آیین افتتاحیه طرح تقویت مبانی اعتقادی در چهارمحال و بختیاری/گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
بیست و چهارمین دوره طرح تقویت مبانی فکری و اعتقادی در چهارمحال و بختیاری با سخنرانی حجت السلام و المسلمی ...

ادامه مطلب  

واکاوی رمز و راز ماجرای «غدیر» / پیامبر(ص) در غدیر اقامه ولایت کرد نه دعوت به ولایت - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا روز عید سعید غدیر خم به دلیل انتصاب امیرالمؤمنین(ع) به خلافت عالم و آدم از سوی خداوند و ابلاغ پیامبر گرامی اسلام(ص) به استناد آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛ اى پیامبر، آنچه را از جانب پروردگارت به تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنى رسالتش را به انجام نرسانده ای»، مهم ترین عید مسلمانان به خصوص پیروان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) محسوب می شود. شدت تأکید بر این مسأله به قدری زیاد است که خداوند به پیامبر(ص) می فرماید اگر این کار را انجام ندهی، بدان که رسالت خدا را انجام نداده ای و تمام رسالت 23 ساله تو بی معنا خواهد بود. در مصاحبه گذشته (اینجا) به این فهم رسیدیم که واژگانی مثل «ابلاغ ولایت» و «اقامه ولایت» مهم ترین کلیدواژه های ماجرای غدیر بود که رمز غدیر در همین مفاهیم نهفته بود. در این راستا مراحلی که باید برای تحقق کامل «ابلاغ» صورت گیرد و نیز مصادیق «ابلاغ» پیامبر(ص) که حضرت به دستور خداوند مأمور به انجام آن بود، مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدیم «اقامه کردن» و «نصب کردن» دو مورد از مصادیق ابلاغ هستند که با اقامه و نصب ولایت امیرالمؤمنین(ع) این ابلاغ تکمیل شد.برای رسیدن به ابعاد وسیع تر این موضوعات و یافتن «رمز اصلی غدیر» گفت وگوی دوباره ای با علیرضا شریف، پژوهشگر قرآنی و دکترای تخصصی الهیات گرایش علوم قرآن و حدیث ترتیب دادیم که در ادامه می خوانید. تسنیم: شما در جایی بیان فرمودید در روز غدیر به استناد فرازهای خطبه غدیریه ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) اقامه شد و این با «نصب» ولایت تفاوت دارد. تفاوت این دو مفهوم چیست؟به نظر می رسد که واژه اقامه از واژه نصب کامل تر باشد. مثلاً فرض کنید که رئیس جمهور شخصی را به عنوان رئیس اداره ای منصوب می کند. این شخص نمی تواند ابتدا به ساکن به آن اداره برود و ریاست خود را شروع کند. نیاز است که فرد موجهی بیاید و به همراه آن شخص، به آن اداره برود و در آنجا طی مراسمی، مسؤول قبلی را تودیع کند و این شخص جدید را به عنوان مسئول معرفی کند. ضمناً به کارکنان، به خصوص به معاونین اداره بگوید که با ایشان همکاری داشته باشند؛ و به تعبیر دیگر با او بیعت کنند؛ او را بپذیرند و قول دهند که حرف ایشان را گوش کنند؛ و به کارکنان هشدار دهد که اگر کسی حرف او را گوش ندهد، چنین و چنان می شود و تنبیه خواهد شد. در این صورت می توان اسم این رفتار آن فرد موجه را «اقامه» گذاشت. پس در مقایسه با «نصب»، می توان گفت که «اقامه» یک مفهوم شامل تری است. به نوعی می توان گفت که اقامه به دنبال نصب است، یعنی ابتدا «نصب» انجام می شود و پس از آن «اقامه» صورت می گیرد و به نوعی دیگر می توان گفت که اقامه یک مفهوم شاملی است که قسمت اول آن، موضوع نصب است. و البته می توان گفت که تبلیغ نیز قبل از نصب انجام می شود.پیامبر(ص) در روز غدیر اقامه ولایت کرد نه دعوت به ولایتتسنیم: آنچه که از سوی برادران اهل سنت درباره روز غدیر مطرح می شود، اینطور است که می گویند در روز غدیر دعوت به ولایت مطرح بود؛ در این باره چه می فرمایید؟اینجاست که ضرورت بحث اقامه ولایت پیش می آید. باید عرض کنم اصلاً پیش از ماجرای غدیر، موضوع «دعوت به ولایت امیرالمؤمنین(ع)» مطرح بود و رسول الله(ص) پیوسته مردم را به ولایت ایشان دعوت می کرد. اما در روز غدیر خم «ولایتِ امیرالمؤمنین(ع) اقامه» می شود و این ماجرای بسیار مهمی است. در این ارتباط شایسته است که انسان بیشتر به ماجرای اقامه ولایت بپردازد و از خود سؤال کند که چرا باید ولایت اقامه شود؟ و اساساً چه نیازی به اقامه ولایت وجود دارد؟ چه تفاوتی میان تبلیغ ولایت و اقامه ولایت وجود دارد؟ همان طور که اشاره کردید یکی از موضوعاتی که باعث آشکار شدن مشکل میان شیعیان و اهل سنت می شود، همین موضوع است. اهل سنت می گویند روز غدیر روز دعوت بوده است و کار رسول الله(ص) در روز غدیر خم فقط این بود که مردم را دعوت به امیرالمؤمنین کردند. در پاسخ باید به ایشان گفته شود که در غدیر خم، اقامه ولایت صورت گرفته است. دعوت به ولایت امیرالمؤمنین موضوع جدیدی نبوده بلکه از همان روز اولی که رسول الله(ص) با مردم صحبت کردند، ایشان را به امیرالمؤمنین(ع) دعوت کردند. از اولین روز دعوت علنی در «یوم الانذار» که پیامبر نزدیکان خود را فرا می خواند، ایشان را به ولایت و امامت و وصایت و... امیرالمؤمنین(ع) دعوت می کند، اما در روز غدیرخم ما تحریص به ولایت داریم و این یک چیز دیگری است.ابلاغ پیامبر(ص) به اقامه ولایت ارتباط داردیک نکته ی دیگر در ارتباط با «اقامه ی ولایت» این است که خداوند می فرماید: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ...» مشاهده می کنیم که تا آن زمان بسیاری از موضوعات دینی از طریق رسول الله(ص) ارسال و نازل شده بود، از جمله اینکه توحید به تمام و کمال درس داده شده است. نبوت به تمام و کمال مطرح شده است. تمام فروع دین و تمام موضوعاتی که ما آن ها را به عنوان اصول دین می شناسیم، به تمام و کمال مطرح شده است. ولی یک موضوع وجود دارد که هنوز انجام نشده است و آن «اقامه ی ولایت» است. لذا معرفی ولایت، آن قدر جایگاه ندارد که خداوند به خاطر آن آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ» را نازل کند و از طرفی جایگاه ندارد که به صِرفِ معرفی ولایت، خداوند آیه «...الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً...»را نازل کند و بشارتِ اکمال دین و اتمام نعمت را بدهد، زیرا پیش از آن بارها و بارها ولایت امیرالمؤمنین(ع) اعلام شده بود و ایشان به عنوان ولیّ، معرفی شده است. بنا براین واژه ی« بَلِّغْ» به «اقامه ی ولایت» برمی گردد. یعنی ولایت چیزی است که تمام مقولات دیگر به واسطه آن معنا پیدا می کند؛ یعنی اگر ولایت نباشد، «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» واقع شده است. یعنی اگر ولایت نباشد، توحید کنار می رود و فایده ندارد، نبوت فایده ندارد، معاد فایده ندارد، هیچ کدام از اصول دین فایده ندارند. به این ترتیب شاید صحیح این باشد که بگوییم اصلِ دین، «ولایت» است و تمامی مقولات دیگر به «ولایت» وابسته است. اصول دین و فروع دین وابسته به «ولایت» است. با این حساب این روایت امام باقر (علیه السلام) جایگاه پیدا می کند که فرمود «بناى اسلام روى پنج چیز است؟ نماز و زکاة و حج و روزه و ولایت. زراره به حضرت گفت کدام یک از اینها برتر است؟ فرمود: ولایت برتر است. زیرا ولایت کلید آنهاست و شخص والى دلیل و راهنماى آنهاست. یا امام صادق (علیه السلام) در روایتی فرمود: «ماییم ریشه هر خیر و خوبی و همه نیکی ها از شاخه هاى وجود ما است و از جمله نیکی ها یگانه پرستى، و نماز و روزه و .. است»دین یک اصل دارد، آن هم ولایت استتسنیم: اتفاقاً ما آنچه از اصول دین در منابع درسی و دانشگاهی خواندیم، این بود که همان پنج مقوله مشهور را اصل دین معرفی می کردند، اما وقتی به روایات رجوع می کنیم، می بینیم مقولات دیگری مطرح است که مهم ترین آن ها «ولایت» است. در این باره بیشتر توضیح می دهید. کسی که اندکی مطالعه در منابع روایی کند به همین موضوع می رسد. همین که اشاره کردید ردی از این اصول را در روایات مشاهده نکردید، شهید مطهری همین را در جلد دوم کتاب «آشنایی با علوم اسلامی» می فرماید و نظر دارد این پنج اصل ساخته و پرداخته متکلمین است. بنابراین یک موضوع مهمی که در تفکر دینی ما باید اصلاح شود، این است که بدانیم «توحید، نبوت و معاد»، اصلِ دین نیستند. ولی بر طبق این آیه، دین یک اصل دارد و آن هم «ولایت» است. ما هزار و اندی سال است که در حال ضربه خوردن از این موضوع هستیم. دین فقط یک اصل دارد و آن هم «ولایت» است. البته باید توجه داشت که منظور از ولایت، تعریف و اعتقاد به ولایت نیست، بلکه منظور «اقامه ی ولایت» است. عهد و میثاقی که در روز غدیر خم مطرح می شود، عهد و میثاقِ زمانِ معرفیِ ولایت نیست. اینگونه نیست که رسول الله(ص) پس از آنکه امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان ولیّ معرفی می کنند، به همگان بفرمایند که با ایشان عهد و میثاق ببندید و ماجرا تمام شود. اگر اینگونه باشد، این عهد و میثاق، عهد و میثاقِ مربوط به معرفیِ ولایت است. وقتی انسان به خطبه غدیریه نگاه می کند، مشاهده می کند که عهد و میثاقی که رسول الله(ص) از مردم می گیرند، بسیار کامل تر و جامع تر از عهد و میثاقِ مربوط به معرفیِ ولایت است. از کلام ایشان چنین بر می آید که ایشان از مردم در ارتباط با «اقامه ولایت» عهد و میثاق می گیرند و این دو گونه عهد و میثاق بسیار با یکدیگر تفاوت دارد.قیمت اقامه ولایت از تمام دینیات بالاتر استاکنون می خواهیم ببینیم که با توجه به خطبه غدیریه، عیدغدیر چه قدر قیمت دارد؟ همان گونه که تاکنون مشخص شد، تمام مقولاتی که در خلال 23 سال رسالت رسول الله(ص) به دنیا ارسال شد، وابسته به «اقامه ولایت» است و این «اقامه ولایت» در روز غدیر انجام شد. اقامه ولایت، اصل دین است.علت «عید الله اکبر» بودن روز غدیراقامه ولایت چیزی است که اگر نباشد، همه ی دینیاتی که در طی 23 سال تا آن زمان نازل شده، بی فایده خواهد بود. «عدمِ انجامِ اقامه ولایت» به منزله «عدمِ انجامِ رسالت» است و مانند این است که نعوذاً بالله گفته شود: «رسول الله(ص) اصلاً کاری نکرده اند». به این ترتیب، این ماجرا بسیار قیمت دارد و می توان گفت که قیمت این ماجرا از تمام دینیات بیشتر است. لذا می توان قیمت عید غدیر را نیز به همان میزان دانست. یعنی عید غدیر خم باید بزرگ ترین عید بشریت و بزرگ ترین عید مسلمان ها باشد.علی(ع) همواره ولیّ و خلیفه خدا بود و در غدیر اعلام شد تسنیم: بیشتر در این باره توضیح می دهید. برای فهم بیشتر مفهوم «اقامه ولایت»، مثال رهبر معظم انقلاب را از جنبه ای دیگر نگاه کنیم. ایشان در زمان امام خمینی(ره) و توسط ایشان به عنوان جانشین و کسی که بعد از ایشان ولی فقیه هستند، معرفی شدند؛ با اینکه رهبر انقلاب معرفی شده و بعضی با ایشان بیعت کرده بودند و به این ماجرا اقرار داشتند، اما هیچ گاه ایشان در آن زمان کاری را تحت عنوان ولیِّ فقیه انجام ندادند. با حضور امام خمینی(ره) جایگاه ندارد که ایشان بخواهند تحت عنوان ولیِّ فقیه کاری انجام دهند. نهایتاً ایشان در حد رئیس جمهور کار انجام می دادند. آغاز رسمی انجام وظایف ایشان، تحت عنوان ولیِّ فقیه، از زمانی است که ایشان در مجلس خبرگان، به عنوان ولی فقیه منصوب شدند. در ماجرای امیرالمؤمنین(ع)، نیز ایشان از مدت ها قبل یعنی از ازل به عنوان ولیّ، امیر، خلیفه و ... معرفی شدند. در طی آن 23 سال رسالت رسول الله(ص) نیز بارها و بارها این ماجرا مطرح شده بود. اما ایشان فقط مأموریت هایی را انجام می دادند که رسول الله(ص) به ایشان ابلاغ می کردند. به عنوان مثال رسول الله(ص) ایشان را می فرستادند تا بعضی از کارهایی که دیگران خراب کرده بودند را اصلاح کند. ایشان نیز راه می افتادند و به آنجا می رفتند و آن موضوع را اصلاح می کردند. یقیناً نمی توان چنین کارهایی را ولایت بر عالَم و آدم نام نهاد. علی(ع) در حیات پیامبر(ص) امام ساکت بودمشابه این ماجرا در زمان امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) اتفاق افتاد. در زمان امام حسن مجتبی(ع)، امام حسین(ع) در حالی که امام بودند، ساکت بودند، زیرا بر طبق احادیث، در یک زمان نمی تواند دو امام وجود داشته باشد، مگر اینکه یکی از ایشان ساکت باشد. حسین بن ابى العلاء می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم، ممکن است زمین باشد و امامى در آن نباشد؟ فرمود: نه، گفتم: دو امام در یک زمان مى شود؟ فرمود: نه، مگر اینکه یکى از آنها خاموش باشد.در زمان رسول الله(ص)، امیرالمؤمنین(ع) همه مناصب و مقامات را داشتند، اما امامِ ساکت و ولیِّ ساکت و امیرِ ساکت بودند. زیرا زمانی است که رسول الله(ص) حضور دارند، خود ایشان کارها را انجام می دهند. ولی از روز غدیر خم که رسول الله(ص) رسماً همه چیز را به ایشان تحویل می دهند و خودشان در عرض چند ماه به سمت رحلت از دنیا می روند، ایشان باید کارها را انجام دهند. اما برای اینکه این اقامه واقع شود، باید تمام علوم و میراث انبیاء(ع) به امیرالمؤمنین(ع) تحویل داده شود. منصب ولایت، منصب خلافت، منصب امارت و چند منصب دیگر باید برای ایشان قرار داده شود، سپس علی بن ابی طالب(ع) باید رسماً آغاز به کار کنند، یعنی باید از حالت سکوت بیرون بیایند و رسماً شروع به کار کنند. لذا در دعای ندبه امام صادق(ع) می فرمایند پیامبر علم و حکمتش را به علی (ع) به ودیعت گذاشت؛ «ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ» از طرف دیگر، مردم نیز باید با ایشان به عنوان کسی که از موقعیت سکوت بیرون آمده و رسماً ولایت و امامت و خلافت خویش را شروع کرده، بیعت کنند و به ایشان پایبند باشند؛ و در کل، مجموعه این موضوعات به معنای «اقامه ی ولایت» است.پس عید غدیر خم عید اقامه ی ولایت است و از همین روست که برترین عید است پس از یک دوران لایتناهی، معرفی ولایت صورت می پذیرد. البته این به معنای آن نیست که ایشان قبل از آن ولیّ نبودند بلکه ایشان از ازل ولیّ و امام ...

ادامه مطلب  

آدم آهنی های شیطان از زبان عالم دینی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، آیت الله روح الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) در تازه ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «امام؛ روح دین و امت، قالب آن است» پرداخت که مشروح آن در ادامه می آید:دین، در امت شدن استعلت اینکه عاشورا به وجود آمد، غفلت امت و باور نکردن به اینکه باید امت باشند، بود. عرض کردیم: اگر امت، امت بود، اباعبدالله به عنوان امام به قتلگاه نمی رفت، اینکه بیان می شود و به ذوالجلال والاکرام عرضه می داریم: «اللهم عرفنی حجتک» برای این است، یک صورت ظاهر دین هست ولی دین نیست، «ضللت عن دینی». اگر این باور می شد، حال امت اسلام به اینجا کشیده نمی شد و بدون تعارف عرض کنم: تا این باور هم به وجود نیاید، آخرین مهره و حجّت خدا بر روی زمین نخواهد آمد.اینکه باور کنیم؛ به تعبیر، خوب دقت کنید، دین، در امت شدن است. چه بسا به ظاهر، اهل تقوایی که متّقی بودند و اهل اخلاقی که متخلّق بودند، و اهل عبادتی که متعبّد بودند، اما چون باور نداشتند تمام اخلاق و تدیّن، موقعی معنا می دهد که امّت باشند، آرام آرام همان آن ها، امام کش شدند! «خسرالدنیا و الاخره ذلک هو الخسران المبین»..اینکه در باب نفوذ یهود، در سال های گذشته، اشاراتی داشتیم، یک دلیل، همین است که عرض کردیم: وقتی نتوانستند، با انبیاء بجنگند و آن ها را بکشند، ویقتلون النبیین بغیر الحق.. وپیامبر بر مردم سیطره پیدا کرد و افکار الهی را آورد، مهمترین مطلب، برای یهود، این است: روح دین، گرفته بشود و به ظواهر پرداخته شود. آن موقع، آرام آرام، ظواهر را هم ازبین می برد، به تاریخ اشاره خواهم کرد، هم ازدیدگاه خودمان و هم از دیدگاه اهل جماعت، با مستندات عرض می کنیم: چون روح دین گرفته شد، ابتدا ظواهر بود، ولی این ظواهر هم تغییر داده شد.. و رو به تجمل گرایی رفت...لذا روح دین امام است و اعتقاد به اینکه اگر امامی هست، باید امّت باشیم.قالب روح دین(امام)؛ امت استاینکه در زیارت جامعه کبیره عرض می کنیم: بکم تقبل الطاعة المفترضه به واسطه ی شما حتی واجبات الهی، مانند نماز و روزه و حج و .. قبول می شود، یعنی اگر تصور کنم به خودی خود می توانم، با این مطالبی که در دست دارم از سنّت، که سنت نبوی است، جلو بروم و اهل تقوا و عبادت باشم، اهل شب خیزی و تهجّد باشم، یک روزی پیش می آید که وقتی روح دین ، یعنی امام گرفته شد و معلوم است که روح دین قالب می خواهد، دقّت کنید، این وا ژه ها و الفاظ حساب شده هست، این قالب، امت هست. اگر روح، از قالب جدا شد، نه امت، امت است و نه روح، می تواند کاری کند.عرض کردیم: پروردگار عالم بنا ندارد به معجزه کاری انجام بدهد، روح که امام است از قالب که امّت است گرفته شد. امّت روح ندارد و روح هم بدون قالب و جسم نمی تواند کاری انجام بدهد چرا؟ چون آنچه که از ناحیه ی خداوند متعال ترسیم شده است، و آن جورچینی که در کتاب مکنون ثبت شده این است که باید این روح در قالب جسم حرکت کند و این قالب جسمانی امت است.امت اگر باور نکرد که نماز و روزه و عبادتش و حتی شب خیزیش، بدون روح، یعنی امام معنا ندارد، بکم تقبل الطاعة المفترضه آرام آرام، حتی این عبادت ها هم گرفته می شود و گاهی به ظاهر انجام می شود ولی ارزشی ندارد.. «فانک ان لم تعرفنی نفسک ضللت عن دینی» دین، دین ظاهری و بی محتواست و آخر هم فریب می دهند، یا سنت را عوض می کنند که کردند، نماز رسول چیز دیگری بود طور دیگری شد، حج رسول چیز دیگری بود طور دیگری شد، ظواهر را هم تغییر می دهند؛ چون با اصلش نمی توانند مبارزه کنند.عرض کردیم: یهود در ابتدا اصل را هدف می گیرد، اگر دید دیگر نمی تواند، حریف بشود، نفوذ می کند. وقتی این طور شد، ظواهر تغییر می کند، ظواهر که تغییر کرد، انحراف و بعد خرافه و خرافه که شد، دیگر دین نیست. اینکه فرمودند: شیعه یعنی کسی که درست، پا جای پای امام، بگذارد و افراط و تفریط نکند، لفظ شیعه عاریه هست، اسلام فقط ما نیستیم، پیامبر اسلام نیاورد، اسلام بود، ان الدین عندالله الاسلام لذا ابراهیم خلیل حنیفاً مسلما است. موسی کلیم و عیسی بن مریم به دین اسلام بود، نه موسی کلیم، کلیمی ویهودی است و نه عیسی مسیح عنوان دینش مسیحی است، به تعبیر قرآن کریم، یهود و نصارا که ساختگی است. کما اینکه همین ساختگی در دین اسلام به وجود آمد که مذاهب مختلف شد، این ها عاریه هست، اسلام، اسلام است، اسلام از انبیاء بود و این خط ادامه دارد تا ظهور.استمرار نور واحدعرض کردیم: احد، احد است و هر چه که از احد صادر شود، احد است، یک دین داریم و انبیا برای همین یک دین آمدند؛ منتها شرافت هر کدام طبیعی است، تمام انبیاء یک طرف و وجود مبارک ختمی مرتبت و اهل بیت هم یک طرف و همه ی انبیاء ولایت ایشان را دارند والّا نبی و رسول نمی شدند. همه افتخار دارند که موالی آن ها هستند و از امّت حقیقی هستند و اصل امّت، از یک جهت، امّت نبی اکرم هستند. این هم یک نکته هست، بله صورت ظاهر باز هم امم داریم که پیامبر هم حتّی در باب تکثیر نسل که دیشب هم اشاره کردیم فرمودند: «تناکحوا تناسلوا، تکثّروا، فانّی اباحی بکم الامم یوم القیامه» نکاح کنید و نسل به وجود بیاورید، در نسل زیاد شوید، به تحقیق، صد در صد، یقینی است که فردای قیامت من بر این شما امم مباحات می کنم. این حال ظاهر است، چون از باب تقسیم است مثل اینکه می گوییم: هر امتی یک امام دارد، زمان مولی الموالی و یا امام مجتبی و .. هر کدام امّتی داشتند، امّا باز این ظاهر است چون می گوییم کلّهم نور واحد و استمرار نور هستند. تقطیع نور نیست و نور، نور دیگری نیست. همه، یک نور هستند. این، ادامه است.مثل اینکهدنیا از روز اوّلش، خلق شده و تا به الآن ادامه دارد. از اوّل بوده و الآن هم استمرار دارد، تا روزی که «اذ الشمس کورت و اذ النجوم انکدرت ...»، امّا الآن هست و استمرار دارد. به حال شرط زمان و مکان، در دنیا تغییر به وجود آمده، اما آیا دنیا، دو دنیاست؟! سه دنیاست؟! چند دنیاست؟! انبیاء هم همه در این دنیا آمدند، معصومین هم در این دنیا آمدند.به این مقدمات و نکات بسیار مهم خوب دقت کنید. لذا امّت هم یک امت است، امّا این سیر امامت که بیان کردیم: مثلاً در زیارت روز چهارشنبه که به وجود مقدّس موسی بن جعفر، ثامن الحجج، جواد الائمّه و امام علی النقی(ع) به صیغه جمع عرض می کنیم: «السلام علیکم یا اولیاء الله»، چون به صیغه جمع است، ولی، اولیاء می گردد. «السلام علیکم یا حجج الله»، حجّت، حجج می گردد. امّا فراز سوم عرضه می داریم: «السلام علیکم یا نور الله»، تا این جا به صیغه جمع بیان می کردیم و نور هم باید انوار بیان شود، امّا می گوییم: نور!چون یک نور است و سیر نوری از ابتدا تا به حال است. امّا گاهی این قالب، ادراک به نور نمی کند، مثل ابری که به ظاهر جلوی نور خورشید را بگیرد. خورشید، خورشید است، خورشید، محو نشد. یا الآن که شب است، کره زمین در حال گردش است، خورشید، خورشید است. نور هم نور است، روح، روح است، این قالب جسمانی باید آماده باشد که آن، امت است که اگر این طور شد، آن موقع حیات طیّبه به وجود می آید. آن حیات طیبه ای که دیگر دنیا، جنت الصغری می شود و اصلاً فرقی بین حال و آینده نیست. اگر از اوّل بشر می فهمید به ماضی و حال و مستقبل نبود، همه به یک فعل و یک صورت و یک سیر بود.د نیا و آخرت حسنه، در گرو روح دین (امام)لذا دنیا و آخرت دیگر هر دو یکی است. إلّا به اینکه آنجا ابدیّت است و اینجا احساس به للهیّت است و آنجا ورود به الیه راجعونیّت است، «انا لله و انا الیه راجعون». اینجاست که عنوان مزرعه است و آنجاست که عنوان برداشت است. لذا دنیا و آخرت، عندالاولیاء هر دو حسنه است، «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة». این نیست که اینجا دون است و آن جا اعلی است. این نکته، بسیار مهم است. چه زمانی دنیای حسنه و آخرت حسنه، هر دو به وجود می آید؟ آن موقع که روح وجود داشته باشد، امام.زیارت جامعه کبیره بسیار مهم است. اوّلاً عنوانش، جامعه است، تمام را دارد. بعد کبیره است و بسیار بسیار باعظمت است. از طرفی جامع همه ی مطالب و از طرفی آن قدر با عظمت و کبیره است که فرمود: برای اینکه غلو نکنید، چون خیلی از جاها ادراک نمی کنید، قبل از ورود به زیارت، صد بار بگویید: الله اکبر. چرا؟ چون آنچه که دین می خواهی، همه در این هاست. دین، روح می خواهد و این، روح این است.خیانت قلب!!!/ هیچ عملی از بشر، بی اختیار نیست!یک روایت بسیار عجیبی در کتاب خصال شیخ صدوق و المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء ملّا محسن فیض کاشانی آمده که اتّفاقاً این روایت را اهل جماعت هم دارند و در کتبشان ذکر کردند. پیغمبر اکرم، محمّد مصطفی(ص) می فرمایند: «ثَلَاثٌ‏ لَا یُغِلُ‏ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ»، سه چیز است که قلب هیچ مسلمانی نباید درباره ی آن، خیانت کند.مگر می شود قلب، خیانت کند؟! بله، چون «انما الاعمال بالنیّات»، اگر قلب، قلب سلیم شد و پذیرفت، در مواقع حسّاس، اظهار درونی به فعل کشیده می شود. اصلاً هیچ فعلی در عالم وجود ندارد إلّا به نیّت درونی. مگر می شود کسی فعلی را انجام بدهد بدون اختیار؟! خیر، منتها گاه آن اختیار درونی، محسوس و ملموس است و گاه نیست.لذا گاهی بعضی می گویند: بی اختیار انجام دادم، امّا باید بدانند که بی اختیار نیست، ولی آن قدر این، ظریف است که گاهی متوجّه نمی شود. پس هر عملی و هر فعلی که از ما صدور پیدا می کند، دلالت بر درون دارد. یعنی اوّل قلب پذیرفته است، اوّل در درون ما ریشه دوانده است. منتها گاهی نمی فهمیم.مثل همان شیطان، کار شیطان اتّفاقاً همین طور است. اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین و اعوذ بالله ان یحضرون ان الله هو السمیع البصیر. بیان کردیم: همزات، جنگ است، یعنی آن جنگ های بسیار نرم. چنان نفوذ می کند که من و شما چون نمی شنویم و ادراک نداریم، لذا فرمود باید به آن خدای سمیع و علیم پناه ببریم. خود خدا می شنود و خود خدا آگاه است. این قدر نرم و آرام نفوذ می کند که ادراک نداریم. بعد عمل که صورت می گیرد، می گوییم: بی اختیار بود. در حالی که بدون اختیار نبوده، امّا زمینه، قبلاً نفوذ پیدا کرده، ولی ادراک به آن نداریم، علیم نیستیم و صدای او را هم نشنیدیم و سمیع نیستیم. خدا، هم سمیع است و هم علیم است. لذا باید به پناهگاه برویم، اعوذ.پس هیچ فعلی و عملی از کسی صادر نمی گردد إلّا به اینکه در وجود، نیت، قلب و روح او، رخنه کرده باشد. یعنی ما عملی بی اختیار نداریم. ولی به صورت ظاهر می گوییم: فلان عمل من، بی اختیار بود. الآن که فعل صورت گرفت، چون زمینه های قبلی را با ادراک ملموس و اطلاع م ...

ادامه مطلب  

علی(ع)، واسطه جریان حکومت نبوی در قرن 14  

درخواست حذف این مطلب
داشتن یک نگاه تحلیلی استوار از جایگاه امیرالمؤمنین در انقلاب اسلامی ایران آن هم بر پایه فلسفه تاریخ ، برای همه مؤمنین و سالکان راه ولایت اندوخته ای لازم و ضروری است . به گونه ای که با همراه داشتن این تحلیل می توان بر بسیاری از مشکلات و موانعی که بر سر راه انقلاب اسلامی حادث می گردد فائق آمد و دسیسه ها و نیرنگ های دشمنان را بر ملا نموده و شرشان را به خودشان باز گرداند . و ما هم در پایان این نوشتار به مهمترین دسیسه ای که در این مرحله از مراحل رشد و تداوم انقلاب اسلامی متوجه این ملت شده و سرمایه های مادی و فکری فراوانی از دشمن را صرف خود نموده است ، اشاره ای خواهیم نمود و خواهید دید که خنثی شدن کامل این نوع از مکائد دشمن نیز در گرو تحلیل دقیق و جامعی از جایگاه امیرالمؤمنین و مقام ولایت ایشان است . و بر خلاف آنچه که دشمنان اسلام می خواهند وانمود کنند ، شناخت جایگاه و منزلت امیر المومنین و تولی تاریخی به ولایت ایشان از طریق تبعیت از ولایت فقیه در عصر غیبت نه تنها نقطه اختلافی بین شیعه و سنی نیست بلکه تنها عامل وحدت و همدلی آنها همین توجه و تنبه مذکور می باشد . حال ابتدا به طور اختصار آنچه را در پی اثبات آن هستیم طرح نموده و در ادامه به تفصیل آن خواهیم پرداخت . آن چیزی که تداوم بخش حکومت نبوی در طول تاریخ بعد از نبی اکرم بوده ، همین انقلاب اسلامی ایران است . یعنی ادامه آن حکومت را باید در همین انقلاب اسلامی یافت و شاید این کلام امام خمینی هم که فرمودند ولایت فقیه شعبه ای از ولایت رسول الله است اشاره به جریان ولایت رسول اکرم در این برهه از تاریخ داشته باشد و لذا حکومت کوتاه و البته عدالت محور امیرالمؤمنین را نمی توان به طور کامل ادامه حکومت نبوی دانست . اثبات این مطلب با دقت در چند مقدمه به راحتی قابل توجیه است . به این صورت که اولاً : اعلان ولایت امیرالمؤمنین ، تثبیت تداوم تاریخی حضور نبی اکرم در مدیریت جامعه اسلامی است . ثانیاً : انقلاب اسلامی صرفاً با دریافت پیام غدیر از سوی امت اسلامی ایران تحقق یافتنی می شد . در نتیجه حضور اراده و دخالت نبی اکرم در مدیریت جامعه اسلامی با تحقق انقلاب اسلامی ، عینیت یافت .پیام غدیر : نهاد سازی و نماد سازی پیامبر: در توضیح و تفصیل این موجز لازم است تا پیام و مضمون غدیر را به درستی دریافت نمود . غدیر به قول مقام معظم رهبری دارای دو پیام است : یکی اعلان ولایت و حاکمیت دینی و دیگری معرفی امیرالمؤمنین به عنوان نماد این حاکمیت تا اینکه مردم هر عصری از تاریخ با دقت در این نماد به شاخصه و میزان و معیار حاکمیت دینی و ولی دینی رهنمون شوند . به عبارت دیگر نبی اکرم در حادثه غدیر و نیز در مواقع متعددی با معرفی علی علیه السلام به عنوان وصی و جانشین خود دو هدف را دنبال می نمودند : یکی بیان شاخص و معیار برای کل تاریخ نسبت به حاکمیت دینی ؛ و دیگری معرفی شخص امیرالمؤمنین به عنوان نماد این حاکمیت و نماد تمام عیار نسبت به همان شاخص و معیار . به طوری که تنها کسی که ظرفیت هدایت و نماد بودن برای حاکمیت دینی در کل تاریخ را داراست ، شخص امیرالمؤمنین است. حضرت علی ، سرچشمه حاکمان اسلامی در طول تاریخ است مقام معظم رهبری در این بخش می فرمایند : "... خوب، اسلام تا ابدالدهر حکومت خواهد داشت؛ انواع و اقسام آدمهائى که صلاحیتهائى در سطوح مختلف دارند، به حکومت خواهند رسید. این، قابل پیش بینى بوده از اولِ اسلام. آن کسى که سرچشمه را باید به او سپرد تا طول تاریخ اسلام از این سرچشمه سیراب شود، او باید کسى باشد در تراز امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السّلام)؛ او نمیتواند یک انسانى معمولى باشد. سرچشمه در اختیار اوست؛ لذاست همه ى ائمه ى ما علیهم السّلام که خودشان هم صاحب همین منصب بودند - اگر چه فرصت حکومت به آنها داده نشد - همه به امیرالمؤمنین با چشم عظمت نگاه میکردند[1]. " و این دو یعنی هم نهاد حاکمیت دینی و هم نماد آن - که قرار است به گستره تاریخ امتداد داشته باشد - از هم غیر قابل تفکیک اند ؛ یعنی نمی شد پیامبر اکرم صرفاً به بیان معیار و میزان می پرداختند و توجهی به نماد نمی شد و نیز نمی شد علی علیه السلام را معرفی می فرمودند در حالی که این معرفی هیچ نسبتی با حاکمیت دینی نمی داشت [2]. چون مقصد و هدف پیامبر محقق نمی گردید . و در واقع این دو، ابعاد یک پیام و مضمون واحدی هستند و علی علیه السلام مظهر شروط ولایت و زعامت مسلمین می باشد . از زاویه ای دیگر و با بیانی متفاوت ، می توان گفت که غدیر ، هم عملی واقعی است ؛ یعنی اعلان ولایت امیر المؤمنین و هم عملی نمادین یعنی بیان شروط هدایت و زعامت امت اسلام . در بیانات مقام معظم رهبری هم تقوم و تجلی این دو امر مهم را در عبارات مختلف و متعددی می توان یافت که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم :1_ ... در سوره ى مبارک مائده قبل از آیه ى «الیوم اکملت»، این آیه ى مبارک است: «الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون»؛ امروز روز یأس و ناامیدى دشمنان است؛ یعنى معیار مشخص شد، شاخص معلوم شد؛ امت هر وقت بخواهند، هر وقت چشم خود را بر حقیقت باز کنند، شاخص را خواهند دید، معیار را مشاهده خواهند کرد، تردیدى باقى نخواهد ماند. اهمیت غدیر این است.[3]2_ .... مسئله ى غدیر این است؛ یعنى نشان دهنده ى جامعیت اسلام و نگاه به آینده و آن چیزى که در هدایت و زعامت امت اسلامى شرط است. آن چیست؟ همان چیزهایى که شخصیت امیرالمؤمنین، مظهر آنهاست: یعنى «تقوا»، «تدین»، «پایبندى مطلق به دین»، «ملاحظه ى غیر خدا و غیر راه حق را نکردن»، «بى پروا در راه خدا حرکت کردن»، «برخوردارى از علم»، «برخوردارى از عقل و تدبیر»، «برخوردارى از قدرت عزم و اراده»؛ این یک عمل واقعى و در عین حال نمادین است. امیرالمؤمنین را با همین خصوصیات نصب کردند، در عین حال این نماد زعامت امت اسلامى در طول عمر اسلام - هر چه که بشود - همین عمل است؛ یعنى نماد زعامت و رهبرى اسلامى در طول زمان همین است، همان چیزى که در انتخاب الهى امیرالمؤمنین تحقق پیدا کرد. غدیر، یک چنین حقیقتى است[4]. در جایی دیگر هم چنین نتیجه می گیرند که غدیر در مرحله اول روز ولایت است و ثانیاً روز ولایت امیرالمؤمنین . که متأسفانه مرحله نخست پیام غدیر در دفاع از غدیر و ولایت مورد غفلت واقع شده است و از اثرات این غفلت دور شدن امت اسلامی از یکدیگر و فراهم شدن زمینه برای برنامه ریزی دشمنان اسلام نسبت به تفرقه افکنی میا ...

ادامه مطلب  

جایگاه ولایت و کتاب خدا در طرح جامع نبوی (ص) چیست ؟ / شریعت بدون امام؛ می تواند پوششی برای ولایت باطل باشد / امام، محور و حقیقت دین است  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف رجانیوز : امام حسین(ع) کشتی نجات امت است که با دو بال شور و شعور، انسان را به اوج کمالات الهی می رساند. ایام عزاداری اباعبدالله(ع) که همگان برای درک شور حسینی (ع) سر از پا نمی شناسند، شایسته است به بال دوم و مهم تر این کشتی نجات یعنی معارف حسینی(ع) توجه ویژه ای شود. نشر و مطالعه سخنرانی های پر مغز علما قدمی در راستای نشر معارف حسینی (ع) است.آنچه پیش رو دارید ششمین جلسه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در دهه اول محرم الحرام سال 96 در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه) برگزار شده است. ایشان در این بحث بیان می کنند آن چیزی که در طرح وجود مقدس نبی اکرم محور است، حقیقت ولایت و حقیقت امام علیه السلام است. اگر در دین الهی شرایع را اصل قرار دهیم آن وقت ممکن است این شرایع در مسیر حاکمیت باطل یک پوششی بر حاکمیت باطل بشوند. قرآن هم مانند امام در جامعه دینی محور می باشد. قرآن یک حقیقتی است که یک منزله آن شرایع و دستورات و مناسک و آداب است که مراتب دیگری هم دارد. جامعه مومنین با سیر در درجات قرآن به کمال خودش می رسد. جامعه عصر ظهور که جامعه موعود ماست، جامعه ای است که قرآن در آن محقق شده و این جامعه صورت تحقق یافته قرآن و صورت تنزل یافته ولایت امام علیه السلام است...امام؛ محور و حقیقت دینبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(توبه/119)، طرحی را وجود مقدس نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای اداره جوامع بشری و اداره جامعه مومنین از ناحیه خدای متعال آوردند که جامع همه آن چیزی است که انبیاء گذشته داشتند و در یک نگاه برنامه انبیاء الهی هم بخشی از آن برنامه جامع وجود مقدس نبی اکرم برای اداره عالم است و انبیاء الهی هم پرچمداران راه حضرت در طول تاریخ هستند. این برنامه به لحاظ عرصه و میدان، ناظر به تمام عوالم عرضی و طولی ای که ما با آنها مواجهیم می باشد. این برنامه وجود مقدس نبی اکرم بر محور خلافت الهی و امام علیه السلام است و آن اتفاقی که باید در باطن انسانها و در جوامع انسانی باید بیافتد تا انسانها به مقصد برسند، این است که باید بر محور امام قرار بگیرند. شریعت نازله ولایت امام است و اینطور نیست که دین شریعت محور باشد و مناسک اصل باشند.آن چیزی که در طرح وجود مقدس نبی اکرم محور است، حقیقت ولایت و حقیقت امام علیه السلام است. امامت و امام [محور] این طرح هستند. و این شرایع مثل نماز و روزه و حج و جهاد و دیات و حدود و قصاص و از اول تا آخر فقه که بسیار هم لازم و ضروری است و مهم است، مناسک حرکت بر مدار امام علیه السلام هستند. سعادت و رشد انسان و جوامع به این است که صبغه امام پیدا کنند و تجلی امام واقع بشوند. انسان عادل انسانی است که تمام قوای او تحت تعلیم و هدایت امام است. انسان عادل بر محور امام حرکت می کند. امام علیه السلام از نظر قرآن کلمه عدل و کلمه هدایت و کلمه نور است و اینطور نیست که عدل یک قواعدی است که امام علیه السلام مجری آن باشد. امام علیه السلام مجری نیست. امام خودشان کلمه عدل هستند و البته تحقق عدل هم به این است که امام جاری بشود؛ اگر در قوای انسان ولایت امام به نحو تناسب جاری شد این انسان، عادل می شود؛ اگر در جامعه ای همه شئون بر محور امام علیه السلام بود این جامعه عادله است.شریعت بدون امام؛ پوششی برای ولایت باطلاگر شما دین را شریعت محور کردید گرچه شرایع لازم هستند و حتی هیچ مکروهی را نمی شود کم و زیاد کرد چه برسد به حرام؛ و هیچ مستحبی را نمی شود کم و زیاد کرد تا چه رسد به واجبات؛ زیرا شرایع ضروری هستند؛ اما اگر شرایع را اصل قرار دادید آن وقت ممکن است این شرایع در مسیر حاکمیت باطل یک پوششی بر حاکمیت باطل بشوند؛ یعنی ممکن است آنها از شما بیشتر نماز بخوانند و در اجرای بعضی از حدود و احکام بیشتر اهتمام بورزند؛ اما اینها معیار تحقق جامعه اسلامی نیست. ممکن است یک شخصی بیش از مومنین به مناسک ملتزم باشد اما اینها که ملاک رشد انسان نیست. این شرایع، در واقع مناسک تحقق ولایت امام هستند و اگر شما اینها را از امام جدا کردید و در یک فرد یا جامعه ای بدون امام اجرا کردید، هیچ رشدی برای انسان و جامعه نمی آورند و برعکس، پوششی برای باطن ناسالم می شوند؛ زیرا آنچه در جامعه جاری می شود ولایت باطل در پوشش بعضی از شرایع است.اتفاقی که بعد از حضرت در صدر اسلام افتاد، همین بود. چه بسا اینها توجیهی برای برنامه باطل دشمن بشوند. من الان نمی خواهم نقد بکنم، فقط یک اشاره ای می کنم. الان مظاهر تمدن غرب به تدریج در جامعه ما آمد. یک نزاعی هم در اول بوده که آیا ما اجازه بدهیم اینها وارد بشوند یا نه؛ اما در هر صورت آمدند و در جامعه ما فراگیر شدند. این مظاهری که در جامعه ما فراگیر شدند کم کم توجیه دینی هم پیدا کردند؛ مثلاً بانک آمد و کار خودش را می کند، نظام پولی سرمایه داری آمد و کار خودش را در کشورهای اسلامی می کند و توجیه اسلامی هم می شود. مدل سیاسی غرب آمد و توجیه اسلامی هم می شود؛ یعنی دموکراسی و لیبرالیسم اقتصادی آمدند و تدریجاً توجیه هم می شوند. انقلاب صنعتی آمد و توجیه شد. مدل شهرسازی ما تمام مظاهر شهر غربی را دارد؛ یعنی قبله اش کالیفرنیا و شهرهای بزرگ غربی است. غربیها فرهنگ و فلسفه و علوم و فناوریهای خودشان را ایجاد کردند و نظریه خودشان را تبدیل به یک امر مجسد و محققی در امریکا کردند و بعد آن را الگوی جوامع بین الملل کردند؛ قبله شهرها الان آنجاست؛ یعنی تجسد و فیزیک شهر را رو به آنجا می سازند. آنجا واقعاً قبله است و مدلشان را از آنجا می گیرند که چطور شهر را بسازیم و اداره کنیم؛ گویا بهترین اداره شهر در آنجا است که آن را قبله قرار می دهند و به سمت آن حرکت می کنند. الگویی که الان برای اداره جوامع اسلامی در سطح کلان به کار برده می شود همان الگوی توسعه غربی است؛ یعنی قبله این شهرها و برنامه ریزی برای جوامع، تمدن غربی و به اصطلاح آن مدینه فاسدی است که آنها به پا کردند و چه بسا اینها را توجیه فقهی هم کردند.بنابراین اگر اصل بر شریعت قرار بگیرد، حتی ممکن است یک جایی شریعت پوشش دستگاه باطل هم بشود؛ البته حقیقت شریعت اسلام به هیچ وجه قابل جمع با ولایت باطل نیست، ولی اگر شما اصل را در دین بر شریعت گذاشتید و گفتید: معیار جامعه دینی این است که در آن به احکام عمل بشود، [نتیجه اش همین است؛] البته به احکام هم باید عمل بشود؛ یعنی اگر در جامعه ای به احکام عمل نشد و تلاشی هم برای عمل نشود، صبغه دینی این جامعه کامل نیست؛ ولی معیار اصلی این نیست.نجات پیروان امام عادل و عذاب پیروان امام جائردر حیات فرد هم همینطور است. انسان اهل ولایت حتماً باید به یک یک احکام عمل کند. معنی ندارد یک انسانی مومن باشد و نسبت به حتی یک حکم خدای متعال لاابالی باشد. بی مبالاتی با دین جمع نمی شود. ما دو دسته روایات داریم که یک دسته از روایات به شدت بر همین احکام تأکید می کند. یک بابی در روایات در کتاب ایمان و کفر است و مفصل بیان می کند که حضرات معصومین فرمودند که بروید متقی بشوید و به احکام عمل کنید و ترک محرمات کنید و واجبات را انجام بدهید و این شئون و حدود را رعایت کنید؛ و الا ما کاری برای شما نمی کنیم. گاهی هم در روایات متعددی ائمه علیهم السلام فرمودند که اگر کسی دنبال امام عادل برود و بلغزد توبیخ نمی شود؛ ولو اینکه نباید بلغزد و کمال این است که کسی که دنبال امام عادل می رود جا پای امام بگذارد و نلغزد؛ ولی اگر کسی دنبال امام عادل حرکت می کند، لغزشهایش مورد مغفرت است. از آن طرف هم اگر کسی دنبال امام جائر حرکت می کند، حسناتش هم مقبول نیستند. فرمودند «لَا دِینَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَایَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّه»(1)، اگر کسی دنبال امام جائر حرکت کرد، اصلاً دین ندارد. امام جائر کسی است که از طرف خدا نیست و خودش پا در میدان گذاشته و می خواهد زندگی بشر را اداره کند؛ مثل طواغیت که خودشان را محور قرار می دهند و من الله نیستند؛ یعنی از طرف خدای متعال حقیقتی به آنها عطا نشده و مأموریتی ندارند که بیایند و عالم را بسازند؛ ولو هرچقدر هم به مناسک عمل بکند.ابن ابی یعفور به امام صادق عرض کرد: یابن رسول الله من با مردم معاشرت دارم و زندگی و رفت و آمد می کنم؛ خیلی از کسانی که دور و بر شما هستند واقعاً هم به شما ایمان دارند ولی در عمل کوتاهی می کنند و بعضی گناهان از آنها سر می زند و در بعضی عبادات و وظایف کوتاهی می کنند. از آن طرف هم یک عده ای هستند که شما را قبول ندارند و با مخالفین شما همراهند و آنها را به امامت و پیشوایی قبول دارند؛ ولی اعمالشان خوب است. اهل امانت و صدق هستند. در جواب او تعبیر حضرت خیلی تند است؛ یک نگاه شبه غضب آلود به او کردند و مثل این که می خواهند یک مطلب جدی را بفرمایند روی دو زانو نشستند و فرمودند: «لَا دِینَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَایَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلَایَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ» آن که دنبال امام عادل می رود اگر در یک جایی لغزید، سرزنش نمی شود و آن که دنبال امام اصلاً اهل دین و خداپرستی نیست و ارتباطی با دین الهی ندارد. ابن ابی یعفور که از مقربان حضرت هم می باشد می گوید که من بیشتر تعجب کردم؛ بعد حضرت به قرآن احتجاج کردند و فرمودند: خدای متعال در قرآن به همین مطلب اشاره کرده فرموده «اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»(بقره/257) یعنی اگر یک جایی اگر تاریکی آنها را بگیرد، خدای متعال آنها را به سمت خدا هدایت می کند و با نور توبه آنها را از ظلمات ذنوب نجات می دهد و پاک می کند؛ و از آن طرف پیروان امام جائر را اگر اسلامی هم داشته باشند یا چیزی هم در وجود آنها باشد از وادی نور بیرون می روند. ما از این دست روایات را داریم که گاهی از این هم تندتر است و می فرماید «إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَنْ یُعَذِّبَ أُمَّةً دَانَتْ بِإِمَامٍ لَیْسَ مِنَ اللَّه»(2)، خدای متعال هیچ حیایی نمی کند که آن عده ای که دنبال امام جائر بودند را عذاب کند ولو در عمل فردی شان حدود را رعایت کنند؛ و به عکس خدای متعال حیا می کند که آنهایی که دنبال امام عادل می روند را عذاب کند ولو در عمل فردی شان گاهی لغزش داشته باشند.محور سنجش خوبی انسانهادر روایات از یک طرف به شدت روی مسئله محور دین داری تأکید می کنند. از آن طرف هم یک بابی در روایات داریم که تأکید می کند باید تقوا داشته باشید و ما برای شما کاری نمی کنیم. میان اینها هیچ تعارضی نیست و کاملاً قابل جمع است؛ زیرا دو مطلب را توضیح می دهند: یکی آنکه جلوی این انحراف که مومن می تواند لاابالی باشد و عمل لازم نیست را می گیرد . این انحراف در تاریخ از صدر اسلام هم بوده و اهل بیت هم به شدت با مسامحه و بی مبالاتی در عمل مواجهه کردند و فرمودند: ما برای شما کاری نمی کنیم یعنی اگر بی مبالات شدید، دیگر مومن نیستید. کسی که معتقد به امام ائمه است نمی تواند نسبت به شرایع بی مبالات باشد. حتماً باید شرایع و حتی مستحبات را هم رعایت کند. در رساله ها نوشتند که اگر کسی از باب بی اهمیتی به نماز جماعت نمی رود، این معصیت است. نافله شب هم مثل نماز جماعت است و این کوچک شمردن معصیت است. بی مبالاتی نسبت به شریعت با ایمان و ولایت مداری جمع نمی شود. این دسته روایات می خواهد جلوی این انحراف که اسمش را غلو می گذارند، را بگیرد. این انحراف است که آدم بگوید: کسی که ولایت ائمه را قبول داشت، لازم نیست عمل داشته باشد. حضرت فرمودند که اگر مومن هستید باید به فروع ما که همین شرایع و مناسک هستند ملتزم باشید. اگر ترک ولایت دشمنان ما را می کنید باید از مناسک ولایت آنها که محرمات و مکروهات است دوری کنید.یک انحراف دیگر هم این است که وقتی می خواهیم ارزیابی کنیم اصل را عمل قرار بدهیم. آنهایی که بیشتر نماز می خوانند و بیشتر روزه می گیرند و در محراب می ایستند و از شب تا صبح سجده و رکوع می روند؛ گرچه که مومن هم باید اینطوری باشد، ولی این معیار سنجش برای سنجیدن برای خوب بودن یک آدم کافی نیست که نگاه کنیم این آدم چقدر به مناسک عمل می کند. معیار اصلی ایمان است. باید ببینید در کدام جبهه است و دنبال کدام امام حرکت می کند و متمسک به کدام امام است.این یک انحراف است که کسی خیال کند فرع جای اصل می نشیند. فرع هیچ وقت جای اصل نمی نشیند. فروع در جای خودشان مهم هستند و اگر کسی اصول را داشت، باید فروع را هم داشته باشد؛ ولی اگر اصول را نداشت فروع برایش کاری نمی کند. از یک جایی به بعد فرق نمی کند که چه کاری بخواهد انجام بدهد. به یک مرزی می رسد که دیگر هر عملی انجام می دهد علی السویه است. در روایات فرمودند «سَوَاءٌ عَلَى مَنْ خَالَفَ هَذَا الْأَمْرَ صَلَّى أَوْ زَنَى‏»(3) یعنی کسی که در مرحله عداوت با ما بود هر کاری بکند علی السویه می شود.نمی خواهم آن طرف را تأئید بکنم که عمل لازم نیست؛ برعکس شریعت و مناسک مهم هستند و جامعه دینی جامعه ای است که به احکام اسلامی در آن عمل بشود و به هیچ فرعی نباید بی مبالاتی و بی اهمیتی بشود. بی اهمیتی برابر هر فرعی برابر بی اهمیتی نسبت به اصل است. بی مبالاتی نسبت به هر دستوری از دستورات امام بی مبالاتی نسبت به خود امام است. حضرت فرمود که اگر کسی نماز را سبک بشمارد ما را سبک شمرده است. کسی که نماز را استخفاف کند ما را استخفاف کرده است. استخفاف و کوچک شمردن احکام محل بحث نیست.توجیه فروع دین در راستای ولایت طاغوت در دین شریعت محوراگر در یک برنامه ریزی و تدبیر اجتماعی فروع اصل شد این جامعه می تواند بلغزد، می تواند خیلی از فروع باشد ولی باطن جامعه، باطن فاسدی باشد؛ کما این که همین کار را کردند، نماز جماعتها برقرار بود اما چیزی که نبود باطن دین بود؛ زیرا اینها توجیه می شوند. قبله شهرها قبله اروپایی می شود و همانطور ساخته می شوند؛ تفریحات شهر، مدل تغذیه و پارکها را توجیه می کنیم؛ برجها و شهرهایی که عمودی و به صورت متمرکز ساخته می شوند؛ نوع تغذیه و فست فودها، و همه اینها را توجیه کردیم و گفتیم: این که حرام نیست، آن که حرام نیست؛ و مثل آنها زندگی می کنیم. وقتی که می خواستند به زور لباسها را متحدالشکل کنند، در مقابل آن مقاومت شد اما کم کم لباس عمومی مسلمانها شد. بعد هم گفتیم که تشبه به کفار نیست و حلال است. آنها برنامه ریزی می کنند و صورتهایی را متناسب با باطن خودشان درست می کنند؛ شما اگر تشبه به آنها پیدا کردید کم کم باطنتان هم مثل آنها می شود. آنها صورتگری می کنند و ما مثل آنها می شویم و وقتی عمومی شد دیگر حلال می شود؛ این چه جور حلال کردن است که آدم بگوید وقتی همه شبیه شدید عیب ندارد و این تشبه به کفار نیست! این هم تشبه است.یک جامعه وقتی ساخته می شود، اصل آن جریان حقیقت ولایت و خلافتی است که در این جامعه جاری می شود؛ و اگر بر مدار آن خلافت است باید مناسک و شرایعش هم رعایت و عمل بشود؛ اما نباید مناسک و ظواهر را جای باطن گرفت، گرچه هم ظواهر باید دینی باشد و هم باطن جامعه باید دینی باشد. برنامه ریزی یک جامعه باید در مدار و معیار خلافت الهیه اتفاق بیافتد، بر مدار شرایع بخواهد اتفاق بیافتد اگرچه که رسالت جامعه دینی عمل به احکام است و بی مبالاتی نسبت به هیچ حکمی جایز نیست. اگر حاکمیتی نسبت به یک حکم بی مبالات شد، دیگر حاکمیت دینی نیست. کما این که اگر مومنی نسبت به یک حکم خدا بی مبالاتی کند دیگر مومن نیست و از دایره ایمان بیرون می رود.این که ادعا می کنند جامعه بی دین تر از قبل هم شده، اصلاً یک ادعایی [است که هیچ دلیلی ندارد] به ملانصرالدین گفتند: وسط زمین کجاست؟ میخ خرش را کوبید و گفت همین جا است. گفتند: به چه دلیل این حرف را می گویی؟ گفت: اگر قبول نداری وجب کن. کسانی که می گویند: جامعه بی دین تر شده دلیل آن را هم بفرمایند که ما بدانیم؛ آیا به خاطر همین مجالس است که یکی از آنها هم نبود؛ یا به خاطر ام ...

ادامه مطلب  

قاب قطع نامه 598 و زبان تفسیر ما  

درخواست حذف این مطلب
قطعنامه 598 سازمان ملل در 30 تیرماه 1366 به تصویب رسید و ایران در 27 تیرماه 1367 رسماً آن را پذیرفت. مدتی بعد، آتش بس بین ایران و عراق برقرار شد و سرانجام در 18 آذر 1371 عراق بعنوان کشور متجاوز شناخته شد.فاصله زمانی بین تصویب این قطع نامه و پذیرش آن از طرف جمهوری اسلامی ایران این پرسش را مطرح می کند که چه دلایل و عواملی در این تأخیر دخالت داشته اند.سؤال مهم این است که اگر در پذیرش قطع نامه 598 بیش از این تأخیر می شد، چه اتفاقی رخ می داد؟در 22 مرداد ماه 1367، محمدجواد لاریجانی، معاون وقت بین الملل وزارت امور خارجه، در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی با اشاره به همین موضوع گفت: «ما باید دو مطلب را از هم جدا کنیم. نخست تصمیم ما در زمینه پایان هر چه سریع تر درگیری ها» از این سخن معلوم می شود که در آن هنگام ختم تشنج اولویت پیدا کرده بود و در مقطعی به این نکته رسیدیم که ختم تشنج حقیقتاً ضروری است.به نظر می آمد قطع نامه 598 می تواند یکی از معقول ترین وسیله های ختم تشنج باشد. به علاوه در آن زمان مسیر دیگری آماده نبود. اگر دنبال راهکار های دیگری می گشتیم، باید منتظر می ماندیم تا زمینه هایی آماده شود. اما راهکار قطع نامه آماده بود؛ طرح اجرایی آن حاضر بود؛ از نظر بین المللی مقبول به شمار می آمد و طبیعی بود که قطع نامه 598 وسیله ختم تشنج انتخاب شود.زمان پذیرش قطع نامه 598 در کالبد شکافی دلایل قبول آن می تواند راهگشا باشد. حجه الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، امام جمعه موقت تهران و جانشین وقت فرماندهی کل قوا، در خطبه های نماز جمعه تهران در 28 مردادماه 1367 با بجا ارزیابی کردن زمان پذیرش قطع نامه دلیل آن را غرور ملی دانسته و می گوید: «از دیدگاه دیگر، ما به مسائلی رسیدیم که آن موقع (چند ماه زودتر از پذیرش قطع نامه) نمی رسیدیم. رفع ادعای جنگ طلبی ما و صلح طلبی عراق، از جمله دستاوردهایی بود که پس از پذیرش قطع نامه 598 در زمان فعلی به دست آمد». صرف نظر از زمان پذیرش قطع نامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، دلایل مختلف پذیرش آن از جمله دلایل سیاسی بسیار با اهمیت هستند. البته، دلایل اقتصادی و نظامی و ملاحظات دیگر نیز در پذیرش قطع نامه مزبور نقش داشتند، اما به نظر می رسد دلایل سیاسی وجه غالب این روند محسوب می شوند. هرچند تاکنون مسئولان رسمی کشور دلایل سیاسی آن را به صورت رسمی و روشن اعلام نکرده اند، اما از محتوای اظهارات آنها می توان استنباط کرد که تحولات بین المللی و منطقه ای نیز از جمله دلایل پذیرش این قطع نامه بوده اند.در 21 مردادماه 1367، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت کشور، در خطبه های نماز جمعه تهران عنوان کردند: «اعلام قبول قطع نامه از طرف جمهوری اسلامی ایران دو فایده اساسی داشت: اول این که، آتش بس را به صلاح انقلاب و کشور دانستیم و دوم این که، با اعلام قبول قطع نامه، ماهیت رژیم عراق علی رغم ادعاهای صلح طلبی، آشکار شد و تحولات بعدی اصالت هر دو مصلحت را مشخص ساخت... رژیم عراق در مقابل این حرکت غیرمنتظره جمهوری اسلامی ایران درماند. اگر طالب پوشاندن چهره جنگ طلب خود بود، باید آتش بس را قبول می کرد. اگر می خواست زیربار نرود، چهره منافقانه این رژیم افشا می شد و این هر دو به نفع کشور ما بود». به دنبال پذیرش قطع نامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، نظامیان عراقی حملات خود را به مناطق تحت اختیار ایران متوقف نکردند. این امر گویای آن است که مسئولان جمهوری اسلامی در برآوردهای خود مبنی بر جنگ طلب بودن عراق در نزد افکار عمومی جهان موفق عمل کردند و در واقع، یکی از دلایل سیاسی پذیرش قطع نامه نیز ناظر بر همین موضوع است.در روزهای پایانی جنگ، پیروزی های نسبی محدود ارتش عراق در مناطق جنگی این موضوع را در ذهن برخی از تحلیلگران سیاسی و نظامی ایجاد کرده بود که جمهوری اسلامی قطع نامه مزبور را از سر استیصال و ضعف پذیرفته است، اما حجه الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین وقت فرمانده کل قوا، یک روز پس از پذیرش قطع نامه 598 گفت: «در روزهای آینده، در حدی که دشمن نتواند سوء استفاده کند، مردم عزیز ایران در جریان امور قرار خواهند گرفت... این تصمیم تحقیقاً در جهت مصالح اسلام و امت برداشته شده و هیچ گونه شبهه ای از ضعف و ناتوانی در آن نیست». رفسنجانی شرایط جدیدی را که به پذیرش قطع نامه 598 و قبول آتش بس منجر شد این چنین بیان می کند: «مسائل فراوانی وجود دارد و مهم ترین آن این است که کفر جهانی و استکبار در این مقطع تصمیم گرفته اند که به طور جدی، از پیروزی سریع ما جلوگیری کنند و پافشاری ما در این مقطع ممکن است منجر به خسارات فوق العاده ای برای مردم ما و مردم عراق شود که در محاسبه مان آن چیزها را فعلاً مصلحت ندیدیم». به دنبال پذیرش قطع نامه 598، آیت الله خامنه ای نیز به آن دسته از مردم و رزمندگانی که قبول قطع نامه را به معنی عقب نشینی یا عدول از مواضع قبلی قلمداد کردند، چنین پاسخ دادند: «... آنچه امروز لازم است گفته شود این است که پذیرفتن این نقطع نامه به معنای برگشت از شعارهای انقلاب اسلامی نیست و انشاءالله نه چند سال بعد، بلکه به همین زودی ها دلایل واقعی پذیرش قطع نامه به اطلاع مردم خواهد رسید». درباره دیگر دلایل سیاسی پذیرش قطع نامه برخی از کارشناسان خارجی اظهاراتی مطرح کرده اند که به دلیل عدم شناخت کافی از واقعیت های سیاسی و تصمیم گیران جمهوری اسلامی چندان با واقعیت مطابقت ندارد.دیدگاه رابین رایت، کارشناس مسائل منطقه، در گفت و گو با رادیو آمریکا از جمله این اظهار نظرهاست. این گفت وگو یک روز پس از پذیرش قطع نامه، انجام شد. به اعتقاد وی نا امیدی ایران از راه حل نظامی و نیز وضعیت اقتصادی و تحولات اخیر جبهه های جنگ در این تصمیم گیری مؤثر بودند. نتیجه گیری از چنین اظهارنظری آن است که ایران با توجه به حمایت های گسترده بین المللی از عراق، راه حل نظامی برای پایان جنگ را منتفی دانسته و وضعیت اقتصادی کشور نیز در این تصمیم مؤثر بوده است. البته، به دلیل آن که هنوز پس از پانزده سال از پایان جنگ، چنین اظهاراتی به صورت رسمی تأیید یا تکذیب نشده اند، نمی توانند مبنای درستی داشته باشند.اما به رغم این اظهارنظر، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور و رئیس شورای عالی دفاع در زمان جنگ، چنین استدلال کرده اند: «اگر تا به حال آتش بس را قبول نکرده ایم، علت آن این بود که مهاجم هنوز تأدیب نشده بود. باید تمامی همفکران صدام در می یافتند که چنین تجاوزی چه پیامدی دارد و دنیا اکنون فهمیده است و ملت ایران بدون تردید یک قدرت نظامی و سیاسی است.» از طرف دیگر، علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه، ضمن اشاره به توهم عراقی ها درباره قطع نامه 598 می نویسد: «پذیرش قطع نامه از سوی ایران این توهم را در عراقی ها پدید آورد که ایران ضعیف شده است؛ لذا دوباره رجز خوانی های ابتدای جنگ را آغاز کردند. پس دو هفته تلاش کردیم و در برابر باج خواهی های عراق پایداری کردیم تا توانستیم آتش بس را بگیریم. وقتی به تهران برگشتم بعضی از دولت مردان به من گفتند تو که آتش بس را به دست آوردی، موضوع عقب نشینی را هم یکباره حل می کردی. این نشان می داد که بعضی از همکاران ما در دولت راجع به ماهیت حکومت عراق هم چنان دچار خوش باوری بودند». در هر حال، هرچند هنوز بین عراق و ایران آتش بس و صلح کامل برقرار نشده است، اینک، همان طور که مسئولان کشور عنوان کرده اند، ثابت شده است که تأخیر بیش از اندازه در پذیرش قطع نامه، لطمه های جبران ناپذیری به کشور وارد می کرد. ارتش عراق همانطور که در هنگام جنگ و نیز در جنگ خلیج فارس مشخص شد، در آستانه دست یافتن به سلاح های اتمی تاکتیکی قرار داشت و در استفاده از سلاح های شیمیایی نیز هیچگونه تردیدی نداشت. تهدید عراق در بیانیه ای که در تاریخ 23 مرداد 1367 منتشر کرد به خوبی نمایانگر این نکته است که در صورت تأخیر در پذیرش قطعنامه، پیامدهای بسیار تلخی در انتظار مردم ایران بود . مردمی که کیلومترها از مناطق جنگی دور بودند و حقوق بین الملل عدم تعرض به آنان را به رسمیت شناخته بود.در هر صورت، قطعنامه 598 با تدبیر حضرت امام(ره) پذیرفته شد. با این تصمیم هرچند مردم و رزمندگان شگفت زده شدند اما امام خمینی(ره )، بنیانگذار جمهوری اسلامی، به آنها سفارش کردند: «این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند که هرچند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست». در نهایت هم پس از برقراری آتش بس رسمی بین ایران و عراق در مرداد 1367 پس از گذشت بیش از چهارسال از 27 تیر 1367 در تاریخ 18 آذر 1371 سازمان ملل متحد رژیم عراق را بعنوان تجاوزگر به خاک جمهوری اسلامی به جهانیان معرفی کرد، اقدامی که بسیار می توانست سالها پیش از این و در همان آغاز جنگ تحمیلی صورت بگیرد که متاسفانه بنا به دلایلی که چندان هم نامعلوم نیست این اقدام در نهایت بسیار دیر انجام شد.در آن برهه از زمان مردم، مسئولان و رسانههای گروهی از پرداختن به جزئیات دلایل سیاسی پذیرش قطع نامه 598 خودداری کردند، اما به نظر می رسد در حال حاضر، در صورتی که مصلحت کشور اجازه دهد، مسئولان خواهند توانست به طور شفاف، شرایط آن روز کشور، فشارهای بین المللی برای در انزوا قرار دادن جمهوری اسلامی و نیز در تنگنا قرار دادن ایران از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی را برای مردم و افکار عمومی تبیین کنند تا از هر گونه قضاوت شتاب زده و نارسا اجتناب شود.مجموعه ای که در مقابل شما قرار دارد، حاصل تحلیل قطعنامه 598 از زوایای مختلف است که شاید بخشی از دلایل پذیرش را بیان نماید.در تحلیل پذیرش قطعنامه از سوی امام خمینی ضروری است قبل از طرح قبول و پذیرش موضوعی دردناک به نام «جام زهر» به بسترها و زمینه های پیشین آن اشاره گردد.اینک پس از گذشت دو دهه از پذیرش قطعنامه 598 باید تبیین شود که براستی چه عواملی به وجود آمد که امام خمینی راهی غیر از پذیرش در مقابل خود ندید و به حکمیت رقیب تن داد؟ برای پاسخ صحیح این سؤال بایستی به دور از حب و بغض ها و مصلحت نگری ها در رفتارهای مدیران سیاسی و فرماندهان نظامی در عرصه دفاع مقدس دقت نمود تا حقیقت مطلب بر ملا گردد.مسلماً این تحلیل در صدد بیان حلقه های مفقودة تحلیل از چرایی قبول قطعنامه توسط امام خمینی می باشد. براین اساس برای تبیین موضوع باید به یک بعد از ابعاد امام تنها اشاره ننمود بلکه منظومه فکری امام می تواند به حل این معما کمک نماید.با نگاهی به تاریخ جنگ تحمیلی هشت ساله در می یابیم که اولین دستاورد فرهنگی دفاع مقدس، «توسعه اندیشه ولایت فقیه در جهان» و تأثیر آن در هدایت جنگ و مدیریت درگیری با کفر است، اصل اندیشه ولایت فقیه را می‏توان از مدخل مباحث فقهی مورد گفتگو قرارداد و بدنبال ارزیابی ادله نقلی برای اثبات ولایت فقیه بود آنهم در چارچوبه‏ای که در پیشفرضهای مسایل فقهی، فرض بل تعریف شده است. هرچند از این زاویه می‏توانیم بحث مطلوبی را مورد بررسی قرار دهیم ولی فعلاً این موضوع، مورد نظر ما نیست.همچنین می‏توان اندیشه ولایت فقیه را از مدخل «مبانی کلامی و سیاسی» بررسی نمود. این نیز یک بحث بسیار گسترده و طولانی را طلب می‏کند که در اینجا ضرورتاً به زاویه‏ای از آن اشاره می‏کنم:اصولاً اصل مدیریت و مهندسی اجتماعی در هیچ شأنی از شئون حیات اجتماعی تعطیل‏پذیر نیست؛ یعنی نه اینگونه است که حیات جامعه نسبت به شأنی از شئون آن قابل تعطیل شدن باشد و نه بگونه‏ای است که بتوان این امر را بدون یک مدیریت و مهندسی اجتماعی سامان داد. لذا هم جامعه رو به تکامل دارد و دائماً روابط آن در حال پیچیده‏تر شدن است و هم این تکامل بر اساس یک هماهنگی واقع میشود که می‏تواند ارکان مختلف جامعه را در مسیر این تکامل با هم هماهنگ نماید.حال با توجه به همین دو نکته کافی است که ما ضرورت مدیریت اجتماعی را در تمامی شئون حیات اجتماعی بپذیریم؛ یعنی «ولایت» و سرپرستی که شئون مختلف را بر یک محور تنظیم و بین آنها تناسب ایجاد میکند باید بگونه‏ای عمل کند تا پرورش اجتماعی در هیچ مرتبه‏ای تعطیل نشود و یا همچون اشکال کاریکاتوری، صورت ناهماهنگی بخود نگیرد. این هماهنگی تکامل اجتماعی برپایه یک «مدیریت تاریخی و اجتماعی» واقع میشود. بنابراین این نوع مدیریت، ضرورت بقاء جوامع انسانی است.نکته دوم این است که این مدیریت یا بر پایه عبودیت و بندگی خدای متعال است و هماهنگی شئون اجتماعی را برای توسعه تقرب بندگی و پرستش حضرت حق سامان میدهد یا اینکه مدیریتی است که بر مبنای عبودیت و پرستش نیست و این هماهنگ‏سازی را بر پایه توسعه پرستش دنیا سازماندهی میکند. با این وصف فرض سومی وجود ندارد چون مبنای این اداره و مهندسی اجتماعی یا عبودیت است و یا این عنصر حیاتبخش در آن ملحوظ نیست. اگر این اداره بر مبنای عبودیت الهی شکل نگرفت حتماً انگیزه حاکم بر چنین توسعه‏ای، انگیزه میل به دنیا خواهد بود. پس مقدمه دوم این است که چون مدیریت اجتماعی نمی‏تواند بدون یک هدف یک انگیزه مطرح شود لاجرم یا بایست آن انگیزه را به توسعه تعبد و بندگی تعریف نمائیم یا آنکه انگیزه حاکم بر آن حتماً نیل بدنیا از همین‏جاست که می‏توان کلیه نظامهای حکومتی و مدیریتی را که حاکم بر تاریخ بشریتند به دو دسته تقسیم نمود: 1 - نظامهای «مدیریت الهی» که تحت مدیریت، اشراف و تعالیم انبیاء الهی و اوصیاء معصوم(س) آنها هستند و بدنبال ایجاد یک بستر اجتماعی برای توسعه کلمه توحید و عبودیت خدای متعال می‏باشند. 2 - نظامهای «مدیریت مادی» و ضد دینی که تجلّی مدیریت فراعنه تاریخند و قطب مخالف انبیاء الهی(ع) محسوب می‏شوند.تا بدین جا به دو مقدمه «ضرورت حکومت» و «ضرورت جهتگیری حکومت» اشاره نمودم که ضرورت حکومت برای ایجاد هماهنگی در توسعه تاریخی زندگی بشر است و ضرورت جهتگیری برای تعیین هدف این توسعه. بر پایه این دو ضرورت است که می‏توان حکومتها را به دو قسم تقسیم نمود. حال اگر پذیرفتیم جوامع انسانی دارای حکومتند و این حکومت هم یا مادی است و یا الهی و معلوم شد که هماهنگی همه شئون زندگی هم بر عهده حکومت و حاکمیت است، آنگاه می‏توان نتیجه‏گیری کرد که هر زاویه از زوایای زندگی اجتماعی که تحت مدیریت و ولایت دینی واقع میشود - یعنی مدیریتی که میخواهد این زاویه را بستر تقرب و بندگی خدای متعال و توسعه کلمه توحید قرار بدهد - حتماً مورد تاخت‏وتاز و هجوم قدرتهای مادی و توسعه دنیاپرستی قرار می‏گیرد تا بتواند وجود خود را بر چنین جوامعی تحمل کند. از این مدخل، حکومت و مدیریت دینی برای ایجاد هماهنگی اجتماعی در مسیر قرب الهی، ضرورت و قطعیت می‏یابد چون اصولاً هدایت تکامل اجتماعی برای تکامل کلمه توحید و پرستش خدای متعال در زندگی اجتماعی بشر، رسالت حکومت دینی است و تعطیل شدن آن بمعنای توسعه حکومت مادی و پذیرش سلطه حکومت غیر الهی بر روابط «سیاسی، فرهنگی و اقتصادی» جامعه است. از دیگر سو چون نمی‏توان مدیریت کفر را بر توسعه حیات انسانی پذیرفت، ضرورتاً نقطه مقابل آن، باید «حکومت دینی» پذیرفته شود.بر این اساس می‏توان مدعی شد اندیشه «ولایت فقیه» بر پایه دو اندیشه استوار است: 1 - ضرورت حکومت 2 - درگیری دو نوع حاکمیت در طول تاریخ که توسعه هریک موجب تضییق دیگری است. بر اساس این اندیشه، بنیان ولایت فقیه بر بنیان حکومت دینی است که این حکومت هم در عصر غیبت، قهراً در شکل حکومت عالم آگاه و متعهد نسبت به دین، تفسیر میشود. به دیگر بیان اگر ضرورت حکومت دینی در عصر غیبت پذیرفته شد آنگاه نظام قدرتی که برای حکومت دینی تعریف میشود، ساختاری خواهد بود که بر محور «عدالت» و «فقاهت» شکل می‏گیرد. در این حال این دو امر جزء ضوابط مناصب اجتماعی بشمار می‏رود چون بنابراین که این حکومت، دینی باشد.با بیان مطلب اخیر، سه اصل مورد دقت قرار گرفت: اصل اول پیرامون ضرورت حکومت اجتماعی و لزوم مهندسی و مدیریت توسعه بود چون این توسعه تعطیل‏پذیر نیست و اصولاً بدون هماهنگی واقع نمیشود.اصل دوم از ضرورت حکومت دینی از زاویه ضرورت جهتگیری در حکومت و مدیریت سخن می‏گفت به اینکه جهتگیری یا بسوی توسعه قرب است و یا در جهت توسعه پرستش دنیا؛ و البته هیچیک از این دو روند هم تعطیل‏پذیر نیست.وبالاخره اصل سوم به این مطلب اشعار داشت که چون اصل توسعه ضرورت دارد و اصل جهتگیری هم بر آن حاکم است لذا هرجا که پای مدیریت دینی در کار نباشد عملاً حضور مدیریت کفر غیرقابل اجتناب می‏باشد. پس مدیریت دینی برای مهندسی اجتماعی در جهت توسعه تقرب، یک ضرورت محسوب می‏شود. این مدیریت دینی در عصر غیبت رسول اکرم(ص) و اوصیاء معصومش(س) بر مدار فقاهت و عدالت شکل میگیرد؛ یعنی ساختار نظام قدرت، مقیّد به «آگاهی» و «تعهد» دینی است.حال بر اساس این تفسیر از ولایت فقیه، اولین امری که حکومت دینی بایست در سایه ولایت فقیه انجام دهد، «توسعه کلمه توحید» در عالم است چون اساساً ولایت فقیه بعنوان یک تئوری قدرت در سطح جهانی مطرح است نه یک تئوری قدرت در سطح منطقه‏ای یا ملّی؛ تا آنگاه سخن از مرزهای جغرافیای سیاسی بمیان آید! این چیزی نیست جز تئوری توسعه کلمه توحید در سراسر دنیا که عهده‏دار گسترش بندگی خدا در تمامی کره خاک و منزوی کردن دولت کفر در تمامی اشکال آن است. این تفسیر از ضرورت حکومت، در متن خود تفسیری از رسالت حکومت دینی را ارائه می‏دهد. تمامی این معانی براحتی از کلمات حضرت امام(ره) نیز مشهود است. اصولاً تئوری ولایت فقیه که توسط امام راحل(ره) ارائه گردید تئوری توسعه قدرت دینی در دنیاست که آنرا برای هدایت بشریت یک ضرورت میدانند بگونه‏ای که هرگاه این نوع مدیریت، توسعه پیدا نکند، نقطه مقابل آن که توسعه کفر است حتماً واقع میشود. کاملاً از کلمات معظم‏لّه می‏توان چنین تفسیری را از بنیان ولایت فقیه استفاده کرد.نقش «دفاع مقدس» در توسعه قدرت جهانی اسلامبنابراین درگیری دو قطب قدرت در عالم و رابطه متقابل بین توسعه هریک و انزوای دیگری، مبنای اندیشه ولایت فقیه امام(ره) است. برپایه این اندیشه بود که حضرت امام(ره) انقلاب اسلامی را در ایران به پیروزی رساندند و در قدم بعد و پس از تسخیر قدرت در ایران، هجوم به کفر جهانی را آغاز کردند و شرق و غرب را مورد تاخت و تاز قرار دادند؛ بویژه ایشان پس از تسخیر لانه جاسوسی، درگیری با کفر بین‏المللی را آشکار کردند. ایشان این اندیشه را در مقام عمل یک گام فراتر از درگیری استبداد منطقه‏ای به درگیری با کفر بین‏المللی کشاندند. این حرکت رفته‏رفته موجب شد تا انقلاب اسلامی به مرحله‏ای از توسعه سیاسی در دنیا نائل شود و از مرزهای جغرافیای ایران فراتر رود. طبیعی است که دشمن نیز آرام نگیرد و راهکار جنگ تمام عیار نظامی را از طریق یکی از کشورهای همسایه گزینش کند. از این منظر، جنگ هشت‏ساله، نبرد دو کشور بر سر خاک یا مرز جغرافیایی نیست بلکه به اعتقاد ما انقلاب اسلامی ایران توانست یک تئوری بر پایه ضرورت توسعه حکومت دینی به تمامی اقطاب عالم ارائه دهد و با تعقیب این تئوری در عمل، گام اول را در نفی استبداد شاهنشاهی در ایران و گام دوم را در هجوم همه‏جانبه به قدرتهای کفرآلود در سطح بین‏المللی - بخصوص هجوم به «سازمان ملل» که سازمان مرکز مدیریت قدرتهای استکباری در عالم پس از جنگ دوم جهانی است - بردارد. حضرت امام(ره) هجوم انقلاب را پس از تسخیر دولت و تأمین قدرت در ایران، به این کانونهای قدرت بین‏المللی سرایت دادند که همگی برپایه تئوری ولایت فقیه ایشان بود، البته امام راحل(ره) تمامی این مواضع را در قدم اول بیان نکردند بلکه گام‏به‏گام پیش رفتند و تدریجاً در جای خود تک‏تک آنها را مطرح نمودند.مبنای این نظریه صرفاً در احتیاج جامعه اسلامی به حاکمیت دولت دینی خلاصه نمی‏شد بلکه در آن، اندیشه تقابل دو قطب قدرت در عالم و ضرورت توسعه یکی برای محو دیگری دائماً گوشزد می‏گردید. این نگاه امام(ره) به ولایت فقیه بود و همین را هم در عمل دنبال میکردند و در عین حال بعنوان یک تکلیف الهی حق حاکمیت، مدیریت و مشروعیت تصمیم‏گیری فقیه جامع‏الشرایط عادل نسبت به توسعه اسلام در عصر غیبت را هم برای خود قائل و معتقد بودند. این مشروعیتی است که خدای متعال به چنین مدیریتی عطا فرموده است.طبیعی است اگر ما ضرورت قدرت و توسعه حکومت را بپذیریم و اگر بناست دین، اداره بشر را در امور اجتماعی برعهده بگیرد باید تنفیذ تصمیم‏گیریهای نظام مدیریتی که برپایه فقاهت و عدالت شکل می‏گیرد نیز از جانب خداوند متعال باشد. اما نکته مهم این است که مدیریت ولی‏فقیه بر پایه اهواء نیست؛ چون شرط اول اعمال ولایت از سوی فقیه، عدالت و شرط دوم آن، فقاهت است لذا این امر مقیّد به تعهد به دین برپایه «فقه حکومت» است. همین فقه است که می‏بایست جامعه را اداره کند. بالطبع تصمیماتی که برای توسعه قدرت بر پایه فقه حکومت گرفته می‏شود معتبر خواهد بود. البته اساسی‏ترین اصل فقه حکومت هم اصل توسعه قدرت اسلام در عالم است. یعنی اولین اصلی که در فقه حکومت مطرح است اصل توسعه ضرورت است. این توسعه بایست به ساختار قدرت تبدیل شود تا عملاً قالب حکومتی ایجاد شود. با این وصف اصل توسعه قدرت اسلام، عزت مسلمین، آبرومندی اسلام در نظر مردم، عزت روزافزون آن در دنیا همگی جلوه‏هائی از مهمترین اصل فقه حکومت است.حضرت امام(ره) صاحب این اندیشه هستند؛ اندیشه‏ای که ریشه در بنیان «کلامی» دارد، اصولاً از این منظر هم می‏توان یک نگاه اعتقادی به مسئله داشت و هم تحلیل جامعه‏شناسانه دقیق از تکامل اجتماعی و توسعه تحول قدرت. ایشان بر پایه همین اندیشه با کفر بین‏المللی درگیر شدند و در عین حال قدرت را در یک محدوده خلاصه نکردند، این واقعیت به جوهره تئوری مزبور بازگشت دارد که از ولایت فقیه تفسیر جدیدی در سایه حکومت دینی ارائه می‏دهد. به تعبیر بهتر تئوری حکومت دینی، هم بر پایه یک جامعه‏شناسی و هم یک فلسفه تاریخ خاص استوار شده است. لذا هم مبنای کلامی دارد هم مبنای فلسفه تاریخ و هم مبانی جامعه‏شناختی که همگی اینها ...

ادامه مطلب  

غفلت از مساله فلسطین؛ مهمترین دلیل حمایت از تکفیری ها  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه سیاست- هادی رضائی: جهان زمانی رنگ و روی عدالت و دادگری را خواهد دید که ستمگری رخت بر بندد و دادخواهان به ستم ستیزان روی آورند، چرا که بی نفی ستم نمی توان امید به دادخواهی و عدالت گرایی داشت.اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی مسئله ای است که سالهاست توجه جهانیان را معطوف خود کرده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) همگان منتظر بودند تا ببینند ایشان چه موضعی در این باره می گیرند، رهبر کبیر انقلاب در روز ۱۶ مرداد سال ۱۳۵۸ مصادف با سیزدهم رمضان ۱۳۹۹ همزمان با شروع دور تازه ای از جنایات بی رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین کردند و عموم مسلمین جهان را به همبستگی اسلامی در این روز بزرگ فراخواندند.در آستانه روز جهانی قدس برای آشنایی بیشتر با ابعاد مسئله فلسطین و دلایل اهمیت بزرگداشت روز جهانی قدس با سردار رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به گفتگو نشستیم.وی در این رابطه گفت: امام خمینی (ره) با درایت و آینده نگری که داشتند برای اینکه تمام امت اسلامی را پیگیر موضوع فلسطین کنند و فلسطین را مسئله اول جهان اسلام کنند، البته تقدس هم به موضوع حمایت مردم از ملت مظلوم فلسطین بدهند و به گونه ای جغرافیای اسلام را در کل جهان علیه رژیم صهیونیستی بسیج کنند آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس معرفی کردند.تصور من این است که امام راحل با این رویکرد که مشارکت مسلمانان و همه آزاداندیشان و مخالفان ظلم و ستم را متوجه مسئله فلسطین کند، این روز را روز جهانی قدس نامید. از سوی دیگر به لحاظ موقعیت زمانی، ماه مبارک رمضان در نزد مسلمان از یک تقدس خاص و بالایی برخوردار است. تلاقی تقریبی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شب های قدر بر معنویت این موضوع می افزاید. امام با این مجموعه شرایط این نامگذاری هوشمندانه را انجام داده اند.متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: دلیل نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان از سوی حضرت امام خمینی (ره) به عنوان روز قدس چیست؟ قبل از هر چیزی باید یاد کنیم از امام راحل، بنیانگذار جمهوری اسلامی برای این نامگذاری هوشمندانه ای که خیر و برکت بسیاری برای رهایی ملت مظلوم فلسطین از ظلم، جور و ستم رژیم اشغالگر قدس داشته است.موضوع اشغال فلسطین به ۷۰ سال قبل برمی گردد؛ یعنی اگر از پیروزی انقلاب اسلامی ۳۷ سال گذشته باشد در همین حدود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این اشغال گری اتفاق افتاده است. همواره در کشورهای اسلامی و به ویژه در کشورهای عربی، برای ایجاد یک هم افزایی علیه رژیم صهیونیستی نامگذاری هایی در گذشته و در سرزمین فلسطین صورت گرفته بود اما این نامگذاری ها محدود به مردم فلسطین و کشورهای عربی بود.نامگذاری امام راحل بسیار هوشمندانه استامام خمینی (ره) با درایت و آینده نگری که داشتند برای اینکه تمام امت اسلامی را پیگیر موضوع فلسطین کنند و فلسطین را مسئله اول جهان اسلام کنند، البته تقدس هم به موضوع حمایت مردم از ملت مظلوم فلسطین بدهند و به گونه ای جغرافیای اسلام را در کل جهان علیه رژیم صهیونیستی بسیج کنند آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس معرفی کردند.تصور من این است که امام راحل با این رویکرد که مشارکت مسلمانان و همه آزاداندیشان و مخالفان ظلم و ستم را متوجه این مسئله فلسطین کند، این روز را روز جهانی قدس نامید از سوی دیگر به لحاظ موقعیت زمانی، ماه مبارک رمضان در نزد مسلمان از یک تقدس خاص و بالایی برخوردار است. تلاقی تقریبی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شب های قدر بر معنویت این موضوع می افزاید. امام با این مجموعه شرایط این نامگذاری هوشمندانه را انجام داده است.همه ساله در ماه مبارک رمضان توجه جهانیان به مسئله فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی معطوف می شود، در کلیه تلاش هایی که برای آزادی قدس شریف و حمایت از مردم مظلوم فلسطین در طی ۷۰ سال گذشته صورت گرفته است روز جهانی قدس یک برجستگی خاصی را داشته و دلیل عمده آن این است که برآمده از گفتمان یک انقلاب اسلامی بزرگ توسط یک عالم و فقیه برجسته است که همه افکار عمومی به صداقت، شهامت، اخلاص و استحکام در کلام و عمل این مرد الهی در مبارزه با رژیم صهیونیستی و امریکا اذعان می کند.امام خمینی (ره) رهبری انقلابی را برعهده داشتند که یکی از بزرگترین رژیم های حامی صهیونیست و آمریکا را در جهان ساقط کرده بود و همگان منتظر بودند ببینند امام در مورد مسئله فلسطین چه موضعی می گیرد. البته ایشان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب در کنار مبارزه با رژیم پهلوی، پرچم مبارزه با رژیم جعلی صهیونیست را نیز در دست داشتند. ایشان حتی در مجوزی که برای برداشت از وجوهات شرعی برای مبارزه با شاه داده بودند اجازه برداشت را برای مبارزه با رژیم صهیونیستی را نیز صادر کردند.شاید این جمله موشه دایان وزیر جنگ رژیم صهیونیتسی گویای عظمت این موضوع است که وقتی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ در ایران پیروز شد موشه دایان گفت ایران یک زلزله بسیار قدرتمندی بود که اتفاق افتاده که پس لرزه های آن اسرائیل را خراب خواهد کرد. پیوند میان آرمان های انقلاب اسلامی و آرمان آزادی فلسطین بسیار گسترده و عمیق است.همانطور که می دانید دشمنی با یک رژیم که مورد حمایت ابرقدرت هاست برای یک انقلاب نوپا می تواند تبعات زیادی داشته باشد به نظر شما روز قدس و حمایت از آرمان فلسطین، چه تأثیری بر منافع ملی و سیاست خارجه جمهوری اسلامی داشته است؟ سیاست خارجی جمهوری اسلامی، براساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است.انقلاب اسلامی یک زلزله بزرگ است که پس لرزه های آن رژیم اسرائیل را نابود خواهد کردرژیم صهیونیستی می دانست که انقلاب اسلامی ایران علیه آنهاست و بنابر اعلام موشه دایان پیروزی انقلاب اسلامی یک زلزله بزرگ است که پس لرزه های آن رژیم اسرائیل را نابود خواهد کرد. این دو تعبیر دارد، یکی اینکه این سخنان احساس خطر این مسئول از وقوع انقلاب اسلامی در ایران را نشان می دهد و منظر دوم آنچه رژیم صهیونیستی تمام امکانات و قدرت اقتصادی دیپلماتیک خود را آماده و مهیا برای رویارویی با انقلاب اسلامی می داند.رویارویی رژیم صهیونیستی با انقلاب اسلامی یعنی رویارویی با ملت شریف ایران، که به تازگی از شر یک رژیم وابسته به آمریکا رها شده است. اگر به سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نگاه کنیم تقریباً در همه توطئه ها علیه ملت ما از قبیل مسئله قومی و قبیله ای و ایجاد گروهک دست سازی مانند منافقین و حمایت هایی که از رژیم بعث و صدام داشتند و همچنین تلاش در جهت ایجاد اختلاف میان ایران و کشورهای همسایه رد پای رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس که سازنده اصلی رژیم صهیونیستی است به خوبی مشاهده می شود.شاید تا قبل از ترور دانشمندان هسته ای توسط اسرائیل خیلی ها در خصوص تقابل جدی رژیم صهیونیستی ابهام داشتندشاید تا قبل از ترور دانشمندان هسته ای توسط اسرائیل خیلی ها در خصوص تقابل جدی رژیم صهیونیستی ابهام داشتند. اما زمانی که همگان دیدند این رژیم افرادی را آموزش داده و مجهز کرد تا دانشمندان هسته ای را در خیابان ها ترور کند، این تقابل صهیونیست ها با منافع ایران به خوبی روشن شد اما واقعیت مطلب این است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ضدیت و دشمنی صهیونیست همواره وجود داشته است. در سالهای اخیر نیز همواره می بینیم که رژیم صهیونیستی به صورت علنی انقلاب اسلامی را تهدید می کند و تمام ظرفیت خود را برای مقابله با ملت ایران به کار گرفته است.اینکه نامگذاری روز قدس چه کمکی به منافع ملی ایران کرده است باید گفت برای عقب راندن رژیم صهیونیستی و فاصله گرفتن آنها از جغرافیای کشورمان و کم تأثیرسازی بحران های آنها برای انقلاب بسیار موثر بود. باید گفت این یک واقعیت است که اگرچه راهبرد امام، راه حلی برای حمایت از ملت فلسطین یک وظیفه شرعی و دینی است اما به صورت جدی توأم شده با منافع ملی ایران، رژیم صهیونیستی دشمن فلسطینی ها، امت اسلامی و به طور خاص ملت ایران است. بسته شدن سفارت این رژیم در ایران بعد از پیروزی انقلاب و بازگشایی سفارت فلسطین نشان دهنده این رویارویی و تقابل است.قطعاً روز جهانی قدس و حمایت از مردم فلسطین توانسته پشتیبانی امت اسلامی را در حمایت از آرمان امام راحل جاری و ساری سازد اگرچه ایران اسلامی گاهی با حکام منطقه مشکلاتی را داشته اما این یک واقعیت است که آزادی قبله اول مسلمانان خواست عموم امت اسلامی است و زمانی که امام خمینی صادقانه پرچم حمایت از ملت مظلوم فلسطین را در دست گرفت طبیعی است که امت اسلامی از او حمایت کند شاید جدی ترین لحظه بروز حمایت امت اسلامی از امام راحل را در مرتد اعلام کردن سلمان رشدی می توان دید که همه افکار عمومی و علما اسلام از شیعه و سنی از امام حمایت می کنند.حدود ۱۲۰ الی ۱۳۰ کشور جهان روز جهانی قدس را از طریق برگزاری راهپیمایی، نشست ها و میتینگ های سیاسی گرامی می دارند و این یعنی اجابت خواست امام برای برپایی روز قدس.انتخاب امروز قطعاً در جهت منافع ملی و دور شدن دشمنان از موقعیت جغرافیای ایران و هم هدف مقدسی است که این نامگذاری مدنظر امام راحل بود. یعنی توانمندسازی ملت فلسطین برای گرفتن حق خودش و مبارزه با رژیم صهیونیستی است. بالاخره تأسیس نیروی قدس سپاه که وظیفه آن توانمندسازی جریان مقاومت ضد صهیونیستی از جمله ملت فلسطین برای احقاق حق خودشان است و حمایت های همیشگی و دائمی رهبر معظم انقلاب از آرمان آزادی فلسطین یک واقعیت غیرقابل انکار است که با منافع ملی ایران نیز تطبیق پیدا کرده است.تأثیر انتخاب روز جهانی قدس در منطقه و جهان چه بوده و چه کمکی به مردم مظلوم فلسطین کرده است؟ مبارزات مردم فلسطین با رژیم صهیونیستی را باید به دو دوره، یعنی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم کرد. روند تحولاتی که می بینیم مردم مظلوم فلسطین مبارزات بسیاری با رژیم اشغالگر قدس داشته اند و به دست آوردهایی نیز دست پیدا کرده اند اما زمانی که پیمان کمپ دیوید بسته شد و مصر از جرگه حامیان فلسطین جدا شد واقعاً یک خلاء در حامیان آزادی فلسطین به وجود آمد. همین موضوع سازمان آزادی بخش فلسطین را به سمت دست برداشته شدن از مبارزه و مقاومت و روی آوردن و گفتگو و سازش با رژیم صهیونیستی برد.اگر مقطع قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را نگاه کنیم، رژیم صهیونیستی به هدفش که تثبیت قدرتش بود دست یافت. شعار آنها در آن زمان تثبیت رژیم صهیونیستی و تلاش در جهت گسترش سرزمین جغرافیایی و عمق نفوذی خود بود اما زمانی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست امام راحل با نامگذاری روز قدس و بازگشایی سفارت فلسطین و البته تأسیس نیروی قدس سپاه موجب شد تا راهبرد رژیم صهیونیستی که تصور می کرد تثبیت شده است به موضوع و بحث براندازی برگردد.مهمترین دستاورد روز جهانی قدس این بود که اجازه نداد موضوع فلسطین به فراموشی سپرده شوداگر بخواهیم مهمترین دستاوردهای روز قدس را برشمریم، به اعتقاد من مهمترین دستاورد روز جهانی قدس این بود که اجازه نداد موضوع فلسطین به فراموشی سپرده شود. همه ساله در روز جهانی قدس مسئله فلسطین برای نسل های آینده بشری و امت اسلامی مورد بازنگری و واکاوی قرار می گیرد.همواره در این ایام دیدگاه های مختلف در موافقت و مخالفت با مسئله فلسطین مطرح می شود و طرح این مسائل در عرصه رسانه ای و افکار عمومی و هزاران گزارش خبری و تحلیل هایی که نوشته می شود و البته حضور میدانی ملت های مختلف در راهپیمایی ها مانند ایران که دومین راهپیمایی سطح ملی کشورمان است بازتاب فراوانی دارد و در کشورهای افریقایی حضور تا یک میلیون نفر را در راهپیمایی ها داشته ایم و این در کنار مناظرات و میتینگ های مختلفی است که با موضوع فلسطین برگزار می شود و موجب می شود مسئله فلسطین هر سال زنده شود. این در حالی است که مهمترین استراتژی رژیم صهیونیستی این است که در نسل های آینده مسئله فلسطین به فراموشی سپرده شود.در کل می توان گفت روز جهانی قدس موجب می شود که با خواست ملت های اسلامی، حکومت ها حمایت های عملی خود را از فلسطین به عمل آورند. از طرفی شاهد الهام بخشی انقلاب اسلامی ودفاع مقدس و البته راهکارهایی که این حرکت های عظیم به ملت ها آموخته و به کارگیری این راهکارها موجب شده تا حمایت عملی و میدانی از آرمان آزادی فلسطین را به دنبال داشته باشیم.محصور شدن رژیم صهیونیستی در دیوارهای بلند بیانگر تأثیر مثبت روز جهانی قدساسرائیل یک روز مدعی بود که اگر تمام کشورهای عربی جمع شوند تازه می توانند با ارتش آنها بجنگند اما به برکت آموزه های امام راحل و انقلاب اسلامی و نامگذاری روز جهانی قدس و الهام بخشی دفاع مقدس شاهد بودیم در جنگ ۳۳ روزه یکی از کوچکترین کشورهای عربی توانست با رژیم صهیونیستی مقابله کند و به اعتراف همه کارشناسان نظامی برنده این نبرد باشد. این سناریو در رویارویی حماس با رژیم صهیونیستی در جنگ های ۵۲ روزه و ۲۱ روزه تکرار شد. این اعتماد به نفسی که فلسطینی ها و لبنانی ها برای رویارویی با رژیم صهیونیستی دارند از انقلاب اسلامی گرفته اند و دستاوردهایی که داشته اند رژیم صهیونیستی را از تفکر «نیل تا فرات» به اینجا رسانده که دور سرزمین محدودی که اشغال کرده را دیوار بلند بکشد. محصور شدن رژیم صهیونیستی بیانگر تأثیر مثبت روز جهانی قدس و حمایت های امام راحل و مقام معظم رهبری و امت اسلامی از فلسطین است. البته مردم فلسطین و غزه در سالهای اخیر برای تحقق آرمان فلسطین سختی های بسیاری را تحمل کردند.من فکر می کنم علی رغم کج فهمی هایی که وجود داشته جنگ های ۳۲ روزه و ۲۱ روزه می رفت که رژیم صهیونیستی را در یک انزوا قرار دهد و یک موقعیت ویژه را برای امت اسلامی رقم بزند اما موضوع بیداری اسلامی یا عربی که اتفاق افتاد دشمن از این اختلافات قومی و قبیله ا ی که وجود داشت و البته طراحی هایی که کرده بود برای تولید گروه های تکفیری و وهابی یا دسیسه های مختلف حدود ۶ سال است که توانسته درگیری را به جغرافیای کشورهای اسلامی برساند که نمونه های بارز آن در سوریه، عراق و یمن وجود دارد. این اقدامات و درگیری ها یک تنفس مصنوعی به رژیم صهیونیستی بود تا بتواند تجدید قوا کند.اگر به زمان قبل از بیداری اسلامی توجه کنید می بینید تمام نگاه ها متوجه مبارزه با رژیم صهیونیستی با محوریت مردم فلسطین و غزه بود. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که امروز این درگیریها به جغرافیای کشورهای اسلامی آمده و دشمن هم همواره تلاش می کند که بر این آتش در خرمن بدمد و به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزند هر چه این درگیری ها بیشتر شود قطعاً به تحقق آرمان آزادی فلسطین لطمه بیشتری می خورد و کمک ویژه ای به رژیم صهیونیستی است.من فکر می کنم تنها پتانسیلی که می تواند امت اسلامی را دور یک پرچم واحد جمع کند و همه نگاه ها را معطوف به یک آرمان مشترک و دشمن مشترک کند روز جهانی قدس و حمایت از مردم فلسطین است. زیرا ظلم و ستم رژیم صهیونیستی همچنان در سایه اختلافات در جهان اسلام ادامه دارد اگرچه ما شاهدیم که با توجه به پیشرفت های جبهه مقاومت به لطف خدا به زودی بساط خلافت خودخوانده داعش از سرزمین عراق و سوریه جمع می شود. حتماً یک بار دیگر نگاه ها معطوف فلسطین و دشمن مشترک یعنی رژیم صهیونیستی می شود.به اعتقاد من، روز جهانی قدس تنها ظرفیتی است که امت اسلامی می تواند حول آن جمع شود و از این خونریزی ها در جهان اسلام جلوگیری کند و با تقویت جبهه مقاومت بتواند ملت مظلوم فلسطین را به حق و حقوق خودشان برساند.مقام معظم رهبری در دیدار شرکت کنندگان در "کنگره جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام" در تبیین کارکردهای گروه های تکفیری در منطقه فرمودند یک نکته غیرقابل انکاری وجود دارد و آن این است که جریان تکفیر کاملاً در جهت نیات استکبار و صهیونیسم دارند حرکت می کنند. کار آنها در جهت هدف های آمریکا و دولتهای استعماری اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستی است. حال این پرسش مطرح می گردد که نفع آمریکا و متحدانش از جنایات گروه های تکفیری در کشورهایی همچون سوریه و عراق در جهت اهداف اسرائیل چیست؟ بدیهی است سیاست امنیتی که از سوی رژیم صهیونیستی و عربستان دنبال و ائتلاف بین سلفی های تکفیری و رژیم صهیونیستی برای تضعیف محور مقاومت از طریق سرنگونی بشار اسد در سوریه و تضعیف حزب الله در لبنان و سرنگونی دولت عراق پیگیری می شود، از جمله مهمترین راهبردهای امریکا برای تداوم حیات ننگین اسرائیل است.لذا در خصوص حمایت آمریکا از این گ ...

ادامه مطلب  

غفلت از مساله فلسطین؛ مهمترین دلیل حمایت از تکفیری ها است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه سیاست- هادی رضائی: جهان زمانی رنگ و روی عدالت و دادگری را خواهد دید که ستمگری رخت بر بندد و دادخواهان به ستم ستیزان روی آورند، چرا که بی نفی ستم نمی توان امید به دادخواهی و عدالت گرایی داشت.اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی مسئله ای است که سالهاست توجه جهانیان را معطوف خود کرده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) همگان منتظر بودند تا ببینند ایشان چه موضعی در این باره می گیرند، رهبر کبیر انقلاب در روز ۱۶ مرداد سال ۱۳۵۸ مصادف با سیزدهم رمضان ۱۳۹۹ همزمان با شروع دور تازه ای از جنایات بی رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین کردند و عموم مسلمین جهان را به همبستگی اسلامی در این روز بزرگ فراخواندند.در آستانه روز جهانی قدس برای آشنایی بیشتر با ابعاد مسئله فلسطین و دلایل اهمیت بزرگداشت روز جهانی قدس با سردار رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به گفتگو نشستیم.وی در این رابطه گفت: امام خمینی (ره) با درایت و آینده نگری که داشتند برای اینکه تمام امت اسلامی را پیگیر موضوع فلسطین کنند و فلسطین را مسئله اول جهان اسلام کنند، البته تقدس هم به موضوع حمایت مردم از ملت مظلوم فلسطین بدهند و به گونه ای جغرافیای اسلام را در کل جهان علیه رژیم صهیونیستی بسیج کنند آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس معرفی کردند.تصور من این است که امام راحل با این رویکرد که مشارکت مسلمانان و همه آزاداندیشان و مخالفان ظلم و ستم را متوجه مسئله فلسطین کند، این روز را روز جهانی قدس نامید. از سوی دیگر به لحاظ موقعیت زمانی، ماه مبارک رمضان در نزد مسلمان از یک تقدس خاص و بالایی برخوردار است. تلاقی تقریبی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شب های قدر بر معنویت این موضوع می افزاید. امام با این مجموعه شرایط این نامگذاری هوشمندانه را انجام داده اند.متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: دلیل نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان از سوی حضرت امام خمینی (ره) به عنوان روز قدس چیست؟ قبل از هر چیزی باید یاد کنیم از امام راحل، بنیانگذار جمهوری اسلامی برای این نامگذاری هوشمندانه ای که خیر و برکت بسیاری برای رهایی ملت مظلوم فلسطین از ظلم، جور و ستم رژیم اشغالگر قدس داشته است.موضوع اشغال فلسطین به ۷۰ سال قبل برمی گردد؛ یعنی اگر از پیروزی انقلاب اسلامی ۳۷ سال گذشته باشد در همین حدود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این اشغال گری اتفاق افتاده است. همواره در کشورهای اسلامی و به ویژه در کشورهای عربی، برای ایجاد یک هم افزایی علیه رژیم صهیونیستی نامگذاری هایی در گذشته و در سرزمین فلسطین صورت گرفته بود اما این نامگذاری ها محدود به مردم فلسطین و کشورهای عربی بود.نامگذاری امام راحل بسیار هوشمندانه استامام خمینی (ره) با درایت و آینده نگری که داشتند برای اینکه تمام امت اسلامی را پیگیر موضوع فلسطین کنند و فلسطین را مسئله اول جهان اسلام کنند، البته تقدس هم به موضوع حمایت مردم از ملت مظلوم فلسطین بدهند و به گونه ای جغرافیای اسلام را در کل جهان علیه رژیم صهیونیستی بسیج کنند آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس معرفی کردند.تصور من این است که امام راحل با این رویکرد که مشارکت مسلمانان و همه آزاداندیشان و مخالفان ظلم و ستم را متوجه این مسئله فلسطین کند، این روز را روز جهانی قدس نامید از سوی دیگر به لحاظ موقعیت زمانی، ماه مبارک رمضان در نزد مسلمان از یک تقدس خاص و بالایی برخوردار است. تلاقی تقریبی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شب های قدر بر معنویت این موضوع می افزاید. امام با این مجموعه شرایط این نامگذاری هوشمندانه را انجام داده است.همه ساله در ماه مبارک رمضان توجه جهانیان به مسئله فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی معطوف می شود، در کلیه تلاش هایی که برای آزادی قدس شریف و حمایت از مردم مظلوم فلسطین در طی ۷۰ سال گذشته صورت گرفته است روز جهانی قدس یک برجستگی خاصی را داشته و دلیل عمده آن این است که برآمده از گفتمان یک انقلاب اسلامی بزرگ توسط یک عالم و فقیه برجسته است که همه افکار عمومی به صداقت، شهامت، اخلاص و استحکام در کلام و عمل این مرد الهی در مبارزه با رژیم صهیونیستی و امریکا اذعان می کند.امام خمینی (ره) رهبری انقلابی را برعهده داشتند که یکی از بزرگترین رژیم های حامی صهیونیست و آمریکا را در جهان ساقط کرده بود و همگان منتظر بودند ببینند امام در مورد مسئله فلسطین چه موضعی می گیرد. البته ایشان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب در کنار مبارزه با رژیم پهلوی، پرچم مبارزه با رژیم جعلی صهیونیست را نیز در دست داشتند. ایشان حتی در مجوزی که برای برداشت از وجوهات شرعی برای مبارزه با شاه داده بودند اجازه برداشت را برای مبارزه با رژیم صهیونیستی را نیز صادر کردند.شاید این جمله موشه دایان وزیر جنگ رژیم صهیونیتسی گویای عظمت این موضوع است که وقتی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ در ایران پیروز شد موشه دایان گفت ایران یک زلزله بسیار قدرتمندی بود که اتفاق افتاده که پس لرزه های آن اسرائیل را خراب خواهد کرد. پیوند میان آرمان های انقلاب اسلامی و آرمان آزادی فلسطین بسیار گسترده و عمیق است.همانطور که می دانید دشمنی با یک رژیم که مورد حمایت ابرقدرت هاست برای یک انقلاب نوپا می تواند تبعات زیادی داشته باشد به نظر شما روز قدس و حمایت از آرمان فلسطین، چه تأثیری بر منافع ملی و سیاست خارجه جمهوری اسلامی داشته است؟ سیاست خارجی جمهوری اسلامی، براساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است.انقلاب اسلامی یک زلزله بزرگ است که پس لرزه های آن رژیم اسرائیل را نابود خواهد کردرژیم صهیونیستی می دانست که انقلاب اسلامی ایران علیه آنهاست و بنابر اعلام موشه دایان پیروزی انقلاب اسلامی یک زلزله بزرگ است که پس لرزه های آن رژیم اسرائیل را نابود خواهد کرد. این دو تعبیر دارد، یکی اینکه این سخنان احساس خطر این مسئول از وقوع انقلاب اسلامی در ایران را نشان می دهد و منظر دوم آنچه رژیم صهیونیستی تمام امکانات و قدرت اقتصادی دیپلماتیک خود را آماده و مهیا برای رویارویی با انقلاب اسلامی می داند.رویارویی رژیم صهیونیستی با انقلاب اسلامی یعنی رویارویی با ملت شریف ایران، که به تازگی از شر یک رژیم وابسته به آمریکا رها شده است. اگر به سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نگاه کنیم تقریباً در همه توطئه ها علیه ملت ما از قبیل مسئله قومی و قبیله ای و ایجاد گروهک دست سازی مانند منافقین و حمایت هایی که از رژیم بعث و صدام داشتند و همچنین تلاش در جهت ایجاد اختلاف میان ایران و کشورهای همسایه رد پای رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس که سازنده اصلی رژیم صهیونیستی است به خوبی مشاهده می شود.شاید تا قبل از ترور دانشمندان هسته ای توسط اسرائیل خیلی ها در خصوص تقابل جدی رژیم صهیونیستی ابهام داشتندشاید تا قبل از ترور دانشمندان هسته ای توسط اسرائیل خیلی ها در خصوص تقابل جدی رژیم صهیونیستی ابهام داشتند. اما زمانی که همگان دیدند این رژیم افرادی را آموزش داده و مجهز کرد تا دانشمندان هسته ای را در خیابان ها ترور کند، این تقابل صهیونیست ها با منافع ایران به خوبی روشن شد اما واقعیت مطلب این است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ضدیت و دشمنی صهیونیست همواره وجود داشته است. در سالهای اخیر نیز همواره می بینیم که رژیم صهیونیستی به صورت علنی انقلاب اسلامی را تهدید می کند و تمام ظرفیت خود را برای مقابله با ملت ایران به کار گرفته است.اینکه نامگذاری روز قدس چه کمکی به منافع ملی ایران کرده است باید گفت برای عقب راندن رژیم صهیونیستی و فاصله گرفتن آنها از جغرافیای کشورمان و کم تأثیرسازی بحران های آنها برای انقلاب بسیار موثر بود. باید گفت این یک واقعیت است که اگرچه راهبرد امام، راه حلی برای حمایت از ملت فلسطین یک وظیفه شرعی و دینی است اما به صورت جدی توأم شده با منافع ملی ایران، رژیم صهیونیستی دشمن فلسطینی ها، امت اسلامی و به طور خاص ملت ایران است. بسته شدن سفارت این رژیم در ایران بعد از پیروزی انقلاب و بازگشایی سفارت فلسطین نشان دهنده این رویارویی و تقابل است.قطعاً روز جهانی قدس و حمایت از مردم فلسطین توانسته پشتیبانی امت اسلامی را در حمایت از آرمان امام راحل جاری و ساری سازد اگرچه ایران اسلامی گاهی با حکام منطقه مشکلاتی را داشته اما این یک واقعیت است که آزادی قبله اول مسلمانان خواست عموم امت اسلامی است و زمانی که امام خمینی صادقانه پرچم حمایت از ملت مظلوم فلسطین را در دست گرفت طبیعی است که امت اسلامی از او حمایت کند شاید جدی ترین لحظه بروز حمایت امت اسلامی از امام راحل را در مرتد اعلام کردن سلمان رشدی می توان دید که همه افکار عمومی و علما اسلام از شیعه و سنی از امام حمایت می کنند.حدود ۱۲۰ الی ۱۳۰ کشور جهان روز جهانی قدس را از طریق برگزاری راهپیمایی، نشست ها و میتینگ های سیاسی گرامی می دارند و این یعنی اجابت خواست امام برای برپایی روز قدس.انتخاب امروز قطعاً در جهت منافع ملی و دور شدن دشمنان از موقعیت جغرافیای ایران و هم هدف مقدسی است که این نامگذاری مدنظر امام راحل بود. یعنی توانمندسازی ملت فلسطین برای گرفتن حق خودش و مبارزه با رژیم صهیونیستی است. بالاخره تأسیس نیروی قدس سپاه که وظیفه آن توانمندسازی جریان مقاومت ضد صهیونیستی از جمله ملت فلسطین برای احقاق حق خودشان است و حمایت های همیشگی و دائمی رهبر معظم انقلاب از آرمان آزادی فلسطین یک واقعیت غیرقابل انکار است که با منافع ملی ایران نیز تطبیق پیدا کرده است.تأثیر انتخاب روز جهانی قدس در منطقه و جهان چه بوده و چه کمکی به مردم مظلوم فلسطین کرده است؟ مبارزات مردم فلسطین با رژیم صهیونیستی را باید به دو دوره، یعنی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم کرد. روند تحولاتی که می بینیم مردم مظلوم فلسطین مبارزات بسیاری با رژیم اشغالگر قدس داشته اند و به دست آوردهایی نیز دست پیدا کرده اند اما زمانی که پیمان کمپ دیوید بسته شد و مصر از جرگه حامیان فلسطین جدا شد واقعاً یک خلاء در حامیان آزادی فلسطین به وجود آمد. همین موضوع سازمان آزادی بخش فلسطین را به سمت دست برداشته شدن از مبارزه و مقاومت و روی آوردن و گفتگو و سازش با رژیم صهیونیستی برد.اگر مقطع قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را نگاه کنیم، رژیم صهیونیستی به هدفش که تثبیت قدرتش بود دست یافت. شعار آنها در آن زمان تثبیت رژیم صهیونیستی و تلاش در جهت گسترش سرزمین جغرافیایی و عمق نفوذی خود بود اما زمانی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست امام راحل با نامگذاری روز قدس و بازگشایی سفارت فلسطین و البته تأسیس نیروی قدس سپاه موجب شد تا راهبرد رژیم صهیونیستی که تصور می کرد تثبیت شده است به موضوع و بحث براندازی برگردد.مهمترین دستاورد روز جهانی قدس این بود که اجازه نداد موضوع فلسطین به فراموشی سپرده شوداگر بخواهیم مهمترین دستاوردهای روز قدس را برشمریم، به اعتقاد من مهمترین دستاورد روز جهانی قدس این بود که اجازه نداد موضوع فلسطین به فراموشی سپرده شود. همه ساله در روز جهانی قدس مسئله فلسطین برای نسل های آینده بشری و امت اسلامی مورد بازنگری و واکاوی قرار می گیرد.همواره در این ایام دیدگاه های مختلف در موافقت و مخالفت با مسئله فلسطین مطرح می شود و طرح این مسائل در عرصه رسانه ای و افکار عمومی و هزاران گزارش خبری و تحلیل هایی که نوشته می شود و البته حضور میدانی ملت های مختلف در راهپیمایی ها مانند ایران که دومین راهپیمایی سطح ملی کشورمان است بازتاب فراوانی دارد و در کشورهای افریقایی حضور تا یک میلیون نفر را در راهپیمایی ها داشته ایم و این در کنار مناظرات و میتینگ های مختلفی است که با موضوع فلسطین برگزار می شود و موجب می شود مسئله فلسطین هر سال زنده شود. این در حالی است که مهمترین استراتژی رژیم صهیونیستی این است که در نسل های آینده مسئله فلسطین به فراموشی سپرده شود.در کل می توان گفت روز جهانی قدس موجب می شود که با خواست ملت های اسلامی، حکومت ها حمایت های عملی خود را از فلسطین به عمل آورند. از طرفی شاهد الهام بخشی انقلاب اسلامی ودفاع مقدس و البته راهکارهایی که این حرکت های عظیم به ملت ها آموخته و به کارگیری این راهکارها موجب شده تا حمایت عملی و میدانی از آرمان آزادی فلسطین را به دنبال داشته باشیم.محصور شدن رژیم صهیونیستی در دیوارهای بلند بیانگر تأثیر مثبت روز جهانی قدساسرائیل یک روز مدعی بود که اگر تمام کشورهای عربی جمع شوند تازه می توانند با ارتش آنها بجنگند اما به برکت آموزه های امام راحل و انقلاب اسلامی و نامگذاری روز جهانی قدس و الهام بخشی دفاع مقدس شاهد بودیم در جنگ ۳۳ روزه یکی از کوچکترین کشورهای عربی توانست با رژیم صهیونیستی مقابله کند و به اعتراف همه کارشناسان نظامی برنده این نبرد باشد. این سناریو در رویارویی حماس با رژیم صهیونیستی در جنگ های ۵۲ روزه و ۲۱ روزه تکرار شد. این اعتماد به نفسی که فلسطینی ها و لبنانی ها برای رویارویی با رژیم صهیونیستی دارند از انقلاب اسلامی گرفته اند و دستاوردهایی که داشته اند رژیم صهیونیستی را از تفکر «نیل تا فرات» به اینجا رسانده که دور سرزمین محدودی که اشغال کرده را دیوار بلند بکشد. محصور شدن رژیم صهیونیستی بیانگر تأثیر مثبت روز جهانی قدس و حمایت های امام راحل و مقام معظم رهبری و امت اسلامی از فلسطین است. البته مردم فلسطین و غزه در سالهای اخیر برای تحقق آرمان فلسطین سختی های بسیاری را تحمل کردند.من فکر می کنم علی رغم کج فهمی هایی که وجود داشته جنگ های ۳۲ روزه و ۲۱ روزه می رفت که رژیم صهیونیستی را در یک انزوا قرار دهد و یک موقعیت ویژه را برای امت اسلامی رقم بزند اما موضوع بیداری اسلامی یا عربی که اتفاق افتاد دشمن از این اختلافات قومی و قبیله ا ی که وجود داشت و البته طراحی هایی که کرده بود برای تولید گروه های تکفیری و وهابی یا دسیسه های مختلف حدود ۶ سال است که توانسته درگیری را به جغرافیای کشورهای اسلامی برساند که نمونه های بارز آن در سوریه، عراق و یمن وجود دارد. این اقدامات و درگیری ها یک تنفس مصنوعی به رژیم صهیونیستی بود تا بتواند تجدید قوا کند.اگر به زمان قبل از بیداری اسلامی توجه کنید می بینید تمام نگاه ها متوجه مبارزه با رژیم صهیونیستی با محوریت مردم فلسطین و غزه بود. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که امروز این درگیریها به جغرافیای کشورهای اسلامی آمده و دشمن هم همواره تلاش می کند که بر این آتش در خرمن بدمد و به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزند هر چه این درگیری ها بیشتر شود قطعاً به تحقق آرمان آزادی فلسطین لطمه بیشتری می خورد و کمک ویژه ای به رژیم صهیونیستی است.من فکر می کنم تنها پتانسیلی که می تواند امت اسلامی را دور یک پرچم واحد جمع کند و همه نگاه ها را معطوف به یک آرمان مشترک و دشمن مشترک کند روز جهانی قدس و حمایت از مردم فلسطین است. زیرا ظلم و ستم رژیم صهیونیستی همچنان در سایه اختلافات در جهان اسلام ادامه دارد اگرچه ما شاهدیم که با توجه به پیشرفت های جبهه مقاومت به لطف خدا به زودی بساط خلافت خودخوانده داعش از سرزمین عراق و سوریه جمع می شود. حتماً یک بار دیگر نگاه ها معطوف فلسطین و دشمن مشترک یعنی رژیم صهیونیستی می شود.به اعتقاد من، روز جهانی قدس تنها ظرفیتی است که امت اسلامی می تواند حول آن جمع شود و از این خونریزی ها در جهان اسلام جلوگیری کند و با تقویت جبهه مقاومت بتواند ملت مظلوم فلسطین را به حق و حقوق خودشان برساند.مقام معظم رهبری در دیدار شرکت کنندگان در "کنگره جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام" در تبیین کارکردهای گروه های تکفیری در منطقه فرمودند یک نکته غیرقابل انکاری وجود دارد و آن این است که جریان تکفیر کاملاً در جهت نیات استکبار و صهیونیسم دارند حرکت می کنند. کار آنها در جهت هدف های آمریکا و دولتهای استعماری اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستی است. حال این پرسش مطرح می گردد که نفع آمریکا و متحدانش از جنایات گروه های تکفیری در کشورهایی همچون سوریه و عراق در جهت اهداف اسرائیل چیست؟ بدیهی است سیاست امنیتی که از سوی رژیم صهیونیستی و عربستان دنبال و ائتلاف بین سلفی های تکفیری و رژیم صهیونیستی برای تضعیف محور مقاومت از طریق سرنگونی بشار اسد در سوریه و تضعیف حزب الله در لبنان و سرنگونی دولت عراق پیگیری می شود، از جمله مهمترین راهبردهای امریکا برای تداوم حیات ننگین اسرائیل است.لذا در خصوص حمایت آمریکا از این گ ...

ادامه مطلب  

غفلت از مساله فلسطین؛ مهمترین دلیل حمایت از تکفیری ها است  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :سخنگوی سپاه گفت: قدرت های استکباری در راستای غفلت از مسئله فلسطین از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند؛ حمایت و تجهیز گروه های تکفیری از جمله این تلاش هاست.اخبارگزاری مهر-گروه سیاست- هادی رضائی: جهان زمانی رنگ و روی عدالت و دادگری را خواهد دید که ستمگری رخت بر بندد و دادخواهان به ستم ستیزان روی آورند، چرا که بی نفی ستم نمی توان امید به دادخواهی و عدالت گرایی داشت.اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی مسئله ای است که سالهاست توجه جهانیان را معطوف خود کرده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) همگان منتظر بودند تا ببینند ایشان چه موضعی در این باره می گیرند، رهبر کبیر انقلاب در روز ۱۶ مرداد سال ۱۳۵۸ مصادف با سیزدهم رمضان ۱۳۹۹ همزمان با شروع دور تازه ای از جنایات بی رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین کردند و عموم مسلمین جهان را به همبستگی اسلامی در این روز بزرگ فراخواندند.در آستانه روز جهانی قدس برای آشنایی بیشتر با ابعاد مسئله فلسطین و دلایل اهمیت بزرگداشت روز جهانی قدس با سردار رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به گفتگو نشستیم.وی در این رابطه گفت: امام خمینی (ره) با درایت و آینده نگری که داشتند برای اینکه تمام امت اسلامی را پیگیر موضوع فلسطین کنند و فلسطین را مسئله اول جهان اسلام کنند، البته تقدس هم به موضوع حمایت مردم از ملت مظلوم فلسطین بدهند و به گونه ای جغرافیای اسلام را در کل جهان علیه رژیم صهیونیستی بسیج کنند آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس معرفی کردند.تصور من این است که امام راحل با این رویکرد که مشارکت مسلمانان و همه آزاداندیشان و مخالفان ظلم و ستم را متوجه مسئله فلسطین کند، این روز را روز جهانی قدس نامید. از سوی دیگر به لحاظ موقعیت زمانی، ماه مبارک رمضان در نزد مسلمان از یک تقدس خاص و بالایی برخوردار است. تلاقی تقریبی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شب های قدر بر معنویت این موضوع می افزاید. امام با این مجموعه شرایط این نامگذاری هوشمندانه را انجام داده اند.متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: دلیل نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان از سوی حضرت امام خمینی (ره) به عنوان روز قدس چیست؟ قبل از هر چیزی باید یاد کنیم از امام راحل، بنیانگذار جمهوری اسلامی برای این نامگذاری هوشمندانه ای که خیر و برکت بسیاری برای رهایی ملت مظلوم فلسطین از ظلم، جور و ستم رژیم اشغالگر قدس داشته است.موضوع اشغال فلسطین به ۷۰ سال قبل برمی گردد؛ یعنی اگر از پیروزی انقلاب اسلامی ۳۷ سال گذشته باشد در همین حدود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این اشغال گری اتفاق افتاده است. همواره در کشورهای اسلامی و به ویژه در کشورهای عربی، برای ایجاد یک هم افزایی علیه رژیم صهیونیستی نامگذاری هایی در گذشته و در سرزمین فلسطین صورت گرفته بود اما این نامگذاری ها محدود به مردم فلسطین و کشورهای عربی بود.نامگذاری امام راحل بسیار هوشمندانه استامام خمینی (ره) با درایت و آینده نگری که داشتند برای اینکه تمام امت اسلامی را پیگیر موضوع فلسطین کنند و فلسطین را مسئله اول جهان اسلام کنند، البته تقدس هم به موضوع حمایت مردم از ملت مظلوم فلسطین بدهند و به گونه ای جغرافیای اسلام را در کل جهان علیه رژیم صهیونیستی بسیج کنند آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس معرفی کردند.تصور من این است که امام راحل با این رویکرد که مشارکت مسلمانان و همه آزاداندیشان و مخالفان ظلم و ستم را متوجه این مسئله فلسطین کند، این روز را روز جهانی قدس نامید از سوی دیگر به لحاظ موقعیت زمانی، ماه مبارک رمضان در نزد مسلمان از یک تقدس خاص و بالایی برخوردار است. تلاقی تقریبی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شب های قدر بر معنویت این موضوع می افزاید. امام با این مجموعه شرایط این نامگذاری هوشمندانه را انجام داده است.همه ساله در ماه مبارک رمضان توجه جهانیان به مسئله فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی معطوف می شود، در کلیه تلاش هایی که برای آزادی قدس شریف و حمایت از مردم مظلوم فلسطین در طی ۷۰ سال گذشته صورت گرفته است روز جهانی قدس یک برجستگی خاصی را داشته و دلیل عمده آن این است که برآمده از گفتمان یک انقلاب اسلامی بزرگ توسط یک عالم و فقیه برجسته است که همه افکار عمومی به صداقت، شهامت، اخلاص و استحکام در کلام و عمل این مرد الهی در مبارزه با رژیم صهیونیستی و امریکا اذعان می کند.امام خمینی (ره) رهبری انقلابی را برعهده داشتند که یکی از بزرگترین رژیم های حامی صهیونیست و آمریکا را در جهان ساقط کرده بود و همگان منتظر بودند ببینند امام در مورد مسئله فلسطین چه موضعی می گیرد. البته ایشان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب در کنار مبارزه با رژیم پهلوی، پرچم مبارزه با رژیم جعلی صهیونیست را نیز در دست داشتند. ایشان حتی در مجوزی که برای برداشت از وجوهات شرعی برای مبارزه با شاه داده بودند اجازه برداشت را برای مبارزه با رژیم صهیونیستی را نیز صادر کردند.شاید این جمله موشه دایان وزیر جنگ رژیم صهیونیتسی گویای عظمت این موضوع است که وقتی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ در ایران پیروز شد موشه دایان گفت ایران یک زلزله بسیار قدرتمندی بود که اتفاق افتاده که پس لرزه های آن اسرائیل را خراب خواهد کرد. پیوند میان آرمان های انقلاب اسلامی و آرمان آزادی فلسطین بسیار گسترده و عمیق است.همانطور که می دانید دشمنی با یک رژیم که مورد حمایت ابرقدرت هاست برای یک انقلاب نوپا می تواند تبعات زیادی داشته باشد به نظر شما روز قدس و حمایت از آرمان فلسطین، چه تأثیری بر منافع ملی و سیاست خارجه جمهوری اسلامی داشته است؟ سیاست خارجی جمهوری اسلامی، براساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است.انقلاب اسلامی یک زلزله بزرگ است که پس لرزه های آن رژیم اسرائیل را نابود خواهد کردرژیم صهیونیستی می دانست که انقلاب اسلامی ایران علیه آنهاست و بنابر اعلام موشه دایان پیروزی انقلاب اسلامی یک زلزله بزرگ است که پس لرزه های آن رژیم اسرائیل را نابود خواهد کرد. این دو تعبیر دارد، یکی اینکه این سخنان احساس خطر این مسئول از وقوع انقلاب اسلامی در ایران را نشان می دهد و منظر دوم آنچه رژیم صهیونیستی تمام امکانات و قدرت اقتصادی دیپلماتیک خود را آماده و مهیا برای رویارویی با انقلاب اسلامی می داند.رویارویی رژیم صهیونیستی با انقلاب اسلامی یعنی رویارویی با ملت شریف ایران، که به تازگی از شر یک رژیم وابسته به آمریکا رها شده است. اگر به سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نگاه کنیم تقریباً در همه توطئه ها علیه ملت ما از قبیل مسئله قومی و قبیله ای و ایجاد گروهک دست سازی مانند منافقین و حمایت هایی که از رژیم بعث و صدام داشتند و همچنین تلاش در جهت ایجاد اختلاف میان ایران و کشورهای همسایه رد پای رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس که سازنده اصلی رژیم صهیونیستی است به خوبی مشاهده می شود.شاید تا قبل از ترور دانشمندان هسته ای توسط اسرائیل خیلی ها در خصوص تقابل جدی رژیم صهیونیستی ابهام داشتندشاید تا قبل از ترور دانشمندان هسته ای توسط اسرائیل خیلی ها در خصوص تقابل جدی رژیم صهیونیستی ابهام داشتند. اما زمانی که همگان دیدند این رژیم افرادی را آموزش داده و مجهز کرد تا دانشمندان هسته ای را در خیابان ها ترور کند، این تقابل صهیونیست ها با منافع ایران به خوبی روشن شد اما واقعیت مطلب این است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ضدیت و دشمنی صهیونیست همواره وجود داشته است. در سالهای اخیر نیز همواره می بینیم که رژیم صهیونیستی به صورت علنی انقلاب اسلامی را تهدید می کند و تمام ظرفیت خود را برای مقابله با ملت ایران به کار گرفته است.اینکه نامگذاری روز قدس چه کمکی به منافع ملی ایران کرده است باید گفت برای عقب راندن رژیم صهیونیستی و فاصله گرفتن آنها از جغرافیای کشورمان و کم تأثیرسازی بحران های آنها برای انقلاب بسیار موثر بود. باید گفت این یک واقعیت است که اگرچه راهبرد امام، راه حلی برای حمایت از ملت فلسطین یک وظیفه شرعی و دینی است اما به صورت جدی توأم شده با منافع ملی ایران، رژیم صهیونیستی دشمن فلسطینی ها، امت اسلامی و به طور خاص ملت ایران است. بسته شدن سفارت این رژیم در ایران بعد از پیروزی انقلاب و بازگشایی سفارت فلسطین نشان دهنده این رویارویی و تقابل است.قطعاً روز جهانی قدس و حمایت از مردم فلسطین توانسته پشتیبانی امت اسلامی را در حمایت از آرمان امام راحل جاری و ساری سازد اگرچه ایران اسلامی گاهی با حکام منطقه مشکلاتی را داشته اما این یک واقعیت است که آزادی قبله اول مسلمانان خواست عموم امت اسلامی است و زمانی که امام خمینی صادقانه پرچم حمایت از ملت مظلوم فلسطین را در دست گرفت طبیعی است که امت اسلامی از او حمایت کند شاید جدی ترین لحظه بروز حمایت امت اسلامی از امام راحل را در مرتد اعلام کردن سلمان رشدی می توان دید که همه افکار عمومی و علما اسلام از شیعه و سنی از امام حمایت می کنند.حدود ۱۲۰ الی ۱۳۰ کشور جهان روز جهانی قدس را از طریق برگزاری راهپیمایی، نشست ها و میتینگ های سیاسی گرامی می دارند و این یعنی اجابت خواست امام برای برپایی روز قدس.انتخاب امروز قطعاً در جهت منافع ملی و دور شدن دشمنان از موقعیت جغرافیای ایران و هم هدف مقدسی است که این نامگذاری مدنظر امام راحل بود. یعنی توانمندسازی ملت فلسطین برای گرفتن حق خودش و مبارزه با رژیم صهیونیستی است. بالاخره تأسیس نیروی قدس سپاه که وظیفه آن توانمندسازی جریان مقاومت ضد صهیونیستی از جمله ملت فلسطین برای احقاق حق خودشان است و حمایت های همیشگی و دائمی رهبر معظم انقلاب از آرمان آزادی فلسطین یک واقعیت غیرقابل انکار است که با منافع ملی ایران نیز تطبیق پیدا کرده است.تأثیر انتخاب روز جهانی قدس در منطقه و جهان چه بوده و چه کمکی به مردم مظلوم فلسطین کرده است؟ مبارزات مردم فلسطین با رژیم صهیونیستی را باید به دو دوره، یعنی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم کرد. روند تحولاتی که می بینیم مردم مظلوم فلسطین مبارزات بسیاری با رژیم اشغالگر قدس داشته اند و به دست آوردهایی نیز دست پیدا کرده اند اما زمانی که پیمان کمپ دیوید بسته شد و مصر از جرگه حامیان فلسطین جدا شد واقعاً یک خلاء در حامیان آزادی فلسطین به وجود آمد. همین موضوع سازمان آزادی بخش فلسطین را به سمت دست برداشته شدن از مبارزه و مقاومت و روی آوردن و گفتگو و سازش با رژیم صهیونیستی برد.اگر مقطع قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را نگاه کنیم، رژیم صهیونیستی به هدفش که تثبیت قدرتش بود دست یافت. شعار آنها در آن زمان تثبیت رژیم صهیونیستی و تلاش در جهت گسترش سرزمین جغرافیایی و عمق نفوذی خود بود اما زمانی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست امام راحل با نامگذاری روز قدس و بازگشایی سفارت فلسطین و البته تأسیس نیروی قدس سپاه موجب شد تا راهبرد رژیم صهیونیستی که تصور می کرد تثبیت شده است به موضوع و بحث براندازی برگردد.مهمترین دستاورد روز جهانی قدس این بود که اجازه نداد موضوع فلسطین به فراموشی سپرده شوداگر بخواهیم مهمترین دستاوردهای روز قدس را برشمریم، به اعتقاد من مهمترین دستاورد روز جهانی قدس این بود که اجازه نداد موضوع فلسطین به فراموشی سپرده شود. همه ساله در روز جهانی قدس مسئله فلسطین برای نسل های آینده بشری و امت اسلامی مورد بازنگری و واکاوی قرار می گیرد.همواره در این ایام دیدگاه های مختلف در موافقت و مخالفت با مسئله فلسطین مطرح می شود و طرح این مسائل در عرصه رسانه ای و افکار عمومی و هزاران گزارش اخباری و تحلیل هایی که نوشته می شود و البته حضور میدانی ملت های مختلف در راهپیمایی ها مانند ایران که دومین راهپیمایی سطح ملی کشورمان است بازتاب فراوانی دارد و در کشورهای افریقایی حضور تا یک میلیون نفر را در راهپیمایی ها داشته ایم و این در کنار مناظرات و میتینگ های مختلفی است که با موضوع فلسطین برگزار می شود و موجب می شود مسئله فلسطین هر سال زنده شود. این در حالی است که مهمترین استراتژی رژیم صهیونیستی این است که در نسل های آینده مسئله فلسطین به فراموشی سپرده شود.در کل می توان گفت روز جهانی قدس موجب می شود که با خواست ملت های اسلامی، حکومت ها حمایت های عملی خود را از فلسطین به عمل آورند. از طرفی شاهد الهام بخشی انقلاب اسلامی ودفاع مقدس و البته راهکارهایی که این حرکت های عظیم به ملت ها آموخته و به کارگیری این راهکارها موجب شده تا حمایت عملی و میدانی از آرمان آزادی فلسطین را به دنبال داشته باشیم.محصور شدن رژیم صهیونیستی در دیوارهای بلند بیانگر تأثیر مثبت روز جهانی قدساسرائیل یک روز مدعی بود که اگر تمام کشورهای عربی جمع شوند تازه می توانند با ارتش آنها بجنگند اما به برکت آموزه های امام راحل و انقلاب اسلامی و نامگذاری روز جهانی قدس و الهام بخشی دفاع مقدس شاهد بودیم در جنگ ۳۳ روزه یکی از کوچکترین کشورهای عربی توانست با رژیم صهیونیستی مقابله کند و به اعتراف همه کارشناسان نظامی برنده این نبرد باشد. این سناریو در رویارویی حماس با رژیم صهیونیستی در جنگ های ۵۲ روزه و ۲۱ روزه تکرار شد. این اعتماد به نفسی که فلسطینی ها و لبنانی ها برای رویارویی با رژیم صهیونیستی دارند از انقلاب اسلامی گرفته اند و دستاوردهایی که داشته اند رژیم صهیونیستی را از تفکر «نیل تا فرات» به اینجا رسانده که دور سرزمین محدودی که اشغال کرده را دیوار بلند بکشد. محصور شدن رژیم صهیونیستی بیانگر تأثیر مثبت روز جهانی قدس و حمایت های امام راحل و مقام معظم رهبری و امت اسلامی از فلسطین است. البته مردم فلسطین و غزه در سالهای اخیر برای تحقق آرمان فلسطین سختی های بسیاری را تحمل کردند.من فکر می کنم علی رغم کج فهمی هایی که وجود داشته جنگ های ۳۲ روزه و ۲۱ روزه می رفت که رژیم صهیونیستی را در یک انزوا قرار دهد و یک موقعیت ویژه را برای امت اسلامی رقم بزند اما موضوع بیداری اسلامی یا عربی که اتفاق افتاد دشمن از این اختلافات قومی و قبیله ا ی که وجود داشت و البته طراحی هایی که کرده بود برای تولید گروه های تکفیری و وهابی یا دسیسه های مختلف حدود ۶ سال است که توانسته درگیری را به جغرافیای کشورهای اسلامی برساند که نمونه های بارز آن در سوریه، عراق و یمن وجود دارد. این اقدامات و درگیری ها یک تنفس مصنوعی به رژیم صهیونیستی بود تا بتواند تجدید قوا کند.اگر به زمان قبل از بیداری اسلامی توجه کنید می بینید تمام نگاه ها متوجه مبارزه با رژیم صهیونیستی با محوریت مردم فلسطین و غزه بود. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که امروز این درگیریها به جغرافیای کشورهای اسلامی آمده و دشمن هم همواره تلاش می کند که بر این آتش در خرمن بدمد و به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزند هر چه این درگیری ها بیشتر شود قطعاً به تحقق آرمان آزادی فلسطین لطمه بیشتری می خورد و کمک ویژه ای به رژیم صهیونیستی است.من فکر می کنم تنها پتانسیلی که می تواند امت اسلامی را دور یک پرچم واحد جمع کند و همه نگاه ها را معطوف به یک آرمان مشترک و دشمن مشترک کند روز جهانی قدس و حمایت از مردم فلسطین است. زیرا ظلم و ستم رژیم صهیونیستی همچنان در سایه اختلافات در جهان اسلام ادامه دارد اگرچه ما شاهدیم که با توجه به پیشرفت های جبهه مقاومت به لطف خدا به زودی بساط خلافت خودخوانده داعش از سرزمین عراق و سوریه جمع می شود. حتماً یک بار دیگر نگاه ها معطوف فلسطین و دشمن مشترک یعنی رژیم صهیونیستی می شود.به اعتقاد من، روز جهانی قدس تنها ظرفیتی است که امت اسلامی می تواند حول آن جمع شود و از این خونریزی ها در جهان اسلام جلوگیری کند و با تقویت جبهه مقاومت بتواند ملت مظلوم فلسطین را به حق و حقوق خودشان برساند.مقام معظم رهبری در دیدار شرکت کنندگان در “کنگره جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام” در تبیین کارکردهای گروه های تکفیری در منطقه فرمودند یک نکته غیرقابل انکاری وجود دارد و آن این است که جریان تکفیر کاملاً در جهت نیات استکبار و صهیونیسم دارند حرکت می کنند. کار آنها در جهت هدف های آمریکا و دولتهای استعماری اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستی است. حال این پرسش مطرح می گردد که نفع آمریکا و متحدانش از جنایات گروه های تکفیری در کشورهایی همچون سوریه و عراق در جهت اهداف اسرائیل چیست؟ بدیهی است سیاست امنیتی که از سوی رژیم صهیونیستی و عربستان دنبال و ائتلاف بین سلفی های تکفیری و رژیم صهیونیستی برای تضعیف محور مقاومت از طریق سرنگونی بشار اسد در سوریه و تضعیف حزب الله در لبنان و سرنگونی دولت عراق پیگیری می شود، از جمله مهمترین ...

ادامه مطلب  

تحقق ولایت حقه در جامعه بشری ذیل طرح جامع نبی اکرم به وسیله قرآن و امام +صوت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس اندیشه دینی پایگاه 598،آنچه پیش رو دارید ششمین جلسه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در دهه اول محرم الحرام سال 96 در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه) برگزار شده است. ایشان در این بحث بیان می کنند آن چیزی که در طرح وجود مقدس نبی اکرم محور است، حقیقت ولایت و حقیقت امام علیه السلام است. اگر در دین الهی شرایع را اصل قرار دهیم آن وقت ممکن است این شرایع در مسیر حاکمیت باطل یک پوششی بر حاکمیت باطل بشوند. قرآن هم مانند امام در جامعه دینی محور می باشد. قرآن یک حقیقتی است که یک منزله آن شرایع و دستورات و مناسک و آداب است که مراتب دیگری هم دارد. جامعه مومنین با سیر در درجات قرآن به کمال خودش می رسد. جامعه عصر ظهور که جامعه موعود ماست، جامعه ای است که قرآن در آن محقق شده و این جامعه صورت تحقق یافته قرآن و صورت تنزل یافته ولایت امام علیه السلام است...امام؛ محور و حقیقت دینبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(توبه/119)، طرحی را وجود مقدس نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای اداره جوامع بشری و اداره جامعه مومنین از ناحیه خدای متعال آوردند که جامع همه آن چیزی است که انبیاء گذشته داشتند و در یک نگاه برنامه انبیاء الهی هم بخشی از آن برنامه جامع وجود مقدس نبی اکرم برای اداره عالم است و انبیاء الهی هم پرچمداران راه حضرت در طول تاریخ هستند. این برنامه به لحاظ عرصه و میدان، ناظر به تمام عوالم عرضی و طولی ای که ما با آنها مواجهیم می باشد. این برنامه وجود مقدس نبی اکرم بر محور خلافت الهی و امام علیه السلام است و آن اتفاقی که باید در باطن انسانها و در جوامع انسانی باید بیافتد تا انسانها به مقصد برسند، این است که باید بر محور امام قرار بگیرند. شریعت نازله ولایت امام است و اینطور نیست که دین شریعت محور باشد و مناسک اصل باشند.آن چیزی که در طرح وجود مقدس نبی اکرم محور است، حقیقت ولایت و حقیقت امام علیه السلام است. امامت و امام [محور] این طرح هستند. و این شرایع مثل نماز و روزه و حج و جهاد و دیات و حدود و قصاص و از اول تا آخر فقه که بسیار هم لازم و ضروری است و مهم است، مناسک حرکت بر مدار امام علیه السلام هستند. سعادت و رشد انسان و جوامع به این است که صبغه امام پیدا کنند و تجلی امام واقع بشوند. انسان عادل انسانی است که تمام قوای او تحت تعلیم و هدایت امام است. انسان عادل بر محور امام حرکت می کند. امام علیه السلام از نظر قرآن کلمه عدل و کلمه هدایت و کلمه نور است و اینطور نیست که عدل یک قواعدی است که امام علیه السلام مجری آن باشد. امام علیه السلام مجری نیست. امام خودشان کلمه عدل هستند و البته تحقق عدل هم به این است که امام جاری بشود؛ اگر در قوای انسان ولایت امام به نحو تناسب جاری شد این انسان، عادل می شود؛ اگر در جامعه ای همه شئون بر محور امام علیه السلام بود این جامعه عادله است.شریعت بدون امام؛ پوششی برای ولایت باطلاگر شما دین را شریعت محور کردید گرچه شرایع لازم هستند و حتی هیچ مکروهی را نمی شود کم و زیاد کرد چه برسد به حرام؛ و هیچ مستحبی را نمی شود کم و زیاد کرد تا چه رسد به واجبات؛ زیرا شرایع ضروری هستند؛ اما اگر شرایع را اصل قرار دادید آن وقت ممکن است این شرایع در مسیر حاکمیت باطل یک پوششی بر حاکمیت باطل بشوند؛ یعنی ممکن است آنها از شما بیشتر نماز بخوانند و در اجرای بعضی از حدود و احکام بیشتر اهتمام بورزند؛ اما اینها معیار تحقق جامعه اسلامی نیست. ممکن است یک شخصی بیش از مومنین به مناسک ملتزم باشد اما اینها که ملاک رشد انسان نیست. این شرایع، در واقع مناسک تحقق ولایت امام هستند و اگر شما اینها را از امام جدا کردید و در یک فرد یا جامعه ای بدون امام اجرا کردید، هیچ رشدی برای انسان و جامعه نمی آورند و برعکس، پوششی برای باطن ناسالم می شوند؛ زیرا آنچه در جامعه جاری می شود ولایت باطل در پوشش بعضی از شرایع است.اتفاقی که بعد از حضرت در صدر اسلام افتاد، همین بود. چه بسا اینها توجیهی برای برنامه باطل دشمن بشوند. من الان نمی خواهم نقد بکنم، فقط یک اشاره ای می کنم. الان مظاهر تمدن غرب به تدریج در جامعه ما آمد. یک نزاعی هم در اول بوده که آیا ما اجازه بدهیم اینها وارد بشوند یا نه؛ اما در هر صورت آمدند و در جامعه ما فراگیر شدند. این مظاهری که در جامعه ما فراگیر شدند کم کم توجیه دینی هم پیدا کردند؛ مثلاً بانک آمد و کار خودش را می کند، نظام پولی سرمایه داری آمد و کار خودش را در کشورهای اسلامی می کند و توجیه اسلامی هم می شود. مدل سیاسی غرب آمد و توجیه اسلامی هم می شود؛ یعنی دموکراسی و لیبرالیسم اقتصادی آمدند و تدریجاً توجیه هم می شوند. انقلاب صنعتی آمد و توجیه شد. مدل شهرسازی ما تمام مظاهر شهر غربی را دارد؛ یعنی قبله اش کالیفرنیا و شهرهای بزرگ غربی است. غربیها فرهنگ و فلسفه و علوم و فناوریهای خودشان را ایجاد کردند و نظریه خودشان را تبدیل به یک امر مجسد و محققی در امریکا کردند و بعد آن را الگوی جوامع بین الملل کردند؛ قبله شهرها الان آنجاست؛ یعنی تجسد و فیزیک شهر را رو به آنجا می سازند. آنجا واقعاً قبله است و مدلشان را از آنجا می گیرند که چطور شهر را بسازیم و اداره کنیم؛ گویا بهترین اداره شهر در آنجا است که آن را قبله قرار می دهند و به سمت آن حرکت می کنند. الگویی که الان برای اداره جوامع اسلامی در سطح کلان به کار برده می شود همان الگوی توسعه غربی است؛ یعنی قبله این شهرها و برنامه ریزی برای جوامع، تمدن غربی و به اصطلاح آن مدینه فاسدی است که آنها به پا کردند و چه بسا اینها را توجیه فقهی هم کردند.بنابراین اگر اصل بر شریعت قرار بگیرد، حتی ممکن است یک جایی شریعت پوشش دستگاه باطل هم بشود؛ البته حقیقت شریعت اسلام به هیچ وجه قابل جمع با ولایت باطل نیست، ولی اگر شما اصل را در دین بر شریعت گذاشتید و گفتید: معیار جامعه دینی این است که در آن به احکام عمل بشود، [نتیجه اش همین است؛] البته به احکام هم باید عمل بشود؛ یعنی اگر در جامعه ای به احکام عمل نشد و تلاشی هم برای عمل نشود، صبغه دینی این جامعه کامل نیست؛ ولی معیار اصلی این نیست.نجات پیروان امام عادل و عذاب پیروان امام جائردر حیات فرد هم همینطور است. انسان اهل ولایت حتماً باید به یک یک احکام عمل کند. معنی ندارد یک انسانی مومن باشد و نسبت به حتی یک حکم خدای متعال لاابالی باشد. بی مبالاتی با دین جمع نمی شود. ما دو دسته روایات داریم که یک دسته از روایات به شدت بر همین احکام تأکید می کند. یک بابی در روایات در کتاب ایمان و کفر است و مفصل بیان می کند که حضرات معصومین فرمودند که بروید متقی بشوید و به احکام عمل کنید و ترک محرمات کنید و واجبات را انجام بدهید و این شئون و حدود را رعایت کنید؛ و الا ما کاری برای شما نمی کنیم. گاهی هم در روایات متعددی ائمه علیهم السلام فرمودند که اگر کسی دنبال امام عادل برود و بلغزد توبیخ نمی شود؛ ولو اینکه نباید بلغزد و کمال این است که کسی که دنبال امام عادل می رود جا پای امام بگذارد و نلغزد؛ ولی اگر کسی دنبال امام عادل حرکت می کند، لغزشهایش مورد مغفرت است. از آن طرف هم اگر کسی دنبال امام جائر حرکت می کند، حسناتش هم مقبول نیستند. فرمودند «لَا دِینَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَایَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّه»(1)، اگر کسی دنبال امام جائر حرکت کرد، اصلاً دین ندارد. امام جائر کسی است که از طرف خدا نیست و خودش پا در میدان گذاشته و می خواهد زندگی بشر را اداره کند؛ مثل طواغیت که خودشان را محور قرار می دهند و من الله نیستند؛ یعنی از طرف خدای متعال حقیقتی به آنها عطا نشده و مأموریتی ندارند که بیایند و عالم را بسازند؛ ولو هرچقدر هم به مناسک عمل بکند.ابن ابی یعفور به امام صادق عرض کرد: یابن رسول الله من با مردم معاشرت دارم و زندگی و رفت و آمد می کنم؛ خیلی از کسانی که دور و بر شما هستند واقعاً هم به شما ایمان دارند ولی در عمل کوتاهی می کنند و بعضی گناهان از آنها سر می زند و در بعضی عبادات و وظایف کوتاهی می کنند. از آن طرف هم یک عده ای هستند که شما را قبول ندارند و با مخالفین شما همراهند و آنها را به امامت و پیشوایی قبول دارند؛ ولی اعمالشان خوب است. اهل امانت و صدق هستند. در جواب او تعبیر حضرت خیلی تند است؛ یک نگاه شبه غضب آلود به او کردند و مثل این که می خواهند یک مطلب جدی را بفرمایند روی دو زانو نشستند و فرمودند: «لَا دِینَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَایَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلَایَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ» آن که دنبال امام عادل می رود اگر در یک جایی لغزید، سرزنش نمی شود و آن که دنبال امام اصلاً اهل دین و خداپرستی نیست و ارتباطی با دین الهی ندارد. ابن ابی یعفور که از مقربان حضرت هم می باشد می گوید که من بیشتر تعجب کردم؛ بعد حضرت به قرآن احتجاج کردند و فرمودند: خدای متعال در قرآن به همین مطلب اشاره کرده فرموده «اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»(بقره/257) یعنی اگر یک جایی اگر تاریکی آنها را بگیرد، خدای متعال آنها را به سمت خدا هدایت می کند و با نور توبه آنها را از ظلمات ذنوب نجات می دهد و پاک می کند؛ و از آن طرف پیروان امام جائر را اگر اسلامی هم داشته باشند یا چیزی هم در وجود آنها باشد از وادی نور بیرون می روند. ما از این دست روایات را داریم که گاهی از این هم تندتر است و می فرماید «إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَنْ یُعَذِّبَ أُمَّةً دَانَتْ بِإِمَامٍ لَیْسَ مِنَ اللَّه»(2)، خدای متعال هیچ حیایی نمی کند که آن عده ای که دنبال امام جائر بودند را عذاب کند ولو در عمل فردی شان حدود را رعایت کنند؛ و به عکس خدای متعال حیا می کند که آنهایی که دنبال امام عادل می روند را عذاب کند ولو در عمل فردی شان گاهی لغزش داشته باشند.محور سنجش خوبی انسانهادر روایات از یک طرف به شدت روی مسئله محور دین داری تأکید می کنند. از آن طرف هم یک بابی در روایات داریم که تأکید می کند باید تقوا داشته باشید و ما برای شما کاری نمی کنیم. میان اینها هیچ تعارضی نیست و کاملاً قابل جمع است؛ زیرا دو مطلب را توضیح می دهند: یکی آنکه جلوی این انحراف که مومن می تواند لاابالی باشد و عمل لازم نیست را می گیرد . این انحراف در تاریخ از صدر اسلام هم بوده و اهل بیت هم به شدت با مسامحه و بی مبالاتی در عمل مواجهه کردند و فرمودند: ما برای شما کاری نمی کنیم یعنی اگر بی مبالات شدید، دیگر مومن نیستید. کسی که معتقد به امام ائمه است نمی تواند نسبت به شرایع بی مبالات باشد. حتماً باید شرایع و حتی مستحبات را هم رعایت کند. در رساله ها نوشتند که اگر کسی از باب بی اهمیتی به نماز جماعت نمی رود، این معصیت است. نافله شب هم مثل نماز جماعت است و این کوچک شمردن معصیت است. بی مبالاتی نسبت به شریعت با ایمان و ولایت مداری جمع نمی شود. این دسته روایات می خواهد جلوی این انحراف که اسمش را غلو می گذارند، را بگیرد. این انحراف است که آدم بگوید: کسی که ولایت ائمه را قبول داشت، لازم نیست عمل داشته باشد. حضرت فرمودند که اگر مومن هستید باید به فروع ما که همین شرایع و مناسک هستند ملتزم باشید. اگر ترک ولایت دشمنان ما را می کنید باید از مناسک ولایت آنها که محرمات و مکروهات است دوری کنید.یک انحراف دیگر هم این است که وقتی می خواهیم ارزیابی کنیم اصل را عمل قرار بدهیم. آنهایی که بیشتر نماز می خوانند و بیشتر روزه می گیرند و در محراب می ایستند و از شب تا صبح سجده و رکوع می روند؛ گرچه که مومن هم باید اینطوری باشد، ولی این معیار سنجش برای سنجیدن برای خوب بودن یک آدم کافی نیست که نگاه کنیم این آدم چقدر به مناسک عمل می کند. معیار اصلی ایمان است. باید ببینید در کدام جبهه است و دنبال کدام امام حرکت می کند و متمسک به کدام امام است.این یک انحراف است که کسی خیال کند فرع جای اصل می نشیند. فرع هیچ وقت جای اصل نمی نشیند. فروع در جای خودشان مهم هستند و اگر کسی اصول را داشت، باید فروع را هم داشته باشد؛ ولی اگر اصول را نداشت فروع برایش کاری نمی کند. از یک جایی به بعد فرق نمی کند که چه کاری بخواهد انجام بدهد. به یک مرزی می رسد که دیگر هر عملی انجام می دهد علی السویه است. در روایات فرمودند «سَوَاءٌ عَلَى مَنْ خَالَفَ هَذَا الْأَمْرَ صَلَّى أَوْ زَنَى‏»(3) یعنی کسی که در مرحله عداوت با ما بود هر کاری بکند علی السویه می شود.نمی خواهم آن طرف را تأئید بکنم که عمل لازم نیست؛ برعکس شریعت و مناسک مهم هستند و جامعه دینی جامعه ای است که به احکام اسلامی در آن عمل بشود و به هیچ فرعی نباید بی مبالاتی و بی اهمیتی بشود. بی اهمیتی برابر هر فرعی برابر بی اهمیتی نسبت به اصل است. بی مبالاتی نسبت به هر دستوری از دستورات امام بی مبالاتی نسبت به خود امام است. حضرت فرمود که اگر کسی نماز را سبک بشمارد ما را سبک شمرده است. کسی که نماز را استخفاف کند ما را استخفاف کرده است. استخفاف و کوچک شمردن احکام محل بحث نیست.توجیه فروع دین در راستای ولایت طاغوت در دین شریعت محوراگر در یک برنامه ریزی و تدبیر اجتماعی فروع اصل شد این جامعه می تواند بلغزد، می تواند خیلی از فروع باشد ولی باطن جامعه، باطن فاسدی باشد؛ کما این که همین کار را کردند، نماز جماعتها برقرار بود اما چیزی که نبود باطن دین بود؛ زیرا اینها توجیه می شوند. قبله شهرها قبله اروپایی می شود و همانطور ساخته می شوند؛ تفریحات شهر، مدل تغذیه و پارکها را توجیه می کنیم؛ برجها و شهرهایی که عمودی و به صورت متمرکز ساخته می شوند؛ نوع تغذیه و فست فودها، و همه اینها را توجیه کردیم و گفتیم: این که حرام نیست، آن که حرام نیست؛ و مثل آنها زندگی می کنیم. وقتی که می خواستند به زور لباسها را متحدالشکل کنند، در مقابل آن مقاومت شد اما کم کم لباس عمومی مسلمانها شد. بعد هم گفتیم که تشبه به کفار نیست و حلال است. آنها برنامه ریزی می کنند و صورتهایی را متناسب با باطن خودشان درست می کنند؛ شما اگر تشبه به آنها پیدا کردید کم کم باطنتان هم مثل آنها می شود. آنها صورتگری می کنند و ما مثل آنها می شویم و وقتی عمومی شد دیگر حلال می شود؛ این چه جور حلال کردن است که آدم بگوید وقتی همه شبیه شدید عیب ندارد و این تشبه به کفار نیست! این هم تشبه است.یک جامعه وقتی ساخته می شود، اصل آن جریان حقیقت ولایت و خلافتی است که در این جامعه جاری می شود؛ و اگر بر مدار آن خلافت است باید مناسک و شرایعش هم رعایت و عمل بشود؛ اما نباید مناسک و ظواهر را جای باطن گرفت، گرچه هم ظواهر باید دینی باشد و هم باطن جامعه باید دینی باشد. برنامه ریزی یک جامعه باید در مدار و معیار خلافت الهیه اتفاق بیافتد، بر مدار شرایع بخواهد اتفاق بیافتد اگرچه که رسالت جامعه دینی عمل به احکام است و بی مبالاتی نسبت به هیچ حکمی جایز نیست. اگر حاکمیتی نسبت به یک حکم بی مبالات شد، دیگر حاکمیت دینی نیست. کما این که اگر مومنی نسبت به یک حکم خدا بی مبالاتی کند دیگر مومن نیست و از دایره ایمان بیرون می رود.این که ادعا می کنند جامعه بی دین تر از قبل هم شده، اصلاً یک ادعایی [است که هیچ دلیلی ندارد] به ملانصرالدین گفتند: وسط زمین کجاست؟ میخ خرش را کوبید و گفت همین جا است. گفتند: به چه دلیل این حرف را می گویی؟ گفت: اگر قبول نداری وجب کن. کسانی که می گویند: جامعه بی دین تر شده دلیل آن را هم بفرمایند که ما بدانیم؛ آیا به خاطر همین مجالس است که یکی از آنها هم نبود؛ یا به خاطر امثال حججی و این شهدایی که یکی از آنها را هم نداشتیم؛ که اینطور بروند و برای امام حسین سر و دست را بدهند و ...

ادامه مطلب  

کدام رهیافت راه به دولت سازی اسلامی خواهد برد؟  

درخواست حذف این مطلب
انقلاب اسلامی در میانه دهه چهارم خود به سر می برد. انقلابی که یک رخداد نبود که در بُعدی از زمان و مکان به وقوع پیوسته باشد تا امروز مواجهه ما با آن به عنوان بخشی از تاریخمان محسوب شود. انقلاب اسلامی یک جریان است که در گستره تاریخ به پیش آمده و در 22 بهمن 1357 شمسی به خود بالیده و پس از آن راه پر فراز و نشیبی را طی کرده تا امروز به دست ما رسیده است. انقلاب اسلامی یک فرآیند و سیر تکامل تاریخی است. به پیش می رود و تاریخ می سازد تا به نقطه تکامل خود برسد. شاید بتوان انقلاب اسلامی را در یک صورتبندی دارای 5 مرحله دید. انقلاب اسلامی نظام اسلامی دولت اسلامی ...

ادامه مطلب  

حیات دوباره اسلام در عهد جاهلیت جدید به برکت امام خمینی (ره) است/ کسانی که با ولایت نیستند در تشییع جنازه ام حضور پیدا نکنند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش دفاع پرس از مشهد، وصیتنامه شهدا چشمه های جوشان و پرطراوت اند که تشنگان حقیقت و معرفت را سیراب می کنند و از آن رو است که رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) مطالعه و دقت در این وصیتنامه ها را سفارش می کردند. شهدا در این وصایا، جامعه را به پیروی از فرامین آن امام سفر کرده سفارش می کردند و عدم پیروی از ولی فقیه را عامل انحراف از مسیر مستقیم انقلاب اسلامی می دانستند.به مناسبت فرارسیدن بیست و هشتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) اشاره ­ای به فرازهایی از وصایای 18 شهید دانشجوی خراسان رضوی که تأکید به پشتیبانی از ولایت فقیه داشتند خواهیم داشت. تسلیم در برابر ولایت فقیه، لازمه تسلیم در برابر خدا استولایت فقیه همان رسالت انبیاء و ائمه معصوم را بر دوش دارد و ما باید سعى کنیم در تمام اعمالمان تسلیم دستورات امام باشیم؛ چرا که اگر غیر از این باشد و تسلیم امام نباشیم به کمال نخواهیم رسید و هم اینکه انقلاب را به خوبى نمى توانیم درک کنیم، چون اولین مرحله براى رشد و کمال و تسلیم در برابر خداوند و رسول و امامان معصوم، امروز تسلیم در برابر ولایت فقیه است. و از طرف دیگر از آن جا که امام یک نعمتى است که خداوند به امت اسلام عطا کرده است، باید شکر این نعمت را به جا آوریم و تابع دستورات ایشان باشیم و اگر خداى ناکرده از این امر سرپیچى کنیم به عذاب الهى دچار خواهیم شد و خداوند هرگز ما را نخواهد بخشید و ما هم که به جبهه مى‏ رویم براى رضاى خدا و اطاعت از امام است و امیدوارم که بتوانیم این مسئولیت را به خوبى به پایان برسانیم.شهید سید جواد علوی مقدممصداق شکر نعمت ولایت، تداوم انقلاب است شکر خدایى را که بر ما منت نهاد و نعمت امام و انقلاب اسلامى را بر ما ارزانى داشت و باحیات دوباره اسلام در عهد جاهلیّت جدید، پرده‏ هاى غفلت و گناه را با توجه به میزان ظرفیت ما از مقابل دیده ها و لب هاى ما زدود و فطرتمان را بیدار ساخت تا با الهام از پرتو وحى و ولایت در جهت کمال و عبودیت خداوند حرکت کنیم تا ان‏ شاءاللَّه حسنه دنیا و آخرت تحقق پذیرد. البته این آرمان بستگى به شکر ما از نعمت الهى دارد و بهترین مصداق شکر نعمت در موقعیت کنونى حفظ و تداوم انقلاب در جهت رسیدن به نظام و جامعه عدل اسلامى مى باشد و طبعاً این امر احتیاج به آگاهى، ایثار و شهادت دارد.شهید ابراهیم کشوری دوغایی عذاب الهی، نتیجه ناله ولی فقیه از امت است کمبودها و ناملایمات، شما را دلسرد نکند که خدای نخواسته امام تنها بماند و مانند جدش علی (ع) شب ها سر در چاه، از دست امتش ناله کند که در آن موقع عذاب الهی نازل می شود و مطمئنم که به یاری خدا، شما امت مسلمان تا پیروزی نهایی اسلام همسنگر و همرزم ائمه علیه ستمکاران خواهید بود.شهید امین الله اصغریولی فقیه، مهارکننده افسار گسیختگان میدان های سیاست بازیخدایا به مقربین درگاهت قَسَمت مى دهیم این امام ما، این امید ما، این روحِ خودت خمینى را که هدایت گر ما در راه توست و شمعى در تاریکى جهات مختلف است و مهار کننده افسار گسیختگان میدان هاى سیاست بازى و غیر اسلامى و هشدار دهنده به طاغوت ها است، نگهدار.شهید عبدالرضا استیری لحظه ای از خط امام منحرف نشویدبه ملت عزیز ایران سفارش می کنم، که ای مردم در راه انقلاب بسیار خون ها ریخته شده، مبادا این خون ها را پایمال کنید. راه شهدا را ادامه دهید، مبادا مدیون خون شهدا باقی بمانید و با کارهایتان قلب امام را به درد آورید. روی دیگر سخنم با جوانان و دوستان عزیز است در مورد حفظ این انقلاب با تمام وجود. عزیزان این انقلاب دلسوز می خواهد. من این را بارها گفته ام باید در این راه واقعاً مایه گذاشت. به این انقلاب اعتقاد قلبی پیدا کنید و در راه او همه چیز را بدهید تا ان شاالله خدا عنایت کند و امام زمان (عج) را به فریاد ما برساند. لحظه ای از خط امام منحرف نشوید که گمراه می شوید.شهید ایرج مسعودیعظمت امام، عظمت اسلام استامروز وظیفه ما است که به حرف هاى رهبر عزیزمان گوش دهیم و براى نجات اسلام و مستضعفین بر علیه کفار بجنگیم. پیامى دارم به برادران و خواهران و تمام روحانیت خط امام و اسلام و برادران سپاه و امت حزب الله که تحت فرماندهى و رهبرى امام زمان (عج) و نائب برحقش مرجع بزرگوار و زعیم عالیقدر ولى فقیه امام خمینى باشند؛ گوش دادن به حرف هاى امام امت، گوش دادن به حرف خداست، چون امام امت هیچ حرفى از خود ندارد و هر چه دارد از اسلام عزیز است که خدا نازل فرموده و اگر به نصایح امام امت گوش ندهیم به عذاب سخت الهى دچار خواهیم شد. در امام بیشتر دقیق شوید و سعى کنید عظمت او را که عظمت اسلام است بیابید و خود را تسلیم او سازید.شهید صفر روحی ایثار و از جان گذشتگی، لازمه شکر نعمت ولایت استخداى را شکر که مفتخرمان کرد به رهبرى از سلاله حسین (ع) با هدف حسینى که در ظل آن فیض الهى، توانستیم در راه خدا هر چه بیشتر معرفت و تصدیق توحید و اخلاص پیدا کرده، در آن راه ایثار کنیم. مطمئناً در شکر این رهب ...

ادامه مطلب  

حماس آماده همکاری با طرف های داخلی و گسترش روابط با خارج است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل دفاع پرس، اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از انتخاب به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس بر آمادگی این جنبش برای همکاری با تمامی گروه ها و طرف های فلسطینی و گسترش روابط با کشورهای عربی و اسلامی و نیز دیگر کشورهای جهان تاکید کرد.وی همچنین به تشریح جدیدترین مواضع این جنبش در قبال مسائل داخلی و خارجی پرداخت. متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحیمسخنرانی رئیس دفتر سیاسیجنبش مقاومت اسلامی حماسحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانیان است و سلام و درود بر سرور پیامبران...(سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر) (فإذا جاء وعد الآخرة لیسوؤا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا){ پاک و منزّه است آن (خدایی ) که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه های خود به او نشان دهیم . همانا او شنوا و بیناست} { و آن گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند}پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:{گروهی از امت من همچنان از حق حمایت می کنند و بر دشمن شان پیروز می شوند و هر کسی هم با آنها مخالفت کند، هیچ آسیبی به آنها نمی زند و مصیبت ها هم ضرری به آنها نمی رساند تا اینکه وعده خداوند فرا برسد و آنها در همین حال باشند}ای فرزندان ملت مقاوم فلسطینای اقشار امت عربی و اسلامیبرادران و خواهران... حضار گرامیسلام و درود خداوند بر شما... اما بعد،اولین چیزی که می خواهم پس از افتخاری که برادرانم با اعتماد به من در سمت ریاست دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی "حماس" دادند و مرا مسئول عهده داری این مسئولیت کردند، سخنانم را با آن آغاز کنم، حمد و سپاس خداوند و درخواست از درگاه او برای کمک به من برای حفظ این امانت و پایبندی به عهد و پیمانی است که با خود در برابر خداوند و در برابر این ملت بزرگ و برادرانم بسته ام تا اینکه به اصول ملت فلسطین و در راس آنها آزاد سازی سرزمین و قدس و مسجد الاقصی و اسرا، تحقق حق بازگشت و تاسیس کشور فلسطین به پایتختی قدس پایبند بمانم. این عهد و پیمان جهادی است که از آغاز انقلاب های فلسطین تا به امروز بسته شده است و همان پیمانی است که شهدای انتفاضه قدس و الاقصی که جانشان را فدای دفاع از سرزمین فلسطین و قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی کردند، بسته بودند و برخی از آنها به فیض شهادت نائل گشتند و برخی دیگر همچنان چشم به راه لحظه شهادت هستند و راه مقاومت و انتفاضه را ادامه می دهند. درود بر شهدا و مجروحان ملت فلسطین و خانواده ها و نزدیکان شان و درود بر اسرای قهرمانی که دست به فداکاری زده و در راه خدا ثابت قدم هستند و با صبر و پایداری در برابر دشمن جلاد به راه خود ادامه می دهند. تشدید حملات رژیم صهیونیستی علیه اسرای دربند زندان های رژیم جنایتکار صهیونیستی باید متوقف شود. تداوم سیاست بازداشت اداری ظالمانه رژیم صهیونیستی علیه صدها نفر از رهبران، نمایندگان و فرزندان ملت فلسطین، تروریسمی است که در مقابل چشم و گوش جهانیان صورت می گیرد و آنها هیچ اقدامی برای مقابله با این روند انجام نمی دهند. ما تاکید می کنیم که ظلم زندانبان به درازا نخواهد انجامید و اراده اسرای آزاده ما را نخواهد شکست و آزادی آنها بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده است.من در اینجا همچنین به مقاومت قهرمان فلسطین و تمامی گردان ها و شاخه های نظامی آنها و در راس شان؛ گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس درود می فرستم. درود بر مقاومت قهرمان ما و گردان های قسام، گروهان های قدس، گردان های شهدای الاقصی، گردان های شهدای الاقصی، گردان های ابو علی مصطفی، گردان های مقاومت ملی و تمامی شاخه ها و تشکل های نظامی. این مقاومت با دشمن و تروریسم آن در تمامی میدان ها مقابله کرده و همچنان به صورت شبانه روزی برای تحقق آرمان های ملت در زمینه آزادی و حق بازگشت تلاش می کند. این مقاومت بسیار قابل تقدیر و منبع افتخار و عزت ملت و امت و تمامی آزادگان جهان است و در عین حال، حقی شریف برای فلسطین و مایه افتخار ملت و مایه امید امت است.علاوه بر این، من در اینجا از سرویس های امنیتی که به ترور شهید "مازن فقها" واکنش نشان داده و ضربه ای سنگین به سرویس های امنیتی دشمن وارد کردند مزدوران و عناصر آنها را تحت تعقیب قرار دادند، درود می فرستم و به شهید قهرمان مهندس "محمد زواری" متولد تونس که در راستای انجام وظیفه خود در زمینه حمایت و جهاد در سرزمین مقدس فلسطین، به عضویت گردان های قسام درآمد، درود می فرستم.و نباید فراموش کنم که به تمامی اقشار ملت فلسطین و کارکنان قوای مقننه، مجریه و قضائیه، اعضای چهارمین دستگاه دولتی که فعالان مطبوعاتی و اصحاب قهرمان رسانه ها باشند، کشاورزان، کارگران، بازرگانان، صاحبان صنایع، تجار، ماهیگیرانی که به صورت شبانه روزی در معرض حملات دشمن صهیونیستی قرار دارند و با این وجود به پایداری و ایستادگی خود ادامه می دهند، تیم های پزشکی، اورژانس و امداد و نجات، معلمان و اساتید دانشگاه ها، دانش آموزان و دانشجویان، پزشکان، مهندسان و تمامی فعالان بخش ساختمان و سازندگی و سازندگان آینده بهتر برای پسران و دختران مان درود بفرستم.برادران و خواهران:من امروز از سرزمین فلسطین و از وسط غزه سربلند با ملت فلسطین در هر جایی که هستند و تمامی طیف ها و جریان های آن صحبت می کنم. ملت ما، ملت یکپارچه است که از هم جدا نخواهند شد. آنها صاحبان آرمان حقی هستند که قابل تقسیم و تجزیه نیست. آنها صاحبان حق ثابت در فلسطین هستند که نمی توان حتی از یک ذره از خاک آن چشم پوشی کرد.می خواهم درباره دردها، اهداف و آرمان های مشترک صحبت کنم. شمایی که از چندین دهه قبل در مسیر مبارزه علیه گروهک های صهیونیستی گام نهاده اید و عشق به فلسطین و دفاع از وطن را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال می دهید و به اغواگری های کسانی که می خواهند آنها را از این راه منحرف کنند و ارعاب و تهدیدهای آنهایی که می خواهند در دل این ملت ترس و وحشت ایجاد کنند و تجاوزات دشمنان، توجهی نمی کنند؛ دشمنانی که با استفاده از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند و اقدامات تروریستی نظام هایشان می خواهند شما را به تسلیم در برابر واقعیت های موجود وادار کنند و گاهی با تطمیع و گاهی دیگر با ارعاب، ما را مجبور به فراموشی حقوق و اصول ثابت مان در سرزمین و مقدسات مان کنند.حضار گرامی، ملت فلسطین در هر جایی که هستید، اقشار مختلف امت سرافراز ما:امروز می خواهم برای شما درباره اوضاع کنونی و راهی که قرار است طی کنیم و نیز اولویت های ملی در مرحله آینده صحبت کنم و در این راه اولا از خداوند متعال و در مرحله بعد از ملت بزرگ فلسطین که صد سال در برابر وعده بالفور و 70 سال با طرح اسکان آوارگان فلسطینی در وطن جایگزین ایستادگی کرده است و با تجاوزات، محاصره و تلاش ها برای یهودی سازی، گسترش جهل و وادار کردن مردم به مهاجرت و حذف هویت دهها ساله مقابله کرده است، کمک می جوییم.اولا: جنبش حماس در تمامی مراحل خود ثابت کرده است که یک جنبش جوان، تسلیم ناپذیر و اصیل است و این اصالت را در موضع و خط مشی ریشه دار و رشادت های فرزندان و بنیانگذاران پاک خود و در راس آنها، شیخ شهید احمد یاسین و با خون هزاران نفر از شهدا و درد و رنج هزاران نفر از اسرا و مجروحان ثابت کرده است. این مردان راه و روش بزرگی را که جنبش حماس در سایه خون و تلاش ها و مجاهدت های آنها طی می کند، برای ما ترسیم کرده اند و ما امروز می بینیم که من و گروهی از برادرانم رهبری این جنبش بزرگ را از برادران بزرگوار و رهبران گرانقدری مانند برادر مبارز استاد خالد مشعل "ابو الولید" تحویل بگیریم. این برادران ما طی سالیان گذشته امانت رهبری این جنبش را بر عهده گرفته و از آن حفاظت کرده اند و به اذن خداوند این پرچم در اهتزاز را با پیروزی به ما تحویل داده اند و به لطف خداوند توانسته اند زمینه پیشرفت جنبش حماس و حفظ وحدت و ارتقای نقش و تقویت تاثیرگذاری آنرا طی مراحل سختی که ملت فلسطین پشت سر گذاشته اند، فراهم سازند تا اینکه مورد اعتماد ملت قرار گرفته و به مایه امید امت تبدیل شوند. و امروز اگر چه برادرم ابو الولید (مشعل) ـ خدا حفظش کند ـ در نتیجه یک تصمیم مشورتی در سطح جنبش حماس که مایه عزت و افتخار ماست، از مسئولیت رهبری حماس کنار می رود، اما مطمئنا سنگر مقاومت و ایفای نقش جهادی و سیاسی به عنوان یک رهبر ملی و یک شخصیت برجسته و نماد مبارزاتی بزرگ ملت و مقاومت فلسطین را ترک نخواهد کرد و من به برادرم ابو الولید و دیگر برادران بزرگواری که در مرحله گذشته مسئولیت رهبری حماس را بر عهده داشتند، درود می فرستم.دوم: حماس اخیر سند سیاسی را منتشر کرد که در آن به دیدگاه و اصول و اهدافی که این جنبش بر اساس مبانی خود دنبال و به موجب آنها عمل می کند، اشاره شده بود. این سند موضع یکپارچه حماس در قبال مجموعه مسائل پیش روی این جنبش را تشریح کرده و قدرت آن برای جمع میان اصالت و حرکت به موازات نیازهای عصر و اصول ثابت و متغیرها و مسائل مرحله ای و راهبردی را نشان داد و در چارچوب واقع بینی زمینه را برای مواضع سیاسی و فکری که نشانگر پویایی حماس و قدرت آن برای تجدید و برقراری توازن در عصر تغییرات شتاب زده است، فراهم کرد. ما در قالب این سندی که به ملت فلسطین ارائه دادیم، شفاف و صریح بر این مساله تاکید نمودیم که می خواهیم با تمامی طرف ها بر اساس راهبرد ملی جامع در عرصه سیاست مقاومت و سازندگی نهادهای رهبری و اداری و نیز مدیریت امور داخلی و روابط خارجی مان همکاری کنیم.برادران و خواهران حاضر در این جمع:ملت فلسطین در هر جایی که هستید:شما می دانید که امت ما مرحله بی سابقه ای از درگیری های داخلی میان قدرت های منطقه ای و داخلی و کشمکش های بین المللی را پشت سر گذ اشته و در نتیجه جنگ ها و خونریزی هایی که هنوز هم ادامه دارد و باعث تضعیف مقدرات این امت می شود، درد و رنج زیادی را متحمل شده است. این درگیری ها باعث تضعیف تمامی طرف ها و پاره پاره شدن منطقه و نیز پیچیده شدن عرصه شده است و برخی طرف ها خواهان تداوم و تشدید این وضعیت و گسترش دامنه درگیری ها و خرابی ها در هر نقطه ای از منطقه هستند تا زمینه ویرانی بیشتر جبهه داخلی کشورها و ایجاد موانع و دیوارهای ساختگی میان ملت های منطقه و حتی میان اقشار یک ملت واحد فراهم شود و امت ما به سمت بیابان سرگردانی و بلاتکلیفی، بر هم خوردن وحدت، بقا در دایره جنگ و درگیری و خونریزی، هتک حرمت، تهدید تمامیت ارضی کشورها و یکپارچگی آنها پیش رود و در نتیجه ضعیف شده و به زانو درآید تا عرصه برای تحمیل برخی گزینه های دشمنان به آن، تقویت دشمن صهیونیستی و تضمین امنیت و هژمونی و بقای آن فراهم گردد.از زمانی که "دونالد ترامپ" رئیس جمهور جدید آمریکا در این کشور به قدرت رسیده است، با فشار و تشویق دشمن صهیونیستی تحرکات و تلاش های شتابزده ای برای بهره برداری از اوضاع کنونی و باجگیری از طرف های عربی و اسلامی خسته و تضعیف شده به منظور نابودی مساله فلسطین و تحمیل سازش تاریخی و نیز فشار شدید برای ایجاد چتر حمایتی فلسطینی، عربی و اسلامی از آن آغاز شده است.در برابر این وضعیت، ما ملت فلسطین راهی جز در اختیار گرفتن ابتکار عمل، ساماندهی به اوضاع، مقاوم سازی بیشتر خود، تامین امنیت جبهه داخلی و حمایت از حقوق خود نداریم و باید یکپارچه سعی در رساندن این پیام آشکار به جهانیان را داشته باشیم که هر گونه راه حل و طرح سازشی که با حق ملت ما در زمینه آزادی و استقلال و تشکیل کشور فلسطینی برخوردار از حق حاکمیت به پایتختی قدس مخالفت داشته باشد، به سرانجامی نخواهد رسید و ما به هر قیمتی، همچون سدی مستحکم در برابر آن ایستادگی خواهیم کرد و همان طوری که ملت قهرمان ما توطئه های قبلی برای نابودی آرمان بحق خود را به شکست کشانده است، این بار هم به حول و قوه الهی می تواند این کار را انجام دهد و جهانیان باید ندای حق و عدالت و انصاف را بشنوند.ملت فلسطین:مسئولیتی که من و برادرانم در موضع رهبری حماس در داخل و خارج بر عهده داریم، ایجاب می کند که کلیات رویکردی را که سعی در تحقق آن داریم و اولویت کاری ما در مرحله آتی برای تحقق اهداف بزرگ ملت فلسطین به شمار می رود، تشریح کنیم. این اصول کلی عبارتند از:نخست: مقابله با اشغالگران متجاوز به سرزمین و مقدسات مان و اقدامات نامتعارف و مغایر ارزش ها و قوانین بین المللی؛ چه در زمینه سرکوب و محاصره و چه در زمینه مصادره اراضی، یا یهودی سازی و یا شهرک سازی. بهترین سلاح کارآمد ما در این زمینه وحدت موضع فلسطینی بر پایه رویکرد سیاسی جام ملی است که زمینه تشریک مساعی و پایان دادن به امیدها به وعده های دروغینی را که ملت فلسطین در طول سالیان مذاکره آنها را تجربه کرده اند، فراهم کند.دوم: قدس و مسجد الاقصی:محور اصلی منازعه؛ یعنی مساله قدس به عنوان قبله گاه نخست و سومین حرم شریف در کانون توجه ما قرار دارد و ما برای حمایت از هویت عربی و اسلامی این شهر و مقابله با تلاش ها برای یهودی سازی، اخراج ساکنان و تغییر ترکیب جمعیتی آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد و در عین حال، برای تقویت پایداری و بقای ساکنان آن به عنوان نماد مبارزه ملت جهاد امت و حفظ این نماد مبارزه و مقاومت تلاش خواهیم نمود.تلاش های رژیم صهیونیستی برای تحمیل واقعیت های موجود در مسجد مبارک الاقصی از طریق طرح های یهودی سازی و تقسیم زمانی و مکانی و تجاوزات بی وقفه و نیز تصمیم اخیر نتانیاهو در موافقت با رود وزرا و اعضای کنست به این مسجد، نمی تواند باعث تحقق اهداف این رژیم شود و به لطف پایداری اهالی قدس، اراده حافظان سنگر الاقصی و ابتکارات قهرمانان انتفاضه قدس هیچ تاثیری نخواهند داشت و مسجد مبارک الاقصی همچنان مکانی کاملا اسلامی باقی خواهد ماند و اشغالگران هیچ جایی در آن نخواهند داشت. ما همچنان مشعل جهاد و مقاومت را با خود حمل خواهیم کرد تا امت ما زمینه اقامه نماز در مسجد الاقصی را که خداوند به اطراف آن برکت داده است، داشته باشد و خداوند با دستان مبارزان ما امید ملت و امت مان در زمینه آزادی و بازگشت آوارگان را محقق سازد. ما از همین جا به صراحت اعلام می کنیم که مخالف ایجاد هر گونه ارتباط میان دیوار برق و صهیونیست های اشغالگر هستیم و این دیوار بخشی از مسجد مبارک الاقصی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. ما امروز با ساکنان قدس که به نیابت از امت از بیت المقدس و اطراف آن دفاع می کنند، عهد و پیمانی دوباره می بندیم.سوم: ما کرانه باختری مقاوم را که در معرض حملات متعدد برای قطع ارتباط بخش های مختلف، یهودی سازی و شهرک سازی و تبدیل به مناطق جدا افتاده و نیز قطع پیوندهای طبیعی و ارتباط با اراضی گسترده شان از طریق دیوار و جاده های کمربندی و ایست های بازرسی قرار دارد، زیر نظر داریم.کرانه باختری قهرمان ما همچنان ریشه های انقلابی را در خود دارد که شراره های آن تغذیه کننده نسلی است که تلاش ها برای ارعاب و تهدید و به تسلیم واداشتن آن نتوانسته است ذات و فطرت آنها را تغییر دهد و این نسل مقدس با عملیات ایتمار و عملیات شهید مهند حلبی و شهید هدیل هشلمون انتفاضه قدس را رقم زد و با خون و تحرکات و پویایی جوانی شان سعی در تجدید بیداری را دارند. ما کاملا به صراحت اعلام می کنیم که کرانه باختری همچنان محور منازعه و نماد انتفاضه و مقاومت در اشکال مختلف باقی خواهد ماند و هیچ کس نمی تواند جلوی آنرا بگیرد و جنبش حماس برای مقابله با تمامی سیاست های سرکوب و تلاش ها برای به حاشیه راندن این منطقه از طریق دو محور اصلی تلاش خواهد کرد: نخست؛ حمایت از پایداری اهالی کرانه باختری و ملت فلسطین در برابر طرح های دشمن و تلاش های آن برای به تسلیم واداشتن این ملت و دوم؛ مقاومتی که تاوان سنگینی از دشمن به خاطر اشغالگری اش بگیرد. ما در این راه با طرف های مختلف ملت برای مقابله با گسترش شهرک سازی و احداث دیوار حائل و نیز توسعه شهرک های صهیونیستی همکاری خواهیم کرد و مشکل ملی ما در کرانه باختری همکاری و هماهنگی امنیتی است و بازداشت ها و تعقیب ها و تلاش ها برای ضربه زدن به انتفاضه ریشه در همین مشکل ملی دارد و از همین رو، ما هر گونه همکاری امنیتی در کرانه باختری را محکوم می کنیم و خواستار توقف فوری این همکاری ها در راستای پایبندی به رویکرد ملی سالم و ادبیات جنبش های ملی و نیز اجر ای مصوبات شورای مرکزی (ساف) هستیم و حمایت خود از برادران مان در پارلمان فلسطین را که بسیاری از آنها توسط رژیم صهیونیستی بازداشت شده اند، اعلام می کنیم. آخرین نفر از این نمایندگان بازداشت شده "محمد بدر" و "خالده جرار" بودند که تاوان مواضع آزادانه و جسورانه ملی و مخالفت با همکاری های امنیتی را می دهند. ما همچنین بر همبستگی و حمایت خود از برادران نماینده مان در قدس که از شهر و دیار خود تبعید شده اند، اعلام می کنیم و خواستار بازگشت آنها به عنوان حقی مشروع و غیر قابل چانه زنی و سازش هستیم.چهارم: ملت مقاوم ما در اراضی اشغالی سال 1948، در نقب و المثلث و الجلیل امانتداران سرزمین و هویت ما هستند که در معرض تروریسم، تبعیض نژادی و تلاش ها برای حذف هویت و سلب مشروعیت قرار دارند و سینه های عریان خود را سپر دفاع در بر ابر سیاست تخریب منازل و الحاق اراضی به مناطق تحت اشغال رژیم صهیونیستی و نیز تلاش ها برای اخراج صاحبان شرعی سرزمین فلسطین از آن کرده اند و درد و رنج ناشی از تعلق خاطر به این وطن و پایداری در سرزمین فلسطین را به جان می خرند. این شهروندان فلسطینی در خط مقدم دفاع از مسجد مبارک الاقصی و مقدسات فلسطین و پایداری در نبرد هویتی قرار گرفته اند و صدای اذان را از هر منبری می شنوند و بر تعلق خاطر تغییر ناپذیر خود به این سرزمین تاکید دارند. آنها مانند کوه های الجلیل و المثلث پایدار و مانند قلعه های عکا و صفد و مناره های حیفا و دریاچه طبریه استوار هستند و نقش کاروان های حامل پرچم فلسطین و پرچم های عزیمت به مسجد الاقصی و سنگربانان این مسجد هستند.حمایت از پایداری فلسطینیان در اراضی اشغالی سال 1948 و خواسته ها و حقوق و دستاوردهایشان و نیز تحکیم ارتباط آنها با ملت فلسطین، حقی بر گردن ملت و امت است که آنها را تنها نخواهد گذاشت و تسلیم دشمن صهیونیستی نخواهد کرد؛ چرا که آنها نگین تاج و بارقه امید این ملت و امت هستند.پنجم: ما اعلام می کنیم که درد و رنج ملت فلسطین در اردوگاه های پایداری در مرزهای وطن و در اردوگاه های لبنان، سوریه و اردن مانند یرموک، وحدات، بقعه، عین حلوه، رشیدیه، صبرا و شاتیلا، نهرالبارد و تمامی مناطقی را که فلسطینیان در آنجا حضور دارند، بر دوش می کشیم و مسائل آنها را دنبال می کنیم. آنها بازوان مقاومت هستند که پرچم مبارزه را طی سالیان متمادی و چندین دهه به دوش کشیده اند و به وطن بازخواهند گشت تا آنرا بسازند. ما در اینجا تاکید می کنیم که هر چقدر هم به طول بیانجامد، مساله آوارگان از یاد نخواهد رفت، بلکه آوارگان محور اصلی مساله فلسطین باقی خواهند ماند و این مساله کاملا سیاسی است حق بازگشت، حقی مقدس است که به مرور زمان از بین نمی رود هیچ طرفی در جهان هم حق حذف آنرا ندارد. لذا، ما هم در کنار آنها با تمامی تلاش ها برای اسکان این آوارگان در کشورهای دیگر و اجرای راهکار موسوم به "وطن جایگزین" مقابله می کنیم. فلسطین وطن ماست و هرگز به وطنی جایگزین آن راضی نخواهیم شد. ما امروز با کمال اطمینان و قدردانی از تمامی تلاش های قبلی کشورهای عربی میزبان آوارگان فلسطینی، از آنها می خواهیم شرایط زندگی عزتمندانه این آوارگان در اردوگاه ها را فراهم سازند و راهبردی عربی ـ فلسطینی برای حمایت از حق بازگشت و مقابله با پروژه های اسکان آوارگان وضع کنند. ما همچنین از سازمان ملل متحد می خواهیم به وظایف خود در قبال شهروندان فلسطینی در هر جایی که هستند، عمل کند؛ چرا که این نهاد بین المللی مسئول امداد رسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی تا زمان بازگشت شان به سرزمین اصلی شان در فلسطین است.ما امروز شاهد وقوع فاجعه جدیدی برای برادران فلسطینی مان در سوریه هستیم که تلخی کوچانده شدن و آوارگی را چشیدند و راهی سرزمین ها و کشورهای دور و نزدیک شدند و تاوان سنگینی در قبال آوارگی و محرومیت تقبل کردند. ما خواستار حمایت از این افراد و پناه دادن به آنها و حفظ کرامت شان هستیم و در عین حال، از انجام وظیفه ملی و انسانی خود در قبال آنها کوتاهی نخواهیم کرد.درباره وضعیت منحصر به فرد لبنان هم باید گفت که جنبش حماس در کنار دیگر گروه های ملی و اسلامی فلسطین سعی در حمایت از حضور فلسطینیان در اردوگاه های لبنان و دور نگه داشتن آنها از درگیری های طائفه ای و منطقه ای و داخلی و نیز تقویت روابط برادرانه میان این گروه از فلسطینیان و لبنانی ها را دارد و اوضاع آوارگان فلسطینی در لبنان را در تمامی ابعاد سیاسی، انسانی و اجتماعی دنبال می کند. ما با تمامی اقشار ملت فلسطین در لبنان برای تامین امنیت اردوگاه های فلسطینی و برقراری آرامش در آنها تلاش می کنیم و در عین حال، می خواهیم این اردوگاه ها به عاملی برای برقراری آرامش و تحکیم صلح داخلی در لبنان تبدیل شوند؛ چرا که آرامش لبنان و کشورهای عربی به نفع فلسطین است و لبنان سالم و قوی مایه قدرت آرمان فلسطین است.در همین راستا، ما به تمامی اقلیت های فلسطینی در اروپا درود فرستاده و از نقش ارزشمند آنها در حمایت از آرمان فلسطین و دفاع از حق ثابت شان در فلسطین قدردانی می کنیم. ما همچنین به اقلیت فل ...

ادامه مطلب  

متن کامل سخنان اسماعیل هنیه درباره سیاست های حماس در مرحله آتی  

درخواست حذف این مطلب
رئیس دفتر سیاسی حماس بر آمادگی این جنبش برای همکاری با تمامی گروه ها و طرف های فلسطینی و گسترش روابط با کشورهای عربی و اسلامی و نیز دیگر کشورهای جهان تاکید کرد.به گزارش شفاف، «اسماعیل هنیه» در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از انتخاب به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس به تشریح سیاست ها و مواضع این جنبش در قبال مسائل داخلی و خارجی پرداخت.به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین،متن کامل این سخنان به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحیمحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانیان است و سلام و درود بر سرور پیامبران...(سبحان الذی أسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر) (فإذا جاء وعد الآخرة لیسوؤا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا){ پاک و منزّه است آن (خدایی ) که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه های خود به او نشان دهیم . همانا او شنوا و بیناست.} { و آن گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند.}پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:{گروهی از امت من همچنان از حق حمایت می کنند و بر دشمن شان پیروز می شوند و هر کسی هم با آنها مخالفت کند، هیچ آسیبی به آنها نمی رساند و مصیبت ها هم ضرری به آنها نمی رساند تا اینکه وعده خداوند فرا برسد و آنها در همین حال باشند.}ای فرزندان ملت مقاوم فلسطیناقشار امت عربی و اسلامیبرادران و خواهران... حضار گرامیسلام و درود خداوند بر شما... اما بعد،اولین چیزی که می خواهم پس از افتخاری که برادرانم با اعتماد به من در سمت ریاست دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دادند و مرا مسئول عهده داری این مسئولیت کردند، سخنانم را با آن آغاز کنم، حمد و سپاس خداوند و درخواست از درگاه او برای کمک به من برای حفظ این امانت و پایبندی به عهد و پیمانی است که با خود در برابر خداوند و در برابر این ملت بزرگ و برادرانم بسته ام تا اینکه به اصول ملت فلسطین و در راس آنها آزاد سازی سرزمین و قدس و مسجد الاقصی و اسرا، تحقق حق بازگشت و تاسیس کشور فلسطین به پایتختی قدس بسته ام. این عهد و پیمان جهادی است که از آغاز انقلاب های فلسطین تا به امروز بسته شده است و همان پیمانی است که شهدای انتفاضه قدس و الاقصی که جانشان را فدای دفاع از سرزمین فلسطین و قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی کردند، بسته بودند و برخی از آنها به فیض شهادت نائل گشتند و برخی دیگر همچنان چشم به راه لحظه شهادت هستند و راه مقاومت و انتفاضه را ادامه می دهند. درود بر شهدا و مجروحان ملت فلسطین و خانواده ها و نزدیکان شان و درود بر اسرای قهرمانی که دست به فداکاری زدند و در راه خدا ثابت قدم هستند و با صبر و پایداری در برابر دشمن جلاد به راه خود ادامه می دهند. تشدید حملات رژیم صهیونیستی علیه اسرای دربند زندان های رژیم جنایتکار صهیونیستی باید متوقف شود.تداوم سیاست بازداشت اداری ظالمانه رژیم صهیونیستی علیه صدها نفر از رهبران، نمایندگان و فرزندان ملت فلسطین، تروریسمی است که در مقابل چشم و گوش جهانیان صورت می گیرد و آنها هیچ اقدامی برای مقابله با این روند انجام نمی دهند. ما تاکید می کنیم که ظلم زندانبان به درازا نخواهد انجامید و اراده اسرای آزاده ما را نخواهد شکست و آزادی آنها بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده است.من در اینجا همچنین به مقاومت قهرمان فلسطین و تمامی گردان ها و شاخه های نظامی آنها و در راس شان؛ گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس درود می فرستم. درود بر مقاومت قهرمان ما و گردان های قسام، گروهان های قدس، گردان های شهدای الاقصی، گردان های شهدای الاقصی، گردان های ابو علی مصطفی، گردان های مقاومت ملی و تمامی شاخه ها و تشکل های نظامی. این مقاومت با دشمن و تروریسم آن در تمامی میدان ها مقابله کرده و همچنان به صورت شبانه روزی برای تحقق آرمان های ملت در زمینه آزادی و حق بازگشت تلاش می کند. این مقاومت بسیار قابل تقدیر و منبع افتخار و عزت ملت و امت و تمامی آزادگان جهان است و در عین حال، حقی شریف برای فلسطین و مایه افتخار ملت و مایه امید امت است.علاوه بر این، من در اینجا از سرویس های امنیتی که به ترور شهید "مازن فقها" واکنش نشان داده و ضربه ای سنگین به سرویس های امنیتی دشمن وارد کردند و مزدوران و عناصر آنها را تحت تعقیب قرار دادند، درود می فرستم و به شهید قهرمان مهندس "محمد زواری" متولد تونس که در راستای انجام وظیفه خود در زمینه حمایت و جهاد در سرزمین مقدس فلسطین، به عضویت گردان های قسام درآمد، درود می فرستم.و نباید فراموش کنم که به تمامی اقشار ملت فلسطین و کارکنان قوای مقننه، مجریه و قضائیه، اعضای چهارمین دستگاه دولتی که فعالان مطبوعاتی و اصحاب قهرمان رسانه ها هستند، کشاورزان، کارگران، بازرگانان، صاحبان صنایع، تجار، ماهیگیرانی که به صورت شبانه روزی در معرض حملات دشمن صهیونیستی قرار دارند و با این وجود به پایداری و ایستادگی خود ادامه می دهند، تیم های پزشکی، اورژانس و امداد و نجات، معلمان و اساتید دانشگاه ها، دانش آموزان و دانشجویان، پزشکان، مهندسان و تمامی فعالان بخش ساختمان و سازندگی و سازندگان آینده بهتر برای پسران و دختران مان درود بفرستم.برادران و خواهران:من امروز از سرزمین فلسطین و از وسط غزه سربلند با ملت فلسطین در هر جایی که هستند و تمامی طیف ها و جریان های آن صحبت می کنم. ملت ما، ملت یکپارچه ای است که از هم جدا نخواهند شد. آنها صاحبان آرمان حقی هستند که قابل تقسیم و تجزیه نیست. آنها صاحبان حق ثابت در فلسطین هستند که نمی توان حتی از یک ذره از خاک آن چشم پوشی کرد.می خواهم درباره دردها، اهداف و آرمان های مشترک صحبت کنم. شمایی که از چندین دهه قبل در مسیر مبارزه علیه گروهک های صهیونیستی گام نهاده اید و عشق به فلسطین و دفاع از وطن را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال می دهید و به اغواگری های کسانی که می خواهند شما را از این راه منحرف کنند و ارعاب و تهدیدهای آنهایی که می خواهند در دل این ملت ترس و وحشت ایجاد کنند و تجاوزات دشمنان، توجهی نمی کنید؛ دشمنانی که با استفاده از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند و اقدامات تروریستی نظام هایشان می خواهند شما را به تسلیم در برابر واقعیت های موجود وادار کنند و گاهی با تطمیع و گاهی دیگر با ارعاب، ما را مجبور به فراموشی حقوق و اصول ثابت مان در سرزمین و مقدسات مان کنند.حضار گرامی، ملت فلسطین در هر جایی که هستید، اقشار مختلف امت سرافراز ما:امروز می خواهم برای شما درباره اوضاع کنونی و راهی که قرار است طی کنیم و نیز اولویت های ملی در مرحله آینده صحبت کنم و در این راه اولا از خداوند متعال و در مرحله بعد از ملت بزرگ فلسطین که صد سال در برابر وعده بالفور و 70 سال با طرح اسکان آوارگان فلسطینی در وطن جایگزین ایستادگی کرده است و دهها سال است با تجاوزات، محاصره و تلاش ها برای یهودی سازی، گسترش جهل و وادار کردن مردم به مهاجرت و حذف هویت آنها مقابله کرده و می کند، کمک می جوییم.اولا: جنبش حماس در تمامی مراحل خود ثابت کرده است که یک جنبش جوان، تسلیم ناپذیر و اصیل است و این اصالت را در موضع و خط مشی ریشه دار و رشادت های فرزندان و بنیانگذاران پاک خود و در راس آنها، شیخ شهید احمد یاسین و با خون هزاران نفر از شهدا و درد و رنج هزاران نفر از اسرا و مجروحان ثابت کرده است. این مردان راه و روش بزرگی را که جنبش حماس در سایه خون و تلاش ها و مجاهدت های آنها طی می کند، برای ما ترسیم کرده اند و ما امروز می بینیم که من و گروهی از برادرانم رهبری این جنبش بزرگ را از برادران بزرگوار و رهبران گرانقدری مانند برادر مبارز استاد خالد مشعل "ابو الولید" تحویل می گیریم.این برادران ما طی سالیان گذشته امانت رهبری این جنبش را بر عهده گرفته و از آن حفاظت کرده اند و به اذن خداوند این پرچم در اهتزاز را با پیروزی به ما تحویل داده اند و به لطف خداوند توانسته اند زمینه پیشرفت جنبش حماس و حفظ وحدت و ارتقای نقش و تقویت تاثیرگذاری آنرا طی مراحل سختی که ملت فلسطین پشت سر گذاشته است، فراهم سازند تا اینکه مورد اعتماد ملت قرار گرفته و به مایه امید امت تبدیل شوند. و امروز اگر چه برادرم ابو الولید (مشعل) ـ خدا حفظش کند ـ در نتیجه یک تصمیم مشورتی در سطح جنبش حماس که مایه عزت و افتخار ماست، از مسئولیت رهبری حماس کنار می رود، اما مطمئنا سنگر مقاومت و ایفای نقش جهادی و سیاسی به عنوان یک رهبر ملی و یک شخصیت برجسته و نماد مبارزاتی بزرگ ملت و مقاومت فلسطین را ترک نخواهد کرد و من به برادرم ابو الولید و دیگر برادران بزرگواری که در مرحله گذشته مسئولیت رهبری حماس را بر عهده داشتند، درود می فرستم.دوم: حماس اخیرا سند سیاسی خود را منتشر کرد که در آن به دیدگاه و اصول و اهدافی که این جنبش بر اساس مبانی خود دنبال و به موجب آنها عمل می کند، اشاره شده بود. این سند موضع یکپارچه حماس در قبال مجموعه مسائل پیش روی این جنبش را تشریح کرده و قدرت آن برای جمع میان اصالت و حرکت به موازات نیازهای زمانه و اصول ثابت و متغیرها و مسائل مرحله ای و راهبردی را نشان داد و در چارچوب واقع بینی زمینه را برای مواضع سیاسی و فکری که نشانگر پویایی حماس و قدرت آن برای تجدید و برقراری توازن در عصر تغییرات شتاب زده است، فراهم کرد. ما در قالب این سندی که به ملت فلسطین ارائه دادیم، شفاف و صریح بر این مساله تاکید نمودیم که می خواهیم با تمامی طرف ها بر اساس راهبرد ملی جامع در عرصه سیاست مقاومت و سازندگی نهادهای رهبری و اداری و نیز مدیریت امور داخلی و روابط خارجی مان همکاری کنیم. ملت فلسطین در هر جایی که هستید:شما می دانید که امت ما مرحله بی سابقه ای از درگیری های داخلی میان قدرت های منطقه ای و داخلی و کشمکش های بین المللی را پشت سر گذ اشته و در نتیجه جنگ ها و خونریزی هایی که هنوز هم ادامه دارد و باعث تضعیف مقدرات این امت می شود، درد و رنج زیادی را متحمل شده است. این درگیری ها باعث تضعیف تمامی طرف ها و پاره پاره شدن منطقه و نیز پیچیده شدن عرصه شده است و برخی طرف ها خواهان تداوم و تشدید این وضعیت و گسترش دامنه درگیری ها و خرابی ها در هر نقطه ای از منطقه هستند تا زمینه ویرانی بیشتر جبهه داخلی کشورها و ایجاد موانع و دیوارهای ساختگی میان ملت های منطقه و حتی میان اقشار یک ملت واحد فراهم شود و امت ما به سمت بیابان سرگردانی و بلاتکلیفی، بر هم خوردن وحدت، بقا در دایره جنگ و درگیری و خونریزی، هتک حرمت، تهدید تمامیت ارضی کشورها و یکپارچگی آنها پیش رود و در نتیجه ضعیف شده و به زانو درآید تا عرصه برای تحمیل برخی گزینه های دشمنان به آن، تقویت دشمن صهیونیستی و تضمین امنیت و هژمونی و بقای آن فراهم گردد.از زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور جدید آمریکا در این کشور به قدرت رسیده است، با فشار و تشویق دشمن صهیونیستی تحرکات و تلاش های شتابزده ای برای بهره برداری از اوضاع کنونی و باجگیری از طرف های عربی و اسلامی خسته و تضعیف شده به منظور نابودی مساله فلسطین و تحمیل سازش تاریخی و نیز فشار شدید برای ایجاد چتر حمایتی فلسطینی، عربی و اسلامی از آن آغاز شده است.در برابر این وضعیت، ما ملت فلسطین راهی جز در اختیار گرفتن ابتکار عمل، ساماندهی اوضاع، مقاوم سازی بیشتر خود، تامین امنیت جبهه داخلی و حمایت از حقوق خود نداریم و باید یکپارچه سعی در رساندن این پیام آشکار به جهانیان را داشته باشیم که هر گونه راه حل و طرح سازشی که با حق ملت ما در زمینه آزادی و استقلال و تشکیل کشور فلسطینی برخوردار از حق حاکمیت به پایتختی قدس مخالف باشد، به سرانجامی نخواهد رسید و ما به هر قیمتی، همچون سدی مستحکم در برابر آن ایستادگی خواهیم کرد و همان طوری که ملت قهرمان ما توطئه های قبلی برای نابودی آرمان بحق خود را به شکست کشانده است، این بار هم به حول و قوه الهی می تواند این کار را انجام دهد و جهانیان باید ندای حق و عدالت و انصاف را بشنوند.ملت فلسطین:مسئولیتی که من و برادرانم در موضع رهبری حماس در داخل و خارج بر عهده داریم، ایجاب می کند که کلیات رویکردی را که سعی در تحقق آن داریم و اولویت کاری ما در مرحله آتی برای تحقق اهداف بزرگ ملت فلسطین به شمار می رود، تشریح کنیم.این اصول کلی عبارتند از:نخست: مقابله با اشغالگران متجاوز به سرزمین و مقدسات مان و اقدامات نامتعارف و مغایر ارزش ها و قوانین بین المللی؛ چه در زمینه سرکوب و محاصره و چه در زمینه مصادره اراضی، یا یهودی سازی و یا شهرک سازی. بهترین سلاح کارآمد ما در این زمینه وحدت موضع فلسطینی بر پایه رویکرد سیاسی جامع ملی است که زمینه تشریک مساعی و پایان دادن به امیدها به وعده های دروغینی را که ملت فلسطین در طول سالیان مذاکره آنها را تجربه کرده اند، فراهم کند.دوم: قدس و مسجد الاقصی:محور اصلی منازعه؛ یعنی مساله قدس به عنوان قبله گاه نخست و سومین حرم شریف در کانون توجه ما قرار دارد و ما برای حمایت از هویت عربی و اسلامی این شهر و مقابله با تلاش ها برای یهودی سازی، اخراج ساکنان و تغییر ترکیب جمعیتی آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد و در عین حال، برای تقویت پایداری و بقای ساکنان آن به عنوان نماد مبارزه ملت، جهاد امت و حفظ این نماد مبارزه و مقاومت تلاش خواهیم نمود.تلاش های رژیم صهیونیستی برای تحمیل واقعیت های موجود در مسجد مبارک الاقصی از طریق طرح های یهودی سازی و تقسیم زمانی و مکانی و تجاوزات بی وقفه و نیز تصمیم اخیر نتانیاهو در موافقت با ورود وزرا و اعضای کنست به این مسجد، نمی تواند باعث تحقق اهداف این رژیم شود و به لطف پایداری اهالی قدس، اراده حافظان سنگر الاقصی و ابتکارات قهرمانان انتفاضه قدس، این اقدامات هیچ تاثیری نخواهند داشت و مسجد مبارک الاقصی همچنان مکانی کاملا اسلامی باقی خواهد ماند و اشغالگران هیچ جایی در آن نخواهند داشت. ما همچنان مشعل جهاد و مقاومت را با خود حمل خواهیم کرد تا امت ما زمینه اقامه نماز در مسجد الاقصی را که خداوند به اطراف آن برکت داده است، داشته باشد و خداوند با دستان مبارزان ما امید ملت و امت مان در زمینه آزادی و بازگشت آوارگان را محقق سازد. ما از همین جا به صراحت اعلام می کنیم که مخالف ایجاد هر گونه ارتباط میان دیوار برق و صهیونیست های اشغالگر هستیم و این دیوار بخشی از مسجد مبارک الاقصی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. ما امروز با ساکنان قدس که به نیابت از امت از بیت المقدس و اطراف آن دفاع می کنند، عهد و پیمانی دوباره می بندیم.سوم: ما کرانه باختری مقاوم را که در معرض حملات متعدد برای قطع ارتباط بخش های مختلف، یهودی سازی و شهرک سازی و تبدیل به مناطق جدا افتاده و نیز قطع پیوندهای طبیعی و ارتباط با اراضی گسترده شان از طریق دیوار حائل و جاده های کمربندی و ایست های بازرسی قرار دارد، زیر نظر داریم.کرانه باختری قهرمان ما همچنان ریشه های انقلابی را در خود دارد که شراره های آن تغذیه کننده نسلی است که تلاش ها برای ارعاب و تهدید و به تسلیم واداشتن آن نتوانسته است ذات و فطرت آنها را تغییر دهد و این نسل مقدس با عملیات ایتمار، عملیات شهید مهند حلبی و شهید هدیل هشلمون انتفاضه قدس را رقم زد و با خون و تحرکات و پویایی جوانی شان سعی در تجدید بیداری را دارند. ما کاملا به صراحت اعلام می کنیم که کرانه باختری همچنان محور منازعه و نماد انتفاضه و مقاومت در اشکال مختلف باقی خواهد ماند و هیچ کس نمی تواند جلوی آنرا بگیرد و جنبش حماس برای مقابله با تمامی سیاست های سرکوب و تلاش ها برای به حاشیه راندن این منطقه از طریق دو محور اصلی تلاش خواهد کرد: نخست؛ حمایت از پایداری اهالی کرانه باختری و ملت فلسطین در برابر طرح های دشمن و تلاش های آن برای به تسلیم واداشتن این ملت و دوم؛ مقاومتی که تاوان سنگینی از دشمن به خاطر اشغالگری اش بگیرد.ما در این راه با طرف های مختلف ملت برای مقابله با گسترش شهرک سازی و احداث دیوار حائل و نیز توسعه شهرک های صهیونیستی همکاری خواهیم کرد و مشکل ملی ما در کرانه باختری همکاری و هماهنگی امنیتی است و بازداشت ها و تعقیب ها و تلاش ها برای ضربه زدن به انتفاضه ریشه در همین مشکل ملی دارد و از همین رو، ما هر گونه همکاری امنیتی در کرانه باختری را محکوم می کنیم و خواستار توقف فوری این همکاری ها در راستای پایبندی به رویکرد ملی سالم و ادبیات جنبش های ملی و نیز اجر ای مصوبات شورای مرکزی (ساف) هستیم و حمایت خود از برادران مان در پارلمان فلسطین را که بسیاری از آنها توسط رژیم صهیونیستی بازداشت شده اند، اعلام می کنیم. آخرین نفر از این نمایندگان بازداشت شده "محمد بدر" و "خالده جرار" بودند که تاوان مواضع آزادانه و جسورانه ملی و مخالفت با همکاری های امنیتی را می دهند. ما همچنین بر همبستگی و حمایت خود از برادران نماینده مان در قدس که از شهر و دیار خود تبعید شده اند، اعلام می کنیم و خواستار بازگشت آنها به عنوان حقی مشروع و غیر قابل چانه زنی و سازش هستیم.چهارم: ملت مقاوم ما در اراضی اشغالی سال 1948، در نقب و المثلث و الجلیل امانتداران سرزمین و هویت ما هستند که در معرض تروریسم، تبعیض نژادی و تلاش ها برای حذف هویت و سلب مشروعیت قرار دارند و سینه های عریان خود را سپر دفاع در برابر سیاست تخریب منازل و الحاق اراضی به مناطق تحت اشغال رژیم صهیونیستی و نیز تلاش ها برای اخراج صاحبان شرعی سرزمین فلسطین از آن کرده اند و درد و رنج ناشی از تعلق خاطر به این وطن و پایداری در سرزمین فلسطین را به جان می خرند. این شهروندان فلسطینی در خط مقدم دفاع از مسجد مبارک الاقصی و مقدسات فلسطین و پایداری در نبرد هویتی قرار گرفته اند و صدای اذان را از هر منبری می شنوند و بر تعلق خاطر تغییر ناپذیر خود به این سرزمین تاکید دارند. آنها مانند کوه های الجلیل و المثلث پایدار و مانند قلعه های عکا و صفد و مناره های حیفا و دریاچه طبریه استوار هستند و نقش کاروان های حامل پرچم فلسطین و پرچم های عزیمت به مسجد الاقصی و سنگربانان این مسجد هستند.حمایت از پایداری فلسطینیان در اراضی اشغالی سال 1948 و خواسته ها و حقوق و دستاوردهایشان و نیز تحکیم ارتباط آنها با ملت فلسطین، حقی بر گردن ملت و امت است که آنها را تنها نخواهد گذاشت و تسلیم دشمن صهیونیستی نخواهد کرد؛ چرا که آنها نگین تاج و بارقه امید این ملت و امت هستند.پنجم: ما اعلام می کنیم که درد و رنج ملت فلسطین در اردوگاه های پایداری در مرزهای وطن و در اردوگاه های لبنان، سوریه و اردن مانند یرموک، وحدات، بقعه، عین حلوه، رشیدیه، صبرا و شاتیلا، نهرالبارد و تمامی مناطقی را که فلسطینیان در آنجا حضور دارند، بر دوش می کشیم و مسائل آنها را دنبال می کنیم. آنها بازوان مقاومت هستند که پرچم مبارزه را طی سالیان متمادی و چندین دهه به دوش کشیده اند و به وطن بازخواهند گشت تا آنرا بسازند. ما در اینجا تاکید می کنیم که هر چقدر هم به طول بیانجامد، مساله آوارگان از یاد نخواهد رفت، بلکه آوارگان محور اصلی مساله فلسطین باقی خواهند ماند و این مساله کاملا سیاسی است و حق بازگشت، حقی مقدس است که به مرور زمان از بین نمی رود و هیچ طرفی در جهان هم حق حذف آنرا ندارد. لذا، ما هم در کنار آنها با تمامی تلاش ها برای اسکان این آوارگان در کشورهای دیگر و اجرای راهکار موسوم به "وطن جایگزین" مقابله می کنیم.فلسطین وطن ماست و هرگز به وطنی جایگزین آن راضی نخواهیم شد. ما امروز با کمال اطمینان و قدردانی از تمامی تلاش های قبلی کشورهای عربی میزبان آوارگان فلسطینی، از آنها می خواهیم شرایط زندگی عزتمندانه این آوارگان در اردوگاه ها را فراهم سازند و راهبردی عربی ـ فلسطینی برای حمایت از حق بازگشت و مقابله با پروژه های اسکان آوارگان وضع کنند. ما همچنین از سازمان ملل متحد می خواهیم به وظایف خود در قبال شهروندان فلسطینی در هر جایی که هستند، عمل کند؛ چرا که این نهاد بین المللی مسئول امداد رسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی تا زمان بازگشت شان به سرزمین اصلی شان در فلسطین است.ما امروز شاهد وقوع فاجعه جدیدی برای برادران فلسطینی مان در سوریه هستیم که تلخی کوچانده شدن و آوارگی را چشیدند و راهی سرزمین ها و کشورهای دور و نزدیک شدند و تاوان سنگینی در قبال آوارگی و محرومیت تقبل کردند. ما خواستار حمایت از این افراد و پناه دادن به آنها و حفظ کرامت شان هستیم و در عین حال، از انجام وظیفه ملی و انسانی خود در قبال آنها کوتاهی نخواهیم کرد.درباره وضعیت منحصر به فرد لبنان هم باید گفت که جنبش حماس در کنار دیگر گروه های ملی و اسلامی فلسطین سعی در حمایت از حضور فلسطینیان در اردوگاه های لبنان و دور نگه داشتن آنها از درگیری های طائفه ای و منطقه ای و داخلی و نیز تقویت روابط برادرانه میان این گروه از فلسطینیان و لبنانی ها را دارد و اوضاع آوارگان فلسطینی در لبنان را در تمامی ابعاد سیاسی، انسانی و اجتماعی دنبال می کند. ما با تمامی اقشار ملت فلسطین در لبنان برای تامین امنیت اردوگاه های فلسطینی و برقراری آرامش در آنها تلاش می کنیم و در عین حال، می خواهیم این اردوگاه ها به عاملی برای برقراری آرامش و تحکیم صلح داخلی در لبنان تبدیل شوند؛ چرا که آرامش لبنان و کشورهای عربی به نفع فلسطین است و لبنان سالم و قوی مایه قدرت آرمان فلسطین است.در همین راستا، ما به تمامی اقلیت های فلسطینی در اروپا درود فرستاده و از نقش ارزشمند آنها در حمایت از آرمان فلسطین و دفاع از حق ثابت شان در فلسطین قدردانی می کنیم. ما همچنین به اقلیت فلسطینی در آمریکا و آمریکای لاتین و تمامی کسانی که در برگزاری کنفرانس های فلسطینی در خارج نقش و مشارکت داشتند و بدین ترتیب، پایبندی خود به اصول ملی و ارتباط راستین شان با وطن و آرمان فلسطین را نشان دادند، درود می فرستیم. این ...

ادامه مطلب  

دو نگاه در منشأ مشروعیت حکومت/ نقد نظریه انتخابی بودن ولی امر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از آیت الله علی اکبر رشاد در مورد نقد نظریه انتخابی بودن ولی امر است که در ادامه می خوانید؛در قبال پرسش از «منشأ مشروعیت» حکومت دینی و «مبدأ جواز یا استحقاق حکمرانی زمامدار» اسلامی در غیبت رهبری معصوم، دو پاسخ، در میان ارباب نظر و اصحاب سیاست در روزگار ما مطرح است:۱. برخی «مشروعیت و استحقاق» را ناشی از اراده الهی و نصب از ناحیه معصوم می دانند. این نظرگاه به این بیان تقریر می شود که: خدا خالق هستی و از جمله انسان است، پس همو نیز مالک انسان و جهان است، پس ملک و فرمانروای حقیقی هستی نیز او است و مردان آسمانی، خلیفه گان آفریدگار و فرمانروای هستی اند که تولیت امر جامعه و تصدی اجرأ احکام الهی رابر عهده دارند. در غیاب رهبران آسمانی (معصوم) نیز عالمان دین شناس دادورز پرهیزگار و توانا به نیابت، (به جعل و نصب) از سوی آنان، امر حکومت را تولیت و تصدی می کنند. مردم نیز، با تشخیص مصداق فقیه منصوب و حمایت و اطاعت از او، اعمال ولایت و اجرأ حدود الهی را ممکن می سازند. این دیدگاه به «نظریه انتصاب عام الهی فقها» نامبردار است.۲. برخی دیگر «مشروعیت استحقاق»، را ناشی از اراده ملت و انتخاب اکثریت مردم می دانند. تقریر این دیدگاه بدین شرح است: خدا خالق، پس مالک و پس ملک است. در زمان و مکان حضور معصوم، زمامداری به عهده اوست، اما در موقعیت غیبت، فقط صفات و شرایط افراد صالح (فقهأ جامع) توسط پیشوایان آسمانی تعیین گردیده، گزینش و برگماری فردی از میان افراد صلاحیتمند، به رأی اکثریت وانهاده شده است، فرد ذی صلاح، استحقاق رهبری را از رهگذر انتخاب و انتصاب از سوی توده مردم تحصیل می کند. این دیدگاه به «نظریه انتخاب مردمی» شهرت یافته است.عمده رسالات و مقالاتی که در تقریر نظریه حکومت، از دو منظر یاد شده، نشر یافته است. مشوش، آشفته و ناپیراسته است، چنانکه گاه در آثار و اظهارات اصحاب هر یک از دو نظر، «مدعیات متنافی الاجزأ» و حتا متناقض با مدعا، به چشم می خورد و همین نکته نیز دشواریهای بسیاری را در امر ارزیابی نظرگاه ها، پدید آورده است.(۱)از جمله پر حجم ترین مکتوباتی که در تبیین «ولایت فقیه و فقه دولت» نشر یافته، مجموعه سه جلدی «دراسات فی ولایه الفقیه وفقه الدوله الاسلامیه» اثر آیت الله حسینعلی منتظری نجف آبادی(۲) است.از آنجا که نویسنده در این نگاشته پر تتبعِ مبسوط، از «نظریه انتخاب» و به تعبیر صحیح و صائب، دیدگاه «انتصاب مردمی»، و نگاهه «زمامدار گماری توده ای» جانبداری کرده است، -- بی آنکه چندان قصد رد یک دیدگاه و قبول دیدگاه دیگر در میان باشد.-- (۳) ما، در این گفتار به ارزیابی گذرای ادله مطرح شده در این مجموعه، برای اثبات «گمانه رهبر گماری توده ای» و کیفیت استدلال بدانها، از نقطه نظر حدود وفاداری مؤلف به منطق استنباط، و میزان دلالت ادله بر مدعا، می پردازیم.نویسنده «دراسات ...» باب پنجم اثر را که شامل شش فصل مشبع است، به بیان «کیفیت تعیین زمامدار و طرق انعقاد امامت» اختصاص داده است:(۴) در فصل نخست به نقل اقوال فیلسوفان و فقیهان در خصوص «منشأ مشروعیت حکومت» حاکم پرداخته است، در فصل دوم در نقد «نظریه انتصاب عام الهی» در مقام ثبوت، سخن رانده است. در فصل سوم دلائل نظریه نصب عام فقیهان را بررسی کرده است، فصل چهارم عهده دار بیان ادله و نکاتی است که می تواند برای اثبات صحت انعقاد امامت، از رهگذر «انتخاب امت» مورد تمسک قرار گیرد. فصل پنجم باب، حاوی وارسی اخبار بیعت است و در فصل ششم شانزده نکته مهم را پیرامون «حکومت دینی و ولایت امر» باز گفته است.مدعیات و محتوای این باب، از وجوه گونه گون قابل نقد است:۱. میزان التزام نویسنده به منطق استنباط و متدولوژی اجتهاد.۲. حدود پایبندی نگارنده به قواعد منطق و انواع مغالطاتی که در تقریر استدلالها روی داده است.۳. تمامیت ادله اقامه شده از حیث دلالت بر مدعای مؤلف.۴. ناپیراستگی متن، ناسازگاری درونی مدعا و طرح مدعیات متناقض.۵. تفاوت و تهافت فراوان رفتار و گفتار پیشین و پسین و به ویژه نوشتارهای اخیر نویسنده با نظرات وی در این کتاب.چنانکه مذکور افتاد، اینک در این مقاله، ما تنها - و آن هم به نحوی گذرا - از حیث موارد یک و سه، به نقد اثر مزبور می پردازیم و نقد فراگیر و مبسوط را به فرصتی دیگر وامی گذاریم.علوم فقهی از دانش های گوناگونی مانند «فلسفه علم فقه»، «فلسفه احکام»،(۵) «قواعد فقه»، «اصول فقه» و «فقه» سامان یافته است، اصول فقه، عهده دار تقریر «منطق استنباط» و متدلوژی اجتهاد می باشد. میزان صواب و صحت یا حجیت هر «حکم فقهی»، وابستگی تام دارد به میزان دقت فقیه در کاربرد منطق اجتهاد و فرایند تعریف شده استنباط حکم؛ هر چند استنباط هر «سنخ» و «فرع» و «مورد» از احکام فقهی، فرایند ویژه ای را طی می کند - و یا دست کم، روند هر نوع و مورد تفاوتهایی با دیگر انواع و موارد دارد. اما صرفاً برای آشنایی خوانندگان عزیز، نمونه را اینجا به فرایند استنباط یک حکم اشاره می کنیم:۱. تعریف موضوع، تبیین مدعی، یا تنقیح محل نزاع.۲. تبیین فرضهای محتمل در پاسخ به مساله ۳. بررسی مقام ثبوت ۴. شرح پیشینه تاریخی و طر ح آرأ ماضی و معاصر (موافق، مخالف، تفصیل، تضییق، توسعه) و تقریر و ارزیابی دلائل هر یک.۵. بیان نظریه مختار و بررسی مقام اثبات بر مبنای رأی مختار.در بررسی مقام اثبات، هر چند ترتیب یکسانی مورد اتفاق فقیهان نیست، اما نوعاً نخست دلیل یا دلائل عقلی مورد بررسی قرار می گیرد، سپس آیات و آنگاه روایات باب و سپس اجماع.در استناد به هریک از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) نکات بسیاری باید مورد توجه قرار گیرد که اینک مجال شرح همه ی آنها نیست، اما از آنجا که نویسنده ی «دراسات ...» به انبوه اخبار برای اثبات مدعای خود در مساله، تمسک جسته است، اینجا به نکات عمده ای که در استدلال به روایات باید ملاحظه گردد، اشاره می کنیم.در استدلال به اخبار، موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد.(۶)۱. طرح و بررسی اخبار، به ترتیب میزان وضوح و اتقان صدور و سند و حدود صراحت دلالت.۲. جستجوی ثبت عبارت متن و رجال سند هر خبر، در مجامع روایی و رجالی، جهت اطمینان از تمامیت متن و عدم تقطیع و نیز یافتن نسخه بدلها و شناسایی راویان.۳. برررسی رجال سند خبر، از حیث درجه ی وثاقت و تعیین درجه ی اعتبار و حجیت حدیث.۴. بررسی شرایط و شأن صدور خبر.۵. بررسی مفردات متن.۶. تطبیق صدر و ذیل خبر و تعیین مدلولات اجمالی آن.۷. فحص از عام و خاص.۸. فحص از مطلق و مقید۹. فحص از معارض، و در صورت وجود معارض، مقایسه و تعیین درجه ی مقاومت آن در قبال معارض (قواعد تعادل و تراجیح).۱۰. تعیین میزان حجیت و دلالت خبر.با توجه به فرایند فوق، ایرادات بسیاری بر طرز استناد نویسنده به روایات وارد است، که ما فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم:۱. روایات مورد استناد، تقطیع و بدون ذکر صدر و ذیل - که در دلالت روایت بسیار مؤثرند - نقل شده و گاه حذف صدر و ذیل، سبب تغییر معنی حدیث گردیده است!۲. با اینکه اسناد اخبار مورد استناد، مخدوش است، به بهانه ی اینکه مستفیضه است و یا از مجموع آنها، تواتر مضمونی حاصل می شود»(۷)، از ذکر و بررسی اسناد روایات مورد استناد، خودداری کرده است.آنگاه از روایات متعدد ضعیف السند، تواتر مضمونی حاصل می شود که مدلول واحدی از آنها به دست آید، و آن مدلول نیز عین مدعی باشد، چنانکه خواهیم دید روایات نقل شده هرگز مدلول مشترک ندارند، یا اگر قدر مشترکی بتوان از آنها به دست آورد، مدلول آنها منطبق با مدعا نیست.۳. شرایط صدور هیچ یک از اخبار بررسی نشده است، در حالی که توجه به شرایط صدور برخی احادیث مانند روایات بیعت، مدلول دقیق آنها را روشن می سازد.۴. نوشته از لحاظ توجه به نکات ششگانه ی دیگر نیز بی نهایت محروم از دقت و ژرف رسی است، و مولف در ورطه ی انواع مغالطات درغلتیده است، به طوری که برخی از ادله، اعم از مدعا و برخی دیگر، اخص از آن هستند و برخی هیچ دلالتی بر مدعا ندارند، و برخی نیز منافی مدعای مؤلف اند! چنانکه برخی دیگر مصادره به مطلوبند، یعنی: دلیل، عین مدعی است و بعضی از ادله نیز ادعای بی دلیل یا خلاف واقع اند!(۸)۵. اگر دلیل نخست (استدلال عقلی) یا دوم (سیره ی عقلأ) وی، صائب و صحیح باشند، اکثر دلائل، تنها موید این دو دلیل و ارشاد به آنها خواهند بود و کمیت دلائل و استدلالها با حجم نزدیک به چهل صفحه، دست آورد علمی قابل اعتنایی نخواهد داشت!ما اینجا از ایرادات گوناگون صرف نظر کرده، تنها شرح افزونتری در خصوص میزان دلالت و انطباق مدلول ادله ی بیست و ششگانه ی مجموعه ی مزبور عرضه می کنیم. مدعای مؤلف را می توان بدین شرح باز گفت:۱. در باب «منشأ مشروعیت» - به اصطلاحِ سیاسی و نیز به مفهومِ فقهی آن - یکی از دو فرض صحیح است و بس:۱/۱ - مبدء سیادت و حاکمیت، خداوند متعال است، بی آنکه مردم هیچ سهم یا حتا نقشی در «انعقاد امامت» داشته باشند.۲/-۱ امت تنها مصدر سیادت و سلطه است و، امامت فقط با رأی مردم منعقد می شود و هرگز فقیه جامع پیش از انتخاب شدن، اجازه یا استحقاق حکومت ندارد.۲. برای اثبات فرض نخست درباره ی پیامبراسلام (ص) و امامان معصوم (ع)، دلائل کافی در دست است؛ اما نصب مستقیم یا غیرمستقیم فقیهان از سوی خدا در مقام ثبوت، تصویر صحیحی(۹) ندارد. در مقام اثبات نیز، ادله ی مطرح شده برای احراز ولایت انتصابی، کفایت نمی کنند.(۱۰)۳. صد البته اگر دلائل «انتصاب الهی فقها» کافی بود راه صحیح و صائب، همان فرض نخست می بود، اما چنین نیست، پس تنها فرض ممکن و مجاز آن است که توده ی مردم به عنوان مصدر سیادت واسطه، با انتخاب خود، به یکی از فقیهان حائز شرایط، تفویض ولایت کنند. رأی توده، منشأ جواز یا استحقاق سلطه و تصرف برای فقیه است.(۱۱) نویسنده ی دراسات در فصل چهارم و پنجم، بیست و شش دلیل بر مدعای خود اقامه کرده است.(۱۲) اکنون ارزیابی میزان دلالت دلائل بیست و ششگانه:یک - برخی از ادله ی ادعایی، اعم از مدعای مؤلفند (مانند دلائل: هشتم ص ۵۰۳، نهم ص ۵۰۴، دهم ص ۵۰۴، یازدهم ص ۵۰۵، دوازدهم ص ۵۰۵، سیزدهم ص ۵۰۶، چهاردهم ص۵۰۶، بیستم ص۵۰۷ و بیست وچهارم ص۵۱۰)از جمله ی موارد مزبور، تمسک به عباراتی از قبیل بیان امیر بلاغت(ع) هنگام هجوم مردم، برای بیعت با آن حضرت پس از هنگامه ی قتل عثمان است:« دَ عُونی وَ التَمِسوُ ا غیری ...، وَ اِن تَرَکتُمُونی فَاَنا کَاَحَدِکُم، وَ لَعَلی اَسٌمَعُکُم وَ اَطوَ عُکُم لِمَن وَ لَّیتُمُوهُ اَمٌرَکُم، وَ اَناَلَکُم وَزیراً خَیٌرُ لَکُم مِنی وَزیراً(۱۳)اولاً: اگر مراد حضرت(ع) این باشد که «حکومت به مردم تعلق دارد و بر گماری زمامدار به دست آنان است» و ایشان «رضای مردم را منشأ امامت می دانند»، پس شخص حضرت امیر(ع) نیز، جواز یا حق حکومت نداشته است، ایشان هم باید از سوی مردم برگزیده و برگمارده می شد و چنین نیز شد، پس این روایات به فراتر از مدعای مؤلف که «لزوم گزینش و برگماری فقیه» است دلالت دارند، و به مقتضای این اخبار، حتی معصومان(ع) حق حکومت بر مردم ندارند جز به انتصاب از سوی آنان!نویسنده در پاسخ به این احتمال که «ممکن است اعتذار حضرت(ع) در مقام «جدل»، صورت گرفته باشد»، اصرار می ورزد که اگر بیان حضرت امیر(ع) از موضع «جدل» هم باشد، مجادله براساس یک موضع صحیح و صواب (ضرورت انتصاب امام از سوی مردم) صورت بسته است!ثانیاً: با توجه به ادله ی قطعی انتصاب تنصیصی امامان معصوم(ع) بر زعامت دینی و دنیوی، بی شک اعتذار امام(ع) در مقام جدل بوده است، و روشن نیست مؤلف به استناد چه سندی ادعا کرده است که جدل باید بر اساس سخن واقعاً حق، صورت گیرد؟ جدل کافی است که براساس "باور داشتِ" خصم، صورت پذیرد، هر چند باور ناصواب باشد. در محل نزاع نیز چنین بوده است، یعنی: مردمی که پیش از حضرت به زعامت سه خلیفه ی دیگر تن در داده بودند، بر عدم نصب تنصیصی امام و امکان انعقاد امامت به انتخاب مردم باور داشته اند، کما اینکه گاه امام (ع) در قبال استناد غاصبان خلافت به «قرابت رسول(ص») بر آنها احتجاج می فرمود: «که من اقرب به آن حضرت هستم»، آیا می توان از این احتجاج و جدل، نتیجه گرفت که به فرموده ی حضرت(ع)، قرابت، ملاک زعامت در اسلام است؟وَ اَن کُنتَ بِالقُربی حَجَجت خصیمهم فَغَیرُکَ اولی بَالنبیً وَ أقربُ(۱۴)و چنانکه آن حضرت، در قبال نکث و نافرمانی کسان، بارها به «اصرار و بیعت آنان» و «امتناع خود»، احتجاج می فرمود. کما اینکه مضمون برخی نامه های امام(ع) به معاویه هم از این قبیل است. شگفتا برخی نامه ها را، که قطعاً در مقام احتجاج و جدل با معاویه، شرف صدور یافته است(۱۵)، مؤلف به عنوان دلیل (مانند مورد یازدهم) برای اثبات مدعای خود ذکر کرده است! و نیز بیان دیگر حضرت، که به عنوان دلیل دوازدهم خویش طرح شده(۱۶)، صراحت تمام در محاجه و مجادله دارد.اگر اخباری مانند عبارات فوق تقطیع نمی شد، خواننده به دلالت بسیار صریح بخش های حذف شده به سر اعتذار حضرت که «جدل» و «اتمام حجت» است پی می برد، چرا که در بخش های حذف شده ی همین نامه، آن حضرت از انحرافها و تحریفهایی که پدید آمده و مانع تحقق و کامیابی حکومت علوی خواهد شد، سخن رانده، و عدم پایبندی و پایداری بیعت کنندگان به مقتضای بیعت و لوازم حکومت عدل را پیش بینی می فرماید و به همین واقعیت ها به مثابه محاذیر و معاذیر تمسک می نماید.دو - مدلول برخی دیگر از دلائل نویسنده ی «دراسات ...»، اخص از مدعای وی است، مانند:۱. دلیل چهارم (ص ۴۶۴)، ایشان می گویند: انتخاب زمامدار و تفویض امور حکومت از سوی مردم به وی و پذیرش این امر از ناحیه ی زمامدار، نوعی «عقد و معاهده» است، و «بنأ عقلأ» و عمومات لزوم وفا به عقود و شروط، دلیل صحت و نفاذ این عقد و عهد است.اولاً: این ادعا، مصادره به مطلوب است! زیرا موضوع عهد و عقد باید دراختیار معاهد باشد تا حق و امکان معاهده داشته باشد، یعنی باید اثبات شود که ولایت، حق مردم است و مردم در عرض ولایت الهی، برخویش ولایت دارند، یا خداوند «حق ولایت» خود را بدانان تفویض فرموده است، سپس از اینکه مردم می توانند بر سر این حق با دیگری پیمان بدهند و عهد بستانند، سخن رانده شود، حق ولایت برای مردم، با این دلیل اثبات نمی شود و اگر حق ولایت اثبات شده باشد، دیگر چندان نیاز به تمسک به عمومات لزوم "وفای به عهود و عقود" نیست.ثانیاً: اگر اموری به مردم وانهاده شده باشد و مردم آن را به ولی واگذارند، آن «امور» همه ی «امر حکومت» نیست و ولی امر به اقتضای طبیعت حکومت یا اجازه ی شارع از حقوق و اختیارات بسیاری برخوردار است که مردم حق ورود به حدود بسیاری از آن حوزه ها را ندارند.ذات نایافته از هستی، بخش کی تواند که شود هستی بخش!ثالثاً: به فرض که مردم محدودیتی از لحاظ دخالت در حوزه های عمل حکومت نداشته باشند، اگر عده ای از امت، که انتخابگران فاتح اند (مثلاً ۵۱% در قبال ۴۹% امت، و اگر انتخابات حزبی باشد ممکن است حتی با احراز ۳۰% آرأ در مقابل احزاب رقیب) زمام امور را به دست گرفتند چه حقی دارند که با گزینش یک فرد، اختیارات صد درصد امت را به او تفویض کرده، او را بر حقوق و حیات، و نفوس و اعراض و اموال همه ی مخالفان، یا کسانی که در انتخابات شرکت نجسته اند، و یا حتی آن نسلی که در هنگام انتخاب، زاده نشده بودند یا صاحب رأی نبودند، تحمیل نمایند؟رابعاً: اگر همه ی آحاد مردم در گزینش زمامدار شرکت بجویند و کسی را به زعامت بگمارند او وکیل مردم خواهد شد، نه ولی آنان؛ گماشته و تحت امر مردم باید باشد نه فرمانفرمای آنان، هم از این رو، اطلاق «ولایت» به مفهومی که در فرهنگ دینی مراد می شوید به منصبی که بر مبنا و با شیوه ی انتخاب و انتصاب توده یی، پدید می آید، دقیق و صحیح نیست.مؤلف «دراسات...»، پنجمین دلیل (صص ۹ - ۴۹۷) خود را آیات و روایاتی همچون:« وَ الذینَ استَجابُوا لِرَبهِم وَ أقامُو الصلوةَ وَ أمرُ هُم شُورا بَینَهُم»(۱۷) و «اِذا کانَت اُمَرائُکُم خِیارُکُم، وَ اغنِیائکُم سُمَحائُکُم، وَ اُمُوُرکُم شُورا بَینَکُم، فَظَهرُ الأ رضِ خَیرٌلَکُم مِن بَطنِها»(۱۸) و همچنین «مَن جأَکُم یُریدُ أن یُفَرٍّقَ الجَماعَةَ وَیَعصِبَ أمرَ ها وَیَتَوَلی مِن غَیرِ مَشوَرَة، فَاقتُلُوهُ، فَاِن اللهَ قَد اَذِنَ ذالِکَ(۱۹) که مشوق شورا و مبین منزلت این سنت در اسلام است، می داند. وی به نصوص فوق چنین استدلال می کند:۱. واژه ی «امر» در آیات و روایات، منصرف به «حکومت» است،یا قدر متیقن از آن «حکومت» است.۲. آیات و روایات نیز، امت را در باب «امر» به شورا تحریص و ترغیب می دارد، و اکثریت مسلمین نیز از صدر اسلام، شورا را اساس خلافت پس از رسول قرار داده اند.۳. پس زمامدار باید با انتخاب امت گمارده شود.اولاً: اگر مدلول آیات و روایات، تعیین رهبری عالی حکومت به روش شورا باشد، پس پیامبر(ص) -- العیاذبالله -- معنی آیات الهی و کلمات خویش را به درستی درنیافته و یا دریافته اما با انتصاب رهبرانی جهت امت، برای مدت چند قرن پس از خود -- بل تا همیشه (بنا به عقیده ی مسلم شیعه) -- از مدلول آیه، تخلف ورزیده و توصیه های خویش را زیر پا نهاده است! اما خلیفه گان و پیروان مکتب خلفأ و به تعبیر نویسنده، «اکثریت مسلمانان» بهتر از پیامبر(ص)، کلام خدا را فهمیده و به توصیه ی ایشان جامه ی تحقق پوشانده اند!!ثانیاً: به قرینه ی «وَشاوِر هٌم فِی الٌأمرِ» که مخاطبش پیامبر (ص) است که خود بزرگترین مفسر آیات، و زمامدار بالحق و بالفعل بود و با عنایت به سیره ی آن بزرگوار، و نیز به شهادت عبارت «واُمُورُکُمٌ شُورا بَیٌنَکُم» در حدیث نخست، که واژه ی «امور» را جمع بکار برده است، و نیز با توجه به اینکه این عبارت، پس از توصیف زمامداران: «اُمَراُئکُم خِیارُکُمٌ» آمده است، مراد از شور در «امر» و «امور»، رایزنی در تدبیر امور جاری حکومت و مسائلی که به مردم وانهاده شده می باشد، امور و مسائلی چونان: سازمان حکومت، برنامه ریزی، تعیین مقررات روزمره -- در موارد فاقد احکام مصرح و مستتر درمتون دینی و مباحات -- گزینش در موارد چند گزینه ای (تخییری) مصلحت دیدهای موقعیتی آیین نامه و روش ها، شناسایی مصادیق و موضوعات احکام و...و چه بسا دلائلی از قبیل ادله ی شورا، بر لزوم استشاره ی زمامدار با متخصصان و خبرگان در امور حیاتی، و وجوب التزام به نتایج شور داشته باشد، اما بر «نصب رهبر» از طریق شور دلالت ندارد.ثالثاً: چنانکه اشاره شد - بر خلاف مرام تحقیق علمی و منطق استنباط - برخی روایات تقطیع گردیده و همین امر سبب تفسیر نادرست روایت شده است. از جمله مواردی که از سر تسامح یا عمد، تقطیع شده خبر نخست می باشد. ادامه ی روایت چنین است: «وَ اِذا کانَ اُمَر اُئکُم شِرارُ کُم وَ اَ غنِیائُکُم بُخَ لائُکُم وَ اُمُورُ کُمٌ اِلی نِسائِکُم، فَبَطنُ الاَرضِ خَیرُ لَکُمٌ مِن ظَهٌرِ ها»(۲۰)! چنانکه ملاحظه می فرمایید: در مقابل عبارت «وَ اَمُورُ کُمٌ شُورا بَینَکُم: (کارتان با رایزنی باشد») عبارت وَ اُمُورُکُمٌ اِلی نَسائِکُم (کارهاتان به زنانتان سپرده شده باشد) قرار گرفته است، نه مضمونی دال بر غیر انتخابی بودن رهبر! در آن اعصار، سپردن کار سیاست اجتماع به زنان نیز رسم نبوده است.روایت دوم نیز کسی را که با سوءنیت به «تفرقه افکنی» پرداخته و به «استیلأ بلا استحقاق و صلاحیت» و اعمال ولایت «بدون مشورت» دست یازیده، مهدورالدم می داند و بر چیزی فراتر از آنچه اشارت شد (مانند زمامداری گماری توده یی) دلالت نمی کند.سه - دسته ای دیگر از دلائل هیچ گونه دلالتی بر مدعا ندارند: مانند دلائل اول (ص ۴۹۳)، سوم (ص ۴۹۵)، ششم (ص ۴۹۹) دوازدهم (ص ۵۰۵) هیجدهم (ص ۵۰۸)، بیستم (ص ۵۰۸)، بیست و چهارم (ص ۵۱۰) بیست و پنجم (ص ۵۱۱) و بیست و ششم (ص ۵۱۱)از باب نمونه: نخستین دلیل نویسنده حکم عقل است، که اینگونه تقریر شده است:الف - عقل حکم می کند به:۱. قبح هرج و مرج و آشوب.۲. بایستگی بر پایی نظم و تأمین مصالح جمعی، بسط هنجار و رفع ناهنجار و...۳. اینکه، اینهمه فراچنگ نمی آید، جز در سایه ی دولت صالح عادل کارآمد و مقتدر.۴. استقرار دولت نیز صورت نمی بندد، جز به کرنش و فرمانبرداری مردم در برابر آن.ب - پیدایش دولت نیز جز به یکی از سه شیوه میسور نمی شود: -۱ نصب از سوی خدا که فرمانروای هستی و مردم است. -۲ قهر و غلبه بر مردم. -۳ انتخاب از سوی مردم.ج - شیوه ی نصب الهی - اگر ممکن و قابل اثبات باشد - بهترین انتخاب است، سلطه به قهر نیز ستم و قبیح است؛ پس تنها راه سوم، که انتخاب باشد، ممکن و موجه است!اولاً: اگر اندکی تغییر در تقریر ذیل برهان نویسنده صورت گیرد، نتیجه کاملاً تغییر خواهد کرد:«تعیین رهبر به یکی از سه شیوه ی: غلبه یا انتخاب مردم یا نصب الهی، باید صورت بندد، قهر که قبیح است، انتخاب (به معنی انتصاب توده یی رهبر) فاقد دلیل است، پس طریق متعین، نصب الهی است.ثانیاً: به فرض که دلائل نقلی نظریه ی «نصب الهی»، وافی نباشند - باز نمی توان دست از این شیوه شست، چه آنکه مقتضی پیش انگاره های جهان شناختی دینی - که به صدها آیه ی صریح و روایت موثق مبتنی است - بر اصالت و حجیت این طریق انگشت حصر می نهد، بدین تقریب:۱. خدا خالق هستی و از جمله انسان است، پس او نیز مالک هستی و انسان است، پس همو نیز فرمانروا باید باشد.۲. انبیأ و اوصیأ(ع)، انسانهای کامل و (خداگونه)اند، و به دلائل عقلی و نقلی، خلیفه گان آفریدگارند در زمین و سزاوارترین آفریدگان، برای اعمال تولیت الهی بر طبیعت و انسان.۳. در غیاب مردان آسمانی، دانشوران راه آشنای پرهیز پیشه، دادورز و توانا بر تدبیر امور مجتمع بشری، شبیه ترین مردم به آنان اند پس همینان نیز، شایسته ترین مردمان برای استمرار تولیت الهی اند، زیرا در غیاب مردان آسمانی در زمین:۱. یا باید تولیت تشریعی الهی بر انسانها ...

ادامه مطلب  

میرموسوی: مشروعیت حکومت نیازمند رضایت مردم است/ آماده ام با تمام مخالفان مباحثه کنم  

درخواست حذف این مطلب
شفقنا نوشت: اختلاف نظر درباره ی مشروعیت، حکومت و امامت، هر چند وقت، فضای سیاسی را متوجه خود کرده است. چندی پیش نیز رییس جمهور در یکی از دیدارهایش درباره ی نگاه امام علی(ع) به مقوله ی حکومت و این که ایشان مبنای ولایت و حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند، اظهاراتی داشت که انتقاداتی از جمله از طرف مجلس خبرگان را به دنبال داشت. در این زمینه حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدعلی میرموسوی در گفت وگو با شفقنا با تأکید بر تفکیک امامت و امارت در اندیشه ی علوی، گفت: «از دیدگاه قرآن امارت و حاکمیت امری همگانی است و از کلمات حضرت علی (ع) هم چنین استنباط می شود».او با بیان این که حاکم منصوب از سوی خداوند، مصداق خارجی ندارد، تصریح کرد: «این ادعایی نخ نما است که در فلسفه ی سیاسی نیز توخالی بودن آن ثابت شده است. در جهان امروز، مشروعیت بدون رضایت و خواست مردم، پذیرفتنی و امکان پذیر نیست».حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید علی میرموسوی با اشاره به تفاوت موقعیت تاریخی امروز و چهارده قرن پیش اظهار کرد: همانطور که شیوه ی ساختمان سازی در طول چهارده قرن تغییر فراوانی کرده است، مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه و حکومت نیز چنین است. در تفسیر متون دینی باید به این نکته توجه داشته باشیم و آن متون را در چارچوب شرایط تاریخی امروز معنا و تفسیر کنیم. مشکلی که جریان های افراطی و بنیادگرا در جهان اسلام با آن رو به رو هستند، این است که به این موضوع توجه نمی کنند. این دقیقاً همان بحثی است که مرحوم امام تحت عنوان نقش زمان و مکان در اجتهاد مطرح کردند.او با بیان این که نقش زمان و مکان در اجتهاد دقیقاً به همین معناست که توجه کنیم امروز در چه موقعیت تاریخی قرار داریم، گفت: در اندیشه ی حضرت علی(ع) مفهوم امامت و ولایت از امارت تفکیک شده است. از این دیدگاه، امامت منصبی الهی و جانشینی پیامبر در اموری است که پیامبر عهده دار آن امور بودند که در کانون این امور، فهم و انتقال پیام الهی به جامعه قرار دارد. این یک منصب کاملاً الهی است و تنها چیزی که در این منصب تأثیر دارد، قرب به خداوند است. ولایت، رسیدن به مرتبه ای از نزدیکی به خداوند است که فرد در پرتو آن بتواند پیام های الهی را درک کند و توانایی انتقال آن را هم داشته باشد؛ روشن است که رسیدن به این جایگاه هیچ ارتباطی به خواست مردم ندارد بلکه نیازمند لطف الهی و شایستگی های ذاتی فرد است.این استاد دانشگاه با اشاره به بحث مشروعیت تصریح کرد: مساله ی مشروعیت اصلاً در ارتباط با جایگاه امامت و ولایت در معنای بیان شده مطرح نمی شود، زیرا مشروعیت، امری سیاسی و مربوط به فرمانروایی است، در حالی که ولایت و امامت منصبی الهی است. در واقع ولایت سیاسی که در کلمات حضرت علی(ع) از آن بیشتر به امارت تعبیر شده است، با ولایت و امامت در معنای اعتقادی و کلامی آن که منصبی الهی است تفاوت دارد. در حقیقت امارت، امری عمومی و متعلق به عموم جامعه است. همانطور که در قرآن تعبیر شده است که «و امرهم شوری بینهم»؛ اضافه شدن امر به «هُم» به آن معناست که امر متعلق به عموم افراد است.او با اشاره به آیه «شاورهم فی الامر» تصریح کرد: الف و لام الامر عهد است به امری اشاره دارد که متعلق به عموم مردم است و «اولی الامر» یعنی افرادی که کارداران امور عمومی هستند. بنابر این از دیدگاه قرآن امارت و حاکمیت امری همگانی است و از کلمات حضرت علی (ع) هم چنین استنباط می شود. به طور مثال وقتی مردم برای بیعت به حضرت در مسجد اجتماع کردند، امام خطاب به آنان گفتند، این امر یعنی امارت متعلق به شماست. «انّ هذا امرکم لیس لاحد فیه حقّ الّا من امّرتم؛ هیچ کس جز کسی که شما او را به امارت برگزینید، در این امر حقی ندارد». بر این اساس از دیدگاه حضرت بین ولایت و امامتی که منصبی الهی است و امارت و حکومت که یک امر عمومی است، کاملاً تفاوت گذاشته شده است.میرموسوی با بیان این که آن چه در باب مشروعیت مطرح می شود بحثی در مورد حق فرمانروایی است، گفت: تفکیک مشروعیت از مقبولیت، اشتباهی است که در دو دهه ی اخیر وارد ادبیات سیاسی ما شده است. این تفکیک از دیدگاه فلسفه سیاسی و فقه سیاسی، تفکیک معتبر و درستی نیست. به این دلیل که وقتی در فلسفه سیاسی موضوع مشروعیت یا (legitimacy) طرح می شود، بحث درباره حق فرمانروایی و خاستگاه آن از یک سو و الزام به اطاعت از سوی دیگر است. به بیان دیگر مشروعیت در پاسخ به این پرسش مطرح می شود که چرا فرد یا نهادی حق فرمانروایی دارد و دیگران وظیفه ی اطاعت از او را دارند؟ بحث از حق فرمانروایی دایر مدار وجود و عدم است؛ یعنی یا از حق فرمانروایی برخوردار است یا نه. بنابر این وقتی بحث از نقش مردم در مشروعیت می شود یا باید نقش رأی و رضایت مردم پذیرفته شود یا رد شود. اگر نقش رضایت مردم در حق فرمانروایی رد شود، بحث مقبولیت ارزش و جایگاهی ندارد. اگر هم گفته شد که رضایت مردم نقش دارد، به نسبت جزیی یا اصلی بودن این نقش و به هر کیفیتی که این نقش پذیرفته شد، به این معناست که حق فرمانروایی به نوعی به خواست و رضایت مردم گره خورده است.او ادامه داد: البته هنگامی که واژه “legitimacy” در جامعه شناسی سیاسی به کار رود به معنای پذیرش مردم است، اما در آن جا بحث حق فرمانروایی مطرح نیست، بلکه مساله این است که چرا حکومت مورد پذیرش قرار می گیرد؟ در واقع با پیش فرض گرفتن این که حکومت نیازمند پذیرش از سوی مردم است، چرایی آن مورد پرسش قرار می گیرد. در واقع پرسش از مقبولیت که از دیدگاه جامعه شناختی مطرح می شود با پرسش از مشروعیت، کاملاً جدا و پاسخ آن نیز متفاوت است. وبر در پاسخ به این پرسش سه نوع مشروعیت سنتی، کاریزماتیک و عقلانی_قانونی را طرح کرد. اما وقتی بحث حق مطرح می شود، دیگر تفکیک مشروعیت و مقبولیت معنی ندارد چون یا مردم در این حق تأثیرگذارند یا نیستند. تفکیک مقبولیت و مشروعیت، بحث را پیچیده می کند و حیله ای برای فرار و یا طفره رفتن از بحث اصلی است. در این جا موضوع دایر مدار پذیرش یا عدم پذیرش نقش رضایت و خواست مردم است. اگر مورد پذیرش قرار گیرد، مشروعیت منوط به خواست مردم است و اگر انکار شود، ادعای مقبولیت مردمی دردی را دوا نمی کند. وانگهی در بحث جامعه شناختی پذیرش مردم مفروض است و هیچ اختلافی بر سر آن نیست. اختلاف بر سر چرایی آن است. از این رو مردمی دانستن مقبولیت، مورد اختلاف نیست تا با پذیرش آن سخن تازه ای مطرح شده باشد.این استاد دانشگاه با تأکید بر نادرستی این تفکیک به لحاظ ترمینولوژی علوم سیاسی و حتی فقه سیاسی و اعلام آمادگی برای مناظره با کسانی که این تفکیک را مطرح می کنند، گفت: در فقه سیاسی، هیچ اصطلاحی که به معنای مقبولیت باشد وجود ندارد، بلکه افرادی معلوم الحال در حدود ۲۰ سال پیش برای طفره رفتن از پذیرش نقش رضایت مردم در حقانیت حکمرانی به طرح آن دامن زدند. بر این اساس آنان ادعا می کردند مردم نقشی در مشروعیت ندارند و نقش آنان تنها به مقبولیت محدود می شود. پس از آن در ادبیات ما تفکیک مشروعیت از مقبولیت جا افتاد در حالی که این تفکیک هیچ فایده ای برای بحث ندارد. این دیدگاه با این پرسش روبه رو است که این تفکیک چه کمکی به بحث از مشروعیت می­کند؟ در بحث از مشروعیت، پرسش از خاستگاه حق فرمانروایی است و هنگامی که نقش مردم در آن پذیرفته نشود، مقبولیت هیچ تأثیری نخواهد داشت. مقبولیت در واقع بحث جامعه شناختی است و کمکی به پاسخ از سوال فلسفی نمی کند. در فقه سیاسی وضع دشوارتر است زیرا هیچ اصطلاح فقهی که معادل آن باشد وجود ندارد.او تصریح کرد: نکته ی دیگر این که هر چند برخی از نظریه های مشروعیت، نقشی برای رضایت مردم در نظر نمی گیرند، اما در اندیشه و برداشت رایج در جهان کنونی، حق فرمانروایی با رضایت کسانی که بر آن ها فرمانروایی صورت می گیرد پیوند دارد. مشروعیت، پیوند ناگستتنی با رضایت مردم دارد. نظریه های الهی درباره ی مشروعیت حاکمیت که در زمانی مطرح بوده است، در جهان امروز نه پذیرفتنی است و نه مصداق خارجی دارد. در اندیشه ی سیاسی شیعه نیز ایده ی مشروعیت الهی تنها در مورد پیامبر و امامان معصوم مطرح بوده است. ابن فهد حلی (۷۵۷-۸۴۱) از علمای نامدار شیعه در پاسخ به این پرسش که آیا فردی که شایستگی زمامداری دارد با هدف اجرای عدالت می تواند بر مردم حکومت کند؟ می نویسد: «لا یجوز التامر علی احد بغیر رضاه الا ان یولیه المعصوم» یعنی نمی توان بر کسی بدون رضایت او فرمانروایی کرد مگر این که آن فرد به طور مستقیم توسط معصوم نصب شده باشد.او با بیان این که مشروعیت حاکمیت مطابق نظریه های الهی، امروز عملی هم نیست، اظهار کرد: امروز چه کسی می تواند ادعا کند که من را خود خدا یا ائمه به طور مستقیم برای حکمرانی بر مردم نصب کرده اند؟ البته به قول جان لاک، مدعی زیاد است اما هیچ کدام سندی معتبر برای این ادعا ارائه نمی کنند. بر فرض که در مورد پیامبر (ص) و ائمه ی اطهار بتوان چنین ادعایی کرد، در مورد غیر آنان چنین ادعایی قابل پذیرش نیست. بر این اساس حاکم منصوب از سوی خداوند، مصداق خارجی ندارد و این ادعایی نخ نما است که در فلسفه ی سیاسی نیز توخالی بودن آن ثابت شده است. در جهان امروز، مشروعیت بدون رضایت و خواست مردم، پذیرفتنی و امکان پذیر نیست.او با بیان این که در دیدگاه حضرت امیر(ع) هم امارت به نوعی امر عمومی قلمداد شده است، گفت: به همین دلیل در اندیشه ی ایشان هم نقش خواست مردم نه تنها در تحقق و فعلیت حکومت بلکه در حقانیت آن یعنی در مشروعیت حکومت مورد شناسایی قرار گرفته است. این مطلبی است که در سخنان گوناگون موجود از حضرت به روشنی مورد اشاره قرار گرفته است. البته ما انتظار نداریم آن چه امروز در ادبیات علوم سیاسی و فلسفه ی سیاسی درباره ی مشروعیت وجود دارد، عیناً در سخنان حضرت باش ...

ادامه مطلب  

پیام امام خامنه ای در اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) + متن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز روزنامه خراسان پیام رهبر انقلاب به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) را بازنشر داده است که آن را در ادامه می خوانید:پس از رحلت امام خمینی(ره) انقلاب باید چه مسیری را طی می کرد؟ آیت ا خامنه ای که از سوی مجلس خبرگان رهبری به رهبری انقلاب اسلامی انتخاب شده بود چه شاخص ها و راهبردهایی برای راهبری کشتی تازه از توفان جنگ تحمیلی خلاص شده انقلاب داشت؟ شرایط آن روزهای انقلاب و کشور چگونه بود و دورنمای نظام اسلامی بر مبنای کدام ملاک ها پایه گذاری شد؟ چقدر افکار و اندیشه ها و نیز سیره عملی و عقیدتی امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی در این ملاک ها و شاخص ها نقش داشت؟ این پرسش ها را آن هایی که سن و سال شان به روزهای حزن انگیز خرداد 1368 قد می دهد به خوبی بیاد دارند.آن هایی که مریدشان را در عنفوان دوره نوجوانی انقلاب اسلامی پس از یک جنگ تمام عیار 8 ساله از دست داده بودند به خوبی به یاد می آورند چه لحظات غیرقابل تحملی را گذراندند که آن روز به قول رهبر انقلاب «روز عزای بزرگ عالم اسلام شد». عبور سرافرازانه کشتی انقلاب از گرداب خطیر حادثه ارتحال امام که خیلی ها می پنداشتند کشتی انقلاب را در خود فرو خواهد برد باعث شد تا همین حادثه حزن انگیز به حیات انقلاب اسلامی اوج بخشد و این نبود جز تاسی ملت به آموزه هایی که امام راحل در طول 15 سال مبارزه نهضت و 10 سال رهبری انقلاب در سهمگین ترین توفان های پس از بهمن 57 به مردم آموخته بود.جایی که به گفته رهبری انقلاب « صحنه پرداز اصلی و عامل حقیقی همانا اسلام و عقیده و ایمان و تربیت اسلامی» بود و «مغزهای علیل تحلیلگران مادّی عاجز از فهم و تحلیل حوادث» بودند. یک سال پس از رحلت امام خمینی و رهبری آیت ا خامنه ای ایشان در یک پیام بسیار مهم به تبیین شاخص های انقلاب اسلامی و نیز الگوی عملی سیره امام خمینی در حوزه های مختلف پرداختند. این پیام که از آن می شود به عنوان مانیفست یا منشور رهبری آیت ا خامنه ای نام برد حاوی راهبردهای اصلی انقلاب و نظام اسلامی برای دوران پس از حیات دنیوی امام خمینی (ره) است و رجوع به آن به مثابه رجوع به الگویی است که مسیر انقلاب در این سال ها پیموده است. الگویی که در آن تقریبا در همه زمینه ها به سوالات پاسخ داده است از عدالت اجتماعی تا دیپلماسی تراز انقلاب اسلامی.الگویی که با این جملات به پایان می رسد: « دوران 10 ساله حیات مبارک امام خمینی الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب همان است که امام ترسیم فرمود برای آمریکا ودیگر سردمداران استکبار چیزی مهمتر از این نیست که ملت ایران از راه 10 ساله خود برگردد یا در آن تردید کند ». حالا 25 سال پس از صدور این پیام و 26 سال پس از آغاز زعامت انقلاب اسلامی توسط حضرت آیت ا خامنه ای مرور خط به خط این پیام نتایجی شگرف از تطبیق مسیر کنونی انقلاب اسلامی با راهبردهای طراحی شده در 25 سال قبل که مبتنی بر حیات مبارک امام خمینی(ره) بوده است پیش روی ما می گذارد. این متن را که در دهم خرداد 1369 با قلمی ادبی شیوا و بسیار دلنشین و زیبا توسط رهبر انقلاب اسلامی نگارش یافته است را به نقل از پایگاه حفظ و نشر آثار ایشان (khamenei.ir) می خوانید.حضرت آیت ا خامنه ای ولی امر مسلمین جهان و رهبر انقلاب اسلامی در اولین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی قدس سره الشریف پیام بسیار مهمی صادر فرمودند. متن پیام به این شرح است:بسم ا الرّحمن الرّحیم رجال لاتلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکرا و اقام الصّلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلّب فیه القلوب والابصار. لیجزیهم ا احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله و ا یرزق من یشاء بغیر حساب(1)در تاریخ پُرماجرای انقلاب هیچ روزی مانند دوازدهم بهمن نبوددر تاریخ پُرماجرای انقلاب هیچ روزی مانند دوازدهم بهمن نبود که در آن مردی از دودمان پیامبران و بر شیوه آنان با دستی پُرمعجزه و دلی به عمق و وسعت دریا در میان مردمی شایسته و چشم به راه چون آیه رحمت فرود آمد و آنان را بر بال فرشتگان قدرت حق نشانید و تا عرش عزت و عظمت برکشید.و هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود و هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود که در آن طوفان مصیبت و عزا بر این مردم تازیانه غم و اندوه فرود آورد. ایران یک دل شد و آن دل در حسرتی گدازنده سوخت و یک چشم شد و آن چشم در مصیبتی عظیم گریست. در آن روز خورشیدی غروب کرد که با طلوع آن هزار چشمه نور در زندگی ملت ایران جوشیده بود روحی عروج کرد که با نَفَس روح اللهی اش پیکر ملت را جان بخشیده بود حنجره ای خاموش شد که نَفَس گرمش سردی و افسردگی از جهان اسلام زدوده بود لبانی بسته شد که آیات الهی عزت و کرامت را بر مسلمین فروخوانده و افسونِ یأس و ذلت را در روح آنان باطل ساخته بود.آن روز روز عزای بزرگ عالم اسلام شدآن روز روز عزای بزرگ عالم اسلام شد. سوزش آن غم به ملت ایران منحصر نماند. در سراسر جهان هرجا دل روشن و جان بیداری بود مصیبت زده شد. هرجا مسلمانی آگاه از انقلاب و مسائل آن بود خود را صاحب عزا شمرد. پس در روی زمین جایی نماند که در آن دلهایی از این حادثه عظیم از اندوه لبریز نشود و انسان هایی از این فقدان بی جبران به عزا ننشینند.مصیبت فقدان امام همان به بزرگی امام بود و جز خدا و اولیایش کیست که حد و مرز این عظمت را بشناسد؟و اما ایران یکسر عزاخانه ا ی شد که در هر شهر و روستایش شیون حسرت بار از یکایک خانه ها سرریز شد و کوی و میدان و خیابان را پُر کرد. هیچ کس نتوانست این جرعه درد را خاموش فرو برد از دلاوران میدان های نبرد تا مادران و پدرانی که غم شهادت جوانان شان نتوانسته بود گره عجز و اندوه بر جبین شان بیفکند تا بزرگمردان عرصه علم و عرفان و سیاست و تا یکایک آحاد این ملت عظیم القدر همه و همه در این مصیبت عظمی زار زار گریستند یا صدا به فغان بلند کردند یا بی صبرانه بر سروسینه زدند. مصیبت فقدان امام همان به بزرگی امام بود و جز خدا و اولیایش کیست که حد و مرز این عظمت را بشناسد؟ آن جا که دل های بزرگ بی تاب می شوند آن جا که انسان های بزرگ دست وپا گم می کنند آن جا که صحنه از بی قراری میلیون ها و میلیون ها انسان پُر است کدام زبان و قلم انسانی است که بتواند نمایشگر و صحنه پرداز گردد؟ من که خود قطره بی تابی در اقیانوس متلاطمِ آن روز و آن روزها بوده ام چگونه خواهم توانست آن را شرح کنم؟!و اما روی دیگر صحنه یعنی فضای ملکوت جهان و اما روی دیگر صحنه یعنی فضای ملکوت جهان در آن روز تنها برای اصحاب بصیرت و معرفت مشهود بوده است.شاید چشم های نافذی که حجاب ملک را می گشایند و مرغ نگاه را تا ملکوت پرواز می دهند شگفتی های بیشتر و صحنه های تماشایی تری را آن روز در آن عاشورای خمینی دیده باشند: عروج نفس مطمئنه ای را به قرارگاه لطف و رحمت خدا صعود کلمه طیبه ای و نفس راضیه و مرضیه ای را به سوی حق رجوع جویباری را به دریا و وصال عاشقی را به معشوق استقبال خیل عظیم شهدا را از آن روح مطهر و خیرمقدم ارواح طیبه اولیا را به آن میهمان تازه وارد فوز و فلاح جان مزکّایی را که بر بال ملایک رحمت نشسته و شمیم حسنات بی شمارش مشام فرشتگان و خزنه بهشت نعیم حق را معطر ساخته عمل صالحی را که ردایی از نور گشته و بر پیکر ملکوتی آن روح مجرد پوشانیده شده و باران غفران و فضل خداوندی گشته و بر سراپای آن عبد صالح فروریخته و دارالسّلام ابدی شده و آن مشتاق رضوان حق را در خود جای داده است.افسوس که برای ما خاکیان از آن آیینه بندان جشن ملکوتی بارقه تسلایی نمی درخشید و جز اشک دیدگان نَمی بر آتش هجران آن قبله دل ها افشانده نمی شد. شور عزا در غم پدر مهربان معلم دلسوز و مرشد حکیم و دیده بان همیشه بیدار و طبیب درد و درمان شناس و سروش رحمت خدا بر امت و یادگار انبیا و اولیا در زمین اهل زمین را می گداخت و غمی بی تسلا بر آنان فرو می ریخت.زمان یگانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در خود گرفتزمان یگانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در خود گرفت. پرچمدار بزرگ اسلام پس از عمری مبارک که در راه اعتلای اسلام سپری شده بود دنیا را وداع کرد و قطب عالم امکان و ولىّ ا الاعظم(ارواحنافداه) در مصیبت خلیفه خود سوگوار شد. اکنون یک سال از آن روزهای مالامال درد و رنج می گذرد. سالی که در آن یاد و حضور امام لحظه ای ملت ما را ترک نگفته و زنده و برجسته و درخشان در ذهن و زندگی آنان و دیگر مسلمانان و مستضعفان در سراسر جهان برجا مانده است. آنچه پس از حیات پُربرکت امام و در این یک سال برای ما و همه دلسوزان امت اسلام بیشترین اهمیت را داشته میراث عظیم و تاریخی و بی نظیر او جمهوری اسلامی و سلامت و توان و شتاب و جهت گیری صحیح آن در راه و خط امام بوده است. این همان چیزی است که در دوران زندگی آن بزرگوار نیز مسئله اول برای ملت ایران و دوستان آن در سراسر جهان بلکه برای هر مسلمانی به حساب می آمده که به مجد و عظمت اسلام دل بسته بوده است و حق نیز همین است.جمهوری اسلامی در مدت 10 سال واندی رهبرىِ امام راحل عظیم بارها قلدران زمان را عملاً تحقیر کرد و دروغ شکست ناپذیری آنان را باطل ساخت.جمهوری اسلامی که با پیدایش خود راه نوینی در مقابله با زورگویان تراز اول عالم باز کرد و به ملت های مستضعف مخصوصاً مسلمانان امیدی تازه بخشیده و در مدت 10 سال واندی رهبرىِ امام راحل عظیم بارها قلدران زمان را عملاً تحقیر کرده و دروغ شکست ناپذیری آنان را باطل ساخته است باید هم بیشترین اهتمام امت اسلام و ملت ستم کشیده ما را به خود جلب کند.آن فقیه عظیم القدر و اسلام شناس بی بدیل حفظ جمهوری اسلامی را برتر و با اهمیت تر از هر واجبی می دانست.همچنان که آن پیشوای صالحان نیز همیشه بیشترین همت خود را به همین دو مسئله می گماشت: پاسداری از جمهوری اسلامی و مراقبت از جهت گیری راست و درست آن. و آن فقیه عظیم القدر و اسلام شناس بی بدیل حفظ جمهوری اسلامی را برتر و با اهمیت تر از هر واجبی میدانست.با رحلت امام خمینی(ره) طیف وسیع دشمنان اسلام این امید را پنهان نکردند که جمهوری اسلامی یا به کلی از پای درآید و یا به ناچار به زیر دامان این و آن پناه گیرد!با رحلت امام خمینی(ره) طیف وسیع دشمنان اسلام که در صفوف مقدّم معارضه با جمهوری اسلامی بودند این امید را پنهان نکردند که جمهوری اسلامی در غیاب پدیدآورنده و پروراننده خود نیروی دفاع و رشد را از دست بدهد و چون کودک بی صاحبی احساس ضعف و درماندگی کند یا به کلی از پای درآید و یا به ناچار به زیر دامان این و آن پناه گیرد! در محاسبات تنگ نظرانه دشمنان که همه بی استثنا اسیر محاسبات صددرصد مادّی و از فهمِ روابط معنوی و برکات ایمان و تقوا بی نصیبند نمی گنجید که معجزه الهی در طلیعه قرن پانزدهم هجری یعنی حکومت صلاح و دین و حیات دوباره ارزش های اسلامی آن قله مرتفعی باشد که دست آلوده بندگان هوا و هوس به آن نرسد و دیپلماسی زر و زور از به دام افکندن آن عاجز بماند!نظام اسلامی رشد و کارایی خود را در مصیبت و ابتلای عظیم الهی نشان داداما اراده الهی این بود و همان شد که اراده الهی بود. نظام اسلامی رشد و کارایی خود را در این مصیبت و ابتلای عظیم الهی نشان داد و ملت عالیقدر و مسئولان دلسوز و اهل حل و عقد به پاداش صبر بر این مصیبت عظمی استحقاق درود و رحمت حق را یافتند و به کمک خداوند و توجهات حضرت ولىّ ا اعظم (ارواحنافداه) توانستند با گشودن گره هایی که به طور طبیعی در صورت ارتحال امام پدید می آمد از امتحانی بزرگ سربلند بیرون آیند. نظام اسلامی که قلب تپنده خود را از دست داده بود به برکت ایمان و توکلش و به برکت درس های جاودانی که مردمش از آن استاد و مرشد خود آموخته بودند نه فقط از حرکت و حیات و نشاط بازنماند بلکه با نشان دادن کارآزمودگی و حکمت و سرعت عمل اعتبار خود را مضاعف ساخت.تحولاتی که اعتباری افزونتر از پیش به ایران و ایرانی و انقلاب و نظام اسلامی بخشیدابراز وفاداری ملت در آن عزاداری بی نظیر که در مقیاس جهان و تاریخ فوق العاده بود حل مسئله رهبری اعلام حضور عاشقانه همه جایی و همگانی مردم در دفاع از راه امام و از میراث معنوی امام در برابر رهزنان کمین گرفته و رستاخیز شگفت انگیز و به یادماندنی 40 روزه ایران و آن گاه تصویب ملّی اصلاحات قانون اساسی و شرکت در انتخاب رئیس جمهورِ گزیده و تشکیل دولت و جریان یافتن همه امور کشور در عین تازگی و جاودانگی داغ رحلت امام و یاد ماندگار او همه و همه اعتباری افزونتر از پیش به ایران و ایرانی و انقلاب و نظام اسلامی بخشید.عبور سرافرازانه کشتی انقلاب از گرداب خطیر حادثه ارتحال امامدرست در آن هنگام که از حادثه ارتحال امام نفس دنیا در سینه اش حبس شده و خواب از چشم دوست و دشمن در سطح جهان گرفته شده بود ایران اسلامی نمایشی قهرمانانه داد و با عنایات خداوندی سنگین ترین آزمون خود را به سرافرازی طی کرد و کشتی انقلاب از گردابی خطیر با آرامش و اطمینان عبور کرد. و این خود آیت دیگری از شمول الطاف الهی بر ملتی شد که قدم در راه خدا نهاده و به نصرت او قیام کرده است.حادثه ای که دشمنان می پنداشتند انقلاب را درهم خواهد پیچید به انقلاب اوج و حیات بخشیددوستان یعنی توده های مسلمان و مستضعفانِ بسیاری از مناطق عالم جان و امیدی دوباره گرفتند و به پایه های نظام سلطه جهانی ضربه ا ی دوباره پس از ضربه آغاز پیروزی انقلاب وارد آمد. یعنی حادثه ای که می پنداشتند انقلاب را درهم خواهد پیچید به انقلاب اوج و حیات بخشید و امام ما آن برافروزنده مشعل انقلاب با رحلت خود یک بار دیگر شعله انقلاب را برافروخته کرد. «فرحمه ا حیّا و میّتا والسّلام علیه یوم ولد و یوم قادالامّه و یوم ارتحل و یوم یبعث حیّا.»در همه این حوادث صحنه پرداز اصلی و عامل حقیقی همانا اسلام و عقیده و ایمان و تربیت اسلامی استدر همه این حوادث و با نگاهی وسیعتر در سرگذشت یازده ساله نظام اسلامی و اساساً در پیدایش این نظام و مقدمات آن و مبارزاتی که به آن منتهی شد صحنه پرداز اصلی و عامل حقیقی همانا اسلام و عقیده و ایمان و تربیت اسلامی است. هم ملت ایران که با قیام شجاعانه اش در برابر نظام سلطه جهانی و برضد ابرقدرتهای شرق و غرب کاری عظیم و بی سابقه انجام داد هم رهبر و قائد عظیم الشأن این انقلاب که مثل کوه در برابر همه بادهای مخالف ایستاد و هجوم طوفانها را شکست اما خود کمترین تکانی نخورد هم نظام نوین اسلامی که توانست کشور را بدون اندک تکیه ا ی به بیگانگان اداره کند و جنگی را که محل تلاقی نیروهای شرق و غرب بر ضد او بود و نزدیک به سه چهارم سالیان پس از پیروزی را فرا گرفت بدون گرایش به هیچ طرف و فقط با تکیه برخود شرافتمندانه و با عزت و پیروزی به پایان بَرَد همه و همه توان خود را از اسلام گرفته اند و اسلام جوهراصلی این حوادث شگفت آور و مایه حقیقی قدرت و صلابت و عزتی است که ایران و ایرانی و ملت و رهبر و انقلاب و نظام ما در تاریخ معاصر از خود بروز داده اند.همه عزت و اعتلایی که به مسلمین وعده داده شده در سایه ایمان و درک روشن و عمیقی از توحید استاسلام دین توحید است و توحید یعنی رهایی انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا یعنی گسستن بندهای سلطه نظام های بشری یعنی شکستن طلسم ترس از قدرت های شیطانی و مادّی یعنی تکیه بر اقتدارات بی نهایتی که خداوند در نهاد انسان قرارداده و از او بکارگیری آن ها را همچون فریضه ا ی تخلف ناپذیر طلب کرده است یعنی اعتماد به وعده الهی در پیروزی مستضعفین بر ستمگران و مستکبرین به شرط قیام و مبارزه و استقامت یعنی دل بستن به رحمت خدا و نهراسیدن از احتمال شکست یعنی استقبال از زحمات و خطراتی که در راه تحقق وعده الهی آدمی را تهدید می کند یعنی مشکلات راه را به حساب خدا گذاشتن و خود را به پیروزی حتمی و نهایی امیدوار داشتن یعنی در مبارزه چشم به هدف عالی که نجات جامعه از هرگونه ستم و تبعیض و جهل و شرک است دوختن و عوض ناکامیهای شخصی و میان راهی را نزد خدا جستن و خلاصه یعنی خود را مرتبط و متصل به اقیانوس لایزال قدرت و حکمت الهی دیدن و به سمت هدف اعلی با امید و بی تشویش شتافتن. همه عزت و اعتلایی که به مسلمین وعده داده شده در سایه چنین ایمان و درک روشن و عمیقی از توحید است. بدون فهم درست و پایبندی عقیدتی و عملی به توحید هیچ کدام از وعده های الهی درباره مسلمانان عملی نخواهد شد.عامل اصلی بازگذاشتن صحنه برای بت های استعمار در دوران سلطه استکباردر دوران سلطه استکبار غفلت از توحید ناب اسلامی و مفهوم زندگی شمول آن بود که صحنه را برای بُتهای استعمار باز گذاشت و به خداوندان زر و زور فرصت تاخت وتاز داد. دشمنان با نقشه های از پیش آماده شده دین را در کشورهای اسلامی از صحنه زندگی راندند و شعار جدایی دین از سیاست را در این کشورها تحقق بخشیدند. نتیجه این شد که پیشرفت علمی غرب بتواند این کشورها را یک باره به صورت تابعی از کشورهای صنعتی درآورد و سرنوشت سیاسی و اقتصادی آن را برای مدتهای طولانی و جبران ناپذیر به دست غارتگران غربی بدهد. امروزه غالب کشورهای اسلامی پس از ده ها سال که جیب کمپانی ها و دولت های غربی از منابع آن ها پُرشده در وادی عقب ماندگی سرگردانند و هنوز محتاج صنعت و علم و کالای غربی و هنوز در عالم سیاست طفیلی و پیرو ناگزیر آنان. این همان خسران عظیمی است که از روز اول بر اثر عدم توجه به اصل بنیادین اسلام یعنی توحید اسلامی پیش آمده و هرچه زمان پیشتر رفته و علم کامل تر شده و دولت ها و کشورهایی را مجهزتر کرده کشورهای اسلامی ناتوان تر وابسته تر کم جرأت تر و بی ابتکارتر شده اند.راه علاج کشورهای اسلامیراه علاج آن است که مسلمانان به اسلام ناب که در آن توحید و نفی عبودیتِ غیرخدا از هر چیز برجسته تر و درخشنده تر است برگردند و عزت و قدرت خود را در اسلام بجویند. و این چیزی است که طراحان توطئه های ضد اسلامی همیشه از آن بیمناک بوده و در راه پیدایش آن موانع جدی می نهاده اند. هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد از آن جا که پیش بینی میشد که جاذبه و محبوبیت انقلاب ملتهای مسلمان و حتّی بعضی غیرمسلمانها را شیفته اسلام کند همه دست های استعماری به کار افتاد تا از نفوذ معنوی اسلام جلوگیری کند. تلاش وسیع و همه جانبه استکبار در برابر نفوذ اسلام هیچ موجبی جز این ندارد که گسترش اسلام و مفاهیم اسلامی در هر نقطه جهان به معنای جمع شدن بساط استکبار و ایادی آن در آن نقطه است.نمونه هایی از سرفصل جدید در مبارزات ملل اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامیهمان طور که همه می دانند بلافاصله پس از پیروزی انقلاب که معنای درست توحید و نفی عبودیت غیرخدا و عزت در برابر هرکس و هرچیز غیرخدا را در عمل و واقعیت به همه نشان داد مسلمانان در نقاط بسیاری از جهان احساس شخصیت و عزت نموده در مقابل قدرتمندان و زورگویان ایستادند و سرفصل جدیدی در مبارزات ملل مسلمان به وجود آمد از جمله حرکت عظیم مردم مسلمان در افغانستان و شروع مبارزات مردمی در سرزمین فلسطین و ایستادن مردم مسلمان و مبارز فلسطین در برابر احزاب معامله گر و شروع نهضت های اسلامی زیادی در کشورهای مسلمان آفریقایی و آسیایی و حتّی در اروپا که همه براساس جاذبه اسلام و شوق به تحقق احکام الهی به وجود آمده و اسلام را رهایی بخش و عزت بخش خود می داند.نتایج پیروزی انقلاب اسلامی در نجات ملت از ضعف و بی حالی و ایجاد نظامی استوارتا پیش از پیدایش جمهوری اسلامی به توده های عظیم مسلمان عالم تفهیم شده بود که اسلام قادر نیست برای آنان عزت و عظمت بیافریند و آنان در جستجوی سعادت باید یا به دنبال الگوی غربی و فرهنگ اروپا و آمریکا بروند و یا به سمت تئوری های خیالی و پوچ مارکسیسم گرایش یابند اما پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی در ایران و عزت و عظمتی که تحقق اسلام به ملت ایران بخشید همه بافته های دیرینه استعمارگران غربی را باطل کرد و در عمل نشان داد که اسلام می تواند ملتی را از ضعف و بیحالی و انظلام نجات بدهد و به اوج عزت و شجاعت و اعتماد به نفس برساند و هم می تواند نظامی استوار و قادر بر زورآزمایی با قدرت های مادّی جهان بر آنان ببخشد و دست قدرتهای ظالمانه و تحقیرکننده استعمار و استکبار را از سر آنان کوتاه کند.پشتوانه مردمىِ نیرومند در مقیاس جهانی بر آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی افزوده استو چنین بود که جمهوری اسلامی به برکت اسلام از پشتوانه مردمىِ نیرومندی در مقیاس جهانی برخوردار گشت و این به نوبه خود بر توانایی و آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی که همه سلطه های بزرگ جهانی با آن سرناسازگاری دارند افزوده است.قهرمان اصلی ماجرای عظیم 10 سال ابتدایی عمر نظامی اسلامیآثار پیروزی ملت ایران در زورآزمایی قدرتهای جهانی با آن به جهان اسلام منحصر نماند بلکه در کشورهای غیرمسلمان و در نظامهایی که قفس آهنین استبداد حزبی یا ستم قومی اجازه نداده بود که مسلمانانِ آن کشورها حتّی مسلمانی خود را احساس کنند نسیم هویت اسلامی وزیدن گرفت و ایمانهای خفته به جوش آمد و گلبانگ مسلمانی خواب اهریمنان را برآشفت: «و تری الارض هامده فاذا انزلنا علیها الماء اهتزّت و ربت و انبتت من کلّ زوج بهیج».(2) پس در ماجرای عظیم این 10 سال گذشته قهرمان اصلی اسلام است. و این رستاخیزی اسلامی است که جان های مرده را بیدار کرده و زمینه را برای روزی آماده می سازد که در پاسخ به سئوال «لمن الملک» در بسیط زمین از چهارگوشه عالم گفته شود: «للَّه الواحد القهّار.» (3)مغزهای علیل تحلیلگران مادّی هنوز عاجز از فهم و تحلیل حوادث اسلامی در 10 سال اخیر استامروزه گرچه مغزهای علیل تحلیلگران مادّی هنوز عاجز از فهم و تحلیل حوادث اسلامی در 10 سال اخیر است و آنان بدرستی نمی توانند بفهمند که چه شد که پس از تلاش 200 ساله استعمار در کشورهای اسلامی و پس از هزاران شیوه موفق برای راندن اسلام از صحنه زندگی و حتّی از صفحه ذهن و دل مردم در این کشورها و مهمتر از آن پس از قرن ها بدآموزىِ قدرت های اس ...

ادامه مطلب  

آغاز ویروس زدایی از نرم افزار تفکر ولایی/ بیست و پنج نکته در حاشیه "آتش به اختیار"  

درخواست حذف این مطلب
وحید جلیلی با حضور در برنامه جهان آرای شبکه افق ، به تفصیل نکات و شبهات مربوط به کلید واژه "آتش به اختیار "، که در دیدار دانشجویی ماه رمضان امسال رهبر انقلاب مطرح شد، را مورد بررسی قرار داد.1.فرصتی برای مرور مبانی جمهوری اسلامی کلیدواژه " آتش به اختیار" ؛ که آقا در این دیدار پرطراوت دانشجویی استفاده کردند بازتاب های زیادی داشت و دوست و دشمن راجع به آن حرف های متفاوتی زدند. خیلی مبارک و مغتنم است که ما همین را فرصت تلقی بکنیم، برای این که مبانی جمهوری اسلامی و تعاریف نظام را مرور بکنیم. بعضی از واکنش هایی که صورت گرفت، واقعاً مغرضانه بود. یعنی کاملاً مشخص بود که از روی غرض سعی کردند معنایی که آقا از این واژه مراد کرده بودند را تحریف بکنند. یکی از وظایف رهبری این است که معایب و نقایص نظام را ترمیم بکند. یعنی اگر یک جایی، یک ساز و کاری، یک سیستمی، یک دستگاهی دچار عیبی شد که آن عیب هم مزمن شد و علاج آن طولانی شد، این افتخار رهبر یک نظام نیست که در مقابل آن عیب سکوت بکند و پاسخ هایی که چندان قانع کننده هم نیست را بپذیرد و اجازه بدهد رویه ها و استانداردهای غلط جلوی آزاد شدن ظرفیت ها را بگیرد. 2.ولایت "مطلقه" ابزار مقابله با دیکتاتوری اصلاً وقتی که ما می گوییم ولایت "مطلقه" فقیه یعنی چه؟ چون دیدم بعضی ها دارند می گویند که:" این خلاف قانون است، می خواهند خارج از چارچوب ها عمل بکنند و ..." . اولاً که این نیست ولی حتی اگر این هم باشد. نظریه مترقی ولایت فقیه، طبق آن چیزی که حضرت امام تبیین کردند، حتی در چارچوب احکام اولیه و ثانویه هم محدود و محصور نمی شود. یعنی با حکم حکومتی حتی می تواند اینها را هم نقض بکند. یکی از دعواهای عمده ای که در طول حیات حضرت امام هم در جریان بود، همین بود که امام می فرمودند ولی فقیه حتی می تواند حج را هم تعطیل بکند. اگر ببیند که مصلحت جامعه دینی این است. حالا این چیزی که چند روز پیش در کلام رهبری بیان شده، این که اصلاً نه نفی قانون است، نه نفی یک اصلی است. حالا توضیح خواهم داد که معنای آن چیست. یکی از مهم ترین کارهای ولایت فقیه جلوگیری از دیکتاتوری است. وقتی که می گوییم ولایت مطلقه فقیه، نه تنها دیکتاتوری نیست بلکه یعنی دست ولی فقیه، (ولی فقیه کسی است که صلاحیت های حقیقی دارد و یک جمع بزرگی صلاحیت های حقیقی او را احراز کرده اند و به آن گواهی داده اند. ) باز باشد.3.آتش به اختیار در برابر دیکتاتوری ستادهای گیج ! ولایت مطلقه فقیه یعنی دست ولی فقیه باز باشد برای این که با دیکتاتوری مبارزه بکند، در هر شکل آن. خب. ما الان می بینیم. یک شیوه ای از دیکتاتوری که ما الان با آن مواجه هستیم، دیکتاتوری ستادها است. یعنی یک سری ستادهای ناکارآمد، سرگردان، بی برنامه و گیج، اینها در یک جایگاه هایی قرار گرفته اند. با آنها هم خیلی مماشات شده که شما طبق قانون این وظیفه تان را انجام بدهید. این جا این مشکلات را حل کنید. زمینه و بستر را فراهم بکنید، برای این که ظرفیت های انسانی جامعه و قابلیت های نرم افزاری کشور بتواند بیاید و در جهت پیشرفت حوزه های مختلف فرهنگی، هنری، رسانه ای و ... و... و نقش آفرینی بکند. خب اگر اینها سالیان سال این کار را نکردند بلکه بعضاً بر معایب شان افزوده شد و بر سرگشتگی خود اینها افزوده شد. خب باید چه کار بکنیم؟ باید بگوییم که ده ها هزار و بلکه صدها هزار فعال فرهنگی و اجتماعی که در این کشور هستند، بسوزند و بسازند؟ یا نه. اصلاً وظیفه رهبری این است که وقتی می بیند یک اختلال سیستمی وجود دارد، بیاید راهکار خودش را برای رفع آن ارائه بدهد. آن چیزی که آقا بیان کردند این بود که وقتی شما با اختلال سیستمی مواجه هستید، شما آتش به اختیار هستید. من تعجب می کنم بعضی ها با یک سری مواضع تند سعی کردند این را تحریف بکنند و یک حرف خیلی منطقی و بدیهی را زیر سؤال ببرند. 4.نفی آتش به اختیار و تلقی مضحک از سیستم من یک مثال بزنم. به نظرم قضیه را خیلی روشن بکند. فکر می کنم همه فیلم عصر جدید آقای چارلی چاپلین را دیده باشند. آن جا چه اتفاقی می افتد؟ آن جا اختلال سیستمی به وجود می آید ولی به آقای چارلی چاپلین القا شده که شما باید یک سری استانداردهایی را رعایت بکنی. یک آچاری دست شما هست. باید با آن آچار از سمت راست به سمت چپ، مثلاً چهل و پنج درجه هی این را بچرخانید. می بیند سیستم مختل شده ولی چون آتش به اختیار نیست، می گوید نه! من باید همان کلیشه ها، همان ضوابط، همان استانداردهایی که از بالا اعلام شده را پیگیری بکنم. بعد می بینید که نتیجه چقدر مضحک می شود. می شود یکی از کمدی ترین فیلم های تاریخ سینما را بر اساس یک چنین تلقی ای از سیستم ساخت.آنهایی که کلمه آتش به اختیار را نفهمیدند، معلوم است که یک چنین تلقی مضحکی از مسأله سیستم و کارکردهای سیستمی دارند. در هر سیستمی ممکن است اختلالاتی به وجود بیاید. به خصوص وقتی که شما با یک مجموعه انسانی طرف هستید. انسان یک موجودی است که عقل دارد و می تواند در جایگاه خودش آن اختلال را تشخیص بدهد و متناسب با آن اختلال و به اقتضای شرایط ، عکس العمل بهتری نشان بدهد که شما بتوانید آن خروجی اصلی را از سیستم بگیرید. اینها می گویند نه. اگر سیستم خروجی هم نداشت، نداشت. آن چیزی که موضوعیت دارد و آن چیزی که اصل است، آن فرایند است. به اصطلاح آن ضوابط اعلام شده و آن بخشنامه ها و ... و ... و است. بله. این تلقی غلط و غیر منطقی موجب می شود که شما به کسانی که با این سیستم سر و کار دارند توصیه بکنید که شما هم به اختلال سیستمی کمک بکنید! با اطاعت تان، با سکوت تان، با پذیرش اشتباهات خیلی خیلی واضح و خلاءهای خیلی خیلی واضح. این یک تعبیر راجع به این کلیدواژه ای است که مقام معظم رهبری به کار بردند. حالا مسائل دیگری هم می شود در مورد آن صحبت کرد. 5. فاصله صف و ستاد زیاد شده است این را نمی شود انکار کرد که به خصوص در حوزه فرهنگ، بین صف و ستاد یک فاصله غیر منطقی ایجاد شده و ستادها کمتر صف و اقتضائات آن را می فهمند و بسیاری از امکانات و اختیارات هم در اختیار آنها است. خب همین خیلی اختلال ایجاد می کند. من چند سال پیش یادداشتی به نام صف های خسته، ستادهای چاق و پادشاهان لخت نوشتم. آن زمان به خیلی ها بر خورد در آن جا همین را تبیین کرده بودیم که ستادها بد جور آماس کرده. بد جور فربه شده و چاق شده. ستادهای بی خاصیتی که خروجی هم ندارد. روز به زور هم هی دارد پر طمطراق تر می شود و عرض و طول آن بیشتر می شود. 6.تحریف ولایت پذیری بگذارید یک مقدار راحت تر صحبت بکنیم. ببینید، ما یک مفهومی به نام ولایت پذیری داریم. یکی از افتخارات تشیع و یکی از افتخارات جمهوری اسلامی است ولی هر مفهومی اگر درست تلقی نشود و به اندازه فهم نشود و به آن التزام نباشد، کم کم ممکن است تحریف بشود. من می خواهم آتش به اختیار را یک مقدار هم از این زاویه توضیح بدهم. ببینید، اگر در مورد مفهوم ولایت پذیری افراط بشود. کار به جایی برسد که فلان دهدار در فلان روستا هم بگوید اگر در برابر فلان کار غلط من، کاری که واضح غلط است، کسی بخواهد حرف بزند، این ضد ولایت فقیه است. خب این به ضد خودش تبدیل شده.7.ولایتی های ضد ولایت! اصلاً مفهوم ولایت در کنار مفهوم جمهوریت است، نه در برابر آن. نظام ما هم نظام ولایت فقیه است و هم نظام جمهوری اسلامی است. این دوتا دو روی یک سکه هستند. یعنی چی. همان طور که در بخش اول صحبتم عرض کردم. یکی از مهم ترین کارهای ولایت فقیه فضا باز کردن برای مردم است. جلوگیری از دیکتاتوری است. یعنی نظام ما اصلاً نظام مستضعفین است. مستضعفین یعنی چی. واژه مستضعف در قرآن یعنی چی. مستضعف کسی است که ضعیف نگه داشته می شود. جلوی شکوفایی ظرفیت ها و قابلیت هایش گرفته می شود. یعنی اجازه نمی دهد که ظرفیت های انسانی شکوفا بشود. اصلاً نظام دینی به وجود می آید و ولایت فقیه به صحنه می آید برای چی. برای این که تبعیض شکل نگیرد. برای این که همه بتوانند به طور یکسان به آن میزانی که خدا به آنها استعداد و قابلیت داده رشد بکنند. نظام رشد است. اگر یک عده آمدند در مقابل شکوفایی خیلی از ظرفیت ها ایستادند و بعد کسی خواست به آنها اعتراض بکند، گفتند که این کار شما خلاف ولایت پذیری است در حالی که کار خودشان خلاف ولایت پذیری است. 8.ولایت، باید حس گشایش ایجاد کند وقتی که می گوییم ولایت، باید حس گشایش دست بدهد. فضا باز بشود. نه این که این واژه را جوری به کار ببرند که فضا را ببندند. متأسفانه ما در حوزه های مختلف نمونه هایی را از این داریم که کسانی با قیافه های ظاهرالصلاح به صحنه می آیند و حتی بسیاری از بچه حزب اللهی ها را ساکت می کنند. منزوی می کنند. به انزوا می رانند و جلوی فعالیت آنها را می گیرند. به همین بهانه که این کار شما خلاف ولایت است. کجای آن خلاف ولایت است. تو باید از من اطاعت بکنی. چون من در سلسله مراتب به او مرتبط هستم. آقا، این کاری که تو داری می کنی و مهم تر از آن کارهای زیادی را که نمی کنی، اینها چه نسبتی دارد با آن صحبت هایی که ما داریم هر شب از آقا می شنویم. مثلاً آقا در حوزه فرهنگ این همه بحث کردند. این همه نکته گفتند. این همه رهنمود دادند. راهکار دادند. (مجری: ممکن است بین کسی که دارد عمل می کند و آن آدمی که یک مسؤولیتی آن جا به عهده اش هست، این اختلاف به وجود بیاید که این بگوید آن که من می گویم به این حرفی که آقای جلیلی دارد می گوید نزدیک تر است. آن یکی بگوید نه. این کاری که من دارم می کنم نزدیک تر است.... )نه این گونه نیست. اصلاً فرصت گفتگو پیش نمی آید. بحث نمی کنند. اتفاقاً این خیلی خوب است. مثلاً بگویند نظر ما این است و نظر شما این است. اصلاً خیلی از اوقات این گفتگو شکل نمی گیرد. اجازه گفتگو داده نمی شود. اتفاقاً اگر فضایی برای گفتگو باشد. آقا در همین سخنرانی هم باز اشاره کردند. گفتند میزگردها را راه بیندازید. گفتگوهای چهره به چهره را فعال بکنید. این یعنی چی. یعنی خیلی خب، نظر شما این است. یک نفر دیگر هم یک نظر دیگر دارد. یک نفر دیگر هم یک نظر دیگر دارد. اینها را بیاییم اضربوا بعض رأی ببعض تَولََّدَ منه الصواب. بگذارید فضا باز باشد. اتفاقاً اینها جوری از ولایت حرف می زنند کانه از ولایت خودشان حرف می زنند. از ولایت شخصی خودشان. من گفتم و تمام شد! 9.ولایت با مبنای کمونیستی و سکولار؟! باید یک سری تعارفات را کنار بگذاریم. ببینید، در مشهد ما یک تشکیلاتی هست. مثلاً برای انتخابات. حالا این در حوزه های مختلف است و این یک مَنِش است. حالا یک بار در فرهنگ بروز می کند و یک بار در سیاست. مثلاً در انتخابات می آید می گوید هیچ کس حق ندارد خودش فکر بکند. تفکر تعطیل. تحلیل تعطیل. مثلاً انتخابات می خواهد مجلس باشد، شوراها باشد یا چیز دیگری باشد. ما صبح جمعه یک لیست به شما می دهیم. بالای آن نوشته هو المطلوب. می روید به این لیست رأی می دهید. اگر چه اسامی را نشناسید. اگر چه هیچ اطلاعی راجع به منش و تفکر و برنامه اینها نداشته باشید. اسم آن را هم تفکر ولایی می گذارند. این صد درصد تفکر ضد ولایی است. ولایت فقیه از شما خواسته که فکر بکنید. آگاه باشید. تحلیل داشته باشید. بصیرت داشته باشید. اگر آمدید سوءاستفاده کردید و مبانی غربی و مبانی سکولار و مبنای کمونیستی را آوردید که همه اینها با مبانی دینی فاصله دارد، شما ضد ولایت فقیه هستید. اگر چه ظاهرالصلاح هم باشید. اگر چه دیگران را متهم بکنید. 10.آغاز ویروس زدایی از نرم افزار تفکر ولایی ما در سال های گذشته از این سنخ رفتارها کم نداشتیم. من فکر می کنم این جلسه مبارک در حضور دانشجویان آغاز یک ویرایشی در نظام ولایی است. یعنی آن رسوباتی که موجب شده این قنات نتواند به آن میزانی که قابلیتش را دارد، جامعه را اشراب و سیراب بکند، این باید لایروبی بشود. باید یک سری تفکرات غلط، یک سری تفکرات اشتباه که آمده و نرم افزار تفکر ولایی را در کشور آلوده و ویروسی کرده، اینها باید ویروس زدایی بشود. مسبوق به سابقه هم هست. مربوط به امروز و دیروز نیست. سیزده آبان هزار و سیصد و هفتاد و دو. آقا آن جا هم فرمودند که آن بحث شان هم خیلی جنجال به پا کرد و یک عده با قیافه های ظاهرالصلاح و در ظاهر دلسوز به آقا ایراد گرفتند که این چه جمله ای بود که شما گفتید. آقا آن جا به دانشجویان فرمودند. گفتند دانشجو، تحلیل گر باش. خودت اهل تحلیل باش. خودت فکر کن. تحلیل کنید، هر چند غلط. این عین جمله آقا بود یا مضمون همین است که تحلیل کنید، هر چند غلط. یک عده می گفتند ما ولایی هستیم. شعارشان چی بود. تحلیل نکن، هر چند درست. می گفتند شما چرا به ذهن خودتان فشار می آورید. بالاخره ممکن است اشتباه بکنید. اینها اصلاً انسان شناسی اسلام را قبول ندارند. مبنائاً با فلسفه وجودی جمهوری اسلامی مخالف هستند. هر چقدر هم که بخواهند خودشان حزب اللهی و ولایی جا بزنند. 11.اشتباه فقط حق خواص است!یعنی این که کانه فرد اجازه اشتباه کردن ندارد. آقا، من یک دانشجوی معمولی هستم. مثلاً بنده عضو فلان پایگاه بسیج در فلان روستا هستم. از من چه انتظاری دارید که من اشتباه نکنم. مرجع تقلیدش در این کشور اشتباه کرده. قائم مقام رهبری بوده. اشتباه کرده. اشتباهی به چه عظمت. بعد شما به مردم که می رسید، به توده که می رسید، به آحاد مردم که می رسید، می گویید ما باید اینها را آن چنان ببندیم که اینها اجازه و امکان هیچ اشتباهی را نداشته باشند. این را از کجا آوردید؟ با چه مبنایی این حرف را می زنید. اگر مبنای شما مبنای جمهوری اسلامی است، آن که حضرت امام بود گفت جمهوری. جمهوری یعنی چه؟ جمهوری یعنی این که مردم حق انتخاب دارند و حق اشتباه کردن دارند. چه اشکالی دارد. مردم حق دارند بنی صدر را انتخاب بکنند. در یک دوره ای تجربه بکنند. بعد آن تجربه شان به این جا بیانجامد که نظام یک گام به جلو بگذارد. (مجری: ولو این که هزینه هم می دهد. )جلیلی: بله. باید هزینه اش را داد. اصلاً مگر می شود بدون هزینه دادن فایده ای را به دست آورد؟ اگر امام حکیم ما مبنای نظام را جمهوری اسلامی گذاشت و گفت جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، بعضی ها فقط روی اسلامش تاکید می کنند.می گویند بله. امام نگذاشت دمکراتیک را به آن اضافه بکنند. نه. آن طرفش هم هست. امام اجازه نداد کسی جمهوری را هم حذف بکند. جمهوریت برای امام موضوعیت داشت. چرا؟ چون جمهوریت ،مبنای نظام دینی است. به این معنا که انسان ها تا اختیار نداشته باشند که نمی توانند رشد بکنند. آدم آهنی و چوب خشک که رشد نمی کند. انسان به ما هو انسان باید یک سری اختیاراتی داشته باشد. کما این که خدا تکویناً هم به او داده. در نظام اسلامی هم همین است. چارچوبی دارد ولی شما حق دارید در آن چارچوب تجربه بکنید. آزمون کنید. خطا کنید و به پیش بروید. نظام ولایت فقیه یعنی این. یعنی فضایی فراهم می شود که شما بتوانید تجربه بکنید. حتی اگر آن تجربه اشتباه هم بود ،تدارک می شود. جبران می شود و برآیند آن یک گام به پیش است. حالا متأسفانه این بحث ها کمتر درگرفته. متأسفانه ما در تبیین جمهوریت نظام خیلی کم کار کردیم و این واقعاً یک ایراد عمده ای است. باید یک کار مضاعفی در مورد این بشود. باید به تفصیل راجع به مبانی دینی جمهوریت حرف زده بشود. اگر این گونه بود، آن موقع شما فرد مختاری هستید. اختیار دارید و به تناسب اختیارتان تکلیف دارید. 12.اختیار و مسولیت حالا می خواهم این را عرض بکنم که آن دوستانی هم مثل ما که از این جمله آقا خوشحال شدند، خیلی هم خوشحال نباشند. چون این بار مسؤولیت آنها را مضاعف می کند. وقتی که شما آتش به اختیار هستی یعنی این که اختیار داری. پس وقتی اختیار داری، مسؤولیت آن هم با تو است. اتفاقاً یکی از اشتباهات بزرگی که صورت گرفته این است که ما فکر می کنیم همه کارها را باید رهبری انجام بدهند. نه آقا. آحاد مردم مسؤولیت دارند. به تناسب وسعی که دارند، مسؤولیت دارند. 13.آتش به اختیار بیشتر در ماموریت های ایجابی است تا سلبی یک تحلیل غلط دیگری که ممکن است از قصه آتش به اختیار به دست بیاید، این است که این تعبیری که آقا به کار بردند. درست است که از ادبیات نظامی گرته برداری کردند و به نظرم برای تبیین آن چیزی که می خواستند بفرمایند، کلیدواژه رسایی هم هست اما در مثل مناقشه نیست. نباید کل مفهومی که می خواست منتقل بشود، در حوزه های سلبی معنا بشود. اتفاقاً آن قدری که به ذهن من می رسد، باز در مصادیقی هم که خود حضرت آقا فرمودند بود. آتش به اختیار بیشتر در حوزه ایجاب است. یعنی چی. حالا بخواهیم از آن واژه آتشش هم استفاده بکنیم. یعنی این که شما یک مشعل هایی را روشن بکنید. خیلی از زوایای کشور تاریک است. خیلی از انوار به خیلی از مخاطبین نمی رسد. خیلی از آثار خوب به آنها نمی رسد. شما اینها را برسانید. 14.مشکل مضاعف: صف های گریزان از اختیار ! یک وقت هست که آن ستادها و آن قرارگاه ها با آتش به اختیار مخالف هستند. مشکل مضاعف آن جا پیش می آید که حتی خود صف و خود افسران هم با آتش به اختیار مخالف هستند! چرا؟ به خاطر این که اگر آتش به اختیار باشند، به دنبال آن مسؤولیت دارند و باید پاسخگو باشند . یک تنبلی نهادینه شده ای را می پسندند که " بله آقا، ما هر چه ابلاغ شد و بخشنامه شد را عمل کردیم. بقیه اش را شما خودتان در سلسله مراتب به ما بخشنامه نکردید "! چه کسی جلوی شما را گرفته که بسیاری از کارها را انجام بدهید؟ در فلان مدرسه، در فلان دانشگاه، در فلان مسجد، چه کسی جلوی شما را گرفته که مثلاً فیلم ماجرای نیمروز که روی پرده می آید و آخری اش هم فیلم ویلایی ها آمده یا یتیم خانه ایران یا آن یکی دیگر. چه کسی جلوی شما را گرفته که بروید برای این تبلیغ بکنید. مگر شما به آقا نگاه نمی کنید؟ مگر آقا این همه آثار خوب را خودشان نمی آیند به عنوان یک مبلّغ و به عنوان یک مروّج آثار فرهنگی، مگر نمی آیند برای آن تبلیغ می کنند. آقا فلان کتاب را می خوانند. برای آن تقریظ می نویسند. خانواده آن نویسنده را دعوت می کنند و شخصاً از آنها تشکر می کنند و ... و ... و.... .خب اگر شما خودت را سرباز جنگ نرم می دانی، اگر خودت را افسر جنگ نرم می دانی، به ستادها چه کار داری. به قرارگاه های ناکارآمد و مختل چه کار داری. وقتی که می بینی رهبرت، وقتی که می بینی امام و الگوی تو دارد یک چنین راهکاری را به تو ارائه می کند، کی جلوی تو را گرفته که این را انجام بدهی؟ آتش به اختیاری که آقا می گویند یعنی من الگو را دادم. خیلی خوب، بروید این الگو را پیاده بکنید!" نه آقا. این طبق بخشنامه شماره فلان باید از طریق سلسله مراتب به ما ابلاغ بشود"!! حرف آقا این است که فعال باشید. چرا این قدر منفعل هستید؟ آتش به اختیار بودن یعنی فعال بودن. یعنی این همه فرصت هایی را که در اطراف ما هست کشف کردن، دیدن و از آنها استفاده کردن. این همه اتفاقات خوبی که دارد می افتد، این ...

ادامه مطلب  

دانلود gmail - نرم افزار موبایل مدیریت جی میل  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: gmail gmail for android google mail android جی میل جیمیل ایمیل گوگل جیمیل برای اندروید آندروید اندروید gmail جیمیل download gmail download gmail for android gmail for android دانلود gmail دانلود gmail برای اندروید gmail برای اندروید نرم افزار gmail برای اندروید جیمیل نرم افزار جیمیل نرم افزار gmail برای htc نرم افزار gmail برای samsung نرم افزار gmail برای motorola نرم افزار gmail برای سامسونگ نرم افزار gmail برای اچ تی سی نرم افزار gmail برای موتورولا نرم افزار جیمیل برای htc نرم افزار جیمیل برای samsung نرم افزار جیمیل برای motorola نرم افزار جیمیل برای سامسونگ نرم افزار جیمیل برای اچ تی سی نرم افزار جیمیل برای موتورولا ...

ادامه مطلب  

مراسم احیا شب بیست و یکم ماه رمضان - بهشت زهرا(س)  

درخواست حذف این مطلب
مجلس دولت احزاب و تشکل ها دفاعی امنیتی تحولات منطقه سیاست خارجی برنامه های ویژه خبری سایر حوزه ها عناوین کل اخبار سیاسی بین الملل ایران خاورمیانه اروپا و آمریکا اقتصاد بین الملل داعش کافه بین الملل عناوین کل اخبار بین الملل شهری حوادث و انتظامی رفاه و تعاون باشگاه شبانه دنیای ارتباطات محیط زیست حقوقی قضایی ازدواج و خان ...

ادامه مطلب  

حیرت آخرت و سیر در ظلمات، نتیجه رویگردانی از امام / سیره نبوی نشان می دهد که ذره ای نباید نسبت به دستگاه باطل رکون، اعتماد و میل داشت  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف - رجانیوز : امام حسین(ع) کشتی نجات امت است که با دو بال شور و شعور، انسان را به اوج کمالات الهی می رساند. ایام عزاداری اباعبدالله(ع) که همگان برای درک شور حسینی (ع) سر از پا نمی شناسند، شایسته است به بال دوم و مهم تر این کشتی نجات یعنی معارف حسینی(ع) توجه ویژه ای شود. نشر و مطالعه سخنرانی های پر مغز علما قدمی در راستای نشر معارف حسینی (ع) است.آنچه پیش رو دارید هفتمین جلسه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در دهه اول محرم الحرام سال 96 در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه) برگزار شده است. ایشان در این بحث بیان می کنند خدای متعال در خصوص مساله ولایت و خلیفه الهی بسیار سختگیری دارد چنانچه در خطاب خود به نبی اکرم این سختگیری را بیان می کنند که البته مخاطب اصلی ما سوای نبی اکرم هستند زیرا حضرت با حمایت خدای متعال هرگز تخلفی در ابلاغ وحی ندارند. در این طرح کلی و جامع نبی اکرم یک درگیری همه جانبه و تاریخی نیز وجود دارد اهل باطل چون تمامیت خواه هستند هرگز کوتاه نمی آیند و به دنبال تسلط بر همه شئون زندگی انسان هستند. بین این دو جبهه صلح واقع نمی شود مگر آنکه باطل نابود شود. توحید محور صلح است.تمامیت خواهی جبهه طاغوت درگسترش ولایت باطلبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین احمده و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(توبه/119)، شاید معنای دقیق و کامل همراهی با نبی اکرم و اهل بیت همراهی در طرح عظیمی است که وجود مقدسشان برای هدایت عوالم دارد. تمام قوای ما باید همراه وجود مقدس حضرت حرکت بکنند و قلب و فکر وتمام قوای ما هیچ مقاومتی در مقابل آنها نداشته و تبعیت محض داشته باشند.این برنامه عظیمی که حضرت دارند، نه اخلاق محور و نه شریعت محور بلکه ولایت محور است؛ یعنی هم اخلاق و هم شریعت بر مدار ولایت تفسیر می شوند. اینکه گفته می شود با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشید و با همراهی ایشان حرکت کنید معنایش این است که با طرح دیگران نباشید مواظب باشید در درون آن طرح و آن برنامه مقابل عمل نکنید؛ زیرا در مقابل این طرح یک طرح دیگری وجود دارد که بر محور ائمه جور و ولات باطل و طاغوت است که آنجا هم اخلاق تابع اخلاق ولات است و آنجا هم قوانین و شرایع، تابع روحیات ائمه نار هستند؛ یعنی در جبهه باطل هم محوریت با ولایت باطل است که «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»(بقره/257) اخلاق و رفتار و افکار پیروانشان و نیز هم دلی ها و همکاری ها و همفکری هایشان ظلمانی می شود. تمام اینها قواعد و مناسکی دارد که در بستر ولایت ائمه نار واقع می شود؛ یعنی جبهه مقابل هم دنبال این است که مدیریت و راهبری خودش را به جبهه مومنین تسری بدهد و حاضر نیست که در یک محدوده عمل بکند و کاری با جبهه مومنین نداشته باشد و اگر یک جایی دعوت به همکاری کرده و به حضرت عرض می کردند: شما یک مدت بت های ما را بپرستید و ما خدای شما را می پرستیم، یک فریب بود، چون اگر وجود مقدس نبی اکرم یک لحظه هم بت می پرستید آنها غالب شده بودند و بت پرستی واقع شده بود.کسی که در مقابل چوب و سنگ و دنیا و طبیعت و بت ها سجده می کند، نمی تواند خداپرست بشود، و مثلاً یک روز بت را عبادت کند و یک روز خدا را عبادت کند. اگر وجود مقدس نبی اکرم همراهی می کردند، از مدار توحید خارج شده بودند.محور این درگیری بین حق و باطل توحید و پرستش خدای متعال و دنیا پرستی و بت پرستی است. هیچ دعوای دیگری وجود ندارد و نزاع بر سر دین است که همان مناسک و آیین پرستش است. یکی دستگاه پرستش حضرت حق است و یکی هم آلهه خودشان را می پرستند. خدای متعال در قرآن می فرماید «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّـهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ»(بقره/165) برای خدا شریک قرار می دهند و آنها را مثل خدا دوست دارند.این دو دین مناسک پرستش دنیا و پرستش خدای متعال هستند و کاملاً هم فراگیر هستند و همه عرصه های زندگی بشر را می پوشانند و هیچ نقطه خلأی ندارند. هر دو دین و هر دو مکتب ولایت محورند و اخلاق و مناسک و عواطف و شرایع در هر دو دستگاه تابع ولایت است. هر دو دستگاه هم دنبال این هستند که عالم را تحت هدایت یا ضلالت خودشان در بیاورند. نه دستگاه باطل قانع است [که در عالم خداپرستی باشد] و نه دستگاه حق قانع است که بت پرستی در عالم باشد. طبیعتاً یک درگیری قطعی بین این دو تا جریان و دو دین هست و هیچ زندگی مسالمت آمیزی ندارند زیرا امکان ندارد که انسان دو معبود را بپرستد؛ لذا محور وحدت و اتفاق و ائتلافی با هم دیگر ندارند؛ چون محور ائتلاف اله است. وقتی اله ها با هم یکی شد همه با هم متحد می شوند. وقتی همه در مقابل خدای متعال سجده می کنند و هیچ انانیت نفسی نباشد، هیچ نزاعی و هیچ درگیری ای در عالم نیست.خدا رحمت کند امام بزرگوار را که می فرمودند که اگر همه صد و بیست و چهار هزار پیامبر با همدیگر در یک جا جمع بشوند با هم کمترین اختلافی نمی کنند ولو این که درجات ایمان و مقاماتشان یکسان نیست ولی با هم نزاعی ندارند، چون موحد و در مقام اخلاص هستند و چیزی در وجودشان جز انگیزه های الهی نیست. قرآن می فرماید «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»(آل عمران/103) یعنی این رشته الهی است که می تواند قلوب و افکار انسان ها را دور هم جمع بکند. وقتی اله ها متعدد شد، نزاع قطعی است. اینهایی که بحث می کنند از این که نزاع را کنار بگذارید، این یک فریب است که می خواهند شما در راه خدا نجنگید؛ بلکه در راه شیطان بجنگید تا آنها غالب شوند. آنها همین را می خواهند که شما نسبت به خدا و اله خودتان تعصب نداشته باشید و دفاع از خدا را کنار بگذارید که آنها غالب شوند. آنها از دنیا پرستی دست بر نمی دارند و هر وقت شما در پرستش با آنها همراه شدید، زمین خورده و مغلوب آنها می شوید زیرا اینجا جایی نیست که با هم همراهی کنید زیرا به فرموده قرآن «وَ لَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ *وَ لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ»(کافرون/4-6) نه جای مسامحه و نه تبعیت است.وجود مقدس نبی اکرم در این میدان مامور می شوند که «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّـهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»(هود/113) یعنی اصلاً میلی به آن طرف نباید پیدا کنند؛ و الا آتشی که آنها را می گیرد شما را هم مس می کند. به همین دلیل است که ما دعوت به برائت و لعن می شویم. ما باید از کوچک و بزرگ منکر تبری بجوییم و با آن درگیر باشیم. و الا حتما آتش آن ما را می گیرد. انسان یک صحنه لهوی را تماشا می کند اگر در دلش لااقل انکار نکند، کم کم از این صحنه ها خوشش می آید و عقوبت آن هم او را می گیرد؛ مثلاً لذت نماز شب و مناجات از او گرفته می شود. این عقوبت از اینجا هست تا آنجایی که انسان به یک دستگاه باطلی تمایل پیدا می کند و آتش آنها دامن او را هم می گیرد.وقتی عذاب الهی نازل می شود به حضرت لوط می گویند: شما دست اهل بیت تان را بگیرید و بروید کار تمام شده و قطعی است و بناست عذاب نازل بشود. به پشت سرتان هم نکنید؛ یعنی تعلقاتتان را قطع کنید و الا کمترین تعلق شما را هم گرفتار می کند و عذابی که می آید شما را هم می گیرد. به این دلیل است که به وجود مقدس حضرت و ما مومنین و همه دوستان ایشان دستور می دهند که «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّـهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»(هود/113) هیچ رکون و میل و اعتماد و گرایشی به آنها پیدا نکنید.سختگیری خدای متعال در موضوع خلافت الهیخدای متعال به این وجود مقدس می فرماید «لَعَمْرُکَ»(حجر/72)؛ یعنی قسم به جان تو؛ «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا * وَ دَاعِیًا إِلَى اللَّـهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِیرًا»(احزاب/45-46)؛ «وَ إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ»(قلم/4)، و اینقدر این پیغمبر را در قرآن مدح می کند. اما گاهی خطاب هایی دارد که انسان محیر می شود که چطور خدای متعال به این پیغمبر اینطور خطاب می کند. «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(مائده/67) یعنی آنچه که گفتیم را بگو و اگر نگویی انگار هیچ کاری نکردی؛ «فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْکَ»(هود/12) یعنی اگر نگویی بعضی از آن وحی که در نظر داری به مردم نمی رسد. پس بیان آن را به تأخیر نیانداز زیرا فرصت بیان آن همینجاست. این دو آیه هر دو در باب موضوع ولایت است.از جمله همین آیات است که خدای متعال به حضرت می فرماید «وَ إِن کَادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنَا غَیْرَهُ وَ إِذًا لَّاتَّخَذُوکَ خَلِیلًا * وَ لَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا»(اسراء/73-74) یعنی اگر ما مراقب تو نباشیم ممکن است رکونی به آنها پیدا بشود. ما به تو وحی کردیم و اینها همه چیز را فراهم کرده بودند که فتنه ای را درست کنند و شما را از عمل به این وحی باز بدارند و اگر وحی را تغییر می دادی با تو رابطه خلت برقرار می کردند و دوست صمیمی تو می شدند. آنها دنبال این بودند که پیغمبر وحی را کنار بگذارند و با آنها همراه بشوند. در روایات تأکید می کند که موضوع این آیات، ولایت امیرالمومنین است. این دین ولایت محور است. همه این خطاب ها هم اینجاست؛ یعنی در این موضوع خطابات سنگین است؛ زیرا اینها تلاششان را کردند که یک حرفی را به ما نسبت بدهید و با آنها همراهی کنید، ولو نماز بخوانید و روزه بگیرید؛ ولی ما تو را استوار کردیم؛ البته معنای «لو لا» این است که اصلاً اتفاق نمی افتد؛ زیرا پیامبر هیچ وقت رکون پیدا نمی کند چون خدای متعال او را تثبیت می کند و ثبات قدم می دهد؛ و یا مثل این آیه که می فرماید «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ»(انبیاء/22)؛ یعنی اگر دو خدا وجود داشت؛ که البته وجود ندارد. یک غصه ای روی دل پیغمبر خدا نشست؛ اما منظور این است که اگر می بود و حالا که نیست. در یک روایتی وجود مقدس نبی اکرم فرموده بودند که اگر فاطمه زهرا هم این کار را می کرد به او حد می زدم. در حالی که ایشان عصمت الله الکبری و معصوم مطلق است و همه عصمت ها به او بر می گردد. حضرت غصه دار شدند که مگر در من شائبه این کار بوده که پدرم راجع به من اینطوری فرمودند، شبیه این آیه «وَ لَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاکَ»(اسراء/74) نازل شد، یعنی حضرت که نگفتند: شما این کار را انجام می دهید . این از همان جنس است و می خواهد که بیان کند، اگر ما تو را تثبیت نمی کردیم ممکن بود به آنها میل پیدا کنی. محال است خدای متعال پیغمبرش را تثبیت نکند و پیغمبر ذره ای از حمایت خدا خارج بشود؛ گرچه که اینها همه تلاششان را متمرکز کردند و حتی یک ذره هم کوتاه نمی آیند.مدار برنامه نبی اکرم بر امام است و اگر کوتاه می آمدند کار تمام بود و همه منازعات حل می شد. آنها فشار آوردند و قوایشان را متمرکز کردند و ممکن بود که پیامبر کمی به آنها میل پیدا کند که در آن صورت خدای متعال می فرمایند «إِذًا لَّأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَکَ عَلَیْنَا نَصِیرًا»(اسراء/75) یعنی عذاب دنیا و آخرت را دو چندان می کردیم و دیگر ناصری هم پیدا نمی کردید.در روایت ذیل آیه فرمودند که اینجا موضوع امامت امیرالمومنین و خلافت الهیه است. آنها تمام توان را گذاشتند تا حضرت ذره ای عدول کنند؛ اما خدای متعال هم حضرت را محکم نگه داشت و ایشان هم ذره ای در این موضوع کوتاه نیامدند.این خطاب معنایش واضح است یعنی ما صد در صد تو را حفظ کردیم و تو در حمایت ما هستی؛ ولو شیطان و همه قوایش با هم دست بدهند، نمی توانند ذره ای در میل تو تأثیر بگذارند. در مجلسی مامون از وجود مقدس ثامن الحجج سوال کرد: اینها که می گویید: انبیاء معصومند،پس مانند این خطاب لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناک یعنی چه؟! حضرت فرمود «مِمَّا نَزَلَ بِإِیَّاکِ أَعْنِی وَ اسْمَعِی یَا جَارَةُ»(1)؛ یعنی گاهی آدم می خواهد یک حرفی به یک نفر بزند، دیگری را مخاطب قرار می دهد؛ که ضرب المثل فارسی آن این است: به در می گویم دیوار بشنود. سپس حضرت بعضی آیات دیگر را شمردند و گفتند: جنس اینها یکی است گرچه مخاطب به حسب ظاهر پیامبرند، ولی در واقع با ما صحبت می کنند؛ کما این که در جایی دیگر می فرماید «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»(نجم/3-4) پیامبر اصلا هوی در وجودش نیست و هرچه می گوید وحی است که بعضی گفته حتی اگر اسم این حضرت را بپرسی با وحی جواب می دهددر یک جای دیگری خدای متعال می فرماید «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ»(حاقه/44-46) یعنی دین ما اینقدر مهم است که اگر چیزی به ما نسبت بدهد رگ گردنش را می بریم. این خطاب به ماست؛ و الا پیغمبر معصوم مطلق است اینها هشداری است که ما حواسمان جمع باشد زیرا اینجا جای حرف زدن اضافی نیست.حیرت آخرت و سیر در ظلمات در رویگردانی از امامخدای متعال در قرآن می فرماید «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَـئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا»(اسراء/71) ما در قیامت مردم را با امامشان صدا می زنیم؛ زیرا در آنجا آدم هیچ عنوانی ندارد. در محشر می گوییم که امت امیرالمومنین یا امت حضرت موسی بیایند. روایتی در کتاب الحجه کافی از وجود مقدس نبی کرم صلی الله علیه و آله و سلم است که از ایشان سوال شد: یا رسول الله مگر شما امام همه نیستید؟ فرمود: من پیغمبر همه هستم ولی خدای متعال ائمه ای از اهل بیت من قرار داده که سران کفر به آنها ظلم می کنند هر کس ولایت آنها را قبول کرد و با آنها بود با من است و روز قیامت من را می بیند و هرکس از آنها رویگردان بود با من نیست؛ همراهی با آن امام شرط همراهی و سیر با من است. اگر با آن امام بودید در قیامت هم شما را با او صدا می زنند؛ و الا نه. کونوا مع الصادقین اگر از این امام تبعیت کردیم روز قیامت ما را در امت حضرت صدا می زنند و اگر با این ائمه نبودیم ما را در امت حضرت صدا نمی زنند. بعد می فرماید «فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَـئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا»(اسراء/71) در قیامت وقتی مردم را صدا می زنند آنها که کتاب را به دست راستشان می دهند کتابشان را می خوانند و هیچ ظلم به آنها نمی شود. در این آیه از آنها که کتابشان را به دست چپ می دهند حرفی نشده است و واضح است که مطلب چیست. آدم ها تابع امام شان هستند و آنهایی که دنبال امام حق هستند کتابشان را به دست راستشان می دهند و آنهایی که تابع ائمه نارند اصحاب الشمال هستند. شمال حقیقت امام باطل است کما این که یمین به یک معنا امام حق است. مردم با امامشان در محشر می آیند.یک عده ای کتابشان به دست راستشان است. در آیه بعد می فرماید «مَن کَانَ فِی هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَى وَ أَضَلُّ سَبِیلًا»(اسراء/72) هر که در این عالم کور باشد در آخرت هم کور است. حیرت راه در آخرت بیشتر است. ضلال کسی است که به امام نرسیده است. مردم در تقسیم بندی قرآن سه دسته هستند: «منعم علیهم» که به امام رسیده اند؛ «ضالین» که به امام نرسیده اند یک عده هم مغضوب هستند که با امام درگیرند. اگر کسی اینجا در کوری بود در آخرت هم کور است و راهش هم تاریک تر و حیرتش هم بیشتر است. اگر کسی دنبال امام حق رفت و خودش را به امام که سرچشمه و کلمه نور است برساند، به فرموده قرآن «اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(بقره/257) که ادامه آن ولایت الرسول و امام است که تفسیر آن ...

ادامه مطلب  

درگیری و نزاع همه جانبه جبهه حق و باطل با محوریت ولایت و خلافت الهی + صوت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس اندیشه دینی پایگاه 598،آنچه پیش رو دارید هفتمین جلسه سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در دهه اول محرم الحرام سال 96 در هیأت ثارالله قم (مدرسه فیضیه) برگزار شده است. ایشان در این بحث بیان می کنند خدای متعال در خصوص مساله ولایت و خلیفه الهی بسیار سختگیری دارد چنانچه در خطاب خود به نبی اکرم این سختگیری را بیان می کنند که البته مخاطب اصلی ما سوای نبی اکرم هستند زیرا حضرت با حمایت خدای متعال هرگز تخلفی در ابلاغ وحی ندارند. در این طرح کلی و جامع نبی اکرم یک درگیری همه جانبه و تاریخی نیز وجود دارد اهل باطل چون تمامیت خواه هستند هرگز کوتاه نمی آیند و به دنبال تسلط بر همه شئون زندگی انسان هستند. بین این دو جبهه صلح واقع نمی شود مگر آنکه باطل نابود شود. توحید محور صلح است....تمامیت خواهی جبهه طاغوت درگسترش ولایت باطلبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین احمده و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(توبه/119)، شاید معنای دقیق و کامل همراهی با نبی اکرم و اهل بیت همراهی در طرح عظیمی است که وجود مقدسشان برای هدایت عوالم دارد. تمام قوای ما باید همراه وجود مقدس حضرت حرکت بکنند و قلب و فکر وتمام قوای ما هیچ مقاومتی در مقابل آنها نداشته و تبعیت محض داشته باشند.این برنامه عظیمی که حضرت دارند، نه اخلاق محور و نه شریعت محور بلکه ولایت محور است؛ یعنی هم اخلاق و هم شریعت بر مدار ولایت تفسیر می شوند. اینکه گفته می شود با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشید و با همراهی ایشان حرکت کنید معنایش این است که با طرح دیگران نباشید مواظب باشید در درون آن طرح و آن برنامه مقابل عمل نکنید؛ زیرا در مقابل این طرح یک طرح دیگری وجود دارد که بر محور ائمه جور و ولات باطل و طاغوت است که آنجا هم اخلاق تابع اخلاق ولات است و آنجا هم قوانین و شرایع، تابع روحیات ائمه نار هستند؛ یعنی در جبهه باطل هم محوریت با ولایت باطل است که «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»(بقره/257) اخلاق و رفتار و افکار پیروانشان و نیز هم دلی ها و همکاری ها و همفکری هایشان ظلمانی می شود. تمام اینها قواعد و مناسکی دارد که در بستر ولایت ائمه نار واقع می شود؛ یعنی جبهه مقابل هم دنبال این است که مدیریت و راهبری خودش را به جبهه مومنین تسری بدهد و حاضر نیست که در یک محدوده عمل بکند و کاری با جبهه مومنین نداشته باشد و اگر یک جایی دعوت به همکاری کرده و به حضرت عرض می کردند: شما یک مدت بت های ما را بپرستید و ما خدای شما را می پرستیم، یک فریب بود، چون اگر وجود مقدس نبی اکرم یک لحظه هم بت می پرستید آنها غالب شده بودند و بت پرستی واقع شده بود.کسی که در مقابل چوب و سنگ و دنیا و طبیعت و بت ها سجده می کند، نمی تواند خداپرست بشود، و مثلاً یک روز بت را عبادت کند و یک روز خدا را عبادت کند. اگر وجود مقدس نبی اکرم همراهی می کردند، از مدار توحید خارج شده بودند.محور این درگیری بین حق و باطل توحید و پرستش خدای متعال و دنیا پرستی و بت پرستی است. هیچ دعوای دیگری وجود ندارد و نزاع بر سر دین است که همان مناسک و آیین پرستش است. یکی دستگاه پرستش حضرت حق است و یکی هم آلهه خودشان را می پرستند. خدای متعال در قرآن می فرماید «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّـهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ»(بقره/165) برای خدا شریک قرار می دهند و آنها را مثل خدا دوست دارند.این دو دین مناسک پرستش دنیا و پرستش خدای متعال هستند و کاملاً هم فراگیر هستند و همه عرصه های زندگی بشر را می پوشانند و هیچ نقطه خلأی ندارند. هر دو دین و هر دو مکتب ولایت محورند و اخلاق و مناسک و عواطف و شرایع در هر دو دستگاه تابع ولایت است. هر دو دستگاه هم دنبال این هستند که عالم را تحت هدایت یا ضلالت خودشان در بیاورند. نه دستگاه باطل قانع است [که در عالم خداپرستی باشد] و نه دستگاه حق قانع است که بت پرستی در عالم باشد. طبیعتاً یک درگیری قطعی بین این دو تا جریان و دو دین هست و هیچ زندگی مسالمت آمیزی ندارند زیرا امکان ندارد که انسان دو معبود را بپرستد؛ لذا محور وحدت و اتفاق و ائتلافی با هم دیگر ندارند؛ چون محور ائتلاف اله است. وقتی اله ها با هم یکی شد همه با هم متحد می شوند. وقتی همه در مقابل خدای متعال سجده می کنند و هیچ انانیت نفسی نباشد، هیچ نزاعی و هیچ درگیری ای در عالم نیست.خدا رحمت کند امام بزرگوار را که می فرمودند که اگر همه صد و بیست و چهار هزار پیامبر با همدیگر در یک جا جمع بشوند با هم کمترین اختلافی نمی کنند ولو این که درجات ایمان و مقاماتشان یکسان نیست ولی با هم نزاعی ندارند، چون موحد و در مقام اخلاص هستند و چیزی در وجودشان جز انگیزه های الهی نیست. قرآن می فرماید «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»(آل عمران/103) یعنی این رشته الهی است که می تواند قلوب و افکار انسان ها را دور هم جمع بکند. وقتی اله ها متعدد شد، نزاع قطعی است. اینهایی که بحث می کنند از این که نزاع را کنار بگذارید، این یک فریب است که می خواهند شما در راه خدا نجنگید؛ بلکه در راه شیطان بجنگید تا آنها غالب شوند. آنها همین را می خواهند که شما نسبت به خدا و اله خودتان تعصب نداشته باشید و دفاع از خدا را کنار بگذارید که آنها غالب شوند. آنها از دنیا پرستی دست بر نمی دارند و هر وقت شما در پرستش با آنها همراه شدید، زمین خورده و مغلوب آنها می شوید زیرا اینجا جایی نیست که با هم همراهی کنید زیرا به فرموده قرآن «وَ لَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ *وَ لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ»(کافرون/4-6) نه جای مسامحه و نه تبعیت است.وجود مقدس نبی اکرم در این میدان مامور می شوند که «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّـهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»(هود/113) یعنی اصلاً میلی به آن طرف نباید پیدا کنند؛ و الا آتشی که آنها را می گیرد شما را هم مس می کند. به همین دلیل است که ما دعوت به برائت و لعن می شویم. ما باید از کوچک و بزرگ منکر تبری بجوییم و با آن درگیر باشیم. و الا حتما آتش آن ما را می گیرد. انسان یک صحنه لهوی را تماشا می کند اگر در دلش لااقل انکار نکند، کم کم از این صحنه ها خوشش می آید و عقوبت آن هم او را می گیرد؛ مثلاً لذت نماز شب و مناجات از او گرفته می شود. این عقوبت از اینجا هست تا آنجایی که انسان به یک دستگاه باطلی تمایل پیدا می کند و آتش آنها دامن او را هم می گیرد.وقتی عذاب الهی نازل می شود به حضرت لوط می گویند: شما دست اهل بیت تان را بگیرید و بروید کار تمام شده و قطعی است و بناست عذاب نازل بشود. به پشت سرتان هم نکنید؛ یعنی تعلقاتتان را قطع کنید و الا کمترین تعلق شما را هم گرفتار می کند و عذابی که می آید شما را هم می گیرد. به این دلیل است که به وجود مقدس حضرت و ما مومنین و همه دوستان ایشان دستور می دهند که «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّـهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»(هود/113) هیچ رکون و میل و اعتماد و گرایشی به آنها پیدا نکنید.سختگیری خدای متعال در موضوع خلافت الهیخدای متعال به این وجود مقدس می فرماید «لَعَمْرُکَ»(حجر/72)؛ یعنی قسم به جان تو؛ «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا * وَ دَاعِیًا إِلَى اللَّـهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِیرًا»(احزاب/45-46)؛ «وَ إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ»(قلم/4)، و اینقدر این پیغمبر را در قرآن مدح می کند. اما گاهی خطاب هایی دارد که انسان محیر می شود که چطور خدای متعال به این پیغمبر اینطور خطاب می کند. «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(مائده/67) یعنی آنچه که گفتیم را بگو و اگر نگویی انگار هیچ کاری نکردی؛ «فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْکَ»(هود/12) یعنی اگر نگویی بعضی از آن وحی که در نظر داری به مردم نمی رسد. پس بیان آن را به تأخیر نیانداز زیرا فرصت بیان آن همینجاست. این دو آیه هر دو در باب موضوع ولایت است.از جمله همین آیات است که خدای متعال به حضرت می فرماید «وَ إِن کَادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنَا غَیْرَهُ وَ إِذًا لَّاتَّخَذُوکَ خَلِیلًا * وَ لَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا»(اسراء/73-74) یعنی اگر ما مراقب تو نباشیم ممکن است رکونی به آنها پیدا بشود. ما به تو وحی کردیم و اینها همه چیز را فراهم کرده بودند که فتنه ای را درست کنند و شما را از عمل به این وحی باز بدارند و اگر وحی را تغییر می دادی با تو رابطه خلت برقرار می کردند و دوست صمیمی تو می شدند. آنها دنبال این بودند که پیغمبر وحی را کنار بگذارند و با آنها همراه بشوند. در روایات تأکید می کند که موضوع این آیات، ولایت امیرالمومنین است. این دین ولایت محور است. همه این خطاب ها هم اینجاست؛ یعنی در این موضوع خطابات سنگین است؛ زیرا اینها تلاششان را کردند که یک حرفی را به ما نسبت بدهید و با آنها همراهی کنید، ولو نماز بخوانید و روزه بگیرید؛ ولی ما تو را استوار کردیم؛ البته معنای «لو لا» این است که اصلاً اتفاق نمی افتد؛ زیرا پیامبر هیچ وقت رکون پیدا نمی کند چون خدای متعال او را تثبیت می کند و ثبات قدم می دهد؛ و یا مثل این آیه که می فرماید «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ»(انبیاء/22)؛ یعنی اگر دو خدا وجود داشت؛ که البته وجود ندارد. یک غصه ای روی دل پیغمبر خدا نشست؛ اما منظور این است که اگر می بود و حالا که نیست. در یک روایتی وجود مقدس نبی اکرم فرموده بودند که اگر فاطمه زهرا هم این کار را می کرد به او حد می زدم. در حالی که ایشان عصمت الله الکبری و معصوم مطلق است و همه عصمت ها به او بر می گردد. حضرت غصه دار شدند که مگر در من شائبه این کار بوده که پدرم راجع به من اینطوری فرمودند، شبیه این آیه «وَ لَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاکَ»(اسراء/74) نازل شد، یعنی حضرت که نگفتند: شما این کار را انجام می دهید . این از همان جنس است و می خواهد که بیان کند، اگر ما تو را تثبیت نمی کردیم ممکن بود به آنها میل پیدا کنی. محال است خدای متعال پیغمبرش را تثبیت نکند و پیغمبر ذره ای از حمایت خدا خارج بشود؛ گرچه که اینها همه تلاششان را متمرکز کردند و حتی یک ذره هم کوتاه نمی آیند.مدار برنامه نبی اکرم بر امام است و اگر کوتاه می آمدند کار تمام بود و همه منازعات حل می شد. آنها فشار آوردند و قوایشان را متمرکز کردند و ممکن بود که پیامبر کمی به آنها میل پیدا کند که در آن صورت خدای متعال می فرمایند «إِذًا لَّأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَکَ عَلَیْنَا نَصِیرًا»(اسراء/75) یعنی عذاب دنیا و آخرت را دو چندان می کردیم و دیگر ناصری هم پیدا نمی کردید.در روایت ذیل آیه فرمودند که اینجا موضوع امامت امیرالمومنین و خلافت الهیه است. آنها تمام توان را گذاشتند تا حضرت ذره ای عدول کنند؛ اما خدای متعال هم حضرت را محکم نگه داشت و ایشان هم ذره ای در این موضوع کوتاه نیامدند.این خطاب معنایش واضح است یعنی ما صد در صد تو را حفظ کردیم و تو در حمایت ما هستی؛ ولو شیطان و همه قوایش با هم دست بدهند، نمی توانند ذره ای در میل تو تأثیر بگذارند. در مجلسی مامون از وجود مقدس ثامن الحجج سوال کرد: اینها که می گویید: انبیاء معصومند،پس مانند این خطاب لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناک یعنی چه؟! حضرت فرمود «مِمَّا نَزَلَ بِإِیَّاکِ أَعْنِی وَ اسْمَعِی یَا جَارَةُ»(1)؛ یعنی گاهی آدم می خواهد یک حرفی به یک نفر بزند، دیگری را مخاطب قرار می دهد؛ که ضرب المثل فارسی آن این است: به در می گویم دیوار بشنود. سپس حضرت بعضی آیات دیگر را شمردند و گفتند: جنس اینها یکی است گرچه مخاطب به حسب ظاهر پیامبرند، ولی در واقع با ما صحبت می کنند؛ کما این که در جایی دیگر می فرماید «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»(نجم/3-4) پیامبر اصلا هوی در وجودش نیست و هرچه می گوید وحی است که بعضی گفته حتی اگر اسم این حضرت را بپرسی با وحی جواب می دهددر یک جای دیگری خدای متعال می فرماید «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ»(حاقه/44-46) یعنی دین ما اینقدر مهم است که اگر چیزی به ما نسبت بدهد رگ گردنش را می بریم. این خطاب به ماست؛ و الا پیغمبر معصوم مطلق است اینها هشداری است که ما حواسمان جمع باشد زیرا اینجا جای حرف زدن اضافی نیست.حیرت آخرت و سیر در ظلمات در رویگردانی از امامخدای متعال در قرآن می فرماید «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَـئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا»(اسراء/71) ما در قیامت مردم را با امامشان صدا می زنیم؛ زیرا در آنجا آدم هیچ عنوانی ندارد. در محشر می گوییم که امت امیرالمومنین یا امت حضرت موسی بیایند. روایتی در کتاب الحجه کافی از وجود مقدس نبی کرم صلی الله علیه و آله و سلم است که از ایشان سوال شد: یا رسول الله مگر شما امام همه نیستید؟ فرمود: من پیغمبر همه هستم ولی خدای متعال ائمه ای از اهل بیت من قرار داده که سران کفر به آنها ظلم می کنند هر کس ولایت آنها را قبول کرد و با آنها بود با من است و روز قیامت من را می بیند و هرکس از آنها رویگردان بود با من نیست؛ همراهی با آن امام شرط همراهی و سیر با من است. اگر با آن امام بودید در قیامت هم شما را با او صدا می زنند؛ و الا نه. کونوا مع الصادقین اگر از این امام تبعیت کردیم روز قیامت ما را در امت حضرت صدا می زنند و اگر با این ائمه نبودیم ما را در امت حضرت صدا نمی زنند. بعد می فرماید «فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَـئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا»(اسراء/71) در قیامت وقتی مردم را صدا می زنند آنها که کتاب را به دست راستشان می دهند کتابشان را می خوانند و هیچ ظلم به آنها نمی شود. در این آیه از آنها که کتابشان را به دست چپ می دهند حرفی نشده است و واضح است که مطلب چیست. آدم ها تابع امام شان هستند و آنهایی که دنبال امام حق هستند کتابشان را به دست راستشان می دهند و آنهایی که تابع ائمه نارند اصحاب الشمال هستند. شمال حقیقت امام باطل است کما این که یمین به یک معنا امام حق است. مردم با امامشان در محشر می آیند. یک عده ای کتابشان به دست راستشان است. در آیه بعد می فرماید «مَن کَانَ فِی هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَى وَ أَضَلُّ سَبِیلًا»(اسراء/72) هر که در این عالم کور باشد در آخرت هم کور است. حیرت راه در آخرت بیشتر است. ضلال کسی است که به امام نرسیده است. مردم در تقسیم بندی قرآن سه دسته هستند: «منعم علیهم» که به امام رسیده اند؛ «ضالین» که به امام نرسیده اند یک عده هم مغضوب هستند که با امام درگیرند. اگر کسی اینجا در کوری بود در آخرت هم کور است و راهش هم تاریک تر و حیرتش هم بیشتر است. اگر کسی دنبال امام حق رفت و خودش را به امام که سرچشمه و کلمه نور است برساند، به فرموده قرآن «اللَّـهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(بقره/257) که ادامه آن ولایت الرسول و امام است که تفسیر آن این آیه است «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّـهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ الز ...

ادامه مطلب  

دانلود google maps - نرم افزار موبایل مکان یابی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: google maps نقشه گوگل download google maps download google maps for ios google maps for ios دانلود google maps دانلود نقشه گوگل download google maps for iphone google maps for iphone download google maps for ipad google maps for ipad download google maps for ipod google maps for ipod download نقشه گوگل download نقشه گوگل for ios نقشه گوگل for ios دانلود نقشه گوگل download نقشه گوگل for iphone نقشه گوگل for iphone download نقشه گوگل for ipad نقشه گوگل for ipad download نقشه گوگل for ipod نقشه گوگل for ipod دانلود google maps برای iphone google maps برای iphone دانلود google maps برای ipad google maps برای ipad دانلود google maps برای ipod google maps برای ipod دانلود نقشه گوگل دانلود نقشه گوگل برای ios نقشه گوگل برای ios دانلود نقشه گوگل دانلود نق ...

ادامه مطلب  

دانلود chrome - نرم افزار موبایل گوگل کروم  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: chrome گوگل کروم download chrome download chrome for android chrome for android دانلود chrome دانلود chrome برای اندروید chrome برای اندروید نرم افزار chrome برای اندروید گوگل کروم نرم افزار گوگل کروم نرم افزار chrome برای htc نرم افزار chrome برای samsung نرم افزار chrome برای motorola نرم افزار chrome برای سامسونگ نرم افزار chrome برای اچ تی سی نرم افزار chrome برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گوگل کروم برای samsung نرم افزار گوگل کروم برای motorola نرم افزار گوگل کروم برای سامسونگ نرم افزار گوگل کروم برای اچ تی سی نرم افزار گوگل کروم برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گو ...

ادامه مطلب  

معرفت ­شناسی سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)  

درخواست حذف این مطلب
چارچوب­ های درونی معرفت ­شناختی اندیشه سیاسی امام خمینی با نگرشی بومی، اسلامی و ایرانی راه ورود پیشنهادی به مسیر پیشرفت در حوزه سیاسی را ایجاد می ­کند و از این مسیر است که مبنای معرفت شناختی مورد نیاز سیاست را فراهم می­ کند.به گزارشصدخبر،هر تحولی جهت پیشرفت و احیاناً توسعه الزاماً نیازمند هماهنگی و تعین بخشی ­های حوزه رسمی سیاست است. اصولاً عرصه رسمی سیاست می ­تواند روندهای پیشرفت و یا احیاناً توسعه را تسریع و یا منتفی کند. سیاست به دلیل قرار گرفتن بر فراز جامعه و اعمال قدرت بر آن می­ تواند ورود به روندهای تحول و پیشرفت را حتی در حوزه درونی خودش نیز تعین بخشد. در ایران نیز این قضیه صادق است. با وقوع انقلاب اسلامی، مردم واجد توان تأثیرگذاریِ رسمی و مشروع بر حوزه رسمی سیاست و حکومت شدند. این امر قاعدتاً با وضعیت سیاسی جدید و استقرار جمهوری اسلامی ارتباط قطعی داشت. جمهوری اسلامی نیز برخاسته از اندیشه امام خمینی و معرفت ­شناسی آن نسبت به حکومت، سیاست، جایگاه مردم و در نتیجه تحول و پیشرفت در حیات سیاسی ایرانیان بود. از آن­جا که معرفت­ شناسی عامل ارتباط شخص با دنیای بیرون و محیط پیرامون است، ما نیز بر چارچوب معرفت ­شناسی اندیشه سیاسی امام خمینی و ویژگی و موضع آن در قبال تحول و پیشرفت در حیات سیاسی متمرکز می ­شویم. سید محمدوهاب نازاریان کارشناس سیاسی در مقاله ای با عنوان «معرفت ­شناسی سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی امام خمینی و پیشرفت ایرانی- اسلامی» به این موضوع پرداخته است که پیش تر در ششمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی اسلامی پیشرفت منتشر شده است.*معرفت ­شناسی سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)-اصولاً یکی از وظایف ماهوی حکومت­ ها بهبود وضعیت زیست جمعی و فردی اعضای جامعه ­ای است که بر آن حکومت می­ کنند. اهمیت این موضوع تا بدان ­جاست که نقض عملی در این مفهوم سبب نقض غرض و زیر سوال رفتنِ موجودیت حکومت می­ شود. یکی از مهم­ترین ابعاد این امر در حوزه سیاست و حکومت است. حکومت و سیاست بالاترین، مهم­ترین و تعین­ بخش ­تربن ساحت زندگی اجتماعی انسان است زیرا با قدرت سروکار دارد. به همین دلیل شناخت مبانی و ابعاد رفتارها و کنش­ های حاکمان سیاسی ضروری است زیرا هرگونه تلاش جهت تغیر و پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی _ سیاسی انسان را به­ طور مستقیم متأثر می ­کند.- از بهبود وضعیت زیست جمعی و فردی در نظریات قرن بیستم علم سیاست و جامعه­ شناسی با عنوان «توسعه» یاد شده است. توسعه نیز اصولاً از برخی قواعد عام و جهان­شمول و برخی چارچوب­ های تغییرپذیر برخوردار است. علاوه بر این، از آن­جا که وضعیت تجربی، شناختی، عینی و سیاسی هر جامعه و واحد سیاسی ­ای متفاوت از دیگران است؛ خواه ناخواه از مبانیِ داخلیِ متغیر و متفاوتی بهره می ­برند. به همین دلیل ممکن است در برخی موارد از واژه «توسعه» استفاده نشود. همچنین، تصمیم گیران اصلی برای ورود به روند توسعه تنها حکومت­ کنندگان عرصه سیاسی هستند. به همین دلیل هرگونه توسعه و پیشرفتی در گرو تعیین بخشیِ سیاست است. - به نظر می­ رسد که این امر در مورد ایران معاصر و به ­خصوص دوران جمهوری اسلامی مصداق پیدا می ­کند. با رسمیت قانونی سیاسی حکومت جمهوری اسلامی و حاکمیت نظریه ولایت فقیه، خواه ناخواه فضای شناختی _ ذهنی حاکم فقیه در تعین بخشی به وضعیت سیاسی و ورود به روندهای پیشرفت اولویت تام می ­یابد. امام خمینی بر کشوری حاکم شد که پیشینه نوسازی و توسعه و پیشرفت در آن به حدود یک قرن می ­رسید. به همین دلیل بود که هم وضعیت عینی کشور ناگزیر از این میراث بوده است و هم واقعیت ذهنی و شناختی حکمران سیاسی از آن غافل نمی ­شود. اما به دلیل این­که واقعیت ذهنی و معرفت شناختی حاکم سیاسی (در این­جا ولی فقیه) متفاوت از کلیت پیشینه ماجرای پیشرفت و توسعه بوده است، نیازمند نگاهی مجدانه در جهت واکاوی عناصر مشروعیت ­بخش و مبانی معرفت ­شناختی و سیاسی وضعیت و الگوی درون ­­زای پیشرفت است. این امر به­ طور مستقیم بر موضع و عملکرد ساخت سیاسی در قبال پیشرفت کشور اثر می­ گذارد. این نیز دلیل مهم دیگری جهت ارزیابی و واکاوی مواضع معرفت­ شناختی حاکم سیاسی در قبال پیشرفت و تحول است.-چارچوب های معرفت ­شناختی اندیشه سیاسی امام خمینی با نگرشی بومی، اسلامی و ایرانی راه ورود به مسیر تغییر و پیشرفت در حوزه سیاسی را ایجاد می­ کند. در این چارچوب، کیفیت معرفت­ شناختی مورد نیاز برای حکومت کردن در زمره وظایف و حقوق روحانیون قرار می­ گیر­د، زیرا آنهایند که از معرفت به قواعد حکومت دینی و اسلامی برخوردارند. از این مسیر است که ذخیره ذهنی معرفت و مبنای معرفت­ شناختی مورد نیاز حوزه سیاست جهت تعین ­بخشی به تصمیم­ های سیاسی کلیدی برای وقوع پیشرفت و تحول ایجاد می ­شوند.*معرفت سیاسی و پیشرفت در اندیشه امام خمینی(ره)-در قالب اندیشه سیاسی امام خمینی اساساًً ادراک واقعیت، از جمله واقعیت­ های نوسازی جامعه ایران و نیازهای گریزناپذیر آن جهت ورود به روندهای پیشرفت و تغییر، از کانال فقه و کلام شکل می ­گیرد. در این چارچوب است که ارجاعات متعددی از نقلیات تاریخ اسلام و سیره و توصیه­ های ائمه معصومین(ع) مبنا قرار می ­گیرند و قالبی شناختی برای تغییر و پیشرفت در حوزه رسمی سیاست در ایران و روندها و عملکردهای آن ارائه می­ شود. این قالب شناختی، واقعیت برآمده از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را کاملاً متأثر و حتی متعیِن می­ کرد و از این طریق ظرفیت پیشرفت را در حوزه رسمی و ساحت غیررسمیِ زندگی اجتماعی _ سیاسی ایرانیان متأثر می­ کرد. - یکی از مهم ­ترین موارد این قضیه در اندیشه سیاسی امام خمینی معطوف به امر حکومت است. در این چارچوب هم از اجتهاد و هم از نقلیات مهمی استفاده شده است. در مورد اجتهاد باید گفت فرایندی است که شروع آن با «فهم» و اختتام آن با «استنباط» حکم شرعی می­ باشد. این فرایند محصول جهد فقیهانه ­ای است که مجتهد در راه دستیابی به حکم شرعی انجام می­ دهد. -امام خمینی در طرح اندیشه­ های خویش، افزون بر توجه به اصول و مبانی دینی، الزامات و شرایط زمانه را نیز در نظر داشته و مطابق اقتضائات دوره ­ای که در آن به سر می ­برده، در آرای اجتماعی ـ سیاسی خود تغییراتی داده است. بخشی از این مطلب به پذیرش اجتهاد از جانب امام مربوط می ­شود، این اندیشه با هر دیدی که واکاوی شد، به دور از سیاست و وضعیت سیاسی ما نیست. این امر، آن­چنان اهمیت مبرمی دارد که به نظر می ­رسد اساساً بحث از فقه در چارچوب­ تفکر امام خمینی، خواه ناخواه، راه به مفهوم به نام «فقه حکومتی» می­ برد. این مبحث تقریباً از میانه­ زندگی سیاسی امام خمینی به طور جدی مطرح و به وضوح منجر به طرح بحث «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» شد. طرح این مباحث، مرحله ­ای استعلایی نسبت به نظریات علمای گذشته در ارتباط با حکومت و نقش فقها و عالمان در همکاری با رژیم­ های موجود است.-بسیاری از عقاید امام خمینی در حوزه رسمی سیاست ناشی از اجتهاد او بودند. از این مسیر او به زمان و مکان معطوف شده و معتقد است: «یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پر آشوب کنونی، نقش زمان و مکان در اجتهاد و تصمیم گیری ها است. زمان و مکان، دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسائلی که در قدیم دارای حکمی بوده است، به ظاهر، همان مسأله در روابط حاکم بر سیاست، اجتماع و اقتصاد یک نظام، ممکن است حکم جدیدی پیدا کند، بر همین مبناست که ایشان فرمود: « دموکراسی اسلام کامل­ تر از دموکراسی غرب است». وی معتقد بود که «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت می­باشد و نیز شکل حکومت با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید؛ به پا داشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آرای ملت».*امام خمینی مشروعیت نظام سیاسی را مطابق حاکمیت قانون الهی می­ دانست-مهم ­ترین بحث در خصوص استفاده از اجتهاد و مفاهیم نقلی مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه است. حضرت امام این مبحث اساسی را پیش از انقلاب اسلامی و در متون کشف ­الاسرار، البیع و مکاسب پایه ­ریزی کرد. در کشف ­الاسرار بر حقانیت حکومت فقها استدلال شد که «آنها که روایت سنت و حدیث پیغمبر می­ کنند، جانشین پیغمبرند و هر چه برای پیغمبر از لازم بودن اطاعت و ولایت و حکومت ثابت است، برای آن ها هم ثابت است، زیرا اگر حاکمی کسی را جانشین خود معرفی کند، معنایش این است که کارهای او را در نبودنش او باید انجام دهد». او بر این باور بود که همان اختیارات ولایتی که حضرت رسول اکرم(ص) و دیگر ائمه (ع) داشته خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است. این اختیارات مربوط به وظایف و کارکردهای عام در حوزه رسمی سیاست و حکومت هستند که می­ بایست با استقرار حکومت اسلامی و توسط فقها اعمال شوند.-ایشان معتقدند که «حکومت یکی از احکام اول ...

ادامه مطلب  

یادداشت/ اصغر طاهرزاده «آتش به اختیار» یعنی تلاش برای نمایاندن چهره تابناک انقلاب/ همه راه های رسیدن به خدا، از انقلاب اسلامی می گذرد  

درخواست حذف این مطلب
اصغر طاهرزاده، استاد فلسفه و عرفان اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس پیرامون برداشت های مختلف از واژه «آتش به اختیار» و منظور رهبری از این عبارت؛ در یادداشتی مکتوب نوشت: سخن امروزین مقام معظم رهبری به یک معنا همان سخن حضرت امام خمینی(ره) در وصیت نامه شان است که می فرمایند: «ما برای ادامه ی انقلاب نمی توانیم معطل کسی باشیم و از وظیفه ی مهم حفظ انقلاب غفلت کنیم». آری! نهادی که باید چهره فرهنگی انقلاب را بنمایاند، به صدا و سیما نامه می نویسد که چرا صوت «ربّنای» کسی را نمی گذارند که نشان داده هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد؛ ما می توانیم مسئولیت نمایاندن چهره انقلاب را به عهده ی آن نهاد بگذاریم؟ یا باید به حکم وظیفه، جلوه های فرهنگی انقلاب اسلامی را در همه عرصه های لازم اعم از دانشگاه و صدا و سیما و حوزه به صحنه آوریم.بنده عرایضی در این مورد داشتم که شاید بتواند برای رفقایی که بنا دارند سخنان رهبری را در عرصه های مذکور مد نظر قرار دهند، مفید باشد:نسبت ها و تمایزات «انقلاب اسلامی» با «دولت اسلامی»1- در طول مدتی که از انقلاب می گذرد همواره این سؤال برای بعضی از افراد مطرح بوده که چگونه انقلاب اسلامی از یک طرف بر مبانی قدسی تکیه دارد و مردم را به آن مبانی دعوت می نماید که حقانیت آن ماوراء نظر مردم و در زمره ی ثابتات عالم هستی است، و از طرف دیگر بر نقش مردم و آراء آن ها تأکید دارد.2- مسلم حقیقت آرمانی انقلاب اسلامی که نظر به ابعاد ثابت عالم هستی دارد و فطرت انسان ها نیز بر آن مبنا سرشته شده، آن حقیقت چیزی نیست که حقانیت آن با رأی مردم دست خوشِ تغییر شود، هر چند بنیان و بقا و استمرار نظام اسلامی به استقبال و پذیرش مردم بستگی دارد. در همین راستا یعنی در راستای حقیقت آرمانی انقلاب اسلامی و نقش مردم است که جایگاه نظام اسلامی و دولت اسلامی روشن می شود بدین نحو که نظام اسلامی ایران صورت انقلاب اسلامی در محدوده ی ایران است، و دولت اسلامی صورت انقلاب اسلامی در محدوده ی آراء مردم می باشد.[1] سه امر فوق اگر از جهتی وجوه اشتراکی فراوان دارند ولی تمایزاتی نیز نسبت به همدیگر در آن ها موجود است به طوری که دولت اسلامی از یک طرف در ذیل انقلاب اسلامی در نظام اسلامی ایران به صحنه می آید، و از طرف دیگر بر اساس آراء مردم شکل می گیرد و رئیس دولت در محدوده ی چهار سال و یا نهایتاً هشت سال بر اساس فهم و برنامه ی خود از انقلاب اسلامی امور اجرایی کشور را مدیریت می کند و از این لحاظ است که نه می توان دولت را آینه ی تمام نمای انقلاب و آرمان های آن دانست و به محدودیت آراء مردم نظر نداشت، و نه بر اساس یک نگاه سکولاریستی می توان امور اجرایی دولت اسلامی را بیرون از آرمان های انقلاب اسلامی تعریف نمود.3- تفاوت نسبت رئیس دولت با انقلاب اسلامی و نسبت رهبری انقلاب اسلامی با انقلاب اسلامی، به تفاوت جایگاه دولت اسلامی و انقلاب اسلامی بستگی دارد و حقیقت رهبری انقلاب اسلامی در رابطه با انقلاب اسلامی و وسعتی که انقلاب اسلامی در جهان اسلام دارد تعریف می شود که البته یکی از شئون حوزه ی رهبری، دولت اسلامی است ولی نه رهبری ِرهبر محدود به دولت اسلامی است و نه او دخالت مستقیم در امور اجرایی دولت را به عهده می گیرد، بدون آن که از حفاظت دولت نسبت به آرمان های انقلاب اسلامی کوتاهی نماید.[2]4- از این جا به بعد با توجه به مقدماتی که گذشت هرکس می تواند جایگاه خود را تعیین نماید که چگونه سرباز انقلاب اسلامی باشد و در راستای اهداف انقلاب نسبتِ خود را با رهبریِ انقلاب روشن کند، هرچند نسبت به فهم و برنامه هایی که رئیس دولت برای چهار سال ریاست جمهوری خود دارد متفاوت فکر نماید. آری از آن جایی که دولت اسلامی نسبت به اهداف انقلاب اسلامی بی تفاوت نیست هرگز از طرف سربازان انقلاب اسلامی مورد بی مهری و تضعیف قرار نمی گیرد ولی از آن جایی که شدت حساسیت دولت ها نسبت به اهداف تمدن ساز انقلاب اسلامی متفاوت است، به همان اندازه شدت تعلّق نیروهای وِلاییِ انقلاب اسلامی نیز نسبت به دولت ها متفاوت خواهد بود و اندازه ی ارزش دولت ها نزد نیروهای وِلایی، به اندازه ی حساسیت آن ها نسبت به آرمان های تمدن ساز انقلاب اسلامی می باشد.5- آن چه در این نوشتار باید به عنوان فتح باب گشوده شود نظر به تمایزاتی است که به طور طبیعی بین انقلاب اسلامی و نظام اسلامی و دولت اسلامی هست تا گمان نشود اگر دولت اسلامی آینه ی تمام نمای انقلاب اسلامی نبود، بر آینه ی انقلاب اسلامی گردی افشانده شده است؛ چرا که هر دولتی با هر سلیقه ای در موقعیت خاص خود وجهی از وجوه انقلاب را در محدوده ی زمانی مشخص و در اجرا می نمایاند ولی پس از مدتی در نظام اسلامی ایران دولت دیگری متولد می شود که با بازخوانی از آن چه گذشت و تجربیاتی که کسب شده، نظام اسلامی ایران خود را در راستای نظر به دولتی دیگر «بازتعریف» می کند و چهره ی دیگرِ انقلاب اسلامی را در نظام اجرایی به نمایش می گذارد و باز نیروهای انقلاب نسبتِ خاص خود را با آن دولت مشخص می کنند بدون آن که اراده کرده باشند همان نسبتی را که با انقلاب اسلامی و نظام اسلامی دارند با دولت اسلامی داشته باشند. با نظر به انقلاب اسلامی نظر به حضور فرهنگ تمدن ساز شیعه در همه ی جهان داریم و با نظر به نظام اسلامی ایران، نظرها متوجه حضور آرمان های انقلاب اسلامی در مجموعه ی قوای سه گانه و نهادهای کشور است و با نظر به دولت اسلامی نظر به برنامه های رئیس دولت است در راستای اهداف انقلاب اسلامی در امور اجرایی و تلاش برای انتخاب اصلح ترین فرد جهت این امر در عین محدودیت هایی که نظام اجرایی با خود دارد.6- نمونه ی این خودآگاهیِ تاریخی که مردم نسبت متمایز و متفاوتی بین انقلاب اسلامی و دولت اسلامی قائل اند را درحضور میلیونی مردم در سالگرد های انقلاب اسلامی می یابید. شما هر سال ناظر حضور بیشتر مردم در این مراسم هستید به طوری که راهپیمائی های 22 بهمن ها محل نمایشِ نسبت تنگاتنگ مردم با انقلاب اسلامی شده است و شما ملاحظه می فرمایید که چگونه مردم فارغ از تنگناهای اجرایی و معیشتی که با آن روبه رو هستند کوچک ترین سستی نسبت به حضور خود در راهپیمایی های سالگرد انقلاب از خود نشان نداده اند در آن حد که حضور مردم در راهپیمایی امسال موجب حیرت همه شد و تعبیر مقام معظّم رهبری «حضور گرم تر» بود در حالی که دشمنان انقلاب با انواع تحریم هایی که اعمال کرده بودند انتظار دیگری داشتند. عرض بنده آن است که راز حضور چشم گیر مردم در راهپیمایی های 22 بهمن را در عهدی بدانید که مردم ماوراء هر دولتی، با خودآگاهی تاریخی خود، با انقلاب اسلامی بسته اند و دشمنان انقلاب اسلامی از آن عهد قلبی که مردم با انقلاب اسلامی بسته اند غفلت دارند از این رو جایگاه انقلاب اسلامی در نزد مردم آن چنان نیست که دشمنان گمان می کنند با مشکلاتی که برای دولت ها به وجود می آورند تا دولت نظام اسلامی را ناکارآمد نشان دهند، مردم از انقلاب اسلامی خود دست بردارند.7- در فضای نظر به نسبت ها و تمایزاتِ «انقلاب اسلامی» با «دولت اسلامی»، نه تنها انتظارهایی بیش از ظرفیت دولت ها از آن ها پیش نمی آید که منجر به تضادّ بین نیروهای ارزش مدار و دولت گردد و ناظر دوقطبی شدن جریان های وفادار به انق ...

ادامه مطلب  

دانلود true skate - بازی موبایل اسکیت سواری  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری download true skate download true skate for android true skate for android دانلود true skate دانلود true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسک ...

ادامه مطلب  

دانلود real steel - بازی موبایل جنگ ربات ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: real steel جنگ ربات ها download real steel download real steel for android real steel for android دانلود real steel دانلود real steel برای اندروید real steel برای اندروید بازی real steel برای اندروید جنگ ربات ها بازی جنگ ربات ها بازی real steel برای htc بازی real steel برای samsung بازی real steel برای motorola بازی real steel برای سامسونگ بازی real steel برای اچ تی سی بازی real steel برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ها برای motorola بازی جنگ ربات ها برای سامسونگ بازی جنگ ربات ها برای اچ تی سی بازی جنگ ربات ها برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ه ...

ادامه مطلب  

دانلود بازی موبایل limbo game  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: limbo game limbo game download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برای ipad limbo game برای ipad دانلود limbo game برای ipod limbo game برای ipod دانلود limbo game دانلود limbo game برای ios limbo game برای ios دانلود limbo game دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برا ...

ادامه مطلب  

مسجد، پایگاه عروج انسان به عرش الهی است - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
تجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون های مساجد با ولایتتجدید میثاق کانون ه ...

ادامه مطلب  

دانلود bridge constructor - بازی موبایل پل سازی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: bridge constructor پل سازی download bridge constructor download bridge constructor for android bridge constructor for android دانلود bridge constructor دانلود bridge constructor برای اندروید bridge constructor برای اندروید بازی bridge constructor برای اندروید پل سازی بازی پل سازی بازی bridge constructor برای htc بازی bridge constructor برای samsung بازی bridge constructor برای motorola بازی bridge constructor برای سامسونگ بازی bridge constructor برای اچ تی سی بازی bridge constructor برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای samsung بازی پل سازی برای motorola بازی پل سازی برای سامسونگ بازی پل سازی برای اچ تی سی بازی پل سازی برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای ...

ادامه مطلب  

دانلود lucky patcher - نرم افزار موبایل حذف لایسنس برنامه ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: lucky patcher حذف لایسنس برنامه ها download lucky patcher download lucky patcher for android lucky patcher for android دانلود lucky patcher دانلود lucky patcher برای اندروید lucky patcher برای اندروید نرم افزار lucky patcher برای اندروید حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار lucky patcher برای htc نرم افزار lucky patcher برای samsung نرم افزار lucky patcher برای motorola نرم افزار lucky patcher برای سامسونگ نرم افزار lucky patcher برای اچ تی سی نرم افزار lucky patcher برای موتورولا نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای htc نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای samsung نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای motorola نرم افزار حذف لایسنس ...

ادامه مطلب  

زندگی ولایی موجب الگو شدن فرد برای جامعه می شود  

درخواست حذف این مطلب
امام جمعه گرمی گفت: انسان اگر حیات و زندگی خود را ولایی کند آنگاه زندگی اش پربرکت و خود نیز برای جامعه الگو می شود.به گزارش خبرگزاری بسیج از گرمی به نقل ازسیفار حجت الاسلام یداله صفری در دیدار اعضای ستاد هفته عقیدتی سیاسی و معلمان نمونه آموزش و پرورش گرمی اظهار کرد: حقیقتاً انسان اگر حیات و زندگی خود را ولایی کند آنگاه زندگی اش پر برکت و خود نیز برای جامعه الگو می شود.وی با اشاره به شخصیت والای شهید مرتضی مطهری خواستار تبیین ولایتمداری این معلم شهید به دانش آموزان و معلمان شد.امام جمعه گرمی با بیان آیات و روایات متعدد اسلامی در ز ...

ادامه مطلب  

زهرا اویسی بیوگرافی و عکس های جذاب بازیگر زن زهرا اویسی  

درخواست حذف این مطلب
بیوگرافی بازیگر زن زیبای ایرانی زهرا اویسیعکس های جدید و جذاب زهرا اویسی و زندگینامه ویزهرا اویسی (۱۳۶۲) بازیگر ایرانی،شروع فعالیت از سال 1369 با بازی در مجموعه تلویزیونی خانه من کجاست؟ از سن 9 سالگی بازی در سینما را تجربه کرد و در سن 11 سالگی با فیلم کیمیا شناخته شد. بازی اش در مجموعه تلویزیونی خانه ما او را به محبوبیت رساند.متولد شهر تهران می باشد.وی فرزند زهره صفوی (بازیگر) و خواهر میترا اویسی (بازیگر و چهره پرداز) و نوهٔ میراحمد صفوی(کارگردان تاتر) می باشد.فیلم شناسی زهرا اویسیسینماییصله سحر (۱۳۹۴)اشک و سکوت } (اصغر نصیری ۱۳۹۰)مثلث آبی (هادی صابر ۱۳۷۸)شور زندگی (فریال بهزاد، ۱۳۷۷)تنها (علی قوی تن، ۱۳۷۶)ماه پیشونی (جواد ارشاد، ۱۳۷۴)حسرت ...

ادامه مطلب  

دعوای امروز ما با غرب زدگان، همان دعوای اباعبدالله با یزید بر سر ولایت الله است/ شباهت شهیدحججی و علی اکبر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس، آیت الله اراکی در هفتمین شب محرم به سخنرانی در هیات خادم الرضا قم پرداخت.در ادامه متن کامل سخنان استاد حوزه علمیه را می خوانید:سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین بارئ الخلائق اجمعین باعث الانبیاء و المرسلین و آخر السلام و اتم الصلاة و علی اشرف النبیین حبیبنا و حبیب اله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین.عن ابی عبد الله الحسین (علیه السلام): «فَلَعَمْری ما الْاِمامُ اِلّا العامِلُ بِالْکِتابِ الْآخِذُ بِالْقِسْطِ، الدّائِنُ بِالْحَقِّ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذاتِ اللّه». ایام محرم، ایام سوگواری سیدالشهداء (علیه السلام) را به همۀ شما و همۀ دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) و همۀ عزاداران سیدالشهداء (علیه السلام) تسلیت عرض می کنم. از خدا می خواهیم همۀ ما را جزء بهترین عزاداران و پیروان حقیقیِ سیدالشهداء (علیه السلام) مقرر بفرماید. این مجالس، این برنامه ها، این شعائر که اقامه می شود، برای آن است که ما با سیدالشهداء (علیه السلام) آشنا شویم، با راه و شیوه و منش آن حضرت آشنا شویم، با اهدافِ قیامِ سیدالشهداء (علیه السلام) آشنا شویم، سیدالشهداء (علیه السلام) و یاران او را بشناسیم، بفهمیم که برای چه قیام کردند. کار سیدالشهداء، کار بسیار بزرگی بود. در بعضی از زیارت های سیدالشهداء (علیه السلام) این عبارت آمده است: «السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُورِ». حال این "وِتْرُ المَوْتُورِ" یعنی چه؟ یکی از چیزهایی که ما شیعیان باید در آن دقت کنیم، همین زیارت نامه های سیدالشهداء (علیه السلام) است، زیارت نامه های ایشان لبریز از معارف الهی، ولایتی و شیعی است. همین لقب هایی که در این زیارت نامه ها به سیدالشهداء (علیه السلام) داده شده است، "یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ" به چه معنی است؟ "السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُورِ" یعنی چه؟ در بعضی از زیارت نامه ها آمده است که کتاب خدا به وسیلۀ قتل تو مهجور شد. این اشاره به آن آیۀ کریمه است که خدای متعال شکایتی را از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در پیشگاه خدای متعال شکایت می کند که «یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآَنَ مَهْجُورًا». این آیه در سورۀ فرقان است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دست به شکایت برمی دارد و در روز قیامت شاکی است. شکایت ایشان این است که پروردگارا! قوم من، قرآن تو را مهجور قرار دادند. یعنی غریب، یعنی به کتاب تو عمل نکردند. همین چیزی که در ابتدای عرایضم از سیدالشهداء (علیه السلام) خواندم، یک قطعه از نامۀ سیدالشهداء (علیه السلام) به مردم کوفه است. مردم کوفه پشت سرهم با ایشان مکاتبه می کردند که معاویه مُرد و ما آمادگی داریم و در اینجا شیعیانِ شما آماده هستند که از شما حمایت کنند، از شما طرفداری کنند، شما را یاری کنند، ما به شما نیاز داریم. به یادِ ایامِ امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) افتاده بودند و اینکه چرا نتوانستند حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را آنچنان که باید یاری کنند، چرا حضرت امام حسن (علیه السلام) را تنها گذاشتند. مدام نامه می نوشتند که حالا که معاویه از بین رفته و هلاک شده است، شما بیا و رهبریِ ما را به عهده بگیر تا ما بتوانیم دوباره حکومت علی را احیا کنیم. نامه پشت سر نامه آمد. بعد هم تنها به نامه اکتفا نکردند و پیک فرستادند. وقتی حضرت به مکه رفتند گروه گروه از کوفه می آمدند و به حضرت می گفتند ما آمادگی داریم. حتی در یک نامه آمده است که شما چه می خواهید؟ اگر نیروی رزمی می خواهید نیروی رزمی آماده می کنیم، اگر امکانات مالی می خواهید باغ هایِ ما پُرمیوه شده است و تا دلتان بخواهد حاضریم حمایت مالی کنیم، دیگر چه می خواهید؟! اینکه امام حسین (علیه السلام) حرکت کرد، فلسفه ای دارد؛ وقتی مردم اعلام یاری کنند، امام موظف است که به صحنه وارد شود و به این ندا پاسخ دهد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آخر خطبۀ شقشقیه می فرماید: «أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ لألْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا». می فرماید اگر نبود که شما اعلام یاری کردید و اگر نبود که خدای متعال با علما پیمان بسته است که اگر مردم اعلام یاری و نصرت کردند و اگر مردم برای حکومت الهی اعلام آمادگی کردند وظیفۀ عالم است که رهبری مردم را به عهده بگیرد و حکومت اسلامی برقرار کند؛ اگر این وظیفۀ شرعی نبود من همچنان در خانه می نشستم و افسار اشتر خلافت را به پشت آن می انداختم. دلیل اینکه امام عزیز ما قیام کردند این بود که دیدند مردم اعلام می کنند که ما آمادگی داریم که شما را نصرت و یاری کنیم، پس بیایید حکومت الهی را راه اندازی کنید. بحثی که دنبال خواهیم کرد، یک بحث جدی و مهم است. مجالس حسینی همان طور که عرض کردم باید مجالس معرفتِ راه و پیام حسین (علیه السلام) باشد، این راهی که سیدالشهداء (علیه السلام) آماده شد که خود و همه بستگانش را در آن قربانی کند. آیا ما می دانیم معنای اینکه سیدالشهداء (علیه السلام) حاضر شد خودش را قربانی کند یعنی چه؟ عرض شد که معنای وِتْرُ المَوْتُورِ -که می گوییم السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُور- یعنی یگانه، یعنی تو در زمانی که بودی یکی بودی و نظیر نداشتی. در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به این معنا وتر نبودند؛ چون امیرالمؤمنین و اهل بیت (علیهم السلام) کنار ایشان بودند. در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بودند. در زمان امام حسن (علیه السلام) هم خودِ امام حسین (علیه السلام) بود. یعنی در این زمان ها هیچ یک از این بزرگان و رهبران بزرگوار ما وتر نبودند. در زمان سیدالشهداء (علیه السلام) ایشان وتر بودند، یعنی تک بودند. چرا تک بودند؟ من می خواهم معنای وتر بودنِ سیدالشهداء (علیه السلام) را بشکافم تا معلوم شود کار ایشان چه کار بزرگی بوده است. این پنج تن آل عبا و پنج تن اهل کساء (علیهم السلام) در نظام آفرینشِ الهی جایگاه ویژه ای دارند. همۀ شما با حدیث کساء آشنا هستید و این حدیث از نظر مضمون بسیار معتبر است. خدای متعال در این حدیث به عنوان حدیث قدسی می فرماید: من این آسمان ها و این زمین و این جهان آفرینش را نیافریدم مگر برای این پنج تن. این را باید فهمید و اینها العیاذ بالله شعر نیست، این ها مبالغه نیست بلکه حقایق جهان هستی است. خدای متعال می فرماید من به خاطر این پنج تن جهان را آفریدم. اگر این مطلب را بخواهیم باز کنیم طول می کشد و ممکن است شما خسته شوید و بحث یک خرده فلسفی می شود؛ اما بنده پرده ای از این مطلب را برای شما باز می کنم که چرا خدا می فرماید من این جهان را برای این پنج تن آفریدم. خدا کامل است، همه می دانند که خدا کمال مطلق است. یک موجودِ کاملِ مطلق، اگر بخواهد آفرینشی داشته باشد و بیافریند، آفرینشِ او باید کامل باشد. حتی اگر یک هنرمند داشته باشیم که خوب نقاشی بکشد، هنرمندِ نقاشی که بسیار هنرمند است و در سطح عالی نقاشی می کشد. این هنرمندی که می تواند بهترین نقاشی را بکشد، اگر وقت، رنگ و نیروی خود را مصرف کند تا یک تابلویِ دست سوم یا چهارم و یک تابلوی به دردنخور را بکشد، کار او حکیمانه نیست. انسانِ عاقلِ با حکمت این طور رفتار نمی کند؛ یک آدم اهل هنر وقتی بخواهد هنرنمایی کند می گوید حالا که می خواهم وقت و پول خرج کنم و نیرو بگذارم باید این هزینه را در بهترین کار انجام دهم. معنای حکمت این است که وقتی می خواهم هزینه ای کنم این هزینه را در بهترین جا هزینه کنم. همین مطلب در ذات اقدس حق تعالی و در رفتار حضرت حق متعال جاری است؛ یعنی خدا می خواهد هزینه کند و می خواهد چیزی بیافریند و دستگاه آفرینش با این طول وتفصیل را می خواهد راه اندازی کند. برای اینکه یک بشر بیافریند باید چه تشکیلاتی در این جهان آفرینش راه بیندازد! جهان آفرینش، جهان بسیار مفصل و گسترده ای است. یک پرده از جهان آفرینش، دستگاه مدیریتی این جهان است، دستگاه مدیریتی یعنی فرشتگانی که هریک جایگاه مخصوص و مدیریتِ مخصوص دارند. خدای متعال دولت دارد، مدیر یک مملکت است. نگاهی که ما به خدا داریم غیر از نگاهی است که غرب و سکولارها دارند؛ اصلاً دعوای ما با سکولارها و لیبرال ها و انسان های غرب زده، همان دعوایی است که حسین بن علی (علیهما السلام) با یزید داشت. اگر امروز حوزۀ علمیه، رهبر ما، بزرگان ما، علمای ما، حزب الله ما حرکتی دارند، برای خاطرِ همین حسین بن علی و اهداف حسین بن علی (علیهما السلام) است. یکی از اختلاف نظرهای ما با غربی ها این است که خدا در این عالم چه کاره است و کار خدا چیست. می دانید آن ها چه می گویند و چگونه به خدا نگاه می کنند؟ نگاه آن ها به خدا، مانند نگاهی است که بعضی به پدربزرگ های پیرمرد از کار افتاده دارند و می گویند آدم بزرگوار و محترمی است و پیرمرد است و به هرحال پدربزرگ ما و پدربزرگِ پدربزرگ ماست و یک وقتی برای ما زحمت کشیده است و الآن باید به او احترام بگذاریم و دست او را ببوسیم ولی دیگر در زندگی ما کاره ای نیست. این ها به خدا این طور نگاه می کنند. خدا چه کاره است؟ یک وقتی در یک زمانی –حالا آن هایی که خدا را قبول دارند و خداپرست هستند چنین نگاهی دارند، آدم های خداپرستِ سکولار- خدا ما و این جهان را آفرید و تمام شد. دست او درد نکند و اگر دست داشت دست او را می بوسیدیم و احترام می کردیم و می گفتیم زحمت کشیدی دستت درد نکند. اما الآن دیگر کاری به کار ما ندارد و ما خودمان هستیم و خودمان را به خودمان واگذار کرده است و هر طور خواستیم زندگی مان را اداره می کنیم. این یک نگاه به خداست؛ اما نگاهی که حسین بن علی (علیهما السلام) به خدا دارد این نیست، نگاهی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا دارد این گونه نیست، نگاه امیرالمؤمنین و ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به خدا این طور نیست. آن نگاه چیست؟ همۀ شما اهل نماز هستید و یکی از تعقیبات خیلی رایج ما بعد از نمازها چیست؟ «سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ‏ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ».‏ چقدر این تعقیبات نماز زیبا هستند. من خواهش می کنم تعقیبات نماز را هم بخوانید و هم در آن ها دقت کنید. ما دعاهای بسیاری داریم و دعاهایی که ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به ما تعلیم داده اند به این شکل است که برای هر نوع کاری یک نوع دعا تعلیم داده اند. یک دعا برای بعد از نماز است، یک دعا بعد از نماز شب است، یک دعا برای شب جمعه است، یک دعا برای روز جمعه است، یک دعا برای شب قدر است، یک دعا برای سحرِ ماه رمضان است، در هر جا یک نوع است. دعای سحر ماه رمضان مفصل است، دعای ابوحمزه، دعای جوشن کبیر مفصل است و تا بخوانید یک ساعت زمان می برد. دعای شب های جمعه کمی مختصرتر است و دعای کمیل را در نیم ساعت می خوانید. اما دعای بعد از نماز، دعای یک سطر یا دو سطری است. تقریباً همۀ تعقیباتِ نماز خیلی مختصر هستند. یکی از این تعقیبات همین است که «سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ»؛ به همین فراز دقت کنید که ما به خدا چگونه نگاه می کنیم. خدا را مَلِک و پادشاه می دانیم؛ ما می گوییم وصف پادشاهی و عنوان پادشاهی، جز برای خدا شایسته نیست، ما با اصلِ پادشاهی بَد نیستیم ولی می گوییم فقط برای خداست. همۀ شما با سورۀ ناس آشنا هستید. «بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ». چقدر قشنگ است. پناه می برم به پروردگار مردم و پادشاه مردم. در سورۀ جمعه که مستحب است روزها و شب های جمعه و در نمازهای جمعه خوانده شود [هم به این شکل آمده است: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیم‏» یعنی خداوند ملک و پادشاه است]. در حقیقت روز جمعه، روزِ مدیریتِ جامعۀ بشری است؛ یعنی روزی است که هر هفته باید مدیریتِ جامعۀ بشری با مردم ارتباط برقرار کرده، آن ها را توجیه و تعلیمشان دهد و تزکیه شان کند، هر هفته حداقل یک بار به این صورت است. کار روز جمعه خیلی مهم است. ما در نظام مدیریتی جهان اسلام و در نظام مدیریتی اسلامی، هم مکان های مدیریتی داریم و هم زمان های مدیریتی. یعنی زمان هایی وجود دارد که مخصوصِ ولی امر است که در این زمان ها ولی امر باید ارتباط را با مردم مستقیم کند، ارتباط توجیهی، ارتباط تعلیمی، ارتباط تربیتی. روز جمعه یکی از این زمان های مهم است و هر هفته باید این کار را بکند. نماز جمعه را برای همین کار گذاشته اند. امام جمعه کیست؟ امام جمعه، نمایندۀ ولی امر است که با مردم ارتباط برقرار می کند و هر هفته پیام ولی امر را به مردم رسانده و تربیت، تزکیه، تعلیم و توجیه می کند. این زمان، زمانِ ولایت امری است. مکان مانند مکه که از مکان های ولایت امری است. مساجد اربعه –مسجد الحرام، مسجد رسول الله، مسجد کوفه و مسجد اقصی- مرکزیتِ حکومت ولایت امری هستند، چهار مرکز مدیریتی هستند. همۀ مساجد، مراکز مدیریت ولایت امری هستند. در روز جمعه در نمازها، سورۀ جمعه خوانده می شود. اولین آیۀ سورۀ جمعه چیست؟ «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»؛ هرچه در آسمان ها و زمین است همه تسبیح گوی خدایند. آن خدا کیست؟ آن پادشاهِ پاک، پادشاهِ پاکِ پاک. الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ؛ پادشاه پاک و منزّه. این نگاه ما و نگاه دین ما و نگاه قرآن ما و نگاه رسول اکرم و نگاه اهل بیتِ مکرمِ رسول اکرم(علیهم السلام) به خدای متعال است. پس یکی از مهم ترین کارهایی که ما باید انجام دهیم این است که خدا را بشناسیم. اینکه مدام گفته می شود خداشناس باشید، به این دلیل است که اگر خدا را بشناسیم و بفهمیم خدا در این جهان چه کاره است [بهتر او را پرستش خواهیم کرد.] بفهمیم خدا مَلِک و پادشاه و صاحب قدرتِ اصلی در این جهان است و مدیریت اصلی را در این جهان دارد و او فرمانروای نخستین جهان است. او تشکیلات هم دارد؛ این فرمانروا، این ملک و این پادشاه، عجب تشکیلاتی دارد. نظام بسیار گستردۀ حساب شدۀ دقیق؛ خدای متعال برای هر کاری مأموری دارد؛ جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و اسرافیل مانند وزرای کل دستگاه مدیریت الهی هستند، این ها وزرای هیئتِ دولتِ خدا هستند. من نمی خواهم این موضوع را زیاد باز کنم، اما می خواهم بگویم که ببینید خدا چه تشکیلاتی دارد؛ جبرئیل چه کار می کند؟ جبرئیل کار مدیریتی دارد و اعلام قانون می کند و قانون ابلاغ می کند و مدیریتِ اجرای این قوانین را دارد. مانند قوه مجریه است. میکائیل چه کار می کند؟ میکائیل امور دارایی است؛ همۀ کارهای اقتصادی را میکائیل مدیریت می کند. -این حرف ها را از خودم نمی زنم؛ در روایت آمده است که عرض می کنم، این حرف ها ذوقی و شعر نیست.- تشکیلات خدا این گونه است و همه نیز سلسله مراتب است. خداوند برای هر کاری مأموری دارد. در روایت آمده است که هر قطره ی بارانی که از آسمان فرود می آید –خوب دقت تا ببینید چقدر تشکیلات خدا منظم است- یک ملکِ موکّل و موظفی دارد که این قطرۀ باران را آنجایی که باید، بنشاند. خب این تشکیلات، تشکیلات منظمی است. در روایت آمده است که هرساله باران به یک شکل می بارد و این طور نیست که یک سال باران زیاد و یک سال کم باشد، وضعِ باران هرساله یکسان است؛ لکن باران کجا ببارد؟ اینکه باران کجا ببارد بستگی به کار مردم دارد. چه رفتاری موجبِ چه نوع بارشِ بارانی می شود؟ ادعیه را خوانده اید؟ در بعضی از دعاها داریم «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی الذُّنُوبِ التی تَمْنَعُ قَطْرَ السَّمَاءِ». پروردگارا! از ما بگذر و گناهانی را ببخش که مانع ریزش باران می شوند؛ یعنی چه مانع می شود؟ یکی از کارهایی که ما نمی کنیم و باید بکنیم این است که هر وقت باران کم می آید یا نمی آید استغفار کنیم یا نماز باران بخوانیم. نماز باران با اصول و آداب خود یک نوع استغفار است. «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا». حضرت نوح(علیه السلام) می گوید به مردم گفتم استغفار کنید، توبه کنید از گناهانتان، از این رباخواری ها، از این بدرفتاری ها، از این سوء رفتارهایی که در بازارهایتان دارید. این ها اثر دارد، والله اثر دارد، زکات نمی دهید اثر دارد، خمس نمی دهید اثر دارد، به فقرا کاری ندارید اثر دارد. جامعه ای که این همه سرمایه دارد و این همه جوان بیکار در آن باشد، اثر دارد، نباید این جامعه این طور باشد. جامعه ای که این میزان سرمایه در آن وجود دارد. سرمایه مالی در جامعه ما کم نیست. سرمایه ای که در جامعۀ ما وجود دارد، برای به کارگیری تمام جوان های بیکار ما کافی است. اگر از این سرمایه استفاده نکنیم و جوان ها را برای فقرزدایی در جامعه به کار نگیریم، مقصر خواهیم بود و این اثر می کند در اینکه دریاچه های ما خشک شود. می گویید دریاچۀ ارومیه خشک شد، رودخانۀ زاینده رود خشک شد، چشمه ها خشک شد، نهرها خشک شد، رودخانه ها خشک شد، همین طور باید بشود. کار خدا حساب وکتاب دارد. شما یک نگاهی به بازارتان بیندازید، به وضع اقتصادی و رفتار اقتصادی خودتان بیندازید تا بفهمید که چرا زاینده رود باید خشک شود. شما می گویید ارتباط ندارد ولی خدا می گوید ارتباط دارد. کسی که می گوید ارتباط ندارد، می خواهد مدیریت خدا را در این جهان نادیده بگیرد و شما هرچقدر هم نادیده بگیرید خدا کار خود را انجام می دهد، خدا مدیریت می کند. همان طور که خدا این جهان را مدیریت می کند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری. همه کار می کنند و همه هم کار خود را خوب انجام می دهند. این جهان با این عظمت، این ستارگان، این افلاک، کهکشان ها، خورشید و ماه و همه چیز. شما به حرکت کره زمین خوب دقت کرده اید که چقدر قشنگ کار می کند؟ چقدر قشنگ حرکت می کند؟ خدای متعال از آن به گاهواره تعبیر کرده است، «و جَعلنا الْأَرْضَ مِهَاداً». چه گاهواره ای، چقدر قشنگ شما را می پروراند، گردش آن چگونه است؟ گردش آن به چه شکلی است؛ تابستان و زمستان و پاییز و بهار و باز یک خورده این طرف و یک خورده آن طرف. شما را خداوند مدیریت و تروخشک می کند. بحث ما در این چند شب بحث مدیریت الهی بر جهان بشری است که ما از این مدیریت به "ولایت" تعبیر می کنیم. ادبیات فارسی ادبیات مهمی است؛ بعضی به ادبیات فارسی توجه نمی کنند، این ادبیات فارسی که برای ما درست شده است یعنی ادبیاتی که سعدی و مولوی و فردوسی برای ما به جا گذاشته اند و واژه برای ما ساخته اند، برای ما گفتمان درست کرده اند، آن ها این گفتمان را عمدتاً از قرآن و سنت گرفته اند که حالا متأسفانه امروزه حتی در کتاب های درسی ما به همین ادبیات توجه نمی شود. درگذشته ما از اول دبستان که شروع می کردیم با سعدی آشنا می شدیم، با مولوی و نظامی و حافظ آشنا می شدیم، اما در حال حاضر دانش آموزان ما دیپلم خود را هم که می گیرند اما اصلاً نمی دانند که سعدی چه گفته است. یکی از واژگانی که در ادبیات ما خیلی رایج است واژۀ ولایت است؛ در ادبیات فارسی به شهر ولایت می گویند. افرادی که در روستاهای دورافتاده یا در کشورهایی مانند عربستان که یک عده مردم کوچ نشین زندگی می کنند و در ولایت و در شهر زندگی نمی کنند، محکوم نظام حکومتی نیستند، یعنی خارج از قانون زندگی می کنند و قانون خیلی بر آن ها حاکم نیست. چه وقت قانون بر یک جمعیتی حاکم می شود؟ وقتی یک شهر را تشکیل دهند. شهر یعنی مجموعه ای از مردم است که در یکجا جمع شده و یک حکومت و قدرت سیاسی آن ها را حکومت می کند و بر اساس قانون آن تبدیل به شهر می شود. فرق شهر با غیر شهر این موضوع است؛ شهر یعنی مجموعه ای از مردم که دورهم جمع می شوند، این افراد اولاً حاکمیت سیاسی دارند، ثانیا روابط آن ها بر اساس قانون آن حاکمیت سیاسی تنظیم می شود و در چارچوب آن قانون زندگی می کند. این هما ...

ادامه مطلب  

فروش انواع گچ ساختمانی و صنعتی  

درخواست حذف این مطلب
شرکت عظیم سازه برنا با اکثر تولید کنندگان گچ در ایران بویژه کارخانجات گچ سمنان و ساوه همکاری دارد که محصول تمامی آنها از لحاظ گیرش مش بندی (دانه بندی) و نوع سنگ گچ مطابق با ...شرکت عظیم سازه برنا با اکثر تولید کنندگان گچ در ایران بویژه کارخانجات گچ سمنان و ساوه همکاری دارد ...

ادامه مطلب