بازخوانی 24 ترور پس از پیروزی انقلاب اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: جمهوری اسلامی هرگز با پدیده ترور بیگانه نبوده است به طوری که از همان ماه های اولیه تاسیس، گروهک های تروریستی به ترور سران نظام دست زدند و نظام از وجود شخصیت هایی همچون آیت الله مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید رجایی بی بهره ماند.هرچند این ترورها، به ویژه در دهه 60 که حجم عظیمی از ترورها و کشتارها به جمهوری اسلامی تحمیل شد، خسارت هایی را متوجه نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی کرد اما هرگز باعث توقف پیشرفت آن نشد.از دهه 60 تاکنون، جمهوری اسلامی همواره در مسیر خود استوار ایستاده است و حذف فیزیکی شخصیت های انقلابی توسط منافقان و ایادی استکبار مانع نشده است تا ایران به سمت اهداف خود گام برندارد. تجربه تلخ این ترورها در این آب و خاک، نشان از مقاومت مردم ایران در برابر تهدیدات درونی و بیرونی دشمنان دارد تا جایی که مردم همواره در برابر گروه های منافق ایستادگی کرده اند.1- ترور محمدولی قرنیمحمدولی قرنی، تا تاریخ 23 بهمن 1357 مسئولیت ریاست ستاد کل ارتش اسلامی را برعهده داشت و عضو شورای انقلاب اسلامی بود، اما ماموریت وی به عنوان ریاست ستاد کل ارتش تنها 43 روز طول کشید. او سرانجام در تاریخ 3 اردیبهشت 58 توسط گروهک فرقان ترور شد.در همان سال 57 منافقین، فدائیان خلق و برخی گروه های دیگر در موضع جبهه دموکراتیک و به اصطلاح ملی در راستای مواضع مشترک در خصوص ارتش اظهارنظر می کردند. پس ارایه اظهارنظرات گوناگون دیگر در خصوص ارتش، سرلشکر قرنی رییس ستاد کل ارتش در مصاحبه ای اظهارداشت که اگر ارتش را به هر وسیله تضعیف کنند استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می افتد.این قاطعیت در جایگاه ستاد ارتش خشم ضد انقلاب را برانگیخت تا وی سرانجام روز دوشنبه، سوم اردیبهشت 1358 در منزلش توسط گروه فرقان ترور شد. وی بلافاصله به بیمارستان مهر انتقال یافت و یک تیم پزشکی از ارتش نیز به بیمارستان اعزام شد تا در جریان درمان او کمک کنند اما معالجات مؤثر واقع نشد و او به شهادت رسید.2- ترور آیت الله مرتضی مطهریآیت الله مرتضی مطهری از چهره های برجسته انقلابی و رئیس شورای انقلاب، در حدود ساعت ۱۱ شب روز سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ هدف گلوله یکی از افراد گروهک فرقان قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان طرفه در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ به شهادت رسید.دلایلی که گروهک فرقان در رابطه با ترور شهید مطهری ذکر کرده اند، به این شرح است: «وی اصطلاح «ماتریالیسم منافق» را جعل کرده و در دین اسلام بدعت گذاشته است و از آن چماق تکفیری علیه بهترین فرزندان اسلام و قرآن ساخته است. دیگر اینکه نامبرده عضو شورای انقلاب بوده و همچنین کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را نوشته است که به منزله همکاری با رژیم طاغوتی است و مجازات تمام موارد اعدام است.»3- ترور ناموفق هاشمی رفسنجانیدر شب 4 خرداد 58 حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در داخل منزلش توسط گروهک فرقان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و ضاربین به سرعت گریختند. هاشمی بلافاصله در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه شب به بیمارستان شهدا منتقل شد. او از ناحیهٔ شکم قسمت بالا و راست مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود.روزنامه جمهوری اسلامی پس از این جریان، سوء قصد به حجت الاسلام هاشمی را «زنگ خطر مجددی به مسئولین امور» خواند و اعلام کرد که «از بدو موجودیت مبارزه مسلحانه را محکوم و غیرانسانی شناخته است و حادثه اخیر بار دیگر تأکیدی است برای شدت عمل در خلع سلاح افراد مشکوک و غیرمسئول.»4- ترور حاج مهدی عراقی و فرزندشبراساس اعترافات اکبر گودرزی، رهبر گروهک فرقان، طرح ترور حاج مهدی عراقی از سوی وی و محمد متحدی مسئول نظامی مطرح شد. اکبر گودرزی در ارتباط با انگیزه ترور عراقی به همکاری او با نظام جمهوری اسلامی تاکید می کند.به هر روی، گروهک فرقان در ۴ شهریور ۱۳۵۸، حاج مهدی عراقی و پسرش حسام عراقی را به شهادت رساندند. این اقدام، در خیابان زمرد، در ساعت ۷ صبح درست زمانی که آن دو عازم محل کار خود در مؤسسه کیهان بودند صورت گرفت. حاج مهدی عراقی مدیر مالی مؤسسه و حاج حسین مهدیان مدیر کل آن بود. تروریست های فرقان که سوار یک موتور هوندا بودند، به محض مشاهده خودروی حامل آن ها از کمین گاه بیرون آمدند و سرنشینان بی دفاع را به رگبار اسلحه یوزی بستند. گلوله ای که به گردن حاج مهدی عراقی اصابت کرد، موجب شهادت سریع وی شد، ولی مردم دو مجروح دیگر را به بیمارستان ایران مهر قلهک انتقال دادند. اما حسام عراقی در بین راه شهید شد.5- ترور دکتر محمد مفتحکوشش های سیاسی استاد مفتح پس از انقلاب با شدتی بیشتر دنبال شد. وی علاوه بر عضویت در شورای انقلاب با درخواست دانشجویان دانشکده الهیات و بعد از مشورت با استاد مطهری سرپرست دانشکده الهیات شد و علاوه بر این سرپرستی کمیته منطقه ۴ تهران نیز بر عهده وی بود. از آنجایی که دشمنان انقلاب اسلامی، او را یکی از نظریه پردازان و حامیان اصلی انقلاب اسلامی میدانستند، سعی در ترور ش داشتند از همین رو دکتر مفتح در ساعت ۹ صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ در حیاط خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چند گلوله از سوی ضاربین -کمال یاسینی، عضو گروهک فرقان- به شدت زخمی شد و حدود ساعت ۲ بعدازظهر همان روز به شهادت رسید.6- ترور آیت الله سید محمود قاضی طباطباییآیت الله قاضی طباطبایی همچنان که در تلاش های علمی کوشا بودند، در مبارزات سیاسی نیز شرکت فعالانه داشت. وی یکی از رهبران و پایه های نهضت اسلامی در آذربایجان بود که در جریان همین مبارزات دستگیر و در زندان قزل قلعه تهران زندانی شد و سپس به بافق کرمان تبعید شد.آیت الله قاضی همچنین همیشه سدّ مستحکمی در مقابل خطوط انحرافی در جریانات ضد انقلابی بود و از اوان پیروزی انقلاب علیه جریانات منحرف و وابسته، نظیر خلق مسلمان افشاگری های لازم را می کرد. آیت الله قاضی طباطبایی بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب از طرف امام به سمت امام جمعه تبریز منصوب شد و اولین نمازجمعه را در این شهر بزرگ برپا کرد. او سرانجام پس از اقامه نماز عید قربان در روز 10 آبان ۱۳۵۸ در راه بازگشت به منزل توسط گروهک فرقان ترور شد.7- ترور نافرجام آیت الله خامنه ایدر 6 تیر 60، هنگامی که آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران سخنرانی می کردند، گروهک فرقان اقدام به ترور ایشان کرد که باعث جراحت ایشان شد. در این ترور گروهک فرقان بمبی در ضبط صوتی که بر میز سخنرانی آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران بود کار گذاشتند.در شهریور 1360 محمد متحدی و مسعود تقی زاده دو تن از عوامل بمب گذاری مسجد ابوذر دستگیر شدند. "امیرمسعود تقی زاده" در اعترافاتش درباره نحوه ترور حضرت آیت الله خامنه ای در 6 تیر ۱۳6۰ در مسجد ابوذر می گوید: «طرح استفاده از ضبط صوت برای عملیات از قبل توسط مهدی [محمد متحدی] مطرح شده بود... من ظهر به مسجد [ابوذر] رفتم و دیدم که یک نماز به امامت خود آیت الله خامنه ای خوانده و نماز بعدی را هم من شرکت کردم و سپس وقتی ایشان برای سخنرانی به پشت میز بزرگی که قرار داشت رفت٬ من بعد از یکی دو دقیقه ضبط را به کار انداخته و جلوی ایشان گذاشتم.»8- انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامیدر روز ۷ تیر ۱۳۶۰ آیت الله بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهره های برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند. این حادثه شش روز پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری صورت گرفت.عامل انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی،محمدرضا کلاهی، از اعضای رده پائین سازمان منافقین بود. نفوذ کلاهی در تشکیلات حزب جمهوری با کمک "جواد قدیری"از اعضای قدیمی و مهم سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ارتش صورت گرفته بود و در جریان انفجار دفتر حزب جمهوری نیز، جواد قدیری عامل انتقال دهنده بمب های ساخته شده از قسمت فنی سازمان منافقین به عوامل اجرایی و از جمله کلاهی بوده است. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که روز هفتم تیر کار یکسره خواهد شد.روزنامه کیهان روز 8 تیر در گزارشی نوشت: «حدود ساعت ۲۱ دیشب دو بمب بسیار قوی در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد که بر اثر شدت انفجار قسمت هایی از ساختمان فروریخت و موجب شهادت ده ها تن از مقامات مملکتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و چند تن از وزرا گردید.»9- ترور محمد کچوییمحمد کچوئی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی از اعضای کمیته استقبال از امام خمینی و مسئول ستاد استقبال ناحیه ۱۰ تهران بود. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دادستانی انقلاب تهران که در زندان قصر واقع بوده و ریاست آن با آقای هادوی بود می رود و از بهمن ۵۷ تا تیرماه ۵۸ در دادستانی مشغول فعالیت و محاکمه دستگیر شدگان رژیم قبل بود. وی در تیر سال ۵۸ به ریاست زندان اوین برگزیده می شود و بیش از ۲ سال اداره زندان اوین را بر عهده داشته است.در ۸ تیر ماه ۱۳۶۰ و پس از انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ، برخی از زندانیان وابسته به منافقین در زندان اوین دست به شورش می زنند که با واکنش شهید کچویی به عنوان مسئول زندان مواجه می شوند. در حوالی ظهر همان روز، که برخی از عوامل دادستانی انقلاب تهران همانند شهید اسدالله لاجوردی و آیت الله محمدی گیلانی و... مشغول استراحت و صرف ناهار در محوطه زندان اوین بودند یکی از اعضای نفوذی سازمان منافقین در میان پاسداران با نام سیدکاظم افجه ای هزاره ای تصمیم به ترور یک جا و دست جمعی اعضای دادستانی می گیرد که در این میان محمد کچویی تلاش می کند جلو این کار را گرفته و جان دیگر افراد حاضر در صحنه را نجات دهد. به همین دلیل وی در مقابل افجه ای قرار گرفته و از ناحیه کتف و سر مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و به شهادت می رسد.10-انفجار دفتر نخست وزیریدر روز ۸ شهریور ۱۳۶۰ محمدعلی رجایی رییس جمهوری و محمدجواد باهنر نخست وزیر وقت به همراه گروهی از اعضای هیات دولت در انفجار دفتر نخست وزیری به شهادت رسیدند. این واقعه درست دو ماه پس از آن رخ داد که آیت الله دکتر سیدمحمد بهشتی و اعضای حزب جمهوری اسلامی در انفجار دفتر این حزب ترور شده و به شهادت رسیده بودند.نفوذ عامل منافقین، یعنی مسعود کشمیری که در نهایت به شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر ایران ختم شد می توانست خسارت های بسیار سنگین تری را به نظام نوپای جمهوری اسلامی تحمیل کند؛ براساس شواهد موجود، نفوذی سازمان منافقین درصدد ترور رهبر کبیر انقلاب نیز بود. چنانچه حجت الاسلام احمد خمینی نقل کرده است: «آن شخص که با منافقین کار می کرد، یعنی کشمیری، بنا بود یک چمدان مواد منفجرا را بیاورد و در کنار حضرت امام بگذارد؛ در زمانی که ریاست جمهور، رئیس مجلس و نخست وزیر و وزرا خدمت حضرت امام آمدند [از محل] سه راه بیت حضرت امام آمدند و گفتند آقای کشمیری با یک ساک هست که در آن ساک وسایل و چیزهایی که بناست یادداشت کنند قرار دارد؛ گفتم نه ما اجازه نمی دهیم. کشمیری از ترس اینکه نکند مسئله روشن شود به عنوان اعتراض همراه کیفش برگشت. همان کیف در نخست وزیری جلوی مرحوم رجایی و باهنر گذاشته شد و آنجا را منفجر کرد و این دو شهید بزرگوار را از دست ما گرفت.»11-ترور آیت الله مدنیاقدامات شهید مدنی در تثبیت اوضاع تبریز، مقابله با اقدامات سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و نیز بنی صدر و خنثی کردن توطئه های دشمنان کشور، کینه عمیق دشمنان را موجب شده بود. به دلیل این بود که آنان درصدد ترور و به شهادت رساندن وی برآمدند. منافقین روز 20 شهریور 1360 او را در محراب به شهادت رساندند. آیت الله مدنی که در آن روز بعد از خطبه های نماز جمعه شروع به نماز خواندن کرد که در آن لحظه یکی از حضار و نمازگزاران به وی نزدیک شد. فرد مزبور مجید نیکو نام داشت که از عوامل سازمان منافقین بود.روزنامه جمهوری اسلامی در 21 شهریور 1360، ترور آیت الله مدنی را این گونه گزارش کرد: «مقارن ساعت 40 : 1 بعدازظهر، هنگامی که آیت الله مدنی بعد از اتمام نماز جمعه ای ...

ادامه مطلب  

قاهره با میراث ناصر خداحافظی کرد  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه دنیای اقتصاد: پس از گذشت حدود 60 سال بار دیگر مسائل و اختلافات مربوط به حاکمیت مصر و عربستان بر دو جزیره «تیران» و «صنافیر» مطرح شده است. براساس توافقی که بین این دو کشور و در جریان سفر 5 روزه ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، به قاهره در آوریل 2016 درخصوص ترسیم مرزهای بین دو کشور به امضا رسید، مصر در مقابل دریافت سالانه دو میلیارد دلار و 25 درصد نفت و گاز مورد نیاز خود، این دو جزیره را به عربستان سعودی واگذار کرد. کمیسیون امور قانون اساسی و قانونگذاری در پارلمان مصر روز چهارشنبه با توافق تعیین مرزها میان مصر و عربستان سعودی موافقت کرد. از میان ۴۳ عضو، اکثریت ۳۵ عضو از اعضای کمیسیون امور قانون اساسی و قانون گذاری در پارلمان مصر با این تفاهم نامه جنجالی موافقت کرده و هشت تن دیگر با آن مخالفت کردند.طبق اعلام اسناد مربوط به دولت مصر این دو جزیره در آب های سرزمینی عربستان سعودی قرار می گیرد اما با این حال برخی از نیروها و جریان های سیاسی با این موضوع مخالف هستند و تاکید می کنند مصر به نوعی درخصوص این دو جزیره کوتاه آمده و با فروش سرزمین مصر به نسل های آینده خیانت کرده است. به گزارش گاردین، درخصوص مالکیت این جزایر اختلافاتی بین مصر و عربستان وجود داشته است. در سال 1954 سازمان ملل این دو جزیره را متعلق به مصر دانست که مورد قبول سعودی ها نبود و آنها در سال 1975 هیاتی را به سازمان ملل فرستادند تا بر مالکیت خود بر این دو جزیره تاکید کنند. اختلافات بین دو کشور ادامه داشت و درحالی که عربستان تاکید می کرد که این دو جزیره در آب های سرزمینی این کشور قرار گرفته اند، مصر هم ادعای مشابهی داشت اما هیچ مرز مشخصی بین دو کشور ترسیم نشده بود به همین دلیل این اختلاف تاکنون همچنان پابرجا بود.جامعه مصر ملتهب استواگذاری این جزایر به عربستان پس از تصویب پارلمان موجی از اعتراض را در جامعه مصر برانگیخته است. از یکسو، مردم در شهرهای مختلف مصر تظاهرات کردند. از سوی دیگر، برخی نمایندگان مجلس مصر در پی موافقت پارلمان این کشور با ترسیم مجدد مرزهای آبی مصر با عربستان و واگذاری دو جزیره به عربستان، استعفا کرده و برخی دیگر نیز دست به تحصن زدند. همچنین گفته می شود «حمدین صباحی»، سیاستمدار مصری و نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری این کشور نیز در این اعتراضات حضور داشته که با حمله نیروهای امنیتی صباحی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پلیس مصر همچنین ده ها فعال این کشور را که به تصمیم پارلمان مصر برای واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر به عربستان معترض بودند، بازداشت کرد. با این حال، نیروهای امنیتی مصر نیز وارد عمل شده و مردم را متفرق کردند.این اعتراضات به مردم و سیاستمداران محدود نماند. احزاب سیاسی مصر نیز چهارشنبه گذشته با حضور در برابر پارلمان این کشور به توافق نامه واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان اعتراض کردند. در میان نهادهای قانونی- قضایی مصر هم نوعی سردرگمی دیده می شود. از یکسو به گزارش اسکای نیوز، دادگاه عالی اداری مصر حکم نهایی خود را درباره لغو توافق نامه ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و عربستان صادر کرد. احمد الشاذلی، رئیس دادگاه عالی اداری مصر در این باره گفت: «دادگاه به این نتیجه رسیده که جزایر تیران و صنافیر متعلق به مصر هستند.» از سوی دیگر، دادگاه تجدیدنظر قاهره به صحیح بودن توافق ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و عربستان رای مثبت داد که طبق آن دو جزیره راهبردی «تیران» و «صنافیر» در دریای سرخ، به عربستان واگذار می شود. دولت مصر هفته گذشته توافق واگذاری این دو جزیره را تصویب کرد و این توافق را برای تایید به پارلمان ارجاع داد. گاردین در گزارش خود به نقل از الاهرام فضای جامعه مصر را چنین توصیف می کند: «موج گسترده ای از مشاجره و سردرگمی.» در فضای مجازی نیز دولتمردان مصری به ویژه عبدالفتاح السیسی آماج حملات توییتری بودند. کاربران او را به فروش جزایر به عربستان محکوم می کردند. توییت های مربوط به تیران و صنافیر به چند ده هزار توییت رسید. گاردین می نویسد به چندین نسل از مصری ها در کتاب های تاریخ آموزش داده می شد که این جزایر مصری هستند که به دلیل ماهیگیری و شنا شهره هستند. التهاب در فضای اجتماعی مصر به فضای مجازی نیز سرایت کرد. جوک ها و کاریکاتورهایی علیه سیاستمداران دخیل در این اقدام به ویژه السیسی ساخته و پرداخته شد. این جوک ها، کاریکاتورها و توییت ها السیسی را به دلیل اتفاقات مصر و سرنگون کردن دولت مرسی در سال 2013 به انتقاد می کشیدند. در یکی از پست ها آمده: «فروش این جزایر از سوی السیسی به این بهانه انجام می شود که این جزایر سعودی هستند اما اگر در دوران مرسی این طور می شد این جزایر مصری تلقی می شدند.» در پست های توییتری همچنین به سخن جمال عبدالناصر اشاره می شد که هشدار می داد این جزایر مصری هستند. یک کاریکاتور هم السیسی را در حالتی نشان می دهد که کیسه ای برنج به دلیل فروش این جزایر در دست دارد.منتقدان از جمله برخی اعضای اخوان المسلمین با حمله به سیسی می گویند: «او این جزایر را به خاطر مشتی دلار در ازای قتل، بازداشت، تخلف، ناپدید شدگی های اجباری و کشتارهای فراقانونی در داخل واگذار کرد.» چنین به نظر می رسد که دیگر چیزی از میراث ناصر باقی نمانده است. اگر او هشدار داده بود که این جزایر مصری هستند اما اکنون وارثانش با واگذار کردن این جزایر در ازای دریافت دلار، مردم خود را نیز سرکوب می کنند. مصری که روزگاری نقطه ثقل تحولات جهان عرب و رهبر اعراب بود اکنون این رهبری را به عربستان واگذار کرده و یوغ بندگی سعودی را بر گردن آویخته است. شاید تمام این مصیبت ها محصول بهار عربی باشد. شاید اگر مبارک بر سر کار بود و مشت آهنین «آخرین دیکتاتور» و «آخرین فرعون» همچنان بر سر مصر بود مصری ها شاهد چنین روزهایی نبودند. شاید اگر «بهار عربی» به «خزان» تبدیل نمی شد مصر در جایگاه بهتری قرار داشت. چه بسیارند مصری هایی که اکنون حسرت روزهای آرامش و امنیت دوران مبارک را می خورند. اگر آن روزها سعودی ها و خادمان حرمین شریفین سر بر آستان فراعنه می ساییدند اکنون این فراعنه هستند که طوق رقیت سعودی بر گردن انداخته و سر بر آستان سلمان می سایند. مصر اکنون بیمار است و بی جهت نیست اگر این کشور را به تأسی از عثمانی «مرد بیمار خاورمیانه عربی» بنامیم؛ مردی که نتوانسته از پس حدود 7 سال اعتراض مردمی برآید و هر روز کمرش خمیده تر و اقتصادش وخیم تر می شود. مصر همچون پیرمرد دست به عصا و نیازمندی است که کاسه گدایی نزد وهابیون سعودی دراز کرده است.«تیموتی. ای. کالداس»، محقق اندیشکده تحریر برای خاورمیانه مستقر در واشنگتن می گوید: فضای ملتهب مصر و احکام قضایی ضدونقیض باعث سردرگمی دولت اقتدارگرای مصر شده است. او می گوید اگر روزگاری در مصر یک «نهاد» قدرت وجود داشت اما اکنون «نهادهای» قدرت هستند که نه تنها هیچ حرف شنوی از هم ندارند بلکه چوب لای چرخ هم می گذارند. او می گوید علاوه بر سیسی به عنوان رهبر قوه مجریه، سیستم قضایی مصر هم در داخل و خارج به خاطر فقدان استقلال و بازیچه شدن در دستان نظامیان مورد انتقاد است. شاید جرقه ای که واگذاری تیران و صنافیر به عربستان روشن کرد پاشنه آشیل دولت نظامیان باشد؛ کسی نمی دانست که خودسوزی یک جوان تونسی موجب برانگیختن چنان اعتراضات دومینوواری در جهان عرب شود. شاید جرقه تظاهرات اخیر در مصر اندکی طول بکشد تا به آتشی بزرگ تبدیل شود و خرمن نظامیان را بسوزاند.تیران و صنافیر با چند روایتدر مورد مالکیت تاریخی این جزایر روایاتی مطرح شده است. برخی مالکیت آن را از ابتدا از آن مصر دانسته اند که پس از درگیری این کشور با اسرائیل موجب جدایی آنها از مصر و انتقال دوباره آنها به قاهره در سال 1982 شد. برخی دیگر معتقدند این جزایر از سوی عربستان به مصر واگذار شد.1- روایت اول را «الهامی الملیجی» کارشناس و تحلیلگر مصری می گوید. او معتقد است مصر و دولت عثمانی در سال 1906 مرزهای دریایی خود را ترسیم کردند که به موجب آن دو جزیره تیران و صنافیر به مصر اعطا شد. در تاریخ 24 فوریه سال 1949 مصر با اسرائیل توافق «رودس» را امضا کرد و خط آتش بس نیز شامل مرزهای 1906 به جز غزه بود. این در حالی بود که عربستان سعودی به شکل کنونی آن در سال 1932 تاسیس شد. در دهم مارس 1949 اسرائیل آتش بس رودس را نقض کرده و به مرزهای دریایی مصر در شرق «طابا» و غرب «ایلات» ح ...

ادامه مطلب  

عکس/رقابت تیم های ارتش و سپاه با حریفان در مسابقات نظامی ۲۰۱۷  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، مسابقات نظامی (army games ۲۰۱۷) در سال ۲۰۱۷ با ۲۸ رشته از ۲۹ ژوئیه تا ۱۲ اوت (۷ الی۲۱ مرداد) در پنج کشور آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، چین و روسیه آغاز شده و هم اکنون در حال برگزاری است.در رقابت های بخش تعمیرات و پشتیانی توپخانه که در شهر کورال چین برگزار می شود، تیمی از نیروی زمینی سپاه پاسداران به نمایندگی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران حضور پیدا کرد که در ادامه تصاویر مربوط به رقابت این تیم در جریان مسابقات نظامی ۲۰۱۷ را می بینید.در بخش دیگری از این مسابقات غواصان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در مسابقات غواصی عمیق و نجات که در شهر سواستوپول روسیه برگزار می شد، شرکت کردند و به رقابت با حریفان خود پرداختند.در بخش دیگری از این رقابت ها و در بخش مساباقات پهپاد، تیمی از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بعنوان نماینده نیروهای مسلح ایرانی حضور دارد. این مسابقات به میزبانی شهر اوتار کشور قزاقستان برگزار شد.رقابت تیم های ارتش و سپاه با حریفان در مسابقات نظامی ۲۰۱۷ رقابت تیم های ارتش و سپاه با حریفان در مسابق ...

ادامه مطلب  

موشک های ماوریک و عملیات پیکان/ اقداماتی برای بهبود شرایط سربازی و رفع تبعیض/ مخالفت بنی صد با تجهیز سپاه/ چرایی ادامه جنگ بعد از آزادسازی خرم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری میزان؛ «تحفظ» نداشت اما صراحت چرا. می گفت «اگر هر کدام از دو نهاد ارتش و سپاه نبودند معلوم نبود جنگ چه سرنوشتی می داشت». نیک می دانست جنگ زوایای پنهان و پیدای زیادی دارد که برای قضاوت درباره آن باید به ظرف مکان و زمان هم توجه شود بنابراین اعتقاد نداشت با حدس و گمان حرف بزند و هر کجا لازم بود صریح می گفت «این موضوع را باید از اهل فن پرسید». رویه گفت وگو نشان داد نباید طیف های سیاسی به بهانه انتقام جویی از ارتش یا سپاه، به انحاء مختلف آنها را در جنگ مقصر جلوه دهند چرا که این دو نهاد مکمل هم بودند. البته تفاوت آشکار بین حفاظت از خلیج فارس و سایر مرزها به هر عقل سلیم اجازه «مقایسه عملکرد ارتش و سپاه در این دو حوزه» را نمی دهد.امیر سرتیپ دوم ستاد شاهین تقی خانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۴۲ در تهران است. او به واسطه شغل نظامی پدرش، از بدو تولد همراه با خانواده در شهر های تهران، دزفول، شیراز و همدان زندگی کرده است.امیر تقی خانی با اخذ مدرک دیپلم در سال ۶۰ و پس از گذراندن دوره خدمت سربازی در سال ۶۱، از شهریور ۱۳۶۲ به استخدام نیروی زمینی ارتش درمی آید و پس از گذراندن دوره یک ساله اولیه در ارتش، با رسته مخابرات وارد لشکر ۲۳ نیرو های مخصوص می شود و پس از معرفی، عازم پادگان «پسوه» در شمالغرب کشور شده و چند ماهی را در آنجا سپری می کند. پس از گذراندن این مقطع، او مسئول «افسر مخابرات و فرمانده دسته ارتباط» تیپ ۲ لشکر ۲۳ می شود و در این مدت در چند عملیات پاکسازی و همچنین عملیات «قادر» حاضر می شود.او از اواخر سال ۶۶ وارد مجموعه عقیدتی سیاسی تیپ ۲ لشکر ۲۳ می شود و پس از مدتی، مسئولیت «تبلیغات و روابط عمومی» این لشکر را بر عهده می گیرد. سال ۶۹ به ستاد نیروی زمینی می رود و به مدت ۱۲ سال مسئولیت خبر این نیرو را بر عهده می گیرد و سپس مدیر روابط عمومی نیروی زمینی ارتش می شود. پس از آن نیز امیر تقی خانی وارد سازمان عقیدتی سیاسی ارتش می شود. او هم اکنون «معاون فرهنگی و روابط عمومی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش» و «سخنگوی ارتش» است. امیرسرتیپ تقی خانی عصر یکی از روزهای پاییزی و همزمان با هفته دفاع مقدس، مهمان خبرگزاری میزان بود و ضمن بازدید از مرکز رسانه قوه قضائیه، از تحریریه های مختلف خبرگزاری میزان نیز بازدید کرد و سپس به مدت بیش از دو ساعت با خبرنگاران تحریریه سیاسی این خبرگزاری به گفت وگو نشست. گفت وگویی که در آن از «بدنه انقلابی ارتش قبل از انقلاب»، «نقش ارتش در مقابله با ضد انقلاب»، «شبهه های مختلف در طول دفاع مقدس»، «چرایی ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر»، «روحیه فعلی ارتش» و موضوعات مختلف روز ارتش سخن رانده شد.متن گفت وگوی تفصیلی خبرگزاری میزان با امیر تقی خانی به شرح زیر است.میزان: امیر در ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم.امیر تقی خانی: خواهش می کنم. در خدمت شما هستم و امیدوارم گفت وگوی خوبی داشته باشیم.بدنه ارتش قبل از انقلاب، از قشر کم درآمد و البته مذهبی جامعه بودندمیزان: به عنوان سوال نخست در خصوص ارتباط ارتش دز زمان انقلاب با انقلابیون و روحانیون برای ما توضیحاتی را ارائه دهیدامیر تقی خانی: ارتباط ارتش با انقلاب به یک سال قبل از پیروزی انقلاب محدود نمی شود. بدنه ارتش در زمانی که انقلاب هنوز پیروز نشده بود، مؤمن بود و در این مجموعه کسانی ک به امام(ره)، روحانیت و دین عشق می‎ ورزیدند، ارتباطاتی را با مراجع و روحانیون پیشگام انقلاب برقرار کردند. شهید بزرگواری مثل شهید نامجوی از سال 46-47 هسته های انقلابی را در ارتش با شناسایی نیروهای مؤمن و معتقد تشکیل داد و ارتباط با روحانیت را به تدریج تقویت کرد و مرکز تشکیل این هسته های انقلابی را دانشگاه افسری امام علی (ع) بنیان نهاد. نه تنها در تهران بلکه در شهرستان ها نیز افرادی نظیر شهید نامجوی حضور داشتند و فعالیت می کردند. از سوی دیگر ارتش در زمان قبل از انقلاب به دلیل نگرانی هایی که رژیم طاغوت از احزاب به ویژه حزب توده و کمونیست داشت، ناچاراً در استخدام و به کارگیری جوانان برای جذب، روی جنبه های عقیدتی آنها حساسیت چندانی نداشت. از طرفی بدنه ارتش از قشر کم درآمد و البته مذهبی جامعه بودند اینها آمدند و کم کم لشکریان امام (ره) برای پیروزی انقلاب شدند. و البته ارتباط با روحانیت به مرور تقویت شد و همین ارتباط زمینه های همراهی و همدلی بیشتر ارتش با انقلاب و امام (ره) را فراهم کرد و نه تنها در پیروزی انقلاب بلکه در سالهای بعد و جنگ تحمیلی و پس از آن نیز، این ارتباط و تقویت حضور روحانیون برکات بسیاری را برای ارتش به همراه داشت.اگر همراهی ارتش نبود، انقلاب شاید خیلی خیلی دیرتر به پیروزی می رسیدمیزان: اگر همراهی ارتش با مردم نبود، انقلاب به پیروزی می رسید؟ امیر تقی خانی: قبل از پیروزی انقلاب، رژیم کم کم متوجه شده بود که نمی تواند روی این ارتش حساب کند چرا که بدنه ارتش همراه رژیم طاغوت نبود. سران ارتش نیز نمی توانستند از بدنه ارتش برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند. اگر همراهی ارتش نبود، انقلاب شاید خیلی خیلی دیرتر و با شهدای بیشتر و خسارات فراوان تری به پیروزی می رسید. نمی توانیم بگوییم «اگر ارتش نمی خواست، انقلاب پیروز نمی شد» چراکه خواست عموم مردم، ایجاد انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) بود.ارتش با دم مسیحایی امام راحل، روحیه و قدرت مضاعفی گرفتمیزان: چه عواملی باعث هجمه به ارتش پس از پیروزی انقلاب شد؟امیر تقی خانی: به محض پیروزی انقلاب، رفته رفته خط و خطوط های افراد و جریان ها روشن شد و خیلی از افراد برای نیل به اهدافشان، امیال و گرایش های خود را که با جمهوری اسلامی همخوانی نداشت بیان کردند. از 22 بهمن 57 تا 28 فروردین 58 که امام خمینی (ره) آن حکم را درباره ارتش صادر کردند و گفتند که «ارتش، ارتش اسلامی است و باید بماند»، تکلیف ارتش مشخص شد و با این دم مسیحایی امام راحل، روحیه و قدرت مضاعفی گرفت. همین زمان، دقیقاً نقطه آغاز هجمه علیه ارتش بود. با ایجاد غائله های مختلف در برخی نقاط کشور سعی کردند انرژی ارتش را در آن مناطق متمرکز کنند. ضمن آنکه مدام شعار انحلال ارتش را نیز سر می دادند.حزب توده، منافقین، کمونیست ها و چریک های فدایی خلق، شعار «انحلال ارتش» سر می دادندمیزان: شعار «انحلال ارتش» از سوی کدام طیف ها مطرح می شد؟امیر تقی خانی: شعار انحلال ارتش از سوی حزب توده، منافقین، کمونیست ها، چریک های فدایی خلق و همه کسانی که بعدها راهشان را از انقلاب اسلامی جدا کردند، سر داده می شد. انقدر این گروه ها بحث انحلال ارتش را مطرح کرده بودند که برخی ها ناخواسته با این خط همراه شده بودند. با وجود همه این هجمه ها، لطف حضرت امام (ره) و همچنین هوشمندی حضرت آقا، باعث تثبیت جایگاه ارتش شد. علقه و علاقه حضرت آقا به ارتش، باعث شد که بعدها ایشان از سوی امام خمینی (ره) به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع و در واقع نماینده امام در ارتش انتخاب شوند.دولت موقت بسیاری از تجهیزات نظامی را پس فرستادمیزان: نگاه دولت موقت به ارتش و استفاده از توان این مجموعه نظامی چگونه بود؟ امیر تقی خانی: نگاه دولت موقت این بود که ما برای اینکه جنگی با کسی نداریم و کسی ما را تهدید نمی کند بسیاری از تجهیزات نظامی را پس فرستادند، دوره خدمت سربازی را کاهش دادند، بحث انتقالی ها و جابجایی کارکنان ارتش را مطرح کردند و ... ؛ لشکر 92 زرهی ارتش که برخلاف برخی یگان ها که عناصر بومی داشتند، عمده نیروهایش مربوط به خود استان نبودند و از جاهای مختلف آمده بودند، با بی تدبیری دولت موقت در بحث جابجایی کارکنان و نیروها، قدرتش کاسته شد. مثلاً متخصص تانک ما از آن لشکر هزار کیلومتر دور شد و در نتیجه آن تانک بدون متخصص و باقی ماند. حتی عناصر اطلاعات ارتش که باید چشم و گوش ارتش باشند و همواره حرکات دشمن را رصد کنند، به دلیل همان نگاه دولت موقت به ارتش و جابجایی های صورت گرفته، در ماجرای تهاجم عراق به ایران نتوانستند کار خود را به خوبی انجام دهند.هجمه های داخلی به ارتش، برای صدام یک فرصت مناسب ایجاد کردمیزان: به سراغ دفاع مقدس برویم. دلیل اصلی حمله صدام به ایران چه بود؟امیر تقی خانی: صدام از قبل از پیروزی انقلاب هم نسبت به ایران کینه داشت. قرارداد 1975 الجزایر باب میل صدام نبود و احساس می کرد که سرش کلاه رفته است، در حالی که به نظر من قرارداد الجزایر قراردادی خوب و منصفانه بود. ضمن اینکه هجمه علیه ارتش از سوی برخی افراد و جریان های داخلی، برای صدام یک فرصت مناسب را ایجاد کرده بود. او گمان می کرد که بهترین فرصت انتقام از ایران فرا رسیده است و بر همین اساس کم کم زمینه های تجهیز قوای نظامی خود را فراهم کرد.اینکه می گویند ارتش در ابتدای جنگ غافلگیر شد حرف درستی نیستمیزان: آمادگی ارتش در ابتدای جنگ و مشخصا روزهای نخست تهاجم ارتش بعث به ایران چگونه بود؟امیر تقی خانی: این حرف که عده ای می گویند «ارتش در ابتدای جنگ غافلگیر شد» حرف درستی نیست. کاملاً مردود است. ارتش در ماه های قبل از آغاز جنگ تحمیلی، قرائن و شواهد حمله دشمن را دریافت کرد و گزارش های آن را به مسئولان ارائه داد. اما وقتی که نگاه به ارتش، نگاه درستی نباشد که در آن مقطع نبود، طبیعتاً به حرف ها و گزارش هایش نیز توجهی نمی شد. با وجود همه این موارد، مجموعه ارتش در ابتدای جنگ آمادگی داشت. مثلاً پادگان «دژ» ارتش در همان یکی دو روز ابتدایی جنگ ایستاد و شهدای زیادی را تقدیم کرد. 2 گردان تکاور دریایی ما در همان روزهای اول تهاجم دشمن در خرمشهر چندین روز ایستادگی کردند و با دشمن مبارزات تن به تن داشتند. صدها دانشجوی دانشگاه افسری ارتش به فرماندهی شهید نامجوی همان روز دوم تهاجم ارتش بعث حرکت کردند و به منطقه رفتند. لشکر 92 زرهی ما با همان تعداد تانک و توپخانه و تجهیزاتی که داشت در همان روزهای اول مقابل دشمن ایستاد تا یگان های پشتیبانی مثل لشکر 77 و لشکر 21 و دیگر یگان ها برسند و کمک کنند. ملت شریف مان حماسه آفرینی هوانیروز را در روزهای ابتدای جنگ را به یاد دارند. نیروی دریایی ارتش نیز با پشتیبانی نیروی هوایی، در تاریخ 7 آذر 59 عملیات پیکان را انجام داد و طومار نیروی دریایی عراق را پیچید؛ به نحوی که تا پایان جنگ، دیگر عراق چیزی به نام نیروی دریایی نداشت. در عملیات پیکان نیروی دریایی ارتش با پشتیبانی خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی با موشک های ماوریک، آنها را مورد هدف قرار دادند. علاوه بر این‎ ها، ارتش طرح های عملیاتی مقابله با دشمن را هم داشت و آنها را به اجرا گذاشت. باید قبول کنیم که در یک سال اول جنگ ارتش تنها بود. البته مردم نیز جانانه بودند و همراهی کردند، سپاه ما نیز در آن زمان که سپاه نوپایی بود وجودش برای صیانت از انقلاب اسلامی بود. با همه بضاعتش بود اما برای یک نبرد کلاسیک تربیت نشده بود و هنوز انسجام لازم را برای یک عملیات بزرگ نداشت. فراموش هم نکنیم که بخش قابل توجهی از نیروهای ارتش، هنگامی که جنگ تحمیلی آغاز شد درگیر مبارزه با ضد انقلاب بودند. مردم کردستان خواستار حضور ارتش بودندمیزان: مبارزه با ضدانقلاب عمدتا در کردستان بود، درست است؟امیر تقی خانی: بله؛ کردستان برای ما عزیز بود و ما برای حفظ مردم عزیز کُرد در آنجا حضور پیدا کردیم. به جرأت می گویم که خود مردم آنجا می خواستند که ارتش بیاید و مناطق و روستاها را از محاصره ضد انقلاب نجات دهد.مخالفت بنی صدر با تجهیز سپاهمیزان: سپاه با چه کیفیتی وارد جنگ شد و تاثیر حضور آن چگونه بود؟امیر تقی خانی: سپاه در همان سال اول جنگ آموزش هایی را فرا گرفت و مجموعه ارتش تلاش کرد تا سپاه را به عنوان برادر دوست داشتنی خود، تجهیز کند. البته مخالفت های زیادی برای آموزش و تجهیز سپاه از سوی دولت موقت و بالاخص بنی صدر صورت می گرفت. در سال دوم جنگ، سپاه به لحاظ رزمی و آمادگی بسیار تقویت شده بود و پیروزی های بزرگ رزمندگان اسلام نیز از همرای ارتش و سپاه در سال دوم جنگ رقم خورد. اگر هرکدام از این ها وجود نداشتند، شک نکنید نتیجه ای را که امروز گرفته ایم، به هیچ عنوان به دست نمی آوردیم.بنی صدر فاقد هوش نظامی بودمیزان: ایجاد اختلال در امور دفاعی از سوی بنی صدر را چگونه ارزیابی می کنید؟امیر تقی خانی: وقتی همه وقایع را کنار هم می گذاریم نمی توانیم بگوییم بنی صدر از سر نادانی این کارها را می کرد. بنی صدر سپاه را تحویل نمی گرفت. او به هیچ وجه میل به تجهیز سپاه نداشت. در یک محاسبه ساده می توان گفت که عدم میل بنی صدر به تجهیز سپاه به معنای بی میلی او به تقویت توان دفاعی بوده است. او فاقد هوش نظامی بود و به همین خاطر به نتایج بی خردی هایش فکر نمی کرد.مخالفت بنی صدر با عملیات لشکر 92 ارتش در سوسنگردمیزان: موردی هم پیش آمده بود که بنی صدر با انجام اقدامی از سوی ارتش مخالفت کند؟امیر تقی خانی: بله؛ فرماندهی بنی صدر بر نیروهای مسلح، کار را برای مجموعه ارتش نیز بسیار سخت کرده بود. 25 یا 26 آبان سال 59، زمانی که سوسنگرد در محاصره بود، قرار بر این شد که این حصر شکسته شود. اگر حصر سوسنگرد شکسته نمی شد، به نوعی خوزستان در خطر قرار می گرفت. در سوسنگرد، «مردم» و «یگان هایی از ستادهای جنگ نامنظم شهید چمران که ترکیبی از تیپ 55 هوابرد، نیروی هوایی، ژاندارمری و نیروهای سپاه بودند» در محاصره قرار داشتند. بنی صدر باید به ارتش مجوز می داد تا یکی از تیپ های لشکر 92 را وارد کند و حصر سوسنگرد را بشکند اما این مجوز را نداد. حضرت آقا بعد از این کار بنی صدر، تماسی با حضرت امام (ره) داشتند و پیگیری مستمری انجام دادند تا عملیات انجام شود. حضرت آقا ساعت 2 صبح نامه ای را به مرحوم قاسمی فرمانده لشکر 92 و امیر فلاحی نوشتند و حکم شکستن حصر سوسنگرد به امر امام (ره) را صادر کردند. امیر فلاحی فرمانده نیروی زمینی و مرحوم قاسمی فرمانده لشکر 92 نیز به سبب ارادتی که به حضرت امام خمینی (ره) داشتند و البته ولایتمداری شان، حکم ایشان را مبنی بر شکستن حصر سوسنگرد بر دستور بنی صدر ارجح دانستند و این عملیات را انجام دادند.«جنگ» سختی های بسیار زیادی را برای خانواده های نیروهای مسلح به همراه داشتمیزان: نقش خانواده های رزمندگان را در طول هشت سال دفاع مقدس چگونه ارزیابی می کتید؟امیر تقی خانی: تردیدی نداریم که جنگ، سختی های بسیار زیادی را برای خانواده های نیروهای مسلح به همراه داشته است و این خانواده ها در فشار روحی روانی و اقتصادی فراوانی قرار داشتند. بسیاری از رزمنده ها و شهدای ما در 8 سال دفاع مقدس نیز متکی به صبر همسر و خانواده خود بودند.لطمه ای که اینجا و در شرایط فعلی از ترک جبهه به من وارد می شود به مراتب بیشتر از «از دست دادن فرزندم» استمیزان: مواردی را برای ما ذکر کنید که رزمندگان یا فرماندهان ارتش دفاع از میهن را به حضور در کنار اعضای خانواده ترجیح داده باشند.امیر تقی خانی: به خاطر دارم سرگرد فرهاد احمدیان رئیس ستاد تیپ 2 لشکر 23، 55 روز بود که در منطقه حضور داشت و به مرخصی نرفته بود. حتی میل به مرخصی رفتن هم نداشت. بیش از آنکه نگران خانواده اش باشد نگران عملیات و رزمندگان بویژه سربازان بود. سرانجام در منطقه ماند و سرانجام در همان منطقه به شهادت رسید. امیر سرتیپ حسن براتی که فرمانده تیپ 2 لشکر 23 بود، با اینکه در عملیات های «فتح المبین» و «بیت المقدس»، دو سه بار مجروح شده بود و به زحمت می توانست حرکت کند و معمولاً در طول روز، بعد از سرکشی هایش از منطقه با دارو و مُسکن آرام می شد، مدت ها مرخصی نرفت و تیپ را رها نکرد. شهید نیاکی فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز بود. در جنگ به او خبر می دهند که دخترت دچار بیماری شده و اگر می توانی برگرد. او نمی رود. یکی دو بار دیگر به او می گویند «حال دخترت خوب نیست، بیایی بهتر است». شهید نیاکی می گوید «این جا هم من فرزندانی دارم، شما در تهران می توانید به دخترم کمک کنید. لطمه ای که اینجا و در شرایط فعلی از ترک جبهه به من وارد می شود به مراتب بیشتر از «از دست دادن فرزندم» است»؛ فرزند شهید نیاکی مدتی بعد از دنیا رفت ولی شهید نیاکی در منطقه ماند.لزوم حفظ اسرار نظامی در جنگمیزان: عده ای معتقدند در زمان جنگ، آن طور که باید و شاید اطلاع رسانی ‎های مربوط به وقایع جنگ برای مردم گفته نمی شد. یا اینکه این اطلاعات به صورت ناقص یا بعضا وارونه انعکاس داده می شد؛ نظر شما در این رابطه چیست؟امیر تقی خانی: یکی از مهم ترین اصولی که باید در هر جنگ و درگیری نظامی رعایت شود، حفظ اسرار نظامی است. ما باید در زمان جنگ حساب شده عمل می کردیم و در نوع اطلاعاتی که به جامعه و مردم می دادیم دقت لازم را انجام می دادیم. هرگونه حرکت محاسبه نشده ممکن بود مورد سوء استفاده دشمن قرار بگیرد. در هر جنگ و عملیاتی، پیروزی و شکست وجود دارد. ما نمی توانیم ادعا کنیم که در تمام عملیات های 8 سال دفاع مقدس پیروز شده ایم. تشخیص اینکه آن زمان چه مقدار از حقایق جنگ باید به مردم گفته می شد، با نظر فرماندهان رده بالا و محاسبه و تاثیرات روحی و روانی برخی اخبار بود. مثلا اعلام تعداد شهدا بلافاصله پس از عملیات ها یا در حین انجام عم ...

ادامه مطلب  

جنایات داعش: روز شمار ۸۳ جنایت داعش در سراسر جهان  

درخواست حذف این مطلب
جنایات داعش تاکنون جان قربانیان زیادی را در اقصی نقاط دنیا گرفته است و دنیا را ناامن تر کرده است. این گروه تروریستی که از مزدوران چند ملیتی تشکیل شده است از بطن گروهک تروریستی القاعده بر پایه ی تاسیس حکومت اسلامی جهادی بر اساس برداشت ناصواب از تعلیمات جهاد و شهادت اسلامی متولد شد. جنایات داعش نه تنها از کشورهای همسایه مثل ایران، سوریه و عرق قربانی گرفته است بلکه تمام کشورها شامل آمریکا، بریتانیا ، آلمان ، فرانسه،… و مانند این ها را هدف قرار می دهد. در این نوشتار فهرست مهم ترین جنایات داعش که تا کنون ثبت شده است آمده است.تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۱۳جنایات داعش تاکنون جان قربانیان زیادی را در اقصی نقاط دنیا گرفته است و دنیا را ناامن تر کرده است. این گروه تروریستی که از مزدوران چند ملیتی تشکیل شده است از بطن گروهک تروریستی القاعده بر پایه ی تاسیس حکومت اسلامی جهادی بر اساس برداشت ناصواب از تعلیمات جهاد و شهادت اسلامی متولد شد. جنایات داعش نه تنها از کشورهای همسایه مثل ایران، سوریه و عرق قربانی گرفته است بلکه تمام کشورها شامل آمریکا، بریتانیا ، آلمان ، فرانسه،… و مانند این ها را هدف قرار می دهد. در این نوشتار فهرست مهم ترین جنایات داعش که تا کنون ثبت شده است آمده است. ۱. اشغال شهر فلوچه: ژانویه ی ۲۰۱۴ (دی ۱۳۹۲) داعش کنترل شهر فلوجه را به دست می گیرد. ۲. ربودن کودکان سوری: مه ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳) به گزارش گروه نظارت دیده بان حقوق بشر سوریه واقع در لندن، داعش بیش از ۱۴۰ پسر مدرسه ای کُرد را در سوریه ربود، و آن ها را مجبور فراگیری الهیات اسلامی افراطی نمود. ۳. تصرف بصره: ۹ و ۱۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۱۹ و ۲۰ خرداد ۱۳۹۳) در فاصله ی یک شب، از دوشنبه شب تا روز سه شنبه، تروریست های داعش فرودگاه، ایستگاه های تلویزیونی و دفتر فرمانداری موصل را به تصرف درآوردند. داعش حدود ۱۰۰۰ زندانی را از زندان ها آزاد کرد. ۴. تصرف و کنترل موصل و تکریت: ۱۰ و ۱۱ ژوئن، ۲۰۱۴ (۲۰ و ۲۱ خرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل موصل و تکریت را به دست گرفت. ۵. آواره کرده عراقی ها: ۲۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۳۰ خرداد ۱۳۹۳) سازمان ملل متحد اعلام کرد بیش از یک میلیون عراقی آواره شده اند. ۶. تصرف القائم : ۲۱ ژوئن، ۲۰۱۴ (۳۱ خرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل شهر القائم – در نزدیکی مرز با سوریه – و هم چنین سه شهر دیگر عراق را به دست گرفت. ۷. تاسیس دولت اسلامی عراق و شام( داعش) : ۲۹ ژوئن، ۲۰۱۴ (۸ تیر ۱۳۹۳) داعش پیدایش خلافتی (دولت اسلامی) را اعلام می کند که همه ی مرزهای رسمی را از بین می برد، و البغدادی را به عنوان ولی خود خوانده ی حدود یک و نیم میلیارد مسلمان جهان معرفی می کند. هم چنین این گروه تغییر نام خود را به دولت اسلامی (is) اعلام می کند. ۸. افزایش آمار آورگان عراقی: ۳۰ ژوئن، ۲۰۱۴ (۹ تیر ۱۳۹۳) سازمان ملل اعلام می کند حدود ۱ میلیون و دویست هزار عراقی مجبور به ترک خانه های شان شده اند. ۹. حمله به سوریه و انفجار آرامگاه یونس نبی: جولای ۲۰۱۴ (مرداد ۱۳۹۳) داعش کنترل بزرگ ترین میدان نفتی سوریه را به دست گرفت و یک میدان گازی را در استان حمص تصاحب کرد، به تجهیزات آن جا یورش برد و ده ها کارگر را به قتل رساند. آنان گستره ی ۱۴۵ کیلومتری از شهرهای سوریه را به اشغال خود درآوردند؛ از دیرالزور تا مرز عراق. آن ها آرامگاه یونس نبی را در موصل منفجر کردند؛ قدمت این مکان مقدس به قرن هشتم پیش از میلاد باز می گشت. ۱۰. حمله به شنگال و قتل عام ایزدیان: ۶ آگوست، ۲۰۱۴ (۱۵ مرداد ۱۳۹۳) تروریست های داعش به شهر شنگال در شمال عراق حمله کردند؛ این شهر موطن گروه اقلیت مذهبی به نام ایزدی ها است. به گفته ی یکی از نمایندگان قانونگذار ایزدی، متعاقب این حمله ۵۰۰ مرد کشته شدند، ۷۰ کودک از تشنگی مردند و زنان نیز برای بردگی به فروش رسیدند. بیش از ۳۰،۰۰۰ خانواده در کوه های شنگال گیر افتادند. ۱۱. سر بریدن جیمز فولی: ۱۹ آگوست، ۲۰۱۴ (۲۸ مرداد ۱۳۹۳) در یوتیوب ویدئویی ارسال شد که در آن، خبرنگار آمریکایی، جیمز فولی، که از ۲۰۱۲ در سوریه ناپدید شده بود،توسط تروریست های داعش سر بریده شد. سپس این تروریست ها تهدید کردند خبرنگار دیگر آمریکایی (قاعدتا استیون ساتلاف) را که در بند آن ها است، به قتل خواهند رساند. ۱۲. سربریدن استیون ساتلاف: ۲ سپتامبر، ۲۰۱۴ (۱۱ شهریور ۱۳۹۳) داعش ویدئوی دیگری را منتشر کرد که صحنه ی سر بریدن خبرنگار آمریکایی، استیون ساتلاف، را به نمایش می گذاشت. جلادی که سر ساتلاف را از تن جدا کرد، آشکارا با لهجه ی بریتانیایی مشابه ی مردی صحبت می کرد که ظاهرا پیش تر فولی را به قتل رسانده بود. ۱۳. اعدام امدادگر بریتانیایی دیوید هینس: ۱۳ سپتامبر، ۲۰۱۴ (۲۲ شهریور ۱۳۹۳) تروریست های داعش در وب سایتی مرتبط با این کار ویدئویی ارسال کردند که در آن، اعدام یک امدادگر بریتانیای به نام دیوید هینس را آشکاری نشان می داد. وی سومین اسیر غربی بود که در ظرف یک ماه به دست این گروه افراط گرای اسلامی به قتل رسانده شد. در پایان این ویدئو، یک اسیر بریتانیای دیگر به نام آلن هنینگ را نشان دادند که وی را نیز آشکارا به قتل تهدید می کردند. ۱۴. سر بریدن آلن هینینگ: ۳ اکتبر، ۲۰۱۴ (۱۱ مهر ۱۳۹۳) داعش ویدئویی دیگر منتشر کرد که در آن، سر بریده شدن گروگان بریتانیایی، آلن هینینگ، را به طور آشکار نشان می داد. در همان ویدئو، این گروه تهدید کرد یک امدادگر آمریکایی را به نام پیتر کسیگ که به عبدالرحمن کاسیگ نیز مشهور بود به قتل خواهند رساند. ۱۵. قتل عام قبلیه ی البونمر: ۳ نوامبر، ۲۰۱۴ (۱۲ آبان ۱۳۹۳)دولت عراق اعلام کرد تروریست های داعش ۳۲۲ نفر از اعضای قبیله ی البونمر را به طور دسته جمعی اعدام کردند. ۱۶. بریدن سر پیتر گاسیک: ۱۶ نوامبر، ۲۰۱۴ (۲۵ آبان ۱۳۹۳) تروریست های داعش با انتشار ویدئویی در اینترنت ادعا کردند گروگان آمریکایی، پیتر کاسیگ، را سر بریده اند. پیتر کاسیگ که به عبدالرحمن کاسینگ نیز مشهور است، پنجمین اسیر غربی بود که داعش طی پیام های ویدئویی مدعی شد سرشان را بریده است. ۱۷. حمله به شارلی ابدو: ۷ ژانویه، ۲۰۱۵ (۱۷ دی ۱۳۹۳) ۲ فرد مسلح به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در پاریس حمله کردند. در این تیراندازی ۱۲ نفر کشته و ۱۰ نفر زخمی شدند. این حمله در پاسخ به کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام توسط مجله ی طنز شارلی ابدو صورت گرفت. ۱۸. باج خواهی از دولت ژاپن: ۲۰ ژانویه، ۲۰۱۵ (۳۰ دی ۱۳۹۳) داعش در ازای حفظ جان دو گروگان ژاپنی به نام های کنجی گوتو و هارونا یوکاوا از کشور ژاپن ۲۰۰ میلیون دلار پول طلب کرد. ۱۹. نمایش سر بریده هارونا یوکاوا در دست کنجی گوتو: ۲۴ ژانویه، ۲۰۱۵ (۴ بهمن ۱۳۹۳) یکی از طرفداران داعش به صورت آنلاین (برخط) ویدئویی ارسال کرد که در آن کنجی گوتو (یکی از گروگان های ژاپنی) را نشان می داد که عکسی از بدن و سر بریده شده ی هارونا یوکاوا را به دست داشت. این ویدئو حاوی درخواستی برای آزادی ساجده الریشاوی، زنی اردنی و مظنون به انجام اعمال تروریستی، در ازای کنجی گوتو بود. ۲۰. بریدن سر کنجی گوتو: ۳۱ ژانویه، ۲۰۱۵ (۱۱ بهمن ۱۳۹۳) داعش ویدئویی در اینترنت منتشر کرد که در آن جسد سر بریده شده ی کنجی گوتو، خبرنگار ژاپنی، را نشان می داد. ۲۱. زنده سوزانی معاذالکساسه: ۳ فوریه، ۲۰۱۵ (۱۴ بهمن ۱۳۹۳) طرفداران داعش عکس ها و ویدئوهایی را در اینترنت منتشر کردند که در آن ها به صورت آشکار نشان می داد معاذ الکساسبه، خلبان نیروی هوایی ارتش اردن، زنده زنده در قفس به آتش کشیده شد. ۲۲. کشته شدن کایلا مولر: ۶ فوریه، ۲۰۱۵ (۱۷ بهمن ۱۳۹۳) داعش در یک پست اینترنتی مدعی شد حملات هوایی اردن باعث مرگ گروگان آمریکایی، کایلا مولر شده است. این پست حاوی عکسی بود که ساختمان فرو ریخته ای را نشان می داد که به ادعای داعش کایلا مولر زیر آن مدفون شده بود. هیچ شاهد و مدرکی درباره ی مرگ این دختر جوان آمریکایی وجود نداشت. ۲۳. سربریدن مسیحیان مصری: ۱۵ فوریه، ۲۰۱۵ (۲۶ بهمن ۱۳۹۳) داعش بار دیگر ویدئویی منتشر کرد که در آن تروریست ها سر ۲۱ مسیحی مصری را در سواحل لیبی بریده بودند. فردای آن روز، طی یک عمل انتقامی هواپیماهای جنگی مصر چند حمله ی هوایی علیه اهداف داعش در لیبی ترتیب دادند. ۲۴. اسارت گرفتن پیشمرگان کرد: ۲۲ فوریه، ۲۰۱۵ (۳ اسفند ۱۳۹۳) داعش ویدئویی منتشر کرد که در آن دست کم ۲۱ مبارز پیشمرگ کُرد را نشان می داد که داخل قفس در حال عبور از خیابان های عراق بودند. آخرین صحنه های ویدئو این اسیرها را زنده نشان می داد. ۲۵. کشتن مردی هم جنس گرا در رقه: ۴ مارس، ۲۰۱۵ (۱۳ اسفند ۱۳۹۳) داعش تصویری از مردی را منتشر کرد که از ساختمانی در شهر رقه سوریه به پایین انداخته شده است. این یکی از دست کم ده ها موردی بود که در آن، داعش مردی را به اتهام هم جنس گرایی به قتل می رساند. ۲۶. حمله ی موشکی به ستاد ارتش عراق: ۱۲ مارس، ۲۰۱۵ (۲۱ اسفند ۱۳۹۳) فردی که به عنوان سخنگوی داعش شناسایی شد، در یک پیام صوتی ادعا کرد، خلافت داعش تا غرب آفریقا گسترش یافته است و رهبر گروه داعش ، ابوبکر البغدادی، پیمان وفاداری بوکوحرام را پذیرفته است. در همین روز، نیروهای عراقی بیش تر بخش های تکریت را از داعش پس گرفت، و داعش ستاد ارتش عراق را در شمال رمادی منفجر کرد، و دست کم ۴۰ سرباز عراقی را از بین برد. ۲۷. جمله به موزه باردو در تونس: ۱۸ مارس، ۲۰۱۵ (۲۷ اسفند ۱۳۹۳) دو مرد مسلح ناشناس با حمله به موزه ملی باردو در پایتخت کشور تونس، اقدام به گروگان گیری کردند. مجموع تلفات این حمله به ۲۳ تن رسید. ۲۸. سربریدن زندانیان: ۱۹ آوریل، ۲۰۱۵ (۳۰ فروردین ۱۳۹۴) بازوی رسانه ای شبکه ی تروریست های داعشی ویدئویی را منتشر کردند که در آن عمال داعش دو گروه از زندانیان را شامل ۳۰ شهروند اتیوپیایی در نقاط مختلف لیبی سر می برند. ۲۹. تصرف رمادی: ۱۷ می، ۲۰۱۵ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴) پس از عقب نشینی نیروهای امنیتی دولت عراق از یک پایگاه نظامی در رمادی، بزرگ ترین شهر در غرب عراق، داعش کنترل این شهر را به دست گرفت. ۳۰. به دست گرفتن کنترل پالمیرا: ۲۱ می، ۲۰۱۵ (۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴) داعش کنترل شهر پالمیرا، شهری ۲۰۰۰ ساله ای در بیابان سوریه، را به دست گرفت. به گزارش دیده بان حقوق بشر سوریه، این شهر آخرین منطقه ی مرزی میان سوریه و عراق تحت کنترل ارتش سوریه بود. ۳۱. انفجار در مسجد امام علی القدیح: ۲۲ می، ۲۰۱۵ (۱ خرداد ۱۳۹۴)مسجد امام علی در شهرک شیعه نشین القدیح از توابع استان قطیف عربستان سعودی در هنگام نماز جمعه منفجر شد. این انفجار منجر به کشته شدن ۲۲ تن و زخمی شدن ۱۰۲ تن دیگر شد. ۳۲. حمله به مقر فرماندهی شبه نظامیان شیعه در عراق: ۱۴ ژوئن، ۲۰۱۵ (۲۴ خرداد ۱۳۹۴) طبق گزارش ها، یک نوجوان بریتانیایی به نام طلحه اسمال، به همراهی سه بمب گذار انتحاری دیگر به مقر فرماندهی گروه شبه نظامی شیعه در عراق حمله کردند و دست کم ۱۱ نفر را کشتند. پیش از این عملیات انتحاری، داعش عکس هایی را از اسمال ۱۷ ساله در کنار پرچم سیاه داعش در شبکه های اجتماعی منتشر کرد. به گزارش بی بی سی، اسمال در ماه مارس آن سال، لندن را به قصد پیوستن به این گروه اسلامی بنیادگرا ترک کرده بود. ۳۳. انهدام دو مکان مقدس در پالمیرا: ۲۴ ژوئن، ۲۰۱۵ (۳ تیر ۱۳۹۴)دولت سوریه گزارش داد تروریست های داعشی دو مکان مقدس مسلمانان را در پالمیرا نابود کرده است. این گروه به حرم و آرامگاه ۵۰۰ ساله ای حمله کرد که گفته می شود نوه ی پسرعموی پیامبر اسلام در آن مدفون بوده است. ۳۴. حملات در تونس و کویت: ۲۶ ژوئن، ۲۰۱۵ (۵ تیر ۱۳۹۴)یک مرد مسلح دست کم ۳۸ نفر را در یک هتل ساحلی در تونس به قتل رساند، و یک بمب نیز در مسجدی در کویت باعث مرگ دست کم ۲۷ نفر شد. داعش مسئولیت این حملات را به عهده گرفت. ۳۵. حمله به نقاط نظامی مصر: ۱ جولای، ۲۰۱۵ (۱۰ تیر ۱۳۹۴) داعش به صورت هم زمان حملاتی را در پنج نقطه ی نظامی کشور مصر آغاز کرد؛ طبق گزارش ها ۱۷ سرباز مصری کشته و ۳۰ نفر دیگر زخمی شدند. به گفته ی ارتش مصر، ۱۰۰ نفر از تروریست ها نیز در این درگیری از بین رفتند. ۳۶. اعدام اسرای پالمیرا: ۴ جولای، ۲۰۱۵ (۱۳ تیر ۱۳۹۴) دیده بان حقوق بشر سوریه گزارش داد، ویدئویی به دست اش رسیده است که نشان می دهد تروریست های داعشی ۲۵ اسیر را در شهر پالمیرای سوریه اعدام کردند. ۳۷. انفجار کامیون در خان بنی سعد: ۱۷ جولای، ۲۰۱۵ (۲۶ تیر ۱۳۹۴) هم زمان با برگزاری جشن عید فطر توسط شهروندان عراقی، داعش با انفجار یک کامیون یخ در بازار شلوغی در شهر خان بنی سعد، دست کم ۱۲۹ نفر را کشته و دست کم ۱۴۰ نفر دیگر را زخمی کرد. ۳۸. انفجار بمب در مرکز فرهنگی آمارا در ترکیه: ۲۰ جولای، ۲۰۱۵ (۲۹ تیر ۱۳۹۴)محوطه ی مرکز فرهنگی آمارا در منطقه سوروچ در استان شانلی اورفه ترکیه هدف بمب گذاری قرار گرفت. تلفات این بمب گذاری ۳۲ کشته و بیش از ۱۰۴ زخمی اعلام گردید. ۳۹. انهدام آثار باستانی پالمیرا: آگوست ۲۰۱۵ (مرداد ۱۳۹۴) داعش آثار باستانی موجود در شهر تاریخ پالمیرای سوریه را نابود کرد، از جمله این آثار باستانی می توان به معبد ۲۰۰۰ ساله ی بعل شمین اشاره کرد. یونسکو، سازمان فرهنگی ملل متحد، تخریب این معبد را یک ” جنایت جنگی ” خواند. ۴۰. انفجار انتحاری در ایستگاه مرکزی آنکارا: ۱۰ اکتبر، ۲۰۱۵ (۱۸ مهر ۱۳۹۴) دو بمب گذار انتحاری در میان راهپیمایان (صلح برای دموکراسی) در مقابل ایستگاه مرکزی راه آهن آنکارا خود را منفجر کردند. تعداد کشته شدگان این حادثه حدود ۱۰۲ نفر عنوان شد. ۴۱. انفجار بمب های انتخاری در بیروت: ۱۲ نوامبر، ۲۰۱۵ (۲۱ آبان ۱۳۹۴) دو بمب انتحاری در منطقه ی برج البراجنه در جنوب بیروت منفجر شد، و بیش از ۴۰ کشته و صدها زخمی به جای گذاشت. داعش مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت و اعلام کرد، مهاجمان دو روز قبل از حادثه، از سوریه به لبنان آمده بودند. ۴۲. بمب گذاری انتحا ...

ادامه مطلب  

إفتتاح بزرگ ترین پایگاه نظامی خاورمیانه و آفریقا در مصر (+عکس)  

درخواست حذف این مطلب
دولت مصر اعلام کرد بزرگ ترین پایگاه نظامی نیروهای زمینی درشمال آفریقا و خاورمیانه را شمال غربی مصر افتتاح کرد.مراسم افتتاح این پایگاه روز شنبه با حضور رئیس جمهور مصر و مقامات ارشد کشورهای خارجی در شمال غربی این کشور افتتاح شد.به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری ها، این پایگاه نظامی تحت عنوان "محمد نجیب" در استان "مطروح" در شمال غرب مصر افتتاح شد."محمد بن زاید" ولیعهد ابوظبی، "سلمان بن حمد آل خلیفه" ولی عهد بحرین، "خالد الفیصل" امیر مکه و "محمد خالد الحمد الصباح" وزیر دفاع کویت در کنار "عبدالفتاح السیسی" رئیس جمهور مصر در مراسم افتتاح این پایگاه حضور یافتند.این پایگاه نظامی تحت عنوان "محمد نجیب" افتتاح شد. محمد نجیب رئیس جمهور مصر در سال 1952 میلادی بود.مهمترین امتیازات پایگاه نظامی محمد نجیب به شرح زیر است:- این پایگاه بزرگ ترین پایگاه نظامی در مصر، خاورمیانه و آفریقاست- شامل 1155 ساختمان و مرکز نظامی است- دارای امکانات لازم برای پشتیبانی نظامی از نیروگاه هسته ای "الضبعه" مصر و زیرساخت های غرب استان اسکندریه مصر است.- دارای امکانات لازم برای برگزاری مانورهای مشترک با کشورهای دوستپایگاه نظامی محمد نجیب در منطقه شمالی غربی مصر در نزدیکی صحرای سینا و دری ...

ادامه مطلب  

از تصمیم عجیب غرضی تا کج سلیقگی بازرگان  

درخواست حذف این مطلب
رئیس اداره دوم ارتش در هنگام شروع جنگ به مناسبت هفته دفاع مقدس به کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین آمده بود تا خاطراتش را بعد از سال ها روایت کند.جمهوریت؛ جنگ تحمیلی یکی از بی رحم ترین حوادث تاریخ سیاسی ایران است. ایرانِ تازه انقلاب کرده به یک باره آژیر جنگ را شنید. در طی همه سال های بعد از این جنگ هشت ساله گرچه بسیار از دلاوری های نیروهای نظامی سخن گفته شده است اما هنوز هم بخش های مغفول مانده زیادی ناگفته مانده است. جنگ که آغاز شد نه سپاه شکل گرفته بود نه بسیج. ارتش تنها تکیه گاه مردم بود. همان روزهایی که بی اعتمادی به ارتش هم در بین مردم و خصوصا انقلابیون زیاد بود. برخی از فرماندهان ارتش به خاطر وابستگی به رژیم پهلوی تصفیه شده بودند و مردم نظر مساعدی به ارتشی ها نداشتند. اما جنگ که آغاز شد همان ارتشی ها به وسط میدان آمدند. با سرهنگ محمدمهدی کتیبه رئیس اداره دوم ارتش که در آغاز جنگ مسئول جمع آوری اطلاعات ارتش بوده است در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین به گفتگو نشستیم. او صراحتا می گوید یک هفته قبل از شروع جنگ به مقامات گفته صدام می خواهد از خوزستان به ایران حمله کند. شاهد ادعایش را هم بیشتر از 200 نماینده مجلس شورای اول می گیرد. او از دخالت های برخی غیرنظامی ها در دوران جنگ روایت کرد. از کج سلیقگی های بازرگان گفت و از برخی اقدامات عجیب غرضی در اهواز که به ادعای او به شدت ارتش را تضعیف کرد. از بنی صدر برایمان گفت که معتقد است ملی گرا بود و به شدت پیرو مصدق. معتقد است منافقین در ابتدای جنگ با صدام رابطه نداشتند اما ... مشروح گفت وگوی خبرگزاری خبرآنلاین به سرهنگ کتیبه را در ادامه بخوانید: در مورد ایران چقدر در جریان آغاز جنگ تحمیلی قرار داشت روایت ها مختلف است، آقای شمس اردکانی روایت می کنند که در یکی از پروازهای کویت به ایران که چند ماه قبل از جنگ بود متوجه آرایش نظامی عراقی ها شدند. ایشان می گویند این هشدار را داده بودند اما کسی به آن توجه نکرد. آیا ارتش حمله عراق به ایران را پیش بینی کرده بود؟ من رئیس اداره دوم ارتش بودم، یعنی کلیه اطلاعات ارتش زیر نظر من بود. آن موقع چون وزارت اطلاعات وجود نداشت، من تقریبا همه کارهای اطلاعات کشوری را هم انجام می دادم. در مقطعی که بنی صدر رئیس جمهور بود، من اطلاعات وسیعی تهیه کردم و آنها را به او ارائه دادم. بنی صدر تحت تاثیر قرار گرفت و تقریبا متوجه شد که عراق به زودی به ایران حمله می کند. او گفت همین مطالب را به اطلاع امام هم برسانیم. در جماران که همراه با تیمسار فلاحی، رئیس ستاد ارتش خدمت امام رسیدیم نقشه وضعیتی تهیه کرده بودم که آن را به عرض امام رساندم. آنجا وضعیت جبهه های مرزی مان با عراق را شرح دادم و گفتم احتمال اینکه عراق هرچه زودتر به ایران حمله کند وجود دارد. حضرت امام گفتند اینها را به آقای خامنه ای و دکتر بهشتی هم بگویید. اما اصل موضوع در زمان آقای رجایی بود. تقریبا یک هفته مانده به شروع جنگ مجلس شورای اسلامی شهید رجایی را خواستند. قرار بود شهید رجایی درباره تحرکاتی که در غرب کشور وجود داشت و ارتش عراق مثلا به پاسگاه ها حمله می کرد توضیح دهد. آقای رجایی از من، سرلشگر فلاحی و امیر ظهیرنژاد هم دعوت کرد که با ایشان به مجلس برویم. من نقشه وضعیتی تهیه کرده بودم که آنجا شرح دادم. اینکه آقای شمس اردکانی می گوید از هوا مشاهده کرده است قابل رویت نیست. ما هر روز همه حرکات ارتش عراق را زیر نظر داشتیم و اطلاعات جامعه برای ما مستند می نمود. مشخص شد تعدادی از واحدهای پیاده، واحدهای زرهی، توپخانه و لجستیکی ارتش عراق از نقاط مختلف عراق حرکت کرده اند و در مرز ما مستقر شده اند. ما نظامی ها می گوییم که برای شروع هر عملیاتی شواهد و قرائنی لازم است. اگر این قرائن و شرایط تحقق پیدا کرد عملیات صد در صد قطعی است. پس بنابراین از این حرکات، جابجایی ها و اسکان واحدهای زرهی و لجستیکی یقین داشتیم که ارتش عراق به ایران حمله می کند. ما این نقشه وضعیت را به دفتر مرحوم هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس بردیم. آنجا آقای خامنه ای، رجایی و هاشمی بودند. وقتی این را شرح دادیم به جلسه مجلس رفتیم. جلسه مجلس را از حالت علنی به جلسه خصوصی تبدیل کردند. خبرنگاران و تماشاگران از مجلس بیرون رفتند. من نقشه وضعیت را روی تریبون مجلس نصب کردم. نمایندگانی که در انتهای مجلس نشسته بودند آمدند جلو روی زمین نشستند تا بتوانند نقشه وضعیت را ببینند. اولین نفری که پشت تریبون رفت من بودم. آنجا گفتم هفته آینده ارتش عراق از محور خوزستان به ما حمله خواهد کرد. حرکاتی هم که در غرب انجام می دهد حرکاتی برای فریب ماست. دشمن می خواهد حمله را از خرمشهر و آبادان آغاز کند. بنابراین من یک هفته قبل از شروع جنگ اعلام کرده بودم که ارتش عراق از کجا حمله می کند. بیش از 200 نفر از نمایندگان مجلس هم شاهد من بودند. بنی صدر ملی گرا بود. او آنقدرکه به دکتر مصدق اهمیت می داد به امام اعتقاد نداشت. ما در تمام اتاق های دفتر او که می رفتیم، عکس دکتر مصدق را می دیدیم. او نسبت به روحانیت هم علاقه زیادی نداشت. اما می خواست به ارتش متکی باشد. معمولا وقتی کسی در جنگ پیروز شود می گویند عملیات موفقیت آمیز بود. اما اگر ناموفق باشد می گویند اطلاعات نداشتیم. بعد از شروع جنگ هم عده ای سمپاشی می کردند که ما از آغاز جنگ اطلاع نداشتیم. اما متاسفانه ارتش به علت مشکلاتی که در کردستان داشتیم نمی توانست به موقع نیروها را وارد کار کند و جلوی فعالیت ارتش عراق را بگیرد. همانطور که عنوان کردید، عده ای می گفتند ارتش نمی توانست وقوع جنگ را پیش بینی کند. به ادعای این افراد نهایت پیش بینی ارتش این بود که به خاطر نفت به بخش هایی از خوزستان حمله می شود. این نظریه غیرکارشناسی است. صدام حسین در صحبت های خودش گفته بود که من باید نهار فلان روز را در تهران بخورم. ما نظامی ها معتقد بودیم که اگر ارتش عراق دزفول را بگیرد تمام استان خوزستان را در قبضه خواهد گرفت. بنابراین امیرشهید ظهیرنژاد ستاد نیروی زمینی را در دزفول مستقر کرد و جلوی ارتش عراق را که تا پل کرخه پیش آمده بود گرفت، ارتش عراق را شکست داد و اجازه نداد به دزفول وارد شوند. تقریبا می شود گفت که خوزستان را به این نحو از دسترسی عراق خارج کرد. شما به این اشاره کردید که فرماندهان ارتش خیلی توان رویارویی با جنگ را نداشتند. می توانیم بگوییم ارتش در ابتدای جنگ توان درگیر شدن با یک جنگ را نداشت؟ بهترین واحد ما در ارتش لشگر زرهی 92 اهواز بود. متاسفانه به علت حرکاتی که بعضی غیرنظامی ها انجام دادند که البته نمی خواهم اسمشان را بیاورم این لشگر تضعیف شد. در آنجا دخالت های بیجا کردند و لشگر را از قدرت و صلابت انداختند. یادم می آید یک هفته قبل از جنگ من احساس خطر می کردم، بنی صدر رئیس جمهور بود همه فرماندهان نیروهای سه گانه را دعوت کردیم که به اهواز برویم و لشگر را بررسی کنیم. اما امیر ظهیرنژاد، فرمانده نیروی زمینی به این خاطر که دیگران در لشگر دخالت هایی کرده بودند گفت نمی آید. لشگر 92 خیلی به هم ریخته و تضعیف شده بود. نیروهای دیگر ما هم در کردستان که شورش شده بود درگیر بودند. اما ما بحمدالله توانستیم لشگر 77 خراسان را با فرماندهی قوی به آبادان، خرمشهر و اهواز بیاوریم. حضرت آیت الله خامنه ای و مرحوم دکتر چمران هم مجلس را رها کردند، به اهواز آمدند و ستاد جنگ های نامنظم را تشکیل دادند تا نیروهای داوطلب مردمی را ساماندهی کنند. همین ستاد جلوی نفوذ ارتش عراق به اهواز را سد کرد واجازه نداد نیروهای عراقی وارد اهواز شوند. شما فرمودید نمی خواهید از کسی که دخالت می کرد اسم ببرید اما در خاطرات دیگران به نقش آقای غرضی اشاره شده است. منظورتان ایشان بود؟ منظورم آقای غرضی بود اما نمی خواستم از ایشان اسم ببرم. درباره کودتای نوژه هر عاقلی متوجه می شود که این کودتا بی حاصل است. اما یک حاصل برای دشمن داشت. این حاصل این بود که ارتش را در نظر مردم کمی ضعیف کند. همین کار را آقای غرضی به شدت در اهواز انجام داد. من خودم دو نفر از افسران خوب را که یک نفرشان شهید شد به اهواز فرستادم. اما آقای غرضی اینها را تهدید کرده بود که اگر بخواهید دخالت کنید شما را زندانی می کنم. آقای غرضی بهترین افسر ما را به زندان انداخت. اگر از این افسر اسم بیاورم همه او را می شناسند. آقای غرضی رئیس عملیات فرمانده لشگر 92 و فرمانده تیم دزفول را مدتها در زندان نگه داشت. بعد که این دو نفر آزاد شدند گفتند اشتباه شده! ببینید این لشگر چه بر سرش آمد. آقای غرضی یک جا هم گفته اند که «اگر یک عدد آر پی جی داشتم خرمشهر سقوط نمیکرد.» از این حرفها زیاد زده می شود. بگذارید مثالی بزنم. سالی که جنگ شروع شد آقای عرفانی رئیس کشتیرانی جمهوری اسلامی بود. من یک هفته قبل از جنگ به ایشان زنگ زدم و پرسیدم چرا این کشتی ها را در خرمشهر نگه داشته ای؟ اگر عراق حمله کند اینها را می گیرد. هم مال التجاره شان از بین می رود و هم خود کشتی. این کشتی ها را از خرمشهر ببر بیرون. آقای عرفانی الان حی و حاضر است. او گفت می خواهم این کار را بکنم اما استاندار گفته اگر چنین کاری بکنی کارگرهای ما بیکار می شوند به همین خاطر به ما اجازه نداده است. بی صلاحیتی اینهاست. به نظرتان تصفیه های نظامی که بعد از انقلاب در ارتش اتفاق افتاد چقدر در تضعیف نیروی نظامی کشور تاثیر گذاشت؟ ما بعد از انقلاب یک پشتیبان داشتیم که آن هم حضرت امام بود. امام (ره) ارتش را در آغوش گرفتند و از نیروهای ارتش استفادهکردند. اما همه گروه های چپ به همسایه شمالی گرایش داشتند و هدفشان تضعیف انقلاب بود. اینها می خواستند ما قدرتی نداشته باشیم که در مقابل تحریکات خارجی مقاومت کنیم. هدف آنها انحلال ارتش بود. اما ما ارتشی ها قبلا پیش بینی و برنامه ریزی کرده بودیم که سلطنت پهلوی برکنار می شود و باید ارتش در اختیار ملت قرار بگیرد. به همین خاطر ما یک سازماندهی در کل ارتش برای حفظ ارتش از انحلال و اضمحلال آن داشتیم. پس همبستگی خود را با امام و انقلاب اعلام کردیم. عده ای از انقلابیون مسلمان پیرو امام هم به خاطر کج سلیقگی نسبت به ارتش زیاد نظر خوشی نداشتند. اما ما محکم ایستادیم و تقریبا چند ماه بعد از انقلاب که در مسائلی که در کردستان و خوزستان شکل گرفت ارتش قائله ها را خواباند. من خودم در 22 بهمن 57 در لشگر 27 سنندج خدمت می کردم. خیلی از پرسنل در این لشگر کرد بودند و احساس استقلال طلبی و جدایی از ایران را داشتند. من با درجه سرگردی با کمک نماینده حضرت امام لشگر را حفظ کردیم و یک عدد فشنگ از این لشگر خارج نشد. بنابراین نباید خدمات بعد از انقلاب ارتشی ها را فراموش کنیم. درست است که سپاه پاسداران الان تشکیل شده و یک سازمان وسیع و خدوم است اما در زمان جنگ سپاه هنوز پا نگرفته بود. اتفاقا هم شهید نامجو و هم شهید کلاهدوز در تشکیل سپاه موثر بودند. یکی از انتقاداتی که بعضی نیروهای سپاه دارند این است که ارتش آن زمان اطلاعات لازم را به سپاه نمی داد. این چقدر صحیح است؟ این حرف غلط است. من بعد از انقلاب رئیس اداره دوم شدم. ما یک مرکز آموزش اطلاعات داشتیم که من در آن همه بچه های آنموقع سپاه را آموزش اطلاعاتی دادم. علاوه بر این من هر روز دو بولتن داشتم. یک بولتن اطلاعاتی و دیگر بولتن حفاظتی. برادران سپاه و مسئولان عالی کشور هر روز این دو بولتن را دریافت می کردند. راجع به نسبت مجاهدین خلق (منافقین) با صدام چه اطلاعاتی داشتید؟ راجع به اینکه ممکن است آنها به صدام بپیوندند هم هشداری داده بودید؟ منافقین در ابتدای شروع جنگ ارتباط چندانی با صدام نداشتند. اینها می گفتند شما انقلاب کردید اما حکومت داری سرتان نمی شود و آن را به ما بسپارید. می گفتند آخوندها باید بروند به حوزه و منبر خودشان. بعد که به مرور موضع گیری کردند اطلاعات جامع و کاملی در قالب یک کتاب 300-400 صفحه ای تهیه کردم و در اختیار مسئولان قرار دادم. قبل از آنکه منافقین دست به ترور بزنند من اقداماتشان را در آینده پیش بینی کرده بودم. اینها برای گرفتن عضو چه کارها که نکرده بودند! اسلحه می دادند و می گفتند یک ترور انجام بده. اگر آن فرد آن ترور را انجام می داد عضوش می کردند. اگر نمی کرد به او مشکوک می شدند و فکر می کردند نفوذی است. هشدارهای شما چه واکنش هایی به دنبال داشت؟ موضع گیری هایی که می شد بر مبنای همین اطلاعات بود. اما همین که آنها از ایران رانده شدند به صدام متوسل شدند. من شخص آقای بازرگان را فرد موجه و خوبی می دانم. او خدمات زیادی هم انجام داده است و به او علاقه دارم. آقای بازرگان به ارتش اعتماد داشت و قصدش انحلال ارتش نبود. اما کج سلیقگی هایی در او سراغ دارم که بد نیست در اینجا یادآوری شود. او با آقای سپهبد قرنی که از طرف حضرت امام به عنوان رئیس ستاد ارتش انتخاب شده بود بد برخورد کرد و او را تحت فشار قرار داد. راجع به جذبشان توسط صدام پیش بینی داشتید؟ نه نمی دانستم اینها انقدر خبیث هستند که به دامن دشمن ایران پناه می برند. در زمان جنگ، عنوان ستون پنجم بسیار پرکاربرد بود. در دوران جبهه هم افراد زیادی به خاطر گرا دادن دستگیر شدند و ... بله. بعد که مجاهدین از ایران رانده شدند هنوز هم برخی از اینها در ایران باقی مانده بودند که ستون پنجم عراق شدند. آنها به عراق گرا می دادند که اگر فلان نقطه در تهران را در موشک باران بزنی بهتر است. من خودم در ابتدای جنگ آبادان بودم. گروه هایی از دختر و پسر آنجا بودند که به جبهه آمده بودند و تقریبا فعالیتشان ستون پنجمی برای عراق بود. در بخشی از صحبت تان به بی اعتمادی به ارتش در سال های اول انقلاب اشاره فرمودید. دولت موقت هم به ارتشی ها بی اعتماد بود؟ من شخص آقای بازرگان را فرد موجه و خوبی می دانم. او خدمات زیادی هم انجام داده است و به او علاقه دارم. آقای بازرگان به ارتش اعتماد داشت و قصدش انحلال ارتش نبود. اما کج سلیقگی هایی در او سراغ دارم که بد نیست در اینجا یادآوری شود. او با آقای سپهبد قرنی که از طرف حضرت امام به عنوان رئیس ستاد ارتش انتخاب شده بود بد برخورد کرد و او را تحت فشار قرار داد. مثلا در آذربایجان غربی کردها و ترک ها اختلاف پیدا کرده بودند و به جان هم افتادند. آقای قرنی دستور داد لشگر 64 ارومیه دخالت کند. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور بازرگان گفت که ارتش دخالت نکند. هرچه ارتش درخواست می کرد که برود دخالت کند دولت اجازه نمی داد. وزیر کشور می گفت بالاخره یک گروه فشنگش تمام می شود. آخر این حرف است؟ طرفی که از خارج تامین می شود فشنگش تمام نمی شود اما آن کسی که به ما متکی است فشنگش تمام می شود. بنابراین چنین دخالت هایی در امور نظامی می شد که اصلا درست و شایسته نبود. باعث رفتن آقای قرنی از سمت شان هم آقای بازرگان بود. دولت بنی صدر چطور؟ او مدعی است که حامی ارتش بوده. همانطور هم که گفتید به او وقوع جنگ را هشدار داده بودید. او چه اقدامات بازدارنده ای ترتیب داد؟ من خیلی به دفتر بنی صدر رفته بودم. او ملی گرا بود. او آنقدرکه به دکتر مصدق اهمیت می داد به امام اعتقاد نداشت. ما در تمام اتاق های دفتر او که می رفتیم، عکس دکتر مصدق را می دیدیم. او نسبت به روحانیت هم علاقه زیادی نداشت. اما می خواست به ارتش متکی باشد. ببینید در ارتش تقریبا یک حالت انضباط درونی ریشه ای وجود دارد که وقتی یک نفر فرمانده کل قوا می شود از او تبعیت می کند. حضرت امام فرماندهی کل قوا را به بنی صدر داده بودند. تا زمانی که این پست قانونی بود، ارتش از بنی صدر تبعیت کرد. اما وقتی مجلس به بنی صدر رای عدم کفایت داد ارتش هم کنار کشید و بنی صدر هم به صورت زنانه از کشور فرار کرد. آن زمان که هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود و سپاه هم تازه داشت پا می گرفت، دیگر چه سازمان های اطلاعاتی بودند که وقوع جنگ را پیش بینی کند؟ بعد از انقلاب مسئولین رده بالا به این نتیجه رسیدند که ما یک سازمان اطلاعاتی متمرکز مثل ساواک به وجود نیاوریم. بنابراین اطلاعات را تقسیم کردند. قسمت اطلاعات داخلی را به اطلاعات شهربانی سپردند. اطلاعات خارجی را به نخست وزیری دادند و اطلاعات ارتش هم که سر جای خودش بود. در اطلاعات نخست وزیری آقای خسرو تهرانی مسئول بود. با این حال آنها نه کادر مشخص، نه نیروی کافی و نه اطلاعات لازم را نداشتند. در شهربانی هم آنها مثل قدیم در امور داخلی فعالیت می کردند. اداره دوم ارتش هم برای اطلاعات نظامی است. ما در کل ارتش رکن دو داریم. رکن دو مسئول جو، زمین و دشمن است. یعنی وضع این سه را بررسی می کند. به جز رکن دو ما یک اداره دوم هم داریم. اداره دوم غیر از رکن دوم است. اداره دوم مسئول تهیه اطلاعات استراتژیکی یعنی همه اطلاعاتی است که ما را تهدید می کند. مثلا فرض کنید ما در مرزهایمان یک روز از طریق ترکیه، عراق، شمال یا خلیج فارس مورد تهدید قرار بگیریم. ما باید امروز همه این تهدیدات را امروز که در زمان جنگ نیستیم و در صلح به سر می بریم جمع آوری، نگهداری و دسته بندی کنیم و در زمان خودش در اختیار مسئولین تصمیم گیرنده نظامی و سیاسی قرار دهیم. منافقین در ابتدای شروع جنگ ارتباط چندانی با صدام نداشتند. اینها می گفتند شما انقلاب کردید اما حکومت داری سرتان نمی شود و آن را به ما بسپارید. می گفتند آخوندها باید بروند به حوزه و منبر خودشان. بعد که به مرور موضع گیری کردند اطلاعات جامع و کاملی در قالب یک کتاب 300-400 صفحه ای تهیه کردم و در اختیار مسئولان قرار دادم. قبل از آنکه منافقین دست ...

ادامه مطلب  

۱۵ مورد از سخت ترین تمرینات نظامی وحشتناک ارتش های جهان  

درخواست حذف این مطلب
سایت سرگرمی ملکانه :سخت ترین تمرینات نظامی؛ ۱۵ مورد از دردناک ترین و دیوانه وار ترین آموزش های نظامی در میان ارتش های جهانهر کسی که مدتی را در میان نیروهای نظامی حضور داشته باشد می داند که آموزش های نظامی طاقت فرسا بوده و هر کسی توان انجام آن ها را ندارد. در واقع کسانی که در این آموزش های نظامی شرکت دارند باید خود را برای سخت ترین و غیرانسانی ترین شرایطی که یک فرد ممکن است با آن ها مواجه شود آماده نماید. اما افسران آموزشی باید این آموزش های سخت را اعمال نمایند تا شما در میدان جنگ برای هر گونه شرایط سختی آمادگی داشته باشید. به همین دلیل ممکن است ارتش های برخی از کشورها روش های آموزشی عجیب و غریبی داشته باشند که درک آن ها برای یک شخص غیرنظامی سخت بوده و آن را دور از منطق انسانی بدانند. در این مقاله قصد داریم شما را با ۱۵ روش آموزشی عجیب و طاقت فرسا در میان نیروهای نظامی سراسر جهان آشنا کنیم.۱۵- سخت ترین تمرینات نظامی – خزیدن تایوانیبا خواندن این مقاله متوجه خواهید شد که کشورهای آسیایی برخی از عجیب ترین روش های آموزش نظامی را در سراسر جهان به خود اختصاص داده اند. بسیاری از افراد بر این باورند که جنگ روانی که ممکن است سربازان یک کشور با آن مواجه شوند باعث می شود که ارتش های جهان بدترین نوع آموزش های نظامی را برای افراد خود در نظر بگیرند که بیشترین فشار و رنج را به سربازان وارد می کند. اما نباید از روش های دردناک آموزش فیزیکی نیز غافل شد.برای مثال در ارتش تایوان یک آموزش بسیار سخت و دردناک به نام «جاده ای بسوی بهشت» وجود دارد که برخلاف اسم دوست داشتنی اش بسیار دردناک است. در این روش آموزشی سربازان تایوانی باید طول ۵۰ متری یک مسیر که با سنگ های مرجانی و سنگ های نوک تیز سنگفرش شده است را به صورت سینه خیز بپیمایند و دردناک تر این که باید این کار را بدون استفاده از دست هایشان و تنها با مالیدن بدن خود به سنگ ها و به جلو کشیدن آن انجام دهند، درست شبیه یک مار.۱۴- سخت ترین تمرینات نظامی – تیراندازی با گلوله واقعی در روسیهدر کشورهایی که در حال جنگ هستند معمولاً سربازان زیادی دیده می شوند که به خاطر محافظت از جان شهروندان کشور خود گلوله خورده اند. اما گاهی اتفاق می افتد که این گلوله در زمانی غیر از زمان نبرد به سمت وی شلیک می شود: در زمان آموزش های نظامی. برای مثال در کشور روسیه تیر خوردن یکی از چیزهایی که در طول دوره ی آموزش نظامی نیز امری طبیعی است. آن ها این روش آموزشی را «آموزش اعتماد به نفس» می نامند. در واقع در این روش سربازان روسیه آموزش می بینند که در صورت هدف قرار گرفتن نیز اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و با مهاجم درگیر شوند. در این روش آموزشی دو سرباز روسی روبروی هم قرار گرفته و با گلوله های واقعی به سمت همدیگر شلیک می کنند و تنها چیزی که آن ها را از مرگ نجات می دهد جلیقه های ضدگلوله و اعتماد به مهارت نفر مقابل در تیراندازی است.۱۳- سخت ترین تمرینات نظامی – پریدن از درون حلقه آتشین در چینبسیاری از روش های آموزش نظامی که در این فهرست آمده وحشتناک و غیرانسانی هستند. اما یکی از روش های آموزش نظامی که در میان سربازان چینی انجام می شود شبیه یک سیرک بوده و افراد ماجراجویی که به بالا بردن آدرنالین خون خود علاقه دارند نیز از انجام آنن لذت خواهند برد. در این تمرین نظامی سربازان چینی باید از بین یک حلقه ی آتشین بپرند. شاید فکر کنید چنین عمل متهورانه ای تنها رد سیرک ها و نمایش های محیرالعقول دیده می شود اما باید بدانید که ارتش چین نیز این روش را مورد استفاده قرار می دهد.در واقع این تمرینات برای لحظاتی مفید است که در میدان نبرد آتش و انفجار فراوانی رخ دهد و فرمانده به سربازانی احتیاج داشته باشد که از این همه آتش و انفجار در اطرافشان واهمه ای نداشته باشند.۱۲- سخت ترین تمرینات نظامی – رد شدن از روی موانع آتشین و باریک در بلاروسدر بلاروس، یکی از تمرینات نظامی بار دیگر ما را به یاد سیرک می اندازد. در واقع در ارتش این کشور، سربازان همواره آموزش هایی را برای حفظ تعادل و آرامش در طول نبرد انجام می دهند و برای این کار باید از روی خنده دا ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند. ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟ پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداخت که در ادامه آن را می خوانیم:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱ [۱]این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»[۲]آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشتر ک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.دستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرد ه اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»[۵] طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی[۶] را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»[۷]تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شده[۸] ضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»[۹]آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در میان ما است نیست؛ این جریان مال تاریخ انقلاب ما است. ای نسل های جوان، ای نوجوان های امروز و مسئولان فردا، ای نسل هایی که هنوز نیامدید یا کودک هستید! بدانید این انقلاب از ناحیه ی منافقان از همه بیشتر ضربت می بیند، حواستان را جمع کنید. خطّ درست در انقلاب اسلامی خطّ نه شرقی و نه غربی است، خطّ پابندی به اسلام فقاهت است، خطّ پابندی به حضور واقعی مردم در صحنه است، خطّ راست گویی و صدق و صفای با مردم است؛ نه اینکه به مردم بگویند ما حرف ها را به شما می زنیم امّا دروغ بگویند و به مردم حرف دروغ بزنند؛ نه اینکه بگویند ما طرف دار اسلامیم امّا در عمل تیشه را بردارند به ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و ...هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش ایلنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال ا ...

ادامه مطلب  

خلل بنی صدر در نیروهای مسلح/ماجرای بازگرداندن جنگنده های هوایی ایران توسط دولت موقت/ ارتباط سران ارتش با شخصیت های انقلابی/ «کُدگذاری» تسلیح  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، نشان «رنجری» روی بازوی سمت چپ امیر و در کنار سایر علائم و درجه سرتیپی خودنمایی می کند. امیر می گوید «دوره رنجری یکی از دوره های سخت آموزش نظامی است که آن را گذرانده و حتی دو بار مار خورده است».امیرسرتیپ محمدحسن نامی سال 1356 وارد ارتش شد و سابقه 110 ماه حضور در جبهه های حق علیه باطل را چه در غائله کردستان و چه در دفاع مقدس دارد و در این مدت 6 بار مجروح شده است.امیر نامی با پایان هشت سال دفاع مقدس در سمت هایی همچون معاونت وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، ریاست سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، معاونت ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، گروه پدافند غیرعامل کشور، انجمن ژئوپلیتیک ایران، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و جانشینی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و ... انجام مسئولیت کرده است.امیر نامی پیشتر به مدت چهار سال وابسته نظامی ایران در کره شمالی بود و اکنون مشاور فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است.در آستانه هفته دفاع مقدس، خبرگزاری میزان، میزبان امیرسرتیپ محمدحسن نامی بود. مشروح گفت وگوی بیش از دو ساعته خبرنگاران میزان با امیر نامی به قرار زیر است.میزان: امیر در ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم.امیر نامی: خواهش می کنم. در خدمت شما هستم و امیدوارم گفت وگوی خوبی داشته باشیم.امیر موسوی در حوزه های «عملیات» و «استراتژی های نظامی» جزو نفرات ممتاز جهان استمیزان: اجاره بدهید اولین سوالم را دباره آخرین جابجایی ارتش بپرسم؛ بیش از یک ماه از انتصاب سرلشکر موسوی به فرماندهی کل ارتش می گذرد. با توجه به شناختی که از ایشان دارید به نظر شما مهمترین تغییر و تحولی که در ارتش پدید خواهد آمد در کدام زمینه خواهد بود؟امیر نامی: امیر موسوی در طول دوران دفاع مقدس و پس از آن نقش بسیار ارزنده ای را در نیروهای مسلح ایران ایفا کرد. او جزو انسان های مومن، اخلاق گرا، معتقد و ولایی است که با تمام وجود از ولایت پیروی می کند. امیر موسوی در حوزه های عملیات و استراتژی های نظامی، فردی بسیار شاخص و جزو نفرات ممتاز در جهان است. وی به دغدغه های پرسنل، مجموعه ارتش و خانواده ها توجه ویژه ای دارد و یقیناَ در آینده ای نزدیک شاهد ارتقای سطح معیشتی پرسنل ارتش خواهیم بود. در همه حالات امیر موسوی، «خضوع و خشوع» کاملا نمایان است. البته امیر صالحی نیز که 12 سال فرماندهی کل ارتش را بر عهده داشت، انسانی مومن، پرتلاش و دارای سوابقی درخشان بود.بعد از انقلاب عده ای از «ارتش بی طبقه توحیدی» سخن گفتند میزان: ارتباط سران ارتش با شخصیت های انقلابی در ابتدای پیروزی انقلاب چگونه بود؟ شهریور 59 که جنگ آغاز شد، ناخالصی در ارتش وجود داشت یا خیر؟ امیر نامی: در زمان آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359، ارتش به صورت کامل پاکسازی شده بود. از سال 58 به بعد یگان های ارتش مجدداً سازماندهی شدند. یک نکته ای را هم بگویم؛ چندین نفر از سران ارتش از قبل از پیروزی انقلاب به عنوان رابط با آیات عظام و امام خمینی (ره) مراودات داشتند. حتی سابقه دوستی و آشنایی سرلشکر سلیمی با حضرت آیت الله خامنه ای به سال 1348 بر می گشت. این ها یعنی یک آمادگی برای پذیرش انقلاب اسلامی از همان زمان در ارتش وجود داشت. در ابتدای پیروزی انقلاب خیلی ها می گفتند ارتش باید منحل شود ولی نگاه الهی حضرت امام (ره) بر ماندگاری ارتش بود. اگر ارتش در ابتدای انقلاب از بین می رفت مشکلات بسیار بیشتری گربیان کشور را می گرفت. ارتش همان زمان هم از بدنه مردم بود و بستگان درجه یک و اقوام ارتشی ها در تظاهرات های قبل و ابتدای انقلاب حضوری جدی و موثر داشتند. شاید در هیچ کجای دنیا سابقه نداشته باشد که ارتش با این سرعت و پیوستگی به انقلاب بپیوندد. حضرت امام خمینی (ره) با مشاهده همین موارد دستور دادند ارتش در صحنه باقی بماند و انضباط خود را حفظ کند. بعد از آنکه امام خمینی ارتش را «ارتش انقلاب» خواندند و بر لزوم حفظ آن تأکید کردند، عده ای آمدند و از «ارتش بی طبقه توحیدی» سخن گفتند. درحالیکه در ارتش اصلاً چنین چیزی مفهوم ندارد و همه مسائل بر پایه انضباط استوار است. سهل انگاری بنی صدر در برگزار نکردن جلسه شورای عالی دفاع مشهود بودمیزان: با توجه به نوپا بودن نظام جمهوری اسلامی ایران در اواخر دهه 50، بفرمایید بنی صدر در تحمیل جنگ هشت ساله و یا غائله کردستان، چگونه در امور نظامی نیروهای مسلح خلل ایجاد می کرد؟امیر نامی: اگر چه باید اقدامات مورد نظر برای پاکسازی غائله کردستان زودتر انجام می شد اما به هر صورت با فرمان الهی حضرت امام (ره) این غائله تمام شد. سهل انگاری در این زمینه از سوی بنی صدر مشهود بود. در زمان آغاز جنگ تحمیلی هم سهل انگاری بنی صدر مشهود بود او تا 27 مهر 59 جلسات شورای عالی دفاع را تشکیل نداد درحالیکه مُدام اخبار تحرکات دشمن مخابره می شد. یگان های اطلاعاتی نیروی زمینی قبل از شروع جنگ، گزارش های متعددی از آماده سازی لجستیکی و توپخانه ای و اقدامات شناسایی دشمن ارائه می دادند. بنی صدر می تواسنت جلسه شورای عالی دفاع را حداقل در شهریور ماه و زمانی که همه شواهد و قرائن نشان می داد چه اتفاقی قرار است بیفتد، برگزار کند، ولی تا 27 مهر جلسه را تشکیل نداد. اگر آن جلسه زودتر برگزار می شد، شاهد آن پیشروی های ابتدایی ارتش بعث نبودیم. اگر این جلسات زودتر تشکیل می شد توان لشکرهای 77، 21 و 16 مورد استفاده قرار می رفت و ما با استفاده از «مواضع سَد کننده» کاری می کردیم که دشمن نتواند وارد خاک ما شود.وزیر دفاع دولت موقت کاری کرد دست ما در پادگان های کردستان خالی شودمیزان: ماجرای بازگرداندن جنگنده های هوایی ایران توسط دولت موقت چه بود؟امیر نامی: در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، چند فروند از هواپیماهای f16 که ایران خریداری کرده و پول آن را پرداخته بود، وارد شده بود و مابقی هنوز داخل کشور نشده بود. افراد عضو نهضت آزادی و دولت موقت، در همان زمان در اقدامی عجیب با ورود این هواپیماهای جنگنده به کشور مخالفت کردند. دولت موقت همان جنگنده هایی را هم که به کشور آمده بود، بازگرداند. خیلی از آن افراد «دانسته» هدف دشمن را دنبال می کردند. به عنوان مثال آن زمان شخصی مثل «مدنی» (وزیر دفاع دولت موقت) به یک باره خدمت سربازی را از 2 سال به 1 سال کاهش داد؛ با این اقدام او یک مرتبه پادگان هایی که ما در کردستان به آنها نیاز داشتیم خالی از سرباز شد. در یک مورد دیگر «مدنی» آمد و گفت انتقال هر ارتشی به مکان دیگر برای ادامه خدمت، منعی ندارد؛ او با این کار خود می خواست «سازمان برای رزم» را به هم بزند. البته بعدها دیدیم که او دستگیر شد. این دست از افراد آن زمان زیاد بودند و گاهاً شناخته می شدند و در مواقعی هم ناشناخته باقی می ماندند. حفاظت اطلاعات ارتش نقش بسیار سازنده ای در جلوگیری از به وقوع پیوستن اهداف ضدانقلاب به خصوص در محیط های نظامی داشت.اگر بنی صدر با چادر از کشور فرار نمی کرد اینگونه برای مردم شناخته نمی شدمیزان: به نظر شما بهتر نبود همان زمان که بنی صدر باید جلسات شورای عالی دفاع را تشکیل می داد و این کار را نکرد، عدم کفایت سیاسی اش به رای گذاشته می شد؟امیر نامی: بعضی مواقع لازم است به افراد زمان داده شود تا بهتر شناخته شوند. اگر زودتر از موعد مقرر با بنی صدر برخورد می شد شاید مردم چهره واقعی او را نمی شناختند. اگر با چادر از کشور فرار نمی کرد اینگونه برای مردم شناخته نمی شد. اتفاقا راهبرد مقام معظم رهبری در موضوع آمریکا همانند راهبرد حضرت امام خمینی (ره) در برخورد با بنی صدر است و همین امر باعث شده مردم ما نسبت به آمریکا شناخت خوب و کاملی به دست بیاورند.توان ارتش ما از زمان قبل از انقلاب بیشتر استمیزان: گاها شنیده می شود که «اگر ایران پس از پیروزی انقلاب رابطه اش را با آمریکا ادامه می داد، در حوزه نظامی پیشرفتهای بیشتری به دست می آورد». نظر شما در خصوص این گفته ها چیست.امیر نامی: قبل از پیروزی انقلاب، نیروی دریایی ارتش ایران در خلیج فارس، نقش ژاندارم را برای آمریکایی ها ایفا می کرد اما امروز که دیگر خبری از این ایفای نقش به نفع آمریکایی ها نیست، می بینیم که خود آنها میلیاردها دلار هزینه کرده و خودشان را به منطقه رسانده اند. بدون شک امروز توان ارتش ما از زمان قبل از انقلاب بیشتر است. الان آمریکایی ها به عربستان تسلیحات می دهند اما این امر به معنای افزایش قدرت نظامی سعودی ها نیست چرا که اختیار آن تجهیزات در اختیار عربستان نیست. همه کشورها سعی می کنند به سمت استقلال حرکت کنند ولی استیلای استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل مانع تحقق این هدف آنها شده است. امروز در محیط پیرامون ما اگر بخواهند از کشور مستقلی نام ببرند آن کشور تنها و تنها «جمهوری اسلامی ایران» است. حتی آمریکا هم امروز مستقل نیست چراکه شدیداً تحت نفوذ لابی های صهیونیستی است. 48 نفر از 72 ثروتمند جهان صهیونیست هستند و اکثر این صهیونیستها در آمریکا زندگی می کنند و این ها هستند که برای آمریکا تصمیم گیری می کنند. ما امروز در همه ابعاد حاکمیتی مستقل هستیم و به عنوان یک ارتشی به این وضعیت مان افتخار می کنیم.در یک رفت و برگشت در کردستان بر سر راهمان مین می گذاشتندمیزان: قبل از تحمیل جنگ هشت ساله، شما سابقه حضور در جبهه کردستان را نیز داشتید. از مصائب و سختی های حضور در آن جبهه برایمان بگویید.امیر نامی: بله، از 1 فروردین 58 در کردستان حاضر بودیم. مبارزه با ضد انقلاب در کردستان که اکثراً به صورت نامنظم و چریکی بود، ظرفیت زیادی را از ارتش گرفت؛ چراکه ارتش نیروی منظم بود و عمده درگیری ها در کردستان و به صورت چریکی بود. البته ارتش پس از آغاز جنگ تحمیلی با تغییر وضعیت هایی که انجام داد مجدداً توان خود را به دست آورد و توانست کنترل کامل کردستان را به دست بگیرد. هم «وجود ضدانقلاب» و هم «جغرافیای وحشی کردستان» شرایط را برای ما در آن مقطع بسیار سخت کرده بود. در خاطرم است در زمستان 58 یک بار با همه تجهیزات و مهمات و غذاها، به کوه های کردستان رفتیم و 3 ماه آنجا ماندیم. باید برف ها آب می شدند تا بتوانیم پایین بیاییم. گاهاً یک دسته به صورت کامل به ارتفاعات می رفتیم و چند مدت آنجا می ماندیم. این ارتفاعات به دلیل آنکه استراتژیک بودند نباید از دست ما خارج می شدند. گاهاً ارتفاع این کوها به یک هزار و 930 متر می رسید و ما پیاده و با وجود برف سنگین به بالای آن می رفتیم. امیر سرتیپ ناصر آراسته که زمانی هم جانشین فرمانده کل ارتش بودند، یک بار در هنگام رفت و برگشت به همین ارتفاعات، پایش بر روی مین رفت و چشمش را از دست داد. در یک رفت و برگشت، بر سر راهمان مین می گذاشتند. نیروی زمینی ارتش و هوانیروز در خواباندن غائله کردستان نقش بسزایی داشتند. تیمسار «فلاحی» فرمایشات ایشان را بارها و بارها مطالعه می کردمیزان: یکی از قهرمانانی که نقش مهمی در خاموش کردن غائله کردستان ایفا کرد «تیمسار فلاحی» بود. در خصوص شخصیت این شهید برایمان صحبت کنید.امیرنامی: تیمسار فلاحی انسانی خالص، پاک و معتقد به حضرت امام (ره) بود. با تمام توان می ایستاد تا فرمان امام خمینی (ره) اجرا شود. فرمایشات ایشان را بارها و بارها مطالعه می کرد. ایشان می گفت «کلام امام، کلام معمولی نیست ، بارها و بارها باید آن را خواند». تیمسار فلاحی که آن زمان فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، نقش ارزنده ای در خواباندن غائله کردستان داشت. همانطور که در همه جای دنیا مرسوم است اصل ارتش به نیروی زمینی است. مثلا واژه «آرمی» را در انگلیس هم برای ارتش و هم برای نیروی زمینی به کار می برند. به همین خاطر در آن زمان تیمسار فلاحی به نوعی هم فرمانده نیروی زمینی و هم فرمانده ارتش بود. این را هم بگویم که امروز دلیل اصلی حمله نکردن آمریکا به کشورمان، وجود نیروی زمینی قدرتمند در ارتش، سپاه و بسیج است. این یک اصل نظتمی است که «هر چقدر هم بمباران کنیم تا زمانی که پای نیروی زمینی در کار نباشد اتفاق خاصی نمی افتد و حاصلی به دست نمی آید». ما هم در هوافضا و هم در دریا قدرتمندیم اما نقش اصلی در اقتدار کشورمان را نیروی زمینی ایفا می کند.شهید فلاحی و شهید چمران هیچ زاویه ای با هم نداشتندمیزان: تعامل و همکاری شهید فلاحی و شهید چمران در جبهه کردستان چگونه بود؟ شما این گزاره را که «نظرات شهید فلاحی و شهید چمران مخالف یکدیگر بود» را قبول دارید؟امیر نامی: خیر؛ ببینید، نیروهای منظم یک قواعدی را می پذیرد و نیروهای چریکی یک قواعد دیگر را. تلاش تیمسار فلاحی و شهید چمران «ایجاد هماهنگی بیشتر» و هدف اصلی هر دو آنها «دفع ضد انقلاب» بود. ضمن آنکه دیدگاه شهید چمران درباره ارتش دیدگاهی بسیار ارزنده بود. ایشان پیگیر حفظ و اقتدار ارتش بود. این 2 نفر به هیچ عنوان زاویه ای با هم نداشتند و کاملاً همدیگر را درک می کردند؛ هدف هر دو آنها حفظ انقلاب اسلامی بود.دشمنان خوی تجاوز و وحشی گری صدام را خوب تشخیص دادندمیزان: چگونه شد که دولت های غربی و شرقی صدام را برای حمله به ایران تهییج کردند؟ در خصوص حمایت های شوروی سابق و آمریکا از ارتش رژیم بعث نیز برایمان توضیح دهید.امیر نامی: دشمن وقتی متوجه شد با نا امن کردن ایران و به پا کردن غائله در نقاط مختلف کشور به هدف خود نمی رسد، به دنبال پیدا کردن فرد یا گروهی رفت که بتواند با تمسک به دسیسه های مرزی، ایران را نا امن کند. به این نتیجه رسیدند که صدام و رژیم بعث گزینه مناسب آنهاست. دشمنان خوی تجاوز و وحشی گری که در صدام وجود داشت را خوب تشخیص دادند. از اسفند سال 57 تجهیز و توجیه صدام توسط دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی آغاز شد. هم شوروی سابق، هم آمریکا و هم صهیونیسم بین الملل حامی صدام بودند. شوروی یک خط ویژه هوایی به وجود آورد و مرتباً با استفاده از هواپیماهای غول پیکرخود ، به عراق تجهیزات ارسال کرد. آنها بیش از 720 هزار تُن تجهیزات و مهمات نظامی را وارد عراق کردند. آن زمان که تانک «تی 64» به ارتش عراق داده شد، حتی هنوز وارد یگان های زمینی شوروی نشده بود. برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا در زمان انقلاب، چند روز قبل از تهاجم ارتش بعث به خاک ایران با صدام ملاقات کرد. صدام برای او کاری را که می خواست انجام دهد، شرح داد. برژینسکی از اقدام صدام استقبال کرد و به او گفت «وجود یک ایران یکپارچه، تهدیدی برای منافع آمریکاست». نیروی هوایی ایران آن زمان بیش از هزار خلبان داشت و صدام به شدت نگران این تعداد خلبان و جنگنده های در اختیار ایران بود. آمریکایی ها به او دلداری می دادند که «نگران نباش، آن افردی که این هواپیماها را می توانستند سرپا نگه دارند، افراد ما بودند و خلبانان ایرانیِ امروز، هیچ کاری نمی توانند با آن هواپیماها انجام دهند».آمریکایی ها صدام را شوراندند که ایران توانایی استفاده از ابزارها و تجهیزات نظامی اش را ندارد.صدام همه حساب و کتاب ها را انجام داده بود جز آنکه در ایران امامی وجود داردمیزان: صدام در خیالات خودش قبل از جنگ تحمیلی چگونه رویای فتح تهران در 7 روز را پرورش می داد؟امیر نامی: ببینید، شروع جنگ بدین شکل بود که در روز 29 شهریور صدام در پادگان «کوت» عراق پشت تانک t64 قرار گرفت. در 40 متری آن تانک، «عدنان خیرالله» برادرزن صدام در یک خودروی جیپ نشسته بود. به محض آنکه خبر پرواز 100 فروند جنگنده عراقی به او رسید، او خبر را به صدام انتقال داد و به او گفت «جوانان به سمت ایران حرکت کردند». کنار آن تانک یکسری از مقامات عراقی و سایر کشورهای مرتجع منطقه حضور داشتند. صدام به آنها گفت «تا یک ساعت دیگر کمر جمهوری اسلامی ایران شکسته می شود و ما روز سوم در اهواز و روز هفتم در تهران خواهیم بود». جنگنده های عراقی در آن روز پایگاه های هوایی 19 شهر ایران را زدند. سرلشکر «وفیق السامرایی» در خاطراتش می نویسد که صدام حتی اسامی شهرهای ایران را برای خودش انتخاب کرده بود و برای هر کدام از آنها استاندار هم برگزیده بود. خرمشهر را «محمره» ، اهواز را «احواز» و سوسنگرد را «خفاجیه» نامگذاری کرده بود. همه حساب و کتاب ها را انجام داده بود جز آنکه در ایران امامی وجود داشت که با یک فرمان او همه چیز تغییر می کرد. بعد از صحبت های صدام در خصوص شکسته شدن کمر ایران تا یک ساعت دیگر، اطرافیانش به مدح او که خود را «سردار قادسیه» نامیده بود پرداختند. مرحله اول عملیات ارتش بعث، جداسازی خوزستان از ایران بود، قرار بود «تنگه فنی» را ببندند که اگر آن بسته می شد خوزستان با مشکلات جدی مواجه می شد.استراتژی ما در روزهای نخست جنگ، سد کردن راه دشمن بودمیزان: راهبرد نظامی ما در نخستین روزهای آغاز جنگ چه بود؟ امیر نامی: استراتژی نیروهای زمینی ما این بود که در وهله اول، در مقابل پیشروی دشمن سد ایجاد کنند و با عملیات های کوچک به دشمن تک بزنند. به مرور جبهه نیروهای انقلاب با حضور سپاه تقویت شد و پیروزی هایمان چشمگیرتر شد.فرماندهان از پشت بی سیم باورشان نمی شد رزمنده ها به ک ...

ادامه مطلب  

ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط ارتش  

درخواست حذف این مطلب
جانشین فرمانده کل ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی پاسخ داد. الف: جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اقدامات انجام شده از سوی ارتش در زمینه مبارزه با داعش اظهار کرد: ارتش اقدامات بسیاری در مقابله با داعش انجام داده است که بمباران تجمعات خارج از 40 کیلومتر مرز ایران از عراق توسط نیروی هوایی و انجام عملیات های متعدد شناسایی توسط هوانیروز از جمله آنهاست. امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش شامگاه پنجشنبه با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد. متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؟پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند.در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کن ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظ ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش ایسنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در میان ...

ادامه مطلب  

چه کسانی رهبر معظم انقلاب اسلامی را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته ی آیت الله خامنه ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند.یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه اندازی می کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می زند.به گزارش ایسنا، ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در ...

ادامه مطلب  

ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سم  

درخواست حذف این مطلب
ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سمت ایران دراز کرده استreviewed by on sep 21rating: به گزارش ایران ویج به نقل از حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، اولین میهمان ویژه برنامه دست خط در هفنه دفاع مقدس بود. مشروح این برنامه را در ادامه می خوانید.مجری: سعی می کنیم در ویژه برنامه های دستخط زوایای مختلف و پنهان ۸ سال دفاع مقدس را از زبان امیران و سرداران عرصه دفاع مقدس بشنویم و آنها را واکاوی کنیم و اگر بتوانیم، اطلاعات بیشتری را بخصوص به نسل جوان منتقل کنیم. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.در این برنامه افتخار داریم در خدمت یکی از امیران سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران باشیم. کسی که بیش از ۱۰۰ ماه از عمر خود را در عرصه دفاع مقدس گذرانده است. خاطرات فراوانی از ۸ سال دفاع مقدس دارد، از لحظه آغاز جنگ تا پایان جنگ که گفتنی های زیادی را از ایشان خواهیم شنید.همچنین با توجه به جایگاه مهمی که در ارتش جمهوری اسلامی ایران دارد حرف های گفتنی هم از امروز کشور دارد؛ از امنیت پایداری که کشور در منطقه پرتلاطم دارد.در خدمت امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، هستیم. افتخار دادند که این وقت را به ما و برنامه دستخط اختصاص دادند.مجری:خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.اظهار داشت: یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند.مجری: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند.بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است.در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید.اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود.مجری: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای ۷۴۷ مسافربری است.از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند.۱۸۰ نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد.می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد.مجری:رصد دقیق وجود دارد؛پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا ۷ ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. ۸-۷ ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد.بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند.۱۷ فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید.وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد.نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را… تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم.مجری: مرزهای شرقی به چه صورت است؟پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند.ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود.س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که ۵ تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و ۵ تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو ۵ تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال ۱۹۹۱ که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها ۱۴-۱۳ سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند.راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم.در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش ۵ تیپ واکنش سریع یعنی ۴ تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و ۵ تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند.البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند.مجری: یعنی ممکن است این ۵ تیپ افزایش یابد.پوردستان: قطعا این ۵ تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند.مجری: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟پوردستان: در سال ۹۳ که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه ۹۳، به فاصله کمتر از یک ماه ۵ استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم.تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم.همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد ۲۱۴ با دو تا ۲۰۹ که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند.مجری: خودتان شخصا وارد شدید؟پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند.این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این ۴۰ کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود.مجری: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از ۴۰ کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد.مجری: اثرات چه بود؟پوردستان: بسیار خوب بود.مجری: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است.نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند.مجری:یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم.مجری:ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟پوردستان: این خط قرمز ۴۰ کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم.یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم.مجری: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با crs بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم.مجری: این برطرف شد؟پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد.مجری: این طراحی خودمان است؟پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند.مجری:برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد.من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت.مجری: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم.یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد.مجری: این پیامی در عرصه نظامی دارد.پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود.س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد.مجری: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند.مجری: داوطلب می شوند؟پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد.این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم.می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند.مجری: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند.مجری: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟پوردستان: بله. ۴ نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ ۴۵ و دیگری از جای دیگر بود.مجری: دلاورانه هم جنگیدند.پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به ۳۰۰ نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید.مجری: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند.این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این ۵-۴ گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است.امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت.مجری: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود.مجری:حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و … تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند.یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا ۲۰۰ – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود.یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند.به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند ۲۰ دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد.همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند.عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پ ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدم  

درخواست حذف این مطلب
ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدمreviewed by on sep 21rating: به گزارش ایران ویج به نقل از خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای ۷۴۷ مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؛ پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا ۷ ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. ۸-۷ ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را… تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که ۵ تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و ۵ تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو ۵ تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال ۱۹۹۱ که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها ۱۴-۱۳ سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش ۵ تیپ واکنش سریع یعنی ۴ تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و ۵ تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این ۵ تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این ۵ تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال ۹۳ که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه ۹۳، به فاصله کمتر از یک ماه ۵ استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد ۲۱۴ با دو تا ۲۰۹ که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این ۴۰ کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از ۴۰ کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز ۴۰ کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. ۴ نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ ۴۵ و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به ۳۰۰ نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این ۵-۴ گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و … تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا ۲۰۰ – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند ۲۰ دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال ۶۶ مقدمات فراهم شد و ۶۷ ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر ۷ ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: ۱۲ سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق ر ...

ادامه مطلب  

حکایت شاه ایرانی که «شهید» شد! +عکس  

درخواست حذف این مطلب
قتل ناصرالدین شاه و زمینه هایی که ترور شاه قاجار را رقم زد از جمله موضوعاتی است که در تحلیل رویدادهای تاریخ معاصر ایران کمتر به آن پرداخته شده است، با این همه نمی توان به این موضوع پرداخت و آن را با دکتر عباس امانت در میان نگذاشت.تاریخ ایرانی:عباس امانت استاد تاریخ و مطالعات بین الملل در دانشگاه ییل آمریکا و نویسنده چندین کتاب مربوط به تاریخ ایران و از جمله کتاب "قبله عالم" است که به بررسی دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار اختصاص دارد. قتل ناصرالدین شاه از نگاه عباس امانت موضوعی مهم است که می توان از زوایای مختلف آن رویداد را بررسی کرد. او تاثیر جریانات انقلابی اروپا در قتل ناصرالدین شاه را بی تاثیر نمی داند، همچنانکه ترور شاه قاجار را از عوامل مهم در تسریع جنبش مشروطه خواهی ایرانیان می داند. گفت وگوی "تاریخ ایرانی" با عباس امانت که به صورت تلفنی انجام شد را در ادامه بخوانید.***وجود کدام زمینه های اجتماعی در دوران سلطنت طولانی ناصرالدین شاه، ترور شاه قاجار را برای مخالفان حکومتش ضروری کرده بود؟ ناصرالدین شاه در سال های آغاز سلطنت نیز ترور شده بود. آیا ترور ناصرالدین شاه در دوران سلطنت او تبدیل به یک مساله شده بود یا تنها یک اتفاق و حادثه ای بود که در مقطعی از تاریخ روی داد؟ سلطنت ناصرالدین شاه قریب به پنجاه سال مداومت داشت و در طی دوره ای چنین طولانی، مواجه شدن با حوادثی ازجمله سوء قصد خارج از تصور نمی تواند باشد، این درحالی است که جریان های مخالف در طول دوره سلطنت ناصرالدین شاه همواره وجود داشته اند. نکته جالب توجه در ترور ناصرالدین شاه اما صف بندی و مخالفت اهل رعیت در مقابل درباره و شاه بود. ناصرالدین شاه پیش از این نیز در ۱۲۶۸ هجری قمری توسط گروهی از بابیون مورد سوء قصد قرار گرفته بود که شرح مفصل آن را در کتاب «قبله عالم» توضیح داده ام. آن ترور شاید نخستین مورد در عصر قاجار بود که گروهی وابسته به یک جریان مخالف مذهبی- سیاسی کوشیدند تا به گونه ای نسبتا سازمان یافته ناصرالدین شاه را از میان بردارند. اما آن سوء قصد کنندگان چه کسانی بودند؟ سوء قصد کنندگان به ناصرالدین شاه هیچگونه وابستگی حکومتی نداشتند بلکه رعایای اهل ایران بودند. یکی از آنها خوشنویس بود و دیگری اهل قلم که به همراه چند نفر دیگری که در ترور دست داشتند از تابعین شیخ علی ترشیزی عظیم بودند که از جمله علمایی بود که به بابیه پیوسته و بعد از اعدام سید علی محمد باب از سران نهضت بابی بود.اما چرا آنها اقدام به ترور شاه قاجار کردند؟ از یک جانب به علت اعدام سیدعلی محمد باب، پیروان او در نهضت بابیه چون شاه جوان را در این مورد مقصر می دانستند، برای انتقام جویی از او کوشیدند. اما انتقام گرفتن، تنها انگیزه نبود. در واقع در نگاه بابیه هم دستگاه سلطنت و هم دستگاه علمای شیعه قدرت هایی غیرمشروع شمرده می شدند. اما در هر صورت سوء قصد به ناصرالدین شاه نافرجام ماند چرا که ترورکنندگان شاه قاجار هیچکدام تجربه ای برای این کار نداشتند و این کار ناشیانه صورت گرفت. عواقب این سوءقصد هم بسیار وخیم بود و منجر به بازداشت جمع بزرگی از پیروان بابیه شد و کشتار جمعی بابیان را به وحشیانه ترین وجه به همراه داشت. ترور ناصرالدین شاه روی مجله فرانسوی بعد از آن تلاش ناموفق برای ترور شاه تا اقدام به ترور شاه توسط میرزا رضا کرمانی آیا باز هم بیم ترور شاه قاجار می رفت؟سایه ترور ناصرالدین شاه در دهه ۱۸۶۰ برابر با ۱۲۷۰ هجری قمری همواره سلطنت را تعقیب می کرد و در این دوره چندین نفر به جرم قصد سوء قصد به ناصرالدین شاه بازداشت شدند. این توهم همیشه همراه ناصرالدین شاه بود که هر لحظه احتمال سوء قصد از جانب بابیه وجود دارد و لذا او هیچگاه در طول دوره سلطنت حاضر به گذشت و مصالحه با بابیه نشد. نگرانی ناصرالدین شاه نیز از آنجا اوج می گرفت که یکی از جریانات مربوط به بابیه یعنی جریان «ازلی»، برخلاف جریان بهایی که مواجهه خشونت آمیز را به کلی کنار و سوء قصد به شاه را تقبیح کرد، جریانی انقلابی و رادیکال باقی ماند و به مهم ترین دستگاه دگراندیش و مخالفت زیرزمینی با حکومت قاجاریه تا زمان انقلاب مشروطه تبدیل شد. اواخر دوره ناصری یعنی از دوره نهضت تنباکو به بعد اما دگراندیشی در ایران وسعت بیشتری یافت و در میان مخالفین غیردیوانی قاجار چهره هایی ظهور کردند که تمایلات نزدیک به بابیه و غیر از بابیه داشتند که از جمله آنها می توان به طرفداران سیدجمال الدین اسدآبادی اشاره کرد. مهم ترین چره های شاخص این جریان میرزا آقاخان کرمانی، شیخ احمد روحی و خبیرالملک بودند که در دهه ۱۸۹۰ در استامبول همراه سیدجمال الدین شده بودند. البته میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی سابقه ازلی داشتند که احتمالا این دو در ارتباط نزدیک با میرزا رضا کرمانی، ضارب ناصرالدین هم بودند. البته میرزا رضا تمایلات بابیه نداشته و نه خودش چنین ادعایی کرده و نه منابع تاریخی چنین احتمالی را تقویت می کند. اگرچه بعد از قتل ناصرالدین شاه، بازهم بابیه در مظان اتهام قرار گرفت اما میرزا رضا بیشتر فعال تندرو و طرفدار عقاید سیدجمال الدین بود تا هوادار بابیه. به نظر می رسد که میرزا رضا کرمانی بیشتر از آنکه یک انقلابی شناخته شود، فردی بود برآمده از اجتماع ایران و مشکلات خاص آن. به واقع چه انگیزه ای میرزا رضا را به سمت ترور ناصرالدین شاه سوق داده بود؟ میرزا رضا رعیت ایران بود و ارتباط چندانی با دستگاه و دیوان نداشت. شغل میرزا رضا فروش اجناس و منسوجات گران قیمت به خانواده های اشراف و دربار بود و در برخی از داد و ستدهای خود نیز متضرر شده بود و مشتریانش زیر وعده خود زده و مبلغ توافق شده را به او نپرداخته بودند. بنابراین میرزا رضا در زندگی شخصی خود را قربانی مطامع دستگاه قاجار به خصوص کامران میرزا، پسر ناصرالدین شاه که حاکم تهران بود می دانست. اما این تمام داستان نیست. اگر به سابقه سیاسی میرزا رضا بنگرید درمی یابید که او یک دهه قبل از اقدام به سوء قصد، تمایلات مخالفت با ناصرالدین شاه و قاجاریه را در ذهن می پروانده است. شاهد این مدعا نیز رفتار او در زندان قزوین همراه با حاجی سیاح محلاتی و مستشارالدوله است. شخصیتی که حاجی سیاح در خاطرات خود از میرزا رضا ترسیم کرده، شخصیتی تندرو در سخن و تا اندازه ای هم مالیخولیایی است و به نظر نمی آید که این روایت از میرزا رضا غیرواقعی باشد. اگر میرزا رضا شخصیتی انقلابی داشته احتمالا می توانسته تاثیرپذیرفته از جنبش های انقلابی اروپا و آرمان گرایی رمانتیک اروپا و روسیه باشد. این تاثیرپذیری را در قتل ناصرالدین شاه می توان دید؟ سوء قصد به ناصرالدین شاه در اول ماه می ۱۸۹۶ واقع شد و اول ماه می ، روز جهانی کار و کارگر در اروپا و روز بسیار مهمی در تقویم جریانات انقلابی چپ است. بنابراین به نظر می رسد که شاید قتل ناصرالدین شاه مسئله ای ورای مخالفت انقلابی درونی جامعه ایران بود و باید در متن جریان بزرگتری دیده شود. نمی توان تاثیر این جریان ها را در غرب در ترور ناصرالدین شاه منکر شد. حتی این تاثیر را در سوء قصد اول به ناصرالدین شاه هم شاید بتوان مشاهده کرد. به واقع جریانات انقلابی ۱۸۴۸ اروپا در جامعه ایران نیز شناخته شده بود. مسئله این است که اواخر قرن نوزدهم ترور شخصیت های سیاسی و سلطنتی در اروپا مسئله تازه ای نبود و حتی ناصرالدین شاه در سفر دوم خود به اروپا در سال ۱۸۷۸ زمانی که میهمان امپراتور پروس، ویلهلم سوم بود، شاهد ترور میزبانش شد. سوء قصد نافرجام از جانب سوسیال دموکرات های آلمانی صورت گرفت. بنابراین ترور پادشاهان در اروپای آن زمان به خصوص در نهضت های آنارشیستی مسئله ای جدی بود. می توان بازتابی از آن جریانات جهانی را در ...

ادامه مطلب  

چه کسانی آیت الله خامنه ای را ترور کردند؟  

درخواست حذف این مطلب
ترورِ ششم تیر آیت الله خامنه ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه ی برعهده گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل گیری تحلیل های مختلفی درباره ی عوامل این ترور می شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می دانند. اما آیت الله خامنه ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir به مناسبت سی و چهارمین سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی مانده ی گروهک فرقان پرداختت که به این شرح است:فرقـــانی ها«اگر عمری بود و اگر گروه هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می گیرد، تبلیغاتش را شروع می کند، جزوه های لازم، کتاب های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان شاءالله درست می شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱این ها بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در فروردین ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می گذشت. اما بغض فرقانی ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می شود. او با راه اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت های مادی از منابع دینی را مطرح می کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان های التقاطی ارائه می شد، حساسیت برخی چهره های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست و چند ساله، بیست جزوه ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه ی سجادیه و نهج البلاغه نوشته بود.شهید مطهری در مباحث خود در سال های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه ای را با همین عنوان اضافه می کند. شهید مطهری با انتقاد از باب شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می شود تردیدی باقی نمی گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این که چنین توطئه ای از طرف ضد مذهب ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم. آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه ها خود اغفال شده اند و نمی فهمند که چه می کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می زنند. ما نظر به این که در این نوشته ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می کرد، تأثیرپذیری از جنبه های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه طلبی می سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می خواند دست به اسلحه برد.گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشترک ارتش آغاز می کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی حاجی طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام جمعه ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می شوند. فرقان در صحنه ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می کرد و این گونه مسئولیت ترور را برعهده می گرفت. این ترورها دارای جنبه های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.برخی تجهیزات که از خانه های تیمی فرقان کشف شده بوددستگیری ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرده اند از همان اردیبهشت ماه شروع می شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه ی تیمی فرقان می شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب خورده بودند، بنابراین دست اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث های عقیدتی که ساعت ها به طول می انجامید به طور موازی دنبال می شدند. بحث ها و پرسش و پاسخ ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی ها و توبه ی آنها شد.اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.پسا فرقــانی ها«محمد متحدی» مسئول شاخه ی نظامی فرقان بود که در دستگیری های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می شود. او یک بار دیگر در آبان ماه دستگیر می شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می کند و پس از حدود یک ماه که در بازداشت به سر می برد لوله ی شوفاژ زیر پنجره را کج می کند و با بریدن میله ی پنجره فرار می کند.اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی مانده ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه اندازی می کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می آیند و ترور آیت الله ربانی شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت الله خامنه ای را در دستور کار قرار می دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه ی انتقام گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.۸ فروردین ۶۰ آیت الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می گیرد ولی به شهادت نمی رسد. امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه های سیاسی پیشقدم بوده اند و ترور اشخاص نمی تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»طرح ترور«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت الله ربانی شیرازی چندین بار برای ترور آیت الله موسوی اردبیلی و حجت الاسلام معادیخواه اقدام می کنند، اما موفق نمی شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می شد. ناموفق بودن ترور به شیوه ی بمب گذاری در مسیر عبور شخصیت ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب گذاری شده می برد. ایده ای که اولین بار توسط محمد متحدی مطرح می شود. مسعود تقی زاده در این باره می گوید:«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت الاسلام] معادیخواه یا [آیت الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ ها قرار می داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می کردیم، میخ ها بر روی فشنگ ها خورده و آنها هم عمل می کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه ی دوم که مهدی می گفت حتماً ضامنش را نکشیده اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت الله] خامنه ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می کردند.»تیری که به سنگ خوردپس از پیروزی انقلاب، سهم خواهی گروهک های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته شدگانشان افتخار می کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب اللهی ها» کرده بودند، روزبه روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ های مختلف و قدرت نمایی میلیشیا در خیابان های تهران از سویی، و مخالف خوانی های بنی صدر از سوی دیگر در کوره ی اختلافات می دمد. عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی صدر است. در این میان جبهه ی ملی علیه لایحه ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع گیری و دعوت به تجمع می کند که با نهیب امام قضیه منتفی می شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی صدر در مجلس تصویب می شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب الوقوع بنی صدر، تز «آلترناتیو» را شکست خورده می بینند دست به انتحار می زنند. یک روز بعد اطلاعیه ای از طرف منافقین صادر می شود که ورود آنها به مقابله ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شدهضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می کند «شایسته ی سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»آیت الله خامنه ای یکی از مهم ترین چهره های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه های نماز جمعه ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه الله به بیان بخشی از مطالب نگفته ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی صدر و منافقین را تخطئه می کند: «برادران! همان طور که گفتم، آقای بنی صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم الشّأن ما در میان ما است نیست؛ این جریان مال تاریخ انقلاب ما است. ای نسل های جوان، ای نوجوان های امروز و مسئولان فردا، ای نسل هایی که هنوز نیامدید یا کودک هستید! بدانید این انقلاب از ناحیه ی منافقان از همه بیشتر ضربت می بیند، حواستان را جمع کنید. خ ...

ادامه مطلب  

برگزاری «پنل انجمن دفاع از قربانیان تروریسم» در شورای حقوق بشر با حضور ایران  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، «پنل توانمندسازی زنان قربانی ترور، ضرورتی برای آینده بشر»، با همکاری انجمن میراث مادران و انجمن نگهبان در سی و ششمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در «ژنو» برگزار شد.در این پنل شخصیت ها و اساتیدی از اسپانیا، انگلیس، کامرون، ایران و همچنین چند تن از خانواده های قربانیان ترور حضور داشتند و به ایراد سخنرانی پرداختند.خانم روث استافل، استاد دانشگاه کاردینال هررا اسپانیا با تاکید بر ضرورت توانمندسازی زنان قربانی ترور بیان داشت: همه قربانیان ترور از جمله قربانیان مستقیم و غیرمستقیم، افرادی که خانواده شان را از دست داده اند به طور برابر قربانی اند، اما در اصل قربانی اصلی تروریسم، جامعه، مردم و خانواده هایی هستند که مورد حمله قرار گرفته اند.استاد دانشگاه کاردینال هررا اسپانیا در سخنرانی خود اظهار داشت: در بیشتر جهان، حتی جوامع پیشرفته زنانی که در اثر تروریسم بیمار یا معلول شده اند، از شانس کمتری برای ادامه زندگی برخوردارند. به دلیل اینکه زنان در نقش های متفاوتی ظاهر می شوند، ستون جامعه هستند. در جوامعی که مردان مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده دارند، کشته شدن یا معلولیت مردان روی تمام خانواده تاثیرگذار است و به دلیل تبعیضاتی که بر ضد زنان اعمال می شود، زنان قربانی ترور، صدمات بیشتری نسبت به مردان می بینند.وی در سخنرانی خود، پیشنهادهای زیر را برای توانمندسازی زنان قربانی ترور ارائه کرد: 1 – به طور کلی تبعیض در تمام جهان باید کاهش یابد 2- تمامی قربانیان را باید قربانی ترور به حساب آورد و آنان نباید دسته بندی کرد 3- باید پرداخت غرامت به قربانیان صورت پذیرد 4- باید در جهت التیام دردهای قربانیان اقداماتی از قبیل روان درمانی و حمایت های اجتماعی صورت گیرد 5- باید زنان قربانی ترور دیده شده و به تجارب، دردها و پیروزی های آنان توجه شود 6- باید صدای قربانیان ترور تقویت شود 7- باید در جهت دستیابی قربانیان به تحصیلات اقدام کرد.همچنین سلامی استاد دانشگاه تهران که مدیریت پنل را برعهده داشت، گفت: زنان قربانی ترور پتانسیل فراوانی برای مقابله با تروریسم دارند. برای این منظور باید آن ها را مورد حمایت قرار داده و توانمند ساخت. عدم دخالت آنان برای ایفای نقش به عنوان فعالان جوامع مدنی به انزوای بیشتر آنان می انجامد.وی افزود: با روش های نظامی می توان به طور موقت گسترش گروه های افراطی و تروریستی را متوقف کرد، اما نمی توان ایدئولوژی افراطی را شکست داد. توانمندسازی زنان قربانی ترور و تلاش برای دستیابی آن ها به عدالت باید در اولویت قرار گیرد. اگر چنین افرادی مورد حمایت و کمک قرار نگیرند، مشکلات شان نسل آینده را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و در مقابل اگر به سلامت جسم و روان آن ها توجه کافی شود، نسل های آینده نیز از آن سود خواهند برد.این استاد دانشگاه یکی از راه های توانمندسازی زنان قربانی ترور را تکریم آن ها به عنوان اسوه های صبر و استقامت خواند و گفت: با انجام این کار، قربانیان ترور به عنوان ارزش و در مقابل گروه های تروریستی، به عنوان ضد ارزش معرفی می شوند. این راه حلی فرهنگی برای مقابله با تروریسم است. در واقع تروریست ها با صلح، امنیت و حقوق بشر مخالفند و قربانیان ترور هزینه آن را می پردازند. به همین دلیل گرامیداشت قربانیان ترور «نه» به خشونت و افراطی گری است.در ادامه خانم انیسه ون انگلند، استاد دانشگاه کرانفیلد انگلستان بیان داشت، صحبت درباره برابری جنسیتی به این معنی است که بپذیریم زنان هم می توانند قربانی ترور و هم تروریست باشند. واقیعت این است که تعداد زنان قربانی ترور بیشتر از زنانی است که به عنوان تروریست ایفای نقش می کنند. این نشان می دهد که در این زمینه برابری وجود ندارد؛ چه زنانی که برده جنسی بوکوحرام، عروس جهادی داعش هستند و تبدیل به ابزار آنان شده اند و چه مادری که فرزندانش به سازمانی تروریستی پیوسته باشد و یا عضو خانواده ای باشد که در حادثه تروریستی انفجار بمب در کنسرت منچستر آسیب دیده است. در هر صورت وقتی خشونت رخ می دهد زنان اول آسیب می بینند. با این وجود در راهبردهای ضدتروریستی ارتباط و آسیب پذیری آنان کمتر مورد توجه قرار می گیرد.وی افزود: حقوق بین الملل در زمینه حفاظت از زنان هنوز ناقص است. محافظتی که از طریق کنوانسیون ژنو اعطا شده در جنگ ها کافی نیست. علاوه براین، تروریسم در حال پیچیده تر شدن است تفاوت آن در زمان جنگ و هنگام صلح عجیب است. برای حفاظت از زنان در برابر تروریسم باید رویکردی پویاتر در پیش گرفت.چونگسی جوزف رئیس مرکز حقوق بشر کامرون و یکی از قربانیان گروگانگیری بوکوحرام، درباره نقش گروه های تروریستی در کشورهای مختلف و قربانی شدن زنان از سوی این گروه ها بیان داشت: مبارزه با تروریسم مبارزه یک فرد یا یک کشور نیست بلکه باید تلاش جمعی برای مبارزه با آن وجود داشته باشد که یکی از مهم ترین راه های کمک به زنان قربانی ترور و توانمندسازی آن هاست تا آسیب های وارده بر ...

ادامه مطلب  

باید برای حفاظت از زنان در برابر تروریسم رویکردی پویاتر در پیش گرفت  

درخواست حذف این مطلب
میزگرد توانمندسازی زنان قربانی ترور ضرورتی برای آینده بشر با همکاری انجمن میراث مادران و انجمن نگهبان (sentinel) در سی و ششمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو برگزار شد.به گزارش ایسنا، در این میزگرد شخصیت ها و اساتیدی از اسپانیا، انگلیس، کامرون، ایران و همچنین چند تن از خانواده های قربانیان ترور حضور داشتند و به ایراد سخنرانی پرداختند.در این نشست خانم روث استافل استاد دانشگاه کاردینال هررا اسپانیا با تاکید بر ضرورت توانمندسازی زنان قربانی ترور اظهار کرد: همه قربانیان ترور از جمله قربانیان مستقیم و غیرمستقیم حوادث تروریستی به طور برابر قربانی اند، اما در اصل، قربانی اصلی تروریسم، جامعه، مردم و خانواده هایی هستند که مورد حمله قرار گرفته اند.این استاد دانشگاه در سخنرانی خود تاکید کرد: در بیشتر جهان، حتی جوامع پیشرفته، زنانی که در اثر تروریسم بیمار یا معلول شده اند، از شانس کمتری برای ادامه زندگی برخوردارند از دیگر سو در جوامعی که مردان مسوولیت اقتصادی خانواده را بر عهده دارند، کشته شدن یا معلولیت مردان روی تمام خانواده تاثیرگذار است و به دلیل تبعیضاتی که بر ضد زنان اعمال می شود، زنان قربانی ترور، صدمات بیشتری نسبت به مردان می بینند.وی در سخنرانی خود، پیشنهادهای زیر را برای توانمندسازی زنان قربانی ترور ارائه کرد: اول این که به طور کلی تبعیض در تمام جهان باید کاهش یابد. دوم، تمامی قربانیان را باید قربانی ترور به حساب آورد و آنان نباید دسته بندی کرد، سوم این که باید پرداخت غرامت به قربانیان صورت پذیرد، چهارم باید در جهت التیام دردهای قربانیان اقداماتی از قبیل روان درمانی و حمایت های اجتماعی صورت گیرد، پنجم این که باید زنان قربانی ترور دیده شده و به تجارب، دردها و پیروزی های آنان توجه شود، ششم باید صدای قربانیان ترور تقویت شود و در نهایت اینکه باید در جهت دستیابی قربانیان به تحصیلات اقدام کرد.سلامی استاد دانشگاه تهران که مدیریت این میزگرد را برعهده داشت، در سخنانی اظهار کرد: زنان قربانی ترور، پتانسیل فراوانی برای مقابله با تروریسم دارند. برای این منظور باید آن ها را مورد حمایت قرار داده و توانمند ساخت، چراکه عدم دخالت آنان برای ایفای نقش به عنوان فعالان جوامع مدنی به انزوای بیشتر آنان منجر می شود.وی تاکید کرد: با روش های نظامی می توان به طور موقت گسترش گروه های افراطی و تروریستی را متوقف کرد، اما نمی توان ایدئولوژی افراطی را شکست داد.این استاد دانشگاه با بیان این که توانمندسازی زنان قربانی ترور و تلاش برای دستیابی آن ها به عدالت، باید در اولویت قرار گیرد، تصریح کرد: اگر چنین افرادی مورد حمایت و کمک قرار نگیرند، مشکلات شان نسل آینده را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و در مقابل اگر به سلامت جسم و روان آن ها توجه کافی شود، نسل های آینده نیز از آن سود خواهند برد.سلامی تاکید کرد: یکی از راه های توانمندسازی زنان قربانی ترور، تکریم آن ها به عنوان اسوه های صبر و استقامت است. با انجام این کار، قربانیان ترور به عنوان ارزش و در مقابل گروه های تروریستی به عنوان ضدارزش معرفی می شوند. این راه حلی فرهنگی برای مقابله با تروریسم است. در واقع تروریست ها با صلح، امنیت و حقوق بشر مخالفند و قربانیان ترور هزینه آن را می پردازند. به همین دلیل گرامیداشت قربانیان ترور «نه» به خشونت و افراطی گری است.در ادامه این میزگردخانم انیسه ون انگلند، استاد دانشگاه کرانفیلد انگلستان در سخنانی اظهار کرد: صحبت درباره برابری جنسیتی به این معنی است که بپذیریم زنان هم می توانند قربانی ترور و هم تروریست باشند. واقعیت این است که تعداد زنان قربانی ترور بیشتر از زنانی است که به عنوان تروریست ایفای نقش می کنند. این نشان می دهد که در این زمینه برابری وجود ندارد؛ چه زنانی که برده جنسی بوکوحرام، عروس جهادی داعش هستند و تبدیل به ابزار آنان شده اند، و چه مادری که فرزندانش به سازمانی تروریستی پیوسته باشد یا عضو خانواده ای باشد که در حادثه تروریستی انفجار بمب در کنسرت منچستر آسیب دیده است. در هر صورت وقتی خشونت رخ می دهد زنان اول آسیب می بینند. با این وجود در راهبردهای ضدتروریستی ارتباط و آسیب پذیری آنان کمتر مورد توجه قرار می گیرد.وی تاکید کرد: حقوق بین الملل در زمینه حفاظت از زنان هنوز ناقص است. محافظتی که از طریق کنوانسیون ژنو اعطا شده در جنگ ها کافی نیست. علاوه بر این، تروریسم در حال پیچیده تر شدن است و برای حفاظت از زنان در برابر تروریسم باید رویکردی پویاتر در پیش گرفت.چونگسی جوزف رئیس مرکز حقوق بشر کامرون و یکی از قربانیان گروگانگیری بوکوحرام، درباره نقش گروه های تروریستی در کشورهای مختلف و قربانی شدن زنان از سوی این گروه ها تاکید کرد: مبارزه با تروریسم مبارزه یک فرد یا یک کشور نیست بلکه باید تلاش جمعی برای مبارزه با آن وجود داشته باشد که یکی از مهم ترین راه های کمک به زنان قربانی ترور و توانمندسازی آن هاست تا آسیب های وارده بر آن ها به نسل های بعد منتقل نشده ...

ادامه مطلب  

ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؛ پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کنم اینها را خاش یا ایرانشهر بردم. عصرها کنار هم بودیم. البته غافل از خانواده نبودم. با توجه به این شرایط، خیلی در کشور چرخیدیم. شاید بتوان ...

ادامه مطلب  

در سال 93، جنگنده های ایران، داعشی را در خاک عراق بمباران کردند/ شخصا برای شناسایی وارد خاک عراق شدم  

درخواست حذف این مطلب
امیر پوردستان جانشین فرمانده ارتش مطالب مهم و جدیدی را درباره روزهای نخست پس از سقوط موصل اعلام کرد.به گزارش عصرایران، امیر پوردستان که در آن مقطع، فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران بود در مصاحبه با برنامه دستخط سیما گفت: هنگام حمله داعش در سال 93، شخصاً به همراه بالگردهای هوانیروز برای شناسایی وارد خاک عراق شدم. جنگنده هایی ایران در آن سال، داعشی ها را در خاک عراق بمباران کردند.متن کامل مصاحبه:جانشین فرمانده کل ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی پاسخ داد.به گزارش خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؟پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند.در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفول ...

ادامه مطلب  

هنگام حمله داعش شخصا وارد خاک عراق شدم/ عربستان دست نیاز به سمت ایران دراز کرده است/ حمله به سپاه برای خلع سلاح نظام است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. رصد دقیق وجود دارد؟بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. مرزهای شرقی به چه صورت است؟ مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ. ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. خودتان شخصا وارد شدید؟ بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. این برطرف شد؟ بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. این طراحی خودمان است؟ بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. این پیامی در عرصه نظامی دارد. بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. داوطلب می شوند؟ بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. دلاورانه هم جنگیدند؟بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) اهل کجا هستید؟ من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کنم اینها را خاش یا ایرانشهر بردم. عصرها کنار هم بودیم. البته غافل از خانواده نبودم. با توجه به این شرایط، خیلی در کشور چرخیدیم. شاید بتوان گفت ما تمام کشور را چرخیدیم. از ابتدا ازدواج که اهواز بودیم و به شیراز رفتیم، از شیراز به تهران آمدیم، از تهران به پسوه رفتیم؛ جایی که ناامن بود. از پسوه به خرم آباد رفتیم. از اینجا به مشهد رفتیم. از مشهد به تهران آمدیم و بعد به شیراز رفتیم و دوباره به تهران رفتیم. خیلی جابه جا شدیم. در این جابه جایی ها پخته شدیم، آب دیده ش ...

ادامه مطلب  

سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا را در میهن پست تماشا کنید  

درخواست حذف این مطلب
هواپیماهای جنگنده زیادی با کارایی های متفاوتی توسط کشورهای مختلف دنیا و بخصوص آمریکا و شوروی سابق ساخته شده اند اما تلاش و یا بهتر بگوییم رقابت برای ساخت سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا موضوعی بود که بخشی از جنگ سرد را به خود اختصاص داده بود ، موضوعی که هم اکنون نیز به حضور چین در بین کشورهای قدرتمند در حوزه نظامی شکل و زوایای دیگری به خود گرفته است. با این حال این روزها بیشتر از یک قرن از زمان اختراع هواپیما می گذرد و هواپیماهای نظامی با کاهش وزن خود توانسته اند به یکی از سریع ترین ابزارهای ساخته شده دست بشر تبدیل شوند. در ادامه شما را با سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا آشنا خواهیم کرد.هواپیمای جنگنده sr-71 blackbirdهواپیمای جنگنده sr-71 blackbirdهواپیمای جنگنده sr-71 blackbird به عنوان یکی از سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا و همزمان با جنگ سرد به عنوان یکی از پیشرفته ترین هواپیماهای نظامی مطرح مورد توجه قرار گرفت. جنگنده ای که شرکت لاکهید آن را در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی تولید کرد. این هواپیما حداکثر سرعت خود را به ۳٫۳ ماخ یعنی ۳٫۳ برابر سرعت صوت می رساند و به عبارت دیگر می توانست با سرعت ۳۵۴۰ کیلومتر بر ساعت حرکت کند.هواپیمای جنگنده x-15هواپیمای نظامی x-15هواپیمای جنگنده x-15 نیز به عنوانی یکی از سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا محصول مشترک سازمان فضایی ناسا و نیروی هوایی آمریکا بود که در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی عرضه شد تا رکوردهای جدید سرعت پرواز را بشکند. حداکثر سرعت این هواپیما ۶٫۷ ماخ بود و به عبارت دیگر می توانست ۶٫۷ بار سریع تر از سرعت صوت حرکت کند. به زبان ساده می توان گفت سرعت این هواپیما ۷۲۷۴ کیلومتر بر ساعت بود.هواپیمای جنگنده xb-70 valkyrieهواپیمای نظامی xb-70 valkyrieهواپیمای جنگنده xb-70 valkyrie هم به نوبه خود با شش موتور به عنوان سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا توسط «صنعت هوانوردی آمریکای شمالی» در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی طراحی شد و در اصل مدل مفهومی بمب افکن استراتژیک برای حمل سلاح های هسته ای بود. حداکثر سرعت این هواپیما ۳٫۰۲ ماخ معادل ۳٫۰۲ برابر سرعت صوت در نظر گرفته شده بود و به عبارت دیگر می توانست با سرعت ۳۲۱۹ کیلومتر بر ساعت پرواز کند.هواپیمای جنگنده f-35 lightning iiهواپیمای نظامی f-35 lightning iiهواپیمای جنگنده f-35 lightning ii نیز جنگنده ای بود که توسط ارتش آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد پیشرفته ترین هواپیمای جنگی در نوع خود است. این هواپیمای تک سرنشین قابلیت ویژه رادارگریزی دارد و انواع حسگرهای هوشمند در آن به کار گرفته شده است. هواپیمای f-35 با حداکثر سرعت ۱٫۶ ماخ پرواز می کند و به عبارت دیگر می توان گفت ۱٫۶ بار سریع تر سرعت صوت می تواند حرکت کند. این رقم را می توان معادل ۱۹۳۰ کیلومتر بر ساعت دانست.هواپیمای جنگنده f-111 aardvarkهواپیمای نظامی f-111 aardvarkهواپیمای جنگنده f-111 aardvark هم به نوبه خود در لیست سریعترین هواپیماهای جنگنده دنیا قرار می گیرد ، این هواپیمای تاکتیکی در دهه ۱۹۶۰ میلادی در شرکت جنرال داینامیکس ساخته شد. این هواپیمای نظامی دو نفره از سال ۱۹۶۷ میلادی در اختیار نیروی هوایی ارتش آمریکا قرار گرفت و در عملیات های بمب افکن استراتژیک حضور داشت. حداکثر سرعت این ...

ادامه مطلب  

واگذاری قطعی جزایر مصری به عربستان  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: بر اساس توافقنامه ترسیم مرزهای آبی بین مصر و عربستان، جزایر تیران و صنافیر به عربستان واگذار می شود.بر اساس ماده 151 قانون اساسی مصر هر معاهده صلح یا ائتلافی که به واگذاری بخشی از خاک این کشور به غیر منجر شود، باید به همه پرسی عمومی گذاشته شود. اما رئیس پارلمان مصر اعلام کرد که کمیته قانون گذاری صلاح دیده است در خصوص واگذاری این دو جزیره همه پرسی صورت نگیرد.اسناد تاریخی درباره مالکیت صنافیر و تیرانحاکمیت همزمان امپراتوری عثمانی بر دو سوی دریای سرخ (مصر و شبه جزیره عربستان) جای هیچ اختلافی را درباره مالکیت بر جزایر تیران و صنافیر باقی، نمی‎گذاشت، اما با استقلال دولت مصراز امپراتوری عثمانی، مالکیت این دو جزیره مورد توجه قرار گرفت. در سال 1906 میلادی دولت مصر با امضای تفاهم نامه ای با دولت عثمانی مالکیت جزیره تیران و صنافیر را به دست گرفت.با آغاز فرمانروایی ملک عبدالعزیز سعودی از سال 1902 میلادی و تثبیت پادشاهی جدید سعودی در عربستان، اختلافات عربستان با مصر بر سر جزایر تیران و صنافیر آغاز شد و تا سال 1950 ادامه یافت. در این سال جلسه مشترکی میان دو کشور در سال 1950، برگزار شد و مالکیت مصر بر تیران و صنافیر از سوی عربستان به رسمیت شناخته شد.علت اصلی دست کشیدن عربستان از مالکیت بر این دو جزیره در این سال ضعف شدید توان نظامی عربستان در این دوره بوده است.در سال 1951م و به فاصله یکسال پس از امضای توافق نامه میان مصر و عربستان، حکومت وقت مصر ضمن اعلام ممنوعیت رفت و آمد هرگونه کشتی متعلق به اسرائیل تاکید کرد که عبور و مرور از تنگه تیران (آبراه سوئز) با هماهنگی و تایید مصر امکان پذیر است.در سال 1594م مصر با ارسال مستنداتی به سازمان ملل متحد خواستار به رسمیت شناختن مالکیت مصر بر جزایر تیران و صنافیر در این سازمان شد.توافق 4 آوریل 2016 در قاهرهدر فرودین ماه سال 95، ملک سلمان در راس هیات سیاسی اقتصادی بزرگی به همراه ١٨ وزیر، ٢٥ شاهزاده و بزرگ ترین هیات از سرمایه گذاران سعودی به مصر رفت.احمد قطان، سفیر عربستان سعودی در قاهره پیش از سفر ملک سلمان به مصر گفته بود: ارقام قراردادهای سرمایه گذاری که میان مصر و عربستان سعودی در روز شنبه به امضا خواهد رسید شگفتی همه را برمی انگیزد.در این سفر بیش از ٢٠ پیمان با هدف تقویت همکاری در زمینه های انرژی، نفت، سرمایه گذاری، گردشگری، مسکن و نیروی انسانی میان دو کشور به امضا رسید. عربستان همچنین درباره یک برنامه ٥/١ میلیارد دلاری سرمایه‎گذاری برای توسعه صحرای سینا با مصر به توافق رسید.پیش از این سفر هم ملک سلمان طی فرمانی مجوز سرمایه گذاری ٨ میلیارد دلار در مصر و تامین نیازهای نفت مصر به مدت پنج سال را صادر کرده بود که اسناد آن در این سفر به امضای طرفین رسید.و البته در همین سفر بود که ملک سلمان با عبدالفتاح سیسی در چهارم آوریل 2016 درباره واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان به توافق رسیدند. توافقی که پس از افشای آن موجی از مخالفت ها را برانگیخت و محافل سیاسی ور سانه ای مخالف درمصر از برنامه‎های اقتصادی سفر ملک سلمان به عنوان هزینه فروش خاک مصر به عربستان یاد کردند.به همین دلیل موجی از اعتراض‎ها و خشونت‎ها در ماه‎های اردیبهشت و خرداد سال 95 مصر را فراگرفت. به گونه‎ای که سرانجام دادگاه عالی قانون اساسی مصر در بیست و یکم خرداد سال 95 حکم واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان را لغو کرد.اما دولت مصر موضوع را به گذر زمان سپرد و در فاصله یک سال گذشته رایزنی‎های وسیعی برای جلب موافقت مخالفان کرد و به تبیین اهداف اقتصادی ناشی از واگذاری این دو جزیره به عربستان همت گماشت.چنانکه نشست آرام مجلس مصر در جلسه تصویب واگذاری جزایر تیران و صنافیر ...

ادامه مطلب  

مراکز نظامی خط قرمز ایران است/ بیگانگان ارزوی بازدید از مراکز نظامی را به گور می برند/ دنیا شاهد نقض برجام از سوی آمریکایی ها بود  

درخواست حذف این مطلب
علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان با بیان اینکه مراکز نظامی خط قرمز ایران است و بیگانگان آرزوی بازدید از مراکز نظامی را به گور می برند از مسئولین خواستند با توکل بر خدا و پشتوانه ملت مردانه ایستادگی کنند.به گزارش خبرنگار عصرهامون،طی روزهای گذشته نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد اعلام کرده بود که «اگر بازرسی از سایت های نظامی ایران رویا است، پایبندی ایران به برجام هم رویا است.»علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان در گفت و گو با برخی رسانه های بومی با بیان اینکه مراکز نظامی خط قرمز ایران است و بیگانگان آرزوی بازدید از مراکز نظامی را به گور می برند از مسئولین خواستند با توکل بر خدا و پشتوانه ملت مردانه ایستادگی کنند.مراکز نظامی خط قرمز ایران است اجازه بازرسی به بیگانگان نمی دهیممولوی جان دادنارویی امام جمعه اهل سنت نصرت آباد در گفت وگو با خبرنگار عصرهامون با بیان اینکه آمریکا هربار به بهانه ای قصد بازدید از مراکز تسلیحاتی و نظامی ایران را دارد، اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب و ملت ایران هرگز اجازه نخواهند داد هیچ کشور یا فرد بیگانه ای از مراکز تسلیحاتی و نظامی ایران بازدید کند زیرا این مهم به عنوان خطوط قرمز ما محسوب می شود.آمریکایی ها بازدید از مراکز نظامی ایران را به گور ببرندوی با اشاره به بدعهدی و بدقول بودن آمریکایی ها بیان کرد: آمریکایی ها این آرزوی دست نیافتنی را به گور خواهند برد زیرا ملت ایران بیدار و هوشیار است و دشمن را می شناسد بر همین اساس مسئولان کشورمان هم باید به صورت قاطعانه جواب یاوه گویی های آمریکایی ها را در این خصوص بدهند.ادعای آمریکا بهانه ای جدید برای نقص برجام است مولوی نارویی با اشاره به اینکه ایران کشوری قدرتمند و مستقل است، افزود: ایران ابرقدرت جهان است و هیچگاه اجازه نخواهد داد بیگانگان با هر وسیله ای از مراکز نظامی بازدید به عمل آورند.وی تاکید کرد: آمریکا هیچ حقی نسبت به بازدید از تاسیسات نظامی جمهوری اسلامی ایران را ندارد لذا این ادعای آمریکا بهانه ای جدید برای نقص برجام است .هیچ کشوری حق تعیین تکلیف برای ایران نداردمولوی ملکی پور امام جمعه اهل سنت کنارک هم در این خصوص گفت: نه تنها آمریکا بلکه هیچ کشوری حق بازدید از مراکز نظامی ایران اسلامی را ندارد و آمریکایی ها باید این خیال و آرزو را به گور ببرند.وی با بیان اینکه ایران کشوری قدرتمند و آزاد است، افزود: هیچ کشوری حق تعیین تکلیف برای ایران اسلامی را ندارد.ملت ایران سخنان یاوه را نمی پذیردمولوی ملکی پور ادامه داد: بازدید از اماکن نظامی و حساس ایران موضوعی نیست که آمریکایی ها به هر بهانه ای و با حرف های کودکانه خو خواهان دست یابی به آن باشند زیرا ایران اسلامی با تکیه بر توان داخلی و اراده ملی از هیچ کشوری ترسی نداشته و سخنان یاوه را نمی پذیرد.هیچ فرد بیگانه ای اجازه بازرسی از اماکن نظامی ما را نداردمولوی بلال مقدسیان امام جمعه اهل سنت اسفند شهرستان دلگان در گفتگو با دلگان پرس با اشاره به سخنان مداخله جویانه نماینده آمریکا در سازمان ملل در خصوص مسائل داخلی کشورمان، اظهار کرد: آمریکا قبل از انقلاب در امورات داخلی کشور ما مداخله می کرد.وی با بیان اینکه هیچ کشور یا فرد بیگانه ای اجازه بازرسی از اماکن نظامی جمهوری اسلامی را ندارد، تصریح کرد: مراکز نظامی کشورمان، به عنوان خطوط قرمز ما محسوب می شود.امام جمعه اهل سنت اسفند شهرستان دلگان ادامه داد: قطعا سرب داغ جواب هر فرد بیگانه ای است که بخواهد پا را بر روی خطوط قرمز ما بگذارد.مسئولان جواب یاوه گویی ها آمریکایی ها را بدهندمولوی بلال مقدسیان اضافه کرد: تاکنون غربی ها و به خصوص دولت آمریکا نشان داده اند که اصلا به توافق هسته ای یا همان برجام اصلا پایبند نیستند.وی عنوان کرد: آمریکا تاکنون در اجرای توافق نامه های بین المللی بدعهدی بسیاری کرده است.امام جمعه اهل سنت اسفند شهرستان دلگان خاطرنشان کرد: مسئولان کشورمان باید به صورت قاطع جواب یاوه گویی های مسئولان آمریکایی ها را بدهند.برجام توسط آمریکا به بازی گرفته شده استمولوی دوست محمد درواخ امام جمعه شهرک کهک زهک در گفتگو با ندای هیرمند گفت: طبق دستوری که خداوند به مسلمانان در قرآن داده است باید با تمام قوا در برابر دشمن مسلح شد.وی افزود: یک ملت مسلمان در برابر دشمن هر نوع اسلحه ای که می تواند طراحی کند باید داشته باشد و هیچ کشور دیگری حق دخالت در این امر را ندارد زیرا خداوند در کتاب آسمانی اش این مهم را تاکید کرده است.امام جمعه شهرک کهک زهک بیان داشت: امروز برای تمام دنیا مشخص است که ناقص برجام کشوری جز آمریکا نبوده است، همانطور که رئیس جمهور دیوانه آنان در گذشته گفته بود برجام را پاره خواهم کرد.همه ی دنیا شاهد نقض برجام از سوی آمریکایی ها بوده اندمولوی درواخ تصریح کرد: برجام بازی خود آمریکایی ها بود؛ برجامی که اکنون آنها به هر دری می زنند تا بهانه ای پیدا کنند تا ایران را متهم به نقص برجام کنند.وی خاطرنشان کرد: در ابتدای برجام هم که ایران اجازه بازدید به نمایندگام سازمان ملل را داد ارفاقی بود که به آنها شد وگرنه در قانون یک امت اسلامی بازدید از تسهیلات نظامی وجود ندارد.امام جمعه شهرک کهک گفت: مهم ترین چیز برای مسلمانان صداقت است؛ ما با صداقت پای به میز مذاکره نهادیم ؛ اما این آمریکایی ها بودند که آن را نقض کردند و اکنون بازی جدیدشان را استارت زده اند.بازدید آمریکا و کشورهای غربی از پایگاه های نظامی ایران، خط قرمز نظام استمولوی یحیی ریگی امام جمعه اهل سنت مسجد عشره مبشره شهرستان خاش در گفت و گو با تفتان ما با اشاره به سخنان اخیر نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد مبنی بر اینکه "اگر بازرسی از سایت های نظامی ایران رویا است، پایبندی ایران به برجام هم رویا است" اظهار کرد: ایران اسلامی هرگز و به هیچ وجه به استکبار جهانی اجازه نخواهد داد که از پایگاه های نظامی این کشور بازدید کنند و این موضوع از نظر هر انسان دارای فکر و اندیشه ناشایست و نامعقول به نظر می رسد زیرا که قدرت نظامی و توان دفاعی کشور نباید برای سایر کشورها نمایان شود.وی با بیان اینکه مسئولان ایران اسلامی در برابر یاوه گویی ها و درخواست های غیر منطقی و غیرقانونی آمریکایی های باید واکنس نشان دهند، تصریح کرد: باید استکبار جهانی بداند که بازدید از سایت ها و پایگاه های نظامی جمهوری اسلامی ایران خطوط قرمز نظام است و امری غیر ممکن و ناشدنی است.مولوی ریگی بیان کرد: زمانی که دشمنان از میزان توان دفاعی یک کشور و تسلیحات و پایگاه های نظامی آن خبردار شود به راحتی می تواند نقشه های شومی علیه آن کشور تدوین کرده و به راحتی تعرض و دست درازی انجام دهد و استکبار جهانی از هیچ اقدامی برای به زانو در آوردن ملت غیور ایران اسلامی و نظام فروگذاری نمی کند و آنها تنها به بهانه بازرسی به دنبال شکستن مقاومت ایران هستند.آمریکائی ها به بهانه های مختلف به دنبال راهی جهت خروج از برجام هستندوی ادامه داد: همانطور که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند و تاکید دارند ملت ایران اجازه هیچ بازرسی بیگانگان نخواهند داد و امنیت ما در سایه قدرت های نظامی است و بازدید از سایت ها و پایگاه های نظامی ایران بدون شک ترفند و توطئه جدید آمریکا برای بهانه جویی و متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به نقض برجام است.امام جمعه اهل سنت مسجد عشره مبشره شهرستان خاش با بیان اینکه بازدید از پایگاه های نظامی ایران در حقیقت توهین به ملت این کشور است،اذعان کرد: همانگونه که با بازدید از نیروگاه های اتمی نه تنها تحریم ها برداشته نشد این بار هم با بازدید از قسمت های نظامی ایران نه تنها تحریم ها برداشته نخواهد شد بلکه بیشتر و شدیدتر هم خواهد شد زیرا سازمان ملل همانند همیشه نقش جاسوس آمریکا را بازی خواهد کرد.وی با تاکید بر اینکه ایران اسلامی کوچکترین اجازه تجاوز به حریم امنیتی خود را نخواهند داد، اظهار کرد: آمریکایی ها همواره به دنبال راهی جهت خروج از برجام هستند و همیشه بهانه های جدیدی را علم می کنند که بازدید از پایگاه های نظامی ایران نیز یکی دیگر از این بهانه ها و توطئه هاست و مخالفت ایران همان هزینه و بهانه خروج از برجام است در حالی که قرار داد ما با ۱+۵ موسوم به برجام فقط به تاسیسات هسته ای است نه مراکز نظامی.اظهارات نیکی هیلی شیطنت های پشت پرده آمریکاستامام جمعه موقت اهلسنت مسجد جامع چابهار گفت: به تازگی نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل شرط توافق بر جام را بازدید از تسلیحات نظامی ایران اعلام کرده است و این خلاف حقوق بشر و قوانین سازمان ملل است.مولوی بزرگ زاده در گفت و گو با خبرنگار چهاربهاران، با اشاره به بازدید از تسلیحات نظامی ایران توسط سازمان ملل اظهار کرد: این درخواست ها جنبه صهیونستی دارد و از میدان دشمن صادر می شود این شیطنت های خواست های پشت پرده آمریکا و عوامل دست آموزش است.وی افزود: از لحاظ نظامی و استراتژیکی اگر اطلاعت نظامی یک کشور رسوخ کند بدین معناست که آن کشور هیچ عملکرد دفاعی نخواهد داشت و به نوعی قدرت دفاعی ندارد.بازدید از تسلیحات نظامی ایران توسط سازمان ملل شبیه یک شوخی است مولوی اهل سنت چاب ...

ادامه مطلب  

خاطرات تکان دهنده یک داعشی از شکنجه های وحشیانه برای گرفتن اعتراف از اسرا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،«در رقه بودم»، داستان «ابو زکریای داعشی» است ‏که دل در گرو «داعش» می بندد و راهی سرزمین ‏‏«شام» سفر می شود. اما یک سال بعد در می یابد، بهشتی که دنبالش بوده، جهنم واقعی است.خود را دامادی معرفی می کند که برای آوردن عروس اش راهی روستایی در نزدیکی مرزهای سوریه و ترکیه می شود تا با عبور از مرز به تونس باز گردد.به طور اتفاقی در تونس با «هادی یحمد»، نویسنده تونسی آشنا می شود و شروع به تعریف یک سال زندگی در امارت اسلامی داعش می کند. «یحمد» خاطرات ابو زکریا را پس از تنظیم، به صورت کتابی چاپ و منتشر می کند.در این کتاب ابو زکریا نحوه سفر به ترکیه و ورود به خاک سوریه را نقل می کند و اینکه «ام مهاجر» برای پیوستن جوانان به داعش سنگ تمام می گذاشت.سر مرز از هویت واقعی اش جدا شده، هویت جدیدی می گیرد و پس از گذراندن مقدمات امنیتی و اطلاعاتی پای به رقه می گذارد. اولین نبردش تدمر بود، اما قبل از نبرد از بساط خوشگذرانی فیض برده بود که داعش در مناطق سیاحتی «طبقه» برای آنها تدارک دیده بود.از نبردهای شمال استان حلب و سقوط تدمر و زندگی در رقه و روابط حاکم بین عناصر داعش و تحولات بزرگ در شخصیت دوستانش که آنها را به حیوان های وحشی تبدیل کرده بود، می گوید.تعریف می کند که چگونه از دل تنگی و غربت شب ها دیوانه وار گریه کرده، چگونه 200 سرباز برهنه سوری قتل عام شده و قیمت کنیزهای ایزدی در بازار برده ها چقدر بوده است.اینکه عناصر تونسی داعش را به بی رحمی و خونریزی می شناختند و درسفر به شهر الباب چگونه دست قطع شده جوان را سوری پس از قطع شدن با ضربه شمشیر برداشته بود. و حالا ادامه داستان:کودکی ام را به یاد می آوردم، زمانی که بیش از 5 سال نداشتم. تازه مقیم شهر «دورتموند» شده بودیم.آن زمان مهاجر معنای کنونی و رایج در رقه را نداشت. از بیم آزار و اذیت غربی ها به کشورت، تونس بازگشتید، سرزمین اسلام. اوایل جوانی مسلمانان را به دو بخش تقسیم کرده بودی. یکی دوستانت و دیگری مابقی جهان اسلام. اما خیلی زود این باورت هم تغییر کرد. رویایت «خلافت اسلامی» و «داعش» شد.در حالی که خلافت اسلامی و پیروانش را تنها طایفه رستگار این دنیا می دانستی، خود را به سرزمین خلافت رساندی. خیلی زود دریافتی خلافت اسلامی و رستگاری دروغی بیش نیست.سوالات چون سیل به ذهنت هجوم آورده بودند و مهمترین آنها این بود که آیا «ابو بکر البغدادی»، سرکرده داعش نیز گمراه است و این سرآغاز «دومینوی فروپاشی» داعش در باورهایت بود.دریافتی که این قوم به اصطلاح رستگار نیز خود را تکفیر می کنند. جریان «بنعلی»، جریان «حازمی» را تکفیر می کند و بالعکس. دوستت «ابو دجانه» را به همین دلیل گردن زدند.کسی که از اولین پایه گذاران امارت البغدادی در سوریه بود. ابو دجانه برای امر جهاد از تونس راهی سرزمین شام شده بود. در صفوف گروه های مسلح شهر «الدانا» می جنگید.وقتی در سال 2013 البغدادی از تشکیل گروهش خبر داد، جزو اولین گروهی بود که با وی بیعت کرد. مورد اعتماد ابو بکر بود و از فرماندهان میدانی بارز او. پس از آن به نیروی امنیتی داعش پیوست.خیلی زود، آوازه بی رحمی و شقاوتش همه جا پیچید. هیچ کس مثل او نمی توانست از اسرا بازجویی کند و اعتراف بگیرد. شکنجه هایش حین بازجویی لرزه به تن همه می انداخت.از هیچ شکنجه ای دریغ نداشت و معروف ترین آنها این بود که پس از میخ کوبیدن در دست و پای اسرا و زندانیانش، آنها را آویزان می کرد. وحشی گری اش در شنکجه گری به حدی بود که حتی معاونان اش هم حاضر نبودند، در بازجویی ها کنارش حضور داشته باشند.به راحتی مردم عوام را تکفیر می کرد و تکفیر را بهانه غارت و چپاول اموال مردم کرده بود. همه را از دم تیغ می گذراند و ذره ای تردید به خود راه نمی داد.نیروهای امنیتی را وادار کرد، برای بستن پرونده اش خیلی زود وارد عمل شوند. همان نیرویی که خود پایه گذار اصلی آن بود و همان نیروهایی که از دید وی مرتد و کافر بودند، او را بازداشت کرده و گردن زدند.دریافتی ابو دجانه، یکی از ده ها فرمانده و امیر داعشی است که به دلیل تکفیر این گروه به سرنوشت ابو دجانه دچار شدند. ابو جعفر الحطاب، ابو مصعب التونسی و ابو عمر الکویتی تنها نمونه ای از ده ها امیر و قاضی شرع بودند که به اتهام خروج از دین گردن زده شدند.خیلی زود دریافتی در دل جریان تکفیر قرار گرفته ای. جریانی که از مسلمان بودن تنها نامش را با خود یدک می کشد. خود را در برابر سوال بسیار مهمی یافتی: «تو اینجا چه می کنی»؟ «پس این همه جوان تونسی را جان خود را در راه داعش از دست دادند»؟به دنبال پاسخ رفتی. خیلی زود دریافتی، «سلفی گری» دروغ بزرگی بیش نیست. دریافتی که اگر قرار است، قومی و جریان و گروهی تکفیر شود، سلفی ها و امارت و خلافت البغدادی در درجه اول قرار دارند.همه اینها باعث شدند تا به این سوال برسی که «واقعا تو که هستی»؟ در سرزمین شام چه می کنی؟ آیا القاعده و بن لادن و الظواهری نیز تکفیر می شوند؟ سرگردان و حیران بودی، اما باید خود را می یافتی.جست و جو را شروع کردی. اما چه سود که سرعت لاک پشت از اینترنت رقه بیشتر بود و نظارت بر کافی نت ها هر روز شدید و شدیدتر می شد. سعی کردی به خطابه های «عمرو الحازمی» گوش کنی و کتاب هایش را بخوانی و این به معنای به جان خریدن خطر مرگ برای تو بود. چون به خوبی می دانستی داعش الحازمی را تکفیر کرده بود.در ادامه به خطابه های «ترکی بنعلی»، مقرب البغدادی گوش سپردی و کتاب هایش را خواندی. دریافتی بین این دو گروه در داعش گروه سومی نیز وجود دارد. گروهی که افراد ساده لوحی چون تو در آن جای می گرفتند. کسانی که دروغ بزرگ «جهاد در راه خدا»ی داعش را باور و ترک دیار کرده بودند.دریافتی اختلافات اعتقادی بین دو جریان بنعلی و حازمی مسئله ساده و گذرا نیست. اولی دومی را خوارج می خواند و دومی اولی را مشرک و کافر می دانست. دریافتی اختلافات درون گروهی داعش چنان پیچیده و در هم تنیده است که این گروه را وارد تونلی تنگ و تاریک و بی نهایت کرده است.خیلی زود به دور باطل تکفیر در امارت اسلامی البغدادی پی بردی. باز به خانه اول برگشته بودی. به آن روزها که در تونس اسلام واقعی را جست و جو می کردی افتادی. اولین موضوعی که به ذهنت خطور کرد، عدم حضور در نبردها بود. اگرچه عاشق به دست گرفتن سلاح و مبارزه بودی.دریافتی آن نبردها بیش از همه تو را، روحت را، وجودت را، اعتقادات را و باورهایت را نابود کرده اند. پیش از آنکه موضوع را با دوستانت در میان بگذاری، دانستی آنها نیز همچون تو خط مشی داعش را ناصواب می دانند.اما جرات بیان آن را نداشتند. پای در راهی گذاشته بودند که جای بازگشت نداشت. جدایی از گروهی اعتقادی و بسته ای چون داعش موضوع بسیار سخت و حتی غیر ممکنی بود.همه را شگفت زده و غافلگیر کرده بودی، چون به وفاداری و اخلاص به داعش و البغدادی مشهور بودی. با این حال تنها یک راه پیش رویت بود، «سکوت» و «دم نزدن».مجازات کوچک ترین انتقاد از امارت مرگ بود. مخالفان و منتقدان شبانه ربوده و در داخل فرودگاه نظامی «کشیش» سر بریده می شدند. بی شک تنها شاهد این بخش از تاریخ ناگفته و نانوشته جنایات داعش این فرودگاه بود. تاریخی که تا ابد ممکن است، کسی از آن مطلع و آگاه نشود و نداند که داعش به دست خود فرزندانش را سر می برید.سوالات بسیاری درباره مهاجرین اولیه و قدیمی و دلایل اختلافات آنها با امارت البغدادی مطرح شده بود. در پاسخ دریافتی که بسیاری از عناصر داعش «حازمی» بودند و بالطبع امرا و فرماندهان داعش را تکفیر می کردند.دریافتی درون گروه جریانی بسیار متعصب تر و خشک تر از پیکره اصلی وجود داشت که کوچک ترین تخلف و انتقاد درون گروهی را تاب نمی آورد و مهاجرین تونسی از این دسته بودند.به همین دلیل تونسی ها بی رحم تر و خونریزتر از دیگر عناصر داعش نشان می دادند. این افراط گرایی و تعصب بیش از حد ترس بسیاری از امرا و سرکردگان ارشد را برانگیخته و همین موجب ربودن و اعدام تعداد زیادی از آنها در همان ماه های اول اعلام تاسیس داعش شده بود.تونسی ها در راس عناصر داعش بودند که صلیب های کلیسای «البشاره» شهر رقه را به زیر کشیده و نابود کردند. همچنین در راس عناصر داعش بودند که مقبره های مسیحیان در شهر موصل را تخریب و نابود کردند و باز در راس عناصر داعش بودند که خواستار اجرای شرع و حد الهی در شهر الدانا بودند که اوایل بحران سوریه، به مهمترین کانون تجمع و حضور مهاجرین تونسی در کشور سوریه تبدیل شده بود.به گواه اهالی رقه و عموما مردم سوریه، مهاجرین تونسی خونریزتر و سنگ دل تر از دیگر مهاجرین خارجی داعش بودند و در این زمینه به قتل عام 250 سرباز سوری پس از تصرف فرودگاه نظامی «طبقه» اشاره می کنند که تونسی ها بیشترین تعداد را در میان مرتکبین این جنایت بشری داشتند.این موضوع خیلی زود موضع گیری داعش مقابل مهاجرین تونسی از جمله سرکردگان امنیتی و امرای شرع تونسی گروه را به دنبال داشت. بیم رسیدن این تونسی به رده های ارشد داعش موجب شد، بسیاری از آنها به دست خودِ داعش تصفیه شوند.«سنگ دلی و بی رحمی» توصیفی بود که داعش از تونسی ها داشت و به همین دلیل علی رغم اینکه تعداد زیادی را در این گروه تشکیل می دادند، اما هیچ گاه سمت های ارشد و مناصب مهم به آنها داده نمی شود.جریان بنعلی بر این باور بود که جریان حازمی در تونس نفوذ بسیاری دارد و به همین دلیل تونسی ها به این جریان گرایش دارند و از آنجا که این جریان در میان جریان های سلفی متعصب ترین و افراطی ترین به شمار می آید، بنابراین این جریان را بسیار خشن و متعصب می دانستند.اما آیا واقعا این دلیل خشونت و تعصب فزاینده تونسی های عضو داعش بود، یا دلایل دیگری هم در پس این خشونت و تعصب فزاینده قرار داشت؟ در این تردید نیست که این موضوع به تنهایی نمی توانست، دلیل گرایش فزاینده مهاجرین تونسی به خشونت و افراط باشد.به نظر من، تونسی ها می خواستند، نشان دهند، در پایبندی به دین اسلام و دفاع از آن و جهاد در راه خدا کمتر از مهاجرین آسیایی و آفریقایی داعش نیستند و همین تلاش برای اثبات وجود دست آنها را به بسیاری از خون ها آلوده کرد.به هر روی، به همان ترتیب که تونسی ها به ابزار داعش در ریختن خون ها تبدیل شده بودند، به همان ترتیب قربانی ابزارهای خونریز شدند. تونسی هایی که از داعش جدا شده اند، از کشته شدن 500 تونسی پیوسته به داعش به دست این گروه از زمان تاسیس تاکنون سخن می گویند.این رقم شاید مبالغه آمیز به نظر برسد، اما بیانگر حجم واقعی حضور و مشارکت سلفی های تونسی در تشکیل داعش و در ادامه خطر امنیتی بود که این گروه از وجود این تونسی ها احساس کرد.این موضوعی است که آشکارا در سخنان امرا و سرکردگان داعش مشاهده می شود. آنها همواره مهاجرین تونسی را اینگونه یاد می کنند: «خدا برادران تونسی ما را بیامرزد، اما خیلی متصب و خشک بودند».طی این مدت تا جایی که امکان داشت، تلاش می کردم، از حضور در مقر کت ...

ادامه مطلب  

تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش منحل شود/ حضرت آقا در جبهه شبانه برای گشت می رفت/ وضعیت جبهه را که تشریح کردم، بنی صدر غش کرد!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق ـ یکی دیگر از ویژه برنامه های ایام پرافتخار 8 سال دفاع مقدس را در سالگرد و سالروز این هفته عزیز برگزار می کنیم. در این ویژه برنامه ها در خدمت امیران و سردارانی هستیم که لحظه لحظه جنگ را درک کردند و با آنها گفت وگو می کنیم تا از زاویه های مختلف سختی های جنگ، کارهایی که در جنگ صورت گرفته و البته مسائل روز دفاعی کشور را مرور کنیم.ان شاالله مطالب جدیدی برای شما مردم داشته باشد که خیلی درباره جنگ شنیدید و با پوست و گوشت و استخوان تان درک کردید و البته برای نسل جوان که با آن دوران فاصله گرفته و خیلی هایی که ندیده اند.مهمان ارجمندی در این برنامه داریم. افتخار دارم در خدمت یکی از امیران عزیز ارتش جمهوری اسلامی ایران باشم که لحظه لحظه 8 سال دفاع مقدس را درک کرده اند. کسی که به عنوان یکی از یاران نزدیک شهید صیاد شیرازی نام می برند که همواره در کنار شهید حضور داشتند.یکی از 13 فرمانده بلندپایه نظامی کشور که دارای درجه سرلشگری هستند و بعد از جنگ هم «نشان فتح» دریافت کردند.در ادامه مشروح گفت و گوی محمد حسین رنجبران باامیرسرلشگر حسین حسنی سعدی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء، معاون سابق هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از نظرتان می گذرد:مهمترین محورهای مطرح شده در این برنامه بدین شرح است: *عده ای بدنبال انحلال ارتش و ایجاد ارتش توحیدی بودند*تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش منحل شود*وضعیت جبهه را که تشریح کردم، بنی صدر غش کرد!*حضرت آقا در جبهه شبانه برای گشت رزمی رفت*در سال های آخر جنگ، کمک دولت وقت کم شد*اطلاع رسانی سریع پذیرش قطعنامه، اشتباه بود*نتوانستیم چهره واقعی منافقین را به مردم نشان دهیم*وضعیت روز حکم می کند که در سوریه باشیم*دانش ارتش به روز شده است*تصمیم حضرت آقا برای انتصاب امیر موسوی واقعا عالی بود*موشک ها را برای دفاع از خودمان آماده می کنیم؛ آمریکا نگران چیز دیگری است*هیچگاه اجازه بازدید از مراکز نظامی را نخواهیم داد*کسانی که بحث «ارتش حرفه ای» را مطرح می کنند، خودشان هم نمی دانند چه می گویند***سوال: من می خواهم از دوشنبه 31 شهریور 59 شروع کنم. زمانی که به همراه شهید نامجو در دانشکده افسری بودید و ساعت یک بعد از ظهر صدای انفجار را شنیدید.حسنی: آن زمان من سرهنگ دوم، فرمانده تیپ دانشجویان دانشگاه افسریه امام علی (ع) بودم و سرهنگ نامجو هم فرمانده دانشگاه افسری بود. برنامه طبق معمول انجام می شد. به مسجد دانشگاه برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. از مسجد به سمت ستاد دانشگاه برمی گشتیم، از پله های ستاد که داشتیم بالا می رفتیم، وارد ستاد دانشگاه که شدیم چند انفجار شنیدیم.به دفتر سرهنگ نامجو رفتم و گفت که آقا این انفجاری که شنیده شد حمله عراق به جمهوری اسلامی ایران بود و فرودگاه های ما را بمباران کردند و حمله زمینی خود را آغاز کرده است. من هم با ارتش رفتم اجازه گرفتم که باید آماده می شدیم به سمت اهواز برویم.روز دوم مهر تقریبا ساعت دو بعدازظهر به طرف فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. فرودگاه مهرآباد رفتیم و نیروی هوایی هم تقریبا 12-10 فروند هواپیمای 330 آماده کرده بود. ما خودمان با اولین گردان و اولین پرواز حرکت کردیم.س: کلا چقدر نیرو توانستید در این 48 ساعت جمع کنید؟حسنی: تقریبا 5 گردان پیاده سبک، حدودا 900 نفر جمعا ستاد و پشتیبانی و گردان سازماندهی کردیم.س: آن موقع که شروع کردید فکر می کردید، یک عرصه 8 ساله را پیش رو داشته باشید؟حسنی: اصلا، نه؛ چنین تصوری که جنگ بخواهد 8 سال به طول بیانجامد، نداشتیم. هیچوقت نمی شد چنین پیش بینی کرد ولی بالاخره می دانستیم با عراق درگیر شویم درگیری قطعی خواهد بود.س: پیش بینی آن را داشتید؟ برایتان غیر منتظره نبود؟حسنی: خیر؛ نبود، چون در این زمینه که می خواهیم سوابق را بررسی کنیم، در مورد آغاز جنگ لازم است یک بررسی های قبلی در این زمینه داشته باشیم. انقلاب پیروز شد، ارتش دیگر آن نظم و انضباط و سازماندهی ارتش دیگر وجود نداشت. خیلی از فرماندهان را گرفتند و بعضی ها اسیر شدند، بعضی ها بازداشت شدند و تعدادی اخراج شدند و یک وضعیت خاصی بر ارتش گذشت.آنچه که از ارتش باقی ماند، یک ارتش جوان بود. به هر حال در این زمینه یک تغییر و تحولاتی انجام شد، رئیس ستاد برای ارتش انتخاب شد. هنوز 8 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ضد انقلاب حرکت کرد و پایگاه مهاباد را خلع سلاح کرد. یک تیپ کامل را خلع سلاح کرد. آن موقع سازمانی نبود که از انقلاب دفاع کند و در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.در نتیجه، بعد از این عملیات که ضد انقلاب انجام داد و پادگان را خلع سلاح کرد، به سمت سنندج حرکت کرد که پادگان سنندج را هم خلع سلاح کند. به همین ترتیب در منطقه کردستان یک وضعیت خاصی را به وجود بیاورند. در آن زمان دنبال استقرار کردستان بودند. ارتش هم به همین ترتیب بود و همه به منزل رفتند و دیگر کسی نبود. تقریبا روز 15 اسفند بود که حضرت امام فرمودند ارتشی ها به پادگان برگردند و بعد کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد.این کمیته ها که تشکیل شد فرمانده انتخاب کردند؛ فرمانده گردان و فرمانده تیپ و فرمانده لشکر انتخاب کردند.س: کمیته انتخاب کرد؟حسنی: بله؛ کمیته انتخاب و معرفی می کردند. وقتی بنده را به عنوان فرمانده گردان انتخاب کردند، یک درجه دار داشتیم، عناصر گردان را همین تعدادی را که در انجا بودند، در کنار ساختمان جمع کرد و گفت ما این سرگرد را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم. نگفت فرمانده گردان؛ گفت جناب بی جناب، فرمانده بی فرمانده!ایشان را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم و حالا ما می خواهیم این گردان را جمع وجور و آماده کنیم. در اینجا با این وضعیت بود. خیلی از ارتشی ها قبل انقلاب انسان های متدین و انقلابی بودند ولی مخفیانه کار می کردند؛ از جمله امیر سلیمی و امیر رحیمی، وقتی اوضاع را به این ترتیب دیدند که چنین وضعیتی وجود دارد، روز 26 فرودین خدمت حضرت امام رفتند.گفتند الان وضعیت به این ترتیب است و ارتش فرمانده ندارد. شما به عنوان فرمانده ارتش اعلام کنید، ارتش یک سازمانی را به خود بگیرد و بداند فرمانده دارد. با فرمان شما ارتش پا بگیرد.س: آن موقع هم بعضی از نظامی ها انحلال ارتش را می خواستند؟حسنی:بله؛ آن زمان یک عده خواستند که ارتش باید منحل بشود. عده ای می خواستند ارتش بی طبقه توحیدی باشد و خیلی مسائل در این زمینه بود.س: همه اینها اثر بر بدنه ارتش گذاشت.حسنی: به هرحال حضرت امام مکث کرده بودند؛ سلیمی و رحیمی رفته بودند و غروب روز 27 ام، امام فرمانی دادند که روز 29 اعلام شد. ارتشی که تا 22 بهمن در برابر انقلاب بوده، حالا رهبر انقلاب در روز 29 بهمن به همین ارتش اعلام می کند که ارتش در خیابان ها بروید و با ساز و برگ تان رژه بدهید اما این ارتشی که الان شکل گرفت آن ارتش قبل از انقلاب نبود.همه حداکثر از درجه سرهنگ دو به پائین بودند و از درجه سرهنگ دو به بالا همه رفته بودند. این وضعیت تا سال 58 ادامه پیدا کرد. وضعیت پاوه پیش آمد که می دانید حضرت امام صراحتا گفتند که ارتش ظرف 24 ساعت این غائله پاوه را خاتمه بدهید. اینجا دیگر به عنوان فرمانده دستور می دادند. همه با دل و جان دستور ایشان را اجرا می کردند.در چنین وضعیتی روز 30 شهریور تقریبا دوسوم نیروی زمینی ارتش در کردستان درگیر بود. ما درگیری همین 20 ماه را بخواهیم تشریح کنیم، تعداد شهدایی که نیروی زمینی دادند ...س: چند نفر شهید شدند در آن 20 ماه؟حسنی: آماری که بنده دارم افسر درجه دار 334 نفر شهید، جانباز 618 نفر در همان کردستان، کارکنان وظیفه 278 نفر شهید، 532 نفر جانباز، جمع شهدا تقریبا 612 نفر شهید و 1150 نفر جانباز نیروی زمینی در این منطقه داده بود، تا توانست امنیت را در کردستان برقرار کند.کردستان به نحوی بود که در محورها روز هیچ کسی نمی توانست حرکت کند. ضد انقلاب بودند نه مردم کرد، حتی بی امنی به نحوی بود که اگر مردم کرد مریض داشتند روز نمی توانستند به بیمارستان برسانند. البته عناصر سپاه شهرستانی هم شرکت کرده بودند و در این زمینه کمک کرده بودند. به تدریج امنیت محورها روزانه و بعد شبانه برقرار شد.س: پس این درگیری با این همه شهید و جانباز در مدت 20 ماه تقریبا باعث شد که شما از مرزها با عراق و نقطه صفر مرزی غفلت کنید؟حسنی:نه در این زمینه غفلت نکردیم. ارتش در جریان امور بود.س: یعنی گزارش هم از تحرکاتشان می داد؟حسنی: بله؛ من همینجا گفتم. یکسری ار خبرنگارها سوال کردند گفتند شما اگر می دانستید که عراق حمله می کند چرا قبلا نیامدید، دو لشکر به سمت خوزستان ببرید در ان قسمت هایی که عراق حمله کرده است؟ گفتم جنگی نبوده ولی اگر نیروی زمینی ارتش یکی دو لشکر از کردستان بر می داشت و کردستان را سبک و تضعیف می کرد و در همین 3-2 روز ضد انقلاب موفق می شد در کردستان یک وضعیت حادی را به وجود بیاورد، نمی گفتند ارتش خطا کرده است؟ هنوز جنگی نبوده در اینجا، هنوز درگیری در کردستان بود.اگر عراق در کردستان موفق می شد ضد انقلاب در کردستان موفق می شد، جنگی به پا نمی شد. باز وضعیت لشکر 92 را باید بازگو کنیم که لشکر 92 ما کدام لشکر در اینجا بود.س: یک جایی گفته بودید آن لشکری که پشت عراق می لرزید اسمش می آمد.حسنی: واقعا پشت عراق می لرزید وقتی اسم لشگر آورده می شد. این را باید مفصل برایتان بازگو کنم. برای لشکر چه گذشت و چه روزهایی بر لشکر گذشت. لشکر 92 یک حالت استثنایی داشت، با سایر لشکرها فرق می کرد. مثلا لشکر 77 کارکنانش اغلب مشهدی بودند، 81 اغلب کرمانشاهی و بومی بودند یا از شهرستان های اطراف بودند.ولیکن در خوزستان یک شهری بود که هم صنعت، هم نفت و هم دریا و هم کشاورزی را داشت. جاذبه ای برای ارتش کمتر داشت. کمتر مردم آنجا جذب ارتش می شدند و شغل فراوان بوده است و بومی های ارتشی کم بودند؛ در نتیجه عناصر لشکر 92 همه غیربومی بودند و وقتی هم انقلاب پیروز شد، آن تصمیماتی که شورای انقلاب گرفته بود و گفت، هر کس به هر جا می خواهد منتقل شود و چنین شد.کسایی هم که در لشکر 92 بودند چند سال در گرمای خوزستان حضور داشتند وقتی چنین فرمانی را دادند، از خدا خواسته همه رفتند. درخواست انتقال دادند و بعضی ها وزارت اموزش و پرورش، تعدادی به ژاندارمری و تعدادی هم به مراکز آموزشی رفتند. تقریبا عناصری که در لشکر راننده تانک، فرمانده تانک، فرمانده توپ، توپچی و تعمیرکار و در مشاغل مختلف بودند، رفتند. وقتی دیگر کسی نبود ببینید چه بر لشکر گذشته است.خدمت سربازی را یک سال کردند. یعنی دو سال یک سال شد، یک سال مرخص شدند رفتند. این یک سالی که باقی ماندند، چهار ماه در مرکز آموزشی بودند، 8 ماه سرباز رزمی بودند، یعنی 60 درصد وظیفه های ما مرخص شدند، 40 درصد باقی ماندند. این شد وضعیت تصمیماتی که در مورد خدمت سربازی گرفتند. علاوه بر این، تمام قراردادها را لغو کردند.س: خریدهای نظامی را لغو کردند؟حسنی: خریدهای نظامی را لغو کردند حتی هواپیماهای اف 16 شنیدم یک تعدادی وارد ایران شده بود آنها را برگرداندند.س: چه کسانی این کار را انجام دادند؟حسنی: برایتان می گویم.س: ممکن است براساس خیانت این کارها را کرده باشند؟حسنی: بلاخره بی هدف نبوده است. همین هواپیما اف 14 که بهترین هواپیماها هستند و در طول جنگ چه نقشی ایفا کردند، انها را داشتند حراج می کردند. تمام قراردادهایی که بسته بودند همه را در این زمینه لغو کردند. چه تصمیم در مورد ارتش داشتند خدا می داند چکار می خواستند انجام دهند.س: اینهایی که شما از آنها صحبت کردید چه کسانی بودند؟حسنی: آن زمان شورای موقت انقلاب آقای یزدی، آقای قطب زاده بود که جزء شورای انقلاب بود، در آخر به چه سرنوشتی دچار شد؟ اعدامش کردند.س: در جایی اشاره کردید، یک تصمیمی دیگر هم شورای انقلاب گرفته بود آن هم وابسته های نظامی را همه برگرداندند؛ در صورتی که وابسته های نظامی ما اطلاعات جمع می کردند.حسنی:آن موقع یک وضعیت های خاصی برقرار بود. عناصر اطلاعات ارتش اطلاعات کامل از وضع عراق داشتند، ولی این عناصر اطلاعاتی که رکن دوم ها می گفتند، بعد انقلاب کسی جرات نمی کرد بگوید من رکن دومی هستم؛ می گفتند این اطلاعاتی و ساواکی است. اینها ساواکی نبودند بلکه اطلاعات ارتش بودند و کاری با ساواک نداشتند و اگر می گفتند اطلاعاتی هستند مردم به سمت شان یورش می بردند.فضای داغ انقلاب بود و این هم طبیعی است. در این زمینه ما اطلاعات کامل از عراق داشتیم ولی دیگر این عناصرمان برگشتند و جمع شدند و ما نمی دانستیم در عراق چه خبر است. ما حتی قبل از انقلاب در خود ستاد ارتش عراق عامل داشتیم. می دانستیم آنها چه تصمیمی می گیرند. بعد انقلاب آنها از ما مطلع بودند و جاسوس هایشان در ایران بودند و همه وضعیت ها را به عراق گزارش می کردند.س: امیر، جایی از شما خواندم که در روزهای ابتدای جنگ در برخی استان ها استانداران آن زمان اجازه نمی دادند که لشکرهای ارتش از پادگان ها خارج شوند.حسنی: در مشهد، تهران جنگ آغاز شد و اینها گفتند، شما می خواهید کودتا کنید.س: گفتند ارتش می خواهد کودتا کند؟حسنی:تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش شکل نگیرد، ارتش منحل بشود. انحلال ارتش را خواستار بودند. ضد انقلاب حاضر نبود ارتش شکل بگیرد.س: بنی صدر به لشکر 92 زرهی در اهواز می آید و می گوید شما در اینجا وقت تلف می کنید، بروید در ارتفاعات زاگرس و از لرستان شروع کنید. همانجا هم ظاهرا حضرت آقا که در آن زمان نماینده امام بودند در آنجا حضور داشتند و گفتند ما همینجا می مانیم و دفاع می کنیم و حتی ظاهرا آنجا یک برخورد فیزیکی هم بنی صدر با یکی از سرهنگ های ارتش می کند؛ درست است؟حسنی: دیدگاه ها بر این مبنا بود که بنی صدر می گفت کردستان را باید داشته باشیم. حتی از لشکر 92 هم گردان هایی به کردستان رفته بود.س: یک نامه ای از شما جدیدا منتشر شد به ناخدا صمدی فرمانده تکاوران دریایی خرمشهر؛ نوشتید که امید امام و ملت ایران به شما رزمندگان سلحشور است. وقتی این نامه را می نوشتید، امیدی بود که خرمشهر بماند؟حسنی: نه، ببینید، عراق قوی ترین لشکرش را برای خرمشهر گذاشت و هدف نهایی اش خرمشهر و آبادان بود.س: تا اروند را بگیرد.حسنی: بله؛ از ارتش 3 گردان در آنجا مقاومت می کرد. گردان 232 تانک، 165 مکانیزه و گردان دژ. دو گردان هم از تکاوران دریایی آمده بودند، دو گردان هم از دانشجویان دانشگاه افسری به خوزستان برده بودیم.ما روز 4 مهر ماه 2 گردان دانشجو را فرستادیم. همه گفتند خرمشهر در حال سقوط است، کمک کنید. واقعا ورود دانشجویان افسری به خرمشهر یک فرشته نجات بودند. چقدر کمک و فعالیت کردند. به هر حال عراق که می خواست با لشکر سه زرهی و یگان های نیرومخصوصی که از شلمچه به سمت خرمشهر امد، باید ظرف حداکثر24 ساعت خرمشهر را اشغال می کرد.چطور شد که تا روز 19 مهر نتوانست که از شمال خرمشهر در مارد پل زد از رودخانه کارون عبور کرد و عقبه های ما را یعنی محور اهواز به طرف آبادان و محور ماهشهر به طرف آبادان را قطع کرد. در اینجا عقبه ما را بست تا دیگر نتوانیم نیرو و تجهیزات بفرستیم.می خواست از دو سمت آبادان را محاصره کند. هم از سمت اهواز و ماهشهر که آمده بودند پل ایستگاه هفت و پل ایستگاه دوازده، از بهمن شیر عبور کند به سمت آبادان بیایند و هم از سمت خرمشهر وارد شوند. روز 27 مهر، دو گردان دانشجویی که داشتیم، می خواستیم تعویض کنیم، چون در روز 25 مهر عراق از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش گرفت و تلفات سنگینی به مردم و نیروهای رزمنده در انجا وارد کرده بود.ما دو گردان دانشجویی که فرستاده بودیم، تصمیم گرفتیم با دو گردان اهواز تعویض کنیم، دانشجوها را ماهشهر بردیم که گردان ها را تعویض کنیم و امکان جابه جایی و تعویض هم فراهم نشد.در همان زمان سرهنگ فروزان که فرمانده ژاندارمری کل کشور بود به عنوان فرمانده قرارگاه اروند تعیین کردند که تصمیم واقعا به جایی گرفتند. فروزان بسیار افسر شجاع، مدیر و مدبر را تعیین کردند و این خیلی کمک به حفظ خرمشهر و آبادان کرد.ایشان ستاد خودش را در ماهشهر تشکیل داد. بعد از ظهر روز 27 مهر یک پاکتی به من دادند که نوشته بود که شما به عنوان فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان تعیین شدید و سریع با بالگرد بروید، در خرمشهر و آبادان فرمانده قبلی را تعویض کنید و بگویید که به تهران برود.روز 27 مهر وارد خرمشهر و آبادان شدم. وقتی آنجا رفتم، وضعیت خاصی بود. وقتی رفتیم، عراق تا نزدیکی مسجد جامع پیش آمده بود. تقریبا قسمت عمده خرمشهر را اشغال کرده بود. روز 28 و 29 داشت پیشروی می کرد، هم از طریق بهمن شیر و هم از طریق خرمشهر که بیاید از کارون عبور کند و وارد آبادان شود.من روز 29 دیدم عراق تقریبا نزدیک جاده ساحلی کارون رسیده است که در خرمشهر قرار داشت. وقتی این وضعیت را دیدم که اگر عراق از کارون عبور می کرد ما نیروی زیادی نداریم که دیگر در آبادان در مقابلش دفاع کند.از ان جبهه هم به طرف بهمن شیر آمده است، اگر وارد آبادان شود آبادان از دست ما می رود و عراق به هدف خودش می رسید. عصر روز 30 مهر تقریبا اوایل شب بود، فرماندهانی که در خرمشهر می جنگیدند گردان های تکاور دریایی، دانشجویان دانشگاه افسری از گردانهای لشکر 92 و همچنین فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر شهید جهان آرا را جمع کردم و گفتم وضعیت به این ترتیب است. الان عراق به ساحل کارون نزدیک می شود. اگر از کارون عبور کند ما نیرویی نداریم تا در برابرش دفاع کند و گفتم دستور این است که شبانه نیروهای تان را در ساحل کارون بیاورید و از خرمشهر دفاع کنید و نگذارید عراق وارد آبادان شود.برخی کمی ناراحت بودند چون چند روز جنگیده بودند. شبانه نیروهایی که داشتیم با قایق آن سمت کارون آوردیم و بعد حتی روی پل کارون هم شبانه فرستادیم، یک افسر مهندسی داشتیم رفتند یکسری مین های ضد تانک و ضد نفربر ریخت که عراق از پل عبور نکند. آن جبهه را حفظ کردیم. به همین ترتیب داشتیم ادامه می دادیم تا این که یک روز بالاخره بنی صدر آمد وضعیت خرمشهر آبادان را ببیند و کمک کند.تقریبا روز 6 آذر بود که گفتند بنی صدر با همراهانش به آبادان می آید. سرهنگ شکرریز – خدا رحمتش کند - فرمانده عملیات آبادان و خرمشهر بود. پای هلی کوپتر رفتند، بنی صدر با فروزان، فلاحی، فکوری وزیر دفاع و 3 - 4 نفر دیگر امده بودند. بنی صدر را موتورسیکلتی سوار کرد برد و جبهه را به او نشان داد. ستاد ما در آبادان در بانک ملی بود و به ما هم گفت یک نقشه آماده کنید و وقتی بنی صدر آمد برایش تشریح کنید، ببیند وضعیت دشمن چه چیزی است تا کجا پیش آمده است و وضعیت تدارکات چه چیزی است و اوضاع به چه ترتیبی است. ما هم به همین ترتیب آماده کردیم. تقریبا ساعت 5 بود که از جبهه برگشتند و به ستاد آمدند.میزی که ما گذاشته بودیم، بنی صدر بالا نشست و بقیه آقایان هم دو طرف میز نشستند و ماهم تخته گذاشته بودیم. نقشه را روبرو گذاشتیم و برایشان تشریح کردیم. من مشکلات را برایشان عنوان می کردم بنی صدر گردنش روی شانه اش کج شد و غش کرد. دکتر شیبانی هم آنجا بود. دکتر شیبانی بلافاصله بنی صدر را در طبقه زیر زمین بردند و سرم به او وصل کردند. به هوش آمد و در همانجا استراحت کرد تا فردا صبح. هوا گرگ و میش بود، آفتاب هم سر نزده بود سوار هلی کوپتر شد و رفت. س: ترسید!حسنی: این وضعیت بنی صدر در اینجا بود.س: یک مستندی از تلویزیون در سال 89 بود یا 87 به نام مستند «دفاع مقدس» پخش شده بود. شما یک انتقادی کردید و گفتید که صداوسیما کم لطفی کردند. البته گفتید که خود ما هم در معرفی عملکردمان در جنگ بی تقصیر نیستیم. خود ما ارتشی ها! قضیه چه بوده است؟حسنی: البته آن واقعیت هایی که باید صدا و سیما پخش می کرد، هم روحیه به رزمنده ها می داد و هم روحیه به مردم می داد. به آن ترتیب نبودند ولی بلاخره صحنه جنگ بود و آتش و تیر و گلوله در این زمینه بود، ولی آن انتظاری که ما داشتیم، انجام نشد و بعضی مطالبی که می گفتند، یه خورده...س: مثلا اینکه اول جنگ 4 عملیات کلاسیک ناموفق بود.حسنی: همین! عملیات ناموفق را عنوان کردند. بالاخره دشمن دو برابر ما نیرو داشته است. آمادگی داشته است و ما در کردستان درگیر بودیم. ما باید دفاع می کردیم. در برابر انها همین کار را هم انجام دادیم. برای همین منظور، لشکر 16 زرهی آمد عملیات نصر را انجام داد. لشکر 16 در برابر دو لشکر عراق حمله کرد.آیا می خواست لشکر عراق را از خاک ما بیرون کند و داخل خاک عراق بفرستد و در آنجا پسش بزند، اینکه امکان نداشت! ولی عملیات لشکر 16 زرهی بر این مبنا بود؛ چون عراق هم داشت به سمت اهواز پیشروی می کرد. کاری کرد که عراق دیگر نتوانست به سمت اهواز برود. عراق را متوقف کردند. عقب جبهه هم نیروی زمینی گردان تشکیل دادن را شروع کرد. تیپ 58 ذوالفقار، تیپ 31 گرگان، 50-40 گردان در مرکز آموزش تشکیل دادند. به تدریج آن تجهیزاتی که تعمیری داشتیم، آماده کردند و توان رزمی را بالا بردند.در کنار ما هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مردمی را جذب کردند، آموزش دادند و سازماندهی کردند و برای سال دوم جنگ و بیرون راندن دشمن آماده شدیم. تقریبا وقتی ما حمله کردیم استعداد ما بر دشمن برتری داشت. ما برتری نیرو را بر دشمن کسب کردیم و عملیات ثامن الائمه، طریق القدس و بیت المقدس و فتح المبین را به ترتیب انجام دادیم. اینها همه روی اصول نظامی بوده است.س: چطور به این جمع بندی رسیدید که با سپاه و نیروهای مردمی دیگر، واحد عملیات انجام دهید.حسنی: اول انقلاب هماهنگی بیشتر بود. وقتی آن سانحه هواپیما پیش آمد و شهید صیاد به عنوان فرمانده نیروی زمینی انتخاب شد، صیاد همه همکاری ها را با سپاه کرد و به سپاه بسیار خدمت کردند و چند عملیات موفق را انجام دادند.س: مهم ترین یا جذاب ترین چیزی که همکاری با صیاد شیرازی در سپاه نظرتان را جلب کرد چه بوده است؟ حسنی: همان همکاری و هماهنگی که داشتند. مثلا من و شهید باقری با هم در قرارگاه نصر در عملیات فتح المبین بودیم.س: خاطره ای از ایشان دارید؟حسنی: بله، خیلی خاطره از ایشان داریم. عملیات فتح المبین را انجام دادیم، بیت المقدس را انجام دادیم و بسیار در کنار هم بودیم و با هم همکاری می کردیم.س: چقدر به عملیات آزادسازی خرمشهر خوشبین بودید وقتی د ...

ادامه مطلب  

دوئل مرگ؛ مقایسه ی قدرت نظامیِ کره جنوبی و شمالی  

درخواست حذف این مطلب
مجله همشهری دانستنیها - محمدحسین جهان پناه: در آن سوی منطقه غیرنظامی (اصطلاحی که به نوار مرزی میان دو کره گفته می شود) سال هاست که ده ها و صدها توپ بزرگ و کوچک ارتش کره شمالی در حالی مستقر هستند که لوله های آن ها قلب کره جنوبی را هدف گرفته اند؛ به علاوه شبکه ای از تونل های زیرزمینی دور تا دور این توپ ها کشیده شده که گلوله و مهمات آن ها را در خود پنهان کرده است. کمتر از 48 کیلومتر در آن سوی مرز، سئول یکی از بزرگ ترین شهرهای شرق آسیا و پایتخت کره جنوبی با جمعیتی حدود 24 میلیون نفر قرار گرفته است. شهری که هر روزش را در وحشت همیشگی آتش توپ های کره شمالی به پایان می رساند. توپ هایی که اگرچه بسیار فرسوده اند، اما هیچ کس حتی سربازان آمریکایی مستقر در کره هم شکی در موثر بودن آن ها به هنگام یک جنگ تمام عیار ندارند. از 64 سال پیش که جنگ کره بدون صلحی قطعی به پایان رسید همه به خوبی می دانستند که سایه شوم وقوع جنگی دیگر در شبهه جزیره کره چندان دور از انتظار نیست؛ سایه شومی که حالا با روی کار آمدن ترامپ در کاخ سفید و قدرت نمایی های گاه و بی گاه رهبر جوان کره شمالی در پناه سردی بیش از پیش روابط این کشور با چین بیش از هر زمانی احساس می شود.در این شرایط فکر می کنید اگر حادثه ای ناخواسته منجر به جنگی تمام عیار میان دو طرف شود، شرایط چگونه خواهدبود؟ آیا کره شمالی یا جنوبی هیچ شانسی برای جان سالم به در بردن از چنین جنگی را خواهندداشت؟استعداد نظامیکره جنوبی صاحب جمعیتی حدودا دو برابر کره شمالی است، آن هم با تولید ناخالص داخلی ای که ارزش آن 50 برابر بیشتر است. در عین حال کره جنوبی یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیاست، به طوری که در شرق آسیا تنها ژاپن و چین حریفان این کشور در فناوری دیجیتال هستند. از سوی دیگر، کره شمالی تخت تاثیر سال ها تحریم نفسگیر از نظر اقتصادی ورشکسته است و در بیشتر حوزه های تکنولوژی حرف های زیادی برای گفتن ندارد. از نظر هزینه های نظامی هم فاصله فراوانی میان دو طرف وجود دارد؛ بودجه نظامی کره شمالی 10 میلیارد دلار است. در حالی که کره جنوبی سه برابر این میزان یعنی حدود 30 میلیارد دلار از بودجه سالانه خود را به ارتش خود اختصاص داده است. رژه نظامی: در کره جنوبی سالگرد عبور ارتش کره جنوبی از مدار 38 درجه و ورود آن ها به خاک کره شمالی و در کره شمالی سالگرد تاسیس ارتش در 25 آوریل 1932 (5 اردیبهشت 1311) روز ارتش است.نیروی انسانیاز نظر نیروی انسانی کره شمالی با ارتش یک میلیون و 200 هزار نفری دست کم روی کاغذ حرف اول را می زند. این ارتش در شرایط لزوم امکان فراخوانی تا 600 هزار نیروی ذخیره را دارد، به علاوه بیشتر جمعیت بالغ این کشور هم از آموزش های نظامی ابتدایی برخوردر هستند همه این ها موجب می شود تا از نظر نیروی انسانی ارتش کره با پر کردن رتبه چهارم بزرگ ترین ارتش های دنیا حتی در جایگاه بالاتری از روسیه هم قرار بگیرد. با این همه کره جنوبی آن قدرها هم عقب تر نیست. ارتش کره جنوبی تقریبا برابر نصف ارتش فعال کره شمالی نیرو دارد، اما در شرایط لزوم می تواند تا پنج برابر نیروی ذخیره بیشتری را به خدمت فراخوانی کند و از آن جا که خدمت سربازی در این کشور هم اجباری است، بیشتر جمعیت ان هم، آموزش سربازی را دیده اند. ضمنا آمریکا هم 30 هزار سرباز در کره جنوبی دارد. 3800 نفر سرباز آمریکایی هم در ژاپن و 5700 سرباز هم در پایگاه گوآم مستقر هستند که همه آن ها را باید به هنگام مقایسه استعداد نفری به حساب آورد.در مقابل، چین پشتیبان کره شمالی است و همین کشور هم بود که در جریان جنگ کره با به حرکت درآوردن نزدیک به 70 درصد از ارتش خود از سقوط کره شمالی جلوگیری کرد. با این حال نظر به روابط سرد دو طرف و روابط تجاری و سیاسی پیچیده چین با ایالات متحده آمریکا بعید است که در وضعیت کنونی شاهد پشتیبانی نفری گسترده چینی ها از کره ای ها باشیم. درواقع در شرایط یک جنگ فراگیر، احتمال این که چینی ها مرزهای خود را به صورت کامل به روی کره ای ها ببندند، بیشتر است تا چیز دیگر. به همه این ها آموزش و تجهیزات سربازان را هم اضافه کنید. اگرچه هیچ کدام از دو طرف صاحب ارتش حرفه ای نیستند، اما سربازان کره جنوبی مشخصا به تجهیزات بهتری مجهز شده اند و از پشتیبانی بیشتری هم بهره می برند.نیروی زرهیاز نظر عددی، کره شمالی صاحب 4100 دستگاه تانک و 2500 خودروی زرهی است، در حالی که کره جنوبی تنها 2400 دستگاه تانک و تقریبا همین میزان خودروی زرهی دارد. چیزی که این معادله را وارونه می کند کیفیت این تجهیزات است. بیشتر تانک های کره شمالی تاریخ مصرف گذشته و متعلق به سال های دور جنگ سرد و حتی جنگ کره اند. تی- 72: نیروی زرهی کره شمالی چندان مدرن نیست و تعداد نامشخصی از انواع قدیمی تی- 72مهم ترین تانک های موجود در سازمان رزم آن به شمار می روند. از «تی- 34»های فسیل شده گرفته تا انبوهی از تانک های روسی «تی- 55» و «تی- 62» تا تعداد نامشخصی تانک های نسبتا مدرن تر «تی- 72» و البته نمونه های چینی مانند «تایپ 59». ضمنا این کشور تانک های بومی ای مانند «chonma-ho» (کپی تی- 62) و «pokpung-ho» (کپی تی- 72) هم دارد. در این فهرست تی- 72 و نمونه کره ای آن بهترین چیزی است که شمالی ها در اختیار دارند. در مقابل کره جنوبی صاحب یکی از مدرن ترین نیروهای زرهی دنیاست که ستون فقرات آن را تانک های مدرن «کی-1» (نسخه ای از آبرامز آمریکایی) تشکیل می دهد. به علاوه تانک جدید «کی- 2»- موسوم به پلنگ سیاه و یکی از معدود تانک های پیشرفته نسل چهارمی دنیا- هم چند سالی است که در حال ورود به خدمت در سازمان رزم کره جنوبی است. ضمنا تعداد کمی تانک پیشرفته روسی «تی- 80» هم در خدمت کره جنوبی وجود دارد. علاوه بر این نزدیک به 800 تانک قدیمی «ام- 48» آمریکایی را هم باید به این فهرست اضافه کرد. کا- 2: تانک پیشرفته کا-2 یا پلنگ سیاه یکی از پیشرفته ترین تانک های دنیاست که به تازگی در حال ورود به سازمان رزم ارتش کره جنوبی است.توپخانهتوپخانه یکی از معدود نقاط قوت بالقوه ارتش کره شمالی است. کره شمالی صاحب یکی از بزرگ ترین توپخانه های دنیاست که به خوبی در طول مرز این کشور با کره جنوبی مستقر شده اند. در حقیقت در سناریوی یک جنگ واقعی با فرض پیش دستی از سوی کره شمالی، آتشباران سنگین توپخانه اولین اقدام کره شمالی خواهد بود. کره شمالی صاحب چیزی بیش از 17 هزار (از دید برخی منابع 21 هزار) توپ معمولی و خودکششی است که بیشتر آن ها در خط مرزی دو طرف و اطراف پیونگ یانگ مستقر هستند.وضعیت تحرک و تامین مهمات این توپخانه نیز توسط شبکه پشتیبانی پیچیده ای از تونل های زیرزمینی تامین می شود. سئول پایتخت کره جنوبی تنها 48 کیلومتر از مدار 38 درجه (خط مرزی دو کره) فاصله دارد و در نتیجه آتشبار توپخانه کره شمالی که روی کوه های این منطقه پنهان شده اند، به راحتی این شهر را در برد آتش خود خواهندداشت. این یعنی در شرایط یک نبرد غافلگیرانه کره شمالی بدون هیچ اخطاری می تواند جنوبی ها را با آتش توپخانه در پایتختشان زمینگیر کند. دی- 20: گونه های م ختلفی از توپ های هویتزر دی- 20 ساخت شوروی سابق و انواع چینی و کره ای آن از جمله مهم ترین تسلیحات توپخانه کره شمالی به شمار می روند. تنوع توپخانه کره شمالی ترکیبی زا توپ های 100 تا 170 میلی متری هویتزر را شامل می شود که در میان آن ها انبوهی از توپ های قدیمی سال های دور جنگ سرد را نیز می توان پیدا کرد. در مقابل کره جنوبی هم از توپخانه ای بزرگ برخوردار است، اما نمی توان گفت به اندازه کره شمالی روی قدرت مخرب توپخانه خود حساب می کند.کره جنوبی صاحب چیزی حدود پنج تا شش هزار توپ است که نیمی از آن ها را توپ های 105 میلی متری با برد 11 تا 18 کیلومتر تشکیل می دهند و مابقی توپ های خودکششی 155 با برد تا 30 کیلومتر هستند. در بین این توپ های خودکششی انواع مختلفی از توپ های ام- 109 آمریکایی گرفته تا کی-9 اشاره کرد. کره جنوبی همچنین حدود 200 خودروی موشک انداز «ام- 270» آمریکایی و «کا- 136» کره ای دارد که راکت های 130 تا 227 میلی متری شلیک می کنند. این رقم برای کره شمالی چندده برابر انواع کاتیوشا و دیگر خودروهای موشک انداز مجهز به راکت های توپخانه 107 تا 300 میلی متری است.کی- 9: توپ خودکششی 155 میلی متری هویتزر ساخت صنایع سنگین سامسونگ پرشمارترین توپ های خودکششی در خدمت کره جنوبی هستند.نیروی هواییاما، روی هوا کره شمالی در برابر کره جنوبی تقریبا هیچ شانسی ندارد؛ هم به خاطر این که کره جنوبی صاحب یکی از مدرن ترین نیروهای هوایی شرق آسیاست و هم به خاطر حضور فراگیر پایگاه های هوایی ایالات متحده آمریکا در منطقه. کره جنوبی در حال حاضر صاحب ناوگانی با بیش از 450 جت جنگی است که از این تعداد 118 فروند را «اف 16 سی» و 60 فروند را «اف- 15» تشکیل می دهند.باقی ناوگان هم از 158 فروند «اف- 5» و 71 فروند «اف- 4 فانتوم» و 60 فروند هواپیمای نیمه بومی «اف ای- 50» تشکیل می شود. ضمن این که چهار فروند «آواکس» هم از آن پشتیبانی می کنند. ضمنا کره جنوبی یکی از مشتریان جنگنده نسل پنجمی «اف- 35» هم هست. میگ- 29: 40 فروند میگ- 29 اصلی ترین و مدرن ترین جنگنده های کره شمالی شمرده می شوند هر چند که این جنگنده ها سال هاست که به روزرسانی نشده اند. در مقابل کره شمالی 660 هواپیمای جنگی دارد که به جز 40 فروند جنگنده «میگ 29»، مابقی همگی ا زجنگنده های قدیمی از رده خارج هستند. بخش عمده این ناوگان را میگ های 23 و 21 و همچنین «اف- 7» (نسخه چینی میگ 21) تشکیل می دهند. از وضعیت عملیاتی این ناوگان هم خبرهای خیلی خوبی شنیده نمی شود. ضمن آن که بدون احتساب ناوهای هواپیمابر آمریکایی، جت های «اف- 22» و اف- 15 آمریکایی هم در پایگاه های هوایی ژاپن و کره جنوبی حضور دارند. در این مورد خاص هم نمی توان نیروی هوایی چین را به عنوان پشتیبان احتمالی کره شمالی تصور کرد، با این حال در شرایط جنگی بعید است که چین با وضع منطقه پرواز ممنوع به راحتی موافقت کند یا به جت های آمریکایی اجازه آزادی عمل زیادی بدهد.اف- 15 کی: گونه کره ای جنگنده تهاجمی اف- 15 ئی موسوم به اسلم ایگلنیروی دریاییاز منظر نیروی دریایی، کره جنوبی ناوگان به مراتب بزرگ تری دارد، با این حال لزوما دست برتر با جنوبی ها نیست. کره جنوبی صاحب 12 ناوشکن (شامل سه ناوشکن سنگین هفت هزار و پانصدتنی کلاس سجونگ کبیر) و 13 ناوچه موشک انداز هزار و پانصد تا دو هزار و پانصد تنی است. ضمن آن که با 16 ناوچه سبک نهصد و پنجاه تنی و یک ناو هلیکوپتر بر چهارده هزار و سیصد تنی هم پشتیبانی می شود. زیردریایی های کلاس سینپو: زیردریایی های جدید کلاس سینپو کره شمالی که توانایی شلیک موشک بالستیک هم دارند. این کشور زیر آب ها هم به 15 زیردریایی دیزلی مجهز است. در آن سوی نقشه، شمالی ها تنها سه ناوچه بزرگ دارند که جالب توجه ترین آن ها یک ناوچه بزرگ اما قدیمی سه هزار تنی کلاس کریواک شوروی است که ظاهرا آن را به صورت اوراقی و بدون تسلیحات خریداری کرده اند. شمالی ها در حال ساخت دو ناوچه سبک هزار و پانصد تنی با توانایی حمل هلیکوپتر هم هستند. با این همه نقطه قوت آن ها ناوگان بزرگ زیردریایی هایشان است. آن ها صاحب تعداد بسیار زیادی زیردریایی میان وزن تهاجمی کلاس رومئوی ساخت شوروی سابق و تعداد به مراتب بیشتری زیردریایی کوچک ساخت خودشان هستند. ضمن آن که چند سال پیش یک ناوچه کره جنوبی به وسیله یکی از همین زیردریایی ها غرق شد.ناوشکن های کلاس سجونگ کبیر: مدرن ترین ناوشکن های ساخت کره جنوبی مجهز به سیستم موشکی پیشرفته برای درگیری با اهداف هوایی مثل موشک های بالستیک.دفاع هواییکره جنوبی صاحب شبکه دفاع هوایی خیلی گسترده ای نیست، در حقیقت خود ارتش کره تنها به 120 موشک دفاع هوایی کوتاه برد «کروتال» و تعداد زیادی توپ 20 میلی متری دفاع هوایی و موشک های دوش پرتاب مجهز است. بیشتر دفاع هوایی استراتژیک مورد نیاز کره جنوبی با چتر دفاعی سیستم های پاتریوت و تاد ارتش ایالات متحده آمریکا تامین می شود که خصوصا برای مقابله با موشک های بالستیک آمادگی دارند.در مقابل کره شمالی شبکه پدافند هوایی بسیار متراکم و گسترده ای دارد. تمامی نوار مرزی این کشور با رادارهای رهگیری پوشش داده شده اند. به علاوه شمالی ها روی توسعه شبکه توپ های ضدهوایی خود برای درگیری با اهداف در ارتفاع پایین هم توجه زیادی داشته اند. با این حال سامانه های پدافند هوایی مورد استفاده در کره یا خیلی قدیمی اند یا به صورت بومی ساخته ...

ادامه مطلب  

دوئل مرگ؛ مقایسه ی قدرت نظامیِ کره جنوبی و شمالی  

درخواست حذف این مطلب
از 64 سال پیش که جنگ کره بدون صلحی قطعی به پایان رسید همه به خوبی می دانستند که سایه شوم وقوع جنگی دیگر در شبهه جزیره کره چندان دور از انتظار نیست؛ سایه شومی که حالا با روی کار آمدن ترامپ در کاخ سفید و قدرت نمایی های گاه و بی گاه رهبر جوان کره شمالی در پناه سردی بیش از پیش روابط این کشور با چین بیش از هر زمانی احساس می شود.به گزارش شفاف، در آن سوی منطقه غیرنظامی (اصطلاحی که به نوار مرزی میان دو کره گفته می شود) سال هاست که ده ها و صدها توپ بزرگ و کوچک ارتش کره شمالی در حالی مستقر هستند که لوله های آن ها قلب کره جنوبی را هدف گرفته اند؛ به علاوه شبکه ای از تونل های زیرزمینی دور تا دور این توپ ها کشیده شده که گلوله و مهمات آن ها را در خود پنهان کرده است. کمتر از 48 کیلومتر در آن سوی مرز، سئول یکی از بزرگ ترین شهرهای شرق آسیا و پایتخت کره جنوبی با جمعیتی حدود 24 میلیون نفر قرار گرفته است. شهری که هر روزش را در وحشت همیشگی آتش توپ های کره شمالی به پایان می رساند. توپ هایی که اگرچه بسیار فرسوده اند، اما هیچ کس حتی سربازان آمریکایی مستقر در کره هم شکی در موثر بودن آن ها به هنگام یک جنگ تمام عیار ندارند.از 64 سال پیش که جنگ کره بدون صلحی قطعی به پایان رسید همه به خوبی می دانستند که سایه شوم وقوع جنگی دیگر در شبهه جزیره کره چندان دور از انتظار نیست؛ سایه شومی که حالا با روی کار آمدن ترامپ در کاخ سفید و قدرت نمایی های گاه و بی گاه رهبر جوان کره شمالی در پناه سردی بیش از پیش روابط این کشور با چین بیش از هر زمانی احساس می شود.در این شرایط فکر می کنید اگر حادثه ای ناخواسته منجر به جنگی تمام عیار میان دو طرف شود، شرایط چگونه خواهدبود؟ آیا کره شمالی یا جنوبی هیچ شانسی برای جان سالم به در بردن از چنین جنگی را خواهندداشت؟استعداد نظامیکره جنوبی صاحب جمعیتی حدودا دو برابر کره شمالی است، آن هم با تولید ناخالص داخلی ای که ارزش آن 50 برابر بیشتر است. در عین حال کره جنوبی یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیاست، به طوری که در شرق آسیا تنها ژاپن و چین حریفان این کشور در فناوری دیجیتال هستند. از سوی دیگر، کره شمالی تخت تاثیر سال ها تحریم نفسگیر از نظر اقتصادی ورشکسته است و در بیشتر حوزه های تکنولوژی حرف های زیادی برای گفتن ندارد. از نظر هزینه های نظامی هم فاصله فراوانی میان دو طرف وجود دارد؛ بودجه نظامی کره شمالی 10 میلیارد دلار است. در حالی که کره جنوبی سه برابر این میزان یعنی حدود 30 میلیارد دلار از بودجه سالانه خود را به ارتش خود اختصاص داده است. رژه نظامی: در کره جنوبی سالگرد عبور ارتش کره جنوبی از مدار 38 درجه و ورود آن ها به خاک کره شمالی و در کره شمالی سالگرد تاسیس ارتش در 25 آوریل 1932 (5 اردیبهشت 1311) روز ارتش است.نیروی انسانیاز نظر نیروی انسانی کره شمالی با ارتش یک میلیون و 200 هزار نفری دست کم روی کاغذ حرف اول را می زند. این ارتش در شرایط لزوم امکان فراخوانی تا 600 هزار نیروی ذخیره را دارد، به علاوه بیشتر جمعیت بالغ این کشور هم از آموزش های نظامی ابتدایی برخوردر هستند همه این ها موجب می شود تا از نظر نیروی انسانی ارتش کره با پر کردن رتبه چهارم بزرگ ترین ارتش های دنیا حتی در جایگاه بالاتری از روسیه هم قرار بگیرد. با این همه کره جنوبی آن قدرها هم عقب تر نیست. ارتش کره جنوبی تقریبا برابر نصف ارتش فعال کره شمالی نیرو دارد، اما در شرایط لزوم می تواند تا پنج برابر نیروی ذخیره بیشتری را به خدمت فراخوانی کند و از آن جا که خدمت سربازی در این کشور هم اجباری است، بیشتر جمعیت ان هم، آموزش سربازی را دیده اند. ضمنا آمریکا هم 30 هزار سرباز در کره جنوبی دارد. 3800 نفر سرباز آمریکایی هم در ژاپن و 5700 سرباز هم در پایگاه گوآم مستقر هستند که همه آن ها را باید به هنگام مقایسه استعداد نفری به حساب آورد.در مقابل، چین پشتیبان کره شمالی است و همین کشور هم بود که در جریان جنگ کره با به حرکت درآوردن نزدیک به 70 درصد از ارتش خود از سقوط کره شمالی جلوگیری کرد. با این حال نظر به روابط سرد دو طرف و روابط تجاری و سیاسی پیچیده چین با ایالات متحده آمریکا بعید است که در وضعیت کنونی شاهد پشتیبانی نفری گسترده چینی ها از کره ای ها باشیم. درواقع در شرایط یک جنگ فراگیر، احتمال این که چینی ها مرزهای خود را به صورت کامل به روی کره ای ها ببندند، بیشتر است تا چیز دیگر. به همه این ها آموزش و تجهیزات سربازان را هم اضافه کنید. اگرچه هیچ کدام از دو طرف صاحب ارتش حرفه ای نیستند، اما سربازان کره جنوبی مشخصا به تجهیزات بهتری مجهز شده اند و از پشتیبانی بیشتری هم بهره می برند.نیروی زرهیاز نظر عددی، کره شمالی صاحب 4100 دستگاه تانک و 2500 خودروی زرهی است، در حالی که کره جنوبی تنها 2400 دستگاه تانک و تقریبا همین میزان خودروی زرهی دارد. چیزی که این معادله را وارونه می کند کیفیت این تجهیزات است. بیشتر تانک های کره شمالی تاریخ مصرف گذشته و متعلق به سال های دور جنگ سرد و حتی جنگ کره اند. تی- 72: نیروی زرهی کره شمالی چندان مدرن نیست و تعداد نامشخصی ازانواع قدیمی تی- 72مهم ترین تانک های موجود در سازمان رزم آن به شمار می روند. از «تی- 34»های فسیل شده گرفته تا انبوهی از تانک های روسی «تی- 55» و «تی- 62» تا تعداد نامشخصی تانک های نسبتا مدرن تر «تی- 72» و البته نمونه های چینی مانند «تایپ 59». ضمنا این کشور تانک های بومی ای مانند «chonma-ho» (کپی تی- 62) و «pokpung-ho» (کپی تی- 72) هم دارد. در این فهرست تی- 72 و نمونه کره ای آن بهترین چیزی است که شمالی ها در اختیار دارند. در مقابل کره جنوبی صاحب یکی از مدرن ترین نیروهای زرهی دنیاست که ستون فقرات آن را تانک های مدرن «کی-1» (نسخه ای از آبرامز آمریکایی) تشکیل می دهد.به علاوه تانک جدید «کی- 2»- موسوم به پلنگ سیاه و یکی از معدود تانک های پیشرفته نسل چهارمی دنیا- هم چند سالی است که در حال ورود به خدمت در سازمان رزم کره جنوبی است. ضمنا تعداد کمی تانک پیشرفته روسی «تی- 80» هم در خدمت کره جنوبی وجود دارد. علاوه بر این نزدیک به 800 تانک قدیمی «ام- 48» آمریکایی را هم باید به این فهرست اضافه کرد. کا- 2: تانک پیشرفته کا-2 یا پلنگ سیاه یکی از پیشرفته ترین تانک های دنیاستکه به تازگی در حال ورود به سازمان رزم ارتش کره جنوبی است.توپخانهتوپخانه یکی از معدود نقاط قوت بالقوه ارتش کره شمالی است. کره شمالی صاحب یکی از بزرگ ترین توپخانه های دنیاست که به خوبی در طول مرز این کشور با کره جنوبی مستقر شده اند. در حقیقت در سناریوی یک جنگ واقعی با فرض پیش دستی از سوی کره شمالی، آتشباران سنگین توپخانه اولین اقدام کره شمالی خواهد بود. کره شمالی صاحب چیزی بیش از 17 هزار (از دید برخی منابع 21 هزار) توپ معمولی و خودکششی است که بیشتر آن ها در خط مرزی دو طرف و اطراف پیونگ یانگ مستقر هستند.وضعیت تحرک و تامین مهمات این توپخانه نیز توسط شبکه پشتیبانی پیچیده ای از تونل های زیرزمینی تامین می شود. سئول پایتخت کره جنوبی تنها 48 کیلومتر از مدار 38 درجه (خط مرزی دو کره) فاصله دارد و در نتیجه آتشبار توپخانه کره شمالی که روی کوه های این منطقه پنهان شده اند، به راحتی این شهر را در برد آتش خود خواهندداشت. این یعنی در شرایط یک نبرد غافلگیرانه کره شمالی بدون هیچ اخطاری می تواند جنوبی ها را با آتش توپخانه در پایتختشان زمینگیر کند. دی- 20: گونه های م ختلفی از توپ های هویتزر دی- 20 ساخت شوروی سابق و انواع چینی و کره ای آن از جمله مهم ترین تسلیحات توپخانه کره شمالی به شمار می روند. تنوع توپخانه کره شمالی ترکیبی زا توپ های 100 تا 170 میلی متری هویتزر را شامل می شود که در میان آن ها انبوهی از توپ های قدیمی سال های دور جنگ سرد را نیز می توان پیدا کرد. در مقابل کره جنوبی هم از توپخانه ای بزرگ برخوردار است، اما نمی توان گفت به اندازه کره شمالی روی قدرت مخرب توپخانه خود حساب می کند.کره جنوبی صاحب چیزی حدود پنج تا شش هزار توپ است که نیمی از آن ها را توپ های 105 میلی متری با برد 11 تا 18 کیلومتر تشکیل می دهند و مابقی توپ های خودکششی 155 با برد تا 30 کیلومتر هستند. در بین این توپ های خودکششی انواع مختلفی از توپ های ام- 109 آمریکایی گرفته تا کی-9 اشاره کرد.کره جنوبی همچنین حدود 200 خودروی موشک انداز «ام- 270» آمریکایی و «کا- 136» کره ای دارد که راکت های 130 تا 227 میلی متری شلیک می کنند. این رقم برای کره شمالی چندده برابر انواع کاتیوشا و دیگر خودروهای موشک انداز مجهز به راکت های توپخانه 107 تا 300 میلی متری است.کی- 9: توپ خودکششی 155 میلی متری هویتزر ساخت صنایع سنگین سامسونگپرشمارترین توپ های خودکششی در خدمت کره جنوبی هستند.نیروی هواییاما، روی هوا کره شمالی در برابر کره جنوبی تقریبا هیچ شانسی ندارد؛ هم به خاطر این که کره جنوبی صاحب یکی از مدرن ترین نیروهای هوایی شرق آسیاست و هم به خاطر حضور فراگیر پایگاه های هوایی ایالات متحده آمریکا در منطقه. کره جنوبی در حال حاضر صاحب ناوگانی با بیش از 450 جت جنگی است که از این تعداد 118 فروند را «اف 16 سی» و 60 فروند را «اف- 15» تشکیل می دهند.باقی ناوگان هم از 158 فروند «اف- 5» و 71 فروند «اف- 4 فانتوم» و 60 فروند هواپیمای نیمه بومی «اف ای- 50» تشکیل می شود. ضمن این که چهار فروند «آواکس» هم از آن پشتیبانی می کنند. ضمنا کره جنوبی یکی از مشتریان جنگنده نسل پنجمی «اف- 35» هم هست. میگ- 29: 40 فروند میگ- 29 اصلی ترین و مدرن ترین جنگنده های کره شمالی شمرده می شوندهر چند که این جنگنده ها سال هاست که به روزرسانی نشده اند. در مقابل کره شمالی 660 هواپیمای جنگی دارد که به جز 40 فروند جنگنده «میگ 29»، مابقی همگی ا زجنگنده های قدیمی از رده خارج هستند. بخش عمده این ناوگان را میگ های 23 و 21 و همچنین «اف- 7» (نسخه چینی میگ 21) تشکیل می دهند. از وضعیت عملیاتی این ناوگان هم خبرهای خیلی خوبی شنیده نمی شود. ضمن آن که بدون احتساب ناوهای هواپیمابر آمریکایی، جت های «اف- 22» و اف- 15 آمریکایی هم در پایگاه های هوایی ژاپن و کره جنوبی حضور دارند.در این مورد خاص هم نمی توان نیروی هوایی چین را به عنوان پشتیبان احتمالی کره شمالی تصور کرد، با این حال در شرایط جنگی بعید است که چین با وضع منطقه پرواز ممنوع به راحتی موافقت کند یا به جت های آمریکایی اجازه آزادی عمل زیادی بدهد.اف- 15 کی: گونه کره ای جنگنده تهاجمی اف- 15 ئی موسوم به اسلم ایگلنیروی دریاییاز منظر نیروی دریایی، کره جنوبی ناوگان به مراتب بزرگ تری دارد، با این حال لزوما دست برتر با جنوبی ها نیست. کره جنوبی صاحب 12 ناوشکن (شامل سه ناوشکن سنگین هفت هزار و پانصدتنی کلاس سجونگ کبیر) و 13 ناوچه موشک انداز هزار و پانصد تا دو هزار و پانصد تنی است. ضمن آن که با 16 ناوچه سبک نهصد و پنجاه تنی و یک ناو هلیکوپتر بر چهارده هزار و سیصد تنی هم پشتیبانی می شود. زیردریایی های کلاس سینپو: زیردریایی های جدید کلاس سینپو کره شمالی که توانایی شلیک موشک بالستیک هم دارند. این کشور زیر آب ها هم به 15 زیردریایی دیزلی مجهز است. در آن سوی نقشه، شمالی ها تنها سه ناوچه بزرگ دارند که جالب توجه ترین آن ها یک ناوچه بزرگ اما قدیمی سه هزار تنی کلاس کریواک شوروی است که ظاهرا آن را به صورت اوراقی و بدون تسلیحات خریداری کرده اند. شمالی ها در حال ساخت دو ناوچه سبک هزار و پانصد تنی با توانایی حمل هلیکوپتر هم هستند. با این همه نقطه قوت آن ها ناوگان بزرگ زیردریایی هایشان است. آن ها صاحب تعداد بسیار زیادی زیردریایی میان وزن تهاجمی کلاس رومئوی ساخت شوروی سابق و تعداد به مراتب بیشتری زیردریایی کوچک ساخت خودشان هستند. ضمن آن که چند سال پیش یک ناوچه کره جنوبی به وسیله یکی از همین زیردریایی ها غرق شد.ناوشکن های کلاس سجونگ کبیر: مدرن ترین ناوشکن های ساخت کره جنوبی مجهز به سیستم موشکی پیشرفته برای درگیری با اهداف هوایی مثل موشک های بالستیک.دفاع هواییکره جنوبی صاحب شبکه دفاع هوایی خیلی گسترده ای نیست، در حقیقت خود ارتش کره تنها به 120 موشک دفاع هوایی کوتاه برد «کروتال» و تعداد زیادی توپ 20 میلی متری دفاع هوایی و موشک های دوش پرتاب مجهز است. بیشتر دفاع هوایی استراتژیک مورد نیاز کره جنوبی با چتر دفاعی سیستم های پاتریوت و تاد ارتش ایالات متحده آمریکا تامین می شود که خصوصا برای مقابله با موشک های بالستیک آمادگی دارند.در مقابل کره شمالی شبکه پدافند هوایی بسیار متراکم و گسترده ای دارد. تمامی نوار مرزی این کشور با رادارهای رهگیری پوشش داده شده اند. به علاوه شمالی ها روی توسعه شبکه توپ های ضدهوایی خود برای درگیری ...

ادامه مطلب  

خاکسپاری پیکرشهدای ترور درتهران/تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
پیکر مطهر شهدای حادثه تروریستی حرم مطهر امام خمینی(ره) و مجلس شورای اسلامی عصر امروز جمعه ۱۹ خرداد ...

ادامه مطلب  

تصاحب دو جزیرۀ مصری چند فایده مهم برای سعودیها دارد  

درخواست حذف این مطلب
محمد اکبری: قاهره این روزها، به شکلی فعالی در بازی های منطقه ای خودنمایی می کند. از زمان روی کار آمدن سیسی و البته بعد از مقطعی کش و قوس تنش با سعودی، قاهره بالاخره در دام سعودیها افتاد و در تقلاست تا با حمایت های مالی ریاض، اقتدار گذشته را بازیابد. امروز مصر بیش از هر زمانی وابسته به منابع مالی سعودی است و البته این واقعیت نمود عینی نیز داشته است. ماجرای واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر که چند ماهی است در کانون منازعات داخلی مصر قرار دارد، مصداق بارز این ادعاست. با این حال آنچه در یک سال گذشته، موجب اهمیت یافتن این دو جزیره شده، موقعیت استراژیک آنهاست. قرار گرفتن این دو جزیره در مسافت کوتاهی از هم و درست در دهانه تنگه عقبه موجب شده تا تسلط بر این جزایر به نحوی قابلیت عبور و مرور از این آبها را به کشور مالک بدهد. برای بررسی بیشتر این موضوع با دکتر فیاض زاهد کارشناس ارشد مسائل بین المللی گفتگو کرده ایم که از نظر می گذرانید:بحث واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر به عربستان چرا در حال حاضر مطرح می شود؟ این دو جزیره از چه اهمیتی برای طرفین برخوردار است؟برای اهمیت این دو جزیره باید به سال های 1950 به بعد اشاره کنیم. این به آن سال ها برمی گردد و از آنجا که قضایا بسیار به حوزه سرزمینی عربستان سعودی نزدیک است، از زمان ناصر عملا اداره و کنترل سرزمینی آن به دولت مصر سپرده شد، اما از نظر تحلیل فلات قاره ای، جزایر در منطق جغرافیایی و تاریخ سیاسی عربستان سعودی است. عربستان یک کشور نوظهور است و نمیتوان همچنان که مصری ها اعتقاد داشتند قبل از شکل گیری عربستان به عنوان یک کشور این جزایر به مصر واگذار شده بود، ولی اگر مسئله شبه جزیره عربستان مبنا باشد چه در زمان عثمانی و چه الان، بیش از آنچه به مصر متعلق باشد در اختیار شبه جزیره عربستان بوده است. حالا عربستان سعودی به جهت اهمیت استراتژیکی که نسبت به دریای سرخ و همینطور جزایر سرزمینی خودش دارد، در ازای وام های بسیار سنگین چه با عوض و چه بلاعوض به دولت مصر می پردازد، درصدد تصرف این جزایر است. برای اینکه سلطه دریایی بیشتر خودش را در آبراهه اقیانوس هند و همینطور مسیر دریای سرخ حفظ کند. در هر حال این موضوع در پارلمان مصر مطرح وتصویب شده است و به نظر می رسد در مصر هم بیش از آنکه کنش های اصیل سیاسی به همراه داشته باشد با نوعی ملی گرایی قابل احترامی که در مصر هست، مخالفت هایی را برمی انگیزد. با توجه به مواضع دولت عربستان سعودی و اخوان المسلمین و با توجه به ریشه دار بودن جریان اخوان المسلمین در مصر فکر می کنم طرفداران آن به شدت نسبت به این موضع، گارد دارند. یعنی بیش از آنکه مسئله به جغرافیای سیاسی برگردد به مناسبات سیاسی و اختلافات میان این گروه ها و عربستان برمی گردد که امواجی را هم در مصر ایجاد کرده که به نظرم خیلی تعیین کننده نخواهد بود و سرانجام با آنچه که در دادگاه عالی اتفاق افتاده، به نظر می رسد که عربستان در ازای پرداخت پول ها و وام های سنگین به دولت مصر و همینطور حمایت سیاسی از السیسی این جزایر را به دست خواهد آورد. به نظرم فارغ از اینها موضوع چندان چه از نظر نظامی و چه از نظر ژئوپولوتیک از اهمیت برخوردار نیست که به آن پرداخته شود. از موضع اسرائیل چطور می توان نگاه کرد. نظر اسرائیل این است که این دو جزیره به نوعی در جنگ های شش روزه مبادله شده و باعث شد که مصر دست برتر داشته باشد. الان چنانچه این جزایر به عربستان برسد، اسرائیل از آن موضوع حمایت می کند و احساس می کند که از لحاظ جغرافیای سیاسی به نفع آن است؟از زمان مذاکرات مربوط به برجام طی سه سال اخیر ولی به طور مشخص در یکسال اخیر اخباری وجود دارد مبنی بر ملاقات های پی درپی مقامات امنیتی و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی با سران جدید عربستان سعودی مخصوصا محمد بن سلمان و اطرافیان او. به نظر می رسد که وجود یک دشمن فرضی مشترک به نام ایران بسیار اسرائیل و عربستان سعودی را بهم نزدیک کرده است. کشور مصر، کشور همسایه دولت اشغالگر صهیونیستی است. طبیعتا هرگونه کنشی که منجر به تضعیف موقعیت مصر شود، برای اسرائیل یک دام استراتژی ...

ادامه مطلب  

121 ژنرال مقابل 600 میلیارد بودجه نظامی امریکا  

درخواست حذف این مطلب
کاخ سفید در طرح بودجه خود اولویت را به مسائل دفاعی و امنیتی امریکا داده و هزینه های بودجه دولت در مسائل سیاسی و اقتصادی را کاهش داده است.کاخ سفید در طرح بودجه خود اولویت را به مسائل دفاعی و امنیتی امریکا داده و هزینه های بودجه دولت در مسائل سیاسی و اقتصادی را کاهش داده است. درخواست دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا از کنگره این کشور برای افزایش 10درصدی بودجه نظامی یعنی 54 میلیارد دلار برای سال 2018 رکوردی در تاریخ بودجه دفاعی امریکا به شمار می رود. همزمان 120 مقام نظامی امریکا از ترامپ خواستند به جای تمرکز بر مسائل نظامی به دیپلماسی و گفت وگو اهمیت ب ...

ادامه مطلب  

جامعه افغانستان پذیرای داعش نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه رسانه های بی باک، به موازات شکست داعش در عراق و سوریه، تروریست ها افغانستان را به عنوان مقصد بعدی خود انتخاب کرده اند؛ موضوعی که خطرات و چالش های امنیتی این کشور را در آینده دوچندان خواهد کرد. افغانستان که سال هاست به خاطر تهدیدات طالبان با ثبات و آرامش بیگانه است الان تهدید دیگری را بیخ گوش خود احساس می کند. دکتر نوذر شفیعی، کارشناس شبه قاره می گوید: «داعش به خاطر تفکرات ایدئولوژیکی تند و سلفی در بین دولت و مردم افغانستان جایگاهی ندارد و هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد.» گفت وگوی «جوان» با نوذر شفیعی را در زیر می خوانیم.با افزایش تهدیدات طالبان، داعش هم در افغانستان حملات خود را تشدید کرده و با توجه به اینکه داعش در عراق و سوریه پایگاه های خود را از دست داده، به دنبال مناطق دیگری برای انتقال عناصر خود است. آیا می توان گفت که افغانستان کانون بعدی بحران و مأمن تروریست ها پس از عراق و سوریه خواهد بود. از آنجاکه تعداد زیادی از اعضای داعش افغانستان از جداشدگان طالبان هستند آیا بین جناح های طالبان و داعش هماهنگی هایی وجود دارد یا اینکه رقابت امنیتی بین آنها حاکم است؟پدیده ای به نام داعش در افغانستان که این نام را به خودش اطلاق کند، وجود دارد و از اواخر 2014 در این کشور اعلام موجودیت کرد، اما اینکه آیا بدنه این گروه داعشی هستند یا نه جای سؤال دارد. ما در افغانستان ظرفی به نام داعش داریم که محتوای آن مهم است و می توان برنامه ریزی های نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی برای مقابله با آن انجام داد. امریکایی ها برآورد می کنند که تعداد 2500 تا 3000 داعشی در افغانستان وجود دارند. برخی معتقدند که بین 8500 تا 1200 نفر در افغانستان عضو داعش هستند. آنچه مشخص است اینکه گروهی به نام داعش در این کشور وجود دارد و حملاتی را انجام می دهد که جهت دارند و بسیاری از آنها معطوف به شیعیان «هزاره» افغانستان هستند. توجه داعش به شیعیان افغان هم به عملیات شیعیان گروه «فاطمیون» در سوریه مربوط می شود که با گروه های تروریستی مبارزه می کنند. داعش در افغانستان بیشتر از چه گروه ها و افرادی عضو گیری می کند؟ آیا مناطق خاصی وجود دارد؟در ارتباط با اینکه چه افرادی در داعش افغانستان عضویت دارند چند مسئله وجود دارد؛ برخی از این افراد کسانی هستند که به عراق و سوریه رفته و با داعش بیعت کرده اند. البته تعداد افغان هایی که در کنار داعش جنگیده باشند خیلی کم است ولی کسانی وجود دارند که خود از داعش برای حضور در افغانستان دعوت و با ابوبکر البغدادی، سرکرده داعش بیعت کردند. داعش در افغانستان عضوگیری نکرده است. عبدالرئوف خادم، از رهبران مهم طالبان در استان هلمند که در گوانتانامو زندانی بود در آنجا سلفی شد و با هیئتی به عراق رفت و با داعش بیعت کرد. مسلم دوست، یکی از علمای مهم افغان که او هم در زندان گوانتانامو بود از داعش برای حضور در افغانستان دعوت کرد. درحالی که خادم، قلمرو هلمند را پوشش می داد، مناطق مشرقی، ننگرهار و کنر تحت پوشش مسلم دوست است. خاستگاه اصلی داعش در افغانستان از ننگرهار است. ریشه سلفی های تندرو در افغانستان در دو منطقه است که «برهان الدین ربانی» در بدخشان بوده و دیگری «سیاف» در ولایات مشرقی است. توجه داشته باشیم که بدنه جامعه افغانستان کشش سلفی ها را ندارد و در دوره رژیم طالبان هم تلاش های زیادی شد سلفی گری را در جامعه افغانستان پرورش بدهند اما موفق نشدند. همچنین «سعید اماراتی» در منطقه مشرقی افغانستان فعال است. اینها افرادی هستند که از داعش برای حضور در افغانستان دعوت و با این گروه بیعت کردند. اینکه چرا این افراد از داعش دعوت کردند، به این خاطر است که اینها بعد از مرگ ملا عمر، بر سر رهبری در طالبان دچار تفرقه شدند. همه این افراد هم به شورای کویته تعلق دارند. آنها با توجه به اینکه در قدرت سهیم نشدند از روی حب و بغض با داعش بیعت کردند و حتی برای کشتن فرماندهان ارشد طالبان به امریکایی ها اطلاعات دادند و بر اساس آمارهای اعلام شده در یک سال گذشته حدود 50 نفر از فرماندهان طالبان توسط امریکایی ها کشته شده اند. ترکیب اعضای داعش افغانستان چطور است؟ آیا تنها افغان ها در این گروه عضویت دارند یا از کشورهای خارجی هم افرادی در این گروه عضو هستند؟از بین اعضای داعش تنها 30 درصدشان از افغان ها و 70 درصد از سایر کشورها هستند. این 30 درصد افغان ها هم اغلب از جوانانی هستند که شغلی ندارند و بیکار هستند. الان 40 درصد جمعیت افغانستان فقیر هستند و نرخ بیکاری در این کشور بسیار بالاست. افغانستان بعد از آنگولا و چاد، جوان ترین جامعه جهان است و اکثریت جمعیت جوان این کشور بین 15 تا 24 سال سن دارند. دو شاخص بیکاری و بیسوادی نشان می دهد که امکان عضوگیری از بین این افراد جوان وجود دارد. این افراد در قبال دریافت پول حاضر هستند به عضویت گروه هایی مثل داعش دربیایند. حقوقی که داعشی ها دریافت می کنند هر ماه حدود 1000 دلار است، حقوقی که یک عضو طالبان دریافت می کند 700 دلار و حقوق ماهانه یک نیروی نظامی دولتی 200 تا 250 دلار است. در 2015 هم دولت در پرداخت حقوق نیروهای نظامی به مشکل خورد و هم طالبان به دلیل کاهش قیمت مواد مخدر نتوانست حقوق اعضای خود را پرداخت کند و لذا داعش که تازه در افغانستان قدرت گرفته بود و پول های زیادی در اختیار داشت، توانست عضوگیری کند. از 70 درصد خارجی های عضو داعش، عده زیادی از جریان «تحریک طالبان» پاکستان هستند که اصلی ترین بدنه داعش را تشکیل می دهند و عمدتاً از مناطق قبایلی هستند. علت اینکه جریان تحریک طالبان از داعش استقبال کرد به خاطر اختلاف با طالبان افغانستان بود. دومین گروهی که بدنه داعش را تشکیل می دهد، «جنبش اسلامی» ازبکستان است که با داعش بیعت کرده اند که هم از داعش پول می گیرد و هم از لحاظ ایدئولوژیکی و سلفی گری با داعش سنخیت دارد. سومین گروه، «حزب اسلامی ترکستان شرقی» است. بنابراین، بخش زیادی از بدنه داعش که فعال هستند، عضویتشان تاکتیکی است نه استراتژیک. حزب اسلامی ترکستان شرقی یک جریان ملی گرا است و علیه قوم «هان» در چین فعالیت می کند. درست است که این گروه ترک و مسلمان است اما هدف اصلی آن تقابل با سلسله «هان» است و این حزب برخلاف داعش که ادعای تأسیس خلافت جهانی و فراملی را دارد بیشتر تمرکز خود را در چین گذاشته است. همچنین حزب اسلامی ازبکستان نیز اینگونه است و فعالیت های خود را در این کشور تعلیق کرده و در شرایط کنونی برای این گروه بیشتر بعد مالی اهمیت و اولویت دارد نه تشکیل خلافت. این حزب هم با طالبان همکاری دارد و هم با داعش در افغانستان و عراق و سوریه همکاری هایی دارد و به خاطر فعالیت هایش از همه آنها پول می گیرد. گفتید که بیشتر اعضای داعش از اتباع خارجی هستند و از لحاظ تفکر و ایدئولوژی با داعش اختلاف نظر دارند. میزان پذیرش داعش در جامعه افغانستان چقدر است و آیا به نظرتان می تواند نفوذ و قدرتش را افزایش دهد یا اینکه جامعه افغانستان پذیرای داعش نخواهد بود؟تنها حزبی که در بین این گروه ها تفکرات ایدئولوژیکی قوی دارد تحریک طالبان پاکستان است که آنهم بیشتر تحت تأثیر تفکر «دیوبندی» شبه قاره است تا سلفی وهابی شبه جزیره عربستان. می توان گفت که بدنه این نیروها با این ترکیب نمی تواند به ماندگاری داعش در افغانستان کمک کند و جای پایی برای این گروه باز کند. نظرسنجی که از جامعه افغانستان انجام شده، نشان می دهد 70 درصد از مردم بر این باورند که عملکرد داعش غیراسلامی است و بیانگر این است که داعش از لحاظ فکری در جامعه افغانستان جایگاهی ندارد. اسلام افغانستان یک اسلام معتدل روستایی است و پس از جهاد افغانستان هم مردم افغانستان از اسلام سیاسی زده شدند و به همین خاطر حضور امریکایی ها را پذیرفتند. بنابراین، هر تفکر رادیکالی که بخواهد تصور بازگشت جامعه افغانستان به دهه 1980 را داشته باشد در این جامعه با واکنش مردم روبه رو خواهد شد. نتیجه نظرسنجی هم حاکی از همین مسئله است. فقط تقریباً 28 درصد مردم افغانستان نظر مساعدی نسبت به داعش و تفکرات این گروه داشتند و سایرین درجه ای از حس تنفر را به داعش داشتند. بنابراین جامعه افغانستان پذیرای داعش نیست، چراکه جامعه ای است که جنگ و ناامنی را تجربه کرده و آسیب های زیادی را متحمل شده است. از سوی دیگر، نیروهای زیادی وجود دارند که با داعش مخالف هستند. طالبان با داعش مشکل زیادی دارد و این اختلافات جدی است. طالبان با داعش مشکلات ایدئولوژیک دارد و همچنین تجاوز داعش به قلمرو خود را برنمی تابد، تحت الشعاع قرار دادن نام طالبان از طرف داعش در افغانستان هم وجود دارد. مشکل دیگر تأثیرگذاری داعش بر ارتباط طالبان با نیروهای دیگر است. داعش معتقد است که خودش تنها نیروی اسلامی جهانی است و طالبان بیشتر افراد حقوق بگیر و عروسک خیمه شب بازی داعش هستند. طالبان به طور جدی با داعش اختلاف دارد. در ظاهر، دولت و ارتش افغانستان باید با اینها در تعارض قرار بگیرد. امریکا و سازمان ناتو هم باید با داعش تعارض داشته باشد، کشورهای منطقه از جمله ایران، روسیه و چین باید با این گروه در تعارض قرار گیرند. پس روند کلی تعارضات نشان می دهد که طالبان و داعش در تعارض با یکدیگر هستند. این علائم نشان می دهد که داعش در جامعه افغانستان ریشه دار و یک نیروی با ماندگاری بالا نیست. حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان معتقد است که همه اظهارات درباره داعش درست نیست و رسانه ها تهدید داعش را بزرگنمایی می کنند. خطاب کرزی تلویحاً به اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان است که در سفر به امریکا گفته بود تهدیدات داعش جدی است و با این اقدام تلاش می کند پول زیادی را از امریکایی ها دریافت کند. طالبان می گوید که اشرف غنی داعش را به وجود آورده است تا ما را تحت فشار بگذارد. همچنین می گوید که داعش را امریکایی ها به وجود آورده اند تا حضور خود در افغانستان را توجیه کنند و چنین دیدگاه هایی بین طالبان وجود دارد. محتوای داعش به این شکل است که این گروه ریشه عمیقی در خاک افغانستان و در ذهن مردم این کشور ندارد. نقاط اصلی تمرکز داعش در افغانستان کدام مناطق هستند. اصلاً این گروه توانسته بر مناطقی از این کشور تسلط پیدا کند یا نه؟داعش فعالیت خود را از منطقه ننگرهار شروع کرد و قندهار، هلمند و حتی مناطق شرق را تحت پوشش قرار داد. اگر به نقشه افغانستان نگاه کنیم می بینیم مناطقی که کنترل داعش باشد بسیار کم است. بین مناطق تحت نفوذ، تحت کنترل د و حضور تفاوتی وجود دارد. منطقه حضور زیاد مهم نیست، اینکه داعش در منطقه فاریاب در شمال افغانستان عملیات انجام می دهد و پس از آن در یک منطقه دیگر عملیاتی را سازماندهی می کند این نشانه حضور در منطقه است اما ممکن است دلیلی بر ضعف آن نیز باشد تا توجهات رسانه ای را به خود جلب کند و اینگونه وانمود کند که همچنان در قدرت است. داعش در افغانستان حضور دارد اما مناطق تحت کنترل این گروه خیلی کم است. دولت افغانستان الان بر 6/21 درصد از خاک افغانستان کنترل و بر حدود 48 درصد نفوذ دارد. طالبان بر 2 درصد خاک افغانستان کنترل و بر 6 درصد نفوذ دارد و 28 درصد از مناطق بین دولت و سایر گروه ها دست به دست می شود. طالبان که مدع ...

ادامه مطلب  

هاشمی گفت "موسوی سابقه مبارزه ندارد که نخست وزیر شود" - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ محمدعلی سافلی: 14 مرداد سال 60 هنگامی که دکتر حسن آیت نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عازم محل کار خود بود به ضرب 60 گلوله از پای درآمد و به شهادت رسید. تاریخ شهادت وی در تقویم های رسمی کشور دیده نمی شود. شاید یک علت آن این باشد که شهادت مظلومانه وی بین دو حادثه مهم 7 تیر و 8 شهریور باشد اما علت دیگر ان احتمالا دشمنی هایی است که برخی با این شخصیت نفاق ستیز تاریخ ایران داشتند.در آستانه شهادت دکتر حسن آیت و برای شناخت بیشتر وی، به سراغ فردی رفتیم که از پیش از انقلاب تا زمان شهادت وی با او حشر و نشر داشت. دکتر محمدحسن شجاعی فرد در سال 1328 در جهرم متولد شد. مدتی کارمند شرکت نفت بود و پس از آن به دانشگاه علم و صنعت رفت. دانشگاه علم و صنعت در آن زمان مأمن اساتید انقلابی و مسلمان بود و شجاعی فرد نیز در این تشکیلات با شهید آیت و مرحوم ابراهیم اسرافیلیان به فعالیت پرداخت. وی بعد از پیروزی انقلاب در تأسیس جامعه اسلامی دانشگاهیان نقش داشت و مدتی نیز در حزب جمهوری اسلامی به فعالیت پرداخت. در بنیاد امور جنگ زدگان نیز معاون مصطفی میرسلیم رئیس وقت این بنیاد بود.شجاعی فرد در حال سخنرانی بین مردم جهرم در ابتدای انقلابوی دبیر و عضو گروه فنی و مهندسی ستاد انقلاب فرهنگی از سال 59 تا 61، مدیرکل امور فارغ التحصیلان وزارت فرهنگ و آموزش عالی در سال 61 تا 62، رئیس هیئت نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی تا سال 72 بوده است.فوق لیسانس و دکترا را از دانشگاه بیرمنگهام انگلستان اخذ کرد و هم اکنون استادتمام دانشکده مکانیک و رئیس دانشکده و پژوهشکده مهندسی خودروی دانشگاه علم و صنعت است.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت. در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است.این گفت وگوها و گزارش ها از (یک شنبه، 11 تیر) در قالب پرونده "دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسیخبرگزاری تسنیم منتشر شده و از همه علاقه مندان و شاهدان این دهه دعوت می شود ما را در این مسیر یاری کنند.در همین زمینه بخوانید: رازینی: اعدام تروریست های منافق در سال 67 عادلانه و قانونی بودمحافظ سابق رهبر انقلاب: اولین جمله ای که آیت الله خامنه ای پس از به هوش آمدن گفتاولین سخنگوی سپاه: بهزاد نبوی علناً به شهید بهشتی توهین می کردرئیس پیشین سازمان زندانها: هزاران نفر از منافقین تواب سال 67 عفو شدندمتن پیش رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با شجاعی فرد درباره منش سیاسی و فکری شهید آیت است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: پیش از آغاز بحث درباره مرحوم شهید آیت، با توجه به اینکه حضرت عالی در دوران دهه شصت مسئولیت های مختلفی را برعهده داشتید، به نظر شما دهه شصت چه ویژگی هایی داشت که مقام معظم رهبری اخیراً این دهه را مظلوم ترین دهه دانستند و فرمودند نباید جای جلاد و شهید در این دهه عوض شود؟بسم الله الرحمن الرحیم. پیروی فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد معرفی دهه مظلوم شصت واقعیت این است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 59 که آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و با ورود به انتخابات مجلس، این مظلومیت شروع شد یعنی از اواخر سال 59 آغاز و در دهه شصت این مظلومیت به اوج رسید.یکی از بحث های مهمی که وجود داشت اختلاف بین انقلابی ها بود. انقلابی های آن زمان سه دسته بودند یک دسته کسانی بودند که اعتقادی به مبارزه با رژیم شاه به عنوان اینکه شاه باید برود نداشتند و می گفتند شاه باید سلطنت کند نه حکومت مثل جبهه ملی، و دسته دوم عده دیگری بودند که علاوه بر این که اعتقاد داشتند که شاه باید حکومت کند نه سلطنت وبا همین قانون اساسی می شود کار کرد، ولی اضافه می کردند، دین هم باید در در سیاست دخالت داشته باشد البته نه دینی که آخوند یا روحانی وارد سیاست شود بلکه همان سیاستمداران حتی المقدور دین دار باشند. این دو گروه سالها بود که تشکیلات منسجمی با جلسات مستمر هفتگی داشتند. بالاخره جزو انقلاب کننده های اصلی بودند.دسته سوم شاگردان امام بودند که عمدتا روحانی بودند، بیشتر از دوگروه قبل زندانی وشهید داشتند اما تشکیلات نداشتند. هرچند گروه موتلفه تعداد کمی بودند و بین عامه مردم انقلابیِ شناخته شده نبودند اما تشکیلات داشتند. این سه دسته پیروانی در میان مردم داشتند، غیرازاینها گروه ودسته های کوچک زیاد بودند که پایگاه اجتماعی و مردمی نداشتند مثل کمونیست ها، توده ای ها و فدائیان خلق و مسلمان نماها مثل سازمان مجاهدین. البته کمونیست ها به تدریج ازبین رفتند اما مجاهدین با حوصله بیشتر سعی در جذب نیرو کرد که تاسال 60 تا حدودی موفق هم بود.هرچند تاحدودی همه گروه ها به نوعی درانقلاب حضور داشتند اما در برابر شاگردان امام و طرفداران آنها بسیار ناچیز بودند. این سه گروه در بدو انقلاب و تا اواسط سال 59 باهم بودند. یعنی نهضت آزادی دولت در اختیار داشت، جبهه ملی را هم به کار گرفته بود، روحانیتِ شاگردِ امام هم شورای انقلاب را دراختیار داشت. لذا هرچه اختلاف عمده بود از ابتدای دهه شصت شروع می شود.دراین سالها، بحث اقدامات مسلحانه مجاهدین و درگیری آن ها را داریم، بعد عزل بنی صدر و فاجعه 7 تیر و بعد ترور شخصیتهای انقلابی مختلف مثل ائمه جمعه در شهرها و استان های مختلف تا انفجار ساختمان ریاست جمهوری و بعد انتخابات مهمی که بعد از آن پیش آمد و مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.بعد از مهر ماه سال 60 آرام آرام آرامش به کشور بازگشت یعنی در حقیقت نظام چارچوب خط امام واقعی خودش را پیدا کرد . کم کم قصه مجاهدین خاتمه پیدا کرد و اقدامات مسلحانه تمام شد و فرماندهشان از کشور فرار کرده و غائله یک مقداری فروکش کرد، البته به این معنا نبود که به کلی پایان یافته است.بیش از سیاسیون در دهه شصت، رزمنده ها مظلوم اندیکی از مهمترین اتفاقاتی که در دهه شصت وجود داشت جنگ بود که از سال 59 تا 67 درگیر آن بودیم جنگ یک ماجرای عجیبی دارد. اگر مظلومیت را بخواهیم تقسیم کنیم به نظر من بیشتر از سیاسیون، رزمنده ها مظلوم اند یعنی کسانی که از مناطق مختلف بلند می شدند -به قول فیلم آژانس شیشه ای زمین و تراکتور و امکاناتشان را رها کردند و به جبهه رفتند و زمانی که بازگشتند دیگر نه از زمین خبری بود و نه از تراکتور- و حقوقی از جبهه نمی گرفتند زمانی که شهید می شدند خیلی از خانواده هایشان را به یاد دارم که امکانات برای برگزاری یک ختم هم نداشتند که برای فرزند شهید خود ختم بگیرند.کمک ها از برخی خیرین و سپاه می شد ولی این کمک ها تا زمانی بود که شهید را دفن می کردند. بعد از دفن شهید تازه مشکلات خانواده اش شروع می شد که آن هم تماماً غربت و تنهایی بود. از آن طرف یک سری مردم پشت جبهه لباس و هر چه داشتند را به میدان می آوردند. یک جا غذا درست می کردند برای رزمندگان، جای دیگر آجیل بسته بندی می کردند، کار می کردند برای رزمندگان می فرستادند. هیچ کس از ارگانهای دولتی یک ذره به اینها کمک نمی کرد و پشتوانه هم کاملا مردمی بود.با وجود این مشکلات هیچ وقت آن عشق و علاقه مردم به این قضیه نه تنها کم نمی شد بلکه بیشتر هم می شد و این مظلوم ها مظلومانه در جبهه شهید می شدند. الان کجای تاریخ، اسم اینها هست؟ حتی جانبازهایی که زنده هستند الان در آسایشگاه ها و یا در خانه همسرانی که با این قصد با آن ها ازدواج کردند که خدمت بکنند چه کسی به آن ها نگاه می کند و به اینها توجه دارد؟زمانی که در تلویزیون تبلیغ فلان دستگاه و فلان جنس را می کنند با قیمت گزاف خوب فرزندان این خانواده ها می بینند و می دانند که نمی توانند بخرند. اینها از عهده قرص و داروی رزمندگان جانبازشان هم برنمیایند.مظلومیت اینها از دهه شصت شروع شده و تا الان هم ادامه دارد. الان وقتی سراغ شهدای برجسته دهه شصت می رویم اگر شهید رجایی و باهنر را کنار بگذاریم شهدای دیگری که در این فاصله ها شهید شدند اصلا کسی نمی داند که شهید آیت چه زمانی شهید شد؟ حتی در تقویم ها هم نیست. آیا کسی به یاد دارد که شهدای هفتم تیر چه کسانی بودند در حالی که مراسم های سالگرد آنها برگزار می شود.ماجرای شهید حزب جمهوری اسلامی که تا چند روز نمی دانستند کجاست!من یک مورد از مظلومیت شهدای هفتم تیر برای شما بگویم. یکی از این شهدا شهید دکتر عضدی معاون وزیر علوم بود. ایشان رفت و آمد در حزب داشت. زمانی که دفتر حزب جمهوری اسلای منفجر شده بود همه شهید شدند خبری از آقای عضدی نبود و هیچ کس هم نمی دانست. بعد از دو سه روز همسرش به آقای دکتر هاشمی گلپایگانی زنگ می زند که آقا دکتر عضدی دو سه روز است خانه نیامده!من و دکتر هاشمی با هم در ستاد انقلاب فرهنگی کار می کردیم با من تماس گرفت و به من گفت عضدی 2،3 روز است شایدم 4 روز خانه نرفته! گفتم: دو سه روز که نرفته گم که نمی شود از همسرش بپرسید که حزب نبوده؟ چون جای دیگر که نرفته و حزب بوده که منفجرشد 80،70 نفر کشته شدند و طوری بود که نمی شد افراد را شناسایی کرد.من روز دفن شهدای هفتم تیر بهشت زهرا بودم. من دیدم یک نفر به نام شهید شهریاری نماینده بوشهر بود جنازه اش را بردند بوشهر و چون اسمی از دکتر عضدی نبود هیچ کس نمی شناخت. بعد از دفن شهید بهشتی ، سراغ این جنازه که آمدند گفتند این جسد شهریاری است. من گفتم: شهریاری را بردند بوشهر دفن کنند اما دیگران نپذیرفتند و آن جسد را به نام شهید شهریاری دفن کردند.شجاعی فرد کنار مصطفی میرسلیم در دورانی که معاون بنیاد امور جنگ زدگان بودبعد از پیدا شدن ماشین دکتر عضدی در اطراف حزب، به دکتر هاشمی گفتم یقین دارم که جنازه ای که به اسم دکتر شهریاری دفن شد دکتر عضدی است! گفت: چطور؟ گفتم: دکتر شهریاری را بردند بوشهر و من بعدا فهمیدم در بوشهر تشییع جنازه شده است. در زمان دفن جنازه ها در بهشت زهرا یک جنازه اضافی داشتیم که اسم نداشت بالاخره بعد از یک هفته نبش قبر شد و همسرش از دندان های دکتر عضدی جنازه را شناسایی کرد.معیار ترور برخی افراد توسط منافقین "ریش داشتن" بودحالا شما امثال شهید حبیب الله مهدیزاد(برادرباجناغ من)را کنار بگذارید که یک کارشناس ساده حزب بود و کسی جز خانواده ایشان نمی داند او شهید فاجعه 7 تیر است. این مظلومیتی که آقا می فرمایند یک سابقه هایی دارد که کسانی تاریخ را مطالعه کرده اند و کسانی که در دهه شصت حضور داشته اند بهتر می توانند این مظلومیت را بیان کنند. مظلومیت به معنی ترور تقریبا 14 یا 15 هزار نفر انسان معمولی کفاش، بقال و نجار است. فقط اگر ریش داشتند ترور می شدند و به این هم توجه نمی کردند که طرفدار نظام است یا خیر!اگر کسی اعترافات اعضای سازمان مجاهدین در دهه شصت را بخواند متوجه خواهد شد که جنایاتی را مجاهدین مرتکب شده اند حال بعد از 36 سال می خواهند جای قاتل و مقتول را عوض کنند. جلاد را می کنند مقتول یعنی کسی که قاتل بوده و مردم را ترور می کرده شهید نام می گیرد . این موضوع برای افرادی که دهه شخصت را با گوشت، خون و پوست خود درک کرده اند بسیار دردناک است. من در آن زمان به غیر از فعالیت در گروه فنی مهندسی ستاد انقلاب فرهنگی، در سال 60 و 61 معاون فرهنگی، اجتماعی بنیاد جنگ زدگان در دوره مسئولیت آقای میرسلیم بودم.حضور منافقین با تیربار در خیابانچهارراه فلسطین محل کارم بود از اوایل اردیبهشت در خیابان درگیری داشتیم. مجاهدین تیربار به خیابان می آوردند و مردم را به شهادت می رساندند. درمواردی که مسئولین را نمی توانستند ترور کنند راننده مسئولین را ترور می کردند. به دنبال ترور طرفداران نظام بودند اگر به افراد ترور شده توجه کنید اکثر راننده های مسئولین شهید شده اند که ولی در حال حاضر کسی اسم آنها را هم نمی داند. مظلومین بالاتر، کارگزاران نظام در آن مقطع با حجم کار زیاد بودند. به عنوان مثال جلسه شورای معاونین بنیاد جنگ زدگان دو روز در هفته ساعت 3 بعد از نیمه شب تا 6 صبح برگزار می شد. بعد از نماز به ادامه کار مشغول بودیم. به جرات می توانم بگویم که فرزندانم را در آن سالها به صورت عمودی ندیدم و وقتی به خانه می رفتم خواب بودند و وقتی از خانه خارج می شدم نیز هنوز خواب بودند. من به یاد دارم مرحوم شهید رجایی و باهنر و سرزعیم دبیر ستاد انقلاب فرهنگی که در همان سال 61 فوت کردند، وقتی ساعت 8 جلسه ستاد انقلاب فرهنگی شروع می شد چشمانشان می رفت چون از 6 صبح تا 10 شب جلسه داشتند بدون هیچ استراحتی.دکتر بهشتی گفت "از 6 صبح تا 12 شب جلسه دارم"در مواردی نیز این افراد برنامه ریز هم بودند مثلا شهید بهشتی خدا رحمتش کند ایشان ظهرها بعد از نماز یک ساعت استراحت می کردند. یکی از رزمنده ها که با دکتر بهشتی کاری داشتند در جواب به او گفته بودند که آقا بعد از نماز و نهار استراحت می کنند زمانی که آقای بهشتی بیدار شده بود رزمنده به وی گفته بود که بچه ها در جنگ می جنگند بعد شما اینجا خوابیدید؟! مرحوم بهشتی در جمله قشنگی پاسخ گفته بود "شما در جبهه پاس بخش دارید که تقسیم می کند کشیک های شما را مثلا دو ساعت کار دو ساعت استراحت ولی ما اینجا این دو ساعت را نداریم، ساعت 6 صبح آمدم سرکار تا یک بعداز ظهر هم کار کردم تا 12 شب هم جلسه دارم اگر الان استراحت نکنم نمی توانم کار کنم" بارها می شد من با شهید بهشتی قرار داشتم مثلا می گفتند 7 صبح فلان جا باش. این ساعت قرار گذاشتن اصلا غیرعادی نبود و لذا دهه شصت دهه مظلومیت بود.عمده مظلومیت دهه شصت در سالهای 60 و 61 بود مثلا در جنگ سال 60 و 61 بود که همه پیروزی ها را به دست آوردیم و بعد از سال 61 در حال بده بستان زمین با دشمن بودیم و تلاش اصلی رزمنده ها در سالهای 60 و 61 بود. ترورها و شهادت ها اکثرا در سالهای 60، 61 و 62 بود و حضور زیاد رزمنده ها در جبهه ها نیز در سالهای 60 و 61 بود. من معتقدم برای هر روز سال 60 می توان یک کتاب نوشت و این حق است که بیشتر روی آن دهه بپردازیم و مطالعه شود تا نسل امروز بدانند تا جای جلاد و شهید با یک مصاحبه عوض نشود.صدمه ای که در 7 تیر سال 1360 به جمهوری اسلامی وارد شد در یک روز بالای 80 نفر از مسئولین را از دست دادند این تعداد یک حکومت را از پا در می آورد. چند وزیر و چند نماینده مجلس در یک حادثه شهید شدند. انفجار دفتر ریاست جمهوری با آن مقدار نفوذ منافقین و به شهادت رساندن آیات عظام صدوقی، قدوسی، هاشمی نژاد، دستغیب، مدنی و اشرفی اصفهانی بسیار سخت است.من به یاد دارم در جلسه شورای ائمه جمعه در قم به درخواست آیت الله مشکینی و اصرار آیت الله منتظری که رئیس جلسه بود از آیت الله مدنی خواستند که بقیه ائمه جمعه را نصیحت کنند شاید. فیلم این سخرانی آیت الله مدنی را از تلویزیون دیده باشید با گریه شروع کردند و در آخر حرف جالبی زدند که نکند فردا محمدرضا جلوی ما را بگیرد و بگوید شما که آنطور می گفتید حالا خودتان چکار کردید!؟ به عقیده من سال شصت سال عجیبی بود و هر زمان نگاه به گذشته می کنم و روزهای سال شصت را مرور می کنم متوجه می شوم که چه بر انقلاب، نظام و بزرگان گذشته است. ترور مقام معظم رهبری در چه شرایطی و با چه برنامه ریزی اتفاق افتاد ولی خدای متعال ایشان را حفظ کردند. بعد از حادثه ترور که در بیمارستان از ایشان پرسیدند که نظرتان چیست. ایشان فرمودند: حتما خدای متعال با من کاری داشتند که من را حفظ کردند بعدها معلوم شد کار خدا با ایشان برای ریاست جمهوری و رهبری بوده است. بنابراین این نکته بسیار مهمی است که باید تمام سایت های خبری، خبرگزاری ها و تاریخ نویسان این دهه را مرور دوباره ای بکنند.اتفاقاتی که در دهه 70، 80 و 90 رخ می دهد به نظر من یک کسری ناچیز از دهه 60 است.در دوران جنگ سیم خاردار هم به ما نمی فروختنددر زمان جنگ به ما سیم خاردار هم نمی دادند الان با افتخار در مقابل آمریکا و 5 کشور دیگر ایستادگی می کنیم و زمانی که گفته می شود استفاده ازموشک باعث تحریم می شود ما 6 موشک به مقر داعشی ها در سوریه شلیک می کنیم این توان را نگاه کنید با توان دهه 60 که سیم خاردار به ما نمی فروختند مقایسه کنید در همان شرایط سخت دهه شصت روی رودخانه کارون پل معلق و شناور می زدند که تانک و نفربر و توپ از روی کارون عبور دهند و غواص هایی که به چه نحوی عملیات کردند. امیدوارم خداوند متعال حق آنها بر ما را ببخشد بر همه ملت ببخشد.خداوند انشاءالله مسئولین ،دولت، قوه قضائیه و نمایندگان مجلس نگاهشان را نسبت به مظلومیت دهه 60 جلب کند به طوریکه بتوانند یک انعکاسی از آنها در اعمال و کردار سه قوه ایجاد بکند.تسنیم: با تشکر از صحبت های خوبتان درباره ویژگی های دهه شصت؛ با توجه به ایام سالگرد شهید مظلوم دکتر حسن آیت، مبدأ آشنایی شما با آن شهید از چه تاریخی شروع شد. آیا پیش از انقلاب نیز با ایشان ارتباطی داشتید؟من سال 55 از دانشگاه علم و صنعت فارغ التحصیل شدم. دوره مهندسی را 3 سال و نیمه تمام کردم. اعتصاباتی که در داخل دانشگاه داشتیم احساس مسؤلیت می کردیم. اهل تفریح وخوش گذرانی نبودیم، حتی کوه هم به عنوان مبارزه وخودسازی میرفتیم. بعد فارغ التحصیلی چند جایی دنبال استخدام بودم ولی دلم راضی نشد.چون شاگرد ممتاز شده بودم اصرار می شد که استخدام دانشگاه شوم قبول نکردم به خاطر کارهای سیاسی که انجام می دادم محدودیت ایجاد می شد. وقتی به اداره های بیرون مراجعه کردم متوجه شدم که ساواک نفوذ بیشتری دارد و تصمیم گرفتم استخدام دانشگاه بشوم با رئیس گروه دانشگاه که صحبت کردم. استقبال کردند و کارهای استخدامی انجام شد و از تاریخ 1/3/56به عنوان کارشناس آموزش دانشگده مکانیک استخدام دانشگاه شدم وهمزمان رئیس دو آزمایشگاه بودم.تصویری از سخنرانی شهید دکتر حسن آیتدر بدو استخدام جمعی از اساتید مسلمان دانشگاه جلسات هفتگی داشتند که به دلیل شناخت این جمع از من، من را هم به این جلسات دعوت کردند. در این جمع آقای دکتر اسرافیلیان هم حضور داشتند. ایشان از همان روزهای اول من را جذب خودشان کردند وقتی متوجه تفاوت ایشان از بقیه شدم از ایشان سوال کردم که شما با چه کسی بیرون از دانشگاه ارتباط دارید. گفتند: مهمترین فرد آقای دکتر آیت هستند و ایشان را به عنوان مغز متفکر جریانشان معرفی کرد. با دکتر اسرافیلیان که صحبت کردیم قرار بر این شد که دکتر آیت در جلساتی که در منزل دکتر اسرافیلیان برگزار می شد حضور پیدا کنند و از آنجا با دکتر آیت آشنا شدم.در جریان انقلاب ارتباطم خیلی بیشتر شد. ازابتدای سال 57 ، عید فطر 57 ، 17 شهریور به همین صورت ارتباطم با ایشان بیشتر شد تا بعد از انقلاب وارد حزب شدم و همراه آقای میرسلیم و آیت الله موحدی کرمانی به عنوان گروه ارتباطات یا همان روابط عمومی حزب فعالیت می کردیم.آیت گفت "خط بازرگان انقلاب را منحرف می کند"تسنیم: یکی از ویژگی های شهید آیت در سالهای اول انقلاب شناخت ایشان نسبت به شخصیت های نفوذی یا همان منافق بود که این روحیه را افراد محدودی داشتند مثلا شهید لاجوردی هم چنین رویه ای داشت یا نقل است زمانی که بازرگان نخست وزیر شد، شهید آیت گفتند که "انقلاب اخته شد" یا در ماجرای ریاست جمهوری بنی صدر هم حساسیت های داشتند. این شناخت عمیق نسبت به منافقین ریشه در کجا داشت؟البته نقلی که از آیت کردید بنظرم بعد از نخست وزیری بازرگان خطاب به دکتر شایورد عضو حزب جمهوری است که به منزل یا محل کار دکتر آیت می رود و با چهره ناراحت ایشان مواجه می شود. از او سوال می کند که برای چه ناراحت هستید؟ دکتر آیت می گوید: "بازرگان نخست وزیر شد و انقلاب اخته شد."اما در جریان انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر، ما در منزل دکتر اسرافیلیان جلسه داشتیم که دکتر آیت هم حضور داشتند. حدود 10، 15 نفر بودیم بعد از انقلاب تعداد افراد جلسه های خانه آقای اسرافیلیان بیشتر شده بود قبل از انقلاب تعداد به بیشتر از 8 نفر نمی رسید. انجمن استادان مسلمان بودیم که البته در آن زمان اسم نداشتیم. در زمان انقلاب اکثر جلسات در منزل دکتر اسرافیلیان بدلیل نزدیکی به دانشگاه در آنجا برگزار می شد.رادیو انقلاب روزی 3،4 ساعت برنامه پخش می کرد. غروب بود رادیو انقلاب هم در حال پخش بود که اعلام کرد بنا به حکم امام مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. حکم بازرگان را آقای هاشمی رفسنجانی قرائت کردند. آقای آیت با شنیدن این خبر محکم به سر خود کوبید! علت را جویا شدیم گفت: انقلاب منحرف شد. من جوان بودم و از آقای آیت شناخت خوبی داشتم از پختگی ایشان هم کاملا آگاه بودم ولی با امام قابل مقایسه نبود.آیت گفت "بازرگان را به امام تحمیل کردند"دکتر اسرافیلیان به من گفت: آقای مهندس شما نگران نباشید آقای آیت (دکتر) درست می گویند گفتم: من قبول ندارم که ایشان درست می گویند. گفت: چرا قبول ندارید؟ گفتم: برای اینکه امام یک حرفی زده بعد دکتر آیت می گویند این درست نیست. خب من مقلد امام هستم و اگر اینجا نشسته ام به خاطر انقلابی بودنم است و انقلابی که امام رهبر آن است. آقای آیت که رهبر انقلاب نیست.من ...

ادامه مطلب  

نماهنگ/خواننده راک برای فلسطین خواند  

درخواست حذف این مطلب
راجر واترز خواننده ترانه سرا و آهنگ ساز انگلیسی است که در کنار دیوید گیلمور نیک میسن و ریچارد رایت از اعضای موسس گروه بزرگ پینک فلوید فعالیت می کرد. از واترز به عنوان یکی از خلاقترین آهنگسازان ترانه سرایان و تهیه کنندگان تمام تاریخ موسیقی راک یاد می کنند.واتر ...

ادامه مطلب