زیارت؛ تجدید بیعت امّت با امام/ چرا وهابیّت، زیارت را شرک می دانند  

درخواست حذف این مطلب
آیت الله قرهی همزمان با رحلت پیامبر اعظم(ص) طی سخنانی ضمن شرح آداب زیارت به توضیح چرایی مخالفت وهابیت با زیارت را پرداخت. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) فارس نوشت: آیت الله قرهی اظهار کرد: یکی از نکات بسیار مهم در باب امام و امّت، زیارت امام است که فرض است، حال این امام، چه امام، حیّ باشد و چه به ظاهر از دنیا رفته باشد.وجود مقدّس امام صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «من زارنا فی مماتنا، فکأنّما زارنا فی حیاتنا» (جلد 97 بحارالانوار)، هر کس ما را بعد از وفاتمان زیارت کند، کأنّ در زمان حیاتمان، ما را زیارت کرده است. لذا معلوم می شود که زیارت امام، هم در حیات است و هم در ممات.لفظ زیارت به معنی رؤیت الشیء هست، یعنی باید ببیند. بالاخره هر امّتی باید امام خود را ببیند. در مورد این که آیا ما هم موفّق به زیارت اماممان شدیم، باید گفت: چون امام زمان ما به ظاهر در پرده ی غیبت هستند، طبیعتاً باید گفت: نه، امّا اشکال از کجاست؟ اشکال از این است که امّت نتوانسته امام را خوب درک کند و لذا در پرده ی غیبت است. چون مع الأسف امّت، دیگر امامانی را هم که در زمان خودشان بودند، زیارت نکرد. چون زیارت خالی به معنی این که فقط انسان برود، ملاک حقیقی نیست. چون در زیارت، یک نوع عهد و پیمان و بیعت مطرح است. انسان باید امام زمان خودش را زیارت کند و با او عهد و پیمان ببندد که در راه او بماند. این هم که فرمودند: زیارت ما در ممات ما، مانند زیارت ما در حیات ماست، از همین جهت است که ما به زیارت حضرات معصومین برویم و عهد ببندیم که ما هستیم و إلّا اثنی عشری و دوازده امامی بودن معلوم نمی شد.وجود مقدّس امام صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «زیارت قبر رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و زیارت قبور الشهداء و زیارت قبر الحسین(صلوات اللّه و سلامه علیه)، تعدل حجة مبرورة مع رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)»(وسائل الشیعه، جلد 10)، کسی که به زیارت پیامبر، زیارت قبور شهدا (نفرمودند: شهدای بدر، احد و ...، کلّی فرمودند: قبور شهدا) و زیارت قبر ابی عبدالله برود، معادل با حجّی مقبول است که با رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) همراه بوده باشد.چون خود زیارت، یک عهد و پیمان است، برای همین است که حضرت، زیارت شهدا را هم بیان فرمودند. چون انسان با شهدا هم عهد و پیمان می بندد که در راستای کار آن ها باشد. یک عدّه از انسان ها این گونه هستند: «صدقوا ما عاهدوا الله علیه، فمن من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا».رسول الله در 1400 سال پیش بودند، ما در این زمان هستیم، امّا اگر به این زیارات برویم، همراه رسول خدا، حجّی مقبول انجام دادیم. یکی از نشانه های حجّ مقبول، این است که انسان توفیق پیدا کند و به محضر امام زمانش برسد. لذا همه ی مطالب به همین بیعت گره خورده است. خود پیامبر هم فرمودند که اگر کسی حجّ برود و به زیارت من نیاید، به من اجحاف کرده است. اتّفاقاً به خاطر همین فرمایش حضرات، می گویند: خوب است که انسان، مدینه دوم باشد که بعد از حجّ، به زیارت برود و حجّش، کامل شود. اگر کسی مستطیع شود، بر او واجب است که به حجّ برود، امّا چرا در حجّ، به زیارت قبر رسول الله و قبور ائمّه بقیع، شهدای احد و ... می رویم؟ چون حتّی اگر تمام اعمال حجّ را هم صحیح انجام بدهیم و حواسمان جمع باشد و قربة الی الله نیّت کنیم و از دنیا و مافیها بریده شده باشیم و به خدا متّصل باشیم؛ بدون بیعت با پیامبر و امام معنا ندارد و زیارت هم خودش دلالت بر همین است و یک نوع بیعت است.لذا می بینیم که زیارت، عجیب هم اثر دارد که باورنکردنی است. کار به جایی برسد که بیان کند: هر کس به زیارت أبی عبدالله برود، با هر قدمی که برمی دارد، تمام گناهانش، آمرزیده می شود. این، تشویق ها برای چیست؟ این عالن حجّ مبروره برای چیست؟ این اعلان آمرزش گناهان برای چیست؟ همه، برای یک موضوع است: زیارت، اعلان بیعت است که ما پیرو این حضرات هستیم.اگر زیارت نبود، اصلاً دیگر ما می دانستیم قبر رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)، ائمّه بقیع، حضرات در عتبات و ... کجا هستند. لذا خود عزاداری، سیاه پوشیدن، سیاه زدن و زیارت، خودش علم می شود که این ها پیرو این افراد هستند.برای چه امام جواد(صلوات اللّه و سلامه علیه) بیان می کنند: زیارت امام ثامن، حضرت علی بن موسی الرضا(صلوات اللّه و سلامه علیه)، بیست برابر از زیارت ابی عبدالله(صلوات اللّه و سلامه علیه) برتر است؟ در حالی که ما می بینیم همه چیز را ابی عبدالله تقدیم کرده و خدا هم همه چیز را برای او قرار داده، از جمله این که حضرت صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «جعل الله لتربة الحسین(صلوات اللّه و سلامه علیه)، شفاء من کل داء»، شفا برای همه ی مریضی های روحی و جسمی در تربت ابی عبدالله(صلوات اللّه و سلامه علیه) است. زیر قبّه دعا، مستجاب است. امامان از ذریّه او هستند و ... . امّا چرا در مورد زیارت حضرت ثامن الحجج(صلوات اللّه و سلامه علیه) این گونه می فرمایند؟ دلیل، این است که همه کس به زیارت حضرت ثامن الحجج نمی رود، مگر کسانی که شیعه ی اثنی عشری هستند.پس خود این زیارت، علم و نشانه است و آن ثواب های کثیره را برای این بیان می کنند که خود این علم، نشان داده شود. یک عدّه سه امامی و هفت امامی و ... هستند، آن ها به زیارت ثامن الحجج نمی روند و این زیارت ما، یک نوع بیعت است. لذا می فرمایند: ثواب زیارت پدرم، حداقل بیست برابر بیشتر از زیارت ابی عبدالله است. در تمام این تشویق ها، یک نکته نهفته است و آن این که این عَلَم را تبیین کنند.چرا وهابیّت، زیارت را شرک می دانند؟خیلی جالب است، اتّفاقاً بی جهت نیست که وهابیّت، زیارت را شرک می داند. چون می دانید وهابیّت و بهائیّت، دو بازوی یهود هستند[1] و فهمیدند که این زیارات، عَلَم است و إلّا اگر قرار بود در زیارت، هیچ چیزی نباشد، ضرری به آن ها نمی زد، مانند خواندن قرآن. وقتی به مسجد النبی و مسجد الحرام بروی، می بینی تعداد زیادی نشستند و دارند قرآن می خوانند، با این مطلب مخالف نیستند، چون ضرری به آن ها نمی زند. می دانند وقتی کسی به دنبال امام افتاد، دیگر برنده است. وقتی به زیارت امام رفتی و امام، ابی عبدالله و اهل بیت را عَلم کردی، مردم در عالم می گویند: این ها چه کسی هستند که به زیارتشان می روید؟! این هم که بیان کردند: «هل الدین الا الحب»، برای این است که این حبّ، عامل می شود که انسان ببیند این کیست و عامل معرفت می شود. وقتی انسان این شخصیّت را بشناید، پیروی می کند و پیروی از ائمّه هم یعنی مخالفت با ظلم، تجاوز، غصب، هوی و هوس، بدی ها و زشتی ها در عالم. برای همین است که زیارت را شرک محسوب می کنند و إلّا اگر فقط زیارت یک قبر خالی بود، مهم نبود.این ها در ذهن خودشان فکر کردند همین که مردم می روند ضریح و بارگاه را می بینند، تحت تأثیر قرار می گیرند، به همین جهت گنبد و بارگاه ائمّه بقیع را که تازه مانند حرم ثامن الحجج، ابی عبدالله و ... نبود، از بین بردند. فکر می کردند اگر گنبد و بارگاه نباشد، دیگر آرام آرام زیارت از یاد می رود. امّا اشتباهشان همین جاست.فلسفه زیارت امام درحجّ!پس زیارت امام که بر امّت فرض است، یک دلیل دارد و آن، این است که اگر انسان با این زیارت که یک نوع بیعت است، جلو برود، معرفت پیدا می کند و وقتی معرفت پیدا کند، طبعاً دیگر می گوید: من پیرو او هستم، ما همین آرمان ها و مطالب را می خواهیم. آن ها هم از همین ناراحت هستند؛ چون می دانند امام بر حقّ، مخالف است. امام بر حقّ یعنی توحید. امام بر حق، یعنی گشوده شدن همه ی مطالب الهی و هر چه خدا بخواهد، دیگر تمام است. «بکم فتح الله» به واسطه ی شما، خدا همه چیز را می گشاید، همین است. اگر کسی به امام معرفت پیدا کرد و شناخت، دیگر اجازه نمی دهد عالم به دست دشمن، بدی ها، پلشتی ها و زشتی ها بیفتد و آن ها از همین ناراحت هستند.از آن طرف هم اهل بیت چون علم مطلق خدا هستند، می آیند برای تشویق، این ثواب ها را برای زیارت بیان می کنند. البته این ثواب ها را هم می دهند، نه این که فکر کنید داده نمی شود، صددرصد داده می شود؛ چون قول آن ها که نعوذبالله کذب نیست. امّا علّت اصلی، همین عَلم کردن زیارت است.لذا نگاه کنید پیوند حجّ را هم که بیان کردند، همین است، امام باقر می فرمایند: «إنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ یَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَأْتُونَا فیخبرونا بولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم» (وسائل الشیعه، جلد 10)، خدا به مردم امر کرده که سراغ این سنگ ها (یعنی کعبه) بیایند (عجیب است که احجار می فرماید؛ چون بدون امام، همین می شود[2])، آن ها را طواف کنند، سپس نزد ما بیایند و ولایت و هم بستگی خودشان را به ما خبر بدهند - که ما با هم یکی هستیم و به قول معروف ولایتی هستیم - و یاری خودشان را بر ما عرضه بدارند - که ما شما را یاری می کنیم -لذا حضرت در روایت فوق دارند فلسفه این که بیان شده: بعد از حجّ، انسان باید به دیدار امام برود، بیان می کنند. لذا یک دلیل که می گوییم: زیارت، بیعت است، این روایت است که ما ولایت شما را پذیرفتیم و شما را یاری می کنیم، هر چه شما بگویید، به گوش جان می سپار ...

ادامه مطلب  

این زوج های هالیوودی مدام در قهر و آشتی اند!  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها - ترجمه از پردیس بختیاری: برخی از زوج های هالیوودی هستند که نه می توانند رابطه ای سالم با هم داشته باشند و نه می توانند از هم دل بکنند، به طوری که رابطه آنها سالیان سال در قهر و آشتی به طول می انجامد. اگر دوست دارید بدانید که این زوج ها کدامند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.جاستین بیبر و سلنا گومز جاستین بیبر و سلنا گومز از سال 2011 تبا هم در ارتباط بودند اما در سال 2014 بود که به طور رسمی اعلام کردند از هم جدا شده اند. اما اخیرا، پس از جدایی سلنا گومز از د ویکند، این دو ستاره بار دیگر رابطه خود را از سر گرفتند.کیتی پری و جان مایر کیتی پری و جان مایر اولین بار در سال 2012 با هم آشنا شدند اما از آن زمان به بعد مدام با هم در قهر و آشتی بودند تا در نهایت در سال 2015، جدایی خود را به طور رسمی اعلام کردند.بروکلین بکهام و کلویی گریس مورتس این دو ستاره جوان در سال 2014 رابطه خود را آغاز و در سال 2016 آن را به طور رسمی اعلام کردند. در سپتامبر 2016 گزارش شد که آنها از هم جدا شدند اما بار دیگر در مارس 2017 رابطه خود را از سر گرفتند.رایان گاسلینگ و ریچل مک آدامز زمانی که رایان و ریچل در سال 2004 همدیگر را در فیلم «the notebook» ملاقات کردند، هیچ رابطه عاشقانه ای میان شان پا نگرفت. اما یک سال بعد، آنها کم کم بهم علاقمند شدند. از اواسط سال 2005 تا اواسط 2007 آنها با هم رابطه ای رمانتیک داشتند که ناگهان همه چیز تغییر کرد و آنها جدایی خود را اعلام کردند. اما گویا باز طاقت نیاوردند و در سال 2008 بار دیگر بهم بازگشتند که این بار هم رابطه آنها دوامی نداشت. اسکات دیسیک و کورتنی کارداشیان رابطه اسکات دیسیک و کورتنی کارداشیان از سال 2006 آغاز شد و تا سال 2015 مدام در قهر و آشتی گذشت. با وجود 3 فرزندی که آنها دارند، این طور به نظر می رسد که هیچگاه به طور کامل از هم جدا نخواهند شد.کیت میدلتون و شاهزاده ویلیام ویلیام و کیت از سال 2004 با هم در ارتباط اند اما رابطه آنها در سال 2007 به اتمام رسید. اما گویا نتوانستند این جدایی را طاقت بیاورند و حدود 3 ماه بعد برای همیشه پیوندشان را ثبت کردند.مایلی سایرس و لیام همسورث مایلی و لیام از سال 2009 که یکدیگر را در فیلم «the last song» ملاقات کردند تا سال 2010 با یکدیگر در رابطه ای عاشقانه بودند اما از آن زمان به بعد مدام با هم قهر و آشتی می کردند تا سال 2011 که بار دیگر بهم بازگشتند و در سال 2012 نامزدی خود را اعلام کردند. در سپتامبر 2013 بود که این زوج هالیوودی به نامزدی خود پایان دادند و چندین سال را دور از هم گذراندند تا سال 2016 که بار دیگر رابطه ای رمانتیک میان شان پا گرفت.دمی لواتو و ویلمر والدراما دمی لواتو و ویلمر والدراما از سال 2010 تا سال 2016 مدام با هم قهر و آشتی می کردند تا در نهایت در اواسط سال 2016 به رابطه خود پایان دادند.بلک چاینا و راب کارداشیان در سال 2016 بود که بلک چاینا و راب کارداشیان با هم آشنا شدند اما همه چیز با تولد دخترشان بد و بدتر شد. آنها در دسامبر همان سال از یکدیگر جدا شدند اما چند روز بعد دوباره بهم بازگشتند. در ماه فوریه همان سال بار دیگر به مشکل برخوردند و ماجرای قهر و آشتی آنها تا تابستان 2017 ادامه داشت.کایلی جن ...

ادامه مطلب  

آیا حج را باید تعطیل کرد؟ / چه کسانی خواستار تعطیلی حج می باشند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، این روزها خیلی از مردم کشور با موضوع اعزام زائران به سفر حج مخالف هستند، از این رو تصمیم داریم مروری بر نظراتی بر رفتن یا نرفتن مردم به این سفر را بازگو کنیم تا کمی جو نامناسب این فضا فرو کش کند.براساس این گزارش، در پاسخ به کسانی که خواستار تعطیلی حجّ می باشند باید گفت حجّ واجب الهی و رُکن دین است و تعطیل بردار نیست، در پاره ای موارد امکان تعطیلی حجّ وجود دارد و آن زمانی است که ولی امر مسلمین به دلائلی حکم به تعطیلی آن بدهند.از این رو ولی امر مسلمین و مراجع عظام تقلید نه تنها حکم به تعطیلی حجّ نداده اند، بلکه در پاسخ به استفتاء صورت گرفته، مرقوم داشته اند خوف بوجود آمده مانع از استطاعت حجّ نیست و افراد مستطیع باید به حجّ بروند و واجب شرعی خود را انجام دهند.در این میان متأسفانه سرنخ برخی از این تحریک ها در دست عناصر فراری از کشور است همچون فردی که به اتهام مسائل اخلاقی و مالی از کشور فراری است و خود را سفیر اسبق ایران در عربستان معرفی کرده که دروغ محض است.فضای مجازی آلوده برای اعزام حجدر فضا های مجازی فیلم هایی منتشر می شود مبنی بر اینکه امام مسجدالحرام خون شیعه را هدر اعلام کرده است، این در حالی است که تحقیقات نشان می دهد چنین خبری صحت نداشته و فیلم های منتشر شده مربوط به مُفتیان طرفدار داعش است که از اُردن و مصر انتشار یافته است. پس باید آگاه بود که بخشی از اینگونه خبرها را کسانی منتشر می کنند که هیچ اعتقادی به حجّ نداشته و بدنبال مسائل نژادی و عرب و عَجم کردن موضوع هستند و لذا در نوشته های آنان بخوبی مشهود است که می گویند چرا پول ها را به عرب ها بدهیم. همچنین بخشی نیز از روی ساده لوحی تحت تأثیر القاءاتی قرار می گیرند که می گوید پول حجّ را به فُقرا بدهید، اینها توّجه ندارند که فردی که شرعاً مُستطیع است به هیچ وجه نمی تواند با هر کار خیر دیگری وظیفه شرعی خود را ادا نماید، به این افراد نیز باید گفت آنها که به ترکیه و تایلند و دُبی و اروپا و... می روند آنها نباید پول سفرشان را به فُقرا بدهند و فقط حاجیان باید اینچنین کنند؟ آیا این مسئله خود نشانگر فریبکاری اینگونه افراد نیست ؟طی روزهای اخی ...

ادامه مطلب  

پاسخ رهبر انقلاب به استفتائات درباره حج  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جام نیوز، از همین رو با رجوع به پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، پاسخ های معظم ُله به شُبهات و استفتائات افرادی که قصد عزیمت به حج را دارند منتشر کردیم.به این امید که حج امسال در کمال امنیت و آرامش، حداکثر دستاورد معنوی و روحی را برای هموطنان مان به همراه داشته باشد.در قسمت اول پاسخ های امام خامنه ای در رابطه با موضوع "استطاعت" را مرور خواهیم کرد.** کسی که از وجوه شرعی نظیر خمس و زکات ارتزاق می کند، اگر از آن خمس یا زکات اضافه آید که به قدر مخارج حج باشد، آیا با وجود سایر شرایط مستطیع خواهد بود یا نه؟اگر استحقاق دریافت را به وجه شرعی داشت و باقیمانده وافی به هزینه حج بود و سایر شرایط را هم دارا بود، مستطیع است.** با توجه به اینکه موقع اعزام زائران به حج معاینات پزشکی صورت می پذیرد و کسانی که توانایی جسمی ندارند در معاینات پذیرفته نمی شوند، آیا مردودین معاینات پزشکی که تاکنون هم راه برای آنان باز نبوده، استطاعت شرعی هنوز دارند؟ یا آنکه با پذیرفته نشدن استطاعت هم تحقق نمی یابد؟در فرض مرقوم استطاعت ندارند.** در مسأله مهر مدت دار زوجه که بر زوج هنگام توانایی در پرداخت واجب است آن را بپردازد، ولی زوجه هنوز مطالبه نکرده و به مهریه احتیاج ندارد؛ آیا پرداخت مهریه مدت دار بر انجام حج واجب مقدم است؟ادای مهریه بدون مطالبه زوجه، واجب نیست و در فرض مذکور ادای حج بر آن مقدّم است.** آیا با پس انداز کردن پول در مدت چندین ماه، شخص مستطیع می شود؟ به ویژه زمانی که بداند جز از این طریق، مستطیع نخواهد شد.ایجاد استطاعت از این طریق واجب نیست، اما اگر به قدر هزینه ی حَجّةالاسلام پس انداز نمود و مستطیع شد، انجام حَجّة الاسلام بر او واجب است و نیز کسی که می خواهد حَجّة الاسلام به جا آورد، می تواند از هر راه مشروع، مال کسب کند.** آیا دیدار پدر و مادر یک ضرورت اجتماعی یا شرعی و یا شخصی به شمار می آید؟ و اگر چنین است، آیا شخص مستطیع می تواند حجّ را به تأخیر اندازد و مال خود را برای این کار هزینه کند؟ (با فرض این که لازمه ی دیدار پدر و مادر، انجام سفر و مانند آن باشد.)بر شخص مستطیع واجب است حجّ به جا آورد و جایز نیست خود را با کاری حتی با صله ی رحم از حال استطاعت خارج سازد. صله رحم نیز تنها به دیدار منحصر نمی شود، بلکه می تواند نامه بنویسد یا تماس تلفنی برقرار کند، ولی اگر دیدار والدین در شهر دیگر بر حسب حال آنان یا حال خودش بر او لازم باشد به نحوی که از نیازهای عرفی او محسوب شود، و مال کافی برای دیدار والدین و هزینه ی حجّ نداشته باشد، در این حالت مستطیع نیست.** اگر زنی که به نوزاد خود شیر می دهد مستطیع شود، چنانچه رفتن او به سفر حج برای کودک شیرخوارش ضرر داشته باشد، آیا می تواند به حج نرود؟اگر ضرر به گونه ای باشد که شیردهنده باید در کنار کودک باقی بماند، یا به نحوی باشد که شیردهنده با رفتن به سفر حج دچار عسر و حرج گردد، حج بر او واجب نیست.** زنی که مقداری زیورآلات طلا برای زینت داشته باشد، که در صورت فروش آن مستطیع می شود و مال دیگری ندارد، آیا زیورآلات زنان از حکم استطاعت خارج است، یا باید آن ها را بفروشد و مستطیع شود؟اگر به زیورآلات نیاز داشته باشد و اضافه بر شأن او نباشد، با داشتن آن مستطیع نیست و واجب نیست آن را برای هزینه ی سفر حجّ بفروشد.** اگر زن برای به جا آوردن حج مستطیع باشد، اما شوهرش به او اجازه ندهد، زن چه وظیفه ای دارد؟اجازه ی شوهر برای انجام حجّ واجب شرط نیست، اما اگر رفتن زن به حج بدون کسب اجازه ی شوهر، موجب عسر و حرج بر ...

ادامه مطلب  

طرح آشتی هواداران سرخابی در لیگ قهرمانان آسیا  

درخواست حذف این مطلب
اتحاد هواداران استقلال و پرسپولیس با توجه به ناکامی چندین ساله در رسیدن به جام قهرمانی نیاز این روز های فوتبال ایران برای موفقیت در لیگ قهرمانان آسیا است. به گزارش صدخبر نماینده فوتبال ایران در لیگ قهرمانان آسیا حضور دارند و در شرایطی که دور رفت این رقابت ها به پایان رسیده است دیدارهای حساسی در انتطار نمایندگان ایران است. تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز شرایط مناسبی در جدول گروهش ندارد اما در بازی های خانگی از حمایت همه تماشاگران تبریزی یعنی گسترش و ماشین سازی ، شهرداری و تراکتور برخوردار است.اگر چه در فصل جاری لیگ قهرمانان آسیا سپاهان حضور ندارد اما نصف جهان در سال های گذشته هم نشان داده در بحث های ملی رنگ ها را دخالت نمی دهد و هواداران ذوب آهن و سپاهان در عرصه های بین المللی حضور تنگاتنگ با تلفیقی از 2 رنگ باشگاهی در قالب پرچم جمهوری اسلامی ایران داشته اند و از این رو استان اصفهان نیازی به چاره اندیشی ندارد.اما هر بار که در مورد استقلال و پرسپولیس حرف می زنیم ناخود آگاه بحث دو قطبی بودن فوتبال مد نظر است و اینکه قرمزها و آبی های پایتخت خواسته یا نا خواسته اسکلت تیم ملی را تشکیل می دهند و از بازیکنانی برخوردارند که هواداران زیادی با حضور در استادیوم بازی آنها را دنبال می کنند.هواداران میلیونی استقلال و پرسپولیس از ارکان اصلی این دو تیم محسوب می شوند و درست همان نقطه قوت این دو تیم در روز های اخیر تبدیل به نقطه ضعف آنها شده است.تیم های عربستانی در بحث های ملی و باشگاهی از حضور در استادیوم آزادی هراس دارند و این مختص فقط عربستان نیست. کشورهای آسیایی هر کدام در تهران با تیم ملی یا باشگاهی ایران بازی دارند محال است پیروزی را برای خودشان متصور شوند و بارها به این مضوع اذعان داشته است.کری های سرخابی در لیگ برتر فوتبال بسیار جالب توجه است و البته نمود طبیعی دارد چرا که رقابت در لیگ برتر فوتبال اگر چه باید سالم و سازنده باشد اما اگر کری خوانی نباشد فوتبال جذابیت خود را از دست می دهد.هواداران استقلال و پرسپولیس با هر پیروزی در دیدار دربی و یا هر کدام از بازی های لیگ برای رقیب تا مدتها کری می خوانند و فی نفسه این موضوع عجیب نیست و از جذابیت بالایی هم برخوردار است.در روزهای اخیر وقتی نگاهی به کانال های مجازی دو تیم می اندازیم، گاهی لبخند می زنیم برخی اوقات غصه دار می شویم.به برخی از کری های این دو تیم در فضای مجازی دقت کنید:هواداران پرسپولیس:شش تایی ها لطفا سکوت!العین هم شما رو شش تایی کردراستی از عمر عبدالرحمن چه خبر!شیشعلی شش تایی شدهوادران استقلال:الهلال یادت نرهعمر خریبین سوراختون کردژاوی .....کردعکس های تمسخر آمیز و استفاده از بی حرمتی های عربستانی ها در انتشار کاریکاتور هیزم به آتش دشمن ریختن و .....واقعا جای تاسف دارد!عربستانی ها از هر فرصتی استفاده می کنند تا در کنار ایادی شان در حاشیه خلیج فارس هر گونه ضربه ای به ایران وارد کنند و در این راه از ورزش استفاده می کنند تا حرمت ایران و ایرانی را بشکنند اما ما خودمان به آنها ارج و قرب می دهیم.عمر عبدالرحمن بازیکن امارات کیست که ما از نام او برای تخریب هموطنمان استفاده کنیم و یا عمر خربین که انواع و اقسام الفاظ نامناسب را با پست های توهین آمیزاستفاده کرد تا بازیکنان ملی پوش ما در قالب تیم پرسپولیس را به تمسخر بگیرد و ما هم هر روز در این کانال و اون کانال در فضای مجازی آنرا دست به دست کنیم؟پای حرف که می رسد ما ایرانی هستیم را همه بلدیم و فخر می فرشیم... اما پای عمل که می رسد فقط برای رقابت در فوتبال هموطنمان را به رقیب می فروشیم، آنهم رقیب بیگانه که خود را دشمن ما و ما را دشمن خود می داند.حریفانی که در ورزش و غیر ورزش حسرت ایران را می خورند و هر روز در صدد ضربه زدن به ایران و ایرانی هستند.لیگ برتر فوتبال ایران یک رقابت داخلی است و کری های سرخابی آنرا داغ تر از همیشه می کند و لازمه فوتبال به عنوان یک ورزش با نشاط است و اگر این کری ها در قالب فوتبالی به دور از توهین و ناسزا باشد، جذابیت هم دارد.پرسپولیس و استقلال در بازی های فصل جاری لیگ برتر فوتبال برتر در 2 گروه متفاوت حضور دارند و متاسفیم که کری های بین هواداران 2 تیم بیشتر از رجز خوانی برای رقیبانشان است.استقلالی ها برای پرسپولیس کری می خوانند و پرسپولیسی ها برای آبی ها غافل از اینکه حریفان متمول آنها با پول هم نمی توانند برای فوتبالشان هوادار جذب کنند.مایه تاسف است که افتخار کنیم هموطنانمان در لباس آبی طعم شکست را در رقابت بین الملی بچشند و ما لبخند بزنیم و عکس این ماجرا برای تیم قرمز هم صدق می کند.به جملات زیر توجه کنید:"مهم است که به وجود کشورمان افتخار کنیم ؛ ولی مهمتر از آن این است که کاری کنیم کشورمان به وجودمان افتخار کند""وطن تنها میراثی است که هرگز نمی توان آن را خرج کرد، هدیه داد و یا فروخت"."بزرگی و عظمت یک مملکت منوط به وسعت خاک آن نیست بلکه مربوط به اخلاق و روحیات اهالی آن است."و اما امیر مومنان علی علیه سلام می فرمایند:الْإِنْصَافُ یَرْفَعُ الْخِلَافَ وَ یُوجِبُ الِائْتِلَاف‏"انصاف، اختلافات را از بین مى ‏برد و موجب الفت و همبستگى مى ‏شود."براحتی برای رقیب آنهم در مقابل تیم های خارجی آرزوی شکست می کنیم و این انصاف نیست.سابقه اینگونه رفتارهای متحد در بازی های بین المللی که تیم ملی فوتبال نیاز به پیروزی داشته وجود دارد و سرخابی در قالب پرچم 3 رنگ ایران اسلامی ورزشگاه آزادی را به جهنمی برای حریفان آسیایی بدل کردند و حریفان که چاره ای جز کُرنش در برابر این همه اقتدار را نداشتد به راه های دیگری متوسل شدند تا از حضور در ورزشگاه آزادی سر باز زنند چرا که اگر در بحث فنی هم حریف ما بودند زیر بار روانی ورزشگاه زانو خم کردند.رنگ بازیکنان استقلال و پرسپولیس را فقط یک برگه قرارداد تعیین کرده است و تمام بازیکنان ایران اسلامی هستند.دیدا استقلال و الاتفاق را فراموش نکردیم جائیکه پرسپولیسی ها با حضور در کنار استقلال نشان دادند رنگ ها در بازی های بین المللی بی رنگ است و پرچم ایران پر رنگ ترین رنگ دنیاست.بازی پرسپولیس و آلیمای قزاقستان و .... بیشمار بازی ها بوده اند که با هماهنگی کانون هواداران 2 تیم از این دست همکاری ها و نشانه های اتحاد فوتبالدوستان ایرانی بوده است.مردم ایران نشان دادند زمانیکه پای حیثیت و شرف ایرانی به میان بیاید فارغ از رنگ ها و سلیقه ها، همه زیر 3 رنگ پرچم یک نام را فریاد می زنند و آن نام زیبای ایران است.در بحث ورزش هم هواداران به خوبی نشان دادند که رنگ ها برای آنها اهمیتی ندارد زمانی که پای حیثیت و منافع ملی در میان باشد. هر فردی در جامعه یک تیم و یک رنگ را می پسندد و به آن تعصب و تعلق خاطر دارد که نمونه بارز آن هواداران سرخابی هستند. حتی هواداران تیفوسی 2 تیم هم زمانیکه نام ایران در میان است تعلقات خاطر و رنگ ها را کنار می گذارند و در مصاف با حریفان خارجی، رقیب سنتی خود را تشویق می کنند. نمونه های زیادی از این نوع حمایت ها را مشاهده کرده ایم.همین چند روز پیش بود که هواداران پرسپولیس در قطر به هنگام برگزاری بازی تراکتورسازی برابر الغرافه قطر در لیگ قهرمانان آسیا در ورزشگاه حاضر شدند و یک صدا تیم تبریزی را تشویق کردند.اتحاد هواداران سرخابی در سال 60 رخ داد. در آن زمان بحث انحلال فوتبال ایران مطرح شد و قرار بود تیم ها به صورت منطقه ای با یکدیگر بازی کنند. تماشاگران پرسپولیس و استقلال با یکدیگر همدل شدند تا جلوی این طرح را بگیرند.در سال 68 و 69 که 2 تیم سرخابی برای اولین بار با هم در جام باشگاه های آسیا حضور داشتند، هواداران 2 تیم برای تشویق رقیب خود به ورزشگاه آزادی رفتند تا صد هزار تماشاگر یک صدا نماینده کشورمان در آسیا را حمایت کنند.هنوز یادمان نرفته است که اوایل دهه 70 به هنگام بازی پرسپولیس و الهلال صد هزار هوادار که بخشی از آنها استقلالی بودند رقیب سنتی خود را تشویق کردند و با گل زیبای کرمانی مقدم، تیم الهلال مغلوب سرخپوشان پایتخت شد. زمانی که استقلال در دیدار نهایی جام باشگاه های آسیا به مصاف حریف ژاپنی خود رفت، هواداران پرسپولیس هم در ورزشگاه حاضر شدند و آبی پوشان پایتخت را تشویق کردند.همدلی و اتحاد 2 تیم در مرحله پلی آف لیگ قهرمانان آسیا هم رخ داد، جایی که استقلال به مصاف السد قطر رفت و هواداران پرسپولیس برای حمایت رقیب سنتی خود به ورزشگاه آزادی رفتند و یکصدا آبی پوشان پایتخت را صدا زدند.هواداران پرسپولیس و استقلال در دربی سال 81 به علت مرگ هادی نوروزی با یکدیگر همدل شده بودند و هر 2 تیم همزمان هادی نوروزی و ناصر حجازی را تشویق می کردند.به هر حال طرفداران 2 تیم استقلال و پرسپولیس با توصیه بزرگان خود از جمله مرحوم پورحیدری و پروین به ورزشگاه ها می رفتند تا تیم رقیب را تشویق کنند.در لیگ ایران رقابت کنید؛ جای بحث نیست، اما لیگ قهرمانان هم جای تعرض به حرمت های ایرانی نیست.جای بسی تاسف دارد که از عمر خربین که زیر پرچم سعودی ها دست و پا می زند، یا عمر عبدالرحمن اماراتی که مسئولانشان ایران را نا امن می خوانند و میزبانی را از ما می گیرند؛ حمایت می کنیم فقط به بهانه اینکه ما 2 تیم همشهری با هم رقیب هستیم.هنوز دیر نشده استقلال العین امارات اولین بازی است که باید این اشتراک فهم و اتحاد رنگ را به رخ آسیا بکشیم.بعد از آن در لیگ برتر برای هم کری بخوانیم که این در داخل است و به ارتقاء فوتبال کمک می کند و آن یکی تعصب ایرانی را زیر سئوال می برد.بازی استقلال و العین می تواند فصل جدیدی برای هواداران فوتبال رقم بزند و پس از آن دیدار پرسپولیس و السد قطر ادامه راه بزرگ اتحاد سرخابی ها در بای های بین المللی باشد.پیشنهاد این طرح را به کانون هواداران 2 تیم و البته مسئولان استقلال و پرسپولیس خواهیم داد و می دانیم این دو تیم آنقدر هوادار دارند که اگر هواداران رقیب هم نیایند ورزشگاه یکپارچه قرمز و گاهی آبی می شود اما هر گاه این دو رنگ در کنار هم قرار گرفتند بار روحی فراوانی برای بازیکنان داشته است و امیدواریم این طرح فوتبال باشگاهی ما را به سمت قهرمانی در آسیا سوق بدهد و در کنارش کری های جذاب دا خلی بدون توهین، بر حساسیت فوتبال باشگاهی در ایران بیفزاید.علی جباری: اتحاد بین هواداران سرخابی باید از پیشکسوتان آغاز شودعلی جباری درباره آشتی دادن هواداران استقلال و پرسپولیس گفت: ما پیشکسوتان باید در این زمینه پیش قدم باشیم تا این همبستگی بین هر دو گروه باشد.استقلال و پرسپولیس هردو برای مملکت خودمان هستند و باید از طرف هواداران حمایت شوند.پیشکسوتان باید با اطلاعیه و صحبت هایی که انجام می دهند باعث آشتی بین هواداران شود. به این ترتیب جدا از استقلال و پرسپولیس باید تیم های دیگر همچون ذوب آهن و تراکتور را نیز مورد حمایت قرار دهیم تا آنها از طرف هواداران خود برنده باشند.نه تنها استقلال و پرسپولیس بلکه 4 تیم برای حضور در آسیا باید حمایت داشته باشند تا موفق باشند. معتقدم اگر بچه های ما و پیشکسوتان پرسپولیس به این حمایت که مسلما به نفع دو تیم استقلال و پرسپولیس است توجه بیشتری کنند، آنها می توانند در آسیا برنده باشند و این برنده شدن در آسیا به نفع فوتبال ماست. باید دست به دست هم دهیم تا حمایت از سرخابی ها را در دستور کار قرار دهیم. شاید برخی ناسزاها در فضای مجازی یا دیگر جاها صورت بگیرد اما باید بگویم این کار درستی نیست و باید حمایت از تیم های ما در آسیا انجام شود تا آنها موفق شوند.ورمزیار: باشگاه های استقلال و پرسپولیس در طرح آشتی هواداران در بازی های بین المللی پیش قدم شوندصادق ورمزیار پیشکسوت استقلال درباره آشتی دادن هواداران سرخابی گفت: ما در گذشته چنین چیزی را داشتیم و زمانی که بازی می ک ...

ادامه مطلب  

طرح آشتی هواداران سرخابی در لیگ قهرمانان آسیا  

درخواست حذف این مطلب
اتحاد هواداران استقلال و پرسپولیس با توجه به ناکامی چندین ساله در رسیدن به جام قهرمانی نیاز این روز های فوتبال ایران برای موفقیت در لیگ قهرمانان آسیا است. 4 به گزارش فوتبال آنلاین نماینده فوتبال ایران در لیگ قهرمانان آسیا حضور دارند و در شرایطی که دور رفت این رقابت ها به پایان رسیده است دیدارهای حساسی در انتطار نمایندگان ایران است.تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز شرایط مناسبی در جدول گروهش ندارد اما در بازی های خانگی از حمایت همه تماشاگران تبریزی یعنی گسترش و ماشین سازی ، شهرداری و تراکتور برخوردار است.اگر چه در فصل جاری لیگ قهرمانان آسیا سپاهان حضور ندارد اما نصف جهان در سال های گذشته هم نشان داده در بحث های ملی رنگ ها را دخالت نمی دهد و هواداران ذوب آهن و سپاهان در عرصه های بین المللی حضور تنگاتنگ با تلفیقی از 2 رنگ باشگاهی در قالب پرچم جمهوری اسلامی ایران داشته اند و از این رو استان اصفهان نیازی به چاره اندیشی ندارد.اما هر بار که در مورد استقلال و پرسپولیس حرف می زنیم ناخود آگاه بحث دو قطبی بودن فوتبال مد نظر است و اینکه قرمزها و آبی های پایتخت خواسته یا نا خواسته اسکلت تیم ملی را تشکیل می دهند و از بازیکنانی برخوردارند که هواداران زیادی با حضور در استادیوم بازی آنها را دنبال می کنند.هواداران میلیونی استقلال و پرسپولیس از ارکان اصلی این دو تیم محسوب می شوند و درست همان نقطه قوت این دو تیم در روز های اخیر تبدیل به نقطه ضعف آنها شده است.تیم های عربستانی در بحث های ملی و باشگاهی از حضور در استادیوم آزادی هراس دارند و این مختص فقط عربستان نیست. کشورهای آسیایی هر کدام در تهران با تیم ملی یا باشگاهی ایران بازی دارند محال است پیروزی را برای خودشان متصور شوند و بارها به این مضوع اذعان داشته است.کری های سرخابی در لیگ برتر فوتبال بسیار جالب توجه است و البته نمود طبیعی دارد چرا که رقابت در لیگ برتر فوتبال اگر چه باید سالم و سازنده باشد اما اگر کری خوانی نباشد فوتبال جذابیت خود را از دست می دهد.هواداران استقلال و پرسپولیس با هر پیروزی در دیدار دربی و یا هر کدام از بازی های لیگ برای رقیب تا مدتها کری می خوانند و فی نفسه این موضوع عجیب نیست و از جذابیت بالایی هم برخوردار است.در روزهای اخیر وقتی نگاهی به کانال های مجازی دو تیم می اندازیم، گاهی لبخند می زنیم برخی اوقات غصه دار می شویم.به برخی از کری های این دو تیم در فضای مجازی دقت کنید:هواداران پرسپولیس:شش تایی ها لطفا سکوت!العین هم شما رو شش تایی کردراستی از عمر عبدالرحمن چه خبر!شیشعلی شش تایی شدهوادران استقلال:الهلال یادت نرهعمر خریبین سوراختون کردژاوی .....کردعکس های تمسخر آمیز و استفاده از بی حرمتی های عربستانی ها در انتشار کاریکاتور هیزم به آتش دشمن ریختن و .....واقعا جای تاسف دارد!عربستانی ها از هر فرصتی استفاده می کنند تا در کنار ایادی شان در حاشیه خلیج فارس هر گونه ضربه ای به ایران وارد کنند و در این راه از ورزش استفاده می کنند تا حرمت ایران و ایرانی را بشکنند اما ما خودمان به آنها ارج و قرب می دهیم.عمر عبدالرحمن بازیکن امارات کیست که ما از نام او برای تخریب هموطنمان استفاده کنیم و یا عمر خربین که انواع و اقسام الفاظ نامناسب را با پست های توهین آمیزاستفاده کرد تا بازیکنان ملی پوش ما در قالب تیم پرسپولیس را به تمسخر بگیرد و ما هم هر روز در این کانال و اون کانال در فضای مجازی آنرا دست به دست کنیم؟پای حرف که می رسد ما ایرانی هستیم را همه بلدیم و فخر می فرشیم... اما پای عمل که می رسد فقط برای رقابت در فوتبال هموطنمان را به رقیب می فروشیم، آنهم رقیب بیگانه که خود را دشمن ما و ما را دشمن خود می داند.حریفانی که در ورزش و غیر ورزش حسرت ایران را می خورند و هر روز در صدد ضربه زدن به ایران و ایرانی هستند.لیگ برتر فوتبال ایران یک رقابت داخلی است و کری های سرخابی آنرا داغ تر از همیشه می کند و لازمه فوتبال به عنوان یک ورزش با نشاط است و اگر این کری ها در قالب فوتبالی به دور از توهین و ناسزا باشد، جذابیت هم دارد.پرسپولیس و استقلال در بازی های فصل جاری لیگ برتر فوتبال برتر در 2 گروه متفاوت حضور دارند و متاسفیم که کری های بین هواداران 2 تیم بیشتر از رجز خوانی برای رقیبانشان است.استقلالی ها برای پرسپولیس کری می خوانند و پرسپولیسی ها برای آبی ها غافل از اینکه حریفان متمول آنها با پول هم نمی توانند برای فوتبالشان هوادار جذب کنند.مایه تاسف است که افتخار کنیم هموطنانمان در لباس آبی طعم شکست را در رقابت بین الملی بچشند و ما لبخند بزنیم و عکس این ماجرا برای تیم قرمز هم صدق می کند.به جملات زیر توجه کنید:"مهم است که به وجود کشورمان افتخار کنیم ؛ ولی مهمتر از آن این است که کاری کنیم کشورمان به وجودمان افتخار کند""وطن تنها میراثی است که هرگز نمی توان آن را خرج کرد، هدیه داد و یا فروخت"."بزرگی و عظمت یک مملکت منوط به وسعت خاک آن نیست بلکه مربوط به اخلاق و روحیات اهالی آن است."و اما امیر مومنان علی علیه سلام می فرمایند:الْإِنْصَافُ یَرْفَعُ الْخِلَافَ وَ یُوجِبُ الِائْتِلَاف‏"انصاف، اختلافات را از بین مى ‏برد و موجب الفت و همبستگى مى ‏شود."براحتی برای رقیب آنهم در مقابل تیم های خارجی آرزوی شکست می کنیم و این انصاف نیست.سابقه اینگونه رفتارهای متحد در بازی های بین المللی که تیم ملی فوتبال نیاز به پیروزی داشته وجود دارد و سرخابی در قالب پرچم 3 رنگ ایران اسلامی ورزشگاه آزادی را به جهنمی برای حریفان آسیایی بدل کردند و حریفان که چاره ای جز کُرنش در برابر این همه اقتدار را نداشتد به راه های دیگری متوسل شدند تا از حضور در ورزشگاه آزادی سر باز زنند چرا که اگر در بحث فنی هم حریف ما بودند زیر بار روانی ورزشگاه زانو خم کردند.رنگ بازیکنان استقلال و پرسپولیس را فقط یک برگه قرارداد تعیین کرده است و تمام بازیکنان ایران اسلامی هستند.دیدا استقلال و الاتفاق را فراموش نکردیم جائیکه پرسپولیسی ها با حضور در کنار استقلال نشان دادند رنگ ها در بازی های بین المللی بی رنگ است و پرچم ایران پر رنگ ترین رنگ دنیاست.بازی پرسپولیس و آلیمای قزاقستان و .... بیشمار بازی ها بوده اند که با هماهنگی کانون هواداران 2 تیم از این دست همکاری ها و نشانه های اتحاد فوتبالدوستان ایرانی بوده است.مردم ایران نشان دادند زمانیکه پای حیثیت و شرف ایرانی به میان بیاید فارغ از رنگ ها و سلیقه ها، همه زیر 3 رنگ پرچم یک نام را فریاد می زنند و آن نام زیبای ایران است.در بحث ورزش هم هواداران به خوبی نشان دادند که رنگ ها برای آنها اهمیتی ندارد زمانی که پای حیثیت و منافع ملی در میان باشد. هر فردی در جامعه یک تیم و یک رنگ را می پسندد و به آن تعصب و تعلق خاطر دارد که نمونه بارز آن هواداران سرخابی هستند. حتی هواداران تیفوسی 2 تیم هم زمانیکه نام ایران در میان است تعلقات خاطر و رنگ ها را کنار می گذارند و در مصاف با حریفان خارجی، رقیب سنتی خود را تشویق می کنند. نمونه های زیادی از این نوع حمایت ها را مشاهده کرده ایم.همین چند روز پیش بود که هواداران پرسپولیس در قطر به هنگام برگزاری بازی تراکتورسازی برابر الغرافه قطر در لیگ قهرمانان آسیا در ورزشگاه حاضر شدند و یک صدا تیم تبریزی را تشویق کردند.اتحاد هواداران سرخابی در سال 60 رخ داد. در آن زمان بحث انحلال فوتبال ایران مطرح شد و قرار بود تیم ها به صورت منطقه ای با یکدیگر بازی کنند. تماشاگران پرسپولیس و استقلال با یکدیگر همدل شدند تا جلوی این طرح را بگیرند.در سال 68 و 69 که 2 تیم سرخابی برای اولین بار با هم در جام باشگاه های آسیا حضور داشتند، هواداران 2 تیم برای تشویق رقیب خود به ورزشگاه آزادی رفتند تا صد هزار تماشاگر یک صدا نماینده کشورمان در آسیا را حمایت کنند.هنوز یادمان نرفته است که اوایل دهه 70 به هنگام بازی پرسپولیس و الهلال صد هزار هوادار که بخشی از آنها استقلالی بودند رقیب سنتی خود را تشویق کردند و با گل زیبای کرمانی مقدم، تیم الهلال مغلوب سرخپوشان پایتخت شد. زمانی که استقلال در دیدار نهایی جام باشگاه های آسیا به مصاف حریف ژاپنی خود رفت، هواداران پرسپولیس هم در ورزشگاه حاضر شدند و آبی پوشان پایتخت را تشویق کردند.همدلی و اتحاد 2 تیم در مرحله پلی آف لیگ قهرمانان آسیا هم رخ داد، جایی که استقلال به مصاف السد قطر رفت و هواداران پرسپولیس برای حمایت رقیب سنتی خود به ورزشگاه آزادی رفتند و یکصدا آبی پوشان پایتخت را صدا زدند.هواداران پرسپولیس و استقلال در دربی سال 81 به علت مرگ هادی نوروزی با یکدیگر همدل شده بودند و هر 2 تیم همزمان هادی نوروزی و ناصر حجازی را تشویق می کردند.به هر حال طرفداران 2 تیم استقلال و پرسپولیس با توصیه بزرگان خود از جمله مرحوم پورحیدری و پروین به ورزشگاه ها می رفتند تا تیم رقیب را تشویق کنند.در لیگ ایران رقابت کنید؛ جای بحث نیست، اما لیگ قهرمانان هم جای تعرض به حرمت های ایرانی نیست.جای بسی تاسف دارد که از عمر خربین که زیر پرچم سعودی ها دست و پا می زند، یا عمر عبدالرحمن اماراتی که مسئولانشان ایران را نا امن می خوانند و میزبانی را از ما می گیرند؛ حمایت می کنیم فقط به بهانه اینکه ما 2 تیم همشهری با هم رقیب هستیم.هنوز دیر نشده استقلال العین امارات اولین بازی است که باید این اشتراک فهم و اتحاد رنگ را به رخ آسیا بکشیم.بعد از آن در لیگ برتر برای هم کری بخوانیم که این در داخل است و به ارتقاء فوتبال کمک می کند و آن یکی تعصب ایرانی را زیر سئوال می برد.بازی استقلال و العین می تواند فصل جدیدی برای هواداران فوتبال رقم بزند و پس از آن دیدار پرسپولیس و السد قطر ادامه راه بزرگ اتحاد سرخابی ها در بای های بین المللی باشد.پیشنهاد این طرح را به کانون هواداران 2 تیم و البته مسئولان استقلال و پرسپولیس خواهیم داد و می دانیم این دو تیم آنقدر هوادار دارند که اگر هواداران رقیب هم نیایند ورزشگاه یکپارچه قرمز و گاهی آبی می شود اما هر گاه این دو رنگ در کنار هم قرار گرفتند بار روحی فراوانی برای بازیکنان داشته است و امیدواریم این طرح فوتبال باشگاهی ما را به سمت قهرمانی در آسیا سوق بدهد و در کنارش کری های جذاب دا خلی بدون توهین، بر حساسیت فوتبال باشگاهی در ایران بیفزاید.علی جباری: اتحاد بین هواداران سرخابی باید از پیشکسوتان آغاز شودعلی جباری درباره آشتی دادن هواداران استقلال و پرسپولیس گفت: ما پیشکسوتان باید در این زمینه پیش قدم باشیم تا این همبستگی بین هر دو گروه باشد.استقلال و پرسپولیس هردو برای مملکت خودمان هستند و باید از طرف هواداران حمایت شوند.پیشکسوتان باید با اطلاعیه و صحبت هایی که انجام می دهند باعث آشتی بین هواداران شود. به این ترتیب جدا از استقلال و پرسپولیس باید تیم های دیگر همچون ذوب آهن و تراکتور را نیز مورد حمایت قرار دهیم تا آنها از طرف هواداران خود برنده باشند.نه تنها استقلال و پرسپولیس بلکه 4 تیم برای حضور در آسیا باید حمایت داشته باشند تا موفق باشند. معتقدم اگر بچه های ما و پیشکسوتان پرسپولیس به این حمایت که مسلما به نفع دو تیم استقلال و پرسپولیس است توجه بیشتری کنند، آنها می توانند در آسیا برنده باشند و این برنده شدن در آسیا به نفع فوتبال ماست. باید دست به دست هم دهیم تا حمایت از سرخابی ها را در دستور کار قرار دهیم. شاید برخی ناسزاها در فضای مجازی یا دیگر جاها صورت بگیرد اما باید بگویم این کار درستی نیست و باید حمایت از تیم های ما در آسیا انجام شود تا آنها موفق شوند.ورمزیار: باشگاه های استقلال و پرسپولیس در طرح آشتی هواداران در بازی های بین المللی پیش قدم شوندصادق ورمزیار پیشکسوت استقلال درباره آشتی دادن هواداران سرخابی گفت: ما در گذشته چنین چیزی را داشتیم و زمانی ک ...

ادامه مطلب  

گرانبهاترین جملات بزرگان درباره زندگی و موفقیت  

درخواست حذف این مطلب
جملات بزرگان گرانبهاترین جملات بزرگان درباره زندگی و موفقیتجملات بزرگان ، همراه با گرانبهاترین جملات بزرگان درباره موفقیت جملات بزرگان درباره زندگی جملات بزرگان درباره معلم جملات بزرگان درباره دروغ و جملات بزرگان در مورد مرگ را برای شما عزیزان در این مجموعه از سایت روزگار قرار میدهیم • نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید. اسوپ • موفقیت، کم و بیش در دسترس همه هست، اما دامنه توفیق در زندگانی شخص، بدون توان رهبری محدود است. جان ماکسول • شکست بیش از موفقیت آموزنده است؛ کسی که هیچ گاه اشتباه نمی کند، هرگز به جایی نمی رسد. راکفلر • موفقیت در این نیست که چه چیزی در پیش رو داریم، موفقیت در این است که چه چیزی در پشت سر به جا می گذاریم. کریس ماسگرو • هرکس خواهان موفقیت است باید یاد بگیرد که ناکامی جزء حتمی فرایند پیشرفت است. برادرز • من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها شکست را بخشی از زندگانی خود بدانیم. جان ماکسول • علت موفقیت آدم های موفق این است که خرد خود را در کوره های ناکامی پیدا کرده اند. خرد حاصل از کامیابی بسیار اندک است. ویلیام سارویان • موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است. جان ماکسول • از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است. شکسپیر • به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری. جان ماکسول • میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. اریسون سووت ماردن • موفقیت کلید شادی نیست، شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود. هرمن کین • همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم. لرد بایرون • راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن. آنتونی رابینز • موفقیت بر روی ستون های شکست شکل می گیرد. سری چتریسخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت» • شکست یک عامل نیروبخش است، نه یک بازدارنده؛ هر شکست بذری از موفقیت در دل دارد. ناپلئون هیل • کارایی اساس بقا است، اما لازمه موفقیت ثمربخش بودن است. جان ماکسول • مهم ترین عنصر فرمول موفقیت عبارت است از شیوه کنارآمدن با مردم. تدی روزولت • اگر آن قدر ضعیف و ناتوان نبودم که برای زنده ماندن خود ناگزیر به کوشیدن باشم، هرگز نمی توانستم به چنین کارهایی دست بزنم و به موفقیت برسم. چارلز رابرت داروین • موفقیت تنها نصیب معدودی می شود و این درحالی است که کثیری از مردم در رویای موفقیت به سر می برند. جان جانسون • رمز موفقیت، پایبندی به هدف در زندگی است. بنجامین دیزرائیلی • همه چیز به طرز برخورد و نگرش شما بستگی دارد. مسایل می توانند شما را با مشکل یا با موفقیت رو به رو سازند. جان ماکسول • موفقیت مانند کشتی گرفتن با یک گوریل است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که گوریل را از پای درآورده باشید. روبرت اشتراوس • یادگیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید؛ هر روز چیز جدیدی بیاموزید. برایان تریسیسخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت» • نخستین قانون موفقیت، تمرکز است. ویلیام ماتیوس • تنها ابزار موفقیت که به یقین به آن نیاز دارید، صرف نظر از این که کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارآیی داشته باشید و به ارایه خدمات بپردازید. آگ ماندینو • بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن به دست می آید. در حقیقت، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 درصد خطا به دست آمده است. سوشیرو هوندا • زمانی که دانش یک مرد برای موفقیت کافی است، اما تقوای او کافی نیست، هرچه را که او ممکن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد. کنفسیوس • بزرگ ترین موفقیت عبارت است از اعتماد یا سازش کامل بین اشخاص صمیمی. رالف والدو امرسون • اگر کسی استعداد طبیعی داشته باشد بازهم باید برای موفقیت تمرین کند و آماده شود. جان ماکسول • کسی که از تمام کمک های خارجی چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصا وارد میدان شود و به نیروی خود برپا ایستد، کسی است که نیرومندی و موفقیت را برایش پیش بینی می کنم. رالف والدو امرسون • اگر حداکثر تلاش خود را کرده اید، حتما به موفقیت هایی هم رسیده اید. قرار نیست همه به نهایت برسند. همه بهترین فروشنده یا بهترین بازیکن بسکتبال نخواهند شد، باوجود این شما هم می توانید یکی از بهترین ها باشید. مایکل جردن • موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند. جوزف مک کلندون • موفقیت از آن کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای ازسرگرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند. هانری کپ سخنان بزرگان جهان در مورد «موفقیت»حتما ...

ادامه مطلب  

فتنه 88 سر واژگان نبود  

درخواست حذف این مطلب
تلاش رئیس دولت اصلاحات برای نجات از بن بست پسا فتنه از مسیر طرح «آشتی ملی» خیلی جدی با بن بستی دیگر مواجه شد. تلاش رئیس دولت اصلاحات برای نجات از بن بست پسا فتنه از مسیر طرح «آشتی ملی» خیلی جدی با بن بستی دیگر مواجه شد. در حالی که اصلاح طلبان ذوق زده از طرح این موضوع در رسانه هایشان با فونت خیلی درشت به آن می پرداختند و در این سو رسانه های انقلابی طرح آشتی ملی را بدون بازگشت از مواضع غلط سیاسی کاری و تلاش برای بازگشت بدون هزینه می دانستند سخنان 27 بهمن رهبر معظم انقلاب بر تمامی طرح موسوم به آشتی ملی خط بطلان کشید: «این حرف ها معنا ندارد.» ...

ادامه مطلب  

مناظره بی نظیر و خواندنی دو مقام سابق ایران و عربستان/ سید حسین موسویان: ترامپ بنزین به آتش اختلافات دو کشور میریزد/ ترکی فیصل: آغوش ما به روی ?  

درخواست حذف این مطلب
مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه عملیات مشترک مخصوص نیروهای مسلح آمریکا در فلوریدا یک مناظره بی سابقه و بی نظیر میان سید حسین موسویان و شاهزاده ترکی فیصل -دو تن از مقامات سابق ایران و عربستان- برگزار کرد که در ادامه می توانید متن کامل این مناظره جذاب را بخوانید.به گزارش تابناک و به نقل از «لوبلاگ»، در اوج تنش های میان ایران و عربستان در خاورمیانه، مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه عملیات مشترک مخصوص نیروهای مسلح آمریکا یک مناظره رودرو و کم نظیر میان دو تن از مقامات عالی رتبه سابق ایران و عربستان برگزار کرد که خواندن متن این مناظره می تواند درک مناسبی از علل و عوامل اختلاف میان ایران و عربستان در منطقه ایجاد کند. در یک طرف این مناظره ترکی فیصل رییس پیشین سازمان اطلاعات و سفیر پیشین عربستان در آمریکا و در طرف دیگر حسین موسویان سخنگوی پیشین هسته ای و مسئول پیشین کمیته سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران شرکت داشتند. در این مناظره دو طرف نظرات خود در مورد منطقه و روابط دو کشور را مطرح کردند. لوبلاگ به متن کامل این مناظره دسترسی پیدا کرده که در ذیل خلاصه این مناظره و مطالب مهم و کلیدی مطروحه در این نشست را می خوانید:ترکی فیصل: جغرافیای منطقه را نمی توانیم تغییر دهیم. سه اولویت ما امنیت، توسعه و نگاه به آینده است. ما باید با ائتلاف با آمریکا و کشورهای عربی و سازمان ملل، علیه تروریسم بجنگیم. ما باید حکومت قانونی یمن را به قدرت برگردانیم. در سوریه فاجعه انسانی رخ داده و جامعه جهانی کاری انجام نمی دهد تا بحران سوریه خاتمه دهد. ما نگران موضوع فلسطین هم هستیم.موسویان: اختلاف اساسی ما با سعودی به اختلاف ما با آمریکا برمی گردد. از ابتدای انقلاب، آمریکا ایران را در سه زمینه: ایجاد بی ثباتی در منطقه، ترویج تروریسم و صدور انقلاب متهم نموده است. این سه موردی است که سعودیها هم مرتب علیه ایران تکرار میکنند.ایران و عربستان هردو خواستار ثبات هستند اما در استراتژی و تاکتیک برای تامین ثبات منطقه، اختلاف اساسی دارند. عربستان خواستار مکانیزمی است که امنیت منطقه تحت سلطه آمریکا تامین شود. ایران بدنبال یک ساختاری است که امنیت منطقه توسط خود کشورهای منطقه تامین شود. در مورد اتهام هژمونی ایران، به بحران قطر-عربستان نگاه کنید. قطر بعد از انقلاب چند دهه متحد عربستان بود، همیشه هم متحد آمریکا بوده، یک کشور سنی وهابی مذهب است و هیچوقت هم موضوع نفوذ و دخالت ایران در این کشورمطرح نبوده. امروز قطر مدعی است که عربستان بدنبال سلطه و هژمونی و نقض حاکمیت ملی و استقلال این کشور است.مهمترین تقابل منطقه ای عربستان و ایران هم درسوریه و عراق است. آمریکا و عربستان، اسد را دیکتاتور، حکومت وی را حکومت اقلیت دانسته، بدنبال تغییر رژیم در دمشق بوده و ایران را متهم به دخالت درسوریه میکنند. ایران معتقد است که از منظر مقررات بین الملل و سازمان ملل، دولت اسد، دولت قانونی سوریه است. دهها هزار تروریست خارجی وارد این کشورشده و ایران هم توسط دولت قانونی سوریه برای مقابله با تروریست ها دعوت شده است. داستان عراق هم دقیقا همینطور است. این منطق آمریکا در مورد حضور درعراق نیزاست.آمریکا حضورخود در عراق را بدلیل دعوت دولت قانونی عراق میداند و ایران هم بوسیله همین دولت عراق دعوت شده که در عراق با تروریست ها بجنگد. این را عربستان مداخله ایران درامور کشورهای عربی برای هژمونی معرفی میکند در حالیکه حضور ایران در سوریه و عراق قانونی و برای مقابله با تروریستها و دفاع از حاکمیت ملی و امنیت و استقلال این کشورهاست.یمن نقطه اختلاف دیگر عربستان و ایران است. ایران مخالف تجاوز نظامی عربستان به یمن است و دنیا هم پذیرفته که این تجاوز، بدترین فاجعه انسانی جهان را بوجود آورده است. عربستان ایران را متهم به حمایت از حوثی ها میکند در حالیکه حوثی ها و زیدی ها هزار سال بریمن حکومت کردند، قبل و بعد از انقلاب هم متحد عربستان بودند و علی عبد الله صالح رییس جمهور وقت یمن هم حامی تجاوز صدام به ایران بود. منتهی حوثی ها بعد از تجاوز عربستان به سمت ایران آمدند و ایران هم از آنها در مقابل تجاوز نظامی عربستان حمایت کرد. البته عربستان حق دارد نگران امنیت خود باشد چون یمن را حیاط خلوت امنیتی خود میداند. اما اختلاف اساسی درمورد تجاوز نظامی است. ایران اصرار دارد که یمن راه حل سیاسی دارد.اختلاف دیگر منطقه ای ایران با عربستان درمورد لیبی است. ایران تجاوز نظامی ناتو و عربستان به لیبی را یک اشتباه بزرگ میداند. لیبی هم یک کشور سنی است و ایران هم نفوذی دراین کشور نداشت منتهی لیبی باحمله ناتو و عربستان و متحدین عرب آمریکا، بی ثبات و بهشت تروریستها شد. اختلافات مهم منطقه ای ایران و عربستان از این جنس است. بنابراین کلیدی ترین اختلاف منطقه ای عربستان و ایران در مورد نظم منطقه، امنیت منطقه و نقش منطقه ای است.اختلاف دوم بین ایران و عربستان موضوع ایدئولوژی است. اختلاف شیعه و سنی واقعیت است. اما اکثریت قاطع جهان اهل سنت، دشمن شیعه نیستند اما اقلیت وهابیت، دشمن شیعه است درحدیکه برخی از مفتی های وهابی سعودی، فتوای قتل شیعیان را داده و جزای قتل را هم بهشت تعیین کرده اند.اختلاف سوم ایران با عربستان در مورد حمایت عربستان از جنگ علیه ایران و تجزیه ایران است. بعد از انقلاب صدام با حمایت عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران حمله نظامی کرد، صدها هزار ایرانی قربانی شدند وصدها میلیارد دلار خسارت برای ایران بجا گذاشت. آمریکا، صدام را به سلاح شیمیایی مسلح کرد که با کاربرد آن، صد هزار ایرانی قربانی شدند. صدها سند ورارت خارجه آمریکا توسط ویکی لیکس افشاء و معلوم شده که بعد از 2005 همچنان عربستان خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران بوده و اخیرا هم جان کری فاش ساخت که حتی دردوران مذاکرات هسته ای نیز سعودیها خواستار حمله نظامی عربستان به ایران بوده اند. بنابراین ایرانیها هیچ تردیدی درمورد نیات عربستان ندارند. ائتلاف عربی که عربستان بدنبال آن است نیز برای چنین مقابله و تجزیه ایران است.منتهی استراتژی ایران ایجاد یک سیستم جمعی منطقه ای با کشورهای همسایه خلیج فارس برای تامین امنیت و همکاری توسط خود کشورهای منطقه است ضمن اینکه این سیستم همکاری منطقه ای میتواند یک روابط بالانس با هر پنج عضو دائم شورای امنیت داشته باشد. درسال 1996 وقتی که من با ملک فهد دیدار داشتم او به من گفت که نهایتا سه قدرت منطقه ای ایران و عربستان و عراق باید باهم همکاری کنند تا امنیت منطقه تامین شود. او درست میگفت.ترکی فیصل: من به مطالب دکتر موسویان احترام میگذارم اما چند کد از مقامات رسمی ایران برای شما نقل کنم:-انقلاب اسلامی ایران محدود به مرزهای ایران نمیشود. انقلاب ما آغاز انقلاب جهانی تحت زعامت حضرت مهدی عج است.- سوریه خط مقدم جبهه مقاومت است و ایران از آن حمایت میکند.- مرزهای امنیتی ایران تا دریای مدیترانه گسترش پیدا کرده و دشمنان ما شکست خورده اند.- انقلاب یمن محدود به این کشور نخواهد شد و مرزهای عربستان را فراگرفته و تا عمق این کشور گسترش خواهد یافت.- ایران امروز امپراطوری گذشته را تجدید کرده و پایتخت آن بغداد است که در گذشته مرکز انقلاب و فرهنگ و هویت ما است همانطور که در گذشته بوده است.اینها مواضع رسمی اعلامی مقامات ایران است. مطالبی که آقای موسویان در مورد نیات ایران در منطقه گفتند با اظهارات مقامات رسمی کشورشان متفاوت است. اظهارات مقامات ایران نشان میدهد که ایران اهداف منطقه ای دارد و قصد صدور انقلابش به منطقه رادارد. حوثیها و حزب الله و گروههای مشابهی که در جاهای دیگر مثل بحرین و عربستان را با همین هدف درست کرده اند. نقطه اختلاف ایران و عربستان همین است.در مورد حمایت عربستان از صدام هم اینکه وقتی صدام به ایران حمله کرد، عربستان از او خواست که متوقف کند اما او گوش نکرد. بعد از اینکه ایران وارد خاک عراق شد عربستان و سایر قدرتها از صدام حمایت کردند. مطلب دیگر اینکه شما به تظاهرات اخیر مردم ایران توجه کنید. حاکمیت مدعی است که آمریکا و عربستان و اسرائیل اتاق عملیات تشکیل و هدایت این تظاهرات را به عهده دارند. اما شعارهای مردم این بود که بودجه کشورشان خرج اقتصاد خودشان شود نه اینکه درلبنان و سوریه و یمن هزینه شود.به هرحال عربستان در مورد روابط با ایران سه اصل دارد:1-جغرافیا: ما و ایران در این منطقه هستیم و باید با هم کارکنیم و زندگی کنیم.2-اشتراکات مذهبی: ما هردو به یک خدا و یک پیامبر و یک قرآن اعتقاد داریم.3-ارتباطات مردمی: درطی قرنها مردم ایران و کشورهای عربی به سرزمینهای یکدیگر سفر کرده و با هم زندگی کرده اند.اینها اشتراکات کلیدی ایران و عربستان است. ما متاسفیم که مقامات ایران این اشتراکات را مورد توجه قرار نمیدهند. امیدوارم افرادی مثل آقای موسویان که خواهان بهبود روابط دوکشورهستند بتوانند این روابط را بهبود دهند.موسویان: نکته اول اینکه من صددرصد با اشتراکات سه گانه ای که آقای ترکی در مورد ایران و عربستان گفتند موافقم.نکته دوم در مورد کدهایی است که آقای ترکی از مقامات ایران نقل کردند. منهای صحت و سقم آن، من میتوانم چند برابر اینها را از اظهارات مشابه مقامات عربستان و آمریکا علیه ایران برای شما نقل کنم. «جنگ شعارها» یک واقعیتی است که در هر دو طرف وجود داشته و دارد. اما اخیرا یک تحول مهم جدید رخ داده است. آمریکا و اسراییل از ابتدای انقلاب دنبال تغییر رژیم در ایران بوده و اظهار هم کرده اند و لذا چیز تاره ای نیست. اما اخیرا عربستان رسما خواستار تغییر رژیم در ایران شده تا جایی که ولیعهد عربستان رسما اعلام کرد که ما جنگ را به داخل ایران می کشانیم. خود همین آقای پرینس ترکی در نشست سالیانه سازمان منافقین درپاریس شرکت کرد و رسما اعلام کرد که عربستان از اقدامات این سازمان تروریستی برای تغییر رژیم در ایران حمایت میکند. سازمان منافقین یک سازمان تروریستی است که قبل از انقلاب ژنرالهای آمریکایی درایران را ترور کرد و بعد از انقلاب هم 17000 نفر درایران را ترور کرده، از رئیس جمهور و نخست وزیر و رییس قوه قضاییه و وزراء و نماینده گان مجلس گرفته تا مردم عادی.نکته سوم در مورد تظاهرات اخیر اینکه بعد از انقلاب ما همیشه تظاهرات درایران داشته ایم و حتی تظاهرات اعتراضی. درسال 78 و 88 یعنی از 20-30 سال پیش هم تظاهرات اعتراضی داشتیم که بسیار گسترده تر از این تظاهرات بود. من متعجب هستم که چگونه جهان غرب تظاهرات اخیر را اینهمه بزرگ و اغراق کرد. چون من خودم در موقع تظاهرات در ایران بودم و شاهد ماجرا بودم. سقف حضور مردم در تظاهرات اعتراضی حدود 1000 نفر بود که یک هفته بعد تظاهرات حمایتی در اکثر شهرهای ایران برگزار شد و تا حضور دهها هزار نفری هم رفت اما هیچیک از رسانه های غرب تظاهرات حمایتی را منعکس نکردند. تظاهرات میلیونی 22 بهمن هم انعکاس شایسته ای در رسانه های غرب نداشت. ایران دهها حزب و الی ماشاءااله جناحهای سیاسی و هزاران رسانه دارد و همه هم دارای نظرات گوناگون. این مزیت ایران است و نه ضعف. اگر پرینس ترکی بخواهد من صدها کد از مقامات رسمی ایران درمورد علاقه مندی به بهبود روابط با عربستان میاورم، ازوزرای خارجه در سی سال گذشته، از آقای ولایتی تا آقای ظریف.در هر صورت ایرانیها در طول دوران بعد از انقلاب با تحریم دست و پنجه نرم کرده و روزبروز هم آبدیده تر شده اند. اما عربستان تازه با مشکل اقتصادی کمبود بودجه مواجه شده آنهم بخاطر سقوط قیمت نفت و هزینه های عملیات نظامی درمنطقه. نهایتا این واقعیت است که هردوکشورمشکل اقتصادی دارند و گرفتار فساد هم هستند. اما امید بس ...

ادامه مطلب  

مناظره داغ موسویان و ترکی الفیصل درباره ایران و عربستان  

درخواست حذف این مطلب
مناظره کم نظیر دو مقام سابق عالی رتبه عربستان و ایران در مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه عملیات مشترک مخصوص نیروهای مسلح آمریکا در فلوریدا برگزار شد که در آن رئیس پیشین سازمان اطلاعات و سفیر پیشین عربستان در آمریکا و حسین موسویان سخنگوی پیشین تیم مذاکره کننده هسته ای و مسئول پیشین کمیته سیاست خارجی دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی ایران شرکت داشتند.به گزارش ایسنا، مشروح این مناظره را به نقل از وبسایت لوبلاگ می خوانید:ترکی: جغرافیای منطقه را نمی توانیم تغییر دهیم. سه اولویت ما امنیت، توسعه و نگاه به آینده است. ما باید با ائتلاف با آمریکا و کشورهای عربی و سازمان ملل، علیه تروریسم بجنگیم. ما باید حکومت قانونی یمن را برگردانیم به قدرت. در سوریه فاجعه انسانی رخ داده و جامعه جهانی کاری انجام نمی دهد تا به بحران سوریه خاتمه دهد. ما نگران موضوع فلسطین هم هستیم.موسویان: اختلاف اساسی ما با سعودی به اختلاف ما با آمریکا برمی گردد. از ابتدای انقلاب، آمریکا ایران را درسه زمینه: ایجاد بی ثباتی در منطقه، ترویج تروریسم و صدور انقلاب متهم کرده است. این سه موردی است که سعودی ها هم مرتب علیه ایران تکرار می کنند.ایران و عربستان هر دو خواستار ثبات هستند اما در استراتژی و تاکتیک برای تامین ثبات منطقه، اختلاف اساسی دارند. عربستان خواستار مکانیزمی است که امنیت منطقه تحت سلطه آمریکا تامین شود. ایران بدنبال یک ساختاری است که امنیت منطقه توسط خود کشورهای منطقه تامین شود. در مورد اتهام هژمونی ایران، به بحران قطر - عربستان نگاه کنید. قطر بعد از انقلاب چند دهه متحد عربستان بود، همیشه هم متحد آمریکا بوده، یک کشور سنی وهابی مذهب است و هیچوقت هم موضوع نفوذ و دخالت ایران در این کشورمطرح نبوده است. امروز قطر مدعی است که عربستان بدنبال سلطه و هژمونی و نقض حاکمیت ملی و استقلال این کشور است.مهم ترین تقابل منطقه ای عربستان و ایران هم در سوریه و عراق است. آمریکا و عربستان، اسد را دیکتاتور، حکومت وی را حکومت اقلیت دانسته، بدنبال تغییر رژیم در دمشق بوده و ایران را متهم به دخالت در سوریه می کنند. ایران معتقد است که از منظر مقررات بین الملل و سازمان ملل، دولت اسد، دولت قانونی سوریه است. ده ها هزار تروریست خارجی وارد این کشور شده و ایران هم توسط دولت قانونی سوریه برای مقابله با تروریست ها دعوت شده است. داستان عراق هم دقیقا همینطور است. این منطق آمریکا در مورد حضور در عراق نیز هست. آمریکا حضور خود در عراق را بدلیل دعوت دولت قانونی عراق می داند و ایران هم بوسیله همین دولت عراق دعوت شده که در عراق با تروریست ها بجنگد. این را عربستان مداخله ایران در امور کشورهای عربی برای هژمونی معرفی می کند در حالیکه حضور ایران در سوریه و عراق قانونی و برای مقابله با تروریست ها و دفاع از حاکمیت ملی و امنیت و استقلال این کشورهاست.یمن نقطه اختلاف دیگر عربستان و ایران است. ایران مخالف تجاوز نظامی عربستان به یمن است و دنیا هم پذیرفته که این تجاوز، بدترین فاجعه انسانی جهان را بوجود آورده است. عربستان ایران را متهم به حمایت از حوثی ها می کند در حالیکه حوثی ها و زیدی ها هزار سال بر یمن حکومت کردند، قبل و بعد از انقلاب هم متحد عربستان بودند و علی عبد الله صالح رییس جمهور وقت یمن هم حامی تجاوز صدام به ایران بود. منتها حوثی ها بعد از تجاوز عربستان به سمت ایران آمدند و ایران هم از آنها در مقابل تجاوز نظامی عربستان حمایت کرد. البته عربستان حق دارد نگران امنیت خود باشد چون یمن را حیاط خلوت امنیتی خود می داند اما اختلاف اساسی در مورد تجاوز نظامی است. ایران اصرار دارد که یمن راه حل سیاسی دارد.اختلاف دیگر منطقه ای ایران با عربستان در مورد لیبی است. ایران تجاوز نظامی ناتو و عربستان به لیبی را یک اشتباه بزرگ می داند. لیبی هم یک کشور سنی است و ایران هم نفوذی در این کشور نداشت منتها لیبی با حمله ناتو و عربستان و متحدین عرب آمریکا، بی ثبات و بهشت تروریست ها شد. اختلافات مهم منطقه ای ایران و عربستان از این جنس است. بنابراین کلیدی ترین اختلاف منطقه ای عربستان و ایران در مورد نظم منطقه، امنیت منطقه و نقش منطقه ای است.اختلاف دوم بین ایران و عربستان موضوع ایدئولوژی است. اختلاف شیعه و سنی واقعیت است. اما اکثریت قاطع جهان اهل سنت، دشمن شیعه نیستند اما اقلیت وهابیت، دشمن شیعه است در حدی که برخی از مفتی های وهابی سعودی، فتوای قتل شیعیان را داده و جزای قتل را هم بهشت تعیین کرده اند.اختلاف سوم ایران با عربستان در مورد حمایت عربستان از جنگ علیه ایران و تجزیه ایران است. بعد از انقلاب صدام با حمایت عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران حمله نظامی کرد، صدها هزار ایرانی قربانی شدند و صدها میلیارد دلار خسارت برای ایران بجا گذاشت. آمریکا، صدام را به سلاح شیمیایی مسلح کرد که با کاربرد آن، صد هزار ایرانی قربانی شدند. صدها سند ورارت خارجه آمریکا توسط ویکی لیکس افشاء و معلوم شده که بعد از 2005 همچنان عربستان خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران بوده و اخیرا هم جان کری فاش ساخت که حتی در دوران مذاکرات هسته ای نیز سعودی ها خواستار حمله نظامی عربستان به ایران بوده اند. بنابراین ایرانی ها هیچ تردیدی در مورد نیات عربستان ندارند. ائتلاف عربی که عربستان بدنبال آن است نیز برای چنین مقابله ای و تجزیه ایران است.منتها استراتژی ایران ایجاد یک سیستم جمعی منطقه ای با کشورهای همسایه خلیج فارس برای تامین امنیت و همکاری توسط خود کشورهای منطقه است ضمن اینکه این سیستم همکاری منطقه ای می تواند یک روابط بالانس با هر پنج عضو دائم شورای امنیت داشته باشد. در سال 1996 وقتی که من با ملک فهد دیدار داشتم او به من گفت که نهایتا سه قدرت منطقه ای ایران و عربستان و عراق باید با هم همکاری کنند تا امنیت منطقه تامین شود. او درست می گفت.ترکی: من به مطالب دکتر موسویان احترام می گذارم اما چند کد از مقامات رسمی ایران برای شما نقل کنم:* انقلاب اسلامی ایران محدود به مرزهای ایران نمی شود. انقلاب ما آغاز انقلاب جهانی تحت زعامت حضرت مهدی (عج) است.* سوریه خط مقدم جبهه مقاومت است و ایران از آن حمایت می کند.* مرزهای امنیتی ایران تا دریای مدیترانه گسترش پیدا کرده و دشمنان ما شکست خورده اند.* انقلاب یمن محدود به این کشور نخواهد شد و مرزهای عربستان را فرا گرفته و تا عمق این کشور گسترش خواهد یافت.* ایران امروز امپراطوری گذشته را تجدید کرده و پایتخت آن بغداد است که در گذشته مرکز انقلاب و فرهنگ و هویت ماست همانطور که در گذشته بوده است.اینها مواضع رسمی اعلامی مقامات ایران است. مطالبی که آقای موسویان درمورد نیات ایران در منطقه گفتند با اظهارات مقامات رسمی کشورشان متفاوت است. اظهارات مقامات ایران نشان می دهد که ایران اهداف منطقه ای دارد و قصد صدور انقلابش به منطقه را دارد. حوثی ها و حزب الله و گروه های مشابهی که در جاهای دیگر مثل بحرین و عربستان را با همین هدف درست کرده اند. نقطه اختلاف ایران و عربستان همین است.در مورد حمایت عربستان از صدام هم اینکه وقتی صدام به ایران حمله کرد، عربستان از او خواست که متوقف کند اما او گوش نکرد. بعد از اینکه ایران وارد خاک عراق شد عربستان و سایر قدرت ها از صدام حمایت کردند. مطلب دیگر اینکه شما به تظاهرات اخیر مردم ایران توجه کنید. حاکمیت مدعی است که آمریکا و عربستان و اسرائیل اتاق عملیات تشکیل و هدایت این تظاهرات را بر عهده دارند اما شعارهای مردم این بود که بودجه کشورشان خرج اقتصاد خودشان شود نه اینکه در لبنان و سوریه و یمن هزینه شود.به هر حال عربستان در مورد روابط با ایران سه اصل دارد:1- جغرافیا: ما و ایران در این منطقه هستیم و باید با هم کار کنیم و زندگی کنیم.2- اشتراکات مذهبی: ما هر دو به یک خدا و یک پیامبر و یک قرآن اعتقاد داریم.3- ارتباطات مردمی: در طی قرن ها مردم ایران و کشورهای عربی به سرزمین های یکدیگر سفر کرده و با هم زندگی کرده اند.اینها اشتراکات کلیدی ایران و عربستان است. ما متاسفیم که مقامات ایران این اشتراکات را مورد توجه قرار نمی دهند. امیدوارم افرادی مثل آقای موسویان که خواهان بهبود روابط دو کشور هستند بتوانند این روابط را بهبود دهند.موسویان: نکته اول اینکه من صددرصد با اشتراکات سه گانه ای که آقای ترکی درمورد ایران و عربستان گفتند موافقم. نکته دوم در مورد کدهایی است که آقای ترکی از مقامات ایران نقل کردند. منهای صحت و سقم آن، من می توانم چند برابر اینها را از اظهارات مشابه مقامات عربستان و آمریکا علیه ایران برای شما نقل کنم. «جنگ شعارها» یک واقعیتی است که در هر دو طرف وجود داشته و دارد. اما اخیرا یک تحول مهم جدید رخ داده است. آمریکا و اسراییل از ابتدای انقلاب دنبال تغییر رژیم در ایران بوده و اظهار هم کرده اند و لذا چیز تازه ای نیست. اما اخیرا عربستان رسما خواستار تغییر رژیم در ایران شده تا جایی که ولیعهد عربستان رسما اعلام کرد که ما جنگ را به داخل ایران می کشانیم. خود همین آقای پرینس ترکی در نشست سالیانه سازمان منافقین در پاریس شرکت کرد و رسما اعلام کرد که عربستان از اقدامات این سازمان تروریستی برای تغییر رژیم در ایران حمایت می کند. سازمان منافقین یک سازمان تروریستی است که قبل از انقلاب ژنرال های آمریکایی در ایران را ترور کرد و بعد از انقلاب هم 17000 نفر در ایران را ترور کرده، از رئیس جمهور و نخست وزیر و رییس قوه قضاییه و وزراء و نمایندگان مجلس گرفته تا مردم عادی.نکته سوم در مورد تظاهرات اخیر اینکه بعد از انقلاب ما همیشه تظاهرات در ایران داشته ایم و حتی تظاهرات اعتراضی. در سال 78 و 88 یعنی از 20-30 سال پیش هم تظاهرات اعتراضی داشتیم که بسیار گسترده تر از این تظاهرات بود. من متعجب هستم که چگونه جهان غرب تظاهرات اخیر را این همه بزرگ و اغراق کرد. چون من خودم در موقع تظاهرات در ایران بودم و شاهد ماجرا بودم. سقف حضور مردم در تظاهرات اعتراضی حدود 1000 نفر بود که یک هفته بعد تظاهرات حمایتی در اکثر شهرهای ایران برگزار شد و تا حضور ده ها هزار نفری هم رفت اما هیچیک از رسانه های غرب تظاهرات حمایتی را منعکس نکردند. تظاهرات میلیونی 22 بهمن هم انعکاس شایسته ای در رسانه های غرب نداشت. ایران ده ها حزب و الی ماشاءالله جناح های سیاسی و هزاران رسانه دارد و همه هم دارای نظرات گوناگون. این مزیت ایران است و نه ضعف. اگر پرینس ترکی بخواهد من صدها کد از مقامات رسمی ایران در مورد علاقه مندی به بهبود روابط با عربستان می آورم، از وزرای خارجه در سی سال گذشته، از آقای ولایتی تا آقای ظریف.در هرصورت ایرانی ها در طول دوران بعد از انقلاب با تحریم دست و پنجه نرم کرده و روزبروز هم آبدیده تر شده اند اما عربستان تازه با مشکل اقتصادی کمبود بودجه مواجه شده آن هم بخاطر سقوط قیمت نفت و هزینه های عملیات نظامی در منطقه. نهایتا این واقعیت است که هر دو کشور مشکل اقتصادی دارند و گرفتار فساد هم هستند. اما امید بستن آمریکا و عربستان به مشکلات داخلی ایران خاصیتی نداشته و نخواهد داشت و فشارهای آمریکا هم ایران را بی ثبات نخواهد کرد چون مردم برای دفاع از تمامیت ارضی و استقلال خود متحد خواهند شد. ما نیازمند تدابیری مفید برای صلح و ثبات در منطقه هستیم.ترکی: من و آقای موسویان همی ...

ادامه مطلب  

مناظره داغ حسین موسویان و شاهزاده ترکی الفیصل درباره ایران و عربستان  

درخواست حذف این مطلب
با شدت گرفتن تنش بین ایران و عربستان، یک مناظره کم نظیر بین دو مقام سابق عالیرتبه عربستان و ایران در مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه عملیات مشترک مخصوص نیرو های مسلح آمریکا درفلوریدا صورت گرفت که در آن رییس پیشین سازمان اطلاعات و سفیر پیشین عربستان در آمریکا و حسین موسویان سخنگوی پیشین هسته ای و مسئول پیشین کمیته سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران شرکت داشتند. در این مناظره دو طرف نظرات خود در مورد منطقه و روابط دو کشور را مطرح کردند. لوبلاگ به متن کامل این مناظره دسترسی پیدا کرده که در ذیل خلاصه این مناظره و مطالب مهم و کلیدی مطروحه در این نشست را می خوانید: ترکی فیصل: جغرافیای منطقه را نمی توانیم تغییر دهیم. سه اولویت ما امنیت، توسعه و نگاه به آینده است. ما باید با ائتلاف با آمریکا و کشور های عربی و سازمان ملل، علیه تروریسم بجنگیم. ما باید حکومت قانونی یمن را به قدرت برگردانیم. در سوریه فاجعه انسانی رخ داده و جامعه جهانی کاری انجام نمی دهد تا بحران سوریه خاتمه دهد. ما نگران موضوع فلسطین هم هستیم.موسویان: اختلاف اساسی ما با سعودی به اختلاف ما با آمریکا برمی گردد. از ابتدای انقلاب، آمریکا ایران را در سه زمینه: ایجاد بی ثباتی در منطقه، ترویج تروریسم و صدور انقلاب متهم نموده است. این سه موردی است که سعودی ها هم مرتب علیه ایران تکرار میکنند.ایران و عربستان هردو خواستار ثبات هستند، اما در استراتژی و تاکتیک برای تامین ثبات منطقه، اختلاف اساسی دارند. عربستان خواستار مکانیزمی است که امنیت منطقه تحت سلطه آمریکا تامین شود. ایران بدنبال یک ساختاری است که امنیت منطقه توسط خود کشور های منطقه تامین شود. در مورد اتهام هژمونی ایران، به بحران قطر-عربستان نگاه کنید. قطر بعد از انقلاب چند دهه متحد عربستان بود، همیشه هم متحد آمریکا بوده، یک کشور سنی وهابی مذهب است و هیچوقت هم موضوع نفوذ و دخالت ایران در این کشورمطرح نبوده. امروز قطر مدعی است که عربستان بدنبال سلطه و هژمونی و نقض حاکمیت ملی و استقلال این کشور است.مهمترین تقابل منطقه ای عربستان و ایران هم درسوریه و عراق است. آمریکا و عربستان، اسد را دیکتاتور، حکومت وی را حکومت اقلیت دانسته، بدنبال تغییر رژیم دردمشق بوده و ایران را متهم به دخالت درسوریه میکنند. ایران معتقد است که از منظر مقررات بین الملل و سازمان ملل، دولت اسد، دولت قانونی سوریه است. ده ها هزار تروریست خارجی وارد این کشورشده و ایران هم توسط دولت قانونی سوریه برای مقابله با تروریست ها دعوت شده است. داستان عراق هم دقیقا همینطور است. این منطق آمریکا در مورد حضور درعراق نیزاست. آمریکا حضورخود درعراق را بدلیل دعوت دولت قانونی عراق میداند و ایران هم بوسیله همین دولت عراق دعوت شده که در عراق با تروریست ها بجنگد. این را عربستان مداخله ایران درامور کشور های عربی برای هژمونی معرفی میکند در حالیکه حضور ایران در سوریه و عراق قانونی و برای مقابله با تروریست ها و دفاع از حاکمیت ملی و امنیت و استقلال این کشورهاست.یمن نقطه اختلاف دیگر عربستان و ایران است. ایران مخالف تجاوز نظامی عربستان به یمن است و دنیا هم پذیرفته که این تجاوز، بدترین فاجعه انسانی جهان را بوجود آورده است. عربستان ایران را متهم به حمایت از حوثی ها میکند در حالیکه حوثی ها و زیدی ها هزار سال بریمن حکومت کردند، قبل و بعد از انقلاب هم متحد عربستان بودند و علی عبد الله صالح رییس جمهور وقت یمن هم حامی تجاوز صدام به ایران بود. منتهی حوثی ها بعد از تجاوز عربستان به سمت ایران آمدند و ایران هم از آن ها در مقابل تجاوز نظامی عربستان حمایت کرد. البته عربستان حق دارد نگران امنیت خود باشد، چون یمن را حیاط خلوت امنیتی خود میداند. اما اختلاف اساسی درمورد تجاوز نظامی است. ایران اصرار دارد که یمن راه حل سیاسی دارد.اختلاف دیگر منطقه ای ایران با عربستان درمورد لیبی است. ایران تجاوز نظامی ناتو و عربستان به لیبی را یک اشتباه بزرگ میداند. لیبی هم یک کشور سنی است و ایران هم نفوذی دراین کشور نداشت منتهی لیبی باحمله ناتو و عربستان و متحدین عرب آمریکا، بی ثبات و بهشت تروریست ها شد. اختلافات مهم منطقه ای ایران و عربستان از این جنس است؛ بنابراین کلیدی ترین اختلاف منطقه ای عربستان و ایران در مورد نظم منطقه، امنیت منطقه و نقش منطقه ای است.اختلاف دوم بین ایران و عربستان موضوع ایدئولوژی است. اختلاف شیعه و سنی واقعیت است. اما اکثریت قاطع جهان اهل سنت، دشمن شیعه نیستند، اما اقلیت وهابیت، دشمن شیعه است درحدیکه برخی از مفتی های وهابی سعودی، فتوای قتل شیعیان را داده و جزای قتل را هم بهشت تعیین کرده اند.اختلاف سوم ایران با عربستان در مورد حمایت عربستان از جنگ علیه ایران و تجزیه ایران است. بعد از انقلاب صدام با حمایت عربستان و کشور های حاشیه خلیج فارس به ایران حمله نظامی کرد، صد ها هزار ایرانی قربانی شدند وصد ها میلیارد دلار خسارت برای ایران بجا گذاشت. آمریکا، صدام را به سلاح شیمیایی مسلح کرد که با کاربرد آن، صد هزار ایرانی قربانی شدند. صد ها سند ورارت خارجه آمریکا توسط ویکی لیکس افشاء و معلوم شده که بعد از ۲۰۰۵ همچنان عربستان خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران بوده و اخیرا هم جان کری فاش ساخت که حتی دردوران مذاکرات هسته ای نیز سعودی ها خواستار حمله نظامی عربستان به ایران بوده اند؛ بنابراین ایرانی ها هیچ تردیدی درمورد نیات عربستان ندارند. ائتلاف عربی که عربستان بدنبال آن است نیزبرای چنین مقابله و تجزیه ایران است.منتهی استراتژی ایران ایجاد یک سیستم جمعی منطقه ای باکشور های همسایه خلیج فارس برای تامین امنیت و همکاری توسط خود کشور های منطقه است ضمن اینکه این سیستم همکاری منطقه ای میتواند یک روابط بالانس با هر پنج عضو دائم شورای امنیت داشته باشد. درسال ۱۹۹۶ وقتی که من با ملک فهد دیدار داشتم او به من گفت که نهایتا سه قدرت منطقه ای ایران و عربستان و عراق باید باهم همکاری کنند تا امنیت منطقه تامین شود. او درست میگفت.ترکی فیصل: من به مطالب دکتر موسویان احترام میگذارم، اما چند کد از مقامات رسمی ایران برای شما نقل کنم:* انقلاب اسلامی ایران محدود به مرز های ایران نمیشود. انقلاب ما آغاز انقلاب جهانی تحت زعامت حضرت مهدی عج است.* سوریه خط مقدم جبهه مقاومت است و ایران از آن حمایت میکند.* مرز های امنیتی ایران تا دریای مدیترانه گسترش پیدا کرده و دشمنان ما شکست خورده اند.* انقلاب یمن محدود به این کشور نخواهد شد و مرز های عربستان را فراگرفته و تا عمق این کشور گسترش خواهد یافت.* ایران امروز امپراطوری گذشته را تجدید کرده و پایتخت آن بغداد است که در گذشته مرکز انقلاب و فرهنگ و هویت ما است همانطور که در گذشته بوده است.این ها مواضع رسمی اعلامی مقامات ایران است. مطالبی که آقای موسویان در مورد نیات ایران در منطقه گفتند با اظهارات مقامات رسمی کشورشان متفاوت است. اظهارات مقامات ایران نشان میدهد که ایران اهداف منطقه ای دارد و قصد صدور انقلابش به منطقه رادارد. حوثی ها و حزب الله و گروه های مشابهی که در جا های دیگر مثل بحرین و عربستان را با همین هدف درست کرده اند. نقطه اختلاف ایران و عربستان همین است.در مورد حمایت عربستان از صدام هم اینکه وقتی صدام به ایران حمله کرد، عربستان از او خواست که متوقف کند، اما او گوش نکرد. بعد از اینکه ایران وارد خاک عراق شد عربستان و سایر قدرت ها از صدام حمایت کردند. مطلب دیگر اینکه شما به تظاهرات اخیر مردم ایران توجه کنید. حاکمیت مدعی است که آمریکا و عربستان و اسرائیل اتاق عملیات تشکیل و هدایت این تظاهرات را به عهده دارند. اما شعار های مردم این بود که بودجه کشورشان خرج اقتصاد خودشان شود نه اینکه درلبنان و سوریه و یمن هزینه شود.به هرحال عربستان در مورد روابط با ایران سه اصل دارد:۱-جغرافیا: ما و ایران در این منطقه هستیم و باید با هم کارکنیم و زندگی کنیم.۲-اشتراکات مذهبی: ما هردو به یک خدا و یک پیامبر و یک قرآن اعتقاد داریم.۳-ارتباطات مردمی: درطی قرن ها مردم ایران و کشور های عربی به سرزمین های یکدیگر سفر کرده و با هم زندگی کرده اند.این ها اشتراکات کلیدی ایران و عربستان است. ما متاسفیم که مقامات ایران این اشتراکات را مورد توجه قرار نمیدهند. امیدوارم افرادی مثل آقای موسویان که خواهان بهبود روابط دوکشورهستند بتوانند این روابط را بهبود دهند.موسویان: نکته اول اینکه من صددرصد با اشتراکات سه گانه ای که آقای ترکی در مورد ایران و عربستان گفتند موافقم.نکته دوم درمورد کد هایی است که آقای ترکی از مقامات ایران نقل کردند. منهای صحت و سقم آن، من میتوانم چند برابر این ها را از اظهارات مشابه مقامات عربستان و آمریکا علیه ایران برای شما نقل کنم. "جنگ شعارها" یک واقعیتی است که در هر دو طرف وجود داشته و دارد. اما اخیرا یک تحول مهم جدید رخ داده است. آمریکا و اسراییل از ابتدای انقلاب دنبال تغییر رژیم در ایران بوده و اظهار هم کرده اند و لذا چیز تاره ای نیست. اما اخیرا عربستان رسما خواستار تغییر رژیم در ایران شده تا جایی که ولیعهد عربستان رسما اعلام کرد که ما جنگ را به داخل ایران می کشانیم. خود همین آقای پرینس ترکی در نشست سالیانه سازمان منافقین درپاریس شرکت کرد و رسما اعلام کرد که عربستان از اقدامات این سازمان تروریستی برای تغییر رژیم درایران حمایت میکند. سازمان منافقین یک سازمان تروریستی است که قبل از انقلاب ژنرال های آمریکایی درایران را ترور کرد و بعد از انقلاب هم ۱۷۰۰۰ نفر درایران را ترور کرده، از رئیس جمهور و نخست وزیر و رییس قوه قضاییه و وزراء و نماینده گان مجلس گرفته تا مردم عادی.نکته سوم در مورد تظاهرات اخیر اینکه بعد از انقلاب ما همیشه تظاهرات درایران داشته ایم و حتی تظاهرات اعتراضی. درسال ۷۸ و ۸۸ یعنی از ۲۰-۳۰ سال پیش هم تظاهرات اعتراضی داشتیم که بسیار گسترده تر از این تظاهرات بود. من متعجب هستم که چگونه جهان غرب تظاهرات اخیر را اینهمه بزرگ و اغراق کرد. چون من خودم در موقع تظاهرات در ایران بودم و شاهد ماجرا بودم. سقف حضور مردم در تظاهرات اعتراضی حدود ۱۰۰۰ نفر بود که یک هفته بعد تظاهرات حمایتی در اکثر شهر های ایران برگزار شد و تا حضور ده ها هزار نفری هم رفت، اما هیچیک از رسانه های غرب تظاهرات حمایتی را منعکس نکردند. تظاهرات میلیونی ۲۲ بهمن هم انعکاس شایسته ای در رسانه های غرب نداشت. ایران ده ها حزب و الی ماشاءااله جناح های سیاسی و هزاران رسانه دارد و همه هم دارای نظرات گوناگون. این مزیت ایران است و نه ضعف. اگر پرینس ترکی بخواهد من صد ها کد از مقامات رسمی ایران درمورد علاقه مندی به بهبود روابط با عربستان میاورم، ازوزرای خارجه در سی سال گذشته، از آقای ولایتی تا آقای ظریف.در هر صورت ایرانی ها در طول دوران بعد از انقلاب با تحریم دست و پنجه نرم کرده و روزبروز هم آبدیده تر شده اند. اما عربستان تازه با مشکل اقتصادی کمبود بودجه مواجه شده آنهم بخاطر سقوط قیمت نفت و هزینه های عملیات نظامی درمنطقه. نهایتا این واقعیت است که هردوکشورمشکل اقتصادی دارند و گرفتار فساد هم هستند. اما امید بستن آمریکا و عربستان به مشکلات داخلی ایران خاصیتی نداشته و نخواهد داشت وفشار های آمریکا هم ایران را بی ثبات نخواهد کرد، چون مردم برای دفاع ازتمامیت ارضی و استقلال خود متحد خواهند شد. ما نیازمند تدابیری مفید برای صلح و ثبات در ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - دو قرائت از اسلام، دو ام القرا  

درخواست حذف این مطلب
گروه بین‎ الملل اندیشکده برهان/ حسین نادریان؛ روابط ایران و عربستان از گذشته ی دور دستخوش تغییرات و دگرگونی های گوناگونی شده است. دگرگونی هایی انباشته از رقابت، همکاری و یا تضاد، خصومت و وفاق که هر کدام تحلیل و سازه ای جداگانه می طلبد. بدیهی است که علل این روابط با تحولات داخلی دو کشور و به خصوص انقلاب ایران رابطه ی مستقیم دارد، چرا که انقلاب اسلامی نظم و مناسبات گذشته را بازتعریف کرد و ایران را به یک بازیگر مهم تبدیل کرد.بدین ترتیب، تغییر ماهیت حکومت ایران بر تحول روابط و مناسبات ایران با کشورهای مختلف به طور عام و عربستان به طور خاص اثرگذار بود. در همین راستا، نوشتار مزبور با تمرکز بر نقش ایدئولوژی انقلاب اسلامی، به بررسی تاریخی فراز و فرودهای روابط دو کشور و علل تقابل ها و تعامل هایشان می پردازد.نگاهی تاریخی به روابط ایران و عربستان رابطه ی ایران و عربستان از زمان تأسیس عربستان سعودی فراز و فرودی از رقابت های مسالمت آمیز تا خصومت و قطع رابطه را تجربه کرده است. سرآغاز روابط دو کشور به سال 1307 باز می گردد؛ زمان سلطنت رضاشاه در ایران که با تشکیل حکومت سلطنتی آل سعود هم زمان بود. هر چند در دوران پیشین نیز رقابت هایی مسالمت آمیز بین دو کشور وجود داشت؛ امّا به دلیل وجود برخی تشابهات در ساخت قدرت، رقابت ها در نهایت در قاب روابط دوستانه و اتحاد نهادینه گردید و دکترین نیکسون، در دهه ی 1350 شمسی، دو کشور را به هم پیوند زد. عربستان به دلایل مسائل و مشکلات داخلی در نیمه ی دوم 1930 و در طول جنگ جهانی دوم در حصار روابط پیروانه ی ایالت متحده آمریکا قرار گرفت و چتر حامیانه ی این کشور را برگزید.[1] ایران نیز، به خصوص پس از کودتای 28 مرداد 1332، به تدریج سیاست مشابه عربستان را در قبال آمریکا در پیش گرفت و دکترین نیکسون نشان دهنده ی تنگنای روابط پیروانه ی دو کشور در مقابل آمریکا گردید. هر چند آمریکا نیز، برای دستیابی به منابع نفتی منطقه ی خلیج فارس و اهداف امنیتی خود در منطقه، به این رابطه مشتاق بود و از آن سود وافر می برد؛ البته اتحاد ایران و عربستان در این مقطع به معنای از بین رفتن رقابت های دیرینه ی آن ها نبود، بلکه این رقابت در این قالب خاصیتی مسالمت آمیز کسب کرد. روابط همکاری ـ رقابت این دو کشور تا سال 1357 در چارچوب روابطی پنهان و آشکار تداوم داشت. پیروزی انقلاب اسلامی ایران هر دو کشور را به درگاه نوینی از روابط سوق داد.فروریختن پایه های پهلوی، به مثابه ی یکی از دو ستون امنیتی منطقه (بر اساس دکترین نیکسون)، عربستان را که درگیر رابطه ی تنگاتنگ حامی ـ پیرو با غرب بود با پرسشی مواجه ساخت که چالش امنیتی این کشور را نیز رقم می زد؛ پرسشی که نه تنها عربستان بلکه سایر کشورهای عربی منطقه دغدغه ی آن را داشتند، اینکه آیا انقلاب ایران دومینوی سقوط کشورهای دیگر منطقه خواهد بود؟این پرسش به همراه عینیت یافتگی حکومتی شیعی در منطقه موجب شد تا دو کشور وهابی عربستان و شیعی ایران عرصه ی نوینی از روابط سیاسی را تجربه نمایند. در واقع، با وقوع انقلاب اسلامی و فرو ریختن پایه های حکومت سلطنتی در ایران، هراس از تکرار انقلاب ایران کشورهای محافظه کار منطقه را در بر گرفت. این هراس با وقایعی چون ناآرامی های منطقه ی شرقیه، اشغال خونین مسجدالحرام در محرم 1400، کشف توطئه ی سرنگونی هواپیمای فهد ولیعهد وقت و انفجار بمب در ریاض و جده در عربستان تشدید شد.[2]در چنین شرایطی، مقامات عربستان برخورد ظاهراً دوستانه را پیش گرفتند و حتی ملک خالد، پادشاه عربستان، در دیدار با رئیس جمهور الجزایر حکومت جدید ایران را تأیید کرد.[3] علاوه بر این، به منظور تبریک پیروزی انقلاب اسلامی ایران و برقراری رابطه با ایران، هیئتی بلندپایه به سرپرستی دبیر کل «رابطه العالم الاسلامی» به ایران گسیل داشت که علی رغم اقامت طولانی در ایران موفق به دیدار با مقامات عالی رتبه ی جمهوری اسلامی نشد.[4]امّا به تدریج رابطه ی دو کشور سلسله اختلافاتی را تجربه کرد که تا به امروز نیز تداوم داشته است. اختلافاتی که با حمله ی نظامی عراق به ایران به مرز خصومت رسید؛ هر چند این خصومت نمود فیزیکی در قالب برخورد نظامی نداشت، ولی عربستان با حربه های گوناگونی به تقابل با ایران پرداخت. از جمله اینکه از سال 1979، یعنی سال پیروزی انقلاب ایران، قیمت هر بشکه نفت خود را 18 دلار، یعنی چهار دلار کمتر از قیمت نفت خام پایه، تعیین کرد و تا سال 1981 این سیاست را به بهای ضرر230 میلیاردی خود و به بهانه ی تثبیت بهای نفت ادامه داد.[5] انقلاب ایران فرآیندی ستیزه جویانه با غرب بود که فارغ از علل و ریشه های آن، جریان های حاکم بر نظام بین الملل را در دو قطب غرب و شرق نفی می کرد و بنابراین نمی توانست همچون عربستان غرب را جذب نماید. این امر در مواضع امام خمینی نیز مشهود است... علاوه بر این، عربستان یکی از مهم ترین حامیان مالی عراق در جنگ تحمیلی بود. چنانچه از مجموع کمک های مالی و جنسی 70 میلیارد دلاری کشورهای حوزه ی خلیج فارس به عراق در زمان جنگ با ایران، 30 میلیارد دلار سهم عربستان بود[6] این امر نشان دهنده ی سردی روابط دو کشور در این دوره است که با رویدادهایی همچون اخراج امیرالحاج ایران از مکه در سال 1361، درگیری بین حجاج ایرانی و پلیس سعودی و سرنگون کردن یک هواپیمای جنگنده ی ایرانی توسط عربستان این وضعیت تشدید شد.حتی دوران بهبودی ظاهری روابط دو کشور در سال 1362، که «سعود الفیصل» (وزیر خارجه ی عربستان) به دعوت وزیر خارجه ی ایران وارد تهران شد، موقتی بود و دو سال بعد در سال 1364 عربستان، که با حمایت های آمریکا به پنداره ی قدرتمندی از خود رسیده بود، تصمیم به مقابله با ایران گرفت. در این سال ها، عربستان بر اساس طرح هشت ماده ای فهد رژیم صهیونیستی را مورد شناسایی قرار داد که به انتقاد صریح و گسترده و راهپیمایی بزرگ ایرانیان و در نهایت شکست کنفرانس مرفاس منجر شد. از این پس، بر تیرگی روابط دو کشور افزوده شد.[7]در ادامه عربستان، که در مقابله با ایران مصمم تر شده بود، به تدریج در راستای تضعیف ایران در جنگ، وارد ساختن ایران به فرآیند صلح و کنترل انقلاب ایران اقداماتی را نظیر کاهش بهای نفت، کشتار زائران خانه ی خدا در مکه و مشارکت در جنگ سفارتخانه ها برای منزوی ساختن ایران انجام داد.[8]در این میان، اقدام عربستان به کشتار حجاج ایرانی رویارویی دو کشور را تشدید کرد و هر دو جنگ تبلیغاتی را علیه یکدیگر آغاز کردند. محکومیت آل سعود در کنگره ی جهانی حج و اجازه ی اجرای مراسم بزرگداشت قیام 1357 مردم منطقه ی شرقی عربستان، در محل تالار وحدت در تهران، از جمله اقدامات تبلیغی جمهوری اسلامی بود که در مقابل عربستان انجام شد. عربستان نیز با حمایت رسانه های غربی کوشید از فشار این جنایت و واکنش جهان اسلام و افکار عمومی بر خود بکاهد. همچنین این کشور با نفوذ مالی و فرهنگی، که در کشورهای اسلامی از آن برخوردار بود، حمایت اکثر کشورها به خصوص لیبی را جلب کرد.[9]علاوه بر این ها، هشت ماه پس از کشته شدن زائران ایرانی، عربستان سعودی به طور یک جانبه به قطع مناسبات خود با ایران اقدام کرد و به دیپلمات های ایرانی مقیم یک هفته مهلت داد که عربستان را ترک کنند.[10] سردی و رویارویی روابط ایران و عربستان پس از پذیرش قطعنامه ی 598 شورای امنیت توسط ایران در تیرماه 1367 ه.ش. و پایان جنگ ایران و عراق و تغییر برجسته ی سمت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی کاهش یافت.[11]از نظر برخی، شرایط داخلی ایران و حمله ی عراق به کویت و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی موجب شد تا ایران از حالت رودرو با اعراب خارج شود و سیاستی را تحت عنوان «صلح مصلحت جویانه» اتخاذ نماید[12]که بر بهبودی روابط نسبی دو کشور اثرگذار گردید؛ به گونه ای که با بازگشایی سفارت و سرکنسولگری، روابط دو کشور از سال 1370 از سرگرفته شد؛[13] هرچند در این دوران نیز اختلافاتی نظیر مخالفت ایران با صلح اعراب و اسرائیل، حضور نظامی آمریکا در منطقه و نوع روابط کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و رقابت در کشورهای آسیای مرکزی سردی روابط دو کشور را در پی داشت.[14]در سال های 1376 به بعد نیز اصلاحات امیر عبدالله و سیاست گفت و گوی تمدن های خاتمی به موازات یکدیگر مناسبات دو کشور را دوستانه تر ساخت. در این بین، با وقوع حادثه ی یازدهم سپتامبر، بر نزدیکی ایران و عربستان افزوده شد. علت این امر بی اعتمادی عمیقی بود که بر روابط عربستان و آمریکا سایه انداخت و موجب کاهش روابط این دو کشور و در مقابل افزایش رابطه ی ایران و عربستان گردید. تضادی که چندی بعد پس از تحولات عراق و ناکامی آمریکا در آن، تحولات لبنان و فلسطین و تدام برنامه ی هسته ای ایران وارونه شد و باز گرمی روابط عربستان و آمریکا و سردی روابط ایران و عربستان را در پی داشت، به گونه ای که این اواخر بار دیگر روابط دو کشور درگیر موج تازه ای از تنش ها گردید.مرور تحولات تاریخی مناسبات ایران با عربستان، در طی سه دهه ی اخیر، نشان می دهد اختلافات این دو کشور بیشتر حول مسائلی نظیر حج، حمایت ایران از نهضت های آزادی بخش، مسئله ی فلسطین و تعامل با غرب رخ داده است و سایر اختلافات نظیر درگیری های پیرامون مسائل نفتی و اوپک در سطوح پایین تری قرار دارند که می توان آن ها را روبنایی بر آتش خفته ی فکری اعتقادی دو کشور دانست که در بطن اختلافات خانه دارد.دلایل رویارویی ایران با سیاست های عربستانهمان گونه که پیش تر آمد، اختلافات تاریخی ایران و عربستان حول مسائلی نظیر حج، مسئله ی فلسطین و رابطه با غرب و... باز می گردد. دو مسئله ی حج و فلسطین و سعی عربستان در برجسته کردن مختصات عربی آن، به روایتی ناپیدا از رقابت عربستان با ایران حول ام القرای شناخته شدن در جهان اسلام باز می گردد. در این راه، تهران و ریاض هزینه های چشمگیری برای پشتیبانی از ملت ها، جنبش ها و دولت های اسلامی پرداخته اند که منشأ آن در ایدئولوژی ها و باورهای مذهبی این دو کشور است. این دو کشور نمود عینی دو گفتمان متفاوت از اسلام هستند.ایران برخاسته از گفتمان شیعی و ایدئولوژی حکومتی امام خمینی و عربستان متعلق به گفتمان اسلام محافظه کار وهابی است که محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب مؤسس آن هستند. بدین ترتیب، تقابل این دو کشور در عرصه ی ایدئولوژیکی به عرصه های کاربردی سیاست های دو کشور تأثیر می گذارد.[15] بطن و خاستگاه رویارویی ایران و عربستان از مواضع ایدئولوژیکی آنان نشئت می گیرد. در مقاطعی هم که روابط ایران و عربستان، بر اساس سیاست تنش زدایی جمهوری اسلامی ایران، بهبود یافته است نقش ایدئولوژی انقلاب به عنوان یک عامل مؤثر در تدوین سیاست خارجی و ترسیم روابط با کشورها به نفع عوامل محیطی و ذهنیت نخبگان تأثیرگذار کم شده و بنابراین تنش و رویارویی دو کشور نمود کمتری داشته است. در واقع پس از انقلاب اسلامی، ایدئولوژی اسلامی انقلاب که بر اساس اندیشه ی امام خمینی تکوین یافته بود در سطوح سیاست های کلان (قانون اساسی) و خرد جمهوری اسلامی نمود یافت و همین امر موجب تمایز و تفکیک دیدگاه جمهوری اسلامی به مسائل منطقه ای و فرامنطقه ای از عربستان گردید. برای نمونه تأکید امام خمینی بر تشکیل امت جهانی اسلام، دفاع از مستضعفین و حمایت از نهضت های آزادی بخش و نفی غرب و شرق اصولی بود که در تدوین سیاست خارجی ایران و ترسیم روابط خارجی مورد توجه قرار داشت؛ اصولی که در متن قانون اساسی نیز برجسته است. چنانچه در مقدمه ی قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است:«قانون اساسی با توجه به محتوای انقلاب اسلامی ایران، که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود، زمینه ی تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم می کند. به ویژه در گسترش روابط بین المللی با دیگر جنبش های اسلامی و مردمی می کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان فراهم آید.»مؤلفه هایی که در این متن مصداق می یابد همان اصولی است که در سیاست خارجی ایران و تعیین روابطش حداقل تا زمان سیاست تنش زدایی در سال های 1368 تا 1384 مبنا قرار گرفته است.در مقابل، عربستان سعودی نیز اصول و اهداف خاصی را در ترسیم سیاست خارجی خود مد نظر دارد که عبارت اند از:1. رهبری سیاسی جهان اسلام به ویژه کشورهای عربی؛2. وحدت جهان عرب و جلب حمایت های آنان در جهت منافع خود؛3. تبلیغ مذهب وهابی و دعوت به آن؛4. جلوگیری از انتشار و گسترش انقلاب اسلامی و حفظ وضع موجود در منطقه؛5. متعادل کردن پدیده های تندروی منطقه و جهان اسلام.[16]با توجه به اهداف تعریف شده ی دو کشور ایران و عربستان، مشخص می شود که روابط دو کشور از ابتدای انقلاب اسلامی بر تقابل و رقابت استوار شده است؛ آنچه که در دوران جنگ نیز ادامه داشت و حتی از دیدگاه امام خمینی باید پس از جنگ نیز ادامه می ...

ادامه مطلب  

مناظره کم نظیر دو مقام سابق عالی رتبه عربستان و ایران  

درخواست حذف این مطلب
مشروح این مناظره را به نقل از وبسایت لوبلاگ می خوانید:ترکی: جغرافیای منطقه را نمی توانیم تغییر دهیم. سه اولویت ما امنیت، توسعه و نگاه به آینده است. ما باید با ائتلاف با آمریکا و کشورهای عربی و سازمان ملل، علیه تروریسم بجنگیم. ما باید حکومت قانونی یمن را برگردانیم به قدرت. در سوریه فاجعه انسانی رخ داده و جامعه جهانی کاری انجام نمی دهد تا به بحران سوریه خاتمه دهد. ما نگران موضوع فلسطین هم هستیم.موسویان: اختلاف اساسی ما با سعودی به اختلاف ما با آمریکا برمی گردد. از ابتدای انقلاب، آمریکا ایران را درسه زمینه: ایجاد بی ثباتی در منطقه، ترویج تروریسم و صدور انقلاب متهم کرده است. این سه موردی است که سعودی ها هم مرتب علیه ایران تکرار می کنند.ایران و عربستان هر دو خواستار ثبات هستند اما در استراتژی و تاکتیک برای تامین ثبات منطقه، اختلاف اساسی دارند. عربستان خواستار مکانیزمی است که امنیت منطقه تحت سلطه آمریکا تامین شود. ایران بدنبال یک ساختاری است که امنیت منطقه توسط خود کشورهای منطقه تامین شود. در مورد اتهام هژمونی ایران، به بحران قطر - عربستان نگاه کنید. قطر بعد از انقلاب چند دهه متحد عربستان بود، همیشه هم متحد آمریکا بوده، یک کشور سنی وهابی مذهب است و هیچوقت هم موضوع نفوذ و دخالت ایران در این کشورمطرح نبوده است. امروز قطر مدعی است که عربستان بدنبال سلطه و هژمونی و نقض حاکمیت ملی و استقلال این کشور است.مهم ترین تقابل منطقه ای عربستان و ایران هم در سوریه و عراق است. آمریکا و عربستان، اسد را دیکتاتور، حکومت وی را حکومت اقلیت دانسته، بدنبال تغییر رژیم در دمشق بوده و ایران را متهم به دخالت در سوریه می کنند. ایران معتقد است که از منظر مقررات بین الملل و سازمان ملل، دولت اسد، دولت قانونی سوریه است. ده ها هزار تروریست خارجی وارد این کشور شده و ایران هم توسط دولت قانونی سوریه برای مقابله با تروریست ها دعوت شده است. داستان عراق هم دقیقا همینطور است. این منطق آمریکا در مورد حضور در عراق نیز هست. آمریکا حضور خود در عراق را بدلیل دعوت دولت قانونی عراق می داند و ایران هم بوسیله همین دولت عراق دعوت شده که در عراق با تروریست ها بجنگد. این را عربستان مداخله ایران در امور کشورهای عربی برای هژمونی معرفی می کند در حالیکه حضور ایران در سوریه و عراق قانونی و برای مقابله با تروریست ها و دفاع از حاکمیت ملی و امنیت و استقلال این کشورهاست.یمن نقطه اختلاف دیگر عربستان و ایران است. ایران مخالف تجاوز نظامی عربستان به یمن است و دنیا هم پذیرفته که این تجاوز، بدترین فاجعه انسانی جهان را بوجود آورده است. عربستان ایران را متهم به حمایت از حوثی ها می کند در حالیکه حوثی ها و زیدی ها هزار سال بر یمن حکومت کردند، قبل و بعد از انقلاب هم متحد عربستان بودند و علی عبد الله صالح رییس جمهور وقت یمن هم حامی تجاوز صدام به ایران بود. منتها حوثی ها بعد از تجاوز عربستان به سمت ایران آمدند و ایران هم از آنها در مقابل تجاوز نظامی عربستان حمایت کرد. البته عربستان حق دارد نگران امنیت خود باشد چون یمن را حیاط خلوت امنیتی خود می داند اما اختلاف اساسی در مورد تجاوز نظامی است. ایران اصرار دارد که یمن راه حل سیاسی دارد.اختلاف دیگر منطقه ای ایران با عربستان در مورد لیبی است. ایران تجاوز نظامی ناتو و عربستان به لیبی را یک اشتباه بزرگ می داند. لیبی هم یک کشور سنی است و ایران هم نفوذی در این کشور نداشت منتها لیبی با حمله ناتو و عربستان و متحدین عرب آمریکا، بی ثبات و بهشت تروریست ها شد. اختلافات مهم منطقه ای ایران و عربستان از این جنس است. بنابراین کلیدی ترین اختلاف منطقه ای عربستان و ایران در مورد نظم منطقه، امنیت منطقه و نقش منطقه ای است.اختلاف دوم بین ایران و عربستان موضوع ایدئولوژی است. اختلاف شیعه و سنی واقعیت است. اما اکثریت قاطع جهان اهل سنت، دشمن شیعه نیستند اما اقلیت وهابیت، دشمن شیعه است در حدی که برخی از مفتی های وهابی سعودی، فتوای قتل شیعیان را داده و جزای قتل را هم بهشت تعیین کرده اند.اختلاف سوم ایران با عربستان در مورد حمایت عربستان از جنگ علیه ایران و تجزیه ایران است. بعد از انقلاب صدام با حمایت عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران حمله نظامی کرد، صدها هزار ایرانی قربانی شدند و صدها میلیارد دلار خسارت برای ایران بجا گذاشت. آمریکا، صدام را به سلاح شیمیایی مسلح کرد که با کاربرد آن، صد هزار ایرانی قربانی شدند. صدها سند ورارت خارجه آمریکا توسط ویکی لیکس افشاء و معلوم شده که بعد از ۲۰۰۵ همچنان عربستان خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران بوده و اخیرا هم جان کری فاش ساخت که حتی در دوران مذاکرات هسته ای نیز سعودی ها خواستار حمله نظامی عربستان به ایران بوده اند. بنابراین ایرانی ها هیچ تردیدی در مورد نیات عربستان ندارند. ائتلاف عربی که عربستان بدنبال آن است نیز برای چنین مقابله ای و تجزیه ایران است.منتها استراتژی ایران ایجاد یک سیستم جمعی منطقه ای با کشورهای همسایه خلیج فارس برای تامین امنیت و همکاری توسط خود کشورهای منطقه است ضمن اینکه این سیستم همکاری منطقه ای می تواند یک روابط بالانس با هر پنج عضو دائم شورای امنیت داشته باشد. در سال ۱۹۹۶ وقتی که من با ملک فهد دیدار داشتم او به من گفت که نهایتا سه قدرت منطقه ای ایران و عربستان و عراق باید با هم همکاری کنند تا امنیت منطقه تامین شود. او درست می گفت.ترکی: من به مطالب دکتر موسویان احترام می گذارم اما چند کد از مقامات رسمی ایران برای شما نقل کنم:* انقلاب اسلامی ایران محدود به مرزهای ایران نمی شود. انقلاب ما آغاز انقلاب جهانی تحت زعامت حضرت مهدی (عج) است.* سوریه خط مقدم جبهه مقاومت است و ایران از آن حمایت می کند.* مرزهای امنیتی ایران تا دریای مدیترانه گسترش پیدا کرده و دشمنان ما شکست خورده اند.* انقلاب یمن محدود به این کشور نخواهد شد و مرزهای عربستان را فرا گرفته و تا عمق این کشور گسترش خواهد یافت.* ایران امروز امپراطوری گذشته را تجدید کرده و پایتخت آن بغداد است که در گذشته مرکز انقلاب و فرهنگ و هویت ماست همانطور که در گذشته بوده است.اینها مواضع رسمی اعلامی مقامات ایران است. مطالبی که آقای موسویان درمورد نیات ایران در منطقه گفتند با اظهارات مقامات رسمی کشورشان متفاوت است. اظهارات مقامات ایران نشان می دهد که ایران اهداف منطقه ای دارد و قصد صدور انقلابش به منطقه را دارد. حوثی ها و حزب الله و گروه های مشابهی که در جاهای دیگر مثل بحرین و عربستان را با همین هدف درست کرده اند. نقطه اختلاف ایران و عربستان همین است.در مورد حمایت عربستان از صدام هم اینکه وقتی صدام به ایران حمله کرد، عربستان از او خواست که متوقف کند اما او گوش نکرد. بعد از اینکه ایران وارد خاک عراق شد عربستان و سایر قدرت ها از صدام حمایت کردند. مطلب دیگر اینکه شما به تظاهرات اخیر مردم ایران توجه کنید. حاکمیت مدعی است که آمریکا و عربستان و اسرائیل اتاق عملیات تشکیل و هدایت این تظاهرات را بر عهده دارند اما شعارهای مردم این بود که بودجه کشورشان خرج اقتصاد خودشان شود نه اینکه در لبنان و سوریه و یمن هزینه شود.به هر حال عربستان در مورد روابط با ایران سه اصل دارد:۱- جغرافیا: ما و ایران در این منطقه هستیم و باید با هم کار کنیم و زندگی کنیم.۲- اشتراکات مذهبی: ما هر دو به یک خدا و یک پیامبر و یک قرآن اعتقاد داریم.۳- ارتباطات مردمی: در طی قرن ها مردم ایران و کشورهای عربی به سرزمین های یکدیگر سفر کرده و با هم زندگی کرده اند.اینها اشتراکات کلیدی ایران و عربستان است. ما متاسفیم که مقامات ایران این اشتراکات را مورد توجه قرار نمی دهند. امیدوارم افرادی مثل آقای موسویان که خواهان بهبود روابط دو کشور هستند بتوانند این روابط را بهبود دهند.موسویان: نکته اول اینکه من صددرصد با اشتراکات سه گانه ای که آقای ترکی درمورد ایران و عربستان گفتند موافقم. نکته دوم در مورد کدهایی است که آقای ترکی از مقامات ایران نقل کردند. منهای صحت و سقم آن، من می توانم چند برابر اینها را از اظهارات مشابه مقامات عربستان و آمریکا علیه ایران برای شما نقل کنم. «جنگ شعارها» یک واقعیتی است که در هر دو طرف وجود داشته و دارد. اما اخیرا یک تحول مهم جدید رخ داده است. آمریکا و اسراییل از ابتدای انقلاب دنبال تغییر رژیم در ایران بوده و اظهار هم کرده اند و لذا چیز تازه ای نیست. اما اخیرا عربستان رسما خواستار تغییر رژیم در ایران شده تا جایی که ولیعهد عربستان رسما اعلام کرد که ما جنگ را به داخل ایران می کشانیم. خود همین آقای پرینس ترکی در نشست سالیانه سازمان منافقین در پاریس شرکت کرد و رسما اعلام کرد که عربستان از اقدامات این سازمان تروریستی برای تغییر رژیم در ایران حمایت می کند. سازمان منافقین یک سازمان تروریستی است که قبل از انقلاب ژنرال های آمریکایی در ایران را ترور کرد و بعد از انقلاب هم ۱۷۰۰۰ نفر در ایران را ترور کرده، از رئیس جمهور و نخست وزیر و رییس قوه قضاییه و وزراء و نمایندگان مجلس گرفته تا مردم عادی.نکته سوم در مورد تظاهرات اخیر اینکه بعد از انقلاب ما همیشه تظاهرات در ایران داشته ایم و حتی تظاهرات اعتراضی. در سال ۷۸ و ۸۸ یعنی از ۲۰-۳۰ سال پیش هم تظاهرات اعتراضی داشتیم که بسیار گسترده تر از این تظاهرات بود. من متعجب هستم که چگونه جهان غرب تظاهرات اخیر را این همه بزرگ و اغراق کرد. چون من خودم در موقع تظاهرات در ایران بودم و شاهد ماجرا بودم. سقف حضور مردم در تظاهرات اعتراضی حدود ۱۰۰۰ نفر بود که یک هفته بعد تظاهرات حمایتی در اکثر شهرهای ایران برگزار شد و تا حضور ده ها هزار نفری هم رفت اما هیچیک از رسانه های غرب تظاهرات حمایتی را منعکس نکردند. تظاهرات میلیونی ۲۲ بهمن هم انعکاس شایسته ای در رسانه های غرب نداشت. ایران ده ها حزب و الی ماشاءالله جناح های سیاسی و هزاران رسانه دارد و همه هم دارای نظرات گوناگون. این مزیت ایران است و نه ضعف. اگر پرینس ترکی بخواهد من صدها کد از مقامات رسمی ایران در مورد علاقه مندی به بهبود روابط با عربستان می آورم، از وزرای خارجه در سی سال گذشته، از آقای ولایتی تا آقای ظریف.در هرصورت ایرانی ها در طول دوران بعد از انقلاب با تحریم دست و پنجه نرم کرده و روزبروز هم آبدیده تر شده اند اما عربستان تازه با مشکل اقتصادی کمبود بودجه مواجه شده آن هم بخاطر سقوط قیمت نفت و هزینه های عملیات نظامی در منطقه. نهایتا این واقعیت است که هر دو کشور مشکل اقتصادی دارند و گرفتار فساد هم هستند. اما امید بستن آمریکا و عربستان به مشکلات داخلی ایران خاصیتی نداشته و نخواهد داشت و فشارهای آمریکا هم ایران را بی ثبات نخواهد کرد چون مردم برای دفاع از تمامیت ارضی و استقلال خود متحد خواهند شد. ما نیازمند تدابیری مفید برای صلح و ثبات در منطقه هستیم.ترکی: من و آقای موسویان همیشه با هم اختلاف نظر داشته ایم. در مورد یمن لازم است بگویم که عربستان خواهان بازگشت حکومت قانونی یمن است که حوثی ها نمی پذیرند و ایران هم پذیرفته که از حوثی ها حمایت می کند که این ...

ادامه مطلب  

موفقیت در سال جدید  

درخواست حذف این مطلب
به راستی چه عاملی باعث دستیابی به موفقیت می شود؟ چگونه است که بعضی از افراد به اوج موفقیت می رسند و بعضی دیگر در همان پله های اول درجا می زنند؟موفقیت در زندگی بدون برنامه ریزی حساب شده حاصل نمی شود. بهترین راه به دست آوردن موفقیت تعیین اهداف و سپس برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به آنهاست. آنلاین :به راستی چه عاملی باعث دستیابی به موفقیت می شود؟ چگونه است که بعضی از افراد به اوج موفقیت می رسند و بعضی دیگر در همان پله های اول درجا می زنند؟موفقیت در زندگی بدون برنامه ریزی حساب شده حاصل نمی شود. بهترین راه به دست آوردن موفقیت تعیین اهداف و ...

ادامه مطلب  

ریزش آرای روحانی قطعی است  

درخواست حذف این مطلب
رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه ریزش آرای آقای روحانی قطعی است و هیچ کس در آن تردید ندارد گفت: اگر قرار باشد روحانی در محدوده دوره قبل رأی داشته باشد حتماً شکست خواهد خورد. مهندس محمدرضا باهنر در گفت وگویی با مهر با تأکید بر اینکه انتخابات ریاست جمهوری قابل پیش بینی نیست گفت: همواره در تمام انتخابات ریاست جمهوری که در جمهوری اسلامی ایران برگزار شده است اتفاق تازه ای رخ داده است از این رو محتمل است که حسن روحانی اولین رئیس جمهور تک دوره ای ایران باشد.باهنر در این گفت وگو با واکاوی جریان اصلاحات و انگیزه این جر ...

ادامه مطلب  

آشتی فتح و حماس؛ از طرح تا واقعیت  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل-فرزاد فرهادی: در پی درگیری های سال ۲۰۰۷ میان فتح و حماس، فتح از نوار غزه بیروه رانده شد و حماس در ۱۰ سال گذشته کنترل این منطقه را برعهده داشت. درطول این مدت تلاش های این دو گروه برای تفاهم و تشکیل دولت واحد برای اداره نوار غزه و کرانه باختری بی نتیجه مانده است.جنبش مقاومت اسلامی حماس اخیرا با صدور بیانیه ای اعلام کرد که در راستای حل اختلافات داخلی، کمیته اداری خود در نوار غزه را منحل می کند و با برگزاری انتخابات سراسری در فلسطین موافق است.فوزی برهوم، سخنگوی جنش حماس در بیانیه ای تاکید کرد که محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین باید اقدام فوری برای لغو تمام مصوبات گذشته علیه ساکنان نوار غزه اتخاذ کند.وی افزود: این درخواست بعد از پاسخ مثبت جنبش حماس به تلاش های مصر و منحل کردن کمیته اداری اش صورت می گیرد. ما از عباس و جنبش فتح می خواهیم تا به دولت رامی الحمد لله اجازه دهد تا به وظایف خود در قبال نوار غزه هر چه سریعتر عمل کند.نبیل شعث، از رهبران فتح گفته که حماس اولین گام مهم برای پایان دادن به یک دهه اختلاف با دولت خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس را برداشته است.حازم قاسم در مصاحبه با شبکه تلویزیونی المیادین، درباره اعلام تصمیم جنبش حماس برای انحلال کمیته اداری غزه گفت: این نخستین بار نیست که جنبش حماس گام های مثبتی برای تحقق آشتی بر می دارد. حماس سال ها پیش از حق قانونی خود برای تشکیل دولت چشم پوشی کرد و دولت را به رامی حمدالله واگذار کرد. تشکیل کمیته اداری برای پر کردن خلائی بود که غیبت دولت وفاق ملی ایجاد کرده بود. با توجه به تصمیم حماس برای انحلال این کمیته، دولت وفاق می تواند از امروز به صورت طبیعی فعالیت خود را در نوار غزه از سر بگیرد و به وظایفش در برابر اهالی غزه عمل کند.قاسم درباره امکان موافقت نکردن جنبش فتح با شرایط مورد نظر جنبش حماس افزود: نباید در این باره بدبین بود. مصر این مسئله را پیگیری می کند و حماس در برابر تلاش های مصر با مسئولیت پذیری کامل عمل کردحماس در برابر تلاش های مصر با مسئولیت پذیری کامل عمل کرد تا آشتی ملی محقق شود و دودستگی فلسطینی ها پایان یابد تا بتوانیم پس از آن آزادسازی سرزمین فلسطین را پیگیری کنیم. حماس پیش شرطی ندارد، اما برای تحقق روند آشتی شرایطی لازم است و باید اتخاذ تصمیمات یکجانبه متوقف شود. بدون شک مسایل مختلف در گفتگوها بین دو طرف بررسی خواهد شد.وی خاطر نشان کرد: تشکیلات خودگردان باید بپذیرد در برابر این گام بلند حماس، موضع مثبتی اتخاذ کند. اکنون باید دید محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان در پیگیری برای عملی کردن آشتی فلسطین تا چه اندازه جدیت و صداقت دارد.محمود عباس به شکل تلفنی با اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس که اولین ارتباط تلفنی از حدود یکسال قبل است، گفتگو کرد. نبیل شعث عضو کمیته مرکزی فتح اعلام کرد که رامی الحمدالله قصد دارد به غزه برود و با مسئولان حماس دیدار و گفتگو کند. وی از سال ۲۰۱۵ به غزه نرفته است.حماس در مارس گذشته کمیته اداری تشکیل داده بود، موضوعی که تشکیلات خودگردان آنرا مغایر با توافق سال ۲۰۱۴ که به موجب آن فتح و حماس درباره تشکیل دولت وفاق ملی به ریاست الحمدالله به توافق رسیده بودند، دانست. چند ماه پس از توافق ۲۰۱۴ دولت الحمدالله نتوانست به مسئولیت های خود در غزه عمل کند و حماس را متهم به تعطیلی دولت وفاق کرد.اما ریشه های اختلاف میان حماس و فتح چیست و آیا می توان به تلاش های مربوط به آشتی ملی میان این دو جنبش امیدوار بود؟در واقع ریشه های اختلاف میان این دو جنبش برخی از آنها تاریخی و برخی به دیدگاه های و تفاوت نگرش دو طرف مربوط می شودریشه های اختلاف میان این دو جنبش برخی از آنها تاریخی و برخی به دیدگاه های و تفاوت نگرش دو طرف مربوط می شود.همانطور که در عرصه تحولات فلسطین شاهد هستیم جنبش فتح به ریاست محمود عباس با مقاومت مسلحانه بیگانه است و اعتقادی به آن ندارد و بیشتر مذاکرات ناموفق سازش را مورد توجه قرار می دهد؛ مذاکراتی که درباره قدس چاره ساز نبوده و مانعی برای ادامه شهرک سازی رژیم صهیونیستی نشده و مشکل آوارگان فلسطینی را حل نکرده است.در مقابل جنبش حماس ضمن مخالفت با به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی راه آزادی کامل فلسطین و قدس و حل مشکل آوارگان را به مقاومت و مبارزه با دشمن صهیونیست می داند.اما درباره اینکه می توان امیدی به آشتی میان فتح و حماس داشت باید به تلاش های ناکام قبلی رجوع کرد. مصر در سال ۲۰۱۱ به عنوان میانجی معاهداتی میان این دو گروه به امضا رساند مبنی بر پایان کشمکش و تشکیل دولتی موقت تا پیش از برپایی انتخابات.اما به اعتقاد برخی تحلیلگران اوضاع شاید اندکی در حال حاضر با قبل تفاوت کرده باشد. به اعتقاد برخی تحلیلگران این گام حماس نیاز به اراده قوی برای از بین بردن موانعی که وحدت ملی را با چالش روبرو کرده است، نیاز دارد و اینکه تصمیماتی که ضد غزه اتخاذ شده است سریعا برداشته شود و گفتگوهای فراگیر برای اجرای آشتی برگزار شود.هانی المصری از تحلیلگران امور فلسطین به خبرگزاری صفا گفت: انحلال کمیته اداری گامی شایسته است و پرونده آشتی را به شکل جدی و واقعی باز می کند اما به اراده قوی برای رفع همه موانع که آشتی ملی را با مانع روبرو کرده است، نیاز دارد.وی افزود: این همچنین به قدرت و جرات نیاز دارد و گامهای محدود در این زمینه کفایت نمی کند ...

ادامه مطلب  

نظر مقام معظم رهبری درباره مسائل متفرقه حج  

درخواست حذف این مطلب
در حالی که حدود دو هفته تا آغاز موسم حج و اعزام زائران کشورمان به سرزمین وحی مانده، نحوه صحیح انجام این فریضه الهی و موضوعات مرتبط با آن، از مهمترین دغدغه های فکری هر زائری است.از همین رو، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در نظر دارد طی روزهای منتهی به آغاز حج ابراهیمی، با رجوع به پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، پاسخ های معظم ُله به شبهات و استفتائات افرادی که قصد عزیمت به حج را دارند منتشر کند.به این امید که حج امسال در کمال امنیت و آرامش، حداکثر دستاورد معنوی و روحی را برای هموطنان مان به همراه داشته باشد، در بخش نهم پاسخ های رهبر معظم انقلاب در رابطه با مسائل متفرقه را مرور خواهیم کرد.***سنگ فرش مسجدالحرام با آب قلیل تطهیر می شود و آب قلیل را بر نجاست می ریزند، به گونه ای که معمولاً باقی ماندن نجاست در محل مُحرَز است، آیا سجده بر سنگ فرش مسجد صحیح است؟معمولاً در فرض مذکور، نجاست تمامی نقاط مسجد مُحرز نمی شود و بررسی و تحقیق واجب نیست، بنا بر این سجده بر سنگ فرش آن صحیح است.هنگامی که مسجدالحرام بر اثر خون یا ادرار یا نجاست دیگر نجس می شود، کارگران برای تطهیر آن روشی را به کار می برند که به نظر ما پاک کننده نیست. در این حالت، نمازی که بر زمین مسجدالحرام (مرطوب یا غیر مرطوب) خوانده شود، چه حکمی دارد؟مادامی که به نجاست محل سجود یقین ندارد، نمازش صحیح است.آیا اقامه ی نماز جماعت به شکل دایره ای دور کعبه صحیح و مُجزی است؟نماز کسی که پشت سر امام یا در یکی از دو طرف او بایستد، صحیح است، و بنا بر احتیاط مستحب، کسی که در یکی از دو طرف امام ایستاده باید فاصله ی میان امام جماعت و کعبه را رعایت کند و از امام به کعبه نزدیک تر نباشد، اما نماز کسی که در طرف دیگر کعبه مقابل امام بایستد، صحیح نیست.آیا اقامه ی نماز جماعت پشت سر پیش نماز سنی مذهب در مکّه ی مکرّمه و مدینه منوّره، مُجزی است؟مُجزی است، إن شاءالله.جواز اقتدا به اهل سنت اختصاص به نماز ادا دارد یا در نماز قضا نیز می توان اقتدا کرد؟قدر متیقّن جواز اقتداء در نماز اداء است و صحّت اقتداء در نماز قضاء محل اشکال بلکه منع است.خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام اذان و اقامه چه حکمی دارد؟ با توجه به این که اهل سنت در آن هنگام به سوی مسجد می روند، و در مورد خارج شدن ما در آن اوقات، گفتگو می کنند و بر ما عیب می گیرند.این کار اگر از نظر دیگران، سبک شمردن نماز اول وقت به شمار آید و به خصوص موجب وهن مذهب باشد، جایز نیست.در برخی از استفتائات آمده است که شما اقامه ی نماز جماعت در هتل های مکّه ی مکرّمه را جایز نمی دانید، آیا اقامه ی نماز جماعت در منازل و خانه های محل اقامت کاروان های حجّ جایز است؟ لازم به ذکر است که این منازل تنها به کاروان ها اختصاص دارد و برپایی نماز جاعت، بهانه ای برای حجّاج در ترک نماز در مسجدالحرام نخواهد بود.اقامه نماز جماعت در منازل و خانه ها را نیز، در صورتی که مایه ی جلب نظر دیگران، و موجب عیب گیری بر حجّاج از جهت عدم مشارکت با مسلمانان در نماز جماعت در مسجد گردد، جایز نمی دانیم.حکم نماز کسی که قصد ده روز اقامت در مکّه ی مکرّمه را دارد، در عرفات و مشعر و مِنی، و نیز در مسیر حد فاصل میان آن ها چگونه است؟اگر پیش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مکّه را داشته باشد و با این نیت، حداقل یک نماز چهار رکعتی کامل به جا آورد، تا زمانی که سفر جدیدی انجام نداده، حکم اقامت به حال خود باقی است، و پس از تحقق شرط اقامت، رفتن او به عرفات و مشعرالحرام و مِنی سفر به شمار نمی آید.آیا حکم مخیّر بودن میان قصر یا کامل خواندن نماز، در همه جای مکّه و مدینه جاری است، یا تنها به مسجدالحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) اختصاص دارد؟ و آیا میان مناطق قدیمی و جدید این دو شهر تفاوتی وجود دارد یا خیر؟تخییر بین قصر یا کامل خواندن نماز در همه جای این دو شهر مقدس وجود دارد، و بنا بر ظاهر، محله های قدیمی و جدید آن ها با هم تفاوتی ندارند، هرچند احتیاط استحبابی اختصاص تخییر بین قصر و اتمام به محله های قدیمی این دو شهر، بلکه تنها به دو مسجد مقدّس است و نماز را در جاهای دیگر این دو شهر قصر بخواند، مگر در صورتی که قصد اقامت ده روزه داشته باشد.حج کسی که از شرکت در مراسم برائت از مشرکین خودداری کند، چه حکمی دارد؟این کار به صحّت حجّ او خللی وارد نمی کند، هرچند خود را از فضیلت شرکت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم کرده است.آیا زن در زمان حیض یا نفاس می تواند بر دیوار مشترک میان رواق مسجدالحرام و مَسعی بنشیند؟مانعی ندارد، مگر آن که ثابت شود دیوار، بخشی از مسجدالحرام است.مادرم از ذریّه پیامبر اکرم(ص) است. آیا من نیز از سادات محسوب می شوم؟ آیا می توانم عادت ماهیانه ام را تا شصت سالگی، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟تعیین سن یائسگی محل تأمل و احتیاط است؛ بانوان می توانند در این مسأله به مجتهد جامع الشرایط دیگر مراجعه نمایند.حج کسی که به سبب اختلاف در رؤیت هلال، در انجام وقوف ها و روز عید شک کند، چه حکمی دارد؟ و آیا باید حجّ را اعاده کند یا خیر؟اگر مطابق با نظر و حکم مفتی اهل سنت در خصوص اثبات رؤیت هلال ذی حجه عمل کند، کافی است. پس هرگاه وقوف ها را همراه با دیگر مردم درک نماید، حجّ را درک کرده و مُجزی است.مقدار مسافت شرعی که ساکنان در محدوده ی آن می توانند حجّ اِفراد به جا آورند، ۱۶ فرسخ است؛ ای ...

ادامه مطلب  

نظر مقام معظم رهبری درباره مسائل متفرقه حج  

درخواست حذف این مطلب
از همین رو، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در نظر دارد طی روزهای منتهی به آغاز حج ابراهیمی، با رجوع به پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، پاسخ های معظم ُله به شبهات و استفتائات افرادی که قصد عزیمت به حج را دارند منتشر کند.به این امید که حج امسال در کمال امنیت و آرامش، حداکثر دستاورد معنوی و روحی را برای هموطنان مان به همراه داشته باشد، در بخش نهم پاسخ های رهبر معظم انقلاب در رابطه با مسائل متفرقه را مرور خواهیم کرد.***سنگ فرش مسجدالحرام با آب قلیل تطهیر می شود و آب قلیل را بر نجاست می ریزند، به گونه ای که معمولاً باقی ماندن نجاست در محل مُحرَز است، آیا سجده بر سنگ فرش مسجد صحیح است؟معمولاً در فرض مذکور، نجاست تمامی نقاط مسجد مُحرز نمی شود و بررسی و تحقیق واجب نیست، بنا بر این سجده بر سنگ فرش آن صحیح است.هنگامی که مسجدالحرام بر اثر خون یا ادرار یا نجاست دیگر نجس می شود، کارگران برای تطهیر آن روشی را به کار می برند که به نظر ما پاک کننده نیست. در این حالت، نمازی که بر زمین مسجدالحرام (مرطوب یا غیر مرطوب) خوانده شود، چه حکمی دارد؟مادامی که به نجاست محل سجود یقین ندارد، نمازش صحیح است.آیا اقامه ی نماز جماعت به شکل دایره ای دور کعبه صحیح و مُجزی است؟نماز کسی که پشت سر امام یا در یکی از دو طرف او بایستد، صحیح است، و بنا بر احتیاط مستحب، کسی که در یکی از دو طرف امام ایستاده باید فاصله ی میان امام جماعت و کعبه را رعایت کند و از امام به کعبه نزدیک تر نباشد، اما نماز کسی که در طرف دیگر کعبه مقابل امام بایستد، صحیح نیست.آیا اقامه ی نماز جماعت پشت سر پیش نماز سنی مذهب در مکّه ی مکرّمه و مدینه منوّره، مُجزی است؟مُجزی است، إن شاءالله.جواز اقتدا به اهل سنت اختصاص به نماز ادا دارد یا در نماز قضا نیز می توان اقتدا کرد؟قدر متیقّن جواز اقتداء در نماز اداء است و صحّت اقتداء در نماز قضاء محل اشکال بلکه منع است.خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام اذان و اقامه چه حکمی دارد؟ با توجه به این که اهل سنت در آن هنگام به سوی مسجد می روند، و در مورد خارج شدن ما در آن اوقات، گفتگو می کنند و بر ما عیب می گیرند.این کار اگر از نظر دیگران، سبک شمردن نماز اول وقت به شمار آید و به خصوص موجب وهن مذهب باشد، جایز نیست.در برخی از استفتائات آمده است که شما اقامه ی نماز جماعت در هتل های مکّه ی مکرّمه را جایز نمی دانید، آیا اقامه ی نماز جماعت در منازل و خانه های محل اقامت کاروان های حجّ جایز است؟ لازم به ذکر است که این منازل تنها به کاروان ها اختصاص دارد و برپایی نماز جاعت، بهانه ای برای حجّاج در ترک نماز در مسجدالحرام نخواهد بود.اقامه نماز جماعت در منازل و خانه ها را نیز، در صورتی که مایه ی جلب نظر دیگران، و موجب عیب گیری بر حجّاج از جهت عدم مشارکت با مسلمانان در نماز جماعت در مسجد گردد، جایز نمی دانیم.حکم نماز کسی که قصد ده روز اقامت در مکّه ی مکرّمه را دارد، در عرفات و مشعر و مِنی، و نیز در مسیر حد فاصل میان آن ها چگونه است؟اگر پیش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مکّه را داشته باشد و با این نیت، حداقل یک نماز چهار رکعتی کامل به جا آورد، تا زمانی که سفر جدیدی انجام نداده، حکم اقامت به حال خود باقی است، و پس از تحقق شرط اقامت، رفتن او به عرفات و مشعرالحرام و مِنی سفر به شمار نمی آید.آیا حکم مخیّر بودن میان قصر یا کامل خواندن نماز، در همه جای مکّه و مدینه جاری است، یا تنها به مسجدالحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) اختصاص دارد؟ و آیا میان مناطق قدیمی و جدید این دو شهر تفاوتی وجود دارد یا خیر؟تخییر بین قصر یا کامل خواندن نماز در همه جای این دو شهر مقدس وجود دارد، و بنا بر ظاهر، محله های قدیمی و جدید آن ها با هم تفاوتی ندارند، هرچند احتیاط استحبابی اختصاص تخییر بین قصر و اتمام به محله های قدیمی این دو شهر، بلکه تنها به دو مسجد مقدّس است و نماز را در جاهای دیگر این دو شهر قصر بخواند، مگر در صورتی که قصد اقامت ده روزه داشته باشد.حج کسی که از شرکت در مراسم برائت از مشرکین خودداری کند، چه حکمی دارد؟این کار به صحّت حجّ او خللی وارد نمی کند، هرچند خود را از فضیلت شرکت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم کرده است.آیا زن در زمان حیض یا نفاس می تواند بر دیوار مشترک میان رواق مسجدالحرام و مَسعی بنشیند؟مانعی ندارد، مگر آن که ثابت شود دیوار، بخشی از مسجدالحرام است.مادرم از ذریّه پیامبر اکرم(ص) است. آیا من نیز از سادات محسوب می شوم؟ آیا می توانم عادت ماهیانه ام را تا شصت سالگی، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟تعیین سن یائسگی محل تأمل و احتیاط است؛ بانوان می توانند در این مسأله به مجتهد جامع الشرایط دیگر مراجعه نمایند.حج کسی که به سبب اختلاف در رؤیت هلال، در انجام وقوف ها و روز عید شک کند، چه حکمی دارد؟ و آیا باید حجّ را اعاده کند یا خیر؟اگر مطابق با نظر و حکم مفتی اهل سنت در خصوص اثبات رؤیت هلال ذی حجه عمل کند، کافی است. پس هرگاه وقوف ها را همراه با دیگر مردم درک نماید، حجّ را درک کرده و مُجزی است.مقدار مسافت شرعی که ساکنان در محدوده ی آن می توانند حجّ اِفراد به جا آورند، ۱۶ فرسخ است؛ این فاصله از کجا باید حساب شود؟ اگر میزان، محاسبه ی فاصله بین آخرین خانه های جدّه و ن ...

ادامه مطلب  

نظر مقام معظم رهبری درباره مسائل متفرقه حج  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری ایسنا: در حالی که حدود دو هفته تا آغاز موسم حج و اعزام زائران کشورمان به سرزمین وحی مانده، نحوه صحیح انجام این فریضه الهی و موضوعات مرتبط با آن، از مهمترین دغدغه های فکری هر زائری است.از همین رو، در نظر داریم طی روزهای منتهی به آغاز حج ابراهیمی، با رجوع به پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، پاسخ های معظم ُله به شبهات و استفتائات افرادی که قصد عزیمت به حج را دارند منتشر کنیم.به این امید که حج امسال در کمال امنیت و آرامش، حداکثر دستاورد معنوی و روحی را برای هموطنان مان به همراه داشته باشد، در بخش نهم پاسخ های رهبر معظم انقلاب در رابطه با مسائل متفرقه را مرور خواهیم کرد.***سنگ فرش مسجدالحرام با آب قلیل تطهیر می شود و آب قلیل را بر نجاست می ریزند، به گونه ای که معمولاً باقی ماندن نجاست در محل مُحرَز است، آیا سجده بر سنگ فرش مسجد صحیح است؟معمولاً در فرض مذکور، نجاست تمامی نقاط مسجد مُحرز نمی شود و بررسی و تحقیق واجب نیست، بنا بر این سجده بر سنگ فرش آن صحیح است.هنگامی که مسجدالحرام بر اثر خون یا ادرار یا نجاست دیگر نجس می شود، کارگران برای تطهیر آن روشی را به کار می برند که به نظر ما پاک کننده نیست. در این حالت، نمازی که بر زمین مسجدالحرام (مرطوب یا غیر مرطوب) خوانده شود، چه حکمی دارد؟مادامی که به نجاست محل سجود یقین ندارد، نمازش صحیح است.آیا اقامه ی نماز جماعت به شکل دایره ای دور کعبه صحیح و مُجزی است؟نماز کسی که پشت سر امام یا در یکی از دو طرف او بایستد، صحیح است، و بنا بر احتیاط مستحب، کسی که در یکی از دو طرف امام ایستاده باید فاصله ی میان امام جماعت و کعبه را رعایت کند و از امام به کعبه نزدیک تر نباشد، اما نماز کسی که در طرف دیگر کعبه مقابل امام بایستد، صحیح نیست.آیا اقامه ی نماز جماعت پشت سر پیش نماز سنی مذهب در مکّه ی مکرّمه و مدینه منوّره، مُجزی است؟مُجزی است، إن شاءالله.جواز اقتدا به اهل سنت اختصاص به نماز ادا دارد یا در نماز قضا نیز می توان اقتدا کرد؟قدر متیقّن جواز اقتداء در نماز اداء است و صحّت اقتداء در نماز قضاء محل اشکال بلکه منع است.خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام اذان و اقامه چه حکمی دارد؟ با توجه به این که اهل سنت در آن هنگام به سوی مسجد می روند، و در مورد خارج شدن ما در آن اوقات، گفتگو می کنند و بر ما عیب می گیرند.این کار اگر از نظر دیگران، سبک شمردن نماز اول وقت به شمار آید و به خصوص موجب وهن مذهب باشد، جایز نیست. در برخی از استفتائات آمده است که شما اقامه ی نماز جماعت در هتل های مکّه ی مکرّمه را جایز نمی دانید، آیا اقامه ی نماز جماعت در منازل و خانه های محل اقامت کاروان های حجّ جایز است؟ لازم به ذکر است که این منازل تنها به کاروان ها اختصاص دارد و برپایی نماز جاعت، بهانه ای برای حجّاج در ترک نماز در مسجدالحرام نخواهد بود.اقامه نماز جماعت در منازل و خانه ها را نیز، در صورتی که مایه ی جلب نظر دیگران، و موجب عیب گیری بر حجّاج از جهت عدم مشارکت با مسلمانان در نماز جماعت در مسجد گردد، جایز نمی دانیم.حکم نماز کسی که قصد ده روز اقامت در مکّه ی مکرّمه را دارد، در عرفات و مشعر و مِنی، و نیز در مسیر حد فاصل میان آن ها چگونه است؟اگر پیش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مکّه را داشته باشد و با این نیت، حداقل یک نماز چهار رکعتی کامل به جا آورد، تا زمانی که سفر جدیدی انجام نداده، حکم اقامت به حال خود باقی است، و پس از تحقق شرط اقامت، رفتن او به عرفات و مشعرالحرام و مِنی سفر به شمار نمی آید.آیا حکم مخیّر بودن میان قصر یا کامل خواندن نماز، در همه جای مکّه و مدینه جاری است، یا تنها به مسجدالحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) اختصاص دارد؟ و آیا میان مناطق قدیمی و جدید این دو شهر تفاوتی وجود دارد یا خیر؟تخییر بین قصر یا کامل خواندن نماز در همه جای این دو شهر مقدس وجود دارد، و بنا بر ظاهر، محله های قدیمی و جدید آن ها با هم تفاوتی ندارند، هرچند احتیاط استحبابی اختصاص تخییر بین قصر و اتمام به محله های قدیمی این دو شهر، بلکه تنها به دو مسجد مقدّس است و نماز را در جاهای دیگر این دو شهر قصر بخواند، مگر در صورتی که قصد اقامت ده روزه داشته باشد.حج کسی که از شرکت در مراسم برائت از مشرکین خودداری کند، چه حکمی دارد؟این کار به صحّت حجّ او خللی وارد نمی کند، هرچند خود را از فضیلت شرکت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم کرده است.آیا زن در زمان حیض یا نفاس می تواند بر دیوار مشترک میان رواق مسجدالحرام و مَسعی بنشیند؟مانعی ندارد، مگر آن که ثابت شود دیوار، بخشی از مسجدالحرام است.مادرم از ذریّه پیامبر اکرم(ص) است. آیا من نیز از سادات محسوب می شوم؟ آیا می توانم عادت ماهیانه ام را تا شصت سالگی، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟تعیین سن یائسگی محل تأمل و احتیاط است؛ بانوان می توانند در این مسأله به مجتهد جامع الشرایط دیگر مراجعه نمایند.حج کسی که به سبب اختلاف در رؤیت هلال، در انجام وقوف ها و روز عید شک کند، چه حکمی دارد؟ و آیا باید حجّ را اعاده کند یا خیر؟اگر مطابق با نظر و حکم مفتی اهل سنت در خصوص اثبات رؤیت هلال ذی حجه عمل کند، کافی است. پس هرگاه وقوف ها را همراه با دیگر مردم درک نماید، حجّ را درک کرده و مُجزی است.مقدار مسافت شرعی که ساکنان در محدوده ی آن می توانند حجّ اِفراد به جا آورند، ۱۶ فرسخ است؛ این ...

ادامه مطلب  

گفت وگوی ملی به جای دولت آشتی ملی  

درخواست حذف این مطلب
عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت تأکید کرد: دولت آشتی ملی بدین معنا است که تمام قدرت ها را در جامعه تحت تأثیر قرار دهد نه اینکه فقط قوه مجریه که در ساختار قدرت ایران اختیارات محدودی دارد را در نظر داشته باشد؛ بنابراین طرح این مسئله در شرایط کنونی جز نحیف تر کردن دولت نتیجه دیگری ندارد. محمدرضا خاتمی، نائب رئیس مجلس ششم و از چهره های مشهور سیاسی اصلاح طلب در گفت وگویی از دولت روحانی خواسته که دولت آشتی ملی تشکیل دهد و در کابینه خود از چهره های اصولگرا نیز بهره ببرد.او تاکید کرد:«ما توقع داریم دولت بتواند بدون تنش کار کند. این یعنی باید آن حساسیت های لازم را در نظر گرفت. توقع از دولت این است که با دولت آشتی ملی زمینه را برای تغییر فضای سیاسی فراهم کند.»این در حالی است که کشورها در زمان هایی به دنبال تشکیل دولت آشتی ملی هستند که در داخل یا با یک نیروی خارجی به طورجدی مشکل داشته باشند. به طور نمونه پس از استعفا جمشید آموزگار، نخست وزیر محمدرضا شاه پهلوی از سمت خود جعفر شریف امامی به جای او این سمت را بر عهده گرفت و به دلیل تظاهرات در اکثر شهرهای ایران گرچه پایبند باقی نماند او دولت خود را "دولت آشتی ملی" خواند.در کشور سودان نیز به دلیل اختلافات داخلی سودان که پیش تر به تقسیم این کشور به انجامیده بود رئیس جمهور آن را وادار کرد تا تشکیل آشتی ملی را وعده دهد. در لیبی نیز پس از کشته شدن معمرالقذافی، دولت آشتی ملی تشکیل شد. بر این اساس چه ضرورتی دارد که در داخل کشور دولت آشتی ملی تشکیل شود.علی تاجرنیا، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، در گفت وگو با رویداد۲۴ در این رابطه با طرح تشکیل آشتی ملی گفت: دولت آشتی ملی در زمان هایی تشکیل خواهد شد که بحران های واقعی کشور را در برگرفته باشد و شرایط به گونه ای پیش رود که نیاز به تشکیل یک دولت آشتی ملی از سوی تمام جناح های سیاسی احساس می شود.وی در ادامه اضافه کرد: زمانی بحران ها در کشور ظاهری و خودساخته است. اتفاقاتی که بعد از انتخابات دوازدهمین دور ریاست جمهوری روی داد و همچنان هم ادامه دارد، یک نوع برهم زدن فضای عمومی برای گرفتن امتیازات از آقای روحانی است. بخشی هم به دنبال بر هم زدن شرایط و گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند زیرا برنامه ریزی های این گروه برای رئیس جمهور نشدن آقای روحانی بود و طرحشان شکست خورد و آقای روحانی باقدرت بیشتری علیرغم مواضع اصولی و جدی که داشت توسط مردم انتخاب شد.عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت یادآور شد: دولت آشتی ملی بدین ...

ادامه مطلب  

تخریب شهر ثروتمند شیعیان به دست آل سعود/ ۱۸۰۰ نیروی نظامی برای به زانو در آوردن ۱۸ نفر+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
تخریب شهر ثروتمند شیعیان به دست آل سعود/ ۱۸۰۰ نیروی نظامی برای به زانو در آوردن ۱۸ نفر+تصاویرساکنان العوامیه می گویند رژیم سعودی مانع جمع آوری اجساد شهدا از خیابان ها می شود و این درحالی است که در پی استقرار تک تیراندازان این رژیم بر پشت بام ها، امکان رفت و آمد مردم در سطح شهر وجود ندارد. به گزارش مشرق، عربستان سعودی، با ۲ میلیون و ۱۴۹ هزار کیلومتر مربع مساحت بزرگترین کشور منطقه غرب آسیا بوده و این کشور بخش عمده شبه جزیره العرب را نیز دربر می گیرد و از لحاظ موقعیت جغرافیایی از شمال با عراق، اردن و کویت، از شرق با امارات متحده عربی، قطر و خلیج فارس، از جنوب شرقی با عمان، از جنوب با یمن و از غرب با دریای سرخ هم مرز است. مقدس ترین اماکن دینی مسلمانان جهان هم چون کعبه، قبرستان بقیع، مسجد النبی و آرامگاه پیامبر اسلام (ص) در این کشور جای دارد.عربستان از لحاظ تقسیمات کشوری به ۱۳ امارت یا استان تقسیم می شود که عبارتند از : باحه، تبوک، جازان، جوف، حائل، ریاض، عسیر، قصیم، مدینه، مکه، نجران، مرزهای شمالی و الشرقیه.این کشور با در اختیار داشتن یک پنجم کل ذخایر نفتی ثبت شده در جهان، از بزرگترین تولید کنندگان و صادر کنندگان نفت خام دنیا است. ذخایر نفتی عربستان به شکل عمده در استان الشرقیه، در شرق این کشور واقع شده است. عربستان همچنین ششمین ذخایر گاز طبیعی جهان را هم در اختیار دارد.نفت ۹۵ درصد از صادرات و ۷۰ درصد از درآمد سرانه عربستان را تشکیل می دهد. اگرچه گفته می شود، ثروت نفت باعث تبدیل این کشور بیابانی به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا شده، اما حقایق امر چیز دیگری می گویند، به گونه ای که در برخی شاخص های اقتصادی دارای بالاترین میانگین هاست. در این راستا، صندوق بین المللی پول، رشد اقتصادی عربستان در سال ۲۰۱۷ را به دلیل کاهش درآمدهای نفتی این کشور «نزدیک به صفر» و کسری بودجه سعودی ها را ۹.۳ درصد پیش بینی کرد. براساس جدیدترین گزارش ها میانگین فقر در عربستان طی سال جاری میلادی بین ۱۵ تا ۲۵ درصد و میانگین در ۳ ماهه اول سال ۲۰۱۷ میلادی از سوی اداره کل آمار و اطلاعات عربستان ۷/۱۲ درصد اعلام گردید.از لحاظ بهره مندی از مسکن شخصی، سال گذشته «محمد الجاسر»، وزیر پیشین اقتصاد و برنامه ریزی عربستان طی تصریحاتی گفته بود که ۶۰ درصد مردم عربستان دارای مسکن شخصی هستند، این بدین معنا است که ۴۰ درصد مردم عربستان فاقد مسکن شخصی هستند. همچنین بر اساس آمار رسمی نرخ بیکاری در این کشور حدود ۸/۱۱ درصد اعلام شده که این نرخ در میان جوانان فارغ التحصیل عربستانی به ۳۰ درصد می رسد.در این شرایط و بر اساس گزارش های رسمی مرکز آمار عربستان حدود ۱۰میلیون تبعه خارجی به عنوان نیروی کار در این کشور اقامت دارند.ساختار سیاسی کشور عربستانساختار سیاسی کشور عربستان سعودی پادشادهی مطلق است که در سال ۱۹۳۲ میلادی به دست «عبد العزیز آل سعود» بنا نهاده شد و از آن زمان تاکنون پسران ملک عبد العزیز بر عربستان حکومت می کنند و مناصب مختلف حکومتی نیز بین دیگر اعضای این خاندان تقسیم شده است.بر اساس گزارش های رسمی، جمعیت عربستان در سال ۲۰۱۵ میلادی بیش از ۳۱ میلیون نفر اعلام شد که بیش از ۱۰ میلیون نفر آنها را اتباع خارجی مقیم تشکیل می دهند.بافت و ترکیب اجتماعی عربستان، بافتی قبیله ای - سنتی است. بیشتر جمعیت این کشور در روستاها زندگی می کنند. جامعه عربستان، بر پایه روابط قبیله ای استوار است. قبیله پایه و اساس فرهنگ جامعه عربستان را تشکیل می دهد و مردم این کشور تعصب و وابستگی شدیدی به قبیله و مذهب دارند .نژاد مردم عربستان سامی است و به زبان عربی صحبت می کنند. در عربستان حدود ۴ هزار قبیله وجود دارد که دارای روابط متفاوت و مناسبات مختلفی با خاندان حاکم هستند. این ۴ هزار قبیله با توجه به مشترکات اعتقادی و انتساب طایفه ای به چهار گروه تقسیم می شوند:یک: قبایل نجد که در مرکز عربستان سکونت دارنددو: قبایل حجاز که در مکه، مدینه و جده سکونت دارند و به اعتقاد آل سعود، چون بازماندگان زوار عتبات عالیات هستند، شایستگی پذیرش مناصب حکومتی و رسمی را ندارند، به همین علت حضور کم رنگی در ساختار سیاسی و حکومتی دارندسه: شیعیان، اغلب در مناطق شمالی عربستان مثل القطیف سکونت دارند و آل سعود همیشه آنها را خطری جدی برای بقای حکومت خود می داند. اغلب جنبش ها و فعالیت های اعتراضی در طول تاریخ عربستان علیه خاندان سعودی توسط این قبایل شکل گرفته استچهار: آسوری ها اقلیتی که بیشتر در مناطق کوهستانی جنوب غرب عربستان سکونت دارندوجود اقلیت های مذهبی که همیشه احساس می کنند، مورد ستم و ظلم قرار گرفته اند و هم چنین کارگران فراوان خارجی و تأثیری که به طور آرام، ولی مستمر بر فرهنگ و اقتصاد این کشور می گذارند، یک بافت ناهمگون اجتماعی در عربستان به وجود آورده است.به لحاظ مذهبی و آنگونه که نظام حاکم عنوان کرده، بیشتر مردم عربستان را وهابی ها تشکیل می دهند. این مذهب، یکی از فرقه های متعصب و افراطی اهل تسنن است که هیچ گونه انعطافی در برابر پیروان ادیان دیگر چه مسلمان و چه غیر مسلمان نشان نمی دهد و همه آنها را مرتد یا کافر می داند.بنابراین، اقلیت هایی چون شیعیان که عموماً در مناطق شرقی عربستان و حوالی مکه و مدینه زندگی می کنند، به دلیل نفوذ گسترده ی اندیشه های وهابی، در تنگنا قرار دارند. حضور شیعه در عربستان، به قرن اول هجری، زمانی که پیروان پیامبر(ص) جانشینی ابوبکر را رد کرده، خواستار عمل به وصیت پیامبر شدند که صراحتا حضرت علی (ع) به جانشینی خود برگزیده بود.شیعیان عربستان بر اساس منابع مختلف ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت کل این کشور را تشکیل می دهند (حدود ۴میلیون نفر) که اغلب شیعیان اثنی عشری هستند، اما اقلیتی مانند شیعیان اسماعیلی را نیز در برمی گیرند. البته در میان شیعیان عربستان شماری شیعه «زیدی» هم وجود دارد که در واقع یمنی هایی هستند که برای کار به عربستان مهاجرت کرده و سال هاست، در این کشور اقامت دارند.از لحاظ پراکندگی جغرافیایی، شیعیان اسماعیلی اغلب در استان نجران، در منطقه مرزی نزدیک به یمن و حومه این استان و شیعیان زیدی نیز در شهرهای جنوبی نجران، جده، ینبوع و عصیر سکونت دارند و همان گونه که گفته شد، وابستگی شان بیشتر به زیدی های یمن است.شیعیان اثنی عشری عربستان عمدتا در استان «الشرقیه»، واقع در شرق عربستان سکونت دارند و در همانجا نیز مشغول به کارند. در حالی که تعداد کمی از این شیعیان در شهر «دمام»، مرکز استان الشرقیه و بزرگ ترین شهر این استان ساکن هستند، اکثر قریب به اتفاق آنها در شهرها و روستاهای بین دو واحه بزرگ «القطیف» و «الاحساء» زندگی می کنند.منطقه الاحساء دو شهر بزرگ به نام های «هفوف» و «مبرز» دارد که علاوه بر سنی ها، شیعیان نیز در آنها سکونت دارند. شیعیان اثنی عشری عربستان، علاوه بر استان الشرقیه در شهرهایی چون «مکه مکرمه»، «مدینه منوره» و «وادی فاطمه» دارای جمعیت قابل توجه هستند و در «جده» و «ریاض» نیز گروه های کوچکی را تشکیل داده اند. علاوه بر این مناطق، شیعیان در دیگر شهرها و استان های عربستان نیز پراکنده شده اند، اما به شرایط امنیتی و فشارهای حکومتی در شهرهای سنی نشین در تقیه زندگی می کنند و از اعلام مذهب خود اجتناب می ورزند.بر این اساس مهمترین مناطق سکونت شیعیان اثنی عشری عربستان شهرهای القطیف، الاحساء، سیهات، الصفوی و العوامیه و روستاهای اطراف آن است. موقعیت جغرافیایی و سیاسی استان الشرقیهاستان الشرقیه، با مساحت ۵۴۰ هزار کیلومتر مربع، یک چهارم مساحت عربستان را تشکیل داده و بزرگترین استان این کشور محسوب و از لحاظ تقسیمات اداری به ۱۱ شهرستان و مرکز شامل دمام، القطیف، احساء، حفر الباطن‏، الخبر‏، النعیریة، الخفجی‏، رأس تنورة‏، العدید‏، قریة العلیا‏، بقیق‏ و الجبیل‏ تقسیم می شود.استان الشرقیه از ابعاد مختلف دارای اهمیت استراتژیک است. این استان با در برگرفتن حدود ۲۲ درصد از ذخایر کشف شده نفت جهان، بزرگترین ذخایر طبیعی نفت دنیار را در اختیار دارد. همچنین ۹۸ درصد ذخایر نفت و گاز عربستان، در این منطقه قرار دارد.از لحاظ جغرافیایی استان الشرقیه با مساحتی بالغ بر ۷ هزار کیلومتر مربع بزرگترین استان عربستان محسوب می شود. این استان بر کرانه خلیج فارس واقع شده و بنادر متعددی برای صادرات و واردات در این استان احداث شده است. عربستان فقط از طریق استان الشرقیه است که امکان دسترسی به آب های خلیج فارس و کشورهای قرار گرفته بر سواحل خلیج فارس را می یابد.این در حالی است که استان الشرقیه از سمت جنوب و شرق با کشورهای یمن، عمان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق دارای مرزهای مشترکی است و از این لحاظ دروازه شرقی عربستان محسوب می شود.اهمیت اقتصادی استان الشرقیهبه دلیل وجود ذخایر نفت و گاز در استان الشرقیه، این منطقه دارای تاسیسات و مراکز متعدد اکتشاف، استخراج، پالایش و پایانه های صادرات نفت و همچنین تاسیسات پتروشیمی و صنایع وابسته به آن است.شهر الاحساء، یکی از مهمترین کانون های تولید و صدور نفت و گاز جهان است. چاه «الغوار»، بزرگترین چاه نفت جهان در این شهر واقع است. بین سال های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۰میلادی ۶۰ تا ۶۵ درصد تولید نفت عربستان فقط از همین چاه بود. تا سال ۲۰۰۵ شصت میلیارد بشکه نفت از این چاه استخراج شد و کارشناسان تخمین می زنند، ذخایر چاه الغوار به ۷۱ میلیارد بشکه نفت برسد.شرکت «آرامکو»، با استخراج ده میلیون بشکه نفت و تولید چهار میلیون بشکه نفت در روز، به عنوان بزرگترین شرکت نفتی جهان در شهر ظهران، در استان الشرقیه قرار دارد. ارزش این شرکت بین هفت تا ده هزار میلیارد دلار تخمین زده شده است.قطب اول تولید خرما در عربستاناغلب شیعیان ساکن استان الشرقیه به کشاورزی از جمله تولید خرما مشغول هستند، به ویژه منطقه الاحساء که بیش از ۱۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزیش را نخلستان ها پوشانده است. این نخلستان ها علاوه بر تامین ۲۵ درصد از خرمای صادراتی عربستان، از لحاظ کیفیت شهرت جهانی دارد و شرکت های متعددی مانند الخلاص، الرزیز، الشیشی و الغر در حوزه بسته بندی و صادرات خرما در این منطقه فعالیت می کنند.افزون بر آن بهره مندی از سفره های آب زیر زمینی و وفور منابع آبی در منطقه الشرقیه موجب شده، محصولات دیگری مانند برنج و انواع میوه و سبزیجات نیز در این منطقه کشت و تولید شود.در کنار کشاورزی، ماهیگیری و صید انواع آبزیان نیز در منطقه الشرقیه رونق بسیاری دارد. در این خصوص جزیره «تاروت» با مساحت ۳۲ کیلومتر مربع، بزرگترین جزیره بعد از جزیره «بحرین» در خلیج فارس، مهمترین منطقه صید انواع آبزیان در الشرقیه شمرده می شود. اغلب ساکنین جزیره تاروت در ماهگیری اشتغال دارند.صنعت حمل و نقل در استان الشرقیهشهر الدمام در زمینه حمل و نقل دریایی و هوایی شاهد پیشرفت های بسیاری بوده و از جهت تسهیل تردد در استان از اهمیت زیادی برخوردار است. بندر الدمام، به عنوان یکی از بزرگ ترین بنادر خلج فارس در استان الشرقیه قرار دارد و بسیاری از کالاهای مورد نیاز شهرهای شرقی و مرکزی عربستان از طریق این بندر تامین می شود.هم چنین یکی از فرودگاه های بزرگ عربستان نیز در شهر الدمام است. فرودگاه بین المللی «ملک فهد» الدمام روزانه به ده ها مقصد داخلی و خارجی پرواز دارد.شیعیان عربستان در طول تاریخبه طورکلی شیعیان عربستان از قرن چهاردهم تا اوایل قرن بیستم میلادی، در شبه جزیره عربستان، تحت تسلط مداوم کشورهای بیگانه قرار داشتند. این طایفه تا پیش از به قدرت رسیدن آل سعود، مناصب عالی دینی و مذهبی را در اختیار داشتند و موسسات مهم دینی آنها، مانند مساجد و حسینیه ها فعال بودند.شیعیان عربستان تا سال ۱۹۳۲ میلادی و روی کار آمدن آل سعود در عربستان، در ملاء عام و آزادانه فرایض دینی و مذهبی خود را برگزار می کردند و در حوزه های علمیه منطقه، به فراگیری علوم دینی می پرداختند. این پویایی تا دهه ۴۰ میلادی قرن گذشته به اندازه ای بود که منطقه «القطیف» به «نجف کوچک» شهرت یافته بود.با به قدرت رسیدن آل سعود در عربستان و سیاست های خصمانه و کینه توزانه ای که در پیش گرفتند و اقدامات آنها علیه شیعیان، در عمل شیعیان عربستان جایگاه و موقعیت اجتماعی - اقتصادی خود را از دست داده و در تمام طول این سال ها، آنها نتوانستند، مناصب و پست های مدیریتی گذشته را به دست گیرند و در آنها مشغول به کار شوند.شیعیان عربستان در تمام طول این سال ها در معرض فشارها، تبعیض ها و ظلم و ستم هایی قرار داشتند که امکان هرگونه فعالیت مدنی و سیاسی را از آنها می گرفت. روحانیون شیعی عربستان در این دوره، سیاست انعطاف را پیش گرفتند تا از تشدید اوضاع و افزایش فشارها بر شیعیان جلوگیری کنند.پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و رهنمودهای امام راحل(ره) ساختار و رهبری سیاسی شیعیان عربستان را متحول نمود و به تدریج موجب ازسر گیری فعالیت سیاسی و اجتماعی شیعیان این منطقه شد. در این مرحله شیعیان عربستان جرات یافتند، مطالبات خود را بر زبان آورند.مطالبات شیعیان عربستان در آن زمان، به حق برگزاری مراسم مذهبی، پایان بخشیدن به تبعیض، سهم طلبی بیشتر از درآمدهای نفت محدود می شد. اما مشارکت گسترده شیعیان در اعتراض های نوامبر سال ۱۹۷۹ ماهیت تحول سیاسی شیعیان عربستان را نمایان ساخت و نشان داد، صفحه جدیدی در تاریخ سیاسی شیعیان مشتمل بر تشدید اعتراض ها و واکنش فعالانه و آشکار به اقدامات رژیم سعودی باز شده است.این تحول «فهد بن عبدالعزیز»، پادشاه وقت سعودی را واداشت تا در سال ۱۹۹۳ از چهار روحانی شیعی منطقه الشرقیه برای گفت و گو درباره موضوعات مورد اختلاف و مطالبات اشان دعوت کند.رژیم سعودی همچنین به ظاهر به برخی از ارگان های دولتی دستور داد تا به برخی اقدامات تبعیض آمیز و اعمال فشار پایان دهند.با توجه به نقش و جایگاه تأثیرگذار انقلاب اسلامی، شیعیان عربستان با رهبری روحانیت منطقه، اقدام به سازماندهی و جهت دهی فعالیت های سیاسی و اجتماعی اعتراض آمیز خود علیه رژیم سعودی کردند.این سازماندهی و جهت دهی، در کنار برخی تحولات داخلی و بین المللی از جمله حملات ۱۱ سپتامبر، مبارزه با القاعده در داخل عربستان و جنگ های خلیج فارس عراق موجب شد، حکومت وقت سعودی اندکی از فشارها روی شیعیان را بکاهد.در این مقطع زمانی روحانیون شیعی منطقه الشرقیه عربستان از جمله آیت الله شیخ «نمر باقر النمر» که به دست رژیم سعودی به شهادت رسید، به شکلی فعال تر برای تحقق مطالبات خود، وارد عرصه مبارزه با آل سعود شدند، موضعی که به دلیل هم زمانی آن با انقلاب های جهان عرب، به شدت وحشت رژیم سعودی را برانگیخت.در نتیجه سیاست اعمال فشار بر شیعیان عربستان نه تنها به شکلی شدیدتر و گسترده تر از سر گرفته شد، بلکه ابعاد و اشکال جدیدی به خود گرفت که بارزترین و آشکارترین آن در حوادث ماه های اخیر منطقه «العوامیه» خود را نمایان ساخت.شیعه زدایی، اصل ثابت وهابیت سعودیدر کشوری چون عربستان که بنیان های مشروعیت رژیم آل سعود در آن بر پایه اصول وهابیت و اتحاد تاریخی با آن بنا شده، شیعه زدایی و دشمنی با شیعیان، یکی از ارکان ثابت رژیم حاکم را تشکیل می دهد.به گواه تاریخ در هر مقطع و دوره از تاریخ حاکمیت خاندان سعودی بر عربستان، دشمنی و خصومت ورزی با شیعیان وجود داشته است. امروزه در راستای راهبرد «تفرقه بیانداز و حکومت کن»؛ سیاست تبعیض علیه شیعیان و فتنه انگیزی طایفه ای و فرقه گرایی، به جای آنکه آل سعود را به خواست خود یعنی تضعیف معارضان برساند، موجب بروز تنش و بحران در داخل عربستان شده است.این درحالی است که نتیجه رخ دادهای جاری در عراق و همچنین سوریه، در امر مبارزه با گروه های تروریستی تکفیری و افزایش اقتدار محور مقاومت و شیعیان منطقه، موجی از وحشت و نگرانی را نه تنها در میان خاندان سعودی حاکم بر عربستان، بلکه در دیگر کشورهای اهل سنت منطقه به خصوص شیوخ نفتی خلیج فارس ایجاد کرده و موجب افزایش خشونت علیه شیعیان و تشدید خشونت های فرقه ای در عربستان شده است. حمله به «العوامیه» مصداق سیاست شیعه زدایی آل سعوددر ادامه سیاست شیعه زدایی خاندان سعودی، نظامیان این رژیم بیستم اردیبهشت ماه گذشته برابر با دهم ماه می، منطقه «العوامیه» در استان الشرقیه را مورد حمله قرار داده و همان ابتدا با ساکنین منطقه به شدت درگیر شدند.وزارت کشور عربستان دلیل حمله نظامی به منطقه العوامیه را پیگرد و بازداشت افراد ناشناسی عنوان کرد که اقدام به بمبگذاری در مسیر خودروهای یک شرکت دولتی این کشور که در حال اجرای «پروژه های عمرانی» در منطقه القطیف بودند و تیراندازی مستقیم به سمت کارکنان این شرکت عنوان کرده بودند.وزارت کشور عربستان در حالی این ادعا را مطرح می کرد که هیچ اشاره ای به نام و محل اجرای این پروژه های عمرانی نکرده بود، از سوی دیگر، شیعیان منطقه قطیف، همواره مخالف اجرای پروژه های به اصطلاح عمرانی خاندان سعودی در این منطقه هستند، چون به خوبی می دانند، هدف این به اصطلاح پروژه ها، چیزی جز دخل و تصرف در اموال و املاک شیعیان منطقه نیست.بیانیه وزارت کشور عربستان دو پیام مهم داشت. اول اینکه، این بیانیه با مطرح کردن چنین ادعایی از جهتی تلاش کرد، دلیل عقب ماندگی مناطق شیعی نشین در استان الشرقیه را ناامن بودن این مناطق عنوان کند.از سوی دیگر، این بیانیه با ادعای اینکه عاملان ناامنی ها در استان الشرقیه، از ساکنان بومی منطقه می باشد، سعی داشت، راه را برای هرگونه اقدام نظامی و امنیتی علیه ساکنان منطقه هموار کند.هدف اصلی منطقه العوامیه و محله المسورهتمرکز حملات غیر انسانی سعودی های وهابی بر منطقه «العوامیه» از توابع شهرستان «القطیف» و در ادامه متمرکز شدن این حملات بر محله تاریخی و قدیمی این شهر به نام «المسوره» اهداف واقعی رژیم سعودی در تقابل با شیعیان عربستان را آشکار ساخت.در این راستا، منطقه العوامیه و محله المسوره به میدان جنگی تمام عیار تبدیل شد که سعودی ها در آن از تمام انواع سلاح ها و مهمات جنگی سبک و سنگین استفاده کردند. میدانی که حتی استفاده از سلاح های نامتعارف و ممنوعه را هم برای سعودی ها مجاز کرده بود.چنین ورودی به میدان، از یک سو این سوال را مطرح می کرد که واقعا شیعیان چه تسلیحات و مهماتی در اختیار داشتند و تا چه اندازه برای رویارویی با نظامیان رژیم سعودی تدارک دیده بودند که نیروهای نظامی و امنیتی با چنین تدارکات گسترده ای وارد میدان شده اند؟ پیشینه العوامیه و المسورهشهر العوامیه، بر کرانه خلیج فارس در شرق عربستان واقع شده است. این شهر از توابع شهرستان القطیف است. تاریخ العوامیه به سال اول هجرت باز می گردد. این شهر به فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماع ...

ادامه مطلب  

شهر ثروتمند شیعیان تخریب شد/ ۱۸۰۰ نیروی نظامی برای به زانو در آوردن ۱۸ نفر/ آل سعود اجازه جمع آوری اجساد شهدا را هم نداد+عکس  

درخواست حذف این مطلب
سرویس جهان مشرق -عربستان سعودی، با ۲ میلیون و ۱۴۹ هزار کیلومتر مربع مساحت بزرگترین کشور منطقه غرب آسیاست و این کشور بخش عمده شبه جزیره العرب را نیز دربر می گیرد و از لحاظ موقعیت جغرافیایی از شمال با عراق، اردن و کویت، از شرق با امارات متحده عربی، قطر و خلیج فارس، از جنوب شرقی با عمان، از جنوب با یمن و از غرب با دریای سرخ هم مرز است. مقدس ترین اماکن دینی مسلمانان جهان هم چون کعبه، قبرستان بقیع، مسجد النبی و آرامگاه پیامبر اسلام (ص) در این کشور جای دارد.عربستان از لحاظ تقسیمات کشوری به ۱۳ امارت یا استان تقسیم می شود که عبارتند از : باحه، تبوک، جازان، جوف، حائل، ریاض، عسیر، قصیم، مدینه، مکه، نجران، مرزهای شمالی و الشرقیه.این کشور با در اختیار داشتن یک پنجم کل ذخایر نفتی ثبت شده در جهان، از بزرگترین تولید کنندگان و صادر کنندگان نفت خام دنیا است. ذخایر نفتی عربستان به شکل عمده در استان الشرقیه، در شرق این کشور واقع شده است. عربستان همچنین ششمین ذخایر گاز طبیعی جهان را هم در اختیار دارد.نفت ۹۵ درصد از صادرات و ۷۰ درصد از درآمد سرانه عربستان را تشکیل می دهد. اگرچه گفته می شود، ثروت نفت باعث تبدیل این کشور بیابانی به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا شده، اما حقایق امر چیز دیگری می گویند، به گونه ای که در برخی شاخص های اقتصادی دارای بالاترین میانگین هاست.در این راستا، صندوق بین المللی پول، رشد اقتصادی عربستان در سال ۲۰۱۷ را به دلیل کاهش درآمدهای نفتی این کشور «نزدیک به صفر» و کسری بودجه سعودی ها را ۹.۳ درصد پیش بینی کرد. براساس جدیدترین گزارش ها میانگین فقر در عربستان طی سال جاری میلادی بین ۱۵ تا ۲۵ درصد و میانگین در ۳ ماهه اول سال ۲۰۱۷ میلادی از سوی اداره کل آمار و اطلاعات عربستان ۷/۱۲ درصد اعلام گردید.از لحاظ بهره مندی از مسکن شخصی، سال گذشته «محمد الجاسر»، وزیر پیشین اقتصاد و برنامه ریزی عربستان طی تصریحاتی گفته بود که ۶۰ درصد مردم عربستان دارای مسکن شخصی هستند، این بدین معنا است که ۴۰ درصد مردم عربستان فاقد مسکن شخصی هستند. همچنین بر اساس آمار رسمی نرخ بیکاری در این کشور حدود ۸/۱۱ درصد اعلام شده که این نرخ در میان جوانان فارغ التحصیل عربستانی به ۳۰ درصد می رسد.در این شرایط و بر اساس گزارش های رسمی مرکز آمار عربستان حدود ۱۰میلیون تبعه خارجی به عنوان نیروی کار در این کشور اقامت دارند.ساختار سیاسی کشور عربستانساختار سیاسی کشور عربستان سعودی پادشادهی مطلق است که در سال ۱۹۳۲ میلادی به دست «عبد العزیز آل سعود» بنا نهاده شد و از آن زمان تاکنون پسران ملک عبد العزیز بر عربستان حکومت می کنند و مناصب مختلف حکومتی نیز بین دیگر اعضای این خاندان تقسیم شده است.بر اساس گزارش های رسمی، جمعیت عربستان در سال ۲۰۱۵ میلادی بیش از ۳۱ میلیون نفر اعلام شد که بیش از ۱۰ میلیون نفر آنها را اتباع خارجی مقیم تشکیل می دهند.بافت و ترکیب اجتماعی عربستان، بافتی قبیله ای - سنتی است. بیشتر جمعیت این کشور در روستاها زندگی می کنند. جامعه عربستان، بر پایه روابط قبیله ای استوار است. قبیله پایه و اساس فرهنگ جامعه عربستان را تشکیل می دهد و مردم این کشور تعصب و وابستگی شدیدی به قبیله و مذهب دارند .نژاد مردم عربستان سامی است و به زبان عربی صحبت می کنند. در عربستان حدود ۴ هزار قبیله وجود دارد که دارای روابط متفاوت و مناسبات مختلفی با خاندان حاکم هستند. این ۴ هزار قبیله با توجه به مشترکات اعتقادی و انتساب طایفه ای به چهار گروه تقسیم می شوند:یک: قبایل نجد که در مرکز عربستان سکونت دارنددو: قبایل حجاز که در مکه، مدینه و جده سکونت دارند و به اعتقاد آل سعود، چون بازماندگان زوار عتبات عالیات هستند، شایستگی پذیرش مناصب حکومتی و رسمی را ندارند، به همین علت حضور کم رنگی در ساختار سیاسی و حکومتی دارندسه: شیعیان، اغلب در مناطق شمالی عربستان مثل القطیف سکونت دارند و آل سعود همیشه آنها را خطری جدی برای بقای حکومت خود می داند. اغلب جنبش ها و فعالیت های اعتراضی در طول تاریخ عربستان علیه خاندان سعودی توسط این قبایل شکل گرفته استچهار: آسوری ها اقلیتی که بیشتر در مناطق کوهستانی جنوب غرب عربستان سکونت دارندوجود اقلیت های مذهبی که همیشه احساس می کنند، مورد ستم و ظلم قرار گرفته اند و هم چنین کارگران فراوان خارجی و تأثیری که به طور آرام، ولی مستمر بر فرهنگ و اقتصاد این کشور می گذارند، یک بافت ناهمگون اجتماعی در عربستان به وجود آورده است.به لحاظ مذهبی و آنگونه که نظام حاکم عنوان کرده، بیشتر مردم عربستان را وهابی ها تشکیل می دهند. این مذهب، یکی از فرقه های متعصب و افراطی اهل تسنن است که هیچ گونه انعطافی در برابر پیروان ادیان دیگر چه مسلمان و چه غیر مسلمان نشان نمی دهد و همه آنها را مرتد یا کافر می داند.بنابراین، اقلیت هایی چون شیعیان که عموماً در مناطق شرقی عربستان و حوالی مکه و مدینه زندگی می کنند، به دلیل نفوذ گسترده ی اندیشه های وهابی، در تنگنا قرار دارند.نمایی از تخریب العوامیه توسط سعودیشیعیان عربستانحضور شیعه در عربستان، به قرن اول هجری، زمانی که پیروان پیامبر(ص) جانشینی ابوبکر را رد کرده، خواستار عمل به وصیت پیامبر شدند که صراحتا حضرت علی (ع) به جانشینی خود برگزیده بود.شیعیان عربستان بر اساس منابع مختلف ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت کل این کشور را تشکیل می دهند (حدود ۴میلیون نفر) که اغلب شیعیان اثنی عشری هستند، اما اقلیتی مانند شیعیان اسماعیلی را نیز در برمی گیرند. البته در میان شیعیان عربستان شماری شیعه «زیدی» هم وجود دارد که در واقع یمنی هایی هستند که برای کار به عربستان مهاجرت کرده و سال هاست، در این کشور اقامت دارند.از لحاظ پراکندگی جغرافیایی، شیعیان اسماعیلی اغلب در استان نجران، در منطقه مرزی نزدیک به یمن و حومه این استان و شیعیان زیدی نیز در شهرهای جنوبی نجران، جده، ینبوع و عصیر سکونت دارند و همان گونه که گفته شد، وابستگی شان بیشتر به زیدی های یمن است.شیعیان اثنی عشری عربستان عمدتا در استان «الشرقیه»، واقع در شرق عربستان سکونت دارند و در همانجا نیز مشغول به کارند. در حالی که تعداد کمی از این شیعیان در شهر «دمام»، مرکز استان الشرقیه و بزرگ ترین شهر این استان ساکن هستند، اکثر قریب به اتفاق آنها در شهرها و روستاهای بین دو واحه بزرگ «القطیف» و «الاحساء» زندگی می کنند.منطقه الاحساء دو شهر بزرگ به نام های «هفوف» و «مبرز» دارد که علاوه بر سنی ها، شیعیان نیز در آنها سکونت دارند. شیعیان اثنی عشری عربستان، علاوه بر استان الشرقیه در شهرهایی چون «مکه مکرمه»، «مدینه منوره» و «وادی فاطمه» دارای جمعیت قابل توجه هستند و در «جده» و «ریاض» نیز گروه های کوچکی را تشکیل داده اند. علاوه بر این مناطق، شیعیان در دیگر شهرها و استان های عربستان نیز پراکنده شده اند، اما به شرایط امنیتی و فشارهای حکومتی در شهرهای سنی نشین در تقیه زندگی می کنند و از اعلام مذهب خود اجتناب می ورزند.بر این اساس مهمترین مناطق سکونت شیعیان اثنی عشری عربستان شهرهای القطیف، الاحساء، سیهات، الصفوی و العوامیه و روستاهای اطراف آن است.موقعیت جغرافیایی و سیاسی استان الشرقیهاستان الشرقیه، با مساحت ۵۴۰ هزار کیلومتر مربع، یک چهارم مساحت عربستان را تشکیل داده و بزرگترین استان این کشور محسوب و از لحاظ تقسیمات اداری به ۱۱ شهرستان و مرکز شامل دمام، القطیف، احساء، حفر الباطن‏، الخبر‏، النعیریة، الخفجی‏، رأس تنورة‏، العدید‏، قریة العلیا‏، بقیق‏ و الجبیل‏ تقسیم می شود. استان الشرقیه از ابعاد مختلف دارای اهمیت استراتژیک است. این استان با در برگرفتن حدود ۲۲ درصد از ذخایر کشف شده نفت جهان، بزرگترین ذخایر طبیعی نفت دنیار را در اختیار دارد. همچنین ۹۸ درصد ذخایر نفت و گاز عربستان، در این منطقه قرار دارد.از لحاظ جغرافیایی استان الشرقیه با مساحتی بالغ بر ۷ هزار کیلومتر مربع بزرگترین استان عربستان محسوب می شود. این استان بر کرانه خلیج فارس واقع شده و بنادر متعددی برای صادرات و واردات در این استان احداث شده است. عربستان فقط از طریق استان الشرقیه است که امکان دسترسی به آب های خلیج فارس و کشورهای قرار گرفته بر سواحل خلیج فارس را می یابد.این در حالی است که استان الشرقیه از سمت جنوب و شرق با کشورهای یمن، عمان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق دارای مرزهای مشترکی است و از این لحاظ دروازه شرقی عربستان محسوب می شود.اهمیت اقتصادی استان الشرقیهبه دلیل وجود ذخایر نفت و گاز در استان الشرقیه، این منطقه دارای تاسیسات و مراکز متعدد اکتشاف، استخراج، پالایش و پایانه های صادرات نفت و همچنین تاسیسات پتروشیمی و صنایع وابسته به آن است.شهر الاحساء، یکی از مهمترین کانون های تولید و صدور نفت و گاز جهان است. چاه «الغوار»، بزرگترین چاه نفت جهان در این شهر واقع است. بین سال های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۰میلادی ۶۰ تا ۶۵ درصد تولید نفت عربستان فقط از همین چاه بود. تا سال ۲۰۰۵ شصت میلیارد بشکه نفت از این چاه استخراج شد و کارشناسان تخمین می زنند، ذخایر چاه الغوار به ۷۱ میلیارد بشکه نفت برسد.شرکت «آرامکو»، با استخراج ده میلیون بشکه نفت و تولید چهار میلیون بشکه نفت در روز، به عنوان بزرگترین شرکت نفتی جهان در شهر ظهران، در استان الشرقیه قرار دارد. ارزش این شرکت بین هفت تا ده هزار میلیارد دلار تخمین زده شده است.قطب اول تولید خرما در عربستاناغلب شیعیان ساکن استان الشرقیه به کشاورزی از جمله تولید خرما مشغول هستند، به ویژه منطقه الاحساء که بیش از ۱۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزیش را نخلستان ها پوشانده است. این نخلستان ها علاوه بر تامین ۲۵ درصد از خرمای صادراتی عربستان، از لحاظ کیفیت شهرت جهانی دارد و شرکت های متعددی مانند الخلاص، الرزیز، الشیشی و الغر در حوزه بسته بندی و صادرات خرما در این منطقه فعالیت می کنند.افزون بر آن بهره مندی از سفره های آب زیر زمینی و وفور منابع آبی در منطقه الشرقیه موجب شده، محصولات دیگری مانند برنج و انواع میوه و سبزیجات نیز در این منطقه کشت و تولید شود.در کنار کشاورزی، ماهیگیری و صید انواع آبزیان نیز در منطقه الشرقیه رونق بسیاری دارد. در این خصوص جزیره «تاروت» با مساحت ۳۲ کیلومتر مربع، بزرگترین جزیره بعد از جزیره «بحرین» در خلیج فارس، مهمترین منطقه صید انواع آبزیان در الشرقیه شمرده می شود. اغلب ساکنین جزیره تاروت در ماهگیری اشتغال دارند.صنعت حمل و نقل در استان الشرقیهشهر الدمام در زمینه حمل و نقل دریایی و هوایی شاهد پیشرفت های بسیاری بوده و از جهت تسهیل تردد در استان از اهمیت زیادی برخوردار است. بندر الدمام، به عنوان یکی از بزرگ ترین بنادر خلج فارس در استان الشرقیه قرار دارد و بسیاری از کالاهای مورد نیاز شهرهای شرقی و مرکزی عربستان از طریق این بندر تامین می شود.هم چنین یکی از فرودگاه های بزرگ عربستان نیز در شهر الدمام است. فرودگاه بین المللی «ملک فهد» الدمام روزانه به ده ها مقصد داخلی و خارجی پرواز دارد.شیعیان عربستان در طول تاریخبه طورکلی شیعیان عربستان از قرن چهاردهم تا اوایل قرن بیستم میلادی، در شبه جزیره عربستان، تحت تسلط مداوم کشورهای بیگانه قرار داشتند. این طایفه تا پیش از به قدرت رسیدن آل سعود، مناصب عالی دینی و مذهبی را در اختیار داشتند و موسسات مهم دینی آنها، مانند مساجد و حسینیه ها فعال بودند.شیعیان عربستان تا سال ۱۹۳۲ میلادی و روی کار آمدن آل سعود در عربستان، در ملاء عام و آزادانه فرایض دینی و مذهبی خود را برگزار می کردند و در حوزه های علمیه منطقه، به فراگیری علوم دینی می پرداختند. این پویایی تا دهه ۴۰ میلادی قرن گذشته به اندازه ای بود که منطقه «القطیف» به «نجف کوچک» شهرت یافته بود.تخریب العوامیه توسط سعودیورود شیعیان به صحنه سیاسیبا به قدرت رسیدن آل سعود در عربستان و سیاست های خصمانه و کینه توزانه ای که در پیش گرفتند و اقدامات آنها علیه شیعیان، در عمل شیعیان عربستان جایگاه و موقعیت اجتماعی - اقتصادی خود را از دست داده و در تمام طول این سال ها، آنها نتوانستند، مناصب و پست های مدیریتی گذشته را به دست گیرند و در آنها مشغول به کار شوند.شیعیان عربستان در تمام طول این سال ها در معرض فشارها، تبعیض ها و ظلم و ستم هایی قرار داشتند که امکان هرگونه فعالیت مدنی و سیاسی را از آنها می گرفت. روحانیون شیعی عربستان در این دوره، سیاست انعطاف را پیش گرفتند تا از تشدید اوضاع و افزایش فشارها بر شیعیان جلوگیری کنند.پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و رهنمودهای امام راحل(ره) ساختار و رهبری سیاسی شیعیان عربستان را متحول نمود و به تدریج موجب ازسر گیری فعالیت سیاسی و اجتماعی شیعیان این منطقه شد. در این مرحله شیعیان عربستان جرات یافتند، مطالبات خود را بر زبان آورند.مطالبات شیعیان عربستان در آن زمان، به حق برگزاری مراسم مذهبی، پایان بخشیدن به تبعیض، سهم طلبی بیشتر از درآمدهای نفت محدود می شد. اما مشارکت گسترده شیعیان در اعتراض های نوامبر سال ۱۹۷۹ ماهیت تحول سیاسی شیعیان عربستان را نمایان ساخت و نشان داد، صفحه جدیدی در تاریخ سیاسی شیعیان مشتمل بر تشدید اعتراض ها و واکنش فعالانه و آشکار به اقدامات رژیم سعودی باز شده است.این تحول «فهد بن عبدالعزیز»، پادشاه وقت سعودی را واداشت تا در سال ۱۹۹۳ از چهار روحانی شیعی منطقه الشرقیه برای گفت و گو درباره موضوعات مورد اختلاف و مطالبات اشان دعوت کند.رژیم سعودی همچنین به ظاهر به برخی از ارگان های دولتی دستور داد تا به برخی اقدامات تبعیض آمیز و اعمال فشار پایان دهند.کمک مردم برای جمع آوری زباله ها و پاکسازی شهروضعیت سیاسی شیعیان عربستان در حال حاضربا توجه به نقش و جایگاه تأثیرگذار انقلاب اسلامی، شیعیان عربستان با رهبری روحانیت منطقه، اقدام به سازماندهی و جهت دهی فعالیت های سیاسی و اجتماعی اعتراض آمیز خود علیه رژیم سعودی کردند.این سازماندهی و جهت دهی، در کنار برخی تحولات داخلی و بین المللی از جمله حملات ۱۱ سپتامبر، مبارزه با القاعده در داخل عربستان و جنگ های خلیج فارس عراق موجب شد، حکومت وقت سعودی اندکی از فشارها روی شیعیان را بکاهد.در این مقطع زمانی روحانیون شیعی منطقه الشرقیه عربستان از جمله آیت الله شیخ «نمر باقر النمر» که به دست رژیم سعودی به شهادت رسید، به شکلی فعال تر برای تحقق مطالبات خود، وارد عرصه مبارزه با آل سعود شدند، موضعی که به دلیل هم زمانی آن با انقلاب های جهان عرب، به شدت وحشت رژیم سعودی را برانگیخت.در نتیجه سیاست اعمال فشار بر شیعیان عربستان نه تنها به شکلی شدیدتر و گسترده تر از سر گرفته شد، بلکه ابعاد و اشکال جدیدی به خود گرفت که بارزترین و آشکارترین آن در حوادث ماه های اخیر منطقه «العوامیه» خود را نمایان ساخت.شیعه زدایی، اصل ثابت وهابیت سعودیدر کشوری چون عربستان که بنیان های مشروعیت رژیم آل سعود در آن بر پایه اصول وهابیت و اتحاد تاریخی با آن بنا شده، شیعه زدایی و دشمنی با شیعیان، یکی از ارکان ثابت رژیم حاکم را تشکیل می دهد.به گواه تاریخ در هر مقطع و دوره از تاریخ حاکمیت خاندان سعودی بر عربستان، دشمنی و خصومت ورزی با شیعیان وجود داشته است. امروزه در راستای راهبرد «تفرقه بیانداز و حکومت کن»؛ سیاست تبعیض علیه شیعیان و فتنه انگیزی طایفه ای و فرقه گرایی، به جای آنکه آل سعود را به خواست خود یعنی تضعیف معارضان برساند، موجب بروز تنش و بحران در داخل عربستان شده است.این درحالی است که نتیجه رخ دادهای جاری در عراق و همچنین سوریه، در امر مبارزه با گروه های تروریستی تکفیری و افزایش اقتدار محور مقاومت و شیعیان منطقه، موجی از وحشت و نگرانی را نه تنها در میان خاندان سعودی حاکم بر عربستان، بلکه در دیگر کشورهای اهل سنت منطقه به خصوص شیوخ نفتی خلیج فارس ایجاد کرده و موجب افزایش خشونت علیه شیعیان و تشدید خشونت های فرقه ای در عربستان شده است.حمله به «العوامیه» مصداق سیاست شیعه زدایی آل سعوددر ادامه سیاست شیعه زدایی خاندان سعودی، نظامیان این رژیم بیستم اردیبهشت ماه گذشته برابر با دهم ماه می، منطقه «العوامیه» در استان الشرقیه را مورد حمله قرار داده و همان ابتدا با ساکنین منطقه به شدت درگیر شدند.وزارت کشور عربستان دلیل حمله نظامی به منطقه العوامیه را پیگرد و بازداشت افراد ناشناسی عنوان کرد که اقدام به بمبگذاری در مسیر خودروهای یک شرکت دولتی این کشور که در حال اجرای «پروژه های عمرانی» در منطقه القطیف بودند و تیراندازی مستقیم به سمت کارکنان این شرکت عنوان کرده بودند.وزارت کشور عربستان در حالی این ادعا را مطرح می کرد که هیچ اشاره ای به نام و محل اجرای این پروژه های عمرانی نکرده بود، از سوی دیگر، شیعیان منطقه قطیف، همواره مخالف اجرای پروژه های به اصطلاح عمرانی خاندان سعودی در این منطقه هستند، چون به خوبی می دانند، هدف این به اصطلاح پروژه ها، چیزی جز دخل و تصرف در اموال و املاک شیعیان منطقه نیست.بیانیه وزارت کشور عربستان دو پیام مهم داشت. اول اینکه، این بیانیه با مطرح کردن چنین ادعایی از جهتی تلاش کرد، دلیل عقب ماندگی مناطق شیعی نشین در استان الشرقیه را ناامن بودن این مناطق عنوان کند.از سوی دیگر، این بیانیه با ادعای اینکه عاملان ناامنی ها در استان الشرقیه، از ساکنان بومی منطقه می باشد، سعی داشت، راه را برای هرگونه اقدام نظامی و امنیتی علیه ساکنان منطقه هموار کند.هدف اصلی منطقه العوامیه و محله المسورهتمرکز حملات غیر انسانی سعودی های وهابی بر منطقه «العوامیه» از توابع شهرستان «القطیف» و در ادامه متمرکز شدن این حملات بر محله تاریخی و قدیمی این شهر به نام «المسوره» اهداف واقعی رژیم سعودی در تقابل با شیعیان عربستان را آشکار ساخت.در این راستا، منطقه العوامیه و محله المسوره به میدان جنگی تمام عیار تبدیل شد که سعودی ها در آن از تمام انواع سلاح ها و مهمات جنگی سبک و سنگین استفاده کردند. میدانی که حتی استفاده از سلاح های نامتعارف و ممنوعه را هم برای سعودی ها مجاز کرده بود.چنین ورودی به میدان، از یک سو این سوال را مطرح می کرد که واقعا شیعیان چه تسلیحات و مهماتی در اختیار داشتند و تا چه اندازه برای رویارویی با نظامیان رژیم سعودی تدارک دیده بودند که نیروهای نظامی و امنیتی با چنین تدارکات گسترده ای وارد میدان شده اند؟پیشینه العوامیه و المسورهشهر العوامیه، بر کرانه خلیج فارس در شرق عربستان واقع شده است. این شهر از توابع شهرستان القطیف است. تاریخ العوامیه به سال اول هجرت باز می گردد. این شهر به فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی معروف است.از لحاظ موقعیت جغرافیایی، العوامیه از ...

ادامه مطلب  

تخریب شهر ثروتمند شیعیان به دست آل سعود/ ۱۸۰۰ نیروی نظامی برای به زانو در آوردن ۱۸ نفر+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
تخریب شهر ثروتمند شیعیان به دست آل سعود/ ۱۸۰۰ نیروی نظامی برای به زانو در آوردن ۱۸ نفر+تصاویربه گزارش گروه وبگردی ملکانه،عربستان سعودی، با ۲ میلیون و ۱۴۹ هزار کیلومتر مربع مساحت بزرگترین کشور منطقه غرب آسیا بوده و این کشور بخش عمده شبه جزیره العرب را نیز دربر می گیرد و از لحاظ موقعیت جغرافیایی از شمال با عراق، اردن و کویت، از شرق با امارات متحده عربی، قطر و خلیج فارس، از جنوب شرقی با عمان، از جنوب با یمن و از غرب با دریای سرخ هم مرز است. مقدس ترین اماکن دینی مسلمانان جهان هم چون کعبه، قبرستان بقیع، مسجد النبی و آرامگاه پیامبر اسلام (ص) در این کشور جای دارد.عربستان از لحاظ تقسیمات کشوری به ۱۳ امارت یا استان تقسیم می شود که عبارتند از : باحه، تبوک، جازان، جوف، حائل، ریاض، عسیر، قصیم، مدینه، مکه، نجران، مرزهای شمالی و الشرقیه.این کشور با در اختیار داشتن یک پنجم کل ذخایر نفتی ثبت شده در جهان، از بزرگترین تولید کنندگان و صادر کنندگان نفت خام دنیا است. ذخایر نفتی عربستان به شکل عمده در استان الشرقیه، در شرق این کشور واقع شده است. عربستان همچنین ششمین ذخایر گاز طبیعی جهان را هم در اختیار دارد.نفت ۹۵ درصد از صادرات و ۷۰ درصد از درآمد سرانه عربستان را تشکیل می دهد. اگرچه گفته می شود، ثروت نفت باعث تبدیل این کشور بیابانی به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا شده، اما حقایق امر چیز دیگری می گویند، به گونه ای که در برخی شاخص های اقتصادی دارای بالاترین میانگین هاست. در این راستا، صندوق بین المللی پول، رشد اقتصادی عربستان در سال ۲۰۱۷ را به دلیل کاهش درآمدهای نفتی این کشور «نزدیک به صفر» و کسری بودجه سعودی ها را ۹.۳ درصد پیش بینی کرد. براساس جدیدترین گزارش ها میانگین فقر در عربستان طی سال جاری میلادی بین ۱۵ تا ۲۵ درصد و میانگین در ۳ ماهه اول سال ۲۰۱۷ میلادی از سوی اداره کل آمار و اطلاعات عربستان ۷/۱۲ درصد اعلام گردید.از لحاظ بهره مندی از مسکن شخصی، سال گذشته «محمد الجاسر»، وزیر پیشین اقتصاد و برنامه ریزی عربستان طی تصریحاتی گفته بود که ۶۰ درصد مردم عربستان دارای مسکن شخصی هستند، این بدین معنا است که ۴۰ درصد مردم عربستان فاقد مسکن شخصی هستند. همچنین بر اساس آمار رسمی نرخ بیکاری در این کشور حدود ۸/۱۱ درصد اعلام شده که این نرخ در میان جوانان فارغ التحصیل عربستانی به ۳۰ درصد می رسد.در این شرایط و بر اساس گزارش های رسمی مرکز آمار عربستان حدود ۱۰میلیون تبعه خارجی به عنوان نیروی کار در این کشور اقامت دارند.ساختار سیاسی کشور عربستانساختار سیاسی کشور عربستان سعودی پادشادهی مطلق است که در سال ۱۹۳۲ میلادی به دست «عبد العزیز آل سعود» بنا نهاده شد و از آن زمان تاکنون پسران ملک عبد العزیز بر عربستان حکومت می کنند و مناصب مختلف حکومتی نیز بین دیگر اعضای این خاندان تقسیم شده است.بر اساس گزارش های رسمی، جمعیت عربستان در سال ۲۰۱۵ میلادی بیش از ۳۱ میلیون نفر اعلام شد که بیش از ۱۰ میلیون نفر آنها را اتباع خارجی مقیم تشکیل می دهند.بافت و ترکیب اجتماعی عربستان، بافتی قبیله ای – سنتی است. بیشتر جمعیت این کشور در روستاها زندگی می کنند. جامعه عربستان، بر پایه روابط قبیله ای استوار است. قبیله پایه و اساس فرهنگ جامعه عربستان را تشکیل می دهد و مردم این کشور تعصب و وابستگی شدیدی به قبیله و مذهب دارند .نژاد مردم عربستان سامی است و به زبان عربی صحبت می کنند. در عربستان حدود ۴ هزار قبیله وجود دارد که دارای روابط متفاوت و مناسبات مختلفی با خاندان حاکم هستند. این ۴ هزار قبیله با توجه به مشترکات اعتقادی و انتساب طایفه ای به چهار گروه تقسیم می شوند:یک: قبایل نجد که در مرکز عربستان سکونت دارنددو: قبایل حجاز که در مکه، مدینه و جده سکونت دارند و به اعتقاد آل سعود، چون بازماندگان زوار عتبات عالیات هستند، شایستگی پذیرش مناصب حکومتی و رسمی را ندارند، به همین علت حضور کم رنگی در ساختار سیاسی و حکومتی دارندسه: شیعیان، اغلب در مناطق شمالی عربستان مثل القطیف سکونت دارند و آل سعود همیشه آنها را خطری جدی برای بقای حکومت خود می داند. اغلب جنبش ها و فعالیت های اعتراضی در طول تاریخ عربستان علیه خاندان سعودی توسط این قبایل شکل گرفته استچهار: آسوری ها اقلیتی که بیشتر در مناطق کوهستانی جنوب غرب عربستان سکونت دارندوجود اقلیت های مذهبی که همیشه احساس می کنند، مورد ستم و ظلم قرار گرفته اند و هم چنین کارگران فراوان خارجی و تأثیری که به طور آرام، ولی مستمر بر فرهنگ و اقتصاد این کشور می گذارند، یک بافت ناهمگون اجتماعی در عربستان به وجود آورده است.به لحاظ مذهبی و آنگونه که نظام حاکم عنوان کرده، بیشتر مردم عربستان را وهابی ها تشکیل می دهند. این مذهب، یکی از فرقه های متعصب و افراطی اهل تسنن است که هیچ گونه انعطافی در برابر پیروان ادیان دیگر چه مسلمان و چه غیر مسلمان نشان نمی دهد و همه آنها را مرتد یا کافر می داند.بنابراین، اقلیت هایی چون شیعیان که عموماً در مناطق شرقی عربستان و حوالی مکه و مدینه زندگی می کنند، به دلیل نفوذ گسترده ی اندیشه های وهابی، در تنگنا قرار دارند. حضور شیعه در عربستان، به قرن اول هجری، زمانی که پیروان پیامبر(ص) جانشینی ابوبکر را رد کرده، خواستار عمل به وصیت پیامبر شدند که صراحتا حضرت علی (ع) به جانشینی خود برگزیده بود.شیعیان عربستان بر اساس منابع مختلف ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت کل این کشور را تشکیل می دهند (حدود ۴میلیون نفر) که اغلب شیعیان اثنی عشری هستند، اما اقلیتی مانند شیعیان اسماعیلی را نیز در برمی گیرند. البته در میان شیعیان عربستان شماری شیعه «زیدی» هم وجود دارد که در واقع یمنی هایی هستند که برای کار به عربستان مهاجرت کرده و سال هاست، در این کشور اقامت دارند.از لحاظ پراکندگی جغرافیایی، شیعیان اسماعیلی اغلب در استان نجران، در منطقه مرزی نزدیک به یمن و حومه این استان و شیعیان زیدی نیز در شهرهای جنوبی نجران، جده، ینبوع و عصیر سکونت دارند و همان گونه که گفته شد، وابستگی شان بیشتر به زیدی های یمن است.شیعیان اثنی عشری عربستان عمدتا در استان «الشرقیه»، واقع در شرق عربستان سکونت دارند و در همانجا نیز مشغول به کارند. در حالی که تعداد کمی از این شیعیان در شهر «دمام»، مرکز استان الشرقیه و بزرگ ترین شهر این استان ساکن هستند، اکثر قریب به اتفاق آنها در شهرها و روستاهای بین دو واحه بزرگ «القطیف» و «الاحساء» زندگی می کنند.منطقه الاحساء دو شهر بزرگ به نام های «هفوف» و «مبرز» دارد که علاوه بر سنی ها، شیعیان نیز در آنها سکونت دارند. شیعیان اثنی عشری عربستان، علاوه بر استان الشرقیه در شهرهایی چون «مکه مکرمه»، «مدینه منوره» و «وادی فاطمه» دارای جمعیت قابل توجه هستند و در «جده» و «ریاض» نیز گروه های کوچکی را تشکیل داده اند. علاوه بر این مناطق، شیعیان در دیگر شهرها و استان های عربستان نیز پراکنده شده اند، اما به شرایط امنیتی و فشارهای حکومتی در شهرهای سنی نشین در تقیه زندگی می کنند و از اعلام مذهب خود اجتناب می ورزند.بر این اساس مهمترین مناطق سکونت شیعیان اثنی عشری عربستان شهرهای القطیف، الاحساء، سیهات، الصفوی و العوامیه و روستاهای اطراف آن است. موقعیت جغرافیایی و سیاسی استان الشرقیهاستان الشرقیه، با مساحت ۵۴۰ هزار کیلومتر مربع، یک چهارم مساحت عربستان را تشکیل داده و بزرگترین استان این کشور محسوب و از لحاظ تقسیمات اداری به ۱۱ شهرستان و مرکز شامل دمام، القطیف، احساء، حفر الباطن‏، الخبر‏، النعیریة، الخفجی‏، رأس تنورة‏، العدید‏، قریة العلیا‏، بقیق‏ و الجبیل‏ تقسیم می شود.استان الشرقیه از ابعاد مختلف دارای اهمیت استراتژیک است. این استان با در برگرفتن حدود ۲۲ درصد از ذخایر کشف شده نفت جهان، بزرگترین ذخایر طبیعی نفت دنیار را در اختیار دارد. همچنین ۹۸ درصد ذخایر نفت و گاز عربستان، در این منطقه قرار دارد.از لحاظ جغرافیایی استان الشرقیه با مساحتی بالغ بر ۷ هزار کیلومتر مربع بزرگترین استان عربستان محسوب می شود. این استان بر کرانه خلیج فارس واقع شده و بنادر متعددی برای صادرات و واردات در این استان احداث شده است. عربستان فقط از طریق استان الشرقیه است که امکان دسترسی به آب های خلیج فارس و کشورهای قرار گرفته بر سواحل خلیج فارس را می یابد.این در حالی است که استان الشرقیه از سمت جنوب و شرق با کشورهای یمن، عمان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق دارای مرزهای مشترکی است و از این لحاظ دروازه شرقی عربستان محسوب می شود.اهمیت اقتصادی استان الشرقیهبه دلیل وجود ذخایر نفت و گاز در استان الشرقیه، این منطقه دارای تاسیسات و مراکز متعدد اکتشاف، استخراج، پالایش و پایانه های صادرات نفت و همچنین تاسیسات پتروشیمی و صنایع وابسته به آن است.شهر الاحساء، یکی از مهمترین کانون های تولید و صدور نفت و گاز جهان است. چاه «الغوار»، بزرگترین چاه نفت جهان در این شهر واقع است. بین سال های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۰میلادی ۶۰ تا ۶۵ درصد تولید نفت عربستان فقط از همین چاه بود. تا سال ۲۰۰۵ شصت میلیارد بشکه نفت از این چاه استخراج شد و کارشناسان تخمین می زنند، ذخایر چاه الغوار به ۷۱ میلیارد بشکه نفت برسد.شرکت «آرامکو»، با استخراج ده میلیون بشکه نفت و تولید چهار میلیون بشکه نفت در روز، به عنوان بزرگترین شرکت نفتی جهان در شهر ظهران، در استان الشرقیه قرار دارد. ارزش این شرکت بین هفت تا ده هزار میلیارد دلار تخمین زده شده است.قطب اول تولید خرما در عربستاناغلب شیعیان ساکن استان الشرقیه به کشاورزی از جمله تولید خرما مشغول هستند، به ویژه منطقه الاحساء که بیش از ۱۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزیش را نخلستان ها پوشانده است. این نخلستان ها علاوه بر تامین ۲۵ درصد از خرمای صادراتی عربستان، از لحاظ کیفیت شهرت جهانی دارد و شرکت های متعددی مانند الخلاص، الرزیز، الشیشی و الغر در حوزه بسته بندی و صادرات خرما در این منطقه فعالیت می کنند.افزون بر آن بهره مندی از سفره های آب زیر زمینی و وفور منابع آبی در منطقه الشرقیه موجب شده، محصولات دیگری مانند برنج و انواع میوه و سبزیجات نیز در این منطقه کشت و تولید شود.در کنار کشاورزی، ماهیگیری و صید انواع آبزیان نیز در منطقه الشرقیه رونق بسیاری دارد. در این خصوص جزیره «تاروت» با مساحت ۳۲ کیلومتر مربع، بزرگترین جزیره بعد از جزیره «بحرین» در خلیج فارس، مهمترین منطقه صید انواع آبزیان در الشرقیه شمرده می شود. اغلب ساکنین جزیره تاروت در ماهگیری اشتغال دارند.صنعت حمل و نقل در استان الشرقیهشهر الدمام در زمینه حمل و نقل دریایی و هوایی شاهد پیشرفت های بسیاری بوده و از جهت تسهیل تردد در استان از اهمیت زیادی برخوردار است. بندر الدمام، به عنوان یکی از بزرگ ترین بنادر خلج فارس در استان الشرقیه قرار دارد و بسیاری از کالاهای مورد نیاز شهرهای شرقی و مرکزی عربستان از طریق این بندر تامین می شود.هم چنین یکی از فرودگاه های بزرگ عربستان نیز در شهر الدمام است. فرودگاه بین المللی «ملک فهد» الدمام روزانه به ده ها مقصد داخلی و خارجی پرواز دارد.شیعیان عربستان در طول تاریخبه طورکلی شیعیان عربستان از قرن چهاردهم تا اوایل قرن بیستم میلادی، در شبه جزیره عربستان، تحت تسلط مداوم کشورهای بیگانه قرار داشتند. این طایفه تا پیش از به قدرت رسیدن آل سعود، مناصب عالی دینی و مذهبی را در اختیار داشتند و موسسات مهم دینی آنها، مانند مساجد و حسینیه ها فعال بودند.شیعیان عربستان تا سال ۱۹۳۲ میلادی و روی کار آمدن آل سعود در عربستان، در ملاء عام و آزادانه فرایض دینی و مذهبی خود را برگزار می کردند و در حوزه های علمیه منطقه، به فراگیری علوم دینی می پرداختند. این پویایی تا دهه ۴۰ میلادی قرن گذشته به اندازه ای بود که منطقه «القطیف» به «نجف کوچک» شهرت یافته بود. با به قدرت رسیدن آل سعود در عربستان و سیاست های خصمانه و کینه توزانه ای که در پیش گرفتند و اقدامات آنها علیه شیعیان، در عمل شیعیان عربستان جایگاه و موقعیت اجتماعی – اقتصادی خود را از دست داده و در تمام طول این سال ها، آنها نتوانستند، مناصب و پست های مدیریتی گذشته را به دست گیرند و در آنها مشغول به کار شوند.شیعیان عربستان در تمام طول این سال ها در معرض فشارها، تبعیض ها و ظلم و ستم هایی قرار داشتند که امکان هرگونه فعالیت مدنی و سیاسی را از آنها می گرفت. روحانیون شیعی عربستان در این دوره، سیاست انعطاف را پیش گرفتند تا از تشدید اوضاع و افزایش فشارها بر شیعیان جلوگیری کنند.پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و رهنمودهای امام راحل(ره) ساختار و رهبری سیاسی شیعیان عربستان را متحول نمود و به تدریج موجب ازسر گیری فعالیت سیاسی و اجتماعی شیعیان این منطقه شد. در این مرحله شیعیان عربستان جرات یافتند، مطالبات خود را بر زبان آورند.مطالبات شیعیان عربستان در آن زمان، به حق برگزاری مراسم مذهبی، پایان بخشیدن به تبعیض، سهم طلبی بیشتر از درآمدهای نفت محدود می شد. اما مشارکت گسترده شیعیان در اعتراض های نوامبر سال ۱۹۷۹ ماهیت تحول سیاسی شیعیان عربستان را نمایان ساخت و نشان داد، صفحه جدیدی در تاریخ سیاسی شیعیان مشتمل بر تشدید اعتراض ها و واکنش فعالانه و آشکار به اقدامات رژیم سعودی باز شده است.این تحول «فهد بن عبدالعزیز»، پادشاه وقت سعودی را واداشت تا در سال ۱۹۹۳ از چهار روحانی شیعی منطقه الشرقیه برای گفت و گو درباره موضوعات مورد اختلاف و مطالبات اشان دعوت کند.رژیم سعودی همچنین به ظاهر به برخی از ارگان های دولتی دستور داد تا به برخی اقدامات تبعیض آمیز و اعمال فشار پایان دهند.با توجه به نقش و جایگاه تأثیرگذار انقلاب اسلامی، شیعیان عربستان با رهبری روحانیت منطقه، اقدام به سازماندهی و جهت دهی فعالیت های سیاسی و اجتماعی اعتراض آمیز خود علیه رژیم سعودی کردند.این سازماندهی و جهت دهی، در کنار برخی تحولات داخلی و بین المللی از جمله حملات ۱۱ سپتامبر، مبارزه با القاعده در داخل عربستان و جنگ های خلیج فارس عراق موجب شد، حکومت وقت سعودی اندکی از فشارها روی شیعیان را بکاهد.در این مقطع زمانی روحانیون شیعی منطقه الشرقیه عربستان از جمله آیت الله شیخ «نمر باقر النمر» که به دست رژیم سعودی به شهادت رسید، به شکلی فعال تر برای تحقق مطالبات خود، وارد عرصه مبارزه با آل سعود شدند، موضعی که به دلیل هم زمانی آن با انقلاب های جهان عرب، به شدت وحشت رژیم سعودی را برانگیخت.در نتیجه سیاست اعمال فشار بر شیعیان عربستان نه تنها به شکلی شدیدتر و گسترده تر از سر گرفته شد، بلکه ابعاد و اشکال جدیدی به خود گرفت که بارزترین و آشکارترین آن در حوادث ماه های اخیر منطقه «العوامیه» خود را نمایان ساخت.شیعه زدایی، اصل ثابت وهابیت سعودیدر کشوری چون عربستان که بنیان های مشروعیت رژیم آل سعود در آن بر پایه اصول وهابیت و اتحاد تاریخی با آن بنا شده، شیعه زدایی و دشمنی با شیعیان، یکی از ارکان ثابت رژیم حاکم را تشکیل می دهد.به گواه تاریخ در هر مقطع و دوره از تاریخ حاکمیت خاندان سعودی بر عربستان، دشمنی و خصومت ورزی با شیعیان وجود داشته است. امروزه در راستای راهبرد «تفرقه بیانداز و حکومت کن»؛ سیاست تبعیض علیه شیعیان و فتنه انگیزی طایفه ای و فرقه گرایی، به جای آنکه آل سعود را به خواست خود یعنی تضعیف معارضان برساند، موجب بروز تنش و بحران در داخل عربستان شده است.این درحالی است که نتیجه رخ دادهای جاری در عراق و همچنین سوریه، در امر مبارزه با گروه های تروریستی تکفیری و افزایش اقتدار محور مقاومت و شیعیان منطقه، موجی از وحشت و نگرانی را نه تنها در میان خاندان سعودی حاکم بر عربستان، بلکه در دیگر کشورهای اهل سنت منطقه به خصوص شیوخ نفتی خلیج فارس ایجاد کرده و موجب افزایش خشونت علیه شیعیان و تشدید خشونت های فرقه ای در عربستان شده است. حمله به «العوامیه» مصداق سیاست شیعه زدایی آل سعوددر ادامه سیاست شیعه زدایی خاندان سعودی، نظامیان این رژیم بیستم اردیبهشت ماه گذشته برابر با دهم ماه می، منطقه «العوامیه» در استان الشرقیه را مورد حمله قرار داده و همان ابتدا با ساکنین منطقه به شدت درگیر شدند.وزارت کشور عربستان دلیل حمله نظامی به منطقه العوامیه را پیگرد و بازداشت افراد ناشناسی عنوان کرد که اقدام به بمبگذاری در مسیر خودروهای یک شرکت دولتی این کشور که در حال اجرای «پروژه های عمرانی» در منطقه القطیف بودند و تیراندازی مستقیم به سمت کارکنان این شرکت عنوان کرده بودند.وزارت کشور عربستان در حالی این ادعا را مطرح می کرد که هیچ اشاره ای به نام و محل اجرای این پروژه های عمرانی نکرده بود، از سوی دیگر، شیعیان منطقه قطیف، همواره مخالف اجرای پروژه های به اصطلاح عمرانی خاندان سعودی در این منطقه هستند، چون به خوبی می دانند، هدف این به اصطلاح پروژه ها، چیزی جز دخل و تصرف در اموال و املاک شیعیان منطقه نیست.بیانیه وزارت کشور عربستان دو پیام مهم داشت. اول اینکه، این بیانیه با مطرح کردن چنین ادعایی از جهتی تلاش کرد، دلیل عقب ماندگی مناطق شیعی نشین در استان الشرقیه را ناامن بودن این مناطق عنوان کند.از سوی دیگر، این بیانیه با ادعای اینکه عاملان ناامنی ها در استان الشرقیه، از ساکنان بومی منطقه می باشد، سعی داشت، راه را برای هرگونه اقدام نظامی و امنیتی علیه ساکنان منطقه هموار کند.هدف اصلی منطقه العوامیه و محله المسورهتمرکز حملات غیر انسانی سعودی های وهابی بر منطقه «العوامیه» از توابع شهرستان «القطیف» و در ادامه متمرکز شدن این حملات بر محله تاریخی و قدیمی این شهر به نام «المسوره» اهداف واقعی رژیم سعودی در تقابل با شیعیان عربستان را آشکار ساخت.در این راستا، منطقه العوامیه و محله المسوره به میدان جنگی تمام عیار تبدیل شد که سعودی ها در آن از تمام انواع سلاح ها و مهمات جنگی سبک و سنگین استفاده کردند. میدانی که حتی استفاده از سلاح های نامتعارف و ممنوعه را هم برای سعودی ها مجاز کرده بود.چنین ورودی به میدان، از یک سو این سوال را مطرح می کرد که واقعا شیعیان چه تسلیحات و مهماتی در اختیار داشتند و تا چه اندازه برای رویارویی با نظامیان رژیم سعودی تدارک دیده بودند که نیروهای نظامی و امنیتی با چنین تدارکات گسترده ای وارد میدان شده اند؟ پیشینه العوامیه و المسورهشهر العوامیه، بر کرانه خلیج فارس در شرق عربستان واقع شده است. این شهر از توابع شهرستان القطیف است. تاریخ العوامیه به سال اول هجرت باز می گردد. این شهر به فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی معروف است.از لحاظ موقعیت جغرافیایی، العوامیه از سمت جنوب تنها یک کیلومتر با شهر «القدیح»، از سمت ش ...

ادامه مطلب  

در پاسخ به کسانی که خواستار تعطیلی حج هستند چه باید گفت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج، در پاسخ به کسانی که خواستار تعطیلی حج هستند از جنبه های مختلف پاسخ های متعدد می توان ارائه کرد از جمله می توان مطالب زیر را مطرح کرد البته برای کسانی که می خواهند سخن منطقی بشنوند نه کسانی که عناد می ورزند.1- حجّ واجب الهی و رُکن دین است و تعطیل بردار نیست .2- در پاره ای موارد امکان تعطیلی حجّ وجود دارد و آن زمانی است که ولی امرمسلمین به دلائلی حکم به تعطیلی آن بدهند.3- ولی امر مسلمین و مراجع عظام تقلید نه تنها حکم به تعطیلی حجّ نداده اند، بلکه در پاسخ به استفتاء صورت گرفته، مرقوم داشته اند خوف بوجود آمده مانع از استطاعت حجّ نیست و افراد مستطیع باید به حجّ بروند و واجب شرعی خود را انجام دهند.4- متأسفانه سرنخ برخی از این تحریک ها در دست عناصر فراری از کشور است همچون فردی که به اتهام مسائل اخلاقی و مالی از کشور فراری است و خود را سفیر اسبق ایران در عربستان معرفی کرده که دروغ محض است.5- در فضا های مجازی فیلم هایی منتشر می شود مبنی بر اینکه امام مسجدالحرام خون شیعه را هدر اعلام کرده است، تحقیقات نشان می دهد چنین خبری صحت نداشته، و فیلم های ...

ادامه مطلب  

استقبال مقامات ایرانی از آشتی ملی در فلسطین/ رویای باطل خلع سلاح مقاومت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، نخستین جلسه گفت وگوی آشتی ملی بین حماس و فتح در روزهای آغازین دهه دوم اکتبر سال جاری در مقر سازمان اطلاعات مصر در قاهره با محوریت واگذاری امور اداره غزه به دولت فلسطین با حضور تعدادی از رهبران حماس و فتح برگزار شد و طبق توافقات صورت گرفته قرار است در چهاردهم نوامبر این مذاکرات برای گفت وگو در مورد دیگر مسائل مطرح بین دو طرف تشکیل شود.هیات حماس در جریان سفر به تهران به ریاست «صالح عاروری» نایب رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی با علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل و کمال خرازی رییس شورای راهبردی روابط خارجی دیدار و گفت وگو کردند، گرچه در روز دوشنبه برخی از رسانه های عربی خبر از دیدار این هیات با مقام معظم رهبری دادند، ولی تا کنون این خبر از سوی مراجع معتبر ایران تایید نشده است.سامی حمدان عواد ابو زهری، سخنگوی رسمی جنبش حماس یکی از اعضای این هیات در جریان سفر به تهران بود که در گفت وگو با ایسنا به تشریح نتایج گفت وگوهای این گروه با مقامات ایرانی پرداخت.وی تاکید کرد که ما به مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کردیم، آشتی ملی ضربه ای به موضوع مقاومت نمی زند و در واقع ما از طریق آشتی ملی می خواهیم فرصت بیش تری داشته باشید تا به موضوع مقاومت بپردازیم.ابوزهری 50 ساله و متولد غزه است که در حال حاضر در دانشگاه جامعه اسلامی غزه تدریس می کند و سابقه اسارات در زندان های رژیم صهیونیستی در فاصله سال های 1989 تا 1994 را دارد.سخنگوی جنبش حماس در پاسخ به این پرسش که شما در مصاحبه ای اخیرا اعلام کردید اختلافات ایران و حماس به تاریخ پیوسته است، منظورتان از این سخن چیست؟ گفت: دو طرف ایران و حماس بسیار علاقه مند هستند که روابط شان را گسترش داده و تقویت کنند و در این ارتباط یک تحول بی نظیر ایجاد کنند.وی با بیان این که «محور اصلی این موضوع مساله فلسطین و مقاومت است»، اظهار داشت: با توجه به اراده دو طرف جهت گسترش روابط می توان گفت که یقینا اختلافات بین دو طرف به تاریخ پیوسته و رنگ باخته است و ما به روابط گرم سابق باز خواهیم گشت و هیچ مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد.ایران و حماس باید به رابطه درخشان گذشته بازگردندابو زهری در پاسخ به این پرسش که پیش از این نیز محور همکاری ایران و حماس مساله فلسطین و مقاومت بود ولی چه موضوعاتی باعث ایجاد اختلاف شد و از دیگر سو برخی این تحلیل را مطرح می کنند که با توجه به تحولات ایجاد شده در ساختار حماس یک اراده جدی از سوی این تشکل برای گسترش روابط با ایران به وجود آمده است؟ گفت: مهم نیست که ما به گذشته برگردیم. ما باید به آینده درخشان روابط ایران و حماس نگاه کنیم.وی ادامه داد: تحولات داخل جنبش حماس و انتخاباتی که برگزار شد ارتباطی به تصمیم ایران و حماس جهت بازگشت به روابط درخشان گذشته شان ندارد و همان طور که اشاره کردم دو طرف واقعا مشتاق هستند که روابط شان گسترش پیدا کند.سخنگوی جنبش حماس افزود: یکی از علت های این اشتیاق و تمایل این است که تلاش ها از سوی دشمنان برای هدف قرار دادن دو طرف و جبهه مقاومت تشدید شده است و این موضوع ایجاب می کند که ایران و حماس به رابطه حسنه و درخشان گذشته باز گردند.این مقام عالی در جنبش حماس در پاسخ به این پرسش که تحولات اخیر در منطقه از جمله نزدیکی ایران و ترکیه، مسائل پیش آمده بین قطر و برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و از همه مهم تر تغییرات میدانی و سیاسی در سوریه به چه میزان در تصمیم حماس برای بازگشت به روابط درخشان گذشته با ایران موثر بوده است؟ اظهار داشت: این اراده از سوی هر دو طرف وجود دارد که روابط به حالت گذشته باز گردد. از دیگر سو همان طور که گفتم خصومت دشمنان با جریان مقاومت و ایران و حماس شدت بیش تری گرفته است و این موضوع این ضرورت را ایجاب می کند که دو طرف روابط خود را بیش از گذشته گسترش دهند.مقامات ایرانی از آشتی ملی بین دو جریان فتح و حماس استقبال کردند وی همچنین در پاسخ به این پرسش که در جریان دیدار با مقامات ایرانی نگاه آنها به موضوع آشتی ملی بین دو جریان فتح و حماس چگونه بود؟ اظهار داشت: در دیدارهایی که با مقامات ایرانی داشتیم آن ها از اتفاقات رخ داده تقدیر و استقبال کردند و آن را فرصت خوبی برای پایان دادن به مشکلات، دردها و رنج های مردم در نوار غزه عنوان کردند.در عین حال تاکید داشتند که آشتی ملی نباید به زیان پروژه مقاومت باشد و این دغدغه ای است که خود ما نیز داریم و ان شاءالله چنین اتفاقی نمی افتاد.آشتی ملی هیچ وقت به زیان مقاومت تمام نخواهد شدسخنگوی جنبش حماس: موضوعی به نام خلع سلاح مقاومت در جریان مذاکرات مطرح نشده است و چنین موضوعی قابل مذاکره نیست و اگر بعضی رویای خلع سلاح مقاومت را دارند ما می توانیم رویای آنها را باطل کنیم و این آرزوهایی است که هیچ وقت تحقق پیدا نمی کند.ابو زهری در پاسخ به این پرسش که در برخی از تحلیل ها این گمانه وجود دارد که ممکن است در پی این آشتی ملی، مقاومت تضعیف شود و از دیگر سو حماس مجبور به خلع سلاح شود، با توجه به این نگرانی ها شما چه استراتژی دارید که چنین اتفاقاتی برای مقاومت رخ ندهد؟ گفت: ما به همه نسبت به وضعیت کنونی و آینده مقاومت، اطمینان خاطر می دهیم و این که رفتن ما به سمت آشتی ملی هیچ وقت به زیان مقاومت تمام نخواهد شد، به همین خاطر است که می بینید حماس بعد از نشست قاهره اولین سفر رسمی خود را به ایران انجام داد و این موضوع در راستای تاکید مجدد بر پایبندی ما به مقاومت است.سخنگوی جنبش حماس ادامه داد: بر خلاف موضوعی که برخی از افراد می گویند یکی از اهداف اصلی ما از آشتی ملی این است که بیشتر فراغت بال داشته باشیم که به موضوع مقاومت بپردازیم و در واقع هدف ما از آشتی ملی این است که توجه مان بیش تر معطوف به مقاومت باشد.وی با بیان این که «مقاومت در عرصه میدانی خیلی قوی است و می تواند ضربات مهلکی را به دشمن صهیونیستی وارد کند ...

ادامه مطلب  

سفیر پیشین ایران در ریاض: تحولات مدنی در عربستان تند و شتابان نیست  

درخواست حذف این مطلب
حسین صادقی می گوید: عربستان به تکرار سناریوی پهلوی دچار نخواهد شد، چرا که این گونه نیست که تنها با اعطای برخی آزادی ها جامعه را سرگرم کنند بلکه در زمینه سیاسی و شکاف های اقتصادی هم به فکر تحولاتی اساسی است. ۵۵آنلاین :حسین صادقی می گوید: عربستان به تکرار سناریوی پهلوی دچار نخواهد شد، چرا که ریاض با شناخت مباحث در حوزه های مختلف و کمک گرفتن از هسته های فکری علوم انسانی سایر اندیشکده ها به فکر یک رشد همه جانبه در عربستان است و این گونه نیست که تنها با اعطای برخی آزادی ها جامعه را سرگرم کنند بلکه در زمینه سیاسی و شکاف های اقتصادی هم به فکر تحولاتی اساسی است.در پس تمامی تحولات و اعطای برخی آزادی های مدنی، جامعه زنان از بسیاری حقوق دیگر خود محروم هستند، اما موضوع دادن مجوز رانندگی به آنان یا پخش صدای آواز زنان در تلویزیون دولتی در جامعه به شدت سنتی عربستان در چند هفته گذشته آن چنان چشم گیر و شوک آور بود که نه تنها وقایع فوق را تحت الشعاع قرار داد، بلکه محمد بن سلمان را به عنوان طراح و معمار مدرنیزه کردن عربستان و قهرمان مقابله با تفکر محافظه کارانه سلفی جایگاهی تازه بخشید، خصوصا که با حکم ملک سلمان پادشاه عربستان اکنون محمد بن سلمان در جایگاه ریاست کمیته مبارزه با فساد، نبردی گسترده را علیه خاندان سعودی آغاز کرده و در اولین گام خود اقدام به دستگیری های گسترده و بی سابقه ای زده که می تواند محبوبیت او را در جامعه عربستان افزایش دهد. اما در پشت این حرکت، دلایل راهبردی هم وجود دارد. برنامه بلندپروازانه محمد بن سلمان با عنوان سند چشم انداز۲۰۳۰ که بر اساس تحقیقات و گزارش های اندیشکده امریکایی بروکینگز از طرح مک کینزی الهام گرفته شده، برنامه مدرنیزه کردن عربستان تا سال ۲۰۳۰ است. سال گذشته بن سلمان در گفت و گویی با اکونومیست گفت که "مک کینزی در بسیاری از مطالعات همراه ماست". طبق طرح چشم انداز ۲۰۳۰ وابستگی اقتصاد عربستان به نفت باید تا آن سال از میان برود و جامعه ای مدرن در آن کشور شکل بگیرد. در چنین جامعه ای نمی توان از نیروی کار نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان صرف نظر کرد. از طرفی در یک جامعه مدرن نمی توان ابتدایی ترین حقوق را از زنان سلب کرد. دادن مجوز رانندگی به زنان را باید در این چارچوب دید. با این تفاسیر سئوالی که ذهن را به خود مشغول می کند این است که آیا محمد بن سلمان در پیاده کردن پروژه مدرنیزاسیون عربستان موفق خواهد شد یا سرنوشتی مانند شاه در انتظار او و خاندان سعودی است؟ دیپلماسی ایرانی برای تحلیل دقیق تر تحولاتی اجتماعی - داخلی عربستان و تاثیرات آن بر شرایط این کشور گفت وگویی را با حسین صادقی، که در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی سفیر ایران در عربستان بود و دوباره در دوره ریاست جمهوری دولت یازدهم حسن روحانی به این سمت برگزیده شد و به نوعی آخرین سفیر ایران در عربستان است و همچنین سابقه سفارت در کویت و امارات متحده عربی و سه دوره مدیرکلی خلیج فارس وزارت امور خارجه را در کارنامه خود دارد انجام داده است که در ادامه می خوانید: زمانی که محمد بن سلمان به ولیعهدی عربستان رسید در خوشبینانه ترین حالت هم انتظار این سطح از تغییرات اجتماعی و اعطای آزادی های مدنی آن هم در چنین مدت کوتاهی نمی رفت، اما در یک ماه اخیر به اندازه کل تاریخ عربستان، این کشور دست به اصلاحاتی در ساختار اجتماعی به خصوص در مورد حقوق زنان زده است، از حق حضور در ورزشگاه ها گرفته تا رانندگی و حتی حضور در سیاست و غیره که البته این اصلاحات در سایر حوزه ها هم صورت گرفته است. از دید شما برنامه و استراتژی محمد بن سلمان در تعیین چنین برنامه های اجتماعی برای عربستان چیست؛ آیا اساسا این برنامه را باید ناشی از برنامه ریزی خود بن سلمان بدانیم یا هسته اندیشنده کلان تری در پشت این تحولات اجتماعی عربستان وجود دارد؟برای پاسخ به این سوال به یک مقدمه نظری نیاز است. معمولا بین حاکمیت و دولت ها با مردم و جامعه چهار نوع رابطه و شیوه تعامل وجود دارد که هر کدام پیامدهای خاص خود را دارد. در تعامل اول دولت که از سطح بالایی از توسعه برخوردار است تمایل دارد تا جامعه را به سمت پیشرفت و توسعه مدنی سوق دهد اما جامعه دارای چنین ظرفیت و پتانسیلی نیست، لذا ممکن است دولت به صورت تصنعی به فکر رشد و توسعه جامعه باشد و در این راستا شاید حتی آن را به صورتی جبرگونه و فشار به جامعه حقنه کند که قطعا این شیوه تعامل به رویارویی دولت و جامعه می انجامد. مثال بارز آن نظام شاهنشاهی ایران بود؛ چرا که یکی از مشکلات عمده پهلوی عدم شناخت واقعی جامعه ایران بود، یعنی شاه از درک درستی که مبتنی بر واقعیات جامعه باشد بی بهره بود که در نهایت این عدم درک به رویارویی منجر شد. یعنی همان شعارهای حرکت به سوی دروازه های تمدن که شاید در ظاهر شعار بسیار مترقی بود اما به واسطه عدم وجود ظرفیت در جامعه، نهایتا به تنش و تقابل انجامید؛ چرا که درآن زمان نزدیک به 70 درصد جامعه روستایی بود و نرخ سواد پایین بود، لذا چنین جامعه ای این دیدگاه ها را پس خواهد زد. شیوه دوم دقیقا عکس شیوه اول است. در این حالت جامعه در بستر خود دارای رشد و پیشرفت و توسعه مدنی است اما حاکمیت از این درجه از توسعه برخوردار نیست، لذا در این شرایط حاکمیت برای عدم از دست رفتن قدرت در سایه این عدم توازن به دنبال ایجاد نوعی اختناق و بستن جامعه است. در این حالت هم دوباره شاهد یک رویارویی خواهیم بود، چرا که مطالبات جامعه به مراتب بالاتر از سطح درک حکومت است فلذا درگیری را اجتناب ناپذیر می کند. در روش سوم حاکمیت دارای درک صحیح و مبتنی بر واقعیت از جامعه و جهان پیرامون خود است، لذا با توجه به این شناخت، حاکمیت متناسب با سطح توسعه جامعه به رشد جامعه و ایجاد فضای باز مدنی و اجتماعی می پردازد. در حالت چهارم هم حاکمیت و هم جامعه دارای توسعه یافتگی مدنی و اجتماعی است، لذا در این حالت حاکمیت برای توسعه هرچه بیشتر جامعه به فکر بسترسازی است، به بیان دیگر حاکمیت به دنبال ایجاد فضا و زمینه ای است تا رشد جامعه مدنی با شتاب بیشتری همراه شود. در سایه این مقدمه می توان نوع تعامل جامعه و حاکمیت عربستان را بررسی کرد تا به دلایل این اصلاحات و اعطای آزادی های مدنی جامعه این کشور رسید. ببینید عربستان سعودی از لحاظ محدودیت های مدنی در مقایسه با سایر کشورهای عربی منطقه بسته تر است یا به لحاظ اجتماعی عقب تر از این کشورها است. لذا اگر بدنبال تقسیم بندی جوامع عربی حاشیه خلیج فارس از لحاظ آزادی اجتماعی باشیم باید ابتدا از کویت نام برد که جامعه بسیار مترقی و بازی است که زنان در آن نقش بسیار پررنگی در همه حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارند. بعد از آن بحرین است که دارای یک پویایی و آزادی عمل خاص مدنی خود است. سوم امارات متحده عربی است، بعد هم کشور قطر و بعد از آن سلطنت عمان قرار دارد. پس می بینید که عربستان در میان این کشورها جامعه به مراتب بسته تر و محدودتر است. در راستای این مساله شاید بتوان 4 عامل اساسی را در عقب ماندگی اجتماعی عربستان دخیل دانست.اول به فرهنگ جاهلیت سنتی که ریشه در تاریخ عربستان دارد باز می گردد. دوم فرهنگ پررنگ عشیره ای و قبیله ای این کشور است. سوم برداشت خاص مبتنی بر دیدگاه های خود از دین مبین اسلام که نگاهی بسیار تنگ، محدود و متحجرانه است و چهارم مربوط به عملکرد علمای عربستان است، به ویژه علمای تندرویی که اکنون هم جریانات سیاسی این کشور را در دست دارند. لذا برآیند این 4 عامل موجب کاش سرعت توسعه مدنی و اجتماعی در عربستان بوده است. اما در این بستر نقطه عطفی به نام انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی شکل گرفت و موجب تحولات عظیمی در منطقه خاورمیانه و به خصوص در عربستان شد. یعنی انقلاب اسلامی نقطه عطفی بود که موجب شد عربستان سعودی نسبت به وقایع منطقه بیش از پیش حساس شود. چرا که جامعه عربستان به واسطه شباهت حکومتی (پادشاهی) به دنبال علل سقوط نظام شاهنشاهی پهلوی بودند تا از وقوع مجدد آن در عربستان جلوگیری کنند. بنابراین در بستر مطالعات بسیار به این نتیجه رسیدند که باید برای جلوگیری از سرنوشت پهلوی سه کار به صورت هم زمان و موازی در عربستان انجام شود؛ اول، توجه به نقاط ضعف حکومت پهلوی؛ دوم، پرکردن شکاف بین حاکیت و ملت در عربستان؛ سوم، تزریق اصلاحات مدنی و اجتماعی و در ادامه سیاسی و اقتصادی به مرور زمان و در مقاطع مختلف. البته متناسب با بستر و فضای جامعه این اصلاحات و آزادی های مدنی باید به جامعه تزریق شود. لذا در سایه این مساله عربستان از روش سوم در تعامل با جامعه استفاده کرد. یعنی متناسب با رشد جامعه، فضای اجتماعی را باز کرد.در این راستا من در یک دیدار غیر رسمی با یکی از مقامات عربستان در 15 سال پیش صحبت هایی را در خصوص شرایط بسته سیاسی و آزادی های مدنی به خصوص در مورد حقوق زنان مانند حق رای، رانندگی بانوان و امثال آن را مطرح کردم یکی از مقامات در پاسخ به این نکته من به صراحت اعلام کرد که ما هیچ تمایلی نداریم اشتباهات شاه ایران را تکرار کنیم، لذا به میزان رشد جامعه فضا را برای آزادی های مدنی باز خواهیم کرد، یعنی متناسب با بستر و مطالبات آن به فکر توسعه و رشد اجتماع خواهیم بود. او در ادامه گفت که باید پذیرفت که بخش اعظم جامعه عربستان دارای باورهای سنتی و اندیشه های رادیکال دینی هستند و مضافا علما بر روی آنان تاثیرات و نفوذ پررنگی دارند. بنابراین اگر دولت به دنبال اعطای آزادی مدنی بیش از استطاعت جامعه باشد با دو چالش روبه رو خواهد شد. اول چالش خود مردم که قطعا اجتماع و مردم آن (اصلاحات) را نخواهند پذیرفت و ممکن است باعث رویارویی شود و دوم چالش با علما است که دیدگاه هایی مخالف با چنین آزادی های مدنی دارند. در همان جلسه یکی از مقامات سعودی اعلام کرد که بیش از دو دهه است که حکومت سعودی به دنبال اصلاحات و اعطای آزادی مدنی است، اما جامعه پتانسیل پذیرش آن را ندارد؛ در موازات این مساله در دیداری با وزیر کشور وقت، مرحوم نایف بن عبدالعزیز در خصوص رانندگی و اعطای آزادی به زنان گفت و گویی داشتیم. او در جواب گفت که این مساله، نه باور دین اسلام است و نه باور ما که زنان از چنین آزادی هایی برخوردار نباشند، اما به واسطه فرهنگ حاکم بر جامعه عربستان که در دل باورهای سنتی مردم این کشور شکل گرفته اجازه اعطای چنین آزادی هایی را در این مقطع زمانی نمی دهد و شما نباید به اشتباه این ارزیابی را داشته باشید که با تبلیغات تنها چند زن در عربستان که چنین مطالباتی را دارند، آن را به کل جامعه عربستان به خصوص به جامعه زنان آن تعمیم داد و من هم به واسطه سال ها حضور در عربستان شاهد بوده ام که اساسا جامعه عربستان به شدت سنتی تر از آن است که پذیرای چنین آزادی هایی باشد. لذا شرایط و اقتضائات جامعه بود که در آن دوران مانع از اعطای چنین آزادی های مدنی و اصلاحات اجتماعی شده بود.بنابراین عربستان از اصلاحات زود هنگام پرهیز کرد چون هر اصلاحاتی، چه دیرهنگام و چه زود هنگام پیامدهای منفی بسیاری دارد، بلکه اصلاحات به هنگام اثر خود را دارد. پس برای چنین اصلاحاتی حاکمیت نه باید از جامعه خیلی عقب باشد و نه از آن هم جلو بزند، بلکه باید همراه مردم باشد. پس این دیدگاه حاکمیت سعودی نبود که اجازه توسعه اجتماعی را نمی داد بلکه توان و ظرفیت جامعه عربستان مانع از آن بود. بنابراین تمام مطالبی که در رسانه ها در خصوص جامعه عربستان مطرح می شود ناشی از عدم شناخت این جامعه است. مثلا بارها گفته شده که عربستان تنها کشوری است که به زنان حق رانندگی نمی دهد، بله این مساله درست است، اما باید پرسید چرا این مساله روی داده است؟ لذا در بستر این نکات می بینید که این عدم توسعه ناشی از دید حاکمیت و دولت نیست بلکه شرایط اجتماعی جامعه عربستان است که چنین مطالباتی را قبول ندارد.شما به تاثیر نظام شاهنشاهی ایران اشاره داشتید که اصلاحات اجتماعی اکنون عربستان می تواند یک مابه ازای البته پخته تر و برنامه ریزی شده تر از تحولات و آزادی های مدنی قبل از انقلاب و رفراندوم ۶ بهمن ۱۳۴۱ که شاه از آن به عنوان "انقلاب سفید شاه و مردم" یاد می کرد باشد، اما نکته اینجاست که شتاب اصلاحات و اعطای آزادی مدنی در عربستان بسیار بالاست، آیا همین شتاب در اصلاحات و اعطای آزادی مدنی باعث رشد انتظارات و مطالبات جامعه بیش از توانایی حاکمیت و دولت نخواهد شد؟ببینید حاکمیت عربستان اکنون همین میزان از آزادی های مدنی و اجتماعی را هم برنمی تابد. پس این طور نیست که بگوییم افزایش مطالبات با رشد آزادی های مدنی بالا خواهد رفت تا جایی که دولت نتواند پاسخ گو باشد. ببینید اصلاحات در عربستان سعودی از زمان ملک فهد شروع شده است و مخنص به یک ماه اخیر نیست و در ادامه در دوره ملک عبدالله قدری بر سرعت آن افزوده شد، مساله ای مانند گفت و گوی بین مذاهب و حتی بین ادیان، آن هم در شرایطی که اهل تسنن و اهل تشیع عربستان هیچ تمایلی به ارتباط با یکدیگر نداشتند در زمان ملک عبدالله صورت پذیرفت و باعث تعامل ادیان و مذاهب شد. یا در ادامه برگزاری انتخابات شورا ...

ادامه مطلب  

نقاب کهنه آشتی ملی برای فرار از مسئولیت/ چرا اصلاح طلبان دوباره بر مفهوم «آشتی ملی» لجاجت می کنند؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی - رجانیوز، روزی با آشتی ملی راه به مجلات پیدا میکنند و گاهی با همبستگی ملی خود را تیتر روزنامه ها میکنند. در میان البته از ابداع واژه هایی نظیر گفنگوی ملی و تعامل هم دریغ نمیکنند. منظور خود را هر روز پشت سپری از لفاظی های برازنده پنهان میکنندو البته خود بهتر میدانند که برای تنگ نظران مستبدی چون آنان دم زدن از این دست مضامین لطیفه ی تلخی است که بستر آن به لطف آلزایمر سیاسی برایشان فراهم شده است.به گزارش رجانیوز، علی رغم مخالفت صریح رهبر معظم انقلاب با طرح مضامینی از قبیل آشتی ملی، محمدرضا خاتمی در مصاحبه امروز خود با روزنامه شرق مجددا از آشتی ملی یاد کرد و نسخه ی آن را برای دولت دوازدهم پیچید.دریغ از ابراز ندامت ! امروز محمد رضا خاتمی در مصاحبه با روزنامه ی شرق بازهم از طرح آشتی ملی دم زد و آن راه راه حل مشکلات دولت دوازدهم برای فائق آمدن بر مشکلات کشور دانست. وی در این مصاحبه در خصوص آشتی ملی و دولت دوازدهم گفت« ما واقعا می خواهیم دولت آقای روحانی دولت آشتی ملی باشد. حضور همه مدیران شایسته اصلاح طلب در عرصه های مختلف کار و تلاش در کشور و بهره گیری از همه ظرفیت های ملی که ده ها سال برای پرورش آنها هزینه شده است از حسرت های درونی ماست؛ اما حتی یکی از دوستان توانمندی که می شناسید از این ناراحت نشده که چرا در فلان مسئولیت حاضر نیست. ما از ته دل از موفقیت های دولت خوشحال می شویم. معتقدیم دولت آینده باید دولت آشتی ملی باشد. البته آقای روحانی حتما خط کشی و مرزبندی روشنی با تندروهایی که عامل اصلی بدبختی های ایران هستند، ایجاد می کند؛ اما امیدواریم رئیس جمهور با اصولگرایان معتدل نیز وارد تعامل شود...... ما توقع داریم دولت بتواند بدون تنش کار کند. این یعنی باید آن حساسیت های لازم را در نظر گرفت. توقع از دولت این است که با دولت آشتی ملی زمینه را برای تغییر فضای سیاسی فراهم کند. چقدر زیباست که وزیری از اصلاح طلبان نباشد؛ اما مجری توسعه سیاسی کشور باشد. این باعث می شود اعتماد به یکدیگر افزایش پیدا کند و در دولت ائتلافی آشتی ملی همه احساس کنند دولت متعلق به آنهاست.»اما هدف از طرح مجدد و مکرر در این کلیدواژه با اشکال مختلف و در مقاطع زمانی مختلف چیست؟آیا واقعا اصلاحات در پی تعامل سازنده با اصولگرایی در جهت پیشبرد اهداف کشور است؟حاشا، که خود نیز به این تعابیر کودکانه در پستوهای خلوت خود،آن هنگام که به عدم تقلب در انتخابات سال 88 اعتراف میکنند، میخندند. پس چرا هر از گاهی س ...

ادامه مطلب  

استقبال مقامات ایرانی از آشتی ملی در فلسطین  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری ایسنا: نخستین جلسه گفت وگوی آشتی ملی بین حماس و فتح در روزهای آغازین دهه دوم اکتبر سال جاری در مقر سازمان اطلاعات مصر در قاهره با محوریت واگذاری امور اداره غزه به دولت فلسطین با حضور تعدادی از رهبران حماس و فتح برگزار شد و طبق توافقات صورت گرفته قرار است در چهاردهم نوامبر این مذاکرات برای گفت وگو در مورد دیگر مسائل مطرح بین دو طرف تشکیل شود.هیات حماس در جریان سفر به تهران به ریاست «صالح عاروری» نایب رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی با علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل و کمال خرازی رییس شورای راهبردی روابط خارجی دیدار و گفت وگو کردند، گرچه در روز دوشنبه برخی از رسانه های عربی خبر از دیدار این هیات با مقام معظم رهبری دادند، ولی تا کنون این خبر از سوی مراجع معتبر ایران تایید نشده است.سامی حمدان عواد ابو زهری، سخنگوی رسمی جنبش حماس یکی از اعضای این هیات در جریان سفر به تهران بود که در گفت وگو با ایسنا به تشریح نتایج گفت وگوهای این گروه با مقامات ایرانی پرداخت.وی تاکید کرد که ما به مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کردیم، آشتی ملی ضربه ای به موضوع مقاومت نمی زند و در واقع ما از طریق آشتی ملی می خواهیم فرصت بیش تری داشته باشید تا به موضوع مقاومت بپردازیم.ابوزهری 50 ساله و متولد غزه است که در حال حاضر در دانشگاه جامعه اسلامی غزه تدریس می کند و سابقه اسارات در زندان های رژیم صهیونیستی در فاصله سال های 1989 تا 1994 را دارد.سخنگوی جنبش حماس در پاسخ به این پرسش که شما در مصاحبه ای اخیرا اعلام کردید اختلافات ایران و حماس به تاریخ پیوسته است، منظورتان از این سخن چیست؟ گفت: دو طرف ایران و حماس بسیار علاقه مند هستند که روابط شان را گسترش داده و تقویت کنند و در این ارتباط یک تحول بی نظیر ایجاد کنند.وی با بیان این که «محور اصلی این موضوع مساله فلسطین و مقاومت است»، اظهار داشت: با توجه به اراده دو طرف جهت گسترش روابط می توان گفت که یقینا اختلافات بین دو طرف به تاریخ پیوسته و رنگ باخته است و ما به روابط گرم سابق باز خواهیم گشت و هیچ مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد.ایران و حماس باید به رابطه درخشان گذشته بازگردندابو زهری در پاسخ به این پرسش که پیش از این نیز محور همکاری ایران و حماس مساله فلسطین و مقاومت بود ولی چه موضوعاتی باعث ایجاد اختلاف شد و از دیگر سو برخی این تحلیل را مطرح می کنند که با توجه به تحولات ایجاد شده در ساختار حماس یک اراده جدی از سوی این تشکل برای گسترش روابط با ایران به وجود آمده است؟ گفت: مهم نیست که ما به گذشته برگردیم. ما باید به آینده درخشان روابط ایران و حماس نگاه کنیم.وی ادامه داد: تحولات داخل جنبش حماس و انتخاباتی که برگزار شد ارتباطی به تصمیم ایران و حماس جهت بازگشت به روابط درخشان گذشته شان ندارد و همان طور که اشاره کردم دو طرف واقعا مشتاق هستند که روابط شان گسترش پیدا کند.سخنگوی جنبش حماس افزود: یکی از علت های این اشتیاق و تمایل این است که تلاش ها از سوی دشمنان برای هدف قرار دادن دو طرف و جبهه مقاومت تشدید شده است و این موضوع ایجاب می کند که ایران و حماس به رابطه حسنه و درخشان گذشته باز گردند.این مقام عالی در جنبش حماس در پاسخ به این پرسش که تحولات اخیر در منطقه از جمله نزدیکی ایران و ترکیه، مسائل پیش آمده بین قطر و برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و از همه مهم تر تغییرات میدانی و سیاسی در سوریه به چه میزان در تصمیم حماس برای بازگشت به روابط درخشان گذشته با ایران موثر بوده است؟ اظهار داشت: این اراده از سوی هر دو طرف وجود دارد که روابط به حالت گذشته باز گردد. از دیگر سو همان طور که گفتم خصومت دشمنان با جریان مقاومت و ایران و حماس شدت بیش تری گرفته است و این موضوع این ضرورت را ایجاب می کند که دو طرف روابط خود را بیش از گذشته گسترش دهند.مقامات ایرانی از آشتی ملی بین دو جریان فتح و حماس استقبال کردندوی همچنین در پاسخ به این پرسش که در جریان دیدار با مقامات ایرانی نگاه آنها به موضوع آشتی ملی بین دو جریان فتح و حماس چگونه بود؟ اظهار داشت: در دیدارهایی که با مقامات ایرانی داشتیم آن ها از اتفاقات رخ داده تقدیر و استقبال کردند و آن را فرصت خوبی برای پایان دادن به مشکلات، دردها و رنج های مردم در نوار غزه عنوان کردند. در عین حال تاکید داشتند که آشتی ملی نباید به زیان پروژه مقاومت باشد و این دغدغه ای است که خود ما نیز داریم و ان شاءالله چنین اتفاقی نمی افتاد.آشتی ملی هیچ وقت به زیان مقاومت تمام نخواهد شدابو زهری در پاسخ به این پرسش که در برخی از تحلیل ها این گمانه وجود دارد که ممکن است در پی این آشتی ملی، مقاومت تضعیف شود و از دیگر سو حماس مجبور به خلع سلاح شود، با توجه به این نگرانی ها شما چه استراتژی دارید که چنین اتفاقاتی برای مقاومت رخ ندهد؟ گفت: ما به همه نسبت به وضعیت کنونی و آینده مقاومت، اطمینان خاطر می دهیم و این که رفتن ما به سمت آشتی ملی هیچ وقت به زیان مقاومت تمام نخواهد شد، به همین خاطر است که می بینید حماس بعد از نشست قاهره اولین سفر رسمی خود را به ایران انجام داد و این موضوع در راستای تاکید مجدد بر پایبندی ما به مقاومت است.سخنگوی جنبش حماس ادامه داد: بر خلاف موضوعی که برخی از افراد می گویند یکی از اهداف اصلی ما از آشتی ملی این است که بیشتر فراغت بال داشته باشیم که به موضوع مقاومت بپردازیم و در واقع هدف ما از آشتی ملی این است که توجه مان بیش تر معطوف به مقاومت باشد.وی با بیان این که «مقاومت در عرصه میدانی خیلی قوی است و می تواند ضربات مهلکی را به دشمن صهیونیستی وارد کند»، تاکید کرد: ما کل تلاش خود را به کار خواهیم بست که از ابزارها و ادوات لازم برای اقتدار و قدرت برخو ...

ادامه مطلب  

گفت وگو بین ایران و عربستان سخت اما شدنی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش«شیعه نیوز»، در حالی که سازمان های حقوق بشری سیاست های عربستان در منطقه را نقد می کنند و باتلاق یمن، سعودی ها را به درون می کشد، ولیعهد عربستان رویکردی پرشتاب به توسعه ی روابط با اروپا و آمریکا دارد و به نظر می رسد سلطنت آینده ی محمد بن سلمان و اصلاحات پرشتاب عربستان در نگاه کشورهایی مثل انگلیس رسمیت یافته است. آیا چنین است و در صورت پذیرش، این موضوع چه تأثیری بر آینده ی عربستان خواهد داشت؟ این پرسش ها را با حسین صادقی آخرین سفیر ایران در عربستان سعودی به بحث گذاشته ایم. متن کامل گفت وگوی شفقنا با حسین صادقی را در زیر بخوانید.*سفر بن سلمان به انگلیس را با توجه به نحوه ی استقبالی که از ایشان صورت گرفت و دیدارهایش با مقامات مختلف این کشور چطور تحلیل می کنید؟صادقی: این پرسش درخصوص سفر آقای محمد بن سلمان، بسیار کلیدی است. این یک حرکت نمادین است که از سوی عربستان سعودی تنظیم شد. البته قرار بود این سفر زودتر انجام شود که کمی به تأخیر افتاد. طراحی صورت گرفته را در دو سطح باید دید؛ یک سطح در مورد پادشاهی عربستان سعودی است که چرا این گونه برنامه ریزی کردند یعنی از مصر شروع کردند و بعد هم به انگلستان و سپس به آمریکا رفتند. سطح دوم به نگاه انگلستان، مصر و آمریکا به پادشاهی عربستان سعودی برمی گردد.وارد مسایل مصر نمی شوم اما در رابطه با انگلستان، توضیحاتی می دهم. در عربستان، مسایلی داخلی وجود داشت که براساس آن ها ملک سلمان تصمیم گرفت محمد بن سلمان را به عنوان ولیعهد مطرح کند. بعد از ولیعهد شدن محمد بن سلمان، در نگاه بیرونی نگرانی هایی از سوی کشورهای دیگر وجود داشت که آیا او این قدرت، قابلیت و توان را دارد که بتواند امور را به دست بگیرد یا خیر! ممکن است با یکسری بحران های داخلی مواجه شود. طی این مدت محمد بن سلمان نشان داد که از این ظرفیت و توانایی برخوردار است که امور کشور را با توجه به چالش های جدی پیش رویش مدیریت کند. *انگلیسی ها به این باور رسیده اند که محمد بن سلمان پادشاه آینده خواهد بودوقتی کشور بزرگی مثل انگلستان که در اروپا نقشی کلیدی دارد، تصمیم می گیرد در چنین سطحی از محمد بن سلمان استقبال کند و یک بستر مناسب برای ایشان به وجود آورد، این تصویر را به ما می دهد که انگلیسی ها تا حدود زیادی به این باور رسیده اند که محمد بن سلمان پادشاه آینده خواهد بود. به همین دلیل مشاهده شد که در سطح رییس یک کشور از ایشان استقبال کردند و او را پذیرفتند. با پذیرش این که کشورهای دیگر به این جمع بندی رسیده اند که محمد بن سلمان پادشاه آینده است، با توجه به جوان بودن وی می توانند حداقل برای چهل یا پنجاه سال آینده سرمایه گذاری کنند. از این روست که استقبالی در چنین سطحی از محمد بن سلمان صورت گرفت. این برخورد با توجه به آن است که ایشان اقدامات بزرگی انجام داده که هر کدام از آن ها می توانست عربستان سعودی را با چالش هایی جدی روبه رو کند، اما ایشان تا این لحظه توانستند این چالش ها را پشت سر بگذارند.*آیا رفتاری که انگلستان با آقای بن سلمان داشت به این معنی است که اصلاحات انجام شده در عربستان را به رسمیت می شناسد و می خواهد روابطش را با سعودی ها توسعه دهد؟صادقی: البته روابط انگلستان با پادشاهی عربستان سعودی در تمام ابعاد نظامی، اقتصادی و سیاسی روابط خوبی است و همواره خوب بوده است. شاید این سفر بتواند در جهت گسترش رابطه موثر باشد و در رابطه با عربستان سعودی وارد فضای جدید یا مرحله ی نوینی شوند. طبیعی است که اصلاحات صورت گرفته نیز به این مساله کمک می کند.*این که ممکن است روابط انگلستان و عربستان وارد فاز جدیدی شود بر چه مبنایی است و آن مرحله چه ویژگی هایی خواهد داشت؟ *انگلیس می خواهد عربستان نقشی کلیدی تر در منطقه بازی کندصادقی: این مرحله ی جدید شاید سه ویژگی عمده داشته باشد. یک؛ پشتیبانی بریتانیا از عربستان یعنی پشتیبانی همه جانبه بخصوص در زمینه ی تحولات اجتماعی. دو؛ تقویت نظامی عربستان و سه؛ دادن یک نقش منطقه ای به عربستان. تلاش این است که عربستان سعودی را در ابعاد مختلف تقویت کنند تا نقشی کلیدی تر در منطقه بازی کند اما اینکه چقدر موفق باشند و چقدر عربستان سعودی این قابلیت را داشته باشد، بحث دیگری است.*در این راستا یعنی تقویت عربستان برای ایفای نقش بزرگتر در منطقه با چه چالش هایی روبه رو هستند و چه منافعی برای آن ها تأمین می شود؟صادقی: شاید اولویت اول هر کشوری منافع خودش باشد. ایالات متحده ی آمریکا منافع مشخصی در منطقه دارد. انگلیس هم به همین منوال یک نفوذ سنتی و دیرینه در منطقه داشته است و نمی خواهد آسیبی به آن وارد شود و تصورش این است که عربستان سعودی می تواند تأمین کننده ی این نفوذ باشد.*همواره برخی از تلاش های عربستان در جهت منزوی کردن ایران بوده است. به طور ویژه این سفر در این راستا چه نتایجی برای عربستان داشته است؟ *یکی از اهداف اصلی عربستان در سفرهای دوره ای، همسو کردن سایر کشورها با خود، علیه ایران استصادقی: بدون تردید، یکی از اهداف اصلی عربستان در سفرهای دوره ای، همسو کردن سایر کشورها با خود، علیه ایران است. شاید بتوان گفت یکی از اهداف مهم سفر بن سلمان، همین بوده است که بتواند کشورهای دیگر را با سیاست‎ های خودش مقابل جمهوری اسلامی ایران همسو کند.*چقدر به نتیجه رسیده است؟صادقی: شاید هنوز زود باشد در مورد اینکه چقدر این تلاش ها به نتیجه رسیده است، قضاوت کنیم و نتایج را در صحنه ی عمل ببینیم. عربستان سعودی با چالش هایی جدی در کشور خود روبه رو است و در تلاش است که مشکلاتش را تا حد فراوانی برون فکنی و وانمود کند که مشکلاتی که من دارم از بیرون است و نه در داخل که این اتهاماتی را هم متوجه ایران می کند.*در صحبت های خود اشاره کردید که با توجه به ولیعهد بودن بن سلمان، انگلیس با این استقبال، در واقع سلطنت آینده ی بن سلمان را پذیرفته است. این نگاه در مورد آمریکا نیز صدق می کند؟صادقی: بله! هم انگلیس ها و هم آمریکا به صورت جدی این سیاست را دنبال می کنند که محمد بن سلمان بتواند این گذار و زایشی که با آن روبه روست را به صورت طبیعی انجام دهد.*این حمایت چه ابعادی دارد و وابسته به چه عواملی است؟صادقی: بیشتر حمایت هایی که از پادشاهی عربستان سعودی می شود، در مقابل درخواست هایی است که از عربستان سعودی دارند. از جمله این درخواست ها می توان به تحولات اجتماعی، تحقق برنامه ۲۰۳۰ و تغییر ساختار نظامی عربستان سعودی را می توان نام برد. در واقع انتظار دارند تحولات فراوانی در عرصه های مختلف در عربستان سعودی به وقوع بپیوندد.*تحولاتی که در عربستان امروز در حال رخ دادن است، چقدر جدی است و این اصلاحات چقدر توانسته است به جامعه ی مدنی کمک کند و چقدر به خاطر ساکت کردن جامعه ی جهانی بوده است؟ *حکومتی می تواند به حیات خود ادامه دهد که قدرت خود اصلاحی داشته باشدصادقی: دلایل آن دو طرفه است. یک آن که خود عربستان سعودی باید به یکسری اصلاحات اجتماعی تن می داد. این نکته ی بسیار مهمی است که حکومتی می تواند به حیات خود ادامه دهد که قدرت خود ترمیمی یا خود اصلاحی داشته باشد. به این معنا که خواسته های جامعه ی خود را قبول و بستری برای تحقق مطالبات اجتماعی خود مهیا کند. در صورتی که بخواهد برخورد کند یا پاسخگوی این مطالبات نباشد، بی تردید با یک رو در رویی مواجه خواهد شد. روی این نکته تأکید می کنم که در بحران های داخلی (در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و …) که در کشورها به وجود می آیند، فراروی حکومت ها سه گزینه وجود دارد. گزینه ی اول آن که مطالبات اجتماعی را نادرست بداند و تلاش کند که اقناع سازی کند یعنی طیف های مختلفی که مطالبات خاصی دارند را متقاعد کند که مطالبات اجتماعی شما صحیح و متناسب با شرایط جامعه نیست. رویکرد دوم، پذیرش مطالبات و سومین مرحله سرکوب است. اگر حکومت نتواند اقناع سازی انجام دهد و از پذیرش مطالبات سر باز بزند، به سرکوب پناه می آورد. بدترین وضعیت، سرکوب و بهترین وضعیت، پذیرش مطالبات اجتماعی است. عربستان سعودی در حال دنبال کردن گزینه ی پذیرش مطالبات اجتماعی است. در عین حال که طیفی از جامعه ی عربستان به ویژه تعدادی از روحانیون سنتی در پادشاهی عربستان سعودی مخالف این روند هستند اما مطالبات اجتماعی این را می طلبد و آن ها نیز پذیرفته اند که این اصلاحات را انجام دهند. علاوه بر آن به این شکل نیست که این اصلاحات، امروز شروع شده باشد بلکه از زمان فهد شروع شده است. البته در آن زمان سرعت اصلاحات بسیار کم بود، در زمان ملک عبدالله سرعت آن کمی بیشتر شد. در زمان ملک سلمان نیز به ویژه زمانی که محمد بن سلمان به قدرت رسید، این سرعت شتاب بیشتری به خود گرفت. شاید این شتاب به تحولات داخلی و تحولات جهانی و همچنین به اتفاقاتی که در خاورمیانه افتاده است یعنی همان بهار عربی برگردد.*بنابراین شما اصلاحات فعلی در عربستان را نه تنها پاسخی به مطالبات جهانی نمی بینید بلکه بیشتر، آن ها را در پاسخ به مطالبات اجتماعی عربستان سعودی می دانید؟ *اصلاحات عربستان برای پاسخ به خواست داخلی و مطالبات بیرونی است صادقی: بله! قبل از سال ۲۰۱۰ یعنی قبل از اینکه بهار عربی از تونس آغاز شود، مطالعات انجام شده نشان می داد که خاورمیانه آبستن یکسری حوادث است. تحولاتی که صورت می گیرد، به چند صورت اعم از ایجاد تحول به صورت خشونت یا ایجاد تحول به صورت اصلاحات می تواند باشد. برخی حکومت ها مانند تونس یا لیبی به اصلاحات تن ندادند و حاضر نشدند به خواسته های مردم پاسخ دهند و در نتیجه به خشونت کشیده شد. به ترتیب می بینیم که در تونس خشونت ها کمتر بود، در مصر مقداری به خشونت کشیده شد و البته خشونت ها نسبت به تونس بسیار بیشتر بود. در لیبی نیز این خشونت ها شدت بیشتری گرفت. در مناطقی که حکومت ها اصلاحات را پذیرفتند، خسارت تحولات بسیار کمتر بود اما در مناطقی که حکومت ها خواستند ایستادگی کنند و مطالبات را سرکوب کردند، هم هزینه‎ های جهانی آن بالاتر رفت و تعداد فراوانی از مردم کشته شدند و هم هزینه های بسیاری بر دوش کشور گذاشته شد. بر همین اساس عربستان سعودی راه اصلاحات را انتخاب کرده است که هم خواست داخلی و هم مطالبات بیرونی را پاسخ داده باشد.*شما در عربستان حضور داشته اید و بافت جامعه ی عربستان و جنس و تفاوت اقشار مختلف آن را می شناسید. به نظر شما این اصلاحات می تواند در عربستان عمق پیدا کند و در جامعه نهادینه شود؟ *جامعه ی امروز عربستان نسبت به چند دهه قبل بسیار متفاوت شده است *جامعه ی امروز عربستان به سمتی می رود که اصلاحات را نسبتاً به صورت طبیعی انجام دهدصادقی: جامعه ی امروز عربستان نسبت به چند دهه قبل بسیار متفاوت شده است. به میزانی که رشد و آگاهی در جوامع بالا می رود، مطالبات مردم نیز توسعه پیدا می کند و مطالبات مدنی آن ها شکل می گیرد. اگر حکومت ها به این اصلاحات تن دهند، هزینه ی آن پایین خواهد آمد. جامعه ی امروز عربستان به خاطر تحولات رخ داده در چهار دهه ی گذشته به سمتی می رود ...

ادامه مطلب  

رقبای منطقه ای ایران ترامپ را فرصت طلایی می دانند/ برجام از موفقیت های تاریخی ایران است  

درخواست حذف این مطلب
جناب آقای دکتر خرم! همواره با پیشرفت مذاکرات هسته ای و تحولات آن در ایران و جهان، جنابعالی مقالات و مصاحبه های متعددی در رسانه ها داشته اید. بعد از برسرکار آمدن دونالد ترامپ هم مقالات زیادی از شما در مطبوعات به چاپ رسیده و توصیف این شرایط را نموده اید. در این گفت وگو قصد داریم به مذاکرات برگردیم و ببینیم خیلی کلی و فشرده، رئوس اصلی تحولات توافق هسته ای چه بودند تا در تحلیل تحولات زمان ترامپ بهتر بتوان قضاوت نمود. اگر اجازه دهید از تحولات مذاکرات هسته ای در دوران دولت های نهم و دهم فعلا بگذریم، آن را به وقت دیگری موکول کنیم و از تحولات دولت یازدهم شروع کنیم. دکتر روحانی مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 را چگونه آغاز کرد؟دکتر روحانی به محض تحویل گرفتن دولت، عازم مجمع عمومی سازمان ملل متحد شد و توانست با تشریح راهبرد خود نزد رهبران جهان و به ویژه صاحبنظران و نخبگان آمریکایی، راه را برای بازنگری عملی در سیاست خارجی و ازجمله در پرونده هسته ای فراهم سازد. سیاست خارجی از اولین روزهای تحلیف ریاست جمهوری، سایه سنگین خود را بر دکتر روحانی افکند و ایشان را وادار نمود به این نیمه سیاست کشور توجه و عنایت ویژه کند. شاه بیت سفر رئیس جمهور اسلامی ایران به نیویورک گفت وگوی تلفنی با رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و نشست دوستانه دکتر ظریف با آقای جان کری، وزیر امورخارجه آمریکا، محسوب می شود. به دنبال اعلام آمادگی ایران برای مذاکره جدی، صریح و شفاف با گروه 1+5 در مورد پرونده هسته ای، این گروه با تمایل فراوان در ژنو گرد آمد و طی دو دوره مذاکرات و همزمان با آن سه دوره مذاکرات ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی، درمجموع اراده جدی ایران برای حل هرگونه ابهام در پرونده هسته ای را به جهانیان نشان داد.ایران برای راه اندازی مذاکرات هسته ای آیا پیشنهادی ارائه داد که طرف 1+5 امیدوار شود؟ایران با هدف مختومه کردن پرونده در آژانس پیشنهاد توافق روی یک مدالیته را نمود که همه ابهامات و سوالات آژانس را دربر می گرفت و در مذاکرات ژنو نیز با ارائه یک طرح جامع شامل دغدغه های طرف ایرانی و طرف 1+5 مجددا نشان داد که ایران اعتقاد به مذاکره برد - برد دارد، لذا این طرح از سوی گروه 1+5 مبنای مذاکره قرار گرفت.در دوره جورج بوش، آمریکا نقش مخرب را به عهده داشت، آیا در این دوره نقش مثبتی ایفا می نمود؟برخلاف 10 سال گذشته، وزیر امور خارجه آمریکا نه تنها مانعی در راه مذاکرات قرار نداد، بلکه خود مشوق پیشبرد این مذاکرات گردید و در برخی موارد پیشنهاداتی برای تحکیم مذاکرات به نفع ایران ارائه داد.آیا در دوران مذاکرات، مشکلاتی پیش آمد که جدی باشند و یا یکی از طرفین بر مواضع خود پافشاری نماید که توافق هسته ای را به خطر بیندازد؟در کشاکش جروبحث های مذاکرات هسته ای بالاخره گذشت زمان و واقعگرایی دو طرف باعث گردید وزرای خارجه گروه 1+5 و ایران به نقاطی باثبات برسند به ترتیبی که با اطیمنان، موضوع چانه زنی بر روی نگارش متن را به معاونان خود سپرده و وزرای خارجه منتظر فرصت به وجودآمده بمانند. به نظر می رسید وزرای خارجه از یکسو نیازمند توافقی پایدار و جهان پسند بین گروه 1+5 و ایران بودند و از سوی دیگر مایل بودند به 24 ماه رفت وآمدهای مکرر و مذاکره مستمر، مهر پایان زده و به نوعی توافق دست یابند. موضوعات زیادی مطرح شدند که هر کدام می توانست بن بست جدی در مسیر مذاکرات ایجاد نماید. بحث پروتکل الحاقی و نحوه اجرای آن بیشترین نوسانات را در مذاکرات به وجود آورد. پروتکل الحاقی اگرچه پروتکل بین المللی و حقوقی است ولی عملا نحوه اجرای آن در مورد کشورها قدری با هم متفاوت است. اجرای آن می تواند از سختگیری بیشتر پروتکل الحاقی تا ساده گیری نسبت به اصل آن فرق نماید. بنابراین نحوه اجرای آن بستگی به نحوه توافق و نحوه مذاکرات با آژانس بین المللی انرژی اتمی دارد. گروه 1+5 دیدگاه های متفاوتی نسبت به نحوه توافق در مورد پروتکل الحاقی با ایران داشت، برخی پذیرش اصل پروتکل الحاقی را قابل قبول دانسته و برخی دیگر خواستار سختگیری های بیشتر در نحوه اجرای پروتکل بودند. در این میان سختگیری ها متوجه بازدید از مراکز نظامی بود که امروز هم مستمسک دست دونالد ترامپ شده و مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به خاطر آن به ایران سفر کرده است. اصل پروتکل به ایران اجازه انتخاب برای چگونگی حفظ امنیت ملی کشور می داد و مذاکره کنندگان ایرانی موظف به حفظ این خط کلی بودند. چگونگی برداشته شدن تحریم ها نیز از موضوعات جدال بر انگیز در مذاکرات بود. غرب نگران بود اگر تحریم ها برداشته شود، ایران به تعهدات خود عمل ننماید و یا در میانه راه منصرف شود، در این صورت چگونه باید تحریم ها اعاده گردد؟ ایران هم نگران بود اگر به تعهدات خود درمورد ایجاد محدودیت در ساختار هسته ای خود عمل نماید و غرب تحریم ها را عملا برندارد، چه خواهد شد؟ موضوع تحقیقات درمورد کاربرد نظامی هسته ای که غربی ها آن را پی ام دی می نامند از موضوعات دیگر چالش برانگیز بود که اگر وزیر امور خارجه آمریکا آن را از مذاکرات هسته ای جدا ننموده بود و نگفته بود که ما کاری به گذشته فعالیت های هسته ای ایران نداریم، می توانست خوراکی فکری برای تندروها و مخالفان ایران در خارج نظیر اسرائیل قرار گیرد. بالاخره با واگذاری موضوع به آژانس و جداکردن آن از مذاکرات هسته ای، بحث ها در این مورد خاتمه یافت و مدیرکل آژانس با سفر خود به تهران اعلام نمود در کانال موازی این موضوع را پیگیری و مختومه می نماید. در زمینه های دیگر هم بحث ها آن قدر پراکنده شده بودند که تنها راه پیشبرد مذاکرات، بازگشت به توافقات لوزان بود. شاید اگر جایگاه حقوقی توافقات لوزان از همان ابتدا محترم شمرده شده بود، ادامه مسیر راحت تر صورت می گرفت. به هر حال در پرتو سعایت وسواسان خناس، فضای مذاکرات احساس می شد به عقب تر بازگشته و توافقات قبلی هم زیر سوال رفته اند. حقیقت این است که جدای از فضای منفی بین المللی که بر برخی از کشورهای عضو گروه 1+5 سایه افکنده بود، اقیانوسی از بی اعتمادی و شک و سوءظن بین طرفین در گروه 1+5 و ایران وجود داشت و هیچ کدام نمی توانستند به طرف مقابل خود اعتماد نمایند. تصور داشتند طرف مقابل از همان ابتدا قصد قول شکنی و عدم اجرای تعهداتش را دارد. چنین فضایی اجازه نمی داد طرفین بر موضوعی حتی ساده توافق نمایند ولی بالاخره باید بر این دودلی غلبه کرد و دفتر یکی از بحث انگیزترین مسائل امنیت جهان را بست. در این میان وزارت خزانه داری آمریکا و اتحادیه اروپا با تبدیل 7روزه تعلیق تحریم ها، فرصت بیشتری به مذاکرات دادند تا به نتیجه برسند. این نشان می داد هر دو امیدوار بودند ظرف چند روز دود سفید را از پنجره مذاکرات مشاهده کنند.آیا پس از توافق هسته ای، جمهوریخواهان واکنش نشان ندادند؟پس از اینکه توافق هسته ای بین ایران و گروه 1+5 در وین اعلام گردید، همه جهان چشم به آمریکا دوخته بود تا مشاهده کند چگونه آقای اوباما در نبرد با تندروهای جمهوریخواه که اکثریت را در کنگره آمریکا دارند، پیروز خواهد شد. برخی از همان ابتدا این توافق را شکننده می دانستند و استدلال می کردند جمهوریخواهان با داشتن اکثریت می توانند با صدور قطعنامه ای، توافق هسته ای را از کار بیندازند. جمهوریخواهان نه تنها از نظر تعداد بلکه از نظر قدرت نفوذ و کسب حمایت های مالی سیاسی از سوی اسرائیل در جایگاه بالاتری قرار داشتند و می توانستند نظر خود را به دولت اوباما تحمیل سازند، که در آن صورت رئیس جمهور آمریکا می بایستی از حق وتوی خود استفاده نماید. برخی دیگر عقیده داشتند جمهوریخواهان آن قدر قوی هستند که می توانند با کسب دو سوم آرا، حق وتوی رئیس جمهور را باطل نمایند. در این رابطه شاهد گفتار آنها برخی سناتورهای دمکرات بودند که مخالف توافق هسته ای وین بوده و در رأس آنها، سناتور منندز از جایگاه رفیعی در مجلس سنا و در میان دولتمردان آمریکا برخوردار بود. سناتور منندز در یک سخنرانی خطابی از همه سناتورها خواست که از وی تبعیت نموده و به تایید توافق هسته ای وین رای منفی دهند. اما دولت آمریکا از همان موقع، عزم خود را جزم نمود که با همه تبلیغات تندروها و تبلیغات اسرائیلی ها در آمریکا مقابله نموده و راه را برای تصویب نهایی توافق هسته ای هموار سازد.در چنین فضائی اوباما چگونه توانست بر تندروهای جمهوریخواه پیروز شود؟آقای اوباما شخصا به میدان آمد و با شرکت در برنامه های تلویزیونی و رادیویی از مردم آمریکا خواست که به نمایندگان ایالتی خود در مجلس نمایندگان و مجلس سنا فشار بیاورند تا توافق هسته ای با ایران را مورد تایید قرار دهند. جنگ سیاسی تمام عیاری بین موافقان و مخالفان توافق هسته ای وین در آمریکا صورت گرفت. افرادی چون دیک چنی، معاون رئیس جمهور سابق آمریکا، به میدان آمدند و به دولتمردان آمریکا هشدار دادند که عاقبت این توافق، شکست برای آمریکا است. به هر حال دولت اوباما توانست ابتدا 34 رای را در مجلس سنا به دست آورد و خیالش راحت شد که نیاز به استفاده از حق وتو نخواهد داشت و سپس بر روی بقیه سناتورها کار حزبی و سیاسی صورت داد تا توانست 42 سناتور را با توافق هسته ای وین همراه سازد. بدین ترتیب دو ماه اضطراب و پیش بینی های ضد و نقیض به پایان رسید و توافق هسته ای توانست قبل از موعد 26 شهریور به پیروزی نهایی دست یابد. بدین ترتیب آمریکا کماکان هماهنگ کننده اجماع جهانی برای اجرای توافق هسته ای با ایران قرار گرفت و پس از آن گام های اجرایی برای پیاده کردن توافق هسته ای یکی پس از دیگری برداشته شد.استدلال اوباما در صحنه آمریکا برای کسب حمایت از توافق هسته ای چه بود؟آنچه دولت اوباما را در این نبرد سیاسی پیروز گردانید، استدلال ساده و روشن از گزینه های موجود بود. اول اینکه تحریم ها به رغم فشار بر اقتصاد و صنعت و مردم ایران نتوانسته اند پیشرفت تکنولوژی هسته ای را متوقف سازند. دوم اینکه جهان دیگر از اعمال تحریم علیه ایران خسته شده، آن را ناکارآمد می داند و حاضر نیست آن را ادامه دهد. سوم اینکه ایران به شکل مسالمت آمیز و در مذاکرات دیپلماتیک با گروه 1+5 توافق نموده که اولا به دنبال ساخت سلاح هسته ای نیست و ثانیا آماده همکاری با جامعه جهانی در یک فضای احترام آمیز و منافع متقابل می باشد و برخی محدودیت ها را می پذیرد. ثالثا اینکه دانش و تکنولوژی هسته ای ایران را با بمباران هم نمی توان نابود کرد، بلکه حداکثر می توان پیشرفت آن را چند سال به تاخیر انداخت ولی در صورت حمله نظامی، ایران انگیزه ساخت سلاح هسته ای به دست خواهد آورد. این سبک استدلال بر افکار عمومی آمریکا و جهان تاثیر فراوانی گذاشت و همگان راه موجود یعنی توافق هسته ای را بر راه های آشوب زا و پرتنش ترجیح دادند، لذا آن دسته از نمایندگان مجلسین آمریکا هم که با ابزار عقلانیت به این موضوع نگریستند حکم به حمایت از توافق هسته ای ایران با گروه 1+5 دادند.واکنش مخالفان برجام در ایران، آمریکا و خاورمیانه چه بود؟یقینا مخالفان اجرای توافق هسته ای که در ایران و آمریکا از جایگاه قدرت و نفوذ قانونی و سیاسی برخوردار هستند قادر بودند مشکلات جدی در راه اجرا شدن برجام به وجود آورند ولی اراده و تصمیم راسخ رهبران دو کشور اجازه نداد مخالفان، موفقیتی کسب نمایند و در این راه هر دو کشور هزینه قابل توجهی صرف کردند تا توافق ه ...

ادامه مطلب  

مهم ترین تحولات عربستان؛ از استخدام کلاه سبزهای آمریکایی تا اوج خیانت بن سلمان به فلسطین  

درخواست حذف این مطلب
مهمترین تحولات عربستان در هفته ای که گذشت، به شرح زیر است:عرصه داخلی:-خبرهای بد برای محمدبن سلمان صندوق بین المللی پول در گزارشی، خبرهای بدی برای عربستان سعودی و به ویژه محمد بن سلمان ولیعهد این کشور داشت. این صندوق پیش بینی کرد کسری بودجه امسال عربستان به 52 میلیارد دلار برسد که برای جبران آن نیاز به نفت 87 دلاری دارد. بر اساس این گزارش، تولید ناخالص داخلی عربستان سال گذشته کاهش یافت، اما صندوق بین المللی پول رشد 8/1 درصدی را به لطف افزایش قیمت نفت پیش بینی کرده است. در حال حاضر قیمت نفت برنت تا 74 دلار در هر بشکه بالا رفته و به نظر می آید که این قیمت به رشد اقتصادی عربستان کمک کند. جیهاد آزور مدیر آسیای مرکزی و شرقی صندوق بین المللی پول اعلام کرد، بهبود وضعیت اقتصادی با رشد 8/1 درصدی به لطف دلارهای نفتی برای عربستان در سال جاری رقم می خورد.مدیر صندوق بین المللی پول همچنین اعلام کرد، در حالی که سال گذشته نیاز به نفت 83 دلاری بود تا بودجه عربستان با کسری روبرو نشود، اما امسال این رقم به 85 تا 87 دلار در هر بشکه افزایش یافته است. این در حالی است که عربستان همچنان به خرید سلاح های نظامی ادامه می دهد. در همین ارتباط، موسسه بین المللی تحقیقات صلح در یک گزارش اعلام کرد، عربستان پس از آمریکا و چین از نظر هزینه های نظامی در رتبه سوم جهان جا دارد. طبق این گزارش، عربستان جایگزین روسیه شده و در رتبه سوم قرار دارد به این ترتیب که هزینه نظامی آن در سال 2017، 4/69 میلیارد دلار اعلام شد. عربستان با وجود هزینه های نظامی بسیار بالا، از بیش از سه سال پیش که یمن را هدف حمله نظامی قرار داده است، از تحقق هرگونه دستاورد نظامی ناکام مانده و فقط در حق غیرنظامیان بی گناه یمنی مرتکب جنایت می شود.-آژیر خطر در عربستانتشدید حملات تلافی جویانه موشکی انصارالله یمن و ناکارآمدی سامانه های پدافندی عربستان در برابر این حملات سبب هراس شدیدی در شهرهای مختلف عربستان به ویژه پایتخت این کشور شده است. یکی از راهکارهای آل سعود برای کاهش خسارات ناشی از این حملات راه اندازی دوباره آژیرهای خطر است. گروه دفاع مدنی عربستان از ترس افزایش حملات موشکی یگان های موشکی ارتش و کمیته های مردمی یمن وابسته به انصارالله و قدرت گرفتن آن تصمیم به راه اندازی دوباره آژیر خطر در ریاض، "الدرعیه"، "الخرج" و تمام استان های واقع در منطقه شرقی گرفتند. دفاع مدنی عربستان ساعت یک ظهر (به وقت این کشور) روز پنجشنبه 10 مه(20 اردیبهشت) پیش رو را برای آزمایش این آژیرهای خطر انتخاب کرده است. در این راستا شهروندان سعودی در توییتر ناراحتی خود را از این اقدام اعلام کردند. آنها نوشتند این مسئله سبب ترس و نگرانی بیشتر می شود در حالی که برخی دیگر این سوال را پرسیدند که آیا اگر پاتریوت بر سرشان بیفتد این آژیرها قبل از آن به صدا درخواهند آمد؟ اشاره این شهروندان به حملات ماه گذشته انصارالله یمن است که موشک های پاتریوت عربستان که برای مقابله با موشک های انصارالله شلیک شده بوده به سمت مناطق عربستان تغییر جهت داد و همین مسئله سبب بی اعتمادی مردم به این سامانه های دفاعی شده است.-روند انتصابات در عربستانمجتهد فعال سعودی که اخبار پشت پرده دربار سعودی را افشا می کند در جدیدترین خبر خود با اشاره به شاخصه های انتخاب و انتصاب مسئولان در عربستان پیش از ولیعهدی محمد بن سلمان و پس از آن نوشت، شاخصه های انتخاب مسئولان در دوره محمد بن سلمان تغییر کرده که وفاداری مطلق به وی و غرب زدگی و مشتاق بودن به ترویج سبک زندگی آمریکایی در عربستان از شاخصه های انتخاب مسئولان در دوره محمد بن سلمان است. مجتهد تاکید کرد، عربستان خواه پیش از محمد بن سلمان یا پس از او، یک نظام تمامیت خواه است که به نظام های کمونیستی یا نظامی در مفهوم حق تصمیم گیری مطلق در انتصابات، برکناری ها و مشخص کردن اختیارات، نزدیک تر است و در دوره قبل از محمد بن سلمان و بعد از وی نیز در بی اعتنایی به اصل ‹‹فرد مناسب برای جای مناسب›› یا اصل انتخاب نیروهای وفادار، تغییری ایجاد نشده است. وی تاکید کرد، یک تفاوت بزرگ در این دو دوره وجود دارد و آن هم مشخص کردن نوع اشخاص مورد نظر و شیوه انتخاب آنان و سازوکارهای منطبق بودن ویژگی های لازم در آنهاست. پیش از دوره بن سلمان، شخصی که انتخاب می شد باید سه خصوصیت را دارا می بود: اول، وفاداری مطلق به آل سعود به عنوان یک خانواده و نه وفاداری فقط به یک شخص مشخص از آنان.دوم توانایی زیاد در پنهان کردن اسرار و نیز مهارت در تفاوت قائل شدن بین اسرار و نکات آشکار. و سوم شناخت و اطلاع شخص به آنچه که آل سعود را راضی می کند و اینکه به تمایلات آنان شناخت خوبی داشته باشد و پس از آن نیز این تمایلات و خواسته ها را برآورده کند.در دوره جدید، بن سلمان این ویژگی ها را تغییر داده است. اولا شخص باید فقط به محمد بن سلمان وفادار باشد و به همراه وی در برابر سایر اعضای خاندان بایستد. دوم اینکه عشق و علاقه ساختگی از خودش به برنامه ادعایی 2030 نشان بدهد و در ستایش طرح های بن سلمان مبالغه کند. سوم اینکه شخصی که برای سمتی انتخاب می شود با وی یا یکی از افراد نزدیک به وی دوستی قبلی داشته باشد. نظام سیاسی عربستان در دوران بن سلمان تغییراتی را شاهد بوده است که این تغییرات در جهت هموار کردن مسیر پادشاهی بن سلمان بوده است. در واقع به نظر می رسد که بن سلمان سعی دارد تمام مهره های خود را در پست های حساس امنیتی- سیاسی گمارده و بدین ترتیب از هرگونه احتمال کودتا علیه خود جلوگیری کند.-بحران کارگران خارجی در عربستانبیانیه های رسمی شورای عمومی اداره آمار عربستان حاکی است که این کشور به دلیل مشکلات اقتصادی در سه ماه گذشته 270 هزار کارگر خارجی را اخراج کرده است . هزینه های سرسام آور جنگ یمن برای عربستان و بحرانی شدن اوضاع اقتصادی این کشور، سبب شده تا مقامات سعودی وادار به اخراج کارگران خارجی شوند. بر اساس گزارش پایگاه خبری 'الخلیج الجدید'، بر اساس آمار منتشر شده از سوی عربستان، شمار کارگران و کارمندان خارجی مقیم این کشور اکنون به 10 میلیون و 420 هزار نفر کاهش یافته است. در سه ماهه آخر سال 2017 شمار کارگران شاغل در عربستان 10 میلیون و 690 هزار نفر اعلام شده بود. جنگ یمن پیامدهای وخیم زیادی برای عربستان داشته و نه تنها ریاض به اهداف خود در این جنگ نرسیده، بلکه نتیجه آن ورشکستگی برای اقتصاد عربستان بوده است.عربستان و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس تا حد زیادی به کارگران خارجی وابسته هستند. همزمان با اخراج کارگران و کارمندان خارجی در عربستان در دو سال گذشته ، دولت این کشور مدعی است که اخراج آنها صرفا به منظور ایجاد اشتغال برای اتباع عربستان صورت گرفته است . این در حالی است که دولت عربستان با توجه به افزایش نرخ بیکاری در این کشور به 8/12 درصد ، اشتغال کارگران داخلی را فقط در چند بخش بیمه، مخابرات و راه و ترابری مشروط کرده است. ریاض از 11 سپتامبر (20 شهریور) آینده تصمیم دارد 12 فعالیت و حرفه را که عمدتا خرده فروشی به حساب می آیند، فقط به مردان و زنان سعودی اختصاص دهد.پایگاه اینترنتی «مکه» عربستان چندی قبل نیز اعلام کرد که ریاض به علت بحران اقتصادی که با آن روبرو است، در سال های آینده بیش از 670 هزار کارگر خارجی دیگر را اخراج خواهد کرد. این روزنامه در گزارشی به نقل از منابع بانکی عربستان اعلام کرد، شمار کارگران خارجی دیگری که با اجرای قانون مالیات مهاجرت تا سال 2020 مجبور به ترک خاک عربستان خواهند شد، حدود 670 هزار نفر خواهد بود. این در حالی است که مالیات مهاجرت طی سه سال آینده 20 میلیارد ریال سعودی برای عربستان درآمدزایی خواهد داشت .-ساخت یک شهر بزرگ تفریحی در عربستانپادشاه عربستان رسما دستور ساخت یک شهر بزرگ تفریحی در نزدیکی پایتخت این کشور را صادر کرد. ساخت این شهر بخشی از برنامه دولت عربستان برای فاصله گرفتن از وابستگی به درآمدهای نفتی است. قرار است در برنامه چشم انداز 2030، کشور عربستان منابع درآمدی خود را تنوع بخشیده و وابستگی خود به صادرات نفت را کاهش دهد. قرار است این پروژه به مساحت 334 کیلومتر مربع کمی بیشتر از یک سوم تهران و در شهر قدیه در جنوب غرب ریاض ساخته شود. فاز نخست این پروژه که شامل مسابقات موتورسواری، پیست موتورسواری، اتومبیل رانی و یک شهربازی بزرگ تا پایان سال 2022 به بهره برداری برسد. عربستان امیدوار است این پروژه بتواند سرمایه گذاری خارجی جذب کرده و تا سال 2030، 17 میلیون گردشگر را جذب کند. عربستان پیش از این نیز چند پروژه تفریحی را اجرا کرد که با استقبال روبرو نشد و در برخی فیلم های منشر شده از این مناطق تفریحی نشان داده می شود که این مناطق بسیار خلوت بوده و هیچ جذابیتی برای توریست ها ندارد.-آمار واقعی بیکاری در عربستاناز زمانی که قدرت محمد بن سلمان ولیعهد سعودی بیشتر شد، وی تلاش کرد ویژگی های کشوری را که به محافظه کاری شهره بوده است تغییر دهد تا به این ترتیب عربستان را به نمونه ای از کشور های غربی تبدیل کند. یکی از برنامه های وی در این مورد ایجاد مراکز تفریحی بوده است.ارزش طرح های رفاهی و تفریحی که طبق چشم انداز 2030 در ده سال آینده اجرایی خواهد شد به 46 میلیارد دلار می رسد، این در حالی است که تا کنون وی حتی یک دلار هم برای حل بحران بیکاری با تاسیس شرکت ها و سازمان هایی که با تخصص های دانشگاهی موجود در عربستان همخوانی داشته باشد، هزینه نکرده است. در همین زمینه کمیته رفاهی و تفریحی عربستان در فوریه گذشته اعلام کرد بیش از پنج هزار برنامه رفاهی در سال 2018 در نظر گرفته شده است و در 10 سال آینده 240 میلیارد ریال (تقریبا 64 میلیارد دلار) در بخش رفاهی و تفریحی سرمایه گذاری خواهد شد.کسانی که طرح های رفاهی وتفریحی بن سلمان را پیگیری می کنند در این باره گفتند: ولیعهد گمان می کند با طرح های تفریحی میلیاردی فرصت کاری تازه ای برای جوانان ایجاد می کند و سبب تعدد منابع اقتصادی می شود که کاملا به نفت متکی است، اما واقعیت چیز دیگری است چرا که به گفته ناظران شاهزاده جوان تمایل دارد وجهه کشوری را که دارای هویت دینی دارد تغییر دهد و نقش هیئت های دینی را محدود کند و محافظه کاران را به حاشیه براند. نظرسنجی های روزنامه "عاجل" عربستان در شبکه اجتماعی توییتر درباره فعالیت های کمیته رفاهی وتفریحی نشان داد بیشتر مشارکت کنندگان یعنی 53 درصد از آنان به این رأی دادند که این کمیته سنت های جامعه را رعایت نمی کند.طرح های رفاهی و تفریحی در عربستان که نیازمند هزینه میلیارد ها دلار است، اعتراضات گسترده بخش وسیعی از کسانی را در بر داشته است که خواستار توجه ولیعهد به اوضاع جوانان دانشگاهی هستند؛ جوانانی که از بیکاری مزمن رنج می برند. درصد بیکاری در عربستان به بیش از 34 درصد رسیده است، اما مقامات این کشور این درصد را تنها تا 12 درصد عنوان می کنند.عرصه خارجی:-اعتراض مردم موریتانی به اعزام خدمتکاران زن به عربستانمردم موریتانی با برگزاری تظاهراتی در 'نواکشوت'، ( پایتخت ) خواستار توقف اعزام خدمتکاران زن از این کشور به عربستان شدند. معترضان با برپایی تظاهرات در خیابان های نواکش ...

ادامه مطلب  

زبان تهدید به کار قرارداد نمی آید 3 فاز چانه زنی هندی ها بر سر میدان «فرزاد بی» و پاسخ ایران  

درخواست حذف این مطلب
چند روز پیش بود که خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع گزارش داد که هند ایران را تهدید کرده است که در صورت عدم واگذاری توسعه یک میدان گازی به یک شرکت هندی واردات نفت از ایران را کاهش خواهد داداقتصاد گردان - این خبرگزاری در گزارش خود نوشته بود «وزارت نفت هند که از موضع تازه ایران پس از لغو تحریم ها ناخرسند است اخیرا از پالایشگاه های دولتی این کشور خواسته است تا از واردات نفت از ایران بکاهند.» این در حالی است که هند دومین مشتری نفتی ایران بعد از چین به شمار می رود و در سال های تحریم ایران یکی از اصلی ترین خریداران نفت ایران به شمار می رفت و منا ...

ادامه مطلب  

ترس سعودی ها از تبدیل ایران به قدرت مطلق منطقه/ تردید عربستان به پایبندی آمریکا بر تعهد حمایت از منافع سعودی ها/ بیداری اسلامی جوانان عربستان  

درخواست حذف این مطلب
پادشاهی عربستان سعودی که سابقا به دلیل ثروت نفتی اش جلودار و نقش موثری به عنوان مرکزیت جهان عرب در صحنه جهانی داشت، هم اکنون نفوذ منطقه ای و نقش برجسته خود را از دست داده است. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "تیتریک"؛ سایت آمریکایی هافینگتون پست در تحلیل خود از شرایط کنونی عربستان نوشت، پادشاهی عربستان سعودی که سابقا به دلیل ثروت نفتی اش جلودار و نقش موثری به عنوان مرکزیت جهان عرب در صحنه جهانی داشت، هم اکنون نفوذ منطقه ای و نقش برجسته خود را از دست داده است. در سال های اخیر، عربستان سعودی به طور همزمان با چالش های متعددی مواجه شده است؛ از جمله محاکمه های داخلی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی، درگیری با ایران، روابط دو جانبه با آمریکا، افزایش افراط گرایی و بحران در داخل عرب. عربستان سعودی در به دست آوردن پیشرفت های سریع ِ متغیر که منطقه را فرا گرفت ناکام ماند و اکنون خود را از تمام زوایا تحت فشار می بیند. چالش عربستان سعودی این است که با توجه به فرهنگ، ساختار اجتماعی و سیاسی و نقش برجسته مذهبی، تغییر مسیرش بدون هیچ گونه آشفتگیِ جدی که باعث بی ثباتی کشور نشود، بسیار دشوار خواهد بود. به این ترتیب، سعودی ها گزینه های کمی دارند، اما اصلاحات جدی سیاست داخلی و خارجی با تغییر در محیط جغرافیائی سیاسی - منطقه ای و انجام کار تدریجی برای حفظ تمامیت و ثبات پادشاهی آغاز می شود. *چالش های داخلی رو به رشد از زمان جنگ عراق در سال 2003 و به ویژه پس از بیداری اسلامی، کشور دچار بحران هویت شد. نا آرامی های رو به رشدی در میان بسیاری از جوانان که دیگر زندگی در بردگی و ظلم را تاب نمی آورند، وجود دارد. آنها خواهان آزادی بیشتر و حقوق مدنی هستند. با وقوع بیداری اسلامی دولت 130 میلیارد دلار برای خاموش کردن مقاومت صرف کرد. این تسهیلات بالا به پایین بخاطر نارضایتی تقریبا 60 درصد از جمعیت زیر 21 سال، ناکام ماند. آنها تمایلی به زندگی در کشوری که در آن انتقاد از دولت تهدیدی برای امنیت ملی محسوب شده، از حکم تیر علیه معترضان استفاده می شود، پلیس مخفی در همه جا هست، آزادی بیان کاملا از بین رفته و زنان به خانه محدود می شوند، را ندارند. هر گونه مخالفت سیاسی با زور سرکوب می شود و مجازات برای جنایاتی نظیر کفر، جادوگری و ارتداد (برگشت از دین) وحشتناک هستند و به صورت عمومی انجام می شوند. فقط در سال 2015، 157 نفر گردن زده شدند و بیش از 82 نفر در سال 2016 اعدام شده اند که این رقم دو برابر بیشتر از آن است که در همان زمان توسط داعش گردن زده شده است. علاوه بر این فعالان سیاسی مجازاتهای بلند مدت دارند و بازداشت اداری شایع است. فرصت های پویایی رو به بالا و رشد شخصی محدود شده است و این امر باعث شده که بسیاری از مردان جوان برای جستجوی هویت جدید به سازمان های مختلف تروریستی بپیوندند. گرچه فعالان زن در تلاش برای اصلاحات هستند، خشونت علیه زنان در فرهنگ عربستان نوعی بیماری است و به عنوان وسیله ای برای کنترل رفتار آنها پذیرفته شده است. حکم اعدام زنان محکوم به زنا (که اغلب قربانی تجاوز هستند) و کشتن زنان توسط خویشاوندان مرد (قتل ناموسی) برای جرائم جنسی مشاهده شده یا به طریق دیگر نیز قابل قبول است. *ظلم مذهبی با توجه به این که عربستان سعودی متولی اسلام سنی است و جایگاه مقدس ترین زیارتگاه های مسلمین در مکه (محل تولد محمد(ص)) و مدینه است، سعودی ها برای خودشان نقش ویژه ای را در دنیای مسلمانان اهل تسنن قائل هستند. مراسم سالانه حج در مکه، نقش مذهبی سعودی ها را تقویت می کند و ظاهر سخت گیر آنها را از اسلام سنی (وهابیت) افزایش می دهد. آنها با ساختن هزاران مدرسه و با هزینه گزاف وهابیت را به کشورهای مسلمان صادر می کنند. این کشور با قانون شریعت اداره می شود. موسیقی مجاز نیست. پلیس مذهبی از قدرت گسترده ای برای استفاده از خشونت های شدید برخوردار است و کمیته مذهبی برای ارتقاء تقوا و پیشگیری از گناه، قوانین اسلامی را اجرا می کند. انتظار می رود همه سعودی ها هر جمعه در مسجد حضور داشته باشند و وهابیون از ابتدای کودکی آموزش می بینند. عربستان سعودی از دین برای کنترل مردم استفاده می کند و تنفر از کسانی که ارزش های اسلامی خود را به اشتراک نمی گذارند را تعلیم می دهد. روحانیون قدرت فوق العاده ای را اعمال می کنند و در صادر کردن فرامین (فتواها) به سلیقه خود آزاد هستند. سیستم مذهبی اغلب بر خلاف آرمانهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جوانان اداره می شود و منجر به خشم روزافزون می شود که برای دولت بسیار دردسر ساز است. * بحران مالی ناگهانی با تخمین ذخایر نفتی 270 میلیارد بشکه، سقوط قیمت نفت تأثیر بی سابقه ای بر اقتصاد عربستان سعودی داشته است. بحران نفت باعث اختلال عمده اقتصادی شده و دولت را مجبور کرده تا یارانه ها را قطع و بسیاری از پروژه های توسعه را مختل کند و سطح و توانایی بین المللی خود را برای نفوذ بر سایر کشورهای عربی کاهش دهد. با اینکه سعودی ها نزدیک 660 میلیارد دلار ذخایر نقدی دارند دولت تقریبا 70 میلیارد دلار برای مقابله با کمبود بودجه ملی در سال مالی 2015 برداشت کرده است. اگر قیمت نفت در چند سال آتی کاهش یابد، اقتصاد عربستان سعودی رو به زوال رفته و ورشکسته می شود. نابرابری عظیمی میان طبقات مختلف وجود دارد. تقریبا یک پنجم جمعیت کشور در فقر زندگی می کنند به خصوص در جنوب شیعه نشین که بسیاری از مخازن نفتی در آنجا قرار دارند. در این مناطق، فاضلاب در خیابان ها جاری می شود و فقط خرده نان ها برای رفع مشکل فقرا صرف می شوند. در حالی که فقرا فقیرتر می شوند، هزاران نفر از پرنس ها و پرنسس ها با اسراف کردن زندگی می کنند (عمدتا در اروپا)، خرج کردن صدها میلیون دلار و اشغال ویلا های باشکوه بیشتر منابع اقتصادی را تخلیه می کند. عربستان سعودی تقریبا به طور کامل وابسته به درآمد حاصل از صادرات نفت است که بیشتر بودجه ملی اش را پوشش می دهد این کشور دلیل قانع کننده ای برای توسعه صنایع گوناگون ندارد. علاوه بر این سعودی ها به طور فزاینده ای وابسته به میلیون ها کارگر خارجی هستند که تحت شرایط خشونت آمیز و برده داری قرار دارند و کار کثیفی را انجام می دهند که شهروندان سعودی تمایلی به انجام آن ندارند. *رقابت خصمانه با ایران رابطه عربستان سعودیِ سنی و ایرانِ شیعه همواره با تنش و بی اعتمادی توصیف شده است. پس از جنگ سال 2003 عراق و برتری روزافزون تهران بر دولت شیعه عراق، دشمنی خاموشی پیش آمد. این امر با فوران جنگ داخلی در سوریه شدیدتر شد، جایی که ایران از رژیم اسد با تجهیزات نظامی، آموزش و متعاقبا پیاده نظام پشتیبانی کرد. در حالی که سعودی ها کمک مشابهی به شورشیان مخالف اسد ارائه دادند. به نظر می رسد دشمنی بین این دو کشور بدتر از زمانی است که ایران مظنون به دنبال کردن برنامه تسلیحات هسته ای بود و ریاض آن را تهدید مستقیم علیه امنیت ملی اش خواند. علی رغم توافق ایران، سعودی ها عمیقا در مورد مقاصد نهایی تهران تردید دارند. همچنین جنگ عراق باعث شد آتش اختلافات شعله ور شود و سوریه و عراق به میدان جنگ بین این دو فرقه تبدیل شد، جایی که خونریزی ادامه پیدا می کند و هر سال جان هزاران نفر را می گیرد. اعدام روحانی شیعه سعودی شیخ نمر النمر که خواستار رسیدگی به نقض حقوق بشر در عربستان سعودی بود، به همراه 46 نفر دیگر محکوم شد و باعث شد که خصومت میان دو کشور به شدت ...

ادامه مطلب  

ترس سعودی ها از تبدیل ایران به قدرت مطلق منطقه/ تردید عربستان به پایبندی آمریکا بر تعهد حمایت از منافع سعودی ها/ بیداری اسلامی جوانان عربستان  

درخواست حذف این مطلب
پادشاهی عربستان سعودی که سابقا به دلیل ثروت نفتی اش جلودار و نقش موثری به عنوان مرکزیت جهان عرب در صحنه جهانی داشت، هم اکنون نفوذ منطقه ای و نقش برجسته خود را از دست داده است.به گزارش گروه بین الملل "تیتریک"؛ سایت آمریکایی هافینگتون پست در تحلیل خود از شرایط کنونی عربستان نوشت، پادشاهی عربستان سعودی که سابقا به دلیل ثروت نفتی اش جلودار و نقش موثری به عنوان مرکزیت جهان عرب در صحنه جهانی داشت، هم اکنون نفوذ منطقه ای و نقش برجسته خود را از دست داده است. در سال های اخیر، عربستان سعودی به طور همزمان با چالش های متعددی مواجه شده است؛ از جمله محاکمه های داخلی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی، درگیری با ایران، روابط دو جانبه با آمریکا، افزایش افراط گرایی و بحران در داخل عرب. عربستان سعودی در به دست آوردن پیشرفت های سریع ِ متغیر که منطقه را فرا گرفت ناکام ماند و اکنون خود را از تمام زوایا تحت فشار می بیند.چالش عربستان سعودی این است که با توجه به فرهنگ، ساختار اجتماعی و سیاسی و نقش برجسته مذهبی، تغییر مسیرش بدون هیچ گونه آشفتگیِ جدی که باعث بی ثباتی کشور نشود، بسیار دشوار خواهد بود. به این ترتیب، سعودی ها گزینه های کمی دارند، اما اصلاحات جدی سیاست داخلی و خارجی با تغییر در محیط جغرافیائی سیاسی - منطقه ای و انجام کار تدریجی برای حفظ تمامیت و ثبات پادشاهی آغاز می شود.*چالش های داخلی رو به رشداز زمان جنگ عراق در سال 2003 و به ویژه پس از بیداری اسلامی، کشور دچار بحران هویت شد. نا آرامی های رو به رشدی در میان بسیاری از جوانان که دیگر زندگی در بردگی و ظلم را تاب نمی آورند، وجود دارد. آنها خواهان آزادی بیشتر و حقوق مدنی هستند.با وقوع بیداری اسلامی دولت 130 میلیارد دلار برای خاموش کردن مقاومت صرف کرد. این تسهیلات بالا به پایین بخاطر نارضایتی تقریبا 60 درصد از جمعیت زیر 21 سال، ناکام ماند.آنها تمایلی به زندگی در کشوری که در آن انتقاد از دولت تهدیدی برای امنیت ملی محسوب شده، از حکم تیر علیه معترضان استفاده می شود، پلیس مخفی در همه جا هست، آزادی بیان کاملا از بین رفته و زنان به خانه محدود می شوند، را ندارند.هر گونه مخالفت سیاسی با زور سرکوب می شود و مجازات برای جنایاتی نظیر کفر، جادوگری و ارتداد (برگشت از دین) وحشتناک هستند و به صورت عمومی انجام می شوند. فقط در سال 2015، 157 نفر گردن زده شدند و بیش از 82 نفر در سال 2016 اعدام شده اند که این رقم دو برابر بیشتر از آن است که در همان زمان توسط داعش گردن زده شده است.علاوه بر این فعالان سیاسی مجازاتهای بلند مدت دارند و بازداشت اداری شایع است. فرصت های پویایی رو به بالا و رشد شخصی محدود شده است و این امر باعث شده که بسیاری از مردان جوان برای جستجوی هویت جدید به سازمان های مختلف تروریستی بپیوندند.گرچه فعالان زن در تلاش برای اصلاحات هستند، خشونت علیه زنان در فرهنگ عربستان نوعی بیماری است و به عنوان وسیله ای برای کنترل رفتار آنها پذیرفته شده است. حکم اعدام زنان محکوم به زنا (که اغلب قربانی تجاوز هستند) و کشتن زنان توسط خویشاوندان مرد (قتل ناموسی) برای جرائم جنسی مشاهده شده یا به طریق دیگر نیز قابل قبول است.*ظلم مذهبیبا توجه به این که عربستان سعودی متولی اسلام سنی است و جایگاه مقدس ترین زیارتگاه های مسلمین در مکه (محل تولد محمد(ص)) و مدینه است، سعودی ها برای خودشان نقش ویژه ای را در دنیای مسلمانان اهل تسنن قائل هستند.مراسم سالانه حج در مکه، نقش مذهبی سعودی ها را تقویت می کند و ظاهر سخت گیر آنها را از اسلام سنی (وهابیت) افزایش می دهد. آنها با ساختن هزاران مدرسه و با هزینه گزاف وهابیت را به کشورهای مسلمان صادر می کنند.این کشور با قانون شریعت اداره می شود. موسیقی مجاز نیست. پلیس مذهبی از قدرت گسترده ای برای استفاده از خشونت های شدید برخوردار است و کمیته مذهبی برای ارتقاء تقوا و پیشگیری از گناه، قوانین اسلامی را اجرا می کند. انتظار می رود همه سعودی ها هر جمعه در مسجد حضور داشته باشند و وهابیون از ابتدای کودکی آموزش می بینند.عربستان سعودی از دین برای کنترل مردم استفاده می کند و تنفر از کسانی که ارزش های اسلامی خود را به اشتراک نمی گذارند را تعلیم می دهد. روحانیون قدرت فوق العاده ای را اعمال می کنند و در صادر کردن فرامین (فتواها) به سلیقه خود آزاد هستند.سیستم مذهبی اغلب بر خلاف آرمانهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جوانان اداره می شود و منجر به خشم روزافزون می شود که برای دولت بسیار دردسر ساز است.* بحران مالی ناگهانیبا تخمین ذخایر نفتی 270 میلیارد بشکه، سقوط قیمت نفت تأثیر بی سابقه ای بر اقتصاد عربستان سعودی داشته است. بحران نفت باعث اختلال عمده اقتصادی شده و دولت را مجبور کرده تا یارانه ها را قطع و بسیاری از پروژه های توسعه را مختل کند و سطح و توانایی بین المللی خود را برای نفوذ بر سایر کشورهای عربی کاهش دهد.با اینکه سعودی ها نزدیک 660 میلیارد دلار ذخایر نقدی دارند دولت تقریبا 70 میلیارد دلار برای مقابله با کمبود بودجه ملی در سال مالی 2015 برداشت کرده است. اگر قیمت نفت در چند سال آتی کاهش یابد، اقتصاد عربستان سعودی رو به زوال رفته و ورشکسته می شود.نابرابری عظیمی میان طبقات مختلف وجود دارد. تقریبا یک پنجم جمعیت کشور در فقر زندگی می کنند به خصوص در جنوب شیعه نشین که بسیاری از مخازن نفتی در آنجا قرار دارند. در این مناطق، فاضلاب در خیابان ها جاری می شود و فقط خرده نان ها برای رفع مشکل فقرا صرف می شوند.در حالی که فقرا فقیرتر می شوند، هزاران نفر از پرنس ها و پرنسس ها با اسراف کردن زندگی می کنند (عمدتا در اروپا)، خرج کردن صدها میلیون دلار و اشغال ویلا های باشکوه بیشتر منابع اقتصادی را تخلیه می کند.عربستان سعودی تقریبا به طور کامل وابسته به درآمد حاصل از صادرات نفت است که بیشتر بودجه ملی اش را پوشش می دهد این کشور دلیل قانع کننده ای برای توسعه صنایع گوناگون ندارد.علاوه بر این سعودی ها به طور فزاینده ای وابسته به میلیون ها کارگر خارجی هستند که تحت شرایط خشونت آمیز و برده داری قرار دارند و کار کثیفی را انجام می دهند که شهروندان سعودی تمایلی به انجام آن ندارند.*رقابت خصمانه با ایرانرابطه عربستان سعودیِ سنی و ایرانِ شیعه همواره با تنش و بی اعتمادی توصیف شده است. پس از جنگ سال 2003 عراق و برتری روزافزون تهران بر دولت شیعه عراق، دشمنی خاموشی پیش آمد.این امر با فوران جنگ داخلی در سوریه شدیدتر شد، جایی که ایران از رژیم اسد با تجهیزات نظامی، آموزش و متعاقبا پیاده نظام پشتیبانی کرد. در حالی که سعودی ها کمک مشابهی به شورشیان مخالف اسد ارائه دادند.به نظر می رسد دشمنی بین این دو کشور بدتر از زمانی است که ایران مظنون به دنبال کردن برنامه تسلیحات هسته ای بود و ریاض آن را تهدید مستقیم علیه امنیت ملی اش خواند. علی رغم توافق ایران، سعودی ها عمیقا در مورد مقاصد نهایی تهران تردید دارند.همچنین جنگ عراق باعث شد آتش اختلافات شعله ور شود و سوریه و عراق به میدان جنگ بین این دو فرقه تبدیل شد، جایی که خونریزی ادامه پیدا می کند و هر سال جان هزاران نفر را می گیرد.اعدام روحانی شیعه سعودی شیخ نمر النمر که خواستار رسیدگی به نقض حقوق بشر در عربستان سعودی بود، به همراه 46 نفر دیگر محکوم شد و باعث شد که خصومت میان دو کشور به شدت عمیق شود. این اعدام با ...

ادامه مطلب  

وعده های بی سرانجام و تکمیل نشدن پل تاریخی بشاریاسوج/پروژه ای که افتتاح آن به استاندار چهارم هم نرسید+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس پلی به نام پل سوم بشار پروژه تاریخی اما گرفتار در کاغذ بازیهای اداری پروژه های که شاید 13سال از عمرش می گذرد و بجای اینکه یک امتیاز مثبت برای استان باشد امروز معظلی برای پایتخت طبیعت نشینان بدل شده است.چوبله چهار استاندار در پل سوم بشار ساخت پل سوم بشار که تاکنون در دوران چهار استاندار در کهگیلویه و بویراحمد به سرانجام نرسیده است همچنان نیز دستخوش تغییر و تحولات است و به کلافی سردرگم برای مسئولان این استان تبدیل شده است. این پل که یکی از مصوبه های سفر اول دولت نهم به استان بود به دستور هیئت برای کا ...

ادامه مطلب