نقد فصل اول سریال the terror  

درخواست حذف این مطلب
دو کشتی قرن نوزدهمی وسط یخبندان قطب شمال گرفتار می شوند، هیولایی وحشی شکارشان می کند، انزوا و گرسنگی دیوانه شان می کند و این گونه the terror به یکی از بهترین سریال های ۲۰۱۸ تبدیل می شود.بعضی وقت ها مثل بچه ها می شوم. دیده اید وقتی اسبا ب بازی، اکشن فیگور، پازل یا دوچرخه ی جدیدی می خریدیم، دوست داشتیم هر چه زودتر آن را به دیگران نشان بدهیم و علاوه بر کمی فخر فروختن، دوست مان را در اشتیاق و ذوق زدگی مان شریک کنیم؟ خب، این روزها این حس به طرز شدیدی درباره ی من و سریال «ترور» (the terror) صدق می کند. این عیبی ندارد. ولی وقتی داریم درباره ی هنر صحبت می کنیم، لحن مان باید از آن ذوق زدگی بچگانه فاصله بگیرد و جای خودش را به فراهم کردن دلیل و منطق بدهد. مهم نیست من چقدر از فلان اثر خوشم آمده است. مهم این است که هرطور شده باید احساساتم را کنترل کنم و با آرامش توضیح بدهم که چرا و چگونه از فلان اثر خوشم آمده است و چرا شما بهتر است آن را دریابید. ولی بعضی وقت ها رام کردن احساساتِ افسارگسیخته ام درباره ی یک اثر به کاری غیرممکن تبدیل می شود. مغزم به سکوی نفتی شعله وری در وسط دریا تبدیل می شود که با لجبازی تمام به سوختن ادامه می دهد و هیچ نشانه ای از آرام گرفتن و کوتاه آمدن از خودش بروز نمی دهد. چند هفته ای از تمام شدنِ سریال «ترور» می گذرد و درگیری روانی ام با این سریال اگرچه کم نشده است، اما عادی شده است. «ترور» آن پشت و مشت ها به سوختن ادامه می دهد و هرچقدر هم صبر کنم چیزی تغییر نمی کند. تفاوتش این است که در حال حاضر صحبت کردن درباره ی این سریال برایم آزاردهنده است. چون دوتا از متضادترین غریزه ها و احساساتم در مقابل هم قرار گرفته اند؛ در یک طرف اصول نقدنویسی می گوید که باید هرطور شده افسار این اسب وحشی را بگیرم و از فرار کردن آن جلوگیری کنم، اما از طرف دیگر این اسب با اسب های همیشگی که پس از مدتی کلنجار رفتن با آنها کوتاه می آمدند فرق می کند.از یک طرف می خواهم افکارم را درباره ی «ترور» دسته بندی کنم و از طرف دیگر هر وقت به «ترور» فکر می کنم کتابخانه ی مغزم به جای شلخته ای با کتاب های پراکنده و پاره پاره شده و قفسه های سقوط کرده و صندلی های شکسته تبدیل می شود که نظم را غیرممکن می کند. از یک سو می خواهم برایتان تعریف کنم که «ترور» یک سریال تاریخی در ژانر وحشت است که حکم ترکیبی از عناصر «بیگانه» (alien) و «موجود» (the thing) را دارد، ولی از طرف دیگر می خواهم مثل دیوانه ها یک وانت بخرم، یک بلندگو گوش خراش روی سقفش نصب کنم و بعد در کوچه و خیابان راه بیافتم و از ته حلق فریاد بزنم که «خونه دار و بچه دار برید ترور رو ببینین!». درگیری جهان اولی اعصاب خردکنی است، اما به همان اندازه که دیوانه کننده است، به همان اندازه هم لذت بخش است. چون این اتفاق هر چند وقت یک بار فقط در صورتی می افتد که تمام فاکتورهای لازم کنار هم قرار بگیرند. یکی از آنها سلیقه ی شخصی است. «ترور» از نقطه نظر غیرشخصی، تمام فاکتورهای لازم برای تبدیل شدن به یکی از بهترین سریال های تاریخ تلویزیون را دارد، اما وقتی گزینه ی هم راستایی با سلیقه ی شخصی هم تیک می خورد یعنی شاهکاری داریم که دقیقا برای یک نفر ساخته شده است. مثل این می ماند که یک روز هدیه ی گران قیمتی از کسی که اصلا انتظارش را نداشتید دریافت کنید که تا آخرین مولکول های تشکیل دهنده اش دقیقا براساس سلیقه ی شخصی تان طراحی شده است. انگار یک نفر وارد مغزتان می شود، نقشه ای از رویایی ترین سریالی که دوست داشتید ببینید می کشد و بعد سریالش را درست براساس آن طراحی می کند.«ترور» هر چیزی که از یک سریال وحشت/بقا بخواهیم را دارد و هر چیزی که من از یک سریال وحشت/بقا دوست دارم را گرد هم آورده است. اولین چیزی که درباره ی «ترور» دوست دارم این است که بالاخره جای خالی «مردگان متحرک» را در زندگی ام پُر کرد و این کار توسط همان شبکه ای انجام شد که خودش «مردگان متحرک» را خراب کرده بود. تا همین چند سال پیش «مردگان متحرک» حکم محبوب ترین سریال وحشت/بقای تلویزیون را داشت که موفق شده بود به خوبی سیر فروپاشی روانی انسان ها از سرگردانی در آخرالزمانی بی رحم را به تصویر بکشد. ولی خیلی وقت است که «مردگان متحرک» جای خودش را به سریالی داده است که دیگر نمی توان در هیچ زمینه ای به جز شاکی کردن مان روی آن حساب باز کرد. ولی شبکه ی ای .ام. سی با «ترور» نه تنها حفره ی درونی باقی مانده از طرفداران روی برگردانده از «مردگان متحرک» را پُر می کند، بلکه با سریالی مواجه ایم که «مردگان متحرک» حتی در بهترین روزهایش هم نمی تواند خواب نزدیک شدن به کیفیتش را ببیند. نسخه ی بی عیب و نقصِ هر آنچه که «مردگان متحرک» نصفه و نیمه دارد یا اصلا ندارد، در «ترور» یافت می شود. «ترور» اگرچه در یخبندان های قطب شمال جریان دارد و از لحاظ فنی در یک دنیای آخرالزمانی اتفاق نمی افتد، ولی گرفتار شدن در یکی از دورافتاده ترین و متروک ترین و مرگبارترین نقاط کره ی زمین که بقا با چنگ و دندان و حتی روی آوردن به غریزه ی حیوانی حرف اول و آخر را می زند یعنی محل وقوع اتفاقات این سریال تمام فاکتورهای یک داستان آخرالزمانی را دارد. اگر «مردگان متحرک» فقط ادای وحشت ناشی از چشم در چشم شدن با مرگ و اجبار انسان برای دست زدن به هر کار منزجرکننده ای برای زنده ماندن را در می آورد، «ترور» با کله به درون این ظلمات تهوع آور شیرجه می زند. اگر مسئله ی تلاش برای بقا در «مردگان متحرک» تبدیل به یکی از آخرین نگرانی های سریال شده است، تقریبا هر اپیزود از «ترور» به راه تازه ای که بازمانده ها از طریق آن به چیزی برای زنده ماندن چنگ می اندازند اختصاص دارد. اگر «مردگان متحرک» به جایی رسیده است که عنصر خطر به طور کامل از دنیا حذف شده است، «ترور» در دنیایی جریان دارد که بوی تعفن مرگ در فضا به جای اکسیژن به مشام می رسد. اگر زامبی ها در «مردگان متحرک» به جای منبع اصلی تولیدکننده ی ترس و افسردگی و داستانگویی جای خودشان را به وسیله ای برای به رخ کشیدن مهارت های «کیل» های دار و دسته ی ریک داده اند، کارگردانی هیولای مرکزی «ترور» چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ اجرا، در کنار بهترین هیولاهای سینما قرار می گیرد. از همه مهم تر اگر «مردگان متحرک» حتی در زمینه ی پروتاگونیست اصلی اش هم مشکل جدی شخصیت پردازی دارد (چه برسد به کاراکترهای فرعی و درجه سوم)، «ترور» ثابت می کند چگونه می توان ۱۳۰ نفر را طوری برای بیننده مهم کرد که به مرگ تک تکشان اهمیت بدهد. «ترور» در یک کلام تعریف وحشت اتمسفریک، روانکاوانه و ماوراطبیعه در واقع گرایانه ترین و تنش زاترین شکل ممکنش است.داستان این سریال که از روی کتابی به همین نام اقتباس شده و با الهام از واقعیت نوشته شده، مخصوص آنهایی است که عاشق مطالعه ی ماجراهای اسرارآمیز و تاریخی که راز و رمزهای مورمورکننده ی زیادی پیرامون آنها می چرخد هستند؛ یکی از همان ماجراهایی که ممکن است یک شب در حال گشت و گذار در گوشه های تاریک و نمور اینترنت بهش برخورید. یا یکی از آن ماجراهایی اسرارآمیزی که ممکن است یک شب در حالی که چند نفری وسط جنگل دور آتش جمع شده اید و به کبابی شدن سیب زمینی هایتان دقت می کنید بشنوید. این داستان های سربه مهر تاریخی همیشه برای من از هر چیزی ترسناک تر بوده است. به طوری که شاید ۱۵ تا فیلم ترسناک با بهترین کارگردانی ها تماشا کنم و هیچ وقت به آن وحشتی دچار نشوم که باعث می شود مدام پشت سرم را از ترسِ کسی که دستش را برای گرفتن شانه ام دراز می کند چک کنم. اما کافی است چند دقیقه از این داستان های خشنِ تاریخی را با بدترین کیفیت در یوتیوب تماشا کنم تا به مرز زهرترک شدن نزدیک شوم. همیشه پیش خودم فکر کرده ام که چرا چنین واکنشی به این جور داستان ها دارم و اگرچه هرکدام از آنها ممکن است ویژگی های تاثیرگذارِ منحصربه فرد خودشان را داشته باشند، ولی دو عنصر در همه ی آنها تکرار می شود: مرگ و ناشناختگی. وقتی دوتا از بزرگ ترین ترس های بشریت با هم ترکیب می شوند غیر از این هم انتظار نمی رود. مرگ از این جهت که اکثر این معماهای سر بسته با مرگ آغاز می شوند. مثلا عده ای اکتشافگر به طبیعتِ برفی روسیه قدم می گذارند و بعد جنازه های یخ زده ی آنها با جمجمه های شکسته یافت می شود. هیچکس زنده نمانده است. همه به طرز فجیحی مُرده اند و هیچ نکته ی خیالی و هالیوودی ای هم درباره شان وجود ندارد. هیچکس برخلاف تمام انتظارات بر تهدیدات دنیای اطرافش پیروز نشده است. تنها چیزی که مانده است زجرهای غیرقابل تصور منتهی به مرگ های دلخراش است. از آن بدتر اینکه معمولا مدارک سفت و سختی برای توضیح دادن این مرگ ها وجود ندارد. از یک طرف نیاز دیوانه وار انسان برای فراهم کردن جواب برای هر سوال و معما را داریم و از طرف دیگر عدم توانایی انسان برای فراهم کردن توضیحی برای بزرگ ترین وحشتش. تصادف این دو با یکدیگر به انفجاری اتمی منجر می شود که نقطه ی ثقلِ آرامش انسان را به هم می ریزد.«ترور» حاصل ازدواجِ شاهزاده ی مرگ و بانوی ناشناختگی است. اگر مرگ و ناشناختگی را گودالی در نظر بگیریم، تماشای «ترور» همچون پریدن به درونش برای دیدنِ انتهای آن است«ترور» حاصل ازدواجِ شاهزاده ی مرگ و بانوی ناشناختگی است. اگر مرگ و ناشناختگی را گودالی در نظر بگیریم، تماشای «ترور» همچون پریدن به درونش برای دیدنِ انتهای آن است. چیزی که در انتها گیرمان می آید اصلا زیبا نیست. می گویند هر کسی که به درون این گودال می پرد ممکن است قبل از آتش گرفتن و جزغاله شدن بر اثر نزدیک شدن به اعماق زمین، چیزهای زیادی ببیند. دیواره ی گودال برای او تبدیل به پرده ای می شود که تصاویری همچون سینماهای اولیه روی آن شلیک می شوند. می گویند یکی از تصاویری که دیدنش، آنها را قبل از مرگ به جنون می کشاند، تصویری از دو کشتی به یخ نشسته در برهوتی منجمد است. در سال ۱۸۴۵، دو کشتی سلطنتی بریتانیا به اسم های «اربوس» و «ترور» به رهبری کاپیتان سر جان فرانکلین برای اکتشاف در قطب شمال راهی یکی از بزرگ ترین ماموریت های نسل خود می شوند. هدف آنها پیدا کردن گذرگاه شمال غربی برای سرعت بخشیدن به داد و ستدهای تجاری از طریق کشتی است؛ ماموریتی که خیلی ها قبل از آنها در انجامش شکست خورده بودند و چیزی که می دانیم این است که آنها هم قرار است به شکست خورده های قبلی اضافه شوند. این اطلاعات جدیدی نیست. هرکسی که داستان این دو کشتی به گوشش خورده باشد، از سرنوشت شوم و مرگبارشان آگاه است. معمای اصلی که تاریخ دانان و تئوری پردازان را درباره ی این اکتشاف به فکر وا داشته این است که دقیقا چه اتفاقی برای آنها افتاده است. حقیقت این است که یکی از تنها مدارکی که از این ماموریت باقی مانده مربوط به نامه های کاپیتان فرانکلین می شود که داخل یک قوطی در جزیره ی پادشاه ویلیام یافت می شوند. در اولین نامه فرانکلین وضعیت ماموریت را عالی و طبق برنامه توصیف می کند. اما نامه ی بعدی که حدود چند ماه بعد از نامه ی اول نوشته شده، فاش می کند که کشتی ها در یخ گرفتار شده اند، فرانکلین به علاوه ی بیست و چهار نفر از خدمه مُرده اند و بازمانده ها در حال ترک کردن کشتی ها و پیاده روی روی یخ برای یافتن نشانه ای از زندگی در جهنم سفید قطب شمال هستند. خب، دقیقا بین نگارش این دو نامه چه اتفاقی افتاده که همه چیز را از حالت «عالی» به حالت «هرج و مرج و مرگ مطلق» تغییر داده است؟ خب، این دقیقا همان سوالی است که سریال سعی می کند با تکیه بر یافته ها و خیال پردازی جوابی برای آن جور کند؛ سعی می کند تا صفحات سفید تاریخ این اکتشاف را از حوادث جذابی که به سرنوشت مختوم این دو کشتی منجر شد پُر کند.«ترور» درباره ی تمام اتفاقات بدی است که یک سفر دریایی به قلب شمال در قرن نوزدهم را تهدید می کند. درباره ی اتفاق افتادن تک تک آنها. سایه ی سنگین مرگ در این سریال همچون هیولایی به وسعت آسمان است. از مرگ با یخ زدن و غرق شدن و سقوط کردن گرفته تا مرگ با خفه شدن، سوختن، بیماری، شکست روانی و حمله ی انسان و حیوان. اینجا با کامل ترین کلکسیون مرگ طرفیم. از آن بدتر اینکه اینجا زجر و درد پادشاهی می کنند. چه روانی و چه فیزیکی. «ترور» از این نظر خیلی یادآور اتمسفر شکنجه آور و ریتم داستانگویی آهسته اما پیوسته ی «سرگذشت ندیمه» است. «سرگذشت ندیمه» به عنوان سریالی درباره ی طیف گسترده ی تمام وحشت های زندگی زیر نظر یک حکومت گیلیادی به راحتی می تواند در فهرست ترسناک ترین سریال های تلویزیون قرار بگیرد. حالا تصور کنید اگر «سرگذشت ندیمه» به طور مستقیم در ژانر وحشت قرار می گرفت چه اتفاقی می افتاد؟ «ترور» اتفاق می افتاد. درست همان طور که «سرگذشت ندیمه» درباره ی لایه برداری و عمیق شدن در انواع و اقسام وحشت هایی است که شهروندان گیلیاد تحمل می کنند، وحشتِ «ترور» هم از کالبدشکافی تمام تهدیدات روانی و فیزیکی ای که خدمه ی این دو کشتی با آنها دست و پنجه نرم می کنند سرچشمه می گیرد. بنابراین در این سریال نباید دنبال ترس های پیش پاافتاده و بی مغزِ جامپ اسکرمحور باشید. هدف «ترور» این نیست که با یک جامپ اسکر برای چند ثانیه غافلگیرتان کند و بعد منتظر بمانید تا جامپ اسکر بعدی از راه برسد. «ترور» شهربازی نیست. «ترور» تونل وحشت نیست. «ترور» ترن هوایی نیست. «ترور» علاقه ای به سرگرم کردن و فراهم کردن لحظاتی لذت بخش برای شما از طریق ترس های بامزه ندارد. در عوض «ترور» می خواهد در حال تماشای آن با تمام سلول های بدنتان، زجر و درد را احساس کنید. «ترور» بیشتر از اینکه آن رفیق تان که از پشت دیوار جلوی رویتان می پرد و با قهقه زدن شوکه تان می کند باشد، مثل غرق مصنوعی در یک زیرزمین ناشناخته توسط یک مرد ناشناس می ماند. مثل دو دستِ حلقه شده به دور گلو می ماند که نه می کشد و نه رها می کند. کلاستروفوبیا در این سریال فرمانروایی می کند. «ترور» درباره ی این است که زندگی در لبه ی منجمد دنیا در حالی که باید سال ها به امید آب شدن یخ ها و باز شدن مسیر دندان روی جگر بگذاری و از شدت انزوا، دیوانه نشوی چگونه است؟ شاید اگر با هر سریال دیگری طرف بودیم، از مطرح کردن این سوالِ سخت پا پس می کشید و روی ترس های سریع تر و آشکارتر و خونین ترش سرمایه گذاری می کرد، ولی «ترور» با هوشمندی عکس این کار را انجام داده است. به طوری که چهار-پنج اپیزود ابتدایی سریال به طور انحصاری به روند آرام زندگی این آدم ها با بدتر شدن اوضاعشان در وسط ناکجا آباد می پردازد.این حرف ها به این معنی نیست که در این مدت اتفاق مهمی نمی افتد و باید صبر کنیم تا سریال به جاهای بهترش برسد. نه، هرکدام از اپیزودها یک ماموریت مرکزی دارند که کاراکترها برای زنده ماندن با آن سر و کله می زنند. وجود یک خط داستانی بلند با خرده پیرنگ هایی که این وسط پراکنده شده اند به ساختاری منجر شده که هم اجازه می دهد کاراکترهای پرتعداد سریال را بدون شتاب زدگی بشناسیم، هم همیشه یک بحرانِ درگیرکننده ی هفتگی داشته باشیم و هم دنیای سریال فرصتِ چندبُعدی و قابل لمس شدن پیدا می کند. هر سه از نکات طلایی موفقیت سریالی در این ژانر هستند. در سریالی که حول و حوش زجر کشیدن و حرکت آهسته اما متداوم کاراکترها به سوی مرگ می چرخد اهمیت دادن به آنها حرف اول و آخر را می زند. از این نظر «ترور» به جمع «بهتره با ساول تماس بگیری» (better call saul) و «آمریکایی ها» (the americans) به عنوان سریال هایی می پیوندد که اگرچه از سرانجام کاراکترهایش آگاه هستیم، ولی نبوغ نویسندگان این سریال ها این است که نه تنها آگاهی مخاطب از مقصدِ کاراکترها تحمل آن را آسان تر نمی کند، بلکه سخت تر می کند. در واقع اینکه پایانِ داستان از قبل برایمان اسپویل شده است، حکم یک نوع وحشتِ اضافه را دارد. مثلا در «آمریکایی ها» که درباره ی جاسوسان خفته ی روسی در خاک ایالات متحده در دوران جنگ سرد است، می دانیم که سرانجام داستان به فروپاشی شوروی و شکست آنها منجر می شود. بنابراین دنبال کردنِ شخصیت های اصلی سریال که برای پیروزی با شعار جنگ برای صلح دست به هر کار وحشتناکی می زنند، تماشای آنها را غم انگیزتر می کند؛ اینکه در پایان هیچ وسیله و بهانه ای برای توجیه کردن تمام تصمیماتِ بدت نداشته باشی ترسناک است. در «ترور» هم به محض اینکه عاشقِ کاراکترها شدید و با نگاه کردن به چهره ی افسرده و شانه های خمیده از خستگی شان آرزو می کردید کاش می توانستید آنها را در حال چرت زدن جلوی شومینه ی خانه شان ببینید، ناگهان به یاد می آورید که رویای بازگشت به خانه هیچ وقت برای هیچکدام از آنها اتفاق نخواهد افتاد.تصادفِ تمایلِ شما به نجات پیدا کردن آنها، آگاهی تان از عدم وجود نجات و ناتوانی تان از تغییر دادن سرنوشتشان به احساساتِ پرهیاهو و پریشانی منتهی می شود که ثانیه به ثانیه ی سریال را به یک کابوسِ آزاردهنده تبدیل می کند. نکته ی بعدی این است که خرده ماموریت های اپیزودیک این فرصت را فراهم می کند که تا نحوه ی نزدیک شدن کاراکترها به جنون و مرگ را درک کنیم. اوضاعِ خدمه ی کشتی های اربوس و ترور در طول یک شبانه روز به هرج و مرج کشیده نمی شود. مسئله این است که اکثر این اعضای این تیم اکتشافی برای سال ها سفرهای دریایی آموزش دیده اند. اکثرشان آدم های شجاعی با وحدت و همبستگی غبطه برانگیزی هستند که به محض اینکه به مشکل برمی خورند کنترل خودشان را از دست نمی دهند. بلکه سعی می کنند اوضاع را مدیریت کنند. تلاش آنها برای مبارزه با مشکلاتشان در اوج وحشتِ فلج کننده ای که احاطه شان کرده است یکی از همان چیزهایی است که حس احترامتان را نسبت به آنها برمی انگیزد. با اینکه اضطراب روی صورت همه ی افسران و ملوانان و کاپیتان ها به وضوح دیده می شود، اما آنها با قدرت پای انضباط نظامی شان ایستادگی می کنند. اگرچه وحدت و استقامت آنها برای از دست ندادن تمدن قابل تحسین است، ولی همزمان صحنه هایی مثل جایی که کاپیتان فرانکلین از تفنگدارانش می خواهد تا به موجودی که تهدیدشان می کند سلطه ی امپراتوری بریتانیا و اراده ی پروردگاری را که نگهدارش است آموزش بدهند، متوجه می شویم که آنها دقیقا متوجه شدت تهدید نشده اند؛ آنها دقیقا نمی دانند در چه هچلی گیر افتاده اند. اما فروپاشی این گروه نه در یک چشم به هم زدن، بلکه به طور قطره چکانی اتفاق می افتد.وحشت در «ترور» به اشکال مختلفی ظاهر می شود و همه ی آنها در ظاهر یک هیولای قاتلِ خون خوار نیست. بزرگ ترین وحشتِ سریال در اپیزودهای آغازین فضای کسل کننده و اضطراب بی وقفه ای است که روی مغزِ نحیف همه سنگینی می کند. «ترور» درباره ی این است که چگونه این فشار روانی آرام آرام آدم ها را به سوی از دست دادن عقلشان می برد که بدترین اتفاقی است که می تواند در زمانی که همه بیشتر از هر چیزی به همبستگی نیاز دارند بیافتد. آنها با اینکه تمام تلاششان را می کنند تا در مقابل هر چیزی که تهدیدشان می کند ایستادگی کنند، ولی بستنِ هر حفره به باز شدن یک حفره ی دیگر منجر می شود. شاید بهترین چیزی که برای توصیف حال و هوای «ترور» می توان پیدا کرد «بیگانه» ی ریدلی اسکات باشد. و اینکه خود ریدلی اسکات یکی از تهیه کننده های اجرایی این سریال است در شباهتِ عناصر این دو به یکدیگر تاثیرگذار بوده است. مثل آن فیلم، خدمه ی یک کشتی خودشان را در دنیای بی رحمی پیدا می کنند که کسی صدای فریادشان را نمی شنود. اگر خدمه ی نوسترومو در عمق دوردست فضا گرفتار شده بودند، تیم کاپیتان فرانکلین خودشان را وسط جهنمی پیدا کرده اند که شعله های سرما بی وقفه در حال زبانه کشیدن است و نزدیک ترین کمک به آنها با پای پیاده ماه ها یا حتی سال ها از آنها فاصله دارد. و البته اگر خدمه ی نوسترومو مجبور بودند با هیولایی به اسم زنومورف درگیر شوند که تا حالا افتخار آشنایی با آن را نداشتند، خدمه ی کاپیتان فرانکلین هم به تدریج توسط موجود ناشناخته ای که در میان برف و بوران، آنها را به فجیح ترین اشکال ممکن شکار می کند مورد هدف قرار می گیرند. درست همون طور که مبارزه با زنومورف غیرممکن به نظر می رسید، اینجا هم با هیولایی مواجه ایم که در یه چشم به زدن شکارهایش را می قاپد و فقط ردپایی از خون و دست و پاها و سرهای قطع شده از خودش به جا می گذارد. به این ترتیب ماموریتی که خیلی منظم و دقیق و حرفه ای شروع شده بود یواش یواش با فروپاشی روانی کاراکترها در برخورد با مرگی که آرام آرام آرواره هایش را به دور آنها می بندد به آشوب و درگیری بین خودی ها منجر می شود. از پوست های دستی که توسط برخورد با فلزهای یخ زده کنده می شوند تا جمع شدن آدم های وحشت زده دور میز در حالی که صدای زوزه ی باد از بیرون به گوش می رسد و گمانه زنی برای کشف ماهیت این هیولا. از بررسی موتور کشتی از طریق شیرجه زدن به درون دریا با لباس غواصی قرن نوزدهمی تا فوتبال بازی کردن خدمه روی برف و یخ زیر شفق سبز قطبی.بزرگ ترین وحشتِ سریال در اپیزودهای آغازین فضای کسل کننده و اضطراب بی وقفه ای است که روی مغزِ نحیف همه سنگینی می کنداگرچه در «ترور» خدمه برای زنده ماندن باید با گرسنگی و بیماری و هیولا و شورشِ خودی ها دست و پنجه نرم کنند، ولی مکان در این سریال بزرگ ترین تهدید است. مکان در آثارِ وحشت/بقا حرف اول را می زند. جایی که لازم نیست حتما یک دشمن مستقیم قصد جانتان را کرده باشد، چرا که همان مکانی که در آن قرار دارید خودش به تنهایی برای کشتن یا دیوانه کردنتان کافی است. از شهر سایلنت هیل از بازی های این مجموعه با مه غلیظ و فضای کابوس وارش تا گم شدن در راهروهای عمارت اسپنسر از بازی «رزیدنت ایول». از فضای کلاستروفوبیک غارهای فیلم «سقوط» (the descent) تا محدوده ی سرطانی ناشی از سقوط شهاب سنگ از فیلم «نابودی» (annihilation). مکان در همه ی این آثار مداوم ترین خطری است که چه از لحاظ روانی و چه از فیزیکی کاراکترها را تهدید می کند و مخاطب را آزار می دهد. گرفتار شدن دو کشتی وسط هزارتویی از کوه های یخی که گویی حاصل مشت های غول های زیر آب برای بیرون آمدن هستند ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - بسترهای قیام خالد اسلامبولی در برابر فرعون مصر  

درخواست حذف این مطلب
گروه بین الملل برهان/ محمد رادمرد؛ در اکتبر سال 1981م. اتفاقی در قاهره ی مصر افتاد که جهان را تکان داد. فرعون مصر به دست یک جوان انقلابی عضو گروه «الجهاد» ترور شد. اگرچه مرگ «انور سادات» نیز نتوانست ساختار حاکمیتی را که از عدم مشروعیت و مقبولیت در میان مردم مصر رنج می برد، درمان نماید، اما توانست عمق اعتراض جامعه را به سیاست های حاکمین این کشور که بر مبنای قیام افسران جوان در سال 1952م. ایجاد شده بود، نشان دهد. آنچه مقاله ی حاضر به دنبال واکاوی آن است، دلایل فوران این اعتراض است.چه مسایلی در جامعه و سیاست مصر در حال وقوع بود که «خالد اسلامبولی» را وادار نمود که طی یک حرکت برنامه ریزی شده با یاران خود در گروه الجهاد، اقدام به ترور رییس حکومت بکند؟ به عبارتی علمی تر، بسترها و زمینه های قیام خالد اسلامبولی و گروه الجهاد چه بود؟ بر این اساس این مقاله پس از نگاهی گذرا و کوتاه به دفاعیات خالد اسلامبولی، سه دلیل را به عنوان علل عمده ی قیام او و یارانش بر می شمرد. غرب گرایی، ضدیت با اسلام و توافق با اسراییل آن سه دلیل عمده اند. ناگفته پیداست که میان سه دلیل ذکر شده، حلقه های اتصالی وجود دارد که آن ها را از یک دیگر تفکیک ناپذیر می سازد. اما مقاله ی حاضر برای واکاوی بیش تر و بهتر موضوع، استدلال های خود را در این چارچوب خرد نموده و به تحلیل آن می پردازد.دستگیری و دفاعیات خالد اسلامبولیبه دنبال ترور انور سادات، ستون های حکومت مصر به لرزه افتاد. حکومتی که در ابتدا مبهوت مانده بود، برای نشان دادن زهر چشم خود بیش از سه هزار نفر را دستگیر و روانه ی زندان نمود.[1] خالد اسلامبولی که پس از ترور دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفته بود، در دادگاه مسایلی را مطرح نمود که به جرأت می توان گفت درد دل مردم مصر بود. او به نکاتی اشاره نمود که اگر به آن ها با دقت نگاه کنیم، می توانیم سه عامل یاد شده را در بطن آن ها دریابیم.'خالد اسلامبولی در میان سخنان خود به فساد در ایمان و عقیده ی سران انقلاب فرمایشی(قیام افسران آزاد 1952م.)، وابستگی در سیاست خارجی، شکست اقتصادی، کشتار فرزندان اسلام، از جمله متفکر بزرگ اسلام «سید قطب»، امضای قرارداد با دشمن غدار اسلام، اسراییل اشاره نمود.[2] او هر یک از موارد مطرح شده را در وقت مختصر و محدود خود تشریح نمود. خالد اگرچه نتوانست رژیم حاکم بر مصر را به تفکر درباره ی عملکرد خود وا دارد، اما به جهانیان اثبات نمود آنچه از سوی حاکمیت مصر تبدیل به سیاست می شود و در عرصه ی سیاست داخلی و خارجی بازخورد می یابد، بسیار با اندیشه و تفکر مردم مصر متفاوت است. با وقایع اخیر مصر و پیروزی بیداری اسلامی و بازگشت اسلام به صحنه ی اجتماع و سیاست، مردم این کشور حلقه ی مفقودی را که سال ها پیش از آن، خالد آن ها را مورد تأکید قرار داده بود، باز یافتند. بر این اساس در ادامه این مطلب به کالبد شکافی عواملی که به ترور انور سادات انجامید، می پردازیم.بسترهای ترور انور سادات:1. سیاست های ضد اسلام گرایانه ی رژیم مصردر سال 1952م. «ملک فاروق» که از نوادگان «محمد علی پاشا» بود، بر کشور مصر حکم می راند. عدم مشروعیت حکومت او در میان مردم باعث گردید تا زمینه برای کودتا بر ضد وی فراهم شود. این گونه بود که تعدادی از افسران جوان که مغز متفکر آن ها «جمال عبدالناصر» بود، بر ضد رژیم سلطنتی مصر قیام نمودند و آن را سرنگون ساختند و ژنرال «نجیب» را به قدرت رساندند.[3] اما انقلاب مصر نیز مانند بسیاری از جنبش ها و قیام های دیگر به تدریج مسیر انحرافی را در پیش گرفت و به دیکتاتوری یک فرد تبدیل شد. قیام افسران آزاد که در سال 1952م. از یک ایدئولوژی محافظه کارانه برخوردار بود، رویکرد انقلابی نداشت. اگرچه قیام آن ها از پشتیبانی هیچ منبع ایدئولوژیک برخوردار نبود اما به تدریج به سمت ناسیونالیسم انقلابی گرایش پیدا کرد. در حالی که افسران در ابتدا گرایش ها و تمایل های مذهبی هر چند کمی داشتند و با گروه های اسلامی در تعامل و ارتباط بودند، اما با کنار رفتن ژنرال نجیب از رأس قدرت و به قدرت رسیدن ناصر، مفاهیمی چون پان عربیسم، سوسیالیسم و پوپولیسم به عنوان رویکرد جدید رژیم ناصر مورد استفاده قرار گرفت.[4]ناصر فراموش نموده بود که مصر کشوری اسلامی است که تا پیش از این در زیر لوای امپراطوری عثمانی و خلفای آن به سر می برده است، اما کاریزمای او در میان مردم مصر، بروز واقعیت ها را مدتی به تأخیر انداخت. کاریزمایی که ناشی از پوپولیسم و فریب مردم بود. همان گونه که پس از شکست از اسراییل در سال 1967م. به شکل نمادین از قدرت کناره گرفت و سرانجام بنا به حضور مردم در خیابان ها به قدرت بازگشت. این کاریزما باعث گردید تا وی به تدریج به شکلی لجام گسیخته و مستبدانه افسار قدرت را به سمت یک دیکتاتوری تمام عیار سوق دهد.این گونه بود که در سال 1954م. به دنبال نمایش ترور نافرجام وی که از سوی خود او ترتیب داده شده بود، دولت به سراغ گروه های مذهبی و به طور خاص «اخوان المسلمین» رفت. ناصر از پتانسیل مذهبی مردم مصر آگاه بود و از قدرت مذهب احساس خطر می نمود. به همین دلیل در برخورد با اخوان المسلمین چاره ای جز سرکوب نداشت. بنا بر این فرصت ضربه ی کاری به اخوان المسلمین فراهم شد «در 9 دسامبر، 6 تن از اعضای رهبری اخوان، بالای چوبه ی دار رفتند و هزاران تن از آنان دستگیر، گشته و جمعیت به طور کامل متلاشی گردید.»[5]پس از ناصر، سادات به قدرت رسید. او در ابتدا تلاش نمود تا در برخورد با نیروهای اسلام گرا بر خلاف سلف خود، عمل نماید. در واقع آنچه سادات در ذهن داشت، بهره برداری سیاسی از حرکت های اسلامی در جهت تثبیت خود و حکومتش بود. او دولت خود را دولت علم و ایمان لقب داد و با این شعار تلاش نمود تا هم چون دوران امپراطوری عثمانی، خود را خلیفه ی مؤمنین(!) نشان دهد. اما آنچه او از گرایش به مذهبیون و تظاهر به دین داری در ذهن داشت، این بود که با کمک احزاب اسلامی تلاش کند تا بر جریان های حامی عبدالناصر و گروه های چپ که در مصر پس از ناصر هم چنان نیرومند بودند، چیره شود. سادات می خواست با سرکوب و منزوی نمودن این گروه ها، ارکان قدرت خویش را محکم تر نماید. به همین دلیل بود که اعضای زندانی اخوان المسلمین و جنبش های اسلامی دیگر هم چون «جماعت»، «تکفیر» و طرفداران «سید قطب» و ... را از بند رها نمود و آنان را بار دیگر به عرصه ی سیاسی باز گرداند.[6]انقلاب مصر نیز مانند بسیاری از جنبش ها و قیام های دیگر به تدریج مسیر انحرافی را در پیش گرفت و به دیکتاتوری یک فرد تبدیل شد. قیام افسران آزاد که در سال 1952م. از یک ایدئولوژی محافظه کارانه برخوردار بود، رویکرد انقلابی نداشت. اگرچه قیام آن ها از پشتیبانی هیچ منبع ایدئولوژیک برخوردار نبود اما به تدریج به سمت ناسیونالیسم انقلابی گرایش پیدا کرد.اما این سیاست دوام چندانی نداشت. زمانی که از یک سو او به اهداف خود رسید و از سوی دیگر موج اسلام گرایی دوباره در مصر هویدا شد، انور سادات به سرکوب اسلام گرایان پرداخت. در واقع آنچه بیش از همه سادات را ترساند، مهم ترین تحولی بود که آن زمان در منطقه ی خاورمیانه روی داده بود: «انقلاب اسلامی ایران» با پیروزی انقلابی با رنگ و بوی اسلامی در ایران که آمریکایی ها از آن به عنوان جزیره ی ثبات و ژاندارم منطقه یاد می نمودند، سادات که تا این زمان با گروه های اسلام گرا با مدارا برخورد می نمود، سیاست چماق و هویج را در برابر آنان در پیش گرفت. او از طرفی تلاش می نمود تا در برابر دین مردم ایستادگی نکند و در این راستا شریعت را به عنوان یکی از ارکان قانون گذاری در اجتماع مورد استفاده قرار داد و از سوی دیگر تلاش می نمود تا گروه های سیاسی اسلام گرا را سرکوب کند. سیاستی که تناقض از درون آن می بارید. در راستای همین سیاست سرکوب بود که او اقدام به تأسیس یک سازمان اطلاعاتی در مصر نمود. سازمانی که زیر نظر «ریچارد هلمز» آمریکایی در مصر تشکیل شده بود. [7] گویا آمریکایی ها در هراس بودند که مبادا سرنوشت مصر نیز هم چون ایران شود. اما ترور انور سادات بیانگر خشم مردم مسلمان مصر در برابر سیاست های ضد اسلامی او و سلفش در این کشور بود.2. غرب گراییاز آن جا که حکومت سلطنتی مصر حکومتی زیر نظر استعمارگران انگلیسی بود، با قیام افسران جوان به طور طبیعی حکومت جد ...

ادامه مطلب  

جنایات داعش: روز شمار ۸۳ جنایت داعش در سراسر جهان  

درخواست حذف این مطلب
جنایات داعش تاکنون جان قربانیان زیادی را در اقصی نقاط دنیا گرفته است و دنیا را ناامن تر کرده است. این گروه تروریستی که از مزدوران چند ملیتی تشکیل شده است از بطن گروهک تروریستی القاعده بر پایه ی تاسیس حکومت اسلامی جهادی بر اساس برداشت ناصواب از تعلیمات جهاد و شهادت اسلامی متولد شد. جنایات داعش نه تنها از کشورهای همسایه مثل ایران، سوریه و عرق قربانی گرفته است بلکه تمام کشورها شامل آمریکا، بریتانیا ، آلمان ، فرانسه،… و مانند این ها را هدف قرار می دهد. در این نوشتار فهرست مهم ترین جنایات داعش که تا کنون ثبت شده است آمده است.تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۱۳جنایات داعش تاکنون جان قربانیان زیادی را در اقصی نقاط دنیا گرفته است و دنیا را ناامن تر کرده است. این گروه تروریستی که از مزدوران چند ملیتی تشکیل شده است از بطن گروهک تروریستی القاعده بر پایه ی تاسیس حکومت اسلامی جهادی بر اساس برداشت ناصواب از تعلیمات جهاد و شهادت اسلامی متولد شد. جنایات داعش نه تنها از کشورهای همسایه مثل ایران، سوریه و عرق قربانی گرفته است بلکه تمام کشورها شامل آمریکا، بریتانیا ، آلمان ، فرانسه،… و مانند این ها را هدف قرار می دهد. در این نوشتار فهرست مهم ترین جنایات داعش که تا کنون ثبت شده است آمده است. ۱. اشغال شهر فلوچه: ژانویه ی ۲۰۱۴ (دی ۱۳۹۲) داعش کنترل شهر فلوجه را به دست می گیرد. ۲. ربودن کودکان سوری: مه ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳) به گزارش گروه نظارت دیده بان حقوق بشر سوریه واقع در لندن، داعش بیش از ۱۴۰ پسر مدرسه ای کُرد را در سوریه ربود، و آن ها را مجبور فراگیری الهیات اسلامی افراطی نمود. ۳. تصرف بصره: ۹ و ۱۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۱۹ و ۲۰ خرداد ۱۳۹۳) در فاصله ی یک شب، از دوشنبه شب تا روز سه شنبه، تروریست های داعش فرودگاه، ایستگاه های تلویزیونی و دفتر فرمانداری موصل را به تصرف درآوردند. داعش حدود ۱۰۰۰ زندانی را از زندان ها آزاد کرد. ۴. تصرف و کنترل موصل و تکریت: ۱۰ و ۱۱ ژوئن، ۲۰۱۴ (۲۰ و ۲۱ خرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل موصل و تکریت را به دست گرفت. ۵. آواره کرده عراقی ها: ۲۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۳۰ خرداد ۱۳۹۳) سازمان ملل متحد اعلام کرد بیش از یک میلیون عراقی آواره شده اند. ۶. تصرف القائم : ۲۱ ژوئن، ۲۰۱۴ (۳۱ خرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل شهر القائم – در نزدیکی مرز با سوریه – و هم چنین سه شهر دیگر عراق را به دست گرفت. ۷. تاسیس دولت اسلامی عراق و شام( داعش) : ۲۹ ژوئن، ۲۰۱۴ (۸ تیر ۱۳۹۳) داعش پیدایش خلافتی (دولت اسلامی) را اعلام می کند که همه ی مرزهای رسمی را از بین می برد، و البغدادی را به عنوان ولی خود خوانده ی حدود یک و نیم میلیارد مسلمان جهان معرفی می کند. هم چنین این گروه تغییر نام خود را به دولت اسلامی (is) اعلام می کند. ۸. افزایش آمار آورگان عراقی: ۳۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۹ تیر ۱۳۹۳) سازمان ملل اعلام می کند حدود ۱ میلیون و دویست هزار عراقی مجبور به ترک خانه های شان شده اند. ۹. حمله به سوریه و انفجار آرامگاه یونس نبی: جولای ۲۰۱۴ (مرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل بزرگ ترین میدان نفتی سوریه را به دست گرفت و یک میدان گازی را در استان حمص تصاحب کرد، به تجهیزات آن جا یورش برد و ده ها کارگر را به قتل رساند. آنان گستره ی ۱۴۵ کیلومتری از شهرهای سوریه را به اشغال خود درآوردند؛ از دیرالزور تا مرز عراق. آن ها آرامگاه یونس نبی را در موصل منفجر کردند؛ قدمت این مکان مقدس به قرن هشتم پیش از میلاد باز می گشت. ۱۰. حمله به شنگال و قتل عام ایزدیان: ۶ آگوست، ۲۰۱۴ (۱۵ مرداد ۱۳۹۳) تروریست های داعش به شهر شنگال در شمال عراق حمله کردند؛ این شهر موطن گروه اقلیت مذهبی به نام ایزدی ها است. به گفته ی یکی از نمایندگان قانونگذار ایزدی، متعاقب این حمله ۵۰۰ مرد کشته شدند، ۷۰ کودک از تشنگی مردند و زنان نیز برای بردگی به فروش رسیدند. بیش از ۳۰،۰۰۰ خانواده در کوه های شنگال گیر افتادند. ۱۱. سر بریدن جیمز فولی: ۱۹ آگوست، ۲۰۱۴ (۲۸ مرداد ۱۳۹۳) در یوتیوب ویدئویی ارسال شد که در آن، خبرنگار آمریکایی، جیمز فولی، که از ۲۰۱۲ در سوریه ناپدید شده بود،توسط تروریست های داعش سر بریده شد. سپس این تروریست ها تهدید کردند خبرنگار دیگر آمریکایی (قاعدتا استیون ساتلاف) را که در بند آن ها است، به قتل خواهند رساند. ۱۲. سربریدن استیون ساتلاف: ۲ سپتامبر، ۲۰۱۴ (۱۱ شهریور ۱۳۹۳) داعش ویدئوی دیگری را منتشر کرد که صحنه ی سر بریدن خبرنگار آمریکایی، استیون ساتلاف، را به نمایش می گذاشت. جلادی که سر ساتلاف را از تن جدا کرد، آشکارا با لهجه ی بریتانیایی مشابه ی مردی صحبت می کرد که ظاهرا پیش تر فولی را به قتل رسانده بود. ۱۳. اعدام امدادگر بریتانیایی دیوید هینس: ۱۳ سپتامبر، ۲۰۱۴ (۲۲ شهریور ۱۳۹۳) تروریست های داعش در وب سایتی مرتبط با این کار ویدئویی ارسال کردند که در آن، اعدام یک امدادگر بریتانیای به نام دیوید هینس را آشکاری نشان می داد. وی سومین اسیر غربی بود که در ظرف یک ماه به دست این گروه افراط گرای اسلامی به قتل رسانده شد. در پایان این ویدئو، یک اسیر بریتانیای دیگر به نام آلن هنینگ را نشان دادند که وی را نیز آشکارا به قتل تهدید می کردند. ۱۴. سر بریدن آلن هینینگ: ۳ اکتبر، ۲۰۱۴ (۱۱ مهر ۱۳۹۳) داعش ویدئویی دیگر منتشر کرد که در آن، سر بریده شدن گروگان بریتانیایی، آلن هینینگ، را به طور آشکار نشان می داد. در همان ویدئو، این گروه تهدید کرد یک امدادگر آمریکایی را به نام پیتر کسیگ که به عبدالرحمن کاسیگ نیز مشهور بود به قتل خواهند رساند. ۱۵. قتل عام قبلیه ی البونمر: ۳ نوامبر، ۲۰۱۴ (۱۲ آبان ۱۳۹۳)دولت عراق اعلام کرد تروریست های داعش ۳۲۲ نفر از اعضای قبیله ی البونمر را به طور دسته جمعی اعدام کردند. ۱۶. بریدن سر پیتر گاسیک: ۱۶ نوامبر، ۲۰۱۴ (۲۵ آبان ۱۳۹۳) تروریست های داعش با انتشار ویدئویی در اینترنت ادعا کردند گروگان آمریکایی، پیتر کاسیگ، را سر بریده اند. پیتر کاسیگ که به عبدالرحمن کاسینگ نیز مشهور است، پنجمین اسیر غربی بود که داعش طی پیام های ویدئویی مدعی شد سرشان را بریده است. ۱۷. حمله به شارلی ابدو: ۷ ژانویه، ۲۰۱۵ (۱۷ دی ۱۳۹۳) ۲ فرد مسلح به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در پاریس حمله کردند. در این تیراندازی ۱۲ نفر کشته و ۱۰ نفر زخمی شدند. این حمله در پاسخ به کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام توسط مجله ی طنز شارلی ابدو صورت گرفت. ۱۸. باج خواهی از دولت ژاپن: ۲۰ ژانویه، ۲۰۱۵ (۳۰ دی ۱۳۹۳) داعش در ازای حفظ جان دو گروگان ژاپنی به نام های کنجی گوتو و هارونا یوکاوا از کشور ژاپن ۲۰۰ میلیون دلار پول طلب کرد. ۱۹. نمایش سر بریده هارونا یوکاوا در دست کنجی گوتو: ۲۴ ژانویه، ۲۰۱۵ (۴ بهمن ۱۳۹۳) یکی از طرفداران داعش به صورت آنلاین (برخط) ویدئویی ارسال کرد که در آن کنجی گوتو (یکی از گروگان های ژاپنی) را نشان می داد که عکسی از بدن و سر بریده شده ی هارونا یوکاوا را به دست داشت. این ویدئو حاوی درخواستی برای آزادی ساجده الریشاوی، زنی اردنی و مظنون به انجام اعمال تروریستی، در ازای کنجی گوتو بود. ۲۰. بریدن سر کنجی گوتو: ۳۱ ژانویه، ۲۰۱۵ (۱۱ بهمن ۱۳۹۳) داعش ویدئویی در اینترنت منتشر کرد که در آن جسد سر بریده شده ی کنجی گوتو، خبرنگار ژاپنی، را نشان می داد. ۲۱. زنده سوزانی معاذالکساسه: ۳ فوریه، ۲۰۱۵ (۱۴ بهمن ۱۳۹۳) طرفداران داعش عکس ها و ویدئوهایی را در اینترنت منتشر کردند که در آن ها به صورت آشکار نشان می داد معاذ الکساسبه، خلبان نیروی هوایی ارتش اردن، زنده زنده در قفس به آتش کشیده شد. ۲۲. کشته شدن کایلا مولر: ۶ فوریه، ۲۰۱۵ (۱۷ بهمن ۱۳۹۳) داعش در یک پست اینترنتی مدعی شد حملات هوایی اردن باعث مرگ گروگان آمریکایی، کایلا مولر شده است. این پست حاوی عکسی بود که ساختمان فرو ریخته ای را نشان می داد که به ادعای داعش کایلا مولر زیر آن مدفون شده بود. هیچ شاهد و مدرکی درباره ی مرگ این دختر جوان آمریکایی وجود نداشت. ۲۳. سربریدن مسیحیان مصری: ۱۵ فوریه، ۲۰۱۵ (۲۶ بهمن ۱۳۹۳) داعش بار دیگر ویدئویی منتشر کرد که در آن تروریست ها سر ۲۱ مسیحی مصری را در سواحل لیبی بریده بودند. فردای آن روز، طی یک عمل انتقامی هواپیماهای جنگی مصر چند حمله ی هوایی علیه اهداف داعش در لیبی ترتیب دادند. ۲۴. اسارت گرفتن پیشمرگان کرد: ۲۲ فوریه، ۲۰۱۵ (۳ اسفند ۱۳۹۳) داعش ویدئویی منتشر کرد که در آن دست کم ۲۱ مبارز پیشمرگ کُرد را نشان می داد که داخل قفس در حال عبور از خیابان های عراق بودند. آخرین صحنه های ویدئو این اسیرها را زنده نشان می داد. ۲۵. کشتن مردی هم جنس گرا در رقه: ۴ مارس، ۲۰۱۵ (۱۳ اسفند ۱۳۹۳) داعش تصویری از مردی را منتشر کرد که از ساختمانی در شهر رقه سوریه به پایین انداخته شده است. این یکی از دست کم ده ها موردی بود که در آن، داعش مردی را به اتهام هم جنس گرایی به قتل می رساند. ۲۶. حمله ی موشکی به ستاد ارتش عراق: ۱۲ مارس، ۲۰۱۵ (۲۱ اسفند ۱۳۹۳) فردی که به عنوان سخنگوی داعش شناسایی شد، در یک پیام صوتی ادعا کرد، خلافت داعش تا غرب آفریقا گسترش یافته است و رهبر گروه داعش ، ابوبکر البغدادی، پیمان وفاداری بوکوحرام را پذیرفته است. در همین روز، نیروهای عراقی بیش تر بخش های تکریت را از داعش پس گرفت، و داعش ستاد ارتش عراق را در شمال رمادی منفجر کرد، و دست کم ۴۰ سرباز عراقی را از بین برد. ۲۷. جمله به موزه باردو در تونس: ۱۸ مارس، ۲۰۱۵ (۲۷ اسفند ۱۳۹۳) دو مرد مسلح ناشناس با حمله به موزه ملی باردو در پایتخت کشور تونس، اقدام به گروگان گیری کردند. مجموع تلفات این حمله به ۲۳ تن رسید. ۲۸. سربریدن زندانیان: ۱۹ آوریل، ۲۰۱۵ (۳۰ فروردین ۱۳۹۴) بازوی رسانه ای شبکه ی تروریست های داعشی ویدئویی را منتشر کردند که در آن عمال داعش دو گروه از زندانیان را شامل ۳۰ شهروند اتیوپیایی در نقاط مختلف لیبی سر می برند. ۲۹. تصرف رمادی: ۱۷ می، ۲۰۱۵ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴) پس از عقب نشینی نیروهای امنیتی دولت عراق از یک پایگاه نظامی در رمادی، بزرگ ترین شهر در غرب عراق، داعش کنترل این شهر را به دست گرفت. ۳۰. به دست گرفتن کنترل پالمیرا: ۲۱ می، ۲۰۱۵ (۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴) داعش کنترل شهر پالمیرا، شهری ۲۰۰۰ ساله ای در بیابان سوریه، را به دست گرفت. به گزارش دیده بان حقوق بشر سوریه، این شهر آخرین منطقه ی مرزی میان سوریه و عراق تحت کنترل ارتش سوریه بود. ۳۱. انفجار در مسجد امام علی القدیح: ۲۲ می، ۲۰۱۵ (۱ خرداد ۱۳۹۴)مسجد امام علی در شهرک شیعه نشین القدیح از توابع استان قطیف عربستان سعودی در هنگام نماز جمعه منفجر شد. این انفجار منجر به کشته شدن ۲۲ تن و زخمی شدن ۱۰۲ تن دیگر شد. ۳۲. حمله به مقر فرماندهی شبه نظامیان شیعه در عراق: ۱۴ ژوئن، ۲۰۱۵ (۲۴ خرداد ۱۳۹۴) طبق گزارش ها، یک نوجوان بریتانیایی به نام طلحه اسمال، به همراهی سه بمب گذار انتحاری دیگر به مقر فرماندهی گروه شبه نظامی شیعه در عراق حمله کردند و دست کم ۱۱ نفر را کشتند. پیش از این عملیات انتحاری، داعش عکس هایی را از اسمال ۱۷ ساله در کنار پرچم سیاه داعش در شبکه های اجتماعی منتشر کرد. به گزارش بی بی سی، اسمال در ماه مارس آن سال، لندن را به قصد پیوستن به این گروه اسلامی بنیادگرا ترک کرده بود. ۳۳. انهدام دو مکان مقدس در پالمیرا: ۲۴ ژوئن، ۲۰۱۵ (۳ تیر ۱۳۹۴)دولت سوریه گزارش داد تروریست های داعشی دو مکان مقدس مسلمانان را در پالمیرا نابود کرده است. این گروه به حرم و آرامگاه ۵۰۰ ساله ای حمله کرد که گفته می شود نوه ی پسرعموی پیامبر اسلام در آن مدفون بوده است. ۳۴. حملات در تونس و کویت: ۲۶ ژوئن، ۲۰۱۵ (۵ تیر ۱۳۹۴)یک مرد مسلح دست کم ۳۸ نفر را در یک هتل ساحلی در تونس به قتل رساند، و یک بمب نیز در مسجدی در کویت باعث مرگ دست کم ۲۷ نفر شد. داعش مسئولیت این حملات را به عهده گرفت. ۳۵. حمله به نقاط نظامی مصر: ۱ جولای، ۲۰۱۵ (۱۰ تیر ۱۳۹۴) داعش به صورت هم زمان حملاتی را در پنج نقطه ی نظامی کشور مصر آغاز کرد؛ طبق گزارش ها ۱۷ سرباز مصری کشته و ۳۰ نفر دیگر زخمی شدند. به گفته ی ارتش مصر، ۱۰۰ نفر از تروریست ها نیز در این درگیری از بین رفتند. ۳۶. اعدام اسرای پالمیرا: ۴ جولای، ۲۰۱۵ (۱۳ تیر ۱۳۹۴) دیده بان حقوق بشر سوریه گزارش داد، ویدئویی به دست اش رسیده است که نشان می دهد تروریست های داعشی ۲۵ اسیر را در شهر پالمیرای سوریه اعدام کردند. ۳۷. انفجار کامیون در خان بنی سعد: ۱۷ جولای، ۲۰۱۵ (۲۶ تیر ۱۳۹۴) هم زمان با برگزاری جشن عید فطر توسط شهروندان عراقی، داعش با انفجار یک کامیون یخ در بازار شلوغی در شهر خان بنی سعد، دست کم ۱۲۹ نفر را کشته و دست کم ۱۴۰ نفر دیگر را زخمی کرد. ۳۸. انفجار بمب در مرکز فرهنگی آمارا در ترکیه: ۲۰ جولای، ۲۰۱۵ (۲۹ تیر ۱۳۹۴)محوطه ی مرکز فرهنگی آمارا در منطقه سوروچ در استان شانلی اورفه ترکیه هدف بمب گذاری قرار گرفت. تلفات این بمب گذاری ۳۲ کشته و بیش از ۱۰۴ زخمی اعلام گردید. ۳۹. انهدام آثار باستانی پالمیرا: آگوست ۲۰۱۵ (مرداد ۱۳۹۴) داعش آثار باستانی موجود در شهر تاریخ پالمیرای سوریه را نابود کرد، از جمله این آثار باستانی می توان به معبد ۲۰۰۰ ساله ی بعل شمین اشاره کرد. یونسکو، سازمان فرهنگی ملل متحد، تخریب این معبد را یک ” جنایت جنگی ” خواند. ۴۰. انفجار انتحاری در ایستگاه مرکزی آنکارا: ۱۰ اکتبر، ۲۰۱۵ (۱۸ مهر ۱۳۹۴) دو بمب گذار انتحاری در میان راهپیمایان (صلح برای دموکراسی) در مقابل ایستگاه مرکزی راه آهن آنکارا خود را منفجر کردند. تعداد کشته شدگان این حادثه حدود ۱۰۲ نفر عنوان شد. ۴۱. انفجار بمب های انتخاری در بیروت: ۱۲ نوامبر، ۲۰۱۵ (۲۱ آبان ۱۳۹۴) دو بمب انتحاری در منطقه ی برج البراجنه در جنوب بیروت منفجر شد، و بیش از ۴۰ کشته و صدها زخمی به جای گذاشت. داعش مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت و اعلام کرد، مهاجمان دو روز قبل از حادثه، از سوریه به لبنان آمده بودند. ۴۲. بمب گذاری انتحا ...

ادامه مطلب  

پایانِ داعش| خلافت خودخوانده؛ از خطبه موصل تا شکست بوکمال  

درخواست حذف این مطلب
عمر خلافت اسلامی خودخوانده داعش به پایان رسیده است، اما سوال اینجاست که داعش از کجا و چگونه متولد شد و چگونه به پایان راه رسید.به گزارش صدخبرعمر گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (isis) یا همان "داعش" به پایان رسید. دولتی که خود را گروهی جهادی و اسلامی معرفی می کرد که به دنبال ایجاد یک حکومت و دولت چندملیتی اسلامی مبتنی بر شریعت بود. این گروه، انشعاب و باقی مانده از القاعده عراق بود که طی حمله آمریکا برای سرنگونی صدام به عراق پدید آمده بود.در ذیل می توانید، نحوه شکل گیری، فرماندهان داعش، اقدامات و مناطق تحت تصرف، چگونگی آغاز شکست ها، کمک ایران به دولت های عراق و سوریه و سرانجام نابودی داعش را به تفکیک بخوانید.بیشتر بخوانیدختم داعش با مُهر سلیمانی + عکس و فیلمپایانِ داعش| جای شهدا خالی + عکسروایت خواندنی از اشغال الرمادی بیخ گوش پایگاه هوایی آمریکا1-سال 2004: اولین هسته های گروه موسوم به دولت اسلامی عراق به رهبری فرمانده القاعده در این کشور، تشکیل می شود و سپس در همین سال، ابومصعب الزرقاوی، تشکیل القاعده عراق را اعلام می کند. هسته های اولیه القاعده در عراق را، گروه تروریستی موسوم به توحید و جهاد شکل دادند. (پایین تر به تفصیل بخوانید)2. سال 2006: شاخه القاعده در عراق ضمن اتحاد با چند گروه تکفیری دیگر، مجلس شورای مجاهدین را تشکیل می دهد. ابومصعب الزرقاوی کشته شده و ابوحمزه المهاجر (ابوایوب المصری) رهبر جدید القاعده در عراق می شود. در اکتبر همین سال مجلس شورا به همراه چند گروه مسلح و تروریست دیگر گروه موسوم به «دولت اسلامی عراق» را تشکیل داده و ابوعمر البغدادی را به عنوان سرکرده خود تعیین می کنند. (پایین تر به تفصیل بخوانید)3. سال 2010: آوریل 2010 ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر دو رهبر گروه موسوه به دولت اسلامی عراق کشته می شوند. مدتی بعد سران این گروه، ابوبکر البغدادی را به عنوان سرکرده جدید خود تعیین می کنند. در آن مقطع ابوبکر البغدادی فرد چندان شناخته شده ای نبود. برخی اسناد منتشر شده نشان می دهد که او زندانی آمریکایی ها بوده است و پس از مرگ رهبران القاعده عراق به طور مشکوکی آزاد شده و بلافاصله رهبر جدید گروه تروریستی دولت اسلامی عراق می شود. (پایین تر به تفصیل بخوانید)4.سال 2011: آشوب داخلی در سوریه آغاز می شود. این آشوب ها، میدان مناسبی برای رشد القاعده و حضور نیروهای تحت امر ابوبکر البغدادی در سوریه را فراهم کرد. جبهه النصره نیز به عنوان یکی از اولین گروه های معاند نظام سوریه اعلام موجودیت کرد و فاز اعتراضات مردمی را به فاز نظامی تغییر داد. با آغاز آشوب های داخلی سوریه، جمهوری اسلامی ایران برای کمک مستشاری به دولت قانونی این کشور، تعدادی از افسران خود را راهی سوریه کرد.(پایین تر به تفصیل بخوانید)5. سال 2013: آوریل 2013 ابوبکر البغدادی سرکرده "دولت اسلامی در عراق" در پیامی صوتی ادغام "جبهه النصره" و "دولت اسلامی در عراق" را اعلام کرد و بدین ترتیب گروه "دولت اسلامی عراق و شام" یا همان islamic state of iraq and levant شکل گرفت. داعش شهر رقه را که پیش از این در تصرف معاندان دولت سوریه بود، پایتخت رسمی خود اعلام کرد. از آن زمان تحولات به سرعت پیش رفت و همزمان با اقدام نظامی در سوریه، داعش به مناطق وسیعی از عراق نیز حمله کرد. (پایین تر به تفصیل بخوانید)6. سال 2014: مهمترین موفقیت داعش در این سال تصرف موصل و تکریت دو شهر مهم عراق بود. آنها در ماه های بعد نیز پیشروی های زیادی داشته و تا یک سال بعد حدود حدود نیمی از خاک سوریه و بخش های شمال غربی عراق را به تصرف خود گرفتند. داعش پس از این پیروزی ها، ابوبکر بغدادی را "خلیفه یا رهبر همه مسلمانان جهان" خواند و با تغییر نام خود به "دولت اسلامی" نشان داد در رویای تسلط بر قاره هاست. تشکیل حشدالشعبی براساس فتوای آیت الله سیستانی و حمایت های جمهوری اسلامی ایران، روند جنگ با داعش را تغییر داد.(پایین تر به تفصیل بخوانید)7. سال 2015: پیشروهای ارتش تازه سازماندهی شده عراق، روند چشم گیری به خود گرفت. داعش از تکریت رانده شد که اولین پیروزی بزرگ ارتش عراق از آغاز درگیری ها بود. البته یک ماه بعد رمادی به دست داعش افتاد اما بعد از گذشت کمتر از یک ماه عملیات باز پس گیری استان انبار آغاز شد. الرمادی در کمتر از یک سال آزاد شد و در تمام این پیروزی ها حضور نیروهای حشدالشعبی و رزمندگان ایرانی به فرماندهی سردار قاسم سلیمانی به چشم می خورد.(پایین تر به تفصیل بخوانید)8. سال 2016: پیروزی های ارتش عراق در این سال سرعت می گیرد. داعش از فلوجه در 50 کیلومتری بغداد بیرون رانده می شود و بلافاصله عملیات پس گرفتن موصل آغاز می شود. با گذشت یک ماه از خروج داعش از فلوجه، ارتش عراق وارد شرق موصل می شود. سرعت پیشروی ها فراتر از انتظار می شود و مدتی بعد راه ورود و خروج داعش به غرب موصل قطع شده و عملا این گروه در موصل محاصره می شود. (پایین تر به تفصیل بخوانید)9. سال 2017: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این سال 6 فروند موشک بالستیک میان بُرد، به سوی 6 هدف در استان دیرالزور سوریه شلیک کرد که دقیقاً به هدف ها اصابت کردند. با پیروزی های چشمگیر ارتش عراق و سوریه و نیروهای مقاومت و رزمندگان ایرانی، سیطره داعش بر برخی مناطق عراق و سوریه پایان یافت. پس از آزادسازی مناطق اشغال شده موصل، تدمر، تعلفر، القائم و راوه در عراق و مناطق مهمی همچون شهر بوکمال یکی از سه شهر بزرگ استان بیابانی دیرالزور سوریه، دیگر عمر نظامی و جغرافیایی این گروه تروریستی هم به پایان رسید. (پایین تر به تفصیل بخوانید)2004؛ تشکیل القاعده در عراق و پایه گذاری داعشمهر 1383- اکتبر 2004- ابومصعب الزرقاوی رسما شکل گیری شاخه سازمان القاعده در عراق را اعلام کرد.ابومصعب الزرقاوی کیست؟: ابومصعب الزرقاوی را به نوعی می توان پدر داعش معرفی کرد. وی با نام اصلی احمد فاضل النزال الخلایله متولد اردن بود که در سال 1980 و درست زمان اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی، به آن کشور رفت و به عنوان فرمانده "اعراب افغانستان" رهبری داوطلبانی را برعهده گرفت که از کشورهای عرب برای جهاد علیه شوروی عازم افغانستان می شدند. وی پس از خروج شوروی از افغانستان به اردن بازگشت و بعد از مدتی به اتهام تلاش برای براندازی نظام حکومتی اردن و دست زدن به اقدامات خشونت آمیز به زندان محکوم شد. ابومصعب در سال 1999 پس از بازگشت مجدد به افغانستان با اسامه بن لادن و ایمن الظواهری دو تن از رهبران القاعده دیدار کرد. ابومصعب الزرقاوی - رهبر القاعده عراقگرچه زرقاوی به القاعده نپیوست اما رهبران القاعده وی را به فرماندهی یک مرکز آموزشی در هرات گماردند. - فرار از افغانستان و حضور در عراق: دوسال بعد از آن، درست در زمانی که آمریکا و متحدانش به بهانه حملات یازدهم سپتامبر 2001، افغانستان را اشغال کردند، اسامه بن لادن مخفی شد و ابومصعب زرقاوی از افغانستان گریخت. ابومصعب و یارانش که با خروج از افغانستان به میدان نبرد دیگری نیاز داشتند، با حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به عراق رفتند. کشوری که به دلیل حمله آمریکا به مکانی تبدیل شده بود که مقامات آمریکایی بعدها آن را "غده مادر حضور داعش" در منطقه نامیدند. زرقاوی در عراق گروهی به نام "جماعت التوحید و الجهاد" را تشکیل داد. - تشکیل القاده عراق با اهداف تروریستی: زرقاوی تا سال 2004 تحت عنوان همان گروه "توحید و جهاد" اقدامات تروریستی و حملات مرگبار و بی رحمانه ای در عراق سازمان داد. اما از اکتبر همان سال و همزمان با تشدید نبرد عراق با آمریکا، زرقاوی رسما با اسامه بن لادن بیعت کرد و گروه تحت فرمان او به شاخه رسمی القاعده در عراق تبدیل شد. زرقاوی در نامه ای که در ژوئیه همان سال به ایمن الظواهری نوشت، اعلام کرد که برنامه گروه خود در عراق در یک فرایند چهار مرحله ای «بیرون راندن نیروهای آمریکایی و متحدانشان از عراق»، «تأسیس دارالخلیفه اسلامی در این کشور»، «گسترش جنگ علیه دشمنان اسلام در کشورهای همسایه عراق» و «جنگ علیه اسرائیل»، است.- آغازگر جنگ فرقه ای: البته ابومصعب زرقاوی در همان ابتدای کار خود، از شیعیانی که در حال جنگ با نیروهای مهاجم آمریکایی بودند، به عنوان "همدستان" نیروهای خارجی نام برده بود و از سایر عراقی ها خواسته بود که با شیعیان مقابله کنند. همچنین نامه ای منتسب به او مورخ ژوئن 2004 وجود دارد که در آن خطاب به اسامه بن لادن رهبر القاعده، کشتار شیعیان را یکی از چهار هدف اصلی خود عنوان کرده است. این اقدمات، آغازگر جنگ فرقه ای در عراق شد.- اقدامات تروریسی زرقاوی در عراق: به دنبال آغاز فعالیت رسمی القاعده در عراق، انفجار حرمین عسگرین در سامرا، انفجارهای عاشورا در کربلا و نجف، حمله به نمایندگی سازمان ملل متحد در بغداد و قتل سرجیو دی ملو نماینده برزیلی سازمان ملل متحد در این کشور و پخش فیلم های ویدئویی گردن زدن گروگان های عراقی توسط رهبران سازمان و انفجارها و ناامنی های مراسم های شیعیان و اهل سنت و کشتار آنها، تعدادی از مهمترین اقداماتی بود که این گروه مسئولیت آن ها را برعهده گرفت.2. سال 2006: مرگ ابومصعب الزرقاوی و رهبران جدید القاعده عراق- افزایش قدرت القاعده در عراق: شاخه القاعده در عراق از سال 2004 تا 2006 با گسترش عملیات خود، به یکی از قدرتمندترین گروه های تروریستی در عراق تبدیل شد، تا اینکه الزرقاوی سال 2006 در اظهاراتی ضبط شده از تشکیل شورای مجاهدین به سرکردگی عبدالله رشید البغدادی خبر داد. در واقع القاعده عراق در ژانویه 2006 با اتحاد با چند گروه تکفیری برای جنگ علیه اشغالگران و عراقیان شیعه و اهل سنت، مجلس شورای مجاهدین را تشکیل داد که یک قدرت مهم در استان انبار وسیع ترین استان عراق محسوب می شد.- مرگ الزرقاوی و انتخاب جانشین جدید: در ژوئن 2006 ابومصعب الزرقاوی در هشت کیلومتری شمال شهر بعقوبه در شمال بغداد پایتخت عراق به دست نیروهای آمریکایی کشته شد. سپس ابوحمزه المهاجر که به ابوایوب المصری (دستیار ارشد ابومصعب) نیز شهرت داشت، جانشین وی و رهبر جدید القاعده در عراق شد. ابوحمزه ابتدا از اعضای اخوان المسلمین بود، که در سال 1982 به جهاد اسلامی مصر پیوست و از سال 1999 به افغانستان رفت. وی در افغانستان، با گذراندن دوره های نظامی، متخصص ساخت بمب شد.- تشکیل دولت اسلامی و انتخاب رهبر جدید: در اکتبر 2006 مجلس شورا به همراه چند گروه مسلح و تروریست دیگر گروه موسوم به «دولت اسلامی عراق» را تشکیل داد. در این نشست، ابوعمر البغدادی به عنوان سرکرده این گروه تعیین شد. ابوایوب المصری هم در آوریل 2007 از سوی کابینه «دولت اسلامی عراق» به عنوان وزیر جنگ انتخاب شد. این گروه از زمان تشکیل، عملیات و حملات تروریستی بسیاری را در عراق برعهده گرفت. بنابراین گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق رسما به عنوان یک سازمان تروریستی فراگیر و با دربرگیری همه شاخه های القاعده و سایر گروه های جهادی، حیات خود را آغاز کرد.3. سال 2010: فصل جدیدی در تشکیل زیربنای داعش- مرگ رهبران القاعده و دولت اسلامی عراق: در نوزدهم آوریل 2010 نیروهای مشترک عراقی و آمریکایی در عملیاتی در منطقه الثرثار منزلی را که ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر (ابوایوب المصری) در آن پناه گرفته بودند، هدف قرار دادند. با شدت گرفتن تبادل آتش، جنگنده ها آن منزل را بمباران کردند که در نتیجه هر دو این افراد کشته شدند. یک هفته بعد، این گروه در بیانیه ای به هلاکت این دو تروریست اذعان کرد و پس از حدود ده روز ابوبکر البغدادی به عنوان جانشین و سرکرده جدید تروریست های دولت اسلامی عراق، تعیین شد.- ابوبکر البغدادی کیست؟: پس از کشته شدن رهبران القاعده و تروریست های دولت اسلامی عراق، فردی جای هر دو این افراد را گرفت که در آن مقطع چندان شناخته شده نبود. او "ابراهیم عواد ابراهیم علی البدری السامرائی" بود که با نام مستعار "ابوبکر بغدادی" شناخته می شد. گفته شده که وی به عنوان واعظ و امام جماعت برخی مساجد در شهرهای سامرا، بغداد و فلوجه عراق فعالیت می کرده است.-- براساس اسناد موجود، بغدادی پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003، در حمله به یگان های آمریکایی در منطقه فلوجه مشارکت کرده و سپس توسط آمریکایی­ ها دستگیر و روانه­ زندان «بوکا» می شود. او مدتی پیش از مرگ رهبران گروه تروریستی دولت اسلامی عراق در اواخر سال 2009، به طور مشکوکی از سوی آمریکایی ها آزاد می شود و بلافاصله رهبری گروه القاعده در عراق و نیروهای تحت امر رهبران گذشته گروهک موسوم به دولت اسلامی عراق را برعهده می گیرد.-- این اسناد نشان می دهد که «ابوبکر بغدادی»، «ابومسلم ترکمانی» معاون وی، «حجی بکر» و «ابوقاسم» دو تن از فرماندهان نظامی داعش، زندانیان زندان بوکا بودند و اینگونه نبوده که در سوریه به طور اتفاقی با هم آشنا شوند.-- یکی از نظامیان سابق آمریکا نیز چندی پیش در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز در خصوص سابقه حضور فرماندهان داعش در زندان های آمریکا نوشت: ابوبکر بغدادی و دیگر افراطیون به دنبال حمله به آمریکا بودند و آنها با گذراندن روزهایی از زندگی خود در زندان های تحت مدیریت آمریکا در عراق افراطی تر شدند. باید گفت که زندان های آمریکا یک دانشگاه مجازی تعلیم تروریسم برای زندانی ها بود.- نیروهای ابوبکر البغدادی در عراق: در این ایام و همزمان با آغاز فاز دوره رهبری جدید گروه تروریستی دولت اسلامی عراق، برخی زندانیان امنیتی و نظامی به طور مشکومی و با ادعای پایان یافتن دوره های محکومیت آنها از زندان ابوغریب آزاد می شوند. این نیروها بلافاصله به گروه تحت امر البغدادی در عراق می پیوندند. یکی از سیاست های ویژه بغدادی این بود که همه افراطیون آزاد شده از زندان ها و نیروهای آمریکایی در عراق را به گروه خود پیوند زد. در میان آنها افرادی بودند که از کارشناسان زبده­ بمب گذاری، انفجار و فرماندهی جنگ های چریکی به شمار می آمدند.4. سال2011؛ اعلام رسمی دولت اسلامی عراق و شامآغاز جنگ داخلی در سوریه: بهار 2011 آغاز آشوب داخلی در سوریه بود. این آشوب ها و تحولات در سوریه، میدان بسیار مناسبی برای رشد القاعده و حضور نیروهای تحت امر ابوبکر البغدادی رهبر دولت اسلامی عراق، در سوریه را فراهم کرد و البغدادی در همان روزها نیروهای خود را به سوریه فرستاد تا فاز نظامی را آغاز کنند. در همین راستا، در دسامبر 2011 اولین عملیات های انتحاری و بمب گذاری ها در دمشق شروع شد که گروهی به نام جبهة النصره مسئولیت آن را برعهده گرفت. پس از حضور نیروهای ابوبکر البغدادی در سوریه و تشکیل جبهه النصره، این دو گروه شانه به شانه هم علیه نظام بشار اسد جنگیدند.جبهة النصره: گروه "جبهة النصره لاهل الشام" در اواخر سال 2011 با نام رسمی جبههٔ یاری اهل شام، تشکیل شد. این گروه، گروهی اسلام گرای سلفی و شاخه رسمی شبکه القاعده در سوریه بود. جبهه نصرت جزو اولین گروه های معاند نظام سوریه بود که فاز اعتراضات را به فاز نظامی تغییر داد. از آن زمان تاکنون رهبر این گروه ابومحمد الجولانی نام دارد و اعضای آن در 11 استان از 14 استان سوریه، به ویژه در ادلب، حلب و دیرالزور، فعالیت کرده اند.- حضور مستشاری ایران در سوریه: با افزایش آشوب و درگیری در سوریه، ایران که از ابتدا حامی اصلی محور مقاومت و سوریه یکی از بازوان اصلی محور مقاومت محسوب می شد، درخواست دولت قانونی این کشور و با محوریت نیروی قدس سپاه پاسداران، وار ...

ادامه مطلب  

پایانِ داعش| خلافت خودخوانده؛ از خطبه موصل تا شکست بوکمال - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ مونا رحیم بصیری: عمر گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (isis) یا همان "داعش" به پایان رسید، دولتی که خود را گروهی جهادی و اسلامی معرفی می کرد که به دنبال ایجاد یک حکومت و دولت چندملیتی اسلامی مبتنی بر شریعت بود. این گروه، انشعاب و باقی مانده از القاعده عراق بود که طی حمله آمریکا برای سرنگونی صدام به عراق پدید آمده بود.در ذیل می توانید، نحوه شکل گیری، فرماندهان داعش، اقدامات و مناطق تحت تصرف، چگونگی آغاز شکست ها، کمک ایران به دولت های عراق و سوریه و سرانجام نابودی داعش را به تفکیک بخوانید.بیشتر بخوانیدختم داعش با مُهر سلیمانی + عکس و فیلمپایانِ داعش| جای شهدا خالی + عکسروایت خواندنی از اشغال الرمادی بیخ گوش پایگاه هوایی آمریکا1-سال 2004: اولین هسته های گروه موسوم به دولت اسلامی عراق به رهبری فرمانده القاعده در این کشور، تشکیل می شود و سپس در همین سال، ابومصعب الزرقاوی، تشکیل القاعده عراق را اعلام می کند. هسته های اولیه القاعده در عراق را، گروه تروریستی موسوم به توحید و جهاد شکل دادند. (پایین تر به تفصیل بخوانید)2. سال 2006: شاخه القاعده در عراق ضمن اتحاد با چند گروه تکفیری دیگر، مجلس شورای مجاهدین را تشکیل می دهد. ابومصعب الزرقاوی کشته شده و ابوحمزه المهاجر (ابوایوب المصری) رهبر جدید القاعده در عراق می شود. در اکتبر همین سال مجلس شورا به همراه چند گروه مسلح و تروریست دیگر گروه موسوم به «دولت اسلامی عراق» را تشکیل داده و ابوعمر البغدادی را به عنوان سرکرده خود تعیین می کنند. (پایین تر به تفصیل بخوانید)3. سال 2010: آوریل 2010 ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر دو رهبر گروه موسوه به دولت اسلامی عراق کشته می شوند. مدتی بعد سران این گروه، ابوبکر البغدادی را به عنوان سرکرده جدید خود تعیین می کنند. در آن مقطع ابوبکر البغدادی فرد چندان شناخته شده ای نبود. برخی اسناد منتشر شده نشان می دهد که او زندانی آمریکایی ها بوده است و پس از مرگ رهبران القاعده عراق به طور مشکوکی آزاد شده و بلافاصله رهبر جدید گروه تروریستی دولت اسلامی عراق می شود. (پایین تر به تفصیل بخوانید)4.سال 2011: آشوب داخلی در سوریه آغاز می شود. این آشوب ها، میدان مناسبی برای رشد القاعده و حضور نیروهای تحت امر ابوبکر البغدادی در سوریه را فراهم کرد. جبهه النصره نیز به عنوان یکی از اولین گروه های معاند نظام سوریه اعلام موجودیت کرد و فاز اعتراضات مردمی را به فاز نظامی تغییر داد. با آغاز آشوب های داخلی سوریه، جمهوری اسلامی ایران برای کمک مستشاری به دولت قانونی این کشور، تعدادی از افسران خود را راهی سوریه کرد.(پایین تر به تفصیل بخوانید)5. سال 2013: آوریل 2013 ابوبکر البغدادی سرکرده "دولت اسلامی در عراق" در پیامی صوتی ادغام "جبهه النصره" و "دولت اسلامی در عراق" را اعلام کرد و بدین ترتیب گروه "دولت اسلامی عراق و شام" یا همان islamic state of iraq and levant شکل گرفت. داعش شهر رقه را که پیش از این در تصرف معاندان دولت سوریه بود، پایتخت رسمی خود اعلام کرد. از آن زمان تحولات به سرعت پیش رفت و همزمان با اقدام نظامی در سوریه، داعش به مناطق وسیعی از عراق نیز حمله کرد. (پایین تر به تفصیل بخوانید)6. سال 2014: مهمترین موفقیت داعش در این سال تصرف موصل و تکریت دو شهر مهم عراق بود. آنها در ماه های بعد نیز پیشروی های زیادی داشته و تا یک سال بعد حدود حدود نیمی از خاک سوریه و بخش های شمال غربی عراق را به تصرف خود گرفتند. داعش پس از این پیروزی ها، ابوبکر بغدادی را "خلیفه یا رهبر همه مسلمانان جهان" خواند و با تغییر نام خود به "دولت اسلامی" نشان داد در رویای تسلط بر قاره هاست. تشکیل حشدالشعبی براساس فتوای آیت الله سیستانی و حمایت های جمهوری اسلامی ایران، روند جنگ با داعش را تغییر داد.(پایین تر به تفصیل بخوانید)7. سال 2015: پیشروهای ارتش تازه سازماندهی شده عراق، روند چشم گیری به خود گرفت. داعش از تکریت رانده شد که اولین پیروزی بزرگ ارتش عراق از آغاز درگیری ها بود. البته یک ماه بعد رمادی به دست داعش افتاد اما بعد از گذشت کمتر از یک ماه عملیات باز پس گیری استان انبار آغاز شد. الرمادی در کمتر از یک سال آزاد شد و در تمام این پیروزی ها حضور نیروهای حشدالشعبی و رزمندگان ایرانی به فرماندهی سردار قاسم سلیمانی به چشم می خورد.(پایین تر به تفصیل بخوانید)8. سال 2016: پیروزی های ارتش عراق در این سال سرعت می گیرد. داعش از فلوجه در 50 کیلومتری بغداد بیرون رانده می شود و بلافاصله عملیات پس گرفتن موصل آغاز می شود. با گذشت یک ماه از خروج داعش از فلوجه، ارتش عراق وارد شرق موصل می شود. سرعت پیشروی ها فراتر از انتظار می شود و مدتی بعد راه ورود و خروج داعش به غرب موصل قطع شده و عملا این گروه در موصل محاصره می شود. (پایین تر به تفصیل بخوانید)9. سال 2017: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این سال 6 فروند موشک بالستیک میان بُرد، به سوی 6 هدف در استان دیرالزور سوریه شلیک کرد که دقیقاً به هدف ها اصابت کردند. با پیروزی های چشمگیر ارتش عراق و سوریه و نیروهای مقاومت و رزمندگان ایرانی، سیطره داعش بر برخی مناطق عراق و سوریه پایان یافت. پس از آزادسازی مناطق اشغال شده موصل، تدمر، تعلفر، القائم و راوه در عراق و مناطق مهمی همچون شهر بوکمال یکی از سه شهر بزرگ استان بیابانی دیرالزور سوریه، دیگر عمر نظامی و جغرافیایی این گروه تروریستی هم به پایان رسید. (پایین تر به تفصیل بخوانید)2004؛ تشکیل القاعده در عراق و پایه گذاری داعشمهر 1383- اکتبر 2004- ابومصعب الزرقاوی رسما شکل گیری شاخه سازمان القاعده در عراق را اعلام کرد.ابومصعب الزرقاوی کیست؟: ابومصعب الزرقاوی را به نوعی می توان پدر داعش معرفی کرد. وی با نام اصلی احمد فاضل النزال الخلایله متولد اردن بود که در سال 1980 و درست زمان اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی، به آن کشور رفت و به عنوان فرمانده "اعراب افغانستان" رهبری داوطلبانی را برعهده گرفت که از کشورهای عرب برای جهاد علیه شوروی عازم افغانستان می شدند. وی پس از خروج شوروی از افغانستان به اردن بازگشت و بعد از مدتی به اتهام تلاش برای براندازی نظام حکومتی اردن و دست زدن به اقدامات خشونت آمیز به زندان محکوم شد. ابومصعب در سال 1999 پس از بازگشت مجدد به افغانستان با اسامه بن لادن و ایمن الظواهری دو تن از رهبران القاعده دیدار کرد. ابومصعب الزرقاوی ــ رهبر القاعده عراقگرچه زرقاوی به القاعده نپیوست اما رهبران القاعده وی را به فرماندهی یک مرکز آموزشی در هرات گماردند. - فرار از افغانستان و حضور در عراق: دوسال بعد از آن، درست در زمانی که آمریکا و متحدانش به بهانه حملات یازدهم سپتامبر 2001، افغانستان را اشغال کردند، اسامه بن لادن مخفی شد و ابومصعب زرقاوی از افغانستان گریخت. ابومصعب و یارانش که با خروج از افغانستان به میدان نبرد دیگری نیاز داشتند، با حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به عراق رفتند. کشوری که به دلیل حمله آمریکا به مکانی تبدیل شده بود که مقامات آمریکایی بعدها آن را "غده مادر حضور داعش" در منطقه نامیدند. زرقاوی در عراق گروهی به نام "جماعت التوحید و الجهاد" را تشکیل داد. - تشکیل القاده عراق با اهداف تروریستی: زرقاوی تا سال 2004 تحت عنوان همان گروه "توحید و جهاد" اقدامات تروریستی و حملات مرگبار و بی رحمانه ای در عراق سازمان داد. اما از اکتبر همان سال و همزمان با تشدید نبرد عراق با آمریکا، زرقاوی رسما با اسامه بن لادن بیعت کرد و گروه تحت فرمان او به شاخه رسمی القاعده در عراق تبدیل شد. زرقاوی در نامه ای که در ژوئیه همان سال به ایمن الظواهری نوشت، اعلام کرد که برنامه گروه خود در عراق در یک فرایند چهار مرحله ای «بیرون راندن نیروهای آمریکایی و متحدانشان از عراق»، «تأسیس دارالخلیفه اسلامی در این کشور»، «گسترش جنگ علیه دشمنان اسلام در کشورهای همسایه عراق» و «جنگ علیه اسرائیل»، است.- آغازگر جنگ فرقه ای: البته ابومصعب زرقاوی در همان ابتدای کار خود، از شیعیانی که در حال جنگ با نیروهای مهاجم آمریکایی بودند، به عنوان "همدستان" نیروهای خارجی نام برده بود و از سایر عراقی ها خواسته بود که با شیعیان مقابله کنند. همچنین نامه ای منتسب به او مورخ ژوئن 2004 وجود دارد که در آن خطاب به اسامه بن لادن رهبر القاعده، کشتار شیعیان را یکی از چهار هدف اصلی خود عنوان کرده است. این اقدمات، آغازگر جنگ فرقه ای در عراق شد.- اقدامات تروریسی زرقاوی در عراق: به دنبال آغاز فعالیت رسمی القاعده در عراق، انفجار حرمین عسگرین در سامرا، انفجارهای عاشورا در کربلا و نجف، حمله به نمایندگی سازمان ملل متحد در بغداد و قتل سرجیو دی ملو نماینده برزیلی سازمان ملل متحد در این کشور و پخش فیلم های ویدئویی گردن زدن گروگان های عراقی توسط رهبران سازمان و انفجارها و ناامنی های مراسم های شیعیان و اهل سنت و کشتار آنها، تعدادی از مهمترین اقداماتی بود که این گروه مسئولیت آن ها را برعهده گرفت.2. سال 2006: مرگ ابومصعب الزرقاوی و رهبران جدید القاعده عراق- افزایش قدرت القاعده در عراق: شاخه القاعده در عراق از سال 2004 تا 2006 با گسترش عملیات خود، به یکی از قدرتمندترین گروه های تروریستی در عراق تبدیل شد، تا اینکه الزرقاوی سال 2006 در اظهاراتی ضبط شده از تشکیل شورای مجاهدین به سرکردگی عبدالله رشید البغدادی خبر داد. در واقع القاعده عراق در ژانویه 2006 با اتحاد با چند گروه تکفیری برای جنگ علیه اشغالگران و عراقیان شیعه و اهل سنت، مجلس شورای مجاهدین را تشکیل داد که یک قدرت مهم در استان انبار وسیع ترین استان عراق محسوب می شد.- مرگ الزرقاوی و انتخاب جانشین جدید: در ژوئن 2006 ابومصعب الزرقاوی در هشت کیلومتری شمال شهر بعقوبه در شمال بغداد پایتخت عراق به دست نیروهای آمریکایی کشته شد. سپس ابوحمزه المهاجر که به ابوایوب المصری (دستیار ارشد ابومصعب) نیز شهرت داشت، جانشین وی و رهبر جدید القاعده در عراق شد. ابوحمزه ابتدا از اعضای اخوان المسلمین بود، که در سال 1982 به جهاد اسلامی مصر پیوست و از سال 1999 به افغانستان رفت. وی در افغانستان، با گذراندن دوره های نظامی، متخصص ساخت بمب شد.- تشکیل دولت اسلامی و انتخاب رهبر جدید: در اکتبر 2006 مجلس شورا به همراه چند گروه مسلح و تروریست دیگر گروه موسوم به «دولت اسلامی عراق» را تشکیل داد. در این نشست، ابوعمر البغدادی به عنوان سرکرده این گروه تعیین شد. ابوایوب المصری هم در آوریل 2007 از سوی کابینه «دولت اسلامی عراق» به عنوان وزیر جنگ انتخاب شد. این گروه از زمان تشکیل، عملیات و حملات تروریستی بسیاری را در عراق برعهده گرفت. بنابراین گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق رسما به عنوان یک سازمان تروریستی فراگیر و با دربرگیری همه شاخه های القاعده و سایر گروه های جهادی، حیات خود را آغاز کرد.3. سال 2010: فصل جدیدی در تشکیل زیربنای داعش- مرگ رهبران القاعده و دولت اسلامی عراق: در نوزدهم آوریل 2010 نیروهای مشترک عراقی و آمریکایی در عملیاتی در منطقه الثرثار منزلی را که ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر (ابوایوب المصری) در آن پناه گرفته بودند، هدف قرار دادند. با شدت گرفتن تبادل آتش، جنگنده ها آن منزل را بمباران کردند که در نتیجه هر دو این افراد کشته شدند. یک هفته بعد، این گروه در بیانیه ای به هلاکت این دو تروریست اذعان کرد و پس از حدود ده روز ابوبکر البغدادی به عنوان جانشین و سرکرده جدید تروریست های دولت اسلامی عراق، تعیین شد.- ابوبکر البغدادی کیست؟: پس از کشته شدن رهبران القاعده و تروریست های دولت اسلامی عراق، فردی جای هر دو این افراد را گرفت که در آن مقطع چندان شناخته شده نبود. او "ابراهیم عواد ابراهیم علی البدری السامرائی" بود که با نام مستعار "ابوبکر بغدادی" شناخته می شد. گفته شده که وی به عنوان واعظ و امام جماعت برخی مساجد در شهرهای سامرا، بغداد و فلوجه عراق فعالیت می کرده است.-- براساس اسناد موجود، بغدادی پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003، در حمله به یگان های آمریکایی در منطقه فلوجه مشارکت کرده و سپس توسط آمریکایی­ ها دستگیر و روانه­ زندان «بوکا» می شود. او مدتی پیش از مرگ رهبران گروه تروریستی دولت اسلامی عراق در اواخر سال 2009، به طور مشکوکی از سوی آمریکایی ها آزاد می شود و بلافاصله رهبری گروه القاعده در عراق و نیروهای تحت امر رهبران گذشته گروهک موسوم به دولت اسلامی عراق را برعهده می گیرد.-- این اسناد نشان می دهد که «ابوبکر بغدادی»، «ابومسلم ترکمانی» معاون وی، «حجی بکر» و «ابوقاسم» دو تن از فرماندهان نظامی داعش، زندانیان زندان بوکا بودند و اینگونه نبوده که در سوریه به طور اتفاقی با هم آشنا شوند.-- یکی از نظامیان سابق آمریکا نیز چندی پیش در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز در خصوص سابقه حضور فرماندهان داعش در زندان های آمریکا نوشت: ابوبکر بغدادی و دیگر افراطیون به دنبال حمله به آمریکا بودند و آنها با گذراندن روزهایی از زندگی خود در زندان های تحت مدیریت آمریکا در عراق افراطی تر شدند. باید گفت که زندان های آمریکا یک دانشگاه مجازی تعلیم تروریسم برای زندانی ها بود.- نیروهای ابوبکر البغدادی در عراق: در این ایام و همزمان با آغاز فاز دوره رهبری جدید گروه تروریستی دولت اسلامی عراق، برخی زندانیان امنیتی و نظامی به طور مشکومی و با ادعای پایان یافتن دوره های محکومیت آنها از زندان ابوغریب آزاد می شوند. این نیروها بلافاصله به گروه تحت امر البغدادی در عراق می پیوندند. یکی از سیاست های ویژه بغدادی این بود که همه افراطیون آزاد شده از زندان ها و نیروهای آمریکایی در عراق را به گروه خود پیوند زد. در میان آنها افرادی بودند که از کارشناسان زبده­ بمب گذاری، انفجار و فرماندهی جنگ های چریکی به شمار می آمدند.4. سال2011؛ اعلام رسمی دولت اسلامی عراق و شامآغاز جنگ داخلی در سوریه: بهار 2011 آغاز آشوب داخلی در سوریه بود. این آشوب ها و تحولات در سوریه، میدان بسیار مناسبی برای رشد القاعده و حضور نیروهای تحت امر ابوبکر البغدادی رهبر دولت اسلامی عراق، در سوریه را فراهم کرد و البغدادی در همان روزها نیروهای خود را به سوریه فرستاد تا فاز نظامی را آغاز کنند. در همین راستا، در دسامبر 2011 اولین عملیات های انتحاری و بمب گذاری ها در دمشق شروع شد که گروهی به نام جبهة النصره مسئولیت آن را برعهده گرفت. پس از حضور نیروهای ابوبکر البغدادی در سوریه و تشکیل جبهه النصره، این دو گروه شانه به شانه هم علیه نظام بشار اسد جنگیدند.جبهة النصره: گروه "جبهة النصره لاهل الشام" در اواخر سال 2011 با نام رسمی جبههٔ یاری اهل شام، تشکیل شد. این گروه، گروهی اسلام گرای سلفی و شاخه رسمی شبکه القاعده در سوریه بود. جبهه نصرت جزو اولین گروه های معاند نظام سوریه بود که فاز اعتراضات را به فاز نظامی تغییر داد. از آن زمان تاکنون رهبر این گروه ابومحمد الجولانی نام دارد و اعضای آن در 11 استان از 14 استان سوریه، به ویژه در ادلب، حلب و دیرالزور، فعالیت کرده اند.- حضور مستشاری ایران در سوریه: با افزایش آشوب و درگیری در سوریه، ایران که از ابتدا حامی اصلی محور مقاومت و سوریه یکی از بازوان اصلی محور مقاومت محسوب می شد، درخواست دولت قانونی این کشور و با محوریت نیروی قدس سپاه پاسداران، وارد ماجرا شد. ایران در این دوران تعدادی از افسران خود را به منظور کمک مستشاری، راهی سوریه کرد. این باعث ...

ادامه مطلب  

پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | عکس نوشته و عکس پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | در شب شهادت امام رضا (ع) بسیاری از مشتاقان و ارادتمندان سلطان خراسان در مجالس عزاداری حضور می یابند. بسیاری نیز فضای مجازی را به صحنه عزاداری تبدیل کرده اند. پروفایل امام رضا در این ایام بسیار پرکاربرد شده است. در ادامه مجموعه عکس پروفایل در مورد شهادت امام رضا (ع) را مشاهده کنید. بیشتر بخوانید: مقاله امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن شهادت امام رضا (ع) .بیشتر ببینید: عکس پروفایل امام رضا (ع).بیشتر ببینید: عکس: امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن: شهادت امام رضا (ع) .بیشتر بخوانید: متن مداحی: امام رضا (ع) .پروفایل امام رضاپروفایل امام رض ...

ادامه مطلب  

عکس پروفایل تبریک روز ارتش و متن های تبریک روز ارتش 29 فروردین  

درخواست حذف این مطلب
علت نامگذاری روز ارتش روز ارتش 1397 روز ارتش 97تبریک روز ارتش روز ارتش جمهوری اسلامی رژه روز ارتش روز نیروی زمینی روز ارتش 97تبریک روز ارتش متن زیبا برای تبریکروز ارتش عکس نو ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و ...هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش ایلنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال ا ...

ادامه مطلب  

آزادی البوکمال به معنای پایان کار داعش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی خود که دوشنبه شب انجام شد زلزله استان کرمانشاه در ایران و برخی از مناطق عراق را به رهبری معظم انقلاب، مراجع عظام قم، رئیس جمهور، دولت، مجلس، مردم و بازماندگان زلزله اخیر در کرمانشاه تسلیت گفت.نصرالله گفت: زلزله ای که استان کرمانشاه در ایران و برخی مناطق عراق را در هم کوبید اما آثار ویرانگر این زلزله بیشتر در خاک ایران بود که منجر به قربانی شدن شمار زیادی از افراد و زخمی شدن تعداد زیاد دیگر و تخریب زیرساختها و ساختمانها شد. وظیفه من است که این عزا را تسلیت بگویم و احساسات و همدردی خود را با حضرت امام و رهبری آیت الله العظمی سید خامنه ای (دام ظله الشریف) و به مراجع گرامی در قم و ایران و جناب آقای حسن روحانی رئیس جمهوری ایران، دولت، مجلس و ملت ایران و بخصوص به ساکنان استان کرمانشاه و خانواده های قربانیان و مجروحان و کسانی که خانه هایشان را از دست دادند تسلیت عرض کنم.و از خداوند متعال برای کسانی که رحلت کردند رحمت و برای مجروحان شفا و برای همگان صبر و امیدواری خواهانم. امیدوارم جمهوری اسلامی ایران بتواند این درد و رنج را پشت سر گذارد. همچنان (مصیبتهای) این زلزله را به همه برادران عراقی خود اعم از مرجعیت، رهبران، دولت و ملت این کشور و به خانواده های قربانیان این حادثه و به مجروحان و بازماندگانی که آسیب دیده اند تسلیت عرض می نمایم.به شدت به الگوی همکاری میان ایرانیان در جهان عرب و اسلام نیاز داریمسید حسن نصرالله تصریح کرد طبیعتا آنچه را ما در زلزله اخیر شاهد آن بودیم توجه ویژه مقام معظم رهبری و مسئولان جمهوری اسلامی ایران و حضور مستقیم رئیس جمهور و وزرا از روزهای اول زلزله در منطقه بود. امروز نیز شاهد حضور مستقیم حضرت امام خامنه ای در کرمانشاه و تعامل فعالانه دستگاههای دولتی بودیم و محبت های زیبای مردمی بودیم بگونه ای که کمکها تنها به دولت محدود نشد و ملت ایران به طور کامل در این کمک رسانی حضور داشتند و کاروانهای طولانی کمک رسانی را در تلویزیونها مشاهده می کردیم که عازم مناطق زلزله زده بودند.ایران با این کار خود به جهانیان از ماهیت روابط میان ملت خود با وجود تنوع قومیتها و نژادها و وابستگی ها و گرایشهای مذهبی مختلف الگویی عرضه کرد و نوع رابطه میان کشور و ملت و بالعکس را نشان داد. این الگویی است که ما به شدت در جهان عرب و جهان اسلام به آن نیاز داریم.تاریخ می تواند آزادی بوکمال را پایان دولت داعش بنامدسید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه سخنان خود به آزاد سازی بوکمال پرداخت و گفت: اما در مورد نبرد بوکمال که قدری نیاز به توضیح دارد، زیرا براساس هر نوع معیار و شاخصی، موفقیت نظامی بزرگی بود. بوکمال آخرین شهری بود که داعش در سوریه در تصرف داشت بنابر این داعش هم اکنون هیچ شهری را نه در عراق نه در سوریه و نه در لبنان، در تصرف خود ندارد زیرا داعش به شهرهای لبنان هم چشم طمع داشت.موضوع دوم اهمیت بوکمال به عنوان شهری مرزی و در گذرگاه القائم است. گذرگاه القائم گذرگاهی تاریخی و بین المللی است که از یک جهت در اختیار نیروهای سوری و در جهت دیگر در اختیار نیروهای عراقی است و اتصال بین آن دو تحقق یافت. این در حالی است که دولت آمریکا در همه ماههای گذشته تلاش می کرد که چنین اتفاقی به هیچ وجه نیافتد. مسئله سوم درمورد بوکمال این است که این پیروزی اتحاد سوریه را پس از نبرد حلب، دیر الزور و میادین تحکیم می کند، یعنی پایان نبرد در بوکمال این مسئله را به اثبات رساند که طرح تجزیه سوریه از بین رفت و هیچ آینده ای نخواهد داشت.مسئله چهارم که باید به آن اشاره کنیم که در مجموعه موفقیتهای عراق و موفقیتهای سوریه می گنجد، پایان خلافت داعش است و ما امروزه می توانیم در لبنان، در سوریه و در عراق بگوییم که با آزادی بوکمال، دولت خلافت داعش سرنگون شد، البته این به معنای پایان سازمان داعش نیست. دولت داعش، دولتی خرافی و خیالی بود، یعنی هنگامی که آن را دولت خلافت می نامیم، دولت چیزی است که زیر بنا، سرزمین، شهرها، استانها، استانداران، فرماندهان، وزیران، وزارت خانه ها و غیره دارد. داعش به این معنی از بین رفت. البته آنان دولت بنا کردند و ولایت و امیران و وزیران و آموزش خاص در مدارس و پول مخصوص و غیر اینها ایجاد کردند اما از بین رفت. تاریخ می تواند آزادی بوکمال را پایان دولت داعش بنامد. این اهمیت موفقیت و پیروزی در بوکمال بود. بله سازمان داعش، تفکر داعش و گروههای وهابی و تروریستی داعش وجود دارند، در عراق در برخی بیابانها و در برخی مزارع و به طور قطع برخی از آنان در برخی شهرها و برخی روستاها پنهان شده اند و قصد دارند هسته هایی تشکیل دهند بنابراین تهدید همچنان باقی است، اما به عنوان گروهی تروریستی. داعش به عنوان دولت از بین رفت. عناصر داعش در برخی مناطق سوریه از جمله در اطراف فرات همچنان حضور دارند اما به عنوان یک دولت با پیروزی بوکمال به پایان رسید.نخبگان و ملت های منطقه درباره حامیان داعش و کسانی که در مقابل داعش ایستادند تفکر کنندسیدحسن نصرالله افزود: هنگامی که رهبران عراق و رهبران سوریه پیروزی نهایی بر داعش را اعلام کنند، ما نیازمند این هستیم که در نشستهایی، در گردهمایی هایی و در جلسات پژوهشی این موضوع را تجزیه و تحلیل کنیم، البته پس از برگزاری جشنهای پیروزی، زیرا پیروزی بسیار بزرگی است، پیروزی بر خطرناک ترین افرادی که دین محمد بن عبدالله (ص) را در بیش از 1400 سال، زشت نشان دادند. پیروزی ارزشهای انسانی و اخلاقی بر وحشیان و وحشی گری و خشونت شدید. این پیروزی از نظر فرهنگی، دینی، انسانی، نظامی، امنیتی، سیاسی و در هر سطح دیگری، بسیار بزرگ بود و باید دوباره یادآوری کنیم که مردم عراق، سوریه و لبنان و همه نخبگان و رهبران و ملتهای منطقه باید درباره اینکه چه کسانی داعش را به وجود آوردند، چه کسانی از داعش حمایت کردند، چه کسانی داعش را به کار گرفتند، چه کسانی داعش را واداشتند تا این همه کشتار تروریستی انجام دهد و در مقابل چه کسانی رویاروی داعش ایستادند، با داعش جنگیدند و شهیدانی تقدیم کردند تا داعش و کسانی را که پشت داعش ایستاده بودند شکست دادند تامل کنند و درباره آن تفکر کنند تا مبادا مومنان دوبار از یک سوراخ گزیده شوند.آمریکا در نبرد بوکمال هر آنچه را که باید در حمایت از داعش انجام می داد، عملی کرددبیرکل حزب الله لبنان گفت: آمریکا در نبرد بوکمال هر آنچه را که باید در حمایت از داعش انجام می داد، عملی کرد و تنها کاری که نکرد شلیک گلوله به نیروهایی بود که در پی آزادسازی بوکمال بوده اند. در این زمینه به چند مثال بسنده می کنم، اول اینکه در منطقه شرقی رود فرات، یعنی در منطقه میان رود فرات و مرز عراق، داعش را پوشش هوایی داد. داعش در این منطقه به صورت علنی فعالیت می کرد، تجهیزات نظامی و خطوط امدادی داعش در این منطقه در امان بودند. نیروی هوایی آمریکا در این منطقه به بمباران این گروه اقدام نمی کرد اگر چه مدعی هستند در سوریه در حال مبارزه با داعشند، آمریکا همچنین به نیروی هوایی روسیه و سوریه اجازه نمی داد به این منطقه نزدیک شوند و حتی تهدید کرده بود اگر روسیه یا سوریه شرق فرات را بمباران کنند، نیروهای آمریکایی غرب فرات یعنی نیروهایی را که در پی آزادسازی بوکمال بودند بمباران خواهند کرد. بر این اساس داعش در شرق فرات در حمایت کامل هوایی آمریکا بود. دوم اینکه پهپادهای آمریکایی برفراز نیروهای هم پیمان ما که در پی آزادسازی بوکمال بودند به پرواز در می آمدند و اطلاعات دقیقی را به داعش می دادند تا داعش اهداف خاصی را گلوله باران کند. سوم در زمینه جنگ الکترونیک بود، و آن اینکه در تجهیزات الکترونیکی نیروهای مهاجم به بوکمال پارازیت ایجاد می کردند. با این حال داعش در بوکمال سقوط کرد. آمریکا همچنین برای خروج داعش از بوکمال به سمت مناطق شرقی رود فرات، حفظ جان عناصر داعش و خروج تجهیزات نظامی داعش از مناطق درگیری، همه نوع تسهیلات را برایشان فراهم کرد و حتی از عناصر داعش در مناطقی که در تسلط کردها یعنی نیروهای قسد (نیروهای سوریه دموکراتیک) است استقبال کرد. در پرانتز باید بگویم پیش بینی می کنیم فردا یا پس فردا باندهایی از داعش با نیروهای سوریه دموکراتیکی که تحت حمایت آمریکا هستند همراه شوند. موضوع دیگر اینکه بالگردهای آمریکایی در مناطق تحت تسلط داعش فرود می آمدند و فرماندهان و عناصر داعش را منتقل می کردند. انتظار آمریکا این بود که با چنین حمایت هایی، داعش در بوکمال تا آخرین نفس مقاومت کند و هجوم نیروهای سوری و هم پیمانانش به بوکمال با شکست مواجه شود. آمریکایی ها به دنبال زنده کردن و تقویت گروهک داعش هستند سید حسن نصرالله در ادامه سخنرانی خود درباره تحولات منطقه گفت: این موضوع را یادآورید که زمانی آمریکایی ها گفته بودند نابودی داعش به بیست و پنج تا سی سال نیازمند است و کمترین آن را گفته بودند که نابودی این گروه تا ده سال دیگر ممکن نیست ولی محور مقاومت در منطقه توانست در ظرف چند سال گروهک داعش را شکست دهد و این وضع یک رسوایی برای سیاست های آمریکاست. همچنان این کشور به سیاست حمایت از داعش و فریبکاری های خود ادامه می دهد و باید فریبکاری های آمریکا برای ملت های منطقه روشن باشد. چند روز پیش اردوغان رئیس جمهور ترکیه که متحد آمریکاست به صورت آشکارا این کشور را متهم کرد آمریکا از داعش حمایت مالی می کند ولی من می گویم حمایت آمریکا از داعش فراتر از مسائل مالی است ولی به اظهارات اردوغان بسنده می کنم. اردوغان رئیس جمهور یک کشور بزرگ است و وی در سخنرانی خود در برابر مردم گفت آمریکا تا این لحظه از داعش حمایت مالی می کند.آمریکا همچنان بر استفاده از داعش اصرار دارد و خطر در این است که داعش در مرحله آینده بازتولید شود. بازتولید داعش به اسامی و اشکال جدید است تا این گروه ماموریت قدیمی را اجرا کند.وی گفت: به یاد می آورید که بسیاری گفته بودند که اعراب در نشست خود با ترامپ در ریاض طرح هایی را برای نابودی داعش برای سال 2018 تدوین کرده بودند و ما می دانیم که هیچ کاری نکردند. ما در آن زمان به آنان گفته بودیم که این طرح ها خوب است. داعش در سال 2018 از بین نرفت و این داعش در حال حاضر به پایان کار خود رسید و تنها بقایای داعش باقی مانده است و باید این نبرد با تمام قوا ادامه پیدا کند. پیام من به همه رزمندگان و فرماندهان در محور عظیم جهادی این است که فکر نکنند پیروزی در عراق و سوریه در این لحظات به معنای پایان راه است. باید با همان شور و شوق و قدرت به کار ادامه داد تا بقایای داعش از بین برود چرا که داعش یک موجودیت سرطانی است و ممکن است دوباره ظاهر شود به ویژة آنکه آمریکایی ها به دنبال زنده کردن و تقویت این گروهک هستند تا محور مقاومت در منطقه هر چه بیشتر تضعیف شود و بنابراین جایز نیست به دلیل خوشحالی پیروزی غافل شویم و باید شبانه روز به این راه ادامه بدهیم.ما سلاحی به یمن، بحرین، کویت و عراق ارسال نکردیمدبیرکل حزب الله در بخش دیگری از اظهارات گفت: ممکن است که همه اعراب و مسلمانان به ویژه دو ملت لبنان و فلسطین اظهارات مقامات اسرائیلی را درباره روابط این رژیم با کشورها و مقامات عربی و همکاری های دوجانبه شنیده باشید. این موضوع درباره روابط اسرائیل و عربستان سعودی مطرح شده است و ریاض نیز این مسئله را تکذیب نکرده است.وی بیان داشت: موشه یعلون که وزیر جنگ و رئیس سابق ارتش رژیم صهیونیستی و از نیروهای جنایتکار در این رژیم بوده به این مسئله اشاره کرده است که تصادفی نیست که عادل الجبیر آنچه را که به عربی می گوید ما به عبری می گوییم. درباره بیانیه نشست وزرای خارجه عرب به سه مسئله اشاره می کنم. نخست این که در یکی از بندهای این بیانیه آمده است شورای وزرای خارجه اتحادیه عرب حزب الله لبنانی تروریست را که از شرکای دولت این کشور است، مسئول حمایت از گروه های تروریستی در کشورهای عربی با استفاده از تسلیحات پیشرفته و موشک های بالستیک می داند.این بند به این معناست که ما در لبنان موشک های بالستیک و تسلیحات پیشرفته را در منطقه توزیع می کنیم. وزرای خارجه ای که با این بیانیه موافقت کردند، این موافقت بر چه اساسی بوده است. آیا دلیل و مدرکی در این حمایت وجود دارد. واقعا خنده دار نیست. ما موشک و تسلیحات پیشرفته به کشورهای عربی صادر می کنیم؟. آیا این سخنان سخیف و بی ارزش و ضعیف نیست؟ مسئله برای این وزرا این است که حزب الله را متهم کنند. من به صورت رسمی این موضوع را تکذیب می کنم. حزب الله موشک های بالستیک، تسلیحات پیشرفته و حتی یک کلت به اعراب ارسال نکرده است. ما سلاحی به یمن، بحرین، کویت و عراق ارسال نکردیم. حزب الله هیچ موشک بالستیک و تسلیحات پیشرفته و کلت به هیچ کشور عربی ارسال نکرده است. بله ما در دو نقطه از سلاح استفاده کردیم که یکی در فلسطین اشغالی بود. ما این افتخار را داشتیم که موشک های کورنت را به نوار غزه ارسال کنیم و به این مسئله افتخار می کنیم و هر طرفی که ما را محکوم می کند خود به دلیل کم کاری خود محکوم است. در سوریه نیز با سلاح خود در حال مبارزه هستیم. بنابراین بندی که در این بیانیه وجود دارد سخیف و بی ارزش است.سلاح مقاومت عامل اصلی تحقق ثبات و امنیت لبنان استسید حسن نصرالله گفت: موضوع دوم مطرح شده توسط برخی از وزرای خارجه عرب در این نشست نظیر وزرای خارجه بحرین و عربستان سعودی این است که به لبنانی ها گفتند در صورتی که لبنانی ها نتوانند مسئله سلاح حزب الله را حل کنند، امنیت و ثبات این کشور با سلاح حزب الله تهدید می شود. مشخص نیست این افراد چه میزان اطلاعاتی درباره لبنان و منطقه دارند. این طرف ها به صورت مکرر به عبارت امنیت قومی عربی اشاره می کنند. من برای این وزرا و افکار عمومی یادآور می شوم که اشغالگران اسرائیل بزرگ ترین تهدید برای ثبات و امنیت لبنان هستند و همچنان این تهدید وجود دارد. مهم ترین عامل در آزاد سازی لبنان از اشغالگری اسرائیل و تحقق ثبات و امنیت در لبنان به دلیل حضور مقاومت و به عنوان بخشی از معادله طلایی ارتش، مقاومت و ملت لبنان است. حزب الله نیز ستون فقرات مقاومت است. بنابراین سلاح مقاومت عامل اصلی در تحقق ثبات و امنیت از طریق بیرون راندن اشغالگران اسرائیلی از لبنان است. همچنان لبنان با تهدیدات و اقدامات تحریک آمیز اسرائیل روبروست.وی خاطرنشان کرد: آیا ارتش های عربی از لبنان در برابر اسرائیل حمایت کرده اند. دیروز یکی از مقامات ارشد امارات گفت حرف و حدیث ها درباره استفاده امارات از هواپیماهای آمریکایی علیه اسرائیل سخیف و بی ارزش است. همه می دانند این سخنان سخیف است. سلاح حزب الله و مقاومت عامل اساسی در استقرار ثبات و امنیت لبنان است و با استفاده از این سلاح با شبکه های اسرائیلی و تروریستی در لبنان مقابله می شود. مقاومت به همراه ارتش لبنان از این سلاح برای مقابله با داعش، و جبهه النصره و آزاد سازی سلسله شرقی استفاده کرده است. بنابراین اگر ثبات و امنیتی در لبنان وجود دارد، سلاح حزب الله عامل اساسی در استقرار ثبات و امنیت در این کشور بوده است. در صورتی که برخی از کشورهای عربی نگران ثبات و امنیت لبنان هستند، می توانند با رها کردن لبنان به این کشور کمک کنند. نباید این کشورها در امور لبنان دخالت کنند. در دو هفته گذشته شاهد دخالت آشکار در امور لبنان بوده ایم. نباید این کشورها عناصر تکفیری القاعده و غیره را که در مدارس وهابی خود آموزش دادند به لبنان اعزام کنند و به دنبال تحریک کردن اسرائیل برای حمله به لبنان نباشند و با این وضع است که لبنان از ثبات و امنیت برخوردار خواهد بود.وی در ادامه گفت: لبنان رئیس جمهور، دولت، رئیس پارلمان و کابینه و اراده ملی قاطعی با وجود همه نوع اختلافات سیاسی دارد. لبنانی ها هرگز نمی خواهند به هیچ نوع شکلی از درگیری یا جنگ داخلی بازگردند. این اراده قاطع داخلی برای مقابله با هر نوع درگیری داخلی، ضامن ثبات و امنیت لبنان است. از کشورهای عربی انتظار می رود در امور لبنان دخالت نکنند و ما لبنانی ها برای شما تضمین می کنیم که امنیت و ثبات لبنان به عنوان الگویی در منطقه و جهان باقی خواهد ماند.سعودی ها نمی خواهند بپذیرند که یمنی ها می توانند موشک بسازند مسئله سوم در این بیانیه درباره یمن بوده است. دلیل ن ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش ایسنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در میان ...

ادامه مطلب  

چه کسانی رهبر معظم انقلاب اسلامی را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند.یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش ایسنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در ...

ادامه مطلب  

حکایت شاه ایرانی که «شهید» شد! +عکس  

درخواست حذف این مطلب
قتل ناصرالدین شاه و زمینه هایی که ترور شاه قاجار را رقم زد از جمله موضوعاتی است که در تحلیل رویدادهای تاریخ معاصر ایران کمتر به آن پرداخته شده است، با این همه نمی توان به این موضوع پرداخت و آن را با دکتر عباس امانت در میان نگذاشت.تاریخ ایرانی:عباس امانت استاد تاریخ و مطالعات بین الملل در دانشگاه ییل آمریکا و نویسنده چندین کتاب مربوط به تاریخ ایران و از جمله کتاب "قبله عالم" است که به بررسی دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار اختصاص دارد. قتل ناصرالدین شاه از نگاه عباس امانت موضوعی مهم است که می توان از زوایای مختلف آن رویداد را بررسی کرد. او تاثیر جریانات انقلابی اروپا در قتل ناصرالدین شاه را بی تاثیر نمی داند، همچنانکه ترور شاه قاجار را از عوامل مهم در تسریع جنبش مشروطه خواهی ایرانیان می داند. گفت وگوی "تاریخ ایرانی" با عباس امانت که به صورت تلفنی انجام شد را در ادامه بخوانید.***وجود کدام زمینه های اجتماعی در دوران سلطنت طولانی ناصرالدین شاه، ترور شاه قاجار را برای مخالفان حکومتش ضروری کرده بود؟ ناصرالدین شاه در سال های آغاز سلطنت نیز ترور شده بود. آیا ترور ناصرالدین شاه در دوران سلطنت او تبدیل به یک مساله شده بود یا تنها یک اتفاق و حادثه ای بود که در مقطعی از تاریخ روی داد؟ سلطنت ناصرالدین شاه قریب به پنجاه سال مداومت داشت و در طی دوره ای چنین طولانی، مواجه شدن با حوادثی ازجمله سوء قصد خارج از تصور نمی تواند باشد، این درحالی است که جریان های مخالف در طول دوره سلطنت ناصرالدین شاه همواره وجود داشته اند. نکته جالب توجه در ترور ناصرالدین شاه اما صف بندی و مخالفت اهل رعیت در مقابل درباره و شاه بود. ناصرالدین شاه پیش از این نیز در ۱۲۶۸ هجری قمری توسط گروهی از بابیون مورد سوء قصد قرار گرفته بود که شرح مفصل آن را در کتاب «قبله عالم» توضیح داده ام. آن ترور شاید نخستین مورد در عصر قاجار بود که گروهی وابسته به یک جریان مخالف مذهبی- سیاسی کوشیدند تا به گونه ای نسبتا سازمان یافته ناصرالدین شاه را از میان بردارند. اما آن سوء قصد کنندگان چه کسانی بودند؟ سوء قصد کنندگان به ناصرالدین شاه هیچگونه وابستگی حکومتی نداشتند بلکه رعایای اهل ایران بودند. یکی از آنها خوشنویس بود و دیگری اهل قلم که به همراه چند نفر دیگری که در ترور دست داشتند از تابعین شیخ علی ترشیزی عظیم بودند که از جمله علمایی بود که به بابیه پیوسته و بعد از اعدام سید علی محمد باب از سران نهضت بابی بود.اما چرا آنها اقدام به ترور شاه قاجار کردند؟ از یک جانب به علت اعدام سیدعلی محمد باب، پیروان او در نهضت بابیه چون شاه جوان را در این مورد مقصر می دانستند، برای انتقام جویی از او کوشیدند. اما انتقام گرفتن، تنها انگیزه نبود. در واقع در نگاه بابیه هم دستگاه سلطنت و هم دستگاه علمای شیعه قدرت هایی غیرمشروع شمرده می شدند. اما در هر صورت سوء قصد به ناصرالدین شاه نافرجام ماند چرا که ترورکنندگان شاه قاجار هیچکدام تجربه ای برای این کار نداشتند و این کار ناشیانه صورت گرفت. عواقب این سوءقصد هم بسیار وخیم بود و منجر به بازداشت جمع بزرگی از پیروان بابیه شد و کشتار جمعی بابیان را به وحشیانه ترین وجه به همراه داشت. ترور ناصرالدین شاه روی مجله فرانسوی بعد از آن تلاش ناموفق برای ترور شاه تا اقدام به ترور شاه توسط میرزا رضا کرمانی آیا باز هم بیم ترور شاه قاجار می رفت؟سایه ترور ناصرالدین شاه در دهه ۱۸۶۰ برابر با ۱۲۷۰ هجری قمری همواره سلطنت را تعقیب می کرد و در این دوره چندین نفر به جرم قصد سوء قصد به ناصرالدین شاه بازداشت شدند. این توهم همیشه همراه ناصرالدین شاه بود که هر لحظه احتمال سوء قصد از جانب بابیه وجود دارد و لذا او هیچگاه در طول دوره سلطنت حاضر به گذشت و مصالحه با بابیه نشد. نگرانی ناصرالدین شاه نیز از آنجا اوج می گرفت که یکی از جریانات مربوط به بابیه یعنی جریان «ازلی»، برخلاف جریان بهایی که مواجهه خشونت آمیز را به کلی کنار و سوء قصد به شاه را تقبیح کرد، جریانی انقلابی و رادیکال باقی ماند و به مهم ترین دستگاه دگراندیش و مخالفت زیرزمینی با حکومت قاجاریه تا زمان انقلاب مشروطه تبدیل شد. اواخر دوره ناصری یعنی از دوره نهضت تنباکو به بعد اما دگراندیشی در ایران وسعت بیشتری یافت و در میان مخالفین غیردیوانی قاجار چهره هایی ظهور کردند که تمایلات نزدیک به بابیه و غیر از بابیه داشتند که از جمله آنها می توان به طرفداران سیدجمال الدین اسدآبادی اشاره کرد. مهم ترین چره های شاخص این جریان میرزا آقاخان کرمانی، شیخ احمد روحی و خبیرالملک بودند که در دهه ۱۸۹۰ در استامبول همراه سیدجمال الدین شده بودند. البته میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی سابقه ازلی داشتند که احتمالا این دو در ارتباط نزدیک با میرزا رضا کرمانی، ضارب ناصرالدین هم بودند. البته میرزا رضا تمایلات بابیه نداشته و نه خودش چنین ادعایی کرده و نه منابع تاریخی چنین احتمالی را تقویت می کند. اگرچه بعد از قتل ناصرالدین شاه، بازهم بابیه در مظان اتهام قرار گرفت اما میرزا رضا بیشتر فعال تندرو و طرفدار عقاید سیدجمال الدین بود تا هوادار بابیه. به نظر می رسد که میرزا رضا کرمانی بیشتر از آنکه یک انقلابی شناخته شود، فردی بود برآمده از اجتماع ایران و مشکلات خاص آن. به واقع چه انگیزه ای میرزا رضا را به سمت ترور ناصرالدین شاه سوق داده بود؟ میرزا رضا رعیت ایران بود و ارتباط چندانی با دستگاه و دیوان نداشت. شغل میرزا رضا فروش اجناس و منسوجات گران قیمت به خانواده های اشراف و دربار بود و در برخی از داد و ستدهای خود نیز متضرر شده بود و مشتریانش زیر وعده خود زده و مبلغ توافق شده را به او نپرداخته بودند. بنابراین میرزا رضا در زندگی شخصی خود را قربانی مطامع دستگاه قاجار به خصوص کامران میرزا، پسر ناصرالدین شاه که حاکم تهران بود می دانست. اما این تمام داستان نیست. اگر به سابقه سیاسی میرزا رضا بنگرید درمی یابید که او یک دهه قبل از اقدام به سوء قصد، تمایلات مخالفت با ناصرالدین شاه و قاجاریه را در ذهن می پروانده است. شاهد این مدعا نیز رفتار او در زندان قزوین همراه با حاجی سیاح محلاتی و مستشارالدوله است. شخصیتی که حاجی سیاح در خاطرات خود از میرزا رضا ترسیم کرده، شخصیتی تندرو در سخن و تا اندازه ای هم مالیخولیایی است و به نظر نمی آید که این روایت از میرزا رضا غیرواقعی باشد. اگر میرزا رضا شخصیتی انقلابی داشته احتمالا می توانسته تاثیرپذیرفته از جنبش های انقلابی اروپا و آرمان گرایی رمانتیک اروپا و روسیه باشد. این تاثیرپذیری را در قتل ناصرالدین شاه می توان دید؟ سوء قصد به ناصرالدین شاه در اول ماه می ۱۸۹۶ واقع شد و اول ماه می ، روز جهانی کار و کارگر در اروپا و روز بسیار مهمی در تقویم جریانات انقلابی چپ است. بنابراین به نظر می رسد که شاید قتل ناصرالدین شاه مسئله ای ورای مخالفت انقلابی درونی جامعه ایران بود و باید در متن جریان بزرگتری دیده شود. نمی توان تاثیر این جریان ها را در غرب در ترور ناصرالدین شاه منکر شد. حتی این تاثیر را در سوء قصد اول به ناصرالدین شاه هم شاید بتوان مشاهده کرد. به واقع جریانات انقلابی ۱۸۴۸ اروپا در جامعه ایران نیز شناخته شده بود. مسئله این است که اواخر قرن نوزدهم ترور شخصیت های سیاسی و سلطنتی در اروپا مسئله تازه ای نبود و حتی ناصرالدین شاه در سفر دوم خود به اروپا در سال ۱۸۷۸ زمانی که میهمان امپراتور پروس، ویلهلم سوم بود، شاهد ترور میزبانش شد. سوء قصد نافرجام از جانب سوسیال دموکرات های آلمانی صورت گرفت. بنابراین ترور پادشاهان در اروپای آن زمان به خصوص در نهضت های آنارشیستی مسئله ای جدی بود. می توان بازتابی از آن جریانات جهانی را در ...

ادامه مطلب  

ترور با سم چه کسانی را در حوزه سیاسیت قربانی کرده است + عکس  

درخواست حذف این مطلب
ترور با سمارسال شده توسط: چنگیز قیاسی 10 فروردین 97 ساعت 08:09ترور با سم در نوع خود نه تنها یکی از رایج ترین نوع ترور در دنیا است بلکه این نوع ترور در دوران ماقبل از تاریخ نیز تا به امروز رایج بوده است. موضوعی که این روزها با ترور سرگی اسکریپال و دخترش با سم ، که وی یک جاسوس سابق روس در بریتانیا بوده است حاشیه های زیادی را برای روسیه به وجود آورده است. در ادامه نگاهی خواهیم انداخت به افرادی که قربانی ترور با سم شده اند.سرگی اسکریپال و دخترش یولیا : سرگی اسکریپال 66 ساله و جاسوس سابق روس که در بریتانیا زندگی می کرد، همراه دخترش بیهوش روی نیمکت یک مرکز در شهر سالیزبوری پیدا شد. پلیس بریتانیا می گوید سرگی اسکریپال و دخترش با ماد ه ای ناشناس مسموم شده اند. وزیر خارجه بریتانیا گفته است که این کشور نسبت به دخالت احتمالی خارجی در مسموم شدن سرگی اسکریپال “واکنش تندی” نشان خواهد داد. سخنگوی رئیس جمهور روسیه هرگونه دخالت در این ماجرا را رد کرده است. این دو جدیدترین قربانی ترور با سم در حوزه ی سیاست شدند.سرگی اسکریپال و دخترش یولیاگریگوری راسپوتین : وی از دیگر قربانیان ترور با سم بوده است، راسپوتین مرد مورد اعتماد خانواده سلطنتی روسیه در دسامبر سال 1916 به دعوت شاهزاد فلیکس یوسوپوف وارد کاخ یوسوپوف در سن پترزبورگ شد. شاهزاد فلیکس با کیکی آغشته به سیانور پتاسیم از او پذیرایی کرد. راسپوتین آن کیک را خورد. شاهزاد فلیکس سپس یک گیلاس شراب آغشته سیانید به او تعارف کرد. راسپوتین شراب را نوشید و به نوشیدن ادامه داد. سم که جواب نداد راسپتوین را هما ن شب با شلیک گلوله کشتند.گریگوری راسپوتینکیم یونگ نام : برادر ناتنی رهبر کره شمالی هم یکی دیگر از قربانیان ترور با سم بوده است. وی در حالی تور شد که سال ها پیش وی از کره شمالی گریخته و 13 فوریه سال 1017 میلادی در فرودگاه کوالالامپور هدف سوء قصد قرار گرفت. ترور وی بدین صورت انجام شد که دو زن پس از نزدیک شدن به او ماده ای به صورت و سرش مالیدند. این ماده ترکیبی شیمیایی به نام وی ایکس بود که روی اعصاب تأثیر می گذارد. مقامات مالزی یک سال بعد اعلام کردند کیم یونگ نام در کوله پشتی خود بیش از ده شیشه آمپول خنثی کننده این سم را همراه داشت.کیم یونگ نامالکساندر لیتویننکو : افسر سابق سازمان اطلاعات خارجی روسیه به بریتانیا پناهنده شده بود هم در لیست ترور با سم قرار گرفته است. وی با تألیف دو کتاب اتهاماتی علیه سازمان اطلاعات خارجی روسیه و پوتین ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در میان ما است نیست؛ این جریان مال تاریخ انقلاب ما است. ای نسل های جوان، ای نوجوان های امروز و مسئولان فردا، ای نسل هایی که هنوز نیامدید یا کودک هستید! بدانید این انقلاب از ناحیه ی منافقان از همه بیشتر ضربت می بیند، حواستان را جمع کنید. خ ...

ادامه مطلب  

باید برای حفاظت از زنان در برابر تروریسم رویکردی پویاتر در پیش گرفت  

درخواست حذف این مطلب
میزگرد توانمندسازی زنان قربانی ترور ضرورتی برای آینده بشر با همکاری انجمن میراث مادران و انجمن نگهبان (sentinel) در سی و ششمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو برگزار شد.به گزارش ایسنا، در این میزگرد شخصیت ها و اساتیدی از اسپانیا، انگلیس، کامرون، ایران و همچنین چند تن از خانواده های قربانیان ترور حضور داشتند و به ایراد سخنرانی پرداختند.در این نشست خانم روث استافل استاد دانشگاه کاردینال هررا اسپانیا با تاکید بر ضرورت توانمندسازی زنان قربانی ترور اظهار کرد: همه قربانیان ترور از جمله قربانیان مستقیم و غیرمستقیم حوادث تروریستی به طور برابر قربانی اند، اما در اصل، قربانی اصلی تروریسم، جامعه، مردم و خانواده هایی هستند که مورد حمله قرار گرفته اند.این استاد دانشگاه در سخنرانی خود تاکید کرد: در بیشتر جهان، حتی جوامع پیشرفته، زنانی که در اثر تروریسم بیمار یا معلول شده اند، از شانس کمتری برای ادامه زندگی برخوردارند از دیگر سو در جوامعی که مردان مسوولیت اقتصادی خانواده را بر عهده دارند، کشته شدن یا معلولیت مردان روی تمام خانواده تاثیرگذار است و به دلیل تبعیضاتی که بر ضد زنان اعمال می شود، زنان قربانی ترور، صدمات بیشتری نسبت به مردان می بینند.وی در سخنرانی خود، پیشنهادهای زیر را برای توانمندسازی زنان قربانی ترور ارائه کرد: اول این که به طور کلی تبعیض در تمام جهان باید کاهش یابد. دوم، تمامی قربانیان را باید قربانی ترور به حساب آورد و آنان نباید دسته بندی کرد، سوم این که باید پرداخت غرامت به قربانیان صورت پذیرد، چهارم باید در جهت التیام دردهای قربانیان اقداماتی از قبیل روان درمانی و حمایت های اجتماعی صورت گیرد، پنجم این که باید زنان قربانی ترور دیده شده و به تجارب، دردها و پیروزی های آنان توجه شود، ششم باید صدای قربانیان ترور تقویت شود و در نهایت اینکه باید در جهت دستیابی قربانیان به تحصیلات اقدام کرد.سلامی استاد دانشگاه تهران که مدیریت این میزگرد را برعهده داشت، در سخنانی اظهار کرد: زنان قربانی ترور، پتانسیل فراوانی برای مقابله با تروریسم دارند. برای این منظور باید آن ها را مورد حمایت قرار داده و توانمند ساخت، چراکه عدم دخالت آنان برای ایفای نقش به عنوان فعالان جوامع مدنی به انزوای بیشتر آنان منجر می شود.وی تاکید کرد: با روش های نظامی می توان به طور موقت گسترش گروه های افراطی و تروریستی را متوقف کرد، اما نمی توان ایدئولوژی افراطی را شکست داد.این استاد دانشگاه با بیان این که توانمندسازی زنان قربانی ترور و تلاش برای دستیابی آن ها به عدالت، باید در اولویت قرار گیرد، تصریح کرد: اگر چنین افرادی مورد حمایت و کمک قرار نگیرند، مشکلات شان نسل آینده را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و در مقابل اگر به سلامت جسم و روان آن ها توجه کافی شود، نسل های آینده نیز از آن سود خواهند برد.سلامی تاکید کرد: یکی از راه های توانمندسازی زنان قربانی ترور، تکریم آن ها به عنوان اسوه های صبر و استقامت است. با انجام این کار، قربانیان ترور به عنوان ارزش و در مقابل گروه های تروریستی به عنوان ضدارزش معرفی می شوند. این راه حلی فرهنگی برای مقابله با تروریسم است. در واقع تروریست ها با صلح، امنیت و حقوق بشر مخالفند و قربانیان ترور هزینه آن را می پردازند. به همین دلیل گرامیداشت قربانیان ترور «نه» به خشونت و افراطی گری است.در ادامه این میزگردخانم انیسه ون انگلند، استاد دانشگاه کرانفیلد انگلستان در سخنانی اظهار کرد: صحبت درباره برابری جنسیتی به این معنی است که بپذیریم زنان هم می توانند قربانی ترور و هم تروریست باشند. واقعیت این است که تعداد زنان قربانی ترور بیشتر از زنانی است که به عنوان تروریست ایفای نقش می کنند. این نشان می دهد که در این زمینه برابری وجود ندارد؛ چه زنانی که برده جنسی بوکوحرام، عروس جهادی داعش هستند و تبدیل به ابزار آنان شده اند، و چه مادری که فرزندانش به سازمانی تروریستی پیوسته باشد یا عضو خانواده ای باشد که در حادثه تروریستی انفجار بمب در کنسرت منچستر آسیب دیده است. در هر صورت وقتی خشونت رخ می دهد زنان اول آسیب می بینند. با این وجود در راهبردهای ضدتروریستی ارتباط و آسیب پذیری آنان کمتر مورد توجه قرار می گیرد.وی تاکید کرد: حقوق بین الملل در زمینه حفاظت از زنان هنوز ناقص است. محافظتی که از طریق کنوانسیون ژنو اعطا شده در جنگ ها کافی نیست. علاوه بر این، تروریسم در حال پیچیده تر شدن است و برای حفاظت از زنان در برابر تروریسم باید رویکردی پویاتر در پیش گرفت.چونگسی جوزف رئیس مرکز حقوق بشر کامرون و یکی از قربانیان گروگانگیری بوکوحرام، درباره نقش گروه های تروریستی در کشورهای مختلف و قربانی شدن زنان از سوی این گروه ها تاکید کرد: مبارزه با تروریسم مبارزه یک فرد یا یک کشور نیست بلکه باید تلاش جمعی برای مبارزه با آن وجود داشته باشد که یکی از مهم ترین راه های کمک به زنان قربانی ترور و توانمندسازی آن هاست تا آسیب های وارده بر آن ها به نسل های بعد منتقل نشده ...

ادامه مطلب  

جامعه افغانستان پذیرای داعش نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه رسانه های بی باک، به موازات شکست داعش در عراق و سوریه، تروریست ها افغانستان را به عنوان مقصد بعدی خود انتخاب کرده اند؛ موضوعی که خطرات و چالش های امنیتی این کشور را در آینده دوچندان خواهد کرد. افغانستان که سال هاست به خاطر تهدیدات طالبان با ثبات و آرامش بیگانه است الان تهدید دیگری را بیخ گوش خود احساس می کند. دکتر نوذر شفیعی، کارشناس شبه قاره می گوید: «داعش به خاطر تفکرات ایدئولوژیکی تند و سلفی در بین دولت و مردم افغانستان جایگاهی ندارد و هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد.» گفت وگوی «جوان» با نوذر شفیعی را در زیر می خوانیم.با افزایش تهدیدات طالبان، داعش هم در افغانستان حملات خود را تشدید کرده و با توجه به اینکه داعش در عراق و سوریه پایگاه های خود را از دست داده، به دنبال مناطق دیگری برای انتقال عناصر خود است. آیا می توان گفت که افغانستان کانون بعدی بحران و مأمن تروریست ها پس از عراق و سوریه خواهد بود. از آنجاکه تعداد زیادی از اعضای داعش افغانستان از جداشدگان طالبان هستند آیا بین جناح های طالبان و داعش هماهنگی هایی وجود دارد یا اینکه رقابت امنیتی بین آنها حاکم است؟پدیده ای به نام داعش در افغانستان که این نام را به خودش اطلاق کند، وجود دارد و از اواخر 2014 در این کشور اعلام موجودیت کرد، اما اینکه آیا بدنه این گروه داعشی هستند یا نه جای سؤال دارد. ما در افغانستان ظرفی به نام داعش داریم که محتوای آن مهم است و می توان برنامه ریزی های نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی برای مقابله با آن انجام داد. امریکایی ها برآورد می کنند که تعداد 2500 تا 3000 داعشی در افغانستان وجود دارند. برخی معتقدند که بین 8500 تا 1200 نفر در افغانستان عضو داعش هستند. آنچه مشخص است اینکه گروهی به نام داعش در این کشور وجود دارد و حملاتی را انجام می دهد که جهت دارند و بسیاری از آنها معطوف به شیعیان «هزاره» افغانستان هستند. توجه داعش به شیعیان افغان هم به عملیات شیعیان گروه «فاطمیون» در سوریه مربوط می شود که با گروه های تروریستی مبارزه می کنند. داعش در افغانستان بیشتر از چه گروه ها و افرادی عضو گیری می کند؟ آیا مناطق خاصی وجود دارد؟در ارتباط با اینکه چه افرادی در داعش افغانستان عضویت دارند چند مسئله وجود دارد؛ برخی از این افراد کسانی هستند که به عراق و سوریه رفته و با داعش بیعت کرده اند. البته تعداد افغان هایی که در کنار داعش جنگیده باشند خیلی کم است ولی کسانی وجود دارند که خود از داعش برای حضور در افغانستان دعوت و با ابوبکر البغدادی، سرکرده داعش بیعت کردند. داعش در افغانستان عضوگیری نکرده است. عبدالرئوف خادم، از رهبران مهم طالبان در استان هلمند که در گوانتانامو زندانی بود در آنجا سلفی شد و با هیئتی به عراق رفت و با داعش بیعت کرد. مسلم دوست، یکی از علمای مهم افغان که او هم در زندان گوانتانامو بود از داعش برای حضور در افغانستان دعوت کرد. درحالی که خادم، قلمرو هلمند را پوشش می داد، مناطق مشرقی، ننگرهار و کنر تحت پوشش مسلم دوست است. خاستگاه اصلی داعش در افغانستان از ننگرهار است. ریشه سلفی های تندرو در افغانستان در دو منطقه است که «برهان الدین ربانی» در بدخشان بوده و دیگری «سیاف» در ولایات مشرقی است. توجه داشته باشیم که بدنه جامعه افغانستان کشش سلفی ها را ندارد و در دوره رژیم طالبان هم تلاش های زیادی شد سلفی گری را در جامعه افغانستان پرورش بدهند اما موفق نشدند. همچنین «سعید اماراتی» در منطقه مشرقی افغانستان فعال است. اینها افرادی هستند که از داعش برای حضور در افغانستان دعوت و با این گروه بیعت کردند. اینکه چرا این افراد از داعش دعوت کردند، به این خاطر است که اینها بعد از مرگ ملا عمر، بر سر رهبری در طالبان دچار تفرقه شدند. همه این افراد هم به شورای کویته تعلق دارند. آنها با توجه به اینکه در قدرت سهیم نشدند از روی حب و بغض با داعش بیعت کردند و حتی برای کشتن فرماندهان ارشد طالبان به امریکایی ها اطلاعات دادند و بر اساس آمارهای اعلام شده در یک سال گذشته حدود 50 نفر از فرماندهان طالبان توسط امریکایی ها کشته شده اند. ترکیب اعضای داعش افغانستان چطور است؟ آیا تنها افغان ها در این گروه عضویت دارند یا از کشورهای خارجی هم افرادی در این گروه عضو هستند؟از بین اعضای داعش تنها 30 درصدشان از افغان ها و 70 درصد از سایر کشورها هستند. این 30 درصد افغان ها هم اغلب از جوانانی هستند که شغلی ندارند و بیکار هستند. الان 40 درصد جمعیت افغانستان فقیر هستند و نرخ بیکاری در این کشور بسیار بالاست. افغانستان بعد از آنگولا و چاد، جوان ترین جامعه جهان است و اکثریت جمعیت جوان این کشور بین 15 تا 24 سال سن دارند. دو شاخص بیکاری و بیسوادی نشان می دهد که امکان عضوگیری از بین این افراد جوان وجود دارد. این افراد در قبال دریافت پول حاضر هستند به عضویت گروه هایی مثل داعش دربیایند. حقوقی که داعشی ها دریافت می کنند هر ماه حدود 1000 دلار است، حقوقی که یک عضو طالبان دریافت می کند 700 دلار و حقوق ماهانه یک نیروی نظامی دولتی 200 تا 250 دلار است. در 2015 هم دولت در پرداخت حقوق نیروهای نظامی به مشکل خورد و هم طالبان به دلیل کاهش قیمت مواد مخدر نتوانست حقوق اعضای خود را پرداخت کند و لذا داعش که تازه در افغانستان قدرت گرفته بود و پول های زیادی در اختیار داشت، توانست عضوگیری کند. از 70 درصد خارجی های عضو داعش، عده زیادی از جریان «تحریک طالبان» پاکستان هستند که اصلی ترین بدنه داعش را تشکیل می دهند و عمدتاً از مناطق قبایلی هستند. علت اینکه جریان تحریک طالبان از داعش استقبال کرد به خاطر اختلاف با طالبان افغانستان بود. دومین گروهی که بدنه داعش را تشکیل می دهد، «جنبش اسلامی» ازبکستان است که با داعش بیعت کرده اند که هم از داعش پول می گیرد و هم از لحاظ ایدئولوژیکی و سلفی گری با داعش سنخیت دارد. سومین گروه، «حزب اسلامی ترکستان شرقی» است. بنابراین، بخش زیادی از بدنه داعش که فعال هستند، عضویتشان تاکتیکی است نه استراتژیک. حزب اسلامی ترکستان شرقی یک جریان ملی گرا است و علیه قوم «هان» در چین فعالیت می کند. درست است که این گروه ترک و مسلمان است اما هدف اصلی آن تقابل با سلسله «هان» است و این حزب برخلاف داعش که ادعای تأسیس خلافت جهانی و فراملی را دارد بیشتر تمرکز خود را در چین گذاشته است. همچنین حزب اسلامی ازبکستان نیز اینگونه است و فعالیت های خود را در این کشور تعلیق کرده و در شرایط کنونی برای این گروه بیشتر بعد مالی اهمیت و اولویت دارد نه تشکیل خلافت. این حزب هم با طالبان همکاری دارد و هم با داعش در افغانستان و عراق و سوریه همکاری هایی دارد و به خاطر فعالیت هایش از همه آنها پول می گیرد. گفتید که بیشتر اعضای داعش از اتباع خارجی هستند و از لحاظ تفکر و ایدئولوژی با داعش اختلاف نظر دارند. میزان پذیرش داعش در جامعه افغانستان چقدر است و آیا به نظرتان می تواند نفوذ و قدرتش را افزایش دهد یا اینکه جامعه افغانستان پذیرای داعش نخواهد بود؟تنها حزبی که در بین این گروه ها تفکرات ایدئولوژیکی قوی دارد تحریک طالبان پاکستان است که آنهم بیشتر تحت تأثیر تفکر «دیوبندی» شبه قاره است تا سلفی وهابی شبه جزیره عربستان. می توان گفت که بدنه این نیروها با این ترکیب نمی تواند به ماندگاری داعش در افغانستان کمک کند و جای پایی برای این گروه باز کند. نظرسنجی که از جامعه افغانستان انجام شده، نشان می دهد 70 درصد از مردم بر این باورند که عملکرد داعش غیراسلامی است و بیانگر این است که داعش از لحاظ فکری در جامعه افغانستان جایگاهی ندارد. اسلام افغانستان یک اسلام معتدل روستایی است و پس از جهاد افغانستان هم مردم افغانستان از اسلام سیاسی زده شدند و به همین خاطر حضور امریکایی ها را پذیرفتند. بنابراین، هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد. نتیجه نظرسنجی هم حاکی از همین مسئله است. فقط تقریباً 28 درصد مردم افغانستان نظر مساعدی نسبت به داعش و تفکرات این گروه داشتند و سایرین درجه ای از حس تنفر را به داعش داشتند. بنابراین جامعه افغانستان پذیرای داعش نیست، چراکه جامعه ای است که جنگ و ناامنی را تجربه کرده و آسیب های زیادی را متحمل شده است. از سوی دیگر، نیروهای زیادی وجود دارند که با داعش مخالف هستند. طالبان با داعش مشکل زیادی دارد و این اختلافات جدی است. طالبان با داعش مشکلات ایدئولوژیک دارد و همچنین تجاوز داعش به قلمرو خود را برنمی تابد، تحت الشعاع قرار دادن نام طالبان از طرف داعش در افغانستان هم وجود دارد. مشکل دیگر تأثیرگذاری داعش بر ارتباط طالبان با نیروهای دیگر است. داعش معتقد است که خودش تنها نیروی اسلامی جهانی است و طالبان بیشتر افراد حقوق بگیر و عروسک خیمه شب بازی داعش هستند. طالبان به طور جدی با داعش اختلاف دارد. در ظاهر، دولت و ارتش افغانستان باید با اینها در تعارض قرار بگیرد. امریکا و سازمان ناتو هم باید با داعش تعارض داشته باشد، کشورهای منطقه از جمله ایران، روسیه و چین باید با این گروه در تعارض قرار گیرند. پس روند کلی تعارضات نشان می دهد که طالبان و داعش در تعارض با یکدیگر هستند. این علائم نشان می دهد که داعش در جامعه افغانستان ریشه دار و یک نیروی با ماندگاری بالا نیست. حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان معتقد است که همه اظهارات درباره داعش درست نیست و رسانه ها تهدید داعش را بزرگنمایی می کنند. خطاب کرزی تلویحاً به اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان است که در سفر به امریکا گفته بود تهدیدات داعش جدی است و با این اقدام تلاش می کند پول زیادی را از امریکایی ها دریافت کند. طالبان می گوید که اشرف غنی داعش را به وجود آورده است تا ما را تحت فشار بگذارد. همچنین می گوید که داعش را امریکایی ها به وجود آورده اند تا حضور خود در افغانستان را توجیه کنند و چنین دیدگاه هایی بین طالبان وجود دارد. محتوای داعش به این شکل است که این گروه ریشه عمیقی در خاک افغانستان و در ذهن مردم این کشور ندارد. نقاط اصلی تمرکز داعش در افغانستان کدام مناطق هستند. اصلاً این گروه توانسته بر مناطقی از این کشور تسلط پیدا کند یا نه؟داعش فعالیت خود را از منطقه ننگرهار شروع کرد و قندهار، هلمند و حتی مناطق شرق را تحت پوشش قرار داد. اگر به نقشه افغانستان نگاه کنیم می بینیم مناطقی که کنترل داعش باشد بسیار کم است. بین مناطق تحت نفوذ، تحت کنترل د و حضور تفاوتی وجود دارد. منطقه حضور زیاد مهم نیست، اینکه داعش در منطقه فاریاب در شمال افغانستان عملیات انجام می دهد و پس از آن در یک منطقه دیگر عملیاتی را سازماندهی می کند این نشانه حضور در منطقه است اما ممکن است دلیلی بر ضعف آن نیز باشد تا توجهات رسانه ای را به خود جلب کند و اینگونه وانمود کند که همچنان در قدرت است. داعش در افغانستان حضور دارد اما مناطق تحت کنترل این گروه خیلی کم است. دولت افغانستان الان بر 6/21 درصد از خاک افغانستان کنترل و بر حدود 48 درصد نفوذ دارد. طالبان بر 2 درصد خاک افغانستان کنترل و بر 6 درصد نفوذ دارد و 28 درصد از مناطق بین دولت و سایر گروه ها دست به دست می شود. طالبان که مدع ...

ادامه مطلب  

عکس پیاده روی اربعین 96 | از نجف تا کربلا | آخرین تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
عکس پیاده روی اربعین 96 | کمتر از یک هفته مانده است تا اربعین حسینی، عاشقان اباعبدالله به سمت کربلا پیش می روند. موکب ها به صورت 24 ساعته از زوار الحسین در حال پذیرایی هستند. برخی از زائران که روزهای پیش به سمت عتبات عالیات حرکت کرده اند، حالا به نجف رسیده اند و از نجف به کربلا در راهپیمایی اند. عکس های پیاده روی اربعین زائران کربلای معلی از مسیر نجف به کربلا را در ادامه می بینید.بیشتر ببینید: عکس نوشته اربعین .بیشتر ببینید: عکس پروفایل اربعین .بیشتر ببینید: عکس اربعین برای پروفایل .بیشتر بخوانید: فلسفه پیاده روی اربعین .پیاده روی اربعین عکس پیاده روی اربعین 96 عکس پیاده روی اربعین کربلاپیاده روی اربعین عکس پیاده روی اربعین 96 عکس پیاد ...

ادامه مطلب  

چرا فعلا نمی توان از شکست خوردن داعش سخن گفت؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش«شیعه نیوز»، خلافت داعش در عراق و سوریه به لحاظ سرزمینی به پایان خود نزدیک شده است؛ هر چند که هنوز مناطقی از خاک سوریه در دست این گروه باقی مانده و در عراق نیز باقی مانده نیروهای داعش به عملیات خود ادامه می دهند. با این وجود، اگر روزی هم فرا برسد که بتوان از شکست داعش سخن گفت، آن روز هنوز فرا نرسیده است.نشریه آمریکایی ویکلی استاندارد با انتقاد از استراتژی ملی دفاعی جدید آمریکا که در آن رقابت استراتژیک با دولت های دیگر به جای تروریسم به عنوان دغدغه اصلی آمریکا معرفی شده، با استناد به گزارش سالانه ارزیابی تهدیدهای جهانی که از سوی دفتر رئیس اطلاعات ملی آمریکا به سنای این کشور ارائه شده، ارزیابی های متعددی را مورد توجه قرار داده که بر اساس آنها هنوز نمی توان از پیروزی بر داعش، القاعده و گروه های مشابه آنها سخن گفت.در این ارزیابی سالانه عالی ترین مرجع اطلاعاتی آمریکا آمده است که انتظار می رود در سال آینده داعش بر سازماندهی مجدد خود در عراق و سوریه، ارتقای حضور جهانی خود، اشاعه ایدئولوژی خود، برنامه ریزی حملات بین المللی و تشویق نیروها و هوادارانش به انجام عملیات در کشورهای خود متمرکز شود. بنا به ارزیابی دفتر اطلاعات ملی آمریکا، داعش یک کارزار جدی انجام اقدامات شورشی در سوریه و عراق با هدف نهایی ایجاد مجدد خلافت خود را در دستور کار دارد که منافع آمریکا در منطقه را تهدید خواهد کرد.خلاصه این که تا به پایان رسیدن کار داعش، راه بسیار زیادی باقی مانده است و در حالی که بخش مهمی از مناطق در اختیار خلافت داعش آزاد شده است ولی این گروه منابع خود برای انجام جنگ چریکی بی پایانی را حفظ کرده است.نقشه تهیه شده توسط دفتر اطلاعات ملی آمریکا، گستره جهانی تهدید ناشی از داعش، القاعده و گروه های مشابه آنها را نشان می دهد. جنگجویان داعش در خارج از عراق و سوریه نیز به شورش خود در چندین کشور ادامه می دهند.وضعیت در مصر را در نظر بگیرید. در نوامبر 2014، انصار بیت المقدس که گروهی وابسته به القاعده بود با ابوبکر البغدادی خلیفه داعش اعلام بیعت کرد و نام جدید ولایت سینا برای آن تعیین شد. ولایت سینا اکنون به تهدیدی برای امنیت ملی مصر تبدیل شده است. اعضای این گروه در اکتبر 2015 یک هواپیمای مسافربری روسیه را منفجر کردند و 224 مسافر آن را کشتند. بمب گذاری در این هواپیما اولین حمله موفق به خطوط مسافربری بعد از حادثه یازده سپتامبر 2001 آمریکا بود. ولایت سینا همچنین مقام مصری را ترور کرده، در مردم محلی هراس ایجاد کرده و چندین عملیات بمب گذاری علیه مساجد، کلیساها و قبایل محلی انجام داده است. در مواردی این گروه حتی توانایی تصرف مراکز امنیتی و انتظامی دولت مصر را نیز داشته است. این گروه همچنین شبکه ای تروریستی ایجاد کرده که قادر بوده در دیگر نقاط مصر نیز دست به عملیات های بزرگ بزند.ولایت سینا به چنان توانی رسیده که دولت مصر به تنهایی قادر به مقابله با آن نیست. در اوایل ماه جاری میلادی، نیویورک تایمز گزارشی را منتشر کرد که نشان می دهد مصر و اسرائیل از سال 2015 تاکنون برای شکار رهبران این گروه در شمال صحرای سینا با یکدیگر همکاری می کرده اند ولی تاکنون در از بین بردن این گروه به توفیقی دست نیافته اند. در همین ماه، این گروه تهدیدات خود علیه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در مصر را علنی کرده و با انتشار ویدئوهایی از عملیات های سنگدلانه خود علیه مقامات مصری وعده مجازات دیکتاتور مصر را داده است. عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر این تهدید ولایت سینا که هیچ کس از دست این گروه در امان نیست را جدی گرفته و دولت وی از ابتدای ماه جاری، آغاز عملیاتی بزرگ برای سرکوب داعش در مصر را اعلام کرده است.در لیبی، داعش دیگر یک منطقه وسیع را در اختیار ندارد ولی دلایل فراوانی برای نگرانی از بازگشت نیروهای خلیفه البغدادی وجود دارد. داعش در اوج قدرت خود در این کشور شمال آفریقا که در سال 2015 آغاز شد، به مدت بیش از یک سال بر شهر سیرت تسلط یافت. سیرت به عنوان زادگاه و البته محل مرگ معمر قذافی اهمیتی فراتر از جایگاه نمادین خود دارد. داعش این شهر را پس از موصل در عراق و رقه در سوریه، سومین شهر مهم تحت کنترل خود به حساب می آورد ولی کنترل این شهر را در دسامبر 2016 و پس از محاصره ای طولانی از دست داد.تعدادی از بقایای داعش در مناطق دورتر در جنوب سیرت تجمع و تلاش کردند دوباره خود را سازماندهی کنند. در اوایل سال 2017، دولت ایالات متحده اعلام کرد که دو اردوگاه این افراد را بعد از این که متوجه حضور برنامه ریزان برخی عملیات های تروریستی در خارج از لیبی در این اردوگاه ها حضور دارند، بمباران کرده است. احتمالا برخی از این افراد به شکل مستقیم در طراحی عملیات تروریستی در منچستر انگلیس که در نتیجه آن 22 نفر کشته و صدها تن دیگر زخمی شدند، نقش داشته اند.داعش چه تعداد نیرو در سوریه دارد؟ به درستی نمی دانیم. وزارت خارجه آمریکا برآورد کرده که داعش در ابتدای سال 2016، حدود شش هزار نیرو در لیبی داشته است که به قبل از شدیدترین درگیری ها در سیرت مربوط می شود. تخمین زده می شود که حدود 1700 نفر از نیروهای داعش در نبردها در سیرت، حملات هوایی و نبردهای بعدی کشته شده باشند. بنابراین از آن شش هزار نفر، بیش از 4300 نفر باقی مانده است.داعش در قسمت های دیگر آفریقا نیز برای حضور وسیع تر تلاش می کند. در غرب آفریقا، یکی از فرماندهان سابق القاعده به نام عدنان ابوولید الصحراوی گروهی را رهبری می کند که مسئولیت کشتن چهار سرباز آمریکایی و 5 سرباز نیجریه ای در اکتبر گذشته را بر عهده گرفته است. الصحراوی و نیروهایش از سال 2015 به نام داعش در حال مبارزه بوده اند. از سوی دیگر، ابوبکر شکو رهبر بوکوحرام در سال 2015 با خلیفه داعش اعلام بیعت کرد. بوکو حرام به دلیل کشتارهای قابل توجه و همچنین ربایش چندصد دختر دانش آموز در نیجریه در کانون توجهات بوده است. رفتار او حتی با معیارهای داعش هم چنان غیرمنطقی و وحشیانه بود که داعش در سال 2016 وی را برکنار و رهبر جدیدی برای نیروهای وی انتخاب کرد ولی شکو همچن ...

ادامه مطلب  

121 ژنرال مقابل 600 میلیارد بودجه نظامی امریکا  

درخواست حذف این مطلب
کاخ سفید در طرح بودجه خود اولویت را به مسائل دفاعی و امنیتی امریکا داده و هزینه های بودجه دولت در مسائل سیاسی و اقتصادی را کاهش داده است.کاخ سفید در طرح بودجه خود اولویت را به مسائل دفاعی و امنیتی امریکا داده و هزینه های بودجه دولت در مسائل سیاسی و اقتصادی را کاهش داده است. درخواست دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا از کنگره این کشور برای افزایش 10درصدی بودجه نظامی یعنی 54 میلیارد دلار برای سال 2018 رکوردی در تاریخ بودجه دفاعی امریکا به شمار می رود. همزمان 120 مقام نظامی امریکا از ترامپ خواستند به جای تمرکز بر مسائل نظامی به دیپلماسی و گفت وگو اهمیت ب ...

ادامه مطلب  

ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط ارتش  

درخواست حذف این مطلب
جانشین فرمانده کل ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی پاسخ داد. الف: جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اقدامات انجام شده از سوی ارتش در زمینه مبارزه با داعش اظهار کرد: ارتش اقدامات بسیاری در مقابله با داعش انجام داده است که بمباران تجمعات خارج از 40 کیلومتر مرز ایران از عراق توسط نیروی هوایی و انجام عملیات های متعدد شناسایی توسط هوانیروز از جمله آنهاست. امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش شامگاه پنجشنبه با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد. متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؟پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند.در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کن ...

ادامه مطلب  

چه کسی کندی را کشت؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل جام نیـوز، پنجاه و چهار سال از ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ می­ گذرد. روزی که جان فیتزجرالد کندی در دالاس تگزاس کشته شد. کندی، سی وپنجمین رئیس جمهور ایالات متحده در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر در حالی که در لیموزین روباز به همراه همسرش، ژاکلین کندی و جان کانلی، فرماندار تگزاس و همسرش، در خیابان الم در منطقه­ی دیلی پلازا شهر دالاس قرار داشت، کشته شد. ترور کندی یکی از مرموزترین اسرار تاریخ آمریکا است، به طوری که با گذشت پنجاه و چهار سال از این حادثه همچنان زوایای نامکشوفی از این حادثه وجود دارد.بر اساس گزارش کمیسیون وارن، که توسط لیندون بی. جانسون برای کشف حقایق ترور کندی تشکیل شده بود، شخصی به نام لی هاروی اسوالد، به تنهایی کندی را کشته است. اسوالد ساعت ۷ بعد از ظهر آن روز به جرم قتل یک پلیس بازداشت شد و ساعت ۱۱:۳۰ همان شب به عنوان قاتل رئیس جمهور معرفی شد. اسوالد نتوانست در دادگاه حاضر شود چون فردی به نام جک روبی، دو روز بعد در اداره ی پلیس دالاس، وی را می ­کشد. روبی که مالک یک کلوپ شبانه بوده است، بعدها در زندان می­ میرد. با کشته شدن اسوالد حقایق ترور کندی هم به خاک سپرده شد. البته اسوالد منکر این اتهام شده بود و عکسی را که از وی در حالی که سلاح را در دست دارد، منتشر شده بود را جعلی می ­دانست و می ­گفت قربانی یک توطئه شده است و نقشی در این ترور نداشته است.انتشار خبر ترور کندی در شبکه ­های تلویزیونی در حدود ساعت ۲ تا ۲:۴۰ دقیقه صورت گرفت. اولین شبکه abc بود که مجری آن این­ گونه خبر را اعلام کرد «مقامات دولتی این خبر را تایید کرده ­اند. رئیس جمهور کندی کشته شده است. این یک اقدام باور­نکردنی است و من مطمئنم که هیچ کس جز قاتل نمی ­دانست که این اتفاق در این روز می­ افتد.» شبکه­ cbs هم این گونه این خبر را منتشر کرد: «خانم ها و آقایان، رئیس جمهور ایالات متحده کشته شد. جان اف. کندی، ساعتی پیش در دالاس، مورد اصابت چند گلوله قرار گرفت. تکرار می­ کنم، رئیس جمهور کندی کشته شده است.»از زمان ترور کندی تاکنون، فرضیه­ های زیادی درباره­ این ترور به وجود آمده است. تحقیقات، مصاحبه ها، کتاب ها و مقالات زیادی در این رابطه منتشر شده و افراد و گروه های مختلفی به عنوان کسانی که در این ترور نقش داشته­ اند، معرفی شده­ اند. وینسنت بوگلیوسی در کتابش می­ گوید تاکنون «۴۲ گروه و ۸۲ نفر متهم به نقش داشتن در این ترور شده اند و ۲۱۴ نفر هم متهم به همکاری در این ترور هستند.» از افراد و گروه­ هایی که متهم به دست داشتن در ترور کندی هستند، می­ توان به لیندون جانسون (معاون کندی) سازمان سیا، اف­ بی­ آی، باندهای مافیا، گروه­ های جنایتکار، مجتمع­ های صنعتی نظامی، کا­ گ­ ب و موساد اشاره کرد.بر اساس نظرسنجی گالوپ که ماه نوامبر منتشر شد، از مردم پرسیده شده بود که چه افرادی علاوه بر اسوالد می توانند در این ترور نقش داشته باشند. ۱۳ درصد مردم مافیا را در این ترور دخیل می­ دانند. ۷ درصد سیا، ۵ درصد فیدل کاسترو و ۵ درصد هم گروه­ هایی که با سیاست­ های کندی مخالف بوده اند را در این ترور دخیل می دانند. این در حالی است که ۴۰ درصد از مردم آمریکا اسم فرد یا گروهی را نمی­ برند و از این که چه کسی در این ترور نقش داشته است، اطلاعی ندارند. مهم ترین مظنونین شامل این موارد می شود:لیندون جانسونیکی از مظنونین اصلی در جریان ترور کندی، معاون وی لیندون بی. جانسون است. مادلین براون که یکی از افراد نزدیک به جانسون بوده است، می گوید، جانسون شب قبل از حادثه با ریچارد نیکسون، جی.­ادگار هوور، رئیس اف­ بی­ آی جلسه داشته است و گفته که «از فردا دیگر کندی ها نمی توانند من را مورد تحقیر قرار دهند. دیگر هیچ تهدید ...

ادامه مطلب  

چه کسی کندی را کشت؟  

درخواست حذف این مطلب
عصر ایران نوشت: «پنجاه و چهار سال از ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ می­ گذرد. روزی که جان فیتزجرالد کندی در دالاس تگزاس کشته شد. کندی، سی وپنجمین رئیس جمهور ایالات متحده در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر در حالی که در لیموزین روباز به همراه همسرش، ژاکلین کندی و جان کانلی، فرماندار تگزاس و همسرش، در خیابان الم در منطقه­ی دیلی پلازا شهر دالاس قرار داشت، کشته شد. ترور کندی یکی از مرموزترین اسرار تاریخ آمریکا است، به طوری که با گذشت پنجاه و چهار سال از این حادثه همچنان زوایای نامکشوفی از این حادثه وجود دارد.بر اساس گزارش کمیسیون وارن، که توسط لیندون بی. جانسون برای کشف حقایق ترور کندی تشکیل شده بود، شخصی به نام لی هاروی اسوالد، به تنهایی کندی را کشته است. اسوالد ساعت ۷ بعد از ظهر آن روز به جرم قتل یک پلیس بازداشت شد و ساعت ۱۱:۳۰ همان شب به عنوان قاتل رئیس جمهور معرفی شد. اسوالد نتوانست در دادگاه حاضر شود چون فردی به نام جک روبی، دو روز بعد در اداره ی پلیس دالاس، وی را می ­کشد. روبی که مالک یک کلوپ شبانه بوده است، بعدها در زندان می­ میرد. با کشته شدن اسوالد حقایق ترور کندی هم به خاک سپرده شد. البته اسوالد منکر این اتهام شده بود و عکسی را که از وی در حالی که سلاح را در دست دارد، منتشر شده بود را جعلی می ­دانست و می ­گفت قربانی یک توطئه شده است و نقشی در این ترور نداشته است.انتشار خبر ترور کندی در شبکه ­های تلویزیونی در حدود ساعت ۲ تا ۲:۴۰ دقیقه صورت گرفت. اولین شبکه abc بود که مجری آن این­ گونه خبر را اعلام کرد «مقامات دولتی این خبر را تایید کرده ­اند. رئیس جمهور کندی کشته شده است. این یک اقدام باور­نکردنی است و من مطمئنم که هیچ کس جز قاتل نمی ­دانست که این اتفاق در این روز می­ افتد.» شبکه­ cbs هم این گونه این خبر را منتشر کرد: «خانم ها و آقایان، رئیس جمهور ایالات متحده کشته شد. جان اف. کندی، ساعتی پیش در دالاس، مورد اصابت چند گلوله قرار گرفت. تکرار می­ کنم، رئیس جمهور کندی کشته شده است.»از زمان ترور کندی تاکنون، فرضیه­ های زیادی درباره­ این ترور به وجود آمده است. تحقیقات، مصاحبه ها، کتاب ها و مقالات زیادی در این رابطه منتشر شده و افراد و گروه های مختلفی به عنوان کسانی که در این ترور نقش داشته­ اند، معرفی شده­ اند. وینسنت بوگلیوسی در کتابش می­ گوید تاکنون «۴۲ گروه و ۸۲ نفر متهم به نقش داشتن در این ترور شده اند و ۲۱۴ نفر هم متهم به همکاری در این ترور هستند.» از افراد و گروه­ هایی که متهم به دست داشتن در ترور کندی هستند، می­ توان به لیندون جانسون (معاون کندی) سازمان سیا، اف­ بی­ آی، باندهای مافیا، گروه­ های جنایتکار، مجتمع­ های صنعتی نظامی، کا­ گ­ ب و موساد اشاره کرد.بر اساس نظرسنجی گالوپ که ماه نوامبر منتشر شد، از مردم پرسیده شده بود که چه افرادی علاوه بر اسوالد می توانند در این ترور نقش داشته باشند. ۱۳ درصد مردم مافیا را در این ترور دخیل می­ دانند. ۷ درصد سیا، ۵ درصد فیدل کاسترو و ۵ درصد هم گروه­ هایی که با سیاست­ های کندی مخالف بوده اند را در این ترور دخیل می دانند. این در حالی است که ۴۰ درصد از مردم آمریکا اسم فرد یا گروهی را نمی­ برند و از این که چه کسی در این ترور نقش داشته است، اطلاعی ندارند. مهم ترین مظنونین شامل این موارد می شود:لیندون جانسونیکی از مظنونین اصلی در جریان ترور کندی، معاون وی لیندون بی. جانسون است. مادلین براون که یکی از افراد نزدیک به جانسون بوده است، می گوید، جانسون شب قبل از حادثه با ریچارد نیکسون، جی.­ادگار هوور، رئیس اف­ بی­ آی جلسه داشته است و گفته که «از فردا دیگر کندی ها نمی توانند من را مورد تحقیر قرار دهند. دیگر هیچ تهدیدی نیست. قول م ...

ادامه مطلب  

موساد و آغاز سیاست ترور در خارج از سرزمین های اشغالی  

درخواست حذف این مطلب
نام موساد، سال هاست برای مردم منطقه و مسلمان منطقه آشناست. اما رویه جدید این نهاد امنیتی رژیم صهیونیستی در سال های گذشته باری دیگر توجه ها را به .... به گزارش بولتن نیوز، نام موساد، سال هاست برای مردم منطقه و مسلمان منطقه آشناست. اما رویه جدید این نهاد امنیتی رژیم صهیونیستی در سال های گذشته باری دیگر توجه ها را به سیاست شیطانی و کثیف این نهاد یعنی«ترور» بازگردانده است.توقف سیاست ترور در خارج از فلسطین از سال 2000موساد و رژیم صهیونیستی در دهه های پیشین، ترور رهبران فلسطینی را در سابقه خویش ثبت کرده اند. طی سه دهه گذشته تا پیش از ترور شهید زواری در آذر 95(2016) موساد ۱۶ تن از رهبران مقاومت را شهید نموده است که ترور ۱۱ تن آنان در خارج از فلسطین رخ داده است. کشورهای تونس (۳ بار)، سوریه (۲ بار)، فلسطین، آمریکا، یونان، جزیره مالت، لبنان، بلغارستان، فرانسه، اردن و امارات شاهد این عملیات های ترور موساد بوده اند.اما نکته حائز اهمیت آن است که پس از سال ۲۰۰۰ و قدرت گرفتن حامیان مقاومت در فلسطین و نوار غزه، رژیم صهیونیستی سعی نمود ترورهای خارج از فلسطین را متوقف نماید به گونه ای که پس از ترور ناکام خالد مشعل در امارات در سال ۱۹۹۷، تنها شاهد ترور عزالدین شیخ خلیل از فرماندهان گردان های قسام در اثر انفجار خودرویش در دمشق در سال ۲۰۰۴ و ترور محمود مبحوح فرمانده برجسته گردان های قسام در امارات در سال ۲۰۱۰ بوده ایم. آمار به خوبی نشان می دهد رژیم صهیونیستی ترورهای خارج از فلسطین را از ترس پاسخ مقاومت از سال ۲۰۰۰ بسیار محدود نموده بود.بازگشت سیاست ترور از سال 2016؛ 5 ترور در خارج از فلسطینمحمد زواریبیست و پنجم آذرماه 96 (۱۵ دسامبر ۲۰۱۶) صدای شلیک گلوله در صفاقس دومین شهر پرجمعیت تونس در جنوب این کشور آفریقایی شنیده شد و محمد الزواری با تابعیت تونسی و بلژیکی هدف ۲۸ گلوله قرار گرفت. الزواری از مهندسان القسام در تولید پهپاد و موشک های کوتاه برد بوده است که گویا نقش فراوانی در توسعه پهپادی حماس ایفا کرده بود. القسام طی بیانیه ای در خصوص الزواری تأکید کرد: «الزواری ۱۰ سال پیش به مقاومت فلسطین پیوست و به عضویت گردان های قسام درآمد… مهندس الزواری یکی از فرماندهان ناظر پروژه پهپادهای ابابیل است، این پهپادها در جریان جنگ ۵۱ روزه غزه در تابستان سال ۲۰۱۴ نقش چشمگیری ایفا کرد.»فادی البطشدکتر فادی محمد البطش استاد دانشگاه مالزی شنبه یکم اردیبهشت ماه 97 به دست افراد مسلح ناشناس در کوالالامپور ترور رسید. کشته شدن این مهندس فلسطینی بسیار زود به اخبار تیتر یک رسانه های فلسطینی و سرزمین های اشغالی تبدیل شد. نزدیکی البطش به حماس و مقاومت فلسطین گمانه زنی ها را در خصوص مجری این ترور را به سوی موساد نشانه گرفت.«وی اسخاروف» یکی از کارشناس مشهور صهیونیستی در پایگاه اسرائیل "واللا" اعلام کرد: «حادثه ترور بطش نیازی به خیال پردازی زیاد برای شناسایی مجری این عملیات ترور ندارد؛ چرا که وی مهندس برق بود و تنها پس از کشته شدنش مشخص شد که یکی از اعضای (گردان های ...

ادامه مطلب  

ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سم  

درخواست حذف این مطلب
ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سمت ایران دراز کرده استreviewed by on sep 21rating: به گزارش ایران ویج به نقل از حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، اولین میهمان ویژه برنامه دست خط در هفنه دفاع مقدس بود. مشروح این برنامه را در ادامه می خوانید.مجری: سعی می کنیم در ویژه برنامه های دستخط زوایای مختلف و پنهان ۸ سال دفاع مقدس را از زبان امیران و سرداران عرصه دفاع مقدس بشنویم و آنها را واکاوی کنیم و اگر بتوانیم، اطلاعات بیشتری را بخصوص به نسل جوان منتقل کنیم. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.در این برنامه افتخار داریم در خدمت یکی از امیران سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران باشیم. کسی که بیش از ۱۰۰ ماه از عمر خود را در عرصه دفاع مقدس گذرانده است. خاطرات فراوانی از ۸ سال دفاع مقدس دارد، از لحظه آغاز جنگ تا پایان جنگ که گفتنی های زیادی را از ایشان خواهیم شنید.همچنین با توجه به جایگاه مهمی که در ارتش جمهوری اسلامی ایران دارد حرف های گفتنی هم از امروز کشور دارد؛ از امنیت پایداری که کشور در منطقه پرتلاطم دارد.در خدمت امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، هستیم. افتخار دادند که این وقت را به ما و برنامه دستخط اختصاص دادند.مجری:خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.اظهار داشت: یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند.مجری: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند.بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است.در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید.اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود.مجری: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای ۷۴۷ مسافربری است.از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند.۱۸۰ نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد.می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد.مجری:رصد دقیق وجود دارد؛پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا ۷ ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. ۸-۷ ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد.بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند.۱۷ فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید.وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد.نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را… تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم.مجری: مرزهای شرقی به چه صورت است؟پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند.ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود.س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که ۵ تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و ۵ تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو ۵ تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال ۱۹۹۱ که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها ۱۴-۱۳ سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند.راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم.در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش ۵ تیپ واکنش سریع یعنی ۴ تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و ۵ تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند.البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند.مجری: یعنی ممکن است این ۵ تیپ افزایش یابد.پوردستان: قطعا این ۵ تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند.مجری: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟پوردستان: در سال ۹۳ که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه ۹۳، به فاصله کمتر از یک ماه ۵ استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم.تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم.همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد ۲۱۴ با دو تا ۲۰۹ که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند.مجری: خودتان شخصا وارد شدید؟پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند.این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این ۴۰ کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود.مجری: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از ۴۰ کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد.مجری: اثرات چه بود؟پوردستان: بسیار خوب بود.مجری: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است.نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند.مجری:یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم.مجری:ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟پوردستان: این خط قرمز ۴۰ کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم.یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم.مجری: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با crs بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم.مجری: این برطرف شد؟پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد.مجری: این طراحی خودمان است؟پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند.مجری:برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد.من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت.مجری: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم.یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد.مجری: این پیامی در عرصه نظامی دارد.پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود.س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد.مجری: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند.مجری: داوطلب می شوند؟پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد.این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم.می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند.مجری: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند.مجری: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟پوردستان: بله. ۴ نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ ۴۵ و دیگری از جای دیگر بود.مجری: دلاورانه هم جنگیدند.پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به ۳۰۰ نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید.مجری: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند.این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این ۵-۴ گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است.امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت.مجری: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود.مجری:حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و … تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند.یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا ۲۰۰ – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود.یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند.به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند ۲۰ دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد.همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند.عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پ ...

ادامه مطلب  

واگذاری قطعی جزایر مصری به عربستان  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: بر اساس توافقنامه ترسیم مرزهای آبی بین مصر و عربستان، جزایر تیران و صنافیر به عربستان واگذار می شود.بر اساس ماده 151 قانون اساسی مصر هر معاهده صلح یا ائتلافی که به واگذاری بخشی از خاک این کشور به غیر منجر شود، باید به همه پرسی عمومی گذاشته شود. اما رئیس پارلمان مصر اعلام کرد که کمیته قانون گذاری صلاح دیده است در خصوص واگذاری این دو جزیره همه پرسی صورت نگیرد.اسناد تاریخی درباره مالکیت صنافیر و تیرانحاکمیت همزمان امپراتوری عثمانی بر دو سوی دریای سرخ (مصر و شبه جزیره عربستان) جای هیچ اختلافی را درباره مالکیت بر جزایر تیران و صنافیر باقی، نمی‎گذاشت، اما با استقلال دولت مصراز امپراتوری عثمانی، مالکیت این دو جزیره مورد توجه قرار گرفت. در سال 1906 میلادی دولت مصر با امضای تفاهم نامه ای با دولت عثمانی مالکیت جزیره تیران و صنافیر را به دست گرفت.با آغاز فرمانروایی ملک عبدالعزیز سعودی از سال 1902 میلادی و تثبیت پادشاهی جدید سعودی در عربستان، اختلافات عربستان با مصر بر سر جزایر تیران و صنافیر آغاز شد و تا سال 1950 ادامه یافت. در این سال جلسه مشترکی میان دو کشور در سال 1950، برگزار شد و مالکیت مصر بر تیران و صنافیر از سوی عربستان به رسمیت شناخته شد.علت اصلی دست کشیدن عربستان از مالکیت بر این دو جزیره در این سال ضعف شدید توان نظامی عربستان در این دوره بوده است.در سال 1951م و به فاصله یکسال پس از امضای توافق نامه میان مصر و عربستان، حکومت وقت مصر ضمن اعلام ممنوعیت رفت و آمد هرگونه کشتی متعلق به اسرائیل تاکید کرد که عبور و مرور از تنگه تیران (آبراه سوئز) با هماهنگی و تایید مصر امکان پذیر است.در سال 1594م مصر با ارسال مستنداتی به سازمان ملل متحد خواستار به رسمیت شناختن مالکیت مصر بر جزایر تیران و صنافیر در این سازمان شد.توافق 4 آوریل 2016 در قاهرهدر فرودین ماه سال 95، ملک سلمان در راس هیات سیاسی اقتصادی بزرگی به همراه ١٨ وزیر، ٢٥ شاهزاده و بزرگ ترین هیات از سرمایه گذاران سعودی به مصر رفت.احمد قطان، سفیر عربستان سعودی در قاهره پیش از سفر ملک سلمان به مصر گفته بود: ارقام قراردادهای سرمایه گذاری که میان مصر و عربستان سعودی در روز شنبه به امضا خواهد رسید شگفتی همه را برمی انگیزد.در این سفر بیش از ٢٠ پیمان با هدف تقویت همکاری در زمینه های انرژی، نفت، سرمایه گذاری، گردشگری، مسکن و نیروی انسانی میان دو کشور به امضا رسید. عربستان همچنین درباره یک برنامه ٥/١ میلیارد دلاری سرمایه‎گذاری برای توسعه صحرای سینا با مصر به توافق رسید.پیش از این سفر هم ملک سلمان طی فرمانی مجوز سرمایه گذاری ٨ میلیارد دلار در مصر و تامین نیازهای نفت مصر به مدت پنج سال را صادر کرده بود که اسناد آن در این سفر به امضای طرفین رسید.و البته در همین سفر بود که ملک سلمان با عبدالفتاح سیسی در چهارم آوریل 2016 درباره واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان به توافق رسیدند. توافقی که پس از افشای آن موجی از مخالفت ها را برانگیخت و محافل سیاسی ور سانه ای مخالف درمصر از برنامه‎های اقتصادی سفر ملک سلمان به عنوان هزینه فروش خاک مصر به عربستان یاد کردند.به همین دلیل موجی از اعتراض‎ها و خشونت‎ها در ماه‎های اردیبهشت و خرداد سال 95 مصر را فراگرفت. به گونه‎ای که سرانجام دادگاه عالی قانون اساسی مصر در بیست و یکم خرداد سال 95 حکم واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان را لغو کرد.اما دولت مصر موضوع را به گذر زمان سپرد و در فاصله یک سال گذشته رایزنی‎های وسیعی برای جلب موافقت مخالفان کرد و به تبیین اهداف اقتصادی ناشی از واگذاری این دو جزیره به عربستان همت گماشت.چنانکه نشست آرام مجلس مصر در جلسه تصویب واگذاری جزایر تیران و صنافیر ...

ادامه مطلب  

از «المشد تا البطش»؛ ترور 2700 نخبه عرب به دست موساد؛ دانشمندان اتمی اولویت نخست ترور - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، ترورهای مبهم دانشمندان عرب از سوی سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) از دهه پنجاه قرن گذشته کلید خورده و جان دانشمندانی از تونس، مصر، عراق و سوریه را گرفت.نویسنده در این کتاب که عنوان آن الهام گرفته از متون تورات است، فاش کرده است که سرویس های امنیتی اسرائیل از دهه پنجاه بیش از دوهزار و 700 دانشمند، سیاستمدار، ادیب، متفکر و هنرمند عربی به ویژه فلسطینی را ترور کرده اند و بیشتر این ترورها در چارچوب عملیاتی مبهم و نامعلوم صورت گرفته است.چشم موساد به دنبال البطشدر شهری مانند کوالالامپور پایتخت مالزی که ملیت ها و ادیان مختلفی در آن زندگی می کنند، فادی البطش دانشمند جوان فلسطینی از چشم موساد پنهان نمانده بود، او هنگام نماز صبح به ضرب گلوله افراد ناشناس شهید شد؛ گلوله هایی که از دهه پنجاه قرن گذشته براساس نقشه ترورهای مبهم اسرائیلی پیش از او برخی متفکران و دانشمندان عرب از جمله محمد الزواری در تونس و گروهی از دانشمندان عرب را نشانه رفتند.سابقه طولانی موساد در عملیات تروررسانه های اسرائیل برای ترور این دانشمند غزه ای فریاد شادی سر دادند؛ کسی که به عنوان مهندس برق عملاً در هیچ طرح نظامی به نفع جنبش حماس و یا هیچ کشور عربی مشارکت نداشت، اما تمام چیزهایی را با خود داشت که به خاطر آن در فهرست موساد قرار گرفت؛ سازمانی که در زمینه آدم کشی پیشینه طولانی دارد.البطش دانشمند جوانی بود که در زمینه ای درخشیده بود که اسرائیل از آن می ترسد و فراتر از این او به مقاومت و حقوق عربی در فلسطین و اماکن دیگر پایبند بود.تضمین برتری منحصر به فردموساد در سکوت و بدون اعتراف مستقیم جان بسیاری از دانشمندان عرب را با صداخفه کن، سوختگی، بمب های چسبی و انفجار از راه دور و یا در حوادث پیچیده و مبهم رانندگی گرفت.موساد در اهداف خود چندان بر ملیت دانشمندان و وابستگی های فکری و عقیدتی آن تمرکز نمی کند، بلکه هدف آن از بین بردن هرگونه تفکر و اقدامی است که به مثابه خطری برای برتری نظامی و علمی اسرائیل در منطقه و در نتیجه خطری برای موجودیت آن است.در سال های اخیر دیده شد که چگونه موساد آن دسته از دانشمندان فلسطینی و عرب را که به دلیل این مانع و خط قرمز راه یافتند، ترور کرد؛ کسانی که فاصله ای تا برتری اسرائیل و تشکیل نیروی بازدارنده از طریق موشک ها و پهپادها نداشتند و یکی از معروف ترین این افراد محمد الزواری مهندس تونسی بود که در نیمه دسامبر 2016 در زادگاهش صفاقس ترور شد.ترور، راهکار موساد برای ترساندن دانشمندان و سدکردن راه هرگونه پیشرفتترور الزواری و سپس البطش در چارچوب نقشه قتل های برنامه ریزی شده و راهبردی اسرائیل جا دارد که هدف از آن نابودی فکر پیشرفته و نهضت و مقاومت در هر شکلی از آن به ویژه در بخش علمی است تا دانشمندان از بیم این وضعیت از فکر وطن و پیشرفت و خیزش دست برداشته و راه مهاجرت را در پیش بگیرند.اسرائیل اخیراً در چارچوب یک هدف مهم به ترور مغزهای متفکر فلسطینی و یا عربی متمرکز شده است که احتمال می دهد از نظر علمی، فناوری در مقاومت فلسطین جهشی ایجاد کنند.افشاگری نویسنده اسرائیلی در مورد ترورهای هدفمند"رونین برگمن" نویسنده اسرائیلی در کتابی که اخیراً تحت عنوان "برخیز و اول بکُش: تاریخ محرمانه ترورهای هدفمند در اسرائیل" از ترورهای موساد پرده برداشت.نویسنده در این کتاب که عنوان آن الهام گرفته از متون تورات است، فاش کرده است که سرویس های امنیتی اسرائیل از دهه پنجاه بیش از دوهزار و 700 دانشمند، سیاستمدار، ادیب، متفکر و هنرمند عربی به ویژه فلسطینی را ترور کرده اند و بیشتر این ترورها در چارچوب عملیاتی مبهم و نامعلوم صورت گرفته است.همچنین گزارش ها و اعتراف های افسران موساد و خاطرات سران رژیم اسرائیل حاکی از این است که یک بخش ویژه در موساد در زمینه پیگیری نام ها و فعالیت های آن دسته از دانشمندان عرب فعالیت دارد که در داخل کشورشان و خارج از آن معروف و تأثیرگذار هستند و بر این اساس نام آنان در لیست ترور قرار می گیرد.این بخش فعال در زمینه ترور دانشمندان عرب از زمان شکل گیری اسرائیل در سال 1948 و پیش از تأسیس موساد شکل گرفت و بعدها فعالیت آن توسعه داده شد و به بخش های مختلف تقسیم شد.در برخی از خاطرات افسران اطلاعاتی اسرائیل از جمله کتاب " ...

ادامه مطلب  

آزادی بیان مصر در بدترین حالت است/ الازهر از نقش سیاسی و دینی به نقش فرهنگی و تمدنی رسیده/ انقلاب ایران، الهام بخش انقلاب مصر بود  

درخواست حذف این مطلب
دکتر "ایمن نور" رئیس حزب "غد الثورة" و کاندیدای ریاست جمهوری مصر در گفتگوی اختصاصی با سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، گفت: لازم است که ارزش ایران، مصر و ترکیه را در منطقه و جهان دانست؛ چراکه این ها، کشور های بزرگ و تأثیرگذاری در منطقه هستند و همکاری میان آن ها بازتاب مثبتی در منطقه دارد و تیره شدن روابط میان آنان هزینه سنگینی در پی دارد، لذا امیدواریم مصر وارد هیچ موضع گیری غیر عاقلانه ای نشود و با تشویق کشور هایی که خواهان ورود منطقه به یک جنگ طایفه ای هستند، در این وادی وارد نشود.متن گفتگو به شرح زیر است:حوزه: دلایل اصلی اختلاف موجود میان ایران و مصر چیست و آیا امکان پایان این اختلاف وجود دارد؟موضوع اختلاف سیاسی مصر و ایران، یک موضوع قدیمی است و شاید این اختلاف به زمان آغاز انقلاب ایران باز می گردد و دلایل آن زیاد است. حسنی مبارک عامل افزایش این اختلاف بود آن هم به دلایلی که به گمان من برخی از آن ها سطحی و ظاهری و برخی دیگر مرتبط با منافع است.سازمان هایی که در دوره های قبل حکومت را در مصر سرنگون کردند، تسویه حساب های مختلفی در منطقه با ایران داشتند و این طبیعی و مشخص است، امّا روابط ملت ها ویژگی های خاصّ خود را دارد؛ ملّت مصر، ملتی بزرگ و دارای تاریخ و تمدن است و همچنین ملّت ایران، ملتی بزرگ است و همکاری میان ملت ها، تکامل اقتصادی و فرهنگی و تاریخی و گفتگو میان تمدن های مختلف باید بالاتر از محاسبات و مسائل سیاسی باشد که ممکن است در طول زمان تغییر کند. لازم است که ارزش ایران، مصر و ترکیه را در منطقه و جهان یادآور شویم؛ چراکه این ها کشور های بزرگ و تأثیرگذاری در منطقه هستند و همکاری میان آن ها بازتاب مثبتی در منطقه دارد و تیره شدن روابط میان آنها نیز هزینه سنگینی در پی دارد، لذا امیدواریم که مصر وارد هیچ موضع گیری غیر عاقلانه ای نشود و با تشویق کشور هایی که خواهان ورود منطقه به یک جنگ طایفه ای هستند، در این وادی وارد نشود.به اعتقاد من، منافع، عقل و مشترکات دینی مانع ورود در این جنگ ها می شود.حوزه: روند انتخاب عبد الفتاح السیسی برای ریاست جمهوری مصر آن هم بدون وجود هیچ گونه رقیب را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این بر وجود دموکراسی در مصر دلالت دارد؟انتخاباتی که اخیراً در مصر برگزار شد، یک انتخابات حقیقی نبود؛ چراکه انتخابات، رقابت است و آن فضایی است که این رقابت را فراهم می کند. سیسی تمامی کسانی که فکر رقابت با او در انتخابات را داشتند، بازداشت کرد و کسی را آورد که هیچ نقش و ارزشی در رقابت انتخاباتی نداشت. در مصر یک محیط سیاسی که اجازه برگزاری انتخابات آزاد در وقت کنونی را بدهد، وجود ندارد.هر کس که به نظر عبد الفتاح سیسی رقیبش بود، یا تبعید شد یا بازداشت یا زندانی و ملت معتقد است که روند انتخابات نمایشی بود.حوزه: اوضاع مسلمانان در مصر از نظر آزادی اعتقادی، دیدگاه و بیان چگونه است؟طی پنج سال گذشته، آزادی بیان در مصر ...

ادامه مطلب  

تلگرام محل امن گروهک تروریستی داعش بوده است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، هفتمین جلسه رسیدگی به اتهامات عوامل گروهک تروریستی داعش در حمله به مجلس و حرم مطهر امام راحل در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار و قاضی ختم رسیدگی را اعلام کرد.هفتمین جلسه رسیدگی به اتهامات عوامل گروهک تروریستی داعش در حمله به مجلس و حرم مطهر امام راحل در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد.در این جلسه مستشار دادگاه، خانواده شهدا و نماینده دادستان حضور داشتند.قاضی صلواتی در ابتدای جلسه دادگاه با اشاره به مواد ۳۵۳، ۳۵۲، ۳۵۴ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر رعایت نظم جلسه دادگاه خطاب به اولین شاکی از وی خواست رسما شکایت خود را بیان کند.شاکی در جایگاه حاضر شد و گفت: بنده جوانی داشتم که در این حمله تروریستی به شهادت رسید که گناهی جز دفاع از مملکت نداشت. جوانان ما می خواستند با آمریکا و استکبار جهانی و رژیم غاصب صهیونیستی مبارزه کنند و در اینجا علاوه بر خون شهدا شکایت ما از تفکر این افراد است، دین اسلام را به گونه ای نشان داده اند که همه از اسلام بیزار شوند این درحالی است که ارباب های این افراد از آن ها حمایت می کنند.شاکی با طرح این سوال که در کدام مسلک و آیین دیده اید که اسیر را آتش بزنند و سرنیزه به حلق آن کنند، گفت: در کجای اسلام این موارد آمده است ما تحت زعامت، ولی فقیه در مملکتی زندگی می کنیم که نسبت به سایر کشورها امنیت بیشتری دارد این افراد در سوریه و عراق کشتار کردند و اقناع نشدند جز خون آشامی هیچ چیز در ضمیر آن ها نیست بنابراین طبق آنچه که قرآن فرموده تقاضای اشد مجازات را داریم چرا که این تفکر تفکر غلطی است کاری کنید که با عدالت اسلامی ریشه این تفکر سوزانده شود.در ادامه قاضی صلواتی از شاکی دوم خواست که در جایگاه حاضر شود.شاکی گفت: در شرایطی که رسانه های جهانی و غربی در خفقان مطلق نسبت به خون جوانان ما سکوت اختیار کرده اند بر خود فرض واجب می دانیم که صدای این عزیزان را به گوش جهانیان برسانیم، جوانان ما لباس مدافع حرم تن کرده اند و جهادشان با آمریکا و اسرائیل بوده است و این راه را همواره ادامه خواهند داد.شاکی ادامه داد: از دادگاه محترم تقاضا داریم با اذن از محضر ولی امر مسلمین آنچنان که در شرع مقدس مصرح است اشد مجازات را نسبت به این دشمنان آل الله خواستاریم.قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب از یکی از شاهدان عینی عملیات تروریستی مجلس خواست که ضمن حضور در جایگاه موضوع را تشریح کند.یکی از شاهدان عینی در جایگاه حاضر شد و گفت: اینجانب به عنوان شاهد عینی عملیات تروریستی در صحنه حضور داشتم و در اینجا مطالب را بی پرده بیان می کنم، در روز حمله به مجلس شورای اسلامی سه نفر از گروهک تروریستی با تجهیزات کامل، نارنجک و جلیقه انفجاری از سمت درب مراجعات مردمی به مجلس ورود کردند. در ابتدا یک فرد بی گناه را که در حال خروج بود با اسلحه مورد هدف قرار دادند و به او شلیک کردند و سپس شهید تیموری را که لباس سپاه به تن داشت به طرز وحشیانه ای مجروح کردند و با بستن رگبار به سرش او را به شهادت رساندند. با اینکه شهید تیموری به شهادت رسیده بود به دلیل اینکه لباس سپاه به تن داشت دوباره وی رابه رگبار بستند.وی ادامه داد: من پشت سرآن ها می رفتم، در طبقه سوم شهید توده فلاح و جعفرزاده حضور داشتند آن ها به پای شهید توده فلاح شلیک کردند و او را مجروح کردند. شهید توده فلاح گفت: من بچه دارم شلیک نکنید، اما آن ها فقط به دلیل اینکه وی ایرانی بود با رگبار او را متلاشی کردند. این عزیزان با حالت سجده در راهرو بودند و خون از سر آن ها به بیرون پاشیده می شد. همچنین فردی را دیدم که خون به صورت کامل از بدن او رفته بود، اما باز به سر او شلیک کردند.این شاهد عینی با بیان اینکه حامی این گروه تروریستی رژیم کودک کش صهیونیست است، افزود: این سه نفر در مجلس به دنبال کودک کشی هم بودند، در آن روز مادری از ترس و وحشت برای نجات جان فرزند خود او را از پنجره به بیرون فرستاد.وی ادامه داد: طبقه چهارم توسط نیروهای سپاه محاصره شده بود و این افراد مانند گرگی که در قفس گیر کرده باشد زوزه می کشیدند و با سلاح هایشان از پنجره مردم را هدف می گرفتند و شلیک می کردند، این افراد بغض و کینه فراوانی به ایران و مردمی دارند که پای انقلاب ایستاده اند.قاضی صلواتی از شاکی سوم خواست که برای بیان شکایت خود در جایگاه حاضر شود.شاکی سوم گفت: تا قبل از عملیات تروریستی، مجلس نسبت به کسانی که از راه دور برای ملاقات می آمدند به منظور تکریم ارباب رجوع سختگیری نمی کرد و مردم به راحتی به مجلس وارد و با نمایندگان ملاقات می کردند، در آن روز این افراد ساعت ۱۰:۲۰ وارد مجلس شدند و بی پروا به هر فردی تیراندازی و تیر خلاص می زدند افرادی که خود را مسلمان می نامند همنوعان خود را به ضرب گلوله می کشند و سپس در شبکه های اجتماعی پخش می کنند.شاکی سوم گفت: این افراد سر خود و به اختیار خود دست به این اقدامات نمی زنند بلکه توسط گروه هایی شستشوی مغزی شده و توسط آمریکا و صهیونیست ها به آن ها خط داده می شود، این تیم تروریستی وقتی اقتدار و توانمندی بالای نیروهای امنیتی را دیدند اقدام به انفجار خود کردند این افراد با وجود کمربند انفجاری نتوانستند به نیت شوم خود در مجلس برسند و حتی در آن روز صحن مجلس تعطیل نشد و نمایندگان تا اذان ظهر به جلسه ادامه دادند و نماز را نیز به جا آوردند.درخواست ما از دادگاه این است که متجاوزان به جان و ناموس مردم را به اشد مجازات محکوم کند.در ادامه فیلمی از زمان حمله تروریست ها به مجلس شورای اسلامی در دادگاه پخش شد و قاضی صلواتی گفت: فیلمی که تروریست ها از حادثه مجلس تهیه کرده بودند از طریق تلگرام به مرکزیت داعش فرستاده شده است و متاسفانه تلگرام محل امنی جهت اعمال گروهک تروریستی داعش، تبادل اطلاعات، جابجایی و انتقال مهمات و ورود تروریست ها به کشور بوده است.قاضی صلواتی از شاکی چهارم خواست که برای بیان شکایت خود در جایگاه حاضر شود.شاکی چهارم ضمن تشکر از عزم جدی قوه قضاییه در پیگیری این پرونده گفت: این دادگاه نشانه اقتدار قوه قضاییه است.وی در ادامه به اسناد منتشره در روزنامه واشنگتن پست اشاره کرد و بیان کرد: در این اسناد اقدامات هیلاری کلینتون را تئوری توطئه جدید در خاورمیانه دانسته اند، طبق اظهارات ترامپ رئیس جمهور آمریکا اوباما و هیلاری کلینتون بنیانگذار داعش هستند به نحوی که ترامپ می گوید اگر داعش بخواهد جایزه موثرترین بازیکن را در این زمینه به کسی بدهد آن فرد هیلاری کلینتون خواهد بود همچنین شواهد میدانی در سوریه نشان از حمایت آمریکا از گروه های داعش دارد و مستندات آن در رسانه های مستقل دنیا موجود است.شاکی چهارم در پایان گفت: درخواست دارم با توجه به مستندات و اظهارات مقامات رسمی این کشور در خصوص دخالت هیلاری کلینتون به عنوان نقشه گردان گروه دادگاه محترم دستور تعقیب متهمان به اتهام معاونت در حمله تروریستی را صادر نماید و پلیس اینترپل نیز برای دستگیری آنان اقدام کند.قاضی صلواتی از یکی از مجروحان حادثه حمله تروریستی به مجلس خواست که برای بیان اظهارات خود در جایگاه حاضر شود.مجروح این حادثه تروریستی گفت: بنده در آن روز به محوطه حیاط مجلس رفتم و پشت یک دیوار کوتاه پناه گرفته بودم که از یکی از اتاق های طبقه ۴ به سمت من شلیک شد و مرا مجروح کردند امیدواریم که مسببین این جنایات به اشد مجازات محکوم شوند.وی در ادامه گفت: از این متهمین چند سوال دارم نخست اینکه بر اساس کدام دین و مذهب کشتن برادر مسلمان در ماه مبارک رمضان جایز است؟ این آموزه ها را کدام مکتب به شما داده است؟ مدعیان حقوق بشر که فقط برای چند جاسوس سر و صدا می کنند کجایند که از حقوق ما که توسط تروریست های داعش که دست پرورده آمریکا و آل سعود هستند دفاع کنند. امیدوارم این پرونده در مجامع بین المللی پیگیری شود.در ادامه جلسه دادگاه قاضی صلواتی خطاب به متهم ردیف هفتم پرونده خ. ر. گفت: بر اساس کیفرخواست اتهامات شما دائر بر معاونت در افساد فی الارض مستوجب اعدام، تهیه و حمل و نگهداری چندین سلاح سنگین و نیمه سنگین و استفاده از سند مجعول است، دفاعیات خود را بیان کنید. متهم ردیف هفتم تولد ۱۳۵۵ و فاقد سابقه کیفری است.خ. ر. متهم ردیف هفتم در جایگاه حاضر شد و گفت: در زمان جنگ از سال ۵۹ تا ۷۰ در عراق بودم و سپس تا سال ۹۰ در یکی از استان های غربی کشور بودم. برادر من در یکی از شهرستان های غربی کشور مغازه داشت. یک روز ر. ب. مقداری پول برایم آورد و گفت: برای س. م. است، این را به دختر او بده.قاضی صلواتی گفت: س. م. از تروریست های وارداتی داعش است.متهم این مطلب را تأیید کرد و ادامه داد: من آن پول را به داماد س. م. دادم؛ اما ر. ب. پس از اطلاع با من قهر کرد و گفت که قرار بود این پول را به دخترش بدهی.متهم ردیف هفتم افزود: ر. ب. بعد از چند روز به من گفت: س. م. می خواهد تو را ببیند، به مدت ۲۰ دقیقه با او ملاقات کردم و از او پرسیدم برای چه کاری آمده ای؟ اگر می خواهی جنایت کنی من را در آن وارد نکن که س ... م. گفت: آسمان ایران در امان است و ما قصدی نداریم. می خواهم خانه ای بگیرم و در آنجا بمانم تا پسرم آزاد شود.قاضی خطاب به متهم گفت: آیا نگفت که با شما چه کاری دارد؟متهم پاسخ داد: از احوالات پدر و مادرش سوال پرسید.متهم ادامه داد: ر. ب. مدام و روزی چند بار به من سر می زد. او فامیل زنم بود و من خودم از این فرد شکایت دارم. زمانی که س ... م. را به یکی از استان های غربی کشور می بردم در راه به او گفتم که خودت را تحویل بده. اما او گفت: اگر من را بگیرند پسرم را ول نمی کنند.قاضی گفت: آیا شما آدم مطمئنی برای تشکیلات بودید؟ چه ارتباطی به شما داشت که یک تروریست تا دندان مسلح را از سر پل ذهاب به کرمانشاه بیاورید.متهم گفت: ر. ب. به من خیانت کرد.قاضی گفت: شما می دانستید س ... م. به داعش پیوسته است.متهم گفت: خیر نمی دانستم.قاضی صلواتی خطاب به متهم گفت: شما مدتی در یکی از استان های جنوبی کشور با تفکرات وهابیت آشنا شدی و در اقاریر صریح خودت موجود است که به جماعت تبلیغ گرایش پیدا می کنید و به یکی از استان های غربی کشور می آیی و با گروه تروریستی بیعت می کنی و سپس امکانات و تدارک نیرو را به عهده می گیری. در این زمینه چه توضیحی داری؟متهم پاسخ داد: من تنها در ماه رمضان نماز می خوانم و تاسال ۷۷ به مسجد هم نمی رفتم و با کسی بیعتی نکردم.قاضی گفت: چه لزومی داشت که ر. ب. به شما فشار بیاورد که س ... م. را ببینی؟ شما با س ... م. امیر و عضو تیم ترور داعش بیعت کردی.متهم پاسخ داد: من از هدف آن ها اطلاعی نداشتم و هیچ وقت بیعت نکردم. فقط به س. م. گفتم اگر می خواهید جنایت کنید ما را شریک نکنید.قاضی گفت: شما از کجا می دانستید که می خواهد جنایت کند؟متهم پاسخ داد: از او سوال کردم که کجا بودی و او گفت که موصل بوده است.قاضی صلواتی بیان کرد: کسی که از موصل می آید و ضعیتش مشخص است چه لزومی داشت با او ملاقات کنی؟ اقاریر شما در وزارت اطلاعات و دادسرا موجود است چرا صداقت نداری؟متهم پاسخ داد: من از هدف آن ها اطلاعی نداشتم.قاضی گفت: بسته ای از طرف س ... م. برایت آوردند. آن بسته چه بود؟متهم گفت: بسته ای به من ندادند، پولی بود که گفتند به دختر س ... م. بدهم. من سواد خواندن نوشتن ندارم. نمی دانم که در بسته و کاغذ چه چیزی نوشته شده بود.قاضی گفت: آیا بعد از ملاقات با س ... م. اعلام آمادگی برای تیم ترور نکردید؟متهم پاسخ داد: خیر من اعلام آمادگی نکرده ام.قاضی پرسید: شما که می دانستی س. م. ناپدید شده است وقتی او را دیدی از کجا مطمئن شدی که برای جنایت می آید آیا جلیقه انتحاری بسته بود؟متهم پاسخ داد:، چون از موصل آمده بود در اولین بار که او را ملاقات کردم از او پرسیدم که برای چه آمده است.قاضی گفت: چرا منزل الف. را در اختیار تیم ترور گذاشتی و آن منزل یک هفته در اختیار ۴ نفر تروریست بود.متهم پاسخ داد: س. م گفت: برای ۲۰ دقیقه می خواهم دامادم را ببینم.قاضی خطاب به متهم گفت: شما بیعت کرده بودی و عنصر مورد اعتماد تشکیلات ترور بودی. با توجه به شناختی که از محلات استان محل سکونت خود داشتی در جستجوی منزلی بود که از نظر مسائل حفاظتی امن باشد و در یکی از محلات منزل مورد نظر را پیدا کردی.متهم پاسخ داد: من تاکسی داشتم و ۸ سال سابقه دارم بنابر این محل را خوب می شناختم، اما س ... م. خودش خانه را گرفت. قاضی گفت: شما کار و زندگیت را رها کردی و به دنبال منزل برای آن ها بودی و این به معنای همکاری با تیم ترور است و ...

ادامه مطلب  

خاکسپاری پیکرشهدای ترور درتهران/تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
پیکر مطهر شهدای حادثه تروریستی حرم مطهر امام خمینی(ره) و مجلس شورای اسلامی عصر امروز جمعه ۱۹ خرداد ...

ادامه مطلب  

لانه زنبور؛ سند تروریست پروری آمریکا/ سازمان ملل جدّاً دنبال کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، دست استکبار جهانی در همه رخداد های منطقه ژئواستراتژیک غرب آسیا نمایان است؛ غربی ها به سرکردگی آمریکا دهه هاست که برای ناامن سازی این منطقه برنامه ریزی و عملیات می کنند. روزی با تطمیع و ترعیب حکام فاسد و وابسته رژیم های مرتجع مستقر در منطقه و روزی دیگر با تجهیز عناصر نفوذی و پیاده نظام های خود و در مقطعی هم با پروژه های سری سازمان های جاسوسی شان.پروژه سری «لانه زنبور»«لانه زنبور»؛ نام پروژه سری و مشترک دستگاه های جاسوسی آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی برای ایجاد داعش بود. اسناد این موضوع توسط «ادوارد اسنودن» پیمانکار سابق «آژانس امنیت ملی آمریکا» فاش شده است. آنطور که در اسناد افشاء شده توسط اسنودن آمده است، دو هدف اصلی این پروژه عبارت بودند از ۱- تجزیه کشور های منطقه غرب آسیا. ۲- حفظ موجودیت رژیم صهیونیستی. ابزار کار پروژه «لانه زنبور» نیز شناسایی و جذب تروریست ها و سلفی ها از تمام نقاط دنیا و اعزام آن ها به سوریه بود.«هیلاری کلینتون» وزیر خارجه اسبق آمریکا در کتاب خاطرات خود با عنوان «انتخاب های سخت» صراحتا اعلام می کند که آمریکا در تاسیس و به رسمیت شناساندن داعش نقش ویژه ای را ایفا کرد. هیلاری حتی از سفر های متعدد خودش به نقاط مختلف دنیا برای ایجاد داعش نیز سخن گفته است.بیشتر بخوانید:«کدهای حمایتی» آمریکا از داعش؛ عامل اصلی حوادث تروریستی گوشه و کنار جهان کیست؟ائتلاف الاغ ها و فیل ها در تاسیس داعشصراحت هیلاری کلینتون در پرده برداشتن از نقش آمریکا در تاسیس داعش، به قدری شدید و آشکار بود که محور اصلی انتقادات و حملات به او در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۶ آمریکا را همین موضوع تشکیل می داد. «دونالد ترامپ» رقیب انتخاباتی هیلاری در چندین مناظره و سخنرانی به وی یادآور شد که «داعش را شما ایجاد کردید». البته پر واضح است که در اتخاذ راهبرد ها و انجام پروژه هایی همچون تاسیس داعش (لانه زنبور) میان الاغ ها و فیل های آمریکایی اشتراک نظر و اشتراک منافع وجود دارد؛ بدین معنا که کلیت رژیم آمریکا اعم از عناصر دموکرات و جمهوریخواه در تقابل با اسلام ناب و محور مقاومت در منطقه غرب آسیا، نفع و نظر واحد دارند.شاهد مثالِ گزاره فوق سخنان همین چند روز پیش «رند پال» سناتور جمهوریخواه ایالت کنتاکی، در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، خطاب به «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکاست که گفت: «در یکی از ایمیل هایی که ویکی لیکس از هیلاری کلینتون افشا کرده، کلینتون به صراحت گفته ما باید از سعودی بخواهیم که حمایت مالی از داعش را قطع کند. یعنی ما می دانستیم و خبر داشتیم که این ها از داعش حمایت می کنند و باز هم به آن ها بمب و سلاح داده ایم که به راحتی برای داعش بفرستند».اشاره «رند پال» به سیل تجهیزات و ادوات جنگی و نظامی بود که در ۱۶ ماه روی کارآمدن ترامپ روانه عربستان سعودی شده است؛ اقلامی به ارزش بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار که یک رکورد در فروش تسلیحات در تاریخ محسوب می شود.بیشتر بخوانید:رابطه پنهان و آشکار رژیم صهیونیستی و داعش/ شکست های پی در پی تکفیری ها و افسوس صهیونیست هااسناد و مدارک ناظر بر نقش آمریکا در تاسیس و حمایت از گروه تروریستی تکفیری داعش به قدری زیاد و مبرهن است که دیگر کسی در دنیا تردیدی در این رابطه ندارد.چتر حمایتی آمریکا برای سرکرده داعشاین آمریکایی ها بودند که در راستای اجرای پروژه «لانه زنبور»، فردی به نام «ابراهیم البدری» را با سابقه عضویت در «القاعده عراق» در اکتبر ۲۰۰۴ از زندان «بوکا» واقع در مرز عراق و کویت آزاد کردند و پس از ارائه آموزش های مخفیانه به او با کمک سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی، وی را «ابوبکر البغدادی» سرکرده داعش نامیدند.حتی در تیرماه سال گذشته هم که موصل پایتخت داعش در عراق در آستانه آزادسازی به دست نیرو های مردمی و ارتش عراق بود و «ابوبکرالبغدادی» در منطقه «القائم» زخمی شده بود، با مشایعت و کمک نیرو های آمریکایی از مهلکه گریخت و تا امروز خبر موثقی از او نیست.جنایت های سبعانه داعش در عراق و سوریهاز ۸ آوریل ۲۰۱۳ (۱۹ فروردین ۱۳۹۲) که گروه تروریستی تکفیری داعش رسما در سوریه اعلام موجودیت کرد تا ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷ (۳۰ آبان ۱۳۹۶) که با اعلام سرلشکر قاسم سلیمانی، قلمرو ادعایی این گروه تروریستی تکفیری، مضمحل و منهدم شد، انواع و اقسام جنایت های سبعانه توسط اعضای آن با چراغ سبز آمریکا رخ داد. از سربریدن کودکان و پوست کندن زنده زنده ی مردان در مقابل خانواده های خود تا اسیر کردن دختران و زنان بی گناه و تجاوز به آنان و حتی سوزاندن زنده زنده ی افراد و ذبح دسته جمعی صد ها جوان.سقوط «الرمادی» نشانه آشکار اتحاد آمریکا و داعشیکی از نشانه های آشکار همپوشانی آمریکا و داعش، ماجرای سقوط شهر «رمادی» عراق است. بهار سال ۹۵، نیرو های آمریکایی مستقر در پایگاه «عین الاسد» در ۸۰ کیلومتری «رمادی»، کاروان بزرگی از نیرو ها و تجهیزات داعش را تا دروازه های شهر مشایعت کردند تا آن ها بدون هیچگونه مقاومتی از سوی نیرو های دولتی عراق، وارد شهر رمادی شوند و به جنایت و کشتار مردم این شهر بپردازند.چند روز پس از سقوط شهر رمادی پایگاه خبری «بلومبرگ» به نقل از یک مقام اطلاعاتی - امنیتی آمریکایی نوشت که «اطلاعات قابل توجهی از برنامه حمله داعش به رمادی در اختیار داشتیم و ...

ادامه مطلب  

خاطرات تکان دهنده یک داعشی از شکنجه های وحشیانه برای گرفتن اعتراف از اسرا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،«در رقه بودم»، داستان «ابو زکریای داعشی» است ‏که دل در گرو «داعش» می بندد و راهی سرزمین ‏‏«شام» سفر می شود. اما یک سال بعد در می یابد، بهشتی که دنبالش بوده، جهنم واقعی است.خود را دامادی معرفی می کند که برای آوردن عروس اش راهی روستایی در نزدیکی مرزهای سوریه و ترکیه می شود تا با عبور از مرز به تونس باز گردد.به طور اتفاقی در تونس با «هادی یحمد»، نویسنده تونسی آشنا می شود و شروع به تعریف یک سال زندگی در امارت اسلامی داعش می کند. «یحمد» خاطرات ابو زکریا را پس از تنظیم، به صورت کتابی چاپ و منتشر می کند.در این کتاب ابو زکریا نحوه سفر به ترکیه و ورود به خاک سوریه را نقل می کند و اینکه «ام مهاجر» برای پیوستن جوانان به داعش سنگ تمام می گذاشت.سر مرز از هویت واقعی اش جدا شده، هویت جدیدی می گیرد و پس از گذراندن مقدمات امنیتی و اطلاعاتی پای به رقه می گذارد. اولین نبردش تدمر بود، اما قبل از نبرد از بساط خوشگذرانی فیض برده بود که داعش در مناطق سیاحتی «طبقه» برای آنها تدارک دیده بود.از نبردهای شمال استان حلب و سقوط تدمر و زندگی در رقه و روابط حاکم بین عناصر داعش و تحولات بزرگ در شخصیت دوستانش که آنها را به حیوان های وحشی تبدیل کرده بود، می گوید.تعریف می کند که چگونه از دل تنگی و غربت شب ها دیوانه وار گریه کرده، چگونه 200 سرباز برهنه سوری قتل عام شده و قیمت کنیزهای ایزدی در بازار برده ها چقدر بوده است.اینکه عناصر تونسی داعش را به بی رحمی و خونریزی می شناختند و درسفر به شهر الباب چگونه دست قطع شده جوان را سوری پس از قطع شدن با ضربه شمشیر برداشته بود. و حالا ادامه داستان:کودکی ام را به یاد می آوردم، زمانی که بیش از 5 سال نداشتم. تازه مقیم شهر «دورتموند» شده بودیم.آن زمان مهاجر معنای کنونی و رایج در رقه را نداشت. از بیم آزار و اذیت غربی ها به کشورت، تونس بازگشتید، سرزمین اسلام. اوایل جوانی مسلمانان را به دو بخش تقسیم کرده بودی. یکی دوستانت و دیگری مابقی جهان اسلام. اما خیلی زود این باورت هم تغییر کرد. رویایت «خلافت اسلامی» و «داعش» شد.در حالی که خلافت اسلامی و پیروانش را تنها طایفه رستگار این دنیا می دانستی، خود را به سرزمین خلافت رساندی. خیلی زود دریافتی خلافت اسلامی و رستگاری دروغی بیش نیست.سوالات چون سیل به ذهنت هجوم آورده بودند و مهمترین آنها این بود که آیا «ابو بکر البغدادی»، سرکرده داعش نیز گمراه است و این سرآغاز «دومینوی فروپاشی» داعش در باورهایت بود.دریافتی که این قوم به اصطلاح رستگار نیز خود را تکفیر می کنند. جریان «بنعلی»، جریان «حازمی» را تکفیر می کند و بالعکس. دوستت «ابو دجانه» را به همین دلیل گردن زدند.کسی که از اولین پایه گذاران امارت البغدادی در سوریه بود. ابو دجانه برای امر جهاد از تونس راهی سرزمین شام شده بود. در صفوف گروه های مسلح شهر «الدانا» می جنگید.وقتی در سال 2013 البغدادی از تشکیل گروهش خبر داد، جزو اولین گروهی بود که با وی بیعت کرد. مورد اعتماد ابو بکر بود و از فرماندهان میدانی بارز او. پس از آن به نیروی امنیتی داعش پیوست.خیلی زود، آوازه بی رحمی و شقاوتش همه جا پیچید. هیچ کس مثل او نمی توانست از اسرا بازجویی کند و اعتراف بگیرد. شکنجه هایش حین بازجویی لرزه به تن همه می انداخت.از هیچ شکنجه ای دریغ نداشت و معروف ترین آنها این بود که پس از میخ کوبیدن در دست و پای اسرا و زندانیانش، آنها را آویزان می کرد. وحشی گری اش در شنکجه گری به حدی بود که حتی معاونان اش هم حاضر نبودند، در بازجویی ها کنارش حضور داشته باشند.به راحتی مردم عوام را تکفیر می کرد و تکفیر را بهانه غارت و چپاول اموال مردم کرده بود. همه را از دم تیغ می گذراند و ذره ای تردید به خود راه نمی داد.نیروهای امنیتی را وادار کرد، برای بستن پرونده اش خیلی زود وارد عمل شوند. همان نیرویی که خود پایه گذار اصلی آن بود و همان نیروهایی که از دید وی مرتد و کافر بودند، او را بازداشت کرده و گردن زدند.دریافتی ابو دجانه، یکی از ده ها فرمانده و امیر داعشی است که به دلیل تکفیر این گروه به سرنوشت ابو دجانه دچار شدند. ابو جعفر الحطاب، ابو مصعب التونسی و ابو عمر الکویتی تنها نمونه ای از ده ها امیر و قاضی شرع بودند که به اتهام خروج از دین گردن زده شدند.خیلی زود دریافتی در دل جریان تکفیر قرار گرفته ای. جریانی که از مسلمان بودن تنها نامش را با خود یدک می کشد. خود را در برابر سوال بسیار مهمی یافتی: «تو اینجا چه می کنی»؟ «پس این همه جوان تونسی را جان خود را در راه داعش از دست دادند»؟به دنبال پاسخ رفتی. خیلی زود دریافتی، «سلفی گری» دروغ بزرگی بیش نیست. دریافتی که اگر قرار است، قومی و جریان و گروهی تکفیر شود، سلفی ها و امارت و خلافت البغدادی در درجه اول قرار دارند.همه اینها باعث شدند تا به این سوال برسی که «واقعا تو که هستی»؟ در سرزمین شام چه می کنی؟ آیا القاعده و بن لادن و الظواهری نیز تکفیر می شوند؟ سرگردان و حیران بودی، اما باید خود را می یافتی.جست و جو را شروع کردی. اما چه سود که سرعت لاک پشت از اینترنت رقه بیشتر بود و نظارت بر کافی نت ها هر روز شدید و شدیدتر می شد. سعی کردی به خطابه های «عمرو الحازمی» گوش کنی و کتاب هایش را بخوانی و این به معنای به جان خریدن خطر مرگ برای تو بود. چون به خوبی می دانستی داعش الحازمی را تکفیر کرده بود.در ادامه به خطابه های «ترکی بنعلی»، مقرب البغدادی گوش سپردی و کتاب هایش را خواندی. دریافتی بین این دو گروه در داعش گروه سومی نیز وجود دارد. گروهی که افراد ساده لوحی چون تو در آن جای می گرفتند. کسانی که دروغ بزرگ «جهاد در راه خدا»ی داعش را باور و ترک دیار کرده بودند.دریافتی اختلافات اعتقادی بین دو جریان بنعلی و حازمی مسئله ساده و گذرا نیست. اولی دومی را خوارج می خواند و دومی اولی را مشرک و کافر می دانست. دریافتی اختلافات درون گروهی داعش چنان پیچیده و در هم تنیده است که این گروه را وارد تونلی تنگ و تاریک و بی نهایت کرده است.خیلی زود به دور باطل تکفیر در امارت اسلامی البغدادی پی بردی. باز به خانه اول برگشته بودی. به آن روزها که در تونس اسلام واقعی را جست و جو می کردی افتادی. اولین موضوعی که به ذهنت خطور کرد، عدم حضور در نبردها بود. اگرچه عاشق به دست گرفتن سلاح و مبارزه بودی.دریافتی آن نبردها بیش از همه تو را، روحت را، وجودت را، اعتقادات را و باورهایت را نابود کرده اند. پیش از آنکه موضوع را با دوستانت در میان بگذاری، دانستی آنها نیز همچون تو خط مشی داعش را ناصواب می دانند.اما جرات بیان آن را نداشتند. پای در راهی گذاشته بودند که جای بازگشت نداشت. جدایی از گروهی اعتقادی و بسته ای چون داعش موضوع بسیار سخت و حتی غیر ممکنی بود.همه را شگفت زده و غافلگیر کرده بودی، چون به وفاداری و اخلاص به داعش و البغدادی مشهور بودی. با این حال تنها یک راه پیش رویت بود، «سکوت» و «دم نزدن».مجازات کوچک ترین انتقاد از امارت مرگ بود. مخالفان و منتقدان شبانه ربوده و در داخل فرودگاه نظامی «کشیش» سر بریده می شدند. بی شک تنها شاهد این بخش از تاریخ ناگفته و نانوشته جنایات داعش این فرودگاه بود. تاریخی که تا ابد ممکن است، کسی از آن مطلع و آگاه نشود و نداند که داعش به دست خود فرزندانش را سر می برید.سوالات بسیاری درباره مهاجرین اولیه و قدیمی و دلایل اختلافات آنها با امارت البغدادی مطرح شده بود. در پاسخ دریافتی که بسیاری از عناصر داعش «حازمی» بودند و بالطبع امرا و فرماندهان داعش را تکفیر می کردند.دریافتی درون گروه جریانی بسیار متعصب تر و خشک تر از پیکره اصلی وجود داشت که کوچک ترین تخلف و انتقاد درون گروهی را تاب نمی آورد و مهاجرین تونسی از این دسته بودند.به همین دلیل تونسی ها بی رحم تر و خونریزتر از دیگر عناصر داعش نشان می دادند. این افراط گرایی و تعصب بیش از حد ترس بسیاری از امرا و سرکردگان ارشد را برانگیخته و همین موجب ربودن و اعدام تعداد زیادی از آنها در همان ماه های اول اعلام تاسیس داعش شده بود.تونسی ها در راس عناصر داعش بودند که صلیب های کلیسای «البشاره» شهر رقه را به زیر کشیده و نابود کردند. همچنین در راس عناصر داعش بودند که مقبره های مسیحیان در شهر موصل را تخریب و نابود کردند و باز در راس عناصر داعش بودند که خواستار اجرای شرع و حد الهی در شهر الدانا بودند که اوایل بحران سوریه، به مهمترین کانون تجمع و حضور مهاجرین تونسی در کشور سوریه تبدیل شده بود.به گواه اهالی رقه و عموما مردم سوریه، مهاجرین تونسی خونریزتر و سنگ دل تر از دیگر مهاجرین خارجی داعش بودند و در این زمینه به قتل عام 250 سرباز سوری پس از تصرف فرودگاه نظامی «طبقه» اشاره می کنند که تونسی ها بیشترین تعداد را در میان مرتکبین این جنایت بشری داشتند.این موضوع خیلی زود موضع گیری داعش مقابل مهاجرین تونسی از جمله سرکردگان امنیتی و امرای شرع تونسی گروه را به دنبال داشت. بیم رسیدن این تونسی به رده های ارشد داعش موجب شد، بسیاری از آنها به دست خودِ داعش تصفیه شوند.«سنگ دلی و بی رحمی» توصیفی بود که داعش از تونسی ها داشت و به همین دلیل علی رغم اینکه تعداد زیادی را در این گروه تشکیل می دادند، اما هیچ گاه سمت های ارشد و مناصب مهم به آنها داده نمی شود.جریان بنعلی بر این باور بود که جریان حازمی در تونس نفوذ بسیاری دارد و به همین دلیل تونسی ها به این جریان گرایش دارند و از آنجا که این جریان در میان جریان های سلفی متعصب ترین و افراطی ترین به شمار می آید، بنابراین این جریان را بسیار خشن و متعصب می دانستند.اما آیا واقعا این دلیل خشونت و تعصب فزاینده تونسی های عضو داعش بود، یا دلایل دیگری هم در پس این خشونت و تعصب فزاینده قرار داشت؟ در این تردید نیست که این موضوع به تنهایی نمی توانست، دلیل گرایش فزاینده مهاجرین تونسی به خشونت و افراط باشد.به نظر من، تونسی ها می خواستند، نشان دهند، در پایبندی به دین اسلام و دفاع از آن و جهاد در راه خدا کمتر از مهاجرین آسیایی و آفریقایی داعش نیستند و همین تلاش برای اثبات وجود دست آنها را به بسیاری از خون ها آلوده کرد.به هر روی، به همان ترتیب که تونسی ها به ابزار داعش در ریختن خون ها تبدیل شده بودند، به همان ترتیب قربانی ابزارهای خونریز شدند. تونسی هایی که از داعش جدا شده اند، از کشته شدن 500 تونسی پیوسته به داعش به دست این گروه از زمان تاسیس تاکنون سخن می گویند.این رقم شاید مبالغه آمیز به نظر برسد، اما بیانگر حجم واقعی حضور و مشارکت سلفی های تونسی در تشکیل داعش و در ادامه خطر امنیتی بود که این گروه از وجود این تونسی ها احساس کرد.این موضوعی است که آشکارا در سخنان امرا و سرکردگان داعش مشاهده می شود. آنها همواره مهاجرین تونسی را اینگونه یاد می کنند: «خدا برادران تونسی ما را بیامرزد، اما خیلی متصب و خشک بودند».طی این مدت تا جایی که امکان داشت، تلاش می کردم، از حضور در مقر کت ...

ادامه مطلب  

جهان تشیع در سالی که گذشت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش«شیعه نیوز»، سال 1396 هجری شمسی نیز همانند سالهای اخیر، سالی پر حادثه برای شیعیان جهان بود. نابودی کامل داعش در عراق و سوریه، ادامه تجاوزآل سعود به یمن، استمرار انقلاب مردم بحرین با وجود حصر خانگی آیت الله شیخ «عیسی قاسم»، انتخابات ریاست جمهوری در ایران و نیز تلاش دشمن برای ایجاد آشوب عمومی که به شکست انجامید، زلزله و سیل در نقاط مختلف جهان، تروریسم و خشونت با حمایت غرب، پیروزی های مقاومت اسلامی و حوادث خونبار در افغانستان و پاکستان از مهم‏ترین حوادث سال 1396 برای پیروان اهل بیت(ع) در جهان بود.آنچه در پی می ‏آید مروری کوتاه بر حوادث مهم فروردین، اردیبهشت و خرداد 1396 در جهان تشیع است:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفروردین 1396ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآذربایجان: در پی تخریب برخی مساجد تاریخی در کشور آذربایجان، اعتراضات مردمی شیعیان این کشور آغاز شد. همزمان با گسترش موج اعتراضات، «مجمع روحانیون» و حزب «اسلام» این کشور با صدور بیانیه های جداگانه به این اقدام واکنش نشان دادند.آلبانی: مرکز جهانی بکتاشیه با همکاری رایزنی فرهنگی ایران در آلبانی و حمایت کمیته مطالعات و تحقیقات علویون، کنفرانس بین المللی "سنت پیامبر(ص)، امام علی (ع) و بکتاشیه" را برگزار کرد.آفریقای جنوبی: کنفرانس وحدت مسلمین با حضور مسلمانان شیعه و سنی آفریقای جنوبی و با پیام دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی در "ژوهانسبورگ" برگزار شد.اتریش: روز ۶ فروردین "پنجمین کنفرانس حضرت زهرا(س)" در "وین" برگزار شد./ رکز مشاوره و مستند سازی مسلمانان اتریش (dccm) که درباره امور مربوط به مسلمانان تحقیق می کند، گزارش جدیدی منتشر کرده که حاکی از افزایش چشمگیر اسلام هراسی در این کشور است. بر اساس این گزارش، اسلام هراسی در سال ۲۰۱۶ میلادی نسبت به سال ۲۰۱۵ در این کشور، با افزایش ۶۲ درصدی مواجه شده که آمار نگران کننده ای است.استرالیا: وزیر امور خارجه سترالیا با اشاره به رشد تروریسم و گروه تروریستی تکفیری داعش در شرق آسیا، نسبت به امکان تشکیل خلافت به اصطلاح اسلامی در فیلیپین ابراز نگرانی کرد./ مسئولین مدرسه اسلامی «عرفان» در شهر "سیدنی"، در راستای ارائه خدمات بهتر به دانش آموزان خود، شعبه دوم این مدرسه را در منطقه دیگری از این شهر افتتاح کردند. این گسترش فعالیت یک مرکز اسلامی، به مذاق تعدادی از شهروندان نژادپرست استرالیایی خوش نیامد و با حمایت عضو اسلام ستیز شورای شهر سیدنی، راهپیمایی اعتراض آمیزی را به راه انداختند.افغانستان: روز اول فروردین 6 تن از نیروهای دستگاه امنیتی افغانستان بر اثر انفجار یک خودروی بمب گذاری در استان "هلمند" کشته شدند./ 22 تن از عناصر گروه تروریستی داعش در استان "ننگرهار" در شرق افغانستان به هلاکت رسیدند./ وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که روز بیست و چهارم فروردین در عملیاتی علیه مواضع گروه داعش در در "ولسوالی اچین" ننگرهار، بزرگترین بمب غیراتمی خود ــ موسوم به مادر بمب ها ــ را به کار برده است. در این حمله ۳۶ تروریست داعش کشته شدند./ روز سی و یکم فروردین "نمایشگاه بزرگ فرهنگی هنری و کتاب جمهوری اسلامی ایران" با حضور انتشارات مجمع جهانی اهل بیت(ع) و بیش از ۵۰ ناشر ایرانی و ۲۰ ناشر افغانستانی در کابل افتتاح شد.اندونزی: روز بیستم فروردین، در درگیری که میان پلیس اندونزی و شش تروریست هم پیمان داعش در استان "جاوا" همه شش تروریست به هلاکت رسیدند./ در روزهای بیست و یکم تا بیست و پنجم فروردین، سه همایش "مبارزه با تفرقه و افراط گرایی" در دانشگاه علاءالدین شهر ماکاسار، "مقابله با تفرقه و افراط‏ گرایی" در دانشگاه شریف هدایت الله شهر جاکارتا و "نقش اهل بیت (علیهم ‏السلام) در گسترش اسلام" در دانشگاه المصطفی(ص) شهر جاکارتا برگزار گردید.انگلستان: روز دوم فروردین داعش با یک حمله تروریستی در نزدیکی پل "وستمینستر" در مجاور ساختمان پارلمان انگلیس در قلب "لندن" پنج نفر را کشت و دستکم ۴۰ نفر را زخمی کرد./ دهها زن مسلمان محجبه با تجمع بر روی پل وستمینستر و تشکیل زنجیره انسانی همراه با زنان غیر مسلمان، تاکید کردند که اقدام تروریستی داعش ارتباطی به مسلمانان ندارد و افراد تروریست به هیچ وجه مسلمانان نیستند و اسلام را نمایندگی نمی کنند./ «ترزا می» نخست وزیر انگلیس با حضور در مجلس عوام انگلیس اظهار داشت: حمله تروریستی "وست مینستر" را نمی توان تروریسم اسلامی نامید و این حمله هیچ ارتباطی با اسلام ندارد./ روز یازده فروردین، تظاهرات کنندگان در لندن از «احمد عسیری» مشاور وزیر دفاع عربستان و سخنگوی ائتلاف متجاوزی به یمن با تخم مرغ استقبال کردند./ روز 12 فروردین، کنفرانس "نقش دولت عربستان سعودى در بى ثباتی خاورمیانه و جهان" باحضور فعالان مدنی و تحلیل گران سیاسی در لندن برگزار گردید.ایالات متحده آمریکا: مؤسسه تحقیقاتی هوش و سیاست اجتماعی آمریکا (ispu) اعلام کرد: بیش از ۶۰ درصد از مسلمانان مقیم آمریکا، در یک سال گذشته، تبعیض نژادی و دینی را متحمل شده اند./ شرکت های بیمه آمریکا در شکایتی جدید از ریاض به دلیل دست داشتن درحوادث 11 سپتامبر سال 2001 خواستار پرداخت غرامت شش میلیارد دلاری از سوی عربستان سعودی شدند./ اتحادیه دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد آمریکا، در راستای مبارزه با اسلام هراسی اقدام به برگزاری سمیناری با موضوع «تاریخ اسلام هراسی در آمریکا و مشکلات پیش روی جوامع اسلامی در حال حاضر» نمود./ در پی حمله و تخریب مرکز اسلامی شهر "فورت کالینز" ایالت "کلرادو"، روز ششم فروردین صدها تن از شهروندان این کشور در مقابل این مرکز اسلامی تجمع کردند و حمایت خود را از مسلمانان مقیم آمریکا اعلام و این حمله را بشدت محکوم نمودند./ روز نهم فروردین پلیس واشنگتن در نزدیکی کاخ سفید یک مظنون که با خودرو به سمت نیروهای پلیس واشنگتن حرکت کرد و قصد داشت افسران پلیس را زیر بگیرد بازداشت شد./ روز دهم فروردین با حکم دادگاه فدرال ایالت "هاوایی" اجرای فرمان مهاجرتی «دونالد ترامپ» به مدت نامعلوم متوقف شد./ دهها ژاپنی مقیم آمریکا با راه اندازی راهپیمایی در شهر «سن جوزه» در ایالت کالیفرنیا، حمایت خود را از مسلمانان این کشور در مقابل مواضع افراطی ترامپ اعلام کردند./ تعدادی از مدارس ایالت "نیوجرسی" در کلاسی تحت عنوان «فرهنگ و جغرافیای جهان» با پخش کردن انیمیشنی به معرفی اسلام به عنوان یکی از ادیان بزرگ جهان پرداختند. اما این اقدام مثبت، خشم برخی اسلام ستیزان را برانگیخته و آن را دعوت به اسلام و افراطگرایی عنوان کردند تا جائی که در دادگاه، اقامه دعوی کردند!/ روز شنبه دوازدهم فروردین، مرکز اسلامی شهر "نشویل" در ایالت "تنسی" آمریکا، مطابق برنامه سالانه خود با میزبانی از شهروندان این شهر، به معرفی فرهنگ و دین اسلام پرداخت. بیش از ۴۰ ملیت از شهروندان مقیم آمریکا در این برنامه فرهنگی حضور داشتند و ضمن بهره بردن از غذاهای حلال و اسلامی که توسط مسلمانان این شهر تهیه شده بود، با دین مبین اسلام و برخی فرهنگ ها و مناسک دینی مسلمانان آشنا شدند./ روز یکشنبه سیزدهم فروردین، هجده مسجد و مرکز اسلامی در ایالت "ماساچوست" درهای خود را به روی شهروندان آمریکا گشودند تا آنان به دور از تبلیغات سوء رسانه های غربی، با حقیقت اسلام آشنا شوند./ روز بیست و سوم فروردین، جسد «شیلا عبدالسلام» نخستین قاضی زن مسلمان ایالات متحده در رودخانه هادسون در نزدیکی منطقه منهتن در نیویورک کشف شد./ در واکنش به فرمان اجرایی دونالد ترامپ مبنی بر ممنوعیت ورود اتباع شش کشور اسلامی به خاک آمریکا، یک اتحادیه مردمی در این کشور، اقدام به نصب بیلبوردهایی به زبان عربی و با مضامین حقوق بشری در شهر واشنگتن نمود.ایتالیا: چهار تن از علمای شیعه مقیم بریتانیا با سفر به واتیکان، با «پاپ فرانسیس» رهبر مسیحیان کاتولیک جهان، دیدار و گفتگو کردند.ایران: آیین تحویل سال نو در بیش از ۲۰۰۰ امامزاده و بقعه متبرکه باحضور گسترده اقشار مختلف مردم؛ خانواده معظم شهیدان اقشار مختلف مردم، زائران و مسافران نوروزی همراه با اجرای برنامه های مختلف فرهنگی و قرآنی برگزار شد./ رهبر معظم انقلاب در اولین روز سال، راهبرد سالانه را تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی: تولید - اشتغال» اعلام کردند./ روز چهارم فروردین آیت الله حاج «سید مهدی ابن الرضا خوانساری» عالم خدمتگذار معارف اهل بیت عصمت و طهارت ـ سلام الله علیهم ـ درگذشت./ روز ششم فروردین ایران در اقدامی متقابل، ۱۵ شرکت آمریکایی را در فهرست افراد حقیقی و حقوقی تحت تحریم های جمهوری اسلامی ایران قرار داد./ داعش همزمان با شکست های متوالی در عراق، با انتشار ویدئویی به زبان فارسی، ایران را تهدید کرد./ در حالی که پیشتر آمریکا و برخی اعضای شورای امنیت سازمان ملل، جمهوری اسلامی ایران را به نقض قطعنامه 2231 و ارسال سلاح به یمن متهم می کردند، روز نهم فروردین در نشست محرمانه شورای امنیت گزارشگران این سازمان اعلام کردند: "هیچ نشانه ای دال بر اینکه کشتی های توقیفی، تسلیحات را از ایران دریافت کرده یا این تسلیحات ایرانی هستند موجود نیست"./ روز دهم فروردین حجت الاسلام و المسلمین «علی برهان» امام جمعه شهرستان مهریز دار فانی را وداع گفت./ مدیرعامل شرکت هواپیمایی آسمان در جلسه نهایی با نمایندگان شرکت هواپیماساز بوئینگ، قرارداد خرید ۶۰ فروند هواپیما بوئینگ ۷۳۷ را امضاء کرد./ با چاپ تصویر با حجاب دختران ایرانی در کتاب قوانین فدراسیون جهانی ووشو، حجاب اسلامی به صورت رسمی تصویب شد تا از این پس ووشوکاران محجبه کشورهای اسلامی با فراغ بال در رویدادها به میدان بروند./ روز شانزدهم فروردین، زمین لرزه ای با قدرت ۶ ریشتر مشهد را لززاند. مرکز این زلزله، سفید سنگ خراسان رضوی بود./ روز نوزده فروردین، آیت الله «هادی باریک بین» از علمای بزرگ و انقلابی قزوین، درگذشت./ روز دوشنبه بیست و یکم فروردین، آیت الله «سید حسن صالحی» معروف به میرزا حسن صالحی در مشهد دار فانی را وداع گفت./ جاری شدن سیل در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و کردستان به جان باختن تعدادی از هم میهنان منجر شد.بحرین: دادگاه جنایی بحرین روز سوم فروردین، سه جوان انقلابی را در این کشور به اتهام تروریست بودن و مشارکت در حمله با بمب ها به نیروهای پلیس بحرین به اعدام محکوم کرد./ مردم بحرین روز چهارم فروردین با برگزاری تظاهراتی در شهرک "الدراز" به شهادت رساندن «مصطفی حمدان» از جوانان انقلابی این کشور را به دست عوامل رژیم آل خلیفه محکوم کردند./ روز ششم فروردین «علی نعیم مرهون» کودک ۱۰ ساله بحرینی و چند تن از دوستانش به اتهام های ساختگی در دادگاه رژیم آل خلیفه محاکمه شدند./ روز هفتم فروردین رژیم آل خلیفه مدعی بازداشت ۱۴ مرتبط با ایران و حزب الله شد؛ وزارت خارجه ایران اعلام کرد: حاکمان بحرین از تکرار ادعاهای بی اساس دست بردارند./ روز نهم فروردین دادگاه حکومت بحرین حجت الاسلام شیخ «حسن عیسی» عضو جمعیت الوفاق را به ۱۰ سال زندان و سلب تابعیت محکوم کرد./ روز دوازدهم جوانان مبارز بحرینی یک خودروی پلیس رژیم آل خلیفه را در منطقه تحت محاصره الدراز به آتش کشیدند. این حادثه در حاشیه برگزاری مراسم یادبود دو شهید بحرینی رخ داد./ روز سیزدهم فروردین دادگاه کیفری آل خلیفه با اعلام سلب تابعیت شیخ «عبدالله دقاق» نماینده آ یت الله عیسی قاسم در ایران، وی را به ۱۰ سال زندان محکوم کرد. همچنین «القسری شاکر هانی» و «عبدالامیر العرادی» دو شهروند دیگر بحرینی را سلب تابعیت شده و به ترتیب به ۱۵ سال زندان و پرداخت ۱۰۰ هزار دینار و ۱۰ سال زندان محکوم شدند!/ روز بیست و سوم فروردین، دادگاهی در بحرین سه عالم دینی شیعه این کشور را احضار و بازجویی کرد./ روز سی ام فروردین، هیأت پنج نفره علمای بزرگ بحرین با صدور بیانیه ای مخالفت خود را با تصویب "قانون یکپارچه خانواده" در مجلس بحرین را اعلام کردند. در این قانون احکام مذهب تشیع رعایت نشده و مقرراتی را بر شیعیان بحرین تحمیل می کند که با مذهب آنها در تعارض است.پاکستان: یک عضو مجلس وحدت مسلمین پاکستان گفت: تفکر افراطگرایی به درون بدنه پارلمان و دولت پاکستان نفوذ کرده و تا این تفکر از ریشه کن نشود، نمی توان انتظار نابودی تروریسم را داشت./ به همت سازمان اصغریه از روز 4 تا 6 فروردین "کنوانسیون بزرگ انوار ولایت" با پیام دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) در شهر "بهت شاه" نزدیک "حیدرآباد" واقع در ایالت سند پاکستان برگزار شد./ روز یازده فروردین، بر اثر انفجار یک بمب در نزدیکی حسینیه ای در شهر شیعه نشین "پاراچنار" در شمال غرب پاکستان و ناآرامی های پس از آن، دست کم 24 تن شهید و بیش از 90 زخمی شدند. گروه تروریستی جماعت الاحرار مسؤولیت این فاجعه را بر عهده گرفت./ ویکی لیکس اسنادی را منتشر کرد که حکایت از دست داشتن عربستان سعودی، لیبی و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه در ایجاد و حمایت از گروه های تروریستی پاکستان دارد./ همایش یک روزه "امام علی(ع)" در شهر لاهور پاکستان برگزار شد.ترکیه: شورای امنیت ملی ترکیه روز نهم فروردین اعلام کرد که "عملیات سپر فرات" با موفقیت در شمال سوریه به پایان رسید. به ادعای این شورا عملیات سپرفرات با هدف جلوگیری از حملات داعش و خنثی کردن تهدید این گروه تروریستی و نیز فراهم کردن شرایط بازگشت آوارگان سوری به کشورشان اجرا شد./ روز بیست و هفتم فروردین، «اردوغان» تنها با کسب 51% رأی مثبت در همه پرسی تغییر قانون اساسی، موفق به انجام اصلاحات مد نظر خود در این قانون شد.تونس: روز یازدهم فروردین «باجی قائد السبسی» رئیس جمهور تونس گفت: ایران تنها امید برای مقابله با اسرائیل است و امیدواریم جهان اسلام و جهان عرب در این مواجهه در کنار ایران قرار گیرند.چین: محدودیت های تازه ای در ایالت مسلمان نشین "سین کیانگ" اعلام شد که گفته می شود بخشی از کمپینی علیه اسلام گرایی افراطی است. این تدابیر شامل ممنوعیت ریش های غیرعادی بلند، پوشیدن حجاب در اماکن عمومی و خودداری از تماشای تلویزیون دولتی است!روسیه: روز هشتم فروردین "دانشگاه دولتی مسکو" در مراسمی ویژه دکترای افتخاری خود را به حجت الاسلام و المسلمین دکتر «حسن روحانی» رییس جمهوری اسلامی ایران اعطاء کرد./ روز چهاردهم فروردین، انفجار در یک ایستگاه مترو در شهر "سن پترزبورگ" دست کم ۱۰ نفر کشته و ۵۰ زخمی بر جای گذاشت./ رئیس جمهور چچن با امضای قانونی اجازه حضور دانش آموزان این منطقه از روسیه را با حجاب اسلامی در مدارس صادر کرد.سنگال: دومین جشنواره قرآنی در نمایندگی جامعه المصطفی(ص) العالمیة با همکاری اتحادیه مدارس قرآنی و با مشارکت بیش از پنجاه مدرسه و مرکز قرآنی و رقابت حدود چهارصد نفر در "داکار" برگزار شد.سوئد: روز هجده فروردین، در حمله یک کامیون به جمعیت عابران پیاده در مرکز شهر "استکهلم" پنج نفر کشته شدند.سوریه: روز اول فروردین یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین رژیم صهیونیستی در حومه "قنیطره" در بلندیهای "جولان" به وسیله پدافند ارتش سوریه ساقط شد/ در بمباران جنگنده های ائتلاف بین المللی ضد داعش به مدرسه ای که به عنوان محل اسکان 50 خانواده آواره در استان "رقه" استفاده می شد ۳۳ تن کشته و تعدادی مجروح شدند./ «ابو اسلام المصری» از سرکردگان گروه تروریستی "جبهة النصرة" در حلب به هلاکت رسید./ روز پنجم فروردین در حمله خمپاره ای تروریست ها به نزدیکی حرم حضرت زینب(س) یک کودک شهید و 6 تن مجروح شدند./ نیروهای ارتش سوریه شهرک "کوکب" در استان حماه را از دست تروریست ها آزاد کردند./ روز هفتم فروردین نیروهای ارتش سوریه شهرک "معرزاف" در استان حماه را از دست تروریست ها آزاد کردند./ روز نهم فرودین ماه یک بمب داخل یک خودروی حامل مسافرین در محله "الزهرا" شهر حمص سوریه منفجر شد و پنج نفر شهید و6 نفر دیگر هم مجروح شدند./ بامداد روزهجده فروردین، آمریکا با شلیک ۵۹ موشک کروز تاماهاوک به پایگاه هوایی شعیرات در استان حمص سوریه حمله کرد. این حمله موشکی بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و کنگره آمریکا و از ناوهای آمریکایی مستقر در دریای مدیترانه و به بهانه حمله شیمیایی به خان شیخون در استان ادلب انجام شد./ «رؤوین ریولین» رئیس رژیم صهیونیستی، از زخمی های گروه های تروریستی سوریه در بیمارستانی متعلق به این رژیم در "الجلیل" عیادت کرد!!/ روز بیست و دوم فروردین، نیروهای مردمی در کفریا و فوعه ۱۹ تن از اسرای گروه های مسلح را در مقابل تحویل گرفتن ۷ شهید و تعدادی از زنان و کودکان و مردان اسیر آزاد کردند./ روز بیست و ششم فروردین، یکی از وحشیانه ترین فجایع تروریستی در سوریه رخ داد. صبح جمعه بیست و پنجم توافق دولت سوریه و تروریست ها برای خروج ساکنان شهرکهای الفوعه، کفریا، مضایا و الزبدانی اجرایی شد و آنان پس از مدت ها توانستند در ازای خروج تروریست ها از مضایا و الزبدانی، از محاصره خارج شوند. اما هنگامی که اتوبوس های حامل زنان و کودکان مناطق شیعه نشین "الفوعه" و "کفریا" در منطقه الراشدین حلب برای استراحت متوقف شده بودند، خودرویی که حامل مواد غذایی و اسباب بازی برای کودکان بود، در حالی که بچه ها دور آن جمع شده بودند منفجر شد. تعداد شهدای این فاجعه به 126 نفر رسید که 68 نفر از آنها کودک بودند. بیش از 200 نفر نیز مجروح شدند./ نیروهای ارتش سوریه روز بیست و هفتم فروردین توانستند شهرک "صوران" در حومه شمالی استان حماة را از دست تروریست های تکفیری آزاد کنند./ روز سی و یکم فروردین، ارتش سوریه شهرک "طیبة الامام" در حومه شمالی استان حماة را آزاد کرد.عراق: روز چهارم فروردین هزاران نفر از طرفداران جریان صدر در میدان التحریر در مرکز شهر "بغداد" را در اعتراض به تداوم فساد مالی و اداری در نهادهای حکومت و لزوم اصلاح این روند تظاهرات کردند. «مقتدی الصدر» در این جمع گفت: ما از تهدید به قتل یا مرگ هراسی به دل راه نمی دهیم./ روز ششم فروردین فرمانده ارشد ارتش عراق و فرمانده عملیات نینوا اعلام کرد: «ابوبکر البغدادی» خلیفه خود خوانده داعش، مدتها قبل از موصل فرار کرده و دوران حکومت او به پایان رسیده است./ «سعد الله ابوشعیب» وزیر بهداشت داعش ماه براثر بمباران یکی از محلات قدیمی شهر "موصل" به هلاکت رسید./ شیخ «باسم یاسین العبودی» مدیر شبکه ماهواره ای "الامیر" درگذشت./ شامگاه روز نهم فروردین، برای اولین بار، مراسم میلاد امام علی النقی علیه السلام به روایت اهل تسنن، با حضور اهل سنت سامراء و شیعیان در صحن مطهر امامیین عسکریین علیهما السلام برگزار شد. این مراسم به همت «شیخ فاضل محمود» از شیوخ عشایر اهل تسنن عراق و با همکاری مجمع جهانی اهل بیت(ع) و آستان مقدس سامراء برپا گردید./ روز دهم فروردین، بر اثر انفجار خودروی بمب گذاری شده در یک ایست و بازرسی در جنوب بغداد، ۷۸ نفر شهید و زخمی شدند./ روز دوازده فروردین «ابو انس الشیشانی» معاون ابوبکر البغدادی در حمله پلیس فدرال عراق به ساختمان بازار بورس در غرب شهر موصل به هلاکت رسید./ «ایاد حامد الجمیلی» ملقب به "ابو یحیی" نفر دوم گروه داعش پس از ابوبکر البغدادی که منصب وزیر جنگ این گروه تروریستی را بر عهده داشت، در استان الانبار عراق به هلاکت رسید./ داعش امام جماعت سنی یکی از مساجد موصل را به خاطر عدم تبعیت وی از دستور آنان، اعدام کرد./ دکتر «بتر مویر» رئیس کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی از تلاش های آیت الله العظمی «سیستانی» در کمک رسانی به آوارگان موصل و دعوت ایشان از مسلمانان شیعه برای یاری رساندن به آوارگان اهل سنت تشکر کرد و گفت: آیت الله سیستانی تنها مرجع دینی اسلامی نیست، بلکه مرجع انسانیت است. ایشان ماهانه بیش از سه میلیون دلار از طریق مؤسسات خیریه برای سرپرستی از ایتام و حمایت از آوارگان، بیوه زنان، فقیران و سایر امور انسانی هزینه می کنند./ روز بیست و سوم فروردین، بیمارستان فوق تخصصی قلب و چشم امیرالمؤمنین علیه السلام بین دو شهر "نجف" و "کوفه" افتتاح شد.عربستان: روز هشتم فروردین نیروهای امنیتی رژیم سعودی با حمله به مزارع بستگان شهید شیخ «نمر باقر النمر»، دو عموزاده جواناو را شهید و چند تن دیگر را زخمی کردند./ دیده بان حقوق بشر سازمان ملل متحد، سازمان ملل را به عنوان مسئول رسیدگی به پرونده جنایات ائتلاف عربی ــ از جمله هدف قرار دادن کشتی حامل آوارگان سودانی ــ معرفی کرد./ روز نوزده فروردین، افراد ناشناس اقدام به آتش کشیدن کامیون ها و لودرهای یک شرکت راه سازی در جاده ریاض - طائف عربستان کردند./ محاکمه یک خانم پرستار به نام «نعیمه المطرود» به عنوان اولین زن شیعه در عربستان، به اتهام شرکت در تظاهرات آغاز شد.فرانسه: روز سیزدهم فروردین صدها تن از مسلمانان فرانسه در اعتراض به بسته شدن یکی از نمازخانه های خود در حومه "پاریس"، به خیابان آمده و به اقامه نماز جماعت پرداختند./ روز سی ام فروردین، در حمله یک عنصر داعش در خیابان معروف شانزلیزه پاریس، یک پلیس کشته و دو پلیس دیگر مجروح شدند. مهاجم هم به ضرب گلوله ای از پا در آمد.کانادا: پس از ماه ها بحث و گفتگو، قانونی بر ضد اسلام هراسی و تبعیض نژادی علیه مسلمانان به تصویب رسید که دولت را موظف به تقلیل و از بین بردن این فضا در کشور نمود./ رشد سریع اسلام و تعداد جمعیت مسلمانان در کشور کانادا، رستوران داران این کشور را بر آن داشت تا در راستای احترام به حقوق مصرف کنندگان و نیز جذب حداکثری مشتری، به تهیه و عرضه غذای حلال روی آورند.کویت: دستگاه قضایی کویت «عبدالحمید دشتی» نماینده سابق پارلمان این کشور را به اتهام انتشار پیام توهین علیه عربستان سعودی در صفحه توئیتر خود، به ۳ سال حبس دیگر محکوم کرد که سال های حبس وی با احتساب این سه سال به ۴۶ سال افزایش یافت!لبنان: در هفته دوم فروردین، نشست های علمی «مبانی فقهی امام خامنه ای» با موضوع تبیین نظرات و فتاوای فقهی ایشان در شهرهای مختلف لبنان برگزار شد.مراکش: نیروهای امنیتی یک هسته داعش را با هفت عضو در دو شهر "فاس" و "مولای یعقوب" در مرکز مراکش منهدم کردند.مص ...

ادامه مطلب  

ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؛ پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کنم اینها را خاش یا ایرانشهر بردم. عصرها کنار هم بودیم. البته غافل از خانواده نبودم. با توجه به این شرایط، خیلی در کشور چرخیدیم. شاید بتوان ...

ادامه مطلب  

در سال 93، جنگنده های ایران، داعشی را در خاک عراق بمباران کردند/ شخصا برای شناسایی وارد خاک عراق شدم  

درخواست حذف این مطلب
امیر پوردستان جانشین فرمانده ارتش مطالب مهم و جدیدی را درباره روزهای نخست پس از سقوط موصل اعلام کرد.به گزارش عصرایران، امیر پوردستان که در آن مقطع، فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران بود در مصاحبه با برنامه دستخط سیما گفت: هنگام حمله داعش در سال 93، شخصاً به همراه بالگردهای هوانیروز برای شناسایی وارد خاک عراق شدم. جنگنده هایی ایران در آن سال، داعشی ها را در خاک عراق بمباران کردند.متن کامل مصاحبه:جانشین فرمانده کل ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی پاسخ داد.به گزارش خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؟پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند.در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفول ...

ادامه مطلب  

تصاحب دو جزیرۀ مصری چند فایده مهم برای سعودیها دارد  

درخواست حذف این مطلب
محمد اکبری: قاهره این روزها، به شکلی فعالی در بازی های منطقه ای خودنمایی می کند. از زمان روی کار آمدن سیسی و البته بعد از مقطعی کش و قوس تنش با سعودی، قاهره بالاخره در دام سعودیها افتاد و در تقلاست تا با حمایت های مالی ریاض، اقتدار گذشته را بازیابد. امروز مصر بیش از هر زمانی وابسته به منابع مالی سعودی است و البته این واقعیت نمود عینی نیز داشته است. ماجرای واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر که چند ماهی است در کانون منازعات داخلی مصر قرار دارد، مصداق بارز این ادعاست. با این حال آنچه در یک سال گذشته، موجب اهمیت یافتن این دو جزیره شده، موقعیت استراژیک آنهاست. قرار گرفتن این دو جزیره در مسافت کوتاهی از هم و درست در دهانه تنگه عقبه موجب شده تا تسلط بر این جزایر به نحوی قابلیت عبور و مرور از این آبها را به کشور مالک بدهد. برای بررسی بیشتر این موضوع با دکتر فیاض زاهد کارشناس ارشد مسائل بین المللی گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:بحث واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر به عربستان چرا در حال حاضر مطرح می شود؟ این دو جزیره از چه اهمیتی برای طرفین برخوردار است؟برای اهمیت این دو جزیره باید به سال های 1950 به بعد اشاره کنیم. این به آن سال ها برمی گردد و از آنجا که قضایا بسیار به حوزه سرزمینی عربستان سعودی نزدیک است، از زمان ناصر عملا اداره و کنترل سرزمینی آن به دولت مصر سپرده شد، اما از نظر تحلیل فلات قاره ای، جزایر در منطق جغرافیایی و تاریخ سیاسی عربستان سعودی است. عربستان یک کشور نوظهور است و نمیتوان همچنان که مصری ها اعتقاد داشتند قبل از شکل گیری عربستان به عنوان یک کشور این جزایر به مصر واگذار شده بود، ولی اگر مسئله شبه جزیره عربستان مبنا باشد چه در زمان عثمانی و چه الان، بیش از آنچه به مصر متعلق باشد در اختیار شبه جزیره عربستان بوده است. حالا عربستان سعودی به جهت اهمیت استراتژیکی که نسبت به دریای سرخ و همینطور جزایر سرزمینی خودش دارد، در ازای وام های بسیار سنگین چه با عوض و چه بلاعوض به دولت مصر می پردازد، درصدد تصرف این جزایر است. برای اینکه سلطه دریایی بیشتر خودش را در آبراهه اقیانوس هند و همینطور مسیر دریای سرخ حفظ کند. در هر حال این موضوع در پارلمان مصر مطرح وتصویب شده است و به نظر می رسد در مصر هم بیش از آنکه کنش های اصیل سیاسی به همراه داشته باشد با نوعی ملی گرایی قابل احترامی که در مصر هست، مخالفت هایی را برمی انگیزد. با توجه به مواضع دولت عربستان سعودی و اخوان المسلمین و با توجه به ریشه دار بودن جریان اخوان المسلمین در مصر فکر می کنم طرفداران آن به شدت نسبت به این موضع، گارد دارند. یعنی بیش از آنکه مسئله به جغرافیای سیاسی برگردد به مناسبات سیاسی و اختلافات میان این گروه ها و عربستان برمی گردد که امواجی را هم در مصر ایجاد کرده که به نظرم خیلی تعیین کننده نخواهد بود و سرانجام با آنچه که در دادگاه عالی اتفاق افتاده، به نظر می رسد که عربستان در ازای پرداخت پول ها و وام های سنگین به دولت مصر و همینطور حمایت سیاسی از السیسی این جزایر را به دست خواهد آورد. به نظرم فارغ از اینها موضوع چندان چه از نظر نظامی و چه از نظر ژئوپولوتیک از اهمیت برخوردار نیست که به آن پرداخته شود. از موضع اسرائیل چطور می توان نگاه کرد. نظر اسرائیل این است که این دو جزیره به نوعی در جنگ های شش روزه مبادله شده و باعث شد که مصر دست برتر داشته باشد. الان چنانچه این جزایر به عربستان برسد، اسرائیل از آن موضوع حمایت می کند و احساس می کند که از لحاظ جغرافیای سیاسی به نفع آن است؟از زمان مذاکرات مربوط به برجام طی سه سال اخیر ولی به طور مشخص در یکسال اخیر اخباری وجود دارد مبنی بر ملاقات های پی درپی مقامات امنیتی و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی با سران جدید عربستان سعودی مخصوصا محمد بن سلمان و اطرافیان او. به نظر می رسد که وجود یک دشمن فرضی مشترک به نام ایران بسیار اسرائیل و عربستان سعودی را بهم نزدیک کرده است. کشور مصر، کشور همسایه دولت اشغالگر صهیونیستی است. طبیعتا هرگونه کنشی که منجر به تضعیف موقعیت مصر شود، برای اسرائیل یک دام استراتژی ...

ادامه مطلب  

شمارش معکوس برای نبرد سرنوشت ساز ارتش لبنان با داعش شروع شده است  

درخواست حذف این مطلب
هنگامی که رزمندگان مقاومت با هماهنگی ارتش لبنان جبهه النصره را به زانو درآوردند؛ همه نگاهها به مناطق تحت اشغال داعش به ویژه در راس بعلبک و القاع بود. تکفیری ها که رزم بی همتای مقاومت لبنان را مشاهده کردند به خوبی متوجه شدند که هر گونه رویارویی با رزمندگان حزب الله به مثابه خودکشی است و شانسی برای آنها متصور نیست.این در حالی است که زمانی که جبهه النصره شکست خورد و باقیمانده افراد خود را از لبنان خارج کرد و به سوریه رفت ارتش لبنان حملات توپخانه ای و موشکی به مواضع داعش را آغاز کرد.این حملات از بامداد پنجم آگوست ۲۰۱۷ با شدت بیشتری دنبال شد و مانور و اقدامات ارتش لبنان بیشتر شد. این مقدمه ای برای نبرد بزرگ با داعش است حملات از بامداد پنجم آگوست ۲۰۱۷ با شدت بیشتری دنبال شد و مانور و اقدامات ارتش لبنان بیشتر شد. این مقدمه ای برای نبرد بزرگ با داعش است و در واقع پیامی به داعشی هاست که راه گفتگو با ارتش لبنان را در پیش بگیرند و خاک لبنان را ترک کنند و شاه کلید این نیز روشن شدن سرنوشت ۹ نظامی ربوده شده لبنانی نزد داعش است که از سه سال قبل نزد تکفیری ها هستند.این در حالی است که داعش معمولا اعتقادی به گفتگو ندارد و دیدگاه این گروه بر اساس اصل قاتل یا مقتول است و گواه این مدعا حالتی است که در الرقه رخ داده است.نکته قابل توجه موضع سید حسن نصرالله دبیر کل نصرالله در روز جمعه گذشته است. وی با بیان اینکه جنگ و درگیری با جبهه النصره در عرسال به پایان رسیده است، افزود:« نیروهای حزب الله در جرود عرسال مستقر هستند و ما آماده تحویل مناطق آزاده شده آن به ارتش لبنان هستیم.نصرالله افزود: داعش بر مناطق وسیعی سیطره یافت که برخی از آن از اراضی سوریه و برخی دیگر از اراضی لبنان هستند. کل مساحتی که در اشغال داعش قرار دارد، ۲۹۶ کیلومتر است که ۱۴۱ کیلومتر آن از اراضی لبنان و ۱۵۵کیلومتر دیگر آن بخش از اراضی سوریه است.وی ادامه داد: عملیات آزادسازی سایر بخش های ارتفاعات عرسال لبنان توسط ارتش این کشور انجام خواهد گرفت و این موضوعی واضح بود که مقدمات آن نیز شروع شده است.دبیر کل حزب الله لبنان با اعلام اینکه ما با ارتش سوریه از ابتدا برای نابودی تروریست های داعش و جبهه النصره در این منطقه در تابستان سال جاری توافق کردیم، گفت: اگر ارتش لبنان از طریق تصمیم رسمی وارد این عملیات شود این یک تصمیم ممتاز تاریخی است.نصرالله تصریح کرد: ارتش لبنان آماده شروع این عملیات است ارتش لبنان آماده شروع این عملیات است و توانایی ورود به این نبرد و پیروزی در آن را با در اختیار داشتن افسران و سربازان آماده و زبده دارد.وی با تاکید بر اینکه مشارکت آمریکا در نبرد و به انتظار آمریکایی ها نشستن برای کمک به ارتش لبنان فاجعه و توهین به ارتش لبنان است و ما مخالف آن هستیم، افزود: مشکل ارتش لبنان نیست، بلکه تصمیم سیاسی است که مانع از ورود ارتش به نبرد علیه جبهه النصره می شود.دبیر کل حزب الله لبنان اظهار داشت: زمانی که جبهه النصره وارد جرود عرسال شد و به ارتش لبنان حمله کرد ما آماده حمایت و نبرد در کنار ارتش بودیم، ما در خدمت ارتش لبنان هستیم و هر چه ازما خواسته شود اجرا خواهیم کرد، ما خواهان پیروزی سریع و قاطع ارتش با کمترین هزنیه انسانی هستیم؛ چرا که هر افسر و سربازی از فرزندان و برادرمان است.وی افزود: در جرود از طرف سوریه جبهه ای علیه تروریست های داعش گشوده خواهد شد و ارتش سوریه و حزب الله در جبهه طولانی تری حضور خواهند داشت، البته زمان شروع نبرد در دست ارتش لبنان است و ما در طرف دیگری آماده این نبرد هستیم. سرکرده های داعش باید بدانند که یک تصمیم قاطع برای نبرد وجود دارد و تا چند روز دیگر نبرد شروع خواهد، بنابراین باقی ماندن در جرود به پایان رسیده است و داعش با نبردی که از حمایت همه لبنانی ها برخوردار خواهد بود، مواجه خواهد شد و لبنانی ها در کنار ارتش این کشور خواهند بود.دبیر کل حزب الله لبنان خطاب به تروریست های داعش گفت: لبنانی ها و سوری ها از هر مکانی به سمت شما خواهند آمد و از همه طرف ها شما را محاصره خواهند کرد و شما کشته، اسیر و یا زخمی خواهید شد و باید به گشودن باب مذاکرات فکر کنید.»نبیه بری رئیس پارلمان لبنان نیز در حمایت از ارتش لبنان گفت: «ارتش لبنان یکی از بهترین ارتش های منطقه است و تصمیم جنگ با داعش بر عهده فرماندهی ارتش است».اما نکته مهمی که در زمینه جنگ با داعش وجود دارد بحث هماهنگی میان ارتش لبنان و سوریه است که جریان ۱۴ مارس همانند سایر مواضع خود مخالف این است کما اینکه مواضع نمایندگان وابسته به این جریان بر مخالفت با هر گونه هماهنگی استوار بوده است این در حالی است که هماهنگی با ارتش سوریه بسیار مهم است زیرا در مرزهای مشترک دو کشور است و مبارزه با تروریستها با هماهنگی میان دو کشور بهتر می تواند صورت گیرد.نکته ای که توفیق شومان تحلیلگر لبنانی در گفتگو با خبرنگار مهر بدان اشاره کرد و گفت: «من تصور می کنم که تحولات سه یا چهار ساله گذشته به خوبی گویای این واقعیت است که اگر حزب الله لبنان در عملیات های ضد تروریستی در مرزهای این کشور و خارج از آن مشارکت نمی کرد، امروز تکفیریها به قلب لبنان نیز رسیده بودند. کسانی که به دنبال عدم مشارکت حزب الله در چنین عملیات های ضد تروریستی نیستند، در واقع در صدد حفظ داعش و جبهه النصره هستند. برخی از طرف های داخلی لبنان به دنبال باج خواهی سیاسی از حزب الله هستند. آن ...

ادامه مطلب  

دانستنی های خواندنی درباره مصر  

درخواست حذف این مطلب
اگر قصد خرید تور گردشگری مصر را دارید بهتر است با برخی از حقایق جالب درمورد این کشور تاریخی آشنا شوید.به گزارش آلامتو و به نقل از کجارو؛ تاریخ غنی مصر، آن را به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری جهان تبدیل کرده و علاقه مندان به تاریخ و مسائل اسرارآمیز را به این کشور جذب می کند. صحنه ی سیاست این کشور نیز فراز و نشیب های زیادی داشته و دارد. با ما همراه باشید تا با حقایق مصر بیشتر آشنا شوید.تمدن مصر از قدیمی ترین تمدن های بشر است و بسیاری از پیشرفت های علمی بشر ریشه در این کشور دارد. اگر شما هم به این کشور پررمز و راز علاقه دارید، این مقاله را تا آخر بخوانید تا با ۳۹ حقیقت جالب آن آشنا شوید:۱. از قرن چهارم تا قرن هفتم میلادی، مسیحیت دین رسمی کشور مصر بود.۲. مصریان باستان بیش از ۱۴۰۰ خدا و بت را می پرستیدند!۳. در بسیاری از مقبره های باستانی در مصر، توالت پیدا شده است!۴. قدیمی ترین پیراهن جهان در مصر کشف شده است که متعلق به ۵ هزار سال قبل است!۵. در مرز میان مصر و سودان، منطقه ای به مساحت ۲۰۶۰ کیلومتر مربع وجود دارد که هیچ کدام از این کشورها ادعای مالکیت آن را ندارند!۶. زبان نوشتاری به صورت مستقل هم توسط مصریان، هم سومریان، هم چینی ها و هم توسط مایاها اختراع شده است.۷. تعداد اهرام سودان بیشتر از مصر است!۸. عقاب حیوان ملی مصر است.۹. مجسمه ی آزادی برای مصر در نظر گرفته شده بود.۱۰. اهرام مصر توسط کارگرانی ساخته شد که حقوقشان پرداخت می شد نه بردگان! این یک افسانه ای است که توسط «هرودوت»، مورخ یونانی گفته شده است.۱۱. شهر گمشده ی «heracleion» در مصر، ۱۲۰۰ سال بعد در زیر دریا پیدا شد!۱۲. مصریان باستان روی بالشت های می خوابیدند که از سنگ ساخته شده بود!۱۳. بزرگترین هرم جهان در مصر قرار ندارد! این هرم در مکزیک قرار گرفته است.۱۴. اولین قایق بادبانی در مصر اختراع شد.۱۵. اولین سنت و آیین تبادل حلقه ی عروسی به دوران مصریان باستان می رسد.۱۶. مصریان باستان به منظور عزاداری برای گربه های از دست رفته شان، ابروهای خود را اصلاح می کردند!۱۷. در هرم جیزه ی مصر، هنوز هم معابری ناشناخته و کشف نشده وجود دارد!۱۸. «کولی» (gypsy) کوتاه شده ی کلمه ی «مصری» (egyptian) است.۱۹. مصر پرجمعیت ترین کشور خاورمیانه است و بیشترین جمعیت عرب زبان را در جهان دارد.۲۰. شاه مصر باستان، «توت عنخ آمون» در ۱۸ سالگی فوت کرد.۲۱. در دوران حکومت فرعونیان در مصر، دلستر پول ملی کشور بود!۲۲. تا سال ۲۰۱۵ هیچ کدام از روسای جمهور مصر بدون ...

ادامه مطلب  

هنگام حمله داعش شخصا وارد خاک عراق شدم/ عربستان دست نیاز به سمت ایران دراز کرده است/ حمله به سپاه برای خلع سلاح نظام است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. رصد دقیق وجود دارد؟بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. مرزهای شرقی به چه صورت است؟ مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ. ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. خودتان شخصا وارد شدید؟ بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. این برطرف شد؟ بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. این طراحی خودمان است؟ بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. این پیامی در عرصه نظامی دارد. بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. داوطلب می شوند؟ بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. دلاورانه هم جنگیدند؟بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) اهل کجا هستید؟ من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کنم اینها را خاش یا ایرانشهر بردم. عصرها کنار هم بودیم. البته غافل از خانواده نبودم. با توجه به این شرایط، خیلی در کشور چرخیدیم. شاید بتوان گفت ما تمام کشور را چرخیدیم. از ابتدا ازدواج که اهواز بودیم و به شیراز رفتیم، از شیراز به تهران آمدیم، از تهران به پسوه رفتیم؛ جایی که ناامن بود. از پسوه به خرم آباد رفتیم. از اینجا به مشهد رفتیم. از مشهد به تهران آمدیم و بعد به شیراز رفتیم و دوباره به تهران رفتیم. خیلی جابه جا شدیم. در این جابه جایی ها پخته شدیم، آب دیده ش ...

ادامه مطلب  

عکس: ماه صفر و اربعین | عکس پروفایل ماه صفر و استقبال از اریعین +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
عکس: ماه صفر و اربعین | ماه صفر شروع شده است، با آغاز ماه صفر، استقبال از اربعین رنگی دیگر می گیرد. ماه صفر، ماه رحلت رسول خدا، امام حسن مجتبی و امام علی بن موسی الرضا ست، و ماه اربعین حسینی. بسیاری از کاربران در تلگرام، اینستاگرام و... عکس پروفایل ماه صفر و اربعین را برای خود برگزیده اند. در ادامه مجموعه عکس پروفایل اربعین و چند عکس پروفایل درباره ماه صفر را مشاهده می کنید. ببینید: عکس پروفایل اربعین.ببینید: عکس اربعین 96 برای پروفایلببینید: عکس: «اربعین» 96عکس پروفایل اربعینعکس نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 عکس پروفایل اربعینعکس نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 عکس پروفایل اربعینعکس نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 عکس پروفایل اربعینعکس نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 عکس پروفایل اربعینعکس نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 عکس پروفایل اربعینعکس نوشته و تصویر برای پروفایل اربعین 96 عکس پروفا ...

ادامه مطلب  

هاشمی گفت "موسوی سابقه مبارزه ندارد که نخست وزیر شود" - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ محمدعلی سافلی: 14 مرداد سال 60 هنگامی که دکتر حسن آیت نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عازم محل کار خود بود به ضرب 60 گلوله از پای درآمد و به شهادت رسید. تاریخ شهادت وی در تقویم های رسمی کشور دیده نمی شود. شاید یک علت آن این باشد که شهادت مظلومانه وی بین دو حادثه مهم 7 تیر و 8 شهریور باشد اما علت دیگر ان احتمالا دشمنی هایی است که برخی با این شخصیت نفاق ستیز تاریخ ایران داشتند.در آستانه شهادت دکتر حسن آیت و برای شناخت بیشتر وی، به سراغ فردی رفتیم که از پیش از انقلاب تا زمان شهادت وی با او حشر و نشر داشت. دکتر محمدحسن شجاعی فرد در سال 1328 در جهرم متولد شد. مدتی کارمند شرکت نفت بود و پس از آن به دانشگاه علم و صنعت رفت. دانشگاه علم و صنعت در آن زمان مأمن اساتید انقلابی و مسلمان بود و شجاعی فرد نیز در این تشکیلات با شهید آیت و مرحوم ابراهیم اسرافیلیان به فعالیت پرداخت. وی بعد از پیروزی انقلاب در تأسیس جامعه اسلامی دانشگاهیان نقش داشت و مدتی نیز در حزب جمهوری اسلامی به فعالیت پرداخت. در بنیاد امور جنگ زدگان نیز معاون مصطفی میرسلیم رئیس وقت این بنیاد بود.شجاعی فرد در حال سخنرانی بین مردم جهرم در ابتدای انقلابوی دبیر و عضو گروه فنی و مهندسی ستاد انقلاب فرهنگی از سال 59 تا 61، مدیرکل امور فارغ التحصیلان وزارت فرهنگ و آموزش عالی در سال 61 تا 62، رئیس هیئت نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی تا سال 72 بوده است.فوق لیسانس و دکترا را از دانشگاه بیرمنگهام انگلستان اخذ کرد و هم اکنون استادتمام دانشکده مکانیک و رئیس دانشکده و پژوهشکده مهندسی خودروی دانشگاه علم و صنعت است.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت. در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است.این گفت وگوها و گزارش ها از (یک شنبه، 11 تیر) در قالب پرونده "دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسیخبرگزاری تسنیم منتشر شده و از همه علاقه مندان و شاهدان این دهه دعوت می شود ما را در این مسیر یاری کنند.در همین زمینه بخوانید: رازینی: اعدام تروریست های منافق در سال 67 عادلانه و قانونی بودمحافظ سابق رهبر انقلاب: اولین جمله ای که آیت الله خامنه ای پس از به هوش آمدن گفتاولین سخنگوی سپاه: بهزاد نبوی علناً به شهید بهشتی توهین می کردرئیس پیشین سازمان زندانها: هزاران نفر از منافقین تواب سال 67 عفو شدندمتن پیش رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با شجاعی فرد درباره منش سیاسی و فکری شهید آیت است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: پیش از آغاز بحث درباره مرحوم شهید آیت، با توجه به اینکه حضرت عالی در دوران دهه شصت مسئولیت های مختلفی را برعهده داشتید، به نظر شما دهه شصت چه ویژگی هایی داشت که مقام معظم رهبری اخیراً این دهه را مظلوم ترین دهه دانستند و فرمودند نباید جای جلاد و شهید در این دهه عوض شود؟بسم الله الرحمن الرحیم. پیروی فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد معرفی دهه مظلوم شصت واقعیت این است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 59 که آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و با ورود به انتخابات مجلس، این مظلومیت شروع شد یعنی از اواخر سال 59 آغاز و در دهه شصت این مظلومیت به اوج رسید.یکی از بحث های مهمی که وجود داشت اختلاف بین انقلابی ها بود. انقلابی های آن زمان سه دسته بودند یک دسته کسانی بودند که اعتقادی به مبارزه با رژیم شاه به عنوان اینکه شاه باید برود نداشتند و می گفتند شاه باید سلطنت کند نه حکومت مثل جبهه ملی، و دسته دوم عده دیگری بودند که علاوه بر این که اعتقاد داشتند که شاه باید حکومت کند نه سلطنت وبا همین قانون اساسی می شود کار کرد، ولی اضافه می کردند، دین هم باید در در سیاست دخالت داشته باشد البته نه دینی که آخوند یا روحانی وارد سیاست شود بلکه همان سیاستمداران حتی المقدور دین دار باشند. این دو گروه سالها بود که تشکیلات منسجمی با جلسات مستمر هفتگی داشتند. بالاخره جزو انقلاب کننده های اصلی بودند.دسته سوم شاگردان امام بودند که عمدتا روحانی بودند، بیشتر از دوگروه قبل زندانی وشهید داشتند اما تشکیلات نداشتند. هرچند گروه موتلفه تعداد کمی بودند و بین عامه مردم انقلابیِ شناخته شده نبودند اما تشکیلات داشتند. این سه دسته پیروانی در میان مردم داشتند، غیرازاینها گروه ودسته های کوچک زیاد بودند که پایگاه اجتماعی و مردمی نداشتند مثل کمونیست ها، توده ای ها و فدائیان خلق و مسلمان نماها مثل سازمان مجاهدین. البته کمونیست ها به تدریج ازبین رفتند اما مجاهدین با حوصله بیشتر سعی در جذب نیرو کرد که تاسال 60 تا حدودی موفق هم بود.هرچند تاحدودی همه گروه ها به نوعی درانقلاب حضور داشتند اما در برابر شاگردان امام و طرفداران آنها بسیار ناچیز بودند. این سه گروه در بدو انقلاب و تا اواسط سال 59 باهم بودند. یعنی نهضت آزادی دولت در اختیار داشت، جبهه ملی را هم به کار گرفته بود، روحانیتِ شاگردِ امام هم شورای انقلاب را دراختیار داشت. لذا هرچه اختلاف عمده بود از ابتدای دهه شصت شروع می شود.دراین سالها، بحث اقدامات مسلحانه مجاهدین و درگیری آن ها را داریم، بعد عزل بنی صدر و فاجعه 7 تیر و بعد ترور شخصیتهای انقلابی مختلف مثل ائمه جمعه در شهرها و استان های مختلف تا انفجار ساختمان ریاست جمهوری و بعد انتخابات مهمی که بعد از آن پیش آمد و مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.بعد از مهر ماه سال 60 آرام آرام آرامش به کشور بازگشت یعنی در حقیقت نظام چارچوب خط امام واقعی خودش را پیدا کرد . کم کم قصه مجاهدین خاتمه پیدا کرد و اقدامات مسلحانه تمام شد و فرماندهشان از کشور فرار کرده و غائله یک مقداری فروکش کرد، البته به این معنا نبود که به کلی پایان یافته است.بیش از سیاسیون در دهه شصت، رزمنده ها مظلوم اندیکی از مهمترین اتفاقاتی که در دهه شصت وجود داشت جنگ بود که از سال 59 تا 67 درگیر آن بودیم جنگ یک ماجرای عجیبی دارد. اگر مظلومیت را بخواهیم تقسیم کنیم به نظر من بیشتر از سیاسیون، رزمنده ها مظلوم اند یعنی کسانی که از مناطق مختلف بلند می شدند -به قول فیلم آژانس شیشه ای زمین و تراکتور و امکاناتشان را رها کردند و به جبهه رفتند و زمانی که بازگشتند دیگر نه از زمین خبری بود و نه از تراکتور- و حقوقی از جبهه نمی گرفتند زمانی که شهید می شدند خیلی از خانواده هایشان را به یاد دارم که امکانات برای برگزاری یک ختم هم نداشتند که برای فرزند شهید خود ختم بگیرند.کمک ها از برخی خیرین و سپاه می شد ولی این کمک ها تا زمانی بود که شهید را دفن می کردند. بعد از دفن شهید تازه مشکلات خانواده اش شروع می شد که آن هم تماماً غربت و تنهایی بود. از آن طرف یک سری مردم پشت جبهه لباس و هر چه داشتند را به میدان می آوردند. یک جا غذا درست می کردند برای رزمندگان، جای دیگر آجیل بسته بندی می کردند، کار می کردند برای رزمندگان می فرستادند. هیچ کس از ارگانهای دولتی یک ذره به اینها کمک نمی کرد و پشتوانه هم کاملا مردمی بود.با وجود این مشکلات هیچ وقت آن عشق و علاقه مردم به این قضیه نه تنها کم نمی شد بلکه بیشتر هم می شد و این مظلوم ها مظلومانه در جبهه شهید می شدند. الان کجای تاریخ، اسم اینها هست؟ حتی جانبازهایی که زنده هستند الان در آسایشگاه ها و یا در خانه همسرانی که با این قصد با آن ها ازدواج کردند که خدمت بکنند چه کسی به آن ها نگاه می کند و به اینها توجه دارد؟زمانی که در تلویزیون تبلیغ فلان دستگاه و فلان جنس را می کنند با قیمت گزاف خوب فرزندان این خانواده ها می بینند و می دانند که نمی توانند بخرند. اینها از عهده قرص و داروی رزمندگان جانبازشان هم برنمیایند.مظلومیت اینها از دهه شصت شروع شده و تا الان هم ادامه دارد. الان وقتی سراغ شهدای برجسته دهه شصت می رویم اگر شهید رجایی و باهنر را کنار بگذاریم شهدای دیگری که در این فاصله ها شهید شدند اصلا کسی نمی داند که شهید آیت چه زمانی شهید شد؟ حتی در تقویم ها هم نیست. آیا کسی به یاد دارد که شهدای هفتم تیر چه کسانی بودند در حالی که مراسم های سالگرد آنها برگزار می شود.ماجرای شهید حزب جمهوری اسلامی که تا چند روز نمی دانستند کجاست!من یک مورد از مظلومیت شهدای هفتم تیر برای شما بگویم. یکی از این شهدا شهید دکتر عضدی معاون وزیر علوم بود. ایشان رفت و آمد در حزب داشت. زمانی که دفتر حزب جمهوری اسلای منفجر شده بود همه شهید شدند خبری از آقای عضدی نبود و هیچ کس هم نمی دانست. بعد از دو سه روز همسرش به آقای دکتر هاشمی گلپایگانی زنگ می زند که آقا دکتر عضدی دو سه روز است خانه نیامده!من و دکتر هاشمی با هم در ستاد انقلاب فرهنگی کار می کردیم با من تماس گرفت و به من گفت عضدی 2،3 روز است شایدم 4 روز خانه نرفته! گفتم: دو سه روز که نرفته گم که نمی شود از همسرش بپرسید که حزب نبوده؟ چون جای دیگر که نرفته و حزب بوده که منفجرشد 80،70 نفر کشته شدند و طوری بود که نمی شد افراد را شناسایی کرد.من روز دفن شهدای هفتم تیر بهشت زهرا بودم. من دیدم یک نفر به نام شهید شهریاری نماینده بوشهر بود جنازه اش را بردند بوشهر و چون اسمی از دکتر عضدی نبود هیچ کس نمی شناخت. بعد از دفن شهید بهشتی ، سراغ این جنازه که آمدند گفتند این جسد شهریاری است. من گفتم: شهریاری را بردند بوشهر دفن کنند اما دیگران نپذیرفتند و آن جسد را به نام شهید شهریاری دفن کردند.شجاعی فرد کنار مصطفی میرسلیم در دورانی که معاون بنیاد امور جنگ زدگان بودبعد از پیدا شدن ماشین دکتر عضدی در اطراف حزب، به دکتر هاشمی گفتم یقین دارم که جنازه ای که به اسم دکتر شهریاری دفن شد دکتر عضدی است! گفت: چطور؟ گفتم: دکتر شهریاری را بردند بوشهر و من بعدا فهمیدم در بوشهر تشییع جنازه شده است. در زمان دفن جنازه ها در بهشت زهرا یک جنازه اضافی داشتیم که اسم نداشت بالاخره بعد از یک هفته نبش قبر شد و همسرش از دندان های دکتر عضدی جنازه را شناسایی کرد.معیار ترور برخی افراد توسط منافقین "ریش داشتن" بودحالا شما امثال شهید حبیب الله مهدیزاد(برادرباجناغ من)را کنار بگذارید که یک کارشناس ساده حزب بود و کسی جز خانواده ایشان نمی داند او شهید فاجعه 7 تیر است. این مظلومیتی که آقا می فرمایند یک سابقه هایی دارد که کسانی تاریخ را مطالعه کرده اند و کسانی که در دهه شصت حضور داشته اند بهتر می توانند این مظلومیت را بیان کنند. مظلومیت به معنی ترور تقریبا 14 یا 15 هزار نفر انسان معمولی کفاش، بقال و نجار است. فقط اگر ریش داشتند ترور می شدند و به این هم توجه نمی کردند که طرفدار نظام است یا خیر!اگر کسی اعترافات اعضای سازمان مجاهدین در دهه شصت را بخواند متوجه خواهد شد که جنایاتی را مجاهدین مرتکب شده اند حال بعد از 36 سال می خواهند جای قاتل و مقتول را عوض کنند. جلاد را می کنند مقتول یعنی کسی که قاتل بوده و مردم را ترور می کرده شهید نام می گیرد . این موضوع برای افرادی که دهه شخصت را با گوشت، خون و پوست خود درک کرده اند بسیار دردناک است. من در آن زمان به غیر از فعالیت در گروه فنی مهندسی ستاد انقلاب فرهنگی، در سال 60 و 61 معاون فرهنگی، اجتماعی بنیاد جنگ زدگان در دوره مسئولیت آقای میرسلیم بودم.حضور منافقین با تیربار در خیابانچهارراه فلسطین محل کارم بود از اوایل اردیبهشت در خیابان درگیری داشتیم. مجاهدین تیربار به خیابان می آوردند و مردم را به شهادت می رساندند. درمواردی که مسئولین را نمی توانستند ترور کنند راننده مسئولین را ترور می کردند. به دنبال ترور طرفداران نظام بودند اگر به افراد ترور شده توجه کنید اکثر راننده های مسئولین شهید شده اند که ولی در حال حاضر کسی اسم آنها را هم نمی داند. مظلومین بالاتر، کارگزاران نظام در آن مقطع با حجم کار زیاد بودند. به عنوان مثال جلسه شورای معاونین بنیاد جنگ زدگان دو روز در هفته ساعت 3 بعد از نیمه شب تا 6 صبح برگزار می شد. بعد از نماز به ادامه کار مشغول بودیم. به جرات می توانم بگویم که فرزندانم را در آن سالها به صورت عمودی ندیدم و وقتی به خانه می رفتم خواب بودند و وقتی از خانه خارج می شدم نیز هنوز خواب بودند. من به یاد دارم مرحوم شهید رجایی و باهنر و سرزعیم دبیر ستاد انقلاب فرهنگی که در همان سال 61 فوت کردند، وقتی ساعت 8 جلسه ستاد انقلاب فرهنگی شروع می شد چشمانشان می رفت چون از 6 صبح تا 10 شب جلسه داشتند بدون هیچ استراحتی.دکتر بهشتی گفت "از 6 صبح تا 12 شب جلسه دارم"در مواردی نیز این افراد برنامه ریز هم بودند مثلا شهید بهشتی خدا رحمتش کند ایشان ظهرها بعد از نماز یک ساعت استراحت می کردند. یکی از رزمنده ها که با دکتر بهشتی کاری داشتند در جواب به او گفته بودند که آقا بعد از نماز و نهار استراحت می کنند زمانی که آقای بهشتی بیدار شده بود رزمنده به وی گفته بود که بچه ها در جنگ می جنگند بعد شما اینجا خوابیدید؟! مرحوم بهشتی در جمله قشنگی پاسخ گفته بود "شما در جبهه پاس بخش دارید که تقسیم می کند کشیک های شما را مثلا دو ساعت کار دو ساعت استراحت ولی ما اینجا این دو ساعت را نداریم، ساعت 6 صبح آمدم سرکار تا یک بعداز ظهر هم کار کردم تا 12 شب هم جلسه دارم اگر الان استراحت نکنم نمی توانم کار کنم" بارها می شد من با شهید بهشتی قرار داشتم مثلا می گفتند 7 صبح فلان جا باش. این ساعت قرار گذاشتن اصلا غیرعادی نبود و لذا دهه شصت دهه مظلومیت بود.عمده مظلومیت دهه شصت در سالهای 60 و 61 بود مثلا در جنگ سال 60 و 61 بود که همه پیروزی ها را به دست آوردیم و بعد از سال 61 در حال بده بستان زمین با دشمن بودیم و تلاش اصلی رزمنده ها در سالهای 60 و 61 بود. ترورها و شهادت ها اکثرا در سالهای 60، 61 و 62 بود و حضور زیاد رزمنده ها در جبهه ها نیز در سالهای 60 و 61 بود. من معتقدم برای هر روز سال 60 می توان یک کتاب نوشت و این حق است که بیشتر روی آن دهه بپردازیم و مطالعه شود تا نسل امروز بدانند تا جای جلاد و شهید با یک مصاحبه عوض نشود.صدمه ای که در 7 تیر سال 1360 به جمهوری اسلامی وارد شد در یک روز بالای 80 نفر از مسئولین را از دست دادند این تعداد یک حکومت را از پا در می آورد. چند وزیر و چند نماینده مجلس در یک حادثه شهید شدند. انفجار دفتر ریاست جمهوری با آن مقدار نفوذ منافقین و به شهادت رساندن آیات عظام صدوقی، قدوسی، هاشمی نژاد، دستغیب، مدنی و اشرفی اصفهانی بسیار سخت است.من به یاد دارم در جلسه شورای ائمه جمعه در قم به درخواست آیت الله مشکینی و اصرار آیت الله منتظری که رئیس جلسه بود از آیت الله مدنی خواستند که بقیه ائمه جمعه را نصیحت کنند شاید. فیلم این سخرانی آیت الله مدنی را از تلویزیون دیده باشید با گریه شروع کردند و در آخر حرف جالبی زدند که نکند فردا محمدرضا جلوی ما را بگیرد و بگوید شما که آنطور می گفتید حالا خودتان چکار کردید!؟ به عقیده من سال شصت سال عجیبی بود و هر زمان نگاه به گذشته می کنم و روزهای سال شصت را مرور می کنم متوجه می شوم که چه بر انقلاب، نظام و بزرگان گذشته است. ترور مقام معظم رهبری در چه شرایطی و با چه برنامه ریزی اتفاق افتاد ولی خدای متعال ایشان را حفظ کردند. بعد از حادثه ترور که در بیمارستان از ایشان پرسیدند که نظرتان چیست. ایشان فرمودند: حتما خدای متعال با من کاری داشتند که من را حفظ کردند بعدها معلوم شد کار خدا با ایشان برای ریاست جمهوری و رهبری بوده است. بنابراین این نکته بسیار مهمی است که باید تمام سایت های خبری، خبرگزاری ها و تاریخ نویسان این دهه را مرور دوباره ای بکنند.اتفاقاتی که در دهه 70، 80 و 90 رخ می دهد به نظر من یک کسری ناچیز از دهه 60 است.در دوران جنگ سیم خاردار هم به ما نمی فروختنددر زمان جنگ به ما سیم خاردار هم نمی دادند الان با افتخار در مقابل آمریکا و 5 کشور دیگر ایستادگی می کنیم و زمانی که گفته می شود استفاده ازموشک باعث تحریم می شود ما 6 موشک به مقر داعشی ها در سوریه شلیک می کنیم این توان را نگاه کنید با توان دهه 60 که سیم خاردار به ما نمی فروختند مقایسه کنید در همان شرایط سخت دهه شصت روی رودخانه کارون پل معلق و شناور می زدند که تانک و نفربر و توپ از روی کارون عبور دهند و غواص هایی که به چه نحوی عملیات کردند. امیدوارم خداوند متعال حق آنها بر ما را ببخشد بر همه ملت ببخشد.خداوند انشاءالله مسئولین ،دولت، قوه قضائیه و نمایندگان مجلس نگاهشان را نسبت به مظلومیت دهه 60 جلب کند به طوریکه بتوانند یک انعکاسی از آنها در اعمال و کردار سه قوه ایجاد بکند.تسنیم: با تشکر از صحبت های خوبتان درباره ویژگی های دهه شصت؛ با توجه به ایام سالگرد شهید مظلوم دکتر حسن آیت، مبدأ آشنایی شما با آن شهید از چه تاریخی شروع شد. آیا پیش از انقلاب نیز با ایشان ارتباطی داشتید؟من سال 55 از دانشگاه علم و صنعت فارغ التحصیل شدم. دوره مهندسی را 3 سال و نیمه تمام کردم. اعتصاباتی که در داخل دانشگاه داشتیم احساس مسؤلیت می کردیم. اهل تفریح وخوش گذرانی نبودیم، حتی کوه هم به عنوان مبارزه وخودسازی میرفتیم. بعد فارغ التحصیلی چند جایی دنبال استخدام بودم ولی دلم راضی نشد.چون شاگرد ممتاز شده بودم اصرار می شد که استخدام دانشگاه شوم قبول نکردم به خاطر کارهای سیاسی که انجام می دادم محدودیت ایجاد می شد. وقتی به اداره های بیرون مراجعه کردم متوجه شدم که ساواک نفوذ بیشتری دارد و تصمیم گرفتم استخدام دانشگاه بشوم با رئیس گروه دانشگاه که صحبت کردم. استقبال کردند و کارهای استخدامی انجام شد و از تاریخ 1/3/56به عنوان کارشناس آموزش دانشگده مکانیک استخدام دانشگاه شدم وهمزمان رئیس دو آزمایشگاه بودم.تصویری از سخنرانی شهید دکتر حسن آیتدر بدو استخدام جمعی از اساتید مسلمان دانشگاه جلسات هفتگی داشتند که به دلیل شناخت این جمع از من، من را هم به این جلسات دعوت کردند. در این جمع آقای دکتر اسرافیلیان هم حضور داشتند. ایشان از همان روزهای اول من را جذب خودشان کردند وقتی متوجه تفاوت ایشان از بقیه شدم از ایشان سوال کردم که شما با چه کسی بیرون از دانشگاه ارتباط دارید. گفتند: مهمترین فرد آقای دکتر آیت هستند و ایشان را به عنوان مغز متفکر جریانشان معرفی کرد. با دکتر اسرافیلیان که صحبت کردیم قرار بر این شد که دکتر آیت در جلساتی که در منزل دکتر اسرافیلیان برگزار می شد حضور پیدا کنند و از آنجا با دکتر آیت آشنا شدم.در جریان انقلاب ارتباطم خیلی بیشتر شد. ازابتدای سال 57 ، عید فطر 57 ، 17 شهریور به همین صورت ارتباطم با ایشان بیشتر شد تا بعد از انقلاب وارد حزب شدم و همراه آقای میرسلیم و آیت الله موحدی کرمانی به عنوان گروه ارتباطات یا همان روابط عمومی حزب فعالیت می کردیم.آیت گفت "خط بازرگان انقلاب را منحرف می کند"تسنیم: یکی از ویژگی های شهید آیت در سالهای اول انقلاب شناخت ایشان نسبت به شخصیت های نفوذی یا همان منافق بود که این روحیه را افراد محدودی داشتند مثلا شهید لاجوردی هم چنین رویه ای داشت یا نقل است زمانی که بازرگان نخست وزیر شد، شهید آیت گفتند که "انقلاب اخته شد" یا در ماجرای ریاست جمهوری بنی صدر هم حساسیت های داشتند. این شناخت عمیق نسبت به منافقین ریشه در کجا داشت؟البته نقلی که از آیت کردید بنظرم بعد از نخست وزیری بازرگان خطاب به دکتر شایورد عضو حزب جمهوری است که به منزل یا محل کار دکتر آیت می رود و با چهره ناراحت ایشان مواجه می شود. از او سوال می کند که برای چه ناراحت هستید؟ دکتر آیت می گوید: "بازرگان نخست وزیر شد و انقلاب اخته شد."اما در جریان انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر، ما در منزل دکتر اسرافیلیان جلسه داشتیم که دکتر آیت هم حضور داشتند. حدود 10، 15 نفر بودیم بعد از انقلاب تعداد افراد جلسه های خانه آقای اسرافیلیان بیشتر شده بود قبل از انقلاب تعداد به بیشتر از 8 نفر نمی رسید. انجمن استادان مسلمان بودیم که البته در آن زمان اسم نداشتیم. در زمان انقلاب اکثر جلسات در منزل دکتر اسرافیلیان بدلیل نزدیکی به دانشگاه در آنجا برگزار می شد.رادیو انقلاب روزی 3،4 ساعت برنامه پخش می کرد. غروب بود رادیو انقلاب هم در حال پخش بود که اعلام کرد بنا به حکم امام مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. حکم بازرگان را آقای هاشمی رفسنجانی قرائت کردند. آقای آیت با شنیدن این خبر محکم به سر خود کوبید! علت را جویا شدیم گفت: انقلاب منحرف شد. من جوان بودم و از آقای آیت شناخت خوبی داشتم از پختگی ایشان هم کاملا آگاه بودم ولی با امام قابل مقایسه نبود.آیت گفت "بازرگان را به امام تحمیل کردند"دکتر اسرافیلیان به من گفت: آقای مهندس شما نگران نباشید آقای آیت (دکتر) درست می گویند گفتم: من قبول ندارم که ایشان درست می گویند. گفت: چرا قبول ندارید؟ گفتم: برای اینکه امام یک حرفی زده بعد دکتر آیت می گویند این درست نیست. خب من مقلد امام هستم و اگر اینجا نشسته ام به خاطر انقلابی بودنم است و انقلابی که امام رهبر آن است. آقای آیت که رهبر انقلاب نیست.من ...

ادامه مطلب  

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، شکل سازمانی داعش بر مبنای خلافت و ایجاد دولت اسلامی بنا نهاده شده است. بنابراین اگر داعش بخواهد به اندیشه اولیه ی خود ملتزم باشد، باید برای استقرار دولت اسلامی آنگونه که مدعی آن است سرزمین داشته باشد زیرا عنصر سرزمین یکی از مولفه های برپایی دولت اسلامی مد نظر داعش است. در همین راستا، پژوهشگران درباره اینکه داعش مسیر آینده ی خود را چگونه تعیین خواهد کرد گمانه زنی هایی کرده اند. برخی معتقدند داعش به رویکرد القاعده نزدیک خواهد شد و الزاما برای ایفای نقش، سرزمین را ملاک رفتار خود قرار نخواهد داد. برخی دیگر پیش بینی می کنند که داعش در فضای مجازی به فعالیت خود ادامه و عضوگیری خود را در این فضا انجام خواهد داد و از طریق عملیات های تروریستی ناشی از تاکتیک گرگ های تنها در جای جای جهان فعالیت خواهد کرد. سناریوی دیگر این است که داعش در کشورهایی که زمینه ی رشد دارد، فعالیت های نظامی و تبلیغی خود را تقویت خواهد کرد و برای به دست آوردن سرزمین تلاش خواهد کرد[1]. اینکه دقیقا کدام یک از سناریوهای مذکور مد نظر سران داعش برای ادامه ی حیاتشان است مشخص نیست. اما شواهد و قرائن موجود در منطقه نشان می دهد که داعش فعالیت های خود را در مناطق و کشورهای دیگر از قبیل لیبی، مصر، افغانستان، نیجریه و غیره با جدیت دنبال می کند. اینکه داعش در این مناطق در حال فعالیت است، نشان دهنده ی تلاش این گروه تروریستی برای تجدید قوا و بازپروری نیروهای خود است تا بتواند در کسب سرزمین نیز موفق عمل کند.این مقاله در صدد بررسی فعالیت های داعش در سرزمین هایی است که در چند ماه گذشته فعالیت خود را در آن ها بیشتر کرده است و امکان دارد بخواهد در این سرزمین ها دولتی به مانند آنچه در عراق و سوریه تشکیل داده بود، تشکیل دهد.به صورت کلی داعش در سرزمین هایی قابلیت رشد و نمو خواهد داشت که دارای ویژگی هایی باشد. این ویژگی ها می تواند شامل وجود دیدگاه سلفی در مردم آن سرزمین، وجود دولت شکست خورده، وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی فراوان و غیره باشد. علاوه بر این، داعش برای تحریک احساسات و عضوگیری از مستمسک هایی چون فقر مردم، ظلم به آنان، ارتداد حاکمان کشورها و… استفاده می کند. به همین دلیل محصولات رسانه ای داعش عمدتا با مفاهیمی چون شرک، قتال، ارتداد، ظلم حاکمان، فقر مردم و غیره همراه است تا بتواند با استناد به آن ها عضوگیری کند[2]. کشورهای زیر از جمله مواردی هستند که برخی ویژگی های مذکور را دارا هستند و داعش توانسته در آن ها فعالیت موثر انجام دهد.افغانستانهرج و مرج در افغانستان و نیز دولت ضعیف در این کشور فضا را برای حضور داعش مهیا کرده است. بنا بر آمار برخی رسانه های روسی، حدود 10 هزار جنگجوی داعشی در افغانستان حضور یافته اند. این رسانه ها اعلام کرده اند به علت محدود شدن داعش در عراق و سوریه، اعضای گروه تروریستی داعش به افغانستان فرار کرده اند[3]. در همین راستا خبرگزاری اعماق وابسته به داعش از کشته و زخمی شدن 150 عنصر اطلاعاتی افغانستان در کابل به دست نیروهای داعش خبر داد[4]. از سوی دیگر بیعت شماری از اعضای طالبان با گروه داعش در ولایت سرپل و غور افغانستان نشان دهنده این است که داعش روی برخی اعضای طالبان نیز حساب بازکرده است و برای جذب آنان نیز تلاش خواهد کرد.[5] عملیات های تروریستی به اضافه ی عضوگیری و نیز بیعت برخی از اعضای طالبان با داعش نشان گر تمرکز این گروه برای کسب سرزمین در افغانستان است.نیجریهگروه تروریستی بوکوحرام در سال 2002 در مخالفت با آموزش محتوای غربی در مدارس نیجریه تشکیل شد. بوکوحرام در سال 2015 بیعت خود را با داعش اعلام کرد و نام خود را به «ولایت غرب آفریقای دولت اسلامی» تغییر داد. گزارش هایی از اختلاف های موجود بین بوکوحرام و داعش وجود دارد اما با توجه به بیعت این دو گروه و نیز شباهت تفکر تکفیری در اندیشه و عمل، امکان حضور داعش در نیجریه نیز وجود دارد.از طرفی بوکوحرام در کشورهای همجوار نیجریه مانند چاد و کامرون نیز عملیات هایی انجام می دهد. طبق گزارش اندیشکده رند، در این منطقه حدود 20 ملیون نفر زندگی می کنند که از این 20 ملیون نفر، حدود 9 ملیون نفر از آنان در سال 2016 نیازمند کمک هایی برای زنده ماندن بوده اند. هرچند با مبارزه هایی که علیه بوکوحرام شده است قسمت هایی از منطقه تحت سیطره آنها باز پس گرفته شده است[6] اما وجود چنین شرایط آشفته ای به علاوه ی سرزمین هایی که تحت تسلط این گروه تروریستی است، به مثابه ی یک زمینه ی فراهم تلقی می شود که توان فعالیت داعش و هم پیمانش ـ بوکوحرام ـ در آن میسور خواهد بود. (نقشه زیر پراکندگی بوکوحرام در نیجریه را نشان می دهد.)(نقشه شماره 1: پراکندگی بوکوحرام در نیجریه[7])لیبیداعش نیروگیری خود را در جنوب و مرکز لیبی آغاز کرده است. چنین سیاستی در شهرهایی امکان اعمال یافته است که درگیری های قبیله ای وجود دارد و فقر در درون آن گسترده شده است. این گروه که در سال 2016 نیز مناطقی از این کشور را به تصرف خود درآورده بود تلاش می کند دوباره سیط ...

ادامه مطلب  

عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل || روزهای ماه محرم هرچه می گذرند و به تاسوعا و عاشورای حسینی هرچه نزدیک تر می شویم، حال و هوا و بوی عزاداری بیشتر می شود. نه تنها در شهرها و کوچه و خیابان ها، که فضای مجازی هم در سوگ سیدالشهدا سیاهپوش است. مجموعه عکس های جدید محرم برای پروفایل در ادامه عرضه می شود. عکس پروفایل محرم، این روزها نشانه عزاداری در فضای مجازی شده است...بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیشتر ببینید: عکس پروفایل ماه محرم .بیشتر ببینید: مداحی محرم به یاد شهید حججی .عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل || روزهای ماه محرم هرچه می گذرند و به تاسوعا و عاشورای حسینی هرچه نزدیک تر می شویم، حال و هوا و بوی عزاداری بیشتر می شود. نه تنها در شهرها و کوچه و خیابان ها، که فضای مجازی هم در سوگ سیدالشهدا سیاهپوش است. مجموعه عکس های جدید محرم برای پروفایل در ادامه عرضه می شود. عکس پروفایل محرم، این روزها نشانه عزاداری در فضای مجازی شده است...در آفتاب، هر روز می توانید م ...

ادامه مطلب  

سرباز سوریه: «یا زهرا» که گفتیم داعش فکر کرد ایرانی هستیم و از ترس فرار کرد - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، نوزدهمین قسمت از فصل دوم برنامه «به اضافه مستند» با پخش مستند «کویرس، وطن کوچک من» همراه بود و پس از آن نشست نقد و بررسی با حضور مهمانان ویژه، دکتر سید رضا صدرالحسینی کارشناس و تحلیل گر مسائل غرب آسیا و مرتضی شعبانی مدیر مرکز مستندسازی حقیقت و تهیه کننده مستند کویرس، وطن کوچک من برگزار شد.مقاومت کویرس در دنیا بی سابقه است/ فرودگاه از همه طرف محاصره شده بودمرتضی شعبانی در ابتدای صحبت های خود ضمن اشاره به سوژه این مستند گفت: عملیات های آزادسازی در مناطق جنوب حلب آغاز شده بود و پیروزی های خوبی در همان ایام به دست آمده بود. همزمان، آزادسازی مناطق کویرس هم به کمک نیروها انجام می شد. البته من اسم این منطقه را قبلا شنیده بودم اما از جزئیات آن خبر نداشتم. وقتی که کویرس آزاد شد، فهیمیدیم که آن یک فرودگاه بوده است که تعداد مشخصی از افسران ارتش سوریه در این پایگاه هوایی که آموزشی نیز بوده است، محاصره شدند و به مدت سه سال و نیم جنگیدند. آنچه که دیدیم در تاریخ جنگ های دنیا بی سابقه یا کم سابقه است. یک منطقه ای با وسعت بسیار محدود به مدت سه سال و نیم توانسته باشد که مقاومت کند. هر فیلم سازی وقتی این موضوع را می شنود، برایش جذاب می شود که بالاخره چگونه این افراد در این منطقه و در این بازه زمانی زیاد، توانستند دوام بیاورند. برای ما جذابیت از این جنس بود که سه سال و نیم یعنی چی؟ این زمان شوخی نیست. زمستان های سرد آن منطقه و محاصره 360 درجه ای فرودگاه همگی سخت هستند و از پس آن برآمدن کار هر گروهی نیست.داستان کویرس، سوژه ی بسیار خوبی برای ساخت فیلم داستانی استوی ادامه داد: این موضوعات باعث شد که تحقیقات را آغاز کنیم تا ببینیم که چگونه بوده است. اولین روز آزادسازی فرودگاه کویرس، این ایده به فکر اکیپ فیلم سازی و کارگردان آن آقای صادقی رسید که حتما می توان راجع به آن یک مستند خوب تولید کرد. در ابتدا کلیات آن اتفاقی که رخ داده بود را می دانستیم اما با وارد شدن به فرودگاه و مصاحبه با افراد مختلف و کسانی که در محاصره قرار گرفته بودند به این موضوع رسیدند و راوی کار انتخاب شد. این راوی سربازی است که در این مدت در فرودگاه کویرس محاصره بوده است و حرف هایش را می شنویم. هم چنین ارتباطات این افراد با خانواده هایشان را می بینیم به نظرم این ارتباطات بسیار زیبا است. کویرس یک نمونه از سربازانی است که بودند. به نظرم به تعداد سربازها و افرادی که در آن منطقه حضور داشتند، روایت مختلف از این حادثه وجود دارد و می توان مستندهای مختلف تولید نمود. حتی شاید کسانی که دوست دارند، کار داستانی یا نمایشی بکنند، حتما قصه های جذابتری وجود خواهد شد.هدف داعش از تسلط بر کویرس، ایجاد پروپاگاندا برای نابود کردن ارتش سوریه بوددکتر صدرحسینی درباره ی ارتش سوریه در اتفاقات اخیر در این کشور صحبت کرد و گفت: یک اتفاق بسیار ناگوار برای نظام سیاسی سوریه اتفاق افتاد و خط مقدم این نظام سیاسی، ارتش سوریه بود. می توانم بگویم که یک زلزله 10 ریشتری برای ارتش سوریه به وجود آمد . او توانست از آن زلزله بسیار هولناک جان سالم به در ببرد. بخش کوچکی از تحمل و مقاومت یک ارتشی که مهم ترین پشتوانه خود را مردم می داند، کویرس است که مستند آن را دوستان ساختند. در آن ایامی که قرار بود این مستند ساخته شود من در آن منطقه بودم و با مساله آشنا بودم. قبل از آزادسازی حلب، این پایگاه آزاد شد. آن یک پایگاه آموزشی بود و معمولا برای چنین پایگاه های آموزشی، امکانات زیادی برده نمی شود. متوسط سن افرادی که در آن پایگاه بودند، بالاتر از 40 نیست. در حقیقت اعضای آن پایگاه کسانی هستند که به عشق حضور در نیروی هوایی سوریه آمده بودند تا فعالیت کنند و آموزش ببینند که ناگهان گسیل نیروهای تروریست با حمایت صهیونیسم و عربستان و آمریکا به منطقه وارد شدند و آنان را محاصره کردند. تعداد اندکی توانستند که در همان ساعات اولیه از منطقه خارج شوند و شاید آنان خیلی حرفی برای گفتن نداشتند. واقع امر این بود که در این ایام باقی مانده، به نظر می رسید که هیچ کس از افرادی که در این پایگاه حضور دارند، زنده نیستند. شرایط برای آنان سخت بود و به راحتی نمی توانستند تماس بگیرند و ... اما آرام آرام ارتش متوجه شد که افرادی در آن جا حضور دارند و با رشادت می جنگند. داعش هم این مساله را متوجه شد و تلاش کرد که در ابتدا با محاصره غذایی و اقتصادی شرایطی را فراهم کند که آنان تسلیم شوند. تصور می کردند که بیماری، کم غذایی و مشکلات عاطفی دور بودن از خانواده شرایطی را برای داعش ایجاد می کند که از تسلط بر کویرس یک پروپاگاندا و تبلیغات شدیدی را به راه بیندازد. در حقیقت به این وسیله تلاش می کرد که شیرازه باقی مانده ارتش سوریه را هم در هم بشکند. اما خوشبختانه این اتفاق رخ نداد و همزمان با آزادسازی شهر بزرگ حلب، با کم ترین آسیبی که داعشی ها تصور می کردند، این پایگاه آزاد شد و به آغوش نظام سوریه بازگشت و خیلی جالب است که اگر ارتش سوریه اعلام می کرد که این پادگان آزاد شده است، بخش زیادی از مردم دمشق برای استقبال و در آغوش کشیدن این جوانان که نمادی از استقامت در برابر تروریست بودند حضور پیدا می کردند که البته با توجه به شرایط ناامن پیرامون این پایگاه حتی بعد از آزادسازی هم این اتفاق رخ نداد. هر یک از افراد این پادگان به عنوان یک مستند برای مردم سوریه شناخته می شوند.این مستند برای سطوح مختلف ارتش سوریه پخش شد/ این فیلم ها توانایی بالایی در بالا بردن روحیه ارتش داردوی اضافه کرد: باید بگویم که زحمت ساخت این مستند با کمک و اطلاع سیستم تبلیغاتی ارتش انجام شد. آنان از این مساله آگاه بودند و دوست داشتند که یک ایرانی که خودش رزمنده است و در میدان بوده است، از این موضوع چه کاری می سازد؟ وقتی با آنان گفتگو شد که قرار است که درباره ی این پایگاه فیلمی با موضوع مقاومت ساخته شود، درخواست دیدن این فیلم را داشتند. تا جایی که من اطلاع دارم، بخش هایی از این فیلم را به مجموعه تبلیغاتی ارتش سوریه دادند. آنان این فیلم ها را در سطوح مختلف از فرماندهی تا سرباز پخش کردند تا افراد با رشادت این نیروها آشنا شوند و توجهشان به مقاومت جلب شود. در آن جا مشکلات سخت زیاد و زمستان های بسیار سردی وجود دارد. حتما با اجازه تهیه کننده، این مستند در رسانه ملی سوریه و بعضی از سینماهای آن جا پخش خواهد شد. آقای شعبانی این تجربه را دارند و می دانند که این گونه فیلم ها تا چه اندازه می تواند در بالابردن روحیه ی کشور ها از جمله سوریه تاثیرگذار باشد.به دنبال پخش این فیلم در سینماهای سوریه هستیممرتضی شعبانی درباره ی نگاه بین المللی به این فیلم و اکران آن در خارج از ایران گفت: این مستند هنوز اکران بین المللی پیدا نکرده است. البته خودمان نگه داشتیم و نگذاشتیم که این موضوع اتفاق بیفتد. این فیلم برای اولین بار در شبکه مستند پخش می شود و به گونه ای از آن رونمایی می شود. به قول فیلم سازان، این فیلم دور بین المللی را نزده است و آماده ایم که در جشنواره های بین المللی و بعضی از کشورها که دوست دار مقاومت هستند از جمله لبنان و سوریه و ... اکران سینمایی آن را داشته باشیم. وزات اعلام سوریه این کمک را کرده است که بتوانیم پخش سینمایی در سوریه داشته باشیم.تصاویر آرشیوی فیلم، توسط خود سربازان پایگاه در دوران محاصره گرفته شده استوی درباره ی روند تولید این فیلم و صحنه های آرشیوی موجود در فیلم گفت: عمده تصاویر آرشیوی که مربوط به درون پایگاه است، توسط موبایل هایی که دست سرباز ها و افسرانی که داخل پایگاه بودند فیلم برداری شده است. به مرور زمان، افرادی که در این محاصره قرار گرفتند، با شرایط کنار آمدند و فهمیدند که می توانند دوام بیاورند، مقاومت کنند و برای زندگی شان برنامه ریزی کنند. محاصره این ناحیه توسط جیش الحر انجام می شود و خیلی ساده بوده است. در حقیقت کاری که داعش با این پایگاه انجام داده است، خیلی متفاوت با جیش الحر است. کم کم کار سخت تر می شود و اینان هم با زندگی در محاصره کنار آمدند. فیلم گرفتند، با خانواده هایشان ارتباط گرفتند و سعی کردند زندگی در شرایط بسیار ویژه را برای خود هموار کنند. وقتی متوجه شدیم که کسانی در پایگاه حضور داشتند و فیلم های مختلفی گرفته اند، آرام آرام فیلم ها را جمع آوری کردیم. از آن جایی که فیلم بعد از آزادسازی کویرس ساخته شده است، این فیلم ها به سختی جمع اوری شدند. سختی کار از آن جا بود که باید هر کس را پیدا می کردیم، با او صحبت می کردیم و داشته فیلم هایش را از او بگیریم. علاوه بر این، در فضای مجازی نیز چنین بود. جبهه مخالف از زمانی که اولین عملیات را ارتش آزاد انجام داده بود، فیلم گرفتند. فکر می کردند که با این عملیات می توانند فرودگاه را بگیرند بنابراین با رجزخوانی آمده بودند. خوشبختانه این فیلم ها در فضای مجازی وجود داشت. هم چنین تصاویری که دوستان از مصاحبه و گفتگوها گرفتند. به نظرم تصاویر هوایی این کار شاهکارهای این بخش بود. مجموع این ها تبدیل به کاری شد که می بینید. فیلم برداری این کار حدود یک ماه طول کشید.ارتش سوریه تنها نیرویی بود که در جنگ اعراب توانست در برابر رژیم صهیونیستی ایستادگی کندصدرالحسینی در مورد ساختار ارتش سوریه و قدرت آن صحبت کرد و گفت: در ابتدا باید ارتش سوریه و حزب بعث را جدا کنیم. علیرغم این که بر روی همدیگر تاثیر داشتند اما کاملا جدای از هم هستند. ارتش وظیفه ی اصلی خود که مقابله با تروریسم بود را انجام می داد. این نکته حائز اهمیت است که ارتش لحظه ای از این وظیفه غفلت نکرد. آقای شعبانی نکته ای را در مورد ارتش آزاد بیان کردند. ارتش آزاد چه کسانی بودند؟ اینان افرادی بودند که در زمان حمله تروریست ها به کشور سوریه و نقاط مختلف آن به دلایل مختلف، از ارتش بریده شدند. در حقیقت اینان بریدگان از ارتش بودند. این که در ابتدا گفتم که مجموعه کویرس، بخش کوچکی از ارتش سوریه بود به همین دلیل است. بدین معنی که همزمان با تروریست هایی که از 84 کشور آمدند و به کشورت حمله می کنند، با کسانی روبه رو هستی که از بسیاری از زوایای پنهان ارتش باخبر هستند. بسیاری از نقاطی که افراد معمولی خبر ندارند را اینان می دانند. چرا که آن ها کسانی بودند که در بدنه ارتش و در رتبه های مختلف حضور داشتند. به دلایلی که عرض کردم، آنان از ارتش ریزش کردند، آموزش دیده اند، اسلحه در اختیار دارند و... حال این افراد آمده اند تحت فرماندهی بیگانه ای که از کشورهای دیگر آمده اند، جبهه ای را علیه نظام سیاسی فراهم کردند. به همین دلیل است که می گویم از نمونه های کویرس، فراوان می توان ساخت و هر کدام از اینان می توانند ناقل مستندات در سال های آینده باشند. ارتش سوریه، ارتش قوی بود. این ارتش، تنها نیرویی بود که در جنگ اعراب توانست در برابر رژیم صهیونیستی ایستادگی کند. ارتش سوریه بنیه قوی ضد صهیونیستی داشت و آموزش های خوبی را دیده بود اما این بحران که برای آن پدید آمد، خدشه ها و شکنندگی هایی را در ستون فقرات این ارتش ایجاد نمود. به همین دلیل دیگر بعد از این بحران نمی توانیم بگوییم که ارتش سوریه یک ارتش کامل، منسجم و منضبط است اما در فاصله بسیار کوتاهی، ارتش سوریه جنگید، مقاومت کرد و تقویت شد. امروز به عنوان یکی از ارتش هایی است که در منطقه می توانیم بگوییم تجربه جدیدی در برابر تروریسم پیدا کرده است. این ارتش به نظرم یکی از ارتش های قوی منطقه است و بعید می دانم که هیچ یک از ارتش های عربی منطقه می توانستند در برابر چنین فشار درونی و بیرونی مقاومت کنند. این نکته بسیار مهم است که یک ارتشی که در حال جنگ است، به شدت تحریم است. حقوق فرماندهان آن به شدت تقلیل یافته بود. در ضمن این که مشکلات فراوانی نیز داشتند. بنابراین، امروز ارتش سوریه می تواند در کنار کویرس با مستشاری فرهنگی و هنری افرادی مثل آقای شعبانی و دوستانشان، ده ها فیلم برای موضوعات آموزشی سال های آینده خود بسازد.مناطقی که در برابر داعش دست تسلیم بالا بردند، بیش تر تخریب و غارت شدندمرتضی شعبانی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که مناطقی که در برابر داعش ایستادگی کردند، در همه جوانب سالم تر مانده اند، گفت: اگر حلب را در نظر بگیرید، می بینید که مناطقی که رها کردند و تروریست ها آزادانه وارد شدند، کاملا تبدیل به ویرانه شده است و اکنون قابل سکونت نیست. در حالی که در مناطقی که مردم ایستادگی کردند و اجازه ندادند که تروریست ها در بین آن ها رسوخ کند، سالم تر مانده اند. برای مثال منطقه ای مانند کویرس، مقاومت کرده است و اکنون باقی مانده است. این منطقه عزت ارتش سوریه و ملت آن است و به نظرم اوج اقتدار ارتش سوریه را می توان در کویرس مشاهده نمود. در مقابل جایی مانند فرودگاه طبقه که دست ها را بالا بردند، به هیچ کس رحم نکردند و همه را قتل عام کردند. اتفاقاتی که آنان پیرامون خود دیدند، عزمشان را برای مقاومت کردن جزم نمود. ارتش سوریه سال ها است که با ارتش رژیم صهیونیستی مبارزه کردند و آوارگان فلسطینی را دیدند. این آوارگان فلسطینی در جاهای مختلف کشور سوریه قرار دارند. بنابراین آینه ی خوبی در مقابلشان است. پس اگر بخواهند که عزتشان حفظ بشود، باید مقاومت را انتخاب می کردند که آن را انتخاب نمودند. هر جا ک ...

ادامه مطلب  

بارگاه خرافاتی رأس الحسین تعطیل و تخریب شود  

درخواست حذف این مطلب
با آنکه بارگاه رأس الحسین قاهره همواره از سوی بزرگان مذاهب اسلامی مورد احترام بوده اما سلفی ها اقدامات صوفیه در تکریم مقام رأس الحسین را خرافات دانسته و خواستار تعطیلی این بارگاه شدند.به گزارش«شیعه نیوز»، هرساله همزمان با فرا رسیدن مناسبت های مذهبی مرتبط با اهل بیت(علیهم السلام) در مصر مانند ایام محرم، اربعین حسینی، میلاد امام حسین (علیه السلام) و ... هجمه شدید سلفی ها علیه محبّان خاندان عصمت و طهارت افزایش می یابد. بارگاه رأس الحسین که به اعتقاد بسیاری از مردم مصر محل تدفین رأس مبارک امام حسین (علیه السلام) است، هر ساله شاهد حضور خیل کثیری از مشتاقان برای برگزاری مراسم های مختلف مذهبی است. در همین راستا و زمانی که محبّان اهل بیت(علیهم السلام) در مصر خود را آماده برگزاری مراسم سالروز ورود رأس مطرح سیدالشهداء (علیه السلام) به مصر می کنند جریان های سلفی با حمله به دوست داران خاندان نبوت و طهارت اعم از شیعه، صوفی و حتی اهل سنت، خواستار مقابله جدی با اینگونه مراسم ها از سوی دولت می شوند.مخالفت با برگزاری مراسمات مذهبی شیعیانبه تازگی جریان سلفیت مصر در آستانه سالروز ورود رأس الحسین (علیه السلام) به مصر از وزارت اوقاف خواست تا ضمن تشکیل جلسه ای با علمای تاریخ برای بیان حقیقت آنچه که از سوی آنان «ضریح های خیالی» نامیده شده است، اقدام به تعطیلی این بارگاه ها در سراسر مصر کنند.سامح عبدالحمید حموده از مبلغان برجسته سلفی مصر با پیشنهاد تشکیل کمیته مشترک از علمای تاریخ برای آنچه که وی «رسوایی حامیان ضریح های خیالی» نامیده است، با اهانت آشکار به مقدسات جمع کثیری از محبّان اهل بیت(علیهم السلام) گفت: با تشکیل چنین کمیته ای معلوم خواهد شد که سرهای گاو ها و گوساله ها در این مکان ها مدفون شده است.وی با استفاده از ادبیات هتاکانه علیه اهل بیت(علیهم السلام) افزود: حسین! هیچگاه نه مرده اش و نه زنده اش به مصر نیامده و در مسجد قاهره، حسینی نیست. بسیاری از مقام هایی که در مصر وجود دارد همگی ساختگی، فاقد دلیل، غیر قابل اثبات و برخی از این مقبره ها با روایات تاریخی متعارض است.سامح عبدالحمید با حمله به صوفیان مصر خاطر نشان کرد: اقدامات صوفیه در تکریم مقام رأس الحسین خرافاتی بیش نیست و باید این اقدامات در مصر متوقف شود. حکومت نباید به آنان اجازه دهد که درون مسجد الحسین برنامه ای اجرا کنند به ویژه آنکه این مراسم ها «باب شیعه گری» را در مصر ترویج می دهد.مبلغ سلفی مصر که بارها از داعش و گروهک های تکفیری با عناوین مختلف حمایت کرده و پیشتر نیز خواستار تخریب بارگاه رأس الحسین شده بود اینبار با حمله به شیعیان اظهار داشت: شیعیان با همراهی بزرگان صوفیه بدعت های بسیاری را بنا نهادند. وزارت اوقاف باید هرچه سریعتر ضریحی که منسوب به حسین! است را تعطیل کند.خطر شیعیان را باید جدی گرفتعلاء سعید سخنگوی رسمی ائتلاف «آل الصحب» نیز همسو با سایر سلفی ها حضور نیروهای امنیتی در بارگاره رأس الحسین برای جلوگیری از آنچه که او «نفوذ شیعیان» خوانده را ضروری دانسته و تاکید کرد: شیعیان در مصر در اقلیت هستند اما مشکل اصلی آن است که بسیاری از عراقی ها در مصر ساکن بوده و آنان شعائر مذهبی عجیبی دارند.وی با اتهامه زنی به شیعیان مبنی بر آنکه «شیعیان عامل اصلی ایجاد فتنه و اختلافات مذهبی در مصر هستند» خاطر نشان کرد: بسیاری از شیعیان هنگامی که درون منازل خود جشن های مذهبی را برگزار می کنند به پخت حلوا و توزیع آن در میان شیعیان اکتفا می کنند اما زمانی که به مساجد می آیند رفتارهای خطرناکی از آنان سر می زند.سخنگوی رسمی ائتلاف «آل الصحب» از ماموران امنیتی درخواست کرد تا در مناطقی که شیعیان در آن حضور دارند مشارکت جدی داشته و هنگامی که شیعیان درصدد انجام اقدامات خرابکارانه بودند عرصه را بر آنان تنگ کنند.واکنش وزارت اوقاف مصرهمزمان با حمله سلفی ها به محبّان اهل بیت(علیهم السلام) شیخ جابر طایع رییس بخش دینی وزارت اوقاف اعلام کرد که تا کنون هیچ دستوری از مقامات مربوطه مبنی بر تعطیلی ضریح امام حسین (علیه السلام) دریافت نکرده و لذا این وزارت خود را موظف به حمایت از این بارگاه می داند.وی همچنین با رد سخنان عبدالحمید مبنی بر ارائه پیشنهاد برای تشکیل کمیته ای تاریخی جهت بررسی اماکن و بارگاه های مذهبی در مصر افزود: تا به این لحظه وزارت اوقاف هیچ درخواست کتبی یا شفاهی را از سوی جریان سلفیت مبنی بر بررسی بارگاه ها دریافت نکرده و در صورت درخواست به این مساله پرداخته خواهد شد.سلفیان مسلمان نیستنددر همین راستا علاء ابوالعزائم شیخ طریقه عزیمه و رییس اتحادیه جهانی صوفیان مصر با محکوم کردن اظهارات هتاکانه سلفی ها علیه مقدسات مسلمانان گفت: جریان سلفی ...

ادامه مطلب  

چرا صدام ۳۰ متر زیر زمین پنهان شد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از میزان، در آستانه سی و هشتمین سالروز آغاز دفاع مقدس ملت ایران در برابر ارتش تا بن دندان مسلح بعث عراق قرار داریم. دفاعی مقدسی که به تعبیر امام راحل، انقلاب اسلامی را به جهان صادر کرد.8سال دفاع مقدس ملت ایران در برابر استکبار جهانی که صدام را پیش انداخته بودند تا از طریق او به اهدافشان برسند، حماسی ترین روزهای تاریخی این مملکت را رقم زده است. روزهایی با نقش آفرینی مردانِ مردی، چون «باکری ها»، «صیاد شیرازی های»، «باقری ها»، «فلاحی ها»، «همت ها»، «آبشناسان ها» و ...به منظور بررسی شرایط دوران جنگ تحمیلی و پاسخگویی به برخی شبهات و مباحث انحرافی مطرح شده پیرامون 8 سال دفاع مقدس، در ظهر یکی از روزهای گرم شهریور، به سراغ یکی از اُمرای باسابقه ارتش رفتیم و با او به گفت وگو نشستیم.امیر سرتیپ 2 «غلامحسین دربندی»در سال 1351 به عنوان «بهیار» وارد مرکز آموزش بهداری ارتش شد و به استخدام ارتش درآمد. او دو سال بعد به هوانیروز اصفهان منتقل شد و تا پیروزی انقلاب در آنجا ماند. امیر دربندی در ماه های پایانی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، در اصفهان همراه با سایر نظامیان هوانیروز و نیروی هوایی با لباس نظامی در تظاهرات های مردمی علیه رژیم شاه شرکت می کرد. او در سال 1357 وارد دانشگاه افسری ارتش شد و بعد از پایان این دوره در سال 1359 (قبل از تهاجم ارتش بعث) به لشکر 92 زرهی خوزستان منتقل و در تیپ 3 دشت آزادگان این لشکر، سازماندهی شد.امیر دربندی تا پایان جنگ در خوزستان حضور داشت و به عنوان افسر بهداری در خط مقدم جبهه ها انجام وظیفه کرد. او با پایان جنگ به تهران آمد و در اداره بهداری نیروی زمینی ارتش مسئولیت گرفت. وی پس از دوران دفاع مقدس، مسئولیت های «معاونت روابط عمومی نیروی زمینی ارتش»، «جانشینی معاونت روابط عمومی و فرهنگی ارتش» و همچنین «سخنگویی ارتش» ارتش را بر عهده گرفت و در نهایت در سال 1385 با 35 سال خدمت بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران شد.متن گفت وگوی تفصیلی ما با امیر سرتیپ «غلامحسین دربندی» عضو هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی و رئیس پیشین کمیته راویان نور کشور به شرح زیر است.**: ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم.امیر دربندی: من هم از شما و از مجموعه میزان خیلی تشکر می کنم که چنین فرصتی را در اختیار من قرار دادید.توقف فعالیت های موشکی ایران، یادآور شعار «انحلال ارتش» در ابتدای انقلاب است**: با توجه به اینکه شما قبل از پیروزی انقلاب وارد ارتش شدید، برای ما در خصوص روزها و هفته های ابتدایی انقلاب که عده ای شعار انحلال ارتش را سر می دادند، توضیح دهید.امیر دربندی: استکبار که با پیروزی انقلاب اسلامی منافع خود را در ایران بر باد رفته می دید ابتدا سعی می کرد انقلاب را استحاله کند؛ چیزی شبیه به استحاله انقلاب مصر که در دهه اخیر صورت گرفت. اما طولی نکشید که آن ها متوجه تفاوت های فراوان انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب ها شدند. رهبر انقلاب ما فردی مثل امام خمینی (ره) بود که متکی به دستورات اسلام بود و به هیچ وجه زیر بار ظلم و زور نمی رفت. دشمن وقتی که دید ارتش پای کار انقلاب اسلامی است توطئه های خودش علیه ارتش را به کار گرفت به نحوی که به فاصله چند روز پس از پیروزی انقلاب، شعار «انحلال ارتش» از سوی عده ای شنیده شد. توقف فعالیت های موشکی ایران که امروز دشمن به دنبال آن است، یادآور شعار «انحلال ارتش» در ابتدای انقلاب است. امام (ره) در آن زمان به خوبی توطئه دشمن را شناخت و آن را در نطفه خفه کرد. بعد از آنکه تیر دشمن در موضوع انحلال ارتش به سنگ خورد، آن ها با رواج این تفکر که «انقلاب شده و باید برابری و برادری در جامعه حاکم شود و دیگر درجات در ارتش معنا و مفهومی ندارد» شعار «ارتش بی طبقه توحیدی» را مطرح کردند. این شعار ارتش بی طبقه توحیدی، یک شعار دهان پُرکنی بود. باز هم امام خمینی (ره) در اینجا وارد شدند و فرمودند که «مگر می شود جامعه بدون ارتش باشد و مگر می شود ارتش بدون نظم و سلسله مراتب باشد؟ جامعه بی طبقه جامعه حیوانات است» امام(ره) در همان زمان اعلام کردند که «تضعیف ارتش را به هر نحو حرام می دانم».کسی جرات نمی کرد در آن فضای انقلابی با جابجایی های غیراصولی بعضی پرسنل ارتش مخالفت کند**: با وجود حمایت تمام قد امام راحل از ارتش، چرا در زمان آغاز جنگ تحمیلی، هنوز ارتش آن انسجام کامل را پیدا نکرده بود؟امیر دربندی: بله؛ آن زمان عده معدودی ترجیح دادند دیگر در ارتش نباشند و شغل دیگری انتخاب کنند. یک عده قلیلی هم وجود داشتند که به خاطر مخالفت با انقلاب، از ارتش بیرون رفتند و البته یک عده معدود هم از ارتش کنار گذاشته شدند. اما مهمترین دلیل عدم انسجام کامل ارتش را باید در زمان دولت موقت و بنی صدر جستجو کرد. زمانی که یک سری جابجایی های غیراصولی توسط برخی از پرسنل ارتش انجام شد. مثلا کسی که لشکرش زرهی بود به لشکر پیاده و کسی که در لشکر توپخانه بود به لشکر زرهی رفته بود. این افراد با این توجیه که «انقلاب شده و برابری و آزادی در جامعه حکمفرما شده» یگان خود را جابجا می کردند و در آن شرایط و جو انقلابی هم کسی جرات نمی کرد با این جابجایی های غیراصولی مخالفت کند. از طرف دیگر آن زمان ارتش بعث عراق برای تهاجم به ایران، استعداد پرسنلی و لجستیکی خود را به صورت صددرصدی افزایش داده بود و این در شرایطی بود که ارتش با ریزش های بعد از انقلاب مواجه بود و یک سری تصفیه ها و پاکسازی ها در حال انجام شدن بود.روز اول جنگ باید روی زمین بدون خاکریز و سنگر برابر عراقی ها می جنگیدیم و این فاجعه بود**: ارتش دقیقا از چه زمانی متوجه تحرکات غیرطبیعی ارتش بعث در آن سوی مرزها شد و متعاقب این کسب اطلاع، چه اقدامی انجام داد؟امیر دربندی: در همه ارتش های دنیا بخش «جمع آوری اطلاعات» وجود دارد. دقیقا در شهریور و مهر سال 58 یعنی یک سال قبل از آغاز تهاجم ارتش بعث، لشکر 92 زرهی خوزستان نامه ای به رده های بالاتر خود می دهد با این مضمون که احتمال وقوع درگیری وجود دارد. لشکر 92 در نامه قید کرده بود که عراق مشغول ساخت و ایجاد استحکامات و جمع آوری نیرو در نواحی مرزی است. آن زمان ما رئیس جمهور متکبری مثل بنی صدر داشتیم که می گفت: «کشور روبروی ما جرات حمله کردن به ما را ندارد». بنی صدر، فرمانده کل قوا و رئیس شورای عالی دفاع بود و در نهایت باید تصمیمات نظامی و دفاعی کشور را او می گرفت. همان روز 31 شهریور 59 که ما در قالب تیپ 3 لشکر 92 زرهی، در چزابه روبروی عراقی ها قرار گرفتیم باید روی زمین خالی و بدون خاکریز و سنگر با عراقی ها می جنگیدیم و این فاجعه بود. حتی بنی صدر مجوز ساخت خاکریز را هم نداده بود.من سرباز امام هستم، سرباز بنی صدر نیستم**: مصداقی از خیانت های جنگی بنی صدر به خاطر داریدامیر دربندی: بنی صدر به خاطر عدم آشنایی با مسائل نظامی، دائما با طرح های فنی و کارشناسی شده نظامیان مخالفت می کرد. یکی از معروف ترین این مخالفت های نسنجیده و چشم بسته او را در جریان آزادسازی سوسنگرد دیدیم. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: در جلسه ای که آبان سال 59 برگزار شد قرار شد حمله کنیم و سوسنگرد را بگیریم. نیمه های شب به من زنگ زدند و گفتند که بنی صدر از ورود تیپ 2 دزفول به منطقه اهواز و وارد شدن آن به عملیات جلوگیری کرد». سپس حضرت آقا آن دست نوشته معروف را برای آزادسازی سوسنگرد به فرمانده وقت لشکر 92 زرهی سرهنگ «غلامرضا قاسمی» می نویسند. صبح زود روز بعد، مقام معظم رهبری به سرهنگ قاسمی زنگ می زند تا ببیند با وجود مخالفت های بنی صدر کاری انجام شده یا نه. رهبری به سرهنگ قاسمی می گوید: «من دیشب یک نامه ای برای شما فرستاده بودم، نمی دانم به دستتون رسیده یا نه یا کاری کردید یا نه؟» سرهنگ قاسمی پاسخ می دهد «من سرباز امام هستم، سرباز بنی صدر نیستم. نامه شما که شبانه رسید تیپ را از دزفول بدون هماهنگی با بنی صدر خواستم. عملیات را طراحی کردیم و به کمک برادران سپاه عمیات را شروع کردیم و الان صبح در سوسنگرد دارم پاسخ شما را می دهم. ما سوسنگرد را گرفتیم».ماجرای کسر 2 درجه از شهید صیاد توسط بنی صدر**: ماجرای دستوری که بنی صدر در کرمانشاه برای کم کردن درجات نظامی شهید صیاد داد چه بود؟امیر دربندی: اولا باید در مورد شهید صیاد بگویم که ایشان هم «دین دار» بود، هم «دین یار» بود و مواقع لزوم به یاری دین می رفت و هم «دین فدا» بود و حاضر بود که به خاطر حفظ دین، جان خود را فدا کند. ماجرا از این قرار بود که شهید صیاد در سال 58 که فرماندهی عملیات غرب و شمالغرب کشور را بر عهده گرفته بود درجه سرگردی داشت و با این درجه، سخت بود که به فرماندهان لشکرهای 61 و 64 امر و نهی کند. تصمیم گرفته شد که 2 درجه به او داده شود تا درجه اش هم سطح فرماندهان لشکرهای 61 و 64 شود و بتواند به آن ها دستور دهد. بنی صدر با اختیارات فرماندهی کل قوا که داشت، این درجه را به شهید صیاد داد. مدتی می گذرد و در یکی از روزها جلسه ای با حضور بنی صدر، آیت الله خامنه ای، آیت الله هاشمی رفسنجانی، شهید صیاد، شهید بروجردی، شهید کاظمی و سایر فرماندهان در کرمانشاه برگزار می شود. در ابتدای آن جلسه نه قرآنی خوانده می شود و نه صحبت های بنی صدر با «بسم الله» آغاز می شود. شهید صیاد که از این اتفاق بسیار ناراحت شده بود، هنگامی که نوبت به صحبت هایش می رسد بلند می شود و در ابتدا مثل همیشه حرف هایش را اینگونه آغاز می کند: بسم الله الرحمن الرحیم. رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و جعلنی من لدنک سلطانا نصیرا... سپس دعای فرج را هم می خواند. سپس می گوید: «آقای رئیس جمهور، من خیلی متاسفم. در جلسه ای به این اهمیت که برای امنیت جمهوری اسلامی تشکیل شده، نه یک قرآنی خوانده می شود و نه بسم الله گفته می شود. من این جلسه را آلوده و ناپاک می بینم و مجبورم بعد از این جلسه به قم بروم، زیارتی کنم و در آنجا احساس کنم که تزکیه شده ام». گفتن این حرف ها جلوی یک رئیس جمهور، آن هم رئیس جمهور متکبری مثل بنی صدر دل و جرأت بسیار زیادی می خواست. بنی صدر که بسیار عصبانی شده بود دستور داد 2 درجه صیاد را از او بگیرید. صیاد می گفت: من نه به خاطر درجه بلکه به خاطر اینکه به ناحق قرار بود درجه ها از من گرفته شوند ناراحت شدم چرا که من از اسلام دفاع کرده بودم. بلافاصله بعد از آن جلسه، آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی به شهید صیاد گفتند که ما می رویم این موضوع را به امام می گوییم. فردای آن روز با شهید صیاد تماس گرفتند و گفتند: ما این موضوع را به امام گفتیم. امام هم فرمودند: «می دانم حق با صیاد شیرازی است، اما به خاطر حفظ سلسله مراتب 2 درجه اش را از او بگیرید». ببینید که امام چقدر به سلسله مراتب اهمیت می دهد. صیاد بلافاصله پس از شنیدن این حرف، درجه اش را درمی آورد و می گوید: «نمی خواهم درجه ای را که بنی صدر به من بدهد». پس از عزل بنی صدر و فرار او از کشور و بعد از عملیات موفقیت آمیز ثامن الائمه و سپس شهادت شهیدان فکوری، جهان آرا و کلاهدوز در جریان سقوط هواپیما در کهریزک، حضرت امام خمینی (ره) در نهم مهرماه سال 60، صیاد شیرازی را به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش منصوب کردند و در حکم او از واژه «سرکار سرهنگ صیاد شیرازی» استفاده کردند. یعنی امام در همینجا 2 درجه را به شهید صیاد اعطا کرد. شهید صیاد هم بعد از آن روز می گفت: «خود خدا هم نمی خواست من زیر دستِ کسی مثل بنی صدر باشم». نباید خیانت های جنگی بنی صدر را در همین یک مورد خلاصه کرد که او اجازه نمی داد تسلیحات و مهمات به نیروهای سپاه برسد. بنی صدر در جبهه مبارزه با ضدانقلاب در غرب و شمالغرب کشور هم کوتاهی های زیادی داشت. سنگ اندازی، مانع تراشی و کارشکنی در برابر طرح های شهید صیاد شیرازی که آن روزها فرمانده قرارگاه غرب و شمالغرب ارتش بود، از جمله خیانت های بنی صدر به کشور بود.بنی صدر در ندادن تسلیحات و مهمات به برادران سپاهی، بسیار مصمم بود**: در خاطرات و روایات موجود از دوران دفاع مقدس، می خوانیم که بعضی از فرماندهان ارتش در آن زمان مثل امیر حسنی سعدی با شهید آبشناسان، بدون آنکه دولت متوجه شود بخشی از تجهیزات و تسلیحات یگان خود را در اختیار نیروهای سپاه می گذاشتند. شما نیز چنین اقدامی را مشاهده کرده بودید؟امیر دربندی: بنی صدر در ندادن تسلیحات و مهمات به برادران سپاهی، بسیار مصمم بود. بارها پیش آمده بود که خود من در سوسنگرد تیربارها را برمی داشتم و می بردم به سپاه سوسنگرد تحویل می دادم. غالب فرماندهان ارتش به برادران مان در سپاه، تجهیزات می دادند و آن ها را کمک می کردند. وقتی فرماندهان نظامی ارتش می دیدند کسانی مثل برادران سپاهی و بسیجی بدون هیچ ادعایی به مناطق عملیاتی می آیند و جان خود را کف دست می گیرند، با تمام توان به آن ها کمک می کردند.بنی صدر چیزی بود شبیه به دوتابعیتی های امروز**: اگر بخواهید این خیانت های بنی صدر را در چند جمله کوتاه توصیف کنید، چه می گویید؟امیر دربندی: «ابوالحسن بنی صدر» ماهیتا یک آدم طاغوتی بود؛ شاید چیزی شبیه به دوتابعیتی های امروز. من نمی دانم به چه زبانی باید گفت که دل این دوتابعیتی ها برای کشور ما نمی سوزد. دل آن ها برای کشوری می سوزد که برای آن سوگند یاد کرده اند تا در مواقع خطر مدافعش باشند. این دوتابعیتی ها تعهد داده اند که اگر لازم شود اسلحه به دست بگیرند و در برابر وطن اصلی خودشان بایستند. بنی صدر هم آن روز یک آدم دوتابعیتی بود. او واقعاً برای کشور دل نمی سوزاند. مدام در کشور آشوب ایجاد می کرد و با شایعه و سخن پراکنی، سعی می کرد بزرگان نظام را تخریب کند. هدف بنی صدر این بود که جو کشور را از مسیر اهداف انقلاب برگرداند. بنی صدر جاسوس بیگانگان بود و اسم رمز او در اسنادی که از لانه جاسوسی به دست آمد، دیده شده بود. اصلا در شأن و لیاقت بنی صدر نیست که ما بخواهیم او را در مباحث مربوط به دفاع مقدس بگنجانیم و زمان به او اختصاص دهیم. او یک خائن بود که بعداً به سزای خیانت خودش رسید و آبرویش رفت و الان هم در خارج از کشور مشغول دریوزگی و زندگی با خفت است.ماشین جنگی عراق در ساعات و روزهای اول جنگ را خوب متوقف کردیم**: اجازه بدهید دوباره به موضوع دفاع مقدس برگردیم. ارتش صدام که قرار بود 3 روزه خوزستان و یک هفته ای تهران را فتح کند، چه شد که در همان دقایق و ساعات ابتدایی تجاوز خود به ایران، یکه خورد و با تلفات سنگین روبرو شد؟ استراتژی ابتدایی ما در ساعات اول جنگ چه بود؟امیر دربندی: صدام با 3 سپاه حمله خود را به ایران آغاز کرد. هر سپاه آن ها شامل چند لشکر بود. سپاه یکم ارتش بعث شامل لشکر 7 و 11 پیاده بود که از ارتفاعات شمالغرب خوزستان وارد کشور شدند. سپاه دوم آن ها شامل لشکرهای 2 و 4 و 8 پیاده و 6 و 12 زرهی بود که از منطقه کرمانشاه و ایلام به منظور تصرف شهرهای سرپل ذهاب و گیلانغرب و ارتفاعات حساس آن منطقه وارد شدند. سپاه سوم آن ها نیز شامل لشکرهای 1 و 5 مکانیزه و 3 و 9 و 10 و تیپ های مستقلی مثل 31 و 33 و گارد ریاست جمهوری بود که آن ها هم در 5 محور شلمچه، چزابه، کوشک و جفیر، فکه و طلاییه به منظور تصرف استان خوزستان و سواحل شمالی خلیج فارس وارد کشورمان شدند. با توجه به ریزش های پرسنلی که ناگزیر صورت گرفته بود، استعداد ...

ادامه مطلب  

تمدن نیل در اشغال دلارهای سعودی  

درخواست حذف این مطلب
سعودی ها بعد از ورود نیروهای خود به بحرین و مناطقی در جنوب یمن، در یک قدمی تصرف دو جزیره مصری هستند که در نگاه بسیاری از مصری ها چیزی نیست جز اشغال خاک کشورشان توسط آل سعود. مجلس مصر روز چهارشنبه 14 ژوئن به قانونی رأی مثبت داد که مرزهای دریایی میان دو کشور مصر و عربستان را تعیین می کرد و طبق این قانون، دو جزیره تیران و صنافیر از قلمرو دریایی مصر خارج و به تصرف سعودی ها در می آید. این توافقنامه ای است که بیش از یک سال قبل به امضای دو طرف رسیده بود اما ژنرال عبدالفتاح السیسی باید برای تبعیت از روند قانونی، آن را به مجلس می فرستاد تا به رأی نمایندگان گذاشته شود. کمیسیون امنیت و دفاع مجلس در گام نخست توافقنامه را مورد بررسی قرار داد و با تأیید این کمیته معلوم شد که توافقنامه در صحن علنی هم باید تأیید شود که نتیجه همین بود. واگذاری این دو جزیره از زمان مطرح شدنش در آوریل سال گذشته میلادی با نارضایتی عمومی در مصر همراه بود که فعالان مصری سعی می کردند از طرق مسالمت آمیز جلوی این کار را بگیرند و حتی کار را به دادگاه کشاندند اما حالا تمام این اعتراضات و راه های مسالمت آمیز با رأی مثبت مجلس بی نتیجه مانده اند و به همین جهت است که جریان های سیاسی مصری از مردم دعوت کرده اند تا در 16 ژوئن در تظاهراتی به نام جمعه خشم، فریاد خود را علیه واگذاری این دو جزیره به سعودی ها بلند کنند. سابقه تاریخیسامح شکری، وزیر خارجه مصر، در کمیسیون امنیت و دفاع مجلس حاضر شده بود تا با استناد به یکی دو واقعه تاریخی به نحوی توافقنامه واگذاری تیران و صنافیر به سعودی ها را توجیه کرده باشد. وقایع مورد نظر او یکی به تصمیم حسنی مبارک در 1990 باز می گشت که دستور شماره 27 را برای ساماندهی حریم دریایی مصر صادر کرده بود و دیگری سخنان عصمت عبدالمجید، وزیر خارجه اسبق مصر، در همان زمان که به همتای سعودی خود در سوم مارس 1990 از تعلق این دو جزیره به آل سعود گفته بود و مدعی شده بود که مصر تنها و بدون حق حاکمیت این دو جزیره را اداره می کند. استناد شکری به این دست وقایع در حالی است که مستندات تاریخی غیر قابل انکاری دال بر حاکمیت مصر بر این دو جزیره از 1906 است که بعد از چندین دور مذاکره و نامه نگاری بین حکومت وقت مصر و امپراطوری عثمانی، حاکمیت هر دو جزیره به مصر واگذار شد. این موضوع از سوی نمایندگان مصر در 15 فوریه 1954 و ششصد و پنجاه و نهمین نشست شورای امنیت سازمان ملل مورد تأکید قرار گرفت و در برابر ادعای رژیم صهیونیستی در آن جلسه که مدعی اشغال این دو جزیره توسط مصر شده بود، نماینده مصر به 1906 اشاره کرد که این دو جزیره از آن زمان جزو قلمرو مصر بوده و تصرف آنها چیز جدیدی نیست و برای تأیید نظر خود استناد به اسناد رد و بدل شده بین مصر و امپراطوری عثمانی کرد. با وجود این زمینه تاریخی، دست به دست شدن هر دو جزیره از جنگ 1967 تا 1973 باعث شده تا سعودی ها نوعی حق حاکمیت بر هر دو جزیره قائل شوند، چراکه در جنگ 1967، مصری ها مجبور شده بودند تا به دلیل شرایط جنگی و تاکتیکی دو جزیره را به سعودی ها واگذار کنند و بعد که نظامیان رژیم صهیونیستی دو جزیره را به اشغال خود درآوردند، مصری ها در جنگ 1973 هر دو جزیره را آزاد کرده و تا کنون بر آن حاکمیت داشته اند. در هر صورت، سابقه تاریخی به خوبی حکایت از حاکمیت مصر بر این دو جزیره دارد و شاید شکری به آن دو واقعه استناد کرده چون نمی تواند برای توجیه واگذاری دو جزیره به عربستان مستند تاریخی چندانی جز همین وقایع نه چندان قابل توجه چیز دیگری را پیش بکشد. زمین فروشی مصری ها در ازای دلارهای نفتیموشه یلعون، وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی، سال گذشته بعد از توافقنامه واگذاری آن جزایر به سعودی ها گفت که مصر تیران و صنافیر را در ازای دریافت 16 میلیارد دلار از عربستان به این کشور فروخته است. یلعون این معامله را نتیجه توافق رژیم خود و امریکا دانست و به نظر می رسد که منظور او همان چیزی بود که رسانه های منطقه در آن زمان از دیدار جان کری، وزیر خارجه امریکا، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، محمد بن سلمان، پسر پادشاه و وزیر دفاع سعودی و ژنرال السیسی گفته بودند و گویا توافقنامه واگذاری تیران و صنافیر به سعودی ها از معامله ای به دست آمد که در آن دیدار انجام شده بود. صحت و سقم این معامله همچنان قابل بحث است اما نکته روشن کمک های بی وقفه مالی سعودی ها به السیسی است که از کودتای سوم ژوئیه 2013 حاکمیت بر مصر را در اختیار گرفته و ب ...

ادامه مطلب  

فریاد یا حسین و یا زهرا نیروهای مقاومت برای ترساندن داعشی ها از وجود ایرانی / از هم اکنون باید راجع به جهاد و مقاومت مدافعین حرم فیلم بسازیم  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: مستند «کویرس، وطن کوچک من» در نوزدهمین قسمت از فصل دوم برنامه «به اضافه مستند» مهمان شبکه مستند بود. به گزارش سینماپرس، نوزدهمین قسمت از فصل دوم برنامه «به اضافه مستند» با پخش مستند «کویرس، وطن کوچک من» همراه بود و پس از آن نشست نقد و بررسی با حضور مهمانان ویژه، دکتر سید رضا صدرالحسینی کارشناس و تحلیل گر مسائل غرب آسیا و مرتضی شعبانی مدیر مرکز مستندسازی حقیقت و تهیه کننده مستند کویرس، وطن کوچک من برگزار شد.مقاومت کویرس در دنیا بی سابقه است/ فرودگاه از همه طرف محاصره شده بودمرتضی شعبانی در ابتدای صحبت های خود ضمن اشاره به سوژه این مستند گفت: عملیات های آزادسازی در مناطق جنوب حلب آغاز شده بود و پیروزی های خوبی در همان ایام به دست آمده بود. همزمان، آزادسازی مناطق کویرس هم به کمک نیروها انجام می شد. البته من اسم این منطقه را قبلا شنیده بودم اما از جزئیات آن خبر نداشتم. وقتی که کویرس آزاد شد، فهیمیدیم که آن یک فرودگاه بوده است که تعداد مشخصی از افسران ارتش سوریه در این پایگاه هوایی که آموزشی نیز بوده است، محاصره شدند و به مدت سه سال و نیم جنگیدند. آنچه که دیدیم در تاریخ جنگ های دنیا بی سابقه یا کم سابقه است. یک منطقه ای با وسعت بسیار محدود به مدت سه سال و نیم توانسته باشد که مقاومت کند. هر فیلم سازی وقتی این موضوع را می شنود، برایش جذاب می شود که بالاخره چگونه این افراد در این منطقه و در این بازه زمانی زیاد، توانستند دوام بیاورند. برای ما جذابیت از این جنس بود که سه سال و نیم یعنی چی؟ این زمان شوخی نیست. زمستان های سرد آن منطقه و محاصره ۳۶۰ درجه ای فرودگاه همگی سخت هستند و از پس آن برآمدن کار هر گروهی نیست.داستان کویرس، سوژه ی بسیار خوبی برای ساخت فیلم داستانی استوی ادامه داد: این موضوعات باعث شد که تحقیقات را آغاز کنیم تا ببینیم که چگونه بوده است. اولین روز آزادسازی فرودگاه کویرس، این ایده به فکر اکیپ فیلم سازی و کارگردان آن آقای صادقی رسید که حتما می توان راجع به آن یک مستند خوب تولید کرد. در ابتدا کلیات آن اتفاقی که رخ داده بود را می دانستیم اما با وارد شدن به فرودگاه و مصاحبه با افراد مختلف و کسانی که در محاصره قرار گرفته بودند به این موضوع رسیدند و راوی کار انتخاب شد. این راوی سربازی است که در این مدت در فرودگاه کویرس محاصره بوده است و حرف هایش را می شنویم. هم چنین ارتباطات این افراد با خانواده هایشان را می بینیم به نظرم این ارتباطات بسیار زیبا است. کویرس یک نمونه از سربازانی است که بودند. به نظرم به تعداد سربازها و افرادی که در آن منطقه حضور داشتند، روایت مختلف از این حادثه وجود دارد و می توان مستندهای مختلف تولید نمود. حتی شاید کسانی که دوست دارند، کار داستانی یا نمایشی بکنند، حتما قصه های جذابتری وجود خواهد شد.هدف داعش از تسلط بر کویرس، ایجاد پروپاگاندا برای نابود کردن ارتش سوریه بوددکتر صدرحسینی درباره ی ارتش سوریه در اتفاقات اخیر در این کشور صحبت کرد و گفت: یک اتفاق بسیار ناگوار برای نظام سیاسی سوریه اتفاق افتاد و خط مقدم این نظام سیاسی، ارتش سوریه بود. می توانم بگویم که یک زلزله ۱۰ ریشتری برای ارتش سوریه به وجود آمد. او توانست از آن زلزله بسیار هولناک جان سالم به در ببرد. بخش کوچکی از تحمل و مقاومت یک ارتشی که مهم ترین پشتوانه خود را مردم می داند، کویرس است که مستند آن را دوستان ساختند. در آن ایامی که قرار بود این مستند ساخته شود من در آن منطقه بودم و با مساله آشنا بودم. قبل از آزادسازی حلب، این پایگاه آزاد شد. آن یک پایگاه آموزشی بود و معمولا برای چنین پایگاه های آموزشی، امکانات زیادی برده نمی شود. متوسط سن افرادی که در آن پایگاه بودند، بالاتر از ۴۰ نیست. در حقیقت اعضای آن پایگاه کسانی هستند که به عشق حضور در نیروی هوایی سوریه آمده بودند تا فعالیت کنند و آموزش ببینند که ناگهان گسیل نیروهای تروریست با حمایت صهیونیسم و عربستان و آمریکا به منطقه وارد شدند و آنان را محاصره کردند. تعداد اندکی توانستند که در همان ساعات اولیه از منطقه خارج شوند و شاید آنان خیلی حرفی برای گفتن نداشتند. واقع امر این بود که در این ایام باقی مانده، به نظر می رسید که هیچ کس از افرادی که در این پایگاه حضور دارند، زنده نیستند. شرایط برای آنان سخت بود و به راحتی نمی توانستند تماس بگیرند و ... اما آرام آرام ارتش متوجه شد که افرادی در آن جا حضور دارند و با رشادت می جنگند. داعش هم این مساله را متوجه شد و تلاش کرد که در ابتدا با محاصره غذایی و اقتصادی شرایطی را فراهم کند که آنان تسلیم شوند. تصور می کردند که بیماری، کم غذایی و مشکلات عاطفی دور بودن از خانواده شرایطی را برای داعش ایجاد می کند که از تسلط بر کویرس یک پروپاگاندا و تبلیغات شدیدی را به راه بیندازد. در حقیقت به این وسیله تلاش می کرد که شیرازه باقی مانده ارتش سوریه را هم در هم بشکند. اما خوشبختانه این اتفاق رخ نداد و همزمان با آزادسازی شهر بزرگ حلب، با کم ترین آسیبی که داعشی ها تصور می کردند، این پایگاه آزاد شد و به آغوش نظام سوریه بازگشت و خیلی جالب است که اگر ارتش سوریه اعلام می کرد که این پادگان آزاد شده است، بخش زیادی از مردم دمشق برای استقبال و در آغوش کشیدن این جوانان که نمادی از استقامت در برابر تروریست بودند حضور پیدا می کردند که البته با توجه به شرایط ناامن پیرامون این پایگاه حتی بعد از آزادسازی هم این اتفاق رخ نداد. هر یک از افراد این پادگان به عنوان یک مستند برای مردم سوریه شناخته می شوند.این مستند برای سطوح مختلف ارتش سوریه پخش شد/ این فیلم ها توانایی بالایی در بالا بردن روحیه ارتش داردوی اضافه کرد: باید بگویم که زحمت ساخت این مستند با کمک و اطلاع سیستم تبلیغاتی ارتش انجام شد. آنان از این مساله آگاه بودند و دوست داشتند که یک ایرانی که خودش رزمنده است و در میدان بوده است، از این موضوع چه کاری می سازد؟ وقتی با آنان گفتگو شد که قرار است که درباره ی این پایگاه فیلمی با موضوع مقاومت ساخته شود، درخواست دیدن این فیلم را داشتند. تا جایی که من اطلاع دارم، بخش هایی از این فیلم را به مجموعه تبلیغاتی ارتش سوریه دادند. آنان این فیلم ها را در سطوح مختلف از فرماندهی تا سرباز پخش کردند تا افراد با رشادت این نیروها آشنا شوند و توجهشان به مقاومت جلب شود. در آن جا مشکلات سخت زیاد و زمستان های بسیار سردی وجود دارد. حتما با اجازه تهیه کننده، این مستند در رسانه ملی سوریه و بعضی از سینماهای آن جا پخش خواهد شد. آقای شعبانی این تجربه را دارند و می دانند که این گونه فیلم ها تا چه اندازه می تواند در بالابردن روحیه ی کشورها از جمله سوریه تاثیرگذار باشد.به دنبال پخش این فیلم در سینماهای سوریه هستیممرتضی شعبانی درباره ی نگاه بین المللی به این فیلم و اکران آن در خارج از ایران گفت: این مستند هنوز اکران بین المللی پیدا نکرده است. البته خودمان نگه داشتیم و نگذاشتیم که این موضوع اتفاق بیفتد. این فیلم برای اولین بار در شبکه مستند پخش می شود و به گونه ای از آن رونمایی می شود. به قول فیلم سازان، این فیلم دور بین المللی را نزده است و آماده ایم که در جشنواره های بین المللی و بعضی از کشورها که دوست دار مقاومت هستند از جمله لبنان و سوریه و ... اکران سینمایی آن را داشته باشیم. وزات اعلام سوریه این کمک را کرده است که بتوانیم پخش سینمایی در سوریه داشته باشیم.تصاویر آرشیوی فیلم، توسط خود سربازان پایگاه در دوران محاصره گرفته شده استوی درباره ی روند تولید این فیلم و صحنه های آرشیوی موجود در فیلم گفت: عمده تصاویر آرشیوی که مربوط به درون پایگاه است، توسط موبایل هایی که دست سربازها و افسرانی که داخل پایگاه بودند فیلم برداری شده است. به مرور زمان، افرادی که در این محاصره قرار گرفتند، با شرایط کنار آمدند و فهمیدند که می توانند دوام بیاورند، مقاومت کنند و برای زندگی شان برنامه ریزی کنند. محاصره این ناحیه توسط جیش الحر انجام می شود و خیلی ساده بوده است. در حقیقت کاری که داعش با این پایگاه انجام داده است، خیلی متفاوت با جیش الحر است. کم کم کار سخت تر می شود و اینان هم با زندگی در محاصره کنار آمدند. فیلم گرفتند، با خانواده هایشان ارتباط گرفتند و سعی کردند زندگی در شرایط بسیار ویژه را برای خود هموار کنند. وقتی متوجه شدیم که کسانی در پایگاه حضور داشتند و فیلم های مختلفی گرفته اند، آرام آرام فیلم ها را جمع آوری کردیم. از آن جایی که فیلم بعد از آزادسازی کویرس ساخته شده است، این فیلم ها به سختی جمع اوری شدند. سختی کار از آن جا بود که باید هر کس را پیدا می کردیم، با او صحبت می کردیم و داشته فیلم هایش را از او بگیریم. علاوه بر این، در فضای مجازی نیز چنین بود. جبهه مخالف از زمانی که اولین عملیات را ارتش آزاد انجام داده بود، فیلم گرفتند. فکر می کردند که با این عملیات می توانند فرودگاه را بگیرند بنابراین با رجزخوانی آمده بودند. خوشبختانه این فیلم ها در فضای مجازی وجود داشت. هم چنین تصاویری که دوستان از مصاحبه و گفتگوها گرفتند. به نظرم تصاویر هوایی این کار شاهکارهای این بخش بود. مجموع این ها تبدیل به کاری شد که می بینید. فیلم برداری این کار حدود یک ماه طول کشید.ارتش سوریه تنها نیرویی بود که در جنگ اعراب توانست در برابر رژیم صهیونیستی ایستادگی کندصدرالحسینی در مورد ساختار ارتش سوریه و قدرت آن صحبت کرد و گفت: در ابتدا باید ارتش سوریه و حزب بعث را جدا کنیم. علیرغم این که بر روی همدیگر تاثیر داشتند اما کاملا جدای از هم هستند. ارتش وظیفه ی اصلی خود که مقابله با تروریسم بود را انجام می داد. این نکته حائز اهمیت است که ارتش لحظه ای از این وظیفه غفلت نکرد. آقای شعبانی نکته ای را در مورد ارتش آزاد بیان کردند. ارتش آزاد چه کسانی بودند؟ اینان افرادی بودند که در زمان حمله تروریست ها به کشور سوریه و نقاط مختلف آن به دلایل مختلف، از ارتش بریده شدند. در حقیقت اینان بریدگان از ارتش بودند. این که در ابتدا گفتم که مجموعه کویرس، بخش کوچکی از ارتش سوریه بود به همین دلیل است. بدین معنی که همزمان با تروریست هایی که از ۸۴ کشور آمدند و به کشورت حمله می کنند، با کسانی روبه رو هستی که از بسیاری از زوایای پنهان ارتش باخبر هستند. بسیاری از نقاطی که افراد معمولی خبر ندارند را اینان می دانند. چرا که آن ها کسانی بودند که در بدنه ارتش و در رتبه های مختلف حضور داشتند. به دلایلی که عرض کردم، آنان از ارتش ریزش کردند، آموزش دیده اند، اسلحه در اختیار دارند و... حال این افراد آمده اند تحت فرماندهی بیگانه ای که از کشورهای دیگر آمده اند، جبهه ای را علیه نظام سیاسی فراهم کردند. به همین دلیل است که می گویم از نمونه های کویرس، فراوان می توان ساخت و هر کدام از اینان می توانند ناقل مستندات در سال های آینده باشند. ارتش سوریه، ارتش قوی بود. این ارتش، تنها نیرویی بود که در جنگ اعراب توانست در برابر رژیم صهیونیستی ایستادگی کند. ارتش سوریه بنیه قوی ضد صهیونیستی داشت و آموزش های خوبی را دیده بود اما این بحران که برای آن پدید آمد، خدشه ها و شکنندگی هایی را در ستون فقرات این ارتش ایجاد نمود. به همین دلیل دیگر بعد از این بحران نمی توانیم بگوییم که ارتش سوریه یک ارتش کامل، منسجم و منضبط است اما در فاصله بسیار کوتاهی، ارتش سوریه جنگید، مقاومت کرد و تقویت شد. امروز به عنوان یکی از ارتش هایی است که در منطقه می توانیم بگوییم تجربه جدیدی در برابر تروریسم پیدا کرده است. این ارتش به نظرم یکی از ارتش های قوی منطقه است و بعید می دانم که هیچ یک از ارتش های عربی منطقه می توانستند در برابر چنین فشار درونی و بیرونی مقاومت کنند. این نکته بسیار مهم است که یک ارتشی که در حال جنگ است، به شدت تحریم است. حقوق فرماندهان آن به شدت تقلیل یافته بود. در ضمن این که مشکلات فراوانی نیز داشتند. بنابراین، امروز ارتش سوریه می تواند در کنار کویرس با مستشاری فرهنگی و هنری افرادی مثل آقای شعبانی و دوستانشان، ده ها فیلم برای موضوعات آموزشی سال های آینده خود بسازد.مناطقی که در برابر داعش دست تسلیم بالا بردند، بیش تر تخریب و غارت شدندمرتضی شعبانی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که مناطقی که در برابر داعش ایستادگی کردند، در همه جوانب سالم تر مانده اند، گفت: اگر حلب را در نظر بگیرید، می بینید که مناطقی که رها کردند و تروریست ها آزادانه وارد شدند، کاملا تبدیل به ویرانه شده است و اکنون قابل سکونت نیست. در حالی که در مناطقی که مردم ایستادگی کردند و اجازه ندادند که تروریست ها در بین آن ها رسوخ کند، سالم تر مانده اند. برای مثال منطقه ای مانند کویرس، مقاومت کرده است و اکنون باقی مانده است. این منطقه عزت ارتش سوریه و ملت آن است و به نظرم اوج اقتدار ارتش سوریه را می توان در کویرس مشاهده نمود. در مقابل جایی مانند فرودگاه طبقه که دست ها را بالا بردند، به هیچ کس رحم نکردند و همه را قتل عام کردند. اتفاقاتی که آنان پیرامون خود دیدند، عزمشان را برای مقاومت کردن جزم نمود. ارتش سوریه سال ها است که با ارتش رژیم صهیونیستی مبارزه کردند و آوارگان فلسطینی را دیدند. این آوارگان فلسطینی در جاهای مختلف کشور سوریه قرار دارند. بنابراین آینه ی خوبی در مقابلشان است. پس اگر بخواهند که عزتشان حفظ بشود، باید مقاومت را انتخاب ...

ادامه مطلب  

تصاویر 10 مکان زیبای گردشگری مصر  

درخواست حذف این مطلب
مکان های گردشگری کشور مصرمصر کشوری در شمال قاره آفریقا قرار گرفته و شبه جزیره سینا هم که در قاره آسیا وجود دارد بخشی از قلمرو این کشور است.مصر یکی از پرجمعیت ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و اکثر جمعیت بیش از ۸۰ میلیون نفری آن در کنار رود نیل زندگی می کنند. کرانه های رود نیل منطقه ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این کشور و تنها زمین های بارور آن را تشکیل می دهد. بخش عمدهٔ این کشور که در مجموع ۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، از بیابان تشکیل شده و جمعیت پراکنده ای را در خود جای داده است.حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و حومه آنها زندگی می کنند.مصر یکی از قدیمی ترین تمدن های بشری بوده و آثار باستانی متعدد موجود در این کشور که مهمترین آن ها اهرام سه گانه است گردشگران زیادی را جذب این کشور می کند. حدود ۱۲ درصد نیروی کار مصر در بخش گردشگری و شهرهای تفریحی ساحل دریای سرخ فعالیت دارند. اقتصاد مصر یکی از متنوع ترین ترین منابع درآمدی را در کشورهای خاورمیانه داراست و بخش های گردشگری، کشاورزی، صنعت و خدمات هر یک به نسبتی تقریباً مساوی در تولید داخلی این کشور سهم دارند.10.غردقه:غردقه یک دهکده ی کوچک ماهیگیری است که کنار دریای سرخ واقع شده و دارای سواحل شنی است. امروزه این اقامت گاه ساحلی را نمی توان از روی زندگی گذشته اش شناخت زیرا به یک مکان بزرگ توریستی تبدیل شده است که سالیانه گردشگران زیادی را به خود جلب می کند. این شهر بیش از 100 هتل دارد که بیشتر آن ها در کنار خط ساحلی قرار دارند. غردقه به خصوص برای غواصی بسیار محبوب و مشهور است.9.اسکندریه:اسکندریه در ساحل دریای مدیترانه واقع شده و مرکز تجاری و حمل و نقل مصر به شمار می رود.این مکان در سال 331 قبل از میلاد توسط اسکندر کبیر بنا شده و به عنوان تقاطع جهان در نظر گرفته شده بود. بسیاری از مکان های تاریخی معروف اسکندریه همچون کتابخانه که بیش از 500000 کتاب دارد، توسط زمین لرزه ی ویرانگر در قرن چهاردهم تخریب شد. امروزه شکوه تاریخی این شهر کمی کم رنگ شده اما هنوز هم به خاطر وجود جاذبه های فرهنگی و تاریخ غنی اش ، ارزش بازدید را دارد.8.دهب:دهب در 85 کیلومتری شمال شرم الشیخ در خلیج عقبه و نزدیکی جنوب صحرای سینا واقع شده است. این مکان در آغاز به عنوان یک ناحیه ی منزوی در نظر گرفته می شد اما در سال 1980 تبدیل به یک اقامت گاه ارزان برای توریست ها و گردشگران شد. ترکیب دریای سرخ و صحرای سینا ، دهب را به یک مکان عالی و ایده ال برای موج سواری، غواصی ،صخره نوردی و کوه نوردی تبدیل کرده است.7.واحه سیوا:واحه سیوا در نزدیکی مرز غربی مصر واقع شده و تا قرن نوزدهم از سایر مناطق کشور از لحاظ فرهنگی منزوی بود. امروزه ، واحه سیوا یک مقصد توریستی محبوب است. بیشتر گردشگران ...

ادامه مطلب  

«عکس: محرم» | عکس پروفایل محرم | عکس های محرم جدید  

درخواست حذف این مطلب
عکس محرم | عکس پروفایل ماه محرم 96 | با نزدیک شدن این ماه، کم کم همه برای محرم از این ماه آماده می شوند. جهان مجازی هم که به جهان واقعی پیوند خورده، خودش را مهیای ماه محرم می کند. تغییر عکس پروفایل، اولین مرحله پیشواز فضای مجازی از ماه محرم است، و «عکس محرم» هر روز بیشتر جستجو می شود. در ادامه مجموعه «عکس پروفایل محر ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - چرا فرقان شهید مطهری را برای ترور انتخاب کرد؟!  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی و اجتماعی اندیشکده برهان/ مهدی جمشیدی؛ در 12 اردیبهشت سال 1358، در حالی که از پیروزی انقلاب اسلامی کم تر از سه ماه گذشته بود، گروه شبه مارکسیستی «فرقان» به «ترور آیت الله علامه مرتضی مطهری» دست زدند. به این ترتیب، در آستانه ی تشکیل نظام سیاسی جدید، «مغز متفکر» و «نفر دوم» انقلاب اسلامی از صحنه، حذف گردید و انقلاب برای همیشه از نعمت و فرصت حضور بی بدیل ایشان محروم ماند. به دستور امام خمینی(ره) و با سرعت، یک تیم امنیتی به مطالعه ی این ترور پرداخت و توانست به عوامل این ترور که برخی از اعضای گروه فرقان بودند، دست یابد. از آن هنگام تاکنون (که حدود سه دهه می گذرد) بحث های متعددی درباره ی علل این ترور و ماهیت گروه فرقان صورت پذیرفته، اما نگارنده در این مقاله به دنبال یافتن پاسخ دو پرسش اساسی در پهنه ای جامعه شناختی است. دو پرسش یاد شده عبارت اند از:اول. گروه فرقان به چه دلیل یا دلایلی دست به ترور علامه مطهری زد؟ به بیان دیگر، ترور علامه مطهری برخاسته از چه زمینه ها و روش هایی بوده است؟دوم. ایدئولوژی گروه فرقان که محرک و برانگیزاننده ی آن ها به سوی ترور علامه مطهری بود، چه خاستگاهی داشت و چه کسانی در تکوین و تولید آن نقش (مستقیم یا غیرمستقیم) ایفا کردند؟این مقاله به دنبال یافتن پاسخ دو پرسش اساسی در پهنه ای جامعه شناختی است :اول. گروه فرقان به چه دلیل یا دلایلی دست به ترور علامه مطهری زد؟ به بیان دیگر، ترور علامه مطهری برخاسته از چه زمینه ها و روش هایی بوده است؟دوم. ایدئولوژی گروه فرقان که محرک و برانگیزاننده ی آن ها به سوی ترور علامه مطهری بود، چه خاستگاهی داشت و چه کسانی در تکوین و تولید آن نقش (مستقیم یا غیرمستقیم) ایفا کردند؟متناظر با این پرسش ها، دو فرضیه طراحی شده اند که به این شرح می باشند: فرضیه ی اول) ترور علامه مطهری به دست گروه فرقان، ناشی از «کشمکش ایدئولوژیک» آن ها با جناب علامه بود.فرضیه ی دوم) دست چهار عامل در شکل گیری ایدئولوژی گروه فرقان و هدایت دادن آن ها به سمت ترور علامه مطهری مؤثر بوده است: «علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، محمد موسوی خوئینی ها و سازمان اطلاعاتی دولت آمریکا»پرداختن به این مسأله ی تاریخی- فرهنگی از چند منظر دارای اهمیت و ضرورت است. یکی این که مطالعه ی ریشه ها و علل ترور علامه مطهری می تواند معرف ماهیت نقش آفرینی او در نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی باشد. دیگر این که نشان می دهد هرج و مرج و اغتشاش در خوانش دین می تواند مولد تنش اجتماعی و آشفتگی معرفتی باشد. علاوه براین، نتایج این مسأله می تواند گویای این حقیقت باشد که برخی از افکار و ایده های روشن فکران معاصر، چگونه خشونت غیرمنطقی را تجویز کرده است. به طور خاص، این مقاله نمایانگر این واقعیت خواهد بود که اندیشه های علی شریعتی در کنار جذب کردن بخش هایی از جوانان دهه های 40 و 50 به فرهنگ اسلامی، چگونه توانسته پیامدهای منفی و نامطلوب نیز به دنبال داشته باشد.متناظر با این پرسش ها، دو فرضیه طراحی شده اند که به این شرح می باشند:فرضیه ی اول) ترور علامه مطهری به دست گروه فرقان، ناشی از «کشمکش ایدئولوژیک» آن ها با جناب علامه بود. فرضیه ی دوم) دست چهار عامل در شکل گیری ایدئولوژی گروه فرقان و هدایت دادن آن ها به سمت ترور علامه مطهری مؤثر بوده است: «علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، محمد موسوی خوئینی ها و سازمان اطلاعاتی دولت آمریکا»تبیین حاضر که هویت جامعه شناختی دارد، نوعی «تبیین علّی»از یک جهت، دو رهیافت نظری در جامعه شناسی حضور دارند: «رهیافت توافق»[4]و «رهیافت کشمکش»[5](تا تضاد). ترور علامه مطهری در چارچوب رهیافت کشمکش، قلم پذیر است نه رهیافت توافق.از این رو، تبیین در چارچوب رهیافت کشمکش انجام شده است. البته رهیافت کشمکش به کار رفته در این تحقیق نه از نوع رهیافت «مارکسی» است و نه از نوع رهیافت «دارندورفی» نه طبقه ی مبتنی بر پایگاه اقتصادی و نه اقتدار برآمده از نقش و سمت، هیچ کدام در این تبیین جایی ندارد و این پژوهش تنها از نظر تأکید و تمرکز بر کشمکش، تضاد و ستیزه جویی، از مصادیق رهیافت کشمکش قلمداد شده است. در رهیافت کشمکش مورد نظر نگارنده «ایدئولوژی» به مثابه بخش عمده ای از فرهنگ، خاستگاه و منشأ کشمکش اجتماعی معرفی شده است.از آن جا که این تحقیق، نوعی تحقیق تاریخی است؛ نگارنده به روش اسنادی روی آورده و تلاش کرده از درون مطالعه ی کتابخانه ای به نسبت مفصل و دقیق، پاسخ پرسش ها را بیابد. در این راستا، به نوشته ها و مصاحبه های به جا مانده از خود جناب علامه، دوستان و شاگردان ایشان، برخی اعضای گروه فرقان، مسؤولان پرونده و... استناد شده و از رجوع به منابع دست دوم، صرف نظر گردیده است؛ تا اعتبار تحقیق مخدوش نگردد.دو رهیافت نظری در جامعه شناسی حضور دارند: «رهیافت توافق»، «رهیافت کشمکش» (تا تضاد). ترور علامه مطهری در چارچوب رهیافت کشمکش، قلم پذیر است نه رهیافت توافق از این رو، تبیین در چارچوب رهیافت کشمکش انجام شده است.از نظر سطح تبیین جامعه شناختی نیز باید تبیین پیش رو را «تبیین تلفیقی» قلمداد کرد که هم به «عامیت» پرداخته و هم به «ساختار» و قائل به وجود رابطه ی دو سویه میان آن هاست. به عنوان مثال، بیان شد، که عاملیت های انسانی در بستر شرایط ساختاری جامعه فعالیت می کنند و نسبت به همین شرایط ساختاری، واکنش نشان می دهند؛ و از سوی دیگر، آن ها قادر به مقاومت در برابر برخی از الزامات و مقتضیات شرایط ساختاری جامعه نیز هستند. به منظور پاسخ دهی به دو پرسش اصلی یاد شده، مقاله ی حاضر در دو بخش سامان دهی شده است.1-علل ترور علامه مطهریدر این بخش از مقاله باید به این پرسش پاسخ دهیم که برانگیزاننده ی گروه فرقان نسبت به ترور علامه مطهری چه بود؟بحث در این باره نیازمند شناسایی گروه فرقان است؛ باید دریافت که گروه فرقان از چه زمانی تشکیل شد؛ در پی چه اهدافی بود؟ چه می کرد؟ اعضای آن چگونه بودند؟ و سؤالات دیگری از این دست.گروه فرقان از سوی «اکبر گودرزی» در نیمه ی اول دهه ی 50 پایه گذاری شد.گودرزی جوان 25 ساله ای بود که در چند حوزه ی علمیه، قدری دروس حوزوی خوانده بود اما به دلیل گرایش های شبه مارکسیستی و انحرافی، از تمامی این حوزه ها اخراج شده بود. وی در ابتدا به ایراد یک سلسله سخنرانی به عنوان «تفسیر قرآن» در برخی از مساجد مناطق مختلف تهران روی آورد و توانست به زودی، جوانانی را به سوی خود جلب کرده و حلقه ای فکری را ایجاد نماید.یکی از دلایل اصلی روی آوردن برخی از جوانان به وی، نوع برداشتی بود که او از قرآن عرضه می کرد. گودرزی که به شدت از افکار و آموزه ه ...

ادامه مطلب