«محسن ابراهیم زاده» برای اولین بار در تهران روی صحنه رفت | گزارش تصویری «موسیقی ایرانیان»  

درخواست حذف این مطلب
نخستین کنسرت محسن ابراهیم زاده«محسن ابراهیم زاده» برای اولین بار در تهران روی صحنه رفت. این خواننده جوان که طی ماه های اخیر توانسته قطعاتش را به گوش طیف گسترده ای از شنوندگان برساند، این برنامه را هم با تک آهنگ هایش برگزار کرد.به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، دیدار محسن ابراهیم زاده با مخاطبانش به تهیه کنندگی «مهدی کرد» رقم خورد و او روز سوم بهمن طی دو سانس پذیرای دوستدارانش در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران بود. فروش بلیت های این کنسرت در مدت زمان کوتاهی به اتمام رسید و پس از یک مرتبه تمدید، همه بلیت های هر دو سانس برنامه ظرف کمتر از ۴۸ ساعت به اتمام رسید. البته این اولین کنسرت محسن ابراهیم زاده نبود و او از ابتدای فصل زمستان به چندین شهر مختلف ایران سفر کرده و برنامه دهها شهر دیگر در تور کنسرت های او تا پایان سال جاری وجود دارد.اجرای این خواننده با قطعه ریتمیک دورهمی آغاز شد. او از همان ابتدا حضور با انرژی روی صحنه داشت و بر خلاف اغلب خواننده ها تقریباً خبری از استرس های مرسوم اولین کنسرت تهران در چهره و اجرای او نبود. ابراهیم زاده پس از این قطعه خوش آمدگویی کوتاهی داشت و به سرعت سراغ قطعه بعدی رفت. او در این کنسرت قطعات شبگردی، امشب، برداشت رفت، مگه داریم، درد دل، غلاف، این دل رفت، پای ثابتم، شب های دیوونگی، بوی بارون، چقدر زود و کجایی را اجرا کرد. او در این اجرا به خوبی توانست از مخاطبان حاضر در سالن انرژی بگیرد و خصوصاً بخش هایی از اجرایش که با تحریرهای سنتی همراه بود با استقبال حاضرین مواجه می شد. این خواننده جوان همچنین یک قطعه آوازی در دستگاه اصفهان با همراهی تار و ویولن اجرا کرد که فضای جالبی داشت و با تمامی قطعات او متفاوت بود و پس از آن گفت:«به نظر می آید با چنین قطعاتی موافق هستید و ما هم بیشتر انجام می دهیم!»در کنار محسن ابراهیم زاده هم ارکستری به رهبری رضا لمعانی حضور داشت که از نوازندگان باسابقه گیتار است. در ارکستر این خواننده علاوه بر نوازندگان جوان چهره های باسابقه ای نظیر کارن زیاری (کیبورد)، سیاوش کریمی نژاد (درامز)، مجید ترکاشوند (ساکسوفون) و فارق آزادیان (تار) حضور داشتند. آرمان تیرماهی (گیتاربیس)، حسام متولی (پرکاشن)، امید مولودی (گیتار الکتریک) و فرشید حکیمی (کیبورد) سایر اعضای گروه این خواننده بودند.این کنسرت پذیرای چند چهره سرشناس هم بود. مهدی یراحی که معمولاً در کمتر کنسرتی به عنوان مهمان حاضر می شود در سانس دوم این برنامه حضور داشت و معرفی او تشویق های حضار را به دنبال داشت. علی عبدالمالکی هم یکی دیگر از خوانندگان باسابقه ای که در این کنسرت به تماشای اجرای محسن ابراهیم زاده نشست و طرفداران این خواننده از او هم به شکل ویژه ای استقبال کردند. فرشاد احمدزاده، حمید اصغری و محسن افشانی هم سایر مهمانان دو سانس این کنسرت بودند. مهدی یراحی و علی عبدالمالکی پس از این کنسرت در پشت صحنه دیدار گرمی با محسن ابراهیم زاده داشتند. این خواننده در اواخر کنسرت هم برای معرفی مهدی کرد، تهیه کننده آثار و کنسرت ها و مدیر برنامه هایش، گفت:«او هوش موسیقایی بسیار خوبی دارد و دست روی هر خواننده ای که می گذارد روی این صحنه می آید که یکی از آنها زنده یاد مرتضی پاشایی بود.»در ادامه می توانید عکسهای سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» (عکاس: مرضیه امیری) از این کنسرت را مشاهده نمایید. نخستین کنسرت محسن ابراهیم زاده نخستین کنسرت محسن ابراهیم زاده نخستین کنسرت محسن ابراهیم زاده نخستین کنسرت محسن ابراهیم زاده نخستی ...

ادامه مطلب  

از تولد و تردید تا غنی شدن و امید/ مروری بر دوره های اول تا هشتم جشنواره فیلم فجر  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: جشنواره فیلم فجر مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در آن سرنوشت یک سال سینما مشخص می شود؛ جشنواره ای که اینک در آستانه ۳۶ سالگی اش قرار دارد و کمتر کسی می توانست در سال ۱۳۶۱ پیش بینی کند که این رویداد به مهمترین رویداد سالانه سینمای ایران بدل شود. سیدرضا منتظری/ جشنواره فیلم فجر مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در آن سرنوشت یک سال سینما مشخص می شود؛ جشنواره ای که اینک در آستانه ۳۶ سالگی اش قرار دارد و کمتر کسی می توانست در سال ۱۳۶۱ پیش بینی کند رویدادی که احتمالاً بیشتر به شکل مناسبتی و برای پربارتر شدن جشن های دهه فجر، یا دست بالا برنامه ای برای جایگزین کردن جشنواره ای به جای جشنواره فیلم «سپاس»، یا «جشنواره جهانی فیلم تهران» تدارک دیده شد، نه تنها چند دهه دوام بیاورد، بلکه به مهمترین رویداد سالانه سینمای ایران بدل شود! اما واقعیت این است که جشنواره فیلم فجر در طول تمام این سال ها علیرغم مشکلات متعددی که بر سر راه خود داشته به حیات خود ادامه داده و همواره برای سینماگران حائز اهمیت بوده است؛ در مجموعه مقالات پیش رو سعی شده تا نگاهی اجمالی به ۳۵ دوره برگزاری این رویداد سینمایی داشته باشیم.جشنواره فیلم فجر در دورانی متولد شد که تولیدات سالانه سینمای کشور از نظر کمی در سطح پایینی بود. اما در طول سال های بعد با گسترده تر شدن ابعاد تولید در سینمای ایران، بیشتر اهمیت آن مورد توجه قرار گرفت؛ البته همانطور که پیش تر هم اشاره شد جشنواره فیلم فجر در طول این سال ها با فراز و نشیب های زیادی همراه بوده و هر سال با نگاه دبیران و مدیران به صورتی تغییر شکل داده است به نحوی که با یک بررسی ساده و اجمالی از زمان برگزاری نخستین دوره این رویداد تاکنون می توان دریافت که از سیمرغ های جشنواره گرفته تا دبیر، جوایز، محل برگزاری، تعداد فیلم های بخش مسابقه و... همواره و در ادوار مختلف دستخوش تغییر شده است.از سوی دیگر جشنواره فیلم فجر در طول ۳۵ سال برگزاری همواره یک جشنواره سلیقه ای بوده و متأسفانه این رویداد مهم سینمایی هرگز به کشف قابلیت ها و استعدادهای مهم در سینمای کشور نپرداخته است که شاید بتوان دلیل اصلی آن را حضور باندهای مافیایی و پدرخوانده ها و مادرخوانده ها در سینمای ایران دانست که همه سینما را برای خود می خواهند و به دیگران اجازه بروز و ظهور استعدادهای شان را نمی دهند!همچنین می توان بر این امر صحه گذاشت که تناقض در سیاست گذاری های جشنواره فجر آسیب های جدی به این رویداد وارد ساخته است و به نوعی آن را دچار سرگردانی کرده و همین امر از کیفیت آن به شدت کاسته است. این جشنواره که در ابتدا تنها نمایشگاهی از تولیدات سالانه سینمای ایران بود و بعدها داعیه آن را داشت که به جشنواره ای صاحب سبک در عرصه بین الملل تبدیل شده بعد از گذشت چند دوره مجدداً بازگشتی رو به عقب داشت و باز همانند همان سال های بدو تأسیس اش به نمایشگاهی برای تولیدات سالانه سینمای کشور بدل شد!فاجعه بارتر از همه اینک که در آستانه سی و ششمین سالگرد تولد این رویداد سینمایی شاهد آن هستیم مسئولان برگزار کننده جشنواره با تدبیری هرچه تمام تر و با کم کردن فیلم های حاضر در جشنواره رونق همیشگی آن را نیز از بین برده اند و به نظر می رسد جشنواره فیلم فجر به سمت کوچک سازی و بی اهمیت شدن گام برمی دارد!بی توجهی به فیلمسازان اول و حذف بخش نگاه نو از این رویداد یکی از اشتباهات فاحشی است که مسئولان جشنواره با این کار به بخش اعظمی از استعدادهای نهان سینمای کشور اجازه دیده شدن ندادند. این اتفاق در حالی است که به خصوص طی سال های اخیر فیلمسازان اول بسیار حرفه ای تر و جدی تر از فیلمسازان کهنه کار توانسته اند در سینمای کشور بدرخشند و در همین یکی دو سال اخیر فیلمسازانی همچون: منیر قیدی، مرتضی علی عباس میرزایی، کاوه صباغ زاده، محمدحسین مهدویان، محمود غفاری، سیدمحمدرضا خردمندان، سعید روستایی، احسان بیگلری، سهیل بیرقی و... پا به عرصه سینمای حرفه ای گذاشتند و با فیلم های اولشان توانستند تحولی شگرف در صنعت فیلمسازی کشور ایجاد کنند و آثارشان مورد توجه مخاطبان، منتقدان و اهالی رسانه قرار گرفت! اما گویا علیرغم شعار «جوان گرایی در سینما» که همواره ورد زبان مدیران است آن ها رسماً می خواهند این جماعت را از گردونه هنرهفتم دور سازند.از سوی دیگر حذف برج میلاد به عنوان کاخ جشنواره مکانی که اهالی رسانه طی ۸ سال گذشته در کنار هنرمندان به تماشای فیلم های جشنواره می نشستند و رابطه دو سویه میان آن ها در ایام جشنواره مجدداً به روز می شد و تعیین پردیس سینمایی ملت به عنوان سینمای رسانه ها که حتی کشش و پتانسیل برگزاری اکران خصوصی یک فیلم را هم ندارد یکی از نکات منفی است که باز هم به دلیل تصمیمات خلق الساعه و لحظه ای مدیران سینمایی آسیبی جدی به این رویداد وارد کرده که تبعات منفی آن قطعاً پس از ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر بیش از پیش مشخص خواهد شد!سرگردانی در جشنواره فیلم فجر سال به سال در حال تشدید شدن است و برنامه ریزی های سلیقه ای و بدون کارشناسی دست اندرکاران آن باعث شده تا این جشنواره اعتبار سابق خود را از دست بدهد. معتقدم یکی از مهمترین دلایل ضعف جشنواره فیلم فجر این است که دبیران آن تعیین کننده نیستند؛ هرچند که هر دبیری بنا به سلیقه خود دست به تغییراتی در روند برگزاری این جشنواره زده است اما هیچ یک از این تغییرات نتوانسته به قوام جشنواره فجر کمک کند.آنچه بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران سینمای کشور به آن اعتقاد دارند این است که جشنواره فیلم فجر نیاز به سازماندهی غیردولتی دارد و اگر یک مدیر غیردولتی برای اداره حداقل پریود زمانی ۵ تا ۱۰ساله برای این رویداد در نظر گرفته شود می توان امیدوار بود که جشنواره فجر تاحدودی خود را از آسیب های متعددی که گریبانش را گرفته دور کند و مجدداً بتواند حرفی جدی برای گفتن داشته باشد؛ در واقع فردی که عهده دار مسئولیت اجرای این جشنواره می شود باید در روند برگزاری این جشنواره یک بازنگری کند و یک تعریف یکتا از جشنواره فجر ارائه دهد تا جشنواره فیلم فجر به دلیل تصمیم گیری های خلق الساعه، لحظه ای و سلیقه ای برخی از مدیران سینمایی دچار آسیب نشود.از جمله تصمیمات خلق الساعه مدیران سینمایی که طی سال های اخیر باعث نزول جشنواره فیلم فجر شد می توان به تفکیک جشنواره فجر که بدون توجه به نظر کارشناسان و متخصصان سینما و رسانه انجام شد و همین امر آسیب های جدی را بر پیکره این رویداد سینمایی وارد ساخت اشاره کرد. مدیران سینمایی پیشین با تصور باطلی که جداسازی جشنواره ها می تواند کمک شایانی در روند کیفی آن ها داشته باشد دست به این کار زدند این اتفاق در حالی بود که تفکیک جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان از یکدیگر موقعیت مضحکی را در سینمای ایران به وجود آورده بود و تفکیک بخش های بین الملل و ملی جشنواره فیلم فجر هم باعث شد تا فقط هزینه ای مضاعف بر سینمای نحیف ایران تحمیل شود!تفکیک و جداسازی این جشنواره ها از یکدیگر نه تنها باعث قوام و موفقیت هیچ یک از بخش های آن نشد بلکه باعث شد تا توجهات جهانیان نسبت به این جشنواره بسیار کمرنگ تر از گذشته شود چرا که در همه فستیوال های مهم دنیا که بخش های ملی دارند یک وجهه بین الملل هم وجود دارد و همیشه این بخش ها توأمان با یکدیگر برگزار می شوند و این بدعت اشتباه مورد پسند هیچ سینماگری در دنیا نیست.بگذریم که اصولاً عنوان «بین المللی» هم تنها یک صفت باسمه ای و تبلیغاتی برای جشنواره است و جشنواره ثابت کرده از عنوان «بین المللی» بودن خود تنها طی این سال ها استفاده ابزاری کرده ، به نحوی که اهداف جشنواره فیلم فجر هیچ گونه جنبه بین المللی نداشته و ندارند!جشنواره فیلم فجر در سی و پنجمین دوره برگزاری اش به قدری دچار افول شد که بسیاری از اهالی سینما که حتی کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین هم شده بودند به دلیل آنچه ناداوری و بی عدالتی در جشنواره خوانند از کاندیداتوری خود انصراف دادند که از جمله آن ها می توان به عوامل فیلم های «خفه گی» به کارگردانی فریدون جیرانی و «ویلایی ها» به کارگردانی منیر قیدی اشاره کرد؛ همچنین بسیاری از اهالی رسانه، منتقدان، کارشناسان و صاحب نظران سینمای کشور نیز اعتراضی جدی نسبت به برگزارکنندگان سی و پنجمین دوره این رویداد سینمایی داشتند و به خصوص بهروز افخمی در برنامه سینمایی «هفت» مرتباً انعکاس دهنده بازخوردهای منفی صاحب نظران سینمای کشور بود و باید دید در جشنواره سی و ششم چه اتفاقی برای این رویداد سینمایی خواهد افتاد؟به هر حال چه به جشنواره فجر نگاه انتقادی داشته باشیم و چه آن را تحسین کنیم، این نکته غیر قابل کتمان است که این جشنواره پایدارترین و اثرگذارترین جشنواره تاریخ سینمای ایران است. در مجموعه مقالات پیش رو تلاش کرده ایم تا ۳۵ دوره از جشنواره را در دهه های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ مورد بررسی اجمالی قرار دهیم.************************************نخستین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۱ - دبیر: حسین وخشوری(تولد بزرگترین رویداد سینمایی کشور)اولین دوره جشنواره فیلم فجر درست در دورانی که آتش جنگ تحمیلی در کشور شعله ور شده بود و سیاست گذاران هنوز برنامه ریزی مشخص و دقیقی برای حیات و بقای سینمای کشور نداشتند به دبیری حسین وخشوری شکل گرفت.جالب ترین نکته در برگزاری اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر عدم داوری فیلم های بخش سینمای حرفه ای بود به نحوی که فیلم ها در بخش مسابقه تنها به نمایش در آمدند و در نهایت به دلیل عدم وجود هیأت داوری این جشنواره بدون اهدای هیچ جایزه ای به کار خود پایان داد.در این دوره تنها ۵ فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران به نمایش درآمدند که عبارت بودند از: «حاجی واشنگتن» به کارگردانی زنده یاد علی حاتمی، «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی، «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی، «اشباح» به کارگردانی زنده یاد رضا میرلوحی و «سفیر» به کارگردانی زنده یاد فریبرز صالح، که از میان این ۵ فیلم، «سفیر» و «اشباح» بعدها اکران شدند که اولی با ۱۵ میلیون تومان فروش، رکورد فروش فیلم را در سینمای ایران شکست؛ اما «حاجی واشنگتن» حدود ۱۵ سال بعد و زمانی که کارگردان اش فوت کرده بود، از محاق درآمد و اکران شد و «خط قرمز» و «مرگ یزدگرد» هم هرگز امکان اکران عمومی پیدا نکردند. از میان مابقی آثار به نمایش در آمده در این رویداد ۱۵ اثر به خارج از کشور تعلق داشت و در بخش فیلم های کوتاه نیز ۱۷ اثر داخلی و خارجی با هم به رقابت پرداختند.همانگونه که پیش از این عنوان شد در اولین دوره برگزاری این رویداد سینمایی میان آثار سینمای حرفه ای هیچ گونه رقابتی وجود نداشت و تنها فیلم های آماتوری مورد داوری قرار می گرفتند که با دیپلم افتخار از آن ها تجلیل می شد. «بچه های دیار صفا»، «علمدار»، «خرمشهر ۶۱»، «با هم برای ایثار»، «یا زهرا»، «کدام مکتب است این»، «خرمشهر، شهر خون، شهر عشق»، «آمریکا نابود است» و «بر بال ملائک» از جمله فیلم هایی بودند که در بخش آماتوری این رویداد سینمایی حضور داشتند که دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه جنگی به فیلم «خرمشهر، شهرخون، شهر عشق» به کارگردانی منوچهر عسگری نسب رسید و جواد شمقدری نیز توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم مستند «یا زهرا» از آن خود نماید.اما علاوه بر حضور فیلم های آماتوری در این رویداد سینمایی فیلم هایی از سینمای جهان نیز در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمد؛ بخش های مهم اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر شامل: مسابقه سینمای ایران، چشم انداز سینمای کوبا، سینمای ایتالیا از نئورئالیسم تا امروز، سرخ پوستان و سیاه پوستان در سینما، سینمای کودکان و نوجوانان، سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی و نمایش های ویژه بود که زنده یاد احمد جورقانیان آرشیو دار قدیمی سینمای ایران، بزرگترین سهم را جهت نمایش فیلم های سینمای جهان در اولین دوره برگزاری این جشنواره داشت. مهم ترین نکته در اولین دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر این بود که این رویداد در اولین دوره برگزاری اش هیچ نشانی از «بین المللی» بودن نداشت و تنها در ایام دهه فجر انقلاب با نمایش فیلم هایی ایرانی و چند فیلم محدود از سایر کشورهای جهان آغاز به کار کرد؛ هرچند که مسئولین و دست اندرکاران سینمای ایران تمایل داشتند تا جشنواره فیلم فجر سمبل سینمای ایران باشد و در ایام پیروزی انقلاب همه ساله پربارتر از گذشته به بقای خود ادامه دهد اما به دلیل کیفیت پایین برگزاری این جشنواره و عدم کمیت کافی برای فیلم های تولید شده، بیم آن می رفت تا این جشنواره نتواند به راه خود ادامه دهد!پوستری هم که برای اولین دوره جشنواره فیلم فجر در نظر گرفته شده بود نام «الله» و نمادی از یک نگاتیو داشت. استفاده از نمادهای سینمایی و انقلابی و نام «الله» در ۶ دوره اول طراحی پوستر جشنواره بسیار به چشم می خورد. اولین پوستر جشنواره تصویری از راهپیمایی مردم را نشان می دهد که عکسی از امام خمینی (ره) را در دست دارند. این اتفاق قطعاً به دلیل آن بوده که این جشنواره پیروی جشن های پیروزی انقلاب اسلامی طراحی و بنیان گذاشته شده و دست اندرکاران آن می خواستند تا نمادی از انقلاب در پوستر جشنواره دیده شود.در نهایت اینکه اگرچه اولین دوره جشنواره فیلم فجر آن چنان که باید جشنواره ای پربار نبود اما حداکثر هدف برگزار کنندگان جشنواره که همانا برگزاری فستیوال فیلمی پس از انقلاب اسلامی بود را برآورده ساخت اما به طور کلی بنا به شرایط زمانه و بحران خاصی که نه تنها سینمای ایران بلکه کلیت کشور را در برگرفته بود و تعداد کثیری از فیلم های تولید شده بین سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ از جمله: «راهی به سوی خدا» به کارگردانی جلال مهربان، «خشم الهی» به کارگردانی عزیز رفیعی، «شجاعان ایستاده می میرند» به کارگردانی عباس کسایی، «آقای هیروگلیف» به کارگردانی غلامعلی عرفان، «مسافر شب» به کارگردانی منصور تهرانی، «آزمایشگاه جهنمی» به کارگردانی احمدرضا جغتایی، «گفت هر سه نفرشان» به کارگردانی غلامعلی عرفان، «مفسدین» به کارگردانی امان منطقی، «تاریخ سازان» به کارگردانی هادی صابر، «قیام» به کارگردانی رضا صفایی، «قدیس» به کارگردانی ناصر محمدی، «بند» به کارگردانی غلامحسین طاهری «دوست، جاده» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «تب مرگ» به کارگردانی مشترک امان منطقی و داریوش کوشان، «سیم خاردار» به کارگردانی مهدی معدنیان و ده ها فیلم دیگر هیچگاه به نمایش عمومی درنیامده و بعضاً در توقیف به سر می بردند و یا فیلم هایی مانند «برزخی ها» به کارگردانی زنده یاد ایرج قادری توسط افرادی مانند محسن مخملباف که خود را همه کاره سینمای ایران می دانستند از پرده سینما به زیر کشیده می شدند و احتمال نمی رفت تا سینمای ایران بتواند به درستی به راه خود ادامه دهد!دومین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۲ - دبیر: گروهی(ورود فیلمسازان تازه نفس و تثبیت جشنواره) دومین دوره جشنواره فیلم فجر در شرایطی برگزار شد که با ورود جوانان تازه نفس به جرگه فیلمسازان، سینمای ایران در حال تولدی دوباره و احیای حیات خویش بود، این مهم در زمانه ای که اغلب فیلمسازان قدیمی یا از کشور خارج شده و یا به شکلی ناگفته فعالیت شان ممنوع شده بود و یا برخی از آنان میلی به کار نداشتند نکته بسیار مهمی بود و باعث شد تا خون خشکیده در رگ های سینمای ایران دوباره جوشان شده و به حرکت درآید. بسیاری از فیلمسازان مطرح و شاخص سینمای ایران از جمله: محسن مخملباف، رسول صدرعاملی، محمدعلی سجادی، محمدرضا اعلامی، حسن هدایت و خسرو سینایی در این دوره به جرگه فیلمسازان حرفه ای سینمای ایران پیوستند.پوستر دومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر از نماد پرنده و نگاتیو که اصلی ترین نشانه سینما در آن دوران بود بهره گرفته شده بود.این دوره از جشنواره باشکوه تر از دوره قبلی برگزار گردید و به علت عدم داوری فیلم ها در دور اول جشنواره فیلم فجر، فیلم های سال قبل هم جواز حضور در این دوره از جشنواره را دریافت کردند که به همین ترتیب ۲۴ فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.مهم ترین نکته در تاریخ برگزاری ۳۶ جشنواره فیلم فجر عدم وجود دبیر مشخص برای برگزاری این دوره از جشنواره بود، به نحوی که از دبیر این دوره جشنواره به عنوان «دبیر گروهی» یاد شد و از این لحاظ دومین جشنواره فیلم فجر متمایزترین دوره در طول سابقه برگزاری این مهم ترین رویداد سینمایی کشور بوده است. البته بعدها حجت الله سیفی کارگردان سینمای کشور در گفتگویی اعلام کرد که دبیری این دوره از جشنواره را وی بر عهده داشته و حتی یکی از بنیان گذاران جشنواره فیلم فجر بوده که بنا به دلایل نامعلومی نام وی هیچ گاه به عنوان دبیر و موسس این رویداد سینمایی در جایی ذکر نشده است!از جمله فیلم های حرفه ای حاضر در دومین دوره جشنواره می توان به فیلم های «آوای غریب» به کارگردانی سعید حاجی میری، «دیار عاشقان» به کارگردانی حسن کاربخش، «خانه عنکبوت» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، «پرونده» به کارگردانی مهدی صباغ زاده، «رهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی، «بازجویی» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «دادشاه» به کارگردانی حبیب کاوش، «نقطه ضعف» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، «جایزه» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، «پیک جنگل» به کارگردانی حسن هدایت و «هیولای درون» به کارگردانی خسرو سینایی اشاره کرد.دومین دوره جشنواره فیلم فجر شامل ۲ بخش مهم بود؛ اول بخش سینمای حرفه ای که فیلم های فیلمسازان مطرح و باتجربه سینمای ایران در آن به نمایش در می آمد و دوم بخش مسابقه سینمای آماتوری که اغلب فیلمسازان جوان و تازه کار ایران که بعدها از میان آن ها کارگردانانی همچون: زنده یاد تهمینه اردکانی و امیرشهاب رضویان توانستند به جرگه فیلمسازان حرفه ای بپیوندند به چشم می خورد.همچنین در بخش فیلم های کوتاه این دوره از جشنواره هم نام فیلم هایی همچون: «ما زنده برآنیم» به کارگردانی بزرگمهر رفیعا، «باران» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «همسرایان» به کارگردانی عباس کیارستمی، «نماز جمعه» به کارگردانی مهدی مسعودشاهی، «وارث» به کارگردانی جواد شمقدری و... به چشم می خورد.دومین جشنواره فیلم فجر شامل بخش هایی همچون: مسابقه سینمای ایران و سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی در بخش حرفه ای، و در بخش آماتوری هم شامل مسابقه سینمای ایران، بهترین ها، یادها و خاطره ها، نگاهی به گذشته و بخش ویژه بود.همچنین برای اولین بار در این دوره از جشنواره هیأت داوری وجود داشت و به افراد برگزیده برای اولین بار «لوح زرین» که از هفتمین دوره جشنواره به بعد به «سیمرغ بلورین» تغییر هویت داده است اهدا شد.نکته جالب در روند دومین جشنواره فیلم فجر این بود که به دلیل شرایط خاص جامعه و نگاه های غلطی که نسبت به سینما و فرهنگ و هنر وجود داشت هیأت داوری در این دوره از جشنواره هیچ یک از بازیگران زن سینمای ایران را شایسته دریافت جایزه نداستند و این مهم طی سال های بعد به شیوه های گوناگون و توسط افراد مختلفی که اغلب آنان جزو هیأت داوران جشنواره بودند ادامه یافت.داوران این دوره از جشنواره عبارت بودند از: سیدمحمد بهشتی، مهدی حجت، اکبر عالمی، منوچهر عسگری نسب، مهدی کلهر، محمدعلی نجفی و سینا واحد همچنین در بخش سینمای آماتوری داورانی همچون: مرتضی پوراظهری، حمید دهقان پور و حجت الله سیفی به داوری مشغول بودند.در دومین جشنواره فیلم فجر جوایزی به شرح زیر به برگزیدگان اهدا شد:۱-بخش سینمای حرفه ای:لوح زرین بهترین تدوین به حسین زندباف برای فیلم «مرگ سفید»لوح زرین بهترین موسیقی متن به عباس دبیر دانش برای فیلم «چشم تنگ دنیا دار»لوح زرین بهترین فیلمبرداری به اسماعیل امامی برای فیلم «هیولای درون»لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به پرویز پورحسینی برای فیلم «دیار عاشقان»لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد به حسین پرورش برای فیلم «نقطه ضعف»لوح زرین بهترین فیلمنامه به علیرضا داوودنژاد و ابراهیم مکی برای فیلم «جایزه»لوح زرین بهترین کارگردانی به خسرو سینایی برای فیلم «هیولای درون»لوح زرین بهترین فیلم کوتاه به عباس کیارستمی برای فیلم «همسرایان»و جایزه ویژه هیأت داوران به حسن کاربخش برای فیلم «دیار عاشقان»۲- بخش سینمای آماتوری:لوح زرین بهترین بازیگر مرد به مراد ابوالقاسمی برای فیلم «من هم باید بروم» و محمد مرادی برای فیلم «تله»لوح زرین بهترین صداگذاری به محمد طلوع برای فیلم «بهترین خانه»لوح زرین بهترین فیلمبرداری به علی میرقطبی برای فیلم بر «مزار اسرار»لوح زرین بهترین تدوین به علیرضا سلماس برای فیلم «به یاد کربلا»لوح زرین بهترین کارگردانی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای فیلم «این رشته سر دراز دارد»لوح زرین بهترین طرح کوتاه به امیرشهاب رضویان برای فیلم «یکی دیگر» و کریم هاتفی نیا برای فیلم «تله»لوح زرین بهترین بهترین فیلم نقاشی متحرک (پویانمایی) به محسن صمیمی برای فیلم «درسی برای گنجشک»لوح زرین بهترین بهترین فیلم عروسکی به محمدرضا عابدی زمانی برای فیلم «بهترین خانه»لوح زرین بهترین مستند داستانی به حسین میوچوئی برای فیلم «زمین»لوح زرین بهترین فیلم ۱۶ میلیمتری به تهیمنه اردکانی برای فیلم «بچه های بالاچلی»جایزه ویژه هیأت داوران به وحید زمانی برای فیلم «دوچرخه»سومین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۳ - دبیر: سیدمحمد بهشتی(از تمایل بخش خصوصی برای تولید آثار سینمایی تا اهدای اولین جایزه به یک بانوی سینماگر) سومین دوره جشنواره فیلم فجر به دبیری سیدمحمد بهشتی در حالی آغاز به کار کرد که سینمای ایران به ثباتی نسبی دست یافته بود و فارغ از کمک های بخش دولتی بخش خصوصی هم تمایل به سرمایه گذاری در ساخت فیلم ها کرد. فیلم های تولید سینمای ای ...

ادامه مطلب  

سوءاستفاده ازمرده وزنده درتیزرتبلیغاتی یک فیلم  

درخواست حذف این مطلب
«آیا برای تبلیغ فیلم مان حق داریم هر کاری دلمان می خواهد بکنیم؟» عبارت مذکور را فرزاد موتمن کارگردان سینما درباره تیزر تبلیغاتی عجیب فیلم آباجان توئیت کرده است...به گزارش بولتن نیوز «آیا برای تبلیغ فیلم مان حق داریم هر کاری دلمان می خواهد بکنیم؟» عبارت مذکور را فرزاد موتمن کارگردان سینما درباره تیزر تبلیغاتی عجیب فیلم آباجان توئیت کرده است تیزری که فضای غیرمرتبط آن با فیلم هاتف علیمردانی همه را متعجب کرده است چراکه در این تیزر می توان کمترین ارتباطی با فیلم آباجان مشاهده کرد. فیلمی که از فضایی تلخ مانند فیلم ابد و یک روز برخوردار است و خی ...

ادامه مطلب  

سوءاستفاده ازمرده وزنده درتیزرتبلیغاتی یک فیلم  

درخواست حذف این مطلب
«آیا برای تبلیغ فیلم مان حق داریم هر کاری دلمان می خواهد بکنیم؟» عبارت مذکور را فرزاد موتمن کارگردان سینما درباره تیزر تبلیغاتی عجیب فیلم آباجان توئیت کرده است...به گزارش بولتن نیوز «آیا برای تبلیغ فیلم مان حق داریم هر کاری دلمان می خواهد بکنیم؟» عبارت مذکور را فرزاد موتمن کارگردان سینما درباره تیزر تبلیغاتی عجیب فیلم آباجان توئیت کرده است تیزری که فضای غیرمرتبط آن با فیلم هاتف علیمردانی همه را متعجب کرده است چراکه در این تیزر می توان کمترین ارتباطی با فیلم آباجان مشاهده کرد. فیلمی که از فضایی تلخ مانند فیلم ابد و یک روز برخوردار است و خی ...

ادامه مطلب  

تولید فیلم «پالمیرا» محصول مشترک سوریه و روسیه  

درخواست حذف این مطلب
آندره سیگل تولیدکننده اصلی این پروژه از امضای موافقتنامه ساخت فیلم «پالمیرا» بین دو شرکت روسی «پرولاین مدیا» و شرکت «شقف» سوریه خبر داد. به گفته وی علاوه بر روسیه و سوریه لبنان فرانسه مقدونیه ایتالیا و چند کشور دیگر نیز در ساخت این فیلم مشارکت دارند. قرار است این فیلم برای دریافت یارانه دولتی از وزارت فرهنگ روسیه در مناقصه شرکت کند. ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه در مراسم امضای این موافقتنامه گفت: ما خوشحالیم که شرکای سوری در فیلمبرداری شرکت دارند و مخاطبان این فیلم بین المللی هستند. وزیر فرهنگ روسیه ضمن اشاره به آخرین سفر خود به پال ...

ادامه مطلب  

سیاست عشق و مرگ  

درخواست حذف این مطلب
قصه فیلم «سیانور» در دهه 50 می گذرد و محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده می شود.قصه فیلم «سیانور» در دهه 50 می گذرد و محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده می شود. این فیلم دومین اثر سینمایی بهروز شعیبی در مقام کارگردان است که مانند فیلم اولش «دهلیز» مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفت و اکران خوبی را نیز تجربه کرد. در ادامه نقد وب سایت رسمی حوزه هنری بر این فیلم را به بهانه ورود به شبکه نمایش خانگی توسط مؤسسه رسانه تصویری سوره می خوانید. اتفاقات و شخصیت های تاریخ معاصر ا ...

ادامه مطلب  

عشق کشتارگاه و خشونت سرمایه داری  

درخواست حذف این مطلب
جایزه بهترین فیلم جشنواره برلین به «درباره روح و بدن» به کارگردانی «ایدیکو انیدی» اختصاص یافت.گروه سینما و تلویزیون: جایزه بهترین فیلم جشنواره برلین به «درباره روح و بدن» به کارگردانی «ایدیکو انیدی» اختصاص یافت. انیدی را بیشتر به خاطر فیلم «قرن بیستم من» محصول می شناسیم فیلمی که در کن به عنوان اولین فیلم مورد تحسین قرار گرفت. در این سال ها این کارگردان چهار فیلم بلند را تهیه کرده ولی هیچ کدام این آثار به شهرت چندان زیادی دست نیافتند. «درباره روح و بدن» کاری بی پرواست که ابایی در نشان دادن بی رحمی انسان ها در کشتن حیوانات به منظور مصرف آ ...

ادامه مطلب  

فیلم برداری زن کارفرما از خدمتکار در حال خودکشی!  

درخواست حذف این مطلب
"پلیس کویت زنی را که از خدمتکار خانگی خود در هنگام سقوط از طبقه هفتم ساختمان فیلم برداری کرده بود بازداشت کرد. کارفرمای این زن از این صحنه فیلم برداری و سپس این فیلم را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده است..." این خدمتکار ظاهرا قصد داشت خودکشی کند. این زن کویتی متهم است برای جلوگیری از خودکشی خدمتکار خود کاری نکرده و به فیلم برداری از او در هنگام سقوط از ساختمان مشغول شده است. این خدمتکار که اتیوپیایی است از این ماجرا جان سالم به در برده است.به نوشته روزنامه السیاسه کارفرمای این زن از این صحنه فیلم برداری و سپس این فیلم را در شبکه های اجتماعی منتشر کر ...

ادامه مطلب  

دیمین شزل چگونه «لالالند» را خلق کرد؟  

درخواست حذف این مطلب
«لا لا لند» سومین ساخته بلندِ کارگردان جوان و سی ودو ساله امریکایی دیمین شزل چندان نیاز به معرفی ندارد. فیلم رُمانتیک موزیکالی که با ادای دین به نمونه های کلاسیک این ژانر سینمایی از زمان اکران نخست جهانی اش در فستیوال فیلم ونیز - که جایزه بهترین بازیگر زن را برای اِما استون به همراه داشت - تا زمان اکران عمومی و موفقیت در مراسم گلدن گلوب و اسکار توجه اکثر مخاطبان سینمایی را به خود جلب کرده است. یکی از مهم ترین فیلم های سال میلادی گذشته که فارغ از نقدهای موافق و مخالف بی تردید اثری حایز اهمیت به شمار می آید. به همین بهانه آنچه ...

ادامه مطلب  

واژه های تنت از رحل دو دستم افتاد...  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف-رجانیوز:«عمر بن سعد ابی وقاص نخست مایل نبود که امر میان او و امام حسین(ع) به پیکار کشد... هر کسی را لیله القدری هست که در آن ناگزیر ازانتخاب خواهد شد وعمر سعد را نیز ساعتی اینچنین فراخواهد رسید . اما اکنون او می گریزد و دهر نیز در کمینش ، که او را به این لیله القدر بکشاند. عمربن سعد فرزند سعد ابی وقاص است ، فاتح قادسیه ، و یکی از آن ده تنی که می گویند رسول خدا هنگام مرگ از آنان رضایت داشته است . هنوز نیم قرن از رحلت رسول خدا نگذشته ، این پسر سعد ابی وقاص است که در برابر فرزند رسول الله(ص) و وصی او ایستاده است.ابن سعد تلاشی بسیار کرد تا کارش به پیکار با حسین بن علی(ع) نکشد ، اما دهر هیچ کس را نا آزموده رها نمی کند ؛ صبورانه در کمین می نشیند تا تو را به دام امتحان درآرد و کارت را یکسره کند که ان ربک لبالمرصاد . از گفت و گوهایی که پیش از تاسوعا بین ابی سعد و امام گذشته است خوب می توان دریافت که او کیست . امام می فرماید :« مگر از خدای پروا نداری ؟ خدایی که معادت به سوی اوست. عزم پیکار بامن کرده ای حال آنکه مرا نیک می شناسی و می دانی که فرزند کیستم . بیا و این قوم را واگذار و با من همراه شو تا به خدا نزدیک شوی.»ابن سعد گاهی مایملکش را بهانه کرد و گاهی خانواده اش را ... تا اینکه امام امید از او بازگرفت و برخاست که بازگردد در حالی که می گفت :« چه می اندیشی ؟ آیا نمی دانی که به زودی تو را در بستر خواهند کشت و در قیامت نیز رحمت خدا از تو دریغ خواهد شد؟امیدوارم که از گندم عراق جز اندک زمانی بهره مجویی .» و این سخن دامی است که دهر در کمین ابن سعد گسترده است تا لب به تمسخر بگشاید که :« اگر به گندم دست نیافتم ، جو که هست !» و با این سخن به پرتگاه لعنت خدا در افتد . آیا هنوز عمرسعد را امید نجاتی هست؟ تلاش امام برای آنکه عمرسعد را از ورطه ای که در آن گرفتار افتاده بود نجات بخشد به جایی نرسید . در تاریخ ها آمده است که امام تا پیش از عصر تاسوعا بارها با او به گفت و گو نشست و اگر چه از آنچه دراین دیدارها گذشته است جز همان مختصر که ذکر شد هیچ چیز نمی دانیم ، اما سیره سیاسی امام حسین(ع) از آنچنان روشنایی و صفایی برخوردار است که هیچ جای شبهه ای باقی نمی گذارد.» [سید مرتضی آوینی]فیلم:روضه خوانی رهبرانقلاب برای حضرت علی اکبر(ع)روضه خوانی رهبر انقلاب.mp4 | دانلود فیلم ***روایت تاریخ کربلاهشتم محرم الحرام/متعلق به حضرت علی اکبر(ع)در این روز هشتم محرم سال ۶۱ هجری قمری آب در خیمه های سید الشهدا(ع) نایاب شد."خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشته اند که در روز هشتم محرم امام حسین علیه السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه السلام کلنگی برداشت و در پشت خیمه ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را کَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشک ها را پر کردند سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی که خبر این ماجرا به عبیداللّه بن زیاد رسید، پیکی نزد عمر بن سعد فرستاد که: به من خبر رسیده است که حسین چاه می کَند و آب به دست می آورد. به محض اینکه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت کن که دست آنها به آب نرسد و کار را بر حسین علیه السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.در این روز "یزید بن حصین همدانی" از امام علیه السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو کند. حضرت اجازه داد و او بدون آنکه سلام کند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام کردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان می پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به کشتن آنها گرفته ای و آب فرات را که حتی حیوانات این وادی از آن می نوشند از آنها مضایقه می کنی؟ عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می دانم که آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته ام و نمی دانم باید چه کنم؛ آیا حکومت ری را رها کنم، حکومتی که در اشتیاقش می سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی که می دانم کیفر این کار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حکومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمی بینم که بتوانم از آن گذشت کنم. یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حکومت ری به قتل برساند.امام علیه السلام مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظهٔ" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند. شب هنگام امام حسین علیه السلام با ۲۰ نفر و عمر بن سعد با ۲۰ نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علی اکبر" را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص کرد. در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه السلام که فرمود: آیا می خواهی با من مقاتله کنی؟ عذری آورد. یک بار گفت: می ترسم خانه ام را خراب کنند! امام علیه السلام فرمود: من خانه ات را می سازم. ابن سعد گفت: می ترسم اموال و املاکم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی که در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در کوفه بر جان افراد خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم و می ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند. حضرت هنگامی که مشاهده کرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی گردد، از جای برخاست در حالی که می فرمود: تو را چه می شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من می دانم که از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه ای به عبیداللّه نوشت و ضمن آن پیشنهاد کرد که حسین علیه السلام را رها کنند؛ چرا که خودش گفته است که یا به حجاز برمی گردم یا به مملکت دیگری می روم. عبیداللّه در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، "شمر بن ذی الجوشن" سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت کند.در این روز، سنه 686، وفات کرد بدرالدین محمد بن محمد بن مالک اندلسى نحوى معروف به ابن ناظم شارح الفیه پدرش و صاحب شرح کافیه و غیره .[فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی]شهادت حضرت علی اکبر(ع)به‏ گفته‏ ابو الفرج‏ «1» و دیگران‏: على‏ اکبر علیه‏ السّلام‏ نخستین‏ فرد از بنى‏ هاشم‏ بود که‏ پس‏ از شهادت‏ یاران‏ حسین‏ علیه‏ السّلام‏ به‏ شهادت‏ رسید. او زمانى‏ که‏ به‏ تنهایى‏ پدر نگریست‏، در حالى که سوار بر ذو الجناح بود، نزد پدر شرفیاب شد و از او اجازه میدان خواست- على اکبر از همه مردم زیباتر و از اخلاقى برجسته برخوردار بود- اشک از چشمان پدر جارى شد و سکوت کرد و سپس فرمود:«اللهم اشهد أنّه قد برز الیهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولک و کنّا اذا اشتقنا إلى نبیّک نظرنا إلیه».«خدایا! گواه باش! جوانى به نبرد با آنان مى‏رود که از حیث اخلاق و شمایل و گفتار، شبیه‏ترین فرد به پیامبر تو است. ما هرگاه تشنه دیدار پیامبرت مى‏شدیم، به چهره على اکبر مى‏نگریستیم».سپس امام علیه السّلام با صداى بلند فرمود: «یا بن سعد! قطع اللّه رحمک کما قطعت رحمی و لم تحفظنى فى رسول اللّه».«اى ابن سعد! خدا پیوند خویشاوندى‏ات را قطع کند که پیوند خویشاوندى مرا بریدى و حرمت خویشاوندى‏ام با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را زیر پا نهادى».به مجرّد این که على اکبر علیه السّلام از پدر اجازه میدان گرفت با خواندن این رجز بر سپاه دشمن تاخت:أنا علىّ بن الحسین بن علىّ‏ نحن و بیت اللّه أولى بالنبى‏و اللّه لا یحکم فینا ابن الدعیّ‏ یعنى: من على بن حسین بن على‏ام. ما و خانه کعبه به پیامبر خدا سزاوارتریم. به خدا سوگند! فرزند فرومایگان نباید بر ما حاکمیّت یابد.على اکبر علیه السّلام نبرد سختى انجام داد و سپس نزد پدر بازگشت و عرضه داشت:«یا أبت! العطش قد قتلنى و ثقل الحدید قد أجهدنى».«پدر! تشنگى، جانم را به لب رسانده و سنگینى اسلحه مرا به زحمت انداخته است».حسین علیه السّلام در این لحظه مى‏گرید و مى‏فرماید: «وا غوثاه! أنّى لى الماء، قاتل یا بنیّ قلیلا و اصبر، فما أسرع الملتقى بجدّک محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فیسقیک بکأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا».«از کدامین سو برایت آب آورم، پسرم! اندکى نبرد کن و صبر و شکیبایى نما، لحظاتى دیگر به دیدار جدّت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نایل خواهى شد و کام تو را آن گونه سیراب خواهد ساخت که پس از آن هرگز تشنه نگردى».على اکبر علیه السّلام مانند پدر و جدّ خویش، بر سپاه دشمن یورش برد و مرّة بن منقذ عبدى، با پرتاب تیرى گلوى مبارک وى را هدف قرار داد «2».ابو الفرج مى‏گوید: حمید بن مسلم ازدى گفت: من ایستاده بودم و مرّة بن منقذ کنارم قرار داشت و على بن حسین از چپ و راست بر سپاه حمله مى‏کرد و آن‏ها را پراکنده مى‏ساخت، مرّة گفت: گناه عرب به گردنم، اگر این جوان گذارش به من بیفتد، پدرش را به عزایش مى‏نشانم!بدو گفتم: این کار را انجام نده، همان کسانى که وى را در محاصره دارند براى این کار کافى است.وى گفت: قطعا این کار را خواهم کرد. على اکبر علیه السّلام در حالى که گروهى از سپاه را عقب مى‏راند، به سمت ما آمد، این فرد با نیزه ضربتى بر قامت استوار اکبر زد و على روى زین اسب خم شد و گردن اسب را بغل گرفت و اسب به اشتباه او را به سمت دشمن برد. آنان وى را به محاصره در آورده و بدن مبارکش را با شمشیر قطعه‏قطعه کردند «3».قبل از جان دادن صدا زد: سلام بر تو پدر! اکنون جدّم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مرا سیراب ساخت و امشب در انتظار تو است، حسین علیه السّلام به سمت میدان شتافت و کارزار سختى آغاز کرد تا به بالین جوانش با پیکر پاره پاره رسید و فرمود:«قتل اللّه قوما قتلوک یا بنیّ! فما أجرأهم على اللّه و على انتهاک حرمة الرسول».«فرزندم! خدا بکشد مردم ستمگرى که تو را کشتند، اینان چقدر بر خدا و هتک حرمت‏ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم جرى شده‏اند؟».سپس اشک از چشمان مبارکش جارى گشت و فرمود: «على الدّنیا بعدک العفا؛ پس از تو اف بر این دنیا!» «4».ابو مخنف و ابو الفرج از حمید بن مسلم ازدى روایت کرده‏اند که گفت: گویى زنى را مى‏بینم با فریاد یا حبیباه! یا بن اخیّاه! اى عزیزم! اى پسر برادرم! از خیمه بیرون آمده است.پرسیدم: آن زن کیست؟گفتند: زینب دختر على بن أبی طالب علیه السّلام است. این زن از راه رسید و خود را بر پیکر على اکبر افکند. حسین نزد خواهر آمد و دست او را گرفت و به خیمه برد و خود بازگشت و به جوانان بنى هاشم فرمود: «احملوا أخاکم؛ برادرتان را به خیمه ببرید».آنان بدن نازنین على اکبر را حمل کرده و مقابل خیمه‏اش قرار دادند «5».على اکبر در زمان شهادت، داراى فرزند نبود.بأبى أشبه الورى برسول‏ اللّه نطقا و خلقة و خلیقةقطعته اعداؤه بسیوف‏ هى أولى بهم و فیهم خلیقةلیت شعرى ما یحمل الرهط منه‏ جسدا أم عظام خیر الخلیقةیعنى: پدرم به فدایش، در گفتار و اخلاق و شمایل، شبیه‏ترین مردم به رسول خدا بود. دشمنانش او را با شمشیر پاره پاره کردند، در صورتى که خودشان به این کار سزاوارتر بودند. اى کاش! مى‏دانستم جمعى که جنازه على را حمل مى‏کنند، پیکر پاکش را مى‏برند یا استخوان‏هاى بهترین آفریده خدا را حمل مى‏کنند.1. مقاتل الطالبین: 115.2. لهوف: 166.3. مقاتل الطالبین: 115.4. همان: 115؛ لهوف 167.5. طبرى، تاریخ: 3/ 331 (با اندکى تفاوت در برخى کلمات)فیلم/سید مهدی رسولی/نوحه خوانی برای حضرت علی اکبر(ع)d9df9c287b341f97390d850fd4212ff83740382-608p__68824.mp4 | دانلود فیلم مقتل حضرت علی اکبر (علیه السلام) بر اساس نقل شیخ مفیدصوت/حاج میثم مطیعی/مقتل حضرت علی اکبر(ع).:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.مقتل حضرت علی اکبر(ع).mp3 | دانلود فایلولَم یَزَل یَتَقَدَّمُ رَجُلٌ رَجُلٌ مِن أصحابِهِ فَیُقتَلُ، حَتّى لَم یَبقَ مَعَ الحُسَینِ علیه السلام إلّا أهلُ بَیتِهِ خاصَّةً. فَتَقَدَّمَ ابنُهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام ـ واُمُّهُ لَیلى بِنتُ أبی مُرَّةَ بنِ عُروَةَ بنِ مَسعودٍ الثَّقَفِیِّ ـ وکانَ مِن أصبَحِ النّاسِ وَجهاً، ولَهُ یَومَئِذٍ بِضعَ عَشرَةَ سَنَةً، فَشَدَّ عَلَى النّاسِ، وهُوَ یَقولُ: أنَا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ بنِ عَلِیّ نَحنُ وبَیتِ اللّه ِ أولى بِالنَّبِیّ تَاللّه ِ لا یَحکُمُ فینَا ابنُ الدَّعِیّ أضرِبُ بِالسَّیفِ اُحامی عَن أبی ضَربَ غُلامٍ هاشِمِیٍّ قُرَشِیّفَفَعَلَ ذلِکَ مِراراً وأهلُ الکوفَةِ یَتَّقونَ قَتلَهُ، فَبَصُرَ بِهِ مُرَّةُ بنُ مُنقِذٍ العَبدِیُّ، فَقالَ: عَلَیَّ آثامُ العَرَبِ ، إن مَرَّ بی یَفعَلُ مِثلَ ذلِکَ إن لَم اُثکِلهُ أباهُ، فَمَرَّ یَشتَدُّ عَلَى النّاسِ کَما مَرَّ فِی الأَوَّلِ، فَاعتَرَضَهُ مُرَّةُ بنُ مُنقِذٍ، فَطَعَنَهُ فَصُرِعَ، وَاحتَواهُ القَومُ فَقَطَّعوهُ بِأَسیافِهِم. فَجاءَ الحُسَینُ علیه السلام حَتّى وَقَفَ عَلَیهِ، فَقالَ: قَتَلَ اللّه ُ قَوماً قَتَلوکَ یا بُنَیَّ ، ما أجرَأَهُم عَلَى الرَّحمنِ وعَلَى انتِهاکِ حُرمَةِ الرَّسولِ! وَانهَمَلَت عَیناهُ بِالدُّموعِ، ثُمَّ قالَ: عَلَى الدُّنیا بَعدَکَ العَفاءُ. وخَرَجَت زَینَبُ اُختُ الحُسَینِ مُسرِعَةً تُنادی: یا اُخَیّاه وَابنَ اُخَیّاه، وجاءَت حَتّى أکَبَّت عَلَیهِ، فَأَخَذَ الحُسَینُ علیه السلام بِرَأسِها فَرَدَّها إلَى الفُسطاطِ، وأمَرَ فِتیانَهُ فَقالَ: اِحمِلوا أخاکُم، فَحَمَلوهُ حَتّى وَضَعوهُ بَینَ یَدَیِ الفُسطاطِ الَّذی کانوا یُقاتِلونَ أمامَهُ.ترجمه: یاران امام حسین علیه السلام یکى یکى پیش مى آمدند و مى جنگیدند و کُشته مى شدند تا آن که جز خانواده اش کسى با حسین علیه السلام نماند. آن گاه پسرش على اکبر علیه السلام ـ که مادرش لیلا، دختر ابى مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفى بود ـ قدم به میدان نهاد. او از زیباروى ترینِ مردمان و آن هنگام هجده ـ نوزده ساله بود. او به دشمن حمله بُرد و چنین خواند: من على پسر حسین بن على ام به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر صلى الله علیه و آله نزدیک تریم. و به خدا سوگند که پسر بى نَسَب (ابن زیاد) نمى تواند بر ما حکم براند. با شمشیر مى زنم و از پدرم حمایت مى کنم؛ شمشیر زدنِ جوان هاشمىِ قُرَشى. او این کار را بارها به انجام رساند و کوفیان از کُشتن او پروا مى کردند که مُرّة بن مُنقِذ عبدى او را دید و گفت: گناهان عرب بر دوش من باشد اگر بر من بگذرد و چنین کند و من پدرش را به عزایش ننشانم! على اکبر علیه السلام مانند بار اوّل، بر دشمن حمله بُرد که مُرّة بن مُنقِذ راه را بر او گرفت و نیزه اى به او زد و بر زمینش انداخت. سپاهیان، گِردش را گرفتند و او را با شمشیرهایشان تکّه تکّه کردند. امام حسین علیه السلام به بالاى سر او آمد و ایستاد و فرمود: «خداوند بکُشد کسانى را که تو را کُشتند اى پسر عزیزم ! چه گستاخ بودند در برابر [ خداى ] رحمان و بر هتک حرمت پیامبر!» . سپس اشک از چشمانش روان شد و فرمود : «دنیاى پس از تو ویران باد !». زینب علیهاالسلام خواهر امام حسین علیه السلام به شتاب بیرون دوید و ندا داد: اى برادرم و فرزند برادرم! آن گاه آمد تا خود را بر روى [پیکر] على اکبر علیه السلام انداخت. امام حسین علیه السلام سر او را گرفت و [ او را بلند کرد و ] به خیمه اش باز گرداند و به جوانان [ خاندان ]خود فرمان داد و فرمود: «برادرتان را ببرید!» . آنان او را بُردند و در خیمه اى گذاشتند که جلوى آن مى جنگیدند.منبع: الإرشاد شیخ مفید، ج ٢ ص ١٠٦، مثیر الأحزان ابن نما حلی: ص ٦٨، إعلام الورى طبرسی: ج ١ ص ٤٦٤ خواندن مقتل و روضه آدابی دارد و کسی که می خواهد مقتل بخواند بایستی این آداب را دانسته و رعایت کند. متن ذیل بخشی از مقتل حضرت علی اکبر علیه السلام است که توسط علمای ماضی گفته و خوانده شده است.امام حسین(ع) دوتا بدن را خود به خیمه نیاورده استمرحوم آیت الله فلسفی (ره) خطیب شهیر می فرمود: چرا آقا نعش شهدای دیگر را خودش آورده بود حال چرا نعش علی را نیاورده؟رو کرد به طرف خیام و فرمود: "یافتیان بنی هاشم! احملوا اخاکم الی الفسطاط" ای جوانان بنی هاشم بیایید و نعش علی اکبر (ع) را به خیمه ببرید.آقا امام حسین(ع) دوتا بدن را نیاورده است. هر دو را هم عذر شرعی داشته است! یکی بدن حضرت ابالفضل العباس(ع) است و یکی هم بدن حضرت علی اکبر (ع) است! چرا؟ چون اسائه ادب به بدن می شد جنازه مسلمانان هم محترم است نباید اسائه بشود. اگر بخواهیم بدانیم چرا پیکر مطهر عباس (ع) را نیاورده است از حرف های بنی اسد به زین العابدین (ع) می فهمیم. بنی اسد به زین العابدین (ع) گفتند: آقا! یک بدن کنار نهر علقمه است آنقدر قطعه قطعه و چاک چاک است که نمی توان بدن را برداشت هر طرف بدن را میگیریم طرف دیگر بدن به زمین می آید. فلذا آقا فرمود: قبر عباس (ع) را در کنار بدنش کندند و همان جا هم دفنش کردند. اگر بخواهی بدانی ابالفضل العباس(ع) کجا به زمین افتاده است . همان جاست که دفنش کرده اند.اما بدن علی اکبر(ع) روایت دارد: " فقطعوه بسیوفهم اربا اربا" خیلی بدن علی اکبر(ع) را صدمه زدند.آقا دید اگر بخواهد یک نفری بدن را بیاورد ممکن است مثلا، اعضای بدن جدا شود اهانت به بدن می شود!امام حسین (ع)می داند که این کار یک نفر نیست فلذا فرمود: یافتیان بنی هاشم یعنی ای جوانان بنی هاشم همگی بیایید و کمک کنید یکی بازو را بگیرد یکی پهلو را بگیرد یکی سر را بگیرد تا بدن علی اکبر (ع) را به خیمه بیاوریم.منبع: مقتل فلسفی ص57***اشعار/هشتم محرم الحرام"هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم"هر گه به روی تو نظر کردم جوان شدمطاووس خیمه پیش پدر راه می روی؟گفتی اذان و مست من از این اذان شدمآه ای عصای پیری من، می روی؟ برواما به روی نعش تو من قد کمان شدمتا اینکه خوب از عطشم با خبر شویاز شوق با لب تو دهان بر دهان شدمبا خود نگفته ای پدرت خرد می شودمن مثل قطعه های تنت بی نشان شدمآخر چرا جواب پدر رانمی دهیچیزی بگو علی، ولدی نصف جان شدمزینب میان این همه دشمن دویده استبابا اسیر زخم زبان هایشان شدماز بهر بردن تو عبا کم می آورممن چند بار بر بدنت امتحان شدمشد سرخی لبان تو در دشت منتشرمن هم به طشت زر هدف خیزران شدمشکر خدا که نیزه ی من شد بلند تردر راه شام بر سر تو سایه بان شدمعباس احمدی***سخنرانی مکتوبآیت الله میرباقری/شب هشتم محرم 1435تفاوت نگرش به عالم هستی در دو دستگاه حق و باطلبسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. این حدیث نورانی را از امام صادق علیه السلام که مرحوم کلینی در کتاب کافی نقل فرمودند را بررسی می کردیم که حضرت فرمودند: «إِنَّ بَنِی أُمَیَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ الْإِیمَانِوَ لَمْ یُطْلِقُوا تَعْلِیمَ الشِّرْکِ لِکَیْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیْهِ لَمْ یَعْرِفُوه»(1) بنی امیه تعلیم ایمان را آزاد گذاشتند اما تعلیم کفر را آزاد نگذاشتند که کفر معرفی به مردم بشود تا وقتی مردم را وادار به کفر می کنند، مردم، آن کفر را نشناسند. لذا یکی از مأموریت های اصلی ما همین است که هم این کفر را بشناسیم و هم این کفر را معرفی کنیم. همان کاری که قرآن و اهل بیت فرمودند.از نظر معارف قرآن و اهل بیت، کفر، یک امر عدمی نیست بلکه یک جریان پیچیده فعالِ اثرگذار هست که دارای یک برنامه ریزی گسترده و یک برنامه ریزی تاریخی است. همین طور که انبیاء الهی، دارای یک هدف بلندی هستند که مربوط به یک زمان و یک محدوده جغرافیایی نیست؛ دستگاه باطل و شیطان و کفر هم همین طور است. کفر از نظر قرآن، یک واقعیت و یک دستگاه پیچیده ظلمانی در مقابل جریان هدایت و نور است. در مقابل جریان هدایت، از جریان کفر به عنوان جریان اغواء و جریان ظلمات صحبت می شود. گاهی در مقابل شجره توحید که شجره طیبه و شجره نبی اکرم و اهل بیت شان است و در مقابل دستگاه نورانی نبی اکرم و مشکات نور حضرت، به شجره خبیثه یا شجره ملعونه یا ظلمات تعبیر می شود. کار دستگاه پیچیده کفر، دستگاه شیطان و ابلیس، دعوت به پرستش غیر خدا و دعوت به پرستش دنیا است و از طریق اغواء و فریب دادن و ایجاد آرزوها و اُمنیه ها و امثال اینها، و تحریک اهواء، عمل می کند. بعد هم دستگاه محاسباتی انسان را به خطا می اندازد و انسان را به عمل فاسد و بد، وادار می کند.دستگاه شیطان اول کاری که می کند این است که انسان را از توجه به حضرت حق باز می دارد. وقتی انسان از توجه به حضرت حق بازماند و متوجه اسباب و وسائط و متوجه دنیا و امکانات دنیا شد، طبیعتاً دچار محدودیت می شود. انسانی که متوجه خدای متعال هست و می داند که رحمت او، قدرت او، حکمت او، بی منتها است؛ به او اعتماد و اتکال می کند و خود را فقیر و محتاج رحمت او می بیند. انسانی که افق دیدش به غیب این عالم، به عوالم بی منتهای الهی می رسد، از اسارت نسبت به تعلقات دنیایی آزاد می شود. از آن طرف نقطه مقابلش این است که اگر شما انسان را توجه به محدودیت ها دادید، اسیر اسباب می شود. لذا اول تفاوتی که بین دستگاه حق و باطل هست این است که در دستگاه باطل، مردم، اسیر و برده و ابزار تعلقات دستگاه باطل می شوند؛ یعنی آدم ها را اسیر همین شرایط و اسباب می کنند. انسانی که به اسباب توجه دارد و به آنها اعتماد می کند، ناخودآگاه نسبت به آنها تعلق پیدا می کند و اسیر آنها می شود. این اسارت به گونه ای است که دائماً دایره انتخاب و اختیار انسان را محدودتر می کند. انبیاء الهی، اول کاری که می کنند این است که «وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیهِمْ»(اعراف/157)؛ یعنی این تعلقات انسان و این غل و زنجیرهایی که به دست و پای انسان بسته شده را زمین می گذارند و انسان را از این تعلقات رها می کنند. انسانی که وابسته به آب و طعام و دوست و رفیق و زمین و آسمان و ماه و خورشید است، اسیر است. تعلق به موجودهای محدود، در انسان، اسارت و محدودیت ایجاد می کند. و انسان، دیگر امیر این عالم نیست، بلکه اسیر این عالم است. با بودنِ آنها آرام است و با نبودنِ آنها نگران است و این، خاصیت این اسارت است. ...

ادامه مطلب  

«سه بیگانه» در خطر سانسور  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: محمد صادقی گفته می شود ارشاد برای حذف سکانس هایی از فیلم که در آن حمید لولایی نقش یک روحانی را بازی کرده به صاحبان فیلم «سه بیگانه» فشار آورده و این فیلم در خطر سانسور شدن قرار گرفته است. از سوی دیگر تهیه کننده و پخش کننده این فیلم می گوید تلویزیون به خاطر همراهی با دولت از پخش تیزرهای «سه بیگانه» جلوگیری کرده است. حبیب اسماعیلی در گفت و گو با «سینما روزان» به فشارهایی که منجر به ممنوعیت پخش تیزرهای فیلم شده اشاره می کند و می گوید: همواره این طور است که برخی با شوخی های حداقلی به خصوص اگر بار آسیب شناسانه داشته باشد مشکل دارند و در ...

ادامه مطلب  

لیست بهترین فیلم های ترسناک 2018 + تریلر و عکس  

درخواست حذف این مطلب
قطعا شما نیز همچون تمام افرادی که به اوقات فراغت خود احترام می گذارند و برای آن اهمیت قائلند، به دنبال بهترین روش ها برای گذران اوقات خود هستید. یکی از بهترین گزینه ها بعد از بازی های موبایلی، تماشای فیلم است.در میان فیلم هایی که سالانه روانه بازار بین المللی می شوند، فیلم های ترسناک جایگاه مقبولی دارد، چرا که مخاطبین آن را آن دسته از افرادی تشکیل می دهند که جرات و جسارت زیادی دارند و حاضرند در شب های تاریک، عجیب ترین و هیجان انگیز ترین صحنه ها را مشاهده کنند و خم به ابرو نیاورند.در لیست ترسناک ترین فیلم های ۲۰۱۸ که هم اکنون پیش روی شما است، سعی بر آن شده، که به معرفی کوتاهی از بهترین فیلم هایی بپردازیم که برای اولین بار در این سال اکران شده اند.تبلیغاتاما در میان لیست های پر طرفدار، معمولا به فیلم های قدیمی تر نیز برخورد کرده ایم که هنوز هم با وجود گذشت یک یا چند سال از اولین اکران آنها، کماکان روی پرده هستند و مخاطبین را به خود جذب می کنند.با ما همراه باشید و این لیست را در ذهن خود بخاطر بسپارید۱- فیلم ترسناک ۲۰۱۸ زامبی ها: cargocargo نام فیلمی است که ما در اولین بخش از معرفی فیلم های ترسناک ۲۰۱۸ به آن پرداختیم و این انتخاب علل متفاوتی دارد.اولین علت ما برای معرفی این فیلم ترسناک جدید این است که به محض اطلاع رسانی این فیلم در یوتیوب، توانست ۱۴ میلیون بازدید بگیرد و این یعنی، این فیلم و موضوعیت آن برای عموم جذاب است و قطعا برای شما نیز می تواند هیجان انگیز باشد.از طرفی این فیلم در بردارنده موضوع زامبی است و معمولا هر جا حرف از خراب کاری و ترس است، نام زامبی ها نیز خوش می درخشد.فیلم ترسناک و هیجانی cargo با موضوعیت فرار از خطر و تبدیل شدن به زامبی استداستان فیلم ترسناک cargoدر فیلم ترسناک cargo نقش های اصلی بر عهده پدر و دختری است، که در سرزمینی معمولی زندگی می کنند اما در ادامه ماجرای زندگی خود، می بایست از شر یک بیماری فرار کنند و جایی بروند که در امان باشند.در این فرار و مقاومت ها، پدر دختر به شدت زخمی می شود، اما بعد از گذشت مدتی، از این نبرد، پدر دختر کم کم تبدیل به یک زامبی می شود و نمی تواند زندگی معمولی اش را با دخترش دنبال کند، پس لازم می شود که او را به کسی بپسارد.معرفی بهترین فیلم های ترسناک ۲۰۱۸علاوه بر این که پدر به زامبی تبدیل می شود، افکار و دیدگاه های دختر نیز خود خالق ماجراهایی است، که داستان فیلم را به پیش می برد.از جمله بازیگران این فیلم می توان به افراد زیر اشاره کرد:مارتین فریمنآنتونی هایسکارن پیستوریستاریخ اولین اکران: ۲۸ اردیبهشت ماه ۹۷ – پخش از شبکه نتفلیکس ( برای آشنایی بیشتر با نتفلیکس کلیک کنید )برای مشاهده تریلر این فیلم کلیک کنید۲- فیلم ترسناک راهبه ۲۰۱۸ ( the nun )یکی از جذاب ترین و ترسناک ترین فیلم های سینمایی ۲۰۱۷، انابل نام دارد. نویسنده این فیلم نامه، گری دوبرمن بوده که سابقه همکاری نویسندگی در فیلم ترسناک ایت نیز داشته است.راهبه داستان یک زن است که در صومعه ای خود کشی می کند و داستان مخوف این فیلم را می سازدداستان فیلم ترسناک راهبه:راهبه در واقع مربوط می شود، به داستانی که از یک صومعه شروع می شود. در زمانی تقریبا نا مشخص، یک راهبه در صومعه ای، خود کشی می کند. درست داستان فیلم از این جا شکل می گیرد که باید به دنبال علت این اتفاق بود. به همین دلیل افرادی وارد بررسی اوضاع شده و داستان مخوف راهبه از اینجا شکل می گیرد و در قالب یک فیلم در اختیار شما قرار می گیرد.داستان راهبه چنان پتانسیل بولد شدن دارد، که خبر ها حاکی از این است که سازنده فیلم قصد دارد برای سال ۲۰۱۹ روی راهبه ۲ نیز کار کند.راهبه، فیلم ترسناک ۲۰۱۸ که در دامنه یک صومعه رخ می دهدتاریخ اکران فیلم ترسناک ۲۰۱۸ راهبه: شهریور ماه ۹۷برای مشاهده تریلر راهبه کلیک کنید۳- فیلم ترسناک آدمخوار ۲۰۱۸ – فرار از مزرعه آدم خوار هافرار از مزرعه آدم خوار ها، که به عنوان یکی از ترسناک ترین فیلم های ۲۰۱۸، رده بندی شده، در واقع یکی از فیلم هایی است که در سال ۲۰۱۷ تولید شده و به مدت زمان ۱۰۰ دقیقه، به طول می انجامد.داستان فیلم ترسناک فرار از مزرعه آدم خوارهاداستان فیلم ترسناک فرار از مزرعه آدم خوارها، از ان جا شروع می شود، که خانواده ای به نام هاربر تصمیم می گیرند، که با وجود اختلافات و چالش هایی که دارند، به یک سفر بروند و در آن جا بتوانند با بهره مندی از طبیعت، مشکلات خود را رفع کنند و به دوستی و مودت بپردازند.فرار از مزرعه آدم خوارها، ترسناک ترین فیلم ۲۰۱۸آن ها در خلال سفر، بساط خود را بر پا می کنند. تا این جای داستان، همه چیز در حالت عادی و صلح و صفا است، اما در یک شب نه چندان معمولی، استراحت گاه خانواده هاربر آتش می گیرد. این کار توسط یک فرد ناشناس صورت می گیرد. خانواده هاربر که از این موضوع ترسیده بودند، به یک مزرعه پناه می برند. اما غافل از این که دقیقا به جایی که نباید پناه ببرند، پناهنده می شوند.صاحب مزرعه پدر و پسری هستند که گویا جلوه های انسانی ندارند و قصد دارند به این خانواده آسیب برسانند. بنابراین اینجاست که این خانواده با کمک هم سعی می کنند سریع اختلافات را نادیده گرفته و به مقابله با این دو نفر بپردازند. به محض گرفتن این تصمیم داستان فیلم جریان پیدا می کند.فرار از مزرعه آدم خوارها، داستان اسارت خانواده ای در چنگال پدر و پسری مخوف استاین فیلم با عنوان فیلم ترسناک فرار از مزرعه کانیبال نیز شناخته می شود.برای مشاهده تریلر این فیلم کلیک کنید۴- معرفی فیلم ترسناک ۲۰۱۸ با نام ایت ( it )وقتی صحبت از کارگردانی اندی موسچیتی می شود، قطعا باید فیلم را تا انتها دید. به همین دلیل است که فیلم ترسناک it کماکان در لیست پر بازدید ترین فیلم های ترسناک ۲۰۱۸ قرار گرفته است. بازیگران این فیلم که جیدن لیبرهر ، جرمی ری تیلور ، سوفیا لیلیز ، فین ولفهارد ، چوزن جیکوبز ، جک دیلان گریزر ،وایت اولف نام دارند، توانسته اند در کنار این کار گردان شهرت خود را تمدید کنند.داستان فیلم ترسناک ایتداستان فیلم، از شهری به نام دری شکل می گیرد. در این شهر همه مردم در حالت عادی به زندگی معمولی و خوش خود مشغولند تا این که بچه های شهر، که معمولا کودکان و نوجوانان هستند، یکی پس از دیگری نا پدید می شوند. کمیته ای مخصوص پیگیری گمشدگان شکل می گیرد اما تنها چیزی که این کمیته و افراد محلی با آن روبرو می شوند، رد خون است.فیلم ایت، فیلم ترسناک و جذاب ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸بعد از این داستان ماجرای فیلم به مخفی گاه ۷ نوجوان ربوده شده کشیده می شود. این نوجوان ها تصمیم می گیرند طی یک حرکت شجاعانه، با دلقکی وحشتناک و عجیب مقابله کنند و او را از پا در اورند. بدین صورت به نجات خود و دیگر کودکان کمک کنند.در این فیلم به احتمال زیاد it یا ایت به همان دلقک اشاره دارد که تمام هراس ها زیر سر او است.فیلم ترسناک ایت، دارای داستان و نمایش موفقیت آمیزی بوده به طوری که برازنده دریافت جایزه بهترین فیلم ترسناک گلدت تریلر اواردز نیز بوده است.برای مشاهده تریلر فیلم ترسناک ایت کلیک کنید۵- فیلم ترسناک بازی دهندگان ذهن ۲۰۱۸فیلم ترسناک فیلم بازی دهندگان ذهن که معمولا در بین مردم به عنوان فیلم ترسناک بازی ذهن ۲۰۱۸ نیز شناخته می شود، یکی دیگر از فیلم های ترسناکی است که بازیگران آن و جریان فیلم به دست کودکانی صورت می گیرد، که از همه چیز بی خبرند اما اطلاعات مهمی کسب می کنند که می تواند موجبات هیجان و هراس شما باشد.فیلم ترسناک ۲۰۱۸ با موضوع تحقیقات گروهی دانش آموزی که به چیزهای ترسناک ختم می شودداستان فیلم ترسناک بازی دهندگان ذهنداستان فیلم بازی دهندگان ذهن از این قرار است، که جمعی از دانش آموزان، تصمیم می گیرند در یک آزمایشگاه، روی یک پروژه خاص تحقیق کنند. تحقیقات توسط دانش اموزان دنبال می شود و روز به روز بر شدت آزمایش ها و تحقیقات افزوده شده تا اینکه در خلال تحقیق به یک موضوع پیچیده و عجیب و غریب و ترسناک برخورد می کنند.تحقیقات بر روی موضوع خاص به صورت گسترده که اتفاقات عجیب و غریب را رقم می زندشناخت این موضوع پیچیده ترسناک، ادامه داستان فیلم را به پیش می برد.این فیلم ترسناک که به مدت ۹۷ دقیقه به طول می انجامد می تواند عرق سرد را بر پیشانی شما بنشاند! آیا حاضر به تجربه آن هستید؟برای دانلود تریلر این فیلم کلیک کنید۶- فیلم ترسناک جن و هیولا ۲۰۱۸ – monster hunt 2 2018اگر به دنبال فیلمی هستید که در آن بتوانید حسابی هیجانات خود را تخلیه کنید، توصیه می کنیم از ابتدا شروع به دیدن فیلم هیولا ساخته سال ۲۰۰۳ نمایید. در ادامه می توانید این ماجرا را دنبال کنید و در نهایت، به فیلمی مشابه با عنوان مشابه به نام monster hunt برسید. monster hunt در واقع با نام فیلم ترسناک شکار هیولا شناخته می شود.کارگردان مطرح و هنرمند این فیلم رامان هوی نام دارد که در ساخت فیلم شکار هیولای ۱ خود را نشان داد.فیلم شکار هیولای ۲ داستان گروهی که با شخصیت های غیر انسانی روایتی ترسناک را رقم می زنندداستان فیلم ترسناک شکار هیولای ۲ محصول ۲۰۱۸اما داستان فیلم شکار هیولای ۲، در ادامه قسمت اول، شکل گرفته است. در این فیلم قرار است که ووبا با پدر و مادر غیر انسانی اش، که شاید جن یا هیولا باشند، سفری داشته باشند. در این داستان پدر و مادرش با نام های تیان و لان شناخته می شوند.همانطور که در جریان فیلم متوجه می شوید، دنیای هیولاها و اجنه دارای هرج و مرج هایی است. پادشاه که از بین رفته هنوز بین هیولاها صلح برقرار نشده و همین موضوعی است که موجب می شود داستان فیلم ترسناک تر شود و ادامه پیدا کند.این فیلم که محصولی از کشور چین است، به مدت ۱۱۰ دقیقه جریان خواهد داشت.برای مشاهده تریلر این فیلم کلیک کنید۷- فیلم ترسناک ۲۰۱۸ unfriended: dark webاز آن جا که نحوه نمایش و فیلم سازی، برای unfriended: dark web به صورت فیلم های تو در تو است، احتمال می رود که بتوان یک تجربه جدید در میان فیلم های ترسناک را داشت.فیلم های تو در تو یا اصطلاحا found footage فیلم هایی هستند که در خلال نمایش یک فیلم، فیلمی پیدا شده یا به دست یکی از هنرمندان می رسد، و این فیلم ادامه دهنده فیلم اصلی است.فیلم ترسناکی که با خرید یک لپ تاپ دزدی و ردیابی آن، خریدار را به دردسر می اندازدداستان فیلم دارک ...

ادامه مطلب  

16 فیلم ترسناک که جایزه اسکار گرفتند  

درخواست حذف این مطلب
در این مطلب فهرستی از فیلم های ترسناک را مشاهده می کنید که در یکی از رشته های اسکار برنده جایزه شده اند. معروف ترین فیلم در این لیست سکوت بره ها است که حتما ازدیدن این فیلم لذت برده اید.معرفی فیلم های ترسناک معروف که اسکار برده اندفیلم های ترسناک، خلاف باور عموم، چندان هم در کسب جوایز اسکار ناموفق نبودند. اگرچه در بیشتر اوقات زیر سایه سبک های درام و اکشن قرار گرفته اند، اما کارنامه قابل قبولی از خود برجای گذاشته اند. معمولا اکثر فیلم های ترسناکی که پایان پیچیده و درگیرکننده ای داشتند، نه تنها نامزد کسب جایزه اسکار شدند، بلکه در اکثر موارد به تندیس طلایی اسکار هم دست یافتند. فیلم های این ژانر فقط برای ترساندن و وارد کردن یک سری هیولای مشمئزکننده و رعب آور به ذهن مخاطب ساخته نمی شوند، بلکه گاهی به اندازه ای حرف برای گفتن دارند که جوایز اسکار را هم به دست می آورند.برای فیلم هایی که در این ژانر موفق به کسب اسکار شده اند، شاید رقیبان سرسخت و مستحق تری می توان یافت که از قضا شایستگی دو چندانی هم دارند، اما موقعیت فیلم و رای داوران دو عامل مهم هستند که موجب می شوند آثاری چون the shining و pan’s labyrinth در این فهرست قرار نگیرند. در ادامه همراه باشید.۱۶. alien و aliensفیلم های alien و aliens با اینکه هر دو در یک دنیای سینمایی حضور دارند و اتفاقا داستان فیلم aliens دقیقا پس از alien روایت می شود، اما از نظر زیرژانر کاملا تفاوت دارند.در یک طرف ما فیلم alien را به کارگردانی ریدلی اسکات داریم که روند آرام و آهسته ای در پیش گرفته است. در سمت دیگر با فیلم aliens به کارگردانی جیمز کامرون روبرو می شویم که یک فیلم شلوغ و مملو از کشت و کشتار است. هر دو فیلم از زیرژانرهای اساسی سبک ترسناک به شمار می روند و از نظر روند و ضرب آهنگ با هم تفاوت دارند.هر دو فیلم موفق شدند جایزه اسکار بهترین جلوه های ویژه را ازآن خود کنند. البته فیلم aliens جایزه بهترین تدوین موسیقی را نیز به دست آورد.۱۵. sleepy hollowتیم برتون از جمله کارگردانانی است که نوع نگاه خاصی دارد. فیلم های او از لحاظ ویژگی های بصری همواره خاص بوده و ثبات منحصربفردی داشته است. از فیلم beetlejuice گرفته تا فیلم big fish می توان به وضوح مشاهده کرده که استایل فیلم سازی او هیچگاه تزلزل نداشته است.فیلم sleepy hollow، اولین اثر تیم برتون بود که توانست به جایزه اسکار دست پیدا کند. در میان آثار برتون، sleepy hollow بیشتر از هر فیلم دیگری به ژانر ترسناک وفادار بود. این فیلم به قدری در به تصویر کشیدن داستان واشینگتن ایروینگ، نویسنده کتاب sleepy hollow، قدرتمند بود که توانست داوران را برای اعطای جایزه بهترین طراحی تولید مجاب کند.۱۴. rosemary’s babyفیلم rosemary’s baby را می توان یکی از بهترین آثار رومن پولانسکی در ژانر وحشت دانست. این فیلم روایت گر زندگی زنی باردار به نام رزماری، با بازی میا فارو است که فرزند شیطان را در شکم خود پرورش می دهد، اما خودش از موضوع اطلاعی ندارد. داستان از آن جایی آغاز می شود که رزماری و همسرش پس از اسباب کشی به یک خانه جدید، با رومن و مینی، پیرزن و پیرمرد همسایه شان آشنا می شوند و اگرچه در ابتدا این دو همسایه، مهربان و بی آزار به نظر می رسند، اما پس از مدتی دستشان برای بیننده رو می شود و تلاش می کنند تا رزماری از شیطان باردار شود.این فیلم در زمان خودش، شاید به بهترین و کامل ترین نحو به موضوع شیطان پرستی اشاره داشت. داستان جذاب فیلم و نقش آفرینی هنرمندانه بازیگران باعث شد تا فیلم rosemary’s baby جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای روث گوردون به ارمغان بیاورد. با وجود اینکه فیلم از نظر منتقدین به شدت مورد استقبال قرار گرفت، اما برای رومن پولانسکی چندان خوش یمن نبود. پس از اکران این فیلم، همسر رومن پولانسکی توسط عده ای از شیطان پرستان به طرز فجیعی به قتل رسید و موجب شد تا rosmary’s baby به یکی از فیلم های نفرین شده تاریخ تبدیل شود.۱۳. the flyهر چیز ترسناک و مشمئزکننده ای که از ذهنتان بگذرد، در فیلم the fly استفاده شده است تا شما را بارها از صندلی های تان به عقب براند. از چهره های ذوب شده و کریه گرفته تا قطع شدن اعضای مختلف بدن، استفراغ، خون و هر چیز دیگری که بتواند شما را وادار به واکنش در برابر فیلم کند. این فیلم ضمن ترسناک بودن، از لحاظ بصری بسیار قوی است و کاملا بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد. دیوید کراننبرگ، کارگردان فیلم، سعی دارد تا یک جای همیشگی در ذهن شما برای فیلمش باز کند. برای همین است که کسانی که این فیلم را دیده باشند، هنوز هم به وضوح آن را به یاد دارند.شاید بینندگان این فیلم، بازی خوب جف گلدبلوم یا کارگردانی کراننبرگ را از دلایل اصلی جاودانه بودن the fly بدانند، اما در حقیقت این چهره پردازی ها و فضاسازی های کم نظیر فیلم است که آن را به یاد ماندنی می کند. این فیلم از لحاظ بصری یک شاهکار است. اثر ترسناک کراننبرگ توانست جایزه اسکار بهترین چهره پردازی را به دست آورد.۱۲. miseryفیلم misery را می توان یکی از نادرترین اقتباس ها از داستان های استیون کینگ دانست که از قضا بسیار هم خوب از آب درآمده است. معمولا تبدیل داستان های کینگ به فیلم، کار آسانی نیست، اما اگر واقعا روی آن خوب کار شود، آثاری مثال زدنی همچون shawshank redemption به وجود می آید. در مورد فیلم misery هم با حضور بازیگرانی چون کتی بیتس و جیمز کان و کارگردانی راب رینر، می توان انتظار داشت که با فیلم منسجمی روبرو خواهیم بود.misery از آن فیلم های ترسناکی است که شما را در یک لوکیشن گیر می اندازد، اما خبری از خون آشام ها و ارواح نیست و این کتی بیتس است که با بازی فوق العاده اش در نقش آنی ویلکس، تنها آنتاگونیست فیلم محسوب می شود. فیلم misery توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را برای کتی بیتس به ارمغان بیاورد.۱۱. jawsبرای ساخت یک فیلم ترسناک همواره باید دو فاکتور بسیار مهم را در نظر گرفت. تدوین و صداگذاری دو عامل مهم در هرچه ترسناک تر جلوه دادن فیلم هستند و بدون کار روی این دو بخش، می توان گفت که سازندگان فقط وقت خود را تلف کرده اند. فیلم jaws دقیقا همان اثر ترسناکی است که سرمایه گذاری بزرگی روی این دو بخش انجام داد و نتیجه اش را هم دید.از لحاظ داستان، فیلم jaws اثری نبود که مورد توجه داوران آکادمی قرار بگیرد. در واقع دلیل عمده موفقیت این فیلم، دستاوردهای فنی آن بود. jaws به قدری طبیعی ساخته شد که خیلی راحت می تواند شما را برای همیشه از شنا در اقیانوس ها و دریاها منصرف کند. این فیلم توانست جوایز بهترین تدوین صدا، بهترین تدوین فیلم و بهترین موسیقی فیلم را ازآن خود کند.۱۰. black swanدارن آرنوفسکی یکی از کارگردانان نسبتا جوان و موفق این روزهای هالیوود است که چه بخواهد و چه نخواهد ترس در فیلم هایش نهفته است و در مورد فیلم black swan این موضوع کاملا مشهود است. آرنوفسکی با این فیلم به خوبی نشان می دهد که تجمع عقده های درونی چگونه می تواند موجب انحطاط انسان شود. او مخاطبش را با چیزهایی می ترساند که شاید در حالت عادی اصلا جای ترس نداشته باشند. نقاشی هایی که به یک باره شروع به لبخند زدن می کنند، کلاغ سیاهی که هر از گاهی به چشم نینا (با بازی ناتالی پورتمن) دیده می شود و بیشتر از همه خودِ نینا که باعث ترس خودش می شود.در فیلم black swan همه چیز از شخصیت اصلی داستان نشات می گیرد. گاهی نینا را می بینیم که مظلوم، نا امید کننده و آسیب پذیر است و گاهی هم شرور و بی رحم می شود. داستان فیلم مبنی بر همین موضوع است. نینا سایرز، بالرین با استعدادی است که نقش قوی سپید را به بهترین نحو اجرا می کند، اما این خواسته او نیست و قصد دارد نقش شرورِ قوی سیاه را هم خودش بازی کند. ناتالی پورتمن با فیلم black swan برای اولین بار توانست به جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن دست یابد. برای آشنایی بیشتر با این اثر، شما می توانید نقد فیلم black swan را مطالعه کنید.۹. an american werewolf in londonجان لندیس در سال ۱۹۸۱ سراغ ساخت فیلمی در ژانر کمدی-ترسناک رفت و با توجه به اینکه این فیلم پس از animal house ساخته شد، شاید شما را به اشتباه بیندازد که ادامه ای بر کمد ...

ادامه مطلب  

آتش به اختیارهایی که «ابراهیم هادی» انتخابشان کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، طرح تابستانه کتاب از نیمه تیر تا نیمه مرداد ماه در کتابفروشی های سراسر کشور برگزار شد، در میان چند کتاب تألیفی پرفروش این طرح «سلام بر ابراهیم» نیز خودنمایی می کند، کتابی که توسط موسسه شهید ابراهیم هادی منتشر شده و در سال های گذشته به عنوان یکی از پرفروش های بازار کتاب مطرح بوده است.«سلام بر ابراهیم» کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگی نامه ای مختصر و با 69 خاطره درباره شهید بزرگوار و جاویدالاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است. این کتاب حاصل بیش از 50 مصاحبه با خانواده، یاران و دوستان آن شهید است. این اثر برای اولین بار در سال 88 منتشر شده و تاکنون همواره به عنوان یکی از کتاب های پرمخاطب در حوزه دفاع مقدس معرفی می شود.«سلام بر ابراهیم» تلاش دارد تا از گذر خاطرات و گفته های دیگران، شخصیت ابراهیم هادی را به عنوان یکی از شهدای هشت سال دفاع مقدس به مخاطب معرفی کند. در این راه، کتاب با استفاده از بیانی داستان گونه بر روایت های کتاب جذابیت بخشیده است.موسسه شهید ابراهیم هادی یک موسسه مردم نهاد است که کار خود را با جمع آوری خاطرات این شهید آغاز کرده و امروز بیش از 60 عنوان کتاب با موضوع شهدای کمتر شناخته شده دفاع مقدس و مدافع حرم منتشر کرده است. موسسه ای که فعالیتش مصداق بارز آتش به اختیارهاست، آتش به اختیارهایی که در شهرستان های مختلف خاطرات شهدا را گرداوری کرده و سرگذشت آن ها را برای مخاطبان نسل جوان خواندنی می کنند.به بهانه پرفروش شدن کتاب در طرح تابستانه و آغاز ترجمه انگلیسی و عربی آن، تسنیم در میزگردی به گفت وگو با محسن عمادی مسئول این گروه فرهنگی پرداخته است. عمادی در این گفت وگو خود را نماینده یک گروه معرفی می کند ، گروهی که اعضای مختلفی در شهرستان های ایران دارد و همه موفقیت خود را تاکنون مدیون شهید ابراهیم هادی است. متن این گفت وگو به شرح ذیل است: چه شد که به سراغ انتشار خاطرات شهدا آن هم شهید گمنامی چون «ابراهیم هادی» رفتید؟«سلام بر ابراهیم» نخستین کار گروه «شهید ابراهیم هادی» بود. من به نمایندگی از یک گروه اینجا هستم ، هادی ذوالفقاری شهید مدافع حرم نخستین فردی بود که مصاحبه های این کتاب را انجام داد ، گروه شهید ابراهیم هادی یک گروه چندین نفره است که در عمده شهرستان ها فعال هستند، از این میان بچه های استان همدان از همه فعالتر هستند.روز نخست گروه به این معنا وجود خارجی نداشت، چند تا از بچه های مسجد دور هم جمع شدیم و اندک اندک گروه به وضعیتی رسید که امروز وجود دارد. ما ابتدا جلسه ای با مساجد اطر اف گذاشتیم، از آن جمع اکنون چند نفر مانده انده ، 2 نفر به قافله شهدا پیوسته اند، سید علیرضا مصطفوی (کتاب همسفر شهدا) و (شهید هادی ذوالفقاری(کتاب پسرک فلافل فروش) که فعالیت گسترده ای در زمینه کارهای شهدا داشت. گروهی را راه انداختیم و برای ابراهیم هادی کار را شروع کردیم.شروع کار ما را با «سلام بر ابراهیم» بود، من زمانی که کتاب «خاک های نرم کوشک» را خواندم، تصمیم به نوشتن از ابراهیم هادی گرفتم، دیدم که ابرهیم هادی پتانسلی مثل شهید برونسی را دارد، اما اولین باری که نام شهید هادی را شنیدم، نوجوان بودم، زمانی بود که مادر شهید فوت کرده بود، قرار بود سال 73 از مسجد الشهدا برویم منزل شهید آوینی که با این اتفاق ابتدا قرار شد برویم منزل شهید هادی. آن جا حسین الله کرم داستان «معجزه اذان» را تعریف کرد و این داستان برای من بسیار جذاب و تاثیرگذار بود.هیچ ناشری حاضر به انتشار کتاب «سلام بر ابراهیم» نبودهمانطور که گفتم، خاطرات پس از خواندن کتاب «خاک های نرم کوشک» جمع آوری شد، سال 87 کار آماده شد. به چندین موسسه دولتی و غیردولتی برای چاپ کتاب مراجعه کردیم تقریباً همگی دست رد به سینه ما زدند. بهترین اتفاق این بود که یکی از ناشران دولتی گفت کتاب را در نوبت چاپ می گذاریم، اگر تأیید شود، 14 چاپ بعد است. ما با مرحوم آقای علیان مدیر نشر پیام آزادی که شهید هادی را در جبهه دیده بود و می شناخت ، صحبت کردیم که خیلی زحمت کشید و هزینه کرد برای انتشار این کتاب. چاپ نخست کتاب انجام شد. بعد از آن ما اصرار داشتیم که کتاب به دست مردم برسد، اما کسی حمایت نمی کرد، این شد که خودمان می بردیم، فروشگاه های کتاب خیابان انقلاب. حتی فروشگاه های مذهبی هم قبول نمی کردند، کتاب را توزیع کنند. برای برخی ماجرای کتاب را تعریف می کردیم به برخی کتاب را می دادیم که بخوانند و ... اما امروز خدا رو شکر در 3 ماه اخیر فروشگاه های تهران بالای 20 هزار نسخه از ما کتاب گرفته اند. الان گاهی اوقات در یک هفته بیش از 10 هزار نسخه توزیع می شود و ما کم می اوریم، حتی موجی از استقبال از کتاب شکل گرفت که ما در یکی دو سال اخیر با مشکل رساندن کتاب به پخشی ها مواجه شدیم. اخیرا ً گویا «سلام بر ابراهیم 2» را هم چاپ کردید، داستان آن چیست؟«سلام بر ابراهیم 2» را یکسال بود که مشغول به فعالیت بودیم، دیدیم خاطرات جدیدی می آید و افراد تازه ای پیدا می شود، کرامات زیادی هم رخ داده است، لذا آمدیم خاطرات را جمع آوری کردیم و «سلام بر ابراهیم2» در 224 صفحه هم آماده شد.شما عمدتاً به سراغ شهدایی رفته اید که ناشناخته بوده اند .بله، گروه شهید ابراهیم هادی به سراغ شهدای ناشناخته می رود ، آن هایی که تاکنون کاری برایشان نشده است، به جز چند مورد فرمانده، به سراغ کسانی رفتیم که دیدگاه های تربیتی اثرگذاری داشتند، دیدگاه های شهید را بررسی می کردیم اگر بار تربیتی بالایی داشت به سراغش می رفتیم. کتابی هم وجود دارد که 5 سال است چاپ شده اما هنوز چاپ اولش تمام نشده است. نابراین استقبال از همه کتاب هایما یکسان نیست.بر این اساس تقریبا یکی دو سال است که کار را هدفمند کرده ایم، سوژه های بسیاری به ما معرفی می شود ، ما سوژه را بررسی می کنیم و اگر موافق با حرکت مسیر ما بود، روی آن کار را آغاز می کنیم ، مثلا کتاب «طیب» سال 92 چاپ شد. ما دیدیم کتابی در امریکا توسط هما سرشار چاپ شده که تمام تقصیر کودتای 28 مرداد را به گردن طیب انداخته و شعبان را بی گناه معرفی کرده است. من از طیب چیزهایی شنیده بودم، رفتیم سراغ جمع آوری خاطرات و دیدم شخصیت طیب این نیست که معرفی شده است، خاطرات را منتشر کردیم و الان نزدیک به 14 چاپ از کتاب روانه بازار شده است. گاهی اوقات در نقل این خاطرات اشتباهاتی صورت می گیرد، برای نمونه چندی پیش فایل صوتی با عنوان وصیت شهید حججی از زبان خودش در شبکه های اجتماعی دست به دست شد، اما بعدا مشخص شد که این صدای شهید نیست، الان هم 30 سال از دفاع مقدس گذشته است و ممکن است خاطرات کاملا درست نباشد، شما فیلتری برای اینکه خاطرات درست باشد ، غلو نباشد و ... دارید؟بله. من الان کتابی دارم که سال 90 آماده چاپ شد ، اما تاکنون منتشرش نکرده ایم، خاطرات فوق العاده ای دارد و هزینه بسیاری هم در برداشته است. اما در صحت خاطرات تردید داشتیم بنابراین آن را منتشر نکرده ایم.بارها شده خاطراتی از ابراهیم هادی نقل شده است که حس کردیم غلو شده و تنها یک نفر راوی داشته و کشی آن ماجرا را ندیده بود، بنابراین منتشر نکردیم، گاهی هم دیدیم که یک نفر خاطرات را نقل کرده و یک نفر هم تایید کرده است.بنابراین منتشر کردیم. گاهی پیش می آید، راوی خاطرات ابراهیم هادی را می گوید اما خود را مطرح می کند. این ها را فیلتر کرده ایم.هزینه هایی که برای کتاب ها انجام می شود، با قیمت پشت جلد جور در نمی آید اما خوشحالیم از اینکه یکسری شهدایی که اگر ما نرویم، سراغشان کسی دیگر هم نمی رود. به عنایت ابراهیم هادی این شهدا معرفی می شوند از جمله مهمان شام و سیدمیلاد مصطفوی. سبک و سیاق نوشتاری کتابتان بر چه اساسی است؟من معلم دبیرستان هستم، 20 کتاب دفاع مقدس را بردم مدرسه تا بچه ها بخوانند ، بچه ها با «خاک های نرم کوشک» بیشترین ارتباط را برقرار کردند، سبک این کتاب را خیلی پسندیدند ، داستان های کوتاه همراه با تصویر که با مخاطب همراهی می کند. ما با این سبک «سلام بر ابراهیم» را ویرایش کردیم و تاکنون بهتر از این سبک ندیده ام که بخواهم کار کنم. ما سعی مان بر این است که استعاره و تشبیه را کم کنیم و کتاب به گونه ای باشد که برای همه مخاطبان قابل فهم باشد.هدف ساده نگاری مطلب است . گاهی دوستانی مطرح می کنند در کتاب «شهید ابراهیم هادی» مقداری غلو شده است، شما به این موارد برخورد نکردید؟چرا ، یک دوستی آمد و به من گفت، در کتاب نوشته اید که شهید هادی نماز شب می خواند ، من در گروه اندرزگو بودم ، ندیدم چنین چیزی را. به او گفتم این خاطره را مصطفی هرندی نقل کرده است بیا با هم برویم پیش او. هرندی گفت تو با هادی در اندرزگو بودی. اما چند شب پیش او خوابیدی؟ هادی شب ها در اردوگاه نمی خوابید می رفت آشپرخانه سپاه گیلانغرب، چهار پیرمرد بودند که نماز شب می خواندند ، راوی یکی از این پیرمردهاست که هنوز زنده است، نمی گوید شب ها پیش ما می خوابید ما که برای نماز شب بیدار می شدیم او هم بیدار می شد و نماز شب می خواند.برخی کتاب را نخوانده انتقاد می کردندگاهی نیز خاطره ای نقل شده که بعدا متوجه شدیم درست نیست و در چاپ های بعدی آن را ویرایش کرده و حذف کردیم. یکی از راویان راهیان نور از کتاب انتقاد زیاد می کرد، من به صورت ناشناس پیش او رفتم و گفتم نظرت درباره کتاب ابراهیم هادی چیست؟ گفت دروغ است. گفتم آن را خوانده ای گفت نه. گفتم پسر چطور می گویی دروغ است، گفت: فلانی می گوید در این کتاب آمده کف کانال کمیل قیر ریخته بوده اند ، ابراهیم در قیر می پرد و دو تا برانکارد می گذارد روی دوشش تا نفرات رد شوند. من گفتم در کدام صفحه چنین چیزی آمده است؟ گفت نمی دانم. گفتم پس چطور نمی دانی می گویی دروغ است. در فلان صفحه که راوی میثم لطیفی از بچه های اطالاعات است، خاطره را نقل می کند، نمی گوید کانال کمیل می گوید در راه برگشت از عملیاتی که گیر افتاده بودیم، به کانالی رسیبدیم که کفش در تاریکی شب برق می زد، فکر کردیم قیر است. ابراهیم پرید و تا زانو فرو رفت، دو تا برانکارد گذاشت روی دوشش تا ما مجروحین را رد کنیم. بعد این فرد عذرخواهی کرد. متاسفانه برخی در موضوعی کار نمی کنند.همینکه دیگران کار کردند و کارشان گرفت شروع می کنند به تخریب.هرگز مثل ابراهیم هادی ندیدم/ شهید حججی را خدا بالا بردعلت است ...

ادامه مطلب  

پاییز خزان سینماها، بهار می شود  

درخواست حذف این مطلب
«ایتالیا ایتالیا»، «زرد»، «مالاریا» و «قهرمانان کوچک»، این چهار فیلم در حالی اکران شدند که هنوز مدت زیادی از تعویض اکران نگذشته و فیلم های جدید حکم شارژ دوباره سینما را دارند. از این هفته چند فیلم به این جمع اضافه می شود و هیچ بعید نیست رونق نسبی به سالن ها بازگردد. این یک امیدواری نیست و می توان از حال و هوای فیلم ها شرایط گیشه را قضاوت کرد.«ایتالیا ایتالیا» اولین ساخته کاوه صباغ زاده سال پیش در جشنواره با استقبال روبرو شد و فضای سرخوش آن مورد توجه قرار گرفت. «زرد» هنوز دیده نشده اما جمع بازیگران سرشناس و سوژه جوانانه آن خبر از فیلمی خوب می دهد. «مالاریا» بعد از کلی ماندن در صف انتظار و کسب جایزه های جهانی، از شانس های موفق شدن در اکران پاییزی است. کودکان هم از اکران جدید سهم دارند و «قهرمانان کوچک» می تواند پای آنها را به سالن ها باز کند.مالاریا - پرویز شهبازیاز کنجکاوی های جشنواره سی و چهارم بود اما پرویز شهبازی با «مالاریا» نتوانست دل علاقه مندانش را به دست بیاورد. نه این که کیفیت فیلم پایین باشد بلکه توقع از او بالا است. در همین مقدار هم «مالاریا» فیلمی قابل بحث و تامل است. فیلم شانس اکران داشت اما سازندگان مترصد فرصت بهتری بودند و حالا از امروز در چرخه اکران قرار گرفته. * داستان چیست؟ یک بار دیگر جوان ها سوژه پرویز شهبازی شده اند. او در «مالاریا» داستان دختر و پسری شهرستانی (ساعد سهیلی و ساغر قناعت) را محور قرار داده که فرار از خانه را تنها راه رهایی خود می دانند. آنها راهی پایتخت می شوند و در تهران گردی های شان با شخصی برخورد می کنند که مشکلی دارد. آنها سعی می کنند راه حلی برای این مشکل پیدا کنند اما گره ای بر گره شان افزوده می شود. «مالاریا» اشاره های مستقیم اجتماعی و کنایه های سیاسی دارد که خیلی از آنها منبعث از شرایط جوان ها در سال های اخیر است.* ستاره های فیلم: نقش اصلی «مالاریا» بر عهده ساعد سهیلی و ساغر قناعت است. سهیلی بازیگر خوش استعداد سینمای ماست اما در فیلم پرویز شهبازی آن طور که انتظار می رود ظاهر نشده. او قرار است نماینده نسلی دردمند باشد اما این مفهوم در بازی اش منتقل نمی شود. در مقابل آذرخش فراهانی که شهرتش به واسطه فعالیت موسیقایی است بازی دلنشینی دارد. البته فراموش نمی کنیم بخشی از موفقیت فراهانی به خاطر بکر بودن چهره او و عدم سابقه در ذهن مخاطبان است. آزاده نامداری نقشی کوتاه بازی کرده و بازی اش به گواه خیلی از کارشناسان چنگی به دل نمی زند. * رزومه کارگردان: محبوبیت پرویز شهبازی به «نفس عمیق» بر می گردد. 16 سال پیش فیلم جسورانه او به دل سینمادوستان نشست و همچنان جزو بهترین فیلم هایی است که درباره جوان ها ساخته شده. ساخته های شهبازی بعد از این (عیار 14 و دربند) طرفداران خاص خود را دارد اما هنوز نتوانسته از زیر سایه «نفس عمیق» خارج شود. هر دو فیلم مخاطب را سرگرم می کند و صاحب نکات برجسته است اما منتقدان سخت پسند جور دیگری به مصاف آنها رفته اند. شهبازی فیلمنامه «خانه دختر» را هم نوشته که قرار است به زودی رفع توقیف شود.* حاشیه: آنچه نام فیلم «مالاریا» را سر زبان ها انداخته حضور مدام در جشنواره های خارجی و حواشی آزاده نامداری بازیگر فیلم است. حتی شایعه توقیف فیلم به خاطر نامداری مطرح ولی خیلی زود رد شد. فیلم سال پیش در آستانه اکران با تحریم حوزه هنری مواجه شد و هنوز نمی دانیم سالن های این نهاد را در اختیار دارد یا نه. پیش بینی می شود «مالاریا» بین دو تا سه میلیارد فروش داشته باشد.شنل - حسین کندریدومین فیلم حسین کندری است که سال پیش در جشنواره فجر رونمایی شد اما توفیقی به دست نیاورد. برخلاف داوران که روی کیفیت فیلم به اجماع نرسیدند، اصحاب رسانه و منتقدان درباره آن بحث های پردامنه ای به راه انداختند. در این میان نقدهای منفی زیاد است اما همین مقدار نشان از اهمیت فیلم دارد. «شنل» قرار است در گروه هنر و تجربه اکران شود. * داستان چیست؟ «شنل» داستان زندگی یک زن پرستار است که با شرایط خاصی زندگی می کند. قصه فیلم برگ برنده آن است. به ویژه این که در 20 دقیقه ابتدایی با یک تریلر هیجان انگیز و پر رمز و راز روبرو هستیم. به قول یکی از نویسندگان سینمایی «شنل فیلم رازها و دروغ هاست. درباره چیزهایی است که نمی گوییم. همین پنهان کاری است که فاجعه می آفریند وگرنه همه ما ظاهری موجه داریم. ترس زمانی است که قاب کنار رود و ظاهر واقعی مان هویدا شود.» با این حال به خاطر ضعف کارگردانی از یک سوم ابتدایی فیلم به بعد، دست «شنل» رو می شود.* ستاره های فیلم: بعد از مدت ها فیلمی با بازی باران کوثری اکران می شود. او در فیلم «شنل» نقش پرستاری را بازی می کند که اسیر ناجوانمردی چند نفر از جمله همسرش شده. بازی کوثری جزو نقاط قوت فیلم است اما به پای نقش های درخشانش نمی رسد و جایگاه ممتازی در کارنامه اش ندارد. بازی رضا بهبودی هم قابل قبول است اما دیگران نه. اصلا انتخاب بازیگران در کنار پایان بندی فیلم ضعف اصلی «شنل» است و از این حیث فیلم ضربه خورده. بهار کاتوزی، مهدی حسینی نیا، مسعود فروتن، فهیمه رحیم نیا و ... دیگر بازیگران فیلم هستند. * رزومه کارگردان: حسین کندری دو سال پیش «اینجا کسی نمی میرد» را ساخته که اثری تجربی است و به مذاق برخی سینمادوستان خوش آمد. او با «شنل» یک گام به جلو آمده اما همچنان کارگر متوسطی است. کندری پیش از این به عنوان فیلمبردار و طراح صحنه با فیلم «ناپدید شدن مریم» همکاری داشته است. خودش می گوید: «من دوره های فشرده عکاسی را گذراندم. به فلسفه حرف زدن و ارتباط و تاثیرگذاری بر مخاطب علاقه پیدا کردم و بعد فیلم های مستند و کوتاهم را ساختم و در نهایت روی کارگردانی متمرکز شدم.»* حاشیه: حسین کندری این فیلم را با فیلمنامه حمیدرضا بابابیگی ساخته و بیش از همه مناسب کسانی است که به فیلم های خاص علاقه دارند. «شنل» به رغم ویژگی های مثبت نمی تواند در گیشه موفق باشد و اصلا به این منظور ساخته نشده. پس فروش ناچیزی برای آن پیش بینی می شود؛ چیزی کمتر از 500 میلیون تومان.ایتالیا ایتالیا – کاوه صباغ زادهاولین نمایش فیلم «ایتالیا ایتالیا» در جشنواره سی و پنجم فجر با استقبال بالای اصحاب رسانه مواجه شد. فیلم کاوه صباغ زاده به رغم ایرادهایی که دارد به اندازه کافی از ایده های خوب برخوردار است و همین برگ برنده فیلم است. خود صباغ زاده به عنوان یک کارگردان فیلم اولی گفته «ایتالیا ایتالیا»، فیلمی فرمالیستی برای سرگرمی است. * داستان چیست؟ «من دوستت دارم و این به تو هیچ ربطی نداره.» خب وقتی خلاصه داستان رسمی منتشر شده از فیلم این باشد، انتظارتان از فیلم چیست؟ فیلم «ایتالیا ایتالیا» از آن فیلم های سرحال سینمای خموده و غمگین سال های اخیر ایران است که البته نسبتی با سینمای کمدی و گیشه پسند هم ندارد. شاید یک طنز روشنفکرانه! فیلمی با داستان محوری یک جوان عشق ایتالیا که بیش از هر چیز دل در هوای «رفتن» دارد. عشق اما داستان زندگی اش را به سمت «ماندن» کج می کند؛ ماندن و رفتنی که البته از جایی به بعد مصداقش در داستان تغییر می کند!* ستاره های فیلم: حامد کمیلی با این فیلم ثابت کرد که واقعا گزینه ای مناسب برای این جنس از سینما است. بازیگری که برخلاف فیلم های جدی کارنامه اش، پیش تر نیز با حضور در کمدی متفاوت «پسر آدم، دختر حوا» نظر مساعد منتقدان را متوجه خود کرده بود اما بی تردید ستاره فیلم سارا بهرامی است. بازیگری نسبتا نوظهور در سینما و تلویزیون که با ایفای نقش اصلی این فیلم ثابت کرد از چهره های مدعی در فهرست برترین بازیگران زن این سال های سینماست. حضور کوتاه فرید سجادی حسینی در فیلم هم بهترین دلیل است که بدانیم درخشش اش در «فروشنده» اتفاقی نبوده است. * رزومه کارگردان: بعضی وقت ها می توان شاهد مثال هایی در رد نظریه «زن خوب» پیدا کرد! آقازاده هایی که وقتی کارشان به مرحله داوری می رسد ثابت می کنند چیزی فراتر از پشتوانه پدر در چنته دارند. کاوه صباغ زاده هم هر چند اولین فیلم سینمایی خود را با تهیه کنندگی پدرش به سرانجام رساند، اما آنقدر ایده و ابتکار برای به رخ کشیدن داشت که حالا می توان او را یکی از فیلم اولی های خوش آتیه دانست. کاوه «ایتالیا ایتالیا» را بر اساس فیلمنامه ای به قلم خود به سرانجام رساند.* حاشیه: حاشیه های فیلم در مراسم اختتامیه جشنواره کلید خورد، زمانی که برخی عوامل را به سالن برگزاری راه ندادند و در تقسیم سیمرغ ها هم فیلم نادیده ماند. کاوه صباغ زاده هم زبان به گلایه باز کرد و به خصوص حذف فیلمش را از رقابت برای دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم غیرمنصفانه دانست. نکته دیگر هم کوتاه شدن 11 دقیقه ای فیلم برای اکران عمومی است.سد معبر – محسن قراییمحسن قرایی چهار سال بعد از این که «خسته نباشید!» را به طور مشترک با افشین هاشمی ساخت، سال پیش پشت دوربین «سد معبر» ایستاد. او فیلم دوم خود را بر مبنای فیلمنامه سعید روستایی کارگردانی کرد که در جشنواره سی و پنجم رونمایی شد و جایزه ای برایش به همراه نداشت. این فیلم قرار است بعد از ماه صفر به چرخه اکران اضافه شود. * داستان چیست؟ «سد معبر» قصه قاسم، مامور سد معبر شهرداری است که درگیر ماجرای دلارهای گمشده می شود. قرارداد قاسم در حال تمام شدن است و او قصد دارد پس از انصراف از شهرداری، یک خودروی سنگین بخرد و در مسیر تازه مشغول فعالیت باشد. همسرش اما مخالف است. زندگی قاسم با یکی از خرده فروشان گره می خورد و شرایط برای او و همسرش سخت تر می شود. «سد معبر» در مجموع فیلم موفقی است و مشکلات دستفروشان و البته لایه درونی زندگی آنها بود.* ستاره های فیلم: حامد بهداد موفق ترین بازیگر «سد معبر» است. او حالا به اندازه ای از پختگی رسیده که می داند نقش های برون ریز را طوری بازی کند که فقط متکی به سروصدا نباشد. چالش های شخصیت قاسم اینقدر هست که بهداد در طول فیلم ملتهب باشد و برای نمایش آن از صورت و فیزیک بهره بگیرد. محسن کیایی خوب است اما گاهی به سیاق نقش های پیشین زیاد از حد می خواهد بامزه باشد که جواب نمی گیرد. باران کوثری، نادر فلاح، نگار عابدی، علیرضا کمالی، گیتی قاسمی و حسام محمودی دیگر بازیگران فیلم هستند. * رزومه کارگردان: محسن قرایی پیش از آن که روی صندلی کارگردانی بنشیند، کارهای مختلفی در سینما کرده است. تدوین، انتخاب بازیگر، برنامه ریزی و دستیاری کارگردان. او سال 1391 اولین فیلم بلندش را به طور مشترک با افشین هاشمی ساخت که نتیجه به مذاق سینمادوستان خوش آمد و به خاطر آن تحسین شد. «خسته نباشید!» فیلمی سرحال است و از نظر میزان برخورداری از لحظات سرخوشی و بار کمدی مقابل «سد معبر» قرار می گیرد. میزان تلخی فیلم دوم محسن قرایی به دلیل الزام قصه بیشتر است ولی از نظر کارگردانی به وضوح می توان شاهد پیشرفت او بود.* حاشیه: شایعه اختلاف سعید روستایی و عدم رضایت او از عملکرد محسن قرایی مهم ترین حاشیه «سد معبر» است. فیلم در جشنواره فجر در رشته بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین (سپیده عبدالوهاب) نامزد شد اما جایزه ای به دست نیاورد. عدم نامزدی حامد بهداد در نوع خود جالب است؛ او در جشن انجمن منتقدان به خاطر «سد معبر» به تندیس رسید.زرد – مصطفی تقی زادهیک فیلم جوانانه با کلی بازیگر؛ این اولین تعریفی است که می توان از «زرد» ارائه کرد. مصطفی تقی زاده سال پیش فیلمش را ساخت و بعد از حضور در چند جشنواره از امروز نوبت اکران عمومی به آن رسیده است. این فیلم به سرگروهی سینما ماندانا اکران می شود. مصطفی تقی زاده خودش فیلمنامه «زرد» را نوشته است. * داستان چیست؟ «آدم های عجیبی هستیم... امروزمون با فردا خیلی فرق میکنه...» این خلاصه داستانی است که از فیلم «زرد» بیرون آمده. آن طور که روابط عمومی فیلم گفته، «زرد» با برخورداری از یک داستان جوان پسند اجتماعی و در فضایی شهری روایت منحصر به فردی از داستان زندگی چند جوان را بازگو می کند. کارگردان هم سال پیش در گفتگویی کوتاه گفته بود: «تمام کسانی که «زرد» را تماشا کرده بودند از داستان و بازی های خوب بازیگران فیلم تعریف و تمجید کردند.»* ستاره های فیلم: «زرد» پرستاره ترین فیلم اکران جدید است. در این فیلم سینمایی علاوه بر بهرام رادان و ساره بیات که برای نخستین بار در یک اثر سینمایی مقابل هم قرار گرفته اند، بازیگرانی چون مهرداد صدیقیان، شهرام حقیقت دوست، بهاره کیان افشار، آناهیتا درگاهی، امیرعلی نبویان، ...

ادامه مطلب  

زیارت عاشورا با نوای محسن فرهمند - تابناک  

درخواست حذف این مطلب
کد ویدیو دانلودفیلم اصلیکیفیت 480کیفیت 284- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ سلام بر تو ای ابا عبداللّه سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو ای فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقای اوصیاء- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَسلام بر تو ای فرزند فاطمه بانوی زنان جهانیان سلام بر تو ای که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسی و ای کشته ای که انتقام کشته گانت نگرفتی- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ سلام بر تو و بر روانهائی که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگی از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز- یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ ای ابا عبداللّه براستی بزرگ شد سوگواری تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام - و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمی را که ریختند شالوده ستم و بیدادگری را بر شما خاندان- وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیهاو خدا لعنت کند مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائی که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود - و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْو خدا لعنت کند مردمی که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانکه تهیه اسباب کردند برای کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند - بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم بیزاری جویم بسوی خدا و بسوی شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان - یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ ای اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت - وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنی اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنی امیه را همگی و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را - وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمی را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند برای پیکار با تو - بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ پدر و مادرم به فدایت که براستی بزرگ شد مصیبت تو بر من پس می خواهم از آن خدایی که گرامی داشت مقام تو را - وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ و گرامی داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهی تو را در رکاب آن امام یاری شده از خاندان محمد صلی اللّه علیه و آله - اَللّهُمَّ اجْعَلْنی عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت - یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَةَ وَ اِلَی الْحَسَنِ ای اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن - وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَی اللّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَشْیاعِکُمْ و شما بوسیله دوستی تو و بوسیله بیزاری از کسی که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بیزاری جستن از کسی که شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت و بیزاری جویم بسوی خدا و بسوی رسولش از کسی که پی ریزی کرد شالوده این کار را و پایه گذاری کرد بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما - بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ بیزاری جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوی خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستی دوستان شما - وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ و به بیزاری از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزاری از یاران و پیروانشان - اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِیُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ من در صلح و سازشم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با کسی که با شما در جنگ است و دوستم با کسی که شما را دوست دارد و دشمنم با کسی که شما را دشمن دارد - فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَنی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ و درخواست کنم از خدائی که مرا گرامی داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزاری جستن از دشمنانتان را - اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد برای من در پیش شما گام راست و درستی (و ثبات قدمی) در دنیا و آخرت - وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْکُمْ و از او خواهم که برساند مرا به م ...

ادامه مطلب  

داستان عیادت علامه جعفری از ابراهیم هادی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، پهلوان بسیجی «ابراهیم هادی» از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب است. خبرگزاری میزان بُرش هایی از زندگی این قهرمان غریب کشورمان را که در کتاب «سلام بر ابراهیم ۲» گردآوری شده است، منتشر می کند.در محضر علمابارها افراد به ظاهر مذهبی را دیده ام که وقتی از خانه خارج می شوند، تسبیحی در دست دارند و به استغفار مشغول هستند. اما برخی از این جماعت، فقط استغفار ظاهری دارند و هیچ کاری را به خاطر خدا انجام نمی دهند. پای گناه که برسد معلوم نیست چه می کنند؟ابراهیم اهل مرابه و محاسبه بود. از اعمال خود مراقبت می کرد و از خودش حساب می کشید. اما این مسائل در ظاهر زندگی او هیچ نمودی نداشت. یعنی در مقابل دیگران و در کنار دوستان، بسیار عادی و ساده ظاهر می َشد. می گفت، شوخی می کرد، می خندید و ...باید با ابراهیم رفت و آمد می کردید تا متوجه اخلاص در اعمال و محاسبه و مراقبه او می شدید. این معنویت از پای درس علما و بزرگان و سخنران های هیئت به دست آمده بود. او مرتب به مسجد می رفت و از کلام بزرگان استفاده می نمود. حتی برای مداحی، باید گفت که ابراهیم یک شبه مداح نشد. او بارها در محضر افراد پیشکسوت حضور می یافت و از آنها می خواست در نوکری خاندان اهل بیت (ع) او را یاری کنند. حاج اقا ترابی یکی از این افراد بود. با ابراهیم به منزل ایشان رفتیم. حاج آقا ترابی از مداحان با اخلاص و پیشکسوت بود. ابراهیم دو زانو در مقابل ایشان می نشست و می گفت: حاج آقا، اومدم که من رو برای نوکری امام حسین (ع) کمک کنید.حاج آقا ترابی هم خیلی ابراهیم را دوست داشت. هرچه شعر و سبک بلد بود به او یاد می داد...اما از قبل انقلاب، منزل مسکونی خانواده ابراهیم به اطراف خیابان زیبا منتقل شد. خیابانی که هر کوچه و محله آن، به نور یکی از علمای ربانی منور بود. حوزه علمیه امام القائم و مسجد محمدی و ده ها حسینیه، ارزش ایمان مردم این محله را نشان می داد.در محله ای که ابراهیم حضور داشت، یک عالم بزرگوار زندگی می کرد. علامه محمد تقی جعفری.این علامه بزرگوار، اخلاق بسیار خوبی داشت و اکثر اهالی را جذب می کرد. ابراهیم نیز به ایشان علاقه داشت و در جلسات و هیئت هایی که در منزل ایشان برگزار می شد، حضور داشت.جاذبه شخصیت ابراهیم باعث شد که پسر علامه جعفری نیز بسیار به ابراهیم علاقه پیدا کند و از دوستان نزدیک او گردد.ابراهیم از محضر این عالم وارسته استفاده می کرد و به ایشان علاقه فراوانی داشت. این ارتباط دو طرفه بود. علامه نیز ابراهیم را به عنوان یک جوان مؤمن انقلابی بسیار دوست داشت.زمانی که ابراهیم در عملیات فتح المبین مجروح شد، علامه جعفری برای ملاقات به منزل ابراهیم آمد و ساعتی مهمان خانواده ایشان بود. کاری که معمولاً برای کسی انجام نمی داد!علی جعفری فرزند علامه در مصاحبه با خبرگزاری ها می گوید: وقتی ابراهیم هادی مجروح شد و او را به منزل ما آوردند. علامه از ما خواست تا ایشان را به ملاقات ابراهیم ببریم.وقتی ابراهیم متوجه حضور علامه در منزل شد، با آن وضعیت خواست از جا بلند شود و گفت: «استاد، شما چرا زحمت کشیدید. ما خوب می شدیم خدمتتان می آمدیم.»علامه جواب دادند: وظیفه ماست که به شما سر بزنیم، شما جانتان را در این راه گذاشته اید. امروز وظیفه ماس که به شما سر بزنیم.بعد علامه ادامه داد: هربار شما می آمدید و درس می گرفتید، امروز نوبت من است از شما درس بگیرم.ابراهیم که خیلی شرمنده شده بود با ناراحتی گفت: «استاد نف ...

ادامه مطلب  

شکایتم را پیش خدا می برم؛ من فیلمساز نظامم  

درخواست حذف این مطلب
سی وششمین جشنواره فیلم فجر به کار خود پایان داد. فیلم «تنگه ابوقریب» به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد و «ابراهیم حاتمی کیا» و «بهرام توکلی» جوایز بهترین کارگردانی را دریافت کردند.به گزارش صدخبرمراسم اختتامیه سی وششمین جشنواره فیلم فجر امشب یکشنبه 22 بهمن ماه با حضور اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور، سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد مهدی حیدریان، رئیس سازمان سینمایی و جمعی از هنرمندان، خبرنگاران و اهالی رسانه با نیم ساعت تاخیر در برج میلاد تهران برگزار شد.اجرای این مراسم برعهده رضا رشیدپور است. رشیدپور بعد از خوشامدگویی گفت که به افتخار پرچم ایران و به افتخار سینماگرانی که با سختی باعث سربلندی سینمای ایران شدند می ایستیم و سینماگران ایرانی را تشویق می کنیم.ابراهیم داروغه زاده دبیر سی وششمین جشنواره فیلم فجر در ابتدای این مراسم گفت: شهریور سال 59 را بسیاری از مردم به خاطر دارند، دشمن به کشور ما حمله کرد و تا به خودمان آمدیم بخشهایی از کشورمان را گرفت. ما به سختی توانستیم مقابل آنها بایستیم. بعد از جنگ نیز بسیاری از کشورها تصمیم گرفتند که عزت ایران و ایرانی را از بین ببرند چندسال گذشته دشمنان ایران تصمیم گرفتند جنگ خانمان برانداز را در ایران راه بیندازند و دولت خودساخته به اسم داعش ساختند با هدف تجزیه ایران و از بین بردن سربلندی ایران را می خواستند. عزیران و جوانان کشور دیگر پخته شدند و بیرون از مرزها با دشمن جنگیدند و بدون کمترین آسیبی دشمن را شکست دادند. از همه می خواهم که یک دقیقه ایستاده شهدای جمهوری اسلامی را تشویق کنید.پاینده باد ایران و ایرانی. در ادامه عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روی صحنه آمد و پیام حسن روحانی را قرائت کرد:«امروز، اهل نظر دیگر فرهنگ را فقط زیربنا یا صرفاً روبنای توسعة جوامع نمی­دانند. امروز، «فرهنگ» هم زیربنا و هم روبنا است. ما در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگ را به عنوانِ مهمترین مقصد و غایتِ برنامههای توسعه می­شناسیم.ظهور همزمان سه پدیدة: اینترنت، تلفن های همراه هوشمند، شبکه ­های اجتماعی که جمع آنها سودای غلبه بر نظام رسانه­ای و قلب و روح و فکر تمامی ساکنان کرة خاکی را دارند، دست­اندرکاران سینمای ما را بر آن می­دارد تا به مثابه محتوای فکری و هنری، این ابزار و امکانات را به کمال به خدمت بگیرند و سینمای مقتدرِ ما در این عرصه، ابتکار عمل را در دست خود داشته باشد! عرصه­ای که جامعه در آن آگاهی خودش را جست وجو می­کند. سینما امکان نقد و گفت­و­گو دربارة مسائل و موضوعات مهّم را برای گروه­های متنوع جامعه فراهم می­کند و این آغاز هر نوع بهبودی در زندگی و حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ماست.مردم در عمقِ داستان­های سینمایی به دنبال زندگی، هویت، رؤیاها، رنج­ها، شادی­ها و امیدهای خود می­گردند. شاید این وجهِ سینما، از علل مهّم جذّابیّت­های مردمی­اش باشد. سینما می­تواند چنین بستری را برای جستجوی جمعی – با هدفِ کمک به یافتنِ پاسخ­های مردمِ ما فراهم کند. سینمایِ ما هرگاه که به ایفای چنین نقش و مسئولیتی نزدیک شده، توانسته است به جای تقلید، بر نوآوری­های خودش تکیه زَنَد و آوازه­اش را در جهان منتشر کند.سینما یکی از کارآمدترین ابزار فرهنگی و هنری است که بشر امروز برای معرفی و انتقال پیام­ها و مواریث و دست­آوردهای تمدنیِ خود کشف کرده است. امّا تمدنی می­تواند امید به ماندگاری، باروری و بازتولید ارزش­هایش داشته باشد که فرآیند انتقالِ توأم با ارتقاء خود را مدیریت کند، آن را حیاتی بداند، نسبت به نقاط قوت و ضعف خود از منظری استراتژیک، احاطه یابد و آنی از تزریق «امید» به جامعه غافل نشود.سینمای ما باید حوزة فرهنگی و تمدّنیِ خود را مجدداً بشناسد و در عین اینکه همواره «فرهنگ دینی و ملی » و «مسائل ایران» مهم­ترین محور و موضوعش است، به دنبال کسب سهمی هر چه فزون­تر از میدان فرهنگ و هنر دیگر سرزمین­ها و نیز اقتصادِ جهانیِ صنعت تصویر باشد! برای نیلِ به این منظور، باید امکانات، قابلیت­ها و ظرفیت­های ملّی و بین­المللی خود را هر روز ارتقاء بخشیم. در این زمینه، توسعة نیروی انسانی، توسعة سازمانی، توسعة منابع سرمایه، توسعة فناوری، فراهم سازی زیرساخت­های حقوقی و تجهیزاتی، فعّال­شدن در صحنة دیپلماسی فرهنگی جهان، بِرندسازی، بازارسازی و توسعة خلاق بازار و سرانجام طراحی و تدوین استراتژی­های عرضة محصولات از مهم­ترین برنامه­های سینمای ایران ما خواهد بود. سینمایی که دیگر با مجموعه­ای از سالن­های نمایش تعریف نمی­شود، بلکه وب سایت­ها، شبکه ­های اجتماعی و بسیاری از تصویرافزارها که امکان پخش تصویر متحرک را دارا هستند، به نوعی در حیطة صنعت تصویر و سینما واقع می­شوند. سینمای ما باید با جذب انبوه جوانان با استعداد، خوش­قریحه و اندیشمند از گسترة ایران­زمین، ریشه در خاک و سَر بر آسمان سایَد.اشتغال­زایی عظیم سینما، توانمندی آن در ایجاد نشاط و امید در جامعه و آموزنده بودن از ویژگی­های این سینما است. سینمای ما با بیان علمی و هنری مشکلات جامعه و نقد سیاست­ها، رویکردها و عملکرد دولت و مؤسسات تأثیرگذار جامعه، می­تواند عامل پیشرفت، توسعه و رفع موانع پیش­روی جامعه باشد.امام(ره) فرمودند: در جمهوری اسلامی همه باید با انتقادها و طرح اِشکال­ها، راه را برای سعادت جامعه باز کنند (صحیفة نور، جلد 14، صفحه 24).سینما با بیان و طرح مسائل و نظریات جدید می­تواند جامعه را برای مواجهة با آنها آماده سازد. با رفتن به فضاهای طبیعی و تاریخی سرزمین­مان و نیز بازتاب و معرفی هزاران رسم و واقعة آیینی، دینی و ملّی به کمک پیشرفت صنعت گردشگری بشتابد و با نگاه دانش­بنیان باعث پیشرفت فناوری و توسعة استارت­آپ­ها شود.این سینما قادر است آرامش روانی به جامعه ببخشد، به حفظ ثبات اجتماعی و التیام گُسست­ها مرهم باشد، با­نشاط و نشاط­آفرین باشد، قانون و اخلاق را که مؤلّفه ­های تنظیم ­کنندة روابط اجتماعی هستند، تحکیم بخشد، احساس امنیّت، استقلال و اقتدار ملی را تقویت کند، اما خود نیز باید از امنیّت و آرامش خاطر درونی برخوردار باشد و جهان را عرصة پرواز خود بداند. من سینما را بخش مهمّی از راه­حل­های مسائل و مشکلات امروز و فردای ایران و جوانان عزیزمان می دانم و نه مشکل!حسن روحانی رئیس جمهور »سپس محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت:«تبریک و سلام بر مردمی که امروز در جشن آغاز چهلمین فجر انقلاب اسلامی پرچم این نعمت چهل ساله را در نسیم نجواگر سرود جاودانه این مرز پر گهر و این سرای امید در گستره ایران زمین به اهتزار در آورند و با درود بی کران به روح معمار خردمند انقلاب اسلامی و تبریک به مقام معظم رهبری در آستانه چهل سالگی این انقلاب شکوهمند.سلام و خیر مقدم به هنرمندان و سینماگران ارجمند، به مسئولین و خدمتگزاران مردم، به معاون اول رئیس جمهور، به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، به نمایندگان و اعضای محترم مجلس شورای اسلامی، و نیز شورای شهر، به همه اصحاب رسانه به ویژه رسانه ملی و خبرنگاران گرامی که با همراهی ایشان، فراگیری و شکوه این دوره، بیش از پیش محقق و متجلی شد.سلام و سپاس نثار همکاران تلاشگرم در سازمان امور سینمایی کشور و دبیرخانه جشنواره ملی فیلم فجر.سلام بر همه شما که آمده اید تا با هم ورق زرین دیگری را بر کارنامه سینمای پر افتخار سرزمینمان بیافزاییم.به رغم رشد سیصد درصدی اقبال شما به دیدن فیلم ها، هنوز تا کسب سهمی درخور از اوقات شما راهی دراز در پیش داریم. اما مردم ما در همه جای ایران باید به سینما بروند و این بر عهده ما و همراهی و پشتیبانی سایر مسئولین در دولت و مجلس است که هر چه زودتر امکان تحقق عدالت فرهنگی را در این عرصه فراهم سازند.طبق آمار سی کشور در جهان صاحب صنعت تولید فیلم هستند و کشور ما در این میان جایگاهی مطلوب دارد.اما ما باید سهم خود را از جغرافیای فرهنگی و طبعاً از اقتصاد ده ها میلیارد دلاری صنعت تصویر بیش از پیش مطالبه کنیم. باید برای تحقق آینده مطلوب به کمک سینما در عرصه های مختلف، خلق فرصت کنیم. این خلق فرصت ها، ایجاد جریانات اجتماعی می کند که به طور طبیعی آسیب پذیری و غافلگیری ما را در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی به حداقل می رساند.لازمه این کار پایداری تصمیم های کلان و ثبات در سیاست هاست که به یاری خدا و مسارکت صاحبان هنر و اندیشه برنامه جامع سینما تهیه شده و من بعد چارچوب تصمیمات اجرایی را تعیین و تنظیم می کند.آثار عرضه شده در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر، حکایت از آن دارد که این سینما حرکت خود را به سوی حرفه ای تر شدن، به خوبی استمرار بخشیده است و این پیام را به مخاطبین خود می ده که سینمای ما زنده است، چون جامعه ما زنده است و سینمایی به روز را طلب می کند.حضور فیلم های خوش ساخت با مضامین اجتماعی ، کمدی، دفاع مقدس و مقاومت، در قالب های داستانی، انیمیشن و مستند- مجموعه متنوعی را به جامعه عرضه داشت که امید به آینده درخشان این سینما را بیش از پیش نمایان می سازد. فیلم های اجتماعی این دوره، ضمن نگاه نقادانه به مسائل و معضلات جاری، هم از سیاه نمایی های مرسوم فاصله گرفته اند و هم با بیان سینمایی حرفه ای تر و هنرمندانه تر امیدآفرینی کرده اند.کسی از دیدن فیلم های کمدی خجالت زده نمی شود.فیلم های کمدی این دوره را خوش ساخت و محترمانه-در عین پرداختن به موضوعات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می یابیم. فیلم های«دفاع مقدس» نگاه و تاریخچه بدیعی را به مردم- خاصه جوانانی که آن روزها و آن واقعه خطیر را ندیده اند- با هنرمندانه ترین بیان و فنی ترین وجوه، عرضه کرده اند. در موضوع دشوار «انیمیشن» نیز توانسته ایم تا بخش عظیمی از عقب ماندگی تاسف بار خود از جهان انیمیشن را جبران و راه ده-پانزده ساله ای را جهش وار با موفقیت طی کنیم و به مرزهای استاندارد جهانی بسیار نزدیک شویم. در موضوع فیلم های سینمایی موصوف به «مقاومت» نیز مضمون تازه ای را تجربه می کنیم که باید شاهد آثار آن، هم در افق پیش روی سینمای کشورمان و هم در سطح سینمای جهان باشیم.اما جوانان و فیلم اولی های این دوره، هم حرفه ای وارد صحنه شده اند و توقع جامعه سینمایی و مخاطبین را از خود، ارتقاء بخشیده اند. سینمای آینده ایران سنیمایی است متکی به نیروی جوان و ذهن خلاق آنان. به یاری پروردگار، برآنیم تا از سال آینده جشنواره مستقل فیلم های اول را نیز برپا کنیم.از منظر برنامه ریزی و سیاست گذاری، نکته بسیار مهم در این باره این است که رشد سینمای ما در تمامی ابعاد آن صورت گرفته است و منحصر به یک بخش از این صنعت و هنر بزرگ نبوده. این ها پیش درآمد است، امیدوار کننده است، اما کافی نیست.این سینمایی قدرتمند بیش از پیش با احساس مسئولیت اجتماعی وارد عرصه ها و شئون اجرایی کشور خواهند شد. تلاش خواهد کرد تا با پرهیز از تنش ها، مانع فرسایش فرهنگی و اجتماعی جامعه شود و در صدد خواهد بود تا از طریق بازخوانی مجدد نقش نهادهای اصلی تولید کننده ارزش در جامعه، مرجعیت «فرهنگی» را احیاء کند و ظرفیت های خود را برای گفت وگوی درون تمدنی و نیز با جامعه جهانی ارتقاء بخشد.طبعاً چنین سینمایی با نگاه به آینده و نقد عالمانه-منصفانه و در چارچوب منافع مل می رود تا «کابوسهای» آفریده شده برای جوانان را به «امید» و «امیدواری» تبدیل کند. کابوس زدگی، دشمن خلاقیت، نشاط، کار و تلاش، ایده و ابتکار و هر گونه انگیزه بهبود است. درست برعکس «امید» و «امیدواری».اگر ما «امید» در جامعه نیافرینیم، مرتباً آن را بازتولید نکنیم و براساس آن، آینده خود را ترسیم و معنا ننماییم، یقیین بدانید روز بیگان ...

ادامه مطلب  

تعبیر خواب لباس + تعبیر خواب هدیه گرفتن لباس و تعبیر خواب لباس های رنگی  

درخواست حذف این مطلب
تعبیر خواب لباستعبیر خواب لباس تعبیر خواب هدیه گرفتن لباس تعبیر خواب لباس خونی تعبیر خواب لباس رنگی تعبیر خواب جدید تعبیر خواب لباس کهنه تعبیر خواب لباس زمستانی تعبیر خواب لباس سیاه تعبیر خواب لباس فصلی- اگر در رابطه با لباس خوابی دیده اید این مطلب را مطالعه نمایید خواب لباس به رنگ آن و جنس و حتی افراد جامعه مرتبط است و در مطلب زیر در تمامی شرایط که برای شما جمع آوری شده است می توانید مطالعه نمایید و به معنا و تعابیر آن ها پی ببرید. تعبیر خواب به روایت امام جعفر صادق دیدن لباس درخواب هفت وجه است. اول: دین پاک. دوم: توانگری. سوم: عز و جاه. چهارم: منفعت. پنجم: عیش خوش. ششم: عمل. هفتم: عدل. تعبیر خواب به روایت حضرت دانیال (ع) تعبیر خواب لباس، کسب و کار مرد می باشد. تعبیر خواب به روایت جابر مغربی تعبیر خواب لباس به دو صورت است: یک نوع مربوط به دین می باشد و نوع دیگر مربوط به دنیا؛ لباس سفید مربوط به دین و لباس نو مربوط به دنیا می باشد. تعبیر خواب به روایت محمد بن سیرین اگر دید لباس تابستان به زمستان پوشیده بود، دلیل که به قدر لباس مالش زیاده شود. اگر دید لباس زمستان به تابستان پوشیده بود، دلیل ترس است. اگر زنی به خواب دید که لباس مردان پوشیده بود، دلیل منفعت بود. تعبیر خواب به روایت ابراهیم کرمانی اگر بیند در تن او لباس مهتران بود، دلیل بزرگی بود. اگر بیند لباس فاسقان داشت، دلیل معصیت است. اگر دید که لباس سلاطین پوشیده بود، دلیل که کارش به نظام گردد. تعبیر خواب به روایت اب راه ی م ب ن ع ب دال ل ه ک رم ان ی تعبیر خواب داشتن لباس مهتران بر تن ، بزرگی استدتعبیر خواب داشتن لباس فاسقان بر تن ، معصیت و گناه استد تعبیر خواب داشتن لباس سلاطین بر تن ، نظام شدن کارها است تعبیر خواب به روایت جابر مغربی تعبیر خواب لباس پادشاه داشتن ، سود از پادشاه است تعبیر خواب لباس علما داشتن ، سود از علما استتعبیر خواب لباس صوفیان داشتن ، دست برداشتن از دنیا است نعبیر خواب لباس توانگران داشتن ، حریص شدن در جمع کردن مال است تعبیر خواب به روایت منوچهر مطیعی تهرانی جامه معنی عام دارد. به قبای بلند و گشاد و دراز اطلاق نمی شود بل که به مجموع چیزهائی که می پوشیم جامه گفته می شود. کت و شلوار ، پیراهن، جلیقه، و احیانا بارانی و پالتو. همه این ها جامه هستند یا فرد فرد به جای خود جامه نامیده می شوند. در خواب جامه حیثیت و آبروی مرد یا کسب و کار او می باشد و طبعا اگر جامه اش تمیز و شیک و نو باشد بیننده خواب مردی است آبرومند و شریف با کسب و کاری خوب و پر درآمد و چنانچه لباسش بد و ناموزون و کثیف و پاره باشد شخصی است بی آبرو که کار و حرفه خوبی هم ندارد. این یک تعبیر کلی است نسبت به جامه اما جامه می تواند از جنس های مختلف و حالات گوناگون و رنگ های متفاوت باشد که هر یک تعبیری خاص خود دارد. اگر در خواب دیدید جامه ای به تن دارید که ظاهرش تمیز است و خوب و شکیل اما باطن و زیر آن چرک و کثیف و پاره و مندرس است مردی هستید که مردم جامعه شما را شریف و محترم می دانند در حالی که خودتان می دانید مستحق این احترام و شرافت نیستید و به نا حق خود را متقی و منزه نشان داده اید. عکس این هم درست است یعنی اگر ظاهر جامه شما کثیف و مندرس بود اما زیر جامه ای پاک و پاکیزه و نو و اطو شده پوشیده اید مردی هستید که جامعه با چشم بد به شما می نگرد و کارهائی کرده اید که در حق شما بد قضاوت می کنند ولی در باطن انسانی پاک و شریف هستید که قدرتان شناخته نشده. اگر در خواب ببینید که جامه ای لکه دار پوشیده اید خوابتان می گوید که به شما بهتان می زنند و اگر جامه ای زرد پوشیده باشید خواب از یک بیماری خبر میدهد. جامه ابریشمین فریب و نیرنگ است و جامه پشمین مال و خواسته است که نصیب شما می شود. چنان چه در خواب ببینید که لباس شما پاره شده رازتان فاش می گردد و اگر این دریدگی پشت جامه شما بود به شما تهمت می زنند در حالی که بی گناهید. اگر در خواب ببینید جامه ای چرک و کثیف به تن دارید گرفتار غم و اندوه می شوید. جامه سیاه شوکت و اعتبار است. جامه سرخ خرمی است یا خشم و جامه سبز را جامه بهشتیان دانسته اند که پوشیدنش مبارک است و میمنت دارد. جامه سرخ را معبران برای زنان خوب دانسته اند ولی برخی نوشته اند که برای مردان خوب نیست. اگر در خواب ببینید که جامه می دوزید،هر چه باشد فرق نمی کند از زیر جامه گرفته تا کت و شلوار و پالتو نشان آن است که به سفر می روید و سفر شما به قدر همان جامه ای که می دوزید اهمیت دارد و طول می کشد چنان چه یک زیر پیراهنی ساده می دوزید سفر طولانی و مهم نیست ولی اگر پالتوئی بلند و کلفت می دوزید سفرتان طولانی و دارای اهمیت زیاد است. تعبیر خواب لباس از دید لوک اویتنهاو تعبیر خواب لباس تمیز ، احترام است-تعبیر خواب خریدن لباس ، خوشبختی است-تعبیر خواب لباس کهنه ، افتخار است- تعبیر خواب لباس خواب ، ازدواج ناگهانی است تعبیر خواب لباس از دید آنلی بیتون تعبیر خواب دیدن لباس کهنه یا مرتب ، شکست در تعهدات است-تعبیر خواب دیدن لباس گرانبها ، بخت و اقبال است-تعبیر خواب پسندیدن لباس قدیمی ، دگرگونی است-تعبیر خواب لباس سفید ، زندگی متلاطم و همراه تغییر است-تعبیر خواب لباس سیاه ، دعوا و مشاجره است لباس نامناسب سوخته: حضرت دانیال (ع) می فرمایند: تعبیر خواب لباس سوخته، ضرر و زیان از سوی«پادشاه» می باشد. ابراهیم کرمانی می گوید: اگر در خواب ببینی آتش لباس تو را سوزانده است، تعبیرش این است که با فامیل درگیری و دشمنی پیدا می کنی یا به خاطر مال و اموال دچار غم و اندوه می شوی. امام صادق (ع) می فرمایند:اگر ببینی لباس کسی آتش گرفته است، یـعـنـی آن شخص دچار مصیبت و ترس و بیم می شود پاره یا بریده: حضرت دانیال (ع) می فرمایند: تعبیر لباس پاره شده، فاش شدن راز است. جابر مغربی می گوید: لباس کثیف و پاره تعبیرش فساد در دین و دنیا است، اسماعیل بن اشعث نیز می گوید:اگر ببینی لباس تو را پاره کرده اند، یـعـنـی دچار غم و ناراحتی می شوی و با زن خودت دعوا و درگیری پیدا می کنی. جابر مغربی می گوید: اگر ببینی "زیر پیراهن"خودت را پاره می کنی، یـعـنـی مشغول سرپرستی و ریاست خانه می شوی. ابن سیرین می گوید:اگر ببینی لباس خودت را با قیچی بریده ای، تعبیرش خوب است، امام صادق (ع) نیز می فرمایند: یـعـنـی چیزی به تو می رسد. جابر می گوید:اگر ببینی پیراهن پاره پوشیده ای، تعبیرش این است که کار تو دچار آشفتگی و بی نظمی می شود و رازت فاش خواهد شد. جابر مغربی می گوید: اگر ببینی یقۀ پیراهن تو از پشت پاره شده است، یـعـنـی به دروغ به تو تهمت می زنند، همانطور که در قرآن کریم آمده: وَاِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَکَذَبَتْ… _ و اگر پیراهن وی از عقب دریده شده زن دروغ می گوید… (یوسف-27). ابن سیرین می گوید:اگر ببینی سگ لباس تو را پاره کرده است، یـعـنـی دچار کاهش و ضرر و زیان مالی می شوی. تنگ و پست: ابراهیم کرمانی می گوید: تعبیر دیدن لباس تنگ و پست، بد می باشد. جابر مغربی می گوید:اگر ببینی پیراهن تنگ پوشیده ای، یـعـنـی در عیش و معاش و تامین مایحتاج زندگانی خودت دچار تنگنا و کمبود و مضیقه می شوی. تعبیر دیدن لباس سبز و تنگ هم برای دین و هم برای دنیا بد می باشد. کهنه: اصفهانی می گوید: تعبیر لباس کهنه، غم و اندوه از سوی پادشاه می باشد، تعبیرگری نیز می گوید: تعبیر پوشیدن لباس کهنه، غم و اندوه و همچنین فقر و تنگدستی طولانی می باشد. حضرت دانیال (ع) می فرمایند:تعبیر لباس وصله زده، فقر و تنگدستی است. اگر ببینی پیراهن تو کهنه و کثیف است، یـعـنـی دچار فقر و بیچارگی و رنج و غم و اندوه خواهی شد و هر چه پیراهن را کهنه تر و پاره تر ببینی، بلا و گرفتاری و مصیبت تو بیشتر می شود و احتمالاً هلاک می شوی. ابراهیم کرمانی می گوید:اگر ببینی هم پیراهن و هم شلوار تو کهنه و کثیف می باشند، یـعـنـی اگر ثروتمند هستی فقیر می شوی و دچار غم و اندوه خواهی شد. اصفهانی می گوید: اگر ببینی لباس کهنه را از تن خود درآورده ای، تعبیرش خوب است، ابن سیرین نیز می گوید:تعبیر درآوردن لباس کهنه از بدن این است که غم و فقر از تو دور می شود. ابراهیم کرمانی می گوید:اگر ببینی فروشندگی و تجارت لباس های کهنه را انجام می دهی، تعبیرش بد می باشد، مخصوصاً اگر چرک و پاره باشند، ولی اصفهانی می گوید:اگر ببینی لباس کهنه می فروشی، تعبیرش خوب است، اسماعیل بن اشعث نیز می گوید: تعبیرش خوب است، و تعبیر مردی که لباس کهنه می فروشد، کسی است که بدی را از خود دور می کند، ولی اگر ببینی لباس کهنه می خری، تعبیرش بد است، اسماعیل بن اشعث نیز می گوید:تعبیرش بد می باشد. سایر موارد: حضرت دانیال (ع) می فرمایند: اگر ببینی لباس بدی داری، یـعـنـی کسب و کار تو بد می شود. تعبیرگری می گوید: اگر ببینی شپشه لباس تو را خورده است، یـعـنـی دزد اموالت را به سرقت می برد. جابر مغربی می گوید: اگر ببینی پیراهنی که پوشیده ای یقه و آستین ندارد و یک درز و چاک است، یـعـنـی به زودی از دنیا می روی لباس خونی جابر مغربی می گوید: اگر در خواب ببینی پیراهن خون آلودی در دست داری، تعبیرش این است که همیشه ناراحت و غمگین خواهی بود. حضرت دانیال (ع) می فرمایند:اگر ببینی خون بسیاری از بینی تو بیرون آمده است ولی ضعیف نشده ای، یـعـنـی مال حرام به دست می آوری (خصوصاً اینکه لباس تو خون آلود شده باشد). ابن سیرین می گوید: اگر ببینی از زخم تو خون آمده و بدن و لباس را خون آلود کرده است، یـعـنـی مال و اموالی حرام به دست می آوری. ابراهیم کرمانی می گوید: اگر ببینی در بدن تو سوراخی به وجود آمده که از آن خون جاری شده است و لباست را خون آلود نموده است، یـعـنـی به اندازه آن مال حرام به دست می آوری . رنگ لباس سفید: حضرت دانیال (ع) می فرمایند: تعبیر خواب لباس سفید و شسته، ساخته و پرداخته بودن کار انسان می باشد، جابر مغربی نیز می گوید: اگر در خواب ببینی لباس سفید و نو و پاکیزه ای داری، تعبیر خوبی هم برای دین و ایمان و هم برای دنیای تو وجود دارد، ابن سیرین نیز می گوید: اگر ببینی پیراهن سفید نو پوشیده ای، یـعـنـی از غم و اندوه رها می شوی . ابراهیم کرمانی می گوید: اگر ببینی در حالی که چهره ات سیاه می باشد، لباس سفید پوشیده ای، یـعـنـی صاحب فرزندی دختر می شوی، همانطور که در قرآن کریم آمده: وَاِذَا بُشِّرَ اَحَدُهُمْ بِالاُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ _ و چون یکی شان را بشارت دختر دهند چهره اش تیره گردد و غم زده شود (نحل-58). جابر مغربی می گوید: اگر ببینی فرشته ها به تو لباس سفید یا سبز داده اند، یـعـنـی یکی از بستگانت از دنیا می رود یا حتی ممکن است خودت از دنیا بروی. سیاه: جابر مغربی می گوید: تعبیر پوشیدن لباس سیاه برای کسی که معمولاً لباس سیاه می پوشد خوب و نیک است، ولی اگر معمولاً لباس سفید می پوشد، تعبیر بدی برای دین و دنیای او وجود دارد. حضرت دانیال (ع) می فرمایند: اگر «پادشاهی» در خواب ببیند که لباسش سیاه می باشد، تعبیرش خوبی حال و روز او می باشد، ولی اگر عموم مردم تحت حکومت پادشاه لباس خود را سیاه ببینند، تعبیرش غم و اندوه است، بعضی از تعبیرگران نیز می گویند: تعبیر لباس سیاه برای قاضی و خطیب و پادشاه خوب می باشد، ولی برای عموم مردم تحت حکومت پادشاه تعبیرش غم و اندوه است، امام صادق (ع) نیز می فرمایند: تعبیر لباس سیاه رنگ برای پادشاه و یارانش و قاضی و خطیب و رئیس و «محتسب» این است که به اندازه ارزش و قیمت لباس، بزرگی و حکومت و شرف و عزت به دست می آورند. جابر مغربی می گوید: اگر ببینی فرشته ها به تو لباس سیاه داده اند، یـعـنـی کافر می شوی . کبود: حضرت دانیال (ع) می فرمایند: تعبیر لباس کبود، ضرر و زیان و غم و مصیبت است، جابر نیز می گوید: تعبیرش تهمت و غم و مصیبت می باشد، ابن سیرین نیز می گوید: اگر ببینی پیراهن کبود پوشیده ای، یـعـنـی دچار مصیبت می شوی. ابن سیرین می گوید: اگر کسی که از دنیا رفته است را در خواب ببینی لباس های کبود پوشیده است، یـعـنـی در زمان حیاتش گناهکار بوده است. حتما بخوانید : تعبیر خواب ماهی گرفتن + تعبیر خواب خوردن ماهی و یا کشتن ماهی زرد: حضرت دانیال (ع) می فرمایند: تعبیر لباس زرد، بیماری است، جابر نیز می گوید: تعبیرش برای مردها بیماری می باشد، ابن سیرین نیز می گوید: اگر ببینی پیراهن زرد پوشیده ای، یـعـنـی بیمار می شوی. بعضی از تعبیرگران می گویند: اگر ز ...

ادامه مطلب  

رونمایی رسمی از هویت واقعی ابراهیم رها  

درخواست حذف این مطلب
فضای مجازی باعث شد رازداری خود علی میرمیرانی افاقه نکند و در سرچ های اینترنتی به سادگی بشود پی برد که «ابراهیم رها»ی طنزنویس، همان علی میرمیرانی است. میرمیرانی در این گفت وگو برای اولین بار رسما اعلام کرده که ابراهیم رها خود اوست و درباره این گفته که چرا عاقبت به گفت وگو و اعلام عمومی این قضیه تن داده است. علی میرمیرانی (ابراهیم رها) گفت وگویی با حسام الدین مقامی کیا انجام داده که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار گرفته است. متن این مصاحبه در پی می آید:بالاخره نقاب زورو رسما افتاد؛ نقابی که می دانم حفظ کردنش خیلی برای تان مهم بود. ناراحتید؟ اصلا خوشحال نیستم چون حدود دو دهه تلاش کردم که از آن صیانت کنم. شوربختانه فضای مجازی تمام تلاش های من را نابود کرد. من خبرهای خودم را در فضای مجازی پیگری نمی کنم. روزی دوستی گفت: این قدر که زور می زنی ابراهیم رها را حفظ کنی،به فضای مجازی سَری بزن و ابراهیم رها را سرچ کن، ببین چه اتفاقی می افتد. رفتم و در گوگل «ابراهیم رها» را سرچ کردم. دیدم همان اول اسم علی میرمیرانی و عکسش می آید. دیدم در این گوری که سرش گریه می کنم، مرده ای نیست.ابراهیم رها تیراژ کتاب هایش بیشتر از کتاب های علی میرمیرانی بوده و بین مردم هم قلم شناخته شده تری دارد. این به شما برنمی خورد؟ تعداد کتاب های ابراهیم رها در اردیبهشت ۹۵ با انتشار رمان طنز «دری وری» به تعداد کتاب های علی میرمیرانی رسید. ولی پارسال در یک برهه زمانی ۱۰ ماهه ۱۰ عنوان کتاب از ابراهیم رها منتشر شد. البته به موازاتش دو سه عنوان هم از علی میرمیرانی منتشر شد. اما به هر حال ابراهیم رها علی میرمیرانی را به سرعت در تعداد عناوین منتشرشده جا گذاشت و کتمان نمی کنم که دوست داشتم کتاب های علی میرمیرانی هم به اندازه کتاب های ابراهیم رها پرفروش می شد.می دانم که سال قبل از نظر تعداد عناوین منتشرشده به قلم شما و همین طور تجدید چاپ کتاب ها، به رکوردهای قابل توجهی در نشر رسیدید که چون می خواستید همچنان ابراهیم رها خرجش از علی میرمیرانی جدا باشد، نمی شد این رکوردها را رسما اعلام کرد. من با چهار پنج اسم مختلف در این سال ها در مطبوعات نوشته ام. با سه اسم کتاب دارم. با اسمی که میرمیرانی و رها نیست چند جایزه برده ام. هر کدام از این اسامی نثری مجزا، قلم، دیدگاه و حتی اهدافی مجزا داشتند. به همین دلیل به عنوان شخصیت های نوشتاری مجزا جا افتادند و قابل اختلاط نبودند. خوشبختانه با چند تا از آن اسم ها از سال ۹۰ به بعد چیزی ننوشتم و از تندباد فضای سایبری مصون ماندند و هویت اصلی نویسنده فاش نشد. ولی ابراهیم رها چون کماکان ادامه پیدا کرد و مخاطبان پیگیرش بودند با گسترش فضای سایبری نقاب زورو به قول شما بالاخره - و البته تأکید کنم که متأسفانه - افتاد. ولی اگر بخواهم به رکوردها اشاره ای بکنم، در مقدمه کتاب «چقدر خوبیم ما» [نام نویسنده اش «ابراهیم رها» ذکر شده] که کتاب بسیار پرفروشی هم بوده اشاره کرده ام به این که که رها طی چندین سال، هر ماه حدود ۱۰۰ متن چاپ شده در مطبوعات داشته. حالا این را جمع بزنید با مطالبی که علی میرمیرانی نوشته و دیگر اسم هایی که با آن ها نوشته ام و زیاد هم نوشته ام. در یک ماه رکورد عجیب و غریبی می شود.این اتفاق در حوزه کتاب هم افتاد. خب در سال ۹۵، ۱۳ عنوان کتاب از من در کمتر از ۱۲ ماه چاپ شد و یکی از کتاب ها به صورت نسخه صوتی هم منتشر شد. انتشار این تعداد عنوان کتاب که البته با دو اسم ابراهیم رها و علی میرمیرانی منتشر شدند، به نظر من هم بی سابقه بوده.تا زمانی که هویت اصلی ابراهیم رها مشخص نشده بود، عجیب ترین تصوری که درباره اش به گوش تان خورد چی بود؟ یکی دو تا خاطره بامزه درباره اش دارم. یک بار من و یک همکار دیگر در دوره ای که مشترکا سردبیر مجله «چلچراغ» بودیم در غرفه مجله در نمایشگاه مطبوعات ایستاده بودیم. خانم منشی مجله هم جلو پیشخان غرفه ایستاده بود. غرفه «چلچراغ» غرفه خیلی شلوغی بود. تعدادی از مخاطبان مجله آمدند و از خانم منشی پرسیدند: مهمانان امروز چه کسانی هستند؟ خانم منشی گفت: «سردبیران» و اسم ما دو نفر را برد. آن ها پرسیدند: آقای رها نیست؟ منشی گفت: نه. آن ها هم تحقیرآمیز و بی تفاوت به ما نگاه کردند و رفتند. یک بار هم خیلی جوان بودم؛ زیر ۳۰ سال. من سینمایی نویس هم بودم و در حوزه تئاتر هم در مطبوعات فعال بودم. دو سه سال هم با اسم علی میرمیرانی جایزه بهترین صفحات تئاتر را بردم. بنابراین با هنرمندان سینما و تئاتر سلام و علیک داشتم. یک سال در جشنواره تئاتر فجر، مجله ای درآورده بودیم که ابراهیم رها هم ۱۰ - ۱۵ صفحه در آن مطلب داشت. توی جشنواره یک جا دیدم دکتر قطب الدین صادقی ایستاده و ۱۰ - ۱۵ نفر هم دورش جمع اند. با آقای صادقی سلام و علیک کردم دیدم ایشان دارد از نویسنده تازه کشف کرده اش به اسم رها حرف می زند و می گوید نه تنها در ایران، که در فرانسه هم که بودم متنی با این مشخصات نخواندم... تعاریف عجیب و غریبی می کرد. و در آخر گفت: «از پختگی قلم و روانی و موجزی متن قطعا می گویم این آقای رها زیر ۵۰ سال ندارد». در حالی که من همین حالا هم سنم زیر ۵۰ سال است، چه برسد به آن سال.این اسم «ابراهیم رها» اصلا از کجا آمد؟ من در چند کتاب دیده ام آن هایی که کشف کرده بودند ابراهیم رها همان علی میرمیرانی است درباره این که این اسم از کجا آمده کاملا حرف های بی ربط و غلط و بی بنیانی آورده بودند و این قدر بی مبالاتی برای تألیف یک کار آرشیوی و یک کتاب جای تأسف است. اصل قضیه از این قرار است: من ۱۳ - ۱۴ ساله بودم؛ میانه دهه ۶۰ شمسی. من پدر و مادرم هر دو فرهنگی بازنشسته هستند که البته آن روزها بازنشست نشده بودند. ما روزنامه آبونه بودیم و هر روز روزنامه می آمد در خانه. حتی الان هم که هر دو تلگرام باز شده اند باز هم روزنامه آبونه اند و روزنامه خواندن را ترک نکرده اند. آن روزها مطلبی در روزنامه کیهان خواندم که خیلی من را عصبانی کرد. تصمیم گرفتم جوابیه بفرستم. مطالبی که می فرستادم به مطبوعات معمولا چاپ می شد. می خواستم این بار هم جوابیه بنویسم ولی فکر کردم این یکی اگر چاپ شود مادر و پدرم به دلیل موضوع نوشته دعوایم خواهند کرد. فکر کردم که چه کنم. تصمیم گرفتم اسم دیگری بگذارم که آن ها اگر هم مطلب را دیدند و خواندند نفهمند کار من است. اسم پدربزرگم ابراهیم است. همان ایام «میعاد با ابراهیم» دکتر شریعتی را هم خوانده بودم و به شدت تحت تأثیر شخصیت ابراهیم نبی قرار گرفته بودم. در همان نوجوانی تازه داشتم درباره عرفا هم جسته و گریخته می خواندم، ازجمله درباره ابراهیم ادهم. در آن لحظه که آن مطلب را می نوشتم اسم ابراهیم را به این دلایل انتخاب کردم. اما «رها»؛ شما می دانید که اسامی مستعار ف ...

ادامه مطلب  

موردانتظارترین فیلم های بلاک باستر و عامه پسند پاییز 2017  

درخواست حذف این مطلب
از موزیکال جدید هیو جکمن تا جدیدترین فیلم های ابرقهرمانی مارول و دی سی. موردانتظارترین فیلم های فصل پاییز باکس آفیس چه هستند؟شاید فصل تابستان باکس آفیس که به عنوان میزبان مهم ترین فیلم های گران قیمت استودیوهای بزرگ هالیوودی مشهور است به اتمام رسیده باشد، اما حالا در دورانی از سینمای جریان اصلی به سر می بریم که انگار کل سال، تابستان است. در نتیجه شاید پاییز به تصاویر دلتنگ کننده ی سقوط برگ های درختان و باران های غافلگیرکننده و خیابان های سرد و خلوتش شناخته می شود، اما تنور سینما کماکان داغ و پرهیجان و تابستانی است. از اپیزود جدید «جنگ ستارگان» گرفته تا قسمت جدیدی از دنیاهای سینمایی مارول و دی سی. از اکران یکی از موردانتظارترین فیلم های ترسناک گرفته تا بازگشت جکی چان افسانه ای. بعد از هفته های پرافت و خیزی که در فصل تابستان پشت سر گذاشتیم. هم موفقیت های بزرگی مثل «واندر وومن» (wonder woman)، «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» (spider-man: homecoming) و «دانکرک» (dunkirk) را داشتیم و هم شکست های اسفناکی مثل «مومیایی» (the mummy) و «برج تاریک» (dark tower). حالا فصل جدید باکس آفیس را با این امید شروع می کنیم که کاش در پایان فصل تعداد فیلم های موفق بیشتر از ناموفق ها باشد تا ما هم کمتر حرص و جوش بخوریم! آره، می دانم. فصل سینمایی پاییز و اوایل زمستان نه به خاطر بلاک باسترهایش، بلکه بیشتر به خاطر فیلم های باپرستیژش که با هدف مورد توجه قرار گرفتن در مراسم های جوایز مختلف عرضه می شوند شناخته می شود. ما هم آن فیلم ها را فراموش نکرده ایم. بنابراین تصمیم گرفتیم تا در دو پُست جداگانه موردانتظارترین فیلم های این فصل را فهرست کنیم. قسمت اول که هم اکنون در حال خواندن آن هستید به بلاک باسترها و فیلم های عامه پسندتر اختصاص دارد و در قسمت بعدی سراغ فیلم های جدید کارگردانان و بازیگرانِ مشهور و درام های مستقل و فیلم هایی با ایده های نو می رویم. پس، این شما و این هم ۲۰ عدد از طوفانی ترین فیلم های پاییز که از انیمیشن جدید پیکسار شروع می شوند و تا موزیکال جدید هیو جکمن و ساخته های جدید گیرمو دل تورو و الکساندر پین ادامه دارند:itآناینکه یکی از سه شاهکار اصلی استیفن کینگ یک اقتباس سینمایی درست و حسابی نداشته باشد خیلی زور دارد. کتاب «آن» الهام بخش فیلم و سریال های زیادی در حال و هوای دهه ی هشتاد بوده است که آخرینش همین سریال «چیزهای عجیب تر» (stranger things) بود، اما دست خودش تاکنون از سینما کوتاه مانده است. البته یک اقتباس سه ساعته ی تلویزیونی در سال ۱۹۹۰ از روی این کتاب ساخته شد که به جز بازی تیم کاری در نقش «پنی وایز دلقک» هیچ ویژگی مثبت قابل توجه دیگری ندارد. یکی از دلایل بی کلاه ماندن سرِ کتاب «آن» این است که با کتاب خیلی قطوری سروکار داریم که چند دهه از زندگی کاراکترهایش را پوشش می دهد؛ داستانی که از یک درگیری آشنا بین بچه های یک شهر کوچک با یک دلقک آدم خوار آغاز می شود و به وحشت های کیهانی و دنیاهای موازی ختم می شود. «آن» از سال ۲۰۰۹ تاکنون در برزخ پیش از تولید گیر افتاده بود و چندین کارگردان عوض کرد تا اینکه بالاخره هدایت پروژه به اندی موشیتی آرژانتینی رسید که قبلا با فیلم ترسناک «ماما» (mama) خودش را در این ژانر ثابت کرده بود. با این حال دل توی دل مان نبود. چون اقتباس های کینگ احتمال شکستشان بیشتر از موفقیتشان است. اما خوشبختانه درست بعد از شکست تمام عیارِ «برج تاریک» (dark tower)، «آن» انتظارات طرفدارانش را جواب داد. «آن» یکی از اندک فیلم های این فهرست است که هم اکنون عرضه شده و علاوه بر اینکه در گیشه به فروشی سرسام آور دست پیدا کرده است که در تاریخ باکس آفیس سابقه نداشته، بلکه نزد اکثر منتقدان هم مورد ستایش قرار گرفته است. در نتیجه بلافاصله قسمت دوم و آخر این فیلم که به دوران بزرگ سالی بچه های این فیلم می پردازد وارد مرحله ی تولید شده است.american assassinآدمکش آمریکاییاکشن «آدمکش آمریکایی» به جوانی ۲۳ ساله به اسم میچ رپ (دیلان اُبرایان) می پردازد که والدینش را در سن چهارده سالگی در یک تصادف اتوموبیل از دست داده است و بعد دختری که تازه با او نامزد کرده بود هم در یک حمله ی تروریستی کشته می شود. در یک کلام با بدشانس ترین آدم روی زمین طرفیم که حالا که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم می گیرد تا انتقام بگیرد و در نتیجه توسط سازمان سی.آی.ای برای تبدیل شدن به یکی از ماموران فوق سری شان جذب می شود. سپس سازمان استن هرلی (با بازی مایکل کیتون) را که یک کهنه سرباز دوران جنگ سرد است مسئول تمرین دادن میچ می کند. این دو با هم شروع به بررسی و تحقیق روی یک سری حملاتِ تروریستی تصادفی روی نظامیان و غیرنظامیان می کنند و در نهایت متوجه می شوند که فرد مرموزی با نام مستعار «گوست» وجود دارد که قصد به راه انداختن یک جنگ جهانی سوم در خاورمیانه را دارد. اگرچه «آدمکش آمریکایی» یک فیلم ویدیو گیمی نیست، اما کافی است تریلر فیلم را ببینید تا مثل من به یک نتیجه برسید: انگار سازندگان این فیلم از طرفداران پر و پاقرص «ندای وظیفه»، مخصوصا سری modern warfare هستند. مایکل کاستا که سابقه ی کارگردانی چند اپیزود از سریال «میهن» (homeland) و فیلم «کشتن پیام رسان» (kill the messenger) را در کارنامه دارد این فرصت را دارد که یکی از سرگرم کننده ترین فیلم های نظامی تابستان را تحویل مان بدهد.motherمادر!تمام فیلم های دارن آرنوفسکی تقریبا در دو دسته قرار می گیرد: فیلم هایی که ذهن تماشاگرانشان را با سوالات فلسفی شان محاصره می کنند و فیلم هایی که ذهن تماشاگرانشان را در مشت می گیرند و می چلانند. به عبارت دیگر او در بهترین فیلم هایش با کاراکترهای درب و داغان و روان های از هم گسسته و موقعیت های ترسناکی سروکار دارد. از فیلم «پی» (pi) و ریاضی دانی که تمام فکر و ذکرش سروکله زدن با اعداد برای فهمیدن راز و رمزهای هستی است گرفته تا همراه شدن با کابوس های پارانویدی چند معتاد در «مرثیه ای برای یک رویا» (requiem for a dream) و صد البته فیلم برنده ی اسکارش «قوی سیاه» (black swan) که این کارگردان رسما در آن به سیم آخر زد و زیبایی رقص باله را با ذهن در هم شکسته و وحشت زده ی یک دختر ترکیب کرد. جدیدترین فیلم آرنوفسکی بعد از پروژه ی نه چندان موفق «نوح» (noah)، قصد دارد به جمع این دسته از فیلم های این کارگردان بپیوندد. اگرچه خلاصه قصه ی فیلم به زوجی با بازی جنیفر لارنس و خاویر باردم اشاره می کند که رابطه شان بعد از پیدا شدن سروکله ی یک سری مهمانان ناخوانده مورد امتحان قرار می گیرد، اما کافی است تریلرهای فیلم را ببینید تا متوجه شوید این خلاصه قصه فقط دروازه ای برای ورود به درون کابوس عمیق و خون باری خواهد بود که سر در آوردن از آن کار هرکسی نخواهد بود. بالاخره با فیلمی طرفیم که یکی از پوسترهایش کاراکتر لارنس را در حالی نشان می دهد که قلبش را از سینه بیرون آورده و در مشت گرفته است! این از آن فیلم هایی است که حکم بازگشتی باشکوه برای همه را خواهد داشت. نه تنها این اواخر فیلم بزرگی از باردم ندیده ایم («دزدان دریایی کاراییب ۵» با حضور او به عنوان آنتاگونیست مورد توجه قرار نگرفت)، بلکه آخرین فیلم لارنس هم علمی -تخیلی «مسافران» (passangers) بود که ناامیدکننده ظاهر شد. خوشبختانه منتقدانی که فیلم را دیده اند از فضای مریض و جنون آمیز فیلم تعریف کرده اند و حتی تا جایی پیش رفته اند که آن را از نظر بحث برانگیز بودن، به عنوان «پرتقال کوکی» زمانه ی ما توصیف کرده اند.kingsman: the golden circleکینگزمن: محفل طلاییاین روزها اگر در سینمای هالیوود به یک چیزی شدیدا نیاز داشته باشیم اقتباس های کامیک بوکی اما از نوع «غیرابرقهرمانی» اش است. با اینکه یک عالمه کامیک بوک باحال و مختلف در بازار وجود دارد، اما هالیوود فقط روی نوع ابرقهرمانی اش تمرکز می کند. بنابراین مجموعه ی «کینگزمن» به راحتی می تواند فیلم موردعلاقه ی تمام کسانی باشد که حوصله شان از نبرد کاراکترهایی در لباس های رنگارنگ سر رفته است و دنبال چیز جدیدی هستند. دقیقا به خاطر همین بود که «کینگزمن: سرویس مخفی» (kingsman: secret service)، اقتباس متیو وان از روی کامیک بوک های اکشن/کمدی/جاسوسی مارک میلر و دیو گیبونز تا این حد مورد تحسین قرار گرفت. منتقدان تا جایی پیش رفتند که آن را زنده کننده ی ژانر جاسوسی توصیف کردند. فیلمی که اگرچه عناصر فیلم های جیمز باند در همه جای آن یافت می شود، اما تفاوت این فیلم با فیلم های جیمز باند این است که اگر دست آنها بسته است و برای انجام هرکاری آزاد نیستند، «کینگزمن» این اجازه را دارد تا با همه چیز شوخی کند و نتیجه یک فیلم جیمز باندی کله خراب است. فیلم درباره ی یک سازمان جاسوسی مستقل و بین المللی است که وظیفه اش حفاظت از دنیاست. قهرمانان مان در «محفل طلایی» با چالش جدیدی روبه رو می شود. وقتی ساختمان مرکزی آنها در بریتانیا مورد حمله قرار می گیرد و نابود می شود و دنیا گروگان گرفته می شود (بله، درست خواندید: دنیا)، قهرمانان مان در جریان سفرشان سر از آمریکا در می آورند و آنجا با سازمان جاسوسی مشابه ای روبه رو می شوند که «استیتس من» نام دارد. در نتیجه این دو سازمان با هم دست همکاری می دهند تا دشمن مشترکشان را شکست بدهند. در کنار حضور تارون اجرتون، مارک استرانگ و کالین فرث از فیلم قبلی، هیل بری، جولین مور، چنینگ تاتوم و جف بریجز هم به عنوان بازیگران تازه وارد مجموعه در این قسمت حضور پیدا خواهند کرد.نبرد جنسیت هااحتمالا موردانتظارترین فیلم کسانی که مسابقه ی تنیس مشهور بین بیلی جین کینگ، بازیکن شماره یک سابقِ تنیس دنیا و بابی ریگز، قهرمان سابق تنیس دنیا را از سال ۱۹۷۳ به یاد می آورند، «نبرد جنسیت ها» است. این فیلم که استیو کارل (نامزد بهترین بازیگر اسکار) و اِما استون (بازیگر برنده ی اخیر اسکار برای فیلم «لالالند») را به عنوان بازیگران اصلی اش دارد، جدیدترین ساخته ی کارگردانان فیلم کلاسیک «میس سان شاین کوچولو» (little miss sunshine) محسوب می شود. جاناتان دیتون و ولری فاریس از سال ۲۰۱۲ که کمدی رومانتیکِ دل انگیز «روبی اسپارکس» (ruby sparks) را ساختند تاکنون بی کار بوده اند و حالا این دو با همکاری با سایمون بوفوی، نویسنده ی برنده ی اسکار بهترین فیلمنامه ی اقتباسی برای فیلم «میلیونر زاغه نشین» (slumdog millionaire) شروع به تهیه ی درام تاریخی «نبرد جنسیت ها» کرده اند. مسابقه ی «نبرد جنسیت ها» نه تنها به پربیننده ترین رویداد ورزشی آن زمان تبدیل شد، بلکه فقط یک مسابقه ی معمولی به بین یک بازیکن مرد و زن نبود. این مسابقه باعث به راه افتادن بحث و گفتگوهای فراوانی درباره ی فمینیسم و برابری جنسیتی شد. این مسابقه همچنین برای خودِ کینگ و ریگز هم چیزی بیشتر از یک مسابقه بود و فیلم به نبردهای شخصی این دو بیرون از زمین تنیس هم می پردازد. از یک طرف کینگ در حال مبارزه برای حقوق برابر با مردان بود و با هویت واقعی خودش دست و پنجه نرم می کرد و از طرف دیگر ریگزر هم تمام میراث و اعتبار خودش را پای به وقوع پیوستن این مسابقه گذاشته تا بتواند در سن ۵۵ سالگی، حس و حال باشکوه گذشته را دوباره زندگی کند. طرفداران بازی استون در موزیکال «لالالند» از سال گذشته و هنرنمایی های کارل در فیلم های اخیرش مثل «فاکس کچر» (foxcatcher) و «رکود بزرگ» (the big short) مطمئنا چشم به راهند تا این دو بازیگر هیجان انگیز را در مقابل هم ببینید.the lego ninjago movieفیلم لگو نینجاگومجموعه «فیلم لگو»ی برادران وارنر امسال رسما با اکران «لگو بتمن» (the lego batman) به یک دنیای سینمایی تبدیل شد و این دنیا با «لگو نینجاگو» بزرگ تر هم خواهد شد. فیلمی که براساس اسباب بازی های هنرهای رزمی لگو و کارتونی تلویزیونی برداشت شده است و به گروهی از نوجوانان معمولی ای می پردازد که دستی هم در نینجابازی دارند و باید با لُرد گارمادون (جاستین تروکس)، پدر شرور رهبرشان لوید (دیو فرانکو) مبارزه کنند. این فیلم اولین پروژه ی بزرگ چارلی بین، کارگردان و انیماتور «ترون: شورش» (tron: uprising) محسوب می شود. از دیگر بازیگران فیلم باید به مایکل پینا، کمیل نانجیانی، اُلیویا مان و همچنین جکی چان اشاره کرد که نقش استاد وو، برادر لُرد گارمادون را بازی می کند. خوب است بدانید که نقش جکی چان در این فیلم به صداپیشگی خلاصه نمی شود، بلکه او در طراحی صحنه های اکشن هم نقش داشته است. چارلی بین می گوید اگرچه چان در ابتدا باور نداشت که می توان فنون کونگ فو را در قالب لگو اجرا کرد، اما وقتی متقاعد شد که این کار شدنی است، به تیم طراحی فیلم برای کوریوگرافی مبارزه ها کمک کرد. پس، این یعنی در کنار «خارجی» (the foreigner)، «لگو نینجاگو» دومین فیلم جکی چانی پاییز امسال خواهد بود که می توانیم ببینیم! مجموعه ی «فیلم لگو» یکی از نمونه های قابل تحسین ساخت دنیاهای سینمایی از سوی برادران وارنر است. برخلاف اکثر استودیوها، این مجموعه با هدف دنباله سازی کارش را شروع نکرد. بلکه موفقیت سرسام آور فیلم اول بود که به ساخت قسمت های بعدی منجر شد. فیلم اولی که به حدی از لحاظ فرم و محتوا غنی بود که پتانسیل پرداخت بیشتر به آن وجود داشت. در نتیجه «لگو بتمن» به تجربه ای در همان دنیا اما با حال و هوای متفاوت دیگری تبدیل شد. و انتظار می رود که «لگو نینجاگو» هم در این زمینه به دوتای قبلی بپیوندد.american madeساخت آمریکاتام کروز این اواخر پشت سر هم ناامیدکننده ظاهر می شود. از «جک ریچر: هرگز برنگرد» (jack reacher: never go back) که دنباله ی بسیار ضعیفی از کار درآمد گرفته تا «مومیایی» (the mummy) که رسما یکی از بدترین فیلم های کروز نام گرفت و حتی به خاطر انتخابش برای نقش اصلی این فیلم مورد انتقاد قرار گرفت. اما به نظر می رسد شاید «ساخت آمریکا» بتواند همان تام کروزی را که دل مان برایش تنگ شده است تحویل مان بدهد. اول اینکه این فیلم توسط داگ لایمن، کارگردان «لبه ی فردا» (edge of tomarrow) کارگردانی می شود که یکی از بهترین اکشن های هالیوودی سا ل های اخیر را ساخته بود. دوم اینکه فیلم از داستان واقعی کنجکاوی برانگیزی بهره می برد؛ کروز در این فیلم نقش بری سیل، خلبان یکی از مهم ترین ایرلاین های آمریکا در دهه ی ۸۰ را بازی می کند که توسط سازمان سی.آی.ای جذب می شود. خواسته ی آنها از بری این است که با هواپیمایی کوچک مجهز به دوربین های جاسوسی بر فراز آمریکای مرکزی پرواز کند. هدف آنها مبارزه با کمونیسم و مواد مخدر است. اما کار به جایی کشیده می شود که بری توسط یکی از کارتل های کله گنده ی کلمبیایی دستگیر می شود و مجبور می شود که با هواپیمایش مواد مخدر به داخل آمریکا قاچاق کند. سی.آی.ای برای اینکه عملیات های بری بدون مشکل ادامه پیدا کنند، اهمیتی به همکاری او با کارتل و ورود مواد به کشور نمی دهد. لایمن از همان سال ۲۰۱۵ که تولید این پروژه آغاز شد به کارگردانی آن علاقه نشان داده بود و از بری سیل به عنوان یک «قهرمان ناممکن» یاد کرده بود که داستانش تمام مواد لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم سرگرم کننده را دارد. همچنین لایمن گفته که اگرچه در نگاه اول ترکیب تام کروز و هواپیما، آدم را به یاد قهرمان تمام عیار «تاپ گان» (top gun) می اندازد، اما آنها سعی کرده اند با این فیلم، کروز را به ریشه هایش بازگرداند. بازیگری که به خاطر بازی کردن در نقش هایی مثل «کسب و کار خطرناک» (risky bussiness) که در آن آدم آب زیرکاهی است شناخته می شود.blade runner 2049بلید رانر ۲۰۴۹در نگاه اول ساخت دنباله ای برای شاهکار بی بدیلی مثل «بلید رانر»، آن هم ۳۰ سال بعد از اکران قسمت اول، هیچ شک و شبه ای درباره ی هدفش باقی نمی گذارد: ابزاری برای پول درآوردن از یک محصول پرطرفدار و مشهور. تقصیر ما هم نیست. بالاخره کافی است نیم نگاهی به فیلم های استودیویی سال های اخیر که سرشار از بازسازی ها و ریبوت ها و دنباله های مجموعه های محبوب هستند بیاندازید تا نتوانید به هالیوود اعتماد کنید. مخصوصا با توجه به اینکه بیش از ۹۰ درصد این فیلم ها فاجعه های ناامیدکننده و خجالت آوری از آب می آیند. اما چه شده است که ما این قدر برای «بلید رانر ۲۰۴۹» هیجان زده هستیم و چرا کم و بیش مطمئنیم که این فیلم در تضاد مطلق با آن فاجعه های ناامیدکننده قرار می گیرد؟ فقط به خاطر یک چیز: دنیس ویلنوو. چهار فیلم انگلیسی زبان اخیرِ این کارگردان کانادایی برخی از بهترین فیلم های هزاره ی سوم هستند و پتانسیل این را دارند تا در میان کلاسیک های ژانرشان قرار بگیرند. اما حتی قبل از اینکه ویلنوو به طور گسترده مورد استقبال و تحسین قرار بگیرد، او با اولین فیلمش «پولی تکنیک» (polytechnique) و مخصوصا «ویران شده» (incendies) نشان داده بود که فیلمساز معرکه و منحصربه فردی است. دلیل بعدی که دیگر درباره ی موفقیت دنباله ی «بلید رانر» شکی باقی نگذاشت، «رسیدن» (arrival) است. ساخته ی علمی -تخیلی ویلنوو که نامزد بهترین فیلم اسکار ۲۰۱۷ شد، نشان داد که او به طرز دیوانه واری کارش را در هزارتوی این ژانر بلد است. اگر «بلید رانر ۲۰۴۹» هوش و خلاقیت و عمق و احساس «رسیدن» را به ارث ببرد، پس در اینکه می تواند به یکی از بهترین فیلم های سال تبدیل شود تردیدی باقی نمی ماند. ریدلی اسکات به عنوان تهیه کننده ی اجرایی، حضور نزدیکی در مراحل ساخت فیلم دارد، اما کارگردانی اش را برای کار روی «بیگانه: کاوننت» به دست نگرفت. حالا فیلم به دست کسی مثل ویلنوو سپرده شده است که هنوز فیلم ناامیدکننده ای در کارنامه اش ندارد.the foreignerخارجیجکی چان کجایی که دل مان برایت یک ذره شده! اگر از جمله کسانی هستید که دل تان برای یک فیلم جکی چانی لک زده است و هر از گاهی در ذهن تان این سوال را تکرار می کنید که: «معلوم نیست این جکی چان کجاس؟» خبر خوبی برایتان داریم: این بازیگر رزمی کار با «خارجی» به سینمای لایو اکشنِ آمریکا بازمی گردد. چان منهای صداپیشگی اش در نقش «میمون» در سری «پاندای کونگ فوکار» (kungfu panda) از زمان بازی در نقش آقای میاگامی در بازسازی «بچه ی کاراته باز» (karate kid) تاکنون در هیچ فیلم آمریکایی ای حضور نداشته است. این رزمی کارِ افسانه ای هونگ کونگی که به تازگی جایزه ی یک عمر دستاورد هنری را هم از آکادمی اسکار دریافت کرده است قصد دارد با «خارجی» باز دوباره در کانون توجه قرار بگیرد. «خارجی» که براساس رمانی به اسم «مرد چینی» از سال ۱۹۹۲ است، به مردی به اسم کوآن (چان) می پردازد که دخترش را در یک حادثه ی بمب گذاری از دست می دهد و در نتیجه دست به کار می شود تا از بمب گذارانِ ایرلندی ای که دخترش را ازش گرفتند انتقام بگیرد. پیرس برازنان نقش گری آدامز، یکی از مقامات بالارتبه ی دولتی را بازی می کند که کوآن برای گرفتن اطلاعاتی درباره ی بمب گذاران با او ارتباط برقرار می کند و آدامز از دادن اطلاعات سر باز می دهد. همین موضوع کوآن را که مامور سابق نیروهای ضربت بوده است مجبور می کند تا تک نفره سفر انتقام جویانه اش را شروع کند. یکی دیگر از کسانی که با این فیلم به سینما برگردد مارتین کمپبل به عنوان کارگردان است که بیشتر از همه به خاطر کارگردانی دو فیلم جیمز باندی «گولدن آی» (golden eye) و «کازینو رویال» (casino royale) شناخته می شود. کمپبل از زمان «گرین لنترن» در سال ۲۰۱۱ تاکنون هیچ فیلمی کارگردانی نکرده بود، اما شکست فاجعه بار آن فیلم به این معنی نیست که می توانیم موفقیت های این کارگردان را فراموش کنیم. «خارجی» بیشتر از هرچیزی یادآور «ربوده شده» های لیام نیسن است و به نظر می رسد کمپبل و تیمش قصد دارند با استفاده از مهارت های مبارزه ای جکی چان، موفقیت اکشن های تیره و تاریک و خشنِ لیام نیسن را تکرار کنند. و واقعا دیدن جکی چان که هم اکنون به ۷۰ سالگی نزدیک می شود در صحنه های بدلکاری فیلم تحسین برانگیز است. باید دید آیا «خارجی» می تواند کمبود چکی چان در برنامه ی سرگرمی سینمایی مان را که بدجوری دارد آزاردهنده می شود پر کند یا نه.geostormطوفان جغرافیاییدر حالی که گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی بحث های داغ روز هستند، طبیعتا باید انتظار داشته باشیم که هالیوود تیترهای پرتکرار اخبار را به فیلم های پرفروش تبدیل کند. این یکی اما بیشتر از اینکه موضوع گرمایش زمین را جدی گرفته باشد، از آن به عنوان سکوی پرتابی برای ساختن یک بلاک باستر فاجعه ای مضحک استفاده کرده است. همین پارسال بود که «روز استقلال: بازخیز» (independence day: resurgence) کره ی زمین را توسط بیگانگانش نابود کرد و همین چند سال پیش بود که «سن آندریس» (san andreas) کالیفرنیا را رسما با زلزله ای غیرممکن همچون هنداونه از وسط قاچ کرد. اما به نظر می رسد هیچکدام از این فیلم های فاجعه ای در مقابل «طوفان جغرافیایی» شانسی برای ایستادگی ندارند. محصول اسکای دنس و برادران وارنر با لرزاندن پایه های فیلم های فاجعه ای وارد میدان شده است. داستان درباره ی ماهواره هایی برای کنترل آب و هوای زمین است که به مشکل برمی خورند و باعث ایجاد طوفان های فاجعه بار بزرگی در سرتاسر دنیا می شوند. در نتیجه جیک (جرارد باتلر) و تیمش به فضا سفر می کنند تا این ماهواره ها را تعمیر کنند. اما خیلی زود آنها متوجه می شوند که ماهواره ها به مشکل برنخورده بودند، بلکه یک نفر از روی قصد چنین بلایی سر دنیا آورده است و تنها کسی که رمز خاموش کردن سیستم را دارد رییس جمهور است. «طوفان جغرافیایی» اولین تجربه ی کارگردانی دین دولین محسوب می شود که سابقه ی تهیه کنندگی هر دو فیلم «روز استقلال» و ریبوت «گودزیلا»ی رولند امریچ را دارد. اگرچه فیلم از همین حالا نامزد خوبی برای تمشک طلایی به نظر می رسد، اما تریلرهای فیلم امیدوارکننده به نظر می رسند و خبر از یک فیلم فاجعه ای کله خراب و سرگرم کننده ...

ادامه مطلب  

سخت ترین آزمایش ابراهیم نبی چه بود؟  

درخواست حذف این مطلب
ابراهیم نبی کاری کرد که هم در دنیا برگزیده و هم در آخرت جزء صالحین شد: وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ؛ به تعبیر ما هم در دنیا خوشبخت بود و هم در آخرت سعادتمند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ قرآن یکی از ایامی را که از آن به ایام الله یاد می کند؛ روزهای عید می باشد که در این باب به 4 عید عنایت ویژه ای شده است؛ عید فطر،عید جمعه،عید قربان و و مهمترین آن ها که عید ولایت و غدیر است. امروز به تناسب روز عید قربان گفت و گویی داریم با "استاد حوزه، دکتر عبدالمحمود جهانگیری" در رابطه با عظمت عید قربان و ابراهیم نبی(ع) و مهم ترین عملی که برای این روز سفارش شده است. پیامبر خدا به ام سلمه سفارش می کردند که در روز عید قربان هر جور شده ولو قرض کرده و قربانی کنید و این قرض از قرض هایی است که خود خداوند وعده کمک کردن در ادای آن را داده است. حضرت ابراهیم (ع) در بین انبیاء الهی چه جایگاهی داشته اند؟در ابتدا این عید بزرگ،عید شکست شیطان و ایام ولایت را تبریک عرض می کنم و امید داریم که ان شاء الله به زودی با ظهور مولایمان صاحب الزمان(ع) به عید حقیقی و واقعی نائل شویم. برای پاسخ به این سؤال مقدمه ای را در باب عظمت عید قربان عرض می کنم؛ عید قربان یا به تعبیر عربی آن عید الاضحی از دو واژه عید و قربان که با هم یک اضافه بیانیه هستند، تشکیل شده است. هر دو واژه به تفکیک در قرآن بیان شده؛واژه عید در رابطه حضرت عیسی که با حواریون گفتگویی دارند که وقتی حواریون از عیسی تقاضای مائده کردند و عیسی بر در خانه خدا واسطه می شودو دعا می کند؛ واسطه بر در خانه خدا شد و دعا کرد؛ "اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا" که در این جا نزول مائده باعث عید این ها شده است. واژه قربان نیز راجع به فرزندان حضرت آدم در سوره مائده إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا که قربانی آوردند و مال یکی قبول شد و دیگری قبول نشد،بیان شده است. عید قربان عیدی است که به تعبیر حضرت امام این عید انسان را به یاد قربان گاه ابراهیم می اندازد و درسی که از این عید می گیریم درس فداکاری و تقرب به خدا است. لذا یکی از بهترین اعمال در این روز هم قربانی کردن بوده که با این عمل در مصداقی قطع دلبستگی از دنیا را برای انسان به همراه دارد. انقدر ثواب این قربانی زیاد است که به تعبیر امام جواد(ع) عملی بالاتر از قربانی کردن و ریختن خون در این روز نیست.پیامبر خدا هم به ام سلمه سفارش می کردند که در روز عید قربان هر جور شده ولو قرض کرده و قربانی کنید و این قرض از قرض هایی است که خود خداوند وعده کمک کردن در ادای آن را داده است.به هر حال این روز، روز بزرگی است که در آیات قرآن کریم نیز تحت عناوین مختلفی چون ایام معدودات و حج اکبر از آن یاد شده و به جهت اهمیت این روز و صاحب این روز به عید نامگذاری شده است. چرا ابراهیم به چنین مقامی رسید که به تعبیر ما هم در دنیا خوشبخت بود و هم در آخرت سعادتمند؟ پاسخ این سؤال و رمز این موفقیت و سعادت در یک کلمه است که در آیه بعد به آن اشاره شده است و آن اینکه ابراهیم تسلیم محض خدا بود؛ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ حضرت ابراهیم تنها شخصیتی است که خداوند سرنوشت ایشان را در دنیا و آخرت طی بیانی در آیات قرآن کریم به زیبایی گزارش داده است. در قرآن در آیه ای این گونه ابراهیم را معرفی می کند و می فرماید: وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا ۖ وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ ایشان در زندگی با انجام کاری هم در دنیا برگزیده و هم در آخرت از صالحین بوده است. اما نکته این جا است که چرا ابراهیم به چنین مقامی رسید که به تعبیر ما هم در دنیا خوشبخت بود و هم در آخرت سعادتمند؟پاسخ این سؤال و رمز این موفقیت و سعادت در یک کلمه است که در آیه بعد به آن اشاره شده است و آن اینکه ابراهیم تسلیم محض خدا بود؛ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ تسلیم محض همیشگی او در برابر خدا بود که او را خلیل الله کرد و این درس بزرگی است که امروز این روحیه تسلیم و تعبد کمرنگ شده و حال آنکه این معیار ایمان و تدین ما است. چنانچه می بینیم خداوند این نکته را این گونه به پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) می فرماید: فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛ یعنی این اصحابی که وقتی به آن ها فرمان می دهی، تسلیم امر تو نیستند، در حقیقت این ها ایمان نیاوردند، چرا که معیار ایمان تسلیم محض ولی خدا و رهبر دینی بودن است. ای بنده من؛ از من اطاعت کن، تا تو را همانند خود سازم تسلیم بودن در برابر خدا آثار فراوانی دارد. ما اگر در زندگی های خود به این روحیه برسیم، تحولات معنوی در وجود خود و نوع ارتباطی که با خداوند پیدا می کنیم را خواهیم دید. چنانچهدر حدیث قدسی داریم که خدای متعال می فرماید: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی؛ ای بنده من ؛ از من اطاعت کن، تا تــــو را همانند خـــود سازم؛ قدرت تو می شود مثل قدرت من، چشم تو می شود چشم من. دست تو، دست من می شود همه ی کارهای تو می شود خدایی. امروز روحیه تسلیم و تعبد کمرنگ شده و حال آنکه این معیار ایمان و تدین ما است. چنانچه می بینیم خداوند این نکته را این گونه به پیغمر اسلام حضرت محمد(ص) می فرماید: فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛ یعنی این اصحابی که وقتی به آن ها فرمانی می دهی، تسلیم امر تو نیستند، در حقیقت اینان ایمان نیاوردند وقتی خدا به خواسته های ما چشم می گوید برای روشن شدن بهتر بحث، مثالی را عرض می کنم: نقل می کنند پیرمرد روستایی از زمین کشاورزی اش بر می گشت. صحنه ای را دید که کودکی در پشت بام در حال افتادن است. تا این صحنه را دید، علف هایی که در دست داشت را زمین گذاشت و دستانش را بالا آورد و گفت خدایا بچه را به دستان من بده. یکدفعه دیده شد که مسیر افتادن کودک جهتش عوض شد و کودک در دستان پیرمرد قرار گرفت.مردم دور پیرمرد را گرفتند که این پیرمرد پیغمبر است یا امام است که این طور دعایش مستجاب شد و بچه در دستانش قرار گرفت؟ پیرمرد به آن ها پاسخ داد؛ من نه پیغمبرم و نه امام . نکته در این است که همیشه در طول زندگی هرچه خدا گفت من گفتم چشم، یک بار هم من به خدا گفتم و او گفت چشم.در نوع ارتباطی که خداوند با حضرت ابراهیم دارد، مشاهده می شود که خداوند معاد را در قال و شکل تجسمی به ایشان نشان می دهد. اولاً آیا نشان دادن معاد به شکل تجسمی غیر از حضرت ابراهیم برای پیامبر دیگری هم اتفاق افتاد؟ ثانیاً: از نکات برجسته در رابطه و تعاملات خاص حضرت ابراهیم با خدای متعال برایمان بفرمایید.در پاسخ به سؤال اول باید عرض شود که بله، برای یکی دیگر از انبیای الهی این اتفاق افتاده که در آیه 259 و 260 بقره به آن اشاره شده است که آیه 259 به عُزیر نبی و آیه 260 به حضرت ابراهیم توجه داده که معاد در قالب تجسمی به آن ها نشان داده شده است. در آیه 260 خداوند از زبان ابراهیم سخن گفته؛ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَیٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَیٰ وَلَٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌدر؛ در شأن نزول این آیه آمده که ...

ادامه مطلب  

«کیفیت» تعیین کننده تعداد فیلم های فجر باشد/ رونق جشنواره حفظ شود  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-نیوشا روزبان: نزدیک به ۴۰ روز تا برگزاری سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر به دبیری ابراهیم داروغه زاده باقی مانده است و سینماگرانی که تمایل به حضور در بزرگترین رویداد سینمایی کشور را دارند در تلاش هستند تا آثار خود را هرچه سریعتر به دبیرخانه برسانند.هرچند در طول سال سازمان سینمایی تعداد زیادی پروانه ساخت صادر می کند، اما فقط بخشی از این آثار در جشنواره فیلم فجر حضور می یابند و در این دوره سیاستگذاران سینمایی اعلام کرده اند که تنها ۲۲ فیلم به بخش سودای سیمرغ راه پیدا می کند و قرار است این ۲۲ فیلم شامل آثار کارگردانان اول، کارگردانان باتجربه تر، سینمای مستند و آثار انیمیشن باشد. البته یکی شدن بخش فیلم های اول و فیلم های کارگردانان باتجربه تر از سال گذشته و در دوره سی و پنجم جشنواره صورت گرفت ولی در آن دوره ۳۳ فیلم با یکدیگر به رقابت پرداختند.در این گزارش با همراهی جواد نوروزبیگی و محمد خزایی از جمله تهیه کنندگان سینما و کیوان کثیریان عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران به بررسی این موضوع پرداختیم که ۲۲ فیلم برای شکل گیری جشنواره ای ملی کافی است یا این تعداد ممکن است رونق جشنواره را تحت الشعاع قرار دهد.با ما در این گزارش همراه باشید:تاثیر نام کارگردان و تهیه کننده در انتخاب فیلم برای بخش مسابقهجواد نوروزبیگی تهیه کننده سینما که معمولا حضور فعالی در جشنواره های فیلم فجر دارد به خبرنگار مهر گفت: با توجه به اینکه فیلمسازان قدیمی و با تجربه سینمای ایران در این جشنواره حضور دارند و تعداد آنها نیز کم نیست، این فرصت از فیلم اولی ها گرفته می شود تا آثارشان به صورت جداگانه مورد نقد و بررسی قرار گیرد.وی با تاکید بر اینکه کم شدن ورودی جشنواره به ۲۲ فیلم و حذف بخش مستقل فیلم اولی باعث می شود که فرصت برای فیلمسازانی که اول راه ورود به سینمای بلند داستانی هستند کم شود، بیان کرد: در چنین شرایطی تعداد محدودی از فیلم های اول می تواند در لیست ۲۲ فیلم قرار گیرند و مطمئنم که تعداد بسیاری از آثار فدا می شوند و نمی توانند در این لیست قرار گیرند.بهتر بود فیلم های اول در بخش جداگانه ای داوری می شدند، همان گونه که در دوره های قبل این اتفاق رخ می دادتهیه کننده فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من» ساخته هومن سیدی افزود: بهتر بود فیلم های اول در بخش جداگانه ای داوری می شدند، همان گونه که در دوره های قبل این اتفاق رخ می داد. با توجه به اینکه قوانین جشنواره فیلم فجر بدون ثبات و همیشه در حال تغییر است می توانستیم امسال این بخش را برای فیلم اولی ها داشته باشیم، چرا که بخش فیلم های اول در جشنواره به ثبات لازم رسیده بود و داوری درستی در مورد آنها صورت می گرفت و تبدیل به یک بخش فعال و گرم شده بود؛ بخشی که آثار بسیار خوبی در آن دیده می شد ولی متاسفانه این بخش از جشنواره فیلم فجر حذف شد.وی با اشاره به تاثیرگذاری نام صاحبان آثار در انتخاب فیلم های جشنواره فیلم فجر، عنوان کرد: معمولا نام کارگردان و تهیه کننده در حضور یک فیلم در جشنواره بسیار تاثیرگذار است و هر سال هم می بینیم که مثلا یک فیلمساز مطرح اثرش در جشنواره حضور دارد که اصلا هم فیلم خوبی نبوده است و تنها به دلیل نام فیلمساز، فیلمش در جشنواره پذیرفته شده است.نوروزبیگی اضافه کرد: این مساله می تواند به دلیل سفارش شدن فیلم به دبیرخانه نیز رخ دهد ولی امیدوارم امسال همانطور که دبیرخانه جشنواره اعلام کرده با برنامه ریزی و نظم در حال پیش برد کارها است، دیگر شاهد چنین اتفاق هایی نباشیم.تهیه کننده فیلم سینمایی «جاودانگی» ساخته مهدی فردقادری بیان کرد: البته نگاه هیات انتخاب تعیین می کند که چه فیلم هایی به جشنواره ورود پیدا کند و اگر به دنبال تغییراتی در جشنواره بودند باید همه موارد را مدنظر قرار داده و تغییر می دادند و نیاز به ترکیب هیات انتخاب متفاوت تری هم داشتیم.وی با اشاره به جشنواره سال گذشته توضیح داد: در دوره سی و پنجم جشنواره ملی فیلم فجر به واسطه تغییراتی که در سیستم انتخاب فیلم ها رخ داد و فیلم های اول و فیلم های کارگردانان شناخته شده را با هم داوری کردند، نظم جشنواره به هم ریخت و انتقادها و حاشیه هایی ایجاد شد. اگر فیلم اولی ها سرجای قبلی خود بودند، شاید بار این حواشی کمتر می شد و جشنواره تا این اندازه زیر سوال نمی رفت.هیچ گاه یک سمیناری از سوی دبیرخانه جشنواره برگزار نشد تا افرادی که تجربه شرکت در جشنواره را دارند نظرات خود را بیان کنندنوروزبیگی افزود: متاسفانه مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر در دوره های مختلف کار خود را می کنند و به تجربه و پیشنهادهای سینماگران توجه نمی کنند. هیچ گاه یک سمیناری از سوی دبیرخانه جشنواره برگزار نشد تا افرادی که تجربه شرکت در جشنواره را دارند نظرات خود را بیان کنند. در واقع هیچگاه نظرخواهی درستی از سینماگران نشده است تا بتوانیم در زمینه برگزاری جشنواره به یک ثبات برسیم و هر بار با تغییر مدیر، تمام ساز و کار جشنواره به هم می ریزد.تهیه کننده فیلم «بهمن» با اشاره به اینکه انگیزه رقابت در جشنواره فیلم فجر از سینماگران گرفته شده است، گفت: من به عنوان یک تهیه کننده تنها به احترام رسمی ترین جشنواره کشور، فیلم های خود را برای حضور ارائه می کنم تا از جشنواره فیلم فجر حمایت کنیم، اما دیگر انگیزه ای برای رقابت وجود ندارد و این انگیزه را از ما گرفته اند. سینماگران آنقدر که به فکر بعد از جشنواره هستند به فکر خود جشنواره نیستند و به جایی رسیده ایم که برخی از فیلمسازان مطرح آثار خود را به جشنواره ارسال نمی کنند.به گفته وی، شان جشنواره باید توسط مدیران و سیاستگذاران آن حفظ شود و سلایق شخصی این رویداد را تحت تاثیر قرار ندهد.موافق این تعداد فیلم هستم اما به شرطی که از اول می گفتند که تنها یک چهارم فیلم های تولیدی سینمای ایران می توانند در جشنواره حضور داشته باشند، پس فیلم ها را آنقدر خوب بسازید تا بتوانید در این لیست قرار بگیریدنوروزبیگی در پایان با بیان اینکه کاهش تعداد فیلم ها می تواند هیجان را از جشنواره فیلم فجر بگیرد، گفت: این تعداد فیلم هیجان را نسبت به دوره ای که بیش از ۳۰ فیلم نمایش داده می شد، کم می کند. با این روش شاید با روزی ۲ یا ۳ فیلم روبه رو شویم و گرمی جشنواره نسبت به سال های گذشته گرفته می شود. از طرفی هم موافق این تعداد فیلم هستم اما به شرطی که از اول می گفتند که تنها یک چهارم فیلم های تولیدی سینمای ایران می توانند در جشنواره حضور داشته باشند، پس فیلم ها را آنقدر خوب بسازید تا بتوانید در این لیست قرار بگیرید. همچنین استثنایی نیز قائل نمی شدند که کدام کارگردانی نامش پشت یک فیلم است.شاید با ارزیابی تولیدات سینمایی به عدد ۲۲ رسیدندمحمد خزاعی که تجربه دبیری سی و امین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر و تهیه کنندگی فیلم های مختلفی را برعهده دارد نیز درباره سوژه گزارش به خبرنگار مهر گفت: اگر تعریف درستی از جشنواره فیلم فجر و سیاستگذاری آن داشته باشیم می توانیم به درستی پاسخ این پرسش را بدهیم که ظرفیت تعداد فیلم هایی که می توانند در جشنواره شرکت کنند چه اندازه است.وی با تاکید بر اینکه شکل و شمایل برگزاری جشنواره بین المللی فیلم فجر نسبت به جشنواره هایی که در کشورهای دیگر برگزار می شود متفاوت است، بیان کرد: اینکه ما بخواهیم از جشنواره های دیگر برای برگزاری جشنواره فجر الگو بگیریم کار اشتباهی است. قطعا جشنواره بین المللی فیلم فجر؛ می گویم جشنواره بین المللی چون همچنان مخالف جداسازی بخش ملی از بخش بین المللی هستم و معتقدم این جداسازی ضربه بزرگی به این جشنواره زد و می توان آن را یک اشتباه استراتژیک دانست، در کنار این که یک جشنواره معتبر سینمایی برای هنرمندان کشور است فضایی را برای جشن های انقلاب فراهم می کرد و نمونه چنین استقبال مردمی را در کمتر جشنواره خارجی شاهد بودیم به گونه ای که مردم صف های طولانی برای دیدن فیلم ها تشکیل می دادند و همه مردم درگیر این رویداد هنری می شدند و اخبار این جشنواره را دنبال می کردند.شاید به این نتیجه رسیده اند که آثار سینمای ایران امسال سطح کیفی خوبی ندارند و همین تعداد فیلم برای حضور در جشنواره کافی است یا اینکه دوستان به این نتیجه رسیده اند که به دلیل تغییر مکان کاخ جشنواره، ظرفیت تعداد نمایش بیشتر را ندارندتهیه کننده «به وقت شام» ساخته جدید ابراهیم حاتمی کیا که در جشنواره ملی فیلم فجر امسال حضور دارد، ادامه داد: تعیین اینکه چه تعداد فیلم در جشنواره حضور داشته باشد برعهده سیاستگذاران جشنواره است و شاید این دوستان قبل از برگزاری جشنواره و براساس ارزیابی که از وضعیت سینمای ایران داشته اند که شامل سطح کیفی آثار تولید شده است، به تعداد ۲۲ فیلم رسیده اند. شاید به این نتیجه رسیده اند که آثار سینمای ایران امسال سطح کیفی خوبی ندارند و همین تعداد فیلم برای حضور در جشنواره کافی است یا اینکه دوستان به این نتیجه رسیده اند که به دلیل تغییر مکان کاخ جشنواره، ظرفیت تعداد نمایش بیشتر را ندارند. به همین دلیل در حال حاضر نمی توان انتقاد جدی داشته باشیم که چرا دبیر جشنواره و یا شورای سیاستگذاری تصمیم به حضور ۲۲ فیلم گرفته اند.تهیه کننده فیلم سینمایی «قلاده های طلا» بیان کرد: نظر شخصی من این است که اگر حتی ۴۰ فیلم خوب که ویژگی های مناسبی برای حضور در جشنواره فیلم فجر دارند، داشته باشیم باید این ۴۰ فیلم در جشنواره حضور داشته باشند. البته این به آن معنا نیست که هر فیلمی باید در جشنواره حضور داشته باشد و باید دید فیلم ها شاخصه حضور در جشنواره فیلم فجر را دارند یا خیر. در چنین شرایطی اگر فیلم های خوبی تولید شده باشد اگر ۲۲ فیلم به ۲۷ فیلم هم برسد هیچ مشکلی ایجاد نمی شود. سطح کیفی آثار مشخص می کند چند فیلم می تواند در بخش مسابقه جشنواره حضور پیدا کند و این منطقی ترین شکل تصمیم گیری برای تعداد فیلم ها است.بگذاریم هیات انتخاب مشخص کند چه تعداد فیلم به جشنواره راه یابدوی با اشاره به اینکه در گذشته شاهد تصمیم گیری های اشتباه در جشنواره فیلم فجر بوده ایم و حتی برخی از آثار قابل اعتنا از بخش مسابقه خارج شدند ...

ادامه مطلب  

تقدیس فرقه ضاله و تمسخر ایرانیان در کن!  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: وحید مهریدر جشنواره امسال کن و در بخش «نوعی نگاه» فیلمی به نام «لرد» حضور دارد فیلمی به کارگردانی محمد رسول اف که هرچند ادعا می شود پروانه ساخت آن صادر شده است اما هنوز پروانه نمایش آن در داخل صادر نشده ضمن اینکه اجازه نمایش این فیلم در جشنواره فجر سال قبل هم داده نشد. با این حال گویا برای حضور این فیلم در جشنواره کن از سوی اداره نظارت پروانه نمایش جشنواره ای صادر شده است آن هم برای نسخه ای از فیلم که پر شده از طعنه و تمسخر به ایران و حتی تقدیس فرقه ضاله بهائیت. به مانند اغلب آثار جشنواره ای سال های اخیر سینمای ایران «لرد» هم تا توانس ...

ادامه مطلب  

بی عفتی و بی اخلاقی را نمی توان رفع توقیف کرد  

درخواست حذف این مطلب
با وجود اینکه آخر هفته گذشته برخی رسانه ها خبر رفع توقیف فیلم «خانه پدری» را با آب و تاب فراوان مخابره کردند اما صحبت های روز گذشته مدیر نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی از بی اساس بودن این خبر حکایت داشت.گروه سینما و تلویزیون: رفع توقیف فیلم «خانه پدری» در ادامه سلسله اخبار و اظهارنظرهایی که از تشکیل کمیته ای برای تعیین تکلیف فیلم های مسئله دار حکایت داشت بازتاب رسانه ای یافت کمیته ای که دقیقاً معلوم نبود قرار است از چه طریقی فیلم ها را از بند توقیف آزاد کند.به گزارش بولتن نیوز محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی پیش از انتخابات نوید ...

ادامه مطلب  

ساعت 5 عصر مهران مدیری + عکس های اختصاصی  

درخواست حذف این مطلب
«ساعت ۵ عصر» مهران مدیری در روز اول اکران خود با فروش ۷۰۰ میلیون تومان رکورد فروش روز اول اکران را به نام خود ثبت کرد و حالا خیلی ها منتظرند ببینند اولین ساخته مهران مدیری که قطعا به فروش میلیاردی می رسد، توان رقابت با فیلم هایی چون «گشت ۲» و «نهنگ عنبر ۲» را به عنوان پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران دارد یا نه؟ ساعت ۵عصر فیلم کارگردانی است که بسیاری او را برای ساخت سریال های پرببیننده طنز تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی تحسین کرده اند. شب های برره، مرد هزار چهره، قهوه تلخ، مرد دوهزار چهره، پاورچین، ببخشید شما و ساعت خوش تعدادی از همان سریال های خوش ساختی هستند که چه در زمان پخش شان و چه بعدها برای خیلی ها خاطره ساختند و آنها را خنداندند. بیراه نیست که هم آنها که طرفدار سر سخت مهران مدیری هستند و هم آنها که کمدی او را دوست ندارند کنجکاو اولین ساخته او در مقام کارگردانی یک فیلم سینمایی هستند؛ فیلمی به نام «ساعت ۵ عصر» که از اولین روزهای پیش تولید تا همین روزهای اولین اکران حاشیه های فراوانی داشته است.مهران مدیری و نشست فیلمی که هنوز مجوز ساخت نداشتچهارم شهریور سال گذشته خبرنگاران و عکاسان در حالی در نشست خبری فیلم «ساعت ۵ عصر» شرکت کردند که این فیلم نه تنها پروانه ساخت نداشت که حتی کارگردان آن هم مجوز کارگردانی برای ساخت فیلم سینمایی را دریافت نکرده بود. شرکت در نشست فیلمی که هنوز مجوز ساخت نداشت همان قدر عجیب بود که میزبان در برابر چشم همه سیگارش را روشن کند و با لبخند جواب گوی سوالات آنها باشد. و او کسی نبود جز مهران مدیری.سیگار کشیدن مهران مدیری آن روزها به تیتر اول رسانه ها تبدیل شد و حتی بعضی ها می پرسیدند مارک سیگار مهران مدیری چیست. برای عده ای هم سوال بود که علت سیگار کشیدن مهران مدیری در یک نشست خبری چیست؟کارگردان «قهوه تلخ» که پیش تر از آن گفته بود از کارهای تلویزیونی خسته است، اهالی رسانه را دور خود جمع کرده بود تا درباره همه حرف و حدیث های اولین فیلم سینمایی اش بی واسطه و صریح صحبت کند و به گفته خودش «این نشست برای رفع تمام حدس و گمان ها درباره فیلم سینمایی «ساعت 5 عصر» برگزار شد تا اطلاعات صحیح درباره این اثر در اختیار اهالی رسانه قرار گیرد.»خروجی فیلم نباید به گونه ای شود که مردم بگویند تو در سریال سازی موفق تر هستی، پس برو همان سریال هایت را بساز. این به نظر من فاجعه است.(مهران مدیری/نشست خبری 4 شهریور 95)یک تصمیم هشت سالهمدیری در آن جمع از تصمیمی هشت ساله برای ساخت یک فیلم سینمایی گفت که هر بار بنا به دلایلی امکان آن را نیافته است. او در حالی حضور گروه بازیگران سریال هایش را در فیلمش رد کرد که بازی سیامک انصاری را برای نقش اول فیلم قطعی دانست و اعلام کرد کنار انصاری ۷۰۰ بازیگر دیگر هم در فیلمش مقابل دوربین خواهند رفت و خودش هم در سکانس هایی کوتاه در فیلم بازی خواهد کرد. کارگردان «شب های برره» در این نشست گفت امیدوار است فیلمش از برگزیدگان جشنواره فیلم فجر باشد و موفقیت سریال سازی اش در فیلم سازی هم تکرار شود: «خروجی فیلم نباید به گونه ای شود که مردم بگویند تو در سریال سازی موفق تر هستی، پس برو همان سریال هایت را بساز. این به نظر من فاجعه است.»مدیری دراین نشست توضیح داد که ایده «ساعت 5 عصر» مربوط به سه سال قبل و فیلمنامه در حال نوشتن است و زمان فیلمبرداری اولین فیلم سینمایی اش را در فاصله توقف ضبط برنامه «دورهمی» و بین ۱۱ تا ۱۵ مهرماه پیش بینی کرد.مهران مدیری و ماجرای دنباله دار مجوز ساخت و کارگردانیبی مجوز ساخت و کارگردانی پیش تولید فیلم شروع شد. منابع آگاه از تهیه کنندگی سامان مقدم و فیلمبرداری محمود کلاری اطلاع دادند و خبر رسید که عوامل فیلم از جمله مهران مدیری در حال بازبینی لوکیشن های فیلم ساعت ۵ عصر هستند. روابط عمومی فیلم دست به کار شد و همان طور که انتظار می رفت همه شایعه ها را تکذیب کرد: « تا زمان صدور پروانه ساخت هیچ پیش تولیدی برای ساعت پنج عصر انجام نمی شود.» اما منابع آگاه خبرهای دیگری هم داشتند:اینکه در راه صدور مجوز ساخت مشکلاتی وجود دارد. اول اینکه امکان همکاری تهیه کننده اول با کارگردان اول وجود ندارد. به همین دلیل سامان مقدم تهیه کنندگی این فیلم را برعهده گرفته است.موضوع بعدی فیلمنامه است. شورای پروانه ساخت درباره شخصیت اصلی فیلم ایراداتی وارد دانسته و مهران مدیری باید فیلمنامه اصلاح شده را دوباره در اختیار شورا بگذارد.نکته مهم دیگر انتقاد اداره نظارت و ارزشیابی به مدیری و عوامل «ساعت ۵ عصر» بود. اینکه چرا در حالی که نه فیلم پروانه ساخت داشته و نه مدیری مجوز کارگردانی دریافت کرده است، پیش تولید فیلم آغاز شده است و حتی نشست خبری هم برگزار کرده اند.فیلم سینمایی ساعت پنج عصر، اوایل آذرماه 1395 در لوکیشن آپارتمانی در نیاوران کلید خورد.با همه این حرف ها عاقبت ۲۶ آبان پروانه ساخت اولین فیلم سینمایی مهران مدیری صادر شد. اما هنوز یک مشکل وجود داشت: مجوز کارگردانی. شاید عده ای خیال می کردند که مدیری با سابقه طولانی در ساخت سریال های تلویزیونی و حتی شبکه نمایش خانگی نیازی به مجوز کارگردانی نداشته باشد. اما محمدرضا فرجی مدیرکل دفتر سینمای حرفه ای سازمان سینمایی این موضوع را رد کرد و گفت: «همه کارگردانان فیلم اول به دریافت مجوز کارگردانی نیاز دارند و آقای مهران مدیری هم چندی پیش تقاضای مجوز کارگردانی خود را به وزارت ارشاد ارسال کرد که صلاحیت ایشان در دست بررسی است.»با این حال فیلمبرداری «ساعت ۵ عصر» بدون مجوز کارگردانی اوایل آذر در آپارتمانی در نیاوران کلید خورد و سرانجام ۱۵ روز بعد شورای پروانه ساخت معاونت ارزشیابی و نظارت با تقاضای کارگردانی مهران مدیری و ۱۹ نفر دیگر موافقت کرد.حاشیه های اکران فیلم «ساعت ۵ عصر» و اینکه چرا به جشنواره فیلم فجر نرسیدفیلم مهران مدیری می توانست یکی از اتفاقات مهم سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر باشد اما طولانی شدن فیلمبرداری آن و پایان مهلت تحویل فیلم ها به دفتر جشنواره باعث شد فیلم از ماراتن جشنواره باز بماند. حالا طرفداران پرشمار مهران مدیری باید منتظر پایان ساخت و دریافت پروانه نمایش فیلم می شدند. تعطیلات نوروز زمان طلایی اکران برای فیلمسازان و تهیه کنندگان به حساب می آید اما این اتفاق برای «ساعت ۵ عصر» رخ نداد چرا که برای این فیلم پروانه نمایش صادر نشد.علی سرتیپی در کنار سیامک انصاریزمان مناسب بعدی می توانست اکران عید فطر باشد. سوم اردیبهشت خبر رسید که پروانه نمایش «ساعت ۵ عصر» با انجام اصلاحیه هایی صادر شده است. علی سرتیپی مدیرعامل دفتر پخش فیلمیران در این باره گفت: « تلاش می کنیم تا شرایط لازم برای اکران فیلم در عید فطر را مهیا کنیم.» اما این بار هم «ساعت ۵ عصر» روی پرده نرفت.زمان اکران فیلم، بعد از پایان نمایش «نهنگ عنبر ۲» تعیین شده بود.بر اساس مصوبه شورای صنفی نمایش اکران فیلم مدیری بعد از پایان نمایش «نهنگ عنبر ۲» تعیین شده بود. سرتیپی درباره تعویق نمایش «ساعت ۵ عصر» به ایلنا گفت: « در حال حاضر فیلم «نهنگ عنبر ۲» در هفته پنجم اکران خود قراردارد و قرار است پنج هفته دیگر نیز اکران شود. همچنین با توجه به اینکه هفته های اکران در ماه مبارک رمضان محاسبه نمی شود، بنابراین اکران فیلم «نهنگ عنبر ۲» تا بعد از عید فطر ادامه دارد و هر زمان که اکران این فیلم تمام شود فیلم «ساعت ۵ عصر» در گروه سینمایی قدس اکران می شود.»فیلم نامه را خشایار الوند نوشته بود، روی پوستر اسم مدیری آمددر این میان حاشیه ها در کنار اخبار رسمی به راه خود می رفتند. پوستر فیلم «ساعت ۵ عصر» منتشر شد. نام مهران مدیری به عنوان نویسند ...

ادامه مطلب  

سریال های ترکی کاملا بر سینمای ایران تاثیر گذاشته اند /10 سال سر صحنه کات نگفته بودم  

درخواست حذف این مطلب
شهرام مکری معتقد است؛ بسیاری از فیلم های ایران و جهان اطلاعات بسیار کمی به مخاطب می دهند. به گزارش خبرنگار ایلنا، شهرام مکری، کارگردان جوان اما خوش فکر سینما بعد از ساخت فیلم هایی همچون "ماهی و گربه" و "اشکان انگشتر متبرک"، فیلم سینمایی "هجوم" را کارگردانی کرده است. فیلمی که در جشنواره های مختلف مورد اقبال قرار گرفت و هم اکنون نیز در گروه هنر و تجربه اکران شده. به همین مناسبت با مکری گفتگو کرده ایم. همیشه ابتدا به فرم فکر می کنم بعد به داستان اگر در فیلم های قبلی همچون ماهی و گربه یک داستانی وجود داشت که برای روایت آن یک فرم خاصی را انتخاب کرده بودید؛ به نظر می رسد در هجوم فرم تبدیل به متن فیلم شده است؟در تمام فیلم هایی که کار کرده ام ایده اولی که برای ساخت فیلم درنظر می گرفتم، فرمی بود و هدف اولم طراحی کردن یک فرم بود و بعد عنصر کمرنگی به نام داستان را به آن اضافه می کردم. امروز نیز برای ساخت هجوم یک ایده و داستانی در ذهنم داشتم که آن را در قالب فرم ارائه کردم که ممکن است روکش داستان داشته باشد یا شکل دیگری. در هجوم فکر می کردم چگونه می شود یک فیلم را در قالب پلان سکانس ساخت که مثلا در زمان خَم به وجود آورد. تفاوتی که این فیلم با فیلم ماهی و گربه دارد؛ این است که اتفاقا داستان در این دو فیلم فرق می کند یعنی هر دو فیلم فرم مشابهی دارند اما در ارائه و در رویکرد به داستان تفاوت دارد. فرم خودش می تواند تولیدکننده محتوا باشدباتوجه به متنی که ابتدای فیلم منتشر شده و شروع آن، مخاطب تصور می کند با یک داستان آخرالزمانی روبه روست اما در ادامه می بینیم این وضعیت ثابت نیست و فیلم هم خط داستانی مشخصی ندارد. داستان هم به سمت عملی تخیلی یا فیلم های خون آشامی حرکت می کند؟خیلی وقت ها مخاطب وقتی راجع به محتوا صحبت می کند منظورش داستان است یعنی اگر فیلمی محتوا ندارد یعنی این فیلم داستان ندارد. زیرا مخاطب محتوا را از طریق داستان به دست می آورد. سینمای کلاسیک و نئوکلاسیک آمریکا نیز یک فرم طراحی می کند و آن فرم را ثابت نگه می دارد ولی روکش آن را که داستان است، تغییر نمی دهد. مثلا وقتی ما درباره ساختار سه پرده ای صحبت می کنیم و می گوییم که فیلم باید در ده دقیقه اول قهرمان خود را معرفی کند، نتیجه آن این است که داریم درباره فرم صحبت می کنیم. در سینمای آمریکا این فرم ثابت ماند و داستان تغییر کرد. در نتیجه مخاطب به فرم کاری نداشت و فقط داستان را پیگیری می کرد و این سوءتفاهم به وجود آمد که ما وقتی درباره محتوا صحبت می کنیم یعنی داریم درباره داستان صحبت می کنیم و اگر فیلمی داستان نداشته باشد یعنی محتوا ندارد. درحالیکه فرم خودش می تواند تولیدکننده محتوا یا معنی باشد. فیلمی مانند هجوم یک ایده ای دارد اینکه داستانی را باتوجه به آشنایی ذهن مخاطب شروع به روایت می کند و در ابتدا مثلا مخاطب تصور کند با یک فیلم آخرالزمانی روبه رو است اما به تدریج هر چه جلو تر می رویم از آن فضایی که مخاطب در ذهن خود ساخته، فیلم فاصله می گیرد. در مواجهه مخاطب با فیلمی مانند هجوم، تماشاچی همه داشته های خود را درباره ژانر وسط می گذارد و مثلا وقتی می بیند فیلم با المان های آخرالزمانی شروع شده، همه داشته های خود را درباره این نوع فیلم ها به کار می برد تا آن را تحلیل کند. اما هرچه فیلم جلو تر می رود به تماشاچی گفته می شود که فضای فیلم فقط آخرالزمانی نیست و بعد از چند دقیقه تبدیل به یک فیلم پلیسی می شود، یعنی مادام که از فضای آخرالزمانی جدا می شود دائم تغییر شکل می دهد و موضوعات دیگری را در پیش می گیرد. یعنی بستر اولیه فیلم ؛ آثار آخرالزمانی است در ادامه تبدیل به فیلم پلیسی می شود و بعد از چند دقیقه تبدیل به یک فیلم خون آشامی و بعد تبدیل به فیلم های پررمز و راز و دلهره آور و ناگهان تبدیل به یک فیلم تجربی می شود.از نظر من اینکه مخاطب و منِ سازنده نتوانم فیلم هجوم را حول یک محور و ژانر مشخص تعریف کنم ویژگی فیلم است البته می دانم که این مدل فیلم می تواند برای مخاطب ناآشنا باشد و به مخاطب بگوید تصوری که از فیلم دارد درست نیست و هر لحظه فیلم از تصور او فاصله می گیرد. ایده اصلی در طراحی فیلم هجوم این بود که هرچه را به دست می آوریم بعد از چند لحظه مخالف آن را می بینیم و این طراحی از ابتدا برای فیلم صورت گرفته است. فیلم ها اطلاعات کمی به مخاطب خود می دهندبه نظر می رسد هجوم نسخه پیچیده تر ماهی و گربه است یعنی فیلمساز به مخاطب خود می گوید تو فیلم دیگری از کارگردان ماهی و گربه را مشاهده می کنید در عین حال هر آنچه درباره آن فیلم می دانید را باید از ذهن خود بیرون بریزید. اگر در ماهی و گربه خط داستانی تقریبا مشخص بود و مخاطب می توانست آن را پیگیری کند اما در هجوم اطلاعات زیادی به بینندگان داده می شود به شکلی که انگار مخاطب در وسط رینگ ایستاده و هر لحظه از هر گوشه ای یک ضربه ای به او زده می شود و این خطر وجود دارد که مخاطب از هم بپاشد؟دقیقا با این تعریفی که شما می کنید، موافقم. مخاطب و تماشاگر در این فیلم تحت هجوم اطلاعات قرار می گیرد. زمانی که به اسم فیلم فکر می کردم به این نتیجه رسیدم که عنوان فیلم برای من معنی هجوم اطلاعات و دیتا را می دهد، اطلاعاتی که به سمت تماشاچی پرتاب می شود. از این منظر هجوم برایم یک واکنش است نسبت به سینمای کم اطلاعات.بسیاری از فیلم ها در سینمای ایران و جهان اطلاعات کمی به مخاطب خود می دهند و جای اطلاعات در فیلم های دنیا چه آثار هنری و چه آثار تجاری کم است. آنها تلاش دارند با کمترین خط اطلاعاتی جلو بروند درحالیکه مثلا سریال های موفق دنیا حجم زیادی از اطلاعات را به مخاطب منتقل می کنند. مثلا در فیلمی مانند مدمکس حجم اطلاعاتی که به مخاطب داده می شود در این حد است که گروهی از افراد می خواهند به یک سرزمین موعود برسند و به دنبال پیدا کردن آن سرزمین می روند ولی آن را پیدا نمی کنند و بازمی گردند. یا مثلا در فیلم هایی مانند اونجرز و جنگی یک موجود پلیدی به زمین حمله کرده و انسان های خوب می خواهند از زمین در برابر این موجود دفاع کنند. نتیجه این میزان اطلاعات کوتاه این است که مخاطب نباید چیزی بیش از سرگرمی روی پرده تماشا کند.در سینمای هنری نیز ایده های داستان های مینیمالیستی انگار همه سینما های دنیا را قبضه کرده است و مخاطب یک فیلم می بیند و انتهای فیلم باید نتیجه بگیرد که مثلا دروغ گفتن یا خیانت بد است. یا نتیجه خط داستانی این می شود که یک خانواده باید دور هم جمع شوند. من در هنگام نگارش فیلمنامه هجوم و ساخت آن به این فکر می کردم که چگونه می شود حجم اطلاعاتی را که می خواهم به مخاطب بدهم، افزایش بدهم و قصد داشتم ببینم تماشاچی تا کجا می تواند فیلم را ادامه بدهد و آن را رها نمی کند و امروز ما چه میزان می توانیم در سینما به تماشاچی اطلاعات بدهیم و مطمئن باشیم که تماشاچی فیلم را رها نمی کند و تجربه اصلی برای من در فیلم هجوم این بود که امتحان کنم آیا همانقدر که من متوجه اطلاعات فیلم هجوم می شوم تماشاگر نیز متوجه این اطلاعات می شود یا خیر؟متاسفانه یک ایده ای در بین بسیاری از سینماگران وجود دارد و اینکه زندگی اطراف ما بسیار پیچیده است و سینما باید این زندگی را ساده کند. درحالیکه من فکر می کنم اینگونه نیست و وقتی زندگی ما بسیار پیچیده است و مغز ما سعی می کند تا پیچیدگی را بفهمد، نمی توانیم انتظار داشته باشیم سینما بسیار ساده باشد. متاسفانه این سادگی هر روز نیز بیشتر می شود. یکی از مشکلاتی که سینمای ایران امروز گریبانگیر آن است تاثیری است که سریال های ترکی روی آن گذاشته اند. سریال های ترکی با حجم اطلاعات بسیار کم و خط داستانی بسیار ساده ساخته می شود به شکلی که شما می توانید قسمت اول سریال را ببینید و اگر ۱۰ قسمت این سریال را نبینید و قسمت یازدهم را ببینید، متوجه می شوید که هیچ اطلاعاتی را از دست نداده اید. خودِ من هر سال عید به دیدن مادرم می روم و مادر من این سریال ها را دنبال می کند. من عیدِ سال گذشته به دیدن مادرم رفتم و قسمت هایی از یک سریال ترکی را دیدم امسال نیز دوباره که به دیدنش رفتم قسمت های دیگری از آن سریال را دیدم و متوجه شدم در طول یک سال هیچ اطلاعاتی را از دست نداده ام. همین مساله سینمای ما را نیز به خطر انداخته است. بسیاری از فیلمسازان فکر می کنند که حجم اطلاعات در فیلم ها می تواند به همین اندازه کم و خلاصه باشد. بسیاری از فیلم های سینمایی را براساس همین مبنا کار می کنند و اتفاقا پرفروش نیز می شوند. یکی از لذت های کار هنری ترس از عدم اقبال مخاطب استشاید مخاطب به دلیل حجم زیاد اطلاعات ناگهان فیلم را رها کند اما در هجوم این مساله رخ نمی دهد آیا تصور نمی کنید بخشی از اینکه مخاطب تا انتهای فیلم می نشیند اعتماد به فیلمساز آن است؟اگر این اعتماد و اعتقاد وجود داشته باشد بسیار خوشحال خواهم شد. امروز مثلا شش هزار فیلم در دنیا ساخته می شود و اگر این فیلم ها به خوبی تبلیغ شوند و تماشاچی آن ها را ببیند؛ شاید فقط ۷۰۰ فیلم این امکان را داشته باشد که مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد و طبیعی است که برای هر فیلمسازی جای خوشحالی دارد که جزو این ۷۰۰ فیلم باشد. اگر این مساله برای من اتفاق افتاده باشد جای خوشحالی دارد اما آن را نتیجه ماهی و گربه نمی بینم بلکه بیشتر نتیجه فیلم های قبل تر و به خصوص فیلم های کوتاه خودم می دانم و بیشتر آن نیز مدیون معرفی اهالی رسانه و توجه منتقدان به فیلم های ماست.سالی که فیلم اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر را ساختم و در جشنواره فیلم فجر در بخش ویدئویی به نمایش درآمد که بخش اصلی نبود و حتی فردی فرصت نمی کرد که فیلم های این بخش را تماشا کند اما فیلم اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر با توجه به اهمیتی که رسانه ها به آن دادند با استقبال خوبی همراه شد. در همان سال این فیلم در کنار فیلم درباره الی ساخته اصغر فرهادی و بی پولی از حمید نعمت الله به سئانس فوق العاده رسید یعنی می خواهم بگویم همه بک گراند فیلم هجوم به ماهی و گربه باز نمی گردد بلکه سابقه آن بسیار عقب تر است. بنابراین اگر در گام اول مخاطب به من اطمینان کند و فیلم را ببیند تا اینجا برای من بسیار خوشایند است البته میزان تماشاچی اینگونه فیلم ها در سینمای ایران زیاد نیست و اگر فیلمی مانند ماهی و گربه در میان انبوه فیلم هایی که اکران می شود و مخاطب ندارند؛ ۲۰۰ هزار تماشاچی داشته باشد برای من جای خوشبختی است. زیرا توانسته ام ۲۰۰ هزار نفر را از میان یک جامعه ۸۰ میلیونی به سینما بکشانم.به هر حال این ترس از مخاطب وجود دارد که آیا هر بار به منِ فیلمساز اعتماد می کند یا خیر. و البته لذت کار هنری نیز همین است که نمی توا ...

ادامه مطلب  

نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زاده  

درخواست حذف این مطلب
اولین تمرین تیم فوتبال سپاهان اصفهان با منصور ابراهیم زاده سرمربی جدید این تیم ظهر سه شنبه دهم بهمن ماه در مجموعه فردوس اصفهان و با حضور هواداران این تیم برگزار شد.تصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهیم زادهتصاویر نخستین تمرین سپاهان با هدایت ابراهی ...

ادامه مطلب  

کامل ترین راهنمای دانلود از یوتیوب |  

درخواست حذف این مطلب
یوتیوب شبکه ای اجتماعی مملو از فیلم های آموزشی و تفریحی است که اگر یک حساب سر انگشتی داشته باشید، باید ۳۲ بار به دنیا بیایید و زندگی کنید تا بتوانید تمام فیلم های آن را ببینید. این آمار، مربوط به دو یا سه سال پیش است و بدین صورت می توان حدس زد که اوضاع در حال حاضر چگونه است.از سوی دیگر مردم دنیا به جستجو در موتورهای جستجو رغبت بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند و در این میان بعد از گوگل، یوتیوب به عنوان دومین موتور جستجوگر بزرگ دنیا به شمار می آید.انواع محتوا در یوتیوب کدامند؟تبلیغاتمعمولا یوتیوب را به عنوان یک مخزن پر از فیلم می شناسیم و غیر از این هم چیزی نیست اما معمولا برخی از ویدیو ها صرفا صوتی هستند و پس زمینه ای ثابت دارند. معمولا ابزارهایی وجود دارد که به شما کمک می کند هنگام دانلود کردن از یوتیوب، صرفا صدا یا فیلم ها را دانلود کنید.بنابراین می توان گفت که در یوتیوب دو نوع محتوا وجود دارد.۱- فیلم۲- صدا ( مبتنی بر فیلم )یکی از دغدغه های مهم کاربران یوتیوب این است که بتوانند فیلم های مورد علاقه خود را از این موتور بزرگ جستجو دانلود کنند. به هر دلیلی یوتیوب این امکان را آزاد نگذاشته است.در این مقاله گویا آی تی به شما کمک می کند تا با انواع روش های دانلود از یوتیوب آشنا شوید و هر کدام را که مایل هستید انتخاب کنید.youtube red و دانلود قانونی از یوتیوبyoutube red یا یوتیوب قرمز نسخه ای از یوتیوب است که به شما اجازه می دهد، به ازای ثبت نام در در آن فیلم های یوتیوب را دانلود کنید. در حقیقت در youtube red خود این شبکه به شما دسترسی به دکمه دانلود داده و می توانید محتویات آن را دانلود کنید.نکته ای که در استفاده از youtube red مورد توجه قرار می گیرد این است که، ثبت نام در آن مبتنی بر هزینه است و استفاده از آن رایگان نیست.اما روش های رایگان دانلود از یوتیوب دیگری هم وجود دارد که در ادامه می خوانید:دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت های کمکیمعمولا افراد از طریق مرورگر هم به مشاهده فیلم یوتیوب می پردازند و بعید نیست که بخواهند همان موقع فیلم هایی را دانلود کنند. اگر از youtube red استفاده نمی کنید به کمک چند وب سایت می توانید سریع فیلم ها را دانلود کنید. این وب سایت ها به قرار زیر می باشند:genyoutubeclipconverter.ccsavefrom.netdownvids.netyoo downloadtelechargerunevideoy2mateآموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت genyoutubeروش استفاده از این وب سایت بسیار ساده است و از مزایای آن این است که به محض اینکه لینک فیلم مورد نظر خود را در این وب سایت ارائه می کنید، به شما دسترسی دانلود انواع فایل ها از ویدیوی مورد نظر را می دهد.برای شروع روی لینک سایت کلیک کنید و وارد سایت شوید. در مرحله اول، با صفحه ای مطابق عکس زیر مواجه می شوید:همانطور که در عکس بالا مشاهده می کنید، در ابتدای این وب سایت، یک کادر جستجو وجود دارد.در این قسمت می بایست، لینک فیلم مورد نظرتان را در یوتیوب پیدا کرده و در این قسمت paste کنید و در نهایت اینتر را بزنید:بعد از این که اینتر را زدید، این وب سایت لینک فیلمی که می خواهید آن را دانلود کنید را ارائه می کند. کافی است روی آن یک کلیک کنید تا آن را برای دانلود آماده کنید:به محض اینکه روی فیلم کلیک کنید، به شما امکان پخش و دانلود فیلم داده می شود. لیستی که در عکس بالا مشاهده می کنید، در زیر تمام ویدیو هایی که می خواهید دانلود کنید نمایان می شود. کافی است که نوع مورد نظر خود، و حجم ارائه شده را بررسی کنید و تنها با یک کلیک، فیلم را دانلود کنید و روی سیستم خود ذخیره کنید.به کمک این وب سایت می توانید، فیلم ها را به صورت صوتی، و یا به صورت کاملا تصویری دانلود کنید.آموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت clipconverterclipconverter سایت دیگری است که به سادگی به شما کمک می کند تا فیلم های مورد علاقه خود در یوتیوب را دانلود کنید. برای شروع کار کردن با این ابزار آنلاین و رایگان برای دانلود فیلم های یوتیوب، کافی است روی لینک آن کلیک کنید تا صفحه ای مطابق عکس زیر برایتان نمایش داده شود:در عکسی که در بالا مشاهده می کنید، گزینه های مختلفی وجود دارد که لازم است ابتدا در مورد آن چیزهایی بدانید.در کادر اول، لازم است که لینک فیلم مورد نظر را وارد کنید.در قسمت conversion format می توانید فرمت و قالب فیلمی که می خواهید دانلود کنید را مشخص کنید. این امکان به شما اجازه می دهد که فیلم را به صورت کامل یا به صورت صوتی دانلود کنید.پس برای تست این سایت، ابتدا لینکی را وارد می کنیم:در این جا من لینک مورد نظر را وارد کردم، و در قسمت پایین مشخص کردم که می خواهم فیلم را در فرمت ۳gp دانلود کنم. با مشخص کردن حالت کانورت فیلم، آپشن های دیگری نیز ارائه می شود که می توانید به تناسب نیاز خود آن ها را تنظیم کنید و بعد روی دکمه continue کلیک کنید ( در مقابل قسمتی که لینک را وارد می کنید ) تا فرمت های ۳gp با رزولوشن های مختلف به شما ارائه شود:در این جا به تناسب کیفیت، یکی از آپشن ها را انتخاب کنید و بعد روی دکمه download کلیک کنید.بدین صورت فیلم مورد نظر به راحتی دانلود می شود.آموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت savefrom.netsavefrom وب سایت دیگری است که با رابط کاربری ساده به شما کمک می کند فیلم های مورد نظر خود از یوتیوب را با یک کلیک دانلود کنید آن هم به صورت کاملا رایگان.روی لینک این سایت کلیک کنید و در صفحه اول، وقتی که صفحه ای مطابق زیر را دیدید، لینک فیلم را در کادر ابتدایی قرار داده و اینتر را بزنید:بعد از این که اینتر را فشردید، به شما آپشن های قابل دانلود نمایش داده می شود که به صورت زیر است:همانطور که مشاهده می کنید، در مقابل دکمه دانلود، امکان دانلود فیلم به دو حالت وجود دارد که اگر روی آن کلیک کنید، آپشن ها نمایش داده می شود:همانطور که مشاهده می کنید، امکان دانلود در ابتدا به صورت آنلاین محدود است ولی به کمک گزینه more و یا دکمه سمت راست به شما اجازه دانلود اپلیکیشن داده می شود تا با امکانات بهتری بتوانید فیلم های تان را دانلود کنید.آموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت downvids.netdownvids.net وب سایت چهارمی است که می خواهم روش دانلود فیلم یویتوب در آن را به شما آموزش دهم. بدون معطلی روی لینک آن کلیک کنید تا وارد سایت downvids.net شوید.در ابتدا در سایت مورد نظر، کمی آموزش شیوه دانلود را نگاشته اند اما لب کلام این است که، لینک مورد نظر خود را در کادر وارد کنید.قبل از دانلود، دو انتخاب دارید.اول اینکه فرمت ویدیو خود را در قسمت select video format مشخص کنید که البته کاملا محدود است.در نهایت اگر بخواهید از فیلم مورد نظر فقط صدا را ذخیره کنید گزینه mp3 را کلیک کنید.در نهایت روی گزینه download کلیک کنید تا فیلم مورد نظر دانلود شود.آموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت yoo downloadyoo download ابزار آنلاین دیگری است که امکان دانلود ویدیوی یوتیوب را به شما می دهد. برای شروع کار با yoo download روی لینک آن کلیک کنید و در صفحه ای که مطابق عکس زیر باز می شود، لینک فیلم را وارد کنید:بعد از این که لینک را وارد کردید، روی دکمه download در سمت راست باکس کلیک کنید تا عملیات پردازشی شروع شود. بعد از چند ثانیه با آپشن های مختلفی برای دانلود مواجه می شوید:در این آپشن ها گزینه مورد نظر خود را پیدا کنید ( انواع فرمت ها ) و بعد روی دکمه سبز رنگ دانلود در مقابل هر آپشن دلخواه کلیک کنید. حتی می توانید به طور مستقیم، با کمک گزینه آخر یعنی convert to mp3 فایل مورد نظر را تنها به صورت صوتی دانلود کنید.آموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت telechargerunevideotelechargerunevideo هم یکی از ساده ترین ابزارهای آنلاین و رایگان برای دانلود فیلم و صوت از یوتیوب است. برای شروع کار بعد از کلیک بر لینک ورود سایت telechargerunevideo کادری به شما نمایش داده می شود که محل قرار دادن لینک در آن است:در کادر لینک را وارد کرده و بعد اینتر را بزنید تا لینک های دانلود برای شما نمایش داده شود:در این جا انواع آپشن ها نمایش داده می شود. می توانید به راحتی، گزینه مورد نظر را انتخاب کنید و بعد روی دکمه پایین کلیک کنید تا لینک دانلود فراهم شود.آموزش دانلود فیلم های یوتیوب از طریق وب سایت y2mateاین وب سایت هم از ساده ترین سایت هایی است که تنها با یک کلیک فیلم های به ظاهر دانلود نشدنی را دانلود می کند. برای این که این سایت را تست کنید ابتدا وارد سایت شده و لینک مورد نظر را وارد کنید و بعد آپشن های قابل دانلود را در همان صفحه انتخاب کنید و بعد در نهایت دانلود را شروع کنید.همانطور که مشاهده می کنید می توانید به سادگی، از تب های بالا فرمت مورد نظر خود را انتخاب کنید و با مقایسه حجم های دانلودی، متناسب ترین دانلود به تناسب شرایط خود انتخاب کنید. دکمه های سبز دانلودی که در مقابل هر آپشن قرار دارد به شما امکان دانلود را می دهد.در انتها یک گزینه جدید وجود دارد که امکان دانلود فیلم به صورت صوت را فراهم می کند.بهترین اپلیکیشن ها برای دانلود فیلم از یوتیوب در اندرویدبرای اینکه از طریق گوشی و تبلت های اندرویدی خود بتوانید فیلم های یوتیوب را دانلود کنید، توصیه می کنیم که این چند اپلیکیشن را تست کنید.برای نصب این اپلیکیشن ها چند راه دارید.اول اینکه در مارکت های داخلی یا گوگل پلی، نام این اپلیکیشن ها را سرچ کنید و بعد در صورت وجود آن ها را دانلود کنید.دوم اینکه اگر در مارکت ها امکان دانلود وجود نداشت، از طریق لینکی که برای معرفی هر اپلیکیشن ارائه می شود، وارد سایت اصلی شده و اپلیکیشن را دانلود کنید. در چنین حالتی برای نصب اپلیکیشن باید از قبل وارد بخش settings > security شده و گزینه unknown sources را فعال کنید.اپلیکیشن اندرویدی videoder برای دانلود فیلم از یوتیوباین ابزار اندرویدی نه تنها به شما کمک می کند که فیلم های یوتیوب را دانلود کنید بلکه اجازه می دهد از سرویس دهنده های دیگری مثل facebook و instagram فیلم دانلود کنید.videoder در حقیقت اجازه می دهد در فرمت ها و کیفیت های مختلف و متناسب با نظر خود، فیلم را دانلود کنید.برای دانلود فیلم از طریق این اپلیکیشن دو راه دارید.راه اول:ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و ان را اجرا کنیدلینک فیلم مورد نظر را در قسمت جستجو وارد کنیدبا این کار برنامه عملیات پردازشی را انجام داده و آپشن های خود نظیر فرمت ها و کیفیت های مختلف را ارائه می کند تا بتوانید از طریق آن مورد دلخواه خود را دیده و انتخاب کرده و دانلود کنید.راه دومکافی است فیلمی را که درحال دیدن آن هستید، با گزینه به اشتراک گذاری، به این برنامه ارسال کنید و به اشتراک گذارید. بلافاصله با انجام این کار، یک پنجره پاپ آپ باز می شود و امکان دانلود برای تان فراهم می شود.برای دانلود videoder کلیک کنیداپلیکیشن اندرویدی tubemate برای دانلود فیلم از یوتیوبtubemate اپلیکیشنی عالی برای اندروید است که به شما کمک می کند با ساده ترین حالت ممکن، فیلم های خود را از یوتیوب یا هر سرویس دهنده دیگر دانلود کنید.این اپلیکیشن دارای یک بروزر داخلی است که اجازه می دهد فیلم ها را در سرویس دهنده های مختلف مورد بررسی قرار دهید.از امکانات این اپلیکیشن امکان دانلود فیلم از سایت های مختلف، مثل یوتیوب، در فرمت ها و کیفیت های مختلف است. البته شما می توانید از فیلم های مورد نظر فقط صدا نیز دانلود کنید.در این اپلیکیشن نیز دو راه برای دانلود فیلم ها وجود دارد.راه اول:ابتدا وارد اپلیکیشن شوید و از طریق بروزر داخلی اپلیکیشن، وارد سایتی شوید که می خواهید فیلم های آن را دانلود کنید.فیلم مورد نظر را پیدا و انتخاب کنید.اپلیکیشن در این مرحله فرمت ها و کیفیت های مختلف را به شما ارائه می کند و شما می توانید به راحتی روی لینک دانلود کلیک کنید.راه دوم:در این روش شما می توانید از طریق اپلیکیشن یوتیوب، به سادگی، فیلم مورد نظر را با این نرم افزار اندرویدی به اشتراک بگذارید و سریع لینک دانلود را مشاهده کنید.فیلم ها بعد از دانلود روی مموری گوشی شما به صورت اتوماتیک ذخیره می شود و می توانید با نرم افزار فایل منجر ویدیو ها را مدیریت کنید.برای دانلود tubemate کلیک کنیداپلیکیشن اندرویدی keepvid برای دانلود فیلم از یوتیوبkeepvid یکی از بهترین دانلود کننده های فیلم ها یوتیوب است که در مقایسه با سایر اپلیکیشن هایی که در این زمینه معرفی می شود، سرعت بیشتری در دانلود فیلم ها دارد. از طرفی keepvid مختص یوتیوب نیست و می توانید از آن برای دانلود فیلم از ۲۷ سایت اشتراک گذاری فیلم استفاده کنید.این برنامه دارای یک پلیر داخلی است که امکان پخش صدا و تصویر را فراهم می کند. رابط کاربری اپلیکیشن اند ...

ادامه مطلب  

معرفی فیلم های ابرقهرمانی سال 2018  

درخواست حذف این مطلب
در این مقاله به معرفی فیلم های ابرقهرمانی که در سال ۲۰۱۸ اکران می شوند، می پردازیم. ۵۵آنلاین :به نظر دوران رنسانس فیلم های برگرفته از کتاب های کمیک در هالیوود از تب وتاب نخواهد افتاد. هر ساله نه تنها از تعداد فیلم های بلاک باستری کمیکی کم نمی شود، بلکه قول ساخت فیلم های بیش تری نیز داده می شود. سردمداران ساخت این فیلم ها هم سه کمپانی مارول، برادران وارنر و فاکس، قرن بیستم هستند. سال ۲۰۱۸۸ نیز از این قاعده مستثنی نیست. اخیراً کمپانی فاکس اعلام کرد سه فیلم دیگر ابرقهرمانی هم خواهد ساخت و این یعنی باید سال ۲۰۱۸۸ را سال فیلم های ابرقهرمانی بنامیم. مطمئناً برای طرفداران این ژانر، تحمل انتظار برای اکران این فیلم ها، کاری بس دشوار است؛ در این مقاله علاوه بر معرفی بعضی از این فیلم ها، سعی می کنیم تاریخ اکران تقریبی آن ها را نیز اعلام کنیم.۱- black panther تاریخ اکران: ۱۶ فوریه ۲۰۱۸ (۲۷ بهمن ۱۳۹۶) – کمپانی مارولاولین فیلمی که در سال ۲۰۱۸ دروازه ی اکران فیلم های ابرقهرمانی را با ورود خود باز می کند، فیلم black panther است. چادویک بوزمن بازیگر نقش اصلی این فیلم خواهد بود و کارگردانی آن را نیز رایان کوگلر بر عهده خواهد داشت. در این فیلم بازیگرانی همچون مایکل بی جردن، لوپیتا یانگ، مارتین فریمن و آنجلا بَسِت، نقش آفرینی می کنند. ایده ی ساخت فیلم black panther اولین بار در سال ۱۹۹۲ مطرح شد و قرار بود ستاره ی دهه ی ۹۰، وسلی اسنایپس، نقش اصلی را در آن فیلم بر عهده داشته باشد، ولی خب این ایده به سرانجام نرسید تا اینکه در سال ۲۰۰۵ مارول باری دیگر ایده ی ساخت این فیلم را مطرح ساخت و سپس در سال ۲۰۱۴ به صورت رسمی ساخت فیلم black panther را اعلام کرد. شخصیت black panther با بازی چادویک بوزمن، اولین بار در فیلم captain america: civil war معرفی شد که در آن فیلم در جبهه ی تونی استارک (مرد آهنی) می جنگید. در فیلم خواهیم دید که تیچال (black panther) به واکاندا بازمی گردد، ولی خیلی زود متوجه می شود که فرمانروایی وی، هم از طرف افرادی در درون کشور و هم از سوی نیروهای خارجی مورد تهدید قرار گرفته است. مایکل بی جردن در این فیلم نقش اریک کیل مانگر، یک واکاندایی تبعید شده، را ایفا می کند که کینه ی تیچالا را بر دل دارد؛ یانگ هم نقش ناکیا را ایفا می کند. طبق آن چیزی که در کمیک های مارول نوشته شده، ناکیا عضوی از نگهبانان سلطنتی بود، ولی بعد از مدتی به تیچالا علاقمند شده و بعد از کش وقوس های زیاد در داستان، سعی می کند محبوب خود را بکشد! بعد از آن وی به همراه کیل مانگر به نیروهای مخالف ملحق شده و با به دست آوردن قدرت های فرابشری، تبدیل به شخصیت شرور مالیس می شود. اندی سرکیس هم نقش یکی از شخصیت های منفی در فیلم black panther، یعنی اولیس کلوئی (شخصیت klaw در کمیک)، را ایفا خواهد کرد. گویا کیل مانگر با شخصیت کلا (klaw) نیز مشکل دارد و انتظار می رود جنگی سه طرفه را در این فیلم شاهد باشیم. ۲- the flashتاریخ اکران: ۱۶ مارس ۲۰۱۸ (۲۵ اسفند ۱۳۹۶) – کمپانی دی سیفیلم the flash هنوز در مراحل اولیه ی ساخت قرار دارد. این فیلم ششمین فیلم از دنیای دی سی خواهد بود. شایعاتی از حضور بازیگر فیلم green lanternn یعنی هال جردن، نیز در این فیلم به گوش می رسد. گویا وی نقش یکی از شخصیت های فرعی را در این فیلم ایفا خواهد کرد که البته نقش مهمی در داستان فیلم خواهد داشت. هنوز اطلاعات چندانی از داستان فیلم در دسترس نیست. چندین بار نیز خبر لغو شدن ساخت این فیلم به گوش رسید که البته بعید به نظر می رسد. نویسنده این فیلم هری لمپرت است و تهیه کنندگی فیلم the flash نیز بر عهده ی جف جونز، جان برگ و ریچارد ساکل خواهد بود. ازرا میلر نقش بری الن (فلش) را ایفا خواهد کرد. گفتنی است شخصیت فلش در صحنه ای کوتاه از فیلم batman v superman: dawn of justice برای نخستین بار به نمایش درآمد.۳- new mutants تاریخ اکران: ۱۳ آپریل ۲۰۱۸ (۲۴ فروردین ۱۳۹۷) – کمپانی فاکس، قرن بیستمفیلم new mutants درباره ی مشتی نوجوان جهش یافته است که قرار است به عنوان اسپین آفی برگفته از مجموعه کمیک های x-man کار خود را بر پرده ی سینما آغاز کند. این گروه آموزش می بینند که چگونه قدرت های جهش یافته ی خود را کنترل کنند و در این راه، پروفسور چارلز اگزوویر، استاد آن ها خواهد بود. به نسبت فیلم doctor strange، در فیلم new mutants بیش تر به قدرت های فرابشری و عناصر مخفیانه و مرموز این ژانر تأکید خواهد شد و خب انتظار می رود با توجه به سن شخصیت ها، اتفاقات فردی که برای هر کدام رخ می دهد هم در فیلم نامه گنجانده شود. فیلم new mutants توسط جاش بُن کارگردانی می شود و اکنون در مراحل پیش تولید قرار دارد، ولی هنوز حضور بازیگر خاصی در آن تأیید نشده است. شایعات زیادی شنیده می شود که جیمز مک آووی در نقش قدیم خود، چارلز اگزوویر، حضور خواهد یافت و البته که انتخاب وی برای این نقش، انتخاب منطقی و هوشمندانه است. از دیگر بازیگرانی که احتمال می رود در این فیلم حضور یابند، ولی هنوز به صورت رسمی نام آن ها تأیید نشده است می توان دیگر ستاره ی فیلم split یعنی آنیا تیلور-جوی در نقش مجیک (magik) و میسی ویلیامز، بازیگر سریال game of thrones برای ایفای نقش ولفزبین (wolfsbane) اشاره کرد. گفته می شود فیلم new mutants در انتخاب و حضور شخصیت ها تا حد زیادی وفادار به کتاب کمیک این اثر بوده است. البته هنوز به صورت رسمی این گفته ها تأیید نشده است. از دیگر شخصیت هایی که ممکن است در این فیلم حضور داشته باشند می توان کنن بال (cannonball)، میراژ (mirage) و سان اسپات (sunspot) را نام برد. ۴- avengers: infinity war تاریخ اکران: ۴ مه ۲۰۱۸ (۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷) – کمپانی مارولخب از همین حالا می توان لقب بزرگ ترین، پرخرج ترین و البته مهم ترین فیلم ابرقهرمانی سال ۲۰۱۸ را به فیلم avengers: infinity war داد؛ نام بردن شخصیت هایی که در این فیلم بازی نمی کنند کاری به مراتب آسان تر است! آیرون من، کاپیتان آمریکا، وینتر سولجر، دکتر استرنج، نیک فیوری، هالک، هاوک آی، بلک ویدو، اسکارلت ویچ، اسپایدرمن، تانوس، ثور، لوکی، ویژن، پیتر کوئیل، نبیولا، درَکس، گامورا، گروت و... خیلی های دیگر در این فیلم پرهزینه حضور خواهند داشت. داستان فیلم avengers: infinity war، اتفاقات بعد از دو فیلم avengers: age of ultron و captain america: civil war را دنبال می کند. انتقام جویان هنوز هم بعد از اتفاقات فیلم civil warr جدا از هم به کار خود ادامه می دهند و روابط چندان حسنه ای با یکدیگر ندارند، ولی مجبور می شوند برای مقابله با تانوس، آنتاگونیست فیلم، با مجموعه بازیگران فیلم guardians of the galaxy در یک تیم قرار گیرند. تانوس در تلاش است سنگ های بی کرانگی را گرد هم آورده تا بتواند ساخت اسلحه ی فوق قدرتمند اینفیتی گانتلت (infinity gauntlet) را به پایان برساند. ممکن است در این فیلم خبری از پیچ وتاب های داستانی خیلی پیچیده ای نباشد (چیزی جز این هم انتظار نمی رود)، ولی خب طبق آنچه با نمایش اولین قسمت خود نشان داده است، به تنها چیزی که همیشه نیاز دارد، بازیگران و شخصیت های کمیکی بی شمار است! احتمالاً در این فیلم به آینده ی مجهول روابط تونی استارک و استیو راجرز پرداخته می شود و علاوه بر آن تنش ها و مشکلات حل نشده بین اعضای تیم نیز بخشی از داستان را تشکیل می دهد. در هر صورت جای شکی نیست که بدون توجه به کیفیت نهایی، فیلم avengers: infinity war یکی از بزرگ ترین و مهم ترین فیلم هایی است که در سال ۲۰۱۸ اکران می شوند (حداقل در گیشه). انتظار می رود برای خوب بودن این فیلم، مارول هر آنچه در چنته دارد به کار بندد. ۵- deadpool 2تاریخ اکران: ۱ ژوئن ۲۰۱۸ (۱۱ خرداد ۱۳۹۷) – کمپانی فاکس، قرن بیستمپس از انتشار تریلر فیلم deadpool 2، علاقمندان بی صبرانه منتظر اکران قسمت دوم این فیلم در واقع کمدی هستند! اکران قسمت اول deadpool، موفقیت بزرگی برای کمپانی فاکس به همراه داشت؛ این فیلم با بازی رایان رینولدز توانست به فروش جهانی ۷۸۳ میلیون دلار دست یابد و این یعنی زیاد هم نباید از شنیدن ساخت دنباله ی آن متعجب شویم. رایان رینولدز باز هم در نقش اصلی این فیلم در حقیقت ضدابرقهرمانی و درجه سنی r گرفته، بازی می کند و کارگردان هم دیوید لیچ خواهد بود. انتظار می رود در این قسمت هم ابرقهرمانان فیلم های این ژانر دست مایه ی طنز شوند که البته یکی از دلایل اصلی موفقیت قسمت اول نیز همین کلیشه ای نبودن برخورد با ابرقهرمانان بود. مورنا باکرین، بازیگر برزیلی الاصل زن قسمت اول اُمیدوار است در قسمت جدید این فیلم نیز در نقش ونسا حضور داشته باشد. تی.جی میلر هم از انتخاب خود به عنوان دوست نزدیک ویلسون، یعنی ویزل، مطمئن است. نکته ی جالبی که در مورد این فیلم علاقمندیم بدانیم این است که فاکس چگونه توانسته دو شخصیت کِیبل و ویلسون را در کنار هم قرار دهد. آن چیزی که در کمیک ها از کِیبل نشان داده شده است، از شخصیتی خشک و عصبانی حکایت دارد و این یعنی شاید داستانِ قسمت دوم کمی جدی تر از قسمت اول این فیلم باشد. شاید همین تغییر داستانی باعث شود نقش ویلسون در فیلم های بعدی x-men تفاوت زیادی با آنچه در قسمت اول deadpool دیدیم داشته باشد. در قسمت دوم deadpool هم باید منتظر کمپین های عجیب و خلاقانه طرفداران پیش از اکران این فیلم باشیم. رایان رینولدز مدت زیادی را صرف این شخصیت و مجموعه کرده است. با این حال باید منتظر ماند و دید که آیا قسمت دوم می تواند موفقیت قسمت قبلی را تکرار کند یا خیر. ۶- the incredibles 2 تاریخ اکران: ۱۵ ژوئن ۲۰۱۸ (۲۵ خرداد ۱۳۹۷) – کمپانی پیکساراز همان زمان اکران قسمت اول the incredibles در سال ۲۰۰۴، شایعات در مورد ساخت دنباله ی این انیمیشن وجود داشت. چیزی نزدیک به ۱۴ سال از آن زمان می گذرد و سرانجام تاریخ اکران فیلم جدید مشخص شده است. در واقع تاریخ اولیه ی اکران the incredibles 2 برای سال ۲۰۱۹۹ تعیین شده بود، ولی این مرتبه بجای تعویق، زمان اکران فیلم جلوتر افتاد و جای فیلم toy story 4 را گرفت که در سال ۲۰۱۹۹ قرار است اکران شود. هنوز هیچ چیزی از داستان قسمت دوم the incredibles نمی دانیم، ولی برد بیرد، کارگردان این فیلم، در همین حد گفته است که در فیلم نشان خواهیم داد انرژی زیادی که در این خانواده وجود دارد چطور وارد ژانر ابرقهرمانی می شود. هم هالی هانتر و هم ساموئل ال جکسون در این قسمت حضور دارند و به ترتیب صداپیشگی دو شخصیت الستی-گِرل و فروزون را بر عهده خواهند داشت. هنوز صحبتی از این موضوع به میان نیامده است که کریگ تی نلسون هم در نقش باب حضور خواهد داشت یا خیر. در مورد جان راتزنبرگر ...

ادامه مطلب  

می خواستم برای ابراهیم قیافه بگیرم اما ضایع شدم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، پهلوان بسیجی «ابراهیم هادی» از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب است. خبرگزاری میزان بُرش هایی از زندگی این قهرمان غریب کشورمان را که در کتاب «سلام بر ابراهیم ۲» گردآوری شده است، منتشر می کند.دعوااوضاع جوانان محله ما روزبروز بدتر می شد. هر روز غروب، دسته دسته جوان ها را می دیدیم که به سوی کاباره و مشروب فروشی ها می رفتند. هر روز هم تعداد این مراکز فساد در جنوب تهران بیشتر می شد. اهل دین و ایمان، روزبروز از تعدادشان کاسته می شد و در عوض، جوان های معتاد و مست، جای آنها را می گرفت!این اوضاع را در اوایل دهه پنجاه در محله خودمان شاهد بودم. من با اینکه در یک خانواده روحانی بزرگ شده بودم، اما در آستانه بلوغ، هر روز چنین جوانانی را در کوچه و محله می دیدم. شک نداشتم که این موج فساد، مرا هم با خود خواهد برد.مدت کوتاهی بود که به زورخانه حاج حسن نجار می رفتم. کمی زور بازو پیدا کردم. یک روز متوجه شدم که جوان های انتهای کوچه ما، برای عبور دخترها مزاحمت ایجاد کردند. برای همین با چند نفر از دوستانم مثل مهدی حسن قمی و (شهید) سید جواد مجدپور به سمت آنها رفتیم تا یک دعوای حسابی راه بیندازیم. مهدی با اینکه قد و هیکلش کوچک بود اما یک قمه با خودش آورد و داد و بیداد می کرد! کار بالا گرفت. هنوز به صورت جدی دعوا شروع نشده بود که چند نفری جلو آمدند و ما را آشتی دادند.یکی از کسانی که آن روز برای اولین بار دیدم، جوانی به نام ابراهیم هادی بود. ابراهیم از قبل با مهدی دوست بود و من را هم می شناخت، اما من او را ندیده بودم. آن دعوا باعث آشنایی و رفاقت ما با بچه های ته کوچه شد. ابراهیم بعد از اینکه موضوع دعوا به اتمام رسید، رو به من با لبخند گفت: «شما چیکاره ای، وقت بیکاری چه می کنی؟» گفتم: ما روزها سرکار توی بازار و شب ها می رویم زورخانه، اگه دوست داشتی شما هم بیا، نزدیکه، اون طرف خیابان، بغل مسجد سلمان. زورخانه ی حاج حسن نجار. ابراهیم قبول کرد و گفت: «انشاءالله شب خدمت می رسیم.»شب زودتر از قبل رفتم و خودم را آماده کردم. البته من تازه با این محیط ورزشی آشنا شده بودم. با خودم گفتم: بگذار وقتی ابراهیم می آید، بداند که من ورزشکار هستم و می توانستم توی دعوا همه را بزنم و ... کمی که از تمرین ما گذشت، ابراهیم با دوستانش وارد شدند. به محض ورود آنها، حاج حسن از جا بلند شد و گفت: به به، آقا ابراهیم هادی، خوش آمدی پهلوان، چه عجب این طرف ها... جا خوردم. من می خواستم برای ابراهیم قیافه بگیرم، اما ظاهراً او قبل از ما یک ورزشکار تمام عیار بوده!آن شب از دوستان شنیدم که ابراهیم در حال حاضر کشتی گیر باشگاه استاد شیرگیر است و یکی از کشتی گیران و باستانی کارهای آنجاست. خلاصه حسابی ضایع شدم. هیچ وقت فکر نمی کردم که ماجرای دعوای آن روز، چنین مقدمه ای برای آشنایی ما بشود. از آن روز رفاقت ما با ابراهیم آغاز شد. کمی که گذشت، یکباره دیدم که شب و روز ما با هم گره خورده. ابراهیم تمام زندگی ما شده بود.ابراهیم از من دوسال بزرگتر بود. او مثل یک بزرگتر، تمام حواسش به من و امثال من بود. کجا می رویم؟ با کی می گردیم و ... به جرأت می گویم، با اینکه در خانواده ای بسیار مذهبی بزرگ شدم، اما اگر مراقبت های ابراهیم از ما نبود، معلوم نبود که چنین عاقبتی پیدا کنم. شک نداشتم اگر خداوند ابراهیم را در مسیر زندگی ما قرار نمی داد، فساد حاکم بر جوانان آن دوران، ما را هم نابود می کرد.بگذارید بیشتر توضیح بدهم. جوانی مثل ابراهیم، وجود خودش را درآن دوران، وقف هدایت امثال ما نمود. ما صبح تا عصر در بازار مشغول بودیم. نماز مغرب را که درمسجد می خواندیم، با ابراهیم و چند نفر از دوستان راهی زورخانه می شدیم.بعضی شب ها تا ساعت دوازده شب مشغول ورزش بودیم. بطوری که وقتی به منزل می آمدم، از زور خستگی سریع خوابم می برد. یعنی فرصتی برای همراهی با دوستان فاسد محله نداشتم.ابراهیم، تمام وقت من و امثال من را پر کرد. روزهای تعطیل با هم به کوه می رفتیم. بعضی ...

ادامه مطلب  

«بیبی راننده»؛ فیلمی با سر و شکل سرخوشانه  

درخواست حذف این مطلب
ادگار رایت در «بیبی راننده» ساختار اصلی و اساسی فیلم های جنایی مثل «سامورایی» ژان پی یر ملویل و «راننده» والتر هیل را با پوششی از فیلم های عامه پسند ترکیب کرده. رایت سلیقه صوتی و بصری منحصر به فردش را (که در فیلم هایی مثل «شان در میان مردگان» و «پلیس خفن» شاهدش بودیم) با ضدقهرمان های کم حرف و قدرتمند فیلم های اکشن و جنایی کلاسیک تلفیق کرده و از این طریق ترکیبی سرگرم کننده و جذاب ساخته. تاثیرگذاری این فیلم در بهترین حالت، شبیه تاثیری است که ترکیب گاز خنده و آدرنالین روی بدنمان می گذارد.فیلمی با سر و شکل سرخوشانه مثل این، باید هم شبیه یک رانندگی پر از هیجان و بی وقفه به نظر برسد که در آن حقه های نبوغ آمیز یکی پس از دیگری رو می شوند. و «بیبی راننده» واقعا هم به این صورت است. بیبی (اسنل الگورت)، این راننده متخصص فرار بامهارت و بیبی فیس، از آهنگ های راک و پاپ برای ریتم بخشیدن به زندگی اش استفاده می کند؛ آهنگ هایی که بیبی در مجموعه آیپادهایی که دارد گوش می دهد، در موقعیت های مختلف هم نقش شلیک شروع مسابقه را برایش ایفا می کند، و هم نقش مترونوم، تایمر یا وسیله ای برای تنظیم حرکاتش.اوج شوخ طبعی و هیجان فیلم جایی است که بیبی در بحبوحه یک سرقت، سعی می کند قبل از این که پایش را روی گاز فشار دهد و حرکت کنند، آهنگی را که پخش می کرده به اولش بیاورد تا زمان بندی و ریتم حرکاتش با موسیقی هماهنگ بماند.فیلم در آتلانتا می گذرد و داستان اصلی اش به سادگی و آسان گویی یک کامیک بوک جنایی دهه پنجاهی است. بیبی در می یابد که اگر در یک سرقت دیگر به عنوان راننده همکاری کند، بدهی ای را که به مغز متفکر ماموریت ها یعنی دکتر (با بازی کوین اسپیسی) دارد صاف خواهدکرد. و درست زمانی که ماموریت آخر را به انجام رسانده و فکر می کند که دیگر کارش با سرقت ها تمام شده، دکتر او را دوباره وارد بازی می کند (نان اسپیسی در فیلم احتمالا به استیو مک کویین در «گریز» و سام جافی در «جنگل آسفالت» ارجاع می دهد).باقی ماجراهای فیلم مانند راننده ساده و بدون پیچیدگی های عجیب و غریب جلو می روند. مثلا دکتر هیچ وقت برای سرقت هایی که طراحی می کند یک تیم ثابت را به کار نمی گیرد و همین به رایت این فرصت را داده که مدام شخصیت های فرعی گروتسک مختلفی را به فیلم بیاورد و بعد هم به طریقی حذفشان کند. گروه کلیدی و اصلی ماجرا تعدادی از پرمدعاترین و عجیب و غریب ترین خلافکاران هستند که در راسشان جیمی فاکس در نقش بتس قرار دارد. کاراکتری که حقیقتا ترسناک است و عملا روان پریش به حساب می آید و در آخر هر خاطره ای که تعریف می کند کسی کشته می شود! جان هم در نقش بادی، یک عضو سابق وال استریت ظاهر شده که به همراه دارلینگ (با بازی ایزا گونزالز) یک زوج عشقیِ کارتونی تشکیل داده اند و هردویشان هم جامعه ستیزهایی بی رحم هستند.برعکس فیلم های ملویل یا هیل، رایت خانه و زندگی شخصی قهرمانش را هم به ما نشان می دهد که در آن با پدر ناتنی ناشنوا و زمین گیرش زندگی می کند. ما الوین و تنها عشق زندگی اش را هم می بینیم؛ یک پیش خدمت دوست داشتنی به اسم دبورا (لی لی جیمز) که دوست دارد وقتی کار می کند آواز هم بخواند.فیلم همچنین یک گذشته درست و درمان هم به کاراکتر بیبی می دهد. زمانی که او پسربچه ای بیش نبوده، در صندلی عقب ماشینشان نشسته و شاهد تصادف مرگباری بوده که حین جر و بحث پدر و مادرش رخ داده و منجر به مرگشان شده. اتفاقی که باعث شده بیبی دچار وزوز دائمی گوش شود و فقط وقتی مغزش را در موسیقی غرق کند می تواند از شر این وزوز خلاص شود.رایت این اتفاق فاجعه بار را در فلاش بکی پُرزدوخورد ارائه می دهد و طی اینسرت کات هایی که اینجا و آنجا در طول فیلم می بینیم، مادرش را زنی مهربان و همچنین خواننده مورد علاقه او معرفی می کند (عشق به موسیقی در ژن اوست.) خیلی کم پیش می آید که چنین پیش زمینه های روانی سنگینی با اجرایی سرخوشانه و سرحال مثل این فیلم به نمایش دربیایند. با این حال کنجکاوی برانگیرترین بخش های فیلم وقت هایی است که رایت معماهای کوچکی را بین اکشن پرسر و صدای فیلم می گنجاند. مثلا ما مدام منتظریم ببینیم چه زمانی عوارض حادثه ای که برای بیبی رخ داده کنار می رود و نبوغش را در انتخاب موسیقی و راندن ماشین می بینیم. گرچه صحنه سرقت سریع و پرتنشی که ابتدای فیلم می بینیم آن قدری که رایت فکر می کند سکانس جذاب و نقس گیری در نیامده، اما ماشین قرمز و براق بیبی به طرز شگفت انگیزی خیره کننده و چشم نواز است، و یک لحظه خیلی خوب هم دارد که در آن رایت حقه سه ماشین قرمز شبیه هم را در اتوبان برای گمراه کردن پلیس نشانمان می دهد. ولی این سکانس معرفی طوری طراحی شده که نشانمان دهد وقتی یک سرقت مثل ساعت دقیق جلو برود چطور می شود. و این مسئله غیرقابل حلی است در فیلم.همان طور که تدوینگر فیلم پل مکلیس در این شماره «سینما ادیتور» توضیح می دهد: «خیلی از لحظه های اکشن فیلم طوری طراحی شده اند که با ریتم آهنگ ها هماهنگ باشند. و این چالش بزرگی بود چون ما می خواستیم اتفاق ها با ضرباهنگ ها بیفتند، ولی هم زمان جوری به نظر نرسد که انگار از قبل همه چیز طراحی شده و مصنوعی است».واضح است که رایت و مکلیس (و تدوینگر دیگر فیلم، جاناتان آموس) از پس این چالش برآمده اند. ولی فکر نمی کنم موفق شده باشند در تمام صحنه ها آن طور که انتظار می رود عمل کنند. هرکدام از صحنه های تعقیب و گریز فیلم ضرب های ریتمیک خودش را دارد، ولی وقتی کلی نگاه کنیم، تعداد سکانس زیاد است و ممکن است برخی از آنها تکراری به نظر برسند. چون گاهی انگار همه چیز بیش از حد با مهارت اجرا می شود. صحنه اوج فیلم هم نه در ابتدای آن است و نه در گره گشایی نهایی آن، بلکه در میانه های فیلم است. جایی که اولین بار می بینیم یکی از سرقت ها با مشکل رو به رو می شود: خرابکاری هایی که قدرت کمیک و غریزی فیلم را نمایان می کنند. با این که در نهایت ایده های جسورانه فیلم ته می کشد، وقتی جاه طلبی رایت را برای تسخیر قلبمان و یا ایجاد هیجان می پذیریم، می بینیم که فیلم تعلیق کامیک بوکی مخصوص به خودش را ایجاد می کند. مثلا این که بیبی چطور می خواهد از همکاری اجباری با سارقان دم دمی مزاج و عصبی جان سالم به در ببرد و هم زمان روحیه اخلاق مدارش را حفظ کند؟ یا رایت چگونه خواهد توانست مسیر فیلم را سمت یک پایان خوش سوق دهد؟تا موقعی که رایت ایده های بصری و کارگردانی نوآورانه خودش را ارائه می دهد، فیلم شبیه یک خیال پردازی باانرژی عمل می کند. در یکی از صحنه های پرجنب و جوش ابتدایی، وقتی تعقیب و گریز افتتاحیه فیلم به پایان می رسد، بیبی با پای پیاده سمت کافی شاپی به اسم اکتان می رود تا برای اعضای گروه قهوه بخرد. و رایت این ماموریت کوچک او را تبدیل به یک باله خیابانی می کند. الگورت تلفیق جذابی از ظرافت و یک سرخوشی بی تکلف نشانمان می دهد و هر جا قدم می گذارد، با آهنگی که در هندزفری اش گوش می دهد یک رقص دونفره با دوربین و آدم های دور و برش در پیاده رو برپا می کند. رایت حتی پدر ناتنی بیبی (جو) را پیرمردی ناشنوا معرفی می کند و از این طریق زبان اشاره بین این دو تبدیل به یکی دیگر از ابزارهای نمایش و حرکت می شود. اجرای جونز در این نقش گرم و گیرا درآمده. او کاری می کند تا صحنه ای که جو دستش را روی بلندگو می گذارد تا ریم موسیقی مورد علاقه بیبی را با دستش حس کند، تبدیل به انسانی ترین لحظه فیلم شود.اولین صحنه بیبی و دبورا خیلی زود در دل مخاطب جا باز می کند، که بخشی زا آن به خاطر مهارت لی لی جیمز در نمایش زیبایی سرخوشانه و جوانانه ای است که دارد. او از اسم بیبی خوشش می آید چرا که برخلاف اسم خودش یعنی دبورا، یک عالمه آهنگ وجود دارد که درش از اسم «بیبی» استفاده شده. اما هرچه فیلم جلوتر می رود ما چیز بیشتری از او نیم فهمیم. رابطه آن دو از یک سو نقش چیزی را که بیبی نگران از دست دادنش است ایفا می کند و از طرف دیگر سوی امیدوارکننده و فانتزی فیلم را پررنگ می کند، ولی خیلی پرداخته نمی شود. «بیبی راننده» خیلی سعی در راضی نگه داشتن مخاطب دارد. به طرز عجیبی در همه اتفاقات فیلم حتی وقتی با آدم بدهای خشن و خطرناک سر و کار داریم، چیزی برای به دست آوردن دل تماشاچی ها گنجانده شده. جوری که انگار رایت با شیوه شیطنت آمیز خودش سعی کرده تک تک مخاطبان علاقه مند به اکشن را راضی نگه دارد. اما چیزی که باعث شده فیلم به طور کامل از دست نرود، روحیه اساسا سرخوشانه و پر از انرژی رایت (و الگورت) است. در «بیبی راننده» حرکات نمایشی الگورت به طرز سرخوشانه ای رو و نمایشی است. چه زمانی که در خیابان ها می راند و چه زمانی که با گفت و گوهای ضبط شده آهنگ میکس می کند، موفق شده بدون این که مصنوعی به نظر برسد اجرایی نمایشی ارائه دهد. بازی اسپیسی اما قابل مقایسه با او نیست. خشک و حساب شده بازی کرده. انگار خودش می دانسته نقش آدم های بدبین را که سرنخ همه چیز هم دستشان است زیادی باز کرده. اجرای جان هم هرچه فیلم جلوتر می رود، اغراق شده تر می شود. هر دویشان انگار ساز دیگری می زنند و جدا از باقی بازیگران می ایستند.رایت هنرمند بااستعدادی در زمینه هجو موضوعات عامه پسند است، اما انگار همیشه موفق نمی شود بین هجو ژانرها و وسوسه بازتولید مولفه های تکراری شان یکی را انتخاب کند. فیلم های پارودی اش تقریبا بامزه درآمده، اما وقتی بر می گردیم و نگاهشان می کنیم، می بینیم که بعضی وقت ها هیجان و بامزگی کمتری از فیلم هایی که مسخره شان کرده دارند (فیلم سال 1978 فیلیپ کافمن «حمله جسددزدها» که خودش بازسازی فیلم دان سیگل در سال 1956 بوده، به طور قطع از فیلم آخرالزمانی «پایان دنیا» رایت که در 2013 ساخته شوخی های بهتری دارد و ترسناک تر هم درآمده).آن طور که خود رایت می گوید، هدفش این بوده که «فیلمی تند و تیزتر بسازد که به آثاری مثل «نقطه گریز» و فیلم های والتر هیل ارجاع دهد. وقتی صحنه های اکشن فیلم آغاز می شود، داستان با شتاب بیشتری پیش می رود و خشونت آن هم بیشتر می شود و آسیب های جانبی واقعی شخصیت ها را تهدید می کند». اگرچه الان، تنها آسیب جانبی، انتظارات بالای ما از فیلم است.سال ها تعیین کننده اند نه روزهاگفت و گو با ادگار رایت درباره ایده ها و فیلم هایی که روی «بیبی راننده» تاثیر گذاشتندمارک کرکوئد؛ سایت اندساند، جولای 2017ترجمه: پوریا شجاعیادگار رایت فیلمنامه نویس و کارگردان مثل ضدقهرمان های ریزنقش فیلم دوست داشتنی «پسر رمبو» (2007) که در آن نقش گذرایی ایفا می کرد، از زمان کودکی تا امروز مشغول فیلمسازی بوده. وقتی نوجوان بود و در سامرست زندگی می کرد فیلم های کوتاه سوپر 8 می ساخت، تا این که استاپ موشنی به اسم «می خواهم به سینما بروم» ساخت درباره عدم دسترسی افراد معلول به سینماها و در برنامه تلویزیونی شنبه صبح «روی آنتن می رویم!» (going live!) داوران را تحت تاثیر قرار دارد و به خاطرش یک دوربین ویدئویی هندی کم جایزه گرفت. بودجه اولین فیلم بلندش، «مشتی پر از انگشت»، را که یک فیلم شانزده میلی متری و هجویه ای بر ژانر وسترن بود، سردبیر یک روزنامه محلی با پولی اندک تامین کرد. به رغم بازخوردهای نه چندان خوب، این فیلم توجه مت لوکاس و دیوید ویلیامز را به خود جلب کرد، که رایت با آنها سریال کمدیِ آیتمی «پوره و نخود» (1996- 1997) را کار کرد.بعد از آن رایت در چند سریال دیگر هم فعالیت های تلویزیونی اش را ادامه داد. از جمله سریال کالت «جداافتاده» (1999-2001) با بازی سایمون پگ و نیک فراست که بین مردم هم طرفدار پیدا کرد. رایت، پگ و فراست با همدیگر بعدها سه گانه «بستنی قیفی با سه طعم» را ساختند: فیلم کمدی رمانتیک و زامبی محورشان «شان در میان مردگان» (2004)، کمدی روستایی «پلیس خفن» (2007)، و «پایان دنیا» (2013) که یک جمع بندی خشن و پرسر و صدا برای این سه گانه بود.در سال 2010 «اسکات پیلگریم علیه دنیا» (که با اقتباس از رمان های تصویری برایان لی اومالی ساخته شده بود) اولین شکست سنگین تجاری رایت شناخته شد. اگرچه بعدها فیلم به اثری محبوب هواداران تبدیل شد و الان طرفداران پر و پاقرصی مثل طرفداران نمایش «راکی هارور» دارد.رایت در سال 2014 و بعد از این که تنها چند ماه قبل از شروع فیلمبرداری «مرد مورچه ای از آن پروژه بکشد، سراغ «بیبی راننده» رفت؛ پروژه ای شخصی که از سال ها قبل فکر ساختنش بوده.«بیبی راننده» درباره راننده مخصوص فرار از موقعیت های سرقت است (با بازی انسل الگورت) که برای کم کردن وزوز گوشش از آهنگ هایی که در آیپادش دارد استفاده می کند؛ وزوزی که از زمان تصادفی که در زمان کودکی اش داشته تا الان همراهش است. این فیلم متاثر از علاقه رایت به فیلم هایی مثل راننده (1978) والتر هیل و «برادران بلوز» (1980) جان لندیس است؛ دو فیلمی که در برنامه car car land که رایت برای نمایش در بنیاد فیلم بریتانیا ترتیب داده هم حضور دارند. ششمین فیلم رایت که هم فانتزی های موزیکال «اسکات پیلگریم» را دارد، هم مولفه های اکشن «پلیس خفن» و هم کمدی تلخ و شیرین «شان در میان مردگان» را، عملا تلفیقی پرجنب و جوش است از سبک بصری کمیک او با برخی صحنه های تعقیب و گریز ماشنیی تاثیرگذار در خیابان ها و آزادراه های آتلانتا.طرفداران رایت شباهت هایی مضمونی بین این فیلم و ویدئوکلیپی که او برای آهنگ blue song از گروه «مینت رویال» ساخت پیدا می کنند. ویدئویی که در آن نوئل فیلدینگ حین این که در ماشین مخصوص فرار از سرقت منتظر نشسته تا نیک فراست، مایکل اسمایلی و جولین بارات سرقتشان را بکنند، با آهنگی که پخش می کند خودش را سرگرم می کند. اینجا و در این فیلم، آهنگ هایی مثل «جایی برای فرار نیست» از گروه «مارتا و واندلاها» گرفته تا radar love از گروه «گوشواره طلایی» کار می کنند که صحنه های اکشن تبدیل به سکانس های باله ای شوند که خیلی خوب طراحی شده اند. تیم بازیگران پرستاره فیلم، در کنال انسل الگورت که نقش بیبی را ایفا می کند، شامل مجموعه متنوعی از کاراکترهای بی اعصاب و نامتعادل است؛ از جمله جیمی فاکس در نقش بتس، جان هَم در نقش بادی، ایزا گونزالز در نقش دارلینگ و جان برینتال در نقش گریف. همه شان هم زیر دست دکتر (کوین اسپیسی) هستند که یکی از آن رییس خلافکارهای باظرافت است. لیلی جیمز هم که نقش دبورا را بازی می کند؛ پیش خدمتی که دلش می خواهد «در ماشینی که نمی تواند بخرد و با برنامه ای که ندارد» رانندگی کند و به جاده بزند، فیلم را به سبک «داستان عاشقانه واقعی» تونی اسکات نزدیک می کند. رایت که دوباره با فیلمبردار همیشگی اش بیل پاپ همکاری کرده، در این فیلم گروهی گروهی از بدلکاران خبره (درین پرسکات، رابرت ناجل، جرمی فرای) و همچنین یک طراحی رقص (رایان هافینگتون) را کنار خودش جمع کرده تا فیلمی بسازد که چند ژانر مختلف را با هم ترکیب می کند. فیلمی که با نمایشش در فستیوال «جنوب به جنوب غربی» (sxsw) در ماه مارس تشویق و تحسین همه را برانگیخت. وقتی در لندن با رایت ملاقات کردم، او به شدت خوشحال و سرحال بود- که قاعدتا به خاطر بازخوردهای اولیه مثبتی بود که از نمایش فیلم دریافت کرده- و آماده بود تا با شور و علاقه یک فیلم بین که هیچ وقت از ذوق و شوقش نسبت به این رسانه کاسته نمی شود، درباره سینما صحبت کند. «بیبی راننده» مشخصا بار کمدی کمتری نسبت به فیلم های قبلی شما دارد. موقع ساختش حس می کردید که یک تغییر مسیر در جریان فیلمسازی تان است؟آره. عمدا این کار را کردم. ایده فیلم از مدت ها قبل در پس ذهنم بود. حتی از قبل «شان در میان مردگان» و سریال «جداافتاده». شکل گ ...

ادامه مطلب  

عکس: میلاد پیامبر | عکس پروفایل تولد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)  

درخواست حذف این مطلب
عکس: میلاد پیامبر | با نزدیک شدن به سالروز ولادت پیامبر ختمی مرتبت و امام صادق (ع)، پیروان خاندان نبوت در این روزها پروفایلشان را نیز به نام مبارک پیامبر (ص) و امام صادق (ع) مزین می کنند. مجموعه ای از بهترین عکس ها و عکس نوشته های میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع) را برای شما گردآوری کرده ایم که در ادامه مشاهده می کنید.بیشتربخوانید: انشاء درمورد هفته وحدت .بیشتربخوانید: سخنان رهبری درمورد هفته وحدت .بیشتربخوانید: انشاء درمورد ولادت پیامبر اکرم .بیشتربخوانید: مقاله درباره حضرت محمد .بیشتر بخوانید: شعر درمورد ولادت حضر ...

ادامه مطلب  

نقد فیلم deadpool 2 - ددپول ۲  

درخواست حذف این مطلب
بزرگ ترین دلسردی سینمایی سال ۲۰۱۸ را بهتان معرفی می کنم: deadpool 2. این فیلم در حالی کلیشه های بد سینمای ابرقهرمانی را به سخره می گیرد که خودش از آنها تشکیل شده است. همراه نقد زومجی باشید.هشدار: این متن داستان فیلم را لو می دهد.«ددپول ۲» (deadpool 2) ضعیف ترین و بی در و پیکرترین فیلم کامیک بوکی ای است که از زمان «جوخه ی انتحار» (suicide squad) دیده ام. بله، می دانم جایی در این میان عمل شنیعی به اسم «جاستیس لیگ» (justice league) هم وجود دارد. ولی اهمیتی ندارد. یا «جاستیس لیگ» آن قدر بد است که وقتی داشتم جمله ی اول را می نوشتم اصلا بهش فکر نمی کردم و اصلا آدم حسابش نکردم که در این مقایسه نقشی داشته باشد یا «جاستیس لیگ» آن قدر بهتر از «ددپول ۲» است که به طور ناخودآگاه مجبور شدم برای پیدا کردن فیلم ضعیفی در حد و اندازه اش از روی آن عبور کنم و به عقب تر بروم. خودتان هرکدام را که دوست داشتید انتخاب کنید. مهم این است که هر انتخابی کنید، چیزی درباره ی اصل مطلب تغییر نمی کند. درست شنیدید: «ددپول ۲» اگرچه مثل قسمت اول با ماموریتِ نجات دادن طرفداران فیلم های ابرقهرمانی از شر فیلم های بی رمق و پاستوریزه و کُند و حوصله سربرِ این روزها وارد میدان شد، اما هرچه قسمت اول در این کار موفق شده بود، قسمت دوم نه تنها شکست خورده است، بلکه خودش هم به جمع همان فیلم هایی که قصد انتقاد کردن ازشان را داشت پیوسته است. خب، حالا که از نظرم کلی ام درباره ی فیلم آگاه شدید و اگر با آن مخالف هستید، اما تحمل خواندن چیزی به جز تعریف و تمجید از فیلم را ندارید می توانید همین الان با خیال راحت این صفحه را ببندید و بروید. من منتظر می ایستم. (به ساعتش نگاه می کند). (تلگرامش را چک می کند). (پُستی درباره ی افزایش قیمت دوغ در عرض چهار روز می خواند و سرش را تکان می دهد). (جوکی درباره ی نگران نبودن می خواند و لبخند می زند). خب، من برگشتم. فقط می خواستم خیال مان را از دست عده ای که به هوای خواندنِ چیزی که خودشان از فیلم می خواهند به این مطلب سر می زنند و وقتی با خلاف آن در دو خط اول روبه رو می شوند، کاری به ادامه ی متن و دلایلی که مطرح می شوند ندارند و یکراست به کامنت ها هجوم می آورند خلاص شویم. این طوری با خیال راحت می توانیم خودم و خودتان تا ته ماجرا با هم برویم.خب، داشتم چه می گفتم؟ آهان، قسمت اول «ددپول» حکم یک هوای تازه در فضای آلوده و سرطانی و افسرده ی فیلم های ابرقهرمانی را داشت. در همان سالی که فیلم های ابرقهرمانی عمیقا تکراری و مشکل داری مثل «بتمن علیه سوپرمن»، «جوخه ی انتحار»، «دکتر استرنج»، «افراد ایکس: آپوکالیپس» و «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» را داشتیم، «ددپول» احتمالا با وجود تمام دیوار چهارم شکستن هایش نمی توانست حدس بزند که چقدر از دیدن صورت جزغاله اش داریم کیف می کنیم. «ددپول» فیلم بی عیب و نقصی نبود، اما فاکس با این فیلم نشان داد که استودیوهای هالیوودی می توانند خودشان را رستگار کنند: همان فاکسی که یک بار دهانِ ددپول را گِل گرفته بود (مثل این می ماند که چشمان لیزری و قدرت فرابشری سوپرمن را ازش بگیرند)، فیلمی با محوریت این کاراکتر ساخته بود که با جسارت تمام تا ته ماجرا به او وفادار بود. تماشای اینکه کاراکتر کامیک بوکی بیش فعال و دیوانه ای مثل ددپول آزاد است تا هر کاری دوست دارد بکند باورنکردنی بود. آن فیلم به خاطر بودجه ی پایینش توانایی دنباله روی از یک سری از کلیشه های فیلم های ابرقهرمانی هالیوودی از جمله نبرد پایانی گران قیمت، اکشن های غول آسا همراه مقدار زیادی تخریبگری و روایت داستانی بلند و طولانی با کاراکترهای پُرتعداد را نداشت. بنابراین نه تنها فیلم از ساختار داستانگویی بسته تر و محدودتر و مستحکم تری بهره می برد، بلکه تمرکز فیلم روی مزه پراکنی های هوشمندانه ی ددپول بود تا چیز دیگری. استقبال از آن فیلم باعث شد تا فاکس حساب ویژه ای روی فیلم های ابرقهرمانی مستقلِ غیرمعمول باز کند و با «لوگان» به موفقیت بزرگ تری برسد. تمام اینها اما به این معنی نبود که راه برای «ددپول ۲» باز است. اتفاقا برعکس. قسمت اول «ددپول» به عنوان آغازکننده ی یک مجموعه ی جدید کارش را به بهترین شکل ممکن انجام داده بود. اما حقیقت این است که «ددپول» بیشتر از اینکه فیلم ایده آلی باشد، فیلمِ دورانش بود. یعنی زمانی که این فیلم در آن اکران شد یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در موفقیتش بود. از آنجایی که فیلم چه از لحاظ خشونت بی پرده و چه از لحاظ جوک های منشوری اش در تضاد با فیلم های ابرقهرمانی کودکانه پسند دیگر قرار می گرفت، «ددپول» غیرمنتظره ظاهر شد. نمی خواهم بگویم فیلم به خودی خود هیچ چیز قابل توجه ای ندارد و به خاطر مقایسه با آثار هم رده اش به موفقیت رسید، اما می خواهم بگویم هرچه «ددپول» به عنوان استارت دوباره این کاراکتر در سینما عالی بود، اما مسابقه ی اصلی تازه بعد از استارت شروع می شود.این مجموعه با قسمت دوم باید دو چیز را ثابت می کرد: اول باید ثابت می کرد که موفقیت قسمت اول اتفاقی نبوده است و حالا که به خودی خودِ فیلم غیرمنتظره ای حساب نمی شود، می تواند طرفداران را به اندازه ی گذشته شگفت زده کند و دوم باید ثابت می کرد که همان طور که راه و روشِ کار به عنوان آغازکننده ی یک مجموعه جدید را می دانست، آیا می تواند راه و روشِ دنباله سازی را هم به بقیه آموزش بدهد یا نه. «ددپول ۲» از هیچکدام از این دو ماموریت اصلی سربلند بیرون نیامده است. این فیلم نه تنها نمی تواند خودش را ثابت کند، بلکه یک به یک بدترین کلیشه های دنباله سازی هالیوودی را اجرا می کند. به عبارت بهتر اتفاقی که در رابطه با «ددپول ۲» افتاده است، تکرار همان سناریوی «کینگزمن: دایره طلایی» (kingsman: the golden circle) از سال گذشته است. هر دو حاصلِ اقتباس هایی از روی کاراکترهای کامیک بوکی کمترشناخته شده ای در فضای جریان اصلی بودند که هر دو به همان سرعت که یک شبه ره صد ساله را رفتند، به همان سرعت هم سقوط کردند؛ اگر «کینگزمن: سرویس مخفی» از هر فرصتی برای طعنه زدن به فیلم های کلاسیک جیمز باند و شوخی با عناصر و اجزای داستان های جاسوسی استفاده می کرد، قسمت اول «ددپول» این کار را با فیلم های ابرقهرمانی می کرد. هر دو فیلم هایی هستند که نان لحنِ هجوآمیزِ جنون آمیزشان را می خورند؛ اما هرچه تماشای مبارزه ی کلیسا در «سرویس مخفی» به مدت یک سال در فضای اینترنت سروصدا به پا کرد، تکرار همان سکانس در لوکیشن دیگری در «دایره طلایی» به یکی از نقاط ضعفش تبدیل شد. هرچه مبارزه ِ کالین فرث با چتر پیشرفته اش در قسمت اول ذوق مرگ کننده بود، تکرار همان در فیلم دوم حوصله سربر بود. هر دوی فیلم های مشکل داری بودند که با دنباله می توانستند به فیلم های صیقل خورده تر و کامل تری تبدیل شوند. بالاخره حالا که هیچکدام از این دو نمی توانستند با قسمت دوم مشکلاتشان را پشتِ تازگی و غیرمنتظره بودنشان مخفی کنند، مجبورند به فیلم های بهتری تبدیل شوند تا غافلگیری فیلم اول را به شکل دیگری تکرار کنند. یا چرا راه دوری برویم؛ در همین دنیای فیلم های ابرقهرمانی فاکس، «افراد ایکس: روزهای گذشته آینده» و «افراد ایکس: آپوکالیپس» را داریم: هرچه سکانس سوپراسلوموشنِ کویک سیلور در فیلم اول به یکی از هایلایت های سینمای ابرقهرمانی سال تبدیل شد و امکان نداشت دو نفر به هم برسند و درباره ی غافلگیرشدنشان با این سکانس توی حرف یکدیگر نپرند و قهقه نزنند، در جریان تکرار سکانس مشابه ای در «آپوکالیپس» هیچ حسی نداشتم.اگرچه از عمر این مجموعه فقط دو فیلم گذشته است، اما «ددپول ۲» به اندازه ی یک مجموعه ی کهنسال، خسته و تکراری احساس می شوداما خیلی کم پیش می آید که یک دنباله ی هالیوودی تصمیم بگیرد تا تا تحت تاثیرِ موفقیت قسمت اول قرار نگیرد و به جای سرمایه گذاری روی موفقیت قسمت قبل، تجربه ی تازه ای با استفاده از اجزای فیلم اول بسازد. به جای ارائه ی همان چیزی که طرفداران فکر می کنند می خواهند، چیزی که نمی دانند می خواهند را بهشان بدهد. خیلی کم پیش می آید تا یک دنباله کار آسان را انجام ندهد. کار آسان چیست؟ همان فیلم اول را در ابعادی بزرگ تر، تاریک تر و شلوغ تر اما کودن تر و سطحی تر عرضه کنند. نتیجه دنباله ای است که کاملا فراموش می کند که چرا فیلم اول این قدر مورد استقبال قرار گرفت. «ددپول» و «کینگزمن: سرویس مخفی» به این دلیل مورد استقبال قرار گرفتند چون تازگی داشتند. چه کسی گفته است که تکرار همان چیزهایی که دیده بودیم فکر خوبی است. چیزی که فیلم هایی مثل «ددپول»، «سرویس مخفی» و «روزهای گذشته ی آینده» را به فیلم های منحصربه فردی در بین فیلم های هم تیر و طایفه شان تبدیل می کند این است که در آنها خلاقیت به خرج رفته است و هر سه از داستان های مستحکم و هدفداری بهره می برند که تمام سکانس های معروفشان در دل تار و پود این داستان بافته شده است. در نتیجه با دنباله های بی هویتی روبه رو می شویم که خط داستانی نصفه و نیمه شان فقط بهانه ای برای بازسازی بهترین لحظاتِ فیلم های قبلی و چسباندن آنها به یکدیگر است. از همین رو این دنباله ها نه تنها چیز جدیدی برای عرضه ندارند، بلکه به خاطر جنبه ی کپی پیست شده شان، مشکلات قسمت اول را تکرار می کنند و تمام ویژگی های قابل تحسین و دوست داشتنی قسمت قبل را هم نادیده می گیرند. بزرگ ترین خطری که دنباله ی فیلم هایی مثل «ددپول» و «سرویس مخفی» را تهدید می کند این است که قسمت های اولشان بیشتر از اینکه فیلم های واقعا نوآورانه ای باشند، فیلم هایی نوآورانه تر از فیلم های مارول و دی سی بودند. و حقیقت این است که فیلم های مارول و دی سی استاندارد قابل اتکایی برای سنجش کیفیت دیگران نیستند. اینکه ماشینی مثل سمند بهتر از پراید است، به این معنی نیست که سمند حرف ندارد. در برابر فیلم های اکثرا خنثی مارول و دی سی، بقیه کافی است فقط کمی تلاش کنند و کمی تیز و بُرنده تر ظاهر شوند تا به طور اتوماتیک بالاتر از آنها قرار بگیرند.به خاطر همین است می گویم «ددپول ۲» باید ثابت می کرد که به عنوان یک فیلم مستقل، اثر ساختارشکن و شگفت انگیزی است. با این حال اگرچه از عمر این مجموعه فقط دو فیلم گذشته است، اما «ددپول ۲» به اندازه ی یک مجموعه ی کهنسال، خسته و تکراری احساس می شود. نه تنها کفگیر سازندگان در زمینه شوخی ها به ته دیگ خورده است، بلکه این فیلم یک به یک با تمام کلیشه های بد بلاک باسترهای هالیوودی محاصره شده است. «ددپول ۲» فیلم دورویی است. از یک طرف طوری رفتار می کند که انگار ساطور به دست گرفته است و می خواهد تمام فیلم های هم تیر و طایفه اش را که از آنها متنفر است سلاخی کند و روی جنازه های خون آلودشان جشن بگیرند، اما از طرف دیگر خودش به جمع همان کسانی که به سخره شان می گیرد می پیوندد. واقعا در دوران عجیبی به سر می بریم. «ددپول ۲» در حالی به امثال «اونجرز: جنگ اینفینیتی» ها و «بتمن علیه سوپرمن» ها طعنه می اندازد که نه تنها «جنگ اینفینیتی» چه از لحاظ داستانگویی و چه از لحاظ شوخ طبعی یک سر و گردن بالاتر از فیلمی که به کمدی لجام گسیخته اش می نازد قرار می گیرد، بلکه دچار همان داستانگویی سست و ساختار شلخته ی «بتمن علیه سوپرمن» شده است. اولین مشکلِ «ددپول ۲» این است که مثل نسخه ی بلند تریلرهای تبلیغاتی اش می ماند. آن تریلر را به یاد می آورید که ددپول بعد از روبه رو شدن با صحنه ی مورد حمله قرار گرفتن یک پیرمرد در یک کوچه ی تاریک، سعی می کند تا به شکل کلارک کنت، لباسش را در کیوسک تلفن عوض کند. یا آن ویدیویی که او در قالب باب راس فرو می رود. یا آن ویدیویی که ددپول به دیدن دیوید بکهام می رود تا به خاطر شوخی با او در فیلم قبلی ازش معذرت خواهی کند. «ددپول ۲» همچون چسباندن یک سری از این کلیپ ها به یکدیگر به مدت دو ساعت است. شاید این کلیپ ها به عنوان یک ویدیوی ۲ دقیقه ای بامزه باشند، اما تکرارِ یکی-دو نوع شوخی محدود به مدت دو ساعت خیلی زودتر از چیزی که فکرش را کنید خسته کننده می شود.چیزی که قسمت اول «ددپول» را از فیلم های هم رده اش متفاوت می کرد فضای افسارگسیخته و لحن شوخ و شنگ، دیوار چهارم شکستن های ددپول و کاراکترها و اکشن های کارتونی اش بود. «ددپول ۲» تمام آنها را ضربدر ۴ کرده است. این جمله در نگاه اول هیچ بار منفی ای ندارد. چه چیزی بهتر از این؟! اما افزایش لزوما به معنی جنس بهتر نیست. آره، ممکن است در این فیلم هر ثانیه یک جوک گفته شود و تعداد دست و پاهای شکسته شده و کله های قطع شده و خرابی های صورت گرفته با فاصله ی زیادی بیشتر از فیلم قبل باشند، اما تعداد جوک های بیشتری که خنده نمی گیرند به چه دردی می خورد. اکشن های بزرگ تر و پُرهرج و مرج تری که کارگردانی ضعیفی دارند به چه دردی می خورد. بله، اگرچه دیوید لیچ، یکی از کارگردانان «جان ویک» و «بلوند اتمی» هدایت «ددپول ۲» را برعهده دارد و همین به تنهایی می توانست به این معنی باشد که این فیلم در هر زمینه ای بد باشد، حداقل در زمینه ی اکشن مو لای درزش نخواهد رفت، اما نه، خبری از جنس اکشن های سنگین و خلاقانه و محکم دیوید لیچ در اینجا نیست. دلیل اصلی موفقیتِ لحنِ افسارگسیخته ی فیلم اول به خاطر این بود که تیم میلر در اکثر اوقات موفق شده بود تا به یک بی منظمی منظم دست پیدا کند. او توانسته بود به آشوبی قانون مدار برسد. در عین زدن به سیم آخر، یک سری حد و مرزهایی هم برای خود و تماشاگرانش مشخص کرده بود. بنابراین وقتی دیوانگی فیلم در چارچوب معین شده اش حرکت می کرد و وقتی سازندگان به تعادل دقیقی بین داستانگویی، احساس و روحیه ی آنارشیستی اش دست پیدا می کردند با نتیجه ی درخشانی روبه رو می شدیم. این مسئله از خودشیفتگی بیش از اندازه ی «ددپول ۲» سرچشمه می گیرد. مسئله این است که خط باریکی بین شورشگری و طغیان و زدن به دل «متافیکشن» با خودشیفتگی وجود دارد. در نوع اول با یک نوع داستانگویی و فرم هنری طرفیم اما در نوع دوم فقط عده ای دور هم جمع شده اند و از زدن توی سر یکدیگر لذت می برند. در نوع اول شورش وسیله ای برای رسیدن به هدفی است که به هیچ شکل دیگری امکان پذیر نیست، اما در نوع دوم شورش فقط حرکتی ظاهری برای باحال به نظر رسیدن است. در نوع اول شورش یعنی در هم شکستن کلیشه ها، پشت سر گذاشتن مرزهای ژانر، گره زدن احساسات گوناگون تماشاگر به یکدیگر از راه های غیرمعمول و پایین آوردن سیستم، اما شورش در نوع دوم یعنی پسربچه ای هشت ساله ای که یواشکی «جن گیر» تماشا کرده است و با هیجان آن را برای دوستانش تعریف می کند. در اولی با یک زلزله ی واقعی طرفیم، ولی در دومی با یک عطسه. در اولی به پُست مدرنیسم می رسیم و در دومی ادا و اطوار.یکی از دلایلی که هرکسی کوئنتین تارانتینو نمی شود به خاطر این است که او می داند مبارزه ی عروس با لباس زرد بروسلی و کاتانای هاتاری هانزو در حالی که دشمنانش را نقص عضو می کند فقط ظاهرِ هیجان انگیزی دارد و این ظاهر بدونِ شخصیت پردازی عمیق، دیالوگ های هوشمندانه، اکشن های نفسگیر و دنیاسازی های منحصربه فردش به درد نمی خورد. به خاطر همین است که وقتی حرف از تارانتینو می شود، قبل از هر چیز مخلوقات پرتعدادش جلوی رویمان صف می کشند. دیالوگ های به یادماندنی اش را نقل قول می کنیم و سکانس افتتاحیه ی inglourious basterds در کلاس های فیلمنامه نویسی به عنوان نمونه ی بی نقص تعلیق آفرینی آموزش داده می شود. فیلم های تارانتینو در عین داشتنِ صحنه ی جنون آمیزی مثل به رگبار بسته شدن هیتلر، شامل صحنه ی تست کردن کفش توسط کاراکتر کریستوف والتز هم می شوند. به ازای هر صحنه ای که بوچ لابه لای سلاح مغازه بین اره برقی و چکش و کاتانا تردید می کند، یک سکانسِ ساعت طلایی هم داریم که کلاس درس فیلمنامه نویسی هستند. اما وای به حال روزی که بعضی ها این معادله را برعکس متوجه شوند. یعنی به این نتیجه برسند کافی است هر چیزی که دستشان می آید درون دیگ بریزند تا با چیزی شبیه به «ددپول ۲» روبه رو شویم. فیلمی با چنان استخوان بندی نخ نماشده ای که خفن ترین کاری که می تواند انجام دهد چپاندن جوک های ساخته شده توسط طرفداران فرهنگ عامه در دهان کاراکترهایش است و نویسندگانش که یکی از آنها خود رایان رینولدز است به حدی شیفته ی این کار هستند که زودتر از بقیه به جوک های خودشان می خندند. بزرگ ترین مشکل «ددپول ۲» این است که نه تنها بدترین نوع کمدی را دارد، بلکه سعی می کند تا کمبودهای فیلمنامه اش را با قایم شدن پشت آن زیر سیبیلی رد کند. لذت بردن یا نبردن از «ددپول ۲» به این بستگی دارد که آیا جنس کمدی اش را دوست دارید یا نه. «ددپول ۲» سوختش را از به سخره گرفتنِ آثار قبل از خودش و ارجاعاتش به فرهنگ عامه تامین می کند. تا اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد. مشکلی از جایی پدیدار می شود که «ددپول ۲» این نوع کمدی را کج و کوله فهمیده است و اجرا می کند. مشکل این است که تقریبا ۹۹ درصد جوک های «ددپول ۲» به اشاره کردن به همان چیزهایی که ما معمولا در فروم ها و بخش کامنت های سایت های سرگرمی با هم درباره شان صحبت می کنیم خلاصه شده است. از ماجرای مارتا در آمدن اسم مادران هر دوی بتمن و سوپرمن تا شهرتِ دنیای دی سی به تیره و تاریکی اش. از اشاره به اینکه کارگردان این فیلم یکی از همان کسانی است که مسئول کشته شدن سگ جان ویک است تا به سخره گرفتن صحنه ی مرگِ وولورین از «لوگان». از جایی که ددپول از «بامبی» برای اثابت اینکه همه ی فیلم های خانوادگی با یک مرگ فجیع آغاز می شوند استفاده می کند تا اشاره ی ددپول به اینکه قسمت اول فیلمش بیشتر از «مصائب مسیح» فروخته است. از جایی که کیبل از ددپول می پرسد که چه کسی است و ددپول جواب می دهد: «من بتمن هستم» تا جایی که ددپول، کیبل را تانوس صدا می کند. و این فهرست به همین شکل ادامه پیدا می کند.«ددپول ۲» سوختش را از به سخره گرفتنِ آثار قبل از خودش و ارجاعاتش به فرهنگ عامه تامین می کندنقطه ی مشترک همه ی آنها این است که واقعا جوک نیستند. هیچ خلاقیتی در آنها وجود ندارد. هر کسی می تواند به آنها فکر کند و از همه مهم تر بدون «پانچ لاین» هستند. تمام جوک های «ددپول ۲» از یک جنس هستند: «من می دونم که تو یه فیلم هستم». همه ی جوک های فیلم حول و حوش شکستن دیوار چهارم می چرخند. تمام جذابیت های این جوک ها این است که ددپول را در حال اشاره کردن به دنیای خارج از فیلم می بینیم. کمدی ای که شاید در طول فیلم اول تازگی داشت، اما تکیه ی بیش از اندازه نویسندگان به آن در جریان این فیلم هیچ جذابیتی ندارد. شاید تماشای ددپول در حال نگاه کردن به لنز دوربین و گله کردن درباره ی خط های زمانی درهم برهم فیلم های «افراد ایکس» غیرمنتظره بود، اما این موضوع در فیلم دوم جای خودش را به تکرار داده است. تقریبا همه ی کاراکترها ۴ بار از ۵ باری که دهانشان را باز می کنند به فرهنگ عامه ارجاع می دهند. این مشکل اکثر دنباله های کمدی هالیوود است. فیلم های اول مخاطبانشان را روده بُر می کنند، اما وقتی سروکله ی فیلم دوم پیدا می شود به جای روبه رو شدن با محصول تازه ای در چارچوب فیلم قبلی، جوک های فیلم قبلی بازیافت می شوند. طرفداران از شکستن دیوار چهارم در «ددپول» خوششان آمده بود و حالا سناریو به شکلی نوشته شده است که ارجاعات به فرهنگ عامه ثانیه به ثانیه ی فیلم را پُر کرده است. اگر این ارجاعات هوشمندانه تر و خلاقانه تر بودند یک چیزی. اما حقیقت این است که به نظر می رسد تنها کاری که نویسندگان این فیلم انجام داده اند این است که بخش کامنتِ پُست های مربوط به فیلم های ابرقهرمانی دو سال گذشته را مرور کرده اند و هرچه کامنتِ بامزه به تورشان خورده است را به همان شکل در سناریو قرار داده اند. سپس سراغ پرطرفدارترین جوک های فیلم قبلی رفته اند و نسخه ی جدیدی از آنها را به فیلم جدید منتقل کرده اند؛ از ماجرای شوخی ددپول با وولورین تا تیتراژ آغازین فیلم. از ماجرای «سوپرهیرو لندینگ» تا اینکه چرا خبری از هیچ افراد ایکس دیگری در مدرسه ی پروفسور ایکس نیست. کمدی ارجاع محور مثل هر کمدی دیگری از ریشه بد نیست، بلکه به نحوه ی اجرای آن بستگی دارد. نویسندگان «ددپول ۲» علاوه بر اینکه هیچ زحمتی در نوشتنِ چهارتا جوک غیرمنتظره به خودشان نداده اند، بلکه ثابت می کنند که اصلا جوک نوشتن بلد نیستند. اشاره ی ددپول به ماجرای مارتا در آمدن اسم مادران بتمن و سوپرمن دم دستی ترین شوخی ای است که یک نفر می تواند بنویسد. از آن بدتر اینکه این شوخی واقعا شوخی نیست. هیچکدام از مراحل یک جوک خوب را ندارد. فقط دیالوگ ها طوری نوشته شده اند که چندتا ارجاع به فرهنگ عامه در آنها وجود داشته باشد و تمام. اگر ارجاع خالی به فرهنگ عامه به تنهایی خنده دار بود که خب، همه ی ما می شدیم کمدین. فقط کافی بود سوتی های فیلم ها را پیدا کنیم و آنها را در دهان کاراکترهایمان بگذاریم.قضیه وقتی بدتر می شود که تمام فیلمتان با این نوع جوک پُر شده باشد. یکی از دلایلش به خاطر این است که اکثر این جوک ها بسیار دم دستی و ساده هستند و توانایی غافلگیر کردن ندارند؛ برای مثال یکی از جوک هایی که طرفداران از برادران ...

ادامه مطلب