی ها هم می گویند مردم مشکل اقتصادی دارند، مشکلات دیگری مطرح نیست و مردم فقط از قوه مجریه ناراضی هستند.به نظر من این پوشاندن صورت مسئله است. در مقابل حذف صورت مسئله من پیشنهاد می دهم، بیایند از آحاد ملت نظرسنجی کنند که اگر امکان مهاجرت داشتند چند نفرشان در مملکت می ماندند؟ این سؤال کلی و جان داری است که اعتماد مردم، امید به آینده و مسائل دیگر را نشان می دهد. بنابراین من می خواهم بگویم ما نباید درگیر الفاظ شویم، باید واقعیت های کشور را ببینیم و آگاه شویم درچه مسیری داریم پیش می رویم.چطور می شود دایره خودی ها و ناخودی ها به هم نزدیک تر شوند و برای حل مشکلات پیش آمده مرزبندی ها کم رنگ تر شود؟ببینید ما بحرانی داریم که در درون حاکمیت می بینیم و آن این است که باید پذیرفت آنچه عامل شرایط کنونی شده است نه دولت روحانی، نه اصلاحات و نه حتی احمدی نژاد است، شاید برخی از دولت ها در تشدید این بحران نقش داشته و تأثیر گذار بوده باشند اما اصل همان سیاست های کلان است.وقتی در سیاست انتخاباتی این مشکلاتی که اشاره کردم را داریم باید این انتظار را داشته باشیم که آدم های ریا کار، منفعت طلب و سوءاستفاده گر وارد میدان شوند، حال سؤال این است که آیا ما حاضریم این سیاست را عوض کنیم؟ آیا در حوزه سیاست خارجی آنچه سبب مشکل شده رویه ما در منطقه است؟ آیا اصلا می شود سؤال کرد که این سیاست شما در منطقه درست است یا نه؟ آیا ما می توانیم از آقای ظریف بپرسیم مسئله چیست؟آیا سیاست ما با عربستان را ظریف در رأس وزارت خارجه تعیین می کند یا آنها که به اسم خودسر می روند سفارت عربستان را آتش می زنند؟ یا در سیاست های اقتصادی و در همین بحث بحران مؤسسات مالی به جای اینکه مقصران اصلی مورد بازخواست قرار گیرند چند دلال بازداشت شدند و در نهایت هم از پول من و شما در بانک ها پول مالباخته ها را دادند؟یا در مسائلی مثل بابک زنجانی، بالاخره پشت پرده مشخص شد؟ مگر می شود یکی بیاید نفت را بفروشد و پولش را با دست باز این طرف و آن طرف تقسیم کند؟ بالاخره می شود شفاف نقش نهادهای پرزور را در اقتصاد بررسی کرد یا نه؟ پاسخ اصلی به همه این سؤال های اقتصادی این است که ما سیاستگذاری های اقتصادی اشتباهی داریم که شفاف نیستند و وقتی ابهامی مطرح می شود، صورت مسئله پاک می شود.با درنظر گرفتن همه این شرایط است که من تأکید می کنم سیاست های کلان ما باید حتما مورد بازنگری قرار گیرد. شجاعت اینکه ما می گوییم بازنگری می کنیم را باید در خودمان ایجاد کنیم. مدتی از تریبون های رسمی کشور دیالوگ های تند مسئولان کشور باهم را می شنیدیم. این سبک برخورد چه نقشی در کمرنگ شدن اعتماد مردم به مسئولان دارد؟ما حکومتی هستیم مثل حکومت های دیگر، بین ما اختلاف و کشمکش و حتی جنگ است اما این معنا ندارد که جنگ هایمان را از تریبون اعلام کنیم. آقایان! جنگ هایتان را پشت پرده انجام دهید! یکی می گوید که رئیس جمهور خائن است، دیگری می گوید فلانی چقدر خورده و برده، یکی دیگر می گوید ما فضا را باز می کنیم، یکی دیگر می گوید اعدام می کنیم،حالا اعدامی این وسط اعدام می شود (می خندد) اما آزادی فضا تفاوتی نمی کند. وقتی این مسائل و اختلافات عیان می شود و مردم می بینند مسئولان کوچک ترین انسجامی از درون ندارند، با خودشان می گویند اینها خودشان به همدیگر رحم نمی کنند حالا می خواهند به مردم رحم کنند؟ خب در این حالت مردم به چه کسی اعتماد کنند؟مسئله دیگر این است که قطعا بین همه ما یک سری مشترکات در مباحث اقتصادی و سیاسی و... وجود دارد، اما ببینید تکلیف در اموری مثل برجام و fatf که می تواند و باید محور اشتراک باشد چه می شود؟ شما چقدر حرف کارشناسی و منطقی و علمی در این زمینه دیده اید؟ اکثر مواضع مطرح شده شعار و متهم کردن یکدیگر است.به همین دلیل من معتقدم که گفت وگوی ملی در این مسائل و مواردی شبیه به آنها که منافع ملی در آن مطرح است باید پا بگیرد؛ مثلا در موضوع برجام کارشناسان مخالف و موافق آن (منظورم از کارشناس، افراد صاحب نظر است، نه آنها چشم بسته از برجام حمایت می کنند و نه آنها که ندانسته فقط ابراز مخالفت می کنند بلکه افراد نخبه و صاحب نظر، ورای منافع گروهی و سیاسی شان) بیایند برای مردم شرح دهند که اهمیت برجام چیست؟ و نقاط خوب و بد آن را برای مردم شرح دهند تا در مورد آن اجماع ملی صورت گیرد و همه مردم به نقاط مثبت و منفی آن آگاه شوند، نه اینکه باز از پشت تریبون ها تعیین کنیم ما باید در برجام بمانیم یا نمانیم! یا درباره fatf اینکه ما برویم در کوچه و خیابان امضا جمع کنیم که fatf خیلی بد است و طومار آن را در مجلس به نمایش درآوریم چه نگاه و پشتوانه کارشناسانه ای دارد؟ هر چند که من بعید می دانم مخالفان آن در مجلس خودشان هم اصلا این لایحه را خوانده باشند. به همین دلیل من معتقدم این دست مباحث باید سر میز گفت وگوی ملی تعیین تکلیف شوند و این اجماع ملی است که باید در این امورتأثیر گذار باشد. ملت باید تعیین تکلیف کند که چه تصمیمی باید در این باره گرفته شود.سازوکار انجام گفت وگوی ملی از نگاه شما چیست؟من معتقدم که گفت وگوی ملی باید شکل بگیرد اما این بدان معنا نیست که لزوما اصولگرایان و اصلاح طلبان بر سر یک میز بنشینند و درباره موضوعات روزکشور تعیین تکلیف کنند، اینها کسری از ملت هستند، بخش عمده ملت، نخبگان، روشنفکران و کارشناسان بزرگی هستند که در حوزه های تخصصی حرف و نظر دارند اما هیچ جا نظراتشان دیده نمی شود.گفت وگوی ملی این نیست که آقای رئیس جمهور یا رئیس سازمان برنامه و بودجه جلسه ای بگذارد و 50نفر آدم را دعوت کند بگوید نظرات تان را بگویید و بعد هم بروید، گفت وگوی ملی این است که صدا و سیما، دانشگاه های مختلف کشور و رسانه ها آزادانه و با امنیت کامل به شرح دیدگاه و نظراتشان پیرامون یک موضوع مشخص بپردازند و ما آگاهانه به یک جایی برسیم، مثلا الان می گویند مشکلات بروزکرده در اقتصاد کشور روانی است،خب بیایید و شرح بدهید که چرا ملت به لحاظ روانی به این وضعیت افتاده اند که دنبال ارز و طلا و... هستند، اینها اموری است که بررسی شان نیاز به گفت وگوهایی دارد که من اسم آن را گفت وگوی ملی می گذارم. البته این گفت وگوها می تواند در مباحث سیاست داخلی و خارجی ما هم مطرح شود. به نظر من الان وقت آن رسیده که ما بیاییم به مردم بگوییم چرا حضور ما در روسیه، عراق و یمن مهم است.باید برای مردم شرح دهیم که اهمیت موضوع چیست؟ منصفانه به نگاه های منتقد جواب بدهیم و حتی اگر سیاستی اشتباه بود شجاعانه و صادقانه بگوییم و اصلاح کنیم. اگر ما روشنگری کنیم، چه بسا مردم به این نتیجه برسند که حضور ما در این مناطق ضرورت زیادی دارد و خودشان از این حضور به خاطر منافع ملی دفاع کنند. و نتیجه این شفافیت و صداقت و اصلاح گری بازگشت اعتماد مردم است.چرا جمعی از سامان گرفتن ایده گفت وگوی ملی نگرانند و مدام از تریبون هایشان علیه این ایده ابراز مخالفت می کنند؟یک عده یا باور اصلی شان این است که همه چیزمان خوب است جز دولتمان و بخشی از مجلس مان و همه چیز را با توهم توطئه می بینند و یا منافعشان در این است که بهترین وضعیت برای آنها تحریم و حالت جنگ با دنیاست.این جمع از این شرایط چه سودی می بینند؟شما اگر مطالعه کنید می بینید همه کسانی که خودسر بودند، قدرت با آنها کاری کرده که چشم و گوش شان بسته شده است، آنها حرف ها را می شنوند اما به سبک دیگری تعبیر می کنند، این بحث آفت قدرت بوده و هست.با وجود کارشکنی خودسرها اما در این شرایط اتفاق خوبی افتاده است که نباید از آن غافل شد و آن هم این است که رئیس جمهوری اعلام کرد مقام معظم رهبری به رؤسای سه قوه دستور داده اند که در بحث موضوعات اقتصادی با مشورت هم چاره اندیشی کنند و خروجی کارگروه آنها هر چه باشد مورد تأیید است. این گام بسیار مثبت مهمی است که باید به آن توجه کرد. چطور می شود این گام های مثبت را بیشتر و پرتعداد تر کرد؟به نظر من خوب است این مدل را در موضوعات مشابه به گروه های دیگر واگذار کرد؛ مثلا به جای بررسی موضوع از سوی سران سه قوه، آن را به مجمع تشخیص مصلحت نظام که اعضای بیشتری دارد محول کنیم یا اینکه به مجلس شورای اسلامی که تعدد نظرات بیشتری دارد بسپاریم. پیشنهاد من این است که این دایره های مشورتی را بزرگ تر کنیم. در گامی بزرگ تر نیاز داریم، برخی مباحث را به رفراندوم بگذاریم.ما نیاز داریم برای بازسازی اعتماد مردم به خرد جمعی و توافق ملی رجوع بیشتری داشته باشیم. به همین دلیل است که من معتقدم برای حل موضوعات باید گفت وگوهای سازنده صورت بگیرد اما گفت وگو نه به این معنا که مثلا دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا مقابل هم بنشینیم و چایی بخوریم و گپی بزنیم و حتی باهم به یک تصمیم مشترک برسیم. من فکر می کنم دایره گفت وگوی ملی را باید خیلی بزرگ تر از اصولگرایان و اصلاح طلبان ببینیم.هستند نیروهای اپوزیسیون برانداز خارج کشورنشین که در مباحثی دست روی موضوعات مهمی می گذارند که افکار عمومی را جذب می کنند هر چند که ما می گوییم غلط می کنند که می گویند اما واقعیت جامعه ماست، به نظر من حتی ما باید ببینیم چه می گویند. چرا که ما اگر می خواهیم با براندازی مقابله کنیم اصلا باید ببینیم براندازها چه می گویند؟ گرچه من معتقدم بر اندازی اصلی ناامید کردن مردم و رواج یأس میان مردم به شرحی که گفتم بزرگ ترین براندازی است.یکی از ایراداتی که به عرصه مدیریتی گرفته می شود دور ماندن نخبگان از چرخه مدیریتی است. آیا آنها با ساز وکاری می توانند به این چرخه بازگردند؟به نظر من در شرایط فعلی تنها چیزی که روی حاکمیت می تواند تأثیرگذار باشد افکار عمومی است. در شرایط حاضر لابی های درون حاکمیت، گفت وگوها، انتقادهای درون گروهی و حتی دعواهای جناحی، راه به جایی نخواهند برد و تأثیرگذار نیستند. اگر درشرایط فعلی کمی فضا بازتر شده به خاطر فشار افکار عمومی است و مهم ترین مصداقش هم حضور زنان در استادیوم است.من منکر زحمات برخی از مسئولان نیستم اما آنچه درنهایت سبب باز شدن درهای ورزشگاه ها به روی زنان شد فشار افکار عمومی بو ...

ادامه مطلب  

«اصلاحات»سخنگوهای زیادی دارد/تخریبها علیه هاشمی را درست می دانستم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حسام رضایی: سه سال از انقلاب اسلامی نگذشته بود که «محمدعلی ابطحی» مدیر رادیو شد. وی تا سال ۶۵ در این کسوت ماند و پس از آن با ورود به دولت معاونت بین الملل وزیر وقت ارشاد را پذیرفت. یک سال به پایان دولت نخست هاشمی رفسنجانی باقی مانده بود که محمد خاتمی وزیر وقت ارشاد هوای استعفا به سرش زد. «علی لاریجانی» که آمد، ابطحی ناگزیر جمع ارشادی ها را ترک گفت و به صداوسیما بازگشت و به مدت یک سال مشاور «محمد هاشمی» شد. ابطحی سال ۷۳ همزمان با کوچ علی لاریجانی از ارشاد به صداوسیما، نماینده رادیو و تلویزیون ایران در لبنان شد. وی تا خرداد سال ۷۶ همزمان با پیروزی چپ ها در انتخابات ریاست جمهوری در این سمت باقی ماند. صبح روز دوم خرداد ۷۶ در شرایطی که شانس زیادی برای پیروزی خاتمی قائل نبود، همراه وی به حوزه رای گیری در خیابان پاسداران رفت. خاتمی قبل از رای دادن، خطاب به ابطحی گفت: «چه قدر خوب می شود با ناطق به دور دوم برویم.» ابطحی عصر روز دوم خرداد ۷۶ جلای وطن کرد و به لبنان بازگشت. اصلاحاتی ها که پیروز انتخابات هفتاد و شش شدند، فصل جدیدی در زندگی سیاسی ابطحی گشوده شد. ریاست دفتر رئیس جمهور اولین پست ابطحی در عصر جدید سیاست ایران بود. پُستی که حُکمش به نام «احمد مسجد جامعی» خورده بود اما به دلیل نگاه مردد اصلاح طلبان به وی، فرصت برای عرض اندام ابطحی فراهم شد. ابطحی در سال ۸۰ جایش را به «علی خاتمی» داد و خودش همزمان با آغاز دولت دوم خاتمی، ردای معاونت پارلمانی و حقوقی رئیس جمهور را بر تن کرد. وی در اسفند سال ۸۱ در مقام رئیس حل اختلاف مرکزی، پس از سلسله درگیری ها و اختلافات پایان ناپذیر میان شورای شهر و شهرداری تهران، رای به انحلال شورای شهر اول پایتخت را داد. شورایی که هر ۱۵ نفر آن متعلق به جبهه اصلاحات بودند. ابطحی بعدها درباره علت آن انحلال گفت: «رفتار ناصحیح اصلاح طلبان در شورای شهر، بیشترین تاثیر را در انحلال داشت.» ابطحی در دی ماه سال ۸۲ به دعوت متحصنین مجلس ششم، در مجلس حضور پیدا کرد و در پاسخ به سوال خبرنگاران که از وی پرسیدند انتهای این تحصن چه می شود گفت: «هیچی نمی شود.»وی در اوج تحصن نمایندگان و بدون اطلاع رئیس جمهور، همراه با ۱۱ نفر دیگر از اعضای هیئت دولت نامه تهدیدآمیزی در حمایت از متحصنین نوشت. نامه ای که مورد غضب «مهدی کروبی» رئیس وقت مجلس واقع شد. ابطحی امروز معتقد است که «تحصن مجلس ششم کار اشتباهی بود.»وقتی مجلس هفتم یکدست در اختیار نیروهای اصولگرا قرار گرفت، ابطحی نتوانست خود را با فضای جدید پارلمان وفق دهد و برای تعامل بهتر دو قوه مجریه و مقننه، استعفا و جایش را به «مجید انصاری» داد. ابطحی یک سال پایانی دولت اصلاحات را در مقام مشاور رئیس جمهور بود.موعد انتخابات ۸۸ که رسید، ابطحی برخلاف خاتمی، به اردوگاه حامیان مهدی کروبی پیوست اما پس از ۲۲ خرداد همنوا با دیگران، ساز ناموزون تقلب در انتخابات را کوک کرد. ابطحی کمتر از ۲ ماه پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، در دادگاه انقلاب، اینگونه ادعایش پیرامون وقوع تقلب را رد کرد؛ «تقلب یک حرف دروغ در ایران بود؛ تقلب حرفی بود که پشت آن راهپیمایی های بی هدف و زنجیره ای به راه افتاد تا با ایجاد آشوب در کشور، ایران را به عراق و افغانستان تبدیل کند.» ابطحی هم اکنون رئیس موسسه خصوصی «گفتگوی ادیان» و عضو مجمع روحانیون مبارز است.در یکی از آغازین روزهای پاییز۹۶، سری به دفتر موسسه «گفتگوی ادیان» در خیابان ملاصدرا تهران زدیم. دفتری که به قول ابطحی تنها دفتر موسسه است. با ابطحی درباره موضوعات گوناگونی صحبت کردیم؛ از دولت اصلاحات تا دولت روحانی؛ از پاشنه آشیل اصلاح طلبان تا احتمال تندشدن انتقادات جریان اصلاحات علیه دولت مستقر.در ادامه گفتگوی تفصیلی خبرگزاری مهر با محمدعلی ابطحی را می خوانید. به عنوان مطلع گفتگو شاید بد نباشد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ آغاز کنیم. چه شد که چپ های دهه شصت هوای اصلاحات کردند؟ در تحلیل تاریخی دوم خرداد و انتخابات ۷۶ در آغاز نمی شود اسم آن را اصلاحات گذاشت و این نام آرام آرام مطرح شد. یعنی در دوران مبارزات انتخاباتی و بیانیه ها و شعارهایی که داده شد، این نام (اصلاحات) وجود نداشت و این مفهوم به آرامی خود را به واژگان سیاسی عرضه کرد.مفهوم اصلی انتخابات دوم خرداد نفی تصمیم گیری از بالا به پایین بودآن زمان (دوران هاشمی) فشارهای فراوانی آمده بود و روشی بر جامعه تحمیل شده بود و همه چیز از بالا تصمیم گیری می شد و این روشی بود که چندان مورد پسند جامعه نبود؛ یعنی اینکه رئیس مجلس که ناطق نوری بود، حتما باید رئیس جمهور بعدی شود و صرف اینکه آن گنبد گردون حاکمیت که از بالا تعیین می کرد، بشکند و مردم تجلی اراده خود را در انتخابات ببینند، این نقطه آغازی بود که دوم خرداد ایجاد کرد و به همین دلیل چپ های دهه شصت، بخشی از این نیروها بودند.مجموعه ای که در طول سال های بعد از رحلت امام(ره) به نوعی منزوی بودند و نظرات انتقادی داشتند و بخشی از جامعه که می شد آن ها را در چارچوب اصلاحات تعریف کرد، در چارچوب چپ ائتلافی را تشکیل دادند و بدنه مردم را سامان دادند و انتخابات دوم خرداد را به وجود آوردند.مفهوم اصلی انتخابات دوم خرداد، نفی تصمیم گیری از بالا به پایین بود. الان هم نگران این موضوع هستم که به دلیل فضای امنیتی که ایجاد می شود، نظرات مردم چندان مورد توجه قرار نگیرد؛ به همین دلیل است که دوم خرداد مقداری فضا بازتر بود و این تصمیم می توانست عملی شود.از ائتلاف جریانات سیاسی در انتخابات سال ۷۶ در قالب جبهه دوم خرداد صحبت کردید. جریانات اصلی آن ائتلاف شامل سه گروه می شدند؛ نیروهای سنتی یعنی همان مجمع روحانیون مبارز، عملگرایان یعنی نیروهای نزدیک به مرحوم هاشمی رفسنجانی و روشنفکران و نوگرایانی که از سازمان تحقیقات استراتژیک دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی منبعث شدند. اساسا چه کسی یا چه جریانی قرار بود در راس این ائتلاف قرار بگیرد؟ببینید این گروه ها در مدیریت انتخابات بسیار نقش داشتند. البته این گروه سومی که گفتید چندان برای من مفهوم نبود.افرادی نظیر آقایان حجاریان، عبدی و میردامادی.خب آدم ها که همه جا هستند. در مجموع این ها سازماندهی انتخابات را به عهده داشتند. آن بدنه اصلی که تفاوت ایجاد کرد، مساله خود مردم و حرمت گزاری به مردم بود. در اولین مصاحبه ای که از خاتمی به عنوان کاندیدا از رادیو و تلویزیون پخش شد، وی روی جامعه مدنی تاکید کرد که ما برای تحقق جامعه مدنی جلو می رویم.البته روی همین موضوع تاکید بر «جامعه مدنی»، چندان وفاقی میان گروه های تشکیل دهنده جبهه دوم خرداد وجود نداشت.عده ای از عملگرایان نزد خاتمی آمدند و گفتند که جامعه مدنی در جامعه کاربرد نداردبله؛ فردای آن روز (فردای مصاحبه خاتمی در رادیو و تلویزیون) عده ای از همان عملگرایان نزد خاتمی آمدند و بر اساس همان اندیشه ای که از زمان هاشمی رفسجانی مانده بود، گفتند که این حرف ها(جامعه مدنی) در جامعه کاربرد ندارد و باید بحث های اقتصادی، عملکردی و کارکردی مطرح شود.همان جا خاتمی گفت که من پشت این نقطه نظر(جامعه مدنی) تفکری دارم. آن تفکر باعث شد که بخش اصلی از بدنه جامعه که سرخورده بود و می توانست در انتخابات(انتخابات سال ۷۶) رای ندهد، جذب شود و جامعه حس حرمتی پیدا کرد؛ من این نگاه را بیشتر تعیین کننده می دانم تا احزاب و تشکل ها؛ البته احزاب و تشکل های مختلف هم در آن زمان بسیار تلاش کردند.پیش از اینکه سوال بعدی را مطرح کنم، شاید بد نباشد گریزی هم به دو گانه «عدالت خواهی» و «آزادی خواهی» بزنیم. من اینجا خاطره ای از بهزاد نبوی به نقل از مصطفی تاجزاده می گویم؛ تاجزاده گفت در سال ۷۶ وقتی بهزاد نبوی فهمید «خاتمی» جایگزین «میرحسین موسوی» شده، ناراحت شد؛ نبوی گفت موسوی دغدغه عدالت اجتماعی اش بیشتر بود. چطور شد که جریان چپ از میان دوگانه عدالت خواهی و آزادی خواهی، دومی را انتخاب کرد؟موسوی خودش یکی از حامیان اصلی خاتمی بود. البته این موضوعی که شما گفتید بیشتر در انتخابات ۸۴ مطرح بود؛ در سال ۷۶ این دوگانه چندان وجود نداشت. موسوی خودش عضو شورای اصلی جبهه دوم خرداد بود. البته درباره مصادیق صحبت نمی کنم که موسوی یا خاتمی چگونه بودند اما اگر دوگانه ای هم وجود داشته باشد، معتقدم جامعه ایرانی به آزادی، نیاز بیشتری دارد.تا عدالت؟تا عدالت خیر؛ عدالت هم در بستر آزادی رشد می کند.خیلی از آن طرف بوم نیفتادید؟خیر؛ اتفاقا در دوران اصلاحات مردم به لحاظ اقتصادی، وضعیت آرام و بهتری داشتند. ضرباتی که به بدنه مستضعف جامعه در دولت احمدی نژاد -که با شعار عدالت خواهی سر کار آمد- وارد شد، بسیار شدیدتر بود. ما باید در عمل ببینیم.ادعایی است که البته چندان دور از واقعیت هم نیست؛ آن هم اینکه اکثر بدنه جبهه دوم خرداد در سال ۷۶، در دهه شصت سابقه امنیتی و قضایی داشتند. آیا هراس نداشتید این موضوع با آن شعار توسعه سیاسی، در ذهن مردم تناقض ایجاد کند؟ افرادی که با ما همکاری می کردند، سابقه امنیتی داشتندخیر؛ البته من نمی دانم که جبهه دوم خرداد را چگونه تعریف می کنید؛ در زمانی که تبلیغات انتخابات بود، بخش های امنیتی و قضایی مخالفت های علنی با خاتمی می کردند. وزیر اطلاعات وقت در سخنرانی خود، انتخاب خاتمی را برای نخستین مرتبه مغایر با امنیت ملی توصیف کرد.البته افرادی که با ما همکاری می کردند، سابقه امنیتی داشتند اما مجموعه ای بودند که کارهای امنیتی شان در ابتدای انقلاب بیشتر علیه جریان ضد انقلاب و آشوب های داخل کشور بود.البته اقدامات افرادی مانند «اکبر گنجی» را چندان نمی شود علیه جریان ضد انقلاب دانست.من نمی خواهم درباره افراد صحبت کنم.مثال زدم.خب! من این افراد را چندان در جبهه فعالین آن دوران(در سال ۷۶) نمی دانستم. این ها افرادی نبودند که تصمیم گیرنده و تعیین کننده باشند.به هر حال افراد این چنینی در دوران اصلاحات، «قلم» داشتند.بعدها قلم به دست گرفت.عرض من همین است که افرادی مثل اکبر گنجی با آن سوابق امنیتی در دوران اصلاحات قلم به دست شدند.خیلی های دیگر هم قلم به دست شدند اما در انتخابات تعیین کننده نبودند؛ جریانات امنیتی در انتخابات تاثیرگذار نبودند. دولت خاتمی اساسا امنیتی نبود؛ به هر حال هر جامعه ای به امنیت نیاز دارد اما خاتمی در نظر داشت آن جاهایی که جامعه مدنی با امنیت تلفیق می شود، امنیت برای مردم و جامعه باشد.یعنی معتقدید که آن آدم های امنیتی دهه شصت در جریان حضورشان در جبهه دوم خرداد تغییر نکردند؟آنچه تاثیرگذار بود، خاتمی و تفکراتش بود و آن آدم های امنیتی، تاثیری روی نگاه امنیتی به جامعه نداشتند.اما اساسا افرادی مانند حجاریان، جامعه مدنی را تئوریزه کردند.اگر شما می خواهید درباره افراد صحبت کنیم، صحبت می کنیم.به هر حال چنین افرادی در کل جریان اصلاحات تاثیرگذار بودند.افراد زیادی از جمله اساتید دانشگاه در جامعه پیرامون جامعه مدنی مطالعه داشتند اما در مدیریت دوران اصلاحات تاثیر اصلی با خاتمی و تفکراتش بود.تئوری های زیادی از سوی همین چهره های امنیتی مطرح شد. بعدها همین تئوری ها، سنگ بنای نوع کنش گری سیاسی اصلاح طلبان در سپهر سیاسی کشور شد. مثلا تئوری «فتح سنگر به سنگر» حجاریان.من می گویم این ها تاثیرگذار نبودند، شما مدام می گویی تاثیرگذار بودند.قصد مجادله ندارم.ببینید؛ در فضای آزاد آن دوران، طبیعتا دیدگاه های افراد مطرح می شد. آدم های مختلفی دیدگاه های مختلفی را ارائه کردند. مثلا عده ای با دیدگاه عملیاتی، وارد موضوع «قتل های زنجیره ای» شدند که اساسا با قتل های زنجیره ای مبنای جامعه مدنی را حذف کنند. عده ای رفتند با ارائه مقالات، دیدگاه های امنیتی مطرح کردند. این ها نتیجه جامعه مدنی بود و همه داشتند حرف های خودشان را مطرح می کردند؛ چه اصلاحات و چه ضد اصلاحات. در فضای آزاد دوران اصلاحات دیدگاه های افراد مطرح می شد؛ چه اصلاحات و چه ضد اصلاحاتاما این برای کسی که می خواهد تحلیل تاریخی کند، متفاوت است که این دیدگاه ها آیا در جامعه مطرح می شد یا در رسانه ها یا اینکه مدیریت کشور در بخش اصلاحات بر اساس آن رفتار می کرد؛ من این بخش دوم را نفی می کنم که آن مدیریت مستقلی بود که دیدگاه های قابل دفاع خود را مطرح می کرد و آدم های مختلفی هم نظریات مختلف خود را ارائه می کردند اما در اداره حاکمیت تاثیرگذار نبودند.اگر بخواهیم بهانه وصل شدن جریان کارگزاران به ائتلاف دوم خرداد را بررسی کنیم، شاید به این نقطه برسیم که کارگزاران به دلیل اختلافات اساسی پدر معنوی شان یعنی مرحوم هاشمی با جریان راست سنتی(جامعه روحانیت مبارز)، برای باقی ماندن در سریر قدرت به ائتلاف پیوستند اما بهانه اتصال جریاناتی مثل مجمع روحانیون مبارز به کارگزاران چه بود؟ با توجه به اینکه جنس تفکرات جریان کارگزاران با جریانات چپ آن دوران، زمین تا آسمان متفاوت بود. یکی بر توسعه اقتصادی تاکید داشت و دیگری بر توسعه سیاسی.شیوه مصاحبه شما شیوه جدیدی است! البته بد هم نیست؛ اینکه شما تحلیلی را ارائه می کنید که آدم باید ابتدا آن را رد یا اثبات کند و سپس نظر بدهد. در هر صورت من معتقدم که کارگزاران موتلف و هم پیمان جریان اصلاحات در دوم خرداد بود و موتلف پر وزنه و سنگینی هم بود.خب تا اینجا با یکدیگر، هم نظریم.کارگزاران، مجموعه نیروهای قوی و کارآمد به خصوص در بخش مدیریت مدرن بودند و بعدها بسیاری از آن ها به دولت آمدند و اقتصاد کشور عمدتا در اختیار نیروهای کارگزار قرار گرفت اما عنوان شان کارگزار و اینکه این ها فرزندان آقای هاشمی هستند و می خواهند آن دوران را ادامه بدهند، نبود بلکه به عنوان کسانی بودند که خودشان اهل نظر بودند. خود مرحوم هاشمی در مصاحبه ای گفت که در انتخابات دوم خرداد به آقای ناطق رای داده است.همان زمان در انتخابات دوم خرداد، آقای سیدرضا تقوی سخنگوی جامعه روحانیت مبارز گفت که آقای هاشمی به آقای ناطق نوری رای داده است.من زمانی در یادداشتی گفتم، این مهم است که بعد از ۲۰ سال از گذشت دوم خرداد، ناطق نوری کنار خاتمی ایستاد.به موضوع اصلی بازگردیم؛ کارگزاران.کارگزاران تباینی با نیروهای چپ نداشتکارگزاران به عنوان نیروهای کارآمدی که همراهی می کردند، وجود داشتند و دلیلی وجود نداشت که از آن ها استفاده نشود. نیروهای کارگزاران هیچ وقت تباینی با نیروهای چپ آن زمان نداشتند. در آن دوره در بخش اقتصاد هم آقای «نوربخش» کار می کرد و هم آقای «ستاری فر» که وی از اعضای جبهه مشارکت بود.بنابراین از جریان کارگزاران برای تضمین بخش اقتصادی استفاده کردید.کارگزاران نیروهای فردی قابل احترام بودند. صرفا هم اقتصادی نبود؛ آقای «مهاجرانی» در بخش فرهنگ بود اما تابلوی کاری هیچ کدام از این ها، تابلوی حزبی نبود؛ همچنانکه دیگران هم تابلوی حزبی نداشتند؛ مثلا من به عنوان سهمیه مجمع روحانیون در دولت حضور نداشتم. مثلا «محمد شریعتمداری» در شورای مرکزی جمعیت دفاع از ارزش ها که متعلق به «محمد محمدی ری شهری» بود، عضویت داشت.به جمعیت دفاع از ارزش ها اشاره کردید. کاندیدای این جمعیت آقای «ری شهری» بود. آقای ری شهری پیش از حضور رسمی محمد خاتمی در عرصه انتخابات، وضعیت خوبی در افکار عمومی داشت. آقای ری شهری و تشکل متبوعش هم مانند نیروهای چپ، منتقد آنچه انحصارگرایی جریان راست سنتی می دانست، بود. اساسا تفاوت شما به عنوان نیروهای چپ با تشکلی مانند جمعیت دفاع از ارزش ها چه بود؟نگاه ها متفاوت بود. ترکیبی از آقای ری شهری و حسینیان و پورنجاتی به وجود آمده بود؛ آن ها نگران بازشدن فضا شده بودند اما نیروهای چپ نگران بسته شدن فضا بودند. دو نگاه انتقادی بود که کاملا با هم متناقض بود.منظورتان از بازشدن فضا چیست؟یعنی باز شدن فضای اقتصادی؛ در حوزه سیاست خارجی هم منتقد بودند. این ها فکر می کردند که اتفاقات دوران آقای هاشمی کشور را به سمت لیبرالیزه کردن پیش برده است اما نگاهی که در جریان ما یعنی نیروهای چپ بود، انتقاد از بسته شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور در دوران آقای هاشمی بود؛ اساسا توسعه سیاسی حذف شده بود و ما توانستیم از این پاشنه آشیل، وارد جامعه شویم.فرمودید جمعیت دفاع از ارزش ها، جریان نزدیک به آقای هاشمی را به لیبرالیسم متهم می کردند. نیروهای چپ چنین نگاهی به آقای هاشمی و جریان نزدیک به وی نداشتند؟باید لیبرالی بودن را معنا کرد. این ها واژگانی است که در اذهان عمومی معنای ویژه ای پیدا کرده است. مثلا ممکن است لیبرالیسم را با «فُحش» یکی بگیرند.ترس نداشتید که اگر به این جریان لیبرالی وصل شوید، در افکار عمومی اَنگ لیبرالی بودن را به شما بزنند؟ما به جریان لیبرالی وصل نشده بودیم. آن زمان شعار جریان های مخالف اصلاحات در نمازهای جمعه این بود که «مخالف هاشمی، مخالف پیغمبر» است. آن موقع آقای هاشمی، متفاوت از آقای هاشمی اواخر عمرش بود.فارغ از شعارهایی که پیرامون آقای هاشمی داده می شد، نوع تفکر وی و تیم همراهش در حوزه اقتصادی به لیبرالی بودن تعبیر می شد.عملا بعد از آقای هاشمی، جریان نگاه اقتصادی وی تعدیل شد. این طور نبود که منتقد کلی آن نگاه یا موافق کلی آن نگاه باشیم. در دوران خاتمی نگاه متعادل تری ایجاد شد؛ به همین دلیل در طول دوران بعد از انقلاب، آرام ترین و مطمئن ترین اقتصاد بدون هیچ دغدغه و شوکی در زمان خاتمی شکل گرفت.یکی از شعارهای اصلاحات، آزادی و توسعه سیاسی بود. مرزهای این آزادی کجا بود؟قانون اساسی بهترین مرز برای آزادی هاستقانون اساسی بهترین مرزها را می توانست تعریف کند. به نظرم قانون اساسی در بهترین دوران عمر سیاسی مردان جمهوری اسلامی نوشته شد؛ دورانی که مردان جمهوری اسلامی، از زیر بار یوغ فشار سیاسی سخت بیرون آمده بودند. جمهوری اسلامی، دیگر آن همه وزن علمی در خبرگان قانون اساسی را به خود ندید. اگر مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی را مشاهده کنید، می بینید که حساسیت ها آن جاهایی بالاست که به حقوق مردم ارتباط دارد.شعارها و پوسترهای تبلیغاتی جریان چپ در انتخابات ۷۶، کاملا در چارچوب ارزش ها بود. چه شد که پس از آن، اصلاحات به ضدیت با نظام تفسیر شد؟ یعنی هر فرد و جریانی که اپوزیسیون بود، اصلاح طلب تلقی می شد.این اتفاقات پس از سال ۸۸ بود. من نمی دانم نظام را چگونه می توانیم تعریف کنیم که در آن اکثریت قاطع و رئیس جمهور حضور نداشته باشند. خب، نظام مجموعه این ها بود. بی دغدغه ترین و کم ترین تضادهای علنی میان رهبری نظام و رئیس جمهور، در زمان خاتمی بود.اما در مطبوعات این تضادها به عیان دیده می شد.بله؛ مقداری آزادی بود که افراد دیدگاه های خود را مطرح کنند.بنابراین مرزی برای آزادی قائل نبودید.گفتم که مرز ما قانون اساسی بود.خب فردی که می آید موضوع «تقلید» از مراجع را به چالش می کشد، چطور می تواند در چارچوب قانون اساسی باشد؟بعد از هاشمی جریان نگاه اقتصادی وی تعدیل شدبحث اینکه یک نفر می آید زیر سوال می برد، جزیی از آزادی هاست. یک نفر حرفی زد بعد سیستم قضایی آمد حکم اعدامش را داد که ما هم برای جلوگیری از آن بسیار تلاش کردیم. البته اگر سیستم قضایی در گردونه سیاسی قرار می گرفت، برای حرمت قانون اساسی با آن مقابله می شد. اینکه یک آدمی رفته در سخنرانی نظری داده و حکمش ارتداد شده - که در حکم رهبری هم ارتداد این معنی را ندارد- در آنجا جلوگیری می کردیم.دولت اصلاحات تلاش می کرد که حافظ مرزهای آزادی مردم در چارچوب قانون اساسی باشد. شما جوان هستید و یادتان نمی آید اما هر روز یک مجموعه کفن پوش برای هر موضوعی علیه دولت تظاهرات می کردند. به نظر می رسد در دوران اصلاحات، رئیس جمهور نسبت به جریانات روشنفکری که قصد ایجاد قرائت های خاص از دین را داشتند، با تساهل زیادی برخورد می کرد. شما و امثال شما در جلسات خصوصی توصیه نمی کردید که رئیس جمهور در برابر چنین جریاناتی با جدیت بیشتری برخورد کند؟من از آن طرف سوال می کنم؛ شما یک سخنرانی را می توانید از خاتمی پیدا کنید که خلاف قانون اساس ...

ادامه مطلب  

نقدی بر دنیای فکری حجاریان (ها)  

درخواست حذف این مطلب
محمد عبداللهی- اصلاحات با دو وجه «گفتمان» و «دستاوردها» شناخته می شود. بسیاری در پاسخ به نقد اصلاحات، منتقدان را به گفتمان اصلاحات به مثابه جوهر و هویت اصلاحات ارجاع میدهند با این استدلال که آنچه در صحنه عمل و به عنوان «عملکرد» اصلاحات می بینید، جوهر و هویت آن نیست! جوهر و هویت آن، ایده اصلاحات از لحاظ گفتمانی و نظری است!اصلاح طلبان نیز یکدیگر را به «اصلاح طلبان گفتمانی» و «اصلاح طلبان کانفورمیست» تقسیم می کنند. کانفورمیست ها را اصلاح طلبانی میدانند که در قدرت هستند، منصب گرفته اند، رانت میگیرند، حقوق میگیرند و.. و اصلاح طلبان گفتمانی را کسانی میدانند که افلاطون وار، در حاشیه قدرت به ترسیم خط و خطوط و شاخص های اصلاح طلبی مشغولند!حجاریان در آخرین تز خود، با تفکیک تلویحی این دو نوع اصلاح طلبی، پیشنهاد کرده برای وا نرفتن اصلاحات، هسته سختی از اصلاح طلبان مدل گفتمانی تشکیل شود تا جامعه، اصلاحات را به چشم دومی ها نبیند و قضاوت نکند! هدف از این تز را بعدا توضیح خواهم داد.تکلیف اصلاح طلبان کانفورمیست و جذب قدرت شده مشخص است. چه در دولت ۸ ساله خاتمی و چه در دولت ۵ ساله روحانی، و چه حتی در دوران پشت پردگی اصلاح طلبان برای دولت هاشمی، کشور شاهد بدترین عملکرد اقتصادی، افزایش شکاف طبقاتی و پایمال شدن عدالت، رواج فسادهای مالی، و بدترین سیاست ها در عرصه خارجی بوده است. آنها خود نیز از ضعف کشورداری خود مطلع اند و به همین دلیل، تقلا میکنند خود را از دولت اعتدال، از اصلاح طلبان کانفورمیست و عملگرا و.. جدا کنند.اما اگر قرار باشد اصلاحات را با گفتمانش بشناسیم، طبعا باید مختصات فکری اصلاح طلبان گفتمانی و افرادی نظیر حجاریان را بشکافیم. آنها تعریفشان از اصلاحات چیست؟! اصلاحات را در چه میدانند؟! هدفشان از اصلاحات چیست؟! سقف و نقطه نهایی اصلاح طلبی را در کجا میدانند؟!تکلیف اصلاح طلبان کانفورمیست و جذب قدرت شده مشخص است. چه در دولت ۸ ساله خاتمی و چه در دولت ۵ ساله روحانی، و چه حتی در دوران پشت پردگی اصلاح طلبان برای دولت هاشمی، کشور شاهد بدترین عملکرد اقتصادی، افزایش شکاف طبقاتی و پایمال شدن عدالت، رواج فسادهای مالی، و بدترین سیاست ها در عرصه خارجی بوده است. آنها خود نیز از ضعف کشورداری خود مطلع اند و به همین دلیل، تقلا میکنند خود را از دولت اعتدال، از اصلاح طلبان کانفورمیست و عملگرا و... جدا کنند.اصلاح طلبان گفتمانی، اصلاحات را دستیابی به حکومت قانون، اخلاق، دموکراسی و تحزب میدانند. دستگاه فکری اصلاح طلبان گفتمانی که چهره بارز آنها افرادی نظیر حجاریان است، بر سه ستون اصلی قرار دارد:نوسازی، توسعه و مشخصا توسعه سیاسی، بت وارگی دموکراسی و معصومیت جمهور، سکولاریسم و قداست عرف.حجاریان معتقد است " جوهر اصلاحات توسعه سیاسی با همه لوازم اش است" و "توسعه و نوسازی سیاسی" هسته سخت اصلاحات است! او صریحا در مقاله «صدای جمهور، صدای معصوم» بیان میکند: " اعتبار قانون، نه از شارع و نص بلکه از رای مردم به دست می آید". همچنین وی در مصاحبه ای با رسانه "عصر امروز" در پاسخ به سوالی درباره ملاک قانونگذاری، صراحتا "عرف" را ملاک میداند حتی اگر روزی عرف امور ضداخلاقی مثل همجنس بازی و.. را بپذیرد. به همه اینها، کمی ایرانیت هم اضافه کنید. این پیشنهاد خود اوست. اصلاحات ترکیبی از کمی سکولاریسم، کمی جمهوریت و کمی ایرانیت!اما میخواهم این خمیرمایه فکری و گفتمانی اصلاحات را اندکی محک داده و ورز دهیم.یکم. نوسازی و توسعه سیاسی:تئوری توسعه، در واقع، نسخه نظریه پردازان غربی دهه ۱۹۷۰ برای مدرنیزاسیون و صنعتی شدن کشورهای جهان سوم است. آنها مدلها و تیپ های مختلفی از توسعه را برای کشورهای مختلف جهان سوم تجویز کردند تا این کشورها هم شبیه کشورهای توسعه یافته شوند. برای یک کشور «توسعه درونزا»، برای دیگری «توسعه برونزا»، برای آن یکی «توسعه کاردوزو و ترکیبی»، «تجارت آزاد»، «توسعه پایدار»، «اقتصاد دموکراسی محور» و.. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، بسیار متفاوت از ساحت تئوریک بود. مالزی با نسخه توسعه آمریکایی (جانشینی صادرات) و خروج یک شبه سرمایه گذاران خارجی، به ویرانه ای اقتصادی تبدیل شد که تا یک دهه مشغول آواربرداری بود. لهستان لخ والسا با استراتژی دموکراسی محور نه تنها به شکوفایی اقتصادی نرسید که اینک به همراه یونان ضعیفترین کشور اروپایی است. برزیل، آرژانتین و.. با استراتژی جایگزینی واردات، تا دو دهه مقروض های دائمی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول شدند.نسخه برای ایران «توسعه سیاسی» با هدف تغییر ساختار سیاسی و تغییر جامعه و فرهنگ سیاسی مردم (تحت عنوان جامعه مدنی) بود. آنچه به صورت رسمی در دولت خاتمی دنبال می شد و پس از آن هم توسط اصلاح طلبان ادامه یافت.اما مصادیق مد نظر اصلاح طلبان برای توسعه سیاسی چه بود و چه هست؟! مواردی مثل تنش زدایی با غرب، خودبسندگی به داخل و کاهش نفوذ و تاثیرگذاری منطقه ای ایران (آنها این استراتژی را با عباراتی چون اولویت منافع ملی و ممانعت از میلیتاریسم تبلیغ میکنند)، حزبی شدن و تقویت جامعه مدنی و مشارکت سیاسی سازمان یافته توده ها (نه فقط انتخابات)، آزادی های فرهنگی خصوصا در مسئله حجاب، حذف یا کاهش خط قرمزهای اخلاقی در سینما و هنر و..، حذف یا کاهش خط قرمزهای سیاسی حتی فراتر از قانون اساسی در رسانه ها، روزنامه ها و...آنچه در عرصه گفتمانی نسخه پیچی شد، در عرصه عملی و در صحنه قدرت چه دستاوردی داشت؟ تنش زدایی با غرب منجر به عقب نشینی از منافع ملی، عزت ملی و حتی وابستگی اقتصادی شد (توافقنامه پاریس ۲۰۰۴، برجام و..) آنچه تحزب و تقویت جامعه مدنی خوانده میشد عملا سیاست زده شدن جامعه و تشدید شکافهای سیاسی و فرهنگی و فضای دوقطبی در جامعه است که نمونه بارز آن یعنی وضعیت سیاست زدگی گسترده در انتخابات۸۸ و حتی پس از آن، بعید نبود کشور را به نوعی جنگ داخلی فرو برد، آزادی های فرهنگی و کاهش خط قرمزهای اخلاقی از دهه هشتاد به این سو به افزایش تصاعدی و ناگهانی معضلات اجتماعی (طلاق، خیانت، کاهش جمعیت، افسردگی، بیماری های روانی، بزهکاری، خودکشی و..) منجر شد. تقلیل خط قرمزهای سیاسی هم سبب شد بسیاری از روزنامه ها و رسانه ها عملا به تریبون دولتهای متخاصم و بتدریج فاز براندازی تبدیل شوند. از طرفی، اصالت توسعه سیاسی باعث غفلت از پیشرفتهای اقتصادی و مادی چه در زمینه عدالت اجتماعی، چه آبادانی و پیشرفتهای عمرانی و بلکه تحمیل کردن انواع مشکلات اقتصادی و زیست محیطی و.. بر کشور شد. از دهه هفتاد به این سو، با نسخه های وارداتی توسعه اقتصادی، ایران برای نخستین بار با تورم افسارگسیخته حتی بدتر از زمان جنگ، رها کردن تولید ملی، مشکلات آلودگی هوا، کمبود آب، کاهش ذخیره گیاهی و جانوری کشور و.. درگیر شد و اثرات درازمدت آن همچنان ایران را به چالش خواهد کشید. عجیب آنکه، اگر مالزی و برزیل و سنگاپور و بقیه، نسخه های وارداتی را پس از تنبیه شدن به کنار گذاشتند، اما اصلاح طلبان ایران همچنان همان نسخه ها را در دانشگاه ها تدریس میکنند، در روزنامه ها تجلیل میکنند و در قدرت اعمال میکنند.دوم. بت وارگی دموکراسی و معصومیت جمهور:اصلاح طلبان با اصالت دادن به دموکراسی به عنوان سمبلی از توسعه و غربی شدن، اقدام به تمایزسازی از خود با دیگر جریانهای سیاسی کرده اند. آنها بدین منظور اتوپیایی ترسیم می کنند که در آن همه چیز با رای مردم صورت می گیرد و هیچ مانع و سرعت گیر و یا فیلتری نباید بر سر راه رای مردم باشد! اصلاح طلبان ماموریت خود را واسطه شدن بین حکومت و مردم و صدای خود را صدای مردم نامیدند و شروع به حمله به نهادهای حاکمیتی از جمله شورای نگهبان و.. به این بهانه کردند. اما آنها در حالی نهایت آمال خود را «دموکراسی مطلق» دنبال می کنند که حتی در کشورهای غربی چنین دموکراسی وجود ندارد و نخواهد داشت. درحالی استصواب شورای نگهبان را به چالش می کشند و یک نوع استثنا در جها ...

ادامه مطلب  

زیباکلام: خوب و بد روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته می شود؛ حجاریان اشتباه می کند/ «برخی تفنگ تفرقه بدست گرفته اند؛ درگیر فتنه مذهبی هستیم»!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -«وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه لای اخبار و مطالب رسانه های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل ها و پیشینه هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می گذاریم. ۷:۳۰ هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.*** برای حمایت از دولت پشیمان نیستیم ولی روحانی به بسیاری از مطالبات مردم پاسخ نداده است!«غلامرضا انصاری» قائم مقام حزب اصلاح طلب اتحاد ملت ایران (حزبی به دبیر کلی علی شکوری راد) به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا پیرامون دولت آقای روحانی گفته است: ما اصلاح طلبان علیرغم انتقادات مهمی که به دولت آقای روحانی داریم از تصمیمات چند سال اخیرمان پشیمان نیستیم.او افزوده است: «درست است دولت روحانی، نخواست یا نتوانست یا نگذاشتند که به بسیاری از انتظارات و مطالبات مردم جامه عمل بپوشاند اما قرینه این حرکت چه بود؟ اگر به روحانی 92 و 96، شوراهای 92 و 96، مجلس 94 ورود پیدا نمی کردیم چه کار دیگری می توانستیم، بکنیم تا کشور از سقوط آزاد نجات یابد؟ به طور مثال در انتخابات مجلس دهم وقتی تا رده های سوم و چهارم ما را هم رد صلاحیت کرده بودند چه کار باید می کردیم؟ آیا باید با صندوق ها قهر می کردیم تا یک مجلس تندروی دیگر سرکار بیاید؟ نه ما برای نجات کشور باید ائتلاف می کردیم.»[1]*درباره اظهارات آقای انصاری تأملات زیادی وجود دارد.یکم: اینکه اصلاح طلبان در قبال حمایت خود از آقای روحانی پشیمان نیستند و در عین حال انتقادات مهمی هم به او دارند! گزاره صحیحی به نظر نمی رسد. چه اینکه چهره هایی نظیر تاجیک، حاجی، صوفی، شیرزاد و غیره طی هفته های اخیر اعلام کرده اند مسئولیتی در قبال دولت متوجه اصلاح طلبان نیست[2] و یا مثلا عبدالله ناصری چندی قبل حتی از کابینه اول رئیس جمهور روحانی نیز با الفاظی مثل ناهماهنگ و ناکارآمد یاد کرده بود.[3]به سخن دیگر اینکه معاریف جریان چپ علی الظاهر از حمایت های خود پشیمان اند اما قصد دارند بدون عذرخواهی از این حمایت ها همه چیز را به گردن رئیس جمهور روحانی انداخته و خود را مبرّی نشان دهند.از طرفی اثباتا می توان گفت که اصلاح طلبان حتی یک مورد انتقاد مهم نیز که مرتبط با معیشت مردم یا اقتصاد یا امنیت و یا فرهنگ باشد به دولت نداشته و ندارند و مشخص نیست انتقادات مهم اشاره شده در کدامین ناکجا قرار دارند؟!دوم: آقای انصاری در حالی می گوید روحانی نتوانست به بسیاری از مطالبات مردم عمل کند که اصلاح طلبان نه تنها طی 4 سال گذشته حتی درباره یک مورد از این مطالبات عمل نشده نیز صحبت نکرده اند بلکه در صبح و شام مشغول تقدیس تمام اعمال و رفتار رئیس جمهور روحانی بودند و حتی از این می گفتند که تحریم ها تمام شد، ارزانی آمد و غیره.در واقع به نظر می رسد در صحبت های این چهره اصلاح طلب یک جعل بزرگ در حال رخدادن است.سوم: انصاری از این می گوید که اصلاح طلبان چاره دیگری جز ائتلاف با روحانی نداشته اند.اولا حتی یک برگ سند رسمی و بیانیه امضا شده وجود ندارد که اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت رسمی کرده و یا با او وارد ائتلاف شده باشند. (و حتی آقای عارف هم در سال 92 برای حمایت از رئیس جمهور روحانی نبود که از عرصه کنار رفت!)درثانی اصلاح طلبان می توانستند راه های پیموده شده قبلی خود نظیر «تحریم انتخابات مجلس نهم» و یا «عدم پذیرش نتیجه انتخابات در سال 88» را بیازمایند و تن به «بردگی برای روحانی» ندهند.ضمن اینکه بر خلاف اظهارات این چهره حزب اتحاد ملت، کشور به هیچ وجه در شرایط سقوط آزاد نبوده است و آمارها و ارقام در مباحثی مثل امنیت و اقتصاد، اظهارات آقای انصاری را تأیید نمی کند.گفتنیست، این قبیل اظهارات هفته های اخیر اصلاح طلبان مبنی بر اینکه پشیمان نیستیم اما روحانی ضعیف بوده، چاره ای نداشتیم و... تماما در راستای پروژه «طلاق سیاسی اصلاح طلبان از روحانی» ارزیابی می شوند.پروژه ای که به نظر می رسد در روزهای آینده وارد مراحل تازه تری شود و قصد دارد تا با مرده و منفور جلوه دادن جریان اصولگرایی و ابراز برائت از رئیس جمهور روحانی، خود را آلترناتیو جریانات سیاسی کشور در دو انتخابات پیش رو جلوه دهد و از مردم رأی بستاند.***زیباکلام: خوب و بد روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته می شود؛ حجاریان اشتباه می کندصادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب به تازگی در بخشی از مصاحبه خود با سایت نامه نیوز، در پاسخ به این سؤال که «به نظر شما اصلاح طلبان حاضرند مسئولیت دولت آقای روحانی را در سال 1400 بپذیرند؟» گفته است:«آقای عباس عبدی و آقای حجاریان سال 93-94 شروع کردند و گفتند مسئولیت دولت آقای روحانی خیلی با اصلاح طلبان نیست. یعنی اگر نتیجه دولت آقای روحانی خیلی ناامیدکننده درآمد و خیلی با انتظاراتی که از او بود همخوانی نداشت، این مسئله به اصلاح طلبان مربوط نیست. برخی اصلاح طلبان یک چنین نگاهی دارند به قول تهرانی های قدیم «خر را یک وَر سوارند» تا هر جا ببینند به مشکل برمی خورند بلافاصله پایین بپرند. این زشت است ما نباید اصلا این رویه را داشته باشیم. ما اصلاح طلبان چه در سال 92 و چه در سال 96 از مردم خواستیم و دعوت کردیم که بیایند و به آقای روحانی رأی دهند. ما نمی توانیم در وسط راه زرنگی کنیم و بگوییم اگر آقای روحانی خوب عمل کرد افتخارش برای ماست اما اگر بد عمل کرد خیلی به ما ارتباطی ندارد. ما نمی توانیم این طوری عمل کنیم. اصلاح طلبان باید محکم و استوار و تمام قد پای آقای روحانی بیاستند، از او حمایت کنند و مسئولیت پاسخ به کسانی که به دعوت شان پای صندوق های رأی رفتند و به آقای روحانی رأی دادند برعهده بگیرند. من با صدای بلند از آقای روحانی انتقاد کردم در عین حال حمایت هم کردم، در عین حال خواستم بگویم ناتوانی هایش کجاها است. این طور نیست که مسئولیت عملکرد آقای روحانی به اصلاح طلبان ارتباطی ندارد. مردم اسباب بازی اصلاح طلبان نیستند که یک روز از آنها بخواهند پای صندوق بیایند و بعد هم وقتی مقداری ناملایمات می شود بگوییم به ما مرب ...

ادامه مطلب  

وقتی اصلاح طلبان از «امیدی ها» ناامید می شوند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، با گذشت چند روز از مشخص شدن تکلیف شانزده وزارتخانه دولت دوازدهم اما هنوز گفت وگو و گمانه زنی ها در خصوص نتایج و برآیند جلسه رای اعتماد ادامه دارد.پیش از معرفی کابینه و جلسه رای اعتماد، اصلاح طلبان که به دنبال سهم خواهی در کابینه جدید دولت بودند فشارهای فراوانی را به شخص رئیس جمهور وارد آوردند، آنها به دنبال تشکیل کابینه ای بودند که حوزه نفوذ خود را در سطح دستگاه های اجرایی تعمیق ببخشند، از این رو و در زمانی که روحانی بر فراجناحی بودن کابینه جدید تاکید کرد موج رسانه ای زیادی را با محوریت نقد به این موضع رئیس جمهور ایجاد کردند.رسانه های اصلاح طلب حملات انتقادی خود را متوجه شخص حسن روحانی کرده و از اینکه او، راجع به آنچه درباره کابینه فراجناحی می داند، سخن می گوید انتقاد کردند، در همین رابطه یک روزنامه اصلاح طلب با انتقاد از کابینه فراجناحی نوشت: بین اصلاح طلبان عده ای پایداری چی هستند؛ افرادِ اصلاح طلبِ اصولگرایِ پایداری چی که همواره در جمع اصلاح طلبان بوده و به اصطلاح از سبد رأی آنان به مجلس و شورا راه یافته اند، اینک نعل وارونه می زنند، گاه از رفع حصر می گویند و گاه از کابینه فراجناحی و دفاع از اصولگرایان که مگر چه اشکالی دارد که در کابینه هم اصولگرایان باشند و هم اصلاح طلبان، به راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه ای است که برخی از اصلاح طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می کنند! مگر مردم خودشان نمی توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده ای دنبال احقاق حق آنها هستند.اصلاح طلبان به دنبال اجرایی شدن مطالبات خود در دولت جدید بودند اما به نوعی با پاسخ منفی حسن روحانی روبرو شدند، از رهگذر این موضوع فاز عملیاتی خود را به جلسه رای اعتماد و رایزنی های پیش از جلسه بردند.با تغییر زمین بازی توسط اصلاح طلبان در خصوص این که چه کسی رای بیاورد و چه وزیری رای نیاورد و تمرکز جدی بر رای آوری اصلاح طلب ترین وزیر (حبیب الله بی طرف) و عدم رای اعتماد به چند وزیر دیگر، تصور "پیروزی" در این فاز، دور از تصور جریان اصلاح طلب نبود.اختلاف نظر در فراکسیون امیداما گزینه مورد حمایت ویژه اصلاح طلبان، وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای کسوت وزارت نیرو در حالی از مجلس "نه" گرفت که تنها سهمیه اصلاح طلبان در کابینه پیشنهادی دوزادهم بود.حبیب الله بی طرف که سابقه حضور در کابینه دولت اصلاحات را در کارنامه داشت بر خلاف پیش بینی های رسانه های زنجیره ای وابسته به اصلاح طلبان، کلید حضور در کابینه را به دست نیاورد.وزیر پیشنهادی نیرو با توجه به بافت حزبی و سیاسی مجلس و میزان مانوری که در افکار عمومی شده بود پیش بینی می شد حداقل در مقام سه وزیر نخست در کابینه رای اعتماد بگیرد، حال حتی با گذشت حدود یک هفته هنوز هم رسانه های اصلاح طلب نتوانستند دلیل روشنی را در خصوص این ناکامی بیان کنند.نکته اساسی که وجود دارد اختلاف و زاویه آشکار اعضای فراکسیون امید با سیاست این مجموعه نیز می باشد به طوری که احمد مازنی نمایندۀ مردم تهران در واکنش به انتقاداتی که دربارۀ رأی نیاوردن بیطرف و رأی آوردن آذری جهرمی به فراکسیون امید مطرح می شود گفت: «در خیلی از موارد فراکسیون تصمیم می گیرد، اما اعضای فراکسیون تعهدی به انجام کار تشکیلاتی ندارند. من با بعضی دوستان صحبت می کردم، می گفتند ما حجت شرعی نداریم که به فلانی رأی بدهیم؛ با وجود اینکه نظر فراکسیون این بود که رأی بدهیم.»اختلاف نظر در میان فراکسیون امید در ماجرای رأی اعتماد به حبیب الله بیطرف، تنها گزینه اصلاح طلب در کابینه دو ...

ادامه مطلب  

روحانی تمایل ندارد دولتش با مارک اصلاح طلبی شناخته شود/ احتمال حمایت اصلاح طلبان از لاریجانی در ۱۴۰۰ وجود دارد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، محسن رهامی از چهره های مطرح اصلاح طلبان گفت و گویی با روزنامه آرمان انجام داده است که متن کامل آن را در ادامه می خوانید:در شرایط کنونی مهم ترین انتظار اصلاح طلبان از آقای روحانی چیست؟ چرا جهت گیری دولت آقای روحانی به سمتی است که برخی شائبه ها مبنی بر فاصله گیری از جریان اصلاحات به وجود آمده است؟دولت آقای روحانی برآمده از جریان اصلاحات است و به همین دلیل اصلاح طلبان انتظار داشتند جهتگیری و مسیر پیش روی دولت آقای روحانی به سمت اهداف از پیش تعیین شده جریان اصلاحات باشد. با این وجود انتظار ما از آقای روحانی انتظاری نیست که ما از رئیس دولت اصلاحات و یا آیت ا... هاشمی(ره) داشتیم. ما باید این نکته را بپذیریم که آقای روحانی ویژگی های خاص خود را دارد. به نظر می رسد آقای روحانی به این نتیجه رسیده که اگر دولتش به نام دولت اصلاح طلبی معرفی شود برای وی هزینه هایی در پی خواهد داشت و برخی از نهادهای قدرت با دولت وی همراهی نخواهند کرد. در نتیجه تصمیم گرفته از تشکیل یک دولت صددر صد اصلاح طلب پرهیز کند و از چهره هایی در کابینه خود استفاده کند که مورد حساسیت برخی نهادهای قدرت نباشند. به عبارت ساده تر روحانی تمایل ندارد دولتش با مارک اصلاح طلبی شناخته شود. برخی از شخصیت های جریان اصلاحات نسبت به انتخاب وزرای آقای روحانی گلایه و انتقاد داشتند و معتقد بودند که بین دیدگاه های آقای روحانی در دوران مبارزات انتخاباتی و نوع چینش کابینه فاصله افتاده است. با این وجود اصلاح طلبان به صورت کلی به دیدگاه های آقای روحانی برای انتخاب اعضای دولت احترام گذاشتند و حمایت خود را از دولت همچنان ادامه دادند.به نظر شما رابطه اصلاح طلبان با دولت آقای روحانی در چهار سال آینده با چه فراز و نشیب هایی همراه خواهد بود؟ مهم ترین اندیشه های جریان اصلاحات برای دوران پس از ریاست جمهوری آقای روحانی چیست؟اگر آقای روحانی در چهار سال آینده به وعده هایی که به مردم و بدنه اجتماعی جریان اصلاحات داده عمل نکند این خطر وجود دارد که عقبه اجتماعی جریان اصلاحات و دولت در انتخابات98 و 1400 دچار ضعف شود و نتواند به اهداف خود برسد. بدون شک این یکی از دغدغه های اصلی اصلاح طلبان است که در شرایط کنونی در اتاق فکرهای جریان اصلاحات مطرح می شود. از سوی دیگر انتخابات آینده دارای اقتضائات خاص خود است و از هم اکنون نمی توان وارد مصادیق انتخاباتی شد. به همین دلیل نیز جریان اصلاحات نمی تواند از اکنون برای چهار سال آینده نسخه بپیچد و در سال های پیش رو به هیچ عنوان به نسخه دست نزند.شما و آقای منتجب نیا به تازگی و به نمایندگی از جریان اصلاحات با رهبر معظم انقلاب دیدار داشته اید؟ جزئیات این دیدار چیست؟این دیدار در جهت نزدیکی بیشتر جریان اصلاحات به هسته مرکزی نظام و از بین بردن برخی شائبه ها صورت می گیرد. از سوی دیگر اصلاح طلبان برای بسیاری از دغدغه های جامعه با رهبر معظم انقلاب و مشاوران و شخصیت های تأثیرگذار نظام رایزنی و مذاکره می کنند و ادامه این رایزنی ها نیز ضرورت دارد. بنده و آقای منتجب نیا به نمایندگی از شخصیت های جریان اصلاحات درخواست وقت ملاقات با مقام معظم رهبری را کرده بودیم که ایشان نیز با درخواست ما موافقت کردند و این دیدار برگزار شد.جزئیات دقیق این جلسه به دلیل اینکه باید از سوی دفتر مقام معظم رهبری منتشر شود قابلیت رسانه ای شدن ندارد و بنده نمی توانم زیاد محتوای جلسه را برای افکار عمومی باز کنم. با این وجود در این جلسه بین ما و مقام معظم رهبری دیالوگ برقرار شد. به این صورت که ما دغدغه های خود را در محضر ایشان مطرح می کردیم و ایشان نیز توضیحاتی را عنوان می کردند و دیدگاه خودشان را بیان می فرمودند.یکی از نکاتی که در این دیدار مطرح شد ضرورت دیدارهای مستقیم اصلاح طلبان با مقام معظم رهبری و نزدیک تر شدن روابط بود. جریان اصلاحات به دنبال این است که در جهت وحدت و همگرایی جریان های سیاسی با نظام رابطه خود را با مقام معظم رهبری و همچنین نهادهای تأثیرگذار نظام تقویت کند و بهبود ببخشد.مسأله مهم دیگر اینکه جریان اصلاحات به دنبال این است که دیدگاه های مقام معظم رهبری را درباره جریان اصلاحات و دغدغه های ایشان در این باره را به صورت مستقیم و بدون واسطه از زبان خود ایشان بشنویم تا بهتر بتوانیم دیدگاه های ایشان را در سیاست های راهبردی جریان اصلاحات پیاده کنیم. نکته دیگر اینکه در این جلسات طرفین می توانند به صورت شفاف و بدون دغدغه مسائل خود را مطرح کنند و به همین دلیل درباره بسیاری از مسائل شفاف سازی صورت می گیرد.در این دیدار مقام معظم رهبری چه دیدگاه هایی را نسبت به جریان اصلاحات و دغدغه های شما مطرح کردند؟رهبر معظم انقلاب با سعه صدر، لطف و عنایت ویژه با دغدغه های ما برخورد کردند و نسبت به همه نکاتی که ما با ایشان مطرح کردیم دیدگاه های خود را مطرح کردند. از سوی دیگر ایشان تحلیل خود را نیز نسبت به شرایط داخلی و خارجی بیان فرمودند و فرصت ها و چالش های پیش رو را به خوبی برای ما تشریح کردند. در طول یک ساعتی که ما در محضر ایشان بودیم نکاتی را که از قبل یادداشت کرده بودیم را خدمت ایشان عنوان کردیم و ایشان نیز به صورت کامل به سخنان ما گوش دادند. بزرگان جریان اصلاحات همواره به ادامه این رایزنی ها و گفت وگو ها با مقام معظم رهبری تأکید دارند و معتقدند ادامه این گفت وگو های بی واسطه می تواند به باز کردن بسیاری از گره های فضای سیاسی ایران کمک کند و شرایط بهتری را برای مدیریت کشور به وجود بیاورد. در این دیدار مقام معظم رهبری دیدگاه های خود را درباره دغدغه های ما مطرح کردند و هیچ گونه امر و نهی نسبت به مسائل مختلف نداشتند. ایشان بیشتر تحلیل های خود را نسبت به دغدغه های ما مطرح می کردند.آیا جلسات اصلاح طلبان با مقام معظم رهبری ادامه پیدا خواهد کرد؟بله، این جلسات در آینده نیز ادامه خواهد داشت. در شرایط کنونی برگزاری این جلسات برای نزدیک کردن دیدگاه ها نسبت به هم ضرورت دارد و به همین دلیل در آینده نیز ادامه خواهد داشت.آیا اصلاح طلبان با اصولگرایان معتدل در انتخابات مجلس در سال98 ائتلاف خواهند کرد؟در شرایط کنونی اظهار نظر درباره این مسأله که آیا اصلاح طلبان با اصولگرایان معتدل درانتخابات آینده ائتلاف خو ...

ادامه مطلب  

اعتراضات دی ماه ریشه اقتصادی داشت  

درخواست حذف این مطلب
احمد حکیمی پور دبیرکل حزب اراده ملت ایران در گفت وگویی به سازوکار شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان انتقاد کرده است. مشروح این گفت و گو به شرح زیر است:* از موضوع برجام شروع می کنیم. با توجه به اینکه اخیرا آمریکا اقدام به خروج از برجام کرده است، نظر شما درباره ماهیت این توافق نامه از زمان تصویب و چالش هایی که در زمان اجرا برای آن به وجود آمد و خروج فعلی آمریکا از این توافق چیست؟موضوع برجام و مذاکرات هسته ای یک موضوعی است که به کلیت نظام و منافع ملی برمی گردد و موضوعی نیست که در حوزه عملکرد یک دولت محدود شود. این مسائل چون به سیاست های کلی نظام برمی گردد بنابراین در این زمینه تصمیم گیری ها فراقوه ای خواهد بود. با توجه به اصول اساسی سیاست خارجی ایران که توسط مقام معظم رهبر تحت عنوان "عزت، حکمت و مصلحت" مطرح شده است این سیاست در تمام زمینه های سیاست خارجی ما ساری و جاری است لذا با توجه به این سه اصل کلیدی ما با هر پدیده ای که به مصالح کلان نظام در سیاست خارجی باید برخورد مناسبی داشته باشیم .امروز در بحث برجام طبیعتا این آمریکا است که باید به جوامع بین المللی پاسخگو باشد و آسیب لغو برجام برای آمریکا محدود به برجام نخواهد شد چرا که حقوق بین الملل را دچار خدشه می کند و کاری می کند که دیگر پیمان های بین المللی پس از برجام اعتبار خود را از دست بدهند.با توجه به اینکه بارها آژانس بین المللی انرژی هسته ای اعلام کرده ایران به تمامی تعهدات خود عمل کرده و البته پایبندی ایران به توافقات بین المللی تنها محدود به برجام نمی شود و کشور ما نشان داده که همواره به تعهدات بین المللی خود وفادار است و جوامع بین المللی تاکنون از جمهوری اسلامی پیمان شکنی ندیده اند. طبیعی است که دستگاه دیپلماسی ما تدابیر لازم برای هر اتفاق احتمالی درباره برجام را در نظر گرفته و با همان سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، هر وضعیت احتمالی را به خوبی مدیریت خواهد کرد.* سوال بعدی درباره اعتراضات دی ماه است. اعتراضات دی ماه ۹۶ از آنجا که ریشه اصلی آن مشکلات اقتصادی بود به نوعی می توان گفت که در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بود. به نظر شما ریشه اعتراضات دی ماه کجاست و با توجه به این که این اعتراضات زنگ خطری برای تمامی مسئولان کشور بود، چه اقداماتی باید از سوی کلیت حاکمیت به ویژه دولت که مدیریت امور جاری کشور را در اختیار دارد، صورت بگیرد که دیگر شاهد اینگونه اعتراضات مردمی در کف خیابان نباشیم؟آنطور که بنده می فهمم و برداشت می کنم، ریشه این اعتراضات بیشتر اقتصادی معیشتی و سپس اجتماعی فرهنگی بود پس از چند روز جهت گیری های سیاسی نیز پیدا کرد و در جاهایی تند شد ولی خب شروع اعتراضات مسائل اقتصادی بود و مسئولان نیز به صراحتا گفته اند که جمهوری اسلامی حق اعتراض را به رسمیت می شناسد. منتها بحث اصلی این است که نظام اسلامی پس از گذشت ۴ دهه از عمر خود قطعا به بلوغی رسیده است که بتواند این مسائل و مشکلات را به خوبی مدیریت کند.این اعتراضات که پیش آمد مقداری غافل گیرکننده نیز بود اما در حدی نبود که سیستم مدیریت کشور نتواند به نوعی این اعتراضات و نا آرامی ها را در درون خود حل و فصل کند. این موضوع در جمهوری اسلامی وجود دارد ولی باید از این ظرفیت ها به نحو احسن استفاده شود و تلاش شود که با ایجاد یک همبستگی ملی و استفاده از همه ظرفیت ها به گونه ای که همه مردم با هر سلیقه ای احساس کنند که صاحب این کشور هستند و صدای آنها شنیده می شود.مردم باید احساس کنند که می توانند از مسیر های قانونی مطالبات قانونی خود را دنبال کنند. امنیت هر کشور ارتباط مستقیم با رضایت مندی مردم آن کشور دارد. رضایت مندی مردم زمانی تحقق می شود که مردم احساس کنند از مسیر های قانونی امکان پیگیری مطالبات خود را دارند. اگر این امر محقق شود دیگر شرایطی برای کشور پیش نمی آید که باعث تحمیل شدن هزینه برای نظام شود.*شما خودتان سابقه حضور در مجلس را داشتید؛ دو سال از عمر مجلس دهم می گذرد و اخیرا انتقاداتی نسبت به عملکرد فراکسیون امید که منتسب به جریان اصلاح طلبی است از سوی برخی چهره های این جریان شنیده می شود به ویژه درباره مدیریت فراکسیون امید و انتظار این است با توجه به اینکه دو سال از عمر مجلس دهم گذشته نمایندگان اصلاح طلبی که در ابتدا تجربه چندانی نداشتند، در این روزها بتوانند نقش آفرینی بهتری در مجلس داشته باشند. همچنین کم صحبت بودن برخی چهره های اصلاح طلب مجلس به ویژه آقای عارف که ریاست این فراکسیون را برعهده دارد باعث بروز انتقادهایی از سوی اصلاح طلبان شده است. با این مقدمه، نظر شما درباره عملکرد فراکسیون مجلس در این دو سال چیست؟ و اینکه مدیریت این فراکسیون چه ضعفهایی داشته؟جریان اصلاح طلب نیز مانند دیگر جریان های سیاسی دارای نقاط ضعف و قدرت است ولی مهم این است که اصلاح طلبان با نارسایی هایی که در جریان است با شجاعت برخورد کنند. اصلاح طلبان از این منظر دارای آزادی های بیشتر به نسبت دیگر جریان ها هستند و همواره شاهد صداهای مختلفی در جریان اصلاح طلبی هستیم که به رسمیت نیز شناخته می شود. منتها مشکلی که وجود دارد این است که باید از این فرصتی که ما تا سال ۹۸ در مجلس داریم استفاده کنیم و اصلاحاتی را در ساختار و گفتمان اصلاح طلبی ایجاد کنیم و طبیعتا در مورد فراکسیون امید نیز این مسئله وجود دارد که این مجموعه ضعف و قوت های خود را دارد.با توجه به اینکه از بدو شکل گیری لیست نمایندگان مجلس، این لیست شامل شخصیت های اصلاح طلب نمی شد و به اصطلاح لیست به شکل جبهه ای بسته شد، به همین دلیل بود که فراکسیون اصلاح طلبی در مجلس تشکیل نشد. این موضوع باعث شد که انسجام فراکسیون به راحتی تهدید شود و ما شاهد بودیم که تعداد نفرات لیست به نحوی حالت سیال دارد و از ۷۰ تا ۱۰۰ نفر متغیر است. این موضوع باید مورد ارزیابی قرار گیرد. بنده به شخصه معتقدم که اصلاح طلبان همواره قبل و حین اجرای یک پروسه به خوبی عمل می کنند ولی بعد از اتمام پروسه ضعفهایی در کار آنها دیده می شوند. فراکسیون امید هم از این قاعده مستثی نیست و متاسفانه پشتیبانی تشکیلاتی و کارشناسی آنها مشخص نیست و یک انقطاعی در رویه عملکردی آنها دیده می شود.ما شاهد هستیم که امروز ارتباط تشکیلاتی و کارشناسی میان افرادی که در قالب لیست امید وارد مجلس شده اند با بدنه اصلاح طلبی دیده نمی شود و این روابط به درستی تعریف نشده است. ما نمی دانیم که مسئولیت هماهنگی این امور با چه کسی است آیا شورای هماهنگی این کار را انجام می دهد یا شورای عالی اصلاح طلبان و یا اینکه این شورای عالی اصلاح طلبی دقیقا کجاست و چه اقداماتی را انجام می دهد؟درباره آقای عارف و چرایی کم صحبت کردنش و اینکه فعالیت های او جلوه کمتری دارد را باید از خود او بپرسید. البته یکی از سوالات ما از ایشان نیز قطعا همین موضوع است. با توجه به اینکه طبیعت مجلس فعالیت فراکسیونی است طبیعی است که هرچه یک فراکسیون فعالیت فراکسیونی بهتری داشته باشد می تواند موفق تر باشد. البته این موضوع به هیچ عنوان ربطی به تعداد اعضای فراکسیون ندارد و عاملی که باعث نمود داشتن فعالیت یک فراکسیون می شود عملکرد و حضور او در موضوعات و مسائل روز کشور است.* آیا می توان این را گفت که آقای عارف مسئولیت صحبت کردن را به دیگر اعضای فراکسیون واگذار کرده است؟توجیهی ندارد که ما بگوییم آقای عارف به دلیل اینکه یک تقسیم وظیفه ای میان اعضای فراکسیون انجام داده بنابراین فعالیت او نمود مشخصی برای مردم نداشته باشد. از آنجا که نمایندگان مجلس در قبال مردم مسئول هستند، نباید به گونه ای عمل کنند که شائبه کم فروشی در عملکردشان مطرح شود. ما امیدواریم که در این دو سال باقی مانده تا پایان مجلس دهم اقداماتی از اعضای فراکسیون امید ببینیم که نمود فراکسیونی نیز داشته باشد.*حضور چهره هایی مانند جلالی و بهروز نعمتی در لیست امید باعث آسیب رسیدن به کلیت جریان اصلاح طلب نشد؟آن تصمیم یک تدبیر بود که اندیشیده شد که لیست به شکل ائتلافی بسته شود اما من ضعف را در این چیزها نمی بینم و ضعف را در برخورد کارشناسی با مسائلی که در مجلس مطرح می شود می دانم. امروز وقتش رسیده است که فراکسیون امید یک تصمیم جدی برای تشکیل یک فراکسیون مشخص با تعداد نفرات معرفی شده، بگیرد.ما در مجلس چهارم با اینکه تعداد محدودی نماینده اصلاح طلب داشتیم(شاید ۴۰ نفر) ولی توانستیم با یک ائتلاف قدرتمند در سال سوم در هیئت رئیسه یک نائب رئیس داشته باشیم. هنگامی که آقای هاشمی قصد معرفی کابینه خود را داشت بیش از ۱۰۰ نفر را به نمایندگی از اصلاح طلبان به دیدار او بردیم تا به او این نکته را بازگو کنیم که اگرچه اصلاح طلبان در اقلیت قرار دارند ولی می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند.من فکر می کنم دوستان ما تا اینجا که داریم می بینیم علی رغم تلاش هایی که شده اما افکار عمومی جریان اصلاحات انتظارات بالاتری از آنها دارند. مشکل ما این است که فکر می کنیم مدت زمان یک سال یا دو سال برای انجام اقدامات تاثیرگذار مدت کمی است در حالی که ما در کشوری زندگی می کنیم که دولت های ۴ ماهه و سه ماهه به خود دیده است. در دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی اینگونه بود. یا بطور مثال دولت شهید رجایی که با اینکه از نظر زمانی مدتی کمی داشت ولی در دید مردم به عنوان یک دولت کارآمد نقش بسته است.*عملکرد اقتصادی فراکسیون امید در مجلس دهم را چگونه ارزیابی می کنید؟از آنجا که فراکسیون امید نتوانست اعضای خود را به عنوان افراد تاثیرگذار در کمیسیون های کلیدی از جمله کمیسیون اقتصادی مجلس جای دهد، عملکرد قابل توجهی و تاثیرگذاری در بخش اقتصادی از فراکسیون امید شاهد نبوده ایم. البته مردم وقتی از عملکرد مجلس صحبت می کنند، فراکسیون ها را از هم تفکیک نمی کنند و عملکرد کلی مجلس را مورد ارزیابی قرار می دهند.* یکسالی است که از دولت دوازدهم می گذرد. در همین رابطه عده ای از چهره های اصلاح طلب از جمله آقای کواکبیان گفته که اصلاح طلبان در دوره های بعدی نباید رویه سالهای ۹۲ و ۹۶ را تکرار کنند و از چهره های جناح رقیب حمایت کنند. همچنین گفته بود که اصلاح طلبان در سال ۹۶ نردبان روحانی شدند و این موضوع در سال ۱۴۰۰ تکرار نمی شود. این انتقادات به دولت روحانی با معرفی کابینه بیشتر هم شد. برنامه شما برای ۱۴۰۰ چیست؟ آیا ممکن است اصلاح طلبان در ادامه راه از آقای روحانی فاصله بگیرند یا خیر؟من اینجور مسائل را به شکل جریانی نگاه نمی کنم. ما باید شرایط هر دوره را مورد نظر بگیریم. پس از دولت شهید رجایی دولت ها همواره ۸ ساله بوده اند. ما باید توجه داشته باشیم که اگر برآیند یک دولت مثبت بوده پس نشان دهنده این است که آن دولت زحماتی را کشیده است. هرچند که ما هنوز با شرایط آرمانی فاصله زیادی داریم.آنچه که مشخص است این است که آقای روحانی تمام تلاش خود را انجام داده است ولی اینکه بخواهد یک جریان جدید به نام اعتدال را به وجود آورد این موضوع عملا تحقق پیدا نکرده است. البته بخشی از کابینه آقای روحانی به سختی در تلاش اند تا از دل دولت دوازدهم جریان سومی به وجود آورند که این عده در دولت دوازدهم نیز نقش زیادی را ایفا می کنند. اما بنده یک احساس دیگری نیز دارم که از دل همان جریان اصلاح طلب و اصول گرا در آینده ای نزدیک زایش جدیدی صورت بگیرد و ما در سال ۱۴۰۰ شاهد یک مجموعه جدیدی از دو جریان قدرتمند کشور باشیم.ضمن اینکه جنس آنها آمیخته از اصلاح طلبی و اصول گرایی است ولی شعارها و کلیدواژه ها جدیدی را ارائه دهند که بنده وجود این جریان جدید را به نفع کشور می دانم و با اینکه بنده خود جزو اعضای اصلاح طلب هستم ولی اعتقاد دارم که هر دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی از نفس افتاده شده اند و مکانیزم نقد درونی آنها به خوبی پیش نمی رود.البته هر دو جناح تلاش می کنند که اصلاحات در خودشان ایجاد کنند ولی به هر حال نیروهای سنتی حاضر در هر دو جریان یک نوع حالت شیخوخیتی به خود گرفته اند که این مسئله باعث شده تا پویایی از این دو جریان گرفته شود. به نظرمن رویه جریان ها در حال تغییر است و ما شاهد هستیم که کم کم رویه شخص محوری در یک جریان در حال رنگ باختن است و دوره تک ستاره هایی که بخواهند جامعه را به سمت و سوی خاصی ببرند، به سر آمده و باید این مسئله را به فال نیک گرفت چراکه باعث همکاری بیشتر مردم در جریان های سیاسی فعال در کشور خواهد شد. با این رویکرد بنده معتقدم که احتمال دارد جریانی که در دولت دوازدهم دست بالا را دارد بخواهد به شکل مستقل وارد عرصه انتخابات شود.باید این ...

ادامه مطلب  

پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | عکس نوشته و عکس پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | در شب شهادت امام رضا (ع) بسیاری از مشتاقان و ارادتمندان سلطان خراسان در مجالس عزاداری حضور می یابند. بسیاری نیز فضای مجازی را به صحنه عزاداری تبدیل کرده اند. پروفایل امام رضا در این ایام بسیار پرکاربرد شده است. در ادامه مجموعه عکس پروفایل در مورد شهادت امام رضا (ع) را مشاهده کنید. بیشتر بخوانید: مقاله امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن شهادت امام رضا (ع) .بیشتر ببینید: عکس پروفایل امام رضا (ع).بیشتر ببینید: عکس: امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن: شهادت امام رضا (ع) .بیشتر بخوانید: متن مداحی: امام رضا (ع) .پروفایل امام رضاپروفایل امام رض ...

ادامه مطلب  

حصر برای جمهوری اسلامی خسارت است/ اصلاح طلبان را بزنیم کشور به دست پایداری ها نمی افتد  

درخواست حذف این مطلب
الیاس حضرتی، قائم مقام و اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی در نشستی خبری به سوالات خبرنگاران در مورد حصر دبیر کل، آخرین وضعیت حزب و تغییر و تحولات آن، شبهاتی در مورد انتخاب افشانی به عنوان شهردار تهران و .. پاسخ دادند.به گزارش اعتمادآنلاین، الیاس حضرتی، قائم مقام حزب اعتمادملی در نشست خبری این حزب که به همراه اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتمادملی برگزار شد با بیان اینکه حکومت ها احزاب را بر نمی تابند بنابراین از دیرباز احزاب را به حاشیه رانده اند، گفت: معمولا از طرف سیاستمداران هم پختگی نشان داده نمی شد، در نتیجه مردم هم نسبت به احزاب بی اعتمادی داشتند.او ادامه داد: بعد از انقلاب هم دست به اسلحه شدن برخی احزاب همین بی اعتمادی را رقم زد. بعد از دوم خرداد وضعیت فرق کرد یعنی هم مردم روزنامه خوان شدند و هم احزاب وارد میدان شدند. اما بعد از سال 88 بار دیگر محدودیت هایی ایجاد شد و نتیجه زندانی شدن عده ای از فعالان سیاسی و حصر موسوی کروبی و رهنورد بود. هرچند که برخی محدودیت ها رفع شد اما حصر وجود دارد.حضرتی با بیان اینکه اولین کنگره حزب اعتماد ملی با حضور 27 سفیر تشکیل شد، گفت: آقای کروبی که به حصر رفت مشکلات زیادی به وجود آمد، دفتر حزب پلمب شد و اسناد و مدارک توقیف شد. تا سال 92 اعضای حزب اجازه کار نداشتند و صرفا به دور هم نشینی محدود بودند. ما به دنبال برگزاری کنگره نبودیم و اگر برگزار می کردیم مشکلی برای دبیر کلی آقای کروبی ایجاد می شد قانون جدید اما ما را مجبور به این کار کرد.حضرتی با بیان اینکه حزب اعتماد ملی در سال 84 به دست آقای کروبی راه اندازی شد، بیان کرد: آقای کروبی در سال 84 حزب و روزنامه اعتماد ملی را راه اندازی کرد. البته قصد راه اندازی یک شبکه ماهواره ای را هم داشتند که مانع شدند و حتی آقای افخمی هم که مسئول این راه اندازی بود، دستگیر شد. اولین کنگره با حضور اشخاص کشوری و 27 سفیر برگزار شد. با به حصر رفتن آقای کروبی، دچار مشکلاتی شدیم. البته حزب هم پلمپ شد و ما با محدودیت هایی برای تشکیل جلسات روبه رو بودیم.وی با تاکید بر اینکه حزب اعتماد ملی در سال 92 با یک فضای تنفسی روبه رو شد، بیان کرد: ما اختلافات جزیی داشتیم و آن، این بود که آیا به شورای عالی سیاستگذاری که با محوریت آقای خاتمی تشکیل شده بود، بپیوندیم یا خیر. اصرار دوستان بر این بود که شورای عالی سیاستگذاری برآیند اکثریت جبهه اصلاح طلبان است و آقای خاتمی هم محوریت آن است که باید این محوریت تقویت شده و مشکلات آن برطرف شود.امکان رد صلاحیت آقای کروبی توسط برخی نهادهای امنیتی وجود داشتقائم مقام حزب اعتماد ملی اضافه کرد: آقای منتجب نیا همیشه برای ما عزیز هستند، چهار سال استعفا دادند. آقای کروبی هم دو بار استعفا دادند که با اکثریت قاطع این استعفا رد شد. پس از آن شورای اجرایی توسط آقای کروبی به ریاست بنده تشکیل جلسه دادند تا تمشیت حزب را در اختیار بگیرند. در کنار این قضیه، قانون جدید احزاب، تشکل های سیاسی را ملزم به برگزاری کنگره های خود و تطبیق شرایط شان با قانون جدید احزاب کرده بود.حضرتی با بیان اینکه ما قصد برگزاری کنگره را نداشتیم، یادآور شد: دلیل این مسئله آن است که با برگزاری کنگره، دبیرکلی آقای کروبی را با مشکل روبه رو می کرد. حضور ایشان برای ما بسیار مهم است. با این وجود، کنگره حزب اعتماد ملی برگزار شد. در آن کنگره، دو نظر وجود داشت: یکی برگزاری انتخابات شورای مرکزی و دیگری تثبیت شورای مرکزی جدید براساس قیام و قعود؛ زیرا اگر شورای مرکزی جدید انتخاب می شدند، اعضا باید استعلام می شدند و امکان رد صلاحیت آقای کروبی توسط برخی نهادهای امنیتی وجود داشت. در واقع ما برای فرار از رد صلاحیت دبیرکل، تصمیم به تثبیت شورای مرکزی گرفتیم.وی ادامه داد: این مسئله موجب برخی اختلاف ها شد. در ادامه آن، آقای کروبی استعفا داد تا دست شورای مرکزی باز شود ولی حزب و شورای مرکزی برای بار دوم، با استعفای ایشان مخالفت کردند و در ادامه، در نامه ای دبیرکل اختیارات خود را به شورای مرکزی واگذار کردند. من به ریاست شورای اجرایی دو جلسه برگزار کردم ولی به اتفاق و با وجود اصرارهای بنده مبنی بر اینکه بنده نمی خواهم مسئولیتی را برعهده بگیرم، قائم مقامی حزب اعتماد ملی را برعهده گرفتم.هیچ اخلالی در روند فعالیت حزب ایجاد نمی شوداین نماینده مجلس با بیان اینکه ما به طور منظم جلسات خود را برگزار خواهیم کرد، عنوان کرد: حزب اعتماد ملی برنامه های وسیعی برای توسعه خود دارد. حدود پنج نفر از افراد با این انتخاب های جدید زاویه دارند. من خودم مورد هدف برخی تهمت ها و حملات بودم ولی من چیزی جز احترام و تکریم نکرده ام و ان شاالله این افراد در آینده به حزب بازخواهند گشت.حضرتی با بیان اینکه هیچ اخلالی در روند فعالیت حزب ایجاد نمی شود، گفت: با قدرت از نخبگان و افرادی که در حزب هستند و حتی کسانی که دوستدار حزب هستند، استفاده می کنیم و در این راستا در جهت تقویت اصلاح طلبان و در حلقه سوم حل مشکلات کشور تلاش خواهیم کرد.در ادامه این نشست خبری پرسش و پاسخ خبرنگاران آغاز شد. خبرنگاری پرسید با توجه به مشکلات اقتصادی رابطه اصلاح طلبان با دولت چگونه است که اسماعیل گرامی مقدم به او پاسخ داد: ما حامی منتقد دولت هستیم. آقای روحانی با حمایت احزاب اصلاح طلب به ویژه حزب اعتمادملی در انتخابات 92 پیروز شدند. اگر دفتر دولت آقای احمدی نژاد را ورق بزنیم پر از بی نظمی بود که نزدیکان ایشان هم می گفتند. دولت ایشان بودجه ریزی را به دفترچه ای کوچک تبدیل کرد.او گفت: اگر بخواهیم نکات مثبت آقای روحانی را بر شماریم با توجه به عملکرد دولت های نهم و دهم این مباحث بسیار است. اما در چیدمان دولت آقای روحانی فرمان به راست پیچید. آقای روحانی به هر کوی که رفت همه شعارها اصلاح طلبانه بود؛ اولین مطالبه مردم برداشتن حصر بود اما ایشان در این خصوص سکوت اختیار کرد. تیم اقتصادی نامنظم بود. بنابراین ما به عنوان حزب اعتمادملی اعتقاد وافر داریم باید از دولت روحانی حمایت کنیم و نقدهایمان را عنوان کنیم.دوستان اصولگرای تند به دنبال اخلال در روند ایجاد شهردار بودندخبرنگار دیگری در ادامه این نشست پرسید که آقای منتجب نیا گفته بودند که با افراد فاسد در شهرداری و حزب اتحاد ملت زد و بند داشتید تا آقای افشانی شهردار تهران شود؟ الیاس حضرتی در پاسخ به این سوال گفت: من در یک مصاحبه ای هم گفتم نامه جعلی بود و از ایشان برنمی آید که این نامه پر از افترا و دروغ را منتشر کنند. در شهرداری یکی از کارهای پاک انتخاب شهردار بود. دوستان اصولگرای تند به دنبال اخلال در روند ایجاد شهردار بودند تا شکاف شورا باعث شکاف در اصلاح طلبان شود.او ادامه داد: تعداد زیادی از افراد مشخص شدند و کاملا شفاف و شیشه ای بدون اینکه اخلالی ایجاد شود در روند آزاد آقای افشانی با 19 رای انتخاب شدند. از روحیات افشانی نیست که به کسی قول بدهد.حضرتی گفت: از روزی که مهندس افشانی به شهرداری رفتند حتی یک نفر از دوستان اعتمادملی را نبردند آنجا. اگر هم می برد مانند اقدامات سایر احزاب عیبی در آن نبود. تا امروز حتی منتقدان ایشان هم ان قلتی در خصوص انتخاب افراد در شهرداری نداشتند.روزنامه نگاران، ورزشکاران، دانشجویان و رفع حصر، چند موضوع در دستور کارخبرنگار دیگری از حضرتی پرسید که با توجه به نمایندگی مجلس و قائم مقامی حزب اعتمادملی، آخرین وضعیت رفع حصر چگونه است؟ و با توجه به اینکه کمیته ای هم در مجلس تشکیل شده و درخواست دیدار با رییس جمهور را هم داشته اید که بی نتیجه مانده است؟ الیاس حضرتی در پاسخ به این سوال گفت: ما در حزب تقسیم کاری داشتیم و کمیته ای را برای رفع حصر دبیرکل مان گذاشتیم. اولین اولویت پیگیری مستمر رفع حصر دبیرکل مان است و مکاتبات و ملاقات هایی در این راستا خواهیم داشت.او ادامه داد: از روزی که به مجلس رفتم چند موضوع را در دستور داشتم؛ بحث روزنامه نگاران، ورزشکاران، دانشجویان و رفع حصر. در صحبت با آقای مطهری قرار شد لابی پشت صحنه ای را داشته باشم و در این راستا حدود 20 ملاقات انجام دادم. بعد از تشکیل کمیته ما 15 جلسه داشتم و بقیه دیدارها را با کمیته انجام دادیم. من قبل از تشکیل کمیته در فراکسیو ...

ادامه مطلب  

حصر برای جمهوری اسلامی خسارت است/اصلاح طلبان را بزنیم کشور به دست پایداری ها نمی افتد  

درخواست حذف این مطلب
الیاس حضرتی، قائم مقام و اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی در نشستی خبری به سوالات خبرنگاران در مورد حصر دبیر کل، آخرین وضعیت حزب و تغییر و تحولات آن، شبهاتی در مورد انتخاب افشانی به عنوان شهردار تهران و .. پاسخ دادند. آفتاب نیوز : الیاس حضرتی، قائم مقام حزب اعتمادملی در نشست خبری این حزب که به همراه اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتمادملی برگزار شد با بیان اینکه حکومت ها احزاب را بر نمی تابند بنابراین از دیرباز احزاب را به حاشیه رانده اند، گفت: معمولا از طرف سیاستمداران هم پختگی نشان داده نمی شد، در نتیجه مردم هم نسبت به احزاب بی اعتمادی داشتند.او ادامه داد: بعد از انقلاب هم دست به اسلحه شدن برخی احزاب همین بی اعتمادی را رقم زد. بعد از دوم خرداد وضعیت فرق کرد یعنی هم مردم روزنامه خوان شدند و هم احزاب وارد میدان شدند. اما بعد از سال 88 بار دیگر محدودیت هایی ایجاد شد و نتیجه زندانی شدن عده ای از فعالان سیاسی و حصر موسوی کروبی و رهنورد بود. هرچند که برخی محدودیت ها رفع شد اما حصر وجود دارد.حضرتی با بیان اینکه اولین کنگره حزب اعتماد ملی با حضور 27 سفیر تشکیل شد، گفت: آقای کروبی که به حصر رفت مشکلات زیادی به وجود آمد، دفتر حزب پلمب شد و اسناد و مدارک توقیف شد. تا سال 92 اعضای حزب اجازه کار نداشتند و صرفا به دور هم نشینی محدود بودند. ما به دنبال برگزاری کنگره نبودیم و اگر برگزار می کردیم مشکلی برای دبیر کلی آقای کروبی ایجاد می شد قانون جدید اما ما را مجبور به این کار کرد.حضرتی با بیان اینکه حزب اعتماد ملی در سال 84 به دست آقای کروبی راه اندازی شد، بیان کرد: آقای کروبی در سال 84 حزب و روزنامه اعتماد ملی را راه اندازی کرد. البته قصد راه اندازی یک شبکه ماهواره ای را هم داشتند که مانع شدند و حتی آقای افخمی هم که مسئول این راه اندازی بود، دستگیر شد. اولین کنگره با حضور اشخاص کشوری و 27 سفیر برگزار شد. با به حصر رفتن آقای کروبی، دچار مشکلاتی شدیم. البته حزب هم پلمپ شد و ما با محدودیت هایی برای تشکیل جلسات روبه رو بودیم.وی با تاکید بر اینکه حزب اعتماد ملی در سال 92 با یک فضای تنفسی روبه رو شد، بیان کرد: ما اختلافات جزیی داشتیم و آن، این بود که آیا به شورای عالی سیاستگذاری که با محوریت آقای خاتمی تشکیل شده بود، بپیوندیم یا خیر. اصرار دوستان بر این بود که شورای عالی سیاستگذاری برآیند اکثریت جبهه اصلاح طلبان است و آقای خاتمی هم محوریت آن است که باید این محوریت تقویت شده و مشکلات آن برطرف شود.امکان رد صلاحیت آقای کروبی توسط برخی نهادهای امنیتی وجود داشتقائم مقام حزب اعتماد ملی اضافه کرد: آقای منتجب نیا همیشه برای ما عزیز هستند، چهار سال استعفا دادند. آقای کروبی هم دو بار استعفا دادند که با اکثریت قاطع این استعفا رد شد. پس از آن شورای اجرایی توسط آقای کروبی به ریاست بنده تشکیل جلسه دادند تا تمشیت حزب را در اختیار بگیرند. در کنار این قضیه، قانون جدید احزاب، تشکل های سیاسی را ملزم به برگزاری کنگره های خود و تطبیق شرایط شان با قانون جدید احزاب کرده بود.حضرتی با بیان اینکه ما قصد برگزاری کنگره را نداشتیم، یادآور شد: دلیل این مسئله آن است که با برگزاری کنگره، دبیرکلی آقای کروبی را با مشکل روبه رو می کرد. حضور ایشان برای ما بسیار مهم است. با این وجود، کنگره حزب اعتماد ملی برگزار شد. در آن کنگره، دو نظر وجود داشت: یکی برگزاری انتخابات شورای مرکزی و دیگری تثبیت شورای مرکزی جدید براساس قیام و قعود؛ زیرا اگر شورای مرکزی جدید انتخاب می شدند، اعضا باید استعلام می شدند و امکان رد صلاحیت آقای کروبی توسط برخی نهادهای امنیتی وجود داشت. در واقع ما برای فرار از رد صلاحیت دبیرکل، تصمیم به تثبیت شورای مرکزی گرفتیم.وی ادامه داد: این مسئله موجب برخی اختلاف ها شد. در ادامه آن، آقای کروبی استعفا داد تا دست شورای مرکزی باز شود ولی حزب و شورای مرکزی برای بار دوم، با استعفای ایشان مخالفت کردند و در ادامه، در نامه ای دبیرکل اختیارات خود را به شورای مرکزی واگذار کردند. من به ریاست شورای اجرایی دو جلسه برگزار کردم ولی به اتفاق و با وجود اصرارهای بنده مبنی بر اینکه بنده نمی خواهم مسئولیتی را برعهده بگیرم، قائم مقامی حزب اعتماد ملی را برعهده گرفتم.هیچ اخلالی در روند فعالیت حزب ایجاد نمی شود این نماینده مجلس با بیان اینکه ما به طور منظم جلسات خود را برگزار خواهیم کرد، عنوان کرد: حزب اعتماد ملی برنامه های وسیعی برای توسعه خود دارد. حدود پنج نفر از افراد با این انتخاب های جدید زاویه دارند. من خودم مورد هدف برخی تهمت ها و حملات بودم ولی من چیزی جز احترام و تکریم نکرده ام و ان شاالله این افراد در آینده به حزب بازخواهند گشت.حضرتی با بیان اینکه هیچ اخلالی در روند فعالیت حزب ایجاد نمی شود، گفت: با قدرت از نخبگان و افرادی که در حزب هستند و حتی کسانی که دوستدار حزب هستند، استفاده می کنیم و در این راستا در جهت تقویت اصلاح طلبان و در حلقه سوم حل مشکلات کشور تلاش خواهیم کرد.در ادامه این نشست خبری پرسش و پاسخ خبرنگاران آغاز شد. خبرنگاری پرسید با توجه به مشکلات اقتصادی رابطه اصلاح طلبان با دولت چگونه است که اسماعیل گرامی مقدم به او پاسخ داد: ما حامی منتقد دولت هستیم. آقای روحانی با حمایت احزاب اصلاح طلب به ویژه حزب اعتمادملی در انتخابات 92 پیروز شدند. اگر دفتر دولت آقای احمدی نژاد را ورق بزنیم پر از بی نظمی بود که نزدیکان ایشان هم می گفتند. دولت ایشان بودجه ریزی را به دفترچه ای کوچک تبدیل کرد.او گفت: اگر بخواهیم نکات مثبت آقای روحانی را بر شماریم با توجه به عملکرد دولت های نهم و دهم این مباحث بسیار است. اما در چیدمان دولت آقای روحانی فرمان به راست پیچید. آقای روحانی به هر کوی که رفت همه شعارها اصلاح طلبانه بود؛ اولین مطالبه مردم برداشتن حصر بود اما ایشان در این خصوص سکوت اختیار کرد. تیم اقتصادی نامنظم بود. بنابراین ما به عنوان حزب اعتمادملی اعتقاد وافر داریم باید از دولت روحانی حمایت کنیم و نقدهایمان را عنوان کنیم.دوستان اصولگرای تند به دنبال اخلال در روند ایجاد شهردار بودندخبرنگار دیگری در ادامه این نشست پرسید که آقای منتجب نیا گفته بودند که با افراد فاسد در شهرداری و حزب اتحاد ملت زد و بند داشتید تا آقای افشانی شهردار تهران شود؟ الیاس حضرتی در پاسخ به این سوال گفت: من در یک مصاحبه ای هم گفتم نامه جعلی بود و از ایشان برنمی آید که این نامه پر از افترا و دروغ را منتشر کنند. در شهرداری یکی از کارهای پاک انتخاب شهردار بود. دوستان اصولگرای تند به دنبال اخلال در روند ایجاد شهردار بودند تا شکاف شورا باعث شکاف در اصلاح طلبان شود.او ادامه داد: تعداد زیادی از افراد مشخص شدند و کاملا شفاف و شیشه ای بدون اینکه اخلالی ایجاد شود در روند آزاد آقای افشانی با 19 رای انتخاب شدند. از روحیات افشانی نیست که به کسی قول بدهد.حضرتی گفت: از روزی که مهندس افشانی به شهرداری رفتند حتی یک نفر از دوستان اعتمادملی را نبردند آنجا. اگر هم می برد مانند اقدامات سایر احزاب عیبی در آن نبود. تا امروز حتی منتقدان ایشان هم ان قلتی در خصوص انتخاب افراد در شهرداری نداشتند.روزنامه نگاران، ورزشکاران، دانشجویان و رفع حصر، چند موضوع در دستور کار خبرنگار دیگری از حضرتی پرسید که با توجه به نمایندگی مجلس و قائم مقامی حزب اعتمادملی، آخرین وضعیت رفع حصر چگونه است؟ و با توجه به اینکه کمیته ای هم در مجلس تشکیل شده و درخواست دیدار با رییس جمهور را هم داشته اید که بی نتیجه مانده است؟ الیاس حضرتی در پاسخ به این سوال گفت: ما در حزب تقسیم کاری داشتیم و کمیته ای را برای رفع حصر دبیرکل مان گذاشتیم. اولین اولویت پیگیری مستمر رفع حصر دبیرکل مان است و مکاتبات و ملاقات هایی در این راستا خواهیم داشت.او ادامه داد: از روزی که به مجلس رفتم چند موضوع را در دستور داشتم؛ بحث روزنامه نگاران، ورزشکاران، دانشجویان و رفع حصر. در صحبت با آقای مطهری قرار شد لابی پشت صحنه ای را داشته باشم و در این راستا حدود 20 ملاقات انجام دادم. بعد از تشکیل کمیته ما 15 جلسه داشتم و بقیه دیدارها را با کمیته انجام دادیم. من قبل از تشکیل کمیته در فراکسیون امید 2 دیدار ...

ادامه مطلب  

حسن روحانی در تقاطع «چپ» و «راست»  

درخواست حذف این مطلب
0نودیها:موضوع نسبت میان دولت روحانی و اصلاحات، روز گذشته از سوی برخی از چهره های اصلاح طلب مورد بحث قرار گرفت.بحثی که البته از زمان معرفی کابینه دوازدهم و ترکیب آن، که به گفته برخی اصلاح طلبان به بخش معتدل جناح مقابل نزدیک تر شده است شروع شده بود. برخی از این چهره ها معتقدند روحانی پس از انتخابات از گفتمان اصلاحات دور و به جریان راست یا اصولگرا نزدیک شده و برخی دیگر نیز این موضوع را نفی می کنند.زیباکلام: اصلاح طلبان نمی توانند بگویند روحانی به ما ربطی نداردبه گزارش نامه نیوز، صادق زیباکلام از فعالان سیاسی اصلاح طلب درباره رابطه روحانی با اصلاح طلبان معتقد است: روحانی بیش از آن چه که یک اصلاح طلب باشد یک اصولگراست. حتی می خواهم یک مرحله جلو بروم و بگویم آقای روحانی بیش از آن که به اصلاح طلبان نزدیک باشد در حقیقت به اصولگرایان نزدیک است. وی در عین حال تأکید کرد: در شرایط فعلی آقای روحانی بهترین گزینه ای است که وجود دارد چون اگر روحانی رئیس جمهور نبود کسی مثل احمدی نژاد رئیس جمهور می شد و اگر خیلی شانس می آوردیم قالیباف رئیس جمهور بود بنابراین چاره ای نیست مگر این که با آقای روحانی حرکت کنیم و در عین حال همه امیدمان به آقای روحانی نیست بلکه بیشتر امیدمان به توانمندی های خودمان است که بتوانیم کمر راست کنیم و بلند شویم. وی همچنین افزود: بد و خوب روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته می شود و اصلاح طلبان نمی توانند بگویند روحانی به ما ارتباطی ندارد.تاجرنیا: دولت روحانی در ۴سال آینده به یک دولت راست تبدیل خواهد شدعلی تاجرنیا، نماینده سابق مجلس نیز در گفت و گو با آرمان درباره رویکرد دولت دوازدهم گفت: انتظار ما این بود که آقای روحانی کابینه دوازدهم را اصلاح طلبانه تر از کابینه گذشته تشکیل بدهد. این در حالی است که در عمل این اتفاق رخ نداده است. وی افزود: به نظر من رویکردی که آقای روحانی در پیش گرفته است در چهار سال آینده به یک دولت «حداکثر میانه» و یا «راست» تبدیل خواهد شد. تاجرنیا ادامه داد: اگر اصلاح طلبان به دنبال این هستند که پس از دولت آقای روحانی یک دولت اصلاح طلب روی کار بیاید باید از هم اکنون زمینه های این کار را فراهم و از گردش بیشتر آقای روحانی به سمت راست جلوگیری کنند.کرباسچی: روحانی به سمت جناح راست مایل نشده استدرعین حال غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران با رد کردن فاصله گرفتن روحانی از اصلاح طلبان و درباره رویکرد روحانی در گفت وگوی زنده تلویزیونی با مردم که برخی اصلاح طلبان آن را محافظه کارانه می دانند، با اشاره به این که حتی رئیس دولت اصلاحات نیز در دوران ریاست جمهوری مثل دوران انتخابات سخن نمی گفت، افزود: «انتخابات شرایط سیاسی کشور را حساس می کند و همه از ایده آل ها صحبت می کنند اما زمان اجرا که می رسد باید با مسائل به صورت واقعی و به دور از شعار برخورد کرد». کرباسچی با تاکید بر این که روحانی به سمت جناح راست مایل نشده است، گفت: «روحانی را باید با توجه به شخصیت اش ارزیابی کرد. او را نمی توان با تاج زاده و حجاریان مقایسه کرد. همان طور که نمی توان او را با حسین شریعتمداری یا سردار عباسی مقایسه کرد».امانی: روحانی به وعده های انتخاباتی خود پای بند خواهد ماندهمچنین شهربانو امانی عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران هم در واکنش به زمزمه های مطرح شده درباره فاصله گرفتن حسن روحانی از اصلاح طلبان، گفت: رئیس جمهور حتی اگر ظاهرا از اصلاح طلبان فاصله گرفته باشد، در عمل به تعهدات و وعده های انتخاباتی خود پای بند خواهد ماند. وی افزود: آقای روحانی را مثل هر فرد دیگری باید بر اساس عملکرد و سوابقش ارزیابی کرد.نقیب زاده: کابینه روحانی «زد و بندی» استهمچنین احمد نقیب زاده فعال سیاسی اصلاح طلب هم در گفت و گو با آفتاب یزد درباره چینش کابینه دوازدهم اظهار کرد: نه کابینه دولت یازدهم و نه کابینه دولت دوازدهم هیچ کدام فراجناحی نبودند، بلکه کابینه اضطراری بودند. وی افزود: روحانی با تنگناهایی که وجود داشت افرادی را در آخرین لحظات انتخاب کرده است. وی با بیان این که خود من از ابتدا قائل به این بودم که کشور ما در وضعیتی نیست که بخواهد نزاع های ایدئولوژیک را تحمل کند، در تشریح دیدگاهش توضیح داد: مقصود من از فراجناحی بودن این است که افراد تکنوکرات غیر ایدئولوژیک را روی کار بیاورید و شروع به کار کردن کنید و محکم پیش روید.در چنین شرایطی موفق هستید ولی اگر بخواهید یک نوع کابینه «زد و بندی» سرهم کنید و هر گروهی را راضی نگه دارید، در چنین شرایطی کارکرد خوبی هم نخواهید داشت.وی تاکید کرد: من فکر می کنم رئیس جمهور باید بداند که به پشتیبانی اصلاح طلبان نیازمند است برای این که جناح مقابل اگر او را تنها ببینند فقط در یک صورت با او مماشات خواهند کرد، در صورتی که آقای روحانی به سمت آن ها متمایل شود. اما اگر بخواهد مستق ...

ادامه مطلب  

گفتگوی ملی با اصلاح طلبان برانداز!  

درخواست حذف این مطلب
«محمدکاظم انبارلویی» تحلیلگر مسائل سیاسی، در یادداشتی با عنوان "گفتگوی ملی با اصلاح طلبان برانداز!" نوشت:مصاحبه بهزاد نبوی با روزنامه اعتماد روز 19 اسفند نکات کلیدی خوبی، هم برای رونمایی آشوب های 8 ماهه سال 88 داشت، هم برای چند روز آشوب دی ماه اخیر. این مصاحبه، نوری به تاریکخانه صف و ستاد محاربان با نظام و انقلاب بود.وی در خلال مصاحبه از یک جریان در صفوف اصلاح طلبان یاد می کند که به فکر براندازی نظام با روش اصلاح طلبان هستند. وی می گوید این جریان به شکل گسترده در صفوف اصلاح طلبان جای دارند و از عدم همراهی اصلاح طلبان (واقعی) با اعتراضات (دی ماه گذشته) برآشفته شدند!«براندازان در هدف، اصلاح طلبان در روش» یا بهتر بگوییم اصلاح طلبان برانداز که برای اولین بار بهزاد نبوی از آن رونمایی می کند، چه کسانی هستند؟ چرا هدف براندازی را با روش اصلاح طلبان دنبال می کنند؟ ارتباط آنها با اصلاح طلبان چیست؟ چرا بهزاد نبوی پس از گذشت 10 سال از این جریان رونمایی می کند؟ در این 10 سال چه بده بستان هایی در انتخابات ها با آنها صورت گرفته است؟واقعیت این است که غرب به ویژه آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب تیغ نبرد سخت و نرم را بر مردم ایران فرود آورد. غرب نمی خواست دموکراسی در ایران پای بگیرد. به همین دلیل از اول با حضور مردم در پای صندوق های رأی مخالفت می کرد و انتخابات اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و انتخابات شوراها همواره با تحریم آنها روبرو بود، اما از سال 76 آنها بنا را گذاشتند بر ترویج شرکت در انتخابات. علی رغم اینکه با مبانی اسلام و انقلاب سر جنگ داشتند، ترجیح دادند با نفوذ در ارکان حکومت، ضربه را از درون تدارک ببینند.همان طور که بهزاد نبوی اعتراف دارد؛ براندازی را با روش «اصلاح طلبان» دنبال می کنند. آنها با این هدف در انتخابات حضور یافتند؛ اگر به قدرت نرسند، بگویند «تقلب» شده است و اگر رسیدند، «خروج از حاکمیت» برای اثبات شکاف در حاکمیت و «حاکمیت دوگانه» را کلید بزنند. اگر از این گردنه به سلامت عبور کردند «خروج بر حاکمیت» را عملیاتی کنند.سرّ اینکه بوق های آمریکایی و اروپایی از سال 76 تا 96 از یک ضلع رقابت در ایران، بی پروا حمایت می کنند، همین است که آنها به این نتیجه رسیدند ضربه از بیرون، انقلاب را «ضد ضربه» کرده است، اما از درون، انقلاب را به دست «نااهلان» می اندازد و این نااهلان، انقلاب را دودستی تسلیم غرب می کنند.امام (ره) با هوشمندی این جریان را شناسایی و خطرات آن را با زبان های مختلف فرموده بودند؛ «نباید انقلاب به دست نااهلان بیفتد.» خود ایشان در واپسین روزهای عمر خود خطر جریان منتظری را که دست در دست منافقین و لیبرال ها می خواستند از ساده لوحی او برای ضربه به امام و انقلاب بهره بگیرند، با هوشمندی، دفع نمودند.امام (ره) با طراحی مدل رقابت در مردم سالاری دینی با انشعاب در روحانیت مبارز موافقت فرمودند و چون انقلاب منتسب به اسلام و روحانیت بود، می خواستند از این طریق دو جریان روحانی که به مبانی او و اسلام و انقلاب و قانون اساسی پایبند بودند و با آمریکای جهانخوار سر آشتی نداشتند و با سرمایه داری زالوصفت مخالفند، با هم رقابت کنند و هر جریان پیروز شود، به مبانی انقلاب آسیب وارد نشود.اما مجمع روحانیون مبارز به این مبانی پایبند نماند. اولاً در اولین فرصت دچار انشعاب شد و دبیر کلش رفت یک حزب دیگر تشکیل داد. ثانیاً کسانی که دنبال عرفی سازی حکومت یا به اصطلاح سکولاریزاسیون بودند، دور آنها جمع شدند و آنها را به انحراف بردند. آنها متأسفانه در دو نبرد نرم آمریکا در سال های 78 و 88 با براندازان همراهی کردند، اما این همراهی ناقص صورت گرفت. رهبران و نخبگان مجمع و تشکل های وابسته، با براندازان در هدف و اصلاح طلبان در روش همکاری نکردند.البته این عدم همراهی مطلق به دلیل هوشمندی رهبری معظم انقلاب در مدیریت بحران و نیز مردم به ویژه حضور حزب الله در صحنه بود که نقشه های آنها را نقش برآب کرد.ضد انقلاب، بریده ها از انقلاب و تجدیدنظر طلبان به همراه سرویس های امنیتی موساد و سیا برای سه ماهه آخر امسال خواب ها دیده بودند. در فضای مجازی بدون پرده پوشی، خشونت، آن هم از نوع برخورد مسلحانه را ترویج کردند. در فضای مجازی نوع ساختن بمب و... را آموزش می دادند و به خود وعده داده بودند تا آخر امسال کار نظام را تمام خواهند کرد. آنها می خواستند با سوار شدن بر بستر برخی نارضایتی ها، کیان اسلام و نظام را هدف قرار دهند، اما ...

ادامه مطلب  

ساز و کار انتخاباتی اصلاح طلبان تغییر نمی کند  

درخواست حذف این مطلب
نامه نیوز: انتخابات مجلس شورای اسلامی در پیش است و هر دو جریان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا بر تصاحب کرسی های بیشتر تمرکز کرده اند. هر یک از جریان های موجود ساز و کار مشخصی برای راهیابی به مجلس دارند و حتما از همه ظرفیت های خود استفاده خواهند کرد.اصلاح طلبان که در همه انتخابات های گذشته به واسطه رویکرد نهادهای نظارتی همچون شورای نگهبان امکان استفاده حداکثری از ظرفیت های خود را نداشته اند از تاکتیک هایی همچون ائتلاف با اعتدالیون بهره گرفته اند. عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم و رویکرد روحانی در دولت دوازدهم اما موجب ایجاد سرخوردگی هایی در میان اصلاح طلبان شد و به همین خاطر نمی توان مطمئن بود که بار دیگر از تاکتیک ائتلاف استفاده کنند.طرح ایده هایی همچون پارلمان اصلاحات و مجمع ملی اصلاح طلبان نیز سبب می شود که گمان کنیم این جریان در صدد است تا ساز و کار انتخاباتی خود را تغییر دهد. عبدالله ناصری عضو بنیاد باران اما معتقد است که ساز و کار اصلاح طلبان تغییر نخواهد کرد و این شورای عالی سیاست گذاری است که بار دیگر تصمیم میگیرد.او در مورد تاکتیک ائتلاف نیز می گوید که باید منتظر ماند و بر اساس شرایط کشور و توان اصلاح طلبان تصمیم گرفت. او از تعامل با دولت به عنوان یکی دیگر از دغدغه ها و چالش های اصلاح طلبان در سال 97 نام می برد و امیدوار است که از راه مطالبه نقادانه بتوانند با دولت روحانی تعامل کنند.* مهمترین اهداف و چالش های اصلاح طلبان در سال 97 چیست؟مهمترین دغدغه اصلاح طلبان دو چیز است؛یکی بحث سازماندهی جبهه اصلاحات و گسترش ائتلاف فراگیر برای انتخابات 98 مجلس که مهمترین کار است و دغدغه دیگر پیرو دغدغه های سال های اخیر در ارتباط با توصیه هایی برای بهبود وضعیت کار دولت و گسترش گفتمان انتخاباتی آقای روحانی در بدنه جامعه مدنی است. مخصوصا اینکه ایشان و حوزه مدیریتی ایشان در بعضی زمینه ها خوب نتوانسته از پس کار برآید.* به نظر شما اصلاح طلبان چطور و از چه مسیری برای رفع این دغدغه ها می کوشند؟آن چه که مربوط به اصلاح طلبان می شود، همان اصلاح سازوکار شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان به عنوان مرجع اصلی است و کارش کم کم نهایی خواهد شد. طبیعتا این موضوع جزو جدی ترین کارهای اصلاح طلبان در اوایل سال 97 است و باید به فکر مسئله انتخابات مجلس آینده باشند. اکنون اصلاح طلبان مشغول هستند و این برنامه ها را پیش می برند.* سازو کار تشکیلاتی اصلاح طلبان تغ ...

ادامه مطلب  

چراغ «دولت در سایه» روشن شد!/ توصیه های آقای جنجالی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، در اولین گزارش خبر تو خبر در فصل پاییز، از پایان جیک جیک مستانه اصلاح طلبان آغاز کردیم و به زوایای مختلف ائتلاف سال ۹۲ رسیدیم.پایان جیک جیک های مستانه!اصلاح طلبان در دولت یازدهم، شیب حمایتی خود از دولت حسن روحانی را تند کردند؛ آنقدر تند که بدل به توجیه گر وضع موجود شدند. حال که دولت دوازدهم شکل گرفته، وضعیت جور دیگری شده است.پس از آنکه ترکیب هیئت دولت جدید چندان به مذاق آرمان خواهانه اصلاحاتی ها خوش نیامد و بر همین اساس، جنس سیاست ورزی حسن روحانی پس از انتخابات، از سوی ایشان متفاوت و دگرگون از آنچه پیش از انتخابات بود تفسیر شد، مدتی است که زمزمه لزوم تشکیل "دولت سایه" از سوی افراد شناخته شده این جریان مطرح شده است."محسن میردامادی" از نیروهای شهیر اصلاح طلب، هفته گذشته بر لزوم تشکیل دولت سایه متشکل از احزاب و جریانات مختلف اصلاح طلب برای نظارت بر کارکرد دولت حسن روحانی تاکید کرد."سعید حجاریان" از نظریه پردازان جریان اصلاح طلب روز دوشنبه ۱۰ مهر، در مقاله ای در روزنامه شرق درباره انگیزه اصلاح طلبان برای تشکیل دولت سایه نوشت: جریان اصلاح طلب در هر دو انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی حسن روحانی دفاع کرد و در دولت یازدهم یکی از حامیان دولت تلقی شد که سعی کرد در برابر نقدهای اصولگرایانه از نامزد متبوع و انتخاب خود دفاع کند.این تئوریسین اصلاح طلب در ادامه مقاله خود با اشاره به تشکیل کابینه جدید و تاثیر آن بر لزوم نقادی هدفمند دولت از سوی اصلاح طلبان تصریح کرد: با شکل گیری کابینه دوم و نقدهایی که بر این روند حاکم بود، حالا به نظر می رسد جریان اصلاح طلب به ضرورت نقد دولت مستقر در راستای بهبود عملکرد پی برده و به این باور رسیده برای آنکه این نقدها در جریان اصلی قرار بگیرد و هدفمند باشد، بهترین راه، تشکیل دولت در سایه است.اندر حکایات ائتلاف ۹۲در هفته های اخیر به ویژه پس از اظهارات محمدرضا عارف مبنی بر احتمال پایان ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالگرایان در انتخابات مجلس آینده، موضوع ادامه یا اتمام ائتلاف مزبور، به نقل محافل رسانه ای بدل شد. عده ای بر لزوم ادامه ائتلاف سخن گفتند و عده ای دیگر بر پایان آن. همچنین خدشه دار شدن جریان اصلاح طلبی به دلیل ائتلافش با جریان اعتدالی، دیگر موضوعی بود که مورد توجه فعالین اصلاح طلب قرار گرفت."محمدرضا تاجیک" از نظریه پردازان جریان اصلاحات روز دوشنبه ۱۰ مهر در گفتگو با روزنامه اعتماد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا ائتلاف ۹۲ اصلاح طلبی را خدشه دار کرده است گفت: نمی شود وارد دریا شد و خیس نشد؛ نمی شود در کنار عدد گفتمانی خود اعداد دیگری گذاشت و همچون قبل شمرده شد؛ نمی شود رنگ سیاه و سفید را مخلوط کرد و خاکستری نشد.تاجیک در ادامه با تاکید بر اینکه شان و منزلت اصلاح طلبی بسیار فراتر از آن است که برخی به خود اجازه دهند از آن تاکتیکی بهره ببرند گفت: گره زدن استراتژیک زلف اصلاح طلبی به زلف دولت اعتدال جفاست. اصلاح طلبی یک جریان اصیل و فراگیر تاریخی ماست که نمی توان آن را به یک دولت یا حکومت فروکاست.وی در بخش دیگری از این گفتگو درباره اینکه پاشنه آشیل اصلاح طلبی چیست اظهار کرد: پاشنه آشیل اصلاح طلبی را اصلاح طلبان کاذب و دروغینی می دانم که همچون موریانه از درون در حال استحاله و پوک کردن جریان و گفتمان اصلاح طلبی هستند.توصیه های آقای جنجالیجریده اعتماد روز چهارشنبه ۱۲ مهر هم در گفتگ ...

ادامه مطلب  

سرنوشت منتقدان شورایعالی اصلاح طلبان چه شد؟!  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: «شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان»... نامی که هر از چند گاهی در آستانه انتخابات ها به ناگاه در افواه تکرار می شود، پس از چندی موضع رسمی اصلاح طلبان را اعلام می کند و یا اعلام نمی کند، بعد از انتخابات مورد چند انتقاد قرار می گیرد و سپس دوباره پنهان می شود و روز از نو، روزی از نو...گفته می شود این شورا تشکیل شده از جمعی از عقلای اصلاح طلب و اعضای احزاب چپ است که با محوریت محمد خاتمی و به ریاست عارف دور یکدیگر جمع شده اند و فرامین آنها نیز برای اصلاح طلبان لازم الاتباع محسوب می شود.الاحق و الانصاف این شورا چندان هم بد عمل نمی کند... طراحی فرمول هایی برای اعلام برد انتخاباتی به هر قیمتی، پیروزی یکی از فهرست های انتخاباتی اصلاح طلبان در تهران، کنار کشیدن عارف از انتخابات 92 بدون اعلام حمایت از روحانی، فتح شورای شهر پنجم و حرکت هوشمندانه برای عدم اعلام حمایت رسمی از رئیس جمهور روحانی در انتخابات اخیر تنها بخشی از خدمات مهم این شورا به چپ های ایرانی است.با اینهمه اما برخی اصلاح طلبان و برخی تئوری ها در اردوگاه جریان اصلاحات هستند که نقدهای تندی به این شورا دارند. *خیزش روحانیون اصلاح طلب علیه شورای سیاست گذاری/ رهامی: جریان تحمل نمی کند!همانطور که اشاره شد، عرصه انتقاد اصلاح طلبان از شورایعالی سیاستگذاری همواره پس از انتخابات هاست...مثل امروز که انتخابات 96 تمام اما انتقادات فصلی از شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان دوباره آغاز شده است.اوایل تیرماه جاری بود که حجت الاسلام رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی طی اظهاراتی گفت: شورای عالی سیاست گذاری نمودی از یک نوع استبداد رای و فردگرایی است و اختلافات در انتخابات هیات رئیسه مجلس هم میوه تلخ شورای عالی بوده است.او افزوده بود: تفکر رهبری اصلاحات یک تفکر ارتجاعی، استبدادی و فردگرایی است و شورای عالی سیاستگذاری باید تا زمان انتخابات مجلس یازدهم رسما منحل شود. شورای عالی سیاست گذاری نمودی از یک نوع استبداد رأی و فردگرایی است و اختلافات در انتخابات هیات رئیسه مجلس هم میوه تلخ شورای عالی بوده است.[1]محسن رهامی، از اعضای شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان نیز چندی قبل دست به انتقادات تندی از این شورا زد.او گفته بود: «من همان اندازه که با جریان اصلاحات رفیقیم با آقای ناطق نوری و آقای محسن قمی بیت رهبری، مراجع و علما قم همچون حضرت آیت الله یزدی و حضرت آیت الله مومن ارتباط و جلسات مستمر داریم اما آن جریان تحمل نمی کند، می گوید اگر اصلاح طلب هستید از همه ببُرید فقط با ما مرتبط باشید، هر کاری هم می کنید باید با اجازه و هماهنگی ما باشد. خوب این مبنا غلط است. این اصلاحات نیست بلکه دیکتاتوری است».وی با انتقاد از سیاست های تک صدایی این شورا گفت: «شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب، تشکل هایی هستند که عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری نیستند. این حرف که شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان می گوید هر مجموعه ای خارج از این شورا برای انتخابات لیست بدهد تقلبی، بدلی و غضنفر است، به لحاظ مبنایی مشکل دارد چون دیکتاتوری محسوب می شود. 18 حزب تقاضای عضویت در شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب را داشتند اما این شورا تقاضای آنها را تاکنون نپذیرفته است بنابراین در شورای عالی سیاستگذاری نیز حضور ندارند، خود این 18 حزب مجموعه ای را تحت عنوان شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب تشکیل دادند و من را هم برای هماهنگی و ساماندهی امور انتخاباتی شان دعوت کردند، منتها خودشان قرار بود لیست بدهند، نه من».[2]چندی قبل نیز عبدا... ناصری، دیگر عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز در اظهاراتی اذعان کرد که انتقاداتی به عملکرد شورایعالی وارد شده است.*رئیس شورایعالی سیاست گذاری: هیچ اختلافی با هم نداریم.../عضو فراکسیون امید: دوستان هوشیار باشند!/مقام حزب ندا: می خواهند انتقادات از شورایعالی شامل مرور زمان شودمواردی که به آن اشاره شد تنها بخشی از واگویه های اصلاح طلبان در انتقاد از شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان است اما به نظر می رسد در ستاد جریان خاص خبرهای دیگری باشد.خبرهای دیگری که همچون همیشه فقط نشانه هایی از آنها دیده می شود اما دست آخ ...

ادامه مطلب  

سرخوردگی مردم از روحانی و اصلاحات را قبول دارم!  

درخواست حذف این مطلب
اگر خروج آمریکا را منجر به از دست رفتن برجام بدانیم، این موضع برای اصلاح طلبان چه پیامدهایی دارد و در ادامه اگر دولت نتواند برجام را حفظ کند رویکرد دولت به چه سمتی تغییر خواهد کرد؟من فکر می کنم که شما فرضی را دارید و فرض تان این است که چون آمریکا از برجام بیرون رفته، پس برجام کار اشتباهی بوده، بنابراین چون اصلاح طلبان هم طرفدار آقای روحانی و برجام هستند، طبیعتا این برای اصلاح طلبان یک ضعف یا شکست محسوب می شود و ممکن است مواضع شان را تغییر دهند.من فکر می کنم آنچه مهم است، این است که اصلاح طلبان با توجه به شرایطی که در داخل کشور وجود دارد و تحلیل شان از فضای آینده، شاید همان طور که از چند سال گذشته این اتفاق افتاده، دو تحلیل متفاوت داشته باشند اما این موضوع خیلی مرتبط با بحث برجام نیست، چون در مورد برجام من فکر می کنم اصلاح طلبان تقریبا متفق القول هستند که برجام اقدام درستی بوده که ما در شرایطی که ناگزیر بودیم، در کشور انجام دادیم .بیرون رفتن ترامپ و کناره گیری آمریکا اگرچه حتما در موضوع برجام موثر است و یک مقدار نقش طرف های مقابل و تعهدات آنها را کاهش خواهد داد و حتما شرایط را برای ایران به لحاظ اقتصادی دشوارتر می کند اما این به نظر من موضوعی نیست که الزاما به آقای روحانی مرتبط باشد یا اگر هم باشد، کسی به نظر من از اینکه برجام اتفاق افتاده، پشیمان نیست. اما مجموعه شرایطی که در کشور وجود دارد، شرایط بسیار سخت و دشواری است. معتقدم ما در جمهوری اسلامی همواره یک سری مسائل و مشکلاتی داشتیم از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان، ولی هیچ زمانی این حجم از مشکلات در یک دولت بروز نکرده بوده، اعم از مشکلات سیاست داخلی، منطقه ای و بین المللی، مسائل اقتصادی و حتی بحران های اجتماعی که کشور با آن دست به گریبان است. در این رابطه دو نوع رویکرد میان اصلاح طلبان وجود دارد؛ یک رویکرد که بخش محافظه کار است که محافظه کاران دارند . آنها احساس شان این است که باید یک مقدار کوتاه بیایند و سعی کنند که با مجموعه حاکمیت همراهی بیشتری داشته باشند تا کشور آسیب کمتری ببیند اما در عوض بخشی از آنها معتقد هستند که سابقه گذشته نشان دهنده این است که نه تنها این همراهی ها موجب کوتاه آمدن و تعامل نمی شود، بلکه سابقه نشان می دهد که جریان مقابل همیشه سعی می کند که این را به عنوان یک ضعف تلقی کند و به نوعی فشارهایش را به جریان اصلاح طلبی بیشتر کند. من فکر می کنم قاطبه اصلاح طلبان که در انتخابات های گذشته هم بوده اند و در محوریت رئیس دولت اصلاحات حضور دارند، نگرش آنها این است که ما در عین اینکه نباید وارد تنش و بحث شویم در داخل کشور اما باید بر مواضع اصلاح طلبانه خودمان، خصوصا بحث توسعه سیاسی و بحث های دموکراسی تاکید بیشتری داشته باشیم .بنابر این من این را در ادامه آن بحث ها می دانم و الزاما به برجام مرتبط نمی دانم ولی فکر می کنم این طیف از نظرات در مجموعه اصلاح طلبان وجود دارد، به هر حال ما نباید این موضوع را از یاد ببریم که دولت آقای روحانی یک دولتی بود که مورد حمایت اصلاح طلبان قرار گرفت و قطعا اگر اصلاح طلبان این امکان را داشته باشند، می توانند در دوره آینده یک مجموعه دولتی را خیلی متناسب تر شکل دهند و نهایتا کارآمدتر باشد، مانند آن چیزی که ما در دوره دوم آقای خاتمی مشاهده کردیم.آقای تاجرنیا! این را می پذیریم که خود برجام و امضای برجام و اجرای آن تصمیمی بود در سطح کلان سیاسی اما نزد افکار عمومی واقعیت این است که برجام پای دولت آقای روحانی نوشته شده؛ از طرفی دیگر اصلاح طلبان هم به عنوان حامی آقای روحانی به حساب می آیند. از سوی دیگر مردم از برجام سود ملموسی نبردند؛ وضعیت اقتصادی شان و آن چیزی که در شعارهای اقتصادی آقای روحانی هم مطرح می شد، چندان تغییری نکرده و اکنون در واقع سرخورده شدند. به نظر شما این سرخوردگی مردم یا بهتر است بگوییم این عدم منفعت مردمی که از برجام می توانستند داشته باشند و دست پیدا نکردند موجب ریزش سبد رأی اصلاح طلبان نمی شود؟من این سخنان شما را قبول دارم و می پذیرم و مطمئن هم هستم؛ به هر حال بخش عمده ای از طرفداران آقای روحانی کم شده و اینها طبیعتا جریان اصلاح طلبان را هم در این عدم توفیق بدون نقش نمی دانند اما مسا له مهمی که وجود دارد، این است که برجام ممکن است که برحسب ظاهر دستاوردی نداشته باشد اما باید بدانیم کشور در چه شرایطی بوده؛ شاید بتوانیم بگوییم با برجام کشور ما زمان خریده برای اینکه شرایط را عادی کند. ما یادمان نرود که با تحریم های سازمان ملل در شرایطی بودیم که حتی این مجوز را به کشورهای ابرقدرت دادند که اگر خواستند بهانه گیری کنند و بخواهند جنگی را علیه ما آغاز کنند، این کار را انجام دهند.این به معنی این نیست که حتما می توانستند این کار را بکنند، ولی شرایط ما یک مقدار شرایط دشوارتری بود. سیلی از مشکلات در کشور وجود داشت، چه به لحاظ رشد منفی اقتصادی و چه به لحاظ مسائل و مشکلات دیگر. من حتما انتظار و توقعم از دولت آقای روحانی این بود که وضعیت را بهتر از این سر و سامان دهد و حتما معتقدم که بعد از برجام ایشان و مجموعه دولت یک سری وعده وعیدهایی دادند که بهتر بود واقع بینانه برخورد کنیم و آنها را مطرح نکنیم. اما اینکه ما احساس کنیم چون آمریکا از برجام خارج شده، برجام شکست خورده؛ دقیق نیست. به نظر من می توان برجام را یک چیزی مثل قطعنامه 598 دانست، یعنی شرایطی که در آن زمان هم پیروزی نبود ولی حداقل جلوگیری از بدترشدن اوضاع بود؛ برجام هم کاملا همین کارکرد را داشت. طبیعی است که یک جریان سیاسی وقتی که آن توفیق را متناسب با ...

ادامه مطلب  

نقدی بر دنیای فکری حجاریان ها  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، محمد عبداللهی کارشناس مسائل سیاسی یادداشتی درباره صحبت های اخیر سعید حجاریان نوشته است که متن کامل یادداشت آن به شرح زیر است:اصلاحات با دو وجه «گفتمان» و «دستاوردها» شناخته می شود. بسیاری در پاسخ به نقد اصلاحات، منتقدان را به گفتمان اصلاحات به مثابه جوهر و هویت اصلاحات ارجاع می دهند با این استدلال که آنچه در صحنه عمل و به عنوان «عملکرد» اصلاحات می بینید، جوهر و هویت آن نیست! جوهر و هویت آن، ایده اصلاحات از لحاظ گفتمانی و نظری است!اصلاح طلبان نیز یکدیگر را به «اصلاح طلبان گفتمانی» و «اصلاح طلبان کانفورمیست» تقسیم می کنند. کانفورمیست ها را اصلاح طلبانی می دانند که در قدرت هستند، منصب گرفتند، رانت می گیرند، حقوق می گیرند و... و اصلاح طلبان گفتمانی را کسانی می دانند که افلاطون وار، در حاشیه قدرت به ترسیم خط و خطوط و شاخص های اصلاح طلبی مشغولند!حجاریان در آخرین تز خود، با تفکیک تلویحی این دو نوع اصلاح طلبی، پیشنهاد کرده برای وا نرفتن اصلاحات، هسته سختی از اصلاح طلبان مدل گفتمانی تشکیل شود تا جامعه، اصلاحات را به چشم دومی ها نبیند و قضاوت نکند! هدف از این تز را بعدا توضیح خواهم داد.تکلیف اصلاح طلبان کانفورمیست و جذب قدرت شده مشخص است. چه در دولت ۸ ساله خاتمی و چه در دولت ۵ ساله روحانی، و چه حتی در دوران پشت پردگی اصلاح طلبان برای دولت هاشمی، کشور شاهد بدترین عملکرد اقتصادی، افزایش شکاف طبقاتی و پایمال شدن عدالت، رواج فساد های مالی، و بدترین سیاست ها در عرصه خارجی بوده است. آن ها خود نیز از ضعف کشورداری خود مطلع اند و به همین دلیل، تقلا می کنند خود را از دولت اعتدال، از اصلاح طلبان کانفورمیست و عملگرا و... جدا کنند.اما اگر قرار باشد اصلاحات را با گفتمانش بشناسیم، طبعا باید مختصات فکری اصلاح طلبان گفتمانی و افرادی نظیر حجاریان را بشکافیم. آن ها تعریفشان از اصلاحات چیست؟! اصلاحات را در چه می دانند؟! هدفشان از اصلاحات چیست؟! سقف و نقطه نهایی اصلاح طلبی را در کجا می دانند؟!اصلاح طلبان گفتمانی، اصلاحات را دستیابی به حکومت قانون، اخلاق، دموکراسی و تحزب می دانند. دستگاه فکری اصلاح طلبان گفتمانی که چهره بارز آن ها افرادی نظیر حجاریان است، بر سه ستون اصلی قرار دارد:نوسازی، توسعه و مشخصا توسعه سیاسی، بت وارگی دموکراسی و معصومیت جمهور، سکولاریسم و قداست عرف.حجاریان معتقد است "جوهر اصلاحات توسعه سیاسی با همه لوازم اش است" و "توسعه و نوسازی سیاسی" هسته سخت اصلاحات است! او صریحا در مقاله «صدای جمهور، صدای معصوم» بیان می کند: "اعتبار قانون، نه از شارع و نص بلکه از رای مردم به دست می آید". همچنین وی در مصاحبه ای با رسانه "عصر امروز" در پاسخ به سوالی درباره ملاک قانونگذاری، صراحتا "عرف" را ملاک میداند حتی اگر روزی عرف امور ضداخلاقی مثل همجنس بازی و.. را بپذیرد. به همه اینها، کمی ایرانیت هم اضافه کنید. این پیشنهاد خود اوست. اصلاحات ترکیبی از کمی سکولاریسم، کمی جمهوریت و کمی ایرانیت!اما می خواهم این خمیرمایه فکری و گفتمانی اصلاحات را اندکی محک داده و ورز دهیم.یکم. نوسازی و توسعه سیاسیتئوری توسعه، در واقع، نسخه نظریه پردازان غربی دهه ۱۹۷۰ برای مدرنیزاسیون و صنعتی شدن کشور های جهان سوم است. آن ها مدل ها و تیپ های مختلفی از توسعه را برای کشور های مختلف جهان سوم تجویز کردند تا این کشور ها هم شبیه کشور های توسعه یافته شوند. برای یک کشور «توسعه درونزا»، برای دیگری «توسعه برونزا»، برای آن یکی «توسعه کاردوزو و ترکیبی»، «تجارت آزاد»، «توسعه پایدار»، «اقتصاد دموکراسی محور» و...، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، بسیار متفاوت از ساحت تئوریک بود. مالزی با نسخه توسعه آمریکایی (جانشینی صادرات) و خروج یک شبه سرمایه گذاران خارجی، به ویرانه ای اقتصادی تبدیل شد که تا یک دهه مشغول آواربرداری بود. لهستان لخ والسا با استراتژی دموکراسی محور نه تنها به شکوفایی اقتصادی نرسید که اینک به همراه یونان ضعیف ترین کشور اروپایی است. برزیل، آرژانتین و.. با استراتژی جایگزینی واردات، تا دو دهه مقروض های دائمی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول شدند.نسخه برای ایران «توسعه سیاسی» با هدف تغییر ساختار سیاسی و تغییر جامعه و فرهنگ سیاسی مردم (تحت عنوان جامعه مدنی) بود. آنچه به صورت رسمی در دولت خاتمی دنبال می شد و پس از آن هم توسط اصلاح طلبان ادامه یافت.اما مصادیق مد نظر اصلاح طلبان برای توسعه سیاسی چه بود و چه هست؟! مواردی مثل تنش زدایی با غرب، خودبسندگی به داخل و کاهش نفوذ و تاثیرگذاری منطقه ای ایران (آن ها این استراتژی را با عباراتی، چون اولویت منافع ملی و ممانعت از میلیتاریسم تبلیغ می کنند)، حزبی شدن و تقویت جامعه مدنی و مشارکت سیاسی سازمان یافته توده ها (نه فقط انتخابات)، آزادی های فرهنگی خصوصا در مسئله حجاب، حذف یا کاهش خط قرمز های اخلاقی در سینما و هنر و..، حذف یا کاهش خط قرمز های سیاسی حتی فراتر از قانون اساسی در رسانه ها، روزنامه ها و..آنچه در عرصه گفتمانی نسخه پیچی شد، در عرصه عملی و در صحنه قدرت چه دستاوردی داشت؟ تنش زدایی با غرب منجر به عقب نشینی از منافع ملی، عزت ملی و حتی وابستگی اقتصادی شد (توافقنامه پاریس ۲۰۰۴، برجام و..) آنچه تحزب و تقویت جامعه مدنی خوانده می شد عملا سیاست زده شدن جامعه و تشدید شکاف های سیاسی و فرهنگی و فضای دوقطبی در جامعه است که نمونه بارز آن یعنی وضعیت سیاست زدگی گسترده در انتخابات ۸۸ و حتی پس از آن، بعید نبود کشور را به نوعی جنگ داخلی فرو برد، آزادی های فرهنگی و کاهش خط قرمز های اخلاقی از دهه هشتاد به این سو به افزایش تصاعدی و ناگهانی معضلات اجتماعی (طلاق، خیانت، کاهش جمعیت، افسردگی، بیماری های روانی، بزهکاری، خودکشی و..) منجر شد. تقلیل خط قرمز های سیاسی هم سبب شد بسیاری از روزنامه ها و رسانه ها عملا به تریبون دولت های متخاصم و بتدریج فاز براندازی تبدیل شوند.از طرفی، اصالت توسعه سیاسی باعث غفلت از پیشرفت های اقتصادی و مادی چه در زمینه عدالت اجتماعی، چه آبادانی و پیشرفت های عمرانی و بلکه تحمیل کردن انواع مشکلات اقتصادی و زیست محیطی و.. بر کشور شد. از دهه هفتاد به این سو، با نسخه های وارداتی توسعه اقتصادی، ایران برای نخستین بار با تورم افسارگسیخته حتی بدتر از زمان جنگ، رها کردن تولید ملی، مشکلات آلودگی هوا، کمبود آب، کاهش ذخیره گیاهی و جانوری کشور و.. درگیر شد و اثرات درازمدت آن همچنان ایران را به چالش خواهد کشید. عجیب آنکه، اگر مالزی و برزیل و سنگاپور و بقیه، نسخه های وارداتی را پس از تنبیه شدن به کنار گذاشتند، اما اصلاح طلبان ایران همچنان همان نسخه ها را در دانشگاه ها تدریس می کنند، در روزنامه ها تجلیل می کنند و در قدرت اعمال می کنند.دوم. بت وارگی دموکراسی و معصومیت جمهوراصلاح طلبان با اصالت دادن به دموکراسی به عنوان سمبلی از توسعه و غربی شدن، اقدام به تمایزسازی از خود با دیگر جریان های سیاسی کرده اند. آن ها بدین منظور اتوپیایی ترسیم می کنند که در آن همه چیز با رای مردم صورت می گیرد و هیچ مانع و سرعت گیر و یا فیلتری نباید بر سر راه رای مردم باشد! اصلاح طلبان ماموریت خود را واسطه شدن بین حکومت و مردم و صدای خود را صدای مردم نامیدند و شروع به حمله به نهاد های حاکمیتی از جمله شورای نگهبان و.. به این بهانه کردند.اما آن ها در حالی نهایت آمال خود را «دموکراسی مطلق» دنبال می کنند ک ...

ادامه مطلب  

گفتگوی ملی با اصلاح طلبان برانداز!  

درخواست حذف این مطلب
مصاحبه بهزاد نبوی با روزنامه اعتماد روز 19 اسفند نکات کلیدی خوبی، هم برای رونمایی آشوب های 8 ماهه سال 88 داشت، هم برای چند روز آشوب دی ماه اخیر. این مصاحبه، نوری به تاریکخانه صف و ستاد محاربان با نظام و انقلاب بود.وی در خلال مصاحبه از یک جریان در صفوف اصلاح طلبان یاد می کند که به فکر براندازی نظام با روش اصلاح طلبان هستند. وی می گوید این جریان به شکل گسترده در صفوف اصلاح طلبان جای دارند و از عدم همراهی اصلاح طلبان (واقعی) با اعتراضات (دی ماه گذشته) برآشفته شدند!«براندازان در هدف، اصلاح طلبان در روش» یا بهتر بگوییم اصلاح طلبان برانداز که برای اولین بار بهزاد نبوی از آن رونمایی می کند، چه کسانی هستند؟ چرا هدف براندازی را با روش اصلاح طلبان دنبال می کنند؟ ارتباط آنها با اصلاح طلبان چیست؟ چرا بهزاد نبوی پس از گذشت 10 سال از این جریان رونمایی می کند؟ در این 10 سال چه بده بستان هایی در انتخابات ها با آنها صورت گرفته است؟واقعیت این است که غرب به ویژه آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب تیغ نبرد سخت و نرم را بر مردم ایران فرود آورد. غرب نمی خواست دموکراسی در ایران پای بگیرد. به همین دلیل از اول با حضور مردم در پای صندوق های رأی مخالفت می کرد و انتخابات اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و انتخابات شوراها همواره با تحریم آنها روبرو بود، اما از سال 76 آنها بنا را گذاشتند بر ترویج شرکت در انتخابات. علی رغم اینکه با مبانی اسلام و انقلاب سر جنگ داشتند، ترجیح دادند با نفوذ در ارکان حکومت، ضربه را از درون تدارک ببینند.همان طور که بهزاد نبوی اعتراف دارد؛ براندازی را با روش «اصلاح طلبان» دنبال می کنند. آنها با این هدف در انتخابات حضور یافتند؛ اگر به قدرت نرسند، بگویند «تقلب» شده است و اگر رسیدند، «خروج از حاکمیت» برای اثبات شکاف در حاکمیت و «حاکمیت دوگانه» را کلید بزنند. اگر از این گردنه به سلامت عبور کردند «خروج بر حاکمیت» را عملیاتی کنند.سرّ اینکه بوق های آمریکایی و اروپایی از سال 76 تا 96 از یک ضلع رقابت در ایران، بی پروا حمایت می کنند، همین است که آنها به این نتیجه رسیدند ضربه از بیرون، انقلاب را «ضد ضربه» کرده است، اما از درون، انقلاب را به دست «نااهلان» می اندازد و این نااهلان، انقلاب را دودستی تسلیم غرب می کنند.امام (ره) با هوشمندی این جریان را شناسایی و خطرات آن را با زبان های مختلف فرموده بودند؛ «نباید انقلاب به دست نااهلان بیفتد.» خود ایشان در واپسین روزهای عمر خود خطر جریان منتظری را که دست در دست منافقین و لیبرال ها می خواستند از ساده لوحی او برای ضربه به امام و انقلاب بهره بگیرند، با هوشمندی، دفع نمودند.امام (ره) با طراحی مدل رقابت در مردم سالاری دینی با انشعاب در روحانیت مبارز موافقت فرمودند و چون انقلاب منتسب به اسلام و روحانیت بود، می خواستند از این طریق دو جریان روحانی که به مبانی او و اسلام و انقلاب و قانون اساسی پایبند بودند و با آمریکای جهانخوار سر آشتی نداشتند و با سرمایه داری زالوصفت مخالفند، با هم رقابت کنند و هر جریان پیروز شود، به مبانی انقلاب آسیب وارد نشود.اما مجمع روحانیون مبارز به این مبانی پایبند نماند. اولاً در اولین فرصت دچار انشعاب شد و دبیر کلش رفت یک حزب دیگر تشکیل داد. ثانیاً کسانی که دنبال عرفی سازی حکومت یا به اصطلاح سکولاریزاسیون بودند، دور آنها جمع شدند و آنها را به انحراف بردند. آنها متأسفانه در دو نبرد نرم آمریکا در سال های 78 و 88 با براندازان همراهی کردند، اما این همراهی ناقص صورت گرفت. رهبران و نخبگان مجمع و تشکل های وابسته، با براندازان در هدف و اصلاح طلبان در روش همکاری نکردند.البته این عدم همراهی مطلق به دلیل هوشمندی رهبری معظم انقلاب در مدیریت بحران و نیز مردم به ویژه حضور حزب الله در صحنه بود که نقشه های آنها را نقش برآب کرد.ضد انقلاب، بریده ها از انقلاب و تجدیدنظر طلبان به همراه سرویس های امنیتی موساد و سیا برای سه ماهه آخر امسال خواب ها دیده بودند. در فضای مجازی بدون پرده پوشی، خشونت، آن هم از نوع برخورد مسلحانه را ترویج کردند. در فضای مجازی نوع ساختن بمب و... را آموزش می دادند و به خود وعده داده بودند تا آخر امسال کار نظام را تمام خواهند کرد. آنها می خواستند با سوار شدن بر بستر برخی نارضایتی ها، کیان اسلام و نظام را هدف قرار دهند، اما ترقه بازی های آنها جواب نداد. آنها حتی از استعداد رزم ...

ادامه مطلب  

مواضع روحانی تغییر نکرده است  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت اصولگرای مثلث آنلاین: سیدحسین نقوی حسینی نشست روحانی با جامعه روحانیت مبارز را گامی به پیش می داند و معتقد است: «خاستگاه سیاسی روحانی از ابتدا نیز همین بود و هیچ تغییری نکرده است.» سخنگوی فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس یادآور می شود: «روحانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری می تواند به عنوان یک رجل سیاسی نقش آفرینی و اثرگذاری کند اما قطعا لیدر جریان اصولگرا یا اصلاح طلب نخواهد بود. «این فعال سیاسی اصولگرا به تلاش های انجام شده برای ایجاد جریان سوم سیاسی در کشور اصالت نمی دهد و می گوید: «فقط دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب در عرصه سیاسی کشور هستند و به رغم تلاش های روحانی و طیف لاریجانی، جریان سیاسی به نام اعتدال نتوانست شکل بگیرد.»از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم حدود پنج ماه می گذرد اما در همین مدت با رویکردهای متفاوتی از آقای روحانی مواجه هستیم. او در زمان اوج تبلیغات انتخاباتی بیشترین فاصله را از جریان اصولگرا پیدا کرد، حتی جامعه روحانیت به عنوان خاستگاه سیاسی آقای روحانی از او فاصله گرفت و عضو دیگری از تشکیلات خود را تایید و حمایت کرد اما بعد از مدتی به ویژه وقتی مراسم تحلیف و تنفیذ برگزار شد، شاهد آقای روحانی متفاوتی بودیم. اخیرا نشستی با حضور رئیس جمهور و اعضای جامعه روحانیت مبارز انجام شد. تصاویر نشست نشان می داد که دو طرف لبخند بر لب دارند و این مساله پالس های مثبتی را از همگرایی به جامعه منتقل می کند . ارزیابی شما از فضایی که آقای روحانی در آن قدم گذاشته و پیش می رود، چیست؟ امروز اصلاح طلبان با بیان نقدهایی به ترکیب کابینه دولت دوازدهم معتقدند رئیس جمهور محافظه کاری پیشه کرده و به همین دلیل هرچه زمان می گذرد، حمایت جریان اصلاحات از آقای روحانی در حال کمرنگ شدن است و در عوض نقدها و انتقادهایشان بیشتر و صریح تر می شود. آیا می توان گفت آقای روحانی تغییر مشی سیاسی داده است؟ صحبت درباره این موضوع نیازمند توجه و اطلاع یافتن از جزئیات بیشتر است اما اینکه اصلاح طلبان انتقاداتی به دولت دارند، بله همین طور است، حتی من در جریان نشست مجلس برای بررسی صلاحیت و برنامه های وزرای پیشنهادی با برخی چهره های شاخص این جریان از جمله آقای عارف صحبت کردم و گفتم: «ظاهرا موضوع برعکس شده، ما اصولگراها از وزرای دولت مورد حمایت شما دفاع می کنیم اما شما اصلاح طلبان به وزرای پیشنهادی حمله می کنید. در حالی که باید برعکس باشد یعنی ما حمله کنیم و شما دفاع کنید.» همان طور هم که دیدیم در مجموع مخالفت جدی با وزرای پیشنهادی رئیس جمهور صورت نگرفت، البته یکی از وزرای پیشنهادی که منتسب به جریان تند اصلاح طلب بود، نتوانست حدنصاب آرای موافق برای وزارت را کسب کند اما این اتفاق به لحاظ سیاسی نبود بلکه او رای نیاورد شاید چون خیلی از موضع بالا با مجلس برخورد کرد. بالاخره این واقعیتی در جریان بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی بود. فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس با دولت برای اعطای رای اعتماد به گزینه های پیشنهادی رئیس جمهور همکاری خوبی داشت چون اگر فراکسیون نمایندگان ولایی به بعضی وزرا رای موافق نمی داد قطعا آنها امروز وزیر نبودند. در واقع رای موافق فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس بود که باعث وزارت آن افراد شد. از طرفی همان طور که اشاره شد رئیس جمهور اخیرا نشستی با جامعه روحانیت داشت و تبادل نظراتی میان آنها اتفاق افتاد. آقای روحانی چنین نشستی را نیز با فرماندهان سپاه پاسداران برگزار کرد و تغییر موضع خیلی آشکاری در حمایت از سپاه صورت گرفت. یک دفعه موجی از حمایت سپاه پاسداران در دولت شروع شد. رئیس جمهور، معاونان و برخی وزرایی که در دولت جایگاه شان شاخص تر است، همه از سپاه حمایت کردند. آقای روحانی در مقابل بیانات سخیف و نسنجیده و غیرمنطقی ترامپ در سازمان ملل و همین طور موضع گیری اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره برجام، سکوت نکرد و خیلی صریح پاسخ داد. این موضع گیری ها با قبل متفاوت بود چون در گذشته شاهد بودیم وقتی رئیس جمهور فعلی یا قبلی آمریکا حملات تندی به ایران می کردند، آقای روحانی خیلی عکس العمل نشان نمی داد اما این روزها مواضع متفاوت نسبت به گذشته را از آقای روحانی می بینیم. با این وجود اینکه چقدر معنای این اقدامات به معنای تغییر یا تعدیل مواضع تفسیر شود، معتقدم نیازمند بررسی بیشتر است.آقای روحانی آن طور در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم موضع گیری می کرد که حتی برخی اصولگرایان معتقد بودند او از خطوط قرمز نظام گذشته است اما امروز کار به اینجا رسید که اصلاح طلبان منتقد او شدند چون می گویند آقای روحانی کابینه را به میل اصولگراها بست. به نظر شما چه اتفاقی در حال وقوع است؟ آیا آقای روحانی محافظه کاری پیشه کرده است یا اصلاح طلبان زیاده خواه تر شدند، در واقع این اختلاف سلیقه بین آقای روحانی و جریان اصلاحات از کجا ناشی می شود ؟ چون هرچه پیش می روند فاصله بین آقای روحانی و اصلاح طلبان بیشتر می شود . باید یک تفکیکی بین سطوح تعاملات قائل شویم. شاید در سطح رئیس جمهور یا بعضی از معاونان و برخی وزرا شاهد این مصداق ها باشیم اما در استان ها و شهرستان ها این طور نیست. در استان ها و شهرستان ها همچنان اصلاح طلبان میدانداری می کنند و معتقدند، دولت از ماست و اصلاح طلبان باید در سازمان ها، دستگاه ها، ادارات و نهادها مدیر باشند؛ به همین جهت تقریبا همه مدیر ان جابه جا شدند و همه روسای ادارات، فرمانداران، بخشدارها و حتی دهیارها تغییر کردند. اصلاح طلبان در انتخابات شوراها موضع داشتند و سعی می کردند کسانی به شوراها راه پیدا کنند که حامی دولت هستند. به این تفاوت سطوح هم باید توجه داشته باشیم که شاید در رده های بالایی بشود به مصادیقی اشاره کرد اما از سطح وزیر به پایین اتفاقی نیفتاده است و همچنان اصلاح طلبان میدان دار هستند. منتها آنچه اصلاح طلبان موضع گیری می کنند در همین رده ها است. آنها معتقدند به هر حال کادر اصلی دولت و کابینه باید وجوه اصلاح طلبی اش قوی تر و نمایان تر باشد. همین هم باعث اعتراضات شدید دوستان اصلاح طلب شد. با برخی چهره های اصلاح طلب درباره برخی وزرای پیشنهادی صحبت می کردم، آنها می گفتند: «اصلا ما اینها را اصلاح طلب نمی دانیم و قبول نداریم که بیاییم حمایت و دفاع کنیم.» بنابراین فکر می کنم انتظار اصلاح طلبان بیش از اینها است چون خودشان را عامل اصلی رای آوری آقای روحانی می دانند و معتقدند «اگر اصلاح طلبان نبودند، آقای روحانی رای نمی آورد چون جریانی که در شهرستان ها و استان ها عقبه داشت، جریان اصلاح طلب بود و آقای روحانی باید حق این نقش ایفاشده از سوی اصلاح طلبان را ادا کند و چهره کابینه بیش از آنکه به اعتدالگرایی نزدیک شود باید به اصلاح طلبی نزدیک شود.»خودتان وقتی عکس دیدار آقای روحانی را با جامعه روحانیت مبارز دیدید چه پیامی از آن گرفتید؟ برای من البته اتفاق عجیبی نبود، یعنی وقتی این عکس را دیدم تعجب نکردم. اگرچه آقای روحانی در دوره انتخابات ریاست جمهوری 29 اردیبهشت سال 96 و تبلیغات انتخاباتی به برخی از خطوط قرمز نظام تعرض کرد، رقیب هراسی را در دستورکار خود قرار داد و مباحثی را گفت که با واقعیت انطباق نداشت ولی نشست او با جامعه روحانیت مبارز برای من تعجب برانگیز نبود چون اولا بالاخره آقای روحانی رای آورد، او رئیس جمهور ملت ایران است و باید با همه گروه ها تعامل کند و نشست بگذارد، به ویژه آنکه جامعه روحانیت مبارز خاستگاه سیاسی اوست. بر همین اساس معتقدم آقای روحانی تلاش کرد با جامعه روحانیت ارتباط برقرار کند. کما اینکه نشست های دیگری هم داشت و آن نشست ها محدود به جامعه روحانیت نبود. آقای روحانی نشستی با گروهی از نمایندگان عضو فراکسیون ولایی درباره کابینه ترتیب داد، یعنی بالاخره این تعاملات در دستورکار او بود، بنابراین خیلی از نشست جامعه روحانیت مبارز و آقای روحانی تعجب نکردم.اینکه می گویند آقای روحانی به خاستگاه سیاسی خود برگشته است، چنین تحلیلی را قبول دارید؟ من از این زاویه به مسائل نگاه نکردم.برخی معتقدند آقای روحانی سال 92 و بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، از خاستگاه اصلی سیاسی خود خارج شد و در جریان اصلاح طلبی قرار گرفت اما در مقابل کسانی هم هستند که می گویند آقای روحانی همان آقای روحانی قبل از سال 92 است، به نظر شما آیا آقای روحانی از خاستگاه اصلی سیاسی اش خروجی داشته است که حالا سعی می کند به آن خاستگاه برگردد یا خیر؟ من خودم معتقدم آقای روحانی خروجی نداشته است. آقای روحانی همان آقای روحانی گذشته بود و الان هم همان روحانی گذشته است چون من الان با آقای روحانی آشنا نشدم. حداقل از سال های 62-61با او آشنا بودم. سال 62 ما آقای روحانی را به ورامین دعوت کردیم و مراسمی را به مناسبت سالگرد شهیدان رجایی و باهنر و شهدای هشتم شهریو ...

ادامه مطلب  

لزوم نظارت اصلاح طلبان بر آرایش کابینه  

درخواست حذف این مطلب
احسان کرمانشاهی -گروه سیاسیاصلاح طلبان به عنوان اصلی ترین حامیان رئیس جمهور در انتخابات ۹۲ و۹۶ برعدم سهم خواهی از روحانی تاکید کردند. شاید به این علت که عملکرد روحانی اصلاح طلبانه است و رئیس جمهور با ایجاد فضای سیاسی مطلوب، عملازمینه خوبی برای کنش سیاسی اصلاح طلبانه فراهم کرده است. روحانی در انتخابات اخیر رتق و فتق ستاد های انتخاباتی خود را دراختیار اصلاح طلبان قرارداد. به طوری که عملکرد مثبت او در انتخابات و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان موجب، پیروزی مجددش شد. تا چند هفته دیگر رئیس جمهور باید کابینه دوازدهم را به مجلس معرفی کند و انتظار می رود، اصلاح طلبان درکابینه دوازدهم حضور بیشتری داشته باشند. به بهانه حاشیه های به وجود آمده بعد از دیدار روحانی با عارف و عنوان سهم خواهی اصلاح طلبان در برخی از رسانه ها از دولت «جهان اقتصاد» با علی صوفی، فعال سیاسی اصلاح طلب ودبیرکل انجمن اصلاحات به گفت و گو پرداخته که درادامه می خوانید.اصلاح طلبان برعدم سهم خواهی ازکابینه دوازدهم تاکید دارند. در شرایط فعلی چرا اصلاح طلبان این سیاست را در دستور کار قرار دادند؟عنوان سهم خواهی یا عدم سهم خواهی از کابینه دوازدهم، درشرایط فعلی منطقی به نظر نمی رسد. سهم خواهی گروه های سیاسی ، عموما به قبل انتخابات و در زمان شکل گیری ائتلاف ها بازمی گردد. در زمان ائتلاف احزاب بر روی یک کاندیدا سهم موتلفین مشخص می شود. در نتیجه در شرایط فعلی سخن گفتن از سهم خواهی مطرح نیست.اما، اصلاح طلبان سهم مهمی در پیروزی روحانی در انتخابات اخیر داشتند، چرا نباید سهم خواهی کنند؟موضوع حمایت اصلاح طلبان از روحانی با ائتلاف های معمول جریان های سیاسی فرق دارد. در انتخابات اخیر دو گزینه پیش روی اصلاح طلبان در برابر روحانی وجود داشت. اولین گزینه شرط و شروط در مقابل حمایت از رئیس جمهور بود وگزینه دوم حضور یک کاندیدای سایه درکنار روحانی درانتخابات ریاست جمهور بود. گزینه اول کنارگذاشته شد و آقای جهانگیری به عنوان کاندیدای اصلاح طلب درکنار آقای روحانی قرارگرفتند. در نتیجه اصلاح طلبان به این نتیجه رسیدند که حمایت از دکتر روحانی بدون قید و شرط باشد.آقای روحانی بعد از حمایت اصلاح طلبان از خود در انتخابات چه وا ...

ادامه مطلب  

"هرگز از رای به روحانی پشیمان نیستم/ ۲ فرصت بزرگ و یک تهدید"  

درخواست حذف این مطلب
مصطفی تاج زاده از وضعیت جریان های سیاسی صحبت کرد. این روزنامه نوشت: «این روزها بازار نقد و حمایت از روحانی داغ تر از همیشه است. موج واکنش های کاربران در شبکه های اجتماعی هم انتقاد از دولت را باب کرده و هم حامیان روحانی طی استدلال هایی که مطرح کرده اند، عبور از روحانی را خطرناک قلمداد کرده اند. آن چه اهمیت دارد این است که منتقدان امروزی کسانی هستند که شش ماه قبل به روحانی رای دادند تا رییس جمهور ۲۴ میلیونی دوازدهمین دوره انتخابات باشد. بخشی از این فضای یأس البته ناشی از عملکرد روحانی در انتخاب کابینه و بودجه ای است که به مجلس ارایه کرده است.به گزارش آفتاب نیوز، با این حال جریان اصلاحات هنوز سنگر حمایت از روحانی را حفظ کرده و تلاش می کند تا این چرایی را روشن کند. مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح طلب معتقد است که به هر رو ما به روحانی رای دادیم؛ از او حمایت و موانع راهش را افشا می کنیم و در مواردی که خدایی نکرده قصور می شود، با انتقادات خویش دولت را به مسیر ملت راهنمایی می کنیم. او همچنین معتقد است که «مهم ترین راه اثرگذاری بر قدرت، گفتمان سازی و بسیج افکار عمومی است. امروز نقش اصلاح طلبانی که مسئولیت های اجرایی و حکومتی ندارند، بر قدرت کمتر از اصلاح طلبان درون حکومت نیست؛ به ویژه آن جا که اکثریت قاطع آنان از یک طرح و برنامه پیروی و خواست واحدی مطرح می کنند. در این حالت کمتر نیرویی توان مقاومت در برابر خواسته های ایشان را دارد.»پیشبرد پروژه اصلاحی را در شرایط کنونی چطور می بینید؟پیشبرد اصلاحات به چند عامل بستگی دارد. اول آمادگی مردم به این معنا که چند درصد از آنان از آرمان های اصلاح طلبانه حمایت می کنند؛ چقدر متشکل هستند و چه میزان آمادگی دارند که در جهت تحقق این آرمان ها تلاش کنند. هر اندازه که مردم آگاه تر، سامان یافته تر و آماده تر باشند، به همان مقدار تحقق اهداف اصلاحی بیشتر می شود. دوم آن که رقیب و نیز مخالفان اصلاحات در چه وضعیتی قرار دارند. هر قدر متشتت تر و به خود بیشتر مشغول باشند و ضدیت شان با اصلاحات استراتژیک نباشد - به این معنا که پیروزی آن را مرگ و نابودی خود نبینند - و اصلاح طلبان را رقیبی ببینند که دارای حرف و منطق خاص خود است. در این صورت امکان سرعت گیری حرکت اصلاحی بیشتر می شود. هر میزان که مخالفان اصلاحات سازمان یافته تر و مصمم تر باشند، همان قدر کار برای پیشبرد پروژه اصلاحات دشوار می شود.سه عنصر کمیت، سازمان یافتگی و کیفیت (انگیزه) در طرفداران اصلاحات و مخالفان آنها نقش جدی در تند و کند شدن حرکت اصلاحی دارد.سوم نقش اوضاع منطقه ای و بین المللی است. هر میزان جنگ طلبان در اطراف ما بیشتر به قدرت برسند یا در عرصه بین المللی دست بالا را پیدا کنند، پروژه اصلاحی به صورت بالقوه با مشکلات بیشتری مواجه می شود. ترامپ در مقایسه با اوباما یا پادشاه و ولیعهد جدید عربستان در قیاس با سلف خود چنین حکمی دارد. به عکس هر قدر که صلح طلبان در دنیا قدرت بیشتری بگیرند، به همان میزان امکان سرعت گرفتن اصلاحات در ایران بیشتر می شود.عامل چهارم به رییس دولت اصلاحات برمی گردد که چقدر با برنامه، مصمم و مرتبط با کادرهای اصلاحات و نیاز میلیون ها ایرانی طرفدار این اندیشه گام برمی دارد. هر قدر او با برنامه تر، متشکل تر و مصمم تر حرکت کند، به همان اندازه احتمال پیروزی اصلاحات بالا می رود. سیدمحمد خاتمی بتواند شرایط را دقیق و جامع تحلیل کند و بداند که در مکان و زمان خاص وقت طرح مطالبات جدید است یا سکوت در برابر برخی از آنان و به خواسته های حداقلی اکتفا کردن؛ وقت ائتلاف است یا اعلام اصلاحات به عنوان تنها راه حل کشور و این که اتحاد و ائتلاف با دیگران ذیل این برنامه معنا می یابد.جریان اصلاحات بعد از محدودیت ها و ممنوعیت هایی که متحمل شد، عملا نتوانست بخشی از فعالان سیاسی خود را وارد عرصه قدرت کند. همین امر هم باعث شد نیروهای کم سابقه دارتی پا به میدان نهادهای انتخابی بگذارند و طبقه جدیدی در جریان اصلاحات شکل بگیرد. مهم ترین ویژگی های این طبقه جدید شکل گرفته در جریان اصلاحات چیست؟ آیا این طبقه جدید قابلیت پیگیری مطالبات اصلاح طلبانه را داشته است؟محدودیت هایی که برای کادرهای قدیمی اصلاحات ایجاد شده است، حاوی دو فرصت بزرگ و یک تهدید است.فرصت اول این است که بر خلاف دوره اصلاحات به آنان این امکان را داده است که بتوانند خارج از حکومت و در متن جامعه به فعالیت های سیاسی و فکری و اجتماعی خود بپردازند و اجازه ندهند ارتباط شان با مردم قطع شود. حضور آنان در جامعه هم به تقویت نهادهای مدنی و قدرتمندی و سازمان یابی جامعه مدنی می انجامد. این مشکلی است که ما در دوره اصلاحات از آن رنج بردیم زیرا همه یا اکثریت قریب به اتفاق کادرهای اصلاحی به درون حکومت رفتند و پست گرفتند و عملا امکان تعامل فعال و دوسویه با جامعه مدنی را از دست دادند.فرصت دوم این است که اصلاحات می تواند پوست بیندازد؛ هر چند به اجبار اما اجازه داده تا کادرهایی از نسل جدید سربرکشند و درون نهادهای قدرت جا بگیرند و به این ترتیب گسست نسلی که مشکل بزرگ ایران است، در عرصه سیاسی به حداقل خود برسد. ضمن این که وجود آنان در جامعه مدنی این امکان را فراهم کرده است که بتوانند مشاوران خوبی برای نسل جوان خود باشند و تجربیات شان صرفا با کتاب و پس از مرگ شان در دسترس وارثان آنان قرار نگیرد.اما تهدیدی که وجود دارد آن است که کسانی که به تازگی توانسته اند در مصدر قدرت قرار بگیرند، به دلیل جاذبه های قدرت از یک سو و فساد گسترده و سیستماتیک کنونی از سوی دیگر نتوانند آنچنان که باید و شاید پاسخگوی رفع مشکلات مردم باشند و در عمل بخش هایی از شهروندان را مایوس و دلسرد کنند.طبقه جدید شکل گرفته در جریان اصلاحات چقدر به لحاظ ارگانیک ارتباط خود را با بدنه سابقه دار تر جریان اصلاحات حفظ کرده است؟ارتباط اصلاح طلبان با هم در مجموع خوب بوده است و به جرات می توان گفت در ۱۱۱ سالی که از مشروطه می گذرد، چنین انسجامی با همه ضعف هایی که می دانید، در یک جریان سیاسی وجود نداشته است یا از ابتدا شکل نگرفته یا اگر هم شکل گرفته، پس از مدت کوتاهی از هم گسسته است. حتی ائتلاف ما با اعتدالیون نیز در تاریخ معاصر بی سابقه است. تداوم آن نیز نشان می دهد که ما به تدریج از مرحله احساسی و نوجوانی گام به مرحله پختگی و عقل گرایی گذاشته ایم.آیا برای حفظ این ارتباط ارگانیک با اصلاح طلبان سابقه دارتر تشکیلات جبهه ای اصلاح طلبان به نام شورای عالی سیاستگذاری مناسب است؟اگر تنها شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را داشتیم، بدون شک پاسخگوی نیازهای ما نبود اما خوشبختانه تکیه گاه اصلی نیروهای اصلاح طلب از یک سو بر احزاب شناخته شده ای است که بعضا دو، سه دهه سابقه فعالیت سراسری دارند. از سوی دیگر بر رهبری فردی تکیه دارد که با وجود انتقادهای گاه متعارضی که متوجه او می شود اما محوریتش توسط قریب به اتفاق اصلاح طلبان و نیز میلیون ها ایرانی دل سپرده به اصلاحات پذیرفته شده است. این دو عنص ...

ادامه مطلب  

روحانی اصلاح طلبان را کجا می برد؟ /آیا جراحی اقتصاد ایران آغاز شده است؟ / تخریب وزرا؛ تضعیف دولت/درس های زلزله تهران «قطعنامه قدس»، تحقیر آمر?  

درخواست حذف این مطلب
یلدای زلزله، ترافیک و افزایش آلودگی هوا، یادداشت ها و تحلیل هایی درباره میزان آمادگی تهران در برابر زلزله، تحقیر آمریکا و اسرائیل در سازمان ملل، مالیات از سود سپرده موافقت دولت و مخالفت بانک مرکزی، معاوضه اشتغال با گرانی با افزایش قیمت بنزین و گزارش هایی درباره سیاست زدگی افتصاد و عواقب گران شدن سوخت از مواردی است که روزنامه های امروز به آن پرداخته اند.به گزارش تابناک، روزنامه های امروز شنبه، دوم دی در حالی بر پیشخوان مطبوعات قرار گرفتند که زلزله دو روز پیش پایتخت و حواشی آن در صدر تیتر ها و عناوین بیشتر آن ها به چشم می خورد. نه بزرگ جهان به آمریکا و اسرائیل و تحقیر تصمیم اخیر ترامپ در به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی از مواردی است که عناوین اصلی روزنامه های امروز را شامل می شود. دیگر موضوعی که مورد توجه روزنامه ها قرار گرفته است گزارش هایی درباره گران شدن سوخت و عواقب آن است که با تیتر های مختلف در صفحه اول آن ها منعکس شده است.روزنامه آفتاب یزد با چاپ تصاویر بخشی از مردم که از ترس زلزله هفته گذشته تهران در خیابان ها و اماکن روباز خوابیدند عنوان «چقدر بی پناهیم» را تیتر کرده است. آرمان امروز نیز با تیتر دومینوی زلزله این موضوع را پوشش داده است. ابتکار نیز با چاپ تصویری مشابه روزنامه آفتاب یزد عنوان «ترافیک زلزله، یلدای آلودگی» را تیتر کرده است. جوان عنوان «تهران ترسید» و خراسان «خواب آشفته گسل های تهران» را به عنوان عناوین مرتبط با زلزله اخیر تهران در صفحه اولشان گنجانده اند.اما دیگر موضوعی که به شکلی پررنگ در روزنامه های امروز مورد توجه قرار گرفته است، رای ۱۲۸ کشور جهان معادل نود درصد جمعیت کل جهان به پیش نویس قطعنامه کشور های اسلامی در حمایت از قدس شریف در مجمع عمومی سازمان ملل است. این خبر با عناوینی همچون نه بزرگ جهانی به تصمیم ترامپ، نه قاطع جهان به ترامپ، سیلی محکم ملل متحد به ترامپ و تحقیر بزرگ اسرائیل منعکس شده است.در ادامه تعدادی از یادداشت ها، سرمقاله ها و گزارش های منتشر شده در روزنامه های امروز را مرور می کنیم:روحانی اصلاح طلبان را کجا می برد؟احمد غلامی سردبیر شرق در سرمقاله امروز این روزنامه نوشت: اصلاح طلبان به مرحله تازه ای از سیاست ورزی رسیده اند؛ مرحله ای که ناگزیرند از راه های موجود یکی را انتخاب کنند. آنان از «خودآیینی» در سیاست فاصله گرفته اند؛ از توانی که هدف آن نه کنارزدنِ یک رقیب بیرونی، بلکه مخالفت با انفعالی است که مردم را از خودشان جدا می کند. تکوین مردم دست کم پیش شرط دستیابی به دموکراسی است. اصلاح طلبان چهار سال اولِ دولت روحانی را با قاطعیت و امید پشت سر گذاشتند و هویت آنان را حمایت از روحانی شکل داد، مثل هر جناح سیاسی دیگر که هویتش برآمده از انتخابش است. اصلاح طلبان به مثابه تنها نیروی مانده در صحنه سیاست که هنوز تاحدی توان خطاب مردم را داشتند...در شرایط دشوار سیاسی که باید میان حذف و جذب یکی را انتخاب می کردند، پشت سر روحانی ایستادند تا از این طریق وضعیت خود را بار دیگر در سیاست، خاصه در قدرت تثبیت کنند. حسن روحانی گزینه مطلوبی برای آنان بود؛ دووجهی بودن او، منش اعتدالی و روی گشاده اش به اصلاح طلبان براساس ضرورت موجب شد این جناح به گرد او حلقه بزند و در پیروزی اش نقش مؤثری را ایفا کند. اما اطرافیان رئیس جمهور الزاما این گونه فکر نمی کردند و نمی کنند. آنان درست یا غلط، نتیجه این پیروزی را ماحصل دلزدگی مردم از تندروی های احمدی نژاد می دانند و شرایط خطرناک جهانی. با این رویکرد، حلقه روحانی یا اعتدالیون باور دارند اگر اصلاح طلبان هم از آنان حمایت نمی کردند پیروزی دور از دسترس شان نبود، گرچه شاید با اندکی دشواری و با آرایی پایین تر.این رویکرد در دوره چهار ساله اول به اصلاح طلبان چندان آسیبی نزد، چون فضای سیاست داخلی آن زمان متأثر از سیاست خارجی بود و اصلاح طلبان در این زمینه با روحانی و حلقه دورش اختلاف نظری جدی نداشتند و این اشتراک دیدگاه موجب شده بود صفی واحد از اعتدالیون و اصلاح طلبان در برابر مخالفان مذاکرات هسته ای و درنهایت استراتژی سیاست خارجی دولت روحانی به وجود بیاید. اما این همسویی در دوره دوم دولت روحانی رنگ باخته و در فضای تهی سیاست داخلی ابتکار عمل از دست اصلاح طلبان و دولت روحانی خارج شده است. از این روست که برخی اصلاح طلبان، سیاست را اخلاقی جلوه می دهند و حمایت از دولت روحانی را با تمام انتقادات بِجا توجیه می کنند. روحانی و حلقه اعتدالیون دست بالا را دارند، آنان چیزی برای از دست دادن ندارند و قدرت، آنان را تا اطلاع ثانوی از مردمی بودن بی نیاز می کند. از این منظر هرقدر اصلاح طلبان به حمایت از دولت روحانی بپردازند، جایگاه و اتوریته دولت روحانی را افزایش می دهند و از آرا و خواستِ مردمی که به دعوت آنان به پای صندوق های رأی رفته اند، فاصله خواهند گرفت. تکلیف اصلاح طلبانی که درون قدرت اند، بسیار روشن است. آنان سیلی نقد را به حلوای نسیه نخواهند فرویخت. اما اصلاح طلبانی روز های دشوار در پیش خواهند داشت که مصائب بسیار به جان خریدند تا به مردم اثبات کنند راه آنان صرفا از جاده قدرت نمی گذرد. اصلاح طلبان در تناقضی تاریخی گیر افتاده اند؛ تناقضی که همواره با آنان بوده است: در کنار مردم و منتقدان دولت ایستادن، یا حمایت همه جانبه از دولت روحانی، وفاداری به کدام وفاداری؟ رأی مردم یا حمایت از روحانی.اصلاح طلبان به اتفاق راه سومی را برگزیده بودند: آنان کج دار و مریز، زمان می خریدند تا در فرصت مناسب استراتژی تازه ای طراحی کنند. اما رئیس دولت اصلاحات با حمایت بی چون وچرا از روحانی و دسیسه خواندنِ انتقادات اخیر به بودجه ٩٨ و شرایط نامساعد اقتصادی با رویکرد پشیمانی از رأی به روحانی، آب پاکی را روی دست همه ریخت و سرنوشت اصلاحات را خواسته یا ناخواسته با دولت روحانی گره زد. اغراق نیست اگر بگوییم این تصمیم، تصمیمی تاریخی است که بالاخره توانست تناقضات اصلاح طلبان را حل کند تا عیان شود اصلاحات از نظام فاصله نخواهد گرفت. با این رویکرد، اصلاح طلبان هویت یکدست پیدا کرده اند؛ هویتی که یا به آنان تحمیل شده یا خود خالقِ آن بوده اند و هرچه هست، از این پس باید در مدار این هویت تازه حرکت کنند و تعریف شان از مردم، مردمی است که به جبهه اصلاحات پایبند است، نه چیزی بیشتر و نه کمتر.بی شک حمایت از دولت روحانی نقطه عطفی در تاریخ سیاسی اصلاح طلبان است. اگر آنان توانستند در دولت هاشمی با پا پس بزنند و با دست پیش بکشند، این بار صراحت رئیس دولت اصلاحات کار را تمام کرد و به این دوگانه پایان داد. دوگانه ای که موجب شکاف بود و هر شکاف سیاسی مستعد پُرشدن با افراد و جریان های ناخالص یا دوزیست است. اینک دولت روحانی دست بالا را دارد. باز جبهه ای واحد از اصلاح طلبان و اعتدالیون را پشت سر خود دارد که با آن می تواند دست به اقدامات مهم تری بزند. گیرم چند صباحی دیگر اعتدالیون از اصلاح طلبان منفک شوند، با وجوداین، تغییر چندانی در وضعیت این دو جریان رخ نخواهد داد. اعتدالیون نه توان و جایگاه رقابت با اصلاح طلبان را دارند و نه پایگاهی که بتواند آرای شناور جامعه را جمع کند. حتی اصلاح طلبان نیز بعد از این باید با احتیاط بیشتری از آرای شناور سخن بگویند. آنان نیز یکی از جریان های سیاسی درون نظام هستند که ظهور و افول شان در تجمیع آرای خودی است. با روی کارآمدنِ دولت روحانی، در سیاست داخلی ایران اتفاق تازه ای رقم خورده است و آن چیزی نیست جز یکدست شدن سیاست داخلی ایران.آیا جراحی اقتصاد ایران آغاز شده است؟بهمن آرمان اقتصاددان در بخشی از یادداشت خود در شماره امروز آرمانامروز نوشت: در همه کشور ها برای پایین نگاه داشتن هزینه تولید و افزایش قدرت رقابت تولیدات داخلی در بازار های صادراتی قیمت حامل های انرژی برای تولیدکنندگان را پایین نگاه میدارند به طوری که قیمت برق و گاز طبیعی که به خانوار ها فروخته میشود ۵/۲ برابر قیمتی است که به واحد های تولیدی فروش میرود درحالی که در ایران عکس این مورد وجود دارد. به هر حال آقای روحانی تصمیم گرفته است که یک اصلاح ساختاری در اقتصاد ایران بهوجود بیاورد، ولی با این شیوه بیان ایشان که با گفته های قبلی ایشان مبنی بر استفاده های ناشی از قطع یارانه بخشی از مردم برای ایجاد اشتغال خواهد بود را کسی باور نمیکند و برای زدودن ابهام هایی که در سخنان ایشان وجود دارد و مردم هم به ندرت باور میکنند، این است که مشخص کنند که با این پول چه کاری میخواهند انجام دهند؟ آیا همچنان صرف بودجه جاری کشور میشود یا صرف کار خاصی؟ و اگر قرار است صرف کار خاصی بشود آن کار چیست؟ به یاد دارم زمانی که به مناسبت روز بانکداری خدمت آیتا... هاشمی که آن موقع رئیس جمهور وقت بودند، رسیدم. ایشان در سخنرانی خود گفتند آقایان؛ ما از پول مردم که نزد شما سپردهاند کار های بزرگی در کشور انجام میدهیم. مردم که نمیدانند ما در پشت این کوه ها و بیابان ها کارخانه سیمان و فولاد میسازیم و آزاد راه میکشیم حداقل بیایید و یک تابلویی نصب کنید تا مردم بدانند با پول آن ها چه کاری داریم انجام میدهیم، ولی تاسف فراوان اینکه مدیران این بانک ها که به واقع کار های بزرگی انجام داده بودند و اگر سرمایهگذاری های بانک ها نبود، ما در حال حاضر چیزی به عنوان فولاد آلیاژی یزد، معدن گل گهر، چادرملو و سد های بزرگ و آزادراه های قزوین- زنجان- تبربز یا تهران- ساوه را نداشتیم. ولی میلیون ها نفر تابهحال از آن موارد استفاده کردهاند، ولی هیچ نشانی نیست که این آزادراه ها با پول که ساخته شده است ونمیدانند که آن پساندازی که کردهاند در بانکها، صرف ایجاد این تاسیساتی زیربنایی شده است. درخواستم از رئیس جمهور این است که همانند آیتا... هاشمی عمل کنند و به طور مشخص بگویند که اگر قیمت بنزین به ۱۵۰۰ تومان در هر لیتر رسید با این درآمد مازاد، چه کاری قرار است در کشور انجام شود؟ آقای هاشمی که از افرادی بود که شاید در تاریخ ایران نمونه های اندکی از او را بتوانیم بیابیم، این مسائل را ۳۰ سال پیش مطرح کردند و حال هم آقای روحانی هم باید همان کار را انجام دهد، ولی اینکه قیمت بنزین و گازوئیل را گران کند و پول آن به ناکجاآباد ها برود و تنها تورم آن توسط مردم تحمل شود، این چیزی نیست جز پاشنه آشیلی که دولت از آن آسیب خواهد دید. مردم ایران، مردمی صبور و در عین حال آگاه هستند، اگر دولت به طور مشخص به آن ها بگوید که با این درآمد اضافی چه خواهد کرد، این مردم صبور پذیرای حتی بیشتر از آن هم هستند. این ها همان مردمی هستند که زمان تحریم نفت ایران در دولت دکتر مصدق بدون داشتن هیچ گونه انگیزه مالی اوراق قرضه دولت را خریداری کردند و همچنان در قاب عکس به عنوان یکی از افتخارات ملی خود نگه میدارند. این افزایش قیمت بنزین آزمون بزرگی است برای دولت که صداقت خود را به مردم نشان بدهد. اگر جز این باشد، باید شعر فردوسی بزرگ را تکرا ...

ادامه مطلب  

رفراندوم خواهی کدام اصلاح طلب اعتراض لاریجانی را برانگیخت؟/ رضایت اجباری اصلاح طلبان از بی محلی روحانی  

درخواست حذف این مطلب
رفراندوم خواهی کدام اصلاح طلب اعتراض لاریجانی را برانگیخت؟علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه گذشته در همایش ملی قوه قضائیه، طی سخنانی گفت:«من در یکی از رسانه ها دیدم که نوشته بود این انتخابات یک رفراندوم برای کشور بود! این حرف ها ایجاد حساسیت می کند آنها خلاف می گویند. انتخابات بود. رفراندومی نبود. اینها را هم باید در نظر گرفت تا ذهن ها بر روی موضوع اصلی کشور متمرکز شود.»به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، وی افزود: از رئیس جمهور می خواهیم که معیار اصلی انتخاب کابینه آینده را انقلابی و کارا بودن وزرا قرار دهد.*بر اساس خوانش ما، کسی یا لااقل یکی از کسانی که سخن او مبنی بر رفراندوم بودن انتخابات ۹۶! مورد اعتراض دکتر لاریجانی قرار گرفته، «عبدا… ناصری» عضو شورایعالی سیاست گذاری اصلاح طلبان است.او روز پنجشنبه گذشته طی اظهاراتی در روزنامه اعتماد که با اشاره به شعار دادن چند نفر علیه رئیس جمهور روحانی در حاشیه راهپیمایی روز قدس بیان شدند، گفته است:«جریان رقیب با تمام امکانات و قوای مدنی و حکومتی خود به صحنه رقابت با آقای روحانی به عنوان نامزد اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل آمده بود. لذا به همین جهت در انتخابات ٩۶ علاوه بر اینکه یک انتخابات متعارف سنتی بود، یک رفراندوم تاریخی نیز بود.»ناصری که پیش از این اظهار کرده بود: «روحانی با سکوت خود در قبال حادثه روز قدس به حاکمیت پیام داد»! کسی است که چند سال قبل و در یک مصاحبه اعلام کرده بود که سعید حجاریان را معلم سیاسی خود می داند.این فعال ستادی اصلاح طلب زمانی در پیشاانتخابات هم در گفت وگو با خبرگزاری دولتی ایرنا تلویحاً مدعی شده بود هرکس از روحانی حمایت نکند بی عقل است.***اظهار نظر مراجع تقلید بر اساس اطلاعات غلط، دولت و جامعه را دچار مشکل می کند!«نجفقلی حبیبی» فعال اصلاح طلب و از اعضای حزب منحلّه مشارکت در مصاحبه با شماره سه شنبه گذشته روزنامه آرمان امروز در توضیح اینکه «رضا صالحی امیری» در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوازدهم با چه موانعی روبه رو خواهد بود، گفته است:«به نظر می رسد بیش از هر چیز وزیر ارشاد باید با علما به مذاکره و گفت وگو بپردازد تا برخی از موانع موجود را رفع کند. بی شک فاصله ها به بدبینی ها دامن می زند به همین دلیل دولتمردان برای تحقق انتظارات جامعه در حوزه فرهنگ باید با علما و مراجع و دانشمندان و صاحبنظران گفت وگو کنند. بسیار رخ می دهد که در مورد مسائل و رخدادها اطلاعات غلط به بزرگان و از جمله علما و مراجع داده می شود و انتقال نادرست وقایع و اتفاقات ممکن است به اظهار نظری منتهی شود که دولت و جامعه را دچار مشکل کند.»او تصریح می کند: اگر انتقال واقعیت ها و اتفاقات درست صورت گیرد، داوری هایی مشکل ساز رخ نخواهد داد.از سویی دیگر اگر مطالبات مردم به صورت معقول و معتدل و منطقی پیگیری شود امنیت خاطری برای جامعه به وجود می آید و حریم ها نیز محفوظ می ماند. قطعا مردم به مصالح عالیه جامعه خود هم آگاه هستند و هم پایبند و بنابراین از دولت حمایت خواهند کرد. نمی توان در یک کشور اسلامی نه دین را کنار گذاشت و نه درها را به روی برخی مطالبات جامعه بست.*نجفقلی حبیبی، چند سال قبل هم در یک برنامه تلویزیونی درباره عزاداری محرم گفته بود:«سالانه در ایام عاشورا چه پول ها که در مملکت خرج می شود، اما بازده اینها چقدر است، هیچی، چهار نفر گریه می کنند و تمام می شود!»در اشاره به صحبت های حبیبی لازم به توضیح است که وی نتوانسته حتی یک مورد از ارائه اطلاعات غلط به مراجع و علمای مبرّز کشور را نام ببرد و یا فقط به یک اظهار نظر اشاره کند که از سوی این چهره های معزز بیان شده و البته دولت و جامعه را نیز با مشکل مواجه کرده باشد!از طرفی تنها مورد روشنی که از ارائه اطلاعات غلط به بیوت علما و اظهار نظرهای چالش برانگیز در اذهان مردم ایران وجود دارد، اطلاعات غلطیست که سازمان منافقین به ذهن مرحوم منتظری و بیت ایشان پمپاژ می کرد که دست آخر نیز به دلیل ساده لوحی آن مرحوم سبب ساز اتفاقات تلخ زیادی در کشور شد.گفتنیست طی هفته های اخیر و در پساانتخابات، حملات گسترده ای علیه حوزه های علمیه و نظام اسلامی از جانب چهره های جریان سیاسی خاص صورت گرفته است که وبلاگ مشرق با رصد این موارد، تلاش کرده است آنها را در اختیار افکار عمومی قرار دهد.در ادامه به این موارد رصد شده اشاره می کنیم:۱_عمادالدین باقی: فقه شیعه نشانی از سیره امام علی و امام حسین ندارد.۲_مجید انصاری: حوزه‏‏ های علمیه ما باید به جای غرق شدن در ظواهر، افرادی مانند صدوقی تربیت کنند.۳_محمد سروش محلاتی: مشکل جمهوری اسلامی عقل است.۴_محمدجواد حجتی کرمانی: برخی رفتارهای انقلاب اسلامی بلوغ نامیمون دارند.***رضایت اجباری اصلاح طلبان از بی محلی روحانی به آنها در چینش کابینه«علی شکوری راد» فعال اصلاح طلب و دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران در مصاحبه با شماره سه شنبه گذشته روزنامه اعتماد پیرامون سلوک رئیس جمهور روحانی در عدم مشورت پذیری از اصلاح طلبان گفته است: آقای روحانی هم در دوره یازدهم و هم در دوره فعلی نشان داده که بر مشی و مرام خودش استوار است و اتفاقا از هر جهتی که به او فشار بیاید در همان جهت مقاومت بیشتری می کند. اصلاح طلبان این را تا حد زیادی متوجه بودند و سعی کردند در دولت یازدهم و حتی در آستانه انتخابات دوازدهم فشاری به آقای روحا ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور برای اصلاح طلبان «تره» خُرد نمی کند/ روحانی پانصد هزار بیشتر رأی نداشت  

درخواست حذف این مطلب
مجید محتشمی، دبیرکل حزب آزادی در گفت وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس با اشاره به نابسامان های اخیر اقتصادی گفت: مدتی است شاهد تغییر روند دولت، از اقتدار و انضباط مالی و اداری، به سمت و سویی هستیم که دولت، تبدیل به دولت تماشاچی شده است. هرچند تحریم های آمریکا نیز وجود دارد، امّا خیلی اثرگذار نبوده است.شاهد دولتِ تماشاچی هستیموی ادامه داد: در چنین شرایطی، آقای روحانی باید پا به میدان بگذارد و تصمیمات و خط و مشی های جدید دولت را برای مقابله با بحران گرانی که به وجود آمده و آثار منفی بر سرمایه اجتماعی؛ یعنی آحاد مردم گذاشته، اعلام کند.محتشمی با بیان اینکه دولت تماشاچی کماکان به دنبال دادن یک سری اعداد و ارقام آماری است که با واقعیت سنخیت ندارد، تصریح کرد: به اعتقاد ما این اعداد و ارقام مربوط به اقتصاد چندماه قبل؛ یعنی از پایان ۹۶ به قبل است.عضو شورای هماهنگی اصلاحات ادامه داد: انتظار مجموعه احزاب اصلاح طلب این است که دولت از حالت تماشاچی تبدیل به دولت با اقتدار و انسجام و دارای منظومه فکری مستقل شود. با تغییر رئیس کل بانک مرکزی هم این اتفاق نیفتاده و دولت باید خودش را از حالت تماشاچی خارج کند و به عنوان ناظری قوی ایفای نقش کند و حتی آنجایی که لازم است، مداخله کند.محتشمی، تلاطمات ارزی را مورد اشاره قرار داد و گفت: خود دولتی ها عنوان کردند که خزانه دولت، دارای ۱۲۰ میلیارد دلار ارز از نوع دلار است. خب کل واردات کشور ۶۰ میلیارد دلار است، ۱۰ میلیارد دلار هم بابت مسافرین خارج از کشور و ارز درمانی و تحصیلی تخصیص داده می شود که سرجمع ۷۰ میلیارد دلار هزینه کرد دولت برای وارد کردن کالاهای اساسی و سرمایه ای و تجهیزات است.وی ادامه داد: بنابراین ۵۰ میلیارد دلار در اختیار دولت باقی می ماند که به معنای تراز ۵۰ میلیاردی است و با این اعدد و ارقام نه تنها قیمت ها باید به اواخر سال ۹۶ برمی گشت بلکه باید تأثیر مثبتی هم می گذاشت. در حالی که شاهد این هستیم که روند کاذب و حبابی شدید در اقتصاد شکل گرفته و خود دولت اشاره می کند که اسکناس کاغذی که در اختیار مردم است چیزی حدود یک میلیارد و دویست میلیون دلار است و آنقدر تأثیرگذار است که قیمت دلار را انفجاری و تحمیلی به ۱۵ هزار رسانده است.حکمرانی یک درصدی های میدان فردوسیدبیرکل حزب آزادی با بیان اینکه دولت یا این مسائل را نمی داند یا قادر به حل آن ها نیست، تصریح کرد: یک درصدی های کاغذیِ میدان فردوسی، خودشان را به جامعه ۹۹ درصدی تحمیل کرده اند و این پارادکسی است که ایجاد شده و دولت باید ورود کند و این موضوع را حل و فصل کند. مردم به عنوان سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ایران و کسانی که آراء بسیاری به آقای روحانی و دولت دوازدهم داده اند، مطالبات دائمی در این زمینه دارند.محتشمی تأکید کرد: ما انتظار داریم تا این بحران عمیق تر نشده و چالش های اقتصادی تبدیل به اجتماعی نشده، آقای روحانی با اقتدار این موضوع را جمع کند، امّا این اتفاق تا امروز رخ نداده است.وی، انتقاد احزاب اصلاح طلب از وضعیت موجود را مورد اشاره قرار داد و با تأکید بر اینکه نقد آن ها، مصلحانه است نه براندازانه، افزود: در مقابل، برای دولت انگار هیچ اتفاقی رخ نداده است.فعّال سیاسی اصلاح طلب، با اشاره به تحلیل های گوناگونی که این روزها ارائه می شود، گفت: برخی می گویند خود دولت این افزایش قیمت دلار را انجام داده تا فاصله بین طلب های بانک مرکزی از دولت را پر کند، که اگر این واقعیت داشته باشد، فاجعه است.محتشمی افزود: به هر حال، جامعه دلار به دستِ یک درصدی ، بر مجموعه جامعه بعلاوه دولت چندمیلیونی غلبه کرده و جامعه ۹۹ درصدی کشور را دچار بحران کرده اند و باید چاره مستحکمی برای آن داشته باشیم. البته شاید خرده برژوازی صنعتی هم مانعی باشد برای ورود با گام های بلند دولت روحانی به اتفاقاتی که در کشور رخ داده است. ما منتظر این حرکت و گام بلند ایشان هستیم.اقبال به اصلاح طلبان در انتخابات مجلس یازدهم در گرو عملکرد دولتوی در پاسخ به سؤالی درباره رابطه بین عملکرد دولت و سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان، گفت: اصلاح طلبان یک سرمایه اجتماعی دائم دارند که حدود ۲۰ درصد است. این ۲۰ درصد در هر شرایطی به اصلاح طلبی و اصلاح طلبان رأی می دهند. اصول گرایان هم حدود ۱۰درصد رأی ثابت دارند. در کل انتخابات های گذشته این اعداد و ارقام خود را نشان داده است.دبیرکل حزب آزادی ادامه داد: حدود ۳۰ درصد هم اصلاً در انتخابات ها یا شرکت نمی کنند یا کم تر شرکت می کنند. ۴۰ درصد دیگر باقی می ماند که نه به دنبال اصول گرایی هستند، نه اصلاح طلبی. رأی این ها تعیین کننده است و اگر در هفته منتهی به انتخابات، برنامه ها و پیام های اصلاح طلبان را بپسندند و به سمت و سوی اصلاح طلبی بروند، اصلاح طلبان برنده خواهند شد و اگر به سمت اصولگرایان حرکت کنند، طبعاً آن ها برنده میدان خواهند بود.محتشمی تصریح کرد: ما اصلاح طلبان در جلسات متعددی که داریم، تلاش می کنیم تا یک جوری به دولت فهمانده شود که سرِ خود را از زیر برف بیرون بیاورد و مثل کبک نباشد، و به گونه ای عمل شود که مردم در انتخابات مجلس یازدهم به اصلاح طلبان نشان اقبال نشان دهند.وی با بیان اینکه ادامه روند دولت تماشاچی، رو به ناکجاآباد است و این روند، متأسفانه همچنان ادامه دارد، اظهار داشت: آقای روحانی گفته اند اگر دستور بدهم این اوضاع، یک هفته ای جمع می شود. ما از ایشان خواهش می کنیم که دستورشان را بدهند و با تعداد خاصی از اطرافیان شان رایزنی کنند و اگر به نتیجه قطعی رسیدند آن دستور را صادر کنند.فعّال سیاسی اصلا طلب با بیان اینکه گرانی لاستیک کامیون داران و تریلی داران، غوغا کرده است و اعداد و ارقام وحشتناکی در این زمینه گفته می شود، اظهار داشت: این در حالی است که لاستیک در انبارهای داخل کشور و انبارهایی که در کشتی های بندر شهید رجایی لنگر انداخته اند، آنقدر زیاد است که ما هیچ مشکلی در این زمینه نداشته ایم، امّا شرایط را به گونه ای پیش برده ایم که در توزیع کالاهای اساسی و سرمایه ای در کشور دچار مشکل شده ایم.روند دولتِ تماشاچی ادامه داشته باشد باید منتظر افول اصلاح طلبی باشیموی افزود: سازمان مدیریت زیرمجموعه دولت و حتی تأثیراتی که قوه قضائیه می تواند در برخورد با مفاسد اقتصادی داشته باشد همه دچار نوعی تعلل، کرختی و سهل انگاری شده اند و عملاً سازمان و شماتیک نظام اداری- بازرگانی، نظام اداری- صنعت، نظام اداری- توریسم و... همه دچار خلل های مختلفی شده اند که اگر دولت آقای روحانی، عنوان دولت تماشاچی را از روی خود برندارد، متأسفانه باید منت ...

ادامه مطلب  

واکنش دولتی ها به سهم خواهی اصلاح طلبان؛ طمع به کابینه دوازدهم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه رسانه های بی باک، انتخابات ریاست جمهوری 96 با پیروزی آقای روحانی به اتمام رسید، پیروزی ای که رییس دولت تدبیر و امید آن را وامدار اصلاح طلبان کرد. حال اصلاح طلبان بدنبال سهم شان از کابینه دوازدهم هستند. آنها اعتقاد دارند رییس جمهور باید بهای پیروزی اش را بپردازد. این طمع ها به دولت جدید پاستور تا جایی بود که صدای دولتی ها را هم درآورد.در انتخابات سال 92 بود که با پادرمیانی و وساطت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، اصلاح طلبان نامزد انتخاباتی خود را کنار گذاشته و به حمایت از روحانی پرداختند اما این حمایت سود چندانی برای این جریان سیاسی نداشت و اصلاح طلبان هم سهم چندانی از حضور در کابینه نبردند. شاید به همین علت بود که این اردوگاه سیاسی برای حمایت مجدد از روحانی دودل شده و چندین ماه مانده به انتخابات بارها اعلام کردند که دیگر به روحانی چک سفید امضا نمی دهند و او باید مطالبات اصلاح طلبان را هم محقق کند.در زمان آغاز ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، اصلاح طلبان لب به انتقاد از رییس جمهور گشوده و حتی برخی جریان های اصلاح طلبی خواهان معرفی کاندیدای دیگری بودند. بیشترین تیر انتقادها اما کابینه یازدهم را نشانه گرفته بود به گونه ای که رییس جمهور بارها و بارها در برنامه های تبلیغاتی خود وعده تغییر کابینه را مطرح کرد.حال که روحانی دوباره مستأجر پاستور شده است، سهم خواهی ها از دولت دوازدهم شروع شده تا جایی که اصلاح طلبان در همایشی با عنوان « مطالبات اصلاحات از دولت اعتدال» مطالبات این جریان را از دولت روحانی بیان کردند.آقای احمد مازنی، عضو حزب اعتماد ملی در همایش مطالبات اصلاحات از دولت اعتدال گفت: دولت روحانی محصول ائتلاف و حمایت اصلاح طلبان است. آقای روحانی در دولت دوازدهم هم در حرف و هم در شعار و حتی در عمل به اصلاحات نزدیک تر شده اند و خیلی میان ایشان و آقای خاتمی اختلافی نمی بینیم کما آنکه آقای ناطق را هم اصولگرای معتدل می دانیم.همچنین آقای مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم سالاری، گفت: کسانی که در این انتخابات دولت را همراهی نکردند باید به آنها بگوییم خداحافظ شما. این ها در مسیر مطالبات مردم نیستند. من هم معتقدم دو، سه نفر از زنان باید وزیر شوند اما بالای 60 سال فردی در کابینه نیاورید چرا که این ها خسته اند.آقای احمد حکیمی پور نیز با تاکید بر اینکه دولت روحانی مدیون جریان اصلاحات است، گفت: رویکرد این دولت پاسخگویی است و ما امیدواریم این رویکرد به طور جدی تر ادامه داده شود.دبیرکل حزب اراده ملت ایران به آسیب شناسی خود از جریان اصلاحات پرداخت و خاطرنشان کرد: هرگاه احساس موفقیت کامل کردیم در مسیر از دست دادن موفقیت ها افتاده ایم و بنده به عنوان یک کنشگر کوچک جریان اصلاحات، نگرانی خود را نسبت به برخی بداخلاقی ها که در جریان اصلاحات شکل می گیرد ابراز می دارم. انتقاد اصلاح طلبان از کابینه روحانی بیشتر جنبه سیاسی دارد چراکه اعضای کابینه دولت کمتر از جریان اصلاح طلب بودند، حال بعد از انتخاب مجدد روحانی آن هم با حمایت قاطع اصلاح طلبان، به نظر می رسد، گام مطالبه گری و سهم خواهی این جریان آغاز شده است.آغاز سهم خواهی اصلاح طلباناما این مطالبات و سهم خواهی ها واکنش مشاور نام «آشنا»ی رییس جمهور را برانگیخت و وی در پیامی توییتری نوشت: « کاسبان به اصطلاح اصلاح طلبی که باج خواهی رسانه ای و سیاسی از رییس جمهور را آغاز کرده اند، بدانند روحانی خاتمی نیست؛ نه تعارف می کند نه مأخوذ به حیا می شود.» این سخنان تند مشاور روحانی نشانگر آغاز سهم خواهی اصلاح طلبان برای به دست آوردن کابینه است.آقای محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناروی اطلاعات هم در واکنش به سهم خواهی برخی اصلاح طلبان از حجت الاسلام روحانی برای حضور در کابینه دوازدهم، گفت: «من اصلاً موافق سهم خواهی و سهم طلبی نیستم و نباید این گونه باشد. سهم خواهی از روحانی در چینش کابینه اصلاً تفکر درستی نیست، مردم در 29 اردیبهشت 24 میلیون رأی به آقای روحانی دادند و از رییس جمهور انتظار دارند به وعده هایش عمل کند، بنابراین دست رییس جمهور در چینش کابینه باید باز باشد.»وزیر ارتباطات با بیان اینکه باید در کابینه آینده بهترین ها و تمامی کسانی که برنامه و وعده ها ...

ادامه مطلب  

پیام سرویس جاسوسی انگلیس به مشایی درباره اصلاح طلبان/ کنایه قالیبافی عضو ارشد کارگزاران به «روحانی»  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه لای اخبار و مطالب رسانه های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل ها و پیشینه هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می گذاریم. شنبه تا چهارشنبه ساعت ۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.*** روحیه جهادی داشته باشیدکنایه قالیبافی عضو ارشد کارگزاران به «روحانی»«علی محمد نمازی»، فعال اصلاح طلب و عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی، طی یادداشتی در شماره یکشنبه گذشته روزنامه آرمان امروز درباره رئیس جمهور روحانی نوشته است:بعد از پیروزی انقلاب هیچ دولتی از لحاظ کاهش محبوبیت و مقبولیت در وضعیت دولت دوازدهم نبوده است. واقعا جای تعجب دارد چگونه آقای حسن روحانی آن مبارزه بسیار سخت اکثریت ملت ایران و پیروزی درخشان با بیش از ۲۴ میلیون رای را به این آسانی از دست دهد.او در ادامه می افزاید: در فاصله یک ماه استیضاح دو وزیر دولت در مجلس رای می آورد و جالب است رئیس جمهور برای دفاع هیچکدام از دو وزیر درمجلس حاضر نمی شود، استیضاح وزیر آموزش و پرورش در دستور کار مجلس قرار دارد و استیضاح های دیگر نیز راه در راهند. ملت در بهت و حیرت بسر می برد و جای تعجب که رئیس جمهور تا کنون عکس العمل مهمی از خود نشان نداده است؟نمازی سپس به ارائه راهکارهایی با موضوع «دولت چه کارهایی باید انجام دهد» می پردازد که در راهکار اول و دوم او می خوانیم:«۱- ابتدا رئیس جمهور اراده تحولات مهمی را در خود بسیج نمایید. ۲- رویه معمول، حداقل در دوره دوم ریاست جمهوری را کنار نهاده و با "روحیه جهادی" و خردورزانه کمر به حل معضلات و پیشبرد امور ببندند.»[1]*ما قضاوت درباره فقدان «روحیه و مدیریت جهادی» در اجرائیات کشور را به عهده مخاطبان می گذاریم.فقدانی که این روزها عالم و آدم و حتی آنها که در انتخابات به روحانی رأی دادند را نیز وادار به شکوه و شکایت کرده است.و اساساً شاید همین فقدان بود که خبر راست یا دروغ احتمال حضور قالیباف در کسوت معاون اولی روحانی (برای حل مشکلاتی که دولت به آن مبتلی شده است) را متولد ساخت.«روحیه جهادی» مقوله ایست که به اذعان کارشناسان اگر دولت و اصلاح طلبان به آن متشبّث بودند، امروز نه تنها شاهد برخی گرانی ها و مشکلات اقتصادی (که البته هنوز بحرانی نشده اند) ایجاد نمی شد بلکه، قطار پیشرفت کشور با سرعتی بیشتر، راه می پیمود.کم تحرکی و بی عملی شورای شهر تهران به نحویکه حتی رئیس شورا نیز بخاطر کم کاری ها از مردم عذرخواهی کرده است؛ ثمره دیگری از حذف شدن مدیریت جهادی در عرصه اجرائیات کشور است.گفتنیست، نمازی، سال گذشته نیز طی اظهاراتی در اشاره به نحوه انتصابات دولت و شهرداری گفته بود: اینکه دولت و شهرداری تهران چرا چنین رفتاری در انتخاب های خود دارند، طبق نظر شخصی من می تواند از عدم باور جدی به مواضع اصلاح طلبی و جمهوریت نظام باشد.[2]***قصه 2 عاشقی که هرگز نمی توانند از هم طلاق بگیرند...تئوریسین «حمایت به زور از روحانی» زمزمه عبور از روحانی سر داد!«محمد نعیمی پور»، از نمایندگان مستعفی مجلس ششم و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، طی یادداشتی در روزنامه اعتماد با اشاره به رئیس جمهور روحانی نوشته است:«بعد از انتخابات ٩٦ اصلاح طلبان به دلیل گردش آقای روحانی به سمت اصولگرایان دلخور بودند. آقای روحانی در ایام انتخابات وعده هایی داد که به فراموشی سپرد و همین باعث شد تا بی اعتمادی شدیدی در بین اصلاح طلبان و مردم ایجاد شود. دولت رویکرد گذشته اش در حوزه سیاست داخلی را ادامه داد و با آقای لاریجانی و مجلسی که اکثریتش با اصولگرایان بود، پیوند خورد. همین مساله سبب شد که شاهد بی اعتنایی ای از سوی دولت نسبت به فراکسیون امید باشیم. هر چه خدمات و سرویس بود برای جریان منسوب به لاریجانی انجام داد و انتصاباتش در بدنه دولتی نشانگر نوعی شیفت از اصلاح طلبان به سمت جریان اصولگرای معتدل بود. همین مساله باعث شد تا ارتباط دولت با اصلاح طلبان کم شود. آقای روحانی کسانی را در بدنه دولت گمارد که حتی با اصلاح طلبان ضدیت داشتند و همچنین در حوزه سیاست داخلی با اصلاح طلبان همراهی نداشته است. در حوزه اقتصادی اصلاح طلبان بارها گفتند که این کابینه اقتصادی مناسب دولت نیست و توان حل مشکلات مردم را ندارد.»او همچنین گفته است: متاسفانه در حال حاضر برای آقای روحانی اهمیت ندارد که اصلاح طلبان در موردش چه بیندیشند. ظاهرا آقای روحانی به مسیری افتاده که نه به مردم احتیاج دارد و نه به اصلاح طلبان. وقتی دولت از مردم و اصلاح طلبان رویگردا ...

ادامه مطلب  

عکس پیاده روی اربعین 96 | از نجف تا کربلا | آخرین تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
عکس پیاده روی اربعین 96 | کمتر از یک هفته مانده است تا اربعین حسینی، عاشقان اباعبدالله به سمت کربلا پیش می روند. موکب ها به صورت 24 ساعته از زوار الحسین در حال پذیرایی هستند. برخی از زائران که روزهای پیش به سمت عتبات عالیات حرکت کرده اند، حالا به نجف رسیده اند و از نجف به کربلا در راهپیمایی اند. عکس های پیاده روی اربعین زائران کربلای معلی از مسیر نجف به کربلا را در ادامه می بینید.بیشتر ببینید: عکس نوشته اربعین .بیشتر ببینید: عکس پروفایل اربعین .بیشتر ببینید: عکس اربعین برای پروفایل .بیشتر بخوانید: فلسفه پیاده روی اربعین .پیاده روی اربعین عکس پیاده روی اربعین 96 عکس پیاده روی اربعین کربلاپیاده روی اربعین عکس پیاده روی اربعین 96 عکس پیاد ...

ادامه مطلب  

لیبرال های حامی هاشمی نان را به نرخ روز خوردند/هاشمی توصیه کرد قائم مقامی بهزاد نبوی را نپذیرم  

درخواست حذف این مطلب
گروه احزاب خبرگزاری فارس- امین صبحی و مریم عاقلی: اگر پیروزی انقلاب حضرت روح الله را در 22 بهمن 57 خلاصه کنیم، بیهوده به خطا رفته ایم، انقلاب زمانی پیروز شد که جوانی دست فروش به زمره ملازمان خمینی پیوست و یا طلبه ای جوان از «محله شهر» کرمان در سال 1332 خود را به قم رساند تا با ادامه تحصیل، بعدها به حلقه یاران روح الله بپیوندد؛ امام روح الله از این ملازمان پابرهنه کم نداشت.پرونده «مبارز کهن سال» به حلقه ای از ملازمان روح الله می پردازد که از «نوق» بهرمان کرمان خود را برای تحصیل به شهر قم رساند.روستایی که هنوز که هنوز است، «گوگل مپ» هم به سختی نقطه ای به این اسم را در حوالی رفسنجان پیدا می کند.آنچه هاشمی رفسنجانی را از سایر همراهان خمینی کبیر جدا می کند این است که او برخلاف انقلابیونی چون رجایی و باهنر خانواده ای نسبتاً متمول داشت، تاجرزاده بود و پدرش از باغداران پسته بهرمان محسوب می شد.او با پیوستن به زمره یاران امام، به سرعت رشد می کند و در بین انقلابی ها و مردم تبدیل به یک شخصیت معروف و تأثیرگذار در نهضت انقلاب اسلامی می شود.«فقدان هم رزم و همگامی که سابقه همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به 59 سال تمام می رسد، سخت و جانکاه است» این برشی از پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب پیرامون رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی است، مَرد پُرفرازونشیب عرصه سیاسی که از زمان شکل گیری هسته اولیه نظام جمهوری اسلامی، پای کار نهضت امام خمینی (ره) بوده است.هاشمی مرد کارزار سیاست در محضر آیات طباطبایی، امام خمینی (ره)، محقق داماد، سید محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری تلمذ کرده بود پس از تبعید امام، در مبارزه با شاه و نمایندگی امام در داخل کشور نقش پررنگ تری داشت.هاشمی سال 37 با خانم عفت مرعشی ازدواج کرد که البته همسرش باوجوداینکه دختر یکی از روحانیون مطرح بود اما نقش رسانه ای نسبتاً پررنگی در عرصه سیاسی داشت.سال های 68 تا 76 دوران ریاست جمهوری این «مبارز کهن سال» بود که در آن مقطع وی به عنوان یکی از پرنفوذترین شخصیت های سیاسی به حساب می آمد، البته در آن دوره وی مورد هجمه های شدید جریان اصلاح طلب قرار گرفت و همین امر باعث شد وی بحث اعتدال را در برابر رادیکالیسم جریان چپ مطرح و در در خطبه های نماز جمعه به آن بپردازد.اصلاح طلبان که در آن دوره با القابی همچون «عالیجناب سرخپوش» و «آغاسی» به وی می تاختند، در دوره 88 وی را «تکیه گاه» و «امیرکبیر» زمان خطاب کردند.در اواسط دهه 80 و پس از درگذشت آیت الله مشکینی در سال 86، او رئیس مجلس خبرگان رهبری شد اما در اسفند سال 89 و پس از نقش خاص و متفاوتی که در فتنه 88 ایفا کرد، آیت الله مهدوی کنی با اکثریت آرا برکرسی ریاست این مجلس نشست.مرحوم هاشمی البته پس از وقایع 88 همچنان از سوی رهبری به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابقا شد و این جایگاه آیت الله را نزد رهبر معظم انقلاب نشان می داد.آیت الله هاشمی که معتقد بود قطار انقلاب در سال 84 با انتخاب احمدی نژاد از ریل خود خارج شده است، در سال 92 باوجود رد صلاحیتش برای کاندیداتوری، حمایت همه جانبه ای از روحانی داشت و همواره در طول مدت ریاست جمهوری روحانی از وی حمایت کرد.یار و رفیق دیرین مقام معظم رهبری روز 19 دی ماه در عصر یک روز زمستانی علیرغم تلاش پزشکان به دلیل عارضه قلبی در سن 82 سالگی دار فانی را وداع گفت و جسمش در مرقد امام (ره) آرام گرفت.حوزه احزاب خبرگزاری فارس در اولین سالگرد مرحوم هاشمی رفسنجانی در بخش های مختلف ازجمله دوران دفاع مقدس، سازندگی، اصلاحات، دهه 80 و ریاست جمهوری روحانی و... در گفت و گو باشخصیت های سیاسی به بررسی ابعاد شخصیتی، مدیریتی و سیاسی و فکری وی پرداخته است. البته در پرونده «مبارز کهن سال» وابستگان آیت الله روایتگر ابعاد زندگی خصوصی و مشی خانوادگی او هستند و این پرونده تلاش می کند تصویر دقیق تری از 82 سال مجاهدت آیت الله برای انقلاب اسلامی را بازنمایی کند.بیشتر بخوانید:(۱) محمد هاشمی: آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوره ها از جمله دوره دوم خرداد مظلوم واقع شده بود(۲) غلامعلی رجایی: جریان اصلاحات وقتی به تعقل رسید، از هاشمی مشورت گرفت و از ایشان استفاده کرد(۳) محمدرضا باهنر: اصلاح طلبان آن چنان نارنجک روی سر هاشمی خالی کردند تا وی را پودر کردند(۴)محسن هاشمی: یکی از راهبردهای آیت الله هاشمی در عدالت اجتماعی، توزیع «ثروت» به جای توزیع «فقر» بود(۵) غلامرضا مصباحی مقدم: هاشمی گفت کارگزارانی ها در دولت اصلاحات به من نارو زدند(۶) آیت الله دری نجف آبادی: هاشمی «اعتدال» را در برابر رادیکالیسم دوم خرداد و تندروی اصلاح طلبان مطرح کرد برخی از مهم ترین محورهای این مصاحبه بدین شرح است: هاشمی گفت حاج محسن جنگ افروز اصلی تو هستیلیبرال های حامی هاشمی نان را به نرخ روز خوردند هاشمی توصیه کرد قائم مقامی بهزاد نبوی را نپذیرم نجات برخی فرماندهان سپاه از اعدام توسط هاشمی زائیده تخیل یک عده بود هاشمی از دهه 60 لیبرال مسلک بود اصلاح طلبان به دنبال هاشمی زدایی بودند هاشمی به من یاد داد که چگونه خدمت امام بروم و از ایشان درخواست بودجه کنم آقای هاشمی وقتی دید دولت نمی تواند فهرست امکانات را تهیه کند برای پایان جنگ کمک کرد مواضع سال 88 آقای هاشمی برای جذب اصلاح طلبان بود در شماره جدید این پرونده به سراغ محسن رفیقدوست از پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس رفته ایم؛ فردی که غیر از وزارت سپاه، مسئولیت فرماندهی لجستیک سپاه در جنگ را نیز بر عهده داشت و هاشمی رفسنجانی را به عنوان فرمانده جنگ همراهی می کرد. هرچند هاشمی رفسنجانی که در آن زمان به فرماندهی جنگ و جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شده بود در شهریور سال 68 از سمت خود استعفا داد و حضور در مسئولیت جدید و عدم فرصت کافی برای اداره امور نیروهای مسلح را به عنوان علت استعفای خود مطرح کرد. رفیقدوست درباره نقش هاشمی در پایان جنگ می گوید: آقای هاشمی وقتی دید دولت نمی تواند فهرست امکانات مطرح شده را تهیه کند زمان را مناسب دید و برای پایان جنگ کمک کرد. محسن رفیقدوست بعد از دفاع مقدس مدتی در بنیاد مستضعفان و جانبازان خدمت کرد و هنوز هم عضو هیئت امنای این مرکز است.رفیقدوست همان راننده خوش اقبالی است که با بلیزر آبی رنگش از نخستین لحظات ورود امام راحل به کشور حضور داشت و مسیر تاریخی فرودگاه تا بهشت زهرا را پیمود.وی که روزگاری یکی از بنیان گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود اکنون رئیس بنیاد خیریه ای است که خود آن را تأسیس کرده است و در زمینهٔ تولیدات دارویی فعالیت می کند.پشتیبانی جنگ از دیگر موارد درج شده در پرونده رفیقدوست است و همگان بر نقش موثر وی در خصوص تامین امکانات و وسایل جنگ اذعان داشته و می گویند باید از حاج محسن پرسید چگونه در اوج تحریم ها و وضعیت ویژه اقتصادی زمان جنگ، تدارکات جبهه ها را به بهترین نحو ممکن انجام می داد.مشروح گفت وگوی خبرنگاران حوزه احزاب خبرگزاری فارس با محسن رفیقدوست در ادامه می آید: * آقای هاشمی خیلی زود بر اشخاص نفوذ می کردفارس: باتوجه به فعالیت هایی که در هشت سال دفاع مقدس داشتید، نقش آیت الله هاشمی را در بحث دفاع مردمی، فرماندهی جنگ و ارتباطی که ایشان با هیئت های خارجی داشتند و از طرف دیگر نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند، چطور ارزیابی می کنید؟رفیقدوست: آقای هاشمی رفسنجانی انسانی زیرک با ضریب هوش بالایی بود و خیلی زود روی اشخاص نفوذ می کرد، قبل از انقلاب یکی از کانال هایی که بسیاری از افراد را جذب امام و انقلاب می کرد مرحوم هاشمی بود، پس از انقلاب نیز ایشان به سرعت پست های کلیدی را بر عهده گرفتند و جنگ تحمیلی آغاز شد، امام به خاطر همین سیاست و کیاست مرحوم هاشمی، ایشان را به عنوان نماینده خود در جنگ منصوب کردند.البته در دوران ابتدای جنگ ایشان در این سمت نبود، اما در طول دوران دفاع مقدس نقش روشن و تعیین کننده ای را بر عهده داشتند، چه در خود جنگ و چه در پشتیبانی جنگ؛ یعنی ما هرکجا برای دفاع مشکل پیدا می کردیم برای حل این معضل به مرحوم هاشمی رفسنجانی مراجعه می کردیم.* از آقای هاشمی برای امکانات جنگ استفاده نکردیمالبته آقای هاشمی درباره تهیه امکانات جنگ از طریق هیئت های خارجی ورود نمی کردند و مصلحت دیدند که این موضوع را به من واگذار کنند و تقریبا نقش بنده در این قضایا برجسته بود و به این ترتیب من به عنوان یکی از شاگردان آقای هاشمی توانستم در پشتیبانی جنگ ارتباط خوبی برقرار کنم.*نقش اول برای حضور مردم در جبهه را خود امام بر عهده داشتفارس: نقش آقای هاشمی در تقویت و ساماندهی «دفاع مردمی» در دوران دفاع مقدس را چطور ارزیابی می کنید؟رفیقدوست: دفاع مردمی از طرف امام آغاز شد، یعنی امام با فرمان تشکیل بسیج پیش از جنگ فکر همه جا را کرده بودند، ایشان معتقد بودند یک مملکت اسلامی باید 20 میلیون نظامی داشته باشد، آقای هاشمی در ادامه صحبت امام نقش آفرینی و مردم را تشویق به حضور در جبهه ها می کرد و سخنرانی های متعددی در این زمینه داشت، ازاین رو ساماندهی و آموزش بر عهده سپاه بود، اما نقش اول برای حضور مردم در جبهه را خود امام بر عهده داشت و آقای هاشمی به خوبی از این مسئله استفاده کرد.فارس: برخی از کارشناسان نظامی معتقدند که مرحوم هاشمی اندیشه دفاعی اسلام را در خطبه های نماز جمعه در دهه 60 به خوبی تبیین می کرد و این برای دوست و دشمن، موافق و مخالف و به ویژه رزمندگان بسیار جذاب بود، درباره این بُعد شخصیتی مرحوم هاشمی و تهییج و بسیج عمومی مردم در خطبه های نماز جمعه توضیح دهید.رفیقدوست: آقای هاشمی همان طور که در تهییج مردم به انقلابی شدن و حضور در انقلاب نقش بی بدیلی داشت، در زمان جنگ هم از چنین نقش و جایگاهی برخوردار بود.البته نمی توان نقش مرحوم هاشمی را منحصربه فرد دانست و گفت فقط ایشان بود بلکه از ایشان می توان به عنوان یکی از شخصیت هایی نام برد که در خطبه های نماز جمعه و سخنرانی هایی که در تیپ و لشکرها داشت، جوانان را برای دفاع از کشور تهییج می کرد.فارس: به موضوع تهییج جوانان و سخنوری مرحوم هاشمی اشاره کردید، برخی معتقدند در مقطعی آقای هاشمی از گفتمان مقاومت حمایت و پیروی می کرد اما از برهه ای به بعد رویکرد سازش را در پیش گرفت و نظرشان درباره خیلی از مسائل ازجمله مذاکره با آمریکا فرق کرد، یا مواضع ایشان در سال 88 را مغایر با گفتمان مقاومت می دانند، نظر شما دذ ایت خصوص چیست؟رفیقدوست: در آن حدی که من آقای هاشمی را می شناسم، با فرمایشات شما یک مقدار تعارض دارد، یعنی در برخورد با دشمن خارجی ایشان مانند بقیه فکر می کرد، در رابطه با آمریکا من خودم یک بار با ایشان صحبت کردم که گفتند اولین حرکت را باید امام انجام دهند و ما به دنبال آن ها برویم، من سؤال کردم که آیا خود شما علاقه مندید، ایشان پاسخ داد من معتقدم به آمریکا نمی شود اعتماد کرد.*هاشمی گفت امام دستور دهد با ریگان دست بدهید من این کار را خواهم کردایشان حتی به یکی از صحبت های بنده اشاره کرد و گفت اگر آمریکا آدم شود و امام دستور دهد که با ریگان دست بدهید من این کار را خواهم کرد، همه ما پیرو اما بودیم و آقای هاشمی پیشگام تر از همه بود، کسانی که می خواهند آقای هاشمی را به سمت لیبرال مسلکی ببرند برای بعدش می خواهند این کار را انجام دهند، نه برای خود آقای هاشمی.* هاشمی در جنگ طرفدار مذاکره و مصالحه نبودفارس: این از کجا آغاز می شود؟رفیقدوست: از زمانی که ایشان تصمیم به پایان جنگ گرفت همه آقای هاشمی را این گونه مصادره کردند که چون از جنگ خسته شده و طرفدار مذاکره و مصالحه است، درحالی که این طور نبود. *هاشمی گفت حاج محسن جنگ افروز اصلی تو هستی! یک بار آقای هاشمی مرا صدا کرد و گفت «حاج محسن جنگ افروز اصلی تو هستی، گفت آقای رضایی یک نقشه ای می کشد و به دست تو می دهد و شما هم روی آن چهار قدم جلو و عقب می کنید و مملکت را معطل کرده اید درحالی که با این وضعیت جنگ تمام نخواهد شد.»البته درعین حال گفت «تا تو هستی این داستان هم ادامه خواهد داشت» و به من گفت به عنوان فرمانده جنگ دستور می دهم در وزارت بنشین و هیچ دخالتی هم در جنگ نداشته باش.*هاشمی می گفت دولت شعار جنگ می دهد اما تمام و کمال در جنگ حاضر نمی شودایشان تأکید کرد که دولت، شعار جنگ می دهد اما تمام و کمال در جنگ حاضر نمی شود و من می خواهم توپ را در زمین دولت بیندازم، من هم پذیرفتم.*هاشمی توصیه کرد قائم مقامی بهزاد نبوی را نپذیرم آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ افرادی را انتخاب کرد: آقای نخست وزیر به عنوان رئیس ستاد، بهزاد نبوی مسئول لجستیک، خاتمی مسئول تبلیغات و آقای روغنی مسئول برنامه وبودجه ستاد شدند یک بار آقای هاشمی من را صدا زد و گفت اگر بهزاد نبوی به شما پیشنهاد کرد که قائم مقام او شوید، نپذیرید و من هم پاسخ دادم که هرگز این کار را نمی کنم چون او را قبول ندارم.فارس: چرا آقای نبوی را قبول نداشتید؟رفیقدوست: چون این کاره نبود، او برای کارهای دیگر خوب بود، من هشت سال خون دلم خورده بودم و همه ارتشی ها که در دانشگاه های خارجی دوره های لجستیک دیده بودند مرا به عنوان متخصص لجستیک می شناختند تا حدی روزی برای سخنرانی در جمع ارتشی ها رفتم و آن ها تعجب کردند.ارتش و سپاه به آقای هاشمی فشار آوردند که به سراغ من بیاید؛ من هم هیچ چیز نمی گفتم، آقای نبوی به من گفت می دانی چرا شمارا به عنوان قائم مقام خودم پیشنهاد نمی کنم، چون نسبت به تو حس استعلا ندارم و تأکید کرد که به جای خود آقای غمخوار را راضی کن و من به ایشان گفتم که برود چون نباید کار جنگ بر زمین می ماند.*قطعنامه زمان خوبی پذیرفته شد بنابراین آقای هاشمی عاقلانه برخورد کرد و بعدازآن نامه نگاری ها و پذیرفتن قطعنامه را دیدیم، من همیشه می گویم که قطعنامه زمان خوبی انجام شد و ما در حال حاضر بهره آن را می بریم، حتی 6 سال جنگ بعد از پیروزی خرمشهر هم کار درستی بود، چون من یکی از طرفداران ادامه جنگ بودم، برعکس خیلی ها که فکر می کنند ما چون به ضعف رسیده بودیم قطعنامه را پذیرفتیم، اما صحنه ای که در دو منطقه به وجود آمد خلاف این را ثابت می کند.فارس: چرا موافق جنگ بعد از خرمشهر بودید و درباره فضایی که همزمان با پذیرش قطعنامه در جبهه ها شکل گرفت، بیشتر توضیح دهید؟رفیقدوست: ما یک عملیات فروغ جاویدان به قول منافقین یا به قول خودمان مرصاد در غرب کشور داشتیم که بسیار تماشایی بود و طی آن 15 لشکر تازه نفس عراق به جنوب حمله کردند و هر دو این عملیات ها به شدت سرکوب شد، لذا ایران در زمان پذیرش قطعنامه قوی بود.حتی زمانی که ما خرمشهر را گرفتیم حرفمان این بود که چه اتفاقی افتاده، یک دشمنی به نامردی به خاک ما حمله کرده و ما آن ها را از قسمتی از خاک خود بیرون کردیم، پس معتقد بودیم تا اینجای کار اتفاقی نیفتاده است، پس اگر جنگ را ادامه ندهیم 6 ماه دیگر آن ها به ما حمله می کنند و این بار با توجه به اینکه نقاط ضعف ما را تشخیص داده اند تا تهران می آیند؛ لذا معتقد بودیم باید جنگ را به خاک عراق ببریم. اینجا با امام خیلی مشکل داشتیم، چون امام مانند بقیه رهبران دنیا نبودند و اعتقاد داشتند در مناطق مسکونی نباید بجنگیم و افراد غیرنظامی نباید مورد خطر قرار گیرند، یا اینکه حتماً باید در خط بجنگیم و موارد دیگری که باید آن ها را از آقای محسن رضایی سؤال کنید.ما جنگ را بعد از خرمشهر ادامه دادیم و از آن طرف خود را برای یک آینده ای که امام شعار آن را داده بود آماده می کردیم؛ امام از یک مقطعی شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» را به شعار «جنگ تا رفع فتنه» تبدیل کرد، برداشت من از این شعار این نبود که باید همه فتنه گران دنیا را ما از بین ببریم؛ آن چنان در 6 سال پس از آزادی خرمشهر که جنگ ادامه داشت جمهوری اسلامی به دست جوانان خود و بدون اتکا به خارج قدرتمند شد بنابراین طرح موضوعاتی نظیر گزینه نظامی روی میز یک جوک محسوب می شود.امروز کشورمان ازلحاظ صنایع دفاعی در رده 4 و 5 دنیا قرار دارد و در خیلی از مسائل از آمریکا جلوتر هستیم، زمانی که ما خرمشهر را گرفتیم این خبرها نبود؛ بنابراین آقای هاشمی در همه این موارد نقش مدیریتی داشت.*کاری که آقای هاشمی در سال 88 انجام داد در سال 60 هم کردفارس: بحثی که مطرح می شود دقیقاً همین است که می گویند آقای هاشمی آن زمان قائل به مقاومت بود اما از مقطعی به بعد مدعی شدند امام هم موافق مذاکره با آمریکا یا حذف شعار «مرگ بر آمریکا» بود، یا بحث دیگر رویکرد آقای هاشمی نسبت به اصلاح طلبان علی رغم هجمه آن ها در دوره دوم خرداد است، به نظر شما کدام یک از آن ها تغییر کردند؟رفیقدوست: کاری که آقای هاشمی در سال 88 انجام داد در سال 60 هم کرد، ما آن زمان آن قدر از دست آقای هاشمی عصبانی شدیم که من به ایشان گفتم شما چپی ها را بیشتر از ما قبول دارید، به ما بی محلی می کنید و هوای ما را ندارید، آقای هاشمی گفت «حاج محسن شماها برای ما هستید، من نسبت به شماها تردید ندارم، بلکه هدفم این است آن ها را جذب کنم».*اگر آقای هاشمی لیبرال مسلک بود از دهه 60 این گونه بود یعنی می خواهم بگویم اگر آقای هاشمی لیبرال مسلک بود از دهه 60 این گونه بود، اگر هم اعتدال گرا بود از همان زمان این طور بود و فرقی نکرد. بعد از اتفاقات سال 88 من چند ملاقات و دعوا با آقای هاشمی داشتم.فارس: علت این کشمکش ها و دعوای شما با آقای هاشمی در سال 88 چه بود؟رفیقدوست: دعوای من این بود که باید موضع گیری شما علیه فتنه باشد نه علیه اصلاح طلبان، من همیشه گفته ام که ما دودسته اصلاح طلب داریم، ولایتی و برانداز؛ لذا توقع ما این بود که آقای هاشمی در پیروی از مواضع رهبر معظم انقلاب درباره آن عده از اصلاح طلبان که با دختر دیک چنی و بسیاری دیگر ارتباط داشتند، موضع بگیرد اما ایشان این کار را انجام نداد و باعث ناراحتی ما شد.*مواضع سال 88 آقای هاشمی برای جذب اصلاح طلبان بودفارس: یعنی مواضع سال 88 آقای هاشمی برای جذب اصلاح طلبان اتخاذ می شد؟رفیقدوست: بله آقای هاشمی معتقد به این کار بود به همین دلیل می توان گفت مواضع سال 88 آقای هاشمی برای جذب اصلاح طلبان بود؛ اما مهم این است که وقتی صحب ...

ادامه مطلب  

سرمقاله های روزنامه های اول بهمن  

درخواست حذف این مطلب
سرمقاله های روزنامه های اول بهمن ارتباطات > رسانه و روزنامه نگاری - همشهری آنلاین:بودجه،آمادگی ترکیه برای حمله به سوریه و... از جمله موضوعاتی بودند که در ستون سرمقاله برخی از روزنامه های یکشنبه-۱ بهمن-جای گرفتند. احمد شیرزاد . استاد دانشگاه در ستون سرمقاله روزنامه شرق با تیتر«دیوار کوتاه اصلاح طلبان» نوشت:حوادث اخیر و اعتراضات پراکنده در برخی شهر ها موجی از هجوم تبلیغاتی ضد اصلاح طلبان را در بخش هایی از فضای مجازی و رسانه های خارج از کشور برانگیخته است. در این نوشته این موج را تحلیل می کنم.١- ظاهرا اصلاح طلبان تنها گروه مسئول و پاسخ گو در کشور هستند. اگر امام جمعه یا دادستانی جلوی کنسرتی را گرفت، اصلاح طلبان باید پاسخ دهند. اگر دانشجویی دستگیر شد، چه مقصر باشد و چه نباشد، دولت روحانی و حامیان اصلاح طلبش باید پاسخ بدهند. اگر دریاچه ارومیه یا زاینده رود خشک شد، مسئولش روحانی است. اگر صندوق های بازنشستگی بر اثر سوء تدبیر چندین و چندساله کسانی که به آنها دست اندازی کرده اند در آستانه ورشکستگی اند، مسئولش روحانی و اصلاح طلبان هستند. اگر باران نیاید تقصیر دولت است، اگر سیل بیاید تقصیر اصلاح طلبان! زلزله به دلیل بی کفایتی دولت است! سیاست های ایران ستیزانه ترامپ هم کار روحانی است. یاللعجب، گویی اصولگرایان با درصد بالایی از دست داشتن در قدرت سیاسی و اقتصادی اطفال صغیری هستند که هیچ کس نباید به آنها اعتراض کند و به جای آنها باید رو سوی اصلاح طلبان کرد و به آنها حمله کرد. معترضان تندرو داخلی و خارجی هرگز دیواری کوتاه تر از دیوار اصلاح طلبان و میانه روها برای اعتراض نمی یابند، چرا؟ پاسخ سهل است؛ چون هزینه ندارد، جایزه هم دارد! جالب است وقتی پای شعار های گردن فرازانه ضد دولت میانه رو در میان است چندان مرزی میان اصولگرایان تندرو و تندروهای برانداز نمی توان یافت.٢- ظاهراً حدود مسئولیت اصلاح طلبان تا سماوات گسترده است. هر اتفاقی در هر گوشه ایران بیفتد، به زعم برخی، باید آنان اولین نخود های هر آش باشند. اگر در جایی به محیط زیست یک منطقه تعرض شد یا میراث فرهنگی در شهری آسیب دید، آنها باید به میدان بیایند. اگر کارگری از حقوقش محروم شد یا معلمی نسبت به دریافتی اش معترض بود، اصلاح طلبان باید اعتصاب به راه بیندازند. اگر یک گروه دانشجو یا جوان دوست داشت اعتراضی به راه بیندازد، اصلاح طلبان باید قبلا گارد حفاظت از آنها را ترتیب دهند و اگر کسی دستگیر شد، پلیس و دادستان و قاضی را مورد عتاب قرار دهند و مقتدرانه زندانیان را از بند بیرون بکشند. گروه های معترض حق دارند، هر جا، به هر شکل، با هر لحن، با هر شعار و با هر عملی خشمشان را خالی کنند و حتی علیه خود اصلاح طلبان شعار دهند، اما اصلاح طلبان موظف اند تحت هر شرایطی از هر نوع معترضی حمایت بی قیدو شرط کنند، وگرنه «حامیان و متحدان سرکوب اند» یا «از جریان های اعتراضی عقب مانده اند» یا «اصلاح طلبان حکومتی ا ند». در اینجا نیز فرض بر آن است که هر شهروند معترضی از هر مسئولیتی در قبال شیوه ای که در پیش گرفته، مبراست و هر آنچه مسئولیت است بر عهده اصلاح طلبان نهاده شده است! حقیقت چیست؟ اصلاح طلبان یک جناح سیاسی متکثر و تأثیر گذارند، اما بیش از توان و قدرت سیاسی ای که دارند پاسخ گو نیستند؛ همین طور دولت میانه روی روحانی. این دولت به اندازه قدرت و اختیاراتش پاسخ گوست. ای کاش آنها که دولت را عتاب می کنند چون دستشان به دیگران نمی رسد، صادقانه می پذیرفتند که چون یارای مخاطب قراردادن دیگران را ندارند، از سر ناچاری دولت را خطاب قرار می دهند. متأسفانه چنین نیست. گویی جماعتی از تحول طلبان مملکت یک راه برای کسب مطالبات خود بیشتر نمی دانند: اصلاح طلبان را بیندازند جلو و خود از پشت سرشان طلبکاری کنند و آن گاه که کار به مویی می رسد و حمایت از آنان کارساز است، دریغ کنند. حقیقت آن است که اصلاح طلبان هیچ سندی نسپرده اند که پیشتاز همه جنبش های اجتماعی اند. اصلاح طلبان برای همه جنبش های اجتماعی پیشرو و روبه تعالی احترام قائل اند، اما مدعی به راه انداختن هیچ جنبشی نیستند. اصلاح طلبی یک رویکرد سیاسی- اجتماعی است که در قالب تشکل ها ی شناسنامه دار، با همه ضعف ها و قوت هایشان، تبلور یافته است، اما یک جنبش زیر و رو کننده نیست. جنبش های اجتماعی فراز و فرود های خود را دارند و هیچ حزب یا جناح سیاسی ای نمی تواند مدعی هدایت آنها باشد، اما اصلاح طلبان بر خود فرض می دانند مطالبات و خواست های به حق آنان را در سطوح حاکمیتی، در قالب قانون، آئین نامه و دستور های مدیریتی تحقق بخشند. بنابراین در یک کلام، ضمن آنکه اصلاح طلبان به مثابه بخشی از مردم ایران، در صورت لزوم، حق تظاهرات و اجتماعات مردمی را برای آنان قائل اند. بر این گمان نیستند که قیم تمام حرکت های اعتراضی مردمی، اعم از مسالمت جویانه یا خشونت آمیز هستند. این چه تصوری است که برخی دارند که هر صدایی از جایی برخاست اصلاح طلبان موظف اند در صف نخست آن قرار گیرند؟٣- چند و چون و ابعاد حرکت های اعتراضی اخیر هنوز کاملا روشن نیست. شواهد نشان می دهد رسانه های آن سوی آب، به قول امروزی ها، پیچ ولوم آن را زیاد بالا بردند و گستردگی حرکت ها را بیش از آنچه بود، دیدند. البته وقتی زلزله می آید کمی طول می کشد تا غبار ها بخوابد و ابعاد خسارت ها درست برآورد شوند. ظاهراً تعداد شهرهایی که در آنها اتفاقاتی افتاد، زیاد بود اما جمع شدن گروه های چند صد نفری از معترضان در شهرهای چند ده هزار نفری تا چه حد حاکی از یک موج اجتماعی است؟ سمت و سوی اعتراضات به چه سمتی است؟ آیا این جنبش واقعا جنبش محرومان اقتصادی است یا نارضایتی های فرهنگی و اجتماعی هم زمینه ساز بوده اند؟ آیا عوامل خارجی در تحریک ناآرامی ها نقش داشته اند؟ و ده ها پرسش دیگر. همه اینها جای بحث و بررسی دارد، شاید این کار صورت نگیرد یا صورت گیرد اما نتایج آن با شفافیت منتشر نشود. اما قدر مسلم اگر کسی از ابتدا و بدون شواهد کافی روی فرضیه ای خاص تکیه دارد (مثل اصولگرایان عجولی که خواستند از این نمد کلاهی ضد دولت ببافند). شاید بیشتر به دنبال سوء استفاده از ماجراست.٤- نوع برخورد نهاد های حکومتی با اعتراضات اخیر شاید کم اهمیت تر از خود اعتراضات نباشد. نیروی انتظامی موفق شد بدون استفاده از سلاح گرم، یک موج اعتراضی را مهار کند. این گامی مهم به سمت جامعه ای مدنی است. البته هنوز تا رسیدن به یک بلوغ و تجربه عمیق در برخورد با اغتشاشات اجتماعی بسیار فاصله داریم. اما همین مقدار نسبت به گذشته ها پیشرفتی بزرگ است. برخی تحلیلگران خارجی بر این تصور بودند که با موج متقابل خشونت از سوی پلیس و نیروهای ضداغتشاش، این موج فراگیرتر می شود و ایران در مسیر سوریه ای شدن پیش می رود. خوشبختانه چنین نشد. آرامش و سعه صدر پلیس و نیروهای امنیتی، فعال شدن دولت و وزارت کشور، تحرک به موقع شوراهای تأمین استان و شهرستان و بالاخره هماهنگی میان نیروهای درگیر در صحنه، منجر به مدیریت کم هزینه و مؤثر ماجراها شد. در این میان، البته متأسفانه تعدادی کشته شده اند که بنا به اظهارات مقامات مسئول هیچ کدام با سلاح نیروهای مسئول حفظ نظم نبوده است. تصور می کنم گزارش مبسوط و مستندی از تک تک قتل های صورت گرفته برای افکار عمومی روشنگر باشد. احمد حاتمی یزد در ستون سرمقاله روزنامه اعتماد نوشت:جلوگیری از رشد موسسات مالی غیرمجاز زمانی امکان پذیر بود که تمام دستگاه های حاکمیتی در مقابل این موسسات یک سیاست مشخص و قانونی را در پیش می گرفتند. هر چقدر دولت بخواهد با فساد برخورد کند با شکست مواجه می شود به شرط اینکه دستگاه های دیگر مانند قوه قضاییه و نیروی انتظامی در این ماجرا شرکت کنند.در شرایط تورمی همه بدهکاران پیروز می شوند و طلبکاران شکست می خورند؛ چرا که بدهکار می تواند با خرید دارایی هایی چون ارز، طلا و زمین از افزایش قیمت بهره مند شود. اما در مقابل کسانی که طلبکار هستند یا تنها پول نقد دارند در شرایط تورمی زیان می بینند چرا که دایم ارزش دارایی آنها کاسته می شود و این به تضعیف آنها می انجامد.در این وضعیت بیشتر حقوق بگیران متضرر و بیشتر صاحبان سهام و دارایی هایی از این دست بهره مند می شوند. در شرایط تورمی ارزش ریال هم کاسته می شود. درنتیجه این گفته که در زمان تورم ٣٥ درصدی اوایل دهه ٩٠ بیشتر گیرندگان تسهیلات از بانک ها سود بردند، حرفی کاملا درست است. به واقع چنین وضعیتی در مورد موسسات غیرمجاز نیز صدق می کند و آنها توانستند در آن وضعیت کارهایی انجام دهند که غیرقانونی بود. پرسش اصلی این است که دولت می توانست در مقابل این رویه بایستد و موسسات غیرمجاز را مجبور به تمکین از قانون کند؟ در این مورد قبل از هر چیز باید مدنظر داشت در کشور ایران عده ای قدرت بسیاری دارند و موفق شدند بدون آنکه مجوزی دریافت کنند یا به قانون کشور پایبند بمانند، موسساتی را تاسیس کنند. حال اگر دولت، نیروی انتظامی و دستگاه قضایی متحد و همسو باشند به راحتی می توان با تمام این موسسات برخورد کرد. مانند آن چیزی که در اوایل انقلاب دیده شد و مثلا قمارخانه های کشور به کلی و با سرعت زیاد تعطیل شدند. در مورد موسسات غیرمجاز نه تنها این هماهنگی وجود نداشت بلکه دولت به این موسسات اعتراض داشت و خواهان برخورد با آنها بود اما برخی نهادهای دیگر خود اقدام به تاسیس بدون مجوز چنین موسساتی کردند. در مقابل دولت و بانک مرکزی نیز نمی توانند کاری کنند زیرا نیروهایی که باید با متخلفان برخورد می کردند، خود رویه دیگری در پیش گرفتند.در نتیجه به نظر من دولت توان مقابله با این موسسات را نداشته و ندارد چون قوه مجریه در مقابل این دست از قدرتمندان ناتوان است. رییس جمهور دوران اصلاحات می گفت برای من هر ٩ روز یک بحران ایجاد شد؛ این بحران را خارجی ها ایجاد نکردند، همین عناصر قدرتمند داخلی بودند که توانستند دولت را مستهلک کنند. دولت هنگامی که تبدیل به یک تدارکاتچی می شود دیگر امکان پیگیری بسیاری از مسائل را ندارد و طبعا در مقابل فساد نیز یارای مقابله ندارد. به همین دلیل اصلاحات سیاسی می توان این مشکل را برطرف کرد. متاسفانه اکنونی کمتر بخشی از سیستم وجود دارد که در آن فساد نباشد. مثلا روسای جمهوری ایران هیچگاه از طریق فساد به ثروت دست نیفتند اما زیر دست های آنها از موقعیت خود سوءاستفاده کردند. هر گاه قصد مبارزه جدی با فساد باشد، شرط اول آن تفاهم میان نیروهای حاکمیت است؛ دولت، قوه قضاییه و نیروی انتظامی در کنار سران کشور باید به تصمیم مشترک و قاطع در این رابطه برسند. این موقعیت هنوز فراهم نیست و در نهایت دولت با پرداخت ١١ هزار میلیارد تومان از منابع عمومی به سپرده گذاران موسسات غیرمجاز سعی در حل مساله دارد؛ ولی این کار موجب افزایش نقدینگی در کشور می شود و چون این افزایش نقدینگی ناشی از تولید نیست، به تورم دامن می زند. این حجم افزایش نقدینگی در کشور در حالی صورت می گیرد که از آغاز دولت حسن روحانی تا امروز نقدینگی در کشور افزایشی چشمگیر و بیش از ١٠٠ درصد داشته است و اگر این میزان نقدینگی در بازار به جریان بیفتد قطعا شاهد تورم ٤٠ درصدی خواهیم بود. لذا دولت باید به هر نحوی این نقدینگی را از کشور جمع کند. تاکنون این میزان نقدینگی تحت کنترل بوده چون اقتصاد در شرایط رکودی به سر می برد و نرخ سود به گونه ای بود که سپرده گذاران منابع خود را از بانک ها خارج نکرده بودند. با کاهش نرخ سود بانکی و رونق گرفتن اقتصاد این خطر بیش از هر زمان دیگری بالقوه می شود.اهداف و تردیدهای ترکیه در عملیات عفرینروزنامه کیهان در ستون سرمقاله اش نوشت: ترکیه از تلاش خود برای سازماندهی مجدد گروه های تروریستی سوریه در قالب یک ارتش 22 هزار نفری سخن می گوید و شواهد می گویند در حال آماده شدن برای حمله به «کانتون -در دره محلی- عفرین» واقع در غرب فرات است. در همان حال آمریکایی ها نیز طی هفته های اخیر از تلاش برای شکل دهی به ارتشی با مشارکت 30 هزار نفر- عمدتاً کرد- حرف زده اند و بعضی معتقدند بزودی شاهد تحرک جدیدی از سوی ارتش آمریکا در سوریه خواهیم بود. در خصوص این موضوع گمانه زنی ها و حرف و حدیث های زیادی مطرح شده است. این قلم درصدد ارائه تصویری تا حدی دقیق از صحنه تحولات شمال سوریه و ارزیابی گمانه زنی های موجود می باشد.1- دولت ترکیه برخلاف مذاکرات آستانه و سوچی که میان این کشور و ایران و روسیه جریان دارد و نیز برخلاف مذاکرات سوری- سوری ژنو که تحت اشراف سازمان ملل می باشد با اشاره به تهدیدات سرزمینی که از ناحیه کردهای سوریه متوجه مرزهای جنوبی آن می باشد، از حدود هشت روز پیش حملات توپخانه ای به شهر «عفرین» که در فاصله حدود 100 کیلومتری مرز ترکیه قرار دارد را شروع کرد و در همان حال گفت سرگرم آماده سازی یک ارتش با استعداد سه سپاه مرکب از گروه هایی نظیر جیش الحر- یعنی مخالفان تروریست دولت سوریه- می باشد. آنکارا در عین حال عدد آن را 22 هزار نفر یعنی در اندازه حدود دو لشکر اعلام کرد.اقدام دولت ترکیه براساس قوانین شناخته شده و مورد توافق در میان کشورها، «قطعاً مصداق «تجاوز» است و می تواند پیامدهای وخیمی برای من ...

ادامه مطلب