گزارش تصویری مشعل داران ایرانی المپیک زمستانی با مشارکت سامسونگ با حضور بهرام رادان  

درخواست حذف این مطلب
تاریخ: ۱۳۹۶-۰۹-۱۳شناسه خبر: 56127از دریچه دوربین "ورزش بانوان"به گزارش پایگاه خبری ورزش بانوان ، ۱۰ مشعل دار المپیک زمستانی از جمله بهرام رادان هنرمند سینما در این نشست خبری معرفی شدند. همچنین ۵ نفر از این ۱۰ ...

ادامه مطلب  

گزارش مشروح فارس از میزگرد « ۱۳ آبان و مطالبات عدالت خواهانه دانشجویی» جنبش دانشجویی با تحقق مطالبات رهبری انقلاب سوم را شکل دهد/ ظالم بودن آ  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با حضور مسئولان و نمایندگان اتحادیه بزرگ دانشجویی کشور میزگرد « 13آبان و مطالبات عدالت خواهانه دانشجویی» به مناسبت سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 58 و روز ملی مبارزه با استکبار در خبرگزاری فارس برگزار شد و حاضران در این میزگرد در ضمن تاکید بر لزوم توجه به استکبارستیزی و عدالتخواهی در جنبش دانشجویی در خصوص دلایل افول جنبش دانشجویی در سال های اخیر به گفت وگو نشستند.مشروح این میزگرد در ادامه آمده است:* معتمدی نژاد: مطالبات جنبش دانشجویی از خواسته های حقیقی مردم نیست/دچار شدن به سیاسی بازی ها از دلایل اصلی افول جنبش دانشجویی استمحمدجواد معتمدی نژاد دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی در این میزگرد گفت: جنبش دانشجویی یکسری مولفه ها دارد که اگر اینها نباشد بود و نبود جنبش دانشجویی فرقی ندارد. یعنی جنبش دانشجویی با رعایت این شاخص ها است که می تواند جایگاه اصلی خودش را داشته باشد.این فعال دانشجویی ادامه داد: یکی از اصلی ترین شاخصه های جنبش دانشجویی آرمانخواهی است. یعنی دائم آرمانها را بدون در نظر گرفتن مصلحت ها و برخی ملاحظات متذکر شود.معتمدی نژاد تاکید کرد: همانطور که گفته شد جنبش دانشجویی اگر ظلم ستیزی و عدالتخواهی خودش را از دست بدهد دیگر جایگاه حقیقی خودش را ندارد.وی افزود: امروز یکی از مسائل اصلی افول جنبش دانشجویی دچار شدن به سیاسی بازی هاست. البته جنبش دانشجویی سیاسی است به این معنا که آنچه مربوط به حکومت و نظام می شود را باید متذکر شود.دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی تاکید کرد: وقتی جنبش دانشجویی خودش را درچارچوب قدرت تعریف کند و به جنبش دانشجویی به عنوان یک سکوی پرتاب نگاه شود دیگر آن موقع است که از آن آرمانخواهی و مبارزه و ظلم ستیزی بیرون نمی آید.معتمدی نژاد افزود: متاسفانه امروز جنبش دانشجویی با مردم یک فاصله جدی گرفته و مطالبات جنبش دانشجویی از خواسته های حقیقی مردم نیست.وی تصریح کرد: اینکه مردم می گویند وضعیت معشیتی ما با مشکل روبرو شده باید به سراغ سرمنشاءهای آن برویم که در مرحله اول ساختارها به معنی قوانین است. یک پله عقب تر هم که بیائیم ساختار به معنی رویه های ایدئولوژیک حاکم بر نهادها و سیستم.وی در ادامه با اشاره برخی مشکلات که در دادگاه ها وجود دارد، گفت: چنانچه جنبش دانشجویی روی این سرمنشاءها دست نگذارد این جنبش معنایی ندارد. به طور مثال اگر قوه قضائیه خودش را به عنوان ارکان اصلی نظام پاسخگو نبیند و نگاه پاسخگویی را نداشته باشد مردم هزاران مشکل پیدا خواهند کرد.معتمدی نژاد گفت: ما نمی توانیم از مبارزه با استکبار جهانی حرف بزنیم ولی نسبت به استکبار داخلی بی توجه باشیم. اگر ما مبارزه با استکبار را به مبارزه با استکبار جهانی محدود کنیم و نسبت به استکبار داخلی بی تفاوت باشیم آنجاست که شعارهای ما یکسری شعار پوچ خواهد بود.دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی افزود: باید یک تعریفی از استکبار داشته باشیم وقتی خوی استکباری در داخل نظام خودمان رواج دارد نمی توانیم با استکبار خارجی مبارزه کنیم.وی گفت: امروز ما از ابعاد مختلف تحت فشاریم و تمام کارهای ما دیده می شود. وقتی ما در داخل بگوییم مرگ بر آمریکا و یک عده از مستضعفان جهان نگاهشان با نشست و برخواست های جمهوری اسلامی ما باشد و نسبت به این مسئله هم نگاه خاصی نداشته باشیم جمهوری اسلامی دچار آسیب خواهد شد.وی خاطرنشان کرد: مثلا در بحث مذاکرات، بحث دست دادن آقای ظریف با جان کری، باعث شد یک عده که جمهوری اسلامی را الگوی خودشان کرده بودند احساس کردند همه چیز تمام شده و پیوند جمهوری اسلامی با آمریکا باعث ما یک فروپاشی در داخل اذهان و افکار مستضعفان جهان داشته باشیم. پس ما باید به آثار این مسائل توجه کنیم.معتمدی نژاد در بخش دیگری از سخنانش گفت: امروز نمی شود به اقتصاد، فرهنگ و از این دست موارد به عنوان اولویت کشور نگاه کرد، اینها هیچکدام اولویت امروز کشور نیست. الان وضعیت کشور در رابطه با فساد را ببنید، ما با یک فساد انبوه و ساختاری مواجهیم و این تنها از یک راه حل خواهد شد و از دست سیستم هم خارج است.دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی ادامه داد: الان اصلی ترین کاری که باید انجام شود این است که شرایط و بستری برای ابراز اراده و تاثیرگذاری مردم بوجود آید. وقتی می گوئیم جنبش دانشجویی وقتی که خودش را درچارچوب قدرت تعریف کند دیگر مطالبتش ارزش و رنگ و بویی ندارد از این جهت است.وی تصریح کرد: جنبش دانشجویی نباید در مقام توجیه وضعیت کنونی برآید ما باید روی نقاطی دست بگذاریم که می توانیم در آنجا جهت دهی کنیم.معتمدی نژاد تصریح کرد: مثلا ما از دو سال پیش با فردی به نام سیدمحمد صفاریان روبرو شدیم که نسبت به فساد در یک بخش های اقتصادی اعتراض کرد ولی بجای برخورد با فساد دستگیر و البته بعد از مدتی هم تبرئه شد ولی امروز همان فسادها پابرجا هستند.دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی اظهار داشت: از طرفی ما با فردی به نام منصور نظری برخورد کردیم که یکسری پرونده های فساد در بخش دیگری را به قوه قضائیه داد ولی متاسفانه به نتیجه نرسید. به اعتقاد ما اگر قرار باشد اتفاقی در این رابطه رخ دهد ابتدا باید بستر عدالتخواهی مردم بوجود آید ما نیز برای همین کمیته عدالت قضائی در جنبش عدالتخواه تشکیل دادیم.وی در ادامه با اشاره به موانعی که در راه تحقق اقتصاد مقاومتی وجود دارد، گفت: مردم باید در عرصه های مختلف پای کار بیایند. تا نگاه مسئولان درست نشود مشکلات اقتصادی و فساد هم حل نخواهد داشت. معتمدی نژاد افزود: وقتی در فکر مسئولان شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی هیچ فرقی با قبل انقلاب ندارد و هیچ تفاوتی ایدولژیکی در این رابطه دیده نمی شود نمی توانیم اقتصاد مقاومتی درستی را محقق کنیم.این فعال دانشجویی یادآور شد: هر فکری بخواهد پیاده شود در مرحله اول به وسیله یکسری از نهادها بوجود می آید. ما اگر بخواهیم آرمانهای انقلاب را پیاده کنیم باید از نهادهای انقلابی شروع کنیم.وی افزود: جمهوریت و دخیل کردن مردم باید مورد توجه قرار گیرد ولی متاسفانه گاهی می بینیم خلاف آن عمل می شود، باید ببینیم چقدر توانسته ایم مردمی بودن را در عرصه حکومت جاری و ساری کنیم.دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: جنبش دانشجویی باید ابتدا روی نقاطی دست بگذارد که مبدا اصلی و اساسی تغییرات می شوند، مثلا روی شعارها. جنبش دانشجویی اصلا در پی توجیه وضعیت فعلی نیست، ما باید از به سمت این رویه ای که گفته شد جهت دهی داشته باشیم.وی اضافه کرد: جنبش دانشجویی باید روی مسائل اصلی دست بگذارد و آرمانهای اصلی را متذکر شود و بیاید ببنید جمهوریت و استقلال کشور در کجا خدشه دار شده و چه کاری در این رابطه باید انجام شود.* گلرو مفرد: شعار «مرگ بر آمریکا» باید به یک گفتمان قالب تبدیل شود/ 3 آسیب مهم آسیب مهم جنبش دانشجوییمحمدرضا گلرو مفرد دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در این میزگرد گفت: در ایام سیزده آبان و روز تسخیر لانه جاسوسی هستیم اتفاقی که دانشجویان سال 58 آن را رقم زدند و وارد سفارت آمریکا شدند ابتدا برای همه این اقدام عجیب بود اما امام(ره) بدرستی این حرکت دانشجویان را انقلاب دوم نامید.وی اظهار داشت: برای این اقدام دانشجویان چند دلیل وجود دارد، به عقیده عده ای دیدار رئیس دولت موقت با «برژینسکی» در الجزایر و از آن طرف پذیرفتن شاه برای درمان توسط آمریکا و پیام امام(ره) ضد آمریکا چند روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی باعث شد تا یک اجماع ضد امریکایی و ضد استعماری بوجود آید و دانشجویان تصمیم بگیرند منتظر سیاسیون نمانند و وارد سفارت آمریکا شوند. این فعال دانشجویی خاطرنشان کرد: اخیرا برخی برای القای شبهه این بحث را مطرح می کنند که ورود دانشجویان به سفارت آمریکا به معنی وارد شدن به خاک کشور دیگری است و چرا دانشجویان این کار را کردند! ولی واقعیت این است که این اقدام یک حرکت متقابل بود.دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل افزود: چند روز قبل از این ماجرا سخنگوی دولت موقت اعلام می کند که سفرای اسبق آمریکا در ایران مشغول خرابکاری هستند و یکی از آنها هم اکنون در کردستان مشغول تحریک کردهای منطقه علیه انقلاب است. وی گفت: این یک گواه متقنی است که نشان می دهد ابتدا آمریکایی ها بودند که وارد خاک ایران شدند و دشمنی علیه جمهوری اسلامی را شروع کردند.گلرو با بیان اینکه اقدام دانشجویان در سال 1358 پاسخی به اقدامات خرابکارانه ایالت متحده آمریکا بود، یادآور شد: دانشجویان آن زمان با بصیرت خود این کار را انجام دادند و امام (ره) نیز آن را انقلاب دوم نامید.وی افزود: استکبارستیزی یکی از عناصر گفتمان انقلاب اسلامی است و یکی از دلایل موفقیت انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلاب ها است. حتی انقلاب هایی که در بهار عربی شکل گرفت. وجه تمایزی که انقلاب اسلامی را نسبت به سایر انقلاب ها متمایز کرده است همین استکبارستیزی است. وی افزود: در مصر انقلابی شکل گرفت و اخوان المسلمین روی کار آمدند اما اعتماد آنها به آمریکا و بی توجهی آنها به استکبار باعث شد که انقلاب آنها شکست بخورد و کسانی که به آمریکا اعتماد کرده بودند نتیجه اعتماد خود را دیدند.وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: گفتمان استکبارستیزی دوباره باید زنده شود و شعار «مرگ بر آمریکا» آنقدر باید چه در گفتار و چه در عمل تکرار شود که به یک گفتمان قالب تبدیل شود. گلرو افزود: اگر مسئله استکبارستیزی در سیاست های داخلی و خارجی ما کمرنگ شود متحمل هزینه های بسیاری خواهیم شد. مثال بارز آن همین عملکرد دولت یازدهم در ماجرای برجام است که می بینیم دولت با ایده مذاکره و تعامل و بستن با کدخدا می آید و خیلی خوشبینانه به مذاکره نگاه می کند و در نهایت نتیجه آن را هم می بیند.این فعال دانشجویی اضافه کرد: دولتی که ابتدا می گفت ما نمی خواهیم به کره شمالی تبدیل شویم به جایی می رسد که خود آقای روحانی می گوید کشورهای شرق آسیا مگر دیوانه اند که با آمریکا مذاکره کنند. حالا ما عبرتی شده ایم برای سایر کشورها در تعامل و مذاکره با آمریکا.گلرو گفت: جنبش دانشجویی امروز با سه آسیب مواجه است. یکی بحث توجیه گرایی است، در تاریخ جنبش دانشجویی می بینیم که در دوره ای دچار این آسیب شده بود و از آرمانخواهی فاصله گرفته بود. اوج ماجرا هم ابتدای دهه 70 است که شعار قالب آن دوره هم این بود که « مخالف هاشمی، مخالف رهبریست، مخالف رهبری دشمن پیغمبر است.» و جنبش دانشجویی سیاست غلط دولت وقت را توجیه می کرد.وی تاکید کرد: اما به نظر من باید هوشیاری خودمان را حفظ کنیم. شاید ما به یک نهاد حاکمیتی انتقادی هم داشته باشیم ولی وقتی شرایط را نگاه کنیم می بینیم داریم در پازل دشمن بازی می کنیم.این فعال دانشجویی گفت: برای مثال ما انتقاداتی به قوه قضائیه داریم ولی باید مراقب باشیم ضدانقلاب و دشمن از این ماجرا سوءاستفاده نکند.دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل افزود: اخیرا هم دیدیم جنبش عدالتخواه دانشجویی انتقاداتی را از قوه قضائیه مطرح کرد ولی وقتی پای ضدانقلاب به این موضوع کشیده شد، این اتحادیه دانشجویی با بصیرت کامل و به درستی اعلام برائت کردند و گفتند که ما اگر انتقادی هم داریم در چارچوب نظام است و حتی اگر محکوم هم شویم دست از نظام نمی کشیم.گلرو تبدیل شدن به پیاده نظام احزاب سیاسی را هم یکی از آسیب هایی دانست که جنبش دانشجویی با آن مواجه است و گفت: در تاریخ جنبش دانشجویی ما این ماجرا را هم می بینیم و به خصوص در انتهای دهه هفتاد زمانی که دفتر تحکیم وحدت در آن وقت به پیاده نظام جریان اصلاحات در دانشگاه تبدیل شده بود و اوج ماجرا هم فتنه18تیر 78 بود و البته اصلاح طلبان بعد از اینکه استفاده خود را از جنبش دانشجویی کردند آنها را کنار زدند.وی گفت: در دولت یازدهم مشابه چنین عملکردی را می بینیم و وزارت علوم می خواست فضا را به همان اواخر دهه هفتاد بازگرداند.گلرو ادامه داد: از اوایل دولت یازدهم مخصوصا دوران وزارت آقای فرجی دانا ما شاهد آن بودیم که سیاست دولت و وزارت علوم این است که دوباره در دانشگاه برای خودش پیاده نظامی داشته باشد و این کار را با تاسیس تشکل های یکبار مصرف انجام داد و در انتخاباتهای مجلس و ریاست جمهوری بهره برداری خودش را هم کرد و بعد در زمان معرفی وزیر علوم در دولت دوازدهم هیچ توجهی به مخالفت طرفداران خود در دانشگاه نکردند.دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل تاکید کرد: این مسائل نشان می دهد جنبش دانشجویی نباید پیاده نظام احزاب سیاسی شوند و باید آنچه می بینید در فضای آزاد بیان کند.وی نداشتن اولویت در کارها را سومین آسیب جنبش دانشجویی دانست و افزود: ما الان در آستانه 13 آبان قرار داریم و مهمترین موضوع بحث مبارزه با استکبار است. ما هزینه های بسیاری در دولت یازدهم و دولت های گذشته از بی توجهی به این مسئله داشته ایم و امروز باید جنبش دانشجویی استکبارستیزی را در اولویت خود قرار دهد و مسائل دیگر را در حاشیه قرار بدهد.* کوهی مقدم: ظالمی آمریکا باید برای مردم تبیین شود/ جنبش دانشجویی باید محلی برای تقویت نیروهای در تراز انقلاب باشداسماعیل کوهی مقدم دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ( دفتر تحکیم وحدت) هم در ادامه این میزگرد، گفت: قشر دانشجو یکسری ویژگی ها دارد مانند اینکه جنبش دانشجویی جوان است، به جایی وابستگی ندارد و در مسائل سیاسی و اقتصادی پاک تر است و این ویژگی ها باعث می شود خوی ظلم ستیزی و عدالتخواهی در دانشجو زیاد شود که در بعد داخلی آن استبداد ستیزی و در بعد خارجی آن استکبارستیزی می شود.وی ادامه داد: ما هم قبل و هم بعد از انقلاب در جنبش دانشجویی این ویژگی ها را دیده ایم و ممکن است تطور قالب داشته باشد ولی محتوا تقریبا ثابت است ولی یک نکته جدی که وجود دارد این است که، هر کسی توانست ظلم را به درستی تبیین کند، می تواند بخش خوبی از بدنه دانشجویی را با خودش همراه کند چون خود به خود با تبیین ظلم و مظلوم، خوی ظالم ستیزی هم در بین دانشجویان بوجود می آید.این فعال دانشجویی اظهار داشت: از این مساله که به آن اشاره شد به شدت هم استفاده می شود، به طور مثال در بحث مظلوم نمایی رئیس دولت اصلاحات و همین مساله ممنوع التصویری وی، که باعث شد یک مظلوم نمایی اتفاق افتد و توانست یک بدنه دانشجویی را همراه کند و این خوی ظلم ستیزی باعث محبوبیت افرادی مانند او شد.کوهی مقدم خاطرنشان کرد: آنها توانستند به ادله خودشان ظلم را به خوبی تبیین کنند، البته ما فکر می کنیم این دلیل منطقی نبوده و این ضعف کار رسانه ای ما بوده است.وی گفت: در بعد استکبارستیزی هم این مساله وجود دارد و اگر ما توانستیم ظلم امریکا را به ملت تبیین کنیم این خوی ظلم ستیزی در مردم به وجود می آید ولی اگر نتوانستیم این کار را انجام دهیم با بنر «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» و با راهپیمایی سیزده آبان و بیست و دوم بهمن این استکبارستیزی به درستی شکل نخواهد گرفت.دبیر دفتر تحکیم وحدت خاطرنشان کرد: حل این مساله به تقویت رسانه باز می گردد، یعنی بعد رسانه ای جریان انقلابی امروز باید خیلی قوی عمل کنید. یعنی رسانه ای که قبل از این در رابطه با شکستن هیمنه استکبار ستیزی کشور فقط در خارج از کشور فعال بود الان در داخل نیز فعال شده است.وی ادامه داد: اگر احساس می کنیم امروز استکبار ستیزی در بین مردم کمرنگ شده شاید یک دلیلش این باشد که مردم الان آمریکا را ظالم نمی بینند و آن را یک طرف معامله و مذاکره می بینند به همین دلیل اگر بدعهدی هم می کند شاید این حس پیش بیاد که ما کار اشتباهی کرده ایم، مثلا اینکه در ذهن مردم این متبادر می شود که شاید اشتباه از ما بوده که الان صنعت هسته ای و موشکی داریم.کوهی مقدم در قسمت دیگری از سخنانش در رابطه با اینکه چرا جنبش دانشجویی افول داشته است، هم گفت: اگر منظور از افول حجم فعالیت است که باید بگویم جنبش دانشجویی اصلا افول نداشته است و حتی حجم برنامه های جنبش دانشجویی بیشتر هم شده است ولی اگر در بعد تاثیرگذاری و فکری بخواهیم این مسئله را بررسی کنیم جای بحث وجود دارد.وی تصریح کرد: امروز حوزه اثر جنبش دانشجویی در حوزه سیاسی کمتر شده است، در بعد فکری هم تنها جنبش دانشجویی نبوده که افول داشته است، برخی نهادها مانند مجلس هم همین طور بوده است به طور مثال در بحث رای اعتماد به وزیر علوم ما هرچه این جلسه را دنبال کردیم متاسفانه نتوانستیم حتی یک نکته کارشناسی هم از مجلس برداشت کنیم.این فعال دانشجویی گفت: اینکه جنبش دانشجویی امروز تاثیرگذاری کمتری نسبت به گذشته دارد برای این است که الگوی ما جنبش دانشجویی دهه هفتاد نیست. مانند آن دورانی که مثلا دفتر تحکیم وحدت در جلسه اش تصمیم بگیرد فلان شخص رئیس جمهور شود و همینطور هم می شود.وی افزود: وقتی می خواهند بگویند عامل فتنه 78 چه بود می گویند یک مثلث وجود داشت که یک ضلع آن دفتر تحکیم است، یعنی وابستگی کامل به احزاب سیاسی و این یعنی هم خط فکری و تاثیر می گیرد و هم اینکه دست و پایش بسته است.دبیر دفتر تحکیم وحدت ادامه داد: امروز جنبش دانشجویی به دنبال این نیست که به هر قیمتی تاثیرگذار باشد و خودش را به یک حزب سیاسی وصل کند تا اثرگذاریش بیشتر شود با اینکه بارها هم به اتحادیه ها پیشنهاداتی برای این موضوع شده است.وی تاکید کرد: اینکه الان جنبش دانشجویی نتواند نیرو تربیت کند دهه آینده ما با کمبود نیروی زبده و آموزش دیده مواجه خواهیم شد، یعنی یکی از کارکردهای جنبش دانشجویی باید این باشد که محلی برای تقویت نیروهای در تراز انقلاب باشد.این فعال دانشجویی خاطرنشان کرد: ضعفی که الان در مجلس وجود دارد و اینکه نیروهای غیرمتخصص به مجلس وارد شده اند به نظر من بخشی از آن به دلیل عملکرد جنبش دانشجویی در دهه اخیر است.کوهی مقدم اظهار داشت: جنبش دانشجویی مطالبات خود را همواره داشته است ولی متاسفانه برخی مواقع عدم شناخت از مسائل و بیان مطالبات غیرکارشناسی مشکلاتی را ایجاد کرده است. از طرفی می شود گفت تریبون جنبش دانشجویی ضعیف است که به همین دلیل هم می بینیم رهبری بحث سخنرانی دانشجویان در نماز جمعه را مطرح می کنند.* ...

ادامه مطلب  

نمایندگان ایران مشعل المپیک زمستانی را حمل کردند  

درخواست حذف این مطلب
نمایندگان ایران در مراسم حمل مشعل المپیک زمستانی ۲۰۱۸ پیونگ چانگ با حضور در مسیر این مشعل در شهر آسان کره جنوبی، آن را حمل کردند.تیمی ۱۰ نفره از نمایندگان ایران که با پرچمداری بهرام رادان، بازیگر برجسته کشورمان و حمایت شرکت سامسونگ موبایل به مراسم حمل مشعل المپیک اعزام شده بودند دیروز و امروز طبق برنامه ریزی تعیین شده مشعل را حمل کردند.نمایندگان ایران مشعل المپیک زمستانی را حمل کردنددیروز و به عنوان اولین ایرانی، فروغ عباسی عضو تیم زنان اسکی آلپاین کشورمان که سابقه حضور در مسابقات المپیک زمستانی را هم در کارنامه خود دارد این مشعل را حمل کرد. او صبح روز شنبه مشعل المپیک زمستانی را از مارگارت گرانت هرچ، ورزشکار اهل آفریقای جنوبی تحویل گرفته و برای مسافت ۲۰۰ متر در شهر آسان کره جنوبی حمل کرد. در انتهای این مسیر نیز او مشعل را به ورزشکاری از لبنان تحویل داد.وی که اکنون در حال تلاش برای کسب سهمیه حضور در المپیک زمستانی پیونگ چانگ است پس از حمل مشعل گفت « امیدوارم در آینده نزدیک به عنوان ورزشکار به کره جنوبی برگردم و بتوانم در المپیک زمستانی شرکت کنم».نمایندگان ایران مشعل المپیک زمستانی را حمل کردندامروز و در ادامه این مراسم نیز ۹ نماینده دیگر به ترتیب مشعل را هرکدام برای مسافت ۲۰۰ متر حمل کردند و به این ترتیب حضور نمایندگان ایران در مراسم حمل مشعل المپیک به اتمام رسید. حسن میرزاحسینی، عضو تیم ملی اسکی و سنگ نوردی جانبازان و معلولین ایران، اولین نفری بود که امروز و به نمایندگی از کشورمان این مشعل را حمل کرد. طبق برنامه ریزی مسئولان قرار بود او با استفاده از یک پای مصنوعی مشعل را حمل کند اما میرزاحسینی ترجیح داد با استفاده از عصا این کار را انجام دهد. میرزاحسینی درباره دلیل کار خود گفت: «دوست دارم این پیام را منتقل کنم که معلولیت نباید باعث شود که فرد از حضور در جامعه محروم شود. همه معلولان باید با شجاعت کامل در جامعه و در میان مردم حضور داشته باشند».بیشتر بدانید: اعتراضات کاربران به galaxy s4 و پاسخ سامسونگعلیرضا توسلی مدیر سامسونگ موبایل ایران درباره حضور این گروه در مراسم حمل مشعل المپیک گفت «امروز روز بسیار مهمی برای گروه ایرانی است که همراه و در کنار سامسونگ در اینجا حضور پیدا کردند و مشعل المپیک را به نمایندگی از تمامی مردم ایران حمل خواهند کرد».هشت نماینده دیگر ایران نیز بصورت پیوسته و در یک بخش مشعل المپیک را حمل کردند. در این بخش عظیم قیچی ساز اولین نفری بود که مشعل المپیک را حمل کرد. او تنها هیمالیانورد ایرانی است که توانسته به هر چهارده قله هشت هزار متری صعود کند.دیگر اعضای تیم ایران که با پرچمداری بهرام رادان، بازیگر محبوب و سرشناس کشورمان به این مراسم رفته اند، عبارتند از سیروس انتخابی (فعال محیط زیست)، رضا عابدینی (فعال اجتماعی)، بهناز شفیعی (اولین دختر موتور ریس سوار و قهرمان اولین مسابقه رسمی موتور سواری ایران)، سارا داستان (از اعضای فعال انجمن ام اس ایران)، هلیا باغبانی (نخستین دختر ایرا ...

ادامه مطلب  

نمایندگان ایران مشعل المپیک زمستانی را حمل کردند  

درخواست حذف این مطلب
با حضور در کمپین جهانی سامسونگنمایندگان ایران مشعل المپیک زمستانی را حمل کردندنمایندگان ایران در مراسم حمل مشعل المپیک زمستانی ۲۰۱۸ پیونگ چانگ با حضور در مسیر این مشعل در شهر آسان کره جنوبی، آن را حمل کردند.تیمی ۱۰ نفره از نمایندگان ایران که با پرچمداری بهرام رادان، بازیگر برجسته کشورمان و حمایت شرکت سامسونگ موبایل به مراسم حمل مشعل المپیک اعزام شده بودند دیروز و امروز طبق برنامه ریزی تعیین شده مشعل را حمل کردند.دیروز و به عنوان اولین ایرانی، فروغ عباسی عضو تیم زنان اسکی آلپاین کشورمان که سابقه حضور در مسابقات المپیک زمستانی را هم در کارنامه خود دارد این مشعل را حمل کرد. او صبح روز شنبه مشعل المپیک زمستانی را از مارگارت گرانت هرچ، ورزشکار اهل آفریقای جنوبی تحویل گرفته و برای مسافت ۲۰۰ متر در شهر آسان کره جنوبی حمل کرد. در انتهای این مسیر نیز او مشعل را به ورزشکاری از لبنان تحویل داد.وی که اکنون در حال تلاش برای کسب سهمیه حضور در المپیک زمستانی پیونگ چانگ است پس از حمل مشعل گفت « امیدوارم در آینده نزدیک به عنوان ورزشکار به کره جنوبی برگردم و بتوانم در المپیک زمستانی شرکت کنم».امروز و در ادامه این مراسم نیز ۹ نماینده دیگر به ترتیب مشعل را هرکدام برای مسافت ۲۰۰ متر حمل کردند و به این ترتیب حضور نمایندگان ایران در مراسم حمل مشعل المپیک به اتمام رسید. حسن میرزاحسینی، عضو تیم ملی اسکی و سنگ نوردی جانبازان و معلولین ایران، اولین نفری بود که امروز و به نمایندگی از کشورمان این مشعل را حمل کرد. طبق برنامه ریزی مسئولان قرار بود او با استفاده از یک پای مصنوعی مشعل را حمل کند اما میرزاحسینی ترجیح داد با استفاده از عصا این کار را انجام دهد. میرزاحسینی درباره دلیل کار خود گفت: «دوست دارم این پیام را منتقل کنم که معلولیت نباید باعث شود که فرد از حضور در جامعه محروم شود. همه معلولان باید با شجاعت کامل در جامعه و در میان مردم حضور داشته باشند».علیرضا توسلی مدیر سامسونگ موبایل ایران درباره حضور این گروه در مراسم حمل مشعل المپیک گفت «امروز روز بسیار مهمی برای گروه ایرانی است که همراه و در کنار سامسونگ در اینجا حضور پیدا کردند و مشعل المپیک را به نمایندگی از تمامی مردم ایران حمل خواهند کرد».هشت نماینده دیگر ایران نیز بصورت پیوسته و در یک بخش مشعل المپیک را حمل کردند. در این بخش عظیم قیچی ساز اولین نفری بود که مشعل المپیک را حمل کرد. او تنها هیمالیانورد ایرانی است که توانسته به هر چهارده قله هشت هزار متری صعود کند.دیگر اعضای تیم ایران که با پرچمداری بهرام رادان، بازیگر محبوب و سرشناس کشورمان به این مراسم رفته اند، عبارتند از سیروس انتخابی (فعال محیط زیست)، رضا عابدینی (فعال اجتماعی)، بهناز شفیعی (اولین دختر موتور ریس سوار و قهرمان اولین مسابقه رسمی مو ...

ادامه مطلب  

مشعل های عسلویه، سرمایه هایی که دود می شود و ریه ها را می سوزاند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شفافبه نقل از ایرنا، وضعیت آلودگی هوای عسلویه به حدی است که برخی کارشناسان و سازمان ها در ارزیابی خود، آلودگی هوای منطقه را با توجه به شرایط خاص آن، 100 برابر تهران اعلام کرده اند. تولید مواد و پسماندهای شیمیایی و هدایت این مواد آلوده کننده به سمت مشعل هایی که در آسمان عسلویه می سوزند و دود و مواد سمی ناشی از آنها خطر ابتلا به بیماری های تنفسی را افزایش می دهد. تحقیقات انجام شده در مورد تاثیرات این آلودگی و آلاینده های شیمیایی و صنعتی بر تخریب سواحل، زمین های کشاورزی و فرسایش خاک، انقراض گونه های جانوری و گیاهی در جنگل حرا، آلودگی خلیج فارس و کاهش آبزیان بدلیل دفع پسامدهای شیمیایی، نشانگر تاثیرات زیست محیطی در منطقه وتاثیر این آلاینده های شیمیایی، آلودگی هوا و آلودگی صوتی بر بهداشت جسمی و روانشناختی مردم بومی منطقه که در فاصله کمتر از یک کیلومتری این پالایشگاه ها زندگی می کنند. به یقین حرکت در مسیر توسعه باید مبتنی بر نگرش محیط زیست صورت پذیرد که این امر در سایه رعایت استانداردها و تعامل و همدلی مسئولان با مردم امکانپذیر خواهد بود. توسعه اقتصادی پایدار کشور مرهون بهره برداری مناسب از امکانات آب، خاک، منابع طبیعی و ظرفیت های موجود نیروی انسانی و به عبارتی حفاظت از محیط زیست است. امروز برای رسیدن به توسعه پایدار علاوه بر مسائل اقتصادی شاخص های اجتماعی و زیست محیطی نیز دارای اهمیت بسیار هستند و در واقع توسعه ای پایدار است که هر سه این شاخص ها را در برگیرد. هم اکنون محیط زیست رکن اصلی توسعه در هر صنعتی است، طوریکه در نشست پاریس تصمیم هایی مهم در این حوزه گرفته شد و 100 میلیارد دلار برای کمک به طرح های زیست محیطی در سراسر جهان به تصویب رسید که تا پایان سال گذشته حدود 15میلیارد دلار از این مبلغ به حساب صندوق فضای سبز (جی سی اف green climate fund) واریز شده است. کشورهای صنعتی که آلایندگی های عمده ایجاد می کنند باید این مبلغ را به این صندوق واریز کنند. این منابع به صورت گلوبال در این صندوق وجود دارد و به طرح هایی که بتوانند فرایند آن را طی کنند پرداخت می شود، طوریکه در این فرآیند به طرح های دوستدار محیط زیست در هر نقطه از زمین که از صنایع، رفع آلودگی کنند، پرداخت می شود. بنابراین اگر ما بتوانیم ضوابط، مقررات و فرایندی که برای یک طرح زیست محیطی تعیین شده است را طی کنیم، می توانیم از این منابع استفاده کنیم و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد و می توان تا چند میلیارد دلار از منابع صندوق جی سی اف برای طرح های زیست محیطی استفاده کرد مشروط به اینکه این طرح ها توسط مشاور متخصص بین المللی مطالعه و تایید شود. صندوق جی سی اف در ایران تشکیلاتی دارد که در سازمان محیط زیست واقع شده است. هم اکنون سالانه 150 میلیارد متر مکعب گاز در جهان تحت عنوان فلرینگ (سوزاندن گازها توسط مشعل) به مواد آلاینده تبدیل می شود که طبق آمارهای بانک جهانی این رقم چیزی معادل یک سوم مصرف گاز کل اروپا است. ایران نیز یکی از کشورهایی است که باتوجه به حجم بالای تاسیسات نفت و گاز، باید برای کاهش میزان فلرینگ خود تلاش های فراوانی داشته باشد و راهکارهای مناسبی نیز اخذ کند. مطابق تعهدات بین المللی ایران در کنفرانس پاریس، مقرر شده بود در صورت برقرار بودن تحریم ها، کشورمان 4.5 درصد گازهای گلخانه ای خود را کاهش دهد و در صورت برداشته شدن کامل تحریم ها، تعهد ایران مبنی بر کاهش 12 درصدی گازهای گلخانه ای بوده است. * وضعیت آلایندگی طرح توسعه میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه رئیس اداره پایش اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: در مجموع قراراست 14 واحد پالایشگاه گازی در قالب 24 فاز در منطقه ویژه پارس جنوبی به مرحله بهره برداری و تولید برسند که از این شمار تاکنون 10واحد پالایشگاهی در مرحله بهره برداری و تولید و چهار واحد در مرحله طراحی و ساخت و ساز است. حسین یگانه درگفت وگو با ایرنا افزود: از مجموع 10 واحد پالایشگاه گازی فعال 40 فلر با مشعل فعال در منطقه وجود دارد. وی اضافه کرد: از مجموع 34 واحد پتروشیمی پیش بینی شده هم اکنون 15 واحد در حال فعالیت است که به همین نسبت 15 فلر فعال وجود دارد و مابقی واحدها در دست ساخت و ساز یا تعیین پیمانکار قرار دارد. رئیس اداره پایش محیط زیست استان بوشهر افزود: روزانه هشت میلیون مترمکعب گاز توسط پالایشگاه های پارس جنوبی فلرسوزی می شود که این حجم معادل یک سوم گاز ترش مصرفی در پالایشگاه اول پارس جنوبی است. یگانه بیان کرد: روزانه هزار تن گاز اس او 2 و یکهزار و 500 تن گاز سی او 2 از مجموع 10 پالایشگاه فعال پارس جنوبی و روزانه 800 تن سی او 2 از واحدهای پتروشیمی فعال منطقه در اثر فلرسوزی در فضای منطقه منتشر می شود. وی با بیان اینکه در حدود 88 درصد آلایندگی های پالایشگاهی از فازهای جدید گازی است گفت: فازهای یک تا 10 (پالایشگاه های 1 تا 5 ) به عنوان پالایشگاه های قدیمی منطقه به حساب می آیند. یگانه ادامه داد: به صورت معمول پالایشگاه های تازه تاسیس پس از راه اندازی حدود 18 ماه به فلرسوزی نرمال می رسند و کاهش فلرینگ خواهند داشت. رئیس اداره پایش اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر افزود: با توجه به قرارگیری منطقه پارس جنوبی در حاشیه دریا و وجود رطوبت بالای جو انتشار آلاینده های گازی اسیدی از نوع ترکیبات سولفور، نیتروژن و دی اکسید کربن در جو بارش باران های اسیدی دور از احتمال نیست. یگانه اظهار کرد: هم اکنون برای تعیین اثر و میزان دقیق آلاینده ها روی حیات زیستمندان منطقه، نیاز به مطالعه گسترده بافت شناسی و ردیابی عناصر در اندام های گیاهی یا حیوانات دارد. وی گفت: روزانه در حدود چهار میلیون مترمکعب پساب صنعتی ناشی از عملیات کولینگ واتر، تصفیه شیمیایی پساب های خطرناک روغنی و هیدروکربنی، مازاد پساب بهداشتی تصفیه شده و در زمان بارندگی پساب های سطحی جاری شده از سطوح واحدهای صنعتی از واحدهای پالایشگاهی و پتروشیمی پارس جنوبی به دریای خلیج فارس وارد می شود. یگانه افزود: به طور کلی بدلیل تفاوت در ماهیت ترکیب های تشکیل دهنده فاضلاب های صنعتی با کیفیت آب خلیج فارس، بروز هرگونه آلودگی های اولیه و ثانویه متصور است. وی یادآور شد: بر اثر ورود فاضلاب های دارای ترکیبات نیتروژن و فسفر و یا فاضلاب های حاوی مواد ریز مغذی به درون خلیج فارس می توان در مواقعی از سال که شرایط تشکیل جزر و مد قرمز (شکوفایی بالای فیتوپلانکتونها) وجود دارد، به صراحت اعلام کرد که بیشترین میزان مرگ و میر آبزیان در حاشیه مناطق ساحلی را شاهد خواهیم بود. * اقدامات محیط زیست برای کنترل آلودگی های پارس جنوبی یگانه درباره اقدامات محیط زیست استان بوشهر در ارتباط با کنترل آلودگی های پارس جنوبی گفت: این اداره کل پیگیری استفاده از تکنولوژی های نوین در فازهای در دست ساخت برای اینکه عملیات فلرینگ به حداقل ممکن برسد را انجام داده است. وی یادآور شد: همچنین پیگیری کاهش و یا برطرف کردن فلرینگ حجم بالایی از گازهای اسیدی و تاثیر آن بر محیط زیست منطقه در واحدهای پالایشگاهی فعال طبق برنامه زمانبندی از طریق مجتمع گازی پارس جنوبی اجرا شده است. یگانه، موظف کردن واحدهای صنعتی مستقر در منطقه پارس جنوبی به ارائه گزارش خوداظهاری در باره خروجی های دودکش، اندازه گیری هوای محیطی، آلودگی صوتی، پساب، ملزم کردن واحدهای موجود برای نصب سیستم پایش آنلاین برای رصد و مانیتورینگ دائم از طریق سامانه اینترنتی در محل اداره کل محیط زیست طبق برنامه ریزی مدون را از جمله دیگر اقدام های انجام شده توسط این اداره کل عنوان کرد. وی بیان کرد: هم اکنون 2 ایستگاه سنجش هوای محیطی از طرف اداره کل محیط زیست استان بوشهر در منطقه پارس جنوبی مستقر شده است که یکی در حد فاصل عسلویه به نخل تقی و دیگری در شهر کنگان نصب شده و بصورت دائم نسبت به اندازه گیری شاخص های کیفی هوای محیطی اقدام می شود. وی یادآور شد: همچنین راه اندازی هشت ایستگاه سنجش هوای محیطی در منطقه عسلویه متعلق به سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی نیز انجام شده است. یگانه اظهار کرد: انجام بازدیدهای سرزده و دوره ای از وضعیت عملکرد زیست محیطی فازهای گازی و پالایشگاه ها، پیگیری ارائه گزارش حوادث رخ داده در زمینه اچ اس ای (ایمنی، بهداشت و محیط زیست) در بخش های فازهای گازی و پالایشگاه ها و نیز ارائه مستمر آن در زمانهای آتی، پیگیری برای جلوگیری از سوزاندن پسماندهای مایع دی اس او، ال دی اچ ای در گودال آتش(بی یوآران پی ای تی)، پیگیری برای جلوگیری از کارکرد نامطلوب زباله سوزها باتوجه به انتشار عوامل آلاینده ای از جمله so2، no، no2،سی او2، ان او2، ان او، سی او، اس او 2، تی اس پی، اچ 2 اس، دی اکسین، فوران و هیدروکربن ها از جمله دیگر اقدام های انجام شده است. وی گفت: پیگیری برای جلوگیری از دپو نامناسب و غیرایمن گوگرد در حاشیه اتوبان عسلویه و پیگیری حقوقی، پیگیری موردی آلودگی های ایجاد شده توسط واحدهای مستقر در منطقه در زمینه موارد مختلف از جمله پیگیری موضوع آلودگی فاضلاب صنعتی مجتمع گاز پارس جنوبی از طریق مراجع قضایی و موارد متعدد دیگر، پیگیری قضایی موارد بحرانی ایجاد آلودگی در منطقه، ایجاد رویه و ساز و کار مشخص در زمینه مدیریت پسماندهای صنعتی و ویژه و موظف کردن واحدهای صنعتی مستقر در منطقه پارس جنوبی به اخذ مجوز زیست محیطی برای خروج هر نوع پسماند از منطقه نیز توسط محیط زیست استان بوشهر انجام شده است. وی بیان کرد: پیگیری جدی خروج غیرقانونی محموله های پسماند ویژه از طریق ستاد نظارت گمرکهای استان و سازمان منطقه ویژه، تشکیل کمیته تخصصی محیط زیست عسلویه در معاونت محیط زیست انسانی سازمان و با حضور مسئولان محیط زیست وزارت نفت، پیگیری طرح تفکیک و امحای دی اس او پالایشگاه های گازی در منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی از سال 95 نیز صورت گرفته است. یگانه یادآور شد: ابلاغ پارامترهای خوداظهاری در پالایشگاه های گاز برای ایجاد وحدت رویه در ارزیابی آلودگی منابع ثابت و محیطی، پیگیری اجرای سیستم بازیابی گازهای فلر (flare gas recovery) با عنوان طرح جامع توسعه پایداری پارس جنوبی به منظور بازیافت و مصرف گازهای ارسالی به مشعل در تمامی طرح های توسعه ای و پالایشگاه ها و پتروشیمی های در دست احداث و یا در حال بهره برداری پارس جنوبی، برنامه ریزی برای جداسازی خطوط ارسال پساب پتروشیمی های سایت 1 و2 مستقر در عسلویه به سمت پتروشیمی مبین نیز انجام شده است. وی پیگیری شناسایی منابع آلاینده شیمیایی هوا و برطرف کردن نشتی ها در همه واحدهای پتروشیمی در عسلویه از طریق شرکت عملیات غیر صنعتی پازارگاد، پیگیری اجرا و توسعه سیستم های پایش لحظه ای هوا و پساب در واحدهای پالایشگاهی و پتروشیمی و پیگیری برای حذف فلر در پالایشگاه اول مجتمع گاز پارس جنوبی را از جمله دیگر اقدام های انجام شده توسط اداره کل محیط زیست استان بوشهر عنوان کرد. ** طرح جامع محیط زیست عسلویه رئیس واحد پژوهش آلودگی محیط پژوهشگاه صنعت نفت پیش از این گفته است: طرح جامع محیط زیست عسلویه، یک برنامه مدون همراه با توسعه صنعتی برای حفظ سرمایه خدادادی زیست محیط خلیج فارس است و وجود مناطق حفاظت شده ای همچون خلیج نایبند، ضرورت رویکرد ایجاد مناطق اکولوژی و اقتصادی را در منطقه عسلویه بیش از پیش آشکار می سازد. محمد رضا حسنی نژاد فراهانی افزود: امروزه در دنیا مناطق صنعتی به صورت مناطق اکولوژی اقتصادی(eco industrial zone etz ) طراحی و توسعه صنعتی همزمان و توام با حفظ محیط زیست با این طرح همراه می شود؛ طرح جامع مدیریت محیط زیست عسلویه نیز با استفاده از طرح های بروز دنیا تدوین خواهد شد. فراهانی تاکید کرد: طرح جامع مدیریت محیط زیست عسلویه در قالب برنامه پنجم توسعه در زمانبندی، کوتاه مدت، میان و بلندمدت بر مبنایی چشم انداز 1404 تدوین شده است. رئیس واحد پژوهش آلودگی محیط پژوهشگاه صنعت نفت، افزود: اکنون 10 پروژه پیشنهادی با بودجه ای بیش از 72 میلیارد ریال برای شروع طرح یادشده در مرحله تصویب است. وی ادامه داد: برای دستیابی به نتایج این طرح باید استانداردهای زیست محیطی خاص مناطق اکولوژی اقتصادی تدوین شود. حسنی نژاد فراهانی، اجرای استاندارد پروژه های مطالعات خوردگی، فضای سبز، مدیریت و مدل سازی فراکنش آلاینده های هوای منطقه عسلویه، استفاده از پساب های تولیدی برای تامین فضای سبز، ارزیابی زیست محیطی پرژه لندفیل پسماند عادی منطقه و پایش آنلاین پساب های منطقه را از جمله پروژه های کوتاه مدت طرح یادشده بیان کرد. ** خاموشی نخستین مشعل پارس جنوبی در این ارتباط در وزارت نفت چند سالی است، طرح 'جامع توسعه پایدار پارس جنوبی' با هدف بازیافت و مصرف آلاینده های پارس جنوبی را به اجرا در آورده است. طرح جامع توسعه پایدار بر دستیابی به منطقه پاک در پارس جنوبی بر پنج سال آینده متمرکز است که براین اساس به اعتباری بالغ بر 5.6 میلیارد یورو نیاز خواهد داشت. این طرح و دیگر پروژه های در دست اقدام نخستین بار در ایران انجام می شود و هدف از اجرای آنها انتقال فناوری برای اجرای پروژه های آینده، بکارگیری توان داخلی و تلفیق توان و ظرفیت شرکت های خارجی با شرکت های داخلی است. اکنون این طرح در منطقه پارس جنوبی به عنوان منطقه نمونه و پایتخت انرژی ایران اجرا می شود و نتایج این تجربه به صورت مستند و برای استفاده در دیگر مناطق عملیاتی صنعت نفت آماده خواهد شد. اولین اقدام این طرح خاموشی فلر پالایشگاه اول مجتمع گازی پارس جنوبی است. رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست در آیین خاموشی این مشعل گفت: یکی از بزرگترین مجتمع های گازی دنیا در پارس جنوبی و عسلویه قرار دارد و بر اساس برنامه ای که مجتمع گاز پارس جنوبی برای حذف فلرها در این منطقه طراحی کرد، نخستین مشعل در عسلویه خاموش در واقع این مشعل تبدیل به مشعل سبز شد. معصومه ابتکار افزود: براساس برنامه ارائه شده تا سال 98 همه فلرها در پارس جنوبی جمع آوری می شود که این مساله نقشی بسیار مهم در کاهش آلودگی هوا و ارتقای کیفیت زندگی کارکنان و ساکنان عسلویه دارد. وی اظهارداشت:با خاموش شدن مشعل ها گازهایی که از طریق فلرها سوخته می شود به مدار برمی گردد و قابل بازیافت و استفاده مجدد است و سالانه تا 19 هزار واحد مسکونی می تواند از بازیافت آن گازرسانی شود. ابتکار اضافه کرد: خاموش شدن فلرها در پارس جنوبی نقش فراوانی در صرفه جویی انرژی و تاثیر بسزایی در کاهش گازهای گلخانه ای دارد. وی یادآورشد: برنامه ارائه شده در این زمینه قابل تائید سازمان حفاظت محیط زیست است و برنامه های دیگری شامل کاهش آلودگی پساب و مدیریت پسماندهای صنعتی هم ارائه شده است که زیر نظر سازمان حفاظت محیط زیست و با بازرسی و نظارت دقیق این برنامه اجرائی خواهد شد. مدیرعامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی نیز گفت: با همت والای متخصصان این عرصه، سرانجام پالایشگاه اول مجتمع گاز پارس جنوبی به عنوان پرچمدار سبز صنعت نفت و گاز، موفق به خاموش کردن نخستین مشعل (فلر) این پالایشگاه شد تا بدین طریق، گامی بلند در راستای مدیریت کربن برداشته باشد. مسعود حسنی افزود: خاموشی فلر پالایشگاه اول پارس جنوبی در کاهش انتشار گازهای گلخانه ای نقش بسیار مهمی دارد و ما را برای اجرای پروژه های مشابه برای سایر پالایشگاه ها و فازها مصمم تر خواهد کرد. وی بابیان این که این کار برای پایبندی به مسولیت های زیست محیطی این مجتمع انجام شده است ادامه داد: ایران برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای خود در مقایسه با سال های گذشته، به دنیا تعهداتی دارد و در این راستا اقدام پالایشگاه اول پارس جنوبی در کاهش فلرینگ خود، بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. مدیر عامل مجتمع گاز پارس جنوبی گفت: هم اکنون این مجتمع گازی نزدیک به 64 درصد گاز کشور را تامین می کند و در حوزه بهره برداری دارای بالاترین شاخص های عملکردی است. مسعود حسنی افزود: برای رسیدن به توسعه پایدار باید به همه مواردی که این پالایشگاه ها و ذی نفعان آن را متأثر می کند، پرداخته شود. وی بیان کرد:پالایشگاه های عظیمی که در پارس جنوبی هستند، نقش بسزایی در رشد و بالندگ ...

ادامه مطلب  

سند ۲۰۳۰ چرا آمد؟ چرا رفت؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تراز ، در سپتامبر 2015 (شهریور 94)، اهداف دستور کار مبانی توسعه پایدار 2030 که 17 هدف اصلی و 169 هدف فرعی دارد برای اقدام عملی همه کشورها در راستای تحقق حکومت یک پارچه در سازمان ملل ارائه شد. ایران نیز از کشورهای شرکت کننده در این نشست بود که متعهد به اجرای این سند شد و پس از آن، سند ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران با مدیریت و برنامه ریزی دفتر یونسکو در ایران با تشکیل 30 کارگروه تخصصی تدوین و آماده و در تاریخ 20 آذر 95 رونمایی شد و 12 اردیبهشت96 رهبر انقلاب درجمع معلمان از این سند انتقاد کردند و پس از چند روز بحث های داغ در رسانه ها و فضای مجازی، سرانجام شورای عالی انقلاب فرهنگی درجلسه23 خرداد96 به لغو آن رای داد. مجتبی همتی فر دانشجوی دکترای علوم تربیتی، مدیر اندیشکده تعلیم و تربیت دالّ و پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش طی روزهای گذشته در نشستی با اعضای گروه اجتماعی روزنامه خراسان به بیان دیدگاه هایش در نقد و بررسی این سند پرداخت. آن چه در ادامه می آید نقد همتی فر به محتوای این سند است که او نیز همچون بسیاری از منتقدان معتقد است سند 2030 با فرهنگ بومی ما همخوان و متناسب نبود.همتی فر گفت: درمجموعه مسائلی که در سال های اخیر مطرح شده معدود مواردی بوده است که در یک بازه زمانی کوتاه به اندازه سند 2030 جامعه را درگیر خودش کرده باشد و این موضوع قابل تحلیل و بررسی است .سؤالاتی که در باب سند 2030مطرح بود:1- سند 2030 چیست؟ 2- در مفاد آن به چه مواردی اشاره شده بود؟ 3- چه فایده و چه ضرری برای ما داشت؟ 4- نحوه الزام به اجرای آن چگونه بود؟ 5- دولت ایران چگونه با آن مواجه شده بود؟در مواجهه و نقد سند 2030 می توان چند رویکرد را انتخاب کرد: الف: 1- درون متنی 2-برون یا فرا متنی ( باتوجه به شواهد و نشانه ها)که در نقد حاضر با شواهد بیرونی به نقد متن می پردازیم.ب: 1- نحوه بررسی سازوکارهای آن2- حقوقی( که در این حیطه نقد کمی انجام شده است)3-تخصصی(حوزه کشاورزی ،سلامت ، آب ،آموزشی و ... که در دیگر بخش های سند2030 به این موارد اشاره شده است.)4- تحلیل مفهومی5- اجرا ( که بیشتر نقدها به این موضوع برمی گردد.)ج: رویکردها دربررسی وتحلیل سند 2030 :1-خوش بینانه2-محتاطانهمنتقدان ترکیبی از نقدها را انجام دادند در حالی که برای این سند باید به صورت مجزا و جزء به جزء و با توجه به موارد بالا، نقدها انجام می شد.وی با بیان این که قبل از تصویب سند 2030 نیز در حوزه تعلیم و تربیت سندهایی وجود داشت که به پشتوانه آن این سند تصویب شد، گفت: در سال 1990 در تایلند سندی 10 ساله در این حوزه تصویب شد و بعد از آن سند داکار بود که سال های 2000 تا 2015 را پوشش می داد و بعد از آن سندی در سال 2015 در کره جنوبی تصویب شد که در ایران به عنوان سند 2030 مشهور شده است.همتی با اشاره به این که این سند برای حوزه های مختلف اجتماعی، بهداشت و سلامت، انرژی، آب، کشاورزی و آموزش اهدافی را تعیین کرده است، گفت: این اهداف در راستای رسیدن به توسعه پایدار در چارچوبی است که خود تعیین کرده است.وی با اشاره به این که از جمله موارد این سند حوزه آموزش است، گفت: سند در این حوزه چهار هدف را دنبال می کرد؛ تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر، ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه.به گفته وی این سند را از دو منظر می توان نقد و بررسی کرد؛ یک مسئله که به صورت کلی تر بررسی می شود، نحوه رویارویی با اسناد بین المللی است و صورت دوم، مفاد آن است که سبک زندگی برای کشورها مشخص کرده و کشورهای توسعه یافته عهده دار تربیت معلم برای کشورهای در حال توسعه شده اند.ابهام های سند2030او گفت: سندی که ما به اسم سند 2030 می شناسیم یک بخش بیانیه و یک بخش چارچوب عملی دارد که بنابر تاکید استادان حقوق بین الملل یکی از نقاط مورد اشکال این سند، ابهام هایی است که در این سند وجود دارد و حتی در این سند واژه ها در بعضی از موارد کاملا همدیگر را نقض می کنند. در ابتدای دستور کار 2030 ما با یک بیانیه روبه رو می شویم و در ادامه به اصول ،مرام نامه و اهداف و اجرا برخورد می کنیم لذا از نظر حقوقی ما را ملزم به رعایت یک سری موارد و به عبارتی برای ما بار حقوقی تعریف می کند. در این سند واژه هایی به کار رفته که از «تکلیف» و «الزام» سخن می گوید.در این سند 11 بند به حوزه آموزشی اختصاص پیدا کرده بود که بسیاری از نهادهای بین المللی در سازو کارهای آن نقش داشتند اما این سوال وجود داشت که چرا از 17 راهکار آن، فقط برای یک راهکار، زیرمجموعه تعریف شده که آن سند راهکارهای آموزشی برای پیش دبستانی تا بزرگسالی است.2030 از محتوای آموزشی تا کشاورزی و محیط زیستاین پژوهشگر به بخش های دیگر این سند هم اشاره و عنوان کرد: سند2030 دارای جنبه های مختلفی بود که رسانه ها و افراد تنها به جنبه آموزشی آن پرداختند و آن را مورد نقد و بررسی قرار دادند. درواقع شناخت مردم نیز از این سند بر اساس اطلاعات دریافتی از رسانه ها به همین سمت سوق پیدا کرد و بسیاری از مردم این سند را یک سند آموزشی محض می دانند در صورتی که موضوع این گونه نیست و این سند شامل مسائلی از قبیل ،کشاورزی، آب، حقوقی، سلامت، آموزش و... می شد که مورد غفلت قرار گرفت.در این سند واژه ها و مفاهیمی به کار رفته است که بار حقوقی و معنایی خاص خود را دارد و به طور قطع این مفاهیم را باید با مفاهیمی که در عرف بین المللی مطرح است، سنجید نه آن چه که به ذهن ما می رسد.نگاه خوش بینانه به 2030!نسبت به این سند در نگاه مقابل منتقدان، نگاه دولتی ها بود؛ نگاهی که تا حدودی خوش بینانه بود در حالی که با توجه به نگاه برون متنی باید این نگاه به نگاه محتاطانه تغییر می یافت و به طور قطع در برخورد با این سند باید آگاهانه عمل می شد، چیزی که در فرایند آن کمتر به چشم خورد.نقشه راه 15 ساله برای کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعهاین سند برنامه ای برای رسیدن به یک توسعه پایدار و نقشه راه 15 ساله ای است برای کشورهای جهان به ویژه کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه. این سند حوزه هایی از قبیل محیط زیست،کشاورزی و آب،انرژی،آموزش،مسائل زنان وخانواده،سلامت،اقتصاد و حقوق را دربر می گیرد.فرایند تولید این سند، هدف گذاری یونسکو برای تمام کشورها بود که ابتدا در سند، اهداف هزاره برای سال های 2000 تا 2015 تعریف شده بود. البته این سند به اندازه سند 2030 جامع نبود و درواقع این سند ادامه اهداف هزاره ای است که قرار است آن اهداف را تکمیل کند وبخش دیگر آن، بررسی چالش ها و کمبودهای موجود در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه است که نتیجه بحث و بررسی ها در تنظیم سند 2030 است . سند 2030 مدعی است که طی همایش ها و کارهای کارشناسی انجام شده، چالش های مقابل توسعه پایدار را شناسایی و متناسب با آن ها تعهداتی پیش بینی کرده است. این سند دارای 17 هدف اصلی و169 هدف فرعی است که تأکید شده این اهداف به هم پیوستگی دارند و هدف 4 دستورکار 2030 به طور مستقیم به حوزه آموزش و پرورش مربوط است: «توسعه آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر.» این سند با همیاری و حمایت سازمان ملل متحد، بانک جهانی، یونسکو، آژانس پناهندگان سازمان ملل، برنامه توسعه سازمان ملل و ... تهیه شده است.نوع رویارویی دولت با سند2030همتی فر افزود: کشورهای عضو یونسکو موظف شدند که متناسب با این سند آموزش طراحی های خودشان را انجام دهند که ذیل این موضوع در شهریور 1395 با مصوبه هیئت دولت، کارگروهی تشکیل و طی دو یا سه ماه این سند آماده شد. در اولین گام یکی از نقد هایی که بر این سند وارد بود، نوع رویارویی دولت با این سند و سندهای بومی کشور بود. به عنوان مثال تدوین سند تحول آموزش و پرورش از سال 1383 شروع شد و در سال 1390 تصویب شد. سند تحول 6سال در مرحله تدوین بود و حدود یک سال و نیم هم مراحل تصویب آن به طول انجامید که حالا این جای بحث خود را دارد که چرا از آذر 1390 که این طرح تصویب شد تا امروز، دستورالعمل های زیر مجموعه سند تحول آموزش و پرورش هنوز آماده نشده است.این سند 6 سال طول کشید و در طول این مدت از شش زیر نظام این سند دو یا سه مورد آن نوشته و در سال 1395 پیش نویس آن ارائه شد و با این فرایند طولانی حدود 6 ساله، هنوز خروجی ها به طور دقیق مشخص نیست و در عین حال این سند در بسیاری از این مفاد به مرحله اجرایی نرسیده است. با توجه به مواردی که در مورد سند تحول که یک سند بومی است، مطرح بود مقام معظم رهبری از سال 1390 هر سال در دیدار با معلمان به ضرورت اجرای سند تحول اشاره و تاکید می کردند.حالا شاهد ظهور یک سند بین المللی هستیم که جامعیت سند تحول را ندارد و با تاکید بر این که باید به طور کامل محقق شود در بازه زمانی حدود سه ماهه تمام مراحل را طی می کند.آیا می توانیم سند 2030 را با نگاه حکمرانی تحلیل کنیم که چه کسانی و با چه هدفی تنظیم کردند؟ و نحوه مواجهه ما با این سند به چه شکلی است ؟یک پرسش جدییکی از سوال های جدی این بود که این سند قصد دارد به چه سمتی سوق پیدا کند و چه کارهایی می خواهد انجام دهد. البته راهکارهایی هم در آن وجود دارد که بد نیست، مثل آموزش ر ...

ادامه مطلب  

نشست خبری کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی 2018 توسط سامسونگ برگزار شد  

درخواست حذف این مطلب
نشست خبری کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی 2018 پیونگ چانگ کره توسط سامسونگ در تهران برگزار شد و 9 نفر به عنوان حمل کننده های ایرانی مشعل معرفی شدند.نشست خبری کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی 2018 با حضور مدیران ارشد سامسونگ الکترونیکس، بهرام رادان سفیر کمپین، ۹ شخصیت برگزیده برای حمل مشعل و اهالی رسانه، روز دوشنبه 13 آذر ماه در هتل اسپیناس پالاس تهران برگزار شد.سامسونگ به عنوان یکی از حامیان رسمی بازی های المپیک زمستانی 2018 کار انتخاب 1500 نفر از حمل کنندگان مشعل المپیک را بر عهده داشت. به همین منظور کمپینی بزرگ برگرفته از روح المپیک در سرتاسر جهان راه اندازی شد تا شخصیت هایی الهام بخش و موثر در هر جامعه به عنوان یکی از 7500 نفر حمل کننده مشعل المپیک زمستانی انتخاب شوند.سامسونگ ایران نیز طی فراخوانی از تمامی علاقه مندان دعوت کرد دلایل خود را برای حضور در مراسم حمل مشعل المپیک به این شرکت اعلام کنند. نهایتا از میان هزاران درخواست دریافت شده 6 نفر توسط هیات داوران انتخاب شدند. همچنین سه نفر نیز به دلیل فعالیت های برجسته اجتماعی و زیست محیطی به صورت مستقیم از طرف این شرکت برای حمل مشعل المپیک زمستانی 2018 دعوت شدند. مجموع این 9 نفر در مراسمی در روز دوشنبه با حضور بهرام رادان، بازیگر سرشناس سینمای ایران و پرچمدار این کمپین به طور رسمی معرفی شدند.بام سوک هانگ، مدیر سامسونگ الکترونیکس ایران در این نشست خبری با اشاره به همکاری سامسونگ و کمیته بین المللی المپیک گفت:المپیک همواره رخدادی بوده است که مردم سراسر جهان را از هر قوم و نژادی کنار هم جمع می کند و عمیق ترین و ارزشمندترین ارزش های انسان را از طریق ورزش و رقابت به نمایش می گذارد. سامسونگ تلاش می کند به هواداران ورزش های مختلف امکان دهد تا نه تنها هیجان را تجربه کرده و به اشتراک بگذارند، بلکه آن را خلق کنند.حمایت سامسونگ از بازی های المپیک، از 1988 و المپیک تابستانی سئول آغاز شد. چندی بعد و در المپیک زمستانی 1998 ژاپن، سامسونگ به یکی از همکاران رسمی کمیته بین المللی المپیک تبدیل شد و این همکاری در المپیک زمستانی 2018 پیونگ چانگ و المپیک 2020 توکیو هم ادامه خواهد داشت.حمل مشعل المپیک زمستانی 2018 توسط 7500 نفرالمپیک زمستانی 2018 از بیستم بهمن ماه امسال در شهر پیونگ چانگ کره جنوبی آغاز می شود. اما مشعل این بازی ها از دهم آبان ماه، به مدت 101 روز، توسط 7500 نفر از 95 کشور جهان، در مسافتی حدود 2018 کیلومتر حمل خواهد شد و به محل برگزاری مراسم افتتاحیه خواهد رسید.در ادامه این نشست خبری علیرضا توسلی، مدیر ارشد بخش موبایل سامسونگ الکترونیکس با اشاره به کمپین ها و فعالیت های مسئولیت اجتماعی سامسونگ گفت:ایده ایجاد فرصت حضور در یک رخداد کاملا مردمی برای کسانی که با وجود دستاوردهای بزرگ، کمتر شناخته و دیده شده اند از مدت ها پیش در سامسونگ جهانی مطرح بود. سامسونگ ایران هم به نوبه خود از ابتدای امسال برای شکل دادن به جمعی از چهره های این چنینی شروع به برنامه ریزی کرد.به گفته مدیر ارشد بخش موبایل سامسونگ الکترونیکس، در ابتدا قرار بود تا از ایران تنها سه نفر به مراسم حمل مشعل المپیک اعزام ...

ادامه مطلب  

با حضور در کمپین جهانی سامسونگ / نمایندگان ایران مشعل المپیک زمستانی را حمل کردند  

درخواست حذف این مطلب
تیمی ۱۰ نفره از نمایندگان ایران که با پرچمداری بهرام رادان، بازیگر برجسته کشورمان و حمایت شرکت سامسونگ موبایل به مراسم حمل مشعل المپیک زمستانی اعزام شده بودند دیروز و امروز طبق برنامه ریزی تعیین شده مشعل را حمل کردند.دیروز و به عنوان اولین ایرانی، فروغ عباسی عضو تیم زنان اسکی آلپاین کشورمان که سابقه حضور در مسابقات المپیک زمستانی را هم در کارنامه خود دارد این مشعل را حمل کرد. او صبح روز شنبه مشعل المپیک زمستانی را از مارگارت گرانت هرچ، ورزشکار اهل آفریقای جنوبی تحویل گرفته و برای مسافت ۲۰۰ متر در شهر آسان کره جنوبی حمل کرد. در انتهای این مسیر نیز او مشعل را به ورزشکاری از لبنان تحویل داد.وی که اکنون در حال تلاش برای کسب سهمیه حضور در المپیک زمستانی پیونگ چانگ است پس از حمل مشعل گفت « امیدوارم در آینده نزدیک به عنوان ورزشکار به کره جنوبی برگردم و بتوانم در المپیک زمستانی شرکت کنم».امروز و در ادامه این مراسم نیز ۹ نماینده دیگر به ترتیب مشعل را هرکدام برای مسافت ۲۰۰ متر حمل کردند و به این ترتیب حضور نمایندگان ایران در مراسم حمل مشعل المپیک به اتمام رسید.حسن میرزاحسینی، عضو تیم ملی اسکی و سنگ نوردی جانبازان و معلولین ایران، اولین نفری بود که امروز و به نمایندگی از کشورمان این مشعل را حمل کرد. طبق برنامه ریزی مسئولان قرار بود او با استفاده از یک پای مصنوعی مشعل را حمل کند اما میرزاحسینی ترجیح داد با استفاده از عصا این کار را انجام دهد. میرزاحسینی درباره دلیل کار خود گفت: «دوست دارم این پیام را منتقل کنم که معلولیت نباید باعث شود که فرد از حضور در جامعه محروم شود. همه معلولان باید با شجاعت کامل در جامعه و در میان مردم حضور داشته باشند».در همین خصوص.. گزارش فارنت از نشست خبری کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی 2018 ۱۳ آذر, ۱۳۹۶ سامسونگ تراشه موبایلی اکسینوس 9810 را معرفی کرد ۱۹ آبان, ۱۳۹۶علیرضا توسلی مدیر سامسونگ موبایل ایران درباره حضور این گروه در مراسم حمل مشعل المپیک گفت «امروز روز بسیار مهمی برای گروه ایرانی است که همراه و در کنار سامسونگ در اینجا حضور پیدا کردند و مشعل المپیک را به نمایندگی ...

ادامه مطلب  

سند ۲۰۳۰ باید بازنویسی می شد/ فرمایشات رهبر انقلاب فصل الخطاب است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: سند آموزش ۲۰۳۰ یونسکو با رویکرد تأثیر بر همه حوزه های آموزشی کشورها، در سال ۲۰۱۵ میلادی و برای اقدام عملی کشورها، در سازمان ملل متّحد ارائه شد. جمهوری اسلامی ایران نیز از کشورهای شرکت کننده در این اجلاس بود که متعهّد به اجرای این سند شد و در سال ۱۳۹۵، سند ملّی آموزش ۲۰۳۰ را امضا کرد. اما این سند در روزهای اخیر توسط رهبر انقلاب و بسیاری از دلسوزان مورد نقد و اعتراض قرار گرفت و درباره آفت های آن هشدارهایی داده شد. خبرگزاری مهر بنا بر رسالت رسانه ای خود با تنی چند از مسئولان و صاحب نظران منتقد این سند، گفتگوهایی انجام داده است.برای بررسی بیشتر این مسأله به سراغ مهدی فیض، معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش رفتیم تا نظرات وی را به عنوان یک مقام مسئول، جویا شویم؛*در موضوع اجرای سند ۲۰۳۰ گفته می شود یک سری آموزش های خلاف عرف و خلاف اسناد بالادستی انجام شده است. اصولاً این سند اجرایی شده است یا نه؟همانطور که قبلا هم گفته شده این سند، یک سند تعهدآور نیست و یک بیانیه آرمانی است که کشورهای مختلف در تنظیم آن سهم داشته اند که ایران هم سهم داشته است. در هر کشوری قرار است که یک کارگروهی، اجرایی شدن سند را بر عهده بگیرند، چون این سند توسعه پایدار است، لذا ۱۷ هدف در آن لحاظ شده که یکی از آن اهداف مربوط به حوزه آموزش و پرورش است. برای تحقق آن اهداف در آموزش و پرورش و اجرایی شدن آن هیئت وزیران در ۲۵ شهریور ماه کارگروهی را تعریف کرد که آن کارگروه باید شکل بگیرد و بعد از شکل گیری آن باید فعالیت های مربوط به اجرایی شدن سند با لحاظ کردن مسائل فرهنگ ملی و دینی خودمان مورد تأمل قرار بگیرد.آنچه تا حالا رخ داده این است که فعلا ما ترکیب کارگروه ۲۳ نفره را تعیین کرده ایم و هنوز این کارگروه شکل نگرفته و نمایندگان دستگاه های مختلف باید در این کارگروه حضور داشته باشند. دستگاه ها هنوز نمایندگان خود را معرفی نکرده اند. بنابراین سند عملاً اصلاً آغاز نشده و اگر بحث توقف مطرح است، توقف مربوط به تشکیل همین کارگروهی است که باید اجرایی شدن سند را پیگیری بکند.*به جز آموزش و پرورش باید چند دستگاه و ارگان دیگر سند را اجرا کنند؟۱۶ دستگاه دیگر در این سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ سهم دارند؛ مثل سازمان محیط زیست، وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت نیرو، سازمان هایی که به نوعی فعالیت مرتبط با حوزه انرژی و محیط زیست دارند و آموزش هایی که می تواند کمک کند به اینکه کشورها در وضعیت توسعه پایدار قرار بگیرند، همه در آن دخیل شدند که برای ۱۷ هدف، ۱۶ دستگاه مشخص شده که هر کدام سهمی در تحقق آن اهداف به عهده خواهند داشت.*این سند چه مقدار زمان برده است و از چه زمانی ایران اجرای آن را پذیرفته است؟یک سال زمان برد تا سند به شکل نهایی تدوین شد و از شهریور سال ۹۵ موجودیت این سند در ایران معنا پیدا کرد که دبیرکل یونسکو در ایران مسئولیت تضمین نسخه فارسی این سند را بر عهده داشت و هنوز هم قضیه از طریق یونسکو دنبال می شود و آنچه که به هیئت دولت ارائه شده از طریق یونسکو ارائه شده و بر اساس آن نسخه یونسکو که شهریور ۹۵ ارائه شده، فعالیت سند آغاز شده.*از منظر شما نسبت به این سند چه نقدهایی می توان وارد کرد؟این سند از چند جهت قابل تأمل است؛ اولاً در سند توسعه پایدار همه اهداف به صورت متوازن و همزمان باید دنبال شود و آنجا در ۵ نقطه از سند تاکید شده که اجرایی شدن این سند متناسب با اقتضائات فرهنگ و شرایط بومی آن کشور باید صورت بگیرد. یک اشکالی که به نظر من وجود دارد، این است که ما باید در ابتدا آن ویرایش مناسب کشور خودمان را از این سند تهیه می کردیم و قبل از اینکه این سند بخواهد به دستگاه های مختلف ابلاغ شود، آن نسخه مناسب کشور خودمان را بازتولید می کردیم. چون زمان هم برای ۱۵ سال است و طولانی است و ما نباید عجله می کردیم.یک اشکالی که به نظر من وجود دارد، این است که ما باید در ابتدا آن ویرایش مناسب کشور خودمان را از این سند تهیه می کردیم و قبل از اینکه این سند بخواهد به دستگاه های مختلف ابلاغ شود، آن نسخه مناسب کشور خودمان را بازتولید می کردیم. چون زمان هم برای ۱۵ سال است و طولانی است و ما نباید عجله می کردیمدر نقطه پایانی سند هم تحت عنوان حق تحفظ ایران این جمله در متن آمده که جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به بخش هایی از چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰ که در هر شکلی در تعارض با اولویت های ملی و باورهای دینی و ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی تفسیر شود، نمی داند.به اعتقاد من بهتر بود که ما متن سند را متناسب با فرهنگ بومی خود بازنویسی می کردیم و آن متن مبنای مصوبه هیئت وزیران قرار می گرفت که تبعاتی که احساس می شود اجرایی شدن سند در پی داشته ایجاد نمی شد و فضای جامعه نسبت به این قضیه دچار نگرانی نمی شد.*الان شرایط به این گونه است که اصل سند به دستگاه ها ارسال شده که خود دستگاه ها این را تفسیر کنند و تفسیر خودر ا اجرایی کنند. شما معتقدید که آن تفسیر ابتدا باید انجام می گرفت و بعد به سازمان ها ابلاغ می شد؟به اعتقاد من بهتر بود خود نمایندگی یونسکو در ایران که مسئولیت کلی آن با وزارت علوم است، یک نسخه ایرانی سند را بازتولید می کرد و در همه آن ۱۷ هدف هم می توانست بحث های فرهنگی لحاظ شود. مثلا یکی از آن اهداف، بحث کنترل جمعیت است؛ در حالی که رویکرد کلی سند کنترل به معنی کاهش است ولی ما در کشور کنترل، به معنی تنظیم داریم و تنظیم به معنی افزایش جمعیت است. لذا در بازتولید آن سند اگر همه ۱۷ هدف، متناسب با اهداف بومی ما بازنویسی می شد و بعد به دستگاه ها ابلاغ می شد که نیاز نباشد خود دستگاه ها مجدداً روی آن کار کنند بهتر بود. الان هر دستگاهی این کار را به طور مستقل انجام می دهد و هماهنگ کردن دستگاه ها با هم برای اینکه این نسخه ای که در ایران در حال تولید است یک نسخه یکپارچه شود مقداری سخت می شود.*نحوه ارتباط این سند ۲۰۳۰ با سند تحول بنیادین به چه شکل است؟سند ۲۰۳۰ سندی است که کشور را در فهرست بقیه کشورهایی که علاقمند به توسعه پایدار هستند، قابل مقایسه می کند. بودن این دست سندها از این جهت مهم اند که جمهوری اسلامی ایران می تواند توفیقات خود را در عرصه بین المللی مورد نمایش قرار دهد. وقتی ما خود را وارد چنین فضای بین المللی می کنیم، داریم به دیگران این ادعا را اثبات می کنیم که آنچه در کشور اتفاق می افتد، در راستای آن چیزی است که در کل دنیا به عنوان موضوعات مهم مورد توجه است. البته به صورت عمده عرض می کنم نه تمام بندها؛ مثلا اگر در سند در مورد کاهش آلودگی آب ها و حفظ آب های قابل شرب بحث شده است، ایران هم می تواند ادعا کند که ما این اقدامات را کرده ایم. یا اگر بحث سواد آموزی در آنجا مطرح است که چه درصدی از افراد لازم التعلیم باید با سواد شوند، ایران می تواند ادعای خود را آنجا مطرح کند که من فراتر از آنچه مورد انتظار سند است انجام داده ام.اگر ما می توانستیم همان سرعت عملی که در اجرای سند ۲۰۳۰ به دلیل وجود یک فشار روانی بین المللی داشتیم، در اجرای سند تحول هم از خود نشان دهیم فکر می کنم سند تحول خیلی زودتر از اینها می توانست وارد فرآیند اجرایی شوداین یک میدانی است که می توانیم در آن توفیقات خود را در عرصه بین المللی مطرح بکنیم و اینکه ...

ادامه مطلب  

اختلافات 10 درصدی و اشتراکات 90 درصدی ایران و حماس/ پیام سردار سلیمانی به هنیه طعم خاصی داشت  

درخواست حذف این مطلب
نماینده جنبش حماس در تهران معتقد است : از اواخر سال 2016 صفحه نوینی در روابط ایران و حماس گشوده می شود و طی شش ماه گذشته وارد فاز جدیدی از روابط شده اند.خالد قدومی همچنین با دفاع از سند جدید منشور حماس تاکید می کند که در این سند صحبت از تغییر ارزش ها نیست. ارزش ها همچنان ثابت هستند و باید سند مورد اشاره را سندی پراگماتیک و واقع بینانه دانست .وی اعتقاد دارد: حماس امروز نیرومندتر ، آگاه تر و رشد یافته تر از قبل است و درهمین چارچوب تاکید دارد حماس 2016 حماس 1988 نیست.خالص قدومی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا همچنین تاکید کرد: جنبش حماس بخشی از مکتب فکری اخوان المسلمین است ولی ارتباط تشکیلاتی و ساختاری با اخوان المسلمین ندارد.وی در ابتدای سخنانش با تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و ابراز امیدواری مبنی بر این که همه مسلمانان بتوانند از توفیقات این ماه استفاده کنند، در پاسخ به سوالی در مورد رابطه کنونی ایران و حماس، تصریح کرد: اکنون این رابطه در مسیر درستی قرار گرفته و هر دو بر روی این موضوع توافق دارند که بر اشتراکات تمرکز کنند.وی با بیان این که این موضوع به معنای نادیده گرفتن اختلافات نیست، افزود: باید به این امر نیز توجه داشت که به طور قطع اشتراکات بین ایران و حماس بیش تر از موضوعات اختلافی است.موارد اختلافی بین ایران و حماس حدود 10 درصد استنماینده جنبش حماس در تهران، یکی از مهم ترین اشتراکات بین ایران و حماس را موضوع فلسطین عنوان کرد و افزود: شاید بتوان گفت موارد اختلافی بین ایران و حماس حدود 10 درصد است و نباید اجازه داد این 10 درصد 90 درصد اشتراکات را تحت تاثیر خود قرار دهد. موضوعی که متاسفانه در مواردی اتفاق افتاده است. ما تلاش کردیم از این مسیر بگذریم، گرچه این کار راحت و آسان نبوده است.وی گفت: در فضای پرتلاطم منطقه اشتباهاتی از هر یک از ما سر زده ولی مساله این است که ما باید آن چه در گذشته رخ داده است را پشت سر بگذاریم و بر اشتراکات تاکید کنیم.قدومی با انتقاد از برخی اخبار که بعضی از رسانه های منطقه به طور جهت دار در مورد نوع رابطه ایران و حماس منتشر می کنند، گفت: بعضا مشاهده می کنیم که برخی از رسانه ها مطالبی در مورد نوع تعاملات و مناسبات بین ایران و حماس منتشر می کنند که براساس واقعیت نیست.تماس ها میان ایران و حماس قطع نشده استوی با بیان این که ملاقات بین مقامات حماس و جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از ایران وجود داشته و قطع نشده است، خاطرنشان کرد: در فرآیند این رابطه آن چه که برای ما بسیار مهم است، حمایت ایران از موضوع مقاومت است که این حمایت هیچ گاه قطع نشده، گرچه گاهی کاهش یا افزایش پیدا کرده است، اما همواره این حمایت وجود داشته است.قدومی با بیان این که ما شرایط ایران را در حمایت از فلسطین درک می کنیم، افزود: ما هر دو یک دشمن مشترک داریم و در مسیر رویارویی با این دشمن مشترک مسیری طولانی را در پیش داریم.نماینده جنبش حماس در تهران با تاکید بر این که روابط ایران و حماس وارد مرحله جدیدی شده و در شش ماه گذشته روند جدیدی در این ارتباط آغاز شده است، یادآور شد: این روابط و گفت وگوها بین دو طرف سازنده تر شده است.این مقام فلسطینی با بیان این که در چند ماه گذشته هم در حماس و هم در ایران انتخاباتی برگزار شده است، افزود: من از همین فرصت استفاده می کنم و برای آقای روحانی آرزوی موفقیت می کنم.روز قدس مناسبت خوبی برای تاکید بر حمایت از مقاومت فلسطین و تشریح جنایت های رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم این منطقه استقدومی هم چنین در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با فرارسیدن روز قدس و جایگاه چنین روزی در بین مردم فلسطین نیز گفت: ملت فلسطین نگاه ویژه و محترمانه ای به این روز دارد. جای قدردانی دارد که امام خمینی (ره) در جریان انقلاب اسلامی در حالی که این انقلاب هنوز خود نوپا بود، به یاری ملت فلسطین شتافتند و بر دفاع از ملت فلسطین تاکید کردند. انقلاب اسلامی از همان ابتدای پیروزی خود تاکنون از لحاظ عملی و اعتقادی نشان داده که مدافع فلسطین است. روز قدس مناسبت خوبی برای تاکید بر حمایت از مقاومت فلسطین و تشریح جنایت های رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم این منطقه است. چنین طرح های سازنده و پر ثمری باعث می شود که افکار عمومی جهان با جدیت بیش تری به موضوع فلسطین و آرمان های مردم این منطقه توجه کنند.مناسبات ایران و حماس از اصول ثابت و استواری برخوردار استوی در پاسخ به این سوال که با توجه به تغییرات ایجاد شده در اساسنامه جنبش حماس، در روزنامه ها و رسانه های ایران اظهارات و تحلیل های متفاوتی در مورد این موضوع مطرح شد، در این مدت نوع واکنش مقامات ایرانی به این اساسنامه چگونه بوده است؟ گفت: مناسبات ایران و حماس از اصول ثابت و استواری برخوردار است. در این مدت صحبت هایی از سوی نخبگان و تحلیل گران در این عرصه مطرح شد. از زاویه های متعددی به این موضوع نگاه کردند و سخنانی نیز در این ارتباط با توجه به علایق شان به مقاومت و آرمان فلسطین مطرح کردند.نماینده جنبش حماس در تهران با بیان این که ما از این سخنان استقبال کردیم، چرا که انتقادات سازنده باعث پشتیبانی از هر نوع حرکتی می شود، ادامه داد: از سوی مقامات ایرانی موضع رسمی و علنی که دقیقا در مورد این سند باشد، به جز صحبت های آقای ولایتی موضع دیگری نداشتیم. ایشان در سخنان خود گفتند که اگر سمت و سوی این سند در راستای حفظ ارزش ها و احقاق حقوق ملت فلسطین باشد همراه آن هستیم و این جدی ترین موضعی بود که از سوی مقامات ایرانی در این ارتباط منتشر شد.ارتباط تشکیلاتی و ساختاری با اخوان المسلمین نداریمقدومی در مورد برخی از اظهارات مبنی بر این که جنبش حماس در سند جدیدش، خود را به نوعی از اخوان المسلمین جدا کرده است، در این چارچوب که بتواند تا حدودی مشکلاتش را با مصر حل کند و در صحرای سینا قدرت مانور بیش تری داشته باشد، تصریح کرد: در منشور نخست جنبش حماس نیز اشاره ای نشده که ما خود را جزو سازمان اخوان المسلمین می دانیم. در ماده 20 اساسنامه 1988 حماس تاکید شده که ما بخشی از مکتب فکری اخوان المسلمین هستیم ولی ارتباط تشکیلاتی و ساختاری با اخوان المسلمین نداریم. منشور جدید حماس تحت فشار یا بر اساس خواست دیگران تدوین نشده است وی با بیان این که سند جدید منشور حماس سند ابتکاری نیست، بلکه در راستای باز تعریف جنبش است، افزود: تنظیم این سند در راستای بازتعریف جنبش حماس صورت گرفته و ما تحت ف ...

ادامه مطلب  

پیام سردار سلیمانی به هنیه طعم خاصی داشت  

درخواست حذف این مطلب
نماینده جنبش حماس در تهران معتقد است : از اواخر سال 2016 صفحه نوینی در روابط ایران و حماس گشوده می شود و طی شش ماه گذشته وارد فاز جدیدی از روابط شده اند.به گزارش شفاف، خالد قدومی همچنین با دفاع از سند جدید منشور حماس تاکید می کند که در این سند صحبت از تغییر ارزش ها نیست. ارزش ها همچنان ثابت هستند و باید سند مورد اشاره را سندی پراگماتیک و واقع بینانه دانست .وی اعتقاد دارد: حماس امروز نیرومندتر ، آگاه تر و رشد یافته تر از قبل است و درهمین چارچوب تاکید دارد حماس 2016 حماس 1988 نیست.خالص قدومی تاکید کرد: جنبش حماس بخشی از مکتب فکری اخوان المسلمین است ولی ارتباط تشکیلاتی و ساختاری با اخوان المسلمین ندارد.وی در ابتدای سخنانش با تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و ابراز امیدواری مبنی بر این که همه مسلمانان بتوانند از توفیقات این ماه استفاده کنند، در پاسخ به سوالی در مورد رابطه کنونی ایران و حماس، تصریح کرد: اکنون این رابطه در مسیر درستی قرار گرفته و هر دو بر روی این موضوع توافق دارند که بر اشتراکات تمرکز کنند.وی با بیان این که این موضوع به معنای نادیده گرفتن اختلافات نیست، افزود: باید به این امر نیز توجه داشت که به طور قطع اشتراکات بین ایران و حماس بیش تر از موضوعات اختلافی است.موارد اختلافی بین ایران و حماس حدود 10 درصد استنماینده جنبش حماس در تهران، یکی از مهم ترین اشتراکات بین ایران و حماس را موضوع فلسطین عنوان کرد و افزود: شاید بتوان گفت موارد اختلافی بین ایران و حماس حدود 10 درصد است و نباید اجازه داد این 10 درصد 90 درصد اشتراکات را تحت تاثیر خود قرار دهد. موضوعی که متاسفانه در مواردی اتفاق افتاده است. ما تلاش کردیم از این مسیر بگذریم، گرچه این کار راحت و آسان نبوده است.وی گفت: در فضای پرتلاطم منطقه اشتباهاتی از هر یک از ما سر زده ولی مساله این است که ما باید آن چه در گذشته رخ داده است را پشت سر بگذاریم و بر اشتراکات تاکید کنیم.قدومی با انتقاد از برخی اخبار که بعضی از رسانه های منطقه به طور جهت دار در مورد نوع رابطه ایران و حماس منتشر می کنند، گفت: بعضا مشاهده می کنیم که برخی از رسانه ها مطالبی در مورد نوع تعاملات و مناسبات بین ایران و حماس منتشر می کنند که براساس واقعیت نیست.تماس ها میان ایران و حماس قطع نشده استوی با بیان این که ملاقات بین مقامات حماس و جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از ایران وجود داشته و قطع نشده است، خاطرنشان کرد: در فرآیند این رابطه آن چه که برای ما بسیار مهم است، حمایت ایران از موضوع مقاومت است که این حمایت هیچ گاه قطع نشده، گرچه گاهی کاهش یا افزایش پیدا کرده است، اما همواره این حمایت وجود داشته است.قدومی با بیان این که ما شرایط ایران را در حمایت از فلسطین درک می کنیم، افزود: ما هر دو یک دشمن مشترک داریم و در مسیر رویارویی با این دشمن مشترک مسیری طولانی را در پیش داریم.نماینده جنبش حماس در تهران با تاکید بر این که روابط ایران و حماس وارد مرحله جدیدی شده و در شش ماه گذشته روند جدیدی در این ارتباط آغاز شده است، یادآور شد: این روابط و گفت وگوها بین دو طرف سازنده تر شده است.این مقام فلسطینی با بیان این که در چند ماه گذشته هم در حماس و هم در ایران انتخاباتی برگزار شده است، افزود: من از همین فرصت استفاده می کنم و برای آقای روحانی آرزوی موفقیت می کنم.روز قدس مناسبت خوبی برای تاکید بر حمایت از مقاومت فلسطین و تشریح جنایت های رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم این منطقه استقدومی در ارتباط با فرارسیدن روز قدس و جایگاه چنین روزی در بین مردم فلسطین نیز گفت: ملت فلسطین نگاه ویژه و محترمانه ای به این روز دارد. جای قدردانی دارد که امام خمینی (ره) در جریان انقلاب اسلامی در حالی که این انقلاب هنوز خود نوپا بود، به یاری ملت فلسطین شتافتند و بر دفاع از ملت فلسطین تاکید کردند. انقلاب اسلامی از همان ابتدای پیروزی خود تاکنون از لحاظ عملی و اعتقادی نشان داده که مدافع فلسطین است. روز قدس مناسبت خوبی برای تاکید بر حمایت از مقاومت فلسطین و تشریح جنایت های رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم این منطقه است. چنین طرح های سازنده و پر ثمری باعث می شود که افکار عمومی جهان با جدیت بیش تری به موضوع فلسطین و آرمان های مردم این منطقه توجه کنند.مناسبات ایران و حماس از اصول ثابت و استواری برخوردار استوی در پاسخ به این سوال که با توجه به تغییرات ایجاد شده در اساسنامه جنبش حماس، در روزنامه ها و رسانه های ایران اظهارات و تحلیل های متفاوتی در مورد این موضوع مطرح شد، در این مدت نوع واکنش مقامات ایرانی به این اساسنامه چگونه بوده است؟ گفت: مناسبات ایران و حماس از اصول ثابت و استواری برخوردار است. در این مدت صحبت هایی از سوی نخبگان و تحلیل گران در این عرصه مطرح شد. از زاویه های متعددی به این موضوع نگاه کردند و سخنانی نیز در این ارتباط با توجه به علایق شان به مقاومت و آرمان فلسطین مطرح کردند.نماینده جنبش حماس در تهران با بیان این که ما از این سخنان استقبال کردیم، چرا که انتقادات سازنده باعث پشتیبانی از هر نوع حرکتی می شود، ادامه داد: از سوی مقامات ایرانی موضع رسمی و علنی که دقیقا در مورد این سند باشد، به جز صحبت های آقای ولایتی موضع دیگری نداشتیم. ایشان در سخنان خود گفتند که اگر سمت و سوی این سند در راستای حفظ ارزش ها و احقاق حقوق ملت فلسطین باشد همراه آن هستیم و این جدی ترین موضعی بود که از سوی مقامات ایرانی در این ارتباط منتشر شد.ارتباط تشکیلاتی و ساختاری با اخوان المسلمین نداریمقدومی در مورد برخی از اظهارات مبنی بر این که جنبش حماس در سند جدیدش، خود را به نوعی از اخوان المسلمین جدا کرده است، در این چارچوب که بتواند تا حدودی مشکلاتش را با مصر حل کند و در صحرای سینا قدرت مانور بیش تری داشته باشد، تصریح کرد: در منشور نخست جنبش حماس نیز اشاره ای نشده که ما خود را جزو سازمان اخوان المسلمین می دانیم. در ماده 20 اساسنامه 1988 حماس تاکید شده که ما بخشی از مکتب فکری اخوان المسلمین هستیم ولی ارتباط تشکیلاتی و ساختاری با اخوان المسلمین نداریم. منشور جدید حماس تحت فشار یا بر اساس خواست دیگران تدوین نشده استوی با بیان این که سند جدید منشور حماس سند ابتکاری نیست، بلکه در راستای باز تعریف جنبش است، افزود: تنظیم این سند در راستای بازتعریف جنبش حماس صورت گرفته و ما تحت فشار ...

ادامه مطلب  

بررسی انتقادی سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ یونسکو؛ آثار و پیامدهای آن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، پژوهشگر عرصه مباحث اجتماعی در مقاله ای با عنوان «بررسی انتقادی سند توسعه پایدار 2030یونسکو؛ آثار و پیامدهای آن» به بررسی این مقوله پرداخته است .چکیدهاین پژوهش با رویکرد تحلیلی، توصیفی، انتقادی، و با هدف بررسی سند آموزش 2030 یونسکو، به عنوان پروژه جهانی یکسان سازی نظام های آموزشی تدوین یافته است؛ پروژه ای که پس از برجام هسته ای، به عنوان پرژوه عملی نفوذ فرهنگی غرب در ایران و به عنوان «برجام فرهنگی» از آن یاد شده است. این پروژه توسط کارگروه ملی آموزش 2030، توسط دولت یازدهم با همکاری یونسکو تصویب و در اردیبهشت 95 توسط دولت برای اجرا ابلاغ گردید. نهیب رهبر فرزانه انقلاب مبنی بر گلایه از شورای عالی انقلاب فرهنگی و تصویب و اجرای بی سر و صدای آن، گفتمان جدیدی در این عرصه و بیان چالش ها و ناسازگاری این گونه اسناد بین اللملی با آموزه های دینی و معارف ناب اهل بیت‰، شکل گرفت. یافته های پژوهش حاکی از این است که پذیرش این سند دارای پیامدهای است. از جمله پذیرش سند به عنوان سند بالادستی در کشور، پذیرش سلطه فرهنگی غرب، حذف بسیاری از ارزش های دینی از متون آموزشی، پذیرش رسمی سلطه غرب در ارکان نظام اسلامی، تعارض سند با مبانی اندیشه اسلامی، چالش های حقوقی و امنیتی، تعارض با فلسفه تشکیل حکومت اسلامی.کلیدواژه ها: سند 2030، رویکردهای راهبردی، اهداف سند، رویکرد جنسیتی، حق شرط، چالش های حقوقی و امنیتی.مقدمهبرنامه آموزش 2030، برنامه ای فراملی و نسخه ای واحد جهانی برای تحقق آرمان چهارم از مجموعه آرمان های اهداف توسعه پایدار یونسکو می باشد؛ توسعه ای شامل کلیت نظام آموزشی در تمامی سطوح آموزش، اعم از رسمی، غیررسمی و ساختار نایافته، برای دستیابی به جامعة یادگیرنده و پایدار. آرمان برنامة آموزش 2030، «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه» است. از سوی یونسکو، برای تحقق این آرمان، هفت هدف ویژه طراحی شده است. این اهداف عبارتند از: آموزش ابتدایی و متوسطة فراگیر؛ توسعة مراقبت آوان کودکی و آموزش پیش دبستانی و فراگیر؛ دسترسی برابر به آموزش عالی و آموزش فنی و حرفه ای؛ مهارت های مختلف برای کار شایسته و شرافتمندانه؛ فراگیری و دسترسی برابر زنان و مردان به فرصت های آموزشی؛ سوادآموزی فراگیر جوانان؛ و آموزش شهروندی برای توسعة پایدار. اما ابزارهای لازم برای تحقق آرمان های فوق، عبارتند از: 1. توسعة فضای مناسب یادگیری؛ 2. افزایش بورس ها و تربیت معلم؛ 3. توسعة همکاری های بین المللی (جفری، 1384،ص13).سند و یا برنامه آموزشی 2030، توسط کمیسیون ملی یونسکو تدوین و در کشورهای مختلف از جمله ایران بومی سازی شده است. سند بومی سازی شده در ایران، به عنوان «سند ملی آموزش» مطرح و مشتمل بر هفت بخش می باشد: 1. پیش گفتار؛ 2. مروری بر شاخص های اقتصادی- اجتماعی و جمعیت شناختی ایران و ارتباط آن با آموزش؛ 3. معرفی ساختار آموزشی ایران (از پایه تا عالی)؛ 4. ساختار و راهبردهای کلان ملی برنامة آموزش 203 در جمهوری اسلامی ایران؛ 5. اهداف هفت گانة آموزش؛ 6. عوامل مؤثر در تحقق اهداف آموزش 2030؛ 7. نظام نظارت و ارزیابی برنامه آموزش 2030.[2]بر اساس اهداف اعلام شده توسط سازمان ملل، از سال 2015 تا 2030، همه کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش کنند تا به اهداف و شاخص های توسعه پایدار با همکاری و تعامل با یکدیگر، در سه سطح ملی، منطقه ای و بین المللی دست یابند.[3]این مقاله، به بررسی سند 2030 و اهداف، چالش ها و پیامدهای آن می پردازد. اجمالاً، آنچه درباره این سند گفتی است، ناهمخوانی آن با روح فرهنگ اسلامی و آموزه ها و معارف دینی است. از یک سو، تعارض آشکار این سند با آموزه های اسلامی و هنجارها و فرهنگ ایرانی و از سوی دیگر، ناسازگاری جدی آن با سیاست های کلی ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی این حوزه از جمله چالش های جدی این سند است. رهبر معظم انقلاب در این زمینه تأکید دارند: «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بین المللی» مواجه هستیم که برای نسل جوانِ ملت ها، به ویژه ملتِ ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی ها کاری غلط است. آموزش و پروش در قانون اساسی، مسئله «حاکمیتی» است و دولت باید نقش آفرینی کند» (12/2/1395). ازاین رو، این مقاله به بررسی انتقادی کم و کیف این سند و میزان سازگاری و همسویی آن با اسناد بالادستی نظام آموزشی ما، بخصوص آموزه ها و معارف اسلامی و آثار و پیامدهای آن می پردازد.پیشینه شکل گیری سند آموزش 2030برنامه آموزش 2030، اولین بار در سال 1990 (1369ش)، در شهر جامتین تایلند، کنفرانسی جهانی با عنوان «آموزش برای همه» و با هدف فراگیر ساختن آموزش در کشورهای جهان، با همکاری پنج سازمان بین المللی (یونسکو، یونیسف، صندوق جمعیت سازمان ملل، بانک جهانی برنامه عمران سازمان ملل متحد) برگزار شد. ده سال پس از این کنفرانس و در آوریل 2000 (اردیبهشت 1379)، در شهر داکار سنگال، کنفرانسی دیگر برگزار شد که طی آن، سندی با عنوان «چارچوب عمل داکار» طراحی، و برنامه ای 15 ساله برای «آموزش برای همه» ارائه شد. از سوی دیگر، سران کشورهای جهان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در آغاز هزاره جدید (سال 2000)، توافق کردند تا برای دستیابی به توسعه پایدار در کشورهای جهان و پایان دادن به فقر و کاهش شکاف طبقاتی، تا سال 2015 برای تحقق هشت هدف مشترک تلاش کنند.پس از گذشت 15 سال از این دو واقعه، توافق بر «اهداف توسعه هزاره» و برنامه «آموزش برای همه»، دست اندرکاران معتقد بودند که هر چند از زمان اجرای این دو برنامه، پیشرفت های خوبی حاصل شده، اما دستیابی به اهداف این برنامه ها تا مهلت مقرر آن، یعنی تا سال 2015 تحقق نیافته است. ازاین رو، برای اتمام کارهای ناتمام آنها، اقداماتی تکمیلی لازم است. به همین دلیل، وزرای آموزش و پرورش برخی کشورهای جهان (از جمله ایران) و نمایندگان عالی رتبه آنها در اردیبهشت 1394 (ماه مه 2015)، در اینچئون کره جنوبی گرد آمدند و بر یک برنامه 15 ساله جهانی دیگر توافق کردند. نتیجه این توافق، بیانیه ای به نام «بیانیه اینچئون» در 20 بند بود که ضمن آن، شرکت کنندگان خود را متعهد به اجرای اهداف آموزشی مورد توافق دانستند.از سوی دیگر، در مهرماه 1394 (سپتامبر 2015)، سندی به نام «دستور کار 2030 برای توسعه پایدار» به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید که یک برنامه 15 ساله دیگر را برای تحقق توسعه پایدار در کشورهای جهان ارائه نمود. این برنامه، که دربردارندة 17 هدف در عرصه های مختلف فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است، هدف چهارم خود را به «آموزش» اختصاص داده است. این هدف عبارت است از: «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه». ازاین رو، در راستای بیانیه اینچئون، با توجه به نتایج دستور کار 2030 برای توسعه پایدار و با استفاده از تجارب کشورها در اجرای برنامه های پیشین درباره «آموزش برای همه»، «چارچوب عمل برنامه آموزش 2030» تهیه شد و در کنفرانس عمومی یونسکو در پاریس در آبان (نوامبر) سال 1394 به تصویب رسید (آموزش 2030، 1395، ص13). این «چارچوب عمل»، به همراه «بیانیه اینچئون»، مشترکاً توسط یونسکو در قالب سندی با عنوان «آموزش 2030: بیانیه اینچئون و چارچوب عمل برای اجرای هدف چهارم توسعه پایدار» منتشر شد.کمیسیون ملی یونسکو در ایران، که متولی اجرای چارچوب عمل های جهانی در ایران است، پس از تصویب نهایی «برنامه آموزش 2030» در یونسکو در سال 1394، تهیه چارچوب عملی آموزش 2030 را در دستور کار خود قرار داد و در این راه، اقداماتی را بدین شرح انجام داد:1. تشکیل 30 کارگروه ملی با هدف تهیه چارچوب عمل ملی که نتیجه آن در قالب یک سند 368 صفحه ای با نام «چارچوب عمل ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران» آماده و در 20 آذر 95 از آن رونمایی شد.2. پیگیری اخذ مصوبه از هیئت دولت: به موازات تشکیل کارگروه های فوق، و طرح تشکیل «کارگروه ملی آموزش 2030»، در نهایت، هیئت دولت تشکیل «کارگروه ملی آموزش 2030» را تصویب و 25 شهریور 95 ابلاغ کرد.اهداف سندسند 2030، دارای اهداف آشکار و پنهان فراوانی است. در یک نگاه، این سند پروژه عمیق و بلندمدت جهانی سازی فرهنگ غربی است. برخی اهدافی که به صراحت در این سند مطرح شده است، عبارتند از:[4]1. هرچند هدف چهارم یعنی آموزش 2030، دستور کار سند توسعه پایدار بود، اما بیانیه اینچئون با صراحت اعلام کرد که صرفاً به اهداف آموزشی محدود نمی شود، بلکه در تحقق اهداف دیگر از جمله امور بهداشتی، اقتصادی و الگوهای تولید و مصرف و تغییر اقلیم، نقش اساسی ایفا می کند. این بیانیه بر این باور است که آموزش قادر است تحقق هر یک از اهداف توسعه پایدار، از جمله برابری جنسیتی (هدف پنجم) را تسریع کند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 37).2. یونسکو به عنوان متولی و راهبر رویداد مهم آموزش 2030 می باشد. اجلاس یونسکو، ارادۀ سیاسی منعکس شده در پیمان نامه های متعدد بین المللی در زمینة حقوق بشر را که حق آموزش و ارتباط و پیوند آن با سایر حقوق بشر را تصریح می کند، تأئید می کند.3. کشورهای مختلف باید گزارش جامع و اطلاعات لازم را برای تدوین اهداف آموزشی در اختیار کارگروه 2030 قرار دهند. این گزارش با هدف هم افزایی منطق های آموزش و همسان سازی فرهنگی و آموزشی برای همه کشورها می باشد.4. از دیگر اهداف این سند، بررسی چالش های پیش روی نظام های آموزشی و دادن اولویت ها و راهبردهای لازم برای رفع این چالش ها می باشد.5. حمایت همه جانبه از تلاش ها و برنامه ریزی برای ایجاد فضاهای یادگیری جنسیت محور، اتخاذ رویکردی واحد در حوزۀ مسائل جنسیتی در متون درسی و در آموزش معلمان و ریشه کنی خشونت و تبعیض جنسیت محور در مدارس.[5]6. حمایت از اجرای برنامۀ اقدام جهانی در حوزۀ آموزش برای توسعه پایدار و همسان سازی فرهنگی. از این موضوع، در کنفرانس جهانی آموزش برای توسعۀ پایدار آیچی ناگویا در سال 2014 رونمایی شد.[6]7. مسئولیت اجرای موفقیت آمیز این الگو بر عهده دولت هاست. ترویج پاسخ گویی، شفافیت و حاکمیت مشارکت محور در همه سطوح و ایجاد چارچوب های حقوقی و سیاست گذاری.8. حمایت همه جانبه یونسکو از کشورها برای تداوم تعهد سیاسی برای تدوین سیاست ها، برنامه ریزی ها در جهت تحقق اهداف ویژه سند آموزشی 2030 است (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 12).ازاین رو، با توجه به آنچه گذشت، اهداف این سند بسیار بیش از آن چیزی است که به ظاهر به عنوان «سند آموزشی» مطرح شده است. در عین حال، در کلیات این سند، گروه های هدف، محتوا، هدف و اصول کلی سند چنین بیان شده است:ـ گروه های هدف: همه افراد صرف نظر از جنسیت، سن، نژاد، رنگ، قومیت، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا غیره، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی یا محل تولد، افراد مهاجر و بومی، کودکان و نوجوانان به ویژه آنها که در شرایط آسیب پذیر قرار دارند.ـ محتوای آموزش: آموزش به عنوان ابزاری جامع و حیاتی است که باید محتوای آن ترویج مردم سالاری و حقوق بشر باشد و به ارتقای حقوق شهروندی جهانی، بردباری و مشارکت مدنی و توسعۀ پایدار کمک می کند.ـ هدف آموزش: آموزش: ابزار دستیابی به برابری میان زنان و مردان، توانمندسازی زنان و دختران برای مشارکت کامل سیاسی و اجتماعی و نیز توانمندسازی آنان از منظر اقتصادی است (همان، ص 37). هدف آموزش باید ترویج متقابل بردباری، دوستی و صلح باشد (همان، ص 50).ـ یادگیری مادام العمر و اینکه باید فرصت های یادگیری گسترده، انعطاف پذیر و غیررسمی از طریق روش های مختلف و با اختصاص منابع کافی و ایجاد سازوکارهای مناسب و از طریق تشویق افراد یه یادگیری آزاد ... صورت گیرد (ر.ک: همان، ص 41).رویکردهای راهبردی [7]در سند 2030، رویکردهای راهبردی بسیاری وجود دارد که اجمالاً می توان به موارد زیر اشاره کرد:1. پاسخگویی و اقدام دولتبرای ارزیابی و اجرای تعهدات و تضمین استقرار چارچوب های سیاست گذاری مستحکم سیاسی و قانونی که زیربنای تحقق آموزش 2030 است، دولت ها باید در زمینه بازبینی فعالیت ها در نظام آموشی خود، فعالانه و به طور مشارکتی اقدام کنند. همچنین، دولت ها متعهد به بومی سازی اهداف جهانی آموزش، در چارچوب این سند و طراحی روش های ارزیابی در چارچوب فرایندی فراگیر، شفاف و کاملاً پاسخگو می باشند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395،ص19).2. جذب افراد در حاشیه ماندهحذف تلاش نظام های آموزشی برای جذب افراد طرد شده یا در معرض خطر و در حاشیه مانده (همان، ص 175). عبارت «افراد دارای سایر عقاید»؛ «افراد آسیب پذیر» و «در حاشیه مانده»، در تفاسیر نهادهای حقوق بشری، شامل بهائیت و فرق انحرافی و گروه های دارای گرایشات همجنس گرایانه می شود.3. رویکرد جنسیتیـ تلاش دولت برای تضمین برابری جنسیتی: نظام های آموزشی باید برای حذف تعصب مبتنی بر جنسیت و تبعیض ناشی از سوگیری های فرهنگی و اجتماعی و وضعیت اقتصادی تلاش کنند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 36).ـ تدوین سیاست هایی برای رعایت حقوق زنان و مردان: دولت ها باید در زمینه تدوین سیاست هایی که حقوق زنان و مردان در آن به درستی رعایت شده باشد و نیز فضاهای آموزشی و برنامه ریزی مرتبط با این سیاست ها اقدام کنند.ـ حذف تبعیض و کلیشه های جنسیتی: باید در مسائل مربوط به جنسیت در حوزۀ آموزش ... تبعیض های مبتنی بر جنسیت و خشونت در مؤسسات آموزشی را حذف کرد تا ضمانتی برای تأثیر برابر آموزش و یادگیری بر دختران، پسران، زنان و مردان و حذف کلیشه های مبتنی بر جنسیت و کمک به ترویج و پیشبرد برابری میان زنان و مردان باشد (همان، ص 37).- سیاست گذاری و برنامه ریزی ... از طریق استفاده زودهنگام از آموزش، به ویژه توسط زنان و دختران و یادگیری بزرگسالان و همچنین ترویج فرصت هایی برای آموزش و تربیت جوانان و بزرگسالان در همۀ رده های سنی و از هر قشری، با هدف توانمندسازی آنان با عنایت ویژه به مسئلۀ تساوی جنسیتی و حذف موانع جنسیتی و نیز با توجه به اقشار آسیب پذیر (هدف 3-4؛ کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص 26-28).ـ هدف از آموزش، ریشه کنی نابرابری های جنسیتی و تضمین دسترسی برابر به همۀ مقاطع آموزشی برای اقشار آسیب پذیر تا سال 2030 (هدف 5-4).– توجه ویژه به هنجارهای جنسیتی، به عنوان ابزاری برای اندازه گیری پیشرفت، لازم است تا تلاش بیشتری برای دستیابی به آن انجام شود. دختران نوجوان و زنان جوانی که ممکن است در برابر خشونت مبتنی بر جنسیت، ازدواج در سنین کودکی، بارداری زودرس و بارِ سنگین کارهای منزل قرار گیرند، و همچنین دختران نوجوان و زنانی که در نواحی فقیرنشین و دورافتادۀ روستایی ساکن هستند، به توجه ویژه نیاز دارند (همان، ص 161).- اتخاذ سیاست های مقابله با خشونت های جنسیتی: برای تضمین تساوی جنسیتی در برنامه ها و نظام های آموزشی، نیازمند ظرفیت سازی و سرمایه گذاری در اجرا، پایش، ارزیابی و پیگیری برنامه ها و نظام های آموزشی هستیم. به همین منظور، تضمین امنیت شخصی زنان و دختران در مسیر رفت و برگشت آنها از مدرسه و مؤسسات آموزشی به منزل و... حذف خشونت جنسیت محور در مدارس، لازم است سیاست هایی برای مقابله با همۀ اشکال خشونت و سوءاستفادۀ جنسی تنظیم شود (همان، ص 30-31-29 و 268).4. اصلاح و بازبینی نظام آموزشی، محتوای کتب درسی و تربیت معلم- تضمین بازبینی کتاب های درسی ...، همچنین آموزش معلمان و نظارت بر فعالیت های آنان توسط دولت ها، به نحوی که موارد یاد شده باید عاری از هرگونه کلیشۀ جنسیتی باشند و در ترویج تساوی جنسیتی، عدم تبعیض، حقوق بشر و آموزش بین فرهنگی مؤثر واقع شوند(کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص26-28-29-59).- ازآنجاکه معلمان از پایه های اساسی تحقّق و تضمین آموزش با کیفیت به شمار می آیند، لازم است برای توانمندسازی، استخدام نیروهای کافی، تأمین حقوق مناسب و مکفی، ارتقای مهارت های آ نها و نیز حمایت از آنان در قالب نظام های آموزشی مؤثر، کارآمد و مجهز تلاش شود (همان، 349؛ هدف: 4ج).- تدوین راهبردهای جنسیت محور برای جذب و جلب با انگیزه ترین افراد علاقه مند به حرفۀ معلمی و تضمین انتقال معلمان به مناطقی که به وجودشان نیاز بیشتری وجود دارد. لازمۀ این کار، سیاست گذاری و وضع قوانینی است که حرفۀ معلمی را برای نیروهای انسانی موجود و آینده جذاب می کند. این کار، از طریق بازبینی، واکاوی و بهینه سازی کیفیت آموزش معلمان میسر است (همان).ـ بازنگری مواد درسی، با هدف تضمین کیفیت و ارتباط آن با محتوا، مهارت ها، ظرفیت ها، ارزش ها، فرهنگ ها و جنسیت (همان، ص 29 و 59).ـ سیاست گذاری ها باید در راستای دگرگون ساختن نظام های آموزشی انجام شوند (همان).-ارائۀ بورس در بین المللی سازی آموزش عالی و نظام های پژوهشی در کشورهای در حال توسعه، به منظور فراهم آمدن امکان ادامۀ تحصیل زنان و دختران در حوزه های علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات لازم است که توجه ویژه ای در این زمینه به عمل آید (همان، ص 34؛ هدف: 4ب).ـ افزایش قابل توجه معلمان واجد شرایط، از جمله از طریق تقویت همکاری های بین المللی برای تربیت معلم در کشورهای در حال توسعه تا سال 2030 (هدف 4- ج).5. ایجاد محیط آموزشی امن- تدوین و اجرای سیاست های جامع، چندوجهی و منسجم جنسیت محور... و ترویج هنجارها و نظام هایی برای تضمین امنیت مدارس و به دور ماندن آنها از خشونت (هدف 4- الف).- باید دولت ها محافظت از مؤسسات آموزشی را به عنوان یک محل آرام و به دور از خشونت تضمین کنند. ضمن اینکه حفاظت از مدارس به عنوان یک فضای آزاد و عاری از هرگونه خشونت جنسیتی علیه دختران و پسران الزامی است (همان، ص 296؛ هدف: 4 الف).پیامدهای پذیرش سندبرخی منتقدان سند 2030 بر این باورند که امضای این سند، به مثابه «برجام فرهنگی» است و پیامدهای خسارت باری برای نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.[8] با نگاهی منصافانه، به نظر می رسد، پذیرش این سند و میثاق بین المللی، پیامدهایی به دنبال دارد که با مبانی فکری نظام اسلامی و آموزه های دینی به شدت در تضاد و تعارض می باشد. برخی از این پیامدها عبارتند از:1. پذیرش میثاق بین المللی 2030، به عنوان سند بالادستیبا پذیرش سند 2030 یونسکو، این سند مقدم و به عنوان اسناد بالادستی کشورها تلقی شده است؛ یعنی اسناد کشور ما باید در همسویی با سند توسعه یونسکو اجرا شود. بر اساس تعهدی که داده شده است: ما باید sdg4 را به عنوان یک سند و میثاق بین المللی اصل قرار دهیم و سیاست های کلان و برنامه های خود را همسو و مطابق آن تغییر دهیم و اجرای برنامه ها را هم بر اساس شاخص های آنها پیاده کنیم. بر اساس عبارات متعدد در متن سند جهانی «آموزش 2030» و سایر بیانیه ها و اسناد پیشین مرتبط (همانند «توافق نامه مسقط»)، کشورهای پذیرنده این اسناد، «متعهد» و «موظف» شده اند «تا اهداف جهانی را در اهداف، سیاست ها، طرح ها و اقدامات ملی چرخه سیاست گذاری و برنامه ریزی، سازمان دهی نظام های آموزشی و آماده سازی منابع خود ادغام کند» و ضمن حفظ ساختارهای موجود خود، آنها را با برنامه آموزش 2030 انطباق دهند. در متن آموزش 2030 حداقل 23 بار در صفحات 8، 9، 10، 11، 12، 13، 24 57، 63، 67، 72 و 73 از تعهد کشورها به انجام اقدامات مختلف یاد شده است. شاهد این نکته بند نخست مصوبه هیئت دولت در تاریخ 25/6/95 است که تصریح می کند «به منظور هماهنگی و ارائه راه کارهای تحقق اهداف و تعهدات برنامه آموزش 2030، همسو با اهداف و تعهدات برنامه اهداف توسعه پایدار، کارگروه ملی آموزش 2030 تشکیل می گردد». ازاین رو، برای نمونه، اگر در متن قرآن مسئله ای در مغایرت با سند 2030 وجود داشت، باید کنار گذاشته شود؛ چراکه قانون پیوستن به یک معاهده بین المللی این است که آن اصل قرار می گیرد و قوانین دیگر در تطابق با آن تغییر کنند.افزون بر این، دولت ها مجری و متولی بومی سازی سند 2030 هستند؛ زیرا بن مایۀ آموزش2030 در درون کشورها قرار دارد. دولت ها، نقش مهمی در تحقق حق آموزش دارند. ضمن اینکه به عنوان متولیان و مجریان، تأمین کننده های مالی این نوع آموزش نیز هستند. دولت ها باید بر فرایند آموزش، نظارت راهبردی داشته باشند و در حفظ و تقویت این نظارت بکوشند. دولت ها باید در فرایند بومی سازی و اجرای اهداف اصلی و ویژۀ آموزش2030، بر مبنای تجارب و اولویت های ملی دخیل باشند. ازاین رو، ازآنجا که مسئولیت اصلی این پایش، بر عهدۀ دولت هاست، این کشورها باید در زمینۀ ایجاد سازوکازهای مؤثر برای پایش و پاسخ گویی اقدام کنند. این سازوکارها باید در مشاوره با جامعۀ مدنی ایجاد شوند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص36).این در حالی است که در نظام ج.ا.ا. افزون بر بخش مربوط به امور فرهنگی، علمی و فناوری در سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، اسناد بالادستی کاملاً مرتبطی نیز در این حوزه وجود دارد که در تعارض با سند 2030 قرار دارد. برخی از این اسناد عبارتند از:1. سیاست های کلی علم و فناوری (نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری)؛2. سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ابلاغی مقام معظم رهبری؛3. سیاست های کلی نظام برای رشد و توسعة علمی و تحقیقاتی کشور در بخش آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی؛4. نقشة جامع علمی کشور؛ ابلاغی 9/4/1393 توسط رهبر فرزانه انقلاب.5. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب 14/10/1389 در شورای عالی انقلاب فرهنگی).2. پذیرش سلطه فرهنگی غربپذیرش سند 2030 یونسکو، مستلزم دور شدن از آموزه های اسلامی، معارف قرآنی و بسیاری از ارزش های اسلامی است؛ چرا که روح حاکم بر سند 2030، جهانی سازی فرهنگ غرب و توسعه سلطه فرهنگی غرب بر کشورها است. طبق این سند، یونسکو به عنوان مرکزی ذی صلاح برای تدوین و اجرای برنامه جهانی آموزش، در تحقق توسعه پایدار جهانی پذیرفته شده است. به گونه ای که این سند جهانی، تعهدات و الزاماتی را برای کشورهایی که آن را بپذیرند، به دنبال خواهد داشت و عدم پایبندی به آنها، پیامدهای ناگواری به دنبال دارد. افزون بر این، آموزش شهروندی جهانی، مستلزم گذر از بسیاری از ارزش های اسلامی و اخلاقی در سطح خانواده، مدرسه و جامعه و پذیرش حاکمیت فرهنگ لیبرالی غرب است. هدف سند 2030، که به صراحت در متن آن آمده است، جهانی سازی فرهنگ غربی، و دگرگون سازی جامعه بشری بر اساس فرهنگ اومانیستی غربی است.سند 2030 با استفاده از عناوینی مانند «ترویج شیوه های ...

ادامه مطلب  

صحبت های تکان دهنده معلم نجات یافته از دست داعش + عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران نیوز، خالد تعلو خضرعلی، به همراه همسر و فرزندانش بعد از حمله گروه موسوم به دولت اسلامی، داعش در سال ۲۰۱۴، از شهرشان در عراق گریخت اما ۱۹ نفر دیگر از اعضای خانواده اش گرفتار شدند. در چهار سال گذشته او ۹۰ هزار دلار برای آزادی ده نفر از آنها پرداخته اما اکنون و به دنبال شکست داعش، او نگران است که نتواند بقیه را پیدا کند.روز ۲۶ سپتامبر سال گذشته، یک وانت قرمز رنگ وارد روستای شاریا در منطقه کردنشین شمال عراق شد.داخل ماشین، شه یما، ۱۶ ساله نشسته بود. وقتی ماشین در میان گرد و خاک وارد روستای کوچک شد، خانواده و دوستانش به طرف آن دویدند و او را در آغوش گرفتند.این صحنه بازگشت شه یما، پس از سه سال اسارت در دست داعش است. او در تمام این مدت در میان تروریست های داعش دست به دست خرید و فروش و همراه آنها به مناطق مختلف تحت کنترل داعش در عراق و سوریه برده می شد.سرانجام عموی او، خالد تعلو خضرعلی، او را به قیمت ۱۶ هزار دلار خرید و به خانه بازگرداند.خالد زمانی را که نیروهای داعش وارد شهر سنجار شدند بخوبی به یاد دارد. شب دوم اوت سال ۲۰۱۴، شبی که هیچکس نمی توانست بخوابد.خالد در حالی که در خانه موقتش، چهارزانو روی یک تشکچه روی زمین نشسته، می گوید: “درگیری ها از طرف جنوب و در حومه شهر شروع شد. ما همه ترسیده بودیم.”“صبح روز بعد، هنوز صبحانه نخورده بودیم که صدای فریادهایی را از بیرون خانه شنیدیم. در خانه را باز کردم و از افرادی که در خیابان در حال فرار بودند پرسیدم که چه اتفاقی افتاده است؟ آنها به من گفتند: “داعش اینجاست.” همه ترسیده بودند. هرکسی که ماشین داشت به کوه ها فرار کرد. اما من ماشین نداشتم.”خالد چهار لیتر بنزین ژنراتور برق خانه را خالی کرد و به یکی از همسایه ها داد تا در مقابل خالد، همسر باردار و شش فرزندش را به محلی امن منتقل کند.اما او در راه کوه های سنجار، فهمید که لپ تاپ، مقداری پول و مدارک شخصی اش را جا گذاشته است. به همین دلیل از ماشین پیاده شدند تا راهی برای رفتن و آوردن آنها پیدا کنند.همسر خالد نگذاشت که او برگردد اما رضایت داد که یکی از پسرهایشان برود. او در راه برادر خالد، دخیل را دیده بود. آنها دیرتر از سنجار خارج شده بودند و یکی از پسرهای دخیل با او در این سفر خطرناک همراه شد.همین جان او را نجات داد: دخیل و بقیه اعضای خانواده او خیلی زود به دست داعش افتادند اما دو مرد جوان مخفی شدند و موفق شدند فرار کنند.خالد می گوید: “همه کسانی که پای کوه ماندند اسیر داعش شدند. فقط کسانی که به ارتفاعات رفتند نجات یافتند.”او به یاد می آورد که مدام به موبایل برادرش تلفن می زده تا سرانجام شخصی تلفن را جواب داد و گفت ما نیروهای دولت اسلامی هستیم و گوشی را قطع کرد.پس از پیوستن به پسر و برادرزاده اش، خالد یک تراکتور پیدا کرد تا با خانواده و با عبور از مناطقی که به سرعت به اشغال داعش در می آمد، به طرف مرز سوریه بروند.آنها چند بار با تیراندازی و انفجار خمپاره مواجه شدند اما پس از ۲۴ ساعت حرکت به سمت شمال شرق، بالاخره به روستای شاریا در کردستان عراق رسیدند.خالد نگران سرنوشت خانواده برادرش بود. آنها هم مثل بقیه ساکنان سنجار، ایزدی بودند. داعش آنها را شیطان پرست می نامد و احتمال کشته شدن یا به بردگی کشیده شدن آنها بسیار زیاد بود.در ماه مه سال بعد، خالد از قاچاقچیان اطلاعاتی دریافت کرد که داعش زنان و کودکانی را که در سنجار گرفته به سوریه برده است. اما بعد مطلع شد که جنگجویان داعش به وسیله اپلیکیشن های پیامرسان آنها را با عکس هایشان برای فروش گذاشته اند.خالد که حالا در اردوگاه آوارگان در داخل عراق اسکان یافته و به عنوان معلم زیست شناسی کار می کرد، دریافت که این ممکن است تنها راه بازگرداندن اعضای خانواده اش باشد و به همین دلیل ارتباطش را با گروهی از قاچاقچیان بیشتر کرد.سال هایی که در پی آمد، با بیخوابی های بسیار همراه بود؛ تجربه روبه رو شدن با آدم های ناخوشایند و نگرانی های مالی. اما تا هنگام شکست داعش در سال گذشته، او ۹۰ هزار دلار پول درآورده و موفق شده بود با این پول ۱۰ نفر از اعضای خانواده اش را آزاد کند. شه یما آخرین آنها بود. او را از شهر دیرالزور، در آخرین روزهای تسلط داعش، قاچاقی خریده بودند.کسی که شه یما را به اسارت گرفته بود روی دست او خالکوبی کرده بودخالد می گوید که برای نجات اعضای خانواده اش مستقیم با نیروهای داعش صحبت نکرده است بلکه از یک شبک ...

ادامه مطلب  

9 + بهرام رادان؛ مشعلداران ایرانی المپیک زمستانی 2018 – روزنامه اقتصادی آسیا  

درخواست حذف این مطلب
وحید مدحتی — بهرام رادان بازیگر سینما و سفیر کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی ۲۰۱۸ گفت : در عصر ارتباطات در هر ۴۰ ثانیه یک نفر در جهان دست به خودکشی می زند که شاید دلیل آن عدم شناخت توانایی های نهفته در وجود خویشتن است.به گزارش خبرنگار روزنامه آسیا روز گذشته نشسنت خبری «کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی ۲۰۱۸» با حضور مدیران شرکت سامسونگ الکترونیکس ، بهرام رادان سفیر این کمپین و ۹ شخصیت ایرانی برگزیده برای حمل مشعل در محل هتل اسپیناس پالاس تهران برگزار شد.سامسونگ به عنوان یکی از حامیان رسمی بازی های المپیک زمستانی ۲۰۱۸ کار انتخاب ۱۵۰۰ نفر از حمل کنندگان مشعل المپیک را بر عهده داشت. به همین منظور کمپینی بزرگ برگرفته از روح المپیک در سرتاسر جهان راه اندازی شد تا شخصیت هایی الهام بخش و موثر در هر جامعه به عنوان یکی از ۷۵۰۰ نفر حمل کننده مشعل المپیک زمستانی انتخاب شوند.سامسونگ ایران نیز طی فراخوانی از تمامی علاقه مندان دعوت کرد دلایل خود را برای حضور در مراسم حمل مشعل المپیک به این شرکت اعلام کنند. نهایتا از میان هزاران درخواست دریافت شده ۶ نفر توسط هیات داوران انتخاب شدند. همچنین سه نفر نیز به دلیل فعالیت های برجسته اجتماعی و زیست محیطی به صورت مستقیم از طرف این شرکت برای حمل مشعل المپیک زمستانی ۲۰۱۸ دعوت شدند.مجموع این ۹ نفر در مراسمی روز گذشته با حضور بهرام رادان، بازیگر سرشناس سینمای ایران و پرچمدار این کمپین به طور رسمی معرفی شدند.بام سوک هانگ، مدیر سامسونگ الکترونیکس ایران در این نشست خبری با اشاره به همکاری سامسونگ و کمیته بین المللی المپیک گفت : « المپیک همواره رخدادی بوده است که مردم سراسر جهان را از هر قوم و نژادی کنار هم جمع می کند و عمیق ترین و ارزشمندترین ارزش های انسان را از طریق ورزش و رقابت به نمایش می گذارد. سامسونگ تلاش می کند به هواداران ورزش های مختلف امکان دهد تا نه تنها هیجان را تجربه کرده و به اشتراک بگذارند، بلکه آن را خلق کنند.»وی افزود: نامزدهای ایرانی حمل مشعل المپیک قهرمانان خاموش عصر ما هستند. المپیک زمستانی ۲۰۱۸ از بیستم بهمن ماه امسال در شهر پیونگ چانگ کره جنوبی آغاز می شود. اما مشعل این بازی ها از دهم آبان ماه، به مدت ۱۰۱ روز، توسط ۷۵۰۰ نفر از ۹۵ کشور جهان، در مسافتی حدود ۲۰۱۸ کیلومتر حمل خواهد شد و به محل برگزاری مراسم افتتاحیه خواهد رسید.بهرام رادان که به عنوان سفیر کمپین حمل مشعل المپیک زمستانی انتخاب شده است در این نشست خبری گفت : در ابتدا که به عنوان سفیر این کمپین انتخاب شدم به آن صرفاً تحت عنوان یک پروژه کاری مثل دیگر کارها نگاه می کردم اما هرچه پیش رفتیم نگاهم به آن تغییر کرد .وی افزود : تک تک افرادی که انتخاب شده اند سرشار از زندگی هستند و الهام بخش کسانی می باشند که در خلوت خود نغمه نا امیدی سر می دهند . رادان ادامه داد : بر اساس یک آماری که اعلام شده است در جهان در هر ۴۰ ثانیه یک نفر خودکشی می کند که این اتفاق این سئوال را در ذهن به وجود می آورد که این افراد به توانایی های نهفته در وجود خود ایمان ندارندوی افزود : همه ما انسان ها توانایی های ویژه ای در درون خود داریم که تنها بخشی از آنها مورد استفاده قرار می گیرد.در ادامه این نشست خبری علیرضا توسلی، مدیر ارشد بخش موبایل سامسونگ الکترونیکس با اشاره به کمپین ه ...

ادامه مطلب  

بهرام رادان مشعل دار المپیک زمستانی «پیونگ چانگ»  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، طبق گزارش رسیده، پیش از این هم سابقه داشته که چهره های غیرورزشی مشعل دار المپیک باشند.تام کروز در المپیک 2004 آتن مشعل دار بود ، دیوید بکام در المپیک 2012 لندن مشعل بازی ها را به دست گرفت. این بار نوبت به یک چهره هنری از ایران رسیده که در یک میدان ورزشی جهانی، سفیر ایران باشد.گفته می شود؛ البته مشعل داری سوپراستار سینمای ایران تنها بخشی از یک پروژه بزرگ است؛او سفیر کمپینی شده تا چند ایرانی دیگر را هم برای مشعل داری المپیک 2018 انتخاب کند.«سامسونگ موبایل» به عنوان حامی رسمی المپیک پیونگ چانگ ، برای اولین بار افراد را برای حمل مشعل المپیک زمستانی انتخاب می کند.بهرام رادان بازیگر سینمای ایران به عنوان سفیر این کمپین انتخاب شده تا مردم را برای شرکت در این رویداد تاریخی دعوت کند.رادان با اشاره به اینکه افراد بزرگی در طول تاریخ مشعل دار بازی های المپیک بودند، در این باره گفت: «این فرصت بزرگی ست که در اختیار ایرانیان قرار گرفته تا به عنوان نماینده ایران افتخار حمل مشعل المپیک را داشته باشند. افتخاری که ممکن است فقط یکبار در زندگی به وجود بیاید.»سفر مشعل المپیک زمستانی 2018 از اول نوامبر آغاز می شود و از 17 شهر و استان کره جنوبی می گذرد.این مشعل در مراسمی سنتی 26 اکتبر در شهر ...

ادامه مطلب  

طرح تازه ای لازم است آیا اعتراض فایده ای هم دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
زمستان ۲۰۰۳، که در خاطر من و شما ثبت شده، تمام دنیا دست به دست هم داد تا اعتراض خود را به وقوع احتمالی جنگ در عراق ابراز کند. چه دورانی بود، چه شور فزاینده ای! شور عمومی در ۱۵ فوریه به اوج خود رسید، روزی که میلیون ها نفر در بیش از ۶۰ کشور جهان به خیابان ها ریختند و فریاد اعتراض سر دادند. «حرف ما را بشنوید!» یکی از شعارنوشته هایی بود که در تظاهرات لندن دیده می شد. در خیابان های نیویورک، تظاهرکنندگان یک کره جغرافیاییِ بادیِ بزرگ را با خود حمل می کردند. پیر و جوان، شهروند و غیرشهروند، همه آمده بودند. و تنها چند هفته بعد، ایالات متحده جنگ را آغاز کرده بود.کمتر از ده سال بعد، جنبش اشغال وال استریت در واکنش به تخلفات موسسه های مالی و اعتباری، سلطه بی چون وچرای شرکت های بزرگ، و در اعتراض به یغماگران اقتصادی و عاملان اختلاف طبقاتی در نیویورک به وقوع پیوست. در پاییز ۲۰۱۱، تظاهرکنندگان به مدت دو ماه در پارک زوکاتی، واقع در منهتن جنوبی، کنار هم چادر زدند و با هم اجتماع و همکاری کردند. زمانی که کمپ هایشان در نیویورک برچیده می شد، این جنبش به بیش از ۹۰۰ شهر در سراسر دنیا راه یافته بود. هیچ تغییری در سیاست های آمریکا ایجاد نشد.اندکی بعد در ۲۰۱۴، در پی تجمع های متعدد، جنبش جان سیاه پوستان مهم است۱ از ایالت میسوری آغاز شد و به سراسر کشور راه یافت. این بار معترضان علاوه بر شعارنوشته ها از هشتگ های مختلفی نیز در گسترش پیام خود بهره جستند. پرشمارترین تجمعات اعتراضیِ این جنبش در صفحه اول تمام نشریات مهم کشور پوشش خبری یافت. تظاهرکنندگان نام بیش از چهل سیاه پوست را، که افسران پلیس بدون هیچ دلیلی آن ها را کشته بودند، فریاد می زدند و به مرگشان اعتراض می کردند. بااین همه، بیشتر افسرانِ دخیل حتی متهم نشدند، و از چند افسری هم که مورد محاکمه قرارگرفتند فقط سه تن محکوم شدند. تا این تاریخ، از آن سه نفر فقط یک نفرشان حکم زندان گرفته است.و اما آن شنبه به یادماندنی در همین ماه ژانویه امسال چطور؟ میلیون ها نفر در کل آمریکا و در نزدیک به ۷۰۰ شهر در سراسر دنیا برای راهپیمایی زنان۲ گرد هم آمدند تا هم زمان هم در حمایت از حقوق زنان، و هم علیه رئیس جمهور جدید شعار سردهند. کلاه ها۳ عالی بودند، شعارنوشته ها از آن هم بهتر. بلوارهای شهرهایی چون نیویورک، واشنگتن، لندن -و حتی لس آنجلسی که مردمش به ندرت پیاده راه می روند- همچون رودهایی جاری، مملو از راهپیمایان شده بود. گفته شد که آن شنبه بزرگ ترین تظاهرات یک روزه در کل تاریخ آمریکا بوده است. دوشنبه فرارسید و دولت روال عادی کار خود را از سر گرفت.قرن هاست که میان راست ها و همین طور چپ ها این اعتقاد وجود داشته که هر زمان نارضایتی مدنی به اوج خود رسد، من و شما و هرکه می شناسیم می توانیم به خیابان ها بیاییم و خواستار تغییر اوضاع شویم. متمم اول قانون اساسی۴ از «حق مردم برای برپایی اجتماعات آرام و دادخواهی از حکومت برای جبران خسارات» محافظت کرده و چنین تلاش هایی را ارج می نهد. از تحریم قانون تمبر۵ در سال های دهه ۱۷۶۰ گرفته تا راهپیمایی حق رای زنان در ۱۹۱۳ و راهپیمایی به سوی واشنگتن۶ در ۱۹۶۳، تظاهرکنندگان همواره با سربلندی در دل تاریخِ ما گام برداشته اند. در این راه ترانه های باشکوهی نیز برای ما به ارمغان آوردند، ترانه هایی شاید نه چندان عالی، ولی شنیدنی. (تام لِرِر، موسیقی دان سرشناس آمریکایی، می گوید: «دلیل اینکه بیشترِ ترانه های عامیانه آن قدر ضعیف اند این است که ’مردم‘ آن ها را ساخته اند».) در خارج از کشور، کنشگریِ اجتماعی۷ بهار عربی و جنبش های کارگریِ ماکائو را رقم زد.بااین همه، سوال همچنان باقی است: آیا این اعتراض ها اخیراً دستاوردی برای ما در بر داشته؟ تلفن های هوشمند و شبکه های اجتماعی سامان دهی اعتراضات را آسان تر کرده و فعالان مدنی امروزه بیشتر درباره بزرگی و دامنه اعتراضات صحبت می کنند تا درباره نتایج ماندگار آن ها. آیا اعتراض استفاده صحیح و موثری از هوشیاری سیاسی ماست؟ یا صرفاً نمایشی اجتماعی است که در آن شرکت می جوییم تا احساس فضیلت، درستکاری و مفیدبودن داشته باشیم؟کتاب اختراع آینده: پساسرمایه داری و جهانی بدون کار۸ (انتشارات ورسو) در ۲۰۱۵ منتشر و همین سال گذشته نسخه بازنگری شده آن ارائه شد. دلایل انجام این بازنگری برای هر کس که در جریان اخبار و وقایع چند سال اخیر بوده روشن است. نویسندگان کتاب، نیک سِرنیسک و الکس ویلیامز، قدرت راهپیمایی ها، اعتراضات مدنی، و دیگر کنش هایی را که به طور کلی «سیاست مردمی»۹ می نامند زیر سوال برده اند. آن دو می گویند این گونه روش ها بیش از آنکه راهکار باشند عادت اند. اعتراضْ بیش ازاندازه مقطعی و زودگذر است. همچنین، ماهیتِ ساختاریِ مشکلات جهان مدرن را در نظر نمی گیرد. به گفته آن دو «دستورکار سیاست مردمیْ تقلیل پیچیدگی ها به مقیاسی انسانی است». چنین نگرشی ایده اصالت و اعتبار را ترویج می کند، یعنی استدلالی مبتنی بر روایت های فردی (عادتی که بین ژورنالیست ها نیز رایج است)، و به طور کلی ناتوان از تفکر نظام مند در باب تغییر است. در ظاهر، جنبشی مانند اشغال وال استریت زمانی در هم شکست که پلیس ضد شورش معترضان را از اماکنی که اشغال کرده بودند بیرون راند. ولی، به عقیده نویسندگان کتاب، درواقع این رویه جنبش بود که از همان ابتدا موجبات شکست آن را فراهم آورد. رویه ای که طی آن ابراز احساساتِ برحق معترضان بر سازوکارهای تغییرِ واقعی اولویت می یافت.سرنیسک و ویلیامز می نویسند: «این موضوع، بیش از هر چیز، سیاستی است که به سرگرمی بدل شده -مثلاً چیزی مثل ’سیاست همچون تجربه مواد مخدر‘ - نه آنچه قادر به تحول جامعه باشد. اگر اعتراضات اخیر را تمرینی برای آگاهی عمومی بدانیم، موفقیتشان در بهترین حالت مخدوش بوده است. پیامِ آن ها را رسانه های جمعی، که نه هوادار جنبش بلکه شیفته تصاویر تخریب اموال عمومی اند، دستکاری کرده اند؛ آن هم تازه اگر رسانه به نزاعی که هر روز بیشتر تکراری و خسته کننده می شد می پراخت».خسته کننده؟ آه. چنین انتقادی از طرفِ سرنیسک و ویلیامز بسیار دردناک است، چرا که آن ها نه از سینه چاکان راست افراطی اند، نه محافظه کارانی خشک و سنتی، و نه حتی میانه روهایی بزدل. آن ها چپ های مارکسیستی هستند در آرزوی جهانی بدون مرز و بدون کار یا «پسا-کار»۱۰. آن ها معتقدند که جامعه می تواند -و باید- در جهت حذف کامل نظام سرمایه داری تغییرکند. انتقادشان به اعتراض و کنش مستقیم سیاسی، برخلاف شور رادیکال جاری در میان نسل های متمادی، است. برخلاف شعار معروف قدیمیِ «مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد!»، این دو نویسنده چپ می گویند که، در واقعیت، مردم متحد هم شکست می خورند.در نظر آن دو، مشکل اینجاست که چپ گرچه به پیشروبودن خود می بالد، غرق در حسرت گذشته است. به گفته آن ها، «دادخواست ها، اشغال ها، اعتصاب ها، احزاب پیشرو، گروه های همگرا۱۱ و سندیکاها همه برخاسته از شرایط تاریخی خاصی بوده اند» و نوسازی این چیزها، در تناسب با جهانِ بین المللی شده و دیجیتالی شده کنونی، ما را از آنچه آن ها صراحتاً «چرخه بی پایان بدبختی» می دانند رها خواهد ساخت. اعتراض برای ابرازِ ثبات قدم خوب است. اما تغییرْ کارِ پراگماتیک و به روز می طلبد. «اختراع آینده» احتمالاً هوشمندانه ترین و عاقلانه ترین خیالِ واهی ای است که در یک کتاب از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ تاکنون منتشر شده است.در بخش های پرابهام تری از کتاب، سرنیسک و ویلیامز گذار به تغییرات پساسرمایه داری را در سراسر جامعه ترویج می کنند و اغلب با روش هایی قاطع و بنیادین. آن ها خواهان کاهش زمان هفته کاری، استقرار نوعی درآمد پایه همگانی به وجهی سخاوتمندانه، و رهایی مردم از قید طرز تفکری هستند که چنین اموری را عجیب و کاهلانه می پندارد. آن ها مشتاقانه در انتظار روزی اند که ربات ها در محیط کار جایگزین ما شوند، روزی که هر لحظه نزدیکتر می شود. (به گفته آن ها، هرچه بیشتر کارها را بر عهده سی-تری. پی. او۱۲ بگذاریم، راحت تر از چنگال ماشین بهره کشیِ سرمایه داری رها خواهیم شد.) البته آن دو به خوبی واقف اند که اغلب این ایده ها کم از رویاپردازی برای آرمان شهری خیالی نیست، ولی توصیفشان از چپِ کنشگرِ بی فکری که اعمالش صرفاً «مبتنی است بر نقدِ بوروکراسی، ساختار عمودی قدرت، حذف، و نهادینه سازی» دقیق و واقعی به نظر می رسد. آیا می توان بار دیگر اعتراض را به روزهای اوجش بازگرداند؟ یا مردم به سادگی فقط مشت های خود را در هوا تکان خواهند داد؟از ویژگی های عجیب و قابل تاملِ فرهنگ آمریکایی در نیم قرن اخیر این بوده که ایدئال های محیط کار و روندهای اعتراضی در این کشور آینه تمام نمای یکدیگر بوده اند. از همان زمان که جهان کسب وکار کوشید با ترویج کار انعطاف پذیر و غیرحضوری، و با مسطح سازی سلسله مراتب سازمانی (حتی بعضاً با حذف مدیران) از قید محدودیت های سازمانی گذشته رها شود، معترضان نیز کوشیدند به واسطه سازمان دهی مستقیم، آنی و از راه دور، و حرکت به سوی جنبش های بی رهبر یا جنبش های «افقی» از کنش های نالان گذشته فاصله گیرند. البته این چیزی است که معمولاً در عمل بسیار دشوارتر است تا در نظر؛ چه بسا دشوارترین جنبه کارِ فاقد رهبر این است که اساساً کاری انجام بگیرد. این پرسشِ آزاردهنده همواره باقی است که چگونه می توان افراد را بر سر ذوق آورد، وقتی کسی همچون گاندی جلودارشان نباشد.چنین چالشی محور کتاب تجمع۱۳ (انتشارات آکسفورد)، نوشته مایکل هارت و آنتونیو نِگری، قرارگرفته است. این دو فیلسوفِ سیاسی کوشیده اند به پاسخی برای این پرسش دست یابند که چگونه می توان جنبش های سیاسی را بدون رهبر به درستی هدایت کرد. آن ها می گویند: «از یک سو، دوران آن به سر آمده که یک فرد سیاسی پیشرو موفق شود به نام توده ها قدرت را از آنِ خود سازد. از سوی دیگر، اشتباه فاحشی است اگر انتقاداتِ بجایِ وارد به امر رهبری را به معنای رد کامل نهاد و سازمان سیاسی پایدار تلقی کنیم». هارت و نِگری نیز به سنت مارکسیسم تعلق دارند و کتابشان در پرداختن به جزئیاتِ جاری در جامعه فقیر و در بحث از نیروهای انتزاعی بس ثقیل است. گاهی به نظر می رسد آن دو، به جای هنر ممکنات۱۴، دارند از قوانین حاکم بر مکانیک سیالات سخن می گویند. («هرچه سرمایه داران، تحت قوانین مالی، ظرفیت های نوآورانه خود را از کف داده و به تدریج از دانش اجتماعی شدنِ مولّد جا می مانند، انبوه خلق صور بیشتری برای تعاون خود خلق کرده و بر توان خلاقه خود می افزایند...»). نوشته آن ها بیشتر مناسب و مورد علاقه اساتید دانشگاه و محققان خواهد بود تا معترضی که با شعارنوشته دست ساز خود به خیابان می رود. جای تاسف است، چرا که، از قرار، هدف اصلی هارت و نِگری توانمندسازیِ همان هایی است که «انبوه خلق» می نامندشان. بنابر مدل کلاسیک اعتراض، استراتژی (یا ایده و برنامه اصلی و کلی) متعلق به رهبران جنبش است، درحالی که تدابیر عملی (اقدامات، شعارها، کنش های خیابانی) بر عهده مردمی است که در صحنه حضور می یابند. از کلیدی ترین نظریات هارت و نِگری این است که این فرمول باید جابه جا شود: استراتژی باید در اختیار توده های معترض، و تاکتیک ها و تدابیر باید بر عهده رهبران قرارگیرد. در تئوری، چنین روشی هم سبب چالاکی جنبش می شود (هر گاه در صحنه عمل مشکل حادی بروز کند، رهبران سریع احضار خواهند شد) و هم سبب هوشیاری جنبش در برابر سلطه (هیچ اقلیتی نمی تواند به جای جمع تصمیم بگیرد). آن ها می نویسند: «لازم نیست خط مشی و اصول حزب به مردم ابلاغ شود تا فعالیت های خود را بر اساس آن شکل دهند. مردم قادرند ستمی که بر ایشان وارد شده، و آنچه را که می خواهند تشخیص دهند». احتمالاً اطرافیان هارت و نِگری خیلی بابصیرت تر از اطرافیان من و شما بوده اند.در هر حال، پویش آن ها یکی از ویژگی های مهم کنشگری معاصر را برجسته می سازد. ال.ای کافمن، در کنش مستقیم: اعتراض و بازسازی رادیکالیسم آمریکایی۱۵ (انتشارات ورسو)، جنبش های رخ داده در نیم قرن گذشته را در قالب فازهای مختلف پروژه ای واحد ارزیابی می کند، نه شورش هایی پراکنده. فرض غالب بر این است که سبک های امروزیِ اعتراض پیامدی طبیعی از دهه ۱۹۶۰ است. ولی کافمن معتقد است، در پایان آن دهه، رادیکالیسم گویی مورد تصادم شهاب سنگی عظیم قرارگرفت که در اثر آن اتمیزه، پرآشوب و منکسر شد. به نظر او فرهنگ کنونیِ کنش رادیکال ما درواقع از اوایل دهه هفتاد آغاز شد، آن هنگام که نسل جدیدی از جوانه های سبز از دل خاکستر گذشته سر بر آورد.کافمن یک شکست مشهور را لحظه آغاز این رویش می داند: تظاهرات بزرگی که سال ۱۹۷۱ در روز جهانی کارگر علیه جنگ ویتنام برگزار شد. همان روزی که ۲۵هزار نفر از جمع معترضان پل ها و مسیرهای ارتباطی را در واشنگتن دی. سی مسدود ساخته بودند. وجود دستورالعملی حاوی تاکتیک های تظاهرات در آن روز نیکسون را قادر ساخت فرمانی صادر کند که پیشاپیش اقدامات پیشگیرانه لازم را توسط دادستان کل کشور به نیروهای پلیس، ارتش و گارد ملی برساند. بیش از هفت هزار نفر از معترضین دستگیر شدند. مری مک گروری، ژورنالیستی که طرفدار پایان جنگ بود، آن روز را چنین توصیف کرده است: «ولنگارترین، ناهماهنگ ترین و زیان بارترین حرکت صلح جویانه ای که به بدترین نحو برنامه ریزی و اجرا شد».کافمن این را قبول ندارد. به نظر او ترس از تظاهرات لرزه بر اندام دستگاه حاکم انداخت. علاوه براین، اقدامات آن روز سرآغاز رویکرد تاکتیک محوری شد که ما امروز به کار می بریم. او می نویسد: «تظاهرات روز کارگر آخرین تظاهرات ملی گسترده در مخالفت با جنگ ویتنام، همچنین اولین تجربه سرنوشت ساز از نوع جدیدی از رادیکالیسم بود». تظاهراتی که، بیش از رهبریِ اخلاقی، به کنش واقعیِ انسداد توجه داشت. در این راه، از هر آنچه -و هر آن کس- که به نحوی مانعی در برابر قدرت ایجاد می کرد استقبال می شد. در دستورالعمل تظاهرات آمده بود، «سازمان دهی با شماست، به این معنا که هیچ فرمانده جنبشی وجود ندارد که راجع به تاکتیک هایی که باید اجرا کنید تصمیم بگیرد».نمی توان اهمیت تازگیِ چنین ایده ای را در آن زمان دست کم گرفت. همین طور نباید از این غافل شویم که این ایده تا چه حد در ذهنیتی که امروزه از اجتماعات سیاسی داریم نهادینه شده است: اجتماعاتی که اعتراضات «نَرمی» چون فلش ماب ها و جِرم بحرانی۱۶ را نیز در بر می گیرد. در این مدل جدیدِ تاکتیک محور، اقتدارْ ناشی از تعداد شرکت کنندگان است. در چنین الگویی نیاز به پرنسیب های مشترک یا استراتژی های دقیقاً هماهنگ شده نیست؛ انگیزه های شرکت در اعتراضی همگانی می تواند کاملاً شخصی و خصوصی باشد. همان گونه که سرنیسک و ویلیامز توضیح داده اند، «ترجیح سیاست مردمی این است که همه اقدامات را خود شرکت کنندگان انجام دهند. به عنوان نمونه، این سیاست بر کنش مستقیم تاکید دارد و تصمیم گیری را امری می داند که باید تک تک افراد انجامش دهند، نه نمایندگان آن ها». این نوع از آزادی، بعد از آن رهنامه های پیچیده جنبش های اواخر دهه ۱۹۶۰، تازگی داشت.کافمن می گوید که از دهه ۱۹۷۰ جنبش هایی که از روش های سازمان دهی «بدیلِ» متاثر از این الگو پیروی می کردند رفته رفته در سراسر کشور پدیدار شد، و اغلب این جنبش ها هم اهدافی کوچک و محلی را دنبال می کردند. برای نمونه، می توان به شرکت تعاونی غذایی پارک اسلوپ در نیویورک، فستیوال موسیقی زنان میشیگان و دیگر فعالیت های لیبرالی از این دست۱۷ اشاره نمود. در چنین پروژه هایی، اهداف و جدال های سیاسی از طریق آنچه اغلب سیاست «پیش نمایانه»۱۸ نامیده می شود ابراز می گردند. در سیاست پیش نمایانه، کنشگران طبق همان قوانینی که آرزو دارند بر جامعه ایدئالشان حاکم باشد رفتار می کنند. دهه هشتاد با راهگشایی و راهبری فعالانِ کوئیر و پانک -که قبلاً حرکت های موفق زیادی را در حاشیه به ثمر رسانده بودند- و با برپایی اعترضات تئاترگونه در مجمع ملی حزب دموکرات در سال ۱۹۸۴ آغازگردید. به آن اعتراضات باید اضافه کرد تلاش های جسورانه و بسیار موفق گروه عصیان کُن۱۹ را که خواستار تغییر سیاست های معطوف به بیماری ایدز بودند، و همچنین جنبش محیط زیستیِ رادیکال و حساب شده اول زمین!۲۰ را که «می خواست کاری کند که، برای صاحبان قدرت، مقاومت بیش از تسلیم هزینه بردارد».کافمن خط سیر این نوع کنشگری تاکتیکی را تا دوره تظاهرات ضد جنگ عراق و پس از آن دنبال می کند. او به راهپیمایی عظیم ۱۵ فوریه ۲۰۰۳ نیویورک که در اعتراض به جنگ عراق بر پا شد می پردازد. این راهپیمایی، که گفته می شود بزرگترین رویداد این چنینی طی دهه های اخیر بوده، بسیار سریع سازمان دهی شد. ولی کافمن به سادگی از کنار بی اثربودن آن می گذرد و آن را این گونه توجیه می کند که «گاهی اعتراض می کنید فقط با این هدف که مخالفت همگانیِ موجود علیه سیاست هایی را که امیدی به تغییرشان ندارید ثبت کرده باشید».گرچه جنبش ها از قید رهبران رها شده، پرقدرت گشته و حافظ استقلال فردی اند، ولی هنوز به چیزی حیاتی -یعنی راهی برای موفقیت- دست نیافته اند.تاریخ برای کسانی که در قدرت پایدار اعتراض تردید کرده اند پاسخی بسیار قاطع در چنته دارد: جنبش حقوق مدنی آمریکا. از اواسط دهه ۱۹۵۰ تا اواسط دهه ۱۹۶۰، کنشگران موفق شدند طرح های تفکیک نژادی را در مدارس و در سیستم حمل ونقل عمومی شهری و بین ایالتی، و همچنین الگوهای مالیات ثابت سرانه، تبعیض در استخدام، و بسیاری قوانین نژادپرستانه دیگر را براندازند. همه این ها قدم به قدم، آن هم در مقابله با یک نظام سیاسی بسیار قوی و مستحکم و با وجود خطرات جانی، به دست آمد. عملاً در کل تاریخ ملی آمریکا هیچ جنبش دیگری به این میزان اثربخش نبوده است. جنبش حقوق مدنی پیش از تحول عظیم رادیکالیسم در اواخر دهه ۶۰ رخ داد، ولی به نسل جدیدِ مشتاقانِ تغییر نشان داد که با ریختن به خیابان ها چه چیزهایی قابل تحقق خواهد بود.چرا اعتراضات جنبش حقوق مدنی کارآمد بود، درحالی که کنشگری های اخیر این همه مشکل دارد؟ این سوالی است که زینب توفِکسی در کتاب توییتر و گاز اشک آور: قدرت و شکنندگی اعتراض های شبکه ای۲۱ (انتشارات یِیل) به آن پرداخته است. توفکسی دانش آموخته جامعه شناسی است و تحقیقاتش بر تلاقی و ارتباط اعتراض با رسانه های دیجیتال تمرکز دارد. او در دهه ۱۹۹۰ در چیاپاس مکزیک در کنار زاپاتیست ها بوده؛ در زمان انقلاب مصر در میدان تحریر به سر برده؛ در برهه جنبش اشغال وال استریت در منهتن جنوبی بوده؛ و در میدان تقسیم ترکیه در تظاهرات علیه دولت اردوغان حضور داشته است. او زمان بسیار قابل توجهی را نیز در فضاهای مجازیِ اعتراض ها سپری کرده، از حضور در قرارهای ملاقاتی آنلاین وبلاگ نویسان عرب در تونس گرفته تا ملاقات های کافه ای با شهروندخبرنگاران خودساخته شبکه های اجتماعی. بااین همه، به نظر او موفقیت این جور اعتراضات صددرصد کامل نیست. او می نویسد: «جنبش های شبکه ای نوین از قابلیت گسترش بسیار سریعی برخوردارند و قادرند بدون ساختن فضای سازمانی خاصی تمامی امور لجستیکی خویش را قبل از برپایی اولین اعتراض یا راهپیمایی سامان بخشند. بااین حال، همین سرعت خودِ نقطه ضعفشان هم هست». به عقیده توفکسی، اعتراضات عصر دیجیتال را نمی توان به سادگی نسخه های سریع تر و حساس تری از نمونه های پیشینشان در اواسط قرن به حساب آورد؛ آن ها از اساس متفاوت اند. او در میدان تقسیمِ ترکیه شاهد بود که تقریباً همه چیز را گروه های تاکتیکی ای انجام می دادند که کنشگرانشان کاملاً خودجوش و تصادفی بودند، یعنی همان مدل کافمن که به یاری رسانه های اجتماعی گسترش و سهولت بیشتری یافته بود. توفکسی می نویسد: «سازمان های ازپیش موجود، چه رسمی و چه غیررسمی، نقش بسیار اندکی در هماهنگی ها ایفا می کردند. درعوض، مردم برای درخواست کمک در تکمیل کارها، در پارک، داوطلبان را صدا می زدند یا با ارسال هشتگ های توییتری و پیام های واتس اَپی آن ها را فرامی خواندند». او این شیوه سازمان دهیِ فی البداهه را «ادهوکراسی»۲۲ می نامد. زمانی حتی جمع کردن افراد در یک مکان نیازمند نوعی ساختار هماهنگی سلسله مراتبی بود. ولی امروزه هر کسی می تواند از طریق توییت یا پست های آنلاین بلافاصله هزاران نفر را به حرکت درآورد.توفکسی هم زمان درمی یابد که در این شیوه، ایجاد و سامان بخشی تغییرات تاکتیکی دشوارتر است. جنبش های عصر دیجیتال عمدتاً از لحاظ سازمانی کم قدرت اند و، با اینکه در رساندن صدای اعتراض خود به صاحبان قدرت کارآمدند، در فرجام خواهی یا در به ثمررساندن مذاکراتِ دشوار و طولانی خوب عمل نمی کنند. وقتی جریان اِشغال میدان تقسیم شدت گرفت و دولت ترکیه سرانجام تن به مذاکره داد، مشخص نبود چه کسانی باید به عنوان نماینده میلیون ها معترض در مذاکرات شرکت جوید، و همین باعث شد دولت خود طرف های مذاکره کننده اش را برگزیند. با تجزیه جمعیت حاضر در پارک به گروه های بحث و جدلِ نامنظم، پلیس موفق شد به جمع معترضان هجوم برده و آن ها را متفرق سازد. پس از آن، دولت اعلام کرد که اعتراضات پایان یافته، و واقعاً هم تا حد زیادی همین طور شده بود.توفکسی معتقد است عناصر ضروری، ولی غایب در اینجا، الگوهای ارتباطی و ساختارهایی هستند که هر گاه یک گروه ثابت برای مدتی طولانی با هم کار می کنند پدیدار می شود. ...

ادامه مطلب  

متن کامل سخنان اسماعیل هنیه درباره سیاست های حماس در مرحله آتی  

درخواست حذف این مطلب
رئیس دفتر سیاسی حماس بر آمادگی این جنبش برای همکاری با تمامی گروه ها و طرف های فلسطینی و گسترش روابط با کشورهای عربی و اسلامی و نیز دیگر کشورهای جهان تاکید کرد.به گزارش شفاف، «اسماعیل هنیه» در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از انتخاب به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس به تشریح سیاست ها و مواضع این جنبش در قبال مسائل داخلی و خارجی پرداخت.به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین،متن کامل این سخنان به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحیمحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانیان است و سلام و درود بر سرور پیامبران...(سبحان الذی أسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر) (فإذا جاء وعد الآخرة لیسوؤا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا){ پاک و منزّه است آن (خدایی ) که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه های خود به او نشان دهیم . همانا او شنوا و بیناست.} { و آن گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند.}پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:{گروهی از امت من همچنان از حق حمایت می کنند و بر دشمن شان پیروز می شوند و هر کسی هم با آنها مخالفت کند، هیچ آسیبی به آنها نمی رساند و مصیبت ها هم ضرری به آنها نمی رساند تا اینکه وعده خداوند فرا برسد و آنها در همین حال باشند.}ای فرزندان ملت مقاوم فلسطیناقشار امت عربی و اسلامیبرادران و خواهران... حضار گرامیسلام و درود خداوند بر شما... اما بعد،اولین چیزی که می خواهم پس از افتخاری که برادرانم با اعتماد به من در سمت ریاست دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دادند و مرا مسئول عهده داری این مسئولیت کردند، سخنانم را با آن آغاز کنم، حمد و سپاس خداوند و درخواست از درگاه او برای کمک به من برای حفظ این امانت و پایبندی به عهد و پیمانی است که با خود در برابر خداوند و در برابر این ملت بزرگ و برادرانم بسته ام تا اینکه به اصول ملت فلسطین و در راس آنها آزاد سازی سرزمین و قدس و مسجد الاقصی و اسرا، تحقق حق بازگشت و تاسیس کشور فلسطین به پایتختی قدس بسته ام. این عهد و پیمان جهادی است که از آغاز انقلاب های فلسطین تا به امروز بسته شده است و همان پیمانی است که شهدای انتفاضه قدس و الاقصی که جانشان را فدای دفاع از سرزمین فلسطین و قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی کردند، بسته بودند و برخی از آنها به فیض شهادت نائل گشتند و برخی دیگر همچنان چشم به راه لحظه شهادت هستند و راه مقاومت و انتفاضه را ادامه می دهند. درود بر شهدا و مجروحان ملت فلسطین و خانواده ها و نزدیکان شان و درود بر اسرای قهرمانی که دست به فداکاری زدند و در راه خدا ثابت قدم هستند و با صبر و پایداری در برابر دشمن جلاد به راه خود ادامه می دهند. تشدید حملات رژیم صهیونیستی علیه اسرای دربند زندان های رژیم جنایتکار صهیونیستی باید متوقف شود.تداوم سیاست بازداشت اداری ظالمانه رژیم صهیونیستی علیه صدها نفر از رهبران، نمایندگان و فرزندان ملت فلسطین، تروریسمی است که در مقابل چشم و گوش جهانیان صورت می گیرد و آنها هیچ اقدامی برای مقابله با این روند انجام نمی دهند. ما تاکید می کنیم که ظلم زندانبان به درازا نخواهد انجامید و اراده اسرای آزاده ما را نخواهد شکست و آزادی آنها بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده است.من در اینجا همچنین به مقاومت قهرمان فلسطین و تمامی گردان ها و شاخه های نظامی آنها و در راس شان؛ گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس درود می فرستم. درود بر مقاومت قهرمان ما و گردان های قسام، گروهان های قدس، گردان های شهدای الاقصی، گردان های شهدای الاقصی، گردان های ابو علی مصطفی، گردان های مقاومت ملی و تمامی شاخه ها و تشکل های نظامی. این مقاومت با دشمن و تروریسم آن در تمامی میدان ها مقابله کرده و همچنان به صورت شبانه روزی برای تحقق آرمان های ملت در زمینه آزادی و حق بازگشت تلاش می کند. این مقاومت بسیار قابل تقدیر و منبع افتخار و عزت ملت و امت و تمامی آزادگان جهان است و در عین حال، حقی شریف برای فلسطین و مایه افتخار ملت و مایه امید امت است.علاوه بر این، من در اینجا از سرویس های امنیتی که به ترور شهید "مازن فقها" واکنش نشان داده و ضربه ای سنگین به سرویس های امنیتی دشمن وارد کردند و مزدوران و عناصر آنها را تحت تعقیب قرار دادند، درود می فرستم و به شهید قهرمان مهندس "محمد زواری" متولد تونس که در راستای انجام وظیفه خود در زمینه حمایت و جهاد در سرزمین مقدس فلسطین، به عضویت گردان های قسام درآمد، درود می فرستم.و نباید فراموش کنم که به تمامی اقشار ملت فلسطین و کارکنان قوای مقننه، مجریه و قضائیه، اعضای چهارمین دستگاه دولتی که فعالان مطبوعاتی و اصحاب قهرمان رسانه ها هستند، کشاورزان، کارگران، بازرگانان، صاحبان صنایع، تجار، ماهیگیرانی که به صورت شبانه روزی در معرض حملات دشمن صهیونیستی قرار دارند و با این وجود به پایداری و ایستادگی خود ادامه می دهند، تیم های پزشکی، اورژانس و امداد و نجات، معلمان و اساتید دانشگاه ها، دانش آموزان و دانشجویان، پزشکان، مهندسان و تمامی فعالان بخش ساختمان و سازندگی و سازندگان آینده بهتر برای پسران و دختران مان درود بفرستم.برادران و خواهران:من امروز از سرزمین فلسطین و از وسط غزه سربلند با ملت فلسطین در هر جایی که هستند و تمامی طیف ها و جریان های آن صحبت می کنم. ملت ما، ملت یکپارچه ای است که از هم جدا نخواهند شد. آنها صاحبان آرمان حقی هستند که قابل تقسیم و تجزیه نیست. آنها صاحبان حق ثابت در فلسطین هستند که نمی توان حتی از یک ذره از خاک آن چشم پوشی کرد.می خواهم درباره دردها، اهداف و آرمان های مشترک صحبت کنم. شمایی که از چندین دهه قبل در مسیر مبارزه علیه گروهک های صهیونیستی گام نهاده اید و عشق به فلسطین و دفاع از وطن را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال می دهید و به اغواگری های کسانی که می خواهند شما را از این راه منحرف کنند و ارعاب و تهدیدهای آنهایی که می خواهند در دل این ملت ترس و وحشت ایجاد کنند و تجاوزات دشمنان، توجهی نمی کنید؛ دشمنانی که با استفاده از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند و اقدامات تروریستی نظام هایشان می خواهند شما را به تسلیم در برابر واقعیت های موجود وادار کنند و گاهی با تطمیع و گاهی دیگر با ارعاب، ما را مجبور به فراموشی حقوق و اصول ثابت مان در سرزمین و مقدسات مان کنند.حضار گرامی، ملت فلسطین در هر جایی که هستید، اقشار مختلف امت سرافراز ما:امروز می خواهم برای شما درباره اوضاع کنونی و راهی که قرار است طی کنیم و نیز اولویت های ملی در مرحله آینده صحبت کنم و در این راه اولا از خداوند متعال و در مرحله بعد از ملت بزرگ فلسطین که صد سال در برابر وعده بالفور و 70 سال با طرح اسکان آوارگان فلسطینی در وطن جایگزین ایستادگی کرده است و دهها سال است با تجاوزات، محاصره و تلاش ها برای یهودی سازی، گسترش جهل و وادار کردن مردم به مهاجرت و حذف هویت آنها مقابله کرده و می کند، کمک می جوییم.اولا: جنبش حماس در تمامی مراحل خود ثابت کرده است که یک جنبش جوان، تسلیم ناپذیر و اصیل است و این اصالت را در موضع و خط مشی ریشه دار و رشادت های فرزندان و بنیانگذاران پاک خود و در راس آنها، شیخ شهید احمد یاسین و با خون هزاران نفر از شهدا و درد و رنج هزاران نفر از اسرا و مجروحان ثابت کرده است. این مردان راه و روش بزرگی را که جنبش حماس در سایه خون و تلاش ها و مجاهدت های آنها طی می کند، برای ما ترسیم کرده اند و ما امروز می بینیم که من و گروهی از برادرانم رهبری این جنبش بزرگ را از برادران بزرگوار و رهبران گرانقدری مانند برادر مبارز استاد خالد مشعل "ابو الولید" تحویل می گیریم.این برادران ما طی سالیان گذشته امانت رهبری این جنبش را بر عهده گرفته و از آن حفاظت کرده اند و به اذن خداوند این پرچم در اهتزاز را با پیروزی به ما تحویل داده اند و به لطف خداوند توانسته اند زمینه پیشرفت جنبش حماس و حفظ وحدت و ارتقای نقش و تقویت تاثیرگذاری آنرا طی مراحل سختی که ملت فلسطین پشت سر گذاشته است، فراهم سازند تا اینکه مورد اعتماد ملت قرار گرفته و به مایه امید امت تبدیل شوند. و امروز اگر چه برادرم ابو الولید (مشعل) ـ خدا حفظش کند ـ در نتیجه یک تصمیم مشورتی در سطح جنبش حماس که مایه عزت و افتخار ماست، از مسئولیت رهبری حماس کنار می رود، اما مطمئنا سنگر مقاومت و ایفای نقش جهادی و سیاسی به عنوان یک رهبر ملی و یک شخصیت برجسته و نماد مبارزاتی بزرگ ملت و مقاومت فلسطین را ترک نخواهد کرد و من به برادرم ابو الولید و دیگر برادران بزرگواری که در مرحله گذشته مسئولیت رهبری حماس را بر عهده داشتند، درود می فرستم.دوم: حماس اخیرا سند سیاسی خود را منتشر کرد که در آن به دیدگاه و اصول و اهدافی که این جنبش بر اساس مبانی خود دنبال و به موجب آنها عمل می کند، اشاره شده بود. این سند موضع یکپارچه حماس در قبال مجموعه مسائل پیش روی این جنبش را تشریح کرده و قدرت آن برای جمع میان اصالت و حرکت به موازات نیازهای زمانه و اصول ثابت و متغیرها و مسائل مرحله ای و راهبردی را نشان داد و در چارچوب واقع بینی زمینه را برای مواضع سیاسی و فکری که نشانگر پویایی حماس و قدرت آن برای تجدید و برقراری توازن در عصر تغییرات شتاب زده است، فراهم کرد. ما در قالب این سندی که به ملت فلسطین ارائه دادیم، شفاف و صریح بر این مساله تاکید نمودیم که می خواهیم با تمامی طرف ها بر اساس راهبرد ملی جامع در عرصه سیاست مقاومت و سازندگی نهادهای رهبری و اداری و نیز مدیریت امور داخلی و روابط خارجی مان همکاری کنیم. ملت فلسطین در هر جایی که هستید:شما می دانید که امت ما مرحله بی سابقه ای از درگیری های داخلی میان قدرت های منطقه ای و داخلی و کشمکش های بین المللی را پشت سر گذ اشته و در نتیجه جنگ ها و خونریزی هایی که هنوز هم ادامه دارد و باعث تضعیف مقدرات این امت می شود، درد و رنج زیادی را متحمل شده است. این درگیری ها باعث تضعیف تمامی طرف ها و پاره پاره شدن منطقه و نیز پیچیده شدن عرصه شده است و برخی طرف ها خواهان تداوم و تشدید این وضعیت و گسترش دامنه درگیری ها و خرابی ها در هر نقطه ای از منطقه هستند تا زمینه ویرانی بیشتر جبهه داخلی کشورها و ایجاد موانع و دیوارهای ساختگی میان ملت های منطقه و حتی میان اقشار یک ملت واحد فراهم شود و امت ما به سمت بیابان سرگردانی و بلاتکلیفی، بر هم خوردن وحدت، بقا در دایره جنگ و درگیری و خونریزی، هتک حرمت، تهدید تمامیت ارضی کشورها و یکپارچگی آنها پیش رود و در نتیجه ضعیف شده و به زانو درآید تا عرصه برای تحمیل برخی گزینه های دشمنان به آن، تقویت دشمن صهیونیستی و تضمین امنیت و هژمونی و بقای آن فراهم گردد.از زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور جدید آمریکا در این کشور به قدرت رسیده است، با فشار و تشویق دشمن صهیونیستی تحرکات و تلاش های شتابزده ای برای بهره برداری از اوضاع کنونی و باجگیری از طرف های عربی و اسلامی خسته و تضعیف شده به منظور نابودی مساله فلسطین و تحمیل سازش تاریخی و نیز فشار شدید برای ایجاد چتر حمایتی فلسطینی، عربی و اسلامی از آن آغاز شده است.در برابر این وضعیت، ما ملت فلسطین راهی جز در اختیار گرفتن ابتکار عمل، ساماندهی اوضاع، مقاوم سازی بیشتر خود، تامین امنیت جبهه داخلی و حمایت از حقوق خود نداریم و باید یکپارچه سعی در رساندن این پیام آشکار به جهانیان را داشته باشیم که هر گونه راه حل و طرح سازشی که با حق ملت ما در زمینه آزادی و استقلال و تشکیل کشور فلسطینی برخوردار از حق حاکمیت به پایتختی قدس مخالف باشد، به سرانجامی نخواهد رسید و ما به هر قیمتی، همچون سدی مستحکم در برابر آن ایستادگی خواهیم کرد و همان طوری که ملت قهرمان ما توطئه های قبلی برای نابودی آرمان بحق خود را به شکست کشانده است، این بار هم به حول و قوه الهی می تواند این کار را انجام دهد و جهانیان باید ندای حق و عدالت و انصاف را بشنوند.ملت فلسطین:مسئولیتی که من و برادرانم در موضع رهبری حماس در داخل و خارج بر عهده داریم، ایجاب می کند که کلیات رویکردی را که سعی در تحقق آن داریم و اولویت کاری ما در مرحله آتی برای تحقق اهداف بزرگ ملت فلسطین به شمار می رود، تشریح کنیم.این اصول کلی عبارتند از:نخست: مقابله با اشغالگران متجاوز به سرزمین و مقدسات مان و اقدامات نامتعارف و مغایر ارزش ها و قوانین بین المللی؛ چه در زمینه سرکوب و محاصره و چه در زمینه مصادره اراضی، یا یهودی سازی و یا شهرک سازی. بهترین سلاح کارآمد ما در این زمینه وحدت موضع فلسطینی بر پایه رویکرد سیاسی جامع ملی است که زمینه تشریک مساعی و پایان دادن به امیدها به وعده های دروغینی را که ملت فلسطین در طول سالیان مذاکره آنها را تجربه کرده اند، فراهم کند.دوم: قدس و مسجد الاقصی:محور اصلی منازعه؛ یعنی مساله قدس به عنوان قبله گاه نخست و سومین حرم شریف در کانون توجه ما قرار دارد و ما برای حمایت از هویت عربی و اسلامی این شهر و مقابله با تلاش ها برای یهودی سازی، اخراج ساکنان و تغییر ترکیب جمعیتی آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد و در عین حال، برای تقویت پایداری و بقای ساکنان آن به عنوان نماد مبارزه ملت، جهاد امت و حفظ این نماد مبارزه و مقاومت تلاش خواهیم نمود.تلاش های رژیم صهیونیستی برای تحمیل واقعیت های موجود در مسجد مبارک الاقصی از طریق طرح های یهودی سازی و تقسیم زمانی و مکانی و تجاوزات بی وقفه و نیز تصمیم اخیر نتانیاهو در موافقت با ورود وزرا و اعضای کنست به این مسجد، نمی تواند باعث تحقق اهداف این رژیم شود و به لطف پایداری اهالی قدس، اراده حافظان سنگر الاقصی و ابتکارات قهرمانان انتفاضه قدس، این اقدامات هیچ تاثیری نخواهند داشت و مسجد مبارک الاقصی همچنان مکانی کاملا اسلامی باقی خواهد ماند و اشغالگران هیچ جایی در آن نخواهند داشت. ما همچنان مشعل جهاد و مقاومت را با خود حمل خواهیم کرد تا امت ما زمینه اقامه نماز در مسجد الاقصی را که خداوند به اطراف آن برکت داده است، داشته باشد و خداوند با دستان مبارزان ما امید ملت و امت مان در زمینه آزادی و بازگشت آوارگان را محقق سازد. ما از همین جا به صراحت اعلام می کنیم که مخالف ایجاد هر گونه ارتباط میان دیوار برق و صهیونیست های اشغالگر هستیم و این دیوار بخشی از مسجد مبارک الاقصی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. ما امروز با ساکنان قدس که به نیابت از امت از بیت المقدس و اطراف آن دفاع می کنند، عهد و پیمانی دوباره می بندیم.سوم: ما کرانه باختری مقاوم را که در معرض حملات متعدد برای قطع ارتباط بخش های مختلف، یهودی سازی و شهرک سازی و تبدیل به مناطق جدا افتاده و نیز قطع پیوندهای طبیعی و ارتباط با اراضی گسترده شان از طریق دیوار حائل و جاده های کمربندی و ایست های بازرسی قرار دارد، زیر نظر داریم.کرانه باختری قهرمان ما همچنان ریشه های انقلابی را در خود دارد که شراره های آن تغذیه کننده نسلی است که تلاش ها برای ارعاب و تهدید و به تسلیم واداشتن آن نتوانسته است ذات و فطرت آنها را تغییر دهد و این نسل مقدس با عملیات ایتمار، عملیات شهید مهند حلبی و شهید هدیل هشلمون انتفاضه قدس را رقم زد و با خون و تحرکات و پویایی جوانی شان سعی در تجدید بیداری را دارند. ما کاملا به صراحت اعلام می کنیم که کرانه باختری همچنان محور منازعه و نماد انتفاضه و مقاومت در اشکال مختلف باقی خواهد ماند و هیچ کس نمی تواند جلوی آنرا بگیرد و جنبش حماس برای مقابله با تمامی سیاست های سرکوب و تلاش ها برای به حاشیه راندن این منطقه از طریق دو محور اصلی تلاش خواهد کرد: نخست؛ حمایت از پایداری اهالی کرانه باختری و ملت فلسطین در برابر طرح های دشمن و تلاش های آن برای به تسلیم واداشتن این ملت و دوم؛ مقاومتی که تاوان سنگینی از دشمن به خاطر اشغالگری اش بگیرد.ما در این راه با طرف های مختلف ملت برای مقابله با گسترش شهرک سازی و احداث دیوار حائل و نیز توسعه شهرک های صهیونیستی همکاری خواهیم کرد و مشکل ملی ما در کرانه باختری همکاری و هماهنگی امنیتی است و بازداشت ها و تعقیب ها و تلاش ها برای ضربه زدن به انتفاضه ریشه در همین مشکل ملی دارد و از همین رو، ما هر گونه همکاری امنیتی در کرانه باختری را محکوم می کنیم و خواستار توقف فوری این همکاری ها در راستای پایبندی به رویکرد ملی سالم و ادبیات جنبش های ملی و نیز اجر ای مصوبات شورای مرکزی (ساف) هستیم و حمایت خود از برادران مان در پارلمان فلسطین را که بسیاری از آنها توسط رژیم صهیونیستی بازداشت شده اند، اعلام می کنیم. آخرین نفر از این نمایندگان بازداشت شده "محمد بدر" و "خالده جرار" بودند که تاوان مواضع آزادانه و جسورانه ملی و مخالفت با همکاری های امنیتی را می دهند. ما همچنین بر همبستگی و حمایت خود از برادران نماینده مان در قدس که از شهر و دیار خود تبعید شده اند، اعلام می کنیم و خواستار بازگشت آنها به عنوان حقی مشروع و غیر قابل چانه زنی و سازش هستیم.چهارم: ملت مقاوم ما در اراضی اشغالی سال 1948، در نقب و المثلث و الجلیل امانتداران سرزمین و هویت ما هستند که در معرض تروریسم، تبعیض نژادی و تلاش ها برای حذف هویت و سلب مشروعیت قرار دارند و سینه های عریان خود را سپر دفاع در برابر سیاست تخریب منازل و الحاق اراضی به مناطق تحت اشغال رژیم صهیونیستی و نیز تلاش ها برای اخراج صاحبان شرعی سرزمین فلسطین از آن کرده اند و درد و رنج ناشی از تعلق خاطر به این وطن و پایداری در سرزمین فلسطین را به جان می خرند. این شهروندان فلسطینی در خط مقدم دفاع از مسجد مبارک الاقصی و مقدسات فلسطین و پایداری در نبرد هویتی قرار گرفته اند و صدای اذان را از هر منبری می شنوند و بر تعلق خاطر تغییر ناپذیر خود به این سرزمین تاکید دارند. آنها مانند کوه های الجلیل و المثلث پایدار و مانند قلعه های عکا و صفد و مناره های حیفا و دریاچه طبریه استوار هستند و نقش کاروان های حامل پرچم فلسطین و پرچم های عزیمت به مسجد الاقصی و سنگربانان این مسجد هستند.حمایت از پایداری فلسطینیان در اراضی اشغالی سال 1948 و خواسته ها و حقوق و دستاوردهایشان و نیز تحکیم ارتباط آنها با ملت فلسطین، حقی بر گردن ملت و امت است که آنها را تنها نخواهد گذاشت و تسلیم دشمن صهیونیستی نخواهد کرد؛ چرا که آنها نگین تاج و بارقه امید این ملت و امت هستند.پنجم: ما اعلام می کنیم که درد و رنج ملت فلسطین در اردوگاه های پایداری در مرزهای وطن و در اردوگاه های لبنان، سوریه و اردن مانند یرموک، وحدات، بقعه، عین حلوه، رشیدیه، صبرا و شاتیلا، نهرالبارد و تمامی مناطقی را که فلسطینیان در آنجا حضور دارند، بر دوش می کشیم و مسائل آنها را دنبال می کنیم. آنها بازوان مقاومت هستند که پرچم مبارزه را طی سالیان متمادی و چندین دهه به دوش کشیده اند و به وطن بازخواهند گشت تا آنرا بسازند. ما در اینجا تاکید می کنیم که هر چقدر هم به طول بیانجامد، مساله آوارگان از یاد نخواهد رفت، بلکه آوارگان محور اصلی مساله فلسطین باقی خواهند ماند و این مساله کاملا سیاسی است و حق بازگشت، حقی مقدس است که به مرور زمان از بین نمی رود و هیچ طرفی در جهان هم حق حذف آنرا ندارد. لذا، ما هم در کنار آنها با تمامی تلاش ها برای اسکان این آوارگان در کشورهای دیگر و اجرای راهکار موسوم به "وطن جایگزین" مقابله می کنیم.فلسطین وطن ماست و هرگز به وطنی جایگزین آن راضی نخواهیم شد. ما امروز با کمال اطمینان و قدردانی از تمامی تلاش های قبلی کشورهای عربی میزبان آوارگان فلسطینی، از آنها می خواهیم شرایط زندگی عزتمندانه این آوارگان در اردوگاه ها را فراهم سازند و راهبردی عربی ـ فلسطینی برای حمایت از حق بازگشت و مقابله با پروژه های اسکان آوارگان وضع کنند. ما همچنین از سازمان ملل متحد می خواهیم به وظایف خود در قبال شهروندان فلسطینی در هر جایی که هستند، عمل کند؛ چرا که این نهاد بین المللی مسئول امداد رسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی تا زمان بازگشت شان به سرزمین اصلی شان در فلسطین است.ما امروز شاهد وقوع فاجعه جدیدی برای برادران فلسطینی مان در سوریه هستیم که تلخی کوچانده شدن و آوارگی را چشیدند و راهی سرزمین ها و کشورهای دور و نزدیک شدند و تاوان سنگینی در قبال آوارگی و محرومیت تقبل کردند. ما خواستار حمایت از این افراد و پناه دادن به آنها و حفظ کرامت شان هستیم و در عین حال، از انجام وظیفه ملی و انسانی خود در قبال آنها کوتاهی نخواهیم کرد.درباره وضعیت منحصر به فرد لبنان هم باید گفت که جنبش حماس در کنار دیگر گروه های ملی و اسلامی فلسطین سعی در حمایت از حضور فلسطینیان در اردوگاه های لبنان و دور نگه داشتن آنها از درگیری های طائفه ای و منطقه ای و داخلی و نیز تقویت روابط برادرانه میان این گروه از فلسطینیان و لبنانی ها را دارد و اوضاع آوارگان فلسطینی در لبنان را در تمامی ابعاد سیاسی، انسانی و اجتماعی دنبال می کند. ما با تمامی اقشار ملت فلسطین در لبنان برای تامین امنیت اردوگاه های فلسطینی و برقراری آرامش در آنها تلاش می کنیم و در عین حال، می خواهیم این اردوگاه ها به عاملی برای برقراری آرامش و تحکیم صلح داخلی در لبنان تبدیل شوند؛ چرا که آرامش لبنان و کشورهای عربی به نفع فلسطین است و لبنان سالم و قوی مایه قدرت آرمان فلسطین است.در همین راستا، ما به تمامی اقلیت های فلسطینی در اروپا درود فرستاده و از نقش ارزشمند آنها در حمایت از آرمان فلسطین و دفاع از حق ثابت شان در فلسطین قدردانی می کنیم. ما همچنین به اقلیت فلسطینی در آمریکا و آمریکای لاتین و تمامی کسانی که در برگزاری کنفرانس های فلسطینی در خارج نقش و مشارکت داشتند و بدین ترتیب، پایبندی خود به اصول ملی و ارتباط راستین شان با وطن و آرمان فلسطین را نشان دادند، درود می فرستیم. این ...

ادامه مطلب  

ماجراهای پر حاشیه یک سند/ از حق تحفظ تا ملغی شدن ۲۰۳۰ - سلامت اجتماعی  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز: «سند 2030 ملغی شد»؛ این خبری بود که چند روز گذشته بر خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. سندی بین المللی درباره آموزش و پروش که پذیرش برخی از مفاد آن از سوی ایران نگرانی رهبر انقلاب را در پی داشت.به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبرآنلاین، آموزش و پرورش یکی از نگرانی های اساسی مقام معظم رهبری است. این را هر کسی به خوبی می داند. پیش از ماجرای سند ۲۰۳۰، طرح موضوع آموزش زبان های خارجی از سوی رهبر انقلاب سبب شد تا آموزش و پرورش خطوط آموزشی زبان خارجی در مدارس را اصلاح کند. این بار اما توجه مقام معظم رهبری به سندی بین المللی درباره آموزش و پرورش سبب شد تا دولت و نهادهای متولی موضع روشن تری را درباره آن اتخاذ کنند. سندی که اجرای آن از سوی ایران در سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ تقدیر نهاد های بین المللی را برانگیخت. اما مطرح شدن ۲۰۳۰، فراتر از واقعیت های آن شایعات عجیب و غریبی را در پی داشت؛ مثل پذیرش آموزش همجنسگرایی در مدارس و یا انتشار گسترده شایعه توزیع کتابی در خصوص آموزش های جنسی در نمایشگاه کتاب که همگی کذب محض بوده و چندبار اعتراض شدید حسن روحانی، رییس جمهور را در پی داشت.اما پس سخنان مقام معظم رهبری درباره سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰»، که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ در دیدار با معلمان، مطرح شد از همان لحظه، مورد توجه و اهتمام جدی دولت قرار گرفت. دولت در اطلاعیه ای که دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت 26 اردیبهشت ماه به نگرانی ها و سوال های ایجاد شده پاسخ داد و نوشت: «دولت از طریق مرسوم و بنا به وظیفه، برخی شبهات مرتبط با سند ۲۰۳۰ را خدمت رهبری پاسخ گفته و بر طرف کردن سایر دغدغه های ایشان در خصوص این سند را نیز در دستور کار خود قرار داد.»حسینعلی امیری، معاون پارلمانی رئیس جمهور در همین راستا گفت: «دولت در اجرای سند آموزشی 2030 منویات رهبری را بدون هیچ کم و کاستی رعایت خواهد کرد. ضمن اینکه باید توجه داشت الزامی برای اجرای همه بخشهای این سند وجود ندارد و از لحاظ حقوقی ماحق این را داریم که هر بخشی از آن را که درست تشخیص دادیم اجرا کنیم و بخشهایی ازآن اجرا می شود که مطابق با منویات رهبری و ارزشهای سیاسی و مذهبی ما باشد.»به دنبال آن فخرالدین احمدی دانش آشتیانی، وزیر آموزش و پرورش درباره سند ۲۰۳۰ گفت: همچنان که مقام معظم رهبری استفاده سیاسی از معلمان را در تعارض با شأن معلم دانستند و فرمودند که معلم، همچون الماسی قیمتی است که نباید آن را بازیچه قرار داد، دولت یازدهم به فرهنگ و هویت دینی و ملی خود احترام می گذارد و همانگونه که رئیس جمهور گفت به ملت ایران و رهبر معظم انقلاب اطمینان می دهیم که وزارت آموزش و پرورش صرفا متناسب با فرهنگ اسلامی - ایرانی خود و در چار چوب قوانین و اسناد بالا دستی حرکت خواهد کرد.ادعای میرسلیم و پاسخ وزارت آموزش و پرورشسند ۲۰۳۰ نه تنها در دوران انتخابات به موضوعی داغ برای مناظرات انتخاباتی تبدیل شده بود بلکه موضوع خوب برای طرح آن در سخنرانی ها و سفرهای استانی بود. سید مصطفی میرسلیم کاندیدای دوره دوازدهم ریاست جمهوری در جمع مردم اهواز «مسجد ارشاد» در 23 اردیبهشت ماه گفت: «رئیس جمهور سند 2030 یونسکو را در نیویورک پنهانی و بدون اجازه مجلس وشورای عالی انقلاب فرهنگی امضا کرده است که این سند مسائل غیرفرهنگی را در بر می گیرد»این دعا سبب شد که وزارت آموزش و پرورش در اطلاعیه ای این ادعا را تکذیب و اعلام کند که «وزارت آموزش و پرورش در تاریخ دوم شهریورماه 1393 در نامه ای به رئیس کمیسیون آموزش مجلس «جناب آقای زاهدی» از او برای شرکت در اجلاس برنامه «آموزش برای توسعه پایدار» در کشور ژاپن درخواست کرده که دو نماینده به عنوان ناظر مجلس وزیر وقت آموزش و پرورش را در این اجلاس همراهی و در جلسات شرکت کرده و اسناد مصوبات را بررسی و به کمیسیون آموزش مجلس گزارش داده اند. وزارت آموزش و پرورش برای شرکت در اجلاس دوم «آموزش برای توسعه پایدار» در اینچئون کره جنوبی نیز مجددا در نامه ای به رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی جناب آقای زاهدی» درخواست ناظری برای این اجلاس داشته که سخنگوی محترم این کمیسیون، در آن جلسه شرکت کرده است که این نیز بر کذب بودن خبرکاندیدای محترم مهر تایید دیگری می زند.»علی زرافشان، معاون آموزش متوسط وزارت آموزش و پرورش نیز با بیان اینکه مجلس و نمایندگان در جریان سند ۲۰۳۰ بودند، گفت: در اجلاس سال ۱۳۹۳ که در کشور ژاپن برگزار شد دکتر فانی شرکت کردند. دکتر فانی شخصی هستند که رهبری او را فردی متدین و حضور ایشان را فرصتی برای وزارت آموزش و پرورش دانستند. همراه ایشان جمعی حضور داشتند که به کشور ژاپن رفتند. آقای فانی نامه ای را به آقای زاهدی که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات. مجلس بودند نوشتن تا نمایندگانی را به این اجلاس اعزام کنند تا در جلسات حضور داشته باشند و نظارت کنند که دو نفر معرفی و اعزام شدند.شایعه پنهان کاری دولت در امضا و پذیرش سند ۲۰۳۰ تا به آنجا پیش رفت که حسن روحانی، رئیس جمهور را وادار کرد تا اسنادی از بیانیه٢٠٣٠ را منتشرکند و متذکر شود که مجلس و قوه قضائیه نیز از جزئیات سند ۲۰۳۰ باخبر بودند و مغایرتی درآن ندیده بودند. واکنش رئیس جمهور به شایعات درباره سند ۲۰۳۰حجت الاسلام حسن روحانی ندر شست خبری خود پاسخ تندی داد به کسانی که در ایام انتخابات به استناد سند 2030 به تخریب دولت پرداختند. او گفت: درباره به سند 2030 وزرای علوم و خارجه و آموزش پرورش نامه ای به رهبری نوششتند و گفتند که ما تحفظ خودمان را از ابتدا حفظ کرده و گفته ایم هرچه که بر خلاف ارزشهای ملی باشد به آن توجه نمی کنیم. علی الظاهر گزارش هایی به ایشان داده بودند که نگرانشان کرده بود. اما من در سخنرانی‎هایم به ایشان اطمینان دادم و الان هم به مردم این اطمینان را می‎دهم که اصلا نگران خدشه دار شدن ارزشها نباشند.روحانی افزود: فرهنگ و آموزش و پروش برای ما بسیار مهم است. حرف یک و دو نفر نیست و 11 میلیون جمعیت ما در حال آموزش هستند. بسیار متاسفم که کسانی در این انتخابات ازاین سند سوء استفاده کردند. من از تخریب و تهمت به خودم می‎گذرم، خدا هم از گناهان ما می گذرد، اما از اهانت به معلمان در قالب اعتراض به سند 2030 نمی گذرم. متاسفانه برخی به طلاب و مردم ما دروغ گفتند.او ادامه داد: من خودم طلبه بودم و در حوزه زندگی کرده ام و می دانم در حوزه زندگی کردن یعنی چی. برخی طلاب را تحریک کردند و به عنوان منادی اسلام به آنها بلندگو دادند تا به روستاها بروند و بگویند وادینا وا اسلاما! در حرم حضرت علی هم وقتی برق کشیدند یک نفر سخنرانی کرد و گفت وا اسلاما که به اینجا سیم کشیدند! الان هم برخی به جای سیم 2030 را بهانه کردند که کار زشتی کردند. خدا انشالله از گناهشان بگذرد و مردم هم بگذرند و معلمان ببخشندشان، اما من نمی گذرم.برخی دیدگاه ها درباره سند ۲۰۳۰دیدگاهآیت الله ناصر مکارم شیرازی عده ای جمع شده برای ۱۵ سال دیگر مردم دنیا تصمیم گرفته تا جهان مترقی بسازند. این سند دارای ۵۹ بند و ۱۷ هدف دارد که بسیاری از آن زیبا و انسانی است و انسان از آن لذت می برد ولی مجموع آن تثبیت نظام سلطه است و در لابلای آن مسایل خود را جاسازی کرده اند. اهداف چهارم و پنجم این سند مبنی بر ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه و برابر و دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران است. ما به جهانی می اندیشیم که همه زنان و دختران به طور همه جانبه تساوی جنسیتی را درک کرده و همه موانع حقوقی، اقتصادی و ... را از میان راه برداریم.علی مطهری، نماینده مجلسسند ۲۰۳۰ یک توصیه نامه است که یونسکو به عنوان یک سازمان مستقل آن را داده و یونسکو سازمانی است که حتی از فلسطین نیز دفاع کرده است. این توصیه نامه ای است که یونسکو داده است و در کشورها ارزیابی می شود که تا چه حد اجرا شود و کشور ما این را با حدتحفظ قبول کرده است. موضوع ۲۰۳۰ قدری سیاسی شد و چندان نیازی به این همه مجادله بر سر آن نبود و همانطور که گفته شد چیزی نیست که تعلیم و تربیت ما را تحت تاثیر قرار دهد نه اینکه ما بخواهیم برنامه های آموزشی خود را از آن برداریم.بهرام قاسمی، سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه بدون تردید فرمایشات مقام معظم رهبری در همه امور فصل الخطاب است. موضع اصولی و تغییرناپذیر ایران عدم اجرای بخش هایی از سند ۲۰۳۰ که مغایر با قوانین، اولویت های ملی، باورهای دینی و ارزش های اخلاقی جامعه اسلامی ایران می باشد، است. هیچ بخش از سند ۲۰۳۰ که مغایر با فرهنگ و باورهای دینی، اجتماعی و اخلاقی ایرانی و اسلامی کشور باشد، قابلیت اجرا نداشته و کشورمان نیز هیچ گونه تعهدی نسبت به اجرای آن نداردمجید انصاری، معاون حقوقی رئیس جمهورسند 2030، یک برنامه کاری است، طبق قواعد حقوق بین الملل، برنامه کاری سندی است که حاوی هیچ تعهد حقوقی برای دولت ها نیست. این سند و مانند آن در حقیقت یک توصیه نامه است.سند 2030، معاهده محسوب نمی شود. لذا نیازی به امضای دولت ها و در نتیجه تصویب مجالس قانونگذاری (رعایت اصل 77 قانون اساسی) ندارد. از آن جا که سند 2030، معاهده نبوده و الزام آور محسوب نمی شود هیچ یک از کشورهای اسلامی نسبت به موارد احتمالی مغایرت آن با شرح اعلام تحفظ نکرده اند. در عین حال، تنها جمهوری اسلامی ایران طی چهار نوبت، نسبت به مواردی که احتمالا مغیار با شرع و فرهنگ اسلامی و ایرانی باشد اعلام تحفظ نموده است.حجت الاسلام سید مجتبی میردامادی، امام جمعه موقت اصفهانبا این سن ...

ادامه مطلب  

دولت بیانیه داده ک  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی-رجانیوز: آیت الله علم الهدی ظهر امروز در خطبه دوم نماز جمعه این هفته 12 خرداد ماه در حرم امام رضا (علیه السلام) با اشاره به ایام رحلت امام خمینی (رحمت الله علیه)، اظهار کرد: امام بزرگوار وجود مقدسی است، سالروز رحلتش برای ما حادث شدن یک داغ است و در هر سالی به مناسبت یادآوری عظمت امام، ملت ما بدانند چه وجودی را ازدست داده اند، اصولاً هرچه می گذرد، پرده های تازه تری از چهره علمی، عظمت و موقعیت امام کنار زده می شود.به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله علم الهدی ایشان ادامه داد: امام یک رهبر انقلابی و سیاسی نبود که فقط نظام شاهنشاهی را به هم بزند و شاه را از این مملکت بیرون کند و یک نظام به نام نظام جمهوری اسلامی تشکیل دهد، اصل حرکت امام در تحقق انقلابش، یک تحول عظیم جهانی است؛ اینی که امام، انقلاب مقدس اسلامی و نهضتش را در پاییز سال 41 آغاز کرد و این حرکت منجر به تشکیل یک نظام حکومتی شد، آن روز دنیا به دو بلوک تقسیم شده بود، بلوک سوسیالیسم و بلوک لیبرالیسم.پیدایش سوسیالیسم و لیبرالیسم با وقوع مدرنیتهآیت الله علم الهدی به پیدایش دو تفکر در پی انقلاب صنعتی اشاره و عنوان کرد: پیدایش مدرنیته دو نوع تفکر بر اساس ماده پرستی تشکیل داده بود و قدرت دنیا بین این دو قدرت تقسیم شده بود، یک عده پیرو مکتب سوسیالیسم و یک عده پیرو مکتب لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی، جنگ سردی بین خودشان برقرار بود درباره سیادت و آقایی دنیا که هرکدام درصدد بودند تا رهبری کل جهان را به دست بگیرند، آنی که در این دو اندیشه و دو بلوک قطعی بود، مسئله انزوای دین از عرصه زندگی بشر، سیاست و مدیریت دنیا بود.ایشان افزود: در بلوک شرق، سوسیالیست دین را افیون ملت می پنداشت و در بلوک غرب، دین را مانع رشد و توسعه ملت ها می دانست، یعنی مبنای قدرت و سیاست این دو بلوک و مبنای ایدئولوژی این دو بلوک این بود که دین نباید باشد؛ کاری که امام کرد این بود که امام در بین این دو بلوک قیام کرد و دین را از زندان حسینیه ها، از چهاردیواری معبدها دین را بیرون آورد و به عنوان برهم زننده معادلات بین المللی، دین را بر سیاست های دنیا حاکم کرد. امام راحل، راه نجات بخش دنیا از دیکتاتوری مدرنیسم را در انقلاب اسلامی نشان دادآیت الله علم الهدی با بیان این که ارائه راه نجات بخش دنیا از جنایات و دیکتاتوری مدرنیسم، اصلی ترین کار امام بود، خاطرنشان کرد: اسلام به مردم خسته دنیا که از جنایت ها و دیکتاتوری های سوسیالیست به تنگ آمده بودند و از آدم فروشی های لیبرالیست خسته شده بودند، به دنیا گفت هم سوسیالیست و هم لیبرالیست دو نسخه انحرافی است و نسخه نجات بخش شما در عرصه سیاست و مدیریت جهانی دست دین هست و دین اگر مدیریت شما را به دست بگیرد، نجات پیدا می کنید، اصل کار وبرنامه امام بود.متأسفانه دنیا امام را شناخت اما نخبگان سیاسی داخلی ایشان را فراموش کردندایشان با انتقاد از روند فراموشی تحول سازی امام از سوی نخبگان سیاسی داخلی، تصریح کرد: متأسفیم امامی که مؤسس یک اندیشه بود، امامی که لحظه به لحظه دنیا او را بیشتر می شناسد، در داخل کشور و مملکت خود ما، امام به وسیله نخبگان سیاسی ما هم امام فراموش شود و هم تحول سازی امام در دنیا فراموش شود، ما از این ناراحتیم؛ دنیا امام را شناخته به دنبال امام راه افتاده، بیداری جهانی و بیداری اسلامی در دنیا راه افتاده اما از داخل جامعه و نظام ما یک عده نخبگان سیاسی هم امام را فراموش کنند، خیال کنند امام یک دولت را راه انداخت، آن دولت امروز دست آنان افتاده، بیشتر ببرند، بیشتر بخورند و بیشتر بچاپند.سند 2030، کشور را به بستری بازمیگرداند که امام راحل ما را از آن نجات دادنماینده ولی فقیه ادامه داد: تحول سازی امام را فراموش کنند و بعد هم حتی تز امام را هم یادشان برود، یعنی بخواهند جامعه ما را برگردانند، نظام انقلاب ما را برگردانند به همان بستری که امام از دل آن بستر ما را نجات داد و بخواهند به آنجا برگردانند، این سند 2030 چنین اثری دارد.این سند تحت عنوان «توسعه پایدار» سازمان ملل به همه دنیا دیکته کرده، از 2015 یعنی سال 1394 این سند را همه دنیا باید بپذیرند، کشورها قبول کنند، موادش را تا سال 2030 اجرا کنند تا طی 15 سال، تمام دنیا تحت یکنواختی، یکسانی و برابری از نظر فرهنگی دربیایند، این سند 2030 است.ریشه تدوین این سند، برنامه ریزی آمریکایی استایشان با بیان این که این سند با مبنای فکری، اصول اعتقادی و ارزش های دینی منافات دارد، خاطرنشان کرد: ریشه این سند آمریکایی است ولو در سازمان ملل تنظیم شده، در سال 92 در همایشی که در دوحه قطر بود، زن اوباما تمام جزئیات این سند را در همایشی در دوحه قطر افشا کرد که آنان دارند این برنامه ریزی را می کنند و بعد در سال 2015 در سازمان ملل تنظیم شد، بحث ما این نیست که در این سند کدام ماده با دین می سازد و کدام ماده با دین نمی سازد، بحث ما در اصل این سند است که با مبنای فکری، اصول اعتقادی و ارزش های دینی ما منافات دارد.آیت الله علم الهدی با تأکید بر این که تدوین این سند برای تحقق حاکمیت آمریکا برجهان است، گفت: اصل سند در راستای جهانی سازی با ریاست، سیادت و حاکمیت آمریکا است، این اصل سند است یعنی کشورهای دنیا را جمع کردند، در سپتامبر 2015 یعنی شهریور 1394 که در سازمان ملل در این اجلاس شرکت کنند و در این اجلاس بنشینند و این سند را امضا کنند، این سند 17 هدف اصلی و 169 هدف فرعی جهت این که همه کشورها اقدام عملی کنند برای تحقق حکومت یکپارچه در تمام دنیا، بر طبق کدام اصول و قوانین؟ اصول و قوانینی که در سازمان ملل با نظر سردمداران آمریکایی و اروپایی بر مبنای اصول ارزشی غرب تنظیم شده، این اصل سند است.در متن سند تصریح شده امضاکنندگان، شهروندان حکومت جهانی هستندایشان افزود: ابتدای سند در بیانیه اش هم همین را می نویسد، در ماده پنج هم همین را می نویسد، می گوید این سند برای تشکیل حکومت جهانی است و کسانی که این سند را امضا می کنند، شهروند جهانی هستند، یعنی چه؟ شما می گویید فلان کس شهروند ایرانی است، یعنی سرزمینش ایران است، تابع حکومت و نظام ایران است، اینها می گویند شهروند جهانی، یعنی تصریح می کند در این سند کسانی که سند را امضا کردند، شهروند جهانی هستند، یعنی تمام جهان تحت یک حکومت دربیاید، حکومتی که اصول، مبانی و ارزش هایش این است.قسمت آموزش وپرورش سند 2030 در تعارض صریح با مبانی و ارزش های دینی ما قرار داردامام جمعه مشهد مقدس با بیان این که قسمت آموزش وپرورش سند 2030 در تعارض صریح با مبانی دینی و ارزش های اسلامی ما قرار دارد، خاطرنشان کرد: اصول ارزش هایش در حوزه اقتصاد به جای خود محفوظ، در سایر حوزه های فرهنگی و اجتماعی در سه اصل برنامه ای با عنوان توسعه پایدار جهانی دادند که در مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی پیش برود که در مسائل اجتماعی، یک بخشش فرهنگ و آموزش وپرورش را هم شامل می شود، آنی که ما از نظر مواد و تعارض کاملاً صریح با مبانی دینی و ارزش های اسلامی و احکام الهی ما دارد، قسمت آموزش وپرورش است.ایشان افزود: دو کلمه در این سند گفته شده، یک کلمه «فراگیر» و یک کلمه «عادلانه»، مقصود از عادلانه یعنی برابری، تفسیر می کند به برابر، در آموزش می گویند «آموزش در این کشورهایی که سند را امضا می کنند، باید فراگیر و آزاد باشد»، یعنی مدرسه، تحصیلات و مسائل آموزشی و برنامه ریزی آموزشی به طور آزاد باید برای هرکسی انجام بگیرد و تصریح می کند «مخصوصاً برای اقلیت ها»، اقلیت ها در هر نوع برنامه آموزشی آزاد اند، اقلیت را هم تنها اقلیت دینی نمی داند، اقلیت را تفسیر می کند به اقلیت دینی، سیاسی، فکری، مذهبی و اقلیت جنسی.در این سند همجنس بازی و خود ارضایی باید به رسمیت شناخته شود!نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: یک نکته دیگری که در این مسئله فراگیر و عادلانه تصریح می کنند، می گویند در آموزش باید برای دانش آموزان آموزش جنسی باشد آن هم با قید برابری، یعنی به هر شکلی که خواستند، دانش آموز را آموزش جنسی بدهند، در هر مسیری که خواستند دانش آموز را آموزش جنسی بدهند، در پیوست ...

ادامه مطلب  

ملاک های یک رئیس جمهور شایسته  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: زینب عامرییکی از مهم ترین سؤالاتی که در آستانه انتخابات در اذهان عمومی شکل می گیرد این است که «به چه شخصی رأی دهیم؟» به ویژه اگر این انتخابات مربوط به انتخاب رئیس جمهوری به عنوان نوک هرم اجرایی در کشور باشد. شناخت ملاک های یک رئیس جمهور خوب می تواند در انتخاب گزینه اصلح بسیار راهگشا باشد. 1- تقوای دینی و سیاسی داشته باشد: رعایت تقوا و پرهیزکاری را باید یکی از خصایص رئیس جمهور یک کشور اسلامی دانست. این تقوا تنها دین و باورهای اعتقادی را شامل نمی شود بلکه تقوای سیاسی را نیز مدنظر دارد. تقوای سیاسی که دایره گسترده ای را در بر می گیرد ا ...

ادامه مطلب  

آیا اعتراض فایده ای هم دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
از ابتدای قرن بیست ویکم، به یمن شبکۀ جهانی اینترنت و انفجار وسایل ارتباطی، شاهد بزرگترین تجمع های اعتراضی تاریخ بوده ایم. اما از قضا این بزرگترین ها بی فایده ترین ها نیز بوده اند. میلیون ها نفر در بیش از شصت کشور جهان علیه آغاز جنگ در عراق راهپیمایی کردند و بمب ها تنها چند هفته بعد بر سر این سرزمین فروریختند. میلیون ها نفر علیه ترامپ فریاد کشیدند، و او همچنان تئاتر پرهیاهوی خود را ادامه می دهد. آیا واقعاً با اعتراض کاری پیش می رود؟ ۵۵آنلاین :به گزارش جماران، سایت ترجمان با انتشار مقاله ای از نیتن هلر نوشت: زمستان ۲۰۰۳، که در خاطر من و شما ثبت شده، تمام دنیا دست به دست هم داد تا اعتراض خود را به وقوع احتمالی جنگ در عراق ابراز کند. چه دورانی بود، چه شور فزاینده ای! شور عمومی در ۱۵ فوریه به اوج خود رسید، روزی که میلیون ها نفر در بیش از ۶۰ کشور جهان به خیابان ها ریختند و فریاد اعتراض سر دادند. «حرف ما را بشنوید!» یکی از شعارنوشته هایی بود که در تظاهرات لندن دیده می شد. در خیابان های نیویورک، تظاهرکنندگان یک کرۀ جغرافیاییِ بادیِ بزرگ را با خود حمل می کردند. پیر و جوان، شهروند و غیرشهروند، همه آمده بودند. و تنها چند هفته بعد، ایالات متحده جنگ را آغاز کرده بود.کمتر از ده سال بعد، جنبش اشغال وال استریت در واکنش به تخلفات مؤسسه های مالی و اعتباری، سلطۀ بی چون وچرای شرکت های بزرگ، و در اعتراض به یغماگران اقتصادی و عاملان اختلاف طبقاتی در نیویورک به وقوع پیوست. در پاییز ۲۰۱۱، تظاهرکنندگان به مدت دو ماه در پارک زوکاتی، واقع در منهتن جنوبی، کنار هم چادر زدند و با هم اجتماع و همکاری کردند. زمانی که کمپ هایشان در نیویورک برچیده می شد، این جنبش به بیش از ۹۰۰ شهر در سراسر دنیا راه یافته بود. هیچ تغییری در سیاست های آمریکا ایجاد نشد.اندکی بعد در ۲۰۱۴، در پی تجمع های متعدد، جنبش جان سیاه پوستان مهم است۱ از ایالت میسوری آغاز شد و به سراسر کشور راه یافت. این بار معترضان علاوه بر شعارنوشته ها از هشتگ های مختلفی نیز در گسترش پیام خود بهره جستند. پرشمارترین تجمعات اعتراضیِ این جنبش در صفحۀ اول تمام نشریات مهم کشور پوشش خبری یافت. تظاهرکنندگان نام بیش از چهل سیاه پوست را، که افسران پلیس بدون هیچ دلیلی آن ها را کشته بودند، فریاد می زدند و به مرگشان اعتراض می کردند. بااین همه، بیشتر افسرانِ دخیل حتی متهم نشدند، و از چند افسری هم که مورد محاکمه قرارگرفتند فقط سه تن محکوم شدند. تا این تاریخ، از آن سه نفر فقط یک نفرشان حکم زندان گرفته است.و اما آن شنبۀ به یادماندنی در همین ماه ژانویۀ امسال چطور؟ میلیون ها نفر در کل آمریکا و در نزدیک به ۷۰۰ شهر در سراسر دنیا برای راهپیمایی زنان۲ گرد هم آمدند تا هم زمان هم در حمایت از حقوق زنان، و هم علیه رئیس جمهور جدید شعار سردهند. کلاه ها۳ عالی بودند، شعارنوشته ها از آن هم بهتر. بلوارهای شهرهایی چون نیویورک، واشنگتن، لندن -و حتی لس آنجلسی که مردمش به ندرت پیاده راه می روند- همچون رودهایی جاری، مملو از راهپیمایان شده بود. گفته شد که آن شنبه بزرگ ترین تظاهرات یک روزه در کل تاریخ آمریکا بوده است. دوشنبه فرارسید و دولت روال عادی کار خود را از سر گرفت.قرن هاست که میان راست ها و همین طور چپ ها این اعتقاد وجود داشته که هر زمان نارضایتی مدنی به اوج خود رسد، من و شما و هرکه می شناسیم می توانیم به خیابان ها بیاییم و خواستار تغییر اوضاع شویم. متمم اول قانون اساسی۴ از «حق مردم برای برپایی اجتماعات آرام و دادخواهی از حکومت برای جبران خسارات» محافظت کرده و چنین تلاش هایی را ارج می نهد. از تحریم قانون تمبر۵ در سال های دهۀ ۱۷۶۰ گرفته تا راهپیمایی حق رأی زنان در ۱۹۱۳ و راهپیمایی به سوی واشنگتن۶ در ۱۹۶۳، تظاهرکنندگان همواره با سربلندی در دل تاریخِ ما گام برداشته اند. در این راه ترانه های باشکوهی نیز برای ما به ارمغان آوردند، ترانه هایی شاید نه چندان عالی، ولی شنیدنی. (تام لِرِر، موسیقی دان سرشناس آمریکایی، می گوید: «دلیل اینکه بیشترِ ترانه های عامیانه آن قدر ضعیف اند این است که ’مردم‘ آن ها را ساخته اند».) در خارج از کشور، کنشگریِ اجتماعی۷ بهار عربی و جنبش های کارگریِ ماکائو را رقم زد.بااین همه، سؤال همچنان باقی است: آیا این اعتراض ها اخیراً دستاوردی برای ما در بر داشته؟ تلفن های هوشمند و شبکه های اجتماعی سامان دهی اعتراضات را آسان تر کرده و فعالان مدنی امروزه بیشتر دربارۀ بزرگی و دامنۀ اعتراضات صحبت می کنند تا دربارۀ نتایج ماندگار آن ها. آیا اعتراض استفادۀ صحیح و مؤثری از هوشیاری سیاسی ماست؟ یا صرفاً نمایشی اجتماعی است که در آن شرکت می جوییم تا احساس فضیلت، درستکاری و مفیدبودن داشته باشیم؟کتاب اختراع آینده: پساسرمایه داری و جهانی بدون کار۸ (انتشارات ورسو) در ۲۰۱۵ منتشر و همین سال گذشته نسخۀ بازنگری شدۀ آن ارائه شد. دلایل انجام این بازنگری برای هر کس که در جریان اخبار و وقایع چند سال اخیر بوده روشن است. نویسندگان کتاب، نیک سِرنیسک و الکس ویلیامز، قدرت راهپیمایی ها، اعتراضات مدنی، و دیگر کنش هایی را که به طور کلی «سیاست مردمی»۹ می نامند زیر سؤال برده اند. آن دو می گویند این گونه روش ها بیش از آنکه راهکار باشند عادت اند. اعتراضْ بیش ازاندازه مقطعی و زودگذر است. همچنین، ماهیتِ ساختاریِ مشکلات جهان مدرن را در نظر نمی گیرد. به گفتۀ آن دو «دستورکار سیاست مردمیْ تقلیل پیچیدگی ها به مقیاسی انسانی است». چنین نگرشی ایدۀ اصالت و اعتبار را ترویج می کند، یعنی استدلالی مبتنی بر روایت های فردی (عادتی که بین ژورنالیست ها نیز رایج است)، و به طور کلی ناتوان از تفکر نظام مند در باب تغییر است. در ظاهر، جنبشی مانند اشغال وال استریت زمانی در هم شکست که پلیس ضد شورش معترضان را از اماکنی که اشغال کرده بودند بیرون راند. ولی، به عقیدۀ نویسندگان کتاب، درواقع این رویۀ جنبش بود که از همان ابتدا موجبات شکست آن را فراهم آورد. رویه ای که طی آن ابراز احساساتِ برحق معترضان بر سازوکارهای تغییرِ واقعی اولویت می یافت.سرنیسک و ویلیامز می نویسند: «این موضوع، بیش از هر چیز، سیاستی است که به سرگرمی بدل شده -مثلاً چیزی مثل ’سیاست همچون تجربۀ مواد مخدر‘ - نه آنچه قادر به تحول جامعه باشد. اگر اعتراضات اخیر را تمرینی برای آگاهی عمومی بدانیم، موفقیتشان در بهترین حالت مخدوش بوده است. پیامِ آن ها را رسانه های جمعی، که نه هوادار جنبش بلکه شیفتۀ تصاویر تخریب اموال عمومی اند، دستکاری کرده اند؛ آن هم تازه اگر رسانه به نزاعی که هر روز بیشتر تکراری و خسته کننده می شد می پراخت».خسته کننده؟ آه. چنین انتقادی از طرفِ سرنیسک و ویلیامز بسیار دردناک است، چرا که آن ها نه از سینه چاکان راست افراطی اند، نه محافظه کارانی خشک و سنتی، و نه حتی میانه روهایی بزدل. آن ها چپ های مارکسیستی هستند در آرزوی جهانی بدون مرز و بدون کار یا «پسا-کار»۱۰. آن ها معتقدند که جامعه می تواند -و باید- در جهت حذف کامل نظام سرمایه داری تغییرکند. انتقادشان به اعتراض و کنش مستقیم سیاسی، برخلاف شور رادیکال جاری در میان نسل های متمادی، است. برخلاف شعار معروف قدیمیِمشکل اینجاست که چپ گرچه به پیشروبودن خود می بالد، غرق در حسرت گذشته است«مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد!»، این دو نویسندۀ چپ می گویند که، در واقعیت، مردم متحد هم شکست می خورند.در نظر آن دو، مشکل اینجاست که چپ گرچه به پیشروبودن خود می بالد، غرق در حسرت گذشته است. به گفتۀ آن ها، «دادخواست ها، اشغال ها، اعتصاب ها، احزاب پیشرو، گروه های همگرا۱۱ و سندیکاها همه برخاسته از شرایط تاریخی خاصی بوده اند» و نوسازی این چیزها، در تناسب با جهانِ بین المللی شده و دیجیتالی شدۀ کنونی، ما را از آنچه آن ها صراحتاً «چرخۀ بی پایان بدبختی» می دانند رها خواهد ساخت. اعتراض برای ابرازِ ثبات قدم خوب است. اما تغییرْ کارِ پراگماتیک و به روز می طلبد. «اختراع آینده» احتمالاً هوشمندانه ترین و عاقلانه ترین خیالِ واهی ای است که در یک کتاب از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ تاکنون منتشر شده است.در بخش های پرابهام تری از کتاب، سرنیسک و ویلیامز گذار به تغییرات پساسرمایه داری را در سراسر جامعه ترویج می کنند و اغلب با روش هایی قاطع و بنیادین. آن ها خواهان کاهش زمان هفتۀ کاری، استقرار نوعی درآمد پایۀ همگانی به وجهی سخاوتمندانه، و رهایی مردم از قید طرز تفکری هستند که چنین اموری را عجیب و کاهلانه می پندارد. آن ها مشتاقانه در انتظار روزی اند که ربات ها در محیط کار جایگزین ما شوند، روزی که هر لحظه نزدیکتر می شود. (به گفتۀ آن ها، هرچه بیشتر کارها را بر عهدۀ سی-تری. پی. او۱۲بگذاریم، راحت تر از چنگال ماشین بهره کشیِ سرمایه داری رها خواهیم شد.) البته آن دو به خوبی واقف اند که اغلب این ایده ها کم از رؤیاپردازی برای آرمان شهری خیالی نیست، ولی توصیفشان از چپِ کنشگرِ بی فکری که اعمالش صرفاً «مبتنی است بر نقدِ بوروکراسی، ساختار عمودی قدرت، حذف، و نهادینه سازی» دقیق و واقعی به نظر می رسد. آیا می توان بار دیگر اعتراض را به روزهای اوجش بازگرداند؟ یا مردم به سادگی فقط مشت های خود را در هوا تکان خواهند داد؟از ویژگی های عجیب و قابل تأملِ فرهنگ آمریکایی در نیم قرن اخیر این بوده که ایدئال های محیط کار و روندهای اعتراضی در این کشور آینۀ تمام نمای یکدیگر بوده اند. از همان زمان که جهان کسب وکار کوشید با ترویج کار انعطاف پذیر و غیرحضوری، و با مسطح سازی سلسله مراتب سازمانی (حتی بعضاً با حذف مدیران) از قید محدودیت های سازمانی گذشته رها شود، معترضان نیز کوشیدند به واسطۀ سازمان دهی مستقیم، آنی و از راه دور، و حرکت به سوی جنبش های بی رهبر یا جنبش های «افقی» از کنش های نالان گذشته فاصله گیرند. البته این چیزی است که معمولاً در عمل بسیار دشوارتر است تا در نظر؛ چه بسا دشوارترین جنبۀ کارِ فاقد رهبر این است که اساساً کاری انجام بگیرد. این پرسشِ آزاردهنده همواره باقی است که چگونه می توان افراد را بر سر ذوق آورد، وقتی کسی همچون گاندی جلودارشان نباشد.چنین چالشی محور کتاب تجمع۱۳ (انتشارات آکسفورد)، نوشتۀ مایکل هارت و آنتونیو نِگری، قرارگرفته است. این دو فیلسوفِ سیاسی کوشیده اند به پاسخی برای این پرسش دست یابند که چگونه می توان جنبش های سیاسی را بدون رهبر به درستی هدایت کرد. آن ها می گویند: «از یک سو، دوران آن به سر آمده که یک فرد سیاسی پیشرو موفق شود به نام توده ها قدرت را از آنِ خود سازد. از سوی دیگر، اشتباه فاحشی است اگر انتقاداتِ بجایِ وارد به امر رهبری را به معنای رد کامل نهاد و سازمان سیاسی پایدار تلقی کنیم». هارت و نِگری نیز به سنت مارکسیسم تعلق دارند و کتابشان در پرداختن به جزئیاتِ جاری در جامعه فقیر و در بحث از نیروهای انتزاعی بس ثقیل است. گاهی به نظر می رسد آن دو، به جای هنر ممکنات۱۴، دارند از قوانین حاکم بر مکانیک سیالات سخن می گویند. («هرچه سرمایه داران، تحت قوانین مالی، ظرفیت های نوآورانۀ خود را از کف داده و به تدریج از دانش اجتماعی شدنِ مولّد جا می مانند، انبوه خلق صور بیشتری برای تعاون خود خلق کرده و بر توان خلاقۀ خود می افزایند...»). نوشتۀ آن ها بیشتر مناسب و مورد علاقۀ اساتید دانشگاه و محققان خواهد بود تا معترضی که با شعارنوشتۀ دست ساز خود به خیابان می رود.جای تأسف است، چرا که، از قرار، هدف اصلی هارت و نِگری توانمندسازیِ همان هایی است که «انبوه خلق» می نامندشان. بنابر مدل کلاسیک اعتراض، استراتژی (یا ایده و برنامۀ اصلی و کلی) متعلق به رهبران جنبش است، درحالی که تدابیر عملی (اقدامات، شعارها، کنش های خیابانی) بر عهدۀ مردمی است که در صحنه حضور می یابند. از کلیدی ترین نظریات هارت و نِگری این است که این فرمول باید جابه جا شود: استراتژی باید در اختیار توده های معترض، و تاکتیک ها و تدابیر باید بر عهدۀ رهبران قرارگیرد. در تئوری، چنین روشی هم سبب چالاکی جنبش می شود (هر گاه در صحنۀ عمل مشکل حادی بروز کند، رهبران سریع احضار خواهند شد) و هم سبب هوشیاری جنبش در برابر سلطه (هیچ اقلیتی نمی تواند به جای جمع تصمیم بگیرد). آن ها می نویسند: «لازم نیست خط مشی و اصول حزب به مردم ابلاغ شود تا فعالیت های خود را بر اساس آن شکل دهند. مردم قادرند ستمی که بر ایشان وارد شده، و آنچه را که می خواهند تشخیص دهند». احتمالاً اطرافیان هارت و نِگری خیلی بابصیرت تر از اطرافیان من و شما بوده اند.در هر حال، پویش آن ها یکی از ویژگی های مهم کنشگری معاصر را برجسته می سازد. ال.ای کافمن، درکنش مستقیم: اعتراض و بازسازی رادیکالیسم آمریکایی۱۵ (انتشارات ورسو)، جنبش های رخ داده در نیم قرن گذشته را در قالب فازهای مختلف پروژه ای واحد ارزیابی می کند، نه شورش هایی پراکنده. فرض غالب بر این است که سبک های امروزیِ اعتراض پیامدی طبیعی از دهۀ ۱۹۶۰ است. ولی کافمن معتقد است، در پایان آن دهه، رادیکالیسم گویی مورد تصادم شهاب سنگی عظیم قرارگرفت که در اثر آن اتمیزه، پرآشوب و منکسر شد. به نظر او فرهنگ کنونیِ کنش رادیکال ما درواقع از اوایل دهۀ هفتاد آغاز شد، آن هنگام که نسل جدیدی از جوانه های سبز از دل خاکستر گذشته سر بر آورد.کافمن یک شکست مشهور را لحظۀ آغاز این رویش می داند: تظاهرات بزرگی که سال ۱۹۷۱ در روز جهانی کارگر علیه جنگ ویتنام برگزار شد. همان روزی که ۲۵هزار نفر از جمع معترضان پل ها و مسیرهای ارتباطی را در واشنگتن دی. سی مسدود ساخته بودند. وجود دستورالعملی حاوی تاکتیک های تظاهرات در آن روز نیکسون را قادر ساخت فرمانی صادر کند که پیشاپیش اقدامات پیشگیرانۀ لازم را توسط دادستان کل کشور به نیروهای پلیس، ارتش و گارد ملی برساند. بیش از هفت هزار نفر از معترضین دستگیر شدند. مری مک گروری، ژورنالیستی که طرفدار پایان جنگ بود، آن روز را چنین توصیف کرده است: «ولنگارترین، ناهماهنگ ترین و زیان بارترین حرکت صلح جویانه ای که به بدترین نحو برنامه ریزی و اجرا شد».کافمن این را قبول ندارد. به نظر او ترس از تظاهرات لرزه بر اندام دستگاه حاکم انداخت. علاوه براین، اقدامات آن روز سرآغاز رویکرد تاکتیک محوری شد که ما امروزدر پایان دهۀ ۱۹۶۰، رادیکالیسم گویی مورد تصادم شهاب سنگی عظیم قرارگرفت که در اثر آن اتمیزه، پرآشوب و منکسر شدبه کار می بریم. او می نویسد: «تظاهرات روز کارگر آخرین تظاهرات ملی گسترده در مخالفت با جنگ ویتنام، همچنین اولین تجربۀ سرنوشت ساز از نوع جدیدی از رادیکالیسم بود». تظاهراتی که، بیش از رهبریِ اخلاقی، به کنش واقعیِ انسداد توجه داشت. در این راه، از هر آنچه -و هر آن کس- که به نحوی مانعی در برابر قدرت ایجاد می کرد استقبال می شد. در دستورالعمل تظاهرات آمده بود، «سازمان دهی با شماست، به این معنا که هیچ فرماندۀ جنبشی وجود ندارد که راجع به تاکتیک هایی که باید اجرا کنید تصمیم بگیرد».نمی توان اهمیت تازگیِ چنین ایده ای را در آن زمان دست کم گرفت. همین طور نباید از این غافل شویم که این ایده تا چه حد در ذهنیتی که امروزه از اجتماعات سیاسی داریم نهادینه شده است: اجتماعاتی که اعتراضات «نَرمی» چون فلش ماب ها و جِرم بحرانی۱۶ را نیز در بر می گیرد. در این مدل جدیدِ تاکتیک محور، اقتدارْ ناشی از تعداد شرکت کنندگان است. در چنین الگویی نیاز به پرنسیب های مشترک یا استراتژی های دقیقاً هماهنگ شده نیست؛ انگیزه های شرکت در اعتراضی همگانی می تواند کاملاً شخصی و خصوصی باشد. همان گونه که سرنیسک و ویلیامز توضیح داده اند، «ترجیح سیاست مردمی این است که همۀ اقدامات را خود شرکت کنندگان انجام دهند. به عنوان نمونه، این سیاست بر کنش مستقیم تأکید دارد و تصمیم گیری را امری می داند که باید تک تک افراد انجامش دهند، نه نمایندگان آن ها». این نوع از آزادی، بعد از آن رهنامه های پیچیدۀ جنبش های اواخر دهۀ ۱۹۶۰، تازگی داشت.کافمن می گوید که از دهۀ ۱۹۷۰ جنبش هایی که از روش های سازمان دهی «بدیلِ» متأثر از این الگو پیروی می کردند رفته رفته در سراسر کشور پدیدار شد، و اغلب این جنبش ها هم اهدافی کوچک و محلی را دنبال می کردند. برای نمونه، می توان به شرکت تعاونی غذایی پارک اسلوپ در نیویورک، فستیوال موسیقی زنان میشیگان و دیگر فعالیت های لیبرالی از این دست۱۷ اشاره نمود. در چنین پروژه هایی، اهداف و جدال های سیاسی از طریق آنچه اغلب سیاست «پیش نمایانه»۱۸ نامیده می شود ابراز می گردند. در سیاست پیش نمایانه، کنشگران طبق همان قوانینی که آرزو دارند بر جامعۀ ایدئالشان حاکم باشد رفتار می کنند. دهۀ هشتاد با راهگشایی و راهبری فعالانِ کوئیر و پانک -که قبلاً حرکت های موفق زیادی را در حاشیه به ثمر رسانده بودند- و با برپایی اعترضات تئاترگونه در مجمع ملی حزب دموکرات در سال ۱۹۸۴ آغازگردید. به آن اعتراضات باید اضافه کرد تلاش های جسورانه و بسیار موفق گروه عصیان کُن۱۹ را که خواستار تغییر سیاست های معطوف به بیماری ایدز بودند، و همچنین جنبش محیط زیستیِ رادیکال و حساب شدۀ اول زمین!۲۰ را که «می خواست کاری کند که، برای صاحبان قدرت، مقاومت بیش از تسلیم هزینه بردارد».کافمن خط سیر این نوع کنشگری تاکتیکی را تا دورۀ تظاهرات ضد جنگ عراق و پس از آن دنبال می کند. او به راهپیمایی عظیم ۱۵ فوریۀ ۲۰۰۳ نیویورک که در اعتراض به جنگ عراق بر پا شد می پردازد. این راهپیمایی، که گفته می شود بزرگترین رویداد این چنینی طی دهه های اخیر بوده، بسیار سریع سازمان دهی شد. ولی کافمن به سادگی از کنار بی اثربودن آن می گذرد و آن را این گونه توجیه می کند که «گاهی اعتراض می کنید فقط با این هدف که مخالفت همگانیِ موجود علیه سیاست هایی را که امیدی به تغییرشان ندارید ثبت کرده باشید».گرچه جنبش ها از قید رهبران رها شده، پرقدرت گشته و حافظ استقلال فردی اند، ولی هنوز به چیزی حیاتی -یعنی راهی برای موفقیت- دست نیافته اند.تاریخ برای کسانی که در قدرت پایدار اعتراض تردید کرده اند پاسخی بسیار قاطع در چنته دارد: جنبش حقوق مدنی آمریکا. از اواسط دهۀ ۱۹۵۰ تا اواسط دهۀ ۱۹۶۰، کنشگران موفق شدند طرح های تفکیک نژادی را در مدارس و در سیستم حمل ونقل عمومی شهری و بین ایالتی، و همچنین الگوهای مالیات ثابت سرانه، تبعیض در استخدام، و بسیاری قوانین نژادپرستانۀ دیگر را براندازند. همۀ این ها قدم به قدم، آن هم در مقابله با یک نظام سیاسی بسیار قوی و مستحکم و با وجود خطرات جانی، به دست آمد. عملاً در کل تاریخ ملی آمریکا هیچ جنبش دیگری به این میزان اثربخش نبوده است. جنبش حقوق مدنی پیش از تحول عظیم رادیکالیسم در اواخر دهۀ ۶۰ رخ داد، ولی به نسل جدیدِ مشتاقانِ تغییر نشان داد که با ریختن به خیابان ها چه چیزهایی قابل تحقق خواهد بود.چرا اعتراضات جنبش حقوق مدنی کارآمد بود، درحالی که کنشگری های اخیر این همه مشکل دارد؟ این سؤالی است که زینب توفِکسی در کتاب توییتر و گاز اشک آور: قدرت و شکنندگی اعتراض های شبکه ای۲۱(انتشارات یِیل) به آن پرداخته است. توفکسی دانش آموختۀ جامعه شناسی است و تحقیقاتش بر تلاقی و ارتباط اعتراض با رسانه های دیجیتال تمرکز دارد. او در دهۀ ۱۹۹۰ در چیاپاس مکزیک در کنار زاپاتیست ها بوده؛ در زمان انقلاب مصر در میدان تحریر به سر برده؛ در برهۀ جنبش اشغال وال استریت در منهتن جنوبی بوده؛ و در میدان تقسیم ترکیه در تظاهرات علیه دولت اردوغان حضور داشته است. او زمان بسیار قابل توجهی را نیز در فضاهای مجازیِ اعتراض ها سپری کرده، از حضور در قرارهای ملاقاتی آنلاین وبلاگ نویسان عرب در تونس گرفته تا ملاقات های کافه ای با شهروندخبرنگاران خودساختۀ شبکه های اجتماعی. بااین همه، به نظر او موفقیت این جور اعتراضات صددرصد کامل نیست. او می نویسد: «جنبش های شبکه ای نوین از قابلیت گسترش بسیار ...

ادامه مطلب  

شرط عجیب نماینده سابق لبنان برای ازدواج با دختر سید حسن نصرالله/هدیه ای خاص از حرم امام رضا(ع) به نصرالله/ ماجرای پذیرایی از کوفی عنان با «آب ج  

درخواست حذف این مطلب
سید حسن نصرالله در سال ۱۹۶۰ در منطقه اشرفیه بیروت به دنیا آمد. در دوران نوجوانی به همراه شهید سیدعباس موسوی عازم نجف گردید تا در مدرسه علوم اسلامی شیعیان به تحصیل علوم دینی بپردازد. در سال ۱۹۷۸ رژیم بعثی این دو را از عراق اخراج کرد.به گزارش صدخبر سید حسن نصرالله در سال ۱۹۶۰ در منطقه اشرفیه بیروت به دنیا آمد. در دوران نوجوانی به همراه شهید سیدعباس موسوی عازم نجف گردید تا در مدرسه علوم اسلامی شیعیان به تحصیل علوم دینی بپردازد. در سال ۱۹۷۸ رژیم بعثی این دو را از عراق اخراج کرد. نصرالله برای ادامه تحصیل به قم آمد و پس از کسب درجه اجتهاد به بیروت بازگشت. در سال ۱۹۸۲ و پس از فشارهای جبهه ملی نجات بر جنبش امل جهت برقراری صلح با رژیم صهیونیستی، نصرالله به همراه شهید سیدعباس موسوی، شهید راغب حرب، شیخ عبید، شیخ صبحی طفیلی، شیخ حسن کورانی و محمدرعد در سال ۱۹۸۲ از جنبش امل خارج شدند و گروه مقاومت اسلامی را که بعدها به حزب الله مشهور شد، در برابر احزاب لائیک تشکیل دادند.«مشرق» در این گزارش مفصل به بخشی از زندگی دبیرکل حزب الله لبنان که کمتر شنیده شده پرداخته است.سید حسن نصرالله کیست؟- اولین بار نشریه فرانسوی «مگزین» بود که موفق شد، ۲۸ نوامبر سال ۱۹۹۷ «سید حسن نصر الله»، دبیرکل حزب الله لبنان را راضی کند که طی مصاحبه ای از زندگی شخصی اش صحبت کند.خبرنگار این نشریه فرانسوی در اولین برخورد او را چنین توصیف می کند: «مردی کاریزماتیک ... کسی که دارای روحیه ای پولادین است ... به راحتی با هر تهدید و خطری خود را وفق می دهد، خطرهایی که هر انسانی در برخورد با آنها در همان لحظات اولیه کنترل خود را از دست می دهد ... اما او چنین نبود ... طبیعی است که اسرائیل در کمین او یا هریک از اعضای خانواده اش باشد و در اولین فرصت اقدام به ترور وی یا هریک از اعضای خانواده اش کند» ...- این نشریه سپس اینگونه از کودکی اش می نویسد: «پدرش، عبد الکریم با کمک برادرانش به فروش میوه و سبزیجات مشغول بود. سال ها بعد وقتی توانست دکانی خریداری کند و بقالی خود را در آن دایر کند، حسن که کودکی بیش نبود، به آنجا تردد می کرد. روی صندلی می نشست و ساعت ها به عکس امام موسی صدر خیره می شد، آرزویش این بود که روزی مثل وی شود».تصویری از کودکی سید حسن نصرالله.. «از کودکی با بچه های دیگر تفاوت داشت، نه سراغ فوتبال می رفت و نه با بچه های محل برای شنا و آب بازی به دریا می رفت. در عوض تمام مساجد منطقه را زیر پا گذاشته بود، سن الفیل، برج حمود، النبعة وغیره» ...- دوستان هم مدرسه اش درباره آن دوره تعریف می کنند که اگرچه اهل مزاح نبود، اما شوخی های دیگران را با لبخندی پاسخ می داد. در عین حال از کودکی اجازه شوخی و مزاح درباره دین و مذهب را نمی داد.- ۹ ساله بود که برای خرید کتاب دست دوم از دست فروشان به میدان شهدای قدیم در مرکز شهر رفت. درونگرا نشان می داد و آرام. هرچه به دستش می رسید، را می خواند، به خصوص اگر درباره اسلام و مذهب باشد. اگر در فهم کتابی با مشکل مواجه می شد، خواندنش را به وقتی دیگر موکول می کرد؛ وقتی کمی بزرگتر شد.تصویری از نوجوانی سید حسن نصرالله- ۱۵ ساله بود که به جنبش امل ملحق شد، جنبشی که در آن زمان به جنبش محرومین معروف بود. او و برادرش حسین به امل ملحق شدند و خیلی زود با وجود سن پایینش به نمایندگی محل زندگیش در جنبش امل منصوب شد.- ۱۶ سال بیشتر نداشت که تصمیم گرفت، برای تحصیل علوم دینی و حوزوی راهی نجف اشرف شود. در مسجد صور با سید محمد غروی که به نمایندگی از سوی امام موسی صدر در آن مسجد تدریس می کرد، آشنا شد و از تصمیمش گفت. سید غروی که با سید محمد باقر صدر در عراق روابطی داشت، توصیه نامه ای برایش نوشت.وسایلش را جمع کرد و با اندک پولی که با کمک پدر و دوستانش تهیه کرده بود، راهی نجف اشرف شد. وقتی پای به نجف گذاشت، هیچ پولی برایش نمانده بود. اما چه باک که او به این شرایط خو گرفته بود. غذایش را آن روزها تکه ای نان و مقداری آب تشکیل می داد و رختخوابش تشکی اسفنج.سید عباس موسویوقتی به نجف رسید، درباره نحوه رساندن توصیه نامه اش سوال کرده بود. سید عباس موسوی را برای این کار معرفی کرده بودند. نزد او رفت تا این دیدار آشنایی دیرینه آنها را درپی داشته باشد.سید عباس موسوی برای حسن؛ دوست، برادر، استاد و یار همراه بود که ۱۶ سال بعد در سمت دبیرکل حزب الله و طی حمله رژیم صهیونیستی وی را از دست داد.بنا به توصیه سید محمد باقر صدر مسئولیت آموزش طلبه جدید به سید عباس موسوی محول شد.سید عباس موسوی به دستور سید محمد باقر صدر و براساس قوانینی که در آن زمان بر حوزه علمیه نجف حاکم بود، مقداری پول و تهیه اتاقی برای اقامت و چند دست لباس برای تغییر پوشش و سپس آموزش دینی و مذهبی او را برعهده می گیرد.سید حسن نصرالله در لباس نظامیسید عباس موسوی استاد سخت گیر بود، لذا همواره طلبه هایی که تدریس آنها را برعهده داشت، دروس ۵ ساله مرحله مقدماتی را ظرف ۲ سال به اتمام می رساندند و سید حسن نیز جزو همین طلبه ها بود.- در سال ۱۹۷۸ سید حسن مرحله اول تحصیلات حوزوی خود را به اتمام رساند و این مصادف با فشارهای رژیم بعث بر حوزه علمیه و بازداشت شماری از طلبه های خارجی بود، لذا سید حسن مجبور به بازگشت به لبنان می شود و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را در حوزه بعلبک ادامه می دهد و پس از پایان تحصیل در همانجا به تدریس مشغول می شود و در عین حال فعالیت سیاسی خود را در جنبش امل از سر می گیرد. در سال ۱۹۸۲ به نمایندگی سیاسی منطقه «بقاع» انتخاب می شود. سالی که لبنان شاهد تجاوز بزرگ رژیم صهیونیستی به جنوب این کشور بود.- سید حسن نصرالله، فرزند بزرگ خانواده ای ۱۱ نفره بود. او دارای هشت خواهر و برادر بود. پس از سید حسن به ترتیب برادرش «حسین»، خواهرانش «زینب» و «فاطمه» و برادرانش «محمد»، «جعفر» و ۳ خواهرش «زکیة»، «أمینة» و «سعاد» بودند.سید حسن نصرالله و مادرشپدرش می گوید: «از وقتی سید حسن به جنبش ملحق شد ومسئولیت هایش افزایش یافتند، سالی یک بار به دیدن خانواده می آید و به خاطر مسائل امنیتی این ملاقات ها بدون اطلاع قبلی صورت می گیرد».خواهران سید همگی در جنبش فعالیت دارند. اما برادرانش کمابیش دستی بر آتش دارند. هنگامی که حزب الله تاسیس شد، جوانی ۲۲ ساله و عضو کادر رهبری جنبش بود که بعدها مدارج ترقی در آن را طی کرد و خود، بخش ها و دوایر دیگری از جمله بسیج رزمندگان داوطلب را در صفوف جنبش دایر کرد و مسئولیت های مختلفی را در آن برعهده گرفت.- با اینکه فعالیت در جنبش وقت بسیاری از وی می گرفت، اما همچنان بر ادامه تحصیلات دینی و حوزوی اصرار داشت، لذا اگرچه تجاوز رژیم صهیونیستی فاصله ای چند ساله در تحصیلات وی ایجاد کرد، اما از سال ۱۹۸۹ بار دیگر تحصیل را از سر گرفت و این بار راهی قم شد، اما اختلاف پیش آمده با جنبش امل موجب رها کردن تحصیل و بازگشت به لبنان شد.پس از شهادت سید عباس موسوی در سال ۱۹۹۲ با وجود سن پایین و وجود اعضای مجرب تر به دلیل اعتمادی که به او وجود داشت، مسئولیت دبیرکلی جنبش به وی محول شد. خودش می گوید که «وقتی سید عباس در قید حیات بود، مرا به عنوان نماینده اش به بسیاری از مراسم و حضور در مناسبت ها می فرستاد، وقتی به او اعتراض می کردم، می گفت که برای این برنامه ها تو مناسب تری. آن موقع معنای حرفاهایش را نمی فهمیدم تا وقتی خبر شهادتش رسید و جنبش مرا به جانشینی وی انتخاب کرد».به ترتیب: خواهر، پدر و مادر سید حسن نصراللهدوستی بسیار نزدیک با سید عباس موسوی، به گونه ای که آنها را برادر می خواندند، داشتن روابط گسترده با رهبران جنبش و توانمندی در حفظ انسجام و وحدت صفوف جنبش از جمله این دلایل بود.خود تعریف می کند: «روزی که این مسئولیت بر دوشم گذاشته شد، به دلیل سن پایینم و بزرگی مسئولیت احساس ترس کردم، لذا پذیرش آن را رد کرد، اما تاکید شد که این انتخاب از سوی رهبران بوده جنبش بوده و برای دومین بار طی رای گیری برای پذیرش این مسئولیت انتخاب شدم».- سید حسن نصرالله در سال ۱۹۷۸ با «فاطمه یاسین»، فرزند شیخ مصطفی یاسین از منطقه «العباسیه» ازدواج کرد. حاصل این ازدواج ۴ فرزند بود. سید هادی در جریان درگیری های سپتامبر ۱۹۹۶ با نظامیان رژیم صهیونیستی در سن ۱۸ سالگی به شهادت رسید. پس از وی محمد جواد، زینب و محمدعلی قرار دارند.سید حسن نصرالله و فرزندانش- وقتی به خانه باز می گردد، عبایش را ورودی خانه از تن درآورده و تبدیل به همسر و پدری می شود با وظایفی که در این زمینه برعهده دارد. مطالعه بسیاری دارد. در آن زمان (دهه ۸۰) عمده کتاب های مورد مطالعه اش خاطرات شخصیت های سیاسی از جمله شخصیت های رژیم صهیونیستی بود، «خاطرات شارون» و پس از آن «جایی زیر آفتاب» نوشته «بنیامین نتانیاهو» این نشان می دهد، شناخت دشمن برای وی اهمیت بسیاری دارد.- جنبش برای او تنها در مقاومت خلاصه نمی شود، بلکه آرزوی تاسیس «جمهوری اسلامی» را دارد، اگرچه این خواسته فعلا مطرح نیست. مرگ برای وی چیزی جز دروازه ورود به دنیای آخرت نیست و بهترین دروازه شهادت است. وقتی فردی به شهادت می رسد، با گرانبهاترین بخشش و هدیه الهی به آسمان ها عروج می کند و به شکلی بسیار متفاوت تر مورد استقبال قرار می گیرد. به اعتقاد وی حتی ملل غیرمسلمان نیز احترام بسیاری برای افرادی قائل هستند که زندگی خود را در راه وطن و هم میهنان خود فدا می کنند.- به عنوان یک پدر می گوید که «مستمر سرخاک هادی می رود و از شجاعت وی الهام می گیرد و ایمان دارد که او در آسمان ها در بهترین مکان هاست و از سرنوشتش که به شهادت منتهی شد، بسیار خرسند است و می داند که روزی همدیگر را در آن دنیا ملاقات خواهند کرد».تصویر کمتر دیده شده از سید حسن نصرالله- کاریزما یا ویژگی رهبری که در چهره اش موج می زند، در عین اینکه می تواند، موهبتی الهی باشد، می گویند، می توان آن را در خود پرورش داد، اما آنچه ذاتی باشد، با آنچه آن را در خود پرورش داده باشی تفاوت بسیار دارد و سید حسن نصر الله از آن دست افرادی است که از این موهبت در حد بسیار آن بهره می برد.- یکی از مهمترین ویژگی های شخصیتی وی صبوری در برابر نزدیکان و چشم پوشی در قبال دیگران بود، چون همیشه تاکید می کند، خود را وقف قضیه مهمتری به نام وطن و انسانیت و کرامت بشری کرده است.سفرش به قم برای ادامه تحصیلات حوزوی سنگ بنای اتحادی مستحکم بین تهران، دمشق و حزب الله را بنا نهاد اتحادی که بعدها طی بحران تحمیلی به سوریه خود را نمایان ساخت.رهبر انقلاب و سید حسن نصراللهبه همین دلیل سه روز پس از پیروزی مقاومت در سال ۲۰۰۰ پیامی ویژه در تشکر از شهدا، مردم، مقاومت و آیت الله «خامنه ای»، مقام رهبری ارسال کرد. پس از آن پایه گذار معادله ای به نام «موازنه ترس» در قبال رژیم صهیونیستی شد. در عرصه جنگ روانی در مقابل دشمن صهیونیستی بی رقیب نشان داد و همچنان نیز بی همتاست. این تحولات به دشمن صهیونیستی فهماند که فرزندان آنها ارزشمندتر از فرزندان لبنان و مقاومت نیستند.- درباره آخرین ماموریت جهادی «هادی» چنین می گوید: «با او وداع کردم، وی را در آغوش گرفته و بوسیدم». وقتی خبر شهادتش را به «سید» دادند، خدا را به خاطر اینکه خانواده اش را مشمول رحمت قرار گرفتن جزو خانواده های شهدا نمود، شکر کرد. اگرچه اندوهگین نشان می داد، اما صدایش همچنان با صلابت و قاطع بود. همواره تلاشش این بوده، مبادا فرزند شهیدش جایگاهی والاتر از شهدای دیگر مقاومت بیابد.کسانی که آن روز در کنار وی بودند، تعریف می کنند که وقتی خبر شهادت هادی را به وی دادند، چشم هایش را بست تا دو قطره اشکی که گوشه چشمانش جمع شده بود، را کسی نبیند، سپس وضو گرفت و به نماز ایستاد.سید حسن نصرالله و پسر شهیدش (سید هادی)هنگامی که پیکر فرزندش طی عملیات تبادل با دشمن صهیونیستی به لبنان بازگشت، خود او را کفن کرد، گریست و برای شادی روحش قرآن و دعا خواند، پیشانی اش را پاک کرد، سپس او را از پیشانی بوسید و مابقی کارها را به اطرافیان سپرد.- هیچ گاه کسی خشم و غضب وی را ندیده، همواره با مسائل داخلی و خارجی با آرامش برخورد می کرد، چون معتقد بود، این رفتار موجب می شود، انرژی خود را صرف کارها و رفتارهای بی مایه که سودی از آنها متصور نیست، نکنیم.- کسی به یاد ندارد، طی تجاوز سال ۲۰۰۰ رژیم صهیونیستی، وی طی روزهای بیستم تا بیست و ششم ماه چه ساعتی خوابیده و استراحت کرده باشد، یعنی از روز عقب نشینی صهیونیست ها و تخلیه جنوب لبنان تا پایان سخنرانی تاریخی اش در بنت جبیل، در نزدیکی مرزهای سرزمین های اشغالی.- نه در بنت جبیل و نه در هیچ یک از سخنرانی هایی که به مناسبت پیروزی های حزب الله ایراد کرد، دنبال گرفتن امتیاز سیاسی نبود. در بنت جبیل خود را برای همه معرفی کرد، فقیری که به ایمانش غنی است، ضعیفی است که به قدرت عقیده اش قوی است، مسلمانی است که بر همزیستی مسالمت آمیز با پیروان دیگر ادیان حرص می ورزد.تصویری کمتر دیده شده از سید حسن نصرالله و قاسم سلیمانی و شهید احمد کاظمی- او را «خمینی اعراب» و «سید رهبران جهان عرب» خواندند. در مراسمی که دعوت می شد، حضور می یافت، اما به سرعت آنها را ترک کرده، خود را به مجالس و نشست های رزمندگان جنبش و سفره نان آنها و فرزندانش محمد جواد و زینب و محمد علی و مزار هادی می رساند و سرانجام به خاطر پافشاری بر خط مشی اش لقب «سید مقاومت و آزادی» را به وی دادند.- در آن زمان یعنی سال ۲۰۰۰ میلادی بسیاری از سیاستمداران جهان وی را پس از «جمال عبدالناصر»، رئیس جمهوری فقید مصر دومین شخصیت جهان عرب می دیدند که رژیم صهیونیستی از وجودش به وحشت افتاده، دیدگاهی که بعدها مورد بازنگری قرار گرفت و او را تنها رهبر جهان عرب دانستند که نه تنها صهیونیست ها را به وحشت انداخته، بلکه خواب راحت را بر آنها حرام کرده است.- در اولین رخداد از این نوع، هیئتی ایرانی از مشهد مقدس پرچم برافراشته بر فراز حرم مطهر امام رضا(ع) را به سید حسن نصرالله تحویل دادند. این ایده هنگامی شکل گرفت که هیئتی از خبرنگاران ایرانی پس از پیروزی مقاومت از دو شهر الخیام و بنت جبیل بازدید کردند.این هیئت در بازگشت به ایران خواستار تحویل پرچم برافراشته بر حرم امام رضا(ع) به نشانه تقدیر از دستاوردهای حزب الله به سید حسن نصر الله شدند. نکته حائز اهمیت در این اقدام بی سابقه بودن آن است.شگفت انگیزتر اینکه پیش از این بر تمامی پرچم های برافراشته بر حرم امام رضا(ع) عبارت «لااله الاالله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» نقش بسته بود، ولی بر پرچمی که به سید حسن نصرالله تحویل داده شد، به شکل استثنایی آیه کریمه «نصرمن الله و فتح قریب» نقش شده بود.علاوه بر اینکه آن زمان سابقه نداشت، این پرچم به شخصی تحویل داده شود، بلکه تمامی پرچم ها در انبارهای ویژه آستان قدس رضوی(ع) نگهداری شده است.- بی تردید یکی از شاخص های سید حسن نصرالله قدرت بیان، نفوذ کلام و بینش دقیق و سنجیده وی در مورد خطاب قرار دادن مخاطبین است. دکتر «انیسه الامین»، روانشناس اجتماعی با ۲۵ سال سابقه تدریس در دانشگاه لبنان درباره این ویژگی دبیرکل حزب الله به بخش هایی از سخنرانی سید طی تجاوز سال ۲۰۰۰ رژیم صهیونیستی اشاره می کند که طی آن دبیرکل حزب الله رزمندگان مقاومت را با جمله «دست هایتان را می بوسم» مورد خطاب قرار می دهد.به اعتقاد این روانشناس مجرب لبنانی چنین سخنانی به مخاطبین دبیرکل حزب الله اعتماد به نفس، برحق بودن خط مشی اشان در دفاع از وطن و یادآور کرامت انسانی آنهاست.قدرت بیان سید حسن نصرالله زبانزد دوست و دشمن استآنچه این ویژگی را اثربخش تر می کند، به روز بودن شخصیت سید، بهره مندی از منطق و عقل و جدل، در کنار شخصیت دینی و مذهبی صادق اوست. صادق به این معنی که به او ارزش هایی چون «وفای به عهد، راستگویی و صداقت، تواضع، صبر و آرامش» نه تنها متزین است، بلکه ایمان و باور دارد و همین شهامت و جرأت رویارویی با دشمن و ثبات در عزم و عقیده را می بخشد و موجب می شود، به هرآنچه وعده داده عمل کند.- دکتر انیسه در ادامه سیمای سید حسن را اینگونه ترسیم می کند: «سید شباهت چندانی به چهره سنتی ترسیم شده از مردان ندارد، در سیمایش خشونتی نمی توان یافت، چهره اش معصومیت کودکانه ای دارد. در عین حال یکی مثل همه ماست.- از دیگر ویژگی های شخصیتی سید حسن نصرالله باید به «دوری از فساد و پنهان کاری، شفافیت در کار، انضباط و قانونمندی» اشاره کرد که انعکاس مستقیمی بر فعالیت ها و عملکرد جنبش دارد.از سوی دیگر، دفاع از مردم در برابر اشغالگران صهیونیست و از خودگذشتگی های بدون چشم داشت برای مردم، از دیگر ویژگی های سید است، دیدگاهی که در تمام سطوح جنبش قابل ملاحظه است، به گونه ای که تاکنون کسی از سوی اعضای جنبش در مناطق تحت اداره اش در سرتاسر جنوب لبنان در معرض آزار و اذیت واقع نشده است.تصویری از جوانی سید حسن نصرالله- نمی توانید، تعامل با دیگران و پذیرش افکار و دیدگاه های دیگران، را در شخصیت دبیرکل حزب الله نادیده گرفت، موضوعی که مشوق بروز استعدادها و توانایی های نهفته در اعضای آن است. او «ایمان دارد، هر انسانی دار ...

ادامه مطلب  

نگاهی واقع گرایانه به سند راهبرد امنیت ملی آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
۱- خلاصه مدیریتی دولت ایالات متحده آمریکا، اواخر سال گذشته میلادی اقدام به انتشار سندی تحت عنوان «استراتژی امنیت ملی» کرد که مهم ترین اولویت ها و چالش های اساسی این کشور در نقاط مختلف جهان را معرفی می کند. به جهت اهمیت موضوع و شناخت سیاست خارجی دولت ایالات متحده آمریکا، «اندیشکده راهبردی تبیین» تصمیم به تحلیل استراتژی اعلام شده دولت آمریکا به روش گروه متمرکز و با بهره گیری از کارشناسان حوزه های مختلف خود گرفت. در این راستا بعد از ارزیابی بخش های مختلف سند، بخش چهارم آن- که به افزایش نفوذ آمریکا، شامل راهبرد منطقه ای این کشور مربوط می شود- واجد بیشترین اهمیت تشخیص داده و برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شد. گزارش پیش رو، مربوط به جلسه گروه متمرکزی می شود که بدین منظور تشکیل شده و حاوی یک مقدمه با تمرکز بر پیشینه و چیستی سند استراتژی امنیت ملی، یک معرفی از سند استراتژی امنیت ملی، تحلیل کلیات سند، تحلیل بخش های مختلف سند و جمع بندی می شود. در تحلیل بخش های مختلف سند، به برنامه های ایالات متحده آمریکا در نقاط مختلف جهان پرداخته شده است. به صورت کلی سعی شده است تمرکز اصلی روی نقاطی قرار گیرد که در سند، مورد توجه جدی و اساسی بوده اند. ۲- مقدمهاستراتژی امنیت ملی سندی است که طبق قانون ایالات متحده آمریکا، روسای جمهور این کشور ملزم به ارائه آن هستند. در این سند مهم ترین تهدیدات و اولویت های راهبردی ایالات متحده آمریکا مشخص و راه های مواجهه با آنها تعیین می شود. در واقع این سند، ارائه دهنده استراتژی کلان و اهداف کلی آمریکا در رابطه با امنیت ملی این کشور است. دسامبر۲۰۱۷ «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا، اقدام به انتشار سند استراتژی امنیت ملی دولت خود کرد. این سند از یک مقدمه و ۴ رکن تشکیل شده است. «محافظت از مردم آمریکا، سرزمین مادری و سبک زندگی آمریکایی»، «گسترش رفاه و رونق اقتصادی در آمریکا»، «حفظ صلح از طریق قدرت» و «افزایش نفوذ آمریکا» ارکان این سند هستند. ارکان سوم و چهارم به صورت مستقیم تری ناظر بر نگاه و راهبرد آمریکا در جهان است. ۳- معرفی سند استراتژی امنیت ملی آمریکااستراتژی امنیت ملی، مجموعه ای از استراتژی های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در حوزه های داخلی و خارجی راجع به روش های بهینه تأمین امنیت ملی ایالات متحده آمریکاست. الزام دولت آمریکا به ارائه سند استراتژی امنیت ملی به تصویب قانون «گلدواتر- نیکلز» در سال ۱۹۸۶ بازمی گردد. گفته می شود برداشت کنگره آمریکا مبنی بر ضعف این کشور در حصول به اهداف نظامی خود و نیز محیط بین المللی در حال تغییر آن دوران، علت تصویب قانون گلدواتر- نیکلز و الزام رئیس جمهور آمریکا به ارائه استراتژی امنیت ملی است. سند استراتژی امنیت ملی دولت آمریکا در هر دوره ای، تلفیقی از مؤلفه های ثابت سیستم امنیت ملی ایالات متحده و برنامه ها و اولویت های رئیس جمهور و کابینه این کشور است. حفاظت از خاک، مردم و سبک زندگی آمریکایی، رهبری و برتری آمریکا در جهان خارج، تحکیم ائتلاف با دوستان و تقابل با دشمنان آمریکا از جمله مؤلفه های ثابتی است که تقریباً می توان در تمام اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا مشاهده کرد. در مقابل، اولویت های رئیس جمهور و دولت این کشور مانند آنچه در دوران تبلیغات انتخاباتی مطرح شده است نیز بخش مهمی از اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا را تشکیل می دهد. طبق قانون، اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا باید به صورت سالانه و در تاریخی که رئیس جمهور لایحه بودجه سال بعد را ارائه می دهد، به کنگره تحویل شود. «رونالد ریگان» نخستین رئیس جمهوری بود که طبق قانون گلدواتر- نیکلز، سند استراتژی امنیت ملی دولت خود را ارائه داد. ریگان این سند را تلاش مشترک از سوی دولت، کنگره و مردم آمریکا جهت ترسیم طرحی برای آینده معرفی کرد. «جرج بوش» پدر نیز بعد از ریگان، سند استراتژی امنیت ملی آمریکا را منتشر کرد که تأکید اساسی آن بر تعدیل سیاست ها با چالش های یک عصر جدید در دوران پس از جنگ سرد و انجام اقداماتی برای ایجاد نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا بود. «بیل کلینتون» نیز در استراتژی امنیت ملی دولت خود تعامل و گسترش نفوذ آمریکا و «جرج بوش» پسر بحث قدرت و پیش دستی را مورد توجه قرار دادند. «باراک اوباما» محور اصلی استراتژی امنیت ملی دولت خود را «وداع با گذشته، توجه به تهدیدات جدید» اعلام کرد. در حقیقت استراتژی اوباما از دکترین جنگ پیشدستانه دوران بوش فاصله گرفته و بر همکاری جهانی و دیپلماسی قوی برای بهره گیری کمتر از نیروی نظامی تأکید داشت. دونالد ترامپ نیز در ادامه این روند به ارائه استراتژی امنیت ملی دولت خود با محوریت «اول آمریکا» پرداخته است. علاوه بر مؤلفه های ثابت سیستم امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، اولویت های دونالد ترامپ که در شعارهای انتخاباتی خود عنوان کرده بود، به صورت برجسته ای در این سند نمایان شده است. از جمله بحث «اول آمریکا» و بازگرداندن آمریکا به دوران اوج شکوه و عظمت خود از نظر اقتصادی و نظامی، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.۴- تحلیل کلیات سند استراتژی امنیت ملی آمریکااین سند، یک مدرک در دسترس از اولویت های ایالات متحده آمریکاست که سیاست ها و استراتژی های آمریکا را نظام مند و قانون مند می کند. در این سند اعمال سلطه و نفوذ ایالات متحده آمریکا به صورت یک امر لازم و موجه، به نمایش درآمده است. به علاوه این سند حاوی «ابزارهایی» که آمریکا به وسیله آنها استراتژی امنیت ملی خود را دنبال می کند نیز هست. روح حاکم بر کل سند یک روح تجارت و اقتصادمحور است و ارزش های آمریکایی از محوریت اساسی برخوردار است. دسته بندی ای که این سند از متحدان و شرکای آمریکا ارائه می دهد، این امکان را فراهم می کند تا مبنایی برای تحلیل نقش آمریکا در کشورهایی مانند عراق، به دست آورد. آمریکا در این سند ۳ نوع قدرت سخت، نیمه سخت و نرم را برای پیگیری اهداف خود پیش بینی کرده است. سند استراتژی امنیت ملی که دونالد ترامپ ارائه کرده است، تا حدود بسیار بالایی بر مبنای واقع گرایی و واقع نگری به جهان بنا شده است، این بدان معنی است که منافع و علایق ایالات متحده در جهانی که رقبا تلاش دارند موقعیت این کشور را متزلزل کنند، در صدر اولویت ها قرار گرفته است. یکی از ضمائم دید واقع گرایانه به جهان، «رقابتی» دیدن آن است که به صورت ملموسی در سند استراتژی امنیت ملی ترامپ وجود دارد. در کنار رقابتی دیدن جهان، به متحدان و شرکای آمریکا بهای زیادی داده شده و بر ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا تأکید و تمرکز شده است. به نوعی دولت آمریکا در این سند پیش بینی کرده است از طریق شکل دهی به یک ائتلاف قدرتمند متشکل از متحدان و شرکای آمریکا، نقش رهبری این کشور در جهان را احیا، تقویت و استمرار بخشد. به صورت کلی این سند با توجه به مشکلات و چالش های فراروی ایالات متحده آمریکا، برنامه ها و راهکارهایی را برای حفظ منافع و امنیت ملی ایالات متحده آمریکا ارائه می دهد. ۵- تحلیل بخش های گزارشهرچند استراتژی امنیت ملی آمریکا از ۴ رکن تشکیل شده است اما از آنجا که رکن چهارم به صورت مستقیم با سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در ارتباط است، کلیات و رکن چهارم سند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بعد از تحلیل کلیات سند در بخش قبل، در ادامه، رکن چهارم سند، در ۲ بخش «افزایش نفوذ آمریکا» و «راهبرد منطقه ای» مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. ۱–۵- افزایش نفوذ آمریکابرای افزایش نفوذ ایالات متحده آمریکا، سعی شده از راهبرد تقویت ائتلاف و تشویق کشورها برای ورود به ائتلاف با آمریکا استفاده شود. این سند جهان را به گونه ای ترسیم کرده است که رقابت بین الگوها وجود دارد، به عنوان مثال در منطقه هند- آرام، بین الگوی چین به عنوان یک الگوی بسته و الگوی آمریکا به عنوان یک الگوی باز، رقابت وجود دارد. از این جهت نقشی که آمریکا برای خود تعریف می کند، خیلی جدید نیست؛ آمریکا خود را رهبر جهان آزاد و دمکراتیک در برابر جهان بسته و استبدادی می داند، شبیه همان نقشی که در سال های دوران جنگ سرد برای خود قائل بود. همچنین از منظر سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، امکان ندارد غلبه خود به خودی جهان آزاد بر جهان استبدادی انجام شود، لذا لازم است این کشور برای غلبه الگوی خود در جهان، برنامه ریزی و اقدام کند. در جهت سیاست افزایش نفوذ ایالات متحده آمریکا، در سند پیش بینی شده است به جای اعطای امتیاز به دولت ها، کمک ها از طریق شرکت ها و بخش خصوصی انجام شود. از این طریق، ایالات متحده آمریکا می کوشد نوع پیچیده تری از وابستگی را بر دیگر کشورها تحمیل و آنها را نسبت به سیاست ها و جهت گیری های خود مطیع تر کند. همچنین این رویکرد در اعطای کمک، زمینه بازگشت پذیری سرمایه های بیشتری را به آمریکا فراهم می کند و به شرکت های خصوصی آمریکایی انگیزه بیشتری را برای شراکت با متحدان آمریکا در نقاط مختلف جهان می دهد. در استراتژی امنیت ملی دولت ترامپ، جهت افزایش نفوذ آمریکا در جهان ۲ مؤلفه «محل نفوذ» و «ابزار نفوذ» دارای محوریت اساسی است. در این سند پیش بینی شده است دولت آمریکا از ابزارهای دولت، شرکت های خصوصی و سازمان های بین المللی در افزایش نفوذ ایالات متحده آمریکا بهره برداری کند. در سطح منطقه ای، به توازن قدرت منطقه ای درجهان- آنطور که مطلوب آمریکا باشد- توجه شده است. در این سند پیش بینی شده است از متحدان و شرکای منطقه ای آمریکا در مناطق مختلف حمایت های لازم به وجود آید تا توازن قدرت منطقه ای مطلوب آمریکا شکل گرفته و حفظ شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که روحیه انحصارطلبی آمریکا در این سند کاملاً مشهود است. هرچند بحث تجارت و اقتصاد به صورت محوری مطرح شده اما استراتژی امنیت ملی آمریکا از توجه به شبکه سازی برای گسترش ارزش های آمریکایی غافل نبوده است. در این سند به صورت تقریباً آشکاری، بحث نفوذ اقتصادی و سیاسی در کشورهای مختلف از طریق صندوق های توسعه ای مطرح شده است. از این طریق ایالات متحده آمریکا برنامه ریزی می کند تا وابستگی سیاسی و اقتصادی کشورها به خود را افزایش دهد. به عنوان نمونه از شرکت «میلینیوم چلنج کورپوریشن» به عنوان شرکتی یاد شده است که کشورهایی را انتخاب می کند که متعهد به اصلاحات موردنظر آمریکا هستند تا پروژه های اصلاحی آنان را نظارت و ارزیابی کند. نکته دیگر اینکه تعهد آمریکا برای حمایت از کشورها یک تعهد انتخابی است و می تواند معیارهای متعدد دیگری برای ارائه کمک های آمریکایی ملاک قرار گیرد و کشورهایی در اولویت قرار دارند که ضعف و شکست دولت در آنها می تواند تهدیدا ...

ادامه مطلب  

آیا سند تحول آموزش و پرورش راه گشاست؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی – اجتماعی برهان؛ تحول در نظام و تعلیم و تربیت چند سالی است که با تأکیدات ویژه مقام معظم رهبری در این حوزه در دستور کار مسؤلین فرهنگی و در رأس آن ها شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته است.در این راستا سندی تحت عنوان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تدوین و در سال گذشته رونمایی شد. در ارتباط با چگونه اجرایی شدن این سند گفت و گویی با «دکتر علیرضا علی احمدی» وزیر سابق آموزش و پرورش ترتیب داده ایم.کلیات سند طرح تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش را تشریح بفرمایید. هدف از ارائه ی این سند چه بوده است؟این سند تحول بنیادین دارای اجزایی اصلی بدین شرح می باشد:1. مبانی نظری سند شامل:1.1. فلسفه ی تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران؛1.2. فلسفه ی تعلیم و تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی؛1.3. رهنامه (دکترین) نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛1.4. نظریه های تعلیم و تربیت اسلامی در عصر حاضر.2. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش شامل:2.1. کلیات و تعریف مفاهیم و اصطلاحات سند؛2.2. بیانیه ی ارزش ها، مأموریت و چشم انداز و هدف های کلان؛2.3. راهبردهای کلان (15 مورد)؛2.4. هدف های عملیاتی و راهکارها (23 مورد اهداف عملیاتی و 129 راهکار پیاده سازی)؛2.5. چارچوب نهادی و نظام اجرایی تحول بنیادین در آموزش و پرورش.3. اسناد مکمل سند تحول بنیادین شامل:3.1. سیاست های اجرایی و سازوکارهای تحقق اهداف اصلاح ساختارها و فرآیندهای تحول آفرین توسط شورای عالی آموزش و پرورش؛3.2. برنامه ی درس ملی و راهنمای تحول محتوایی آموزش و پرورش (در حال تکمیل)؛3.3. سند خلاقیت و نوآوری در آموزش و پرورش (در شرف تصویب)؛3.4. الزامات تحولات بنیادین در آموزش و پرورش با همکاری سایر دستگاه های نظام اسلامی؛3.5. طراحی و تدوین برنامه های اجرای سند تحول بنیادین خصوصاً برنامه های تحول در زیر نظام های اصلی آموزش و پرورش.4. اهم اهداف طراحی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش عبارت اند از:4.1. ترسیم چشم انداز نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی و مدرسه در افق چشم انداز ایران 1404؛4.2.طراحی نظام تعلیم و تربیتی که زمینه ساز تحقق بخش حیات طیبه، جامعه ی عدل جهانی و تمدن اسلامی ایرانی است؛4.3.طراحی راهبردها و راهکارهای حرکت از وضع موجود برای تحقق چشم اندازهای مدیریت آموزش و پرورش و مدرسه؛4.4.برنامه ریزی محتوایی برای تربیت انسان های عالم، متقی، آزاد و اخلاقی در طراز جمهوری اسلامی ایران؛4.5.ترسیم نقشه راه برای تحول آفرینی، تخصیص منابع و امکانات، تقسیم کار بین نهادهای ذی ربط.چه میزان از مشکلات فعلی نظام تعلیم و تربیت با اجرای این طرح مرتفع می شود؟اساساً هر نوع برنامه ریزی با نگرش راهبردی، از جمله سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، به منظور ترسیم وضعیت مطلوب و طراحی راهبردها و راهکارها برای حرکت از وضع موجود به چشم انداز مطلوب است.در عین حال، هر برنامه ای هر قدر هم جامع و بدون نقص طراحی شده باشد، به دلیل تغییراتی که در جامعه با سرعت در حال وقوع است و انتظاراتی که در طول زمان از ایفای نقش آموزش و پرورش بالا می رود، همیشه بین وضع مطلوب تعلیم و تربیت و وضع موجود آن فاصله ای وجود خواهد داشت؛ خصوصاً با فرض آنکه همه چیز درست و خوب طراحی شده باشد و همه ی لوازم کار نیز فراهم شده باشد، پذیرش دانش آموزان و خانواده ها ممکن است به طور مطلوب فراهم نشود، چرا که به اجبار نمی توان فرآیند تعلیم و تربیت را به نحو احسن پیاده سازی نمود و میل و اراده ی متربّی نیز مهم است.در عین اینکه سند مصوب، جامع ترین سند موجود برای تحول آفرینی فرهنگی در جامعه ی ما تلقی می شود، لیکن دارای نارسایی هایی نیز می باشد که اهم آن ها عبارت اند از:- اندیشمندان ما هنوز نتوانسته اند به طور کامل نقش مبانی واصول ارزش های اسلامی را، آن گونه که حق مطلب است، در فرآیندها و رویکردهای برنامه ریزی در کشور دخالت دهند، گرچه تلاش قابل توجهی در این راستا به عمل آورده اند.- مبانی و اصول ارزش های اسلامی و دستاوردهای آموزش های وحیانی اسلام، پیرامون موضوعات و مقولات و مفاهیم مطرح در تعلیم و تربیت، بایستی به منظور جمع بندی در قالب نظریه های راهنمای عملی تهیه شوند که این کار در تنظیم سند تحول در آموزش و پرورش شکل نگرفته است.برنامه ی درس ملی بایستی محتوای تعلیم و تربیتی آموزش رسمی عمومی را مشخص می کرد و بر مبنای آن و مطالعات تطبیقی، نظام مقاطع تحصیلی طراحی می شد.- برنامه ی درس ملی بایستی محتوای تعلیم و تربیتی آموزش رسمی عمومی را مشخص می کرد و بر مبنای آن و مطالعات تطبیقی، نظام مقاطع و سنوات پایه های تحصیلی طراحی می شد، در حالی که مقاطع تحصیلی موسوم به 6 ـ 3 ـ 3، که اکنون ملاک تغییرات شکلی در آموزش و پرورش قرار گرفته است، منتج از برنامه ی درسی ملی نیست و حسن آن جایگزینی سال ششم تحصیلی در مقطع ابتدایی به جای دوره ی پیش دانشگاهی در دوره ی بعد از دیپلم است.- جا دارد بررسی شود اجرای طرح موسوم به 6 ـ 3 ـ 3، که در یکی از مراجع ذی ربط رسمیت یافته است، چه مشکلاتی را از نظام آموزش عمومی رسمی کشور حل خواهد کرد و چه مشکلاتی را ممکن است ایجاد نماید و این مهم نیازمند چاره جویی دست اندرکاران است، گرچه چاره اندیش در این مورد قدری هم دیر شده است.- در اینجا اکیداً یادآوری می نماید که طرح تحول بنیادین در آموزش و پرورش یک عنصر کالبدی دارد که نظام مقاطع تحصیلی موسوم به 6 ـ 3 ـ 3 است و نباید رسانه های ما اجرای این عنصر را با طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش اشتباه بگیرند و موجب سردرگمی خانواده ها و دانش آموزان عزیز شوند. اجرای چارچوب 6 ـ 3 ـ 3 شاید یک اقدام در بین بیش از 129 اقدام دیگر است و اقدام مهمی است و هر گونه نارسایی در آن، ممکن است لطمات جبران ناپذیری در مسیر تحول بنیادین در آموزش و پرورش فراهم نماید.طرح تحول بنیادین در آموزش و پرورش یک عنصر کالبدی دارد که نظام مقاطع تحصیلی موسوم به 6 ـ 3 ـ 3 است و نباید رسانه های ما اجرای این عنصر را با طرح تحول بنیادین اشتباه بگیرند و موجب سردرگمی خانواده ها و دانش آموزان عزیز شوند.با گذشت چند ماه از رونمایی سند طرح تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش، نتایج عملی این طرح چه بوده است؟این سؤال را باید از دست اندرکاران فعلی آموزش و پرورش پرسید، در عین حال مجموعه ای از مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش از مرحله ی تصویب نسخه ی اولیه ی سند تحول در شورای عالی آموزش و پرورش تا مقطع انتشار مجموعه ی فوق را مسئولین وزارت آموزش و پرورش به عنوان اقدامات خود در راستای تحقق سند و ایجاد تحولی در آموزش و پرورش معرفی نموده اند و شاید اصلی ترین اقدام صورت گرفته را همانا وارد کردن سال ششم به دوره ی ابتدایی باید تلقی کرد که با همه ی زحماتی که کشیده شده است، چگونگی اجرای آن را با تهیه یک گزارش میدانی توسط رسانه ی ملی می توان ارزیابی اولیه نمود تا در صورتی که نیازمند بازنگری و یا اقدامات ترسیمی باشد، تا در شروع سال تحصیلی هستیم این کار توسط مراجع ذی ربط سریع تر انجام شود.به مبانی نظری و عملی سند چه انتقاداتی وارد است؟ آیا راهکارها و مبانی مطرح شده قابلیت عملی شدن دارند؟در خصوص مبانی نظری و نارسایی های آن در سؤال سوم به مطالبی اشاره کردم. در مورد قابلیت عملیاتی شدن راهکارها باید یادآوری نمود که خوشبختانه سند تحول بنیادین، علاوه بر راهبردها، به طراحی و ارائه ی راهکارهای اصلی نیز پرداخته است. لیکن همان گونه که در سؤال اول اشاره شد، این سند نیاز به اسناد تکمیلی دارد که از جمله ی آن ها طراحی راهبردها و راهکارهای مرتبط با زیرنظام های اصلی نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی است.با توجه به رهنامه، مبانی نظری سند زیرنظام هایاصلی آموزش و پرورش بدین شرح می باشد:- راهبردها و راهکارهای زیرنظام راهبری و مدیریت؛- راهبردها و راهکارهای زیرنظام برنامه ی درسی؛- راهبردها و راهکارهای زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی؛- راهبردها و راهکارهای زیرنظام تأمین و تخصیص منابع مالی؛- راهبردها و راهکارهای زیرنظام تأمین فضا، تجهیزات و فناوری؛- راهبردها و راهکارهای زیرنظام پژوهش و ارزشیابی؛- راهبردها و راهکارهای زیرنظام شیوه های یاددهی ـ یادگیری.راهبردها و راهکارهای مورد نظر پیرامون هر یک از زیرنظام های فوق بایستی برای هر یک از ساحت های تربیت دانش آموزان (تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی، تربیت اجتماعی و سیاسی، تربیت زیستی و بدنی، تربیت زیبایی شناختی و هنری، تربیت اقتصادی و حرفه ای) با به کارگیری رویکردهای مطروحه در مبانی نظری تعلیم و تربیت رسمی و عمومی و رعایت هر یک از اصول تعلیم و تربیت مطروحه در تمام موارد مد نظر قرار گیرد و راهکارهای عملیاتی ارائه شود.یکی از خلأهای جدی که در همه ی اسنادی که به عنوان اسناد تحول در جمهوری اسلامی تدوین شده اند به چشم می خورد رابطه ی بین مبانی فلسفی، اصول و آموزه های دینی و اسلامی برگرفته از مکتب و جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی با راهبردها و راهکارها و برنامه هایی است که برای اجرا مد نظر قرار می گیرند. در سند آموزش و پرورش تلاش شده که تا جایی که میسر بوده است این رعایت شود، ولی چون تجربه ی تنزیل مطالب از سند تا پیاده سازی و بخش نامه و برنامه ریزی را هنوز در اختیار نداریم، به طور کامل اداء نشده است.چند راهکار به نظر می رسد که بتواند کمک کند. یکی اینکه ما مبانی نظری ای را که از اسلام ناب محمدی اقتباس می کنیم باید به صورت منطقی و نظام مند جمع بندی مفهومی کنیم و در قالب نظریه های کاربردی تدوین نماییم. این موضوع مستلزم تشکیل همان کرسی های آزاداندیشی و نظریه پردازی است که مقام معظم رهبری فرمودند. باید اختلاف نظرهای موجود در مسائل فکری و برداشت های تفسیری که از موضوعات مکتبی وجود دارد در نشست هایی هدایت و برنامه ریزی شوند و به جمع بندی های متقن برسند. روش های علمی هم وجود دارد که به اندیشمندان کمک می کند که از دیدگاه هایی که وجوه اشتراک و در عین حال افتراقی دارند استفاده کنند، از جمله ی آن ها متدلوژی سیستم های نرم، ssm، soft system methodology ، فرآیند تفکر ارزشی و همچنین روش رویش نظریه ها (grounded theory) است که می شود این قبیل روش ها را به کار گرفت و بین آثار مکتوب و نقطه نظرات شفاهی اندیشمندان هر حوزه یک توافق قابل قبولی به دست آورد.در حوزه ی اجرای احکام در مواردی که بین فقها اختلاف نظر باشد احکام نیز نظر ولی فقیه تعیین کننده است. مراجع هر نظری داشته باشند، وقتی که در حوزه ی اجتماعی می آید، اگر نارسایی یا تعارضی در مقایسه با نظر مقام معظم رهبری داشت، نظر مقام عظمای ولایت ملاک عمل مسئولین خواهد بود، ولی در حوزه ی نظری ما جایگاهی را برای این کار پیش بینی نکرده ایم. لازم است که از تکنیک های مدیریت دانش (knowledge management) نیز استفاده شود و با تمرین و تلاش بتوانیم بر این مشکل فائق آییم.همچنین باید در هنگام تدوین برنامه ها، جایی که فرصت ها و تهدیدها، قوت ها و ضعف ها، عوامل پیش برنده و عوامل بازدارنده را تحلیل می کنیم، با یک رویکرد عِلّی ـ معلولی و ریشه یابی های عمیق و دقیق و دریافت روابط منطقی پدیده های موجود و اولویت بندی مناسب طرح ها و برنامه ها، به حل معضل اصلی بپردازیم.راه دیگر آن است که ما رویکرد جدیدی در برنامه ریزی های راهبردی در پیش گیریم. علاوه بر تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و قوت فرصت ها و ...

ادامه مطلب  

۱۰ ستاره ایرانی کهکشان سامسونگ برای المپیک  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه خبری ورزش بانوان؛ تهران، ۱۳ آذر، روابط عمومی سامسونگ الکترونیکس- سامسونگ به عنوان یکی از حامیان رسمی بازی های المپیک زمستانی ۲۰۱۸ کار انتخاب ۱۵۰۰ نفر از حمل کنندگان مشعل المپیک را بر عهده داشت. به همین منظور کمپینی بزرگ برگرفته از روح المپیک در سرتاسر جهان راه اندازی شد تا شخصیت هایی الهام بخش و موثر در هر جامعه به عنوان یکی از ۷۵۰۰ نفر حمل کننده مشعل المپیک زمستانی انتخاب شوند. سامسونگ ایران نیز طی فراخوانی از تمامی علاقه مندان دعوت کرد دلایل خود را برای حضور در مراسم حمل مشعل المپیک به این شرکت اعلام کنند. نهایتا از میان هزاران درخواست دریافت شده ۶ نفر توسط هیات داوران انتخاب شدند. همچنین سه نفر نیز به دلیل فعالیت های برجسته اجتماعی و زیست محیطی به صورت مستقیم از طرف این شرکت برای حمل مشعل المپیک زمستانی ۲۰۱۸ دعوت شدند.مجموع این ۹ نفر در مراسمی در روز دوشنبه با حضور بهرام رادان، بازیگر سرشناس سینمای ایران و پرچمدار این کمپین به طور رسمی معرفی شدند.بام سوک هانگ، مدیر سامسونگ الکترونیکس ایران در این نشست خبری با اشاره به همکاری سامسونگ و کمیته بین المللی المپیک گفت : « المپیک همواره رخدادی بوده است که مردم سراسر جهان را از هر قوم و نژادی کنار هم جمع می کند و عمیق ترین و ارزشمندترین ارزش های انسان را از طریق ورزش و رقابت به نمایش می گذارد. سامسونگ تلاش می کند به هواداران ورزش های مختلف امکان دهد تا نه تنها هیجان را تجربه کرده و به اشتراک بگذارند، بلکه آن را خلق کنند.»حمایت سامسونگ از بازی های المپیک، از ۱۹۸۸ و المپیک تابستانی سئول آغاز شد. چندی بعد و در المپیک زمستانی ۱۹۹۸ ژاپن، سامسونگ به یکی از همکاران رسمی کمیته بین المللی المپیک تبدیل شد و این همکاری در المپیک زمستانی ۲۰۱۸ پیونگ چانگ و المپیک ۲۰۲۰ توکیو هم ادامه خواهد داشت.المپیک زمستانی ۲۰۱۸ از بیستم بهمن ماه امسال در شهر پیونگ چانگ کره جنوبی آغاز می شود. اما مشعل این بازی ها از دهم آبان ماه، به مدت ۱۰۱ روز، توسط ۷۵۰۰ نفر از ۹۵ کشور جهان، در مسافتی حدود ۲۰۱۸ کیلومتر حمل خواهد شد و به محل برگزاری مراسم افتتاحیه خواهد رسید.در ادامه این نشست خبری علیرضا توسلی، مدیر ارشد بخش موبایل سامسونگ الکترونیکس با اشاره به کمپین ها و فعالیت های مسئولیت اجتماعی سامسونگ گفت: «ایده ایجاد فرصت حضور در یک رخداد کاملا مردمی برای کسانی که با وجود دستاوردهای بزرگ، کمتر شناخته و دیده شده اند از مدت ها پیش در سامسونگ جهانی مطرح بود. سامسونگ ایران هم به نوبه خود از ابتدای امسال برای شکل دادن به جمعی از چهره های این چنینی شروع به برنامه ریزی کرد.»به گفته مدیر ارشد بخش موبایل سامسونگ الکترونیکس، در ابتدا قرار بود تا از ایران تنها سه نفر به مراسم حمل مشعل المپیک اعزام شوند اما پس از استقبال گسترده علاقه مندان و دریافت بیش از ۱۶ هزار نامه از سوی مخاطبان کمپین، تصمیم گرفته شد تا سهمیه مشعلداران ایران به ۹ نفر افزایش پیدا کند.در بخش دیگر این نشست خبری کیت شین، مدیر ارشد کسب وکار بخش موبایل سامسونگ ایران با بیان اهداف اصلی راه اندازی این کمپین گفت: «حمل مشعل، روح المپیک را به گوشه گوشه هر جامعه ای منتقل می کند. این گر ...

ادامه مطلب  

«جنبش الکرامه» چیست؟/جریان های معارض عربستانی در برابر «محمد بن سلمان» متحد می شوند؟ +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
«جنبش الکرامه» چیست؟/جریان های معارض عربستانی در برابر «محمد بن سلمان» متحد می شوند؟ +تصاویربه گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ به نظر می رسد، تحولاتی که ماه های اخیر، کشور عربستان سعودی شاهد آن است، سمت و سو و سبک و سیاق متفاوتی دارد، به گونه ای که چندی پیش فعالان معارض عربستانی از تشکیل جنبش سیاسی معارضی خبر دادند که در چارچوب آن مطالبات مشروع و بر حق خویش از حکومت سعودی را دنبال کنند.در این ارتباط «معن الجربا»، فعال معارض عربستانی از تاسیس «جنبش الکرامه» خبر داد و اعلام کرد که هدف از تاسیس این نهاد سیاسی پیگیری حقوق مشروع مردم عربستان از جمله بهره مندی از قانون اساسی و حقوق شهروندی در شبه جزیره العرب است.معن الجربا موسس جنبش الکرامهمعن الجربا این خبر را طی مراسم بزرگداشت دومین سالگرد شهادت آیت الله شیخ «نمر باقر النمر»، روحانی شیعی عربستانی در بیروت، پایتخت لبنان اعلام و تاکید کرد که این جنبش تمام اصول و مبادی اعتقادی و مبارزاتی آن روحانی بزرگ و مواضع و دیدگاه هایش در امر مقاومت و ایستادگی را اتخاذ کرده و سرلوحه کار و فعالیت خود قرار خواهد داد.به همین منظور وی از همه مردم عربستان خواست تا سخنرانی ها و تصریحات آن شهید بزرگوار را احیا کرده و از مواضع و دیدگاه هایش الهام بگیرند.این معارض عربستانی در ادامه خاطر نشان کرد که جنبش الکرامه بر پایه سخنان و تصریحات شهید آیت الله نمر تاسیس و فعالیت خود را آغاز می کند و در این راستا، میراث علم و دانش برجا مانده از آن شهید بزرگ سنگ بنای آغاز فعالیت این جنبش جهت دستیابی به کرامت بشری و تحقق شرافت انسانی خواهد بود که آن روحانی و عالم فقیه در راه دستیابی به آن به فیض شهادت نائل آمد.نمر باقر النمر در پی اعتراضات شیعیان عربستان در سال ۲۰۱۲ بازداشت شد و در روز چهارشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵ دادگاه جنایی عربستان سعودی به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم و در ۲ ژانویه ۲۰۱۶ اعدام شد.معن الجربا در ادامه تصریح کرد که شهید آیت الله نمر در طول زندگی پر بارش همواره بر حفظ کرامت بشری تاکید داشت و آن را هدیه ای الهی به انسان می دانستند که هیچ کس اجازه تعرض به آن را ندارد.علاوه بر اهداف فوق الذکر، اساسنامه این جنبش به موضوعات و قضایای دیگری مانند انجام اصلاحات، تضمین حقوق شهروندی، اعتقاد به اینکه قضیه فلسطین مهمترین و اولین قضیه جهان عرب و اسلام می باشد، حمایت از مقاومت در برابر اشغالگری صهیونیستی در لبنان و فلسطین نیز به عنوان اهداف دیگر جنبش اشاره و بر تحقق آنها تاکید می کند.اساسنامه جنبش الکرامه، این جنبش را جنبشی مردمی و معارض معرفی می کند که در کشور عربستان فعالیت خواهد داشت و مهمترین هدف آن انجام اصلاحات و محقق کردن حقوق مشروع ملت عربستان می باشد، لذا در این راه منادی تحقق کرامت و شرافت و عدالت و مساوات و حقوق بشر در میان تمام اقشار و طیف های جامعه عربستان به دور از تبعیضات دینی، نژادی، طایفه ای و طبقاتی است.به همین منظور جنبش الکرامه شریعت اسلامی را به دور از تبعیض در فرق و مکاتب آن، منبع اساسی و اصلی قانونگذاری در کشور تلقی کرده و خواستار اصلاحات و تغییرات مسالمت آمیز با به خدمت گرفتن تمام راهکارها و راهبردهای قانونی به رسمیت شناخته شده از سوی سازمان ملل متحد و ملل آزاده جهان جهت دستیابی به حقوق مشروع مردم عربستان می باشد، چون بر این باور است که مردم تنها منبع قدرت و عامل صاحب حق در تعیین سرنوشت خویش و نوع نظام حاکم بر کشورشان می باشند.در بخش دیگری از اساسنامه این جنبش می خوانیم: الکرامه … جریانی ملی – مردمی – عربی است و یکی از مهمترین خواسته های آن تشکیل مجلس شورا و مجلس ملت (پارلمان) منتخب می باشد که بیانگر و نماد قدرت قانونگذاری در کشور باشد.از این جهت، جنبش الکرامه دولت مدنی دموکراتیک را بهترین و مناسب ترین شکل نظام حکومتی و دولت مدرن می داند که با روح و جوهره اسلام نیز همخوانی و مماشات دارد.در این راستا، این جنبش خواستار اجازه تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی است که خود را نماینده دیدگاه ها و جریان های مختلف فکری جامعه می دانند و در این باره لازم است، دولت و حکومت به صورت مستقیم از میان مردم و نه خاندان حاکم تشکیل شود که به مثابه قدرت اجرایی کشور خواهد بود و تحت اشراف و نظارت قوه مقننه فعالیت خواهد کرد. همچنین ضرورت دارد، مردم از طریق دو قوه مقننه و قضاییه بر نحوه مصرف و هزینه کرد اموال عمومی و بیت المال نظارت داشته باشند.اتحاد جریان های معارض عربستانی بر علیه آل سلماندر اساسنامه این جنبش حمایت از طرح های مقاومت و آزادیبخش عربی و اسلامی در منطقه، حمایت و پشتیبانی از عدالت اجتماعی و کرامت و شرافت انسانی و آزادی اندیشه و حقوق بشر و مبارزه با صهیونیسم جهانی به عنوان اهداف قومی و اسلامی الکرامه یاد شده که بر پایه و اساس آنها استوار است.به این ترتیب، آشکار می گردد که جنبش الکرامه، جریانی ملی – مردمی – عربی است، نه یک حزب سیاسی که قضیه فلسطین و قدس شریف را اولین و اساسی ترین قضیه خود و ملل و کشورها و دولت های عربی هسته و کانون اصلی امت عربی و اسلامی می داند و خواستار محافظت و دفاع از تمامیت ارضی و جغرافیایی و امنیت اقتصادی و اجتماعی آن در برابر تهدیدات و خطرهای خارجی است.موسس الکرامه: انقلاب ما در راه استمعن الجربا که موسس جنبش الکرامه شمرده می شود، این جنبش را اعتراضی از نوع دیگر و مغایر با آنچه تاکنون در عربستان دیده شده و به اعتراض های سنتی معروف شده، معرفی می کند. در صدایش قاطعیت و جدیت را می توان لمس کرد. می گوید که برای گفتن سخن حق و رساندن آن به گوش پادشاهان ظالم و شاهزادگان مستبد از پای نخواهد نشست، چراکه در سایه سکوت و مماشات در برابر آنچه در عرصه سیاسی جریان دارد، آن را فریضه ای واجب برای خود می داند.معن الجربا فعالیت های سیاسی خود را در داخل عربستان از سال ۲۰۰۶ میلادی، پس از شکست نظامی رژیم صهیونیستی از جنبش حزب الله در جنوب لبنان آغاز کرد و از آن تاریخ تاکنون همواره تلاش کرده، فعالیت های خود را علیه رژیم سعودی افزایش دهد و در این راه سعی کرده، چالش ها و موانع ایجاد شده به ویژه از سوی سرویس های اطلاعاتی و امنیتی سعودی را از پیش رو بردارد و هم اکنون پس از حدود ۱۱ سال فعالیت و کسب تجربه تلاش های خود را بر پیاده سازی طرح متحد کردن معارضان عربستانی در داخل و خارج متمرکز کرده است.موسس الکرامه: انقلاب ما در راه استوی سال های فعالیت سیاسی خود را به دو بخش تقسیم می کند و میان آنچه اکنون دست به آن می زند با آنچه در سال ۲۰۰۶ میلادی انجام می داد، تفاوت بسیار قائل است. مرحله اول فعالیت های جربا مصادف با پادشاهی ملک عبد الله بود و او در عربستان اقامت داشت و به لطف رابطه نسبی با شاه سابق عربستان، از حمایت و مصونیت وی نیز بهره مند می شد (ملک عبد الله همسر دختر عمه معن الجربا و شاهزاده نایف بن عبد العزیز، وزیر اسبق کشور عربستان همسر دختر خاله وی شمرده می شدند) اما این امتیازات خانوادگی خیلی زود کارآمدی خود را از دست دادند.در ابتدا تلاش شد، از سوی نظام حاکم جذب شده و به خدمت اهداف آن دراید، لذا پس از مسدود کردن وبگاه الکترونیکی اش به نام «حوار و تجدید» (گفتگو و نوگرایی) فعالیت در روزنامه «عکاظ» چاپ ریاض به وی پیشنهاد شد.بیشتر بخوانید: نحوه رهایی شاهزادگان سعودی از زندان «بن سلمان» چگونه بود؟+تصاویرخود در این باره می گوید: می دانستم، وبگاه ام را مسدود و تعطیل خواهند کرد، چون در راستای سیاست ها و اهداف نظام حاکم از آن استفاده نمی کردم. در مقالات و مطالبی که در وبگاه ام منتشر می کردم، تمام توان و تمرکز خود را روی موضوعاتی مانند حل اختلافات اهل سنت و شیعیان، فراهم کردن زمینه اتحاد و انسجام آنها و نزدیک کردن دیدگاه ها و سراتجام وحدت شیعی – سنی متمرکز می کردم که به بیانی خدمت به خط مقاومت از تریبون رسمی سعودی بود.مسدود شدن وبگاه و پیشنهاد کار جدید یا در واقع تحمیل کار جدید که اجازه هرگونه ابراز دیدگاه و عقیده را از وی سلب می کرد، شرایط را برای الجربا به شرایطی بسیار سخت و نفس گیر تبدیل کرد، لذا تصمیم به مهاجرت از کشور می گیرد و در سال ۲۰۱۴ میلادی با اعلام مواضع حامیانه خود از محور مقاومت و نظام سوریه و شخص «بشار اسد»، رئیس جمهوری سوریه تصمیم خود را عملی می کند.البته یک سال قبل از آن یعنی در سال ۲۰۱۳ میلادی که بحران تحمیلی به سوریه به اوج خود رسید ...

ادامه مطلب  

چه روش هایی برای گرفتن حکم تخلیه منزل وجود دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان، رابطه موجر ومستاجر هنگامی که طرفین حاضر به انجام تعهدات قراردادی یا قانونی خود نیستندیا هنگامیکه با موضوعیت عین مستاجره با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند موضوع دعاوی متعددی در دادگاه های می شود که…نحوه طرح و دفاع از دعاوی روابط موجر و مستاجر را بشناسیم.۱-تخلیه وتحویل عین مستاجره به لحاظ انقضاء مدت اجارهمنضمات:۱-سند مالکیت ۲-اجاره نامهخواهان توضیح می دهد که بموجب سند مالکیت مالک…می باشد و بموجب اجاره نامه عادی مورخ… یا سند اجاره رسمی …به خوانده از تاریخ… تا تاریخ … اجاره داده است که منقضی شده وتمدید نشده است واحیانا قید می کند تذکر به خوانده داده و خوانده از تخلیه و تحویل عین مستاجره مستنکف است مستند به مادتین ۱ و ۱۵ قانون ۱۳۶۲ ویا مادتین ۱ و ۳ قانون ۱۳۷۶ وماده ۴۹۴ قانون مدنی درخواست صدور حکم به تخلیه مورداجاره را دارد؛ و با تقدیم دادخواست تخلیه عدم رضایت موجر برادامه رابطه استیجاری و استیفای منفعت مستاجر را اعلام می دارد.بر مبنای شرایط قانون حاکم بر روابط موجر ومستاجر سال ۱۳۶۲ باید توجه داشت که اگر اجرای حکم منجر به اعمال عسروحرج شود قبل از تخلیه به تجویز ماده ۹ قانون ۱۳۶۲ مستاجر حق درخواست تاخیر را دارد.معمولا اظهار نامه ای نیز از سوی موجر برای مستاجر ارسال می شود که مکلف به پرداخت اجاره می باشد و در صورت عدم پرداخت نسبت به طرح دعوی اقدام خواهد شد.۲- الزام خوانده به پرداخت اجور معوقه معادل…ریالمنضمات:۱- سند مالکیت ۲-اجاره نامه ۳- عندالزوم معاینه تحقیق محلیخواهان پس از شرح مالکیتش و رابطه استیجاری با خوانده ابراز می دارد که…را به اجاره به خوانده داده است مستاجر اجور متعلقه به عین مستاجره را از تاریخ…تا تاریخ…معادل…راعلیرغم تعهدات قراردادی و استیفای منفعت پرداخت نکرده است و صدور حکم به پردخت اجور معوقه را دارد؛ و اگر سند اجاره رسمی است اظهار می کند به دفترخانه مراجعه نموده است و طی…فقره اخطاریه شماره…مطالبه اجور را خواسته که به وی ابلاغ شده است و یا گر سند اجاره عادی است اظهارنامه ارسال کرده است. گاهی تقاضای تخلیه به لحاظ عدم پرداخت اجاره بها هم خواسته میشود.۳- مطالبه اجرت المثلمنضمات:۱-اجاره نامه ۲-سندمالکیت ۳-قرار ارجاع امر به کارشناسیخواهان توضیح می دهد که خوانده بموجب قرارداد اجاره مورخ…مستاجر وی از تاریخ…الی تاریخ…می باشد که مدت اجاره در تاریخ …منقضی شده است واجاره تمدید نشده است فلذا مستاجر بدون اذن و رضایت در آن تصرف دارد علی هذا مستند به ماده ۴۹۴ قانون مدنی تقاضای صدور حکم به پرداخت اجرات المثل را مطابق نظر کارشناسی دارد.۴-تقاضای صدور قرار تامین دلیلمنضمات:۱-سندمالکیت ۲-سنداجاره ۳-ارجاع امر به کارشناسخواهان در این درخواست ضمن توضیح خواسته خود و شرح آن دلایل خود را برای درخواست تامین دلیل و عدم امکان استفاده از دلایل در آینده را تئضیح می دهد.مثلا خوانده مستاجره تغییر شغل داده است. ویا اقدامات تخریبی در عین مستاجره انجام که سبب تخریب است جون اضافه نمودن انباری به داخل مورد اجاره یا حذف برخی از ستون های داخل که در این ضمیمه در خواست کارشناسی را دارد؛ و یا مثلا بموجب قرارداد شفاهی به اجاره داده است که مستاجر در مورد اجاره تصرف دارد و برای احراز رابطه استیجاری و تصرف ایشان و استماع اظهارات شهود و مطلعین رادارد.۵- تقاضای الزام به تعمیرات اساسی مورد اجاره:منضمات:۱-اظهارنامه ۲-اجاره نامه ۳-استعلام ثبتی ۴-جلب نظر کارشناسخواهان توضیح می دهد که طبق اجاره نامه مستاجر است که مورد اجاره در اثر مرور زمان تخریب شده واحتیاج مبرم وضروری به تعمیرات اساسی دارد که در اجاره نامه منعقده فی ما بین خوانده که موجر است متعهد آن است متاسفانه با مراجعات مکرر و حتی با ارسال اظهارنامه ای ارسالی به شماره های …تاریخ…وی به هیچ وجه حاضر به تعمیرات اساسی نمی باشد و مورد اجاره در معرض خرابی و تخریب است که به استناد مواد ۲۰ و ۲۱ قانون ۱۳۵۶ ویا ماده ۱۰ قانون ۱۳۶۲ تقاضای صدور حکم را دارد.انجام تعمیرات اساسی وکلی که مربوط به اصل بنا یا تاسیسات عمده منصوبه ان بعهده موجر است ودادگاه حکم به انجام تعمیرات مزبور وفق نظر کارشناس می کند و تادر مهلت مورد نظر دادگاه انجام دهد و الا مستاجر حق خواهد داشت تحت نظارت دایره اجرا مطابق شرایط مقرره کارشناسی انجام وهزینه آنرا وصول نماید.۶-تقاضای تامین دلیل تخلیه وتحویل ملک مورد اجاره به علت انقضای مدتمنضمات:۱-اجاره نامه ۲-معاینه محلخواهان توضیح می دهد که بموجب اجاره نامه…خوانده موجر ومالک می باشد که مورد اجاره را به وی اجاره داده است و مدت اجاره منقضی شده است و یا به علت فسخ بقیه مدت اجاره و موجر از تحویل گرفتن عین مستاجره امتناع مینماید که لهذا با تقدیم درخواست تقاضای تامین دلیل را دارد از لحاظ تخلیه بودن وتحویل گرفتن کلید قفل مورد اجاره تخلیه شده و تقاضای معاینه محل وتایید تخلیه را دارد.۷-صدور حکم بر تخلیه و تحویل مورد اجاره به لحاظ مرکز فساد قراردادن آنمنضمات:۱-اجاره نامه ۲-سند مالکیت ۳-استشهادیهخواهان توضیح می دهد که بموجب…مالک است و خوانده بموجب…مستاجر است خوانده مح مورد اجاره را مرکز فساد قرار داده است که با گواهی گواهان و بشرح اسشتهادیه پیوست و بامعاینه محلی و انجام تحقیق محلی از سوی دادگاه که مورد درخواست وی است این امر ثابت است.۸- تقاضای تخلیه به لحاظ تاخیر در پرداخت اجاره بهاو یا عدم پرداخت اجاره بها مستندا به تبصره ۱ ماده ۱۴ قانون ۱۳۵۶منضمات:۱-اجاره نامه ۲-سند مالکیت ۳- اظهارنامه ۴-اخطاریه دفتر خانه ابلاغ شده به خواندهخواهان توضیح می دهد که بموجب…مالک است و بموجب …خوانده مستاجر نظر به اینکه خوانده دعوی ظرف یکسال سه بار با ابلاغ اظهارنامه اگر سند اجاره عادی است و در مورد اسناد رسمی اخطاریه دفترخانه اجاره بها را پرداخت نکرده است و به این ترتیب مکررا مرتکب تخلف و تاخیر در پرداخت اجاره بها کرده است مستندا به تبصره ۱ ماده ۱۴ قانون ۱۳۵۶ با حصول شرایط ماده مزبور رسیدگی را خواستار است.در موردی که سند اجاره رسمی است موجر به دفترخانه مراجعه و برای مستاجر ۳ بار اخطار صادر می شود و در صورت عدم پرداخت اجرایه صادر می شود در این مورد مستاجر می تواند در جریان اقدامات اجرای اجاره بها را پرداخت و تامانع عملیات اجرای تخلیه شود در این مورد موجر به دادگاه مراجعه و دادخواست مزبور را می دهد و استناد می کند که شریط تبصره بند مزبور حاصل شده است واینچنین تخلیه را می خواهد.۹-تقاضای تخلیه به علت تعدی و تفریط خوانده مستاجرمنضمات:۱-سند مالکیت ۲-تحقیق و معاینه محل ۳- اجاره نامه ۴-ارجاع امر به کارشناس ۵- استعلام ثبتی ۶-تامین دلیلخواهان توضیح می دهد که بموجب…مالک است وطی اجاره نامه …اجاره داده است نظر به اینکه خوانده دعوی با احداث بالکن و حفر چاه و ایجاد زیرزمین در عین مستاجره بدون اذن واجازه مرتکب تعدی و تفریط شده است ویا اظهار می دارد مستاجر با شکافتن پنجره مشرف به خیابان و برداشتن قسمتی از دیوار خارجی وامثال این اعمال که موجب تعدی و تفریط است ویا با اجرای قرارتامین دلیل اظهار می دارد بر اثر تعدی و تفریط ارزش ملک کاسته شده است یا موجب پایین آمدن مقاومت استحکام ودوام بناوبالتبع کاهش ارزش عین مستاجره شده است و مستند به شق ۸ ماده ۱۴ قانون ۱۳۵۶ صدور حکم تخلیه را خواستار است.باید توجه داشت در مواردی دیده می شود که کارشناس اقدامات مستاجر را برای استفاده بهتر کردن از عین مستاجره می داند و با اوضاع واحوال مباین می داند ویا با استناد به اینکه منطقا بنظر نمی رسد مستاجر بدون اذن موجر اقدام به خریب عین مستاجره قدیمی و احداث بنا نماید دعوا را رد می کند.۱۰-تقاضای تخلیه به منظور نوسازی و یا تعمیرات اساسیمنضمات:۱-سند اجاره ۲-سندمالکیت ۳-پروانه شهرداری دایر برصدور مجوز احداث بنا یا همان پروانه ساختمانی ۴-استعلام ثبتی ۵-ارجاع امر به کارشناسیخواهان در این دعوی توضیح می دهد به موجب…مالک است که ملک مزبور یا قسمتی ازآنرا شامل…به خوانده اجاره داده است با لحاظ آنکه قصد تخریب و نوسازی عین مستاجره را دارد و پروانه ساختمانی ار دریافت کرده است و احیانا به این اشاره می کند که مدت ا. جاره نیز منقضی شده است مستنداًبه شق ۱ ازماده ۱۵ قانون ۱۳۵۶ صدور حکم تخلیه پس از جلب نظر کارشناس که مورد تقاضای وی می باشد را دارد. موجر در این دعوا باید برای تجدید بنا از شهرداری پروانه در یافت نماید و یا گواهی در یافت نماید که تایید کننده اقدامات موجر در تجدید بنا باشد.۱۱-تقاضای تخلیه به علت انتقال به غیر بدون مجوز مورد اجارهمنضمات:۱-سند مالکیت ۲-سند اجاره ۳-معاینه و تحقیق محلی (برای اثبات انتقال به غیر) ۴-ارجاع امر به کارشناسی ۵-قرارتامین دلیل (برای حفظ دلایل این انتقال غیر مجاز وضبط دلایل و احراز چگونگی تصرفات منتقل الیه) ۶-استعلام ثبتیخواهان در این دعوا توضیح می دهد که به موجب…مالک است که بموجب … به خوانده اجاره داده است که در آن به شغل…اشتغال داشته است با توجه به اینکه در اجاره نامه حق انتقال به غیر از مستاجر سلب شده است یا در اجاره نامه مسکوت گذارده است و این امر با توجه به ماده ۱۰ قانون ۱۳۵۶ محمول بر سلب حق انتقال به غیر از مستاجر است مستاجر بدون اذن واجازه وی و احتمالا بدون اطلاعش به غیر منتقل کرده است که ثالث در آن مکان مشغول بکار است و این امرآنکه تجاوز از حقوق مصرحه در قرارداد است که مستند به شق ۱ از ماده ۱۴ قانون ۱۳۵۶ صدور حکم را تقاضا دارد.در این دعوا به لحاظ تخلف مستاجر از شرایط قرارداد اجاره به لحاظ انتقال به غیر محقق گردیده است و این امر تخلفی از تعهدات قراردادی است قدر مسلم این است که مورد اجاره به این جهت به مستاجر اجاره داده شده است که وی شخصاًدر آن به فعالیت بپردازد و موجر بدون آنکه تمایل داشته باشد به مستاجر جدید رویرو و مواجه شده است.در این موارد باید توجه داشت که نصف حق کسب و پیشه وتجارت به مستاجر تعلق می گیرد و در خواست کارشناسی برای این امر است تبصره ۱ ماده ۱۹ و ۲۷ قانون ۱۳۵۶ ٫ گاهی این دعوا بهمراه تقاضای تخلیه به لحاظ تغییر شغل مطرح می شود.البته باید توجه شود گاهی مستاجر مدعی صدور مجوز انتقال به غیر یا تغییر شغل است که وی باید این امر را ثابت کند. الا خود اظهار وی اقرار به انتقال یا تغیر شغل محسوب می شود.۱۲-تقاضای تخلیه به علت تغییر شغل یا تغیر نحوه استفاده از عین مستاجرهمنضمات:۱-سند اجاره اعم از عادی یا رسمی ۲-سند مالکیت ۳-تحقیق ومعاینه محل ۴-ارجاع امر به کارشناس ۵-استعلام ثبتی ۶-تامین دلیلخوهان در این دعوی توضیح می دهد که مالک…است بموجب…که ملک مزبور به صورت یکدستگاه آپارتما ن. یا یکباب مغازه و.. است که بموجب اجاره نامه…به خوانده اجاره داده شده است نظر بر اینکه در بند …. یا در سند اجاره تصریح شده است که محل برای شغل…اجاره داده شده است و احیانا ذکر می کند براساس قراردادمنعقده مستاجر از تغییر شغل ممنوع بوده است وحق نداشته است بدون اذن وی شغل وخود را در مورد اجاره تغییر دهد خوانده بدون اذن و یا اجازه محل را به…تبدیل کرده است که مصداق بارز تخلف وی و تجاوز از تعهدات قرار داد ی است و یا شغل جدید عرفاً مشابه شغل قبلی نمی باشد مستندا به شق ۷ ماده ۱۴ قانون ۱۳۵۶ رسیدگی و صدور حکم نخلیه را دارداگر مستاجر در مراجعی سوابقی دارد که می تواند این ادعا را ثابت کند مانند تعزیرات حکومتی و یا اتحادیه ومراجع مربوط به صدور جواز کسب و…رجوع به آن ها و تامین دلیل آنهانیز موثر استدر یک مورد دیده ی شود که دادگاه با استناد به اظهارات طرفین ومعاینه محل نظر داده است که تغییر شغل در سال…بعمل آمده و محل سکونت موجر د. رمجاورت آن بوده و پس از این تغییر و تبدیل کاملا مطلع بوده است و سکوت وی را در عرض …سال و عدم تعرض از طریق اظهارنامه و تامین دلیل و…کاشف از رضایت وی است۱۳-تقاضای صدور حکم بر تخلیه و تحویل مورد اجاره به لحاظ احتیاج شخصیمنضمات:۱-سند مالکیت ۲-اجاره نامه ۳- جلب نظر کارشناسی ۴-معاینه وتحقیق محل ۵-مدارکی دال بر تغییر وضع شغلی و مالی مالک و یا حکم بازنشستگی ویا عقدنامه پسر مالک و یا حکم انتقال فرزندان از شهردیگر به آن شهرخواهان توضیح می دهد که به استناد اجاره نامه …به اجاره داده است که با لحاظ انقضای مدت و نیاز شخصی صدور حکم مستند به شق ۳ از ماده ۱۵ قانون ۱۳۵۶ را تقاضا می کندوتوضیح می دهد برای سکونت نیاز ...

ادامه مطلب  

اعتماد مردم به آمارهای اقتصادی را خدشه دار نکنید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرآنلاین متن یادداشت رییس کل بانک مرکزی بدین شرح است:« در همه کشورهاشاخص های متعددی از قبیل رشد اقتصادی نرخ تورم و نرخ بیکاری برای بررسی تحولات اقتصادی تولید و منتشر می شود.هر چند که بکارگیری این اطلاعات در تحلیل های سیاسی امری پذیرفته شده است و تا زمانی که این اطلاعات مبنای تحلیل ها و یا انتقادات منصفانه باشد ایرادی به آن وارد نیست لیکن بعضاً مشاهده می شود که رقبای سیاسی و برخی رسانه ها در منازعات و مجادلات فی مابین حملات خود را متوجه صحّت و کیفیّت اطلاعات منتشره توسط نهادهای رسمی آماری می کنند که این امر می تواند آثار من ...

ادامه مطلب  

تاکید مستمر ۲۰ ساله رهبر انقلاب بر یک کلیدواژه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، مقام معظم رهبری در سال های گذشته بارها بر پیشرفت علمی تأکید فرموده و راهکارهایی را نیز برای تحقق این امر ارائه داده اند، حتی رهبر معظم انقلاب این راهکارها را در ۶ بند در قالب سیاست های علمی و فناوری کشور ابلاغ فرمودند.ایشان امسال را سال «حمایت از تولید داخلی» عنوان فرموده و برای چندمین بار به تازگی بر توسعه توجه به شرکت های دانش بنیان تأکید فرمودند.تأکیدات اخیر رهبر معظم انقلاب بر توجه به پیشرفت علم و فناوری بهانه ای شد تا راهکارهای ایشان درباره پیشرفت علمی را چند باره مرور کنیم.ایشان از سال ها پیش بر جنبش نرم افزاری تأکید فرموده و این جنبش را تلاش و برنامه ریزی برای عدم نیاز به دیگران و خودکفایی تعریف کردند.در همین راستا بر آن شدیم تا در این گزارش به مرور برخی از اظهارات حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری درباره جنبش نرم افزاری بپردازیم.* دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه در اختیار ملت بگذارددانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا کسانی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالبها و نوآوریهای علمی خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه آباد و عادلانه مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسلامی را بالا ببرند.امروز کشور ما از دانشگاه این را می خواهد. دانشگاه را مشغول چه کاری کنند که دانشجو و استاد را از این راه باز بدارند؟ یقین بدانید یکی از چیزهایی که امروز مورد توجه سرویس های اطلاعاتی است، این نکته است که ببینند چگونه می توانند دانشجوی بیدار و دانشگاه آگاه ایرانی را از آن راهی که می تواند به اعتلای کشور بینجامد، منصرف کنند و مانعش بشوند.(بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر- ۱۳۷۹/۱۲/۰۹)* ما به جنبش نرم افزاری احتیاج داریم، برای همین جنبش نرم افزاری ای که من گفتم، بنشینید پیشنهاد تدوین کنیدمن دو سه سال پیش در یک اجتماع دانشجویی در یکی از دانشگاه ها گفتم: امروز ما به جنبش نرم افزاری احتیاج داریم. یک جنبش و یک حرکت و یک تلاش عمومی لازم است. این تلاش عمومی، فقط وابسته به مدیریّت ها نیست. شما ناگهان با خودتان فکر نکنید که مدیریّت ها نمی کنند، پس چطور می شود؛ همه اش مربوط به مدیریّتها نیست.خواست و اراده شما - یکی از شما بچه های عزیز گفتید عشق؛ بله، عشق - عاشقانه کار کردن و با عشق دنبال علم و تحقیق رفتن و خواستن، اینها نقش دارد. این قلّه های علمی ای که شما در دنیا مشاهده می کنید، همیشه با رفاه همراه نبوده است. البته علم با خودش رفاه و سیادت سیاسی و برتری نظامی می آورد؛ در همه بخش های اقتصادی و سیاسی نفوذ کلمه ایجاد میکند؛ پول یک کشور را تقویت میکند و اقتصاد یک کشور را رونق میدهد. اینها همه هنرهای علم است؛ اما وقتی خود علم میخواهد به وجود آید، لزوماً در بستری از رفاه و راحتی و لذّت و چرب و شیرین های دنیا به وجود نمی آید.شما بیایید خودتان فکر کنید. برای همین جنبش نرم افزاری ای که من گفتم، بنشینید پیشنهاد تدوین کنید. عجله هم نمی کنیم - یعنی نمی گوییم ظرف یک یا دو ماه به ما پیشنهاد بدهید - بنشینید فکر کنید و یکی دو سال دیگر قراری بگذارید و باز پیش ما بیایید و بگویید پیشنهاد ما اینهاست؛ یعنی حقیقتا به راهکارهای عملی برسید. از آنچه که به عنوان پیشنهاد ناشی از لمس واقعیت ها به ما داده شود، کاملا استقبال می کنیم و همت می کنیم که ان شاءالله آنچه ممکن است، تحقق پیدا کند.( بیانات در دیدار جمعی از نخبگان- ۱۳۸۱/۰۷/۰۳)* مسائل اصلی کشور، مسأله اقتصاد و مسأله علم و ارتقای پایه علمی دانشگاه ها و همان جنبش نرم افزاری استما می توانیم. امکانات به اندازه کافی در اختیار مسؤولان کشور هست برای این که بتوانند کارها را انجام دهند. شرطش این است که کار را وجهه همت اصلی قرار دهند. سرگرمی های سیاسی، طرح مسائل غیرلازم و خیالی، بزرگ کردن مسائل کوچک و در سایه ی بزرگ کردن آنها، پوشاندن مسائل اصلی کشور، مضر است.مسائل اصلی کشور، مسأله اقتصاد و مسأله علم و ارتقای پایه علمی دانشگاه ها و همان جنبش نرم افزاری است که ما بارها در دانشگاه ها و در دیدار با دانشجویان و اساتید در میان گذاشته ایم؛ همچنین مسأله حفظ روحیه و فرهنگ دینی جوانان است.اینهاست که می تواند یک ملت و بخصوص ملت ما را سر پا و مستحکم نگهدارد و توطئه های دشمن را خنثی کند. بنابراین مسؤولان اولا در زمینه های فرهنگی، اقتصادی، علمی و در زمینه ی مبارزه ی با مفسدان و مخربان تلاش کنند و کار را وجهه ی همت خود قرار دهند. دوم این که اختلافات را کنار بگذارند. این اختلافات و دوگانگیها برای مصالح کشور و منافع مردم و نیروی مقاومت در مقابل دشمن، زیانبار است.( بیانات در دیدار جمعی از دانش آموزان و دانشجویان- ۱۳۸۱/۸/۱۳)* باید اهل علم در محیط دانشگاه به همان چیزی که بنده از آن به نهضت نرم افزاری در محیط علمی تعبیر کردم، بپردازند آنچه ما را تشجیع می کند که این فکر را دنبال کنیم، وجود استعدادها در داخل کشور است. اما دوستان! استعداد به تنهایی کافی نیست.تأکید بنده این است: استعداد شرط لازم است، نه شرط کافی. در کنار استعداد، تلاش و مجاهدت عالمان، اندیشمندان و استادان هم لازم است.این به معنای نفی وظیفه دستگاه های دولتی در زمینه هایی که وظیفه دارند نیست؛ به معنای نادیده گرفتن مشکلات اساتید هم نیست. این خود یک حقیقت و توقع بجایی است که باید اهل علم در محیط دانشگاه به تولید علم، به نگاه مبتکرانه و سازنده در زمینه علم - به همان چیزی که بنده از آن به نهضت نرم افزاری در محیط علمی تعبیر کردم - بپردازند؛ ما نیاز به این موضوع داریم. البته دستگاه های دولتی بزرگترین مسؤولیت را دارند.( بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها- ۱۳۸۱/۰۸/۲۲) * ما باید تجربیات ناشی از مباحثه و گفتگوی سالم و محترمانه و شجاعانه را به صورت تجربه های انباشته ای درآوریم تا بتوانیم علم را بارور نماییمالبته این کارها باید سازماندهی شود. ما باید این تجربیات ناشی از مباحثه و گفتگوی سالم و محترمانه و شجاعانه را به صورت تجربه های انباشته ای درآوریم تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم و علم را بارور نماییم.عین همین قضیه در دانشگاه وجود دارد. بارها گفته ام، این نهضت نرم افزاری که من این همه در دیدارهای دانشگاهی بر روی آن تأکید کردم، به همین معناست. ما باید علم و فرهنگ را تولید نماییم و باید کار اساسی کنیم. حکومت باید به صورت آشکار از برخورد افکار به صورت سالم حمایت کند.( بیانات در دیدار جمعی از اعضای انجمن قلم - ۱۳۸۱/۱۱/۰۸)* بدون پیشرفت علم، در این دنیای متنوّع نمی شود رقابت کرد و پیش رفتچند شعاری که ما در این دو سه سال داده ایم، همه در جهت مبارزه با فساد بوده است؛ چون فساد در جامعه رخنه ایجاد میکند. شعارهای دیگر، جنبش عدالتخواهی - در بلند مدّت - جنبش نرم افزاری و جنبش تولید علم بوده است. البته جنبش تولید علم، بدون پیشرفت علم ممکن نیست. بدون پیشرفت علم، در این دنیای متنوّع نمی شود رقابت کرد و پیش رفت؛ حتماً پیشرفت علم لازم است. این، وظیفه دانشگاه ها و دانشجویان و اساتید را بسیار سنگین میکند. (بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی-۱۳۸۲/۲/۲۲)* در زمینه علمی، نهضت نرم افزاری و تولید علم باید تحقق پیدا کند. این شعار نیستدر زمینه علمی، نهضت نرم افزاری و تولید علم - که ما دو سه سال است مرتّب آن را مطرح کرده ایم - باید تحقّق پیدا کند. این شعار نیست. من دنبال این قضیه را گرفته ام و به همه مراکزی که ممکن بوده، توصیه کرده ام. منتها من کار اجرایی نمیکنم؛ کار اجرایی را باید دستگاههای اجرایی بکنند. بحمدالله این کار شروع شده؛ اما باید مسأله تولید علم جدّی شود. ما باید در همه زمینه ها - چه علوم طبیعی و چه علوم انسانی - علم تولید کنیم. اتّصال علم و صنعت - که من بارها روی آن تأکید کرده ام - باید تحقّق پیدا کند. همه اینها ساز و کار دارد و میتواند در برنامه گنجانده شود.(بیانات در دیدار کارگزاران نظام- ۱۳۸۲/۰۵/۱۵)* این مهر «نمی توانیم» و «نمی توانید» را بایستی از ذهن خودمان پاک کنیمبنده - همان طور که بعضی از دوستان اشاره کردند - چند سالی است که مسأله ی نهضت نرم افزاری را در محیط علمی کشور مطرح کرده ام. این، یعنی چه؟ یعنی ما نباید به فراگیری قانع باشیم؛ باید هدف تحقیق و آموزش ما تولید علم باشد؛ یعنی رسیدن به آن جایی که نوآوریهای علمی در فضای موجود بشری، از آن جا شروع می شود. ما از لحاظ استعداد، نسبت به کسانی که دانش را در دنیا تولید کردند، گسترش دادند، پیش بردند و بر اساس دانش، فنآوریهای پیچیده را به وجود آوردند، کمبود نداریم. البته تولید علم به معنای این نیست که ما ترجمه و فراگیری را نفی کنیم؛ نه، آن هم لازم است، بلکه من می گویم در ترجمه و فراگیری نباید توقف کرد.ما باید از محاصره موجود که کشورهای جهان سوم در آن قرار گرفته اند، خودمان را خارج کنیم. این فقط وظیفه ما نیست، بلکه وظیفه همه ملتهای دنیاست که در دوره ای از کاروان علم عقب ماندند.من اعتقاد راسخم - که این اعتقاد با نظر خبرگان و کارشناسان فن تأیید شده است - این است که ما می توانیم این کار را بکنیم. این مهر «نمی توانیم» و «نمی توانید» را که یکی از بخش های عمده سیاست فرهنگی دشمنان بوده، بایستی از ذهن خودمان پاک کنیم. البته من احساس می کنم که در همین زمینه هم می توانیم پیشرفت کنیم؛ چرا که الان می بینم شما استادان و دانشجویان در محافل دانشجویی، از نهضت نرم افزاری و تولید علم به عنوان شعارهای عملی و فعال یاد می کنید. این، خیلی موفقیت است که ما به این فکر افتاده ایم و این موضوع به صورت شعار، درخواست و خواسته درآمده است.(بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها-۱۳۸۲/۰۸/۰۸)* من می گویم در این قضیه شما باید جدی باشید؛ نباید مسائل کشور و آینده را به بازیچه گرفتبنده وقتی جنبش نرم افزاری یا تولید علم را - که معنایش خارج شدن علم از حالت تقلیدی و ترجمه ای است - مطرح کردم، مسأله به این صورت زنده نبود.الان هرجا که به محیط های دانشجویی و دانشگاهی می روم، می بینم استاد، دانشجو، محقق و پژوهشگر از جنبش نرم افزاری حرف می زند. این خوب است. وقتی در یک مجموعه باور به وجود آمد، این باور پشتوانه حرکت ماندگار و پایدار خواهد بود. ما این را می خواهیم. من می گویم در این قضیه شما باید جدی باشید؛ نباید مسائل کشور و آینده را به بازیچه گرفت.(بیانات در دیدار جمعی از اعضای تشکل ها و جمعی از نخبگان دانشجویی-۱۳۸۲/۰۸/۱۵)* یک نهضت که با گفتن و دستور و فرمان راه نمی افتد، بلکه باید زمینه هایش فراهم شودیکی از مهمترین قسمتهای یک حرکت، «شروع حرکت» است که ما این قسمت را شروع کرده ایم؛ یعنی آن قدرت بالایی که متکفل شروع و راه اندازی است، این حرکت را به برکت انقلاب و نظام اسلامی سرمایه گذاری کرده است.شما این را بدانید که اگر این کشور به برکت انقلاب، کار رهاسازی نیروها و توانها را به خود نمی دید و بنا بود که مثل همان چه که در خیلی از کشورها هست، در این نظام نیز وجود داشته باشد، مطلقا چنین پدیده ی عظیمی در کشور ما به وجود نمی آمد.البته ما فقط راه افتاده ایم؛ این خیلی مهم است؛ منتها باید این راه را برویم. همه ی حرف من در این چند سال همین است که می گویم باید این حرکت انجام گیرد؛ کننده ی کار هم صاحبان استعداد هستند.البته مسؤولان وظایف بسیار مهم و لازمی را بر عهده دارند؛ در این هیچ تردیدی نیست. گاهی تخلفاتی هم می شود؛ بخشی هم عمل می شود؛ با این همه ما برای برطرف کردن این مسائل تلاش می کنیم.شما این را بدانید که بنده به صرف این که بگویم نهضت نرم افزاری راه بیفتد، اکتفا نکرده ام. یک نهضت - نهضت به معنای جنبش و حرکت و حضور مبارزه گر - که با گفتن و دستور و فرمان راه نمی افتد، بلکه باید زمینه هایش فراهم شود. من می گویم این نهضت نرم افزاری راه افتاده است؛ چرا که امروز خود آن تبدیل به گفتمان و فکر رایج شده است. این خیلی اهمیت دارد. خیلیها به این که ما می توانیم و باید علم را به وجود آوریم و مرزهای آن را بشکنیم و جلو برویم، اصلا توجه نداشتند.همین مطلب که بعضی از دوستان گفتید، درست است؛ حافظ بودن کافی نیست؛ بعضیها اکتفا می کردند به این که دانسته های دیگران را حفظ کنند؛ اما امروز این میل، عزم و احساس در خیلی از جوانان، اساتید و نخبگان ما به وجود آمده که باید علم را تولید کرد. من هم همین را اصرار دارم و دنبال می کنم؛ کننده کارش هم شما - مجموعه کسانی که اهل علمند و بخشی از آنها شما نخبگان هستید که الان این جا تشریف دارید - هستید. باید همت کنید؛ نباید دلسرد شوید؛ همچنان که این برادرمان گفتند: «ما هستیم و خواهیم بود»؛ باید هم باشید؛ باید هم بکنید؛ وظیفه ی تاریخی ما و شماست. سرنوشت آینده این کشور به همین تصمیمی که امروز ما خواهیم گرفت و عملی خواهیم کرد، بستگی دارد.(بیانات در دیدار جمعی از نخبگان علمی-۱۳۸۲/۱۱/۲۱)* گفتم موضوع بسیار مهم تولید علم و جنبش نرم افزاری و خط شکنی در جبهه علم آفرینی را مطرح می کنم، تا بشود فرهنگ محیط دانشگاهیمن سه چهار سال قبل در یکی از دانشگاه های تهران گفتم اگر بنا بود بودجه کارهای تحقیقاتی و دانشگاه های کشور را من تنظیم کنم و در اختیار بگیرم، آن گونه که مصلحت است عمل می کردم؛ اما آن شرایط فراهم نیست و مسؤولان بخشها طبق قانون اختیاراتی دارند که باید انجام دهند.گفتم موضوع بسیار مهم تولید علم و جنبش نرم افزاری و خط شکنی در جبهه علم آفرینی را مطرح می کنم، تا بشود فرهنگ محیط دانشگاهی. وقتی این شد، آن وقت دیگر نگرانی نیست؛ زیرا ده ها و صدها هزار دل معتقد و مشتاق و جسم و ذهن جوان و خسته نشو در این راه می افتند و آن را دنبال می کنند.من امروز نشانه های این پیشاهنگان امید و بشارت کشور را می بینم. همیشه به خود و به مخاطبانم گفته ام افق روشن است و امروز تأکید می کنم که افق، بسیار روشن و درخشان است و کار دست شماست؛ دست شما جوانان.(بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین-۱۳۸۲/۰۹/۲۶)* با کار و تلاش می شود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کردمرزهای دانش را بشکنید. این که من میگویم نهضت نرم افزاری، انتظار من از شما جوانها و اساتید این است. تولید علم کنید. به سراغ مرزهای دانش بروید. فکر کنید. کار کنید. با کار و تلاش می شود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کرد؛ در بعضی رشته ها زودتر و در بعضی رشته ها دیرتر. فناوری هم همین طور است. علم باید ناظر به فناوری باشد. فناوری هم مرحله ی بسیار مهم و بالایی است. در فناوری هم میتوانیم پیش برویم؛ همچنان که رفتیم.(بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان همدان- ۱۳۸۳/۰۴/۱۷)* نهضت نرم افزاری و تولید علم و اندیشه و فکر باید جدی گرفته شودآگاه سازی نسبت به مقوله های حساس؛ مثل علم. مسأله ی علم در کشور خیلی مهم است. با مطالعه دقیق و همه جانبه، انسان به چند سرفصل معدود می رسد، که یکی از آنها علم است. ما برای آینده به علم احتیاج داریم. نهضت نرم افزاری و تولید علم و اندیشه و فکر که مطرح شد، باید جدی گرفته شود.خوشبختانه زمینه ها کاملا آماده و استقبال هم خیلی خوب است. مردم را نسبت به مقوله ی علم، امنیت، پرورش نخبگان، اقتدار ملی، کار و ابتکار گره گشا و پیشبرنده و مقولاتی از این قبیل حساس کنید.(بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما- ۱۳۸۳/۰۹/۱۱)* جنبش نرم افزاری یعنی د ...

ادامه مطلب  

گامـی برای جلوگیری از هدررفت گاز  

درخواست حذف این مطلب
امیر مهرزاد: واحد جمع آوری گازهای مشعل میدان پارسی در شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری به طور رسمی بهره برداری شد تا از این طریق، روزانه از سوزاندن بین ۳ تا ۵/۷ میلیون فوت مکعب گاز جلوگیری شود. با راه اندازی این واحد گازهای کم فشار میدان پارسی که با افت فشار چاه های تولیدی، امکان جمع آوری در ایستگاه تقویت فشار موجود را ندارد، به تاسیسات تقویت فشار تامکارگاز تحویل می شود و پس از فشارافزایی دوباره به تاسیسات شرکت ملی نفت بازمی گردد تا در کارخانه گاز و گاز مایع ۱۵۰۰ مایع گیری و به میدان کرنج تزریق شود.به گزارش صمت، شرکت ملی نفت نیز با اجرای این پروژه، از محل فروش گازهای همراه و استفاده از ظرفیت های خالی در شبکه تقویت فشار، فراورش و انتقال گاز درآمد کسب کرده و مایعات گازی واحد تامکارگاز به طور کامل و بدون پرداخت هزینه تحویل این شرکت می شود. براساس این گزارش، با آغاز به کار دولت یازدهم و همسو با هدف پیاده سازی و اجرای اولویت های سرمایه گذاری و زیست محیطی صنعت نفت و به منظور استفاده بهینه از منابع محدود مالی، انسانی و تخصصی داخلی وزارت نفت و توانمندی های بخش خصوصی همسو با اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی و همچنین جلوگیری از سوزانده شدن گازهای مشعل و کاهش آثار مخرب زیست محیطی آن، اطلاعات گازهای مشعل حدود ۶۰ نقطه و محل (در مجموع) به شرکت های حاضر در مزایده دور نخست گازهای مشعل شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۳۹۳ ارائه شد که سرانجام به عنوان نخستین تجربه فروش گازهای مشعل، به امضای ۴ قرارداد در واحدهای پارسی، مارون۳ و ۶ و منصوری با حجم حدود ۴۴ میلیون فوت مکعب در روز در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ختم شد.مجموعه وزارت نفت در این مسیر و به منظور رفع تنگناها و مشکلات اجرایی پیاده سازی این قراردادها، حداکثر همکاری لازم را با بخش خصوصی داشته و این همکاری ها که بدون شک مورد تایید و تاکید شرکت های برنده مزایده بوده و هست، به ابلاغ شیوه نامه «نحوه داد و ستد شرکت ملی نفت با خریداران گازهای مشعل» ازسوی مقام عالی وزارت در سال ۱۳۹۶ منتهی شد تا ورود بخش خصوصی به این حوزه را تسهیل کند. دیروز نخستین واحد جمع آوری گازهای مشعل شرکت ملی نفت که ازسوی بخش خصوصی با همکاری شرکت ملی نفت اجرایی شده، راه اندازی شد و به طور رسمی به بهره برداری رسید.جمع آوری و انتقال گاز به پتروشیمیسلام امینی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی درباره جمع آوری گازها در مناطق نفت خیز به صمت گفت: این موضوع یکی از اصلی ترین سیاست های وزارت نفت است که در سال های پیش مطرح شده بود. متاسفانه در سال های گذشته مشکلاتی که در کشور وجود داشت اجازه سرمایه گذاری وزارت نفت در این عرصه را نمی داد؛ بر این اساس بخش خصوصی در گام نخست برای جمع ...

ادامه مطلب  

بررسی موضوع حمله جهانگیری به روحانی به وزارت اطلاعات سپرده شد  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور با انتشار نامه ای اظهارات منتسب به خود را درباره حمله به روحانی تکذیب کرد.این تکذیب در حالی است که چندی پیش اخباری در شبکه های اجتماعی منتشر شد که منتشرکنندگان مدعی شده بودند که معاون اول رئیس جمهور در نشست حزب کارگزاران سخنان تندی را علیه اقدامات روحانی در ریاست جمهوری به زبان آورده است. این گفته ها اگرچه در هیچ یک از رسانه های رسمی بازتاب پیدا نکرد اما جهانگیری را بر آن داشت ضمن تکذیب رسمی و شدید این ادعاها از وزارت اطلاعات بخواهد ضمن شناسایی عوامل منتشر کننده این شایعه با کسانی که به دنبال تخریب د ...

ادامه مطلب  

روشن شدن مشعل المپیک ژاپن در آتن +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
مشعل المپیک در زادگاه بازی ها در یونان روشن شد. به گزارش اقتصاد آنلاین، مشعل المپیک یکی از سمبل های شناخته شده این بازی هاست. مشعلی که در المپیک یونان برای برگزاری قدیمی ترین بازی های المپیک روشن شد با کمک اشعه های خورشید آتش گرفت. این آتش هنوز با کمک خورشید در جلوی خرابه های المپیا روشن است. مراسم روشن کردن مشعل هر المپیک در هوای آفتابی انجام می شود.بعد از روشن شدن مشعل المپیک 2020 توکیو؛ این مشعل به سرتاسر یونان برده می شود و سپس به ژاپن می رود.حمل مشعل در ژاپن از ایشینوماکی در مایاگی آغاز می شود، ب ...

ادامه مطلب  

جنبش حماس به ایران به عنوان یک همپیمان راهبردی تمایل دارد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما ،سردبیر روزنامه اینترنتی رأی الیوم، موضع جدید جنبش حماس را مبنی بر اینکه ایران بزرگ ترین حامی این جنبش است غافلگیرکننده و بسیار جدی دانست و نوشت مرحله بعدی، روشن کردن شعله مقاومت در کرانه باختری رود اردن برای رویارویی واقعی با اسرائیل است.عبدالباری عطوان در مقاله ای در روزنامه اینترنتی رأی الیوم که از لندن به روز می شود نوشت:یحیی السنوار رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس در نوار غزه در دیدار دو ساعته و صریح خود با خبرنگاران از مهم ترین پایه های راهبردی جدید این جنبش تحت عنوان بازگشت قدرتمندانه به محور مقاومت، تحکیم روابط با ایران و تلاش برای ترمیم روابط با سوریه پرده برداشت. از دیدگاه ما مهم ترین سخن السنوار این بود که گفت: «ایران بزرگترین پشتیبان مالی و تسلیحاتی گردانهای عز الدین القسام (شاخه نظامی جنبش حماس) است» و ابراز امیدواری کرد:«بحران سوریه حل شود و با توجه به زمان بندی مناسب، حل این بحران باعث ترمیم روابط با سوریه شود.»اهمیت جایگاه السنوار در ساختار رهبری حماس در این است که وی با القسام که شاخه نظامی این جنبش است رابطه سازمانی بسیار نزدیکی دارد چون السنوار پدر معنوی و یکی از بنیانگذاران آن به شمار می آید و در حملاتی که عمق اسرائیل را هدف قرار داد و خود نیز در اجرای برخی از این حملات شرکت کرده بود، به لحاظ میدانی نقش های بسیار مهمی داشته است و 23 سال هم ( در زندانهای رژیم صهیونیستی ) زندانی بود.اعلام صریح و آشکار این موضوع که ایران بزرگترین حامی القسام است غافلگیرکننده و در عین حال بسیار جدی بود و با خط مشی پیشین جنبش حماس که از اینگونه موضع گیری دوری می کرد تعارض دارد چرا که مسئولان پیشین حماس برای رعایت حال اردوگاه کشورهای عرب خلیج ( فارس ) و با درجه ای کمتر اردوگاه آمریکایی و همچنین جلوگیری از ایجاد موقعیت سخت برای شاخه نظامی این جنبش از اعلام چنین مواضعی خودداری می کردند چون شاخه نظامی جنبش حماس برای مراعات حال نهادهای دینی در کشورهای عربی خلیج (فارس) که دیدگاهی کاملا مذهبی به دیگران دارند در سنگر مقابل ایران و سوریه قرار گرفته بود.سردبیر روزنامه رأی الیوم افزود: بر اساس اطلاعات موثق، جنبش حماس روابط خود با مقاومت لبنان به ویژه حزب الله را بار دیگر ترمیم ترمیم کرده است و این یک راز نیست که سید حسن نصرالله( دبیر کل حزب الله لبنان) در یکی از مقرهای خود صالح العاروری رئیس شاخه نظامی جنبش حماس در کرانه باختری رود اردن را که بیش از دیگر فرماندهان میدانی این جنبش از مقاومت مسلح حمایت می کند به حضور پذیرفت و به دنبال این دیدار و بنا به سفارش نصر الله، العاروری در سفر ماه گذشته هیئت حماس به تهران برای حضور در آیین تحلیف حسن روحانی رئیس جمهور ایران با فرماندهان سپاه پاسداران دیدار کرد. جنبش حماس با حزب الله و نصرالله مشکلی ندارد چون حتی در اوج حمایت فرماندهان پیشین این جنبش از اردوگاه مقابل حزب الله و فرماندهان آن به ویژه سوریه، نصرالله همواره به تعامل با جنبش حماس به عنوان جنبش مقاومت ضد اسرائیل اشغالگر پایبند بوده است و با توجه به اینکه حزب الله و فرماندهان آن در قبال مسئله فلس ...

ادامه مطلب  

یک میلیون و هزار نفر در «دولت رکود» بیکار شدند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تسنیم دو روز پیش علی ربیعی وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی در آستانه روز کارگر در دیدار هزاران نفر از کارگران و کارآفرینان با مقام معظم رهبری گفت: در چهار سال گذشته حدود 2 میلیون شغل در کشور ایجاد شد اما با توجه به ورودی های جمعیت این مقدار شغل پاسخگوی نیازها نیست. یکی از مهم ترین وظایف دولت ها در بحث اشتغالزایی کنار ایجاد شغل جدید حفظ اشتغال موجود است که با فرض درست بودن آمار وزیر کار دولت یازدهم در این مدت 2 میلیون شغل جدید ایجاد کرده است. اگر بخواهیم به عملکرد دولت در خصوص حفظ اشتغال موجود بپردازیم باید به گزارش رسمی مرکز آمار ایرا ...

ادامه مطلب  

دولت الزام آور بودن سند 2030 را قبول دارد/ وقتی سند حق شرط را نمی پذیرد دولت از چه چیزی صحبت می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه جامعهخبرگزاری فارس، عضو هیات علمی دانشگاه آیت الله بروجردی معتقد است که سند 2030 یک معاهده الزام آور است که کشور به محض اینکه آنرا پذیرفت ملزم به اجرای آن می شود و برخلاف صحبت دولت مبنی برگذاشتن حق شرط بر رویش این حق پذیرفته شده نیست.در سند به کرات به این موضوع که تمامی تعهدات باید اجرایی شود اشاره داشته و دولت نباید تنها از سمت خودش کشور را متعهد کند بلکه باید سوابق کشور را در نظر داشته باشد و به این موضوع توجه کند که تمامی معاهدات باید در مجلس به تصویب برسند.حسین اسماعیلی دکتری حقوق و عضو هیات علمی دانشگاه آیت الله بروجردی و وکیل پایه یک دادگستری در رابطه با مسایل حقوقی پیرامون سند 2030 با باشگاه خبری توانا به مصاحبه پرداخت.وی در این مصاحبه الزام آور بودن این سند را به طور کاملا حقوقی شرح داد و به صراحت مباحث خلاف قانون و آیات جهادی را تشریح کرد و از وظیفه مجلس تا نقض قوانین توسط دولت را گفت.مصاحبه تفصیلی به وی بدین شرح است: در ابتدای بحث به این مساله می رسیم که به طور کلی سند 2030 در نظام داخلی و بین المللی چه عنوانی دارد، موافقت نامه است، بیانیه است، یا تعهد نامه یا ...؟اسماعیلی: بحث از جای خوبی شروع شد، باید این نکته مهم را ذکر کنم که در حقوق ما با واژگان کاری نداریم چرا که برایمان محتوا مهم تر است. در قانون اساسی کشور قانونگذار کلیه عهد نامه ها، مقاوله نامه ها، تعهد نامه ها و معاهدات را در ردیف هم قرار داده است و می گوید همه یک تاثیر دارند و آن هم این است که کشور را متعهد می کنند. همچنین کمیسیون حقوق معاهدات در تعریف معاهده می گوید: «موافقت نامه ای است مکتوب، بین چند کشور و تابع حقوق بین الملل در همین جا این کمیسیون معاهده را به موافقت نامه تفسیر می کند» لذا بین اینها تفاوت چندانی نیست البته در عمل بعضی مواقع برخی واژگان را در جای خاص به کار می برد مثل پروتکل که در جایی به کار می رود که بنا است محتوایی متمم موافقت نامه باشد مانند پروتکل الحاقی حقوق کودک.لذا اسم زیاد مهم نیست بلکه محتوا مهم است و هر چیزی که کشور را به عنوان یک طرف معاهده در صحنه بین اللملی قرار دهد و او را ملزم به عملی کند معاهده است. مثلا در حقوق مدنی داخلی ماده 183 عقد را تعریف می کند و می گوید: هرگاه یک یا 2 نفر در برابر چند نفر دیگر تعهد به عملی کنند آن عقد است.از متن این ماده متوجه می شویم که تعهد را عقد می داند و هرچه که تعهد آور باشد نتیجه آن عقد است. در صحنه بین الملل نیز همینگونه است و تفاوتی بین واژه عقد با موافقت نامه یا پیمان نامه وجود ندارد بلکه نتیجه آن یعنی همان تعهد مهم است که مشترک است میان اینها.موافقت نامه ها به انواع مختلفی تقسیم می شوندما 2 نوع موافقت نامه داریم از این جهت که الزام آور باشد یا نباشد و تشریفات را طی کنند یا نکنند.برخی اسناد الزام اور هستند که اگر تعداد معینی از کشورها به آن بپیوندد آنگاه برای تمامی کشورهای دیگر نیز الزام آور خواهد شد برای مثال، عهدنامه ای از جانب سازمان ملل تدوین و به کشورها ارایه می شود که در آن می گوید هرگاه 30 کشور به این عهدنامه بپیوند و آنرا در پارلمان کشورشان تصویب کنند الزام آور خواهد بود و دیگر مهم نیست که چه کشورهایی آنرا تصویب کردند بلکه از سمت سازمان ملل برای تمامی کشورها الزام آور می شود.اما موافقت نامه اختیاری چیست؟ دسته ای که از سمت کشورها و یا سازمان ملل پیشنهاد می شود که در اینصورت الزام آور نیست و اگر کشوری بخواهد بپذیرد برای او الزام آور می شود و اگر کشوری نخواهد، برای او الزامی وجود ندارد و الزام فقط بر روی کشور قبول کننده موافقت نامه هست.همچنین توافق نامه ها به روش دیگری هم دسته بندی می شوند که آنها به ترتیب توافقنامه های «ساده» و «تشریفاتی» است.ساده بدین معنا که لازم نیست به داخل پارلمان کشورها برود و صرف اعلام موافقت نماینده کشور مورد نظر کافی است و الزام آور نیست، اما موافقت نامه تشریفاتی آنهایی هستند که باید در نهادهای تصویب کننده که در کشور ما شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس است تصویب شوند و دولت نهایتا آنرا امضا کنند.سند 2030 موافقت نامه اختیاری اما الزام آور استدولت مطرح می کند که این تعهد نامه الزام آور نیست و می خواهند بگویند که یک موافت نامه ساده است؛ در پاسخ باید گفت:«بله درست است که این معاهده اختیاری است اما ساده نیست» و اینگونه نیست که هر وقت دولت خواست به آن بپیوندد هرگاه نخواست خارج شود.پیوستنش به معاهده کاملا اختیاری است و تا زمانی که نپیوسته ایم قدرت الزام آوری برای ما ندارد اما وقتی پیوستیم دارای قدرت الزام آوری می شود و نقض آن مسئولیت بین المللی به همراه خواهد داشت لذا می خواهم این را بگویم که 2030 یک معاهده نامه اختیاری است اما به محض اینکه پذیرفته شد الزام آور می شود و دولت نمی تواند از انجام آن سر بازند. فرق حقوق با هنجارهای اخلاقی این است که هنجارها الزام بیرونی ندارند اما در حقوق «بایدها» اگر نقض شوند مسئولیت بین المللی دارد لذا 2030 یک معاهده است. کنوانسیون حقوق معاهدات هم می گوید که معاهده لازم نیست که حتما یک سند باشد ممکن است چندین سند باشد مانند 2030.دولت خودش الزام آور بودن سند را پذیرفته استدر این نوع توافقات وقتی پیوستیم باید بصورت تمام و کمال همه معاهده را انجام دهیم به اضافه که در خود سند هم به کرات از لفظ «تعهد می نماییم» استفاده شده است همچنین که در نامه ای که مبنی بر اعلام کارگروه بوده است عبارت «در راستای تحقق کامل تعهدات 2030» آمده است لذا اینکه اینجا تحقق کامل را بگویند و بعد از آن در شرایطی دیگر از «حق شرط و الزام آور نبودن» آن صحبت کنند مملو از تعارض است زمانی که در نامه خودشان این عبارات را به کار برده اند یعنی الزام آور بودن سند از سمت دولت پذیرفته شده است.اگر این تعهد ها را اجرا نکنیم مسئولیت بین المللی که برایمان بوجود می آید چه خواهد بود؟ اسماعیلی: در حقوق بین الملل برخلاف حقوق داخلی حوزه قهریه ای وجود ندارد که هرجا نقضی انجام گرفت با آن مقابله کند. البته با تلاش هایی که در سال های اخیر انجام شده برخی نهادها مانند دیوان بین المللی دادگستری یا نهادهای شورای عالی امنیت سازمان ملل بوجود آمدند اما چون فراگیر نیستند منجر به مجلس جهانی نشدند.اما بر اساس حقوق بین الملل هرجا که معاهده ای نقض شود و این نقض از سمت یک دولت باشد و باعث ورود ضرر شود مسئولیت بین المللی از مجموعه ضمانت اجراهای خفیف مثل تحریم، آغاز می شود و در نهایت به جنگ منجر می شود. لذا مسئولیت بین المللی محرز است ولو اینکه در مرحله اول جنگ و تحریم نباشد اما کم کم تشدید می شود و وقتی ما پذیرفتیم از حالت اختیاری خارج می شود.صرفا پذیرش یک معاهده مسئولیت دارددر حقوق داخلی میگوییم «اقرار العقلا علی انفسهم جایز» یعنی انسان عاقلی که علیه خودش اقرار می کند اقرارش پذیرفته است و صرفا این اقرار برای محکومیت کافی است لذا همین که ما پذیرفتیم یعنی علیه ما در صحنه بین الملل اجماع سازی می‎شود. دولت می گوید این سند اختیاری است و در بیانیه اش نیز گفته دبیر یونسکو از ایران تقاضای امضا نکرده، پس الزام آور نیست اینجا مغالطه دارد؛ درست است که از ما تقاضای امضا نشد اما الزام آور است.چون در حقوق بین الملل نهاد قانون گذاری نداریم و کنش کشورها است که قانون را می سازد لذا رویه و عرف بسیار مهم است وقتی که کشور اجرای چند سند مرتبط با یک موضوع را مثل سند هزاره سوم، 2030، و اینچئون را می پذیرد وقتی بخواهد از آن خارج شود به کررات علیه خود رویه و عرف درست می کند و محتوایی که پذیرفته بر علیه خودش الزام اور می شود همین رویه و عرف در بین الملل مهم است در ماده 38 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری می گوید منبعی که می توان به آن استناد کرد همین رویه ها است و اگر کشوری موافقت نامه ای را بپیذیرد و آن را نقض کند صحیح نیست و به علاوه اینکه آرا متعددی است که دیوان به معاهده یک جانبه هم حتی رای داده مثلا در سال 1989 رایی دیوان می دهد و فرانسه را محکوم می کند که در جو نباید آزمایش هسته ای انجام بدهد و یک جانبه اعلام کرده که فرانسه متعهد است که آزمایش هسته ای در جو انجام ندهد و فرانسه در ان دعوا استناد کرد که معاهده ای امضا نکرده اما دیوان ب علیه آن حکم داد و گفت صرف اینکه پذیرفتی مسئول هستی.پس در نتیجه حرف دولت که می گوید ما ملزم به اجرا نیستسم حرف سستی است و قابل پذیرش نیست چنانچه به خاطر داریم که دولت همین حرف ها را در مورد برجام هم می زد.دو ...

ادامه مطلب  

ایران اولین کشوری است که بیانیه 2030 را تبدیل به یک سند کرده است/ 2030 به لحاظ چارچوب و مضمون کلی در تقابل با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است / ا?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی-رجانیوز: به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، سند 2030 به لحاظ ساختار و محتوایی دارای اشکالاتی است، رویکرد این سند به زندگی، هستی و جهان، جایگاه انسان و مفهوم آموزش نادرست و اشتباه است. وقتی این سند را با سند تحول بنیادین مقایسه می کنیم به واسطه این چارچوب های کلی متوجه تقابل آن ها می شویم. از ابتدا تا انتهای سند ۲۰۳۰ نگاه و رویکرد انسان گرایانه حاکم بوده و مبنای آن نگاه اومانیستی به تعلیم و تربیت است. آموزش اومانیسمی آموزشی نیست که در آن ایمان، تقوا و خداوند ارکان اساسی باشند بلکه اصل را بر انسان و موجودیت فیزیکی و جسم قرار می دهد.به گزارش رجانیوز به نقل از رسا آنچه در ادامه می آید متن سخنرانی دکتر حسین کچویان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد سند 2030 است، که تقدیم خوانندگان محترم می شود.چگونگی ارتباط و تعامل با سازمان های بین المللی اولین بحثی که در مورد سند 2030 می توان مطرح شود این است که جامعه ما با توجه به وجود اسناد بالادستی خود که دارای محتوای بسیار غنی است و فرهیختگان دانشگاهی و حوزوی در تهیه آن ها تلاش زیادی انجام داده اند را کنار بگذاریم و به سراغ یک سند خارجی که در جامعه ما مورد نیازنیست برویم. سندی که اصل آن بیانیه بوده و ایران اولین کشوری است که آن را تبدیل به یک سند کرده است، به این معنا که نه یونسکو اجباری از ما خواسته و نه جامعه ما به آن نیازی دارد؛ بلکه اگر در قالب منطقی خود (بیانیه) می ماند مشکلی برای فرهنگ ما نداشت، و می توانستیم در قالب منطق داخلی کشورمان، فرهنگ، اصول و مبادی نظام، انقلاب و اسلام باقی بمانیم.سئوالی که مطرح می شود این است که چه چیزی به طور کلی چنین ضرورتی را ایجاب کرده است که در جامعه اسلامی ما این سند و امثال آن اجرا شود؟ انقلاب اسلامی ایران در بدو شکل گیری موضع منفی راجع به نهادهای بین المللی داشته است، و این منطق، منطق درستی بوده، علت این منطق این است که این نهادها ابزارهای اداره جهان توسط سلطه حاکم بر جهان یعنی غرب و آمریکا هستند، به ترتیب از اوایل قرن بیستم، ابتدا در قالب جامعه ملل و بعد در قالب سازمان ملل یک نهادی شکل می گیرد و حول، آن سازمان های متعددی در حوزه های مختلف شکل گرفت و الان بسیاری از سازمان ها به وجود آمده است در راستای پیشبرد اهداف و مقاصد غرب به فعالیت مشغول هستند. این دیدگاه باعث شده که انقلاب ارتباط سختی با تمام این مجموعه ها و سازمان های بین المللی داشته باشد. اولین ورودی های انقلاب به این سازمان ها با اعتراض مسئولین نظام به این نهادها بوده، سخنرانی معروف مرحوم رجایی برای اولین بار در سازمان ملل که پای شلاق خورده خود را بر روی تریبون سازمان ملل گذاشت و از این حرکت برای محاکمه نظام جهانی استفاده کرد.بنابراین موضع انقلاب اسلامی درباره سازمان های مختلف بین المللی روشن بوده است و در صورت اضطرار و الزاماتی که در برخی زمینه های تعامل با سازمان های بین المللی همچون who یعنی سازمان بهداشت جهانی، صندوق جمعیت، یونسکو یا یونیسف و چه با خود سازمان ملل و شورای امنیت وجود داشته ، همراه با تنش بوده است. در کنار جنبه منفی و سلبی که مطرح شد، جنبه ایجابی هم وجود دارد، و آن این که انقلاب اسلامی ایران این ادعا و فکر را دارد که دیانت و مبنای سبک زندگی ما صحیح تر است و بنا دارد که دیگر کشورها را به این سبک زندگی دعوت کند نه بر مبنای آن ها عمل و رفتار شود. این موضع سلبی و ایجابی در مقابل سازمان های موجود در جهان همواره وجود داشته است.از این رو ورود و عمل به اسناد جهانی این دو اصل را نقض می کند و جنبه های دیگری را هم خواهد داشت، اگر با دقت این اسناد بررسی شوند و دو اصل(جنبه سلبی و ایجابی مخالفت با سازمان های جهانی) باز شود این تمایز کاملاً مشهود است، اگر در جامعه ما بر مبنای اسناد بین المللی عمل شود، به معنای فراموش کردن مبادی، چهارچوب و اصول جامعه است به این دلیل که سندی مانند سند 2030 اشکالات جزئی زیادی دارد؛ اما اشکالات اساسی و محتوایی آن این است که رویکردش به زندگی، هستی، جهان، جایگاهی که انسان دارد، معنی و مفهوم آموزش غلط است، زمانی که این را در قیاس با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در نظر گرفته شود، این نکته روشن می شود که به لحاظ چارچوب و مضمون کلی در تقابل هستند. به عنوان مثال تعامل با صندوق توسعه جهان که در حال حاضر نیز این تعامل وجود دارد، اجرای برنامه های این نهاد باعث شد که جمعیت کشور رو به پیری برود و این وضعیت جمعیتی را برای ما به وجود آورده است، این در حالی است که ما این سند را به طور کامل اجرا نکرده و مخالفت های زیادی با آن داشته ایم.ارتباطات حداقلی در رابطه با سازمان های بین المللیبنابراین نکته مهم این است که درگیر مباحث جزئی نشویم و تمرکز اصلی خودمان را روی این نکته قرار دهیم که اساساً بر چه مبنایی باید با سازمان بین المللی برخورد کرد؟ با توجه به درکی که از نقشه، عملکرد و اهداف آن ها داریم چگونه باید تعامل برقرار کنیم؟ نوع تعامل ما با این مجموعه ها باید مانند اکل میته باشد، یعنی آنجا که الزام و اجبار وجود دارد باید همراهی کنیم. در زمینه آموزش و پرورش که هدف اصلی سند 2030 است، در کشور ایران سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وجود دارد، سندی که فرهیختگان و بزرگان این کشور برای تهیه و تدوین آن زحمات فراوانی کشیده اند، و حدود شش سال است که از ابلاغ آن گذشته است. اما در زمینه اجرایی شدن آن اقداماتی ضعیفی صورت گرفته است و حرکت جدی در راستای عمل به آن انجام نشده است، عمل به این سند در این جهت است که آموزش و پرورش ما یک انسانی که در حد طراز نظام و انقلاب اسلامی پرورش دهد و به لحاظ تربیتی شهروند نظام اسلامی باشد که در راستای اهداف و مقاصد این نظام قدم بردارد. البته این مسأله ناظر به این دولت نیست و بقیه دولت ها در مقام عمل ضعیف بوده اند، اما بحث بر روی این است که این دولت که چهار سال است روی کار آمده به جای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که بر اساس مبانی و فرهنگ اسلامی ایرانی تهیه شده است را رها کند و به سراغ سندی برود که از دو جهت سلبی و ایجابی که بیان شد با فرهنگ ما مخالف است برود.سازمان ملل در مسیر اجرایی شدن اهدافش که تسلط بر جهان است، هر چند وقت یک بار بیانیه صادر می کند و جهان را در جهت اجرایی شدن آن بسیج می کند، در حالی که بیانیه های آن ها صرفا جنبه ادعایی داشته و توفیقاتی در راستای عملی شدن بیانیه ها پیدا نکرده اند به عنوان مثال سند قبلی موسوم به 2015 که در آن بحث توسعه پایدار، از بین رفتن فقر، بهداشت جهانی و... در مقام عمل به جایی نرسید و بسیاری از کشورهای جهان که در فقر به سر می برند و هیچ گونه کمک و حمایتی از سوی این سازمان به آن ها نشده است؛ از این رو این توفیقات را به دست نیاوردند و برای جبران آن بیانیه دیگر موسوم به 2030 را تهیه و مطرح کردند، بیانیه عمومی که ذیل آن 17 هدف وجود دارد و به اصطلاح آن ها 169 تارگت یا هدف جزئی تر وجود دارد، مهمترین این اهداف که در تمامی اهداف به چشم می خورد ولی مخصوص در هدف چهارم اشاره شده، ناظر به مسأله آموزش است که توسط مقامات آموزش و پرورش و آموزش عالی کشورهای مختلف امضاء شد و به عنوان مبنای کار در حوزه آموزش قرار گرفت.نکته ای که بیان آن لازم است این که این بیانیه در نگاه اول برای کسانی که ذهن تخصصی و ذهن آشنا به سازمان ملل نداشته باشند، ذهن آشنا به یونسکو نداشته باشند ممکن است یکی از افتخارات بشر باشد، چرا که همه اش برابری، حق، عدالت، کرامت و از ابتدا تا آخر سند چنین اهدافی را برای خودش دارد؛ عنوان سند «بیانیه آموزش فراگیر و برابر» عنوانی نیست که کسی درباره اش مسأله و شبهه ای داشته باشد، بر همین اساس بعضی از مراجع این نکته را یادآور شدند که این سند ظاهر خیلی خوب و متقنی دارد ولی در این ظاهر زیبا مشکلات اساسی وجود دارد. به هر حال این بیانیه و یا دکلریشنال از لحاظ حقوقی الزام آور نیست بلکه کشورهای تحت این برنامه می توانند به عنوان یک طرح، مبنا و راهنمای عمل به آن عمل کنند و همچنین می توانند عمل نکنند، اما این بیانیه که درسال 2015 صادر شده است و در سال 2016 توسط مسئولین کشور ما به یک سند تبدیل شد که تحت عنوان سند آموزشی 2030، سند ملی آموزشی 2030 منتشر شده است و به امضای معاون اول هم رسیده است.چرایی تبدیل شدن بیانیه 2030 به سنددر این زمینه این سوال مطرح می شود که دلیل پذیرش این بیانیه و تبدیل آن به یک سند چیست و چه ضرورتی اقتضا عمل به آن را دارد در حالی که نه اجباری در آن وجود داشته است، نه پولی و نفعی به جامعه ما می رسد؟ جواب این سوالات و عمل به این سند دو مفهوم می تواند داشته باشد، یکی عدم باور و تکیه بر خود، نفهمیدن انقلاب اسلامی، نفهمیدن ظرفیت ها و قابلیت های خود است، در حالی که مملکت ما از غنای فرهنگی مذهبی بالایی برخوردار است. دلیل دوم این است که ما باید با سازمان های بین المللی تعامل برقرار کنیم و با آن ها ارتباط داشته باشیم. این دلیل دوم را نیز توضیح دادیم که موضع انقلاب اسلامی در بحث تعاملات با این سازمان ها به شکل منفی و ...

ادامه مطلب  

سند ریسر آفرود 500 جی تی ، هیولایی ترکیبی با هنر منصوری  

درخواست حذف این مطلب
سند ریسر آفرود 500 جی تی ، هیولایی ترکیبی و قدرتمند است که این روزها تصاویر آن در رسانه ها مورد توجه خاص علاقه مندان به خودرو و بخصوص خودروهای مخصوص آفرود قرار گرفته است .بدنه فیبر کربنی این خودرو توسط منصوری ، تیونر معروف ایرانی ساخته شده و وزن آن تقریبا برابر یک هاچبک است. با این حال این خودرو به اندازه کافی محکم و قوی به نظر می رسد. در ادامه با میهن پست همراه شوید.آیا تا به حال در خصوص گروه خودروسازی زاروق یا خودروهای آن چیزی شنیده اید؟ گروهی که امیدوار است بتواند شن نوردهای شیک و تهاجمی خود را به خوبی در کشوری مانند امارات به فروش برساند.سند ریسر آفرود 500 جی تی در حالی تمام شرایط حضور در رقابت های آفرود را خواهد داشت که گروه خودروسازی زاروق ادعا می کند که کاری غیر ممکن را انجام داده و قابلیت های یک ابر خودروی پرفورمنس را با یک مدل آفرودی ترکیب کرده است تا یک ماسه نورد حرفه ای را از آن بسازد. این آفرودر واقعی که سند ریسر نام دارد.قدرت سند ریسر آفرود از یک موتور 6.2 لیتری v8 -محصول کارخانه جنرال موتورز- گرفته می شود که با گشتاوری نزدیک به 660 نیوتن متر توانی حدود 518 اسب بخ ...

ادامه مطلب  

دانشگاه آزاد ستاد انتخاباتی هیچ فردی نیست  

درخواست حذف این مطلب
ولایتی با تأکید بر اینکه پول در دانشگاه آزاد باید با وسواس خرج شود گفت: دانشگاه آزاد ستاد انتخاباتی هیچ فردی نیست. علیمحمد نوریان در سوم اردیبهشت ماه با تصویب هیئت موسس دانشگاه به عنوان سرپرست این دانشگاه منصوب شد. پیش از این حمید میرزاده ریاست این دانشگاه را برعهده داشت. دکتر علی اکبر ولایتی در این مراسم گفت: پولی که در دانشگاه آزاد است باید مراقبت شود و با وسواس خرج شود. وی افزود: مقام معظم رهبری تأکید دارند که این دانشگاه علاوه بر توسعه کمی توسعه کیفی نیز بیابد. رئیس هیئت امنای دانشگاه گفت: دانشگاه پایگاه هیچ مجموعه انتخاباتی نیست اما جامعه ...

ادامه مطلب  

نسخه چهارم توسعه صنعتی  

درخواست حذف این مطلب
سکاندار وزارت صنعت، معدن و تجارت در جدیدترین اظهارات خود از ابلاغ سند راهبردی توسعه صنعت در آینده خبر داد.اقتصادگردان- به گفته محمد شریعتمداری، آمایش سرزمینی و انطباق آن با آمایش صنعتی کشور اولویت نخست این وزارتخانه است. ابلاغ این سند در حالی در دستور کار سکاندار وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت قرار گرفته که اردیبهشت سال جاری نیز شاهد رونمایی از ویرایش نسخه دوم سند راهبردی صنعتی بودیم. از این رو، به نظر می رسد پس از گذشت سال ها از عدم اجرایی شدن سند توسعه صنعتی بار دیگر شاهد تدوین سند دیگری در این حوزه باشیم؛ سندی که مشخص نیست به چه سرنوشتی دچار خواهد شد. البته مدیرکل دفتر سیاست گذاری و برنامه ریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت درباره ابلاغ این سند راهبردی به «تعادل» می گوید: این سند در راستای همان برنامه سند توسعه استراتژی است که در زمان محمدرضا نعمت زاده تهیه و ویرایش شده بود. به گفته محسن اتابکی تا 4 ماه دیگر نسخه نهایی و بازنگری شده این سند در دسترس فعالان تشکلی قرار خواهد گرفت. اگرچه برخی کارشناسان بر این باورند که تدوین استراتژی توسعه صنعتی یک ضرورت است؛ چراکه یک استراتژی برای کل کشور و نشان دهنده وضعیت اقتصاد ایران است، اما در عین حال، تدوین چندباره سند توسعه صنعتی بدون اینکه ابزار لازم را برای اجرا در اختیار داشته باشد، نه تنها راه به جایی نخواهد برد بلکه در نهایت با صرف هزینه و زمان صرف شده، به دست نوشته یی تبدیل خواهد شد که پس از مدتی باید بایگانی شود. از این رو ضرورت دارد، سکاندار جدید وزارت صنعت، معدن و تجارت با بهره گیری از نظرات بخش خصوصی، تشکل های تخصصی و با تامل بیشتری در این زمینه گام بردارد. ماجرای تدوین سند راهبردی صنعت؟نزدیک به دو دهه است که از الزام اجرای سند راهبردی توسعه صنعتی در کشور می گذرد، اما این سند همچنان یا در حال ویرایش است یا در حال ابلاغ. سندی که با هزینه های زیادی مورد بازنگری قرار می گیرد اما هیچ اراده یی در بین متولیان امر برای اجرای آن وجود ندارد. حال که سکان وزارت صنعت، معدن و تجارت به محمد شریعتمداری واگذار شده، او خبر از تکمیل و احیای سند استراتژی توسعه صنعتی داده است. اگر نگاهی به تدوین و نحوه اجرای سند توسعه صنعتی در کشور بیندازیم، متوجه می شویم از زمانی که برنامه توسعه صنعتی توسط اساتید دانشگاهی تدوین تا برنامه توسعه صنعتی در دولت دهم که در سال ۹۲ رونمایی شد و آخرین بار هم که تحت نام سند راهبردی صنعت، معدن در سال ۹۴ رونمایی و در اسفند ۹۵ هم اصلاح شد، بیش از 20 سال می گذرد، این در شرایطی است که هیچ یک از آنها راه به جایی نبرده و مدام دستخوش تغییرات شدند.حال با توجه به اینکه وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز در ماموریت جدید قصد دارد تا با تدوین و ابلاغ سند توسعه صنعتی، گام مثبتی را در این زمینه بردارد؛ ذکر این پرسش ضروری است که اساسا هدف از تدوین یک سند توسعه صنعتی چیست؟ آیا قصد ما این است که صنعت و به تبع آن اقتصاد کشور را در ریل رشد و توسعه قرار دهیم یا اهداف دیگری را در این زمینه دنبال می کنیم؟ تا زمانی که هدف و ابزارهای رسیدن به هدف توسعه صنعتی مشخص نباشد، راه به جایی نخواهیم برد و تنها سیر باطلی را طی خواهیم کرد که در این سال ها پیمودیم، چرا که تجربه تهیه سند استراتژی توسعه صنعتی در ایران نشان می دهد، سند راهبردی صنعت که توسط مسعود نیلی استراتژیست اقتصادی در سال 1379 تنظیم و نتایج آن در مرداد سال 1382 تحت عنوان «مطالعات استراتژی توسعه صنعتی» منتشر شد، با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد با دلایلی مانند غرب گرایی و عدم اتکا به توان داخلی به بایگانی سپرده شد. از آن سو در دولت نهم و دهم «برنامه راهبردی صنعت، معدن و تجارت» که چیزی نزدیک به 8 سال طول کشید نهایت در سال 1392 رونمایی شد. البته این برنامه راهبردی مورد انتقاد مجری تدوین نخستین استراتژی صنعتی قرار گرفت. مسعود نیلی گفته بود که «آنچه در سند اخیر نوشته شده را در حقیقت نمی توانم هویتی برایش تعریف کنم. حالا چه به لحاظ پارادایم و متدولوژی و چه از نظر حد تفصیل» به گفته او، سند راهبردی که در این دولت تهیه شده بود، برنامه استراتژیک وزارت صنعت است نه استراتژی توسعه صنعتی. از دیگر انتقاداتی که به این سند وارد شد، این بود که باید تمرکزمان را روی الزامات و ملزومات می گذاشتیم چون ابزار و امکان اجرای آن را نداریم. سومین سند توسعه صنعتیاز سوی دیگر با کنار گذاشته شدن سند تدوینی دولت دهم، تدوین یک سند برای توسعه صنعت برای سومین بار در وزارت صنعت، معدن و تجارت دولت یازدهم کلید خورد. در تیرماه سال ۹۴ معاون اول رییس جمهور از «سند راهبردی وزارت صنعت، معدن و تجارت» رونمایی کرد. اسحاق جهانگیری در مورد نسخه جدید این سند گفته بود که در این سند راهبردی، ضمن بررسی وضعیت موجود و روند شاخص های مهم اقتصادی ایران و جهان به وضعیت و روند ایران از منظر شاخص های بین المللی پرداخته شده است. البته این سند نیز مورد انتقاد فعالان اقتصادی و صاحب نظران نیز قرار گرفت، به طوری که متولیان صنعتی کشور تلاش کردند با رفع اشکالاتی که از طرف منتقدان مطرح شده بود، نسخه دوم سند راهبردی وزارت صنعت، معدن و تجارت را تدوین کنند. بررسی تغییرات به عمل آمده در این سند نسبت به نسخه اولیه آن که در سال 94 رونمایی شد، حاکی از این است ...

ادامه مطلب  

کسب درآمد ۲۶ میلیاردی در یک سال از جیب مردم! + سند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، چند سالی است که سند تک برگی جای سند های قدیمی منگوله دار را گرفته است.براساس گفته مسئولان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و کانون سردفتران و دفتریاران که متولی صدور اسناد در کشور هستند امکان جعل اسناد تک برگی غیر ممکن است و همین عامل سبب شده تا دیگر سندهای قدیمی از رده خارج و سندهای جدید به شکل تک برگی صادر شود.از ویژگی های دیگر سند تک برگی که عنوان می شود این است که دیگر امکان صدور سند های معارض برای یک ملک با سند های تک برگی از بین می رود و برای هر ملک فقط یک سند صادر می شود اما تغییر سند های منگوله دار به تک برگی حواشی هم دارد.تقریبا همه می توانند که برای انجام کارهای ثبتی و صدور سند به دفترخانه مراجعه کرده و کارهای مربوط به تعویض سند را انجام دهند.اما در روند صدور سندهای تک برگی، اتفاق عجیبی رخ می دهد که سبب تضییع حقوق مردم می شود. ماجرا از دریافت حق التحریرهای متفاوت برای صدور سند تک برگی آغاز می شود.اگر برای صدور یک سند مشابه به چندین دفترخانه در نقاط مختلف شهر مراجعه کنید شاید با مبالغ متفاوتی مواجه شوید اما این اختلاف تا چه میزان قابل چشم پوشی است؟طبق گفته محمدرضا دشتی اردکانی رئیس کانون سر دفتران و دفتریاران تعرفه صدور اسناد در تمام کشور یکسان است و متغییر بودن تعرفه ها در سطح شهر صحت ندارد.دشتی اردکانی در آخرین نشست خبری خود با خبرنگاران در پاسخ به خبرنگاری در خصوص تخلفات سردفتران در زمینه تعرفه گفت: متغیر بودن تعرفه در سطح شهر صحت ندارد؛ رعایت نکردن این تعرفه تخلف است و چه شخص حقوقی و چه شخص حقیقی که به صورت تلفنی و یا حضوری شکایتی را ارائه دهد در مدت زمان کمتر از یک هفته به آن رسیدگی می شود همانطور که از ابتدای سال تعداد 118 مورد شکایت وجود داشته که به همگی رسیدگی کرده ایم.وی گفت: در سال گذشته در دفاتر اسناد رسمی، 12 میلیون و 958 هزار و 151 سند در کشور ثبت شده است و تاکنون استان تهران با 3 میلیون و 523 هزار و 148 مورد بیشترین آمار ثبت سند را داشته و استان های خرسان رضوی، آذربایجان شرقی و فارس در رتبه های بعدی قرار دارند. استان ایلام با ثبت 59 هزار سند رسمی کمترین میزان ثبت سند را در بین استان های کشور داشته است.رئیس کانون سردفتران و دفتریاران بیان داشت: در 4 ماهه نخست سال 3 میلیون و 745 هزار و 645 سند در کل کشور ثبت شده است که استان تهران با یک میلیون و 3 هزار و 86 مورد بیشترین و استان ایلام با 18 هزار مورد کمترین آمار ثبت سند رسمی را داشته اند.دشتی اردکانی ادامه داد: در سال 95 حدود 102 میلیارد و 678 میلیون تومان از بابت ثبت سند رسمی به حساب خزانه واریز شده است.در شرایطی که تعرفه های صدور سند تک برگی یکسان است و سردفتران اجازه دریافت هزینه اضافی بابت صدور سند ندارند و موظف به دریافت هزینه ها مطالبق تعرفه ای که در زیر سند به صورت سیستمی چاپ می شود هستند و حتی اضافه دریافت هزینه به صورت دستی نیستند و تمام هزینه صدور سند باید از طریق دستگاه های پوز دریافت شود، با این وجود باز هم شاهد تخلف در برخی از دفترخانه ها و دریافت هزینه های بیشتر از تعرفه هستیم.یکی از شهروندان که به تازگی برای تبدیل سند قدیمی ملک خود به سند تک برگی به دفترخانه مراجعه کرده بود در گفتگو با خبرنگار ما می گوید: برای تبدیل سند قدیمی به سند تک برگی به یکی از دفاتر سازمان ثبت اسناد و املاک کشور رفتم که آنجا به بنده گفتند که برای انجام این کار باید به دفترخانه مراجعه کنم به همین منظور به یک دفترخانه در خیابان دامپزشکی تهران مراجعه کردم از بابت آن مبلغ 100 هزار تومان درخواست کردند. تا جایی که اطلاع داشتم تعرفه سند تک برگی 75 هزار تومان است به همین دلیل ...

ادامه مطلب  

سناریوی ضد اسلامی سعودی در سفر ترامپ به عربستان  

درخواست حذف این مطلب
قرار است دونالد ترامپ هفته آینده به عربستان سعودی سفر کند. این اولین سفر خارجی رئیس جمهور امریکا است که به لحاظ رویکردی از اهمیت برخوردار است. معمولا اولین سفر روسای جمهور امریکا مورد توجه است زیرا به گونه ای رویکرد کلان سیاسی امریکا را در سال بعدی مشخص می کند. در این سفر چند مسئله قابل توجه است که نباید آن را نادیده گرفت. ابتدا اینکه سفر ترامپ به عربستان سعودی دو روزه است. معمولا مقامات سیاسی بخصوص در سطح ریاست جمهوری امریکا زمان کمتری را برای سفرهای برون مرزی صرف می کنند مگر اینکه مسئله بسیار جدی بوده یا اینکه مجموعه ای از سفرهای دوره ا ...

ادامه مطلب  

روزی که ایران، «غیرمتعهد» شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، «تاریخ ایرانی» در ادامه نوشت: همزمان با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم و استقرار صلح، اردوگاه فاتحان به تدریج به سوی یک همزیستی خصمانه گرایید. دو ابرقدرت بعد از جنگ، آمریکا و شوروی، تجسم همه جانبه این سیاست خصمانه بودند که در اروپا، آسیا، آفریقا و حتی در سازمان ملل متحد رویاروی یکدیگر قرار گرفتند. از این رقابت می بایست دو بلوک سیاسی- نظامی پدید می آمد. یکی در شرق به رهبری مسکو و دیگری در غرب به رهبری واشنگتن. به این ترتیب جهان درگیر جنگ سردی شد که پیامدهای وخیمی به همراه داشت.نادیده انگاشتن منافع ملل محروم و رعایت نکردن حقوق کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه، موجب ظهور نهضت های آزادی خواهانه و رشد تشکیلات و سازمان های استقلال طلبانه شد. موج مبارزات ضد استعماری و رهایی بخش قبل از همه، آسیا و خاورمیانه را در بر گرفت و سپس به آفریقا کشیده شد. به این ترتیب فکر تشکیل کنفرانسی متشکل از کشورهای آسیایی و آفریقایی به وجود آمد که پس از یک رشته تحولات موجب پیدایش «جنبش عدم تعهد» شد. عدم تعهد یا «عدم وابستگی»، سیاست رهبران کشورهایی شد که صرف نظر از نظام ها و ایدئولوژی های متفاوت، هدف و آرمان مشترکی را دنبال می کردند.راه رهایی از بلوک بندی شرق و غربجنبش عدم تعهد در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰ شمسی) با تلاش رهبرانی چون جواهر لعل نهرو (هند)، احمد سوکارنو (اندونزی) جمال عبدالناصر (مصر) و مارشال تیتو (یوگسلاوی) به عنوان نیرویی که به گفته نهرو «ضد بلوک و نه بلوک» بود، بنیان نهاده شد. نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعد ها به غیرمتعهد ها معروف شدند در آوریل سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ انجام شد و این کنفرانس نگرانی عمیق خود را از تشنج بین المللی و خطر جنگ اتمی اعلام داشت.در بیانیه کنفرانس باندونگ، از ملت ها خواسته شد که در صلح زندگی کنند و به عنوان همسایگان خوب به توسعه همکاری های دوستانه بر پایه اصول زیر بپردازند:۱) احترام به حقوق اساسی و انسانی و احترام به هدف ها و اصول منشور سازمان ملل متحد۲) احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی همه ملت ها۳) به رسمیت شناختن برابری همه نژاد ها و برابری همه ملت ها صرف نظر از کوچکی و بزرگی آن ها۴) خودداری از مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر۵) احترام به حق ملت ها در دفاع فردی یا جمعی، منطبق با منشور سازمان ملل متحد۶) الف - خودداری از به کارگیری نیروهای دفاعی جمعی به منظور خدمت به یک قدرت بزرگب - خودداری از اعمال فشار به هر کشور از سوی کشور دیگر۷) خودداری از تجاوز یا تهدید به تجاوز یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور۸) حل و فصل همه اختلافات بین المللی از طریق صلح آمیز از قبیل مذاکره، اجماع، داوری یا حل و فصل حقوقی۹) ارتقای منافع متقابل و همکاری های دو طرفه۱۰) احترام به عدالت و تعهدات بین المللی.به دنبال این کنفرانس، در سال ۱۹۶۱ و با حمایت فیدل کاسترو و مارشال تیتو در کنفرانسی که در یوگسلاوی سابق برگزار شد، سازمان جنبش عدم تعهد موجودیت خود را اعلام کرد. جنبش غیرمتعهد ها ۵۳ عضو از قاره آفریقا، ۳۸ عضو از قاره آسیا، ۲۶ عضو از آمریکای لاتین و یک عضو از اروپا (بلاروس) دارد.جنبش عدم تعهد این تعریف را از خود به دست می دهد: «عدم تعهد نمادی است از جست و جوی بشر برای صلح و امنیت ملت ها و تلاش برای ایجاد یک نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جدید در جهان. عدم تعهد نیرویی حیاتی است برای نبرد علیه امپریالیسم در همه صور و مظاهر آن و همه اشکال سلطه خارجی، عدم تعهد تاکیدی است بر حقوق ملت ها برای دنبال کردن استراتژی های مستقل خود در جهت عمران و توسعه، مشارکت در حل و فصل مسائل بین المللی.» پیروی از سیاست همزیستی مسالمت‎آمیز، پشتیبانی از جنبش های آزادی بخش، عدم پیوستگی به هیچ یک از پیمان های نظامی در چارچوب اختلافات قدرت های بزرگ از جمله دیگر سیاست های کشورهای غیر متعهد است.ساختار جنبش عدم تعهدبنیانگذاران جنبش عدم تعهد و جانشینان بعدی آن ها بر این باور بودند که با توجه به تنوع جغرافیایی و ایدئولوژیکی کشورهای عضو، در صورت ایجاد ساختارهای رسمی همچون اساس نامه و دبیرخانه داخلی، احتمالاً این جنبش از هم فرو خواهد پاشید، زیرا یک سازمان فراملی متشکل از کشورهایی با ایدئولوژی ها و اهداف مختلف هرگز قادر به ایجاد ساختاری اداری و منطقی برای اجرای سیاست هایی که مورد توافق کشورهای عضو باشد، نخواهد بود. به همین سبب، نوع منحصر به فردی از ساختار اداری در این جنبش شکل گرفت. بر این اساس، ساختار اداری جنبش عدم تعهد مانند سایر سازمان های معمول، چندان دارای سلسله مراتب منطقی و حساب شده نیست و همه کشورهای عضو فارغ از اندازه و اهمیت خود از این فرصت برخوردارند تا ...

ادامه مطلب  

تحلیل جامعه شناسانه نارضایتی ها  

درخواست حذف این مطلب
تحلیل جامعه شناسانه نارضایتی ها اجتماع > اجتماعی - همشهرین آنلاین:رسول افضلی، استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت اعتراضات و ناآرامی های ماه های گذشته با جنبش های کلاسیک، ریشه ناآرامی ها را از هم گسستگی اجتماعی می داند. با گذشت زمان از رویدادها، تحلیلگران با چشمان بازتری می توانند درباره وقایع نظر دهند. در ایران نیز اتفاقات و التهاباتی را در چند ماه گذشته از سر گذراندیم و اکنون زمان تامل فرا رسیده است تا بیشتر درباره ابعاد و خصوصیات اعتراضات گذشته بدانیم.در این خصوص پژوهشگر ایرنا با رسول افضلی صحبت کرد تا تحلیل وی را درباره ریشه اعترضات گذشته در ایران بشنویم.رسول افضلی مدرس جامعه شناسی سیاسی، عضو هیئت علمی، دانشیار دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران و نویسنده کتاب هایی چون "چشم انداز جامعه مدنی در خاورمیانه"، "دو نظام سیاسی- جغرافیایی در ایران، دولت مدرن- امت اسلامی"، "روش شناسی در جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک" است.تحلیل شما از اعتراضات گذشته در ایران چیست ؟ به نظر شما ریشه این وقایع را چه می دانید؟در طی شش ماه گذشته بحث اصلی این بوده است که ماهیت این اتفاقات چه هست و تحولات را به لحاظ تئوریک و با توجه به تجربه های کشورهای دیگر، چه می توان نامید؟ در این خصوص دو دسته نظر وجود دارد. عده ای ریشه این وقایع را تحولات اقتصادی می دانند و مقصر را به نوعی دولت می دانند. در مقابل عده ای ریشه ها را کلان تر و معتقدند که مسائل ربطی به کارکرد دولت ندارد و بیشتر ریشه های سیاسی دارد.به نظر من آنچه در ایران شکل گرفته است، به نوعی ماهیت متکثر دارد که بخش کوچکی از آن در خیابان ظهور کرده و بخش بزرگتر آن در فضای مجازی نمودار است.مساله مهمی که باید در تحلیل رعایت شود، تفاوت اعتراضات اخیر و با جنبش های کلاسیک است. اکثرا نظریات و تحلیل هایی که ما در کتاب ها می خوانیم مربوط به جنبش های کلاسیک هستند یعنی جنبش های قرن بیستم. این جنبش ها معمولا جنبش های تک علیتی بودند. به طور مثال گفته می شود، جنبش ماهیت اقتصادی یا سیاسی داشت. در این تئوری ها الزاماتی برای شکل گیری جنبش در نظر گرفته شده است. مثلا گفته می شود برای شکل گیری جنبش، رهبر لازم است، جنبش ایدئولوژی نیاز دارد و یا اینکه جنبش نیازمند امر سازماندهی شده است. بعضی از تحلیلگران گفته اند که وقایع اخیر در ایران هیچ یک از ویژگی ها را ندارند. اما باید گفت که در وضعیت کنونی ماهیت جنبش ها تغییر یافته است.در جنبش های جدید نمی توان توقع داشت که جنبش های تک عاملیتی باشند. نمی توان پرسید که جنبش ها ماهیت اقتصادی یا اجتماعی دارند و بخواهیم مثلا دولت را زیر سوال ببریم. به نظر می رسد جنبش ها ماهیت متکثر دارند. بر اثر ظهور شبکه های اجتماعی و با پوشش خبری این شبکه ها، مرزهای حوزه ها درنوردیده شده اند. پس نمی توان سراغ جنبش سازماندهی شده نابی که دارای رهبر است و پیرامون یک ایدئولوژی شکل گرفته است و یا دارای یک علت است را گرفت.به طور مثال آنچه ما در انقلاب اسلامی دیدیم با آنچه در سال های اخیر در جنبش های شمال آفریقا مثل تونس مصر مراکش و حتی سوریه رخ داده متفاوت است. آنقدر مرزهای علت ها در هم تنیده شده است که اصلا ما نمی توانیم تحلیل کنیم که ماهیت جنبش های کشورهای شمال افریقا اقتصادی یا سیاسی بوده است. در ایران نیز ماهیت این جنبش متکثر است و نمی توان دنبال نهاد مقصر بگردیم که چه نهادی مقصر است، دولت مقصر است یا نظام، چون اصلا قابل تشخیص نیست. با این حال نمی توان صرفا به این دلیل که این تحولات، رهبر یا ایدئولوژی ندارند بگوییم که جنبشی اتفاق نیافتاده است و این اشتباه تحلیلی است. هیچ کدام از جنبش هایی که در شمال آفریقا اتفاق افتاده است، رهبر و لیدری نداشته اند.اعتراضات ماه های اخیر چه ویژگی هایی دارد؟من ریشه جنبش اجتماعی را از هم گسستگی اجتماعی می دانم. از هم گسستگی اجتماعی در ایران وضعیتی است که ساختارهای اجتماعی و نهادهای اجتماعی ما قدرت پاسخگویی به نیازهای مردم را ندارند. صورتبندی های رسمی و غیر رسمی اجتماعی قدرت پاسخگویی ندارند. نهادهای اجتماعی همچون آموزش، دین یا خانواده به وضعیتی رسیده اند که اعتماد اجتماعی نسبت به آنان کم شده و کارکردهایشان ضعیف شده است. به عنوان مثال ما در محیط زیست به بن بست رسیده ایم و چون در طی زمان حل نشده است ، امروز خودش را در قالب پیامدهای اجتماعی و سیاسی نشان می دهد. نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما توان پاسخگویی به مطالبات را ندارند و در مقابل مشکلات سکوت می کنند.وقتی جامعه دچار از هم گسستگی اجتماعی می شود، بحران های اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی خودشان را صورت یک امر اجتماعی نشان می دهند. امر اجتماعی در واقع موتور پیش برنده تحولات جامعه است که دیده نمی شود و تنها وقتی بحران ها شدید شوند، به عنوان ریشه اصلی همه آنها خود را نمودار می کنند. به طور مثال ارز از پدیده اقتصادی خارج شده و پدیده اجتماعی شده است و حالت "بایو" گرفته و یا به تعبیری به موجود زنده تبدیل شده است. اساسا هر پدیده یا عنصری که وزنش در عرصه اقتصاد بیش از حد شود، به یک موجود زنده تبدیل می شود. یعنی دیگر نمی توان آن را کنترل کرد بلکه برعکس آن پدیده، سیستم را کنترل می کند. امروز مشخص شده است که بخش مهمی از مشکلات ارز در جامعه ما ریشه های اجتماعی دارد و از مشکل بی اعتمادی اجتماعی ناشی می شود. در ترکیه می بینیم که مردم چه طور عکس العمل نشان می دهند، ...

ادامه مطلب  

مفهوم اسناد مالکیت معارض چیست  

درخواست حذف این مطلب
اگر دو سند مالکیت، جزئا یا کلا از حیث اصل ملکی که موضوع آنهاست یا از حیث حدود ملک یا حقوق ارتفاقی با هم تعارض داشته باشند و این تعارض با رأی هیات نظارت موضوع ماده ۶ قانون ثبت احراز شود، سند مالکیتی که ثبت آن نسبت به دیگری موخر است سند مالکیت معارض تلقی می­شود. به عبارت دیگر در مورد تعارض میان اسناد مالکیت، مطابق فرض اولیه قانون که در بند ۱ ماده ۳ لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض مصوب ۱۳۳۳ بیان شده است، سندی که زودتر ثبت شده باشد تا زمانی که به موجب حکم نهایی دادگاه ابطال نشده باشد، علی­ الاصول معتبر تلقی می شود و سندی که پس از آن ثبت شده است، سند مالکیت ثبت موخر نامیده می­شود و تا زمانی که حکم نهایی از دادگاه به صحت آن صادر نشده باشد، نامتعبر دانسته می­شود.✏️وظیفه اداره ثبت در مورد اسناد معارض چیست؟ادارات ثبت موظف هستند به محض اطلاع از وجود اسناد مالکیت متعارض مشخصات آنها را به موجب بخشنامه­ای به دفاتر اسناد رسمی حوزه خود ابلاغ کنند. همچنین باید گزارش کار را به طور روشن و بدون ابهام به هیات نظارت بفرستند. پس از احراز مراتب تعارض اسناد از سوی هیات نظارت (یا حسب مورد شورای عالی ثبت)، اداره ثبت باید مراتب را کتبا به دارنده سند مالکیت موخر­الصدور که سند معارض محسوب می­شود ابلاغ و به او اخطار کند که ظرف حداکثر دو ماه به دادگاه صالح محل وقوع ملک مراجعه و اقامه دعوا کند و گواهی اقامه دعوا را به اداره ثبت محل تسلیم و رسید اخذ کند.✏️ دارنده سند مزبور چه دعوایی را باید اقامه کند؟حسب مورد دعوای ابطال کلی یا جزئی سند مالکیت ثبت مقدم و بالتبع صحت سند خودش که ثبت موخر است، قابل طرح است. مطابق تبصره ماده ۵ لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض دادگاه بعد از رسیدگی­های لازم هر یک از دو سند متعارض را که تشخیص دهد جریان ثبتی آن بر طبق مقررات صحیحا انجام شده است، مشخص می­کند و حکم به ابطال سند مالکیت دیگر خواهد داد. این بدین معناست که دادگاه در رسیدگی به چنین دعوایی اصولا مأخوذ به خواسته مصرح در دادخواست که ابطال سند ثبت مقدم است، نیست و آن سندی را که جریان ثبتی آن را صحیح تشخیص دهد تعیین و سند دیگر را که جریان ثبتی آن را صحیح تشخیص نداده است اعم از اینکه سند ثبت مقدم یا ثبت موخر باشد ابطال می­کند. به عبارت دیگر اینکه دارنده سند ثبت موخر دعوای ابطال سند ثبت مقدم را طرح می­کند، اما ممکن است نتیجه دعوا ابطال سند خودش باشد. چنین ترتیبی جزو استثنائات بر قاعده­ای است در آیین دادرسی مدنی که مطابق آن دادگاه محدود و مأخوذ به خواسته مندرج در دادخواست است. مطابق این قاعده ...

ادامه مطلب  

خالد مشعل: حماس روابط تاریخی با ایران و حزب الله دارد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، خالد مشعل رئیس پیشین دفتر سیاسی جنبش حماس می گوید که این جنبش روابط تاریخی با جمهوری اسلامی ایران و جنبش حزب الله لبنان دارد و این روابط در سال های گذشته تحت تاثیر برخی مسائل قرار گرفت و در مقابل، حمایت از حقوق ملت ها در زمینه آزادی خواهی و اصلاح طلبی را وظیفه اخلاقی و عربی و اسلامی خود می داند.مشعل در پایان سفر ۳ روزه اش به مراکش، در گفتگو با پایگاه «العمق المغربی»، در پاسخ به سوالی درباره روابط حماس با ایران؛ به ویژه در قبال مساله سوریه تصریح کرد که «روابط حماس با ایران در مسیر تحول و پیشرفت قرار گرفته است. ما آرمان به حقی داریم و جنبش مقاومتی هستیم که به حمایت همه کشورها نیاز داریم. ما در گذشته نیز با ایران رابطه داشتیم و این رابطه همچنان ادامه دارد».وی افزود: «بی شک روابط حماس با تهران در سال های گذشته تحت تاثیر برخی مسائل قرار گرفت، اما هرگز قطع نشد و این حق و وظیفه ماست که با همه طرف ها رابطه برقرار کنیم و این سیاست در روابط ما با ایران و هر کشور دیگری غیر از آن حاکم است. تهران در گذشته از مساله فلسطین و جنبش حماس حمایت کرده است و این روزها هم به این کمک های خود ادامه می دهد و این کمک ها جای تقدیر و تشکر دارد».مشعل خاطر نشان کرد: «اما در مقابل، اوضاعی بر منطقه ما حاکم شده است و بحران هایی برای ملت ها ایجاد شده است که ما در آنها دخالت نمی کنیم، اما وظیفه اخلاقی، عربی و اسلامی ما ایجاب می کند که از حقوق ملت ها در زمینه آزادی خواهی ...

ادامه مطلب  

ترور با سم چه کسانی را در حوزه سیاسیت قربانی کرده است + عکس  

درخواست حذف این مطلب
ترور با سمارسال شده توسط: چنگیز قیاسی 10 فروردین 97 ساعت 08:09ترور با سم در نوع خود نه تنها یکی از رایج ترین نوع ترور در دنیا است بلکه این نوع ترور در دوران ماقبل از تاریخ نیز تا به امروز رایج بوده است. موضوعی که این روزها با ترور سرگی اسکریپال و دخترش با سم ، که وی یک جاسوس سابق روس در بریتانیا بوده است حاشیه های زیادی را برای روسیه به وجود آورده است. در ادامه نگاهی خواهیم انداخت به افرادی که قربانی ترور با سم شده اند.سرگی اسکریپال و دخترش یولیا : سرگی اسکریپال 66 ساله و جاسوس سابق روس که در بریتانیا زندگی می کرد، همراه دخترش بیهوش روی نیمکت یک مرکز در شهر سالیزبوری پیدا شد. پلیس بریتانیا می گوید سرگی اسکریپال و دخترش با ماد ه ای ناشناس مسموم شده اند. وزیر خارجه بریتانیا گفته است که این کشور نسبت به دخالت احتمالی خارجی در مسموم شدن سرگی اسکریپال “واکنش تندی” نشان خواهد داد. سخنگوی رئیس جمهور روسیه هرگونه دخالت در این ماجرا را رد کرده است. این دو جدیدترین قربانی ترور با سم در حوزه ی سیاست شدند.سرگی اسکریپال و دخترش یولیاگریگوری راسپوتین : وی از دیگر قربانیان ترور با سم بوده است، راسپوتین مرد مورد اعتماد خانواده سلطنتی روسیه در دسامبر سال 1916 به دعوت شاهزاد فلیکس یوسوپوف وارد کاخ یوسوپوف در سن پترزبورگ شد. شاهزاد فلیکس با کیکی آغشته به سیانور پتاسیم از او پذیرایی کرد. راسپوتین آن کیک را خورد. شاهزاد فلیکس سپس یک گیلاس شراب آغشته سیانید به او تعارف کرد. راسپوتین شراب را نوشید و به نوشیدن ادامه داد. سم که جواب نداد راسپتوین را هما ن شب با شلیک گلوله کشتند.گریگوری راسپوتینکیم یونگ نام : برادر ناتنی رهبر کره شمالی هم یکی دیگر از قربانیان ترور با سم بوده است. وی در حالی تور شد که سال ها پیش وی از کره شمالی گریخته و 13 فوریه سال 1017 میلادی در فرودگاه کوالالامپور هدف سوء قصد قرار گرفت. ترور وی بدین صورت انجام شد که دو زن پس از نزدیک شدن به او ماده ای به صورت و سرش مالیدند. این ماده ترکیبی شیمیایی به نام وی ایکس بود که روی اعصاب تأثیر می گذارد. مقامات مالزی یک سال بعد اعلام کردند کیم یونگ نام در کوله پشتی خود بیش از ده شیشه آمپول خنثی کننده این سم را همراه داشت.کیم یونگ نامالکساندر لیتویننکو : افسر سابق سازمان اطلاعات خارجی روسیه به بریتانیا پناهنده شده بود هم در لیست ترور با سم قرار گرفته است. وی با تألیف دو کتاب اتهاماتی علیه سازمان اطلاعات خارجی روسیه و پوتین ...

ادامه مطلب  

همچون ترامپ برجام را سوژه تبلیغات انتخاباتی نکنیم  

درخواست حذف این مطلب
حمیدرضا عسگری در سرمقاله امروز روزنامه آفرینش نوشت:پس از آنکه سناتور "باب کورکر" رییس جمهوریخواه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا از تعلیق تصویب طرح تحریمی جدید ایران در سنای این کشور خبر داد گمانه زنی های بسیاری درمورد نوع سیاست خارجی دولت آمریکا و سلایق سیاسی در بین نمایندگان سنای این کشور صورت گرفت.اهمیت این تصمیم سنای آمریکا زمانی برای تحلیل و تفسیر سیاسی جذاب تر شد که شخص باب کورکر که خود از حامیان این طرح تحریمی جدید است اعلام کرده که تصویب این طرح به دو دلیل از دستور کار فعلی سنا خارج شده است. وی یکی از دلایل را نگرانی از نحوه واکنش اتحادیه ...

ادامه مطلب  

وقتی قوه قضائیه،مجلس و ریاست جمهوری در مورد موضوعی توافق دارند اما یک برنامه تلویزیونی مخالف است!/ نظرسنجی با جامعه آماری پایین ملاکی برای خ?  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: سردار منتظرالمهدی در اظهارات خود مدعی شد که سند خودروی صادرشده از سوی پلیس رسمیت دارد و هیچ الزام قانونی برای مراجعه به دفترخانه ثبت برای نقل و انتقال خودرو وجود ندارد.بخشنامه رئیس دستگاه قضا: واحدهای قضایی از اتکا به مدارک تعویض پلاک خودرو به عنوان سند رسمی مالکیت پرهیز کننداین اظهارات از سوی سخنگوی نیروی انتظامی در حالی بیان شد که ریاست قوه قضائیه ۲۲ اسفند ۹۵ بخشنامه ای را به تمامی مراجع قضایی و ثبتی کشور در خصوص معاملات خودرو صادر کردند، آیت الله آملی لاریجانی در این بخشنامه عنوان کردند که از آنجا که خودرو جزء اموال شاخص است که به وفور موضوع جرائم و دعاوی قرار می گیرد، لذا مقرر می گردد واحد های قضایی و ادارات اجرای ثبت، اسناد معاملات خودرو که در دفاتر اسناد رسمی ثبت گردیده را به عنوان ملاک قانونی تشخیص مالکیت مورد توجه قرار داده و از اعتبار بخشیدن و اتکا به مدارک مربوط به تعویض پلاک خودرو به عنوان سند رسمی مالکیت اکیدا پرهیز کنند.انتظار می رفت پس از بخشنامه ریاست قوه قضائیه حرف و حدیث ها در مورد صدور سند خودرو و عدم پذیرش برگ سبز خودرو به عنوان مالکیت به پایان برسد ولی اظهارات سخنگوی ناجا اگرچه با تکذیب نمایندگان خانه ملت همراه شد؛ باز هم حواشی دیگری را در این مسیر ایجاد کرد.نایب رییس کمیسیون اصل نود: اظهارات سخنگوی نیروی انتظامی مجرمانه استپس از آن فرهاد تجری نایب رییس کمیسیون اصل نود مجلس با مجرمانه خواندن اظهارات سخنگوی نیروی انتظامی درخصوص برگ سبزخودرو به عنوان سند رسمی، گفت: برگه سبز خودرو که از سوی نیروی انتظامی صادرمی شود به عنوان سند نقل و انتقال محسوب نمی شود.تجری با تاکید بر اینکه این حق برای دفاتر اسناد رسمی وجود دارد که درمراجع قضایی به ویژه سازمان قضایی نیروی های مسلح نسبت به پیگیری حقوقشان اقدام کنند، افزود: البته درقانون برنامه ششم به صورت صریح اختیار اخذ حقوق دولتی، مالیات و عوارض برعهده سازمان ثبت گذاشته شده است، ضمن اینکه نمایندگان مجلس با این رویکرد و رویه که این اختیار به موجب قوانین برعهده دفاتر اسناد رسمی می باشد موافقت کردند، یعنی برگه سبز نیروی انتظامی تنها یک گواهی تعویض پلاک تلقی می شود.وی تاکید کرد: با توجه به شکایت دفاتر اسناد رسمی درخصوص انحصارطلبی پلیس، کمیسیون اصل نود رای به قانونی بودن نقل و انتقال سند خودرو دردفاتر اسناد رسمی داد، همچنین رییس قوه قضاییه نیز طی بخشنامه ای نقل و انتقال خودرو و ثبت سند را در دفاتر اسناد رسمی دارای اعتبار اعلام کرد، یعنی برگ سبز پلیس به عنوان سند نقل و انتقال معتبر نیست؛ البته معاونت حقوقی ریاست جمهوری نیز تفسیر کمیسیون اصل نود و رییس قوه قضاییه را مورد تایید قرار داد.رئیس کانون سردفتران: تشویق مردم به عدم مراجعه به دفاتر اسناد رسمی هنگام نقل و انتقال خودرو، خلاف قانون و جرم استپس از اظهارات سخنگوی ناجا محمدرضا دشتی اردکانی، رئیس کانون سردفتران و دفتریاران با تاکید بر اینکه مراجعه به دفاتر اسناد رسمی هنگام نقل و انتقال خودرو ضروری نیست، اعلام کرد: ٢١ اسفند ماه سال گذشته حضرت آیت الله آملی لاریجانی، رییس محترم قوه قضاییه در بخشنامه ای به تمامی واحد های ثبتی و قضایی تاکید داشتند برگ سبز تعویض پلاک سند خودرو نیست و مالکیت خودرو تنها با سند تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی اثبات می شود.وی با تاکید بر این که دستور رئیس قوه قضاییه فصل الخطاب است، افزود: به عنوان یک حقوقدان به قانون پایبند هستم و قانون را برای اظهارنظر و اقدامات خود مد نظر قرار می دهم. امیدوارم دیگران نیز به رعایت قانون پایبند باشند.دشتی اردکانی هم چنین تاکید کرد: رای قاطع مورخ ۹۵/۱۱/۱۰ کمیسیون اصل ٩٠ مجلس شورای اسلامی و نیز نظریه مورخ ۹۶/۲/۲۵ معاونت حقوقی ریاست جمهوری نشان می دهد سه قوه کشور بر نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمی تاکید دارند و برگ صادره توسط پلیس را سند مالکیت خودرو نمی دانند.وی هم چنین به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای نظامی تهران اشاره کرد که به پلیس دستور می دهد بنر ها و اطلاعیه هایی با مضمون "عدم مراجعه طرفین معامله به دفاتر اسناد رسمی" را از مراکز تعویض پلاک جمع آوری کند.به گفته دشتی اردکانی این مقام قضایی به نیروی انتظامی تاکید کرده در اقدامات آتی مراکز تعویض پلاک، ملاک شناسایی خودروها، اسناد تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی باشد.رئیس کانون سردفتران و دفتریاران افزود:بر اساس این دستور، تشویق مردم به عدم مراجعه به دفاتر اسناد رسمی هنگام نقل و انتقال خودرو، خلاف قانون و جرم است.وی با بیان این که بدون تنظیم سند در دفترخانه، مالکیت خودرو انتقال نمی یابد، تاکید کرد: مردم هشیار باشند که بدون ثبت رسمی نقل و انتقال خودرو ممکن است با مشکلات قانونی روبرو شوند و مالیات و حقوق دولتی معوقه به آن ها تحمیل شود که این امر به نفع دلال ها و واسطه های خرید و فروش خودرو است.معاون سازمان ثبت: تنظیم سند رسمی خودرو باید در دفترخانه ها انجام شودمحمد مهدی انجم شعاع معاون امور اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در گفت وگو با خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان با اشاره به لزوم ثبت سند خودرو در دفاتر اسناد رسمی گفت: در رابطه با بحث اجرای اسناد رسمی ما دو موضوع داریم که مستقیما به نیروی انتظامی مربوط می شود و انتظار داریم که نیروی انتظامی هم در این زمینه همکاری لازم را انجام دهد.وی گفت: یک مورد در خصوص بحث خودرو ها و دیگری درباره گذرنامه و ممنوع الخروجی بدهکاران است.این مقام مسئول اظهار کرد: طبق ماده ۲، ۹ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی و آیین نامه آن و بخشنامه ای که اخیرا ریاست محترم قوه قضائیه صادر کردند تنظیم اسناد خودرو ها حتما باید در دفاتر اسناد رسمی صورت گیرد.معاون امور اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ادامه داد: تنظیم سند رسمی در دفترخانه یک تکیلف و الزام است و مردم باید به این ترتیب عمل کنند و اگر کسی عمل نکند آثار حقوقی برای او وجود خواهد داشت.وی خاطرنشان کرد: این امر از آن جهت قابل توجه است که دادگاه ها و مراجع اجرای ثبت در تشخیص مالکیت افراد بر خودرو ها به منظور اجرای مفاد اسناد رسمی بتوانند با توفیق بیشتری عمل کنند.انجم شعاع تصریح کرد: امیدوار هستیم که نیروی انتطامی در این زمینه با ما همکاری کند که علاوه بر اجرای ماده ۲، ۹ قانون، در حوزه اجرای اسناد رسمی هم ثبت مالکیت های افراد نسبت به خودرو ها که در واقع ث ...

ادامه مطلب  

اجرای سند 2030 متوقف شد  

درخواست حذف این مطلب
پس از چند ماه کش و قوس، ظاهراً سند 2030 با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی از دستور کار دولت خارج شده است. بنا بر اخبار منتشر شده در جلسه روز گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی، همه اعضا به اتفاق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و دیگر اسناد بالادستی را محور اصلی برنامه ریزی های آموزشی اعلام و سند 2030 را «از دستور خارج» کردند. مقاومت و توجیهات اعضای دولت در چند ماه گذشته راجع به 2030 حواشی زیادی به همراه داشت؛ از علمای حوزه های علمیه گرفته تا مسئولان رده های مختلف و صفحات فضای مجازی، همه به انتقاد از این سند پرداختند، اما دولت زیر بار کنار زدن 2030 نمی رفت و حتی در اوج انتقادها سخنگوی دولت از اجرای این سند حمایت کرد، اما در نهایت استدلال های رهبر انقلاب و روشنگری های صورت گرفته دولت را وادار به عقب نشینی کرد. البته باید منتظر ماند و دید دولت تا چه میزان به مصوبه شورای عالی پایبند بوده و لوازم و جوانب 2030 را از سیستم آموزشی کشورمان برخواهد چید. سند تهیه شده در یونسکو، ارگان سازمان ملل متحد، برنامه های آموزشی کشورمان را تحت الشعاع قرار می داد. با وجود قانون اساسی، سند تحول بنیادین، سیاست های کلی آموزش و پرورش ابلاغ شده توسط رهبر انقلاب و سایر قوانین لازم الاجرای دیگر، دولت یازدهم به طور پنهانی اقدام به امضا و اجرای سندی کرد که مشهور به سند آموزشی 2030 شد. سند 2030 یونسکو در سال 2015 میلادی با عنوان و پوشش سواد و افزایش کیفیت آموزش(سبک زندگی غربی)، با 17 هدف اصلی و 169 هدف ویژه در سازمان ملل به تصویب رسید و کشورهای عضو ملزم به رعایت آن شدند. البته رئیس جمهور هم گفته است که هر سندی مغایر با سند تحول آموزش و پرورش باشد بلا اثر خواهد بود.این اسناد با اهدافی خاص به تصویب رسیده و سازمان یونسکو مسئول اجرا و پیگیری اجرای آن در کشورهای عضو شده است. اگرچه این سند دارای بخش هایی از جمله برخورداری همگان از سیستم نظام آموزشی است اما در بخش هایی دارای برنامه هایی است که با فرهنگ و رفتار ایرانیان دارای مغایرت بسیاری است. موضوعاتی که به راحتی می تواند پروژه نفوذ را اجرایی و با ایجاد تعارض در جامعه مشکلات بسیاری را برای مردم و نظام ایجاد کند. در موضوع آموزشی این سند آورده شده است که همگان باید 9 سال حداقل تحصیل کرده و نابرابری آموزشی برداشته شود. همچنین آموزش ها باید دو زبانه یا چند زبانه باشد. موضوعاتی که اگرچه در نگاه سطحی مناسب به نظر می رسند اما دارای تعارضات بسیاری با فرهنگ کشور ما هستند. علاوه بر این موارد در این سند به موضوعات دیگری مانند اشتغال و توسعه مهارت ها، آموزش های اجتماعی، شهروندی و آموزش عالی اشاره شده است مواردی که در جزئیات با روح حاکم بر نظام آموزشی کشور ما منافات جدی دارد. تصویب و اجرای پنهانیبراساس سند 2030 کشورهای عضو ملزم به رعایت و اجرای دقیق 17 سر فصل اعلام شده هستند و این سازمان بر حسن اجرای آن نظارت می کند. در کشور ما نیز مسئولان اجرایی در اواخر آذرماه گذشته سند 2030 را امضا و خود را ملزم به اجرای این سند کردند. براین اساس ایران هم با امضای این سند متعهد شده بود که اهداف میان مدت و بلند مدت آموزشی خود را براساس همین سند تنظیم و اجرا کند. تصویب این سند از سوی مسئولان کشور بدون سر و صدا انجام شده و اجرای آن در دستور کار قرار گرفت؛ موضوعی که بارها در ماه های گذشته اعتراض جسته و گریخته ای به آن وارد شد. نانوشته نباید گذاشت که مطابق قانون اساسی کشورمان این سند بایستی پیش از امضای نهایی توسط دولت به تصویب مجلس می رسیده است، که دولت از این اقدام خودداری کرده و هیچ یک از نهادهای رسمی کشور را در امضای 2030 دخیل نکرده و به طور یکجانبه اقدام به امضا و اجرای آن کرد. آش اجرای پنهانی این سند به قدری شور شد که وزیر علوم پس از افشای موارد شرم آور 2030 قسم یاد کرد سند را امضا نکرده است ! وزیر آموزش و پرورش هم از زیر بار پذیرفتن موارد خجالت آور 2030 شانه خالی کرد و منکر امضای آن شد. همه این موارد در حالی بود که تصویر ابلاغ معاون اول رئیس جمهور، آقای جهانگیری به نهادهای ذی مسئول دولتی برای اجرای سند 2030 دست به دست در شبکه های اجتماعی می چرخید، یعنی هیئت دولت سند 2030 را پس از پذیرش در یونسکو، به تصویب خود هم رسانده بود و آن را برای اجرا به نهادهای دولتی ابلاغ کرده بود. موضع صریح رهبر انقلاببا بالا گرفتن انتقادات نسبت به این سند و اصرار دولت به اجرای این سند خفت بار، رهبر انقلاب با سخنانی صریح به این موضوع ورود کردند. رهبر معظم انقلاب در دی ...

ادامه مطلب  

اجرای سند تحول بنیادین به جای سند ۲۰۳۰ در کشور  

درخواست حذف این مطلب
یک عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان این که تقاضا می کنیم به جای زحمتی که روی سند ۲۰۳۰ کشیده شد، سند ملی تحول بنیادین آموزش و پرورش در کشور اجرایی شود، گفت: اگر سند ۲۰۳۰ مطلب درستی هم دارد می تواند ذیل سند تحول آموزش استفاده شود.به گزارش ایسنا، حجت الاسلام محمود محمدی عراقی در نشست خبری روز سه شنبه با اشاره به اهمیت سند ۲۰۳۰ و اهمیت تعلیم و تربیت در کشور اظهار کرد: این سند از آن جهت مهم است که برای ۱۵ سال در کشور انجام می شود و کسانی که این سند را تنظیم کرده اند، انتظار یک تحول را در مساله آموزش در سطح جهانی و بین المللی در همه کشورهای جهان دارند.وی افزود: مساله سند ۲۰۳۰ بسیار پراهمیت است و رسانه ها باید به آن بپردازند؛ چرا که این مساله موضوعی است که به میلیون ها دانش آموز، دانشجو، مربیان و اولیا آنها مربوط می شود. بنابراین همه حق دارند در این زمینه بدانند و از محتوای سند اطلاع پیدا کنند.این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: موضوع این سند فراتر از کلمات و جملات خاص مانند برابری، تساوی یا عدالت جنسیتی است و آنچه مهم تر از این الفاظ است این است که ببینیم نظام آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت بر اساس چه اصول، مبانی و تفکری باید برنامه ریزی شود.وی اظهار کرد: ما کشوری دارای تمدن چند هزار ساله هستیم و با کشوری همچون آمریکا تفاوت داریم؛ به طوری که در یونسکو که یک سازمان فرهنگی بین المللی است ما به عنوان کشوری با هویت تاریخی و فرهنگی چند هزار ساله در جایگاه بالاتری از کشور آمریکا قرار داریم.حجت الاسلام محمدی عراقی با بیان اینکه دو نوع نظام تربیتی در دنیا وجود دارد ادامه داد: یک نظام سکولار یا لیبرال است که دارای اصول و مبانی خود است و نظام دیگر، نظام تربیت دینی مبتنی بر خداپرستی است که بین ادیان الهی مشترک است و اختصاص به دین اسلام ندارد. در حال حاضر اکثریت قاطع مردم جهان مومن هستند و به وجود خدا اعتقاد دارند و می خواهند تعلیم و تربیت فرزندانشان بر اساس تعلیم و تربیت دینی باشد؛ در حالی که در نظام سکولار اگر معلم در ابتدای تدریس بگوید به نام خدا مواخذه خواهد شد که چرا مبانی دینی را وارد آموزش کرده است.این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: در خصوص پذیرش سند ۲۰۳۰ اگر نگرش ما سکولار باشد، این سند قابل توجیه است و انتظاری نیست در این سند از خداباوری صحبت شود اما ما این نگرش را نداریم.حجت الاسلام محمدی عراقی با اشاره به تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: حدود ۴ سال در کمیسیون های شورای عالی انقلاب فرهنگی روی این سند ملی کار شده است و این سند تصویب و به دولت ابلاغ شد و این در حالی است که هم زمان با این موضوع سند ۲۰۳۰ نیز در حال ترجمه و تدوین بوده است و کاش هماهنگی ای در این زمینه بود.وی تصریح کرد: سند ملی آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران نمی تواند دو سند باشد و ما یک سند ملی برای آموزش و پرورش می توانیم داشته باشیم که در این زمینه مردم و اولیا و مربیان هستند که تعیین می کنند تعلیم و تربیت دینی را برای فرزندان خود می خواهند یا خواهان تعلیم و تربیت سکولار هستند.این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: البته بسیاری از مسائل نیز در سند ۲۰۳۰ مورد اشاره قرار گرفته است که مورد تایید اسلام هست و در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز آمده است.وی با تاکید بر اینکه مشکلات و آسیب های آموزش و پرورش قابل لمس است گفت: مشکل ما در آموزش و پروش مشکل دختر و پسر و زن و مرد نیست چرا که ما مساله تبعیض جنسیتی نداریم که حالا یک سند بین المللی بخواهد این تبعیض را بردارد و بیشتر مشکل ما در حوزه برنامه ر ...

ادامه مطلب