چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

این روحانی، روحانی دیگری است  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه مثلث - امید کرمانی ها: فضای پساانتخابات ریاست جمهوری در این روزها محل بحث و تحلیل است و یکی از مهم ترین موضوعات مورد تحلیل نیز ویژگی های رفتاری، کرداری و عملکردی آقای روحانی در چهار سال آینده است. به نظر شما آقای روحانی جدید در دولت دوازدهم چه تفاوت هایی با آقای روحانی دولت یازدهم خواهد داشت؟- با توجه به تغییر شرایط، آقای روحانی قوت هایی یافته و ارتباطات معنی داری با جریانات سیاسی پیدا کرده که قطعا در رفتارش تاثیر خواهد گذاشت. او با رأی 57 درصدی رئیس جمهور منتخب مردم شد که نسبت به سال 92 نتیجه بهتری محسوب می شود. آقای روحانی می تواند به عملکرد خودش در چهار سال گذشته تکیه بیشتری کند. در واقع رأی اعتماد دوباره مردم به آقای روحانی معطوف به عملکرد چهار سال گذشته است. ثانیا ارتباطات آقای روحانی با جریانات سیاسی خیلی شفاف شده، در صورتی که در دولت یازدهم این طور نبود. اصولگراها، اصلاح طلبان و حزب اعتدال و توسعه سال 92 پیروزی آقای روحانی را به نفع خود تعبیر و تفسیر می کردند. در واقع هر کدام این پیروزی را منتسب به خود می دانستند و حتی برخی ها سهمی را برای دیگران قائل نبودند اما آقای روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام تکیه اش بر اصلاح طلبان بود. تمام ستادهای انتخاباتی اش توسط اصلاح طلبان اداره می شد و جریانات دیگر در پیروزی آقای روحانی ادعایی ندارند، بنابراین آقای روحانی امروز آقای روحانی دیگری است. الان هویت اصلاح طلبی اش محرز بوده، حتی اگر خودش در جامعه روحانیت مبارز باشد یا این که هنوز اعلام نکند اصلاح طلب است. از این نظر هم اوضاع کاملا شفاف شده و آقای روحانی هم منتسب به جریان اصلاحات است. به ویژه آن که آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول او خودش را نامزد اصلاح طلبان عنوان و به آقای روحانی در مناظرات کمک شایانی کرد. بنابراین هویت آقای روحانی با هویت مواضع و عملکرد او نسبت به سال 92 شفاف شد. هر چند ما در این دوره حمایت صریح آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی را از آقای روحانی داریم و آقای روحانی مقداری فراجناحی می شود اما ارتباطات او نسبت به گذشته شفاف شده است و به نظر می آید با توجه به این که 4 سال رئیس جمهور و چهره شناخته شده ای بود با این ارتباطاتی که با جریانات سیاسی پیدا کرد، در موقعیت بسیار قوی تری از گذشته قرار دارد.به نظر شما نگاه آقای روحانی به حوزه سیاست خارجی چطور خواهد شد؟ برخی منتقدان او می گفتند گرایش دولت یازدهم بیشتر به سمت غرب است، آیا با آمدن ترامپ آقای روحانی تلاش خواهد کرد در کسوت رئیس جمهوری دوازدهم تعادل در سیاست خارجی را به سمت شرق مدیریت کند؟- این تعریفی است که منتقدان و مخالفان دارند و می گویند که «آقای روحانی نگاه به غرب را دنبال می کند» اما در واقعیت این طور نیست. آقای روحانی طرف حسابش گروه 1+5 است که شامل شرق و غرب می شود و برجام را هم در مقابل این کشورها متعهد به اجرا شد، بنابراین معتقدم این تهمتی است که به آقای روحانی زده می شود. کسانی که تکیه آنها بر شرق است و مقابل غرب ایستادند شاید بتوانند چنین تعبیری را بیان کنند و بگویند «آقای روحانی چون مثل ما نیست، پس بر ماست یعنی ما با شرقیم و او با غرب است»، در حالی که آقای روحانی نگاه متعادلی به ارتباطات و سیاست خارجی کشور دارد.مشخصا درباره ارتباط با آمریکا، آقای روحانی هنگام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نگاهش این بود که باید برویم با کدخدا مشکلات مان را حل و فصل کنیم. بر همین اساس وقتی بر صندلی ریاست جمهوری نشست و چندی بعد برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شد، با اوباما تلفنی صحبت کرد، حالا با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا به نظر شما آقای روحانی جدید چه رویکردی را در قبال دولت واشنگتن دنبال خواهد کرد، آیا فصل جدیدی را در روابط دو کشور خواهد گشود یا برعکس با توجه به رفتارهای ترامپ، نگاهش را نسبت به آمریکا تغییر خواهد داد؟- آقای روحانی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی از قبل مواضع و ارتباطات شان با شرق و غرب به ویژه آمریکا تعریف شده بود. اینها در چارچوب برجام با هم مراودات و مناسباتی داشتند و سعی می کردند سیاست های شان را تنظیم کنند. البته آقای ترامپ هم به لحاظ وابستگی به حزب جمهوریخواه و هم به لحاظ شخصیت فردی کاملا با آقای اوباما متفاوت است، این می تواند در روابط بین ایران و آمریکا تاثیر بگذارد اما قطعا ایران برای تغییر یا سردتر کردن روابط دو جانبه با آمریکا پیشگام نخواهد بود. بیشتر یک حالت صبر و انتظار مقابل ترامپ در دنیا مشاهده می شود. حتی کشورهای اروپایی و روسیه نیز حالت صبر و انتظار دارند. برخی رفتارهای آقای ترامپ را اصل تلقی نمی کنند، بلکه یک نوع عدم تعادل شخصیتی از ناحیه آقای ترامپ می بینند نه یک سیاست رسمی از طرف آمریکا، چون بالاخره آمریکا یک ساختاری دارد که رئیس جمهور هم بخشی از آن است، بنابراین فکر می کنم هنوز آن حالت صبر و انتظار برطرف نشده و ترامپ به تعادل نرسیده و نمی شود روی رفتارهای او حساب کرد؛ قطعا آقای روحانی نیز این مسئله را لحاظ خواهد کرد.در ابتدای صحبت خود اشاره کردید که آقای روحانی با آقای روحانی دولت یازدهم تفاوت هایی کرده است و رویکرد سیاسی اش شفاف تر شده، الان بحث این است که در چینش کابینه دولت آینده بیشتر به سمت اصلاح طلبان میل کند یا این که حزب اعتدال و توسعه می کوشد بیشتر ظهور و بروز در کابینه پیدا کند تا بعد از دولت دوازدهم بتواند در معادلات سیاسی کشور حرفی برای گفتن داشته باشد و جناحی را تحت عنوان اعتدال لیدری کند؟- چینش کابینه دولت یازدهم در شرایط سختی انجام شد چون آقای روحانی مجلس نهمی را پیش رو داشت که در مقابلش قد علم کرده و عَلَم مخالفت برافراشته بود و سعی می کرد تا جایی که می تواند دست و پای آقای روحانی را ببندد و خط و نشان هایی برای وزرا بکشد تا آنها قادر به اعمال تغییراتی در زیرمجموعه خود نباشند و نیروهایی که از لحاظ سیاسی منتسب به مجلس نهم بودند سر کار بمانند و تا حدودی هم مجلس نهم در این رابطه موفق شد. ما آن زمان می دیدیم با وجودی که آقای روحانی خیلی مواضع صریح و شفافی را بروز می داد اما وزرا این گونه نبودند و همه دست به عصا راه می رفتند و از نمایندگان حساب می بردند اما با روی کار آمدن مجلس دهم مقداری اوضاع تغییر کرد، منتها دیگر زمانی به عمر کابینه نمانده بود. با روی کار آمدن مجلس دهم خبرهای موثقی رسید که شش وزیر عوض می شوند اما تجدید نظر صورت گرفت و کار متوقف شد.البته در آبان ماه سال 95 آقای روحانی سه وزیر آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی را تغییر داد.- بله، سه وزیر عوض شدند اما آقای روحانی سه وزیری را برای اخذ رأی اعتماد به مجلس دهم معرفی کرد که نتوانستند از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرند اما از مجلس دهم رأی اعتماد گرفتند. اینها نشانه هایی است که مجلس دهم با آقای رئیس جمهور همراه است، به رغم اینکه ممکن است انتقادهایی هم به عملکرد دولت دارد. بنابراین امروز روابط و همکاری آقای روحانی با مجلس دهم شفاف تر خواهد بود، نسبت به روابطی که او با مجلس نهم داشت. به عبارت دیگر دست آقای روحانی در انتخاب وزرا و اعضای کابینه کاملا باز است چون فراکسیون امید مجلس درباره رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم می تواند نقش تعیین کننده ای را ایفا کند. ارتباطات با هیات رئیسه شورای عالی سیاستگذاری و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان و آقای خاتمی از آقای روحانی دیگر پشتوانه ای است که آقای روحانی می تواند با اتکا به آن کابینه خود را چینش کند. آقای روحانی نیز بعد از انتخابات نامه نوشت و از آقای خاتمی اسم برد و تشکر کرد. بنابراین در این چارچوب پیش ب ...

ادامه مطلب  

جلسه محاکمه قاتل آتنا اصلانی  

درخواست حذف این مطلب
جلسه محاکمه قاتل آتنا , جلسه محاکمه اسماعیل قاتل دختر هفت ساله پارس آبادی در دادگاه کیفری یک استان اردبیل آغاز شد.آتنا اصلانی دختر هفت سالهٔ ایرانی اهل پارس آباد بود که در ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، توسط یک قاتل سریالیبنام اسماعیل رنگرز به قتل رسید.آتنا توسط قاتل سریالی به نام اسماعیل رنگرز کشته شده است.دادستان شهرستان پار ...

ادامه مطلب  

چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی فردی بود که دوم خرداد ۷۶ را رقم زد. در دولت اول اصلاحات وی عهده دار وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش بود. برخی منتقدان او می گویند نگاه منفعت طلبانه و اقتصادی او در وزارتخانه اقتصادی «معدن» باعث شد که او در دوره وزارتش بر آموزش و پرورش نظام آموزشی را بر پایه «پول» و «سرمایه» ببندد. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری خاتمی وی به همراه چند تن از وزرای کابینه خود بنیاد باران را پایه گذاشت. مرتضی حاجی یکی از آن وزرا بود. حاجی یکی از اعضای هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز هست. در یک ظهر گرم تابستانی به خیابان «آزادی» می رویم. او هم اکنون مدیرعامل «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران» است. در نزدیکی او به دولت روحانی همین بس که او مسئول ستاد انتخاباتی سال ۹۶ حسن روحانی در «تهران» بود. میزش رنگارنگ است و روی آن کلاه کاسکتی قرار داده است. البته حاجی شخصیتی چند وجهی دارد. هم ورزشکار است هم اقتصاددان. هم وزیر آموزش و پرورش بوده و هم فردی سیاسی که چند دهه ای در عرصه انتخابات در جبهه اصلاحات فعال بوده است. برایمان دمنوش می آورد و چای. مقابل او ظرفی از «خرما» قرار گرفته.از دوران وزارتش بر آموزش و پرورش می گوید. از تلاشش برای تغییر نگاه به کودکان و خردسالان این کشور می گوید و موانعی که باعث می شود بچه ها در مدرسه مدیر نشوند و صرفا وقت بگذرانند. او از سفر سال های ابتدایی وزارتش در آموزش و پرورش به آرژانتین می گوید. از «جمهوری کودکان»؛ محلی که برای بچه های خردسال از همان ایام دولت تشکیل داده بودند و در آن جمهوری بچه ها برای خود رئیس جمهور و قوه مقننه و قضائیه تشکیل داده بودند. تحلیل او این بود که در آن سیستم بچه ها از همان کودکی «مدیر» می شوند و یاد می گیرند که در امور کشور باید چگونه برخورد کنند. مرتضی حاجی معتقد است که اصلاح طلبان با حمایت خود موجب شدند روحانی بر سر کار بیاید. البته او مسئولیت کارهای روحانی را قبول نمی کند و معتقد است: «اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست. بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است.» رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در تهران با خنده می گوید روحانی در مراسم تحلیف یادش رفته بود که نامی از آیت ا…هاشمی و سیدمحمد خاتمی ببرد. او از اینکه باز هم رحمانی فضلی بر مسند وزیر کشوری نشسته ناراحت است و می گوید این یکی از بزرگ ترین انتقادات ما به کابینه است. وی همچنین نبود وزیر زن در کابینه را اشتباهی بزرگ می داند. عضو بنیاد باران، شانس جهانگیری را برای انتخابات ۱۴۰۰ بالا می داند و معتقد است ظریف به علت اینکه فردی اقتصادی نیست به درد نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ نمی خورد البته اگرچه محبوبیت بالایی نزد مردم دارد. وی احتمال اینکه اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات ۹۶ می شد، تا آخر می ماند را کم نمی داند. حاجی همچنین بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب تر از سایر گزینه ها بودند اگرچه همه حدس می زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. در ادامه متن کامل گفت وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بخوانید.ابتدا بحث را با رقابت های انتخابات ۹۶ آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات ۹۶ چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل های سیاسی شناسنامه دار و بعضا بی شناسنامه و خلق الساعه قرار گرفت. من با افشاگری رابطه خوبی ندارمدر انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ تر و بحث ها جدی تر می شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده های یکدیگر را افشا می کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.فکر کنم از سال ۸۴ و دولت احمدی نژاد این افشاگری ها شروع شد.بله. آن صحبت ها که اتهام آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت ها وجود دارد و این مطالب بیان می شود. نقد برنامه ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به شدت به آنها ایمان دارند و علاقه مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی شود.بین کسانی که از فیلترها عبور می کنند و به صحنه می آیند، ۶ نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده ای می تواند در انتظار آنها باشد. به عملکرد روحانی انتقاد وارد بوده و هستانتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به خصوص در بخش تولید ضعف های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه ها هم نسبتا روشن بود، وعده هایی که دلخوشی بی دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می توانست برای خیلی ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بودفکر می کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می کنند که قابل دفاع هم نیست.یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟آن روزها بحث این بود که همه تخم مرغ ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش بینی نشده در آن زیاد رخ می دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت. جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره گیری داشتکار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت ها کنار بکشد. خودش تصمیم به کناره گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟بله. زمانی که مساله صلاحیت ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی تر می توان تصمیم گرفت. جهانگیری پوششی نبود و برای حضور در عرصه جدی بوداگر جهانگیری ابتدای کار کنار می رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود. کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار ندادهمچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته است.کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد. چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی هم گفتند روحانی ۳درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای ۵۰ درصد رسید.نمی خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش گذاری شده و درنهایت تصمیم گیری می شود. در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش های دیگری کمتر بود. جهانگیری به آنچه کرد اعتقاد داشتبرخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می شود و می گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح طلب نیست به قدرت برسد؟جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می شود. اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات می شد امکان داشت که تا آخر بمانددیدارها، سفرها و نشست های تخصصی و بحث های رسانه ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت. امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می داشت؟ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود. اشتباه بزرگ آیت ا… هاشمی در انتخابات ۸۴ این بود که گفت به استان ها سفر نمی کنمباتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره گیری می کرد؟نمی دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره به چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال ۸۴ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی گفتند مردم من را می شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می افتند و نیاز نیست به سفر بروم.البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی افتد. مردم او را می شناختند اما اینکه وی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی کند. شناخت می تواند مکمل باشد اما تعیین کننده رای نیست. این انتقاد وارد است که جهانگیری بین مردم نبود.فرصت نداشت. حتی در طول این ۴ سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟منظورم حضور در عرصه به عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به عنوان مقام رسمی نیست که می خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه ها و درخواست رای از مردم باید انجام می شد. علت اصلی پیروزی روحانی در انتخابات حمایت «اصلاحات» از او بودنقش اصلاح طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می دانید؟فکر می کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح طلبان بودند. فعالیت های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح طلبان بود. در نهایت حمایت بی بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس جمهور نمی شدپس نقش اول را اصلاح طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی افتاد. اصلاح طلبان از روحانی «سهم خواهی حکومتی» نکردنداگر همین اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک تر است حمایت کردند؟اصلاح طلبان نخواستند سهم خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات ۹۶ در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح طلبان شدند. جهانگیری را بیشتر از عارف می توانیم کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنیماین امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح طلبی با خود کاندیدای اصلاح طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.برای ۱۴۰۰ ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید. عارف شخصا کاندیدا شد ولی جهانگیری با اصراردر حالی که نامزد اصلاح طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می شود باز هم اصلاح طلبان کاندیدای خود را کنار می کشند.شاید این دوره بیشتر می توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح طلبان ثبت نام کردند. عارف شخصا تصمیم گرفت که کاندیدای انتخابات ۹۲ شودیعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال ۹۲ نبود؟عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی ای که انجام شد این طور واقع شد.طبیعتا اگر اصلاح طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست. عارف انتخاب اصلاح طلبان برای انتخابات ۹۲ نبوددر انتخابات سال ۸۴ اصلاح طلبان متعددی ثبت نام کردند. اصلاح طلبان باید چه می کردند؟ اگر اصلاح طلبان از قبل باهم هماهنگی می کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح طلبان مشخص شده باشد.همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی ها اصلاح طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.اما عارف می گفت به درخواست خاتمی ثبت نام کرده استاین حرفی که من می گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح طلبان بالا رفت را نمی دانم. جبهه اصلاحات از مجموع ۴۰ الی ۳۰ حزب تشکیل می شود و تعداد زیادی شخصیت های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد. غفوری فرد گفته بود به عارف قول داده است معاون اول شود. اما بعدها روحانی پست های دیگری معرفی کرد که او قبول نکرد.چنین چیزی نیست. هیچ شرطی در آن زمان نبود؛ البته تا آنجا که من خبر دارم. روحانی حتی برای ریاست مجلس از عارف حمایت نکرددر مجلس هم از وی حمایت نشد که رئیس مجلس شود. حتی روحانی هم از او حمایت نکرد و بعضا عارف مطرح کرد که برخی از وزرای اصلاح طلب روحانی به دنبال ریاست لاریجانی هستند.بله. همین طور است. علت خاصی داشت؟این را باید از خودشان پرسید. آیا خود اصلاح طلبان دنبال ریاست عارف بودند؟بله، باید از وزیری که به گونه دیگر عمل کرده پرسید چرا چنین کاری کرده است. دولت در انتخاب ریاست مجلس تک روی کردمی گویند روحانی هم علاقه داشته است لاریجانی رئیس مجلس باشد. شما هم معتقد هستید که لاریجانی مجلس را خوب اداره می کند و توقعات دولت را بهتر برآورده کرده است؟چنین چیزی نیست. به چه دلیلی لاریجانی بهتر اداره می کند؟ مگر عارف قبلا رئیس مجلس بوده که بتوان عملکردها را مقایسه کرد؟ چنین چیزی نیست. به نظرم قدری اینجا تک روی شده و دولتی ها کار خوبی نکرده اند. شاید روحانی می ترسید اتفاقی که برای هاشمی رخ داده برای او هم رخ دهد؛ اینکه مجلس علیه دولت شود و موضع دست اصلاح طلبان بیفتد.به چه دلیل باید اصلاح طلبان چنین کنند؟ اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند که رئیس جمهور شود؛ چرا مجلس باید مخالف او شود؟ لاریجانی در موفقیت روحانی هیچ نقشی نداشتبالاخره انتخابات ۹۶ در پیش بود و این ترس وجود داشت که اصلاح طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح کنند.مگر لاریجانی و تیم وی چند درصد در موفقیت روحانی نقش داشتند؟ چنین نبود. شاید پشت صحنه چنین فکری کرده اند اما من از این موضوع خبر ندارم. این را باید از خودشان پرسید. مسئولیت عملکرد روحانــی با خــودش استقبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند.دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی برعهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند. وارد بحث کابینه شویم. در تحلیف شاهد بودیم که روحانی در صحبت های خود از خاتمی و مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد نکرد. محمد هاشمی، برادر هاشمی یا فاطمه هاشمی، فرزند ارشد هاشمی، گلایه کردند و گفتند در زمان انتخابات روحانی در تمام جلسات و دیدارها اسم او را می بردند و حتی «یا حسین میر حسین» می گفتند یا «خاتمی زنده باد» می گفتند اما الان به تمامی این سخنان پشت کرده و حرف های خود را فراموش کرده اند.مردم می گفتند؛ او که نمی گفت. او در صحبت های خود از آنها یاد می کرد اما الان فراموش کرده است. موافق هستید؟ علت این کار چه بوده است؟نمی دانم، علت را باید خودشان بگویند. ولی فکر نمی کنم لازم باشد در مراسم تنفیذ یا مراسم تحلیف از یکی از این شخصیت ها یاد کند. اینکه روحانی اسم برخی مقامات را در مراسم تحلیف نیاورده است به حساب «غفلت» بگذاریداما از بیت امام تشکر کرد.بیت امام فرق می کند. موقعیت حضرت امام با بقیه متفاوت است. سلیقه ها متفاوت است و برخی معتقدند باید آنجا ذکر می شد ولی خود او صلاح ندان ...

ادامه مطلب  

تاکید روحانی در دیدارهای دیپلماتیک پس از تحلیف بر توسعه روابط دوجانبه با کشورهای مختلف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش بامداد دوشنبه ایرنا، رئیس جمهوری روز یکشنبه و یک روز پس از مراسم تحلیف، در دیدار با سران شماری از کشورهای حاضر در این مراسم؛ به طور جداگانه با آنها به گفت وگو پرداخت و طرفین در این دیدارها بر گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی تاکید کردند.** سرکیسیان: ملت ایران رئیس جمهوری انتخاب کرد که خط مشی موفقی داشته استحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه در دیدار سرژ سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان به اشتراکات فرهنگی و تاریخی فراوان دو کشور اشاره کرد و افزود: تهران و ایروان با استفاده از این اشتراکات می توانند گام های مثبت و زیادی به نفع دو ملت و ملت های منطقه بردارند.رئیس جمهوری با تاکید بر اینکه تهران به دنبال توسعه روزافزون روابط خود با کشورهای همسایه از جمله ارمنستان است، گفت: دو کشور در بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی و در حوزه هایی از جمله حمل و نقل، انرژی، گردشگری و ترانزیت زمینه های فراوانی برای همکاری دارند.وی با تاکید بر اهمیت موضوع ثبات امنیت در منطقه و هوشیاری در مقابل خطر تروریسم، ادامه داد: پس از اینکه تروریست ها در عراق و سوریه به طور کامل شکست بخورند این احتمال وجود دارد که تلاش کنند در سراسر منطقه پخش شوند. باید همگان نسبت به این خطر از جمله در منطقه قفقاز و آسیای میانه کاملا هوشیار و مراقب باشیم، چرا که معضل خطرناکی است که می تواند امنیت کل منطقه را به مخاطره بیندازد، از این رو در مبارزه با تروریسم ضرورت دارد همکاری و هماهنگی های نزدیکی بین کشورها وجود داشته باشد.رئیس جمهوری همچنین با اشاره به موضوع قره باغ و با تاکید بر اینکه حل و فصل این مساله فقط راه حل سیاسی دارد، گفت: برای جمهوری اسلامی ایران بسیار اهمیت دارد که در اطراف مرزهای خود، امنیت کامل داشته باشد و امیدواریم با تلاش و ابتکارات دو کشور همسایه ارمنستان و آذربایجان، شاهد پایان مسالمت آمیز این مساله باشیم و معتقدیم چنانچه دو طرف از اراده جدی برای حل و فصل موضوع برخوردار باشند، راه حل های مناسبی هم برای آن در دسترس است.سرژ سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان نیز در این دیدار با ابراز خرسندی از حضور در مراسم تحلیف و با تبریک آغاز دور دوم ریاست جمهوری روحانی، افزود: ملت ایران در ماه های اخیر، توانست رئیس جمهوری انتخاب کند که طی سال های گذشته خط مشی موفق و مهمی را سپری کرده است. رئیس جمهوری ارمنستان به افزایش سطح روابط دو کشور طی سال های گذشته اشاره کرد و گفت: به رغم بهبود و ارتقای سطح روابط معتقدیم که هنوز نتوانسته ایم سطح همکاری های اقتصادی تهران و ایروان را به سطح روابط سیاسی برسانیم، لذا مصمم هستیم در همه حوزه های اقتصادی روابط فعال و گسترده ای با ایران برقرار کنیم.سرکیسیان یادآورشد: تهران و ایروان در حوزه ها و بخش های مختلف اقتصادی بویژه انرژی، تجارت، حمل و نقل می توانند روابط خود را هر چه بیشتر افزایش دهند.رئیس جمهوری ارمنستان بر اهتمام ایروان به منظور حل و فصل مسالمت آمیز موضوع قره باغ تاکید کرد.** روحانی: مبارزه با بی ثباتی و تروریسم، مسئولیت مشترک جهانی استحجت الاسلام والمسلمین روحانی همچنین روز یکشنبه در دیدار نخست وزیر سوازیلند افزود: تروریسم به عنوان یک بیماری خطرناک که امروز در بخش هایی از آفریقا ناامنی بوجود آورده، نتواند به سمت سایر مناطق این قاره حرکت کند و به طور کامل در این قاره ریشه کن شود.وی با یادآوری اینکه ایران و اکثر کشورهای آفریقایی معمولا تجربه های مشابهی در قرن های گذشته داشته و امروز هم از اهداف مشترکی درباره مسائل منطقه و جهانی برخوردارند، اظهارداشت: جمهوری اسلامی ایران در آغاز انقلاب اسلامی برای حمایت از مبارزات مردم آفریقا بویژه در آفریقای جنوبی و علیه آپارتاید تلاش زیادی داشت و امروز بسیار خرسندیم که در جنوب آفریقا، امنیت و ثبات قابل قبولی وجود دارد.رئیس جمهوری اهمیت وجود احترام و حقوق مساوی برای همه ملت های جهان را بعد از موضوع امنیت و ثبات مورد تاکید قرار داد و گفت: برای تحقق این هدف همکاری های سیاسی و بین المللی ما در مجامع بین المللی اهمیت فراوانی دارد و معتقدیم برخی از کشورهایی که هم در زبان و گفتار و هم در عمل به دنبال سلطه و تفوق بر جهان هستند، راه نادرستی را انتخاب کرده اند.روحانی با تاکید بر اینکه دو قاره آسیا و آفریقا منافع مشترک و زیادی برای همکاری های نزدیک دارند و جمهوری اسلامی ایران برای توسعه روابط با کشورهای آفریقایی اهمیت زیادی قایل است، گفت: تهران کاملا آمادگی دارد که سطح روابط و همکاری های خود را با همه کشورهای آفریقایی از جمله سوازیلند هر چه بیشتر گسترش دهد.وی با بیان اینکه تهران از ارتقا و توسعه روابط اقتصادی و فرهنگی با کشورهایی که در مسیر رشد قرار دارند، استقبال می کند، افزود: برای توسعه سطح همکاری ها، بخصوص در بخش های اقتصادی لازم است شرایط و ظرفیت ها برای سرمایه گذاران دو کشور شفاف و آسان باشد.'بارناباس سیباسیسو دلامینی' نخست وزیر سوازیلند که به منظور شرکت در مراسم تحلیف ریاست جمهوری به تهران آمده است نیز در سخنانی با تبریک آغاز دور جدید ریاست جمهوری روحانی، گفت: سوازیلند در مسیر توسعه قرار دارد و در این مسیر به همکاری و برقراری روابط نزدیک با کشور بزرگی مانند ایران، اتکا داریم.نخست وزیر سوازیلند یادآورشد: سوازیلند برای تعمیق هر چه بیشتر دوستی و روابط خود با ایران، اهمیت ویژه ای قایل است و مصمم هستیم همکاری های خود را در زمینه های مختلف، افزایش دهیم.سیباسیسو دلامینی تصریح کرد: سوازیلند برای صلح و امنیت، ارزش و اعتبار زیادی قایل بوده و در این زمینه نیز علاقمند به برقراری روابط نزدیک و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران است.** تاکید روحانی بر مشارکت ایران و لسوتو در مبارزه با تروریسم حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه و در ادامه دیدارهای دیپلماتیک خود؛ در دیدار لستی سوم پادشاه لسوتو ضمن خوش آمدگویی به وی برای حضور در مراسم تحلیف دوره دوازدهم ریاست جمهوری افزود: دو ملت ایران و لسوتو از نظر افکار، اعتقادات، آرزوها و آرمان ها با هم نزدیکند و این اشتراکات فرهنگی، پایه و فرصتی است تا بتوانیم از آن به نفع ملت ها استفاده کنیم.وی با بیان این که ایران هیچ مانعی برای گسترش روابط میان دو کشور قایل نیست، بر ضرورت نزدیکی شرکت ها و بخش های اقتصادی و فرهنگی و شناساندن ظرفیت های موجود در دو کشور تأکید کرد.رئیس جمهوری با بیان این که توسعه مناسبات دوستانه با کشورهای آفریقایی همواره برای ایران حائز اهمیت است، اظهار امیدواری کرد سفر پادشاه لسوتو به تهران آغازی برای توسعه همکاری ها و مناسبات دو کشور باشد.پادشاه لسوتو نیز با ابراز خرسندی از ملاقات با رئیس جمهوری اسلامی ایران و تقدیر از میهمان نوازی شایسته کشورمان گفت: دوستی و صمیمیت نزدیکی میان دو ملت ایران و لسوتو وجود دارد و امیدوارم این سفر موجب توسعه روابط و همکاری ها میان دو کشور باشد.لستی سوم گفت که ما به همزیستی مسالمت آمیز، مداخله نکردن در امور داخلی سایر کشورها و آرامش، صلح و امنیت، احترام می گذاریم و خواستار توسعه روابط و همکاری با ایران و همه کشورهایی هستیم که در این جهت حرکت می کنند.وی همچنین خواستار افزایش دوستی، همکاری ، مشارکت و حمایت ایران از لسوتو در سازمان های بین المللی شد.** روحانی: صهیونیسم و تروریسم دو خطر بزرگ در منطقه هستندحجت الاسلام والمسلمین روحانی روز یکشنبه همچنین در دیدار«نبیه بری» رئیس مجلس لبنان، پیروزی های مردم لبنان در برابر اشغالگران صهیونیستی و تروریست های متجاوز را موجب عظمت این کشور و خوشحالی و افتخار ملت ایران برشمرد و یادآورشد: اینکه امروز در لبنان صدای مقاومت در برابر متجاوزین شنیده می شود و این کشور به جایگاهی رسیده که حتی برای ایجاد ثبات و امنیت به کشورهای همسایه خود نیز کمک می کند، نشان از قدرت و عظمت لبنان و مردم آن دارد.رئیس جمهوری روابط دو ملت ایران و لبنان را همواره دوستانه، صمیمانه و برادرانه دانست و با اشاره به ضرورت توسعه، تقویت و تحکیم همه جانبه مناسبات و همکاری های فی مابین، گفت: هیچ تردیدی وجود ندارد که ملت لبنان محبوبیت ویژه ای در قلوب مردم ایران دارند و عشق امام موسی صدر به مردم لبنان، نمونه ای از علاقه ایران به این کشور است.روحانی ادامه داد:مردم لبنان روزگاری دربرابر هجوم صهیونیست ها به جنوب این کشور به خوبی ایستادند و مانع از این اقدام تجاوزکارانه شدند و امروز نیز در شمال لبنان با مقاومت وایستادگی در برابر تروریست ها ، خطر آنها را دفع کردند.رئیس جمهوری موفقیت های حز ب الله، ارتش و نیروهای مردم لبنان در برابر متجاوزان را مایه خوشحالی ملت ایران و موجب افتخار و غرور همه مسلمانان و ملت های دوست این کشور عنوان کرد.روحانی ضمن ابراز خرسندی از برقراری ثبات داخلی در لبنان و برنامه ریزی های خوب برای اداره این کشور از سوی مسئولان، بر ضرورت توسعه روزافزون مناسبات دو ملت و دو کشور و تقویت برادری ها و روابط دوستانه تأکید کرد.رئیس جمهوری اتحاد شیعیان، اهل سنت و مسیحیان در لبنان را الگوی خوبی برای تقویت وحدت و انسجام در جوامع متکثر برشمرد و اظهار داشت: امروز مردم لبنان به حزب الله و ارتش این کشور به عنوان قدرتی امنیت آفرین می نگرند و تفکر مقاومت بیش از هر زمان دیگری نزد آنان محبوبیت دارد، چرا که مردم، دو خطر بزرگ صهیونیسم و تروریسم را احساس کرده و برای آرامش و امنیت خود و کشورشان راهی جز مقاومت نمی بینند.روحانی تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره در کنار دولت، ملت و مقاومت لبنان بوده و در آینده نیز این مسیر را ادامه خواهد داد.رئیس جمهوری همچنین افزود: ایستادگی و وحدت مردم فلسطین در برابر اهانت اخیر سربازان متجاوز صهیونیستی نسبت به مسجد الاقصی و قدس شریف نشان از موفقیت مقاومت و اتحاد در برابر متجاوزان است.روحانی اظهار امیدواری کرد مناسبات و همکاری های ایران و لبنان در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و تقویت خط مقاومت ، روز به روز گسترش یابد.نبیه بری رئیس مجلس لبنان نیز در این دیدار با تقدیر از میهمان نوازی دولت و ملت ایران، مراسم تحلیف رئیس جمهوری را جشن دمکراسی توصیف کرد و گفت: حضور بی نظیر و پرشور مردم در انتخابات، قدرت ایران را به همه جهان بویژه آمریکا و کشورهایی که سعی دارند به این کشور آسیب بزنند، نشان داد.رئیس مجلس لبنان با بیان اینکه ایران امروز کشوری قدرتمند و با عظمت در منطقه است، افزود: جمهوری اسلامی هیچگاه تنها نخواهد ماند و همانگونه که دکتر روحانی در سخنرانی مراسم تحلیف اعلام کرد، ایران کشوری نیست که در محاصره قرار گیرد.وی پیروزی های خط مقاومت لبنان و فلسطین در برابر متجاوزان را ثمره ارزش های انقلاب اسلامی ایران دانست و گفت: ما همواره در کنار خط مقاومت که امام خمینی(ره) آن را ترسیم کرده و مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران است، خواهیم بود.رئیس مجلس لبنان، حمایت ایران از خط مقاومت را پایه و اساس پیروزی ها و موفقیت های آن دانست و افزود: اگر حمایت های تهران نبود، امروز مقاومت به آنچه دست یافته، نمی رسید.** روحانی: روابط بخش های اقتصادی خصوصی ایران و بلاروس باید تقویت شودحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه همچنین در دیدار میخائیل میاسینکوویچ رئیس مجلس بلاروس با استقبال از پیشنهادات مطرح شده از جانب رئیس جمهوری بلاروس برای اجرای پروژه های مشترک جدید بین دو کشور، گفت: اولین قدم برای گسترش روابط اقتصادی، برقراری روابط بانکی خوب بین دو کشور است این روند باید شتاب گیرد.وی ادامه داد: نکته مهم دیگر توافق ما با اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که اگر در این زمینه در مذاکرات به توافق نهایی و امضا اسناد برسیم، تحول بزرگی در روابط اقتصادی فیمابین ایجاد خواهد کرد.رئیس جمهوری تقویت کریدور شمال – جنوب را برای دو کشور حائز اهمیت دانست و تصریح کرد: ایران و بلاروس فهرست بلندی از ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی برای توسعه روابط دارند که باید در سایه اراده سیاسی قوی موجود برای گسترش روابط، این ظرفیت ها را فعال کنند.روحانی به نزدیکی نظرات دو کشور در مسائل بین المللی اشاره کرد و گفت که این نزدیکی مواضع می تواند زمینه ای برای کنار هم قرار گرفتن ایران و بلاروس در مجامع بین المللی و گسترش روابط بیش از پیش دو کشور باشد.میخائیل میاسینکوویچ رئیس مجلس بلاروس نیز در این دیدار با ابلاغ پیام تبریک رئیس جمهوری و مردم کشورش به مناسبت آغاز دوره جدید فعالیت روحانی و آرزوی موفقیت برای دولت دوازدهم، گفت: سخنرانی شما در مراسم تحلیف بسیار متوازن و قوی بود که سمت و سوی شما در سیاست داخلی و خارجی را به خوبی تبیین کرد و در آن پیام های بسیار مثبتی برای مردم، نخبگان سیاسی و جامعه جهانی وجود داشت.رئیس مجلس بلاروس ادامه داد: باید اراده قوی و سطح بالای روابط سیاسی دو کشور را در زمینه گسترش روابط اقتصادی به فعلیت برسانیم. وی تصریح کرد: ایران و بلاروس زمینه های خوبی برای گسترش همکاری ها در عرصه های نفت، صنعت، ماشین سازی و صادرات و واردات دارند و باید با بهره گیری از سیستم های مدرن بانکی مراودات بانکی خود را نیز بیش از پیش گسترش دهند.** روحانی: برجام شرایط مناسبی برای ارتقاء روابط اقتصادی ایران و کشورهای اروپایی فراهم کردحجت الاسلام والمسلمین روحانی همچنین در دیدار «پییو گارسیا اسکودرو» رئیس مجلس سنای اسپانیا گفت: اتحادیه اروپا در اجرای توافق برجام نقش مؤثری ایفا کرد و تاکنون نیز برای حفظ برجام علیرغم کارشکنی هایی که آمریکایی ها دارند، مواضع قابل قبولی داشته است.رئیس جمهوری با بیان اینکه برجام دو مساله ناحق و نادرست را از پیش رو برداشت، افزود: برجام در گام اول تصور و توهم نادرستی مبنی بر اینکه ایران در فعالیت های هسته ای خود مخفیانه به دنبال ساخت بمب بوده است را برطرف کرد و در گام دوم تحریم های ظالمانه، ضد قواعد حقوق بشری و مقررات بین المللی را که به ضرر همه بود، برداشت.روحانی تصریح کرد: برجام این موانع را از پیش رو برداشت و به همین دلیل این توافق را برد- برد و به نفع همه می دانیم. رئیس جمهوری روابط تهران- مادرید را دیرینه و همواره دوستانه توصیف کرد و افزود: برجام زمینه مساعدی برای توسعه روابط ایران با کشورهای دوست ایجاد کرده و ایران و اسپانیا به عنوان دو کشور دوست باید بیشترین بهره را از این توافق به نفع ملت های خود ببرند.روحانی با یادآوری اینکه جمهوری اسلامی ایران زمینه های مناسبی برای سرمایه گذاری در عرصه های صنعت، حمل و نقل و انرژی دارد، ادامه داد: اسپانیا علاوه بر فرصت مشارکت با ایران در زمینه های مذکور ظرفیت خوبی نیز برای همکاری با ایران در عرصه صنعت توریسم دارد. «پییو گارسیا اسکودرو» رئیس مجلس سنای اسپانیا نیز در این دیدار با ابلاغ پیام تبریک پادشاه و نخست وزیر کشورش، گفت: نتیجه انتخابات اخیر ایران نشان دهنده کار و سیاست های پرثمر و رویکرد و سیاست اعتدالی شما در 4 سال گذشته است که ملت ایران مجدداً آن را تأیید کرد.رئیس مجلس سنای اسپانیا ادامه داد: وضعیت شاخص امروز ایران در منطقه حاصل سیاست هایی است که شما اتخاذ کردید که نتایج آن را در عرصه اقتصاد ایران نیز شاهد هستیم.وی یادآورشد: نطق درخشان جنابعالی در مراسم تحلیف علاوه بر توضیح اینکه در 4 سال گذشته چه کردید، رئوس سیاست های شما در سال های آینده را نیز تبیین کرد و یقین بدانید که ما در اسپانیا و اتحادیه اروپا از این سیاست ها و همکاری با ایران حمایت می کنیم و آن را به نفع منطقه می دانیم.رئیس مجلس سنای اسپانیا اظهار داشت: ایران و اسپانیا دو کشور برخوردار از دو تاریخ کهن هستند که در شکل گیری تمدن جهانی نقشی مؤثر و مهم داشته اند. ایران و اسپانیا همواره بهم نزدیک بوده و پیوندهای عمیقی داشته اند.وی تصریح کرد: اجرای برجام زمینه ای برای افزایش همکاری ها شده و باید قدر آن را بدانیم و امیدوارم ملاقات امروز ما آغاز روندی خوب برای گسترش روابط و همکاری های مشترک و متقابل در آینده به عنوان ضامن تأمین منافع دو ملت باشد.** روحانی: ثبات و امنیت منطقه بالکان برای ایران حائز اهمیت استحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه همچنین در دیدار «مایا گویکوویچ» رئیس مجلس صرب ...

ادامه مطلب  

دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانی  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتص ...

ادامه مطلب  

طبقه متوسط مدام حاکمیت را غافلگیر کرده است  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدابراهیم اصغرزاده زمانی پرچمدار شعار «مرگ بر آمریکا» بود و از طراحان تسخیر سفارت آمریکا و از همرزمان معصومه ابتکار در سال 58 به شمار می رفت. اما به هر روی گذر زمان و حوادث روزگار یا دلایلی دیگر، موجب شد تا دیپلماسی را به انقلابی گری ارجح بداند و مذاکره و گفتگو را برگزیند. او این روزها در شمار تئوریسین های مطرح جریان اصلاحات به شمار می آید و آراء و تحلیل هایش در رسانه های درون مرزی و فرامرزی مورد توجه قرار می گیرد.گفتگوی پیش روی تان تحلیلی است بر حوادث و رویدادهایی که در بهار96 در سپهر سیاسی ایران رخ داده است؛ از انتخابات ریاست جمهوری بیست و نهم اردیبهشت ماه، پیروزی قاطعانه اصلاح طلبان در شورای شهر تهران و هت تریک شکست های اصولگرایان گرفته تا تحریم قطر توسط کشورهای عربی و وقوع حوادث تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام(ره).در یک بعدازظهر گرم در ماه رمضان به دفتر دکتر ابراهیم اصغرزاده، عضو دوره اول شورای شهر تهران، نماینده مجلس سوم و روزنامه نگار رفتیم و با او به گفتگو نشستیم. متن ذیل مشروح تحلیل های دکتر اصغرزاده است که در ادامه می خوانید:به نظر شما هدف تروریست ها در عملیات اخیر که منجر به شهادت و جراحت تعدادی از هموطنان عزیزمان شد، چه بود؟ تحلیل شما از زمان و دامنه این حمله ناجوانمردانه به تهران چیست؟صرف نظر از آنکه هدف چه نهاد یا چه اشخاصی باشد هر عملیات تروریستی که از خارج مرز علیه اهالی داخل یک کشور سازماندهی و هدایت شود تهاجم علیه کشور هدف تلقی می شود. در این مورد خاص هم ضربه به منافع ایران آن هم با حمله به نقاطی مهم و حیثیتی در مرکز کشور بوده است. هدف، قبل از هر چیز بی ثباتی و ناامن سازی اوضاع کشوری است که مردم صلح دوست آن دیرزمانی است اهداف عدالت جویانه و آزادیخواهانه خود را در تلاش های مسالمت جویانه و به دور از هرگونه قهر و خشونت دنبال می کنند. مردمی که در انتخابات اخیر شگفتی آفریدند و با هوشمندی سیاست های تندروانه را به حاشیه راندند. چهار سال پیش هم مردم دولتی اعتدالگرا و میانه رو را به قدرت رساندند.دولت روحانی در طول 4 سال گذشته با دستیابی به توافق برجام توانست زمینه را برای حضور دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر ایران در عرصه بین المللی مهیا سازد و راه را برای بازیگری و حضور موثر در منطقه خاورمیانه که سالهاست خاور خون و جنون شده است فراهم ساخت. خب باید هم ایران از جنایاتی نظیر آنچه در پاریس، لندن، منچستر و کابل اتفاق افتاد بی نصیب نماند. تردید نکنید یکی از اهداف طراحان این جنایت تحمیل فضای امنیتی و ایجاد زمینه های رشد افراط گری و رادیکالیسم است. اگر یادتان نرفته باشد همزمان باخیزش بهار عربی که پایه حکومت های پوسیده پادشاهی و نظام های قبیله ای در جهان عرب لرزید خشونت داعشی اوج گرفت و اتفاقا متوجه کشورهایی شد که در سیستم سیاسی خود نظام پارلمانی را تجربه کرده بودند. حالا نیز از زاویه ای دیگر بهار ترامپیسم طلوع کرده که چیزی جز دمیدن بر آتش بحران منطقه ای نیست.اینجا هم می توان گفت که مرکز فرماندهی تروریسم تکفیری، بیش از هر چیز جنبش دموکراسی خواهانه و صلح طلبانه ملت ایران را هدف قرارداده است. تردید نکنیم داعش، القاعده، طالبان، بوکوحرام، جبهه النصره، وهابیت و دیگر جریان های افراطی جهان اسلام بیش از هر چیز از نظام های مبتنی بر پارلمان و تحولات دموکراتیک که بستر رشد تروریسم را می خشکاند وحشت دارند. انتخابات شگفتی ساز اخیر ایران و تعلق خاطر طبقات متوسط و میانی ایران به استمرار سیاست اعتدالی و تعاملی دولت روحانی هدف اصلی تروریست ها بوده است. شکست های اخیر داعش و خلافت اسلامی ابوبکر بغدادی در موصل و رقه هم تلاش آنها را برای کشاندن ترور و تخریب به داخل ایران تشدید کرده است. با این حال به نظرم عربستان نخواهد توانست رضایت خود را از جهت گیری داعش به سوی اهدافی در ایران پنهان کند.به نظر شما سهم عربستان در فاجعه تروریستی تهران چه میزان است؟به یاد بیاوریم وقتی که رئیس جمهور شریر آمریکا، بوش پسر، ایران را رسما به عنوان محور شرارت نامید چه هزینه گزافی را بر دوش اقتصاد ایران و تغییر ترتیبات امنیتی منطقه گذاشت. حالا این کازینودار آمریکایی، دونالد ترامپ هم با تحمیل نظم موردنظر خود قصد دارد منطقه را به دوران گماشتن ژاندارم و تجارت اسلحه و نفت برگرداند. در این نظم ترامپی، عملا ملت ایران به عنوان آماج مورد تهاجم و فشار و تحریم قرارمی گیرد و امنیت منطقه بر دوش عربستان گذاشته می شود و در پیمان به اصطلاح ضدتروریستی با حضور ترامپ ده ها کشور اسلامی و عربی شرکت کننده دست به تشکیل ناتوی عربی- اسلامی به رهبری عربستان می زنند. معاهده سنگین تسلیحاتی و تجاری میان عربستان و آمریکا منعقد می شود. بحران اخیر بین عربستان و قطر و محاصره زمینی، هوایی و دریایی قطر نیز چون در سیاست منطقه ای چشم و گوش بسته از ریاض پیروی نکرده است را باید تنها یکی از اولین ثمرات آن دانست.چندی پیش بنا به اعلام رسمی نایب ولیعهد و وزیر جنگ آن کشور که گفت عربستان جنگ را به داخل ایران خواهد کشاند، بنابراین به نظر می رسد ریاض از قبل مسئولیت هرگونه اقدام تروریستی در خاک ایران را پذیرفته است. از سوی دیگر داعشی که از دامان تفاسیر جهادی و تکفیری مفتی های وهابی زاده شد و رشد کرد حالا درحال از دست دادن دو مقر اصلی خلافت خود در موصل و رقه است، پس بهتر است با دادن برد بین المللی به عملیات، مخصوصا هدایت آن به داخل ایران از پیامدهای شکست و افت روحیه حامیان خود جلوگیری کند. نظم نوین منطقه ای ترامپ به صورت هوشمندانه ای ناتوی عربی ضدتروریسم را برای جلب حمایت سنی مذهبان متعصب به سمت شکاف شیعی - سنی و بهره برداری از آن شیفت می دهد. از این رو اصلاح طلبان و حامیان دولت روحانی باید متوجه وظیفه مبرم خود در نیفتادن به تله ای که نظم ترامپی پیش پای ما پهن کرده، دارند.تقویت وحدت و همبستگی ملی که به زیبایی در پیام مولوی عبدالحمید بیان شد و ارتقای عناصر وحدت بخش میان تمامی اقوام، اقلیت ها، و نژادها ضرورت تام دارد. نیروهای حزب اللهی و افسران جنگ نرم نیز بهتر است به جای تمرکز بر مقصرنمایی دولت روحانی و ربط دادن حوادث اخیر به سیاست های دولت از فضای انتخابات خارج شوند. اصولگرایان منتقد دولت نیز بهتر است از حجم خشم و نفرت خود در نقد دولت بکاهند و به جای فشل سازی دولت و ناامیدکردن بدنه اجتماعی هوادار روحانی اجازه ندهند یاس و نگرانی بر فضای جامعه مستولی شود و با دقت و مسئولانه تر از گذشته موقعیت حساس منطقه را رصد کند. اکنون روس ها نیز با زیرکی، دم از برتری نظامی ایران در جنگ با عربستان می زنند و بروز هرگونه خطای محاسبه در منطقه و برافروختن آتش نزاع و تشجیع و ترغیب ایران به زورآزمایی نظامی اشتباه مهلک است. همه باید خویشتن داری کنند و با تقویت دیپلماسی منطقه ای آب بر این کینه و نفرت خانمانسوز بریزند.برندگان این خطای محاسبه قطعا روسیه، آمریکا، اسرائیل و بازندگان آن، مردم مسلمان ایران و عربستان و سایر اعراب منطقه و گسترش جنگ های بی پایان نژادی و مذهبی خواهد بود.ایران باتجربه گرانسنگ مردم سالاری در شرایط رشد و ثبات اقتصادی قرارگرفته و اگر این ثبات با نزاع های منطقه ای هر چند کوتاه به هم بخورد، دیگر بازگرداندن آن به شرایط نرمال به این سادگی ها میسر نخواهد شد.تا پیش از برگزاری انتخابات برآوردهای مختلفی از میزان رای حسن روحانی می شد. در 2 الی 3 روز مانده به برگزاری انتخابات، برخی اصولگرایان از جمله عزت الله ضرغامی و محسن رضایی از پیروزی ابراهیم رئیسی خبر می دادند. آیا واقعا او از روحانی پیش افتاد و ساعات پایانی اتفاق خاصی رخ داد؟ یا اینکه اظهارات اصولگرایان را می توان صرفاً عملیات روانی رقیب تلقی کرد؟ببینید هیچ انتخاباتی در خلا برگزار نمی شود. برای درک واقعی تر تاثیر و نتایج انتخابات باید بستر فرآیندهای تاریخی و طولانی مدت را در نظرگرفت. باید به نقش واقعی نیروها، طبقات اجتماعی و مکانیزم های نهفته زیر پوست جامعه اهمیت داد.چیزی که جامعه را بسوی یک انتخاب ساده و سریع می راند فشاری است که معمولا برای تحمیل یک سبک زندگی خاص و مهندسی شده به جامعه وارد می شود که نه تنها موردپسند این بخش از اجتماع نیست بلکه دائما منجر به تحریک و تحقیر او می شود. سبک زندگی برای عموم مردم به خصوص طبقه متوسط بسیار مهم است. مردم از اجبار گریزان و از ریاکاری، دروغ و فساد گروه های قدرتمند مسلط به شدت متنفرند. برداشت اصولگراها این بود که اگر در افکارعمومی از روحانی تصویر یک رئیس جمهور ناتوان و ناکارآمد را ساخت پس آخر هفته روحانی رفته. یا اگر طبقه متوسط و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان دچار عدم قطعیت شوند که روحانی این دفعه هم نخواهد توانست یا نخواهند گذاشت کاری از پیش ببرد پس سرخوردگی و بی اعتمادی نسبت به آینده موجب ریزش آرای روحانی شده و انتخابات به دور دوم خواهد افتاد. آن وقت اصلاح ناپذیری کشور اثبات شده و بیهودگی مرام و اندیشه اصلاح طلبی برای ده، بیست سال دیگر خیال اصولگراها را راحت خواهد کرد.با اینکه به نظر می رسید روحانی عملا در چهار ساله اول ریاست جمهوری یا نخواست یا نتوانست به وعده گشایش فضای امنیتی و سیاسی عمل کند و از این رو جامعه سکوت و قهر با او را پیشه کرد، اما هفته آخر تبلیغات و از مناظره سوم که دست از دفاع منفعلانه از وضع موجود برداشت و برخی خطوط قرمز فرضی را کنار گذاشت، توانست رادار خودش را با طول موج طبقه متوسط و حاشیه نشینان سیاسی و فرهنگی تنظیم کند. اکثریت مردم هم تصمیم گرفتند تمام قد از او حمایت و وعده هایش را باور کنند. البته کسی در جریان انتخابات قطبی شده برای کاندیدای خود صورت حساب نمی فرستد، ولی نهایتا در عمل انتخاب مردم از فرمولی خطی و یک مجهولی تبعیت می کند، زیرا مردم خودشان به قوه ابتکار خود دست به ساده سازی مناسبات سیاسی می زنند و از این ساده سازی با استفاده گزینشی از برخی پدیده های اجتماعی و تاریخی به دلیل انتشار یک پیام ساده که خصلت اعتراضی و نفی وضعیت وجود دارد، استقبال می کنند. مثلا مانند پیامی که شعار ایران برای ایرانیان می دهد یا تصویری که از پیروزی رقیب و افتادن کشور به ورطه فلاکت و جنگ در ذهنیت جامعه می نشیند.در اینکه انتخابات ریاست جمهوری یک پدیده منحصربفرد بود، کسی شکی ندارد، اصولگرایان در آن شکست خوردند. این شکست زنجیره شکست های قبلی آنها را نیز تکمیل کرد، زیرا به نظرم نتوانستند از اتفاقات گذشته به خوبی درس بگیرند. فاجعه آمیزتر فرار آنها به جلو بود آن هم با پیش کشیدن بحث نخ نما شده تقلب و تمییز آرای مردم به سیاه و سفید یا حلال و حرام. مثالی بزنم حتما اسطوره سیزیف را شنیده اید. فرزند زیرک یکی از خدایان یونانی که راز خدایان را برملا کرد و محکوم شد تخته سنگی را هر روز از پایین کوهی به بالا ببرد و چون به نزدیک قله می رسید سنگ از دستش رها می شد و به پایین کوه می غلتید و هر باره روز از نو، روزی از نو. تسلسلی سخت و سراسر مشقت. به نظر می رسد لااقل بخشی از اصولگرایان به رنجی سیزیف وار مبتلا شده اند.پس از فروپاشی شوروی جریان راست سنتی دل نگران از فروپاشی به دامان بنیادگرایی غلتید و به تفسیری وارونه از انقلاب اسلامی پناه برد که از سنت دور شده و به شدت نگاه ایدئولوژیک زده پیدا می کرد. نگاه ایدئولوژیک که مانند یک بسته قرار بود نسخه شفابخش تمام بن بست های اجتماعی و باطل السحر تمام معضلات فرهنگی و اقتصادی باشد. جریان چپ اما به این باور رسید که باید از فروپاشی شوروی درس گرفت، تغییر و تحولات زیرپوستی جامعه را پذیرفت و با اصلاح و رفرم به نوسازی و افزودن ظرفیت های جدید آن پرداخت. وقتی به دوم خرداد 76 رسیدیم این نگاه جواب داد. از آن زمان تا حالا یعنی 20 سال است که این دو جریان سیاسی در مقابل هم آرایش می گیرند، همیشه این جریان اصلاح طلب بوده است که با ابتکارعمل و انتخاب تاکتیک های مناسب دست بالا را داشته و توانسته حتی از درونی ترین لایه های جریان اصولگرایی یارگیری کند. از جمله خود آقای روحانی که از میان جامعه روحانیت مبارز برخاسته بود.این توهم و آن خطای دید برخی اصولگراها که گفتید از آنجا ناشی می شد که آنها از تحولات زیرپوستی جامعه غافل بودند و از همراهی با جامعه در حال گذار و تحول طلب عقب می ماندند به خصوص طبقه متوسط که دائما در این سال ها جریان حاکم را غافلگیر کرده است. اصلاح طلبان همیشه سعی می کنند از تحولات روزمره اندکی ارتفاع بگیرند و با فاصله بیشتری روندها را کشف کنند.اصولگرایانی که تصور می کردند با پایان عمر دولت اصلاحات و حذف اصلاح طلبان با فیلتر نظارت استصوابی برای همیشه آنان را از قدرت سیاسی طرد کرده اند دریافتند که اصلاح طلبان بر جنبش های زیرپوستی جامعه سوارند و با انتقال مرکز ثقل گفتاری به میانه طیف و حمایت از روحانی عملگرا و البته «اعتدالگرا» و با انعطاف گفتمانی راه مانور خود را به خوبی بلدند. پیروزی قدرتمندانه روحانی و پیروزی اصلاح طلبان در شوراهای شهر و روستا به جان گرفتن دوباره آنان در عرصه سیاسی کشور منجر خواهد شد. غیرقابل انکار است که با ایستادگی جامعه مدنی و استفاده از مکانیزم صندوق رای، مردم توانسته اند با اراده خود تندروهای بنیادگرا را عقب برانند.آقای دکتر! چه کسانی در انتخابات 96 به آقای روحانی رای دادند؟به نظرم باید ببینیم چه کسانی به روحانی رای ندادند، چون کسانی که به روحانی رای دادند شامل طیف وسیعی از آرای سلبی تا آرای ایجابی می شود که عمدتا نگران آینده مملکت و توسعه کشورند و منافع ملی را بر منافع گروهی و شخصی ترجیح می دهند. به نظر می رسد هواداران روحانی شعارهای او در پیوستن و همسویی با جامعه جهانی را باور کرده و در تعمیق و تثبیت برجام و دستاوردهایش تردید به خود راه نمی دهند. به نظر می رسد آرای روحانی از یک همگنی برخوردار است. یعنی اینطور نیست که طبقات تنگدست یا طبقات نابرخوردار و محروم تر تماما آرائشان به کیسه اصولگرایان ریخته شده باشد. چیزی که در این میان حائز اهمیت به نظر می رسد، آن است که این بلوک رای، از صحنه اجتماعی قابل حذف نیست و چیزی حدود 60 درصد جامعه را تشکیل می دهد.ارزش هایش، ارزش های مدرن است و ارزش هایی که طبقه متوسط آن را مطالبه می کند شخص محور هم نیست. یعنی اگر آقای روحانی هم نباشد و شخص دیگری باشد که حامل ژن آزادیخواهی و صلح دوستی باشد به او رای می داد. اینگونه نیست که حالا پس از انتخابات این موج بخوابد یا از بین برود، بلکه با زندگی روزانه مردم عجین شده است. موجی که با سخن روحانی وقتی گفت که اگر من رای قابل قبولی به دست آورم تحریم های غیرهسته ای را هم بر می دارم، بلند شد و بعید می دانم پس از تهدیدات ترامپ به تحریم بیشتر و پس از تروریسم کور حمله اخیر به تهران فرو بنشیند. اما در طبقه بندی کسانی که به روحانی رای ندادند به نظرم رفتار انتخاباتی سه بلوک قابل مطالعه است.نخستین بلوک رای متعلق به کسانی است که اساسا به هر دلیل از مشارکت امتناع ورزیدند پای صندوق نیامدند و اگر هم آمدند رای خود را باطل کردند و در صندوق انداختند. بخشی از این آرا رای تحریمی ها و قهرکرده هاست؛ چه از دولت آقای روحانی چه از اصلاح طلبان و چه از اصولگرایان. یعنی متاسفانه کسانی که به هر علت انتخابات را غیرموثر می دانند. بخشی از این آرا دچار سرخوردگی اند. بخشی هم امتناع خود از مشارکت را بخشی از مبارزه و اعتراض فعال می شناسند. عده ای هم تنبلی کردند و ترجیح دادند عطای انتخابات را به لقایش ببخشند. گروهی از لایه های تنگدست تر، گروهی که در حاشیه اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرند و دسته ای هم که جزء طرفداران احمدی نژاد به شمار می روند در بلوک اول می گنجند. سهم این بلوک حداکثر 15 میلیون از 56 میلیون واجدان رای است.دومین بلوک متعلق به سبد آرای اصولگرایان است که حدود 16 میلیون رای را جذب کردند و توانستند به انسجام قابل قبولی پشت سر ابراهیم رییسی دست پیدا کنند. آرای بلوک دوم در نگاهی عمیق تر به چند شعبه تقسیم می شود که مهم ترینش متعلق به محافظه کاران سنتی و جناح راست دین محور است. آرای اینها در بهترین حالت به سقف7 یا 8میلیون می رسد. البته سالهاست که انتخابات در ایران از حالت ایدئولوژی زدگی و تکلیف محوری خارج شده و مردم به آن به عنوان یک حق برای تعیین سرنوشت خود نگاه می کنند.بخش هایی از آرای ریخته شده به سبد اصولگراها متاثر از تاکتیک های تبلیغاتی آنها در جذب گروه های حاشیه نشین جغرافیایی و اقتصادی با طرح افزایش میزان یارانه هاست. یکی از نکات ظریف این انتخابات طرح شعارهای معیشتی از سوی محافظه کارترین و راست ترین ضلع اصولگرایی برای برقراری رابطه و جذب فقیرترین و تنگدست ترین لایه های اجتماعی است که معمولا به رویاهای پوپولیستی دل می بندند. تاکتیک تبلیغاتی دیگری که در میان اصولگرایان دیده شد، استفاده از چهره ها و سلبریتی های عجیب مثل تتلو خواننده رپ بود. شخصیتی که با تی شرت نما در حالیکه تمام بازوانش خالکوبی و نمایان است مقابل کاندیدای اصولگرا می نشیند. البته اگر این تاکتیک منجر به انعطاف بیشتر محافظه کاران در تحمل سبک های زندگی این قبیل افراد شود در نوع خود تحولی است، خب اگر اصولگرایان این قدر منعطف شده اند که می توانند تتلو را تحمل کنند، بنابراین به طریق اولی می توانند موسیقی فاخر و هنرهای بهداشتی تر را نیز تحمل کنند.با این حال، من معتقدم نباید به اصولگرایان سهمی بیش از 10درصد رای دهندگان اختصاص دهیم. 60درصد هم برای اصلاح طلبان و تحول خواهان، در این بین هم 30درصدی باقی می ماند که این 30درصد هم تماشاگران هستند با همان ترکیبی که قبلا گفتم.پس از اعلام نتایج انتخابات اصولگرایان مدام از تخلفات گسترده سخن گفته اند و آرای مردم را به حلال و حرام تقسیم کرده اند. چرا این جریان سیاسی پس از رای نیاوردن اینگونه واکنش نشان می دهد؟انتخابات ۲۹ اردیبهشت در نوع خود نقطه عطفی تاریخی است برای بیان یک «نه» بزرگ به بازگشت به دوره پسرفت احمدی نژادی و رای اعتمادی است به امید به آینده بهتر. در رفتار انتخاباتی مردم، آزادیخواهی و توجه به سبک زندگی آزادانه تر، مدرن تر و صلح دوستی موج می زند. حوادث تروریستی اخیر نیز همین وضعیت را نشانه گرفته است. متاسفانه بعضی با فرار رو به جلو و برای کاهش از بار اشتباهات خود در بدعت کم نظیری سعی کردند آرای مردم را به حلال و حرام تجزیه کنند؛ به خیال خودشان خواسته اند حالا که نتیجه مشخص شده، پیامد و اثر انتخابات را مهندسی کنند.این فرار به جلو نشان از همان انسداد باب درس آموزی اصولگرایان دارد. در انتخابات 94 هم وقتی لیست امید به طور کامل پیروز شد به ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شما در ...

ادامه مطلب  

قایق روحانی را سوراخ نکنید!  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه آرمان: با معرفی کابینه دوازدهم گمانه زنی ها برای رأی اعتماد وزرای پیشنهادی در مجلس افزایش پیدا کرده است. به نظر می رسد مطالبات از آقای روحانی در چهار سال آینده با چهار سال گذشته تفاوت های معناداری پیدا کرده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی کابینه جدید آقای روحانی و دغدغه های اصلاح طلبان در این زمینه با دکتر فیاض زاهد استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت وگو کردیم. وی معتقد است: «در شرایط کنونی این سوال جدی برای اصلاح طلبان وجود دارد که هدف حسن روحانی از چینش کابینه دوازدهم تقویت رویکردی است که در نهایت به حمایت از فردی مانند اسحاق جهانگیری منجر خواهد شد یا اینکه رویکرد حسن روحانی و حزب اعتدال و توسعه در نهایت به حمایت از فردی مانند علی لاریجانی خواهد انجامید. بدون شک این مسائل ممکن است اختلافات جدی تری را در آینده بین اصلاح طلبان و دولت آقای روحانی به وجود بیاورد.» این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین تصریح می کند: «در کابینه جدید مطالبه اقتصادی اصلاح طلبان در نظر گرفته نشده و برخی از این انتخاب ها بدون پیش زمینه صورت گرفته است. به نظر می رسد برخی از این انتخاب ها براساس ضرورت ها صورت گرفته و ارتباطات فردی در آنها نقش تعیین کننده ای داشته است. دولت آقای روحانی باید برای رأی اعتماد گرفتن از مجلس استدلال های مناسبی داشته باشد، و گرنه با چالش جدی در این زمینه مواجه خواهد شد.» در ادامه متن گفت وگوی «آرمان» با فیاض زاهد را می خوانید.آقای روحانی در چینش کابینه خود چه ملاحظاتی را در نظر گرفته است؟ چرا آقای روحانی به جای ورود نیروهای جدید به کابینه موقعیت افراد کابینه گذشته را تغییر داده است؟ به نظر شما کابینه آقای روحانی نیاز به تکان های شدیدتری نداشت؟به نظر من آقای روحانی استراتژی چند لایه ای را اتخاذ کرده است. از یک طرف آقای روحانی در طول مبارزات انتخاباتی یک ذهنیت چالش گرا از خود نشان داد. این در حالی است که ایشان از نظر عملی یک شخصیت اصولگرای محافظه کار به شمار می رود. در نتیجه ما با یک سیاستمدار سیاست ورز روبه رو هستیم. آقای روحانی به هر حال شاگرد مکتب آیت ا... هاشمی است و سیاست ورزی را از ایشان آموخته است. نگاه بسیاری از مردم نسبت به سیاست، نگاهی چریکی، صفر و صد و یا سیاه و سفید است. این در حالی است که هدف اصلی «سیاست» دستیابی به موقعیت های قابل تحقق است. به همین دلیل نیز برای رسیدن به اهداف آرمانی باید قدم ها را آهسته برداشت. به نظر من آقای روحانی از این رویکرد پیروی می کند. آقای روحانی از دل محافظه کاری بیرون می آید. با این وجود ایشان به دلیل همنشینی با اصلاح طلبان و برخی ضرورت های داخلی و بین المللی موقعیت خود را به یک موقعیت مطالبه جو و آوانگارد تغییر داده است. وضعیت در انتخابات ریاست جمهوری به شکلی بود که آقای روحانی به برخی از چالش ها وارد شدند که حتی یک شخصیت اصلاح طلب نیز از ورود به آن خودداری می کرد و یا اینکه با احتیاط بیشتری وارد می شد. با این وجود هنگامی که انتخابات به سود حسن روحانی به پایان رسید ایشان یک کنش دوگانه را در پیش گرفت. آقای روحانی پس از انتخابات ریاست جمهوری تا یک ماه همچنان موضع طعنه زنانه به رقیب را حفظ کرد، اما پس از پایان یک ماه دست خود را برای تعامل با همه طیف های سیاسی دراز کرد. به نظر من آقای روحانی در حال اجرای یک نوع سیاست ورزی واقعیت گرایانه و پراگماتیستی است. روحانی هنگامی که احساس کند نیاز به مذاکره است، مذاکره می کند و هنگامی که احساس می کند باید قاطعیت بیشتری به خرج داد، با قاطعیت بیشتری وارد زمین بازی می شود. به همین دلیل در شرایط کنونی با یک روحانی جدید مواجه هستیم که از آسمان به زمین آمده و رویاها را کنار گذاشته و تلاش می کند با واقعیت های سیاسی جامعه روبه رو شود. در نتیجه روحانی که در دوران انتخابات مانند منتسکیو و ژان ژاک روسو رفتار می کرد، پس از انتخابات به فردی تبدیل می شود که به دنبال حساب و کتاب است و با برنامه جلو می رود. اگر حسن روحانی را با وضعیت اصلاح طلبان در دوم خرداد76 مقایسه کنید وی یک گام عقب است اما اگر وی را با دوران پس از احمدی نژاد مقایسه کنید وی دو گام جلو تر حرکت می کند.چرا آقای روحانی یک گام از دولت اصلاحات عقب تر است؟دلیل این مسأله این است که آرمان ها و مطالبات و کابینه دولت اصلاحات وجه اصلاح طلبانه تری نسبت به کابینه آقای روحانی دارد. حسن روحانی پس از دوران احمدی نژاد با دو نیرو مواجه بود. اول نیروهایی که به دنبال آوانگاردیسم بودند و تلاش می کردند به سرعت مطالبات خود را تحقق بخشند و دوم نیروهای ایستا و ساکنی وجود داشتند که هرگونه تغییر را برای خود خطرناک و مرگ آفرین می دانستند. در نتیجه بازی کردن بین این دو نیروهای ایستا و دینامیک کار بسیار سختی است. در انتخابات ریاست جمهوری سال96 اصولگرایان احساس می کردند اگر «چوب» هم در مقابل آقای روحانی قرار بگیرد پیروز خواهد شد. استدلال اصولگرایان نیز این بود که برجام موفق نبوده و دولت نتوانسته از دستاوردهای برجام به سود خود استفاده کند و اتفاقات مهمی در زندگی مردم رخ نداده است. به همین دلیل اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که با اجماع بر یک نفر تنها با یک کاندیدا در مقابل حسن روحانی قرار بگیرند. به نظر من بزرگ ترین شانس آقای روحانی این بود که اصولگرایان به وحدت رسیدند و در نهایت با یک کاندیدا در انتخابات حضور پیدا کردند. بزرگ ترین لطفی که اصولگرایان به آقای روحانی کردند این بود که آقای قالیباف را از صحنه انتخابات خارج کردند. اصلاح طلبان و آقای روحانی به دنبال دو قطبی کردن انتخابات بودند. ظرفیت آرای خاکستری اصلاح طلبان در حمایت از آقای روحانی زمانی می توانست به صحنه بیاید که جامعه احساس نگرانی کند. تجربه تاریخی نشان داده که در حدود10 میلیون آرای خاکستری که معمولا در انتخابات حضور پیدا نمی کنند در شرایط استثنائی که احساس خطر کنند در حمایت از جریان اصلاح طلب در انتخابات شرکت می کنند. این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری سال96 رخ داد. به نظر من اگر انتخابات سه یا چهار قطبی بود و سنسور های جامعه تحریک نمی شد احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود بیشتر می شد. در شرایطی که انتخابات به دور دوم کشیده می شد اعتماد به نفس رئیس جمهور کاهش پیدا می کرد و کمپین انتخاباتی ایشان دچار فروپاشی می شد و چه بسا اصولگرایان به پیروزی دست پیدا می کردند. اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری فاقد تحلیل و استراتژی بودند. دلیل این مسأله نیز این است که اصولگرایان همواره از رانت هایی برخوردار بوده اند که اصلاح طلبان فاقد آن هستند. به همین دلیل نیز اصلاح طلبان مجبور هستند به صورت واقعی در زمین بازی حاضر شوند. هنگامی که آقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کرد ترس نیروهای اجتماعی فروخفته را به اوج خود رساند. در نتیجه اصلاح طلبان با القای این تفکر که مردم ایران یا باید از حسن روحانی حمایت کنند تا وی ثبات مدیریت جامعه را حفظ کند و تعامل با جهان را افزایش بدهد یا اینکه رقیب به پیروزی برسد که در چنین شرایطی احتمال بازگشت تحریم ها و نابسامانی های داخلی وجود دارد. در نتیجه، مردم را به حمایت از آقای روحانی تشویق کردند و استراتژی اصلاح طلبان به موفقیت رسید.آیا رأی به آقای روحانی رأی سلبی و برای عدم پیروزی رقیب بوده است؟ چرا مردم در انتخابات اخیر به جای اینکه به صورت ایجابی در انتخابات شرکت کنند، تلاش می کنند یک طیف خاص در انتخابات به پیروزی دست پیدا نکنند؟رأی آقای روحانی با رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری بدون در نظر گرفتن10 میلیون آرا ...

ادامه مطلب  

عکس: تحلیف | متن و حاشیه مراسم تحلیف ریاست جمهوری +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: تحلیف | مراسم تحلیف ریاست جمهوری شنبه چهاردهم مرداد در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در این مراسم، میهمانان داخلی و خارجی بسیاری حضور داشتند. گزارش تصویری مراسم تحلیف را در ادامه ببینید...بیشتر بخوانید: گزارش مراسم تحلیف روحانیبیشتر بخوانید: لیست کابینه دوازدهم .عکس: تحلیفمراسم تحلیف عکس: تحلیفعکس: مراسم تحلیفعکس: تح ...

ادامه مطلب  

رقابت دو رقیب در مناطق مرزی  

درخواست حذف این مطلب
در گزارشی که با عنوان «آنالیز آماری رای روحانی و رقیب در5 استان» در شماره روز گذشته روزنامه «دنیای اقتصاد» منتشر شد، به بررسی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در استان تهران، سمنان، خراسان شمالی، رضوی و جنوبی پرداختیم؛ گزارشی که در کنار گزارش پیش رو، نشان می دهد از میان 12 استان مرزی کشور (مرز خاکی)، نام حسن روحانی در 9 استان به عنوان پیروز از صندوق ها بیرون آمد و تنها استان های سه گانه خراسان (رضوی، شمالی و جنوبی) بیشترین رای خود را در انتخابات اخیر به ابراهیم رئیسی، رقیب اصولگرای روحانی دادند. همچنین این بررسی نشان می دهد 3 استان مرزی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به صورت یکپارچه در همه شهرها بیشترین رای را به روحانی داده اند.سیستان و بلوچستانبررسی ما از آمار انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد استان سیستان و بلوچستان به رغم محرومیت بسیار و مشکلات فراوان به تداوم ریاست جمهوری حسن روحانی در دولت دوازدهم رای داده است. گواه این مدعا، رای 73 درصدی مردم این استان به حسن روحانی در انتخابات اخیر است. در این بررسی ها نکات جالب توجهی وجود دارد؛ آنکه از میان مرزی ترین شهرهای این استان مرزی، تنها در زابل با جمعیت رای دهندگان 79 هزار و 521 نفری، ابراهیم رئیسی توانست 5/ 64درصد آرا مردم این شهر را به دست آورد. با این حال 2/ 34 درصد مردم این شهر به روحانی رای داده اند و مقایسه این ارقام از پیش بودن 3/ 30درصدی رئیسی حکایت دارد.روحانی غیر از شهر زابل، در سایر شهرهای مرزی ازجمله زاهدان، ایرانشهر، خاش، سراوان و سرباز پیروز میدان بوده است. او در زاهدان که شهری با 288 هزار و 282 نفر در آن رای داده اند، با کسب 8/ 61 درصد آرا، بر رئیسی که 3/ 37درصد آرا را به دست آورد، پیروز شد. ایرانشهر، دیگر شهر مرزی و پرجمعیت سیستان نیز با رای 6/ 84 درصدی به روحانی در مقابل رای 3/ 14 درصدی رئیسی، رکورد جالبی را ثبت کرد. تفاوت آرای این دو رقیب در ایرانشهر، 3/ 70 درصد است. آرای ثبت شده در چابهار هم به عنوان یکی از شهرهای پرجمعیت سیستان، 7/ 87 درصد مردم این شهر نام حسن روحانی را بر برگه رای نوشتند و این در حالی است که ابراهیم رئیسی تنها 6/ 11 درصد آرا در این شهر را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی و رئیسی در چابهار 1/ 76 درصد است؛ رقمی که بسیار معنادار تلقی می شود. به طور کلی از میان شهرهای 19گانه استان سیستان و بلوچستان، تنها 5 شهر هامون، نیمروز، زهک، دلگان و زابل بیشترین رای خود را به نام رئیسی به صندوق انداختند.کردستانشهرهای کردستان اما به صورت یکپارچه روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند؛ بررسی آرای کردستانی ها در انتخابات 96 نشان می دهد به صورت کلی، روحانی در این استان موفق به کسب 8/ 72 درصد آرا شد. فاصله رای او با ابراهیم رئیسی در این استان حدود 49درصد است. در این استان مرزی حتی یک شهر نیست که نام ابراهیم رئیسی حائز بیشترین آرا شده باشد. توجه به این نکته لازم است که روحانی در شهرهای مرزی مریوان و بانه با فاصله معناداری از رقیب اصولگرایش پیروز شده؛ بررسی ما نشان می دهد روحانی در مریوان با کسب حدود 78درصد آرا نسبت به رای 8/ 19 درصدی رئیسی، پیروز شد. روحانی همچنین توانست رای حدود 82 درصد رای دهندگان سقزی را به دست آورد. او در این شهر با فاصله 67 درصدی، بر رئیسی پیروز شد. از سوی دیگر، سنندجی ها به عنوان ساکنان مرکز استان کردستان، با رای 2/ 77 درصدی به روحانی او را برای ریاست جمهوری برگزیدند. مهم ترین رقیب روحانی یعنی رئیسی در سنندج تنها 3/ 19 درصد آرا را به دست آورد و این ارقام از فاصله حدود 58 درصدی آرای او از روحانی حکایت دارد.کرمانشاهرای یکپارچه به روحانی در استان کرمانشاه هم تکرار شد. در هیچ شهری از کرمانشاه رئیسی موفق به پیشی گرفتن از روحانی نشده است. بر اساس بررسی صورت گرفته، 1/ 68 درصد رای دهندگان کرمانشاهی انتخاب حسن روحانی را در این دور از انتخابات ترجیح داده اند. رئیسی در این استان 5/ 30 درصد آرا را به دست آورده و این ارقام فاصله آرای این دو رقیب در استان کرمانشاه را 6/ 37درصد نشان می دهد. جزئیات بیشتر نتایج انتخابات در این استان نشان می دهد روحانی در شهر مرزی پاوه 8/ 83 درصد آرا، در قصرشیرین 1/ 77 درصد و در سر پل ذهاب 6/ 72 درصد آرا را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی با رئیسی در این سه شهر مرزی به ترتیب، حدود 69 درصد، 55 درصد و 3/ 46درصد بوده است. همچنین 5/ 67 درصد مردم شهر کرمانشاه هم روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند.خوزستانبا این همه، نتایج استان خوزستان در جزئیات اندکی متفاوت است. گرچه روحانی در کل این استان توانست 4/ 55 درصد آرا را به دست آورد، اما در شهرهای مرزی این استان توفیق بیشتر با رئیسی بوده است. از میان مهم ترین شهرهای مرزی خوزستان ازجمله خرمشهر، آبادان، اهواز، هویزه و دشت آزادگان، روحانی تنها در دو شهر پیروز شد؛ دو شهر اهواز و آبادان که از سایرین پرجمعیت ترند. اهواز با بیش از نیم میلیون نفر رای دهنده، 1/ 64 درصد آرایش به روحانی اختصاص یافته و آرای رئیسی در این شهر 9/ 33 درصد است؛ فاصله ای بیش از 30 درصد. آرای مردم آبادان هم که 128 هزار و 324 نفر از آنها در انتخ ...

ادامه مطلب  

روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!  

درخواست حذف این مطلب
مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روزنامه جوان: مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!محمدجواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت وگویی با اشاره به پیامک نوروزی حسن روحانی رئیس جمهور به تلفن همراه مردم گفت: ما از ...

ادامه مطلب  

«روحانی» در بن بست رادیکالیزم  

درخواست حذف این مطلب
تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: مهمترین پیامد برای روحانی یا هر کسی که دست به رادیکالیسم می زند محدود شدن است و فردی که رفتار رادیکالی از خود نشان می دهد انتخاب های ناگزیر دارد. به گزارش آناج به نقل از مشرق نیوز، پرویز امینی تحلیل گر مسائل سیاسی در مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز معتقد است نتایج رفتار رادیکالی، قدرت انتخاب ‏گری کنشگر سیاسی را محدود می کند.گفت وگوی زیر بحثی است پیرامون رادیکالیسم، دلایل شکل گیری و نتایج و پیامدهای سیاسی آن برای اشخاص، گروه ها و جریان های سیاسی که در ادامه می خوانید.جناب آقای امینی! در روزهای پایانی ایام انتخابات تحلیل کوتاهی از رادیکالیسم در رفتار آقای روحانی منتشر کردید. از آنجا که تعریف واحد و مشخصی درباره مفهوم رادیکالیسم در علوم سیاسی وجود ندارد، ابتدا پیرامون چارچوب مفهومی رادیکالیسم صحبت کنیم.درباره رادیکالیسم مساله اول این است که ادبیات موجود عمدتا محدود و آشفته است. برخی رادیکالیسم را تغییرات بنیادی معنی می کنند و برخی دیگر تعبیر به تغییرات سریع دارند، برخی هم رادیکالیسم را مساوی با تندروی و افراط گرایی می دانند. در نظام مفهومی رادیکالیسم را به 2 بخش شکل(روش) و محتوا تقسیم می کنیم تا متوجه شویم رادیکالیسم در چه حوزه ای ظهور و بروز دارد. برای اینکه ما یک سازمان مفهومی داشته باشیم و بعد وارد بحث شویم؛ این تقسیم بندی را مبنا قرار می دهیم.هر محتوا یا نظری را ما اتخاذ کنیم تفکیکی بین نظر ما با دیگران پیدا می شود. گاهی این تفاوت به شکل مخالفت با آن است و ما را در نقطه کاملا مقابل قرار می دهد و گاهی نیز مخالفت نیست، بلکه تفاوت از جنس شدت و ضعف در موضع است. مثلا راستگرایان به عدم مداخله دولت در اقتصاد تاکید دارند و چپگرایان بر دخالت دولت در اقتصاد باور دارند. این تفاوت، یک تفاوت آشکار است اما در بین خود راستگرایان یک طیف از نظرها وجود دارد که در محدوده این عدم مداخله شدت و ضعف در موضع وجود دارد. دولت های لیبرال و نئولیبرال و دولت رفاهی همگی بر عدم مداخله دولت تاکید دارند اما از لحاظ دامنه شدت و ضعف عدم مداخله تفاوت دارند.به همین ترتیب چپ گرایان نیز در مداخله دولت یک طیف را تشکیل می دهند. در این مقوله «موضع حداکثری» یا «موضع حداقلی» نسبت به یک محتوا وجود دارد. درباره روش نیز همینطور است. گاهی ما با کسی مخالفیم ولی با اسلحه این مخالفت را اعمال می کنیم و گاهی این مخالفت را با مراجعه به صندوق رای نشان می دهیم. در واقع نقطه ظهور و بروز رادیکالیسم در روش و محتوا جایی است که در آن روش یا در آن محتوا ما نقطه حداکثری طیف در آن دیدگاه ها باشیم.بنابراین موضع حداکثری در محتوا و روش یک پایه مفهومی در رادیکالیسم است. اما هر موضع حداکثری لزوما به معنای رادیکالیسم نیست. آنچه که دارای بار منفی به لحاظ ارزشی باشد در چارچوب رادیکالیسم قرار می گیرد. مثلا موضع حداکثری در عدالت خواهی به معنای رادیکالیسم نیست. یا مثلا انقلاب که یک موضع حداکثری در تغییر و تحولات اجتماعی است نیز به رادیکالیسم ترجمه نمی شود، چرا که انقلاب دارای بار ارزشی مثبت در جامعه خود است.پس رادیکالیسم برمبنای 2 مساله است؛ اول موضع حداکثری در «محتوا» و «روش داشتن» و دوم «وجود ارزیابی منفی از این حداکثرگرایی». بنابراین به تناسب اینکه چه کسی ارزیابی کننده محتوا باشد، می تواند عنوان رادیکالیسم جابه جا شود.می توان اینگونه تلقی کرد که رادیکالیسم امری نسبی است؟بله! در عمده موارد رادیکالیسم مفهوم مطلقی نیست و پیش فرض ها و ارزش های مجموعه ها و افراد در آن موثر است. مثلا وقتی غربی ها فضای داخلی ایران را با برچسب رادیکالیسم یا میانه رو تقسیم می کنند، یا موضعی که درباره حزب الله لبنان یا حماس دارند، در نسبت نزدیکی یا دوری به خودشان است؛ هرقدر از آنها دور باشید، رادیکال معرفی می شوید، برای همین آنها امام(ره) را رادیکال و تندرو خطاب می کنند چون در نسبت واگرایی کامل با اصول و ارزش های آنها قرار دارد.در فضای داخلی هم می توان دید که جریانی مثل دوم خردادی ها جریانی مثل پایداری را رادیکال می دانند و برعکس؛ اینجا به اصطلاح مفهوم رادیکالیسم بین الاذهانی نیست. مساله مهم زمانی است که این مفهوم در محتوا و روش دارای حالت «بین الاذهانی» است، اصطلاحا «intersubjective» است، یعنی فضای بزرگ تری موضع رادیکالیسم را درمورد خاصی قبول می کنند، به عنوان مثال در عرصه جهانی یک جمع بندی فراگیر و مشترک درباره رادیکالیسم داعش عمومیت یافته است، یا درباره سازمان منافقین یک ارزیابی عمومی در ایران وجود دارد که اینها گروهی رادیکالند. درباره شخص آقای روحانی چطور؟اهمیت بحث رادیکالیسم درباره آقای روحانی در این است که در انتخابات و فضای بعد از آن یک فضای بین الاذهانی درباره وجود رادیکالیسم در رفتار او شکل گرفت. تلقی عمومی این است که مسیر آقای روحانی یک مسیر رادیکال است، یعنی یک موضع حداکثری در روش و محتوا و ارزیابی منفی نسبت به آن موضع حداکثری وجود دارد که بین الاذهانی هم هست، یعنی از اصولگرایان تا آقایان حجاریان، عبدی و الیاس حضرتی و تا روزنامه شرق و حتی کرباسچی راجع به مسیر رادیکال روحانی حرف می زنند، این نشان دهنده یک فضای بین الاذهانی است.زمینه های ظهور و بروز رادیکالیسم در روحانی چیست؟رادیکالیسم در آقای روحانی علل گوناگونی دارد. ابعاد شخصیتی و روانشناختی بخشی از علل رادیکالیسم در وی است. شخصیت آقای روحانی یک «تفرعنی» دارد و این تفرعن او را به سمت این مواضع سوق می دهد، بنابراین آقای روحانی شخصیتی دارد که مخالفت با خودش یا عدم توافق با خودش را نمی تواند بپذیرید. این مسیری که ایشان با منتقدان در طول دولت یازدهم داشت، چه در محتوا و چه در روش یک رادیکالیسم بود که از درون شخصیت فرد بیرون می آید.مساله دوم شرایط روانشناختی پیروزی بعد از انتخابات است که احساس می کند باید هماوردی دوران انتخابات را ادامه دهد و از موضع قدرت با رقیب برخورد کند. مساله سوم این است که رفتار رادیکال برای روحانی در طول انتخابات یک بدنه اجتماعی ایجاد کرده که عمدتا هم از طریق فضای مجازی درک می شود، این موجب می شود روحانی برای اینکه بدنه احساس عقب نشینی در وی نکند، از آن موضع عقب نیاید و می بینیم مواضع رادیکالی که روحانی بعد از انتخابات اتخاذ می کند در آن بدنه برایش حس قهرمانی ایجاد می کند.شما نگاه کنید پیش از انتخابات ایشان آن موضع رادیکال و غیرمنصفانه را درباره جمهوری اسلامی گرفت که «در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند» یا اینکه «می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» که این گزاره ها با تشویق جریان رادیکال همراه بود یا این موضع اخیرشان درباره سپاه که حتی حاضر نبود اسم سپاه را بیاورد و گفت «آنها» که موشک زدند.موضع رادیکال روحانی درباره سپاه، آنقدر حداکثری شد که به جای ترساندن داعش از سپاه، فلش را سمت سپاه برگرداند و مردم را از سپاه ترساند. این رادیکالیسم در روحانی آنقدر شدت گرفته است که حتی جایی که امنیت مردم مساله است هم ظهور و بروز دارد و موضعی می گیرد که امنیت را خدشه دار می کند و علیه نهادی موضع می گیرد که برای مردم نماد تأمین امنیت است. امنیت یک کشور برای لیبرال ترین حکومت ها هم خط قرمز است اما رادیکالیسم روحانی باعث شد از این خط قرمز هم عبور کند.یکی از دلایل دیگر این است که روحانی احساس می کند موضع رادیکال برای او یک تجربه موفق محسوب می شود، چون انتخاباتی را که در معرض شکست بود پیروز شد، حالا همان مسیر را ادامه می دهد، چون فکر می کند با رادیکالیسم به قهرمان آن بدنه تبدیل می شود!یکی دیگر از دلایل تداوم رادیکالیسم این هست که روحانی احساس می کند در رادیکالیسم مزیت هایی دارد که محدودیت های او در حوزه اقتصاد و معیشت مردم را پوشش می دهد و می تواند این مسائل را از دغدغه کانونی اجتماع خارج کند. تجربه ای که در انتخابات هم داشت و فضای انتخابات را با رادیکالیسم تغییر داد. یک مسأله ای اینجا وجود دارد، این رادیکالیسم تا کجا می تواند ادامه یابد؟!البته قطع نظر از علل تداوم رادیکالیسم که از منظر روحانی بیان شد، رادیکالیسم قابل تداوم نیست و همین پاشنه آشیل رادیکالیسم است. به دلیل اینکه موضع حداکثری نمی تواند متکی بر واقعیات باشد و در ذهنیت اجتماعی آن موضع حداکثری، دارای پایگاه اقلیت اجتماعی است. همین اقلیت بودن در ذهنیت اجتماعی و واقعیت باعث فروپاشی آن می شود. رادیکالیسم به همین دلیل تاریخ مصرف دارد و در کوتاه مدت جواب می دهد و امکان استمرار یک موضع حداکثری برای میان مدت و بلندمدت وجود ندارد.تجربه ما در دوم خرداد همین است. جناحی که در موضع رادیکالیسم بود، تغییرات بنیادی و ایدئولوژیک را تقاضا داشت و اعلام می کردند اگر به خواسته شان توجه نکنند از حاکمیت خارج می شوند و حکومت باید دربست در اختیارشان باشد؛ فرجام این رادیکالیسم در انتخابات شوراهای سال 81 دیده شد.با وجود عدم نظارت شورای نگهبان، این جریان 2 باخت داشت؛ یکی اینکه مشارکت به پایین ترین سطح ممکن رسید. کل آرای شرکت کنندگان در تهران حدود 500 هزار و خورده ای شد و به حدود یک سوم دوره قبل رسید. همچنین نفر اول این فهرست(تاجزاده) حدود 60 هزار رای در کلانشهر تهران آورد! چون آن رادیکالیسم قابل تداوم نبود، مسیر تغییرات در سیاست شکل گرفت و بعد از آن انتخابات مجلس هفتم بود که با وجود تحصن این جریان کسی برای حمایت آنها به پارلمان نیامد و 10 سال این جریان بازنده مطلق در همه انتخابات ها شد.در حال حاضر هم بخشی از کسانی که به آقای روحانی درباره رادیکالیسم اعتراض می کنند مثل آقای حجاریان خودشان رادیکال های سابق هستند و این تجربه را دارند که رادیکالیسم پایدار نیست.نکته ای را من از حرف شما می فهمم؛ اینکه رادیکالیسم برابر «واقعیت» و «عقلانیت» قرار می گیرد، درست است؟بله! در رادیکالیسم یک موضع حداکثری از یک اقلیت را شاهد هستیم. مثلا این گزاره «38 سال اعدام ...

ادامه مطلب  

روحانی در برابر آزمون دفاع از منافع ملی  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: دکتر یدالله جوانیوزیر خارجه امریکا به دلیل ناآشنایی با ساختار قدرت و حقوق اساسی در جمهوری اسلامی متوهم گونه از رئیس جمهور کشورمان درخواست هایی را داشته که پاسخگویی صریح قاطع و کوبنده آقای روحانی را طلب می کند. آقای «تیلرسون» وزیر امور خارجه ایالات متحده در حاشیه سفر رئیس جمهور این کشور به عربستان در کنفرانس خبری مشترک با وزیر خارجه سعودی نکات قابل تأملی را در قبال مسائل منطقه و ایران بیان داشت. وی با ورود به خطوط قرمز امنیتی ایران گفت: «امیدواریم روحانی به آزمایش موشک های بالستیک پایان دهد.» آقای تیلرسون با بیان خواسته ها ...

ادامه مطلب  

جهانگیری روحانی را به حاشیه برد  

درخواست حذف این مطلب
مناظره جمعه از نگاه حامیان هر کاندیدا پیروزی همان کاندیدا بود. اما این میان اتفاقی روز جمعه افتاد که شاید ستاد انتخاباتی حسن روحانی پیش بینی آن را نمی کرد. هر قدر حسن روحانی انفعالی حاضر شد جهانگیری توانست با ایفای نقش پشتیبان او توجه حامیان روحانی را به خود جلب کند دفاعی که البته در نهایت به ضرر روحانی خواهد شد و ناتوانی های او را در ارائه گزارش عملکرد چهار ساله اش مشهود می کند. از روز گذشته تردیدها در فضای مجازی و میان حامیان روحانی بالا رفته که آیا جهانگیری باید صرفاً یک کاندیدای پوششی باقی بماند یا آنکه می توان به این گزینه هم خیلی جد ...

ادامه مطلب  

چهار روز با دکتر روحانی در سازمان ملل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار ایرنا، رئیس جمهوری در ساعت یک بعد از ظهر 26 شهریورماه به وقت محلی با پرواز هواپیمایی آسمان وارد فرودگاه جان اف کندی نیویورک شد.خبرنگاران نخستین گروهی بودند که پای پلکان هواپیما به استقبال حجت الاسلام والمسلمین روحانی آمدند و البته قصد مختصر گفت و گو درباره اهداف و برنامه های سفر هم داشتند که رئیس جمهوری اظهار کرد: هدف از این سفر، شرکت در اجلاس سران مجمع عمومی سازمان ملل متحد، رساندن صدای ملت بزرگ ایران به گوش جهانیان و همچنین تشریح شرایط دشوار منطقه است.رئیس جمهوری شرایط دشوار مظلومان میانمار را در صدر نگرانی های خود قرار داد و پس از آن در اعلام برنامه های خود گفت: جلساتی با سران کشورها، نخبگان، علمای اسلامی، مدیران رسانه های همگانی در آمریکا و نیز ایرانیان مقیم خواهیم داشت.دکتر روحانی با استناد به فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی استراتژی جمهوری اسلامی ایران را تعامل گسترده با جهان دانست و فرصت مجمع عمومی سازمان ملل را برای اجرایی و عملیاتی کردن این استراتژی مفید دانست.**ایرانی دیگر در قلب منهتننخستین برنامه رسمی رئیس جمهوری در شامگاه یکشنبه، دیدار با ایرانیان مقیم آمریکا بود. برای این برنامه سالن جلسه هتل هیلتون در خیابان 47 در نظر گرفته شده بود.میزهایی با سبک ایرانی تزیین شده و سرود زیبای ایرانی هم پخش می شد، دیگر فضای کشور غریب نبود و ایرانیانی که می آمدند با آداب و فرهنگ ایرانی خود با یکدیگر گپ و گفتی می زدند. اما ترافیک ناشی از حضور سران کشورها برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و انسداد بسیاری از معابر منهتن، عاملی شد تا برنامه کمی با تاخیر شروع شود اما ایرانیان مشتاق تر از همیشه و با درک شرایط غیر طبیعی خیابان ها، آمدن رئیس جمهوری شان را به انتظار نشسته بودند.همان ها که برای رای دادن در انتخابات 96 هم چندین ساعت در صف های انتخابات ایستادند و مشارکتی کم نظیر را آفریدند. به محض ورود رئیس جمهوری، سرود غرور آفرین ملی طنین انداز شد و همه ایرانیان یکپارچه به احترام کشور و پرچمشان قیام کردند.محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری، محمد نهاوندیان معاون اقتصادی و سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری و غلامعلی خوشرو نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، مقام هایی بودند که در کنار رئیس جمهوری قرار گرفتند.دو منتخب ایرانی هم به اظهار نظر درباره نگرانی ها و انتظاراتشان پرداختند، دکتر نفیسی درباره محیط زیست به خصوص مازندران و خانم دکتر ارفع نیا درباره نقش زنان در فعالیت های اجتماعی سخن گفتند.نوبت به رئیس جمهوری رسید و حجت الاسلام و المسلمین روحانی در سخنانی اظهار کرد: برای ساختن ایران اسلامی به همه ایرانیان سراسر گیتی نیازمندیم.وی با بیان این که ایرانیان مقیم خارج، سفیران فرهنگی، علمی، اقتصادی و سیاسی ایران هستند، افزود: ایرانیان فرهیخته و سربلند، لابی اصلی ملت ایران در آمریکا هستند.رئیس جمهوری به سیاست خارجی دولت یازدهم و اولویت های آن در دولت دوازدهم اشاره کرد و ادامه داد: برجام در تاریخ سیاسی منطقه ما و جهان همواره زنده خواهد بود؛ چه دولت فعلی آمریکا خوشحال و یا نگران باشد.*احساسات ایرانی های آمریکا نسبت به ظریفاما واکنش جمعیت وقتی به اوج خود رسید که رئیس دولت دوازدهم در تشریح این سیاست ها نام «محمد جواد ظریف» را به زبان آورد. فضا یکپارچه شور و تشویق شد و ظریف با تکان دادن دست و گذاشتن آن بر سینه خود به ابراز احساسات جمعیت حاضر پاسخ داد.روحانی نام دو یار سخت کوش ظریف را هم آورد، «سید عباس عراقچی و مجید تخت روانچی» که آن ها هم مورد تشویق جمعیت قرار گرفتند.رئیس جمهوری پس از نام بردن افسران دیپلماسی تصریح کرد: در برجام نشان دادند ایرانیان همانطور که در صحنه فرهنگ، علم و دفاع از کشورشان پیشتاز بودند در سیاست خارجی هم می توانند به خوبی با زبان امروز دنیا و با منطق قابل قبول از حقوق ملت خود دفاع کنند.تاکید بر پایبندی ایران بر برجام تا زمانی که طرف مقابل به عهدش پایبند باشد، نیز دیگر دفاع محکم روحانی بود که خاطرنشان کرد: اگر طرف مقابل بخواهد در مقابل حقوق ملت باشد، حتما ملت ایران هم پاسخ مقتضی خواهد داد.***دیدارهای دو جانبه؛•دیدار با مورالس؛ دفاع از راهبرد ایران، تقویت همکاری هانخستین برنامه رئیس جمهوری با میزبانی از اوو مورالس رئیس جمهوری بولیوی کشوری در آمریکای لاتین آغاز شد. روحانی در این دیدار به استقبال ایران از توسعه روابط با کشورهای آمریکای لاتین اشاره کرد و گفت: شرکت های بزرگ ایرانی برای صدور خدمات فنی و مهندسی و گسترش فعالیت های خود در بولیوی آماده اند.وی افزود: برای توسعه و تقویت همه جانبه همکاری های ایران و بولیوی هیچ محدودیتی وجود ندارد و تقویت این روابط در راستای علاقه و منافع دو ملت است.رییس جمهور با ابراز امیدواری از برگزاری سریعتر چهارمین کمیسیون مشترک همکاری اقتصادی ایران و بولیوی با هدف بررسی طرح های همکاری دو کشور، گفت: ایران و بولیوی به عنوان دو کشور با ذخایر عظیم گازی در خاورمیانه و آمریکای لاتین می توانند همکاری های خود را در این عرصه نیز گسترش دهند.روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مواضع مشترک ایران و بولیوی در برابر استکبار گفت: آمریکایی ها هر روز طرح و نقشه جدیدی علیه کشورهای در حال رشد طراحی می کنند که البته همواره نیز با شکست مواجه می شوند. در منطقه ما باوجودی که می خواستند از تروریسم استفاده ابزاری کنند اما ملت های منطقه بویژه ملتهای عراق و سوریه، در حال شکست تروریزم هستند و عمر تروریست ها در حال پایان است.وی با بیان اینکه آمریکایی ها به هیچیک از تعهدات بین المللی خود متعهد نیستند، گفت: امروز شاهدید که آمریکایی ها قراردادهای خود با کوبا و دیگر کشورها را یکی پس از دیگری زیر پا می گذارند و درباره توافق هسته ای نیز به دنبال بهانه تراشی هستند و دنیا اکنون آنچه را که ایران پیوسته تکرار می کرد که آمریکا قابل اعتماد نیست، شاهد است.• دیدار با گوترش؛ انتظارات از سازمان مللدیگر برنامه رئیس جمهوری دیدار با آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد در طبقه 37 مقر این سازمان در نیویورک بود.روحانی با امضای دفتر یادبود هفتاد و دومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، عکسی یادگاری با گوترش گرفت و آن گاه وارد گفت و گوی دو جانبه شدند.رئیس جمهوری با اعلام آمادگی ایران برای تقویت همکاری خود با این سازمان جهت حل و فصل مشکلات منطقه ای تاکید کرد: برجام می تواند الگوی خوبی برای صلح و ثبات در منطقه و جهان باشد و مسوولیت آژانس بین المللی انرژی اتمی و دبیر کل سازمان ملل در حمایت و تقویت برجام بویژه در برابر آنهایی که خلاف تعهدات گام بر می دارند، بسیار با اهمیت است.روحانی از دبیر کل سازمان ملل متحد خواست که تلاش های خود را برای اجرای قطعنامه جهان علیه خشونت و افراط گرایی (wave) و قطعنامه های سالهای 2013 و 2015 مرتبط با آن بکار گیرد.رییس جمهوری همچنین بر ضرورت تقویت همکاری همگانی برای مبارزه با تروریسم تاکید کرد و افزود: باید برای حل مشکلات منطقه به دنبال راه حل های سیاسی بود.روحانی مجامع بین المللی را به حمایت قاطع و حفاظت از قانون اساسی و تمامیت ارضی عراق فرا خواند و گفت: بحث همه پرسی در اقلیم کردستان عراق و هرگونه حرکت در جهت تغییر مرز و جغرافیای کشورهای منطقه بسیار خطرناک است.•ملاقات با نخست وزیر سوئد؛ حمایت از برجام؛ تراژدی میانماراستفان لوون نخستین مقام اروپایی بود که به دیدار حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی آمد. رئیس جمهوری در این دیدار، برجام را فراهم کننده فرصتی مناسب برای گسترش روابط دو کشور دانست که بهره گیری از آن به نفع منافع دو ملت است.روحانی با قدردانی از مواضع اتحادیه اروپا و سوئد نسبت به برجام، اظهار کرد: مواضع دولت جدید آمریکا مناسب این توافق مهم بین المللی نیست. وی تصریح کرد: نهادی که باید بر اجرای برجام نظارت کند صرفا آژانس بین المللی انرژی اتمی است و با وجود اینکه آژانس پیوسته پایبندی ایران را تایید می کند، برخی مقامهای آمریکایی مدعی می شوند که برخی بندها به خوبی اجرا نشده است. اینگونه اظهارات تاثیرات منفی دارد.رییس جمهوری به موضوعات حقوق بشری هم اشاره کرد و درباره هزاران آواره یمنی هم گفت: ما امیدواریم هر چه سریعتر با برقراری آتش بس در یمن، مذاکرات گروه های یمنی آغاز شود و اتحادیه اروپا نیز با حمایت از این فرایند می تواند به امنیت منطقه کمک کند.روحانی وضعیت غمبار مسلمانان میانمار را نیز تکان دهنده خواند و اظهار کرد: شرایط سختی برای مسلمانان میانمار پیش آمده و 400 هزار بیگناه آواره شده اند. فشار بر دولت میانمار برای توقف نسل کشی و اعمال خشونت علیه مسلمانان یک اقدام ضروری است و بی تردید نقش اتحادیه اروپا برای توقف فشارهای غیرانسانی بر مسلمانان میانماری و کمک به آوارگان حائز اهمیت است.•مکرون 20 دقیقه پیاده آمد تا به روحانی رسیدبعد از ظهر دومین روز حضور رئیس جمهوری در نیویورک، امانوئل مکرون رئیس جمهوری جوان فرانسه به دیدار دکتر حسن روحانی آمد.او که پیش از این دیدار با ترامپ گفت و گو کرده بود به دلیل شرایط ترافیک سنگین مجبور شده بود حدود 20 دقیقه پیاده روی کند تا به محل استقرار رئیس جمهوری اسلامی ایران برسد.رییس جمهوری اسلامی ایران، نقش اروپا و پاریس را در حفظ فضای مثبت پسابرجام مهم دانست و تاکید کرد که تهران علاقمند است در فضای جدید، همکاری های خود را با فرانسه در همه عرصه های مورد علاقه تعمیق بخشد.روحانی با تاکید بر لزوم اجرای کامل تعهدات همه طرف های برجام، تصریح کرد: برجام حاوی این پیام بود که مسایل پیچیده بین المللی را می توان از طریق گفت وگو ‏و در چارچوب رویکرد برد – برد حل و فصل کرد و هر آسیبی به آن می تواند انتقال دهنده این پیام خطرناک به جهان باشد که دیپلماسی قادر به رفع ‏مشکلات نیست.‏وی درباره مبارزه با تروریسم هم گفت: ایران در حال مبارزه با تروریسم در منطقه است و در همین ارتباط مستشاران نظامی ما به درخواست دولتهای رسمی عراق و سوریه در این کشورها حضور دارند.رئیس جمهوری درباره همه پرسی در کردستان عراق هم گفت: بحث همه پرسی در اقلیم کردستان عراق و هرگونه حرکت در جهت تغییر مرز و جغرافیای کشورهای منطقه بسیار خطرناک است و می تواند درگیریهای دراز مدت در این منطقه ایجاد کند که به نفع هیچ کشوری نخواهد بود.•دیدار رئیس جمهوری اتریش؛ همکاری با ایران پشیمانی نداردالکساندر فان در بلن رییس جمهوری اتریش هم به دیدار روحانی آمد اما به دلیل تاخیر در دیدار مکرون و همچنین طولانی شدن آن، دقایق زیادی به انتظار نشست تا با رئیس جمهوری گفت و گو کند.روحانی با ابراز خرسندی از روند رو به رشد روابط تهران – وین گفت: تهران از توسعه روزافزون روابط با کشورهای عضو اتحادیه اروپایی همچون اتریش استقبال می کند و امیدوارم در سایه تعامل و مساعی متقابل، شاهد تعمیق روابط مشترک در راستای منافع متقابل دو ملت باشیم.رئیس جمهوری تاکید کرد: با توجه به ظرفیت های گسترده ای که دو کشور در عرصه های مختلف به ویژه از لحاظ سرمایه گذاری، تجارت، علمی و فناوری های نو دارند، باید سطح همکاری ها را به نفع دو ملت بیش از پیش ارتقا بخشید.روحانی خاطرنشان کرد: هر حرکت اقتصادی نیازمند محیط مناسب است و در طول سالهای گذشته هیچ کشور و شرکتی که با ایران کار و یا سرمایه گذاری کرده است، پشیمان نیست.برجام، مبارزه با تروریسم و همه پرسی در اقلیم کردستان عراق دیگر موضوعاتی بود که بین روسای جمهوری ایران و اتریش تبادل نظر شد.•دیدار نخست وزیر ژاپن؛ زمینه های همکاری/ثبات در شبه جزیره کرهحجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی قرار ملاقاتی هم با شینزو آبه نخست و زیر ژاپن داشت. روحانی در دیدار آبه گفت: جمهوری اسلامی ایران براساس هفت گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، همواره بر تعهدات خود در چارچوب برجام ، پایبند بوده و به آنها عمل کرده است.وی تاکید کرد: ما آغازگر نقض برجام نخواهیم بود و امیدواریم بقیه کشورها هم پایبند به تعهدات قانونی، حقوقی و اخلاقی خودشان باشند.رییس جمهوری نفت، گاز، پتروشیمی و توسعه بنادر در ایران را زمینه های همکاری با ژاپن برشمرد و افزود: توسعه بنادر جنوبی همچون چابهار نقش مهم و مؤثری در گسترش روابط ایران و ژاپن و کل منطقه خواهد داشت و سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی ژاپن نیز می توانند در توسعه بنادر و شبکه ریلی، سرمایه گذاری کنند.مساله محیط زیست و مبارزه با آلودگی هوا دیگر موضوع مطرح شده در این دیدار بود و پس از آن همکاری های علمی مطرح شد که رئیس جمهوری گفت: در زمینه علمی و فناوری ، فناوری های پیشرفته و پارک های علم و فناوری و دانشگاه ها نیز آمادگی و زمینه زیادی برای همکاری وجود دارد.روحانی گردشگری را دیگر زمینه همکاری ایران و ژاپن دانست و درباره روابط بانکی هم اظهار کرد: قدمهایی برداشته ایم اما نیازمند روابط نزدیکتر و گسترده تر بانکها هستیم.وی به مساله ثبات و امنیت در شرق آسیا و شبه جزیره کره هم اشاره کرد و با بیان اینکه ایران روابط خوبی با ژاپن، کره جنوبی و چین دارد، گفت: ما با آغاز هرگونه مسابقه تسلیحاتی مخالفیم و خواهان ثبات و صلح در شبه جزیره کره هستیم.•بلغارستان؛ کشوری دوست در کنار دریای سیاهدکتر حسن روحانی با «رومن رادف» رییس جمهوری بلغارستان هم دیدار کرد و با اشاره به جایگاه استراتژیک ایران و بلغارستان و اتصال راه آهن ایران از طریق آذربایجان و گرجستان به شرق دریای سیاه و اروپا، گفت: ایران و بلغارستان می توانند از این ظرفیت برای توسعه روابط خود در بخش های مختلف حمل و نقل و تجارت استفاده کنند.وی با بیان اینکه در حال حاضر نزدیک به 200 میلیارد دلار پروژه در بخش انرژی برای سرمایه گذاری در ایران آماده بوده و تقاضا برای سرمایه گذاری در این پروژه ها از سوی شرکت های خارجی نیز زیاد است، گفت: شرکت های فنی – مهندسی و بخش های خصوصی بلغارستان نیز می توانند از این فرصت استفاده کرده و در این پروژه ها سرمایه گذاری کنند.رییس جمهوری برقراری پرواز مستقیم تهران – صوفیه را در توسعه گردشگری و ارتباط مردم دو کشور، تأثیرگذار دانست و افزود: دو ملت ایران و بلغارستان فرهنگ نزدیکی با یکدیگر داشته و سابقه طولانی در روابط با هم دارند، لذا دولت های دو کشور باید شرایط مساعد برای توسعه این روابط را فراهم کنند.•روابطی بردارانه؛ امنیت و اقتصاد در دیدار نخست وزیر پاکستانرئیس جمهوری، بعد از ظهر سه شنبه میزبان شاهد خاقان عباسی نخست وزیر پاکستان بود.روحانی به ظرفیت های گسترده ایران و پاکستان برای تعمیق همکاری های مشترک اشاره کرد و گفت: ما آماده تامین انرژی پاکستان و همچنین استقبال از سرمایه گذاران پاکستانی در این حوزه هستیم.وی با تاکید بر تقویت همکاری های بانکی دو کشور، درباره خط انتقال گاز ایران به پاکستان هم اظهار کرد: در این بخش ما به سهم خود عمل کردیم و در قالب یک کار عظیم، لوله های خطوط انتقال گاز را تا نزدیک مرز دو کشور آورده ایم.رئیس جمهوری دباره امنیت مرزها هم گفت: اینکه گروه های تروریستی از داخل پاکستان به مرزهای ما حمله کنند به نفع روابط ما نیست و از دولت پاکستان انتظار داریم گروه های تروریستی را شناسایی و مانع فعالیت آنها علیه ایران شود.روحانی رابطه خوب میان پاکستان و افغانستان را نیز برای ایران حائز اهمیت دانست و افزود: بهترین راه تقویت امنیت منطقه، در کنار هم بودن ایران، افغانستان و پاکستان است و ما کاملا آماده ایم با پاکستان برای امنیت بیشتر افغانستان همکاری کنیم.رییس جمهور همچنین وضعیت مسلمانان میانمار را اسفناک خواند و گفت که وظیفه همه جوامع اسلامی یاری رساندن به آنها است.•مسایل منطقه ای و روابط اقتصادی محور مذاکره با نخست وزیر نروژحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی دیدار دیگری هم در عصر سه شنبه داشت. میهمان او خانم «ارنا سولبرگ» نخست وزیر نروژ بود.وی حمایت اتحادیه اروپا از رجام را موجب خرسندی و امیدوارکننده دانست و گفت: این توافق به نفع جهان است و نشان می دهد مشکلات بین المللی از طریق مذاکره قابل حل و فصل می باشد.رییس جمهوری با اشاره به فعالیت برخی شرکت های اروپایی در بخش انرژی ایران، گفت: جمهوری اسلامی ایران برای 5 سال آینده در بخش انرژی 200 میلیارد دلار پروژه تعریف کرده است و آمادگی داریم شرکت های نروژی نیز از این فرصت بهره مند شوند و این اراده وجود دارد که روابط اقتصادی با نروژ در همه عرصه های اقتصادی توسعه یابد.توسعه روابط بانکی بین دو کشور؛ تحولات منطقه و مبارزه تروریسم دیگر موضوعاتی بود که در این دیدار به آن پرداخته شد.روحانی اظهار کرد: امروز تروریست ها در عراق و سوریه تضعیف شدند و باید ضمن مبارزه جدی با تروریست ها، شرایط را برای برگزاری انتخابات آزاد در این کشور فراهم کنیم تا مردم این مناطق برای سرنوشت خود ...

ادامه مطلب  

ودیعه مسکن جانباختگان یورت پرداخت نشد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صبحانه،۱۳ اردیبهشت ماه امسال بود که انفجار در معدن زمستان یورت آزادشهر حادثه آفرید. حادثه ای که ۱۱ روز به طول انجامید و جان ۴۳ معدنچی را گرفت.هرچند از روزهای نخست پس از حادثه تمام دستگاه های اجرایی استانی و کشوری برای کاهش مشکلات جان باختگان این حادثه بسیج شدند اما خانواده های این ۴۳ نفر هنوز با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند.یکی از این مشکلات تهیه مسکن برای خانواده های جان باختگان این حادثه بود که با دستور وزیر راه و شهرسازی وقت قرار شد به مشکل بی مسکنی این خانواده ها پایان داده شود.طبق این دستور یا یکی از واحدهای مسکن مهر آزادشهر در اختیار خانواده ها قرار می گرفت و یا ۵۰۰ میلیون ریال کمک هزینه خرید مسکن به خانواده هر یک از قربانیان این حادثه پرداخت می شد.حالا ۱۵۰ روز از آن حادثه می گذرد و خانواده های جان باختگان از پرداخت نشدن این کمک هزینه گلایه دارند و مسئولان از اما و اگرهای تحقق این وعده می گویند و از ابهاماتی که در پرداخت این کمک هزینه وجود داشت. رسول علیخانی که پنج نفر از بستگان نزدیکش را در این حادثه از دست داده و بعد از حادثه معدن به نمایندگی از معدنچیان و خانواده جان باختگان معدن زمستان یورت در پادگان نوده خاندوز در مقابل رئیس جمهور صحبت کرده بود و همچنان پیگیر مشکلات معدنچیان است،گفت: هرچند با تلاش مسئولان مشکلات بیمه ای و برقراری حقوق برای تمام جان باختگان حادثه حل شده اما هنوز مشکلات زیادی وجود دارد.بلاتکلیفی در پرداخت کمک هزینه مسکن جانباختگانوی افزود: هرچند با پرداخت تمام حق و حقوق از سوی کارفرما و دیه ۲۱۰ میلیون تومانی بیمه مسئولیت به خانواده ها انتظار می رفت مشکلات تا حدود زیادی حل شود اما بعضی از خانواده ها دچار مشکلات حقوقی شده اند.علیخانی با بیان اینکه این مشکلات در بعضی از خانواده های جان باختگان ایجاد شده و حتی تعدادی از همسران جان باختگان مجبور شده اند، مهریه خود را به اجرا بگذارند، ادامه داد: بیشتر خانواده جان باختگان این حادثه در خانه های استیجاری زندگی می کنند که قرار بود کمک هزینه مسکن این مشکل را رفع کند.از وزارتخانه (وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) استعلام گرفته ایم که این مبلغ را به حساب سرپرستان خانوار که اکثرا خانم ها هستند، پرداخت کنیموی تصریح کرد: هنوز تکلیف کمک هزینه مسکن جانباختگان مشخص نیست و با مشکلات حقوقی موجود برای تعدادی از خانواده های جانباختگان، بهتر است این مبلغ به حساب سرپرستان خانوار پرداخت شود.هرچند علیخانی در این گفتگوی کوتاه اقدامات صورت گرفته در ماه های اخیر را قابل تقدیر می داند اما از حل نشدن موضوع مسکن و بلاتکلیفی در پرداخت کمک هزینه ۵۰ میلیون تومانی خرید مسکن خانواده های جان باختگان گلایه دارد.علت تاخیر در پرداخت کمک هزینه خرید مسکن را از مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان جویا شدیم و سعید مازندرانی اظهار کرد: از همان روزهای نخست کمک هزینه ۵۰ میلیون تومانی ۴۳ جان باخته این حادثه از طرف دولت به حساب استانداری گلستان واریز شد.وی با بیان اینکه این مبلغ حدود دو میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان است، گفت: مسئول توزیع این مبلغ فرمانداری آزادشهر است اما در آخرین پیگیری های انجام شده، فکر می کنم یا پرداخت ها شروع شده و یا به زودی پرداخت می شود.مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان با یادآوری اینکه تمام حق و حقوق و دیه ۴۳ جان باخته معدن پرداخت شده است، ادامه داد: آخرین وضعیت و جزییات پرداخت کمک هزینه خرید مسکن را می توانید از فرمانداری آزادشهر پیگیری کنید.پرداخت کمک هزینه مسکن به حساب سرپرستان خانواروی به دلایل تاخیر انجام شده در پرداخت این کمک هزینه هم اشاره کرد و افزود: اگر بخواهیم در موضوع پرداخت کمک هزینه مسکن قانونی عمل کنیم باید این مبلغ (۵۰ میلیون) بین تمام ورثه تقسیم شود؛ اگر این اتفاق بیفتد ممکن است منجر به خرید مسکن نشود. مازندرانی تصریح کرد: از اینرو از وزارتخانه (وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) استعلام گرفته ایم که این مبلغ را به حساب سرپرستان خانوار که اکثرا خانم ها هستند، پرداخت کنیم.وی خاطرنشان کرد: تلاش کرده ایم با سرعت مشکلات بیمه ای و حق و حقوق و ... کارگران و جان باختگان حادثه معدن زمستان یورت را حل کنیم و تا جایی که من اطلاع دارم توزیع ودیعه مسکن هم آغاز شده اما بازهم می توانید از فرمانداری آزادشهر پیگیری کنید.مازندرانی در صحبت های خود به این نکته اشاره می کند که اگر قرار بود قانونی این کمک هزینه را به خانواده ها پرداخت کنیم ممکن بود به خرید مسکن منجر نشود نکته ای که فصل مشترک صحبت های مدیرکل، تعاون، کار و رفاه ...

ادامه مطلب  

ناگفته هایی از انفجار معدن زمستان یورت  

درخواست حذف این مطلب
انفجار معدن آزادشهر به عنوان نماینده بخش معدن کشور و اشتغال بیش از ۱۴۰ هزار نفر نشان داد وضعیت در معادن بسیار اسفبارتر از ان است که نشان می دهد. خبرگزاری مهر: پس از گذشت ۴۶ روز از حادثه انفجار در معدن زغال سنگ آزاد شهر ، سعید مازندرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان از بازگشایی معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر در روز یکشنبه هفته جاری و بازگشت به کار ۶۰ معدنچی خبر داد. وی با تاکید بر اینکه این بازگشایی به منظور آوار برداری و تعمیرات معدن انجام شده نه بهره برداری، افزود: کار از تونل شماره دو و سه معدن آغاز می شود و در مرحله نخست ۶۰ نفر از کارگران بازگشت به کار شدند. این خبر در حالی منتشر شد که در روزهای نخست پس از حادثه مسئولان از تعطیلی ۶ ماهه این معدن خبر داده بودند. در گزارش پیش رو به واکاوی حواشی این حادثه پرداخته و با بررسی عوامل وقوع این حادثه به آسیب شناسی آن خواهیم پرداخت. گرچه این گزارش حاصل تلاش خبرنگار مهر برای دستیابی به برخی واقعیات موجود در معدن آزادشهر است اما شاید بتوان از این اشکالات به عنوان زمینه تکرار حوادث در معادن مشابه نام برد. گفتنی است منابع اطلاعات این گزارش از انتشار نامشان خودداری کرده و تنها به ارائه اطلاعاتی که ناگفته مانده است اکتفا کردند. انفجاری خانمانسوز در آزادشهر ۱۳ اردیبهشت سال جاری و در پی انفجاری که گفته شد حاصل بردن باطری به داخل معدن بود ۴۳ معدنچی جان باختند. از این ۴۳ نفر ۱۲ نفر کسانی بودند که بعد از انفجار به قصد کمک به حادثه دیدگان وارد تونل شده و با استشمام گازهای مجتمع در تونل جان باختند. معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر یکی از معادن زغال سنگ ایران در شهرستان آزادشهر واقع در ۱۴ کیلومتری شهر آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این سنگ معدن در ۹۰ کیلومتری شرق گرگان (مرکز استان گلستان) قرار دارد. این معدن جزء معادن البرز شرقی واقع در منطقه خوش ییلاق استان گلستان و ۱۲ کیلومتری شهر آزادشهر می باشد که در حال حاضر به صورت خصوصی اداره می شود و استخراج زغال سنگ در ۳ تونل مجزا (t۳، t۲ و t۱) توسط حدود ۴۰۰ کارگر و به صورت سنتی صورت می گیرد. حفر تونل موازی چرا ادامه پیدا نکرد؟ یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگار مهر پرده از برخی تخلفات صورت گرفته در این معدن برداشت و گفت: دو تونل دو طرف تونل اصلی این معدن به منظور ارتباط با تونل اصلی و برای تهویه هوای طبیعی و خارج شدن گازهای متصاعد شده و ورود و خروج اضطراری حفر شده اند. لیکن تونل سمت چپ تونل اصلی که حدود ۱۸۰۰ متر عمق دارد با اطلاع کارفرما و همچنین مسئول فنی معدن به موازات تونل اصلی ادامه پیدا نکرده و تنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر حفر شد. وی ادامه داد: اگر این تونل به موازات تونل اصلی که کارگران در حال کار در آن بودند حفر شده بود چه بسا دسترسی به محبوس شدگان امکان پذیر بود و از مرگ تعدادی از معدنکاران جلوگیری می شد. این مقام آگاه با اشاره به تونل سمت راست و دویل ارتباطی بین تونل اصلی و تونل سمت راست گفت: مسیری که برای ارتباط بین دو تونل دیگر تعبیه شده بود به قدری باریک بود که بعد از وقوع حادثه افراد با جثه معمولی امکان رد شدن از آن و دسترسی به تونل حادثه دیده و افراد حبس شده و شاید اجساد را نداشتند و تنها افرادی لاغر و ریز جثه به سختی می توانستند از آن عبور کنند و اجساد را به بیرون منتقل کنند. در حالی که این مسیر ارتباطی به منظور دسترسی به انتهای تونل اصلی باید در حد و ابعادی احداث می شد که عبور و مرور افراد و مکش هوا از آن به راحتی صورت گیرد. باطری عامل انفجار نبوده است نکته بعدی که این منبع آگاه از تخلفات صورت گرفته در این معدن ذکر کرد این بود که انفجار در محل پیدا شدن دو باطری که عامل اصلی انفجار معرفی شده اند رخ نداده بود. به گفته وی انفجار در میانه مسیر تونل اصلی رخ داده و حدود ۶۰ متر از تونل دچار ریزش شده بود در حالی که باطری که معدنکاران به صورت غیر استاندارد و برای روشن کردن لوکوموتیو خراب وارد تونل کرده بودند در انتهای تونل و به صورت سالم پیدا شد. درحالی که تمام افرادی که در انتهای تونل در حال کار بودند با سوختگی ناشی از آتش و خفگی حاصل از کاهش شدید اکسیزن جان باخته بودند. حال این سوال پیش می آید که اگر باطری به باطری کردن لوکوموتیو دلیل اصلی انفجار در معدن آزادشهر نبود پس به چه دلیل این حادثه دلخراش رخ داد و ۴۳ خانواده را عزادار کرد؟ بر اساس بررسی های خبرنگار مهر حاکی است گاز حاصل از استخراج زغال سنگ در معدن آزادشهر کمتر از ۱ درصد بود و این حجم گاز به خودی خود باعث انفجار نمی شد. اما تجمع گاز در محل حفر میانی تونل و نبود مسیر ارتباطی بین تونل های کناری برای تهویه هوا وهمچنین نبود دستگاه های تهویه و از همه مهمتر خرابی دستگاه های گازسنجی که وزارت صنعت مدعی است در این معدن به کار گرفته شده بود منجر به بروز انفجاری شدید شد که در پی آن حدود ۶۰ متر از تونل ریزش کرده و کارگران بسیاری در زیر آوار ماندند. یکی از معدنکاران که در محل حادثه حضور داشت در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: ما به عنوان کارگران معدن طبق ساعت کار و وظایف تعریف شده در محل کار حاضر می شدیم اما از کجا باید می دانستیم که این تونل ها هر یک آماده یک انفجار هستند. ضمن اینکه در این معدن مسئول فنی بود که می توانست از اشتباهات ما کارگران جلوگیری کند. ما نیز به دلیل نگرانی از بیکاری قطعا به تمام دستورات کارفرما عمل می کردیم. به گفته این کارگر آزادشهری هراس از بیکاری و عدم پرداخت حقوق معوقه، عامل اصلی ادامه کار در سخت ترین و ناامن ترین شرایط تونل بود. در حالی که همه می دانستیم باید از تجهیزات ایمنی استفاده کنیم اما تجهیزاتی وجود نداشت که ما تخلف کنیم و استفاده نکنیم. و اما مسئول فنی معدن... انتخاب مسئول فنی معادن با معرفی بهره بردار و مالک معدن و تایید و تفویض اختیار سازمان نظام مهندسی معدان است. این فرد باید بر اساس ظرفیت و صلاحیت به صورت دائم در معدن حضور داشته و یا به صورت زمان بندی به سرکشی معدن و ثبت تمام عملکرد و گزارش تخلفات بپردازد. در مورد معدن آزادشهر مسئول فنی معدن از افراد باصلاحیت و با ظرفیت و با تجربه در خصوص بازرسی معادن بوده و به صورت منظم بازرسی از فعالیت معدن را انجام داده و فرم های مخصوص را تکمیل کرده است. یک نسخه از فرم ها و گزارشات ...

ادامه مطلب  

ناگفته هایی از انفجار معدن زغال سنگ آزادشهر/ مسئول واقعی مرگ ۴۳ نفر کیست؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مهر، پس از گذشت ۴۶ روز از حادثه انفجار در معدن زغال سنگ آزاد شهر ، سعید مازندرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان از بازگشایی معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر در روز یکشنبه هفته جاری و بازگشت به کار ۶۰ معدنچی خبر داد.وی با تاکید بر اینکه این بازگشایی به منظور آوار برداری و تعمیرات معدن انجام شده نه بهره برداری، افزود: کار از تونل شماره دو و سه معدن آغاز می شود و در مرحله نخست ۶۰ نفر از کارگران بازگشت به کار شدند.این خبر در حالی منتشر شد که در روزهای نخست پس از حادثه مسئولان از تعطیلی ۶ ماهه این معدن خبر داده بودند.در گزارش پیش رو به واکاوی حواشی این حادثه پرداخته و با بررسی عوامل وقوع این حادثه به آسیب شناسی آن خواهیم پرداخت. گرچه این گزارش حاصل برای دستیابی به برخی واقعیات موجود در معدن آزادشهر است اما شاید بتوان از این اشکالات به عنوان زمینه تکرار حوادث در معادن مشابه نام برد. گفتنی است منابع اطلاعات این گزارش از انتشار نامشان خودداری کرده و تنها به ارائه اطلاعاتی که ناگفته مانده است اکتفا کردند.انفجاری خانمانسوز در آزادشهر۱۳ اردیبهشت سال جاری و در پی انفجاری که گفته شد حاصل بردن باطری به داخل معدن بود ۴۳ معدنچی جان باختند. از این ۴۳ نفر ۱۲ نفر کسانی بودند که بعد از انفجار به قصد کمک به حادثه دیدگان وارد تونل شده و با استشمام گازهای مجتمع در تونل جان باختند.معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر یکی از معادن زغال سنگ ایران در شهرستان آزادشهر واقع در ۱۴ کیلومتری شهر آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این سنگ معدن در ۹۰ کیلومتری شرق گرگان (مرکز استان گلستان) قرار دارد.این معدن جزء معادن البرز شرقی واقع در منطقه خوش ییلاق استان گلستان و ۱۲ کیلومتری شهر آزادشهر می باشد که در حال حاضر به صورت خصوصی اداره می شود و استخراج زغال سنگ در ۳ تونل مجزا (t۳، t۲ و t۱) توسط حدود ۴۰۰ کارگر و به صورت سنتی صورت می گیرد.حفر تونل موازی چرا ادامه پیدا نکرد؟یک منبع آگاه پرده از برخی تخلفات صورت گرفته در این معدن برداشت و گفت: دو تونل دو طرف تونل اصلی این معدن به منظور ارتباط با تونل اصلی و برای تهویه هوای طبیعی و خارج شدن گازهای متصاعد شده و ورود و خروج اضطراری حفر شده اند. لیکن تونل سمت چپ تونل اصلی که حدود ۱۸۰۰ متر عمق دارد با اطلاع کارفرما و همچنین مسئول فنی معدن به موازات تونل اصلی ادامه پیدا نکرده و تنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر حفر شد.وی ادامه داد: اگر این تونل به موازات تونل اصلی که کارگران در حال کار در آن بودند حفر شده بود چه بسا دسترسی به محبوس شدگان امکان پذیر بود و از مرگ تعدادی از معدنکاران جلوگیری می شد.این مقام آگاه با اشاره به تونل سمت راست و دویل ارتباطی بین تونل اصلی و تونل سمت راست گفت: مسیری که برای ارتباط بین دو تونل دیگر تعبیه شده بود به قدری باریک بود که بعد از وقوع حادثه افراد با جثه معمولی امکان رد شدن از آن و دسترسی به تونل حادثه دیده و افراد حبس شده و شاید اجساد را نداشتند و تنها افرادی لاغر و ریز جثه به سختی می توانستند از آن عبور کنند و اجساد را به بیرون منتقل کنند. در حالی که این مسیر ارتباطی به منظور دسترسی به انتهای تونل اصلی باید در حد و ابعادی احداث می شد که عبور و مرور افراد و مکش هوا از آن به راحتی صورت گیرد.باطری عامل انفجار نبوده استنکته بعدی که این منبع آگاه از تخلفات صورت گرفته در این معدن ذکر کرد این بود که انفجار در محل پیدا شدن دو باطری که عامل اصلی انفجار معرفی شده اند رخ نداده بود.به گفته وی انفجار در میانه مسیر تونل اصلی رخ داده و حدود ۶۰ متر از تونل دچار ریزش شده بود در حالی که باطری که معدنکاران به صورت غیر استاندارد و برای روشن کردن لوکوموتیو خراب وارد تونل کرده بودند در انتهای تونل و به صورت سالم پیدا شد. درحالی که تمام افرادی که در انتهای تونل در حال کار بودند با سوختگی ناشی از آتش و خفگی حاصل از کاهش شدید اکسیزن جان باخته بودند.حال این سوال پیش می آید که اگر باطری به باطری کردن لوکوموتیو دلیل اصلی انفجار در معدن آزادشهر نبود پس به چه دلیل این حادثه دلخراش رخ داد و ۴۳ خانواده را عزادار کرد؟بررسی ها حاکی است گاز حاصل از استخراج زغال سنگ در معدن آزادشهر کمتر از ۱ درصد بود و این حجم گاز به خودی خود باعث انفجار نمی شد. اما تجمع گاز در محل حفر میانی تونل و نبود مسیر ارتباطی بین تونل های کناری برای تهویه هوا وهمچنین نبود دستگاه های تهویه و از همه مهمتر خرابی دستگاه های گازسنجی که وزارت صنعت مدعی است در این معدن به کار گرفته شده بود منجر به بروز انفجاری شدید شد که در پی آن حدود ۶۰ متر از تونل ریزش کرده و کارگران بسیاری در زیر آوار ماندند.یکی از معدنکاران که در محل حادثه حضور داشت در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: ما به عنوان کارگران معدن طبق ساعت کار و وظایف تعریف شده در محل کار حاضر می شدیم اما از کجا باید می دانستیم که این تونل ها هر یک آماده یک انفجار هستند. ضمن اینکه در این معدن مسئول فنی بود که می توانست از اشتباهات ما کارگران جلوگیری کند. ما نیز به دلیل نگرانی از بیکاری قطعا به تمام دستورات کارفرما عمل می کردیم.به گفته این کارگر آزادشهری هراس از بیکاری و عدم پرداخت حقوق معوقه، عامل اصلی ادامه کار در سخت ترین و ناامن ترین شرایط تونل بود. در حالی که همه می دانستیم باید از تجهیزات ایمنی استفاده کنیم اما تجهیزاتی وجود نداشت که ما تخلف کنیم و استفاده نکنیم.و اما مسئول فنی معدن...انتخاب مسئول فنی معادن با معرفی بهره بردار و مالک معدن و تایید و تفویض اختیار سازمان نظام مهندسی معدان است. این فرد باید بر اساس ظرفیت و صلاحیت به صورت دائم در معدن حضور داشته و یا به صورت زمان بندی به سرکشی معدن و ثبت تمام عملکرد و گزارش تخلفات بپردازد.در مورد معدن آزادشهر مسئول فنی معدن از افراد باصلاحیت و با ظرفیت و با تجربه در خصوص بازرسی معادن بوده و به صورت منظم بازرسی از فعالیت معدن را انجام داده و فرم های مخصوص را تکمیل کرده است. یک نسخه از فرم ها و گزارشات تخلفات در اختیار مالک و بهره بردار و نسخه دیگر به سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تحویل شده است. اما این ...

ادامه مطلب  

کم کاری برخی مدیران در حادثه "معدن آزادشهر" مشهود است/ برخی می خواستند کوتاهی را به نام کارگران ثبت کنند - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رامیان, علیرضا ابراهیمی ظهر امروز در نشست خبری در شهرداری دلند اظهار داشت: پس از گذشت حدود 2 ماه و نیم از حادثه معدن یورت آزادشهر, هنوز گزارش اداره کل صنعت و معدن و تجارت استان گلستان مبنی بر تحقیقات مقصران آماده نشده, اما گزارش صنعت، معدن و تجارت کشور اعلام شده است.وی افزود: در حادثه معدن آزادشهر قطعا کم کاری برخی از مدیران مشهود است و برخی از مدیران پیگیر مقصران یا مقصر حادثه نیستند. در کشور قرار بود بخشی از کوتاهی برعهده کارگران ثبت شود که با پافشاری و جدیت مانع از این کار شدیم تا حداقل این افراد به حق و حقوق خود برسند.نماینده مردم آزادشهر و رامیان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: هنوز در حوزه کارگری مشکلات زیادی وجود دارد و شاهد امضاهای سفید از کارگران و عدم حق شکایت و اعتراض هستیم و این آفت جامعه کارگری است. دستگاه زباله سوز در سایت بازیافت آزادشهر راه اندازی می شودابراهیمی درباره سایت بازیافت آزادشهر تصریح کرد: سایت بازیافت زباله به اشتباه در کنار جاده اصلی, جنگل و حاشیه رودخانه احداث شده و در زمان خودش بسیار هزینه شده و چه افرادی در این سایت ذینفع هستند که باید توسط شما خبرنگاران پرداخته شود.نماینده مردم آزادشهر و رامیان در مجلس شورای اسلامی افزود: ما نباید در مورد این قضیه عوام فریبی کنیم و باید صیانت از حقوق شهروندی را در نظر بگیریم، با این حال قرار است در هفته آینده هیئتی از تهران برای نصب دوربین مداربسته به آزادشهر اعزام شوند و فعالیت های این سایت از طریق دوربین در کشور و استان رصد شود.ابراهیمی تاکید کرد: برخی از مسئولان معتقدند که مشکل زیست محیطی در این سایت وجود ندارد اما من راحت می گویم این را قبول ندارم. قرار است دستگاه زباله سوز با اعتبار 400 میلیارد تومان به این سایت واگذار شود که با آمدن این دستگاه بخشی از مشکلات حل خواهد شد اما امیدی با چنین اعتباری برای ورود این دستگاه به سایت آزادشهر نیست.نماینده مردم آزادشهر و رامیان در مجلس اظهار کرد: من آمادگی حل این مشکل را از طریق کشور دارم اما رفع این مشکل مستلزم همکاری و تعامل استانی و شهرستانی است.شرکت تخته باهنر دوباره فعال می شودابراهیمی درباره مشکلات شرکت تخته باهنر یادآور شد: متاسفانه مسئولان منطقه تا مدت ها مشکل این شرکت را کتمان کردند و مشکل از طریق کارگران به من اعلام شد و پس از مدت ها توانستیم سهام دار شرکت را پیدا کنیم.وی تاکید کرد: 75 درصد سهام خط تولید این شرکت مربوط به ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

گفت وگو با «میرزا آقا» میوه فروشی که چهره انتخابات شد/ امروز قرار است آقای روحانی را ببینم  

درخواست حذف این مطلب
حالا دیگر همه میرزا آقا را می شناسند. روزی که رییس جمهور در اردبیل دیدار مردمی گذاشته بود میرزا آقا در صف اول عکس روحانی را در دست گرفته بود و با چشم های گریان حرف هایش را گوش می کرد. در کلیپ هایی که بعد از دیدارش با او منتشر شد علت حمایتش از روحانی را از بین رفتن تحریم ها اعلام کرد. «یه پاییز زرد و زمستون سرد و یه زندون تنگ و یک زخم قشنگ و دم جمعه عصر و غریبی حصر و...» آهنگ پیشواز تلفن میرزاآقا قطع می شود و گوشی را برمی دارد. می گوید فارسی صحبت کردن برایش سخت است اما همه تلاشش را می کند تا جواب سوال ها را به فارسی بگوید. حالا دیگر همه او را می شن ...

ادامه مطلب  

دولت روحانی دولت اصلاحات  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: دکتر عبد الله گنجی اگرچه انگاره ذهنی تحلیلگران سیاسی این است که از 38سال انقلاب اسلامی فقط هشت سال آن دولت در اختیار چپ- اصلاحات نبوده است اما درباره اینکه هشت ساله 1384- 1376 دولت اصلاحات حاکم بوده است اختلاف وجود ندارد. در دولت اول روحانی اصلاح طلبان بازی دوگانه ای را شروع کردند. از یک طرف رحم اجاره ای را مفهوم سازی می کردند و دولت ایشان را مدیون پایگاه اجتماعی خود می دانستند و از طرفی به دنبال فاصله گذاری بین خود و عملکرد روحانی بودند و این تعارض را تا آخر مدیریت کردند. اما در دولت جدید روحانی فضا کاملاً متفاوت است. روحانی در بعد سل ...

ادامه مطلب  

ناگفته هایی از انفجار معدن زغال سنگ آزادشهر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، پس از گذشت ۴۶ روز از حادثه انفجار در معدن زغال سنگ آزاد شهر ، سعید مازندرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان از بازگشایی معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر در روز یکشنبه هفته جاری و بازگشت به کار ۶۰ معدنچی خبر داد.وی با تاکید بر اینکه این بازگشایی به منظور آوار برداری و تعمیرات معدن انجام شده نه بهره برداری، افزود: کار از تونل شماره دو و سه معدن آغاز می شود و در مرحله نخست ۶۰ نفر از کارگران بازگشت به کار شدند.این خبر در حالی منتشر شد که در روزهای نخست پس از حادثه مسئولان از تعطیلی ۶ ماهه این معدن خبر داده بودند.در گزارش پیش رو به واکاوی حواشی این حادثه پرداخته و با بررسی عوامل وقوع این حادثه به آسیب شناسی آن خواهیم پرداخت. گرچه این گزارش حاصل تلاش خبرنگار مهر برای دستیابی به برخی واقعیات موجود در معدن آزادشهر است اما شاید بتوان از این اشکالات به عنوان زمینه تکرار حوادث در معادن مشابه نام برد. گفتنی است منابع اطلاعات این گزارش از انتشار نامشان خودداری کرده و تنها به ارائه اطلاعاتی که ناگفته مانده است اکتفا کردند.انفجاری خانمانسوز در آزادشهر۱۳ اردیبهشت سال جاری و در پی انفجاری که گفته شد حاصل بردن باطری به داخل معدن بود ۴۳ معدنچی جان باختند. از این ۴۳ نفر ۱۲ نفر کسانی بودند که بعد از انفجار به قصد کمک به حادثه دیدگان وارد تونل شده و با استشمام گازهای مجتمع در تونل جان باختند.معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر یکی از معادن زغال سنگ ایران در شهرستان آزادشهر واقع در ۱۴ کیلومتری شهر آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این سنگ معدن در ۹۰ کیلومتری شرق گرگان (مرکز استان گلستان) قرار دارد.این معدن جزء معادن البرز شرقی واقع در منطقه خوش ییلاق استان گلستان و ۱۲ کیلومتری شهر آزادشهر می باشد که در حال حاضر به صورت خصوصی اداره می شود و استخراج زغال سنگ در ۳ تونل مجزا (t۳، t۲ و t۱) توسط حدود ۴۰۰ کارگر و به صورت سنتی صورت می گیرد.حفر تونل موازی چرا ادامه پیدا نکرد؟یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگار مهر پرده از برخی تخلفات صورت گرفته در این معدن برداشت و گفت: دو تونل دو طرف تونل اصلی این معدن به منظور ارتباط با تونل اصلی و برای تهویه هوای طبیعی و خارج شدن گازهای متصاعد شده و ورود و خروج اضطراری حفر شده اند. لیکن تونل سمت چپ تونل اصلی که حدود ۱۸۰۰ متر عمق دارد با اطلاع کارفرما و همچنین مسئول فنی معدن به موازات تونل اصلی ادامه پیدا نکرده و تنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر حفر شد.وی ادامه داد: اگر این تونل به موازات تونل اصلی که کارگران در حال کار در آن بودند حفر شده بود چه بسا دسترسی به محبوس شدگان امکان پذیر بود و از مرگ تعدادی از معدنکاران جلوگیری می شد.این مقام آگاه با اشاره به تونل سمت راست و دویل ارتباطی بین تونل اصلی و تونل سمت راست گفت: مسیری که برای ارتباط بین دو تونل دیگر تعبیه شده بود به قدری باریک بود که بعد از وقوع حادثه افراد با جثه معمولی امکان رد شدن از آن و دسترسی به تونل حادثه دیده و افراد حبس شده و شاید اجساد را نداشتند و تنها افرادی لاغر و ریز جثه به سختی می توانستند از آن عبور کنند و اجساد را به بیرون منتقل کنند. در حالی که این مسیر ارتباطی به منظور دسترسی به انتهای تونل اصلی باید در حد و ابعادی احداث می شد که عبور و مرور افراد و مکش هوا از آن به راحتی صورت گیرد.باطری عامل انفجار نبوده استنکته بعدی که این منبع آگاه از تخلفات صورت گرفته در این معدن ذکر کرد این بود که انفجار در محل پیدا شدن دو باطری که عامل اصلی انفجار معرفی شده اند رخ نداده بود.به گفته وی انفجار در میانه مسیر تونل اصلی رخ داده و حدود ۶۰ متر از تونل دچار ریزش شده بود در حالی که باطری که معدنکاران به صورت غیر استاندارد و برای روشن کردن لوکوموتیو خراب وارد تونل کرده بودند در انتهای تونل و به صورت سالم پیدا شد. درحالی که تمام افرادی که در انتهای تونل در حال کار بودند با سوختگی ناشی از آتش و خفگی حاصل از کاهش شدید اکسیزن جان باخته بودند.حال این سوال پیش می آید که اگر باطری به باطری کردن لوکوموتیو دلیل اصلی انفجار در معدن آزادشهر نبود پس به چه دلیل این حادثه دلخراش رخ داد و ۴۳ خانواده را عزادار کرد؟بر اساس بررسی های خبرنگار مهر حاکی است گاز حاصل از استخراج زغال سنگ در معدن آزادشهر کمتر از ۱ درصد بود و این حجم گاز به خودی خود باعث انفجار نمی شد. اما تجمع گاز در محل حفر میانی تونل و نبود مسیر ارتباطی بین تونل های کناری برای تهویه هوا وهمچنین نبود دستگاه های تهویه و از همه مهمتر خرابی دستگاه های گازسنجی که وزارت صنعت مدعی است در این معدن به کار گرفته شده بود منجر به بروز انفجاری شدید شد که در پی آن حدود ۶۰ متر از تونل ریزش کرده و کارگران بسیاری در زیر آوار ماندند.یکی از معدنکاران که در محل حادثه حضور داشت در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: ما به عنوان کارگران معدن طبق ساعت کار و وظایف تعریف شده در محل کار حاضر می شدیم اما از کجا باید می دانستیم که این تونل ها هر یک آماده یک انفجار هستند. ضمن اینکه در این معدن مسئول فنی بود که می توانست از اشتباهات ما کارگران جلوگیری کند. ما نیز به دلیل نگرانی از بیکاری قطعا به تمام دستورات کارفرما عمل می کردیم.به گفته این کارگر آزادشهری هراس از بیکاری و عدم پرداخت حقوق معوقه، عامل اصلی ادامه کار در سخت ترین و ناامن ترین شرایط تونل بود. در حالی که همه می دانستیم باید از تجهیزات ایمنی استفاده کنیم اما تجهیزاتی وجود نداشت که ما تخلف کنیم و استفاده نکنیم.و اما مسئول فنی معدن...انتخاب مسئول فنی معادن با معرفی بهره بردار و مالک معدن و تایید و تفویض اختیار سازمان نظام مهندسی معدان است. این فرد باید بر اساس ظرفیت و صلاحیت به صورت دائم در معدن حضور داشته و یا به صورت زمان بندی به سرکشی معدن و ثبت تمام عملکرد و گزارش تخلفات بپردازد.در مورد معدن آزادشهر مسئول فنی معدن از افراد باصلاحیت و با ظرفیت و با تجربه در خصوص بازرسی معادن بوده و به صورت منظم بازرسی از فعالیت معدن را انجام داده و فرم های مخصوص را تکمیل کرده است. یک نسخه از فرم ها و گزارشات تخلفات در اختیار مالک و بهره بردار و نسخه دیگر به سازمان صنعت، معدن ...

ادامه مطلب  

ناگفته هایی از انفجار معدن زغال سنگ آزادشهر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، پس از گذشت ۴۶ روز از حادثه انفجار در معدن زغال سنگ آزاد شهر ، سعید مازندرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان از بازگشایی معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر در روز یکشنبه هفته جاری و بازگشت به کار ۶۰ معدنچی خبر داد.وی با تاکید بر اینکه این بازگشایی به منظور آوار برداری و تعمیرات معدن انجام شده نه بهره برداری، افزود: کار از تونل شماره دو و سه معدن آغاز می شود و در مرحله نخست ۶۰ نفر از کارگران بازگشت به کار شدند.این خبر در حالی منتشر شد که در روزهای نخست پس از حادثه مسئولان از تعطیلی ۶ ماهه این معدن خبر داده بودند.در گزارش پیش رو به واکاوی حواشی این حادثه پرداخته و با بررسی عوامل وقوع این حادثه به آسیب شناسی آن خواهیم پرداخت. گرچه این گزارش حاصل تلاش خبرنگار مهر برای دستیابی به برخی واقعیات موجود در معدن آزادشهر است اما شاید بتوان از این اشکالات به عنوان زمینه تکرار حوادث در معادن مشابه نام برد. گفتنی است منابع اطلاعات این گزارش از انتشار نامشان خودداری کرده و تنها به ارائه اطلاعاتی که ناگفته مانده است اکتفا کردند.انفجاری خانمانسوز در آزادشهر۱۳ اردیبهشت سال جاری و در پی انفجاری که گفته شد حاصل بردن باطری به داخل معدن بود ۴۳ معدنچی جان باختند. از این ۴۳ نفر ۱۲ نفر کسانی بودند که بعد از انفجار به قصد کمک به حادثه دیدگان وارد تونل شده و با استشمام گازهای مجتمع در تونل جان باختند.معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر یکی از معادن زغال سنگ ایران در شهرستان آزادشهر واقع در ۱۴ کیلومتری شهر آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این سنگ معدن در ۹۰ کیلومتری شرق گرگان (مرکز استان گلستان) قرار دارد.این معدن جزء معادن البرز شرقی واقع در منطقه خوش ییلاق استان گلستان و ۱۲ کیلومتری شهر آزادشهر می باشد که در حال حاضر به صورت خصوصی اداره می شود و استخراج زغال سنگ در ۳ تونل مجزا (t۳، t۲ و t۱) توسط حدود ۴۰۰ کارگر و به صورت سنتی صورت می گیرد.حفر تونل موازی چرا ادامه پیدا نکرد؟یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگار مهر پرده از برخی تخلفات صورت گرفته در این معدن برداشت و گفت: دو تونل دو طرف تونل اصلی این معدن به منظور ارتباط با تونل اصلی و برای تهویه هوای طبیعی و خارج شدن گازهای متصاعد شده و ورود و خروج اضطراری حفر شده اند. لیکن تونل سمت چپ تونل اصلی که حدود ۱۸۰۰ متر عمق دارد با اطلاع کارفرما و همچنین مسئول فنی معدن به موازات تونل اصلی ادامه پیدا نکرده و تنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر حفر شد.وی ادامه داد: اگر این تونل به موازات تونل اصلی که کارگران در حال کار در آن بودند حفر شده بود چه بسا دسترسی به محبوس شدگان امکان پذیر بود و از مرگ تعدادی از معدنکاران جلوگیری می شد.این مقام آگاه با اشاره به تونل سمت راست و دویل ارتباطی بین تونل اصلی و تونل سمت راست گفت: مسیری که برای ارتباط بین دو تونل دیگر تعبیه شده بود به قدری باریک بود که بعد از وقوع حادثه افراد با جثه معمولی امکان رد شدن از آن و دسترسی به تونل حادثه دیده و افراد حبس شده و شاید اجساد را نداشتند و تنها افرادی لاغر و ریز جثه به سختی می توانستند از آن عبور کنند و اجساد را به بیرون منتقل کنند. در حالی که این مسیر ارتباطی به منظور دسترسی به انتهای تونل اصلی باید در حد و ابعادی احداث می شد که عبور و مرور افراد و مکش هوا از آن به راحتی صورت گیرد.باطری عامل انفجار نبوده استنکته بعدی که این منبع آگاه از تخلفات صورت گرفته در این معدن ذکر کرد این بود که انفجار در محل پیدا شدن دو باطری که عامل اصلی انفجار معرفی شده اند رخ نداده بود.به گفته وی انفجار در میانه مسیر تونل اصلی رخ داده و حدود ۶۰ متر از تونل دچار ریزش شده بود در حالی که باطری که معدنکاران به صورت غیر استاندارد و برای روشن کردن لوکوموتیو خراب وارد تونل کرده بودند در انتهای تونل و به صورت سالم پیدا شد. درحالی که تمام افرادی که در انتهای تونل در حال کار بودند با سوختگی ناشی از آتش و خفگی حاصل از کاهش شدید اکسیزن جان باخته بودند.حال این سوال پیش می آید که اگر باطری به باطری کردن لوکوموتیو دلیل اصلی انفجار در معدن آزادشهر نبود پس به چه دلیل این حادثه دلخراش رخ داد و ۴۳ خانواده را عزادار کرد؟بر اساس بررسی های خبرنگار مهر حاکی است گاز حاصل از استخراج زغال سنگ در معدن آزادشهر کمتر از ۱ درصد بود و این حجم گاز به خودی خود باعث انفجار نمی شد. اما تجمع گاز در محل حفر میانی تونل و نبود مسیر ارتباطی بین تونل های کناری برای تهویه هوا وهمچنین نبود دستگاه های تهویه و از همه مهمتر خرابی دستگاه های گازسنجی که وزارت صنعت مدعی است در این معدن به کار گرفته شده بود منجر به بروز انفجاری شدید شد که در پی آن حدود ۶۰ متر از تونل ریزش کرده و کارگران بسیاری در زیر آوار ماندند.یکی از معدنکاران که در محل حادثه حضور داشت در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: ما به عنوان کارگران معدن طبق ساعت کار و وظایف تعریف شده در محل کار حاضر می شدیم اما از کجا باید می دانستیم که این تونل ها هر یک آماده یک انفجار هستند. ضمن اینکه در این معدن مسئول فنی بود که می توانست از اشتباهات ما کارگران جلوگیری کند. ما نیز به دلیل نگرانی از بیکاری قطعا به تمام دستورات کارفرما عمل می کردیم.به گفته این کارگر آزادشهری هراس از بیکاری و عدم پرداخت حقوق معوقه، عامل اصلی ادامه کار در سخت ترین و ناامن ترین شرایط تونل بود. در حالی که همه می دانستیم باید از تجهیزات ایمنی استفاده کنیم اما تجهیزاتی وجود نداشت که ما تخلف کنیم و استفاده نکنیم.و اما مسئول فنی معدن...انتخاب مسئول فنی معادن با معرفی بهره بردار و مالک معدن و تایید و تفویض اختیار سازمان نظام مهندسی معدان است. این فرد باید بر اساس ظرفیت و صلاحیت به صورت دائم در معدن حضور داشته و یا به صورت زمان بندی به سرکشی معدن و ثبت تمام عملکرد و گزارش تخلفات بپردازد.در مورد معدن آزادشهر مسئول فنی معدن از افراد باصلاحیت و با ظرفیت و با تجربه در خصوص بازرسی معادن بوده و به صورت منظم بازرسی از فعالیت معدن را انجام داده و فرم های مخصوص را تکمیل کرده است. یک نسخه از فرم ها و گزارشات تخلفات در اختیار مالک و بهره بردار و نسخه دیگر به سازمان صنعت، معدن ...

ادامه مطلب  

ناگفته های به جا مانده از انفجار معدن زغال سنگ  

درخواست حذف این مطلب
انفجار معدن آزادشهر به عنوان نماینده بخش معدن کشور و اشتغال بیش از ۱۴۰ هزار نفر نشان داد وضعیت در معادن بسیار اسفبارتر از ان است که نشان می دهد.به گزارش مهر، پس از گذشت ۴۶ روز از حادثه انفجار در معدن زغال سنگ آزاد شهر ، سعید مازندرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان از بازگشایی معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر در روز یکشنبه هفته جاری و بازگشت به کار ۶۰ معدنچی خبر داد.وی با تاکید بر اینکه این بازگشایی به منظور آوار برداری و تعمیرات معدن انجام شده نه بهره برداری، افزود: کار از تونل شماره دو و سه معدن آغاز می شود و در مرحله نخست ۶۰ نفر از کارگران بازگشت به کار شدند.این خبر در حالی منتشر شد که در روزهای نخست پس از حادثه مسئولان از تعطیلی ۶ ماهه این معدن خبر داده بودند.در گزارش پیش رو به واکاوی حواشی این حادثه پرداخته و با بررسی عوامل وقوع این حادثه به آسیب شناسی آن خواهیم پرداخت. گرچه این گزارش حاصل تلاش خبرنگار مهر برای دستیابی به برخی واقعیات موجود در معدن آزادشهر است اما شاید بتوان از این اشکالات به عنوان زمینه تکرار حوادث در معادن مشابه نام برد. گفتنی است منابع اطلاعات این گزارش از انتشار نامشان خودداری کرده و تنها به ارائه اطلاعاتی که ناگفته مانده است اکتفا کردند.انفجاری خانمانسوز در آزادشهر۱۳ اردیبهشت سال جاری و در پی انفجاری که گفته شد حاصل بردن باطری به داخل معدن بود ۴۳ معدنچی جان باختند. از این ۴۳ نفر ۱۲ نفر کسانی بودند که بعد از انفجار به قصد کمک به حادثه دیدگان وارد تونل شده و با استشمام گازهای مجتمع در تونل جان باختند.معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر یکی از معادن زغال سنگ ایران در شهرستان آزادشهر واقع در ۱۴ کیلومتری شهر آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این سنگ معدن در ۹۰ کیلومتری شرق گرگان (مرکز استان گلستان) قرار دارد.این معدن جزء معادن البرز شرقی واقع در منطقه خوش ییلاق استان گلستان و ۱۲ کیلومتری شهر آزادشهر می باشد که در حال حاضر به صورت خصوصی اداره می شود و استخراج زغال سنگ در ۳ تونل مجزا (t۳، t۲ و t۱) توسط حدود ۴۰۰ کارگر و به صورت سنتی صورت می گیرد.حفر تونل موازی چرا ادامه پیدا نکرد؟یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگار مهر پرده از برخی تخلفات صورت گرفته در این معدن برداشت و گفت: دو تونل دو طرف تونل اصلی این معدن به منظور ارتباط با تونل اصلی و برای تهویه هوای طبیعی و خارج شدن گازهای متصاعد شده و ورود و خروج اضطراری حفر شده اند. لیکن تونل سمت چپ تونل اصلی که حدود ۱۸۰۰ متر عمق دارد با اطلاع کارفرما و همچنین مسئول فنی معدن به موازات تونل اصلی ادامه پیدا نکرده و تنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر حفر شد.وی ادامه داد: اگر این تونل به موازات تونل اصلی که کارگران در حال کار در آن بودند حفر شده بود چه بسا دسترسی به محبوس شدگان امکان پذیر بود و از مرگ تعدادی از معدنکاران جلوگیری می شد.این مقام آگاه با اشاره به تونل سمت راست و دویل ارتباطی بین تونل اصلی و تونل سمت راست گفت: مسیری که برای ارتباط بین دو تونل دیگر تعبیه شده بود به قدری باریک بود که بعد از وقوع حادثه افراد با جثه معمولی امکان رد شدن از آن و دسترسی به تونل حادثه دیده و افراد حبس شده و شاید اجساد را نداشتند و تنها افرادی لاغر و ریز جثه به سختی می توانستند از آن عبور کنند و اجساد را به بیرون منتقل کنند. در حالی که این مسیر ارتباطی به منظور دسترسی به انتهای تونل اصلی باید در حد و ابعادی احداث می شد که عبور و مرور افراد و مکش هوا از آن به راحتی صورت گیرد.باطری عامل انفجار نبوده استنکته بعدی که این منبع آگاه از تخلفات صورت گرفته در این معدن ذکر کرد این بود که انفجار در محل پیدا شدن دو باطری که عامل اصلی انفجار معرفی شده اند رخ نداده بود.به گفته وی انفجار در میانه مسیر تونل اصلی رخ داده و حدود ۶۰ متر از تونل دچار ریزش شده بود در حالی که باطری که معدنکاران به صورت غیر استاندارد و برای روشن کردن لوکوموتیو خراب وارد تونل کرده بودند در انتهای تونل و به صورت سالم پیدا شد. درحالی که تمام افرادی که در انتهای تونل در حال کار بودند با سوختگی ناشی از آتش و خفگی حاصل از کاهش شدید اکسیزن جان باخته بودند.حال این سوال پیش می آید که اگر باطری به باطری کردن لوکوموتیو دلیل اصلی انفجار در معدن آزادشهر نبود پس به چه دلیل این حادثه دلخراش رخ داد و ۴۳ خانواده را عزادار کرد؟بر اساس بررسی های خبرنگار مهر حاکی است گاز حاصل از استخراج زغال سنگ در معدن آزادشهر کمتر از ۱ درصد بود و این حجم گاز به خودی خود باعث انفجار نمی شد. اما تجمع گاز در محل حفر میانی تونل و نبود مسیر ارتباطی بین تونل های کناری برای تهویه هوا وهمچنین نبود دستگاه های تهویه و از همه مهمتر خرابی دستگاه های گازسنجی که وزارت صنعت مدعی است در این معدن به کار گرفته شده بود منجر به بروز انفجاری شدید شد که در پی آن حدود ۶۰ متر از تونل ریزش کرده و کارگران بسیاری در زیر آوار ماندند.یکی از معدنکاران که در محل حادثه حضور داشت در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: ما به عنوان کارگران معدن طبق ساعت کار و وظایف تعریف شده در محل کار حاضر می شدیم اما از کجا باید می دانستیم که این تونل ها هر یک آماده یک انفجار هستند. ضمن اینکه در این معدن مسئول فنی بود که می توانست از اشتباهات ما کارگران جلوگیری کند. ما نیز به دلیل نگرانی از بیکاری قطعا به تمام دستورات کارفرما عمل می کردیم.به گفته این کارگر آزادشهری هراس از بیکاری و عدم پرداخت حقوق معوقه، عامل اصلی ادامه کار در سخت ترین و ناامن ترین شرایط تونل بود. در حالی که همه می دانستیم باید از تجهیزات ایمنی استفاده کنیم اما تجهیزاتی وجود نداشت که ما تخلف کنیم و استفاده نکنیم.و اما مسئول فنی معدن...انتخاب مسئول فنی معادن با معرفی بهره بردار و مالک معدن و تایید و تفویض اختیار سازمان نظام مهندسی معدان است. این فرد باید بر اساس ظرفیت و صلاحیت به صورت دائم در معدن حضور داشته و یا به صورت زمان بندی به سرکشی معدن و ثبت تمام عملکرد و گزارش تخلفات بپردازد.در مورد معدن آزادشهر مسئول فنی معدن از افراد باصلاحیت و با ظرفیت و با تجربه در خصوص بازرسی معادن بوده و به صورت منظم بازرسی از فعالیت معدن را انجام داده و فرم های مخصوص را تکمیل کرده است. یک نسخه از فرم ها و گزارشات ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

روحانی می خواهد ذهن مردم را از مسائل اصلی منحرف کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تسنیم محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی با اظهار تأسف از اظهارات آقای روحانی در همدان و ارومیه گفت: روحانی فضا را ملتهب می خواهد تا مطالبات مردم را پنهان کند. وی با اشاره به چرایی اظهارات ساختارشکنانه روحانی گفت: روحانی بر اساس نظرسنجی های اخیر به این نتیجه رسیده است که به دلیل عدم اجرای وعده های خود با ریزش رأی روبه رو است لذا اطرافیان او گفته اند شما باید حرف های ساختارشکنانه بزنید تا بتوانید آرای مخالفین را هم جمع کنید. دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه رویکرد رئیس جمهور در طرح اینگونه سخنان انحرافی است اظهار کرد: او ...

ادامه مطلب  

حسن روحانی سوگند یاد کرد »  

درخواست حذف این مطلب
واکنش ها به مراسم تحلیف در فضای مجازی۱۷:۳۷از همان لحظه آغاز مراسم تحلیف حسن روحانی کاربران شبکه های اجتماعی به صورت فعال به اظهار نظر درباره اتفاقات مراسم تحلیف پرداخته اند. گزیده از این واکنش ها را در ادامه میخ وانید: وا مصیبت از امشب تا یک هفته هم باید بازتاب مراسم تحلیف رو در رسانه های جهان ببینیم. غیبت فرمانده کل سپاه، رئیسی و قالیباف در تحلیف روحانی قابل تأمل است؛ همچنان که عدم حضور مولوی عبدالحمید و عدم دعوت از احمدی نژاد. (جزئیات بیشتر را اینجا بخوانید)حسن روحانی سوگند یاد کرد۱۷:۳۳ حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی دوازهمین رئیس جمهوری منتخب کشورمان عصر امروز (شنبه- ۱۴ مرداد ۱۳۹۶) طی مراسمی رسمی در حضور رئیس‏ قوه‏ قضائیه‏ در راستای اجرای اصل ۱۲۱ قانون اساسی سوگند یاد و سوگندنامه‏ را امضا کرد.متن سوگندنامه رئیس جمهوری به شرح زیر است:«بسم‏ الله‏ الرحمن‏ الرحیم‏من‏ به‏ عنوان‏ رئیس‏ جمهور در پیشگاه‏ قرآن‏ کریم‏ و در برابر ملت‏ ایران‏ به‏ خداوند قادر متعال‏ سوگند یاد می‏ کنم‏ که‏ پاسدار مذهب‏ رسمی‏ و نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و قانون‏ اساسی‏ کشور باشم‏ و همه‏ استعداد و صلاحیت‏ خویش‏ را در راه‏ ایفای‏ مسئولیت هایی‏ که‏ برعهده‏ گرفته‏ ام‏ به‏ کار گیرم‏ و خود را وقف‏ خدمت‏ به‏ مردم‏ و اعتلای‏ کشور، ترویج‏ دین‏ و اخلاق‏، پشتیبانی‏ از حق‏ و گسترش‏ عدالت‏ سازم‏ و از هرگونه‏ خودکامگی‏ بپرهیزم‏ و از آزادی‏ و حرمت‏ اشخاص‏ و حقوقی‏ که‏ قانون‏ اساسی‏ برای‏ ملت‏ شناخته‏ است‏، حمایت‏ کنم‏. در حراست‏ از مرزها و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و فرهنگی‏ کشور از هیچ‏ اقدامی‏ دریغ نورزم‏ و با استعانت‏ از خداوند و پیروی‏ از پیامبر اسلام‏ و ائمه‏ اطهار علیهم‏ السلام‏ قدرتی‏ را که‏ ملت‏ به‏ عنوان‏ امانتی‏ مقدس‏ به‏ من‏ سپرده‏ است‏ همچون‏ امینی‏ پارسا و فداکار نگاهدار باشم‏ و آن‏ را به‏ منتخب‏ ملت‏ پس‏ از خود بسپارم‏.»امیدوارم دولت جدید موفق باشد۱۷:۳۱لاریجانی گفت: امید است با رویکرد موشکافانه و دقیق و آگاهی درست از مسائل کشور دولت جدید در توسعه همه جانبه کشور در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موفق باشد.رئیس مجلس شورای اسلامی در آیین تحلیف دوازدهمین ریاست جمهوری اسلامی ایران طی سخنانی ضمن خیرمقدم به روسای جمهور و سران کشورهای مختلف خارجی و همچنین مسئولین نهادهای بین المللی من الجمله اتحادیه اروپا، اکو، اجلاس بین المجالس و شورای همکاری کشورهای اسلامی گفت: ملت ایران علی رغم همه دشمنی قدرت های بزرگ در مسیر استقلال از مشروطه تاکنون از پای نایستاده و با برپایی انقلاب اسلامی و اهداف استقلال طلبانه خود نائل آمدیم. (جزئیات بیشتر را اینجا بخوانید)مراسم تحلیف آغاز شد۱۷:۰۱حسن روحانی دقایقی پیش برای شرکت در مراسم تحلیف خود وارد پارلمان شد. رئیس جمهور به همراه محمد نهاوندیان در بدو ورود به مجلس مورد استقبال علی لاریجانی قرار گرفت. ۱۶:۴۹آیت الله صادق آملی لاریجانی دقایقی پیش با استقبال غلامرضا کاتب عضو هیئت رئیسه مجلس وارد صحن پارلمان شد.بازار داغ عکس یادگاری در مجلس۱۶:۴۸ درحالیکه کمتر از نیم ساعت تا آغاز مراسم تحلیف حسن روحانی باقی مانده است، مهمانان حاضر در صحن پارلمان با یکدیگر عکس یادگاری می گیرند.مهمانان داخلی و خارجی و نمایندگان حاضر شده در صحن پارلمان از فرصت باقیمانده تا زمان شروع مراسم تحلیف استفاده کرده و مشغول گرفتن عکس یادگاری با یکدیگر هستند. آنچه بیش از همه به چشم می خورد تمایل اکثر مهمانان خارجی برای گرفتن عکس یادگاری با ظریف وزیر امورخارجه است به طوری که حتی رئیس مجلس کره جنوبی با ظریف سلفی گرفت. نمایندگان که بعد از دو هفته تعطیلات امروز در مجلس حاضر شدند نیز مشغول گپ و گفت با یکدیگر هستند. اعضای هیئت رئیسه نیز در جایگاه خود مستقر شدند تا مراسم تحلیف را آغاز کنند.(ایسنا)۱۶:۴۴موگرینی دقایقی پیش وارد صحن پارلمان شد تا درمراسم تحلیف دوازدهمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران شرکت کند. همچنین عمار حکیم رئیس مجلس اعلای عراق نیز وارد پارلمان شد.۱۶:۳۹ حجت الاسلام محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری دقایقی قبل برای حضور در مراسم تحلیف حسن روحانی رئیس جمهور با استقبال علی لاریجانی رئیس مجلس وارد مجلس شورای اسلامی شد.همچنین عطاءالله صالحی فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در مراسم تحلیف روحانی در مجلس حضور یافت.۱۶:۳۸آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و رئیس مجلس خبرگان رهبری به منظور شرکت در مراسم تحلیف حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور دقایقی قبل وارد مجلس شورای اسلامی شد و مورد استقبال علی لاریجانی قرار گرفت.همچنین عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان آیت الله جنتی را همراهی می کرد.۱۶:۳۶اسحاق جهانگیری و تعدادی از وزرای دولت یازدهم از جمله محمد جواد ظریف هم اکنون در مراسم تحلیف حضور یافتند. ۱۶:۳۶اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان و رابرت موگابه رئیس جمهور زیمباوه جزو اولین رؤسای جمهوری هستند که وارد محل برگزاری مراسم تحلیف شدند.۱۶:۳۵ سرلشکر باقری رئیس ستادکل نیروهای مسلح، سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش و سردار اشتری فرمانده ناجا برای شرکت در مراسم تحلیف روحانی، وارد صحن مجلس شدند.توییت محمود صادقی درباره یک همزمانی۱۵:۵۰ تقارن مراسم تحلیف دوازهم با سالروز امضای فرمان مشروطیت تداعی کننده خواست دیرینه مردم در مشارکت در قدرت و مشروط کردن قدرت به قانون است.روزهای پرترافیک در مهرآباد۱۵:۳۹ روزهای پر ترافیک مهرآباد و پارکینگ هواپیما ...

ادامه مطلب  

روحانی به مناظره دوطرفه دعوت شد  

درخواست حذف این مطلب
دیروز ابتدا ستاد قالیباف و سپس ستاد رئیسی از روحانی خواستند که برای مناظره رودررو با آنان اعلام آمادگی کند. به نظر می رسد این یک هماوردی جدی از سوی منتقدان دولت و وضع موجود باشد اگر چه پاسخ تلویحی ستاد روحانی و پذیرش این دعوت چندان جدی تلقی نشد و برای کم نیاوردن و عبور از مسئله ارزیابی شد. حضور جهانگیری و هاشمی طبا در مناظرات که اولی در هنگام ثبت نام صراحتاً اعلام کرد «مکمل» روحانی است و قصد رقابت با او را ندارد و دومی دیروز اعلام کرد که به روحانی رأی خواهد داد موجب شد در فضای مناظرات شش نفره نوعی محدودیت و محرومیت از بحث های اصلی ایجاد شود ...

ادامه مطلب  

زبان تهدید به کار قرارداد نمی آید 3 فاز چانه زنی هندی ها بر سر میدان «فرزاد بی» و پاسخ ایران  

درخواست حذف این مطلب
چند روز پیش بود که خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع گزارش داد که هند ایران را تهدید کرده است که در صورت عدم واگذاری توسعه یک میدان گازی به یک شرکت هندی واردات نفت از ایران را کاهش خواهد داداقتصاد گردان - این خبرگزاری در گزارش خود نوشته بود «وزارت نفت هند که از موضع تازه ایران پس از لغو تحریم ها ناخرسند است اخیرا از پالایشگاه های دولتی این کشور خواسته است تا از واردات نفت از ایران بکاهند.» این در حالی است که هند دومین مشتری نفتی ایران بعد از چین به شمار می رود و در سال های تحریم ایران یکی از اصلی ترین خریداران نفت ایران به شمار می رفت و منا ...

ادامه مطلب  

20 سال چه کرده اید؟!  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: کبری آسوپارحسن روحانی و حامیانش این روزها ناراضی هستند از وضعیت نبود آزادی از وجود فساد اقتصادی از عدم حضور سرمایه خارجی از وجود بیکاری و آمار بالای آن از معیشت مردم به ویژه دهک های پایین جامعه از نبود جوانان در سیستم مدیریتی کشور از نبود اخلاق و احترام از... حامیان روحانی و خود او مدام تأکید می کنند که باید اینگونه بشود و باید اینگونه نباشد. روحانی در سخنرانی های خود نهاد و سازمان و جمعی در ایران نیست که آنها را به تندی جملات خود ننواخته باشد و انتقادی و تخریبی نیست که فروگذار کرده باشد. اما او در همه این سال های اخیر کجا بوده اس ...

ادامه مطلب  

بنزین سال گران نمی شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه 4 اسفند) پارلمان و در جریان بررسی بند(د) تبصره یک ماده واحده لایحه بودجه سال 96 کل کشور گفت: در صورت تصویب این بند از لایحه بودجه سال 96 قیمت بنزین سال آینده افزایش ...

ادامه مطلب