مصیبت، خیلی بزرگ است؛ رزیّه، یعنی حادثه بسیار بزرگ، حادثه عاشورا، خیلی عظیم است؛ فاجعه، خیلی تکان دهنده و بی نظیر است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسیخبرگزاری میزان، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۷۷ در خطبه های نماز جمعه به تحلیل علل و انگیزه های قیام امام حسین علیه السّلام پرداختند.بیانات مقام معظم رهبری در این خطبه ها به نقل از khamenei.ir، به شرح زیر است:بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمدللَّه ربّ العالمین. احمده واستعینه و استغفره و اتوکّل علیه واصلّی واسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته، بشیر رحمته و نذیر نقمته. سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین المظلومین المعصومین. سیّما ابی عبداللَّه الحسین علیه السّلام و سیّما بقیه اللَّه فی الارضین. اوصیکم عباداللَّه بتقوی اللَّه.همه شما عزیزان، برادران و خواهران نمازگزار را به تقوای الهی دعوت و توصیه میکنم. اوّل و آخر، تقواست و توصیه اصلی به توشه گیری از تقواست. اگر بحثی هم میکنیم، برای این است که بتوانیم مایه تقوا را در خودمان، در مردم و مستمعان نمازجمعه، ان شاءاللَّه به مدد الهی تقویت کنیم.امروز در خطبه اوّل، بحثی درباره ماجرای عاشورا عرض میکنم. اگرچه در این زمینه، بسیار سخن گفته شده است و ما هم عرایضی کرده ایم؛ اما هرچه اطراف و جوانب این حادثه عظیم و مؤثّر و جاودانه بررسی میشود، ابعاد تازه تر و روشنگریهای بیشتری از آن حادثه آشکار میشود و نوری بر زندگی ما میتاباند.در مباحث مربوط به عاشورا، سه بحثِ عمده وجود دارد:یکی بحث علل و انگیزه های قیام امام حسین علیه السّلام است، که چرا امام حسین قیام کرد؛ یعنی تحلیل دینی و علمی و سیاسی این قیام. در این زمینه، ما قبلاً تفصیلاً عرایضی عرض کرده ایم؛ فضلا و بزرگان هم بحثهای خوبی کرده اند. امروز وارد آن بحث نمیشویم.بحث دوم، بحث درسهای عاشوراست که یک بحث زنده و جاودانه و همیشگی است و مخصوص زمان معیّنی نیست. درس عاشورا، درس فداکاری و دینداری و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبّت و عشق است. یکی از درسهای عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیری است که شما ملت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابی عبداللَّه الحسین علیه السّلام انجام دادید. خود این، یکی از درسهای عاشورا بود. در این زمینه هم من امروز هیچ بحثی نمیکنم.بحث سوم، درباره ی عبرتهای عاشوراست که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درسها، عبرتهایی هم دارد. بحث عبرتهای عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.ما قضیه را این گونه طرح کردیم که چطور شد جامعه اسلامی به محوریّت پیامبر عظیم الشّأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه سرتاپا حماسه و شور دینی و آن احکامی که بعداً مقداری درباره آن عرض خواهم کرد، همین جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتّی بعضی همان کسانی که دوره های نزدیک به پیامبر را دیده بودند، بعد از پنجاه سال کارشان به آن جا رسید که جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیعترین وضعی کشتند!؟ انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه میشود!؟زینب کبری سلام اللَّه علیها در بازار کوفه، آن خطبه عظیم را اساساً بر همین محور ایراد کرد: «یا اهل الکوفه، یا اهل الختل و الغدر، أتبکون!؟».(۱) مردم کوفه وقتی که سرِ مبارک امام حسین را بر روی نیزه مشاهده کردند و دختر علی را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیک لمس کردند، بنا به ضجّه و گریه کردند. فرمود: «أتبکون!؟»؛ گریه میکنید!؟ «فلا رقات الدمعه ولاهدئت الرنه»؛ (۲) گریه تان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود: «انّما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثا تتّخذون ایمانکم دخلاً بینکم».(۳) این، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقبگرد. شما مثل زنی هستید که پشمها یا پنبه ها را با مغزل(۴) نخ میکند؛ بعد از آن که این نخها آماده شد، دوباره شروع میکند نخها را از نو باز کردن و پنبه نمودن! شما در حقیقت نخهای رشته خود را پنبه کردید. این، همان برگشت است. این، عبرت است. هر جامعه اسلامی، در معرض همین خطر هست.امام خمینىِ عزیز بزرگ ما، افتخار بزرگش این بود که یک امّت بتواند عامل به سخن آن پیامبر باشد. شخصیت انسانهای غیر پیامبر و غیر معصوم، مگر با آن شخصیت عظیم قابل مقایسه است؟ او، آن جامعه را به وجود آورد و آن سرانجام دنبالش آمد. آیا هر جامعه اسلامی، همین عاقبت را دارد؟ اگر عبرت بگیرند، نه؛ اگر عبرت نگیرند، بله. عبرتهای عاشورا این جاست.ما مردم این زمان، بحمداللَّه به فضل پروردگار، این توفیق را پیدا کرده ایم که آن راه را مجدّداً برویم و اسم اسلام را در دنیا زنده کنیم و پرچم اسلام و قرآن را برافراشته نماییم. در دنیا این افتخار نصیب شما ملت شد. این ملت تا امروز هم که تقریباً بیست سال از انقلابش گذشته است، قرص و محکم در این راه ایستاده و رفته است. اما اگر دقّت نکنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا، این جاست.حال من میخواهم مقداری درباره موضوعی که چند سال پیش آن را مطرح کردم و بحمداللَّه دیدم فضلا درباره آن بحث کردند، تحقیق کردند، سخنرانی کردند و مطلب نوشتند، با توسّع صحبت کنم. البته بحث کامل در این مورد، بحث نمازجمعه نیست؛ چون طولانی است و ان شاءاللَّه اگر عمری داشته باشم و توفیقی پیدا کنم، در جلسه ای غیر نمازجمعه، این موضوع را مفصّل با خصوصیّاتش بحث خواهم کرد. امروز میخواهم یک گذر اجمالی به این مسأله بکنم و اگر خدا توفیق دهد، در واقع یک کتاب را در قالب یک خطبه بریزم و به شما عرض کنم.اوّلاً حادثه را باید فهمید که چقدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگردیم. کسی نگوید که حادثه عاشورا، بالاخره کشتاری بود و چند نفر را کشتند. همان طور که همه ما در زیارت عاشورا میخوانیم: «لقد عظمت الرّزیّه و جلّت و عظمت المصیبة» (۵)، مصیبت، خیلی بزرگ است. رزیّه، یعنی حادثه بسیار بزرگ. این حادثه، خیلی عظیم است. فاجعه، خیلی تکان دهنده و بی نظیر است.برای این که قدری معلوم شود که این حادثه چقدر عظیم است، من سه دوره کوتاه را از دوره های زندگی حضرت ابی عبداللَّه الحسین علیه السّلام اجمالاً مطرح میکنم. شما ببینید این شخصیتی که انسان در این سه دوره میشناسد، آیا میتوان حدس زد که کارش به آن جا برسد که در روز عاشورا یک عده از امّت جدّش او را محاصره کنند و با این وضعیت فجیع، او و همه یاران و اصحاب و اهل بیتش را قتل عام کنند و زنانشان را اسیر بگیرند؟این سه دوره، یکی دوران حیات پیامبر اکرم است. دوم، دوران جوانی آن حضرت، یعنی دوران بیست وپنج ساله تا حکومت امیرالمؤمنین است. سوم، دوران فترت بیست ساله بعد از شهادت امیرالمؤمنین تا حادثه کربلاست.در دوران حیات پیامبر اکرم، امام حسین عبارت است از کودک نور دیده سوگلی پیامبر. پیامبر اکرم دختری به نام فاطمه دارد که همه مردم مسلمان در آن روز میدانند که پیامبر فرمود: «انّ اللَّه لیغضب لغضب فاطمة» (۶)؛ اگر کسی فاطمه را خشمگین کند، خدا را خشمگین کرده است. «و یرضی لرضاها»؛ (۷) اگر کسی او را خشنود کند، خدا را خشنود کرده است. ببینید، این دختر چقدر عظیم المنزله است که پیامبر اکرم در مقابل مردم و در ملأ عام، راجع به او این گونه حرف میزند. این مسأله ای عادّی نیست.پیامبر اکرم این دختر را در جامعه اسلامی به کسی داده است که از لحاظ افتخارات، در درجه اعلاست؛ یعنی علی بن ابی طالب علیه السّلام. او، جوان، شجاع، شریف، از همه مؤمنتر، از همه باسابقه تر، از همه شجاعتر و در همه میدانها حاضر است. کسی است که اسلام به شمشیر او میگردد؛ هر جایی که همه در میمانند، این جوان جلو می آید، گره ها را باز میکند و بن بستها را میشکند. این داماد محبوب عزیزی که محبوبیت او نه به خاطر خویشاوندی، بلکه به خاطر عظمت شخصیت اوست، همسر نودیده پیامبر است. کودکی از اینها متولّد شده است و او حسین بن علی است.البته همه این حرفها درباره امام حسن علیه السّلام هم هست؛ اما من حالا بحثم راجع به امام حسین علیه السّلام است؛ عزیزترین عزیزان پیامبر؛ کسی که رئیس دنیای اسلام، حاکم جامعه اسلامی و محبوب دل همه مردم، او را در آغوش میگیرد و به مسجد می برد. همه میدانند که این کودک، محبوب دلِ این محبوبِ همه است. او روی منبر مشغول خطبه خواندن است که این کودک، پایش به مانعی میگیرد و به زمین میافتد. پیامبر از منبر پایین می آید، او را در بغل میگیرد و آرامش میکند. ببینید؛ مسأله این است.پیامبر درباره امام حسن و امام حسینِ شش، هفت ساله فرمود: «سیّدی شباب اهل الجنّه»؛ (۸) اینها سرور جوانان بهشتند. اینها که هنوز کودکند، جوان نیستند؛ اما پیامبر میفرماید سرور جوانان اهل بهشتند. یعنی در دوران شش، هفت سالگی هم در حدّ یک جوان است؛ میفهمد، درک میکند، عمل میکند، اقدام میکند، ادب میورزد و شرافت در همه وجودش موج میزند. اگر آن روز کسی میگفت که این کودک به دست امّت همین پیامبر، بدون هیچ گونه جرم و تخلّفی به قتل خواهد رسید، برای مردم غیرقابل باور بود؛ همچنان که پیامبر فرمود و گریه کرد و همه تعجّب کردند که یعنی چه؛ مگر میشود!؟دوره دوم، دوره بیست وپنج ساله بعد از وفات پیامبر تا حکومت امیرالمؤمنین است. حسینِ جوان، بالنده، عالم و شجاع است. در جنگها شرکت میجوید، در کارهای بزرگ دخالت میکند، همه او را به عظمت میشناسند؛ نام بخشندگان که می آید، همه چشمها به سوی او برمیگردد. در هر فضیلتی، در میان مسلمانان مدینه و مکه، هر جایی که موج اسلام رفته است، مثل خورشیدی میدرخشد. همه برای او احترام قائلند. خلفای زمان، برای او و برادرش احترام قائلند و در مقابل او، تعظیم و تجلیل و تبجیل و تجلیل میکنند و نامش را به عظمت می آورند. جوان نمونه دوران، و محترم پیش همه. اگر آن روز کسی میگفت که همین جوان، به دست همین مردم کشته خواهد شد، هیچ کس باور نمیکرد.دوره سوم، دوره بعد از شهادت امیرالمؤمنین است؛ یعنی دوره غربت اهل بیت. امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام باز در مدینه اند. امام حسین، بیست سال بعد از این مدت، به صورت امام معنوی همه مسلمان، مفتی بزرگ همه مسلمانان، مورد احترام همه مسلمانان، محل ورود و تحصیل علم همه، محل تمسّک و توسّل همه کسانی که میخواهند به اهل بیت اظهار ارادتی بکنند، در مدینه زندگی کرده است. شخصیت محبوب، بزرگ، شریف، نجیب، اصیل و عالم. او به معاویه نامه مینویسد؛ نامه ای که اگر هر کسی به هر حاکمی بنویسد، جزایش کشته شدن است. معاویه باعظمتِ تمام این نامه را میگیرد، میخواند، تحمّل میکند و چیزی نمیگوید. اگر در همان اوقات هم کسی میگفت که در آینده نزدیکی، این مرد محترم شریفِ عزیزِ نجیب - که مجسّم کننده اسلام و قرآن در نظر هر بیننده است - ممکن است به دست همین امّت قرآن و اسلام کشته شود - آن هم با آن وضع - هیچ کس تصوّر هم نمیکرد؛ اما همین حادثه باورنکردنی، همین حادثه عجیب و حیرت انگیز، اتّفاق افتاد. چه کسانی کردند؟ همانهایی که به خدمتش میآمدند و سلام و عرض اخلاص هم میکردند. این یعنی چه؟ معنایش این است که جامعه اسلامی در طول این پنجاه سال، از معنویت و حقیقت اسلام تهی شده است. ظاهرش اسلامی است؛ اما باطنش پوک شده است. خطر این جاست. نمازها برقرار است، نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسمشان مسلمان است و عدّه ای هم طرفدار اهل بیتند!البته من به شما بگویم که در همه عالم اسلام، اهل بیت را قبول داشتند؛ امروز هم قبول دارند و هیچ کس در آن تردید ندارد. حبّ اهل بیت در همه عالم اسلام، عمومی است؛ الان هم همین طور است. الان هم هر جای دنیای اسلام بروید، اهل بیت را دوست میدارند. آن مسجدی که منتسب به امام حسین علیه السّلام است و مسجد دیگری که در قاهره منتسب به حضرت زینب است، ولوله زوّار و جمعیت است. مردم میروند قبر را زیارت میکنند، میبوسند و توسّل میجویند.همین یکی، دو سال قبل از این، کتابی جدید - نه قدیمی؛ چون در کتابهای قدیمی خیلی هست - برای من آوردند، که این کتاب درباره معنای اهل بیت نوشته شده است. یکی از نویسندگان فعلی حجاز تحقیق کرده و در این کتاب اثبات میکند که اهل بیت، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین. حالا ما شیعیان که این حرفها جزو جانمان است؛ اما آن برادر مسلمان غیرشیعه این را نوشته و نشر کرده است. این کتاب هم هست، من هم آن را دارم و لابد هزاران نسخه از آن چاپ شده و پخش گردیده است.بنابراین، اهل بیت محترمند؛ آن روز هم در نهایت احترام بودند؛ اما در عین حال وقتی جامعه تهی و پوک شد، این اتّفاق میافتد. حالا عبرت کجاست؟ عبرت این جاست که چه کار کنیم جامعه آن گونه نشود. ما باید بفهمیم که آن جا چه شد که جامعه به این جا رسید. این، آن بحث مشروح و مفصّلی است که من مختصرش را میخواهم عرض کنم.اوّل به عنوان مقدّمه عرض کنم: پیامبر اکرم نظامی را به وجود آورد که خطوط اصلی آن چند چیز بود. من درمیان این خطوط اصلی، چهار چیز را عمده یافتم: اوّل، معرفت شفّاف و بیابهام؛ معرفت نسبت به دین، معرفت نسبت به احکام، معرفت نسبت به جامعه، معرفت نسبت به تکلیف، معرفت نسبت به خدا، معرفت نسبت به پیامبر، معرفت نسبت به طبیعت. همین معرفت بود که به علم و علم اندوزی منتهی شد و جامعه اسلامی را در قرن چهارم هجری به اوج تمدّن علمی رساند. پیامبر نمیگذاشت ابهام باشد. در این زمینه، آیات عجیبی از قرآن هست که مجال نیست الان عرض کنم. در هر جایی که ابهامی به وجود میآمد، یک آیه نازل میشد تا ابهام را برطرف کند.خطّ اصلی دوم، عدالت مطلق و بیاغماض بود. عدالت در قضاوت، عدالت در برخورداریهای عمومی و نه خصوصی - امکاناتی که متعلّق به همه مردم است و باید بین آنها باعدالت تقسیم شود - عدالت در اجرای حدود الهی، عدالت در مناصب و مسوؤلیت دهی و مسؤولیت پذیری. البته عدالت، غیر از مساوات است؛ اشتباه نشود. گاهی مساوات، ظلم است. عدالت، یعنی هر چیزی را به جای خود گذاشتن و به هر کسی حقّ او را دادن. آن عدل مطلق و بیاغماض بود. در زمان پیامبر، هیچ کس در جامعه اسلامی از چارچوب عدالت خارج نبود.سوم، عبودیّت کامل و بیشریک در مقابل پروردگار؛ یعنی عبودیّت خدا در کار و عمل فردی، عبودیّت در نماز که باید قصد قربت داشته باشد، تا عبودیّت در ساخت جامعه، در نظام حکومت، نظام زندگی مردم و مناسبات اجتماعی میان مردم بر مبنای عبودیّت خدا که این هم تفصیل و شرح فراوانی دارد.چهارم، عشق و عاطفه جوشان. این هم از خصوصیّات اصلی جامعه اسلامی است؛ عشق به خدا، عشق خدا به مردم؛ «یحبّهم و یحبّونه» (۹)، «ان اللَّه یحبّ التّوابین و یحبّ المتطهّرین» (۱۰)، «قل ان کنتم تحبّون اللَّه فاتّبعونی یحببکم اللَّه» (۱۱). محبت، عشق، محبت به همسر، محبّت به فرزند، که مستحبّ است فرزند را ببوسی؛ مستحّب است که به فرزند محبّت کنی؛ مستحبّ است که به همسرت عشق بورزی و محبّت کنی؛ مستحبّ است که به برادران مسلمان محبّت کنی و محبّت داشته باشی؛ محبّت به پیامبر، محبّت به اهل بیت؛ «الاّ المودّة فی القربی».(۱۲)پیامبر این خطوط را ترسیم کرد و جامعه را بر اساس این خطوط بنا نمود. پیامبر حکومت را ده سال همین طور کشاند. البته پیداست که تربیت انسانها کار تدریجی است؛ کار دفعی نیست. پیامبر در تمام این ده سال تلاش میکرد که این پایه ها استوار و محکم شود و ریشه بدواند؛ اما این ده سال، برای این که بتواند مردمی را که درست برضدّ این خصوصیّات بار آمدند، متحوّل کند، زمان خیلی کمی است. جامعه جاهلی، در همه چیزش عکس این چهار مورد بود؛ مردم معرفتی نداشتند، در حیرت و جهالت زندگی میکردند، عبودیّت هم نداشتند؛ طاغوت بود، طغیان بود، عدالتی هم وجود نداشت؛ همه اش ظلم بود، همه اش تبعیض بود - که امیرالمؤمنین در نهج البلاغه در تصویر ظلم و تبعیض دوران جاهلیت، بیانات عجیب و شیوایی دارد، که واقعاً یک تابلوِ هنری است؛ «فی فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها» (۱۳) - محبّت هم نبود، دختران خود را زیر خاک میکردند، کسی را از فلان قبیله بدون جرم میکشتند - «تو از قبیله ما یکی را کشتی، ما هم باید از قبیله شما یکی را بکشیم!» - حالا قاتل باشد، یا نباشد؛ بیگناه باشد، یا بیخبر باشد؛ جفای مطلق، بیرحمی مطلق، بیمحبّتی و بیعاطفگی مطلق.مردمی را که در آن جوّ بار آمدند، میشود در طول ده سال تربیت کرد، آنها را انسان کرد، آنها را مسلمان کرد؛ اما نمیشود این را در اعماق جان آنها نفوذ داد؛ بخصوص آن چنان نفوذ داد که بتوانند به نوبه خود در دیگران هم همین تأثیر را بگذارند.مردم پیدرپی مسلمان میشدند. مردمی بودند که پیامبر را ندیده بودند. مردمی بودند که آن ده سال را درک نکرده بودند. این مسأله «وصایت» ی که شیعه به آن معتقد است، در این جا شکل میگیرد. وصایت، جانشینی و نصب الهی، سرمنشأش این جاست؛ برای تداوم آن تربیت است، والّا معلوم است که این وصایت، از قبیل وصایتهایی که در دنیا معمول است، نیست، که هر کسی میمیرد، برای پسر خودش وصیت میکند. قضیه این است که بعد از پیامبر، برنامه های او باید ادامه پیدا کند.حالا نمیخواهیم وارد بحثهای کلامی شویم. من میخواهم تاریخ را بگویم و کمی تاریخ را تحلیل کنم، و بیشترش را شما تحلیل کنید. این بحث هم متعلّق به همه است؛ صرفاً مخصوص شیعه نیست. این بحث، متعلّق به شیعه و سنّی و همه فِرَق اسلامی است. همه باید به این بحث توجّه کنند؛ چون این بحث برای همه مهم است.و اما ماجراهای بعد از رحلت پیامبر. چه شد که در این پنجاه سال، جامعه اسلامی از آن حالت به این حالت برگشت؟ این اصل قضیه است، که متن تاریخ را هم بایستی در این جا نگاه کرد. البته بنایی که پیامبر گذاشته بود، بنایی نبود که به زودی خراب شود؛ لذا در اوایلِ بعد از رحلت پیامبر که شما نگاه میکنید، همه چیز - غیر از همان مسأله وصایت - سرجای خودش است: عدالتِ خوبی هست، ذکْرِ خوبی هست، عبودیّت خوبی هست. اگر کسی به ترکیب کلی جامعه اسلامی در آن سالهای اوّل نگاه کند، میبیند که علی الظّاهر چیزی به قهقرا نرفته است. البته گاهی چیزهایی پیش میآمد؛ اما ظواهر، همان پایه گذاری و شالوده ریزی پیامبر را نشان میدهد. ولی این وضع باقی نمی ماند. هر چه بگذرد، جامعه اسلامی بتدریج به طرف ضعف و تهیشدن پیش میرود.ببینید، نکته ای در سوره مبارکه حمد هست که من مکرّر در جلسات مختلف آن را عرض کرده ام. وقتی که انسان به پروردگار عالم عرض میکند «اهدنا الصّراط المستقیم» (۱۴) - ما را به راه راست و صراط مستقیم هدایت کن - بعد این صراط مستقیم را معنا میکند: «صراط الّذین انعمت علیهم» (۱۵)؛ راه کسانی که به آنها نعمت دادی. خدا به خیلیها نعمت داده است؛ به بنی اسرائیل هم نعمت داده است: «یا بنیاسرائیل اذکروا نعمتی الّتی انعمت علیکم».(۱۶) نعمت الهی که مخصوص انبیا و صلحا و شهدا نیست: «فاولئک مع الّذین انعم اللَّه علیهم من النّبیّین والصّدّیقین والشّهداء والصّالحین» (۱۷). آنها هم نعمت داده شده اند؛ اما بنیاسرائیل هم نعمت داده شده اند.کسانی که نعمت داده شده اند، دوگونه اند:یک عدّه کسانی که وقتی نعمت الهی را دریافت کردند، نمیگذارند که خدای متعال بر آنها غضب کند و نمیگذارند گمراه شوند. اینها همانهایی هستند که شما میگویید خدایا راه اینها را به ما هدایت کن. «غیرالمغضوب علیهم»، با تعبیر علمی و ادبیش، برای «الّذین انعمت علیهم» صفت است؛ که صفت «الّذین»، این است که «غیرالمغضوب علیهم و لاالضّالّین» (۱۸)؛ آن کسانی که مورد نعمت قرار گرفتند، اما دیگر مورد غضب قرار نگرفتند؛ «و لاالضّالّین»، گمراه هم نشدند.یک دسته هم کسانی هستند که خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آنها راه افتادند، گمراه شدند. البته در روایات ما دارد که «المغضوب علیهم»، مراد یهودند، که این، بیان مصداق است؛ چون یهود تا زمان حضرت عیسی، با حضرت موسی و جانشینانش، عالماً و عامداً مبارزه کردند. «ضالّین»، نصاری هستند؛ چون نصاری گمراه شدند. وضع مسیحیّت این گونه بود که از اوّل گمراه شدند - یا لااقل اکثریتشان این طور بودند - اما مردم مسلمان نعمت پیدا کردند. این نعمت، به سمت «المغضوب علیهم» و «الضالّین» میرفت؛ لذا وقتی که امام حسین علیه السّلام به شهادت رسید، در روایتی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمود: «فلما ان قتل الحسین صلوات اللَّه علیه اشتدّ غضب اللَّه تعالی علی اهل الارض»؛ (۱۹) وقتی که حسین علیه السّلام کشته شد، غضب خدا درباره مردم شدید شد. معصوم است دیگر. بنابراین، جامعه مورد نعمت الهی، به سمت غضب سیر میکند؛ این سیر را باید دید. خیلی مهمّ است، خیلی سخت است، خیلی دقّت نظر لازم دارد.من حالا فقط چند مثال بیاورم. خواص و عوام، هر کدام وضعی پیدا کردند. حالا خواصی که گمراه شدند، شاید «مغضوب علیهم» باشند؛ عوام شاید «ضالّین» باشند. البته در کتابهای تاریخ، پُر از مثال است. من از این جا به بعد، از تاریخ «ابن اثیر» نقل میکنم؛ هیچ از مدارک شیعه نقل نمیکنم؛ حتی از مدارک مورّخان اهل سنّتی که روایتشان در نظر خود اهل سنّت، مورد تردید است - مثل ابن قتیبه - هم نقل نمیکنم. «ابن قتیبه دینوری» در کتاب «الامامة والسیّاسة»، چیزهای عجیبی نقل میکند که من همه آنها را کنار میگذارم.وقتی آدم به کتاب «کامل التواریخ» ابن اثیر مینگرد، حس میکند که کتاب او دارای عصبیّت اموی و عثمانی است. البته احتمال میدهم که به جهتی ملاحظه میکرده است. در قضایای «یوم الدّار» (۲۰) که جناب «عثمان» را مردم مصر و کوفه و بصره و مدینه و غیره کشتند، بعد از نقل روایات مختلف، میگوید علّت این حادثه چیزهایی بود که من آنها را ذکر نمیکنم: «لعلل»؛ علّتهایی دارد که نمیخواهم بگویم. وقتی قضیه جناب «ابیذر» را نقل میکند و میگوید معاویه جناب ابیذر را سوار آن شتر بدون جهاز کرد و آن طور او را تا مدینه فرستاد و بعد هم به «ربذه» تبعید شد، مینویسد چیزهایی اتّفاق افتاده است که من نمیتوانم بنویسم(۲۱). حالا یا این است که او واقعاً - به قول امروز ما - خودسانسوری داشته و یا این که تعصّب داشته است. بالاخره او نه شیعه است و نه هوای تشیّع دارد؛ فردی است که احتمالاً هوای ...

ادامه مطلب  

حقیقتِ شدید القُوی  

درخواست حذف این مطلب
سلام به همه شما عزیزان.من در این مورد که شدید القوی، همان جبرئیل است، شک داشتم به همین دلیل درباره شدید القوی تحقیقاتی انجام دادم و می خواستم آن را با شما نیز در میان بگذارم تا اگر جایی را اشتباه متوجه شدم به من توضیح دهید که کدام قسمت را درست متوجه نشده ام. قبل از هر چیز بهتر است که در ابتدا توضیح دهم که چطوری به این فکر رسیدم. اگر نور خورشید به یک درخت بتابد باعث منفجر شدن آن درخت نمی شود اما اگر برقِ آسمان یا همان صاعقه به یک درخت برخورد کند احتمالا باعثِ شکلی از انفجار می شود زیرا نورِ خورشید، ملایم است اما برقِ آسمان، دارای قدرتی زیاد است. همچنین باید دقت داشته باشیم که ما در یک آسمانِ صاف و خالی از ابر، نمی توانیم لبه های نورِ خورشید را تشخیص دهیم زیرا اشعه های نور خورشید ، محدود در یک حجم و توده مشخص نیستند بلکه تابش می کنند و پخش می شوند و به زمین و آسمان می تابند اما زمانی که برقِ آسمان یا همان صاعقه به سمتِ زمین می آید ما این برق را محدود در یک حجم و توده مشخص مشاهده می کنیم یعنی ما رشته های ضخیمِ برق را به وضوح مشاهده می کنیم که از آسمان به سمتِ زمین می آیند و نیروی زیادی دارند در واقع ما لبه های آن رشته های ضخیمِ برق که از آسمان می آیند را می بینیم مثلا متوجه می شویم که یک صاعقه با هفت شاخه ی ضخیم از جنس برق به سمت زمین می آید. مورد بعدی این است که یادم هست که قدیم تر ها به باتری های قلمی که در چراغ قوّه می انداختند تا روشن شود قوّه می گفتند و این قوّه می توانست نوعی برقِ اندک تولید کند تا چراغ قوّه روشن شود. بعد از چند وقت در سایتِ المعانی که شما نیز همین الان می توانید بهش رجوع کنید مشاهده کردم که یکی از معناهای کلمه قوّه، برق است. و بعد متوجه شدم که قوی، جمعِ قوّه هست و قوی در این حالت به معنای چند تا قوّه است یعنی قوی به معنای چند تا برق است. از سوی دیگر متوجه شدم که کلمه شدید از ریشه ی شدّ گرفته شده است و شدّ به معنای محکم بستنِ چیزی است. در اینجا بود که متوجه شدم منظور از شدید القوی، تعدادِ زیادی قوّه ( یا همان تعداد زیادی برق است ) که محکم به همدیگر بسته شده اند. در این جا متوجه شدم که این اشاره به یک توده ی بزرگ از چندین برق می کند که به شدت متراکم شده اند یعنی انگار که یک توده بزرگ متشکل از چندین برق که متراکم شده و محکم بسته شده اند و راه نفوذی ندارند به صورت توده نورانی از آسمان نازل شده و رسولِ الله اون رو دیده است بعد به کلمه معلوم فکر کردم و دیدم در کلمه معلوم، سه حرف ( ع ل م ) وجود دارد و فهمیدم وقتی که می گویند چیزی برایم معلوم شد معنایش این است که حقیقتِ آن چیز را درک کردم و کلمه علم نیز که از سه حرف ( ع ل م ) تشکیل شده است به معنای این است که حقیقت چیزی درک شود. در اینجا متوجه شدم که شدید القوی باید یک توده متراکم از چندین برق باشد که وقتی از آسمان به سمتِ زمین می آمده در ابتدا بصورتِ یک نقطه نورانی به نظرِ رسول الله رسیده چون فاصله اش در ابتدا با رسول الله زیاد بوده اما هر چه به رسول الله نزدیک تر می شده آنگاه در نظرِ رسولِ الله، بزرگ تر و بزرگ تر می شده یعنی به صورتِ تدریجی ظاهر شده و این اشار ...

ادامه مطلب  

مدیر عامل تاکسیرانی تهران  

درخواست حذف این مطلب
نیک آنلاین :مدیر عامل تاکسیرانی تهران ⭕️▪️از خانواده ها و شهروندان محترم تقاضا می کنم بیش از پیش در استفاده از این سرویس ها ملاحظه نمایند. مدیرع ...

ادامه مطلب  

چگونه توجه امام زمان(عج) را به خود جلب کنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، حجت الاسلام قرائتی معلم و مفسر قرآن کریم در برنامه امروز درس هایی از قرآن به موضوع آثار و برکات توسل به امام زمان(عج) پرداخت و دعا کردن را زمینه ساز توجه امام دانست.در ادامه متن بیانات حجت الاسلام قرائتی در برنامه امروز درس هایی از قرآن تقدیم می شود.موضوع برنامهتوسل به امام زمان(عج)عناوینتوسل، عین توحید استتوجه به خدا، در نماز امام زمان(عج)توجه پیامبر و امامان به امام زمان(عج)توصیه به دعا در ماه رمضاندعا، زمینه توجه امام زمان(عج)کتاب خدا و عترت پیامبر(ص)، عامل قیام جامعهدعا عامل رشد فرد و جامعهمتن برنامهبسم الله الرحمن الرحیمالحمدلله رب العالمین بعدد ما احاط به علمه«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»چند جلسه در مورد آقا امام زمان مطالبی را گفتیم. یک نکته بگویم. هرکس در مورد پیغمبر و قرآن و خدا و امامان حرف می زند، این نمی تواند معرفی کند، فقط علم خودش را می گوید. مثل اینکه شما یک لیوان برداری و در اقیانوس بیاندازی و بگویی: این آب اقیانوس است. نمی توانی بگویی: آب اقیانوس است، می توانی بگویی: لیوان من اینقدر آب گرفته است. آب اقیانوس در لیوان نمی رود. بله این بهره من است. بنابراین امثال بنده که در مورد خدا، پیغمبر، قرآن، ائمه اطهار(ع) حرف میزنیم علم خودمان است. یعنی من اینقدر سواد دارم. نه یعنی امام این است که ما گفتیم.چند شبی صحبت کردیم، چند جلسه ای... من هروقت می گویم: چند شبی، باید بگویم: چند جلسه ای... می دانید چرا؟ برای اینکه یکوقت تلویزیون بعد از مرگ ما، می خواهد این برنامه ها را روز بگذارد. بعد می گویم: چند شبی، می گویند: شب نبود، الآن روز است. لذا باید بگویم: چند جلسه ای که هم شامل روز باشد و هم شامل شب باشد. امشب به دلیل اینکه بالاخره شب جمعه برای دعا خط ویژه می روند.توسل، عین توحید استماه رمضان برای دعا خط ویژه می روند، می خواهیم در مورد امام زمان و دعا صحبت کنیم. در مفاتیح و کتاب های دیگر یک سری دعاها مخصوص امام زمان است مثل دعای ندبه، دعای عهد، دعای استغاثه، نمازی داریم به نام نماز امام زمان(ع)، بد نیست اینجا یک جمله با وهابی ها بگویم. وهابی ها این توسلات ما را شرک می دانند. می گویند: شما که متوجه به بنده خدا می شوید از خدا جدا می شوید، بنابراین شرک است. به جای یا حسین باید یا الله بگویید. به جای یا ابالفضل بگویید: یا الله! هرکسی غیر از خدا را صدا بزنید، شرک است. یک آیه قرآن هم دستاویز قرار می دهند. آیه این است «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا» (جن/۱۸) یعنی با خدا احدی را صدا نزن. «لا تدعوا» یعنی صدا نزن. «مع الله» با خدا احدی را. با خدا هیچکس را صدا نزن، فقط بگو: یا الله، یا حسین و یا حسن نه، جوابش این است که آقای وهابی، تو یک آیه را فهمیدی و از این آیه غافل شدی. آیه دیگر جای دیگر می گوید: «فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَر» (شعرا/۲۱۳) گرفتید چه شد؟ با خدا احدی را نخوان، یک آیه بود. جای دیگر می گوید: با خدا احدی را به عنوان خدا نخوان. ما یا حسین که می گوییم، حسین را به عنوان خدا نمی خواهیم، حسین بنده خداست. «قتل فی سبیل خدا»!پس اگر قرآن می گوید: احدی را صدا نزن، «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا» جای دیگر تفسیر می کند، می گوید: احدی را به عنوان خدا صدا نزن. ما هیچ یک از اولیای خدا را خدا نمی دانیم. اینها بنده خدا هستند. حالا امتحان هوش برای جوانترها و برای بزرگترها، بعضی بزرگ ها هم تیزهوش هستند. فارسی اش را بگویید... یکجا می گوید: با خدا احدی را صدا نزن. آیه دیگر می گوید: با خدا احدی را به عنوان خدا صدا نزن... آفرین! این آیه قرآن در جواب آیه قرآن. حالا اسم اینها برده شد، بگویم. دیگر به ذهنم می آید. اینها واسطه ها را شرک می دانند. مثلاً می گوییم: «یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله» شما نزد خدا آبرو دارید. واسطه هستید نزد خدا، نمی گوییم: یا امام رضا شفا بده. می گوییم: یا امام رضا از خدا بخواه این مریض را شفاء بدهد. اینها واسطه هستند.دو آیه در قرآن در مورد پرنده هست. یک آیه می گوید: «ما یُمْسِکُهُنَ‏ إِلَّا الرَّحْمنُ» (ملک/۱۹) ترجمه اش این است این پرنده را در آسمان نگه نمی دارد، «یُمسک» یعنی امساک و نگه داشتن، «ما یُمسکُهُن» این پرنده ها را در آسمان نگه نمی دارد، «الا الرحمن» فقط خدا، شد؟ اما همین قرآن جای دیگر می فرماید: «یَطِیرُ بِجَناحَیْه‏» (انعام/۳۸) قاری: «یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ‏ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ»، «یطیر» یعنی با بالش می پرد. آیه ای می گوید: این پرنده را فقط خدا نگه داشته است. آیه دیگر می فرماید: این پرنده را بال هایش نگه داشته است. یعنی چه؟ یعنی خدا به واسطه بال این پرنده را نگه داشته است. پس همان جایی که می گوید: فقط خدا، واسطه را دارند.توجه به خدا، در نماز امام زمان(عج)ما جمکران می رویم. یا غیر جمکران، نماز امام زمان را هرکس خوانده که می داند. هرکس نخوانده بداند. در نماز امام زمان که توسل به ولی خدا امام زمان می شویم. می گویند: صد بار بگو: «ایاک نعبد و ایاک نستعین» صد بار، یعنی آنوقتی هم که ما متوسل به مخلوق می شویم، وسط توسل به امام زمان به خدا می گوییم: «ایاک نعبد» فقط تو، «ایاک نستعین» فقط از تو کمک می خواهیم. «ایاک» یعنی فقط، «ایاک نعبد، ایاک نستعین» یعنی ما توسلمان هم عین توحید است. همان وقتی هم که متوسل می شویم می گوییم: یا امام زمان، یا حجة بن الحسن، آن منافاتی ندارد. اینها واسطه هستند. یک مثال بزنم.اگر من گفتم: با کلید در را باز کردم، این حرف درست است. کلیدم هم نشان بدهم. اگر گفتم: من با کلید در را باز کردم، دروغ است یا راست؟ بگویید... اگر گفتم: با دستم در را باز کردم. دروغ است یا راست؟ آن هم راست است. اگر بگویم: خودم در را باز کردم، این هم راست است. اگر هم بگویم: خدا در را باز کرد، این هم درست است. چون خودم و دستم و قدرتم و عقلم و کلیدم همه از اوست. اینها منافاتی ندارد. این صحن را چه کسی ساخت؟ بگویم اراده خدا، درست است. بگویم مهندس، درست است. بگویم بنا، درست است. یعنی یک چیزی که در واسطه ها هست، در را باز کردم، کلید در را باز کرد درست است. دستم در را باز کرد. انگشت هایم در را باز کرد، بازوی من در را باز کرد. خودم در را باز کردم، همه درست است. ما در مورد امام زمان دعاهای ویژه ای داریم. اهل بیت ما جملاتی گفتند که خدمت شما بگویم.توجه پیامبر و امامان به امام زمان(عج)پیغمبر، اینها را امروز بعد از ظهر دیدم. پیغمبر در مورد حضرت مهدی فرمود: پدرم، مادرم، فدای مهدی! هنوز مهدی به دنیا نیامده است. امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب در روایت فرمود: مادرم، پدرم، فدای مهدی! امام باقر فرمود: پدر و مادرم فدای مهدی! امام رضا فرمود: پدر و مادرم فدای مهدی! قصه چیست؟ حدیثی از امام صادق داریم «وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ‏» اگر من دستم به امام زمان برسد، «لَخَدَمْتُهُ أَیَّامَ حَیَاتِی» (بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۸) تمام عمر خادم می شوم. ماجرا چیست؟ در خانه امام رضا نشستید، برای شما از امام رضا بگویم. امام رضا(ع) در قنوت نماز ظهر روز جمعه می گوید: «اللهم اصلح عبدک خلیفتک بما اصلحت به انبیائک و رسلک» خدایا مشکل امام زمان را حل کن همینطور که مشکل انبیاء را حل کردی. امام رضا در قنوت نماز روز جمعه می گوید: «و اجعلنی من انصار» امام رضا را جزء یاران حضرت مهدی قرار بده. یعنی معلوم می شود ما نفهمیدیم قصه چیست که امیرالمومنین می گوید: پدرم فدایت! پیغمبر می گوید: پدر و مادرم فدایت. ماجرا چیست؟ مسأله چیست؟ البته معنای این نیست که امام زمان مهمتر از امیرالمؤمنین است. نه، پیغمبر، امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین و امامان ما، اینها که پدرانشان هستند همه مهمتر از حضرت مهدی بودند. ولی گاهی یک کاری را توسط نسل پنجم انجام می دهند. توفیقی که حضرت مهدی دارد هیچیک از ۱۲۴هزار پیغمبر نداشتند. موفقیت مهم است. چون گاهی وقت ها یک چیزی را به یک کسی می دهند.خدایا شب جمعه است، همه مرده ها و زنده های ما را بیامرز. یکبار با مرحوم پدرم آمدم حرم امام رضا، پدر من خیلی گریه کرد. من هی نگاه کردم دیدم طوری گریه می کند، گفتم: آقا حالی به شما دست داد؟ چه شد؟ گفت: یک توجهی برای من شد، یک نگاه کردم به بابام، پدرم می گفت: بابام، یعنی جدم! یک نگاه به بابام کردم. یک نگاه کردم به پسرم که تو هستی. مقایسه کردم، دلم سوخت. گفتم: چه مقایسه ای کردی؟ گفت: بابای من می خواست به مشهد بیاید. از کاشان، وضع مالی اش طوری نبود که حدود صد سال پیش بیاید. به تجار کاشان گفت: مشهد می روید مرا هم خبر کنید. اینها آمدند و خبر نکردند و بابای من با کم و زیادش هشتاد سال زندگی کرد، مرد و نتوانست زیارت امام رضا برود. این برای بابام، تو پسرم هستی، یک ساعت با هواپیما بلند شدی از تهران به مشهد آمدی. نگاه می کنم خدا چقدر امکانات به تو داده، و چقدر بابای من محروم شد که مرد و مشهد زیارت نکرد. حالا معنایش این نیست که من بهتر از پدربزرگم هستم. پدرم از من بهتر است و پدربزرگم، نیاکان ما به گردن ما حق دارند. ما اگر اجری و کاری هم بکنیم، ثوابش را آنها دارند. اولاد هرکاری بکند، ثوابش را به پدر و مادرش هم می دهند. ولی گاهی کسی یک کاری می کند که ممکن است استادش این کار را نکند.امتحان هوش، کدام امام ها فرمودند: اگر دستم به امام زمان برسد تا آخر عمر خادمش هستم؟ امام صادق... چند تا از ائمه ما گفتند: پدر و مادرم فدای حضرت مهدی؟ پیغمبر، امیرالمؤمنین، امام باقر، امام کاظم، امام رضا، پنج معصوم این جمله را گفتند. یکوقتی برای ابالفضل شعر می گفتند، یک شعر خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد. شعر این است. چهار امامی که تو را دیده اند، دست علمدار تو بوسیده اند. چون ابالفضل که به دنیا آمد، امیرالمؤمنین دستش را بوسید. امام حسن دستش را بوسید. امام حسین دستش را بوسید. امام سجاد هم دستش را بوسید. ابالفضل امام نیست ولی چهار امام دستش را بوسیده است.چهار امامی که تو را دیده انددست علمدار تو بوسیده اندتوصیه به دعا در ماه رمضانحالا امام زمان، پدرانشان اینطور دعا... در مورد دعا، معنای دعای اظهار علاقه است. ماه رمضان هم وقت دعاست. جالب است آیه ی دعا کنار آیه روزه آمده است. در همان صفحه که می گوید: «کُتِبَ‏ عَلَیْکُمُ‏ الصِّیامُ» قاری: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ‏ عَلَیْکُمُ‏ الصِّیامُ» (بقره/۱۸۳) ماه رمضان، روزه بر شما واجب شد. «کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ» در ادیان دیگر هم روزه بوده است. بعد از دو سه آیه که در مورد رمضان است به دعا می رسد، می گوید: «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی‏ عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» (بقره/۱۸۶) آیه قرآن است، می گوید: اگر مردم از من سؤال کردند، یعنی آیه ای که می گوید: دعا بخوانید، با آیه ای که می گوید: روزه بگیرید، کنار هم در یک صفحه هست. بعضی وقت ها برای دعا خط ویژه می روند. مثلاً درباره استغفار «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُون‏» (ذاریات/۱۸) استغفار در سحر مزه دیگر دارد. وقت های دیگر سحرها آدم خواب است. ولی ماه رمضان که به هوای سحری بلند می شویم نماز شب هم بخوانیم. پنج تا دو رکعتی است و یک، یک رکعتی. تقریباً یازده دقیقه طول می کشد. یک نماز شب است، قیمت تعاونی اش را گفتم، بازار آزاد هم دارد. بازار آزادش این است که به چهل مؤمن دعا کنی، سیصد تا العفو بگویی. کسانی که تا حالا نخواندند راه دستشان نیست، حداقل پنج تا دو رکعتی و یک، یک رکعتی. مثل نماز صبح، یک آیه دیگر داریم وقتی تعریف افراد را می کند، می گوید: «یستغفرون...» «بالاسحار هم یستغفرون»دعا اظهار علاقه است. حدیث هم داریم به کسی که دعا می کنی به او بگو: من دعایت کردم. آنهایی هم که به ذهنتان می آید دعا کنید، دعا کنید ولو با هم بد بودید. چون ممکن است کسی با کسی بد باشد، می گوید: نه، من به این دعا نمی کنم. یکی از علمایی که هم مجتهد بود، مجتهد پنجاه سال پیش تقریبا و هم سید بود و مجتهد بود و پدر شهید بود و خیلی من به او ارادت داشتم. ایشان استاد من بود. برای من یک خاطره نقل کرد و گفت: فلانی با فلانی قهر بود. گاهی در فامیل، دوست، همسایه، شریک، شاگرد، یکی از اینها رفت مکه و مدینه کنار قبر پیغمبر، داشت به رفقایش دعا می کرد. این رفیق که با هم دعوا داشتند یادش آمد. تا یادش آمد گفت: به تو دعا نمی کنم. حال مرا گرفتی تا زنده بودی. دوباره برای رفیق هایش دعا کرد، باز آن رفیق به ذهنش آمد. چند بار هی به ذهنش آمد و این طردش کرد. شب به خوابش آمد گفت: من و تو در دنیا با هم بد بودیم و کت کاری داشتیم. با هم مسأله داشتیم. الآن من مردم. دستم کوتاه است، تو مدینه نزد پیغمبر بودی. من هی آمدم خودم را به تو نشان دادم، چرا مرا طرد کردی؟ این استاد ما می گفت: از این معلوم می شود آدم هایی که به ذهن آدم می آیند روحشان دارد التماس می کند. سوا نکن... به فلانی دعا می کنم. به فلانی...حتی رفیق هایت را با یک کلمه و دوستانش اضافه کن. این دعای شما میلیونی میشود. مثلاً شما می خواهید به سید حسن نصر الله دعا کنید. یک شیعه عالم در مقابل اسرائیل، استخوان در گلوی آمریکا و اسرائیل است. شما می گویید: «اللهم اغفر سید حسن نصر الله» بگو و دوستانش... تا گفتی و دوستانش دهها میلیون اضافه میشود.دعا، زمینه توجه امام زمان(عج)در دعا اظهار علاقه هست. ما که دعا می کنیم او هم به ما دعا می کند. چون قرآن یک آیه دارد «وَ إِذا حُیِّیتُمْ‏» قاری: «وَ إِذا حُیِّیتُمْ‏ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها»،«وَ إِذا حُیِّیتُمْ‏ بِتَحِیَّةٍ» یعنی اگر کسی به شما سلام کرد، گفت: سلام، شما گرمتر جواب بده و بگو: سلام علیکم. اگر گفت: سلام ...

ادامه مطلب  

پایان بخش نواحی جشنواره جوان با معرفی برگزیده ها  

درخواست حذف این مطلب
بخش نواحی جشنواره موسیقی جوان در حالی شامگاه جمعه به کار خود پایان داد که در این مراسم از دشواری های فعالیت در عرصه موسیقی نواحی سخن گفته شد و اینکه این جشنواره که از آن به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای هنری کشور یاد می شود، انگیزه ای است برای جوانان تا موسیقی منطقه خود را یاد بگیرند؛ اینکه به رغم ماهیت رقابتی جشنواره، این امر بهانه ای برای رونق دادن به موسیقی کشور خواهد بود.مراسم اختتامیه دوازدهمین جشنواره موسیقی جوان در بخش موسیقی نواحی، عصر جمعه، دوم شهریور ماه در تالار وحدت برگزار شد.به گزارش ایسنا، این مراسم با اجرای سیدعباس سجادی و با حضور چهره هایی مانند حسین علیزاده، سیدمحمدمجتبی حسینی معاون هنری وزیر ارشاد، محمدرضا درویشی، علی اکبر مرادی، عمران حیدری و بهرام جمالی برگزار شد. هومان اسعدی دبیر جشنواره موسیقی جوان در ابتدا به طور خلاصه گزارشی کلی از عملکرد جشنواره موسیقی جوان تا کنون را چنین بیان کرد: ۱۵۰۰ اثر موسیقی به دبیرخانه جشنواره ارسال شد که از این تعداد ۶٠٠ اثر مختص به موسیقی نواحی بود، همچنین حدود ۳۰۰ اثر از نیز به بخش نهایی جشنواره راه یافتند.او ادامه داد: نیمی از شرکت کنندگان جشنواره امسال در بخش نواحی نیمی دیگر در بخش موسیقی دستگاهی و کلاسیک بودند که امیدواریم این رقم در دوره های بعد افزایش یابند.اسعدی اظهار کرد: در چهار دوره ای که موسیقی نواحی به جشنواره اضافه شده شاهد حضور پرشوری بوده ایم. کمتر کشوری در جهان هست که از نظر تکثر فرهنگ موسیقی نواحی مانند ایران باشد. شرکت کنندگان در جشنواره موسیقی نواحی نشان دادند که علاقه مندان به موسیقی در کشورمان با وجود مشکلات بسیار، به فعالیت خود در حوزه موسیقی ادامه خواهند داد که این امر باعث توسعه و پیشرفت موسیقی ایران خواهد شد.دبیر جشنواره جوان گفت: برگزاری این جشنواره موسیقی باعث شده است که بسیاری از جوانان انگیزه بیشتری برای یادگیری موسیقی منطقه خود داشته باشند. باوجود ماهیت رقابتی جشنواره، این امر بهانه ای برای رونق دادن به موسیقی کشور خواهد بود.در ادامه این مراسم و پس از سخنرانی اسعدی، موسیقی نواحی از مناطق مازندران، جنوب و شمال خراسان، ترکمن، آذربایجان و کردستان با حضور هنرمندانی چون علی رضا طیبی، مراد قیاسی، مهدی کارگر، محمد رحمانی، ساسان خاموشی، علی کمالی و… موسیقی اجرا شد.محمد رضا درویشی، آهنگ ساز و پژوهشگر موسیقی دیگر سخنران مراسم اختتامیه جشنواره جوان (بخش نواحی) بود.او با بیان اینکه حق دارد درباره کشورش صحبت کند، ادامه داد: من باید راجب یکی از مهم ترین رویدادهای هنری کشور، جشنواره موسیقی جوان صحبت کنم؛ پس هر چقدر که بخواهم و غریزه ام به من بگوید صحبت خواهم کرد.آنچه در این گلستان پر رنج دیدیم تنها بخش کوچکی از هنرهای بی شمار کشور است و باید در برابر دو نسل از مهم ترین افراد موسیقی کشور سر تعظیم فرود آورد؛ اگرچه که از نسل سابق موسیقی کشور تعداد کمی باقی مانده اند.مؤلف دائرهالمعارف سازهای ایرانافزود: به نظر من جشنواره موسیقی جوان امروز مهم ترین رویداد موسیقی کشور است و آنچه که آن را موسیقی نواحی می نامیم زیر بنای موسیقی این کشور است. موسیقی غربی که برخی به اشتباه آن را موسیقی کلاسیک می نامند و برخی افراد نادان آن را موسیقی جهانی می گویند به ما تعلق ندارد و ما موسیقی ارزشمند خود را داریم.درویشی ادامه داد: در سال ۱۳۱۲ ارکستر سمفونیکی داشتیم که تنها سه نفر از آن ایرانی بودند ولی بقیه خارجی بودند اما الان ارکستری داریم که همه ایرانی هستند ولی موسیقی آنها صدای مرگ می دهد چرا که شیوه مدیریتی درستی ندارد.او گفت: موسیقی دستگاهی که به آن رسمی و یا ملی می گویند اینگونه نیست؛ چرا که موسیقی با زبان فرق دارد و موسیقی ملی شامل موسیقی همه اقوام ایران است. حدود چهل سال قبل خارج از محدوده تهران خیلی کسی درک درستی از موسیقی نداشت چرا که این هنر در دست اوامر سیاسی بود.این استاد موسیقی تصریح کرد: من از کلیه مسوولان و نهادهایی که در زنده نگه داشتن این جشنواره تلاش کرده اند کمال تشکر را دارم و تا زمانی که موسیقی نواحی زنده بماند فرهنگ این کشور نیز به داغ دل هر کسی که می خواهد فرهنگ این کشور را از بین ببرد زنده خواهد ماند.درویشی در ادامه خطاب به مردم گفت که از هنر موسیقی دان ها و نوازندگان کشور حمایت کنند چرا که هنر آنها خوراک روح و جان انسان ها است.به گزارش ایسنا، بخش دوم اجرای موسیقی به اجراهایی از نواحی قشقایی، لرستان و کردستان با اجرای محمدرضا چریکی، پویا عباسی، حافظ کریمی، آریا عباسی، برزو امیریان و علی باجلاوند (نوازنده کوچک تنبک) اختصاص داشت.سیدمحمد مجتبی حسینی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سومین سخنران مراسم اختتامیه بخش نواحی جشنواره موسیقی جوان گفت: اگر زبان را ظرفیت برقراری ارتباط بوسیله نشانه ها بدانیم، “بیان” پیدا و روشن سخن گفتن است؛ یعنی گفتن به آدابی و ترتیبی، به شیوه و منشی. می پندارم همانگونه که اشعار حافظ و سعدی و مولانا بیان ممتازی از زبان فارسی است، نغمه های برگذشته از قرن ها که هنوز و همچنان در زندگی اقوام و شهروندان جای جای کشور عزیزمان جاری هستند و با شنیدنشان یاد و خاطره ای از تاریخ جعفرافیایی در خاطر ما جان می گیرد همان بیان بلیغ است که معنا را روشن می کند و جان می بخشد. بنابراین ما می توانیم در بیان نغمه ها خود را ببینیم. خودی خالص و بی نقاب، از این روست که می گویند برای دانستن و شناخت حال می توان به اثر هنری نگریست.او ادامه داد: هر چه آثار هنری پخته تر و سخته تر باشند به مخاطبان از قوام فرهنگ خبر می دهند و اگر آثار لرزان باشند یا سست و خدای ناکرده یک بار مصرف، همان تصویر را ارایه می کنند. چنین است که کارشناسان و خبرگان موسیقی بر این باورند که باید برای موسیقی ارزشمند، برنامه ها داشت و کارها کرد، چرا که بازتاب تصویری از ماست.حسینی همچنین گفت: جشنواره موسیقی جوان یکی از مهمترین رویدادهای هنری است؛ مهم است چون نشانه فرداست. همه کارها کار امروز است جز آنچه برای نوجوانان و جوانان و چون خبر از آینده می دهد، اما ملتی آینده ای باشکوه و فرازمند خواهند داشت که ره توشه و سرمایه از گذشته بگیرند. آنچه امروز می بینیم بی تردید حاصل شوق این عزیزان، اهتمام خانواده ها، دلسوزی مربیان و نیز همین جشنواره است که با تدبیر هومان اسعدی عزیز موسیقی دان نامدار و به دستیاری ۹۰ داور کم نظیر دوازده دوره را پشت سر گذاشته است. با پایان جشنواره دوازدهم، کار جشنواره سیزدهم آغاز خواهد شد. امیدوارم در دوره های آتی بخش های نظری نظیر کارگاه هایی برای شناخت بیشتر سنت ها برای جوانان عزیز شرکت کننده و فرصت آموختن از محضر استادان تراز اول کشور فراهم شود و بتوانیم گام هایمان را استوارتر برداریم.هیئت داوران دوازدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان، برگزیدگان بخش های مختلف موسیقی نواحی ایران را به شرح ذیل اعلام می نماید:برگزیدگان موسیقی آذری:هیئت داوران بخش موسیقی آذری ،ضمن تقدیر از خانم ها پانیذ ستاری نوازنده قانون آذری ( از تبریز)و افرا اصلان حسینی نوازنده دایره آذری(از تبریز)، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام می کند:– برگزیدگان بخش موسیقی آذربایجان:– برگزیدگان تکنوازی تار آذری:– گروه سنی الف:رتبه سوم به طور مشترک: آقای سینا شجری ( تبریز)و خانم زهرا میرزایی ( زنجان)رتبه دوم : آقای آراز قاسمی(تبریز)رتبه اول: آقای آراز وجودی( تبریز)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای مهران بهروزی( تبریز)رتبه دوم: آقای فرزین رازقی( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: خانم سئویل اقدسی ( تبریز)رتبه دوم: آقای اِلمان اطهری ( تبریز)رتبه اول: آقای ناصر مددی( تبریز)– برگزیدگان تکنوازی کمانچه آذری:– گروه سنی الف:رتبه سوم: خانم پارمیس ستاری( تبریز)رتبه دوم : آقای آرین ضمیری( تبریز)رتبه اول: آقای رضا محمدی( تبریز)– گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: آقای آرمین زینال زاده( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای روزبه مقدم نژاد( تبریز)رتبه دوم: خانم آیلار جهانگیری ( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی قوپوز:– گروه سنی الف:رتبه سوم: خانم اسماء میکائیلی ( مشکین شهر)رتبه دوم : آقای ابراهیم راثی ( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– گروه سنی ب:رتبه سوم و دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم و سوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای محمدرضا حمیدی ( تهران)– برگزیدگان تکنوازی گارمون :– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای محمدرضا محمدوند( تبریز)رتبه دوم و اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول ودوم تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم و دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم و سوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای سینا حسن زاده( تبریز)– برگزیدگان تکنوازی دوتار شرق و جنوب خراسان:– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای کیان واحدی( تربت جام)رتبه دوم : خانم کوثر حیاتی( تربت جام)رتبه اول: خانم مهدیس ابراهیمیان( تربت جام)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای الهداد بهرامی( تایباد)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول به طور مشترک: آقایان مصطفی تیموری( تربت جام) و ایمان تخم کار( تربت جام)گروه سنی ج:رتبه سوم به طور مشترک: آقایان محمد سلیمانی( تربت جام) و علی شیری ( تایباد)رتبه دوم: آقای سلمان سلیمانی( تایباد)رتبه اول: آقای همایون حامدی ( تربت جام)– برگزیدگان آواز شرق و جنوب خراسان:– گروه سنی الف (۱):رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای محمد امین امینی ( تربت جام)رتبه اول: آقای مبین دُرپور( تربت جام)– گروه سنی الف (۲):رتبه سوم: آقای کیان واحدی( تربت جام)رتبه دوم: آقای عبدالرحمن باطوری( تربت جام)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است. گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای محسن کریمی ( تربت جام)رتبه دوم: آقای امین برنا( تربت جام)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی دف:– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای علی کاربین( مشهد)رتبه دوم : خانم پرنیان سلیمانی( اصفهان)رتبه اول: آقای محمد مرادی(سنندج)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای محمد مهدی قاسمی(شیراز)رتبه دوم: آقای امیرمحمد نیک منش (شاهین شهر)رتبه اول: آقای سعید فرزانگان(سنندج)گروه سنی ج:رتبه سوم: خانم نرگس ربانی نیا (لنجان)رتبه دوم: آقای حامد سهرابی(کرمانشاه)رتبه اول: آقای فرید زندی(سنندج)– برگزیدگان بخش موسیقی کردی:هیئت داوران بخش موسیقی کردی ضمن تقدیر از آقای نیما شفیعی نوازنده ساز سرنای کردی، آقای آلان فاروقی نوازنده دهل کردی،آقای پارسا احمدزاده نوازنده ضرب کردی و آقای امید دباغی نوازنده ضرب کردی برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام می نماید– برگزیدگان تکنوازی نرمه نای:– گروه سنی الف:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای پارسا احمدزاده (سقز)رتبه اول: آقای آروین دباغی (بوکان)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای اسماعیل محمودی (بوکان)رتبه دوم: آقای کریم صالحی(بوکان)رتبه اول: خانم مژگان سیدی (بوکان)– برگزیدگان تکنوازی دوزله:– گروه سنی الف:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای پارسا احمدزاده(سقز)– گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای علی کمالی (دالاهو)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای فرهاد سلیمانی (کامیاران)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای نیما شفیعی (روانسر)– برگزیدگان تکنوازی سُرنای کردی:– گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای محراب قیطاسی (کامیاران)– برگزیدگان تکنوازی دهل کردی:– گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای امید دباغی (بوکان)گروه سنی ج:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: آقای سامان شریفی (روانسر)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی ضرب کردی:– گروه سنی الف:رتبه سوم: خانم مژده سیدی (بوکان)رتبه دوم : آقای کیانوش شهسواری (سقز)رتبه اول: آقای آلان فاروقی (سقز)– برگزیدگان آواز کردی :– گروه سنی الف:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای فواد استاد قادری (سقز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای جبرئیل تخت فیروزه (مریوان)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی نی قشقایی :– گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای محمدرضا چریکی (اهواز)– برگزیدگان بخش آواز و دوتار ترکمن :– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای ایمان عطا (گنبد کاووس)رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای ایوب کم (بندر ترکمن)رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای میثم شاعری (گنبد کاووس)رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی دوتار ترکمن:گروه سنی ج:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم به طور مشترک: خانم سولماز تکه (گنبد کاووس) و آقای حامد پدری (گنبد کاووس)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی کمانچه ترکمن:گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: آقای دوران عطا (گنبد کاووس)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای گل محمد کم (بندر ترکمن)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی کمانچه لرستان:– گروه سنی الف:رتبه سوم به طور مشترک: آقای محمدرضا بارانی (خرم آباد) و آقای پویا یگانه (خرم آباد)رتبه دوم : آقای عرفان مریدی (شهریار)رتبه اول: آقای محمد امینی راد (نهاوند)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای سعید پانسته (خرم آباد)رتبه دوم: آقای سبحان امرائی(کوهدشت)رتبه اول: آقای حسن سالاروند (دورود)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای مهرداد عزیزی (خرم آباد)رتبه دوم: آقای سجاد لیریائی (دورود)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی سرنای لرستان:– گروه سنی الف:رتبه سوم به طور مشترک: آقای اهورا دلفانی(خرم آباد) و آقای محمد رشیدزاده (خرم آباد)رتبه دوم : آقای عرفان مریدی (شهریار)رتبه اول: آقای امیرحسین بسطامی(خرم آباد)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای علی الواری (اندیمشک)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی تنبک لرستان:– گروه سنی الف (۱):رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای پارسا باجلاوند (کرج)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– گروه سنی الف (۲):رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای علی باجلاوند (دورود)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است– برگزیده آواز لرستان:گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای سعید رحیمی پور (خرم آباد)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده استرتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده استهیئت داوران بخش تکنوازی تنبور، ضمن تقدیر از خانم رها افضلی (دالاهو)، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام می کند:– برگزیدگان تکنوازی تنبور :– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای سید فرهاد فرهادی (دالاهو)رتبه دوم به طور مشترک : آقای وِریا کریمی (دالاهو) و خانم تارا افضلی (دالاهو)رتبه اول به طور مشترک: آقایان پویا عباسی (کرمانشاه) و حافظ کریمی (دالاهو)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای مهدی مریدی (ساوه)رتبه دوم: آقای سهیل رستمی (کرمانشاه)رتبه اول: آقای امین ملک زاده (هشتگرد)گروه سنی ج:رتبه سوم به طور مشترک: آقایان حامد ناجی (کرمانشاه) و داود نجف زاده (کرمانشاه)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای علی اکبر مرادی مشکین (همدان)– برگزیدگان بخش آواز و تنبور:– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای ایلیا احمدیان فر (کرمانشاه)رتبه دوم : آقای علی احمدیان فر(کرمانشاه)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم به طور مشترک: آقایان سعید کرمی راد (کرمانشاه) و علی کمالی (دالاهو)رتبه اول به طور مشترک: آقایان بُرزو امیریان (سر پل ذهاب) و پدرام ظاهری نیا (قصر شیرین)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای سید ساسان خاموشی (دالاهو)رتبه دوم: آقای سیروان شیروئی (دالاهو)رتبه اول: آقای سجاد علائی فر(دالاهو)– برگزیدگان بخش موسیقی مازندران:هیئت داوران ضمن تقدیر از آقایان سید امیر رضا محمدی نوازنده دوتار (از جویبار) و آرش احمدزاده نوازنده لَله وا (از قائم شهر) ، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام می کند:– برگزیدگان تکنوازی دوتار مازندران:– گروه سنی الف:رتبه سوم: آقای محمدحسین ابراهیمی(ساری)رتبه دوم : آقای محمدحسین طیبی (ساری)رتبه اول: آقای سید محمدرضا محمدی(قائم شهر)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای امیرعلی جهان بخشی (سواد کوه)رتبه دوم: آقای علیرضا پورحاجی (ساری)رتبه اول: آقای مجید بِتیار(ساری)گروه سنی ج:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: آقای فرهاد محمدی (سواد کوه)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.– برگزیدگان تکنوازی کمانچه مازندران:– گروه سنی الف:رتبه سوم: خانم نیایش طالبی (ساری)رتبه دوم : آقای حسام بِتیار(ساری)رتبه اول: آقای سید محمدرضا محمدی (قائم شهر)– گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای صالح جعفری (بابلسر)رتبه دوم: آقای کمیل مسلمی (ساری)رتبه اول: آقای علی فتحی (جویبار)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای شهرام هادیان (ساری)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول به طور مشترک: آقایان رض ...

ادامه مطلب  

دانلود قطعه «آمدم ای شاه، پناهم بده» با صدای استاد کریمخانی  

درخواست حذف این مطلب
به مناسبت ایام شهادت امام رضا (ع) فایل صوتی قطعه «آمدم ای شاه پناهم بده» قابل دریافت است.به گزارش تهران نیوز ، امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان است که یعداز شهادت امام موسی کاظم (ع) امامت بر مردم را بر عهده گرفت.مدت امامت حضرت رضا(ع)، حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.امام رضا(ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیلۀ مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست مأمون خلیفه عباسی به شهادت رسید.به مناسبت ایام شهادت امام رضا (ع) فایل صوتی قطعه «آمدم ای شاه پناهم بده» قابل دریافت است.http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/8/22/7049377_979.mp3قطعه «آمدم ای شاه، پناهم بده»متن قطعه آمدم ای شاه پناهم بدهآمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملجأ در ماندگاندور ...

ادامه مطلب  

بروجردی: از فیلتر کردن تلگرام دفاع می کنم  

درخواست حذف این مطلب
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: اطلاعات رد و بدل شده در تلگرام در اختیار انگلیس، آلمان و رژیم صهونیستی قرار می گیرد. ۵۵آنلاین :باید با ایجاد اعتماد مردم به شبکه های داخلی و اطلاع رسانی پاسخگوی نیاز مردم در چارچوب قانون باشیم.▫️به دلیل تهدید امنیتی تلگرام کشورها آن را فیلتر کردند و از شبکه ها و پیام رسان های داخلی و ملی خود استفاده می کنند.▫️صاحب تلگرام روسی الاصل و یهودی زاده است، که به دلیل امنیتی از روسیه خارج شد و تابعیت دیگری گرفته است.▫️نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی خطاب به پاول دوروف که مالک و سرمایه گذار تلگرام است به عنوان سرمایه بزرگ برای اسرائیل یاد می کند و شکرگزار این سرمایه است.▫️نخست وزیر رژیم صهیونیستی چند ...

ادامه مطلب  

احکام طلاق و نفقه  

درخواست حذف این مطلب
در احکام طلاق:✍️شوهر باید نفقه زن را در زمانی که در عده رجعی بسر می برد مشروط بر اینکه زن قبل از طلاق و در زمان عده،نشوز نکرده باشد همانگونه که شوهر در اصل نکاح نیز باید نفقه زن را بپردازد.شرایط مقدار و کیفیت نفقه در زمان عده رجعی،همان شرایط و مقدار و کیفیت نفقه در اصل نکاح می باشد.⚜️به زنی که طلاق بائن داده می شود،نفقه تعلق نمی گیرد مگر اینکه حامله باشد.⚜️اگر منزلی که زن در آنجا طلاق داده شده است،خراب شود یا عاریه ای باشد و مالک آن برای پس گرفتن منزل،مراجعه کند یا استیجاری باشد و مدت اجاره آن به پایان برسد،شوهر باید زن را از آن خانه خارج کرده و به خانه ای ببرد که در شان زن می باشد⚜️اگر زن در منزلی طلاق داده شود که در شان وی نمی باشد باید به منزلی انتقال داده شود که مناسب با اوست و اگر شوهر او بمیرد و گروهی منزل طلاق را به ارث ببرند حق ندارند آن را بین خود تقسیم کنند زیرا حق زن مقدم بر حق تقسیم ورثه است مگر اینکه عده زن به پایان رسیده باشد.⚜️عده وفات برای زنی که شوهر او غایب است زمانی شروع می شود که خبر فوت شوهرش را دریافت می کند.⚜️اگر زن در روز های آخر عده متوجه شود که طلاق داده شده است،عده او تمام می شود و نیازی نیست که از زمان اطلاع،شروع به عده گرفتن کند.عده طلاق از زمان طلاق شروع می شود.⚜️اگر شوهر طلاق غیابی بدهد،عده از زمان طلاق شروع می شود هرچند زن اطلاع نداشته باشد.????تفاوت میان طلاق غایب و فوت غایب:✍️عده طلاق از زمان آغاز طلاق و عده وفات از زمان رسیدن خبر فوت،آغاز می شود.????نفقه⚜️نفقه ها سه عامل و سبب دارند:زوجیت-برخی از خویشاوندان-ملکیت⚜️زوجه ای که با عقد دائمی به زوجیت درآمده باشد مستحق نفقه است به شرط تمکین کامل یعنی اگر زوجه فقط در برخی زمانها و برخی مکان ها تمکین نماید،نفقه به او تعلق نمی گیرد.⚜️به زوجه ناشزه که اطاعت شوهرش را نمی کند،نفقه تعلق نمی گیرد.⚜️خادم گرفتن برای زن در صورتی واجب است که زن در منزل پدرش نیز اهل خادم گرفتن باشد نه اینکه پس از انتقال به منزل شوهرش،خود را دارای مرتبه ای بلند ببیند یا زن بیمار و ...

ادامه مطلب  

تلویزیون بیشترین لطمه را از بخش سیاسی خورده است  

درخواست حذف این مطلب
محمدمهدی عسگرپور که این روزها سریال رمضانی «دستت را به من بده» را کارگردانی می کند، با بیان اینکه این سریال شباهت معناداری با کارهای قبلی اش در تلویزیون دارد، اظهار کرد: به شکل طبیعی در برخی از کارهایم محدوده هایی را مطرح می کنم که کمی در بدو امر ممکن است با ممیزی های تلویزیون مسأله داشته باشد.جمهوریت؛کارگردان سریال هایی چون «نفس گرم»، «شیدایی» و «جراحت» در گفت وگویی که با ایسنا داشت، درباره مباحثی چون دوری چهارساله اش از تلویزیون، کار کردن با شبکه هایی که دشوارند، طرح هایی که با خط قرمز تلویزیون مساله دارند، ویژگی سریال رمضانی «دستت را به من بده» و حضور برخی بازیگران طنز در این مجموعه، کارکرد جشنواره جام جم و همچنین ساختار برنامه های تلویزیون اعم از برنامه های گفت وگو محور و برنامه های مناسبتی که بعضا ذائقه مخاطب را پایین آورده است، سخن گفت.دوری چهار ساله از تلویزیونمحمد مهدی عسگرپور درباره بازگشت به تلویزیون با مجموعه رمضانی جدید و علت اینکه مدتی از تلویزیون دور بوده است، گفت: آخرین کارم در تلویزیون «نفس گرم» بود که حدودا چهار سال از ساخت آن گذشته است. واقعیت این است که مسأله اصلی ام کار در سینما یا تلویزیون در یک دوره ی خاص نیست. برای من پروژه اولویت اول را دارد و اینکه بدانم با کدام پروژه مواجه می شوم. در این چند سال از تلویزیون هم پیشنهادهایی داشتم که طرح هایی که دوستان دیگری نوشته بودند و شکل های مختلفی هم داشت. طبیعی هم بود که پیشنهاداتی به من می شد که در راستای کارهای قبلی ام تلقی می شد. منتهی بعضی وقت ها این طرح ها ممکن است به دل آدم ننشیند یا احساس کنم پروسه زمان بر می شود، برای اینکه بخواهم آن طرح را از جهت فکری از آن خود کنم، بازنویسی کنم یا حتی بدون بازنویسی دوباره بنویسم. بعضی وقت ها این مناسبات باعث می شود طرحی را نپذیرم. بخصوص سن آدمی که کمی بالاتر می رود این حساسیت ها کمی بیشتر هم می شود. یعنی مثلا ممکن است من ارزیابی ذهنی ام از طرحی که ارائه می شود این باشد که کار سه سال زمان می برد ولی نتیجه اش آن چیزی نباشد که این سه سال بابت آن وقت گذاشته باشم.او ادامه داد: من در ایامی که خانه سینما با دولت دهم دچار مسأله شده بود، برای اینکه ذهنم خیلی فقط ذهن مبارزاتی نشود، می نشستم و طرح هایم را می نوشتم. بعضی از کارهایی که آن سال انجام دادم حاصل آن طرح هاست. فیلم «مهمان داریم» که در همان زمان نوشته شد. طرح سریال «نفس گرم» اساسا برای آن زمان بود. من سه کار دیگر در حد طرح داشتم که دو کار برای تلویزیون و یک کار سینمایی بود. برخی را سعی کردم به طرح مفصل تر برسانم تا زمانی که فکر می کنم وقت مناسبی برای ساختنش است، از میان این کارها طرح «دستت را به من بده» زودتر به نتیجه رسید. با وجود اینکه به طرح دیگر رسیده بودم و حتی به پیش تولید هم رسیده بودم اما مسیر سریع تری برای این کار پیش آمد و آن را شروع کردم.کار کردن با بعضی شبکه ها سخت استعسگرپور درباره طرح های تلویزیونی که برای ساخت به تصویب نرسیدند، گفت: طرح سریالی که داشتم بحث رمضان در آن مطرح بود منتهی به یک شرایطی برخورد که فعلا راجع به آن اظهار نظر نمی کنم. چون فکر می کنم ممکن است احساس شود که من دارم بابت طرحی که شرایط ساختنش در تلویزیون پیش نیامد گله می کنم.در صورتی که به موقع صحبت خواهم کرد که سیستم تصمیم گیری در بعضی از جاهای تلویزیون و بعضی از شبکه ها به گونه ای است که کار کردن در آن خیلی سخت شده؛ به نحوی که شما باید ویژگی های خاصی داشته باشید که من آن ویژگی ها را در خودم نمی بینم. به همین دلیل شرایط ساخت این طرح ممکن است فراهم نشود، سربسته بگویم آن کار به سرانجام نرسید با اینکه خیلی آن را دوست داشتم و اگر انجام می شد می توانست خیلی موفق باشد.طرحی که در تلویزیون ناکام ماندوی درباره موضوع طرحی که به تلویزیون پیشنهاد داده بود، اظهار کرد: آن طرح یک کار جوانانه و اجتماعی بود. به شکل طبیعی من در برخی از کارهایم محدوده هایی را مطرح می کنم که کمی در بدو امر ممکن است با ممیزی های تلویزیون مسأله داشته باشد؛ به عنوان مثال مسأله ای که در «نفس گرم» به آن پرداختیم مبنی بر اینکه یک خانم جلسه ای دچار چه معضلی می شود و چه اتفاقاتی برایش می افتد. رویارویی یک نفر با عقاید و اندیشه هایی که آن ها را به مردم درس می دهد، اما خودش دچار آن چالش می شود. این چیزی بود که ممکن بود در حالت عادی در شبکه ای دچار مسأله شود و در شبکه دیگر دچار مسأله نشود؛ البته حالا در تلویزیون سعی شده این طرح ها در نهاد سیمافیلم متمرکز شود که کمی این نگاه سلیقه ای کمتر شود ولی به نظرم اشکالات ساختاری تلویزیون در حوزه نمایش فراتر از این حرف هاست. تلویزیون اساسا دچار معضلات زیادی شده است و بخش قابل توجهی از مخاطبان خود را پی در پی از دست داده است و متأسفانه زمینه های بازنگری هم در خود به وجود نمی آورد و از آن بدتر وقتی با بعضی از مدیران تلویزیون هم صحبت می کنی احساس می کنند بهترین کار را انجام می دهند. کمی چشم و گوششان را روی واقعیت بسته اند که تلویزیون با این شکل کار کردن کارکرد خود را از دست داده است.این کارگردان در ادامه گفت: کاری که انجام نشد را خیر می دانم و فکر می کنم حتما نتیجه آن خیر خواهد بود که در آن دوران اتفاق نیفتاد و به زمان دیگری موکول شد. آن طرح تمرکز بر روی موضوع جوانان و یک مدلی از عشق جوان بود که خیلی امروزی تر می توانست باشد و جوانان را درگیر خودش کند.موضوع «دستت را به من بده» چیست؟او درباره مجموعه ای که این روزها به مناسبت ایام رمضان برای شبکه سه سیما می سازد، گفت: در این مجموعه رمضانی ما با دو مدل شخصیت در کار مواجهیم؛ آن بخش که مربوط به میانسالی داستان ماست و موتور اصلی داستان را پیش می برد و نتیجه رفتارهای این ها بر روی نسل های بعد از خودشان را نشان می دهد که جوانان داستان می توانند باشند و آن ها هم قصه های خاص خود را دارند.عسگرپور درباره ساخت مجموعه رمضانی «دستت را به من بده» که در مقایسه با اغلب سریال های مناسبتی تلویزیون با فراغ بال بیشتر و به دور از شتابزدگی ساخته می شود، اظهار کرد: من قبلا هم در سریال «جراحت» این تجربه را داشتم. ما ساخت سریال «جراحت» را پنج ماه و نیم قبل از ایام رمضان شروع کردیم که زمان مناسبی برای چنین کاری بود. یادم است فیلمبرداری ما پنجم رمضان به پایان رسید و کار مونتاژ هم همزمان انجام می شد و کار به راحتی پیش رفت. من فکر می کنم بخشی از شتابزده بودن یا نبودن کارها به تلویزیون برمی گردد و بخشی هم به سازندگان اثر؛ به عنوان مثال در همین سریال، اگر این اصرار وجود نداشت و ما نمی خواستیم این کار را برای رمضان بسازیم، این کار در زمان دیگری ساخته می شد. در نتیجه تلویزیون برای رمضان به طرح دیگری دست پیدا می کرد و اینکه چه زمانی دست پیدا می کرد جای بحث دارد. تلویزیون متأسفانه شرایط مدیریتی اش در طول سال های گذشته به گونه ای بوده است که به سازندگان این پالس داده می شد که شما تا می توانید دیر طرح هایتان را به من بدهید چون اگر زود بدهید ممکن است من فرصت داشته باشم یک بار دیگر آن را بررسی کنم در نتیجه کار با تأخیر ساخته می شد. در ارتباط با «دستت را به من بده» این اتفاق نیفتاد در حالی که خیلی اوقات این اتفاق می افتد. راستش را بخواهید متأسفانه علیرغم اینکه خیلی از تهیه کنندگان و کارگردانان ما ممکن است از همین شرایط گله مند باشد، بعضی اوقات خودشان هم بدشان نمی آید و این برمی گردد به اینکه اگر ما فرصت زیاد داشته باشیم تلویزیون این کار را به عنوان یک پروژه فوری و استراتژیک ممکن است تلقی نکند ولی وقتی که چهار ماه فرصت باشد، تلویزیون از جهت بودجه و غیره سعی می کند امکانات کار را فراهم کند.شباهت معنادار «دستت را به من بده» با آثار قبلی عسگرپورعسگرپور درباره قصه سریال رمضانی «دستت را به من بده» یادآور شد: این سریال شباهت معناداری با کارهای قبلی ام دارد. فضای قصه خودش را نشان می دهد منتها از این زاویه شاید این ویژگی را داشته باشد که چگونه می شود مسائل و معضلات دو نسل را کنار هم نشان داد و با این تئوری مشخص که مشکلات و معضلاتی که یک نسل به وجود می آورد چگونه در نسل بعدی تأثیرگذار خواهد بود و چگونه ما باید از مشکلاتی که به وجود می آوریم سهم خودمان را ببینیم و فکر نکنیم سهم مان این است که الان با آن مواجه هستیم. بدانیم و ببینیم با چیزی مواجه هستیم که خودمان ساخته ایم. این بخش در بعضی از کارهایی که قبلا کار کرده ام، مفهوم جدی بود.این کارگردان سپس گفت: ما گاهی اوقات با بزرگان کشور مواجه می شویم که سنشان بالا رفته است. آنها اعترافاتی می کنند که ممکن است برای همه تعجب آور باشد. خود این مفهوم، مفهوم مهمی است که به مخاطب بگوییم چقدر خوب است که هر چه زودتر به این نقطه برسی نه زمانی که پیر شده ای و می خواهی غزل خداحافظی را بخوانی. از طرفی پس از آنکه اعترافات و اشتباهات را باز می کنی متوجه می شوی که ای وای جامعه را دچار خطا کرده ای و با یک اشتباه سیستم جامعه را بهم ریخته ای. حال جامعه می تواند کوچک و یا بزرگ باشد. این آن نکته ای است که من سعی کرده ام در کار به آن توجه کنم و اینکه وقتی ما اشتباه می کنیم اشتباهات ما تا کجا ممکن است برود. از طرفی گاهی اوقات می شود آن مشکل را حل کرد اما گاهی اوقات نیز شما چیزی را خراب کرده ای که دیگر ویران شده است و دیگر نمی شود کاری کرد.از امین تارخ تا بازیگران طنزی که جدی خواهند بودعسگرپور درباره حضور امین تارخ در کنار برخی بازیگران طنز از جمله محمدرضا هدایتی و نیما شعبان نژاد (بازیگر طنز «خندوانه») در مجموعه ی رمضانی اظهار کرد: در ارتباط با امین تارخ کار «جراحت» را با ایشان داشتم. زمانی که طرح «دستت را به من بده» را می نوشتم از ابتدا به ایشان فکر می کردم و با این نگاه کاراکتر او را می نوشتم که نقش به هیبت ایشان بخ ...

ادامه مطلب  

چشمانت را به یک نابینا قرض بده؛ اپلیکیشن be my eyes  

درخواست حذف این مطلب
اپلیکیشن be my eyes یک برنامه رایگان است که افراد نابینا و کم بینا را به داوطلبانی با چشمان سالم و نمایندگان کمپانی متصل می کند. آنها با استفاده از تماس تصویری به این افراد کمک کرده و در واقع، در حکم چشمان آنها ایفای نقش می کنند. چشمانت را به یک نابینا قرض بده؛ اپلیکیشن be my eyesبا استفاده از اپلیکیشن be my eyes همه روزه داوطلبان بسیاری می توانند بینایی خود را به افراد نابینا و کم بینا ببخشند تا بدین وسیله این افراد بتوانند مشکلات بزرگ و کوچکی که در زندگی شان پیش می آید را مرتفع کنند.اگر فرد نابینا و یا کم بینایی هستید، هرزمانی که به قوای بینایی احتیاج پیدا کردید، داوطلبانی حضور دارند تا به شما کمک کنند. شما و فرد داوطلب به طور مستقیم می توانید با برقراری تماس تصویری به یکدیگر متصل شوید و مشکلات خود را درمیان بگذارید. داوطلبین به شما کمک خواهند کرد. به این صورت که می گویند جهت دوربین خود را به کدام سو بگیرید، به کجا متمرکز شوید و یا چه هنگامی چراغ قوه گوشی خود را روشن کنید.به عنوان یک داوطلب با چشمانی سالم برای کمک کردن، شما فقط می بایست اپلیکیشن be my eyes را بر روی اسمارت فون خود نصب کنید. یک کاربر نابینا و یا کم بینا ممکن است درخواست ها متفاوتی از شما داشته باشد. از چک کردن تاریخ انقضا یک محصول و تشخیص رنگ های پیرامون گرفته تا خواندن یک دستورالعمل و جهت یابی در یک محیط جدید.در اپلیکیشن be my eyes تاکنون بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر داوطلب و حدود ۹۰ هزار کاربر نابینا و یا کم بینا از بیش از ۱۵۰ کشور و ۱۸۰ زبان مختلف حضور دارند. هدف برنامه be my eyes افزایش دسترسی افراد با مشکلات بصری به جهان پیرامون شان است. این مهم محقق نمی شود مگر با کمک ما و فداکاری برای جامعه مان.برای دانلود اپلیکیشن be my eyes می توانید از لینک های زیر استفاده کنید. این برنامه بیش از ۱۰۰ هزار بار از گوگل پلی و بیش از ۲ هزار مرتبه از کافه بازار دریافت شده است.دانلود اپلیکیشن be my eyes برای اندروید از گوگل پلی | دانلود اپلیکیشن be my eyes برای اندروید از کافه بازاربیشتر بدانید: dashclock ؛ اپلیکیشنی کاربردی برای اسمارت فون هادانلود اپلیکیشن be my eyes برای ios از اپ استورbe my eyes یک اپلیکیشن رایگان موبایلی است که تنها یک هدف دارد: افزایش دسترسی افراد با مشکلات بصری به محیط اطرافشان. این برنامه داوطلبان را به افرادی که نابینا و یا کم بینا هستند با تماس تصویری متصل می کند. این اپلیکیشن در ژانویه ۲۰۱۵ توسط هانس یورگن ویبرگ (hans jørgen wiberg) راه اندازی شد.از آن زمان تاکنون بیش از یک و نیم میلیون داوطلب برای کمک رسانی به نابینایان در آن ثبت نام کرده اند. این اپ بزرگرین اجتماع آنلاین نابینایان و کم بینایان است که درصدد بهبود رفاه و زندگی آنان برآمده است. امکان برقراری ارتباط با بیش از ۱۸۰ زبان زنده دنیا در اپلیکیشن be my eyes مهیا شده است.چشمانت را به یک نابینا قرض بده؛ اپلیکیشن be my eyesداستان شکل گیری این اپلیکیشن به سال ۲۰۱۲ و در دانمارک به دست یک پیشه ور به نام ویبرگ آغاز شد. او در یک موسسه دانمارکی کمک به نابینایان فعالیت می کرد. او به این موضوع پی برد افرادی که نابینا هستند و یا بینایی ناقص دارند، برای انجام امور روزمره خود عمدتا به اندکی کمک نیاز دارند. اما نکته اینجا بود که همواره باید یک دوستی وجود داشته باشد. اینجا بود که ایده be my eyes به سرش زد. راهی برای ارتباط تصویری میان این افراد ناتوان و داوطلبین.او معتقد بود که با استفاده از تکنولوژی تماس تصویری می توان در نقش قوه بینایی ظاهر شد. با اینکار بخشی از بار سنگینی که بر دوش دوستان و خانواده یک فرد نابینا یا کم بیناست به دوش یک اجتماعی از داوطلبین گذاشه می شود.در آپریل ۲۰۱۲ هانس ایده خود را در یک رویداد استارتاپ دانمارکی ارائه کرد. آنجا او با تیمی آشنا شد که توانایی عملی کردن ایده او را داشتند. در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵، اپلیکیشن be my eyes برای نخستین بار تحت پلتفرم ios عرضه شد و ظرف کمتر از ۲۴ ساعت بیش از ۱۰ هزار کاربر بدست آورد. در ادامه برای نسخه اندروید نیز تقاضاها افزایش یافت. سرانجام در ۵ اکتبر ۲۰۱۷ نسخه اندروید نیز عرضه شد.بیشتر بدانید: چگونه اپلیک ...

ادامه مطلب  

حسن عباسی: آمریکا دارد برگه کاغذ می دهد و گل ثروت ما را می گیرد - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی های دکترینال در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، درخصوص موضوع «پول» خاطرنشان کرد: یک سنجه بنام پول داریم، این سنجه که آمده تا معیار ارزیدن باشد باید چند ویژگی داشته باشد؛ اول باید ذخیره ارزش باشد. سپس باید معیار ارزیدن باشد، چون خیلی چیزها معیار ارزیدن هستند مانند طلایی که دفرمه شده و له شده که معیار ارزیدن نیست؛ باید عیار و حجم و اندازه و قیمتش مشخص باشد. سوم کالا نباشد و خرید و فروش نشود و کار نشود. اگر قرار باشد خرید و فروش نشود نباید کالا باشد. چهارم اینکه تحت تأثیر حجم اقتصاد کشور متبوع و تراکنشهای مالی و بده بستانها قرار نگیرد.وی با تأکید بر اینکه «بارها گفته ام که ایالات متحده پدیده ای به نام ابَر ربای جهانی را رقم زده» انتشار پول بدون پشتوانه را ربا دانست و تصریح کرد: ممکن است این تعاریف از پول، در نگاه فقهای متقدم ما نیامده باشد، اگر آن روز با این سازوکار نظام بانکی و سیستم چاپ پول بدون پشتوانه آشنا می شدند، قطعاً دامنه تعریف ربا را موسع می گرفتند.رئیس اندیشکده یقین افزود: من از منظر فقه اسلامی به این نگاه نمی کنم، من از منظر فقه یهود و از منظر تفکر مسیحی و از منظر اندیشمندان خود غرب در نگاه خود غرب که با این حجم گسترده می گویند این رباست نگاه می کنم؛ دامنه تفقه و اجتهاد در بسیاری از بزرگان ما محدود به اندیشه بزرگانی مثل صاحب جواهر ــ رضوان الله علیه ــ و صاحب مکاسب است، یعنی اینکه دامنه بیع را محدود می گیریم، دامنه حدود الهی را محدود می گیریم، دامنه ربا را محدود می گیریم، این برمی گردد به اینکه فقه ما قبل از شکل گیری حکومت اسلامی، پاسخگوی نیازهای فردی در سطح تکنیکی و تاکتیکی بوده، اما فقه ما در معدود مواردی درگیر مسائل استراتژیک شده، مانند اقدام بزرگی که مرحوم میرزای شیرازی در فتوایش انجام داد.+ بیشتر ببینید: سیاستهای پولی شگفت رسول اکرم + فیلموی اضافه کرد: در نظام سازی دامنه فقه ما در حیطه تبیین حدود ربا، نمی تواند با اتکا به سازوکارهایی که از گذشته وجود داشته، حجم ربای سازمان یافته کنونی را پوشش دهد. فقه ما باید تکلیفش را با این حوزه مشخص کند، یعنی باید خیلی صریح و روشن مشخص کند این چیزی که الآن بصورت پول بدون پشتوانه رواج دارد ربا هست یا نه؟عباسی خاطرنشان کرد: امام راحل می فرمودند پویایی فقه ما، فقه جواهری، این فقه پویا این افتخار را دارد که در شرایط هر عصری اقتضائات آن عصر را تبیین می کند و نیازهای آن عصر را پاسخ می دهد.وی در پاسخ به این سؤال که «چرا شما می فرمایید که این ساز و کار پولی با این شکل همان رباست؟» گفت: تلقی بزرگان ما از ربا این است که یک چیزی را به کسی می دهیم و یک چیزی را مضاف بر آن از فرد می گیریم. خب؛ آمریکایی ها یک برگه کاغذ به جهان می دهند و گل ثروت و ماحصل زحمات دیگران را می گیرند و استثمار می کنند.رئیس مرکز بررسی های دکترینال با اشاره به اینکه «بسته به حجم اقتصاد، هر کشور تورم آمریکا را جذب اقتصاد خودش می کند» ادامه داد: در آمریکا چهارصد درصد تورم وجود دارد اما نمود ندارد؛ زیرا اگر صد کشور هر کشور متوسط چهار درصد از تورم آمریکا را جذب کند، تورم آمریکا تک رقمی می شود.+ بیشتر ببینید: مصباحی مقدم: دیگر"پول" مثل درهم و دینار نیست/ نیازمند احکام جدید هستیموی متذکر شد: وقتی مبنای مراودات اقتصادی جهان ارز مرجع یعنی دلار ایالات متحده است، آمریکا پول بدون پشتوانه را در بازار جهانی به عنوان اعتبار می ریزد و ...

ادامه مطلب  

خالق «آمدم ای شاه پناهم بده» فردا تشییع می شود  

درخواست حذف این مطلب
حبیب الله چایچیان شاعر پرآوازه شعر آئینی، بعد از طی یک دوره بیماری در سن 94 سالگی درگذشت.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) شاعرپرآوازه آئینی، دلسوخته اهل بیت حبیب الله چایچیان (حسان) شب پنج شنبه 9 آذر ماه در سن 94 سالگی دار فانی را وداع گفت.حبیب الله چایچیان، متولد 1302 در تبریز است. او همراه خانواده اش در 6 سالگی به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه‏ ایران و آلمان تحصیلات خود را به پایان رسانید. تشویق های مادرش که از عاشقان مولا على و اهل‏بیت (ع) بود، او را علاقمند به سرودن اشعار مذهبى در مدح و مرثیه ائمه اطهار (ع) کرد. استاد چایچیان گفته است: «اشعارم عنایتی است که از سوی ائمه اطهار(ع) به من می شود. به طور مثال شعر «ای شاه پناه بده» که درباره امام رضا(ع) است زمانی به من الهام شد که با مادرم به مشهد رفته بودیم. مادرم همیشه ارادت ویژه ای به چهارده معصوم(ع) داشت؛ مادر 2بار پشت سر هم و در فاصله زمانی نزدیک به هم سکته کرد. دکتر به من گفت: فردی که اینگونه سکته کند کمتر زنده خواهد ماند. آن موقع به مادرم گفتم که چه آرزویی دارد. او گفت: آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا(ع) را زیارت کنم. با اینکه راه رفتن برایش دشوار بود و حال خوبی نداشت، دو بازویش را گرفتم تا بتواند یواش یواش حرکت کند و به مشهد رفتیم. حرم مثل همیشه خیلی شلوغ بود. وارد شدن به حرم مشکل و برای مادرم غیرممکن بود. گفتم: مادرجان از همین جا سلام بدهی زیارت است. گفت: ما قدیمی ها تا ضریح را نبوسیم به دلمان نمی چسبد گفتم: دل چسبی اش به این است که حضرت جواب بدهند. بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضر ...

ادامه مطلب  

خاطرات منتشر نشده رهبرانقلاب درباره زندگی ادبی شان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، نشریه مسیر بخشی از خاطرات منتشر نشده رهبر انقلاب را منتشر کرد که در ادامه خواهد آمد: هیچ گاه «ادبیّات» در زندگی ام به صورت حرفه و وظیفه درنیامد، بلکه تراوش ذوق ادبی ام بود که از نوجوانی در خود احساس کرده بودم. از این رو بود که متن ادبی تأثیری شگرف در من میگذاشت و مرا به دنیایی منتقل میکرد که فقط کسانی که طبع ادبی دارند و ظرافت ها و نکات و شُکوه آن را درک می کنند، می توانند به آن باریابند. من هیچ گاه از ادبیّات جدا نشدم مگر در شرایط سخت اوّل انقلاب که همه وقتم را پُر کرده بود و آن شرایط نه تن ها مرا از ادبیّات، بلکه از همه چیز جز مسئولیت های انقلاب جدا کرد. امّا همچنان تا امروز در بستر خوابم یک کتاب ادبی به همراه دارم و به خواب نمیروم مگر اینکه گذری در عالم ادبیّات کرده باشم.ذوق شعری من در ارتباطی که با انجمن های شعر و ادب دارم و در مطالعه ی کتاب های شعر عربی و فارسی و سرودن شعر و خواندن رمان های ایرانی و عربی و خارجی و همچنین در نوشتن مقاله های ادبی درباره ی زبان و ادبیّات به طور کلی و شعر به طور خاص جلوه گر است.شاید هیچ کتابی از کتاب های درسی من نباشد که پشت جلد آن، چند بیت شعری ننوشته باشم که بعد از خستگی درس، وقتی احساس نیاز به استراحت می کردم، آن ها را مینوشتم.از بس که بعضی از اشعارْ مرا به وجد می آورد، به خطّاطی سفارش میدادم که آن ها را با خطّ خوش بنویسد و آن را به دیوار اتاقم میزدم. در حجره ام در قم اشعاری از حافظ نصب بود که برخی از آن ها را به یاد دارم:صراحی میکشم پنهان و مردم دفتر انگارندعجب گر آتشِ این زرق در دفتر نمیگیردو هم چنین:در این بازار اگر سودی ست با درویش خرسندستخدایا منعمم گردان به درویشیّ و خرسندیزمزمه های مادرمالبتّه اگر بخواهم تسلسل تاریخی را در سرگذشت ادبی ام رعایت کنم، باید به دوران کودکی برگردم. من شعر را از زمانی چشیدم و آهنگ آن، عواطف پنهان مرا زمانی به تحریک درآورد که در دوران کودکی به مادرم که اشعار حافظ را زمزمه میکرد گوش میدادم.نوبت حافظاو یک نسخه ی قدیمی از دیوان حافظ داشت که در هند چاپ شده بود و در اطراف آن حاشیه نگاری هایی با دستخطّ پدربزرگم آقای میردامادی داشت. در یکی از این حاشیه ها نوشته بود: این اشعار را در کِشتی و در راه جدّه خواندم؛ و من این مطلب را در سخنرانی ای که در همایش حافظ داشتم ذکر کردم و عمق نفوذ ادبیّات حافظ را در وجدان ملّی اسلامی ایران بیان کردم. مادرم اشعاری را با صدای خوش و شیرینی، زمزمه میکرد که برخی از آن ها را به یاد دارم:سحر، چون خسروِ خاور علم بر کوهساران زدبه دست مرحمت یارم درِ امّیدواران زدو می گفت: منظور از خسروِ خاور همان رسول خدا (علیه افضل الصّلاة و السّلام) است؛ و این شعر را هم خیلی زمزمه میکرد:دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدندگلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدنددر دبستان هم یک درس ادبیّات فارسی داشتیم که مخصوص مدرسه ما بود. یک معلّم مخصوصی هم برای این درس داشتیم که «گلستان سعدی» را به ما درس میداد که چه در شعر و چه در نثر کتاب بزرگی در ادبیّات فارسی ما است، و بویژه مقدّمه این کتاب هم از بهترین نثر های نوشته شده است. من این کتاب را رونویسی میکردم و از این رو همه ی مطالبش در ذهنم باقی مانده، چه اینکه اکثر آن را از بَر کردم. پدرم نیز خیلی به کتاب سعدی علاقه مند بود و برخی از آن را از حفظ بود.بعد از گلستان با کتاب غزلیّات حافظ انس پیدا کردم و با دل و جان، معانی آن را میچشیدم. همچنین از نظامی نیز زیاد خواندم. امّا کتاب مثنوی مولانا جلال الدّین رومی مرا به اوج دنیایی معنوی بالا میبرد که هیچ کتاب دیگری این قدرت تأثیر را نمیتوانست داشته باشد.از سنّ چهارده سالگی به مطالعه ی شکل دیگری از کتاب های ادبی روی آوردم که عبارت از «رمان» بود. هم رمان های فارسی و هم رمان های ترجمه شده از زبان عربی را مثل رمان های جرجی زیدان مطالعه کردم و همچنین رمان های ترجمه شده از زبان های اروپایی را که نوشته رمان نویس های معروف است، مثل میشل زواکو و الکساندر دوماس مطالعه کردم.ذوقِ قدسیطبیعی بود که من با این ذوق ادبی، با ادیبان شهر خودم ارتباط برقرار کنم؛ آغازِ آن، حضور در جلساتی بود که در «مدرسه نوّاب» منعقد میشد و «علّامه امینی» صاحب کتاب «الغدیر» در آن ها سخنرانی میکرد. دست اندرکاران آن جلسات هم شخصیّت های ادبی معروفی در مشهد همچون آقای «قدسی» و «حکیمی» بودند. در یکی از شب های آن جلسات آقای قدسی را دیدم که در حیاط ایستاده و در دستش سیگاری بود، نزد ایشان رفتم و سلام کردم و گفتم: شما این شعر را سرودید؟شب با گل است و روز شود محو آفتابخوش تر ز زندگانی شبنم ندیده ایمخیلی خوشحال شد، چون میدید که یک نوجوان معمّم، با ذوق و شوقْ شعری از او حفظ کرده است. شروع کردیم با هم صحبت کردن و دوستی من با ایشان شروع شد و تا آخرین لحظات عمرشان ادامه یافت. یکی از کار های آقای قدسی این بود که مرا با انجمن شعر فردوسی آشنا کرد که به شرح حال این انجمن بازخواهم گشت.چشیدن شعر عربیشایان ذکر است اوّلین باری که من با شعر عربی آشنا شدم، وقتی بود که بخش هایی از آن را در کتاب های درسی و بویژه در کتاب «مطوّل» تفتازانی مطالعه کردم. در آن اشعار ویژگی هایی از برانگیختن احساس یافتم که نظیر آن در شعر فارسی به جز در سبک خراسانی وجود ندارد؛ و با اینکه ابیاتی که در آن زمان خوانده بودم، چیزی فرای مثال هایی شعری در بلاغت و نحو نبود، ولی من آن ها را می چشیدم و با تمام وجود هضم میکردم، از بس که تحت تأثیر آن ها قرار میگرفتم. حتّی این اشعار را زمزمه میکردم و دوستانم را با بعضی از این اشعار خطاب قرار میدادم؛ مثل این شعر که میگوید:أ. سرب القطا هل من یعیر جناحه / لعلی إلى من قد هویت أطیرُ ایدسته ی پرندگان! کسی هست که بالهایش را به من عاریت دهد؟ / شاید بتوانم به سوی محبوبم پرواز کنمدر واقع ادیبان زبان فارسی و حتّی آشنایان با ادبیّات زبان فارسی تا حدودی با ادبیّات عرب آشنایند و بسیاری از آن ها به دو زبان عربی و فارسی شعر میسرایند؛ چه اینکه بعضی از آن ها فقط به زبان عربی شعر می سرایند، اگرچه تعدادشان بسیار کم است.شعر و ادبیّات در مشهد نشاط و فعّالیّتی داشت که در کمتر شهر دیگری از شهر های ایران این نشاط دیده میشد؛ و شخصیّت های اهل ادب و شعری در آن حضور داشتند که دیگر شعرای ایران به آن ها نمیرسند، مگر بعضی از بزرگان و مشاهیر شعر مثل آقای امیری فیروزکوهی و جلال همایی و رهی معیّری.دو انجمن شعر معروف در مشهد بود که در هر دوی آن ها شرکت میکردم: اوّلی، انجمن شعر فردوسی بود که همان گونه که عرض کردم آقای قدسی مرا با این انجمن و اعضای آن آشنا کرد. در این انجمن جلسات شعر به صورت هفتگی در خانه ی آقای «نگارنده» برگزار میشد. ایشان نظامی بود، امّا کاملاً از خصوصیّات نظامی معروف در آن زمان بدور بود. او بیشتر شبیه علما بود تا نظامی ها؛ یک مرد مؤمن و پرهیزکار و خوش اخلاق و خوش برخورد که شعر لطیفی هم در حدّ کم گفته بود.این انجمن شعر، ساده و جدّی و بدور از تشریفات و تجمّلات بود که بزرگان شعر مشهد در آن روز در آن شرکت میکردند، مثل آقایان صدیقی، قدسی و کمال -که قصیده سرا بود- و محمد قهرمان -که از بهترین غزل سرا های حاضر هستند- و آقای باقرزاده که متخلّص به نام «بقا» بودند و صاحب کار -که غزل سرا بودند- و شفیعی کدکنی که امروز مشغول تدریس در دانشگاه و تألیف هستند و نعمت آزرم و آگاهی که غزلیّاتشان معروف است و عشقی و محمّدرضا حکیمی که ادیبند و اندکی شعر هم سروده اند و همچنین خدیو جم.من به صورت فعّال به شرکت در این جلسات مواظبت می کردم و در نقد شعر برجسته بودم؛ یعنی قدرت تشخیص نقاط قوّت و ضعف شعر را داشتم و این توانایی مورد اذعان و همچنین ستایش اعضای انجمن قرار گرفته بود؛ و به خاطر همین جایگاهی که در نقد در بین اعضای انجمن داشتم، شعرم را هیچ گاه بر آنان نخواندم و سروده-هایم را نشانشان ندادم، اگرچه بعضی از اعضای انجمن، طبع شعر و توانایی ام در شعر گفتن را احساس کرده بودند و حدس میزدند که من نمیخواهم شعرم را عرضه کنم؛ و البتّه این اشتباهی از سوی من بود، چرا که من اگر در آن وقت شعرم را عرضه میکردم و شعرم مورد نقد قرار میگرفت، در مسیر شعر سرودن پیشرفت میکردم.من از سال ۱۳۳۴ یا ۳۵ هجری شمسی شعر گفتن را آغاز کردم که شعر سطح پایینی نبود، امّا من آن را نمی پسندیدم و به خودم اجازه ی پخشش را نمیدادم، ولی حکایت از طبع شعر من داشت.انجمن دوّم شعر در مشهد اسم خاصّی نداشت و در خانه آقای محمود فرّخ برگزار میشد. ایشان از اعیان مشهد بود و در خانه ی او کتابخانه بزرگی بود که بیش از پنج هزار کتاب داشت، که هر وقت در مشهد بودم حتّی بعد از مهاجرتم به قم در جلسات این انجمن شرکت میکردم. این انجمن برخلاف انجمن شعر فردوسی کمی اشرافی بود؛ به گونه ای که همه حضّار پشت یک میز بزرگی می نشستند و صاحب خانه نیز در صدر می نشست. بعضی از اعضای انجمن فردوسی هم در آن شرکت میکردند. همچنین از بزرگان اهل ادب مثل دکتر علی اکبر فیّاض که ادیب و تاریخ دان است و دکتر غلام حسین یوسفی که نویسنده ی فاضلی است و دکتر احمد رجایی که شاعر فاضلی است در این انجمن شرکت میکردند. در هر دو انجمن، شعرایی از تهران و دیگر شهر های ایران نیز گاهی حضور داشتند.بعد از مهاجرتم به قم، فشار درس و بحث علمی وقتم را خیلی پُر کرده بود و از این رو جز اندکی، وقتی برای شعر و ادبیّات نگذاشته بودم. امّا با این حال در مدّت اقامتم در قم توانسته بودم کتاب پنج جلدی «تاریخ شعرای فارسی زبان» را که نوشته ی «شبلی نعمانی» عالم و متفکّر هندی است، مطالعه کنم. این کتاب ترجمه شده از زبان انگلیسی است و مطالب ادبی باارزشی در آن هست. از جمله ی این مطالب مقایسه ی بین فردوسی و نظامی است که مفصّل درباره ی وجوه شباهت و اختلاف بین شاهنامه ی فردوسی و اسکندرنامه ی نظامی بحث میکند و سرانجام به این نتیجه میرسد که فردوسی، فردوسی است و نظامی، نظامی.همچنین در مدّتی که در قم اقامت داشتم به خاطر نزدیکی اش به تهران و اصفهان توانسته بودم با شعرای زبردست این دو شهر ارتباط بر ...

ادامه مطلب  

زمزمه های مادرانه از حافظ/ دیدار با امیری فیروزکوهی به روایت رهبر انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شفاف، نشریه تبیینی تحلیلی مسیر، وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب اسلامی، در پیش شماره نخست خود برای اولین بار زندگی ادبی حضرت آیت الله خامنه ای را به روایت خودشان منتشر کرد.«هیچ گاه «ادبیّات» در زندگی ام به صورت حرفه و وظیفه درنیامد، بلکه تراوش ذوق ادبی ام بود که از نوجوانی در خود احساس کرده بودم. از این رو بود که متن ادبی تأثیری شگرف در من می گذاشت و مرا به دنیایی منتقل می کرد که فقط کسانی که طبع ادبی دارند و ظرافت ها و نکات و شُکوه آن را درک می کنند، می توانند به آن باریابند. من هیچ گاه از ادبیّات جدا نشدم مگر در شرایط سخت اوّل انقلاب که همه وقتم را پُر کرده بود و آن شرایط نه تنها مرا از ادبیّات، بلکه از همه چیز جز مسئولیت های انقلاب جدا کرد. امّا همچنان تا امروز در بستر خوابم یک کتاب ادبی به همراه دارم و به خواب نمی روم مگر اینکه گذری در عالم ادبیّات کرده باشم.ذوق شعری من در ارتباطی که با انجمن های شعر و ادب دارم و در مطالعه ی کتاب های شعر عربی و فارسی و سرودن شعر و خواندن رمان های ایرانی و عربی و خارجی و همچنین در نوشتن مقاله های ادبی درباره ی زبان و ادبیّات به طور کلی و شعر به طور خاص جلوه گر است.شاید هیچ کتابی از کتاب های درسی من نباشد که پشت جلد آن، چند بیت شعری ننوشته باشم که بعد از خستگی درس، وقتی احساس نیاز به استراحت می کردم، آنها را می نوشتم.از بس که بعضی از اشعارْ مرا به وجد می آورد، به خطّاطی سفارش می دادم که آنها را با خطّ خوش بنویسد و آن را به دیوار اتاقم می زدم. در حجره ام در قم اشعاری از حافظ نصب بود که برخی از آنها را به یاد دارم:صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارندعجب گر آتشِ این زرق در دفتر نمی گیردو همچنین:در این بازار اگر سودی ست با درویش خرسندستخدایا منعمم گردان به درویشیّ و خرسندیزمزمه های مادرمالبتّه اگر بخواهم تسلسل تاریخی را در سرگذشت ادبی ام رعایت کنم، باید به دوران کودکی برگردم. من شعر را از زمانی چشیدم و آهنگ آن، عواطف پنهان مرا زمانی به تحریک درآورد که در دوران کودکی به مادرم که اشعار حافظ را زمزمه می کرد گوش می دادم.نوبت حافظاو یک نسخه ی قدیمی از دیوان حافظ داشت که در هند چاپ شده بود و در اطراف آن حاشیه نگاری هایی با دستخطّ پدربزرگم آقای میردامادی داشت. در یکی از این حاشیه ها نوشته بود: این اشعار را در کِشتی و در راه جدّه خواندم.و من این مطلب را در سخنرانی ای که در همایش حافظ داشتم ذکر کردم و عمق نفوذ ادبیّات حافظ را در وجدان ملّی اسلامی ایران بیان کردم. مادرم اشعاری را با صدای خوش و شیرینی، زمزمه می کرد که برخی از آنها را به یاد دارم:سحر چون خسروِ خاور علم بر کوهساران زدبه دست مرحمت یارم درِ امّیدواران زدو می گفت: منظور از خسروِ خاور همان رسول خدا (علیه افضل الصّلاة و السّلام) است.و این شعر را هم خیلی زمزمه می کرد:دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدندگلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدنددر دبستان هم یک درس ادبیّات فارسی داشتیم که مخصوص مدرسه ما بود. یک معلّم مخصوصی هم برای این درس داشتیم که «گلستان سعدی» را به ما درس می داد که چه در شعر و چه در نثر کتاب بزرگی در ادبیّات فارسی ما است، و بویژه مقدّمه ی این کتاب هم از بهترین نثرهای نوشته شده است. من این کتاب را رونویسی می کردم و از این رو همه ی مطالبش در ذهنم باقی مانده، چه اینکه اکثر آن را از بَر کردم. پدرم نیز خیلی به کتاب سعدی علاقه مند بود و برخی از آن را از حفظ بود.بعد از گلستان با کتاب غزلیّات حافظ انس پیدا کردم و با دل و جان، معانی آن را می چشیدم. همچنین از نظامی نیز زیاد خواندم. امّا کتاب مثنوی مولانا جلال الدّین رومی مرا به اوج دنیایی معنوی بالا می برد که هیچ کتاب دیگری این قدرت تأثیر را نمی توانست داشته باشد.از سنّ چهارده سالگی به مطالعه ی شکل دیگری از کتاب های ادبی روی آوردم که عبارت از «رمان» بود. هم رمان های فارسی و هم رمان های ترجمه شده از زبان عربی را مثل رمان های جرجی زیدان مطالعه کردم و همچنین رمان های ترجمه شده از زبان های اروپایی را که نوشته رمان نویس های معروف است، مثل میشل زواکو و الکساندر دوما مطالعه کردم.ذوقِ قدسیطبیعی بود که من با این ذوق ادبی، با ادیبان شهر خودم ارتباط برقرار کنم؛ آغازِ آن، حضور در جلساتی بود که در «مدرسه نوّاب» منعقد می شد و «علّامه امینی» صاحب کتاب «الغدیر» در آنها سخنرانی می کرد. دست اندرکاران آن جلسات هم شخصیّت های ادبی معروفی در مشهد همچون آقای «قدسی» و «حکیمی» بودند.در یکی از شب های آن جلسات آقای قدسی را دیدم که در حیاط ایستاده و در دستش سیگاری بود، نزد ایشان رفتم و سلام کردم و گفتم: شما این شعر را سرودید؟شب با گل است و روز شود محو آفتابخوش تر ز زندگانی شبنم ندیده ایمخیلی خوشحال شد، چون می دید که یک نوجوان معمّم، با ذوق و شوقْ شعری از او حفظ کرده است. شروع کردیم با هم صحبت کردن و دوستی من با ایشان شروع شد و تا آخرین لحظات عمرشان ادامه یافت.یکی از کارهای آقای قدسی این بود که مرا با انجمن شعر فردوسی آشنا کرد که به شرح حال این انجمن بازخواهم گشت.چشیدن شعر عربیشایان ذکر است اوّلین باری که من با شعر عربی آشنا شدم، وقتی بود که بخش هایی از آن را در کتاب های درسی و بویژه در کتاب «مطوّل» تفتازانی مطالعه کردم. در آن اشعار ویژگی هایی از برانگیختن احساس یافتم که نظیر آن در شعر فارسی به جز در سبک خراسانی وجود ندارد.و با اینکه ابیاتی که در آن زمان خوانده بودم، چیزی فرای مثال هایی شعری در بلاغت و نحو نبود، ولی من آنها را می چشیدم و با تمام وجود هضم می کردم، از بس که تحت تأثیر آنها قرار می گرفتم. حتّی این اشعار را زمزمه می کردم و دوستانم را با بعضی از این اشعار خطاب قرار می دادم؛ مثل این شعر که می گوید:أ سرب القطا هل من یعیر جناحه / لعلی إلى من قد هویت أطیرُای دسته ی پرندگان! کسی هست که بال هایش را به من عاریت دهد؟ / شاید بتوانم به سوی محبوبم پرواز کنمدر واقع ادیبان زبان فارسی و حتّی آشنایان با ادبیّات زبان فارسی تا حدودی با ادبیّات عرب آشنایند و بسیاری از آنها به دو زبان عربی و فارسی شعر می سرایند؛ چه اینکه بعضی از آنها فقط به زبان عربی شعر می سرایند، اگرچه تعدادشان بسیار کم است.شعر و ادبیّات در مشهد نشاط و فعّالیّتی داشت که در کمتر شهر دیگری از شهرهای ایران این نشاط دیده می شد؛ و شخصیّت های اهل ادب و شعری در آن حضور داشتند که دیگر شعرای ایران به آنها نمی رسند، مگر بعضی از بزرگان و مشاهیر شعر مثل آقای امیری فیروزکوهی و جلال همایی و رهی معیّری.دو انجمن شعر معروف در مشهد بود که در هر دوی آنها شرکت می کردم:انجمن فردوسیاوّلی، انجمن شعر فردوسی بود که همان گونه که عرض کردم آقای قدسی مرا با این انجمن و اعضای آن آشنا کرد. در این انجمن جلسات شعر به صورت هفتگی در خانه ی آقای «نگارنده» برگزار می شد. ایشان نظامی بود امّا کاملاً از خصوصیّات نظامی معروف در آن زمان بدور بود. او بیشتر شبیه علما بود تا نظامی ها؛ یک مرد مؤمن و پرهیزکار و خوش اخلاق و خوش برخورد که شعر لطیفی هم در حدّ کم گفته بود.این انجمن شعر، ساده و جدّی و بدور از تشریفات و تجمّلات بود که بزرگان شعر مشهد در آن روز در آن شرکت می کردند، مثل آقایان صدیقی، قدسی و کمال -که قصیده سرا بود- و محمد قهرمان -که از بهترین غزل سراهای حاضر هستند- و آقای باقرزاده که متخلّص به نام «بقا» بودند و صاحبکار -که غزلسرا بودند- و شفیعی کدکنی که امروز مشغول تدریس در دانشگاه و تألیف هستند و نعمت آزرم و آگاهی که غزلیّاتشان معروف است و عشقی و محمّدرضا حکیمی که ادیبند و اندکی شعر هم سروده اند و همچنین خدیو جم.من به صورت فعّال به شرکت در این جلسات مواظبت می کردم و در نقد شعر برجسته بودم؛ یعنی قدرت تشخیص نقاط قوّت و ضعف شعر را داشتم و این توانایی مورد اذعان و همچنین ستایش اعضای انجمن قرار گرفته بود. و به خاطر همین جایگاهی که در نقد در بین اعضای انجمن داشتم، شعرم را هیچگاه بر آنان نخواندم و سروده هایم را نشانشان ندادم، اگرچه بعضی از اعضای انجمن، طبع شعر و توانایی ام در شعر گفتن را احساس کرده بودند و حدس می زدند که من نمی خواهم شعرم را عرضه کنم. و البتّه این اشتباهی از سوی من بود، چرا که من اگر در آن وقت شعرم را عرضه می کردم و شعرم مورد نقد قرار میگرفت، در مسیر شعر سرودن پیشرفت می کردم.من از سال 1334 یا 35 شمسی شعر گفتن را آغاز کردم که شعر سطح پایینی نبود، امّا من آن را نمی پسندیدم و به خودم اجازه ی پخشش را نمی دادم، ولی حکایت از طبع شعر من داشت.انجمن فرخانجمن دوّم شعر در مشهد اسم خاصّی نداشت و در خانه آقای محمود فرّخ برگزار می شد. ایشان از اعیان مشهد بود و در خانه او کتابخانه بزرگی بود که بیش از پنج هزار کتاب داشت، که هر وقت در مشهد بودم حتّی بعد از مهاجرتم به قم در جلسات این انجمن شرکت می کردم. این انجمن برخلاف انجمن شعر فردوسی کمی اشرافی بود؛ به گونه ای که همه حضّار پشت یک میز بزرگی می نشستند و صاحب خانه نیز در صدر می نشست. بعضی از اعضای انجمن فردوسی هم در آن شرکت می کردند. همچنین از بزرگان اهل ادب مثل دکتر علی اکبر فیّاض که ادیب و تاریخ دان است و دکتر غلامحسین یوسفی که نویسنده فاضلی است و دکتر احمد رجایی که شاعر فاضلی است در این انجمن شرکت می کردند. در هر دو انجمن، شعرایی از تهران و دیگر شهرهای ایران نیز گاهی حضور داشتند.بعد از مهاجرتم به قم، فشار درس و بحث علمی وقتم را خیلی پُر کرده بود و از این رو جز اندکی، وقتی برای شعر و ادبیّات نگذاشته بودم. امّا با این حال در مدّت اقامتم در قم توانسته بودم کتاب پنج جلدی «تاریخ شعرای فارسی زبان» را که نوشته «شبلی نعمانی» عالم و متفکّر هندی است، مطالعه کنم. این کتاب ترجمه شده از زبان انگلیسی است و مطالب ادبی باارزشی در آن هست. از جمله ی این مطالب مقایسه ی بین فردوسی و نظامی است که مفصّل درباره ی وجوه شباهت و اختلاف بین شاهنامه ی فردوسی و اسکندرنامه ی نظامی بحث می کند و سرانجام به این نتیجه می رسد که فردوسی، فردوسی است و نظامی، نظامی.همچنین در مدّتی که در قم اقامت داشتم به خاطر نزدیکی اش به تهران و ا ...

ادامه مطلب  

نکاتی پیرامون توصیه راهبردی رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت رواج فلسفه در حوزه های علمیه/ چرا فلسفه باید در حوزه علمیه برقرار بماند؟  

درخواست حذف این مطلب
رضا درگاهی فر_رجانیوز: دانش های عقلی عموما و فلسفه خصوصا در حوزه های علمیه غالبا با مشکلاتی همراه بوده اند و در دوره های مختلف، و با شیوه ها، انگیزه ها و دلایل گوناگون، با حضور فلسفه در حوزه های علمیه مخالفت شده است. نمونه های نزدیک به زمان ما، برخوردهایی بود که با تدریس فلسفه امام خمینی و علامه طباطبایی رضوان الله علیهما شد. رهبر معظم انقلاب در دیدار با گروهی از فضلای حوزه علمیه قم، در سال 1389، در این باره چنین فرموده اند: "در گذشته در حوزه ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى طباطبایى مخالفت مى شد. مى دانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. در دوره ى اخیر، قم مرکز حوزه ى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبایى هم انسان کاملاً متشرّع، مواظب، دائم الذّکر، متعبّد، اهل تفسیر و اهل حدیث بوده؛ ... مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده که کسى بتواند آنها را انکار کند؛ درعین حال کسى مثل آقاى طباطبایى که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، این طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بین علماى دین محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبایى، جا داشت امروز تعداد زیادى استاد درجه ى یک از تلامذه ى ایشان در قم و دیگر شهرستانها داشته باشیم. آقاى طباطبایى فرد فعّالى بود؛ بنابراین جریان فلسفى اى که به وسیله ى ایشان پایه گذارى شد، باید به شکل وسیعى گسترش پیدا مى کرد، که نکرده است. البته ما همان وقت مقلّد آقاى بروجردى بودیم و الان هم با چشم تجلیل و تعظیم به ایشان نگاه مى کنیم؛ اما بالاخره هرچه بود، نتیجه اش این شد. این نباید تکرارشود."به گزارش رجانیوز، یکی از نتایج مخالفت با فلسفه و محدود شدن آموزش و پژوهش فلسفه در حوزه های علمیه، از منظر رهبری معظم، محدود و نازل شدن سطح تفکرات و معرفت فلسفی در جامعه و در میان عالمان دین است. نکته مهم و ظریفی که در این سخنان بدان اشاره شده، این است که معرفت و تفکر فلسفی باید اولا در حوزه های علمیه حضور داشته باشد و ثانیا به جامعه سرریز کند و در جامعة اسلامی مؤثر باشد.اسلام هماره تعقل و اندیشه ورزی را ارج نهاده است. یکی از گونه های بروز اندیشه ورزی، شناخت عقلانی انسان و جهان است. در فلسفه اسلامی این نوع اندیشه ورزی با دینی اندیشی جمع شده و از همراهی عقل و دین و جدایی ناپذیری قرآن و عرفان و برهان سخن به میان آمده است. بنابراین یکی از دلایل لزوم برقرار ماندن فلسفه در حوزه های علمیه، از منظر مقام معظم رهبری، رشدیافتن سطح تفکر و معرفت عقلانی در حوزه ها و در جامعه است.نکتة دیگری که رهبری دربارة لزوم حضور فلسفه در حوزه های علمیه بدان اشاره کرده اند، مربوط است به کارکرد دیگری که فلسفه اسلامی دارد. فلسفه اسلامی ظرفیت بالایی برای پشتیبانی از اعتقادات و کلام اسلامی دارد. خواجه نصیرالدین طوسی با نگارش کتاب ارجمند و بسیار تأثیرگذار «تجرید الاعتقاد»، مرتبه ای از این ظرفیت را به فعلیت رساند و عرضه کرد. این کتاب، در عمل "کلام فلسفی" را به صحنه آورد و دانش کلام را پس از خود متحول کرد. تا زمان خواجة طوس، فلسفه های مشائی و اشراقی پای به عرصه نهاده بودند. این ظرفیت برای حکمت متعالیه نیز وجود دارد. ازهمین رو برخی استادان حکمت در حوزه علمیه قم، ازجمله حجت الاسلام و المسلمین سیدیدالله یزدان پناه، از «کلام صدرایی» و بایستگی تدوین آن سخن گفته اند.یکی از وظایف دانش کلام، تبیین معارف و اعتقادات دینی است. وظیفه دیگر، نقادی ایرادات و پاسخ به اشکالاتی است که به اعتقادات و معارف دینی می شود. از این اشکالات و ایرادات، گاه تعبیر به «شبهه» می شود. به بیانی دیگر، دانش کلام افزون بر تبیین معارف دینی، وظیفه پاسداری از این معارف را هم بر عهده دارد. فلسفه اسلامی در این زمینه نیز می تواند مدد رساند و با بهره گیری از مبانی استدلالی و تبیین های عقلانی ای که پدید آورده، اشکالات مطرح شده دربارة اعتقادات دینی را پاسخ گوید. علاوه بر مسأله شبهات اعتقادی و کلامی، مواجهه و تعامل با افکار و اندیشه های گوناگونی که دائماً در دنیا عرضه می شوند، مسأله بسیار مهمی است. متفکر مسلمان باید بتواند دربارة مسائل گوناگون فکری که مسائل روز جامعة جهانی محسوب می شوند و بخشی از آنها بر جریان فکری و فرهنگی ایران نیز قطعا مؤثرند، اظهار نظر عالمانه داشته باشد. جامعه ای که خود اهل اندیشه ورزی نباشد، ناچار مصرف کنندة اندیشه های دیگران خواهد بود؛ زیرا انسان از آن جهت که انسان است، موجودی است که با اندیشه و تفکر سروکار دارد. نمونه ای از سخنان رهبر معظم انقلاب که در عین اختصار، به هر دو مطلب اخیر اشاره کرده، چنین است:"روزی بود که ملاهای بزرگ ما، مجتهدین بزرگ ما برای تحصیل فلسفه «شدّ رحال» می کردند - مثل آخوند خراسانی که در سبزوار پیش حاج ملاهادی رفت و زانو زد و فلسفه خواند - یا بزرگانی از فقها و اصولیین ما که رفتند فلسفه خواندند و آن را فرا گرفتند. امروز از آن روز خیلی بیشتر احتیاج داریم. آن روزی که مرحوم علامه طباطبایی در نجف پیش مرحوم آسیدحسین بادکوبه ای فلسفه می خواند، آن روز نیاز به فلسفه اسلامی به مراتب کمتر از امروز بود که این همه مکاتب گوناگون، این همه افکار جدید، این همه شبهه، این همه پیشنهاد فکری در دنیا مطرح است؛ آن هم با این روابط و ارتباطات آسان و سریع؛ با اینترنت و با بقیه وسائل، کتاب و مجله و چه و چه. بنابراین به فلسفه احتیاج است." (بیانات در دیدار جمعی از اساتید و فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم در دوم آبان 1389)وجه دیگر نیاز به فلسفه و لزوم برقرار ماندن فلسفه در حوزه های علمیه، مسأله ام ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - الگوی مقاومت برای نظام اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی اندیشکده برهان / مرتضی خانجانیایشان در بیان مشابهت های شرایط روز جامعه با دوران صدر اسلام می فرمایند:«در صدر اسلام هم قضیّه همین جور بوده است. در آنجا هم اقتضائات گوناگون و شرایط گوناگون، وظایف گوناگونی به وجود می آورده. یک روز خدای متعال می فرماید ...باید با ده برابر بجنگند، یک روز با دو برابر باید بجنگند. در حکمت الهی بلاشک قصوری وجود ندارد، خب معلوم است، این مربوط به شرایط است... این اختلاف شرایط، اختلاف احکام و اختلاف تکالیف را پیش می آورد. یک روز، بدر است و حرکت آن چنانی یا فتح مکّه است و مانند اینها، یک روز هم ... در روز حُنین است. در هرجایی یک شرایطی وجود دارد، باید برطبق آن شرایط عمل کرد. خب، اگر از شرایط غفلت شد، ضرر می کنیم؛ چه مردم شرایط را ندانند، چه نخبگان به شرایط توجّه نداشته باشند. بخصوص اگر چنانچه نخبگان از اوضاع و شرایط و وضعیّت موجود و جایگاهی که نظام قرار دارد غفلت بکنند، ضربه خواهیم خورد.»در تبیین اجمالی فرمایشات معظم له در دو یادداشت، اشاره ای کوتاه به برخی موانع و مشکلات مسلمین در صدر اسلام خواهد شد:از روزی که پیامبر اسلام (ص) بنای بر رسالت و ایجاد جامعه ی اسلامی داشتند، همواره مورد تهدید و هجوم نیروهای پیرامونی ضدّ خود قرار گرفتند. در هیچ مرحله ای از اعلان رسالت تا مسئله ی جانشینی، نهال نوپای اسلام از تحت فشار و صدمات دشمن خارج نبوده و پس ازآن نیز همواره خطّ اسلام راستین و اصیل با خطرات و مشکلات بسیاری مواجه بوده است. مشکلات و مصائبی که پیامبر اسلام در راه رسالت متحمّل شده است می تواند الگویی برای هر مسلمانی در راه مقاومت در برابر کفر و استکبار باشد.در جدول ذیل برخی از مشکلات پیامبر در مکّه به صورت اجمال آمده است:(1) مجلسی، بحارالأنوار، دارالاحیاء التراث، ج15، ص 90؛ ج108، ص 203(2) کلینی، الکافی، انتشارات مکتب اسلامی، 1388 ق، ج8، ص 300(3) محمد بن سعد بن منیع، طبقات الکبری، طبع دار الصاد، ج 4، ص 223(4) منظور مهاجرت برخی مسلمین به حبشه و هجرت پیامبر گرامی اسلام از مکّه به مدینه است.پس از آن که رسول خدا از مکّه به مدینه هجرت فرمودند و نظام اسلامی را در ابعاد یک حکومت ایجاد کردند، جبهه ی کفر و استکبار در محاسبات خود متوجّه شدند که برای بقای سلطه ی خود باید از هر راه ممکن با رسول خدا (ص) مقابله نباید. از این رو تنها در مدت 8 سال از سال دوم تا نهم هجری، حداقل بیش از 60 جنگ بر نظام اسلامی تحمیل شده است.[1] پس ازآن که رسول خدا از مکّه به مدینه هجرت فرمودند و نظام اسلامی را در ابعاد یک حکومت ایجاد کردند، جبهه ی کفر و استکبار در محاسبات خود متوجّه شدند که برای بقای سلطه ی خود باید از هر راه ممکن با رسول خدا (ص) مقابله نباید. از این رو تنها در مدت 8 سال از سال دوم تا نهم هجری، حداقل بیش از 60 جنگ بر نظام اسلامی تحمیل شده استمقاومت و ایستادگی مسلمانان در این مدت در برهه های بسیاری با پیروزی و نصرت الهی همراه بوده و در برخی موارد نیز به دلیل سستی یا دنیازدگی و یا عدم اتیان اوامر رسول خدا (ص) کار به نتیجه ی مطلوب ختم نشده است. در این میان در برخی از برهه ها هر مسلمان می بایست در برابر ده کافر قرار می گرفت! آیه ی ذیل در همین رابطه نازل شده است:«یا أَیهَا النَّبِی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ إِنْ یکنْ مِنْکمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ یغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یفْقَهُونَ»[2] (ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می گردند؛ چراکه آنها گروهی هستند که نمی فهمند!)امام صادق (ع) در توضیح این آیه می فرمایند: «در آغاز کار، یک مؤمن مأمور بود که با ده مشرک جهاد کند و حقّ فرار و پشت کردن نداشت»[3] در واقع این آیه، موازنه ی قوا را در عدد نفی می کند و به روحیه، ایمان و صبر تکیه می کند و برای اینکه گمان نشود پیروزی بیست نفر بر دویست نفر مبالغه است، تکرار می کند که صد نفر بر هزار نفر چیره می شوند، به شرط آنکه مؤمن و صابر باشند.در جنگ های صدر اسلام، هرگز موازنه ی آماری بین مؤمنان و کفّار نبوده است. در جنگ بدر، 313 نفر در برابر هزار نفر، در احد، 700 مسلمان در مقابل 3000 کافر، در جنگ خندق، سه هزار نفر در برابر ده هزار نفر و در جنگ موته، ده هزار مسلمان در مقابل صد هزار نفر از کفّار قرار داشتنددر جنگ های صدر اسلام، هرگز موازنه ی آماری بین مؤمنان و کفّار نبوده است. در جنگ بدر، 313 نفر در برابر هزار نفر، در احد، 700 مسلمان در مقابل 3000 کافر، در جنگ خندق، سه هزار نفر در برابر ده هزار نفر و در جنگ موته، ده هزار مسلمان در مقابل صد هزار نفر از کفّار قرار داشتند.[4]پس از این دستور الهی که نشان از قدرت بی منتهای ایمان برای غلبه بر مشکلات دارد، پس از مدّتی طولانی آیه 66 انفال نازل شده و بیان می کند که به دلیل وجود ضعف و سستی در برخی مسلمین این دستور تخفیف داده شده است:» الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکمْ ضَعْفًا فَإِنْ یکنْ مِنْکمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکنْ مِنْکمْ أَلْفٌ یغْلِبُوا أَلْفَینِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ»[5] (هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفی است؛ بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می شوند؛ و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است!)یعنی هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی ش ...

ادامه مطلب  

به سیدجلال گفتم پایم را بشکن ولی لباست را بده  

درخواست حذف این مطلب
ورزش سه: تیم فوتبال فیلیپین با میثاق بهادران بازیکن دو رگه ایرانی فیلیپینی موفق شد در اتفاقی نادر به جمع 24 تیم نهایی رقابت های جام ملت های اروپا که دی ماه آینده در کشور امارات برگزار می شود، راه یابد. میثاق که پدری ایرانی و مادری فیلیپینی دارد در سال 2004 ایران را ترک کرد تا تحصیلات خود را در کشور فیلیپین ادامه دهد. این بازیکن که همواره خود را یکی از هواداران سرسخت فوتبال ایران معرفی می کند، در کشور جدید خود علاوه بر موفقیت در زمینه های شخصی و اخذ مدرک دکتری دندانپزشکی، در زمینه ورزشی نیز به آنچه مدنظرش بود، دست یافت و حالا پس از این موفقیت بزرگ، یکی از مردان کلیدی فوتبال فیلیپین در جام ملت های سال 2019 خواهد بود.با میثاق بهادران گفتگوی صمیمانه ای داشتیم که مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید.• صعود شما به رقابت های جام ملت های اروپا اتفاق نادری برای فیلیپین بود. کمی در مورد این صعود صحبت کن.صعود ما به رقابت های جام ملت های آسیا خیلی مسئله مهمی برای فوتبال فیلیپین بود، چون فوتبال فیلیپین در حال از بین رفتن بود و این صعود باعث شد ما بتوانیم دوباره فوتبال فیلیپین را نجات دهیم. این آرزوی تمام فوتبالیست های فیلیپینی بود. خیلی زحمت کشیدیم. بارها به نزدیکی های صعود رسیدیم ولی مثلا یک بار در دقیقه 70 در مسابقات چلنج کاپ به فلسطین باختیم. این خیلی مسئله بزرگی است. اما در سال 2007 با تیم فوتسال فیلیپین که دروازه بانش یک ایرانی به نام ساسان ماهرنقش بود، توانستیم به این رقابت های صعود کنیم. اتفاقا ایران هم در این مسابقات بود و موفق شد ژاپن را با نتیجه 4 بر 1 ببرد. این یکی از بزرگترین تجربه های فوتبالی من بود ولی این موضوعی که الان اتفاق افتاد، شبیه رویایی بود که به واقعیت تبدیل شد و این یکی از آرزوی هایی بود که من در زندگی ورزشی ام دنبال می کردم.• وضعیت فوتبال در فیلیپین و حمایتی که از این ورزش می شود و همینطور نگاه مردم این کشور به فوتبال چگونه است؟ورزش اول فیلیپین بسکتبال است. فوتبال حتی میان 10 ورزش برتر فیلیپین هم نیست. یادم می آید سالی که دانشجو بودم و می خواستیم فوتبال بازی کنیم، باید حتی پول هم می دادیم. لباس نبود و کلی مشکلات دیگر. شاید شما چون در ایران زندگی می کنید این مشکلات را باور و قبول نکنید. حتی یادم می آید برای هر جلسه تمرین فوتبال باید 2،3 دلار می دادیم ولی چون به فوتبال عشق می ورزیدم به تمرینات می رفتم و بازی می کردیم. سال 2011 تیم ملی فیلیپین نقطه عطف بود؛ چون در مسابقات سوزوکی کاپ از گروه خود بالا رفت و تازه مردم شروع به تماشای فوتبال کردند و دولت هم کمی حمایت کرد. پدر من همیشه می گفت، که دوست ندارم فوتبال بازی کنی، چون آینده ای ندارد ولی من وقتی درسم تمام شد به خاطر عشقم فوتبال را ادامه دادم و امیدوار بودم برای یک بار هم که شده لباس تیم ملی فیلیپین را بپوشم. پدرم هم گفت این موضوع به خودت ربط دارد، اگر دوست داری درست را بخوان و اگر هم دوست داری فوتبال را ادامه بده. الان حدود 6 سال است که در تیم ملی فیلیپین بازی می کنم و خیلی خوشحالم که به مقام های خوبی هم رسیده ایم.• اگر مسابقات تیم ملی ایران را دنبال می کنی، وضعیت این تیم را در جام جهانی و گروه سختی که دارد، چگونه می بینی؟من تیم ملی ایران را خیلی پیگیری می کنم و واقعا به آنها افتخار می کنم. حتی در تیم ملی فیلیپین وقتی راجع به فوتبال ایران صحبت می شود، افتخار می کنم که می گویم همیشه اول هستیم. مخصوصا در سال هایی که آقای کی روش مربی هستند، در 4 سا ...

ادامه مطلب  

جلسه هفتم؛ «مصائب دینداری»/ جایگاه و اهمیت ولایت در اسلام/ چطور تواصی به حق کنیم و روحیّه ی خود را از دست ندهیم؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف - رجانیوز: حجت الاسلام کاشانی مورخ ۲۵ شهریور ۹۷ مصادف با شب هفتم محرم در هیئت عبدالله بن الحسن علیه السّلام به موضوع ((مصائب دینداری)) پرداختند که مشروح آن تقدیم می گردد. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ * أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ»[۱]«رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْری * وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۲]«إلهی أَنْطِقْنِی بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَى‏»[۳]مرور جلسات قبلآنچه گذشت را تکرار نمی کنم و فقط یک مرور خیلی سریع به بحث شب گذشته خواهم داشت، اینکه یکی از مهم ترین ابعاد قیام سیّدالشّهداء صلواه الله علیه تواصی به حق و تواصی به صبر است، خودِ حضرت تبیین کردند که بحثِ دو شبِ گذشته بود، در انتهای آن جلسه هم عرض کردیم که مطلب را بگویید و رد بشوید که هدایت به دستِ خدای متعال است، به دیشب رسیدیم که گفتیم تواصی به حق، مهم ترین تواصی چیست؟ به چه چیزی سفارش کنیم؟ به کدام حق سفارش کنیم؟ عرض کردیم که اینجا خیلی حرف است، یکی از آن ها این است که به مهم ترین حق، چرای آن را از جهتِ اینکه خودمان توجیه بشویم نگفتیم، ولی از این جهت که آیات و روایات چه می فرمایند را دیشب عرض کردیم.یک وقت حضرت حق می فرمایند این مهم ترین است و ما نمی دانیم چرا، مثلاً اینکه چهار رکعت نماز ظهر بخوانید، نمی دانیم چرا ولی می خوانیم، دیشب اینطور بحث کردیم، یعنی عرض کردیم حضرت حق اینطور می فرماید که مهم ترین حق چیست؟ از روایات عرض کردیم که ولایت است، از آیات عرض کردیم که می فرماید «کُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ»[۴]، توضیح دادیم یعنی «کُونُوا أنصار الرّسول»، یعنی خودِ حضرت حق می فرماید: «کُونُوا أنصار الرّسول».عرض کردیم «کُونُوا أنصار الرّسول» یعنی چه؟ باز همان بحثِ تواصی است، یعنی پیغمبر خدا را کمک کنید، چطور او را کمک کنیم؟ پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم مبلّغِ دین است، مجریِ احکام است، مبیّنِ شریعت است و… طبیعتاً باید در این ها کمک کنیم.بحث غدیر را مطرح کردیم که به آیه ۶ سوره مبارکه احزاب که «النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[۵]، همه باید همه چیزِ خودشان را فدای پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم کنند و او را مقدّم بدارند، جان شان و مال شان و ناموس شان و توان شان و فکرشان و استعدادشان را؛ نه اینکه مثلاً یک میلیون تومان به یک هیئت کمک کنید، یکی ندارد ده هزار تومان، یکی دارد صد میلیون تومان، این مهم نیست، باید در کلّ اموال و جان و… باید مقدّم باشند، حالا آن ها که از ما همه ی این ها را نمی خواهند ولی آن کسی که معتقد به «النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» هست، پس باید به همه ی آن معتقد باشد، جانِ خود را بدهد، همه ی اموال خود را بدهد و… لذا عرض کردیم «بِأبى أَنْتُمْ وَ اُمّى وَ نَفسی وَ مالى وَ اُسْرَتى» شعار نیست، این اعتقاد است! اگر کسی اعتقاد به این نداشته باشد اصلاً ایمان به پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم ندارد، اصلاً مشکلِ آن خلفا و عایشه همین بود که این «النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» را قبول نداشتند.بعد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: من مولی هستم، یعنی «أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»، من برای هر کسی مولی هستم، علی سلام الله علیه هم برای او مولی است، یعنی او هم «أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ».همین که به محرّم نزدیک می شویم بعضی ها تحریک می شوند و زود متخصّص و کارشناس تحلیل آسیب شناسیِ عزاداری می شوند، ما تابحال ندیده ایم که مثلاً وقتی نزدیک المپیک یا جام جهانی می شویم مثلاً صدا و سیما پانزده شب راجع به این بحث کند که وقتِ خودتان را صرف دیدنِ برنامه های بیهوده نکنید! اصلاً یک طوری برنامه ریزی می کند که همه ی برنامه ها را تحت الشّعاع قرار می دهد، اصلاً ساعت اخبار را عوض می کنند، در مقابل اگر خود را بکشد ده دقیقه از یک مجلس روضه را پخش می کند و در آن هم ده مرتبه کربلا را پخش می کند که چیزی نشان ندهد! یعنی مجالس سیّدالشّهداء علیه السلام به اندازه ی آن خانم های کنار زمین والیبال قابل مشاهده نیستند؟ قدرِ آن مادمازل که همه را در آغوش کشید دیدنی نیست؟ تا مدّاح می خواهد روضه بخواند می روند کربلا! البته بعضی ها هم بد عمل کردند، این نشان می دهد که در یک جایی یک مشکلی هست! دیگر چهره ی یک مدّاح که در حال روضه خواندن است و فوقِ آن یک ضربه هم بر سرِ خود می زند هنجارتر از آن خانمی است که همه را بغل می کرد!سال گذشته یکی گفت که مثلاً نگویید «عبدالحسین»! «بِأبى أَنْتُمْ وَ اُمّى وَ نَفسی وَ مالى وَ اُسْرَتى» عبدالحسین هستم یعنی چه؟ یعنی من حسین سلام الله علیه را در عبادت می پرستم؟ کدام دیوانه ای اینطور حرف زده است؟ عبد هستم یعنی مانندِ برده هستم نسبت به شما! یعنی جان و مال و ناموس و آبروی من برای توست، «عبدالحسین» اعتقادِ شیعه است! این شعارِ ماست، شعاری که نباید لقلقه ی زبان باشد، باید از بُنِ دندان و از انتهای قلب به این اعتقاد داشته باشیم.باید به بعضی چیزها حدّاقل به اندازه ی تماشای بازی والیبال احترام گذاشت، چرا نزدیک محرّم که می شویم… مثل این است که پدر کسی از دنیا رفته است و ختم گرفته اند، آن بنده ی خدا درگیر ختم است و کسی بیاید بگوید: ببین! مجالسِ ختم در طیِ سالیان مشکلاتی پیدا کرده است، منبری ها راجع به فلان… می گوید: پدرم مرده است! فعلاً بگذار این مجلس را برگزار کنیم، بعداً یک سال بیا و از این حرف ها بزن! الآن وقتِ این موضوعات نیست. هر سخن جایی دارد، اگر انسان مرض نداشته باشد باید حکیم باشد و هر حرف را سرِ جای خود بگوید، بنده هم قائل هستم که برخی اشتباهات صورت می گیرد و نباید صورت بگیرد، ولی جا دارد و باید یک چیزی بگویید که طرف بتواند بپذیرد و فقط آن لحظه او را عصبانی تر نکنید؛ غیر از این ها «عبدالحسین» اصلاً اعتقادِ ماست، من قائل هستم بنا به همان توضیحی که دیشب دادیم کسی که خود را عبد سیّدالشّهداء علیه السلام نداند اصلاً ایمان ندارد، شما با لفظِ آن مشکل دارید یا با حقیقتِ آن؟ که این هم قابل بحث است، دیشب توضیح دادیم.عرض کردیم خدای متعال می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ»، از خودِ آیات توضیح دادیم یعنی «کُونُوا أَنْصَارَ الرّسول»، با وصل مسئله به ماجرای غدیر یعنی «کُونُوا أَنْصَارَ الأمیرالمؤمنین»، یعنی انصارِ امام حسن علیه السلام باشید، انصار حضرت زهرا سلام الله علیها باشید و…اینکه انصار حضرت زهرا سلام الله علیها باشید، حضرت زهرا سلام الله علیها چند کارِ مهم انجام داده اند که باید آن کارها را انجام دهید، یکی از آن ها این است که زهرای اطهر سلام الله علیها هر کاری توانستند کردند تا مظلومیّتِ امیرالمؤمنین علیه السلام را منتشر کنند، «کُونُوا أَنْصَارَ الفاطمه» یعنی وظیفه دارید فاطمیّه را تقویّت کنید، نه اینکه مثلاً داغ بازی و جوّ زدگی، این عقیده است، «کُونُوا أَنْصَارَ الامام الحسن سلام الله علیه» و «کُونُوا أَنْصَارَ الامام الحسین سلام الله علیه» یعنی چه؟ یعنی اگر شما هم ظلم دیدید باید قیام کنید، شما هم نتوانید ظلم را تحمّل کنید، پیامِ امام حسین علیه السلام را به دیگران برسانید، مجالسِ حضرت را تقویت کنید که به این موضوع برمی گردم؛ همینطور تا «کُونُوا أَنْصَارَ الامام المهدی ارواحنا فداه» می آید، با همان حدیث غدیر که اهل بیت علیهم السلام توسعه دادند به همه ی ائمه علیهم السلام دلالت می کند.تا اینجا آیات و روایات به ما می گویند که وظیفه ی شما این است که ناصرِ آن ها باشید و مهم ترین حق امیرالمؤمنین علیه السلام است. حالا بگوییم سِرّ آن چیست؟تا دیشب مثلاً فرض کنید گفتیم نماز ظهر چهار رکعت است، حالا می خواهیم سِرّ آن را بگوییم، فرق بحثِ دیشب و امشب این است، دیشب گفتیم مهم ترین حق ولایت است، استدلال کردیم که آیات و روایات اینطور می گویند، حالا می خواهیم سِرّ آن را بیان کنیم.فرض کنید سیّدالشّهداء سلام الله علیه به سمت عراق تشریف آورده اند، همین ایّام را در نظر بگیرید، شب هفتم می خواهند آب را ببندند، خبر به کوفیان رسیده است که حسین بن علی روحی له الفداه به اینجا تشریف آورده است، ناموسِ خود را هم آورده است، آب هم بسته اند!در کوفه یک هشتگ راه می افتد که به سگ های کوفه غذا دهیم! خیلی هم خوب است…اهل بیت علیهم السلام و حیواناتمن اینجا یک مطلبی را در پرانتز عرض کنم، یک وقتی گربه ی یک بازیگری مرده بود و او هم گفته بود: بعد از تو زندگی هرگز! بعضی ها هم او را مسخره کرده بودند؛ نباید او را مسخره کرد، ما هم اگر یک بچّه گربه ببینیم از زیباییِ او حس می کنیم که زیباست، لطیف است، خلقتِ خداست، اگر گرسنه است به او غذا می دهیم، ما هم می فهمیم! غذا دادن به حیوانات خیلی هم خوب است، اهل بیت علیهم السلام نسبت به حیوانات مهربان بودند، امام حسن سلام الله علیه با سگ گرسنه هم غذا شد، گربه روی عبای امام حسن علیه السلام خوابیده بود و حضرت آن گربه را بیدار نکردند؛ امام سجّاد علیه الصلاه و السلام بیست سفر با شترِ خود به حج رفتند، یک بار به این حیوان ضربه نزدند، اصلاً اگر شما به شتر سیلی هم بزنید دردِ زیادی نخواهد کشید، پوستِ او طوری است که این ضربات را خیلی نمی فهمد، ولی سیّدالسّاجدین علیه الصلاه و السلام با این شلّاقکی که دِرّه می گویند و برای کنترل حیوان است… با این حال حضرت حتّی یک ضربه به این حیوان نزدند، وقتی این شتر از دنیا رفت… دفنِ انسان سخت است، دفن شتر خیلی سخت است، حضرت یک چاله ی بزرگ کندند و این شتر را دفن کردند، گفتند: یابن رسول الله! چرا این شتر را دفن می کنید؟ حضرت فرمودند: من بیست سفر با این شتر حج رفته ام، نمی خواهم گرگ ها بدنِ این حیوان را بدرند! ائمه علیهم السلام با حیوانات خیلی مهربان بودند، ولی اما دارد، اگر یک انسان حسابی یک حیوان ببیند حیوان را به اندازه ی خود تکریم می کند، ولی حیوان را بعنوان همدمِ خود انتخاب نمی کند! اگر باید حقوق حیوان را حفظ کند حقوقِ انسان را باید بیشتر حفظ کند! آن طرف می گوید: در این دوره که همه ی انسان ها گرگِ خوکِ کثیف هستند، من با سگِ عزیزِ خود زندگی می کنم! تو به همه ی انسان ها برای سگِ خود فحش می دهی؟! ما نمی گوییم به سگِ خود فحش بده، این که نمی تواند جای آن را پُر کند، می گوید: من این سگ را از فرزند خود بیشتر دوست دارم! این تکریم است؟او قربهً الی الله کمک می کند، فقط هم به یک گربه ی چند میلیونی کمک نمی کند، امام معصوم اگر گربه ی سه پا شکسته ی جذام گرفته هم ببینند کمک می کنند، تو دروغ می گویی که تکریم می کنی، آن که تکریم می کنی خیلی قیمت دارد! برای آن شخص مقابل فرقی نمی کند که آیا این حیوان مریض است، کور است یا… می گوید مخلوقِ خداست! و جایگاه آن حیوان را هم حظفظ می کند و به آن بی احترامی نمی کند، حتّی من نباید بگویم که از آن بهتر هستم، ولی این بدین معنا نیست که این از بقیّه بهتر است، من باید خود را پایین تر از بقیّه بدانم، نه اینکه بگویم این سگ از بقیّه بهتر است، این توهین به انسان هاست.می گوید: سگ فحش نیست! ما اصلاً نمی گوییم کسی به حیوانات بی حُرمتی کند، ابدا! علامت اشکال در ساخت و ساز انسان است اگر انسان به حیوانات ظلم کند! اما اینکه این حیوان را دوست بگیرد و به آن وابسته شود توهین به انسان است! مثل این است که کسی با یک چماق رفیق شود!حالا به بحث برگردیم.فرض کنید بگویند سیّدالشّهداء روحی له الفداه به عراق تشریف آورده اند، بحث چیست؟ بحث این است که دیشب گفتیم ولایت مهم ترین حق است و اگر این مهم ترین حق باشد تواصی به این است، صبر چه؟ مهم ترین صبر سفارش به صبر بر استقامت و تمسّک به ولایت است.حالا امشب می خواهم سِرّ آن را عرض کنم و چراییِ آن را توضیح بدهم، اگر من چراییِ آن را هم توضیح ندهم چون آیات و روایات فرموده اند برای مسلمان ها کافی است، اما توضیح می دهم.چرا مهم ترین حق ولایت است؟ یک مثال می زنم که مشخّص شود و چند جمله عرض می کنم.اهمیّت اولویّت بندیفرض کنید سیّدالشّهداء سلام الله علیه به کربلا تشریف آورده اند و الآن سال ۶۱ هجری قمری است، شب هفتم است و آب را قطع کرده اند، سپاهِ امام در عسرت است، امام محاصره هستند، در کوفه هشتگ راه می افتد که مثلاً امشب ساعت ۷ هر نفر به سه سگ غذا بدهد!… کار خیر است دیگر، اینکه شما به گرسنه غذا بدهید کارِ خوبی است، بعداً هم بگویند چرا شما به کربلا نیامده اید؟ بگویید: در حال کار خیر بودم و به سگ ها غذا می دادم! اصلاً به سگ ها نه، به فقرا! کیسه روی دوش بگیرد و به خانه ی فقرا ببرد! آیا وجدان شما می گوید این شخص در حال کار خیر است؟یا مثلاً در شام؛ یک نفر نذری می پزد و می خواهد درِ خانه ی مردم ببرد، اصلاً در مناطق محروم دمشق می برد، وقتی جانِ امام در خطر است آیا فایده دارد؟ما باید همه ی حق ها را انجام بدهیم، این خیلی واضح است، اما گاهی پیش می آید که معمولاً هم اینطور است نمی توانیم همه ی حق ها را همزمان انجام دهیم، آن وقت باید چکار کنیم؟ واضح است که باید اولویّت بندی کنیم، ما با درآمدِ خودمان نمی توانیم همه چیز بخریم بلکه اولویّت بندی می کنیم…ما در همکارهای مان معلّمی داشتیم که دو روز اول به همه ی پاساژهای شهر سر می زد و تا آخر ماه پول قرض می کرد! هر کسی این شخص را می دید در عقلِ او شک می کرد، می گویند تو اولویّت های خودت را نمی فهمی، انسانِ زن و بچّه دار هستی، مگر مریض هستی؟ مگر چقدر درآمد داری که حقوقِ سی روز را در دو روز خرج می کنی؟ کسی که اولویّت بندی نکند، نه ما مسلمان ها، همه می گویند این شخص مشکل دارد، حق های فراوانی هست، اگر توانستم به همه ی آن ها عمل کنم واضح است که باید همه ی آن را انجام دهم، و به همه ی آن ها سفارش کنم؛ اگر در بیابان رفتم و یک سگ دیدم و یک انسان و به اندازه ی هردوی آن ها غذا داشتم، حتّی غذای خیلی مختصر، نه اینکه کسی کاملاً سیر بشود و وزن اضافه کند و دیگری هیچ، مشخّص است که هردو را از گرسنگی نجات خواهم داد، اما اگر یک خرما داشتم و یک انسان گرسنه و یک سگ گرسنه چه؟ انسان اولویّت بندی می کند، درست است؟اهمیّت ولایتآیا می شود در مسائل اجتماعیِ بزرگ هر کسی باید برای خود اولویّت بندی کند؟ یا فصل الخطاب لازم است؟ حقّ بزرگ تر، اصلاً نیاز نیست که من به آیه استدلال کنم، خیلی واضح است که من ابتدا باید آن حق های اصلی را که مدّ نظر آن ولیّ است، یعنی امام زمان ارواحنا فداه، باید ابتدا آن را انجام بدهم، اگر استعداد و توان و وقت اضافه داشتم حق های بعدی دیگر، مثل این است که یک انسان در آب غرق شده است و یک عروسک هم افتاده است که اگر خیس بشود خراب می شود، واضح است که ابتدا آن انسان را نجات می دهند و بعد آن عروسک را که حالا آب خورده است یا نخورده است! این خیلی واضح است و عقلانی!در مسائل اجتماعی که نمی توانیم هر کدام ما برای خودمان اولویّت سنجی کنیم، برای همین هم امام داریم، امام داریم که فصل الخطاب باشد؛ نه ما که شیعه هستیم و امام معصوم را امام معصوم می دانیم، آن ها هم که در امریکا زندگی می کنند در مسائل کلان چند سالی به روش آن مردک مو زرد (ترامپ) عمل می کنند، مثلاً اینکه تحریم کند یا نه را او امضاء می کند، یعنی این ولایتمداری برای ما نیست، ولایتمداریِ آن ها هم این را می گوید، باید اولویّت بندی کرد، حتّی اگر یک نفر را با انتخابات هم انتخاب کردیم و پول و امکانات را به دستِ او دادیم، طبیعتاً او تصمیم می گیرد، اصلاً ریشه ی «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ»[۶] همین است دیگر! چرا باید ولایت مهم تر از نماز باشد؟ «اِن قُبلت قُبِل ماسِواها واِن رُدَّت رُدَّ ما سواها»[۷] خیلی مهم است! ولی می گوید نماز بی ولایت اصلاً بدرد نمی خورد، بلکه در روایت می گوید… برای من جالب است که این روایت را… معمولاً آقای شریعتی از این روایات قبول نداشت، ولی ایشان هم این حرف را قبول دارد، جالب است! با اینکه با روایات بحار خوب نبوده است ولی نشسته است و فکر کرده است و خودِ او به این حرف رسیده است، می گوید آن کسی که ولایت ندارد مهم نیست که نماز بخواند یا نستجیربالله شراب بخورد؛ ما در فاطمیّه علّتِ آن را توضیح دادیم، ارزشِ ولایت مانند بی نهایت است که کم و زیاد کردن بر آن تأثیری ندارد.طرف بدهکار بانکی است، چقدر؟ هشت هزار میلیارد تومان! می گوید: نه! هشت هزار میلیارد منهای دویست و پنجاه تومان! کسی آن دویست و پنجاه تومان را حساب نمی کند، چون در برابرِ آن اصلی چیزی نیست.مرحوم آقای شریعتی هم می گوید، می گوید: اگر در مسیر حق و باطل در طرف حق نباشی…خیلی حرفِ خوبی زده است، درواقع روایت را ترجمه کرده است.امام در کربلا محاصره شده است و آب را بسته اند و در خطر هستند مثلاً شما در کوفه جلسه ی روضه بگیرید! تازه روضه ی امام حسین علیه السلام اینقدر هم خوب است!می گوید: اگر در جریان حق و باطل در مسیرِ حق نباشی مهم نیست به نماز ایستاده باشی یا به شراب نشسته باشی! روایتِ ما هم همین را می گوید، اصلاً معنای ولایت هم همین است! نمی گوید شراب و نماز یکی است، کجا همچنین حرفی می زند؟ می گوید در این موقعیّتی که اصلِ حق در خطر است معنی ندارد که بگویی در حال نان بردن برای فقرا هستم! ایستگاه صلواتی به عشق غدیر زده ایم! می گوید: آقا! امام حسین علیه السلام آنجا هستند!مثلاً می گوید: من از هجده ذی الحجّه سال ۶۰ تا ده محرّم سال ۶۱ به عشق آقام علی می خواهم ایستگاه صلواتی بزنم، می گویند: چه می گویی؟ امام حسین علیه السلام آنجا تنها هستند.«بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ» دقیقاً همین است، نماز و روزه و… خیلی مهم هستند، ولی اگر در مسیرِ حقّ اصلی باشند! شما وقتی ماشین می خرید وسایلِ یدکیِ آن را هم برای ماشین خود می خرید دیگر! برای سمند که لاستیک پراید نمی گذارند؛ همه ی آن ها جزء هستند، آن اصل است، وقتی آن اصل در خطر است که مابقی را درست نمی کنند.«بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ» ولی «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَهِ» آن است که مهم است، آن است که نخ تسبیح است، آن است که اساس است، اگر این باشد مابقی هم هستند، اگر نباشد مابقی اصلاً بدرد نمی خورند؛ نماز هم نسبت به مابقی اینطور است.مثلاً ولایت تأمین است و جانِ حضرت در کربلا در خطر نیست، الآن بینِ آن چهار مورد دیگر نماز مهم است! آن هم سرِ جای خود، آن هم برای خود اولویّت پیدا می کند.آنجا که معصوم است مسلّماً تشخیص اولویّت با معصوم است، گاهی فصل الخطاب خودِ معصوم است، ان شاء الله امام زمان سلام الله علیه تشریف بیاورند، یا سیّدالشّهداء علیه السلام در کربلا فصل الخطاب هستند، او است که تشخیص می دهد، وقتی گفتیم «بِأبی وَ أنتم» باید دربست در اختیار ایشان بود، باید او تعیین کند که من چه کنم، بیایم و بروم و بنشینم و بلند بشوم، نماز بخوانم، زکات بدهم، مراقبت کنم، دیدبانی کنم، کمک کنم، هرچه او بگوید، باید او اولویّت را تعیین کند.آن وقتی که به امام زمان سلام الله علیه دسترسی نیست چطور؟ آن موقع ما از ابتدای این دهه مدام با ادبیّات مختلف عرض کردیم که احکام تعطیل نمی شود… وقتی دسترسی به امام زمان ارواحنا فداه نیست ما خیلی بدبخت هستیم، بیچاره ایم، طبق روایات یتیم هستیم، امام صادق علیه السلام فرمودند: به حال شیعیان مان در دوران غیبت نظر کردم و از بدبختیِ آن ها برای شان زار زدم… حالا باید تعطیل کنیم؟ ما عرض کردیم که نه تواصی تعطیل است، دیشب عرض کردیم که تُجاهِدون تعطیل نیست و … که این ها را توضیح دادیم، تعطیل نیست! پس باید چکار کنیم؟…آیا شیعیان را کلاً بی صاحب رها کرده اند؟ یعنی سی درصدِ آیات برای ما تعطیل است؟ آن تجارت برای ما نیست؟ مثل این است که شما را ببرند از پشت ویترین نگاه کنید که داخل چه خبر است که فقط دلِ شما بسوزد! مثل این است که بگویند «هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَىٰ تِجَارَهٍ تُنْجِیکُمْ»[۸] برای شما نیست و شما فقط بسوزید! و بگویند این آیه برای آن هاست!… برای چه چیزی گفته است که ما این ها را بخوانیم؟ آیا برای ما هم هست؟… پس طبیعتاً نباید ما را رها کرده باشند.پس برای فصل الخطابِ موقّت… چرا موقّت؟ چون اصل نیست و اصالت ندارد، اصالت برای معصوم است، موقّتی است، یعنی فعلاً اینطور است، برای کسی که اولویّت تعیین کند که الآن چکار کنید، یک کسی را نیاز دارید، چرا؟ چون مسائل فقط مسائلِ فردی نیست، مدام توضیح دادیم که بعضی از آن ها اجتماعی است، اینجا صاحب نیاز داریم؛ نظریّه ی ولایت فقیه می خواهد به این مسئله پاسخ دهد! و موقّتی هم هست!اگر داخل این بحث بشوم خیلی طول می کشد، در همین حد عرض می کنم و سراغِ بحثِ خود می روم.پس چرا ولایت مهم ترین است؟ چون اوست که فصل الخطاب است، اوست که تعیین می کند، امام معصوم تشخیص می دهند که اولویّت ها چیست، پس این اصل است، اصل باید اینطور باشد، خدا آن کسانی که ما را از امام معصوم محروم کرده اند لعنت کند، آتش به قبرِ آن کسی ببارد که باعث شد زهرا اطهر سلام الله علیها گریه کند و ما را از دامان امیرالمؤمنین علیه السلام محروم کردند، خدا آن به آن به عذابِ او اضافه کند، آن هایی که ما را یتیم کردند و حقّ ما را خوردند و ما را بیچاره کردند، ان شاء الله خدای متعال آن به آن و لحظه به لحظه به عذابِ آن ها بیفزاید.تواصی به حق چطور است؟نکته ی بعدی این است که چکار کنیم این تواصی به حق و تواصی به صبر که مسائل اجتماعیِ ما را درگیر می کند… چکار کنیم که بتوانیم آن ها را بهتر انجام دهیم؟ چه کسی به ما می گوید چکار کنید؟ عرض کردیم خدای متعال باید بفرماید که چطور یاری کنیم، پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم باید بفرماید چطور یاری کنید، ما که دسترسی به وحی نداریم… اصلاً ما برای چه دیندار هستیم؟ این دین برای چیست؟ برای اینکه ما دسترسی به وحی نداریم، اگر می توانستم با عقلِ خود عاقبتِ خود را بسنجم که دین نیاز نداشتم! عقل تا آنجا که می داند که می داند اما بعضی از جاها را دیگر خبر ندارد! لذا او باید خبر بدهد.او چطور به ما می گوید خود را حفظ کنید و نلغزید؟ شما یک بررسی کن ...

ادامه مطلب  

رازهای زیبایی عروس قبل از مراسم عروسی  

درخواست حذف این مطلب
هر عروس خانومی دوست داره تا در مراسم عروسی ستاره ی مجلس باشه. اما برنامه ریزی و آماده کردن تدارکات عروسی اونقدر پر استرس و انرژی بره که گاهی عروس باید ساعتها وقت صرف کنه و از تایم خوابش هم بزنه تا به خرید جهیزیه، لباس و سایر تدارکات عروسی بپردازه. بنابراین گاهی فراموش میکنه که مهمترین ...

ادامه مطلب  

نعمتی که همه مشکلات بشر را مرتفع می کند/ میزبان اصلی ماه مبارک رمضان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا، حجت الاسلام محسن قرائتی استاد و مفسر قرآن کریم در ایام ماه مبارک رمضان هر روز با برنامه درس هایی از قرآن میهمان خانه های روزه داران خواهد بود.خبرگزاری فارس در سلسله گزارش هایی ویژه ماه رمضان متن سخنان قرائتی در برنامه درس هایی از قرآن همان روز را منتشر خواهد کرد.در این گزارش متن برنامه درس هایی از قرآن 27 اردیبهشت ماه که تا ساعاتی دیگر پخش خواهد شد، تقدیم می شود.موضوع برنامه: امام زمان(عج) میزبان ماه رمضانعناوینسوره قدر بیانگر نزول فرشتگان در ماه رمضانماه رمضان ماه مهمانی معنوی خداوندامام زمان(عج) جانشین خدا در زمینیاد امام زمان(عج) در دعاهای ماه رمضانخاطره ای از مرحوم ابوترابی، رهبر آزادگانبهره گیری از معارف قرآن در ماه رمضانبهره گیری از دعاهای معصومین در ماه رمضانمتن برنامهبسم الله الرحمن الرحیمالحمدلله رب العالمین بعدد ما احاط به علمه«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»ماه مبارک، کلمه برکت یعنی خیر زیاد. حتماً می دانید نَفَس کشیدن روزه دار به منزله سبحان الله گفتن است. خوابیدن در ماه رمضان به منزله عبادت است. دعا مستجاب است. یک آیه قرآن را خواندن مساوی است با یک ختم قرآن، افطاری دادن چقدر سفارش شده است. اینها همه برکت است و انشاءالله خداوند همه برکات این ماه را نصیب همه ما بگرداند.ماه رمضان یک نسبتی به مسجد دارد که حدیث داریم «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی‏ أُنْزِلَ‏ فِیهِ الْقُرْآنُ» بعد می گوید: اقامه مسجد و عمران و آبادی مسجد، کلمه مسجد کنار قرآن آمده است. ماه رمضان ماهی است که قرآن نازل شد و ماهی است که مردم سفارش شدند به اینکه به مسجدها رو کنند.سوره قدر بیانگر نزول فرشتگان در ماه رمضانیک رابطه ای هم بین ماه رمضان با امام زمان(عج) هست. یک سوره هست که تقریباً همه ایرانی ها حفظ هستند. یک کلمه اش را من می خوانم و باقی اش را شما بخوانید. «تَنَزَّلُ‏ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ،سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر/4و5) این سوره قرآن است و شیعه و سنی قبول دارند. معنایش این است که شب قدر فرشته ها به زمین می آیند.در روایات داریم شما با همین سوره قدر در مورد حضرت مهدی با دیگران مباحثه کنید. بگویید: شب قدر در شیعه و سنی، شب قدر برای یکسال نیست. هر سال یک شب قدری است. این یک مورد. 2- شب قدر هم در ماه رمضان است. 3- شب قدر هم «تنزل الملائکه» فرشته ها از آسمان پایین می آیند. امام فرمود: از مردم بپرسید: فرشته ها که می آیند، کجا می روند؟ زمان پیغمبر بر پیغمبر نازل می شد. خدمت پیغمبر می رفتند. بعد از پیغمبر هم باید کسی باشد که فرشته ها خدمت او برسند. فرشته ها نزد من و شما که نمی آیند. اینکه قرآن می گوید: شب قدر فرشته ها روی زمین می آیند، کجا می روند؟ در زمان پیغمبر خدمت پیغمبر بودند و بعد از پیغمبر هم باید یک وجود معصومی باشد به نام حضرت مهدی(ع) که فرشته ها خدمت او برسند. (صلوات حضار)ماه رمضان ماه مهمانی معنوی خداوندبا این آیه می توانید گفتگو کنید. مهمانی خداست. مهمانی معنوی، چون هر چیزی مادی هست، معنوی اش هم هست. مثلاً سفر مادی هست که سوار ماشین می شویم و یا با هواپیما و قطار جایی می رویم. سفر معنوی هم هست. «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» (ذاریات/50) فرار کنید به سمت خدا، یعنی توبه کنید. این یک سفر معنوی است. هجرت مادی هست که آدم از منطقه ای به منطقه ی دیگر برود. این یک هجرت است. یک هجرت هم این است که از عیب هایت هجرت کن. همینطور که منطقه را عوض می کنی عیب هایت را عوض کن. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» (مدثر/5) یعنی از پلیدی ها هجرت کن. یک لباس داریم که من و شما پوشیدیم. یک لباس هم داریم که می گوید: «وَ لِباسُ‏ التَّقْوى» (اعراف/26) لباس مادی، لباس معنوی.یک‏ علم ظاهری داریم، یک علم باطنی داریم. یک محبت ظاهری داریم، یک محبت باطنی داریم. هرچیزی مادی اش هست، معنوی اش هم هست. مهمانی هم همینطور است. مهمانی مادی خوردنی هاست. مهمانی معنوی نزول آیات است. قرآن دهها هزار رساله ی علمی دکتری درونش است. اینکه می گویند: ماه مهمانی خداست، خدا در این ماه چه کرده است؟ می گوییم: شب قدر قرآن را فرستاده است. مگر قرآن پذیرایی است؟ بله، قرآن پذیرایی است. تمام زندگی ما در قرآن است. «کلوا» این غذا را بخور. چند تا «کلوا» در قرآن است. «لا تأکلوا» این غذا را نخور. «قولوا» این حرف را بزن. چند تا «قولوا» در قرآن است. «لا تقولوا» این حرف را نزن. سبک زندگی و دستور العمل زندگی، قرآن کتاب مقدس نیست که فقط ببوسیم، در طاقچه بگذاریم، با آن استخاره کنیم. در کیف عروس بگذاریم. شب قدر قرآن سر بگیریم. اینها استفاده های ظاهری است. استفاده واقعی این است که انسان ببیند قرآن چه گفته عمل کند. من شما را به غیب متصل کردم. چشم انداز شما را بالا بردم.امام زمان (عج) جانشین خدا در زمینصاحبخانه در ماه رمضان امام زمان(عج) است. راجع به امام زمان یک نکته برای شما بگویم یک خرده فنی است ولی دقت کنید. خداوند هرچه خواست خلق کند خودش خلق کرد. اصلاً به کسی نگفت، من می خواهم چه کنم. فقط درباره خلق انسان قبل از آنکه انسان را خلق کند به فرشته ها گفت: من می خواهم یک چنین کاری بکنم. «إِنِّی جاعِلٌ‏ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (بقره/30) به فرشته ها گفت: می خواهم در کره زمین انسانی خلق کنم که آن جانشین من است. این فرشته ها از کجا فهمیده بودند، یا از انسان های قبل از آدم، یا از خصلت انسان، گفتند: خدایا از خیر این انسان بگذر. این «یفسد فی الارض» آدم خواهد کشت و فساد خواهد کرد. «نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ» عربی هایی که می خوانم قرآن است. ما فرشته هستیم تسبیح می گوییم و عبادت می کنیم. از خیر این انسان بگذر. خون ریز و فاسد است. مفسد است و اهل فساد و خونریزی است. خدا گفت: من یک چیزی می دانم که شما نمی دانید.علوم را به حضرت آدم یاد داد. به آدم گفت: علومی که به تو یاد دادم به فرشته ها نشان بده. «ثُمَّ عَرَضَهُمْ» (بقره/31) حضرت آدم هم آنچه از خدا گرفته بود به فرشته ها نشان داد. گفتند: «لا عِلْمَ لَنا» (بقره/32) ما از جایی خبری نداریم. «إِلَّا ما عَلَّمْتَنا» حق با شماست. در انسان وزنه هایی است که می ارزد، این انسان ها با اینکه خونریزی و فساد می کند اما می ارزد. یک چیزی است که این را جبران می کند. این قصه در قرآن آمده است. خداوند همه چیز را خلق کرد و به هیچکس نگفت. در خلقت انسان مسأله را با فرشته ها در میان گذاشت. فرشته ها گفتند: از خیر این انسان بگذر، خونریز و مفسد است. فساد می کند، خدا گفت: بله، خونریز هست، فساد هم می کند. نفی نکرد و نگفت: اینطور نیست. انسان خونریز است و فساد هم می کند. اما گفت: جبران می شود. جبرانش چیست؟ در عوض این آدمی که خونریزی می کند در این آدم ها آدمی هست که می تواند همه علوم را یاد بگیرد. «وَ عَلَّمَ‏ آدَمَ‏ الْأَسْماءَ کُلَّها» (بقره/31) تمام علوم را انسان می تواند داشته باشد. یعنی نه همه انسان ها، در میان انسان ها کسانی هستند که ظرفیت دارند همه علوم را بلد باشند. «وَ عَلَّمَ‏ آدَمَ‏ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ» حضرت آدم علمش را به فرشته ها عرضه داشت، فرشته ها گفتند: نه، ظرفیت آدم بیش از فرشته هاست. چیزهایی که آدم می داند ما فرشته ها نمی دانیم. این مقدمه بود.حالا یک خرده می خواهم تیز شوید، نیاز به یک مقدار دقت فنی دارد که الحمدلله دارید. چطور شد که خونریزی و فساد بشر در آن زمان که تک و تایی آدم بودند جبران شد. امروز که این همه آدم جنایتکار و مفسد فی الارض هست، خدا باید همین الآن هم یک کسی را خلق کند که آن ضعف ها جبران شود؟ پس باید شخصی به نام حضرت مهدی باشد. (صلوات حضار)من برای اینکه خاطرم جمع باشد که حرف را گرفتید، حرف هایم را نصف میزنم. نصفش را من می گویم و نصفش را شما بگویید. فرشته ها به خدا گفتند: از خیر آفرینش بشر بگذر. این بشر خونریز و مفسد است. خدا گفت: در عوض یک چیزهایی هم دارد. گاهی وقت ها هی آدم در خاکروبه انگشتش را فرو می کند، می گویند: بابا میکروب است، کثیف است، می گوید: آخر در اینها یک دُر است، در اینها یک سکه است. در این بشر خونریز یک آدم هایی هستند که می ارزد. گفتند: خوب نمی دانیم. خدا علومی را به حضرت آدم داد، آدم علومش را به فرشته ها نشان داد و فرشته ها گفتند: حق با توست. حرف من این است. چطور برای چهار تا آدم، آخر در زمان آدم چند تا آدم بودند؟ آدم بود و حوا بود و دو تا بچه هایشان، کم کم ما زیاد شدیم. آن زمانی که آدم کم بود، فتنه و فساد کم بود برای جبران این فتنه ها، خدا وزنه ای را قرار داد. حضرت آدم، امروز که جهان پر از فتنه و فساد است، خداوند وزنه ای قرار نداده است؟ باید آن فتنه ها و فسادها جبران شود.این استدلال برای آیت الله العظمی، حاج آقا مرتضی حائری است که خیلی از بزرگان ما نزد او درس خواندند. پسر مؤسس حوزه علمیه قم، حرف قشنگی است. من خودم هم این را تا چند وقت پیش بلد نبودم. یکبار دیگر... حدیث داریم از حضرت زهرا که سؤال می کردند، حضرت زهرا سه بار می گفت. گفت: می خواهم طرف خوب این حرف را بگیرد. همینطور که فساد بشر جبران می شود به وجود حضرت آدم، باید فساد بشر امروز که میلیاردها آدم هستند و هرکدام صدها بار فساد می کنند باید همینطور که فساد آن زمان، فساد آن چند نفر جبران شد، به وجود حضرت آدم باید فساد آن روز هم جبران شود به وجود امام زمان. در اسکناس یک نخ است که این نخ به انسان ارزش می دهد. نخ هستی حضرت مهدی است. نخ را از اسکناس بکشند، کاغذ پاره ای بیش نیست. ارزشی ندارد.یاد امام زمان (عج) در دعاهای ماه رمضاندر دعای افتتاح که ماه رمضان سفارش شده است، پنج شش صفحه است، دو صفحه اش برای شخص امام زمان است. دعا می کند خدایا! «اَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا» اگر مسلمان ها ذلت هستند باید جبران شود. با وجود حضرت مهدی این عزت را به مسلمان ها بده. «وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا» فقر بیداد می کند، توسط آن مهدی جبران کن. «وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنا» شکست ها و کمبودهای غرامت ها و کسادی های ما را جبران کن. «وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا» فقر ما را جبران کن. «وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا» شکاف های ما را تأمین کن. «وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا» مشکلات ما را با حضرت مهدی آسان کن. «و َبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنا» روسیاهی ما را با حضرت مهدی رو سفید کن. الآن مسلمان ها واقعاً رو سیاه هستند.رئیس جمهور آمریکا از آن طرف دنیا به حجاز بیاید، همه سران دنیا را هم دعوت کنند، بعد از آنجا پل بزند بین حجاز و اسرائیل، وقتی هم به رئیس جمهور آمریکا اشاره می کند که می خواهم سران کشورها را ببینم، همه بله قربان می گویند. یعنی آمریکا هرطور بخواهد کشورهای اسلامی را تکان بدهد، تکان می دهد. مثل سگی که هرطور بخواهد دمش را تکان می دهد. این عزت اسلام است؟ اسلامی که می گوید: ساختمان کفار نباید بلندتر از مسجد مسلمان ها باشد. این مهم است. خداوند «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ‏ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء/141) یک صلواتی بفرستید (صلوات حضار)خاطره ای از مرحوم ابوترابی، رهبر آزادگانیک قصه ای هست من سالها ...

ادامه مطلب  

“راز روشن” با صدای حامد زمانی (ویژه شهید مصطفی احمدی روشن)  

درخواست حذف این مطلب
0متن:تا چراغی در میان این شبستان روشن استتا تنور نان گرم مرد چوپان روشن استشک نکن قصد پلنگ تیز دندان روشن استامشب از داغی دوباره چشم ایران روشن استیوسفی رفته است آری وضع کنعان روشن استتک سواران تیز می تازند در صحرا هنوزاز تلاتم باز ننشست این دریا هنوزآتشی پیداست آن سوی بیابان هنوزباز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوزاین شبستان کهن با نور ایمان روشن است“بار الها جرات ما را سر و سامان بدهانقلابا مشق هشیاری به فرزندان بدهقهرمانا در دل میدان بمان جولان بدهرهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده”(دو بار)کی به اندک بادی اقیانوس لرزان می شودکوه کی با یک خراش ساده ویران می شودعاشق رفتن کی از رفتن پشیمان میشودکی میان ابرهای تیره.پنهان می شودآسمان ما که با خون شهیدان روشن استمرتضی تا بود کارش غیر شیدایی نبودمجتبی می گفت: دیدم غیر زیبایی نبودش ...

ادامه مطلب  

منورالفکران ضد ملی/ در تکاپوی معتبرسازی تهدیدات/ دوئل دیپلماتیک بر سر شام  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ********هشداردرباره توطئه های پسابرجامدکتر ابراهیم کارخانه ای در کیهان نوشت:شکی نیست برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرد بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده است. در ذیل در قالب 28 سؤال و هشدار مهم در 4 بخش به بررسی لزوم هوشمندی مواجهه با توطئه های پسا برجامی دشمن پرداخته می شود:الف- هوشمندی سیاسی و مقابله پیشدستانه با توطئه های دشمن1- در حالی که جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی سیاسی و اقدامات پیشدستانه تمامی توطئه های مشترک آمریکا و غرب را در منطقه به شکست کشانیده است، چرا این هوشمندی سیاسی و اقدامات پیشدستانه و بازدارنده در برجام مشاهده نمی شود؟2- در حالی که کشورهای طرف مذاکره با آمریکا و غرب که برای حل مشکلات خود موضوع مذاکره را به حوزۀ دفاعی تسری داده اند همگی طعمه دشمن شده اند آیا تصور ورود به مذاکره بر سر توان موشکی و قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تصور خیانت به کشور، انقلاب اسلامی و آرمان شهیدان نیست؟3- در حالی که دولت آمریکا، مصوبات کنگره و حفظ منابع ملی آمریکا را مقدم بر عهدنامه ها و معاهدات بین المللی و حتی مصوبات شورای امنیت می داند آیا تأکید یکجانبه بر برجام گامی در جهت حفظ منافع ملی کشور است؟4- در حالی که از برجام جز نامی باقی نمانده و آمریکا بدون حد و مرز دائما علیه ایران اسلامی تحریم وضع می کند آیا ایجاد فضای دو قطبی بین المللی موافق و مخالف برجام، عرصه سیاسی را بر جمهوری اسلامی ایران برای اتخاذ تصمیم مبتنی بر منافع ملی تنگ تر نخواهد کرد و آیا در شرایطی که حتی رژیم صهیونیستی نیز از برجام دفاع می کند حمایت هدفمند برخی کشورها از برجام گامی در جهت همراهی با آمریکا نیست؟5- با وجود غیر قابل اعتماد بودن آمریکا و غرب و پرونده سیاه آنها در مواجهه با انقلاب اسلامی؛ تیم مذاکره کننده تمامی داشته های خود را یکجا و یک جانبه در سبد معامله با دشمن قرار داد و از اجرای متناظر تعهدات که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید فرموده اند صرف نظر کرد. آیا علی رغم چنین شرایطی طرح مذاکره مجدد با غرب ساده لوحی سیاسی نیست؟6- مگر لازمۀ هوشمندی سیاسی برخورداری از بصیرت سیاسی و مقابله پیشدستانه با راه های توطئه دشمن نیست پس چرا علی رغم شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران تاکنون هیچ گونه اقدام بازدارنده ای صورت نگرفته است و روز به روز بر شدت تحریم ها افزوده می شود؟7- در حالی که برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرده است بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده است، آیا علت را نباید در خودشیفتگی سیاسی به غرب و غفلت از هشدارهای دقیق مقام معظم رهبری و بی اعتنایی به فریادهای دلسوزانه منتقدان جست وجو کرد؟ آیا نباید از اشتباهات گذشته درس عبرت گرفت؟8- با وجودی که در برجام تمامی خواسته های آمریکا در موضوع کنترل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران محقق شده است آیا علت مخالفت تاکتیکی ترامپ با برجام اقدامی فریبکارانه برای انحراف افکار عمومی جهان و اعمال فشار بیشتر سیاسی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران نیست؟9- اگر مجریان برجام در چهار مرحله اصلی برجام شامل: مذاکره، توافق، اجراء و نظارت، هوشمندانه عمل کرده اند، ریشۀ این همه نابسامانی های در برجام در کجاست و چرا علی رغم شفاف و صریح بودن تعهدات جمهوری اسلامی ایران، تفسیر واحدی از تعهدات طرف مقابل که رهبر فرزانه انقلاب بر آن تأکید فرموده بودند مشاهده نمی شود؟10- اگر بر اساس بند 2 نامه مهم مقام معظم رهبری درباره برجام که در آن بر اجرای بند 3 قانون اقدام متقابل و متناسب مجلس شورای اسلامی تاکید شده بود چنانچه با اولین عهدشکنی آمریکا که درست روز بعد از اجرای برجام صورت گرفت در اقدامی قاطع برجام متوقف و کلیه فعالیت های هسته ای از سر گرفته می شد آیا شاهد وضعیت اسفبار کنونی در رابطه با برجام بودیم؟ آیا دشمن جرأت پیدا می کرد دست به اعمال شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران بزند؟ب- لزوم هوشیاری در برابر اقدامات فریبکارانۀ اروپا11- اگر اروپا با حفظ برجام موافق است چرا در برابر نقض مکرر برجام و اعمال شدیدترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه اقدامی علیه مواضع ضد برجامی آمریکا انجام نمی دهد؟12- در حالی که غرب به بهانۀ هراس شرکت ها و بانک های بزرگ اروپایی از آمریکا خود ناقض برجام و همگام با آمریکاست آیا اصرار کشورهای اروپایی بر حفظ برجام یک بازی فریبکارانه و توطئه سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟13- در جایی که شیطان بزرگ منفورترین کشور جهان نزد ملت ایران است آیا در یک تقسیم کار تاکتیکی و سیاسی مقرر نشده است آمریکا برنامه های خود را به نحوی فریبکارانه از طریق اروپا پیگیری و برنامه ریزی نماید؟14- چرا با وجود 10 نامه ظریف به کمیسیون مشترک، هیچ گاه آمریکا به عنوان ناقض برجام شناخته نشده است و همواره طرفین بر پایبندی به برجام دعوت شده اند. آیا علت آن همراهی کامل اروپا با آمریکا نیست؟15- در حالی که اروپا هم خط آمریکا است و در طول 38 سال گذشته همواره سیاست واحدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نموده است، آیا حمایت اروپا از برجام یک بازی سیاسی هدفمند برای ایجاد انحراف در دستگاه محاسباتی تصمیم سازی جمهوری اسلامی ایران نیست؟16- در حالی که اروپا با هدف اصلی آمریکا علیه انقلاب اسلامی یعنی کنترل فعالیت های موشکی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران کاملاً اتفاق نظر دارد، آیا دفاع اروپا از برجام یک توطئه فریبکارانه و هدفمند علیه انقلاب اسلامی نیست؟17- در حالی که آمریکا و اروپا در اتخاذ سیاست های کلی جهانی و منطقه ای همسنگر یکدیگرند آیا مذاکره مجدد با اروپا ساده لوحی سیاسی نیست؟18- اروپا از کدام برجام دفاع می کند برجامی که طعمه ترامپ شده است و یا برجامی که خود آنها به بهانۀ آمریکاهراسی آن را زیر پا گذاشته اند؟ واقعیت این است که هیچ تفاوتی در پایبندی آمریکا و اروپا به برجام وجود ندارد و هر تصمیمی که دولت و کنگرۀ آمریکا بگیرد اروپا نیز همان را اجرا می کند و تنها تفاوت در تاکتیک های آنهاست.19- در حالی که رئیس جمهور محترم در طی مذاکرات سال های 84-82 با سه کشور اروپایی که بدون هیچ گونه دستاوردی منجر به توقف کامل کلیه فعالیت های هسته ای گردید، خود رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای بوده و در سال 92 ادامه مذاکره با آنها را بدون حضور آمریکا بی فایده و مشروط به کسب اجازه آنها از آمریکا می داند آیا ورود به مذاکره مجدد با کشورهای اروپایی که توسط برخی مطرح می شود به معنی عدم عبرت گیری از گذشته و زخم مجدد بر پیکره نظام اسلامی نیست؟ج- تصمیم نهایی آژانس حرف آخر آمریکا20- آیا برخورد تاکتیکی آژانس با موضوع امکان ورود به اماکن نظامی، در جهت ایجاد انحراف در دستگاه محاسباتی تصمیم گیری جمهوری اسلامی ایران برای خروج بهنگام و پیشدستانه از برجام و یا npt طراحی و برنامه ریزی نشده است؟21- با وجود مخالفت قاطع جمهوری اسلامی ایران با بازرسی از اماکن نظامی آیا اعلام آمانو مبنی بر امکان بازرسی از اماکن نظامی پس از مذاکره با نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل علی رغم تأیید مکرر پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، چراغ سبز آژانس برای ورود بهنگام آمریکا به توطئه ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟22- آیا بین اعلام آژانس مبنی بر امکان بازرسی از اماکن نظامی و مصوبه مجلس سنای آمریکا درباره ورود آژانس به اماکن نظامی جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی هدفمندی وجود ندارد؟ آیا برگ نهایی توطئه بهنگام آمریکا در دست آمانو نیست؟23- آیا ساده انگاری سیاسی نیست که تصور شود که آژانس از اجرای مصوبه کنگره آمریکا مبنی بر ورود بازرسان آژانس به اماکن نظامی جمهوری اسلامی ایران سر باز خواهد زد و به دفاع از جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا و غرب خواهد ایستاد؟24- آیا با توجه به سوابق سوء آژانس و آموزش بازرسان اعزامی در آمریکا، جایی برای خوش بینی به این نهاد بدسابقه که از بدو تولد در جهت سیاست های آمریکا عمل کرده است وجود دارد؟ آیا حرف نهایی آژانس حرف آخر آمریکا نخواهد بود؟د- پایان وقت نظارت و لزوم اتخاذ تصمیم نهایی25- آیا پس از گذشت قریب دو سال از اجرای برجام، چیزی از تعهدات طرف مقابل باقی مانده است که بر اجرای آنها نظارت شود؟ آیا وقت اقدام متقابل و تصمیم گیری بهنگام فرا نرسیده است؟26- در برابر نقض مکرر برجام و اعمال شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران چه اقدام بازدارنده ای از سوی هیئت نظارت بر اجرای برجام صورت گرفته است؟ آیا عدم اجرای قانون اقدام متقابل و متناسب مجلس شورای اسلامی و صرفاً اکتفا بر پاسخ لفظی موجب ترغیب بیشتر دشمن به اعمال تحریم های بیشتر نشده است؟27- آیا در حالی که از برجام جز کاغذی بر جای نمانده است، تأکید کشورهای اروپایی و حتی رژیم صهیونیستی بر حفظ برجام یک بازی انحرافی و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟ آیا ستاد پیگیری برجام نباید در برابر این تناقضات آشکار تصمیم گیری و روشنگری کند؟28- آیا ستاد پیگیری اجرای برجام آن قدر که بر اجرای دقیق تعهدات جمهوری اسلامی ایران تأکید داشته است پیگیر اجرای تعهدات طرف مقابل بوده است اگر جواب مثبت است چرا در حالی که جمهوری اسلامی ایران 100 درصد تعهدات خود را انجام داده است طرف مقابل نه اینکه به تعهدات خود عمل نکرده است بلکه تحریم های شدیدتری را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران وضع و اجرا نموده است؟دوئل دیپلماتیک بر سر شامعلیرضارضاخواه در خراسان نوشت:به دنبال اعلام پایان خلافت سیاه داعش توسط سردار قاسم سلیمانی، فرماندهی سپاه قدس، این روزها شاهد جابه جایی صحنه رویارویی قدرت های سیاسی منطقه ای و فرا منطقه ای از عرصه میدانی به عرصه دیپلماسی هستیم. از یک سو تروئیکای ایران، روسیه و ترکیه با برگزاری مذاکرات آستانه به دنبال حرکت به سمت صلحی پایدار در سوریه هستند و از سوی دیگر کشورهای غربی به ویژه فرانسه و متحدان منطقه ای آن ها به ویژه عربستان در تلاش اند تا از طریق مذاکرات ژنو شکست های خود را در عرصه میدانی جبران کنند. مذاکرات آستانه که به ابتکار جریان مقاومت و به ویژه ایران حدود 14 ماه پیش کلید خورد تاکنون دستاوردهای واقعی و تاثیر گذاری داشته است از جمله این دستاوردها می توان به "آتش بس های متعدد زمانمند" و "ایجاد مناطق صلح پایدار در داخل خاک سوریه" اشاره کرد. در مقابل نشست ژنو که به ابتکار دول غربی و عربی حدود شش سال پیش آغاز شده تاکنون هیچ دستاورد ملموسی نداشته است. دور جدید دوئل دیپلماتیک آستانه و ژنو در شرایطی در حال شکل گیری است که سه مولفه اصلی، وضعیت میدانی سوریه، اوضاع منطقه ای غرب آسیا و تحولات کلان بین المللی، موفقیت هر کدام از این نشست ها را تعیین می کند. در ادامه مطلب، به این سه مولفه کلیدی می پردازیم.الف: وضعیت میدانی سوریهاولین مولفه کلیدی اوضاع میدانی سوریه است. در سطح میدانی با توجه به آخرین تحولات صورت گرفته می توان گفت، در داخل سوریه چهار بازیگر اصلی قابل شناسایی هستند که البته وزن و توان نظامی و سیاسی آن ها بسیار متفاوت است. بازیگر اول دولت سوریه است که می توان گفت چیزی کمتر از دو سوم خاک این کشور را تحت کنترل دارد که البته باید گفت، این دو سوم مهم ترین بخش های سوریه از جمله دمشق، پایتخت و نوار ساحلی غرب کشور را که بخش استراتژیک سوریه محسوب می شود، در خود جای داده است. طرف دومی که بیشترین مناطق خاک سوریه را اکنون در اختیار خود دارد، ائتلاف موسوم به "نیروهای سوریه دموکراتیک" است که ستون فقرات آن را نیروهای کرد سوری تشکیل می دهند و تحت حمایت مستقیم آمریکا قرار دارد. این گروه اکنون بخش عمده نوار شمالی سوریه و مناطق وسیعی از استان دیرالزور، رقه، حلب و حسکه را در اختیار دارد و در مجموع می توان گفت کمی بیش از یک سوم خاک سوریه اکنون در اختیار این گروه شبه نظامی است. ائتلاف سوریه دموکراتیک بارها اعلام کرده است با ارتش سوریه دشمنی ندارد اما در عین حال تاکید دارد که قصد ندارد مناطقی را که از اشغال داعش یا دیگر مخالفان سوری خارج کرده است، به دولت سوریه واگذار کند . این ائتلاف که به طور عمده نظرات و طرح های آمریکا در سوریه را پیاده می کند، خواهان تشکیل کشوری فدرال است که هر منطقه در اداره خود تا حدودی آزادی عمل داشته باشد، پیشنهادی که دولت سوریه گفته است با کلیت آن مخالفتی ندارد و آماده است بر سر آن مذاکره کند. بازیگر سوم مجموعه معارضین سوری هستند که البته بسیار متکثر و ناهمگون هستند و بر بخش های مختلفی از خاک سوریه سیطره دارند که در چند کانون و نقطه اصلی در سراسر خاک سوریه پراکنده شده است. بزرگ ترین منطقه تحت کنترل آن ها در ادلب قرار دارد که اکنون بیشتر جریان های افراط گرا مانند النصره و احرارالشام در آن جا حکمرانی می کنند. بازیگر آخر هم داعش است که این روزها نفس هایش به شمارش افتاده و در بخش های بیابانی سه استان حسکه، دیرالزور و حمص پراکنده شده است. در همین حال بخش هایی از شمال سوریه نیز در کنترل ارتش ترکیه و هم پیمانان سوری آن هاست، آمریکایی ها نیز حدود دو هزار نیرو در خاک سوریه دارند که در مناطق کرد نشین مستقر هستند. نیروهای روسی نیز در کنار نیروهای مقاومت در مناطق تحت کنترل دولت مستقر هستند.ب: اوضاع منطقه ای غرب آسیامولفه تاثیر گذار دوم در فرجام دوئل دیپلماتیک بر سر سوریه، اوضاع منطقه ای با تاکید بر چهار بازیگر اصلی یعنی ایران، ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی است. عربستان به عنوان حامی اصلی معارضین تکفیری و مخالفان دولت مرکزی سوریه، این روزها به شدت درگیر بحران داخلی است. سرکوب تعداد زیادی از شاهزادگان مخالف بن سلمان به بهانه مبارزه با فساد از یک سو، ناتوانی در جنگ یمن و سوریه از سوی دیگر باعث شده است تا محمد بن سلمان که تلاش دارد هرچه زودتر بر تخت پادشاهی تکیه بزند، بیش از همه چیز درگیر حفظ جایگاه و موقعیت داخلی اش باشد. هرچند این روزها سعودی ها تلاش کرده اند تا با برگزاری نشست هایی تروریست های سوری را برای مذاکرات ژنو بزک کنند، اما سیاست اصلی ریاض در ماه های پیش رو تلاش برای بحران آفرینی منطقه ای به ویژه در لبنان خواهد بود. در این بحران آفرینی رژیم صهیونیستی نیز که این روزها به شدت نگران تقویت محور مقاومت در منطقه است به احتمال زیاد ریاض را همراهی خواهد کرد. نشانه های چنین رفتاری را می توان در گروگان گیری سعد حریری و اجلاس اخیر اتحادیه عرب بر ضد حزب ا... و علنی ساختن روابط ریاض و تل آویو دید. از سوی دیگر ترکیه که پیشتر تلاش می کرد خود را به عنوان رهبر جریان معارض سوری معرفی کند، به دنبال سیاست های واشنگتن در حمایت از کردهای سوری و اختلاف ریاض با جریان های اخوانی منطقه، فاصله خود را با محوری غربی-عربی-عبری بیشتر کرده است و تلاش دارد تا با چرخش به سمت عملگرایی در سیاست خارجی، از اشتباهات گذشته اش درس بگیرد. هرچند توافق اخیر اردوغان و ترامپ درباره قطع کمک واشنگتن به کردها نگرانی هایی را از احتمال چرخش دوباره ترکیه برانگیخته است، در این میان جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه پیروزی های میدانی خود در عراق و سوریه، ثبات داخلی و دیپلماسی قوی و هوشمندانه اش، توانسته است جایگاهی برتر در منطقه را کسب کند. امری که می تواند در پیشبرد اهداف کشورمان در مذاکرات آینده سوریه نقطه قوت محور مقاومت محسوب شود.ج: تحولات بین المللیسومین عامل تعیین کننده در دوئل دیپلماتیک پیش رو، تحولات بین المللی به عنوان سطح کلان تحلیل است. سه بازیگر اصلی تحولات بین المللی آمریکا، روسیه و چین هستند. آمریکا به عنوان حامی اصلی مخالفان سوری در یک سال گذشته و به دنبال روی کارآمدن دونالد ترامپ سیاست انزواگرایی را در پیش گرفته و مداخلات خود را در غرب آسیا کاهش داده است، به گونه ای که به تازگی رابرت فیسک روزنامه نگار انگلیسی با اشاره به این واقعیت در روزنامه ایندیپندنت نوشت" در خاورمیانه دیگر حرف آخر را آمریکا نمی زند، رقبا جای آن را گرفته اند". این عقب نشینی آمریکا از تحولات بین المللی را می توان در تلاش های پاریس برای جایگزینی واشنگتن و برنامه پنتاگون برای کاهش حمایت هایش از نیروهای سوریه دموکراتیک نیز دید. از سوی دیگر روسیه به عنوان دیگر بازیگر بین المللی این روزها رویکرد بین الملل گرایی خود را به شدت افزایش داده است و تلاش می کند تا خلأ موجود در نتیجه انزواگرایی آمریکایی را با یارگیری های منطقه ای و فرامنطقه ای پر کند. همزمان چین نیز تلاش می کند تا با اتکا به قدرت اقتصادی اش خود را برای جهان چند قطبی عصر افول آمریکا آماده کند.در پایان باید تاکید کرد که با توجه به مولفه های ذکر شده احتمال این که در دوئل دیپلماتیک پیش رو، محور غربی-عربی-عبری موفقیتی کسب کند بسیار بعید به نظر می رسد، بنابراین می توان پیش بینی کرد در چنین شرایطی بازیگران منطقه ای دست به ماجراجویی های جدیدی برای به هم ریختن ثبات نسبی ایجاد شده بزنند.مسابقه مصرفامیر استکی در وطن امروز نوشت: «تحریک مصرف» به عنوان اصلی ترین عامل «افزایش تقاضا» همواره برای «رونق اقتصادی» و «افزایش رشد اقتصادی» در اقتصادهای سرمایه داری مطرح بوده است. در سیستم به هم پیوسته تجارت جهانی افزایش مصرف در هر یک از واحدهای این سیستم منافعی را برای همه واحدها به دنبال خواهد داشت. درست است که در این سیستم هر واحد همه آنچه مصرف می کند را تولید نمی کند اما در شرایطی که این واحدها در یک سیستم جهانی تجارت آزاد به هم پیوسته شده اند، اگر در هیچ واحدی محدودیتی برای افزایش مصرف به وجود نیاید، در نهایت همه این واحدها به علت وابستگی های متقابل شان از بالا رفتن مصرف بشدت استقبال خواهند کرد اما در عالم واقع همه واحدها از این افزایش مصرف «سود» نمی برند.نکته اساسی اینجاست که مزیت های نسبی واحدهای مختلف با هم متفاوت است و تنها در صورتی یک واحد از افزایش مصرف در خود و دیگر واحدها سود می برد که مزیت های نسبی اش کمترین وابستگی را به مواد خام و منابع طبیعی اش داشته باشد. به عبارت دیگر ارزش افزوده ای که در تولید کالا و خدمات و مخصوصا در تولیدات با تکنولوژی بالا وجود دارد در محصولات کشاورزی و منابع زیرزمینی که به شکل خام فروخته می شوند وجود ندارد. با این اوصاف هر چه یک اقتصاد توسعه یافته تر باشد، از جریان افزایش مصرف جهانی سود بیشتری می برد و می تواند بدون هیچ محدودیت بزرگی این جریان را در درون خود آزاد بگذارد. اما در اقتصادهای وابسته به منابع طبیعی، افزایش مصرف اگرچه ممکن است ولی در تحلیل نهایی نوعی غارت خودخواسته منابع تجدیدناپذیر و سرمایه های آن اقتصاد است. تولید کالا و خدمات در یک اقتصاد توسعه یافته به شکل موثری تجدیدپذیر است ولی تولید نفت، سنگ آهن، مس و... در یک اقتصاد توسعه نیافته محدودیت های اساسی دارد. با این اوصاف بیشترین سود از مسابقه مصرفی که هم اکنون در جهان برپاست به جیب کشورهای توسعه یافته می رود و کشورهایی مانند ایران که عمده منابع ارزی آنها وابسته به نفت و مشتقات آن است در تحلیل نهایی بازندگانی بزرگ خواهند بود. افزایش مصرف در کشوری مانند ایران باید گام به گام با توسعه اقتصادی غیروابسته به نفت افزایش یابد تا هم در ابتدا محرکی برای تولیدات داخلی و هم در وهله دوم عاملی برای تسهیل پیوستن به جریان آزاد تجارت جهانی باشد.اما در شرایطی که خبری از توسعه اقتصادی و افزایش رشد اقتصادی غیر وابسته به نفت در ایران نیست، افزایش مصرف کالاهای وارداتی در اصل غارت منابع کشور و زدن جیب آیندگان است. اقشاری که بیشترین مصارف کالاهای وارداتی را دارند در اصل در حال بلعیدن منابع ملی هستند. از آنجا که قیمت ارز بنا بر دلایل سیاسی توسط دولت بشدت کنترل می شود و بنا به اذعان کارشناسان اقتصادی از وضعیت متعادل خود فاصله زیادی دارد، لذا افزایش مصرف کالای وارداتی ضربه بزرگی به منافع آحاد ملت می زند، چرا که دولت با دسترسی به منابع ارزی ناشی از فروش دارایی های سرمایه ای - نفت و مشتقاتش و منابع دیگر طبیعی- قادر به پایین نگه داشتن و کنترل نرخ ارز شده است و مابه التفاوت نرخ کنونی با نرخ تعادلی دلار در اصل از منابع عمومی پرداخت می شود. وضعیتی که از هزینه کرد سرمایه های همه مردم ایجاد می شود ولی برندگان اصلی آن اقشاری هستند که با دسترسی به درآمدهای ریالی بالاتر امکان بیشتری برای مصرف کالاهای وارداتی دارند. هزینه رفاه طبقات متوسط به بالای جامعه در شرایط کنونی از جیب همه مردم ایران پرداخت می شود. نکته جالبی که درباره کشور ما وجود دارد این است که نزدیک به 90 درصد کالاهای مصرفی مورد نیاز مردم در داخل کشور تولید می شود و همین باعث شده است در هر سطحی از قیمت نفت دولت ها بتوانند قیمت دلار را به نحوی موثر مدیریت کنند، چرا که نیازهای عمده ارزی کشور از واردات حجم بالای کالای مصرفی رها و بیشتر درگیر مصارف مربوط به واردات مواد اولیه، ماشین آلات و کالاهای سرمایه ای است اما در دولت های جناب روحانی با توجه به سیاست های انقباض مالی که تورم را هدف گرفته اند، رکود سنگینی بر بخش های مختلف اقتصاد کشور سایه انداخته است که با تعطیلی بنگاه های کوچک و بزرگ اقتصادی در عرصه تولید، ذره ذره توانمندی های تولیدی داخل را نابود می کند. برخلاف ادعاهای نزدیکان دولت تدبیر و امید، این تلاش های آنها - خاصه در انعقاد برجام - نبود که از ابتلای ایران به سرنوشت ونزوئلا جلوگیری کرد، بلکه این توانمندی های تولید داخلی بود که توانست تا حدود بسیار بالایی ضربه شوک ارزی را بگیرد. اما در این چند سال این ت ...

ادامه مطلب  

جشنواره ملی موسیقی جوان یک معجزه است / معرفی برندگان سه شاخه موسیقی دستگاهی، کلاسیک و نواحی  

درخواست حذف این مطلب
سرویس موسیقی هنرآنلاین: مراسم اختتامیۀ این دوره از جشنواره با حضور تعدادی از بزرگان موسیقی ایران همین طور علی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد، فرزاد طالبی مدیرکل دفتر موسیقی ارشاد، بهرام جمالی مدیرعامل انجمن موسیقی ایران و دبیران جشنواره در تالار وحدت برگزار شد.در ابتدای این مراسم با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائتی از آیات قرآن مجید، نماهنگی از روند انتخاب آثار دورۀ یازدهم جشنوارۀ ملی موسیقی جوان پخش شد و سپس سیدعباس سجادی در مقام مجری این مراسم پشت تریبون قرار گرفت و ضمن خوشامدگویی به هنرمندان و شرکت کنندگان این دوره از جشنواره، از هومان اسعدی دبیر یازدهمین جشنوارۀ موسیقی جوان برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.هومان اسعدی دبیر یازدهمین جشنوارۀ موسیقی جوان روی صحنه آمد و طی سخنرانی کوتاهی گفت: بعد از ۲۰ روز کاریِ بسیار فشرده شاهد مراسم اختتامیۀ این جشنواره هستیم و معرفی برگزیدگان را که جشن می گیریم. لازم است در اینجا عنوان کنم این جشنواره با حضور بسیاری از استادان بزرگ کشورمان برگزار شد و حضور شرکت کنندگان در سه بخش مختلف و بیست روزه کاری، که طبق مشاهدات و تحقیقات ما چنین جشنواره ای با این ابعاد بی نظیر است و در هیچ کشوری وجود ندارد.وی همچنین در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: سال گذشته بخش موسیقی نواحی به این جشنواره بزرگ اضافه شد. امسال نیز رشد خوبی داشت، به طوری که شاید بتوان گفت امسال نیمی از جشنواره به بخش موسیقی نواحی اختصاص داشت.اسعدی همچنین گفت: به گمانم می بایست حداقل بخش نهایی جشنوارۀ موسیقی جوان به صورت دو مرحله ای برگزار شود، احتمالاً دورۀ بعدی جشنواره سی روز به طول بینجامد. این جشنواره در واقع سه جشنوارۀ بزرگ محسوب می شود که در دل یکدیگر ادغام شده اند.دبیر جشنواره ادامه داد: دربارۀ نحوۀ حمایت از برگزیدگان نیز می بایست توجه ویژه ای به بخش نرم افزار و سخت افزارهای حمایتی داشت. اساتید ما حمایت های لازم خود را انجام داده اند که این بخش نرم افزاری ماجرا محسوب می شود، اما در مورد امکانات لازم که بخش سخت افزاری محسوب می شود می بایست وزارت ارشاد توجه ویژه داشته باشد و امیدوارم به شکل جدی تری به این مسئله توجه شود.پس از اجرای دبیر جشنواره، نوازندگان برگزیدۀ بخش موسیقی نواحی ایران روی صحنه آمدند و برای حاضرین چند دقیقه ای اجرا کردند.عباس سجادی پس از اجرای برگزیدگانِ بخش نواحی از استاد حسین علیزاده برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.ما شمه ای از ایران واقعی را دیدیماستاد حسین علیزاده در این مراسم گفت: من به نمایندگی از طرف هنرمندانی که زحمت کشیده ا ند صحبت می کنم. من دوست دارم احساسم را بگویم، زیرا این احساس بخش زیادی از مردم ایران و اهالی فرهنگ و هنر است.وی افزود: ما شمه ای از ایران واقعی را دیدیم. ایران دارای فرهنگ و اقوام مختلفی است، اگر دولت یا جریانات تصمیم گیرنده یک دوربین کوچک داشتند و به خارج نشان می دادند، شاهد تهاجم فرهنگی نمی بودیم. ای کاش رادیو و تلویزیون فقط در مورد آن صحبت کرده و حرمت موسیقی و موسیقیدان را نگاه می داشتند. نمی دانم برخی چطور تن می دهند در جایی صحبت کنند که حتی اجازۀ نشان دادن ساز را ندارد. این موسیقی ایران است که اگر در هرجایی نشان بدهند اسلحه شان را کنار می گذارند.علیزاده ادامه داد: چند نوع فرشته از نواحی اینجا هستند که باید به خانواده و اساتیدشان تبریک گفت. شرایط موسیقی در خارح از تهران سخت تر است، اما چهره هایی هستند که می توانند جهانی باشند.وی در مورد جشنواه گفت: باید به کسانی که باعث و بانی این جشنواره هستند تبریک گفت، حتی اگر با آنها اختلاف داشته باشیم. این جشنواره عنوان ملی دارد و خیلی سال طول کشید تا این عنوان را به دست آورد، هیج روزی به طراوت روزهای جشنوارۀ موسیقی جوان در وزارتخانه نیست، زیرا فرشته هایی می آیند و می گویند پاس می داریم آنچه را که نگرانش هستیم.او توضیح داد: دولت در همه جا تعریف شده و مقابل ملت وظیفه دارد. نفت زیرپای همه است و همه در آن سهیم هستند. ثروتِ هنرِ ما غنی تر از نفت ماست. تقریباً در 50 سالی که موسیقی کار می کنم در هیچ جای ایران نبوده که این تعداد هنرمند در کنار هم قرار بگیرند و برای یک کار مهم تصمیم بگیرند. اینجا کار به کاردان سپرده می شود.علیزاده در مورد دبیر جشنواره گفت: فکر می کردم هومان اسعدی به دلیل حساسیتش نمی تواند در جشنواره دوام بیاورد، اما به شوق این اتفاق مقاومت کرده است و خودش دلیل همکاری هنرمندان با این جشنواره است. بدون هیچ ادعایی می بینم وقتی کار به کاردان سپرده می شود، می توانیم مسائل خودمان را حل کنیم و نیازی نیست کسی بالای سر مان باشد. چیزی که باید باشد امکاناتی است که باید در اختیار جشنواره گذاشته شود. در تمام دنیا یکی از مهم ترین ثروت هایشان هنرمندانشان هستند، زیرا واقعاً عصارۀ تاریخ هستند.او در پایان گفت: اگر تمام رشته ها زیر بار فشار تصمیم گیری های دولتی بیرون آیند شکوفا می شوند. این جشنواره یکی از موفق ترین، معنوی ترین و آینده نگرترین جشنواره است که در ایران اتفاق می افتد. با تمام مشکلاتی که در ایران وجود دارد در جهان بی نظیر است. اغراق نمی کنم این جشنواره یک معجزه است. به اتحادی که سالی یک بار در این جشنواره پیش می آید تبریک می گویم. در طول آن به هیچ وجه خسته نشدیم و حتی در طول آن گریستیم.هومان اسعدی دبیر یازدهمین جشنواره موسیقی جوان شدمراسم اختتامیه این دوره از جشنواره با قرائت حکم دبیری هومان اسعدی همراه بود به طوری که این هنرمند برای پنجمین بار دبیری این جشنواره را عهده دار شد.در این حکم که از سوی علی مرادخانی معاون هنری وزیر به هومان اسعدی ابلاغ شده، آمده است:"جناب آقای دکتر هومان اسعدی، نظر به دانش و تجربیات ارزشمند جنابعالی در پنج دورۀ گذشتۀ جشنوارۀ ملی موسیقی جوان و نیز نتایج مطلوب و موفق حاصل از این رخداد مهم هنری کشور، بدین وسیله جنابعالی به دبیری دوازدهمین دورۀ جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منصوب می شوید. از خداوند متعال توفیق روزافزونتان را خواستارم."نسل آینده موسیقی کشور را اداره خواهد کردسپس علی مرادخانی، معاون امور هنری روی صحنه آمد و ضمن خوشامدگویی به حاضرین گفت: می خواهم اظهار خوشبختی کنم از اتفاقی که افتاد، باعث می شود خستگی ما سالی یک بار رفع شود. این اتفاق مهمی است که در حوزۀ موسیقی کشور می افتد و اگر می خواهیم به آیندۀ موسیقی کشور امیداور باشیم باید جوان ها را تربیت کنیم. نسل آینده است که به هر لحاظ موسیقی کشور را اداره خواهد کرد.وی افزود: در طول سال هایی که گذشت یکی از خوشبختی های این جشنواره این بوده که از همان روز اول شاکله و استخوان بندی جشنواره هیئت داوران بوده و حضور این عزیزان موجب پایداری جشنواره شده است هر چند که متأسفانه این جشنواره چهار سال تعطیل شده بود.او ادامه داد: من فکر می کنم در این شرایط اتفاقات خوبی رقم می خورد، چقدر خوب شد با ادامه روند این جشنواره در حال حاضر شاهد هستیم نوجوانان و جوانان ما با چه آینده درخشانی در این زمینه حضور پیدا می کنند.مرادخانی همچنین گفت: پیشنهادم به دوستان این بود که موسیقی نواحی نیز به این جشنواره اضافه شود چرا که هر چقدر در این زمینه کار کنیم در استان ها بسیار نیازمند حرکت های بیشتر از این است. موسیقی ما در برخی نقاط دستخوش مشکلاتی است که باید این مشکلات را آهسته به واسطه جوانانی که در راه درست موسیقی هستند هدایت شود. به قول آقای اسعدی این جشنواره یک ماراتن نفس گیر بود و خیلی ممنون هستم که دوستان پایداری کرده و با همت و حضور خود باعث انگیزه شدند. هویت موسیقی ما در گرو تربیت این بچه هاست و چقدر خوب است که استادان ما همت عالی دارند. ما به عنوان دولت تلاش مان بر این است که شرایط را طوری بنا کنیم که با فراغ بال کارشان را پیش ببرند. در حال حاضر جوانانی که در موسیقی کار می کنند مطالبه هایی داشته و نیازمند آینده امن برای خویش هستند و دنبال امکانی هستند که به عنوان هنرمند بدون دغدغده به موضوعات اصلی بپردازند و به همین خاطر ما تمام تلاش مان را کردیم که بیمه و وضعیت شغلی کسانی که در این زمینه کار می کنند در خانه موسیقی و صندوق هنر به گونه ای فراهم کنیم که در آینده یک موضوع تفننی نباشد و صیانت و کار اساسی در حوزه موسیقی محسوب شود که فکر می کنم شالودهای خوبی در این زمینه ریخته می شود.او در پایان هم گفت: به امید خدا در آینده افق خوبی برای موسیقی کشور شاهد باشیم، ما هم تا زمانی که می توانیم این کارها را انجام خواهیم داد. امکان دارد آن طور که لازم است همه مطالبات را نتوانیم به جایی برسانیم اما با کمک دیگر نهادها و همکاری شهرداری و وزارت ورزش و جوانان در نهایت با همت خود هنرمندان این کار را به سامانی برسانیم.فهرست برندگان یازدهمین جشنواره موسیقی جوان به این شرح است:برگزیدگان بخش موسیقی نواحی ایراندر ادامه با حضور دبیر جشنواره و داوران بخش موسیقی نواحی، برگزیدگان بخش موسیقی آذربایجان معرفی و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند، به طوری که در بخش تار آذری، ردۀ سنی الف، آراز وجودی رتبۀ اول، و آراز قاسمی و فواد مصلحت جو مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم تشخیص نداد.در ردۀ سنی ب، پویا جلالی و مهران بهروزی مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز کمانچۀ آذری، ردۀ سنی الف، رضا محمدی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، مسعودرضا قلی زاده رتبۀ دوم و آیلار جهانگیری رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز گارمون، ردۀ سنی ب، الهام ساعی رتبۀ دوم را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در ردۀ سنی ج، سینا حسن زاده رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز قوپوز، ردۀ سنی الف، شاهین هاشم نژاد رتبۀ اول، ابراهیم راثی رتبۀ دوم، و عرفان باقری رتبۀ سوم را کسب کردند.در ردۀ سنی ج، علی رجبی و محمد علیزاده مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.هیئت داوران بخش موسیقی شرق و جنوب خراسان، ضمن تقدیر از علی پورعطایی نوازندۀ دایره، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام کرد:در بخش تکنوازی ساز دوتار شرق و جنوب خراسان، در ردۀ سنی الف، یاسمین تنها و امین دامن پاک به طور مشترک رتبۀ اول، مهناز رضایی رتبۀ دوم، و مهدیس ابراهیمیان و امیر الهی مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند.در ردۀ سنی ب، مصطفی تیموری و همایون حامدی مشترکاً رتبۀ اول، و محمدامین شیری رتبۀ دوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، محمد سلیمانی و سلمان سلیمانی به طور مشترک رتبۀ اول، علی شیری و سجاد رضایی نسب نیز به طور مشترک رتبۀ دوم، و علی پورعطایی رتبۀ سوم را کسب کردند.برگزیدگان آواز شرق و جنوب خراسان در ردۀ سنی الف (1)، مبین دُرپور رتبۀ اول، محمدامین امینی رتبۀ دوم، و محمدمهدی محفوظی فرد رتبۀ سوم را کسب کرد.در گروه سنی الف (2)، عبدالرحمان باطوری رتبۀ اول، و کیان واحدی رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ب، محسن کریمی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، علی پورعطایی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد. برگزیدگان بخش موسیقی شمال خراسان از سوی هیئت داوران به شرح ذیل اعلام شدند.در بخش تکنوازی ساز دوتار شمال خراسان، در ردۀ سنی الف، مصطفی اسلامی رتبۀ اول، و آریا صادقی قهرمانلو رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ب، جابر دلربائی رتبۀ اول، فرشاد علی نژاد و مجتبی حیدری مشترکاً رتبۀ دوم، و محمدحسین اکبرزاده رتبۀ سوم را کسب کردند.در گروه سنی ج، اعظم کارگرفلاح و امیرپاشا آذری مشترکاً رتبۀ دوم، و عمید غفاری رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.همچنین برگزیدگان آواز و دوتار شمال خراسان از سوی هیئت داوران اعلام شد.در گروه سنی الف، جلیل خانی و فرهاد اسلامی به طور مشترک رتبۀ دوم، و علی انصاری رتبۀ سوم را کسب کرد. همچنین هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.در گروه سنی ب، سعید هوشمند رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، علی حیدرطلب رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش موسیقی ترکمن، هیئت داوران این بخش، ضمن تقدیر از آقایان پویا پورقاز و پیمان اونَق نوازندگان ساز دوتار ترکمن، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام کرد:برگزیدگان تکنوازی ساز دوتار ترکمن، در گروه سنی ج، سولماز تِکِه رتبۀ دوم، و هِمرا پورقاز رتبۀ سوم را کسب کرد و همچنین هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز کمانچۀ ترکمن، در گروه سنی ج، گل محمد کم رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش آواز ترکمن، در گروه سنی ب، ایوب کم رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش ساز دوتار موسیقی مازندران هیئت داوران در ردۀ سنی الف رتبۀ اول محمدرضا محمدی، و رتبۀ دوم محمدحسین طیبی. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ سوم تشخیص نداد.در ردۀ سنی ب، رضا احمدی رتبۀ دوم را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز کمانچه مازندران معرفی و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند به طوری که در بخش ساز کمانچۀ موسیقی مازندران هیئت داوران در ردۀ سنی الف، محمدرضا محمدی رتبۀ دوم، و حسام بَتیار رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.در ردۀ سنی ج، سعدی صادقی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز لَلِه وا، در ردۀ سنی الف، محراب قیاسی رتبۀ اول، حسین جهانی نسب رتبۀ دوم، و سامی گل زاده رتبۀ سوم را کسب کردند.در گروه سنی ب، حمیدرضا قیاسی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، پویا محسنی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز دوسَرکوتِن، در ردۀ سنی الف، محمدرضا کاظمی رتبۀ اول، امیررضا محمدی رتبۀ دوم، و امیررضا طیبی رتبۀ سوم را کسب کرد.برگزیدگان بخش آواز مازندران، در ردۀ سنی الف، یونس قریشی رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش موسیقی سیستان و بلوچستان معرفی و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند، به طوری که برگزیدگان بخش تکنوازی ساز دونلی در گروه سنی ج، تاج محمد جنگی پور رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در بخش ساز قیچک، هیئت داوران ضمن تقدیر از آقای محمدشریف شَکّل زهی نوازندۀ قیچک، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام کرد.در گروه سنی الف، سهیل زنگی شاهی رتبۀ اول را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز بِنجو، در گروه سنی ب، حبیب الله داودی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز دُهُلک، در گروه سنی ب، مسعود داودی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش آواز سیستان و بلوچستان، در گروه سنی ج، داود بامری رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.همچنین برگزیدگان تکنوازی ساز نی قشقایی از سوی هیئت داوران مشخص شدند به طوری که در گروه سنی ب، محمدرضا چریکی رت ...

ادامه مطلب  

حسین علیزاده: ثروتِ هنرِ ما غنی تر از نفت ماست  

درخواست حذف این مطلب
یازدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان دوشنبه ۲۷ شهریور با معرفی ۲۵۸ برگزیده در سه شاخۀ «موسیقی دستگاهی»، «کلاسیک» و «نواحی» به پایان رسید.به گزارش روابط عمومی یازدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان، مراسم اختتامیۀ این دوره از جشنواره با حضور بزرگان موسیقی ایران، علی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد، فرزاد طالبی مدیرکل دفتر موسیقی ارشاد، بهرام جمالی مدیرعامل انجمن موسیقی ایران، محمدمهدی تندگویان معاون امور جوانان، و دبیر جشنواره در تالار وحدت برگزار شد.در ابتدای این مراسم با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائتی از آیات قرآن مجید، نماهنگی از روند انتخاب آثار دورۀ یازدهم جشنوارۀ ملی موسیقی جوان پخش شد و سپس سیدعباس سجادی در مقام مجری این مراسم پشت تریبون قرار گرفت و ضمن خوشامدگویی به هنرمندان و شرکت کنندگان این دوره از جشنواره، از هومان اسعدی دبیر یازدهمین جشنوارۀ موسیقی جوان برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.هومان اسعدی دبیر یازدهمین جشنوارۀ موسیقی جوان روی صحنه آمد و طی سخنرانی کوتاهی گفت: بعد از ۲۰ روز کاریِ بسیار فشرده شاهد مراسم اختتامیۀ این جشنواره هستیم و معرفی برگزیدگان را که جشن می گیریم. لازم است در اینجا عنوان کنم این جشنواره با حضور بسیاری از استادان بزرگ کشورمان برگزار شد و حضور شرکت کنندگان در سه بخش مختلف و بیست روزه کاری، که طبق مشاهدات و تحقیقات ما چنین جشنواره ای با این ابعاد بی نظیر است و در هیچ کشوری وجود ندارد.وی همچنین در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: سال گذشته بخش موسیقی نواحی به این جشنواره بزرگ اضافه شد. امسال نیز رشد خوبی داشت، به طوری که شاید بتوان گفت امسال نیمی از جشنواره به بخش موسیقی نواحی اختصاص داشت.اسعدی همچنین گفت: به گمانم می بایست حداقل بخش نهایی جشنوارۀ موسیقی جوان به صورت دو مرحله ای برگزار شود، احتمالاً دورۀ بعدی جشنواره سی روز به طول بینجامد. این جشنواره در واقع سه جشنوارۀ بزرگ محسوب می شود که در دل یکدیگر ادغام شده اند.دبیر جشنواره ادامه داد: دربارۀ نحوۀ حمایت از برگزیدگان نیز می بایست توجه ویژه ای به بخش نرم افزار و سخت افزارهای حمایتی داشت. اساتید ما حمایت های لازم خود را انجام داده اند که این بخش نرم افزاری ماجرا محسوب می شود، اما در مورد امکانات لازم که بخش سخت افزاری محسوب می شود می بایست وزارت ارشاد توجه ویژه داشته باشد و امیدوارم به شکل جدی تری به این مسئله توجه شود.پس از اجرای دبیر جشنواره، نوازندگان برگزیدۀ بخش موسیقی نواحی ایران روی صحنه آمدند و برای حاضرین چند دقیقه ای اجرا کردند.عباس سجادی پس از اجرای برگزیدگانِ بخش نواحی از استاد حسین علیزاده برای ایراد سخنرانی دعوت کرد.استاد حسین علیزاده در این مراسم گفت: من به نمایندگی از طرف هنرمندانی که زحمت کشیده ا ند صحبت می کنم. من دوست دارم احساسم را بگویم، زیرا این احساس بخش زیادی از مردم ایران و اهالی فرهنگ و هنر است.وی افزود: ما شمه ای از ایران واقعی را دیدیم. ایران دارای فرهنگ و اقوام مختلفی است، اگر دولت یا جریانات تصمیم گیرنده یک دوربین کوچک داشتند و به خارج نشان می دادند، شاهد تهاجم فرهنگی نمی بودیم. ای کاش رادیو و تلویزیون فقط در مورد آن صحبت کرده و حرمت موسیقی و موسیقیدان را نگاه می داشتند. نمی دانم برخی چطور تن می دهند در جایی صحبت کنند که حتی اجازۀ نشان دادن ساز را ندارد. این موسیقی ایران است که اگر در هرجایی نشان بدهند اسلحه شان را کنار می گذارند.علیزاده ادامه داد: چند نوع فرشته از نواحی اینجا هستند که باید به خانواده و اساتیدشان تبریک گفت. شرایط موسیقی در خارح از تهران سخت تر است، اما چهره هایی هستند که می توانند جهانی باشند.وی در مورد جشنواه گفت: باید به کسانی که باعث و بانی این جشنواره هستند تبریک گفت، حتی اگر با آنها اختلاف داشته باشیم. این جشنواره عنوان ملی دارد و خیلی سال طول کشید تا این عنوان را به دست آورد، هیج روزی به طراوت روزهای جشنوارۀ موسیقی جوان در وزارتخانه نیست، زیرا فرشته هایی می آیند و می گویند پاس می داریم آنچه را که نگرانش هستیم.او توضیح داد: دولت در همه جا تعریف شده و مقابل ملت وظیفه دارد. نفت زیرپای همه است و همه در آن سهیم هستند. ثروتِ هنرِ ما غنی تر از نفت ماست. تقریباً در ۵۰ سالی که موسیقی کار می کنم در هیچ جای ایران نبوده که این تعداد هنرمند در کنار هم قرار بگیرند و برای یک کار مهم تصمیم بگیرند. اینجا کار به کاردان سپرده می شود.علیزاده در مورد دبیر جشنواره گفت: فکر می کردم هومان اسعدی به دلیل حساسیتش نمی تواند در جشنواره دوام بیاورد، اما به شوق این اتفاق مقاوت کرده است و خودش دلیل همکاری هنرمندان با این جشنواره است. بدون هیچ ادعایی می بینم وقتی کار به کاردان سپرده می شود، می توانیم مسائل خودمان را حل کنیم و نیازی نیست کسی بالای سر مان باشد. چیزی که باید باشد امکاناتی است که باید در اختیار جشنواره گذاشته شود. در تمام دنیا یکی از مهم ترین ثروت هایشان هنرمندانشان هستند، زیرا واقعاً عصارۀ تاریخ هستند.او در پایان گفت: اگر تمام رشته ها زیر بار فشار تصمیم گیری های دولتی بیرون آیند شکوفا می شوند. این جشنواره یکی از موفق ترین، معنوی ترین و آینده نگرترین جشنواره است که در ایران اتفاق می افتد. با تمام مشکلاتی که در ایران وجود دارد در جهان بی نظیر است. اغراق نمی کنم این جشنواره یک معجزه است. به اتحادی که سالی یک بار در این جشنواره پیش می آید تبریک می گویم. در طول آن به هیچ وجه خسته نشدیم و حتی در طول آن گریستیم.*برگزیدگان بخش موسیقی نواحی ایراندر ادامه با حضور دبیر جشنواره و داوران بخش موسیقی نواحی، برگزیدگان بخش موسیقی آذربایجان معرفی و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند، به طوری که در بخش تار آذری، ردۀ سنی الف، آراز وجودی رتبۀ اول، و آراز قاسمی و فواد مصلحت جو مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم تشخیص نداد.در ردۀ سنی ب، پویا جلالی و مهران بهروزی مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز کمانچۀ آذری، ردۀ سنی الف، رضا محمدی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، مسعودرضا قلی زاده رتبۀ دوم و آیلار جهانگیری رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز گارمون، ردۀ سنی ب، الهام ساعی رتبۀ دوم را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در ردۀ سنی ج، سینا حسن زاده رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز قوپوز، ردۀ سنی الف، شاهین هاشم نژاد رتبۀ اول، ابراهیم راثی رتبۀ دوم، و عرفان باقری رتبۀ سوم را کسب کردند.در ردۀ سنی ج، علی رجبی و محمد علیزاده مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.هیئت داوران بخش موسیقی شرق و جنوب خراسان، ضمن تقدیر از علی پورعطایی نوازندۀ دایره، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام کرد:در بخش تکنوازی ساز دوتار شرق و جنوب خراسان، در ردۀ سنی الف، یاسمین تنها و امین دامن پاک به طور مشترک رتبۀ اول، مهناز رضایی رتبۀ دوم، و مهدیس ابراهیمیان و امیر الهی مشترکاً رتبۀ سوم را کسب کردند.در ردۀ سنی ب، مصطفی تیموری و همایون حامدی مشترکاً رتبۀ اول، و محمدامین شیری رتبۀ دوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، محمد سلیمانی و سلمان سلیمانی به طور مشترک رتبۀ اول، علی شیری و سجاد رضایی نسب نیز به طور مشترک رتبۀ دوم، و علی پورعطایی رتبۀ سوم را کسب کردند.برگزیدگان آواز شرق و جنوب خراسان در ردۀ سنی الف (۱)، مبین دُرپور رتبۀ اول، محمدامین امینی رتبۀ دوم، و محمدمهدی محفوظی فرد رتبۀ سوم را کسب کرد.در گروه سنی الف (۲)، عبدالرحمان باطوری رتبۀ اول، و کیان واحدی رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ب، محسن کریمی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، علی پورعطایی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش موسیقی شمال خراسان از سوی هیئت داوران به شرح ذیل اعلام شدند.در بخش تکنوازی ساز دوتار شمال خراسان، در ردۀ سنی الف، مصطفی اسلامی رتبۀ اول، و آریا صادقی قهرمانلو رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ب، جابر دلربائی رتبۀ اول، فرشاد علی نژاد و مجتبی حیدری مشترکاً رتبۀ دوم، و محمدحسین اکبرزاده رتبۀ سوم را کسب کردند.در گروه سنی ج، اعظم کارگرفلاح و امیرپاشا آذری مشترکاً رتبۀ دوم، و عمید غفاری رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.همچنین برگزیدگان آواز و دوتار شمال خراسان از سوی هیئت داوران اعلام شد.در گروه سنی الف، جلیل خانی و فرهاد اسلامی به طور مشترک رتبۀ دوم، و علی انصاری رتبۀ سوم را کسب کرد. همچنین هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.در گروه سنی ب، سعید هوشمند رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، علی حیدرطلب رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش موسیقی ترکمن، هیئت داوران این بخش، ضمن تقدیر از آقایان پویا پورقاز و پیمان اونَق نوازندگان ساز دوتار ترکمن، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام کرد:برگزیدگان تکنوازی ساز دوتار ترکمن، در گروه سنی ج، سولماز تِکِه رتبۀ دوم، و هِمرا پورقاز رتبۀ سوم را کسب کرد و همچنین هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز کمانچۀ ترکمن، در گروه سنی ج، گل محمد کم رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش آواز ترکمن، در گروه سنی ب، ایوب کم رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش ساز دوتار موسیقی مازندران هیئت داوران در ردۀ سنی الف رتبۀ اول محمدرضا محمدی، و رتبۀ دوم محمدحسین طیبی. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ سوم تشخیص نداد.در ردۀ سنی ب، رضا احمدی رتبۀ دوم را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز کمانچه مازندران معرفی و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند به طوری که در بخش ساز کمانچۀ موسیقی مازندران هیئت داوران در ردۀ سنی الف، محمدرضا محمدی رتبۀ دوم، و حسام بَتیار رتبۀ سوم را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول تشخیص نداد.در ردۀ سنی ج، سعدی صادقی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز لَلِه وا، در ردۀ سنی الف، محراب قیاسی رتبۀ اول، حسین جهانی نسب رتبۀ دوم، و سامی گل زاده رتبۀ سوم را کسب کردند.در گروه سنی ب، حمیدرضا قیاسی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، پویا محسنی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز دوسَرکوتِن، در ردۀ سنی الف، محمدرضا کاظمی رتبۀ اول، امیررضا محمدی رتبۀ دوم، و امیررضا طیبی رتبۀ سوم را کسب کرد.برگزیدگان بخش آواز مازندران، در ردۀ سنی الف، یونس قریشی رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش موسیقی سیستان و بلوچستان معرفی و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند، به طوری که برگزیدگان بخش تکنوازی ساز دونلی در گروه سنی ج، تاج محمد جنگی پور رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در بخش ساز قیچک، هیئت داوران ضمن تقدیر از آقای محمدشریف شَکّل زهی نوازندۀ قیچک، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام کرد.در گروه سنی الف، سهیل زنگی شاهی رتبۀ اول را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز بِنجو، در گروه سنی ب، حبیب الله داودی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان تکنوازی ساز دُهُلک، در گروه سنی ب، مسعود داودی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش آواز سیستان و بلوچستان، در گروه سنی ج، داود بامری رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.همچنین برگزیدگان تکنوازی ساز نی قشقایی از سوی هیئت داوران مشخص شدند به طوری که در گروه سنی ب، محمدرضا چریکی رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی نی انبان، گروه سنی ب، مهدی حیدری منفرد رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، ساناز یوسفی بوشهری رتبه سوم را دریافت کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.برگزیدگان بخش موسیقی کُردی معرفی و و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ خود را دریافت کردند، به طوری که در بخش تکنوازی ساز نرمه نای، در گروه سنی الف، آروین دباغی و پارسا احمدزاده به طور مشترک رتبۀ اول را کسب کردند و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، مژگان سیدی بوکانی رتبۀ اول، و کریم صالحی رتبۀ دوم را کسب کرد. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ سوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز شمشال، در ردۀ سنی الف، میلاد شمس الدینی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و دوم تشخیص نداد.در گروه سنی ج، عبدالباسط مرادی رتبۀ دوم را دریافت کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش تکنوازی ساز سُرنای کُردی، در گروه سنی ب، محراب قیطاسی رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ اول و سوم تشخیص نداد.در بخش ساز ضرب کُردی، در گروه سنی الف، مژده سیدی بوکانی و آلان فاروقی به طور مشترک رتبۀ اول را کسب کردند. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در گروه سنی ب، امید دباغی رتبۀ اول را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در بخش آواز کردی، گروه سنی الف، فواد استاد قادر رتبۀ اول را دریافت کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را حائز رتبۀ دوم و سوم تشخیص نداد.در بخش موسیقی لرستان؛ ساز کمانچه ی لری، ردۀ سنی الف، محمد امینی راد رتبۀ اول، سهراب بحیرائی رتبۀ دوم، و ماهور جوزائی رتبۀ سوم را کسب و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ نقدی خود را دریافت کردند.در ردۀ سنی ب، حسن سالاروند رتبۀ اول، پوریا قلاوند رتبۀ دوم، و محمد زرین قلم و رضا جایدَری به طور مشترک رتبۀ سوم را کسب و تندیس، لوح تقدیر و جایزه ی نقدی خود را دریافت کردند.در ردۀ سنی ج، هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را شایستۀ رتبۀ سوم ندانست و تندیس، لوح تقدیر و جایزۀ نقدی را به میلاد فلاحی به عنوان رتبۀ اول، و سجاد لیریائی به عنوان رتبۀ دوم اهدا کردند.در بخش سُرنای لُرستان، ردۀ سنی الف، تندیس، لوح تقدیر و جایزه ی نقدی هیئت داوران به امیرحسین بسطامی به عنوان رتبۀ اول تعلق گرفت. هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را شایستۀ رتبۀ دوم و سوم ندانست.در گروه سنی ب، علی الواری رتبۀ دوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را شایستۀ رتبۀ اول و سوم ندانست.در بخش تکنوازی ساز تنبک لرستان، گروه سنی ب، فرهاد امرایی رتبۀ سوم را کسب کرد و هیئت داوران هیچ یک از شرکت کنندگان این بخش را شایستۀ رتبۀ اول و دوم ندانست.در بخش تکنوازی ساز دُهُل لُرستان، گروه سنی ج، خسرو عینی تاری ...

ادامه مطلب  

اختتامیه جشنواره موسیقی جوان در بخش نواحی برگزار شد + لیست برگزیدگان - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مراسم اختتامیه دوازدهمین جشنواره موسیقی جوان در بخش موسیقی نواحی، شامگاه جمعه دوم شهریور 1397 در تالار وحدت و با معرفی برگزیدگان در این بخش برگزار شد.این مراسم با اجرای سیدعباس سجادی و با حضور چهره هایی مانند، حسین علیزاده، سیدمحمدمجتبی حسینی معاون هنری وزیر ارشاد، محمدرضا درویشی، علی اکبر مرادی، عمران حیدری و بهرام جمالی برگزار شد.نخستین سخنران این مراسم هومان اسعدی دبیر جشنواره موسیقی جوان بود. در ادامه سخنان هومان اسعدی را می خوانید:نیمی از جشنواره موسیقی نواحی بودهومان اسعدی: 1500 اثر به دبیرخانه ارسال شد که 600 اثر مربوط به موسیقی نواحی بود. حدود 300 اثرِ راه یافته به مرحله نهایی در بخش موسیقی نواحی بودند. نیمی از جشنواره امسال موسیقی نواحی بود و نیمی دیگر مجموعه موسیقی دستگاهی و کلاسیک است. البته هنوز هم ما معتقدیم که شرکت کنندگان در جشنواره بیش از این هم می توانند باشند. در چهار دوره ای که موسیقی نواحی به جشنواره اضافه شده است شاهد حضور پرشوری بوده ایم. کمتر کشوری در جهان هست که از نظر تکثر فرهنگ ها مانند ایران باشد. ایران یکی از کم نظیرترین کشورهای دنیا از نظر زیادی تنوع در موسیقی اقوام است. شرکت کنندگان در جشنواره موسیقی نواحی نشان دادند که علاقه مندان به موسیقی در کشورمان با وجود مشکلات بسیار، اما کماکان به فعالیتشان ادامه می دهند و همین مسئله آینده موسیقی ایران را می سازد.برگزاری جشنواره موسیقی جوان باعث شده که بسیاری از جوانان انگیزه بیشتری برای یادگیری موسیقی مناطق خودشان داشته باشند.این جشنواره با اینکه ماهیتی رقابتی دارد، اما این رقابت بهانه ای برای رونق دادن به موسیقی کشور است. همین که موسیقی مناطق مختلف در این جشنواره هستند ارزش بسیاری دارد. دوستان ما باید به هویت فرهنگی بیاندیشند. از نظر ما تمام 1600 نفری که در جشنواره شرکت کرده اند، برنده هستند.دومین بخش این مراسم اجرای موسیقی نواحی مختلف ایران توسط شرکت کنندگان در دوازدهمین دوره جشنواره موسیقی جوان بود. در این بخش قطعه هایی از موسیقی مازندران، گیلان، کردستان، ترکمن و خراسان اجرا شد.همچنین هیئت داوران دوازدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان، برگزیدگان بخش های مختلف موسیقی نواحی ایران را به شرح ذیل اعلام می نماید:برگزیدگان موسیقی آذری:هیئت داوران بخش موسیقی آذری ،ضمن تقدیر از خانم ها پانیذ ستاری نوازنده قانون آذری ( از تبریز)و افرا اصلان حسینی نوازنده دایره آذری(از تبریز)، برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام می کند:- برگزیدگان بخش موسیقی آذربایجان:- برگزیدگان تکنوازی تار آذری:- گروه سنی الف: رتبه سوم به طور مشترک: آقای سینا شجری ( تبریز)و خانم زهرا میرزایی ( زنجان)رتبه دوم : آقای آراز قاسمی(تبریز)رتبه اول: آقای آراز وجودی( تبریز)- گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای مهران بهروزی( تبریز)رتبه دوم: آقای فرزین رازقی( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: خانم سئویل اقدسی ( تبریز)رتبه دوم: آقای اِلمان اطهری ( تبریز)رتبه اول: آقای ناصر مددی( تبریز)- برگزیدگان تکنوازی کمانچه آذری:- گروه سنی الف: رتبه سوم: خانم پارمیس ستاری( تبریز)رتبه دوم : آقای آرین ضمیری( تبریز)رتبه اول: آقای رضا محمدی( تبریز)- گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: آقای آرمین زینال زاده( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای روزبه مقدم نژاد( تبریز)رتبه دوم: خانم آیلار جهانگیری ( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- برگزیدگان تکنوازی قوپوز:- گروه سنی الف: رتبه سوم: خانم اسماء میکائیلی ( مشکین شهر)رتبه دوم : آقای ابراهیم راثی ( تبریز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- گروه سنی ب:رتبه سوم و دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم و سوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای محمدرضا حمیدی ( تهران)- برگزیدگان تکنوازی گارمون :- گروه سنی الف: رتبه سوم: آقای محمدرضا محمدوند( تبریز)رتبه دوم و اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول ودوم تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم و دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم و سوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای سینا حسن زاده( تبریز)- برگزیدگان تکنوازی دوتار شرق و جنوب خراسان:- گروه سنی الف: رتبه سوم: آقای کیان واحدی( تربت جام)رتبه دوم : خانم کوثر حیاتی( تربت جام)رتبه اول: خانم مهدیس ابراهیمیان( تربت جام)- گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای الهداد بهرامی( تایباد)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول به طور مشترک: آقایان مصطفی تیموری( تربت جام) و ایمان تخم کار( تربت جام) گروه سنی ج:رتبه سوم به طور مشترک: آقایان محمد سلیمانی( تربت جام) و علی شیری ( تایباد)رتبه دوم: آقای سلمان سلیمانی( تایباد)رتبه اول: آقای همایون حامدی ( تربت جام)- برگزیدگان آواز شرق و جنوب خراسان:- گروه سنی الف (1): رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای محمد امین امینی ( تربت جام)رتبه اول: آقای مبین دُرپور( تربت جام)- گروه سنی الف (2):رتبه سوم: آقای کیان واحدی( تربت جام)رتبه دوم: آقای عبدالرحمن باطوری( تربت جام)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای محسن کریمی ( تربت جام)رتبه دوم: آقای امین برنا( تربت جام)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- برگزیدگان تکنوازی دف:- گروه سنی الف: رتبه سوم: آقای علی کاربین( مشهد)رتبه دوم : خانم پرنیان سلیمانی( اصفهان)رتبه اول: آقای محمد مرادی(سنندج)- گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای محمد مهدی قاسمی(شیراز)رتبه دوم: آقای امیرمحمد نیک منش (شاهین شهر)رتبه اول: آقای سعید فرزانگان(سنندج)گروه سنی ج:رتبه سوم: خانم نرگس ربانی نیا (لنجان)رتبه دوم: آقای حامد سهرابی(کرمانشاه)رتبه اول: آقای فرید زندی(سنندج)- برگزیدگان بخش موسیقی کردی:هیئت داوران بخش موسیقی کردی ضمن تقدیر از آقای نیما شفیعی نوازنده ساز سرنای کردی، آقای آلان فاروقی نوازنده دهل کردی،آقای پارسا احمدزاده نوازنده ضرب کردی و آقای امید دباغی نوازنده ضرب کردی برگزیدگان این بخش را به شرح ذیل اعلام می نماید- برگزیدگان تکنوازی نرمه نای:- گروه سنی الف: رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای پارسا احمدزاده (سقز)رتبه اول: آقای آروین دباغی (بوکان)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای اسماعیل محمودی (بوکان)رتبه دوم: آقای کریم صالحی(بوکان)رتبه اول: خانم مژگان سیدی (بوکان)- برگزیدگان تکنوازی دوزله:- گروه سنی الف: رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای پارسا احمدزاده(سقز)- گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای علی کمالی (دالاهو)گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای فرهاد سلیمانی (کامیاران)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای نیما شفیعی (روانسر)- برگزیدگان تکنوازی سُرنای کردی:- گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است. رتبه اول: آقای محراب قیطاسی (کامیاران) - برگزیدگان تکنوازی دهل کردی:- گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای امید دباغی (بوکان)گروه سنی ج:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: آقای سامان شریفی (روانسر)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- برگزیدگان تکنوازی ضرب کردی:- گروه سنی الف: رتبه سوم: خانم مژده سیدی (بوکان)رتبه دوم : آقای کیانوش شهسواری (سقز)رتبه اول: آقای آلان فاروقی (سقز)- برگزیدگان آواز کردی :- گروه سنی الف: رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم : آقای فواد استاد قادری (سقز)رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای جبرئیل تخت فیروزه (مریوان)رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- برگزیدگان تکنوازی نی قشقایی :- گروه سنی ب:رتبه سوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه سوم تشخیص نداده است.رتبه دوم: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است.رتبه اول: آقای محمدرضا چریکی (اهواز)- برگزیدگان بخش آواز و دوتار ترکمن :- گروه سنی الف: رتبه سوم: آقای ایمان عطا (گنبد کاووس)رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است. رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.- گروه سنی ب:رتبه سوم: آقای ایوب کم (بندر ترکمن)رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه دوم تشخیص نداده است. رتبه اول: هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رتبه اول تشخیص نداده است.گروه سنی ج:رتبه سوم: آقای میثم شاعری (گنبد کاووس)رتبه دوم : هیئت داوران هیچ یک ازشرکت کنندگان این بخش را حائز رت ...

ادامه مطلب  

ادامه جنجال در آغوش کشیدن زن برزیلی و خواهر زن توسط علیرضا فغانی در مجلس! عکس  

درخواست حذف این مطلب
جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده مردم رشت در مجلس به شدت از علیرضا فغانی انتقاد کرده و خواستار برخورد با وی شده است.علیرضا فغانی، داور ایرانی حاضر در جام جهانی 2018 روسیه، پس از دست دادن با یک زن، دچار حاشیه شد و حالا هم رفتار صمیمانه او با خواهر همسرش، انتقاداتی را برانگیخته است.در تازه ترین واکنش، جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده مردم رشت در مجلس از علیرضا فغانی، داور ایرانی و نماینده ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ انتقاد کرده است.جعفرزاده ایمن آبادی نوشته:رفتار های مغایر با ارزش های نظام و انقلاب از سوی ♦️داور ایرانی (آقای فغانی) ♦️از جمله در خصوص در آغوش کشیدن داور زن برزیلی در روسیه و همچنین خانمی که با ایشان نسبت فامیلی داشته در فرودگاه ایران که در هر صورت نامحرم بودند قابلیت دفاع نداشته و مذموم بوده و هس ...

ادامه مطلب  

جعفرزاده: رفتار فغانی مغایر با ارزش های نظام است  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها: جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده مردم رشت در مجلس از علیرضا فغانی، داور ایرانی و نماینده ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ در انتقاد به او نوشت:رفتار های مغایر با ارزش های نظام و انقلاب از سوی ♦️داور ایرانی (آقای فغانی) ♦️از جمله در خصوص در آغوش کشیدن داور زن برزیلی در روسیه و همچنین خانمی که با ایشان نسبت فامیلی داشته در فرودگاه ایران که در هر صورت نامحرم بودند قابلیت دفاع نداشته و مذموم بوده و هست .وزارت ورزش و جوانان می بایست این موضوع را به کلیه ورزشکاران و داوران و مربیان و هر آن کس که با نام ایران اسلا ...

ادامه مطلب  

کلیپ تفاوت تربیت کودکان در شیعه و وهابیت  

درخواست حذف این مطلب
+++ امام صادق علیه ‏السلام : مردم، بیشتر از آن‏که با عمر خود زندگى کنند، با احسان و نیکوکارى خود زندگى مى‏ کنند و بیشتر از آن‏که با اجل خود بمیرند، بر اثر گناهان خود مى‏ میرند. . +++ امام صادق علیه ‏السلام : هر که براى خدا علم بیاموزد و براى خدا [به آن] عمل کند و براى خدا به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمانها از او به بزرگى یاد شود و گفته شود: براى خدا آموخت، براى خدا عمل کرد و براى خدا آموزش داد! . +++ حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم:کسى که دوست دارد خندان و با روى گشاده خداوند را دیدار کند، باید از محبّت و ولایت على بن موسى الرضّا(ع) بهره‏ مند باشد. +++ امام علی علیه ‏السلام : بخیل‏ترین مردم کسى است که مال خویش را از خود دریغ دارد و براى وارثانش بگذارد. +++ دانلود آهنگ زیبای سامی یوسف درباره امام رضا(ع) صوت پاسخ پرفسور علی کرمی به برخی از سوالات “تراریخته چیست؟” لینکستان حجاب محدودیت یا مصونیت / کلیپ رائفی پوردانلود آهنگ زیبای سامی یوسف درباره امام رضا(ع)داستان سریالی عشق من مهناز rssصفحه اصلی سایتصفحه گوگل پلاسصفحه توییتر سخنرانی استاد پناهیان -بزرگترها جوون ها را ازدواج بدهنددانلود مداحی سید رضا نریمانی | پشت پات آب میریزمدانلود آهنگ طنز «همه چی آرومه!» درباره سلفی مجلسی ها با صدای علی ذکریاییدانلود مداحی کرم حسین علم حسین(ع) – حاج سیدمجید بنی فاطمهسخنرانی دکتر ناصر رفیعی/پیرامون غیبت و فحاشیمولودی خوانی جدید حاج محمود کریمی با لهجه شیرازیدانلود مداحی جدید ای شرط لا اله الا الله | حاج محمود کریمیداستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت پانزدهمداستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت چهاردهمداستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت سیزدهمداستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت دوازدهمداستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت یازدهمدانلود والپیپر های زیبا از کوهستان با کیفیت بالای واید اچ دی-۴kدانلود والپیپر زیبا از گل ها با کیفیت بسیار بالا – واید اچ دی ۴kعکس ماهواره ای ...

ادامه مطلب  

ثبت منشاء ارز در فرآیند ثبت سفارش کالا الزامی شد  

درخواست حذف این مطلب
گمرک ایران در اطلاعیه ای اعلام کرد که از روز چهارشنبه ۲۴ خرداد، ثبت منشاء ارز در فرآیند ثبت سفارش کالا الزامی است و صدور مجوز بارگیری پس از آن صورت می گیرد.اقتصادگران- به نقل از گمرک،براساس تصمیم تازه این دستگاه اجرایی،مقرر شد تا ️از روز چهارشنبه مورخ ۲۴ خرداد ماه سال جاری، ثبت منشأ ارز الزامی می باشد. گمرک جمهوری اسلامی ایران با مشارکت با بانک مرکزی نسبت به راه اندازی صفحه منشأ ارز اقدام نموده و لذا کلیه صاحبان کالا ملزم به ثبت اطلاعات منشأ ارز می باشند.بر این اساس کلیه وارد کنن ...

ادامه مطلب  

تهدید کلانترى علیه آلوده کننده های هوا: از این پس افشاگریهاى محیط زیست آغاز می شود  

درخواست حذف این مطلب
عیسى کلانترى رییس سازمان حفاظت محیط زیست در جلسه کارگروه مقابله با آلودگى هواى کلانشهرها: مملکت نوکر صنعت است یا صنعت در خدمت مردم؟ ۵۵آنلاین :عیسى کلانترى رییس سازمان حفاظت محیط زیست در جلسه کارگروه مقابله با آلودگى هواى کلانشهرها:▪️مملکت نوکر ...

ادامه مطلب  

جزییاتی از دعوت آکادمی اسکار از سینماگران ایرانی؛ ۱۰ نفر دعوت شدند  

درخواست حذف این مطلب
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، چهارشنبه هفتم تیر ماه اسامی ۷۷۴ نفری را منتشر کرد که برای عضویت در آکادمی علوم و هنرهای سینما دعوت شده اند. ۵۵آنلاین :نام رخشان بنی اعتماد، لیلا حاتمی، محمد رسول اف، محمدرضا دلپاک و هایده صفی یاری در میان دعوت شدگان برای عضویت در آکادمی علوم و هنرهای سینما به چشم می خورد.▪️ گلشیفته فراهانی، بهمن قبادی، نازنین بنیادی، محسن موسوی و هنگامه پناهی دیگر ...

ادامه مطلب  

مراتع قلاجه طعمه حریق شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از کرمانشاه؛ ساعت ۱۸ عصر امروز مراتع ارتفاعات قلاجه در بخش گواور شهرستان گیلانغرب طعمه حریق شد.بر اساس این گزارش، نیروهای منابع طبیعی و فعالان م ...

ادامه مطلب