چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

متولدین دهه 50 آخرین نسلی است که با شاهنامه ارتباط برقرار کرده است / روایت کارگردان و بازیگران نمایش "چه کسی سهراب را کشت؟" از فرزندکشی  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تئاتر هنرآنلاین: پدری در یک تصادف موجب مرگ پسر جوانش می شود و زن او را مقصر این حادثه می داند. پدر دچار عذاب وجدان مرگ پسر و مادر نیز به گونه ای دچار بحران است تا حدی که آن دو، دختر خانواده را که در شرف ازدواج است، فراموش کرده اند. دختر نیز در این میان دچار سردرگمی شده است و هیچ یک از آنها نمی توانند با این مرگ کنار بیایند. شهرام کرمی نمایشنامه نویس و کارگردان از 21 شهریور ماه این نمایش را با عنوان "چه کسی سهراب را کشت؟" را در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر با بازی بهرام شاه محمدلو، رویا افشار، فرید قبادی، سروش طاهری، حسین پورکریمی و آبان حسین آبادی روی صحنه آورده است، به بهانه اجرای این اثر نمایشی گفت وگویی با کارگردان و بازیگران این نمایش داشته ایم که در ادامه می خوانید:آقای کرمی شما پیش از این در نمایشنامه "خروس می خواند" به گم گشتی هویت انسانی پرداخته بودید و به نظر می رسد که نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" ادامه آن نمایشنامه باشد. نمایشنامه "خروس می خواند" را بر گرفته از یک شعر از نیما یوشیج نوشتید و در نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" که موضوع آن مواجهه انسان با مرگ است، به سراغ کتاب "شاهنامه" فردوسی رفته اید. ایده نوشتن این نمایشنامه و الهام گرفتن از شاهنامه از کجا آمد؟شهرام کرمی: هر اثری ارجاعات ذهنی و محتوایی به یک سری عناصر دیگر دارد و هر اثر از هر نویسنده ای نیز در راستای اثر قبلی اوست. به طوری که شما حتی اگر آثار ویلیام شکسپیر را هم در یک مجموعه مقایسه کنید، متوجه وجوه مشترک آن آثار خواهید شد. چند سال پیش نمایشنامه هایی همچون "بلوط های تلخ"، "در بیداری" و "پوتین های عمو بابا" را نوشتم که شخصیت محوری آن نمایشنامه ها شخصیت مادر بود. بعد از آن تصمیم گرفتم که به کاراکتر پدر بپردازم و زندگی و داستان های شخصیت پدر به عنوان ستون خانواده را روایت کنم. یکی از نمایشنامه هایی که در این زمینه نوشتم، نمایشنامه "خروس می خواند" بود که سال گذشته اجرا شد. همچنین نمایشنامه "نامه های شرجی" را هم نوشتم که هنوز اجرا نشده است. این نمایشنامه داستان پدری را روایت می کند که به جبهه رفته و پسرش منتظر بازگشت اوست. همیشه در آثارم پرداختن به روابط خانوادگی و زندگی اجتماعی علاقه دارم و نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" را هم بر اساس همین نگاه اجتماعی نوشته ام. البته من در نمایشنامه هایم به فضاهای مختلفی چون اجتماعی، رئال، انتزاعی و فانتزی پرداخته ام و اینطور نیست که بخواهم بگویم نمایشنامه هایم صرفاً اجتماعی است. در مورد نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" خیلی سخت است که بگویم ایده آن از کجا به ذهنم آمد و نگارش آن چطور تمام شد. من در این نمایشنامه از کتاب شاهنامه فردوسی الهام گرفته ام و کارم به هیچ وجه اقتباسی نیست. کدها و نشانه هایی از شاهنامه در نمایشنامه ام آورده ام که این کدها و نشانه ها را از اسم شخصیت ها، موقعیت و وضعیت آن ها و شباهت های داستانی نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" با کتاب "شاهنامه" می توان پیدا کرد. به نظرم می آید که نسل من، یعنی نسل متولدین دهه 50، خیلی خوب با شاهنامه ارتباط گرفته و احتمالاً آخرین نسلی است که با این اثر بزرگ حماسی عجین شده است چون متولدین دهه های 60 و 70 از آن فاصله گرفته اند و شخصیت ها و داستان های شاهنامه چندان برای شان آشنا نیست. شاهنامه روی من اثر دارد و من نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" را با الهام از آن نوشته ام. چه شد که خواستید به موضوع مواجهه با مرگ بپردازید و چرا مرگ پسر توسط پدر که در نمایشنامه شما اتفاق می افتد، بر خلاف مرگ سهراب توسط رستم، یک مرگ ناخواسته است و شخصیت پدر ناآگاهانه و ناخواسته موجب مرگ فرزندش می شود؟شهرام کرمی: شاهنامه با یک نگاه اسطوره ای خلق شده و ماجرای آن با یک نمایشنامه اجتماعی و امروزی خیلی فرق دارد. در نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟"، فرزندکشی به 3 شکل ظهور پیدا می کند. شکل اول آنن مرگی است که پدر به شکل ناآگاهانه برای فرزندش رقم زده است و حالا دغدغه و مسئله اش این است که چرا چنین فاجعه ای اتفاق افتاده و چرا موجب مرگ فرزندش شده است؟ دومین مرگی که در نمایشنامه اتفاق می افتد، مرگ فرزندی است که مادرش در آن نقش داشته و به نوعی یک مرگ سهل انگارانه است. شخصیت مادر، در نگهداری از بچه اش کوتاهی کرده و بچه او از روی تراس سقوط کرده است. نکته مهمی که در این جا وجود دارد این است که من فرزندکشی را در وجود یک جنس مرد نیاورده ام و اتفاق تلخ فرزندکشی در این جا توسط یک زن و یک مادر نمود پیدا کرده است. نوع سوم مرگ در نمایشنامه هم وقوع مرگ فرزند توسط کاراکتر پیرمرد است. کاراکتر پیرمرد برای حفظ ایمان خودش، سرنوشت بچه اش را طوری رقم زده که یک فرزندکشی اتفاق افتاده و حالا آن پیرمرد از کارش پشیمان نیست. این سه شکل از مرگ در نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" برای اشخاص مختلف اتفاق افتاده و باعث شده سه شخصیت در کشتن فرزند خودشان دخیل باشند.در خصوص ضرورت وجود دو کاراکتر روان شناس و قاضی در این نمایشنامه توضیح دهید؟ در آثار شما معمولا گل شمعدانی در صحنه تکرار می شود، در این خصوص نظرتان را بفرمایید.شهرام کرمی: این کاراکترها هر کدام در راستای معنای دراماتیک اثر حضور دارند و شخصیت های تمثیلی و نمادین هستند. کاراکتر روان شناس یک کاراکتر تفسیرگر است که به عنوان نمادی از عقل بشری می خواهدد واقعه ای که اتفاق افتاده را تحلیل کند. گرچه در نهایت نمی تواند تحلیلی برای آن واقعه پیدا کند چون یک مسائلی در زندگی، در حیطه عقل نیست و در حیطه بحث های ماورایی، فراذهنی و فراعقلی قرار می گیرد. کاراکتر روان شناس نمادی از عقل بشری است و کاراکتر پیرمرد یا قاضی هم نمادی است از باور انسان. پیرمرد شخصیتی است که ایمان دارد و فکر می کند باید مطابق ایمانش رفتار کند، حتی اگر ایمانش او را عذاب بدهد. شخصیت مادر هم نماد عشق در وجود آدمی است. من موضوع عشق و امید بی پایان بشری را در کاراکتر دو جوان قصه هم نمود دادم. این دو جوان می خواهند زندگی کنند ولی در یک وضعیت بلاتکلیفی از گذشته و آینده هستند. آن ها نماینده نسلی هستند که با یک مصیبتی مواجه شده اند ولی نمی دانند باید در خصوص گذشته چه اقدامی کنند و در آینده تکلیف شان چیست. وجه مشترکی که در برخی از نمایش های من وجود دارد، وجود گل های شمعدانی بر روی صحنه است. این گل ها که در این نمایش هم روی صحنه دیده می شوند، نماد زندگی هستند.آقای کرمی چطور شد که از آقای شاه محمدلو برای حضور در این نمایش دعوت کردید؟شهرام کرمی: بعضی از بازیگرها جزو بازیگرهای مورد علاقه من هستند. برای مثال من 3- 4 نمایش از حسین پورکریمی دیدم و همیشه لحظه شماری می کردم که با حسین همکاری کنم. آقای شاه محمدلو هم جزو بازیگران مورد علاقه من هستند. البته جالب است که من کاراکترهای تلویزیونی و سینمایی ایشان را دوست نداشتم. مثلاً با کاراکتر "آقای حکایتی" خیلی ارتباط برقرار نکردم و این را به خودشان هم گفتم اما بازی ایشان در دو نمایش از آقایان بهرام بیضایی و رضا بابک را دیدم و بسیار شگفت زده شدم. ضمن آن که من آقای شاه محمدلو را جور دیگری هم دوست دارم. شاید گفتنش منطقی نباشد اما می خواهم احساسی صحبت کنم. فرم صورت و میمیک خاص و شرقی ایشان، به خصوص فرم سبیل های شان مرا به یاد پدرم می اندازد. من پدرم را در 2- 3 سالگی از دست دادم و خیلی ایشان را خاطرم نیست اما می دانم که فرم چهره، مو و سبیل پدرم شبیه به آقای شاه محمدلو بود. آقای شاه محمدلو همیشه برای من یادآور مهر هستند و به همین خاطر من بیش از 10 سال است که با ایشان دوست هستم و حس نزدیکی به ایشان دارم. پیش از این هم دو بار دیگر برای نمایش های "خروس می خواند" و "مدریک" به سراغ آقای شاه محمدلو رفته بودم تا ایشان در نمایش های من بازی کنند ولی به هر دلیلی این اتفاق نیفتاد. سال گذشته همزمان با فوت زنده یاد داوود رشیدی یک پیامک مهرآمیز از آقای شاه محمدلو دریافت کردم که نوشته بودند: مرگ داوود باعث شد روحیه ام خراب شود وگرنه دوست داشتم به دیدن نمایشت بیایم. همان پیام باعث شد فکر کنم که ایشان برای نمایش بعدی دعوت مرا بپذیرند که همینطور هم شد. خوشبختانه الان آقای شاه محمدلو در کنار ما حضور دارند و حضورشان اتفاق بسیار خوبی برای گروه رقم زده است. با حضور آقای شاه محمدلو و خانم افشار به عنوان دو ستاره بزرگ تئاتر در کنار بازیگرهای جوان و همینطور حضور من به عنوان یک نویسنده و کارگردان از نسل میانسال، گروه ما را گروهی کامل تر کرده و تفاوت هایی که میان این سه نسل وجود دارد، برای شخص من بسیار لذت بخش است.خانم افشار حضور در نمایش "چه کسی سهراب را کشت؟" پنجمین تجربه مشترک شما با آقای شهرام کرمی است. چه چیزی باعث شده این همکاری پر دوام باشد؟رویا افشار: صادقانه بگویم که اگر آقای کرمی نمایشی را روی صحنه ببرند و لزوم حضور من در آن نمایش را حس کنند، حتماً پیشنهادشان را می پذیرم. من نمایش "چه کسی سهراب را کشت؟" را دوست دارم چون این نمایش کار بسیار سختی است. شما وقتی نمایشنامه آن را می خوانید، به نظرتان خیلی ساده می آید ولی حقیقت این است که به دست آوردن کاراکترهای این نمایشنامه پوست بازیگر را می کند! آنقدر کار سختی است که من آرزو می کنم این نمایشنامه بعد از این اجرا در کتابخانه بماند و کارگردان دیگری دست به این کار نبرد چون اگر یک کارگردان کم تجربه بخواهد نمایشنامه "چه کسی سهراب را کشت؟" را کار کند، ساختار نمایشنامه نویسی آن را بیراه می کند. تمام پرسوناژهای این نمایشنامه با زبان شعر با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. در واقع آن ها باید شعر را طوری بخوانند که انگار دارند حرف می زنند. من در این نمایش نقش مادر را بازی کردم و با کمک آقای کرمی و دیگر دوستان به این نقش رسیدم. نکته جالب این است که بازیگران این نمایش بخشی از این اجرا را با همت و بدون حرکت بودن به تماشاگر واگذار می کنند و شاید به همین دلیل نمایش در دل مخاطب جا می شود.آقای شاه محمدلو شما مدت ها بود که از تئاتر فاصله گرفته بودید و روی صحنه حضور پیدا نمی کردید. چرا در حضورتان روی صحنه تئاتر وقفه ایجاد شد و چرا پس از این وقفه پذیرفتید یک نقش کوتاه در نمایش "چه کسی سهراب را کشت؟" را بازی کنید؟بهرام شاه محمدلو: وقفه ای که افتاد به دلایل مختلفی بود. بخشی از آن به خاطر حضورم در کارهای تلویزیونی بود. به هر حال من به سریال ها متعهد بودم و باید کار می کردم. بخش دیگرش هم به خستگی من مربوط می شد. من در یک برهه ای به شدت مشغول کارهای صحنه ای، تصویری و آموزشی بودم و خواستم بعد از آن شلوغی ها یک مقدار استراحت کرده باشم. با تئاتر مشکلی نداشتم و شاید اگر پیشنهادات بهتری به من ارائه می شد، تئاتر هم بازی می کردم. در این مدت چند پیشنهاد به من داده شد که حس کردم آن کارها چندان زیبا از آب در نمی آید. وارد تمرینات یکی دو نمایش هم شدم که کارگردان یکی از آن نمایش ها بعد از اجرای نمایش در جشنواره تئاترفجر از ایران رفت و آن نمایش به اجرای عموم نرسید و کارگردان نمایش دیگر هم با نویسنده نمایش مشکل پیدا کرد و آن نیز متوقف شد. از آن جایی که وقت و انرژی زیادی صرف تمرینات آن نمایش ها کرده بودم، توقف هر دوی آن ها بسیار متأثرم کرد. به هر حال بعد از مدت ها با نمایش "چه کسی سهراب را کشت؟" به تئاتر برگشتم. از ابتدا بنا بود در این نمایش نقش پدر را بازی کنم و آقای کرمی هم روی همین موضوع تأکید داشتند ولی دیدم یک سری گرفتاری ها در پیش خواهم داشت و آن گرفتاری ها احتمالاً اجازه نمی دهد که تمام تمرکزم را روی این نقش پر رنگ بگذارم. به همین خاطر از آقای کرمی خواهش کردم که یک نقش کوتاه به من بدهد تا بتوانم با آن سازگاری پیدا کنم. متأسفانه آن گرفتاری که فکرش را می کردم هم برایم پیش آمد و خوشحالم که عوض شدن نقش من باعث شد آن گرفتاری تأثیر بدی روی کارم نگذارد. از همکاری با آقای کرمی بسیار خوشحالم و همینطور بسیار خوشحالم که با خانم رویا افشار و دیگر دوستان عزیز همبازی بودم.بعضی از کارگردان ها دموکرات هستند و بعضی ها دیکتاتور. آقای کرمی چطور کارگردانی است و چقدر دست شما را به عنوان بازیگر باز می گذارد؟رویا افشار: آقای کرمی بویی از دیکتاتوری نبرده و حتی بلد هم نیست ادای آن را در بیاورد چون خودش را می شناسد و قادر است که بگوید چه می خواهد. اساساً یک بازیگر قرار نیست یک وضعیت را تغییر بدهد، بلکه قرار است به یک الگوی ذهنی تصویر بدهد و این اتفاق زمانی می افتد که می تواند با کارگردان به یک تفاهم و تحلیل مشترک برسد. من و آقای کرمی معمولاً خیلی راحت به این تفاهم می رسیم و در این نمایش هم همینطور شد. در نمایش ما نظم بسیار خوبی وجود دارد که بخشی از آن به خاطر این است که همدیگر را خیلی خوب فهمیده ایم.بهرام شاه محمدلو: آقای کرمی وقتی بازیگر را انتخاب می کند، 50 درصد نقش برایش حل و پرداخت شده است. انتخاب کارگردان خیلی مهم است چون خیلی از کارگردان ها بعد از 2 ماه سر و کله زدن با بازیگرها متوجه می شوند که انتخاب شان اشتباه بوده است. خیلی خوب است که آقای کرمی در این قضیه دارد استادی به خرج می دهد. ایشان نه خودش را به بازیگر تحمیل می کند و نه اجازه می دهد بازیگر این کار را انجام بدهد. این تعادل بین بازیگر و کارگردان به شکل گی ...

ادامه مطلب  

احسان خواجه امیری با همراهی پدرش «ایرج» در تهران روی صحنه رفت | گزارش تصویری «موسیقی ایرانیان»  

درخواست حذف این مطلب
کنسرت احسان خواجه امیریکنسرت «احسان خواجه امیری» شامگاه ۲۳ مردادماه، به رهبری ارکستر «آرمین قیطاسی» و میزبانی تالار بزرگ وزارت کشور برگزار و در کنار وی برای نخستین بار حسین خواجه امیری (ایرج) در تهران روی صحنه رفت.به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، در این کنسرت احسان خواجه امیری گلچینی از قطعات محبوب اش را به روی صحنه برد و در ابتدای اجرا به دوستدارانش گفت: «می دانم خیلی دیر است. خیلی زودتر از این ها استاد ایرج باید روی صحنه می آمد. خدا را شکر آرزو به دل نمی مانم و امشب این اتفاق می افتد. ما تمام تلاش مان را کردیم که اتفاقی را رقم بزنیم که تا کنون در کشورمان رخ نداده بود و امشب به لطف حضور شما شاهد آن هستیم.» ناگفته نماند این خواننده پاپ برای تجلیل و بزرگداشت افشین یداللهی، ترانه هایی از این شاعر فقید را اجرا کرد.شایان ذکر است، این کنسرت به همت موسسه «رویال هنر» به مدیریت مجید عبدی برگزار شد.در ادامه می توانید ضمن مشاهده ویدئویی کوتاه از این کنسرت، عکسهای سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» (عکاس: مرضیه امیری) از کنسرت خواجه امیری را مشاهده نمایید. کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خواجه امیری کنسرت احسان خو ...

ادامه مطلب  

چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

«احسان کرمی» این بار به عنوان خواننده روی صحنه رفت | گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
تازه ترین کنسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی»، ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه روز شنبه یازدهم شهریور ماه توسط موسسه «فروغ فلق» و مدیریت اجرایی احسان می رضیایی در تالار وحدت برگزار شد.نیوشا بریمانی سرپرست گروه و نوازنده کمانچه، مهرناز دبیرزاده نوازنده تمبک، عسل ملک زاده نوازنده دف و دایره، غزل مهدوی نوازنده پیانو، مینو قاسم پور نوازنده قانون، نیلوفر ابراهیمی نوازنده فلوت، سامان بهشتی نوازنده درامز، کیوان فرشیدنیا نوازنده گیتار باس، رضا علی لمعانی نوازنده گیتار گروه اجرایی این کنسرت را تشکیل می دهند.در ادامه می توانید عکسهای سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» (عکاس: علی چاشنی گیر) از این کنسرت را دنبال کنید. نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «ن ...

ادامه مطلب  

«احسان کرمی» این بار به عنوان خواننده روی صحنه رفت | گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
تازه ترین کنسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی»، ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه روز شنبه یازدهم شهریور ماه توسط موسسه «فروغ فلق» و مدیریت اجرایی احسان می رضیایی در تالار وحدت برگزار شد.نیوشا بریمانی سرپرست گروه و نوازنده کمانچه، مهرناز دبیرزاده نوازنده تمبک، عسل ملک زاده نوازنده دف و دایره، غزل مهدوی نوازنده پیانو، مینو قاسم پور نوازنده قانون، نیلوفر ابراهیمی نوازنده فلوت، سامان بهشتی نوازنده درامز، کیوان فرشیدنیا نوازنده گیتار باس، رضا علی لمعانی نوازنده گیتار گروه اجرایی این کنسرت را تشکیل می دهند.در ادامه می توانید عکسهای سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» (عکاس: علی چاشنی گیر) از این کنسرت را دنبال کنید. نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «نوشه» به سرپرستی «نیوشا بریمانی» و خوانندگی «احسان کرمی» نسرت گروه موسیقی «ن ...

ادامه مطلب  

بیوگرافی احسان علیخانی و عکس های احسان علیخانی و همسرش  

درخواست حذف این مطلب
عکس احسان علیخانی و همسرشنام: احسان علیخانیزادروز : ۱۵ آبان ۱۳۶۱محل تولد: تهرانتحصیلات : کارشناسی در رشتهٔ مدیریت بازرگانیاز دانشگاه دانشگاه تهرانپیشه : تهیه کننده ، مجری تلویزیونی، دستیار کارگردان، کارگردانسال های فعالیت: از سال ۱۳۷۹ دستیار کارگردان، از سال ۱۳۸۱ کارگردان ، از سال ۱۳۸۳ مجری تلویزیونیدرباره احسان علیخانی :• در دوران مدرسه درسخوان اما شیطون – برای مهار شیطنت مدیر مدرسه او را مبصر کلاس کرد• در دوران دبیرستان یک سال در تیم نوجوان پرسپولیس و ۱ سال سایپا بازی کرد و بعلت ۳ بار شکستگی پا دیگر قادربه بازی در چمن نبود و سراغ فوتسال و تنیس رفت.• برپا کننده جشن ها و مراسم مدرسه در دبیرستان و اجرای تئاتر• سال ۱۳۷۹ با رتبه ۷۷۰ با رشته مدیریت بازرگانی وارد دانشگاه تهران شد• در سال ۷۹ با دستیاری کارگردانی در سریال ها و فیلم های سینمایی وارد کار هنری شد مثل پرونده های مجهول – بهشت آبی – هفت ترانه• سال ۸۱ بعنوان کارگردان آیتم وارد شبکه ۱ شد• سال ۸۲ خیلی اتفاقی جلوی دوربین رفت و اجرا را شروع کرد• برنامه های نظیر قله های افتخار – صبح بخیر ایران – باشگاه مهرورزان – ایران ما – پسرای ایرونی• سال ۸۳ به شبکه ۳ رقت با برنامه صبح آمد – مسابقه رباط ها• سال ۸۴ جزر و مد – سال ۸۵ جزر و مد• کارگردانی ۲ دوره جشن قهرمان قهرمانان• کارگردانی ۲ دوره جشن سالگرد شبکه ۳• تهیه کننده برنامه های محرمانه – عطر بارون – مثل هیچکس – نور بالا –لطفاً ملاحظه شود –ماه عسل ۸۶ ، ۸۸ ، ۹۰،۹۲• کارگردانی مستندهای شیخ بهایی – المپیاد فیزیک اصفهان• تهیه کننده ویژه برنامه تحویل سال ۸۷ ، ۸۹ ، ۹۰ ، ۹۱گفتگو با احسان علیخانی:برای خوانندگان ما بفرمایید که چند سال دارید و کجا متولد شده اید ؟در ماه آبان و درآلوده ترین شهر دنیا یعنی تهران متولد شده ام و سی و اندی دارم.در چه زمینه ای تحصیل میکنید؟ مدیریت بازرگانی دانشگاه تهرانچند خواهر و چند برادر هستید؟ دو خواهر و یک برادر دارم که همگی ازدواج کردند و من که از همه کو چکتر هستم با خانواده زندگی میکنم وطبیعتاً مجرد هستم.مدیریت بازرگانی کجا و اجرا کجا؟!الف:من خیلی به کارگردانی و بازیگری علاقه داشتم اما در مقطع پیش دانشگاهی که بودم خیلی مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که به مقوله ی هنر به عنوان شغل دوم نگاه کنم بنابر این خوب درس خواندم و مدیریت بازرگانی قبول شدم . اما در کنار آن در این زمینه هم فعالیت میکردم. با این وجود در حال حاضر این کار در اولویت من قرار گرفته و درس و دانشگاه در اولویت نوزدهم.شروع فعالیت هایتان به چه صورت بود؟با باشگاه مهر ورزان جوان همکاری کردم و در برنامه ی پسرای ایرونی که تابستان ۸۳ پخش شد معرفی شدم .برنامه ی بسیار خوب و محبوبی بود خیلی دوست دارم دوباره این کار را تجربه کنم .بعد هم وارد شبکه ی ۳ شبکه ی جوان و محبوب خودم شدم همین جا باید از نادر کاشانی بسیار تشکر کنم که حکم یک پدر دلسوز را برای من داشته و دارد.گفتید که سریال هم کار کردید در مورد آن توضیح می دهید؟بله, سریال پرونده های مجهول به کارگردانی جمال شورجه بود که هم کار بازی را بر عهده داشتم و هم دستیار کارگردان بودم.چه نقشی داشتید؟نقش خیلی بدی بود! من- یعنی آن بازیگر- در پارک نقش اول های سریال را معتاد ...

ادامه مطلب  

نتایج رای اعتماد مجلس به وزیران پیشنهادی حسن روحانی+جزئیات  

درخواست حذف این مطلب
نمایندگان پس از پنج روز بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی حسن روحانی، به 16 وزیر کابینه اعتماد کردند.بررسی برنامه های کابینه پیشنهادی دولت دوازدهم از روز سه شنبه 24 مرداد ماه در مجلس شورای اسلامی آغاز شد و نمایندگان طی هشت جلسه علنی به بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، اطلاعات، امور اقتصاد و دارایی، امور خارجه، بهداشت و درمان، تعاون کار و رفاه اجتماعی، جهاد کشاورزی، دادگستری، دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، راه و شهرسازی، صنعت معدن و تجارت، فرهنگ و ارشاد اسلامی، کشور، نفت، نیرو و ورزش و جوانان پرداختند. مجلس پس از پنج روز بررسی وزیران پیشنهادی حسن روحانی، به ... وزیر از 17 وزیر پیشنهادی رای اعتماد داد اما نفر از وزیران پیشنهادی نتوانستند رای اعتماد نمایندگان را کسب کنند.مجموع آرای ماخوذه وزیران پیشنهادی به شرح زیر است:سیدمحمد بطحائی با 238 رای موافق، 35 رای مخالف و 13 رای ممتنع از مجموع 288 رای به عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش محمد جواد آذری جهرمی با 152 رای موافق، 120رای مخالف و 7 رای ممتنع و 9 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی ارتباطات سید محمود علوی با 252 رای موافق، 22 رای مخالف و 13 رای ممتنع و یک رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر اطلاعات دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی اطلاعاتمسعود کرباسیان با 240 رای موافق، 31 رای مخالف و 15 رای ممتنع و 2 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی اقتصادمحمدجواد ظریف با 236 رای موافق، 26 رای مخالف و 26 رای ممتنع از مجموع 288 رای به عنوان وزیر امور خارجه دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی امور خارجهسید حسن قاضی زاده هاشمی با 253 رای موافق، 18 رای مخالف و 14 رای ممتنع و 3 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی بهداشت علی ربیعی با 191 رای موافق، 79 رای مخالف و 15 رای ممتنع و 3 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی کارمحمود حجتی با 164 را ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی فردی بود که دوم خرداد ۷۶ را رقم زد. در دولت اول اصلاحات وی عهده دار وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش بود. برخی منتقدان او می گویند نگاه منفعت طلبانه و اقتصادی او در وزارتخانه اقتصادی «معدن» باعث شد که او در دوره وزارتش بر آموزش و پرورش نظام آموزشی را بر پایه «پول» و «سرمایه» ببندد. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری خاتمی وی به همراه چند تن از وزرای کابینه خود بنیاد باران را پایه گذاشت. مرتضی حاجی یکی از آن وزرا بود. حاجی یکی از اعضای هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز هست. در یک ظهر گرم تابستانی به خیابان «آزادی» می رویم. او هم اکنون مدیرعامل «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران» است. در نزدیکی او به دولت روحانی همین بس که او مسئول ستاد انتخاباتی سال ۹۶ حسن روحانی در «تهران» بود. میزش رنگارنگ است و روی آن کلاه کاسکتی قرار داده است. البته حاجی شخصیتی چند وجهی دارد. هم ورزشکار است هم اقتصاددان. هم وزیر آموزش و پرورش بوده و هم فردی سیاسی که چند دهه ای در عرصه انتخابات در جبهه اصلاحات فعال بوده است. برایمان دمنوش می آورد و چای. مقابل او ظرفی از «خرما» قرار گرفته.از دوران وزارتش بر آموزش و پرورش می گوید. از تلاشش برای تغییر نگاه به کودکان و خردسالان این کشور می گوید و موانعی که باعث می شود بچه ها در مدرسه مدیر نشوند و صرفا وقت بگذرانند. او از سفر سال های ابتدایی وزارتش در آموزش و پرورش به آرژانتین می گوید. از «جمهوری کودکان»؛ محلی که برای بچه های خردسال از همان ایام دولت تشکیل داده بودند و در آن جمهوری بچه ها برای خود رئیس جمهور و قوه مقننه و قضائیه تشکیل داده بودند. تحلیل او این بود که در آن سیستم بچه ها از همان کودکی «مدیر» می شوند و یاد می گیرند که در امور کشور باید چگونه برخورد کنند. مرتضی حاجی معتقد است که اصلاح طلبان با حمایت خود موجب شدند روحانی بر سر کار بیاید. البته او مسئولیت کارهای روحانی را قبول نمی کند و معتقد است: «اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست. بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است.» رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در تهران با خنده می گوید روحانی در مراسم تحلیف یادش رفته بود که نامی از آیت ا…هاشمی و سیدمحمد خاتمی ببرد. او از اینکه باز هم رحمانی فضلی بر مسند وزیر کشوری نشسته ناراحت است و می گوید این یکی از بزرگ ترین انتقادات ما به کابینه است. وی همچنین نبود وزیر زن در کابینه را اشتباهی بزرگ می داند. عضو بنیاد باران، شانس جهانگیری را برای انتخابات ۱۴۰۰ بالا می داند و معتقد است ظریف به علت اینکه فردی اقتصادی نیست به درد نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ نمی خورد البته اگرچه محبوبیت بالایی نزد مردم دارد. وی احتمال اینکه اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات ۹۶ می شد، تا آخر می ماند را کم نمی داند. حاجی همچنین بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب تر از سایر گزینه ها بودند اگرچه همه حدس می زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. در ادامه متن کامل گفت وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بخوانید.ابتدا بحث را با رقابت های انتخابات ۹۶ آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات ۹۶ چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل های سیاسی شناسنامه دار و بعضا بی شناسنامه و خلق الساعه قرار گرفت. من با افشاگری رابطه خوبی ندارمدر انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ تر و بحث ها جدی تر می شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده های یکدیگر را افشا می کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.فکر کنم از سال ۸۴ و دولت احمدی نژاد این افشاگری ها شروع شد.بله. آن صحبت ها که اتهام آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت ها وجود دارد و این مطالب بیان می شود. نقد برنامه ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به شدت به آنها ایمان دارند و علاقه مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی شود.بین کسانی که از فیلترها عبور می کنند و به صحنه می آیند، ۶ نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده ای می تواند در انتظار آنها باشد. به عملکرد روحانی انتقاد وارد بوده و هستانتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به خصوص در بخش تولید ضعف های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه ها هم نسبتا روشن بود، وعده هایی که دلخوشی بی دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می توانست برای خیلی ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بودفکر می کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می کنند که قابل دفاع هم نیست.یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟آن روزها بحث این بود که همه تخم مرغ ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش بینی نشده در آن زیاد رخ می دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت. جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره گیری داشتکار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت ها کنار بکشد. خودش تصمیم به کناره گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟بله. زمانی که مساله صلاحیت ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی تر می توان تصمیم گرفت. جهانگیری پوششی نبود و برای حضور در عرصه جدی بوداگر جهانگیری ابتدای کار کنار می رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود. کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار ندادهمچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته است.کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد. چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی هم گفتند روحانی ۳درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای ۵۰ درصد رسید.نمی خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش گذاری شده و درنهایت تصمیم گیری می شود. در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش های دیگری کمتر بود. جهانگیری به آنچه کرد اعتقاد داشتبرخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می شود و می گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح طلب نیست به قدرت برسد؟جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می شود. اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات می شد امکان داشت که تا آخر بمانددیدارها، سفرها و نشست های تخصصی و بحث های رسانه ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت. امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می داشت؟ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود. اشتباه بزرگ آیت ا… هاشمی در انتخابات ۸۴ این بود که گفت به استان ها سفر نمی کنمباتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره گیری می کرد؟نمی دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره به چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال ۸۴ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی گفتند مردم من را می شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می افتند و نیاز نیست به سفر بروم.البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی افتد. مردم او را می شناختند اما اینکه وی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی کند. شناخت می تواند مکمل باشد اما تعیین کننده رای نیست. این انتقاد وارد است که جهانگیری بین مردم نبود.فرصت نداشت. حتی در طول این ۴ سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟منظورم حضور در عرصه به عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به عنوان مقام رسمی نیست که می خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه ها و درخواست رای از مردم باید انجام می شد. علت اصلی پیروزی روحانی در انتخابات حمایت «اصلاحات» از او بودنقش اصلاح طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می دانید؟فکر می کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح طلبان بودند. فعالیت های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح طلبان بود. در نهایت حمایت بی بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس جمهور نمی شدپس نقش اول را اصلاح طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی افتاد. اصلاح طلبان از روحانی «سهم خواهی حکومتی» نکردنداگر همین اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک تر است حمایت کردند؟اصلاح طلبان نخواستند سهم خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات ۹۶ در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح طلبان شدند. جهانگیری را بیشتر از عارف می توانیم کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنیماین امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح طلبی با خود کاندیدای اصلاح طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.برای ۱۴۰۰ ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید. عارف شخصا کاندیدا شد ولی جهانگیری با اصراردر حالی که نامزد اصلاح طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می شود باز هم اصلاح طلبان کاندیدای خود را کنار می کشند.شاید این دوره بیشتر می توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح طلبان ثبت نام کردند. عارف شخصا تصمیم گرفت که کاندیدای انتخابات ۹۲ شودیعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال ۹۲ نبود؟عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی ای که انجام شد این طور واقع شد.طبیعتا اگر اصلاح طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست. عارف انتخاب اصلاح طلبان برای انتخابات ۹۲ نبوددر انتخابات سال ۸۴ اصلاح طلبان متعددی ثبت نام کردند. اصلاح طلبان باید چه می کردند؟ اگر اصلاح طلبان از قبل باهم هماهنگی می کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح طلبان مشخص شده باشد.همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی ها اصلاح طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.اما عارف می گفت به درخواست خاتمی ثبت نام کرده استاین حرفی که من می گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح طلبان بالا رفت را نمی دانم. جبهه اصلاحات از مجموع ۴۰ الی ۳۰ حزب تشکیل می شود و تعداد زیادی شخصیت های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد. غفوری فرد گفته بود به عارف قول داده است معاون اول شود. اما بعدها روحانی پست های دیگری معرفی کرد که او قبول نکرد.چنین چیزی نیست. هیچ شرطی در آن زمان نبود؛ البته تا آنجا که من خبر دارم. روحانی حتی برای ریاست مجلس از عارف حمایت نکرددر مجلس هم از وی حمایت نشد که رئیس مجلس شود. حتی روحانی هم از او حمایت نکرد و بعضا عارف مطرح کرد که برخی از وزرای اصلاح طلب روحانی به دنبال ریاست لاریجانی هستند.بله. همین طور است. علت خاصی داشت؟این را باید از خودشان پرسید. آیا خود اصلاح طلبان دنبال ریاست عارف بودند؟بله، باید از وزیری که به گونه دیگر عمل کرده پرسید چرا چنین کاری کرده است. دولت در انتخاب ریاست مجلس تک روی کردمی گویند روحانی هم علاقه داشته است لاریجانی رئیس مجلس باشد. شما هم معتقد هستید که لاریجانی مجلس را خوب اداره می کند و توقعات دولت را بهتر برآورده کرده است؟چنین چیزی نیست. به چه دلیلی لاریجانی بهتر اداره می کند؟ مگر عارف قبلا رئیس مجلس بوده که بتوان عملکردها را مقایسه کرد؟ چنین چیزی نیست. به نظرم قدری اینجا تک روی شده و دولتی ها کار خوبی نکرده اند. شاید روحانی می ترسید اتفاقی که برای هاشمی رخ داده برای او هم رخ دهد؛ اینکه مجلس علیه دولت شود و موضع دست اصلاح طلبان بیفتد.به چه دلیل باید اصلاح طلبان چنین کنند؟ اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند که رئیس جمهور شود؛ چرا مجلس باید مخالف او شود؟ لاریجانی در موفقیت روحانی هیچ نقشی نداشتبالاخره انتخابات ۹۶ در پیش بود و این ترس وجود داشت که اصلاح طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح کنند.مگر لاریجانی و تیم وی چند درصد در موفقیت روحانی نقش داشتند؟ چنین نبود. شاید پشت صحنه چنین فکری کرده اند اما من از این موضوع خبر ندارم. این را باید از خودشان پرسید. مسئولیت عملکرد روحانــی با خــودش استقبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند.دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی برعهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند. وارد بحث کابینه شویم. در تحلیف شاهد بودیم که روحانی در صحبت های خود از خاتمی و مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد نکرد. محمد هاشمی، برادر هاشمی یا فاطمه هاشمی، فرزند ارشد هاشمی، گلایه کردند و گفتند در زمان انتخابات روحانی در تمام جلسات و دیدارها اسم او را می بردند و حتی «یا حسین میر حسین» می گفتند یا «خاتمی زنده باد» می گفتند اما الان به تمامی این سخنان پشت کرده و حرف های خود را فراموش کرده اند.مردم می گفتند؛ او که نمی گفت. او در صحبت های خود از آنها یاد می کرد اما الان فراموش کرده است. موافق هستید؟ علت این کار چه بوده است؟نمی دانم، علت را باید خودشان بگویند. ولی فکر نمی کنم لازم باشد در مراسم تنفیذ یا مراسم تحلیف از یکی از این شخصیت ها یاد کند. اینکه روحانی اسم برخی مقامات را در مراسم تحلیف نیاورده است به حساب «غفلت» بگذاریداما از بیت امام تشکر کرد.بیت امام فرق می کند. موقعیت حضرت امام با بقیه متفاوت است. سلیقه ها متفاوت است و برخی معتقدند باید آنجا ذکر می شد ولی خود او صلاح ندان ...

ادامه مطلب  

این روحانی، روحانی دیگری است  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه مثلث - امید کرمانی ها: فضای پساانتخابات ریاست جمهوری در این روزها محل بحث و تحلیل است و یکی از مهم ترین موضوعات مورد تحلیل نیز ویژگی های رفتاری، کرداری و عملکردی آقای روحانی در چهار سال آینده است. به نظر شما آقای روحانی جدید در دولت دوازدهم چه تفاوت هایی با آقای روحانی دولت یازدهم خواهد داشت؟- با توجه به تغییر شرایط، آقای روحانی قوت هایی یافته و ارتباطات معنی داری با جریانات سیاسی پیدا کرده که قطعا در رفتارش تاثیر خواهد گذاشت. او با رأی 57 درصدی رئیس جمهور منتخب مردم شد که نسبت به سال 92 نتیجه بهتری محسوب می شود. آقای روحانی می تواند به عملکرد خودش در چهار سال گذشته تکیه بیشتری کند. در واقع رأی اعتماد دوباره مردم به آقای روحانی معطوف به عملکرد چهار سال گذشته است. ثانیا ارتباطات آقای روحانی با جریانات سیاسی خیلی شفاف شده، در صورتی که در دولت یازدهم این طور نبود. اصولگراها، اصلاح طلبان و حزب اعتدال و توسعه سال 92 پیروزی آقای روحانی را به نفع خود تعبیر و تفسیر می کردند. در واقع هر کدام این پیروزی را منتسب به خود می دانستند و حتی برخی ها سهمی را برای دیگران قائل نبودند اما آقای روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام تکیه اش بر اصلاح طلبان بود. تمام ستادهای انتخاباتی اش توسط اصلاح طلبان اداره می شد و جریانات دیگر در پیروزی آقای روحانی ادعایی ندارند، بنابراین آقای روحانی امروز آقای روحانی دیگری است. الان هویت اصلاح طلبی اش محرز بوده، حتی اگر خودش در جامعه روحانیت مبارز باشد یا این که هنوز اعلام نکند اصلاح طلب است. از این نظر هم اوضاع کاملا شفاف شده و آقای روحانی هم منتسب به جریان اصلاحات است. به ویژه آن که آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول او خودش را نامزد اصلاح طلبان عنوان و به آقای روحانی در مناظرات کمک شایانی کرد. بنابراین هویت آقای روحانی با هویت مواضع و عملکرد او نسبت به سال 92 شفاف شد. هر چند ما در این دوره حمایت صریح آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی را از آقای روحانی داریم و آقای روحانی مقداری فراجناحی می شود اما ارتباطات او نسبت به گذشته شفاف شده است و به نظر می آید با توجه به این که 4 سال رئیس جمهور و چهره شناخته شده ای بود با این ارتباطاتی که با جریانات سیاسی پیدا کرد، در موقعیت بسیار قوی تری از گذشته قرار دارد.به نظر شما نگاه آقای روحانی به حوزه سیاست خارجی چطور خواهد شد؟ برخی منتقدان او می گفتند گرایش دولت یازدهم بیشتر به سمت غرب است، آیا با آمدن ترامپ آقای روحانی تلاش خواهد کرد در کسوت رئیس جمهوری دوازدهم تعادل در سیاست خارجی را به سمت شرق مدیریت کند؟- این تعریفی است که منتقدان و مخالفان دارند و می گویند که «آقای روحانی نگاه به غرب را دنبال می کند» اما در واقعیت این طور نیست. آقای روحانی طرف حسابش گروه 1+5 است که شامل شرق و غرب می شود و برجام را هم در مقابل این کشورها متعهد به اجرا شد، بنابراین معتقدم این تهمتی است که به آقای روحانی زده می شود. کسانی که تکیه آنها بر شرق است و مقابل غرب ایستادند شاید بتوانند چنین تعبیری را بیان کنند و بگویند «آقای روحانی چون مثل ما نیست، پس بر ماست یعنی ما با شرقیم و او با غرب است»، در حالی که آقای روحانی نگاه متعادلی به ارتباطات و سیاست خارجی کشور دارد.مشخصا درباره ارتباط با آمریکا، آقای روحانی هنگام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نگاهش این بود که باید برویم با کدخدا مشکلات مان را حل و فصل کنیم. بر همین اساس وقتی بر صندلی ریاست جمهوری نشست و چندی بعد برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شد، با اوباما تلفنی صحبت کرد، حالا با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا به نظر شما آقای روحانی جدید چه رویکردی را در قبال دولت واشنگتن دنبال خواهد کرد، آیا فصل جدیدی را در روابط دو کشور خواهد گشود یا برعکس با توجه به رفتارهای ترامپ، نگاهش را نسبت به آمریکا تغییر خواهد داد؟- آقای روحانی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی از قبل مواضع و ارتباطات شان با شرق و غرب به ویژه آمریکا تعریف شده بود. اینها در چارچوب برجام با هم مراودات و مناسباتی داشتند و سعی می کردند سیاست های شان را تنظیم کنند. البته آقای ترامپ هم به لحاظ وابستگی به حزب جمهوریخواه و هم به لحاظ شخصیت فردی کاملا با آقای اوباما متفاوت است، این می تواند در روابط بین ایران و آمریکا تاثیر بگذارد اما قطعا ایران برای تغییر یا سردتر کردن روابط دو جانبه با آمریکا پیشگام نخواهد بود. بیشتر یک حالت صبر و انتظار مقابل ترامپ در دنیا مشاهده می شود. حتی کشورهای اروپایی و روسیه نیز حالت صبر و انتظار دارند. برخی رفتارهای آقای ترامپ را اصل تلقی نمی کنند، بلکه یک نوع عدم تعادل شخصیتی از ناحیه آقای ترامپ می بینند نه یک سیاست رسمی از طرف آمریکا، چون بالاخره آمریکا یک ساختاری دارد که رئیس جمهور هم بخشی از آن است، بنابراین فکر می کنم هنوز آن حالت صبر و انتظار برطرف نشده و ترامپ به تعادل نرسیده و نمی شود روی رفتارهای او حساب کرد؛ قطعا آقای روحانی نیز این مسئله را لحاظ خواهد کرد.در ابتدای صحبت خود اشاره کردید که آقای روحانی با آقای روحانی دولت یازدهم تفاوت هایی کرده است و رویکرد سیاسی اش شفاف تر شده، الان بحث این است که در چینش کابینه دولت آینده بیشتر به سمت اصلاح طلبان میل کند یا این که حزب اعتدال و توسعه می کوشد بیشتر ظهور و بروز در کابینه پیدا کند تا بعد از دولت دوازدهم بتواند در معادلات سیاسی کشور حرفی برای گفتن داشته باشد و جناحی را تحت عنوان اعتدال لیدری کند؟- چینش کابینه دولت یازدهم در شرایط سختی انجام شد چون آقای روحانی مجلس نهمی را پیش رو داشت که در مقابلش قد علم کرده و عَلَم مخالفت برافراشته بود و سعی می کرد تا جایی که می تواند دست و پای آقای روحانی را ببندد و خط و نشان هایی برای وزرا بکشد تا آنها قادر به اعمال تغییراتی در زیرمجموعه خود نباشند و نیروهایی که از لحاظ سیاسی منتسب به مجلس نهم بودند سر کار بمانند و تا حدودی هم مجلس نهم در این رابطه موفق شد. ما آن زمان می دیدیم با وجودی که آقای روحانی خیلی مواضع صریح و شفافی را بروز می داد اما وزرا این گونه نبودند و همه دست به عصا راه می رفتند و از نمایندگان حساب می بردند اما با روی کار آمدن مجلس دهم مقداری اوضاع تغییر کرد، منتها دیگر زمانی به عمر کابینه نمانده بود. با روی کار آمدن مجلس دهم خبرهای موثقی رسید که شش وزیر عوض می شوند اما تجدید نظر صورت گرفت و کار متوقف شد.البته در آبان ماه سال 95 آقای روحانی سه وزیر آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی را تغییر داد.- بله، سه وزیر عوض شدند اما آقای روحانی سه وزیری را برای اخذ رأی اعتماد به مجلس دهم معرفی کرد که نتوانستند از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرند اما از مجلس دهم رأی اعتماد گرفتند. اینها نشانه هایی است که مجلس دهم با آقای رئیس جمهور همراه است، به رغم اینکه ممکن است انتقادهایی هم به عملکرد دولت دارد. بنابراین امروز روابط و همکاری آقای روحانی با مجلس دهم شفاف تر خواهد بود، نسبت به روابطی که او با مجلس نهم داشت. به عبارت دیگر دست آقای روحانی در انتخاب وزرا و اعضای کابینه کاملا باز است چون فراکسیون امید مجلس درباره رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم می تواند نقش تعیین کننده ای را ایفا کند. ارتباطات با هیات رئیسه شورای عالی سیاستگذاری و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان و آقای خاتمی از آقای روحانی دیگر پشتوانه ای است که آقای روحانی می تواند با اتکا به آن کابینه خود را چینش کند. آقای روحانی نیز بعد از انتخابات نامه نوشت و از آقای خاتمی اسم برد و تشکر کرد. بنابراین در این چارچوب پیش ب ...

ادامه مطلب  

طبقه متوسط مدام حاکمیت را غافلگیر کرده است  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدابراهیم اصغرزاده زمانی پرچمدار شعار «مرگ بر آمریکا» بود و از طراحان تسخیر سفارت آمریکا و از همرزمان معصومه ابتکار در سال 58 به شمار می رفت. اما به هر روی گذر زمان و حوادث روزگار یا دلایلی دیگر، موجب شد تا دیپلماسی را به انقلابی گری ارجح بداند و مذاکره و گفتگو را برگزیند. او این روزها در شمار تئوریسین های مطرح جریان اصلاحات به شمار می آید و آراء و تحلیل هایش در رسانه های درون مرزی و فرامرزی مورد توجه قرار می گیرد.گفتگوی پیش روی تان تحلیلی است بر حوادث و رویدادهایی که در بهار96 در سپهر سیاسی ایران رخ داده است؛ از انتخابات ریاست جمهوری بیست و نهم اردیبهشت ماه، پیروزی قاطعانه اصلاح طلبان در شورای شهر تهران و هت تریک شکست های اصولگرایان گرفته تا تحریم قطر توسط کشورهای عربی و وقوع حوادث تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام(ره).در یک بعدازظهر گرم در ماه رمضان به دفتر دکتر ابراهیم اصغرزاده، عضو دوره اول شورای شهر تهران، نماینده مجلس سوم و روزنامه نگار رفتیم و با او به گفتگو نشستیم. متن ذیل مشروح تحلیل های دکتر اصغرزاده است که در ادامه می خوانید:به نظر شما هدف تروریست ها در عملیات اخیر که منجر به شهادت و جراحت تعدادی از هموطنان عزیزمان شد، چه بود؟ تحلیل شما از زمان و دامنه این حمله ناجوانمردانه به تهران چیست؟صرف نظر از آنکه هدف چه نهاد یا چه اشخاصی باشد هر عملیات تروریستی که از خارج مرز علیه اهالی داخل یک کشور سازماندهی و هدایت شود تهاجم علیه کشور هدف تلقی می شود. در این مورد خاص هم ضربه به منافع ایران آن هم با حمله به نقاطی مهم و حیثیتی در مرکز کشور بوده است. هدف، قبل از هر چیز بی ثباتی و ناامن سازی اوضاع کشوری است که مردم صلح دوست آن دیرزمانی است اهداف عدالت جویانه و آزادیخواهانه خود را در تلاش های مسالمت جویانه و به دور از هرگونه قهر و خشونت دنبال می کنند. مردمی که در انتخابات اخیر شگفتی آفریدند و با هوشمندی سیاست های تندروانه را به حاشیه راندند. چهار سال پیش هم مردم دولتی اعتدالگرا و میانه رو را به قدرت رساندند.دولت روحانی در طول 4 سال گذشته با دستیابی به توافق برجام توانست زمینه را برای حضور دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر ایران در عرصه بین المللی مهیا سازد و راه را برای بازیگری و حضور موثر در منطقه خاورمیانه که سالهاست خاور خون و جنون شده است فراهم ساخت. خب باید هم ایران از جنایاتی نظیر آنچه در پاریس، لندن، منچستر و کابل اتفاق افتاد بی نصیب نماند. تردید نکنید یکی از اهداف طراحان این جنایت تحمیل فضای امنیتی و ایجاد زمینه های رشد افراط گری و رادیکالیسم است. اگر یادتان نرفته باشد همزمان باخیزش بهار عربی که پایه حکومت های پوسیده پادشاهی و نظام های قبیله ای در جهان عرب لرزید خشونت داعشی اوج گرفت و اتفاقا متوجه کشورهایی شد که در سیستم سیاسی خود نظام پارلمانی را تجربه کرده بودند. حالا نیز از زاویه ای دیگر بهار ترامپیسم طلوع کرده که چیزی جز دمیدن بر آتش بحران منطقه ای نیست.اینجا هم می توان گفت که مرکز فرماندهی تروریسم تکفیری، بیش از هر چیز جنبش دموکراسی خواهانه و صلح طلبانه ملت ایران را هدف قرارداده است. تردید نکنیم داعش، القاعده، طالبان، بوکوحرام، جبهه النصره، وهابیت و دیگر جریان های افراطی جهان اسلام بیش از هر چیز از نظام های مبتنی بر پارلمان و تحولات دموکراتیک که بستر رشد تروریسم را می خشکاند وحشت دارند. انتخابات شگفتی ساز اخیر ایران و تعلق خاطر طبقات متوسط و میانی ایران به استمرار سیاست اعتدالی و تعاملی دولت روحانی هدف اصلی تروریست ها بوده است. شکست های اخیر داعش و خلافت اسلامی ابوبکر بغدادی در موصل و رقه هم تلاش آنها را برای کشاندن ترور و تخریب به داخل ایران تشدید کرده است. با این حال به نظرم عربستان نخواهد توانست رضایت خود را از جهت گیری داعش به سوی اهدافی در ایران پنهان کند.به نظر شما سهم عربستان در فاجعه تروریستی تهران چه میزان است؟به یاد بیاوریم وقتی که رئیس جمهور شریر آمریکا، بوش پسر، ایران را رسما به عنوان محور شرارت نامید چه هزینه گزافی را بر دوش اقتصاد ایران و تغییر ترتیبات امنیتی منطقه گذاشت. حالا این کازینودار آمریکایی، دونالد ترامپ هم با تحمیل نظم موردنظر خود قصد دارد منطقه را به دوران گماشتن ژاندارم و تجارت اسلحه و نفت برگرداند. در این نظم ترامپی، عملا ملت ایران به عنوان آماج مورد تهاجم و فشار و تحریم قرارمی گیرد و امنیت منطقه بر دوش عربستان گذاشته می شود و در پیمان به اصطلاح ضدتروریستی با حضور ترامپ ده ها کشور اسلامی و عربی شرکت کننده دست به تشکیل ناتوی عربی- اسلامی به رهبری عربستان می زنند. معاهده سنگین تسلیحاتی و تجاری میان عربستان و آمریکا منعقد می شود. بحران اخیر بین عربستان و قطر و محاصره زمینی، هوایی و دریایی قطر نیز چون در سیاست منطقه ای چشم و گوش بسته از ریاض پیروی نکرده است را باید تنها یکی از اولین ثمرات آن دانست.چندی پیش بنا به اعلام رسمی نایب ولیعهد و وزیر جنگ آن کشور که گفت عربستان جنگ را به داخل ایران خواهد کشاند، بنابراین به نظر می رسد ریاض از قبل مسئولیت هرگونه اقدام تروریستی در خاک ایران را پذیرفته است. از سوی دیگر داعشی که از دامان تفاسیر جهادی و تکفیری مفتی های وهابی زاده شد و رشد کرد حالا درحال از دست دادن دو مقر اصلی خلافت خود در موصل و رقه است، پس بهتر است با دادن برد بین المللی به عملیات، مخصوصا هدایت آن به داخل ایران از پیامدهای شکست و افت روحیه حامیان خود جلوگیری کند. نظم نوین منطقه ای ترامپ به صورت هوشمندانه ای ناتوی عربی ضدتروریسم را برای جلب حمایت سنی مذهبان متعصب به سمت شکاف شیعی - سنی و بهره برداری از آن شیفت می دهد. از این رو اصلاح طلبان و حامیان دولت روحانی باید متوجه وظیفه مبرم خود در نیفتادن به تله ای که نظم ترامپی پیش پای ما پهن کرده، دارند.تقویت وحدت و همبستگی ملی که به زیبایی در پیام مولوی عبدالحمید بیان شد و ارتقای عناصر وحدت بخش میان تمامی اقوام، اقلیت ها، و نژادها ضرورت تام دارد. نیروهای حزب اللهی و افسران جنگ نرم نیز بهتر است به جای تمرکز بر مقصرنمایی دولت روحانی و ربط دادن حوادث اخیر به سیاست های دولت از فضای انتخابات خارج شوند. اصولگرایان منتقد دولت نیز بهتر است از حجم خشم و نفرت خود در نقد دولت بکاهند و به جای فشل سازی دولت و ناامیدکردن بدنه اجتماعی هوادار روحانی اجازه ندهند یاس و نگرانی بر فضای جامعه مستولی شود و با دقت و مسئولانه تر از گذشته موقعیت حساس منطقه را رصد کند. اکنون روس ها نیز با زیرکی، دم از برتری نظامی ایران در جنگ با عربستان می زنند و بروز هرگونه خطای محاسبه در منطقه و برافروختن آتش نزاع و تشجیع و ترغیب ایران به زورآزمایی نظامی اشتباه مهلک است. همه باید خویشتن داری کنند و با تقویت دیپلماسی منطقه ای آب بر این کینه و نفرت خانمانسوز بریزند.برندگان این خطای محاسبه قطعا روسیه، آمریکا، اسرائیل و بازندگان آن، مردم مسلمان ایران و عربستان و سایر اعراب منطقه و گسترش جنگ های بی پایان نژادی و مذهبی خواهد بود.ایران باتجربه گرانسنگ مردم سالاری در شرایط رشد و ثبات اقتصادی قرارگرفته و اگر این ثبات با نزاع های منطقه ای هر چند کوتاه به هم بخورد، دیگر بازگرداندن آن به شرایط نرمال به این سادگی ها میسر نخواهد شد.تا پیش از برگزاری انتخابات برآوردهای مختلفی از میزان رای حسن روحانی می شد. در 2 الی 3 روز مانده به برگزاری انتخابات، برخی اصولگرایان از جمله عزت الله ضرغامی و محسن رضایی از پیروزی ابراهیم رئیسی خبر می دادند. آیا واقعا او از روحانی پیش افتاد و ساعات پایانی اتفاق خاصی رخ داد؟ یا اینکه اظهارات اصولگرایان را می توان صرفاً عملیات روانی رقیب تلقی کرد؟ببینید هیچ انتخاباتی در خلا برگزار نمی شود. برای درک واقعی تر تاثیر و نتایج انتخابات باید بستر فرآیندهای تاریخی و طولانی مدت را در نظرگرفت. باید به نقش واقعی نیروها، طبقات اجتماعی و مکانیزم های نهفته زیر پوست جامعه اهمیت داد.چیزی که جامعه را بسوی یک انتخاب ساده و سریع می راند فشاری است که معمولا برای تحمیل یک سبک زندگی خاص و مهندسی شده به جامعه وارد می شود که نه تنها موردپسند این بخش از اجتماع نیست بلکه دائما منجر به تحریک و تحقیر او می شود. سبک زندگی برای عموم مردم به خصوص طبقه متوسط بسیار مهم است. مردم از اجبار گریزان و از ریاکاری، دروغ و فساد گروه های قدرتمند مسلط به شدت متنفرند. برداشت اصولگراها این بود که اگر در افکارعمومی از روحانی تصویر یک رئیس جمهور ناتوان و ناکارآمد را ساخت پس آخر هفته روحانی رفته. یا اگر طبقه متوسط و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان دچار عدم قطعیت شوند که روحانی این دفعه هم نخواهد توانست یا نخواهند گذاشت کاری از پیش ببرد پس سرخوردگی و بی اعتمادی نسبت به آینده موجب ریزش آرای روحانی شده و انتخابات به دور دوم خواهد افتاد. آن وقت اصلاح ناپذیری کشور اثبات شده و بیهودگی مرام و اندیشه اصلاح طلبی برای ده، بیست سال دیگر خیال اصولگراها را راحت خواهد کرد.با اینکه به نظر می رسید روحانی عملا در چهار ساله اول ریاست جمهوری یا نخواست یا نتوانست به وعده گشایش فضای امنیتی و سیاسی عمل کند و از این رو جامعه سکوت و قهر با او را پیشه کرد، اما هفته آخر تبلیغات و از مناظره سوم که دست از دفاع منفعلانه از وضع موجود برداشت و برخی خطوط قرمز فرضی را کنار گذاشت، توانست رادار خودش را با طول موج طبقه متوسط و حاشیه نشینان سیاسی و فرهنگی تنظیم کند. اکثریت مردم هم تصمیم گرفتند تمام قد از او حمایت و وعده هایش را باور کنند. البته کسی در جریان انتخابات قطبی شده برای کاندیدای خود صورت حساب نمی فرستد، ولی نهایتا در عمل انتخاب مردم از فرمولی خطی و یک مجهولی تبعیت می کند، زیرا مردم خودشان به قوه ابتکار خود دست به ساده سازی مناسبات سیاسی می زنند و از این ساده سازی با استفاده گزینشی از برخی پدیده های اجتماعی و تاریخی به دلیل انتشار یک پیام ساده که خصلت اعتراضی و نفی وضعیت وجود دارد، استقبال می کنند. مثلا مانند پیامی که شعار ایران برای ایرانیان می دهد یا تصویری که از پیروزی رقیب و افتادن کشور به ورطه فلاکت و جنگ در ذهنیت جامعه می نشیند.در اینکه انتخابات ریاست جمهوری یک پدیده منحصربفرد بود، کسی شکی ندارد، اصولگرایان در آن شکست خوردند. این شکست زنجیره شکست های قبلی آنها را نیز تکمیل کرد، زیرا به نظرم نتوانستند از اتفاقات گذشته به خوبی درس بگیرند. فاجعه آمیزتر فرار آنها به جلو بود آن هم با پیش کشیدن بحث نخ نما شده تقلب و تمییز آرای مردم به سیاه و سفید یا حلال و حرام. مثالی بزنم حتما اسطوره سیزیف را شنیده اید. فرزند زیرک یکی از خدایان یونانی که راز خدایان را برملا کرد و محکوم شد تخته سنگی را هر روز از پایین کوهی به بالا ببرد و چون به نزدیک قله می رسید سنگ از دستش رها می شد و به پایین کوه می غلتید و هر باره روز از نو، روزی از نو. تسلسلی سخت و سراسر مشقت. به نظر می رسد لااقل بخشی از اصولگرایان به رنجی سیزیف وار مبتلا شده اند.پس از فروپاشی شوروی جریان راست سنتی دل نگران از فروپاشی به دامان بنیادگرایی غلتید و به تفسیری وارونه از انقلاب اسلامی پناه برد که از سنت دور شده و به شدت نگاه ایدئولوژیک زده پیدا می کرد. نگاه ایدئولوژیک که مانند یک بسته قرار بود نسخه شفابخش تمام بن بست های اجتماعی و باطل السحر تمام معضلات فرهنگی و اقتصادی باشد. جریان چپ اما به این باور رسید که باید از فروپاشی شوروی درس گرفت، تغییر و تحولات زیرپوستی جامعه را پذیرفت و با اصلاح و رفرم به نوسازی و افزودن ظرفیت های جدید آن پرداخت. وقتی به دوم خرداد 76 رسیدیم این نگاه جواب داد. از آن زمان تا حالا یعنی 20 سال است که این دو جریان سیاسی در مقابل هم آرایش می گیرند، همیشه این جریان اصلاح طلب بوده است که با ابتکارعمل و انتخاب تاکتیک های مناسب دست بالا را داشته و توانسته حتی از درونی ترین لایه های جریان اصولگرایی یارگیری کند. از جمله خود آقای روحانی که از میان جامعه روحانیت مبارز برخاسته بود.این توهم و آن خطای دید برخی اصولگراها که گفتید از آنجا ناشی می شد که آنها از تحولات زیرپوستی جامعه غافل بودند و از همراهی با جامعه در حال گذار و تحول طلب عقب می ماندند به خصوص طبقه متوسط که دائما در این سال ها جریان حاکم را غافلگیر کرده است. اصلاح طلبان همیشه سعی می کنند از تحولات روزمره اندکی ارتفاع بگیرند و با فاصله بیشتری روندها را کشف کنند.اصولگرایانی که تصور می کردند با پایان عمر دولت اصلاحات و حذف اصلاح طلبان با فیلتر نظارت استصوابی برای همیشه آنان را از قدرت سیاسی طرد کرده اند دریافتند که اصلاح طلبان بر جنبش های زیرپوستی جامعه سوارند و با انتقال مرکز ثقل گفتاری به میانه طیف و حمایت از روحانی عملگرا و البته «اعتدالگرا» و با انعطاف گفتمانی راه مانور خود را به خوبی بلدند. پیروزی قدرتمندانه روحانی و پیروزی اصلاح طلبان در شوراهای شهر و روستا به جان گرفتن دوباره آنان در عرصه سیاسی کشور منجر خواهد شد. غیرقابل انکار است که با ایستادگی جامعه مدنی و استفاده از مکانیزم صندوق رای، مردم توانسته اند با اراده خود تندروهای بنیادگرا را عقب برانند.آقای دکتر! چه کسانی در انتخابات 96 به آقای روحانی رای دادند؟به نظرم باید ببینیم چه کسانی به روحانی رای ندادند، چون کسانی که به روحانی رای دادند شامل طیف وسیعی از آرای سلبی تا آرای ایجابی می شود که عمدتا نگران آینده مملکت و توسعه کشورند و منافع ملی را بر منافع گروهی و شخصی ترجیح می دهند. به نظر می رسد هواداران روحانی شعارهای او در پیوستن و همسویی با جامعه جهانی را باور کرده و در تعمیق و تثبیت برجام و دستاوردهایش تردید به خود راه نمی دهند. به نظر می رسد آرای روحانی از یک همگنی برخوردار است. یعنی اینطور نیست که طبقات تنگدست یا طبقات نابرخوردار و محروم تر تماما آرائشان به کیسه اصولگرایان ریخته شده باشد. چیزی که در این میان حائز اهمیت به نظر می رسد، آن است که این بلوک رای، از صحنه اجتماعی قابل حذف نیست و چیزی حدود 60 درصد جامعه را تشکیل می دهد.ارزش هایش، ارزش های مدرن است و ارزش هایی که طبقه متوسط آن را مطالبه می کند شخص محور هم نیست. یعنی اگر آقای روحانی هم نباشد و شخص دیگری باشد که حامل ژن آزادیخواهی و صلح دوستی باشد به او رای می داد. اینگونه نیست که حالا پس از انتخابات این موج بخوابد یا از بین برود، بلکه با زندگی روزانه مردم عجین شده است. موجی که با سخن روحانی وقتی گفت که اگر من رای قابل قبولی به دست آورم تحریم های غیرهسته ای را هم بر می دارم، بلند شد و بعید می دانم پس از تهدیدات ترامپ به تحریم بیشتر و پس از تروریسم کور حمله اخیر به تهران فرو بنشیند. اما در طبقه بندی کسانی که به روحانی رای ندادند به نظرم رفتار انتخاباتی سه بلوک قابل مطالعه است.نخستین بلوک رای متعلق به کسانی است که اساسا به هر دلیل از مشارکت امتناع ورزیدند پای صندوق نیامدند و اگر هم آمدند رای خود را باطل کردند و در صندوق انداختند. بخشی از این آرا رای تحریمی ها و قهرکرده هاست؛ چه از دولت آقای روحانی چه از اصلاح طلبان و چه از اصولگرایان. یعنی متاسفانه کسانی که به هر علت انتخابات را غیرموثر می دانند. بخشی از این آرا دچار سرخوردگی اند. بخشی هم امتناع خود از مشارکت را بخشی از مبارزه و اعتراض فعال می شناسند. عده ای هم تنبلی کردند و ترجیح دادند عطای انتخابات را به لقایش ببخشند. گروهی از لایه های تنگدست تر، گروهی که در حاشیه اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرند و دسته ای هم که جزء طرفداران احمدی نژاد به شمار می روند در بلوک اول می گنجند. سهم این بلوک حداکثر 15 میلیون از 56 میلیون واجدان رای است.دومین بلوک متعلق به سبد آرای اصولگرایان است که حدود 16 میلیون رای را جذب کردند و توانستند به انسجام قابل قبولی پشت سر ابراهیم رییسی دست پیدا کنند. آرای بلوک دوم در نگاهی عمیق تر به چند شعبه تقسیم می شود که مهم ترینش متعلق به محافظه کاران سنتی و جناح راست دین محور است. آرای اینها در بهترین حالت به سقف7 یا 8میلیون می رسد. البته سالهاست که انتخابات در ایران از حالت ایدئولوژی زدگی و تکلیف محوری خارج شده و مردم به آن به عنوان یک حق برای تعیین سرنوشت خود نگاه می کنند.بخش هایی از آرای ریخته شده به سبد اصولگراها متاثر از تاکتیک های تبلیغاتی آنها در جذب گروه های حاشیه نشین جغرافیایی و اقتصادی با طرح افزایش میزان یارانه هاست. یکی از نکات ظریف این انتخابات طرح شعارهای معیشتی از سوی محافظه کارترین و راست ترین ضلع اصولگرایی برای برقراری رابطه و جذب فقیرترین و تنگدست ترین لایه های اجتماعی است که معمولا به رویاهای پوپولیستی دل می بندند. تاکتیک تبلیغاتی دیگری که در میان اصولگرایان دیده شد، استفاده از چهره ها و سلبریتی های عجیب مثل تتلو خواننده رپ بود. شخصیتی که با تی شرت نما در حالیکه تمام بازوانش خالکوبی و نمایان است مقابل کاندیدای اصولگرا می نشیند. البته اگر این تاکتیک منجر به انعطاف بیشتر محافظه کاران در تحمل سبک های زندگی این قبیل افراد شود در نوع خود تحولی است، خب اگر اصولگرایان این قدر منعطف شده اند که می توانند تتلو را تحمل کنند، بنابراین به طریق اولی می توانند موسیقی فاخر و هنرهای بهداشتی تر را نیز تحمل کنند.با این حال، من معتقدم نباید به اصولگرایان سهمی بیش از 10درصد رای دهندگان اختصاص دهیم. 60درصد هم برای اصلاح طلبان و تحول خواهان، در این بین هم 30درصدی باقی می ماند که این 30درصد هم تماشاگران هستند با همان ترکیبی که قبلا گفتم.پس از اعلام نتایج انتخابات اصولگرایان مدام از تخلفات گسترده سخن گفته اند و آرای مردم را به حلال و حرام تقسیم کرده اند. چرا این جریان سیاسی پس از رای نیاوردن اینگونه واکنش نشان می دهد؟انتخابات ۲۹ اردیبهشت در نوع خود نقطه عطفی تاریخی است برای بیان یک «نه» بزرگ به بازگشت به دوره پسرفت احمدی نژادی و رای اعتمادی است به امید به آینده بهتر. در رفتار انتخاباتی مردم، آزادیخواهی و توجه به سبک زندگی آزادانه تر، مدرن تر و صلح دوستی موج می زند. حوادث تروریستی اخیر نیز همین وضعیت را نشانه گرفته است. متاسفانه بعضی با فرار رو به جلو و برای کاهش از بار اشتباهات خود در بدعت کم نظیری سعی کردند آرای مردم را به حلال و حرام تجزیه کنند؛ به خیال خودشان خواسته اند حالا که نتیجه مشخص شده، پیامد و اثر انتخابات را مهندسی کنند.این فرار به جلو نشان از همان انسداد باب درس آموزی اصولگرایان دارد. در انتخابات 94 هم وقتی لیست امید به طور کامل پیروز شد به ...

ادامه مطلب  

تحلیل رفتار انتخاباتی مردم زنجان در انتخابات ریاست جمهوری/ نتیجه انتخابات حاصل پراکندگی اصلاح طلبان و تبلیغات اصولگرایان  

درخواست حذف این مطلب
یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند...عصر ایران یوسف ناصری- استان زنجان که در سرشماری سال 95 تعداد یک میلیون و 57 هزار نفر جمعیت داشته است به طور کلی در انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 29 اردیبهشت 1396 متفاوت از اکثر استان های کشور عمل کرده است.در 23 استان کشورمان آقای روحانی بالاترین رای را به دست آورده است و در 8 استان آقای رئیسی بیشترین رای را به خود اختصاص داده است. یکی از 8 استانی که آقای رئیسی رای بالاتری در آن کسب کرده استان زنجان است.مطابق آماری که منتشر شده در استان زنجان 740 هزار نفر واجد شرایط رای دادن بوده اند و تعداد 584 هزار نفر رای داده اند. تعداد واجدین شرایط رای در شهرستان زنجان 372 هزار شهرستان ابهر 107 هزار شهرستان خدابنده 125 هزار شهرستان ایجرود 28 هزار شهرستان خرمدره 49 هزار شهرستان سلطانیه 21 هزار و شهرستان ماه نشان 29 هزار و شهرستان طارم 35 هزار نفر بوده است.در انتخابات 29 اردیبهشت تعداد آرای سیدابراهیم رئیسی در استان زنجان 294 هزار و تعداد آرای حسن روحانی 260 هزار بوده است. حسن روحانی در سال 1392 بالاترین رای را در استان زنجان کسب کرد و با تعداد281 هزار.بررسی نتیجه متفاوت انتخابات استان زنجان موضوع اصلی گفت و گوی عصر ایران با سیدفاضل موسوی است. موسوی نماینده شهرستان خدابنده در مجلس هشتم بوده و فوق لیسانس حقوق عمومی دارد. حقوق عمومی مسائل و قواعد مربوط به دولت و حکومت و انتخابات و نظام سیاسی و کنترل قدرت دولت و حکومت را بررسی می کند و متفاوت از حقوق خصوصی است که مربوط به روابط بین افراد جامعه است.گفت و گو با نماینده سابق شهرستان خدابنده را درباره تحلیل انتخابات استان زنجان و 8 شهرستان آن را می خوانید.****ما در سال 95 فقط چهار استان یعنی استان های زنجان سمنان مرکزی و همدان داشته ایم که نرخ بیکاری تک رقمی داشته و تعداد 27 استان دیگر کشور نرخ بیکاری بالای 10 درصد و دو رقمی داشته اند. با این که استان زنجان نرخ بیکاری تک رقمی داشته و در سال 94 هم این استان کمترین نرخ بیکاری در کل کشور را داشته است و نرخ آن 5 درصد بوده چه اتفاقی افتاده است که اکثریت استان زنجان در این دوره به آقای روحانی رای نداده اند؟-در خصوص بحث آرای آقای روحانی و رقبای ایشان چند موضوع مطرح است. یک عامل بافت جمعیتی استان زنجان و خصوصا در شهرستان های تابعه استان از جهت فرهنگی و غلبه جمعیت روستایی از نظر تعداد بر جمعیت شهری است.یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند و اطلاع رسانی درست انجام بدهند. موضوع سوم مساله چیدمان مسئولانی است که در استان زنجان هستند از جهت ارتباط با بدنه فعال اجتماعی و سیاسی. اکثریت مسئولان استان زنجان ارتباط منطقی و دقیقی با بدنه اجتماعی و سیاسی استان نداشتند. مساله بعد این است که مجموعه کسانی که در بحث انتخابات مسئولیت های مدیریت و فعالیت حوزه های انتخابیه آقای روحانی را به عهده داشتند برای جامعه سیاسی و اجتماعی استان زنجانف خیلی دلپذیر نبودند. با وجود تمام زحمت هایی که کشیدند قطعا در این حوزه ضعف هایی هم هست.موضوع بعد این است که آن طور که شایسته است حمایت نمایندگان حاضر در مجلس و نمایندگان دوره های قبلی مجلس اتفاق نیفتاد. این وضع می تواند ناشی از نداشتن برنامه دقیق در ستاد مرکزی آقای روحانی یا در ستاد استان زنجان باشد. ارتباط تنگاتنگ با نمایندگان ادوار مجلس و نمایندگان فعلی مجلس وجود نداشت. این عامل هم تاثیرگذار بود.پس تا اینجا این 5 عامل هر کدام به اندازه خودشان در پایین بودن سطح رای آقای روحانی تاثیر منفی داشتند. *طبق آمار سرشماری سال 90 میزان شهرنشینی در استان زنجان 62 درصد بوده است. اما شما گفتید بافت جمعیتی و غلبه جمعیت روستایی در رای کمتر دادن به آقای روحانی موثر بوده است. -من گفتم شهرستان های تابعه استان زنجان. اگر نگاه کنید بیشترین رای هم در شهرستان های تابعه استان به رقیب آقای روحانی داده شده. مردم شهر زنجان آن طور که لازم بوده است زیاد پای صندوق رای نیامده اند. اما شهرستان های تابعه استان زنجان رای زیادی داده اند. از شهرستان های تابعه استان زنجان می توان به «خدابنده» اشاره کرد که بزرگترین شهرستان شمال غرب کشور است. شهر قیدار مرکز شهرستان خدابنده چیزی حدود 35 هزار نفر جمعیت دارد و بافت مابقی آن شهرستان روستایی است. مثلا اگر 200 هزار نفر جمیعت دارد 165 هزار در بافت روستایی هستند یا در روستای بزرگ هستند که به شهر چند هزار نفری تبدیل شده اند. *در شهرستان خدابنده که شما هم در دوره هشتم و از 1387 نماینده آن در مجلس بوده اید155 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است و گفته شده 101 هزار نفر رای داده اند.-حدود 120 هزار نفر واجد شرایط رای دارد.*من آماری که دیده ام این است. بعد 101 هزار نفر در شهرستان خدابنده رای داده اند. تعداد 67 هزار به آقای رئیسی و تعداد 32 هزار به آقای روحانی رای داده شده.-بله. صد و خرده ای شهرستان خدابنده رای دارد. رای آقای روحانی کمتر از آقای رئیسی بوده است. به علت هم آن اشاره کردم. همین عوامل در سطح استان زنجان و سطح شهرستان تاثیر گذاشته است.آن 5 عامل که به آنها اشاره کردم تاثیر زیادی داشته اند در وضعیتی که اتفاق افتاده است. اگر بخواهیم آسیب شناسی کنیم.*زنجان بزرگترین و پُر جمعیت ترین شهر استان زنجان است. طبق آماری که وجود دارد شهرستان زنجان 372 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است. البته ریز آرا منتشر نشده است که در مرکز استان زنجان اقای روحانی چقدر رای آورده و آقای رئیسی چقدر. اما ارقام رای کاندیدا در شهرستان خدابنده منتشر شده و همچنین آرای شهرستان خرمدره.در خرمدره 20 هزار نفر به آقای روحانی رای داده اند و آقای رئیسی هم 14 هزار رای آورده است. در خرمدره که شهرستان کوچکی است و کل واجدین شرایط رای 49 هزار نفر بوده چرا آقای روحانی رای بیشتری آورده است؟-آن علتش این است که که شهرستان خرمدره یک شهر و چند تا روستا است. جزو معدود شهرهای جمع و جور ما است. شاید 80 و چند درصد جمعیت شهرستان خرمدره در شهر زندگی می کنند. چنین وضعیتی در خرمدره وجود دارد.دومین عامل این است که رئیس ستاد استان زنجان متعلق به خرمدره است یعنی آقای فاضل امیر جانی نماینده خرمدره در مجلس بوده و اهل آن منطقه است. جدا از بحث آقای امیرجهانی و بحث شهرنشینی اصلا بافت خرمدره یک بافت اصلاح طلبی است. یعنی 70 درصد بافت آن اصلاح طلبی است. از بین اصلاح طلبان در حوزه انتخابیه ابهر و خرمدره 70 درصد یا حداقل 65 درصد رای هر کاندیدایی که نماینده مجلس شود از شهرستان خرمدره است. خرمدره یک شهر اصلاح طلب است.*در شهرستان طارم استان زنجان رای آقای روحانی بیشتر بوده است. مشارکت مردم کل شهرستان طارم در انتخابات 92 درصد بوده است که 53 درصد به روحانی و 46 درصد به آقای رئیسی رای داده اند. تعداد آرای هر کاندیدا منتشر نشده. در شهرستان طارم که چسبیده به استان گیلان است چه وضعیتی وجود دارد که به این صورت رای داده اند؟-من اشاره کردم که چیدمان نیروها نقش داشته است. یعنی مسئولان و فرماندار و بخشدار نقش داشته اند. بعد هم فرماندار شهرستان طارم مورد دلخواه نیروهای اصلاح طلب بود. چند مهره کلیدی هم در آنجا دارد که آنها در ایام انتخابات فراغت داشتند و وقت قابل ملاحظه ای گذاشتند و میزان رای به آقای روحانی خودش را نشان داده است از جمله آقای عنایت الله رحمانی و حجت الاسلام ناصری زنجانی که طارمی هستند. *این افراد به چه صورت توانسته اند به نفع دولت آقای روحانی توانسته اند در طارم تبلیغ کنند؟-به صورتی از عملکرد دولت حمایت کرده اند. برای مثال در شهرستان های دیگر استان زنجان مسئولان دولتی حاضر نبودند از عملکرد درست و ارزشمند دولت و در همان حدی که دولت انجام داده است دفاع کنند و آن را به مردم ارائه کنند و دلسوزی کنند.*فعالان سیاسی زنجان انتقاد دارند نسبت به این که اولین استاندار زنجان در دولت آقای روحانی یک از نیروهای آقای قالیباف را به عنوان معاون عمرانی استانداری منصوب کرده بود و همچنین انتقاد دارند نسبت به اینکه که چرا فرمانداران زنجان سلطانیه و ماه نشان تغییر داده نشدند و همان فرمانداران زمان آقای احمدی نژاد بودند.-به لحاظ نوع چیدمان مسئولان ارشد و رده اول و دوم حوزه قوه مجریه خیلی از دوستان اصلاح طلب از این وضع گله دارند. احساس می کنند آن چیزی که باید می بود نیست. قانع نشدند و چون قانع نشدند ان طور که لازم بود تن به کار ندادند. زحمت کشیده اند ولی آن قدر که لازم بوده است در این انتخابات اقدام نکرده اند.مجموعه مسئولان و آنچه که در دست دولت بوده است نتوانسته اند ارتباط منطقی و درست با بدنه اصلی اصلاح طلب ایجاد کنند. یک مقدار دلسردی و یک مقدار گله وجود داشت. همین مسئولانی که باید تجا به جا می کردند ولی نشدند باعث شده که آن طور که نیروها باید به صورت جدی حضور داشته باشند متاسفانه حضور نداشتند. حاصل آن هم همین چیزی است که الان می بینیم و استان زنجان رای کمتری به آقای روحانی داده است. مایه تاسف است. به نظر من باید خود دولت آقای روحانی پاسخگو باشد به مردم. ما به شخص آقای روحانی به طور مکرر گفتیم که بدنه اطلاع رسانی شما در حداقل خود است. دولت یازدهم یعنی فقط آقای روحانی و آقای ظریف. دیگران صندلی خودشان را محکم چسبیده بودند که آن را از دست ندهند. دیگران زیاد پای کار نیستند. علت اصلی این بود. در استان ها و شهرهای دیگر با یک مقدار بالا و پایین همین وضع وجود داشته است. *آن 92 درصد مشارکت ر شهرستان طارم خیره کننده است. چگونه ممکن است 92 درصد رای داده باشند و چطور 92 درصد افراد واجد شرایط رایف به پای صندوق آمده اند؟-چند عامل در آنجا نقش داشته است. یک عامل فرماندار است که سعی کرده است به طور شفاف و قاطعانه عمل کند و با مردم ارتباط ...

ادامه مطلب  

رقابت دو رقیب در مناطق مرزی  

درخواست حذف این مطلب
در گزارشی که با عنوان «آنالیز آماری رای روحانی و رقیب در5 استان» در شماره روز گذشته روزنامه «دنیای اقتصاد» منتشر شد، به بررسی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در استان تهران، سمنان، خراسان شمالی، رضوی و جنوبی پرداختیم؛ گزارشی که در کنار گزارش پیش رو، نشان می دهد از میان 12 استان مرزی کشور (مرز خاکی)، نام حسن روحانی در 9 استان به عنوان پیروز از صندوق ها بیرون آمد و تنها استان های سه گانه خراسان (رضوی، شمالی و جنوبی) بیشترین رای خود را در انتخابات اخیر به ابراهیم رئیسی، رقیب اصولگرای روحانی دادند. همچنین این بررسی نشان می دهد 3 استان مرزی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به صورت یکپارچه در همه شهرها بیشترین رای را به روحانی داده اند.سیستان و بلوچستانبررسی ما از آمار انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد استان سیستان و بلوچستان به رغم محرومیت بسیار و مشکلات فراوان به تداوم ریاست جمهوری حسن روحانی در دولت دوازدهم رای داده است. گواه این مدعا، رای 73 درصدی مردم این استان به حسن روحانی در انتخابات اخیر است. در این بررسی ها نکات جالب توجهی وجود دارد؛ آنکه از میان مرزی ترین شهرهای این استان مرزی، تنها در زابل با جمعیت رای دهندگان 79 هزار و 521 نفری، ابراهیم رئیسی توانست 5/ 64درصد آرا مردم این شهر را به دست آورد. با این حال 2/ 34 درصد مردم این شهر به روحانی رای داده اند و مقایسه این ارقام از پیش بودن 3/ 30درصدی رئیسی حکایت دارد.روحانی غیر از شهر زابل، در سایر شهرهای مرزی ازجمله زاهدان، ایرانشهر، خاش، سراوان و سرباز پیروز میدان بوده است. او در زاهدان که شهری با 288 هزار و 282 نفر در آن رای داده اند، با کسب 8/ 61 درصد آرا، بر رئیسی که 3/ 37درصد آرا را به دست آورد، پیروز شد. ایرانشهر، دیگر شهر مرزی و پرجمعیت سیستان نیز با رای 6/ 84 درصدی به روحانی در مقابل رای 3/ 14 درصدی رئیسی، رکورد جالبی را ثبت کرد. تفاوت آرای این دو رقیب در ایرانشهر، 3/ 70 درصد است. آرای ثبت شده در چابهار هم به عنوان یکی از شهرهای پرجمعیت سیستان، 7/ 87 درصد مردم این شهر نام حسن روحانی را بر برگه رای نوشتند و این در حالی است که ابراهیم رئیسی تنها 6/ 11 درصد آرا در این شهر را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی و رئیسی در چابهار 1/ 76 درصد است؛ رقمی که بسیار معنادار تلقی می شود. به طور کلی از میان شهرهای 19گانه استان سیستان و بلوچستان، تنها 5 شهر هامون، نیمروز، زهک، دلگان و زابل بیشترین رای خود را به نام رئیسی به صندوق انداختند.کردستانشهرهای کردستان اما به صورت یکپارچه روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند؛ بررسی آرای کردستانی ها در انتخابات 96 نشان می دهد به صورت کلی، روحانی در این استان موفق به کسب 8/ 72 درصد آرا شد. فاصله رای او با ابراهیم رئیسی در این استان حدود 49درصد است. در این استان مرزی حتی یک شهر نیست که نام ابراهیم رئیسی حائز بیشترین آرا شده باشد. توجه به این نکته لازم است که روحانی در شهرهای مرزی مریوان و بانه با فاصله معناداری از رقیب اصولگرایش پیروز شده؛ بررسی ما نشان می دهد روحانی در مریوان با کسب حدود 78درصد آرا نسبت به رای 8/ 19 درصدی رئیسی، پیروز شد. روحانی همچنین توانست رای حدود 82 درصد رای دهندگان سقزی را به دست آورد. او در این شهر با فاصله 67 درصدی، بر رئیسی پیروز شد. از سوی دیگر، سنندجی ها به عنوان ساکنان مرکز استان کردستان، با رای 2/ 77 درصدی به روحانی او را برای ریاست جمهوری برگزیدند. مهم ترین رقیب روحانی یعنی رئیسی در سنندج تنها 3/ 19 درصد آرا را به دست آورد و این ارقام از فاصله حدود 58 درصدی آرای او از روحانی حکایت دارد.کرمانشاهرای یکپارچه به روحانی در استان کرمانشاه هم تکرار شد. در هیچ شهری از کرمانشاه رئیسی موفق به پیشی گرفتن از روحانی نشده است. بر اساس بررسی صورت گرفته، 1/ 68 درصد رای دهندگان کرمانشاهی انتخاب حسن روحانی را در این دور از انتخابات ترجیح داده اند. رئیسی در این استان 5/ 30 درصد آرا را به دست آورده و این ارقام فاصله آرای این دو رقیب در استان کرمانشاه را 6/ 37درصد نشان می دهد. جزئیات بیشتر نتایج انتخابات در این استان نشان می دهد روحانی در شهر مرزی پاوه 8/ 83 درصد آرا، در قصرشیرین 1/ 77 درصد و در سر پل ذهاب 6/ 72 درصد آرا را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی با رئیسی در این سه شهر مرزی به ترتیب، حدود 69 درصد، 55 درصد و 3/ 46درصد بوده است. همچنین 5/ 67 درصد مردم شهر کرمانشاه هم روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند.خوزستانبا این همه، نتایج استان خوزستان در جزئیات اندکی متفاوت است. گرچه روحانی در کل این استان توانست 4/ 55 درصد آرا را به دست آورد، اما در شهرهای مرزی این استان توفیق بیشتر با رئیسی بوده است. از میان مهم ترین شهرهای مرزی خوزستان ازجمله خرمشهر، آبادان، اهواز، هویزه و دشت آزادگان، روحانی تنها در دو شهر پیروز شد؛ دو شهر اهواز و آبادان که از سایرین پرجمعیت ترند. اهواز با بیش از نیم میلیون نفر رای دهنده، 1/ 64 درصد آرایش به روحانی اختصاص یافته و آرای رئیسی در این شهر 9/ 33 درصد است؛ فاصله ای بیش از 30 درصد. آرای مردم آبادان هم که 128 هزار و 324 نفر از آنها در انتخ ...

ادامه مطلب  

عطریانفر قالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای ?  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدعطریانفرقالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای می آورد / وعده های جذاب رقیب، 5 میلیون از آرای روحانی را کم کرد / اصلا نمی توانم بپذیرم که یک سید اهل مسجد با تتلو دیدار کند / می خواهید رای تتلو را بگیرید، چرا با او عکس می گیرید؟ چرا دست به سر و گوش او می کشید؟/ آقای مصباح! شما که از 1348 در سیاست را بستید، حالا هم در حوزه فیلسوف بمانیداو روایت خاص خود را از انتخابات اردیبهشت ماه دارد. می گوید از یکسال قبل این تحلیل را داشته است که حسن روحانی پیروز انتخابات ریاست خواهد شد.عطریانفر درباره دلایل پیروزی روحانی و شکست اصولگرایان حرف هایی دارد که در این گفت و گو به تفصیل در مورد آن سخن گفته است. این عضو ارشد حزب کارگزاران درباره آینده سیاسی ابراهیم رییسی هم چنین اعتقادی دارد :« باور نمی کنم برای آقای رئیسی یک راه جدید یا"آغازی" شکل گرفته باشد.»گفت و گوی تفصیلی انتخاب با محمدرضا عطریانفر را در ادامه می خوانید:*شما چه مصباحزمانی فهمیدید که آقای روحانی، انتخابات را می برد؟یکسال قبل از انتخابات.*یعنی قبل از اینکه اصلا آرایش سیاسی به این شکل، شکل بگیرد؟بله*چه مولفه هایی برای این تحلیل تان داشتید؟رقابتهای سیاسی در ایران متاسفانه حزبی نیست و احزاب با هم رقابت نمی کنند. اگرچه احزاب به مفهوم اسمی در دستگاه حقوقی وزارت کشور ثبت شده و رقابتهایی هم کم و بیش صورت می گیرد لکن این حجم از رقابتهای سیاسی که احزاب تامین کننده یا ادامه دهنده آن هستند ، چندان قابل تسری به کل فضای سیاسی کشور بخصوص در حوزه طبقات متوسط شهری نیست. تجربه سیاسی ما بعد از 39 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، رهیافتهایی را به مانشان داده که از این رهگذر، به ما هوشیاری سیاسی تجربی می دهد . خوشبختانه برخی از نهادهای سنجش آرای عمومی در حد قابل اعتمادی می توانند برآورد شرایط کنند اما انها تلاش شان نوعا مقید به یکی، دو ماه قبل از برگزاری انتخابات است. اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم باید به پیشینه ها رجوع کنیم و برآوردها از بستر عمومی تحولات سیاسی باشد .آقای روحانی شخصیت اصولگرای محبوبی بود که برانگیخته شد. وی به دلیل رفتار افراطی برخی تندروها در جریان اصولگرا، مرزبندی خود را با انها بروز داد. جریان اصلاح طلب و اصولگرا در عرصه رقابتهای سیاسی ایران از موقعیت برابر برخوردار نیستند. اصولگرایان با اعتماد کافی از اینکه نهادهای قدرت آنها را همراهی می کند، فعالیتهای سیاسی خود را دنبال می کنند اما جریان اصلاح طلب " خائفا یترّقب "برای تثبیت سیاست ورزی خویش در جنگ و گریز است.جریانی که رهبران ، چهره های شاخص و نیروهای کلیدی اش، دچار تضییق جّدی است. اصلاح طلبان در روند سیاست ورزی خود بیش از آنکه روی عنوان اصلاح طلبی اصرار کنند به مسّمای اصلاح طلبی توجه می کنند . مشخصه های عنصر اصلاح طلب و رفتار اصلاح طلبانه چیست؟. رویکرد اصلاح طلبی عبارت است از اینکه به اقتضای زمان، بنا به ضرورت و نیاز جامعه رویکردها را با روشهایی که تامین کننده منافع مردم باشد تطبیق می دهند. روش هاباید مبتنی بر روند آرام باشد. روندهای ارام باید حتما از قانون تبعیت کند .حرکتها به سمت تامین منافع ملی باید تدریجی باشد. باید به سمت مصالحه کلی پیش رفت . باید با دنیای پیرامونی به یک توافق در حوزه عمل و نظر رسید . باید نگاه حداکثری داشت . باید نگاه فراگیر باشد. مواضع در حکومت ایدئولوژیک نباید بمفهوم دنیای جنگ سرد باشد. جامعه مشحون از انواع و اقسام اقوام است که در هویت ایرانی اشتراک ودوام دارد و این اشتراک هویتی است که باید مبنای عمل سیاستمداران باشد. اصلاح طلبان با این مبنا حرکت وسیره سیاسی خود را تعریف کرده اند. از جمله نتایج فوری این نگاه اینکه هر کس چنین سیرتی داشت ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.شما در مجلس می بینید شخصیتی مثل آقای مطهری با جنس اصولگرایی مورد توجه اصلاح طلبان است وبراحتی در لیست. اصلاح طلبان قرار می گیرد حتی خط قرمز انها می شود . چون منطق حاکم بر رفتار سیاسی او همین سنخ است . این شخصیت، سال هاست مورد توجه و ارزیابی اصلاحات است. اجمالا اینکه اصلاح طلبان نبض جامعه را در حد بضاعت خود می شناسند. برآورد انها از اقای روحانی اینکه وی در عملکرد خود نسبتا موفق بوده است. وقتی سخن از نسبّیت می شود. چون سیاست ورزی امری نسبی است.در امر سیاست نمی توان مطلق طلب بود. مطلق گرایی ما را اسیر رفتارهای افراطی می کند. انسانها را به عناصر رادیکال چپ یا راست تبدیل می کند. نشان داده شد علیرغم محدودیت هایی که وجود داشته آقای روحانی با همان مبنا ، لکن با منطق اصلاح طلبی و اعتدال حرکت رو به رشد داشته است. وقتی این موقعیت را با جامعه مخاطب بخصوص طبقه متوسط شهری که خاستگاه اندیشه اصلاح طلبان است می سنجید ،در می یابید که آقای روحانی، پیروز دوره دوم هم هست. ما در پیش بینی پیروزی آقای روحانی دو جنبه را در نظر داشتیم؛ یکی جنبه ذاتی عملکرد ایشان به این معنا که در عمل دولت دستاوردهای مهمی داشته است.در دیپلماسی خارجی دستاورد برجام را دارد و همه می دانند؛ دوست و دشمن، ایرانی و غیرایرانی، چپ و راست توافق دارند که دستاورد بزرگی است. کسانی که واقع بین نیستند و بیشتر تحت تاثیر عواطف ایدئولوژیک یا حسادت های درونی خودهستند، به سادگی از کنار این دستاوردها می گذرند و متاسفانه برخی نهادها نیز از باب تحقیر، سخنانی می گویند که در شأن آنها نیست. در حوزه مباحث داخلی هم جامعه به یک نوع امنیت پایدار دست یافته و احساس آرامش می کند . بخصوص بعد از تلاطمات و آشفته بازاری که در دوره آقای احمدی نژاد بود این هم برای مردم دستاورد مهمی محسوب می شود.اینکه دولت موفق شده قدرت خرید مردم را در حد بضاعت ثابت نگه دارد ، به این معنا که هر روز دچار دست انداز روحی و نگرانی نباشند که توان خریدشان 10 تا 20 درصد کاهش پیدا کند. یا اگر در جایی افزایش قیمتی بوده، پا به پای آن بخصوص نزد طبقات حقوق بگیر که اسیر این گرفتاری می شوند، به همان نسبت درآمدشان افزایش پیدا کرده کمااینکه طبقه متوسط کارمندی نیز در طول این 4 سال 101 درصد افزایش حقوق داشته است. طبقه کارگری بالای 120 درصد افزایش حقوق داشته. بیش از آن نسبتی که تورم زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده باشد، سرفصل درآمدشان هم تقویت شده است. احساسی که جامعه از این دولت دارد احساس همدلانه و همگرائی است . بخصوص اینکه آقای روحانی رقیب واجد اخلاق و دارای پرنسیب رقابتی منّزه در برابر خود نداشت.جریان اصولگرای رقیب آقای روحانی از یک پراکندگی جدی رنج می برد. قدرت تجمیع آرا و افکار خود را نداشت. آنها دیرهنگام با اتحاد ناپایدار ، پدیده ای به نام «جمنا» را شکل دادند، آن هم با روند کاملا ناپخته ، شئوناتی را در کنار هم چیدند و یک بازی دموکراسی تصنعی را تدارک دیدند . اما از پیش مشخص بود نمی توانند نیروهای تحت امر را نسبت به این دموکراسی آمرانه قانع کنند. اگرچه دوهزار و 500 نفر را از سراسر کشور گرد آوردند اما چون هدایت از بیرون بود ضعیف ظاهر شدند.اینها همه دلالت بر این داشت که آقای روحانی با یک رقیب گردن کلفت و مستّدلی روبه رو نیست. نتیجه این رقابت در ساحتی خود را نشان داد که چشم های بصیرو بینای مردم بخصوص طبقات هوشیاری ناظر بودند . عرصه ایکه نخبگان سیاسی و دولتمردی از درون آن زاده می شوند، جامعه داوری می کند بازیها را می فهمد و واژه ها را می داند و طرف مقابل را هم می شناسد. بدون اینکه در مقام تمثیل باشم ذهن معطوف به این فرمایش حضرت امیر در رقابت حق و باطل در عصر رسول خدا می شود . زمی فرماید: در رکاب پیامبرخدا(ص) با رقیب، با دشمن می جنگیدیم و زمانی دشمن از ما کشته می گرفت و زمانی هم ما دشمن را شکست می دادیم . اما وقتی خداوند صداقت و صحت عمل ما را دید پیروزی را بر ما نازل کرد.« فمرّهَََ لنا من عدوّنا و مرّة لعدوّنا منا ، فلمّا رأى اللَّه صدقنا أنزل علینا النصر و لعدوّنا الکبت ... یکون العمل والجهاد کله فی سبیل اللَّه، فالنصرهُ لا بد أن تکون للَّه»بدون اینکه در مقام مقایسه باشیم امابرخی رقابتهای سیاسی مهم در این عرصه از این سنخ است. اما حماسه 96 حادثه عجیب و غریبی بودکه در هاضمه و حافظه سیاسی مردم ما پیامد تجارب پیشین ، مقرون به تحقق بود . ملت می دانست طرفین چه کرده اند این مردم در مقام داوری وصدور حکم، صداقت و صفا و رفتار صمیمانه اصلاحات را علیرغم همه محدودیتها احساس کردند و رای خود را تقدیم آقای روحانی کردند.بنده به عنوان کسی که یک نوع اشراف مختصر در فضای سیاسی دارد، به این جمع بندی رسید که پیروز سال 96 آقای روحانی است . مکرر در مصاحبه هایم نیز اشاره می کردم که وی فراتر از رای دوره قبل خود ظاهرخواهد شد . هم از نظر درصد و هم از نظر کمیت . یک مقدار که جلوتر آمدیم و ترکیب مشخص شد، مشخص شد ارزیابی بنده با واقعیت منطبق بود . نه از زمانی که آقای رئیسی آمد بلکه قبل از اینکه ایشان مطرح شود، زمانی که چهره های متعدد 10 نفره مطرح بودند ، عرضم این بود که نامزد نهایی جریان اصولگرا آقای قالیباف است و کسی دیگر نخواهد بود.شش ماه قبل از برگزاری انتخابات قبل از اینکه آقای رئیسی را به صورت vip از درِ تشریفات وارد جمنا کنند - نه به لحاظ فیزیکی- و به آقای قالیباف بگویند روی صندلی عقب بنشیند و ایشان را روی صندلی آقای قالیباف بنشانند، پیام این بود که آقای قالیباف از صحنه رقابتها بیرون می رود . با حضور آقای رئیسی، پیش بینی من این بود اگرچه حتی ممکن است در نظرسنجی ها آقای قالیباف بالاتری از آقای رئیسی باشد اما حتما ایشان را متذکر خواهند شد که به نفع آقای رئیسی از صحنه بیرون برود و این اتفاق هم رخ داد. این نشحیص در" کلیات" از یکسال قبل از برگزاری انتخابات و در" جزئیات "شش ماه بعد ازآن بود . نکته ای هم نبود که حالا خیلی دلالت بر هوش سیاسی من داشته باشد. هر کسی اگر یک مقدار به معادلات دقت می کرد، می توانست به این جمع بندی برسد.*شما هیچ جایی از این رقابت منهای هفته آخر که اوضاع به نفع آقای روحانی شد، اصلا نگران نشدید؟به هیچ عنوان.*اما برخی نظرسنجی باتوجه به سیل حملات به اقای روحانی، حکایت از مقداری ریزش آرای ایشان داشت.نظرسنجی روی هنجارهای سیاسی احتماعی امر مهم و تخصصی است. به صرف اینکه گروهی یکبار نظرسنجی کند، کفایت نمی کند. نظرسنجی پایدار ، جریانی راهگشا است. نظرسنجی ای می تواند به صلاح، رهنمون کند که مستمر باشد و نه منقطع. کافی است به نوع نگرش در حوزه نظرسنجی که دوستمان آقای عباس عبدی به اتفاق اقای محسن گودرزی دارد توجه کنید . آنها تخصّصا و حرفه ای کارشان این است . هیچگاه ندیدیم تعابیر نگران کننده ای از ناحیه آقای عبدی استخراج و منتقل شود. با هم تقریبا هم نظر بودیم . با یک تفاوت که من غیر علمی و عمدتا شهودی به این جمع بندی رسیدم ولی ایشان آدم متخصص و حرفه ای با نگاه جامعه شناختی است . فعالیت روزانه اش این است و با برداشتهای اجتماعی و ارتباطاتی که دارد به چنین جمع بندی عالمانه ای رسیده بود . بدون اینکه هیچگاه در این زمینه با هم دیالوگ داشته باشیم.*الان بحثی وجود دارد که می گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا می ماندند یعنی هم آقای قالیباف و هم آقای رئیسی احتمال داشت که انتخابات به مرحله دوم برود.به هیچ وجه. استدلالی که این نظریه را رد می کند این که عرصه رقابت در سال 96 کاملا خط کشی شده بود . فضای مبهم، آشفته و نامشخصی نبود و دو جبهه کاملا از هم فارق و جدا بودند و رای اصلاح طلبی و اصولگرایی از هم جدا شده بود.اگر چنانچه رای اصولگرایی دوپاره می شد جناب آقای رئیسی و جناب آقای قالیباف . رای این دو نامزد انتخاباتی از درون ظرفی برداشت میشد که منحصر به اصولگرایی بود و هیچگاه از رای اصلاح طلب چیزی به طرف انها منتقل نمی شد. اگر این ها دوپاره می ماندند، حتی ممکن بود جمع آرای آقای رئیسی و آقای قالیباف به 15 میلیون هم نرسد. چراکه نه تنها از رای اصلاح طلبی چیزی به آنها منتقل نمی شد بلکه رای خودشان هم ریزش می کرد. به این احتمال که جامعه اصولگرایان، احساسشان این میشد که دچار تفرقه هستند و دوپاره اند و چون دو پاره اند احتمال پیروزی شان ضعیف است. به دلیل همین احساس، خلع انگیزه می شدند. قبلا پیشنهاد کردم دوستان اصولگرا اگر عقل مدبّر داشته باشند و با مدیریت سیاسی درست عمل کنند حتما مصلحت شان این است که روی یک فرد توافق کنند تا تجمیع آرا را برایشان رقم زند .نفس این تجمیع، یک هم افزایی ایجاد می کند و این هم افزایی می تواند رای شان را افزایش دهد. این اتفاق در آخرین لحظات برایشان رخ داد . آقای جهانگیری که خیلی خوب در رقابتها ظاهر شد یا آقای هاشمی طبا که نسبتا خوب صحبت کرد و برای خودش منطق داشت یا حتی آقای میرسلیم که دائم سوال می کرد و متعلق به آن جناح بود، چون از پیش، جامعه رای دهنده می دانست که آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کنار خواهد رفت . دوم اینکه مشخص بود آقای هاشمی طبا خودش از موضع دفاع از آقای روحانی ظاهر شده و تا روزهای آخر هم می گفت که خودم به آقای روحانی رای می دهم. سوم اینکه می دانستند آقای میرسلیم به عنوان یک زاپاس در گوشه میدان نشسته که اگر یک وقت توپ از میدان خارج می شد به نفع آقای رئیسی و قالیباف به میدان برمیگرداند .چون مردم باور داشتند اینها شخصیتهای مستقل در میدان نیستند، اگر چه در مناظرات هم خوب صحبت کردند و کم نداشتند اما می بینیم جامعه مستحضر و مطلع بود و برایش مشهود بود که قرارش نیست اصولگرایی به میرسلیم رای دهد یا رای اصلاح طلبی درسبد آقای جهانگیری یا آقای هاشمی طبا قرار گیرد. این مرزبندی کاملا تفکیک شده بود. پس رای آقای روحانی همین رای بود و رای اصولگراها همان بود .اگر رئیسی و قالیباف با هم در انتخابات می ماندند ، آقای رئیسی 6 میلیون و آقای قالیباف 4 میلیون رای می آورد و درواقع 5 میلیون این رای مازاد اثر هم افزایی و رزنانسی است که به دلیل وحدت و امید طرفداران برای نیل به مرحله دوم بود که ایجاد شد.*آیا این 5 میلیون به خاطر دادن وعده های فریبنده نبود؟ببینید! وعده های فریبنده در همان 6 میلیون و 4 میلیون ها لحاظ شده است. این افزایش ناشی از هم افزایی وبضرب تشویق رهبران شان برای کسب نصاب بالاتر و امید به اینده بهتر بود .*اصلا این 16 میلیون رای چیست؟ آیا ما می توانیم بگوییم اصولگرایان 16 میلیون رای دارند؟ آنها همیشه بیشتر از 8 میلیون رای نداشتند.نه اصلاح طلبان 24 میلیون رای تشکیلانی دارند و نه اصولگرایان 16 میلیون رای، طرفین باید باورشان باشد که این رای، رای سازمانی و حزبی انها نیست. بارها اعلام کردیم ظرفیت رای اصولگرایی در کشورحداکثر 15 الی 20 درصد است. رای اصلاح طلبی هم 25 الی 30 درصد است. اگر 40 میلیون رای دهنده باشد که بگوییم انتخابات خیلی پرشور است و نحله های سیاسی با حداکثر ظرفیت چسبندگی حزبی- سازمانی ایفای نقش کنند، رای اصلاح طلبی 16 میلیون و رای اصولگرایی حدود 10 میلیون خواهد بود. آنچه که مازاد این اتفاق رخ داده 14 میلیون رای صحیح خاکستری است که 5 میلیون ان تحت تاثیرهمین عوامفریبی وامید افرینی های حضرات اصولگرا هدایت شد والباقی در سبد اصلاحات قرار گرفت . بارها این تجربه راداشتیم اگر آرای ملی از مرز50 درصد بالا زد،این مازاد آرای خاکستری است ونوعا به سمت اندیشه اصلاحات هدایت می شود.منطق رقابتهای ما در این دوره نیز باید چنین می شد که آقای روحانی 29 میلیون رای می آورد و آقای رئیسی 10 میلیون. یعنی یک به 3. چیزی که در آخرین براورد های آقای عبدی هم هست .(نسبت 1 به 3). بسیار مهم است اسیب شناسی کنیم چرا 5 میلیون از 14 میلیون ارای خاکستری که قهرا متعلق به آقای روحانی بوده کم شده و به رای اصولگرایی اضافه شده است؟ علتش ناشی از آثارناخواسته وتحقق یافته عوامفریبی رقبای آقای روحانی و برخی از وعده های خلاف انهاست . وعده های جذاب3 تا 5 برابر شدن یارانه ها که تاثیراتش را در اقشار فرودست جستجو می کردند .یک بخشی هم تاثیر ناکامی های آقای روحانی بود که وی به همه منویات و خواسته های خود دست پیدا نکرد و انتقادهایی در حق ایشان وجود داشت. بخصوص که آثار زیانبار دوره گذشته بلافاصله بعد از پایان کار آقای احمدی نژاد نشان داده نشد و بعدها بروز کرد . فی الواقع بعضی از شعارهای جذاب غیر واقع بینانه ومنحرف کننده از ناحیه رقیب و برخی از نقدهای واقع بینانه در حق آقای روحانی، باعث شد که جهت5 میلیون رای عوض شود و به سمت دیگری برود.*بیشتر روستایی بودند یا شهری؟ارای روستایی وطبقات محروم وفرودست در شهر های دورافتاده ای که تحت تاثیر شعارهای فریبنده بودند . بخشی به خاطر همین شعارهای جذاب انحرافی و بخشی که به سبد آقای روحانی نرفت ناشی از انتقادهایی بود به ناکامی دولت . ضمن اینکه طبقات محروم پیامد تخریب های افراطیون انتظار داشتند باتحقق برجام اتفاقات شگرفی درزندگی شان رخ دهد و نداد . به بیان دیگر تقسیم 14 میلیون رای ( 5،میلیون به نفع جریان راست و مابقی به نفع جریان آقای روحانی ) ناشی از فضای دوقطبی بود که بارها رهبری به ایجادش هشدار می دادند .*آیت الله موحدی کرمانی گفته بودند که آقای رئیسی 16 میلیون رای حلال دارد و رای آقای روحانی مبتنی بر تخلف است. سوال این است که اصلا مبنای اینکه 16 میلیون رای حلال باشد اینکه رای آقای روحانی مبتنی بر رای خلاف است یا صندوقها را بستند و نگذاشتند طرف مقابل رای بدهد، دیر شروع کردند درحالی که از کجا معلوم آنها که پشت در مانده بودند به آقای رئیسی رای می دادند!اولا توصیه ای که به صفت ارادتمندی کوچک به حضرات دارم این است که چرا حیثیت و هویت روحانی واعتقادی خود را به خاطر سیاست و قدرت اینطور مخدوش می کنند ؟ سخن از رای حلال و حرام چیست ؟ این ایا یک نوع بازی با الفاظ و مقدسات مردم نیست ؟ اگر اینچنین باشد می خواهید چه پیامی برسانید؟ ایا پیام این است که دیگرانی که به آقای روحانی رای دادند، ضدانقلاب بودند ؟! کلیپی از برخی چهره های درجه سه آنها مطرح شده که برخلاف تاکیدات رهبری است و می گوید معنی ندارد اجازه دهیم اکثریت قاطع در انتخابات حصور یابند !! اگر اکثریت بیایند، ما رای نمی آوریم و باید مدیریت کنیم ،چون با حضور حداقلی است که پیروز می شویم !! پیام این است که هرکس به رقیب ما رای دهد، ضدانقلاب است و این برخلاف دکترین نظام سیاسی است که امام تحت عنوان مردمسالاری و رای مردم در این کشور نهادینه کرده اند . به اتکای کدام قدرت برخی اجازه دارند خلاف نظر امام حرف بزنند؟ ما امروز به کُنه حقیقت فرمایشات آقای هاشمی رفسنجانی می رسیم که در رد صلاحیت سیدحسن اقای خمینی گفت شما مگر مشروعیت تان از چه کسی گرفته اید که به خودتان اجازه می دهید برخلاف دیدگاه امام حرف بزنید وفرزند فرهیخته وعالم فاضل پاکدامن وهوشمند او را رد کنید؟! این اقایان دارند دین شان را به تاراج می دهند و تحت الشعاع مطامع قدرت کسانی قرار می دهند که نفعی هم برایشان ندارد. نمونه اش برخی صحبتهای خلاف واقع آقای قالیباف .آیا می خواهید دین تان را به خاطر این نوع خلاف گویی ها مخدوش کنید؟! دوم اینکه اگر قرار بر این باشد به نتیجه ارا قلبا تمکین نکنید وشبهه ناک صحبت کنید ناخواسته برخلاف نظر خود موضعگیری اقای مهندس موسوی را تایید می کنید . مگر آقای مهندس موسوی که به انتخابات ایراد گرفت شما نگفتید چرا حرف خلاف قانون می زنی؟ همه بایدتمکین میکردیم که قانون از هر کسی مهمتر است و پذیرفتیم که به هر حال انتخابات صورت گرفته و نهادهای مسئول هم ان را تائید کردند پس دیگر حرفی نمی ماند .این سیاست دوگانه است و از نظر ما بازی است. موضوع آقای موحدی شاید تاحدی قابل فهم باشد چون ایشان به عنوان مسئول جامعه روحانیت مبارزکسی است که این داستان حول محوریت ایشان مدیریت شده و می خواهد از برگزیده خود دفاع کند ولی اصلا نمی فهمیم چرا دیگران این صحبتها را می کنند؟ جناب اقای جنتی این شخصیت محترم ومعّمرکه خود مسئول شورای نگهبان اند . اگر تخلفی شده و انرا به این پررنگی وغلظت مطرح می کنند پس چرا انتخابات را تائید می کنند؟ نظارت، وظیفه شماست و قانون به شما اقتدار داده که تصمیم بگیرید. اگر حرف شما درست است پس فرمایشات مقام معظم رهبری چیست که اعلام کردند انتخابات خوب، آرام و با حضور حداکثری بود و تائید حضور مردم را مطرح فرمودند .حرفهای بی حساب و کتابی که از نا ...

ادامه مطلب  

با همسرم به شایعات می خندیم  

درخواست حذف این مطلب
احسان کرمی، مجری ممنوع التصویری که نمی خواهد در برابر تلویزیون موضع بگیرد، از سال 1385 به طور حرفه ای وارد عرصه اجرا شد، در حالی که پیش از آن هم در کودکی استعداد موسیقیایی اش را کشف کرده بودند...تیتر 20 - احسان کرمی، مجری ممنوع التصویری که نمی خواهد در برابر تلویزیون موضع بگیرد، از سال 1385 به طور حرفه ای وارد عرصه اجرا شد، در حالی که پیش از آن هم در کودکی استعداد موسیقیایی اش را کشف کرده بودند. دراین بین، بیشتر از همه، خنده ها و تسلطش در اجرا در ذهن مان نشسته بود که این بار در زمینه بازیگری توانمندتر از همه کارهای دیگرش ظاهر شد تا استعداد و توانایی اش در کل زمینه های هنر را نشان دهد. عشق و علاقه اش به تمامی رشته های هنری ای که کار کرده مثال زدنی است و این عشق را می شد در لحظه لحظه های مصاحبه و شور و شوق بی وصفش در توصیف حال و هوای این روزهایش به راحتی احساس کرد . او این روزها گروه موفق تئاتر آیس لند را در کانادا همراهی می کند. تئاتری که درایران به شدت مورد استقبال قرار گرفت و اجرایش به کانادا کشیده شد. گفتگوی ما به این بهانه اما در مورد همه حاشیه های زندگی اوست.*البته شما خیلی خوب و شیرین صحبت می کنید و مصاحبه کردن با شما بهانه نمی خواهد اما ما بهانه داشتیم. بهانه ما تئاتر آخرتان آیس لند است که با استقبال بی نظیری هم مواجه شد و قرار است برای اجرای آن به کانادا بروید. از این تئاتر برایمان بگویید؟تئاتر هم برای من مانند رادیو بود. ابتدا تئاتر را از تئاتر شهر یاد گرفتم. و می توانم بگویم تا آن زمان تقریبا تئاتری نبود که نرفته بوده باشم و ندیده باشم. نه به قصد ورود به عرصه بازیگری، فقط به این خاطر که از دیدن تئاتر لذت می بردم. شما یک جهان موازی با خودتان را مشاهده می کنید بدون آنکه در آن دخل و تصرفی داشته باشید، بنابراین تئاتر قضاوت را از شما دور می کند و این اتفاق جالبی است. کسی به عنوان نویسنده و کارگردان آن را قضاوت می کند و شما به عنوان بیننده مجبور به پذیرش آن هستید.در تئاتر افتخارم این است که شاگردی میکاییل شهرستانی را کردم و افتخار دیگرم کار کردن با محمد رحمانیان است.اتفاقی که در تئاتر به عنوان بازیگر برای من افتاد، این بود که مخاطبین و اهالی تئاتر تقریبا با کار آیس لند من را به عنوان بازیگر پذیرفتند. البته زمانی که شما با محمد رحمانیان و همچنین میکاییل شهرستانی کار می کنید یعنی این که شما تئاتری هستید.اما آیس لند به لحاظ متن و نقش دقیقا آن چیزی بود که من به آن نیاز داشتم.استقبال خیلی خوبی از این کار شد، هیچ نقد منفی ای نگرفتم و این برای من عالی است و خیلی امیدوار هستم که بتوانیم این کار را در سالن های خوبی به روی صحنه ببریم، متاسفانه گروه این کار اصلا خاطره خوبی از کار با تئاتر باران ندارند.و من به شخصه از طرف خودم، از طرف آزاده صمدی و آیدا کیخاهی و محمد یعقوبی می گویم که امکان ندارد که این گروه دوباره با تئاتر باران کار کند.ولی نمایش آیس لند برای من اتفاق بزرگی بود و در حال حاضر هم که در حال آماده شدن برای روی صحنه رفتن درکانادا هستیم، می دانم که از آن استقبال خوبی خواهد شد.*شخصیت تان در آیس لند منفی بود. با آن ارتباط برقرار کردید؟من در آیس لند نقش یک شخصیت کاپیتالیست به نام حلیم را ایفا می کنم که پاکستانی الاصل است.* فوق العاده از ایفای این نقش مثبت شنیده ام. تبریک می گویم!ممنونم. خدا را شکر فیدبک های مثبتی ار آن گرفتم و بعد از آن بلافاصله توانستم با خانم نازنین سهامی زاده در نمایش مانوس همکاری داشته باشم. که آن نمایش هم در زمین تئاتر برای من از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.لازم است که این نکته را هم در این جا بیاورم که جدا از این که از همکاری با خانم آیدا کیخاهی خیلی خوشحال هستم و به عنوان کارگران حق بزرگی بر گردن بنده دارند اما در مورد نقش حلیم به میزان زیادی مدیون خانم آزاده صمدی هستم و ایشان خیلی به من کمک کردند. به نظرم آزاده صمدی بهترین پارتنری هستندکه کسی می تواند در بازی داشته باشد و این سومین تجربه من با ایشان بود.به محض برگشتن از کانادا قرار است که در نمایش صدام نقشی را داشته باشم که از این بابت بسیار هیجان زده هستم که قرار است با آقای محمد رحمانیان 50 تا 60 شب در تالار وحدت این نمایش را روی صحنه ببریم. تمام سه ماه تابستانم را به این کار اختصاص داده ام. کار با آقای رحمانیان برای من بی اندازه خوشایند و جذاب است.من با چند نابغه افتخار همکاری داشتم که یکی از آن ها آقای ایرج طهماسب و دیگری محمد رحمانیان هستند که می توان گفت در هر حوزه از هنر شناخت دارند.با موسیقی دیوانه و مریض می شوم!و اما موسیقی؟.... (خنده)*جالب است که در مورد هر کدام ار حوزه ها که صحبت می شود چشمان تان برق می زند، حق دارید که انتخاب یکی از بین این همه جذابیت برایتان سخت باشد.دقیقا همین طور است، واقعا نمی توانم انتخاب کنم (با خنده). در حال حاضر من خواننده گروه نوشه هستم و یک سال ونیم است که باهم همکاری داریم. دو کنسرت موفق در برج آزادی برگزار کردیم و یکی، دو ترک داشتیم. ولی تصمیم گرفتیم که سبک گروهمان را عوض کنیم. ما در ابتدا پاپ سنتی کار می کردیم و تمرکزمان بیشتر در بازخوانی آثار قدیمی بود اما ناگهان تصمیم گرفتیم که یک چرخش 180 درجه ای داشته باشیم و تمرکزمان را ببریم بر روی موسیقی پاپ به شدت پاپ، هاووس. با بهترین آهنگ ساران پاپ که در حال حاضر کار می کنند همکاری می کنیم و سرپرست گروه مان خانم نیوشا بریمانی هستند.همین اواخر آلبوممان ضبط شده و شامل 8 ترک است و ان شاءالله بتوانیم در آذر یا دی ماه کنسرت برگزار کنیم. پروژه را خیلی آرام ولی حرفه ای پیش می بریم. رونمایی آلبوم به بهترین شکل انجام خواهد شد و تمام تلاش مان این است که اتفاق خوبی در حوزه موسیقی رقم بزنیم.*خودتان به چه سبکی علاقه دارید؟سنتی بیستر گوش می کنم ولی واقعیت این است که من همه نوع موسیقی به جز موسیقی رپ را دوست دارم و گوش می کنم. باید بگویم که دیوانه آقای شجریان هستم و به نظرم ایشان انسان باعظمتی هستند و یکی از افتخاراتم این است که هموطن محمدرضا شجریان هستم و در زمانه و هوایی نفس می کشم که ایشان نفس کشیده اند. موسیقی سنتی به شدت برایم اهمیت دارد ولی آنقدر ژرفا دارد و دشوار است که من هرچقدر در آن تلاش کنم هم قطعا در این سن وسال نمی توانم به عنوان خواننده موسیقی سنتی موفقیتی کسب کنم. من از تمرین کردن در این نوع از موسیقی به عنوان یک کمک در موسیقی پاپ استفاده می کنم. موسیقی سنتی صدای مرا پخته می کند.این اواخر یک موسیقی من را راهی بیمارستان کرد.*چرا؟ چه اتفاقی افتاد؟من وقتی که موسیقی خوب گوش می کنم به شدت از لحاظ حسی دچار مشکل می شوم. آهنگ کجا باید برم از روزبه بمانی واقعا آنقدر از لحاظ عصبی من را بهم ریخت که کارم به بیمارستان کشید(خنده).این داستان را برای خود آقای تهمورث پورناظری هم تعریف کردم، کنسرت همایون شجریان بود و موفق نشدم که بروم. در آن کنسرت یک قطعه قدیمی را همایون شجریان بازخوانی کرده بودند: «هر دست که دادم همون دست گرفتم»(شروع به زمزمه می کنند) این شعر برای آقای فروغی بسطامی است. دوستانم این بازخوانی را برای من ضبط کرده بودند. من تا صبح از روی موبایل این موسیقی را گوش می دادم و راه می رفتم و احساس می کردم چند لحظه دیگر پرواز می کنم. ساعت 6 صبح شد و من همچنان ادامه داده بودم. تا اینکه به خودم آمدم و متوجه شدم که ساعت 8.30 باید سر تمرین تئاتر باشم. به کارگردان پیام دادم که حال خوبی ندارم و نمی توانم بیایم و نرفتم (با خنده). متاسفانه موسیقی همچین تاثیری روی من دارد، واقعا متاسفانه.... چون اذیتم می کند و بعد از روزی که به بیمارستان رفتم هرگز آهنگ روزبه بمانی را گوش ندادم. من گاهی با موسیقی های غمگین ورزش هم می کنم (خنده)جای خالی دنیا در کلاه قرمزی*از طریق خانم فنی زاده برای کار کلاه قرمزی معرفی شده اید. درست است؟ قبل از آن صداپیشگی انجام داده بودید؟خیر، دوبله انیمیشن کار کرده بودم، حدود یک سال ونیم برای کار دوبله تست دادم و بالاخره قبول شدم. ولی در واحد دوبلاژ هیچ وقت کار نکردم چون وقت گیر بود و من دائما درگیر اجرا بودم. اما خارج از سازمان دوبله کردم. مانند کارتون فروزن.و در مورد حضورم در مجموعه کلاه قرمزی هم باید بگویم که با این که خانم فنی زاده شناخت زیادی از من نداشتند اما از ایشان خواهش کردم و ایشان من را به آقای طهماسب معرفی کردند.*کاراکتر عزیزم ببخشید به گونه ای در ذهن مخاطب جا گرفته است که اگر سوالی از کسی بپرسی و وارد جزئیاتش شوی سریعا این کاراکتر را بهت نسبت می دهد. دلیل موفقیتش از نظر شما چه بود؟اگر خیلی جذاب شده تقصیر آقای طهماسب است.(با خنده) طراحی این کاراکتر تماما با آقای طهماسب بوده و 2 یا 3 روز قبل از ضبط در مورد طرحی که داشتند ...

ادامه مطلب  

آرت فرها برای معرفی هنر ایران و جغرافیای فرهنگی منطقه موثر هستند / ضرورت حضور گالری ها در آرت فرهای بین المللی در گفتگو با آریا اقبال و حمیدرض  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تجسمی هنرآنلاین:اقتصاد هنرهای تجسمی امروزه بیش از یک دهه گذشته مورد توجه جامعه قرار گرفته است. هرچند به نظر می رسد حتی در میان اهل فن نیز این حوزه دچار فقر در اطلاعات و ساز و کار است. بسیار پیش آمده حوزه اقتصاد هنرهای تجسمی دچار کج فهمی و حتی نابلدی شده است. آرت فرها در کنار حراجی ها، مکان هایی هستند که اقتصاد هنر در آنها در جریان است. هر چند آرت فرهای معتبر بر جنبه های هنر پیشرو نیز تاکید دارند و به نوعی گردهمایی هنر معاصر و هنر مدرن هستند.آرت فر دبی که هم زمان با نوروز ایرانیان برگزار می شود به یقین مهمترین آرت فر در منطقه است که در پی جایگاه جهانی ست، این رویداد، در دو بخش مدرن و معاصر در آخرین دوره برگزاری در اسفند سال گذشته خود میزبان 10 گالری از تهران بود. در حالی که در این آرت فر 94 گالری از سراسر دنیا آثار هنرمندان خود را ارائه دادند.گالری آریا به عنوان یکی از گالری هایی که در بخش مدرن آثار دو هنرمند ارمنی ایرانی، گارنیک درهاکوپیان و خانم سونیا بالاسانیان را ارائه داده بود، توانست حضوری موفق در این آرت فر را تجربه کند. در ادامه پای صحبت های آریا اقبال مدیر گالری آریا و حمیدرضا کرمی مسئول بخش بین الملل و برون مرزی گالری آریا نشستیم. بیش از هر چیز نیت ما مرور چگونگی حضور موفق در این رویداد هنری و اقتصادی است.خانم اقبال شما در گالری آریا از چند سال پیش یک پروژه ای را تحت عنوان "بازخوانی هنر مدرن ایران" برگزار کردید که حاصلش 4 نمایشگاه برای چهار هنرمند مدرنیسم ایرانی بود. چه شد که تصمیم گرفتید این سری نمایشگاه ها را با تکیه بر هنر مدرن ایران برپا کنید؟آریا اقبال: ما الان نزدیک 4 سال است که داریم متمرکز روی پروژه بازخوانی هنر مدرن ایران کار می کنیم. اولین نمایشگاه مان را با آثار سیراک ملکونیان برگزار کردیم. البته در ابتدا قرار نبود اسمش را بازخوانی بگذاریم، بلکه قرار بود همراه با گالری "آب انبار" یک نمایشگاه برای آقای ملکونیان برپا کنیم که هر چه جلوتر رفتیم، من به آقای متین فر (مدیر گالری آب انبار) پیشنهاد دادم که کارمان یک پروژه بازخوانی باشد. من هیچ ایده ای برای آینده پروژه نداشتم ولی شخصاً آدمی نیستم که یک کاری را انجام دهم و بعد بیرون بروم. آقای متین فر هم همین طور است. البته کاری که آقای متین فر به طور شخصی انجام می دهد، روی هنر معاصر متمرکز است ولی با این وجود، من پیشنهاد کردم که اسم پروژه مان را "بازخوانی هنر های مدرن ایران" بگذاریم و عدد 1 هم جلوی این عنوان باشد تا این پروژه با هنرمندان دیگر ادامه پیدا کند.برپایی اولین نمایشگاه "بازخوانی هنر مدرن ایران" برای آقای ملکونیان کار خیلی سختی بود. ما آثار آقای ملکونیان را از انبارخانه برادر ایشان بیرون آوردیم. آن آثار 60 سال بود که از انبار بیرون نیامده بودند. البته آقای ملکونیان نمایشگاه گروهی می گذاشتند و این طور نبود که که اصلاً کارهای شان به نمایش در نیاید. اما ما چون بحث بازخوانی را مطرح کرده بودیم، مجبور شدیم که آثار 60 سال قبل شان را هم از انبار بیرون بیاوریم. بعضی از آثار هیچ چیزی از آنها باقی نمانده بود. چروک و کدر شده بودند. نزدیک 4 ،5 ماه مرمت این آثار طول کشید اما به هر حال این پروژه سخت انجام شد و نمایشگاه بازخوانی هنر مدرن ایران (1) با ارائه آثار آقای سیراک ملکونیان برپا شد.ما از روزی که پروژه بازخوانی هنر مدرن ایران آغاز شد، برای خودمان این تعهد را ایجاد کردیم که این پروژه شماره های 2 و 3 هم داشته باشد. به همین منظور پس از نمایشگاه آقای ملکونیان، یک لیستی از هنرمندان را به مشورت گذاشتیم که خیلی طولانی بود و از میان آن ها یک سری از هنرمندان یا خودشان حضور نداشتند و یا آثارشان یافت نمی شد. در نهایت به آقای بهمن محصص رسیدیم و قرار شد که نمایشگاه دوم برای آثار ایشان برگزار شود. آثار آقای محصص علیرغم آن که نیازی به مرمت نداشتند اما این سختی را هم برای مان ایجاد کردند که هزینه های زیادی برای گرفتن آثار بپردازیم چون مجموعه دارها هیچ اثری از ایشان را برای فروش نگذاشته بودند و ما هزینه این آثار را از درآمد نمایشگاه آقای ملکونیان پرداخت کردیم. با این حال، نمایشگاه آقای محصص نمایشگاه بسیار درخشانی از آب درآمد و بدون اغراق، ما حدود 10 هزار بیننده برای این نمایشگاه داشتیم.سومین نمایشگاه از پروژه بازخوانی هنر های مدرن ایران، نمایشگاهی متعلق به آثار خانم بهجت صدر بود. آثار خانم صدر را دخترشان داشت ولی در این مورد هم دوباره هیچ اثری برای فروش گذاشته نشده بود. بنابراین باید هزینه زیادی برای آوردن آثار از فرانسه به ایران پرداخت می شد که ما این هزینه را پرداخت کرده و نمایشگاه خانم صدر را برپا کردیم. بعد از آن دیدیم که تا به حال آثار سه هنرمند شناخته شده را به نمایش گذاشته ایم و حالا شاید نوبت یک هنرمند حرفه ای اما شناخته نشده باشد. به همین منظور به سراغ آقای گارنیک درهاکوپیان رفتیم که حدود 40 سال بود به طور جدی آثارش را ارائه نداده بود. ایشان در این 40 سال فقط یک بار در موزه آثارش را به نمایش گذاشته بود و یک بار هم در یک نمایشگاه گروهی. هیچ کدام از آن ها هم خیلی جدی نبود و به همین خاطر هیچ کس گارنیک درهاکوپیان را نمی شناخت. آقای درهاکوپیان آثار درخشانی داشتند. ایشان 40 سال فقط در آتلیه شان کار کردند و نخواستند مطرح شوند.چرا آقای در هاکوپیان وارد یک انزوا شدند و پس از انقلاب خبری از ایشان نشد؟آریا اقبال: واقعیت این است که اگر ما به سراغ آقای درهاکوپیان نمی رفتیم، ایشان همچنان قصد نداشت که برای ارائه آثارش به سراغ کسی برود و خودش را مطرح کند. فکر کنم که در این سال ها هیچ کس پیگیر نشده بود و به سراغ ایشان نرفت. باید خودشان اقدام می کردند که البته روحیه شان این طوری نیست. در این مدت، چند سال هم با بیماری دست و پنجه نرم می کردند و مدت ها در خانه و در بیمارستان بستری بودند. به هر حال آقای درهاکوپیان خیلی دل شان می خواست که انرژی شان را روی نقاشی کشیدن بگذارند و خودشان را خیلی درگیر ارائه آثار نکنند. به همین خاطر ما خیلی سعی کردیم که در نمایشگاه چهارم، کمترین بار را روی دوش ایشان بگذاریم و تمام تلاش مان این بود که همه کار از طرف ما انجام شود و ایشان فقط ناظر کارها باشند.نمایشگاه آقای درهاکوپیان چه بازخوردی برای تان داشت؟آریا اقبال: نمایشگاه آقای درهاکوپیان نمایشگاه بسیار درخشانی بود. البته این نمایشگاه این بار مشترکاً بین گالری آریا و گالری ماه مهر برگزار شد. ما برای این 4 نمایشگاه، کتاب هم در نظر گرفتیم که یک کار پژوهشی انجام شده باشد. کتاب نمایشگاه آقای درهاکوپیان خیلی کتاب خوبی از آب در آمد که با همت نشر نظر منتشر شد و فروش خوبی هم داشت. این کتاب را آقای پاکباز نوشتند و خود آقای درهاکوپیان هم در چند قسمت تمام مسیر کاری شان را توضیح دادند. کتاب آقای درهاکوپیان اولین کتابی بود که وارد کتابفروشی ها شد که این مسأله بسیار برای مان اهمیت داشت چون 3 کتاب قبلی، فقط در گالری خودمان به فروش می رسیدند. اتفاق جالبی که در مورد فروش کتاب ها افتاد این بود که کتاب آقای ملکونیان کاملاً به فروش رسید و الان از 1000 نسخه فقط 2،3 نسخه در دست من و چند نسخه هم در دست آقای متین فر وجود دارد. همین اتفاق باعث که ما تصمیم بگیریم این کتاب تجدید چاپ شود. من معتقدم که هر کسی اگر روی پای خودش بایستد، به هر حال جواب می گیرد که این مسأله سوای بحث مالی آن بسیار ارزشمند است چون دغدغه اصلی مان این است که پله هایی وجود داشته باشد که نسل بعدی بتواند پایش را روی آن پله ها بگذارد و بالا برود.خانم اقبال چطور شد که در آرت فر دوبی حضور پیدا کردید؟آریا اقبال: سال گذشته یک روز به افتتاح نمایشگاه آقای درهاکوپیان مانده بود که یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت که خانم میرنا عیاد مدیر آرت فر دوبی به ایران آمده و پرس و جو کرده و دیگران به ایشان گفته اند که گالری آریا دارد روی مدرنیست های ایرانی کار می کند، ایشان خیلی علاقه مند است که بیاید شما را ببیند. خلاصه هماهنگی های لازم صورت گرفت و خانم عیاد به دیدن من آمد و پیشنهاد حضور ما در آرت فر را مطرح کرد. آن زمان تقریباً دیگر سایت آرت فر بسته شده بود و چیزی به انتخاب گالری های پذیرفته شده نمانده بود. با این حال، من با پیشنهاد خانم عیاد مخالفت کردم و دلایل ام را هم ذکر کردم. ایشان اصرار کردند و گفتند بیشتر فکر کنید. چند بار هم ایمیل زدند که خوشبختانه آن موقع آقای کرمی دوبی بودند و با خواهش من رفتند و با آرت فر صحبت کردند تا این که مقدمات حضور ما در آرت فر دوبی فراهم شد.دلایل تان برای رد پیشنهاد خانم میرنا عیاد چه بود و چرا نمی خواستید در آرت فر دوبی حضور پیدا کنید؟آریا اقبال: سال ها قبل برپایی نمایشگاه های مختلف در دوبی به شکل مداوم و پی در پی را گالری آریا آغاز کرده بود. این بحث مربوط به 18 ،19 یا حتی شاید 20 سال پیش است. ما در آن سال ها نمایشگاه های بسیار موفقی را با فروش های خیلی خوب در دبی برگزار کردیم، در حالی که دوبی اصلاً این طور نبود که پر از گالری باشد و گالری های مختلف ایرانی در آن رفت و آمد داشته باشند. بعد از آن فضای گالری داری در ایران تغییر کرد و تعداد گالری ها زیاد شد و تعداد زیادی از گالری ها به هر دلیلی به گالری های دوبی روی آوردند. من ذاتأ در کاری که انجام می دهم، آدم جنگجویی هستم ولی اصولاً اهل رقابت نیستم و همان زمان هم تصمیم گرفتم که دیگر با دبی کار نکنم و بهتر است بروم سر کار خودم. شلوغ بازی و ماجراهای رقابتی در دبی را می دیدم و می توانستم حدس بزنم که سرنوشتش به کجا می کشد. بنابراین تصمیم گرفتم که دیگر با دوبی کار نکنم اما همچنان می رفتم و نمایشگاه ها را می دیدم. اصلاً از چیزی هم ناراحت نبودم و فقط به خانم عیاد گفتم که سیاست گالری آریا و همینطور اخلاق خود من و دوستانم، چندان با بحث شلوغ بازی و رقابت جور در نمی آید.اما چه شد که در نهایت تصمیم گرفتید در آرت فر دوبی شرکت کنید؟آریا اقبال: دلیلش حضور قوی آقای کرمی بود. من سال هاست که با آقای کرمی دوستی دارم و در زمینه های مختلف با ایشان همکاری کرده ام. در این مقطع هم آقای کرمی با حضور در آرت فر دوبی موافقیت کردند و از طرفی صحبت های خانم عیاد هم روی من تأثیر گذاشت و باعث شد که پیشنهادشان را بپذیرم. اضافه شدن بخش مدرن به آرت فر هم برای من خیلی مهم بود، چون قبل از آن فقط بخش معاصر وجود داشت. خانم عیاد به من گفتند که می خواهیم امسال تمرکزمان را به صورت جدی روی بخش مدرن بگذاریم و برای مان مهم است که گالری هایی در آرت فر شرکت کنند که در بخش مدرن حرفه ای هستند. خانم عیاد به من گفت که شما کار پژوهشی کرده اید و می دانید که این مسیر را باید چطور بروید. همه این ها باعث شد که من حضور در آرت فر دوبی را بپذیرم.آقای کرمی به عنوان مسئول بخش بین الملل و برون مرزی گالری آریا بگویید که چه پروسه ای طول می کشد تا یک گالری بتواند در "آرت دوبی" شرکت کند؟حمیدرضا کرمی: عموما شروع شرکت گالری ها در همه آرت فرهای دنیا و از جمله آرت دوبی از طریق پاسخ به یک فراخوان آنلاین بر روی سایت آرت فرهاست و آرت فرها عموما معیارهایی همچون سابقه و عمر گالری، اهداف و تمرکز آن، موفقیت اقتصادی، نوآوری، دانش و روشن بینی در انتخاب هنرمند و نمایش آثار را در انتخاب های شان مدنظر قرار می دهند. با توجه به این معیارها و با در نظر گرفتن محدود و مشخص بودن فضای اختصاص یافته، تعداد معینی گالری به آرت فرها راه پیدا می کنند و تعداد بسیاری هم انتخاب نمی شوند. چنانچه پروپوزال یا طرح پیشنهادی گالری برای شرکت در آرت فر مورد قبول هیات داوری قرار بگیرد، بقیه مراحل که البته مراحل ساده ای هم نیست به تدریج طی می شود تا به عقد قرارداد بین گالری و آرت فر منجر شود. بیشتر آرت فرها در حال حاضر آثار هنری را در دو دسته مدرن و معاصر، به صورت مجزا یا در ترکیب با هم نمایش می دهند.البته شرکت در آرت فرها هزینه زیادی برای گالری ها دارد. آرت فرها هیچ درصدی از فروش آثار را دریافت نمی کنند و درآمد آنها از طریق اجاره غرفه ها و جذب حامیان مالیِ بزرگ تامین می شود که البته آرت فر دوبی از نظر جذب این حامیان مالی و اسپانسرها از جمله قوی ترین آرت فرهاست. آرت فر دوبی با مدیریت جدیدش بر روی فرایند کیوریتوریال نمایش آثار پافشاری دارد و این امر بویژه در مورد بخش مدرن چشمگیرتر است، هرچند شاید در بخش معاصر با سختگیریِ کمتری همراه باشد. هر کدام از بخش های مدرن و معاصر آرت فر دوبی، هیات داوریِ مخصوص به خود را دارد که معمولا بین چهار تا پنج نفر هستند. گاهی لازم می شود که سه یا چهار بار پروپوزال گالری به هیات داوری ارائه شود تا آن را بررسی و تایید کنند. سال گذشته در بخش معاصر ۴۴ گالری شرکت داشتند، در حالی که در بخش مدرن فقط ۱۶ گالری آثارشان را به نمایش گذاشته بودند.بخش مدرن آرت فر دوبی از زمان مدیریت قبلی تا مدیریت فعلیِ آن، خانم "میرنا عیاد"، اختصاصا به معرفیِ استادان و پیشگامان گرایش های مدرنیستی در هنرِ منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا (هند و پاکستان) می پردازد. در مورد این مناطق خیلی مهم است که این آثار بین سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۸۰ میلادی تولید شده باشند، هرچند با تغییر این سیاست، از آرت فر آینده، تاریخ خلق آثار می تواند تا پایان قرن بیستم یعنی سال ۲۰۰۰ هم باشد. اعضای هیات داوری و انتخاب در مطالعه و تایید طرح های پیشنهادی و هنرمندان و آثارشان خیلی با دقت و تیزبینی عمل می کنند و این واقعیتی است که در مورد آرت فر دوبی وجود دارد.چطور شد که برای "آرت دوبی" به آقای گارنیک درهاکوپیان و خانم سونیا بالاسانیان دو هنرمند ایرانی ار ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شما در ...

ادامه مطلب  

مواضع روحانی تغییر نکرده است  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت اصولگرای مثلث آنلاین: سیدحسین نقوی حسینی نشست روحانی با جامعه روحانیت مبارز را گامی به پیش می داند و معتقد است: «خاستگاه سیاسی روحانی از ابتدا نیز همین بود و هیچ تغییری نکرده است.» سخنگوی فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس یادآور می شود: «روحانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری می تواند به عنوان یک رجل سیاسی نقش آفرینی و اثرگذاری کند اما قطعا لیدر جریان اصولگرا یا اصلاح طلب نخواهد بود. «این فعال سیاسی اصولگرا به تلاش های انجام شده برای ایجاد جریان سوم سیاسی در کشور اصالت نمی دهد و می گوید: «فقط دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب در عرصه سیاسی کشور هستند و به رغم تلاش های روحانی و طیف لاریجانی، جریان سیاسی به نام اعتدال نتوانست شکل بگیرد.»از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم حدود پنج ماه می گذرد اما در همین مدت با رویکردهای متفاوتی از آقای روحانی مواجه هستیم. او در زمان اوج تبلیغات انتخاباتی بیشترین فاصله را از جریان اصولگرا پیدا کرد، حتی جامعه روحانیت به عنوان خاستگاه سیاسی آقای روحانی از او فاصله گرفت و عضو دیگری از تشکیلات خود را تایید و حمایت کرد اما بعد از مدتی به ویژه وقتی مراسم تحلیف و تنفیذ برگزار شد، شاهد آقای روحانی متفاوتی بودیم. اخیرا نشستی با حضور رئیس جمهور و اعضای جامعه روحانیت مبارز انجام شد. تصاویر نشست نشان می داد که دو طرف لبخند بر لب دارند و این مساله پالس های مثبتی را از همگرایی به جامعه منتقل می کند . ارزیابی شما از فضایی که آقای روحانی در آن قدم گذاشته و پیش می رود، چیست؟ امروز اصلاح طلبان با بیان نقدهایی به ترکیب کابینه دولت دوازدهم معتقدند رئیس جمهور محافظه کاری پیشه کرده و به همین دلیل هرچه زمان می گذرد، حمایت جریان اصلاحات از آقای روحانی در حال کمرنگ شدن است و در عوض نقدها و انتقادهایشان بیشتر و صریح تر می شود. آیا می توان گفت آقای روحانی تغییر مشی سیاسی داده است؟ صحبت درباره این موضوع نیازمند توجه و اطلاع یافتن از جزئیات بیشتر است اما اینکه اصلاح طلبان انتقاداتی به دولت دارند، بله همین طور است، حتی من در جریان نشست مجلس برای بررسی صلاحیت و برنامه های وزرای پیشنهادی با برخی چهره های شاخص این جریان از جمله آقای عارف صحبت کردم و گفتم: «ظاهرا موضوع برعکس شده، ما اصولگراها از وزرای دولت مورد حمایت شما دفاع می کنیم اما شما اصلاح طلبان به وزرای پیشنهادی حمله می کنید. در حالی که باید برعکس باشد یعنی ما حمله کنیم و شما دفاع کنید.» همان طور هم که دیدیم در مجموع مخالفت جدی با وزرای پیشنهادی رئیس جمهور صورت نگرفت، البته یکی از وزرای پیشنهادی که منتسب به جریان تند اصلاح طلب بود، نتوانست حدنصاب آرای موافق برای وزارت را کسب کند اما این اتفاق به لحاظ سیاسی نبود بلکه او رای نیاورد شاید چون خیلی از موضع بالا با مجلس برخورد کرد. بالاخره این واقعیتی در جریان بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی بود. فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس با دولت برای اعطای رای اعتماد به گزینه های پیشنهادی رئیس جمهور همکاری خوبی داشت چون اگر فراکسیون نمایندگان ولایی به بعضی وزرا رای موافق نمی داد قطعا آنها امروز وزیر نبودند. در واقع رای موافق فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس بود که باعث وزارت آن افراد شد. از طرفی همان طور که اشاره شد رئیس جمهور اخیرا نشستی با جامعه روحانیت داشت و تبادل نظراتی میان آنها اتفاق افتاد. آقای روحانی چنین نشستی را نیز با فرماندهان سپاه پاسداران برگزار کرد و تغییر موضع خیلی آشکاری در حمایت از سپاه صورت گرفت. یک دفعه موجی از حمایت سپاه پاسداران در دولت شروع شد. رئیس جمهور، معاونان و برخی وزرایی که در دولت جایگاه شان شاخص تر است، همه از سپاه حمایت کردند. آقای روحانی در مقابل بیانات سخیف و نسنجیده و غیرمنطقی ترامپ در سازمان ملل و همین طور موضع گیری اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره برجام، سکوت نکرد و خیلی صریح پاسخ داد. این موضع گیری ها با قبل متفاوت بود چون در گذشته شاهد بودیم وقتی رئیس جمهور فعلی یا قبلی آمریکا حملات تندی به ایران می کردند، آقای روحانی خیلی عکس العمل نشان نمی داد اما این روزها مواضع متفاوت نسبت به گذشته را از آقای روحانی می بینیم. با این وجود اینکه چقدر معنای این اقدامات به معنای تغییر یا تعدیل مواضع تفسیر شود، معتقدم نیازمند بررسی بیشتر است.آقای روحانی آن طور در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم موضع گیری می کرد که حتی برخی اصولگرایان معتقد بودند او از خطوط قرمز نظام گذشته است اما امروز کار به اینجا رسید که اصلاح طلبان منتقد او شدند چون می گویند آقای روحانی کابینه را به میل اصولگراها بست. به نظر شما چه اتفاقی در حال وقوع است؟ آیا آقای روحانی محافظه کاری پیشه کرده است یا اصلاح طلبان زیاده خواه تر شدند، در واقع این اختلاف سلیقه بین آقای روحانی و جریان اصلاحات از کجا ناشی می شود ؟ چون هرچه پیش می روند فاصله بین آقای روحانی و اصلاح طلبان بیشتر می شود . باید یک تفکیکی بین سطوح تعاملات قائل شویم. شاید در سطح رئیس جمهور یا بعضی از معاونان و برخی وزرا شاهد این مصداق ها باشیم اما در استان ها و شهرستان ها این طور نیست. در استان ها و شهرستان ها همچنان اصلاح طلبان میدانداری می کنند و معتقدند، دولت از ماست و اصلاح طلبان باید در سازمان ها، دستگاه ها، ادارات و نهادها مدیر باشند؛ به همین جهت تقریبا همه مدیر ان جابه جا شدند و همه روسای ادارات، فرمانداران، بخشدارها و حتی دهیارها تغییر کردند. اصلاح طلبان در انتخابات شوراها موضع داشتند و سعی می کردند کسانی به شوراها راه پیدا کنند که حامی دولت هستند. به این تفاوت سطوح هم باید توجه داشته باشیم که شاید در رده های بالایی بشود به مصادیقی اشاره کرد اما از سطح وزیر به پایین اتفاقی نیفتاده است و همچنان اصلاح طلبان میدان دار هستند. منتها آنچه اصلاح طلبان موضع گیری می کنند در همین رده ها است. آنها معتقدند به هر حال کادر اصلی دولت و کابینه باید وجوه اصلاح طلبی اش قوی تر و نمایان تر باشد. همین هم باعث اعتراضات شدید دوستان اصلاح طلب شد. با برخی چهره های اصلاح طلب درباره برخی وزرای پیشنهادی صحبت می کردم، آنها می گفتند: «اصلا ما اینها را اصلاح طلب نمی دانیم و قبول نداریم که بیاییم حمایت و دفاع کنیم.» بنابراین فکر می کنم انتظار اصلاح طلبان بیش از اینها است چون خودشان را عامل اصلی رای آوری آقای روحانی می دانند و معتقدند «اگر اصلاح طلبان نبودند، آقای روحانی رای نمی آورد چون جریانی که در شهرستان ها و استان ها عقبه داشت، جریان اصلاح طلب بود و آقای روحانی باید حق این نقش ایفاشده از سوی اصلاح طلبان را ادا کند و چهره کابینه بیش از آنکه به اعتدالگرایی نزدیک شود باید به اصلاح طلبی نزدیک شود.»خودتان وقتی عکس دیدار آقای روحانی را با جامعه روحانیت مبارز دیدید چه پیامی از آن گرفتید؟ برای من البته اتفاق عجیبی نبود، یعنی وقتی این عکس را دیدم تعجب نکردم. اگرچه آقای روحانی در دوره انتخابات ریاست جمهوری 29 اردیبهشت سال 96 و تبلیغات انتخاباتی به برخی از خطوط قرمز نظام تعرض کرد، رقیب هراسی را در دستورکار خود قرار داد و مباحثی را گفت که با واقعیت انطباق نداشت ولی نشست او با جامعه روحانیت مبارز برای من تعجب برانگیز نبود چون اولا بالاخره آقای روحانی رای آورد، او رئیس جمهور ملت ایران است و باید با همه گروه ها تعامل کند و نشست بگذارد، به ویژه آنکه جامعه روحانیت مبارز خاستگاه سیاسی اوست. بر همین اساس معتقدم آقای روحانی تلاش کرد با جامعه روحانیت ارتباط برقرار کند. کما اینکه نشست های دیگری هم داشت و آن نشست ها محدود به جامعه روحانیت نبود. آقای روحانی نشستی با گروهی از نمایندگان عضو فراکسیون ولایی درباره کابینه ترتیب داد، یعنی بالاخره این تعاملات در دستورکار او بود، بنابراین خیلی از نشست جامعه روحانیت مبارز و آقای روحانی تعجب نکردم.اینکه می گویند آقای روحانی به خاستگاه سیاسی خود برگشته است، چنین تحلیلی را قبول دارید؟ من از این زاویه به مسائل نگاه نکردم.برخی معتقدند آقای روحانی سال 92 و بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، از خاستگاه اصلی سیاسی خود خارج شد و در جریان اصلاح طلبی قرار گرفت اما در مقابل کسانی هم هستند که می گویند آقای روحانی همان آقای روحانی قبل از سال 92 است، به نظر شما آیا آقای روحانی از خاستگاه اصلی سیاسی اش خروجی داشته است که حالا سعی می کند به آن خاستگاه برگردد یا خیر؟ من خودم معتقدم آقای روحانی خروجی نداشته است. آقای روحانی همان آقای روحانی گذشته بود و الان هم همان روحانی گذشته است چون من الان با آقای روحانی آشنا نشدم. حداقل از سال های 62-61با او آشنا بودم. سال 62 ما آقای روحانی را به ورامین دعوت کردیم و مراسمی را به مناسبت سالگرد شهیدان رجایی و باهنر و شهدای هشتم شهریو ...

ادامه مطلب  

تاکید روحانی در دیدارهای دیپلماتیک پس از تحلیف بر توسعه روابط دوجانبه با کشورهای مختلف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش بامداد دوشنبه ایرنا، رئیس جمهوری روز یکشنبه و یک روز پس از مراسم تحلیف، در دیدار با سران شماری از کشورهای حاضر در این مراسم؛ به طور جداگانه با آنها به گفت وگو پرداخت و طرفین در این دیدارها بر گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی تاکید کردند.** سرکیسیان: ملت ایران رئیس جمهوری انتخاب کرد که خط مشی موفقی داشته استحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه در دیدار سرژ سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان به اشتراکات فرهنگی و تاریخی فراوان دو کشور اشاره کرد و افزود: تهران و ایروان با استفاده از این اشتراکات می توانند گام های مثبت و زیادی به نفع دو ملت و ملت های منطقه بردارند.رئیس جمهوری با تاکید بر اینکه تهران به دنبال توسعه روزافزون روابط خود با کشورهای همسایه از جمله ارمنستان است، گفت: دو کشور در بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی و در حوزه هایی از جمله حمل و نقل، انرژی، گردشگری و ترانزیت زمینه های فراوانی برای همکاری دارند.وی با تاکید بر اهمیت موضوع ثبات امنیت در منطقه و هوشیاری در مقابل خطر تروریسم، ادامه داد: پس از اینکه تروریست ها در عراق و سوریه به طور کامل شکست بخورند این احتمال وجود دارد که تلاش کنند در سراسر منطقه پخش شوند. باید همگان نسبت به این خطر از جمله در منطقه قفقاز و آسیای میانه کاملا هوشیار و مراقب باشیم، چرا که معضل خطرناکی است که می تواند امنیت کل منطقه را به مخاطره بیندازد، از این رو در مبارزه با تروریسم ضرورت دارد همکاری و هماهنگی های نزدیکی بین کشورها وجود داشته باشد.رئیس جمهوری همچنین با اشاره به موضوع قره باغ و با تاکید بر اینکه حل و فصل این مساله فقط راه حل سیاسی دارد، گفت: برای جمهوری اسلامی ایران بسیار اهمیت دارد که در اطراف مرزهای خود، امنیت کامل داشته باشد و امیدواریم با تلاش و ابتکارات دو کشور همسایه ارمنستان و آذربایجان، شاهد پایان مسالمت آمیز این مساله باشیم و معتقدیم چنانچه دو طرف از اراده جدی برای حل و فصل موضوع برخوردار باشند، راه حل های مناسبی هم برای آن در دسترس است.سرژ سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان نیز در این دیدار با ابراز خرسندی از حضور در مراسم تحلیف و با تبریک آغاز دور دوم ریاست جمهوری روحانی، افزود: ملت ایران در ماه های اخیر، توانست رئیس جمهوری انتخاب کند که طی سال های گذشته خط مشی موفق و مهمی را سپری کرده است. رئیس جمهوری ارمنستان به افزایش سطح روابط دو کشور طی سال های گذشته اشاره کرد و گفت: به رغم بهبود و ارتقای سطح روابط معتقدیم که هنوز نتوانسته ایم سطح همکاری های اقتصادی تهران و ایروان را به سطح روابط سیاسی برسانیم، لذا مصمم هستیم در همه حوزه های اقتصادی روابط فعال و گسترده ای با ایران برقرار کنیم.سرکیسیان یادآورشد: تهران و ایروان در حوزه ها و بخش های مختلف اقتصادی بویژه انرژی، تجارت، حمل و نقل می توانند روابط خود را هر چه بیشتر افزایش دهند.رئیس جمهوری ارمنستان بر اهتمام ایروان به منظور حل و فصل مسالمت آمیز موضوع قره باغ تاکید کرد.** روحانی: مبارزه با بی ثباتی و تروریسم، مسئولیت مشترک جهانی استحجت الاسلام والمسلمین روحانی همچنین روز یکشنبه در دیدار نخست وزیر سوازیلند افزود: تروریسم به عنوان یک بیماری خطرناک که امروز در بخش هایی از آفریقا ناامنی بوجود آورده، نتواند به سمت سایر مناطق این قاره حرکت کند و به طور کامل در این قاره ریشه کن شود.وی با یادآوری اینکه ایران و اکثر کشورهای آفریقایی معمولا تجربه های مشابهی در قرن های گذشته داشته و امروز هم از اهداف مشترکی درباره مسائل منطقه و جهانی برخوردارند، اظهارداشت: جمهوری اسلامی ایران در آغاز انقلاب اسلامی برای حمایت از مبارزات مردم آفریقا بویژه در آفریقای جنوبی و علیه آپارتاید تلاش زیادی داشت و امروز بسیار خرسندیم که در جنوب آفریقا، امنیت و ثبات قابل قبولی وجود دارد.رئیس جمهوری اهمیت وجود احترام و حقوق مساوی برای همه ملت های جهان را بعد از موضوع امنیت و ثبات مورد تاکید قرار داد و گفت: برای تحقق این هدف همکاری های سیاسی و بین المللی ما در مجامع بین المللی اهمیت فراوانی دارد و معتقدیم برخی از کشورهایی که هم در زبان و گفتار و هم در عمل به دنبال سلطه و تفوق بر جهان هستند، راه نادرستی را انتخاب کرده اند.روحانی با تاکید بر اینکه دو قاره آسیا و آفریقا منافع مشترک و زیادی برای همکاری های نزدیک دارند و جمهوری اسلامی ایران برای توسعه روابط با کشورهای آفریقایی اهمیت زیادی قایل است، گفت: تهران کاملا آمادگی دارد که سطح روابط و همکاری های خود را با همه کشورهای آفریقایی از جمله سوازیلند هر چه بیشتر گسترش دهد.وی با بیان اینکه تهران از ارتقا و توسعه روابط اقتصادی و فرهنگی با کشورهایی که در مسیر رشد قرار دارند، استقبال می کند، افزود: برای توسعه سطح همکاری ها، بخصوص در بخش های اقتصادی لازم است شرایط و ظرفیت ها برای سرمایه گذاران دو کشور شفاف و آسان باشد.'بارناباس سیباسیسو دلامینی' نخست وزیر سوازیلند که به منظور شرکت در مراسم تحلیف ریاست جمهوری به تهران آمده است نیز در سخنانی با تبریک آغاز دور جدید ریاست جمهوری روحانی، گفت: سوازیلند در مسیر توسعه قرار دارد و در این مسیر به همکاری و برقراری روابط نزدیک با کشور بزرگی مانند ایران، اتکا داریم.نخست وزیر سوازیلند یادآورشد: سوازیلند برای تعمیق هر چه بیشتر دوستی و روابط خود با ایران، اهمیت ویژه ای قایل است و مصمم هستیم همکاری های خود را در زمینه های مختلف، افزایش دهیم.سیباسیسو دلامینی تصریح کرد: سوازیلند برای صلح و امنیت، ارزش و اعتبار زیادی قایل بوده و در این زمینه نیز علاقمند به برقراری روابط نزدیک و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران است.** تاکید روحانی بر مشارکت ایران و لسوتو در مبارزه با تروریسم حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه و در ادامه دیدارهای دیپلماتیک خود؛ در دیدار لستی سوم پادشاه لسوتو ضمن خوش آمدگویی به وی برای حضور در مراسم تحلیف دوره دوازدهم ریاست جمهوری افزود: دو ملت ایران و لسوتو از نظر افکار، اعتقادات، آرزوها و آرمان ها با هم نزدیکند و این اشتراکات فرهنگی، پایه و فرصتی است تا بتوانیم از آن به نفع ملت ها استفاده کنیم.وی با بیان این که ایران هیچ مانعی برای گسترش روابط میان دو کشور قایل نیست، بر ضرورت نزدیکی شرکت ها و بخش های اقتصادی و فرهنگی و شناساندن ظرفیت های موجود در دو کشور تأکید کرد.رئیس جمهوری با بیان این که توسعه مناسبات دوستانه با کشورهای آفریقایی همواره برای ایران حائز اهمیت است، اظهار امیدواری کرد سفر پادشاه لسوتو به تهران آغازی برای توسعه همکاری ها و مناسبات دو کشور باشد.پادشاه لسوتو نیز با ابراز خرسندی از ملاقات با رئیس جمهوری اسلامی ایران و تقدیر از میهمان نوازی شایسته کشورمان گفت: دوستی و صمیمیت نزدیکی میان دو ملت ایران و لسوتو وجود دارد و امیدوارم این سفر موجب توسعه روابط و همکاری ها میان دو کشور باشد.لستی سوم گفت که ما به همزیستی مسالمت آمیز، مداخله نکردن در امور داخلی سایر کشورها و آرامش، صلح و امنیت، احترام می گذاریم و خواستار توسعه روابط و همکاری با ایران و همه کشورهایی هستیم که در این جهت حرکت می کنند.وی همچنین خواستار افزایش دوستی، همکاری ، مشارکت و حمایت ایران از لسوتو در سازمان های بین المللی شد.** روحانی: صهیونیسم و تروریسم دو خطر بزرگ در منطقه هستندحجت الاسلام والمسلمین روحانی روز یکشنبه همچنین در دیدار«نبیه بری» رئیس مجلس لبنان، پیروزی های مردم لبنان در برابر اشغالگران صهیونیستی و تروریست های متجاوز را موجب عظمت این کشور و خوشحالی و افتخار ملت ایران برشمرد و یادآورشد: اینکه امروز در لبنان صدای مقاومت در برابر متجاوزین شنیده می شود و این کشور به جایگاهی رسیده که حتی برای ایجاد ثبات و امنیت به کشورهای همسایه خود نیز کمک می کند، نشان از قدرت و عظمت لبنان و مردم آن دارد.رئیس جمهوری روابط دو ملت ایران و لبنان را همواره دوستانه، صمیمانه و برادرانه دانست و با اشاره به ضرورت توسعه، تقویت و تحکیم همه جانبه مناسبات و همکاری های فی مابین، گفت: هیچ تردیدی وجود ندارد که ملت لبنان محبوبیت ویژه ای در قلوب مردم ایران دارند و عشق امام موسی صدر به مردم لبنان، نمونه ای از علاقه ایران به این کشور است.روحانی ادامه داد:مردم لبنان روزگاری دربرابر هجوم صهیونیست ها به جنوب این کشور به خوبی ایستادند و مانع از این اقدام تجاوزکارانه شدند و امروز نیز در شمال لبنان با مقاومت وایستادگی در برابر تروریست ها ، خطر آنها را دفع کردند.رئیس جمهوری موفقیت های حز ب الله، ارتش و نیروهای مردم لبنان در برابر متجاوزان را مایه خوشحالی ملت ایران و موجب افتخار و غرور همه مسلمانان و ملت های دوست این کشور عنوان کرد.روحانی ضمن ابراز خرسندی از برقراری ثبات داخلی در لبنان و برنامه ریزی های خوب برای اداره این کشور از سوی مسئولان، بر ضرورت توسعه روزافزون مناسبات دو ملت و دو کشور و تقویت برادری ها و روابط دوستانه تأکید کرد.رئیس جمهوری اتحاد شیعیان، اهل سنت و مسیحیان در لبنان را الگوی خوبی برای تقویت وحدت و انسجام در جوامع متکثر برشمرد و اظهار داشت: امروز مردم لبنان به حزب الله و ارتش این کشور به عنوان قدرتی امنیت آفرین می نگرند و تفکر مقاومت بیش از هر زمان دیگری نزد آنان محبوبیت دارد، چرا که مردم، دو خطر بزرگ صهیونیسم و تروریسم را احساس کرده و برای آرامش و امنیت خود و کشورشان راهی جز مقاومت نمی بینند.روحانی تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره در کنار دولت، ملت و مقاومت لبنان بوده و در آینده نیز این مسیر را ادامه خواهد داد.رئیس جمهوری همچنین افزود: ایستادگی و وحدت مردم فلسطین در برابر اهانت اخیر سربازان متجاوز صهیونیستی نسبت به مسجد الاقصی و قدس شریف نشان از موفقیت مقاومت و اتحاد در برابر متجاوزان است.روحانی اظهار امیدواری کرد مناسبات و همکاری های ایران و لبنان در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و تقویت خط مقاومت ، روز به روز گسترش یابد.نبیه بری رئیس مجلس لبنان نیز در این دیدار با تقدیر از میهمان نوازی دولت و ملت ایران، مراسم تحلیف رئیس جمهوری را جشن دمکراسی توصیف کرد و گفت: حضور بی نظیر و پرشور مردم در انتخابات، قدرت ایران را به همه جهان بویژه آمریکا و کشورهایی که سعی دارند به این کشور آسیب بزنند، نشان داد.رئیس مجلس لبنان با بیان اینکه ایران امروز کشوری قدرتمند و با عظمت در منطقه است، افزود: جمهوری اسلامی هیچگاه تنها نخواهد ماند و همانگونه که دکتر روحانی در سخنرانی مراسم تحلیف اعلام کرد، ایران کشوری نیست که در محاصره قرار گیرد.وی پیروزی های خط مقاومت لبنان و فلسطین در برابر متجاوزان را ثمره ارزش های انقلاب اسلامی ایران دانست و گفت: ما همواره در کنار خط مقاومت که امام خمینی(ره) آن را ترسیم کرده و مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران است، خواهیم بود.رئیس مجلس لبنان، حمایت ایران از خط مقاومت را پایه و اساس پیروزی ها و موفقیت های آن دانست و افزود: اگر حمایت های تهران نبود، امروز مقاومت به آنچه دست یافته، نمی رسید.** روحانی: روابط بخش های اقتصادی خصوصی ایران و بلاروس باید تقویت شودحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه همچنین در دیدار میخائیل میاسینکوویچ رئیس مجلس بلاروس با استقبال از پیشنهادات مطرح شده از جانب رئیس جمهوری بلاروس برای اجرای پروژه های مشترک جدید بین دو کشور، گفت: اولین قدم برای گسترش روابط اقتصادی، برقراری روابط بانکی خوب بین دو کشور است این روند باید شتاب گیرد.وی ادامه داد: نکته مهم دیگر توافق ما با اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که اگر در این زمینه در مذاکرات به توافق نهایی و امضا اسناد برسیم، تحول بزرگی در روابط اقتصادی فیمابین ایجاد خواهد کرد.رئیس جمهوری تقویت کریدور شمال – جنوب را برای دو کشور حائز اهمیت دانست و تصریح کرد: ایران و بلاروس فهرست بلندی از ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی برای توسعه روابط دارند که باید در سایه اراده سیاسی قوی موجود برای گسترش روابط، این ظرفیت ها را فعال کنند.روحانی به نزدیکی نظرات دو کشور در مسائل بین المللی اشاره کرد و گفت که این نزدیکی مواضع می تواند زمینه ای برای کنار هم قرار گرفتن ایران و بلاروس در مجامع بین المللی و گسترش روابط بیش از پیش دو کشور باشد.میخائیل میاسینکوویچ رئیس مجلس بلاروس نیز در این دیدار با ابلاغ پیام تبریک رئیس جمهوری و مردم کشورش به مناسبت آغاز دوره جدید فعالیت روحانی و آرزوی موفقیت برای دولت دوازدهم، گفت: سخنرانی شما در مراسم تحلیف بسیار متوازن و قوی بود که سمت و سوی شما در سیاست داخلی و خارجی را به خوبی تبیین کرد و در آن پیام های بسیار مثبتی برای مردم، نخبگان سیاسی و جامعه جهانی وجود داشت.رئیس مجلس بلاروس ادامه داد: باید اراده قوی و سطح بالای روابط سیاسی دو کشور را در زمینه گسترش روابط اقتصادی به فعلیت برسانیم. وی تصریح کرد: ایران و بلاروس زمینه های خوبی برای گسترش همکاری ها در عرصه های نفت، صنعت، ماشین سازی و صادرات و واردات دارند و باید با بهره گیری از سیستم های مدرن بانکی مراودات بانکی خود را نیز بیش از پیش گسترش دهند.** روحانی: برجام شرایط مناسبی برای ارتقاء روابط اقتصادی ایران و کشورهای اروپایی فراهم کردحجت الاسلام والمسلمین روحانی همچنین در دیدار «پییو گارسیا اسکودرو» رئیس مجلس سنای اسپانیا گفت: اتحادیه اروپا در اجرای توافق برجام نقش مؤثری ایفا کرد و تاکنون نیز برای حفظ برجام علیرغم کارشکنی هایی که آمریکایی ها دارند، مواضع قابل قبولی داشته است.رئیس جمهوری با بیان اینکه برجام دو مساله ناحق و نادرست را از پیش رو برداشت، افزود: برجام در گام اول تصور و توهم نادرستی مبنی بر اینکه ایران در فعالیت های هسته ای خود مخفیانه به دنبال ساخت بمب بوده است را برطرف کرد و در گام دوم تحریم های ظالمانه، ضد قواعد حقوق بشری و مقررات بین المللی را که به ضرر همه بود، برداشت.روحانی تصریح کرد: برجام این موانع را از پیش رو برداشت و به همین دلیل این توافق را برد- برد و به نفع همه می دانیم. رئیس جمهوری روابط تهران- مادرید را دیرینه و همواره دوستانه توصیف کرد و افزود: برجام زمینه مساعدی برای توسعه روابط ایران با کشورهای دوست ایجاد کرده و ایران و اسپانیا به عنوان دو کشور دوست باید بیشترین بهره را از این توافق به نفع ملت های خود ببرند.روحانی با یادآوری اینکه جمهوری اسلامی ایران زمینه های مناسبی برای سرمایه گذاری در عرصه های صنعت، حمل و نقل و انرژی دارد، ادامه داد: اسپانیا علاوه بر فرصت مشارکت با ایران در زمینه های مذکور ظرفیت خوبی نیز برای همکاری با ایران در عرصه صنعت توریسم دارد. «پییو گارسیا اسکودرو» رئیس مجلس سنای اسپانیا نیز در این دیدار با ابلاغ پیام تبریک پادشاه و نخست وزیر کشورش، گفت: نتیجه انتخابات اخیر ایران نشان دهنده کار و سیاست های پرثمر و رویکرد و سیاست اعتدالی شما در 4 سال گذشته است که ملت ایران مجدداً آن را تأیید کرد.رئیس مجلس سنای اسپانیا ادامه داد: وضعیت شاخص امروز ایران در منطقه حاصل سیاست هایی است که شما اتخاذ کردید که نتایج آن را در عرصه اقتصاد ایران نیز شاهد هستیم.وی یادآورشد: نطق درخشان جنابعالی در مراسم تحلیف علاوه بر توضیح اینکه در 4 سال گذشته چه کردید، رئوس سیاست های شما در سال های آینده را نیز تبیین کرد و یقین بدانید که ما در اسپانیا و اتحادیه اروپا از این سیاست ها و همکاری با ایران حمایت می کنیم و آن را به نفع منطقه می دانیم.رئیس مجلس سنای اسپانیا اظهار داشت: ایران و اسپانیا دو کشور برخوردار از دو تاریخ کهن هستند که در شکل گیری تمدن جهانی نقشی مؤثر و مهم داشته اند. ایران و اسپانیا همواره بهم نزدیک بوده و پیوندهای عمیقی داشته اند.وی تصریح کرد: اجرای برجام زمینه ای برای افزایش همکاری ها شده و باید قدر آن را بدانیم و امیدوارم ملاقات امروز ما آغاز روندی خوب برای گسترش روابط و همکاری های مشترک و متقابل در آینده به عنوان ضامن تأمین منافع دو ملت باشد.** روحانی: ثبات و امنیت منطقه بالکان برای ایران حائز اهمیت استحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز یکشنبه همچنین در دیدار «مایا گویکوویچ» رئیس مجلس صرب ...

ادامه مطلب  

روحانی: فقط «دیوانه» با آمریکا مذاکره می کند/ موافقان گزینه وزارت علوم: غلامی برنامه هایش کاربردی است/ مخالفان: غلامی سابقه مدیریتی کافی ندار  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی - رجانیوز، بالاخره بعد از ماه ها بلاتکلیفی دو وزارتخانه مهم علوم و نیرو، گزینه های این وزارت خانه به مجلس معرفی شدند و جلسه رای اعتماد برگزار شد. گزینه هایی که حواشی بسیاری را بوجود آورده است. فراکسیون نزدیک به دولت امید که تصمیم گرفته از اردکانیان به عنوان گزینه پیشنهادی نیرو حمایت کند، در خصوص وزیر علوم سکوت کرده است. با وجود اینکه غلامی خود را اصلاح طلب معرفی می کند اما برخی این گزینه را پشت کردن روحانی به وعده هایش و حتی دور خوردن دوباره اصلاح طلبان از روحانی معرفی می کنند و برخی نیز او را گزینه ای اصلاح طلب و میانه رو معرفی می کنند.گذشته از این حواشی اما صحبت های حسن روحانی بعد از دفاع از این دو گزینه حائز اهمیت است. جایی که او به صراحت از خلف وعده های آمریکایی ها می گوید و کسانی که فکر مذاکره با آمریکا را می کنند «دیوانه» خطاب می کند. در ادامه صحبت های رئیس جمهور و موافقان و مخالفان وزاری پیشنهادی را می خوانید:حسن روحانی رئیس جمهور صبح امروز در صحن علنی مجلس و در جلسه بررسی برنامه و صلاحیت وزیران پیشنهادی علوم و نیرو، اظهارداشت: صحبت ها راجع به دانشگاه و لزوم حساسیت دولت نسبت به استقلال دانشگاه ها و نسبت به محیط دانشگاه و نسبت به آینده دانشجویان و همچنین نسبت به شیوه فعالیت تشکل های دانشجویی که مطرح شد نشان از آن است که دانشگاه ما زنده است و اساتید ما فعال هستند و به سرنوشت خودشان به دقت توجه دارند.وی افزود: از همه آنهایی که در این فضا سخن گفتند، مقاله نوشتند و نقد کردند، سپاسگزارم. مفهومش اهمیت علم و دانشگاه است و مفهومش سرزنده بودن نسل جوان ما و دانشگاه است.روحانی اضافه کرد: در همین آغاز سخن لازم می دانم خطاب کنم به ملت ایران و به ویژه به دانشجویان عزیز، اساتید دانشگاه ها و آن اینکه دولت راه خود را و مسیر خود را در زمینه احترام به علم و دانشگاه و غیرامنیتی بودن محیط دانشگاه، احترام به دانشجویان و احترام به آزادی اندیشه و بیان در دانشگاه ذره ای کوتاه نخواهد آمد.وی در این باره خاطرنشان کرد: هر آنچه در انتخابات 92 و 96 راجع به محیط دانشگاه ها، امن بودن دانشگاه ها و نه امنیتی بودن دانشگاه ها فضای آزاد و امنیت لازم برای دانشجو و استاد همچنان رئیس جمهور و دولت دوازدهم به عهد خود وفادار خواهد بود.رئیس جمهور بیان داشت: در محضر نمایندگان محترم ملت ایران عرض می کنم مبنای من در نحوه سلوک به وزرایی که امروز انتخاب شده اند و 2 وزیری که انشاالله به کمک شما امروز انتخاب خواهند شد، مبنا پیوست حکم است.روحانی ادامه داد: تمام وزرای ما در دولت دوازدهم در کنار حکم وزیری یک پیوست حکم دارند و در آن پیوست حکم دقیقا مشخص شده است که قدم به قدم اولویت دولت دوازدهم در اجرای ماموریت آنها چیست.وی تصریح کرد: به طور منظم دولت این پیوست را پایش خواهد کرد. 3 ماه به 3 ماه آن را ارزیابی خواهد کرد. مبنای من با وزرای من برای اداره کار یا توقف کار پیوست احکام آنهاست. رئیس جمهور اظهار داشت: آن پیوست استخراج شده از برنامه دولت است که ملت ایران به آن رای دادند و اسناد بالادستی قانونی که نسبت به وزارتخانه ها و دولت در اختیار همه ما است. روحانی در مورد اهمیت دانشگاه تاکید کرد: دانشگاه و وزیر علوم از حساسیت ویژه ای برخوردار است. البته نیازی به گفتن ندارد همه شما نمایندگان محترم می دانید که هماهنگ کردن برای معرفی وزیر به مجلس در برخی از موارد طولانی تر خواهد بود. برخی از وزارتخانه ها هماهنگی اش آسان تر انجام می شود اما برخی طولانی تر. صبر، حوصله و تعامل کردیم اما معامله نکردیم. من بر سر دانشگاه، آزادی دانشگاه، فضای دانشگاه، امنیت دانشجویان، آینده دانشجویان، خطی که دولت از ابتدا اعلام کرده است، با هیچ کسی معامله نکردم.رئیس جمهور افزود: بدانید معامله نخواهم کرد، آنچه وعده من با ملت ایران بوده است، به حول و قوه الهی و به شرط حیات تا روز آخر این دولت ادامه خواهد یافت و شما نمایندگان ملت و مردم ایران شاهد آن به خوبی خواهید بود.از معیارهای انتخاب وزیر علوم کوتاه نیامده اموی با تأکید بر اینکه نیاز نیست با عجله نسبت به افراد قضاوت کنیم، گفت: همه معیارهایی که برای انتخاب وزیر علوم بوده است، من از آن معیارها کوتاه نیامدم، ممکن است انتخاب ها طولانی شده، برای ایجاد هماهنگی نیاز به این فرصت 60، 70 روزه بوده است، اما در عین حال، پای همه اصولم ایستاده ام.روحانی اضافه کرد: من و آقای غلامی که استادی با تجربه است و دارای مراحل علمی طی شده در علم و پژوهش است و از اساتید به نام و برجسته است و کار مدیریت لازم را در ستاد دانشگاه، مدیریت دانشکده و در مدیریت دانشگاه انجام داده، با او صحبت کردم و همه شرایطم را با او در میان گذاشتم، کما اینکه با افراد دیگری هم برای وزارت علوم صحبت شد و نشد که به مجلس معرفی شوند، با آنها هم همه این شرایط را مطرح کرده بودم.وی در مورد شرایط خود برای تصدی وزارت علوم به افراد مختلف، بیان داشت: شرط اول من با وزیر علوم این بود که محیط دانشگاه از آن همه دانشجویان، احزاب، جناح ها، تفکرهای مختلف است، هیچ کس در دانشگاه، هیچ انجمنی، هیچ جمعی، هیچ جناحی در داخل دانشگاه نباید احساس بی پشتوانگی کند.روحانی ادامه داد: هیچ جمعی نباید احساس کند که برای دیگران امنیت است و برای او نیست. هیچ جمعی در دانشگاه نباید احساس کند که نظر وزارتخانه نسبت به جناح های مختلف متفاوت است. مبنای ما از اول مبنای اعتدال بوده است، مبنای ما بر این بوده که اکثریت باید حاکم باشد، ولی اقلیت باید به طور کامل از حقوق خود برخوردار باشد.اگر اختلافات جزئی دو سال پیش مکروه بود، امروز حرام است و گاهی گناه کبیرهرئیس جمهور تأکید کرد: نه اسلام به ما اجازه می دهد و نه قانون به ما اجازه می دهد، نه شرایط امروز کشور به ما اجازه می دهد که در مسائل جزئی رو در روی هم بایستیم، اگر هم اختلافات جزئی دو سال پیش جایز بود و مکروه، امروز باید بگویم حرام است و گاهی گناه کبیره. روحانی تصریح کرد: امروز ما شرایط خاصی داریم و نیاز به وحدت بیشتری داریم، من در ادامه صحبتم به شرایط امروز کشور و روابط بین الملل اشاره می کنم. یک بار بزرگ مسئولیت در وحدت و انسجام ملی و در ایستادگی ملت در برابر دیگران، دانشگاه است. روحانی بیان داشت: آن روز که ما در مسیر نهضت اسلامی بودیم، بار اول بر دوش دانشگاه بود، دانشگاهیان بودند که در کنار حوزویان و سایر اقشار مردم پرچم نهضت و انقلاب را بر دوش کشیدند. اساتید بزرگ دانشگاه بودند که در کنار عالمان و مدرسان حوزه، نهضت و انقلاب را برای مردم تبیین و رهبری کردند، آن روز هم که ما وارد جنگ تحمیلی شدیم و دشمن بر ما هجوم آورد، باز هم دانشگاه نقش بزرگی را ایفا کرد.وی خاطرنشان کرد: در زمان جنگ برخی از دستگاه های پیچیده نظامی که فروشنده های آن دستگاه ها حاضر به تعمیر نبودند، یا دفترچه (اورهال) را حاضر نبودند دراختیار ما بگذارند، این دانشگاه بود که در آن مقطع به ما کمک کرد. رئیس جمهور خاطرنشان کرد: در بسیاری از موارد دانشگاه های علمی و صنعتی ما از جمله دانشگاه شریف به ما یاری و کمک کرد، علاوه بر اینکه دانشجویان و اساتید ما نیز در جبهه های جنگ بودند و پزشکان ما در بیمارستان های خط مقدم بودند، هر جا مشکلی برای کشور پیش آمده، دانشگاه در صف مقدم بوده است، امروز هم برای اداره دولت عمدتاً ما دست نیازمان به سوی فارغ التحصیلان دانشگاه ها است. روحانی اضافه کرد: دست ملت ما هم به سوی دانشجویان امروز دانشگاه ها دراز خواهد بود. اگر ما به فکر اقتصاد مقاومتی هستیم، راهی جز اقتصاد دانش بنیان وجود ندارد. اگر ما به فکر روابط سیاسی باعزت هستیم، راهی به جز داشتن دیپلمات های متخصص وجود ندارد. اگر ما می خواهیم از حقوق ملت ایران در دادگاه ها و داوری های بین المللی دفاع کنیم، راهی جز داشتن متخصصین برجسته حقوقی نخواهیم داشت. رئیس جمهور خاطرنشان کرد: برای مدیریت کشور و برای اقتصاد کشور و برای حقوق ملت نیازمند دانشگاه هستیم، دانشگاهی که بتواند آزاداندیش باشد و دانشگاهی که بتواند در آنجا کرسی آزاداندیشی بر پا باشد، دانشگاهی که تفکرات مختلف سیاسی، فضا را برای فعالیت سیاسی خودشان آماده و باز ببیند. وی در مورد وزارت علوم بیان داشت: وزارت علوم و وزیر علوم باید شرایط را برای فعال تر شدن دانشگاه های ما، اساتید ما، دانشجویان ما و همچنین سیر مراحل علمی در سطح جهان با کشورهای پیشرفته را فراهم کنند. روحانی اضافه کرد: من از شما نمایندگان محترم و از شما دانشجویانی که احتمالاً به سخنان من گوش می دهید و ملت بزرگ ایران می پرسم، آیا فضای دانشگاه ما امروز نسبت به سال 91 بهتر شده است یا نه؟ آیا فضای دانشگاه های ما آزادتر شده است یا نه؟ آیا دانشجویان ما در اجتماعات خودشان و در بیان نظرات خودشان آزادتر هستند یا نه؟ آیا در مسیر رشد علمی، دانشگاه های ما نسبت به چهار سال و پنج سال پیش پیشرفت کرده اند یا نه؟ وی بیان داشت: آیا شرکت های دانش بنیان ما که امروز در سایه تلاش وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و همچنین معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری هزاران شرکت دانش بنیان مورد حمایت دولت هستند و حلقه اتصال را بین دانشگاه و تولید و بین دانشگاه و اقتصاد مقاومتی برقرار کرده اند، آیا با سالهای قبل قابل مقایسه است. روحانی با تأکید بر اینکه یکی از کارهایی که از آقای غلامی خواستم این بود که دانشجوی ما باید صاحب علم و مهارت باشد، اعلام کرد: اینکه ما بگوییم دانشجویی فارغ التحصیل شده است، کاغذی را هم به نام مدرک دانشگاهی در دست گرفته است، این نمی تواند برای ما افتخار چندانی باشد. وی اضافه کرد: آن روزی که دانشجوی ما مدرک دانشگاهی را در دست دارد و یک مهارت را در صحنه جامعه ما به خوبی یاد گرفته است، مراکز تولیدی ما آن را جذب خواهند کرد. دانشجو و دانشگاه ما اگز با تولید متصل باشد، من این را به وزیر آینده علوم گفتم دانشگاه های ما باید با صنعت، کشاورزی و خدمات ما متصل باشد. دانشجو از سال دوم باید مهارت یاد بگیرد. روحانی در مورد مهارت آموزی دانشجویان در دانشگاه ها و وظیفه وزارت علوم در این باره اظهار داشت: دانشجوی ما باید کارآموزی یاد بگیرد و از سال سوم باید فردی کاردان در صحنه عمل باشد و بعد از همان دوره او لیسانسش باید بتواند یک شغل قابل قبول متناسب با علم و دانش و مهارتی که آموخته است به عهده بگیرد. امروز شرایط کار در جامعه ما ایده آل نیسترئیس جمهور خاطرنشان کرد: درست است که امروز شرایط کار در جامعه ما ایده آل نیست، اما در عین حال دولت این افتخار را دارد که در فصل دوم سال جاری دارای یک رشد کم نظیر و حتی بی نظیر در مسئله اشتغال بوده است. اینکه نزدیک به 800 هزار نفر تابستان امسال نسبت به تابستان پارسال مشغول به کار شده اند، این رقم، رقم بسیار امیدوارکننده ای است، گرچه هنوز تا رسیدن به رقم مطلوب فاصله داریم، اما این به آن معناست که مسیر ما مسیر امید است و من در اینجا خطاب می کنم یکبار دیگر به وزیر علوم آینده که اساس وزارت علوم باید بر مبنای امید باشد، کما اینکه بعد خواهم گفت اساس صنعت آب و برق ما بر مبنای تدبیر باید باشد. وی ادامه داد: وزارت علوم و دانشگاه های ما باید به گونه ای باشد که منِ دانشجو که می بینم به خاطر تعلق به تفکر سیاسی، همین امروز در دانشگاه فضا ندارم سخن بگویم، این معنایش این است که امید به شغل فردا هم ندارم و معنایش این است که همین هایی که امروز در دانشگاه بین من و هم کلاسی هم به خاطر تفکر سیاسی ام فرق می گذارند و به او امید می دهند و به من ناامیدی، به او فضا می دهد و جا را برای من تنگ می کنند، معنایش آن است که دانشجو نمی تواند به عدالت نظام و دولتش متکی باشد. رئیس جمهور بیان داشت: دانشگاه ما باید فضای آزاد و امن برای همه تفکرات و برای همه دانشجویان عزیز در سراسر کشور باشد، محیط علم و دانش باشد و دانشگاه ما به خوبی با مراکز تولیدی کشور در ارتباط تنگاتنگ و مداوم باشد، این برای ما افتخار نیست که فارغ التحصیلان ما زیاد باشند و به همان اندازه سال ها پی جوی کار باشند. روحانی خاطرنشان کرد: همیشه دانشگاه های ما بر این مبنا بوده است که پس از فارغ التحصیل شدن معمولاً بعد از شش ماه یا یک سال می توانستند یک شغل مناسبی را پیدا کنند و همچون فضایی را ما باید برای جامعه دانشگاه خودمان به وجود آوریم. آقای غلامی به عنوان شخصیت علمی، مدیر، متدین، انقلابی بی تردید فضای دانشگاه ما را در همان مسیر سال 93 و 94 قرار خواهد داد. روحانی افزود: دانشگاه 96 با 93 متفاوت نخواهد بود، مسیر همان مسیر است و من امروز به عنوان رئیس جمهور، هم به دانشجویان، هم به اساتید این وعده را می دهم که شخصاً خودم روند دانشگاه را پایش خواهم کرد و من به خوبی می دانم که دانشگاه چه منت بزرگی را در کشور ما در مقاطع مختلف بر ما داشته است و ما چه دینی را نسبت به دانشگاه داریم، در انقلاب مان، نظام مان، دفاع مقدس مان و امروز در ایستادگی مان در برابر قدرت های بزرگ.روحانی در ادامه سخنانش در صحن علنی مجلس در دفاع از وزیر پیشنهادی نیرو اظهار داشت: اگر در وزارت علوم از امید امروز و فردا بیشتر سخن گفتم در وزارت نیرو به تدبیر نیاز داریم.وی یکی از مسائل مهم وزارت نیرو را مسئله آب عنوان کرد و افزود: باید از آب برای نیازهای ضروری و آشامیدن و صنعت و کشاورزی و آبادانی کشور استفاده کنیم.روحانی ادامه داد: همه ما می دانیم که یکی از مسائل مهم امروز و فردای ما مسئله آب است.روحانی بابیان اینکه از بعد از جنگ تحمیلی و اقدامات فراوانی در خصوص آب صورت گرفت و سدهای فراوانی ساخته شد تا آب مهار شود و پایدار بماند، اظهار داشت: در زمینه عرضه آب تقریباً بیشترین کارها تا امروز انجام گرفته، در جهان دورانی بود که به سدسازی اختصاص داشت و هزاران سد در دنیا ساخته شد. حدود 46 هزار سد بزرگ ساخته شد، نصف این سدها در چین و بقیه در کشورهای دیگر ساخته شدند.روحانی با بیان اینکه بعد از جنگ برای جبران عقب ماندگی ها سدهای زیادی ساختیم، تصریح کرد: امروز دیگر سدهایی هم ساخته ایم، به اندازه این سدها هم آب نداریم که پشت این سدها ذخیره کنیم. در جاهایی که امکان ایجاد سد وجود داشت، سد ساخته شده است یا در حال اقدام است.از این به بعد برای سدسازی دست ما باز نیسترئیس جمهور ادامه داد: از این به بعد برای سدسازی دست ما باز نیست، یک روزی بحث بر سر این بود که ما واردکننده آب باشیم و آب موردنیاز را از کشورهای دیگر وارد کنیم. در این زمینه مذاکرات فراوانی انجام شده و امروز نیز انجام می شود. این کافی نیست و باز باید کار شود.روحانی بابیان اینکه نمی توان به این مسئله امید بست، اظهار داشت: برخی از کشورها با یکدیگر مشکلات آبی دارند و برخی کشورها نیز هستند که می توانیم از آنها آب خریداری کنیم و این کار ادامه خواهد یافت.وی خطاب به نمایندگان گفت: شما همواره گفته اید که آب استان ما را فلان دریا یا دریاچه تأمین شود. بله، این نیز یکی از راه هایی است که می شود روی آن فکر کرد و برنامه ریزی کرد. برای برخی از آنها نیز اقدامات عملی شروع شده است.رئیس جمهور ادامه داد: در عین حال باید بدانیم که آب به چه قیمتی به محل مصرف خواهد رسید. این نیز یکی از مواردی است که ما باید در این زمینه کار بکنیم، همان گونه که تا الآن فعالیت های زیادی انجام شود.روحانی نیاز به سرمایه گذاری بخش خصوصی را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: علاوه بر این به سرمایه گذاری خارجی نیز نیاز داریم و در ارتباط با این موضوع نیز باید تلاش های خود را ادامه بدهیم.وی مسئله پساب و تصفیه فاضلاب را مورد اشاره قرار داد و گفت: این موارد از مواردی بوده که دولت به آن ورود پیدا کرده است و سرمایه گذاری کرده و خواهد کرد. هم برای محیط زیست ضروری است و هم می توان برخی از مصارف را از آب تصفیه شده استفاده کرد. بحث های دیگری هم مطرح است که هیچ کدام از آنها از لیست فعالیت های دولت خط نخورده اند. در ارتباط با همه این موارد مشغول تلاش هستیم.روحانی ادامه داد: تردید نکنید که بیشترین سرمایه گذاری را در قسمت تقاضا باید انجام بدهیم. باید تلاش کنیم و ببینیم که از آب موجود چگونه باید بهتر استفاده کنیم و بهره برداری کنیم. بهره برداری صحیح از آب موجود یا همان مسئله معرف فرهنگی مان که عدم اسراف یکی از نکات بسیار ارزشمند است.روحانی با طرح این سؤال که چگونه می توان این کار را انجام داد، تصریح کرد: دولت و مجلس باید با هم تلاش کنند و همه با هم دست به دست هم بدهیم، بیشترین آب کشور در زمینه کشاورزی مصرف می شود. آیا محصولاتی که نیاز به آب زیاد دارند، همه باید در داخل کشور کشت و بهره برداری شود. آیا ما از کشت سراسر زمینی نباید استفاده کنیم. این یکی از راه های صرفه جویی در آب است. محصولاتی که به آب زیاد نیاز دارند، کشت آنها را در کشور دیگری انجام دهیم.روحانی در بخش دیگری از سخنانش افزود: ما برای دفاع از خود و ملتمان هر سلاحی از هر نوعی نیاز داشته باشیم در ساختن ان، در تولید آن و انبار کردن آن و در زمان لازم برای دفاع از خودمان در استفاده از آن تردید نخواهیم کرد.روحانی ادامه داد: بنابراین ما در زمینه تقاضا قدم های فراوانی را باید برداریم. تلاش دولت یازدهم بر این بود که بهره وری در آب را بالا ببرد. از شیوه های سنتی فاصله بگیریم و از شیوه های مدرن برای آبیاری استفاده کنیم.رئیس جمهور با تشکر از وزارت نیرو و وزیر سابق نیرو اظهار داشت: در این زمینه وزیر سابق نیرو تلاش های فراوانی انجام داد و نیز از وزیر کشاورزی تشکر می کنم که در این زمینه مسئولیت بر عهده دارد. تلاش ما بر این است که با زمین و آب کمتر، محصول بیشتری برداشت کنیم. این هدف ما است. آب کمتر، زمین کمتر و محصول بیشتر. راه حل های عملیاتی آن را نیز همه شما می دانید و در حوزه های انتخاباتی خود نیز اجرا شده است. دولت قدم های خوبی در این زمینه ها در استان های خوزستان، ایلام، کرمانشاه و استان های غربی و نیز سایر استان ها برداشت و برخواهد داشت.روحانی ادامه داد: این راه اصلی ما است، اگر مصرف آب کشاورزی ما 90 درصد است، حالا اگر تردید کنیم بگوییم 80 درصد است که البته بیشتر از اینها است، اگر بتوانیم 10 الی 20 درصد در قسمت کشاورزی صرفه جویی کنیم، دست ما باز می شود، این کار امکان پذیر است. البته نیاز به سرمایه گذاری دارد. دولت نیز باید کمک کند، همیشه هر مسیری که می رویم اولین مسئله ما مسئله منبع مالی است که چه مقدار داریم و چه مقدار بخش خصوصی را باید تشویق کنیم و بیاوریم. چه مقدار می توانیم سرمایه خارجی را جذب کنیم.روحانی بابیان اینکه معضل آب با تدبیر و برنامه ریزی قابل حل شدن است، تصریح کرد: بحث دولت دوازدهم یا این مجلس نیست. ما باید برای نسل آینده تلاش کنیم. موضوع آب موضوع میان نسلی است، 30-20 سال دیگر خود را نشان می دهد. اینجاست که من می گویم وزارت نیرو وزارت تدبیر است. باید برای اقلیم ایران و حیات ایران در بلندمدت فکر کند. آمار وارقام ما کاملاً باید به روز باشند و بدانیم که در 10 سال آینده با اضافه شدن جمعیت به چه مقدار آب نیاز داریم و چگونه باید تأمین کنیم. به نظر من این کار شدنی است.روحانی ادامه داد: البته من در اینجا حقابه دریاچه ها و تالاب ها را هم فراموش نمی کنم. ما دیده ایم که در بعضی از موارد در گذشته که دقت لازم صورت نگرفته است. سدی ساخته ایم کار خوبی هم بوده است، اما حق دریاچه یا تالاب زیر دست را مدنظر قرار نداده ایم. اگر حقابه اینها رعایت نشود، محیط زیست ما دچار معضلات فراوان خواهد شد. حالا ارتباط بین محیط زیست، وزارت نیرو و وزارت کشاورزی در کنار هم و به هم پیوسته هستند، همه باید دست به دست هم بدهند تا بتوانیم از این معضل عبور کنیم. امروز بین دو وزیر شرق و غرب را جمع کرده ایمرئیس جمهور بابیان اینکه این کار سختی است و مشکل بزرگی سر راه ما وجود دارد، اظهار داشت: البته حتماً راه حل وجود دارد. علت اینکه آقای اردکانیان برای این سمت دعوت شد، به خاطر مهارت، تخصص و دانششان در زمینه مسئله آب بود، این به معنای آن نیست که از انرژی و برق غافل هستیم. نه، آن نیز سر جای خود بسیار مهم است، اما امروز مشکل اول ما، مشکل آب است. وی علاوه بر اینکه یک شخصیت علمی و دانشگاهی است، البته ما امروز بین دو وزیر شرق و غرب را جمع کرده ایم. وزیر نیرو در غرب تحصیل کرده است، در کانادا و وزیر علوم ما در شرق و استرالیا تحصیل کرده است.وی وزیر پیشنهادی نیرو را فردی عالم، تحصیل کرده، دانش آموخته و در سازمان های بین المللی کارکرده توصیف کرد و تصریح کرد: آقای اردکانیان آشنا به طرح هایی است که در منطقه و در کشورهایی که دچار خشک سالی شده اند که چه طرح هایی را پیاده کرده اند و همچنین وی شخصیت باتجربه ای است که ر وزارتخانه های مختلف فعالیت داشته و با شهید عباسپور از آغاز انقلاب همکاری داشته است تا زمانی که در وزارت کشور حضور پیدا کرد و نیز تا زمانی که در وزارت نیرو حضور پیدا کرد.روحانی ادامه داد: آشنایی من با آقای اردکانیان به دوران حضورم در دبیرخانه مربوط است که دو مسئله در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی داشتیم در دهه 70 که یک موضوع به موضوع آب در غرب کشور مربوط بود و طرح هایی برای آن داشتیم که در دبیرخانه بررسی می شد. آن طرح آماده شده و تقریباً در اواخر دوره ریاست جمهوری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی که مرحوم آقای هاشمی این طرح را به طور مداوم پیگیری می کردند. در دوران آقای خاتمی وی مرتب این را پیگیری می کرد و می گفت این طرح چه شد و حتی در دوره بعد نیز که خیلی امیدوار نبود که کارها خوب پیش برود، باز آن را دنبال می کرد و به من می گفت آن طرح چه شد؟ به دلیل اینکه من عضو شورای عالی امنیت ملی بودم.وی ادامه داد: خود آقای اردکانیان می داند که مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی برای آبادانی ایران مخصوصاً برای آب، برای حفظ خاک در بخش کشاورزی، صنعت و ساخته شدن ایران، واقعاً شب و روزش همین بود. واقعاً آقای هاشمی از بعد از نماز صبح تمام فکرش آبادانی کشور بود و در تمام طول روز به فکر آبادانی کشور بود. فکر می کنم تا زمانی نیز که به خواب می رفت به فکر آبادانی کشور بود. من کمتر کسی را در تاریخ ایر ...

ادامه مطلب  

«روحانی» در بن بست رادیکالیزم  

درخواست حذف این مطلب
تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: مهمترین پیامد برای روحانی یا هر کسی که دست به رادیکالیسم می زند محدود شدن است و فردی که رفتار رادیکالی از خود نشان می دهد انتخاب های ناگزیر دارد. به گزارش آناج به نقل از مشرق نیوز، پرویز امینی تحلیل گر مسائل سیاسی در مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز معتقد است نتایج رفتار رادیکالی، قدرت انتخاب ‏گری کنشگر سیاسی را محدود می کند.گفت وگوی زیر بحثی است پیرامون رادیکالیسم، دلایل شکل گیری و نتایج و پیامدهای سیاسی آن برای اشخاص، گروه ها و جریان های سیاسی که در ادامه می خوانید.جناب آقای امینی! در روزهای پایانی ایام انتخابات تحلیل کوتاهی از رادیکالیسم در رفتار آقای روحانی منتشر کردید. از آنجا که تعریف واحد و مشخصی درباره مفهوم رادیکالیسم در علوم سیاسی وجود ندارد، ابتدا پیرامون چارچوب مفهومی رادیکالیسم صحبت کنیم.درباره رادیکالیسم مساله اول این است که ادبیات موجود عمدتا محدود و آشفته است. برخی رادیکالیسم را تغییرات بنیادی معنی می کنند و برخی دیگر تعبیر به تغییرات سریع دارند، برخی هم رادیکالیسم را مساوی با تندروی و افراط گرایی می دانند. در نظام مفهومی رادیکالیسم را به 2 بخش شکل(روش) و محتوا تقسیم می کنیم تا متوجه شویم رادیکالیسم در چه حوزه ای ظهور و بروز دارد. برای اینکه ما یک سازمان مفهومی داشته باشیم و بعد وارد بحث شویم؛ این تقسیم بندی را مبنا قرار می دهیم.هر محتوا یا نظری را ما اتخاذ کنیم تفکیکی بین نظر ما با دیگران پیدا می شود. گاهی این تفاوت به شکل مخالفت با آن است و ما را در نقطه کاملا مقابل قرار می دهد و گاهی نیز مخالفت نیست، بلکه تفاوت از جنس شدت و ضعف در موضع است. مثلا راستگرایان به عدم مداخله دولت در اقتصاد تاکید دارند و چپگرایان بر دخالت دولت در اقتصاد باور دارند. این تفاوت، یک تفاوت آشکار است اما در بین خود راستگرایان یک طیف از نظرها وجود دارد که در محدوده این عدم مداخله شدت و ضعف در موضع وجود دارد. دولت های لیبرال و نئولیبرال و دولت رفاهی همگی بر عدم مداخله دولت تاکید دارند اما از لحاظ دامنه شدت و ضعف عدم مداخله تفاوت دارند.به همین ترتیب چپ گرایان نیز در مداخله دولت یک طیف را تشکیل می دهند. در این مقوله «موضع حداکثری» یا «موضع حداقلی» نسبت به یک محتوا وجود دارد. درباره روش نیز همینطور است. گاهی ما با کسی مخالفیم ولی با اسلحه این مخالفت را اعمال می کنیم و گاهی این مخالفت را با مراجعه به صندوق رای نشان می دهیم. در واقع نقطه ظهور و بروز رادیکالیسم در روش و محتوا جایی است که در آن روش یا در آن محتوا ما نقطه حداکثری طیف در آن دیدگاه ها باشیم.بنابراین موضع حداکثری در محتوا و روش یک پایه مفهومی در رادیکالیسم است. اما هر موضع حداکثری لزوما به معنای رادیکالیسم نیست. آنچه که دارای بار منفی به لحاظ ارزشی باشد در چارچوب رادیکالیسم قرار می گیرد. مثلا موضع حداکثری در عدالت خواهی به معنای رادیکالیسم نیست. یا مثلا انقلاب که یک موضع حداکثری در تغییر و تحولات اجتماعی است نیز به رادیکالیسم ترجمه نمی شود، چرا که انقلاب دارای بار ارزشی مثبت در جامعه خود است.پس رادیکالیسم برمبنای 2 مساله است؛ اول موضع حداکثری در «محتوا» و «روش داشتن» و دوم «وجود ارزیابی منفی از این حداکثرگرایی». بنابراین به تناسب اینکه چه کسی ارزیابی کننده محتوا باشد، می تواند عنوان رادیکالیسم جابه جا شود.می توان اینگونه تلقی کرد که رادیکالیسم امری نسبی است؟بله! در عمده موارد رادیکالیسم مفهوم مطلقی نیست و پیش فرض ها و ارزش های مجموعه ها و افراد در آن موثر است. مثلا وقتی غربی ها فضای داخلی ایران را با برچسب رادیکالیسم یا میانه رو تقسیم می کنند، یا موضعی که درباره حزب الله لبنان یا حماس دارند، در نسبت نزدیکی یا دوری به خودشان است؛ هرقدر از آنها دور باشید، رادیکال معرفی می شوید، برای همین آنها امام(ره) را رادیکال و تندرو خطاب می کنند چون در نسبت واگرایی کامل با اصول و ارزش های آنها قرار دارد.در فضای داخلی هم می توان دید که جریانی مثل دوم خردادی ها جریانی مثل پایداری را رادیکال می دانند و برعکس؛ اینجا به اصطلاح مفهوم رادیکالیسم بین الاذهانی نیست. مساله مهم زمانی است که این مفهوم در محتوا و روش دارای حالت «بین الاذهانی» است، اصطلاحا «intersubjective» است، یعنی فضای بزرگ تری موضع رادیکالیسم را درمورد خاصی قبول می کنند، به عنوان مثال در عرصه جهانی یک جمع بندی فراگیر و مشترک درباره رادیکالیسم داعش عمومیت یافته است، یا درباره سازمان منافقین یک ارزیابی عمومی در ایران وجود دارد که اینها گروهی رادیکالند. درباره شخص آقای روحانی چطور؟اهمیت بحث رادیکالیسم درباره آقای روحانی در این است که در انتخابات و فضای بعد از آن یک فضای بین الاذهانی درباره وجود رادیکالیسم در رفتار او شکل گرفت. تلقی عمومی این است که مسیر آقای روحانی یک مسیر رادیکال است، یعنی یک موضع حداکثری در روش و محتوا و ارزیابی منفی نسبت به آن موضع حداکثری وجود دارد که بین الاذهانی هم هست، یعنی از اصولگرایان تا آقایان حجاریان، عبدی و الیاس حضرتی و تا روزنامه شرق و حتی کرباسچی راجع به مسیر رادیکال روحانی حرف می زنند، این نشان دهنده یک فضای بین الاذهانی است.زمینه های ظهور و بروز رادیکالیسم در روحانی چیست؟رادیکالیسم در آقای روحانی علل گوناگونی دارد. ابعاد شخصیتی و روانشناختی بخشی از علل رادیکالیسم در وی است. شخصیت آقای روحانی یک «تفرعنی» دارد و این تفرعن او را به سمت این مواضع سوق می دهد، بنابراین آقای روحانی شخصیتی دارد که مخالفت با خودش یا عدم توافق با خودش را نمی تواند بپذیرید. این مسیری که ایشان با منتقدان در طول دولت یازدهم داشت، چه در محتوا و چه در روش یک رادیکالیسم بود که از درون شخصیت فرد بیرون می آید.مساله دوم شرایط روانشناختی پیروزی بعد از انتخابات است که احساس می کند باید هماوردی دوران انتخابات را ادامه دهد و از موضع قدرت با رقیب برخورد کند. مساله سوم این است که رفتار رادیکال برای روحانی در طول انتخابات یک بدنه اجتماعی ایجاد کرده که عمدتا هم از طریق فضای مجازی درک می شود، این موجب می شود روحانی برای اینکه بدنه احساس عقب نشینی در وی نکند، از آن موضع عقب نیاید و می بینیم مواضع رادیکالی که روحانی بعد از انتخابات اتخاذ می کند در آن بدنه برایش حس قهرمانی ایجاد می کند.شما نگاه کنید پیش از انتخابات ایشان آن موضع رادیکال و غیرمنصفانه را درباره جمهوری اسلامی گرفت که «در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند» یا اینکه «می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» که این گزاره ها با تشویق جریان رادیکال همراه بود یا این موضع اخیرشان درباره سپاه که حتی حاضر نبود اسم سپاه را بیاورد و گفت «آنها» که موشک زدند.موضع رادیکال روحانی درباره سپاه، آنقدر حداکثری شد که به جای ترساندن داعش از سپاه، فلش را سمت سپاه برگرداند و مردم را از سپاه ترساند. این رادیکالیسم در روحانی آنقدر شدت گرفته است که حتی جایی که امنیت مردم مساله است هم ظهور و بروز دارد و موضعی می گیرد که امنیت را خدشه دار می کند و علیه نهادی موضع می گیرد که برای مردم نماد تأمین امنیت است. امنیت یک کشور برای لیبرال ترین حکومت ها هم خط قرمز است اما رادیکالیسم روحانی باعث شد از این خط قرمز هم عبور کند.یکی از دلایل دیگر این است که روحانی احساس می کند موضع رادیکال برای او یک تجربه موفق محسوب می شود، چون انتخاباتی را که در معرض شکست بود پیروز شد، حالا همان مسیر را ادامه می دهد، چون فکر می کند با رادیکالیسم به قهرمان آن بدنه تبدیل می شود!یکی دیگر از دلایل تداوم رادیکالیسم این هست که روحانی احساس می کند در رادیکالیسم مزیت هایی دارد که محدودیت های او در حوزه اقتصاد و معیشت مردم را پوشش می دهد و می تواند این مسائل را از دغدغه کانونی اجتماع خارج کند. تجربه ای که در انتخابات هم داشت و فضای انتخابات را با رادیکالیسم تغییر داد. یک مسأله ای اینجا وجود دارد، این رادیکالیسم تا کجا می تواند ادامه یابد؟!البته قطع نظر از علل تداوم رادیکالیسم که از منظر روحانی بیان شد، رادیکالیسم قابل تداوم نیست و همین پاشنه آشیل رادیکالیسم است. به دلیل اینکه موضع حداکثری نمی تواند متکی بر واقعیات باشد و در ذهنیت اجتماعی آن موضع حداکثری، دارای پایگاه اقلیت اجتماعی است. همین اقلیت بودن در ذهنیت اجتماعی و واقعیت باعث فروپاشی آن می شود. رادیکالیسم به همین دلیل تاریخ مصرف دارد و در کوتاه مدت جواب می دهد و امکان استمرار یک موضع حداکثری برای میان مدت و بلندمدت وجود ندارد.تجربه ما در دوم خرداد همین است. جناحی که در موضع رادیکالیسم بود، تغییرات بنیادی و ایدئولوژیک را تقاضا داشت و اعلام می کردند اگر به خواسته شان توجه نکنند از حاکمیت خارج می شوند و حکومت باید دربست در اختیارشان باشد؛ فرجام این رادیکالیسم در انتخابات شوراهای سال 81 دیده شد.با وجود عدم نظارت شورای نگهبان، این جریان 2 باخت داشت؛ یکی اینکه مشارکت به پایین ترین سطح ممکن رسید. کل آرای شرکت کنندگان در تهران حدود 500 هزار و خورده ای شد و به حدود یک سوم دوره قبل رسید. همچنین نفر اول این فهرست(تاجزاده) حدود 60 هزار رای در کلانشهر تهران آورد! چون آن رادیکالیسم قابل تداوم نبود، مسیر تغییرات در سیاست شکل گرفت و بعد از آن انتخابات مجلس هفتم بود که با وجود تحصن این جریان کسی برای حمایت آنها به پارلمان نیامد و 10 سال این جریان بازنده مطلق در همه انتخابات ها شد.در حال حاضر هم بخشی از کسانی که به آقای روحانی درباره رادیکالیسم اعتراض می کنند مثل آقای حجاریان خودشان رادیکال های سابق هستند و این تجربه را دارند که رادیکالیسم پایدار نیست.نکته ای را من از حرف شما می فهمم؛ اینکه رادیکالیسم برابر «واقعیت» و «عقلانیت» قرار می گیرد، درست است؟بله! در رادیکالیسم یک موضع حداکثری از یک اقلیت را شاهد هستیم. مثلا این گزاره «38 سال اعدام ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور: حق مینو خالقی این نبود  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور درباره رفع حصر، پیگیری وضعیت کروبی، انتصاب استانداران زن، رابطه با علی لاریجانی پرونده مینو خالقی و حضورش در وزارت کشور دوازدهم به صروت صریح مواضع و مطالبی را بیان کرد.بعدازظهر روز چهارشنبه سر وقت خود را به طبقه هجدهم ساختمان فاطمی رساندیم، با اینکه آخر هفته بود رفت و آمدهای کاری به اتاق وزیر زیاد بود برای همین هم مدتی پشت در نشستیم و برای بار آخر سوال ها را مرور کردیم، آقای عادل آذر رییس مرکز آمار ایران آخرین فردی بود که از اتاق وزیر خارج شد و پس از آن نوبت به مصاحبه ما رسید.در بدو ورود به اتاق با خوشامد گرم آقای رحمانی فضلی روبرو شدیم، نظم اتاق و گلدان های گل روی میز و زمین خودنمایی می کرد، بدون مقدمه وارد گفت وگو شدیم، آقای رحمانی فضلی اگرچه پاسخ های خود را صریح مطرح می کردند اما در مواردی هم مثل شب انتخابات یا صحبت از دیگر گزینه های وزارت کشور با ملاحظات خاصی به سوالات جواب می داد.در پایان به دلیل ملاقات از پیش تعیین شده برخی نمایندگان مجلس مصاحبه را به اتمام رساندیم، به نظر می رسید دیدار محمدعلی وکیلی نماینده تهران و شاه نشین شهریار آخرین ملاقات های کاری آقای وزیر در روز چهارشنبه باشد. عبدالرضا رحمانی فضلی در طول این مصاحبه بارها از رابطه قبلی و قلبی اش به علی لاریجانی رییس مجلس صحبت کرد و گفت که از بیان این رابطه دوستانه هیچ ابایی ندارد. وقتی با او درباره انتقادات نمایندگان مجلس از جمله علی مطهری از عملکردش و اینکه این بار اجازه نخواهد داد معامله ای صورت بگیرد، صحبت کردیم، از اظهارات نایب رییس مجلس برآشفت و گفت اتفاقا آگاه ترین فرد به این موضوع آقای مطهری است و نمی دانم چرا این حرف را زده است.مشروح مصاحبه، با عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور را در ذیل می خوانید:وضعیت ادامه حضورتان در کابینه آینده به کجا رسیده است؟بقیه وزرا در این رابطه به شما چه گفته اند؟روحانی برای حضورم در وزارت کشور با من صحبت کرداگر بگویم تقلب می شود! خودتان باید پاسخ این سوال را بدهید؟آقای دکتر روحانی با من صحبت کردند و صحبت های اولیه شده است. ایشان اول باید به جمع بندی برسد و بعد تصمیم خود را اعلام کند. اما اگر منظورتان این است که با من صحبت شده است یا خیر بله، با من از سوی رئیس جمهور صحبت هایی شده است ولی معرفی در اختیار ایشان است.شرایط رئیس جمهور برای وزارت کشور دوازدهماین صحبت ها برای پست وزارت کشور بود؟بله، برای وزارت کشور صحبت شده است. در این مورد هم آقای رئیس جمهور شرایط و نقطه نظراتی داشتند و سیاست هایی را برای دوره جدید مدنظر دارند که این ها را به من گفتند. تقریباً هم صحبت با بقیه وزرا نیز بر همین روال بوده است که احتمالاً ایشان برای هر وزارتخانه ای با افراد دیگری هم صحبت کرده اند. روحانی باید جمع بندی کند و بعد نظرش را بگوید.تاکید روحانی برای برگزاری انتخابات الکترونیک در دوره آیندهشرایط و سیاست هایی که اشاره کردید از سوی رئیس جمهور به شما اعلام شده چه محورهایی دارد؟یکی از اولویت های جدی رئیس جمهور در دوره جدید بحث سیاست داخلی بود و برای این مسئله اهمیت بالایی قائل هستند و در کنار آن روی بحث اقتصاد مقاومتی خیلی تاکید داشتند که این دوره ما باید روی بحث اقتصاد و توسعه مناطق تاکید بیشتری داشته باشیم. همچنین رئیس جمهور در صحبت با بنده روی مسئله امنیت داخلی با توجه به شرایط منطقه ای تاکید بسیار زیادی داشتند.در موارد دیگر آقای روحانی روی مسئله انتخابات خیلی تاکید کردند و تاکید داشتند که باید بتوانیم در انتخابات های بعدی آن را به صورت کاملاً الکترونیک برگزار کنیم. وقتی انتخابات دستی است و با توجه به نهادهای مختلفی که در این زمینه حضور دارند حتماً ما یک سلسله مسائل و مشکلاتی را خواهیم داشت ولی اگر بتوانیم انتخابات را الکترونیکی کنیم بیش از ۸۰ درصد مشکلات فعلی حل خواهد شد. برای همین هم آقای رئیس جمهور تاکید داشت که بحث انتخابات الکترونیک جدی گرفته شود. پس انتخابات الکترونیک یکی از دغدغه های آقای رئیس جمهور بود؟نمی توان اسم آن را دغدغه گذاشت. بیشتر به نظر می رسید که یکی از اولویت های جدی آقای روحانی بود که در این دور حتماً انتخابات را کاملاً الکترونیک کنیم. این مسئله حق است ما هم همیشه دنبال آن بوده ایم اما علی ایحال نتوانسته ایم موافقت ها را جلب کنیم.در این چهار سال خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیمبرای دفاع از آزادی های قانونی و جلوگیری از برخی خودسری ها که در دوره چهارساله اخیر شاهد آن بودیم برنامه ای دارید و آیا رئیس جمهور در صحبت با شما در این مسئله تاکیدی داشته اند؟ما در این چهار سال تقریباً خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیم اگر موردی هست نمونه آن را به من بگویید. برای مثال در ۱۶ آذر امسال ما ۷۰۰ سخنرانی در سراسر کشور داشتیم. شاید به تعداد انگشتان دست برخی سخنرانی ها انجام نشد آن هم نه به دلیل اینکه شلوغ شود و نگذارند. گاهی یکی از طرف های مناظره نرفت، یا در مواردی سخنران مربوطه نتوانست بلیت هواپیما تهیه کند یا اینکه در سخنرانی هایی که داخل دانشگاه برگزار می شد خود دانشگاه تشخیص داده بود یک سخنرانی می تواند مشکلاتی را ایجاد کند اما اینطور نبوده که عده ای بروند و نگذارند سخنرانی ها برگزار شوند.برای سخنرانی مازنی در گلستان شخصا به استاندار زنگ زدمدر بیرون از دانشگاه هم تعدادخیلی کمی سخنرانی لغو شده داشتیم، مثلاً در لرستان یک مورد را داشتیم که به سرعت و با قاطعیت برخورد شد و نهایتاً خود فرد سخنران به آن مکان نرفت. در مورد دیگری یکی از نمایندگان محترم برای سخنرانی در استان گلستان به مناسبت ۲۲ بهمن دعوت بود. در این استان فضا به گونه ای بود که سخنرانی ایشان لغو شده بود. در این مورد من شخصا به استاندار زنگ زدم و گفتم آقای مازنی حتماً باید برای سخنرانی به گلستان بیاید و شما هم حتماً باید امنیت ایشان را تامین کنید اما خود ایشان تشریف نبردند. بعد هم دو سخنرانی دیگر برای ایشان در استان گلستان گذاشتند که این مسائل مرتفع شود.در موضوع آقای مطهری هم که در اوایل دولت ما رخ داد ما سریعاً برخورد کردیم. همه عوامل را شناسایی کردیم و مستندات را فوراً به دادگاه فرستادیم و هنوز هم قوه قضائیه در حال پیگیری آن است.به افراد گزارش نمی دهیمآقای مطهری و وکیل ایشان معتقدند وزارت کشور گزارش خود را به آن ها و حتی دادگاه نداد.ما گزارش را به افراد نمی دهیم. گزارش خود را به محاکم و مراجع رسمی می دهیم. ما هم گزارش خود را به دادگاه دادیم. فکر می کنید دادگاه از کجا به این پرونده رسیدگی می کند؟ فکر می کنید همین طور به خیابان رفتند و از افراد خواستند که به دادگاه بیایند و توضیح دهند؟ وزارت کشور رسماً گزارش مستند خود را در مورد عوامل این حمله به دادگاه داد.پیدا کردن آمران حمله به مطهری وظیفه ما نیستیعنی اسناد مربوط به آمران حمله به مطهری را هم شما به دادگاه دادید؟ما اسناد مربوط به تمام کسانی که سر صحنه بودند و دچار جرم حمله به نماینده مجلس شده بودند به قوه قضائیه دادیم. اینکه چه کسانی دستور این حمله را داده بودند را دادگاه باید پیدا کند و این وظیفه ما نیست. دادگاه در مراحل رسیدگی به پرونده باید آمران را پیدا کند.عین همین موضوع قبلاً در قم اتفاق افتاده که زمان ما هم نبود. در آنجا به رئیس مجلس با کفش و دمپایی و مهر تعرض شد و هیچ یک از افراد و عوامل آن دستگیر نشدند و به دادگاه هم معرفی نشدند ولی ما در موضوع آقای مطهری این کار را کردیم و این پرونده الان در مسیر رسیدگی است.ظرف ۱۰ روز تمام عوامل حمله به سفارت عربستان را شناسایی کردیمآقای رحمانی فضلی من به عنوان یک نمونه از خودسری هایی که شما می گویید نداشتیم مسئله حمله به سفارت عربستان را مثال می زنم. این مسئله ای است که هنوز هم حل نشده.کاملاً درست است. بخشی از مسئله رسیدگی به این موضوع مربوط به قوه قضائیه است. در ماجرای حمله به سفارت عربستان ما ظرف ۱۰ روز تمام عواملی را که آنجا بودند شناسایی کردیم و با همه مشخصات و اسناد به قوه قضائیه دادیم و آن ها هم برخی از این افراد را بازداشت کردند و مدتی هم در بازداشت بودند. الان هم مراحل بازجویی، بازپرسی و اقدامات قانونی در حال طی شدن است.پرونده حمله به سفارت عربستان هنوز در مراحل قضایی استاینکه متهمان این پرونده به راحتی به امور جاری خود می پردازند و حتی به پیاده روی اربعین می روند و تصاویر خود را منتشر می کنند گواهی بر عدم برخورد جدی با آن ها نیست.این مسائل واقعاً به ما مربوط نمی شود و به قوه قضائیه مرتبط است. ما تا جایی که بتوانیم باید کسی که دچار جرم شده شناسایی کنیم و مستندات آن را توسط نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تهیه کرده و آن را به قوه قضائیه بدهیم. از آن مرحله به بعد کار کاملاً از دست ما خارج است.البته پیگیری های لازم را می کنیم. در این مورد هم بار ها پرسیده ایم این پرونده در چه مرحله ای است و این ها هم پاسخ داده اند که هنوز در مراحل قضایی است. پس نحوه رسیدگی به این پرونده ها دو بخش است. ما نباید بخش مربوط به قوه قضائیه را با بخش مربوط به وزارت کشور قاطی کنیم. البته من دیده ام که در برخی محافل چنین بحث هایی را مطرح می کنند فکر می کنم شاید سطح برداشتشان از جنبه های حقوقی مقداری ناقص است و برداشت برخی از آن ها تا حدی سیاسی است البته به معنای بد سیاسی منظورم نیست. این مورد را هم رسیدگی کردیم. وقتی قوه قضائیه حکم صادر می کند، دیگر از وزارت کشور کاری برنمی آیداگر خاطرتان باشد در قضیه مشهد هم آقای رئیس جمهور در نامه ای به شما این اتفاق را مایه شرمساری نظام دانستند.البته منظور آقای رئیس جمهور از این نامه ما نبودیم؛ منظورشان افرادی بودند که این سخنرانی را به هم زدند. آقای مطهری به مشهد رفته و دادستانی حکم صادر کرده و نیروی انتظامی را به محل سخنرانی فرستاده که این مراسم نباید برگزار شود. وقتی قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می شود دیگر از دست وزارت کشور کاری برنمی آید.گفتم اگر مطهری آمادگی دارد روی صندلی بایستد و سخنرانی کندولی گفته شد که قوه قضائیه به استاندار اطلاع داده بود و آقای استاندار هم تلفن همراه خود را پاسخ نداده بود.خیر، این ها حرف های درستی نیست. استاندار در این مورد تشکیل جلسه داده بود و نظر خود را دراین خصوص اعلام کرده بود و آن را به دادستان هم گفته بود.معاون سیاسی –امنیتی استانداری هم با نماینده قوه قضائیه صحبت و مکاتبه کرده بود.من در تماس با استانداری اعلام کردم که اگر آقای مطهری آمادگی دارد در همان محل صندلی بگذارید و آقای مطهری روی صندلی بایستد و سخنرانی خود را انجام دهد که اعلام کردند فضای این کار هم مهیا نیست و قوه قضائیه هم گفته اصلاً نمی گذاریم چنین سخنرانی صورت گیرد. پس وقتی دادستانی حکم داده مسئله به وزارت کشور مربوط نیست.شما گزارش این اتفاقات را تهیه کردید؟بله، در تمام مراحل این اتفاق گزارش خودرا تهیه کردیم.سه ماه یک بار رئیس قوه قضائیه را ملاقات کنمآیا در این رابطه با شخص رئیس قوه قضائیه هم رایزنی داشتید؟در این موضوع خاص با رئیس قوه قضائیه تماسی نداشتم اما من به صورت دوره ای با رئیس قوه قضائیه جلسه دارم و سعی می کنم سه ماه یک بار ایشان را ملاقات کنم البته در حاشیه برخی مراسم ها و همچنین در حاشیه جلسه شورای عالی امنیت ملی زیاد یکدیگر را می بینیم و برخی مسائل را مطرح می کنیم. واقعاً هم نظر رئیس قوه قضائیه در این نوع مسائل نظر بسیار باز و واقعاً دموکراتیک است.رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها رابطه حاکمیتی آمرانه نیستآنطور که ما تصور می کنیم رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها یک رابطه حاکمیتی آمرانه نیست همه قضات استقلال قضایی دارند و به اقتضای شرایط خودشان تصمیم می گیرند اما ما هرگاه در مسائل اینگونه گیر کرده ایم و به ایشان مراجعه کردیم با نظر حسن، دستور پیگیری دادند.مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی استفکر نمی کنید اینکه شما ظرف ۱۰ روز تمام مستندات مربوط به حمله به سفارت عربستان را به دادگاه داده اید اما این مسئله هنوز در قوه قضائیه به سرانجام نرسیده تا حدی باعث دلسردی مردم نسبت رسیدگی به اینگونه اتفاقات می شود؟قطعاً اینطور است. همین هفته جلسه شورای امنیت داشتیم، دو فقره جرم در جایی اتفاق افتاده بود و همان دو فقره را به دادستان محترم که عضو این شورا هستند گفتم باید آن ها را خارج از نوبت رسیدگی و برخورد کنید چون قدرت بازدارندگی در این موارد بالا است. موارد زیادی را هم داریم که به دوستان قضایی می گوییم و آن ها هم تایید می کنند.متاسفانه مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی است چون قانون ما به کسی که متهم است یا در معرض اتهام است فرصت داده است که از خود دفاع کند وا ین مرحله ای بودن رسیدگی به پرونده های قضایی و موضوع تجدیدنظر از همین موارد است.ضمن اینکه متهمان چون وکلای واردی دارند اغلب از تمام مراحل قانونی و فرصت های قانونی استفاده می کنند. شاید لازم باشد در موارد خیلی خاصی قانون شرایطی را بگذارد که موضوع به صورت ویژه بررسی شود. رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرداز نظر بنده به عنوان وزیر کشور موضوع سفارت عربستان مسئله ای بود که باید با سرعت انجام می شد چون حیثیت بین المللی ما در این رابطه مطرح بود و یک مسئله صرفاً داخلی نبود. ما آسیب بسیار زیادی از این موضوع دیدیم. رابطه ما با عربستان بعد از این موضوع به چالش کشیده شد.البته قبل از آن هم مسائلی با عربستان داشتیم اما حمله به سفارت عربستان درست در شرایطی رخ داد که بحث منا و کشتارهای صورت گرفته مطرح بود و همین موارد می توانست آن ها را به چالش بسیار بزرگی بکشد. اما دیدیم که حمله به سفارت عربستان به خبر اول دنیا تبدیل شد و به ضرر ما شد.برای همین معتقدم رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرد. البته دوستان قضایی هم می گویند ما کارهای خود را انجام داده ایم و همه مراحل قضایی باید طی شود. در موضوع حمله به مطهری در شیراز چون یکی از اولین حواشی دولت ما بود ما با قدرت و سرعت کار را انجام دادیم ولی رسیدگی قضایی به آن طول کشید. ما هم باید به قوه قضائیه در این راستا کمک کنیم. فکر کنم آمران حمله به مطهری هنوز محاکمه نشده اندفکر نمی کنید درجه نظامی آمران حمله به مطهری در شیراز باعث شد که رسیدگی به این قضیه کمی طولانی شود؟من اطلاعی ندارم. من فکر می کنم افرادی که الان به عنوان متهم این پرونده مطرح هستند آمران نیستند؛ افرادی هستند که سر صحنه بودند و آمران هنوز محاکمه نشده اند. البته مواردی را هم که اعلام شده است از درجه نظامیشان اطلاعی ندارم که بخواهم اظهارنظر کنم. البته گفته شده که برخی جلسات بوده که این افراد در آن تصمیم می گرفتند و این الزاماً به معنای نظامی بودن این افراد نیست. ضمن اینکه باز هم می گویم من از این مسئله اطلاعی ندارم.دست مطهری برای پیگیری پرونده خودش باز استوکیل آقای مطهری اعلام کردند که ایشان برای اعلام اسامی آمران دست نگه داشته اند.من نمی دانم آقای مطهری می خواهد چه کار کند. آقای مطهری نایب رئیس مجلس است حتماً قدرت بالایی هم دارد. خواهشم از ایشان این است که همین پرونده خود را پیگیری کند. به نظر می رسد در این راستا دستشان باز است و قدرتش را هم دارند.در مورد احضار استانداران چند وقت پیش در حاشیه جلسه هیات دولت با شما گفت وگو کردیم و شما از این مسئله ابراز بی اطلاعی کردید.در حاشیه حیاط دولت من در حال عبور بودم که این سوال از من پرسیده شد.هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شودالان مدتی از آن زمان گذشته آیا پیگیری کرده اید و جزئیات آن را می دانید؟بله، حدود هفت استاندار احضار شده اند. اینکه می گویم حدود هفت استاندار برای این است که هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شود. تعدادی شکایت به قوه قضائیه رسیده و آن ها به مرور همکاران ما را برای پرس وجو می خواهند برای همین هم تعداد رفت و آمد ها گاهی زیاد تر می شود.تا جایی که من امروز خبر دارم حدود ۶ یا ۷ استاندار احضار شده اند. طبق آنچه معاونت حقوقی بنده پیگیری کرده آمار آنچه مدیران استانی ما به خاطر آن احضار شده اند اعم از استاندار، فرماندار و بخشدار حدود ۶۲ یا ۶۳ مورد است. ما حدود ۴۰۰ فرماندار و ۲هزار بخشدار داریم و ۶۰ نفر احضار شده اند. ۹۰ درصد دلایل احضار استانداران تخلف نیستتمام مواردی که در مورد همکارانمان دیده ام مطرح می کنم واقعا و انصافا به عنوان کسی که سال ها در این سیستم ها کار کرده ام و تخلف را می شناسم می توانم بگویم شاید ۹۰ درصد این موارد حتی تخلف هم نیست. ولی خب، شکایتی شده است و قوه قضائیه باید شکایت ها را مورد رسیدگی قرار دهد.ما هم به آن حق می دهیم و مانعی برای رسیدگی به شکایت ها نیست ما هم پیگیر هستیم معاونت حقوقی بنده به صورت مرتب مساله را پیگیری می کند وکیل گرفته ایم و تاکید داشته ایم از دیگر وکلای توانمند در بیرون هم استفاده شود. بنده خودم با دادستان محترم هم در این رابطه صحبت کردم که در این بحث ها به گونه ای حرکت نکنید که وجهه اقتدار و موقعیت نماینده عالی نظام و دولت در استان ها دچار خدشه شود. احضار استانداران طوری در رسانه ها مطرح شد، گویی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کردنددر این راستا به دادستان کل کشور اظهار گلایه کردم گفتم چرا شما هر روز می گویید که این تعداد استانداران را احضار کرده اید و برای آن ها کیفرخواست نوشته اید.کیفرخواست یکی از همکاران ما این است که با ماشین مقابل یک ستادی ایستاده و با دوستان حاضر در آن ستاد احوالپرسی کرده است و همین به عنوان تخلف تلقی شده است یا یکی از استانداران رفته در جایی سخنرانی کرده که عکس آقای روحانی هم از قبل از انتخابات در آن سالن بوده است و الان هم وجود دارد اما می گویند این سخنرانی به همین دلیل تبلیغاتی بوده است.وقتی ما می آییم در رسانه ها مطرح می کنیم استانداران را احضار کرده ایم و کیفرخواست برای آن ها صادر شده گویی جانی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کرده ایم. به دادستان کل کشور گلایه کردمهمین استاندارانی که احضار شده اند در استان خودشان مسئول اول استان از نظر حاکمیت هستند همین قوه قضائیه همین نیروی انتظامی و همین سپاه در شورای تامین استاندار، رئیسشان است باید حرمت مدیرانمان را نگه داریم و شان و جایگاه ها را باید حفظ کنیم.به دادستان کل کشور گلایه کردم گفتم اصلا نمی پسندم که شما می آیید و هر روز در این رابطه مصاحبه می کنید ما هم می توانیم ده ها مصاحبه راجع به ضعف های دستگاه های مختلف داشته باشیم که به طور روزانه با آن مواجه هستید اما این مساله به مصلحت نیست و ما باید موضوعات مختلف را از مراحل قانونی خود پیگیری کنیم.ان شاالله قوه قضاییه با رعایت حرمت ها به موضوع احضار رسیدگی کندبه هر حال کار استانداران و فرمانداران و تمام مدیرانی که در معرض اتهام هستند در حال پیگیری است هم ما از طریق وزارت کشور پیگیری می کنیم و هم معاونت حقوقی رئیس جمهور پیگیر مساله است.مسائل خرد را هم خود استانداران در استان خودشان پیگیری می کنند منتظر هستیم که قوه قضائیه انشاءالله با دقت و عدالت و رعایت حرمت ها و با سرعت به این موضوع رسیدگی کنند.گزارش و مستندات تخلفات انتخاباتی را تهیه کردیمآقای انصاری چند وقت پیش گفتند که شکایتی از سوی دولت علیه برخی فرماندهان نظامی و ائمه جمعه در رابطه با انتخابات مطرح شده است آیا از این موضوع اطلاع دارید آیا این مساله اقدام مشابهی در راستای احضار استانداران بوده است.ما در ایام انتخابات در وزارت کشور مجموعه تخلفاتی را که صورت می گرفته و گزارشات را دیده ایم و خود ما هم مستنداتی داشته ایم.معاونت حقوقی به عنوان جایگاه پیگیری حقوقی ریاست جمهوری از طریق به عنوان وکیل دولت مسائل را پیگیری می کند. در همین راستا هم شکایت هایی شده است که به صورت ریز و جزئی در جریان آن نیستم.برخی منتقد عملکرد شما در وزارت کشور هستند و حتی بسیاری از فعالان سیاسی خواستار تغییر شما در وزارت کشور بوده اند پاسخ شما به نقدهایی که علیه شما می شود چیست؟این نقد ها چیست که می گویند؟گفتم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشندجدی ترین نقد به عملکرد شما در مورد ادامه همکاری با مدیرانی بود که از دولت گذشته باقی مانده بودند و با رویکرد دولت روحانی هماهنگ نبودند و در همین راستا شاهد برخی ناهماهنگی ها در استان ها بودیم.دولت روحانی دولت اعتدال است؛ نه دولت اصلاح طلب است و نه دولت اصولگراست. بنابراین وقتی ایشان بنده را در وزارت کشور انتخاب کردند به من گفتند فراموش نکن افرادی را که می خواهی به عنوان مدیران خود انتخاب کنی حتما باید تفکر اعتدالی داشته باشند دوم اینکه باید برنامه های دولت را قبول داشته باشند سوم گفتند که باید تجربه داشته باشند و چهارم باید برای مردم وقت بگذارند.وقتی ما وارد وزارت کشور شدیم حدود ۸۰ درصد فرمانداران ما از بیرون بودند و وزارت کشوری نبودند اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که گفتیم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشند چون معتقدیم وقتی فرماندار وزارت کشوری باشد تجربه لازم را هم دارد آموزش پذیر است دلبستگی لازم را هم دارد و در سلسله مراتب اداری فرمانبرداری خوبی دارد ضمن اینکه موجب انگیزه و شوق برای مدیران وزارت کشور می شوند و متوجه می شوند که می توانند ارتقا پیدا کنند.وقتی ۸۰ درصد فرمانداران را از بیرون بیاوریم دیگر خود وزارت کشوری ها انگیزه ای برای ارتقا نخواهند داشت و این تصمیم درستی بود که ما اتخاذ کردیم و بر اساس همین تصمیم درست در مرحله بعد این تعداد فرمانداران جابجا شدند. بقیه موارد را هم با همین مشخصات عوض کردیم البته در همین مشخصات هم عده ای از فرمانداران از قبل ماندند و به کار خود ادامه دادند یا در پست دیگری جا به جا شدند. یکی از مشخص ترین این موارد فرماندار تهران بود ایشان فرمانداری است که از زمان آقای احمدی نژاد مانده است من همان زمان هم اعلام که فرماندار تهران را خودم به شخصه می شناسم و ایشان در صدا و سیم ...

ادامه مطلب  

جلوی خودسری ها را گرفته ام/ آخرین تصمیمات درباره حصر و ممنوع التصویری خاتمی/ 60 فرماندار و استاندار احضار شده اند/ 80 درصد مدیران دولت قبل را عو?  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در گفت و گویی نظرات خود پیرامون ارتباطش با رئیس جمهور، حضورش در دولت دوازدهم، رابطه اش با «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی و ظرفیت او برای ریاست جمهوری، حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی، احضار برخی استانداران به دلایلی که مربوط به انتخابات اخیر است، ممنوع التصویری رئیس دولت اصلاحات و ... را بیان کرده است.به گزارش «تابناک» آنچه در ادامه می خوانید، مشروح مصاحبه خبرگزاری ایلنا، با «عبدالرضا رحمانی فضلی» وزیر کشور است.وضعیت ادامه حضورتان در کابینه آینده به کجا رسیده است؟آقای دکتر روحانی با من صحبت کردند و صحبت های اولیه شده است. ایشان اول باید به جمع بندی برسد و بعد تصمیم خود را اعلام کند. اما اگر منظورتان این است که با من صحبت شده است یا خیر بله، با من از سوی رئیس جمهور صحبت هایی شده است ولی معرفی در اختیار ایشان است.شرایط رئیس جمهور برای وزارت کشور دوازدهماین صحبت ها برای پست وزارت کشور بود؟بله، برای وزارت کشور صحبت شده است. در این مورد هم آقای رئیس جمهور شرایط و نقطه نظراتی داشتند و سیاست هایی را برای دوره جدید مدنظر دارند که این ها را به من گفتند. تقریباً هم صحبت با بقیه وزرا نیز بر همین روال بوده است که احتمالاً ایشان برای هر وزارتخانه ای با افراد دیگری هم صحبت کرده اند. روحانی باید جمع بندی کند و بعد نظرش را بگوید.تاکید روحانی برای برگزاری انتخابات الکترونیک در دوره آیندهشرایط و سیاست هایی که اشاره کردید از سوی رئیس جمهور به شما اعلام شده چه محورهایی دارد؟یکی از اولویت های جدی رئیس جمهور در دوره جدید بحث سیاست داخلی بود و برای این مسئله اهمیت بالایی قائل هستند و در کنار آن روی بحث اقتصاد مقاومتی خیلی تاکید داشتند که این دوره ما باید روی بحث اقتصاد و توسعه مناطق تاکید بیشتری داشته باشیم. همچنین رئیس جمهور در صحبت با بنده روی مسئله امنیت داخلی با توجه به شرایط منطقه ای تاکید بسیار زیادی داشتند. در موارد دیگر آقای روحانی روی مسئله انتخابات خیلی تاکید کردند و تاکید داشتند که باید بتوانیم در انتخابات های بعدی آن را به صورت کاملاً الکترونیک برگزار کنیم. وقتی انتخابات دستی است و با توجه به نهادهای مختلفی که در این زمینه حضور دارند حتماً ما یک سلسله مسائل و مشکلاتی را خواهیم داشت ولی اگر بتوانیم انتخابات را الکترونیکی کنیم بیش از ۸۰ درصد مشکلات فعلی حل خواهد شد. برای همین هم آقای رئیس جمهور تاکید داشت که بحث انتخابات الکترونیک جدی گرفته شود.پس انتخابات الکترونیک یکی از دغدغه های آقای رئیس جمهور بود؟نمی توان اسم آن را دغدغه گذاشت. بیشتر به نظر می رسید که یکی از اولویت های جدی آقای روحانی بود که در این دور حتماً انتخابات را کاملاً الکترونیک کنیم. این مسئله حق است ما هم همیشه دنبال آن بوده ایم اما علی ایحال نتوانسته ایم موافقت ها را جلب کنیم.در این چهار سال خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیمبرای دفاع از آزادی های قانونی و جلوگیری از برخی خودسری ها که در دوره چهارساله اخیر شاهد آن بودیم برنامه ای دارید و آیا رئیس جمهور در صحبت با شما در این مسئله تاکیدی داشته اند؟ما در این چهار سال تقریباً خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیم اگر موردی هست نمونه آن را به من بگویید. برای مثال در ۱۶ آذر امسال ما ۷۰۰ سخنرانی در سراسر کشور داشتیم. شاید به تعداد انگشتان دست برخی سخنرانی ها انجام نشد آن هم نه به دلیل اینکه شلوغ شود و نگذارند. گاهی یکی از طرف های مناظره نرفت، یا در مواردی سخنران مربوطه نتوانست بلیت هواپیما تهیه کند یا اینکه در سخنرانی هایی که داخل دانشگاه برگزار می شد خود دانشگاه تشخیص داده بود یک سخنرانی می تواند مشکلاتی را ایجاد کند اما اینطور نبوده که عده ای بروند و نگذارند سخنرانی ها برگزار شوند.برای سخنرانی مازنی در گلستان شخصا به استاندار زنگ زدمدر بیرون از دانشگاه هم تعدادخیلی کمی سخنرانی لغو شده داشتیم، مثلاً در لرستان یک مورد را داشتیم که به سرعت و با قاطعیت برخورد شد و نهایتاً خود فرد سخنران به آن مکان نرفت. در مورد دیگری یکی از نمایندگان محترم برای سخنرانی در استان گلستان به مناسبت ۲۲ بهمن دعوت بود. در این استان فضا به گونه ای بود که سخنرانی ایشان لغو شده بود. در این مورد من شخصا به استاندار زنگ زدم و گفتم آقای مازنی حتماً باید برای سخنرانی به گلستان بیاید و شما هم حتماً باید امنیت ایشان را تامین کنید اما خود ایشان تشریف نبردند. بعد هم دو سخنرانی دیگر برای ایشان در استان گلستان گذاشتند که این مسائل مرتفع شود.در موضوع آقای مطهری هم که در اوایل دولت ما رخ داد ما سریعاً برخورد کردیم. همه عوامل را شناسایی کردیم و مستندات را فوراً به دادگاه فرستادیم و هنوز هم قوه قضائیه در حال پیگیری آن است.به افراد گزارش نمی دهیمآقای مطهری و وکیل ایشان معتقدند وزارت کشور گزارش خود را به آن ها و حتی دادگاه نداد.ما گزارش را به افراد نمی دهیم. گزارش خود را به محاکم و مراجع رسمی می دهیم. ما هم گزارش خود را به دادگاه دادیم. فکر می کنید دادگاه از کجا به این پرونده رسیدگی می کند؟ فکر می کنید همین طور به خیابان رفتند و از افراد خواستند که به دادگاه بیایند و توضیح دهند؟ وزارت کشور رسماً گزارش مستند خود را در مورد عوامل این حمله به دادگاه داد.پیدا کردن آمران حمله به مطهری وظیفه ما نیستیعنی اسناد مربوط به آمران حمله به مطهری را هم شما به دادگاه دادید؟ما اسناد مربوط به تمام کسانی که سر صحنه بودند و دچار جرم حمله به نماینده مجلس شده بودند به قوه قضائیه دادیم. اینکه چه کسانی دستور این حمله را داده بودند را دادگاه باید پیدا کند و این وظیفه ما نیست. دادگاه در مراحل رسیدگی به پرونده باید آمران را پیدا کند.عین همین موضوع قبلاً در قم اتفاق افتاده که زمان ما هم نبود. در آنجا به رئیس مجلس با کفش و دمپایی و مهر تعرض شد و هیچ یک از افراد و عوامل آن دستگیر نشدند و به دادگاه هم معرفی نشدند ولی ما در موضوع آقای مطهری این کار را کردیم و این پرونده الان در مسیر رسیدگی است.ظرف ۱۰ روز تمام عوامل حمله به سفارت عربستان را شناسایی کردیمآقای رحمانی فضلی من به عنوان یک نمونه از خودسری هایی که شما می گویید نداشتیم مسئله حمله به سفارت عربستان را مثال می زنم. این مسئله ای است که هنوز هم حل نشده.کاملاً درست است. بخشی از مسئله رسیدگی به این موضوع مربوط به قوه قضائیه است. در ماجرای حمله به سفارت عربستان ما ظرف ۱۰ روز تمام عواملی را که آنجا بودند شناسایی کردیم و با همه مشخصات و اسناد به قوه قضائیه دادیم و آن ها هم برخی از این افراد را بازداشت کردند و مدتی هم در بازداشت بودند. الان هم مراحل بازجویی، بازپرسی و اقدامات قانونی در حال طی شدن است.پرونده حمله به سفارت عربستان هنوز در مراحل قضایی استاینکه متهمان این پرونده به راحتی به امور جاری خود می پردازند و حتی به پیاده روی اربعین می روند و تصاویر خود را منتشر می کنند گواهی بر عدم برخورد جدی با آن ها نیست.این مسائل واقعاً به ما مربوط نمی شود و به قوه قضائیه مرتبط است. ما تا جایی که بتوانیم باید کسی که دچار جرم شده شناسایی کنیم و مستندات آن را توسط نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تهیه کرده و آن را به قوه قضائیه بدهیم. از آن مرحله به بعد کار کاملاً از دست ما خارج است. البته پیگیری های لازم را می کنیم. در این مورد هم بار ها پرسیده ایم این پرونده در چه مرحله ای است و این ها هم پاسخ داده اند که هنوز در مراحل قضایی است. پس نحوه رسیدگی به این پرونده ها دو بخش است. ما نباید بخش مربوط به قوه قضائیه را با بخش مربوط به وزارت کشور قاطی کنیم. البته من دیده ام که در برخی محافل چنین بحث هایی را مطرح می کنند فکر می کنم شاید سطح برداشتشان از جنبه های حقوقی مقداری ناقص است و برداشت برخی از آن ها تا حدی سیاسی است البته به معنای بد سیاسی منظورم نیست. این مورد را هم رسیدگی کردیم.وقتی قوه قضائیه حکم صادر می کند، دیگر از وزارت کشور کاری برنمی آیداگر خاطرتان باشد در قضیه مشهد هم آقای رئیس جمهور در نامه ای به شما این اتفاق را مایه شرمساری نظام دانستند.البته منظور آقای رئیس جمهور از این نامه ما نبودیم؛ منظورشان افرادی بودند که این سخنرانی را به هم زدند. آقای مطهری به مشهد رفته و دادستانی حکم صادر کرده و نیروی انتظامی را به محل سخنرانی فرستاده که این مراسم نباید برگزار شود. وقتی قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می شود دیگر از دست وزارت کشور کاری برنمی آید.گفتم اگر مطهری آمادگی دارد روی صندلی بایستد و سخنرانی کندولی گفته شد که قوه قضائیه به استاندار اطلاع داده بود و آقای استاندار هم تلفن همراه خود را پاسخ نداده بود.خیر، این ها حرف های درستی نیست. استاندار در این مورد تشکیل جلسه داده بود و نظر خود را دراین خصوص اعلام کرده بود و آن را به دادستان هم گفته بود.معاون سیاسی –امنیتی استانداری هم با نماینده قوه قضائیه صحبت و مکاتبه کرده بود.من در تماس با استانداری اعلام کردم که اگر آقای مطهری آمادگی دارد در همان محل صندلی بگذارید و آقای مطهری روی صندلی بایستد و سخنرانی خود را انجام دهد که اعلام کردند فضای این کار هم مهیا نیست و قوه قضائیه هم گفته اصلاً نمی گذاریم چنین سخنرانی صورت گیرد. پس وقتی دادستانی حکم داده مسئله به وزارت کشور مربوط نیست.شما گزارش این اتفاقات را تهیه کردید؟بله، در تمام مراحل این اتفاق گزارش خودرا تهیه کردیم.سه ماه یک بار رئیس قوه قضائیه را ملاقات کنمآیا در این رابطه با شخص رئیس قوه قضائیه هم رایزنی داشتید؟در این موضوع خاص با رئیس قوه قضائیه تماسی نداشتم اما من به صورت دوره ای با رئیس قوه قضائیه جلسه دارم و سعی می کنم سه ماه یک بار ایشان را ملاقات کنم البته در حاشیه برخی مراسم ها و همچنین در حاشیه جلسه شورای عالی امنیت ملی زیاد یکدیگر را می بینیم و برخی مسائل را مطرح می کنیم. واقعاً هم نظر رئیس قوه قضائیه در این نوع مسائل نظر بسیار باز و واقعاً دموکراتیک است.رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها رابطه حاکمیتی آمرانه نیستآنطور که ما تصور می کنیم رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها یک رابطه حاکمیتی آمرانه نیست همه قضات استقلال قضایی دارند و به اقتضای شرایط خودشان تصمیم می گیرند اما ما هرگاه در مسائل اینگونه گیر کرده ایم و به ایشان مراجعه کردیم با نظر حسن، دستور پیگیری دادند.مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی استفکر نمی کنید اینکه شما ظرف ۱۰ روز تمام مستندات مربوط به حمله به سفارت عربستان را به دادگاه داده اید اما این مسئله هنوز در قوه قضائیه به سرانجام نرسیده تا حدی باعث دلسردی مردم نسبت رسیدگی به اینگونه اتفاقات می شود؟قطعاً اینطور است. همین هفته جلسه شورای امنیت داشتیم، دو فقره جرم در جایی اتفاق افتاده بود و همان دو فقره را به دادستان محترم که عضو این شورا هستند گفتم باید آن ها را خارج از نوبت رسیدگی و برخورد کنید چون قدرت بازدارندگی در این موارد بالا است. موارد زیادی را هم داریم که به دوستان قضایی می گوییم و آن ها هم تایید می کنند. متاسفانه مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی است چون قانون ما به کسی که متهم است یا در معرض اتهام است فرصت داده است که از خود دفاع کند وا ین مرحله ای بودن رسیدگی به پرونده های قضایی و موضوع تجدیدنظر از همین موارد است. ضمن اینکه متهمان چون وکلای واردی دارند اغلب از تمام مراحل قانونی و فرصت های قانونی استفاده می کنند. شاید لازم باشد در موارد خیلی خاصی قانون شرایطی را بگذارد که موضوع به صورت ویژه بررسی شود.رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرداز نظر بنده به عنوان وزیر کشور موضوع سفارت عربستان مسئله ای بود که باید با سرعت انجام می شد چون حیثیت بین المللی ما در این رابطه مطرح بود و یک مسئله صرفاً داخلی نبود. ما آسیب بسیار زیادی از این موضوع دیدیم. رابطه ما با عربستان بعد از این موضوع به چالش کشیده شد. البته قبل از آن هم مسائلی با عربستان داشتیم اما حمله به سفارت عربستان درست در شرایطی رخ داد که بحث منا و کشتارهای صورت گرفته مطرح بود و همین موارد می توانست آن ها را به چالش بسیار بزرگی بکشد. اما دیدیم که حمله به سفارت عربستان به خبر اول دنیا تبدیل شد و به ضرر ما شد. برای همین معتقدم رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرد. البته دوستان قضایی هم می گویند ما کارهای خود را انجام داده ایم و همه مراحل قضایی باید طی شود. در موضوع حمله به مطهری در شیراز چون یکی از اولین حواشی دولت ما بود ما با قدرت و سرعت کار را انجام دادیم ولی رسیدگی قضایی به آن طول کشید. ما هم باید به قوه قضائیه در این راستا کمک کنیم.فکر کنم آمران حمله به مطهری هنوز محاکمه نشده اندفکر نمی کنید درجه نظامی آمران حمله به مطهری در شیراز باعث شد که رسیدگی به این قضیه کمی طولانی شود؟من اطلاعی ندارم. من فکر می کنم افرادی که الان به عنوان متهم این پرونده مطرح هستند آمران نیستند؛ افرادی هستند که سر صحنه بودند و آمران هنوز محاکمه نشده اند. البته مواردی را هم که اعلام شده است از درجه نظامیشان اطلاعی ندارم که بخواهم اظهارنظر کنم. البته گفته شده که برخی جلسات بوده که این افراد در آن تصمیم می گرفتند و این الزاماً به معنای نظامی بودن این افراد نیست. ضمن اینکه باز هم می گویم من از این مسئله اطلاعی ندارم.دست مطهری برای پیگیری پرونده خودش باز استوکیل آقای مطهری اعلام کردند که ایشان برای اعلام اسامی آمران دست نگه داشته اند.من نمی دانم آقای مطهری می خواهد چه کار کند. آقای مطهری نایب رئیس مجلس است حتماً قدرت بالایی هم دارد. خواهشم از ایشان این است که همین پرونده خود را پیگیری کند. به نظر می رسد در این راستا دستشان باز است و قدرتش را هم دارند.در مورد احضار استانداران چند وقت پیش در حاشیه جلسه هیات دولت با شما گفت وگو کردیم و شما از این مسئله ابراز بی اطلاعی کردید.در حاشیه حیاط دولت من در حال عبور بودم که این سوال از من پرسیده شد.هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شودالان مدتی از آن زمان گذشته آیا پیگیری کرده اید و جزئیات آن را می دانید؟بله، حدود هفت استاندار احضار شده اند. اینکه می گویم حدود هفت استاندار برای این است که هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شود. تعدادی شکایت به قوه قضائیه رسیده و آن ها به مرور همکاران ما را برای پرس وجو می خواهند برای همین هم تعداد رفت و آمد ها گاهی زیاد تر می شود. تا جایی که من امروز خبر دارم حدود ۶ یا ۷ استاندار احضار شده اند. طبق آنچه معاونت حقوقی بنده پیگیری کرده آمار آنچه مدیران استانی ما به خاطر آن احضار شده اند اعم از استاندار، فرماندار و بخشدار حدود ۶۲ یا ۶۳ مورد است. ما حدود ۴۰۰ فرماندار و ۲هزار بخشدار داریم و ۶۰ نفر احضار شده اند.۹۰ درصد دلایل احضار استانداران تخلف نیستتمام مواردی که در مورد همکارانمان دیده ام مطرح می کنم واقعا و انصافا به عنوان کسی که سال ها در این سیستم ها کار کرده ام و تخلف را می شناسم می توانم بگویم شاید ۹۰ درصد این موارد حتی تخلف هم نیست. ولی خب، شکایتی شده است و قوه قضائیه باید شکایت ها را مورد رسیدگی قرار دهد. ما هم به آن حق می دهیم و مانعی برای رسیدگی به شکایت ها نیست ما هم پیگیر هستیم معاونت حقوقی بنده به صورت مرتب مساله را پیگیری می کند وکیل گرفته ایم و تاکید داشته ایم از دیگر وکلای توانمند در بیرون هم استفاده شود. بنده خودم با دادستان محترم هم در این رابطه صحبت کردم که در این بحث ها به گونه ای حرکت نکنید که وجهه اقتدار و موقعیت نماینده عالی نظام و دولت در استان ها دچار خدشه شود.احضار استانداران طوری در رسانه ها مطرح شد، گویی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کردنددر این راستا به دادستان کل کشور اظهار گلایه کردم گفتم چرا شما هر روز می گویید که این تعداد استانداران را احضار کرده اید و برای آن ها کیفرخواست نوشته اید. کیفرخواست یکی از همکاران ما این است که با ماشین مقابل یک ستادی ایستاده و با دوستان حاضر در آن ستاد احوالپرسی کرده است و همین به عنوان تخلف تلقی شده است یا یکی از استانداران رفته در جایی سخنرانی کرده که عکس آقای روحانی هم از قبل از انتخابات در آن سالن بوده است و الان هم وجود دارد اما می گویند این سخنرانی به همین دلیل تبلیغاتی بوده است. وقتی ما می آییم در رسانه ها مطرح می کنیم استانداران را احضار کرده ایم و کیفرخواست برای آن ها صادر شده گویی جانی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کرده ایم.به دادستان کل کشور گلایه کردمهمین استاندارانی که احضار شده اند در استان خودشان مسئول اول استان از نظر حاکمیت هستند همین قوه قضائیه همین نیروی انتظامی و همین سپاه در شورای تامین استاندار، رئیسشان است باید حرمت مدیرانمان را نگه داریم و شان و جایگاه ها را باید حفظ کنیم.به دادستان کل کشور گلایه کردم گفتم اصلا نمی پسندم که شما می آیید و هر روز در این رابطه مصاحبه می کنید ما هم می توانیم ده ها مصاحبه راجع به ضعف های دستگاه های مختلف داشته باشیم که به طور روزانه با آن مواجه هستید اما این مساله به مصلحت نیست و ما باید موضوعات مختلف را از مراحل قانونی خود پیگیری کنیم.ان شاالله قوه قضاییه با رعایت حرمت ها به موضوع احضار رسیدگی کندبه هر حال کار استانداران و فرمانداران و تمام مدیرانی که در معرض اتهام هستند در حال پیگیری است هم ما از طریق وزارت کشور پیگیری می کنیم و هم معاونت حقوقی رئیس جمهور پیگیر مساله است.مسائل خرد را هم خود استانداران در استان خودشان پیگیری می کنند منتظر هستیم که قوه قضائیه انشاءالله با دقت و عدالت و رعایت حرمت ها و با سرعت به این موضوع رسیدگی کنند.گزارش و مستندات تخلفات انتخاباتی را تهیه کردیمآقای انصاری چند وقت پیش گفتند که شکایتی از سوی دولت علیه برخی فرماندهان نظامی و ائمه جمعه در رابطه با انتخابات مطرح شده است آیا از این موضوع اطلاع دارید آیا این مساله اقدام مشابهی در راستای احضار استانداران بوده است.ما در ایام انتخابات در وزارت کشور مجموعه تخلفاتی را که صورت می گرفته و گزارشات را دیده ایم و خود ما هم مستنداتی داشته ایم.معاونت حقوقی به عنوان جایگاه پیگیری حقوقی ریاست جمهوری از طریق به عنوان وکیل دولت مسائل را پیگیری می کند. در همین راستا هم شکایت هایی شده است که به صورت ریز و جزئی در جریان آن نیستم.برخی منتقد عملکرد شما در وزارت کشور هستند و حتی بسیاری از فعالان سیاسی خواستار تغییر شما در وزارت کشور بوده اند پاسخ شما به نقدهایی که علیه شما می شود چیست؟این نقد ها چیست که می گویند؟گفتم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشندجدی ترین نقد به عملکرد شما در مورد ادامه همکاری با مدیرانی بود که از دولت گذشته باقی مانده بودند و با رویکرد دولت روحانی هماهنگ نبودند و در همین راستا شاهد برخی ناهماهنگی ها در استان ها بودیم.دولت روحانی دولت اعتدال است؛ نه دولت اصلاح طلب است و نه دولت اصولگراست. بنابراین وقتی ایشان بنده را در وزارت کشور انتخاب کردند به من گفتند فراموش نکن افرادی را که می خواهی به عنوان مدیران خود انتخاب کنی حتما باید تفکر اعتدالی داشته باشند دوم اینکه باید برنامه های دولت را قبول داشته باشند سوم گفتند که باید تجربه داشته باشند و چهارم باید برای مردم وقت بگذارند.وقتی ما وارد وزارت کشور شدیم حدود ۸۰ درصد فرمانداران ما از بیرون بودند و وزارت کشوری نبودند اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که گفتیم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشند چون معتقدیم وقتی فرماندار وزارت کشوری باشد تجربه لازم را هم دارد آموزش پذیر است دلبستگی لازم را هم دارد و در سلسله مراتب اداری فرمانبرداری خوبی دارد ضمن اینکه موجب انگیزه و شوق برای مدیران وزارت کشور می شوند و متوجه می شوند که می توانند ارتقا پیدا کنند. وقتی ۸۰ درصد فرمانداران را از بیرون بیاوریم دیگر خود وزارت کشوری ها انگیزه ای برای ارتقا نخواهند داشت و این تصمیم درستی بود که ما اتخاذ کردیم و بر اساس همین تصمیم درست در مرحله بعد این تعداد فرمانداران جابجا شدند. بقیه موارد را هم با همین مشخصات عوض کردیم البته در همین مشخصات هم عده ای از فرمانداران از قبل ماندند و به کار خود ادامه دادند یا در پست دیگری جا به جا شدند.یکی از مشخص ترین این موارد فرماندار تهران بود ایشان فرمانداری است که از زمان آقای احمدی نژاد مانده است من همان زمان هم اعلام که فرماندار تهران را خودم به شخصه می شناسم و ایشان در صدا و سیما مدیر بنده بوده است ایشان انسانی کاملا متدین و خوب است و گفتم با شناختی که از ایشان دارم می دانم مدیر متدین و معتدلی است و برنامه آقای روحانی را هم قبول دارد.اگر هر فردی در هر دولتی رفت و مسئولیتی را قبول کرد الزاماً به این معنا نیست که او را در دوره بعد کنار بگذاریم.اصلاح طلبان درباره آمار مدیرانی که از دولت قبل ماندند، عدد بدهندخب اگر می گویید ۸۰ درصد فرمانداران را تغییر دادید شما هم اتوبوسی عمل کردید؟نه این تصمیم بیشتر مدیریتی بود تا سیاسی دوستان به همین میزان هم قائل نیستند و می گویند همین ۵ نفر هم از دولت قبل نباشد.دوستان اصلاح طلب معتقدند آماری که شما برای تغییر مدیران استانی اعلام می کنید به هیچ عنوان ۸۰ درصد نیست.این تفکر اشتباه است. اگر طور دیگری فکر می کنند به ما هم عدد بدهند. من با صراحت می گویم که این دوستان هیچ عدد و رقمی ندارند ماندن یک فرماندار به معنای این نیست که سیاست های دولت اجرایی نشده است. تهران شاخص ترین مثال در این مورد است در حالیکه همین تهران انتخابات مجلس را انجام داد سوال من است در این انتخابات چه کسانی رای آوردند؟اتفاقا نقد جدی اصلاح طلبان متو ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانی  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتص ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

چهار روز با دکتر روحانی در سازمان ملل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار ایرنا، رئیس جمهوری در ساعت یک بعد از ظهر 26 شهریورماه به وقت محلی با پرواز هواپیمایی آسمان وارد فرودگاه جان اف کندی نیویورک شد.خبرنگاران نخستین گروهی بودند که پای پلکان هواپیما به استقبال حجت الاسلام والمسلمین روحانی آمدند و البته قصد مختصر گفت و گو درباره اهداف و برنامه های سفر هم داشتند که رئیس جمهوری اظهار کرد: هدف از این سفر، شرکت در اجلاس سران مجمع عمومی سازمان ملل متحد، رساندن صدای ملت بزرگ ایران به گوش جهانیان و همچنین تشریح شرایط دشوار منطقه است.رئیس جمهوری شرایط دشوار مظلومان میانمار را در صدر نگرانی های خود قرار داد و پس از آن در اعلام برنامه های خود گفت: جلساتی با سران کشورها، نخبگان، علمای اسلامی، مدیران رسانه های همگانی در آمریکا و نیز ایرانیان مقیم خواهیم داشت.دکتر روحانی با استناد به فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی استراتژی جمهوری اسلامی ایران را تعامل گسترده با جهان دانست و فرصت مجمع عمومی سازمان ملل را برای اجرایی و عملیاتی کردن این استراتژی مفید دانست.**ایرانی دیگر در قلب منهتننخستین برنامه رسمی رئیس جمهوری در شامگاه یکشنبه، دیدار با ایرانیان مقیم آمریکا بود. برای این برنامه سالن جلسه هتل هیلتون در خیابان 47 در نظر گرفته شده بود.میزهایی با سبک ایرانی تزیین شده و سرود زیبای ایرانی هم پخش می شد، دیگر فضای کشور غریب نبود و ایرانیانی که می آمدند با آداب و فرهنگ ایرانی خود با یکدیگر گپ و گفتی می زدند. اما ترافیک ناشی از حضور سران کشورها برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و انسداد بسیاری از معابر منهتن، عاملی شد تا برنامه کمی با تاخیر شروع شود اما ایرانیان مشتاق تر از همیشه و با درک شرایط غیر طبیعی خیابان ها، آمدن رئیس جمهوری شان را به انتظار نشسته بودند.همان ها که برای رای دادن در انتخابات 96 هم چندین ساعت در صف های انتخابات ایستادند و مشارکتی کم نظیر را آفریدند. به محض ورود رئیس جمهوری، سرود غرور آفرین ملی طنین انداز شد و همه ایرانیان یکپارچه به احترام کشور و پرچمشان قیام کردند.محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری، محمد نهاوندیان معاون اقتصادی و سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری و غلامعلی خوشرو نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، مقام هایی بودند که در کنار رئیس جمهوری قرار گرفتند.دو منتخب ایرانی هم به اظهار نظر درباره نگرانی ها و انتظاراتشان پرداختند، دکتر نفیسی درباره محیط زیست به خصوص مازندران و خانم دکتر ارفع نیا درباره نقش زنان در فعالیت های اجتماعی سخن گفتند.نوبت به رئیس جمهوری رسید و حجت الاسلام و المسلمین روحانی در سخنانی اظهار کرد: برای ساختن ایران اسلامی به همه ایرانیان سراسر گیتی نیازمندیم.وی با بیان این که ایرانیان مقیم خارج، سفیران فرهنگی، علمی، اقتصادی و سیاسی ایران هستند، افزود: ایرانیان فرهیخته و سربلند، لابی اصلی ملت ایران در آمریکا هستند.رئیس جمهوری به سیاست خارجی دولت یازدهم و اولویت های آن در دولت دوازدهم اشاره کرد و ادامه داد: برجام در تاریخ سیاسی منطقه ما و جهان همواره زنده خواهد بود؛ چه دولت فعلی آمریکا خوشحال و یا نگران باشد.*احساسات ایرانی های آمریکا نسبت به ظریفاما واکنش جمعیت وقتی به اوج خود رسید که رئیس دولت دوازدهم در تشریح این سیاست ها نام «محمد جواد ظریف» را به زبان آورد. فضا یکپارچه شور و تشویق شد و ظریف با تکان دادن دست و گذاشتن آن بر سینه خود به ابراز احساسات جمعیت حاضر پاسخ داد.روحانی نام دو یار سخت کوش ظریف را هم آورد، «سید عباس عراقچی و مجید تخت روانچی» که آن ها هم مورد تشویق جمعیت قرار گرفتند.رئیس جمهوری پس از نام بردن افسران دیپلماسی تصریح کرد: در برجام نشان دادند ایرانیان همانطور که در صحنه فرهنگ، علم و دفاع از کشورشان پیشتاز بودند در سیاست خارجی هم می توانند به خوبی با زبان امروز دنیا و با منطق قابل قبول از حقوق ملت خود دفاع کنند.تاکید بر پایبندی ایران بر برجام تا زمانی که طرف مقابل به عهدش پایبند باشد، نیز دیگر دفاع محکم روحانی بود که خاطرنشان کرد: اگر طرف مقابل بخواهد در مقابل حقوق ملت باشد، حتما ملت ایران هم پاسخ مقتضی خواهد داد.***دیدارهای دو جانبه؛•دیدار با مورالس؛ دفاع از راهبرد ایران، تقویت همکاری هانخستین برنامه رئیس جمهوری با میزبانی از اوو مورالس رئیس جمهوری بولیوی کشوری در آمریکای لاتین آغاز شد. روحانی در این دیدار به استقبال ایران از توسعه روابط با کشورهای آمریکای لاتین اشاره کرد و گفت: شرکت های بزرگ ایرانی برای صدور خدمات فنی و مهندسی و گسترش فعالیت های خود در بولیوی آماده اند.وی افزود: برای توسعه و تقویت همه جانبه همکاری های ایران و بولیوی هیچ محدودیتی وجود ندارد و تقویت این روابط در راستای علاقه و منافع دو ملت است.رییس جمهور با ابراز امیدواری از برگزاری سریعتر چهارمین کمیسیون مشترک همکاری اقتصادی ایران و بولیوی با هدف بررسی طرح های همکاری دو کشور، گفت: ایران و بولیوی به عنوان دو کشور با ذخایر عظیم گازی در خاورمیانه و آمریکای لاتین می توانند همکاری های خود را در این عرصه نیز گسترش دهند.روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مواضع مشترک ایران و بولیوی در برابر استکبار گفت: آمریکایی ها هر روز طرح و نقشه جدیدی علیه کشورهای در حال رشد طراحی می کنند که البته همواره نیز با شکست مواجه می شوند. در منطقه ما باوجودی که می خواستند از تروریسم استفاده ابزاری کنند اما ملت های منطقه بویژه ملتهای عراق و سوریه، در حال شکست تروریزم هستند و عمر تروریست ها در حال پایان است.وی با بیان اینکه آمریکایی ها به هیچیک از تعهدات بین المللی خود متعهد نیستند، گفت: امروز شاهدید که آمریکایی ها قراردادهای خود با کوبا و دیگر کشورها را یکی پس از دیگری زیر پا می گذارند و درباره توافق هسته ای نیز به دنبال بهانه تراشی هستند و دنیا اکنون آنچه را که ایران پیوسته تکرار می کرد که آمریکا قابل اعتماد نیست، شاهد است.• دیدار با گوترش؛ انتظارات از سازمان مللدیگر برنامه رئیس جمهوری دیدار با آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد در طبقه 37 مقر این سازمان در نیویورک بود.روحانی با امضای دفتر یادبود هفتاد و دومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، عکسی یادگاری با گوترش گرفت و آن گاه وارد گفت و گوی دو جانبه شدند.رئیس جمهوری با اعلام آمادگی ایران برای تقویت همکاری خود با این سازمان جهت حل و فصل مشکلات منطقه ای تاکید کرد: برجام می تواند الگوی خوبی برای صلح و ثبات در منطقه و جهان باشد و مسوولیت آژانس بین المللی انرژی اتمی و دبیر کل سازمان ملل در حمایت و تقویت برجام بویژه در برابر آنهایی که خلاف تعهدات گام بر می دارند، بسیار با اهمیت است.روحانی از دبیر کل سازمان ملل متحد خواست که تلاش های خود را برای اجرای قطعنامه جهان علیه خشونت و افراط گرایی (wave) و قطعنامه های سالهای 2013 و 2015 مرتبط با آن بکار گیرد.رییس جمهوری همچنین بر ضرورت تقویت همکاری همگانی برای مبارزه با تروریسم تاکید کرد و افزود: باید برای حل مشکلات منطقه به دنبال راه حل های سیاسی بود.روحانی مجامع بین المللی را به حمایت قاطع و حفاظت از قانون اساسی و تمامیت ارضی عراق فرا خواند و گفت: بحث همه پرسی در اقلیم کردستان عراق و هرگونه حرکت در جهت تغییر مرز و جغرافیای کشورهای منطقه بسیار خطرناک است.•ملاقات با نخست وزیر سوئد؛ حمایت از برجام؛ تراژدی میانماراستفان لوون نخستین مقام اروپایی بود که به دیدار حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی آمد. رئیس جمهوری در این دیدار، برجام را فراهم کننده فرصتی مناسب برای گسترش روابط دو کشور دانست که بهره گیری از آن به نفع منافع دو ملت است.روحانی با قدردانی از مواضع اتحادیه اروپا و سوئد نسبت به برجام، اظهار کرد: مواضع دولت جدید آمریکا مناسب این توافق مهم بین المللی نیست. وی تصریح کرد: نهادی که باید بر اجرای برجام نظارت کند صرفا آژانس بین المللی انرژی اتمی است و با وجود اینکه آژانس پیوسته پایبندی ایران را تایید می کند، برخی مقامهای آمریکایی مدعی می شوند که برخی بندها به خوبی اجرا نشده است. اینگونه اظهارات تاثیرات منفی دارد.رییس جمهوری به موضوعات حقوق بشری هم اشاره کرد و درباره هزاران آواره یمنی هم گفت: ما امیدواریم هر چه سریعتر با برقراری آتش بس در یمن، مذاکرات گروه های یمنی آغاز شود و اتحادیه اروپا نیز با حمایت از این فرایند می تواند به امنیت منطقه کمک کند.روحانی وضعیت غمبار مسلمانان میانمار را نیز تکان دهنده خواند و اظهار کرد: شرایط سختی برای مسلمانان میانمار پیش آمده و 400 هزار بیگناه آواره شده اند. فشار بر دولت میانمار برای توقف نسل کشی و اعمال خشونت علیه مسلمانان یک اقدام ضروری است و بی تردید نقش اتحادیه اروپا برای توقف فشارهای غیرانسانی بر مسلمانان میانماری و کمک به آوارگان حائز اهمیت است.•مکرون 20 دقیقه پیاده آمد تا به روحانی رسیدبعد از ظهر دومین روز حضور رئیس جمهوری در نیویورک، امانوئل مکرون رئیس جمهوری جوان فرانسه به دیدار دکتر حسن روحانی آمد.او که پیش از این دیدار با ترامپ گفت و گو کرده بود به دلیل شرایط ترافیک سنگین مجبور شده بود حدود 20 دقیقه پیاده روی کند تا به محل استقرار رئیس جمهوری اسلامی ایران برسد.رییس جمهوری اسلامی ایران، نقش اروپا و پاریس را در حفظ فضای مثبت پسابرجام مهم دانست و تاکید کرد که تهران علاقمند است در فضای جدید، همکاری های خود را با فرانسه در همه عرصه های مورد علاقه تعمیق بخشد.روحانی با تاکید بر لزوم اجرای کامل تعهدات همه طرف های برجام، تصریح کرد: برجام حاوی این پیام بود که مسایل پیچیده بین المللی را می توان از طریق گفت وگو ‏و در چارچوب رویکرد برد – برد حل و فصل کرد و هر آسیبی به آن می تواند انتقال دهنده این پیام خطرناک به جهان باشد که دیپلماسی قادر به رفع ‏مشکلات نیست.‏وی درباره مبارزه با تروریسم هم گفت: ایران در حال مبارزه با تروریسم در منطقه است و در همین ارتباط مستشاران نظامی ما به درخواست دولتهای رسمی عراق و سوریه در این کشورها حضور دارند.رئیس جمهوری درباره همه پرسی در کردستان عراق هم گفت: بحث همه پرسی در اقلیم کردستان عراق و هرگونه حرکت در جهت تغییر مرز و جغرافیای کشورهای منطقه بسیار خطرناک است و می تواند درگیریهای دراز مدت در این منطقه ایجاد کند که به نفع هیچ کشوری نخواهد بود.•دیدار رئیس جمهوری اتریش؛ همکاری با ایران پشیمانی نداردالکساندر فان در بلن رییس جمهوری اتریش هم به دیدار روحانی آمد اما به دلیل تاخیر در دیدار مکرون و همچنین طولانی شدن آن، دقایق زیادی به انتظار نشست تا با رئیس جمهوری گفت و گو کند.روحانی با ابراز خرسندی از روند رو به رشد روابط تهران – وین گفت: تهران از توسعه روزافزون روابط با کشورهای عضو اتحادیه اروپایی همچون اتریش استقبال می کند و امیدوارم در سایه تعامل و مساعی متقابل، شاهد تعمیق روابط مشترک در راستای منافع متقابل دو ملت باشیم.رئیس جمهوری تاکید کرد: با توجه به ظرفیت های گسترده ای که دو کشور در عرصه های مختلف به ویژه از لحاظ سرمایه گذاری، تجارت، علمی و فناوری های نو دارند، باید سطح همکاری ها را به نفع دو ملت بیش از پیش ارتقا بخشید.روحانی خاطرنشان کرد: هر حرکت اقتصادی نیازمند محیط مناسب است و در طول سالهای گذشته هیچ کشور و شرکتی که با ایران کار و یا سرمایه گذاری کرده است، پشیمان نیست.برجام، مبارزه با تروریسم و همه پرسی در اقلیم کردستان عراق دیگر موضوعاتی بود که بین روسای جمهوری ایران و اتریش تبادل نظر شد.•دیدار نخست وزیر ژاپن؛ زمینه های همکاری/ثبات در شبه جزیره کرهحجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی قرار ملاقاتی هم با شینزو آبه نخست و زیر ژاپن داشت. روحانی در دیدار آبه گفت: جمهوری اسلامی ایران براساس هفت گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، همواره بر تعهدات خود در چارچوب برجام ، پایبند بوده و به آنها عمل کرده است.وی تاکید کرد: ما آغازگر نقض برجام نخواهیم بود و امیدواریم بقیه کشورها هم پایبند به تعهدات قانونی، حقوقی و اخلاقی خودشان باشند.رییس جمهوری نفت، گاز، پتروشیمی و توسعه بنادر در ایران را زمینه های همکاری با ژاپن برشمرد و افزود: توسعه بنادر جنوبی همچون چابهار نقش مهم و مؤثری در گسترش روابط ایران و ژاپن و کل منطقه خواهد داشت و سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی ژاپن نیز می توانند در توسعه بنادر و شبکه ریلی، سرمایه گذاری کنند.مساله محیط زیست و مبارزه با آلودگی هوا دیگر موضوع مطرح شده در این دیدار بود و پس از آن همکاری های علمی مطرح شد که رئیس جمهوری گفت: در زمینه علمی و فناوری ، فناوری های پیشرفته و پارک های علم و فناوری و دانشگاه ها نیز آمادگی و زمینه زیادی برای همکاری وجود دارد.روحانی گردشگری را دیگر زمینه همکاری ایران و ژاپن دانست و درباره روابط بانکی هم اظهار کرد: قدمهایی برداشته ایم اما نیازمند روابط نزدیکتر و گسترده تر بانکها هستیم.وی به مساله ثبات و امنیت در شرق آسیا و شبه جزیره کره هم اشاره کرد و با بیان اینکه ایران روابط خوبی با ژاپن، کره جنوبی و چین دارد، گفت: ما با آغاز هرگونه مسابقه تسلیحاتی مخالفیم و خواهان ثبات و صلح در شبه جزیره کره هستیم.•بلغارستان؛ کشوری دوست در کنار دریای سیاهدکتر حسن روحانی با «رومن رادف» رییس جمهوری بلغارستان هم دیدار کرد و با اشاره به جایگاه استراتژیک ایران و بلغارستان و اتصال راه آهن ایران از طریق آذربایجان و گرجستان به شرق دریای سیاه و اروپا، گفت: ایران و بلغارستان می توانند از این ظرفیت برای توسعه روابط خود در بخش های مختلف حمل و نقل و تجارت استفاده کنند.وی با بیان اینکه در حال حاضر نزدیک به 200 میلیارد دلار پروژه در بخش انرژی برای سرمایه گذاری در ایران آماده بوده و تقاضا برای سرمایه گذاری در این پروژه ها از سوی شرکت های خارجی نیز زیاد است، گفت: شرکت های فنی – مهندسی و بخش های خصوصی بلغارستان نیز می توانند از این فرصت استفاده کرده و در این پروژه ها سرمایه گذاری کنند.رییس جمهوری برقراری پرواز مستقیم تهران – صوفیه را در توسعه گردشگری و ارتباط مردم دو کشور، تأثیرگذار دانست و افزود: دو ملت ایران و بلغارستان فرهنگ نزدیکی با یکدیگر داشته و سابقه طولانی در روابط با هم دارند، لذا دولت های دو کشور باید شرایط مساعد برای توسعه این روابط را فراهم کنند.•روابطی بردارانه؛ امنیت و اقتصاد در دیدار نخست وزیر پاکستانرئیس جمهوری، بعد از ظهر سه شنبه میزبان شاهد خاقان عباسی نخست وزیر پاکستان بود.روحانی به ظرفیت های گسترده ایران و پاکستان برای تعمیق همکاری های مشترک اشاره کرد و گفت: ما آماده تامین انرژی پاکستان و همچنین استقبال از سرمایه گذاران پاکستانی در این حوزه هستیم.وی با تاکید بر تقویت همکاری های بانکی دو کشور، درباره خط انتقال گاز ایران به پاکستان هم اظهار کرد: در این بخش ما به سهم خود عمل کردیم و در قالب یک کار عظیم، لوله های خطوط انتقال گاز را تا نزدیک مرز دو کشور آورده ایم.رئیس جمهوری دباره امنیت مرزها هم گفت: اینکه گروه های تروریستی از داخل پاکستان به مرزهای ما حمله کنند به نفع روابط ما نیست و از دولت پاکستان انتظار داریم گروه های تروریستی را شناسایی و مانع فعالیت آنها علیه ایران شود.روحانی رابطه خوب میان پاکستان و افغانستان را نیز برای ایران حائز اهمیت دانست و افزود: بهترین راه تقویت امنیت منطقه، در کنار هم بودن ایران، افغانستان و پاکستان است و ما کاملا آماده ایم با پاکستان برای امنیت بیشتر افغانستان همکاری کنیم.رییس جمهور همچنین وضعیت مسلمانان میانمار را اسفناک خواند و گفت که وظیفه همه جوامع اسلامی یاری رساندن به آنها است.•مسایل منطقه ای و روابط اقتصادی محور مذاکره با نخست وزیر نروژحجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی دیدار دیگری هم در عصر سه شنبه داشت. میهمان او خانم «ارنا سولبرگ» نخست وزیر نروژ بود.وی حمایت اتحادیه اروپا از رجام را موجب خرسندی و امیدوارکننده دانست و گفت: این توافق به نفع جهان است و نشان می دهد مشکلات بین المللی از طریق مذاکره قابل حل و فصل می باشد.رییس جمهوری با اشاره به فعالیت برخی شرکت های اروپایی در بخش انرژی ایران، گفت: جمهوری اسلامی ایران برای 5 سال آینده در بخش انرژی 200 میلیارد دلار پروژه تعریف کرده است و آمادگی داریم شرکت های نروژی نیز از این فرصت بهره مند شوند و این اراده وجود دارد که روابط اقتصادی با نروژ در همه عرصه های اقتصادی توسعه یابد.توسعه روابط بانکی بین دو کشور؛ تحولات منطقه و مبارزه تروریسم دیگر موضوعاتی بود که در این دیدار به آن پرداخته شد.روحانی اظهار کرد: امروز تروریست ها در عراق و سوریه تضعیف شدند و باید ضمن مبارزه جدی با تروریست ها، شرایط را برای برگزاری انتخابات آزاد در این کشور فراهم کنیم تا مردم این مناطق برای سرنوشت خود ...

ادامه مطلب  

ادعای باهنر مبنی بر اختلاف هاشمی و روحانی  

درخواست حذف این مطلب
گفت وگو با محمدرضا باهنر آسان نیست، نه از این جهت که او سیاستمدار دست نیافتنی باشد بلکه از این جهت که او سیاستمداری است که از بیان سخنان صریح ابا دارد. در یک ساعت گفت وگوی من با او جز چند جمله محدود از جمله اینکه شورای نگهبان با رد صلاحیت ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر در جریان انتخابات مجلس دهم به آنها ظلم کرد یا قانون محدودیت ماهواره جوک است یا اینکه تعطیلی کنسرت های مجوزدار کار غلطی است؛ چندان جمله صریحی از او نشنیدم. ۵۵آنلاین :گفت وگو با محمدرضا باهنر آسان نیست، نه از این جهت که او سیاستمدار دست نیافتنی باشد بلکه از این جهت که او سیاستمداری است که از بیان سخنان صریح ابا دارد. در یک ساعت گفت وگوی من با او جز چند جمله محدود از جمله اینکه شورای نگهبان با رد صلاحیت ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر در جریان انتخابات مجلس دهم به آنها ظلم کرد یا قانون محدودیت ماهواره جوک است یا اینکه تعطیلی کنسرت های مجوزدار کار غلطی است؛ چندان جمله صریحی از او نشنیدم.به گزارش ایسنا، «اعتماد» در ادامه نوشت: چه آنجا که درباره لزوم بازنگری در جریان اصولگرایی و ربط این جریان با آزادی، حقوق شهروندی و امثال آن پرسیدم و چه آنجا که از تلاشش برای بازگرداندن ناطق به دنیای سیاست سوال کردم یا آنجا که گفت وگو به ورود زنان به ورزشگاه ها رسید، او در بیان مواضع صریحش ملاحظه داشت. بی دلیل هم نیست که او یکی از چهره های موثر جریان محافظه کار در ایران محسوب می شود؛ کسی که به قدرت لابی هایش در مجلس مشهور است و در پیش بینی اش از کاندیدای اصولگرایان در انتخابات ١٤٠٠ می گوید منتظر چهره کاریزما از سوی این جریان نباشید.شما چند وقت پیش گفتید که جریان اصولگرایی در حال دگردیسی است و شقه شقه شده است. اگر این جریان در حال دگردیسی است، در این صورت به چه نحوی قرار است خود را بازبینی کند؟اصولا جریان های سیاسی کشور ما، جریان های چارچوب دار و دارای موضع مستمری نیستند و لازمه وجود این جریان ها، تشکیل حزب است. اگر چند حزب فراگیر داشته باشیم و این احزاب هم صاحب داشته باشند، آن وقت هم موضع دارند، هم مانیفست دارند، هم بالاخره مرکزیت آنها روشن می شود. الان فعالیت های سیاسی در کشور ما جریانی و جناحی است و چارچوب های جناح ها هم چارچوب های صلبی نیستند. البته احزاب هم نباید صلب باشند. باید مقداری دینامیک باشند. باید بتوانند خوداصلاحی داشته باشند. هم ما تقریبا و هم رقبای ما هر انتخاباتی که پیش می آید، عمده ظرفیت صرف می شود برای اینکه بین خودمان به تفاهم برسیم. چه در انتخاب مجلس، چه در انتخابات ریاست جمهوری، شاید یک سال، دو سال بحث می کنیم که چطور با خودمان به تفاهم برسیم. بعد که حسابی سرمایه ما خرج و وقت ما تلف شد، آن وقت تازه وقت رقابت با رقیب می رسد. این کار را سخت می کند. اصولگرایان هم از این جریان مستثنا نیستند. بنابراین هر انتخاباتی که می گذرد، اول مقداری تحقیق می کنند که چه شد؟ اشکالات چه بود، گرفتاری ها چه بود، مواضع ما چه اشکالاتی داشت؟ بعد برای حل کردن اینها باز باید تلاش کنند. وحدت ها هم به قول مرحوم آیت الله مهدوی کنی، فلسفی نیست، بیشتر ائتلاف است و وحدت روی مواضع نیست.چون احزاب وجود ندارند، یک سری ائتلاف به وجود می آید، کاری انجام می شود و دوباره دفعه بعد هم ائتلاف تکرار می شود. این خیلی بهره وری را پایین می آورد. بنابراین من حرف همیشگی ام را می گویم که ما بالاخره در نظام مردمسالار دینی ناگزیر از این هستیم که چند حزب فراگیر شناسنامه دار داشته باشیم.من جواب سوال خودم را نگرفتم. بگذارید این طور بگویم اگر بخواهیم توصیفی از وضعیت موجود جریان اصولگرایی داشته باشیم، شما این جریان را در حال حاضر در چه نقطه ای می بینید؟ با توجه به شکست هایی که اصولگرایان در چند انتخابات اخیر داشته اند، اگر بخواهید از موقعیت فعلی اصولگرایی توصیفی داشته باشید، فکر می کنید اصولگرایی رو به افول گذاشته است؟ آیا نیاز به بازنگری در جریان اصولگرایی وجود دارد؟در هر صورت هر فعال سیاسی، طبیعی است که باید مرتبا مواضعش را مرور کند ادبیاتش را مرور کند، ساختارهایش را مرور کند، و به طور مرتب خودش را اصلاح کند. اما این هم که می گویید افول، این هم باز هیچ اشکالی ندارد. اصلا قدرت باید بگردد و هیچ اشکالی هم ندارد و اتفاقا حسن قضیه به همین است که گاهی اصولگرایان در قدرت باشند و گاهی اصلاح طلبان و چرخش نخبگان وجود داشته باشد، چرخش قدرت وجود داشته باشد. آن احزابی که می آیند و ماندگار می شوند در دنیا، اینها عموما کشورهای تک حزبی هستند.بنابراین این غیرطبیعی نیست و به اصطلاح برای ما هم اینطور نیست که احساس کنیم رو به افول هستیم و تمام شده هستیم، نه اصلا چنین چیزی نیست. کما اینکه اصلاح طلبان هم وضع شان همین طور است. مجلس دهم به نسبت مجلس نهم از نظر خط کشی ها، اصلاح طلب تر است ولی باز اصلاح طلبان حاکم نیستند. هنوز بالاخره کاندیدایی ندارند که اکثریت لازم را برای رای آوردن را داشته باشد. ما هم حتما تعدادمان به نسبت دوره قبل زیاد نیست. اصلا ممکن است جریانات هم عوض شوند. دیگر آن اصولگرایی که در گذشته به آن، اصولگرا می گفتند، ممکن است مقداری کیفیت مواضعش هم عوض شود و متعادل شود. اما نهایتا تصورم هم این است که بالاخره رویکرد مردم عموما به سمت اعتدال است. ما متاسفانه هم در اصولگراها آدم های تند رادیکال داریم، هم در اصلاح طلبان. اما مردم خیلی روی خوشی با تندروها ندارند. چه تندروهای اصلاح طلب و چه تندروهای اصولگرا.اگر اصولگرایی بخواهد به بازنگری و اصلاح خودش بپردازد، با توجه به تجربه ای که تا الان جریان های اصولگرا پشت سر گذاشتند، فکر می کنید مهم ترین مفاهیم یا روندهایی که باید مورد بازنگری قرار گیرند، چه مواردی است؟ مثلا اصولگرایان با بحث آزادی، حقوق شهروندی، مبارزه با فساد و... قرار است چه نسبتی برقرار کند؟همه جریان های سیاسی در کشور یک سری مانیفست های موقتی را تولید می کنیم، روی آن حرف می زنیم. بعد از آنکه به نتیجه هم رسیدیم، آن مانیفست ها یادمان می رود و به حاشیه می فرستیم یا از آنها صرف نظر می کنیم که خود این یکی از اشکالات است. نکته دیگری که وجود دارد اینکه، عموما در کشور ما همواره همه فعالان سیاسی دنبال یک سری چهره های کاریزما می گردند. دوست دارند یک چهره کاریزما برای خودشان درست کنند و این چهره هم بیشتر شخص حقیقی است. من فکر می کنم دوران اینکه دنبال چهره های حقیقی کاریزما بگردیم دیگر تمام شده است. مثلا در مورد اصولگراها، بالاخره ما چهره هایی داشتیم مثلا آیت الله مهدوی کنی که حالا دیگر ایشان نیست. یا در شخصی ها فردی داشتیم مثل مرحوم آقای عسگراولادی که ایشان نیست. الان اگر کسی بخواهد دنبال چهره ای بگردد که بتواند جای آقای مهدوی کنی بنشیند، فکر می کنم چنین چهره ای دیگر وجود ندارد. لازم هم نیست که دنبال چهره ای بگردیم که آن چهره بشود مراد و همه مرید آن فرد شوند. اگر کاریزما یا نفوذ، می خواهیم، ساختارهای مان باید ساختارهای نافذی باشند، ساختارهای محبوبی باشند، ساختارهایی که جلب توجه کنند، نه آدم ها.جریان اصولگرایی اگر بتواند منسجم باشد، می تواند کارش را پیش ببرد. مثلا فرق سال ٩٢ با سال ٩٦ این بود که سال ٩٢، آرای ما پراکنده شد، یکی از یاران ما ٧ درصد رای آورد، یکی ١٢ درصد رای آورد، یکی ١٤ درصد رای آورد. خود آقای دکتر روحانی زمانی می گفتند درست است که من ٥٠ درصد رای آوردم، ولی نفر بعدی من مثلا ١٧ درصد رای آورده است. ولی این دوره این اتفاق نیفتاد. این دوره همه آرای اصولگراها متراکم شد و یک نفر ٤٠ درصد رای آورد. باز هم تکرار می کنم که آن یک نفر ٤٠ درصد رای نیاورد. این ساختار، ٤٠ درصد رای آورد. این یک قدم به جلوست.منظورتان ساختار جمناست؟بله. البته نمی خواهم بگویم جمنا می تواند پایدار باشد، می تواند ماندگار باشد یا می تواند یک حزب باشد. باز خود جمنایی ها ادعای حزب بودن را ندارند. اما قدمی که برای انسجام برداشت، قدم موفقی بود. اگر این رویه بتواند ادامه پیدا کند، آن موقع می توان تصور کرد که این ٤٠ درصد رای می تواند ٥١ درصد شود ولی اگر رای ١٢ درصد باشد، آدم خیلی سخت است که کار کند و به ٥١ درصد رای برساند.بنابراین یکی از اصلاحات ما همان اصلاحات ساختاری است، یکی اینکه دنبال چهره های کاریزما نباید باشیم. خدا درجات شان را متعالی بگرداند، خود آقای هاشمی رفسنجانی که رفت، سرمایه خیلی بزرگی را از دست دادیم، اما به بن بست هم نمی رسیم. یک عده دیگر می آیند و کار می کنند و فعال می شوند. ممکن است دیگر تا آخر هیچ کس را پیدا نکنیم که مثل آقای هاشمی رفسنجانی شود. اما معنایش این نیست که هیچ مجموعه ای نتواند جای آقای هاشمی را پر کند. ممکن است یک ساختار بیاید و جای آقای هاشمی را پر کند. ما نیاز به این داریم. این را می خواهم بگویم که هم خودمان و هم اصلاح طلبان باید دقت کنند دنبال چهره کاریزما نباشیم. نکته دوم هم اینکه مانیفست هایی که تهیه می کنیم، باید شفاف و روشن باشد.مثلا فرض کنید آقای خاتمی، یک زمانی واژه ای را به کار بردند به نام جامعه مدنی. در همان زمان، از اصلاح طلبان تا اصولگراها از مدینه فاضله افلاطون گفتند تا مدینه النبی رسول اکرم (ص) تا مدینه لاییک. همه ترجمه ها در مورد جامعه مدنی بود. در حالی که ما توقع مان این بود که آن کسی که می گوید جامعه مدنی، تعریف کند این یعنی چه؟ بالاخره این مدینه النبی بود یا مدینه فاضله بود یا جامعه لاییک بود؟ آزادی را که می فرمایید، آزادی بالاخره نامحدود که نیست. در هیچ سنت و قانونی در هیچ فلسفه ای، آزادی نامحدود که ندارند. آزادی تا حدی است که به آزادی های دیگران لطمه نخورد. به منافع دیگران لطمه نخورد. این چارچوب آزادی را تعریف کنند. باز من از همین آزادی مثال بزنم، مثلا در مجلس ششم، عده ای از دوستان بودند، اصلاح طلبان تند و رادیکال بودند و به تعبیر ما ساختارشکن. تصور اینها این بود که با رای می توانند بعضی جاها در مقابل نظام بایستند. در حالی که اصلا در هیچ ترمینولوژی حقوقی در دنیا وجود ندارد که کسی یا مجموعه ای با رای، با رفراندوم بتواند در مقابل ساختار نظام بایستد. مجلس ها با هم رقابت می کنند، احزاب رقابت می کنند، دولت ها رقابت می کنند اما نظام با نظام نمی تواند رقابت کند. هیچ نظام کشوری نیست که اجازه دهد رقبای نظام بیایند و با آن رقابت کنند. آن موقع دیگر درگیری و جنگ است.یا عدالت! مثلا فرض کنیم در مورد عدالت یک نفر می آید و عدالت را تعریف می کند به برابری. عدالت برابری اگر به سمتش برویم، اقتصاد کمونیستی می شود. اقتصاد کمونیستی شکست خورده است، در دنیای امروز، اقتصاد بازار است. البته آنهایی که دموکراتیک تر و مردمی تر هستند، می گویند بازار و اجتماع. یعنی منافع اجتماعی، منافع کارگر، منافع کارمند جزء، منافع اینها هم باید تامین شود، ولی اقتصاد، باید اقتصاد بازار باشد. اقتصاد کمونیستی نمی شود.بنابراین آزادی، عدالت و این مفاهیم را در مانیفست هایی که می گویم، روشن کنیم. جالب است وقتی با هم مذاکره می کنیم، می بینیم اصلا ما با اصلاح طلبان، سر آزادی اختلاف نظری نداریم. هر دو گروه مان، چارچوب های آزادی را یک چارچوب می بینیم. اینها می تواند خیلی از مسائل را حل کند.بحث دقیقا بر سر همین است که این جریان می گوید من به عدالت یا به مقابله با ظلم اعتقاد دارم، به آزادی و به دموکراسی اعتقاد دارم. اما بزنگاه هایی است که اینها مخدوش می شود و از جریان اصولگرایی صدایی بلند نمی شود یا از همه این جریان صدایی بلند نمی شود مثلا در این جریان، آقای مطهری را داریم که نسبت به یکسری تضییع حقوق اساسی بلافاصله اعتراض می کند ولی همان مسائل از نظر بقیه اصولگراها مساله محسوب نمی شود. و حتی به همین دلیل او را از جریان اصولگرایی کنار می گذارند. می خواهم ببینم این پارادوکس ها چطور قرار است در جریان اصولگرایی حل شود و آیا اصلا قرار است این جریان به اینها فکر کند؟ یا مثلا در بحث دموکراسی که مثال زدید که این جریان هم معتقد است، می بینیم رقابت چندان آزادی به خاطر نگاه سختگیرانه شورای نگهبان صورت نمی گیرد و اصولگرایان هم در مقابل حذف خیلی از رقبای اصلاح طلب شان ساکت هستند ...ببینید اگر کسی در جریان فتنه گفت که نخیر، ما فرض می کنیم کسی اعتقاد و باور دارد که حرکت سال ٨٨ سران فتنه، یک حرکت دموکراتیک بوده، ما این را دموکراتیک نمی دانیم. او با نظام مقابله می کند و مشکل به جای دیگر برمی گردد. آن طرفش هم نقدی به خودمان داشته باشم. حدود ١٢ هزار نفر در انتخابات مجلس دهم ثبت نام کردند. از این ١٢ هزار نفر، ٦ هزار نفرشان تایید و ٦ هزار نفرشان رد شدند. به ضرس قاطع به شما می گویم، در رسانه ها هم می گویم. از آن ٦ هزار نفری که رد شدند به ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر ظلم شد که آنها را تایید نکردند. از آن ٦ هزار نفری هم که تایید شدند، ٥٠٠-٤٠٠ نفرش به اشتباه تایید شدند. ساختار این است که شورای نگهبان با تشکیلات محدود، ظرف یک ماه باید ١٢ هزار دادگاه برگزار کند. ظاهرا متهمی وجود دارد. کسی را می خواهند از یک حق اجتماعی محروم کنند، قاعدتا باید حکم قضایی باشد. عرف این را می گوید. ظرف ٢٠ روز باید ١٢ هزار پرونده را رسیدگی کنند. آن هم چه پرونده هایی! به افراد می گویند شما صلاحیت سیاسی یا اعتقادی ندارید. خوب معلوم است که این ساختار نمی تواند هرچند آنها در حد توان خود، تلاش می کنند. اما جاهایی را هم دیگر متوجه نمی شود. حتی بعضی جاها دقت کنید، نمی گویند عدم صلاحیتش احراز شده است، می گویند صلاحیت فلانی احزار نشده است. معنای حقوقی اش این است که ممکن است صالح باشد ولی ما باورمان نشد که ایشان صالح باشد یا استدلال برای ما کافی نبود. حالا در نظر بگیرید، باز تکرار می کنم. از آن ٦ هزار نفری که رد شدند به حدود ٥٠٠ نفر ظلم شد که تایید نشدند و همین حدود هم تعدادی بی جهت تایید شدند. ما هم خبر داشتیم ولی مدارک و اسناد به دست شورای نگهبان نرسیده است. حالا یک فعال سیاسی، یک موقع می آید و علمی بلند می کند، مثل همین آقای مطهری و مدافع آن ٥٠٠ نفری می شود که به آنها ظلم شده و تایید نشدند. اما یک فعال سیاسی دیگر تمکین می کند به شورای نگهبان و می گوید اشکال از مای قانونگذار در مجلس است چراکه ما این ساختار را درست کردیم. ما این شورای نگهبان بیچاره را گیرش انداختیم که در ٢٠ روز باید بگویی یا بله یا نه. مقداری از تقصیرها گردن ما است که قانون را تصویب کردیم، نتوانستیم ساختاری را طراحی کنیم که شورای نگهبان درست کارش را انجام دهد. در محکمه یا دادگاه، برای اینکه قاضی به این برسد که طرف مجرم است و باید به پنج سال زندان برود، بعضی وقت ها یک محاکمه سه سال طول می کشد. دادگاه بدوی، تجدید نظر، دیوان عالی، ماده ١٨ که فرآیندش را می دانید. ما به شورای نگهبان گیر می دهیم که در همین ٢٠ روز نظرت را بده. من اصلا نمی خواهم بگویم که شورای نگهبان یا العیاذ بالله، خدا هستند و خطا ندارند. نه، ممکن است خطا داشته باشند اما حرفم این است که یک نفر آن نقطه ضعف را پیدا می کند و علم می کند و اتفاقا این عَلَم کردن در جامعه، رای ساز هم هست. من هم اگر آن روحیه را داشتم، از تمام بدن که سالم است، فقط به یک زخم بچسبم و آن را پررنگ کنم، بله این می تواند رای جمع کند ولی آیا این مروت است!؟منظورتان این است که امثال آقای مطهری که به این رویه اعتراض می کنند دنبال رای هستند و اعتراض می کنند؟به هر حال خیلی از مخالفت ها در جامعه ما رای آور است ...ولی مساله این است که اصلا اتفاقی نیست که ٩٠ درصد از ردصلاحیت شدگان همه اصلاح طلب باشند. می خواهم بگویم موضوع فقط به ساختار شورای نگهبان و کمبود وقت بر نمی گردد و اعتراض ها هم از این منظر است ...خوب علتش این است که در مورد همان اصلاح طلبانی که می فرمایید، پایان مجلس ششم، حدود یک سوم اعضای مجلس ششم تایید نشدند. نماینده بودند و تایید نشدند. برای چه؟ برای اینکه تحصن کردند و گفتند می خواهیم مجلس را از عدد بیندازیم. این خیلی بد بود. در شرایطی که مجلس بعد از انفجار هفتم تیرماه سال ٦٠ جلسه داشت و تعدادی از نمایندگانی که مجروح شده بودند، در بیمارستان بودند و خیلی هم وضع شان خراب بود، اما با برانکارد آمدند در مجلس، برای اینکه مجلس، یک روز از رسمیت نیفتد. حالا صد نفر از نمایندگان تحصن می کنند و می گویند می خواهیم مجلس را از رسمیت بیندازیم. خیلی فرق می کند. این رفتن به جنگ نظام است. ممکن است بگویید این حرف شما تندروی است و شما که می گویید چرا اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند، خوب من هم می گویم بله، کسی که وارد انتخابات می شود، اگر از او در مورد فتنه پرسیدند باید بگوید من فتنه را محکوم می کنم. اگر فتنه را محکوم نکند، من هم می گویم صلاحیت ندارد. خیلی روشن است حالا هرچند شما هم قبول نداشته باشید.خوب این نگاه جالبی است که چون موضوعی از نظر شما روشن است پس درست هم هست. هرچند بقیه آن را قبول نداشته باشند. با این نگاه پس گفت وگو درباره نگاه اصولگرایانه به مفاهیمی مثل حقوق شهروندی و آزادی و ... یا نیازی به بازنگری در جریان اصولگرایی بی مورد است ...نه، ما حتما نیاز به بازنگری داریم. من گفتم باید بازنگری کنیم. باید مانیفست بنویسیم.می خواهم مشخص تر بگویید. مثلا خودتان فکر می کنید در چه مواردی این جریان باید بر اساس تعریف خودش از آزادی و حقوق شهروندی صدای اعتراضش بلند می شده اما نشده یا حتی فراتر از آن صدای معترض برخی چهره های درون خودش را تحمل نکرده ...به همین دلیل است که من می گویم این جریان ها باید جریان های متشکل فراگیری شوند، مانیفست و موضع روشن داشته باشند. الان چون جناحی است، یک امام جمعه هم که در مثلا فلان شهرستان سخنرانی می کند، فوری یک خط کش می گذارند و می گویند او اصولگراست یا اصلاح طلب؟ بعد اگر اصولگرا بود، منِ بیچاره بدون اطلاع در تهران باید پاسخگوی سخنرانی آن آقای امام جمعه هم باشم. اگر اصلاح طلب هم باشد، یقه اصلاح طلب را می گیرند که فلان امام جمعه شما فلان حرف را زد. اصلا دروازه ندارد. مثلا خیلی صریح تر، رابطه سیاسی من و آقای احمدی نژاد. تقریبا همه می گویند اینها در یک جریان بودند. اما یک ذره که ریز می شویم، دو مساله است. نمی خواهم دفاع کنم. اولا ایشان زمانی که کاندیدای ریاست جمهوری شد، بنده رییس ستاد کسی دیگر بودم. معنایش این بود که ایشان را به عنوان رییس جمهور قبول نداشتم. بعد که مرحله دوم رفتند، باز به عنوان جبهه پیروان خط امام و رهبری بیانیه دادیم که هر کدام از اینها بیایند، نکات مثبت و نکات منفی دارند و اصولگراها، شما آتش به اختیار به هر کسی خواستید رای دهید. بعد که ایشان انتخاب شد و به ریاست جمهوری آمد، نخستین بودجه ای که به مجلس داد، دعوای کارشناسی ما با اینها شروع شد. بحث های کارشناسی بود نه بحث مواضع التقاطی و چیزهای دیگر. بحث های ما شروع شد. اما بالاخره بنده به عنوان آدمی که اسم من اصولگراست و آقای احمدی نژاد هم خاستگاهش اصولگرا بوده، ما تا ابد باید پاسخگوی آقای احمدی نژاد باشیم. در حالی که با بسیاری از کارهای او مخالف بودیم. و بالعکس، بعضی از وزیران بودند که اصلاح طلب بودند، هنجارشکن بودند آقای خاتمی هم ممکن است آنها را قبول نداشته باشد. آقای بهزاد نبوی هم آنها را قبول نداشته باشد ولی همیشه باید پاسخگو باشند. این اشکال نبود حزب است. ولی اگر حزب باشد، معلوم می شود که نقاط مماس من با مواضع آقای احمدی نژاد چیست؛ با مرحوم آقای عسگراولادی چیست یا با آقای روحانی چیست.البته شما از حامیان احمدی نژاد بودید آن زمان. مثلا شما سال ٨٦ گفته بودید «آرزوی دست نیافتنی ما آن بود که آیا دوباره اخلاق ایثار و بسیجی زنده می شود؟ که با آمدن احمدی نژاد ممکن شد» ...خوب این مربوط به زمانی است که هنوز خیلی از مسائل درباره ایشان معلوم نشده بود. به هر حال حسن دولت ایشان عملکرد جهادی ایشان بود.در ادامه بحث قبلی اگر بخواهیم به شکل ملموس تر صحبت کنیم خود شما راجع به بحث برگزاری کنسرت یا ورود زنان به ورزشگاه ها، به عنوان یک فرد اصولگرا چه نگاهی دارید؟تعطیل کردن کنسرت ها مخصوصا آنهایی که خارج از فرآیند قانونی تعطیل می شود، حتما کار غیراصولی و بی ربطی است. من اصلا قبول ندارم. موضعم را هم صریحا روشن کردم. اما ممکن است کنسرتی می خواهد برگزار شود، شورای تامین استان که رییس این شورا، استاندار و رییس دادگستری و نیروهای نظامی هم حضور دارند، به این جمع بندی می رسند که این کنسرت اگر الان اینجا تشکیل شود، نمی توانیم امنیت آن را برقرار کنیم. خوب این تصمیم قانونی است و قانون باید اجرا شود. اما اگر کسی یک دفعه چون قدرت دارد، امضا دارد، ناگهان سه ساعت مانده به برگزاری کنسرت، بگوید در فلان سالن را پلمب کنید، خیلی حرف بی ربطی است و حتما ما باید موضع بگیریم و موضع هم گرفتیم.درباره ورود زنان به ورزشگاه چطور؟در مورد ورود زنان به ورزشگاه، باید بنشینند باز مسئولان امنیتی یا شورای عالی امنیت ملی یا شورای امنیت کشور، تصمیم گیری کنند و تصمیم خود را هم اجرا کنند.خوب آنها ظاهرا تصمیم گرفته اند؛ اما نظر شما را می خواهم بدانم ...قبلا زمانی که دربی داشتیم، نتیجه دربی چه به نفع قرمزها می شد چه به نفع آبی ها می شد و چه مساوی می کردند، شیشه ها و صندلی صد اتوبوس شکسته می شد. البته یکی دو سالی است که دیگر این اتفاقات نمی افتد. اما در این شرایط تصور کنید که دختر و پسرها با هم بودند، چه اتفاقی می افتاد. معلوم است این را هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد.البته به ندرت شرایط به آن بحرانی که شما می گویید می شود ...خوب حدش ...

ادامه مطلب  

ادعای باهنر مبنی بر اختلاف هاشمی و روحانی  

درخواست حذف این مطلب
گفت وگو با محمدرضا باهنر آسان نیست، نه از این جهت که او سیاستمدار دست نیافتنی باشد بلکه از این جهت که او سیاستمداری است که از بیان سخنان صریح ابا دارد.اعتماد نوشت : در یک ساعت گفت وگوی با محمدرضا باهنر جز چند جمله محدود از جمله اینکه شورای نگهبان با رد صلاحیت ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر در جریان انتخابات مجلس دهم به آنها ظلم کرد یا قانون محدودیت ماهواره جوک است یا اینکه تعطیلی کنسرت های مجوزدار کار غلطی است؛ چندان جمله صریحی از او نشنیدم.«اعتماد» در ادامه نوشت: چه آنجا که درباره لزوم بازنگری در جریان اصولگرایی و ربط این جریان با آزادی، حقوق شهروندی و امثال آن پرسیدم و چه آنجا که از تلاشش برای بازگرداندن ناطق به دنیای سیاست سوال کردم یا آنجا که گفت وگو به ورود زنان به ورزشگاه ها رسید، او در بیان مواضع صریحش ملاحظه داشت. بی دلیل هم نیست که او یکی از چهره های موثر جریان محافظه کار در ایران محسوب می شود؛ کسی که به قدرت لابی هایش در مجلس مشهور است و در پیش بینی اش از کاندیدای اصولگرایان در انتخابات ١٤٠٠ می گوید منتظر چهره کاریزما از سوی این جریان نباشید.شما چند وقت پیش گفتید که جریان اصولگرایی در حال دگردیسی است و شقه شقه شده است. اگر این جریان در حال دگردیسی است، در این صورت به چه نحوی قرار است خود را بازبینی کند؟اصولا جریان های سیاسی کشور ما، جریان های چارچوب دار و دارای موضع مستمری نیستند و لازمه وجود این جریان ها، تشکیل حزب است. اگر چند حزب فراگیر داشته باشیم و این احزاب هم صاحب داشته باشند، آن وقت هم موضع دارند، هم مانیفست دارند، هم بالاخره مرکزیت آنها روشن می شود. الان فعالیت های سیاسی در کشور ما جریانی و جناحی است و چارچوب های جناح ها هم چارچوب های صلبی نیستند. البته احزاب هم نباید صلب باشند. باید مقداری دینامیک باشند. باید بتوانند خوداصلاحی داشته باشند. هم ما تقریبا و هم رقبای ما هر انتخاباتی که پیش می آید، عمده ظرفیت صرف می شود برای اینکه بین خودمان به تفاهم برسیم. چه در انتخاب مجلس، چه در انتخابات ریاست جمهوری، شاید یک سال، دو سال بحث می کنیم که چطور با خودمان به تفاهم برسیم. بعد که حسابی سرمایه ما خرج و وقت ما تلف شد، آن وقت تازه وقت رقابت با رقیب می رسد. این کار را سخت می کند. اصولگرایان هم از این جریان مستثنا نیستند. بنابراین هر انتخاباتی که می گذرد، اول مقداری تحقیق می کنند که چه شد؟ اشکالات چه بود، گرفتاری ها چه بود، مواضع ما چه اشکالاتی داشت؟ بعد برای حل کردن اینها باز باید تلاش کنند. وحدت ها هم به قول مرحوم آیت الله مهدوی کنی، فلسفی نیست، بیشتر ائتلاف است و وحدت روی مواضع نیست.چون احزاب وجود ندارند، یک سری ائتلاف به وجود می آید، کاری انجام می شود و دوباره دفعه بعد هم ائتلاف تکرار می شود. این خیلی بهره وری را پایین می آورد. بنابراین من حرف همیشگی ام را می گویم که ما بالاخره در نظام مردمسالار دینی ناگزیر از این هستیم که چند حزب فراگیر شناسنامه دار داشته باشیم.من جواب سوال خودم را نگرفتم. بگذارید این طور بگویم اگر بخواهیم توصیفی از وضعیت موجود جریان اصولگرایی داشته باشیم، شما این جریان را در حال حاضر در چه نقطه ای می بینید؟ با توجه به شکست هایی که اصولگرایان در چند انتخابات اخیر داشته اند، اگر بخواهید از موقعیت فعلی اصولگرایی توصیفی داشته باشید، فکر می کنید اصولگرایی رو به افول گذاشته است؟ آیا نیاز به بازنگری در جریان اصولگرایی وجود دارد؟در هر صورت هر فعال سیاسی، طبیعی است که باید مرتبا مواضعش را مرور کند ادبیاتش را مرور کند، ساختارهایش را مرور کند، و به طور مرتب خودش را اصلاح کند. اما این هم که می گویید افول، این هم باز هیچ اشکالی ندارد. اصلا قدرت باید بگردد و هیچ اشکالی هم ندارد و اتفاقا حسن قضیه به همین است که گاهی اصولگرایان در قدرت باشند و گاهی اصلاح طلبان و چرخش نخبگان وجود داشته باشد، چرخش قدرت وجود داشته باشد. آن احزابی که می آیند و ماندگار می شوند در دنیا، اینها عموما کشورهای تک حزبی هستند.بنابراین این غیرطبیعی نیست و به اصطلاح برای ما هم اینطور نیست که احساس کنیم رو به افول هستیم و تمام شده هستیم، نه اصلا چنین چیزی نیست. کما اینکه اصلاح طلبان هم وضع شان همین طور است. مجلس دهم به نسبت مجلس نهم از نظر خط کشی ها، اصلاح طلب تر است ولی باز اصلاح طلبان حاکم نیستند. هنوز بالاخره کاندیدایی ندارند که اکثریت لازم را برای رای آوردن را داشته باشد. ما هم حتما تعدادمان به نسبت دوره قبل زیاد نیست. اصلا ممکن است جریانات هم عوض شوند. دیگر آن اصولگرایی که در گذشته به آن، اصولگرا می گفتند، ممکن است مقداری کیفیت مواضعش هم عوض شود و متعادل شود. اما نهایتا تصورم هم این است که بالاخره رویکرد مردم عموما به سمت اعتدال است. ما متاسفانه هم در اصولگراها آدم های تند رادیکال داریم، هم در اصلاح طلبان. اما مردم خیلی روی خوشی با تندروها ندارند. چه تندروهای اصلاح طلب و چه تندروهای اصولگرا.اگر اصولگرایی بخواهد به بازنگری و اصلاح خودش بپردازد، با توجه به تجربه ای که تا الان جریان های اصولگرا پشت سر گذاشتند، فکر می کنید مهم ترین مفاهیم یا روندهایی که باید مورد بازنگری قرار گیرند، چه مواردی است؟ مثلا اصولگرایان با بحث آزادی، حقوق شهروندی، مبارزه با فساد و... قرار است چه نسبتی برقرار کند؟همه جریان های سیاسی در کشور یک سری مانیفست های موقتی را تولید می کنیم، روی آن حرف می زنیم. بعد از آنکه به نتیجه هم رسیدیم، آن مانیفست ها یادمان می رود و به حاشیه می فرستیم یا از آنها صرف نظر می کنیم که خود این یکی از اشکالات است. نکته دیگری که وجود دارد اینکه، عموما در کشور ما همواره همه فعالان سیاسی دنبال یک سری چهره های کاریزما می گردند. دوست دارند یک چهره کاریزما برای خودشان درست کنند و این چهره هم بیشتر شخص حقیقی است. من فکر می کنم دوران اینکه دنبال چهره های حقیقی کاریزما بگردیم دیگر تمام شده است. مثلا در مورد اصولگراها، بالاخره ما چهره هایی داشتیم مثلا آیت الله مهدوی کنی که حالا دیگر ایشان نیست. یا در شخصی ها فردی داشتیم مثل مرحوم آقای عسگراولادی که ایشان نیست. الان اگر کسی بخواهد دنبال چهره ای بگردد که بتواند جای آقای مهدوی کنی بنشیند، فکر می کنم چنین چهره ای دیگر وجود ندارد. لازم هم نیست که دنبال چهره ای بگردیم که آن چهره بشود مراد و همه مرید آن فرد شوند. اگر کاریزما یا نفوذ، می خواهیم، ساختارهای مان باید ساختارهای نافذی باشند، ساختارهای محبوبی باشند، ساختارهایی که جلب توجه کنند، نه آدم ها.جریان اصولگرایی اگر بتواند منسجم باشد، می تواند کارش را پیش ببرد. مثلا فرق سال ٩٢ با سال ٩٦ این بود که سال ٩٢، آرای ما پراکنده شد، یکی از یاران ما ٧ درصد رای آورد، یکی ١٢ درصد رای آورد، یکی ١٤ درصد رای آورد. خود آقای دکتر روحانی زمانی می گفتند درست است که من ٥٠ درصد رای آوردم، ولی نفر بعدی من مثلا ١٧ درصد رای آورده است. ولی این دوره این اتفاق نیفتاد. این دوره همه آرای اصولگراها متراکم شد و یک نفر ٤٠ درصد رای آورد. باز هم تکرار می کنم که آن یک نفر ٤٠ درصد رای نیاورد. این ساختار، ٤٠ درصد رای آورد. این یک قدم به جلوست.منظورتان ساختار جمناست؟بله. البته نمی خواهم بگویم جمنا می تواند پایدار باشد، می تواند ماندگار باشد یا می تواند یک حزب باشد. باز خود جمنایی ها ادعای حزب بودن را ندارند. اما قدمی که برای انسجام برداشت، قدم موفقی بود. اگر این رویه بتواند ادامه پیدا کند، آن موقع می توان تصور کرد که این ٤٠ درصد رای می تواند ٥١ درصد شود ولی اگر رای ١٢ درصد باشد، آدم خیلی سخت است که کار کند و به ٥١ درصد رای برساند.بنابراین یکی از اصلاحات ما همان اصلاحات ساختاری است، یکی اینکه دنبال چهره های کاریزما نباید باشیم. خدا درجات شان را متعالی بگرداند، خود آقای هاشمی رفسنجانی که رفت، سرمایه خیلی بزرگی را از دست دادیم، اما به بن بست هم نمی رسیم. یک عده دیگر می آیند و کار می کنند و فعال می شوند. ممکن است دیگر تا آخر هیچ کس را پیدا نکنیم که مثل آقای هاشمی رفسنجانی شود. اما معنایش این نیست که هیچ مجموعه ای نتواند جای آقای هاشمی را پر کند. ممکن است یک ساختار بیاید و جای آقای هاشمی را پر کند. ما نیاز به این داریم. این را می خواهم بگویم که هم خودمان و هم اصلاح طلبان باید دقت کنند دنبال چهره کاریزما نباشیم. نکته دوم هم اینکه مانیفست هایی که تهیه می کنیم، باید شفاف و روشن باشد.مثلا فرض کنید آقای خاتمی، یک زمانی واژه ای را به کار بردند به نام جامعه مدنی. در همان زمان، از اصلاح طلبان تا اصولگراها از مدینه فاضله افلاطون گفتند تا مدینه النبی رسول اکرم (ص) تا مدینه لاییک. همه ترجمه ها در مورد جامعه مدنی بود. در حالی که ما توقع مان این بود که آن کسی که می گوید جامعه مدنی، تعریف کند این یعنی چه؟ بالاخره این مدینه النبی بود یا مدینه فاضله بود یا جامعه لاییک بود؟ آزادی را که می فرمایید، آزادی بالاخره نامحدود که نیست. در هیچ سنت و قانونی در هیچ فلسفه ای، آزادی نامحدود که ندارند. آزادی تا حدی است که به آزادی های دیگران لطمه نخورد. به منافع دیگران لطمه نخورد. این چارچوب آزادی را تعریف کنند. باز من از همین آزادی مثال بزنم، مثلا در مجلس ششم، عده ای از دوستان بودند، اصلاح طلبان تند و رادیکال بودند و به تعبیر ما ساختارشکن. تصور اینها این بود که با رای می توانند بعضی جاها در مقابل نظام بایستند. در حالی که اصلا در هیچ ترمینولوژی حقوقی در دنیا وجود ندارد که کسی یا مجموعه ای با رای، با رفراندوم بتواند در مقابل ساختار نظام بایستد. مجلس ها با هم رقابت می کنند، احزاب رقابت می کنند، دولت ها رقابت می کنند اما نظام با نظام نمی تواند رقابت کند. هیچ نظام کشوری نیست که اجازه دهد رقبای نظام بیایند و با آن رقابت کنند. آن موقع دیگر درگیری و جنگ است.یا عدالت! مثلا فرض کنیم در مورد عدالت یک نفر می آید و عدالت را تعریف می کند به برابری. عدالت برابری اگر به سمتش برویم، اقتصاد کمونیستی می شود. اقتصاد کمونیستی شکست خورده است، در دنیای امروز، اقتصاد بازار است. البته آنهایی که دموکراتیک تر و مردمی تر هستند، می گویند بازار و اجتماع. یعنی منافع اجتماعی، منافع کارگر، منافع کارمند جزء، منافع اینها هم باید تامین شود، ولی اقتصاد، باید اقتصاد بازار باشد. اقتصاد کمونیستی نمی شود.بنابراین آزادی، عدالت و این مفاهیم را در مانیفست هایی که می گویم، روشن کنیم. جالب است وقتی با هم مذاکره می کنیم، می بینیم اصلا ما با اصلاح طلبان، سر آزادی اختلاف نظری نداریم. هر دو گروه مان، چارچوب های آزادی را یک چارچوب می بینیم. اینها می تواند خیلی از مسائل را حل کند.بحث دقیقا بر سر همین است که این جریان می گوید من به عدالت یا به مقابله با ظلم اعتقاد دارم، به آزادی و به دموکراسی اعتقاد دارم. اما بزنگاه هایی است که اینها مخدوش می شود و از جریان اصولگرایی صدایی بلند نمی شود یا از همه این جریان صدایی بلند نمی شود مثلا در این جریان، آقای مطهری را داریم که نسبت به یکسری تضییع حقوق اساسی بلافاصله اعتراض می کند ولی همان مسائل از نظر بقیه اصولگراها مساله محسوب نمی شود. و حتی به همین دلیل او را از جریان اصولگرایی کنار می گذارند. می خواهم ببینم این پارادوکس ها چطور قرار است در جریان اصولگرایی حل شود و آیا اصلا قرار است این جریان به اینها فکر کند؟ یا مثلا در بحث دموکراسی که مثال زدید که این جریان هم معتقد است، می بینیم رقابت چندان آزادی به خاطر نگاه سختگیرانه شورای نگهبان صورت نمی گیرد و اصولگرایان هم در مقابل حذف خیلی از رقبای اصلاح طلب شان ساکت هستند ...ببینید اگر کسی در جریان فتنه گفت که نخیر، ما فرض می کنیم کسی اعتقاد و باور دارد که حرکت سال ٨٨ سران فتنه، یک حرکت دموکراتیک بوده، ما این را دموکراتیک نمی دانیم. او با نظام مقابله می کند و مشکل به جای دیگر برمی گردد. آن طرفش هم نقدی به خودمان داشته باشم. حدود ١٢ هزار نفر در انتخابات مجلس دهم ثبت نام کردند. از این ١٢ هزار نفر، ٦ هزار نفرشان تایید و ٦ هزار نفرشان رد شدند. به ضرس قاطع به شما می گویم، در رسانه ها هم می گویم. از آن ٦ هزار نفری که رد شدند به ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر ظلم شد که آنها را تایید نکردند. از آن ٦ هزار نفری هم که تایید شدند، ٥٠٠-٤٠٠ نفرش به اشتباه تایید شدند. ساختار این است که شورای نگهبان با تشکیلات محدود، ظرف یک ماه باید ١٢ هزار دادگاه برگزار کند. ظاهرا متهمی وجود دارد. کسی را می خواهند از یک حق اجتماعی محروم کنند، قاعدتا باید حکم قضایی باشد. عرف این را می گوید. ظرف ٢٠ روز باید ١٢ هزار پرونده را رسیدگی کنند.آن هم چه پرونده هایی! به افراد می گویند شما صلاحیت سیاسی یا اعتقادی ندارید. خوب معلوم است که این ساختار نمی تواند هرچند آنها در حد توان خود، تلاش می کنند. اما جاهایی را هم دیگر متوجه نمی شود. حتی بعضی جاها دقت کنید، نمی گویند عدم صلاحیتش احراز شده است، می گویند صلاحیت فلانی احزار نشده است. معنای حقوقی اش این است که ممکن است صالح باشد ولی ما باورمان نشد که ایشان صالح باشد یا استدلال برای ما کافی نبود. حالا در نظر بگیرید، باز تکرار می کنم. از آن ٦ هزار نفری که رد شدند به حدود ٥٠٠ نفر ظلم شد که تایید نشدند و همین حدود هم تعدادی بی جهت تایید شدند. ما هم خبر داشتیم ولی مدارک و اسناد به دست شورای نگهبان نرسیده است. حالا یک فعال سیاسی، یک موقع می آید و علمی بلند می کند، مثل همین آقای مطهری و مدافع آن ٥٠٠ نفری می شود که به آنها ظلم شده و تایید نشدند. اما یک فعال سیاسی دیگر تمکین می کند به شورای نگهبان و می گوید اشکال از مای قانونگذار در مجلس است چراکه ما این ساختار را درست کردیم. ما این شورای نگهبان بیچاره را گیرش انداختیم که در ٢٠ روز باید بگویی یا بله یا نه. مقداری از تقصیرها گردن ما است که قانون را تصویب کردیم، نتوانستیم ساختاری را طراحی کنیم که شورای نگهبان درست کارش را انجام دهد. در محکمه یا دادگاه، برای اینکه قاضی به این برسد که طرف مجرم است و باید به پنج سال زندان برود، بعضی وقت ها یک محاکمه سه سال طول می کشد.دادگاه بدوی، تجدید نظر، دیوان عالی، ماده ١٨ که فرآیندش را می دانید. ما به شورای نگهبان گیر می دهیم که در همین ٢٠ روز نظرت را بده. من اصلا نمی خواهم بگویم که شورای نگهبان یا العیاذ بالله، خدا هستند و خطا ندارند. نه، ممکن است خطا داشته باشند اما حرفم این است که یک نفر آن نقطه ضعف را پیدا می کند و علم می کند و اتفاقا این عَلَم کردن در جامعه، رای ساز هم هست. من هم اگر آن روحیه را داشتم، از تمام بدن که سالم است، فقط به یک زخم بچسبم و آن را پررنگ کنم، بله این می تواند رای جمع کند ولی آیا این مروت است!؟منظورتان این است که امثال آقای مطهری که به این رویه اعتراض می کنند دنبال رای هستند و اعتراض می کنند؟به هر حال خیلی از مخالفت ها در جامعه ما رای آور است ...ولی مساله این است که اصلا اتفاقی نیست که ٩٠ درصد از ردصلاحیت شدگان همه اصلاح طلب باشند. می خواهم بگویم موضوع فقط به ساختار شورای نگهبان و کمبود وقت بر نمی گردد و اعتراض ها هم از این منظر است ...خوب علتش این است که در مورد همان اصلاح طلبانی که می فرمایید، پایان مجلس ششم، حدود یک سوم اعضای مجلس ششم تایید نشدند. نماینده بودند و تایید نشدند. برای چه؟ برای اینکه تحصن کردند و گفتند می خواهیم مجلس را از عدد بیندازیم. این خیلی بد بود. در شرایطی که مجلس بعد از انفجار هفتم تیرماه سال ٦٠ جلسه داشت و تعدادی از نمایندگانی که مجروح شده بودند، در بیمارستان بودند و خیلی هم وضع شان خراب بود، اما با برانکارد آمدند در مجلس، برای اینکه مجلس، یک روز از رسمیت نیفتد. حالا صد نفر از نمایندگان تحصن می کنند و می گویند می خواهیم مجلس را از رسمیت بیندازیم. خیلی فرق می کند. این رفتن به جنگ نظام است. ممکن است بگویید این حرف شما تندروی است و شما که می گویید چرا اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند، خوب من هم می گویم بله، کسی که وارد انتخابات می شود، اگر از او در مورد فتنه پرسیدند باید بگوید من فتنه را محکوم می کنم. اگر فتنه را محکوم نکند، من هم می گویم صلاحیت ندارد. خیلی روشن است حالا هرچند شما هم قبول نداشته باشید.خوب این نگاه جالبی است که چون موضوعی از نظر شما روشن است پس درست هم هست. هرچند بقیه آن را قبول نداشته باشند. با این نگاه پس گفت وگو درباره نگاه اصولگرایانه به مفاهیمی مثل حقوق شهروندی و آزادی و ... یا نیازی به بازنگری در جریان اصولگرایی بی مورد است ...نه، ما حتما نیاز به بازنگری داریم. من گفتم باید بازنگری کنیم. باید مانیفست بنویسیم.می خواهم مشخص تر بگویید. مثلا خودتان فکر می کنید در چه مواردی این جریان باید بر اساس تعریف خودش از آزادی و حقوق شهروندی صدای اعتراضش بلند می شده اما نشده یا حتی فراتر از آن صدای معترض برخی چهره های درون خودش را تحمل نکرده ...به همین دلیل است که من می گویم این جریان ها باید جریان های متشکل فراگیری شوند، مانیفست و موضع روشن داشته باشند. الان چون جناحی است، یک امام جمعه هم که در مثلا فلان شهرستان سخنرانی می کند، فوری یک خط کش می گذارند و می گویند او اصولگراست یا اصلاح طلب؟ بعد اگر اصولگرا بود، منِ بیچاره بدون اطلاع در تهران باید پاسخگوی سخنرانی آن آقای امام جمعه هم باشم. اگر اصلاح طلب هم باشد، یقه اصلاح طلب را می گیرند که فلان امام جمعه شما فلان حرف را زد. اصلا دروازه ندارد. مثلا خیلی صریح تر، رابطه سیاسی من و آقای احمدی نژاد. تقریبا همه می گویند اینها در یک جریان بودند. اما یک ذره که ریز می شویم، دو مساله است. نمی خواهم دفاع کنم. اولا ایشان زمانی که کاندیدای ریاست جمهوری شد، بنده رییس ستاد کسی دیگر بودم. معنایش این بود که ایشان را به عنوان رییس جمهور قبول نداشتم. بعد که مرحله دوم رفتند، باز به عنوان جبهه پیروان خط امام و رهبری بیانیه دادیم که هر کدام از اینها بیایند، نکات مثبت و نکات منفی دارند و اصولگراها، شما آتش به اختیار به هر کسی خواستید رای دهید. بعد که ایشان انتخاب شد و به ریاست جمهوری آمد، نخستین بودجه ای که به مجلس داد، دعوای کارشناسی ما با اینها شروع شد. بحث های کارشناسی بود نه بحث مواضع التقاطی و چیزهای دیگر. بحث های ما شروع شد. اما بالاخره بنده به عنوان آدمی که اسم من اصولگراست و آقای احمدی نژاد هم خاستگاهش اصولگرا بوده، ما تا ابد باید پاسخگوی آقای احمدی نژاد باشیم. در حالی که با بسیاری از کارهای او مخالف بودیم. و بالعکس، بعضی از وزیران بودند که اصلاح طلب بودند، هنجارشکن بودند آقای خاتمی هم ممکن است آنها را قبول نداشته باشد. آقای بهزاد نبوی هم آنها را قبول نداشته باشد ولی همیشه باید پاسخگو باشند. این اشکال نبود حزب است. ولی اگر حزب باشد، معلوم می شود که نقاط مماس من با مواضع آقای احمدی نژاد چیست؛ با مرحوم آقای عسگراولادی چیست یا با آقای روحانی چیست.البته شما از حامیان احمدی نژاد بودید آن زمان. مثلا شما سال ٨٦ گفته بودید «آرزوی دست نیافتنی ما آن بود که آیا دوباره اخلاق ایثار و بسیجی زنده می شود؟ که با آمدن احمدی نژاد ممکن شد» ...خوب این مربوط به زمانی است که هنوز خیلی از مسائل درباره ایشان معلوم نشده بود. به هر حال حسن دولت ایشان عملکرد جهادی ایشان بود.در ادامه بحث قبلی اگر بخواهیم به شکل ملموس تر صحبت کنیم خود شما راجع به بحث برگزاری کنسرت یا ورود زنان به ورزشگاه ها، به عنوان یک فرد اصولگرا چه نگاهی دارید؟تعطیل کردن کنسرت ها مخصوصا آنهایی که خارج از فرآیند قانونی تعطیل می شود، حتما کار غیراصولی و بی ربطی است. من اصلا قبول ندارم. موضعم را هم صریحا روشن کردم. اما ممکن است کنسرتی می خواهد برگزار شود، شورای تامین استان که رییس این شورا، استاندار و رییس دادگستری و نیروهای نظامی هم حضور دارند، به این جمع بندی می رسند که این کنسرت اگر الان اینجا تشکیل شود، نمی توانیم امنیت آن را برقرار کنیم. خوب این تصمیم قانونی است و قانون باید اجرا شود. اما اگر کسی یک دفعه چون قدرت دارد، امضا دارد، ناگهان سه ساعت مانده به برگزاری کنسرت، بگوید در فلان سالن را پلمب کنید، خیلی حرف بی ربطی است و حتما ما باید موضع بگیریم و موضع هم گرفتیم.درباره ورود زنان به ورزشگاه چطور؟در مورد ورود زنان به ورزشگاه، باید بنشینند باز مسئولان امنیتی یا شورای عالی امنیت ملی یا شورای امنیت کشور، تصمیم گیری کنند و تصمیم خود را هم اجرا کنند.خوب آنها ظاهرا تصمیم گرفته اند؛ اما نظر شما را می خواهم بدانم ...قبلا زمانی که دربی داشتیم، نتیجه دربی چه به نفع قرمزها می شد چه به نفع آبی ها می شد و چه مساوی می کردند، شیشه ها و صندلی صد اتوبوس شکسته می شد. البته یکی دو سالی است که دیگر این اتفاقات نمی افتد. اما در این شرایط تصور کنید که دختر و پسرها با هم بودند، چه اتفاقی می افتاد. معلوم است این را هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد.البته به ندرت شرایط به آن بحرانی که شما می گویید می شود ...خوب حدش روشن نیست، یک موقع بود که می گفتند که طرف باید شش سال داشته باشد که به مدرسه برود و ثبت نام کند. اگر ٥ سال و ١١ ماه و ٢٩ روز داشت می گفتند نه. طرف می گفت ١ روز چه فرقی می کند، این دو روز چه فرقی می کند؟ این سه روز چه فرقی می کند؟ چیز ...

ادامه مطلب  

قایق روحانی را سوراخ نکنید!  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه آرمان: با معرفی کابینه دوازدهم گمانه زنی ها برای رأی اعتماد وزرای پیشنهادی در مجلس افزایش پیدا کرده است. به نظر می رسد مطالبات از آقای روحانی در چهار سال آینده با چهار سال گذشته تفاوت های معناداری پیدا کرده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی کابینه جدید آقای روحانی و دغدغه های اصلاح طلبان در این زمینه با دکتر فیاض زاهد استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت وگو کردیم. وی معتقد است: «در شرایط کنونی این سوال جدی برای اصلاح طلبان وجود دارد که هدف حسن روحانی از چینش کابینه دوازدهم تقویت رویکردی است که در نهایت به حمایت از فردی مانند اسحاق جهانگیری منجر خواهد شد یا اینکه رویکرد حسن روحانی و حزب اعتدال و توسعه در نهایت به حمایت از فردی مانند علی لاریجانی خواهد انجامید. بدون شک این مسائل ممکن است اختلافات جدی تری را در آینده بین اصلاح طلبان و دولت آقای روحانی به وجود بیاورد.» این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین تصریح می کند: «در کابینه جدید مطالبه اقتصادی اصلاح طلبان در نظر گرفته نشده و برخی از این انتخاب ها بدون پیش زمینه صورت گرفته است. به نظر می رسد برخی از این انتخاب ها براساس ضرورت ها صورت گرفته و ارتباطات فردی در آنها نقش تعیین کننده ای داشته است. دولت آقای روحانی باید برای رأی اعتماد گرفتن از مجلس استدلال های مناسبی داشته باشد، و گرنه با چالش جدی در این زمینه مواجه خواهد شد.» در ادامه متن گفت وگوی «آرمان» با فیاض زاهد را می خوانید.آقای روحانی در چینش کابینه خود چه ملاحظاتی را در نظر گرفته است؟ چرا آقای روحانی به جای ورود نیروهای جدید به کابینه موقعیت افراد کابینه گذشته را تغییر داده است؟ به نظر شما کابینه آقای روحانی نیاز به تکان های شدیدتری نداشت؟به نظر من آقای روحانی استراتژی چند لایه ای را اتخاذ کرده است. از یک طرف آقای روحانی در طول مبارزات انتخاباتی یک ذهنیت چالش گرا از خود نشان داد. این در حالی است که ایشان از نظر عملی یک شخصیت اصولگرای محافظه کار به شمار می رود. در نتیجه ما با یک سیاستمدار سیاست ورز روبه رو هستیم. آقای روحانی به هر حال شاگرد مکتب آیت ا... هاشمی است و سیاست ورزی را از ایشان آموخته است. نگاه بسیاری از مردم نسبت به سیاست، نگاهی چریکی، صفر و صد و یا سیاه و سفید است. این در حالی است که هدف اصلی «سیاست» دستیابی به موقعیت های قابل تحقق است. به همین دلیل نیز برای رسیدن به اهداف آرمانی باید قدم ها را آهسته برداشت. به نظر من آقای روحانی از این رویکرد پیروی می کند. آقای روحانی از دل محافظه کاری بیرون می آید. با این وجود ایشان به دلیل همنشینی با اصلاح طلبان و برخی ضرورت های داخلی و بین المللی موقعیت خود را به یک موقعیت مطالبه جو و آوانگارد تغییر داده است. وضعیت در انتخابات ریاست جمهوری به شکلی بود که آقای روحانی به برخی از چالش ها وارد شدند که حتی یک شخصیت اصلاح طلب نیز از ورود به آن خودداری می کرد و یا اینکه با احتیاط بیشتری وارد می شد. با این وجود هنگامی که انتخابات به سود حسن روحانی به پایان رسید ایشان یک کنش دوگانه را در پیش گرفت. آقای روحانی پس از انتخابات ریاست جمهوری تا یک ماه همچنان موضع طعنه زنانه به رقیب را حفظ کرد، اما پس از پایان یک ماه دست خود را برای تعامل با همه طیف های سیاسی دراز کرد. به نظر من آقای روحانی در حال اجرای یک نوع سیاست ورزی واقعیت گرایانه و پراگماتیستی است. روحانی هنگامی که احساس کند نیاز به مذاکره است، مذاکره می کند و هنگامی که احساس می کند باید قاطعیت بیشتری به خرج داد، با قاطعیت بیشتری وارد زمین بازی می شود. به همین دلیل در شرایط کنونی با یک روحانی جدید مواجه هستیم که از آسمان به زمین آمده و رویاها را کنار گذاشته و تلاش می کند با واقعیت های سیاسی جامعه روبه رو شود. در نتیجه روحانی که در دوران انتخابات مانند منتسکیو و ژان ژاک روسو رفتار می کرد، پس از انتخابات به فردی تبدیل می شود که به دنبال حساب و کتاب است و با برنامه جلو می رود. اگر حسن روحانی را با وضعیت اصلاح طلبان در دوم خرداد76 مقایسه کنید وی یک گام عقب است اما اگر وی را با دوران پس از احمدی نژاد مقایسه کنید وی دو گام جلو تر حرکت می کند.چرا آقای روحانی یک گام از دولت اصلاحات عقب تر است؟دلیل این مسأله این است که آرمان ها و مطالبات و کابینه دولت اصلاحات وجه اصلاح طلبانه تری نسبت به کابینه آقای روحانی دارد. حسن روحانی پس از دوران احمدی نژاد با دو نیرو مواجه بود. اول نیروهایی که به دنبال آوانگاردیسم بودند و تلاش می کردند به سرعت مطالبات خود را تحقق بخشند و دوم نیروهای ایستا و ساکنی وجود داشتند که هرگونه تغییر را برای خود خطرناک و مرگ آفرین می دانستند. در نتیجه بازی کردن بین این دو نیروهای ایستا و دینامیک کار بسیار سختی است. در انتخابات ریاست جمهوری سال96 اصولگرایان احساس می کردند اگر «چوب» هم در مقابل آقای روحانی قرار بگیرد پیروز خواهد شد. استدلال اصولگرایان نیز این بود که برجام موفق نبوده و دولت نتوانسته از دستاوردهای برجام به سود خود استفاده کند و اتفاقات مهمی در زندگی مردم رخ نداده است. به همین دلیل اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که با اجماع بر یک نفر تنها با یک کاندیدا در مقابل حسن روحانی قرار بگیرند. به نظر من بزرگ ترین شانس آقای روحانی این بود که اصولگرایان به وحدت رسیدند و در نهایت با یک کاندیدا در انتخابات حضور پیدا کردند. بزرگ ترین لطفی که اصولگرایان به آقای روحانی کردند این بود که آقای قالیباف را از صحنه انتخابات خارج کردند. اصلاح طلبان و آقای روحانی به دنبال دو قطبی کردن انتخابات بودند. ظرفیت آرای خاکستری اصلاح طلبان در حمایت از آقای روحانی زمانی می توانست به صحنه بیاید که جامعه احساس نگرانی کند. تجربه تاریخی نشان داده که در حدود10 میلیون آرای خاکستری که معمولا در انتخابات حضور پیدا نمی کنند در شرایط استثنائی که احساس خطر کنند در حمایت از جریان اصلاح طلب در انتخابات شرکت می کنند. این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری سال96 رخ داد. به نظر من اگر انتخابات سه یا چهار قطبی بود و سنسور های جامعه تحریک نمی شد احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود بیشتر می شد. در شرایطی که انتخابات به دور دوم کشیده می شد اعتماد به نفس رئیس جمهور کاهش پیدا می کرد و کمپین انتخاباتی ایشان دچار فروپاشی می شد و چه بسا اصولگرایان به پیروزی دست پیدا می کردند. اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری فاقد تحلیل و استراتژی بودند. دلیل این مسأله نیز این است که اصولگرایان همواره از رانت هایی برخوردار بوده اند که اصلاح طلبان فاقد آن هستند. به همین دلیل نیز اصلاح طلبان مجبور هستند به صورت واقعی در زمین بازی حاضر شوند. هنگامی که آقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کرد ترس نیروهای اجتماعی فروخفته را به اوج خود رساند. در نتیجه اصلاح طلبان با القای این تفکر که مردم ایران یا باید از حسن روحانی حمایت کنند تا وی ثبات مدیریت جامعه را حفظ کند و تعامل با جهان را افزایش بدهد یا اینکه رقیب به پیروزی برسد که در چنین شرایطی احتمال بازگشت تحریم ها و نابسامانی های داخلی وجود دارد. در نتیجه، مردم را به حمایت از آقای روحانی تشویق کردند و استراتژی اصلاح طلبان به موفقیت رسید.آیا رأی به آقای روحانی رأی سلبی و برای عدم پیروزی رقیب بوده است؟ چرا مردم در انتخابات اخیر به جای اینکه به صورت ایجابی در انتخابات شرکت کنند، تلاش می کنند یک طیف خاص در انتخابات به پیروزی دست پیدا نکنند؟رأی آقای روحانی با رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری بدون در نظر گرفتن10 میلیون آرا ...

ادامه مطلب  

باهنر وعده بازگشت ناطق نوری را داد  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه اعتماد گزارشی نوشت: گفت وگو با محمدرضا باهنر آسان نیست، نه از این جهت که او سیاستمدار دست نیافتنی باشد؛ بلکه از این جهت که او سیاستمداری است که از بیان سخنان صریح ابا دارد. در یک ساعت گفت وگوی من با او جز چند جمله محدود از جمله اینکه شورای نگهبان با رد صلاحیت ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر در جریان انتخابات مجلس دهم به آنها ظلم کرد یا قانون محدودیت ماهواره جوک است یا اینکه تعطیلی کنسرت های مجوزدار کار غلطی است؛ چندان جمله صریحی از او نشنیدم. چه آنجا که درباره لزوم بازنگری در جریان اصولگرایی و ربط این جریان با آزادی، حقوق شهروندی و امثال آن پرسیدم و چه آنجا که از تلاشش برای بازگرداندن ناطق به دنیای سیاست سوال کردم یا آنجا که گفت وگو به ورود زنان به ورزشگاه ها رسید، او در بیان مواضع صریحش ملاحظه داشت. بی دلیل هم نیست که او یکی از چهره های موثر جریان محافظه کار در ایران محسوب می شود؛ کسی که به قدرت لابی هایش در مجلس مشهور است و در پیش بینی اش از کاندیدای اصولگرایان در انتخابات ١٤٠٠ می گوید منتظر چهره کاریزما از سوی این جریان نباشید.شما چند وقت پیش گفتید که جریان اصولگرایی در حال دگردیسی است و شقه شقه شده است. اگر این جریان در حال دگردیسی است، در این صورت به چه نحوی قرار است خود را بازبینی کند؟اصولا جریان های سیاسی کشور ما، جریان های چارچوب دار و دارای موضع مستمری نیستند و لازمه وجود این جریان ها، تشکیل حزب است. اگر چند حزب فراگیر داشته باشیم و این احزاب هم صاحب داشته باشند، آن وقت هم موضع دارند، هم مانیفست دارند، هم بالاخره مرکزیت آنها روشن می شود. الان فعالیت های سیاسی در کشور ما جریانی و جناحی است و چارچوب های جناح ها هم چارچوب های صلبی نیستند. البته احزاب هم نباید صلب باشند. باید مقداری دینامیک باشند. باید بتوانند خوداصلاحی داشته باشند. هم ما تقریبا و هم رقبای ما هر انتخاباتی که پیش می آید، عمده ظرفیت صرف می شود برای اینکه بین خودمان به تفاهم برسیم. چه در انتخاب مجلس، چه در انتخابات ریاست جمهوری، شاید یک سال، دو سال بحث می کنیم که چطور با خودمان به تفاهم برسیم. بعد که حسابی سرمایه ما خرج و وقت ما تلف شد، آن وقت تازه وقت رقابت با رقیب می رسد. این کار را سخت می کند. اصولگرایان هم از این جریان مستثنا نیستند. بنابراین هر انتخاباتی که می گذرد، اول مقداری تحقیق می کنند که چه شد؟ اشکالات چه بود، گرفتاری ها چه بود، مواضع ما چه اشکالاتی داشت؟ بعد برای حل کردن اینها باز باید تلاش کنند. وحدت ها هم به قول مرحوم آیت الله مهدوی کنی، فلسفی نیست، بیشتر ائتلاف است و وحدت روی مواضع نیست.چون احزاب وجود ندارند، یک سری ائتلاف به وجود می آید، کاری انجام می شود و دوباره دفعه بعد هم ائتلاف تکرار می شود. این خیلی بهره وری را پایین می آورد. بنابراین من حرف همیشگی ام را می گویم که ما بالاخره در نظام مردمسالار دینی ناگزیر از این هستیم که چند حزب فراگیر شناسنامه دار داشته باشیم.من جواب سوال خودم را نگرفتم. بگذارید این طور بگویم اگر بخواهیم توصیفی از وضعیت موجود جریان اصولگرایی داشته باشیم، شما این جریان را در حال حاضر در چه نقطه ای می بینید؟ با توجه به شکست هایی که اصولگرایان در چند انتخابات اخیر داشته اند، اگر بخواهید از موقعیت فعلی اصولگرایی توصیفی داشته باشید، فکر می کنید اصولگرایی رو به افول گذاشته است؟ آیا نیاز به بازنگری در جریان اصولگرایی وجود دارد؟در هر صورت هر فعال سیاسی، طبیعی است که باید مرتبا مواضعش را مرور کند ادبیاتش را مرور کند، ساختارهایش را مرور کند، و به طور مرتب خودش را اصلاح کند. اما این هم که می گویید افول، این هم باز هیچ اشکالی ندارد. اصلا قدرت باید بگردد و هیچ اشکالی هم ندارد و اتفاقا حسن قضیه به همین است که گاهی اصولگرایان در قدرت باشند و گاهی اصلاح طلبان و چرخش نخبگان وجود داشته باشد، چرخش قدرت وجود داشته باشد. آن احزابی که می آیند و ماندگار می شوند در دنیا، اینها عموما کشورهای تک حزبی هستند.بنابراین این غیرطبیعی نیست و به اصطلاح برای ما هم اینطور نیست که احساس کنیم رو به افول هستیم و تمام شده هستیم، نه اصلا چنین چیزی نیست. کما اینکه اصلاح طلبان هم وضع شان همین طور است. مجلس دهم به نسبت مجلس نهم از نظر خط کشی ها، اصلاح طلب تر است ولی باز اصلاح طلبان حاکم نیستند. هنوز بالاخره کاندیدایی ندارند که اکثریت لازم را برای رای آوردن را داشته باشد. ما هم حتما تعدادمان به نسبت دوره قبل زیاد نیست. اصلا ممکن است جریانات هم عوض شوند. دیگر آن اصولگرایی که در گذشته به آن، اصولگرا می گفتند، ممکن است مقداری کیفیت مواضعش هم عوض شود و متعادل شود. اما نهایتا تصورم هم این است که بالاخره رویکرد مردم عموما به سمت اعتدال است. ما متاسفانه هم در اصولگراها آدم های تند رادیکال داریم، هم در اصلاح طلبان. اما مردم خیلی روی خوشی با تندروها ندارند. چه تندروهای اصلاح طلب و چه تندروهای اصولگرا.اگر اصولگرایی بخواهد به بازنگری و اصلاح خودش بپردازد، با توجه به تجربه ای که تا الان جریان های اصولگرا پشت سر گذاشتند، فکر می کنید مهم ترین مفاهیم یا روندهایی که باید مورد بازنگری قرار گیرند، چه مواردی است؟ مثلا اصولگرایان با بحث آزادی، حقوق شهروندی، مبارزه با فساد و... قرار است چه نسبتی برقرار کند؟همه جریان های سیاسی در کشور یک سری مانیفست های موقتی را تولید می کنیم، روی آن حرف می زنیم. بعد از آنکه به نتیجه هم رسیدیم، آن مانیفست ها یادمان می رود و به حاشیه می فرستیم یا از آنها صرف نظر می کنیم که خود این یکی از اشکالات است. نکته دیگری که وجود دارد اینکه، عموما در کشور ما همواره همه فعالان سیاسی دنبال یک سری چهره های کاریزما می گردند. دوست دارند یک چهره کاریزما برای خودشان درست کنند و این چهره هم بیشتر شخص حقیقی است. من فکر می کنم دوران اینکه دنبال چهره های حقیقی کاریزما بگردیم دیگر تمام شده است. مثلا در مورد اصولگراها، بالاخره ما چهره هایی داشتیم مثلا آیت الله مهدوی کنی که حالا دیگر ایشان نیست. یا در شخصی ها فردی داشتیم مثل مرحوم آقای عسگراولادی که ایشان نیست. الان اگر کسی بخواهد دنبال چهره ای بگردد که بتواند جای آقای مهدوی کنی بنشیند، فکر می کنم چنین چهره ای دیگر وجود ندارد. لازم هم نیست که دنبال چهره ای بگردیم که آن چهره بشود مراد و همه مرید آن فرد شوند. اگر کاریزما یا نفوذ، می خواهیم، ساختارهای مان باید ساختارهای نافذی باشند، ساختارهای محبوبی باشند، ساختار هایی که جلب توجه کنند، نه آدم ها.جریان اصولگرایی اگر بتواند منسجم باشد، می تواند کارش را پیش ببرد. مثلا فرق سال ٩٢ با سال ٩٦ این بود که سال ٩٢، آرای ما پراکنده شد، یکی از یاران ما ٧ درصد رای آورد، یکی ١٢ درصد رای آورد، یکی ١٤ درصد رای آورد. خود آقای دکتر روحانی زمانی می گفتند درست است که من ٥٠ درصد رای آوردم، ولی نفر بعدی من مثلا ١٧ درصد رای آورده است. ولی این دوره این اتفاق نیفتاد. این دوره همه آرای اصولگراها متراکم شد و یک نفر ٤٠ درصد رای آورد. باز هم تکرار می کنم که آن یک نفر ٤٠ درصد رای نیاورد. این ساختار، ٤٠ درصد رای آورد. این یک قدم به جلوست.منظورتان ساختار جمناست؟بله. البته نمی خواهم بگویم جمنا می تواند پایدار باشد، می تواند ماندگار باشد یا می تواند یک حزب باشد. باز خود جمنایی ها ادعای حزب بودن را ندارند. اما قدمی که برای انسجام برداشت، قدم موفقی بود. اگر این رویه بتواند ادامه پیدا کند، آن موقع می توان تصور کرد که این ٤٠ درصد رای می تواند ٥١ درصد شود ولی اگر رای ١٢ درصد باشد، آدم خیلی سخت است که کار کند و به ٥١ درصد رای برساند.بنابراین یکی از اصلاحات ما همان اصلاحات ساختاری است، یکی اینکه دنبال چهره های کاریزما نباید باشیم. خدا درجات شان را متعالی بگرداند، خود آقای هاشمی رفسنجانی که رفت، سرمایه خیلی بزرگی را از دست دادیم، اما به بن بست هم نمی رسیم. یک عده دیگر می آیند و کار می کنند و فعال می شوند. ممکن است دیگر تا آخر هیچ کس را پیدا نکنیم که مثل آقای هاشمی رفسنجانی شود. اما معنایش این نیست که هیچ مجموعه ای نتواند جای آقای هاشمی را پر کند. ممکن است یک ساختار بیاید و جای آقای هاشمی را پر کند. ما نیاز به این داریم. این را می خواهم بگویم که هم خودمان و هم اصلاح طلبان باید دقت کنند دنبال چهره کاریزما نباشیم. نکته دوم هم اینکه مانیفست هایی که تهیه می کنیم، باید شفاف و روشن باشد.مثلا فرض کنید آقای خاتمی، یک زمانی واژه ای را به کار بردند به نام جامعه مدنی. در همان زمان، از اصلاح طلبان تا اصولگراها از مدینه فاضله افلاطون گفتند تا مدینه النبی رسول اکرم(ص) تا مدینه لاییک. همه ترجمه ها در مورد جامعه مدنی بود. در حالی که ما توقع مان این بود که آن کسی که می گوید جامعه مدنی، تعریف کند این یعنی چه؟ بالاخره این مدینه النبی بود یا مدینه فاضله بود یا جامعه لاییک بود؟ آزادی را که می فرمایید، آزادی بالاخره نامحدود که نیست. در هیچ سنت و قانونی در هیچ فلسفه ای، آزادی نامحدود که ندارند. آزادی تا حدی است که به آزادی های دیگران لطمه نخورد. به منافع دیگران لطمه نخورد. این چارچوب آزادی را تعریف کنند. باز من از همین آزادی مثال بزنم، مثلا در مجلس ششم، عده ای از دوستان بودند، اصلاح طلبان تند و رادیکال بودند و به تعبیر ما ساختارشکن. تصور اینها این بود که با رای می توانند بعضی جاها در مقابل نظام بایستند. در حالی که اصلا در هیچ ترمینولوژی حقوقی در دنیا وجود ندارد که کسی یا مجموعه ای با رای، با رفراندوم بتواند در مقابل ساختار نظام بایستد. مجلس ها با هم رقابت می کنند، احزاب رقابت می کنند، دولت ها رقابت می کنند اما نظام با نظام نمی تواند رقابت کند. هیچ نظام کشوری نیست که اجازه دهد رقبای نظام بیایند و با آن رقابت کنند. آن موقع دیگر درگیری و جنگ است.یا عدالت! مثلا فرض کنیم در مورد عدالت یک نفر می آید و عدالت را تعریف می کند به برابری. عدالت برابری اگر به سمتش برویم، اقتصاد کمونیستی می شود. اقتصاد کمونیستی شکست خورده است، در دنیای امروز، اقتصاد بازار است. البته آنهایی که دموکراتیک تر و مردمی تر هستند، می گویند بازار و اجتماع. یعنی منافع اجتماعی، منافع کارگر، منافع کارمند جزء، منافع اینها هم باید تامین شود، ولی اقتصاد، باید اقتصاد بازار باشد. اقتصاد کمونیستی نمی شود.بنابراین آزادی، عدالت و این مفاهیم را در مانیفست هایی که می گویم، روشن کنیم. جالب است وقتی با هم مذاکره می کنیم، می بینیم اصلا ما با اصلاح طلبان، سر آزادی اختلاف نظری نداریم. هر دو گروه مان، چارچوب های آزادی را یک چارچوب می بینیم. اینها می تواند خیلی از مسائل را حل کند.بحث دقیقا بر سر همین است که این جریان می گوید من به عدالت یا به مقابله با ظلم اعتقاد دارم، به آزادی و به دموکراسی اعتقاد دارم. اما بزنگاه هایی است که اینها مخدوش می شود و از جریان اصولگرایی صدایی بلند نمی شود یا از همه این جریان صدایی بلند نمی شود مثلا در این جریان، آقای مطهری را داریم که نسبت به یکسری تضییع حقوق اساسی بلافاصله اعتراض می کند ولی همان مسائل از نظر بقیه اصولگراها مساله محسوب نمی شود. و حتی به همین دلیل او را از جریان اصولگرایی کنار می گذارند. می خواهم ببینم این پارادوکس ها چطور قرار است در جریان اصولگرایی حل شود و آیا اصلا قرار است این جریان به اینها فکر کند؟ یا مثلا در بحث دموکراسی که مثال زدید که این جریان هم معتقد است، می بینیم رقابت چندان آزادی به خاطر نگاه سختگیرانه شورای نگهبان صورت نمی گیرد و اصولگرایان هم در مقابل حذف خیلی از رقبای اصلاح طلب شان ساکت هستند...ببینید اگر کسی در جریان فتنه گفت که نخیر، ما فرض می کنیم کسی اعتقاد و باور دارد که حرکت سال ٨٨ سران فتنه، یک حرکت دموکراتیک بوده، ما این را دموکراتیک نمی دانیم. او با نظام مقابله می کند و مشکل به جای دیگر برمی گردد. آن طرفش هم نقدی به خودمان داشته باشم. حدود ١٢ هزار نفر در انتخابات مجلس دهم ثبت نام کردند. از این ١٢ هزار نفر، ٦ هزار نفرشان تایید و ٦ هزار نفرشان رد شدند. به ضرس قاطع به شما می گویم، در رسانه ها هم می گویم. از آن ٦ هزار نفری که رد شدند به ٤٠٠ تا ٥٠٠ نفر ظلم شد که آنها را تایید نکردند. از آن ٦ هزار نفری هم که تایید شدند، ٥٠٠-٤٠٠ نفرش به اشتباه تایید شدند. ساختار این است که شورای نگهبان با تشکیلات محدود، ظرف یک ماه باید ١٢ هزار دادگاه برگزار کند. ظاهرا متهمی وجود دارد. کسی را می خواهند از یک حق اجتماعی محروم کنند، قاعدتا باید حکم قضایی باشد. عرف این را می گوید. ظرف ٢٠ روز باید ١٢ هزار پرونده را رسیدگی کنند. آن هم چه پرونده هایی! به افراد می گویند شما صلاحیت سیاسی یا اعتقادی ندارید. خوب معلوم است که این ساختار نمی تواند هرچند آنها در حد توان خود، تلاش می کنند. اما جاهایی را هم دیگر متوجه نمی شود. حتی بعضی جاها دقت کنید، نمی گویند عدم صلاحیتش احراز شده است، می گویند صلاحیت فلانی احزار نشده است. معنای حقوقی اش این است که ممکن است صالح باشد ولی ما باورمان نشد که ایشان صالح باشد یا استدلال برای ما کافی نبود. حالا در نظر بگیرید، باز تکرار می کنم. از آن ٦ هزار نفری که رد شدند به حدود ٥٠٠ نفر ظلم شد که تایید نشدند و همین حدود هم تعدادی بی جهت تایید شدند. ما هم خبر داشتیم ولی مدارک و اسناد به دست شورای نگهبان نرسیده است. حالا یک فعال سیاسی، یک موقع می آید و علمی بلند می کند، مثل همین آقای مطهری و مدافع آن ٥٠٠ نفری می شود که به آنها ظلم شده و تایید نشدند. اما یک فعال سیاسی دیگر تمکین می کند به شورای نگهبان و می گوید اشکال از مای قانونگذار در مجلس است چراکه ما این ساختار را درست کردیم. ما این شورای نگهبان بیچاره را گیرش انداختیم که در ٢٠ روز باید بگویی یا بله یا نه. مقداری از تقصیرها گردن ما است که قانون را تصویب کردیم، نتوانستیم ساختاری را طراحی کنیم که شورای نگهبان درست کارش را انجام دهد. در محکمه یا دادگاه، برای اینکه قاضی به این برسد که طرف مجرم است و باید به پنج سال زندان برود، بعضی وقت ها یک محاکمه سه سال طول می کشد. دادگاه بدوی، تجدید نظر، دیوان عالی، ماده ١٨ که فرآیندش را می دانید. ما به شورای نگهبان گیر می دهیم که در همین ٢٠ روز نظرت را بده. من اصلا نمی خواهم بگویم که شورای نگهبان یا العیاذ بالله، خدا هستند و خطا ندارند. نه، ممکن است خطا داشته باشند اما حرفم این است که یک نفر آن نقطه ضعف را پیدا می کند و علم می کند و اتفاقا این عَلَم کردن در جامعه، رای ساز هم هست. من هم اگر آن روحیه را داشتم، از تمام بدن که سالم است، فقط به یک زخم بچسبم و آن را پررنگ کنم، بله این می تواند رای جمع کند ولی آیا این مروت است؟!منظورتان این است که امثال آقای مطهری که به این رویه اعتراض می کنند دنبال رای هستند و اعتراض می کنند؟به هر حال خیلی از مخالفت ها در جامعه ما رای آور است...ولی این مساله این است که اصلا اتفاقی نیست که ٩٠ درصد از ردصلاحیت شدگان همه اصلاح طلب باشند. می خواهم بگویم موضوع فقط به ساختار شورای نگهبان و کمبود وقت بر نمی گردد و اعتراض ها هم از این منظر است...خوب علتش این است که در مورد همان اصلاح طلبانی که می فرمایید، پایان مجلس ششم، حدود یک سوم اعضای مجلس ششم تایید نشدند. نماینده بودند و تایید نشدند. برای چه؟ برای اینکه تحصن کردند و گفتند می خواهیم مجلس را از عدد بیندازیم. این خیلی بد بود. در شرایطی که مجلس بعد از انفجار هفتم تیرماه سال ٦٠ جلسه داشت و تعدادی از نمایندگانی که مجروح شده بودند، در بیمارستان بودند و خیلی هم وضع شان خراب بود، اما با برانکارد آمدند در مجلس، برای اینکه مجلس، یک روز از رسمیت نیفتد. حالا صد نفر از نمایندگان تحصن می کنند و می گویند می خواهیم مجلس را از رسمیت بیندازیم. خیلی فرق می کند. این رفتن به جنگ نظام است. ممکن است بگویید این حرف شما تندروی است و شما که می گویید چرا اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند، خوب من هم می گویم بله، کسی که وارد انتخابات می شود، اگر از او در مورد فتنه پرسیدند باید بگوید من فتنه را محکوم می کنم. اگر فتنه را محکوم نکند، من هم می گویم صلاحیت ندارد. خیلی روشن است حالا هرچند شما هم قبول نداشته باشید.خوب این نگاه جالبی است که چون موضوعی از نظر شما روشن است پس درست هم هست. هرچند بقیه آن را قبول نداشته باشند. با این نگاه پس گفت وگو درباره نگاه اصولگرایانه به مفاهیمی مثل حقوق شهروندی و آزادی و... یا نیازی به بازنگری در جریان اصولگرایی بی مورد است...نه، ما حتما نیاز به بازنگری داریم. من گفتم باید بازنگری کنیم. باید مانیفست بنویسیم.می خواهم مشخص تر بگویید. مثلا خودتان فکر می کنید در چه مواردی این جریان باید بر اساس تعریف خودش از آزادی و حقوق شهروندی صدای اعتراضش بلند می شده اما نشده یا حتی فراتر از آن صدای معترض برخی چهره های درون خودش را تحمل نکرده...به همین دلیل است که من می گویم این جریان ها باید جریان های متشکل فراگیری شوند، مانیفست و موضع روشن داشته باشند. الان چون جناحی است، یک امام جمعه هم که در مثلا فلان شهرستان سخنرانی می کند، فوری یک خط کش می گذارند و می گویند او اصولگراست یا اصلاح طلب؟ بعد اگر اصولگرا بود، منِ بیچاره بدون اطلاع در تهران باید پاسخگوی سخنرانی آن آقای امام جمعه هم باشم. اگر اصلاح طلب هم باشد، یقه اصلاح طلب را می گیرند که فلان امام جمعه شما فلان حرف را زد. اصلا دروازه ندارد. مثلا خیلی صریح تر، رابطه سیاسی من و آقای احمدی نژاد. تقریبا همه می گویند اینها در یک جریان بودند. اما یک ذره که ریز می شویم، دو مساله است. نمی خواهم دفاع کنم. اولا ایشان زمانی که کاندیدای ریاست جمهوری شد، بنده رییس ستاد کسی دیگر بودم. معنایش این بود که ایشان را به عنوان رییس جمهور قبول نداشتم. بعد که مرحله دوم رفتند، باز به عنوان جبهه پیروان خط امام و رهبری بیانیه دادیم که هر کدام از اینها بیایند، نکات مثبت و نکات منفی دارند و اصولگراها، شما آتش به اختیار به هر کسی خواستید رای دهید. بعد که ایشان انتخاب شد و به ریاست جمهوری آمد، نخستین بودجه ای که به مجلس داد، دعوای کارشناسی ما با اینها شروع شد. بحث های کارشناسی بود نه بحث مواضع التقاطی و چیزهای دیگر. بحث های ما شروع شد. اما بالاخره بنده به عنوان آدمی که اسم من اصولگراست و آقای احمدی نژاد هم خاستگاهش اصولگرا بوده، ما تا ابد باید پاسخگوی آقای احمدی نژاد باشیم. در حالی که با بسیاری از کارهای او مخالف بودیم. و بالعکس، بعضی از وزیران بودند که اصلاح طلب بودند، هنجارشکن بودند آقای خاتمی هم ممکن است آنها را قبول نداشته باشد. آقای بهزاد نبوی هم آنها را قبول نداشته باشد ولی همیشه باید پاسخگو باشند. این اشکال نبود حزب است. ولی اگر حزب باشد، معلوم می شود که نقاط مماس من با مواضع آقای احمدی نژاد چیست؛ با مرحوم آقای عسگراولادی چیست یا با آقای روحانی چیست.البته شما از حامیان احمدی نژاد بودید آن زمان. مثلا شما سال ٨٦ گفته بودید «آرزوی دست نیافتنی ما آن بود که آیا دوباره اخلاق ایثار و بسیجی زنده می شود؟ که با آمدن احمدی نژاد ممکن شد»...خوب این مربوط به زمانی است که هنوز خیلی از مسائل درباره ایشان معلوم نشده بود. به هر حال حسن دولت ایشان عملکرد جهادی ایشان بود.در ادامه بحث قبلی اگر بخواهیم به شکل ملموس تر صحبت کنیم خود شما راجع به بحث برگزاری کنسرت یا ورود زنان به ورزشگاه ها، به عنوان یک فرد اصولگرا چه نگاهی دارید؟تعطیل کردن کنسرت ها مخصوصا آنهایی که خارج از فرآیند قانونی تعطیل می شود، حتما کار غیراصولی و بی ربطی است. من اصلا قبول ندارم. موضعم را هم صریحا روشن کردم. اما ممکن است کنسرتی می خواهد برگزار شود، شورای تامین استان که رییس این شورا، استاندار و رییس دادگستری و نیروهای نظامی هم حضور دارند، به این جمع بندی می رسند که این کنسرت اگر الان اینجا تشکیل شود، نمی توانیم امنیت آن را برقرار کنیم. خوب این تصمیم قانونی است و قانون باید اجرا شود. اما اگر کسی یک دفعه چون قدرت دارد، امضا دارد، ناگهان سه ساعت مانده به برگزاری کنسرت، بگوید در فلان سالن را پلمب کنید، خیلی حرف بی ربطی است و حتما ما باید موضع بگیریم و موضع هم گرفتیم.درباره ورود زنان به ورزشگاه چطور؟در مورد ورود زنان به ورزشگاه، باید بنشینند باز مسوولان امنیتی یا شورای عالی امنیت ملی یا شورای امنیت کشور، تصمیم گیری کنند و تصمیم خود را هم اجرا کنند.خوب آنها ظاهرا تصمیم گرفته اند؛ اما نظر شما را می خواهم بدانم...قبلا زمانی که دربی داشتیم، نتیجه دربی چه به نفع قرمزها می شد چه به نفع آبی ها می شد و چه مساوی می کردند، شیشه ها و صندلی صد اتوبوس شکسته می شد. البته یکی دو سالی است که دیگر این اتفاقات نمی افتد. اما در این شرایط تصور کنید که دختر و پسرها با هم بودند، چه اتفاقی می افتاد. معلوم است این را هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد.البته به ندرت شرایط به آن بحرانی که شما می گویید می شود...خوب حدش روشن نیست، یک موقع بود که می گفتند که طرف باید شش سال داشته باشد که به مدرسه برود و ثبت نام کند. اگر ٥ سال و ١١ ماه و ٢٩ روز داشت می گفتند نه. طرف می گفت ١ روز چه فرقی می کند، این دو روز چه فرقی می کند؟ این سه رو ...

ادامه مطلب  

نگاه روحانی به اصلاح طلبان بعد از چهار سال  

درخواست حذف این مطلب
فرارو: «دولت دوازدهم ادامه این دولت، دولت اعتدال و دولت اصلاحات است.» حسن روحانی این حرف را 23 اردیبهشت در سالن 12 هزار نفری آزادی تهران و در برابر چشم 20 هزار نفر هوادار خود بیان کرد، همان هوادارانی که شعار سر می دادند «درود بر روحانی، سلام بر خاتمی»، «روحانی دوستت داریم» و روحانی هم از آنها می خواست تا با شرکت در انتخابات به اعتدال و اصلاحات دوباره سلام کنند. شعار انتخاباتی روحانی دوباره ایران بود با این حال مواضعش نسبت به انتخابات چهار سال گذشته تند و تیزتر به نظر می رسد و خیلی ها تصور می کردند روحانی اگر به ریاست جمهوری اش ادامه پیدا کند می تواند به وعده های عملی نشده اش جامه عمل بپوشاند. خود او هم می گفت: «شما می گویید که چرا کلیدت بعضی از درها را باز نکرده است؛ من از شما می خواهم که بارأیتان به روحانی به او قدرت بازو بدهید.» اما این روزها اصلاح طلبان می پندارند زبان حالِ حسن روحانیِ دولت دوازدهم به اصلاح طلبان این است: دست از سر من بردارید! از سلام به اصلاحات تا یک کلمه «نشد»روحانی در انتخابات 29 اردیبهشت دوباره انتخاب شد اما گویا خبری از ادامه مسیر دولت اول او نبود. با گذشت سه ماه از آغاز دولت دوم روحانی، هرچند بسیاری از اصلاح طلبان هنوز معتقد به حمایت از روحانی هستند، اما انتقادات به دولت از سوی این جریان بسیار به چشم می خورد. بدنه اجتماعی اصلاح طلبان هم گویا دچار نوعی سرخوردگی و ناامیدی از روحانی شده است. این موضع گیری ها تنها در طول سه ماه اتفاق افتاده است. منتقدان علت اساسی تغییر نگاه خود به روحانی را تنها در یک جمله خلاصه می کنند؛ روحانی عوض شده است. به اعتقاد آنها، روحانی نگاهش را از سوی جریان حامی خود به سوی اصولگرایانی مثل لاریجانی چرخانده است و همین موضوع اساس همه رفتارها و تصمیم گیری های غیرقابل انتظار روحانی بوده است. اصلاح طلبان منتقد روحانی می گویند انتظار داشتند کابینه دوم روحانی چند وزیر زن داشته باشد اما روحانی تنها با یک کلمه «نشد» پرونده وزارت زنان را برای چهار سال دیگر بست. چهره های دیگری هم که خیلی محبوب این جریان سیاسی نبودند در کابینه سمت دار کابینه شدند. در کنار اینها عده ای از کمرنگ شدن نقش اسحاق جهانگیری در دولت دوم روحانی سخن می گویند. علی صوفی در این باره به فرارو گفته: با منصوب شدن محمود واعظی به ریاست دفتر رئیس جمهور می شود حضور کنونی آقای جهانگیری را تشریفاتی خواند. واعظی می خواهد به جریان اصولگرا چراغ سبز نشان دهد. یک کار برای چراغ سبز نشان دادن به آن جریان می تواند این باشد که آقای واعظی بخواهد آقای جهانگیری را دور بزند. حصری برای شکستن وجود ندارد! انتقاد دیگر اصلاح طلبان به روحانی که از سوی بدنه این جریان سیاسی مطرح می شود، موضوع حصر است. حامیان این جریان سیاسی در مبارزات انتخاباتی خواستار رسیدگی به موضوع حصر از سوی دولت شده بودند؛ وعده ای که از سوی حسن روحانی مطرح شد اما نه تنها نتیجه ای نداشته است بلکه هر از چندگاهی شایعاتی درباره وضع محدودیت جدید درباره سیدمحمد خاتمی شنیده می شود. همین دیروز بود که علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به کلی منکر اصل حصر شد. او در اظهاراتی گفته: واژه حصر واژه درستی نیست این آقایان مدنظر شما در حصر نیستند. اخیرا آقای کروبی درخواست کرد که آقای دوستی را ببیند و انجام شد.این اظهارات با واکنش حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی رو به رو شد. او گفته: فرد دیدارکننده با آقاى کروبى را نهادهاى امنیتى انتخاب کردند نه محصورین. حسین کروبی گفت: نخست برای آقای روحانی متاسف هستم که دبیر شورای امنیت ایشان این چنین در مورد حصر توضیح می دهد. آقای شمخانی در این اظهارات منکر حصر شده است. این سخن ایشان هم به استناد ملاقات یکی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با آقای کروبی است. وی تصریح کرد: برای آقای شمخانی نیز متاسف هستم که به جای آنکه بگوید در این ۵ سال برای رفع حصر چه کاری کرده صورت مساله را پاک می کند. آقای روحانی اگر وارد تعاملی با اصولگرایان شده اید، هر دو در اشتباهید صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و فعال سیاسی نیز در گفت و گویی که با فرارو داشته از نارضایتی و دلسردی 24 میلیون رای دهنده از روحانی سخن گفته است. او گفته: یک سرخوردگی و یک احساس ناامیدی گسترده، نه تنها در بین اصلاح طلبان، بلکه در بین آن 24 میلیونی که به آقای روحانی رای داده اند به وجود آمده است. در دولت اول به نظر می رسید که روحانی تلاش می کند تا پاسخ گوی مطالبات آن 19 میلیونی که به او رای داده اند، باشد. اما با کمال تاسف باید بگویم آقای روحانی هیچ اصراری ندارد که پاسخگوی مطالبات این 24 میلیون، دانشجویان، اصلاح طلبان و کسانی باشد که شبانه روز در ستادهای او فعالیت کردند. این استاد دانشگاه همچنین در نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور نیز نوشته: آقای دکتر روحانی، اگر به راستی وارد تعاملی با اصولگرایان شده باشید، هم شما و هم آنان سخت در اشتباهید. سرخوردگی از عملکرد شما زمینه را نه برای آقای دکتر علی لاریجانی و نه برای هیچ اصولگرای دیگری مهیا نخواهد کرد. بلکه راه را برای ظهور یک پوپولیسم دیگری همچون تیر۸۴ مهیا خواهد کرد. با این تفاوت که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر وجود ندارد تا پوپولیسم سال۱۴۰۰ وی را به عنوان سمبل اشرافیت به پای توده های محروم بیفکند. اتفاقاً نامزد پوپولیست۱۴۰۰جنابعالی، اصولگرایان میانه رو ازجمله برادران لاریجانی را مسبب فقر و فلاکت توده های محروم هدف قرار خواهد داد؛ دقیقاً همان موجی که آقای احمدی نژاد سال ۸۴علیه مرحوم هاشمی به راه انداخت. امتیازاتی که روحانی می دهد باعث ناامیدی مردم می شود علی تاجرنیا، فعال سیاسی اصلاح طلب درباره نوع ارتباط اصلاح طلبان و روحانی بعد از انتخابات اردیبهشت 96 به فرارو می گوید: گفتمان و ادبیات آقای روحانی کاملا یک گفتمان متفاوت و محافظه کارانه است. تغییر رویه ای که در دولت دوم آقای روحانی شکل گرفته، نه تنها برای سیاسیون که برای مردم هم ملموس است. اگر به ترکیب کابینه نگاهی بیندازیم و آن را با دولت گذشته آقای روحانی مقایسه کنیم می بینیم وزرای فرهنگی، آموزشی و سیاسی دولت حاکی از رویکرد محافظه کارانه دارد. بخشی از این مساله مشکلات اقتصادی، سیاسی، بین المللی و تغییر هیات حاکمه آمریکاست که شرایط را برای کشور دشوار کرده است. این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه می دهد: این موضوع تا حدودی قابل درک است و باید به آقای روحانی کمی حق داد. اما تجربه گذشته نشان می دهد وقتی دولتمردان خواسته اند بیشتر در تعامل با جناح مقابل باشند و فضای آرامی ر ...

ادامه مطلب  

مرحله نهایی رزمایش پیامبر اعظم آغاز شد  

درخواست حذف این مطلب
مرحله نهایی رزمایش پیامبر اعظم نیروی زمینی سپاه با اجرای عملیات توسط یگان ویژه صابرین در منطقه شمال شرق کشور آغاز شد.به گزارش ایسنا آخرین مرحله رزمایش امنیتی دفاعی پیامبر اعظم نیروهای شرکت کننده رزمایش عملیات دفاع از مرز در مقابل تهاجم دشمن اجرای آتش سنگین توپخانه بر ...

ادامه مطلب