بسته پیامک شهادت امام رضا (ع)  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: سی ام روز از ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری، مصادف با سالروز شهادت امام رضا(ع) است؛ همان بزرگی که کمالات و فضایل اخلاقی او در چنان مرتبه ای قرار داشته که نه تنها دوستان و پیروان بلکه دشمنان نیز ایشان را ستوده اند.هشتمین معصوم در یازدهم ذی القعده سال ۱۴۸ هجری قمری، در مدینه منوره متولد شد. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قرة ‏اعین المومنین و... هستند، اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.به همین مناسبت، اس ام اس شهادت امام رضا (ع) را برای شما کاربران گرامی در قالب یک بسته جمع آوری کرده ایم که در ادامه آنها را مشاهده خواهید کرد.اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)تو بـر زخـم دلـم باریده اى باران رحمت را / تو را مـن مـیشناسم، مـنبع پاک کـرامت راازآن روزى کـه حلقه بر ضریحت بست دستانم / دلم شـیدا شد و دادم زکـف دامـان طاقت را...شهادت امام رضا (ع) تسلیتاس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)دلم برای تو پر می کشد امام غریبغمت ز. سینه شرر می کشد امام غریبزیارت تو که فوق همه زیارت هاستدل مرا به سفر می کشد امام غریب اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)عاقبت از زهر مأمون، پاره شد قلب رضادر میان حجرۀ در بسته، می زد دست و پاگه، جوادش را، گهی معصومه، را می زد صداداغ او تا صبح محشر، بر دل سوزان ماستشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)سفره ۲ ماه عزا بسته میشه امشب خدا.اما بازه تا قیامت سفره های گریه ماخدانگهدار سیاهیای ماه ماتمخدانگهدار ماه صفر ماه محرملا یوم کیومک الحسین اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)بیا از مدینه ای نور چشمان ترمبین که از زهر جفا پاره شد این جگرمچشم من مانده به در کجایی ای جواد من ای عزیز دل من بیا برس به داد منشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)تمام زهر کین در من اثر کرد / هلالی چهره ی قرص قمر کردو دشمن با همین زهر ستمگر / تو گویی خنجری در این جگر کرد... اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)شب شهادت مولای مهرپرور ماستکسی که سایه لطفش پناهِ کشور ماستشب شهادت هشتم امام معصوم استکه آستانه او قبله گاه باور ماستشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)امروز که سر بر حرمت می آیم / انگار تمام عشق کامل شده است ای ضامن آهو! به غریبی سوگند / دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است...یا ضامن آهو اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)امام رضا(ع):کسی که مصائب مارا به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند.در روزی که چشم ها گریانند (روز حساب)، گریان نخواهد شد.امشب اشکت جاری شد، ما رو هم دعا کن. اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)امروز، عمارت بلند آوازه توس، غربت است و بر بالاى این بناى شهیرکبوترى نیست که نالان نباشد. بر بالاى این بناى غریبآسمان نیز به اشک ریزى ابر ها تن داده است. اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)بیا از مدینه ای نور چشمان ترمبین که از زهر جفا پاره شد این جگرمچشم من مانده به در کجایی ای جواد من ای عزیز دل من بیا برس به داد منشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)کوثر اشک من از ساغر و پیمانه، توستدل آتش زده ام، شمع عزاخانه تـوستجگر سوخته، خاکستر پروانه تـوستشعله های دلم از آه غریبـانه تـوستشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)ای غریب خراسان سیدی یا رضاجانداغ تو بر دل ما چشم ما بر تو گریانسینه ات پر شراره دیده ات پر ستارههم غمت بی شماره هم جگر پاره پارهشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)شب شهادت مولای مهرپرور ماستکسی که سایه لطفش پناهِ کشور ماستشب شهادت هشتم امام معصوم استکه آستانه او قبله گاه باور ماستشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)ای آنکه تو در غربت سر به گریبان داریدر خلوت خود شب ها شام غریبان داریاز تربت تو عیسی، اکسیر شفا داردموسای کلیم اینجا، دستی به دعا داردشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)هر چند حال و روز زمین و زمان بد استیک تکه از بهشت در آغوش مشهد استحتی اگر به آخر خط هم رسیده ایآنجا برای عشق شروعی مجدد استاس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)امروز که سر بر حرمت می آیمانگار تمام عشق کامل شده است ای ضامن آهو! به غریبی سوگنددل کندن از این ضریح مشکل شده است اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)امام رضا(ع):هرکس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود، در روزی که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد.مجلس عزای آقا امام رضا رفتی ما رو هم از دعای خیر بی نصیب نگذار... اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع) می دید شرر ریخته در هستی انگور / هم سفره ی میزبان شده پستی انگورنوشید از آن خوشه ی سم بار که امروز / ما را نفریبند به سر مستی انگورشهادت امام رضا (ع) تسلیت اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)بر در دوست به امید پناه آمده‎ایمهمره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم.چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهانلاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)من کیستم گدای تو یا ثامن الحججشرمنده عطای تو یا ثامن الحججبالله نمی روم بر بیگانگان به عجزتا هستم آشنای تو یا ثامن الحججاس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)با نام رضا به سینه ها گل بزنیدبا اشک به بارگاه او پل بزنیدفرمود که هر زمان گرفتار شدیدبر دامن ما دست توسل بزنیدعاقبت از زهر مأمون، پاره شد قلب رضادر میان حجرۀ در بسته، می زد دست و پاگه، جوادش را، گهی معصومه، را می زد صداداغ او تا صبح محشر، بر دل سوزان ماستشهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)ای شیعه بزن ناله و فریاد امشباز غربت آن غریب کن یاد امشبدر شب شهادت امام رضا التماس دعا دارم اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)امام رضا الهی من فدات شمفدای تک تک کبوترات شمدلم دخیل پنجره فولادهکبوتر ایوون گوهر شاده اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)ای امام رئوفهمراه با کبوتران حرمت.محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم اس ام اس تسلیت شهادت امام رضا (ع)سلام بر تو ای عصمت هشتم!کوچه های طوس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسنداس ام اس تسلیت شهادت امام رض ...

ادامه مطلب  

عکس: جشن خانه سینما | تصاویر نوزدهمین جشن خانه سینما 96 +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: جشن خانه سینما 96 | نوزدهمین جشن خانه سینما شب گذشته با حضور کارگردانان، بازیگران و عوامل پشت صحنه سینمای ایران برگزار شد. فروشنده و رگ خواب، دو فیلمی بودند که بیشترین جوایز جشن خانه سینما 96 را بردند. تصاویر جشن خانه سینما در ادامه آمده است؛ عکس های نوزدهمین جشن خانه سینمای ایران را ببینید!به گزارش آفتاب، جوایز نوزدهمین جشن خانه سینما به شرح زیر است:????بهترین انیمیشن: فرنوش عادی برای فیلم «پیش خدمت» ????بهترین فیلم کوتاه: بهمن و بهرام ارک برای ساخت فیلم کوتاه «حیوان» ????بهترین کارگردانی مستند: مهدی قنواتی برای فیلم «هم جا»????بهترین مستند: محسن استاد علی برای فیلم «زنانگی»????بهترین جلوه های ویژه میدانی: ایمان کرمیان برای فیلم «ویلایی ها» ????بهترین جلوه های ویژه بصری: سینا قویدل برای فیلم «رگ خواب»????بهترین چهره پردازی: عبدالله اسکندری و مهرداد میرکیانی برای فیلم «لانتوری» ????بهترین طراحی لباس: عباس بلوندی برای فیلم «یتیم خانه ایران»????بهترین طراحی صحنه : به کیوان مقدم برای فیلم «فروشنده»????بهترین بازیگر نقش اول مرد: شهاب حسینی برای فیلم «فروشند ...

ادامه مطلب  

مقابله با «هنر و تجربه» خودزنی سینما است  

درخواست حذف این مطلب
میزگرد بررسی سینمای هنروتجربه با حضور هوشنگ گلمکانی، محسن امیریوسفی، شاهین امین و فائزه عزیزخانیهنر و تجربه تا حالا بیش از 10 فیلمساز خوب و مستعد به سینما معرفی کرده که در شرایط عادی بعید بود در سینمای بدنه مجال ظهور و بروز داشته باشند. فیلمسازانی مثل فائزه عزیزخوانی، پیمان حقانی، تیمورتاش، مرتضی فرشباف، عادل یراقی، کاوه ابراهیم پور، امیر توده روستا و....به گزارش بولتن نیوز، مخالفت با «هنر و تجربه» درست از همان روزهایی علنی شد که سانس های محدود این گروه سینمایی در اختیار فیلم های اکران آزاد قرار گرفت؛ همان فیلم هایی که به قدر کافی در تهران و دیگر شهرهای ایران سالن برای نمایش داشتند و حالا ظرفیت محدود هنر و تجربه هم به امکانات اکران شان اضافه شده بود. با این وجود دست اندرکاران این گروه سینمایی معتقدند ریشه این اختلافات به پیدایش «هنر و تجربه» و آغاز فعالیت آن برمی گردد؛ همان روزهایی که دولت یازدهم همت کرد تا بخش ویژه ای به نمایش فیلم های مخاطب خاص و تجربی اختصاص دهد و به قسمتی از انگیزه های فیلمسازان جوان و علاقه مندان به سینما پاسخ دهد. از آنجا که داشته های سینمای ایران از تعداد سالن نمایش فیلم و میزان بودجه گرفته تا مدیران آن، اندک است، دعوا بر سر تعداد صندلی ها یکی از مرسوم ترین اختلافات رایج در این حوزه است. شاید به همین خاطر است که بودجه دو میلیارد تومانی و 1500 صندلی ای که سازمان سینمایی به نمایش فیلم های هنری و تجربی اختصاص داده، در میان 150 هزار صندلی سینما و میلیاردها تومان بودجه صرف شده در این حوزه به چشم می آید!با این همه، به بهانه بازپس گیری سینما فرهنگ از هنر و تجربه و محدود کردن فعالیت های این گروه و مخالفت برخی سینماگران با ادامه اکران فیلم های خاص، میزگردی با حضور هوشنگ گلمکانی از اعضای شورای سیاستگذاری این گروه، محسن امیریوسفی کارگردان سینما، شاهین امین منتقد سینما و سردبیر سایت هنر و تجربه و فائزه عزیزخانی یکی از کارگردانانی که فیلمش در این گروه سینمایی اکران شده، برگزار کردیم؛ میزگردی که در آن جای خالی مخالفان به شدت احساس می شد و برای جبران این فقدان، من به عنوان مصاحبه کننده نقد منتقدان را تا جای ممکن در قالب سوال مطرح کردم. گروه هنر و تجربه در ابتدای راه نجات دهنده تعداد قابل توجهی از فیلم های توقیفی بود؛ همان هایی که سال ها پشت درهای وزارت ارشاد منتظر دریافت مجوز بودند. شاید به همین خاطر این گروه کار خود را قدرتمند آغاز کرد، اما در ادامه با افت مخاطب و کیفیت آثار روبه رو شد؛ اتفاقی که انتقاد برخی سینماگران را در پی داشت. مخالفان این گروه سینمایی معتقدند هدفگذاری و تعیین استراتژی مناسبی برای این تجربه سینمایی اتخاذ نشده است. به همین خاطر مخاطبان برخی فیلم های به نمایش درآمده در سالن های هنر و تجربه انگشت شمارند.هوشنگ گلمکانی: من مطمئنم همه کسانی که به تعداد مخاطبان فیلم های هنر و تجربه معترض اند، تجربه ای از حضور در سالن های سینمایی هنر و تجربه خارج از ایران نداشته اند. این افراد در داخل ایران هم معمولا بیننده فیلم های سینمای بدنه اند و به اشتباه میزان فروش و تعداد مخاطب هنر و تجربه را با سینمای بدنه مقایسه می کنند. در تمام دنیا فیلم های هنر و تجربه برای مخاطبان انگشت شمار به نمایش درمی آید و این گروه سینمایی برای نمایش همین جور فیلم های کم مخاطب تاسیس شده است. تا جایی که یادم می آید اخیرا آماری درباره تعداد مخاطبان یکی از فیلم های هنر و تجربه منتشر شد که در یک بازه زمانی، سه، چهار بیننده بیشتر نداشت!گلمکانی: چنین چیزی صحت ندارد. این آمار مربوط به فیلم هایی است که به صورت تک سانس به نمایش درمی آیند. برای بررسی تعداد مخاطب باید میانگین تعداد تماشاگران چند فیلم را با هم مقایسه کرد نه پایین ترین رقم ها را.شاهین امین: در بهار 96 که فروش فیلم ها نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته، افت داشته، ضریب اشغال فیلم های هنر و تجربه در سینماها 14 درصد و ضریب اشغال فیلم های سینمای بدنه 10 درصد است. این در حالی است که ضریب اشغال صندلی سینماها سال 95، روزهایی که استقبال خوبی از فیلم ها می شد، 15 درصد و همان زمان ضریب اشغال صندلی های هنر و تجربه 27 درصد بود.گلمکانی: طبیعتا میزان فروش یک فیلم در 30 سینما با فروش یک فیلم در چهار سانس متفاوت است. گروه هنر و تجربه اتفاقا مختص فیلم هایی است که به خاطر نداشتن تماشاگر برخی سانس های آنها کنسل می شود. کسانی که به تعداد مخاطبان این گروه معترض اند، سالن های هنروتجربه کشورهای اروپایی را با دو، سه تماشاگر ندیده اند! من در پاریس برای تماشای یک فیلم هنر و تجربه رفتم و تنها تماشاگر فیلم خودم بودم، یک بار چهار نفر در سالنی بودیم و یک بار مثلا 12 - 10 نفر. در هنر و تجربه مسائل تجاری و اقتصادی در درجه اول اهمیت قرار ندارند. در واقع اینگونه فیلم ها مثل جویباری کوچک در کنار جریان اصلی سینماست؛ جویباری که باید وجود داشته باشد تا به واسطه آن استعدادهای جوان بتوانند خودشان را معرفی کنند.محسن امیریوسفی: در سینمای ایران هر دوره ای یک چیزی مد می شود. دوره ای بحث کارگردان سالاری داغ بود و دوره ای سینمای جشنواره ای و دوره ای هم بحث سوپراستارسازی بود و حالا در دوره ای به سر می بریم که تماشاگر در سینما اهمیت پیدا کرده و این موضوع هم اتفاق بدی نیست اما متاسفانه باید بگویم که سینمای ایران تنها سینمایی در جهان است که به سینمای مستقلش نگاه حذفی دارد. می خواهم به آنهایی که طرفدار تماشاگر بیشتر در سالن های سینما هستند و کعبه آمالی به نام هالیوود و بالیوود دارند، بگویم اتفاقا سینمای مستقل در دو کشور هند و امریکا به خوبی نفس می کشد و اوضاعش از ایران خیلی هم بهتر است. در همان دنیای پول و ثروت و چرخش مالی عظیم در سینمای شان باز هم فیلم های سینمای مستقل ساخته و اکران می شوند و تماشاگر خودشان را دارند و هیچ کسی به خودش اجازه نمی دهد به حذف سینمای مستقل فکر کند. اما در سینمای ایران این اتفاق نمی افتد. به نظرم بحثی که پیرامون هنروتجربه راه افتاده، مساله نگرانی از کمبود سالن نیست، چون تعداد سالن های این گروه سینمایی که چهار تا بیشتر نیست! اما اگر موضوع تعداد مخاطبان است با همین استدلال باید سالن های نمایش دهنده سینمای بدنه را هم تعطیل کرد! چرا که سینمای ایران بعد از انقلاب تا امروز هر دهه با افت تعداد مخاطب روبه رو بوده است. به این نکته توجه کنید که ما از فروش فیلم ها و خبرهایی که در این باره منتشر می شود، حرف نمی زنیم. دهه60 فرهنگ سینما رفتن برای مردم جایگاه ویژه ای داشت. تعداد مخاطبان «عقاب ها» و «اجاره نشین ها» قابل مقایسه با فیلم های پر فروش این روزها نیست. درست است که در این سال ها dvd و ماهواره جای سینما را گرفته اند اما مگر dvd و ماهواره به کشورهای دیگر نیامده و آنها هم با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند، پس چرا میزان تماشاگران سینما و سرانه فیلم دیدن در کشورهای دیگر پایین نرفته است؟ در حال حاضر در سینمای ایران اگر از جمعیت 80 میلیونی یک میلیون نفر فیلمی را ببینند، جشن ملی می گیرند! خب این اتفاق بیشتر شبیه جوک است. الان مثلا پرفروش ترین فیلم سینمایی ما دو تا دو میلیون و سیصد هزار نفر مخاطب دارد. حال می شود این سوال را از سینمای بدنه ایران هم پرسید که به نسبت جمعیت هشتاد میلیونی ایران که باید حداقل 30 میلیون سینمارو داشته باشد چرا کمتر از 10 درصد از این تعداد مردم به سینما می روند؟! چرا دیگر سینما رفتن جزیی از آیین ها و رفتار گروهی مردم نیست؟ درست است که زمین همیشه کج است و ما یاد گرفتیم بد رقصیدن مان را گردن دیگران بیندازیم و در اینجا هم گردن دولت می افتد. خود من بزرگ ترین مشکلات کاری را در تمام عمر کاری ام با همین سیستم مدیریت دولتی دارم، اما دولت ها به تنهایی مقصر نیستند و باید خود سینما را هم مورد آسیب شناسی قرار داد. در سال های اخیر فیلم هایی با مضامین سطحی، همه سینما را گرفته اند. نمی گویم این فیلم ها در سینما نباشد، اما باید قسمتی از این حوزه باشد نه تمام آن. در چنین شرایطی به نظرم سینمای هنروتجربه می تواند و باید به سینمای بدنه اعلام خطر کند. در حال حاضر سینمای ایران به جای اینکه به مشکلات خودش بپردازد که عمده آن از دست دادن تماشاگران است ولی وحدتی توسط مخالفان علیه هنروتجربه شکل گرفته که همه مشکلات را متعلق به این گروه سینمایی می داند که درصد بسیار ناچیزی از صندلی های سینمای کشور را دارند. اما من فکر می کنم مقابله با این گروه سینمایی به نوعی خودزنی کردن برای کل سینماست.گلمکانی: خانم نداف شما می توانید به ما بگویید مخالفان هنروتجربه چه گروهی هستند؟ حتما شما جواب این سوال را بهتر از من می دانید اما به نظرم اگر سرآغاز این دعوا را بررسی کنیم، ممکن است به نتایجی برسیم. دعوایی که با اکران همزمان فیلم های سینمای بدنه در هنروتجربه آغاز شد. گلمکانی: نه این دعوا قبل از اینها شروع شد. من می خواهم بدانم آیا مردم همان هایی که اصلا سینما نمی روند، مشکلی با فعالیت هنروتجربه دارند؟ مخاطبان سینما چطور؟ آنها از چهار سالنی که در اختیار این گروه سینمایی است دلخورند؟ پاسخ این سوال ها کاملا واضح است؛ کسی که می خواهد در سینما یک کمدی عامه پسند را ببیند، اصلا خبر ندارد که گروه هنر و تجربه هم وجود دارد! این گروه سینمایی تعداد اندکی تماشاگر دارد که تنوع منوی سینمایی فیلم ها در تهران (و چند شهر دیگر) و بیشتر شدن امکان انتخاب شان خوشحال اند. اما بخشی از این مخالفت ها مربوط به منتقدان و روزنامه نگاران است که نقد کردن بخشی از ذات کارشان است. در نتیجه بیشتر مخالفت ها از سمت خود سینماست. در حالی که آدم های اصلی سینما باید متوجه باشند موج عظیمی از جوان ها متقاضی حضور در عرصه سینما هستند. سینماگران باید این واقعیت را بپذیرند که در 10 سال اخیر هجوم جوان ها به سینما بیشتر شده و یکی از دلایل این اشتیاق تحول تکنولوژی است. تفکر حاکم بر صنعت سینمای ایران یک تفکر سنتی است و مثل همیشه تفکرات سنتی در کشور ما در برابر پدیده های نو مقاومت می کند. از جنبه اقتصادی هم هنر و تجربه برای فیلمسازانی که تفکر سنتی دارند، خطری بالقوه است که بیم آن دارند بالفعل شود. ما ظرفیت ها و امکانات محدودی در حوزه سینما داریم و عده ای می خواهند این امکانات بین آدم های محدود تری تقسیم شود.پیش از به راه افتادن گروه هنر و تجربه به دلیل بروکراسی موجود در فیلمسازی، جوانی که می خواست فیلم بسازد باید تهیه کننده باسابقه ای پیدا می کرد و سرمایه ای را که از منبعی جذب کرده بود در اختیار او می گذاشت تا بتواند فیلمش را بسازد. خیلی از تهیه کنندگان فقط با دادن کارت تهیه کنندگی شان به کسانی و بدون انجام دادن کاری چند ده میلیون تومان صاحب می شدند که اسم شان تهیه کننده صوری است. بعد از راه افتادن گروه هنر وتجربه خیلی از مشتاقان فیلمسازی مجال پیدا کردند بروکراسی موجود را دور بزنند. آنهایی که از این بروکراسی نفع می بردند، از جمله معترضان گروه هنر وتجربه اند. اما برای مخالفت شان به بهانه های دیگری متوسل می شوند. پس منطقی نیست تنها دلیل اعتراض شان اکران همزمان فیلم های سینمای بدنه در سالن های هنر و تجربه باشد. چون نمایش این فیلم ها در دوره ای اتفاق افتاد به قصد آزمون و خطا. این چیزی است که در مرامنامه گروه هنر و تجربه هم نوشته شده اما مخالفان بدون خواندنش این ایراد را می گیرند. هنر و تجربه نباید فقط بر چند فیلمی که با آنها قرارداد پخش و نمایش بسته، تمرکز کند. ما نگاه مان به کل تولیدات سینمای ایران است و می خواهیم فیلم های هنری و تجربی دیگری را هم که خارج از این گروه نمایش داده می شوند آدرس بدهیم. با این همه قبول دارم تعداد سانس های این فیلم ها کمی زیاد بود. اما این آزمون و خطا آنقدر نیاز به جنجال نداشت که به بهانه اش کل موجودیت این گروه را زیر سوال ببرند.امین: ما اگر بخواهیم بحث هزینه- فایده کنیم، که بحثی کاملا عینی است و کارکردهای هنروتجربه را بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم سینمای ایران باید این گروه را حلوا حلوا کند! هنروتجربه از نظر بهره وری دو کارکرد دارد، یکی از این کارکردها، اقتصادی است. بیش از 10 مصاحبه طی سال های اخیر موجود است که در آن آقای فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش و تهیه کنندگان سینما به این نکته اذعان داشتند که هنروتجربه باری را از دوش سینمای ایران برداشته است. فشاری که از سمت برخی فیلمسازان وارد می شد و انتظار داشتند آثارشان اکران شود. یک گروه کوچک با چهار سالن سینما، فیلم هایی را که مناسب اکران گسترده نیستند، روی پرده برده است. خب می دانید که ما در سینمای ایران توزیع فقر می کنیم! در چنین حالتی نباید فیلم هایی که با هزینه های اندک ساخته شده اند، با فیلمی که سه میلیارد تومان صرف ساخت آن شده، مقایسه کنیم. اتفاقا خیلی از فیلم هایی که در هنروتجربه اکران می شوند، به لحاظ مالی و به نسبت هزینه شان درآمد مناسبی دارند. به این می گویند بهره وری با امکانات کم و بازدهی مناسب. یعنی وقتی فیلمی با بودجه 100 میلیون تومانی ساخته شده وقتی فقط از هنروتجربه همین مقدار یا بیشتر درآمد دارد یعنی سود. مساله بعدی این است که به واسطه هنروتجربه فیلمسازان بسیاری به سینما معرفی شدند، به جز محسن امیریوسفی، مجید برزگر و شهرام مکری که پیش از شکل گیری این گروه، اسم شان شنیده شده و فیلم های شان اکران نشده بود، بقیه فیلمسازان اصلا اجازه شناخته شدن و حتی نفس کشیدن در فضای سینما نداشتند. در شرایطی که بازدهی خیلی از شرکت های دولتی و خصوصی در ایران به 10درصد هم نمی رسد، بازدهی گروه هنرو تجربه بیش از 50 درصد بوده است. هنر و تجربه تا حالا بیش از 10 فیلمساز خوب و مستعد به سینما معرفی کرده که در شرایط عادی بعید بود در سینمای بدنه مجال ظهور و بروز داشته باشند. فیلمسازانی مثل فائزه عزیزخوانی، پیمان حقانی، تیمورتاش، مرتضی فرشباف، عادل یراقی، کاوه ابراهیم پور، امیر توده روستا و.... علاوه بر این توانسته اند کسب و کار خرد و اندکی به راه بیندازند. خیلی از فیلمسازان این گروه با پول توجیبی شان فیلم ساخته اند. پس به لحاظ اقتصادی و فرهنگی این گروه سینمایی تا اینجا مفید فایده است. این را هم بگویم بسیاری از مخالفان هنروتجربه، نه فیلم های این گروه سینمایی را می بینند و نه مطالب مربوط به هنروتجربه را درست می خوانند. آنهایی که در این چند وقت در مخالفت با هنروتجربه تندروی کردند، فقط کافی است اسم 10 فیلمی را که در هنر و تجربه دیده اند، بگویند. مثلا چند وقت پیش آقای سیروس الوند گفته بود مشکل گروه هنروتجربه تغییر پیاپی مدیریت است. یعنی این جمله شاهکار بود! آقای الوند با تمام احترامی که برای شان قایلم گفته است وجود هنروتجربه خوب است اما اکوسیستم سینما را به هم زده! این حرف یعنی چی؟! یعنی یک سالن سینما فرهنگ اکوسیستم سینما را به هم زده است؟! واقعیت این است که ما حرف زدن بدون دقت به آمار و اطلاعات واقعی و نه حرف های دوستان را خوب بلدیم! کسانی که یک بار تجربه اکران در گروه هنروتجربه را داشتند، حاضرند فیلم بعدی شان را با همین شیوه اکران کنند؟ فائزه عزیزخانی: جریان هنر و تجربه آنقدر دانشجویی و جمع و جور است که من از این بحث ها تعجب می کنم! بحث هایی که پیرامون این گروه شکل گرفته نشان دهنده ترسی است که آقای گلمکانی از آن حرف زد. عده ای در سینمای ایران هستند که نمی خواهند گاردشان را باز کنند و کسی را به جمع شان راه بدهند، اما به نظرم تاریخ مصرف این جبهه گیری ها گذشته است. بهانه هایی هم که می آورند هیچ ربطی به چرخه اقتصادی سینما ندارد. می دانید هنروتجربه جلوی چه اعتراض بزرگی را گرفته است؟! نسلی در سینمای ایران مدام فیلم ساختند و فیلم های شان در کمدها ماند. خیلی وقت ها به ژانرهای مختلف پناه بردند و برای دیده شدن استراتژی شان را تغییر دادند. حق انتخاب دیگری هم به جز سینما نداشتند، حالا که این انتخاب کوچک برای شان ایجاد شده، عده ای جلوی این روزنه را گرفته اند!اما در پاسخ به سوال تان باید بگویم معلوم است من فیلمساز علاقه ندارم فیلمم را در هنروتجربه اکران کنم! چرا باید در دو سالن فیلمم را نمایش دهم؟! من هم دلم می خواهد اتفاق استاندارد برای فیلمم بیفتد! اما وقتی مجبورم بین چیزی که وجود ندارد (اکران عمومی) و هنروتجربه یکی را انتخاب کنم، خب انتخابم دومی است و برای این کار دست هنروتجربه را هم می بوسم. این گروه بستری کوچک را فراهم کرد اما همین بستر کوچک را هم تحمل نمی کنند. همه آنهایی که فیلم می سازند اگر همین چند سانس را هم برای اکران نداشته باشند، بالاخره جایی صدای شان بلند می شود. با این حرف ها هنروتجربه معبر و گذرگاه برای برخی فیلمسازان است. این با ایده تقویت سینمای مستقل در تضاد نیست؟ یا اینکه ما اصلا صنعت سینما نداریم که بخواهیم به پیشرفت سینمای مستقل در این ساز و کار فکر کنیم!گلمکانی: عنوان سینمای مستقل برای برخی فیلم ها در سینمای ایران به دلیل تعریف جهانی آن بحث برانگیز است. به نظرم بهتر است وارد این مساله نشویم چون خیلی از فیلم هایی که در هنروتجربه اکران می شوند در دسته بندی سینمای مستقل جا نمی گیرند. اما مساله اینجاست در کشوری که استانداردهای تعداد صندلی برای هر 100 یا 1000 نفر پایین تر از استانداردهای جهانی است و تعداد تولیدات بیش از این ظرفیت است، دعوا بر سر صندلی سینما، عادی است. حرف های خانم عزیزخانی حرف دل بسیاری از کسانی است که فیلم شان در هنروتجربه به نمایش درمی آید و همه می خواهند امکانات و صندلی های بیشتری داشته باشند. در این میان تعداد کمی تصور می کنند جایگاه شان در همین یکی دو سالن است و اگر فیلم شان در بیست سالن به نمایش درآید، به ضررشان است. اما مقصر این کاستی ها گروه هنروتجربه نیست. مناسبات سینمای ایران به نحوی است که به آنها اجازه نمی دهد جایگاه مورد نظرشان را پیدا کنند. من مطمئنم خیلی از فیلمسازانی که فیلم شان در گروه هنر و تجربه اکران می شود قبلش سراغ پخش کننده های سینمای بدنه رفته اند و کسی حاضر نشده فیلم شان را پخش کند. این طبیعی است. آقای گلمکانی با توجه به اظهارات شما ما نمی توانیم هنر و تجربه را در ایران با مدل جهانی آن مقایسه کنیم. در سینمای ایران کارگردان و فیلمساز راه دیگری برای نمایش فیلمش ندارد جز اینکه سراغ هنرو تجربه برود. حتما در مدل جهانی این اجبار وجود ندارد. امین: در جهان انواع مدل های نمایش وجود دارد اما ما در ایران انواع فیلم و نمایش نداریم. یک مدل نمایشی بوده که تا امروز همان اجرا می شود. همین حالا اگر سری به دفاتر پخش ما بزنید می بینید یک مدل سنتی عقب مانده از همان روزها تا امروز وجود دارد و مدل دیگری را هم نمی پذیرند. اما در دنیا چون مدل های مختلف نمایش وجود دارد، مدل هنروتجربه پذیرفته شده است. با این همه باید به این نکته توجه کنیم هنروتجربه اکران فیلمخانه ای مانند سینماتک نیست، مدل اکران محدود در سینماست. در حال حاضر امکانات حداقلی برای هنروتجربه در شهری مثل تهران باید یک پردیس سه سالنی باشد، خب وقتی چنین اتفاقی نیفتاده باید بگوییم امکانات این گروه زیر حداقل است. آقایان می خواهند همین امکانات حداقلی را هم زمین بزنند. سالن شماره 2 سینما فرهنگ را از هنر و تجربه قصد دارند بگیرند، در حالی که اگر این سالن تمام سانس هایش در کل سال کامل فروش کند، مبلغی که به تهیه کننده می رسد، 700 میلیون تومان است. تازه این اتفاق هم هیچ وقت نمی افتد اما دیدید بابت این سالن و این مبلغ چه جنجالی به پا کردند.گلمکانی: اگر دنبال الگوهای جهانی هنر و تجربه می گردید، باید بگویم سینمای هنر و تجربه فرانسه 50، 60 سال قدمت دارد. متاسفانه ما آنقدر ملت عجولی هستیم که حاضر نیستیم پنج، شش سال صبرکنیم. شکل سنتی تولید و نمایش در دنیا اینطور بوده که وسایل فیلمسازی در دست عده معدودی سرمایه گذار قرار داشته و فیلمساز باید به ساخت فیلمی فکر می کرده که بتواند حداقل نیمی از این سالن ها را پر کند. در سال های اخیر وضعیت، متفاوت تر از قبل شده است. برخلاف گذشته که سینماگران برای ساخت فیلم راهی جز ثبت نام کردن در فارابی و انتظار برای دریافت دوربین و تجهیزات و مواد خام نداشتند، حالا دیگر نیازی به این مجوزها و تجهیزات نیست و به تعبیری، قدرت توزیع شده است. حالا با همین گوشی های تلفن همراه هم می شود فیلم ساخت. حالا می شود بروکراسی را دور زد. در بخش نمایش هم تنوع امکانات عرضه و نمایش به وجود آمده است. اگر زمانی فیلم ها تنها در سینما یا تلویزیون که در کشور ما حکومتی و انحصاری است به نمایش درمی آمدند، حالا شبکه نمایش خانگی هم هست، به اضافه امکان نمایش در سالن های کوچک غیررسمی و خیلی راحت می توان فیلم را در اینترنت آپلود کرد و به دست همه رساند. این روزها مردم در خانه های شان هم پرده سینما دارند و مسوولان محترم هم نمی توانند این وضعیت را کنترل کنند، اگر می توانستند، حتما این کار را می کردند!ضمن اینکه در گذشته وقتی فیلمسازی می خواست فیلم بسازد، در قصه، انتخاب بازیگر، پروداکشن و... باید چیزهایی را در نظر می گرفت که به واسطه آنها بتواند سالن بزرگی را پر کند. در حالی که امروز فیلمسازانی با تفکرات و ایده هایی وجود دارند که دنبال تماشاگران میلیونی نیستند. به نظرم این اتفاق عین دموکراسی است، اینکه زمانی خدمات برای اکثریت سینمارو بود و در حال حاضر اقلیت هم حق انتخاب دارند. گروه هنروتجربه به نوعی معنای دموکراسی است. هم برای فیلمساز و هم برای تماشاگری که انتظار انتخاب و تماشای فیلم های متنوع تری را دارد.فرض را بر این بگذارید که خانه سینما یا مسوولان سینمایی یا هر نهاد و مقام دیگری گروه هنروتجربه را تعطیل کنند، جز اینکه دل عده ای در سینما خنک می شود، چه اتفاق مثبت دیگری می افتد؟ این کار چه سودی برای مخالفانش دارد؟ اگر مشکل بودجه ای است که صرف این گروه می شود که مبلغ آن اعلام شده است. دو میلیارد و 500 میلیون تومانی که بودجه تولید یک فیلم معمولی در سینمای بدنه است. آن وقت می گویند هنروتجربه بودجه دولت را هدر می دهد! در سراسر جهان دولت ها برای فعالیت های فره ...

ادامه مطلب  

انتقاد از شعارهای بدون عمل مسئولان/ وقتی سینمای کودک دچار «غربت» و «غفلت» شده است  

درخواست حذف این مطلب
: به مناسبت برگزاری جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان برخی از سینماگران حوزه «کودک و نوجوان» با بیان مشکلاتی که شاهراه تولید در این گونه سینمایی را مسدود کرده است از بی تدبیری مدیران، عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی و شعارهای بدون عمل، به عنوان اصلی ترین مسائل تولید و اکران فیلم های کودک نام بردند. به گزارش خبرنگار ، بسیاری از اهالی سینمای کشور که جزو فعالان و دغدغه مندان سینمای کودک و نوجوان بوده و همچنان دغدغه رشد و ارتقای این سینمای مهم را دارند مدت ها است به این باور رسیده اند که وضعیت سینمای کودک و نوجوان در کشور به بحرانی ترین حالت ممکن رسیده و این گونه مهم سینمایی در حال نابودی و اضمحلال کامل است.آن ها با تأکید بر اینکه از تولید فیلم های کودکان و نوجوانان حمایت نمی شود و تنها عده ای محدود از اهالی سینما که وابسته به برخی جریان های خاص و مافیایی هستند می توانند بودجه های هنگفت برای تولید فیلم های کودک دریافت کنند اما به دلیل عدم علاقه به این حوزه و همچنین فقدان تخصص لازم نمی توانند آثار ارزشمند برای کودکان و نوجوانان در سینمای کشور خلق کنند اظهار داشتند: همه این اتفاقات باعث آن شده تا ما امروز دیگر سینمایی برای کودکان و نوجوانان نداشته باشیم و همه ساله جشنواره ای برگزار کنیم که بیشتر شبیه به مراسم عزا برای سینمای کودک و نوجوان است!متأسفانه در ایران توجه به سینمای کودک و نوجوان تاکنون محقق نشده و هرچند که بسیاری از دست اندرکاران و مسئولین سیاست گذار در امور سینمایی کشور سال ها است دغدغه آن را دارند که سینمای کودک در ایران به جایگاه ویژه ای دست پیدا کند و بتواند نه تنها در کشور که با کودکان جهان ارتباط برقرار نموده و سهمی در سینمای جهانی داشته باشد اما این امر به دلایل مختلف که اغلب به فقر سینمای ایران از لحاظ فنی و تکنیکی، ساختار و داستان پردازی باز می گردد محقق نشده است.سینمای کودک و نوجوان از جمله موضوعات زیرشاخه جریان اصلی سینماست که اگر به درستی به آن پرداخته شود می تواند تاثیرات مثبت زیادی را برای نسل های آینده در زمینه های گوناگون فراهم آورد. سینمای کودک نیاز مبرم برای هر جامعه ای است و نباید سهل انگارانه از کنار آن عبور کرد. هر چند که سال های سال است سینمای کودک در ایران مورد بی مهری قرار گرفته و از سوی مسئولان و تهیه کننده ها حمایتی از این سینمای رو به زوال نمی شود.*********************************در همین رابطه با ۲۲ تن از اهالی سینمای کشور خانم ها و آقایان: غلامرضا گمرکی، بهروز غریب پور، محمد نیک بین، امید نیاز، حجت الله سیفی، داریوش بابائیان، سهیل موفق، رهبر قنبری، مهدی سجاده چی، آرش معیریان، ملیکا زارعی، حسن علیمردانی، سیدجواد هاشمی، اسماعیل براری، کیانوش دالوند، علی شاه حاتمی، مجید قناد، هاتف علیمردانی، چیستا یثربی، رحیم بهبودی فر، جبار آذین و نیلوفر محمودی با ما گفتگو کردند که ماحصل این گفتگوها برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است.*********************************غلامرضا گمرکی تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: دست هایی مانع از فعالیت و حضور دغدغه مندان و سینه سوختگان برای تولید آثار کودک در سینما می شوند؛ «مافیا» همین است، پدیده پیچیده تری نیست و متأسفانه ما سال ها است با این معضل اساسی در سینمای کودک مواجهیم و مسئولان ذیربط هم هیچ تدبیری برای برون رفت از این شرایط دهشتناک ندارند. متأسفانه برخلاف سال های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی دیگر سینمای کودک سینمایی به صرفه و پولساز نیست؛ عدم حمایت مسئولان دولتی از این سینما و سینماگران این حوزه باعث شده تا سینمای کودک از نظر کمی و کیفی سال به سال بیشتر دچار بحران و آسیب شود و به همین علت این گونه مهم سینمایی برای مخاطبان جذابیت خود را از دست داده است.بهروز غریب پور نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: من با صراحت در یک جمله حرفم را بیان می کنم، متأسفانه کار برای کودک در همه زمینه های فرهنگی و هنری اعم از سینما، تئاتر، قصه نویسی و... جدی گرفته نمی شود و این اتفاق باعث شرمساری و تأسف برای یکایک ما است؛ ما در شعارهای مان «مرگ بر آمریکا» می گوییم اما از روی برنامه ها و انیمیشن های آن ها تقلید می کنیم و برای کودکان مان خوراک فرهنگی تولید می کنیم، این تضاد آشکار شعار و عمل و نادیده گرفتن جنبه های منفی این کار باعث خجالت و شرمساری برای مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است. ما در کشوری زندگی می کنیم که گوشه گوشه آن در قومیت های مختلف سرشار از قصه ها و افسانه های بومی است. ما در ملیت مان با افسانه های باشکوهی روبرو هستیم که هریک از آن ها می توانند دستمایه تولید ده ها اثر سینمایی و هنری قرار بگیرند اما مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور با بی تدبیری مفرط هیچ توجهی به این مسائل ندارند و ترجیح می دهند همچنان از فیلمسازانی حمایت کنند که قصدشان تبلیغ و ترویج داستان ها و فرهنگ و افسانه های غربی است!محمد نیک بین تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: سیاست گذاری های غلط، نگرش های قدیمی در بین سینماگران و متولیان این گونه مهم سینمایی و عدم حمایت مدیران سینمای کودک را دچار آسیب و بحران کرده است و این وظیفه مسئولان سینمای کشور است که با درایت این معضلات مهم و اساسی را برطرف کنند و نگذارند بیش از این سینمای کودک در کشور با آسیب و خلل مواجه شود. سینمای کودک سینمایی است که باید برای سنین مختلف از خردسال تا کودک و نوجوان تولیدات گوناگون داشته باشند؛ آنچه یک خردسال قرار است در سینما تماشا کند با آنچه یک کودک می بیند و آنچه یک نوجوان انتظار دارد تفاوت هایی از زمین تا آسمان دارند و از این رو ما در وهله اول نیازمند آن هستیم تا تفکیک درست و اساسی میان آثاری که در یک جمله به آن «فیلم های سینمای کودک» می گوییم قائل شویم و مسیر درستی را برای جذب حداکثری آحاد خردسالان، کودکان و نوجوانان در سینما پیدا کنیم.امید نیاز کارگردان فیلم های کودک و نوجوان در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: برگزاری جشنواره کودک طی این سال ها محلی برای وعده ها و شعارهای قشنگ مسئولان سینمایی و حضور دکور گونه سینماگران بی ربط به سینمای کودک بوده است چرا که پشت برگزاری این جشنواره هیچ سیاست گذاری صحیح و روشنی وجود ندارد و مسئولان که رفتار بچه گانه ای با این جشنواره سینمایی دارند همه ساله هیجان زده دور هم جمع می شوند و تفریح و استراحت می کنند و بعد از یک هفته بریز و بپاش سینمای کودک را به حال خود رها می کنند. پرداختن به سینمای کودک و توجه به این گونه مهم سینمایی یکی از ضروریات هر جامعه ای محسوب می شود؛ این سینما ضروری است به دلیل آنکه از لحاظ روانشاختی و تربیتی و آموزشی، کودکان و نوجوانان آمادگی پذیرش و آموزش دیدن را در آن دارند. ما می توانیم با تولید آثار ارزشمند در سینمای کودک کودکان مان را درست تربیت کرده و آموزش دهیم.حجت الله سیفی کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: مدیران کارنابلد طی چند دهه اخیر ضمن شعار دادن مبنی بر حمایت از سینمای کودک تنها بودجه های این بخش را به هدر داده اند و متأسفانه هیچ کار اصولی، خردمندانه و عقلانی در راستای ارتقای سینمای کودک توسط آن ها انجام نشده است. توجه به سینمای کودک یکی از نیازهای ضروری هر جامعه ای است؛ همانطور که یکی از نقاط قوت هر کشور و جامعه ای جوان بودن افراد آن است این مسأله بسیار مهم است که این نسل نو با ابزارهای مختلف فرهنگی و هنری از جمله سینما بتوانند به بهترین و جذاب ترین شیوه ممکن با اصول اجتماعی و تربیتی آشنا شوند.داریوش بابائیان تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: مدیران سینمای کشور سال ها است نسبت به سینمای کودک جفا می کنند؛ بی مهری و بی توجهی های مفرط مدیران سینمای کشور نسبت به این گونه مهم سینمایی باعث شده تا بسیاری از دغدغه مندان و فعالان عرصه سینمای کودک عطای حضور در این عرصه را به لقایش ببخشند و دیگر توانی برای حضور و فعالیت در این راستا نداشته باشند. دغدغه بنده از ابتدای حضورم در سینما فیلمسازی برای کودکان و حمایت از آثار سینمای کودک بوده است چرا که اولاً عاشقانه کودکان سرزمینم را دوست دارم و در ثانی معتقدم توجه به سینمای مهم و ارزشمند کودک می تواند تأثیرات مثبت شگرفی بر آینده کشور داشته باشد.سهیل موفق کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: مدیران سینمای کودک شعارهایی زیبا و عملکردی زشت دارند! بنده آرزویم این است که ای کاش شعارهای مدیران و مسئولان سنخیتی با عملکردشان داشت؛ این شعارها به تنهایی فایده ای ندارند و تنها در صورتی می توانند توجیه پذیر باشند که تبدیل به عمل شوند. ما در سینمای کشور با آسیب ها و مشکلات زیادی در حال دست و پنجه نرم کردن هستیم؛ قطعاً سینمای کودک هم به عنوان یکی از زیرمجموعه های سینمای کشور از این آسیب ها در رنج است.رهبر قنبری کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: آقای حیدریان! من و پیرهایی امثال من را از سینمای کودک حذف کنید و با حمایت از نسل جوان روح تازه ای بر کالبد سینمای مرده کودک بدمید؛ مطمئن باشید با این کار ما پیرها نخواهیم مرد!؛ بیکاری ما بسیار بهتر از آن است که همواره شاهد اضمحلال و مرگ سینمای کودک و نوجوان باشیم. بیایید برای یک بار هم که شده جلوی رانت خواری ها و تخصیص بودجه های میلیاردی به نزدیکان و دوستانی که ذهن های فسیل شده است را بگیرید و صواب دنیا و آخرت را نصیب خود سازید! این باعث شرم و تأسف است که سینمای کودک امروزه جایگاه حضور کسانی است که ذهن شان فسیل شده است؛ پیرمردها و پیرزن هایی که به هیچ عنوان نمی توانند در آثارشان خلاقیت، نوآوری و فانتزی داشته باشند و با کودکان و نوجوانان امروزی ارتباط برقرار کنند. پس چرا باید این بودجه ها به آن ها داده شود و نسل جوان آگاه، باسواد، به روز و مدرن بیکار و خانه نشین باشد؟مهدی سجاده چی فیلمنامه نویس سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: دلیل برگزاری جشنواره های ورشکسته ای مانند فیلم کودک را هرگز متوجه نمی شوم!؛ اصولاً جشنواره های فیلم کودک چه در اصفهان و همدان برگزار شوند چه در «پونا» ی هند و یا هر جای دیگر دنیا اصولاً جشنواره های ورشکسته ای هستند که بی جهت و بی هدف برای برگزاری شان هزینه می شود چرا که هیچ عایدی مثبتی برای سینما در پی ندارند. بنده تأکید می کنم امروزه در دنیا سینمایی با عنوان «کودک» وجود ندارد؛ در بسیاری از کشورهای سوسیالیستی دنیا هم که برای امور فرهنگی اهمیت بسیار ویژه ای قائل می شوند این تلویزیون ها و به خصوص تلویزیون های دولتی هستند که مبادرت به برنامه سازی برای کودکان و نوجوانان می کنند و سینما اصولاً کمتر به تولید فیلم مختص کودکان می پردازد.آرش معیریان کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: بی توجهی مسئولان سینمای کودک را به نابودی و انحطاط کشیده است؛ علیرغم شعارهای متعدد مبنی بر حمایت از سینمای کودک ما شاهد هیچ نوع حمایتی از سوی مدیران و مسئولان سینمای کشور برای تولید، پخش و اکران آثار سینمای کودک نیستیم و همین امر باعث شده تا بسیاری از فعالان دغدغه مند این عرصه ترجیح دهند تا حوزه فعالیتی خود را عوض کرده و در ژانرهای دیگر مبادرت به فیلمسازی کنند. سینمای ...

ادامه مطلب  

انتقاد از شعارهای بدون عمل مسئولان/ وقتی سینمای کودک دچار «غربت» و «غفلت» شده است  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: به مناسبت برگزاری جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان برخی از سینماگران حوزه «کودک و نوجوان» با بیان مشکلاتی که شاهراه تولید در این گونه سینمایی را مسدود کرده است از بی تدبیری مدیران، عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی و شعارهای بدون عمل، به عنوان اصلی ترین مسائل تولید و اکران فیلم های کودک نام بردند. به گزارش خبرنگار سینماپرس، بسیاری از اهالی سینمای کشور که جزو فعالان و دغدغه مندان سینمای کودک و نوجوان بوده و همچنان دغدغه رشد و ارتقای این سینمای مهم را دارند مدت ها است به این باور رسیده اند که وضعیت سینمای کودک و نوجوان در کشور به بحرانی ترین حالت ممکن رسیده و این گونه مهم سینمایی در حال نابودی و اضمحلال کامل است.آن ها با تأکید بر اینکه از تولید فیلم های کودکان و نوجوانان حمایت نمی شود و تنها عده ای محدود از اهالی سینما که وابسته به برخی جریان های خاص و مافیایی هستند می توانند بودجه های هنگفت برای تولید فیلم های کودک دریافت کنند اما به دلیل عدم علاقه به این حوزه و همچنین فقدان تخصص لازم نمی توانند آثار ارزشمند برای کودکان و نوجوانان در سینمای کشور خلق کنند اظهار داشتند: همه این اتفاقات باعث آن شده تا ما امروز دیگر سینمایی برای کودکان و نوجوانان نداشته باشیم و همه ساله جشنواره ای برگزار کنیم که بیشتر شبیه به مراسم عزا برای سینمای کودک و نوجوان است!متأسفانه در ایران توجه به سینمای کودک و نوجوان تاکنون محقق نشده و هرچند که بسیاری از دست اندرکاران و مسئولین سیاست گذار در امور سینمایی کشور سال ها است دغدغه آن را دارند که سینمای کودک در ایران به جایگاه ویژه ای دست پیدا کند و بتواند نه تنها در کشور که با کودکان جهان ارتباط برقرار نموده و سهمی در سینمای جهانی داشته باشد اما این امر به دلایل مختلف که اغلب به فقر سینمای ایران از لحاظ فنی و تکنیکی، ساختار و داستان پردازی باز می گردد محقق نشده است.سینمای کودک و نوجوان از جمله موضوعات زیرشاخه جریان اصلی سینماست که اگر به درستی به آن پرداخته شود می تواند تاثیرات مثبت زیادی را برای نسل های آینده در زمینه های گوناگون فراهم آورد. سینمای کودک نیاز مبرم برای هر جامعه ای است و نباید سهل انگارانه از کنار آن عبور کرد. هر چند که سال های سال است سینمای کودک در ایران مورد بی مهری قرار گرفته و از سوی مسئولان و تهیه کننده ها حمایتی از این سینمای رو به زوال نمی شود.*********************************در همین رابطه با ۲۲ تن از اهالی سینمای کشور خانم ها و آقایان: غلامرضا گمرکی، بهروز غریب پور، محمد نیک بین، امید نیاز، حجت الله سیفی، داریوش بابائیان، سهیل موفق، رهبر قنبری، مهدی سجاده چی، آرش معیریان، ملیکا زارعی، حسن علیمردانی، سیدجواد هاشمی، اسماعیل براری، کیانوش دالوند، علی شاه حاتمی، مجید قناد، هاتف علیمردانی، چیستا یثربی، رحیم بهبودی فر، جبار آذین و نیلوفر محمودی با ما گفتگو کردند که ماحصل این گفتگوها برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است.*********************************غلامرضا گمرکی تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: دست هایی مانع از فعالیت و حضور دغدغه مندان و سینه سوختگان برای تولید آثار کودک در سینما می شوند؛ «مافیا» همین است، پدیده پیچیده تری نیست و متأسفانه ما سال ها است با این معضل اساسی در سینمای کودک مواجهیم و مسئولان ذیربط هم هیچ تدبیری برای برون رفت از این شرایط دهشتناک ندارند. متأسفانه برخلاف سال های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی دیگر سینمای کودک سینمایی به صرفه و پولساز نیست؛ عدم حمایت مسئولان دولتی از این سینما و سینماگران این حوزه باعث شده تا سینمای کودک از نظر کمی و کیفی سال به سال بیشتر دچار بحران و آسیب شود و به همین علت این گونه مهم سینمایی برای مخاطبان جذابیت خود را از دست داده است.بهروز غریب پور نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: من با صراحت در یک جمله حرفم را بیان می کنم، متأسفانه کار برای کودک در همه زمینه های فرهنگی و هنری اعم از سینما، تئاتر، قصه نویسی و... جدی گرفته نمی شود و این اتفاق باعث شرمساری و تأسف برای یکایک ما است؛ ما در شعارهای مان «مرگ بر آمریکا» می گوییم اما از روی برنامه ها و انیمیشن های آن ها تقلید می کنیم و برای کودکان مان خوراک فرهنگی تولید می کنیم، این تضاد آشکار شعار و عمل و نادیده گرفتن جنبه های منفی این کار باعث خجالت و شرمساری برای مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است. ما در کشوری زندگی می کنیم که گوشه گوشه آن در قومیت های مختلف سرشار از قصه ها و افسانه های بومی است. ما در ملیت مان با افسانه های باشکوهی روبرو هستیم که هریک از آن ها می توانند دستمایه تولید ده ها اثر سینمایی و هنری قرار بگیرند اما مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور با بی تدبیری مفرط هیچ توجهی به این مسائل ندارند و ترجیح می دهند همچنان از فیلمسازانی حمایت کنند که قصدشان تبلیغ و ترویج داستان ها و فرهنگ و افسانه های غربی است!محمد نیک بین تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: سیاست گذاری های غلط، نگرش های قدیمی در بین سینماگران و متولیان این گونه مهم سینمایی و عدم حمایت مدیران سینمای کودک را دچار آسیب و بحران کرده است و این وظیفه مسئولان سینمای کشور است که با درایت این معضلات مهم و اساسی را برطرف کنند و نگذارند بیش از این سینمای کودک در کشور با آسیب و خلل مواجه شود. سینمای کودک سینمایی است که باید برای سنین مختلف از خردسال تا کودک و نوجوان تولیدات گوناگون داشته باشند؛ آنچه یک خردسال قرار است در سینما تماشا کند با آنچه یک کودک می بیند و آنچه یک نوجوان انتظار دارد تفاوت هایی از زمین تا آسمان دارند و از این رو ما در وهله اول نیازمند آن هستیم تا تفکیک درست و اساسی میان آثاری که در یک جمله به آن «فیلم های سینمای کودک» می گوییم قائل شویم و مسیر درستی را برای جذب حداکثری آحاد خردسالان، کودکان و نوجوانان در سینما پیدا کنیم.امید نیاز کارگردان فیلم های کودک و نوجوان در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: برگزاری جشنواره کودک طی این سال ها محلی برای وعده ها و شعارهای قشنگ مسئولان سینمایی و حضور دکور گونه سینماگران بی ربط به سینمای کودک بوده است چرا که پشت برگزاری این جشنواره هیچ سیاست گذاری صحیح و روشنی وجود ندارد و مسئولان که رفتار بچه گانه ای با این جشنواره سینمایی دارند همه ساله هیجان زده دور هم جمع می شوند و تفریح و استراحت می کنند و بعد از یک هفته بریز و بپاش سینمای کودک را به حال خود رها می کنند. پرداختن به سینمای کودک و توجه به این گونه مهم سینمایی یکی از ضروریات هر جامعه ای محسوب می شود؛ این سینما ضروری است به دلیل آنکه از لحاظ روانشاختی و تربیتی و آموزشی، کودکان و نوجوانان آمادگی پذیرش و آموزش دیدن را در آن دارند. ما می توانیم با تولید آثار ارزشمند در سینمای کودک کودکان مان را درست تربیت کرده و آموزش دهیم.حجت الله سیفی کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: مدیران کارنابلد طی چند دهه اخیر ضمن شعار دادن مبنی بر حمایت از سینمای کودک تنها بودجه های این بخش را به هدر داده اند و متأسفانه هیچ کار اصولی، خردمندانه و عقلانی در راستای ارتقای سینمای کودک توسط آن ها انجام نشده است. توجه به سینمای کودک یکی از نیازهای ضروری هر جامعه ای است؛ همانطور که یکی از نقاط قوت هر کشور و جامعه ای جوان بودن افراد آن است این مسأله بسیار مهم است که این نسل نو با ابزارهای مختلف فرهنگی و هنری از جمله سینما بتوانند به بهترین و جذاب ترین شیوه ممکن با اصول اجتماعی و تربیتی آشنا شوند.داریوش بابائیان تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: مدیران سینمای کشور سال ها است نسبت به سینمای کودک جفا می کنند؛ بی مهری و بی توجهی های مفرط مدیران سینمای کشور نسبت به این گونه مهم سینمایی باعث شده تا بسیاری از دغدغه مندان و فعالان عرصه سینمای کودک عطای حضور در این عرصه را به لقایش ببخشند و دیگر توانی برای حضور و فعالیت در این راستا نداشته باشند. دغدغه بنده از ابتدای حضورم در سینما فیلمسازی برای کودکان و حمایت از آثار سینمای کودک بوده است چرا که اولاً عاشقانه کودکان سرزمینم را دوست دارم و در ثانی معتقدم توجه به سینمای مهم و ارزشمند کودک می تواند تأثیرات مثبت شگرفی بر آینده کشور داشته باشد. سهیل موفق کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: مدیران سینمای کودک شعارهایی زیبا و عملکردی زشت دارند! بنده آرزویم این است که ای کاش شعارهای مدیران و مسئولان سنخیتی با عملکردشان داشت؛ این شعارها به تنهایی فایده ای ندارند و تنها در صورتی می توانند توجیه پذیر باشند که تبدیل به عمل شوند. ما در سینمای کشور با آسیب ها و مشکلات زیادی در حال دست و پنجه نرم کردن هستیم؛ قطعاً سینمای کودک هم به عنوان یکی از زیرمجموعه های سینمای کشور از این آسیب ها در رنج است.رهبر قنبری کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: آقای حیدریان! من و پیرهایی امثال من را از سینمای کودک حذف کنید و با حمایت از نسل جوان روح تازه ای بر کالبد سینمای مرده کودک بدمید؛ مطمئن باشید با این کار ما پیرها نخواهیم مرد!؛ بیکاری ما بسیار بهتر از آن است که همواره شاهد اضمحلال و مرگ سینمای کودک و نوجوان باشیم. بیایید برای یک بار هم که شده جلوی رانت خواری ها و تخصیص بودجه های میلیاردی به نزدیکان و دوستانی که ذهن های فسیل شده است را بگیرید و صواب دنیا و آخرت را نصیب خود سازید! این باعث شرم و تأسف است که سینمای کودک امروزه جایگاه حضور کسانی است که ذهن شان فسیل شده است؛ پیرمردها و پیرزن هایی که به هیچ عنوان نمی توانند در آثارشان خلاقیت، نوآوری و فانتزی داشته باشند و با کودکان و نوجوانان امروزی ارتباط برقرار کنند. پس چرا باید این بودجه ها به آن ها داده شود و نسل جوان آگاه، باسواد، به روز و مدرن بیکار و خانه نشین باشد؟مهدی سجاده چی فیلمنامه نویس سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: دلیل برگزاری جشنواره های ورشکسته ای مانند فیلم کودک را هرگز متوجه نمی شوم!؛ اصولاً جشنواره های فیلم کودک چه در اصفهان و همدان برگزار شوند چه در «پونا» ی هند و یا هر جای دیگر دنیا اصولاً جشنواره های ورشکسته ای هستند که بی جهت و بی هدف برای برگزاری شان هزینه می شود چرا که هیچ عایدی مثبتی برای سینما در پی ندارند. بنده تأکید می کنم امروزه در دنیا سینمایی با عنوان «کودک» وجود ندارد؛ در بسیاری از کشورهای سوسیالیستی دنیا هم که برای امور فرهنگی اهمیت بسیار ویژه ای قائل می شوند این تلویزیون ها و به خصوص تلویزیون های دولتی هستند که مبادرت به برنامه سازی برای کودکان و نوجوانان می کنند و سینما اصولاً کمتر به تولید فیلم مختص کودکان می پردازد. آرش معیریان کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و یکمین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان با انتقاد از شرایط بحرانی سینمای کودک در کشور گفت: بی توجهی مسئولان سینمای کودک را به نابودی و انحطاط کشیده است؛ علیرغم شعارهای متعدد مبنی بر حمایت از سینمای کودک ما شاهد هیچ نوع حمایتی از سوی مدیران و مسئولان سی ...

ادامه مطلب  

چه کسانی سینما رکس را به آتش کشیدند؟+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
وقتی سینما رکس در آبادان با تماشاچیانش سوخت، خیلی ها تصمیم گرفتند دیگر به سینما نروند. سال ۵۷ بود و مردم هنوز نمی دانستند قرار است شش ماه بعد همه چیز زیر و رو شود.به گزارش صدخبر برای سینمای ایران و سینمادوستان، هیچ روزی تلخ تر از ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ نبود؛ روزی که ۳۷۰ تماشاچی فیلم گوزن ها در سینما رکس آبادان در آتش سوختند تا در آستانه انقلاب، یکی از بزرگ ترین جنایت های تاریخی در عرصه فرهنگ رقم بخورد. با این حال، اما ابعاد این حادثه هیچ گاه روشن نشده و با همین رویکرد در سی و پنجمین سالگرد این حادثه، ابعاد گوناگون این حادثه را از چندمنظر می بنیم. یکی از مهم ترین حوادث سال ۱۳۵۷ که در افزایش خشمگین عمومی و تسریع انقلاب ایران نقش موثر داشت، به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بود؛ فاجعه ای که شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ و در فاصله چند ماه تا پیروزی کامل انقلاب به وقوع پیوست و در آن، ۳۷۷ تماشاچی فیلم گوزن ها کشته شدند تا آخرین سانس اکران این سینما، آخرین سانس زندگی بخشی از سینمادوستان در آن دوران باشد که فیلمی متفاوت با لحنی اعتراض گونه را می دیدند.مضمون فیلم «گوزن ها» ساخته مسعود کیمیایی و نگاه اعتراضی که داشت باعث شده بسیاری به این باور برسند که مسئول کشتار به جز ساواک نبوده تا زهرچشمی از مردمی بگیرد که هوس سرنگونی شاه را کرده اند؛ اما در ادامه تلاش شد، دقیقاً نقطه مقابل را به عنوان متهم معرفی کنند که در این تغییر پیکان، ساواک نقش مؤثری داشت اما در این میان، نظریه سومی مبنی بر آتش کشیدن سینما توسط اوباش نیز منتشر شد اما این گروه سوم چه انگیزه ای داشتند؟«تابناک» در سی و پنجمین سالگرد حادثه «گوزن ها»، به بازخوانی پرونده این واقعه می پردازد؛ بخشی از این بازخوانی به پرونده جامعی باز می گردد که «تاریخ ایرانی» چندین سال پیش درباره این حادثه منتشر کرد و ابعاد گوناگون این حادثه را در گفت و گو با ناظران این ماجرا و حتی مسئولان قضایی وقت بررسی کرده بود.آمیزش بنزین و فیلم در شهر بنزین و فیلموقتی سینما رکس در آبادان با تماشاچیانش سوخت، خیلی ها تصمیم گرفتند دیگر به سینما نروند. سال ۵۷ بود و مردم هنوز نمی دانستند شش ماه بعد قرار است همه چیز زیر و رو شود. قبل از انقلاب، آبادان را شهر سینما ها می گفتند. قلب نفتی ایران، آن سال ها بعد از تهران بیشترین تعداد سینما ها را داشت. سینما رکس که سوخت، انقلاب شد و بقیهٔ سینماهای آبادان هم یواش یواش تعطیل شدند: نه مردم مثل قبل به سینما می رفتند و نه شهر، تاب سینما داشت.عمر سینما در آبادان برابری می کند با عمر بلند پالایشگاه نفت. انگلیسی ها در سال های اول ورودشان به آبادان یک دستگاه آپارات برای نمایش فیلم آوردند و در محله «بریم» یک سینمای روباز بسیار کوچک خاص خودشان ساختند. محلهٔ «ابو ابراهیم» که انگلیسی ها به دلیل سختی تلفظش به آن «بریم» می گفتند، ویژهٔ خود انگلیسی ها و البته کارکنان رتبه بالای شرکت نفت بود. هنوز هم همین طور است؛ با این تفاوت که از انگلیسی ها فقط معماری خانه هایشان به جا مانده و از خودشان اثری نیست. ایرانی ها و هندی های آن موقع آبادان از تماشای فیلم در این فیلم خانه محروم بودند و آن ها را به این سینما راه نمی دادند. بعد ها یک سینمای سیار به آبادان آوردند که «... نقاط مختلف آبادان آن روز، به میدان ها و کوچه ها می بردند و فیلم های بهداشتی را نشان می داده اند و ترقیات بریتانیای کبیر را» به نمایش می گذاشتند.سال ۱۳۱۱ هجری شمسی سینما «شیرین» در منطقهٔ شهری آبادان تأسیس شد و از همان آغاز دیدن فیلم در آبادان طرفداران زیادی پیدا کرد. سال ۱۳۲۴ هم شرکت نفت سینما تاج را ساخت. سینما تاج سابق که اکنون هم در آبادان پا برجاست، معماری انگلیسی دارد. برای ساختن این سینما همه چیز حتی آجر هایش را هم از لندن آوردند. تا سال ۱۳۵۷ جمعاً پانزده سینما در آبادان ساخته شد: تاج، نفت، گلستان، بهمنشیر و پیروز وابسته به شرکت نفت بود و بقیه برای استفادهٔ عموم آزاد: شیرین، خورشید، رکس، متروپل، نیاگارا، شهناز، ساحل، ایران، کیهان و سهیلا.پیش از آنکه سینما رکس را آتش بزنند و آدم ها را زنده زنده بسوزانند، قرار بود سینمای دیگری آتش بگیرد. حسین تکبعلی زاده، متهم ردیف نخست دادگاه عاملان آتش سوزی سینما رکس که اعدام شد، در اعترافاتش عنوان کرده بود که با همدستانش می خواستند سینما سهیلا را آتش بزنند. اما «تینر فوری بود» و قبل از آنکه آتش بگیرد، بخار شد. برنامه ها به هم خورد و عاقبت رکس آتش گرفت.عبدالعلی لهسایی زاده در کتاب «جامعه شناسی آبادان» دربارهٔ سینماهای آبادان نوشته است: «... از نظر طبقه بندی شهرداری، پنج سینمای شهر درجه دو و پنج سینما درجه ۳ بودند. سینماهای شرکت نفت از لحاظ درجه بندی این گونه بود: تاج، نفت و گلستان درجه یک و بهمنشیر و پیروز درجه ۲ بودند. از نظر گنجایش هم، سینما تاج ۱۱۷۸ نفر، گلستان ۲۵۰ نفر، نفت ۱۰۰۰ نفر و سینما بهمنشیر ۹۰۰ نفر ظرفیت داشتند».اما در مجموعه تحقیقاتی که دفتر پژوهش ها و برنامه ریزی فرهنگی در اردیبهشت سال ۱۳۵۷ دربارهٔ استان خوزستان انجام داد، سینماهای شهر آبادان نیز مورد پژوهش قرار گرفت. در کتابی که با عنوان «بررسی مراکز فرهنگی شهرهای استان خوزستان ـ کتاب چهارم» بر اساس آمار سال ۵۷ منتشر شده، چنین آمده است: «در شهر آبادان، مجموعاً ۱۵ سینما مورد شناسایی گروه اطلاعات و آمار خوزستان قرار گرفت با این تذکر که مشخصات ۸ سینما در اختیار پرسشگران این مرکز قرار نگرفت (۵ سینما به اسامی تاج، نفت، گلستان، بهمنشیر و پیروز به سبب وابسته بودن به شرکت نفت، ۳ سینما به اسامی نیاگارا، شهناز و ساحل به سبب تعطیل بودن در زمان بررسی) ».به همین دلیل هم پژوهش ها بر مبنای ۷ سینمای دیگر انجام شد: «۷ سینمای آبادان با ۵۱۲۰ متر مربع سطح کل و ۴۹۸۰ متر مربع سطح زیربنا به ترتیب ۰/۸۹ درصد از سطح کل و ۲/۳۸ درصد از سطح زیربنای مراکز فرهنگی شهر آبادان را شامل می شوند. بیشترین سطح اشغال شده توسط این مراکز ۱۵۰۰ متر مربع و کمترین سطح ۴۲۰ متر مربع است. با توجه به اینکه به استثنای یک سینما که ۱۴۰ متر مربع فضای آزاد در اختیار دارد، تمام سطح اشغال شده توسط این مراکز مربوط به سطح زیربنا است ».گنجایش سینماهای شهر آبادان از ۶۸۰ صندلی که کمترین تعداد تا ۱۰۰۰ صندلی که بیشترین تعداد است متفاوت بوده است. از تأسیس اولین سینمای آبادان تا سال ۱۳۴۶ که آخرین سینمای این شهر تاسیس شد، ۵ سینمای دیگر در این شهر شروع به فعالیت کرده اند.در ادامهٔ پژوهش های مربوط به سینماهای آبادان چنین آمده است: «از نظر نحوه تصرف، ۴ سینما ملکی و ۳ سینما استیجاری بوده است. از نظر طبقه بندی شهرداری ها ۵ سینما درجه ۲، و ۲ سینما درجه ۳ شناخته شده اند. از نظر زمان نمایش فیلم (سانس) ۴ سینما دارای ۴ نوبت نمایش و ۳ سینما دارای ۵ نوبت نمایش بوده اند. نوع فیلم های مورد نمایش از لحاظ کشور سازنده فیلم بدین ترتیب بوده که ۳ سینما اقدام به نمایش فیلم های خارجی می کرده اند و ۴ سینما، هم فیلم های خارجی و هم فیلم های ایرانی نمایش می داده اند. فیلم های خارجی نمایش داده شده در این سینما ها به ترتیب اولویت ساخت کشورهای ایتالیا، آمریکا، ژاپن، هندوستان، چین (هنگ کنگ)، انگلستان و فرانسه بوده اند.»بر اساس همین پژوهش «اداره امور سینماهای آبادان توسط ۴۴ کارمند مرد شامل ۷ تن مدیر سینما، ۴ تن مدیر داخلی، ۷ تن آپاراتچی، ۱۲ تن کنترل چی و راهنما، ۵ تن بلیط فروش و ۹ تن سرایدار و نظافتچی و متصدی بوفه صورت می گرفته است. با توجه به اینکه سن تمام این کارکنان بین ۱۶ تا ۷۰ سال متفاوت بوده و میزان تحصیلاتشان (به استثنای نظافتچی ها که بی سواد بوده اند) از ششم ابتدایی تا دیپلم متوسطه متفاوت بوده است.»اما در کتاب «جامعه شناسی آبادان» اطلاعات دیگری مربوط به اینکه کدام سینما در کجای شهر قرار گرفته و مخاطبانشان از چه قشری بودند، به چشم می خورد. از جمله اینکه سینما تاج سابق و «نفت» فعلی در محله بوارده جنوبی مخصوص کارمندان شرکت نفت بود و بقیه حق ورود به آن را نداشتند. فیلم های آن عمدتاً خارجی بود که برخی از آن ها به زبان اصلی پخش می شد. از سال ۱۳۵۴ که به علت بالا رفتن کیفیت فیلم های فارسی، هفته ای یک فیلم فارسی پخش می شد، در سینما تاج نظم خاصی برقرار بود و سینما دارای یک بار بود. سینما بهمنشیر و پیروز مخصوص کارکنان شرکت نفت و اعضای خانواده های آن بود. این دو سینما روباز بودند. سینماهای گلستان و نفت هم به اعضای باشگاه های گلستان و نفت اختصاص داشت. در این سینما ها انواع فیلم ها بر اساس نیاز و سلیقهٔ مخاطبان به نمایش در می آمد. در سینماهای شرکت نفت فیلم های درجه اول خارجی نمایش داده می شد و در سینماهای شهر نیز از فیلم های تجاری داخلی و خارجی گرفته تا فیلم های اجتماعی- سیاسی به زبان فارسی نمایش داده می شد. «گوزن ها» ساختهٔ مسعود کیمیایی یکی از همان فیلم های اجتماعی- سیاسی بود که روز آتش گرفتن سینما رکس در حال اکران بود.سینماهای آبادان همیشه مملو از جمعیت بود. تابستان ها هر ماهه بیش از ۷۵ هزار بلیت در سینماهای شرکت نفت و ۷۰ هزار بلیت در سینماهای شهر به فروش می رسید. حالا و در این روز ها تنها سینمای فعال شهر سینما «نفت» است. همان که آجر هایش هم از انگلیس آمد. همان که دادگاه عاملان آتش سوزی سینما رکس آنجا برگزار شد.چه کسانی سینما رکس را به آتش کشیدند؟جدول بالا را نگاه کنید. آماری ا ست رسمی از مشخصات سینماهای آبادان که سال ۵۷ تهیه و سال ۶۴ منتشر شده است. در این جدول تعداد صندلی های سینما رکس ۶۸۰ تا عنوان شده است. می گفتند ۲۸ مرداد ۵۷ که «گوزن ها» در این سینما اکران می شد، بیشتر از تعداد صندلی ها بلیت فروش رفته بود... .گزارش مجله تایم از بازتاب های سیاسی آتش سوزی سینما رکسچهارم سپتامبر ۱۹۷۸، شانزده روز پس از آتش سوزی تراژیک در سینما رکس آبادان، هفته نامه آمریکایی تایم با انتشار گزارشی به بررسی وضعیت سیاسی ایران پس از این واقعه پرداخت و نوشت:سوگواری برای مرگ امام علی (۶۶۱-۶۰۰ بعد از میلاد مسیح) که از سوی ۳۴ میلیون ایرانی تنها پیرو راستین محمد شناخته می شود، همیشه مراسمی حائز اهمیت به شمار می رود. اما به طور خاص مراسم هفته گذشته تحت الشعاع قرار گرفته بود. تهران خاموش و متشنج بود. کرکره دیسکو ها، جایی که محفل دیوانه بازی های طبقه ثروتمند و بالاتر از متوسط ایران است، پایین کشیده شده است. هتل ها و رستوران ها نوشیدن مشروبات الکی را چهار روز ممنوع کرده اند. کانال های تلویزیونی هم به جای داستان های پلیسی، قرائت قرآن و آموزه های اسلامی پخش می کنند.با آغاز ماه مبارک رمضان در پنجم آگوست، ستیز میان محمدرضا شاه پهلوی و ائتلاف غریب تندروهای چپ گرا و مسلمانان محافظه کار بر سر روند مدرن سازی معتدل وی به اوج وحشت رسیده است. یش از آنکه عاملان احتراق عمدی با آتش زدن سینما رکس آبادان ۳۷۷ نفر را بکشند، ایران مبهوت خشونت های فرقه ای شده بود که دست کم مرگ ۱۶ تن را به همراه داشت.متعصبین، خشمگین از انحرافات سبک غربی که به باور آنان هتک حرمت سنت اسلامی است، ۲۹ سال سینما، رستوران و کاباره را آتش زده اند. در بابل در جوار دریای خزر، دسته اوباش کوشیدند مانع از افتتاح یک سیرک ایتالیایی شوند، آن ها زمانی عقب نشینی کردند که صاحب سیرک تهدید کرد شیر هایش را به میان آن ها خواهد فرستاد.در عین حال، آبادان هر چیزی بوده است الا تسخیر شده. تراژدی رکس سیلی از تلخی به راه انداخت؛ حس زهرآگین و یکسان نسبت به عاملان آتش زدن سینما و همچنین مقامات بی کفایت محلی که ناکارآمدیشان به طور حتم در افزایش کشتار سهیم بوده است. شاهدان عینی گزارش داده اند که نخستین ماموران آتش نشانی با سپری شدن حدود ۳۰ دقیقه به رکس رسیده اند. وقتی به آنجا می رسند در می یابند که هیچ کدام از شیرهای آتش نشانی شان کار نمی کند. تانکرهای سیار آبی که با خودشان به صحنه آورده بودند پیش از مهار آتش خشک می شود.نعره افراد در حال مرگ در خیابان ها شنیده می شد در حالی که نجات دهندگان درمانده به تماشا ایستاده بودند. یکی از شاهدان بعدا این اتهام را مطرح کرد که مرکز پلیسی که تنها یک کوچه با رکس فاصله داشته هیچ کوششی برای آزادی افرادی که در دوزخ گرفتار آمده بودند نکرد.فوران خشم به دور جدیدی از ناآرامی ها منجر شد، ده هزار نفر گریه کنان و نعره زنان آمده بودند تا برای مردگان سوگواری کنند؛ عزاداری که بدل به انتقام جویی شد. سوگواران در خیابان ها بر ضد شاه شعار سر می دادند، شیشه ها را می شکستند و آتش برپا می کردند. نیروهای امنیتی برای بازگرداندن نظم اقدام به شلیک هوایی کردند. با ادامه ناآرامی ها سفارت ایالات متحده به شهروندان خود هشدار داد تا در حد ممکن، در ایران کمترین حضور را داشته باشند.پلیس شش متهم را بازداشت کرد، یکی از آن ها صاحب سینما رکس بود، اتهامش سهل انگاری در دستور به کارکنانش برای قفل کردن ورودی های سینما برای ممانعت از داخل شدن تروریست ها بود. اما اپوزیسیون خارج از ایران، ساواک - پلیس مخفی شاه- را به بر پا کردن آتش سوزی برای تحریک افکار عمومی علیه گروه های مخالف متهم کرد.شکاف میان شیعیان به شاه این شانس را می دهد تا افراطیون را منزوی کند؛ امری که به وی اجازه می دهد تا برنامه برگزاری انتخابات آزاد پارلمانی در سال آینده را اجرا کند. گرچه تاکنون رژیم نتوانسته است از این فرصت ها بهره برداری کند. جمشید آموزگار نخست وزیر فرمانبر شاه، بیش از آنکه برای مذاکره با روحانیون شیعه شانس داشته باشد می توانست از پس مشکلات مدرن سازی بر آید. او که قادر به پل زدن بر روی شکاف میان روحانیون و متجددین نبود اوایل این هفته استعفایش را نوشت، شاه بی درنگ جعفر شریف امامی – رئیس مجلس سنا- را جایگزین او کرد. از قلب آبادان؛مشعل انقلاب با شعله های سینما رکس روشن شد؟تکلیف بازار مشخص نیست. نیمه سنتی- نیمه مدرن است. می گویند عمرش به سال های قبل از انقلاب بر می گردد. بعضی مغازه ها خود را به شکل مغازه های مدرن پاساژی درآورده اند و برخی سنتی مانده اند. یازده شب یکی از روزهای تیر سال ۱۳۹۱ است. باد نیمچه خنکی هر از گاهی از در شمالی می آید و از در جنوبی بیرون می رود. راهرو خیلی باریکی در ضلع شرقی پاساژ کنجکاوم می کند. تو می روم. پیچ در پیچ است و چند موتورسیکلت هم گوشه گوشه اش پارک شده. نرسیده به انتهای راهرو یک قهوه خانه است. داخل می شوم. دود سیگار در هوا پخش است. سقف کوتاهی دارد و روی دیوارش پوستری است از عکس های قدیمی آبادان. چند جوان که عمرشان احتمالاً به انقلاب اسلامی ایران قد نمی دهد، نشسته اند دور یک میز مستطیل دراز. اجازه می گیرم و می نشینم کنارشان. استقبال گرمشان، فرصت خوبی است تا بروم سراغ اصل مطلب. سریع خودم را معرفی می کنم و سؤالم را می پرسم: «می خوام یه گزارش دربارهٔ سینما رکس بنویسم.»«چایی؟» شاگرد قهوه خانه این را می پرسد و لحظه ای بعد استکان قدیمی را با چای لبریز می گذارد روی میز. سهراب اولین کسی بود که جواب داد. جوابش خود یک پرسش بود: «می تونیم دربارهٔ سینما رکس راحت حرف بزنیم؟» نمی دانم چه جوابی بهش بدهم. سعی می کنم با کمترین دروغ پاسخ بدهم: «فکر می کنم خودتون می دونین چه جوری باید حرف بزنین.» این را که می شنود حرف هایش را قطار می کند: «مطمئنم حرف های من سانسور میشه. درج نمی کنین. الان که چیزی به اسم سینما رکس وجود نداره. فقط تندیس خیلی بدی که نمی تونه حق مطلب رو ادا کنه، زوری نصب کردن تو خیابون که صرفاً به عنوان یه نماد مطرح باشه. خود سینما رکس هم که تبدیل به پاساژ شده. معتقدم یک جورهایی خواستن سینما رکس رو از حافظهٔ جمعی پاک کنن. داستان سینما رکس رو هم که از توی تقویم برداشتن. شما فکر می کنید چرا؟»راست می گفت. دیروز که داشتم می رفتم سمت سینما رکس سابق، آن تندیس بد ریخت را دیدم. ستونی است سنگی و سیاه به ارتفاع تقریباً یک ونیم متر و عرض ۳۰ سانت که روی پایه ای پله ای بنا کرده اند. پشت این تندیس کوچه ای باریک است. بوی زباله هایی که دقیقاً دور و بر تندیس ریخته اند، کوچه را آن روز گرفته بود. تندیس را پارسال ساخته اند. ۳۲ سال پس از واقعه.جواب سهراب را نمی دانم. یا می دانم و نمی خواهم بگویم. آنچه او از سینما رکس یادش می آید این است: «جنگ تموم شده بود و ما برگشته بودیم آبادان. خونه مون توی همان کوچه ای بود که سینما رکس اونجا بود. جزغاله ای از سینما بیشتر به جا نمونده بود. در نیمه آهنی سوخته. با پله های داغون که رفتیم تو و نگاهش کردیم. صندلی ها همه فسیل شده بودن. تا جایی که حافظه ا م یاری می کنه به یاد دارم که هنوز تعدادی استخوان روی زمین بود. حتی نگاتیو فیلم ها هم دیده می شد. من با پدرم رفتیم توی سینما. بعدها هم که درش رو دزدیدن و بعد هم که تخریبش کردن و به جاش پاساژ زدن. همون پاساژ هم یه بار دیگه آتیش گرفت. تا الان اونجا دو بار آتیش گرفته است که بار دوم رو خودم شاهد بودم. برخی خرافه ها هم هنوز بین مردم رواج داره. میگن روح آدم هایی که توی فاجعهٔ سینما رکس آتیش گرفتن هنوز اونجاست.»وقتی سینما رکس هنوز نسوخته بود، فیلم های روز سینمای جهان را مستقیماً برای اکران به آبادان می فرستاند. امر، امر انگلیسی های والامقام بوده لابد: «پدرم تعریف می کند که فیلم "اتوبوسی به نام هوس" را در سینما رکس تماشا کرده. همین جور فیلم ها پخش می شدند تا رسید به فیلم گوزن ها که دیگه سینما آتیش گرفت.» سهراب این را می گوید و سیگاری آتش می کند. یکی - دو پُک در سکوت می کشد و ادامه می دهد. «همیشه دوست داشتم بدونم سینما کجای فیلم آتیش گرفت. شاید جایی که "سد رسول" داد می زد: میـــای؟ یا بیـــام؟ شاید در نقطهٔ اوج درام فیلم، مردم سوختند... نمی دونم. خیلی ها هم معتقدند مشعل انقلاب با شعله های سینما رکس روشن شد.»دستی به ریش بلندش می کشد. رنگ ریش اش کمی تیره تر از صورت سیاه سوخته اش است. رفیق هایش وقتی حرف های سهراب احساسی می شود، خندهٔ تمسخرآمیزی می کنند. سهراب اعتنا نمی کند: «همهٔ این ها هم به داستان های دیگه ای گره خورده. مسلماً رکس ابزاری شد برای سوءاستفاده از مردم. چطور می شه در خیابان امیری به این شلوغی یک سینما با چند صد نفر مردم درونش، آتیش بگیره و هیچ کسی نتونه کمک کنه؟ حالا چرا شما سراغ این ماجرا اومدین؟ دنبال چی هستید؟»آخر حرف هایش را نمی شنوم. دارم به این فکر می کنم که واقعاً چطور ممکن است؟ چطور این همه آدم آنجا محبوس شدند؟ چرا هیچ دری باز نشد؟ آیا جرقهٔ انقلاب از همین درهای بسته زده شد؟نگران باتری دستگاه الکترونیکی ضبط صدا هستم. از روی میز برش می دارم و چک می کنم. «مانی» که در دورترین جا نسبت به سهراب، کنار من نشسته، دستش را به شانه ام می کوبد. طوری می زند که یعنی «حواست به من باشه». نگاهش می کنم. ته ریشی دارد و موهایش درست برعکس سهراب کوتاه کوتاه است. حرف هایش را شروع می کند: «خاکستان رو نگاه کنید. همهٔ قبرها رو صاف کردن. الان گورهای شهدای رکس شبیه یه مسجد روباز شده. پارسال همین موقع ها بود که توی فیس بوک فراخوانی برای همراهی با شهدای سینما رکس منتشر کردیم. آدم ها از استان هایی مثل شیراز و اصفهان برای این یادبود اومده بودن. اما ما خودمون به عنوان یه "آبُودانی" خجالت می کشیدیم اونا رو همراهی کنیم، چون عملاً قبری برای یادبود باقی نگذاشته بودن. متأسفانه دارن از حافظه ها پاکش می کنن.»دیگری که علاقه ای به گفتن اسمش ندارد، وسط حرف مانی می پرد و به سؤالی که سهراب از من پرسید جواب می دهد: «همین روزنه های کوچیک مثل تهیهٔ گزارش باعث میشه سینما رکس از تاریخ پاک نشه. اگر هیچی گفته نشه مثل ماجرای تقویم، از کل تاریخ هم پاک میشه.»«جفتش کنم؟» شاگرد قهوه خانه است که این سؤال را می پرسد. پاسخ مثبتم را که می شنود، استکان چایی دیگری را می آورد. نعلبکی را کمی کج می کند تا آب یا چایی ای که تویش ریخته شده، خالی شود. مثل همهٔ قهوه خانه هایی که تا حالا دیده ام، نعلبکی و استکان پر از چایی رو می کوبد روی میز. طوری می کوبد که صدای به هم خوردن استکان و نعلبکی شنیده شود. انگار این صدا نوعی احترام است: هرچه صدای برخورد، بیشتر؛ احترام به مشتری هم بیشتر. توی فکر هم آوایی عجیب دو کلمهٔ نعلبکی و «تکبعلی» هستم. مانی حرف هایش را پی می گیرد: «خیلی ساده انگارانه است که بخوایم همین چیزهایی رو که گفته میشه باور کنیم.» در ادامهٔ حرف هایش داستان پیرمردی را تعریف می کند که می گویند توانسته بود از آتش سوزی سینما رکس جان سالم به در ببرد: «پیرمردی بود که تعادل روانی نداشت. مردم می گفتن جزء یکی - دو نفری بود که تونست از سینما فرار کنه و زنده بمونه. حرف نمی زد. یه جوری بود. می گفتن ژان گولری از سینما در رفته بود. اما هیچ حرفی نمی زد.»زمانی که پاساژ کفش فروش ها که به جای سینما رکس ساخته بودند، سوخت، مانی آنجا مغازه داشت. چیزی که آن روزها می گفتند از نفرین شدگی آنجا حکایت می کرد: «خیلی از قدیمی ها مسخره می کردن. می گفتن از همون جایی که سینما آتیش گرفته بود، پاساژ هم آتیش گرفت. البته بعدها هم یه سری گفتن خود مغازه د ...

ادامه مطلب  

پیامک هایی زیبا ویژه ایام محرم  

درخواست حذف این مطلب
به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم مجموعه ای از اس ام اس ها و متن های ویژه این ایام را برایتان گردآوری کرده ایم.گروه دین و اندیشه تیتریک، در سال 412 میلادی، یعنی حدود دو قرن پیش از ظهور اسلام، سران قبلیه های عرب در مکه، برای یکسان سازی و سامان دادن به پیوستگی و اسامی ماه های عرب، گرد هم آمدند. جلسه یاد شده در منزل کلاب بن مرة، جد پنجم پیامبر شکل یافت. محرم به معنای حرام شده است. پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می دانست و ترک مخاصمه می کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.در توضیح این که چرا ماه های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی شود می توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می شد به آن محرم گفتند.پس این نامگذاری مربوط به دو قرن قبل از اسلام است و این ماه در همان زمان ماه اول قمری قرار داده شده است.امام رضا علیه السلام فرموده اند: هر گاه ماه محرم فرا می ‏رسید، پدرم (موسی بن‏ جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی‏ شد و غم و افسردگی و اندوه بر او غلبه می ‏یافت تا آن که ده روز از محرم می‏ گذشت، روز دهم محرم که می ‏شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود.به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم مجموعه ای از اس ام اس های ویژه این روز را برایتان گردآوری کرده ایم که در ادامه می توانید مشاهده کنید.عالم همه قطره و دریاست حسین، خوبان همه بنده و مولاست حسین، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسینپرسیدم: از حلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشید و گفت:که ماه محرم است. گفتم: که چیست محرم؟ با ناله گفت:ماه عزای اشرف اولاد آدم است.آبروی حسین به کهکشان می ارزد، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست، گفتا که حسین بیش از آن می ارزدماه خون ماه اشک ماه ماتم شد، بر دل فاطمه داغ عالم شد. فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم.عالم همه محو گل رخسار حسین است، ذرات جهان درعجب از کار حسین است. دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش، یعنی که خدای تو عزادار حسین استمنزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیکترین راه به الله حسین استبی حسین بن علی احساس پیری می کنمنی که پیری بلکه احساس حقیری می کنمگفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنمعزاداریتان قبول، التماس دعاگویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرامسلام من به محرممحرم گل زهرابه لطمه های ملائکبه ماتم گل زهراخنده کنان می رود روز جزا در بهشتهر که به دنیا کند گریه برای حسین . . .السلام علیک یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . آغاز محرم حسینی را تسلیت عرض مینمایمبه سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند که در بازار عشقت ، به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جاندلم مست و لبم مست و سرم مستبخون ای دل که صبرم رفته از دستبخون ای دل محرم اومد از راهبخون اجر تو با عباس بی دستعشق یعنی آتش افروختهعشق یعنی خیمه های سوختهعشق یعنی حاجی بیت الحرامدل بریدن ها وحج ناتمامعشق یعنی غربت نور دوعینع ...

ادامه مطلب  

انتقاد به بی خاصیت بودن خانه سینما و دنباله روی منافع شخصی/ تأمین امنیت شغلی، بیمه بیکاری و امثالهم  

درخواست حذف این مطلب
: بسیاری از سینماگران که سال ها است در انتظار تحقق خواسته های اولیه خود از خانه سینما هستند همچنان در یأس و ناامیدی به سر برده و از مدیران خانه سینما که عنوان صنفی را با خود به یدک می کشد خواهان تأمین حقوق اولیه شان و پرهیز از باند بازی های سیاسی و جناحی هستند؛ سینماگران امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به عملکرد غیرصنفی خانه سینما معترض هستند و تأکید دارند خانه سینما از اهداف اصلی خود به شدت منحرف شده است. به گزارش خانه سینما به عنوان تنها نهاد صنفی سینماگران کشور از بدو تأسیس اش به جای آنکه محلی برای تأمین خواسته ها و نیازهای سینماگران ایرانی باشد متأسفانه همواره به دلیل دیدگاه های سیاسی و جناحی و حضور مدیرانی که چندان دغدغه ای برای تأمین معیشت و نیازهای اهالی سینما نداشتند این چنین نبوده و مسیر این نهاد صنفی به انحراف کشیده شده است.خانه سینما که هیچ توجهی به وضعیت بسیار بد معیشتی اهالی سینما ندارد و بیکاری آن ها برایش خالی از هرگونه اهمیتی است حتی سال به سال در تأمین نیازهای اصلی اهالی سینمای کشور بیشتر خساست به خرج می دهد. از سوی دیگر هزینه کردهای زائد برای برگزاری مراسم هایی شوگونه که از نظر اکثریت اهالی سینمای کشور خالی از هرگونه ارزشی است صدای اعتراض بسیاری از سینماگران را درآورد. سینماگران خسته و دردکشیده که سال ها است وعده های فریبنده ای همچون تخصیص بیمه بیکاری و تأمین امنیت شغلی را از زبان مسئولان خانه سینما می شنوند امروز بیش از هر زمان دیگری نگران آینده و سرنوشت خودشان و حیات انجمن های شان هستند چرا که بخش عمده ای از صنوف خانه سینما هنوز نتوانسته اند به صورت قانونی ثبت شوند و بخشی هم در یک بی تدبیری عجیب و به دور از شأن هنری هنرمندان به عنوان صنف کارگری ثبت شدند! موضوعی که در دولت دهم با ثبت صنوف فرهنگی در حال انجام بود و تنها برای ایجاد یک تقابل سیاسی در دولت یازدهم ابتر ماند!اما مسئولان خانه سینما بی خیال از سیل مشکلات و دردهای اهالی سینمای کشور تنها در پی کسب منافع سیاسی، باندی و جناحی شان هستند و این نهاد را محلی برای دادن بیانیه های سیاسی و اجتماعی کرده اند تا شاید از این رهگذر بتوانند بیشتر در جشنواره های غربی حضور پیدا کرده و خودنمایی کنند! موضوعی که در جریان فتنه سال ۸۸ بیش از پیش خود نمایی کرد و اخیرا نیز در جریان تحریم خودجوش افطاری رئیس جمهور توسط برخی هنرمندان با بازی سیاسی خانه سینما برای کشاندن سینماگران به این مراسم دوباره بروز کرد.در همین راستا بود که مسئولان این خانه چندی پیش با حمایت از یک مجرم امنیتی که چند سال قبل کارش تبلیغ علیه نظام بود بیش از هر زمان دیگری سیاسی کاری خود را به همگان ثابت کردند! اتفاقی که صدای اعتراض بسیاری از اهالی سینمای کشور را درآورد؛ برخی از این رسانه ها در این باره نوشتند «این تشکل صنفی که با انتقادات زیادی از سوی بخش های مستحق و کمتر برخوردار سینما مواجه است، به جای تلاش برای رسیدگی به این هنرمندان و به جای ترویج قانون مداری و تمکین به آن در حوزه هنر و سینما نگران سفر خارجی یک فیلمساز متخلف شده که اساسا ساخت فیلمش نقض حکم قانون است.»*******************************************در همین راستا ۱۵ تن از سینماگران برجسته کشور از صنف ها و رشته های مختلف اعم از: کانون کارگردانان سینمای ایران، انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران، انجمن صدای سینمای ایران، انجمن چهره پردازان، انجمن طراحان فنی و مجریان صحنه، انجمن بازیگران، کانون آهنگسازان سینمای ایران، انجمن جلوه های ویژه، انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم سینمای ایران، انجمن فیلم کوتاه و... با ما گفتگو کردند و اعتراضات و گلایه های صریح شان را نسبت به عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران ابراز داشتند.ماحصل گفتگوهای خانم ها: کتایون امیرابراهیمی و سودابه خسروی و آقایان: محسن فاضلی، حسن زاهدی، محسن محسنی نسب، نوید فرح مرزی، اسماعیل فلاح پور، داریوش اسدزاده، مهدی بزرگمهر، محسن روزبهانی، منوچهر والی زاده، نجف فتاحی، جبار آذین، حجت الله سیفی و فرهنگ آدمیت برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل گردآوری شده است.فاضلی: خانه سینما هنوز تعریف درستی ندارد/ مبحث مهم تأمین امنیت شغلی و بیمه بیکاری به کجا رسید؟محسن فاضلی عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: خانه سینما هیچ تعریف و شرح وظایف درستی ندارد و اصلا معلوم نیست کسانی که به عنوان هیأت مدیره در این نهاد فعالیت می کنند مشغول انجام چه کاری هستند! هر نهاد صنفی باید مدافع حقوق اصناف زیرمجموعه خود باشد اما متأسفانه ما هیچ گاه چنین اتفاقی را در خانه سینما شاهد نبوده و نیستیم! بر اساس اساسنامه ای که خانه سینما دارد باید دغدغه هیأت مدیره آن دفاع از حقوق اصناف باشد اما متأسفانه ما در هیچ یک از دوره های مدیریتی شاهد چنین اتفاقی نبوده ایم و دغدغه هیچ یک از مدیران خانه سینما تاکنون حمایت از سینماگران نبوده است.زاهدی: خانه سینما باید برای اهالی سینما «امنیت شغلی» فراهم کند/ هر بار با رسانه ها در رابطه با مطالبات مان مصاحبه می کنیم علیه مان می شورند!حسن زاهدی صدابردار پیشکسوت سینمای ایران نیز در این باره اظهار داشت: خانه سینما باید برای یکایک اهالی سینمای کشور «امنیت شغلی» فراهم کند، ما امروزه بزرگترین و مهمترین نیازمان تأمین امنیت شغلی است و بس اما متأسفانه علیرغم وعده های مکرر مسئولان هیچ یک از اهالی سینمای کشور امنیت شغلی ندارند و نسبت به آینده حرفه و جایگاه و شغل شان بسیار بیمناک هستند. بنده و امثال بنده که کارهای مان را در سینما کرده ایم اما نگرانی من برای نسل جوان سینمای ایران است؛ اسفا که مدت ها است شاهد آن هستیم هنرمندان ما در رشته های گوناگون به ته خط می رسند و به آن ها توجهی نمی شود؛ به عنوان مثال در همین اواخر زنده یاد ناصر چشم آذر را از دست دادیم که حتی مسئولان سازمان صدا و سیما مانع از ورودش به تلویزیون شده بودند اما بعد از مرگش همه از جمله مسئولان تلویزیون درگذشتش را تسلیت گفتند.محسنی نسب: خانه سینما از مسیر خود منحرف شده است/ مسئولانِ این نهاد کار صنفی و تأمین معیشت سینماگران را با پز روشنفکری و فعالیت های سیاسی اشتباه گرفته اند!محسن محسنی نسب عضو کانون کارگردانان در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: بنده به عنوان یکی از اعضای قدیمی کانون کارگردانان سینما همه تلاش خود را به کار بستم تا این نهاد صنفی به درد یکایک اهالی سینما بخورد اما متأسفانه هرچه ما تلاش کردیم به دلایل متعدد نتیجه معکوس دیدیم به نحوی که خانه سینما و کانون کارگردانان از مسیر خود به شدت منحرف شده اند و به بیراهه ای می روند که در نهایت معلوم نیست به کجا ختم خواهد شد! هر نهاد صنفی وظیفه دارد از اعضای زیرمجموعه خود حمایت های مادی و معنوی داشته باشد. همه دغدغه های ما این بود که خانه سینما هم مانند سایر صنوف دیگر مثلا مثل صنوف «کله پزان» بتواند منافع اعضای خود را حفظ کند و برای آن ها تسهیلات مادی و معنوی در نظر بگیرد اما متأسفانه چنین اتفاقی هیچ گاه نیفتاد به نحوی که امروزه اگر مثلا اعضای این نهاد بیمه پایه یا تکمیلی شده اند نیز بخش اعظمی از پول آن را خودشان از جیب خودشان می دهند در صورتی که این نهاد باید همه آن را تقبل کند.انتقاد شدید نسبت به تشریفاتی بودن «خانه سینما»/ فرح مرزی: خانه سینما به یک پاتوق برای برگزاری دورهمی های دوستانه تنزل پیدا کرده است!نوید فرح مرزی عضو ۲ انجمن «چهره پردازان» و «طراحان فنی و مجریان صحنه» خانه سینما در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: متأسفانه خانه سینما به یک پاتوق برای برگزاری دورهمی های دوستانه میان اعضای صنوف زیرمجموعه خود تنزل پیدا کرده است و بدل به نهادی فرمالیته و تشریفاتی بوده که صرفاً تنها عنوان یک نهاد صنفی را با خود به یدک می کشد. متأسفانه ما امروز شاهد آن هستیم که سینماگران واقعی و کاربلد و متبحر بیکار در خانه های شان نشسته اند و اغلب کسانی در سینمای کشور فعالیت می کنند که کمترین دانش و سواد و مهارت و تجربه سینمایی ندارند! این اتفاقات کام همه سینماگران واقعی را تلخ کرده و متأسفانه هیچ تدبیری هم برای برون رفت از این شرایط اسفناک از سوی مسئولان اندیشه نمی شود.امیرابراهیمی: خانه سینما به هیچ دردی نمی خورد/ گعده ای به اسم هنرمند و سینماگر دور هم جمع شده اند و همه منافع سینما را در اختیار گرفته اندکتایون امیرابراهیمی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون نیز با انتقاد شدید نسبت به خانه سینما گفت: خانه سینما که عنوان صنفی را با خود یدک می کشد تا کنون چه کاری برای اهالی سینمای ایران کرده؟ کجا به فکر سینماگران و دغدغه ها و مشکلات و بیماری ها و بیکاری های شان بوده؟ بنده صریحاً می گویم خانه سینما به هیچ دردی نمی خورد، نخورده و نخواهد خورد! پیشکسوتان سینما در صنف ها و رشته های مختلف که مدت ها است اصلاً از نظر مسئولان خانه سینما مرده اند!؛ آقایان که خودشان بر این باور هستند کار صنفی می کنند حتی در طول سال به صورت حضوری، تلفنی و یا حتی با ارسال یک نامه یا پیامک حالی از هنرمندان نمی پرسند، ما به طور کل نادیده گرفته شدیم، خانه نشین شدیم و گویا اصلاً قابل نیستیم تا در محافل و جشن ها و جشنواره های آقایان حضور پیدا کنیم!فلاح پور: خانه سینما کارکرد صنفی ندارد و بدل به نهادی برای موضع گیری های سیاسی و اجتماعی شده است/ نسبت به مشکلات معیشتی سینماگران توجهی صورت نمی گیرد اسماعیل فلاح پور کارگردان سینما و تلویزیون در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: خانه سینما هیچ کارکرد صنفی ندارد و بدل به نهادی برای موضع گیری های سیاسی و اجتماعی شده است این اتفاق در حالی صورت می گیرد که یک نهاد صنفی تنها باید به فکر تأمین نیازهای اولیه اعضای زیرمجموعه خود باشد و تحت هر شرایطی از حقوق مادی و معنوی آن ها حمایت کند. ناتوانی افرادی که به عنوان مدیر و مسئول این نهاد صنفی فعالیت می کنند و یا ناآگاهی آن ...

ادامه مطلب  

بیستمین جشن سینمای ایران  

درخواست حذف این مطلب
بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران، شامگاه دهم شهریور، با حضور جمعی از هنرمندان سینما و برگزیدگان بخش های مختلف در تالار وحدت برگزار شد.ب ...

ادامه مطلب  

سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود/می خواهند سینمای ایدئولوگ را مقابلِ روشنفکری قرار دهند/تغییر مخملباف از یک فناتیک اسلام?  

درخواست حذف این مطلب
سینمای پس از انقلاب وامدار چه کسانی است و چگونه به پیشرفت امروزی خود رسیده؟ پرویز جاهد می گوید: خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. بیضایی با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند و همگی در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند. به گزارش خبرنگار ایلنا، در اینکه سینمای بعد از انقلاب در عرصه های بین المللی بسیار موفق تر از سینمای پیش از انقلاب است، شکی نیست، اما چه کسانی چراغ این راه را روشن کرده اند؟ آیا این موفقیت بازهم کارِ فیلمسازان موج نویی پیش از انقلاب بود؟ از طرفی آیا می توان سینمای دفاع مقدس که محصول دوران جنگ با عراق است را به عنوان سینمای مخصوص سال های پس از انقلاب دانست؟ این سینما تا چه حد به ژانر سینمای جنگ نزدیک است؟ اصولا ژانرهای سینمایی چقدر در ایران وجود دارند؟ چرا در ایران سینمای وحشت نداریم؟در گفتگو با پرویز جاهد این سوال ها را مرور کردیم.می گویند حرکت موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب متوقف شد. پس از آن تا سال ها بیشتر فیلم ها محتوای ضد رژیم شاه، دستگاه ساواک و تحت تاثیر جو سیاسی زمانه هستند تا اینکه دوباره موج نویی ها مثل کیمیایی، مهرجویی و نادری با فیلم هایی مثل دندان مار، اجاره نشین ها و دونده وارد سینما می شوند و حرف های تازه ای می زنند. همین گروه می گویند حرکت دوباره موج نو است که بعد از انقلاب سینما را نجات می دهد؟یک جورهایی بله. اصلا وضعیت سینما بعد از سال های ابتدای انقلاب یک وضعیت برزخی است. در آن زمان روی موجودیت سینما بحث بود؛ اینکه باید باشد یا نباشد. سینما به عنوان مظهر رژیم فاسد گذشته و پدیده ای مبتذل مطرح بود و انقلاب یک جورهایی با یورش به سینماها، میکده ها و فاحشه خانه ها آغاز می شود. یعنی همه این ها در یک ردیف قرار می گیرند و مورد خشم جامعه مذهبی و انقلابی اند. در آن زمان سینما از نگاه برخی انقلابیون و بخش هایی از مردم جامعه، در کنار فحشا و میخوارگی قرار می گیرد. دیدگاه عمومی به سینما منفی است و به آن به عنوان پدیده ای مذموم و شیطانی نگاه می شود. خیلی طول می کشد تا از این وضعیت رها شویم. آن سال ها تلاش و مبارزه اصلی سینماگران برای اثبات مشروعیت سینما در جامعه ایران است. اگر فتوای امام خمینی(ره) نبود که گفت سینما با فحشا فاصله دارد، اصلا امروز سینمایی در ایران وجود نداشت؛ چون خیلی از روحانیون سنت گرا با موجودیت سینما مخالف بودند و وجودش را نمی خواستند. اگر آن فتوا نبود، اصلا سینما ادامه پیدا نمی کرد. در چنین وضعیت برزخی که سینما بین ماندن و نماندن معلق است، خود سینماگران هم بلاتکلیف هستند. سینماگران قبل از انقلاب و همه عوامل سینما درگیر آن هستند. عده زیادی که ترسیدند، جمع کردند و فرار کردند و عده زیادی هم به خاطر فعالیت شان در فیلم فارسی و سینمای جاهلی به محکمه ها فراخوانده شدند. موج نویی ها یا سینماگران روشنفکر با اینکه به دید دیگری به آنها نگاه می شد و به هرحال کمتر آلوده فساد سینمای فارسی بودند یا از دید نظام موجود و نیروهای انقلابی آلوده نبودند، اما بازهم وضعیت روشنی نداشتند.خیلی ها از فیلمفارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند که تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقلابی جا زدند. آن ها همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فیلمفارسی را یک جور دیگری وارد فضای فیلم بعد از انقلاب کردند. در فیلم های آن ها، جاهل فیلمفارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقلابی شده بود که پیشینه اسلامی هم دارد و نمازش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر.خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. شاید حداقل یکی دو سال. بیضایی بعد از انقلاب با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر شروع می کند. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه اینها یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند. مهرجویی بعد به فرانسه مهاجرت می کند اما خیلی آنجا نمی ماند و زود به ایران برمی گردد. بیضایی در یک بستر تاریخی، یک وضعیت انتقالی را از یک دوره تاریخی به دوره تاریخی دیگر با نمایشنامه و فیلم درخشانش (مرگ یزدگرد) نشان می دهد که در آن بین وضعیت انقلابی و دگرگونی سیاسی در جامعه ایران امروز و انقلاب، با وضعیت تاریخی پیش از اسلام و تغییر حکومت ساسانی به خلفای اسلامی شباهت هایی وجود دارد. این فیلم ها در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند. البته در همان دوره، خیلی ها هم از فیلمفارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند؛ تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقلابی جا زدند و همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فیلمفارسی را یک جور دیگری وارد فضای فیلم بعد از انقلاب کردند. در فیلم های آن ها، جاهل فیلمفارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقلابی شده بود که پیشینه سنتی هم دارد و نمازش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر. باید گفت بعد از انقلاب، سینمای جدی و هنری با همان موج نویی ها دوباره پامی گیرد. چون هنوز نسلی به وجود نیامده که سینمای دیگری را به ما معرفی کند. همه چیز معلق است. هنوز نه آموزش سینما هست و نه دانشگاهی برای تربیت نسل جدید. جوان های علاقه مند هم در آن دوران درگیر سیاست بودند. یعنی اگر کسی دوربین هشت میلیمتری داشت یا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سینما یاد می گرفت یا در سینمای آزاد آن موقع کار می کرد، حالا دوربین اش را برداشته بود و از تظاهرات مردم و درگیری گروه های سیاسی در خیابان ها فیلم می گرفت یا وابسته ی یک گروه سیاسی شده بود و می خواست برای آن گروه فیلم تبلیغاتی بسازد. در چنان وضعیتی کسی دنبال سینما به مفهوم هنر سینما نبود. در این درگیری های فرهنگی و سیاسی است که کیارستمی دست به کار می شود و با همان دغدغه ها و مولفه های پیشین اش در سینمایی که زن در آن غایب است و با محدودیت های زیادی مواجه است، داستان هایی درباره کودکان کار می کند. او سعی می کند با محدودیت های سینمای ایران در آن دوره کار می کند. طبعا پناه بردن به سینما و داستان هایی درباره کودکان ریسک کمتری دارد و این موضوع بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است.نمایی از فیلم مرگ یزدگر ساخته بهرام بیضاییدر آن دوران فیلم ها به سرعت به محاق می رفتند؛ «مرگ یزدگرد» توقیف می شود. چون وضعیت جامعه سریع تغییر کرده. حجاب اجباری می شود و خیلی از این فیلم ها به دلیل نداشتن حجاب بازیگرها توقیف می شوند نه به دلیل مسائل سیاسی. «خط قرمز» مسعود کیمیایی (بر مبنای فیلمنامه شب سمور بیضایی) اصلا یک فیلم انقلابی است اما به خاطر اینکه در آن یک بازیگر زن بی حجاب است قابل نمایش نیست. یا «حاجی واشنگتن» علی حاتمی به خاطر داشتن برخی صحنه ها و رقص انتظامی توقیف می شود. گرچه هنوز ممیزی و سانسور به شکل سازمان یافته اش به وجود نیامده اما چون عرف جامعه تغییر کرده، این توقیف ها صورت می گیرد. این دوره ی انتقالی تا اواسط دهه 60 که با تاسیس بنیاد سینمایی فارابی، وضعیت سینما و قوانین آن اندکی برای سینماگران مشخص تر می شود و خط قرمزها معلوم می شود و فیلم سازها می دانند در چه حدود و قالبی باید کار کنند و این باعث می شود که فیلم های دیگری ساخته شود و فیلم سازهای جوان تری هم می آیند. اما نباید فراموش کرد که موج نوی سینمای ایران به عنوان یک جریان سینمایی، در دهه پنجاه تمام می شود گرچه سینماگران موج نویی هستند و در فضاهای متفاوت به حیاتشان ادامه می دهند.محسن مخملباف آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ از یک آدم فناتیک اسلامی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی سوپرمدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از فیلمسازی انقلابی و مدافع نظام به فیلم ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. وقتی می گوییم ورود دوباره موج نویی ها به نوعی سینمای هنری را نجات می دهد، حوزه هنری و آدم هایی مثل محسن مخملباف و مجید مجیدی کجای کار قرار می گیرند؟محسن مخملباف پدیده واقعا منحصربه فردی در تاریخ سینمای ایران است. آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ او از یک آدم فناتیک اسلامی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی سوپرمدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از فیلمسازی انقلابی و مدافع نظام به فیلم ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. مخملباف در این چرخه، خیلی سیاسی و رادیکال شروع می کند و می خواهد درک خودش را از سینما به عنوان سینمای سیاسی و اسلامی جا بیندازد و ایدئولوگ سینمای اسلامی در حوزه هنری است. او می خواهد سینمای دیگری را مقابل سینمای روشنفکریِ موج نوییِ قبل انقلابی که بعد از انقلاب هم کار می کند، راه بیندازد و جبهه جدیدی باز کند.سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری، ادامه ی تفکر اولیه مخملباف اند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری درتضادند و می خواهند تفکر جدید و سینمای آلترناتیوی را که با ارزش های اسلامی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند.این گرایش همچنان در سینمای ایران وجود دارد؛ به شکل های دیگری مثلا در آوینی ادامه پیدا می کند و الان هم می رسد به سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری که ادامه ی آن تفکرند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری در تضادند. آن ها درک خیلی خاصی از سینما دارند و البته نظریات شان هم شبیه هم نیست؛ هرکدام یک چیزی می گویند اما در نهایت همان تفکر است و می خواهند تفکر جدید و سینمای آلترناتیوی را که با ارزش های اسلامی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند. مخملباف اما از این فضا عبور می کند و یکدفعه وارد سینمای روشنفکری می شود و فیلم هایی با تم رئالیستی انتقادی می سازد. مثلا «دستفروش» را می سازد که از نظر ساختار سینمایی فوق العاده است و نه تنها بهترین فیلم او بلکه یکی از بهترین فیلم های سینمای بعد از انقلاب است. او فیلم ساز جدیدی می شود که هیچ پیشینه ای در قبل از انقلاب ندارد. مجید مجیدی هم همین طور. او بازیگر فیلم مخملباف (بایکوت) بود و بعد، خودش سینماگر می شود. او هم یک سینمای رئالیستی شاعرانه ای را دنبال می کند که اوجش «رنگ خدا» و «بچه های آسمان» است. البته «بچه های آسمان» او خیلی وامدار سینمای قبل از انقلاب است؛ ادامه همان سینمای کودکِ کانون پرورش فکری است که تقوایی و بیضایی و نادری می ساختند. سینمایی که شخصیت هایش کودکانِ سخت کوشِ فقیرِ وابسته به طبقات محروم جامعه هستند و تضادهای اجتماعی در این فیلم ها خیلی برجسته است.نمایی از فیلم گبه ساخته محسن مخملبافدر این بین ژانر دفاع مقدس مربوط به بعد از انقلاب رخ می نماید؟ژانر سینمای جنگ که در گفتمان رسمی اسمش را گذاشته اند دفاع مقدس، یک ژانر کاملا جدید در سینمای ایران است که قبل از انقلاب اصلا وجود نداشته است.قبل از انقلاب برای جنگ ظفار عمان و... هم فیلم هایی ساخته می شد.تا جایی که می دانم، فیلم داستانی در مورد دخالت ارتش ایران در جنگ ظفار و حمایت شاه از سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سرکوبی مخالفان چپ گرای این کشور وجود ندارد اما فیلم های حادثه ای در دهه پنجاه ساخته شد که موضوع آن قدرت نمایی ارتش ایران در سرکوب شورش های محلی و یاغیانی بود که با حکومت شاه درگیر بودند. فیلم هایی مثل فاتحین صحرای محمد زرین دست و غلام ژاندارمِ امان منطقی در این زمینه اند. این فیلم ها اگرچه مستقیما در مورد جنگ ظفار نیستند اما در همین دوره ساخته شده اند و نمادی از ماهیت میلیتاریستی حکومت شاه و قدرت ارتش او در سرکوب مخالفان حکومت بود.یعنی اِلِمان های مشترک مثل قهرمان پروری و اسطوره سازی فیلم های جنگی در آنها نیست؟چرا. آنها هم به هرحال تحت تاثیر هالیوود و سینمای جنگی و حماسی و ماجراجویانه دنیا و به خصوص غرب هستند. فیلم های اولیه جنگی سینمای ایران هم از همین نوع است؛ یعنی همان الگوهای فیلمفارسی بر آنها غالب است. قهرمان، همان قهرمان فیلمفارسی است که حالا به جنگ رفته است. گرچه خیر و شر تعریفش عوض شده ولی همان دیدگاه قهرمان پرورانه نسبت به خیر و شر در فیلمفارسی وجود دارد. اما بعد از مدتی با آمدن سینماگران تازه نفس و جنگ دیده مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، فضای سینمای جنگ عوض می شود. سینمای جدیدی معرفی می شود که پیشتاز در ژانر جنگ است و دوربین در آن، زاویه دید سرباز یا بسیجی ای است که خودش شهادت طلب است و می خواهد برود جنگ و حمله کند و ترس ندارد و دنبال قهرمان شدن نیست بلکه جنگ برای او مقدس است و جنبه ایمانی دارد و به مثابه جهاد و شهادت است و دیگر به عنوان حماسه ملی و میهنی مطرح نیست.یعنی کار فیلمسازان شاخصی مثل حاتمی کیا و ملاقی پور که در همین ژانر کار می کنند با آن چیزی که اوایل جنگ ما از دفاع مقدس داشتیم خیلی متفاوت است؟قطعاً فیلم های این فیلمسازان متفاوت است با فیلم های امثال خاچیکیان و ایرج قادری که فیلم های جنگی می سازند. اصلا آن ژانر دیگری است و بیشتر سینمای حادثه ای و ماجراجویانه است ک ...

ادامه مطلب  

سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود  

درخواست حذف این مطلب
سینمای پس از انقلاب وامدار چه کسانی است و چگونه به پیشرفت امروزی خود رسیده؟ پرویز جاهد می گوید: خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. بیضایی با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند و همگی در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند.در اینکه سینمای بعد از انقلاب در عرصه های بین المللی بسیار موفق تر از سینمای پیش از انقلاب است، شکی نیست، اما چه کسانی چراغ این راه را روشن کرده اند؟ آیا این موفقیت بازهم کارِ فیلمسازان موج نویی پیش از انقلاب بود؟ از طرفی آیا می توان سینمای دفاع مقدس که محصول دوران جنگ با عراق است را به عنوان سینمای مخصوص سال های پس از انقلاب دانست؟ این سینما تا چه حد به ژانر سینمای جنگ نزدیک است؟ اصولا ژانرهای سینمایی چقدر در ایران وجود دارند؟ چرا در ایران سینمای وحشت نداریم؟در گفتگو با پرویز جاهد این سوال ها را مرور کردیم.می گویند حرکت موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب متوقف شد. پس از آن تا سال ها بیشتر فیلم ها محتوای ضد رژیم شاه، دستگاه ساواک و تحت تاثیر جو سیاسی زمانه هستند تا اینکه دوباره موج نویی ها مثل کیمیایی، مهرجویی و نادری با فیلم هایی مثل دندان مار، اجاره نشین ها و دونده وارد سینما می شوند و حرف های تازه ای می زنند. همین گروه می گویند حرکت دوباره موج نو است که بعد از انقلاب سینما را نجات می دهد؟یک جورهایی بله. اصلا وضعیت سینما بعد از سال های ابتدای انقلاب یک وضعیت برزخی است. در آن زمان روی موجودیت سینما بحث بود؛ اینکه باید باشد یا نباشد. سینما به عنوان مظهر رژیم فاسد گذشته و پدیده ای مبتذل مطرح بود و انقلاب یک جورهایی با یورش به سینماها، میکده ها و فاحشه خانه ها آغاز می شود. یعنی همه این ها در یک ردیف قرار می گیرند و مورد خشم جامعه مذهبی و انقلابی اند. در آن زمان سینما از نگاه برخی انقلابیون و بخش هایی از مردم جامعه، در کنار فحشا و میخوارگی قرار می گیرد. دیدگاه عمومی به سینما منفی است و به آن به عنوان پدیده ای مذموم و شیطانی نگاه می شود. خیلی طول می کشد تا از این وضعیت رها شویم. آن سال ها تلاش و مبارزه اصلی سینماگران برای اثبات مشروعیت سینما در جامعه ایران است. اگر فتوای امام خمینی(ره) نبود که گفت سینما با فحشا فاصله دارد، اصلا امروز سینمایی در ایران وجود نداشت؛ چون خیلی از روحانیون سنت گرا با موجودیت سینما مخالف بودند و وجودش را نمی خواستند. اگر آن فتوا نبود، اصلا سینما ادامه پیدا نمی کرد. در چنین وضعیت برزخی که سینما بین ماندن و نماندن معلق است، خود سینماگران هم بلاتکلیف هستند. سینماگران قبل از انقلاب و همه عوامل سینما درگیر آن هستند. عده زیادی که ترسیدند، جمع کردند و فرار کردند و عده زیادی هم به خاطر فعالیت شان در فیلم فارسی و سینمای جاهلی به محکمه ها فراخوانده شدند. موج نویی ها یا سینماگران روشنفکر با اینکه به دید دیگری به آنها نگاه می شد و به هرحال کمتر آلوده فساد سینمای فارسی بودند یا از دید نظام موجود و نیروهای انقلابی آلوده نبودند، اما بازهم وضعیت روشنی نداشتند.خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. شاید حداقل یکی دو سال. بیضایی بعد از انقلاب با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر شروع می کند. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه اینها یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند. مهرجویی بعد به فرانسه مهاجرت می کند اما خیلی آنجا نمی ماند و زود به ایران برمی گردد. بیضایی در یک بستر تاریخی، یک وضعیت انتقالی را از یک دوره تاریخی به دوره تاریخی دیگر با نمایشنامه و فیلم درخشانش (مرگ یزدگرد) نشان می دهد که در آن بین وضعیت انقلابی و دگرگونی سیاسی در جامعه ایران امروز و انقلاب، با وضعیت تاریخی پیش از اسلام و تغییر حکومت ساسانی به خلفای اسلامی شباهت هایی وجود دارد. این فیلم ها در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند. البته در همان دوره، خیلی ها هم از فیلمفارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند؛ تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقلابی جا زدند و همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فیلمفارسی را یک جور دیگری وارد فضای فیلم بعد از انقلاب کردند. در فیلم های آن ها، جاهل فیلمفارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقلابی شده بود که پیشینه سنتی هم دارد و نمازش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر. باید گفت بعد از انقلاب، سینمای جدی و هنری با همان موج نویی ها دوباره پامی گیرد. چون هنوز نسلی به وجود نیامده که سینمای دیگری را به ما معرفی کند. همه چیز معلق است. هنوز نه آموزش سینما هست و نه دانشگاهی برای تربیت نسل جدید. جوان های علاقه مند هم در آن دوران درگیر سیاست بودند. یعنی اگر کسی دوربین هشت میلیمتری داشت یا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سینما یاد می گرفت یا در سینمای آزاد آن موقع کار می کرد، حالا دوربین اش را برداشته بود و از تظاهرات مردم و درگیری گروه های سیاسی در خیابان ها فیلم می گرفت یا وابسته ی یک گروه سیاسی شده بود و می خواست برای آن گروه فیلم تبلیغاتی بسازد. در چنان وضعیتی کسی دنبال سینما به مفهوم هنر سینما نبود. در این درگیری های فرهنگی و سیاسی است که کیارستمی دست به کار می شود و با همان دغدغه ها و مولفه های پیشین اش در سینمایی که زن در آن غایب است و با محدودیت های زیادی مواجه است، داستان هایی درباره کودکان کار می کند. او سعی می کند با محدودیت های سینمای ایران در آن دوره کار می کند. طبعا پناه بردن به سینما و داستان هایی درباره کودکان ریسک کمتری دارد و این موضوع بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است.نمایی از فیلم مرگ یزدگر ساخته بهرام بیضاییدر آن دوران فیلم ها به سرعت به محاق می رفتند؛ «مرگ یزدگرد» توقیف می شود. چون وضعیت جامعه سریع تغییر کرده. حجاب اجباری می شود و خیلی از این فیلم ها به دلیل نداشتن حجاب بازیگرها توقیف می شوند نه به دلیل مسائل سیاسی. «خط قرمز» مسعود کیمیایی (بر مبنای فیلمنامه شب سمور بیضایی) اصلا یک فیلم انقلابی است اما به خاطر اینکه در آن یک بازیگر زن بی حجاب است قابل نمایش نیست. یا «حاجی واشنگتن» علی حاتمی به خاطر داشتن برخی صحنه ها و رقص انتظامی توقیف می شود. گرچه هنوز ممیزی و سانسور به شکل سازمان یافته اش به وجود نیامده اما چون عرف جامعه تغییر کرده، این توقیف ها صورت می گیرد. این دوره ی انتقالی تا اواسط دهه 60 که با تاسیس بنیاد سینمایی فارابی، وضعیت سینما و قوانین آن اندکی برای سینماگران مشخص تر می شود و خط قرمزها معلوم می شود و فیلم سازها می دانند در چه حدود و قالبی باید کار کنند و این باعث می شود که فیلم های دیگری ساخته شود و فیلم سازهای جوان تری هم می آیند. اما نباید فراموش کرد که موج نوی سینمای ایران به عنوان یک جریان سینمایی، در دهه پنجاه تمام می شود گرچه سینماگران موج نویی هستند و در فضاهای متفاوت به حیاتشان ادامه می دهند. وقتی می گوییم ورود دوباره موج نویی ها به نوعی سینمای هنری را نجات می دهد، حوزه هنری و آدم هایی مثل محسن مخملباف و مجید مجیدی کجای کار قرار می گیرند؟محسن مخملباف پدیده واقعا منحصربه فردی در تاریخ سینمای ایران است. آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ او از یک آدم فناتیک اسلامی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی سوپرمدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از فیلمسازی انقلابی و مدافع نظام به فیلم ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. مخملباف در این چرخه، خیلی سیاسی و رادیکال شروع می کند و می خواهد درک خودش را از سینما به عنوان سینمای سیاسی و اسلامی جا بیندازد و ایدئولوگ سینمای اسلامی در حوزه هنری است. او می خواهد سینمای دیگری را مقابل سینمای روشنفکریِ موج نوییِ قبل انقلابی که بعد از انقلاب هم کار می کند، راه بیندازد و جبهه جدیدی باز کند.این گرایش همچنان در سینمای ایران وجود دارد؛ به شکل های دیگری مثلا در آوینی ادامه پیدا می کند و الان هم می رسد به سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری که ادامه ی آن تفکرند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری در تضادند. آن ها درک خیلی خاصی از سینما دارند و البته نظریات شان هم شبیه هم نیست؛ هرکدام یک چیزی می گویند اما در نهایت همان تفکر است و می خواهند تفکر جدید و سینمای آلترناتیوی را که با ارزش های اسلامی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند. مخملباف اما از این فضا عبور می کند و یکدفعه وارد سینمای روشنفکری می شود و فیلم هایی با تم رئالیستی انتقادی می سازد. مثلا «دستفروش» را می سازد که از نظر ساختار سینمایی فوق العاده است و نه تنها بهترین فیلم او بلکه یکی از بهترین فیلم های سینمای بعد از انقلاب است. او فیلم ساز جدیدی می شود که هیچ پیشینه ای در قبل از انقلاب ندارد. مجید مجیدی هم همین طور. او بازیگر فیلم مخملباف (بایکوت) بود و بعد، خودش سینماگر می شود. او هم یک سینمای رئالیستی شاعرانه ای را دنبال می کند که اوجش «رنگ خدا» و «بچه های آسمان» است. البته «بچه های آسمان» او خیلی وامدار سینمای قبل از انقلاب است؛ ادامه همان سینمای کودکِ کانون پرورش فکری است که تقوایی و بیضایی و نادری می ساختند. سینمایی که شخصیت هایش کودکانِ سخت کوشِ فقیرِ وابسته به طبقات محروم جامعه هستند و تضادهای اجتماعی در این فیلم ها خیلی برجسته است.نمایی از فیلم گبه ساخته محسن مخملبافدر این بین ژانر دفاع مقدس مربوط به بعد از انقلاب رخ می نماید؟ژانر سینمای جنگ که در گفتمان رسمی اسمش را گذاشته اند دفاع مقدس، یک ژانر کاملا جدید در سینمای ایران است که قبل از انقلاب اصلا وجود نداشته است.قبل از انقلاب برای جنگ ظفار عمان و... هم فیلم هایی ساخته می شد.تا جایی که می دانم، فیلم داستانی در مورد دخالت ارتش ایران در جنگ ظفار و حمایت شاه از سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سرکوبی مخالفان چپ گرای این کشور وجود ندارد اما فیلم های حادثه ای در دهه پنجاه ساخته شد که موضوع آن قدرت نمایی ارتش ایران در سرکوب شورش های محلی و یاغیانی بود که با حکومت شاه درگیر بودند. فیلم هایی مثل فاتحین صحرای محمد زرین دست و غلام ژاندارمِ امان منطقی در این زمینه اند. این فیلم ها اگرچه مستقیما در مورد جنگ ظفار نیستند اما در همین دوره ساخته شده اند و نمادی از ماهیت میلیتاریستی حکومت شاه و قدرت ارتش او در سرکوب مخالفان حکومت بود.یعنی اِلِمان های مشترک مثل قهرمان پروری و اسطوره سازی فیلم های جنگی در آنها نیست؟چرا. آنها هم به هرحال تحت تاثیر هالیوود و سینمای جنگی و حماسی و ماجراجویانه دنیا و به خصوص غرب هستند. فیلم های اولیه جنگی سینمای ایران هم از همین نوع است؛ یعنی همان الگوهای فیلمفارسی بر آنها غالب است. قهرمان، همان قهرمان فیلمفارسی است که حالا به جنگ رفته است. گرچه خیر و شر تعریفش عوض شده ولی همان دیدگاه قهرمان پرورانه نسبت به خیر و شر در فیلمفارسی وجود دارد. اما بعد از مدتی با آمدن سینماگران تازه نفس و جنگ دیده مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، فضای سینمای جنگ عوض می شود. سینمای جدیدی معرفی می شود که پیشتاز در ژانر جنگ است و دوربین در آن، زاویه دید سرباز یا بسیجی ای است که خودش شهادت طلب است و می خواهد برود جنگ و حمله کند و ترس ندارد و دنبال قهرمان شدن نیست بلکه جنگ برای او مقدس است و جنبه ایمانی دارد و به مثابه جهاد و شهادت است و دیگر به عنوان حماسه ملی و میهنی مطرح نیست.یعنی کار فیلمسازان شاخصی مثل حاتمی کیا و ملاقی پور که در همین ژانر کار می کنند با آن چیزی که اوایل جنگ ما از دفاع مقدس داشتیم خیلی متفاوت است؟قطعاً فیلم های این فیلمسازان متفاوت است با فیلم های امثال خاچیکیان و ایرج قادری که فیلم های جنگی می سا ...

ادامه مطلب  

انتقاد به بی خاصیت بودن خانه سینما و دنباله روی منافع شخصی/ تأمین امنیت شغلی، بیمه بیکاری و امثالهم چه شد؟/ چرا خانه سینما نهادی سیاسی شده است  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: بسیاری از سینماگران که سال ها است در انتظار تحقق خواسته های اولیه خود از خانه سینما هستند همچنان در یأس و ناامیدی به سر برده و از مدیران خانه سینما که عنوان صنفی را با خود به یدک می کشد خواهان تأمین حقوق اولیه شان و پرهیز از باند بازی های سیاسی و جناحی هستند؛ سینماگران امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به عملکرد غیرصنفی خانه سینما معترض هستند و تأکید دارند خانه سینما از اهداف اصلی خود به شدت منحرف شده است. به گزارش سینماپرس خانه سینما به عنوان تنها نهاد صنفی سینماگران کشور از بدو تأسیس اش به جای آنکه محلی برای تأمین خواسته ها و نیازهای سینماگران ایرانی باشد متأسفانه همواره به دلیل دیدگاه های سیاسی و جناحی و حضور مدیرانی که چندان دغدغه ای برای تأمین معیشت و نیازهای اهالی سینما نداشتند این چنین نبوده و مسیر این نهاد صنفی به انحراف کشیده شده است.خانه سینما که هیچ توجهی به وضعیت بسیار بد معیشتی اهالی سینما ندارد و بیکاری آن ها برایش خالی از هرگونه اهمیتی است حتی سال به سال در تأمین نیازهای اصلی اهالی سینمای کشور بیشتر خساست به خرج می دهد. از سوی دیگر هزینه کردهای زائد برای برگزاری مراسم هایی شوگونه که از نظر اکثریت اهالی سینمای کشور خالی از هرگونه ارزشی است صدای اعتراض بسیاری از سینماگران را درآورد. سینماگران خسته و دردکشیده که سال ها است وعده های فریبنده ای همچون تخصیص بیمه بیکاری و تأمین امنیت شغلی را از زبان مسئولان خانه سینما می شنوند امروز بیش از هر زمان دیگری نگران آینده و سرنوشت خودشان و حیات انجمن های شان هستند چرا که بخش عمده ای از صنوف خانه سینما هنوز نتوانسته اند به صورت قانونی ثبت شوند و بخشی هم در یک بی تدبیری عجیب و به دور از شأن هنری هنرمندان به عنوان صنف کارگری ثبت شدند! موضوعی که در دولت دهم با ثبت صنوف فرهنگی در حال انجام بود و تنها برای ایجاد یک تقابل سیاسی در دولت یازدهم ابتر ماند!اما مسئولان خانه سینما بی خیال از سیل مشکلات و دردهای اهالی سینمای کشور تنها در پی کسب منافع سیاسی، باندی و جناحی شان هستند و این نهاد را محلی برای دادن بیانیه های سیاسی و اجتماعی کرده اند تا شاید از این رهگذر بتوانند بیشتر در جشنواره های غربی حضور پیدا کرده و خودنمایی کنند! موضوعی که در جریان فتنه سال ۸۸ بیش از پیش خود نمایی کرد و اخیرا نیز در جریان تحریم خودجوش افطاری رئیس جمهور توسط برخی هنرمندان با بازی سیاسی خانه سینما برای کشاندن سینماگران به این مراسم دوباره بروز کرد.در همین راستا بود که مسئولان این خانه چندی پیش با حمایت از یک مجرم امنیتی که چند سال قبل کارش تبلیغ علیه نظام بود بیش از هر زمان دیگری سیاسی کاری خود را به همگان ثابت کردند! اتفاقی که صدای اعتراض بسیاری از اهالی سینمای کشور را درآورد؛ برخی از این رسانه ها در این باره نوشتند «این تشکل صنفی که با انتقادات زیادی از سوی بخش های مستحق و کمتر برخوردار سینما مواجه است، به جای تلاش برای رسیدگی به این هنرمندان و به جای ترویج قانون مداری و تمکین به آن در حوزه هنر و سینما نگران سفر خارجی یک فیلمساز متخلف شده که اساسا ساخت فیلمش نقض حکم قانون است.»*******************************************در همین راستا ۱۵ تن از سینماگران برجسته کشور از صنف ها و رشته های مختلف اعم از: کانون کارگردانان سینمای ایران، انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران، انجمن صدای سینمای ایران، انجمن چهره پردازان، انجمن طراحان فنی و مجریان صحنه، انجمن بازیگران، کانون آهنگسازان سینمای ایران، انجمن جلوه های ویژه، انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم سینمای ایران، انجمن فیلم کوتاه و... با ما گفتگو کردند و اعتراضات و گلایه های صریح شان را نسبت به عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران ابراز داشتند.ماحصل گفتگوهای خانم ها: کتایون امیرابراهیمی و سودابه خسروی و آقایان: محسن فاضلی، حسن زاهدی، محسن محسنی نسب، نوید فرح مرزی، اسماعیل فلاح پور، داریوش اسدزاده، مهدی بزرگمهر، محسن روزبهانی، منوچهر والی زاده، نجف فتاحی، جبار آذین، حجت الله سیفی و فرهنگ آدمیت برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی سینماپرس در ذیل گردآوری شده است.محسن فاضلی عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: خانه سینما هیچ تعریف و شرح وظایف درستی ندارد و اصلا معلوم نیست کسانی که به عنوان هیأت مدیره در این نهاد فعالیت می کنند مشغول انجام چه کاری هستند! هر نهاد صنفی باید مدافع حقوق اصناف زیرمجموعه خود باشد اما متأسفانه ما هیچ گاه چنین اتفاقی را در خانه سینما شاهد نبوده و نیستیم! بر اساس اساسنامه ای که خانه سینما دارد باید دغدغه هیأت مدیره آن دفاع از حقوق اصناف باشد اما متأسفانه ما در هیچ یک از دوره های مدیریتی شاهد چنین اتفاقی نبوده ایم و دغدغه هیچ یک از مدیران خانه سینما تاکنون حمایت از سینماگران نبوده است.حسن زاهدی صدابردار پیشکسوت سینمای ایران نیز در این باره اظهار داشت: خانه سینما باید برای یکایک اهالی سینمای کشور «امنیت شغلی» فراهم کند، ما امروزه بزرگترین و مهمترین نیازمان تأمین امنیت شغلی است و بس اما متأسفانه علیرغم وعده های مکرر مسئولان هیچ یک از اهالی سینمای کشور امنیت شغلی ندارند و نسبت به آینده حرفه و جایگاه و شغل شان بسیار بیمناک هستند. بنده و امثال بنده که کارهای مان را در سینما کرده ایم اما نگرانی من برای نسل جوان سینمای ایران است؛ اسفا که مدت ها است شاهد آن هستیم هنرمندان ما در رشته های گوناگون به ته خط می رسند و به آن ها توجهی نمی شود؛ به عنوان مثال در همین اواخر زنده یاد ناصر چشم آذر را از دست دادیم که حتی مسئولان سازمان صدا و سیما مانع از ورودش به تلویزیون شده بودند اما بعد از مرگش همه از جمله مسئولان تلویزیون درگذشتش را تسلیت گفتند.محسن محسنی نسب عضو کانون کارگردانان در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: بنده به عنوان یکی از اعضای قدیمی کانون کارگردانان سینما همه تلاش خود را به کار بستم تا این نهاد صنفی به درد یکایک اهالی سینما بخورد اما متأسفانه هرچه ما تلاش کردیم به دلایل متعدد نتیجه معکوس دیدیم به نحوی که خانه سینما و کانون کارگردانان از مسیر خود به شدت منحرف شده اند و به بیراهه ای می روند که در نهایت معلوم نیست به کجا ختم خواهد شد! هر نهاد صنفی وظیفه دارد از اعضای زیرمجموعه خود حمایت های مادی و معنوی داشته باشد. همه دغدغه های ما این بود که خانه سینما هم مانند سایر صنوف دیگر مثلا مثل صنوف «کله پزان» بتواند منافع اعضای خود را حفظ کند و برای آن ها تسهیلات مادی و معنوی در نظر بگیرد اما متأسفانه چنین اتفاقی هیچ گاه نیفتاد به نحوی که امروزه اگر مثلا اعضای این نهاد بیمه پایه یا تکمیلی شده اند نیز بخش اعظمی از پول آن را خودشان از جیب خودشان می دهند در صورتی که این نهاد باید همه آن را تقبل کند.نوید فرح مرزی عضو ۲ انجمن «چهره پردازان» و «طراحان فنی و مجریان صحنه» خانه سینما در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: متأسفانه خانه سینما به یک پاتوق برای برگزاری دورهمی های دوستانه میان اعضای صنوف زیرمجموعه خود تنزل پیدا کرده است و بدل به نهادی فرمالیته و تشریفاتی بوده که صرفاً تنها عنوان یک نهاد صنفی را با خود به یدک می کشد. متأسفانه ما امروز شاهد آن هستیم که سینماگران واقعی و کاربلد و متبحر بیکار در خانه های شان نشسته اند و اغلب کسانی در سینمای کشور فعالیت می کنند که کمترین دانش و سواد و مهارت و تجربه سینمایی ندارند! این اتفاقات کام همه سینماگران واقعی را تلخ کرده و متأسفانه هیچ تدبیری هم برای برون رفت از این شرایط اسفناک از سوی مسئولان اندیشه نمی شود.کتایون امیرابراهیمی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون نیز با انتقاد شدید نسبت به خانه سینما گفت: خانه سینما که عنوان صنفی را با خود یدک می کشد تا کنون چه کاری برای اهالی سینمای ایران کرده؟ کجا به فکر سینماگران و دغدغه ها و مشکلات و بیماری ها و بیکاری های شان بوده؟ بنده صریحاً می گویم خانه سینما به هیچ دردی نمی خورد، نخورده و نخواهد خورد! پیشکسوتان سینما در صنف ها و رشته های مختلف که مدت ها است اصلاً از نظر مسئولان خانه سینما مرده اند!؛ آقایان که خودشان بر این باور هستند کار صنفی می کنند حتی در طول سال به صورت حضوری، تلفنی و یا حتی با ارسال یک نامه یا پیامک حالی از هنرمندان نمی پرسند، ما به طور کل نادیده گرفته شدیم، خانه نشین شدیم و گویا اصلاً قابل نیستیم تا در محافل و جشن ها و جشنواره های آقایان حضور پیدا کنیم! اسماعیل فلاح پور کارگردان سینما و تلویزیون در رابطه با ع ...

ادامه مطلب  

همه آنچه که باید درباره سینماهای شیراز بدانید/ لزوم توجه مسئولین برای توسعه سینما  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری شبستان – شیراز:دقیقا در چنین روزی در سال 1279 مظفرالدین شاه به دلیل آنکه از این پدیده لذت می برد، به ایران آورد و بعد از آن در تهران سینما از دربار به میان مردم رفت و شیراز هم جزئی از شهرهایی بود که سینما را داشت، در سال 1297 نخستین سینمای شیراز که «تماشاخانه نام داشت در محله «گود عربان» و در خیابان لطفعلی خان زند کنونی، راه اندازی شد که امروزه اثری از آن نیست، در این سینما فیلم های صامت پخش می شد ورودی به این تماشاخانه برای رده درجه یک، یک ریال و برای درجه 2، میزان 10 شاهی بود و در اطراف حیاط آن با نیمکت های چوبی پر شده بود و فردی به نام «دیلماج» صحنه های فیلم را با شور و هیجان برای مردم بازگویی می کرد و آپارات این تماشاخانه دستی بود.بعد از مدتی در اوایل حکومت رضا شاه پهلوی، تماشاخانه تعطیل شد و در سال 1308 یک سالن روباز نوین برای ایام تابستان، با نام سینما «خورشید» با فیلم صامت «ا م د ن» مربوط به جنگ آلمان و انگلیس گشایش یافت که بعدها با نام سینما پارس فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1347 مجدد بازسازی شد و با فیلم ایرانی «معجزه قلب ها» ادامه کار داد، غلامحسین علیزاده طباخ، اولین بلیت فروش این سینما (معروف به محمدرضا خان وکیل) که متولد سال 1290 و از اولین اشخاصی بود که وارد کار در سینما شد، گفته بود: فقط شب ها 2 سانس فیلم نمایش می دادیم که اولین فیلمی همان «ا م د ن» خیلی مورد استقبال مردم قرار گرفت اما مردم بعد از این رغبتی به آمدن سینما نداشتند و ما مجبور بودیم برای جلب مشتری روزها تابلوگردانی کنیم، مثلا خود من یک تابلو چهار گوشه ای درست کرده بودم و بر روی سرم می گذاشتم در چهار طرف تابلو پلاکارد و عکس های فیلم را نصب می کردم و در مرکز شهر که آن زمان که اکنون خیابان های احمدی و طالقانی و همچنین اطراف وکیل بود می گرداندم تا مردم از برنامه شب سینما «خورشید» اطلاع پیدا کنند، خلاصه برای جذب مشتری من و دیگر همکارانم که در قید حیات نیستند، زحمات زیادی کشیدیم تا بتوانیم مردم را با سینما آشنا کنیم ولی کسی قدر ما را ندانست و حتی در زمان کهولت هم کسی از ما سراغ نمی گیرد.وی به «مهدی وثوق»، پژوهشگر سینمای شیراز گفته بود یک روز داشتیم یکی از فیلم های کمپانی «متروگلدین مایر» را نمایش می دادیم و در صحنه ای از نمایش شیری شروع به غریدن می کند، آن وقت ها پرده سینما از گچ بود و شخصی که خیلی علاقه شدید به سینما داشت به محض دیدن این صحنه چماقش را به طرف پرده سینما پرتاب کرد که به اصطلاح خودش این شیر را بکشد و همین مسئله باعث شد مردم از سالن سینما فرار کنند و تا مدت ها از سینما بترسند.علیزاده طباخ ادامه می داد: در فاصله بسیار کمی سومین سینمای شیراز با نام «فردوسی» در سال 1310 خورشیدی در خیابان انوری ساخته شد که به دلیل عدم استقبال مردم، این سینما به انبار قند و شکر مبدل شد اما پس از پنج سال با نام «دیده بان» دست به فعالیت مجدد زد، صاحب این سینما که یک ارمنی بود بدون آن که تغییری در شکل و یا حتی دکور ساختمان این سینما بدهد هر چند صباحی یک بار اسم آن را عوض می کرد و همین تغییر نام سبب می شد که مردم ساده دل از این سینما استقبال کنند، به هر حال برخی از اسم های این سینما «فردوسی»، «دیده بان»، «مایاک» و در نهایت «تاج» بود.سینما «تاج» دارای 2 سالن نمایش بود، سالن تابستانه رو باز و زمستانه که از لحاظ معماری و سینماسازی ایمن و در آن زمان منحصر به فرد بود یعنی سالنی تقریبا به شکل بیضی با درهای متعدد خروج اضطراری که به کوچه اطراف ختم می شد و سرانجام بعد از 42 سال یعنی در سال 1350 صاحبان آن تصمیم گرفتند یک سینمای نوین بسازند که هیچگاه این اتفاق نیافتاد و تعطیل شد و به عنوان پارکینگ عمومی مورد بهره برداری قرار گرفت.وثوق می گوید: در سال 1330 اولین سینما تئاتر به نام سینما تئاتر «رکس» در خیابان توحید (داریوش سابق) با فیلم «برادران کارامازف» گشایش یافت، این سینما بعدها به سینما «تخت جمشید» تغییر نام داد که اکثرا پاتوق هنرمندان تئاتر شیراز و حتی تهران همچون عزت الله مقبلی، حسین امیرفضلی و عطاالله زاهد و محل اجرای بعضی از تئاترها بود، این سینما در اجاره علی مخزون بود و چون خودش از هنرمندان تئاتر بود بیشتر سعی می کرد در این سینما به اجرای نمایشنامه ها بپردازد، این سینما هم بعد از مصادره تبدیل به فروشگاه تعاونی مصرف کارکنان سینماهای شیراز شد.در سال 1331 یک سینمای دیگر روباز با 2 سالن تابستانه و زمستانه واقع در چهارراه مشیر با فیلم «دزد دوچرخه» به کارگردانی «ویتوریا دسیکا» و نام «پارامونت» گشایش یافت و به علت این که مردم کلمه «پارامونت» را نمی توانستند به درستی تلفظ کنند هرگز اسم این سینما را یاد نگرفتند و به هر حال چون این سینما در چهارراه مشیر قرار گرفته بود و مردم در آن زمان به چهارراه مشیر می گفتند، «دَم کَل» مردم این سینما را با نام «دَم کَلی» یاد می کردند و این امر موجب ناراحتی صاحب سینما شد، لذا تصمیم گرفت نام دخترش که «شهرزاد» بود را روی این سینما بگذارد و اما باز هم مردم گفتند سینما «دَم کلی»، شخصی دیگر آمد این سینما را در اختیار گرفت و نام «شهرزاد» را به «مهتاب» تغییر داد و همچنان قصه ادامه پیدا کرد و نام سینما «دَم کَلی» روی این سینما ماندگار شد و نکته جالب و با اهمیت این که این سینما درجه 2 بود و فیلم های اکران درجه سه و چهار را نمایش می داد ولی پردرآمدترین سینمای شیراز باقی ماند تا سال 1361 که برای همیشه تعطیل شد، چهارمین سینمای شیراز سینما «مترو» (بهمن فعلی) در خیابان زند با فیلم «پرنس دانشجو» گشایش یافت.مرحوم حیدر اقبال پور، که جزو اولین کارکنان این سینما بود می گفت: حضور بی شمار مردم در سراسر خیابان زند باعث می شد حتی صبح های زود هم با صف های طویل نتوانیم خودمان را به سینما برسانیم؛ این سینما هم در سال 1351 بازسازی شد و از ابتدای دهه 1390 تعطیل شد.پنجمین سینمای شیراز با گنجایش 200 نفر به نام سینما «ایران» واقع در خیابان زند گشایش یافت، این سینما به اصطلاح یک سینمای لژی محسوب می شد (به معیارهای آن زمان) و جولانگاه افراد به اصطلاح روشنفکر، اعیان و اشراف شهر بود که دارای 2 سالن تابستانه بسیار بزرگ با درختان سرسبز در اطراف سالن و یک سالن کوچک بود و این سینما سالیان سال ادامه حیات می دهد تا این که در سال 1353 بازسازی شده و با فیلم «اریکا» آغاز به کار کرد، سالن تابستانه این سینما تبدیل به سالن نمایش فعلی شده و سالن نمایش آن به سالن انتظار مبدل شده که به شکل فعلی فعالیت دارد.این پژوهشگر ادامه می دهد: در دی ماه 1339 سینما «سعدی» با فیلم «پمپی در آتش» با حضور جمعی از مسئولین شهر گشایش یافت، این سینما تا سالیان سال به دلیل دور بودن از مرکز شهر در آن زمان فقط شب ها اقدام به نمایش فیلم می کرد و فقط در آن سال ها فیلم «10 فرمان» ساخته «سیسیل ب دومیل» مورد استقبال مردم قرار گرفت که برای مدتی بر روی اکران این سینما ماند تا اینکه در سال 1350 این سینما بازسازی شد و بعدها مبادرت به نمایش فیلم های فارسی کرد و هم اکنون هم به همان سبک قدیم فعالیت دارد.رشد سینما در ایران تا آخر دهه چهل به 439 سالن سینما می رسد که از این تعداد 111 سالن سینما متعلق به تهران و 19 سالن سینما مربوط به استان فارس بود و در شهرستان های جهرم، فسا، مرودشت، آباده، کازرون، لار و شیراز 13 سالن سینما وجود داشت و در ابتدای سال 1340 سینما «پاسارگاد» (فلسطین کنونی) واقع در ابتدای خیابان رودکی با فیلم «سه مرد شجاع» به کارگردانی «برت لنکستر» گشایش یافت.اصولا هر سینمایی که در شیراز آغاز به کار می کرد ابتدا با نمایش فیلم های ارزنده تا مدت ها فعالیت داشت و بعدا روی به فیلم های کم ارزش می آورد و سینما «پاسارگاد» هم از این مسئله جدا نبود، در سال های اولیه فعالیت، این سینما در نوروز 1343 خورشیدی با نمایش یک فیلم ایرانی فروش بی سابقه ای داشت که بعدها با نمایش فیلم های رزمی، چنان به نمایش اینگونه فیلم ها پرداخت که دیگر شاهد هیچ فیلم ارزشمندی در این سینما نبودیم و فقط در سال های 50 تا 55 روزهای چهارشنبه یک سانس آخر به نمایش فیلم های هندی برای هندی های مقیم شیراز می پرداخت و هزینه ساخت این سینما با تمام امکانات فقط 200 هزار تومان در آن زمان بود.این پژوهشگر می گوید: در سال 1345 خورشیدی تعداد 2 سینمای به نسبت نوین گشایش یافت، ابتدا سینما «پارامونت» واقع در چهارراه پمپ بنزین اول مشیر فاطمی بود، «پارامونت» از لحاظ اصول معماری نمای بیرون یکی از بهترین سینماهای شیراز و دارای سالنی 2 طبقه و در نوع خودش بسیار زیبا بود، این سینما بعد از مدت بسیار کمی اقدام به نمایش فیلم های فارسی کرد و خانوادگی ترین سینمای شیراز شد که بعدها با رونق گرفتن سینمای فارسی، در شیراز 2 گروه سینمایی تشکیل شد که هر 2 گروه همزمان با تهران فی ...

ادامه مطلب  

صفر تا صدِ سینمای ایران از صدور مجوز تا اکران/تفاوت های تولیدات ایرانی با هالیود و بالیود/عدم اتفاق نظر مدیران ارشد نظام درباره سینما  

درخواست حذف این مطلب
رئیس سازمان سینمایی از آمدن سرمایه به سینما استقبال می کند. او از برنامه هایش برای اقتصاد سینما و دور کردن پول های مشکوک از این وادی می گوید. چند و چون ابزار شدن سینما در دست سیاست و سیاست مدارها را تایید کرده و خطر فیلم ساختن برای تامین معیشت و فرمانبری و فرمانبرداری مطلق از مدیران را یادآوری می کند. به گزارش خبرنگار ایلنا، محمدمهدی حیدریان (رئیس سازمان سینمایی) در گفتگوی مفصل سه ساعته خود با ایلنا؛ درباره زیر و بم های سینما و سازمان سینمایی، نگاه های دستگاه های دولتی به سینما، صدور مجوزها و جشنواره های سینمایی، آخرین وضعیت کمپانی های فیلمسازی، شورای بین الملل و اکران، ورود سینما به بورس، چند و چون سرمایه هایی که وارد سینما می شوند، مدرسه ملی سینما و بنیاد سینمایی فارابی صحبت کرد.متن این گفتگو را زیر می خوانید.یکی از مشکلات سینما نگاه های محفلی، حزبی و جناحی به سینما در تمام این ۴۰ سال گذشته بوده. به گونه ای که هر مدیر سینمایی با خودش علایق و سلایق، مدیران و معاونان باب طبع و مجوزهای ساخت و سازهای سینمایی را بازهم براساس طبع و سلیقه خود همراه داشته. به همین دلیل شاهد تولید موجی از فیلم های خطی و جناحی در دوره های مختلف هستیم. در یک دوره جنگ؛ در یک دوره فیلم های ملودرام و خانوادگی؛ در یک دوره آثار سیاسی؛ در یک دوره آثار اجتماعی و ... حتی افرادی که امکان کار پیدا می کنند یا بیشتر از امکانات برخوردار می شوند نیز تحت تاثیر همین سلیقه حاکم بر سینما و سیاست کلی کشور هستند. زمانی سینمای اصلاحات موجی از فیلم های مصلحانه را به ارمغان می آورد و دوره ای سینمای اصولگرایان موجی از فیلم های دینی و انقلابی و دفاع مقدسی را. شاید در هیچ کشوری سینما این اندازه تحث تاثیر سیاست حاکم بر آن نبوده بلکه سینما کار خودش را می کرده و راه خودش را می رود و حاکمیت هم مسیر خودش را. چرا سینمای ایران این اندازه سیاسی، حزبی، جناحی و سلیقه ای بوده؟ حاصل جذب ها و حذف ها در سینما بوده و چه فرصت ها یا تهدیدهایی برای سینما ایجاد کرده؟من بدون آنکه بخواهم حرف های شما را رد کنم، باید بگویم که از زاویه دیگری به این موضوع نگاه می کنم. سینما دو کارکرد جدی و اساسی دارد: یکی کارکرد رسانه ای است و دیگری کارکرد فرهنگی. و از ابتدا نیز در کشور این دو نگاه به سینما وجود داشته است و همه به دنبال این بودند که سرگرم کننده گی عاملی برای جذب باشد تا بعد حرفِ فرهنگی زده شود لذا در مقاطعی نیز گروه های سیاسی با استفاده از همین دو ابزار سعی کردند منویات و نگاه خود را در سینما حاکم کنند اما اینکه بگوییم بعد از انقلاب، سینما همیشه سیاسی بوده و مدیران نگاه سیاسی به آن داشتند را قبول ندارم.در دهه اول انقلاب تلاش شد که ابتدا اساسا سینما بازتعریف و احیا شود. بعد از تعریف و احیای سینما و تطبیق شرایط آن با وضعیت فرهنگی جدید، سینما به عنوان یک عنصر مهم و حتی ابزار قدرت شناخته شد و قابلیت های خود را نشان داد و در سال هایی که جمعیت ما کمتر از امروز بود، تعداد مخاطبان بسیار بیشتر از امروز بود و همین استقبال مردم از سینما؛ طمع گروهی را از آن بالا برد و این تصور برای گروهی به وجود آمد که می شود بدون اشراف به وجوه حرفه ای در سینما از آن برای اهداف خود صرفا استفاده کرد. البته این نگاه پاسخ خودش را نیز داد و به سینما ضربه زد و سودی نیز برای آن گروه نداشت. هرگاه این رویکرد به سینما وجود داشت؛ پاسخ خوبی از سینما دریافت نشد.البته بستر اصلی سینما جامعه است و سینماگر متاثر از اتفاقات جامعه ایده خود را می سازد. طبیعی است که جامعه در دوره هایی رفتارهایی از خود نشان داده و این رفتارها در سینما بازتاب داشته است اما جاهایی که به سینما سفارش داده شده و این سفارش تبدیل به باور نشده سود و تاثیری نداشته است. از سوی دیگر یک مدیر همیشه همکارانی می خواهد که با وی همسو باشند البته معنای این حرف این نیست که حتما ما کسی را بیاوریم که قبلا با وی همکاری کردیم یا بالعکس. منظور از سیاسی بودن سینما در کشور این است که گروهی از مدیران دائم می خواستند که ساختار سینما و آثار آن براساس نگاه آنها باشد درحالی که در کشورهای دیگر اینگونه نیست. مثلا در کشوری مانند آمریکا امروز ترامپ رئیس جمهور است و نگاه سیاسی متفاوتی نسبت به رئیس جمهور قبلی دارد اما سینمای این کشور بدون توجه به تفاوت این دو نگاه به صورت مستقل راه خود را می رود درحالی که در کشور ما اینگونه نیست.وضعیت سینما در هر کشور رابطه مستقیمی با بافت سیاسی – اجتماعی آن کشور دارد. مثلا سینما در هند یک ماموریت مشخص اجتماعی دارد که وظیفه خود را انجام می دهد. سینما در هند در تعامل با حاکمیت وظیفه دارد تا مسوولیت اجتماعی خود را در ایجاد تعادل رفتاری در جامعه فراهم کند و این کار را نیز انجام داده است و همه نیز تلاش کردند که سینما را در این موقعیت تثبیت کنند اما در هالیوود ما شاهد یک نمونه موفق قدرت سینما در فرهنگسازی و تعریف مفاهیم سیاسی هستیم.هالیوود امروز نیازسازی می کند و دانش را جهت دهی و بازار را نیز تامین می کند و به دنبال آن سود نیز تامین شده است. در حوزه سیاست؛ هالیوود کاملا یک نقش کارکردی و مهم دارد و مسوول ساختن تاریخ نداشته ی آمریکاست و باید خلأ تاریخ نداشته آمریکا را جبران کند. نمونه این مساله این است که امروز در آمریکا مخاطبان از دیدن فیلم های غالب سینمای هالیوود احساس شکست نمی کنند و یا بعد از پایان یک فیلم آمریکایی غرورش جریحه دار نشده است و اگر حتی خلاف یک مدیر ارشد در فیلم نشان داده می شود سرانجام آن مدیر ارشد به سزای خود می رسد و این مساله در بیشتر فیلم های آمریکایی وجود دارد و بیننده از دیدن این فیلم ها احساس غرور و خوشبختی می کند که در کشوری مانند آمریکا زندگی می کند. در حوزه اقتصاد نیز نوع مصرف و سبک زندگی را به خوبی هدایت می کند اما اگر ما در داخل کشور نتوانسته ایم آنگونه که هالیوود از سینما استفاده می کند، بهره ببریم به این دلیل است که در ابتدای امر آن را درست نشناختیم و هنوز قدرت تاثیرگذاری سینما از سوی مدیران و نظام باور نشده است.سینما باید در کلان ترین سطح یعنی حوزه منافع ملی مورد پذیرش قرار بگیرد و باید آن را به کار گرفت و اگر ما سینماگران را باور کنیم و در سلایق آنها دخالت نکنیم، آنها می توانند در حوزه منافع ملی به کشور خدمت کنند. ما در این بخش دچار غفلت هستیم و علت آن عدم اتفاق مدیران ارشد نظام درباره سینماست. به جریان سینمای بالا باید دو گروه دیگر را اضافه کنیم: یکی سینمای منفعل که فقط به درآمد آنهم از نوع سخیف و بدون دردسرش فکر می کند و اصولا در محافل سینمایی به آن هیچگاه نگاه جدی نشده؛ همان سینمای بدنه که در تمام این سال ها کار خودش را کرده و دیگری سینمای معترض که ناشی از نگاه افرادی است که به سلیقه حاکم یا جریان حاکم معترض هستند و برخلاف مسیر آب شنا می کنند و بیشترشان با شعارهای سیاسی می دهند یا فیلم های سیاسی که حاوی شعارها و نگاه های ساختارشکنانه باشد، می سازند. این گروه در داخل یا خارج دنبال جریان سازی به نفع خود است تا خودش را مطرح کند هم و پول بیشتر بگیرد و هم برای خود اعوان و انصاری در داخل و خارج فراهم کند. این شیوه نیز در تمام این سال ها در ایران کارکرد داشته چون کل سینمای ایران سیاسی و جناحی بوده است. به اعتقاد شما فرصت ها و تهدیدهای این دو گروه برای کل سینمای ایران چه بوده؟بزرگ ترین خطری که می تواند فرهنگ این کشور را تهدید کند این است که اهالی فرهنگ برای تامین معیشت محتاج فرمانبری و فرمانبرداری مطلق از مدیران باشد. حوزه فرهنگ و هنر که سینما و رسانه نیز زیرمجموعه آن است نباید برای رفع نیازها و احتیاجات روزمره دائم درگیر تمکین از مدیران بالادستی باشد بلکه باید به سمت ایجاد مفاهمه برای رسیدن به یک منفعت ملی حرکت کند اما باید بگویم متاسفانه این تقسیم بندی که شما گفتید وجود دارد و اصلی ترین دلیل آن این است که ما امروز صاحب صنعت سینما نیستیم. صنعت یعنی تداوم فعالیت، امنیت شغلی، استقرار در کار، ارتباط با مخاطب و تداوم آن. قطعا وقتی صنعت سینما وجود ندارد زیرمجموعه های آن نیز وجود ندارد و از طرفی هر فردی که تلاش می کند سعی دارد منافع خودش را از راه های گوناگون تامین کند. اگر ما بتوانیم سینما را صاحب صنعت کنیم و زیرساخت های آن را تامین کنیم و امنیت شغلی را ایجاد کنیم سینما می تواند خیلی راحت تر وظیفه و نقش اجتماعی خود را ایفا کند و اگر سینما صنعتی شود دیگر نباید نگران سلیقه ها و تعویض جریان ها و آمد و رفت مدیران در حوزه های مختلف بود. در تمام این سال ها سینمای ایران بی آنکه مبانی تئوریک خاصی را برای خود تدوین و تعریف کرده باشد فقط مسیرها و دستورات خاصی را که بیشتر ایدئولوژیک است، دنبال کرده مثلا دستورالعمل هایی درباره نحوه حضور زنان در سینما، پررنگ شدن موضوع جنگ و دفاع مقدس در سینما به دلیل شرایط کشور، یا تمرکز بر سینمای خانواده به دلیل مشکلات اجتماعی در جامعه و گسترش طلاق و از هم پاشیدن خانواده ها، یا روی آوردن به سینمای قصه گو در حوزه مواد مخدر و ... اما مثلا هالیوود یا بالیوود برای خودش مرامنامه خاصی دارد که به قد و قامت آثار تولید شده برای آنها تعریف خاصی می دهد. چرا سینمای ایران از مبانی تئوریک برخوردار نیست؟ شاید یکی از دلایل این امر حاکم نبودن مدیران فرهنگی بر سینما بوده است. تجربه مدیران سینمایی در این سال ها بیشتر طرح های کوتاه مدت و آزمون و خطاهایی بوده که هربار هم تکرار شده. جنگ اکران خارجی و اکران داخلی- فیلم های توقیفی- سینمای معناگرا- سینمای بدنه- فیلم فاخر- فیلم جشنواره ای و ... و اتفاقا مخاطبان سینما نیز طبق همین آزمون و خطاها دایم در حال افزایش یا ریزش هستند. اینکه ما یک قواعدی داریم که در رفتارهای فرهنگی و اجتماعی مان براساس آن باید از یک نوع ایدئولوژی که نظام قبول دارد؛ تبعیت کنیم، امری روشن و بدیهی است و تا این مرحله هیچ اشکالی وجود ندارد اما اینکه این ایدئولوژی را تا کجا ادامه می دهیم و چگونه بر رفتارهای روزمره تاثیر بگذاریم، محلی است که اختلافات از آنجا شروع می شود.اشکالات از آنجا آغاز می شود که هر کدام از ما که عضو نظام هستیم نظام جمهوری اسلامی را از منظر خود تعریف می کنیم و می گوییم نظام از آنجا آغاز می شود که من تعیین می کنم. سینما نیز از این مساله مثتنی نیست و هنری است که یک چارچوب مشخص دارد اما کارکرد آن در کشورهای مختلف متفاوت است. اما باید در سینما قدرت انتخاب و تشخیص را به هنرمند بدهیم و اگر غیر از این باشد وارد دور باطل می شود و هزینه های ما از بین می رود. اگر ما به این مرحله برسیم که به سینماگر اجازه بدهیم که خودش براساس تشخیصی که به آن رسیده مسائل را رصد و درباره آن فیلم بسازد، می تواند اثری تولید کند که همچنان در حال افزایش مخاطب و داوری باشد.هنوز هم از دهه شصت به عنوان موفق ترین دوران سینما یاد می شود. این مقبولیت به حمایت های مدیریت سینمایی آن روز از سینما و سینماگران و مدیریت دولتی بازمی گردد یا شرایط خاص کشور که معجونی از تجربه جنگ و انقلاب را برای سینماگران به همراه داشت یا رضایت سینمای ایران به حداقل ها؟چند دلیل مختلف داشت یکی از ضروری ترین نیازهای حوزه فرهنگ ثبات است و فرهنگ محلی برای آزمون و خطا و تغییرات مستمر نیست. فرهنگ نیاز به یک نگاه ثابت دارد. در برنامه ریزی های کلان و رفتارهای مستمر، دهه شصت تنها دوره ای بود که سینما به مدت ۱۲ سال یک مدیریت ثابت داشت. به همین دلیل شاهدیم متنوع ترین تولیدات در دهه شصت انجام شده است و حتی بسیاری از بهترین تولیدات کارگردان هایی که از آن دوران فعال بودند مربوط به همان دهه ۶۰ است و تفاوت آثار بسیار بیشتر حس می شود و امروز تشابه بیشتر شده است. بیشترین استقبال نیز توسط مردم از سینما در دهه شصت انجام شد البته یک دلیل ریشه ای دیگر داشت و آن هم این بود که در دهه شصت جامعه و مردم همدلی و همبستگی بیشتری داشتند که در دهه های بعد کمتر شد. زیرا یکی از دلایل آن این بود که یک حادثه عمومی مانند جنگ برای این کشور اتفاق افتاده بود و همه در این حادثه خود را شریک می دانستند و هر کدام سعی می کردند شرایط خود را با این حادثه عمومی تطبیق دهند. یعنی فیلمساز ما زیر موشک باران فیلم می ساخت و مردم نیز زیر موشک باران فیلم را تماشا می کردند. هر گاه ما بتوانیم این اتفاق نظر را درباره سینما و در اصول مجدد فراهم کنیم، می توانیم به موفقیت برسیم.عدم توافق و مقبولیت بر سر بخش های تعیین کننده سینما مانند قانون نظام امور سینمایی، شواریعالی سینما، شورای پروانه ساخت و اکران در تقریبا در همه دوره ها تجربه شده است. به اعتقاد شما ماهیت این بخش ها آیا خود رانت زا و فسادآور نیستند؟ آیا اصولا این زیرساخت ها درست تعریف و جانمایی شده اند؟ آیا خود آنها تابع شرایط و قوانیت بی ثبات و متغیر نیستند؟ این اشکالات شاید تاکید دوباره ای بر همان موضوع نبودن مبانی تئوریک در سینما باشد؟نگاه غلط برخی دوره ها به سینما و عدم شناخت صحیح از سینما و انتظار ناصحیح از سینما ضربات زیادی زده است حتی در دوره ای یک روشی در پیش گرفته شد که فعالان درون سینما را باهمدیگر به مقابله بیاندازیم یعنی تفرقی در سینما به صورت عمدی آغاز شد که فرصت و سرمایه سوزی را به دنبال داشت البته ما در حال حاضر در روزهای پایانی این تفرق هستیم.امروز اختلاف نظرهایی که از پسماند همان رفتارهای گذشته در بین سینماگران ماست، بسیاری از انرژی و فرصت های ما را می گیرد. نکته دوم اینکه سینما امر تخصصی است و علاوه بر این تخصصی بودن نیاز به این دارد که مدیران آن همانند اهالی سینما به روز باشند و شرط انجام کار تخصصی و بروز برنامه داشتن است و در حوزه فرهنگ برنامه ریزی زیر پنج سال اصلا پاسخگو نیست به همین دلیل ما در دوره جدید تلاش کردیم تا یک برنامه جامع پنج ساله و چشم انداز ۱۰ ساله طراحی کنیم در این برنامه یک زنجیره فعالیت را طراحی کردیم زیرا معتقدیم سینما فقط تولید یا فقط اکران نیست در امتداد همه اینها و هر کدام از این حلقه ها کار نکنند توفیق حاصل نخواهد شد.امروز دعوا بر سر اکران و روند حاکم بر تولید در سینمای ایران بسیار بالا گرفته است. بحث مافیا یا شکلی گسترده و بسیار قدرتمند در تولید فیلم های خاصی که توسط تهیه کنندگان خاصی تولید می شوند، بحث پول سازی و ضمانت درآمد در سینمای ایران در همان روند تولید و قبل از آنکه فیلم به اکران راه یابد، بحث تعیین کننده بودن آرای شورای پروانه نمایش برای اکران یا عدم اکران یک فیلم و سرنوشت مالی آن... همه و همه نشان می دهد فقط افراد خاصی در سینمای امروز ایران قادر به ضمانت تولید سینمایی و ضمانت اکران هستند درحالی که به نظر می رسد برنامه های شما یک چشم انداز ۱۰ ساله و یک برنامه پنج ساله است. واقعا مشکلات چگونه تا قبل از به نتیجه رسیدن برنامه های درازمدت حل می شوند؟در طی یک سالی که از برنامه می گذرد تلاش کردیم تا مشکلات برطرف شود البته من معتقد به وجود مافیا نیستم و آنچه در بدترین شرایط وجود دارد حاکمیت تعداد کمی از افراد بر بخش زیادی از امکانات است که به نوعی آفت است هر چند این آفت نیز تعدیل شده است. در بحث اکران پیش از این آئین نامه ای بود که ایرادات آن رفع شد و با اصلاحات انجام شده این نظام یک راهکاری را برای رفع مشکلات فراهم می کند بخش صنوف پررنگ شده است و همچنین اگر ظلمی به کسی بشود روش هایی برای رسیدگی به شکایات طراحی شده است و ...

ادامه مطلب  

مراسم ختم عزت الله انتظامی  

درخواست حذف این مطلب
مراسم ختم زنده یاد عزت الله انتظامی روز سه شنبه ۳۰ مرداد در مسجد جامع شهرک غرب با حضور خانواده وی، جمعی از هنرمندان و مردم برگزار شد. مراسم ختم زنده یاد عزت الله انتظامی روز سه شنبه ...

ادامه مطلب  

از تولد و تردید تا غنی شدن و امید/ مروری بر دوره های اول تا هشتم جشنواره فیلم فجر  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: جشنواره فیلم فجر مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در آن سرنوشت یک سال سینما مشخص می شود؛ جشنواره ای که اینک در آستانه ۳۶ سالگی اش قرار دارد و کمتر کسی می توانست در سال ۱۳۶۱ پیش بینی کند که این رویداد به مهمترین رویداد سالانه سینمای ایران بدل شود. سیدرضا منتظری/ جشنواره فیلم فجر مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در آن سرنوشت یک سال سینما مشخص می شود؛ جشنواره ای که اینک در آستانه ۳۶ سالگی اش قرار دارد و کمتر کسی می توانست در سال ۱۳۶۱ پیش بینی کند رویدادی که احتمالاً بیشتر به شکل مناسبتی و برای پربارتر شدن جشن های دهه فجر، یا دست بالا برنامه ای برای جایگزین کردن جشنواره ای به جای جشنواره فیلم «سپاس»، یا «جشنواره جهانی فیلم تهران» تدارک دیده شد، نه تنها چند دهه دوام بیاورد، بلکه به مهمترین رویداد سالانه سینمای ایران بدل شود! اما واقعیت این است که جشنواره فیلم فجر در طول تمام این سال ها علیرغم مشکلات متعددی که بر سر راه خود داشته به حیات خود ادامه داده و همواره برای سینماگران حائز اهمیت بوده است؛ در مجموعه مقالات پیش رو سعی شده تا نگاهی اجمالی به ۳۵ دوره برگزاری این رویداد سینمایی داشته باشیم.جشنواره فیلم فجر در دورانی متولد شد که تولیدات سالانه سینمای کشور از نظر کمی در سطح پایینی بود. اما در طول سال های بعد با گسترده تر شدن ابعاد تولید در سینمای ایران، بیشتر اهمیت آن مورد توجه قرار گرفت؛ البته همانطور که پیش تر هم اشاره شد جشنواره فیلم فجر در طول این سال ها با فراز و نشیب های زیادی همراه بوده و هر سال با نگاه دبیران و مدیران به صورتی تغییر شکل داده است به نحوی که با یک بررسی ساده و اجمالی از زمان برگزاری نخستین دوره این رویداد تاکنون می توان دریافت که از سیمرغ های جشنواره گرفته تا دبیر، جوایز، محل برگزاری، تعداد فیلم های بخش مسابقه و... همواره و در ادوار مختلف دستخوش تغییر شده است.از سوی دیگر جشنواره فیلم فجر در طول ۳۵ سال برگزاری همواره یک جشنواره سلیقه ای بوده و متأسفانه این رویداد مهم سینمایی هرگز به کشف قابلیت ها و استعدادهای مهم در سینمای کشور نپرداخته است که شاید بتوان دلیل اصلی آن را حضور باندهای مافیایی و پدرخوانده ها و مادرخوانده ها در سینمای ایران دانست که همه سینما را برای خود می خواهند و به دیگران اجازه بروز و ظهور استعدادهای شان را نمی دهند!همچنین می توان بر این امر صحه گذاشت که تناقض در سیاست گذاری های جشنواره فجر آسیب های جدی به این رویداد وارد ساخته است و به نوعی آن را دچار سرگردانی کرده و همین امر از کیفیت آن به شدت کاسته است. این جشنواره که در ابتدا تنها نمایشگاهی از تولیدات سالانه سینمای ایران بود و بعدها داعیه آن را داشت که به جشنواره ای صاحب سبک در عرصه بین الملل تبدیل شده بعد از گذشت چند دوره مجدداً بازگشتی رو به عقب داشت و باز همانند همان سال های بدو تأسیس اش به نمایشگاهی برای تولیدات سالانه سینمای کشور بدل شد!فاجعه بارتر از همه اینک که در آستانه سی و ششمین سالگرد تولد این رویداد سینمایی شاهد آن هستیم مسئولان برگزار کننده جشنواره با تدبیری هرچه تمام تر و با کم کردن فیلم های حاضر در جشنواره رونق همیشگی آن را نیز از بین برده اند و به نظر می رسد جشنواره فیلم فجر به سمت کوچک سازی و بی اهمیت شدن گام برمی دارد!بی توجهی به فیلمسازان اول و حذف بخش نگاه نو از این رویداد یکی از اشتباهات فاحشی است که مسئولان جشنواره با این کار به بخش اعظمی از استعدادهای نهان سینمای کشور اجازه دیده شدن ندادند. این اتفاق در حالی است که به خصوص طی سال های اخیر فیلمسازان اول بسیار حرفه ای تر و جدی تر از فیلمسازان کهنه کار توانسته اند در سینمای کشور بدرخشند و در همین یکی دو سال اخیر فیلمسازانی همچون: منیر قیدی، مرتضی علی عباس میرزایی، کاوه صباغ زاده، محمدحسین مهدویان، محمود غفاری، سیدمحمدرضا خردمندان، سعید روستایی، احسان بیگلری، سهیل بیرقی و... پا به عرصه سینمای حرفه ای گذاشتند و با فیلم های اولشان توانستند تحولی شگرف در صنعت فیلمسازی کشور ایجاد کنند و آثارشان مورد توجه مخاطبان، منتقدان و اهالی رسانه قرار گرفت! اما گویا علیرغم شعار «جوان گرایی در سینما» که همواره ورد زبان مدیران است آن ها رسماً می خواهند این جماعت را از گردونه هنرهفتم دور سازند.از سوی دیگر حذف برج میلاد به عنوان کاخ جشنواره مکانی که اهالی رسانه طی ۸ سال گذشته در کنار هنرمندان به تماشای فیلم های جشنواره می نشستند و رابطه دو سویه میان آن ها در ایام جشنواره مجدداً به روز می شد و تعیین پردیس سینمایی ملت به عنوان سینمای رسانه ها که حتی کشش و پتانسیل برگزاری اکران خصوصی یک فیلم را هم ندارد یکی از نکات منفی است که باز هم به دلیل تصمیمات خلق الساعه و لحظه ای مدیران سینمایی آسیبی جدی به این رویداد وارد کرده که تبعات منفی آن قطعاً پس از ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر بیش از پیش مشخص خواهد شد!سرگردانی در جشنواره فیلم فجر سال به سال در حال تشدید شدن است و برنامه ریزی های سلیقه ای و بدون کارشناسی دست اندرکاران آن باعث شده تا این جشنواره اعتبار سابق خود را از دست بدهد. معتقدم یکی از مهمترین دلایل ضعف جشنواره فیلم فجر این است که دبیران آن تعیین کننده نیستند؛ هرچند که هر دبیری بنا به سلیقه خود دست به تغییراتی در روند برگزاری این جشنواره زده است اما هیچ یک از این تغییرات نتوانسته به قوام جشنواره فجر کمک کند.آنچه بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران سینمای کشور به آن اعتقاد دارند این است که جشنواره فیلم فجر نیاز به سازماندهی غیردولتی دارد و اگر یک مدیر غیردولتی برای اداره حداقل پریود زمانی ۵ تا ۱۰ساله برای این رویداد در نظر گرفته شود می توان امیدوار بود که جشنواره فجر تاحدودی خود را از آسیب های متعددی که گریبانش را گرفته دور کند و مجدداً بتواند حرفی جدی برای گفتن داشته باشد؛ در واقع فردی که عهده دار مسئولیت اجرای این جشنواره می شود باید در روند برگزاری این جشنواره یک بازنگری کند و یک تعریف یکتا از جشنواره فجر ارائه دهد تا جشنواره فیلم فجر به دلیل تصمیم گیری های خلق الساعه، لحظه ای و سلیقه ای برخی از مدیران سینمایی دچار آسیب نشود.از جمله تصمیمات خلق الساعه مدیران سینمایی که طی سال های اخیر باعث نزول جشنواره فیلم فجر شد می توان به تفکیک جشنواره فجر که بدون توجه به نظر کارشناسان و متخصصان سینما و رسانه انجام شد و همین امر آسیب های جدی را بر پیکره این رویداد سینمایی وارد ساخت اشاره کرد. مدیران سینمایی پیشین با تصور باطلی که جداسازی جشنواره ها می تواند کمک شایانی در روند کیفی آن ها داشته باشد دست به این کار زدند این اتفاق در حالی بود که تفکیک جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان از یکدیگر موقعیت مضحکی را در سینمای ایران به وجود آورده بود و تفکیک بخش های بین الملل و ملی جشنواره فیلم فجر هم باعث شد تا فقط هزینه ای مضاعف بر سینمای نحیف ایران تحمیل شود!تفکیک و جداسازی این جشنواره ها از یکدیگر نه تنها باعث قوام و موفقیت هیچ یک از بخش های آن نشد بلکه باعث شد تا توجهات جهانیان نسبت به این جشنواره بسیار کمرنگ تر از گذشته شود چرا که در همه فستیوال های مهم دنیا که بخش های ملی دارند یک وجهه بین الملل هم وجود دارد و همیشه این بخش ها توأمان با یکدیگر برگزار می شوند و این بدعت اشتباه مورد پسند هیچ سینماگری در دنیا نیست.بگذریم که اصولاً عنوان «بین المللی» هم تنها یک صفت باسمه ای و تبلیغاتی برای جشنواره است و جشنواره ثابت کرده از عنوان «بین المللی» بودن خود تنها طی این سال ها استفاده ابزاری کرده ، به نحوی که اهداف جشنواره فیلم فجر هیچ گونه جنبه بین المللی نداشته و ندارند!جشنواره فیلم فجر در سی و پنجمین دوره برگزاری اش به قدری دچار افول شد که بسیاری از اهالی سینما که حتی کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین هم شده بودند به دلیل آنچه ناداوری و بی عدالتی در جشنواره خوانند از کاندیداتوری خود انصراف دادند که از جمله آن ها می توان به عوامل فیلم های «خفه گی» به کارگردانی فریدون جیرانی و «ویلایی ها» به کارگردانی منیر قیدی اشاره کرد؛ همچنین بسیاری از اهالی رسانه، منتقدان، کارشناسان و صاحب نظران سینمای کشور نیز اعتراضی جدی نسبت به برگزارکنندگان سی و پنجمین دوره این رویداد سینمایی داشتند و به خصوص بهروز افخمی در برنامه سینمایی «هفت» مرتباً انعکاس دهنده بازخوردهای منفی صاحب نظران سینمای کشور بود و باید دید در جشنواره سی و ششم چه اتفاقی برای این رویداد سینمایی خواهد افتاد؟به هر حال چه به جشنواره فجر نگاه انتقادی داشته باشیم و چه آن را تحسین کنیم، این نکته غیر قابل کتمان است که این جشنواره پایدارترین و اثرگذارترین جشنواره تاریخ سینمای ایران است. در مجموعه مقالات پیش رو تلاش کرده ایم تا ۳۵ دوره از جشنواره را در دهه های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ مورد بررسی اجمالی قرار دهیم.************************************نخستین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۱ - دبیر: حسین وخشوری(تولد بزرگترین رویداد سینمایی کشور)اولین دوره جشنواره فیلم فجر درست در دورانی که آتش جنگ تحمیلی در کشور شعله ور شده بود و سیاست گذاران هنوز برنامه ریزی مشخص و دقیقی برای حیات و بقای سینمای کشور نداشتند به دبیری حسین وخشوری شکل گرفت.جالب ترین نکته در برگزاری اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر عدم داوری فیلم های بخش سینمای حرفه ای بود به نحوی که فیلم ها در بخش مسابقه تنها به نمایش در آمدند و در نهایت به دلیل عدم وجود هیأت داوری این جشنواره بدون اهدای هیچ جایزه ای به کار خود پایان داد.در این دوره تنها ۵ فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران به نمایش درآمدند که عبارت بودند از: «حاجی واشنگتن» به کارگردانی زنده یاد علی حاتمی، «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی، «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی، «اشباح» به کارگردانی زنده یاد رضا میرلوحی و «سفیر» به کارگردانی زنده یاد فریبرز صالح، که از میان این ۵ فیلم، «سفیر» و «اشباح» بعدها اکران شدند که اولی با ۱۵ میلیون تومان فروش، رکورد فروش فیلم را در سینمای ایران شکست؛ اما «حاجی واشنگتن» حدود ۱۵ سال بعد و زمانی که کارگردان اش فوت کرده بود، از محاق درآمد و اکران شد و «خط قرمز» و «مرگ یزدگرد» هم هرگز امکان اکران عمومی پیدا نکردند. از میان مابقی آثار به نمایش در آمده در این رویداد ۱۵ اثر به خارج از کشور تعلق داشت و در بخش فیلم های کوتاه نیز ۱۷ اثر داخلی و خارجی با هم به رقابت پرداختند.همانگونه که پیش از این عنوان شد در اولین دوره برگزاری این رویداد سینمایی میان آثار سینمای حرفه ای هیچ گونه رقابتی وجود نداشت و تنها فیلم های آماتوری مورد داوری قرار می گرفتند که با دیپلم افتخار از آن ها تجلیل می شد. «بچه های دیار صفا»، «علمدار»، «خرمشهر ۶۱»، «با هم برای ایثار»، «یا زهرا»، «کدام مکتب است این»، «خرمشهر، شهر خون، شهر عشق»، «آمریکا نابود است» و «بر بال ملائک» از جمله فیلم هایی بودند که در بخش آماتوری این رویداد سینمایی حضور داشتند که دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه جنگی به فیلم «خرمشهر، شهرخون، شهر عشق» به کارگردانی منوچهر عسگری نسب رسید و جواد شمقدری نیز توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم مستند «یا زهرا» از آن خود نماید.اما علاوه بر حضور فیلم های آماتوری در این رویداد سینمایی فیلم هایی از سینمای جهان نیز در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمد؛ بخش های مهم اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر شامل: مسابقه سینمای ایران، چشم انداز سینمای کوبا، سینمای ایتالیا از نئورئالیسم تا امروز، سرخ پوستان و سیاه پوستان در سینما، سینمای کودکان و نوجوانان، سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی و نمایش های ویژه بود که زنده یاد احمد جورقانیان آرشیو دار قدیمی سینمای ایران، بزرگترین سهم را جهت نمایش فیلم های سینمای جهان در اولین دوره برگزاری این جشنواره داشت. مهم ترین نکته در اولین دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر این بود که این رویداد در اولین دوره برگزاری اش هیچ نشانی از «بین المللی» بودن نداشت و تنها در ایام دهه فجر انقلاب با نمایش فیلم هایی ایرانی و چند فیلم محدود از سایر کشورهای جهان آغاز به کار کرد؛ هرچند که مسئولین و دست اندرکاران سینمای ایران تمایل داشتند تا جشنواره فیلم فجر سمبل سینمای ایران باشد و در ایام پیروزی انقلاب همه ساله پربارتر از گذشته به بقای خود ادامه دهد اما به دلیل کیفیت پایین برگزاری این جشنواره و عدم کمیت کافی برای فیلم های تولید شده، بیم آن می رفت تا این جشنواره نتواند به راه خود ادامه دهد!پوستری هم که برای اولین دوره جشنواره فیلم فجر در نظر گرفته شده بود نام «الله» و نمادی از یک نگاتیو داشت. استفاده از نمادهای سینمایی و انقلابی و نام «الله» در ۶ دوره اول طراحی پوستر جشنواره بسیار به چشم می خورد. اولین پوستر جشنواره تصویری از راهپیمایی مردم را نشان می دهد که عکسی از امام خمینی (ره) را در دست دارند. این اتفاق قطعاً به دلیل آن بوده که این جشنواره پیروی جشن های پیروزی انقلاب اسلامی طراحی و بنیان گذاشته شده و دست اندرکاران آن می خواستند تا نمادی از انقلاب در پوستر جشنواره دیده شود.در نهایت اینکه اگرچه اولین دوره جشنواره فیلم فجر آن چنان که باید جشنواره ای پربار نبود اما حداکثر هدف برگزار کنندگان جشنواره که همانا برگزاری فستیوال فیلمی پس از انقلاب اسلامی بود را برآورده ساخت اما به طور کلی بنا به شرایط زمانه و بحران خاصی که نه تنها سینمای ایران بلکه کلیت کشور را در برگرفته بود و تعداد کثیری از فیلم های تولید شده بین سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ از جمله: «راهی به سوی خدا» به کارگردانی جلال مهربان، «خشم الهی» به کارگردانی عزیز رفیعی، «شجاعان ایستاده می میرند» به کارگردانی عباس کسایی، «آقای هیروگلیف» به کارگردانی غلامعلی عرفان، «مسافر شب» به کارگردانی منصور تهرانی، «آزمایشگاه جهنمی» به کارگردانی احمدرضا جغتایی، «گفت هر سه نفرشان» به کارگردانی غلامعلی عرفان، «مفسدین» به کارگردانی امان منطقی، «تاریخ سازان» به کارگردانی هادی صابر، «قیام» به کارگردانی رضا صفایی، «قدیس» به کارگردانی ناصر محمدی، «بند» به کارگردانی غلامحسین طاهری «دوست، جاده» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «تب مرگ» به کارگردانی مشترک امان منطقی و داریوش کوشان، «سیم خاردار» به کارگردانی مهدی معدنیان و ده ها فیلم دیگر هیچگاه به نمایش عمومی درنیامده و بعضاً در توقیف به سر می بردند و یا فیلم هایی مانند «برزخی ها» به کارگردانی زنده یاد ایرج قادری توسط افرادی مانند محسن مخملباف که خود را همه کاره سینمای ایران می دانستند از پرده سینما به زیر کشیده می شدند و احتمال نمی رفت تا سینمای ایران بتواند به درستی به راه خود ادامه دهد!دومین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۲ - دبیر: گروهی(ورود فیلمسازان تازه نفس و تثبیت جشنواره) دومین دوره جشنواره فیلم فجر در شرایطی برگزار شد که با ورود جوانان تازه نفس به جرگه فیلمسازان، سینمای ایران در حال تولدی دوباره و احیای حیات خویش بود، این مهم در زمانه ای که اغلب فیلمسازان قدیمی یا از کشور خارج شده و یا به شکلی ناگفته فعالیت شان ممنوع شده بود و یا برخی از آنان میلی به کار نداشتند نکته بسیار مهمی بود و باعث شد تا خون خشکیده در رگ های سینمای ایران دوباره جوشان شده و به حرکت درآید. بسیاری از فیلمسازان مطرح و شاخص سینمای ایران از جمله: محسن مخملباف، رسول صدرعاملی، محمدعلی سجادی، محمدرضا اعلامی، حسن هدایت و خسرو سینایی در این دوره به جرگه فیلمسازان حرفه ای سینمای ایران پیوستند.پوستر دومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر از نماد پرنده و نگاتیو که اصلی ترین نشانه سینما در آن دوران بود بهره گرفته شده بود.این دوره از جشنواره باشکوه تر از دوره قبلی برگزار گردید و به علت عدم داوری فیلم ها در دور اول جشنواره فیلم فجر، فیلم های سال قبل هم جواز حضور در این دوره از جشنواره را دریافت کردند که به همین ترتیب ۲۴ فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.مهم ترین نکته در تاریخ برگزاری ۳۶ جشنواره فیلم فجر عدم وجود دبیر مشخص برای برگزاری این دوره از جشنواره بود، به نحوی که از دبیر این دوره جشنواره به عنوان «دبیر گروهی» یاد شد و از این لحاظ دومین جشنواره فیلم فجر متمایزترین دوره در طول سابقه برگزاری این مهم ترین رویداد سینمایی کشور بوده است. البته بعدها حجت الله سیفی کارگردان سینمای کشور در گفتگویی اعلام کرد که دبیری این دوره از جشنواره را وی بر عهده داشته و حتی یکی از بنیان گذاران جشنواره فیلم فجر بوده که بنا به دلایل نامعلومی نام وی هیچ گاه به عنوان دبیر و موسس این رویداد سینمایی در جایی ذکر نشده است!از جمله فیلم های حرفه ای حاضر در دومین دوره جشنواره می توان به فیلم های «آوای غریب» به کارگردانی سعید حاجی میری، «دیار عاشقان» به کارگردانی حسن کاربخش، «خانه عنکبوت» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، «پرونده» به کارگردانی مهدی صباغ زاده، «رهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی، «بازجویی» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «دادشاه» به کارگردانی حبیب کاوش، «نقطه ضعف» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، «جایزه» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، «پیک جنگل» به کارگردانی حسن هدایت و «هیولای درون» به کارگردانی خسرو سینایی اشاره کرد.دومین دوره جشنواره فیلم فجر شامل ۲ بخش مهم بود؛ اول بخش سینمای حرفه ای که فیلم های فیلمسازان مطرح و باتجربه سینمای ایران در آن به نمایش در می آمد و دوم بخش مسابقه سینمای آماتوری که اغلب فیلمسازان جوان و تازه کار ایران که بعدها از میان آن ها کارگردانانی همچون: زنده یاد تهمینه اردکانی و امیرشهاب رضویان توانستند به جرگه فیلمسازان حرفه ای بپیوندند به چشم می خورد.همچنین در بخش فیلم های کوتاه این دوره از جشنواره هم نام فیلم هایی همچون: «ما زنده برآنیم» به کارگردانی بزرگمهر رفیعا، «باران» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «همسرایان» به کارگردانی عباس کیارستمی، «نماز جمعه» به کارگردانی مهدی مسعودشاهی، «وارث» به کارگردانی جواد شمقدری و... به چشم می خورد.دومین جشنواره فیلم فجر شامل بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران و سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی در بخش حرفه ای، و در بخش آماتوری هم شامل مسابقه سینمای ایران، بهترین ها، یادها و خاطره ها، نگاهی به گذشته و بخش ویژه بود.همچنین برای اولین بار در این دوره از جشنواره هیأت داوری وجود داشت و به افراد برگزیده برای اولین بار «لوح زرین» که از هفتمین دوره جشنواره به بعد به «سیمرغ بلورین» تغییر هویت داده است اهدا شد.نکته جالب در روند دومین جشنواره فیلم فجر این بود که به دلیل شرایط خاص جامعه و نگاه های غلطی که نسبت به سینما و فرهنگ و هنر وجود داشت هیأت داوری در این دوره از جشنواره هیچ یک از بازیگران زن سینمای ایران را شایسته دریافت جایزه نداستند و این مهم طی سال های بعد به شیوه های گوناگون و توسط افراد مختلفی که اغلب آنان جزو هیأت داوران جشنواره بودند ادامه یافت.داوران این دوره از جشنواره عبارت بودند از: سیدمحمد بهشتی، مهدی حجت، اکبر عالمی، منوچهر عسگری نسب، مهدی کلهر، محمدعلی نجفی و سینا واحد همچنین در بخش سینمای آماتوری داورانی همچون: مرتضی پوراظهری، حمید دهقان پور و حجت الله سیفی به داوری مشغول بودند.در دومین جشنواره فیلم فجر جوایزی به شرح زیر به برگزیدگان اهدا شد:۱-بخش سینمای حرفه ای:لوح زرین بهترین تدوین به حسین زندباف برای فیلم «مرگ سفید»لوح زرین بهترین موسیقی متن به عباس دبیر دانش برای فیلم «چشم تنگ دنیا دار»لوح زرین بهترین فیلمبرداری به اسماعیل امامی برای فیلم «هیولای درون»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به پرویز پورحسینی برای فیلم «دیار عاشقان»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد به حسین پرورش برای فیلم «نقطه ضعف»لوح زرین بهترین فیلمنامه به علیرضا داوودنژاد و ابراهیم مکی برای فیلم «جایزه»لوح زرین بهترین کارگردانی به خسرو سینایی برای فیلم «هیولای درون»لوح زرین بهترین فیلم کوتاه به عباس کیارستمی برای فیلم «همسرایان»و جایزه ویژه هیأت داوران به حسن کاربخش برای فیلم «دیار عاشقان»۲- بخش سینمای آماتوری:لوح زرین بهترین بازیگر مرد به مراد ابوالقاسمی برای فیلم «من هم باید بروم» و محمد مرادی برای فیلم «تله»لوح زرین بهترین صداگذاری به محمد طلوع برای فیلم «بهترین خانه»لوح زرین بهترین فیلمبرداری به علی میرقطبی برای فیلم بر «مزار اسرار»لوح زرین بهترین تدوین به علیرضا سلماس برای فیلم «به یاد کربلا»لوح زرین بهترین کارگردانی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای فیلم «این رشته سر دراز دارد»لوح زرین بهترین طرح کوتاه به امیرشهاب رضویان برای فیلم «یکی دیگر» و کریم هاتفی نیا برای فیلم «تله»لوح زرین بهترین بهترین فیلم نقاشی متحرک (پویانمایی) به محسن صمیمی برای فیلم «درسی برای گنجشک»لوح زرین بهترین بهترین فیلم عروسکی به محمدرضا عابدی زمانی برای فیلم «بهترین خانه»لوح زرین بهترین مستند داستانی به حسین میوچوئی برای فیلم «زمین»لوح زرین بهترین فیلم ۱۶ میلیمتری به تهیمنه اردکانی برای فیلم «بچه های بالاچلی»جایزه ویژه هیأت داوران به وحید زمانی برای فیلم «دوچرخه»سومین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۳ - دبیر: سیدمحمد بهشتی(از تمایل بخش خصوصی برای تولید آثار سینمایی تا اهدای اولین جایزه به یک بانوی سینماگر) سومین دوره جشنواره فیلم فجر به دبیری سیدمحمد بهشتی در حالی آغاز به کار کرد که سینمای ایران به ثباتی نسبی دست یافته بود و فارغ از کمک های بخش دولتی بخش خصوصی هم تمایل به سرمایه گذاری در ساخت فیلم ها کرد. فیلم های تولید سینمای ای ...

ادامه مطلب  

سینماگران از «روز ملی سینما» نوشتند/ اینجا رویاها فراموش نمی شود  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-نیوشا روزبان: امروز ۲۱ شهریور ماه مصادف با روز ملی سینما در تقویم ایران است؛ روزی که به روایتی سینما در ایران ۱۲۰ ساله می شود. سینمای ایران طی این سال ها فراز و نشیب های بسیاری را پشت سرگذاشته و با تمام سختی ها همچنان به راه خود ادامه می دهد و در عرصه های جهانی نیز خوش می درخشد و نام ایران را باافتخار در دنیا مطرح می کند.به بهانه روز ملی سینما از ۴۴ فعال حوزه های مختلف در سینمای کشورمان خواستیم تا در جملاتی کوتاه احساس، آرزو و یا نقد خود را درباره سینمای امروز بگویند که حاصل این دعوت، نوشته هایی بسیار خواندنی است.خبرگزاری مهر ضمن تبریک روز ملی سینما به همه دست اندرکاران سینمای ایران از فعالان تولید و پخش و اکران تا مدیران این عرصه و مردم سینمادوست کشورمان تبریک گفته و شما را به خواندن این دل نوشته ها دعوت می کند.آناهید آباد/کارگردان:۵-۶ ساله بودم که برای اولین بار با پدرم به سینما رفتم. روی صندلی بادمجانی رنگ با دسته های چوبی که سعی می کردم دستان کوچکم را بر روی آن ها بگذارم نشستیم. چراغ ها خاموش و نور بر پرده تابیده شد... به دنیای رویا رفتم... فیلم تمام و چراغ ها روشن شد... از آن روز به بعد تخیل شد دلنشین ترین بازی کودکانه من... عاشق رنگ بادمجانی هستم...محمد آفریده/ فیلمنامه نویس و تهیه کننده: بنام خدا؛ سینما و هنر این مرز و بوم، آن وقت به مطلوب و مقصود خود نزدیک می شود که همه سلیقه ها، بدون حب و بغض و عادلانه در آن حضوری با نشاط داشته باشند.محمدقاصد اشرفی/سینمادار و رییس انجمن سینماداران:ما سینماداران برای استقبالی که طی یک سال گذشته مردم از سینما داشتند بسیار خوشحال هستیم. می توان گفت سینماداری این روزها در صنعت سینما موفق تر از دیگر رشته ها و بخش ها است. امیدوارم شرایط بهتری برای جذب مخاطبان به سینما بوجود آید تا بتوانیم رضایت مخاطبان سینما که همان صاحبان اصلی سینما هستند تامین کنیم.بهرام ارک/ کارگردان فیلم کوتاه:در روز ملی سینما می خواهم به مدیران سینمایی یادآوری کنم که سینما تنها در تهران نیست و باید این اجازه داده شود که سینما در شهرستان ها نیز قوت بیشتری بگیرد. امیدوارم دولت از شهرستان ها در حوزه سینما حمایت کند تا در این حد سینما در تهران خلاصه نشود زیرا این خلاصه شدن تنها به ضرر سینما است. این درصد از خلاصه شدن کم کم به یک سندروم تبدیل شده است که همه فکر می کنند سینما را باید در تهران دنبال کنند. نباید فراموش کرد که استعدادهای سینمایی تنها در تهران نیستند و در شهرستان ها نیز می توان استعدادهای درخشان پیدا کرد.مسعود امینی تیرانی/ کارگردان:ما تقریبا تبدیل شده ایم به مجموعه ای از خواستن ها و نتوانستن ها و متاسفانه حجم این نتوانستن ها آنقدر در حال افزایش است که کم کم در حال فراموشی لذت سینما هستیم. امیدوارم روز سینما باز هم به ما یادآوری کند که ما برای خواست آزادی و برای خواست لذت آفرینش وارد دنیای سینما شده ایم.ناصر انتظاری/ دبیر انجمن صدای سینمای ایران:متاسفانه سینمای ما این روزها حال خوبی ندارد و نمی توان از کلمات امیدوارکننده و شاد برای آن استفاده کرد. در شرایط فعلی به جرات می توانم بگویم ۸۰ درصد از اعضای ما در انجمن «صدای سینمای ایران» بیکار هستند و تنها ۲۰ درصد از افراد به دلیل روابط ناسالمی که در سینما وجود دارد، مشغول به کار هستند.مهدی باقری/ مستندساز: کاش همه مردم کشورم امکان رفتن به سینما را داشتند و کاش سینما رفتن و فیلم دیدن اجباری بود. کاش همه نوع فیلم امکان دیده شدن داشت. کاش فیلم مستند اجازه داشت اکران نامحدود شود. کاش اجازه می دادیم به واسطه فیلم های مستند مردم خودشان را ببینند نه اینکه صرفا با دیدن فیلم سرگرم شوند. کاش قهرمانان فیلم های این مردم خودشان بودند و نه قهرمانان پوشالی. کاش مردم می خواستند خود واقعی شان را می دیدند. کاش مردم کشورم از دیدن فیلم های سهراب شهید ثالث صندلی سینما را پاره نمی کردند. روز ملی سینما مبارک...عباس بلوندی/ طراح صحنه و لباس:واقعیت این است که حال سینمای ایران خوب نیست و شرایط کاری در سینما بسیار بد شده است و سینماگران از نظر مالی در شرایط مناسبی قرار ندارند. شرایط به گونه ای است که دغدغه مملکت فیلمسازی و سینما نیست و دولتمردان بیشتر به فکر تامین نیازهای اولیه مردم جامعه هستند. می توان گفت که سینما با تنفس مصنوعی خود که شامل اکران فیلم های طنز است به حیات خود ادامه می دهد. سال های قبل نهادهای دولتی برای ساخت فیلم با یکدیگر رقابت می کردند اما امسال بودجه ای برای تولید فیلم ندارند. اگر شرایط اینگونه پیش رود سال آینده دیگر فیلمی به مرحله تولید نمی رسد. در مجموع می توانم بگویم با توجه به تحریم هایی که در راه است، چشم انداز خوبی در حوزه سینما نمی بینم.منصوره بسمل/ مدیر روابط عمومی پروژه های سینمایی:سینما، هنر تصاویر متحرک است؛ رسانه ای بصری که به بیان داستان ها و واقعیت ها می پردازد. سینما پرده رنگینی از گذشته حال و آینده است. با سینما و سینماگر مهربانتر باشیم.مهدی بوستانی/ کارگردان فیلم کوتاه:از نظر من مثل اینه که به یک زن سیاه پوست بگی ایشالا بچه سفیدت، اون هم وقتی داری می بینی شوهرش هم سیاه پوسته. خب معلومه که وقتی به مون بگن «ایشالا فیلم بلندت» به مون برمی خوره وقتی فیلم کوتاه برامون جدی تره...سینما هم مثل عالم انسانی با همه نژادهایش زیبا است؛ کوتاه، بلند، مستند، داستانی، انیمیشن و البته همچنین با تجربیات نژادی دورگه و سه رگه اش. پس روز سینما بر همه دست اندرکاران نژادهای مختلفش مبارک.احسان بیگلری/کارگردان و فیلمنامه نویس:«زندگی را از سینما آموختیم و زندگی هم درست مثل گلن فوردِ «تعقیبِ بزرگ» از ما انتقام گرفت. نامه های فرانسوآ تروفو نشان می دهند چگونه چیزهایی که می گوید در برابر چیزهایی که نمی گوید و دیده می شوند پیروز می شود. این رنج های ماست که زبان باز می کند و می گوید و می گوید و می گوید، اما این زجرها انگار از دلِ سینمای صامت بیرون پریده اند، هستند و ادامه دارند، اما صدایی ندارند. شاید فرانسوآ مرده باشد، شاید من زنده باشم. اما چه فرقی می کند؟/ ژان لوک گُدار» (از کتاب مثل عکسی سیاه و سفید _١٠٠ نامه فرانسوآ تروفو_ به کوشش ژیل ژاکوب و کلود دُ ژیوْرای با پیش گفتاری از ژان لوک گُدار ترجمه محسن آزرم.)تینا پاکروان/ کارگردان، تهیه کننده و بازیگر:امروز روز ملی سینمای ایران است سینمایی که در جهان پرچم کشورمان را همیشه افراشته نگاه داشته و این روایت تصویری برخاسته از فرهنگ بومی و ملی ما را بین المللی کرده است. باشد تا روزی همانقدر که بیرون این مرز ارج دارد در داخل این سرزمین جدی گرفته شده و حرمت ببیند. سینمای ملی ایران بین المللی ترین پرچم فرهنگی ما در جهان است که همیشه افراشته باد.نیما جاویدی/ کارگردان: ٧ سالم بود که مطمئن شدم خلبان می شوم١١ سالم که شد شیفته موسیقی شدمدر ١٣سالگی زندگی خودم را در فوتبال یافتم تا اینکه در ١٥سالگی...عاشق سینما شدم!عاشق سینما شدم!عاشق سینما شدم!عزیزالله حاجی مشهدی/ منتقد فیلم و مدرس سینما:سینما به طرز شگفت انگیزی جذاب و پرکشش است. هنری متعالی که به عنوان پدیده ای پرشگفت سیار شبیه زندگی ماست. در روز ملی سینما ضمن تلاش برای رشد و ارتقای سینملی ملی مان این هنر پرجاذبه و فراگیر را پاس بداریم که به راستی آینه زندگی ماست.مریم حق پناه/ مستندساز:امروز در قرنی که خشونت و عدم امنیت بیدادگر است شاید سینما تنها ریسمان نجات فرهنگ باشد. سریع ترین راه انتقال اندیشه و فکر برای ارتباط گسترده انسانی سینما است و سینمای مستند بی آنکه دروغ بگوید در ارتباط های انسانی به عنوان نوع موثر سینما عمل می کند، همان گونه که از آغاز سینما بی ادعا واقعیتی را روایت کرد. روز ملی سینما مبارک...محمد حمزه ای/ کارگردان:در زمان اکنون یعنی هزاره سوم با این همه سرعتی که در حوزه فناوری در عالم هستی داریم ولی هنوز وجوهی پنهان و دست نیافتی برای انسان هست که با هیچ علمی دست یافتنی نیست و راهی برای رسیدن به آن هنوز پیدا نشده است که آن وجهه دسترسی به عالم خیال و وقوع رویا است ولی همه آن دوری را به زبان سینماست که می توان دست یافتنی کرد و با آن سفری به عالم رویا داشت. انسان امروزی تنهای تنهای تنها میان روزگارانی که پر از استرس و اضطراب غم نان و جنگ و چند پاره گی هم نوعانش حیران است، به پلک زدنی هر آنچه که می خواهد می تواند برای بدست آوردنش تصویر و تصور داشته باشد چون سینما هست. پس ما چقدر خوشبختیم که سینما هست و می توانیم ساعاتی بدون معراج، عروج داشته باشیم. روز ملی سینما مبارک...محمد حیدری/ تهیه کننده و دبیر سابق جشنواره فیلم فجر:سینمای شریف و مظلوم ایران در این روزهای سخت بیش از هر زمان دیگر محتاج همدلی و توجه و مهربانی است. بکوشیم در کنار هم این روزهای سخت را پشت سر بگذرانیم، قدر داشته هایمان را بدانیم و بزرگان این خانواده را بیشتر پاس بداریم. خیلی زود دیر می شود. روز ملی سینما مبارک...محمدرضا خردمندان/ کارگردان:وقتی چهارده ساله بودم مطمئن بودم که می خواهم «نقاش» بشوم. اما وقتی «سینما» را شناختم فهمیدم نقاش یکی از چیزهایی است که می خواهم بشوم!مهدی دلخواسته/ عکاس:دوست دارم جایگاه سینما از یک سرگرمی صرف نزد مخاطبان ارتقا پیدا کرده و به رسالت فرهنگی خود نزدیک شود. در سینما، ما سینماگران هستیم که با به کارگیری ترکیبی خاص در کنار سایر مسائل تکنیکی، به بیان و بازگویی بخشی از زندگی می پردازیم. گاهی هدف صرفا مستندسازی و آگاه کردن دیگران است و گاهی با به کارگیری هوشمندانه ابزار، مخاطب به سمت و سویی خاص که از نظرسینماگر، مسیر درست محسوب می شود، سوق داده می شود. امیدوارم بتوانم سینمایم را در هر ۲ مسیر به بهترین شکل ادامه دهم.بهرنگ دزفولی/ عکاس:سینما به مانند جادوگری است که عاشقانه در آغوش می گیری و این عشق آسمانی می شود و هرگز هیچ عشق زمینی نمی تواند جایش را بگیرد و آنقدر در آغوش این جادوگر می مانی تا سفر زمینیت به پای ...

ادامه مطلب  

از گفت وگو با دستگاه های امنیتی تا شأن از دست رفته سینما  

درخواست حذف این مطلب
در دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با نمایندگان اصناف سینمایی، فاطمه معتمدآریا از شأن از دست رفته سینما سخن گفت. سیدعباس صالجی نیز برای گفت وگو با نهادهای حاکمیتی و معرفتی و دستگاه های نظارتی و امنیتی اعلام آمادگی کرد. به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ٢٩ دی ماه در جلسات جداگانه ای با برخی اصناف سینما در محل موزه سینما دیدار و گفت وگو کرد.در این دیدار نمایندگان اصناف انتظارات و درخواست های خود را با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در میان گذاشتند که در ادامه به آن ها اشاره می شود.نمایندگان انجمن صنفی مستندسازان در دیدار با سیدعباس صالحی با بیان اینکه تصویرسازی برای آینده حائز اهمیت است، گفتند: برای ثبت آثار خوب امکانات کافی نداریم، همچنین ارتباط جامع مستندسازی و ارتباط آن با سایر دستگاه ها نیازمند قوانین تکمیلی است. ما همیشه باید یک گزارش برای نهادهای بالادستی، مردم و خودمان داشته باشیم، مستند خوب است ولی سوال این است که چرا مستندسازی شغل نیست و یک تهیه کننده مستند به جای سالی چند مستند هرچند سال یک بار مستند می سازد.اعضای این انجمن با تاکید بر اینکه برای تعامل با سایر دستگاه ها به حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیاز داریم، گفتند: استانداردسازی در مستند باید مورد توجه قرار گیرد، افراد باتجربه باید در پروژه های بزرگ به کار گرفته شوند و از مستندسازی در بخش اجتماعی حمایت شود. امروز مردم از مستند اجتماعی استقبال می کنند.آن ها درباره اتفاقات صنعت مستند نیز گفتند: اقتصاد سینما امروز دچار مشکل است و نگاهی که امروز به اکران فیلم مستند وجود دارد، روشن و شفاف نیست، برای اکران فیلم مستند باید شرایط آن فراهم شود.نمایندگان گروه مستند اضافه کردند: موضوع عرضه و پخش یکی از مسائلی است که باید در زمینه های مختلف حل شود، ظرفیتی که سینمای مستند دارد فوق العاده است و ای کاش بودجه ای در سازمان سینمایی تعریف می شد که چندین مستند در آن تولید شود، مستندسازی نیازمند کیفیت است، سازو کار به شکلی است که کمتر شاهد عرضه کیفی مستند هستیم، این در حالی است که امکان فراهم کردن شرایط برای حضور شرکت ها با کیفیت استاندارد وجود دارد و خیلی از شرکت های صنفی می توانند این مشکلات را حل کنند.از دیگر نکات این انجمن صنفی در این دیدار به این موارد می توان اشاره کرد: از مجموع تصاویر ساخته شده، آرشیو بزرگی ایجاد شده است که باید مورد حفظ و نگهداری قرار گیرد، همچنین نقش حمایتی دولت در تولید فیلم مستند باید مدنظر قرار گیرد، سامان دادن به قراردادهای کاری که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند ورود پیدا کند و بحث بیمه هم در اشکال مختلف باید مدنظر باشد، کسی که الان بازنشسته می شود رقم ناچیزی دریافت می کند و نمی تواند با آن زندگی کند، در حرفه ای که ما حضور داریم باید امید به آینده داشت.اعضای این انجمن ادامه دادند: در تولید، امکان عرضه هم باید وجود داشته باشد، در سینمای هنر و تجربه باید از قالب صرف تجربه خارج شد، بحث حمایتی و بحث بودجه در کنار نظارت و درست هزینه کردن و اینکه بودجه چگونه هزینه و مدیریت شود حائز اهمیت است.در این دیدار مریم حق پناه نیز درباره مشکلات زنان مستندساز گفت: اغلب خانم های مستندساز بیکار هستند، در سال گذشته سیاست گذاری هایی که در جشنواره های ملی و بین المللی و هیات های انتخاب فیلم برای بانوان رخ داد خوب نبود، از سوی دیگر به ما می گویند کیفیت کار مهم است، در حالی که امکان ساخت فیلم برای ما فراهم نیست، درخواست ما این است که برای بانوان اعتباری تخصیص داده شود تا آنان بتوانند بهتر عمل کنند.از مشکلات دیگر انجمن مستندسازان حذف بخش مستند در جشنواره فیلم فجر بود که در این باره اظهار کردند این بخش باید به جشنواره بازگردد. آنان گفتند درست است که جشنواره حقیقت را داریم اما فیلم مستند باید در چند جشنواره پخش شود. در واقع فاخرسازی در سینمای مستند هم باید انجام شود.در این دیدار رامین حیدری فاروقی، سعید رشتیان، محمد تهامی نژاد، غلامرضا کتال، مریم حق پناه، پژمان مظاهری پور و مهدی باقری حضور داشتند.در نشست بعدی مجید علیزاده دبیر انجمن بدلکاران و بازیگران به همراه سیامک حلمی، علیرضا فتحی و محمدرضا نیلی حضور پیدا کردند و با اشاره به اینکه مدتی است تلقی باندبازی در سینما به وجود آمده است، گفتند: هر فیلمی که می خواهد تولید شود افراد خاص خود را دارد، متاسفانه اعضای این انجمن در سال یک فیلم برای بازی دارند، این افراد انسان های آبروداری هستند و نمی توانند هرکاری انجام دهند. انتظار بیمه بیکاری برای این انجمن داریم و حقوق بازنشستگی می تواند به آن ها کمک کند.آنان به بیان مشکلات دیگری نیز پرداخته و ابراز داشتند: به نمایندگی از ١٦٠ نفر در اینجا حضور داریم، بدلکاری امروز یکی از دغدغه های سینما شده است و واقعا امنیت شغلی وجود ندارد. بدلکاری یک حرفه سخت و خطرناک است، امیدواریم شرایطی فراهم شود که کسانی که شرایط حضور در این کار را دارند وارد عرصه بدلکاری شوند، همچنین وضعیت بیمه بیکاری، بیمه تامین اجتماعی و حتی بیمه بازنشستگی صنف ما نیازمند بازنگری است و باید این موضوع اصلاح شود.در ادامه انجمن عکاسان با حضور حافظ احمدی، بابک برزویه، حسن شجاعی و عبدالله عبدی نسب حضور یافتند و به بیان مشکلات صنف خود پرداختند. آنان نیز با بیان دغدغه امنیت شغلی گفتند: انجمن ما حدود ٨٠ نفر عضو دارد که نیمی از آن ها فعالیت دارند و در میان آن ها نیز کمتر از ١٠ نفر فعالیت بالا دارند، اگر امنیت شغلی صنف ما فراهم شود بسیاری از مشکلات حل می شود، در این باره جلساتی برگزار شده و تفاهم نامه هایی نیز با برخی صنوف ایجاد شده تا حدودی مشکلات را حل کنیم.دبیر این انجمن ادامه داد: در سینما تنها صنفی هستیم که تمام وسایل متعلق به خودمان است و هزینه استهلاک آن بر عهده خودمان است. با دستمزدها و گرانی ابزار و وسایل توانایی نوسازی وجود ندارد و نیازمند تسهیلاتی برای ایجاد نوسازی در ابزارها هستیم، در سال های گذشته بنیاد فارابی بودجه ای را برای ما در نظر گرفت تا بتوانیم وسایلی را بخریم و خود فارابی هم بر آن نظارت داشت و آن دوران طلایی افول پیدا کرد.اعضای دیگر این صنف نیز به موضوع گذرگاه پروانه ساخت اشاره و بیان کردند: یک فیلمساز تمام عوامل را به وزارتخانه معرفی می کند و چنانچه عضویت آن افراد در ساخت فیلم مورد تائید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نباشد، پروانه ساخت داده نمی شود. از این رو می توان در پروانه ساخت، فیلمساز را ملزم به حضور عکاس کرد و این یک حمایت برای عکاسان خواهد بود. از ٢٢ فیلم امسال جشنواره ٨ فیلم بدون حضور عکاسان عضو انجمن بوده و برخی از کسانی که سایر فیلم ها را عکاسی کردند آماتور هستند و دانش آن ها پایین است و این ضرری برای سینمای ما محسوب می شود ، تلاش ما در یکی دو سال گذشته این بوده تا بتوانیم جلو این اتفاق را بگیریم.در ادامه نشست اهالی سینما با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعضای انجمن چهره پردازان با حضور جلال الدین معیریان، الهام اطیابی وکوروش علیزاده به بیان مشکلات صنف خود پرداختند. آنان از کمبود وسایل کار و آموزش در ایران به عنوان یک مشکل اساسی یاد کردند.معیریان دبیر این انجمن افزود: کمبود امکانات ما را آزار می دهد، در این میان اخلاق حرفه ای بیش از هرچیزی مهم است، ما نباید سر مردم را کلاه بگذاریم، دانش آرایش و گریم را خیلی از افراد نمی دانند، گریمور باید رفع معایب و تشدید محاسن را مدنظر قرار دهد.وی ادامه داد: ما اولین آموزشگاه گریم ایران را تاسیس کردیم که کمبود ارتباطات و کتاب و مدرس ما را آزار می داد و باعث می شد کسی وارد این کار نشود، متاسفانه گریم ما امروز مناسب نیست و تصور درستی از آن وجود ندارد.اعضای این انجمن اضافه کردند: نیاز به دانش جدید داریم. ما نیازمند حضور گریمورهای داخلی و خارجی هستیم، ولی از نظر هزینه نتوانسته ایم این کار را انجام دهیم، ما ٣٧٦ نفر عضو داریم که باید به روز شوند، از سوی دیگر اگر قرار است تمهیدات یا تسهیلاتی به صنف داده شود خیلی خوب است که مستقیم به صنف داده شود.یکی از اعضای این صنف با بیان اینکه موضوع همکاران ما حیطه اقتصادی است، گفت: امروز خیلی از دوستان ما کار ندارند و وقتی کار وجود نداشته باشد عوامل آسیب زای زیادی برای ما ایجاد می شود، یکی از ارکان کار ما صدا و سیما بود که خودش را کنار کشیده است، از سوی دیگر روابط شخصی امکان کار کردن برای دیگران را دشوار کرده است، در واقع ما نیازمند یک تقسیم کار برای همه هستیم.سایر مشکلات این صنف این گونه مطرح شد: بازوی اجرایی برای انجمن چهره پردازان وجود ندارد تا بتوانیم توان اجرایی به دست بیاوریم، ما گریمورهای خلاق و بااستعدادی داریم و برای اینکه بتوانیم بهتر عمل کنیم باید با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک تفاهم نامه ایجاد کنیم تا مشکلات برطرف شود.در ادامه نمایندگان انجمن صنف منشیان صحنه زینت رضا، لادن کسرایی، طاهره قاسمی و زهرا تحقیقی مشکلاتی از قبیل این موارد را بیان کردند: امنیت شغلی برای همه مهم است و در حال حاضر ٧٠ عضو بیشتر نداریم و در سال بیش از ٥ نفر را انتخاب نمی کنیم. بیمه تامین اجتماعی ما وضعیت مناسبی ندارد و بعد از بازنشستگی درآمد ما بیشتر از یک میلیون تومان نیست. این در حالی است که بسیاری از خانم های صنف ما سرپرست خانواده هستند و شرایط برایشان سخت است.دبیر این انجمن خاطرنشان کرد: موضوع صندوق بازنشستگی امری واجب است که ما نداریم، نیازمند مجتمع چندمنظوره هستیم و حتی یک فروشگاه که اهالی خانه سینما بتوانند در آن حضور پیدا کنند وجود ندارد، ما نیازمند بیمارستان برای خانه سینما هستیم و تا به امروز با سه بیمارستان توافق شده ولی منجر به انعقاد تفاهم نامه نشده است.وی تصریح کرد: موضوع مسکن همیشه دغدغه ما بوده است، معضلات شدیدی برای مسکن وجود دارد، اهالی سینما درگیر موضوع مسکن هستند، از طرفی یک تعاونی مسکن هم طی سال های پیش ایجاد شد و بخشی از اهالی سینما مبلغی را برای مسکن پرداخت کردند که تعاونی مورد نظر پول اعضای سینما را برداشت و همه با بحران مواجه شدند.در ادامه جلسه اهالی سینما با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی محمد سریر و آریا عظیمی نژاد نمایندگان کانون آهنگ سازان حضور یافتند. سریر به عنوان دبیر کانون درباره وضعیت آهنگ سازان گفت: در ٢٥ سالی که در کار آهنگ سازی حضور داشتم، خیلی از آثار خوب در سینما را احساس کردم و واقعا امروز در سینمای خارج از کشور هم جایگاهی پیدا کرده ایم، عملا ما از تجربیات استفاده کردیم و زیرساخت ها هم تا حدودی موفق بود و فراموش نکنیم که سینما یکی از موفق ترین هنرهای ما بوده است.او افزود: سینمای ایران یکی از امیدهای ما برای حضور در جهان است و امروز نیاز به جانشینی نسل بعدی داریم و این دلمشغولی در رشته سینما باید بارور شود، در موسیقی هم نسل جدید وارد کار شده اند و در حال حاضر ٨٥ نفر عضو داریم، ما در سینما نیازمند کار موسیقی قوی هستیم و وقتی یک موسیقی قوی باشد قطعا به موفقیت یک فیلم کمک می کند.دبیر این کانون در ادامه گفت: موسیقی ما نیازمند دانش است و با وجود علاقه و استعداد، کار آن طور که باید پیش نمی رود، عواملی هم برای تشویق دیگران وجود ندارد، با این وجود شاهد حضور مناسبی در انجمن موسیقی هستیم، اگرچه درآمد اعضا به نحوی است که کفاف زندگی آنها را نمی دهد و همین امر باعث سوق یافتن به سمت کارهای دیگر می شود. ما نیازمند مشوق هایی هستیم تا این اتفاق نیفتد.سریر خاطرنشان کرد: امروز خیلی از سینماگران، خارج از انجمن اعضایی را وارد کار می کنند و همین امر ممکن است به حرفه ای بودن کار لطمه بزند، موسیقی یکی از پنج صنف معتبر سینما است و در ماندگاری یک اثر تاثیر می گذارد، امروز فیلمی همچون محمد رسول الله به خاطر موسیقی آن ماندگار است و در ایران هم خیلی از فیلم ها همین وضعیت را دارند، پس ما نیاز داریم که به این بخش نگاه ویژه ای شود تا اعضا بتوانند بیش از یک فیلم در سال آهنگ سازی کنند. در غیر این صورت آهنگ ساز مجبور به انجام کارهای غیر موسیقی می شود و همین امر او را از کار هنری خود دور می کند.آریا عظیمی نژاد هم در این دیدار گفت: امروز تعداد فیلم هایی که موسیقی آن ها بر انسان تاثیر بگذارد کم است، موسیقی فیلم دهه ٦٠ خیلی تاثیرگذار بود، امروز حال سینمای ما خوب نیست چون حال جامعه خوب نیست، همچنین فیلم های پیشنهادی ما کیفیت لازم را ندارد تا یک آهنگساز آن را قبول کند، از طرف دیگر نباید این تصور وجود داشته باشد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک ممیزی صرف است.وی اظهار کرد: برای ضبط موسیقی فیلم استودیو اختصاصی نداریم، اگر امکانات در اختیار ما قرار بگیرد افرادی را داریم که کارهای با کیفیت می سازند. امنیت شغلی یک از موضوعاتی است که ما را درگیر خود کرده است و تعادل کاری باید در خانه سینما ایجاد شود.این عضو کانون آهنگ سازان افزود: موسیقی مستقل امروز ما هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تحت فشار قرار داده است، متاسفانه برخی اجراها مشکلاتی را برای وزارتخانه ایجاد کرده و البته برخی از خوانندگان ما هم در اجراهای خود بعضی مسائل را رعایت نمی کنند، همچنین موسیقی ما جهانی نشده است و در اوج غنای فرهنگی نمی توانیم موسیقی خود را به خوبی عرضه کنیم.در ادامه انجمن سینمایی و فیلم انیمیشن با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دیدار کردند که در این دیدار امیر سحرخیز، بهرام عظیمی، علی نوری اسکویی و معین صمدی حضور داشتند. آنان با بیان اینکه برای انیمیشن امسال یک بودجه جداگانه اختصاص داده شده است افزودند: نگاه ویژه به انیمیشن وجود دارد، در دنیا هم شاهد بودیم که رکود گیشه را انیمیشن نجات داده است، ما توقع داریم آنچه در مورد انیمیشن و بودجه آن اختصاص داده می شود واقعا محقق شود، امیدواریم که بودجه اختصاص یافته واقعی باشد و درست تزریق شود.اعضای این انجمن ادامه دادند: امروز ما یکسری فضاهای مخصوص کار داریم که نو است، برخی از نیروهای ما امروز درگیر صدا و سیما هستند که در این سازمان هم با تغییر مدیریت شرایط آن عوض می شود، از سوی دیگر اتصال مدیریت بین سایر دستگاه ها می تواند به انیمیشن کمک کند، البته اگر مدل مدرسه ملی سینما هم برای انیمیشن اتفاق بیفتد خیلی خوب است زیرا انیمیشن نباید دچار تغییر شود.بهرام عظیمی در ادامه این نشست اظهار کرد: ما صنفی هستیم که افراد زیاد با تخصص های بسیاری در آن کار می کنند، ما به نوعی می توانیم انیمیشن را هنر هشتم اعلام کنیم زیرا تمام آنچه در سینما از کارگردانی، موسیقی، تهیه کنندگی و.. حضور دارد، در انیمیشن هم وجود دارد، در برهه ای از زمان کار ما خوب بود ولی از دوره ریاست جمهوری دولت یازدهم بسیاری از استودیوهای انیمیشن تعطیل شد و متاسفانه اعضای این هنر سراغ مشاغل دیگری رفتند.وی خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات ما این است که یک مرکز تخصصی برای آموزش انیمیشن نداریم تا بتواند زیر نظر هیات مدیره یک گروه انیمیشن کار کند، ما از خروجی این آموزشگاه می توانیم به بهترین شکل استفاده کنیم..دیگر اعضای این انجمن نیز به بیان دغدغه های خود به این شرح پرداختند: انیمیشن آینده سینمای دنیا است و در هالیوود امروز به دنبال این هستند که از یک سوپراستار در بحث انیمیشن درآمدزایی کنند، البته بحث آموزش و نیاز مالی انیمیشن و حمایت های استراتژیک مهم است زیرا این صنعت هرروز باید با فرآیند دنیا به روز رسانی شود، اگر انیمیشن ها وارد جشنواره های بین المللی بشوند می توانند تکنولوژی را وارد کشور کنند.ما اگر بتوانیم چیزی شبیه موزه سینما در خصوص انیمیشن داشته باشیم می توانیم خانواده ها و کودکان را مشتاق به حضور در این عرصه کنیم و از این طریق می توانیم بدنه جامعه را به انیمیشن علاقه مند کنیم.در ادامه این دیدارها صنف vod با حضور محمدی، عفیفه،کوهیان، عباسیان، صراف و شکوری به بیان مشکلات خود پرداخته و گفتند: از چهار سال پیش با وجود اتفاقات جهانی و فضای مجازی نیروی خوبی وارد کار vod شده و در آینده نه چندان دور با کمک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سعی می کنیم انجمن صنوف را ایجاد کنیم تا بتوانیم به یک قدرت خوب برسیم. کمبود محتوا در جامعه ما امروز یک دغدغه است و درصدد هستیم به دنبال محتوای خوب برویم.اعضای این صنف افزودند: از جمله مسائلی که وجود دارد بحث تخصص در این حرفه است و آنچه موجب ضربه زدن و کندی فعالیت ها می شود تداخل صنفی است و اگر هر صنف در حیطه کار خود کار کند، مشکل پیش نخواهد آمد.از دیگر مشکلات این گروه می توان به این موارد اشاره کرد: وزارت کار و امور اجتماعی یا سایر دستگاه ها ما را به عنوان تولید کننده نمی شناسند و این در حالی است که ما تولید کننده هستیم و اگر تولید کننده محسوب شویم شرایط بهتر خواهد شد، همچنین شهرداری تهران دائما دفاتر ما را پلمب می کند.اعضای این انجمن تصریح کردند: نمایش خانگی یک بازار گسترده دارد که در سال های بعد حادث خواهد شد و برای مراقبت از این بازار بحث کپی رایت و قاچاق مهم است، نحوه مواجهه ما با تولید محتوا یک امر ضروری است، همه محتواها توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر دستگاه ها قابل کنترل و ارائه نیست و یک تولید کننده می تواند این کار را انجام دهد.آن ها یادآور شدند: ما نیازمند یک تبعیض مثبت هستیم و تولیدات داخلی با برخی محدودیت ها نمی تواند با بازار خارجی رقابت کند، ما باید یک تفاوت بین سینمای خانگی و تلویزیون قائل باشیم تا بتوانیم از نظر سطح کیفی بالا برویم، ما نزدیک به ٢٥ سال فعالیت داریم و می توانیم محتوایی به غیر از سینما و تلویزیون داشته باشیم، گردش مالی بزرگ در عرضه این محتوا به طور مستقیم به سینمای کشور برنمی گردد و سالانه ٤٠میلیارد برای تولید محتوای خانگی هزینه می شود.این اعضا با اشاره به موضوع کپی رایت ادامه دادند: نیمی از خانواده های کشور مخاطب نمایش خانگی هستند، با این وجود اگر پرداخت واقعی دو میلیون خانواده به سینما وارد شود سینمای کشور نیاز به درآمد دیگری نخواهد داشت و مشکلات مالی برطرف خواهد شد. بیشترین نسخه انتشار فیلم در کشور ما ٥٠٠ هزار نسخه است و این در حالی است که دو میلیون مخاطب فیلم می بینند، ضمنا خارج از کشور هم تقریبا یک و نیم میلیون مخاطب داریم که فیلم تماشا می کنند ولی اکثرا از طریق سایت های غیرمجاز دانلود می کنند که اگر این محتوا به صورت درست و جدای از سایت غیرمجاز منتشر شود درآمد آن بیش از بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود.اعضای این انجمن با انتقاد از برخورد نشدن با ...

ادامه مطلب  

توجه به سینمای کودک «شعار» یا «واقعیت»؟!/ چرا فقط مافیا برای تولید آثار سینمای کودک بودجه های میلیار  

درخواست حذف این مطلب
: سینماگران کشور طی سال های گذشته به کرات اعتراض خود را نسبت به وضعیت بغرنج سینمای کودک ابراز کردند؛ از اعتراض نسبت به عملکرد منفعلانه شورای راهبردی سینمای کودک و حضور سوء استفاده گرانه برخی افراد در این شورا و به بی توجهی برای حمایت از تولید آثار سینمایی کودک تا انتقاد از نحوه اکران فیلم های کودک و نوجوان که باعث شکست شدیدشان در گیشه می شود؛ اما مسئولان و مدیران سینمایی ترجیح داده اند بر مدار گذشته با گسترش باندبازی در سینما، تنها رفقای شان را از خود راضی نگه دارند. به گزارش خبرنگار سال ها است سینمای کودک در کشورمان رو به زوال گذاشته؛ طی همه این سال ها سینماگران دغدغه مند این گونه مهم سینمایی بارها از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان سینمایی، بنیاد سینمایی فارابی و سایر نهادهای متولی درخواست های مکرری داشته اند تا تدبیری برای برون رفت از شرایط بغرنج سینمای کودک اندیشه کنند؛ غافل از آنکه مسئولان سینمایی که طی سال های اخیر ثابت کرده اند تنها در پی برگزاری «شو» هستند، هیچ دغدغه ای برای رفع معضل سینمای کودک و بیکاری سینماگران این حوزه اندیشه نکرده و راه خطای خود را با خطاهای بیشتر ادامه می دهند!به عنوان مثال در همین اواخر فیلمی مثلاً کودکانه روی پرده رفته که سازندگان آن جزو باندهای مافیایی سینما هستند و شنیده می شود دولت بودجه ای میلیاردی در اختیار آن ها گذاشته تا این فیلم را که اصولاً و به زعم بسیاری از منتقدان عاری از هرگونه جذابیتی برای کودکان است بسازند! سوأل اینجا است که چرا فقط مافیا برای تولید آثار سینمای کودک بودجه های میلیاردی می گیرد؟ چرا به فیلمسازان کهنه کار و متبحر این حوزه که سال ها است بیکار و خانه نشین شده اند هیچ توجهی نمی شود و تا کی قرار است این باندبازی های کثیف در سینمای کودک جریان داشته باشد؟آیا صرف برگزاری یک جشنواره به اسم «کودک» در سال و صرف هزینه های گزاف برای برگزاری آن کافی است؟ آیا این جشنواره ها دردی از سینمای بخت برگشته کودک درمان خواهند کرد؟طی سال های اخیر بسیاری از سینماگران کاربلد و متبحر سینمای کودک اعتراضات مکرر خود را نسبت به وضعیت نابسامان این گونه مهم سینمایی ابراز داشتند؛ مهدی احمدی، رهبر قنبری، حسین قناعت، نادره ترکمانی، ناصر رفایی، ابراهیم فروزش، وحید نیکخواه آزاد، فرزاد اژدری، امیر سحرخیز، محمدعلی طالبی، سیدجواد هاشمی، امین زندگانی، فریال بهزاد، غلامرضا آزادی، محمدرضا هنرمند، اسماعیل براری، حجت الله سیفی، محمد نیک بین، علی قوی تن، مقصود جباری، سیدمحمدرضا خردمندان، جلال فاطمی، عادل بزدوده، حسن آقاکریمی، علی عبدالعلی زاده، جبار آذین و... از جمله فعالان سینما بودند که طی سال های اخیر به کرات نسبت به وضعیت بغرنج سینمای کودک موضع گرفته و با درددل های خود را مطرح کرده اند.در این گزارش سعی شده برخی از مصاحبه ها، میزگردها، یادداشت و مقالات در که طی سال های اخیر در رابطه با سینمای کودک منتشر شده اند برای اطلاع عموم مخاطبان گردآوری شود! شاید این یادآوری باعث شود مدیران فعلی سینمای کشور روند غلط مدیران سابق را ادامه ندهند و فکری به حال سینمای بخت برگشته کودک کنند!****************************************ناصر رفایی فیلمساز سینمای کودک طی گفتگویی با به انتقاد شدید از سیاست های مسئولان وقت سازمان سینمایی پرداخت و گفت: «مسئولان مانع اکران فیلم های کودک می شوند!» شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ابراهیم فروزش دیگر فیلمساز سینمای کودک نیز در گفتگو با خبرنگار ضمن انتقاد شدید از عملکرد نامناسب مسئولان وقت سازمان سینمایی در رابطه با سینمای کودک گفت: همه ما ناامید شده ایم! شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ وحید نیکخواه آزاد، ناصر رفایی، نادره ترکمانی، فرزاد اژدری و امیرسحرخیز به عنوان ۵ چهره فعال سینمای کودک در میزگردی به دعوت خبرگزاری به طرح دیدگاهها، نظرات و تحلیل خود نسبت به فضای فعلی حاکم بر سینمای کودک و نوجوانان پرداختند که در این مسیر نقد عملکرد شورای راهبردی سینمای کودک و نیز ضرورت برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان از مهمترین سخنان این سینماگران دغدغه مند در بخش اول این گفتگوست. سیدرضا منتظری منتقد سینما مدیریت این میزگرد را بر عهده داشت. بخش اول/ دوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ضرورت توجه جدی مدیران «فارابی» به بایدها و نبایدها/اگر«شورای راهبردی سینمای کودک» بنگاه معاملات ملکی شود، باخته ایم!/ در بخش نخست «میزگرد بررسی سینمای کودک در ایران» که در خبرگزاری و با حضور فعالان شناخته شده این نوع از سینما همچون: وحید نیکخواه آزاد، نادره ترکمانی، ناصر رفایی، فرزاد اژدری و امیر سحرخیز برگزار شد مواردی همچون برگزاری جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان، میزان تولیدات سینمای کودک، بی رغبتی دبیر این دوره از جشنواره به حضور فیلم های ملی و وطنی و در نهایت نقد عملکرد شورای راهبردی سینمای کودک پرداخته شد. در ادامه این نشست، بحث حمایت برخی دستگاههای دولتی همچون وزارت آموزش و پرورش در تولید و رونق سینمای کودک و نیز نقش شورای راهبردی سینمای کودک در زمینه های مختلف مطرح گردید. چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴ همزمان با برگزاری جشنواره فیلم نوجوان همدان برخی از سینماگران دغدغه مند نسبت به حوزه «کودک و نوجوان» با بیان مشکلاتی که شاهراه تولید در این گونه سینمایی را مسدود کرده است از بی تدبیری مدیران، عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی و شعارهای مسئولان سینمایی کشور، به عنوان اصلی ترین مسائل تولید و اکران فیلم های کودک نام بردند و خواستار رفع این موانع شدند. مدیران سازمان سینمایی دولت یازدهم از ابتدای حضورشان در عرصه مدیریتی سینما تنها به شعارهای گوناگون در حمایت از سینمای کودک پرداخته و رسماً هیچ عملی در راستای تقویت و رشد این سینما نکرده اند. در همین راستا گفتگویی با ۷ تن از سینماگران دغدغه مند سینمای ایران از جمله: محمدعلی طالبی، ابراهیم فروزش، سیدجواد هاشمی، امین زندگانی، رهبر قنبری، نادره ترکمانی و حسین قناعت انجام داد. یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴ به عنوان نمونه نادره ترکمانی به عنوان فیلمساز سینمای کودک انتقادات تندی از خود ابراز کرد. وی به گفت: مدیران سینمای کشور ۲ سال است که مرتباً وعده ارتقای سینمای کودک را می دهند اما در نهایت با عملی نشدن وعده هایشان مشخص می شود که تنها حرف هایشان در حد شعار است و نمی توان به آن ها امیدی داشت. روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی زمانی که فیلمسازان دغدغه مندی مانند بنده و یا سایر همکاران گرانقدرم درد دل هایمان را با رسانه ها دلسوز سینمای کودک بیان می کنیم فوراً گارد محکم جلوی ما می گیرند و بلافاصله در رسانه های طرفدار خود به نقد ما پرداخته و خود را حامی سینمای کودک می خوانند. دوشنبه ۶ مهر ۱۳۹۴ مهدی احمدی تهیه کننده سینما که جدیدترین اثر سینمایی اش با عنوان «وروجک ها» به کارگردانی فرزاد اژدری در آن دوران روی پرده رفته با گلایه شدید از وضعیت اکران فیلمش گفت: آنچنان مأیوس و سرخورده شده ام که پشت دستم را داغ کردم تا در حوزه کودک مبادرت به ساخت فیلم نکنم! این روزها مدیران سینمایی کشور در حالی صحبت از حمایت سینمای کودک می کنند که این دسته از فیلم ها یا در حال خاک خوردن هستند و یا در بدترین شرایط و زمان ممکن روی پرده می روند و در عمل هیچ خبری از حمایت سینمای کودک و نوجوان در کشورمان به چشم نمی خورد. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ سیدرضا منتظری منتقد سینما در سال 1395 در یک مقاله مفصل که در 2 بخش منتشر شد وضعیت سینمای کودک کشور را از ابتدا تاکنون مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.وی در بخشی از مقاله خود نوشت: در حالی که بسیاری از کشورهای جهان تمرکز و توجه بسیار ویژه ای در زمینه تولید فیلم های داستانی و انیمیشن برای کودکان و نوجوانان شان دارند، کشور ما که طی سال های پس از پیروزی انقلاب توجه ویژه ای به این گونه مهم سینمایی داشت در سال های اخیر با نوعی رکود و بحران در این ژانر سینمایی مواجه شده است و این مسئله باعث شده تا مخاطبان اصلی این حوزه سینمایی بدل به مشتریان پر و پا قرص انیمیشن ها و فیلم های کودکانه هالیوودی بشوند؛ این اتفاق مهم زنگ خطری برای مسئولان فرهنگی و هنری کشور ما است چرا که اگر کودکان و نوجوانان ما که آینده ساز این سرزمین هستند بخواهند همچنان در غرقاب تولیدات هالیوودی دست و پا بزنند روز به روز از فرهنگ بومی خود دور شده و حلقه ارتباطی شان را با فرهنگ ملی و میهنی از دست می دهند و طی چند دهه دیگر اصلا هویتی از فرهنگ ایرانی در کشور وجود نخواهد داشت. بخش نخست/ جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ منتظری در بخش دوم این مقاله نوشت: در بخش نخست گذری شد بر آفات مرگباری که سینمای کودک را به اضمحلال کشانده است و در ادامه معضلات دیگر سینمای کودک بررسی شده است. اما جالب آنکه اینک کمتر از ۶ ماه مانده تا برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان هیچگونه خبری از برگزاری این جشنواره به بیرون درز نکرده و هنوز حتی فراخوان جشنواره منتشر نشده است... حال این سوال در ذهن بسیاری از دغدغه مندان سینمای کودک به وجود آمده که آیا اضمحلال سینمای کودک با عدم برگزاری جشنواره وارد فاز تازه ای خواهد شد؟ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵تابستان 95 فرصتی برای حضور یک میزگرد دیگر با حضور فیلمسازان صاحب نام کودک در بود.ابراهیم فروزش، فریال بهزاد، رهبر قنبری، نادره ترکمانی، غلامرضا آزادی و حسین قناعت ۶ چهره فعال سینمای کودک به دعوت خبرگزاری و با حضور در «میزگرد سینمای کودک و نوجوان؛ مشکلات و راهکارها» با مدیریت سیدرضا منتظری منتقد سینما به طرح دیدگاه ها، نظرات و تحلیل خود نسبت به فضای فعلی حاکم بر سینمای کودک و نوجوانان پرداختند و در این مسیر ضمن نقد عملکرد شورای راهبردی سینمای کودک طی یک سال و نیم گذشته خواستار توجه جدی سایر نهادها و دستگ ...

ادامه مطلب  

توجه به سینمای کودک «شعار» یا «واقعیت»؟!/ چرا فقط مافیا برای تولید آثار سینمای کودک بودجه های میلیاردی می گیرند؟  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: سینماگران کشور طی سال های گذشته به کرات اعتراض خود را نسبت به وضعیت بغرنج سینمای کودک ابراز کردند؛ از اعتراض نسبت به عملکرد منفعلانه شورای راهبردی سینمای کودک و حضور سوء استفاده گرانه برخی افراد در این شورا و به بی توجهی برای حمایت از تولید آثار سینمایی کودک تا انتقاد از نحوه اکران فیلم های کودک و نوجوان که باعث شکست شدیدشان در گیشه می شود؛ اما مسئولان و مدیران سینمایی ترجیح داده اند بر مدار گذشته با گسترش باندبازی در سینما، تنها رفقای شان را از خود راضی نگه دارند. به گزارش خبرنگار سینماپرس سال ها است سینمای کودک در کشورمان رو به زوال گذاشته؛ طی همه این سال ها سینماگران دغدغه مند این گونه مهم سینمایی بارها از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان سینمایی، بنیاد سینمایی فارابی و سایر نهادهای متولی درخواست های مکرری داشته اند تا تدبیری برای برون رفت از شرایط بغرنج سینمای کودک اندیشه کنند؛ غافل از آنکه مسئولان سینمایی که طی سال های اخیر ثابت کرده اند تنها در پی برگزاری «شو» هستند، هیچ دغدغه ای برای رفع معضل سینمای کودک و بیکاری سینماگران این حوزه اندیشه نکرده و راه خطای خود را با خطاهای بیشتر ادامه می دهند!به عنوان مثال در همین اواخر فیلمی مثلاً کودکانه روی پرده رفته که سازندگان آن جزو باندهای مافیایی سینما هستند و شنیده می شود دولت بودجه ای میلیاردی در اختیار آن ها گذاشته تا این فیلم را که اصولاً و به زعم بسیاری از منتقدان عاری از هرگونه جذابیتی برای کودکان است بسازند! سوأل اینجا است که چرا فقط مافیا برای تولید آثار سینمای کودک بودجه های میلیاردی می گیرد؟ چرا به فیلمسازان کهنه کار و متبحر این حوزه که سال ها است بیکار و خانه نشین شده اند هیچ توجهی نمی شود و تا کی قرار است این باندبازی های کثیف در سینمای کودک جریان داشته باشد؟آیا صرف برگزاری یک جشنواره به اسم «کودک» در سال و صرف هزینه های گزاف برای برگزاری آن کافی است؟ آیا این جشنواره ها دردی از سینمای بخت برگشته کودک درمان خواهند کرد؟طی سال های اخیر بسیاری از سینماگران کاربلد و متبحر سینمای کودک اعتراضات مکرر خود را نسبت به وضعیت نابسامان این گونه مهم سینمایی ابراز داشتند؛ مهدی احمدی، رهبر قنبری، حسین قناعت، نادره ترکمانی، ناصر رفایی، ابراهیم فروزش، وحید نیکخواه آزاد، فرزاد اژدری، امیر سحرخیز، محمدعلی طالبی، سیدجواد هاشمی، امین زندگانی، فریال بهزاد، غلامرضا آزادی، محمدرضا هنرمند، اسماعیل براری، حجت الله سیفی، محمد نیک بین، علی قوی تن، مقصود جباری، سیدمحمدرضا خردمندان، جلال فاطمی، عادل بزدوده، حسن آقاکریمی، علی عبدالعلی زاده، جبار آذین و... از جمله فعالان سینما بودند که طی سال های اخیر به کرات نسبت به وضعیت بغرنج سینمای کودک موضع گرفته و با سینماپرس درددل های خود را مطرح کرده اند.در این گزارش سعی شده برخی از مصاحبه ها، میزگردها، یادداشت و مقالات در سینماپرس که طی سال های اخیر در رابطه با سینمای کودک منتشر شده اند برای اطلاع عموم مخاطبان گردآوری شود! شاید این یادآوری باعث شود مدیران فعلی سینمای کشور روند غلط مدیران سابق را ادامه ندهند و فکری به حال سینمای بخت برگشته کودک کنند!****************************************ناصر رفایی فیلمساز سینمای کودک طی گفتگویی با سینماپرس به انتقاد شدید از سیاست های مسئولان وقت سازمان سینمایی پرداخت و گفت: «مسئولان مانع اکران فیلم های کودک می شوند!» شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ابراهیم فروزش دیگر فیلمساز سینمای کودک نیز در گفتگو با خبرنگار سینماپرس ضمن انتقاد شدید از عملکرد نامناسب مسئولان وقت سازمان سینمایی در رابطه با سینمای کودک گفت: همه ما ناامید شده ایم! شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ وحید نیکخواه آزاد، ناصر رفایی، نادره ترکمانی، فرزاد اژدری و امیرسحرخیز به عنوان ۵ چهره فعال سینمای کودک در میزگردی به دعوت خبرگزاری سینماپرس به طرح دیدگاهها، نظرات و تحلیل خود نسبت به فضای فعلی حاکم بر سینمای کودک و نوجوانان پرداختند که در این مسیر نقد عملکرد شورای راهبردی سینمای کودک و نیز ضرورت برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان از مهمترین سخنان این سینماگران دغدغه مند در بخش اول این گفتگوست. سیدرضا منتظری منتقد سینما مدیریت این میزگرد را بر عهده داشت. بخش اول/ دوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ضرورت توجه جدی مدیران «فارابی» به بایدها و نبایدها/اگر«شورای راهبردی سینمای کودک» بنگاه معاملات ملکی شود، باخته ایم!/ در بخش نخست «میزگرد بررسی سینمای کودک در ایران» که در خبرگزاری سینماپرس و با حضور فعالان شناخته شده این نوع از سینما همچون: وحید نیکخواه آزاد، نادره ترکمانی، ناصر رفایی، فرزاد اژدری و امیر سحرخیز برگزار شد مواردی همچون برگزاری جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان، میزان تولیدات سینمای کودک، بی رغبتی دبیر این دوره از جشنواره به حضور فیلم های ملی و وطنی و در نهایت نقد عملکرد شورای راهبردی سینمای کودک پرداخته شد. در ادامه این نشست، بحث حمایت برخی دستگاههای دولتی همچون وزارت آموزش و پرورش در تولید و رونق سینمای کودک و نیز نقش شورای راهبردی سینمای کودک در زمینه های مختلف مطرح گردید. چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴ همزمان با برگزاری جشنواره فیلم نوجوان همدان برخی از سینماگران دغدغه مند نسبت به حوزه «کودک و نوجوان» با بیان مشکلاتی که شاهراه تولید در این گونه سینمایی را مسدود کرده است از بی تدبیری مدیران، عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی و شعارهای مسئولان سینمایی کشور، به عنوان اصلی ترین مسائل تولید و اکران فیلم های کودک نام بردند و خواستار رفع این موانع شدند. مدیران سازمان سینمایی دولت یازدهم از ابتدای حضورشان در عرصه مدیریتی سینما تنها به شعارهای گوناگون در حمایت از سینمای کودک پرداخته و رسماً هیچ عملی در راستای تقویت و رشد این سینما نکرده اند. سینماپرس در همین راستا گفتگویی با ۷ تن از سینماگران دغدغه مند سینمای ایران از جمله: محمدعلی طالبی، ابراهیم فروزش، سیدجواد هاشمی، امین زندگانی، رهبر قنبری، نادره ترکمانی و حسین قناعت انجام داد. یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴ به عنوان نمونه نادره ترکمانی به عنوان فیلمساز سینمای کودک انتقادات تندی از خود ابراز کرد. وی به سینماپرس گفت: مدیران سینمای کشور ۲ سال است که مرتباً وعده ارتقای سینمای کودک را می دهند اما در نهایت با عملی نشدن وعده هایشان مشخص می شود که تنها حرف هایشان در حد شعار است و نمی توان به آن ها امیدی داشت. روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی زمانی که فیلمسازان دغدغه مندی مانند بنده و یا سایر همکاران گرانقدرم درد دل هایمان را با رسانه ها دلسوز سینمای کودک بیان می کنیم فوراً گارد محکم جلوی ما می گیرند و بلافاصله در رسانه های طرفدار خود به نقد ما پرداخته و خود را حامی سینمای کودک می خوانند. دوشنبه ۶ مهر ۱۳۹۴ مهدی احمدی تهیه کننده سینما که جدیدترین اثر سینمایی اش با عنوان «وروجک ها» به کارگردانی فرزاد اژدری در آن دوران روی پرده رفته با گلایه شدید از وضعیت اکران فیلمش گفت: آنچنان مأیوس و سرخورده شده ام که پشت دستم را داغ کردم تا در حوزه کودک مبادرت به ساخت فیلم نکنم! این روزها مدیران سینمایی کشور در حالی صحبت از حمایت سینمای کودک می کنند که این دسته از فیلم ها یا در حال خاک خوردن هستند و یا در بدترین شرایط و زمان ممکن روی پرده می روند و در عمل هیچ خبری از حمایت سینمای کودک و نوجوان در کشورمان به چشم نمی خورد. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ سیدرضا منتظری منتقد سینما در سال 1395 در یک مقاله مفصل که در 2 بخش منتشر شد وضعیت سینمای کودک کشور را از ابتدا تاکنون مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.وی در بخشی از مقاله خود نوشت: در حالی که بسیاری از کشورهای جهان تمرکز و توجه بسیار ویژه ای در زمینه تولید فیلم های داستانی و انیمیشن برای کودکان و نوجوانان شان دارند، کشور ما که طی سال های پس از پیروزی انقلاب توجه ویژه ای به این گونه مهم سینمایی داشت در سال های اخیر با نوعی رکود و بحران در این ژانر سینمایی مواجه شده است و این مسئله باعث شده تا مخاطبان اصلی این حوزه سینمایی بدل به مشتریان پر و پا قرص انیمیشن ها و فیلم های کودکانه هالیوودی بشوند؛ این اتفاق مهم زنگ خطری برای مسئولان فرهنگی و هنری کشور ما است چرا که اگر کودکان و نوجوانان ما که آینده ساز این سرزمین هستند بخواهند همچنان در غرقاب تولیدات هالیوودی دست و پا بزنند روز به روز از فرهنگ بومی خود دور شده و حلقه ارتباطی شان را با فرهنگ ملی و میهنی از دست می دهند و طی چند دهه دیگر اصلا هویتی از فرهنگ ایرانی در کشور وجود نخواهد داشت. بخش نخست/ جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ منتظری در بخش دوم این مقاله نوشت: در بخش نخست گذری شد بر آفات مرگباری که سینمای کودک را به اضمحلال کشانده است و در ادامه معضلات دیگر سینمای کودک بررسی شده است. اما جالب آنکه اینک کمتر از ۶ ماه مانده تا برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان هیچگونه خبری از برگزاری این جشنواره به بیرون درز نکرده و هنوز حتی فراخوان جشنواره منتشر نشده است... حال این سوال در ذهن بسیاری از دغدغه مندان سینمای کودک به وجود آمده که آیا اضمحلال سینمای کودک با عدم برگزاری جشنواره وارد فاز تازه ای خواهد شد؟ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵تابستان 95 فرصتی برای حضور یک میزگرد دیگر با حضور فیلمسازان صاحب نام کودک در سینماپرس بود.ابراهیم فروزش، فریال بهزاد، رهبر قنبری، نادره ترکمانی، غلامرضا آزادی و حسین قناعت ۶ چهره فعال سینمای کودک به دعوت خبرگزاری سینماپرس و با حضور در «میزگرد سینمای کودک و نوجوان؛ مشکلات و راهکارها» با مدیریت سیدرضا من ...

ادامه مطلب  

گفت وگوی مشروح فارس با رئیس سازمان سینمایی نمی گذاریم ژانر کمدی را نابود کنند/ از شیوه فعالیت سینمای کودک راضی نیستم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس، گروه سینما ـ امید سهرابی: حدود یک سال و نیم است که محمد مهدی حیدریان به عنوان رئیس سازمان سینمایی انتخاب شده و طی این مدت برنامه های مختلفی برای سینمای ایران در نظر گرفته است.وی اخیراً مهمان خبرگزاری فارس بود و همین حضور، فرصتی شد تا درباره اجرایی شدن برنامه ها گفت وگو کنیم. او در صحبت هایش اشاره کرد که یکی از مهمترین چیزهایی که سینمای ایران به آن احتیاج دارد بازار جهانی است و مخاطب جهانی باید برای تماشای فیلم ایرانی بلیت خریداری کند و اجرایی شدن این انگاره بستگی به این دارد که فیلمسازان کشورمان مخاطب خود را در سطح کلان تر و جهانی ببیند و سوژه ای را برای فیلمسازی برگزیند که دربرگیری بیشتری داشته باشد. در ادامه مشروح گفت وگوی خبرگزاری فارس را با محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی می خوانید:*آقای حیدریان، در گزارشی که سال ۲۰۰۹ درباره وضعیت صنعت سینما در کشورهای قاره آسیا منتشر شد، کشور ایران رتبه آخر را کسب کرده بود. در آن گزارش آمده بود که یک ایرانی هر ۵ سال یک مرتبه به سینما می رود.در سال ۲۰۱۷ جشنواره جهانی فیلم دبی کتابچه ای را منتشر کرد که در آن نوشته شده بود که یک ایرانی هر سه سال یکبار به سینما می رود. در حال حاضر وضعیت سینمای ایران چگونه است؟ از اهتمام شما اصحاب رسانه در امر فرهنگ قدردانی می کنم. خبرگزاری ها با نگاه کارشناسانه و تحلیلگرشان می توانند روشن کننده مسیر فعالان و برنامه ریزان باشند. در سینما نیز همین است، سینما به منتقدین، تحلیل گران، همدلان، مشوقان و همراهان نیازمند است تا بتواند جامعه و نیاز های جامعه را رصد کند. حاصل ارتباط و تعامل این مثلث(مردم،هنرمندان،مدیران) با کمک ضلع چهارم که رسانه ها هستند می تواند اتفاقات بهتر و رو به جلوتری در تمام عرصه ها از جمله سینما رقم بزندسینما به منتقدین، تحلیل گران، همدلان، مشوقان و همراهان نیازمند است تا بتواند جامعه و نیاز های جامعه را رصد کنددر 6 ماهه اول حضورم به عنوان رئیس سازمان سینمایی، با کمک کارشناسان و متخصصان، برنامه جامع سینمای ایران با چشم اندازی ۱۰ ساله تدوین شد. حوزه فرهنگ و هنر، حوزه ای است که عمدتاً تغییرات درون آن به کندی صورت می گیرد و طبیعت و ذات آن نیز همین است. به همین خاطر نیازمند برنامه های طولانی مدت است و زیر ساخت های لازم برای هر کدام از برنامه ها که تدوین می شود، باید مهیا شود.قالب روایتگر این قرن، قالب تصویر است نکته ای که اشاره کرده اید یکی از کلیدی ترین نکات عرصه سینما بوده و هست. یعنی سهمی که سینما از اوقات فراغت مردم به خود اختصاص می دهد بسیار نامناسب است. چرا که قالب روایتگر این قرن، قالب تصویر است و سینما یکی از شاخص ترین استفاده کنندگان از این ظرفیت بیانی است. پس هر چقدر مردم کشور ما از این ظرفیت کمتر استفاده کنند به معنای این است که ما از آنچه که اقتضای این دوره است، عقب تر هستیم. این که یک ایرانی هر ۳ سال به سینما می رود، رقم فاجعه باری برای ایفای نقش فرهنگی سینما است. در دوره قبلی ما، هر ایرانی در سال بیش از یک مرتبه به سینما می رفت. در سال هایی که کشورمان حدود ۵۵ میلیون جمعیت داشت، ما ۶۰ میلیون تماشاگر سینما داشتیم. البته طی این سال ها با ظهور رسانه های متفاوت، ممکن است بخشی از نیاز های مردم توسط این رسانه ها تامین شده باشد؛ اما سمت و سوی جهانی این موضوع، به اندازه کشور ما شدت نداشته است. به اضافه این که به دلیل قلت سالن های نمایش و مسائل فرهنگی و سلایق مردم، ما قدرت رقیب خارجی را برای تولید داخلیمان در سینما جدی نمی بینیم و امکانی را در اختیارش قرار نمی دهیم، چرا که ظرفیت مورد نیاز این موضوع را هم در اختیار نداریم.این که یک ایرانی هر ۳ سال به سینما می رود، رقم فاجعه باری برای ایفای نقش فرهنگی سینما استبنابراین صنعت سینما و تولید داخلی ما باید با مردم ارتباط بیشتری نسبت به آن چیزی که امروز وجود دارد، داشته باشد. طی یک سال گذشته آمار فروش و میزان مخاطبان سینمای ایران به صورت فصل به فصل منتشر شده است که من به منحنی فصل بهار و ۳ ماه نخست سال ۹۷ اشاره خواهم کرد. در 3 ماه ابتدای سال ۹۷ ما ۴۶ درصد رشد فروش و ۴۲ درصد رشد بیننده در سینمای کشور داشته ایم.مردم آماده هستند که به سینما اعتماد کنند*این رقم تنها بخاطر افزایش قیمت بلیت های سینما هم نبوده است.بله؛ بخاطر این که علاوه بر رشد فروش، ما شاهد رشد ۴۲ درصدی مخاطبان سینما نیز هستیم. میانگین رشد قیمت بلیت های سینما در سال ۹۷، تنها ۹ درصد بوده است. این رشد مخاطب از نظر من برای سینمای ایران پیام آور این است که مردم آماده هستند که به سینما اعتماد کنند و اگر پاسخ آنها به درستی داده شود، این رشد مخاطب ادامه خواهد داشت. اگر پاسخ آنها به درستی داده نشود، اوضاع سینمای ایران به دوران قبل باز می گردد.پاسخی که مردم منتظر دریافت آن هستند، این است که نیاز هایشان را به طرز قانع کننده ای توسط سینما تامین کنند و با آن مواجه شوند. به نظرم جهت، جهتی است که به سمت رفع مشکل کمبود بیننده و استفاده بیشتر مردم در اوقات فراغت از سینما می رود و این منحنی بسیار امیدوار کننده است.*شما به عنوان رئیس سازمان سینمایی سال گذشته، رشادت به خرج دادید و با همه مخالفت هایی که از سوی سینماگران مطرح شد، با اکران فیلم خارجی در سینما های کشور موافقت کردید و این موضوع در نظام نامه اکران سال ۹۷ گنجانده شد. چه شد که شما از آرای عمومی پیروی کردید و اکران فیلم خارجی را به رسمیت شناختید؟حوزه فرهنگ، اصلی ترین حوزه ای است که در اتمسفر، جغرافیا و فضای امروز دنیا، یک پارچگی را گواهی می دهد و دنبال می کند. یعنی هر چقدر که ما بتوانیم در سایر عرصه ها، جهانی نشدن را فریاد بزنیم و امکان جزیره ای زندگی کردن را مطرح کنیم و شعارش را بدهیم، حوزه فرهنگ از آن حوزه هایی است که به سرعت نه تنها تحت تاثیر، بلکه موید و گواه یک پارچگی و بی مرزی دنیای جدید است، این موضوع را باید به عنوان یک واقعیت همه ما بپذیریم. واقعیت امروز، بی مرزی و همه چیز در معرض همه بودن است. در این شرایط سلیقه فرهنگی، دانستن و داشتن ادبیات تصویری نسبتاً واحد، یکی از عوارض و تبعات طبیعی این یک پارچگی است. معنای این موضوع، آن است که چون مردم بدون واسطه و محدویت در معرض محصولات تصویری در حوزه فرهنگ هستند، انتظار، سلیقه و فرهنگ بصریشان مشابه هم شکل می گیرد.حال که ممانعت از ورود فرهنگ سایر کشورها به داخل کشور امکان پذیر نیست، ایجاد مصونیت و مقابله ضروری تر می شودما باید ببینیم که چه میزان در تعریف این فرهنگ بصری مشارکت داریم، چه میزان سهم داریم و چه میزان باید تبعیت کنیم تا با این زبان جدید که زبان ارتباط جدید با مردم است، ارتباطمان را حفظ کنیم. امروز دیگر نمی توانیم فاصله ای بین مردم خودمان و دنیا قائل شویم، هر آن چیزی که شما می گوید همه می شنوند و هر کاری که انجام می دهید همه می ببینند.پس ما باید بیاموزیم که از این بستر به درستی استفاده کنیم. برای این منظور باید مردم و تولیدکنندگان در معرض این تکنیک و تکنولوژی و تاثیر آن باشند، به این جهت مشاهده محصولات خارجی که به جهت محتوایی تعارض و مغایرتی با اهداف ما نداشته باشد در عرصه ای که ما انتخاب گر و قابلیت اعمال ضوابطمان را داریم، یعنی در عرصه هایی غیر خصوصی، بلامانع خواهد بود. در اینجا باید ما نمونه هایی را بیاوریم که بتواند در این جهت به ما کمک کند تا به قلّه های تصویری دنیا دست پیدا کنیم. نمایش فیلم خارجی از این بابت که هم مردم، هم سینماگران و هم سینمای ایران به آن نیاز دارند به رسمیت شناخته شد.امروزه ممانعت از ورود فرهنگ سایر کشورها به داخل کشور به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. حال که ممانعت امکان پذیر نیست، ایجاد مصونیت و مقابله ضروری تر می شود باید کمیت و کیفیت آثارمان را به سطحی برسانیم تا در بازار عرضه و رقابت آزاد دنیا، دیده و انتخاب شویم از این بابت ما باید سهمی از سینمای ایران را برای نمایش فیلم های خارجی به نفع سینمای ایران قائل شویم، البته این کار باید به صورتی انجام شود که به سینمای ملی کشورمان صدمه ای وارد نشود.قصد ما نمایش به روز فیلم های خارجی است و به این سمت حرکت می کنیم*آقای حیدریان موضوعی که در بخش نمایش فیلم های خارجی وجود دارد این است که ما عمدتاً فیلم هایی را برای نمایش انتخاب می کنیم که چند سال قبل به صورت گسترده توزیع شده و همه آن فیلم ها را تماشا کرده اند. اگر به فکر تاثیرگذاری و دیده شدن این فیلم ها هستید باید با اکران جهانی فیلم ها اقدام به نمایش آن فیلم در کشور کنید، یعنی فیلم که در تمام جهان در حال اکران است، در همان بازه زمانی در کشور ایران نیز نمایش داده شود، آیا سازمان سینمایی می خواهد که اکران فیلم خارجی را به این سمت ببرد؟حتماً آن هدف اسباب مورد نیازی که شما اشاره کردید را احتیاج دارد. یعنی اکران فیلم های موثر، موفق و نمایش به هنگام آنها در سینما های کشور، این ها پارامترهایی است که می تواند آن هدفی که ما از نمایش فیلم های خارجی داریم را محقق کند. ما به این سمت حرکت می کنیم. بعد از مدت ها و سالها، ما با هدف می خواهیم که این فیلم ها را در سینما های کشور داشته باشیم. قصد ما نمایش به روز فیلم های خارجی است و به این سمت حرکت می کنیم. موسسه رسانه های تصویری با در نظر گرفتن این پارامترها برنامه ریزی و انتخاب فیلم ها را انجام می دهد، بخش خصوصی اجرا را برعهده خواهد داشت و منافع مادی احتمالی آن هم به خانه سینما تعلق می گیرد.فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند*فیلمسازان کشور ما مانند هر فیلمسازی علاقه مند هستند که فیلم هایشان اکران بین المللی داشته باشد، نه صرفاً یک مرتبه نمایش در یک کشور، سازمان سینمایی به عنوان اصلی ترین متولی سینمای ایران چه کمکی می تواند در این جهت به فیلمسازان ایران کند؟این موضوعی است که هر فیلمسازی در همه جای دنیا به آن علاقه مند است. اولین اقدام باید توسط فیلمساز صورت بگیرد و مخاطب خود را، مخاطب جهانی در نظر بگیرد. اشاره درستی کردید و ما نیز در برنامه هایمان به آن تاکید کردیم. برنامه ریزی های بین المللی ما صرفاً به حضور در جشنواره های بین المللی خلاصه نمی شود، بلکه حضور جشنواره ای لازمه باقی حضورها است. مقصد اصلی ما این است که مردم جهان برای تماشای فیلم های ایرانی بلیت خریداری کنند و ذائقه های بین المللی برای تماشای فیلم های ایرانی جذب شود. اولین مطلب این است که فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند. امروزه فیلمساز ما به جامعه خود نگاه می کند و سوژه ای پیدا می کند و درباره آن فیلم می سازد، فیلمساز این موضوع را باید در سطح جهانی ببرد. انتخاب سوژه ای که دربرگیرنده دغدغه جمع وسیعی از مخاطب باشد، گام اول است. گام دوم این است که این سوژه به گونه ای روایت شود که مخاطبان بیشتری با آن ارتباط برقرار کنند.اگر فیلمساز محصولی را در این درجه کیفیت تولید کند، سازمان سینمایی نیز می تواند کمک کند که این فیلم در کشورهای بیشتری به نمایش درآیداگر فیلمساز محصولی را در این درجه کیفیت تولید کند، سازمان سینمایی نیز می تواند کمک کند که این فیلم در کشورهای بیشتری به نمایش درآید. ما مذاکراتی با معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان توسعه تجارت داشته و توافقاتی انجام داده ایم که این توافقات بیش از 10 بند است. این بندها ناظر بر ایجاد امکان برای حضور بیشتر آثار سینمای ایران در جهان است. یکی از ماموریت های بنیاد سینمایی فارابی حمایت از نمایش آثار ایرانی در جهان است، البته همانطور که گفتم فیلمساز نیز باید مخاطب خود را در مقیاس جهانی در نظر بگیرد.سینمای مقاومت از اولویت های ما و شاخص های اصلی نظام ما است*قطعاً یکی از مهم ترین گونه های سینمایی در کشورمان فیلم های دفاع مقدسی هستند؛ بسیاری از فیلمسازان انتظار دارند که سازمان سینمایی از آن ها برای ساخت فیلم هایشان حمایت کند، نه صرفاً سازمان هایی مانند اوج، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و .... سازمان سینمایی آیا تصمیمی برای حمایت هر چه بیشتر از فیلمسازان دفاع مقدس دارد؟یک شکل سینمای مقاومت، سینمای جنگ و دفاع مقدس بود. چون وجه قالب آن دوره همین بود و سینمای دفاع مقدس شناخته شد. سینمای مقاومت که امروز می تواند در قالب های مختلفی خودش را تعریف کند از اولویت های ما و شاخص های اصلی نظام ما است. یکی از گروه های اصلی که در بنیاد سینمایی فارابی شکل گرفته است، گروه سینمای مقاومت است. گروه سینمایی مقاومت نگاهش به این سمت است که مراکزی که به دلایل مختلف علاقه مند هستند که حامی فیلمسازان مقاومت باشند، متعدد شوند. ما استقبال می ک ...

ادامه مطلب  

عکس های اختصاصی سیمرغ از بازیگران مشهور در جشن بزرگ سینمای ایران  

درخواست حذف این مطلب
بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران با ریاست علی نصیریان برگزار شد و برندگان در بخش های مختلف معرفی شدند بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران ساعت ۲۰:۲۷ با پخش سرود ملی در حضور اهالی سینما در تالار وحدت آغاز شد. در ابتدای مراسمی نمآهنگی با صدای محسن چاوشی پخش شد که در آن اشاره ای به درگذشتگان یک سال گذشته سینمای ایران داشت. سپس محمدرضا شهیدی فرد به عنوان مجری روی صحنه آمد و به حاضران خوش آمد گفت.بیشتر بدانید : عکس های چهره های مطرح سینما در جشن سینمای ایرانعلی نصیریان رییس بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران به عنوان اولین سخنران مراسم در سخنانی گفت: این جشن بر همه شما مبارک باشد. در دوران ما کار کردن خیلی سخت تر از الان بود و ما سختی های بسیاری کشیدیم ولی امروز سینما نسبت به دوره ما پیشرفت کرده و امیدوارم شما این سختی ها را نکشید. بیشتر بدانید : معرفی تمام برندگان جشن بزرگ سینمای ایران جشن بزرگ سینمای ایرانصابر ابر در جشن بزرگ سینمای ایرانجشن بزرگ سینمای ایران جشن بزرگ سینمای ایراننگار جواهریان در جشن بزرگ سینمای ایرانجشن ...

ادامه مطلب  

از انتقاد به بلاتکلیفی ثبت صنوف سینمایی و وضعیت بغرنج سینمای کودک تا لزوم توجه سینماگران ارزشی به فر  

درخواست حذف این مطلب
: بخشی از گفتگوهای با سینماگران در تابستان سال ۹۶ مربوط به مسائلی همچون: بلاتکلیفی ثبت قانونی برخی صنوف سینمایی، مشکلات عدیده سینمای کودک و تصنعی بودن شورای راهبردی سینمای کودک، انتظارات اهالی سینما از دولت دوازدهم در حوزه فرهنگ و هنر، واکنش سینماگران به زیاده خواهی های گروهک «هنر و تجربه»، نظرات سینماگران ارزشی در رابطه با فرمان آتش به اختیار مقام معظم رهبری و ... بود. همزمان با نوروز ۱۳۹۷ برآن شدیم تا اهم گفتگوهای اهالی سینما با را در ۴ فصل مجزا منتشر کنیم؛ مطلبی که قطعاً خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود و یادآور واکنش های به موقع اهالی سینما در بزنگاه های حساس و مهم است. ۱- بلاتکلیفی ثبت برخی صنوف سینماییدر پی اعلام انحلال برخی از صنوف خانه سینما و شنیده هایی مبنی بر در آستانه انحلال قرار گرفتن برخی از صنوف سینمایی دیگر، تعدادی از اهالی سینما با بیان اینکه بی تدبیری، سیاسی کاری و جناح بندی و بی توجهی به دغدغه های اعضای خانه سینما دلیل اینگونه اتفاقات است خواستار رسیدگی هرچه سریعتر نسبت به این موضوع شدند. پس از گذشت ۴ سال از بازگشایی خانه سینما و شعار دولت تدبیر و امید مبنی بر حمایت از سینما و سینماگران این نهاد صنفی به دلیل مشکلات قانونی و با برخی کج سلیقگی ها بالاجبار باید زیر نظر وزارت کار ثبت گردد و از آنجا که بسیاری از صنوف آن امکان تأمین شرایط لازم را ندارند ناچاراً امکان ثبت نمی یابند. این اتفاق در حالی است که سازمان سینمایی دولت دهم به دلیل همین مشکلات قانونی این نهاد صنفی را تعطیل کرده بود و پیگیر آن بود که صنوف زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت قانونی برسند و در این زمینه نزدیک به نه صنف نیز ثبت قانونی شده بودند.مدیران خانه سینما با بی تدبیری و به بهانه ثبت قانونی صنوف، اقداماتی کردند که منجر به حذف انجمن قدیمی و شناخته شده مستندسازان سینمای ایران شد. این اتفاق باعث شد تا مستندسازانی که از فریب کاری ها و شعارهای مسئولان خانه سینما، سازمان سینمایی و مدیران فرهنگی دولت تدبیر و امید به تنگ آمده بودند طی فراخوانی ۱۶ خرداد ماه سال جاری جلوی خانه سینما تجمع اعتراضی برپا کنند. در همین رابطه ۵ تن از سینماگران کشور آقایان: پیروز کلانتری، رضا دریانوش، امیررضا معتمدی، رهبر قنبری و حافظ احمدی با ما به گفتگو نشستند و اعتراضات خود را نسبت به عملکرد مدیران خانه سینما ابراز داشتند. شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶۲- سینمای کودک؛ مشکلات و راهکارهاهمزمان با برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان برخی از چهره های فعال سینمای کودک از وضعیت این گونه مهم سینمایی انتقاد کردند؛ این سینماگران از بی تدبیری مدیران و عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی، ناکارآمدی شورای راهبردی سینمای کودک و نوجوان و وعده ها و شعارهای بدون عمل متولیان سینما به عنوان مشکلات این عرصه نام بردند. بلاتکلیفی دامنه دار و گسترده سینمای کودک که بعد از تأسیس شورای سیاستگذاری و راهبردی سینمای کودک شکل بدتری به خود گرفته است با واکنش منفی تعدادی از سینماگران فعال حوزه سینمای کودک مواجه شده و اغلب اهالی سینما بر این باورند که عملکرد این شورا تصنعی است. در همین رابطه با ۱۰ تن از چهره های شناخته شده سینمای کودک و نوجوان آقایان: حجت الله سیفی، محمد نیک بین، علی قوی تن، اسماعیل براری، عادل بزدوده، علی عبدالعلی زاده، حسن آقاکریمی، جلال فاطمی، سیدمحمدرضا خردمندان و مقصود جباری گفتگو انجام داد. سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶ ۳- انتظارات اهالی سینما از دولت دوازدهمتعدادی از اهالی سینما با نقد عملکرد دولت یازدهم در حوزه فرهنگ و هنر، بیکاری، بی عدالتی و تبعیض، خانه نشینی، فقر و رکود، تأکید کردند دولت دوازدهم می بایست با توجه به مشکلات اساسی سینماگران و با انتخاب وزیری فرهنگ شناس، به سینمای ارزشی و استراتژیک بها داده و با پرهیز از باندبازی و سیاسی، توجه به شهرستان ها علاوه بر تهران، شرایطی را ایجاد نمایند تا امکان حضور حداکثری سینماگران در این عرصه مهیا گردد. پس از برگزیده شدن مجدد حسن روحانی بسیاری از هنرمندان خواستار تغییر جدی وضع موجود شدند و شرایط این روزهای سینمای کشور را اسفناک برشمردند.در همین رابطه با ۱۵ تن از سینماگران کشور آقایان: حسین زندباف، اسماعیل فلاح پور، علی لقمانی، اسماعیل عفیفه، بایرام فضلی، کاوه سجادی حسینی، نوید فرح مرزی، حسن زاهدی، علیرضا سبط احمدی، منوچهر والی زاده، حسین قاسمی جامی، عبدالله عبدی نسب، محمود عزیزی، مهدی باقربیگی و خانم: سودابه خسروی گفتگو کردیم. دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶ ۴- سینماگران و زیاده خواهی های گروه «هنر و تجربه» تعدادی از اهالی سینما با تأکید بر اینکه انحراف مسیر گروه «هنر و تجربه» بر همگان آشکار است اظهار داشتند: «هنر و تجربه»؛ محلی برای کاسب کاری و دلالی شده و عایدی مثبتی برای سینما طی این سال ها در پی نداشته و ضمن نقدهای زیادی که به عملکرد مسئولان آن وارد است، سازمان سینمایی باید نسبت به این معضل اقدامی جدی نماید. طی سال هایی که از تأسیس گروه سینمایی موسوم به «هنر و تجربه» می گذرد بسیاری از سینماگران برجسته، منتقدان و کارشناسان پیشکسوت و دغدغه مند نسبت به مضرات این گروه سینمایی همواره هشدارهای جدی داده اند و این گروه را دستاورد ناشایست دوران مدیریت حجت الله ایوبی برشمردند. این افراد معتقد بودند که گروه هنر و تجربه به آینده سینمای کشور ضربه اساسی وارد می کند چرا که جوانان علاقمند به سینما بدون آنکه راه و مسیر درست فیلمسازی بیاموزند و در ادامه وارد گردونه تولید آثار حرفه ای شوند وارد مسیری می شوند که هیچ آینده ای نه برای آن ها دارد و نه سینمای ایران! منتقدان به گروه سینمایی هنر و تجربه تأکید داشتند: گروه سینمایی هنر و تجربه نه فقط خود راه درست سینما و فیلمسازی را نمی داند بلکه در جهت هدایت هدفمند از سینماگران جوان و پرورش آن ها برای فردای سینمای کشور کاری نمی کند و نهایت فیلم های آن ها را به نمایش می گذارد و به جای نشان دادن در دانش و تجربه ورود به سینمای حرفه ای ایران در ورود به جشنواره های خارجی و خارجی پسندی را به آن ها می نمایاند. در همین راستا گفتگویی با ۱۲ چهره فعال و سینمای کشور آقایان: سیروس الوند، حبیب اسماعیلی، حسن هدایت، جبار آذین، مهدی عظیمی میرآبادی، مهدی صباغ زاده، فرزاد موتمن، ابراهیم وحیدزاده، هوشنگ توکلی، سامان سالور، محسن شایان فر و ناصر شفق انجام داده که آن به بررسی عملکرد این گروه به اصطلاح سینمایی پرداخت. دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ ۵- سینماگران و فرمان «آتش به اختیار» در پی مطرح شدن «آتش به اختیار» در حوزه فرهنگ، تعدادی از هنرمندان و کارشناسان فرهنگی با اشاره به لزوم برکناری مدیران دولتی، به کارگیری نیروهای ارزشی و متعهد به نظام و انقلاب اسلامی و حضور حداکثری افسران جوان جنگ نرم؛ خواهان برچیده شدن دست معاندان، باندبازان و رانت خواران از سینمای کشور شدند. وضعیت فرهنگی کشور طی سال های اخیر دوران بسیار اسفناکی را پشت سر می گذارد. بی توجهی به تولید و عرضه آثار فرهنگی و هنری ارزشی، استراتژیک و مبتنی بر ارزش ها و آرمان های انقلاب و نظام اسلامی توسط مسئولان دولتی و در عوض توجه ویژه به تولید و عرضه آثار قبح شکن، سخیف و روشنفکرمآبانه برای خوشامد غربی ها امروزه بیش از هر زمان دیگری در حوزه فرهنگ و هنر کشور و به ویژه سینما خودنمایی می کند. همین امر باعث شد رهبر معظم انقلاب که پیش از این مسأله «ولنگاری فرهنگی» در کشور را مطرح فرموده بودند در یکی از سخنرانی های شان در ایام ماه مبارک رمضان در دیدار با دانشجویان آن ها را به تلاش جدی و همه جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه ها توصیه نمودند و فرمان دادند که هر نیروی انقلابی باید به صورت مستقل در حوزه فرهنگ فعال شود و در این حوزه به صورت «آتش به اختیار» فعالیت کند.در همین رابطه ۲۰ تن از سینماگران و کارشناسان امور فرهنگی کشور شامل: سیدضیاء الدین دری، ماشاالله شاهمرادی زاده، جهانگیر الماسی، جمال شورجه، سیدسعید سیدزاده، رضا برجی، حمید بهمنی، شاهد سلطانی آزاد، مریم پوریامین، پرویز فارسیجانی، علی مهام، شاهرخ کیوان نیا، شفیع آقامحمدیان، محمد قهرمانی، امیرحسین شریفی، محمدتقی فهیم، سعید مستغاثی، سهیل سلیمی، داود بیدل و جواد شمقدری با ما گفتگو کردند. یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ۶- سینماگران و سالروز مقاومت اسلامیهمزمان با سالروز مقاومت اسلامی تعدادی از سینماگران با انتقاد از شرایطی که دولتمردان فعلی برای سینمای ارزشی و استراتژیک به وجود آورده اند خواستار حمایت نهادهای فرهنگی انقلابی از سینمای ارزشی و مقاومت شدند و تأکید کردند برای برون رفت از مشکلات باید مدیران متعهد و انقلابی و ارزشی به جای مدیران فعلی مسندهای مهم فرهنگی و هنری را در کشور در دست بگیرند. در همین رابطه گفتگویی با ۴ تن از سینماگران کشور آقایان: مهدی فیوضی، جمال شورجه، سیدسعید سیدزاده و علی غفاری انجام دادیم. دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ۷- رفع توقیف آثار سینمایی؛ واقعیت یا بازی سیاسی!؟ موضوع توقیف و رفع توقیف فیلم ها با اظهارنظر مدیران سینمایی تبدیل به یکی از موضوعات رسانه ای سینمای کشور شد، موضوعی که می تواند یک سال از عمر همه را درگیر خود کند. در همین رابطه برخی از سینماگران با تأکید بر لزوم جاری سازی عدالت در سینما، پرهیز از اعمال سلیقه، دوری گزیدن مدیران سینمایی از توجه به منافع باندی و حزبی و سیاسی؛ خواستار آن شدند که فرآیند ساخت و نمایش فیلم های سینمایی قانون مدار شود. رویکرد مدیران سینمایی دولت تدبیر و امید در این باره اما بسیار عجیب بوده است؛ مدیران سازمان سینمایی دولت یازدهم با رویکردهای سیاسی و غیرمنطقی و بدون پیداکردن هرگونه راهکار منطقی و عملیاتی بر آن شده اند تا به زعم خود مشکل توقیف آثار سینمایی را برطرف کنند در صورتی که کارشان تنها در حد شعار باقی مانده و تاکنون هیچ اقدام عملی و مثبتی در این راستا انجام نداده اند. در همین رابطه ۶ تن از سینماگران مطرح کشور آقایان: جواد مزدآبادی، یدالله صمدی، منوچهر مصیری، محسن علی اکبری، حسینعلی فلاح لیالستانی و حسین سلطان محمدی با ما گفتگو کردند. یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ۸- انتظارات سینماگران از وزارت ارشاد دولت دوازدهمبا انتخاب سیدعباس صالحی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوازدهم برخی از هنرمندان سینمای کشور با تأکید بر وضعیت بسیار بد معیشتی اهالی فرهنگ و هنر خواستار تقسیم عادلانه امکانات در این حوزه شدند و با تاکید بر سند چشم انداز ۲۰ ساله نظام، بر لزوم توجه به سینمای ارزشی و استراتژیک تاکید کردند و خواهان توجه وزیر ارشاد به اهداف و آرمان های نظام و انقلاب اسلامی شدند. با انتخاب سیدعباس صالحی به عنوان وزیر ارشاد دولت دوازدهم در همین رابطه با ۱۱ تن از سینماگران کشور خانم ها و آقایان: ستاره اسکندری، مرجانه گلچین، علیرضا خمسه، کاوه صباغ زاده، تینا پاکروان، چیستا یثربی، مریم بوبانی، ماشاالله شاهمرادی زاده، محمد کاسبی، حبیب الله بهمنی و سعید الهی گفتگو کرد. شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ ۹- سینماگران و واکنش به زمزمه حذف جوایز فنی و هنری از جشنواره فجرجمعی از سینماگران با انتقاد شدید از زمزمه حذف جوایز فنی و هنری جشنواره فیلم فجر ع ...

ادامه مطلب  

از انتقاد به بلاتکلیفی ثبت صنوف سینمایی و وضعیت بغرنج سینمای کودک تا لزوم توجه سینماگران ارزشی به فرمان «آتش به اختیار»  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: بخشی از گفتگوهای سینماپرس با سینماگران در تابستان سال ۹۶ مربوط به مسائلی همچون: بلاتکلیفی ثبت قانونی برخی صنوف سینمایی، مشکلات عدیده سینمای کودک و تصنعی بودن شورای راهبردی سینمای کودک، انتظارات اهالی سینما از دولت دوازدهم در حوزه فرهنگ و هنر، واکنش سینماگران به زیاده خواهی های گروهک «هنر و تجربه»، نظرات سینماگران ارزشی در رابطه با فرمان آتش به اختیار مقام معظم رهبری و ... بود. همزمان با نوروز ۱۳۹۷ برآن شدیم تا اهم گفتگوهای اهالی سینما با سینماپرس را در ۴ فصل مجزا منتشر کنیم؛ مطلبی که قطعاً خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود و یادآور واکنش های به موقع اهالی سینما در بزنگاه های حساس و مهم است. ۱- بلاتکلیفی ثبت برخی صنوف سینماییدر پی اعلام انحلال برخی از صنوف خانه سینما و شنیده هایی مبنی بر در آستانه انحلال قرار گرفتن برخی از صنوف سینمایی دیگر، تعدادی از اهالی سینما با بیان اینکه بی تدبیری، سیاسی کاری و جناح بندی و بی توجهی به دغدغه های اعضای خانه سینما دلیل اینگونه اتفاقات است خواستار رسیدگی هرچه سریعتر نسبت به این موضوع شدند. پس از گذشت ۴ سال از بازگشایی خانه سینما و شعار دولت تدبیر و امید مبنی بر حمایت از سینما و سینماگران این نهاد صنفی به دلیل مشکلات قانونی و با برخی کج سلیقگی ها بالاجبار باید زیر نظر وزارت کار ثبت گردد و از آنجا که بسیاری از صنوف آن امکان تأمین شرایط لازم را ندارند ناچاراً امکان ثبت نمی یابند. این اتفاق در حالی است که سازمان سینمایی دولت دهم به دلیل همین مشکلات قانونی این نهاد صنفی را تعطیل کرده بود و پیگیر آن بود که صنوف زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت قانونی برسند و در این زمینه نزدیک به نه صنف نیز ثبت قانونی شده بودند.مدیران خانه سینما با بی تدبیری و به بهانه ثبت قانونی صنوف، اقداماتی کردند که منجر به حذف انجمن قدیمی و شناخته شده مستندسازان سینمای ایران شد. این اتفاق باعث شد تا مستندسازانی که از فریب کاری ها و شعارهای مسئولان خانه سینما، سازمان سینمایی و مدیران فرهنگی دولت تدبیر و امید به تنگ آمده بودند طی فراخوانی ۱۶ خرداد ماه سال جاری جلوی خانه سینما تجمع اعتراضی برپا کنند. در همین رابطه ۵ تن از سینماگران کشور آقایان: پیروز کلانتری، رضا دریانوش، امیررضا معتمدی، رهبر قنبری و حافظ احمدی با ما به گفتگو نشستند و اعتراضات خود را نسبت به عملکرد مدیران خانه سینما ابراز داشتند. شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶۲- سینمای کودک؛ مشکلات و راهکارهاهمزمان با برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان برخی از چهره های فعال سینمای کودک از وضعیت این گونه مهم سینمایی انتقاد کردند؛ این سینماگران از بی تدبیری مدیران و عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی، ناکارآمدی شورای راهبردی سینمای کودک و نوجوان و وعده ها و شعارهای بدون عمل متولیان سینما به عنوان مشکلات این عرصه نام بردند. بلاتکلیفی دامنه دار و گسترده سینمای کودک که بعد از تأسیس شورای سیاستگذاری و راهبردی سینمای کودک شکل بدتری به خود گرفته است با واکنش منفی تعدادی از سینماگران فعال حوزه سینمای کودک مواجه شده و اغلب اهالی سینما بر این باورند که عملکرد این شورا تصنعی است. سینماپرس در همین رابطه با ۱۰ تن از چهره های شناخته شده سینمای کودک و نوجوان آقایان: حجت الله سیفی، محمد نیک بین، علی قوی تن، اسماعیل براری، عادل بزدوده، علی عبدالعلی زاده، حسن آقاکریمی، جلال فاطمی، سیدمحمدرضا خردمندان و مقصود جباری گفتگو انجام داد. سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶ ۳- انتظارات اهالی سینما از دولت دوازدهمتعدادی از اهالی سینما با نقد عملکرد دولت یازدهم در حوزه فرهنگ و هنر، بیکاری، بی عدالتی و تبعیض، خانه نشینی، فقر و رکود، تأکید کردند دولت دوازدهم می بایست با توجه به مشکلات اساسی سینماگران و با انتخاب وزیری فرهنگ شناس، به سینمای ارزشی و استراتژیک بها داده و با پرهیز از باندبازی و سیاسی، توجه به شهرستان ها علاوه بر تهران، شرایطی را ایجاد نمایند تا امکان حضور حداکثری سینماگران در این عرصه مهیا گردد. پس از برگزیده شدن مجدد حسن روحانی بسیاری از هنرمندان خواستار تغییر جدی وضع موجود شدند و شرایط این روزهای سینمای کشور را اسفناک برشمردند.در همین رابطه با ۱۵ تن از سینماگران کشور آقایان: حسین زندباف، اسماعیل فلاح پور، علی لقمانی، اسماعیل عفیفه، بایرام فضلی، کاوه سجادی حسینی، نوید فرح مرزی، حسن زاهدی، علیرضا سبط احمدی، منوچهر والی زاده، حسین قاسمی جامی، عبدالله عبدی نسب، محمود عزیزی، مهدی باقربیگی و خانم: سودابه خسروی گفتگو کردیم. دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶ ۴- سینماگران و زیاده خواهی های گروه «هنر و تجربه» تعدادی از اهالی سینما با تأکید بر اینکه انحراف مسیر گروه «هنر و تجربه» بر همگان آشکار است اظهار داشتند: «هنر و تجربه»؛ محلی برای کاسب کاری و دلالی شده و عایدی مثبتی برای سینما طی این سال ها در پی نداشته و ضمن نقدهای زیادی که به عملکرد مسئولان آن وارد است، سازمان سینمایی باید نسبت به این معضل اقدامی جدی نماید. طی سال هایی که از تأسیس گروه سینمایی موسوم به «هنر و تجربه» می گذرد بسیاری از سینماگران برجسته، منتقدان و کارشناسان پیشکسوت و دغدغه مند نسبت به مضرات این گروه سینمایی همواره هشدارهای جدی داده اند و این گروه را دستاورد ناشایست دوران مدیریت حجت الله ایوبی برشمردند. این افراد معتقد بودند که گروه هنر و تجربه به آینده سینمای کشور ضربه اساسی وارد می کند چرا که جوانان علاقمند به سینما بدون آنکه راه و مسیر درست فیلمسازی بیاموزند و در ادامه وارد گردونه تولید آثار حرفه ای شوند وارد مسیری می شوند که هیچ آینده ای نه برای آن ها دارد و نه سینمای ایران! منتقدان به گروه سینمایی هنر و تجربه تأکید داشتند: گروه سینمایی هنر و تجربه نه فقط خود راه درست سینما و فیلمسازی را نمی داند بلکه در جهت هدایت هدفمند از سینماگران جوان و پرورش آن ها برای فردای سینمای کشور کاری نمی کند و نهایت فیلم های آن ها را به نمایش می گذارد و به جای نشان دادن در دانش و تجربه ورود به سینمای حرفه ای ایران در ورود به جشنواره های خارجی و خارجی پسندی را به آن ها می نمایاند.سینماپرس در همین راستا گفتگویی با ۱۲ چهره فعال و سینمای کشور آقایان: سیروس الوند، حبیب اسماعیلی، حسن هدایت، جبار آذین، مهدی عظیمی میرآبادی، مهدی صباغ زاده، فرزاد موتمن، ابراهیم وحیدزاده، هوشنگ توکلی، سامان سالور، محسن شایان فر و ناصر شفق انجام داده که آن به بررسی عملکرد این گروه به اصطلاح سینمایی پرداخت. دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ ۵- سینماگران و فرمان «آتش به اختیار» در پی مطرح شدن «آتش به اختیار» در حوزه فرهنگ، تعدادی از هنرمندان و کارشناسان فرهنگی با اشاره به لزوم برکناری مدیران دولتی، به کارگیری نیروهای ارزشی و متعهد به نظام و انقلاب اسلامی و حضور حداکثری افسران جوان جنگ نرم؛ خواهان برچیده شدن دست معاندان، باندبازان و رانت خواران از سینمای کشور شدند. وضعیت فرهنگی کشور طی سال های اخیر دوران بسیار اسفناکی را پشت سر می گذارد. بی توجهی به تولید و عرضه آثار فرهنگی و هنری ارزشی، استراتژیک و مبتنی بر ارزش ها و آرمان های انقلاب و نظام اسلامی توسط مسئولان دولتی و در عوض توجه ویژه به تولید و عرضه آثار قبح شکن، سخیف و روشنفکرمآبانه برای خوشامد غربی ها امروزه بیش از هر زمان دیگری در حوزه فرهنگ و هنر کشور و به ویژه سینما خودنمایی می کند. همین امر باعث شد رهبر معظم انقلاب که پیش از این مسأله «ولنگاری فرهنگی» در کشور را مطرح فرموده بودند در یکی از سخنرانی های شان در ایام ماه مبارک رمضان در دیدار با دانشجویان آن ها را به تلاش جدی و همه جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه ها توصیه نمودند و فرمان دادند که هر نیروی انقلابی باید به صورت مستقل در حوزه فرهنگ فعال شود و در این حوزه به صورت «آتش به اختیار» فعالیت کند.در همین رابطه ۲۰ تن از سینماگران و کارشناسان امور فرهنگی کشور شامل: سیدضیاء الدین دری، ماشاالله شاهمرادی زاده، جهانگیر الماسی، جمال شورجه، سیدسعید سیدزاده، رضا برجی، حمید بهمنی، شاهد سلطانی آزاد، مریم پوریامین، پرویز فارسیجانی، علی مهام، شاهرخ کیوان نیا، شفیع آقامحمدیان، محمد قهرمانی، امیرحسین شریفی، محمدتقی فهیم، سعید مستغاثی، سهیل سلیمی، داود بیدل و جواد شمقدری با ما گفتگو کردند. یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ۶- سینماگران و سالروز مقاومت اسلامیهمزمان با سالروز مقاومت اسلامی تعدادی از سینماگران با انتقاد از شرایطی که دولتمردان فعلی برای سینمای ارزشی و استراتژیک به وجود آورده اند خواستار حمایت نهادهای فرهنگی انقلابی از سینمای ارزشی و مقاومت شدند و تأکید کردند برای برون رفت از مشکلات باید مدیران متعهد و انقلابی و ارزشی به جای مدیران فعلی مسندهای مهم فرهنگی و هنری را در کشور در دست بگیرند. در همین رابطه گفتگویی با ۴ تن از سینماگران کشور آقایان: مهدی فیوضی، جمال شورجه، سیدسعید سیدزاده و علی غفاری انجام دادیم. دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ۷- رفع توقیف آثار سینمایی؛ واقعیت یا بازی سیاسی!؟ موضوع توقیف و رفع توقیف فیلم ها با اظهارنظر مدیران سینمایی تبدیل به یکی از موضوعات رسانه ای سینمای کشور شد، موضوعی که می تواند یک سال از عمر همه را درگیر خود کند. در همین رابطه برخی از سینماگران با تأکید بر لزوم جاری سازی عدالت در سینما، پرهیز از اعمال سلیقه، دوری گزیدن مدیران سینمایی از توجه به منافع باندی و حزبی و سیاسی؛ خواستار آن شدند که فرآیند ساخت و نمایش فیلم های سینمایی قانون مدار شود. رویکرد مدیران سینمایی دولت تدبیر و امید در این باره اما بسیار عجیب بوده است؛ مدیران سازمان سینمایی دولت یازدهم با رویکردهای سیاسی و غیرمنطقی و بدون پیداکردن هرگونه راهکار منطقی و عملیاتی بر آن شده اند تا به زعم خود مشکل توقیف آثار سینمایی را برطرف کنند در صورتی که کارشان تنها در حد شعار باقی مانده و تاکنون هیچ اقدام عملی و مثبتی در این راستا انجام نداده اند. در همین رابطه ۶ تن از سینماگران مطرح کشور آقایان: جواد مزدآبادی، یدالله صمدی، منوچهر مصیری، محسن علی اکبری، حسینعلی فلاح لیالستانی و حسین سلطان محمدی با ما گفتگو کردند. یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ۸- انتظارات سینماگران از وزارت ارشاد دولت دوازدهمبا انتخاب سیدعباس صالحی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوازدهم برخی از هنرمندان سینمای کشور با تأکید بر وضعیت بسیار بد معیشتی اهالی فرهنگ و هنر خواستار تقسیم عادلانه امکانات در این حوزه شدند و با تاکید بر سند چشم انداز ۲۰ ساله نظام، بر لزوم توجه به سینمای ارزشی و استراتژیک تاکید کردند و خواهان توجه وزیر ارشاد به اهداف و آرمان های نظام و انقلاب اسلامی شدند. سینماپرس با انتخاب سیدعباس صالحی به عنوان وزیر ارشاد دولت دوازدهم در همین رابطه با ۱۱ تن از سینماگران کشور خانم ها و آقایان: ستاره اسکندری، مرجانه گلچین، علیرضا خمسه، کاوه صباغ زاده، تینا پاکروان، چیستا یثربی، مریم بوبانی، ماشاالله شاهمرادی ...

ادامه مطلب  

مسیر هیات مدیره پیشین خانه سینما را ادامه می دهیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فیلم نت نیوز، در ابتدای این نشست همایون اسعدیان رئیس هیات مدیره خانه سینما به تلاش ها و فعالیت های هیات مدیره قبلی اشاره کرد و گفت: «ما الان در وضعیت خوبی هستیم. منوچهر شاهسواری به عنوان مدیرعامل خانه سینما برنامه های درستی دارد و نگاه و برنامه های هیات مدیره نیز با نگاه او همسو است.»او در ادامه با اشاره به شیطنت های برخی رسانه ها در رابطه با چند شغله بودن خودش و اعضای هیات مدیره خانه سینما گفت: «مدیرعامل خانه سینما در صندوق هنر و موزه سینما دارای کرسی ثابت است و در آنجا به عنوان مدیر عامل خانه سینما حضور دارد، نه منوچهر شاهسواری. ما سعی می کنیم این کرسی های ثابت را برای خانه سینما حفظ کنیم و حتی تعداد آنها را افزایش دهیم تا اصناف ما در چنین جایگاه هایی حضور داشته باشند.»رئیس هیات مدیره خانه سینما همچنین مبنای کار هیات مدیره جدید را ادامه فعالیت های هیات مدیره قبلی دانست و گفت: «به عنوان مثال یکی از این کارها طرح امنیت شغلی است که قول می دهیم طی ۶ ماه آینده این مسئله حل شود. جهش تکنولوژی در سینما و ورود نیروهای جوان در طرح امنیت شغلی بسیار مهم است. به همین دلیل باید نگاه کلانی به موضوع داشت. امنیت شغلی به رونق سینما ارتباط دارد و وقتی سینما رونق نداشته باشد نمی توان از امنیت شغلی حرف زد بنابراین امیدواریم دچار ساده اندیشی نشویم که فکر کنیم با یک طرح ساده می توان همه چیز را پیش برد.»او ادامه داد: «یکی دیگر مشکلات اعضای خانه سینما تنظیم قراردادهای تیپ بود که در گذشته مطرح شده بود. متأسفانه هر تهیه کننده ای در سینما به یک شکلی قرارداد می بندد. این قراردادهای ناهمگون مسئله ای است که در حال بررسی آن هستیم و امیدواریم به لحاظ قانونی منافع افرادی که این قراردادها را می بندند تأمین شود.»بیمه اعضای صنوف خانه سینما از مهم ترین مسائل استاسعدیان در ادامه گفت: «مسئله بیمه اعضای صنوف خانه سینما از مهم ترین مسائل است. طبق آمار سال گذشته ۴ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان برای بیمه اعضا مصرف شد که ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان آن از سوی خود اعضا پرداخت شده است.»او اجرای طرح شفاف سازی را از دیگر کارهای هیات مدیره جدید خانه سینما دانست و گفت: «ما آیین نامه شفافی نداریم، اگر طرح شفاف سازی صنوف انجام شود با خیال راحت به کار می پردازیم و در این مسیر تمام تلاش سینما این است که کسی از این حداقل امکان سینمایی محروم نشود. ما خواستیم در جریان امور شورای مرکزی صنوف قرار بگیریم که از جمله جلسات ما با تدوینگران، تهیه کنندگان و کارگردانان بود. به پیشنهاد خانم معتمدآریا کمیته هایی تشکیل شد و کمیته رفاهی را خود ایشان و کمیته روابط عمومی را کامران ملکی اداره می کنند. به دنبال کمیته فرهنگ و آموزش و پژوهش هم هستیم که با تغییر کاربری مدرسه ملی این کمیته هم رویکردهایش به طور مشخص تر ساماندهی می شود.»تاکنون ۱۶ صنف خانه سینما به صورت قانونی در وزارت کار ثبت شدهرئیس هیات مدیره خانه سینما با بیان اینکه تاکنون ۱۶ صنف خانه سینما به صورت قانونی در وزارت کار ثبت شده گفت: «صنوف دیگری هم در حال ثبت هستند اما شرایطی دارند که باید فراهم شود. این روند به معنی رفتن زیر نظر وزارت کار نیست. ما در خانه سینما یک صنف کارگردانان داریم اما ممکن است ده ها انجمن در این راستا کار کنند. صنوف دیگری هم هستند که باید در وزارت کار ثبت شوند اما شرایطی دارند که باید اعمال شود و بعد ثبت شوند. طرح های دیگری هم همچون طرح باشگاه کارورزان داریم و علاقمندیم هر کس در حوزه سینما تحصیل می کند یا در رشته ای مرتبط با سینما فارغ التحصیل می شود با خانه سینما در ارتباط باشد.»اسعدیان در ادامه به توضیحاتی درباره جشن خانه سینما پرداخت و گفت: «امسال شیوه برگزاری جشن خانه سینما تغییر کرده و دوستان پذیرفته اند که این جراحی انجام شود. بر همین اساس آکادمی جشن تشکیل شده و آنها فعالیت های خود را انجام می دهند و البته دیگر مثل گذشته مراسم فیلم دیدن در خانه سینما انجام نمی شود. الان بیش از ۴۰۰ نفر به آکادمی ملحق شده اند و طبق فرآیندی که تصویب شده کارها دنبال می شود. جشن خانه سینما دیگر دبیر ندارد و رئیس آن توسط هیأت مدیره آکادمی مشخص و اعلام خواهد شد. همچنین یک نماینده از هیات مدیره نیز در بین اعضای آکادمی خواهد بود.»مشکل «گشت 2» را بدون بوق و کرنا پی گیری کردیماو همچنین درباره بحث قاچاق فیلم ها و نقش خانه سینما در پیگیری این مشکل گفت: «ما معتقدیم که نباید هر کاری انجام می دهیم در بوق و کرنا کنیم ولی به طور مثال در رابطه با اتفاقی که برای فیلم سعید سهیلی افتاد، ما به سرعت پیگیری کردیم و دوستان نیروی انتظامی به ما قول همکاری دادند و گفتند هر شکایتی که به پلیس فتا ارائه شود در کنار از ۷۲ ساعت به نتیجه می رسد.»او افزود: «ما شرایط و حال آقای سهیلی در آن روزها را درک می کنیم. شاید او نمی دانست ما در آن زمان چه اقداماتی کرده ایم اما به نظرم بهتر است هیات مدیره کار خود را انجام دهد و در پایان نتیجه را اعلام کند. برای فیلم عصبانی نیستم هم شکایتی به دست ما نرسید وگرنه مسئله را پی گیری می کردیم.»علی قائم مقامی سخنگوی هیات مدیره خانه سینما نیز در این باره گفت: «من با رضا درمیشیان تماس گرفتم و به او گفتم ما مسئله شما را به سردار ساجدی نیا انتقال داده ایم و او گفته ظرف چند روز آینده اقدام می کنند اما پی گیری ها باید از سوی مالکان فیلم ها انجام شود و خانه سینما نمی تواند رأسا و به تنهایی اقدام کند.»اسعدیان در ادامه با اشاره به اپلیکیشینی که برای ارتباطات آسان صنوف درحال طراحی است، گفت: «روانبخش صادقی یکی از اعضای هیات مدیره طرحی را برای آپلیکیشن خانه سینما ارائه داده است، زیرا سیستم های خانه سینما به شکل بایگانی و به روز نشده است، برهمین اساس طرح او دسترسی به صنوف مختلف را آسان می کند که امیدوارم با تامین بودجه به زودی این اپلیکیشن راه اندازی شود. باور ما این است که تامین منابع مالی از طریق بانک ها و دیگر جاها می تواند به خانه سینما کمک کند، بر همین اساس، اخذ وام و وارد کردن شرکت های بیمه برای بیمه کردن هر فیلم سینمایی جزو اولویت های ما و طرح خامی است که مذاکره اولیه آن را انجام داده ایم.»پیج اینستاگرام خانه سینما جعلی استاو همچنین درباره فعالیت یک پیج اینستاگرامی با آرم خانه سینما بیان کرد: «متاسفانه این روزها یک پیج اینستاگرامی به عنوان خانه سینما فعالیت می کند که هیچ ارتباطی به خانه سینما ندارد و اطلاعاتی که می دهد از جانب ما نیست. اطلاعات رسمی مربوط به خانه سینما در سایت موجود است.»در ادامه جلسه اسعدیان در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره دلیل عدم حضور منوچهر شاهسواری در این جلسه بیان کرد: «غیبت آقای شاهسواری به دلیل اشتباهی است که از جانب من صورت گرفته است. من زمانی که روز و ساعت جلسه را مشخص و به آقای ملکی اعلام کردم، فراموش کرده بودم که جلسات وزارت ارشاد در رابطه با خانه سینما روزهای سه شنبه است و آقای شاهسواری باید در این جلسات حضور یابند. خود ایشان نیز از اینکه نمی توانستند در نشست امروز حضور داشته باشند خیلی ناراحت شدند.»او همچنین درباره توقیف فیلم ها و واکنش خانه سینما بیان کرد: «دوستان در هیات مدیره قبلی و همچنین در هیات مدیره فعلی تلاش می کنند که مشکلات فیلمسازان از قاچاق فیلم ها تا توقیف آنها را حل کنند و ما با شکایت و نامه نگاری این مسائل را پیگیری می کنیم. اینگونه نیست که بگوییم به ما ارتباطی ندارد. ما حتی به مشکلاتی که برای مستندسازان هم پیش آمد پرداختیم، اما اینکه در نهایت چقدر این تلاش های ما به ثمر می رسد مسئله ثانویه است.»رییس هیات مدیره خانه سینما در پاسخ به پرسشی درباره بیمه تکمیلی اعضای صنوف خانه سینما نیز اظهار کرد: «سرویسی که بیمه گذار به ما می دهد نسبت به سال گذشته تا سقف ۱۰۰ میلیون افزایش پیدا کرده است، در مورد ویزیت های پزشکی من حضور ذهن ندارم اما دوستان در تلاش هستند امکانات بیشتری در بیمه تکمیلی برای اعضای خانه سینما فراهم کنند.»در یکی از بهترین مقاطع زمانی به لحاظ ارتباط خانه سینما با وزارت ارشاد هستیم او در ادامه درباره بودجه و استقلال خانه سینما گفت: «خانه سینما از ابتدای تاسیس به وزارت ارشاد متصل بوده و دولت ها هم بر اساس حسن ظن یا سوءظن بودجه ما را بالا و پایین می برند. همیشه تلاش بر این بوده که بیشترین بودجه از دولت دریافت شود ولی ما اکنون در نظر داریم خود را از دولت بی نیاز کنیم و به تدریج مستقل شویم. هر چند که حقیقتا در این دوره بهترین ارتباط را با دولت و وزارت ارشاد داریم.»اسعدیان اظهار کرد: «در حال حاضر سهمی که بابت از کارافتادگان و یا خانواده های بازماندگان اعضای خانه سینما پرداخت می کنیم در حد بضاعت ماست اما سعی می کنیم رگ حیاتی خود را به بودجه های دولت محدود نکنیم تا بتوانیم کمک خوبی به خانواده همکاران از دست رفته و یا از کار افتاده داشته باشیم. طرح بیمه بیکاری پروسه سنگینی دارد و واقعیت این ...

ادامه مطلب  

نمی گذاریم ژانر کمدی را نابود کنند/ از شیوه فعالیت سینمای کودک راضی نیستم / فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی گفت: نباید اجازه داد با استفاده از عناصر و کلام غیرفرهنگی، اثر فرهنگی تولید شود. کمدی گونه ارزشمندی است و نمی گذاریم که اینگونه اتفاقات باعث نابودی این ژانر شود. سینماپرس- حدود یک سال و نیم است که محمد مهدی حیدریان به عنوان رئیس سازمان سینمایی انتخاب شده و طی این مدت برنامه های مختلفی برای سینمای ایران در نظر گرفته است.وی اخیراً مهمان ما بود و همین حضور، فرصتی شد تا درباره اجرایی شدن برنامه ها گفت وگو کنیم. او در صحبت هایش اشاره کرد که یکی از مهمترین چیزهایی که سینمای ایران به آن احتیاج دارد بازار جهانی است و مخاطب جهانی باید برای تماشای فیلم ایرانی بلیت خریداری کند و اجرایی شدن این انگاره بستگی به این دارد که فیلمسازان کشورمان مخاطب خود را در سطح کلان تر و جهانی ببیند و سوژه ای را برای فیلمسازی برگزیند که دربرگیری بیشتری داشته باشد. در ادامه مشروح گفت وگوی ما را با محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی می خوانید:*آقای حیدریان، در گزارشی که سال ۲۰۰۹ درباره وضعیت صنعت سینما در کشورهای قاره آسیا منتشر شد، کشور ایران رتبه آخر را کسب کرده بود. در آن گزارش آمده بود که یک ایرانی هر ۵ سال یک مرتبه به سینما می رود. در سال ۲۰۱۷ جشنواره جهانی فیلم دبی کتابچه ای را منتشر کرد که در آن نوشته شده بود که یک ایرانی هر سه سال یکبار به سینما می رود. در حال حاضر وضعیت سینمای ایران چگونه است؟ از اهتمام شما اصحاب رسانه در امر فرهنگ قدردانی می کنم. خبرگزاری ها با نگاه کارشناسانه و تحلیلگرشان می توانند روشن کننده مسیر فعالان و برنامه ریزان باشند. در سینما نیز همین است، سینما به منتقدین، تحلیل گران، همدلان، مشوقان و همراهان نیازمند است تا بتواند جامعه و نیاز های جامعه را رصد کند. حاصل ارتباط و تعامل این مثلث(مردم، هنرمندان، مدیران) با کمک ضلع چهارم که رسانه ها هستند می تواند اتفاقات بهتر و رو به جلوتری در تمام عرصه ها از جمله سینما رقم بزنددر ۶ ماهه اول حضورم به عنوان رئیس سازمان سینمایی، با کمک کارشناسان و متخصصان، برنامه جامع سینمای ایران با چشم اندازی ۱۰ ساله تدوین شد. حوزه فرهنگ و هنر، حوزه ای است که عمدتاً تغییرات درون آن به کندی صورت می گیرد و طبیعت و ذات آن نیز همین است. به همین خاطر نیازمند برنامه های طولانی مدت است و زیر ساخت های لازم برای هر کدام از برنامه ها که تدوین می شود، باید مهیا شود.قالب روایتگر این قرن، قالب تصویر است نکته ای که اشاره کرده اید یکی از کلیدی ترین نکات عرصه سینما بوده و هست. یعنی سهمی که سینما از اوقات فراغت مردم به خود اختصاص می دهد بسیار نامناسب است. چرا که قالب روایتگر این قرن، قالب تصویر است و سینما یکی از شاخص ترین استفاده کنندگان از این ظرفیت بیانی است. پس هر چقدر مردم کشور ما از این ظرفیت کمتر استفاده کنند به معنای این است که ما از آنچه که اقتضای این دوره است، عقب تر هستیم. این که یک ایرانی هر ۳ سال به سینما می رود، رقم فاجعه باری برای ایفای نقش فرهنگی سینما است. در دوره قبلی ما، هر ایرانی در سال بیش از یک مرتبه به سینما می رفت. در سال هایی که کشورمان حدود ۵۵ میلیون جمعیت داشت، ما ۶۰ میلیون تماشاگر سینما داشتیم. البته طی این سال ها با ظهور رسانه های متفاوت، ممکن است بخشی از نیاز های مردم توسط این رسانه ها تامین شده باشد؛ اما سمت و سوی جهانی این موضوع، به اندازه کشور ما شدت نداشته است. به اضافه این که به دلیل قلت سالن های نمایش و مسائل فرهنگی و سلایق مردم، ما قدرت رقیب خارجی را برای تولید داخلیمان در سینما جدی نمی بینیم و امکانی را در اختیارش قرار نمی دهیم، چرا که ظرفیت مورد نیاز این موضوع را هم در اختیار نداریم.بنابراین صنعت سینما و تولید داخلی ما باید با مردم ارتباط بیشتری نسبت به آن چیزی که امروز وجود دارد، داشته باشد. طی یک سال گذشته آمار فروش و میزان مخاطبان سینمای ایران به صورت فصل به فصل منتشر شده است که من به منحنی فصل بهار و ۳ ماه نخست سال ۹۷ اشاره خواهم کرد. در ۳ ماه ابتدای سال ۹۷ ما ۴۶ درصد رشد فروش و ۴۲ درصد رشد بیننده در سینمای کشور داشته ایم.مردم آماده هستند که به سینما اعتماد کنند*این رقم تنها بخاطر افزایش قیمت بلیت های سینما هم نبوده است. بله؛ بخاطر این که علاوه بر رشد فروش، ما شاهد رشد ۴۲ درصدی مخاطبان سینما نیز هستیم. میانگین رشد قیمت بلیت های سینما در سال ۹۷، تنها ۹ درصد بوده است. این رشد مخاطب از نظر من برای سینمای ایران پیام آور این است که مردم آماده هستند که به سینما اعتماد کنند و اگر پاسخ آنها به درستی داده شود، این رشد مخاطب ادامه خواهد داشت. اگر پاسخ آنها به درستی داده نشود، اوضاع سینمای ایران به دوران قبل باز می گردد.پاسخی که مردم منتظر دریافت آن هستند، این است که نیاز هایشان را به طرز قانع کننده ای توسط سینما تامین کنند و با آن مواجه شوند. به نظرم جهت، جهتی است که به سمت رفع مشکل کمبود بیننده و استفاده بیشتر مردم در اوقات فراغت از سینما می رود و این منحنی بسیار امیدوار کننده است.*شما به عنوان رئیس سازمان سینمایی سال گذشته، رشادت به خرج دادید و با همه مخالفت هایی که از سوی سینماگران مطرح شد، با اکران فیلم خارجی در سینما های کشور موافقت کردید و این موضوع در نظام نامه اکران سال ۹۷ گنجانده شد. چه شد که شما از آرای عمومی پیروی کردید و اکران فیلم خارجی را به رسمیت شناختید؟ حوزه فرهنگ، اصلی ترین حوزه ای است که در اتمسفر، جغرافیا و فضای امروز دنیا، یک پارچگی را گواهی می دهد و دنبال می کند. یعنی هر چقدر که ما بتوانیم در سایر عرصه ها، جهانی نشدن را فریاد بزنیم و امکان جزیره ای زندگی کردن را مطرح کنیم و شعارش را بدهیم، حوزه فرهنگ از آن حوزه هایی است که به سرعت نه تنها تحت تاثیر، بلکه موید و گواه یک پارچگی و بی مرزی دنیای جدید است، این موضوع را باید به عنوان یک واقعیت همه ما بپذیریم. واقعیت امروز، بی مرزی و همه چیز در معرض همه بودن است. در این شرایط سلیقه فرهنگی، دانستن و داشتن ادبیات تصویری نسبتاً واحد، یکی از عوارض و تبعات طبیعی این یک پارچگی است. معنای این موضوع، آن است که چون مردم بدون واسطه و محدویت در معرض محصولات تصویری در حوزه فرهنگ هستند، انتظار، سلیقه و فرهنگ بصریشان مشابه هم شکل می گیرد.ما باید ببینیم که چه میزان در تعریف این فرهنگ بصری مشارکت داریم، چه میزان سهم داریم و چه میزان باید تبعیت کنیم تا با این زبان جدید که زبان ارتباط جدید با مردم است، ارتباطمان را حفظ کنیم. امروز دیگر نمی توانیم فاصله ای بین مردم خودمان و دنیا قائل شویم، هر آن چیزی که شما می گوید همه می شنوند و هر کاری که انجام می دهید همه می ببینند.پس ما باید بیاموزیم که از این بستر به درستی استفاده کنیم. برای این منظور باید مردم و تولیدکنندگان در معرض این تکنیک و تکنولوژی و تاثیر آن باشند، به این جهت مشاهده محصولات خارجی که به جهت محتوایی تعارض و مغایرتی با اهداف ما نداشته باشد در عرصه ای که ما انتخاب گر و قابلیت اعمال ضوابطمان را داریم، یعنی در عرصه هایی غیر خصوصی، بلامانع خواهد بود. در اینجا باید ما نمونه هایی را بیاوریم که بتواند در این جهت به ما کمک کند تا به قلّه های تصویری دنیا دست پیدا کنیم. نمایش فیلم خارجی از این بابت که هم مردم، هم سینماگران و هم سینمای ایران به آن نیاز دارند به رسمیت شناخته شد.امروزه ممانعت از ورود فرهنگ سایر کشورها به داخل کشور به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. حال که ممانعت امکان پذیر نیست، ایجاد مصونیت و مقابله ضروری تر می شود باید کمیت و کیفیت آثارمان را به سطحی برسانیم تا در بازار عرضه و رقابت آزاد دنیا، دیده و انتخاب شویم از این بابت ما باید سهمی از سینمای ایران را برای نمایش فیلم های خارجی به نفع سینمای ایران قائل شویم، البته این کار باید به صورتی انجام شود که به سینمای ملی کشورمان صدمه ای وارد نشود.قصد ما نمایش به روز فیلم های خارجی است و به این سمت حرکت می کنیم*آقای حیدریان موضوعی که در بخش نمایش فیلم های خارجی وجود دارد این است که ما عمدتاً فیلم هایی را برای نمایش انتخاب می کنیم که چند سال قبل به صورت گسترده توزیع شده و همه آن فیلم ها را تماشا کرده اند. اگر به فکر تاثیرگذاری و دیده شدن این فیلم ها هستید باید با اکران جهانی فیلم ها اقدام به نمایش آن فیلم در کشور کنید، یعنی فیلم که در تمام جهان در حال اکران است، در همان بازه زمانی در کشور ایران نیز نمایش داده شود، آیا سازمان سینمایی می خواهد که اکران فیلم خارجی را به این سمت ببرد؟ حتماً آن هدف اسباب مورد نیازی که شما اشاره کردید را احتیاج دارد. یعنی اکران فیلم های موثر، موفق و نمایش به هنگام آنها در سینما های کشور، این ها پارامترهایی است که می تواند آن هدفی که ما از نمایش فیلم های خارجی داریم را محقق کند. ما به این سمت حرکت می کنیم. بعد از مدت ها و سالها، ما با هدف می خواهیم که این فیلم ها را در سینما های کشور داشته باشیم. قصد ما نمایش به روز فیلم های خارجی است و به این سمت حرکت می کنیم. موسسه رسانه های تصویری با در نظر گرفتن این پارامترها برنامه ریزی و انتخاب فیلم ها را انجام می دهد، بخش خصوصی اجرا را برعهده خواهد داشت و منافع مادی احتمالی آن هم به خانه سینما تعلق می گیرد.فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند*فیلمسازان کشور ما مانند هر فیلمسازی علاقه مند هستند که فیلم هایشان اکران بین المللی داشته باشد، نه صرفاً یک مرتبه نمایش در یک کشور، سازمان سینمایی به عنوان اصلی ترین متولی سینمای ایران چه کمکی می تواند در این جهت به فیلمسازان ایران کند؟ این موضوعی است که هر فیلمسازی در همه جای دنیا به آن علاقه مند است. اولین اقدام باید توسط فیلمساز صورت بگیرد و مخاطب خود را، مخاطب جهانی در نظر بگیرد. اشاره درستی کردید و ما نیز در برنامه هایمان به آن تاکید کردیم. برنامه ریزی های بین المللی ما صرفاً به حضور در جشنواره های بین المللی خلاصه نمی شود، بلکه حضور جشنواره ای لازمه باقی حضورها است. مقصد اصلی ما این است که مردم جهان برای تماشای فیلم های ایرانی بلیت خریداری کنند و ذائقه های بین المللی برای تماشای فیلم های ایرانی جذب شود. اولین مطلب این است که فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند. امروزه فیلمساز ما به جامعه خود نگاه می کند و سوژه ای پیدا می کند و درباره آن فیلم می سازد، فیلمساز این موضوع را باید در سطح جهانی ببرد. انتخاب سوژه ای که دربرگیرنده دغدغه جمع وسیعی از مخاطب باشد، گام اول است. گام دوم این است که این سوژه به گونه ای روایت شود که مخاطبان بیشتری با آن ارتباط برقرار کنند.اگر فیلمساز محصولی را در این درجه کیفیت تولید کند، سازمان سینمایی نیز می تواند کمک کند که این فیلم در کشورهای بیشتری به نمایش درآید. ما مذاکراتی با معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان توسعه تجارت داشته و توافقاتی انجام داده ایم که این توافقات بیش از ۱۰ بند است. این بندها ناظر بر ایجاد امکان برای حضور بیشتر آثار سینمای ایران در جهان است. یکی از ماموریت های بنیاد سینمایی فارابی حمایت از نمایش آثار ایرانی در جهان است، البته همانطور که گفتم فیلمساز نیز باید مخاطب خود را در مقیاس جهانی در نظر بگیرد.سینمای مقاومت از اولویت های ما و شاخص های اصلی نظام ما است*قطعاً یکی از مهم ترین گونه های سینمایی در کشورمان فیلم های دفاع مقدسی هستند؛ بسیاری از فیلمسازان انتظار دارند که سازمان سینمایی از آن ها برای ساخت فیلم هایشان حمایت کند، نه صرفاً سازمان هایی مانند اوج، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و... و. سازمان سینمایی آیا تصمیمی برای حمایت هر چه بیشتر از فیلمسازان دفاع مقدس دارد؟ یک شکل سینمای مقاومت، سینمای جنگ و دفاع مقدس بود. چون وجه قالب آن دوره همین بود و سینمای دفاع مقدس شناخته شد. سینمای مقاومت که امروز می تواند در قالب های مختلفی خودش را تعریف کند از اولویت های ما و شاخص های اصلی نظام ما است. یکی از گروه های اصلی که در بنیاد سینمایی فارابی شکل گرفته است، گروه سینمای مقاومت است. گروه سینمایی مقاومت نگاهش به این س ...

ادامه مطلب  

پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | عکس نوشته و عکس پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | در شب شهادت امام رضا (ع) بسیاری از مشتاقان و ارادتمندان سلطان خراسان در مجالس عزاداری حضور می یابند. بسیاری نیز فضای مجازی را به صحنه عزاداری تبدیل کرده اند. پروفایل امام رضا در این ایام بسیار پرکاربرد شده است. در ادامه مجموعه عکس پروفایل در مورد شهادت امام رضا (ع) را مشاهده کنید. بیشتر بخوانید: مقاله امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن شهادت امام رضا (ع) .بیشتر ببینید: عکس پروفایل امام رضا (ع).بیشتر ببینید: عکس: امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن: شهادت امام رضا (ع) .بیشتر بخوانید: متن مداحی: امام رضا (ع) .پروفایل امام رضاپروفایل امام رض ...

ادامه مطلب  

رئیس سازمان سینمایی: نمی گذاریم ژانر کمدی را نابود کنند/ از شیوه فعالیت سینمای کودک راضی نیستم  

درخواست حذف این مطلب
حدود یک سال و نیم است که محمد مهدی حیدریان به عنوان رئیس سازمان سینمایی انتخاب شده و طی این مدت برنامه های مختلفی برای سینمای ایران در نظر گرفته است؛ وی گفتگویی با فارس انجام داده است که در ادامه مشروح آن را مشاهده می کنید: *آقای حیدریان، در گزارشی که سال ۲۰۰۹ درباره وضعیت صنعت سینما در کشورهای قاره آسیا منتشر شد، کشور ایران رتبه آخر را کسب کرده بود. در آن گزارش آمده بود که یک ایرانی هر ۵ سال یک مرتبه به سینما می رود.در سال ۲۰۱۷ جشنواره جهانی فیلم دبی کتابچه ای را منتشر کرد که در آن نوشته شده بود که یک ایرانی هر سه سال یکبار به سینما می رود. در حال حاضر وضعیت سینمای ایران چگونه است؟ از اهتمام شما اصحاب رسانه در امر فرهنگ قدردانی می کنم. خبرگزاری ها با نگاه کارشناسانه و تحلیلگرشان می توانند روشن کننده مسیر فعالان و برنامه ریزان باشند. در سینما نیز همین است، سینما به منتقدین، تحلیل گران، همدلان، مشوقان و همراهان نیازمند است تا بتواند جامعه و نیاز های جامعه را رصد کند. حاصل ارتباط و تعامل این مثلث(مردم،هنرمندان،مدیران) با کمک ضلع چهارم که رسانه ها هستند می تواند اتفاقات بهتر و رو به جلوتری در تمام عرصه ها از جمله سینما رقم بزنددر 6 ماهه اول حضورم به عنوان رئیس سازمان سینمایی، با کمک کارشناسان و متخصصان، برنامه جامع سینمای ایران با چشم اندازی ۱۰ ساله تدوین شد. حوزه فرهنگ و هنر، حوزه ای است که عمدتاً تغییرات درون آن به کندی صورت می گیرد و طبیعت و ذات آن نیز همین است. به همین خاطر نیازمند برنامه های طولانی مدت است و زیر ساخت های لازم برای هر کدام از برنامه ها که تدوین می شود، باید مهیا شود.قالب روایتگر این قرن، قالب تصویر است نکته ای که اشاره کرده اید یکی از کلیدی ترین نکات عرصه سینما بوده و هست. یعنی سهمی که سینما از اوقات فراغت مردم به خود اختصاص می دهد بسیار نامناسب است. چرا که قالب روایتگر این قرن، قالب تصویر است و سینما یکی از شاخص ترین استفاده کنندگان از این ظرفیت بیانی است. پس هر چقدر مردم کشور ما از این ظرفیت کمتر استفاده کنند به معنای این است که ما از آنچه که اقتضای این دوره است، عقب تر هستیم. این که یک ایرانی هر ۳ سال به سینما می رود، رقم فاجعه باری برای ایفای نقش فرهنگی سینما است. در دوره قبلی ما، هر ایرانی در سال بیش از یک مرتبه به سینما می رفت. در سال هایی که کشورمان حدود ۵۵ میلیون جمعیت داشت، ما ۶۰ میلیون تماشاگر سینما داشتیم. البته طی این سال ها با ظهور رسانه های متفاوت، ممکن است بخشی از نیاز های مردم توسط این رسانه ها تامین شده باشد؛ اما سمت و سوی جهانی این موضوع، به اندازه کشور ما شدت نداشته است. به اضافه این که به دلیل قلت سالن های نمایش و مسائل فرهنگی و سلایق مردم، ما قدرت رقیب خارجی را برای تولید داخلیمان در سینما جدی نمی بینیم و امکانی را در اختیارش قرار نمی دهیم، چرا که ظرفیت مورد نیاز این موضوع را هم در اختیار نداریم.بنابراین صنعت سینما و تولید داخلی ما باید با مردم ارتباط بیشتری نسبت به آن چیزی که امروز وجود دارد، داشته باشد. طی یک سال گذشته آمار فروش و میزان مخاطبان سینمای ایران به صورت فصل به فصل منتشر شده است که من به منحنی فصل بهار و ۳ ماه نخست سال ۹۷ اشاره خواهم کرد. در 3 ماه ابتدای سال ۹۷ ما ۴۶ درصد رشد فروش و ۴۲ درصد رشد بیننده در سینمای کشور داشته ایم.مردم آماده هستند که به سینما اعتماد کنند*این رقم تنها بخاطر افزایش قیمت بلیت های سینما هم نبوده است.بله؛ بخاطر این که علاوه بر رشد فروش، ما شاهد رشد ۴۲ درصدی مخاطبان سینما نیز هستیم. میانگین رشد قیمت بلیت های سینما در سال ۹۷، تنها ۹ درصد بوده است. این رشد مخاطب از نظر من برای سینمای ایران پیام آور این است که مردم آماده هستند که به سینما اعتماد کنند و اگر پاسخ آنها به درستی داده شود، این رشد مخاطب ادامه خواهد داشت. اگر پاسخ آنها به درستی داده نشود، اوضاع سینمای ایران به دوران قبل باز می گردد.پاسخی که مردم منتظر دریافت آن هستند، این است که نیاز هایشان را به طرز قانع کننده ای توسط سینما تامین کنند و با آن مواجه شوند. به نظرم جهت، جهتی است که به سمت رفع مشکل کمبود بیننده و استفاده بیشتر مردم در اوقات فراغت از سینما می رود و این منحنی بسیار امیدوار کننده است.*شما به عنوان رئیس سازمان سینمایی سال گذشته، رشادت به خرج دادید و با همه مخالفت هایی که از سوی سینماگران مطرح شد، با اکران فیلم خارجی در سینما های کشور موافقت کردید و این موضوع در نظام نامه اکران سال ۹۷ گنجانده شد. چه شد که شما از آرای عمومی پیروی کردید و اکران فیلم خارجی را به رسمیت شناختید؟حوزه فرهنگ، اصلی ترین حوزه ای است که در اتمسفر، جغرافیا و فضای امروز دنیا، یک پارچگی را گواهی می دهد و دنبال می کند. یعنی هر چقدر که ما بتوانیم در سایر عرصه ها، جهانی نشدن را فریاد بزنیم و امکان جزیره ای زندگی کردن را مطرح کنیم و شعارش را بدهیم، حوزه فرهنگ از آن حوزه هایی است که به سرعت نه تنها تحت تاثیر، بلکه موید و گواه یک پارچگی و بی مرزی دنیای جدید است، این موضوع را باید به عنوان یک واقعیت همه ما بپذیریم. واقعیت امروز، بی مرزی و همه چیز در معرض همه بودن است. در این شرایط سلیقه فرهنگی، دانستن و داشتن ادبیات تصویری نسبتاً واحد، یکی از عوارض و تبعات طبیعی این یک پارچگی است. معنای این موضوع، آن است که چون مردم بدون واسطه و محدویت در معرض محصولات تصویری در حوزه فرهنگ هستند، انتظار، سلیقه و فرهنگ بصریشان مشابه هم شکل می گیرد.ما باید ببینیم که چه میزان در تعریف این فرهنگ بصری مشارکت داریم، چه میزان سهم داریم و چه میزان باید تبعیت کنیم تا با این زبان جدید که زبان ارتباط جدید با مردم است، ارتباطمان را حفظ کنیم. امروز دیگر نمی توانیم فاصله ای بین مردم خودمان و دنیا قائل شویم، هر آن چیزی که شما می گوید همه می شنوند و هر کاری که انجام می دهید همه می ببینند.پس ما باید بیاموزیم که از این بستر به درستی استفاده کنیم. برای این منظور باید مردم و تولیدکنندگان در معرض این تکنیک و تکنولوژی و تاثیر آن باشند، به این جهت مشاهده محصولات خارجی که به جهت محتوایی تعارض و مغایرتی با اهداف ما نداشته باشد در عرصه ای که ما انتخاب گر و قابلیت اعمال ضوابطمان را داریم، یعنی در عرصه هایی غیر خصوصی، بلامانع خواهد بود. در اینجا باید ما نمونه هایی را بیاوریم که بتواند در این جهت به ما کمک کند تا به قلّه های تصویری دنیا دست پیدا کنیم. نمایش فیلم خارجی از این بابت که هم مردم، هم سینماگران و هم سینمای ایران به آن نیاز دارند به رسمیت شناخته شد.امروزه ممانعت از ورود فرهنگ سایر کشورها به داخل کشور به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. حال که ممانعت امکان پذیر نیست، ایجاد مصونیت و مقابله ضروری تر می شود باید کمیت و کیفیت آثارمان را به سطحی برسانیم تا در بازار عرضه و رقابت آزاد دنیا، دیده و انتخاب شویم از این بابت ما باید سهمی از سینمای ایران را برای نمایش فیلم های خارجی به نفع سینمای ایران قائل شویم، البته این کار باید به صورتی انجام شود که به سینمای ملی کشورمان صدمه ای وارد نشود.قصد ما نمایش به روز فیلم های خارجی است و به این سمت حرکت می کنیم*آقای حیدریان موضوعی که در بخش نمایش فیلم های خارجی وجود دارد این است که ما عمدتاً فیلم هایی را برای نمایش انتخاب می کنیم که چند سال قبل به صورت گسترده توزیع شده و همه آن فیلم ها را تماشا کرده اند. اگر به فکر تاثیرگذاری و دیده شدن این فیلم ها هستید باید با اکران جهانی فیلم ها اقدام به نمایش آن فیلم در کشور کنید، یعنی فیلم که در تمام جهان در حال اکران است، در همان بازه زمانی در کشور ایران نیز نمایش داده شود، آیا سازمان سینمایی می خواهد که اکران فیلم خارجی را به این سمت ببرد؟حتماً آن هدف اسباب مورد نیازی که شما اشاره کردید را احتیاج دارد. یعنی اکران فیلم های موثر، موفق و نمایش به هنگام آنها در سینما های کشور، این ها پارامترهایی است که می تواند آن هدفی که ما از نمایش فیلم های خارجی داریم را محقق کند. ما به این سمت حرکت می کنیم. بعد از مدت ها و سالها، ما با هدف می خواهیم که این فیلم ها را در سینما های کشور داشته باشیم. قصد ما نمایش به روز فیلم های خارجی است و به این سمت حرکت می کنیم. موسسه رسانه های تصویری با در نظر گرفتن این پارامترها برنامه ریزی و انتخاب فیلم ها را انجام می دهد، بخش خصوصی اجرا را برعهده خواهد داشت و منافع مادی احتمالی آن هم به خانه سینما تعلق می گیرد.فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند*فیلمسازان کشور ما مانند هر فیلمسازی علاقه مند هستند که فیلم هایشان اکران بین المللی داشته باشد، نه صرفاً یک مرتبه نمایش در یک کشور، سازمان سینمایی به عنوان اصلی ترین متولی سینمای ایران چه کمکی می تواند در این جهت به فیلمسازان ایران کند؟این موضوعی است که هر فیلمسازی در همه جای دنیا به آن علاقه مند است. اولین اقدام باید توسط فیلمساز صورت بگیرد و مخاطب خود را، مخاطب جهانی در نظر بگیرد. اشاره درستی کردید و ما نیز در برنامه هایمان به آن تاکید کردیم. برنامه ریزی های بین المللی ما صرفاً به حضور در جشنواره های بین المللی خلاصه نمی شود، بلکه حضور جشنواره ای لازمه باقی حضورها است. مقصد اصلی ما این است که مردم جهان برای تماشای فیلم های ایرانی بلیت خریداری کنند و ذائقه های بین المللی برای تماشای فیلم های ایرانی جذب شود. اولین مطلب این است که فیلمساز ما مخاطب خود را جهانی ببیند. امروزه فیلمساز ما به جامعه خود نگاه می کند و سوژه ای پیدا می کند و درباره آن فیلم می سازد، فیلمساز این موضوع را باید در سطح جهانی ببرد. انتخاب سوژه ای که دربرگیرنده دغدغه جمع وسیعی از مخاطب باشد، گام اول است. گام دوم این است که این سوژه به گونه ای روایت شود که مخاطبان بیشتری با آن ارتباط برقرار کنند.اگر فیلمساز محصولی را در این درجه کیفیت تولید کند، سازمان سینمایی نیز می تواند کمک کند که این فیلم در کشورهای بیشتری به نمایش درآید. ما مذاکراتی با معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان توسعه تجارت داشته و توافقاتی انجام داده ایم که این توافقات بیش از 10 بند است. این بندها ناظر بر ایجاد امکان برای حضور بیشتر آثار سینمای ایران در جهان است. یکی از ماموریت های بنیاد سینمایی فارابی حمایت از نمایش آثار ایرانی در جهان است، البته همانطور که گفتم فیلمساز نیز باید مخاطب خود را در مقیاس جهانی در نظر بگیرد.سینمای مقاومت از اولویت های ما و شاخص های اصلی نظام ما است*قطعاً یکی از مهم ترین گونه های سینمایی در کشورمان فیلم های دفاع مقدسی هستند؛ بسیاری از فیلمسازان انتظار دارند که سازمان سینمایی از آن ها برای ساخت فیلم هایشان حمایت کند، نه صرفاً سازمان هایی مانند اوج، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و .... سازمان سینمایی آیا تصمیمی برای حمایت هر چه بیشتر از فیلمسازان دفاع مقدس دارد؟یک شکل سینمای مقاومت، سینمای جنگ و دفاع مقدس بود. چون وجه قالب آن دوره همین بود و سینمای دفاع مقدس شناخته شد. سینمای مقاومت که امروز می تواند در قالب های مختلفی خودش را تعریف کند از اولویت های ما و شاخص های اصلی نظام ما است. یکی از گروه های اصلی که در بنیاد سینمایی فارابی شکل گرفته است، گروه سینمای مقاومت است. گروه سینمایی مقاومت نگاهش به این سمت است که مراکزی که به دلایل مختلف علاقه مند هستند که حامی فیلمسازان مقاومت باشند، متعدد شوند. ما استقبال می کنیم سازمان هایی مثل «اوج»، «انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس» و «حوزه هنری» بانی و حامی تولید اینگونه آثار باشند. ما نیز از طریق فارابی از اینگونه آثار حمایت می کنیم. آیین نامه نهایی کمیته انضباطی توسط شورای ...

ادامه مطلب  

سینمای کودک و نوجوان از ریتم افتاده است/ شورایی که شعار می دهد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-نیوشا روزبان: شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان ۱۹ اسفند ماه سال ۹۳ با حضور مهدی ارگانی، مسعود کرامتی، حمید جبلی، جواد حاتمی، مهدی یزدانی، محسن چینی فروشان، علیرضا تابش، فرشته طائرپور و مرضیه برومند با حکم حجت الله ایوبی رییس وقت سازمان سینمایی با هدف تقویت و احیای سینمای کودک و نوجوان ایران شکل گرفت.امروز بعد از گذشت ۲ سال و چند ماه از فعالیت این شورا و در آستانه برگزاری سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان، با تعدادی از کارگردانان و تهیه کنندگان سینمای کودک و نوجوان به گفتگو نشستیم تا درباره عملکرد شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان بحث و تبادل نظر کنیم. مهمترین نکته ای که در این گزارش از سوی سینماگران به آن اشاره می شود این است که این شورای فعالیت چشمگیری نداشته و اکثر برنامه های آن در حد شعار باقی مانده است.همچنین در بخشی از این گزارش می خوانید آنچه که به عنوان خروجی شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان در سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به نمایش گذاشته می شود، بنا به اظهار نظر تعدادی از سینماگرانی که به عنوان هیات انتخاب و یا داور در این جشنواره حضور دارند، آثاری است که از کیفیت چندان مناسبی برخوردار نبوده است.در این گزارش با سیروس حسن پور، کامبوزیا پرتوی، جلال فاطمی و غلامرضا آزادی گفتگو کرده ایم. با ما در این گزارش همراه باشید:فرمول شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان اشتباه استسیروس حسن پور کارگردان سینمای کودک و نوجوان با اشاره به اینکه در مجموع نسبت به عملکرد شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان راضی نیست، گفت: با توجه به اینکه امسال در سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان عضو هیات انتخاب بودم می توانم بگویم که حاصل کار این شورا و بنیاد سینمایی فارابی برای من به عنوان یک کارگردان سینمای کودک و عضوی از هیات انتخاب جشنواره قابل قبول نبود. فیلم هایی که حاصل فعالیت و برنامه ریزی این شورا بوده است و در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان شرکت کرده است، از نظر کیفی در سطح مناسبی قرار ندارد و پایین تر از حد استاندارد است.وی ادامه داد: امیدوارم نکاتی که بیان می کنم این تصور را ایجاد نکند که موضوع گیری شخصی نسبت به این شورا دارم بلکه براساس شرایطی که در سینمای کودک و نوجوان بوجود آمده است نکات مختلف را می گویم. البته دوستان سینماگر می توانند در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان حاصل این خروجی را ببینند و قضاوت کنند که با شرایط فیلمسازی فعلی و بودجه هایی که برای تولید فیلم در این زمینه در نظر گرفته اند چه آثاری تولید شده است.امیدوارم نکاتی که بیان می کنم این تصور را ایجاد نکند که موضوع گیری شخصی نسبت به این شورا دارم بلکه براساس شرایطی که در سینمای کودک و نوجوان بوجود آمده است نکات مختلف را می گویماین سینماگر عنوان کرد: من نیز از جمله کسانی بودم که پروژه ای در بنیاد سینمایی فارابی ارائه کردم که از سوی این شورا تصویب شد اما متاسفانه شرایط و تسهیلاتی که برای این پروژه در نظر گرفته بودند شرایط مناسب برای تولید یک فیلم خوب نبود و همین مساله سبب شد تا به سمت تولید فیلم مورد نظر نروم چراکه احساس کردم با این بودجه فیلم ساخته نخواهد شد. اگر در چنین شرایطی تصمیم می گرفتم «درناهای کاغذی» را جلوی دوربین ببرم، این اثر تبدیل به یک کار ضعیف می شد.کارگردان فیلم «چوپان دروغگو» تاکید کرد: معتقدم نگاه غلطی نسبت به تولیدات سینمای کودک و نوجوان وجود دارد که همین مساله سبب شده است تا آثار سینمایی تبدیل به تله فیلم هایی شوند که حتی می توان آنها را ضعیف تر از تله فیلم های تولید شده در نهادهای دیگر دانست. به جرات می توانم بگویم از بین آثاری که برای جشنواره تولید شده است یک کار با کیفیت ندیدم.وی بیان کرد: البته ظاهرا شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان چند ماهی است که دیگر فعالیت نمی کند زیرا اواخر سال گذشته ۲ طرح سینمایی برای ارزیابی به شورا ارائه کردم که به دلیل برگزار نشدن جلسات شورا، هیچ جوابی به من داده نشده است.حسن پور گفت: می توانم بگویم که تقریبا با هیچ فیلمسازی در زمینه سینمای کودک و نوجوان تماس گرفته نشد تا برای راهبردی کردن این شورا همفکری کنند. بودجه قابل توجهی از سوی بنیاد سینمایی فارابی برای تولید فیلم های کودک و نوجوان اختصاص داده شده است که نام هیچ کدام از این فیلم ها را نمی توان فیلم گذاشت که البته سند حرفم نیز وجود دارد و فیلم های این دوره از جشنواره گواه آن است.وی تاکید کرد: چه اتفاقی می افتد که این شورا که طی این سه سال درباره آن شعارهای بسیاری داده شد، نتوانسته ۲ کار خوب به جای هشت کار ضعیف تولید کند. در حال حاضر بودجه ها از بین رفته است و آثاری تولید شده است که استاندارد نیستند.کارگردان فیلم «تصمیم کبری» توضیح داد: فرمول کار در سینمای کودک و نوجوان از ابتدا غلط بوده است و من به عنوان یک کارگردان در این حوزه توقع داشتم شورای راهبری به لحاظ کیفی به سینمای کودک و نوجوان کمک کند اما متاسفانه در این زمینه هیچ اتفاقی رخ نداد و تنها در این حوزه شعار شنیده شد. متاسفانه با فرمول موجود نمی توان سینمای کودک و نوجوان را راه انداخت و معتقدم این فرمول پوسیده است.وی با اشاره به اینکه کمک هزینه تولید فیلم در سینمای کودک درست برنامه ریزی نشده است، بیان کرد: بنیاد سینمایی فارابی برای یک پروژه سینمایی ۳۰۰ میلیون تومان وام در نظر می گیرد ولی با این بودجه باز هم تهیه کننده سینمای کودک با مشکلات بسیاری مواجه است زیرا از سوی بخش خصوصی هیچ سرمایه گذاری برای سینمای کودک و نوجوان صورت نمی گیرد تا در کنار وام ۳۰۰ میلیون تومانی بودجه ای دیگر برای تولید داشته باشد. شاید بنیاد سینمایی فارابی بگوید که هدف آنها ارائه وام و در کنار آن مشارکت بخش خصوصی برای تولید فیلم بوده اما عملا این اتفاق رخ نداده است زیرا تهیه کننده و کارگردان مورد نظر با همان بودجه ای که بنیاد سینمایی فارابی مقرر کرده است فیلم خود را تولید می کند. در چنین شرایطی فیلم بی شک ضعیف می شود، زمانی هم که به فیلمساز گفته می شود چرا این کار را کرده اید، می گوید بعد از سال ها می خواستم یک فیلم در حوزه سینمای کودک و نوجوان تولید کنم و در چنین شرایطی تصمیم گرفتم فیلم را با ارزان ترین هزینه ممکن بسازم.حسن پور گفت: تمام موارد و فرمول تولید فیلم در سینمای کودک و نوجوان باید آسیب شناسی شود و حمایت و پشتیبانی لازم در زمینه سینمای کودک و نوجوان صورت گیرد، همچنین باید کنترل و نظارت لازم در زمینه چگونگی تخصیص بودجه و تولید صورت گیرد. باید فیلمنامه هایی که در شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان تصویب و حمایت شده است مورد ارزیابی قرار بگیرد تا مشخص شود چه فیلمنامه های ضعیفی برای تولید تصویب شده است.کارگردان فیلم «قطار کودکی» بیان کرد: با دیدن فیلم هایی که در جشنواره به نمایش گذاشته می شود، به راحتی می توان خروجی این شورا را ارزیابی کرد. حتی من اعلام آمادگی می کنم تا میزگردی در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان برگزار شود تا خروجی هایی این چند سال را ارزیابی کنیم. در این میزگرد شورای مربوطه و بنیاد سینمایی فارابی می توانند از عملکرد خود دفاع کنند.وی در پایان تاکید کرد: در این میان چند فیلم نیز برای حضور در جشنواره فیلم فجر تولید شده است که ربطی به بنیاد فارابی و یا شورا ندارد، مانند تولیدات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان که بعد از چند سال در این حوزه ورود پیدا کرده اند که فکر نمی کنم آنها را هم خاص دانست. متاسفانه روابطی در زمینه تولید سینمای کودک و نوجوان وجود دارد که همین مساله سبب شده است تا این سینما پیشرفت چشمگیری نداشته باشد.سینمای کودک و نوجوان هنوز دغدغه نشده استمازیار پرتوی کارگردان سینمای ایران که آثار ماندگاری در سینمای کودک و نوجوان تولید کرده است نیز به خبرنگار مهر گفت: صادقانه باید بگویم که تا امروز فعالیت های شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان را دنبال نکرده ام، اما آنچه که می بینم این است که نیازی به این سینما احساس نشده است که بخواهند برای آن برنامه مدون و درستی در نظر بگیرند. این نیاز باید از سوی مسئولان احساس شود تا سینمای کودک و نوجوان بتواند شکل گیرد.سینمای کودک و نوجوان تنها زمانی دغدغه مسئولان می شود که قرار است جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان برگزار شود، در چنین شرایطی است که تازه به یاد می آورند فیلمی برای حضور در این جشنواره وجود نداردوی ادامه داد: سینمای ایران هرجا نیازی احساس کرد به سرعت وارد عمل شد که نمونه بارز آن لزوم وجود گروه سینمایی «هنر و تجربه» است که به سرعت این گروه راه اندازی شد و برخی از سینماها را مختص سینمای «هنر و تجربه» کردند. اما متاسفانه در حال حاضر برای سینمای کودک و نوجوان نیازی احساس نمی کنند تا بخواهند یک گروه سینمایی برای آن ایجاد کنند و سینمای مخصوص آن در نظر بگیرند. البته یکی از دلایل اصلی این مساله، بحث تولید است. وقتی فیلم هایی در حوزه «هنر و تجربه» تولید شد نیاز به ایجاد یک گروه سینمایی خاص هم به وجود آمد تا بتوان پاسخگوی مخاطبان چنین سینمایی بود و در کنار آن صاحب فیلم نیز احساس امنیت کند و حاضر باشد اثرش در آن گروه سینمایی اکران کند.کارگردان فیلم «گلنار» بیان کرد: با توجه به اینکه سینمای کودک و نوجوان تولید چندانی ندارد و حمایت چندانی از آن صورت نمی گیرد، نیازی برای ایجاد یک گروه سینمایی مختص آن احساس نمی شود. در دولت قبل ناگهان اعلام شد که باید برای سینمای کودک و نوجوان کاری کرد، همین مساله سبب شد ...

ادامه مطلب  

از تأکید بر لزوم انجام کارهای فرهنگی بصیرت افزا تا انتقادهایی به برگزاری بی رونق و کمرنگ جشنواره فیلم فجر  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: بخشی از گفتگوهای سینماپرس با سینماگران در فصل پاییز سال ۹۶ مربوط به مسائلی همچون: جایگاه تحقیق و پژوهش در تولید آثار تصویری، انجام کارهای بصیرت افزا در سینما، سینما و حماسه عظیم ۹ دی، انتظارات از مدیرعامل جدید انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، نسبت جشنواره فیلم فجر با انقلاب اسلامی، کمرنگ شدن جشنواره فیلم فجر از منظر سینماگران و یخ زدگی و بی رونقی جشنواره بود. همزمان با نوروز ۱۳۹۷ برآن شدیم تا اهم گفتگوهای اهالی سینما با سینماپرس را در ۴ فصل مجزا منتشر کنیم؛ مطلبی که قطعاً خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود و یادآور واکنش های به موقع اهالی سینما در بزنگاه های حساس و مهم است. ۱- جایگاه «تحقیق و پژوهش» در تولید آثار تصویریبه مناسبت هفته تحقیق و پژوهش چند تن از سینماگران، کارشناسان فرهنگی و منتقدان سینما با بیان اینکه سینمای ایران این روزها سرشار از آثار نازل شده است تأکید کردند: دولت موظف است تا برای حمایت از پژوهشگران و محققان برای تولید آثار تصویری چه در سینما و چه در تلویزیون گام های اساسی بردارد. در همین رابطه ابراهیم فروزش و خسرو سینایی کارگردانان پیشکسوت سینمای کشور، علی خودسیانی فیلمنامه و نمایشنامه نویس، محمد صالح علاء مجری و نویسنده و همچنین عباس کریمی از منتقدان سینمای ایران با چندین گفتگو در رابطه با جایگاه تحقیق و پژوهش در حوزه تولید آثار تصویری در کشور سخن گفتند. جمعه ۱ دی ۱۳۹۶ ۲- سینما و کار فرهنگی بصیرت افزاتعدادی از سینماگران و کارشناسان فرهنگی در پی تاکید رهبر معظم انقلاب بر لزوم انجام کارهای فرهنگی بصیرت افزا عنوان نمودند مسئولان و مدیران فرهنگی به جای توجه به تولید آثار روشنفکرمآبانه و پیروی از جریان سینمای غرب و حمایت از آثار تلخ و سیاه نما، حمایت خود را در جهت آثار دغدغه مند و در راستای منافع نظام و انقلاب اسلامی گسیل نمایند. با رویکرد فرهنگی وجهانی انقلاب اسلامی می بایست سینمای ایران نیز در سطح جهان را با آثار دینی و انسانی و معنوی شناخته می شد و از سینمای ایران همیشه چنین انتظاری وجود دارد اما متاسفانه تصویری که با سینمای ایران به جهان مخابره می شود با حقیقت ذاتی پیام فرهنگی انقلاب فاصله ای بس گسترده دارد. متأسفانه مدیران فرهنگی در کشور ما به خصوص طی سال های اخیر ثابت کرده اند که چندان توجهی برای تولید آثار فرهنگی مناسب برای مقابله با دشمنان نظام و انقلاب اسلامی ندارند و شاید به همین خاطر است که مدت ها است سینماگران فعال و دغدغه مند نسبت به نظام و آرمان های های انقلاب اسلامی را خانه نشین کرده اند!سینمای ایران مدتی است که به طور کل تحت سیطره افراد خاصی است که تجربه ثابت کرده دغدغه شان حمایت از افکار روشنفکرانه، سیاه نمایی، ترویج غرب زدگی و... است. اینک دیگر وقت آن رسیده با توجه به تأکیدات مهم مقام معظم رهبری بساط این نااهلان برچیده شود و سینما و به طور کل حوزه فرهنگ و هنر کشور تحت مدیریت جریان های انقلابی و ارزشی قرار گیرد. در همین رابطه ۸ تن از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور آقایان: اسماعیل سلطانیان، داود بیدل، علی مهام، مهدی عظیمی میرآبادی، سیدسعید سیدزاده، سعید سعدی، علیرضا سربخش و جهانگیر الماسی با ما به گفتگو نشستند. سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۳- سینماگران و هیأت انتخاب جشنواره فجرتعدادی از سینماگران کشور همزمان با انتخاب فیلم های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر تأکید کردند: توجه به مفاهیم ارزشی و انقلابی و توجه به استاندارها و قواعد سینمایی می بایست مهمترین رویکرد دست اندرکاران جشنواره فیلم فجر باشد.این جشنواره که به عنوان معتبرترین جشنواره در خاورمیانه شناخته می شود همواره به دلایل مختلف از جمله ضعف های مدیریتی و اجرایی و همچنین حضور فیلم هایی که با عنوان «فجر انقلاب اسلامی» همخوانی ندارند مورد نقد و نکوهش سینماگران بوده است. در همین رابطه ۶ تن از منتقدان و سینماگران کشور آقایان: حسین گیتی، حجت الله سیفی، ابراهیم وحیدزاده، سیروس الوند، حبیب الله بهمنی و حسن هدایت با ما به گفتگو نشستند. یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ ۴- سینماگران و حماسه عظیم ۹ دیتعدادی از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور به مناسبت ۹ دی روز «بصیرت و میثاق امت با ولایت» تأکید کردند: سیاستگذاری سازمان سینمایی دلیل اصلی تولید نشدن فیلم های ضد فتنه است و باید به جای آنکه شاهد تولید فیلم های روشنفکرمآبانه در سینمای کشور باشیم از تولید فیلم های ارزشی و استراتژیک حمایت کنیم.حماسه نهم دی ماه و حضور ملت حماسه ساز و ولایتمدار ایران اسلامی در راهپیمایی ۹ دی ماه ۱۳۸۸ نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برگ زریّن دیگری در افتخارات مرد و زن ایرانی به حساب می آید. حماسه ۹ دی نماد شرف، استقلال و بصیرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان های انقلاب ایستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دین آنها بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد. روز نهم دی ماه در تاریخ انقلاب اسلامی با عنوان روز «بصیرت» تبدیل به یوم الله و ماندگار گردید. در این روز ماندگار و تاریخی ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی، حماسه ای دیگر آفرید و دشمنان خدا و دینش را مأیوس و ناامید ساخت و قلب امام زمان (عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی خامنه ای را شاد ساخت.ما متأسفانه در حوزه فرهنگ و هنر و به خصوص سینما که رسانه ای مهم و تأثیرگذار است تاکنون به این حماسه بسیار بزرگ که برخی از آن به عنوان انقلاب سوم یاد می کنند پرداخت نشده است و مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور با بی تفاوتی از کنار این حماسه بزرگ عبور کرده اند و در عوض همواره شاهد آن بوده ایم که از برخی فیلم های مدافع فتنه حمایت کرده اند. لزوم تولید آثار سینمایی در رابطه با حماسه جاودان و بزرگ نهم دی ماه بر همگان آشکار است و کم کاری متولیان فرهنگی کشور و به خصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان سینمایی بر همگان آشکار؛ در همین رابطه با ۶ تن از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور آقایان: حمید بهمنی، ماشاالله شاهمرادی زاده، محمد قهرمانی، سعید مستغاثی، سیدسعید سیدزاه و علی مهام به گفتگو نشستیم. دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶۵- اکران فیلم های خارجی؛ ضروری یا ضربه به سینمای ملی!؟ تعدادی از سینماگران کشور در پی اظهارات برخی مدیران سینمایی مبنی بر ضرورت اکران فیلم های خارجی تأکید کردند: اکران فیلم های خارجی اقدامی غیرکارشناسی، نابخردانه، ویرانگر و بر ضد حمایت از تولید ملی است و رانت خواران هستند که از این اقدام حمایت می کنند و می تواند موجبات ورشکستگی کامل سینمای ملی را در پی داشته باشد و سینماگران را بیش از پیش خانه نشین و بیکار کند. دولت تدبیر و امید که دستاورد مثبتی در حوزه فرهنگ و هنر در پی نداشته و طی بیش از ۴ سالی که اداره کشور را بر عهده دارد موجب انتقادات شدید مسئولان، هنرمندان و سینماگران شده همچنان به اقدامات مخرب خود ادامه می دهد. حضور مدیران کارنابلد و غیرمتخصص در سینمای کشور باعث شده تا هنر هفتم روز به روز بیشتر به سوی نابودی و اضمحلال برود و متأسفانه هیچ نهاد ناظری بر تدبیری برای جلوگیری از فجایع فرهنگی آن ها ندارد.فجایع فرهنگی در دولت تدبیر و امید آنقدر زیاد بوده که مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی ها و فرمایشات شان تأکید کردند که مسئولان باید تدبیری برای حوزه فرهنگ و هنر کشور داشته باشند؛ ولنگاری فرهنگی و نفوذ فرهنگی از جمله سخنانی بود که توسط بزرگان دین و کشور به آن اشاره شد اما متأسفانه هیچ یک از مسئولان به این سخنان آنچنان که باید توجه نکردند و اثرات مخرب بی توجهی شان همچنان ادامه دارد. اینک برخی مدیران سینمایی ازجمله مدیر فارابی و مسئول گروه ورشکسته هنرو تجربه با طرح موضوع اکران فیلم های خارجی و حمایت ویژه از آن، می خواهد ضربه نهایی را بر پیکره سینمای فلاکت زده کشور وارد سازد و با وارد کردن و اکران فیلم های خارجی در ابتدا سینما را ورشکسته کرده و در نهایت هم فرهنگ ملی ایرانی-اسلامی را به اضمحلال و نابودی بکشاند. در همین رابطه ۱۰ تن از سینماگران مطرح کشور آقایان: منصور لشگری قوچانی، امیرحسین شریفی، منوچهر مصیری، محمد قهرمانی، داوود توحیدپرست، ناصر شفق، مهدی صباغ زاده، جبار آذین، علی توکل نیا و رهبر قنبری با ما گفتگو کردند. شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۶- سینماگران؛ بحران اقتصادی و سوء استفاده دشمنتعدادی از سینماگران کشور در پی بی تدبیری مسئولان دولت که منجر به برخی درگیری ها و سوء استفاده دشمنان نظام شد گفتند: بی تدبیری مسئولان دولت طی ۵ سال اخیر باعث فساد شدید اقتصادی، فقر مردم و بیکاری افراد تحصیل کرده شده است و باید حساب معترضان به فساد اقتصادی و عملکرد ضعیف مسئولان دولتی را از آشوب طلبان و فتنه گران جدا کرد.طی روزهای گذشته شاهد آغاز فتنه ای بودیم که بر بستر جنگ اقتصادی شکل گرفته بود؛ تعدادی از مردم که از بیکاری، فقر، اختلاس، بی تدبیری مسئولان دولتی، رکود شدید اقتصادی، بانک سالاری، قطع یارانه ها، قطع بیمه سلامت، چند برابرشدن مالیات و عوارض در بودجه سال ۹۷ کل کشور و... به ستوه آمده بودند در تجمعاتی اعتراض شدید اللحن خود را نسبت به مسئولان دولت های یازدهم و دوازدهم ابراز داشتند اما در این میان برخی سوء استفاده گران، آشوب گران و فتنه انگیزان با برنامه ریزی هدفمند قبلی، از تجمعات اعتراضی مردمی سوء استفاده کردند و سعی داشتند در این میان به اهداف و امیال شوم خود دست پیدا کنند که با تدبیر و درایت جدی مردم تو دهانی محکمی به یکایک آن ها زده شد و مردم صفوف خود را از آن ها جدا کردند. در همین رابطه نظرات ۷ تن از سینماگران کشور خانم ها: مریم بوبانی، پروانه معصومی و مهشید افشار زاده و آقایان: هوشنگ توکلی، جبار آذین، محسن محسنی نسب و مهران رجبی را جویا شدیم. سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶۷- انتظارات سینماگران از انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدسدر پی تغییر مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، سینماگران فعال در این عرصه تاکید کردند این انجمن باید سردمدار سینمای انقلاب و دفاع مقدس در کشور و سرآمد و شاخص برای تولید آثار انقلابی و دفاع مقدسی باشد و عملکرد و سابقه درخشان انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نباید در سایه سایر مجموعه ها محو شود.طی روزهای اخیر حسین صابری تهیه کننده سینما توسط مدیرعامل بنیاد فرهنگی روایت به عنوان مدیرعامل جدید انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس منتصب شد؛ این اتفاق در حالی بود که چندی قبل شنیده شد در پی تغییر مدیریت در بنیاد فرهنگی روایت فتح، انجمن های تحت پوشش این بنیاد کوچکتر و به گروه تبدیل شده اند و در همین راستا انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس با قدمتی طولانی مدت و آثار ارزنده در شرف انحلال قرار گرفته است! اما این خبر با واکنشی از سوی احسان محمد حسنی مدیرعامل بنیاد فرهنگی روایت و سازمان اوج روبرو شد و وی این مطلب را تکذیب کرد و اعلام نمود مدیرعامل جدید انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس در یک مجمع عمومی توسط سینماگران انقلاب و دفاع مقدس انتخاب می شود. تنها چند هفته پس از مطرح شدن این مطلب، خبر عدم حضور هاشم میرزاخانی مدیرعامل سابق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس در محل کارش شنیده شد، خبری که نشان از اعتراض وی به اتفاقات روی داده حول و حوش انجمن می توانست باشد که در ادامه مشخص شد وی استعفای خود را نیز ارایه داده است، بلافاصله پس از شنیده شدن این خبر، خبر دیگری بر خروجی های خبرگزاری ها قرار گرفت مبنی بر اینکه توسط مدیرعامل بنیاد روایت و بدون وعده داده شده مبنی بر برگزاری مجمع عمومی، حسین صابری تهیه کننده سینما به مدیرعاملی انجمن انتخاب شده است! انتخابی که برخی آن را تشریفاتی می دانستند و برخی دیگر باز هم به آن امید بستند. در همین رابطه با ۱۰ تن از سینماگران مطرح کشور خانم ها: انسیه شاه حسینی و مریم دوستی و آقایان: اکبر حر، حسن علیمردانی، سیدجواد هاشمی، جمال شورجه، ماشاالله شاهمرادی زاده، داود بیدل، مهدی سجاده چی و سیدهادی منبتی به گفتگو نشستیم. سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ ۸- سینماگران و نسبت جشنواره فیلم فجر با انقلاب اسلامی؛ عدادی از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور ضمن انتقاد از وضعیت فعلی سینمای ایران تأکید کردند: بین سینمای امروز و اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی ارتباطی وجود ندارد، گویی فضای مدیریتی سینما دل در گروی اهدافی غیر آن دارد و این امر در حالی است که سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر می بایست تبدیل به آینه تمام نمای انقلاب اسلامی شوند. جشنواره فیلم فجر جزو اولین جشنواره هایی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای عرضه محصولات سینمایی انقلابی و استراتژیک بنیان گذاشته شد اما تغییر در ماهیت جشنواره فیلم فجر در طول سی و پنج دوره گذشته، همواره دغدغه ایست که سینماگران بسیاری در رسانه و محافل سینمایی از آن سخن می گویند و گاه این رویداد سینمایی را به یک جشن دور همی تشبیه می کنند که از اهداف انقلابی و استراتژیک خود دور مانده و بعضا در پی ترویج دیدگاه هایی بوده که هیچ نسبتی با انقلاب نداشته و بعضا در مقابل آن نیز قرار می گیرند!متاسفانه در دولت یازدهم اتفاقاتی که در عرصه سینما روی داد موجب گشت مسیر جشنواره فیلم فجر از دستاوردهای انقلاب فاصله زیادی بگیرد و در همین زمینه بود که رئیس سابق سازمان سینمایی با فرافکنی جدی، تولیدات ارزشی و استراتژیک را تمسخر کرد و آن ها را «دکان و مغازه» توصیف نمود. ادامه این تفکر چنان می شود که خروجی امروز جشنواره فیلم فجر با رویکرد نابخردانه مدیران سینمایی کشور فاصله ای دوچندان با آرمان های انقلاب اسلامی می گیرد. غرب زدگی مفرط، ترویج روشنفکرمآبی، تولید فیلم های ضد انقلابی، ضد ارزشی و سیاه در سینمای کشور و حمایت از برخی فیلمسازان که تجربه ثابت کرده دغدغه ای برای ترویج و اشاعه تفکرات و آرمان های اسلامی و انقلابی ندارند و بالعکس در مقابل نظام و انقلاب اسلامی ایستاده اند نکته بسیار مهمی است که دل دلسوازان نظام و انقلاب اسلامی و هنرمندان متعهد و برجسته ای را که واسطه سیاست های غلط و نادرست مدیران سینمایی که خود را همه کاره سینما می دانند و می خواهند هنرهفتم را از مسیر انقلابی و آرمانی اش دور کنند به درد آورده است.در همین رابطه با ۱۰ تن از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور آقایان: محمدرضا آهنج، مقصود جباری، جهانگیر الماسی، حسین مسافرآستانه، محمدتقی فهیم، روح الله سهرابی، سهیل سلیمی، علیرضا سربخش، محمد کاسبی و ابوالفضل همراه به گفتگو نشستیم. دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶۹- بی توجهی جشنواره فجر به فیلم اولی هابی توجهی به فیلم اولی ها در جشنواره ۳۶ ام به اوج خود رسید. در همین زمینه با تعدادی از سینماگران جوان به گفتگو نشستیم که ایشان این رویه را مسیری اشتباه در سیاستگذاری مدیران سینمایی عنوان کردند، مسیری که در امتداد سایر تصمیم گیری های غلط، جشنواره سی و ششم را کمرنگ، خنثی و یخ زده نموده است. شعار جوانگرایی در سینمای کشور در دوران مدیریتی حجت الله ایوبی ریاست سابق سازمان سینمایی به شدت شنیده می شد؛ شعاری که هیچ گاه جنبه عملی به خود نگرفت و همواره در حد یک شعار زیبا باقی ماند و متأسفانه آنچه از عملکرد مسئولان سینمایی طی این دوران شاهدیم حاکی از سیاست های مسئولان فرهنگی دولت های یازدهم و دوازدهم برای حذف جوانان از سینمای کشور است.در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر که به زعم بسیاری از کارشناسان، صاحب نظران، منتقدان و اهالی رسانه بدترین دوره جشنوا ...

ادامه مطلب  

گلچین زیباترین شعر و متن تسلیت شهادت امام رضا (ع)  

درخواست حذف این مطلب
متن تسلیت شهادت امام رضامجموعه زیباترین شعر و متن تسلیت شهادت امام رضا (ع) اس ام اس و جدیدترین پیام تسلیت و عکس نوشته شهادت ها و مناسبت ها متن تسلیت شهادت امام رضا (ع)با نام رضا به سینه ها گل بزنیدبا اشک به بارگاه او پل بزنیدفرمود که هر زمان گرفتار شدیدبر دامن ما دست توسل بزنید من کیستم گدای تو یا ثامن الحججشرمنده عطای تو یا ثامن الحججبالله نمی روم بر بیگانگان به عجزتا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج بر در دوست به امید پناه آمده‎ایمهمره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایمچون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهانلاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم امروز که سر بر حرمت می آیمانگار تمام عشق کامل شده استای ضامن آهو ! به غریبی سوگنددل کندن از این ضریح مشکل شده است هر چند حال و روز زمین و زمان بد استیک تکه از بهشت در آغوش مشهد استحتی اگر به آخر خط هم رسیده ایآنجا برای عشق شروعی مجدد است زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیمضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟من دخیل التماسم را به چشمت بسته امهشتمین دردانه زهرا به دادم می رسیالسلام علیک یا امام الرئوف!سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است. عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است به چشم هم زدنی این دو ماه هم رفت و بهار گریه هم امشب رو به پایان است به این فراق بگرییم و یا به دوری ِتو بگو چه کار کنم درد و غم فراوان است شهادت امام هشتم تسلیت باد افتاده ای بر روی خاک و پر نداری جز دیده ی تر مونسی دیگر نداری آنقدر غربت می چکد از جسمت آقا ناخواسته می گویمت مادر نداری شهادت امام رضا(علیه السلام) تسلیت باد عبا کشیده به سر غربتی نهان دارد نگاه زار به این حالش آسمان دارد به یک قدم نرسیده دوباره می افتد مشخص است تنی زار و ناتوان دارد به سوز زهر پذیرایی از غریبی شد چه یادگاری تلخی ز میزبان دارد .از این مصیبت هر دلی پر شرر شد که ثامن الائمه پاره جگر شد فاطمه گریان این غم عظمی واویلا واویلا آه و واویلا شهادت امام هشتم تسلیت باد این جاست کـه هر دلبر و دلداده بیاید هم شخص گرفتار هم آزاده بیاید در این حرم قدس که باغی ز بهشت است هـرکس به توّلای تو دل داده بیاید شهادت امام رضا(ع) تسلیت نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود معلوم بود امروز روز آخرش بود معلوم بود آقای ما را زهر دادند وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود شهادت امام رضا(علیه السلام) تسلیت باد جوادم،بیا به بالین ِ پدر،ببین که دل شده ز کینه پر شرر در آتش زهر جفا با چشم ِ تر،افتاده ام یاد ِ غم دیوار و در این آتش ِ زهر جفا کجا،آن آتش و انبوه ِ شعله ها میخ ِ در و غمدیده مادرم،بمیرم که شد محسن فدا در پیش ِ چشم ِ امیر المؤمنین پشت در،زهرا شده نقش زمین آخر ِ صفر و عزای ثامن الحجج سینه زن و بگو اللهم عجل فرج یا صاحب الزّمان،شده بیت الاحزان وادی ّ خراسان،مولا یا رضا جان… شهادت امام رضا(علیه السلام) تسلیت باد جز به دیدار ...

ادامه مطلب  

ماجرای خرید فیلم های یک دلاری در چین/ لاریجانی به توصیه رهبری، وزیر ارشاد شدند / شرح ملاقات با اکبر گنجی در زندان/ واکنش رهبری به مقاله هوشنگ ا  

درخواست حذف این مطلب
به آقای هاشمی درباره وضعیت سینمای ایران در دوره مهاجرانی گزارش دادم.وقتی خیابان ١٢ فروردین را به سمت پاستور طی می کردم، در این فکر بودم که اساسا مدیری که پست های مهمی مانند معاونت سینمایی و ریاست صداوسیما را بر عهده داشته، بزرگ ترین چالش پیش روی او در عرصه فرهنگ و هنر چیست. هرچند مهندس عزت الله ضرغامی در شکل های مختلف علاقه اش را به سینما نشان داد ولی آیا صرفا نگاه ویژه به سینما می تواند در عرصه مدیریت فرهنگی راهگشا باشد؟ بااین حال سینما یکی از مهم ترین رسانه-هنرهای جهان امروز است به طوری که گرایش های هنرهای دیگر به این مدیوم قابل تأمل است. به هر جهت به دفتر محل کارش در خیابان پاستور رسیدم. بعد از ایست های بازرسی وارد حیاط و خانه ای قدیمی شدم که بدون هرگونه چیدمان خاص، فضای باصفایی داشت. به گزارش عصر ایران، شرق نوشت: بعد از مدتی با خوش رویی و البته خنده آقای مهندس مواجه شدم. وقتی خنده های او را دیدم، ناخودآگاه یاد خنده های برخی از مسئولان افتادم. خطاب به مهندس گفتم: «برایم جالب است که شما و آقایان ظریف و کفاشیان خنده های خاصی دارید که هرکدام در جای خود قابل تحلیل اند». مهندس هم با طنز خاصی به من نگاه کرد و گفت: «البته برخی هم اصلا نمی خندند»! که من هم حرف او را قطع کردم و بلافاصله گفتم: «مثل حسن غفوری فرد». او هم در ادامه گفت: «و شاید هم آقای کمال خرازی» و... در این حال و هوا بودیم که مصاحبه را شروع کردیم:هنگامی که زندگی نامه شما را مرور می کردم به این نکات برخورد کردم که پدر شما در شرکت نفت مشغول به کار بودند و خود شما از دانشگاه پلی تکنیک (امیرکبیر فعلی) در رشته مهندسی عمران فارغ التحصیل شدید که جزء دانشگاه های معتبر کشور است. بعد از پیروزی انقلاب، عضو نیروهای خودجوش انقلاب و سپاه شدید. در رویداد تسخیر سفارت آمریکا حضور پیدا کردید و... . با این پیشینه چگونه فردی نظامی به مسائل فرهنگی علاقه پیدا می کند و به مرور وارد پست های حساس مدیریت فرهنگی می شود؟به نظرم مسئله فرهنگ موقعیت عمومی دارد و به هویت برمی گردد؛ یعنی هرکسی در هر جایگاهی می تواند به حوزه فرهنگ و حتی هنر ورود کند. درواقع صفتی مضاف است. من از نوجوانی وقتی خودم را شناختم، زیاد مطالعه می کردم. علاوه بر کتاب های دینی و علمی، بیشتر به خواندن رمان های جنایی علاقه مند بودم که برایم جذابیت داشتند. شاید جالب باشد بدانید آن زمان همه کتاب های پرویز قاضی سعید را خوانده بودم. حتی اخیرا در اینستاگرام درباره قاضی سعید مطلبی منتشر کردم.پس خانواده شما به اصطلاح بسته نبود؟بله. ما ٩ خواهر و برادر بودیم و من فرزند هشتم خانواده هستم. همه، جز دو نفر از ما تحصیلات دانشگاهی داریم. دو خواهرم در رشته شیمی و دیگری در رشته پزشکی دانشگاه تهران تحصیل کردند و ایشان که تفاوت سنی کمی با من دارند در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی همراه من بودند و برادرهایم هم همین طور. پدر من کارگر شرکت نفت بود. منتها ما زندگی فرودستی داشتیم. در میدان راه آهن، خیابان انبار نفت جای کوچکی متعلق به شرکت نفت وجود داشت و پدر من آنجا کارگر بود. سطح زندگی ما، پایین، ولی آبرومندانه و فرهنگی بود. مادرم اهل نماز و دعا بودند. فقط سواد مذهبی داشتند و سواد کلاسیک و آکادمیک نداشتند.میانه پدر و مادر با تلویزیون و سینما چگونه بود؟پدرم به دلیل فضایی که در تلویزیون پیش از انقلاب حاکم بود، هیچ وقت برای ما تلویزیون نخرید، اما من خیلی تلویزیون را دوست داشتم و داشتن آن جزء رؤیاهایم بود.جالب است که سرنوشت شما بعدها با تلویزیون گره خورد!واقعا، اما آن زمان همسایه ها تلویزیون داشتند و با خودم می گفتم چه می شد صبح چشمانم را باز می کردم و می دیدم که در خانه ما هم تلویزیون هست!اصلا به پدر اعتراض نکردید که چرا تلویزیون نمی خرد؟شاید هم کار خوبی کردند، چون خانواده ما مذهبی بود و اصلا به دلیل ابتذال موجود در تلویزیون بهتر شد که تلویزیون نخریدند!پدر به شما اجازه رفتن به سینما را می داد؟چون به سینما خیلی علاقه داشتم، از سنین نوجوانی شروع کردم به رفتن به سالن های سینماهایی که در محله مان وجود داشت. در مسیر پیاده روی ما چهار، پنج سینما وجود داشت و هرکدام فیلم های مختلفی را به نمایش می گذاشتند، اما سینماهای دورتر را با برادر بزرگم می رفتم و بعدها که بزرگ تر شدم دیگر به تنهایی به سینماهای سطح شهر می رفتم. بنابراین من با سینما درواقع محشور بودم و نسبتم با سینما نسبتی معنادار بود که هنوز هم هست.بیشتر چه جور فیلم هایی تماشا می کردید؟هم فیلم های ایرانی و هم فیلم های خارجی و تازه بعد از دیدن فیلم ها، در مجلات درباره شان می خواندم.نشریات تخصصی؟نه. آن زمان نشریات تخصصی مثل «ستاره سینما» بود که نمی خریدم، اما در نشریاتی مثل «کیهان»، «اطلاعات» یا «دختران، پسران» صفحات سینمایی وجود داشت که آنها را مطالعه می کردم و خیلی هم علاقه مند بودم. بعد از انقلاب هم این علاقه در من همچنان ادامه داشت. مخصوصا با سینمای بعد از انقلاب کاملا آشنا شدم. بعد هم که به طور رسمی مسئول سینمای کشور شدم، جدی تر و تشکیلاتی به مسائل سینما ورود پیدا کردم.اصلا چرا از سپاه خارج شدید؟مسئولیت های من در سپاه، فرهنگی، رسانه ای و تحقیقاتی - تولیدی در بخش موشکی بود. توفیق حضور در بخش های نظامی را نداشتم. علت خروج من هم از سپاه به دلیل شبهه ای بود که در مورد فعالیت ها و اعلام مواضع صریح در حوزه های سیاسی و رسانه ای به وجود آمد.تحلیلتان از فیلم های سینمای پیش از انقلاب چیست؟معدود فیلم های خوبی در سینمای قبل از انقلاب ساخته شد که متعلق به «موج نو» بودند که از سوی چند فیلم ساز خوب که هنوز هم در قید حیاتند ساخته شد، اما جریان اصلی و مبتذل سینما که به «فیلمفارسی» شهرت دارد، محکوم به زوال بود و البته زایل هم شد. البته این حرف من نیست، بلکه سینماگران این گونه تحلیل می کنند. درواقع این نوع فیلم ها در رقابت با فیلم های خارجی، هالیوود، بالیوود و حتی کشورهای اروپایی از دور خارج شدند، چون پرده های سینما را تسخیر کردند. ضمن اینکه ما جزء چند کشوری هستیم که در کار حرفه ای دوبله مهارت زیادی داریم. یک بار هم مقام معظم رهبری به من دراین باره مطلب جالبی فرمودند، چون ایشان در این حوزه کارشناس خبره ای هستند. ایشان یادآوری کردند: «شما بدانید بعضی از فیلم های خارجی که مردم می بینند و خیلی خوب هم درمی آید، به دلیل دوبله خیلی خوبی است که شما می کنید و این دوبله سطح فیلم ها را بالا می آورد» و به نظرم این مطلب کاملا درست است. همین دوبله ها، فیلم های خارجی را جذاب تر کرد و در نتیجه فیلم های مبتذل ایرانی از گردونه خارج شدند. بنابراین سینمای قبل از انقلاب رو به نابودی بود و سینمای برجسته امروز هم مدیون انقلاب است.البته فکر می کنم الان به عنوان یک مسئول حکومتی که به راحتی و با قاطعیت می توانید از سینما حرف بزنید، به دلیل فرمان تاریخی امام(ره) در بهشت زهرا(س) است؟وقتی انقلاب شد، آن قدر سینما مهم بود که جمله اساسی امام(ره) در بهشت زهرا(س) که «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم» خودبه خود به قانون سینما تبدیل شد و همه خاطرجمع شدند که نگاه انقلاب به سینما متعالی و توجهش به محتواست. امروز هم که من دارم با خانم آرتا گفت وگو می کنم می توانم با قاطعیت بگویم که دو نوع سینما بیشتر در جهان نداریم؛ یکی سینمای ایران و دیگری سینمای آمریکا.آقای کیانیان هم در جایی چنین نظری را بیان کرده بود.همین طور است. چندوقت پیش من با آقای کیانیان تماس گرفتم و به ایشان گفتم که این حرف شماست، چون من هم چنین نظری دارم و می خواهم درباره آن یادداشت کوتاهی بنویسم. ایشان هم تأیید کردند که دلایلمان شبیه به هم است. بنابراین بعد از پیروزی انقلاب در حوزه های مختلفی پیشرفت داشتیم که یکی از آنها سینماست. صاحب سینمای باهویتی هستیم و صرف نظر از اشکالات متعددی که برخی از فیلم ها دارند، می توانیم بگوییم امروز یک سینمای آمریکا و یک سینمای ایران در جهان وجود دارد. به همین دلیل باید دلسوزانه، اصلاح گرانه، آن را نقد و تحلیل کنیم و نگذاریم این توان خوبی که بعد از انقلاب ایجاد شده مضمحل شود و به بیراهه برود.آقای مهندس ضرغامی! حتما می دانید که سینمای ایران سختی های زیادی متحمل شد تا به امروزِ افتخارآفرین رسید. بنابراین معتقدم نمی توان جریان سینمای بعد از انقلاب را منفک از قبل از انقلاب دانست. بسیاری از فیلم سازان «موج نو» قبل از انقلاب، در دهه ٦٠ شمسی فیلم های بسیار خوبی ساختند که واقعا اعتبار سینمای ما هستند، اما ادامه نیافتن فعالیت تعدادی از این فیلم سازان معتبر از دهه ٧٠ به بعد داغ دل سینمای ایران شد. درعین حال تحدید ها و انحصارطلبی های زیادی هم در دهه ٦٠ صورت گرفت که واکنش های حاصل از آن فشارها را در دهه های بعد شاهد بودیم. با این نگاه برخی ها از فعالیت ممنوع شدند، با این هدف که بازماندگان سینمای مبتذل قبل از انقلاب پاک سازی شوند. در همین مسیر فیلمفارسی سازان و عناصرش در دهه ٦٠ محدود شدند، اما به مرور بحث گیشه و سرگرمی سازی و... در قیاس با تحولات جهانی در جامعه و البته سینما مهم شد و در اولویت قرار گرفت، به طوری که برخی از فیلم های پرفروش سال های بعد کپی دست دوم – سوم همان فیلمفارسی های پیش از انقلاب شدند. بنابراین امروز هژمونی سرمایه و بحث اقتصاد دارد بلایی سر سینمای ایران می آورد که اندیشه ها به حاشیه کشیده می شوند و درعوض فیلمفارسی سازان، کلید طلایی موفقیت را در دست گرفته اند. حالا کار به جایی رسیده که اکران یا عدم اکران «پنجاه کیلو آلبالو» معضل سینما شده! تحلیل شما دراین باره چیست؟من براساس آسیب شناسی دهه ٦٠ کار خودم را در سینما شروع کردم. معتقدم سینمایی که در آن دهه وجود داشت به هرحال سینمای روشنفکری، ویترینی و به قول خودشان گلخانه ای بود که براساس نمادهای فکری و سینمایی از نوع «تارکوفسکی» و «پاراجانف» و با کمک تعدادی از کارگردانان و با اهداف خاصی، تقویت شد. سینمای گلخانه ای نمی توانست دوام داشته باشد، چون «قصه» جزء لاینفک فیلم است و در این سینما نقطه قوت به نقطه ضعف تبدیل شده بود! و به این، رفتن فیلم ها به جشنواره های خارجی را اضافه کنید؛ به طوری که جشنواره ها ناخودآگاه سینمای ما را به سمتی که خودشان می خواستند، هدایت کردند! به همین دلیل اولین کارم در سینما این بود که بگویم اتاق من دو کلید دارد و یکی از آنها متعلق به مدیر قبلی؛ یعنی آقای انوار است. همه ما با هم همکار هستیم. تجربیات ملی، سرمایه های کشور هستند. نباید آنها را نابود کرد. حتی نگاهم به فروش فیلم ها مبتنی بر جریان سازی فرهنگی است. به این معنی مثلا فیلم هایی مانند «قلاده های طلا» ممکن است به دلایلی فروش خوبی نداشته باشند، ولی برای سینمای ملی ضروری اند و در آینده اثر خود را خواهند گذاشت.همچنان اعتقاد دارید که پشت هر جشنواره فیلم خارجی، توطئه ای نهفته است؟جریان کلی حاکم بر جشنواره های مهم جهانی ناسالم و در جهت منافع استعماری و برخلاف مصالح ملت ایران است.دلایلتان چیست؟مثلا به طور قاطع می توانم از جشنواره فیلم «کن» نام ببرم که در طول سال های پس از انقلاب هر فیلم ایرانی ای برای «کن» انتخاب شده، براساس نگاه خاصی بوده و نیتی پشت آن نهفته است! مسئولان جشنواره کن وقتی به جشنواره فجر می آمدند، دنبال فیلم های توقیفی و فیلم های خاص مربوط به فقر و بدبختی مردم بودند، درحالی که در این سال ها در داخل تولیدات برجسته ای داشته ایم که از نظر فرم، قصه گویی و محتوا ویژگی های بیشتری داشته، ولی به هیچ وجه سراغشان نرفته اند!نگاه شما به جشنواره کن به سیاست گذاری ها در دهه ٦٠ خورشیدی محدود می شود یا تمامی ادوار آن؟ چون امروز خیلی از مسائل تغییر کرده اند.البته این نگاه، به خصوص در جوایزی هم که دادند و تشویق هایی که کردند تا امروز ادامه پیدا کرده، یعنی اگر امروز دنیا بخواهد از ایران فیلمی انتخاب کند که این فیلم از هر جهت برجستگی داشته باشد، ولی اگر در آن گوشه ای از پیام های درست این کشور را منتقل کند حتما انتخاب نمی کنند!منظورتان چه نوع فیلم یا فیلم سازی است؟مثلا آقای امیر نادری. ایشان قبل از انقلاب فیلم های خوبی ساخته بود و من همیشه از ایشان به نیکی یاد می کردم. هرچند بعد از انقلاب به آمریکا سفر کرد و فیلم سازی را در آنجا ادامه داد. ایشان فیلم «آ، ب، ث... منهتن» را ساخت، اما وقتی این فیلم را به «کن» فرستاد، حتی آن را در انتخاب اولیه فیلم ها قرار ندادند، چه برسد به اینکه وارد بخش مسابقه کنند! همان زمان آقای نادری با آقای کیارستمی تماس گرفتند که شما به آقای ژیل ژاکوب بگویید که این فیلم را من ساختم! من امیر نادری ام. ظاهرا حواسشان نیست که این فیلم خوبی است!شما چگونه از این موضوع مطلع شدید؟این مطلب را آقای کیارستمی در گفت وگوی حضوری ای که با هم داشتیم بیان کردند. آقای کیارستمی گفتند: «من موضوع را با آقای ژاکوب در میان گذاشتم. ایشان در پاسخ گفت، ما از این فیلم مطلعیم و اگر این فیلم درباره جامعه ایران بود حتما در بخش مسابقه قرار می گرفت، اما چون فیلم درباره جامعه آمریکاست، انتخاب نکردیم!» به این ترتیب جهت گیری آنها درباره سینمای ایران کاملا روشن است.ولی فیلم «طعم گیلاس» آقای کیارستمی در زمان استقرار شما در معاونت سینمایی موفق به کسب جایزه نخل طلای کن شد. دراین باره چه می گویید؟بله. ولی هیچ ربطی ندارد! اتفاقا همین نکته، حرف من را تأیید می کند.ببخشید. اما من متوجه این تناقض نمی شوم.وقتی فیلم «طعم گیلاس» را دیدم، هنوز سکانس پایانی آن ضبط نشده و به صورت ویدئویی بود. معتقد بودم که این فیلم در مقایسه با بسیاری از فیلم های خوبی که در جشنواره های فیلم فجر ٧٤ و ٧٥ به نمایش درآمدند، سطح پایین تری دارد، اما مسئولان «کن» دست روی فیلم «طعم گیلاس» گذاشتند!به نظر شما چرا آنها فیلم «طعم گیلاس» را پذیرفتند و از نظر شما این فیلم چه ایراداتی داشت؟من باید درباره تصمیمات دوره خودم پاسخ گو می بودم، چون آن زمان سینما مثل الان نبود که اقتداری در مدیریت سینما حاکم نباشد!البته آقای مهندس! در برخی موارد اقتدار در آن دوره از حد گذشته بود!به سؤالات شما دراین باره هم پاسخ می دهم، اما آن زمان سینما مدیریت داشت و با اقتدار عمل می کردیم. من در آن مقطع فکر کردم اگر فیلمی قرار است به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران، در یک جشنواره به ظاهر معتبر خارجی حضور پیدا کند، باید به شایستگی سینمای ایران را نمایندگی کند. سؤال نخستم این بود که اصلا چرا آنها باید برای ما تعیین کنند؟ و سؤال دوم هم اینکه چرا آنها «طعم گیلاس» را انتخاب کردند؟به یک دلیل واضح! چون هر جشنواره ای براساس معیارهای خود فیلم هایش را انتخاب می کند. مگر همین جشنواره فیلم فجر خودمان، هر فیلمی را که در راستای سلیقه اش نباشد کنار نمی گذارد؟! ضمن اینکه شیوه موردنظر شما از نوع جشن «اسکار» است و نه جشنواره «کن»!بحثم درباره «کن» که درواقع تکمیل پازل مدیریت دهه ٦٠ است به اینجا می رسد که از نظر آنها ویژگی فیلم های ما، نشان دهنده فقر، عقب ماندگی و ایران توسعه نیافته است.آقای مهندس بهتر است جزئی تر به مسائل بپردازیم. در تمام فیلم های بزرگ دنیا، نمایش نامه ها و آثار متنوع هنری که اعتبار جهانی، انسانی و بشری پیدا کرده اند، مشکلات و معضلات بشری مطرح می شود، چون در غیر این صورت اصلا درام به وجود نمی آید. با این نگاه، باید همه فیلم ها گل وبلبل نشان دهند؟نه! مشکل این است که فیلم های منتخب «کن» هم درام درستی ندارند! بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحولات عظیمی در کشور اتفاق افتاد. دست کم من کارم را در معاونت سیما در دوره «سازندگی» آغاز کردم. آن زمان ریاست صداوسیما برعهده آقای محمد هاشمی بود. شخص آقای اکبر هاشمی رفسنجانی هم اصلا رابطه ویژه ای با سینما برقرار کردند. شاید بیش از ١٠ بار من با ایشان ملاقات کردم. با هم فیلم دیدیم و ایشان پشتیبانی های خوبی از سینما کردند؛ مثلا در دوره سازندگی کارهای بزرگی مانند ساخت مترو صورت گرفت. حتی من در مقطعی که در معاونت سینمایی حضور داشتم برنامه بازدید هنرمندان از مترو را ترتیب دادم.بله. آن زمان مهندس سلیمی حضور داشت. خدا ایشان را رحمت کند، خیلی هم دوست داشت با هنرمندان عکس یادگاری بگیرد!به یاد می آورم در آن زمان همه بزرگان سینما حضور داشتند؛ از آقایان کیارستمی، تقوایی و عیاری تا دیگران. هدف این بود که مظاهر سازندگی را از نزدیک ببینند. چیزی را هم به کارگردانان تحمیل نکردیم. فقط گفتیم اول بدانید که در کشورتان چه می گذرد؛ یعنی اصلا این وظیفه مدیران سینماست. ما هیچ وقت به هیچ کارگردانی نگفتیم وظیفه تو این است که فلان فیلم را بسازی یا در مورد فلان مسئله حتما فیلمی بساز. هرگز!اینجا می خواهم صراحت بیشتری خرج کنم. در دوره معاونت شما، نوعی اقتدار وجود داشت که کسی جرئت نمی کرد به شما نه بگوید! گزینه دیگری هم نبود. شما همه چیز را زیر ید خود گرفته بودید. به اصطلاح جَنَم فرد نظامی را داشتید که به فرهنگ ورود پیدا کرده بود که در عین داشتن جسارت و حتی در جاهایی ملاطفت، قدعلم کردن مقابلش چندان آسان نبود. نظرتان چیست؟البته من در هر کاری اقتدار لازم را داشتم و این ربطی به نظامی بودن ندارد. برای روشن ترشدن بحث، پیشنهاد می کنم دوره قبل از من را دقیقا رصد کنید، چون اگر بحث شما تحکم و نگاه آمرانه است، به نظرم در دوره صدارت ١٠ ساله آقایان انوار و بهشتی چنین نگاهی به مراتب بیشتر از هر دوره ای حاکم بود و اصلا کسی جرئت نمی کرد مخالفتی با مدیریت سینما داشته باشد. ارتباط من با هنرمندان سینما؛ از کارگردانان و تهیه کنندگان گرفته تا بازیگران و نویسندگان سینما کاملا دوستانه و مستمر بود. با کارگردانان برجسته قبل از انقلاب؛ مثل آقایان کیمیایی، مهرجویی، کیارستمی، تقوایی و بیضائی بارها جلسه داشتم. تلاش می کردیم به لحاظ فکری به هم نزدیک شویم و با هم کار کنیم یا مثلا آقای ایرج قادری ساعت دو نیمه شب به دفتر من می آمد و من فقط آن زمان وقت می کردم با ایشان جلسه بگذارم. یادم می آید به ایشان گفتم فیلم «می خواهم زنده بمانم» را دیدم و پسندیدم. اعتقاد داشتم آقای قادری قصه گوی خوبی در سینما هستند و بهتر است چنین فیلم هایی که موضوعات اخلاقی را مطرح می کند بسازد تا یک فیلم دفاع مقدسی که شناختی از آن فضا ندارد. بااین حال هیچ منعی برای هیچ کس برای ساخت فیلم وجود نداشت یا در دهه فجر برای اولین بار گفتیم که می خواهیم با هنرمندان به مزار امام(ره) برویم. بسیاری از هنرمندان گفتند که تا حالا حتی یک بار نشده که بر سر مزار امام(ره) برویم! بالاخره شرایط فراهم و زمانی که قرار شد مقابل هتل لاله جمع شویم، همین زنده یاد آقای سلیمی به من گفت دوتا اتوبوس کفایت می کند، اما وقتی به محل قرار رسیدم، دیدم که شش اتوبوس منتظرند! گفتم آقای سلیمی چرا این همه اتوبوس! بعد دیدم هرکسی که فکر می کنید از اهالی سینمای ایران آمده بود. حتی هنگام برگشت، آقای نصیریان فرصت نکردند با ما ناهار بخورند. گفتند من برای یزد بلیت دارم و باید در صحنه فلان سریال حضور داشته باشم. گفتم آقای نصیریان شما که موظف بودید سر ضبط باشید، اصلا نمی آمدید. ایشان حرفی به من زدند که هنوز به یاد دارم. گفتند آقای ضرغامی، این فرصتی استثنایی برای هنرمندان است که در یک برنامه جمعی - معنوی به زیارت امام (ره) می روند و من اصلا دلم نمی خواست جا بمانم. ایشان راست می گفت، چون برای خوشامد ضرغامی این کلمات را بیان نمی کرد، چون آقای نصیریان صاحب هویت و شخصیتی هستند که حتی اگر نمی آمدند کسی معترض ایشان نمی شد یا برپایی جشنواره های استانی یکی از کارهایی بود که با هدف نزدیکی هنرمندان و مردم صورت گرفت. نوسازی تجهیزات سینماها، مصوبه قانونی تغییر نرخ محاسبه برق سینماها، تخصیص اعتبارات بالا از طریق وام تبصره ٣ به تهیه کنندگان، برگزاری جشنواره های استانی، ایجاد ردیف مستقل برای بودجه سینما از اقدامات مهم در آن دوره کوتاه بود.درعین حال توجه شما به چهره ها و بازیگران همواره مثال زدنی است. چرا؟بازیگران سینما، به جز معدودی سوپراستار، مظلوم واقع می شوند. دخل وخرجشان با هم سازگار نیست. درعین حال باید پرستیژ خود را هم حفظ کنند!واقعیت این است که برخی ها معتقدند صرف بودجه های کلان برای برگزاری جشنواره های استانی، خروجی ای برای سینمای ایران نداشته. نظرتان چیست؟هدفم از سفرهای سازندگی و جشنواره های استانی در دوره آقای هاشمی، آشنایی هنرمندان با پیشرفت های بعد از انقلاب در کشور بود. این سفرها و جشنواره ها تأثیر بسیار خوبی در ایجاد ارتباط مردم کشور با سینما داشت. هنرمندان با حضور پررنگ خود در جشنواره های استانی مثل خوزستان و کردستان بیش از همیشه با من ارتباط برقرار کردند.ظاهرا حرفتان درباره فیلم «طعم گیلاس» ناتمام ماند!حرف من این بود که فیلم «طعم گیلاس» نماینده واقعی سینمای ایران در سال ١٣٧٤ نیست! چون فیلم هایی بسیار بهتر از آن وجود داشت، اما وقتی مسئولان جشنواره کن این قدر اصرار داشتند که فقط همین فیلم از سینمای ایران در آنجا حضور پیدا کند، دیگر برای من روشن شد که آنها می خواهند برای اولین و آخرین بار نخل طلای کن را به آقای کیارستمی بدهند و خود فیلم خیلی مهم نیست!تا آنجا که به یاد می آورم، آقای دکتر ولایتی، وزیر وقت امور خارجه، برای مجاب کردن شما هم نقش داشتند. ظاهرا چون آقای ولایتی از هم کلاسی ها یا هم محله ای های دوران جوانی آقای کیارستمی بود. اصل ماجرا چه بود؟آقای ولایتی با من تماس گرفتند. در ابتدا دلایل من را شنیدند. بعد به من گفتند ما الان در سطح بین المللی در شرایطی هستیم که اگر فیلمی از ایران در جشنواره ای جایزه ببرد و پرچم جمهوری اسلامی ایران به اهتزاز در آید، از نظر سیاسی برای ما موقعیت خوبی می آورد. درنهایت هم موافق نبودم که این فیلم به عنوان نماینده سینمای ایران برود، اما چون به این نتیجه رسیدم که آنها فیلم دیگری از ما را قبول نمی کنند و همین باعث می شود که ما اصلا در جشنواره حضور نداشته باشیم و با درنظرگرفتن فایده موردنظر آقای ولایتی، بالاخره موافقت کردم. بنابراین «ط ...

ادامه مطلب